<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>روحانیت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>سرکه‌ای که گندید</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/01/09/23452</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/01/09/23452&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حمید مافی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;437&quot; height=&quot;286&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/sheikh_fazlollah.jpg?1357967313&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حمید مافی &amp;minus; &amp;laquo;ما سرکه ریختیم، شراب شد&amp;raquo; روایت سیدمحمد طباطبایی از روحانیان دوران مشروطه است در واکنش به منازعه مشروطه&amp;zwnj;خواهان و مشروعه&amp;zwnj;خواهان و روایتی از تجربه&amp;zwnj;های ناکام ایرانیان برای حکومت قانون و تاسیس عدالت&amp;zwnj;خانه و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت رسیدن به دموکراسی. آن هنگام که مشروطه&amp;zwnj;خواهان خواستار حکومت قانون بودند و مشروعه&amp;zwnj;گرایان قید و بند اسلام بر قانون را در کنار آن می&amp;zwnj;خواستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به روایت حاکمان جمهوری اسلامی ایران، مشروطه ایرانی آن هنگام به بن&amp;zwnj;بست رسید که روشنفکران به دنبال کاهش نفوذ روحانیان رفتند و خواستار نادیده گرفتن &amp;laquo;فقه شیعی&amp;raquo; در قوانین شدند. آن&amp;zwnj;ها روحانیان را تنها برای آغاز مشروطه می&amp;zwnj;خواستند و پس از آن&amp;zwnj;که توانستند خواسته خود را بر دستگاه سلطنت تحمیل کنند، راه دیگر در پیش گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;میل به حکومتی سکولار که اساس آن نظام&amp;zwnj;های غربی بود، روحانیت سنت&amp;zwnj;گرای ایران را هراسان کرد. روشنفکران از آزادی بیان مطلق دفاع کردند و روحانیان سنت&amp;zwnj;گرا هم&amp;zwnj;چون شیخ فضل&amp;zwnj;الله نوری، آزادی بیان مطلق را مصداق عینی کفر گویی می&amp;zwnj;دانستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشروطه&amp;zwnj;خواهان به &amp;laquo;برابری همگان از هر مذهب و مسلکی در برابر قانون&amp;raquo; معتقد بودند و مشروعه&amp;zwnj;خواهان آن را &amp;laquo;خلاف موازین شرع&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانستند. شیخ نوری در اطلاعیه&amp;zwnj;ای که پس از رفتن به ری منتشر کرد، نوشت: &amp;laquo;با مجلس و مشروطیت همراه و همگام بودم تا وقتی که قصه حریت و آزادی در میان گذاشتند و رسم مساوات و برابری با سایر ملل و ادیان عنوان نمودند که خلاف ضرورت کتاب و سنت و آئین حضرت رسالت و اجماع فقهای امت است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همین نزاع&amp;zwnj;ها سرانجام راه را برای مشروطه&amp;zwnj;خواهان ناهموار کرد و سرانجام این دربار بود که با حمایت نیروی خارجی، مجلس را به توپ بست تا نخستین کنش جمعی ایرانیان برای حاکمیت قانون و استقرار عدالت&amp;zwnj;خانه سرانجامی خوش نیابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ترس همیشگی سنت&amp;zwnj;گرایان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر شیخ فضل&amp;zwnj;الله نوری را نماد عینی مشروعه&amp;zwnj;خواهان بدانیم که در دوره&amp;zwnj;های بعدی نیز تکرار شده و اندیشه و راه او، الگوی پیش روی رهبر فقید جمهوری اسلامی و سنت&amp;zwnj;گرایان حوزه&amp;zwnj;های علمیه بوده است، آن&amp;zwnj;گاه می&amp;zwnj;توانیم ریشه&amp;zwnj;های هراس همیشگی این گروه از تکرار مشروطیت در ایران را بیابیم. از نگاه آیت&amp;zwnj;الله خمینی، شیخ فضل&amp;zwnj;الله نوری تنها کسی بود که &amp;laquo;ایستاد مشروطه باید مشروعه باشد، قوانین باید قوانین&amp;zwnj;اسلام باشد در&amp;zwnj;&amp;zwnj;همان وقت که ایشان این امر را فرمود و متمم قانون اساسی هم از کوشش ایشان بود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او علت ناکامی مشروطه را در این می&amp;zwnj;بیند که روشنفکران در کارشان خدعه کردند: &amp;laquo;از اول که مشروطه را این&amp;zwnj;ها درست کردند این شیاطین که متوجه مسایل بودند روحانیون و مؤمنینی که تبع آن&amp;zwnj;ها بودند بازی دادند اینها را، خدعه کردند، متمم قانون اساسی را قبول کردند و این&amp;zwnj;ها، لیکن وقت عمل&amp;zwnj;، عمل نکردند به متمم قانون اساسی یعنی پنج نفرمجتهد در مجلس نیاوردند.&amp;raquo; و در جایی دیگر می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;ما باید از این تاریخ درس عبرت بگیریم که&amp;zwnj; مبادا یک وقتی در بین شما آقایان روحانیون&amp;zwnj;، بیفتند اشخاصی یا در بین مردم وسوسه کنند و خدای نخواسته آن امری که در مشروطه &amp;zwnj;اتفاق افتاده در ایران اتفاق بیفتد.&amp;raquo; و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت خطر اصلی که ممکن است آنچه که در مشروطه رخ داده را تکرار کند، کنار گذاشتن روحانیت می&amp;zwnj;داند: &amp;laquo;ببینید چه جمعیت&amp;zwnj;هایی هستند که روحانیون را می&amp;zwnj;خواهند کنار بگذارند&amp;zwnj;&amp;zwnj;همان طوری که در صدر مشروطه با روحانی این کار راکردند و این&amp;zwnj;ها زدند و کشتند و ترور کردند&amp;zwnj;&amp;zwnj;همان نقشه است&amp;zwnj;.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روحانیت سنت&amp;zwnj;گرا، سر سازگاری با علوم و قوانین غربی ندارد. می&amp;zwnj;ترسد از اینکه سرکه قانون&amp;zwnj;گرایی، ناگهان شراب سکولاریسم به بار آورد. برای همین همیشه هشدار می&amp;zwnj;دهد که خطر تکرار مشروطیت در راه است. یک بار در دوره&amp;zwnj;ای که سید محمد خاتمی سکاندار قوه مجریه شد و وعده اصلاحات و استقرار جامعه مدنی داد. از آزادی بیان سخن گفت و رسانه&amp;zwnj;های عمومی، شیوه نقد در پیش گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این هراس را می&amp;zwnj;توان در خاطرات مهدوی کنی به خوبی مشاهده کرد: &amp;laquo;در مورد انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم باید بگویم که بنده قبل از انتخابات دوره ششم احساس خطر می&amp;zwnj;کردم و گفتم احساس می&amp;zwnj;کنم که مشروطه دارد تکرار می&amp;zwnj;شود.&amp;raquo; چرا که به اعتقاد او؛ &amp;laquo;برخی از مدیران و مسئولان که در متن نظام و در دولت هستند و بودند، گاهی به طرفداری از دولت آقای هاشمی، رهبری را زیر سوال می&amp;zwnj;بردند و رهبری را مزاحم می&amp;zwnj;دیدند. من در این جریان که روز به روز پیش می&amp;zwnj;رفت احساس می&amp;zwnj;کردم که جریان، جریانی معمولی نیست از این رو در بعضی از سخنرانی&amp;zwnj;هایم گفتم که من واقعا احساس خطر می&amp;zwnj;کنم&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;همان احساس خطری که در مشروعیت می&amp;zwnj;شد بنابراین با صراحت گفتم که مشروطیت دارد برمی&amp;zwnj;گردد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصلاح&amp;zwnj;طلبان میانه&amp;zwnj;رو نیز در مجلس ششم تلاش کردند تا از دایره دخالت&amp;zwnj;های غیرقانونی رهبری و نهادهای مذهبی و نظامی در امور اجرایی و قانون&amp;zwnj;گذاری بکاهند. بحث بر سر قانون اصلاح مطبوعات و حکم حکومتی رهبر جمهوری اسلامی به مجلس نمونه بارزی از کوشش مجلس برای مصون ماندن از فرامین فراقانونی سلطان در قامت ولایت فقیه بود. علی اکبر موسوی خوئینی&amp;zwnj;ها، از نمایندگان مجلس ششم، در نطقی که به بازداشت او انجامید، خواستار پاسخگویی رهبر در برابر مجلس خبرگان شد. نمایندگان هم&amp;zwnj;چنین خواستار تحقیق و تفحص از نهادهای زیر نظر رهبری شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;شورای نگهبان؛ نگهبان خُم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رفتار مجلس ششم و دولت هفتم و هشتم، روحانیت سنت&amp;zwnj;گرای ایران را سخت نگران کرد که نکند تجربه مشروطیت بازگردد و این بارحکومت قانون به پایان دوران قدرت مطلقه روحانیت و ولایت فقیه بیانجامد. اگر در جنبش مشروطه، فقیهان عالیقدر امکان این را نیافته بودند که ناظر بر تطبیق قوانین با شرع باشند و سرکه شراب شده بود، این بار اما خم، نگهبانی نیرومند&amp;zwnj;تر داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جمهوری اسلامی ایران، شورای نگهبان به خوبی از عهده این وظیفه برآمده است. شورای نگهبان که از نگاه رهبر جمهوری اسلامی ایران، &amp;laquo;ضامن جلوگیری از تکرارتجربه انحراف در مشروطیت&amp;raquo; است، در انتخابات مجلس هفتم، نظارت استصوابی سخت&amp;zwnj;گیرانه&amp;zwnj;ای اعمال کرد و دستگاه حاکمیت نیز همه تلاش خود را به کار گرفت تا قوه مجریه در اختیار افراد مطیع و گوش به فرمانی قرار بگیرد که به دنبال ایجاد شکاف بیشتر میان نهادهای &amp;laquo;انتخابی&amp;raquo; و &amp;laquo;انتصابی&amp;raquo; نباشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گونه&amp;zwnj;ای که رهبر جمهوری اسلامی ایران در باره دلایل حمایت&amp;zwnj;های ویژه خود از دولت احمدی&amp;zwnj;نژاد گفته است: &amp;laquo;این دولت با دولت&amp;zwnj;های گذشته تفاوت دارد و فرق اساسی در این است که تلاش نمی&amp;zwnj;کنند حاکمیت دوگانه درست کند. در گذشته حرف دشمن القای حاکمیت دوگانه بود و در برخی ادوار هم برخی افراد دنبال القای این وضعیت در کشور بودند که دولت و مجلس در مقابل ولایت فقیه که محور نظام است، قرار دارد ولی الان این&amp;zwnj;گونه نیست. در شرایط کنونی اختلاف&amp;zwnj;نظر هست و من هم برخی مسائل را قبول ندارم اما الان اگر رهبری چیزی بگوید، رئیس جمهور می&amp;zwnj;پذیرد و به آن عمل می&amp;zwnj;&amp;zwnj;کند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما نمایان شدن شکاف میان قوه مجریه و نهاد رهبری و مراجع مذهبی زمان زیادی نبرد. هر چه که مجلس&amp;zwnj;نشینان گوش به فرمان بودند و پیش از صدور حکم حکومتی به دنبال کشف نیت و اراده رهبری رفتند، دولت راه دیگری در پیش گرفت. نافرمانی در مقابل حکم حکومتی و خانه&amp;zwnj;نشینی یازده روزه بهانه خوبی بود تا حامیان سرسخت دولت، سنگر عوض کنند و رئیس دولت را منحرف و تحت تاثیر دیگران بخوانند که&amp;zwnj;&amp;zwnj;همان راهی را می&amp;zwnj;رود که پیش از او دیگران رفته&amp;zwnj;اند و به نتیجه نرسیده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر روزنامه جمهوری اسلامی پیش از انتخابات خرداد ۸۸ هشدار داد که خطر تکرار مشروطه در راه است، دیگران یک سال بعد متوجه شدند که این خم هم سرکه به بار نیاورده است. مخالفت&amp;zwnj;های&amp;zwnj;گاه و بی&amp;zwnj;گاه دولت با دیدگاه مراجع سنت&amp;zwnj;گرا، دستور رئیس دولت برای حضور بانوان در ورزشگاه&amp;zwnj;ها، حمایت&amp;zwnj;های رئیس دولت از اسفندیار رحیم مشایی که زبان به ستایش مکتب ایرانی گشوده بود، برای روحانیت سنت&amp;zwnj;گرای ایرانی آن قدر سخت بود که زبان به انتقاد باز کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما این بار هاشمی رفسنجانی بود که در باره خطر تکرار تاریخ هشدار داد: &amp;laquo;حوادث تلخ و شیرین مشروطه آموزه&amp;zwnj;های فراوانی برای احتمال تکرار دارد که رگه&amp;zwnj;های آن را امروزه در برنامه پیچیده روحانیت&amp;zwnj;ستیزی و کانون&amp;zwnj;گریزی و مردم&amp;zwnj;فریبی می&amp;zwnj;بینیم. برنامه&amp;zwnj;ای که حتی متصلبین اصول&amp;zwnj;گرا و اصلاح&amp;zwnj;طلب را به اعتراف و هشدار واداشته که مبادا مشروطه تکرار شود. مگر غیر از این است که دشمنان ایران از نردبان محبوبیت روحانیت و دانشگاهیان در نزد مردم بالا رفته&amp;zwnj;اند و در مشروطه مصادر قدرت را فتح کرده&amp;zwnj;اند و آن&amp;zwnj;گاه پرچم حاکمیت را به دست شاگردان غرب&amp;zwnj;زده مکتب خویش داده&amp;zwnj;اند؟ و مگر نه این است که امروزه نیز در انقلاب اسلامی که با پیشتازی روحانیت و رهبری بی&amp;zwnj;نظیر یک مرجع عام به پیروزی رسیده&amp;zwnj;ایم، بی&amp;zwnj;محابا و بدون انصاف ناکارآمدی روحانیت را فریاد می&amp;zwnj;زنند؟&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;و سپس نوبت به مهدوی کنی رسید که پس از سال&amp;zwnj;ها یک بار دیگر در باره خطر تکرار مشروطه هشدار بدهد: &amp;laquo;روحانیت و ولی فقیه اساس کار است و آن&amp;zwnj;ها اجازه نمی&amp;zwnj;دهند ماجرای مشروطه تکرار شود. اگر احمدی&amp;zwnj;نژاد کنار رود هیچ اتفاقی نمی&amp;zwnj;افتد، اما اگر قرار بر رفتن روحانیت باشد، همه چیز فرو می&amp;zwnj;پاشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بازگشت به تاریخ&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سی و چهار سال از استقرار جمهوری اسلامی و بیش از یک قرن از تجربه مشروطیت می&amp;zwnj;گذرد، اما روحانیت سنت&amp;zwnj;گرای ایران هم&amp;zwnj;چنان نگران تکرار مشروطه است و هراس دارد از اینکه به نام &amp;laquo;حریت&amp;raquo; و &amp;laquo;مساوات&amp;raquo;، هر چه را که این سال&amp;zwnj;ها اندوخته است&amp;nbsp; از دست بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حاکمان جمهوری اسلامی از اینکه علوم غربی در دانشگاه&amp;zwnj;های ایران تدریس می&amp;zwnj;شود، هراسان هستند و برای همین، اسلامی کردن علوم انسانی پروژه همیشگی دستگاه حکومتی است. دستگاه قضایی هم&amp;zwnj;چنان به&amp;zwnj;خلاف آنچه که در قانون اساسی آمده، مستقل نیست و پس از این&amp;zwnj;که صادق لاریجانی بر مسند ریاست قوه قضائیه نشسته است، احکام اسلامی بیشتری به اجراء گذاشته می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روحانیت اگر چه در ظاهر، نقش کمتری در حکومت دارد، اما نهاد روحانیت همچنان قدرت پشت پرده سیاست در ایران به شمار می&amp;zwnj;آید که این بار پیوندی مستحکم با نهاد&amp;zwnj;های نظامی نیز برقرار کرده است. سنت&amp;zwnj;گرایان نگران هستند که علوم غربی و گردش آزاد اطلاعات، به برقراری یک فرهنگ و رفتار غیردینی در ایران بیانجامد و روحانیت که در سال&amp;zwnj;های گذشته بخشی از اعتبار عمومی خود را از دست داده، از قدرت کنار گذاشته شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای همین اگر مشروعه&amp;zwnj;خواهان در جنبش مشروطیت، &amp;laquo;سستی&amp;raquo; کردند و نایستادند، این بار روحانیت نباید کوتاه بیاید. به گونه&amp;zwnj;ای که رهبر فقید جمهوری اسلامی گفته است: &amp;laquo;اگر روحانیون&amp;zwnj;، ملت&amp;zwnj;، خطبا، علما، نویسندگان&amp;zwnj;، روشنفکران متعهد سستی بکنند و از قضایای صدر مشروطه عبرت نگیرند به سر این&amp;zwnj;انقلاب آن خواهد آمد که به سر انقلاب مشروطه آمد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر طرفداران حاکمیت قانون در ایران از تجربه مشروطیت درس نگرفتند، روحانیت سنت&amp;zwnj;گرای ایرانی آموخت که نباید اجازه دهد آنچه که روشنفکران در مشروطه کردند، تکرار شود. در این راه نیز راه&amp;zwnj;کاری بهتر از حکومت دینی نیافته است. حکومتی که در آن روحانیت نقشی برجسته&amp;zwnj;تر از دیگران دارد و نهادهای مذهبی فرا&amp;zwnj;تر از قانون، حکم نانوشته را به اجرا می&amp;zwnj;گذارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ساختار حکومت جمهوری اسلامی، برای این&amp;zwnj;که تجربه مشروطه تکرار نشود، نقش اولی به نهادهای مذهبی و شورای نگهبان سپرده شده، تا چشم از خم برندارند و نگذارند سرکه، شراب شود. اگرچه تجربه احمدی&amp;zwnj;نژاد نشان داد که همه مراقبت&amp;zwnj;های آنان این بار خمی دیگر به جای گذاشته که اگر میل به شراب شدن ندارد، سرکه هم نیست. انباشته&amp;zwnj;ای &amp;laquo;نمک&amp;zwnj;آلود&amp;raquo; می&amp;zwnj;ماند که گویی چاره&amp;zwnj;ای جز دور ریختنش وجود ندارد. برای همین، شاید ضروری است که حاکمان یک بار دیگر تاریخ مشروطیت را از دریچه&amp;zwnj;ای دیگر بنگرند و به این فکر کنند که چرا هم&amp;zwnj;چنان، قانون&amp;zwnj;گرایی، عدالت&amp;zwnj;خانه، حریت و مساوات خواسته ملتی است که تجربه&amp;zwnj;های ناکام کم ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;عکس&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شیخ فضل الله نوری&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/01/09/23452#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450">روحانیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18393">سنت‌گرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%A8%D8%A7%D9%86">شورای نگهبان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18394">شیخ فضل‌الله</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18396">عدالتخانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C">علوم انسانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18397">فقه شیعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2121">قانون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18395">مساوات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4750">مشروطه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18392">مشروعه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1520">مهدوی کنی</category>
 <pubDate>Wed, 09 Jan 2013 08:16:25 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23452 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>روحانیت و مسئله مرغ</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/28/17589</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/28/17589&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    امین بزرگیان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/makrem-morgh.jpg?1343842165&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;امین بزرگیان &amp;minus; آیت الله ناصر مکارم شیرازی در جلسه تفسیر موضوعی قرآن در قم اشاره&amp;zwnj;ای داشته است به بحران قیمت مرغ در کشور. او گفته است:&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در مورد مواد غذایی که وضع فوق العاده&amp;zwnj;ای پیدا کرده شنیدیم به دستور رهبری عده&amp;zwnj;ای از مجلسیان، دولتیان ودیگران نشسته&amp;zwnj;اند فکری بکنند. و واقعا باید فکری شود که مردم در زحمت نباشند. مردم هم نباید خیلی اصرار داشته باشند در بعضی چیزها. به عنوان مثال ما می&amp;zwnj;بینیم که عده زیادی درباره مثلا قیمت مرغ دارند فریاد می&amp;zwnj;کشند. حالا اگر آدم مرغ نخورد چه می&amp;zwnj;شود؟ ...آسمان به زمین می&amp;zwnj;آید، زمین به آسمان می&amp;zwnj;رود؟ اکثریت قریب به اتفاق اطبا می&amp;zwnj;گویند مواد گوشتی غذای مناسبی برای انسان نیست....&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سخنان آیت الله معانی قابل توجهی دارد که می&amp;zwnj;تواند وضعیت امروز روحانیت را در تاریخ اسلام نوع شیعه نشان دهد. پیش از آن بیراه نیست اشاره&amp;zwnj;ای تاریخی داشته باشیم به مواجهه روحانیت با مسئله کمبود مواد غذایی در حدود صد سال قبل.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از سرمنشأ&amp;zwnj;های انقلاب مشروطه به قضیه کمبود مواد غذایی در ماه&amp;zwnj;های میانی ۱۲۸۴ و صدارت عین الدوله بر می&amp;zwnj;گردد. تشدید بحران اقتصادی و قحطی کشور و به تبع آن فلک کردن بازاریان در بازار باعث شد که بازرگانان و علمای روحانی با تشکیل اجتماعات در مساجد شهر و حرم عبدالعظیم خواستار کناره&amp;zwnj; گیری عین&amp;zwnj;الدوله شوند. بی توجهی مظفرالدین شاه و ادامه صدارت عین الدوله باعث شد که اعتراضات مردم که حمایت روحانیون را با خود داشتند، افزایش یابد. در این میان عده زیادی از علما و روحانیون از جمله سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی در اعتراض به قم مهاجرت کردند. از سویی دیگر گروه زیادی از کسبه و بازرگانان تهران نیز در تیر ۱۲۸۵ در سفارت انگلیس متحصن شده و عزل عین&amp;zwnj;الدوله و بازگشت علما به تهران و بالاخره تأسیس عدالتخانه را خواستار شدند. پس از چندی شاه عین&amp;zwnj; الدوله را برکنار کرد و فرمان تأسیس عدالتخانه و چندی بعد دستور شکل&amp;zwnj;گیری مجلس شورای ملی را امضا نمود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تفاوت دستگاه روحانیت با اسلاف خود ناشی از چیست؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روحانیت در دوره جدید به دلایل متعددی جایگاه واقعی و نمادین اش را از دست داده است. در واقع یکی از مهمترین ویژگی&amp;zwnj;های عصر جدید، افول کلیسا و نهاد دین و روحانیت است. این افول، مناسبات نهاد دین و دستگاه روحانیت را با جهان اطرافش به کلی تغییر داده است.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; href=&quot;#_ftn1&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تز حکومت دینی و اسلام سیاسی یکی از مهمترین عکس العمل&amp;zwnj;های روحانیت به&amp;nbsp; افول وجهه خود است. به میزانی که قدرت نمادین روحانیت در جامعه افول می&amp;zwnj;کند، میل این دستگاه به کسب ابزارهای قدرت دولتی بیشتر می&amp;zwnj;شود. در واقع میل روحانیت به قدرت دولتی و هضم شدن اش در دولت، بازتاب افول قدرت اجتماعی آن است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روحانیت دیگر هیمنه دوران گذشته را ندارد. در جهان پیشامدرن، روحانیون همان عالمان بودند و دانش تنها در اختیار آنها بود. از سویی دیگر به سبب جایگاه دین در جهان بینی افراد، روحانیون از جایگاه نمادین فوق العاده&amp;zwnj;ای برخوردار بودند تا حدی که بر تمامی گروه&amp;zwnj;های اجتماعی جایگاه سروری داشتند.عقلانیت جدید، اعتبار و جایگاه روحانیون را بسیار تضعیف کرده است. علوم جدید و دستاورد هایش، دانشمندان و مدیرانی را به همراه داشته که در سلسله مراتب اجتماعی توانسته&amp;zwnj;اند جایگاه روحانیون را ازآنها بگیرند. همچنین خرد جدید سازنده جهان بینی&amp;zwnj;هایی بوده است که جهان بینی تکین دینی را متزلزل ساخته&amp;zwnj;اند. به تعبیر جامعه شناسانه، روحانیت دیگر تنها گروه مرجع نیست و به مرور مراجعانش را از دست داده است. این افول، عکس العمل&amp;zwnj;های متفاوتی از سوی دستگاه روحانیت را در بر داشته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تز حکومت دینی و اسلام سیاسی یکی از مهمترین عکس العمل&amp;zwnj;های روحانیت به این افول است. به میزانی که قدرت نمادین روحانیت در جامعه افول می&amp;zwnj;کند، میل این دستگاه به کسب ابزارهای قدرت دولتی بیشتر می&amp;zwnj;شود. در واقع میل روحانیت به قدرت دولتی و هضم شدن اش در دولت، بازتاب افول قدرت اجتماعی آن است. دولت مدرن در ایران از زمان رضا خان بدین سو همواره جایگاه روحانیت را تضعیف کرده و روحانیون می&amp;zwnj;دیده&amp;zwnj;اند که هر روز از اعتبار و سروری شان کاسته می&amp;zwnj;شود. این موضوع، مقدمات اندیشه تسخیر دولت و ایده اسلام سیاسی را برای روحانیت مهیا ساخت. انقلاب اسلامی و تسخیر نهاد دولت توسط روحانیون عکس العملی بود به آنچه مدرنیته و ظواهرش با دستگاه روحانیت می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از دوره کوتاهی پس از احیای جایگاه نمادین روحانیت به سبب تسخیردولت، دوباره روحانیت در بین طبقات گسترده&amp;zwnj;ای از جامعه به وضعیت ضعف افتاد. روحانیت اکنون نمی&amp;zwnj;تواند توتون و تنباکو را &amp;quot;بای نحو کان محاربه با امام زمان&amp;quot; تحریم کند به گونه&amp;zwnj;ای که تمام جامعه و حتی زنان دربار فرمانش را اجرا کنند. این تراما را روحانیت، امروزه سعی می&amp;zwnj;کند با قدرت قاهره و انتظامی دولت که در اختیار دارد، جبران سازد. فرمان آمیخته به دین برای رعایت حجاب، کمتر شنونده&amp;zwnj;ای دارد پس دست به دامان گشت&amp;zwnj;های ارشاد می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گشت&amp;zwnj;های ارشاد، نشانی هستند از افول و یا به تعبیر &amp;quot;حامد عبدالصمد&amp;quot; زوال اسلام سیاسی.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; href=&quot;#_ftn2&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در واقع دستگاه دین در فرایند افولش از جهان بینی معنوی به نوعی فرمان سیاسی تغییر چهره می&amp;zwnj;دهد. این پر زور شدن ظاهری در حقیقت نشانی است از کم زور شدن واقعی آن. حامد عبدالصمد می&amp;zwnj;نویسد: &amp;quot;آن چه غرب به عنوان تجدید حیات جهان اسلام تعریف می&amp;zwnj;کند در حقیقت فقط حجابی است که زوال این دین در پس آن جریان دارد. تاکید خشونت آمیز بر نمادهای اسلامی در حقیقت چیزی نیست مگر نشانه&amp;zwnj;ای از عقب نشینی دین.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ناصر مکارم شیرازی درحول و حوش مسئله کمبود و گرانی مرغ با ارجاع به علم پزشکی مدرن، برخلاف روحانیت صد سال پیش، نارسایی&amp;zwnj;های دولت را سعی می&amp;zwnj;کند سرپوشی بگذارد و از مردم می&amp;zwnj;خواهد که به این نارسایی&amp;zwnj;ها اعتراض نکنند. این جملات وضعیت دستگاه روحانیت را نشان می&amp;zwnj;دهد. دستگاهی که با هضم شدن در دولت مدرن و عقب نشینی در برابر علم جدید سعی می&amp;zwnj;کند افول خود را به نوعی جبران کند تا بتواند همچنان در برابر روح مدرنیسم مقاومت کند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پروژه دینی سازی جامعه که توسط دولت انجام می&amp;zwnj;شود پاسخی است به افول مرجعیت دستگاه روحانیت. این پاسخ به میزان این افول، هیستریک&amp;zwnj;تر و خشن&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود. در یک پهنای بزرگتر، بنیادگرایی اسلامی و چهره خشن اش، بیشتر از آنکه نشانی از قدرت&amp;zwnj;مندی نهاد دین باشد از ضعف و ترس مفرط آن در برابر پروژه&amp;zwnj;های رقیب خبر می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;وقتی در تحقیقات الیزابت کابلر- راس، روانشناس و مرگ پژوه، می&amp;zwnj;بینیم که اولین واکنش انسان&amp;zwnj;ها به مرگ قریب الوقوع اشان (خبر بیماری غیر قابل درمان ) پس از خروج از شوک و کرختی، خشم است در می&amp;zwnj;یابیم که بسیاری از خشونت&amp;zwnj;های دینی ناشی از ترسی است که دستگاه دین به سبب در خطر افتادن جایگاه نمادین اش با آن روبروست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;یکی دیگر از عکس العمل&amp;zwnj;های روحانیت به افول جایگاهش در دوران جدید، عقب نشینی&amp;zwnj;های معرفتی اوست. روحانیت در دوره جدید نسبت به علم مدرن عقب نشینی کرده است. استیلای علوم فنی و پزشکی جدید، تاثیرات شدیدی بر فقاهت گذاشته است تا جایی که روحانیت به منطق آن گردن نهاده است. فقاهت در مرکز تاریخ اسلام قرار گرفته و بی شک شناخت وضعیت آن در شناخت آن چیزی که ما در کل، تمدن اسلامی (با وجود تمام تفاوت&amp;zwnj;های جغرافی و فرهنگی اش) نام می&amp;zwnj;بریم، بسیار کلیدی است. محمد عابدالجابری در &amp;quot;نقد عقل عربی&amp;quot; می&amp;zwnj;نویسد: &amp;quot; اگر روا باشد تمدن اسلامی را به نام یکی از فرآورده هایش بنامیم باید بگوییم، تمدن اسلامی&amp;laquo;تمدن فقه&amp;raquo; است؛ درست به همان معنایی که می&amp;zwnj;توان به تمدن یونانی &amp;laquo;تمدن فلسفه&amp;raquo; گفت و تمدن اروپای معاصر را &amp;laquo;تمدن علم وتکنولوژی&amp;raquo; خواند. در واقع هنگامی که به فرآورده&amp;zwnj;های فکری تمدن اسلامی می&amp;zwnj;نگریم می&amp;zwnj;بینیم که فقه بی هیچ رقیب و منازعی در مقام نخست نشسته است.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; href=&quot;#_ftn3&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span&gt; برای همین می&amp;zwnj;توان وضعیت فقه را دما سنج وضعیت آنجایی نام برد که به اسم جهان اسلام متداول است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;خوب می&amp;zwnj;دانیم که به هیچ عنوان امروزه علمای دینی ضدیتی را که با علوم انسانی مدرن دارند نسبت به علوم تجربی و فنی ندارند. آنها گشودگی فوق العاده&amp;zwnj;ای نسبت به این علوم دارند در حالیکه آبای کلیسای مسیحیت در مخالفت با علم ودانش جدید به همان اندازه علوم انسانی سخت گیر بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مثلا اگر بدانیم که تا یک دهه پیش هنوز کلیسای کاتولیک به طور رسمی نپذیرفته بود که این زمین است که به دور خورشید می&amp;zwnj;چرخد، اهمیت قضیه و تفاوت آن با علمای اسلام برای ما روشن تر می&amp;zwnj;شود. به مرور زمان، از مقاومت و مخالفت روحانیت درجه اول با دستاوردهای علمی وپزشکی جدید کاسته شده و تاجایی پیش رفته که نمونه&amp;zwnj;های بسیاری می&amp;zwnj;توان از تاثیر هژمونی علم جدید (مدرنیزاسیون) بر احکام فقهی را مشاهده کرد. به عنوان مثال حکم فقهی حرام بودن سیگاری شدن توسط ناصرمکارم شیرازی و مکروه بودن استعمال تریاک توسط اکثر مراجع با این توجیه که برای انسان مضر است و هرچه مضر است حرام است، در پیرنگ خود گویای این عقب نشینی است.&amp;nbsp;هرچند هیچ گاه در طول تاریخ، روحانیت اسلام با پزشکی سر نزاع نداشته است اما بی شک این مضر بودن را نظام پزشکی جدید به دستگاه فقاهت یاد داده است وگرنه تا نیم قرن پیش به هیچ عنوان همچنین حکمی را درباره این موضوع نمی&amp;zwnj;توانستیم پیدا کنیم. آنچه ازپزشکی در کتب کلاسیک فقهی انعکاس یافته، با پزشکی مدرن هیچ نسبتی ندارد. در واقع شاهد شکاف قابل توجهی هستیم بین کتب کلاسیک فقهی و استفتائات تازه فقها درباره مسایل پزشکی و تکنولوژیک، شکافی که هیچگاه در علوم ومعارف انسانی آن را نمی&amp;zwnj;بینیم. حتی روشنفکران مذهبی نیز نتوانستند کمترین اثرقابل توجهی در تحول نظام فکری دستگاه فقه ایجاد کنند کاری که پزشکان و متخصصان به طور گسترده - با کمترین تلاش - انجام داده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;موضع تسلیم، موضع ارشاد و تحکم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ناصر مکارم شیرازی در سخنرانی چند روز گذشته استناد می&amp;zwnj;کند به دانش پزشکی مدرن. این استناد در واقع پذیرش سروری علم مدرن است. او می&amp;zwnj;گوید اغلب پزشکان بر این باورند که مواد گوشتی غذای مناسبی نیستند. لازمه این عقب نشینی، حذف یا تخفیف بخش قابل توجهی از مبانی فقهی است که در طول تاریخ روحانیت مورد توجه بوده است. مثلا در &amp;quot;وسائل الشیعة فی تحصیل مسائل الشریعة&amp;quot; اثر &lt;a title=&quot;شیخ حر عاملی&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%AD%D8%B1_%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C&quot;&gt;&lt;span&gt;شیخ حرّ عاملی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;از علمای قرن یازدهم هجری قمری، که در برگیرنده مهمترین احادیث &lt;a title=&quot;فقه&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%82%D9%87&quot;&gt;&lt;span&gt;فقه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;شیعه در أبواب مختلف است و همواره مورد استناد علمای اسلام قرار گرفته ، در فصلی بنام باب اللحم (درباره گوشت خوردن) از پیامبر اسلام روایت شده است که: &amp;quot;&lt;span&gt;بر شما باد خوردن گوشت ، چون گوشت ، گوشت می&amp;zwnj;آورد . هر کسی چهل روز بر او بگذرد و در آن فاصله گوشت نخورده باشد بدخلق خواهد شد . و هر کسی بدخلق شد به او گوشت بخورانید.&amp;quot; (وسائل ۱۷/۲۶) &lt;/span&gt;و یا: &amp;quot;&lt;span&gt;هر کسی چهل روز بر او بگذرد و گوشت نخورده باشد باید قرض الحسنه بگیرد و گوشت بخورد.&amp;quot; (وسائل /همان) در کتاب &amp;quot;اصول کافی&amp;quot; هم از امام صادق روایت شده است :&lt;/span&gt; &amp;quot;&lt;span&gt;گوشت باید هر سه روز یکبار خورده شود که در ماه می&amp;zwnj;شود ده بار ، نه بیش از این.&amp;quot; (کافی - ۵/۵۱۱ )&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;مکارم شیرازی این احادیث را با ارجاع به علم مدرن به طاق نسیان سپرده است، اتفاقی که در مناسبت با علوم انسانی رخ نمی&amp;zwnj;دهد. مثلا نمی&amp;zwnj;شنویم که یکی از روحانیون درجه اول با استناد به جامعه شناسی یا علوم سیاسی، بخشی از فقه را نادیده بگیرد. روحانیت، پرنسیپل&amp;zwnj;های سنتی خود را در برابر علوم انسانی مدرن و متفکرانش حفظ کرده و در برابر آن همچنان در موضع ارشادی است. محمد تقی جعفری به برتراند راسل به هدف ارشاد نامه می&amp;zwnj;نویسد و یا مرتضی مطهری در متون متعدد خود از جهان بینی اسلامی در برابر جهان بینی غربی با نقد متفکران آن دفاع می&amp;zwnj;کند. در واقع اعتماد به نفس تضعیف شده دستگاه روحانیت در برابر مدرنیزاسیون همچنان دربرابر مدرنیسم باقی مانده است. به همین خاطر است که در حکومت دینی، انرژی اتمی و موشک و سد و بیمارستان&amp;zwnj;های مجهز با آغوش باز پذیرفته وبر روی آن سرمایه گذاری می&amp;zwnj;شود و دانشمندانش بر قدر می&amp;zwnj;نشینند اما علوم انسانی هر روز تحدید تر می&amp;zwnj;شود. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فقاهت به این معنا مدرن شده است و با علم جدید آشتی پنهانی کرده است. حضور فقه در قدرت سیاسی هم به این مسئله شتاب بخشید. دولت- ملت&amp;zwnj;ها نیازمند تکنیک مدرن&amp;zwnj;اند و بدون تکنیک مدرن عملا ایجاد دولت ناممکن است. پس از انقلاب دستگاه فقاهت که باساختار سیاسی آمیخته شد، هرچه بیشتر خودش را با صدای ماشین بخار و قیچی جراحان هماهنگ ساخت. دستگاه فقاهت تساهل بی نظیری را نسبت به سفینه و موشک واتومبیل و نجوم و باکتری شناسی از خود نشان داد و گریبان حکمت مدرن را هرچه بیشتر فشرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این وضعیت چیز عجیبی نیست که زشت&amp;zwnj;ترین نتایج دنیای جدید و سرمایه داری همچون مصرف گرایی افسار گسیخته را در کشورهای اسلامی شاهدیم بدون اینکه از مکانیزم&amp;zwnj;های فرهنگی مدرن که جهان غرب برای تعدیل فضای اجتماعی خود در برابر آن صورت بندی کرده است، بهره مند باشیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;ناصر مکارم شیرازی درحول و حوش مسئله کمبود و گرانی مرغ با ارجاع به علم پزشکی مدرن، برخلاف روحانیت صد سال پیش، نارسایی&amp;zwnj;های دولت را سعی می&amp;zwnj;کند سرپوشی بگذارد و از مردم می&amp;zwnj;خواهد که به این نارسایی&amp;zwnj;ها اعتراض نکنند. این جملات وضعیت دستگاه روحانیت را نشان می&amp;zwnj;دهد. دستگاهی که با هضم شدن در دولت مدرن و عقب نشینی در برابر علم جدید سعی می&amp;zwnj;کند افول خود را به نوعی جبران کند تا بتواند همچنان در برابر روح مدرنیسم مقاومت کند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn1&quot; href=&quot;#_ftnref1&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;برای مطالعه دقیقتر نگاه کنید به کتاب &amp;quot;نظم نوین روحانیت&amp;quot; / مهدی خلجی&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn2&quot; href=&quot;#_ftnref2&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;حامدعبدالصمد:&lt;i&gt;زوال جهان اسلام، یک پیش بینی&lt;/i&gt;، ترجمه:ب بی نیاز، انتشارات کتاب فروغ، کلن&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn3&quot; href=&quot;#_ftnref3&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;نقد عقل عربی (فصل پنجم)، محمدعابد الجابری، ترجمۀ مهدی خلجی، مجله نقد ونظر، شماره ۱۲&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/28/17589#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5720">اسلام سیاسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3012">امین بزرگیان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450">روحانیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3339">مدرنیته</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14113">مدرنیزاسیون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Sat, 28 Jul 2012 08:07:49 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">17589 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>باز سازی تشیع</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/05/04/13845</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/05/04/13845&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    صالح نظری         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;588&quot; height=&quot;380&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/akhundha_0.jpg?1336325096&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;صالح نظری &amp;minus; قرآن اطاعت از صاحبان فرمان (اولی الامر) را واجب ساخته به شرط آنکه خلاف فرمان خدا و سنت نبوی فرمان ندهند و مراد از اولی الامر به نقل نیمی از مفسرین شیعه فقط امامان شیعه هستند ولی به باور نیم دیگر مفسرین شیعه به جز امامان شیعه، فرماندهان جنگ، علمای دین، خبرگان مسلمین و آگاهان به امور را نیز شامل می&amp;zwnj;شوند که نظر اخیر با نظر اهل سنت سازگاری دارد. (در این مورد نگاه کنید به &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/reflections/2011/04/04/2979&quot;&gt;این مقاله&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امام علی خلافت را منبعث از خواست امت اسلامی می&amp;zwnj;دانست و از آن نظر که خلافت با بیعت اختیاری مشروعیت دارد، خلافت (حکومت ) خود را به جهت همین بیعت مشروع می&amp;zwnj;دانست. ( نگاه کنید به &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/reflections/2011/05/21/4140&quot;&gt;این مقاله&lt;/a&gt;) امام علی مانند هر حاکمی در نصب کارگزاران (استانداران) اشتباه می&amp;zwnj;کرد و گاه این کارگزاران به رعیت ظلم می&amp;zwnj;کردند و مورد توبیخ آن حضرت قرار می&amp;zwnj;گرفتند و همین امر نشان می&amp;zwnj;داد، علیرغم عادل بودن خود امام علی، حکومتش شبیه حکومت&amp;zwnj;های دیگر بود با همه کامیابی&amp;zwnj;ها و ناکامی ها. ( نگاه کنید به &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/reflections/2011/05/21/4140&quot;&gt;این مقاله&lt;/a&gt;)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقاله &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/reflections/2011/06/16/4776&quot;&gt;سلسله امامت در اصول کافی&lt;/a&gt;&amp;quot; روشن شد، سلسله امامان شیعه بر اساس سیر طبیعی وصایت (مانند هر سلسله دیگر) شکل گرفته، نه آنکه اسامی و تعداد آنان به صورت لیست از پیش تهیه شده از طرف خدا یا رسول بوده باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امامان شیعه، خود را مکلف به تشکیل حکومت نمی&amp;zwnj;دانستند، لذا، نه برای تشکیل حکومت تلاش کردند ونه علاقه&amp;zwnj;ای به تشکیل حکومت داشتند وحتی کسانی که علاقه به فعالیت سیاسی و مبارزاتی داشتند را از مبارزه منع می&amp;zwnj;کردند و تشکیل حکومت برحق الهی را موکول به زمان ظهور مهدی موعود می&amp;zwnj;دانستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقاله &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2011/10/01/7322&quot;&gt;تولد، غیبت و ظهور منجی در اصول کافی&lt;/a&gt;&amp;quot; اشاره شد، واقعیت تولد امام دوازدهم با استناد به سخن چهار نفر متکی است، که سه تن از وکلای مالی امام عسکری و دیگری عمه آن امام است، از نواب خاص خبری نیست، اما وکلای امام پیشین، مدعای ملاقات و مکاتبه با امام غایب را دارند، اشاره به طول عمر امام غایب نشده، چون این معضلات بوجود نیامده بود، لذا احتیاج به حدیث یابی &amp;mdash; یا حدیث سازی &amp;mdash; درباره آن نبوده است و نیز خبری از سید خراسانی، سید یمانی و شعیب بن صالح و.. . در زمان ظهور در کتاب اصول کافی نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقاله &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2011/11/21/8467&quot;&gt;امامت و صله، خمس و انفال&lt;/a&gt;&amp;quot; نشان داده شد، امامان شیعه با دریافت صله و خمس از پیروانشان وبا واجب شمردن پرداخت آن، نسبت به تامین مالی خود و سازمان تشیع، تضمین کافی داشته باشند. لذا، تامین مالی و دریافت وجوهات، نقش کلیدی در دوران امامت شیعه و استمرارآن در دوره غیبت دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقاله &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/02/05/10805&quot;&gt;تشیع در دوران غیبت&lt;/a&gt;&amp;quot; به انشعابات درشیعه واثرات باور شیعی درباره مهدویت، غیبت و طولانی شدن باور به غیبت امام غایب و اینکه چه کسی متولی تشیع در این دوران می&amp;zwnj;باشد ونیز تفکر تشکیل حکومت شیعی در نیم قرن اخیر خصوصأ نظریه ولایت فقیه پرداخته شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این مقاله به اثرات باور به تشکیل حکومت شیعی و تشکیل حکومت بر پایه ولایت فقیه و نگرانی&amp;zwnj;ها و امیدهای فقهای سنتی غیر حکومتی تشیع و چگونگی امکان باز سازی سازمان تشیع، پس از سلب قدرت و حاکمیت از فقهای باورمند به ولایت مطلقه فقیه مورد کنکاش قرار می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;I&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;انقلاب اسلامی بهمن &lt;/b&gt;&lt;b&gt;۵۷&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مردم با عقاید و دلایل مختلف نسبت به حکومت مطلقه محمد رضا شاه مخالف بودند و انگیزه&amp;zwnj;های مخالفت همه یکی نبود، عده&amp;zwnj;ای وابستگی به امریکا بودن حکومت و عده&amp;zwnj;ای استبداد داخلی، عده&amp;zwnj;ای عدم رعایت احکام اسلام در حکومت و گروهی مشکلات اقتصادی، عامل مخالفتشان بود. گروه&amp;zwnj;هایی نیز ترکیبی از عوامل فوق، دلیل مخالفتشان بود، در مجموع آنکه توانست گوی سبقت رهبری مخالفت با شاه را برباید، آیت الله خمینی بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید به جرات می&amp;zwnj;توان گفت کمتر از یک درصد از مخالفان شاه با عقاید آیت الله خمینی و کتاب او &amp;quot;ولایت فقیه&amp;quot; آشنایی داشته&amp;zwnj;اند، آیت الله خمینی نه با کتاب ولایت فقیه اش که با حمله مستقیمش به شاه، خصوصأ از موضع یک مرجع تقلید، جلوه کرد و در طول ۱۳ ماه رهبری مبارزه (۱۷ دی ۵۶ تا ۲۲ بهمن ۵۷)، آیت الله خمینی یک بار از ولایت فقیه و حکومت فقیه نام نبرد علاوه بر اینکه شعار &amp;quot;استقلال، آزادی، حکومت اسلامی&amp;quot; را تغییر داده و شعار &amp;quot; استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی&amp;quot; را مبنای مبارزه قرار داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;ایشان چه آن زمان که در نجف بود وچه زمانی که به پاریس رفت اصلأ از موضع یک مؤسس و مدافع ولایت فقیه مصاحبه نکرد، آنچه از زبان او جاری می&amp;zwnj;شد حقوق بشر بود و دمکراسی وعدم رعایت آن توسط شاه ایران، تا آنجا که می&amp;zwnj;گفت، به فرض شاه بهترین آدم روی دنیا، اگر مردم نخواهند، آیا او حق حکومت دارد؟ مگر دمکراسی رای اکثریت برای تعیین سرنوشت نیست ؟ و به شدت از آزادی بیان و قلم، دفاع می&amp;zwnj;کرد و می&amp;zwnj;گفت آزادی در اسلام بیش از آزادی قید شده در بیانیه حقوق بشر است. او می&amp;zwnj;گفت جمهوری اسلامی ما، جمهوری است مانند همه جمهوری&amp;zwnj;های شناخته شده در دنیا، او می&amp;zwnj;گفت در جمهوری اسلامی او حتی کمونیست&amp;zwnj;ها در بیان عقایدشان آزاد هستند، او می&amp;zwnj;گفت جای روحانیون در مسجد و حوزه است و ابدأ در حکومت نخواهند بود، او می&amp;zwnj;گفت اگر حاکم حکومت اولین گناه را بکند خود به خود از قدرت سلب می&amp;zwnj;شود و. . . صد&amp;zwnj;ها از این وعده&amp;zwnj;ها، اما آنچه در بیان او نبود ولایت فقیه بود و حکومت اسلامی، البته نباید از نقش نواندیشان دینی که راه و چاه را به او گوشزد می&amp;zwnj;کردند غافل شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله خمینی که حالا دیگر امام خمینی شده بود، پس از ورود به ایران در ۱۲ بهمن ۵۷، حتی در بهشت زهرا هم از ولایت فقیه سخن نگفت، بلکه گفت که پدران ما حق ندارند برای ما تعیین سرنوشت کنند، هر ملتی سرنوشتش دست خودش است، او علاوه بر سخن از آزادی و حقوق بشر و دمکراسی، وعده&amp;zwnj;های اقتصادی هم داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انقلاب در ۲۲ بهمن ۵۷ پیروز شد و به تعبیر خود او به پشتوانه ملت و به آن جهت که مردم او را قبول دارند، دولت موقت تشکیل داد، تا این مرحله همه نواندیشان دینی آرزوها و رویاهای خود را تعبیر شده یافتند و با تمام وجود به دفاع از انقلاب اسلامی پرداختند، در رفراندم، نوع حکومت، جمهوری اسلامی گردید و هنوز امام از ولایت فقیه حرفی نمی&amp;zwnj;زد، پیش نویس قانون اساسی توسط سه تن از حقوقدانان نوشته شد و در آن نامی از ولایت فقیه نبود و این پیش نویس نه تنها رد نشد بلکه او پیشنهاد داد که همین به رفراندم گذاشته شود، اما بنا به وعده&amp;zwnj;ای که برای تشکیل مجلس موسسان داده شده بود دولت موقت خواستار تشکیل مجلس موسسان شد که به نام مجلس خبرگان قانون اساسی شروع بکار کرد، تا قبل از طرح ولایت فقیه و گنجاندن آن در قانون اساسی توسط خبرگان قانون اساسی به ریاست آیت الله منتظری اصلأ بحثی از ولایت فقیه توسط امام مطرح نشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;II&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;ولی فقیه اول&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله منتظری از مدافعان سرسخت ولایت فقیه بود، اما ذهنت او درباره ولایت فقیه چیز دیگری بود که با ولایت فقیهی که در مقام عمل توسط امام خمینی انجام می&amp;zwnj;شد تفاوت بنیادی داشت. آیت الله منتظری نیک می&amp;zwnj;دانست که احادیث مورد استفاده در کتاب ولایت فقیه پایه محکمی ندارد و از نقل روائی ضعیفی برخوردار است، او سعی کرد با استفاده از سایر منابع روائی ولایت فقیه را استخراج نماید که نقد آن مقاله دیگری می&amp;zwnj;طلبد، آنچه مسلم است ولایت فقیه در عرصه اجرا توسط امام خمینی مطلوب نظر او نبود و به نظر می&amp;zwnj;آید در اواخر عمر پر برکت خود، از نظریه ولایت فقیه عدول کرده باشد و حکومت عرفی را پذیرفته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هر حال با تصویب قانون اساسی و رفراندوم آن، &amp;quot;ولایت فقیه&amp;quot; از ارکان حکومت در جمهوری اسلامی گردید، اما این حکومت از روز اول با خون و خونریزی همراه شد، اول تمام وابستگان و سردمداران حکومت پیشین از زیر تیغ گذشتند و بعد نوبت کمونیستها شد و سپس نوبت ملی گراها رسید و با درگیری خونین با مجاهدین و سرکوب نهضت آزادی عملأ نوبت به اسلام گراها نیز رسید، مراجع دینی نیز در امان نماندند و به شدت منکوب شدند، حوادث فوق یکی پس از دیگری سبب بیداری نواندیشان شیعی شد ولی هنوز جامعه چشم امید به مرجع تقلید خود داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در گذر زمان دو حادثه، هم زمان جلو می&amp;zwnj;رفت، بنا به رفتار حاکمان حکومت شیعی، همچنان که نواندیشان شیعی کم کم از حمایت خود از این نظام مبتنی بر ولایت فقیه دست می&amp;zwnj;کشیدند، فقهای حاکم، نقش ولی فقیه و قدرت دینی او را افزایش می&amp;zwnj;دادند تغییرات در باره حوزه اختیارات ولایت فقیه، به صورت&amp;zwnj;های ذیل به مرحله اجرا در آمد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; تغییرات در دوران ولی فقیه اول&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- از آنجا که بر اساس کتاب &amp;quot;ولایت فقیه&amp;quot; قانون اساسی قرآن بوده و نوشتن قانون اساسی عملی لغو می&amp;zwnj;باشد، لکن قانون اساسی نوشته شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- از آنجا که سلطان و رئیس حکومت باید یک فقیه عادل باشد و مجلس شورا نه یک مجلس قانونگذاری بلکه صرفأ یک مجلس برنامه ریزی برای اداره وزارت خانه&amp;zwnj;ها باشد، چنین نشد و مجلس قانونگذاری تشکیل گردید، هر چند شورای نگهبان و ۶ فقیه منصوب رهبر (ولی فقیه) برای انطباق قوانین با شرع در آن گنجانده شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- بسیاری از احکام اسلام، عملأ اجرا نگردید و به جای آن قوانین دیگری که در اسلام مسبوق به سابقه نبود به اجرا در آمد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- با درگرفتن اختلاف میان مجلس و فقهای شورای نگهبان (عرف و شرع) یعنی تصویب قوانین غیر شرعی توسط مجلس بنا به نیاز و ضرورت جامعه و یا رد احکام شرعی توسط مجلس و مخالفت فقهای شورای نگهبان با آن، امام خمینی تصویب قوانین خلاف شرع را با اکثریت سه چهارم نمایندگان مجلس مجاز شمرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵- به دنبال اعتراضات فقها به تصمیم فوق، امام خمینی مجمع تشخیص مصلحت نظام را تشکیل داد و به عنوان احکام ثانویه قوانین مجلس را شرعی کرد، هر چند در ویژگی احکام ثانویه عنصر موقت بودن شرط است ولی عملأ این احکام که بر خلاف احکام اولیه شرع است، صورت دائم یافت، بنا براین با ورود مصلحت عملأ بسیاری از احکام شرع تحت تاثیر قرار گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶- در مسله قضا هم همین مشکل رخ نمود، در شرع دادستان، قاضی، هیئت منصفه، وکیل و دادگاه&amp;zwnj;های تخصصی. . . وجود نداشت وفرجام خواهی در قضاوت اسلامی نیست، به تعبیر کتاب ولایت فقیه یک نفر قاضی منصوب امام همه کارها را آنهم در مسجد انجام می&amp;zwnj;داد و فورأ حکم را صادر می&amp;zwnj;نمود و نیازی به تشکیلات عریض و طویل دادگستری نبود، اما اینجا هم همین مشکل بوجود آمد و هنوز هم پس سی و دو سال قانون مجازات اسلامی بصورت موقت در حال اجراست و از تطویل دادرسی نه تنها کم نشد که افزایش هم یافت و شاید بتوان گفت بیشترین رشد را در این نظام ولایت فقیه پرونده&amp;zwnj;های ورودی به آن تشکیل می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷- در مسله اقتصاد اسلامی که مطابق کتاب ولایت فقیه، بنا بود جامعه اسلامی از طریق خمس و زکات اداره شود، به تنها چنین نشد بلکه حوزه&amp;zwnj;ها که بصورت سنتی با خمس و سهم امام اداره می&amp;zwnj;شد بیشترین وابستگی را به اموال عمومی (بیت المال) پیدا کرد (یعنی دلارهای نفتی).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸- در اجرای حدود و تعزیرات نیز همین مشکل بوجود آمد، برخی از حدود و تعزیرات شرعی به جهت مخالفت&amp;zwnj;های جهانی و وحشیانه قلمداد شدن آن به صورت جسته و گریخته اجرا می&amp;zwnj;شد و بسیاری از مجازات&amp;zwnj;ها که ریشه شرعی نداشت مانند مجازات مخالفین سیاسی و عقیدتی و. . . اجرا شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹- در زمینه فرهنگ، گرایش به عبادات جمعی مانند نماز جماعت و جمعه به شدت افول کرد و علیرغم فشار زیاد حکومت برای صورت ظاهر اسلامی جامعه دینی (مانند حجاب اجباری، عدم مصرف مشروبات الکلی، موسیقی غنا و. . . )، به عقیده کلیه کارشناسان و حتی فقهای دین، حکومت ولایت فقیه موفق به عملی کردن آن نشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰- تغییر قانون اساسی و گنجاندن &amp;quot;ولایت مطلقه فقیه&amp;quot; در آن که ولی فقیه را نه تنها قادر می&amp;zwnj;سازد بسیاری از احکام اولیه اسلام را تعطیل کند، بلکه یک طرفه عقد میان حکومت و مردم را لغو کند (بر خلاف آیه &amp;quot; به عقود خود وفا کنید&amp;quot;عمل نماید).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۱- بر اساس قانون اساسی اول، برای احراز ولایت فقیه، شرط مرجعیت که مجتهد جامع الشرائط (فقیه اعلم به تمام رشته&amp;zwnj;های فقه) بود، با اصلاحات در قانون اساسی، ولی فقیه، به مجتهد متجزی (فقیه مسلط به یک رشته از فقه) تقلیل یافت. به تعبیر دیگر با تغییر قانون اساسی، مقام فقهی ولی فقیه کاهش یافته ولی قدرت حکومتی او افزایش می&amp;zwnj;یابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;III&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;ولی مطلقه فقیه دوم &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امام خمینی در سال ۶۹ وفات می&amp;zwnj;کند و با انتخاب آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای ولایت مطلقه فقیه به حیات خود ادامه می&amp;zwnj;دهد، چنانچه ذکر شد با طرح &amp;quot; ولایت مطلقه فقیه &amp;quot; نه تنها اجرای احکام و حدود، که تعطیلی و صدور احکام جدید &amp;mdash; احکام حکومتی &amp;mdash; از اختیارات ولی فقیه دانسته شد و با توجه به اداره استبدادی حکومت (حکومت فردی)، هر بیشتر نواندیشان شیعی از نظام می&amp;zwnj;بریدند، ولی همچنان حاکمیت، دامنه قدرت و اختیارات ولی فقیه را افزایش می&amp;zwnj;داد، به طوری که اختیار مال و جان و ناموس شیعیان را در اختیار ولی فقیه دانسته و مخالفت با او را در حد شرک بالله قلمداد می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خصوصأ بعد از در گذشت آیت الله خمینی درباب &amp;quot; نظریه ولایت مطلقه فقیه &amp;quot; نقش نیابت از امام غایب هر روز پررنگتر از قبل می&amp;zwnj;شد به طوری که ولی فقیه را نه منتخب فقها که کاشف (یابنده ) منتصب (برگزیده ) امام غایب دانستند، این باور جدا از مسئله حکومتی ولی فقیه، یاد آور&amp;quot; نظریه رکن رابع &amp;quot; کریمخان شیخی بود که به شکل تلویحی در نظریات شیخ احمد احسایی وجود داشت، در آن نظریه باب امام (نایب خاص و برگزیده ) واسطه بین امام و شیعیان بود همچنان که امام و پیامبر واسطه خدا با خلقش بودند همچنان که انکار امامت، انکار رسول و به طبع آن انکار خدا بود، انکار باب امام هم انکار امامت ودر نتیجه انکار خدا و رسول بود، در نظریه ولایت فقیه نیز انکار ولایت فقیه، شرک به خدا تلقی شد و اطاعت ولی فقیه هم ردیف اطاعت از امام، پیامبر و خدا تلقی و ولایت فقیه، شعبه&amp;zwnj;ای از ولایت خدا، رسول و امام غایب دانسته شد، و بالطبع مخالفت با ولی فقیه مخالفت با امام، پیامبر و خدا و منکران این اصل منکران امام، پیامبر و خدا و کافر، مشرک، منافق و. . . . نامیده شده و از کلیه حقوق اجتماعی محروم گشتند و مخالفت علنی، نتیجه&amp;zwnj;ای جز زندان، شکنجه و قتل برای مخالفان علنی ولایت مطلقه فقیه، به همراه نداشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; تغییرات در دوران ولی مطلقه فقیه دوم&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- در زمان انتخاب ولی مطلقه فقیه دوم، آقای خامنه&amp;zwnj;ای که حجة الاسلام نامیده می&amp;zwnj;شد، یک شبه به مقام آیت اللهی رسید و برای جلوگیری از اعتراض دیگر فقها و مراجع تقلید، ادعای مرجعیت نکرد و عملأ فاصله&amp;zwnj;ای بین ولی فقیه و مرجع تقلید بوجود آمد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- بعد فوت مراجع سه گانه (اراکی، مرعشی و گاپایکانی) راه برای ادعای مرجعیت او باز شد، آیت الله منتظری که سالها بود در کسوت مرجعیت قرار داشت به شدت به آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای به جهت این ادعا حمله کرد و گفت &amp;quot;تو رهبر باش، چرا مرجعیت را مفتضح می&amp;zwnj;کنی &amp;quot; او با نقل روایاتی ولایت فقیه را مختص فقیه اعلم و صرفأ دارای نقش نظارتی دانست، که خوشایند حاکمیت نبود و نتیجه آن سالها حصر خانگی و آزار و اذیت وی و خانواده اش بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- خذف جمهوریت از نظام جمهوری اسلامی به وسیله افزایش اختیارات فقهای شورای نگهبان با نظارت استصوابی، به طوری که عملأ انتخابات به انتصابات تبدیل شد و نقش مردم (شیعیان) برای تعیین سرنوشتشان نزدیک به صفر تقلیل یافت و آرا مردم فقط نقش تزیینی پیدا کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- افزایش قدرت پلیس و قوای نظامی و دخالت دادن نیروی مسلح سپاه و بسیج، هم در سیاست و هم در اقتصاد، و حکومت با سرنیزه و ایجاد نظام استبدادی فردی و تفسیر ضیق از حقوق ملت و تفسیر وسیع از اختیارات فقیه، که نتیجه آن به وجود آوردن یک حکومت توتالیتر و استبدادی مطلق بود، که تغییر بنیادین در نظریه ولایت مطلقه فقیه داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵- دست یازیدن به امور ماورائی و معجزات و کرامات و بیان ملاقات با امام غائب و سید خراسانی نامیدن او، فصل دیگری از تغییرات در ولایت مطلقه بود که او را از فرش به عرش می&amp;zwnj;برد و امکان از عرش پایین کشیدن او را محال می&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶- انحصار مرجعیت در ولی فقیه دوم، بطوری که حتی مراجع تقلید اگر کوچکترین نظری خلاف او داشته باشند دودمانشان برباد می&amp;zwnj;رود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما علیرغم قدرت پلیسی و نظامی و انحصار قدرت تبلیغاتی و قبضه دستگاه قضا و زندان و داغ و درفش، با گسستن بدنه جامعه از حاکمیت فقهای باورمند به ولایت مطلقه فقیه، گرایش به سمت فقهای سنتی &amp;mdash; که به همان سیره امامان شیعه و سلف فقها که معتقد به عدم وظیفه در تشکیل حکومت بودند &amp;mdash; افزایش می&amp;zwnj;یافت و آنان را در موقعیت بالاتر اجتماعی نسبت به سالهای اولیه انقلاب اسلامی قرار می&amp;zwnj;داد &amp;mdash; هر چند همواره از نظر کثرت بالاتر بودند &amp;mdash; به طوری که فقهای حاکم برای کسب مشروعیت دینی نیازمند به تایید آنان شدند، و روز به روز این نیاز را بیشتر احساس می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نواندیشان دینی شیعی نیز که رسمأ به مخالفت با حکومت ولایت مطلقه فقیه شیعی برخاسته بودند به سمت فقهای سنتی گرایش پیدا کرده و عمدتأ از مدافعان عدم دخالت نهاد دین در نهاد حکومت شدند و در ضمن به بازنگری در باورهای دینی خود نیز برخاستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;IV&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;جنبش سبز&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نقطه عطف نزاع میان حکومت ولایت مطلقه فقیه و نواندیشان دینی شیعی در انتخابات ریاست جمهوری دهم سال ۱۳۸۸ اتفاق افتاد، زمانی که ولی مطلقه فقیه و مدافعان نظام او دست به تقلب گسترده زده و اعتراض مدنی مردم را که طالب رای خود بودند با خشونت عریان پاسخ گفت، شکاف نامشهود میان حکومت و مردم دهان باز کرد و عمق شکاف نمایان گردید، سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز قشر متوسط شهری، که برای آنها حقوق شهروندی دارای اهمیت بود، باعث بیداری بسیار سایر اقشار جامعه گردید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر چه زمان گذشت به بیداری و آگاهی مردم افزوده شد و از علاقمندان به ولایت مطلقه فقیه کاسته شد، ولی مطلقه دو راه بیشتر نداشت یا باید به خواست ملت تمکین می&amp;zwnj;کرد و حق تعیین سرنوشت ملت را به خودشان واگذار می&amp;zwnj;کرد، که در اینصورت ممکن بود ولایت فقیه در حد نظارت بماند و ولی فقیه نقشی در حد پدر معنوی ملت را بازی کند (چیزی مانند شاه در مشروطه سلطنتی) و یا در مقابل ملت بایستد و باعث شود برای بقای چند روز بیشتر خود اساس حاکمیت دینی را حداقل برای قرنها ولو در حد نظارت کان لم یکن کند. ظاهرأ ولی مطلقه راه دوم را برگزیده است و شاید همین مبارک باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عدم باور و اعتقاد به ولایت فقیه در عوامل حکومت و نیز میان روحانیون حکومتی نیز آشکار شده است، به این جملات بزرگترین تئوریسین ولایت مطلقه فقیه، آیت الله مصباح یزدی که کوچکترین باوری به رای و خواست ملت ندارد، توجه کنید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&amp;quot;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;همه دنیا نظام جمهوری اسلامی ایران را به&amp;zwnj;عنوان نظام ولایت&amp;zwnj;فقیه می&amp;zwnj;شناسند، مردم ما به&amp;zwnj;خصوص اقشار و گروه&amp;zwnj;های مؤثر که شامل بالاترین مسئولان کشور هم می&amp;zwnj;شود از ولایت&amp;zwnj;فقیه چه می&amp;zwnj;دانند و چه اندازه به آن معتقدند؟ اگر کسی ادعا کند که بعد از سی &amp;zwnj;و &amp;zwnj;چند سال؛ بعد از این همه بحث&amp;zwnj;هایی که خود امام فرمودند، کتاب&amp;zwnj;هایی که فقها در این&amp;zwnj;باره نوشتند؛ بحث&amp;zwnj;های تلویزیونی، رادیویی وغیره&amp;zwnj;ای که انجام گرفت، هنوز در عالی&amp;zwnj;ترین سطوح مسئولیت کشور، ولایت&amp;zwnj;فقیه به معنای واقعی&amp;zwnj;اش جا نیفتاده، ادعای گزافی نکرده است. البته ما علم غیب از دل&amp;zwnj; کسی نداریم اما آثار نشان می&amp;zwnj;دهد که هنوز در اعماق دل خیلی&amp;zwnj;ها این است که این یک فرصتی بود که امام فرصت را غنیمت شمرد و برای آخوندها دکانی باز کرد! می&amp;zwnj;گویند: وقتی مردم باید رأی بدهند و رئیس&amp;zwnj;جمهور یا رئیس حکومتی انتخاب کنند، دیگر ولی&amp;zwnj;فقیه چه کاره&amp;zwnj; است؟ ! قوای سه&amp;zwnj;گانه که داریم&lt;/i&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;ده&amp;zwnj;ها سال پیش&amp;zwnj;تر مونتسکیو گفت، دیگران هم تصریح کردند و توجیهات عقلی خوبی هم دارد&lt;/i&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;قوه مقننه و قضائیه داریم، یک رئیس قوه مجریه هم می&amp;zwnj;خواهد که آن مصوبات را عمل کند&lt;/i&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;دیگر چه می&amp;zwnj;خواهد؟ ! رهبر یعنی&amp;zwnj;چه؟ ! ولی&amp;zwnj;فقیه چه کاره است؟ ! بله عده&amp;zwnj;ای از آخوندها در مبارزه با نظام قبلی زحمت کشیدند و کشته و زندانی دادند؛ امام هم به پاس تشکر، چیزی به نام ولایت&amp;zwnj;فقیه درست کردند. مردم هم به امام احترام &amp;zwnj;گذاشتند و قبول کردند! ! ! نمی&amp;zwnj;دانم تا چه اندازه باور دارند که این ولایت را باید به عنوان اسلام پذیرفت. گاهی در عمل نشان می&amp;zwnj;دهند که باور ندارند. گاهی کسی مقام رسمی قانونی پیدا می&amp;zwnj;کند، خیال می&amp;zwnj;کند دیگر مالک کشور است. می&amp;zwnj;گوید مردم به من رأی دادند و اختیار را به دست من داده&amp;zwnj;اند دیگر رهبر چه کاره است؟ ! حتی در حوزه&amp;zwnj;های علمیه هم کسانی پیدا می&amp;zwnj;شوند که هنوز بعد از این همه بحث&amp;zwnj;ها شک می&amp;zwnj;کنند که اصلا آیا ما ولایت&amp;zwnj;فقیه داریم یا خیر، و اگر داریم قلمروش چه&amp;zwnj;قدر است و آیا اصلا حکومت اسلامی داریم یا نداریم؟ متأسفانه این حرف&amp;zwnj;ها تحت تأثیر برخی عوامل وسعتی نسبی در بعضی از حوزه&amp;zwnj;ها پیدا کرده است&lt;/i&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;i&gt;&amp;quot;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و این اعترافی بزرگ است از بی اعتبار شدن ولایت فقیه از زبان بالاترین تئوریسین حاکمیت دینی فقیه، او نیک می&amp;zwnj;داند، حذف ولی فقیه که برای امثال او &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;ldquo;&lt;/span&gt;میلیاردها دلار می&amp;zwnj;ارزد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;rdquo;&lt;/span&gt;، چطور او و امثال او را به خاک سیاه خواهد نشاند، دست به ترساندن علما و فقها می&amp;zwnj;زند که با رفتن ولی فقیه، همه دین می&amp;zwnj;رود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;quot; اگر کسانی برخوردشان با مقام ولایت&amp;zwnj;فقیه از نوع برخورد سیاسی با یک باند یا رقیب سیاسی باشد، یعنی سی و چند سال تلاش برای ولایت&amp;zwnj;فقیه همه بر باد است. اگر این طور شد تلاش&amp;zwnj;هایی که برای مسئله فقاهت و مرجعیت می&amp;zwnj;کنید چه فایده&amp;zwnj;ای دارد؟ کسانی &amp;zwnj;که احساس مسئولیت می&amp;zwnj;کنند، کسانی &amp;zwnj;&amp;zwnj;که فکر و هوش و انگیزه&amp;zwnj;ای دارند، آن&amp;zwnj;هایی که دلشان برای انقلاب می&amp;zwnj;سوزد، باید برای مسائل اساسی دلسوزی کنند، بود و نبود مسایل دیگر چندان فرقی نمی&amp;zwnj;کند. نمی&amp;zwnj;گویم نباید تلاش کرد، اما اگر اصل مسئله ولایت&amp;zwnj;فقیه انکار بشود، اگر اصل امام زمان به&amp;zwnj;گونه دیگری تفسیر بشود دیگر چه باقی می&amp;zwnj;ماند؟ ! این&amp;zwnj;ها خطرهایی است که کمتر کسی به آن توجه پیدا می&amp;zwnj;کند و متأسفانه وقتی خطر واقع شد رفع کردنش شبیه محال می&amp;zwnj;شود&lt;/i&gt;&lt;i&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/i&gt;&lt;i&gt; &amp;quot;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او می&amp;zwnj;داند روزگار اسلام سیاسی و فقاهتی (با دیدگاه تنگ نظرانه) سپری شده است و غالب افکار &amp;mdash; حتی حکومتی&amp;zwnj;ها &amp;mdash; دیگر پذیرای اسلام متصلب نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;quot; اگر خدای&amp;zwnj; نکرده روزگاری شد که بعضی مسئولان ما در این&amp;zwnj;که احکام اسلام ابدی است و همیشه باید اجرا بشود تشکیک کردند&lt;/i&gt;&lt;i&gt;اساس اسلام زیر سؤال می&amp;zwnj;رود. چندین سال از طرف عالی&amp;zwnj;ترین سطوح رسمی کشور به جامعه القا می&amp;zwnj;شد که اسلام را طوری تعریف کنید که دنیا بپذیرد، و آن&amp;zwnj;هایی که به فرمایش امام اسلام ناب را معرفی می&amp;zwnj;کردند، متهم به خشونت می&amp;zwnj;شدند. می&amp;zwnj;گفتند شما به اسلام خیانت می&amp;zwnj;کنید؛ اسلام را به گونه&amp;zwnj;ای معرفی می&amp;zwnj;کنید که دنیا نمی&amp;zwnj;پذیرد؛ باید طوری معرفی کنید که همه بپذیرند. همان&amp;zwnj;طور که در کنفرانسی در آلمان معرفی کردند و حتی مارکسیست&amp;zwnj;ها هم گفتند اگر اسلام این است ما هم قبول داریم! &amp;quot;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای همین است که مسئولان نظام دینی از دیدگاه باورمندان به &amp;quot;ولایت مطلقه فقیه&amp;quot; از صدر تا ذیل همه خائن معرفی شده&amp;zwnj;اند، تنها به اصطلاح &amp;quot;علی مانده است و حوضش&amp;quot; واین است ثمره استبداد دینی و با نام ولایت مطلقه فقیه، تفکری که به انتهای خط رسیده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;V&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;امیدها و نگرانی&amp;zwnj;های فقهای شیعه در زمان حاضر&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنچه در ابتدای انقلاب و تشکیل حکومت دینی، امید به دینداری بیشتر جامعه را نوید می&amp;zwnj;داد، اکنون نگرانی فرار دینداران جامعه، نه فقط از حکومت دینی که از اصل دین و تشیع، ذهن فقها را به شدت آزار می&amp;zwnj;دهد، این اظهار نگرانی در بیان منادی و رهبر حکومت دینی نیز وجود داشت که اگر این نظام شکست بخورد تا سیصد سال دیگر هم بپا نخواهد خاست و این نگرانی در میان فقهای سنتی نیز وجود دارد و یکی از مهمترین دلمشغولی&amp;zwnj;های آنان نیز می&amp;zwnj;باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فقهای شیعه در طول دوران امام غایب به دلیل خصلت غیر حکومتیشان و نیز در زمانهایی هم که متصل به حکومت&amp;zwnj;ها بودند اما به دلیل عدم مسؤلیتشان در حکومت غیر پاسخگو بودند، اکنون به دلیل حکومتی شدن فقها، باید پاسخگو باشند و نمی&amp;zwnj;توان با استفاده از قوه قهریه، زبان پرسشگران را برای همیشه برید و دهانشان را برای همیشه دوخت و با ایجاد ترس برای همیشه از زیر بار پاسخگویی شانه خالی کرد، فقها&amp;ndash; چه حکومتی و چه غیر حکومتی &amp;mdash; اکنون در معرض سوالات زیادی قرار دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به تعبیر بزرگی از رجال، ملت یک حکومت به فقهای آلوده به حکومت ویا علاقمند به حکومت داری بدهکار بود تا ادعای آنان را در بوته آزمایش قرار دهد و اکنون ملت این بدهی را با شایستگی و از جان گذشتگی و با مبسوط الید قرار دادن فقها انجام داده است، اگر روزگاری ادعا می&amp;zwnj;شد اگر روزی یک ساعت رادیو در اختیار ما بود چه&amp;zwnj;ها که نمی&amp;zwnj;کردیم، اکنون ده&amp;zwnj;ها کانال رادیویی و تلویزیونی ۲۴ ساعته و برای بیش از ۳۰ سال در اختیار فقها بوده است و حتی مردم رنج محدودیت اطلاع رسانی را هم به جان خریدند، فقها باید گزارش دهند، خروجی این همه امکانات تبلیغی چه بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چه جمهوری اسلامی باشد، چه نباشد، آنچه مسلم است حکومت فقها رو به زوال است و نظریه &amp;quot; ولایت فقیه &amp;quot; را می&amp;zwnj;توان نظریه ناموفق گروهی از فقهای شیعه معاصر نامید و در آینده نه چندان دور به عنوان فرقه&amp;zwnj;ای از فرق شیعه از آن یاد خواهد شد، ولی تشیع در همان کسوت عدم دخالت در حکومت به راه دشوار خود ادامه خواهد داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فقهای شیعه برای بقای خود نیازمند بازسازی و نوسازی باورهای خود می&amp;zwnj;باشند آنان دیگر نمی&amp;zwnj;توانند مانند گذشته پاسخگوی اعمال خود نباشند، شفاف سازی و زدودن پیرایه&amp;zwnj;ها و خرافات و اصلاح باورهای غیر معقول از ائمه شیعه به عنوان بزرگترین وظیفه آنان خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این راه نواندیشان شیعی بهترین یاور آنان جهت انجام این مهم می&amp;zwnj;باشند، اگر عاقبت اندیش باشند، آنان باید بتوانند حقوق بشر و آزادی&amp;zwnj;های عقیدتی، مذهبی وآزادی بیان و تساوی حقوق زنان و. . . و نیز با اعتراف به عصری بودن و حکومتی بودن بسیاری از احکام به عرف مورد پذیرش عقلای بشر گردن نهند و آنها را در باورهای مذهب تشیع هضم کنند و به تعبیر امام علی فرزند زمان خویش باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; نتیجه اینکه :&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- انقلاب اسلامی بر پایه مبارزات ملت ایران بر علیه استبداد حاکم بوده است و چون نظرات ابراز شده در نجف و خصوصأ در پاریس امام خمینی بر پایه حقوق بشر و بر اساس دموکراسی بوده است و از طرفی مرجع دینی بودن او توانست اعتماد عمومی را جلب کند و اینکه روحانیون در حکومت نخواهند بود، مردم رهبری او را پذیرفتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- به صورت قاطع می&amp;zwnj;توان گفت کمتر از یک درصد ملت ایران از نظریه ولایت فقیه آیت الله خمینی اطلاع داشتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- در طول مبازات منجر به پیروزی انقلاب و تا شروع تدوین قانون اساسی، امام خمینی، هیچگاه از ولایت فقیه نام نبرد و خود را ولی فقیه ننامید&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- علیرغم اعتماد عمومی مردم به رهبری او، امام خمینی از انجام وعده&amp;zwnj;های داده شده خود عدول کرد و به جهت مشکلات فراوانی که اجرای احکام اسلام ایجاد می&amp;zwnj;کرد در نظریه ولایت فقیه خود تجدید نظر کرده و برای بسط قدرت فقیه، این نظریه را به ولایت مطلقه فقیه ارتقا داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵- با روی کار آمدن ولی فقیه دوم بسط قدرت ولی فقیه افزایش و حقوق ملت آنچنان تنگ شد که عملأ اکثریت نواندیشان دینی و حتی فقهای علاقمند به تشکیل حکومت دینی را به مقابله یا تجدید نظر با نظریه ولایت فقیه وادار کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶- جنبش سبز بعد از تقلب گسترده در انتخابات دهم ریاست جمهوری و بر اساس &amp;quot;رای من کو &amp;quot; شکل گرفت که در آن مردم طالب آزادی&amp;zwnj;های اساسی و حقوق شهروندی خود شدند و عملأ ولایت فقیه را به چالش کشیدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷- احیای ولایت فقیه، حتی تا حد نظارت حداقلی و پدر معنوی ملت بودن هم، ممکن به نظر نمی&amp;zwnj;رسد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸- ممکن است در آینده نزدیک مدافعان ولایت فقیه در حد یک انشعاب در میان سایر انشعابات شیعی، به حیات خود ادامه دهد، در این صورت جریانی به شدت رادیکال خواهد شد (مانند خوارج).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وظیفه فقهای سنتی شیعه بسیار حساس است و امید&amp;zwnj;ها و نگرانی هائی برای آنان متصور است که با هوشیاری باید از این گردنه مهم عبور کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا کنون به اثرات باور به تشکیل حکومت شیعی و تشکیل حکومت بر پایه ولایت فقیه پرداخته شد و از نگرانی&amp;zwnj;ها و امیدهای فقهای سنتی غیر حکومتی تشیع یاد شد و اینک چگونگی امکان باز سازی سازمان تشیع، پس از سلب قدرت و حاکمیت از فقهای باورمند به ولایت مطلقه فقیه مورد کنکاش قرار می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;VI&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;تشیع اثنی عشری سازمانی فرهنگی &amp;ndash; دینی &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنچه مسلم است سازمان تشیع بر پایه &amp;quot;فرهنگی دینی&amp;quot; استوار شده &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;, &lt;/span&gt;که هدف آن ایجاد فضای مناسب برای روابط اجتماعی سالم میان پیروان خود با هم و همچنین میان این پیروان و سایر مردم و ایجاد آرامش خاطر و امنیت روانی جامعه با بهره گیری از باورهای دینی است، اما نظریه ولایت فقیه سازمان تشیع را &amp;quot;سیاسی دینی&amp;quot; باز تعریف کرده است و چون هدف غائی این تفکر تشکیل حکومت دینی بوده که سعادت بشر را اجرای اجباری احکام دین در جامعه می&amp;zwnj;داند، این نوع باور علاوه بر ناسازگاری با فرهنگ ۱۴۰۰ ساله تشیع، در اجرا نیز ناموفق بوده است، هر چند اگر موفق هم می&amp;zwnj;شد باز فرقه جدیدی در تشیع محسوب می&amp;zwnj;گردید و خود انشعاب جدیدی در تشیع محسوب می&amp;zwnj;شد، ولی به هر حال بنا به ذات حکومت نمی&amp;zwnj;تواند و نمی&amp;zwnj;توانست پایدار بماند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ذات حکومت فراز و نشیب دارد هیچ حکومتی دوام ابدی ندارد بالاترین سلسله&amp;zwnj;های حکومتی دست کم در ایران بیش از ۴۰۰ سال عمر نکرده است (سلسله ساسانیان ) لذا طبیعی است سازمانهای سیاسی دوام طولانی مدت نداشته باشند، البته در دوران حکومت خود کاملأ مقتدر خواهند بود ولی کم کم این اقتدار و مشروعیت را از دست می&amp;zwnj;دهند، لذا باز تعریف تشیع با رویکرد سیاسی دینی نمی&amp;zwnj;توانست و نمی&amp;zwnj;تواند عمر طولانی داشته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما نهادهائی که بر پایه فرهنگ بنا می&amp;zwnj;شوند می&amp;zwnj;توانند پایدار باشند، خصوصأ فرهنگ دینی برای حیات خود باید پایدار بماند، بنابراین متولی سازمان فرهنگی دینی ناچار است خود را از حوزه حکومت جدا کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باید توجه داشت که وابستگی به حکومت هم می&amp;zwnj;تواند برای آن فرهنگ مضر باشد البته نه به اندازه تشکیل حکومت، از آن نظر که وابستگی به حکومت سبب توجیه ظلم می&amp;zwnj;شود و یا زبان عالم دین را از گفتن کلمه حق نزد حاکم جابر کوتاه می&amp;zwnj;کند لذا روش صحیحی برای یک سازمان فرهنگی دینی نمی&amp;zwnj;باشد، اگرچه وابستگی به حکومت زمینه تبلیغ بیشتر دین را فراهم می&amp;zwnj;کند که برای متولی دین خوشایند خواهد بود، اما دین را توجیه گر جنایات حکومت می&amp;zwnj;سازد، این روش همانند خوردن زهر شیرین است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به عنوان مثال تشیع در دوران صفویه رشد قابل توجهی کرد اما جنایت سنی کشی مانند داغی بر پیشانی تشیع باقی ماند و نتیجه عملی آن شیعه کشی در منطقه دیگر سرزمین اسلامی و توسط سلطان سلیم عثمانی شد، متولیان تشیع باید از نکته فوق غافل نباشند و حقیقت تشیع را فدای کثرت آن ننمایند و باز در مورد دیگر اسلام سیاسی ایران را به زور مسلمان کرد اما ایرانی علیرغم مسلمانی خود به هیچ وجه جنایات سپاهیان اسلام را فراموش نکرده و نخواهد کرد، شاید یکی از علل علاقه ایرانیان به علی و اولاد او همین نکته باشد که علی و اولادش در این جنایات یا دخیل نبوده&amp;zwnj;اند و یا کمتر دخالت داشته&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین اولین و مهمترین وظیفه علمای تشیع مخالفت علنی با نظریه فقهی ولایت فقیه است و باز گشت به همان سنت ائمه شیعه و علمای دوران غیبت می&amp;zwnj;باشد، والا در آتشی که از دل میلیونها ایرانی برخاسته و بر خواهد خاست، تشیع فرهنگی همراه با تشیع سیاسی خواهد سوخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با وجود سازمان&amp;zwnj;های حمایتی دولتی مانند بهزیستی و نیز بیشمار مراکز حمایتی دیگر، ولایت فقیه در همان حد ولایت بر صغار و مجانین هم ضرورت خود را از دست داده است و اگر هم توان مالی سازمان تشیع در ایجاد چنین تشکیلات حمایتی باشد، در کنار سایر سازمان&amp;zwnj;های حمایتی می&amp;zwnj;تواند کارکرد مثبتی داشته باشد، نه اینکه انحصاری چنین وظیفه&amp;zwnj;ای را به عهده بگیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;VII&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;اصلاح عقاید و پیراستن آن از خرافات&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از دلائل حمله به تفکر شیعه وجود عقاید غلو آمیز نسبت به بزرگان دینی شیعی می&amp;zwnj;باشد، این نوع از عقاید غلو آمیز هر چند برای عوام شیعه لذت بخش و روح افزاست اما از دیدگاه طالبان حقیقت شرک آلود است، نسبت دادن معجزه و عصمت و عالم به غیب و نظایر آن به ائمه شیعه علاوه بر اینکه پایه عقلانی ندارد سبب رمیدن انسان&amp;zwnj;های حقیقت جو می&amp;zwnj;شود بزرگترین امتیاز ائمه شیعه پاسداری از کتاب و سنت نبوی و تبلیغ و ارشاد شیعیان به آن است و باعث افتخار است که این پاسداری توسط کسانی صورت پذیرد که از فرزندان پیامبر گرامی باشند و عالم و آگاه به کتاب و سنت نبوی و اداره کننده سازمان فرهنگی دینی تشیع بنابراین فقها و علمای شیعه ادامه دهنده راه آنان باید همین روش را پی بگیرند بدون به کار بردن کلمات غلو آمیز از آن بزرگوران.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بزرگترین مشکل برادران اهل سنت با تشیع بکار بردن همین کلمات غلو آمیز نسبت به ائمه و در کنار آن رفتار و گفتار توهین آمیز نسبت به صحابی بزرگ رسول گرامی است، دور از شأن سازمان فرهنگی و دینی تشیع است که چنین عبارات سخیف درباره خلفای راشدین بر گفتار و نوشتار آن سایه افکند، پیراستن تشیع از موارد فوق راه را برای وحدت میان مسلمین فراهم می&amp;zwnj;کند و حتی می&amp;zwnj;تواند این نوع مدارا را به سایر مذاهب هدیه دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عجیب است که در سایر ادیان نسبت به پیروان اولیه دینشان ارادت فوق العاده به چشم می&amp;zwnj;خورد و با نهایت احترام از آنان یاد می&amp;zwnj;شود و حتی اهل سنت در اسلام نیز از همین روش پیروی می&amp;zwnj;کنند اما در تشیع غالی همه صحابی رسول منافق می&amp;zwnj;شوند الا چند نفر ! ! نگارنده که در یک محیط شیعی بدنیا آمده ام وقتی برای اولین بار در یک نماز جمعه اهل سنت در کردستان شرکت کردم و احترام امام جمعه را در خطبه&amp;zwnj;های نمازش به ائمه شیعه همراه با خلفای راشدین شنیدم بهت زده شدم و &amp;mdash; بر اساس آموزه&amp;zwnj;ها و القائات علمای شیعه بر من &amp;mdash; هرگز در باورم نمی&amp;zwnj;گنجید چنین ارادتی را از علمای اهل سنت مشاهده کنم و یا در اولین سفر حج وقتی نام ائمه شیعه همراه بزرگان صحابی رسول را دورتا دور صحن مسجد النبی مشاهده کردم، شوقی همراه تاثر شدید در من بوجود آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اهل سنت هیچ مشکلی با ائمه شیعه ندارند، آنان با شیعیان غالی مشکل دارند، در ام القری اسلام شیعیان مسجد خاص خود را دارند چه برسد به سایر شهرها در کشور&amp;zwnj;های مختلف اهل سنت، ولی در مرکز تشیع &amp;mdash; قم و مشهد &amp;mdash; به جای خود، حتی در بسیاری از شهر&amp;zwnj;های ایران مانند تهران و اصفهان و تبریز و. . . جای خالی مساجد اهل سنت کاملا احساس می&amp;zwnj;شود در حالیکه در این شهر&amp;zwnj;ها کلیسا و کنیسه وجود دارد و این باعث تاسف است و نشان از تسلط شیعیان غالی است بر تشیع ائمه شیعه.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بسیاری از فقهای شیعه از بی احترامی علنی پرهیز می&amp;zwnj;کنند ولی در گفتار و کردار درون سازمانی همان بیراهه را می&amp;zwnj;روند، این نوع عملکرد نیز مشکل را حل نمی&amp;zwnj;کند و باید چنین عقاید باطل و ضد وحدت بخشی میان مسلمین ریشه کن شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;VIII&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;روزآمد کردن احکام &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی دیگر از موارد باز سازی تشیع در ارتباط با احکام است، باید میان احکام حکومتی پیامبر گرامی و احکام عبادی آن تفاوت قائل شد و احکام حکومتی را مربوط به عصر رسول بزرگوار دانست که بر اساس شرایط زمان و مکان صادر شده و نمی&amp;zwnj;تواند و نباید در این عصر جوابگوی مسائل زمان حال ما باشد ولی احکام عبادی آن باید مورد توجه و اهتمام فقها و باورمندان به تشیع قرار گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بسیاری از احکام هم بنا به مقتضیات فرهنگی آن عصر بیان شده که اصطلاحأ احکام امضائی می&amp;zwnj;باشند این نوع احکام نیز نیاز به بازنگری دارد مانند احکام ارث که مربوط به دوران قبیله&amp;zwnj;ای و مرد سالاری است نه دوران شهروندی و برابری جنسیتی مقبول امروز، آنچه آن روز عادلانه بوده امروز می&amp;zwnj;تواند غیر عادلانه تلقی شود قوانین قصاص و دیات و تعزیرات به صورت گذشته کارائی خود را از دست داده است، نیاز به باز نگری در اینگونه احکام بسیار ضروری می&amp;zwnj;باشد، حقوقدان&amp;zwnj;های متدین بهترین گروهی هستند که می&amp;zwnj;توانند به یاری فقها بشتابند و فقها نیز برای کارا شدن فقه نیازمند به آنها می&amp;zwnj;باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این وجود احکام شرعی می&amp;zwnj;تواند مورد توجه و عمل دینداران قرار گیرد اما آنچه در جامعه بنا به خواست مردم و به امضاء موکلان آنها برسد و به صورت قانون در آید بایستی در جامعه مورد عمل قرار گیرد و حتی احکام اصلاح شده فقها نمی&amp;zwnj;تواند لزومأ به صورت قانون در آمده و مجری شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;IX&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;مسله مهدویت و تشیع&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر تفکر ایدئولوژیکی آرمان شهری را برای تفکر خود مدنظر قرار داده است و بوسیله آن امید را در دل علاقمندان به آن ایده بوجود آورده است ادیان نیز از این قافله عقب نمانده&amp;zwnj;اند و دوران حاکمیت دین خود را به پیروانشان داده&amp;zwnj;اند و برای این حاکمیت وعده ظهور منجی و رهبری الهی را داده که بوسیله او این حاکمیت شکل خواهد گرفت، انتظار ظهور منجی در دین اسلام با نام &amp;quot;مهدی منتظر&amp;quot; بر این اساس شکل گرفته است که روزی ظهور کند و دنیا را پر از عدل و داد کند و ظلم را ریشه کن نماید، این باور در کلیه مذاهب اسلامی و با همین مشخصات و اسم و رسم وجود دارد، اما در شیعه ماجرا قدری متفاوت بیان شده است و آن اینکه این مهدی از میان ائمه شیعه برخواهد خاست و فرزند یازدهمین امام شیعه است، بر خلاف نظریه اهل سنت که فقط او را از فرزندان رسول گرامی و از نسل امام حسن بن علی می&amp;zwnj;دانند، تمام فرق شیعه مهدی موعود را از نسل حسین بن علی دانسته و دقیقأ خود او را مشخص کرده&amp;zwnj;اند، مثلأ زیدیه &amp;quot;زید بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب&amp;quot; را همان مهدی می&amp;zwnj;داند و اسماعیلیه &amp;quot; اسماعیل بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب &amp;quot; را امام منتظر و مهدی موعود می&amp;zwnj;نامد و شیعه امامیه (اثنی عشری) مهدی موعود را &amp;quot;محمد بن حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب &amp;quot;می داند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با توجه به مشخص شدن نام و نشان مهدی موعود در تشیع و معلوم نبودن زمان ظهور موعود، لاجرم بایستی برای او طول عمر و غیبت قائل شوند تا بتوانند عدم حضور او را موجه سازند و گه&amp;zwnj;گاهی افرادی اظهار ملاقات با او را می&amp;zwnj;نمایند و یا او را خواب نما می&amp;zwnj;شوند، گاهی از او نقل قول&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;کنند و داستان&amp;zwnj;های ملاقات تعریف می&amp;zwnj;کنند تا این باور فراموش نشود و همچنان در اذهان شیعیان باقی بماند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر می&amp;zwnj;آید اینکه یک نفر با تعداد معدود پیرو، بدون علاقه و همراهی عامه مردم بتواند نسبت به اصلاح جامعه اقدام کند و نتیجه فوری هم بگیرد امری ناممکن باشد، جامعه ناصالح نمی&amp;zwnj;تواند با وجود تعداد معدودی مصلح به سعادت برسد و اگر احاد جامعه صالح باشند که طبیعتأ خود مصلح&amp;zwnj;اند، برای فهم موضوع می&amp;zwnj;توان گفت داستان سیمرغ و کوه قاف عارف بزرگ &amp;quot;شیخ عطار نیشابوری&amp;quot; انطباق با حقیقت مهدویت دارد، خلاصه داستان عطار اینکه هزاران پرنده (مرغ) برای دیدار سیمرغ عازم کوه قاف می&amp;zwnj;شوند و در طی مسیر هر یک به شکلی و بهانه&amp;zwnj;ای از روی ناتوانی از جمع جدا شده و از یافتن سیمرغ منصرف می&amp;zwnj;شوند و در نهایت سی مرغ موفق می&amp;zwnj;شوند که به کوه قاف برسند و در آنجا جز خود را ندیدند و متوجه شدند &amp;quot;سیمرغ &amp;quot;ی که به دنبالش بودند جز همین &amp;quot;سی مرغ&amp;quot;ی که موفق به رسیدن به کوه قاف شدند، نیست. به تعبیر دیگر واقعیت مهدویت مانند واقعیت سیمرغ است که افراد جامعه برای رسیدن به عدالت او سعی در رفتار عادلانه می&amp;zwnj;کنند و عملأ در یافتن مصلح، خود صالح شده و جامعه&amp;zwnj;ای عادلانه بوجود می&amp;zwnj;آورند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;می توان به مهدویت و ظهور منجی معتقد بود و او را می&amp;zwnj;توان امام دوازدهم شیعه نامید، ولی نه لزومآ فرزند بلافصل امام یازدهم، بنابراین اینکه ادیان و مذاهب چگونه منجی را معرفی کنند مهم نیست، اما نحوه معرفی تشیع قدری متفاوت از سایر ادیان و مذاهب است که امکان سوء استفاده را برای عوام فریبان فراهم می&amp;zwnj;کند و این قضیه به دو صورت انجام می&amp;zwnj;پذیرد، اول ادعای داشتن رابطه با امام غایب و در حد بالا ادعای مهدویت. دوم ادعای نیابت نانوشته و به نام او و به کام خود و در نتیجه سوءاستفاده مالی از شیعیان (دریافت خمس) و در مرحله بالاتر ایجاد قدرت و تسلط بر جان و مال و ناموس شیعیان، این ادعاها عمدتأ از طرف فقها صورت می&amp;zwnj;گیرد وبه همین دلیل است که گرایش به فقیه شدن در روحانیون بیشتر است از مفسر شدن یا اصولی شدن یا مدرس اخلاق شدن، مگر اینکه با حفظ سمت فقاهت کار دیگری هم بکنند و علت آن سرویس خوبی است (کسب قدرت، ثروت و منزلت اجتماعی ) که می&amp;zwnj;توان از بابت فقاهت بدست آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;X&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;شفاف سازی مالی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مورد دیگر مسله خمس است و به تعبیر دیگر بزرگترین منبع درآمدی سازمان تشیع.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اولأ : متولیان دین از گفتن حقیقت خمس نباید باکی داشته باشند، آیه قرآن خمس را برای غنیمت جنگی تعیین کرده آنهم به این دلیل که هزینه&amp;zwnj;های دفاعی تامین شود، زیرا هیچ مجاهدی حقوق و سلاح و ادوات جنگی از حکومت دریافت نمی&amp;zwnj;کرد و خود راسأ نسبت به تامین آنها اقدام می&amp;zwnj;نمود، ولی الان که هزینه&amp;zwnj;های دفاعی از مالیات پرداختی مردم تامین می&amp;zwnj;شود غنیمتی به نظامیان تعلق نمی&amp;zwnj;گیرد که خمس آن را پرداخت کنند، سایر موارد غیر قرآنی که شیعه مشمول خمس قرار داده هیچ مشروعیتی ندارد و از نظر هزینه کرد خمس هم، سهم سادات که معادل نیمی از در آمد خمس است، با توجه به بهره بری مساوی سادات و غیر سادات از خدمات دولتی که از پول مالیات تامین می&amp;zwnj;شود دیگر ضرورتی ندارد، بنابراین می&amp;zwnj;ماند سهم به اصطلاح امام که نیم دیگر از درآمد خمس می&amp;zwnj;باشد، که ظاهرأ باید برای هزینه حوزه&amp;zwnj;های علمیه و تبلیغ دین و نشر معارف دینی مورد استفاده قرار گیرد که این امر می&amp;zwnj;تواند از طریق هدایا و نذورات شیعیان تامین شود و برای تامین آن نیاز به ساختن احکام به نام خدا و رسول نمی&amp;zwnj;باشد، اگر کار برای خداست و برای حفظ دین او این کار انجام می&amp;zwnj;شود و اگر دین خداست، خودش هم راه حفظ دینش را می&amp;zwnj;داند و هزینه آن را هم تامین می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ثانیأ : چنانچه فقها از دریافت خمس یا هدایا مبلغی دریافت کنند می&amp;zwnj;بایستی صورت دریافتی و نحوه هزینه آن را مشخص کنند، شفاف سازی در هر امری مفید و به نفع آن جامعه است و زمینه سوء استفاده را از بین می&amp;zwnj;برد، تا کنون شنیده نشده است که یکی از مراجع دینی گزارش گردش مالی بیت خود را اعلام کرده باشد، پرداخت کنندگان خمس حق دارند بدانند با مبالغ دریافتی از آنها چگونه هزینه شده است، شنیده شده است که گاهی مراجع برای روحانیونی که خمس پرداز بیاورند درصدی به عنوان حق الزحمه می&amp;zwnj;پردازند، در اینصورت بدیهی است که هر کس درصد بیشتر بپردازد وضع مالی بهتری پیدا می&amp;zwnj;کند، این تازه درباره مراجع غیر حکومتی صادق است، مراجع حکومتی هم از کیسه می&amp;zwnj;خورند و هم از آخور، آنها هر کدام کارخانه&amp;zwnj;ای پر سود، یا معدنی پر درآمد و یا انحصاری در واردات مایحتاج مردم را تصاحب کرده&amp;zwnj;اند و صد در صد خود را بی نیاز از عموم شیعیان نموده&amp;zwnj;اند و یکه تازی می&amp;zwnj;کنند و مجیز ولایت می&amp;zwnj;گویند و ارزش ولی فقیه را با میلیاردها دلار می&amp;zwnj;سنجند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;XI&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;تشکیل شورای علمای شیعه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی دیگر از مواردی که برای بازسازی سازمان تشیع مورد نیاز است، مدیریت واحد در سازمان است البته گاهی به صورت خاص این مدیریت واحد به وجود می&amp;zwnj;آمد مانند دوران زعامت آیت الله بروجردی ولی هیچگاه به صورت فراگیر نبوده است، علاوه بر اینکه دارای تشکیلات منسجمی نبوده و امکان کنترل روحانیون برای آن زعیم فراهم نمی&amp;zwnj;شده، می&amp;zwnj;توان به این فهرست موارد دیگری نیز افزود مانند ایجاد کارگروه&amp;zwnj;های تخصصی در تمامی رشته&amp;zwnj;های فقهی و غیر فقهی.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/05/04/13845#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C">آیت الله خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9385">تشیع</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450">روحانیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%D9%86%D8%AA">سنت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5194">صالح نظری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1555">ولایت فقیه</category>
 <pubDate>Thu, 03 May 2012 22:13:01 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">13845 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>مسلمانی و تشیع شاه و استبدادش (۳)</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/22/11306</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/22/11306&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر گنجی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;591&quot; height=&quot;382&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/farah__akhundha.jpg?1330109618&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اکبر گنجی &amp;ndash; موضوع این مقاله رابطه پهلوی دوم با دیانت است. این مقاله نه تنها مدعای اسلام ستیزی محمدرضا شاه را رد می&amp;zwnj;کند، بلکه شاه را اسلام گرا به شمار می&amp;zwnj;آورد. البته اسلام و تشیع شاه، اسلام بنیادگرایانه یا ایدئولوژیک نبود.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش اول نوشتار ناظر به اسلام و تشیع شاه، به روایت شاه بود. پرسش یا مسئله این بود: شاه چه تصویری از اسلام و تشیع و مسلمانی خود و پدرش ارائه می&amp;zwnj;کرد؟ او چه روایتی از اسلام&amp;zwnj;های رقیب می&amp;zwnj;ساخت؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش دو ناظر به رفتار شاه - به اقتفای او فرح - در این زمینه و پیامدهای آن بود. آن چه آنان کردند، آماده ساختن زمینه&amp;zwnj;ها و بسترهای انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در بخش آخر این نوشته به موضوع شاه و گفتمان اسلامی ضد مدرنیته می&amp;zwnj;پردازیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شاه و گفتمان اسلامی ضد مدرنیته&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بیست و چهارم- اسلام گرایی ضد مدرنیته&lt;/b&gt;: در دوره&amp;zwnj;ای رژیم شاه- خصوصاً فرح پهلوی- مروج نوعی سنت گرایی و دفاع از ایرانی گری شدند. در این دوران از افرادی در دستگاه حکومتی استفاده شد، که نتایج اقداماتشان به کار آیت الله خمینی و انقلاب اسلامی می&amp;zwnj;آمد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۱&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;b&gt;۲۳&lt;/b&gt;&lt;b&gt;- سید حسین نصر&lt;/b&gt;: حضور متفکر و اسلام شناس بزرگی چون سید حسین نصر- نماد &amp;quot;&lt;b&gt;اسلام سنت گرایانه&lt;/b&gt;&amp;quot; در دنیای امروز- در دربار شاه معنای مهمی داشت. نصر در سال ۱۳۵۱ به ریاست داشگاه آریامهر (شریف بعدی) انتخاب شد. او از فرح پهلوی درخواست کرد تا نهادی بین المللی برای فلسفه&amp;zwnj;ی ایرانی- اسلامی تأسیس کنند. با موافقت ملکه ، &lt;b&gt;انجمن شاهنشاهی فلسفه&amp;zwnj;ی ایران&lt;/b&gt; در سال ۱۳۵۲ - به عنوان یکی از بخش&amp;zwnj;های &amp;quot;&lt;b&gt;بنیاد فرهنگی فرح پهلوی&lt;/b&gt;&amp;quot; (تأسیس ۱۳۵۱)- تأسیس شد. هدف انجمن به شرح زیر بیان شده بود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot; &lt;b&gt;تجدید حیات زندگی فکری سنتی ایران اسلامی&lt;/b&gt;، انتشار نوشته&amp;zwnj;ها و مطالعات مربوط به ایران پیش و پس از اسلام، شناساندن گنجینه&amp;zwnj;های فکری ایران در زمینه&amp;zwnj;ی فلسفه، عرفان و مانند آن به جهان خارج، ممکن ساختن پژوهش&amp;zwnj;های گسترده در زمینه&amp;zwnj;ی فلسفه&amp;zwnj;ی تطبیقی، آگاه ساختن ایرانیان از سنت&amp;zwnj;های فکری تمدن&amp;zwnj;های دیگر شرق و غرب، تشویق رویارویی فکری با جهان مدرن، و سرانجام ، بحث درباره&amp;zwnj;ی مسائل گوناگونی که انسان مدرن با آن رو به روست از نظرگاه سنت است&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;استاد سید جلال الدین آشتیانی، عبدالحسین زرین کوب (۱۳۷۸- ۱۳۰۱)، سید حسین نصر، نادر نادرپور، محسن فروغی و احسان نراقی موسسان انجمن شاهنشاهی فلسفه&amp;zwnj;ی ایران بودند. نصر در این دوران یکی از مهمترین مبلغان &amp;quot;&lt;b&gt;اسلام سنت گرا&lt;/b&gt;&amp;quot; بود که &amp;quot;&lt;b&gt;نقد ریشه&amp;zwnj;ای مدرنیته&lt;/b&gt;&amp;quot; یکی از ارکان این روایت از اسلام بود و هست. نصر یکی از مهمترین مبلغان &amp;quot;بحران&amp;quot; و &amp;quot;شکست&amp;quot; و &amp;quot;سقوط&amp;quot; و &amp;quot;بن بست&amp;quot; و &amp;quot;پایان&amp;quot; غرب بود. به عنوان نمونه ، در سال ۱۳۵۰ در گردهمایی دانشجویان دانشکده&amp;zwnj;ی کشاورزی کرج، برای آنان تحت عنوان &amp;quot;تقابل ساحت&amp;zwnj;های معنوی و مادی در حیات بشر کنونی&amp;quot; سخنرانی می&amp;zwnj;کند که سپس متن آن در مجله&amp;zwnj;ی تلاش (شماره&amp;zwnj;ی ۳۳، اسفند ۱۳۵۰) منتشر می&amp;zwnj;شود. در این سخنرانی از بحران اساسی تمدن غربی (تجدد و مدرنیزم) سخن می&amp;zwnj;گوید. با وجود این بحران&amp;zwnj;ها ، گروهی در ایران &amp;quot;خیلی زیاده از حد کورکورانه از تفکر غربی پیروی می&amp;zwnj;کنند&amp;quot;. غرب گرفتار انواع بحران&amp;zwnj;های عظیم- از جمله مصرف مواد مخدر و درصد بالای خودکشی جوانها در اثر یأس- است. اما غرب زده&amp;zwnj;های ما هنوز عمق بحران&amp;zwnj;های غرب را درک نکرده اند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;بعضی&amp;zwnj;ها فکر می&amp;zwnj;کنند که این حس &lt;b&gt;شکست تمدن غرب&lt;/b&gt; پدیده&amp;zwnj;ای زودگذر است که به نحوی توسط تمدن فعلی غرب برطرف خواهد شد...غافل از این که بشر غربی با یک نوع &lt;b&gt;بن بست فکری&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;بحران عظیم&lt;/b&gt; مواجه است&amp;quot;[۶۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;راه حل بحران عمیق غرب و مشکلات و مسائل ایران، معارف غنی اسلامی است. باید به این منابع بازگشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;این منابع فکری و معنوی را در دسترس غرب بگذاریم. ارزش &lt;b&gt;این منابع فکری و معنوی که همگی از معارف اسلامی سرچشمه گرفته است&lt;/b&gt; ، برای غرب نیز حیاتی است، چون فقط این نوع معارف می&amp;zwnj;تواند مغرب زمین را از ریشه&amp;zwnj;های فراموش شده&amp;zwnj;ی خود آگاه سازد. اگر غرب نتواند با کمک از حکمت اصیل و عرفانی ، مسیحیت را در غرب احیا کند، &lt;b&gt;بدون شک با بحرانی آن چنان شدید مواجه می&amp;zwnj;شود که حتی ادامه&amp;zwnj;ی حیات آن مورد شک خواهد بود&lt;/b&gt;&amp;quot;[۶۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دو سال بعد در مقاله&amp;zwnj;ای تحت عنوان &amp;quot;زمینه فکری برخورد فرهنگ و تمدن ایران و غرب&amp;quot;- یغما، اردیبهشت ۱۳۵۲- دوباره به این موضوع پرداخت و گفت که فرهنگ و تمدن غربی در چندین قرن کوشیده &amp;quot;تا تمام فرهنگ&amp;zwnj;های دیگر را در مقابل خود خرد و نابود کند&amp;quot;. ما باید غرب را بشناسیم، نه این که از آن تقلید کنیم. و غرب شناسی بدون بیرون آمدن از &amp;quot;ضرباتی که به ما و فرهنگ ما وارد آورد&amp;quot;، ناممکن است. &amp;quot;عمیق&amp;zwnj;ترین برخورد ما با غرب&amp;quot; به انسان شناسی باز می&amp;zwnj;گردد. ما انسان را- مطابق تصویر اسلام- صورت خداوند می&amp;zwnj;دانیم، اما غرب از &amp;quot;فیض الهی منقطع شد&amp;quot; و از &amp;quot;عالم معنی گسست&amp;quot;. همراه با این تحول، &amp;quot;سیر فلسفه در غرب همراه با انحطاط تدریجی مفهوم و حقیقت وجود نزد غربیان است&amp;quot;. تفکر و مردم غرب طی چند قرن اخیر شهود عرفانی و حکمت و ارتباط انسان با عالم معنی را کنار گذاشتند و در نتیجه ، &amp;quot;مسیر تفکر در غرب در سه چهار قرن اخیر نمودار یک نوع انحطاط است&amp;quot;[۶۸]. غرب به زور بر ما استیلا یافت، اما نتوانست به لحاظ معنوی ما را دگرگون سازد، برای این که فاقد &amp;quot;نیروی معنوی&amp;quot; بود. باید بداینم که:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;امروز با شکست و فروریختن تمدن غرب از درون خود مواجه شده ایم&amp;quot;[۶۹].&amp;quot;در مقابل یک تمدنی که تهاجمی است، ولی در عین حال در شرف افول و فروریختن از درون است، قرار گرفته ایم&amp;quot;[۷۰].&amp;quot;مغرب زمین به وضعی رسیده است که می&amp;zwnj;توان آن را مرحله&amp;zwnj;ی انحلال و اضمحلال چهره&amp;zwnj;ی انسان نامید. نباید اجازه دهیم که این اضمحلال در مورد ما نیز تکرار شود&amp;quot;[۷۱].&amp;quot;برای این که بتوانیم در برخورد با مغرب زمین پیروز باشیم و دست کم وحدت و حیات ملی خود را حفظ کنیم&amp;quot;[۷۲]، &amp;quot;ما ناچار خواهیم بود در آینده به دنبال راه حل&amp;zwnj;های بومی خود برویم، یعنی راه حل&amp;zwnj;هایی مرتبط با فرهنگ و سنن ایرانی&amp;quot;[۷۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;راه حل بومی، بازگشت به &amp;quot;فرهنگ اسلامی ایران&amp;quot; و این اصل است که انسان بر صورت خدا آفریده شده است. اینها سخنان رئیس دانشگاه آریامهر و رئیس انجمن شاهنشاهی فلسفه&amp;zwnj;ی ایران در زمان پادشاهی محمد رضا شاه پهلوی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصاحبه&amp;zwnj;های نصر در آن دوران نیز که در روزنامه&amp;zwnj;های رسمی رژیم شاه منتشر می&amp;zwnj;شد، از این جهت بسیار قابل توجه است. او در ۲۱ اسفند ۱۳۵۴ طی مصاحبه&amp;zwnj;ای با روزنامه&amp;zwnj;ی کیهان تحت عنوان &amp;quot;ایرانی بودن در زمان حال چه معنایی دارد&amp;quot;، می&amp;zwnj;گوید ایرانیان در عین اعتقاد به استقلال از فرهنگ&amp;zwnj;های گوناگون استفاده کرده اند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;ما می&amp;zwnj;توانیم مخصوصاً در آغاز دوران اسلامی و پذیرفتن دین اسلام توسط ایرانیان این امر را مشاهده کنیم. به این معنی که پذیرفتن یک دین جدید که عمیق&amp;zwnj;ترین تحولات را از لحاظ اجتماعی، معنوی و فرهنگی در ایران به وجود آورد، نه تنها فرهنگ ایران را از بین نبرد، بلکه موجب شد ایران در عالمی وسیع تر به صورت قلب یک تمدن جهانی در آید و حیات جدیدی در زمینه&amp;zwnj;ی اندیشه، چه فلسفی و چه علمی در ایران زمین پدید آید، که هیچ گاه در تاریخ طولانی این سرزمین سابقه نداشته است&amp;quot;[۷۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نصر می&amp;zwnj;کوشد تا معنایی به هویت ایرانی بودن ما ببخشد. ابن سینا، مولانا، سهروردی و ملاصدرا را نمادهای هویت ایرانی به شمار می&amp;zwnj;آورد. اما یک گام دیگر پیش رفته و احکام فقهی اسلامی را هم در ساختن هویت ایرانی مهم قلمداد می&amp;zwnj;کند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;نیز از خصایص آن میراثی که ما را &lt;b&gt;ایرانی می&amp;zwnj;سازد&lt;/b&gt;، یک نوع اعتدال در زندگی بوده است که &lt;b&gt;توسط&lt;/b&gt; &lt;b&gt;احکام اسلامی شدیداً تقویت شده است&lt;/b&gt;&amp;quot;[۷۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه دو حزب کشور را تعطیل و حزب رستاخیز را جایگزین آن کرد. روزنامه&amp;zwnj;ی رستاخیز، رسانه&amp;zwnj;ی رسمی این نظام تک حزبی جدید بود. روزنامه&amp;zwnj;ی رستاخیز در اول اسفند ۱۳۵۵ گفت و گویی با سید حسین نصر انجام داده که تیتر آن مهم است:&amp;quot;&lt;b&gt;پایان تمدن غرب&lt;/b&gt;&amp;quot;. تمام پرسش&amp;zwnj;ها حول این محور است که نصر فرهنگ و تمدن غرب را پایان یافته می&amp;zwnj;داند و اسلام را تنها &amp;quot;جهان بینی نجات بخش&amp;quot; به شمار می&amp;zwnj;آورد. نصر ابتدا در تأیید مدعای پرسش گر می&amp;zwnj;گوید که به فلسفه&amp;zwnj;ی اسلامی &amp;quot;به عنوان یک مکتب زنده&amp;zwnj;ی فکری اعتقاد دارد&amp;quot;. اما مرداش از فلسفه در اینجا، &amp;quot;کلیت وسیع و مختلف انیشه&amp;zwnj;ی اسلامی ایران است&amp;quot;. پس اسلام در کلیت خود نجات بخش است، اما این کلیت شامل چه اجزایی است. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اندیشه در کلیت وجودی و مفهومی خود، شامل فلسفه، عرفان، کلام و اساساً همه&amp;zwnj;ی نمودهای معنوی دیگر است که در روابط و رفتارهای اجتماعی به تجلی می&amp;zwnj;رسد&amp;quot;[۷۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نصر سپس اسلام را به عنوان &amp;quot;تنها راه نجات بشر&amp;quot; از همه&amp;zwnj;ی کج فکری&amp;zwnj;های و کج رفتاری&amp;zwnj;های فردی و جمعی معرفی کرده و می&amp;zwnj;افزاید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;نه تنها اندیشه&amp;zwnj;ی اسلامی ایرانی را زنده و پذیرفته شده می&amp;zwnj;بینم ، بلکه آن را &lt;b&gt;تنها راه نجات بشر&lt;/b&gt; از سرکشی&amp;zwnj;های فکری و فسادهای عملی و اجتماعی و بی نظمی&amp;zwnj;های هنری می&amp;zwnj;دانم&amp;quot;[۷۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسلام را در همه&amp;zwnj;ی زمینه&amp;zwnj;ها پاسخگو و به عنوان راه حل معرفی می&amp;zwnj;کند و &amp;quot;این که انسان در زندگی اجتماعی خود چه روابط و رفتاری داشته باشد&amp;quot; ، می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;&lt;b&gt;شریعت اسلام&lt;/b&gt; به طور کامل و جامع به آن پرداخته&amp;zwnj;اند و نوع و نمونه&amp;zwnj;ی رفتار صحیح اجتماعی را به وضوح با &lt;b&gt;احکام متقن&lt;/b&gt; خود، تعیین و تصریح کرده اند&amp;quot;[۷۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این سخنان در روزنامه&amp;zwnj;ی رسمی تنها حزب شاه منتشر می&amp;zwnj;شود. نصر در ادامه&amp;zwnj;ی گفت و گوی ضد غرب، مدعای &amp;quot;پایان غرب&amp;quot; و &amp;quot;بن بست غرب&amp;quot; را مطرح می&amp;zwnj;سازد. انصاف به خرج داده و می&amp;zwnj;گوید در خود غرب قرن هاست که این نوع مدعیات مطرح بوده است، اما در ایران شاید او یکی از اولین افرادی بوده که این نظریه را مطرح کرده، ولی اینک تعداد زیادی بدان اعتقاد دارند. نصر ابتدا قلمرو تمدن غرب را معین کرده و سپس از بن بست آن سخن گفته است. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;من تمدن غرب و آن هم نه فقط تمدن غربی که به عنوان اروپای غربی و آمریکا می&amp;zwnj;شناسیم، بلکه شرق غرب یعنی دنیای کمونیستی را هم، نتیجه&amp;zwnj;ی ادامه یا دنبال کردن یک دید فلسفی می&amp;zwnj;دانم که &lt;b&gt;به بن بست رسیده یا بهتر بگویم کار آن تمام شده است. به هر صورت در این تمدن، انسان آینده&amp;zwnj;ای نخواهد داشت&lt;/b&gt;&amp;quot;[۷۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;استعمار غرب و ضرباتی که آنها طی یک قرن گذشته به ما وارد آوردند، موجب شد تا &amp;quot;یک حالت خواری و حقارت زیانباری&amp;quot; در میان ما ایجاد شده است.&amp;quot;اثرات مخوف&amp;quot; این امر بیش از هر جا در قلمرو فکر و اندیشه بروز یافته و به پنداشت باطلی منتهی شده است. گمان باطل می&amp;zwnj;کنیم که چون غربیان موشک به فضا فرستاده اند، پس:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;لابد نگرش&amp;zwnj;های فکری و فلسفی آنها هم درست و معتبر است. در حالی که این باور از اساس صحیح نمی&amp;zwnj;باشد و حتی خود آنها هم این روزها به دنبال پیدا کردن نظام&amp;zwnj;های جدید فکری افتاده اند&amp;quot;[۸۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروهی گمان می&amp;zwnj;کنند که تحولات علمی و فناوری&amp;zwnj;های غربی ناقض نظام اندیشگی ماست، اما اینها &amp;quot;ترس و رعب درونی خود را که ناشی از ناآگاهی و کم مایگی فکری آنها است، به بیرون می&amp;zwnj;ریزند&amp;quot;[۸۱]. نصر می&amp;zwnj;گوید که سقوط غرب مراحل گوناگونی داشته و آخرین نماد سقوط غرب را هم به ما می&amp;zwnj;شناساند. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;مراحل &lt;b&gt;سقوط تمدن غرب&lt;/b&gt; را می&amp;zwnj;توان از همان آغاز، مرحله به مرحله تعیین کرد که شاید آخرین آنها &lt;b&gt;سقوط به منجلاب &amp;quot;سکس&amp;quot; باشد&lt;/b&gt;&amp;quot;[۸۲].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نصر تمامی بحران&amp;zwnj;های کنونی جهان (جنگ ها، افزایش تعداد بیماران روانی، ازدیاد جمعیت، نابودی منابع طبیعی، آلودگی&amp;zwnj;های زیست محیطی و...) را شمارش کرده و می&amp;zwnj;گوید:&amp;quot;&lt;b&gt;در کل، همه را می&amp;zwnj;توان زاییده&amp;zwnj;ی تمدن غرب دانست&lt;/b&gt;&amp;quot;[۸۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اندیشه&amp;zwnj;ی نجات بخش- یعنی اسلام- نزد ماست. &amp;quot;به هر حال، دین به مراتب بهتر از فلسفه&amp;zwnj;ای است که غربی&amp;zwnj;ها دارند&amp;quot;[۸۴]. چرا غرب از این راه نجات بخش استفاده نمی&amp;zwnj;کند؟ به تعبیر دقیق تر، غرب در چه زمان و موقعیتی حاضر خواهد شد تا از این &amp;quot;جهان بینی نجات بخش&amp;quot; استفاده کند؟ نصر در پاسخ می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;یقین ندارم که جهان غرب قبل از آن که با &lt;b&gt;یک فاجعه&amp;zwnj;ی بزرگ هولناک&lt;/b&gt; روبه رو شود، به همین سادگی ما را بپذیرد&amp;quot;[۸۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از آن که هوشنگ نهاوندی- رئیس دفتر فرح پهلوی- در کابینه&amp;zwnj;ی شریف امامی به عنوان وزیر علوم و آموزش عالی منصوب شد، سید حسین نصر به جای او، رئیس دفتر ملکه شد. مینو صمیمی- یکی از شاغلان آن زمان دفتر فرح پهلوی- در این خصوص گفته است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;انتصاب دکتر نصر به این سمت البته جز ضرورت چرخش تشکیلات تحت سرپرستی ملکه به طرف فرهنگ اسلامی تعبیر دیگری نداشت، ولی چنین اقدامی در آن مقطع نوعی ظاهر بازی تلقی می&amp;zwnj;شد. و طبعاً دکتر نصر نیز با پذیرش مسئوولیت ریاست بر دفتر خصوص ملکه، مقام و حیثیت علمی خود را به باد داد&amp;quot;[۸۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هوشنگ نهاوندی در کتاب &lt;b&gt;&lt;i&gt;آخرین روزها، پایان سلطنت و درگذشت شاه&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، پیام &amp;quot;صدای انقلاب شما را شنیدم&amp;quot; شاه را محصول مشترک رضا قطبی و سید حسین نصر- با همکاری فرح پهلوی- گزارش می&amp;zwnj;کند[۸۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعید است کسی بخواهد مدعی شود که شاه، ملکه و ساواک از نظرات سید حسین نصر اطلاع نداشتند. در سفر فرح پهلوی به نجف و دیدارش با آیت الله خویی، سید حسین نصر همراه او بود. سید حسین نصر امروز هم مهمترین نماد &amp;quot;اسلام سنت گرا&amp;quot; در جهان معاصر است. همان سخنان و دعاوی را بسط داده و متقن تر کرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۲&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;b&gt;۲۳&lt;/b&gt;&lt;b&gt;- سید احمد فردید:&lt;/b&gt; سید احمد فردید نیز با کاریکاتوری از آرای هایدگر، مریدان بسیاری در این دوران پرورش داد. آل احمد اعتراف دارد که واژه &amp;quot;غرب زدگی&amp;quot; را از او گرفته است. از فردید برای شرکت در جلسات دولتی دعوت به عمل می&amp;zwnj;آمد. گویا اولین بار اصطلاح غربزدگی را در یکی از جلسات دولتی طرح کرده بود. فردید می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;مثلا همین کلمه&amp;zwnj;ی &amp;quot;غربزدگی &amp;quot; را در نظر بگیرید. &lt;b&gt;در دوره&amp;zwnj;ی آقای درخشش، وزیر وقت آموزش و پرورش&lt;/b&gt; ، جلسه&amp;zwnj;ای یا سمیناری یا چیزی شبیه به آن تشکیل شد تا به بررسی مبانی آموزش و پرورش بپردازد. عنوان جلسه دقیقا این بود&amp;quot;بحث در مبانی آموزش و پرورش&amp;quot; و در آن بسیاری از صاحب نامان مثل آقای دکتر تسلیمی، دکتر راسخ، دکتر کاردان، مرحوم جلال آل احمد و عده&amp;zwnj;ی دیگری که آنها اغلب روانشناس بودند شرکت داشتند. خوب بنده را هم دعوت کرده بودند. بنده هم به شهادت آقایان مطالبی را عنوان کردم که همین مطالب باعث کشیده شدن اصل بحث به زمینه&amp;zwnj;های دیگری گردید، یکی از این زمینه ها&amp;quot;غربزدگی&amp;quot; بود. بعد مرحوم آل احمد به اشاره و القائات من مقالتی را نوشت و غربزدگی را مطرح کرد و به این ترتیب بحث سطحی در مبانی آموزش و پرورش به مقاله&amp;zwnj;ی آل احمد انجامید. گر چه آل احمد این شهامت را داشت که به طور تلویحی بگوید غربزدگی و عنوان آن از شخص من نیست، ولی به هرصورت این قضیه توانست طرح و تعقیب شود. البته غربزدگی به آن صورت که مطرح شد از دید من بی اعتبار است، چون من استنتاج دیگری از آن دارم&amp;quot;[۸۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رژیم شاه به فردید مجال می&amp;zwnj;داد تا این نظراتش را در رسانه&amp;zwnj;های رژیم تبلیغ و ترویج کند. در سال ۱۳۵۰ یک برنامه&amp;zwnj;ی هفتگی تلویزیونی ثابت به او اختصاص دادند. این برنامه تحت عنوان &amp;quot;درآمدی به حکت معنوی&amp;quot; حدود ده ماه ادامه داشت. در سال ۱۳۵۵ میبدی گفت و گویی بلند با فردید انجام داد که در روزنامه&amp;zwnj;ی رستاخیز منتشر شد. او در بخشی از این مصاحبه گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot; &lt;b&gt;قرآن، پدیده&amp;zwnj;ای بسیار بزرگ در مقابل شرک یونانی، یعنی زندقه و متافیزیک- است. قرآن در برابر این شرک یک نیروی عظیم پایدار است&lt;/b&gt;. فلسفه یارای آن را ندارد که تمدن اسلامی را بغلطاند و بر آن مستولی شود. غربزدگی به محض ورود به این تمدن متوقف می&amp;zwnj;شود&amp;quot;[۸۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در پاسخ مجله&amp;zwnj;ی بنیاد که از او &amp;ndash; در تیرماه ۱۳۵۷- پرسیده بودند: بهترین کتاب&amp;zwnj;هایی که خوانده اید چه بوده است؟ گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;&lt;b&gt;کلام الله مجید&lt;/b&gt; کتابی است که امروز و دیروز و همیشه برای من بهترین بوده است. من حتی گاهی اگر شعری از حافظ نقل می&amp;zwnj;کنم به سبب پیوند خاص او با &lt;b&gt;کلام الله مجید&lt;/b&gt; است&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی گفته&amp;zwnj;اند که فردید در نوشتن ایدئولوژی حزب رستاخیز هم نقش داشته است. در سال ۱۳۵۶ در برنامه&amp;zwnj;های تلویزیونی &amp;quot;اینسو و آن سوی زمان&amp;quot; که توسط علی رضا میبدی اجرا می&amp;zwnj;شد ، به احمد فردید این فرصت داده شد تا این نوع مدعیات را در تلویزیون شاه/ملکه- که در دست رضا قطبی بود- مطرح سازد. در یکی از آن برنامه&amp;zwnj;ها گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اگر من اسمی هم از هیدگر می&amp;zwnj;برم، برای این است که می&amp;zwnj;دیدم دوباره می&amp;zwnj;خواهد برگردد و بگوید هر آینه و به تحقیق &lt;b&gt;در آینده باید کلمة الله جهان را بگیرد&lt;/b&gt; - درک می&amp;zwnj;کردم- بارها به رفقایم گفته ام که این حرف در هيدگر مرد و نگفت&amp;quot;[۹۰] .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد مددپور- یکی از شاگردان فردید که درس&amp;zwnj;های او را زیر عنوان &lt;b&gt;&lt;i&gt;دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; منتشر کرد، نکته&amp;zwnj;ی نیکویی را گوشزد کرده است. مدعای او این است که انجمن شاهنشاهی فلسفه و مرکز ایرانی مطالعه&amp;zwnj;ی فرهنگها، تحت تأثیر اندیشه&amp;zwnj;های فردید، &amp;quot;به تخریب نظام سیاسی و فرهنگی استبداد کمک کردند&amp;quot;. به گفته&amp;zwnj;ی او، احمد فردید، سید حسین نصر، داریوش شایگان و جلال آل احمد؛ &amp;quot;راه ویرانی نظام سلطنت را به نحوی در قلمرو روشنفکری، که مدتها با توجیه نظام مدرن ضرورت آن را مستقیم و غیر مستقیم توجیه کرده بود، فراهم و مهیا کردند&amp;quot;. فردید تا سال ۱۳۷۳ زنده بود و پس از انقلاب تفسیری تماماً انقلابی از سخنان و مدعیات دوران شاه خود ارائه می&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۳&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;b&gt;۲۳&lt;/b&gt;&lt;b&gt;- داریوش شایگان:&lt;/b&gt; &amp;quot;مرکز ایرانی مطالعات فرهنگی&amp;quot; در آذر ۱۳۵۵ توسط داریوش شایگان تأسیس شد. این بنیاد نیز از سوی بنیاد فرهنگی فرح پهلوی تأمین مالی می&amp;zwnj;شد. داریوش شایگان نیز مدافع فرهنگ&amp;zwnj;های شرقی در برابر غرب بود. دو کتاب مهم او در این دوران، اولی &lt;b&gt;&lt;i&gt;آسیا در برابر غرب&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; و دومی &lt;b&gt;&lt;i&gt;بت&amp;zwnj;های ذهنی و خاطره&amp;zwnj;ی ازلی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;داریوش شایگان در سال ۱۳۵۶ یک سمینار بین المللی تحت عنوان &amp;quot;آیا تسلط فکر غربی امکان گفت و گو میان فرهنگ&amp;zwnj;ها را میسر می&amp;zwnj;سازد؟ &amp;quot;، در تهران برگزار کرد. نگاه هایدگری شایگان به غرب و نگاه کربنی- و تا حدودی علامه&amp;zwnj;ی طباطبایی- او به تشیع، تعارضی با نگاه سید حسین نصر نداشت. شایگان می&amp;zwnj;گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;غور چندین ساله&amp;zwnj;ی ما در ماهیت تفکر غربی که از لحاظ پویایی، تنوع، غنای مطالب، قدرت مسحور کنننده، پدیده&amp;zwnj;ای تک و استثنایی بر کره&amp;zwnj;ی خاکی است ما را به این امر آگاه ساخت که سیر تفکر غربی در جهت بطلان تدریجی جمله معتقداتی بوده است که میراث معنوی تمدن&amp;zwnj;های آسیایی را تشکیل می&amp;zwnj;دهد&amp;quot;[۹۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گمان او در این دوران، عقل پرسشگر نقاد غربیان راه به جایی نمی&amp;zwnj;برد، اما تصوف اسلامی دستگیر و نجات دهنده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اگر فلسفه&amp;zwnj;ی غربی سئوالی است در جهت موجود و وجود، اگر فلسفه به پرسش&amp;zwnj;های چرا پاسخ می&amp;zwnj;دهد، در تصوف اسلامی پرسش کننده خدا است و انسان جواب می&amp;zwnj;دهد&amp;quot;[۹۲].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر قرار باشد عقل جایگزین وحی شو، همه&amp;zwnj;ی ارزش&amp;zwnj;های متافیزیکی نفی خواهد شد. فرهنگ سکولار غربی، به &amp;quot;انحطاط فرهنگ، غروب خدایان، مرگ اسطوره&amp;zwnj;ها و سقوط معنویت&amp;quot; می&amp;zwnj;انجامد[۹۳]. تکنیک (فناوری) و نهیلیسم غربی به &amp;quot;بطلان تدریجی جمله معتقدات ایمانی شرق&amp;quot; منتهی می&amp;zwnj;شود[۹۴]. فناوری پدیده&amp;zwnj;ای خنثی نیست که شما امکان گزینش داشته باشید و بگوئید خوب هایش را می&amp;zwnj;پذیرید و بدهایش را دور می&amp;zwnj;ریزید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;نمی توان گفت ما تکنیک را می&amp;zwnj;پذیریم[از غرب] و از عوامل مضمحل کننده&amp;zwnj;ی آن می&amp;zwnj;پرهیزیم، زیرا تکنیک خود حاصل یک تحول فکری و نتیجه&amp;zwnj;ی یک سیر چند هزار ساله است&amp;quot;[۹۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هنوز هم اگر راه نجاتی وجود داشته باشد، آن راه را باید در اسلام و تشیع و حوزه&amp;zwnj;های سنتی دینی جست و جو کرد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;&lt;b&gt;امروزه طبقه&amp;zwnj;ای که کم و بیش حافظ امانت پیشین ما است و هنوز علی رغم ضعف بنیه، گنجینه&amp;zwnj;های تفکر سنتی را زنده نگاه می&amp;zwnj;دارد، حوزه&amp;zwnj;های علمی اسلامی قم و مشهد است&lt;/b&gt;&amp;quot;[۹۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تأکید خاص شایگان بر تشیع ایرانی به عنوان &amp;quot;خاطره&amp;zwnj;های قومی&amp;quot;، متأثر از آرای کربن بود. شایگان می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;ایران در واقع در دنیای اسلامی همان رسالت را داشت که آلمان در غرب. اگر به گفته&amp;zwnj;ی هگل مشعل تفکری را که یونانیان برافروختند آلمان زنده نگاه داشت، از چراغ امانت آسیایی در اسلام، ایران پاسداری کرد&amp;quot;[۹۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما این نوع اندیشه نهایتاً به تأیید روحاینت شیعی حوزه&amp;zwnj;های علمیه می&amp;zwnj;انجامید و آنان را آگاه&amp;zwnj;ترین نگهبانان اصلی&amp;zwnj;ترین دارایی ملت ایران قلمداد می&amp;zwnj;کرد. شایگان می&amp;zwnj;گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;&lt;b&gt;اگر مذهب شیعه دارایی اصلی ایرانیان است، پس به ناچار روحانیان آگاه&amp;zwnj;ترین نگهبانان آن هستند&lt;/b&gt;&amp;quot;[۹۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شایگان اگر چه هیچ گاه علیه دین و مذهب نشد و همچنان مدافع عرفان و تصوف است، اما پس از تجربه&amp;zwnj;ی انقلاب اسلامی ایران گفته است، برای ما که در عالم عرفانیات زندگی می&amp;zwnj;کنیم، عقلانیت نقدی کانتی بهداشتی تر از تفکر هایدگر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۴&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;b&gt;۲۳&lt;/b&gt;&lt;b&gt;- احسان نراقی&lt;/b&gt;: احسان نراقی یکی دیگر از افرادی بود که مسئولیت&amp;zwnj;های رسمی داشت و یکی از اعضای انجمن شاهنشاهی فلسفه بود. او نیز به نوعی مروج بازگشت به خویشتن و &amp;quot;آنچه خود داشت&amp;quot; بود، نه طلب کردن از بیگانگان. او نیز در دهه&amp;zwnj;ی ۱۳۵۰ از بحران غرب سخن می&amp;zwnj;گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;مظاهر تمدن درخشان و پربهاست لیکن استثنائاتی نیز دارد...ما حصل ترازنامه&amp;zwnj;ی این تمدن یکسره نفع و سود نبوده بلکه ضرر و زیان نیز داشته است...روابط اجتماعی و ارزش&amp;zwnj;های معنوی و زندگی اخلاقی جامعه&amp;zwnj;ی غربی که طی قرن ها، نظیر دیگر جوامع بشری، وضع و صورت خاصی به خود گرفته بود در قرن بیستم مواجه با تحولات و دگرگونی&amp;zwnj;هایی شد که ماشینیسم جدید موجب آن بود...[نظیر] از هم گسیختگی روابط اجتماعی ... بزهکاری نوجوانان بارزترین مظهر این نابسامانی و از هم گسیختگی است&amp;quot;[۹۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقاله&amp;zwnj;ی &amp;quot;فرهنگ غرب و جامعه&amp;zwnj;ی امروز ایران&amp;quot;، می&amp;zwnj;گوید در مقابل فرهنگ غرب، باید &amp;quot;مختصات هویت ملی و فرهنگی و معنوی جامعه&amp;quot; را در نظر گرفت. نراقی در گفت و گوی با اسماعیل خویی می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در جهان امروز انسان که حیران و نگران آینده است &lt;b&gt;بار دیگر به دین و مذهب رو می&amp;zwnj;آورد&lt;/b&gt; و بدین ترتیب این اصل قرن نوزدهمی باطل می&amp;zwnj;شود که برای مترقی بودن، آدم لازم است که لامذهب یا بی دین باشد...اکنون ما می&amp;zwnj;بینیم که در راه رسیدن به یک جامعه&amp;zwnj;ی متعادل به هیچ وجه لازم نیست &lt;b&gt;آنچه را که خود داریم&lt;/b&gt; از ریشه براندازیم: بلکه، &lt;b&gt;فرهنگ و هویت ملی بزرگ&amp;zwnj;ترین حافظ ملت&amp;zwnj;ها در برابر هجوم عوامل و نیروهای خارجی است&lt;/b&gt;&amp;quot;[۱۰۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نراقی ادعا دارد که روش&amp;zwnj;های سنتی آموزشی ما، برتر از روش&amp;zwnj;های آموزشی دانشگاه&amp;zwnj;های غربی است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در مجله&amp;zwnj;ی تحقیقات اسلامی که به سرپرستی لویی ماسینیون در پاریس منتشر می&amp;zwnj;شد مقاله&amp;zwnj;ای به نام &amp;quot;نخبگان قدیم و نخبگان جدید در ایران&amp;quot; نوشتم. و در آن توضیح دادم که &lt;b&gt;روش&amp;zwnj;های آموزشی سنتی ما از بسیاری نظرها به روش&amp;zwnj;های جدیدی که از غرب گرفته ایم برتری دارد&lt;/b&gt;&amp;quot;[۱۰۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نراقی در این دوران مدعیات بزرگی مطرح می&amp;zwnj;ساخت. می&amp;zwnj;گفت، سرشت &amp;quot;تمدن غرب&amp;quot; به گونه&amp;zwnj;ای است که هیتلر و استالین&amp;zwnj;ها را پدید می&amp;zwnj;آورد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;من اصولاً به غرب شک دارم. یک مطالعه&amp;zwnj;ی دقیق و جدی به ما نشان خواهد داد که در بطن جامعه&amp;zwnj;ی غربی هنوز نه هیتلرها از میان رفته&amp;zwnj;اند و نه استالین ها. &lt;b&gt;تمدن غرب به نظر من اساساً هیتلرزا و استالین زا است&lt;/b&gt;&amp;quot;[۱۰۲].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما سرشت تمدن شرق، زرتشت و بودا و محمد و گاندی&amp;zwnj;ها را پدید آورده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اما گاندی تصویری است که شرق از آزادی دارد. بیان او تبلوری است از همه&amp;zwnj;ی سنت&amp;zwnj;ها و اعتقاداتی که از پیامبران بزرگی همچون زرتشت ، بودا، و &lt;b&gt;محمد&lt;/b&gt; به ما شرقیان رسیده است&amp;quot;[۱۰۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نراقی مدعی بود که حتی غربیان نیز از فرهنگ شهری گریزان شده و به همین دلیل شعار بازگشت به روستا را مطرح می&amp;zwnj;ساخت. شهریان روز به روز از خودبیگانه تر می&amp;zwnj;شوند، اما انسان روستایی از نشاط و همبستگی اجتماعی بیشتری برخوردار است. روستا، پاسدار اصلی فرهنگ ما، مظهر زبان ما، &lt;b&gt;مذهب و عرفان&lt;/b&gt; ماست. روستا نماد و جایگاه &amp;quot;فرهنگ اصیل&amp;quot; بود که &amp;quot;سنت، رسوم، تاریخ، &lt;b&gt;اعتقاد و مذهب&lt;/b&gt;&amp;quot; را در انبان داشت[۱۰۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۵&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;b&gt;۲۳&lt;/b&gt;&lt;b&gt;- کارخانه&amp;zwnj;های اسلحه سازی: &lt;/b&gt;دوران، دوران مبارزه&amp;zwnj;ی با امپریالیسم بود. از همه&amp;zwnj;ی منابع در دسترس همچون &amp;quot;&lt;b&gt;سلاح&lt;/b&gt;&amp;quot; علیه امپریالیسم استفاده می&amp;zwnj;شد. یکی شعر را به کلاشینکف تبدیل می&amp;zwnj;&lt;b&gt;ساخت&lt;/b&gt;. بسیاری به سراغ منبع عظیمی چون اسلام و تشیع رفتند تا از آن خمپاره و موشک &lt;b&gt;بسازند&lt;/b&gt;. علیرضا میبدی نیز در دهه&amp;zwnj;ی ۱۳۵۰، اسلام را سپری در برابر امپریالیسم غرب می&amp;zwnj;دید. اسلام عامل نجات بخشی بود که به گفته&amp;zwnj;ی او:&amp;quot;&lt;b&gt;اگر سلاحی نباشد، سپری است&lt;/b&gt;[در برابر امپریالیسم]&amp;quot;[۱۰۵]. اما اسلام، به گفته&amp;zwnj;ی میبدی ، بیش از این بود: &amp;quot; &lt;b&gt;تنها نقطه&amp;zwnj;ی اتکا و یگانه مکان سنتی است که می&amp;zwnj;تواند میان مسلمین شرقی پیوند...ایجاد کند&lt;/b&gt;&amp;quot; و اتحادی بسیار گسترده به منظور مقاومت و مبارزه&amp;zwnj;ی با دشمن مشترک پدید آورد[۱۰۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه و ملکه این نوع افراد را به کار گرفته بودند تا &amp;quot;گفتمان&amp;quot; رژیم را &lt;b&gt;بسازند&lt;/b&gt;. این گفتمان از کجا می&amp;zwnj;توانست سر در آورد؟ شاه حتی در پایان کار، در &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، وقتی به گذشته می&amp;zwnj;نگریست، از این رویکرد دفاع می&amp;zwnj;کرد. می&amp;zwnj;گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;بسیاری از مردم ایران تصور می&amp;zwnj;کردند، که هرچه متعلق به گذشته است، کهنه و مخالف ترقی و حتی ارتجاعی است. این باور، نوعی بی اعتنایی به فرهنگ و سنت، و گونه&amp;zwnj;ای &lt;b&gt;غرب گرایی افراطی&lt;/b&gt; در بعضی گروه&amp;zwnj;های اجتماعی به وجود آورده بود. مبارزه&amp;zwnj;ی با این طرز تفکر برای ما از اهمیت خاص برخوردار بود تا ایرانیان به &lt;b&gt;بزرگی و تنوع و جامعیت فرهنگ و تمدن و هنرهای خود&lt;/b&gt; بیشتر و بهتر پی ببرند و بدینسان مبانی وحدت و هویت ملی تحکیم شود&amp;quot;[۱۰۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه می&amp;zwnj;گوید که معماران غرب زده &amp;quot;&lt;b&gt;به تقلید از غرب&lt;/b&gt;&amp;quot;، &amp;quot;&lt;b&gt;بسیاری از ساختمان&amp;zwnj;های قدیمی و محلات سنتی&lt;/b&gt;&amp;quot; را به بهانه&amp;zwnj;ی نوسازی ویران کرده و به جای آنها &amp;quot;&lt;b&gt;بناهای بی هویت&lt;/b&gt;&amp;quot; جایگزین کردند. شهبانو در این زمینه فعال شد تا از سنت ایرانی پاسداری کند. شاه و ملکه و روشنفکرانشان، بنزین برای آیت الله خمینی و انقلاب اسلامی آماده می&amp;zwnj;کردند. آنان حساب بانکی آیت الله خمینی را پر می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بیست و پنجم- نتیجه:&lt;/b&gt; جدایی نهاد دین از نهاد دولت ، یکی از اصول مقبول &amp;quot;&lt;b&gt;نواندیشان دینی&lt;/b&gt;&amp;quot; کنونی است. اگر نهاد دین از نهاد دولت متمایز باشد، دولت مجری احکام شریعت هم نخواهد بود. بدین ترتیب، از این منظر نمی&amp;zwnj;توان به محمد رضاشاه پهلوی ایرادی گرفت. رضا شاه و محمد رضا شاه دیکتاتورهایی بودند که جداً به جدایی نهاد دین از نهاد دولت باور داشتند، اما نمی&amp;zwnj;توان مدعی شد که آنها دین را امری &amp;quot;خصوصی/شخصی&amp;quot; به شمار می&amp;zwnj;آوردند. محمد رضاشاه نه تنها در قلمرو عمومی دائما &amp;quot;اسلام نمایی&amp;quot; می&amp;zwnj;کرد، بلکه به روش&amp;zwnj;های گوناگون دین را وارد قلمرو عمومی می&amp;zwnj;ساخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اسلام ایرانی&amp;quot; شاه، که توسط افرادی که او و ملکه تعیین کرده بودند، &lt;b&gt;برساخته می&amp;zwnj;شد&lt;/b&gt;، زمینه ساز انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ بود. اگر نگوئیم غرب ستیزی، حداقل می&amp;zwnj;توان مدعی شد که نقد ریشه&amp;zwnj;ای &amp;quot;اندیشه&amp;zwnj;ی تجدد&amp;quot;- که از آبخشور فکری مارتین هایدگر و هانری کربن سیراب می&amp;zwnj;شد- یکی از ارکان آن بود. اسلام آنها، اسلام شریعتی و آیت الله خمینی نبود، اما دفاع جانانه&amp;zwnj;ای که آنها از اسلام به عنوان مظهر رحمت، عشق، معنویت، عطوفت، مهر ، عدالت و آزادی می&amp;zwnj;کردند؛ بستر و زمینه&amp;zwnj;ی مورد نیازی را که شریعتی و خمینی می&amp;zwnj;خواستند در آن دانه بکارند، آماده می&amp;zwnj;ساخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضاشاه و محمد رضاشاه پهلوی، &amp;quot;سلاطین مسلمان سکولار دیکتاتور&amp;quot; بودند، آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای، سلاطین مسلمان مدعی حکومت دینی بودند. &amp;quot;&lt;b&gt;سلطانیسم&lt;/b&gt;&amp;quot; هر چهار تن، نشان دهنده&amp;zwnj;ی این بود و هست که استبداد ۹۳ سال اخیر ایران، ریشه&amp;zwnj;های بس عمیقی داشته که به راحتی نمی&amp;zwnj;تواند به یک عامل فروکاسته شود. شاید کسانی گمان کنند که ما نه به رضاشاه و محمد رضا شاه، که به لنین و استالین نیاز داشتیم و داریم که بخواهند دین را به کلی نابود سازند.به تعبیر دقیق تر: &lt;b&gt;اگر دین نداشتیم، دموکراسی داشتیم&lt;/b&gt;. به همین تجربه&amp;zwnj;ی مبطل ساده در دسترس توجه کنید: آنان (لنین و استالین و جانشینانشان) دین نداشتند، اما دموکراسی هم نداشتند، رژیم&amp;zwnj;های توتالیتر برساختند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نقش علل روانشناختی (ویژگی&amp;zwnj;های شخصی و خلق و خوی زمامداران خودکامه) قابل انکار نیست، اما می&amp;zwnj;بایست تبیینی جامعه شناختی از پدیده&amp;zwnj;های اجتماعی ارائه کرد. به تعبیر دیگر، جامعه شناسی را نمی&amp;zwnj;توان به روانشناسی تحویل کرد یا فروکاست. یکی از اصول مهم روش شناسی علوم اجتماعی این است که تبیین&amp;zwnj;های تک علتی رفتارهای جمعی ، کاذب و ایدئولوژیک است. قرائت&amp;zwnj;هایی که در طول تاریخ ما از اسلام شده، &lt;b&gt;یکی&lt;/b&gt; از عوامل موید نظام&amp;zwnj;های سیاسی استبدادی بوده است.اما دیکتاتوری و جباریت را نمی&amp;zwnj;توان به متغیر اسلام تقلیل داد. این مدعا که اسلام عامل همه&amp;zwnj;ی مسائل و مشکلات ایران زمین و ایرانیان بوده است، مدعایی کاذب ، ایدئولوژیک، تبلیغاتی و برای مقاصد سیاسی &lt;b&gt;برساخته&lt;/b&gt; شده است. اما لزوماً مدعیان را به مقاصدی که می&amp;zwnj;خواهند، نمی&amp;zwnj;رساند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحریف تاریخ ممکن است در کوتاه مدت عده&amp;zwnj;ای را فریب دهد، اما با گذشت زمان، دور شدن از رویدادها، قطع ارتباط احساسی میان ستم دیدگان و زمامداران ستمگر تاریخی ، رفته رفته &amp;quot;تاریخ&amp;quot;&amp;zwnj;های واقعی تری &lt;b&gt;برساخته &lt;/b&gt;خواهد شد. به رضا شاه و محمد رضاشاه پهلوی بنگرید. پس از گذشت ۳۳ سال از انقلاب ۱۳۵۷، تحلیل آن دسته از مخالفان شاه که هنوز زنده اند، از آن دوران تغییر کرده است. &lt;b&gt;سیاه- سفید سازی&lt;/b&gt;&amp;zwnj;های آن دوران دیگر مقبول نیست. اما مخالفان امروز نیز در حال &lt;b&gt;سیاه- سفید سازی&lt;/b&gt;&amp;zwnj;اند. سیاه- سفید سازی&amp;zwnj;های کنونی هم پنجاه سال دیگر توسط مورخان و جامعه شناسان رد خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این همه، در بحث دین و دولت، تجربه&amp;zwnj;ی تاریخی نشان می&amp;zwnj;دهد که تمامی نظام&amp;zwnj;های دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر که تاکنون انسان&amp;zwnj;ها برساخته&amp;zwnj;اند ، نظام&amp;zwnj;های سکولار بوده&amp;zwnj;اند. به تعبیر دیگر، جدایی نهاد دین از نهاد دولت یا سکولار شدن &amp;quot;&lt;b&gt;شرط کافی&lt;/b&gt;&amp;quot; ایجاد نظام دموکراتیک نیست، اما بلاتردید &amp;quot;&lt;b&gt;شرط لازم&lt;/b&gt;&amp;quot; آن است. در عین حال ، عدم توجه به دیگر علل و متغیرهای پیدایش و دوام استبداد، موجب تداوم دیکتاتوری خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئله&amp;zwnj;ی ایران، فقط و فقط مسئله&amp;zwnj;ی سرنگونی جمهوری اسلامی نیست. رژیم خودکامه&amp;zwnj;ی سکولار شاه را سرنگون کرده و رژیم خودکامه&amp;zwnj;ی استبداد دینی را جایگزین آن کردیم. هیچ هدف مقدسی به نام سرنگونی رژیم وجود ندارد، اگر چیزی باید مقدس به شمار رود، تک تک همین مردم با گوشت و پوست و استخوانی هستند که باید درد و رنج شان کاهش یابد، باید شرایطی به وجود آید که این مردم بتوانند آزادانه از میان &lt;b&gt;شقوق گوناگون&lt;/b&gt; یکی را &lt;b&gt;انتخاب&lt;/b&gt; کنند. افرادی که در جهان توسعه یافته و آزاد زندگی می&amp;zwnj;کنند ، خطری آنان را تهدید نمی&amp;zwnj;کند و هیچ هزینه&amp;zwnj;ای نمی&amp;zwnj;پردازند؛ &lt;b&gt;اخلاقاً&lt;/b&gt; &lt;b&gt;حق ندارند&lt;/b&gt; از طرح&amp;zwnj;هایی پشتیبانی کنند که موجب افزایش شدید درد و رنج مردم ایران شده یا به کشته شدن ده&amp;zwnj;ها و یا صدها هزار تن از آنان منجر می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از مسائل مردم ایران همیشه این بوده و هست که کسانی این رسالت را برای خود قائل بوده&amp;zwnj;اند که به زور آنان را از &amp;quot;&lt;b&gt;جهنم موجود&lt;/b&gt;&amp;quot; به &amp;quot;&lt;b&gt;بهشت&lt;/b&gt;&amp;quot; راهی سازند. رضا شاه و محمد رضا شاه می&amp;zwnj;خواستند مردم را به زور از &amp;quot;&lt;b&gt;جهنم عقب ماندگی&lt;/b&gt;&amp;quot; به &amp;quot;&lt;b&gt;بهشت تمدن&lt;/b&gt;&amp;quot; پیش برانند. آیت الله خمینی و آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای آمده بودند تا مردم را به زور از &amp;quot;&lt;b&gt;جهنم فساد و فحشا&lt;/b&gt;&amp;quot; به &amp;quot;&lt;b&gt;بهشت اخروی&lt;/b&gt;&amp;quot; راه برند. امروز نیز دولت&amp;zwnj;هایی قصد دارند تا با بمباران کشور مردم ایران را از &amp;quot;&lt;b&gt;جهنم جمهوری اسلامی&lt;/b&gt;&amp;quot; به &amp;quot;&lt;b&gt;بهشت دموکراسی&lt;/b&gt;&amp;quot; پرتاب کنند. در تمامی این گونه طرح ها، نظر و خواست و آرزوهای انسان ها- یعنی همین آدمیان دوپای واقعی- پایمال می&amp;zwnj;شود. به تعبیر دقیق تر، انسان&amp;zwnj;ها به ابزاری برای رسیدن دیگران به اهدافشان تبدیل می&amp;zwnj;شوند. ابزارهایی که زندگی و حیاتشان فاقد ارزش است. اما نگاه&amp;zwnj;ها را باید عوض کرد: همه&amp;zwnj;ی آئین&amp;zwnj;ها و ایدئولوژی&amp;zwnj;ها و ادیان برای خدمت به همین انسان&amp;zwnj;ها برساخته شده&amp;zwnj;اند. آنها باید در پای انسان&amp;zwnj;ها قربانی شوند، نه این که انسان ها- به اجبار- قربانی ایدئولوژی&amp;zwnj;های نا کجا آبادی شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پایان&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش&amp;zwnj;های پیشین:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;../../../../../../../reflections/2012/02/03/10716&quot;&gt;مسلمانی و تشیع شاه و استبدادش (&lt;span&gt;۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;../../../../../../../reflections/2012/02/17/11158&quot;&gt;مسلمانی و تشیع شاه و استبدادش (&lt;span&gt;۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پا&amp;zwnj;نویس&amp;zwnj;ها:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۶- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، مجموعه مقالات، به اهتمام سید حسن حسینی، انتشارات مهرنیوشا، جلد دوم ، ص ۹۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۷- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۰۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۸- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۱۷.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۹- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۱۷.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۰- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۲۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۱- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۲۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۲- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۲۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۳- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۲۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۴- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، مجموعه مقالات، به اهتمام سید حسن حسینی، انتشارات مهرنیوشا، جلد اول ، ص ۷۱۴ و ۷۱۵ .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۵- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد اول ، ص ۷۱۶.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۶- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۳۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۷- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، صص ۱۳۵- ۱۳۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۸- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۳۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷۹- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، صص ۱۳۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۰- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، صص۱۳۳- ۱۳۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۱- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۳۳.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۲- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، صص ۱۴۴- ۱۴۳.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۳- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۴۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۴- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۳۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۵- سید حسین نصر، &lt;b&gt;&lt;i&gt;معرفت جاودان &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد دوم ، ص ۱۴۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۶- مینو صمیمی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پشت پرده&amp;zwnj;ی تخت طاوس&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ترجمه&amp;zwnj;ی حسین ابوترابیان ، انتشارات اطلاعات، ص ۲۳۱.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۷- هوشنگ نهاوندی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آخرین روزها ، پایان سلطنت و درگذشت شاه&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ترجمه بهروز صوراسرافیل و مریم سیحون، شرکت کتاب، ص ۲۶۰ و ۲۶۶ و ۲۶۷.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۸- احمد فرديد، مصاحبه با میبدی، روزنامه&amp;zwnj;ی رستاخیز، ۱۳۵۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸۹- روزنامه&amp;zwnj;ی رستاخیز ، ۲۰/۷/ ۱۳۵۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۰- ماهنامه سوره ، شماره یازدهم، مهر ۱۳۸۳ .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۱- داریوش شایگان، دین و فلسفه علم در شرق و غرب، الفبا ، تهران، دوره&amp;zwnj;ی اول، شماره&amp;zwnj;ی ۶ ، صص ۱۰۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۲- داریوش شایگان، دین و فلسفه علم در شرق و غرب، ص ۱۰۷.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۳- داریوش شایگان، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آسیا در برابر غرب&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، امیرکبیر، ص ۱۶۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۴- داریوش شایگان، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آسیا در برابر غرب&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، امیرکبیر، ص ۳.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۵- داریوش شایگان، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آسیا در برابر غرب&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، امیرکبیر، ص ۴۶.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۶- داریوش شایگان، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آسیا در برابر غرب&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، امیرکبیر، ص ۲۹۶.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۷- داریوش شایگان، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آسیا در برابر غرب&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، امیرکبیر، ص ۱۸۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۸- داریوش شایگان، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آسیا در برابر غرب&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، امیرکبیر، ص ۲۲۷.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹۹- احسان نراقی ، &amp;quot;بزهکاری نوجوانان&amp;quot; ، نگین ۲ ، شماره&amp;zwnj;ی ۷ ، آذر ۱۳۴۵ ، ص ۱۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰۰- احسان نرقی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آزادی ، حق و عدالت: گفت و گوی اسماعیل خویی با احسان نراقی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، چاپ دوم، شرکت سهامی کتاب&amp;zwnj;های جیبی، ۱۳۵۷ ، ص ۲۳۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰۱- احسان نرقی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آزادی ، حق و عدالت: گفت و گوی اسماعیل خویی با احسان نراقی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۴۹ .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰۲- احسان نرقی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آزادی ، حق و عدالت: گفت و گوی اسماعیل خویی با احسان نراقی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۶۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰۳- احسان نرقی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آزادی ، حق و عدالت: گفت و گوی اسماعیل خویی با احسان نراقی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۷۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰۴- احسان نراقی ، &amp;quot;شرق و علوم اجتماعی غرب&amp;quot; ، نگین ۱۴ ، شماره&amp;zwnj;ی ۱۵۸ ، ۳۱ تیرماه ۱۳۵۷ ، ص ۱۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰۵- علیرضا میبدی ، &amp;quot;اسلام و مسیح معاصر&amp;quot;، فردوسی، ۲۴ ، شماره&amp;zwnj;ی ۱۱۰۸ ، ۲۷ فروردین ۱۳۵۲ ، ص ۱۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰۶- علیرضا میبدی ، &amp;quot;اسلام و مسیح معاصر&amp;quot;، فردوسی، ۲۴ ، شماره&amp;zwnj;ی ۱۱۰۸ ، ۲۷ فروردین ۱۳۵۲ ، ص ۱۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰۷- محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۱۸۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عکس&lt;/b&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دست&amp;zwnj;بوسان &amp;ndash; چند آخوند در برابر فرح پهلوی&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/22/11306#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2368">اکبر گنجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9385">تشیع</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277">خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9387">رضا شاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450">روحانیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9386">محمدرضا شاه</category>
 <pubDate>Wed, 22 Feb 2012 21:59:42 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">11306 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>مسلمانی و تشیع شاه و استبدادش (۲)</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/17/11158</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/17/11158&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر گنجی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;336&quot; height=&quot;217&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/shah-haj_1.jpg?1329773510&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اکبر گنجی &amp;ndash; این مقاله نه تنها مدعای اسلام ستیزی شاه را رد می&amp;zwnj;کند، بلکه شاه را اسلام گرا به شمار می&amp;zwnj;آورد. البته اسلام و تشیع شاه، اسلام بنیادگرایانه یا ایدئولوژیک نبود. در بخش اول نوشتار ناظر به اسلام و تشیع شاه، به روایت شاه بود. پرسش یا مسئله این بود: شاه چه تصویری از اسلام و تشیع و مسلمانی خود و پدرش ارائه می&amp;zwnj;کرد؟ او چه روایتی از اسلام&amp;zwnj;های رقیب می&amp;zwnj;ساخت؟&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش دوم، که شامل بندهای ۲۰ تا ۲۲ نوشته است، ناظر به رفتار شاه - به اقتفای او فرح - در این زمینه و پیامدهای آن است. آن چه آنان کردند، آماده ساختن زمینه&amp;zwnj;ها و بسترهای انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شاه و برساختن انقلاب اسلامی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بیستم: ارتباط با مراجع تقلید و روحانیت&lt;/b&gt;: حاج شیخ عبدالکریم حائری در نوروز ۱۳۰۱ وارد شهر قم شد و بدین ترتیب، مرکزیت دینی یافتن این شهر آغاز گردید. در سال ۱۳۰۴، دولت طرحی برای حل مسائل ایرانیان مقیم عراق تهیه کرده بود. بند اول این طرح به شرح زیر بود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;ترغیب آقایان حجج اسلامیه به تبدیل محل مراجع تقلید از عتبات عالیات به حضرت معصومه&amp;zwnj;ی قم یا مشهد مقدس&amp;quot;[۳۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این حال تا وفات آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی مرجعیت شیعیان با ایشان بود که در عراق اقامت داشت. پس از درگذشت او در سال ۱۳۲۵ ، آیت الله حاج آقا حسین قمی به مدت ۹۵ روز زنده بود و طرفدارانش کوشیدند تا ایشان مقام مرجعیت را در دست گیرد که با درگذشت او این مسئله منتفی شد. با درگذشت آیت الله قمی، به مرور مسئله&amp;zwnj;ی مرجعیت آیت الله بروجردی مطرح شد. البته تا زمانی که حاج عبدالکریم حائری زنده بود، مهمترین مجهتد داخل ایران به شمار می&amp;zwnj;رفت (وفات ۱۳۱۵ خورشیدی). حاج عبدالکریم حائری در سیاست دخالت نمی&amp;zwnj;کرد و معمولاً در برابر تجددگرایی آمرانه&amp;zwnj;ی رضاشاه سکوت می&amp;zwnj;نمود. تا این که در سال ۱۳۱۴ رضاشاه کشف حجاب اجباری را به اجرا نهاد. آیت الله حائری طی نامه&amp;zwnj;ای به رضاشاه نوشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;پیشگاه مبارک اعلی حضرت همایونی...عرض می&amp;zwnj;شود، بنده با این که تاکنون در هیچ کاری دخالت نداشتم، اکنون می&amp;zwnj;شنوم اقدام به کارهایی می&amp;zwnj;شود که مخالفت صریح با طریقه&amp;zwnj;ی جعفریه و قانون اسلام دارد که دیگر خودداری و تحمل برایم مشکل است. الاحقر عبدالکریم حائری&amp;quot;[۳۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جای دیگری درباره&amp;zwnj;ی بیگانه هراسی رضاشاه و محمد رضا شاه پهلوی توضیح داده ایم. رضاشاه به شدت نسبت به تحقیر ایرانیان توسط بیگانگان حساس بود. به هیچ وجه حاضر نبود که آنها مردم ایران را نامتمدن و وحشی قلمداد کنند. پروژه&amp;zwnj;ی همشکل کردن لباس ایرانیان- همانند غربیان- بیش از هر چیز ناشی از این متغیر بود، وگرنه او اعتقادی به این امر- خصوصاٌ کشف حجاب زنان- نداشت. اگر تمسخر بیگانگان نبود، هرگز دست به چنان کاری نمی&amp;zwnj;زد و مرگ را بر آن نوع زندگی ترجیح می&amp;zwnj;داد. در یادداشت&amp;zwnj;های علم در این خصوص آمده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;سر شام رفتم. صحبت&amp;zwnj;های مختلف شد، ولی دو قسمت بسیار مهم پیش امد. یکی صحبت ۱۷ دی و آزادی بانوان که علیا حضرت ملکه&amp;zwnj;ی پهلوی تعریف کردند روزی که رضا شاه مرا از اندرون برداشتند و بدون حجاب با خود به دانشسرای عالی بردند ، در بین راه در اتومبیل به من گفتند: &lt;b&gt;من امروز مرگ را بر این زندگی ترجیح می&amp;zwnj;دادم که زنم را سر برهنه پیش اغیار ببرم &lt;/b&gt;، ولی چه کنم کاری است که برای کشور لازم است وگرنه ما را وحشی و عقب افتاده می&amp;zwnj;دانند&amp;quot;[۳۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;left&quot; width=&quot;300&quot; vspace=&quot;20&quot; hspace=&quot;20&quot; height=&quot;355&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/shah-haj_2.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عیسی صدیق نیز این داستان را بازگو کرده که رضاشاه احساس می&amp;zwnj;کرد که لباس اروپایی ممکن است سبب &amp;quot;&lt;b&gt;عقده&amp;zwnj;ی حقارت&lt;/b&gt;&amp;quot; در ایرانیان گردد. &amp;quot;عقده&amp;zwnj;ی حقارت&amp;quot; مهمترین متغیر در تصمیم گری اجباری او بود. گمان می&amp;zwnj;کرد که با تغییر لباس ایرانیان، دیگر غربیان نمی&amp;zwnj;توانند خود را &amp;quot;&lt;b&gt;برتر&lt;/b&gt;&amp;quot; از ایرانیان قلمداد کنند. در هفدهم تیر ۱۳۱۴- یعنی روز صدور فرمان برسر گذاردن کلاه اروپایی- به نمایندگان مجلس گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;کلاه جدید ربطی به مذهب ندارد، اما با ملیت سر و کار دارد. سابقاً کسانی که آن را سر می&amp;zwnj;گذاشتند فکر می&amp;zwnj;کردند که این سرپوش به آن&amp;zwnj;ها نسبت به کسانی که آن را به سر ندارند &lt;b&gt;برتری&lt;/b&gt; می&amp;zwnj;بخشد. ما نمی&amp;zwnj;خواهیم دیگران فکر کنند که &lt;b&gt;به خاطر یک تفاوت کوچک در سرپوش بر ما برتری دارند&lt;/b&gt;&amp;quot;[۴۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ملاقات خصوصی به نخست وزیر پیشینش- هدایت- گفت که قصدش از این کار این است که ایرانیان هم مانند غربیان باشند تا کسی آنها را مسخره نکند. هدایت می&amp;zwnj;گوید در آن لحظه به ذهنم خطور کرد که آنچه باعث تمسخر ما می&amp;zwnj;شود، باورها و دیدگاه&amp;zwnj;های ماست، نه پوششی که بر آنها می&amp;zwnj;نهیم[۴۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از تبعید رضاشاه، آیت الله کاشانی در ۱۷ مهر ۱۳۲۰ نامه&amp;zwnj;ای به فروغی- نخست وزیر- نوشت و نسبت به اقدامات رضاشاه در از بین بردن مدارس دینی و کشف حجاب اجباری اعتراض کرد. فروغی در پاسخ او نوشت: &amp;quot;در باب رفتار مأمورین با نسوان دستور داده شده است که متعرض نباشند&amp;quot;[۴۲].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در سال ۱۳۲۲، آیت الله حاج آقا حسین قمی به ایران آمد. نامه&amp;zwnj;ای به سهیلی- نخست وزیر وقت- نوشت که از جمله مطالبات آن، لغو کشف حجاب اجباری بود. نامه&amp;zwnj;ی او در هیأت وزیران طرح شد و خواسته او به تصویب رسید. نخست وزیر به او این گونه پاسخ داد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;حضرت آیت الله قمی: در جواب تلگرافی که از مشهد مقدس مخابره فرموده بودید، محترماً زحمت می&amp;zwnj;دهد. تلگراف در هیئت وزیران مطرح و تصویب دولت به شرح زیر اشعار می&amp;zwnj;شود: ۱- آنچه راجع به حجاب زنان تذکر فرموده اند، دولت عملاً این نظریه را تأمین نموده است و دستور داده شده که متعرض نشوند. ۲- در موضوع ارجاع موقوفات خاصه&amp;zwnj;ی اوقاف مدارس دینیه به مصارف مقرره&amp;zwnj;ی آن از چند ماه قبل دولت تصمیم گرفته است که بر طبق قانون اوقاف و مفاد وقفنامه&amp;zwnj;ها عمل آید و ترتیب این کار هم داده شده و این تصمیم دولت نیز تعقیب خواهد شد. ۳- در باب تدریس شرعیات و عمل به آداب دینی برنامه&amp;zwnj;های آموزشی با نظر یک نفر مجتهد جامع الشرایط ، چنانچه در قانون شورای عالی فرهنگ قید شده، منظور خواهد شد و راجع به مدارسی که عنوان مختلط دارند در اول ازمنه، مکان پسران از دختران تفکیک خواهند شد&amp;quot;[۴۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چنین شرایطی علی اکبر حکمی زاده کتاب &lt;b&gt;&lt;i&gt;اسرار هزارساله&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; را در شهریور- مهر ۱۳۲۲ منتشر کرد. او که فرزند روحانی صاحب نامی بود (آیت الله حائری در بدو ورود به قم در منزل ایشان سکنی گزید)، از اصلاحات رضاشاه در این کتاب دفاع به عمل آورد و آنها را باعث &amp;quot;ضعف تقوا&amp;quot; به شمار نیاورد. بعد نوبت به کسروی رسید که &lt;b&gt;&lt;i&gt;شیعی گری&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; را بهمن ماه همان سال منتشر کرد. آیت الله خمینی دست به کار شد و به سرعت در &lt;b&gt;&lt;i&gt;کشف الاسرار&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; به انتقادهای حکمی زاده پاسخ گفت. روابط جدید روحاینت و دولت، صدای معترضانی را در آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کسروی در اواخر سال ۱۳۲۳ نوشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;راست است می&amp;zwnj;بینیم دولت&amp;zwnj;های ما با ملایان نیک ساخته&amp;zwnj;اند. در این سه سال دیدیم که چه پشتیبانی&amp;zwnj;ها به ملایان می&amp;zwnj;نمایند و چه نقشه&amp;zwnj;هایی برای چیره گردانیدن آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;کشند. دیدیم هنگامی که حاجی آقا حسین قمی از نجف آهنگ ایران کرد، رادیوی ایران تا مرز عراق به پیشواز او رفت و تو گفتی قهرمان لنین&amp;zwnj;گراد را به ایران می&amp;zwnj;آورد. راه&amp;zwnj;پیمایی او را گام به گام آگاهی داد. دیدیم که دولت به او رسمیتی داد، رسمیتی که ما تاکنون معنایش را نفهمیده ایم و پیشنهادهای او را درباره&amp;zwnj;ی چادر و چاقچور به رسمیت پذیرفت و پاسخ رسمی داد. دیدیم که پسر آقای حاجی ابوالحسن[اصفهانی] برای گردش به ایران آمد و آقای ساعد نخست وزیر آن زمان به همه&amp;zwnj;ی فرمانداران و استانداران دستور فرستاد که پذیرایی&amp;zwnj;های بسیار با شکوه از او کنند که رونویس نامه&amp;zwnj;ها در دست ماست. دیدیم در این سه سال رادیوی ایران یک دستگاه ملایی گردید که کم کم روشان باز شد و پارسال و امسال روضه هم خواندند. اگر جلوگیری نشود هر آینه سال آینده نوحه نیز خواهند خواند. و خانواده&amp;zwnj;ها باید در پیرامون رادیو دایره پدید آورند و به هوای آن سینه کوبند و ترجیع&amp;zwnj;های نوحه را خوانند&amp;quot;[۴۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گویی حکمی زاده و کسروی شاهد &amp;quot;رضاشاه زدایی&amp;quot; شده بودند. اما خوب یا بد، روابط محمد رضاشاه پهلوی با روحانیت- اگر چه از مراحل گوناگونی گذر کرد- مانند روابط دوران پایانی سلطنت رضاشاه نبود. شاه با مراجع تقلید رابطه داشت. آیت الله حاج عبدالکریم حائری یزدی و آیت الله بروجردی در سیاست دخالت نمی&amp;zwnj;کردند. اگر مسئله&amp;zwnj;ای پیش می&amp;zwnj;آمد که مراجع نظری داشتند، با واسطه نظر خود را به اطلاع شاه می&amp;zwnj;رساندند. شاه پس از ماجرای ترور ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ از موقعیت پدید آمده استفاده کرد و با تشکیل مجلس موسسان بر اختیارات خود افزود. در این زمان شایع شده بود که شاه قصد دارد اصول مربوط به اسلام را تغییر دهد. محمد رضا پهلوی، دکتر منوچهر اقبال- وزیر کشور- و قائم الملک رفیع را جهت رفع سوء تفاهم و کسب موافقت ایشان به قم فرستاد. دکتر اقبال در جلسه&amp;zwnj;ی ۸ اردیبهشت ۱۳۲۸ مجلس به پشت تریبون رفت و گزارش مذاکرات و رفع سوء تفاهم را به اطلاع نمایندگان مجلس رساند. در همان زمان چند تن از علما- از جمله آیت الله خمینی- طی نامه&amp;zwnj;ای از آیت الله بروجردی در این خصوص سئوال کردند. آیت الله بروجردی در پاسخ خود توضیح داد که: &amp;quot;&lt;b&gt;فرمان همایونی صادر شد، برای این که مبادا تغییراتی در مواد مربوط به امور دینیه داده شود&lt;/b&gt;&amp;quot;. شاه هر چند وقت یک بار به قم رفته و با آیت الله بروجردی دیدار می&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله سید محمد بهبهانی (فرزند آقا سید عبدالله بهبهانی، از رهبران انقلاب مشروطه)، یکی از فقیهانی بود که بهترین روابط را با شاه داشت. در کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، علیه مصدق و در کنار شاه بود. به همین دلیل دربار و رسانه&amp;zwnj;ها بسیار او را حرمت می&amp;zwnj;نهادند. در نهم اسفند ۱۳۳۱ که شاه می&amp;zwnj;خواست کشور را ترک کند، آیت الله طباطبایی به اتفاق فرزندش- سید جعفر- در رأس گروهی از طلاب و بازاریان با دبار رفت، با شاه خصوصی دیدار کرد و او را از رفتن منصرف ساخت. آیت الله ابوالقاسم کاشانی- در تعارض شدید با مصدق- در همان روز نامه&amp;zwnj;ای به شاه نوشت که آن هم در منتفی کردن سفر ثأثیر بسیار داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او خطاب به شاه نوشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;خبر مسافرت غیر مترقبه&amp;zwnj;ی اعلحضرت همایون شاهنشاهی موجب شگفتی و نگرانی فوق العاده&amp;zwnj;ی قاطبه&amp;zwnj;ی اهالی پایتخت شده و هیأت رییسه&amp;zwnj;ی مجلس شورای ملی، با استحضار آقایان به عرض می&amp;zwnj;رساند که در موقع کنونی به هیچ وجه مصلحت و صواب نمی&amp;zwnj;داند که اعلیحضرت همایونی مبادرت به مسافرت فرمایند، زیرا ممکن است در تمام کشور تأثیرات عمیق و نامطلوب حاصل نماید. به این لحاظ از پیشگاه همایونی استدعا می&amp;zwnj;شود که قطعاً در این مورد، تجدید نظر فرموده و تصمیم به مسافرت را به موقع دیگری در سال آینده تبدیل فرمایند. رئیس مجلس شورای ملی، سید ابوالقاسم کاشانی&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله طباطبایی و آیت الله کاشانی در روز ۲۸ مرداد در برپایی تظاهرات علیه مصدق نیز فعال بوده و افراد مرتبط با خود را به اعتراض کنندگان وصل کردند. پس از انجام کودتا شاه از رم پیامی به زاهدی ارسال کرد. در عین حال ، دو پیام دیگر برای آیت الله بروجردی و آیت الله محمد بهبهانی فرستاد. بهبهانی در پاسخ به پیام شاه نوشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;همه انتظار زیارت پادشاه محبوب معظم خود را دارند... &lt;b&gt;با آمدن تو به ایران دین و امنیت در مملکت حفظ خواهد شد&lt;/b&gt;&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در همان دوران آیت الله محمد طباطبایی که قصد داشت به زیارت امام رضا رود، طی تلگرافی به شاه از او خواست:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;همان طور که نخست وزیر (سپهبد زاهدی) قول داده است، در تعطیل کارخانه&amp;zwnj;های مشروب سازی و ممنوعیت فروش مشروبات الکی اقدام گردد&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه در پاسخ خود، از او خواست که از امام رضا بخواهد تا وی بتواند کشور را اداره کند و در رفع نیازهای محرومان بکوشد. در مورد مشروبات الکلی توضیح داد که به دولت دستور داده لایحه&amp;zwnj;ی قانونی به مجلس برند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله بهبهانی رابطه&amp;zwnj;ی ویژه&amp;zwnj;ای با آیت الله بروجردی داشت. مراجع نجف و قم کارهایشان با شاه را از طریق وی انجام می&amp;zwnj;دادند. او در ۲۰ آبان ۱۳۴۲- در ۹۲ سالگی- درگذشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابطه&amp;zwnj;ی آیت الله شریعتمداری با شاه نیز رابطه&amp;zwnj;ی خوبی بود. پس از فروپاشی حکومت پیشه وری، شاه به آذربایجان سفر کرد و با تعدادی از روحانیون دیدار نمود. آیت الله شریعتمداری که در آن دوران به عنوان طلبه در مدرسه&amp;zwnj;ی طالبیه&amp;zwnj;ی تبریز درس می&amp;zwnj;خواند، در ۶ خرداد ۱۳۲۶ در مجلس شاه حاضر شد و طی نطقی گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اعلیحضرتا ، طلاب علوم دینی فقط انتظار و تقاضا دارند که تناسب مقام خدمتشان مورد توجه ملوکانه واقع شوند&amp;quot;. گفته&amp;zwnj;اند که علما آن مجلس را تحریم کرده بودند. به همین دلیل آقای شریعتمداری به شاه می&amp;zwnj;گوید:&amp;quot;بی نهایت متأسف و شرمنده هستیم و قهرا به آقایان هم دیر خبر رسیده که نتوانسته&amp;zwnj;اند افتخار شرفیابی حاصل کنند&amp;quot;[۴۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابطه&amp;zwnj;ی آیت الله خمینی و آیت الله شریعتمداری بر سر تأسیس &amp;quot;&lt;b&gt;دارالتبلیغ اسلامی&lt;/b&gt;&amp;quot; به شدت تیره شد. روحانیت انقلابی به شدت مخالف این موسسه بود و آن را کار شاه - یا حداقل به موافقت شاه- قلمداد می&amp;zwnj;کرد.آیت الله خمینی و طرفدارانش مدعی بودند که طرح چنین موضوعی در آن شرایط ، انحراف از مبارزه است. کلنگ این موسسه در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۴۳ زده شد و در ۱۵ مهر ۱۳۴۴ آغاز به کار کرد. مراسم افتتاحیه با سخنرانی آیت الله شریعتمداری ، صدر بلاغی و امام موسی صدر برگزار شد. با تمامی تبلیغاتی که آیت الله خمینی و طرفدارانش علیه شریعتمداری و بنیادش به راه انداختند، در این موسسه افراد زیر درس می&amp;zwnj;دادند که چند تن از آنان در جمهوری اسلامی به مقام مرجعیت دینی دست یافتند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله جعفر سبحانی: اصول عقاید، تفسیر قرآن.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله مکارم شیرازی: اخلاق، بررسی ادیان.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله سید موسی شبیری: درایه و حدیث.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله مطهری: فلسفه.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;صدر بلاغی: تاریخ اسلام، فن خطابه.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوانی: تراجم و احوال، فن نویسندگی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله شریعتمداری با مشی انقلابی آیت الله خمینی مخالف بود. به دنبال انقلاب نبود، بلکه خواستار اصلاحات در چارچوب نظام موجود بود. مطابق یکی از شنودهای ساواک ، یکی از اعضای دفتر آیت الله شریعتمداری از سوی وی در تاریخ ۲۹/۱/۱۳۵۷ با آیت الله قاضی طباطبایی تلفنی گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو کرده است. عضو دفتر به آقای قاضی می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;آقای خمینی حرفهایش طوری نیست که توی بشقاب بگذارد و جلوی کسی بگیرد. آنها- یعنی آقای خمینی- دنبال تغییر رژیم می&amp;zwnj;گردند، آن هم عملی نیست، اگر چند هزار نفری هم در اجرای منویات ایشان بمیرند، منویات ایشان عملی نخواهد شد و اگر منویات آقای شریعتمداری اجرا شود، خون&amp;zwnj;ریزی نمی&amp;zwnj;شود و سی نفر هم کشته نمی&amp;zwnj;شود. منویات آقای شریعتمداری جنبه&amp;zwnj;ی اصلاح دارد و افکار عمومی چه در داخل و چه بین المللی آن را قبول دارند...از اینها کاری ساخته نمی&amp;zwnj;شود، ولی اعلامیه&amp;zwnj;هایی که آقا[یعنی شریعتمداری] صادر می&amp;zwnj;کند، هیچ گونه اهانتی نه به اعلی حضرت و نه به قانون است و تغییر حکومت هم نمی&amp;zwnj;خواهد&amp;quot;[۴۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هوشنگ نهاوندی گفته است که از طرف شاه در یک سال آخر سلطنت او به طور مداوم با آیت الله شریعتمداری دیدار کرده و در واقع نقش واسطه&amp;zwnj;ی میان طرفین را انجام می&amp;zwnj;داده است. به عنوان نمونه آیت الله شریعتمداری در اولین ملاقات پیشنهاد می&amp;zwnj;کند که شاه برای زیارت به قم بیاید و دیداری بین آن دو در حرم حضرت معصومه صورت گیرد و این آغازی برای آشتی ملی باشد[۴۷]. در دیدار بعدی ، آیت الله شریعتمداری به پزشک بهایی شاه- سپهبد دکتر کریم ایادی- اشاره کرده و می&amp;zwnj;گوید این حق شاه است که ایادی پزشک او باشد، ولی چرا شاه او را با خود را زیارت امام رضا برد؟ سپس به طور مبسوط به اقدامات اشرف پهلوی اعتراض می&amp;zwnj;کند و از نهاوندی قول می&amp;zwnj;گیرد که این نکات را به شاه بگوید. نهاوندی هم نظرات آیت الله را به شاه و فرح پهلوی اطلاع می&amp;zwnj;دهد[۴۸]. در دیدار بعدی آیت الله شریعتمداری خواهان این می&amp;zwnj;شود که شاه مطابق قانون اساسی سلطنت کند، نه حکومت. در ضمن وقت آن است که نخست وزیری را به سیاستمدار برجسته&amp;zwnj;ای مانند علی امینی بسپارد[۴۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;داستان جشن هنر شیراز در سال ۱۳۵۶ برای رژیم شاه گران تمام شد و نیروهای مذهبی به خوبی از آن علیه رژیم شاه استفاده کردند. سال ۱۳۵۷ و اوج گرفتن اعتراض&amp;zwnj;های مردمی بود. با توجه به سابقه&amp;zwnj;ی سال گذشته چه می&amp;zwnj;بایست کرد؟ نهاوندی می&amp;zwnj;نویسد که در شهریور ۱۳۵۷ آیت الله شریعتمداری به او زنگ زد و پیشنهاد &amp;quot;&lt;b&gt;دوراندیشانه &lt;/b&gt;ای&amp;quot; در این زمینه کرد که باعث &amp;quot;&lt;b&gt;شگفتی&lt;/b&gt;&amp;quot; و &amp;quot;&lt;b&gt;تحسین روشن بینی اش&lt;/b&gt;&amp;quot; شد.آیت الله شریعتمداری می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;به من گفته&amp;zwnj;اند که قرار است تصمیمی برای جشن هنر شیراز گرفته شود. می&amp;zwnj;دانید، من چیزی از این برنامه&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;دانم ولی قضیه&amp;zwnj;ی پارسال تکان دهنده بود و غیر قابل تحمل. امیدوارم که حرفم را خوب بفهمید. ولی به اعلیحضرت یا هر کسی که به او مربوط می&amp;zwnj;شود، بگویید که &lt;b&gt;لغو برنامه&amp;zwnj;ی جشن هنر شیراز اشتباه بزرگی است. تحول اوضاع چنان است که هر عقب نشینی یا امتیازدادنی، نشانی از ضعف تلقی خواهد شد. بنابراین از این به بعد، حکومت باید استحکام خود را نشان دهد و قدرت نمایی کند. آیا نخست وزیر از این چیزها آگاه است&lt;/b&gt;...با این حال شهبانو نباید به شیراز برود. برنامه&amp;zwnj;ها را سبک کنند. چند برنامه&amp;zwnj;ی سنگین و به ویژه ایرانی را حفظ کنند. محسن فروغی، وزیر فرهنگ که مرد محترمی است و یا شوهر خواهر اعلیحضرت[مهرداد پهبلد] بروند و دولت را نمایندگی کنند. جشنواره را کوتاه و خلاصه کنید، ولی مراقب باشید که لغوش نکنید&amp;quot;[۵۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهاوندی نظرات آیت الله شریعتمداری را به ملکه و نخست وزیر اطلاع می&amp;zwnj;دهد. اما آنها در آن شرایط تصمیم به لغو جشن هنر شیراز می&amp;zwnj;گیرند. بدین ترتیب، آیت الله شریعتمداری به دنبال انقلاب و سرنگونی رژیم نبود، هدف او رعایت ظواهر شرعی و زمامداری شاه در چارچوب قانون اساسی بود. این دیدگاه&amp;zwnj;ها و رقابت با آیت الله خمینی، سرنوشت ناگواری پس از انقلاب برای او رقم زد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابطه&amp;zwnj;ی آیت الله خویی با شاه نیز هیچ گاه تنش&amp;zwnj;زا نبود. اردشیر زاهدی در روزهای آخر طرحی تهیه کرده بود که شاه او را نخست وزیر سازد و وی مانند پدرش نظم و سازمان شاهی را باز گرداند. نهاوندی مدعی است که برای این طرح موافقت آیت الله خویی را هم گرفته بود.آیت الله خویی انگشتر عقیق سبز خود را برای زاهدی فرستاده و او آن را تقدیم شاه می&amp;zwnj;کند. در ۱۷ آبان ۱۳۵۷ ، فرح پهلوی به نجف به دیدار آیت الله خویی می&amp;zwnj;رود. گفته&amp;zwnj;اند که در این دیدار آیت الله خویی از شاه حمایت به عمل آورد. این عمل در اوج انقلاب، &lt;b&gt;معنایی&lt;/b&gt; جز مقابله&amp;zwnj;ی با آیت الله خمینی نداشت. آیت الله خمینی در ۸ تیر ۱۳۶۰- یک روز پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی توسط سازمان مجاهدین خلق- طی یک سخنرانی ، بدون ذکر نام ، این داستان و اهدای انگشتر توسط آیت الله خویی به شاه را ذکر کرد و گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;یک شخص سرشناسی از این&amp;zwnj;ها گفته بود که ایرانی&amp;zwnj;ها &lt;b&gt;دیوانه &lt;/b&gt;شده اند، یعنی در مقابل محمدرضا و ایستادگی در مقابل ظلم را با تعبیر &lt;b&gt;دیوانگی&lt;/b&gt; یکی از اشخاص سرشناس معرفی کرد&amp;hellip; آن آقای سرشناس گفته بوده این از &lt;b&gt;خریتشان&lt;/b&gt; بوده است [شهدای انقلاب]، آدم که نمی&amp;zwnj;رود در خیابان روبروی مسلسل بایستد و همان آقای سرشناس پرونده اش از ساواک بیرون آمده و آن وقتی که جوانان ما در خیابان&amp;zwnj;ها کشته می&amp;zwnj;شدند، &lt;b&gt;انگشتر برای سلامت محمدرضا فرستاده بود&lt;/b&gt;، یک دسته این طور که به قول حضرت امیر سلام الله علیه از این&amp;zwnj;ها تعبیر می&amp;zwnj;کند که این&amp;zwnj;ها همشان علفشان است&amp;hellip;در صدر اسلام از این اشخاص بودند و وقتی حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه می&amp;zwnj;خواستند مسافرت کنند به این سفر عظیم، بعضی از این&amp;zwnj;ها نصیحت می&amp;zwnj;کردند که برای چه؟ شما این جا هستید، مأمونید. وخلاصه بنشینید و بخورید و بخوابید&amp;quot;[۵۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر آن چه آیت الله خمینی بازگو کرده صادق باشد، حمایت آیت الله خویی از شاه و مخالفتش با انقلاب عمیق تر از اطلاعات مکتوب ماست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بیست و یکم- برخی موارد اسلامی سازی&lt;/b&gt;: رژیم شاه اقدامات عدیده&amp;zwnj;ای در جهت اسلامی سازی انجام می&amp;zwnj;داد. برخی از موارد به شرح زیر است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;لایحه&amp;zwnj;ی تدریس متون دینی در مدارس دولتی در سال ۱۳۲۱ به تصویب مجلس شورای ملی رسید. در سال ۱۳۲۵ آیت الله بروجردی از طریق آقای فلسفی به شاه در خصوص اجرای این مصوبه پیغام داد. شاه نیز به شایگان- وزیر فرهنگ- دستور داد تا این مصوبه به اجرا در آید. هژیر در ۱۰/۴/ ۱۳۲۷ خطاب به دکتر اقبال نوشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;بنا به مذاکراتی که در موقع طرح برنامه&amp;zwnj;ی دولت در باب تعلیم مسائل شرعیه و احکام امور دینی و اصول اخلاق در مدارس مملکت در مجلس شورای ملی به عمل آمد، لازم است به فوریت کمیسیونی مرکب از اشخاص بصیر و صالح دعوت شوند تا هرچه زودتر پروگرام مدارس مختلفه در هر درجه که باشند تجدید نظر نموده و منظور نمایندگان مجلس شورای ملی را تأمین نمایند&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ۳۰/۴/۱۳۲۷، نخست وزیر، طی نامه&amp;zwnj;ای خطاب به وزیر فرهنگ ، به افرادی اشاره کرد که باید برای این کار دعوت شوند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;...اقتضا دارد از میان آقایان فلسفی، راشد، شهابی، مشکوة، شعرانی، سحابی، محمد تقی سبزواری، مهندس بازرگان ، هر چند نفر را مصلحت می&amp;zwnj;دانید دعوت فرمایید و این جانب را نیز از نتیجه مستحضر سازید&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدین ترتیب دروس دینی برای مدارس دولتی تهیه و به صورت اجباری جزو آموزش قرار گرفت. بعدها، این کار به افرادی چون برقعی، باهنر، گلزاده&amp;zwnj;ی غفوری و بهشتی محول گشت که آنها کتاب&amp;zwnj;های دینی مدارس را تهیه می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به خاطر نگرانی از فعالیت&amp;zwnj;های حزب توده، رژیم شاه دستور اجرای اجباری اقامه&amp;zwnj;ی نماز در دبستان&amp;zwnj;ها و مدارس دولتی را صادر کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه در سال ۱۳۴۴ کلنگ آغاز ساختن مسجد دانشگاه تهران را به زمین زد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرتضی مطهری، بهشتی و مفتح، هر سه از شاگردان آیت الله خمینی- در دانشکده&amp;zwnj;ی الهیات دانشگاه تهران حضور داشتند. مگر ناطق نوری و مهدی کروبی- از شاگردان و یاران آیت الله خمینی- در همین دانشکده&amp;zwnj;ی الهیات درس نخواندند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این لیست را می&amp;zwnj;توان به همین نحو ادامه داد. شراب فروشی&amp;zwnj;ها در ایام محرم و رمضان تعطیل می&amp;zwnj;گردید. رادیو و تلویزیون در ایام مذهبی با تعطیل کردن برنامه&amp;zwnj;های عادی ، اقدام به پخش برنامه&amp;zwnj;های دینی می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی در سال ۱۳۴۴ محمد همایون، مرتضی مطهری ، ناصر میناچی و عبدالحسین علی آبادی (دادستان دیوان عالی کشور) به عنوان اعضای موسس درخواست تأسیس حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد را ارائه کردند، شهربانی کل کشور، ساواک و دیگر نهادها با تأسیس آن موافقت نمودند. این نهاد بعدها به مرکز ترویج افکار علی شریعتی تبدیل شد. شریعتی استاد دانشگاه مشهد بود. چند سال در حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد، اسلامی را بر می&amp;zwnj;ساخت و می&amp;zwnj;آموخت، که اسلام راهگشای انقلاب بود. بی جهت نبود که او را &amp;quot;معلم انقلاب&amp;quot; می&amp;zwnj;نامیدند. شریعتی تا جایی تحمل شد. اما فشار بی امان مراجع تقلید (آیت الله احمد خوانساری ، آیت الله میلانی ، و...) برای تعطیل کردن سخنرانی&amp;zwnj;ها و درس&amp;zwnj;های شریعتی از یک سو، و رسیدن شاه به این مدعا که اسلامی که شریعتی بر می&amp;zwnj;سازد، چیزی جز &amp;quot;مارکسیسم اسلامی&amp;quot; نیست، از سوی دیگر، باعث تعطیلی حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد شد. می&amp;zwnj;گویند، شاه گفته بود: اغلب مارکسیست&amp;zwnj;های اسلامی سر نخ شان از همان حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد سرچشمه می&amp;zwnj;گیرد[۵۲]. شاه جداً به این نظر رسیده بود که ریشه&amp;zwnj;ی مارکسیسم اسلامی به حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد باز می&amp;zwnj;گردد[۵۳]. نصیری- رئیس ساواک- در گزارش جدیدی به شاه می&amp;zwnj;نویسد که پس از تعطیلی حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد، بازداشت تعدادی از عناصر نامطلوب، نابودی بخشی از جزوات مضره؛ اینک فرصت برای بازگشایی این موسسه با ترکیبی تازه مهیا شده است. شاه پاسخ می&amp;zwnj;دهد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;باید تمام این اشخاص را شدیداً تنبیه کنید؛ زیرا خیانت بزرگی به کشور کرده&amp;zwnj;اند. به علاوه شما نیستید که در مورد افتتاح و یا عدم افتتاح تصمیم بگیرید. لازم است موضوع را دقیقاً پیگیری و نتیجه را بعداً گزارش دهید&amp;quot;[۵۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بیست و دوم- مبارزه&amp;zwnj;ی با بهائیت، بهانه&amp;zwnj;ای برای دور کردن از سیاست: &lt;/b&gt;در فروردین ماه ۱۳۲۱، &amp;quot;انجمن تبلیغات اسلامی&amp;quot; توسط عطاء الله شهاب پور و حشمت الله دولتشاهی تأسیس شد. مدیران اصلی و بعدی این انجمن افراد زیر بودند: شیخ محمود تولایی مشهور به حلبی، سید رضا آل رسول، سید محمد حسین عصار، سید حسین سجادی و غلامحسین حاج محمد تقی تاجر. مطابق اساسنامه&amp;zwnj;ی انجمن، &amp;quot;هر نوع فعالیت سیاسی در داخل آن ممنوع بود&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مطابق یکی از اسناد ساواک- متعلق به ۱۰/۱۰/۱۳۴۹- &amp;quot;این انجمن یک سازمان سیاسی نیست و دولت نیز آن را تأیید نموده و &lt;b&gt;شاهنشاه آریامهر هم از تشکیل آن ابراز رضایت فرموده اند&lt;/b&gt;&amp;quot;[۵۵]. کار اصلی انجمن مبارزه&amp;zwnj;ی با بهائیت بود و به همین دلیل به انجمن ضد بهائیت هم مشهور بودند. در ۲۷/۸/۱۳۵۱، مقدم- مدیرکل اداره&amp;zwnj;ی سوم ساواک- طی دستورالعملی می&amp;zwnj;نویسد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;درباره&amp;zwnj;ی انجمن تبلیغات اسلامی. مسئول انجمن تبلیغات اسلامی در مرکز به منظور مبارزه&amp;zwnj;ی علمی و منطقی با بهائیان تقاضا نموده است ساواک در این زمینه مساعدت&amp;zwnj;های لازم به عمل آورد. با اعلام خواسته&amp;zwnj;ی مسئول انجمن مزبور، خواهشمند است ضمن تماس با عوامل یاد شده در منطقه به آنها تفهیم گردد که اقدامات آنها نباید جنبه&amp;zwnj;ی تحریک و اخلالگری داشته باشد&amp;quot;[۵۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انجمن خیریه حجتیه در سال ۱۳۳۲ توسط شیخ محمود حلبی (۱۳۷۶- ۱۲۸۰) تأسیس شد. او در مشهد فقه و اصول و فلسفه در حوزه&amp;zwnj;ی خوانده بود. در سال ۱۳۲۸ در رادیو مشهد سخنرانی&amp;zwnj;های دینی ایراد می&amp;zwnj;کرد که بعدها به صورت کتاب منتشر شد. بعدها از فلسفه دست کشید و علیه صوفیه هم به فعالیت پرداخت. ضدیت با بهائیت و تبلیغ امام زمان کار اصلی آنان بود. به گفته&amp;zwnj;ی طاهر احمدزاده، حلبی گفته بود که امروز امام زمان جز مبارزه&amp;zwnj;ی با بهاییان انتظار خدمت دیگری از ما ندارد. انجمن حجتیه به روش&amp;zwnj;های گوناگون و با استفاده&amp;zwnj;ی از ابزارهای متفاوت اسلام و تشیع را تبلیغ می&amp;zwnj;کرد. مهمترین و با شکوه&amp;zwnj;ترین مراسم آنان، برگزاری مراسم جنش نیمه&amp;zwnj;ی شعبان بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انجمن حجتیه در سراسر کشور فعالانه اسلام را تبلیغ می&amp;zwnj;کرد. رهبری آن، با رژیم شاه هماهنگ بود و اسلام نوع آیت الله خمینی را رد می&amp;zwnj;کرد. به عنوان مثال، در آبان ماه ۱۳۵۰، ساواک درباره&amp;zwnj;ی سفر آقای حلبی به بندرعباس و مذاکرات آنها نوشته بود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;موضوع: حاجی آقا حلبی، رهبر انجمن&amp;zwnj;های ضد بهایی. اخیراً حاجی آقا حلبی ، رهبر انجمن&amp;zwnj;های ۱۴۰ گانه&amp;zwnj;ی سراسر مملکتی به منظور توسعه و تعمیم انجمن مزبور در این استان به بندرعباس آمده و عده&amp;zwnj;ای از اعضای انجمن کرمان، سیرجان و رفسنجان برای دیدن ایشان به بندرعباس وارد شده&amp;zwnj;اند. حاجی محمد زمانیان سرپرست انجمن کرمان ضمن بحث کلی به آقای حلبی گفتند: در رفسنجان حدود ۲۵ نفر دستگیر شده&amp;zwnj;اند که عده&amp;zwnj;ای از آنها وابسته به انجمن بوده&amp;zwnj;اند. اصولاً گفته شده در رفسنجان بیشتر رویه&amp;zwnj;ی آیت الله خمینی پیروی می&amp;zwnj;شود و این دستگیری به دنبال آتش زدن سینما و اتومبیل رئیس پلیس صورت گرفته و رهبر انجمن رفسنجان به اطلاعات شهربانی فراخوانده شده و ایشان گفته اند: اینها از مدت&amp;zwnj;ها قبل با ما ایاب و ذهاب نداشتند و طبق تعهدی که داده اند، مسئول کارهای انجام شده&amp;zwnj;ی خودشان هستند. آقای حلبی از این رویه به شدت ناراحت شده و افزوده: &lt;b&gt;ما را ساواک می&amp;zwnj;شناسد و هدف ما را می&amp;zwnj;داند و به طور کلی ما باید از جنجال&amp;zwnj;های سیاسی دور باشیم و از رویه&amp;zwnj;ی آیت الله خمینی و طرفداران کوتاه فکرش هم ابراز تأسف کنیم&lt;/b&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نظریه&amp;zwnj;ی شنبه: آقای حلبی با هرگونه وابستگی سیاسی و فعالیت سوء انجمن مخالف است...&amp;quot;[۵۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رئیس ساواک تهران پس از چند جلسه دیدار با آقای حلبی، به ریاست کل ساواک نوشته که وی به او گفته است که طی ۱۸ سال فعالیت انجمن حجتیه در سراسر کشور، تحت رهبری او:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;&lt;b&gt;با تمام قوا کوشش نموده که کوچکترین مسئله&amp;zwnj;ی سیاسی در جلسات مطرح نشود حتی به علت این که به روحیه&amp;zwnj;ی جنجالی روحانیون و وعاظ آشنایی دارد، اجازه&amp;zwnj;ی ورود یک نفر از روحانیون را به جلسات، و دخالت آنان را در این زمینه نداده است&lt;/b&gt;. مشارالیه اضافه نمود که انجمن تاکنون خدمات زیادی به دستگاه نموده؛ حتی قبل از برگزاری جشن&amp;zwnj;های ۲۵۰۰ ساله که بهاییان قصد کسب امتیاز جهت شناسایی خود را داشته اند، اقدامات موثری به عمل آورده که به طور حتم به شرف عرض رسیده است؛ زیرا تیمسار اویسی فرمانده&amp;zwnj;ی کل ژاندارمری وقت در جریان بوده&amp;zwnj;اند و ادامه داد: چنانچه دستگاه مصلحت نداند که این انجمن به کار خود ادامه دهد به فعالیتش خاتمه داده، ولی مراتب را به شرف عرض همایونی خواهد رسانید، ضمن این که مذاکرات لازم در مورد مراقبت از جلسات به منظور جلوگیری از &lt;b&gt;نفوذ احتمالی افراد خرابکار و برانداز&lt;/b&gt; انجام شده، اقدامات مراقبتی نیز به عمل آمده و به منابع مربوطه آموزش لازم در این زمینه داده شده است. بدیهی است هرگونه خبر واصله به موقع به عرض خواهد رسید&amp;quot;[۵۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته&amp;zwnj;ی محمد رضا حکیمی، شیخ محمود حلبی در ماه&amp;zwnj;های اول انقلاب مدعی بود که توده ای&amp;zwnj;ها ، رهبران مذهبی را گول زده و جلو انداخته&amp;zwnj;اند تا شاه را سرنگون سازند و خود رهبری کشور را در دست گیرند. اما پس از کشتار ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، گویی نظر او تغییر کرده بود. پس از پیروزی انقلاب، در اول فروردین ۱۳۵۸، آقای حلبی با صدور بیانیه&amp;zwnj;ای خواستار شرکت در رفراندوم جمهوری اسلامی شد. سپس، انجمن حجتیه طی اصلاحیه&amp;zwnj;ای خواهان اضافه شدن اصل ولایت فقیه به پیش نویس قانون اساسی شد. در آذر ۱۳۵۸ اقای حلبی قانون اساسی مصوب جمهوری اسلامی را تأیید کرد. آیت الله خمینی در دوران پس از انقلاب، چندین بار به انجمن حجتیه به طور علنی تاخت. اعلام مواضع مکرر آنان درباره&amp;zwnj;ی باور به ولایت فقیه و تبعیت از آن سود نبخشید و انجمن حجیتیه رسماً در سال ۱۳۶۲ تعطیل شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فعالیت تشکیلاتی و گسترده&amp;zwnj;ی این گروه در سراسر ایران و اسلامی که تبلیغ می&amp;zwnj;کرد، مورد تأیید شاه بود. در نیمه&amp;zwnj;ی شعبان ۱۳۵۵ نمایشگاه کتابی درباره&amp;zwnj;ی امام زمان برگزار کرد که مورد بازدید و تأیید مکتوب مطهری، بهشتی، مهدی بازرگان، یحیی نوری، محمود عنایت و محیط طباطبایی قرار گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نحوه&amp;zwnj;ی مواجهه&amp;zwnj;ی شاه با بهائیان به گونه&amp;zwnj;ای متعارض بود. از یک سو به مخالفان جدی بهاییان فرصت فعالیت علیه آنان می&amp;zwnj;داد، و از سوی دیگر متهم بود که بهاییان را به سمت&amp;zwnj;های بالا منصوب کرده است. در تخریب مرکز بهاییان، روحانیت- خصوصاً آقای فلسفی- نقش فعال داشت. در مراسم تخریب مرکز بهاییان، سپهبد باتمانقلیج- رئیس ستاد ارتش- و فرماندار نظامی تهران شرکت داشتند که این امر بدون اجازه و دستور مستقیم شاه امکان پذیر نبود. پس از این واقعه، آیت الله محمد طباطبایی، در اردیبهشت ۱۳۳۴، طی تلگرافی این عمل را به آیت الله بروجردی و شاه تبریک گفته و ارتش ایران را &amp;quot;&lt;b&gt;ارتش اسلام&lt;/b&gt;&amp;quot; به شمار آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما از سوی دیگر، شاه از طرف نیروهای مذهبی- خصوصاً مذهبیون انقلابی- متهم بود که نخست وزیر بهایی- هویدا- و وزیرانی بهایی (اسدالله صنیعی وزیر جنگ، روحانی وزیر آب و برق، فرخ رو پارسا وزیر آموزش و پرورش) و مشاوری بهایی (دکتر عبدالکریم ایادی) در دربار دارد[۵۹]. شاه در پاسخ آیت الله شریعتمداری به بهابیی بودن ایادی، او را خدناباور قلمداد کرده بود، نه بهایی. توجه به یک نکته ضروری است. ما نه کسی را به بهایی بودن متهم می&amp;zwnj;سازیم، نه بهایی بودن را جرم و بدین ترتیب لازم به مجازات می&amp;zwnj;شماریم. بهاییان نیز همچون همه&amp;zwnj;ی افراد دارای حقوق شهروندی هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از تعطیل کردن تشکیلات عظیم و گسترده&amp;zwnj;ی انجمن حجتیه در سال ۱۳۶۲، آیت الله خمینی در جلسه&amp;zwnj;ای خصوصی آن کنش را بی فایده خواند ، برای این که انجمن خود را &amp;quot;&lt;b&gt;تعطیل&lt;/b&gt;&amp;quot; کرده بود، نه &amp;quot;&lt;b&gt;منحل&lt;/b&gt;&amp;quot;. در جنگ بر سر منابع کمیاب قدرت/ثروت/معرفت/منزلت در جمهوری اسلامی، همیشه موضوع انجمن حجتیه حاضر بوده است. در زمانی که آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای رئیس جمهور بود، از سوی مخالفان متهم می&amp;zwnj;شد که دفتر رئیس جمهور در اختیار حجتیه ای&amp;zwnj;ها قرار دارد. در اوائل دهه&amp;zwnj;ی هشتاد، برخی از اصلاح طلبان (چپ&amp;zwnj;های مذهبی سابق) نفوذ انجمن حجتیه در برخی از ارکان نظام را مطرح ساختند. وقتی محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ رئیس جمهور شد، آیت الله توسلی- از اعضای دفتر آیت الله خمینی- گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;شاه به انجمن حجتیه آزادی داده بود تا عده&amp;zwnj;ای به مسئله&amp;zwnj;ی حضرت بقیة الله (ع) مشغول شوند و در مقابل نهضت امام بایستند. &lt;b&gt;مسلماً افرادی با تفکر انجمن حجتیه در حال دخالت در امور هستند و در بعضی جاها نفوذ کرده اند&lt;/b&gt;&amp;quot;[۶۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مهرماه سال ۱۳۸۹ وزیر اطلاعات از خطر نفوذ انجمن حجتیه سخن گفت. در آبان ماه ۱۳۸۹، عماد افروغ - با اشاره به اطرافیان احمدی نژاد- از زنده شدن انجمن حجتیه یاد کرد. در آخرین مورد، سایت بنیاد تاریخ پژوهی که به سید حمید روحانی تعلق دارد، سخنان وی را به مناسبت دهه&amp;zwnj;ی فجر ۱۳۹۰ منتشر کرده که سراسر انتقاد و بدگویی از احمدی نژاد است که &amp;quot;با بست &amp;zwnj;نشينی در منزل و فتنه&amp;zwnj;آفرينی به مقام رهبری از پشت خنجر زدند...اين به اصطلاح خودی&amp;zwnj;ها هستند كه از روی خودپرستی&amp;zwnj;ها، جاه&amp;zwnj;طلبی&amp;zwnj;ها و پليدی&amp;zwnj;های روحی راه ظهور آن حضرت را سد كرده&amp;zwnj;اند...از اين سو دم از امام زمان می&amp;zwnj;&amp;zwnj;زنند و از آن سو به نايب امام از پشت خنجر می&amp;zwnj;&amp;zwnj;زنند، با دشمنان اسلام در پشت پرده به مذاكره می&amp;zwnj;&amp;zwnj;نشينند&amp;quot;. اما نکته&amp;zwnj;ی کلیدی مدعای او این است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;&lt;b&gt;انجمن حجتيه كه اكنون در دفتر رياست جمهوری جاخوش كرده است&lt;/b&gt; با تز شيطانی &amp;quot;بايد فساد را گسترش داد تا امام زمان ظهور كند&amp;quot; اختلاس، رشوه و دستبرد به بيت&amp;zwnj;المال و فساد اخلاقی و اقتصادی را هرچه شديدتر گسترش می&amp;zwnj;&amp;zwnj;دهد و گرانی و تورم و هرج و مرج اقتصادی را دامن می&amp;zwnj;&amp;zwnj;زند تا نظام جمهوری اسلامی را به چالش بكشد و توده&amp;zwnj;ها را ضد اين نظام بشوراند تا زمينه برای ظهور امام زمانشان (امريكا ـ انگليس) فراهم شود&amp;quot;[۶۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه هرگز گمان نمی&amp;zwnj;کرد که امکان فعالیت دادن به انجمن حجتیه، چه پیامدهایی می&amp;zwnj;تواند داشته باشد. اما وقتی نهادی گشوده شد و بسط یافت، به مرور زمان، امکانات بالقوه&amp;zwnj;ی خود را به فعلیت خواهد رساند. انجمن حجتیه ، نهاد مهمی بود که جوان&amp;zwnj;های بسیاری را جذب خود کرد و آنها را با اسلام آشنا ساخت. اگر چه با سیاست کاری نداشت و &amp;quot;ضدیت با بهائیت&amp;quot; و &amp;quot;ظهور امام زمان&amp;quot;را وعده می&amp;zwnj;داد ، اما وقتی امام زمان نایبی زمینی یافت ، آیت الله خمینی مصداق آن شد. بررسی &amp;quot;&lt;b&gt;پیامدهای ناخواسته&amp;zwnj;ی عمل&lt;/b&gt;&amp;quot;، یکی از مهمترین وظایف جامعه شناسان است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بیست و سوم- قلمرو عمومی و قلمرو خصوصی&lt;/b&gt;: سکولاریسم به معنای تفکیک نهاد دین از نهاد دولت &amp;quot;شرط لازم&amp;quot; نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر است. برخی اما مدعای ستبر و بلادلیل دیگری را مطرح ساخته و از آن دفاع می&amp;zwnj;کنند. مدعای آنان این است که دین به هیچ وجه نباید در قلمرو عمومی حضور داشته باشد و محدوده&amp;zwnj;ی آن، حوزه&amp;zwnj;ی خصوصی/شخصی است. به توضیح مبسوطی که در جای دیگری آورده ایم، این مدعا، &amp;quot;&lt;b&gt;ناممکن&lt;/b&gt;&amp;quot; و &amp;quot;&lt;b&gt;نامطلوب&lt;/b&gt;&amp;quot; است[۶۲]. دین مانند زیرشلواری (پیرجامه یا &lt;b&gt;لباس اندرونی&lt;/b&gt;) نیست که وقتی از خانه برون می&amp;zwnj;آئیم، آن را در آورده، بر جالباسی آویزان کرده، و با &lt;b&gt;لباس بیرونی&lt;/b&gt; وارد قلمرو عمومی می&amp;zwnj;شویم. دینداری یا ایمان، سراپای مومن را فرا می&amp;zwnj;گیرد، او هرجا که رود، دین و ایمانش همراه اوست. باورهای دینی از این جهت با دیگر اعتقادات آدمیان تفاوتی ندارند. مگر می&amp;zwnj;توان به فرد آته ایست یا ماتریالیست گفت که این اعتقادات متعلق به حوزه&amp;zwnj;ی خصوصی/شخصی- یعنی خانه- است؟ اما محل نزاع این بحث نظری نیست. محل نزاع این است که شاه چگونه فکر و عمل می&amp;zwnj;کرد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چه او سلطانی مستبد و سکولار بود، اما از دین در قلمرو عمومی استفاده می&amp;zwnj;کرد. استفاده&amp;zwnj;ی شاه از اسلام و تشیع در قلمرو عمومی را اگر فقط و فقط به اعتقادات او تقلیل ندهیم، حداقل معلول دو علت بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;الف- استفاده&amp;zwnj;ی از دین در مقابل کمونیست&amp;zwnj;ها که مبلغ مارکسیسم بلشویکی در ایران بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوم- برساختن نوعی روایت از اسلام که با اسلام ایدئولوژیک و انقلابی امثال آیت الله خمینی متفاوت بود. به تعبیر دیگر، &amp;quot;اسلام شاه&amp;quot;، رقیب &amp;quot;اسلام آیت الله خمینی&amp;quot; بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه در بهمن ماه ۱۳۴۹ اعلام کرد که قصد دارد &amp;quot;&lt;b&gt;سپاه دین&lt;/b&gt;&amp;quot; درست کند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;...بعید نیست که در آینده ما یک &lt;b&gt;سپاه دین&lt;/b&gt; هم ایجاد کنیم تا اگر بین طلاب علوم دینی کسانی باید به خدمت نظام وظیفه بروند، این خدمت را انجام دهند...&amp;quot;[۶۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سپس به سراغ فقیهان همراه رفتند تا طرح شاه را تأیید کنند. روزنامه&amp;zwnj;ی اطلاعات در مطلبی تحت عنوان &amp;quot;روحانیان از تشکیل سپاه دین استقبال می&amp;zwnj;کنند&amp;quot;، آورده بود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;حضرت آیت الله حاج میرزا خلیل کمره&amp;zwnj;ای از روحانیون تراز اول تهران، امروز در پاسخ خبرنگار اطلاعات گفت: در چند سال پیش که مصادف با ماه مبارک رمضان بود و &lt;b&gt;قرآن آریامهر&lt;/b&gt; طبع و توزیع می&amp;zwnj;گردید در جامعه&amp;zwnj;ی روحانیت تهران این بحث به میان آمد که بردن این قرآن به شهرها و روستاها و مراکز پرجمعیت با تشریفات خاصی صورت گیرد و طلاب علوم دینی قرآن&amp;zwnj;ها را به مناطق ببرند که طبعاً این کار با استقبال مأموران دولتی و مردم روبه رو می&amp;zwnj;گردید و این توجه افکار عمومی را به مسئله&amp;zwnj;ی مذهب به طور کامل جلب می&amp;zwnj;کرد، در آن موقع نظر جامعه&amp;zwnj;ی روحانیت به این ترتیب بود که پس از بردن قرآن به هر منطقه ، در آنجا حوزه&amp;zwnj;ی تفهیم و خواندن قرآن تشکیل شود و فرد روحانی منطقه نیز عهده دار اجرای این امر شده و مسئول تحصیل و تکمیل فهم قرآن در آن منطقه به مردم باشد...این اقدامات نیکویی است که باید اجرا شود و بی تردید مردم از این طریق ارشاد شده و در رفاه به سر خواهند برد. آیت الله نوری گفت...این بسیار نیکوست که جوانان و طلاب علوم دینی موقعی که به سن خدمت وظیفه می&amp;zwnj;رسند به عنوان سپاه مذهبی برای تبلیغ مذهب و گسترش دین به اقصی نقاط مملکت بروند&amp;quot;[۶۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در بند هفتم توضیح داده شد که وقتی شاه در ۲۴ مرداد ۱۳۵۰ فرمان تشکیل سپاه دین را صادر کرد، آیت الله خمینی در ۲۱ آبان ۱۳۵۰ بیانیه&amp;zwnj;ای تند علیه آن صادر کرد و این طرح را استعماری و با مقصود نابودی اسلام و روحانیت قلمداد کرد. اولین دوره&amp;zwnj;ی اجرای این طرح در آبان ۱۳۵۱ با اعزام ۲۹ تن دارای مدرک تحصیلی لیسانس آغاز شد. آیت الله خمینی مجددآ در پیام ۲۰ فروردین ۱۳۵۲ به این طرح شاه حمله کرد و نوشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;ما در عصر حاضر با ضربات سنگین و روزافزون وارده&amp;zwnj;ی بر اسلام و نابسامانی&amp;zwnj;های ملت اسلام مواجه هستیم...آن روز که رضاخان با دستیاری اجانب روی کار آمد و مأموریت یافت که با سرنیزه احکام نورانی قرآن و آثار رسالت را محو و نابود سازد ولی از آنجا که دیدند با سرنیزه نمی&amp;zwnj;توان مردم را از اسلام دور ساخت &lt;b&gt;با&lt;/b&gt; &lt;b&gt;طرح استعماری جدید به اسم سپاه دین و غیره می&amp;zwnj;خواهند به مقاصد پلید خود دست یابند و مساجد و تکایا را تحت نظارت سازمان ضد اسلامی اوقاف قرار داده اند&lt;/b&gt;&amp;quot;[۶۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اینجا آیت الله خمینی به نوعی با دولتی شدن دین/اسلام/تشیع مخالفت می&amp;zwnj;ورزد. اما پس از انقلاب او و جانشینش، دین را کاملاً دولتی ساختند. اکثر روحانیون را هم به &amp;quot;&lt;b&gt;آخوندهای درباری&lt;/b&gt;&amp;quot; تبدیل کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه مجموعه طرح&amp;zwnj;های زیادی داشت که همه&amp;zwnj;ی آنها متعلق به اسلام و تشیع در قلمرو عمومی بود. به دنبال تأسیس &amp;quot;&lt;b&gt;دانشگاه اسلامی&lt;/b&gt;&amp;quot; بود که با مخالفت شدید آیت الله خمینی مواجه شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بخش نخست:&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;../../../../../../../reflections/2012/02/03/10716&quot;&gt;مسلمانی و تشیع شاه و استبدادش (&lt;span&gt;۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پاورقی ها:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳۷- مسعود کوهستانی نژاد، &lt;b&gt;&lt;i&gt;چالشها و تعاملات ایران و عراق در نیمه&amp;zwnj;ی نخست سده&amp;zwnj;ی بیستم&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، وزارت امور خارجه، ص ۱۷۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳۸- محمد رازی، کتاب &lt;b&gt;&lt;i&gt;آثار الحجه&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، چاپ قم ، شعبان ۱۳۷۳ قمری، ۶۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳۹- &lt;b&gt;&lt;i&gt;یادداشت&amp;zwnj;های علم &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد چهارم ، ویرایش از علی نقی عالیخانی ، انتشارات آیبکس مریلند، سال ۲۰۰۰، ص ۲۹۸.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۰&lt;/span&gt;- National Archives. American Legation Despatch &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۰۵&lt;/span&gt;, July &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۱&lt;/span&gt;, &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۹۳۵&lt;/span&gt;. As quoted in Wilber, Reza Shah, p. &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۶۶&lt;/span&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۱- مهدیقلی هدایت مخبرالسلطنه ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;خاطرات و خطرات&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، رنگین، ۱۳۲۹، ص ۵۲۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۲- مجله&amp;zwnj;ی تاریخ و فرهنگ معاصر، شماره&amp;zwnj;ی ۶ ، ص ۲۱۶- ۲۱۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۳- مرتضی جعفری و...، &lt;b&gt;&lt;i&gt;واقعه&amp;zwnj;ی کشف حجاب&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۴۲۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۴- احمد کسروی&lt;b&gt;&lt;i&gt;، دادگاه &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، تهران، چاپ چهارم ۱۳۵۷ ، ص ۵۵- ۵۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۵- آیین اسلام، سال ۴ ، شماره&amp;zwnj;ی ۱۰، ص ۱۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۶- انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک ، جلد ۴ ، ص ۴۱۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۷- هوشنگ نهاوندی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آخرین روزها ، پایان سلطنت و درگذشت شاه&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ترجمه&amp;zwnj;ی بهروز صور اسرافیل و مریم سیحون ، شرکت کتاب ، ص ۱۱۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۸- هوشنگ نهاوندی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آخرین روزها ، پایان سلطنت و درگذشت شاه&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۱۲۷- ۱۲۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴۹- هوشنگ نهاوندی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آخرین روزها ، پایان سلطنت و درگذشت شاه&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۱۳۱- ۱۲۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۰- هوشنگ نهاوندی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;آخرین روزها ، پایان سلطنت و درگذشت شاه&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۱۶۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۱- روح الله خمینی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;صحیفه&amp;zwnj;ی امام&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، جلد ۱۴ ، ص ۵۲۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۲- &lt;b&gt;&lt;i&gt;حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد به روایت اسناد ساواک&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، مرکز بررسی اسناد تاریخی، تهران ۱۳۸۳ ، صص ۳۴۹- ۳۴۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۳- &lt;b&gt;&lt;i&gt;حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد به روایت اسناد ساواک&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۳۵۷- ۳۵۶.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۴- &lt;b&gt;&lt;i&gt;حسینیه&amp;zwnj;ی ارشاد به روایت اسناد ساواک&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۳۵۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۵- سید حمید روحانی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;نهضت امام خمینی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد سوم، موسسه&amp;zwnj;ی چاپ و نشر عروج، ص ۹۷۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۶- سید حمید روحانی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;نهضت امام خمینی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد سوم، ص ۹۷۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۷- سید حمید روحانی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;نهضت امام خمینی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد سوم، ص ۹۸۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۸- سید حمید روحانی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;نهضت امام خمینی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد سوم، ص ۹۸۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵۹- درباره&amp;zwnj;ی فرخ رو پارسا، به کتاب زیر رجوع شود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;زنان دربار به روایت اسناد ساواک ، فرخ رو پارسای&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، مرکز اسناد تاریخی وزارت اطلاعات ، زمستان ۱۳۸۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۰- مصاحبه&amp;zwnj;ی با ایسنا، مندرج در سایت بازتات، ۷/۵/۱۳۸۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۱- رجوع شود به این &lt;a href=&quot;http://www.entekhab.ir/fa/news/52244&quot;&gt;&lt;span&gt;لینک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۲- در این خصوص در سخنرانی &amp;quot;&lt;b&gt;اسلام ، سکولاریزاسیون و دموکراتیزاسیون&lt;/b&gt;&amp;quot; (۲۰۰۷ دانشگاه &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;UCL&lt;/span&gt; لس آنجلس) سخن گفته ام. این سخنرانی مجدداً در دانشگاه شیکاگو و تورنتو تکرار گریدد و سپس متن انگلیسی آن در کتاب زیر انتشار یافت:&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;b&gt;&lt;i&gt;Civil Society and Democracy in Iran&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; , edited by Ramin Gahanbegloo, Lexington Books, &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۰۱۲&lt;/span&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۳- روزنامه&amp;zwnj;ی اطلاعات ، ۵/۱۱/ ۱۳۴۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۴- روزنامه&amp;zwnj;ی اطلاعات، ۷/۱۱/۱۳۴۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶۵- روح الله خمینی، صحیفه&amp;zwnj;ی امام ، جلد ، ص&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عکس&amp;zwnj;ها:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حاجی محمدرضا شاه &amp;ndash; شاه در مکه&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/17/11158#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2368">اکبر گنجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9385">تشیع</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277">خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9387">رضا شاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450">روحانیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9386">محمدرضا شاه</category>
 <pubDate>Fri, 17 Feb 2012 00:20:19 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">11158 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>مسلمانی و تشیع شاه و استبدادش (۱)</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/03/10716</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/03/10716&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر گنجی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;275&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/shah-namaz.jpg?1328896172&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اکبر گنجی &amp;minus; شاه هرچه که بود، اسلام ستیز نبود. او خود را فردی به شدت متدین قلمداد می&amp;zwnj;کرد. اما تدین به معنایی که خود می&amp;zwnj;فهمید و قبول داشت. او یک &amp;quot;سلطان خودکامه&amp;zwnj;ی سکولار&amp;quot; بود، یعنی مطابق میل خودسرانه&amp;zwnj;اش حکومت می&amp;zwnj;کرد. رضاشاه و محمد رضاشاه پهلوی، سلاطین مسلمان سکولار دیکتاتور بودند، آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای، سلاطین مسلمان مدعی حکومت دینی بودند. &amp;quot;سلطانیسم&amp;quot; هر چهار تن، نشان دهنده&amp;zwnj;ی این بود و هست که استبداد ۹۳ سال اخیر ایران، ریشه&amp;zwnj;های بس عمیقی داشته که به راحتی نمی&amp;zwnj;تواند به یک عامل فروکاسته شود.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;طرح مسئله&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;افراد و گروه&amp;zwnj;های زیادی به دنبال اسلام ستیز قلمداد کردن رضا شاه و محمد رضا شاه پهلوی بوده و هستند. تبلیغ این مدعا در دوران قبل از انقلاب توسط روحانیت ضد شاه قابل فهم (نه قابل توجیه) است، اما تبلیغ این مدعا توسط برخی افراد و گروه&amp;zwnj;ها در شرایط کنونی نه قابل فهم است و نه قابل توجیه.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته اگر قصد این باشد که اسلام و تشیع به عنوان &lt;b&gt;علت العلل مسائل و مشکلات&lt;/b&gt; ایران قلمداد شود، یا همه&amp;zwnj;ی مسائل و مشکلات به اسلام و تشیع فروکاسته شوند، این رویکرد تبلیغاتی قابل فهم می&amp;zwnj;شود. اما شاه واقعاً چنان نبود. مهم&amp;zwnj;تر از این، چهره&amp;zwnj;ای که شاه - خصوصاً در آخرین کتابش قبل از مرگ، &amp;quot; &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&amp;quot;&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; - از خود به تصویر می&amp;zwnj;کشد، نه تنها چهره&amp;zwnj;ی یک پاسدار اسلام و تشیع است، بلکه مدعی ارتباط ویژه&amp;zwnj;ای با ائمه شیعیان می&amp;zwnj;شود که حتی مرجع تقلید مسلم و مدرس عرفان - آیت الله خمینی - هیچ&amp;zwnj;گاه چنان مدعیاتی مطرح نساخته بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مقاله نه تنها مدعای اسلام ستیزی شاه را رد می&amp;zwnj;کند، بلکه شاه را اسلام گرا به شمار می&amp;zwnj;آورد. البته اسلام و تشیع شاه، اسلام بنیادگرایانه یا ایدئولوژیک نبود. در &lt;b&gt;بخش اول&lt;/b&gt; نوشتار ناظر به اسلام و تشیع شاه، به روایت شاه است. پرسش یا مسئله این است: شاه چه تصویری از اسلام و تشیع و مسلمانی خود و پدرش ارائه می&amp;zwnj;کرد؟ او چه روایتی از اسلام&amp;zwnj;های رقیب می&amp;zwnj;ساخت؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بخش دوم&lt;/b&gt; ناظر به رفتار شاه - به اقتفای او فرح - در این زمینه و پیامدهای آن است. آن چه آنان کردند، آماده ساختن زمینه&amp;zwnj;ها و بسترهای انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;یکم - حافظ تشیع و مجری تعالیم عالیه&amp;zwnj;ی اسلام&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه به آغاز سلطنت خود بازگشته و از سوگندی که یاد کرده و عمل به این سوگند در تمام مدت پادشاهی اش سخن گفته است. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;هنگامی که پس از استعفای پدرم به سلطنت رسیدم، من نسبت به حفظ و صیانت قانون اساسی و مذهب شیعه&amp;zwnj;ی اثنی عشری سوگند یاد کردم و از آن پس همواره در ایفای تعهد خود کوشیدم و انحرافی از اجرای تعالیم عالیه&amp;zwnj;ی اسلام مبنی بر عدالت و صداقت و رأفت نداشتم و همیشه خداوند متعال را حافظ و راهنمای خود دانستم&amp;quot;[۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حفاظت و صیانت از تشیع و اجرای تعالیم عالیه&amp;zwnj;ی اسلام، در تمام مدت تحت حفاظت و راهنمایی خداوند متعال قرار داشت. شاه می&amp;zwnj;افزاید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;آیا لازم است یادآور شوم که طبق قانون اساسی ایران، پادشاه حافظ و نگاهبان مذهب شیعه&amp;zwnj;ی اثنی عشری است و من همواره در این زمینه کوشا و به سوگند خود سخت پایبند بوده ام...من هرگز از انجام تعهد و سوگند خود در حفظ و صیانت مذهب شیعه&amp;zwnj;ی اثنی عشری و دفاع از آن در مقابل حملت مادی گرایان، باز ننشستم&amp;quot;[۲].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دوم - پدر معتقد به اسلام&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه از پدر خود - رضاشاه - نیز چهره&amp;zwnj;ای &amp;quot;عمیقاً خداشناس&amp;quot; و &amp;quot;معتقد به اصول دیانت&amp;quot; اسلام به تصویر می&amp;zwnj;کشد. مدعی است در زمان رضا شاه، هیچ لطمه&amp;zwnj;ای در ساختار سیاسی به &amp;quot;مقام والای جامعه&amp;zwnj;ی روحانیت&amp;quot; وارد نیامد. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;پدرم با روحانیون قشری و مرتجع مخالف بود، نه با روحانیت. وی &lt;b&gt;عمیقاً خداشناس&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;معتقد به اصول دیانت&lt;/b&gt; بود، &lt;b&gt;چنان که من هستم&lt;/b&gt;. در زمان او به اعتبار و نفوذ معنوی و اخلاقی جامعه&amp;zwnj;ی روحانیت و مقام والای آن در نظام مملکتی لطمه&amp;zwnj;ای وارد نیامد...رضاشاه با روشن بینی و اعتقادات مذهبی که داشت می&amp;zwnj;دانست که نقش یک رهبر تنها سازندگی مادی نیست و جامعه بدون ایمان و اخلاق پایدار نمی&amp;zwnj;ماند&amp;quot;[۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سوم - ارادت رضاشاه به امام رضا&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه می&amp;zwnj;گوید که پدرش &amp;quot;احترام و اعتقاد خاص&amp;quot;&amp;zwnj;ی به امام رضا داشت. به همین دلیل:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;رضاشاه، اسم کوچک همه&amp;zwnj;ی پسران خود را با ترکیبی از نام رضا، امام هشتم شیعیان که مورد احترام و اعتقاد خاص وی بود، انتخاب کرد. او غالباً به زیارت مرقد این &lt;b&gt;امام جلیل&lt;/b&gt; می&amp;zwnj;رفت و در مرمت و تزیین بارگاهش کوشش&amp;zwnj;های بسیار کرد و آن را از حال ویرانی نجات داد&amp;quot;[۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چهارم - دفاع رضاشاه از اسلام در برابر مادی گری&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد رضا به نوعی دفاع پدرش از اسلام را به مبارزه&amp;zwnj;ی با مادی گرایی نیز ارتباط می&amp;zwnj;دهد. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;پدرم نیز عقیده داشت که باید از مذهب در مقابل هجوم مادی گرایی و افکار کسانی که می&amp;zwnj;خواهند &amp;quot;مساجد را با خاک یکسان کنند&amp;quot; دفاع کنند. اما نه به قیمت بازگشت به قرون گذشته و قبول ادعای&amp;zwnj;های ارتجاعی معدودی از روحانیون که با ترقی و پیشرفت اجتماعی و فرهنگی به هر صورت مخالف بودند&amp;quot;[۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پنجم - رضاشاه سرمشق مذهبی بودن&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد رضا شاه مدعی است که پدرش سرمشق او در باورهای دینی و عبادات بوده است. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;به پیروی از سرمشق و نمونه&amp;zwnj;ی پدرم بود که من از نوجوانی به اهمیت و تأثیر اعتقادات مذهبی و راز و نیاز با خداوند، البته تنها به صورت جملات تکراری و اجباری ، پی بردم&amp;quot;[۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضاشاه میان تجدد و اسلام تعارضی نمی&amp;zwnj;دید. به عنوان نمونه در زمستان ۱۳۱۵، در مراسم عید غدیر در کاخ گلستان، خطاب به زمامداران کشور گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;خیلی&amp;zwnj;ها در اشتباه هستند و تصور می&amp;zwnj;کنند معنی تجدد و اخذ تمدن امروزی دنیا این است که اصول دیانت و شرایع را رعایت ننمایند و یا کسب تجدد و تمدن مغایرتی با دین و مذهب دارد و حال آن که اگر &lt;b&gt;مقنن بزرگ اسلام&lt;/b&gt; در حال حاضر در مقابل این ترقیات عالم وجود داشت &lt;b&gt;موافق بودن اصول شرایع حقه&amp;zwnj;ی خود را با وضعیت و تشکیلات تمدن امروز نشان می&amp;zwnj;داد&lt;/b&gt;؛ متأسفانه آن افکار روشن و بزرگ به مرور زمان وسیله&amp;zwnj;ی سوء استفاده&amp;zwnj;ی اشخاص قرار گرفت و بالنتیجه کشور را به قهقرا کشانیدند و در سیزده قرن که هر قرن می&amp;zwnj;بایستی کشور تکان بزرگی برای ترقی و تکامل به خود بدهد ساکت و عقب ماند و ما اکنون در برابر نواقص گذشته قرار گرفته و باید این خمود گذشته را جبران نماییم&amp;quot;[۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ششم - معجزات و رویاهای شاه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدعای شاه محدود به مسلمانی و دفاع از تشیع نیست، او خود را مورد توجه ویژه&amp;zwnj;ی ائمه&amp;zwnj;ی شیعیان قلمداد می&amp;zwnj;کند. این عنایت ویژه، از دوران کودکی نصیب او شده است. به موارد زیر بنگرید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۱&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - &lt;/b&gt;&lt;b&gt;۶&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - دیدار با امام علی و نجات یافتن توسط او&lt;/b&gt; : &amp;quot;اندکی بعد از تاج گذاری پدرم، من مبتلا به حصبه شدم و در اوج بیماری بود که شبی علی بن ابی طالب را به خواب دیدم، با وجود خردسالی می&amp;zwnj;دانستم که علی، در دست راست خود شمشیر دو دم معروفش ذوالفقار را داشت و در دست چپش جامی محتوی یک مایع که به من داد تا بنوشم و من چنین کردم. فردای آن شب تب من فرو نشست و حالم رو به بهبود رفت&amp;quot;[۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۲&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - &lt;/b&gt;&lt;b&gt;۶&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - نجات از مرگ توسط حضرت عباس &lt;/b&gt;: &amp;quot;اندکی بعد، در تابستان هنگامی که به زیارت مرقد امامزاده داود می&amp;zwnj;رفتیم، از اسب به زیر افتادم و بیهوش شدم. همراهان تصور کردند مرده ام. ولی حتی خراشی برنداشتم. در حال سقوط از اسب بود که شمایل حضرت عباس بن علی را مشاهده کردم که دستم را گرفته حفاظتم می&amp;zwnj;کند&amp;quot;[۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۳&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - &lt;/b&gt;&lt;b&gt;۶&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - دیدار با امام زمان &lt;/b&gt;: &amp;quot;به این دو واقعه، اتفاق دیگری را باید افزود. چندی بعد در کاخ تابستانی تصویر امام دوازدهم، امام غایب را دیدم. این قبیل رویاها و اندیشه&amp;zwnj;های اسرارآمیز، طبیعتاً برای کسانی که از اعتقادات مذهبی عمیقی برخوردار نباشند، قابل تصور و فهم نیست&amp;quot;[۱۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه پس از ذکر این موارد، تأکید می&amp;zwnj;کند که این نوع امور رازآلود و اسرارآمیز، برای آنان که فاقد اعتقادات عمیق مذهبی هستند، قابل تصور و فهم نیست. بدین ترتیب، راه هرگونه انکاری پیشاپیش بسته خواهد شد. تکلیف بی دینان و ملحدان بدون بحث روشن است، برای این که آنان اساساً به این گونه امور باور ندارند. اما آدم&amp;zwnj;های مذهبی منکر، به دلیل عمیق نبودن اعتقاداتشان، نه فهمی از این امور دارند و نه می&amp;zwnj;توانند چینین تجربه&amp;zwnj;هایی داشته باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۴&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - &lt;/b&gt;&lt;b&gt;۶&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - نجات از سانحه&amp;zwnj;ی هوایی &lt;/b&gt;: &amp;quot;اقلاً در چهار مورد تفضلات خاص الهی شامل حال من شد و &lt;b&gt;ایمان عمیق مذهبی مرا&lt;/b&gt; یاری داد. نجات خود از یک سانحه&amp;zwnj;ی هوایی به هنگام پرواز در حول و حوش اصفهان و بازدید از فعالیتهای احداث تونل کوهرنگ که هواپیمایم در یک ناحیه&amp;zwnj;ی خطرناک دامنه&amp;zwnj;ی کوهستان سقوط کرد اما آسیبی به من نرسید و نیز زنده ماندنم را...فقط مرهون رحمت خداوندی می&amp;zwnj;دانم و بس&amp;quot;[۱۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۵&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - &lt;/b&gt;&lt;b&gt;۵&lt;/b&gt;&lt;b&gt; - نجات معجزه آسا از ترور:&lt;/b&gt; در بعدازظهر ۱۵ بهمن ۱۳۲۷، در مراسم جشن سال روز دانشگاه تهران، ناصر فخرآرایی، &amp;quot;چند گلوله به سوی من شلیک کرد که چهارتای آن به من اصابت کرد و خراش&amp;zwnj;هایی در ناحیه&amp;zwnj;ی گردن و صورت وارد آورد...شکست معجزه آسای این سوء قصد و نجات من، مرا در &lt;b&gt;ایمان به این که از تفضلات و عنایات خاص خداوندی برخوردار هستم&lt;/b&gt;، استوارتر کرد&amp;quot;[۱۲].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;هفتم - انقلاب سفید براساس تعالیم اسلامی &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه نه تنها خود را حافظ دائمی اعتبار و حیثیت اسلام معرفی می&amp;zwnj;کند، بلکه مدعی است که انقلاب سفید براساس تعالیم اسلامی مبنتی بوده است. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;علاوه&amp;zwnj;ی بر اعتقاد شخصی، در مقام رئیس مملکت من همواره به ضرورت حفظ و صیانت و حیثیت و اعتبار آن کوشا بوده ام. تمدنی که بر پایه&amp;zwnj;ی خدانشناسی و عدم رعایت اصول اخلاقی و معنوی استوار باشد، فاقد اصالت و رسالت است. &lt;b&gt;انقلاب سفید ما نیز کاملاً براساس تعالیم اسلامی مبتنی بود&lt;/b&gt; که مورد احترام هر خانواده&amp;zwnj;ی ایرانی است&amp;quot;[۱۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه در ۲۴ مرداد ۱۳۵۰ فرمان تأسیس &amp;quot;&lt;b&gt;سپاه دین&lt;/b&gt;&amp;quot; را صادر کرد. شاید این حرکت یکی از شواهد او در تأیید مدعایش باشد که &amp;quot;انقلاب سفید براساس تعالیم اسلامی مبتنی بود&amp;quot;. شاه در فرمان خود نوشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;نظر به این که بزرگداشت &lt;b&gt;شعائر دین مقدس اسلام&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;ترویج احکام دین&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;حفظ معنویت جامعه&lt;/b&gt; پیوسته مورد توجه خاص ما بوده است و معتقدیم که جامعه&amp;zwnj;ی ایرانی باید در زمینه&amp;zwnj;های مادی و معنوی هماهنگ پیشرفت کند، به موجب این فرمان مقرر می&amp;zwnj;داریم &lt;b&gt;سپاه دین&lt;/b&gt; از مشمولان خدمت وظیفه&amp;zwnj;ی عمومی که در رشته&amp;zwnj;های دینی و علوم و معارف اسلامی تحصیل کرده&amp;zwnj;اند تشکیل شود و به اجرای وظایف خود بپردازد. مسئوولیت اجرای این فرمان و اداره&amp;zwnj;ی سپاه دین به عهده&amp;zwnj;ی سازمان اوقاف خواهد بود&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله خمینی در ۲۱ آبان ۱۳۵۰ این عمل شاه را هم طی بیانیه&amp;zwnj;ای ، توطئه&amp;zwnj;ای استعماری قلمداد کرد و نوشت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;نغمه&amp;zwnj;ی &amp;quot;سپاه دین&amp;quot; در شرایطی ساز می&amp;zwnj;شود که دستگاه جبار هر روز ضربه&amp;zwnj;های پیگیری به پیکره&amp;zwnj;ی اسلام وارد می&amp;zwnj;کند، و دست جنایتکار اسرائیل را در تمام شئون اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران بازگذاشته است . بسیاری از علمای اعلام، خطبای عظام، محصلین علوم اسلامی و ملت شریف ایران در زندان، تبعید و تحت شکنجه به سر می&amp;zwnj;برند، و جوانان غیور وطنخواه، اعدام و تیرباران می&amp;zwnj;شوند و یا مقدمات محاکمه و اعدام آنها فراهم می&amp;zwnj;شود...اینجانب به ملت محترم ایران اعلام خطر می&amp;zwnj;کنم که اگر خدای نخواسته، ایادی اجانب و دشمنان اسلام در این مقصد شوم و کمرشکن توفیق پیدا کنند، اولا علمای اعلام و وعاظ و مروجین اسلام را کنار زده، و ثانیا اسلام و احکام آسمانی آن را محو و نابود می&amp;zwnj;نمایند. خطر این سپاه نامیمون که باید در خدمت استعمار، جمیع حقایق اسلام را به نفع آنها توجیه و تاویل کند، بزرگترین خطری است که مسلمین و در راس آنها علمای اعلام با آن مواجه شده&amp;zwnj;اند. آنها در تجربه&amp;zwnj;های طولانی خود فهمیدند که علمای معظم اسلام و وعاظ محترم با مجاهدات پیگیر خود ملتها را به نفع اسلام و قرآن سوق داده هیچ گاه با تهدید و تطمیع به نفع دستگاه جبار و اجانب چپاولگر قدمی برنداشته اند، و با کمال قدرت پستهای خود را حفظ کرده و مساجد و مجامع را در خدمت قرآن کریم و اسلام عزیز در دست دارند، و اگر چند نفر معمم بی حیثیت و از خدا بی خبر به نفع دستگاه جبار قدمی بردار، مطرود جامعه&amp;zwnj;ی علمیه و جوامع اسلامی است . لهذا این نقشه&amp;zwnj;ی خطرناک را کشیده&amp;zwnj;اند تا به خیال باطل خود دست علمای اعلام و مبلغین را کوتاه کرده و اسلام را به وسیله&amp;zwnj;ی عمال خود بازیچه قرار دهند و اساس دیانت را برچینند تا به مقصد خود که قبضه کردن تمام ذخایر کشور است برسند، و ملت مسلم را عقب مانده و استعمارزده نگه دارند...اینک بر مسلمین غیور و خصوص نسل جوان روشنفکر است که با کمال جدیت از این نغمه ناموزون خانمانسوز اظهار تنفر کنند، و مساجد و محافل دینی را هرچه بیشتر گرم کنند، و علاقه&amp;zwnj;ی خود را به اسلام و علمای اعلام و وعاظ و خطبای محترم بیش از پیش ابراز نمایند، و با این اظهار علاقه مشتی محکم به دهان عمال استعمار بکوبند...برکافه&amp;zwnj;ی علمای اعلام وعاظ محترم است که اگر گلایه&amp;zwnj;هایی از هم دارند، نادیده گرفته و خود را مجهز نموده صفوف خود را فشرده تر کرده و د صف واحد در این امر حیاتی چاره جویی کنند. و بر آنان و سایر دانشمندان و علاقه مندان به اسلام و استقلال کشور است که ملت مسلمان، خصوصا ساکنین قرا و قصبات را از این فکر شیطانی که با نام فریبنده&amp;zwnj;ی &amp;quot;سپاه دین&amp;quot; می&amp;zwnj;خواهند دین و استقلال کشور را پایمال کنند، آگاه سازند و با هر وسیله ممکن مفاسد این نغمه شوم را به مردم برسانند&amp;quot;[۱۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;هشتم - به عظمت رساندن مرقد امام رضا&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عظمت یافتن حرم امام رضا و جهانی شدن آن در دوران محمد رضا شاه صورت گرفته است. شاه می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در زمان سلطنت من، آستان قدس رضوی و مرقد حضرت رضا به اوج عظمت و اعتلا رسید و در شمار مهمترین بنیادهای مذهبی جهان اسلام قرار گرفت. نوسازی آستان قدس رضوی مرهون نذور و وجوهی بود که شیعیان، از جمله خود من، به این بنیاد تقدیم می&amp;zwnj;داشتند&amp;quot;[۱۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نهم - مخالف صریح اصول مقدس اسلام&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از وظایف شورای نگهبان، تشخیص مخالفت قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی با اصول مقدس اسلام است. فقیهان خود را مکلف به اجرای &amp;quot;اصول مقدس اسلام&amp;quot; می&amp;zwnj;دانند و اساساً هدف جمهوری اسلامی را همین قلمداد می&amp;zwnj;کنند. اما شاه قبل از این که چنین نهادی به وجود بیاید می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;آنچه امروز در ایران انجام می&amp;zwnj;شود &lt;b&gt;صریحاً مخالف اصول مقدس اسلام است&lt;/b&gt;...آرزومندم که این اشخاص هر چه زودتر متوجه خطاهای خود بشوند و به راه راست بازگردند و دریابند که &lt;b&gt;انقلاب امروز ایران در راه خدا و قرآن نیست&lt;/b&gt;، بلکه در خدمت بدکاران و بداندیشان است. آنها به روشنی می&amp;zwnj;بینند که اکنون همه&amp;zwnj;ی آشوبگران حرفه&amp;zwnj;ای مخالفین دیانت و اسلام به اردوی آنان پیوسته اند&amp;quot;[۱۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دهم - حمایت روحانیت حقیقی از شاه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه مدعی است که روحانیت همیشه پشتیبان حکومت او بوده است. فقط تعداد اندکی روحانی دسته دوم مخالف او بوده&amp;zwnj;اند. به عنوان نمونه می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;هنگامی که در بهار ۱۳۵۷ برای زیارت مرقد امام هشتم شیعیان به مشهد رفتم، جمعی کثیر از روحانیون وفاداری و پشتیبانی خود را نسبت به من ابراز داشتند و در این شهر مقدس با استقبالی عظیم روبرو شدم&amp;quot;[۱۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;یازدهم - روحانیت حاکم، روحانیت درجه دوم است&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه روحانیتی که پس از انقلاب زمامداری سیاسی را در دست گرفت، روحانیت درجه دوم و فاجعه آفرین به شمار می&amp;zwnj;آورد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;میان رهبران جامعه&amp;zwnj;ی تشیع، اتحاد نظر وجود ندارد. کسانی که به نام جامعه&amp;zwnj;ی روحانیت بر ایران حکم می&amp;zwnj;رانند، اقلیتی کوچکتر از روحانیون متعصب و درجه دوم بیش نیستند که به کلی از آرمانها و تعالیم مقدس اسلام به دورند...ارعاب و وحشت و تفتیش عقاید و آرأ مانع آن شد که مراجع روحانی علناً در مورد فجایعی که به نام اسلام صورت می&amp;zwnj;گیرد اظهار نظر و قضاوت کنند&amp;quot;[۱۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دوازدهم - دل نگران اصول و تعالیم دین مقدس اسلام&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته&amp;zwnj;ی شاه، اعمال آیت الله خمینی زیان آور و مخالف صریح اصول و تعالیم دین مقدس اسلام است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;ورشکستگی کامل و خونین &amp;quot;آن شخص&amp;quot; ممکن است برای دین اسلام به طور کلی، به خصوص مذهب شیعه زیانها و مخاطرات بسیار در پی داشته باشد. ویرانی یک کشور توانای اسلامی که ضامن صلح و امنیت خاورمیانه بود، چگونه می&amp;zwnj;تواند برای دنیای اسلام زیان آور نباشد؟ افکار مالیخولیایی دیکتاتوری خمینی که به یاری تنی چند از همدستانش اکنون بر ایران حکومت می&amp;zwnj;کنند &lt;b&gt;کاملاً و صریحاً مخالف اصول و تعالیم دین مقدس اسلام است&lt;/b&gt;&amp;quot;[۱۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سیزدهم - مارکسیستهای اسلامی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه در اواخر دهه&amp;zwnj;ی چهل و پنجاه عنوان &amp;quot;مارکسیستهای اسلامی&amp;quot; را برای مخالفان خود - خصوصاً گروه&amp;zwnj;های چریکی - برگزیده بود. در اینجا آغاز آنها را به حرکت اعتراضی خرداد ۱۳۴۲ باز گردانده و می&amp;zwnj;گوید که این برساخته&amp;zwnj;ی التقاطی طی ده سال بعدی درست شد ، رشد کرد و در نهایت با انقلاب ۵۷ بر کشور مسلط شد. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در ده سال متعاقب این حوادث بود که &amp;quot;مارکسیسم اسلامی&amp;quot; در ایران پدیدار شد. برای هر مسلمان معتقد این ترکیب غیر قابل تصور است زیرا مارکسیسم مکتبی است مبتنی بر مادی گرایی مطلق و نفی و انکار وجود پروردگار و دین را &amp;quot;افیون و مخدر ملتها&amp;quot; می&amp;zwnj;خواند. خوشبختانه در میان روحانیون فقط آشوبگران و متفکران مالخولیایی یافت نمی&amp;zwnj;شود، بسیارند آنهایی که جداً و صمیمانه به &lt;b&gt;رسالت معنوی و روحانی و اخلاقی خود در اعتلای انسان&amp;zwnj;ها &lt;/b&gt;، عمل می&amp;zwnj;کنند. اما این گروه نتوانستند مانع فعالیت مارکسیستهای اسلامی بشوند که تصور می&amp;zwnj;کنند می&amp;zwnj;توان میان کمونیسم و اسلام تلفیق و تألیفی به عمل آورد...چگونه می&amp;zwnj;توان بر اندیشه&amp;zwnj;های مالیخولیایی و عوام فریبانه&amp;zwnj;ی کسانی که می&amp;zwnj;خواهند کمونیسم را با اسلام تلفیق کنند و &lt;b&gt;سخنان پیامبر خدا&lt;/b&gt; را هم تراز نوشته&amp;zwnj;های ضد دیانت قرار می&amp;zwnj;دهند، صحه نهاد&amp;quot;[۲۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این که سازمان مجاهدین خلق ایدئولوژی ای برساخته بود که در همدلانه&amp;zwnj;ترین شکل می&amp;zwnj;توان آن را &amp;quot;خوانش مارکسیستی اسلام&amp;quot; نام نهاد، شک و تردیدی وجود ندارد. آن زمینه&amp;zwnj;ها در نهایت به تغییر ایدئولوژی سازمان و ترور جمعی از همرزمان مسلمان سازمان منتهی شد. گفتمان چپ، گفتمان مسلط بود و نواندیشان دینی آن دوره - عموما - تفسیر/روایت&amp;zwnj;هایی چپ از اسلام عرضه می&amp;zwnj;داشتند. اما دو خطا در سخن شاه وجود ندارد، نه همه&amp;zwnj;ی مخالفان او را می&amp;zwnj;توان &amp;quot;مارکسیستهای اسلامی&amp;quot; قلمداد کرد، نه آیت الله خمینی و طرفدارانش کمترین نظر مثبتی به کمونیسم داشتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه باز در این مورد می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;برای من که عمیقاً خداپرست و متدین هستم، حتی تصور تلفیق میان معنویت مذهبی و مادی گرایی مطلق مارکسیسم میسر نیست. مارکسیسم اسلامی چیزی نیست جز جمع اضداد. مگر نه این است که لنین و پیش از او مارکس کذهب را افیون توده&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;خواندند...چه طور می&amp;zwnj;توان قبول کرد که انقلابی هم از مرام اشتراکی الهام بگیرد و هم از دیانت مقدس اسلام که مادی گری را به هر شکل و هر نوع و هر صورت محکوم می&amp;zwnj;کند؟ چطور می&amp;zwnj;توان آیات مقدس قرآن و سخنان پیامبر اسلام را با نوشته&amp;zwnj;های متفکرینی که هدفشان مبارزه&amp;zwnj;ی با دین و اشاعه&amp;zwnj;ی مادی گری بوده است در یک سطح قرار داد&amp;quot;[۲۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چهاردهم - اسلام ضامن رعایت حقوق زنان&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسلام قرن&amp;zwnj;ها پیش از کشورهای پیشرفته حقوق زنان را به رسمیت شناخت و حقوق زیادی برای زنان قائل شد. اجباری کردن چادر نیز عملی نارواست، باید زنان در پوشش آزاد باشند و اگر زنانی مایل به چادر بر سر نهادن بودند، آزاد باشند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اسلام و قرآن، برخلاف آنچه غاصبان کنونی حکومت و قدرت در ایران تصور و عمل می&amp;zwnj;کنند، مخالف احترام و رعایت حقوق زنان نیست. حقوق زن در اسلام، به مراتب بیش از آن است که غالباً تصور می&amp;zwnj;شود. از جمله&amp;zwnj;ی این حقوق مسلم، یکی استقلال کامل مالی و حق اداره&amp;zwnj;ی ثروت و دارایی شخصی است که تا این اواخر در بسیاری از ممالک مترقی اروپایی به طور کامل وجود نداشت. ما با الهام از فرهنگ و تمدن کهن ایرانی که برای زنان مقامی والا قائل شده و با الهام از فلسفه و معنویت اسلام، عقیده داشتیم که باید در جامعه&amp;zwnj;ی نوین ایران برای زنان ایرانی سهم و مقامی فراخور تعداد و امکانات آنان به وجود آورد، و به این راه رفتیم...دین مقدس اسلام نیز مخالفتی با حقوق سیاسی و اجتماعی ندارد...اکنون بار دیگر چادر در ایران عملاً اجباری به خواهران و مادران ما تحمیل شده...اگر بعضی از زنان، خود آزادانه بخواهند چادر به سر کننند، امری طبیعی است و من هرگز مخالف آن نبوده&amp;zwnj;ام&amp;quot;[۲۲].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پانزدهم - اسلام، دین عدالت و انصاف و رحمت و مروت و معنویت&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن چه آیت الله خمینی و دیگر فقیهان در ایران به اجرا نهاده اند، &amp;quot;اسلام واقعی&amp;quot; نیست. شاه تفاوت اسلام حقیقی و اسلام آیت الله خمینی را به شرح زیر بازگو کرده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;&lt;b&gt;اسلام، دین عدالت و انصاف و رحمت و مروت است&lt;/b&gt;. در حکومت اسلامی امروز ایران، نه از عدالت نشانی است، نه از انصاف و نه از عفو و رحمت. هرچه هست نفرت و انتقام و کشتار است که &lt;b&gt;هیچ ارتباطی با معنویت دین اسلام ندارد&lt;/b&gt;. نظام امروزی ایران صریحاً خلاف شرع مقدس و مخالف اسلام است. هم چنان که دوران تفتیش افکار و عقاید، به زیان مذهب کاتولیک تمام شد، متأسفانه این خشونتها و جنایتها نیز ممکن است به زیان اسلام باشد. من تردید ندارم که اسلام واقعی ، احترام به تعالیم مقدس دین حنیف است، نه خشونت و تعصب و بی اعتنایی به عدالت. آیا سلب آزادی و حقوق زنان و تجدید تعدد زوجات را می&amp;zwnj;توان مواففق روح اسلام دانست؟ برعکس، آزادی زنان و برابری حقوق آنان با مردان و حرمت به شئون اجتماعی و انسانی آنان است که با &lt;b&gt;اصول واقعی اسلام&lt;/b&gt; توافق دارد. آیا تازیانه زدن و سنگ باران کردن و دست بریدن، به این بهانه که از قرون وسطا رایج بوده، اسلامی است و کوشش برای اعتلا و تربیت انسان&amp;zwnj;ها و اتخاذ سیاست عفو و گذشت و جوانمردی ، مخالف اسلام&amp;quot;[۲۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه تا آنجا پیش می&amp;zwnj;رود که که تفسیر خود از اسلام را متکی بر متون معتبر دینی به شمار آورده و تفسیر آیت الله خمینی و پیروانش از اسلام را منفعت طلبانه، و تبدیل دین به بازیچه قلمداد می&amp;zwnj;کند. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;برداشت من از اسلام، همواره &lt;b&gt;دقیق و مستند به متون معتبر&lt;/b&gt; بوده است، حال آن که شخص حاکم بر قم [آیت الله خمینی] و بعضی دیگر از &amp;quot;روحانیون&amp;quot; ایران دین را به نفع شخصی و مادی و اغراض و هوی و هوسهای خود تفسیر و به بازیچه&amp;zwnj;ای تبدیل نموده&amp;zwnj;اند. &lt;b&gt;نص صریح قرآن و روح و معنویت اسلام شدیداً کینه و نفرت و انتقام و آدمکشی و غارت و دزدی&lt;/b&gt; را که از زمستان ۱۳۵۷ تاکنون بر ایران نگون بخت حکومت دارد محکوم می&amp;zwnj;کند. &lt;b&gt;اساس عصاره&amp;zwnj;ی اسلام چیزی جز عدل و انصاف نیست&lt;/b&gt; و انقلاب شاه و ملت که برای تحقق عدالت اجتماعی و مشارکت ملی بنیان نهاده شد، &lt;b&gt;مستقیماً از اصول و تعالیم اسلام الهام گرفته است&lt;/b&gt;&amp;quot;[۲۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شانزدهم - بخت زندگی ایرانیان در سایه&amp;zwnj;ی اسلام&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسلام آوردن ایرانیان عامل فلاکت آنها نبوده است. بلکه بخت با ایرانیان یار بود که اسلام آوردند و همیشه از این منبع کسب فیض کرده اند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;بخت بزرگ ایرانیان این بود و هست که در پرتو روحانیت و معنویت تعالیم مقدس و مترقی اسلام زندگی می&amp;zwnj;کنند و در مراحل دشوار زندگی اجتماعی و تاریخ خود همواره از این منبع کسب فیض کرده&amp;zwnj;اند. همه&amp;zwnj;ی کسانی که برای تحقق و پیشرفت انقلاب اجتماعی و ملی کوشیدند، می&amp;zwnj;دانستند و می&amp;zwnj;دانند که تلاش آنها دقیقاً منطبق با تعالیم عالی اسلام و ملهم از آن بوده است و باید از این جهت مفتخر و سربلند باشند&amp;quot;[۲۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;هفدهم - اسلام ایرانی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا حدی که من اطلاع دارم هانری کربن اولین فردی بود که تشیع را به عنوان &lt;b&gt;&lt;i&gt;اسلام ایرانی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; مطرح ساخت. کربن به ایران رفت و آمد داشت. با افرادی چون داریوش شایگان و سید حسین نصر نیز رابطه داشت. از طریق آن دو با علامه&amp;zwnj;ی طباطبایی هم مرتبط گردید و گفت و گوهایی با او داشت که منتشر شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روشن نیست که شاه تا چه اندازه از این نظریه و مباحث اطلاع داشت. اما او در پاسخ به تاریخ، تشیع را برساخته&amp;zwnj;ای ایرانی به عنوان سپری در برابر تهاجم اعراب معرفی می&amp;zwnj;کند. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در سال ۶۵۲ میلادی اعراب به ایران حمله کردند و تسلط آنان بر کشور ما در حدود دویست سال طول کشید. اما در حقیقت ایرانیان اعراب را تحت نفوذ و سلطه&amp;zwnj;ی خود در آوردند. &lt;b&gt;ایرانیان از یک سو اصالت فکری خود را با تدوین اصول مذهب شیعه عنوان کردن&lt;/b&gt;د و از پذیرفتن استیلای خلفای عرب سرباز زدند و از طرف دیگر فرهنگ غنی ایرانی را از دستبرد و تسلط خارجیان نجات دادند&amp;quot;[۲۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه در ادامه از نوع دیگری از یاری رساندن ایرانیان به خاندان پیامبر اسلام سخن گفته است. مدعای او این است که ایرانیان بنی امیه را سرنگون و خاندان بنی عباس را جایگزین آنها کردند. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در زمینه&amp;zwnj;ی سیاسی، نقطه&amp;zwnj;ی آغاز تجدید استقلال ایران، قیام ابومسلم خراسانی بود که با سپاهی از ایرانیان، خاندان عباسی را که از احفاد پیامبر اسلام بودند، بجای بنی امیه بر تخت خلافت نشاند و بغداد را پایتخت آنان قرار داد&amp;quot;[۲۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه در توضیح تاریخ ایران به تهاجم مغول&amp;zwnj;ها به ایران پرداخته و توضیح می&amp;zwnj;دهد که در دوران تسلط آنها:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;بخشی بزرگ از میراث علمی &lt;b&gt;ایرانی و اسلامی&lt;/b&gt; را منهدم گردید. مغولان آداب و سنن زندگی مدنی و فرهنگ &lt;b&gt;ایرانی و اسلامی&lt;/b&gt; را از میان بردند&amp;quot;[۲۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته&amp;zwnj;ی مهم در سخن او، همراه آوردن در عنصر &amp;quot;ایرانی و اسلامی&amp;quot; در کنار یکدیگر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;هجدهم - تشیع عامل یکپارچگی ایرانیان&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اقوام مهاجم یکپارچگی و وحدت ایران را از بین برده بودند. محمد رضا پهلوی می&amp;zwnj;گوید که شاه اسماعیل - نخستین پادشاه صفوی - :&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;بار دیگر به &lt;b&gt;وحدت ایران&lt;/b&gt; تحقق بخشید...و به منظور تأمین یکپارچگی سیاسی و معنوی ایرانیان تشیع را به عنوان مذهب ایران اعلام و برقرار کرد&amp;quot;[۲۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باز هم شاهد تبیینی مثبت از نقش تشیع در وحدت و یکپارچگی ملی ایران از سوی شاه هستیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نوزدهم - معجزه، نه توهم و خیال&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاه این سخنان را وقتی بیان کرد که خود از قطعی بودن مرگ خود به دلیل ابتلای طولانی به بیماری سرطان آگاه بود. مدت&amp;zwnj;ها از زمانی که امید به بقا را از دست داده بود می&amp;zwnj;گذشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای فرد یا گروهی که همه&amp;zwnj;ی امور را به ماده تقلیل می&amp;zwnj;دهند، این نوع مدعیات &amp;quot;دروغ گویی محض&amp;quot; یا حاصل &amp;quot;توهمات&amp;quot; خواهد بود. اما لزوماً یک انسان مذهبی یا مسلمان یا شیعه نیز همه&amp;zwnj;ی این نوع مدعیات را باور نخواهد کرد. شاه که خود به این امر وقوف داشت و با انکارهای اوریانا فالاچی - در گفت و گوی با او - روبرو شده بود، رویاهای خود را معجزات واقعی، نه &amp;quot;&lt;b&gt;توهم&lt;/b&gt;&amp;quot; و &amp;quot;&lt;b&gt;خیال&lt;/b&gt;&amp;quot; به شمار می&amp;zwnj;آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;من کاملا تنها نیستم ، چون من به وسیله&amp;zwnj;ی نیروی دیگری همراهی می&amp;zwnj;شوم که دیگران آن را حس نمی&amp;zwnj;کنند. همان نیروی مرموز در من، و من همچنین پیام&amp;zwnj;هایی نیز دریافت می&amp;zwnj;کنم . پیام&amp;zwnj;های مذهبی و من خیلی خیلی مذهبی هستم و من به خدا ایمان دارم و همیشه هم گفته ام که اگر خدا نبود، ما مجبور بودیم که او را خلق می&amp;zwnj;کردیم ! آه من واقعا برای بیچاره&amp;zwnj;هایی که به خدا ایمان ندارند ، متاسفم . شما نمی&amp;zwnj;توانید بدون خدا زندگی کنید. من با خدا از زمانی که خدا آن رویاها را به من داد...هرکس می&amp;zwnj;داند که من رویاهایی داشته ام...خیلی از مردم به آن عقیده ندارند. حتا پدرم هم آن را قبول نداشت . او هیچ وقت آن را قبول نکرد. او همیشه در این مورد می&amp;zwnj;خندید. به هر حال خیلی از مردم - اگرچه محترمانه - از من سوال می&amp;zwnj;کردند که آیا مطمئن هستم که آن&amp;zwnj;ها &lt;b&gt;وهم&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;خیال&lt;/b&gt; نبوده است . جواب من خیر است. خیر ، برای این که من به خدا ایمان دارم . به این حقیقت که من به وسیله&amp;zwnj;ی خدا انتخاب شده که یک ماموریتی را به پایان برسانم. رویاهای من &lt;b&gt;معجزه&amp;zwnj;هایی &lt;/b&gt;بوده&amp;zwnj;اند که کشور را نجات داده&amp;zwnj;اند. دوران سلطنت من کشور را نجات بخشیده و این به خاطر این بوده که خداوند در کنارم بوده...خواب&amp;zwnj;های مذهبی ، بر پایه&amp;zwnj;ی تصورم و خواب&amp;zwnj;هایی که من می&amp;zwnj;دیدم مربوط به این بود که در دو یا سه ماه آینده چه اتفاقی خواهد افتاد . من نمی&amp;zwnj;توانم به شما بگویم که این خواب&amp;zwnj;ها در چه موردی بودند. آن&amp;zwnj;ها لزوما چیزهایی نبودند که به شخص من مربوط شوند. آن&amp;zwnj;ها در مورد مسایل داخلی کشورم بودند و بنابراین باید محرمانه باقی بمانند. شاید اگر من به جای لغت &amp;quot;&lt;b&gt;خواب&lt;/b&gt;&amp;quot; &amp;quot;&lt;b&gt;احساس قبل از وقوع&lt;/b&gt;&amp;quot; را به کار ببرم . شما حرف مرا بهتر درک کنید . من به این نوع احساس&amp;zwnj;ها عقیده دارم . من این نوع احساس&amp;zwnj;ها را مرتبا دارم...&lt;b&gt;شما باید به معجزات ایمان داشته باشید&lt;/b&gt;&amp;quot;[۳۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هم اکنون اگر در کشور ما فقیهان یا احمدی نژاد و تیم همفکرانش مدعیاتی از نوع بند ششم بیان نمایند، به وسیله&amp;zwnj;ی اکثر رسانه ها - خصوصاً مخالفان جمهوری اسلامی - به تمسخر گرفته خواهند شد. اگر آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای مدعی دیدار با امام دوازدهم شیعیان شود، جنجالی رسانه&amp;zwnj;ای علیه او از سوی همگان به راه خواهد افتاد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱ - - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، به کوشش شهریار ماکان، نشر البرز، ص ۳۴۴ .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۲۰۳ - ۲۰۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۵۱ - ۵۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۵۱.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۵۲ - ۵۱.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۵۳.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷ - سیروس غنی &lt;b&gt;&lt;i&gt;، ایران برآمدن رضاخان برافتادن قاجار و نقش انگلیسیها&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ترجمه&amp;zwnj;ی حسن کامشاد ، انتشارات نیلوفر، ص ۴۱۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۵۳.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۵۳.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۵۴ - ۵۳.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۱ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۵۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۲ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۵۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۳ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۵۱.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۴ - روح الله خمینی، &lt;b&gt;&lt;i&gt;صحیفه&amp;zwnj;ی امام&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، جلد ۲ ، صص ۳۹۸ - ۳۹۶.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۵ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۵۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۶ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۳۴۶ - ۳۴۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۷ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۳۴۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۸ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۴۸۲ - ۴۸۱.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۹ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۴۸۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۰ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۱۳۹ - ۱۳۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۱ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۲۳۱ - ۲۳۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۲ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۲۰۰ - ۱۹۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۳ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۴۸۷.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۴ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، صص ۲۰۴ - ۲۰۳.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۵ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۲۰۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۶ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۱۶.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۷ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۱۶.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۸ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۱۷.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۹ - محمد رضا پهلوی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;پاسخ به تاریخ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ص ۱۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳۰ - رجوع شود به &lt;a href=&quot;http://www.shahrzadnews.org/index.php?page=2&amp;amp;articleId=64&amp;amp;Language=en&quot;&gt;&lt;span&gt;این لینک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عکس:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمدرضا شاه پهلوی در حال خواندن نماز در حرم امام رضا&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/02/03/10716#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2368">اکبر گنجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9385">تشیع</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277">خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9387">رضا شاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450">روحانیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9386">محمدرضا شاه</category>
 <pubDate>Fri, 03 Feb 2012 00:14:46 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">10716 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>حیله‌های شرعی و اختلاس آخوندی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/18/7713</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/18/7713&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر گنجی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/houzeh.jpg?1320002497&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اکبر گنجی &amp;minus; انقلاب ایران، انقلابی علیه فساد و برای عدالت اجتماعی و آزادی سیاسی بود. شاه فقط قلمرو سیاسی را سرکوب می&amp;zwnj;کرد، فقیهان سرکوب را به همه&amp;zwnj;ی حوزه&amp;zwnj;های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... سرایت دادند. آزادی را فراموش سازید ، عدالت اجتماعی و مبارزه&amp;zwnj;ی با فساد به کجا رسید؟&amp;nbsp; چرا نظامی که وعده&amp;zwnj;ی عدالت می&amp;zwnj;داد، فسادهای رژیم پیشین را به جیب بری خیابانی تبدیل کرد و به یکی از سرآمدان نظام&amp;zwnj;های فاسد جهان مبدل شد؟&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مقاله پی&amp;zwnj;جوی علل این امر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;یکم- طرح مسئله&lt;/b&gt;: پرونده&amp;zwnj;ی سه هزار میلیارد تومانی- بزرگترین سوء استفاده&amp;zwnj;ی مالی تاریخ ایران- یکی از پرونده&amp;zwnj;های فساد جمهوری اسلامی است. این پرونده، پرونده&amp;zwnj;های قبلی (۱۲۳ میلیارد تومانی بانک صادرات در سال ۱۳۷۴، ۱۳۹ میلیارد تومانی بانک ملی شعبه&amp;zwnj;ی بندر عباس، تحصیل حدود ۲۰ میلیارد تومان مال نامشروع بانک سپه، اختلاس ۲ میلیارد تومانی از بانک ملت و ملی منطقه&amp;zwnj;ای آزاد کیش در سال ۱۳۸۵، و. . . ) را به فسادهای کوچک تبدیل نمود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مطابق گزارش سازمان شفافیت بین المللی ، جمهوری اسلامی یکی از فاسدترین نظام&amp;zwnj;های سیاسی جهان است. حجم فساد در این رژیم به هیچ وجه قابل قیاس با رژیم پهلوی نیست. برای این که درآمدهای ایران در تمام دوران پهلوی (رضا شاه و محمد رضا شاه)، بسیار کمتر از درآمدهای جمهوری فقیهان (آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای) بوده است. انقلاب ایران، انقلابی علیه فساد و برای عدالت اجتماعی و آزادی سیاسی بود. شاه فقط قلمرو سیاسی را سرکوب می&amp;zwnj;کرد، فقیهان سرکوب را به همه&amp;zwnj;ی حوزه&amp;zwnj;های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و. . سرایت دادند. آزادی را فراموش سازید ، عدالت اجتماعی و مبارزه&amp;zwnj;ی با فساد به کجا رسید؟[۱] چرا نظامی که وعده&amp;zwnj;ی عدالت می&amp;zwnj;داد، فسادهای رژیم پیشین را به جیب بری خیابانی تبدیل کرد و به یکی از سرآمدان نظام&amp;zwnj;های فاسد جهان مبدل شد؟ تا حدی که من می&amp;zwnj;فهمم، علل زیر در این امر دخیلند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دوم- اقتصاد دولتی&lt;/b&gt;: اقتصاد به شدت دولتی- که متضمن گسترده&amp;zwnj;ترین و عمیق&amp;zwnj;ترین میزان دخالت دولت در اقتصاد است- مهمترین محل پرورش فساد می&amp;zwnj;باشد. به عنوان مثال، اینک دولت نه تنها در تعیین هیأت مدیره&amp;zwnj;ی بانک&amp;zwnj;های خصوصی دخالت می&amp;zwnj;کند، بلکه ساعت کار آنها را هم تعیین می&amp;zwnj;کند. نرخ ارز و بهره&amp;zwnj;ی بانکی را دولت تعیین می&amp;zwnj;کند، دولت تعیین می&amp;zwnj;کند که چه کسانی می&amp;zwnj;توانند و چه کسانی نمی&amp;zwnj;توانند از بانک&amp;zwnj;ها وام دریافت کنند. این فرایند، یعنی نهادینه سازی فساد. تا زمانی که دولت تصدی و دخالت گسترده&amp;zwnj;ی در اقتصاد را داراست، میزان فساد به شدت بالا خواهد بود. آزاد سازی اقتصادی و کاهش دخالت دولت در اقتصاد تا حد امکان، روشی کارآمد برای تقلیل فساد است. به تعبیر دیگر، کوچک سازی دولت، مقررات زدایی، خصوصی&amp;zwnj;سازی (نه خودی سازی و حامی پروری)، به کار انداختن ساز و کارهای نظارتی، شیوه&amp;zwnj;های کاهش فسادند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از یاد نبرده ایم که محمود احمدی نژاد رسماً اعلام کرد که &amp;quot;&lt;b&gt;اصول علم اقتصاد&lt;/b&gt;&amp;quot; را به دلیل غربی بودن، &amp;quot;&lt;b&gt;قبول&lt;/b&gt;&amp;quot; ندارد. آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای نیز پس از گذشت سه دهه از اسلامی کردن علوم انسانی تجربی، همچنان به این علوم تاخته و آنها را دارای مبانی مادی و غیرالهی معرفی می&amp;zwnj;کند. در میان علوم انسانی تجربی، علم اقتصاد نزدیکترین علم به علوم تجربی طبیعی است. برای این که با مفاهیمی کمی سر و کار داشته و در عمل موفق تر از بقیه&amp;zwnj;ی علوم اجتماعی بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سوم- ناکارآمدی مدیریتی&lt;/b&gt;: سرکوب متخصصان و به کارگیری خودی&amp;zwnj;های وفادار به نظام، کشور را از توان علمی و مدیریتی خود محروم ساخته است. به فرار مغزها بنگرید. به تعطیل کردن سازمان برنامه و بودجه به وسیله&amp;zwnj;ی رئیس جمهوری که آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای بر سر کار آورد بنگرید. به فرار سرمایه بنگرید. با دانشگاه&amp;zwnj;ها چه کردند؟ بهترین استادان دانشگاه&amp;zwnj;ها کجا هستند؟ با اقتصاد و مدیریت هم همان رفتار را کردند. محمود احمدی نژاد دستگاه&amp;zwnj;های نظارتی و مدیریتی کشور را به بهانه&amp;zwnj;ی &amp;quot;&lt;b&gt;غیر انقلابی&lt;/b&gt;&amp;quot; و &amp;quot;&lt;b&gt;آمریکایی&lt;/b&gt;&amp;quot; بودن منحل کرد. به تعبیر محمد رضا باهنر، احمدی نژاد &amp;quot;&lt;b&gt;ژنرال&lt;/b&gt;&amp;quot; نمی&amp;zwnj;خواهد، به دنبال &amp;quot;&lt;b&gt;سرباز&lt;/b&gt;&amp;quot; است. باید توجه داشت، همین حکم درباره&amp;zwnj;ی آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای و &amp;quot;نظام سلطانی فقیه سالار&amp;quot; هم صادق است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چهارم- برساختن اقشار اجتماعی حامی از طریق نظام بانکی&lt;/b&gt;: بانک&amp;zwnj;ها سازمان&amp;zwnj;هایی هستند که از قابلیت خلق پول (اسکناس و مسکوک در دست افراد و سپرده&amp;zwnj;های دیداری بانک ها) و نقدینگی (پول و سپرده&amp;zwnj;های غیردیداری یا مدت دار) برخوردارند. سپرده&amp;zwnj;های بانکی بیشترین حجم نقدینگی را در بر می&amp;zwnj;گیرند. دولت یا رژیم سیاسی از طریق سیستم بانکی برای خود &amp;quot;&lt;b&gt;اقشار اجتماعی حامی&lt;/b&gt;&amp;quot; دست و پا می&amp;zwnj;کند. حجم مبالغی که در این راه صرف می&amp;zwnj;شود، از رژیم شاه به رژیم جمهوری اسلامی به شدت افزایش یافته است. در نظام جمهوری اسلامی نیز می&amp;zwnj;توان با مقایسه&amp;zwnj;ی بودجه&amp;zwnj;ی رسمی ریاست جمهوری در دوران هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد؛ تفاوت&amp;zwnj;ها را سنجید. قائم مقام حزب موتلفه&amp;zwnj;ی اسلامی اعلام کرده که جریان انحرافی- یعنی تیم احمدی نژاد- می&amp;zwnj;تواند در انتخابات مجلس آینده که کمتر از پنج ماه دیگر برگزار می&amp;zwnj;گردد، برای هر کاندیدای خود یک میلیارد هزینه کند[۲].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پنجم- سرکوب رسانه&amp;zwnj;های مستقل و آزاد&lt;/b&gt;: رسانه&amp;zwnj;های مستقل و آزاد، یکی از ارکان دموکراسی&amp;zwnj;ها هستند. چشم تیزبین آنها، دائماً قدرت متمرکز و ثروت&amp;zwnj;های باد آورده را تحت کنترل دارد. این رسانه&amp;zwnj;ها با افشای فسادها، وسیله&amp;zwnj;ای در خدمت منافع مردم و کنترل قدرت&amp;zwnj;اند. هر جا چنان نهادی وجود نداشته باشد، فساد به شدت افزایش می&amp;zwnj;یابد. در ایران، نظام سیاسی همه&amp;zwnj;ی رسانه&amp;zwnj;های مستقل و منتقد را توقیف و تعطیل کرده و روزنامه نگاران شجاع منتقد را زندانی ساخته تا درس عبرتی برای دیگران باشند و غارتگران به چپاول ادامه دهند. [۳]. فساد نتیجه&amp;zwnj;ی ضروری چنین کنشی است. از سوی دیگر، پس از افشای فساد اقتصادی سه هزارمیلیارد تومانی اخیر و گشوده شدن دیگر پرونده&amp;zwnj;های فساد، آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای در سخنرانی ۱۱/۷/۹۰ فقیهانه فرمان صادر کرد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;ديگر نبايد قضيه را خيلی کش بدهند. بگذاريد مسئولين کارشان را بکنند؛ عاقلانه، مدبرانه، قوی و با دقت قضايا را دنبال کنند. جنجال و هياهو تا يک مقداری برای آگاهی&amp;zwnj;ها لازم است؛ ديگر همين طور هی ادامه دادن - بخصوص که اگر بعضی&amp;zwnj;ها هم بخواهند در اين بين استفاده&amp;zwnj;های ديگری از اين مسائل بکنند - هيچ مصلحت نيست&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ششم- خودی&amp;zwnj;سازی به نام خصوصی&amp;zwnj;سازی&lt;/b&gt;: خصوصی&amp;zwnj;سازی ایران واگذاری واقعی سهام به بخش خصوصی نیست، بلکه &amp;quot;خودی سازی&amp;quot; و چنگ اندازی سپاه پاسداران و وابستگان حکومتی به بخش&amp;zwnj;های مختلف اقتصادی بود. به عنوان مثال، واگذاری دو نیروگاه برق به سپاه پاسداران (نيروگاه ۹۵۴ مگاواتی سيکل ترکيبی اروميه و نيروگاه ۶۳۶ مگاواتی سبلان) بدون انجام مناقصه صورت گرفت. نمونه&amp;zwnj;ی دیگر، خرید زیر ساخت&amp;zwnj;ها و شرکت متصدی تلفن همراه مخابرات توسط سپاه پاسداران بود که از طریق بیرون کردن رقبای بخش خصوصی از مناقصه با ترفند عدم صلاحیت امنیتی آنان بود (پنجاه و یک درصد سهام شرکت مخابرات به سپاه تعلق دارد). قرارگاه خاتم&amp;zwnj;الانبياء سپاه دارای ۸۱۲ شرکت ثبت شده در داخل و خارج و ۱۷۰۰ قرارداد دولتی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای در سخنرانی ۶/۲/۱۳۷۶، خطاب به مسئولان نظام، گفته است که نباید اجازه دهیم که دشمن تبلیغ نماید که در نظام جمهوری اسلامی، &amp;quot;یک طبقه&amp;zwnj;ی جدید و یک اشرافیگری جدید&amp;quot; در حال شکل گیری است. می گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;مردم مى&amp;rlm;خواهند اين احساس را داشته باشند كه مسئولان كشور در سطوح مختلف، نسبت به موجودى كشور، امانتدار و امينند. . . بيت المال و آنچه كه مربوط به ثروتهاى عمومى كشور است - اختلال پيدا نكند. نگذاريد دشمن بتواند اين طور تبليغ كند كه &lt;b&gt;يك طبقه جديد&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;يك اَشرافيگرىِ جديد&lt;/b&gt;، در حال شكل&amp;rlm;گيرى است. . . در زمينه&amp;zwnj;ی سوء استفاده و امثال آن، آن&amp;rlm;قدر ياوه و دروغ و خلاف واقع گفته&amp;rlm;اند كه احصاى آن واقعاً آسان نيست. ولى اگر مردم ديدند كه در مواردى ، چيزهايى تأييد مى&amp;rlm;كند - ولو يك مورد - ده مورد را باور و قبول مى&amp;rlm;كنند&amp;quot;[۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما پروژه&amp;zwnj;ی خصوصی&amp;zwnj;سازی &amp;quot;نظام سلطانی فقیه سالار&amp;quot; و طرح برساختن &amp;quot;اقشار اجتماعی حامی&amp;quot; از طریق نظام بانکی، به طور طبیعی یک طبقه&amp;zwnj;ی جدید رژیم ساخته پدید می&amp;zwnj;آورد و آورده است. طبعاً سلطان علی خامنه&amp;zwnj;ای نه تنها با این امر مخالف نیست، بلکه دقیقاً به دنبال چنین سودایی است. تنها مسئله&amp;zwnj;ی او، این است که این امر باید تحت کنترل خودش باشد تا طبقه&amp;zwnj;ی جدید جمهوری اسلامی مطیع محض ولی فقیه باشد. آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای در سخنرانی ۲۵/۴/۱۳۷۶ گفته است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;كسانى هستند كه تلاش مى&amp;rlm;كنند و حقيقتاً در صدد اين هستند كه &lt;b&gt;طبقه&amp;zwnj;ی ممتازه&amp;zwnj;ی جديدى&lt;/b&gt; در نظام جمهورى اسلامى به وجود آورند. به خاطر انتخابها و انتصابها و زرنگيها و دست و پاداريها و مشرف بودن بر مراكز ثروت، و از طريق نامشروعى كه با زرنگى آن را ياد گرفته&amp;rlm;اند، به اموال عمومى دست بيندازند و &lt;b&gt;يك طبقه&amp;rlm;اى جديد&lt;/b&gt; - &lt;b&gt;طبقه&amp;zwnj;ی ممتازان و مرفّهان بى&amp;rlm;درد&lt;/b&gt; - درست كنند. نظام اسلامى، با مرفّهان بى&amp;rlm;درد و معارض و مخل، آن&amp;rlm;طور برخورد سختى كرد؛ حال از درون شكم نظام اسلامى، &lt;b&gt;يك طبقه&amp;zwnj;ی مرفّه بى&amp;rlm;درد جديد&lt;/b&gt; طلوع كند! مگر اين شدنى است&amp;quot;[۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما حقیقت این است که چنین طبقه&amp;zwnj;ای به وجود آمده است. سلطان علی خامنه&amp;zwnj;ای در ۲۶/۶/۱۳۷۶ گفته است: &amp;quot;اگر در نظامى، مسئولانِ نظام با تقوا باشند، فساد در آن نظام راه پيدا نمى&amp;rlm;كند&amp;quot;[۶]. مسئله، مسئله&amp;zwnj;ی تقوا نیست، مسئله، مسئله&amp;zwnj;ی رژیم سیاسی و سازوکارهای آن است که فسادپروری یکی از پیامدهای آن است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;هفتم- روحانیت عامل فساد&lt;/b&gt;: فقیهان یکی از مهمترین عوامل فسادند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اولاً: در هر فسادی به گونه&amp;zwnj;ای مشارکت دارند. به عنوان نمونه، یکی از متهمان رانت خواران بانکی که با محمود احمدی نژاد روابط ویژه&amp;zwnj;ای دارد، به سفارش و پیگیری&amp;zwnj;های آیت الله مجتهد شبستری (نماینده&amp;zwnj;ی ولی فقیه در آذربایجان شرقی)، شرکت هواپیمایی آتا را در اختیار می&amp;zwnj;گیرد. به گزارش زیر بنگرید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;محمدرضا زنوزی مطلق از بزرگترین متهمین رانت خوار شبکه بانکی کشور و مدیرعامل شرکت هواپیما سازی آتا، ایران خودروی تبریز، گسترش فولاد تبریز، ﮔﺮوه ﺻﻨﻌتی درﭘﺎد ﺗﺒﺮﻳﺰ، فولاد شاهین بناب و رئیس هیئت مدیره شرکت آتا ایرلاین که با وثیقه ۵۰۰ میلیارد تومانی هم اینک آزاد است، با حضور بهبهانی وزیر سابق راه و ترابری و با همکاری نماینده ولی فقیه و امام جمعه تبریز آیت الله مجتهد شبستری، آتاایرلاین نخستین شرکت هواپیمایی شمالغرب کشور را راه اندازی کرد. بهبهانی وزیر سابق راه در افتتاح آتاایرلاین گفته بود، نمی&amp;zwnj;خواستیم شرکت آتاایرلاین را به زنوزی بدهیم، ولی با اصرار و وساطت آیت الله مجتهد شبستری این کار انجام پذیرفت. زنوزی در اولین سفر این شرکت هواپیمایی به رسم تشکر از اربابان دولت نهم، و با یک هواپیمای اختصاصی، بیگی استاندار آذربایجان و شبستری امام جمعه شهر تبریز، به اتفاق ۳۰ تن از مدیران عالیرتبه استان آذربایجان شرقی را برای زیارت به مشهد برد&amp;quot;[۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بده بستان روشن است. فقیه بدون منافع از فساد پشتیبانی نمی&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ثانیاً: ساختار نهاد روحانیت فاسد است و آنها فساد خود را به ساختار سیاسی و اقتصادی سرایت داده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با توجه به این که در تحلیل فساد گسترده&amp;zwnj;ی جمهوری اسلامی معمولاً اقتصاددانان- به دلایل قابل فهم- به این عامل مهم اشاره نمی&amp;zwnj;کنند، نوشتار کنونی را به توضیح این متغیر اختصاص می&amp;zwnj;دهیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای روشن شدن مقصود، به این پرسش بیندیشید: آیا شاه جرئت می&amp;zwnj;کرد مراجع تقلید را زندانی کند؟ آیت الله خمینی و آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای این کار را کردند. شاه تصوراتی ساده دلانه از اسلام و آخرت داشت. می&amp;zwnj;ترسید در آن دنیا نتواند پاسخ گوی ائمه- خصوصاٌ امام رضا- باشد. اما فقیهان که بنابر ادعا از عالم غیب و پشت پرده اطلاع دارند، نگران چیزی نیستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در تمام دوران محمد رضا شاه پهلوی کمی بیشتر از سه هزار تن اعدام یا کشته شدند، اما آیت الله خمینی فقط در تابستان ۱۳۶۷ با یک حکم حدود چهار هزار زندانی سیاسی را قتل عام کرد. شاه هرگز چنین جرئتی نداشت. کمی از خدا می&amp;zwnj;ترسید، اما آیت الله خمینی وضعیتی پدید آورد که طی آن ده&amp;zwnj;ها هزار جوان برومند ایرانی کشته شد، بعد با خیال راحت در وصیت نامه اش نوشت: &amp;quot;با &lt;b&gt;دلى آرام&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;قلبى مطمئن&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;روحى شاد&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;ضمیرى امیدوار&lt;/b&gt; به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوى جایگاه ابدى سفر مى&amp;rlm;کنم&amp;quot;. آیت الله خمینی مسلمان کشی را ساده و راحت کرد، یعنی قبح اش را به کلی زایل ساخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسلام و تشیع و امام زمان برای روحانیت &amp;quot;&lt;b&gt;سرمایه&lt;/b&gt;&amp;quot; و ابزاری بیش نیستند. سرمایه&amp;zwnj;ای که در اقتصاد &amp;quot;&lt;b&gt;غیر رقابتی&lt;/b&gt;&amp;quot; (چون انحصار دین در دست روحانیت است) به کار افتاده و از آن طریق، ثروت و قدرت به طور تصاعدی افزایش می&amp;zwnj;یابد. دین در نزد آنان چون &amp;quot;&lt;b&gt;اوراق بهادار&lt;/b&gt;&amp;quot; است. وال استریت نیویورک، باید نزد آنان شاگردی کند. فساد رکن رکین &amp;quot;&lt;b&gt;سرمایه داری آخوندی&lt;/b&gt;&amp;quot; است. به سازوکارهای زیر بنگرید تا مدعا تثبیت شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۱&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;b&gt;۷&lt;/b&gt;&lt;b&gt;- حیله&amp;zwnj;های شرعی&lt;/b&gt;: حیله&amp;zwnj;ی شرعی، یکی از ارکان فقاهت است. حیله&amp;zwnj;ی شرعی به معنای استفاده&amp;zwnj;ی ابزاری از دین برای مقاصد شخصی (قدرت سیاسی و اقتصادی)است. قدما گفته اند: فقیه باید در خدمت &amp;quot;مصلحت مردم&amp;quot; باشد، نه &amp;quot;منافع&amp;quot; (قدرت اندوزی و ثروت اندوزی)خود. تکیه زدن بر مرجعیت دینی، نیازمند سلامت و پاکی است. &amp;quot;فقیه حیله ورز&amp;quot; ، چگونه می&amp;zwnj;تواند مرجع دین توده&amp;zwnj;های مردم باشد؟ به گفته&amp;zwnj;ی میرزای قمی، فقیهی که از حیله&amp;zwnj;های شرعی استفاده می&amp;zwnj;کند، پست تر از آن است كه شارع او را برای تمشیت امور مردم نصب کرده باشد: &amp;quot;&lt;b&gt;فان فیه انحطاطاً عمّا نصبه الشارع&lt;/b&gt;&amp;quot;[۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فقیهان در طول تاریخ مطابق &amp;quot;منافع قدرت&amp;quot; فتوا صادر و حکم کرده&amp;zwnj;اند. آخوند حیله ورز، فقیه متشرعی است که مطابق منافع حکم را تغییر می&amp;zwnj;دهد. افکار عمومی، به چنان فقیه&amp;zwnj;ای اعتماد و اطمینان نمی&amp;zwnj;کند، برای این که حیله ورز است و شریعت را مطابق منافع قبض و بسط می&amp;zwnj;دهد. گذشتگان از &amp;quot;&lt;b&gt;فقیه مأمون&lt;/b&gt;&amp;quot; سخن گفته&amp;zwnj;اند. او فقیهی است که علاوه&amp;zwnj;ی بر عدم معصیت و گناه، به حیله&amp;zwnj;های شرعی متوسل نمی&amp;zwnj;شود. به نظر سه تن از فقیهان بنگرید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;الف- شهید ثانی : &amp;quot;&lt;b&gt;المأمون من لا یتوصل الی اخذ الحقوق مع غنائه عنها بالحیل الشرعیه فان ذلك و ان كان جائزاً الّا ان فیه نقص فی همّته و حطّ لمرتبته فانه منصوب للمصالح العامه&lt;/b&gt; : مقصود از فقیه مأمون، فقیهی است كه به دنبال گرفتن حقوق شرعیه، از راه حیله&amp;zwnj;های شرعی نیست تا در حالی كه نیازی به آن ندارد، كار خود را توجیه نماید. چنین شیوه&amp;zwnj;ای هر چند مباح باشد، انحطاط روحی او را نشان می&amp;zwnj;دهد و چنین شخصی برای تأمین مصلحت مردم مناسب نیست&amp;quot;[۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ب- محقق اردبیلی : &amp;quot;&lt;b&gt;و یراد بالمأمون الموثوق بانه لایستعمل الحیل الشرعیه&lt;/b&gt;: فقیه مأمون كسی است كه اطمینان داشته باشیم اهل حیله&amp;zwnj;های شرعیه نیست و آن را به كار نمی&amp;zwnj;برد&amp;quot;[۱۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ج- محقق سبزواری: &amp;quot;فقیهی كه از راه حیله&amp;zwnj;های شرعی به بیت&amp;zwnj;المال دست اندازی می&amp;zwnj;كند، چنان &lt;b&gt;منحط&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;پست&lt;/b&gt; است كه برای رتبه&amp;zwnj;ای پاك و مقدس و منزه، صلاحیت ندارد&amp;quot;[۱۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در برابر این گروه، فقیهانی قرار دارند که استفاده&amp;zwnj;ی از حیله&amp;zwnj;ی شرعی را مشروع به شمار می&amp;zwnj;آورند. به چند مورد زیر بنگرید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;الف- شهید اول: &lt;/b&gt;اگر دو جنس کیلی و وزنی را بخواهند با زیاده مبادله کنند، باید هر یک از آن جنس&amp;rlm;ها را به چیزی فروخت و جنس دیگر را که زیادتر است، با همان جنس (ثمن) خرید یا به صورت مساوی آن دو را با هم معامله کنند و زیادی را بدون شرط ببخشند یا نسبت به جنسی که کم&amp;rlm;تر است، چیزی پیوست کنند تا در مقابل آن زیادی قرار بگیرد[۱۲].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ب- علامّه حلّی&lt;/b&gt;: اگر ناچار شدید که بیع ربوی انجام بدهید، دو جنس را به چیزی خرید و فروش کنید[۱۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ج- شیخ محمد حسن نجفی صاحب جواهر&lt;/b&gt;: ما مشروعيّت حیله برای رهایی از ربا را از روایات و فتاوی فقها یادآور شده&amp;rlm;ایم؛ زیرا این کار، فرار از باطل به حق است[۱۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;د-&lt;/b&gt; صاحب &lt;b&gt;&lt;i&gt;شرایع&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; هم راه&amp;zwnj;های فرار از ربا را نشان داده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ه- &lt;/b&gt;صاحب &lt;b&gt;&lt;i&gt;عروه&amp;rlm;الوثقی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; هم از موافقان حیله&amp;rlm;های شرعی است و برای رهایی از ربا، راه&amp;rlm;هایی را یادآوری کرده&amp;rlm; که پیوست کردن چیزی ثالث به یکی از دو جنس یکی از آن&amp;rlm;هاست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;و-&lt;/b&gt; آیت الله خویی و آیت الله گلپایگانی نیز از مدافعان به کار گیری حیله&amp;zwnj;های شرعی برای فرار از ربا بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خواننده باید توجه داشته باشد که محل نزاع صدق و کذب یا کارآمدی و ناکارآمدی حکم ربا نیست، محل نزاع این است که مطابق پیش فرض نامدلل فقیهان، همه&amp;zwnj;ی احکام فقهی دائمی و ابدی هستند، مگر آن که به طور استثنایی عکس آن اثبات شود. فقیهان با توجه به این که محاربه&amp;zwnj;ی با خدا و پیامبر، با &amp;quot;منافع&amp;quot; روزانه سر و کار داشت، به راحتی آن را با حیله&amp;zwnj;های شرعی حل کردند. همان عمل صورت می&amp;zwnj;گیرد، اما دیگر محاربه&amp;zwnj;ی با خدا و پیامبر نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۲&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;b&gt;۷&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt; هیچ حکمی در قرآن مانند حکم ربا نیست. حجاب در نظام ارزشی و فقهی قرآن رتبه&amp;zwnj;ی بسیار فروتری- نسبت به ربا- داشته و هیچ مجازاتی ندارد. ربا در قرآن ، محاربه&amp;zwnj;ی با خدا و پیغمبر است. اما همه&amp;zwnj;ی فقیهان با حیله&amp;zwnj;های شرعی زنان را به &amp;quot;&lt;b&gt;عورت&lt;/b&gt;&amp;quot; تبدیل و در بند کردند، گروهی از آنها مسئله&amp;zwnj;ی ربا را حل کردند و برخی از فقیهان نامدار از نزول خوران و محتکران بوده&amp;zwnj;اند. موارد زیر را بنگرید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;معروف است که برخی از آنان به رغم تحریم صریح ربا در قرآن با بهره&amp;zwnj;ی صدی چهل تا صدی پنجاه پول قرض می&amp;zwnj;داده&amp;zwnj;اند. نیز نوشته&amp;zwnj;اند که برخی از مجتهدها معمولاً توسط دلال&amp;zwnj;ها به احتکار زمین و املاک شهری می&amp;zwnj;پرداخته&amp;zwnj;اند. درباره&amp;zwnj;ی مجتهد سرشناسی مانند آقا نجفی نقل می&amp;zwnj;کنند که بانکی تأسیس کرده و با بهره&amp;zwnj;ی صدی هیجده قرض می&amp;zwnj;داده آن گاه سود سهام را در هر سال صدی دوازده می&amp;zwnj;پرداخته است. در نیمه&amp;zwnj;ی دوم قرن نوزدهم علمایی مانند حاجی ملاعلی کنی و میرزا آقا جواد به احتکار غله دست زدند، این امر نشان می&amp;zwnj;دهد که هنگامی که وضع اقتضا می&amp;zwnj;کرده پول پرستی و عقیده فروشی بر دین غلبه می&amp;zwnj;کرده است&amp;quot;[۱۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۳&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;b&gt;۷&lt;/b&gt;&lt;b&gt;- &lt;/b&gt;حاجی ملامحمد تقی بن محمد البرغانی القزوینی (وفات ۱۲۶۴)- مشهور به شهید ثالث- که شیخ احمد احسایی را تکفیر نمود و در قزوین اجرای حدود می&amp;zwnj;کرد، برای به دست آوردن پول مردم، به حیله&amp;zwnj;های شرعی توسل می&amp;zwnj;جست. تنکابنی که خود از فقیهان است، ماجرا را این گونه توضیح می&amp;zwnj;دهد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در زمان فتح علی شاه، قریه&amp;zwnj;ای از قرای قزوین را سلطان به او تیول داد. پس از چندی، شهید ثالث آن قریه را به میرزا ابراهیم نامی فروخت و مبلغی گزاف در قیمت آن اخذ نمود و چنان می&amp;zwnj;نمود که امثال این قرا، مجهول المالک و اختیار آنها به دست حاکم شرع است. پس در زمان مرحوم محمد شاه، این قریه را از میزا ابراهیم گرفتند. میرزا ابراهیم، کیفیت ابتیاع آن را از شهید ثالث، به درگاه سلطان معروض داشت. چون وزیر سلطان، حاجی میزا آقاسی، به جهت میل به تصوف، با قاطبه&amp;zwnj;ی علمای اعلام و فقهای کرام، در غایت عناد و لداد بود، پس وزیر محصلی تعیین کرد که قیمت آن قریه را از شهید ثالث گرفته، به میرزا ابراهیم باز دهند. چون ملازم سلطان، برای استرداد ثمن آن قریه به خانه&amp;zwnj;ی شهید ثالث آمد، آن جناب فوراً به دارلخلافه شتافت و به مجلس سلطان حضور یافت و سخن از فروختن قریه&amp;zwnj;ی خالصه&amp;zwnj;ی سلطانی شد. آن جناب به سلطان معروض داشت که: حکایت شیرینی در این باب مرا به خاطر رسیده و آن ، این است که زمانی که در دارالسلطنه&amp;zwnj;ی اصفهان، به تحصیل علوم اشتغال داشتم، بسیار تهیدست بودم؛ به نحوی که بعضی اوقات، بی غذا می&amp;zwnj;گذشت و بعضی از اوقات، به پوست خربزه که مردمان می&amp;zwnj;خوردند و دور می&amp;zwnj;انداختند، بدل غذا می&amp;zwnj;ساختم. پس چند وقت گذشت که غذا مقدور نشد. از آن پس قلیلی فلوس، از برای نماز وحشت پیدا شد. آن را گرفتم و به بازار شتافتم که چیزی که ارزان تر باشد و سد خلت نماید، ابتیاع نمایم. ناگاه کسی آواز می&amp;zwnj;کرد که خربزه&amp;zwnj;ی تلیده و خلیده، یک من دو پول. با خود اندیشیدم که از این ارزان تر و مناسب تر چیزی نیست. از آن خربزه به قدر حاجت گرفتم و چون به منزل آوردم و شکافتم، در میان آن، جز تخم و آب چیزی نیافتم. پس آن را گرفتم. دیگر باره به نزد صاحب خربزه رفتم و ماجرا را به او گفتم و ادعای غبن نمودم. آن مرد گفت: آیا نگفتم خربزه&amp;zwnj;ی تلیده و خلیده؟ و این خربزه مصداق همین دو لفظ بود. پس مجاب شدم و معودت نمودم. اکنون در واقعه&amp;zwnj;ی میرزا ابراهیم، در بدو مرحله به او گفتم که این قریه&amp;zwnj;ی خالصه&amp;zwnj;ی سلطان است و من این را می&amp;zwnj;فروشم، می&amp;zwnj;خواست نخرد. با این حال خرید. پس بر من سخنی نخواهد شد و مرا به او اشتغال ذمه نیست. سلطان را از این سخن، خوش آمد و از آن ماجرا درگذشت و شهید را نهایت احترام و اکرام نمود&amp;quot;[۱۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۴&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;b&gt;۷&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt; آیت الله مرتضی مطهری بر بخش دیگری از تاریکخانه&amp;zwnj;ی اقتصادی فقیهان نورافشانی کرده است. او مخفی کاری و عدم شفافیت را یکی از مهمترین آفات روحانیت به شمار آورده است. می&amp;zwnj;گوید روحانیت به جای تکیه بر عقل مردم و پرورش آن، مردم را در جهالت و تاریکی نگاه می&amp;zwnj;دارد تا بتواند آنها را همچون شکارچی، شکار کند. منابع درآمد خود را پنهان کرده و آن را &amp;quot;&lt;b&gt;برکت&lt;/b&gt;&amp;quot; و &amp;quot;&lt;b&gt;عنایت&lt;/b&gt;&amp;quot; خداوند قلمداد می&amp;zwnj;کنند. می&amp;zwnj;نویسد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در تشكیلات روحانى ما دو چیز عادت و نیرو شده و بسیار مشكل است كه كسى بتواند با آنها مبارزه كند. یكى این كه &lt;b&gt;روحانیین عادت كرده&amp;zwnj;اند كه نانى كه مى خورند مخفى و غیرعلنى باشد، معلوم نباشد از كجا و از چه راهى مى رسد&lt;/b&gt;، تا بتوانند همیشه اظهار فقر كنند و استرحام نمایند، و دیگر این كه به مردم بگویند یك بركت و یك عنایتى مخصوص در زندگى ما هست كه زندگى ما اداره مى شود. اگر مردم بدانند كه فلان شخص مثلاً ماهى سه هزارتومان پول دریافت مى دارد و خرج مى كند، مثل این است كه از مقام روحانیت آن شخص كاسته مى شود و این بدان جهت است كه ما مى خواهیم روحانیت را روى &lt;b&gt;پایه&amp;zwnj;ی وهم&lt;/b&gt; مردم نگاه داریم نه روى &lt;b&gt;پایه&amp;zwnj;ی عقل&lt;/b&gt; آنها، مى خواهیم مردم در تاریكى به ما و به دین بگرایند نه در روشنایى. . . به نظر من سرّ اصلى مطلب این است كه &lt;b&gt;یك روح شكارچى گرى در روحانیین پیدا شده&lt;/b&gt; و در جلب مرید یك رقابت و مسابقه اى هست. شخصیت روحانى امروز وابستگى دارد به این مطلب. پس تنها پول نیست، پول است به علاوه&amp;zwnj;ی اظهار ارادت و علاقه، و به عبارت دیگر پول است به علاوه&amp;zwnj;ی كارگر افتادن &lt;b&gt;نقشه&amp;zwnj;ها &lt;/b&gt;و &lt;b&gt;دامها&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;به هدف خوردن تیرها&lt;/b&gt;. . . این است &lt;b&gt;رمز بزرگ&lt;/b&gt; این كه روحانیین مایل نیستند پولهاى وجوه تحت نظم و قاعده درآید&amp;quot;[۱۷].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۵&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;b&gt;۷&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt; سازوکار مالی مراجع تقلید به گونه&amp;zwnj;ای است که فساد پروری لازمه&amp;zwnj;ی آن است. اولین مسئله، عدم شفافیت تمام عیار است. مسئله&amp;zwnj;ی دوم، گویی مراجع تقلید مالک پول&amp;zwnj;هایی هستند که از مردم به نام دین می&amp;zwnj;گیرند. یکی از پیامدهای این مسئله این است که وقتی مرجع تقلیدی فوت می&amp;zwnj;کند، وجوه شرعی باقی مانده در اختیار وارثان و نزدیکانش قرار می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شیخ ابراهیم زنجانی- از مجتهدان دوران مشروطه و شاگرد آخوند خراسانی- درباره&amp;zwnj;ی وضعیت حوزه&amp;zwnj;ی علمیه&amp;zwnj;ی نجف در آن دوران گزارش&amp;zwnj;های تکان دهنده&amp;zwnj;ای ارائه کرده است. به عنوان مثال درباره&amp;zwnj;ی موضوع محل بحث می&amp;zwnj;نویسد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;یک حجت الاسلام، بلکه آیت الله مشهور مقلد اغلب ایرانیان که در نجف بود و پس از وفاتش از وجوهات و رد مظالم و مال امام و غیرها چند میلیون لیره به دست ورثه آمد و &lt;b&gt;املاک خریدند&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;عیاشی&amp;zwnj;ها کردند&lt;/b&gt;، فقط در دفتر او قریب پنجاه هزار تومان وجه نماز و روزه خریدن ثبت شده بود که از ایرانیان بدبخت برای خرید نماز و روزه&amp;zwnj;ی مردگان خود به او داده بودند و نخریده مرد&amp;quot;[۱۸].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گمان نکنید که این مسئله، مسئله&amp;zwnj;ای مربوط به دوران مشروطیت است. ساختار مالی مراجع تقلید، موجب دوام این معضل شده است. به همین دلیل، آیت الله مرتضی مطهری نیز با طرح همین موضوع ، با زبانی گزنده آن را به نقد می&amp;zwnj;کشد. مطهری در یکی از موارد می&amp;zwnj;نویسد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;یكى از مشكلات و موانع پیشرفت و اصلاح روحانیت عدم توجه علما و مراجع به صلاحیت و عدم صلاحیت فرزندان خودشان براى پوشیدن جامه&amp;zwnj;ی روحانیت و در این سلك درآمدن است. این صلاحیت همه جا و درباره&amp;zwnj;ی همه كس باید رعایت شود و عدم رعایت آن در مورد دیگران نوعى خسارت وارد مى آورد و در مورد فرزندان شخصیتها نوعى دیگر و بدتر؛ به صورت یك &lt;b&gt;علف هرزه&amp;zwnj;ی قوى&lt;/b&gt; و مانع رشد بوته هاى مفید درمى آیند؛ اتكا به شخصیت سلف، آنها را &lt;b&gt;لوس&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;ننر&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;امتیازطلب&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;مسرف&lt;/b&gt; بار مى آورد؛ احیاناً روحیه هاى متمایل به &lt;b&gt;لوسى&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;اسراف &lt;/b&gt;و &lt;b&gt;عیاشى&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;ولنگارى&lt;/b&gt; را در خود جمع مى كنند و اخلاق آنها را نیز &lt;b&gt;فاسد&lt;/b&gt; مى كنند، و چون اهل درس و تحصیل نیستند همه حواسشان متوجه پستها و مقامات است كه كى برد و كى محروم شد و چگونه خودشان آنها را &lt;b&gt;بربایند&lt;/b&gt; یا به دوستان خودشان اختصاص دهند؛ به بودجه&amp;zwnj;ی روحانیت تحمیل بزرگى هستند؛ تدریجاً به صورت بیتى درمى آیند و اباً عن جدٍّ خود را &lt;b&gt;وارث بودجه&amp;zwnj;ی روحانیت &lt;/b&gt;مى شمارند، فرزندان لاابالى و احیاناً لاخدا از پسر و دخترشان دائماً از این سفره &lt;b&gt;ارتزاق&lt;/b&gt; مى كنند&amp;quot;[۱۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مطهری سپس گامی پیش تر نهاده و از &amp;quot;&lt;b&gt;اختلاس&lt;/b&gt;&amp;quot; فرزندان مراجع تقلید سخن می&amp;zwnj;گوید. مطابق مدعای مطهری، آنان وجوه شرعی دسترنج مردم مومن و فقیر ایران را اختلاس می&amp;zwnj;کردند. او می&amp;zwnj;نویسد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;طرز وصول سهم امام همان طورى است كه گفته شد. كیفیت مصرف رساندن آن هم طبق سنت معمول صد درصد بستگى دارد به نظر شخصى كه به دست او رسیده است. تاكنون معمول نبوده كه &lt;b&gt;دفتر و حساب و رسیدگى و بیلانى در كار باشد&lt;/b&gt;. خوب به مصرف رسیدن آن بستگى داشته به میزان زهد و تقوا و خداترسى شخص مرجع وجوهات، و دیگر حسن تشخیص و اشتباه نكردن او، سوم امكانات و قدرت حسن اجراى وى&amp;quot;[۲۰]. &amp;quot;موجب منتهاى تأسف است كه مردم جلو چشم خود ببینند كه اولاد و احفاد و حواشى برخى از &lt;b&gt;مراجع تقلید بزرگ&lt;/b&gt; آنقدر از هرج و مرج و بى نظمى هاى بودجه&amp;zwnj;ی روحانیت &lt;b&gt;اختلاس مى كنند&lt;/b&gt; كه سالهاى متمادى در كمال اسراف خرج مى كنند و تمام نمى شود. آیا هیچ فكر كرده اید كه این جریانها چقدر به عالم روحانیت لطمه وارد آورده و مى آورد؟ ! یك مشكل بزرگ جامعه&amp;zwnj;ی روحانیت ما وجود روحانى نمایانى است كه ساخته&amp;zwnj;ی دستگاههایى هستند. آن دستگاهها به اینها قدرت مى دهند، بودجه هایى در اختیار اینها مى گذارند. اینها با زرنگى و یا تطمیع و یا وسایل دیگر عده&amp;zwnj;ی دیگر را با خود موافق مى كنند و معناً همیشه به نفع آنها و بر ضرر مسلمانان در فعالیت&amp;zwnj;اند. من نمى خواهم در این مقاله در اطراف این &lt;b&gt;پلیدها&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;مفاسدى كه بر وجودشان مترتب است&lt;/b&gt; بحثى كرده باشم، هركسى كم و بیش از آن آگاه است. در اینجا همین قدر مى گویم كه آیا قطع &lt;b&gt;این ریشه&amp;zwnj;ی فساد&lt;/b&gt; جز با سازمان دادن صحیح به تشكیلات روحانى ما میسر است&amp;quot;[۲۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۶&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;b&gt;۷&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt; عدم شفافیت، عدم حسابرسی، منفعت طلبی، حرام کردن وجوه شرعی، اینها بخشی از آفات روحانیت است که مرتضی مطهری بر می&amp;zwnj;شمارد. او نشان می&amp;zwnj;دهد که مراجع تقلید، برای تسخیر مردم و بهره کشی از آنان چه&amp;zwnj;ها که نمی&amp;zwnj;کنند. آخوندها دارای &amp;quot;&lt;b&gt;ابزارهای جادویی&lt;/b&gt;&amp;quot;&amp;zwnj;اند و با آنها مردم را در &amp;quot;&lt;b&gt;اوهام&lt;/b&gt;&amp;quot; نگاه داشته و تسخیرشان می&amp;zwnj;کنند. آخوندها به هیچ وجه خوش ندارند که مردم عقل شان را به کار اندازند و آگاهی شان را افزایش دهند. می&amp;zwnj;نویسد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;صدى نود كسانى كه به دنبال مرجعیت مى روند خلوص نیت ندارند. &lt;b&gt;میكروبى&lt;/b&gt;، از انتظار مرجعیت، فلج كننده تر نیست. یكى از مصادیق بارز &lt;b&gt;خسرالدنیا و الاخرة&lt;/b&gt; كسانى هستند كه یك عمر بدبختى را متحمل مى شوند كه روزى به این مسند برسند و در بین راه عزرائیل حساب خودش را با آنها تصفیه مى كند. این طبقه چون درصدد &lt;b&gt;بهره كشى&lt;/b&gt; هستند، تمام افكارشان در &lt;b&gt;تسخیر عوام&lt;/b&gt; متمركز مى شود؛ و چون عوام تحت تأثیر &lt;b&gt;واهمه&lt;/b&gt; است نه فكر و اندیشه ، به پناه سكون و سكوت و تماوت مى روند. از نظر عوام، ظاهر عنوان باطن است، عمامه بزرگ و ریش بلند و انگشتریهاى متعدد دلیل بر وفور علم و كمال تقواست، عصا و نعلین دلیل بر معلومات است. تا آخرین حد ممكن از این &lt;b&gt;ابزارهاى جادویى&lt;/b&gt; استفاده مى كنند، ابزارهایى كه قطعاً از هر &lt;b&gt;جادویى&lt;/b&gt; در &lt;b&gt;تسخیر عوام&lt;/b&gt; مؤثرتر است. عوام براساس شكل و ظاهر قضاوت مى كنند. از نظر عوام، سكوت از سخن، سكون از تحرك، مرده وشى از زنده صفتى پرجلالتر است. نتیجه در جریان این مى شود كه خدمتگزاران دین تحت الشعاع &lt;b&gt;بهره كشان&lt;/b&gt; [واقع ] مى شوند. واى به حال ملتى كه خادم، تحت الشعاع &lt;b&gt;خائن&lt;/b&gt; قرار گیرد&amp;quot;[۲۲].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از راه&amp;zwnj;های اصلاح این فساد، به کار انداختن قوه&amp;zwnj;ی عاقله&amp;zwnj;ی مردم و آموزش دائمی و آگاهی بخشی به آنان است. اما، رها کردن ابزارهای جادویی &amp;quot;خواب آور&amp;quot; و &amp;quot;مرگ آوری&amp;quot; چون عبا و عمامه و نعلین هم بخش مهمی از فرایند استثمار زدایی و بهره کشی است. ضمن آن که دین فاقد متولی و مفسر رسمی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۷&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt;&lt;b&gt;۷&lt;/b&gt;&lt;b&gt;-&lt;/b&gt; مطهری به این نکته اشاره کرد که یکی از دلایل مخفی نمودن درآمدهای مالی روحانیت این است که می&amp;zwnj;خواهند &amp;quot;به مردم بگویند یك &lt;b&gt;بركت&lt;/b&gt; و یك &lt;b&gt;عنایتى &lt;/b&gt;مخصوص در زندگى ما هست كه زندگى ما اداره مى شود&amp;quot;. فقیهان ثروتمند، پولدار شدن خود را معجزه قلمداد می&amp;zwnj;کردند. به عنوان نمونه، سید محمد باقر بن سید محمد تقی موسوی شفتی رشتی (۱۲۶۰- ۱۱۸۰ . ۱۸۴۶- ۱۷۶۶ میلادی)، مقلب به حجت الاسلام، در دوران تحصیل و ورود به ایران و اصفهان، به نان شب محتاج بود و گاه از شدت گرسنگی بی هوش می&amp;zwnj;شد. سپس به یکی از بزرگترین ثروتمندان آن زمان تبدیل شد. تنکابنی درباره&amp;zwnj;ی میزان ثروت او نوشته است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;شترخانه و قاطرخانه داشت. . . و خانه اش مشتمل بود بر دور و بیوت بسیار داشت. هفت پسر داشت هر یک اندرونی و بیرونی علی حده و مخارج ایشان جدا بود. و فرزند اکبرش، آقا میرزا زین العابدین، در اصطبل او هفده رأس اسب خوب بسته داشت. و عیال حجت الاسلام، قطع نظر از پسران و عیال ایشان، صد نفر در شماره آمده بود از خادمان و کنیزان و زنان. و قرای و ضیاع و عقار بی اندازه داشته. در شهر اصفهان، گویا چهارصد کاروان سرا از مال خود داشته، گویا زیاده از دو هزار باب دکاکین داشته. و یکی از قرای او در اصفهان &amp;quot;کروند&amp;quot; بود که نهصد خروار برنج، مقرری آنجا بود؛ قطع نظر از گندم و جو و حبوبات دیگر. و یک باب آسیارحی در نجف آباد داشت که مستمراً روزی یک تومان اجاره&amp;zwnj;ی او بود. و هکذا و املاکی که در بروجرد داشت، مداخل آن هر سالی تقریباً شش هزار تومان بود. و املاکی که در یزد داشت، سالی دو هزار تومان بود. و دهاتی که در شیراز داشت، سالی چند هزار تومان، مداخل آنها بوده. مجملاً سالی هفده هزار تومان مالیات دیوانی دهات آن جناب در اصفهان بود که به دیوان می&amp;zwnj;رسید. . . مجملاً، دولت و ثروت سید را در میان علمای امامیه ، از متقدمین و متأخرین کسی نداشته، به جز علم الهدی سید مرتضی که او هم ثروتش بسیار بود&amp;quot;[۲۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید ثروتمند بودن فقیه اشکالی نداشته باشد. اما پرسش این است که شفتی رشتی چگونه این ثروت عظیم را به دست آورده بود؟ او به عنوان یک فقیه، معجزه&amp;zwnj;ای برای ثروتمند شدن خود می&amp;zwnj;تراشد. معجزه&amp;zwnj;ای راکه او برساخته، تنکانبی این گونه بازگو کرده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در آخر اوقات فقر و فاقه اش، روزی قلیل تنخواهی به گیرش آمد؛ به بازار رفته که برای خود و عیال قوتی تحصیل نماید. چون به بازار داخل شد، با خود خیال کرد که چیزی که ارزان تر باشد گرفته باشد، تا خود و عیال سد جوع نمایند؛ لهذا، از قصاب، جگر بند گوسفند گرفت و روانه&amp;zwnj;ی خانه شد. چون در اثنای طریق رسید، خرابه&amp;zwnj;ای به نظرش آمد؛ نگاه کرد دید که سگی گرگین، ضعیف و نحیف و لاغر خوابیده و بچه&amp;zwnj;های او دور او، جمع و همه در نهایت فقاهت[نقاهت؟ ] و ضعف و در پستان مادرشان شیر نمانده و آنها همه مطالبه&amp;zwnj;ی شیر از مادر دارند و همه به فریاد اشتغال دارند. حجت الاسلام را بر آن سگ و بچگان او رحم آمد و گرسنگی آنها را بر گرسنگی خود و عیال مقدم داشته، آن جگربند را در نزد آنها انداخته، به یک بار آن حیوانات هجوم آوردند و آن جگر را خوردند، و سید ایستاده و نگاه می&amp;zwnj;کرد. پس بعد از انجام کار جگر، آن سگ گرگین، روی به آسمان کرده، گویا دعا می&amp;zwnj;کرد. بلی، آن جناب، از سلاله&amp;zwnj;ی همان کسی بود که اسیر و فقیر و صغیر را بر خود و عیال خود ترجیح می&amp;zwnj;داد و به گرسنگی شب را به روز آوردند تا این که سوره&amp;zwnj;ی &lt;b&gt;هل اتی&lt;/b&gt; در حق ایشان خلاق منان، از آسمان به پیغمبر آخرالزمان، در مدح ایشان فرو فرستاد&amp;quot;[۲۴].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کلاهبرداری بالاتر از این نمی&amp;zwnj;شود که فقیهی که سگ را نجس می&amp;zwnj;داند، اندک لقمه&amp;zwnj;ی خود و همسر بی غذایش را به سگ نجس داده، سپس سگ دعا کرده و او ثروتمند شود. باندهای تبهکار جهانی هم نمی&amp;zwnj;توانند درآمدهای فاسدشان را از طریق &amp;quot;پول شویی&amp;quot; این گونه پاک و مطهر سازند. شفتی فقیهی بود که خود اجرای حدود می&amp;zwnj;کرد. به نوشته&amp;zwnj;ی تنکابنی:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;و از امر به معروف آن جناب، این بود که هفتاد نفر را به حدود شرعیه قتل نمود، و اما حد غیر قتل، پس بسیار بود. و در دفعه&amp;zwnj;ی اول که به سبب لواط ، حکم به قتل فرمود، به هر که که تکلیف کرد که او را قتل کنند، ابا کردند؛ خود برخاست و ضربتی زد که او را تأثیری نکرد. پس شخصی برخاست و او را گردن زد. و خود بر او نماز گزارد و در وقت نماز غش کرد&amp;quot;[۲۵].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شفتی سه تن از فقیهان زمان خود را تفیسق کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;هشتم- نتیجه : &lt;/b&gt;سخنانی که درباره&amp;zwnj;ی وضعیت نهاد روحانیت نقل کردیم، مدعیات دشمنان (آمریکا و انگلیس و اسرائیل) روحانیت نبود، توصیف و تبیین فقیهان از صنف خویش بود. روحانیت، با این وضعیت (افکار و گفتار و رفتار)، قدرت سیاسی را در ایران در چنگ و سیطره&amp;zwnj;ی خود گرفت. نه تنها هیچ یک از آن آفات اصلاح نشد، بلکه آفات دیگری هم به این نهاد اضافه شد. آنان آفات خود را به کل ساختار سیاسی هم سرایت دادند. بی حساب و کتاب بودند، کشور را هم بی حساب و کتاب کردند. فاسد بودند، کل قلمرو سیاسی و اقتصادی را هم فاسد کردند. حیله ورز بودند، مریدانشان را هم حیله کار کردند. جاعل بودند، جعل را هم در جامعه گسترش دادند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شیخ محمد حسن نجفی- صاحب &lt;b&gt;&lt;i&gt;جواهرالکلام&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; - در بحث با شیخ احمد احسایی برای خاک کردن حریف، حیله شرعی به کار برد و دست به جعل حدیث زد تا اثبات کند که قادر به تشخیص حدیث نیست. تنکابنی می&amp;zwnj;نویسد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;پس شیخ محمد حسن- رحمه الله- حدیثی جعل کرد و کلمات مغلقه در آن مندرج ساخت که مفردات آن، در نهایت حسن و مرکبات آن، بی حاصل بود. و آن حدیث مجعول را در کاغذی نوشت و آن ورق را کهنه کرد، از مالیدن بالای دود و غبار نگه داشتن. پس آن را به نزد شیخ احمد برد و گفت که: حدیثی پیدا کرده ام. شما ببینید که آن حدیث است یا نه و آیا معنی آن چیست؟ شیخ احمد، آن را گرفت و مطالعه نمود و به شیخ محمد حسن گفت که: این حدیث و کلام امام است. پس آن را توجیهات بسیار کرد. پس شیخ محمد حسن، آن ورقه را گرفت و بیرون رفت و آن را پاره کرد&amp;quot;[۲۶].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فقیهی چون تنکابنی اعتراف می&amp;zwnj;کند که برای نابودی بائیان، قرآنی جعل کرده است. می&amp;zwnj;نویسد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;این فقیر، در زمان غلو بابیها در قزوین، &lt;b&gt;قرآنی در مقابل قرآن ایشان ساختم و اقتباس کردم&lt;/b&gt;&amp;quot;[&lt;b&gt;۲۷&lt;/b&gt;].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آخوندهایی که حاضر به جعل حدیث و ساختن قرآن جدید اند، در مسائل سیاسی و اقتصادی، از به کار بردن چه حیله&amp;zwnj;های دریغ می&amp;zwnj;نمایند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فساد سیاسی با فروپاشی نظام، بی ارتباط نیست[۲۸]. نهاد تاریخی آخوندی، اگر چه ظاهراً قدرتمند می&amp;zwnj;نماید، اما از جهات گوناگون (اخلاقی، فرهنگی، ایدئولوژیک، مشروعیت، سیاسی، و. . . ) در حال زوال است. آخوندها باید به قدرت می&amp;zwnj;رسیدند تا قوای نامکشوف خود را به فعلیت رسانند. نسل ما این فرصت را به آنها داد تا از پرده نشینی درآمده و شاهد بازاری شوند. برساختن &amp;quot;&lt;b&gt;نظام سلطانی فقیه سالار&lt;/b&gt;&amp;quot; هزینه&amp;zwnj;ی بسیاری برای مردم ایران داشت. اما نباید فراموش کرد که چشم ما باز شد. آیت الله خمینی- و دیگر فقیهان- در دوران انقلاب دائماً می&amp;zwnj;گفتند: شما نمی&amp;zwnj;دانید &amp;quot;عدالت اسلامی&amp;quot; چیست، شما از &amp;quot;احکام فقهی&amp;quot; خبر ندارید ، بگذارید فقه در ایران پیاده شود، آن گاه خواهید دید که چه بهشتی برپا می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینک بیش از سه دهه از پیاده کردن &amp;quot;&lt;b&gt;اسلام فقاهتی&lt;/b&gt;&amp;quot; می&amp;zwnj;گذرد. جهان اسلام فاقد چنین تجربه&amp;zwnj;ای است. این تجربه، فقط و فقط از آن ایرانیان است و بس. آری، چشمان ما باز شده است. فقط چشم&amp;zwnj;ها نبود که می&amp;zwnj;دیدند، ۳۳ سال با اسلام فیقهانه زندگی کردیم. معنای &amp;quot;&lt;b&gt;روحانیت&lt;/b&gt;&amp;quot; آخوندها را فهمیدیم و حس کردیم. به چشم خود دیدیم که آیت الله خمینی فرمان &amp;quot;&lt;b&gt;جنایت علیه بشریت&lt;/b&gt;&amp;quot; (قتل عام حدود چهار هزار زندانی سیاسی در تابستان ۶۷) صادر کرد و همه&amp;zwnj;ی فقیهان- جز استثنای آیت الله منتظری- یا سکوت کردند و یا همراهی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;قدر این تجربه&amp;zwnj;ی گران را بدانید که در نبود سرکوب، &amp;quot;نظام سلطانی فقیه سالار&amp;quot;- آگاهانه و آزادانه- به تاریخ سپرده خواهد شد. روحانیت شیعی هر قدر بیشتر بر ماندن از طریق سرکوب اصرار ورزد، هزینه&amp;zwnj;ی بیشتری به لحاظ تاریخی پرداخت خواهد کرد. اسلام و مسلمانی هیچ نیازی به صنفی به نام روحانیت ندارد. علی شریعتی گفته بود: &amp;quot;با مرگ روحانیت رسمی ما، اسلام خوشبختانه نخواهد مرد&amp;quot;[۲۹].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پانویس&amp;zwnj;ها: &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱-آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای در سخنرانی ۱۴/۳/۱۳۷۶ در حرم آیت الله خمینی، رژیم جمهوری اسلامی را نظامی قلمداد می&amp;zwnj;کند که فسادهای رژیم شاه را پشت سر نهاده است. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;تفاوت شكل نظام اسلامى&amp;rlm;اى كه امام بزرگوار در اين كشور مستقر كرد، با &lt;b&gt;نظام فاسدى&lt;/b&gt; كه قبل از نهضت امام بزرگوار و قبل از وقوع معجزه عظيم زمان ما در اين كشور مستقر بود، اين قدر عميق و آشكار است. وقتى نگاه كنيد و دقّت نماييد، مى&amp;rlm;بينيد كه همه نقاط منفى&amp;rlm;اى كه در &lt;b&gt;نظام منحطِّ پهلوى&lt;/b&gt; بر ملت ايران تحميل شده بود و جزو خصلتهاى ذاتىِ آن نظام سياسى بود، در نظام سياسى&amp;rlm;اى كه امام بزرگوار در اين كشور به وجود آورد، به نقاطى كه صد و هشتاد درجه با آن فاصله دارد، تبديل شده است&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رجوع شود به &lt;a href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2843&quot;&gt;&lt;span&gt;این لینک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- به نظر طهماسب مظاهری، رييس&amp;zwnj;كل سابق بانك مركزی، عامل و ريشه&amp;zwnj;ی اصلی فساد بانكی:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;دیدگاه حاکم دولت در خصوص دارايی سپرده&amp;zwnj;گذاران&amp;quot; است. . . همه کوشش و تلاش فکری سیاست&amp;zwnj;گذار پولی به طراحی راه&amp;zwnj;ها و روش&amp;zwnj;هايی سوق پیدا می&amp;zwnj;کند که از منابع بانکی برای انجام اهداف و برنامه&amp;zwnj;ها، رفع نیازها و ایفای تعهدات و قول&amp;zwnj;های دولت استفاده شود. . . دولت، منابع بانک&amp;zwnj;ها را منبعی برای رفع نیازها و بودجه&amp;zwnj;ای برای اجرای تصمیمات دولت فرض[می کند]. . . در چنین شرایطی آئین&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;ها و مصوبات مربوط به سیاست&amp;zwnj;های پولی، متناسب با این دیدگاه نوشته می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود، تسهیلات تکلیفی و تحمیلی، ابزار کارآيی برای حل مشکلاتی می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود که درچارچوب بودجه و اعتبارات خزانه قابل حل نیستند. تسهیلاتی که از روز اول مشخص است بخش بزرگی از آن بازپرداخت ندارد و معوق شدن، سرنوشت محتوم آن است؛ به طور طبیعی این دیدگاه ملاک انتصاب مدیران می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود. در این فضا مشاهده می&amp;zwnj;&amp;zwnj;کنيم که معاون وزارت امور اقتصادی و دارايی، عضو هیات مدیره بانک دولتی می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود. این دیدگاه در برخی موارد باعث می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود مدیرعامل یا عضو هیات مدیره منتخب دولت برای یک بانک کسی باشد که حتی یک روزمسئولیت و تجربه عملی و اجرايی دربانک ندارد، بلکه نظرات روشنی در تضاد با دارايی سپرده&amp;zwnj;گذاران دارد. چنین وضعیتی به هیات مدیره ختم نمی&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود و نادر افرادی در آن بانک که از تعهد لازم نسبت به وظیفه بانکی خود برخوردار نیستند، به تبع روسای خود، دارايی سپرده&amp;zwnj;گذاران در شعبه را مال خود می&amp;zwnj;&amp;zwnj;دانند و استعداد خود را برای بهره&amp;zwnj;برداری شخصی از آن منابع به کار می&amp;zwnj;گیرند ودرنهايت فجایعی شبیه این موضوع آفریده می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود&amp;quot; (دنیای اقتصاد، ۲۱/۷/۱۳۹۰).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای در سخنرانی ۱۴/۸/۱۳۷۶ مدعی شده است که جریان روشنفکری هیچ خطری برای رژیم شاه نداشت، خطر، خطر روحانیت بود. به همین دلیل اگر یک روحانی یک سخنرانی می&amp;zwnj;کرد، فوراً او را بازداشت و زندانی و ممنوع المنبر می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;قبل از انقلاب هم من با محافل روشنفكرى كشور، ارتباطات زيادى داشتم. خيلى حرفها مى&amp;zwnj;زدند؛ اما در يك محفلِ پنج نفرى، ده نفرى، و احياناً در يك نشستِ پنجاه نفرى؛ همان&amp;zwnj;جا هم دفن مى&amp;zwnj;شد و از بين مى&amp;zwnj;رفت. اما وقتى امام حرفى مى&amp;zwnj;زد؛ وقتى يك روحانىِ موجّه حرفى مى&amp;zwnj;زد، ممكن بود سرِ آن روحانى بلاى بزرگى بياورند، اما چون با مردم مواجه بود، موج برمى&amp;zwnj;داشت. لذا رژيم پهلوى، از خيلى از روشنفكرانِ آن زمان اصلاً نمى&amp;zwnj;ترسيد و هيچ اهميتى هم نمى&amp;zwnj;داد. مى&amp;zwnj;گفت هر چه مى&amp;zwnj;خواهند بگويند، بگويند؛ اثرى نداشت. اما اگر يك روحانى در جلسه&amp;zwnj;اى منبر مى&amp;zwnj;رفت و مطلبى را مى&amp;zwnj;گفت، ولو با چند واسطه به سياستهاى آن رژيم ارتباط داشت، فوراً او را دستگير مى&amp;zwnj;كردند، فشار مى&amp;zwnj;آوردند، زندانى مى&amp;zwnj;كردند، ممنوع&amp;zwnj;المنبر مى&amp;zwnj;كردند! او چون در متن مردم بود، موج برمى&amp;zwnj;داشت. در دنيا اين&amp;zwnj;طور است كه روشنفكرانى كه چيزهايى هم مى&amp;zwnj;خواهند بگويند و مى&amp;zwnj;گويند، اگر تهديد و تطميع هم نشوند و بگويند، موجى برنمى&amp;zwnj;دارد&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رجوع شود به &lt;a href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=9945&quot;&gt;&lt;span&gt;این لینک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به صدق و کذب مدعای او درباره&amp;zwnj;ی پیش از انقلاب کاری نداریم. اما در دوره&amp;zwnj;ی زعامت وی، روشنفکران دائماً به شدت سرکوب و زندانی شده&amp;zwnj;اند. در ماجرای قتل&amp;zwnj;های زنجیره ای، با حکم او روشنفکران دگراندیش را ترور و سلاخی می&amp;zwnj;کردند. پس بدین ترتیب روشن می&amp;zwnj;گردد که دلیل سرکوب، ثأثیر چشمگیر آنان است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- رجوع شود به &lt;a href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2834&quot;&gt;&lt;span&gt;این لینک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵- رجوع شود به &lt;a href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2844&quot;&gt;&lt;span&gt;این لینک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶- رجوع شود به &lt;a href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2854&quot;&gt;&lt;span&gt;این لینک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;۷- رجوع شود به &lt;a href=&quot;http://www.kaleme.com/1390/07/21/klm-76598/&quot;&gt;&lt;span&gt;این لینک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸- &lt;b&gt;&lt;i&gt;غنائم الایام&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، ج۴، ص۱۸۱.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹- &lt;b&gt;&lt;i&gt;المسالك&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ج۱، ص۴۲۷.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۰- &lt;b&gt;&lt;i&gt;مجمع الفائده&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، ج۴، ص۲۰۶.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۱- &lt;b&gt;&lt;i&gt;الذخیره&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، ج۲، ص۴۶۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۲- &lt;b&gt;&lt;i&gt;الدّروس الشّرعیة&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ج ۳، ص ۲۹۸.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۳- &lt;b&gt;&lt;i&gt;تذکره&amp;rlm;الفقهاء&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، ج ۱۰، ص ۲۰۱.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۴- &lt;b&gt;&lt;i&gt;جواهرالکلام&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، ج ۲۳، ص ۳۹۶.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۵- حامد الگار، &lt;b&gt;دین و دولت در ایران ، نقش علما در روزگار قاجار&lt;/b&gt;، ترجمه&amp;zwnj;ی ابوالقاسم سری ، انتشارات توس، چاپ دوم: بهار ۱۳۶۹، ص ۴۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۶- محمد بن سلیمان تنکابنی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;قصص العلمأ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، به کوشش محمد رضا برزگر خالقی و عفت کرباسی ، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم: ۱۳۸۶، ص ۳۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۷- مرتضی مطهری، &lt;b&gt;&lt;i&gt;یادداشت&amp;zwnj;های استاد مطهری&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، انتشارات صدرا، جلد چهارم، صص ۵۶۰- ۵۵۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۸- &lt;b&gt;&lt;i&gt;خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، به اهتمام غلامحسین میزا صالح ، انتشارات کویر، ص ۷۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۹- مرتضی مطهری، &lt;b&gt;&lt;i&gt;یادداشت&amp;zwnj;ها &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد ۴ ، صص ۵۵۵- ۵۵۴ .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۰- مرتضی مطهری، مجموعه&amp;zwnj;ی آثار، جلد ۲۴، ص ۴۹۵ .&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۱- مرتضی مطهری، مجموعه&amp;zwnj;ی آثار، جلد ۲۴، صص ۵۰۶- ۵۰۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۲- مرتضی مطهری، &lt;b&gt;&lt;i&gt;یادداشت ها&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، جلد ۴ ، صص ۵۵۷- ۵۵۶.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۳- محمد بن سلیمان تنکابنی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;قصص العلمأ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، صص ۱۸۱- ۱۸۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۴- محمد بن سلیمان تنکابنی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;قصص العلمأ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، ص ۱۸۰.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۵- محمد بن سلیمان تنکابنی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;قصص العلمأ&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، صص ۱۸۵- ۱۸۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۶- &lt;b&gt;&lt;i&gt;قصص العلما&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، ص ۶۳.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۷- &lt;b&gt;&lt;i&gt;قصص العلما&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، ص ۶۹.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۸- در مقاله&amp;zwnj;ی &amp;quot;&lt;b&gt;شاه و خامنه ای: فساد و فروپاشی&lt;/b&gt;&amp;quot;، در این خصوص سخن گفته شده است. رجوع شود به &lt;a href=&quot;http://www.radiofarda.com/content/f4_khamenei_shah_corruption_collapse_regime/24354739.html&quot;&gt;&lt;span&gt;این لینک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۹- علی شریعتی ، &lt;b&gt;&lt;i&gt;مجموعه&amp;zwnj;ی آثار، جلد &lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;۱۰&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;i&gt;، جهت گیری طبقاتی اسلام&lt;/i&gt;&lt;/b&gt; ، چاپ هفتم: ۱۳۸۸، ص ۱۶۴.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/18/7713#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6625">آخوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4266">آیت‌ الله خامنه‌ای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5788">اختلاس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2368">اکبر گنجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6628">حیله شرعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6627">خصوصی‌سازی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450">روحانیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6626">فساد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6629">وجوه شرعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1555">ولایت فقیه</category>
 <pubDate>Tue, 18 Oct 2011 20:39:51 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7713 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>روشنفکران دینی و تحولات فکری حوزه قم</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/07/23/5617</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/07/23/5617&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مناسبات روشنفکران دینی و حوزه قم در دهه چهل و پنجاه - قسمت دوم        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حسن یوسفی اشکوری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/shariatimotahhari.jpg?1311412500&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حسن یوسفی اشکوری &amp;ndash; برای بیان رابطه روشنفکران مسلمان غیرحوزوی با حوزویان به اختصار زمینه موضوع در قسمت نخست این مقاله چیده شد. قسمت نخست شامل این بخش&amp;zwnj;ها بود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش نخست- سه دوره حوزه قم از منظر اصلاح طلبانه&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش دوم- نهادهای فرهنگی و آموزشی حوزه در دهه چهل و پنجاه&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش سوم - محورهای افکار و اعمال اصلاح&amp;zwnj;طلبانه&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در قسمت پایانی نوشته به اصل موضوع می&amp;zwnj;پردازیم.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;لازم به یادآوری است که این متن گزارش مکتوب و بسط یافته گزیده مقاله و سپس سخنرانی من در &amp;laquo;سمینار نقش روحانیت در تاریخ معاصر ایران&amp;raquo; است که در تاریخ ۹ آوریل ۲۰۱۱ در دانشگاه سو آس لندن با همت &amp;laquo;انجمن سخن&amp;raquo; ارائه شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بخش چهارم- روشنفکران دینی و تحولات فکری حوزه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما فکر اصلاحی در شماری از روحانیان غالبا جوان&amp;shy;تر حوزه ایران در این قرن عمدتا برآمده از تحولات جدید در دوران پس از مشروطیت بود. به هرحال تغییرات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در یک جامعه همه اقشار و گروههای اجتماعی را کم و بیش تحت تأثیر قرار می&amp;shy;دهد. ورود پرشور و بی&amp;shy;سابقه عموم روحانیان به عرصه تکاپوهای سیاسی و اجتماعی در جنبش مشروطه خواهی، به موافقت یا مخالفت، علما را تا حدودی متوجه وجوهی از تحولات جهان تازه و مقتضیات روز کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما با شکست سیاسی مشروطه و وقوع جنگ جهانی اول و در پی آن حاکمیت استبدادی پهلوی اول، عموم علما را به انفعال و انزوا و یا به همکاری با سلطنت جدید کشاند. جنگ جهانی دوم و اشغال ایران و سقوط رضاشاه و باز شدن فضای سیاسی و اجتماعی ایران نیز نتوانست عالمان بزرگ و مراجع دینی را به فعالیت&amp;shy;های سیاسی و مشارکت مدنی فعال تشویق کند. به ویژه دو شخصیت اثرگذار روحانی ایران یعنی آیت&amp;shy;الله شیخ عبدالکریم حائری و آیت&amp;shy;الله بروجردی آگاهانه با هرنوع ورود مستقیم در امر سیاست و امور حکومتی مخالف بودند. این رویکرد تا مقطع ۱۳۴۰ با روشنی برقرار بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دو جریان روحانی حاشیه&amp;zwnj;ای در روزگار آیت الله بروجردی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در عین&amp;shy;حال در روزگار آیت الله بروجردی در حاشیه دو گروه روحانی نیز حضور داشتند که به گونه&amp;shy;ای دیگر سلوک می&amp;shy;کردند. یکی شمار اندکی از روحانیان نه چندان بلند پایه بودند که به فعالیت سیاسی اهتمام داشتند و دیگر روحانیانی که در کنار تعلیم و تعلم مباحث رسمی و اصلی حوزه (فقه و اصول)، فعالت خود را متوجه آموزش برخی مباحث فکری و فلسفی جدید کرده و می&amp;shy;کوشیدند با مبانی غیر فقهی و با زبان و بیان مدرن&amp;shy;تر و جوان پسندتر به برخی پرسش&amp;shy;ها و چالش&amp;shy;های فکری و ایدئولوژیک تازه در جامعه فرهنگی و فکری ایران پاسخ بدهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروه نخست یعنی روحانیان سیاسی یک جناح میانه رو و مدنی داشت، که چهره برجسته آن آیت&amp;shy;الله سید ابوالقاسم کاشانی بود، عمدتا حول نهضت ملی و دکتر مصدق گرد آمده بودند و پس از کودتا نیز غالبا در تشکل جدید &amp;laquo;نهضت مقاومت ملی&amp;raquo; تا اوائل دهه چهل به حیات خود ادامه داد.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; href=&quot;#_ftn1&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; یک جناح تندرو و افراطی هم فعال بود که عمدتا حول &amp;laquo;فدائیان اسلام&amp;raquo; و رهبر آن یعنی نواب صفوی فعالیت می&amp;shy;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در همان مقطع (۱۳۲۰ ۱۳۴۰) این هرسه گروه روحانی تحت تأثیر شرایط فکری و فرهنگی و سیاسی جهان و ایران بودند. با این تفاوت که دو گروه روحانی سیاسی، به ویژه روحانیون فعال سیاسی و افراطی، از اخوان&amp;shy;المسلمین مصر و تحولات فلسطین و جهان عرب اثر پذیرفته بودند و گروه فکری و فلسفی از اندیشه&amp;shy;های تازه غربی و جریان چپ ایران، از گروه تقی ارانی در عصر رضاشاه تا حزب توده در دهه بیست و سی، متأثر بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در واقع محرک این گروه فلسفی حول علامه طباطبایی، رواج گسترده افکار مارکسیستی بود که آنان را به واکنش واداشت و تلاش گسترده&amp;shy;ای را برای خنثی کردن این جریان فکری قدرتمند و حفظ ایمان جوانان سامان دادند. جلسات محدود بحث فلسفی طباطبایی در دهه بیست و سی که مهم&amp;shy;ترین محصول آن کتاب چند جلدی &amp;laquo;اصول فلسفه یا روش رئالیسم&amp;raquo; بود، با این انگیزه و هدف شکل گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این بیان می&amp;shy;توان ادعا کرد که افکار نو و اصلاح طلبانه در این زمان، سیاسی و یا فکری، برآمده از دینامیسم درونی نهاد حوزه و علما نبود. در واقع تمام نحله&amp;shy;های درونی روحانیت، از روحانیون سیاسی تا غیر سیاسی مانند بروجردی و حلقه فلسفی، جملگی احساس کرده بودند که دیگر نمی&amp;shy;توان نهاد حوزه را به طور کامل دور از تغییرات و تحولات جدید حفظ کرد و از این رو در اندیشه اعمال وجوهی از تغییر و تحول فکری و حتی فقهی یا اقدامات اصلاح&amp;shy;طلبانه در روحانیت و نهاد آموزشی حوزه شدند. گرچه در دهه چهل و پنجاه نیز کم و بیش همین گونه بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سرچشمه&amp;zwnj;های فکری و اصلاحی غیر حوزوی حوزویان&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما در این میان آبشخور اصلی تحولات فکری و اصلاحی روحانیان نوگرای قم در نواندیشان و روشنفکران غیر حوزوی بود که عمدتا در تهران مستقر بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحولات فکری و اجتماعی عموما در تعامل با یکدیگرند و مرز نیز نمی&amp;shy;شناسد، غیر مذهبی&amp;shy;ها در مذهبی&amp;shy;ها و بر عکس، حوزوی و دانشگاهی، غربی و شرقی و انواع دیگر جریانها در هم اثر مستقیم و غیر مستقیم می&amp;shy;گذارند. چنان که گفته شد، در دهه بیست و سی روحانیان نوگرا و بیشتر فلسفی با تحریک جریان مارکسیستی و اندیشه&amp;shy;های مادی به تکاپو افتاده و کوشیدند با این افکار گسترده و جذاب برای جوانان و درس&amp;shy;خوانده&amp;shy;ها مقابله کنند و به شبهات آنان پاسخ دهند. اما به طور طبیعی جریان نواندیشی و اصلاح طلبی اسلامی دانشگاهی بر وجوهی از افکار و تغییرات فکری و اصلاح &amp;shy;طلبی شماری از حوزویان اثر مستقیم گذاشت. در واقع تأثیرپذیری از جریان فکری و سیاسی مادی گرایانه عمدتا سلبی بود و لی اثرپذیری از نحله قدرتمند دینی غیر حوزوی ایجابی هم بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دو جریان نوگرایی دینی معاصر&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از دوران مشروطه به بعد دو جریان نوگرایی دینی غیر حوزوی در تمام ایران شکل گرفت. یکی جریان نوگرایی نوسلفی&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; href=&quot;#_ftn2&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;بود که بر آن بود با محوریت &amp;laquo;توحید&amp;raquo; و &amp;laquo;عقل&amp;raquo; و با استناد به &amp;laquo;قرآن&amp;raquo; پروژه دین پیرایی را عمدتا حول مبارزه با اشکال مختلف شرک و خرافه زدایی از ساحت دین و شریعت دنبال کند. شاید بتوان شیخ هادی نجم&amp;shy;آبادی و کتاب &amp;laquo;تحریر&amp;shy;العقلای&amp;raquo; او را در عصر پیش از مشروطه آغازگر این جریان جدید دانست. بعدها در عصر رضاشاه و پس از آن این فکر گسترده&amp;shy;تر شد و کسانی چون شریعت سنگلجی و اسدالله ممقانی و حکمی زاده در تهران، یوسف شعار در تبریز و برخی دیگر در برخی شهرهای بزرگ ایران پرچمدار این نحله شدند. حتی احمد کسروی در بخش نخست فعالیت فکری و اجتماعی&amp;shy;اش در این جریان فعالیت می&amp;shy;کرد. اما در کنار آن جریان دیگری پدید آمد که به جریان نواندیشی و اخیرا با عنوان روشنفکری دینی شهره شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید آغازگر این جریان میرزا ابوالحسن خان فروغی (برادر فروغی ذکاءالملک) بود که در تهران حلقه تعلیمی محدود داشت و برخی از جوانان فلسفی اندیش و مدرن در آن گرد می&amp;shy;آمدند. به روایت مهندس مهدی بازرگان فروغی نخستین آموزگار او بود. بعدها بازرگان و دکتر یدالله سحابی و حتی آیت&amp;shy;الله سید محمود طالقانی به این نحله نواندیشی و این نوع اصلاح دینی گرایش پیدا کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در شرایط پس از شهریور ۲۰ این جریان قدرتمند شد. نخستین نهاد وابسته به این جریان &amp;laquo;کانون اسلام&amp;raquo; بود که در سال ۱۳۱۹ در تهران تأسیس شد و بازرگان و مخصوصا طالقانی از سخنرانان جدی آن بودند. در سالهای نخستین دهه بیست گروه اسلامی نواندیش &amp;laquo;خداپرستان سوسیالیست&amp;raquo; به پیشگامی دکتر محمد نخشب در تهران بنیاد نهاده شد. در دهه سی کسانی چون دکتر ابراهیم یزدی، دکتر علی شریعتی، دکتر کاظم سامی، دکتر حبیب&amp;shy;الله پیمان و شماری دیگر از جوانان مسلمان به این جریان پیوستند و در مقاطع بعدی هرکدام در تحولات دینی و سیاسی و فکری ایران اثرگذار شدند و نامی ماندگار یافتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با تشکیل انجمن&amp;shy;های اسلامی در دانشگاهها از آغاز دهه بیست و تداوم آن در دهه سی و چهل و به ویژه تأسیس &amp;laquo;متاع&amp;raquo; (=مکتب تربیتی اجتماعی عملی) در اوائل سی و تأسیس دهها نهاد دینی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی، این جریان گسترده تر و اثرگذار شد.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; href=&quot;#_ftn3&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سرکوب خشن دهه چهل و پنجاه این نهادهاسازی&amp;zwnj;ها را تضعیف کرد اما گسترش مبارزه قهرآمیز و تشکیل سازمان اسلامی &amp;ndash; انقلابی مجاهدین خلق و به ویژه تأسیس نهاد فرهنگی&amp;ndash;دینی&amp;ndash;حسینیه ارشاد و درخشش بی&amp;shy;مانند علی شریعتی در اواخر دهه چهل و تمام دهه پنجاه، جریان نواندیشی و روشنفکری اسلامی را به اوج قدرت و نفوذ و اثرگذاری اجتماعی برکشید. در عین&amp;shy;حال اثرگذارترین سخنگوی این نحله در این دو دهه به ترتیب اهمیت عبارت بودند از: شریعتی، بازرگان و طالقانی. این نحله گرچه با نحله نوگرایی نوسلفی اشتراکات زیادی داشته و دارد اما به طور اساسی با آن متمایز است. شاید بتوان تمایز اساسی را در سه محور نشان داد. یکی چگونگی رویکرد به سنت و نحوة استفاده از متون و منابع اسلامی از جمله قرآن است و دیگر نحوه مواجهه با دنیای جدید و جهان مدرن و مدرنیته و سوم چگونگی مواجهه با جامعه و سیاست و مبارزه و با استبداد و استعمار است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر سیر تحولات عمومی حوزه و علما را در صد سال اخیر مرور کنیم می&amp;shy;بینم که نوع علما و به ویژه فقیهان بلند مرتبه در سطح مرجعیت نه تنها با این رویکردهای نوگرایانه در تمام اشکالش موافق نبودند بلکه آشکارا با آن مخالفت نیزکرده&amp;zwnj;اند. با این همه برخی از روحانیان متوسط و یا دون پایه از هر دو جریان نوگرایی غیر حوزوی متأثر بوده&amp;zwnj;اند. می&amp;shy;توان به کسانی چون نجم&amp;shy;آبادی، شریعت سنگلجی، سید ابوالفضل برقعی، طالقانی، غروی اصفهانی اشاره کرد. اما از دهه چهل به بعد، به دلیل قوت گرفتن روشنفکری دینی، نحله نواندیشی و جریان مدرن کردن اسلام، در جامعه و در طیف طلاب جوان حوزه قم و دیگر حوزه&amp;zwnj;ها اثر و نفوذ بیشتری پیدا کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تأثیر و تأثر امری طبیعی بود اما مهم آن است که متفکران و صلاح&amp;shy;طلبان حوزوی در عرصه تفکر و تولید اندیشه عمدتا وامدار غیر حوزویان بودند و تقریبا در تولید اندیشه و ابداع و تحولات مهم فکری و فلسفی و اجتماعی نقشی نداشتند. بیشتر مصرف کننده بودند تا تولید کننده.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چهار شخصیت روحانی اثرگذار در قم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدلل و مستند کردن این دعوی شاید بزرگ محتاج یک تحقیق جامع است اما به عنوان نمونه می&amp;shy;توان به آثار و افکار چهار شخصیت اثرگذار از دو جریان فکری و سیاسی حوزه در دهه چهل و پنجاه اشاره کرد: طباطبایی، مطهری، مکارم و آیت الله خمینی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انصاف باید داد که طباطبایی مهم&amp;shy;ترین و مولدترین اندیشمند و فیلسوف و متکلم معاصر شیعی و حوزوی است و در واقع مکتب فلسفی صدرایی کنونی شیعه و حوزه و نیز علم تفسیر وامدار اوست. اما به نظر می&amp;shy;رسد ایشان نیز بیشتر ردیه نویس جریان فلسفه مادی و یا افکار غربی مدرن است تا فعال و نظریه پرداز و مبدع و صاحب مکتب ویژه در نحله فلسفه اسلامی-مدرن. این دو بیشتر شارح&amp;zwnj;اند تا واضع. بگذریم که ایشان و شاگرد برجسته&amp;shy;اش، مطهری، بیشتر متکلم&amp;zwnj;اند تا فیلسوف به معنای دقیق کلمه. این که در سنت فلسفی صدرایی ایشان چه اندازه نوآوری داشته و این که اساسا چیزی بر آن سنت افزوده یا نه، بر عهده متخصصان و به ویژه شاگردان ایشان است که نشان دهند اما در حوزه تفکر فلسفی جدید ایشان نه اطلاعات دقیق و دست اول از فلسفه&amp;shy;ها و مکتب&amp;shy;های فلسفی جدید اروپایی داشت و نه در این زمینه سخن و رأی تازه&amp;zwnj;ای ابراز کرده است. اطلاعات ایشان و مطهری از اندیشه&amp;zwnj;های فلسفی و اجتماعی غربی عمدتا از چند منبع دست چندم و بیشتر &amp;laquo;سیر حکت در اروپا&amp;raquo; اثر قابل توجه فروغی بوده است. در حیطه تفسیر قرآن نیز گرچه نوآوری بیشتری رخ داده اما در نهایت تفسیر &amp;laquo;المیزان فی تفسیرالقرآن&amp;raquo; ایشان نیز یک تفسیر سنتی و با همان معیارهای متداول در میان تفاسیر کلاسیک شیعه و غیر شیعه است و برای گره گشایی از معضلات فکری عمیق جوانان و روشنفکران چندان کارآمد نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از طباطبایی مطهری برترین چهره در نحله تفکر فلسفی نوین حوزه است. او در واقع در این زمینه دست پروده و محصول حلقه تعلیمی طباطبایی در قم است. اما مطهری در عرصه&amp;shy;های مختلف ورود بیشتری دارد و در هر زمینه&amp;shy;ای حرفی برای گفتن در چنته دارد و از این رو اثرگذارتر بوده و افکار و آثارش کارآمدی بیشتری دارد و بیشتر خوانده و شنیده می&amp;shy;شود. اطلاعات عمومی&amp;shy;اش نیز بیشتر است. حواشی اصول فلسفه و دیگر آثار مطهری این را نشان می&amp;shy;دهد. به وضعیت زمان و زمانه آگاه تر بود و با بدنه اجتماعی و جوانان و درس&amp;shy;خوانده&amp;shy;ها ارتبط بیشتری داشت. اما نکته مهم آن است که وی پس از ورود به تهران و تدریس در دانشگاه و به طور خاص حشر و نشر با دانشگاهیانی چون بازرگان و سحابی و به طور کلی حلقه روشنفکران تهران و به ویژه تدریس در دانشکده الهیات تهران دچار تحول جدی شد. سیر زندگی و بررسی تاریخی آثار و آثار مطهری نشان می&amp;shy;دهد که او بیشترین تأثیر را در تهران و در تعامل با محیط روشنفکری غیر حوزوی کسب کرده است. با این همه ایشان نیز در حوزه معارف سنتی و به ویژه اندیشه&amp;zwnj;های فلسفی و اجتماعی مدرن چندان نوآور نیست و بیشتر به صورت واکنشی و به یک معنا از موضع ردیه نویسی در برابر افکار مادی و غربی و یا آرای فلسفی و اجتماعی نواندیشان دینی (به ویژه شریعتی و تا حدودی بازرگان) سخن گفته و نوشته است. از پاورقی اصول فلسفه گرفته تا سلسه کتابهای جهان بینی اسلامی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مطهری را می&amp;shy;توان حلقه ارتباط روشنفکران تهران و حوزویان قم دانست. خود او هم در میانه ایستاده است. برخی نوگرایان روحانی کم اهمیت تر نیز همین گونه بوده&amp;zwnj;اند. مثلا افرادی چون سید محمدحسین حسینی بهشتی و محمدجواد با هنر با تحصیل در دانشکده الهیات تهران (که در آن زمان دانشکده معقول و منقول گفته می&amp;zwnj;شد) و ارتباط با فضای فکری تهران دچار اندکی تحول شدند و در همین شهر مانند و در تعامل با افراد و شخصیت&amp;zwnj;ها و نهادی منسوب به نواندیشی دینی (از جمله حسینیه ارشاد) به کوشش&amp;zwnj;های فکری و اجتماعی خود ادامه دادند و توانستند از این طریق هم خود رشد کنند و هم تا حدودی در حوزه تفکر و جامعه و سیاست اثرگذار باشند. در قم چنین رخدادی ممکن نبود. آیت&amp;shy;الله محمدتقی جعفری تبریزی نیز تا حدودی چنین بود. ایشان در دهه چهل و پنجاه در حوزه تفکر در تهران پس از مطهری از با نفوذترین و پر مخاطب&amp;zwnj;ترین بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مکارم که گفتیم تأثیر زیادی در تحولات فرهنگی و مطبوعاتی طلاب قم در دهه چهل و پنجاه داشت، در واقع ضعیف&amp;shy;ترین&amp;shy; اثرگذار حوزوی است. او گرچه از همان آغاز با عزم و اراده لازم برای کسب مقام مرجعیت تلاش می&amp;shy;کرد و در اصول و فقه تدریس و تعلیم مستمر داشت&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; href=&quot;#_ftn4&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، اما ایشان در عرصه تحقیق و نگارش و روزنامه نگاری نیز فعال و اثرگذار بود و گفته شد ایشان موفق شد نسلی از طلاب را قلم به دست و به معنای جدید کلمه &amp;laquo;روزنامه نگار&amp;raquo; کند. این البته خدمت بزرگی بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما اگر آثار بسیار و متنوع جناب مکارم را مورد بررسی قرار دهیم بعید می&amp;shy;دانم نوآوریهایی در عرصه اندیشه مشاهده شود. ایشان به عنوان اهل کلام و فلسفه و ژورنالیست در عرصه&amp;shy;های مختلف سخن گفته و آثاری پدید آورده جملگی در دست است اما جملگی آنها تکرار مکررات و حداکثر فارسی کردن همان گفته&amp;shy;های کهن با زبانی ساده&amp;shy;تر و مفهوم&amp;shy;تر است. از &amp;laquo;فیلسوف نماهای شیاد&amp;raquo; بگیرید تا خدا شناسی و پیغمبر شناسی و معاد شناسی و تا داروینسم و &amp;laquo;عود ارواح&amp;raquo;.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; href=&quot;#_ftn5&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;اکثر نوشته&amp;shy;های ژورنالیستی و حتی علمی و جدی ایشان، سرشار است از دعوی&amp;shy;های نامدلل و حتی شعاری و تنک مایه. از باب نمونه بنگرید به کتاب ایشان با عنوان &amp;laquo;مشرق زمین باید بپا خیزد&amp;raquo;. به طور خاص تمام شماره&amp;shy;های مکتب اسلام را تا مقطع انقلاب مرور کنید. تقریبا در تمام این شماره&amp;shy;ها اثری از نوآوری در عرصه اندیشه و فرهنگ دیده نمی&amp;shy;شود. قابل ذکر این که در این دوره گرایش به علمی نشان دادن اسلام و عقاید و احکام شریعت در میان طلاب نوگرا بسیار زیاد شده بود و به ویژه واعظان در منابر می&amp;shy;کوشیدند اسلام را کاملا علمی و منطبق با آخرین داده&amp;zwnj;های علوم روز معرفی کنند.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref6&quot; href=&quot;#_ftn6&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته بیافزایم که انتظار نوآوری و نقادیهای روشنفکرانه در حوزه علوم و معارف مدرن از عالمان حوزه چندان موجه نیست، گرچه خودشان عموما چنین ادعایی دارند، اما حداقل توقع این است که این عالمان در استمرار سنت فکری و فلسفی و به ویژه فقهی نوآوری داشته باشند و اندکی بر میراث گذشتگان بیافزایند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حوزه تحول فکر سیاسی حول مرجعیت و رهبری آیت الله خمینی نیز نشانه&amp;zwnj;ای روشن و دقیق از نوآوری مشاهده نشد. ایشان تا سال ۴۸ فقط منتقد برخی سیاست&amp;shy;ها و عملکردهای شاه و دولت بود اما در آن سال برای اولین بار در تاریخ شیعه اساسا سلطنت را خلاف اسلام و شرع اعلام کرد و در مقابل القای سلطنت نظام ولایت فقیهان را پیشنهاد کرد. اما از آن زمان تا مقطع انقلاب و تأسیس حکومت فقهی و شرعی هیچ سخن روشنگر و توجیه کننده&amp;shy;ای برای معقول سازی و اجرایی شدن نظام مطلوب خود ارائه نکرد. پیروانش نیز چیزی نگفتند. حتی مهم&amp;shy;ترین روحانی مبارز حوزه آیت&amp;shy;الله منتظری، که فقیهی مبرز بود، سخنی حداقل در علن و برای عموم نگفت و در دوران پس از انقلاب بود که به تفصیل در این زمینه بحث کرد و اثر مهم چند جلدی&amp;shy;اش را پدید آورد. بگذریم که در همین کتاب محققانه نیز مشکلات نظری و به ویژه عملی نظام ولایت فقیه غالبا بی پاسخ مانده است.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref7&quot; href=&quot;#_ftn7&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هرحال سخن به درازا کشید. هدف بیان افکار و آثار حوزویان در دوران پیش از انقلاب و نقد و بررسی آنها نیست، فقط خواستم بگویم فکر نواندیشی و اصلاحگرانه حوزویان در آن دوران اولا تحت تأثیر افکار انتقادی غیر حوزویان و به ویژه نواندیشان دینی تهران بود و ثانیا همان افکار تازه هم چنان عمیق و همراه با نوآوریهای اثرگذار نبوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مدرسه روشنفکری تهران و اثرپذیری حوزویان از آن&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما در مقابل در تهران و به طور کلی در جهان بیرون حوزه&amp;shy;ها چگونه بود و حوزه از آنها چه تأثیری پذیرفت؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گفتیم دو نوع نوگرایی وجود داشت. یکی نوگرایی نوسلفی و دیگری نوگرایی فکری و مدرن و توسعه گرا و آزادیخواه و مبارز اجتماعی و سیاسی. تفکر گروه اول در برخی روحانیان جوان و متوسط نفوذ یافته بود اما در عالمان و فقیهان حتی مخالفت برانگیخته بود. در این دوران آقای حیدرعلی قلمداران در قم می&amp;shy;زیست که گرچه روحانی نبود اما عربی&amp;shy;دان بود و با معارف اسلامی و علوم حوزوی آشنایی داشت. او به صورت پیگیر تحقیق می&amp;shy;کرد و کتاب و مقاله می&amp;shy;نوشت و در آنها با بخش&amp;shy;های مهم افکار شیعی و حوزوی رایج نقد و مخالفت می&amp;shy;کرد و آن آموزه&amp;shy;های کهن را به زیر تیز نقد می&amp;shy;برد. از تفکر غلات تا خمس و امامت و ولایت و حکومت. از این رو او منزوی بود و مورد طعن و احیانا لعن علما. اما با استواری راه خود را ادامه می&amp;shy;داد. در آن زمان علما داغ و درفش نداشتند و فقط چماق تکفیر را در اختیار داشتند اما در دوران حاکمیت خود یعنی پس از انقلاب از داغ و درفش نیز برای سرکوب دگراندیشان نیز سود جستند. از جمله شب هنگام به اتاق خواب قلمداران حمله برده و قصد ترورش را داشتند که به هر دلیل ناکام ماند. در عین&amp;shy;حال افکاری از نوع افکار قلمداران و اسلافش (شریعت سنگلجی) در برخی محافل روحانی با تأیید رو برو می&amp;shy;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما گروه روشنفکری دانشگاهی در حوزه با اقبال بیشتری مواجه می&amp;shy;شد. شاید این اقبال به سه دلیل بود. یکی این که فکری&amp;shy;تر و جدی&amp;shy;تر بود و برای پاسخگویی به پرسش&amp;shy;های انتقادی جوانان و درس خوانده&amp;zwnj;های جدید و نسل دانشگاهی بیشتر به کار می&amp;shy;آمد و روحانیون به هرحال در برابر امواج شبهات و پرسش&amp;shy;های مداوم به این رویکردها و اندیشه&amp;shy;ها احتیاج داشتند. دوم این که این روشنفکران دانشگاهی عمومی مسلمانانی راست اندیش و مشهور به پاکدامنی بوده و در عین&amp;shy;حال اهل مبارزه و آزادیخواهی بودند و حاکمیت را با تفسیرها و رویکردهای دینی مورد انتقاد قرار می&amp;shy;دادند و این رویکرد به ویژه برای طلاب و فضلای جوان و در حلقه آیت&amp;shy;الله خمینی بسیار مطلوب و مفید بود. سوم این که اینان معمولا و به ویژه در آغاز (حتی تا اوائل دهه پنجاه) چندان با علما و فقها برخورد جدی فقهی نداشتند و در مجموع نقدشان از علما و فقه و فقاهت چندان رادیکال نبود و این البته برای علما قابل تحمل و برای پیروان آیت&amp;shy;الله خمینی تا حدودی قابل قبول و مطلوب می&amp;shy;نمود. خود خمینی و پیروانش در آن زمان، البته عمدتا از منظر سیاسی و انقلابی، علما و فقها را شدیدا مورد انتقاد قرار می&amp;shy;دادند. از این رو حتی انتقادهای تند و رادیکال شریعتی در اواخر دهه چهل و اوائل دهه پنجاه، به رغم مخالفت&amp;shy;های تند و شدید فقیهان سنتی و غیر سیاسی، نه تنها برای روحانیون مبارز و طلاب جوان نامطوب نبود که عموما با استقبال مواجه شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با توجه با این نکات بود که در آن دوران افکار و آثار نواندیشان دینی تهران در دو بخش سنتی غیر سیاسی اما اصلاح طلب و نیز در روحانیون سنتی و مبارز قم و به تبع آن روحانیون سراسر کشور کم و بیش با استقبال مواجه شد. به ویژه در این دوران علما و نظریه پردازان حوزوی در مجموع حرف تازه و کارآمدی برای ارائه نداشتند. اهل اندیشه و نظر و یا فعالان سیاسی و روحانیون مبارز می&amp;shy;توانستند در موضوعات فلسفه و کلام اسلامی به آرای طباطبایی و امثال او مراجعه کنند اما این مباحث و موضوعات از یک سو چندان تازه و منطبق با نیاز زمان نبودند و از سوی دیگر با سیاست و مبارزه و انقلابی&amp;shy;گری پیوندی نداشت و به ویژه طباطبایی با مبارزه سیاسی و رادیکال خمینیستی مخالف بود و حتی مطهری به عنوان یک روحانی مبارز و انقلابی شهرت نداشت و به همین دلیل چندان مطلوب جوانان و طلاب انقلاب نبود و این البته از تأثیر افکار و آثارش می&amp;shy;کاست.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref8&quot; href=&quot;#_ftn8&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;مخصوصا در دهه پنجاه به دلیل موضع گیرهای تند و رادیکال مطهری در برابر شریعتی و نحله او، مطهری به شدت مورد طعن انقلابیون روحانی و دنشگاهی قرار گرفت و به همین دلیل ایشان در آستانه انقلاب شدیدا منزوی شد و امروز اسناد نشان می&amp;shy;دهد که وی از این انزوا سخت آزرده و ناراحت بود. با این همه مطهری از موقعیت ممتازی در میان روحانیون برخوردار بود. افکار و آثارش بیشتر از طباطبایی با مقتضیات اجتماعی و حتی سیاسی روز و نسل انقلابی پیوند داشت. به گمان من هنوز هم مطهری دوم در حوزه و در جمع روحانیون پیدا نشده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چهره&amp;shy;های نمایان نواندیشان دینی تهران آن زمان را در بازرگان، طالقانی، حنیف&amp;zwnj;نژاد و شریعتی محدود کنیم و بخواهیم به ترتیب از اهمیت و نفوذ آنها در حوزه یاد کنیم، می&amp;shy;توانیم بگوییم تا اواخر دهه چهل بازرگان و طالقانی بیشترین تأثیر را داشته&amp;zwnj;اند و پس از آن به ترتیب شریعتی و مجاهدین با محوریت آموزه&amp;shy;های محمد حنیف نژاد نقش برجسته&amp;shy;تری ایفا کردند. بازرگان و طالقانی از دهه بیست و بیشتر در دهه سی در سطح کشور و در حوزه شناخته شده بودند. هر دو به دلیل مذهبی و در عین&amp;shy;حال مبارز بودن از اعتبار زیاد برخور دار بودند. به ویژه بازرگان، که هم درس&amp;shy;خوانده جدید و اروپا دیده و دانشگاهی دیندار بود و هم با گفتارها و نوشتارهای فروانش در جذب و جلب جوانان و دانشگاهیان به دین و دیانت نقش مهمی داشت و هم از زمان نهضت ملی به بعد یک رجل سیاسی و مبارز ضد استبداد و ضد استعمار نیز بود. این مشخصات تقریبا ممتاز برای روحانیانی که خود هیچ یک از این هنرها را نداشتند، جذاب و قابل توجه بود. برای علمای سنتی و اصلاح&amp;shy;طلب (مانند آیت&amp;shy;الله شریعتمداری در قم و آیت&amp;shy;الله سید هادی میلانی در مشهد) شخصیتی چون بازرگان بسیار مطلوب بود. از این رو بازرگان و گروهش با این نوع علما ارتباط داشتند و بین آنها در امور مختلف مشورت و تبادل نظر صورت می&amp;shy;گرفت. به ویژه جریان دادگاه اعضای نهضت آزادی و رهبران آن در سال ۴۲&amp;ndash;۴۳ در حوزه بازتاب گسترده یافت و شماری از طلاب جوان در دادگاه علنی شرکت می&amp;shy;کردند. پس از اعلام محکومیت این افراد علمای قم و مشهد با انتشار بیانیه از آنان و به ویژه از بازرگان و سحابی و طالقانی حمایت کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بازرگان پس از آزادی از زندان در سال ۴۶ به قم رفت و با عالمانی چون شریعتمداری و نجفی مرعشی و (احتمالا) گلپایگانی دیدار کرد و در دارالتبلیغ سخنرانی کرد. هرچند که این حضور و سخنرانی در دارالتبلیغ چندان به مذاق روحانیون سیاسی پیرو آیت&amp;shy;الله خمینی خوش نیامد. از جمله این شخصیت&amp;shy;ها با علامه طباطبایی روابط فکری و عاطفی عمیقی داشتند. به روایت زنده یاد مهندس سحابی طباطبایی گاهی برای ملاقات با آنان به زندان قصر تهران می&amp;shy;رفت. کتابهای بازرگان در این دوران در حوزه خوانده می&amp;shy;شد و طلاب و فضلای جوان با آنها مأنوس و آشنا بودند. در واقع برخی از آثار بازرگان در حوزه اسلام شناسی، حتی با معیارهای سنتی، هم کاملا نو وجذاب بود و هم حداقل در تعارض با سنت حوزوی و فقهی و کلام سنتی نبود. از جمله راه طی شده، عشق و پرستش، ذره بی&amp;shy;انتها، بعثت و ایدئولوژی و سیر تحول قرآن بسیار بدیع و جذاب و اثرگذار بودند. این آثار هم محتوای علمی و امروزین داشت و هم برای جذب جوانان به دین بی&amp;shy;مانند بود و هم هیچ آخوندی در هر رده حوزوی قادر نبود با این نوع افکار و آثار رقابت کند و چنین آثاری بدیعی خلق کند. مهندس لطف الله میثمی، از اعضای قدیمی مجاهدین، نقل می&amp;shy;کند که در اوائل دهه چهل با حنیف نژاد و چند تن دیگر، که بعدها &amp;laquo;سازمان مجاهدین خلق ایران&amp;raquo; را بنیاد نهادند، به قم رفتیم و با برخی از روحانیون خوشفکر دیدار کردیم و از آنها خواستیم برای معرفی یک اسلام نو به عنوان مکتب راهنمای عمل به آنان کمک کنند اما هیچ&amp;zwnj;کدامشان حرفی برای گفتن نداشتند و صریحا اطهار بی&amp;shy;اطلاعی و ناتوانی کردند. او می&amp;shy;گوید از جمله به دیدار بهشتی رفتند که در آن زمان رئیس دبیرستان دین و دانش در قم بود. او هم همین سخنان را گفت. از او خواسته شد که کتاب یا کتابهایی را برای مطالعه و تحقیق معرفی کند. او پس از لحطه&amp;shy;ای تأمل گفت جز کتابهای مهندس بازرگان آثاری را برای کار شما نمی&amp;shy;شناسم. پس از آن پس از کلی تعریف از افکار و آثار بازرگان از کتاب راه طی شده ایشان به شدت ستایش کرد و افزود این کتاب در کلام اسلامی بهترین اثر است. مهندس سحابی می&amp;shy;گفت مطهری بارها می&amp;shy;گفت کتاب &amp;laquo;ذره بی&amp;shy;انتها&amp;raquo;ی بازرگان واقعا یک شاهکار و یک معجزه است. این نوع ستایش&amp;shy;ها در آن زمان از آثار بازرگان در میان روحانیون کم نبود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آن زمان دکتر سحابی هم تا حدودی در حوزه مطرح بود. سحابی گرچه پر اثر نبود اما همان کتاب مفرد او یعنی &amp;laquo;خلقت انسان در قرآن&amp;raquo; برای نوآوری و اثرگذاری&amp;shy;اش کفایت می&amp;shy;کرد. در آن زمان موضوع دین و علم به شدت در میان دینداران و روشنفکران مسلمان مطرح بود و از جمله پرسش از تحول انواع و تکامل نیز مورد پرسش قرار داشت و نظریه غالب و بلکه عمومی همان نظریه ثبوت انواع بود. اما سحابی ادعا کرد که نظریه تحول انواع و تکامل زیستی موجودات با قرآن سازگار است نه ثبوت انواع. او با اتکا به تخصصش در زیست شناسی و به برکت آشنایی&amp;shy;اش با قرآن، تا حدودی توانسته بود این نظریه را مدلل کند. طباطبایی با آن مخالف بود. بین این دو شخصیت علمی و دینی دانشگاهی و حوزوی جلسات بحث و گفتگو تشکیل شد. هرچند که در نهایت هیچکدام تسلیم نظریه رقیب نشدند. اما در اواخر دهه پنجاه نظریه تکامل در میان طلاب جوان&amp;shy;تر و با مطالعه&amp;shy;تر حامیانی جدی یافت. آیت&amp;shy;الله علی مشکینی نیز در درس تفسیر خود در مسجد امام حسن عسگری خود رسما از آن دفاع کرد. در همان زمان سخنانش در یک رساله چاپ و منشر شد. من و برخی از دوستان، که مدافع نظریه تکامل بودیم، بارها با آقای مشکینی صحبت کردیم.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref9&quot; href=&quot;#_ftn9&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طالقانی نیز در میان روحانیون و به ویژه روحانیون مبارز و جوان بسیار محبوب بود. تفسیر پرتوی از قرآن وی، که چند جلد نخستین آن در دهه پنجاه انتشار یافت، بسیار خوانده می&amp;shy;شد. نگاه زبان شناسانه و بدیع او در تفسیر نو بود و جذاب. از آن مهم&amp;shy;تر نگاه اجتماعی و رادیکالش به انسان و دین و جامعه و سیاست در پرتوی از قرآن و آثار دیگرش چون &amp;laquo;مالکیت در اسلام&amp;raquo; و &amp;laquo;جهاد و شهادت&amp;raquo;، برای طلاب جوان و پرسشگر بسیار جذاب و مفید بود. روحانی بودنش نیز جذاب بود. در واقع در آن زمان طالقانی به عنوان الگوی یک روحانی موفق و ایده&amp;shy;أل برای طلاب جوان و سیاسی کاملا جا افتاده و کامیاب می&amp;shy;نمود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این سه شخصیت تهرانی در قم اثرگذار بودند، اثری که یگانه بود. چرا که افکار و آثارشان طراوتی و جذابیتی داشت که در میان حوزویان وجود نداشت. این سه یار دبستانی تهرانی در بسیار از محورهای فکری مشترک بودند. اما دو محور برای جوانان و از جمله طلاب حوزوی مهم&amp;shy;تر بود. یکی نگاه اجتماعی و انقلابی به دین و شریعت و دیگر تلاش موفق برای سازگاری دین و دانش یا نگاه علمی به دین و گزاره&amp;zwnj;های دینی. روحانیون عالی و دانی قم اگر هم در این دو محور ورود می&amp;shy;کردند، عمدتا ملهم و حتی در پاره&amp;shy;ای موارد تقلید از نواندیشان خارج از حوزه و بیشتر بازرگان و طالقانی و سحابی بود. به ویژه اگر هم این عالمان تخصصی در علوم قرآنی و تفسیر سنتی قرآن داشتند، به هیچ وجه در هیچ یک از علوم جدید، به ویژه علوم دقیقه و پایه، تخصصی نداشتند. از این رو ورود این افراد در مباحثی چون تکامل و خداشناسی بر بنیاد داده&amp;shy;های علوم جدید&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref10&quot; href=&quot;#_ftn10&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و ارتباط با انواع و یا نجوم و مانند آنها کم مایه و گاه کاملا بی&amp;shy;اساس و شوخی به حساب می&amp;shy;آمد. گرچه من شخصا نه به &amp;laquo;دین علمی&amp;raquo; باور دارم و نه به &amp;laquo;علم دینی&amp;raquo; به معنای متعارف آن، اما حداقل اگر کسانی چون بازرگان سحابی و یا دیگران به استناد تخصصشان در یک رشته علمی سخنی بگویند به شنیدنش می&amp;shy;ارزد اما مثلا طباطبایی که هیچ اطلاعی از تکامل طبیعی و زیست شناسی ندارد، چگونه می&amp;shy;تواند آن را رد کند و مثلا نظریه ثبوت انواع را با استناد به علم اثبات کند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما در اواخر دهه چهل و پنجاه دو رخداد مهم در فضای فکر دینی و سیاست ایران اتفاق افتاد که زیست جهان عموم جوانان و نسل جدید مذهبی و سیاسی اعم از دانشگاهی و حوزوی را به شدت تحت تأثیر قرار داد. یکی ظهور شریعتی بود و دیگر سازمان مجاهدین. و این هردو رخداد در تهران و در خارج از حوزه شکل گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سخن در مورد اثرگذاری شریعتی در دانشگاه و جوانان بیهوده و تکرار مکررات است اما رواج افکار و آثار وی در حوزه و در میان طلاب جوان و مبارز نیز سخن فراوان است. به اختصار می&amp;shy;توان گفت که گروه عالمان سنتی و غیر سیاسی ابتدا در مورد اندیشه&amp;shy;های شریعتی بی&amp;shy;تفاوت بودند و حداقل از اعلام موضع علنی خودداری می&amp;shy;کردند ولی بعدها با شدت گرفتن مخالفت با شریعتی در تهران و در میان جامعه وعاظ و اعمال فشارهای روزافزون بر علما و فقها و مراجع مبنی بر اعلام موضع و در صورت لزوم اعلام تکفیر شریعتی، علما نیز به تدریج وارد عرصه شده و کم و بیش و با زبان و بیانهای متفاوت نظرشان را علام کردند و همه کم و بیش اغلب افکار و آموزه&amp;shy;های مهم شریعتی را مورد انکار قرار دادند و در پاره&amp;shy;ای موارد نیز به کفرگویی وی و خروج او از دین و مذهب شیعه تصریح کردند. اما در گروه روحانیون سیاسی و به ویژه طلاب و فضلای جوان، افکار و آثار شریعتی در آغاز با اقبال مواجه شد اما در اواخر گروهی به منتقدان پیوستند و گروهی به صورت مشروط و با اما و اگر حمایت کردند (از جمله آیت&amp;shy;الله منتظری و آیت&amp;shy;الله مشکینی) ولی جوان&amp;shy;ترها غالبا پرشور به حمایت از شریعتی ادامه دادند. اما همان روحانیون سیاسی مخالف و منتقد نیز عموما مصلحت دیدند که یا سکوت کنند و علنا از شریعتی انتقاد نکنند و یا به شکل غیر مستقیم و با مرزبندی با گروه اول اعلام موضع کنند. در واقع این رویکردها نیز تا حدودی تابع وضعیت تهران بود. تا زمانی که روحانیانی چون مطهری و خامنه&amp;shy;ای و هاشمی و باهنر با حسینیه ارشاد همکاری می&amp;shy;کردند و یا اختلافات علنی نشده بود، در قم نیز جدال کمتری وجود داشت اما پس از خروج آنها از ارشاد و به ویژه خروج مطهری از حسینیه، انتقادها در قم نیز اوج گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هرحال افکار و آثار شریعتی در دهه پنجاه به شدت در قم مطرح بود و عموما می&amp;shy;خواندند و در نهایت یا مخالف می&amp;shy;شدند و یا موافق. بیوت مراجع مرکز رفت و آمدهای مخالفان شریعتی بود که کسانی غالبا از تهران می&amp;shy;آمدند تا از مراجع فتوای کفر شریعتی را بگیرند. بیت شریعتمداری و تا حدودی نجفی مرعشی موضع معتدل&amp;shy;تری داشتند و بیت گلپایگانی تندترین موضع را بروز می&amp;shy;دادند.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref11&quot; href=&quot;#_ftn11&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این میان البته محمد تقی مصبح یزدی یکه سوار عرصه ستیز بی&amp;shy;امان با افکار شریعتی بود. یکبار در یک جلسه که درباره شریعتی سخن می&amp;shy;گفت، طلبه&amp;shy;ای از هواداران سر سخت شریعتی به قصد برخورد فیزیکی با او به او حمله کرد اما او را از پنجره خارج کرده و از خشم طلبه معترض نجات دادند. در مدرسه حقانی جدال عظیمی بین مخالفان و مدافعان شریعتی رخ داد. سلسله جنبان مخالفان مصباح بود و دکتر بهشتی، که در تهران بود و از حامیان مشروط شریعتی شمرده می&amp;zwnj;شد، تلاش کرد به شکلی اختلاف را حل کند اما موفق نشد. سرانجام مدیر مدرسه مرحوم علی قدوسی عذر مصباح را که مدرس آنجا بود خواست و نیز شماری از طلاب افراطی دو جناح را از مدرسه اخراج کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;داستان مجاهدین نیز کم و بیش چنین بود. در دهه پنجاه مجاهدین الگوی مبارزه اسلامی&amp;ndash; انقلابی برای همه از جمله طلاب انقلابی و پیرو خمینی بودند. کتابهایشان در حوزه دست به دست می&amp;shy;گشت و خوانده می&amp;shy;شدند. راه انبیاء راه بشر، شناخت، راه حسین، اقتصاد به زبان ساده و . . . و نیز اخبار اعمال انقلابی آنها، زندانها، شکنجه&amp;shy;ها و دیگر امور مربوط به این گروه انقلابی مسلمان مورد توجه بود و پیگیری می&amp;shy;شد. کتابها و جزوات و اطلاعیه&amp;shy;های آنان به رغم مشکلات و موانع زیاد تکثیر و در سطح کشور منتشر می&amp;shy;شد. من خودم کتاب &amp;laquo;اقتصاد به زبان ساده&amp;raquo; عسگری زاده را در زمستان ۵۴ با کاربن و رونویسی و در سه نسخه تکثیر کردم و نسخه&amp;shy;ها را به شهرهای مختلف بردم و دهها و شاید هم صدها نفر خواندند. در مورد مواضع فکری مجاهدین نیز کم و بیش اختلاف بود اما به دلیل عدم ورود اینان به حوزه&amp;shy;های فقهی و روحانیت حساسیت چندانی به ویژه در عالمان سنتی و غیر سیاسی بر نمی&amp;zwnj;انگیخت. اما پس از ارتداد سازمان و انتشار &amp;laquo;بیانیه تغییر مواضع&amp;raquo; در سال ۵۴، اختلافات علنی شد و جدالهایی را برانگیخت. در این زمان برخی به نظریات فلسفی و ایدئولوژیک سازمان و بیشتر &amp;laquo;شناخت&amp;raquo; توجه بیشتری کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مناسبات روشنفکران دینی و حوزویان در دهه چهل و پنجاه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هرحال در حیطه موضوع گفتار یعنی رابطه روشنفکران دینی با حوزه قم می&amp;shy;توان گفت که در دهه سی تا پنجاه گرچه در حوزه قم تحولات فکری و اصلاحی و انقلابی قابل توجهی پدید آمد اما واقعیت این است که از نظر تولد اندیشه و بداعت در افکار و اصلاح فکر دینی، دست حوزویان تقریبا خالی بود و به ویژه حوزویان حرف تازه و قابل توجهی برای حوانان و نوجویان انقلابی و غیر انقلابی نداشتند و هرچه بود از خارج از حوزه و عمدتا از تهران و حلقه نواندیشانی چون بازرگان و طالقانی و شریعتی و مجاهدین می&amp;shy;آمد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این زمان مباحثی با ادبیاتی خاص وارد گفتارها و گفتمانهای اسلامی&amp;ndash; اجتماعی&amp;ndash; انقلابی شد که کاملا تازه بود و در سنت گفتارها و ادبیات دینی رایج در حوزه&amp;shy;ها بیگانه می&amp;zwnj;نمود. عناوینی چون مکتب، جهان&amp;shy;بینی، ایدئولوژی، ایدئولوژی اسلامی، تاریخیگری و فلسفه تاریخ، جامعه شناسی اسلامی و فلسفه جامعه و سیاست، انقلاب و نقش و کارکرد انقلابی&amp;shy;گری، اخلاق و فلسفه اخلاق، ضرورت اجتهاد و اجتهاد پویا و آزاد، حکومت اسلامی، اقتصاد اسلامی، عدالت اجتماعی و انقلابی، جهاد و شهادت، امر به معروف و نهی از منکر در حوزه جامعه و قدرت، مبارزه و . . . تا آن زمان تقریبا بی سابقه بودند. البته برخی از این اصطلاحات در سنت دینی باسابقه&amp;zwnj;اند اما در این زمان با محتوا و ادبیات و جهت&amp;shy;گیری کاملا متفاوت و گاه متعارض با گذشته مطرح و بازتفسیر شده و وارد ذهن و زبان دینداران انقلابی و از جمله طلاب انقلابی شد. این گفتارها و گفتمانها بیشتر از طریق شریعتی و آنگاه مجاهدین و تا حدودی طالقانی وارد عرصه تفکر جامعه جوان اسلامی و از جمله طلاب و انقلابیون حوزوی شد. پیشگامانی چون آیت&amp;shy;الله خمینی در سیاست و مبارزه و طباطبایی در اندیشه فلسفه اسلامی تأثیر چندانی در تولید گفتمانهای فکری و ایدئولوژیک مدرن حوزوی و غیر حوزوی نداشتند. مطهری با توجه با نوجویی&amp;shy;های قابل توجهش و نیز ارتباطش با دانشگاهیان و جوانان انقلابی و سیاسی در تهران، نقش مؤثرتری در این عرصه داشته است اما گفتارهای ایشان هم عمدتا واکنشی و انفعالی بوده و از این رو اکثر آثار اجتماعی و ایدئولوژیکش عملا در شکل ردیه نویسی آشکار شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;قابل تأمل است که پس از درگذشت آیت&amp;shy;الله بروجردی در بهار سال ۱۳۴۰ و پیدایی خلاء مرجعیت عامه و متمرکز و اصلاح طالب، نخستین بحث و گفتگوی جدی و ارائه طرح&amp;shy;های عملی برای ترمیم این خلاء و بهبود وضعیت مرجعیت و توسعه و تکامل آن در تهران و با همت و پیشگامان نواندیشی دینی از دو گروه دانشگاهی و حوزوی صورت می&amp;shy;گیرد. کتاب مهم &amp;laquo;بحثی در باره مرجعیت و روحانیت&amp;raquo; محصول این این گفتگوها و دغدغه هاست و به عنوان یک سند در اختیار است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این همه ارتباط و پیوند روشنفکران دینی و روحانیون حوزه قم و دیگر روحانیون دو سویه بوده و از جهات مختلف با هم تعامل و بده و بستان داشته&amp;zwnj;اند. تولید اندیشه و گفتمان و مفهوم سازیها و ادبیات نوین مذهبی عمدتا از تهران و دانشگاه به حوزه&amp;zwnj;های می&amp;shy;رفت و زبان و ادبیات دینی سنتی را دچار تغییر و تحول می&amp;shy;کرد و در مقابل روحانیون نیز از افکار و آثار نواندیشان دینی برای تبلیغ اسلام و جذب و جلب جوانان و درس&amp;shy;خوانده&amp;shy;های جدید استفاده می&amp;shy;کردند. روشنفکران نیز از علما و به طور ویژه از جامعه وعاظ به عنوان اهرم&amp;shy;های سیاسی و بسترهای نفوذ فرهنگی و گسترش اندیشه&amp;shy;های اجتماعی و انقلابی خود در سطوح میانی و یا لایه&amp;shy;های زیرین جامعه سود می&amp;shy;بردند. نیز روشنفکران دینی و به ویژه انقلابیون مسلمان از منابع مالی و امکانات مادی (از جمله وجوهات شرعی) و اجتماعی علما و روحانیون و پیروان و مقلدانشان برای فعالیت&amp;shy;های فرهنگی و یا انقلابی خود بهره می&amp;shy;گرفتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به ویژه سازمان مجاهدین، که یک نهاد مخفی بود و به منابع مالی بیشتری نیاز داشت، از منابع مالی روحانیت از جمله بازار سود می&amp;shy;برد. نیز این گروه برای کسب مشروعیت دینی و مقبولیت مردمی خود در اقشار مذهبی جامعه از نهاد علما و پایگاه مرجعیت خود استفاده می&amp;shy;کرد. در واقع هرکدام از این دو جریان به شکلی از مشروعیت و مقبولیت دیگری برای گسترش نفوذ و اعتبار و مشروعیت خود در گروههای اجتماعی دینی متفاوت استفاده می&amp;shy;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید در این میان شریعتی نه تنها اعتنایی به کسب مشروعیت از روحانیت نداشت بلکه با انتقادات تند و گزنده&amp;shy;اش حتی روحانیون میانه روتر و اصلاح طلب و نوگرا را هم از خود رنجاند و در نهایت حتی کسی چون مطهری را با خود دشمن کرد. شریعتی در واقع بر آن بود که &amp;laquo;اسلام منهای روحانیت&amp;raquo; را محقق کند و هژمونی روشنفکران را جایگزین هژمونی روحانیت و فقیهان کند. به ویژه باید یادآوری کرد که گرچه ورود علما به عرصه سیاست ریشه در سنت این گروه از عصر صفوی و قاجار (جنگهای ایران و روس و بعدتر مشروطیت) داشت اما در دهه چهل و پنجاه روشنفکران دینی سیاسی و مجاهد بیشترین تأثیر را در رویکردهای سیاسی و انقلابی روحانیون و بیشتر طلاب جوان داشته&amp;zwnj;اند.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref12&quot; href=&quot;#_ftn12&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[12]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;واپسین کلام این که در چند دهه پیش از انقلاب در مجموع منابسات و روابط حسنه و مثبت و سازنده بین دو نهاد دانشگاه و حوزه و به طور خاص بین دو جریان آموزشی-اسلامی روشنفکری و حوزوی و سنتی برقرار بود اما پس از انقلاب این روابط تیره و مخدوش شد و به ویژه پس از درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی (روحانی) حوزویان رانت&amp;shy;خوار حکومت با ابزارهای سیاسی و امنیتی به سرکوب هر نوع دگراندیشی روشنفکری و روشنفکران دست زدند. واقعیت این است که ارتباط و تعامل این دو جریان (و نیز ارتباط جریانهای غیر مذهبی با علما) به سود همه است؛ به سود مردم و روشنفکران و خود علما و فقیهان. برای تغییر دموکراتیک ایران به این تعامل سه جانبه (علما، نواندیشان دینی و روشنفکران غیر دینی) نیاز است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پایان&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;پانویس&amp;zwnj;ها&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn1&quot; href=&quot;#_ftnref1&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. عالمانی چون: سید رضا موسوی مجتهد زنجانی، صدر حاج سیدجوادی، انگجی، طالقانی، فیروزآبادی از این شمار بودند.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn2&quot; href=&quot;#_ftnref2&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. اصطلاح &amp;laquo;نوسلفی&amp;raquo; را برای متمایز کردن این جریان ایرانی &amp;ndash; شیعی از جریان مشابه و قدیمی تر سلفی های عربی &amp;ndash; سنی &amp;ndash;حنبلی به کر بردم. می توان این جریان را &amp;laquo;نوحنبلی ایرانی- شیعی&amp;raquo; نیز گفت.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn3&quot; href=&quot;#_ftnref3&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. در این زمینه در کتاب &amp;laquo;در تکاپوی آزادی&amp;raquo; (زندگینامه مهندس بازرگان) به تفصیل سخن گفته ام و به ویژه مرامنامه &amp;laquo;متاع&amp;raquo; را در آنجا آورده ام.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn4&quot; href=&quot;#_ftnref4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. برای کسانی که با سنت حوزه ها آشنا نیستند می گویم که رسیدن به مرجعیت راه و رسمی دارد که باید از آغاز (حداقل پس از پایان دوره خارج فقه و اصول) مقدمات آن فراهم شود. اگر عالمی به واقع تخصص علمی لازم و صلاحیت کافی برای اجتهاد و افتا داشته باشد اما تا مقدماتش فراهم نشده باشد و یا خود نخواهد، هرگز مرجع نخواهد شد. چنان که مجتهدی مانند علامه طباطبایی آگاهانه به راه مرجعیت نرفت و عطایش به لقایش بخشید. البته این سخن بیشتر مربوط است به پیش از انقلاب در ایران و در سالیان اخیر داستان تا حدودی متفاوت شده و دولت و قدرت حاکم و رانت حکومت در بی اعتبار کردن کسانی و در مقابل برکشیدن و اعتبار دادن به کسانی دیگر نقش مهمی ایفا می کند. عاملی که در گذشته هرگز چنین نبوده است.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn5&quot; href=&quot;#_ftnref5&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. در دهه چهل یا پنجاه بحث ارتباط با ارواح و نیز تناسخ در مطبوعات ایران راه افتاده بود و علما که معمولا به خود حق می دهند در تمام امور دخالت کنند و نظر کارشناسی بدهند، آقای مکارم هم کتابی در همین زمینه تحت عنوان &amp;laquo;عود ارواح&amp;raquo; منتشر کرد.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn6&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn6&quot; href=&quot;#_ftnref6&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. به عنوان نمونه بنگرید به دو کتاب &amp;laquo;خلاصه ای از دین اسلام&amp;raquo; در چند جلد از محب الاسلام و کتاب &amp;laquo;قرآن در عصر فضا&amp;raquo; از سید عبدالرضا حجازی. بگویم که من کار مطبوعاتی خودم را در آن فضا با همین رویکرد آغاز کردم. اولین مقاله ام در &amp;laquo;مجله دانشمند&amp;raquo; در سال 1349 در باره راز طول امام زمان بود و در آن کوشیده بودم با استفاده از چند فاکت روزنامه ای یا از چند نوشته بی مایه نشان دهم که طول عمر اما زمان با علم ناسازگار نیست بلکه مورد تأیید علوم روز است. دومین مقاله در همان مجله به مناسبت ماه رمضان در باره فواید حکم شرعی روزه از نگاه علوم روز بود. باز بگویم این رویکرد متأثر از نواندیشان تهران بود اما حداقل کسانی چون بازرگان و سحابی به استناد تخصصی که داشتند سخن می گفتند اما ماها بدون هیچ گونه دانش و تخصصی در زمینه های علوم اظهار نظر می کردیم.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn7&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn7&quot; href=&quot;#_ftnref7&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. اشاره کنم که چهار تن مطرح شده به عنوان چهره های شاخص و اثرگذار مطرح شده اند و گرنه در حوزه فعالیت های دیگر و شخصیت های دیگر هم بودند که در همان چهارچوب ها تلاشهای فکری و فرهنگی داشتند. مانند آقای مصباح یزدی در &amp;laquo;مؤسسه راه حق&amp;raquo; و آقای حسین نوری همدانی (مرجع تقلید کنونی). مصباح اهل فکر و فرهنگ و قلم بود و به پرورش شاگردان و همفکران اهتمام تام داشت تا خط فکری خود را که همان ستیز بی امان با روشنفکرانی شریعتی بود ادامه دهد. اما فعالیت وی در آن زمان محدود بود و چندان اثرگذار نبود. نوری همرانی از همان اوائل دهه دهه چهل جلسات بحث و گفتگو داشت که با حضور جمعی از طلبه های جوان درباره شبهات&amp;nbsp;و پرسش های مذهبی منتقدانه جدید بحث می شد و ایشان تلاش می کرد با توجیهات شبه علمی و معقول به آنها پاسخ دهد. من از آن زمان در این جلسات شرکت می کردم. بعدها در دهه پنجاه جمعی از دوستان تحت نظارت ایشان کار پژوهشی می کردیم و محصول آن جلسات چند کتاب تحت عنوان &amp;laquo;ما و مسائل روز&amp;raquo; منتشر شد. اما اکنون که به این کارها و نوشته ها نگاه می کنم اسباب شرمندگی است. هرچند که در آن زمان افکار مترقی شمرده می شد و به ویژه علمای سنتی با همان افکار هم غالبا بیگانه بودند. آقای جوادی آملی هم بودند و نیزآقای حسن حسن زاده آملی که اهل فلسفه بودند و مدرس عالی اما فعالیت فکری و فرهنگی روشنی حداقل در سطح گسترده نداشتند. به ویژه قای حسن زاده که بیشتر منزوی و اهل عرفان و سلوک بود که خوشبخانه، بر خلاف آملی دیگر، هیچ وقت با قدرت گره نخورد و به راه خود رفت و می رود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn8&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn8&quot; href=&quot;#_ftnref8&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. به یاد می آورم به دلیل حضور مطهری در دارالتبلیغ مورد انتقاد طلبه های مبارز بود. این البته بر می گشت به تأسیس این نهاد فرهنگی و آموزشی در اوائل دهه چهل به دست آیت الله شریعتمداری که به شدت مورد انتقاد و مخالفت آیت الله خمینی و طرفدارانش در حوزه (مانند آیت الله منتظری) قرار گرفته بود. دلیل مخالفت نیز این بود که تأسیس این مرکز را به اشاره رژیم به قصد انحراف در مسیر مبارزه می دانستند. نیز از این که مطهری در شمال تهران زندگی می کند و از ماشین شخصی استفاده می کند به ایشان خرده می گرفتند. چرا که در آن انقلابی گری با ساده زیستی و زیست فقیرانه ملازمه داشت.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn9&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn9&quot; href=&quot;#_ftnref9&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. قابل تأمل این که پس از انقلاب مشکینی تحت تأثیر تغییر فضای فکری و سیاسی و (احتمالا) با اعمال فشارهایی در نماز جمعه قم حرفهای گذشته خود را پس گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn10&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn10&quot; href=&quot;#_ftnref10&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. در آن زمان در میان دینداران دانشگاهی و به تبع حوزوی خداشناسی علمی (اثبات صانع از طریق علوم جدید) بسیار رایج بود. آقای نوری همدانی کتابی در این زمینه دارد تحت عنوان &amp;laquo;شگفتی های آفرینش&amp;raquo;. اما چنین نویسندگانی غیر متخصص در این نوع آثار با گردآوری چند گزارش علمی و شبه علمی از منابع دست چندم و غالبا نا معتبر می خواهند وجود صانع را ثابت کنند. روشن است که چنین آثاری تا چه حد می تواند معتبر و قابل اعتنا باشد.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn11&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn11&quot; href=&quot;#_ftnref11&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. اصولا در آن روزگار آیت الله گلپایگانی و طبعا بیت و پیروانش بیشترین مخالفت ها را با جریان نواندیشی در حوزه دین و سیاست را ابراز می کردند. از جمله در اواخر دهه چهل و اوائل دهه پنجاه کتاب &amp;laquo;شهید جاوید&amp;raquo; صالحی نجف آبادی، که مخالفان به طعن می گفتند &amp;laquo;شهید جدید&amp;raquo;، موضوع جدال عظیم درحوزه شد و در این میان بیشترین مخالفت ها و مقاومت ها از سوی آیت الله گلپایگانی و بیت ایشان دیده شد.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn12&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn12&quot; href=&quot;#_ftnref12&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[12]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. باید توجه داشت که در این دوران (1320-1360) حوزه و بیشتر طلاب جوان و اهل فکر و سیاست از جهان عرب و جنبشهای اسلامی خاورمیانه اثر پذیرفتند که بیشترین تأثیر را به طور مشخص &amp;laquo;اخوان المسلمین&amp;raquo; مصر نهاد. باید گفت حجه الاسلام سید هادی خسروشاهی، که به بیت آیت الله شریعتمداری وابسته بود و از پیروان و مبلغان پرشور آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام بود، در معرفی جنبشهای اسلامی و نویسندگان عمدتا بنیادگرای جهان اسلام (مانند مودودی و سید قطب و حسن البنا) و به ویژه اخوان المسلمین نقش مهمی ایفا کرد. با همت ایشان و برخی روحانی دیگر آثار زیادی از این نویسندگان و سازمانها از عربی به فارسی ترجمه و منتشر شد. از آنجا که این اثرگذاری خارجی خارج از موضوع بود، از اشاره به آن خودداری شد.&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بخش پیشین:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;../../../../../../../reflections/2011/07/15/5432&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;مروری بر تاریخ حوزه قم از منظر اصلاح&amp;zwnj;طلبی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/07/23/5617#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4222">اصلاح دینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3499">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2428">حسن یوسفی اشکوری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4220">حوزه علمیه قم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450">روحانیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4143">روشنفکری دینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4221">نواندیشی دینی</category>
 <pubDate>Sat, 23 Jul 2011 09:15:01 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">5617 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>مروری بر تاریخ حوزه قم از منظر اصلاح‌طلبی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/07/15/5432</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/07/15/5432&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مناسبات روشنفکران دینی و حوزه قم در دهه چهل و پنجاه- قسمت نخست        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حسن یوسفی اشکوری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;536&quot; height=&quot;347&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/houze.jpg?1311094458&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;i&gt;حسن یوسفی اشکوری &amp;minus; &lt;/i&gt;این متن گزارش مکتوب و بسط یافته گزیده مقاله و سپس سخنرانی من در &amp;laquo;سمینار نقش روحانیت در تاریخ معاصر ایران&amp;raquo; است که در تاریخ ۹ آوریل ۲۰۱۱ در دانشگاه سو آس لندن با همت &amp;laquo;انجمن سخن&amp;raquo; ارائه شد.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;یادآوری چند نکته&lt;/i&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; اول. در این گفتار &amp;laquo;حوزه علمیه قم&amp;raquo; صرفا از منظر اصلاح و اندیشه اصلاح&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طلبی مورد توجه و تحلیل قرار می&amp;zwnj;گیرد نه از منظرهای دیگر چون منظر سیاسی و یا اقتصادی و فقه و فقاهت و دیگر معارف سنتی حوزوی و یا از منظر صنفی و طبقاتی علما و روحانیت&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; href=&quot;#_ftn1&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و مانند آنها. از قضا از این منظر کمتر به نهاد حوزه قم در قرن اخیر توجه و عنایت شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طرح موضوع از این منظر، به دلیل موضوع گفتار یعنی بیان رابطه روشنفکران دینی&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; href=&quot;#_ftn2&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; با علما و طلاب و روحانیان حوزه قم است. روشن است تنها وجهی از روحانیون و نهاد علمی حوزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های علمیه از جمله حوزه قم که به گروه مصلحان و روشنفکران و نواندیشان مسلمان (نیز غیر مسلمان) ربط پیدا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند همین وجه اصلاح و اندیشه اصلاح است که هم دارای عنصری از اندیشه مدرن است و هم شامل پروژه تغییر و به روز شدن طلاب و روحانیون می&amp;zwnj;شود. در واقع فکر اصلاح، که برخاسته از شرایط نوین و مقتضیات عصر مدرن است، وجه مشترک نهاد روحانیت و علما و فقها با نواندایشان و روشنفکران است که در خارج از نهاد حوزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها شکل گرفته و به هرحال این اندیشه عمدتا برآمده از جهان خارج از زیست جهان علما و فقها بوده و هست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; دوم. این گفتار بیشتر روایی &amp;ndash; تحلیلی است و تلاش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنم که از ارزش&amp;ndash;داوری به دور باشد و حداقل داوری مستقیمی در گزارش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها&amp;nbsp;و تحلیل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها صورت نگیرد. گرچه در عمل شاید این خواسته به کمال محقق نشود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; سوم. گفتار روایی من عمدتا مبتنی بر اطلاعات شخصی است و حداقل مستقیما از هیچ منبعی استفاده نشده و اگر لازم بوده بدان اشاره خواهد شد. دلیل این کار نیز اقامت من درست در همین بازه زمانی در حوزه قم است. من در سال ۴۴ به حوزه قم رفتم و تا سال ۵۹ در حوزه بودم. آنچه از این سالها به طور خاص روایت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنم و یا تحلیل، بیشتر محصول تجربه حدود پانزده ساله و حضور مستقیم در متن برخی تحولات فرهنگی و سیاسی و آشنایی مستقیم با وجوهی از تحولات و رخدادها و شخصیت های حوزه قم است. گفتن ندارد که اطلاعات و تجارب من قطعا کامل نیست و احتمالا از خطا و یا کاستی هم به دور نباشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای ایجاد نظم و انسجام در گفتار و امکان نتیجه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیری و جمع بندی مفید، گفتارم را در چهار بخش مشخص پی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیرم. در واقع سه بخش نخستین، مقدمات ضروری بیان و روایت آخرین است که موضوع این گفتار یعنی بیان رابطه روشنفکران مسلمان غیر حوزوی با حوزویان است. دلیل این دورخیز آن است که به گمان من تحلیل درست و همه جانبه هر رخدادی، بر بستر سیر تحولی و تاریخی آن و فهم و درک ریشه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و زمینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و عوامل قریب و بعید آن است. با این همه این مقدمات به دلیل محدودیت وقت (و نیز نگارش) به کوتاهی تمام خواهد بود و فقط در حد بیان سر فصل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و عطف توجه آگاهان به آن زمینه هاست نه بیشتر.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بخش نخست- سه دوره حوزه قم از منظر اصلاح طلبانه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یک سطح کلان و به ویژه از منظر اصلاح&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طلبانه می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان گفت که حوزه علمیه قم از آغاز تا مقطع مورد نظر ما یعنی انقلاب و پایان دهه پنجاه سه سرفصل مشخص را تجربه کرده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; دوران آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی (دوران تأسیس حدود ۱۳۰۰ &amp;ndash; ۱۳۲۵)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; دوران آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله بروجردی (دوران تمرکز و اعتلا ۱۳۲۵ &amp;ndash; ۱۳۴۰)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; دوران آیات شریعتمداری&amp;ndash;خمینی&amp;ndash;گلپایگانی (دوران فترت و عدم تمرکز ۱۳۴۰ &amp;ndash; ۱۳۵۹)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حوزه قم در دوران پس از مشروطیت و پایان جنگ جهانی اول به شکلی کاملا متفاوت از حوزه نجف و حوزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دینی کهن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر و پیشین تأسیس شد. گرچه حائری تحت تأثیر فضای فرهنگی و سیاسی جدید ایران و جهان حوزه قم را بنیاد نهاد و از این رو حوزه خیلی سریع رشد و گسترش یافت اما در دوران آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله بروجردی بود که حوزه قم از جهات فرهنگی و علمی و اقدامات اصلاحی شکوفا شد و به اعتلا رسید. افزون بر وجود افکار اصلاح&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طلبانه و تحول خواهانه در بروجردی، شاید یکی از علل این توسعه و شکوفایی در این دوره، تمرکز مرجعیت و توان مالی استثنایی و منزلت اجتماعی و حتی نفوذ سیاسی کم مانند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله بروجردی بوده است. بروجردی دست به چند کار فرهنگی &amp;ndash; اصلاحی زد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱ &amp;ndash; تأسیس مدارس جدید برای طلاب و ایجاد نظم نوین واصلاح برخی شیوه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تدریس و آموزش طلبه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها (مانند امتحان گرفتن از طلاب و آموختن زبان خارجی).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲ &amp;ndash; تأسیس کتابخانه بزرگ در قم و بنا نهادن مسجد اعظم قم و ایجاد شبکه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کتابخانه در برخی شهرها.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳ &amp;ndash; ایجاد ارتباط با اروپا و جهان اسلام (ایجاد مساجد در برخی شهرهای مهم اروپا &amp;ndash;از جمله مسجد و مرکز اسلامی شهر هامبورگ در آلمان- و اعزام مبلغین دینی به این مراکز و نیز ارتباط بیشتر با کشورهای اسلامی به ویژه با نهاد قدیمی و سنتی و با نفوذ الازهر و پیشبرد طرح اتحاد اسلامی که به تأسیس نهاد &amp;laquo;دارالتقریب بین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;المذاهب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الاسلامیه&amp;raquo; منتهی شد. این نهاد در قاهره متمرکز بود و از جهات مختلف منشاء تحولات مهم فکری و فقهی و سیاسی برای جهان اسلام و در نزدیکی و همگرایی بین مذاهب اسلامی و به ویژه بین شیعه و سنی شد).&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; href=&quot;#_ftn3&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از بروجردی هرچند آن تمرکز و فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها تا حدودی متوقف شد، اما در اشکال مختلف کم و بیش ادامه یافت. مهمترین اقدام تأسیس &amp;laquo;دارالتبلیغ اسلامی قم&amp;raquo; بود که به همت آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله سید کاظم شریعتمداری انجام شد که کاری سترگ بود و منشاء تحولات فکری و علمی و فرهنگی مهمی در بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی از روحانیون شد. به همت شریعتمداری و دارالتبلیغ به طلابی که در این مرکز درس می&amp;zwnj;خواندند زبان عربی و انگلیسی و اردو آموزش داده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد و برخی از این طلاب برای ادامه تحصیل علوم جدید و غربی به برخی دانشگاههای اروپا و آمریکا اعزام شدهد. با همت این نهاد فرهنگی و آموزشی نشریات مختلف با تیراژ بالا برای گروههای مختلف اجتماعی و فرهنگی (پژوهشگران و جوانان و کودکان) با ادبیات جدید و به چند زبان انتشار یافتند و به ویژه با اعطای بورسیه به دانشجویان مسلمان کشورهای مسلمان و غیر مسلمان و تحصیل آنان در دارالتبلیغ و اعزام مبلغان آماده تر به کشورهای اروپایی، کار آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله بروجردی در تعامل با غرب و جهان اسلام در سطح مؤثرتری ادامه پیدا کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله سید محدرضا گلپایگانی نیز به فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فرهنگی و مدنی مؤثری دست زد. از جمله چند مدرسه دینی برای اسکان و آموزش طلاب بنیاد نهاد و یک بیمارستان مهم و موفق در عرصه خدمات عمومی و از جمله برای طلاب در قم ایجاد کرد. آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله سید شهاب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الدین نجفی مرعشی هم با بنای یک مدرسه و به ویژه کتابخانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای عظیم با نسخه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خطی بسیار در سطحی دیگر کار را ادامه داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما در این مقطع آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله سید روح&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله خمینی خط مبارزه سیاسی را بنیاد نهاد که خارج از سنت بروجردی بود. ایشان و بعدها پیروانش چندان به امور فرهنگی و آموزش روحانیون توجه نشان ندادند اما به ایشان به شکل بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سابقه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای رویکر سیاسی مهمی را در حوزه دین و دینداران و روحانیت آغاز کرد. این رویکرد نه ریشه در منش و روش حائری داشت و نه در سنت بروجردی سابقه داشت. شاید بتوان گفت این آغاز تداوم اسلام سیاسی فدائیان اسلام بود که در دو دهه بیست و سی با رهبری یک روحانی جوان و کم سواد اما پرشور و پر تحرک به نام سید مجتبی میرلوحی مشهور به نواب صفوی در عرصه سیاست فعال بود و شماری از دینداران و طلاب جوان را تحت تأثیر قرار داده بود. بروجردی و عموم علما در آن زمان با این تفکر و رویکرد مخالف بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ظاهرا از مدرسین صاحب نام در حوزه قم فقط خمینی بود که با فدائیان اسلام همدل و همراه بود. به هرحال نحله اسلام سیاسی از نوع آموزه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله خمینی در دهه چهل و پنجاه تقریبا نسبت به فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فرهنگی و اصلاحی در هر زمینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تفاوت بودند. شاید با تسامح بتوان گفت که در دهه چهل و پنجاه &amp;laquo;مدرسه حقانی&amp;raquo; (=منتظریه&amp;raquo;) در قم تا حدودی نماد فرهنگی جریان روحانیت مبارز بود که گرایش نوگرایانه داشت.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; href=&quot;#_ftn4&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بخش دوم- نهادهای فرهنگی و آموزشی حوزه در دهه چهل و پنجاه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حوزه به طور معمول و سنتی معارفی با عنوان &amp;laquo;معارف دینی&amp;raquo; یا &amp;laquo;علوم حوزوی&amp;raquo; آموزش داده می&amp;zwnj;شود که مهم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین آنها &amp;laquo;اصول فقه&amp;raquo; و &amp;laquo;فقه&amp;raquo; است. دانش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی چون ادبیات (صرف و نحو و معانی بیان) و منطق هم تدریس می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند، اما این معارف به عنوان دانش ضروری و مقدماتی برای مهارت در استفاده از متون و منابع و نیز برای ورود به عرصه اجتهاد و فقاهت اهمیت دارند و ضروری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نمایند. اندکی کلام و تفسیر به طور محدود تدریس می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند اما این نوع دانش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و حتی فلسفه غالبا غریب و کم اهمیت قلمداد می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شوند.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; href=&quot;#_ftn5&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; تا مقطع انقلاب طلاب و روحانیان به مطالعات آزاد و غیر متعارف در حوزه چندان توجه نمی&amp;zwnj;کردند. در عین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;حال در مقطع دهه سی تا پنجاه چند نهاد یا حلقه&amp;nbsp;فرهنگی و علمی ویژه در خارج از دروس رسمی حوزه قم مهم و اثرگذار عبارت بودند که مهم ترینشان حلقه فکری &amp;ndash; آموزشی آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله سید محمدحسین طباطبایی (مشهور به علامه طباطبایی&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref6&quot; href=&quot;#_ftn6&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;) و حلقه فکری&amp;ndash; آموزشی حجة الاسلام ناصر مکارم شیرازی&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref7&quot; href=&quot;#_ftn7&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بود. درباره هرکدام توضیح مختصری داده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;حلقه فکری &amp;ndash; آموزشی علامه طباطبایی&lt;/i&gt;. طباطبایی از اواخر دهه بیست از تبریز به قم هجرت کرد و در این حوزه به تدریس و تحقیق در علوم اسلامی اهتمام کرد. اما شرح هجرت وی از تبریز به قم نشان می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهد که او آگاهانه و با برنامه و هدف مشخصی به حوزه قم کوچ کرد. او به لحاظ تحصیلات سنتی و حوزوی کاملا آماده بود در اصول و فقه ممارست کند و حلقه درسی بنیاد نهد و پس از چندی مدعی مرجعیت و فتوا شود و رساله منتشر کند و مقلدانی گرد آورد و بدان دل خوش کند که صد البته هم دارای نام می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد و هم نان و موقعیت و منزلت. اما او آگاهانه مسیر و هدف دیگری برگزید. وی در قم به دو کار مهم دست زد که از قضا هر دو به شدت غریب و نامعتارف بودند. یکی تدریس فلسفه و دیگری تفسیر قرآن. طباطبایی از آغاز ورود به حوزه قم در هر دو زمینه فعال شد و به رغم موانع بسیار (به ویژه که آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله بروجردی با فلسفه و تدریس آن مخالف بود) توانست منشاء تحول مهم فکری در طلاب و فضلای جوان شود. در واقع از دهه سی تا پنجاه محور فعالیت فکری و فلسفی اثرگذار در قم و در تمام حوزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دینی ایران علامه طباطبایی بود. هر دو حوزه فعالت او یعنی ترویج و آموزش فلسفه اسلامی و نیز تفسیر قرآن کم و بیش با فضای جدید بود و کوشش این بود که در این دو قلمرو به پرسش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های جدید و مشکلات فکری و اجتماعی مسلمانان پاسخ درخور و معقول داده شود. در دو حلقه آموزشی طباطبایی شمار اندکی از فضلای جوان شرکت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردند که البته با گذشت زمان و دگرگونی شرایط و به ویژه پس از درگذشت آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله بروجردی و تثبیت موقعیت وی بیشتر و گسترده تر می&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;حلقه فکری - آموزشی ناصر مکارم&lt;/i&gt;. مکارم در آن زمان از مدرسین حوزه بود که در حوزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فرهنگی مختلف نیز فعال و اثرگذار بود. ایشان که در حوزه تفکر از شاگردان طباطبایی به شمار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آمد و از این طریق تا حدودی با مباحث پر چالش دینی و فلسفی جدید آشنا شده بود&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref8&quot; href=&quot;#_ftn8&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، در دهه چهل و پنجاه از طرق مختلف تأثیر قابل توجهی در آموزش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اصلاح&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طلبانه و نوگرایانه حوزه قم داشت. او عمدتا از دو طریق اثرگذار بود: جلسات بحث عقاید&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref9&quot; href=&quot;#_ftn9&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;و نیز انتشار مجله مکتب اسلام و آموزش نسلی از روحانیان جوان روزنامه نگار و فارسی نویس. &amp;laquo;ماهنامه درسهایی از: مکتب اسلام&amp;raquo; با حمایت و شاید هم اشاره آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله شریعتمداری در اواخر دهه سی در قم منتشر شد و از آن زمان تا سالیان متمادی مکارم شیرازی سردبیر این ماهنامه بود. می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان گفت تا مقطع انقلاب این نشریه در حوزه تفکر دین سنتی و اسلام حوزوی پرتیراژترین و اثرگذارترین نشریه مذهبی بوده و خوانندگان و علاقه&amp;zwnj;مندان بسیار داشت و بسیاری از جوانان و اهل فکر و فرهنگ مسلمان فارسی زبان در داخل و خارج ایران آن را می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواندند. این ماهنامه در دو رژیم منتشر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود و از این رو ماندگارترین نشریه هم هست. عمری حدود شصت ساله. آنچه در اینجا مورد نظر است این است که حول این ماهنامه نسلی از طلاب جوان روزنامه نگار تربیت شده و از آن زمان به بعد در مطبوعات و یا در تحقیق و تألیف فعال و اثرگذار و نامبردار شدند. مهم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر این که این گروه با فارسی نویسی آشنا شدند. در گذشته طلاب و روحانیون غالبا کتاب فارسی و به طریق اولی روزنانه و نشریه فارسی نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواندند و حتی شماری از روحانیون مطالعه نشریات و کتب فارسی را دون شأن خود می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانستند.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref10&quot; href=&quot;#_ftn10&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;چنان که شنیدم زمانی که آقای مکارم از نجف به قم آمد و روزنامه نگار شد، برخی از دوستانش در نجف به طعن می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گفتند: &amp;laquo;و صار ناصر روزنامه نویسا&amp;raquo;! به هرحال مکارم قلم به دست شماری از طلاب داد و آنان را وارد عرصه مطالعه، تحقیق و نگارش فارسی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرد. خود ایشان هم خوب و مفهوم و قابل خواندن می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نوشت و از این رو روزنامه نگار موفقی بود. در دهه چهل و پنجاه کتابهایی عمدتا در مباحث کلامی و یا اجتماعی به وسیله شاگردان مکارم و تحت ارشاد و هدایت مستقیم ایشان تألیف شده و منتشر شدند.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref11&quot; href=&quot;#_ftn11&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;در دهه پنجاه زیر نظر مکارم &amp;laquo;تفسیر نمونه&amp;raquo; به قلم شماری از فضلای جوان تدوین و منتشر شد. نیز &amp;laquo;مجمع علمی نجات نسل جوان&amp;raquo; با همت مکارم و زیر نظر ایشان در قم بنیاد نهاده شد و فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فرهنگی و انتشاراتی قابل توجهی داشت.&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در دو دهه چهل و پنجاه چند نشریه در قم منتشر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شدند. از جمله &amp;laquo;نشریه کتابخانه مسجد اعظم قم&amp;raquo;، نشریات &amp;laquo;راه حق&amp;raquo;، &amp;laquo;سالنامه معارف جعفری&amp;raquo; و نشریات مختلف و از جمله &amp;laquo;سالنامه پیام اسلام&amp;raquo; از مؤسسه پیام اسلام. اما در این میان سه نشریه قابل اهمیت بیشتری دارند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; &amp;laquo;&lt;i&gt;مجموعه حکمت&lt;/i&gt;&amp;raquo; که به صورت ماهنامه در دهه سی متشر می&amp;zwnj;شد و در اوایل دهه چهل متوقف شد. کسانی از روحانیون و غیر روحانی با آن همکاری قلمی داشتند. از جمله مهندس بازرگان و آیت طالقانی نیز در آن مقاله می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نوشتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; &amp;laquo;ماهنامه &lt;i&gt;درسهایی از: مکتب اسلام&lt;/i&gt;&amp;raquo; که از آن یاد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; &amp;laquo;&lt;i&gt;فصلنامه مکتب تشیع&lt;/i&gt;&amp;raquo;. این فصلنامه و تا حدودی ادواری اندکی پس از مکتب اسلام و تا حدودی در رقابت با آن تأسیس شد. بنیانگذاران آن به حلقه مریدان آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله خمینی نزدیک بودند و این گرایش بعد از آغاز مبارزه بیشتر شد. کسانی چون اکبر هاشمی رفسنجانی و محمدجواد باهنر و نعمت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله صالحی نجف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آبادی در آن فعال بودند. این نشریه نیز در اوایل دهه چهل متوقف شد. گرچه بین فعالان دو نشریه رقیب &amp;laquo;مکتب اسلام&amp;raquo; و &amp;laquo;مکتب تشیع&amp;raquo; چندان تفاوتی نبود اما می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان گفت جریان مکتب تشیع تا حدودی نوگراتر و سیاسی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر بود. یکی از شماره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مهم مکتب تشیع اختصاص داشت به گفتگوی مفصل پرفسور کربن فرانسوی با علامه طباطبایی. در آن سالها کربن در ایران بسیار فعال بود و با عالمان و متفکران سنتی اندیش شیعی ایران از جمله طباطبایی، جلالدین آشتیانی، داریوش شایگان و سید حسین نصر ارتباط و تعامل فکری مهمی داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بخش سوم - محورهای افکار و اعمال اصلاح&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;طلبانه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما محصول این رویکردهای اصلاح طلبانه در حوزه قم چه بود؟ بررسی این موضوع در محدودۀ بحث و مجال اندک ما نیست اما به اجمال می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان محورهای افکار و اقدامات اصلاح طلبانه حوزویان را چنین بر شمرد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- &lt;i&gt;معرفی اسلام با زبان امروز و مورد پسند نسل جوان&lt;/i&gt;. جدای از اندک تحول فکری در شماری از علما و عمدتا فضلای جوان حول مکتب فلسفی و تفسیری طباطبایی، بیشترین تلاش و محصول طلاب و فضلا معطوف بود به معرفی دین اسلام و مذهب تشیع به ایرانیان و جهانیان به زبان نوتر و قابل فهم تر و ساده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر برای همه و به ویژه برای جوانان. تمام تلاش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و نهادهای آموزشی و فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تبلیغی روحانیون به گونه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای و در مسیری بود که اسلام به عنوان یک دین حق و کامل و جهانی و معقول با زبان و بیان فارسی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر و مد روزتر به مردم دنیا و بیشتر مردم ایران و درس خوانده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های جدید&amp;nbsp;تفهیم و معرفی شود. برای تحقق این هدف البته از تعلیم و تعلم برخی زبانهای زنده دنیا، علمی نشان دادن آموزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دینی، تأسیس نهادهای مدرن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر، اعزام مبلغ به خارج از جمله اروپا و مانند آنها نیز استفاده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲ &amp;ndash; &lt;i&gt;ایجاد نظم و تمرکز در مرجعیت و حوزه و روحانیت&lt;/i&gt;. از زمان آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله حائری یزدی یکی از دغدغه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های اصلاح&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طلبان حوزوی بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نظمی در نهاد حوزه (البته اگر بتوان حوزه را نهاد دانست) بود و از این رو همواره تلاش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد که روحانیت و حوزه تحت نظم در آید و امور پراکنده و نابسامان آن به سامان شود. تحقق مرجعیت متمرکز در آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله بروجردی و تلاش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مفید ایشان در زمینه انتظام امور حوزه تا حدودی به این هدف نزدیک شد اما پس از آن نه تنها این مسیر ادامه نیافت بلکه با شکاف در روحانیت و تعدد مرجعیت در ایران و حتی تا حدودی انتقال مرجعیت به نجف (حداقل تا زمان مرگ آیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الله سید محسن حکیم در سال ۱۳۴۹) تمرکز و سازماندهی روحانیت متوقف و حتی مخدوش شد.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref12&quot; href=&quot;#_ftn12&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[12]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳ &amp;ndash; &lt;i&gt;اصلاح کتب درسی و آموزشی&lt;/i&gt;. در حوزه از کتابهایی برای تدریس و تعلیم معارف اسلامی استفاده می&amp;zwnj;شود که عمدتا به زمانهای دور بر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گردد. مانند جامع المقدمات، سیوطی، حاشیه مولی عبدالله، مطول یا مختصر المعانی، مغنی اللبیب، معالم، لمعتین، قوانین، مکاسب، رسائل و کفایه. این کتب اصولا برای آموزش تألیف نشده و به طور کلی با توجه به شیوه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آموزشی و زمان و وقت دانشجویان امروز چنین متونی مفید و مناسب نیستند. از این رو تلاش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی برای رفع این مشکل صورت گرفت اما تا مقطع انقلاب تحول مهم و مؤثری ایجاد نشد. قابل توجه این که شماری از عالمان و فقیهان تغییر این متون را بر نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تابیدند و معتقد بودند که همان متون کهن و سنتی مطلوب است.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref13&quot; href=&quot;#_ftn13&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[13]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴ &amp;ndash; &lt;i&gt;اصلاح سیستم شهریه و ارتزاق طلاب&lt;/i&gt;. طلاب و روحانیون عمدتا از طریق دین و تصدی امور دینی ارتزاق می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنند. در دوران طلبگی بیشترین درآمد طلاب از طریق شهریه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای است که مراجع به شاگردان خودشان و غالبا به طور عام می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهند. البته در گذشته گاه برخی آقایان شهریه و کمک خود را به صورت غیر نقدی پرداخت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردند. اما به طور سنتی هرمرجع شهریه خود را به طور جداگانه و نقدی و در روزهای معین در ماه پرداخت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. به هرحال این سیستم که هیچ ارتباطی با مقتضیات جدید و امکانات بانکی و مانند آن ندارد، همواره مورد نقد بوده و کسانی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خواستند تحولی مثبت در این زمینه ایجاد کنند. مثلا تمام&amp;nbsp;شهریه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها یک جا و به وسیله حواله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بانکی به طلاب پرداخت شود. در این زمینه حداقل تا زمان انقلاب تحول قابل توجهی ایجاد نشد. بگذریم که اصولا برخی از روحانیون و غیر روحانیون با اصل ارتزاق از طریق دین یعنی دریافت سهم امام و توزیع آن بین طلاب و یا پول گرفتن در قبال تبلیغ و آموزش امور دینی مشکل داشتند و آن را انحراف و به زیان علما و روحانیون می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دانستند. در این مورد افکار یک روحانی نه چندان بلندپایه به نام نصیرالدین امیرصادقی در دو کتاب او &amp;laquo;روحانیت در شیعه&amp;raquo; و &amp;laquo;هیاهو&amp;raquo; و نیز اندیشه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های انتقادی گسترده و مؤثر دکتر علی شریعتی در آن روزگار قابل توجه است. پس از انقلاب نیز دکتر سروش در سخنرانی پر جنجال خود با عنوان &amp;laquo;سقف معشیت بر ستون شریعت&amp;raquo; به این موضوع توجه کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵ &amp;ndash; &lt;i&gt;رویکرد سیاسی و انقلابی&lt;/i&gt;. گرچه امروز با توجه به کارنامه اسلام انقلابی و عملکرد مخرب روحانیون انقلابی در اندام حقوقی جمهوری اسلامی، اسلام ایدئولوژیک و انقلابی نامطلوب و حتی مضر دانسته می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود، اما در دهه سی تا پنجاه ورود روحانیت به عرصه سیاست و مشارکت در مبارزات اجتماعی و سیاسی و نیز تلاش برای پاسخگویی به معضلات فکری و مدنی امروز خود یک حرکت اصلاحی و انقلابی و مفید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نمود. چنان که توضیح خواهم داد روشنفکران دینی آن روزگار نیز تلاش می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردند که روحانیون و علما وارد این حوزه بشوند.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref14&quot; href=&quot;#_ftn14&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[14]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; چنان که در عصر مشروطه نیز چنین تحولی رخ داد. با توجه به این جهات واقعیت این است که ورود دین سیاسی و روحانیت به عرصه جامعه و مبارزه بر ضد استبداد و استعمار و دعوت به اصلاح در حکومت و دولت، تحولی مثبت و گامی اصلاحی در روحانیت و حوزه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها شمرده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد. هرچند امروز و در شرایط متفاوت و به دلایل مختلف با تمام نتایج طبیعی و غیر طبیعی چنین تحولی موافق نباشیم.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;hr width=&quot;33%&quot; size=&quot;1&quot; align=&quot;left&quot; /&gt;
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn1&quot; href=&quot;#_ftnref1&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. قابل ذکر است که عنوان روحانی و روحانیت برای گروه علما و فقیهان و نهاد فقه و فقاهت و اجتهاد سنتی و تاریخی شیعی، به لحاظ معنا و مفهوم، دچار ابهام است و انطباق واژه روحانی به سلسله عالمان دین و گروههای دیگر این طبقه مانند واعظان ناروشن و حداقل مبهم است. به چه کسی روحانی گفته می شود؟ می دانیم که این اصطلاح جدید است و شاید عمر آن به یک قرن نرسد. هرچند احتمال دارد که در عصر صفوی تحت تأثیر ادبیات مسیحی غربی این عنوان در ذهن و زبان شیعیان ایرانی نطفه بسته باشد. اما امروز در ذهن و زبان عموم چه کسی روحانی است؟ در کلیسا و نظام مذهبی مسیحی کاتولیکی روحانی معنای روشنی دارد اما در شیعه و یا اسلام از گذشته مفسر و فقیه و مجتهد و محدث و متکلم و قاضی داشتیم اما عنوان روحانی نه سابقه دارد و نه معنای محصلی داشته و می تواند داشته باشد. جالب این که در قرن اخیر که این اصطلاح در جامعه شیعی متداول شده نوعی شبه روحانی کلیسایی نیز در میان عالمان و فقیهان پدید آمده است. به هرحال امروز واژه روحانی نه صرفا با تخصص علمی در معارف اسلامی قابل انطباق و تعریف است و نه با ارتزاق از طریق دین و تبلیغات مذهبی تعریف می شود و نه حتی صرفا با لباس خاص روحانی. در عین حال به نظر می رسد امروز جامع ترین تعریف، حداقل در افواه و انظار عمومی، همان رخت روحانی یعنی تلبس به قبا و عبا و عمامه است یعنی روحانی کسی است که لباس ویژه مذهبی بر تن دارد.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn2&quot; href=&quot;#_ftnref2&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. البته من اصطلاح &amp;laquo;نواندیشی دینی&amp;raquo; و حتی &amp;laquo;اصلاح دینی&amp;raquo; را بیشتر می پسندم تا عنوان پر مناقشه &amp;laquo;روشنفکری دینی&amp;raquo; اما به دلیل استفاده برنامه ریزان سمینار &amp;quot;نقش روحانیت در تاریخ معاصر ایران&amp;quot; (لندن، ۹ آوریل ۲۰۱۱)، که این مقاله برای ارائه در آن نوشته شد، از این عنوان استفاده می کنم. در عین حال در متن گفتار عمدتا از همان اصطلاح مطلوبم سود می جویم.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn3&quot; href=&quot;#_ftnref3&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. احتمالا نخستین گزارشی که از اقدامات اصلاحی و اجتماعی بروجردی عرضه شده مقاله مرتضی مطهری در کتاب &amp;laquo;بحثی درباره مرجعیت و روحانیت&amp;raquo; است که اندکی پس از درگذشت آیت الله بروجردی در سال 40 منتشر شده است. اما پس از آن در منابع مختلف به صورت مبسوط به &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;ا&lt;/span&gt;ین موضوع اشاره شده است.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn4&quot; href=&quot;#_ftnref4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. باید افزود که مدرسه حقانی نیز در آغاز ارتباط ویژه ای با آیت الله خمینی و پیروانش نداشت اما به تدریج این مدرسه پایگاهی برای اسلام سیاسی و انقلابی در قم شد. به ویژه در دهه پنجاه بخشی از طلاب مدرسه حقانی از فعالان پرشور و انقلابی در قم بودند و از این رو این مرکز پیوسته مورد هجوم و حمله مأموران امنیتی قرار می گرفت. در عین حال این رویکرد و فعالیت مربوط به بخشی از طلاب و یا مدرسان مدرسه می شد نه تمام آن و نه حتی سیاست کلی و حاکم بر آن. مثلا کسانی در آنجا تدریس می کردند که یا به کلی با آیت الله خمینی و مبارزه مخالف بودند (مصباح یزدی) و یا بی تفاوت بودند و به اصطلاح آن روزها عافیت طلبانه زندگی عادی خود را می گذراندند (محمدی گیلانی و به ویژه رئیس مدرسه علی قدوسی).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بد نیست اضافه کنم که در سالیان اخیر برخی چنان تبلیغ کردند که &amp;laquo;مدرسه حقانی&amp;raquo; مرکز تعلیم اسلام بنیادگرا و خشن و سرکوبگر بوده و چنین وانمود کردند که دانش آموخته های این مدرسه از آغاز با چنین تفکری و برای انجام چنین اعمالی (زندان و شکنجه و سرکوب) پروش یافته اند که هرگز چنین نیست. از قضا در دوران پس از انقلاب برخی طلاب حقانی به صف منتقدان و مخالفان پیوستند و حتی به اتهام عضویت در سازمان مجاهدیدن خلق اعدام شدند. برای رفع ابهام بگویم از آنجا که شمار قابل توجهی از طلاب حقانی مبارز و انقلابی بودند با رفتن دو چهره شاخص حقانی یعنی حجج اسلام بهشتی و علی قدوسی به دستگاه قضایی برخی از طلاب مدرسه نیز به نهادهای قضایی و امنیتی راه یافتند که هنوز هم هستند و فعال اند و البته غالبا از عوامل سرکوب هم بوده و هستند.&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn5&quot; href=&quot;#_ftnref5&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. البته این گزارش عمدتا معطوف است به دوران گذشته تا پیش از انقلاب اما در سالیان اخیر تحولاتی در زمینه های آموزشی و متون درسی و نیز اهمیت یافتن کلام و تفسیر و فلسفه رخ داده است.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn6&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn6&quot; href=&quot;#_ftnref6&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. می دانیم عناوینی چون &amp;laquo;علامه&amp;raquo; بازمانده از ادبیات کهن است که در گذشته شاید از باب توصیف واقعیت و یا از باب تجلیل و تکریم دانشمندی معقول می نمود اما روشن است که در زمان ما هیچ نابغه ای نمی تواند علامه باشد و از این رو چنین عنوانی تقریبا بلاموضوع است.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn7&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn7&quot; href=&quot;#_ftnref7&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. برای رفع هرگونه سوء تفاهم می گویم که من به دلیل گزارش از دهه چهل و پنجاه و رعایت ادب تاریخ نگاری از عناوین رایج آن روز استفاده می کنم. از این رو استفاده از عنوان &amp;laquo;حجة الاسلام&amp;raquo; برای آقای مکارم به تناسب آن روزگار است و گرنه می دانم که اکنون ایشان از آیات عظام است و از مراجع تقلید شمرده می شود.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn8&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn8&quot; href=&quot;#_ftnref8&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. ایشان تحت تأثیر شرایط روز و با الهام از مکتب و تلاش های فکری استادش طباطبایی در مبارزه با افکار چپ مارکسیستی، در اویل دهه سی کتاب &amp;laquo;فیلسوف نماها&amp;raquo; را در نقد و رد آموزه های فلسفی و اجتماعی مارکسیسم است نوشت که برنده جایزه سلطنتی کتاب سال نیز شد. قابل ذکر است که عنوان کتاب در آغاز این بود: &amp;laquo;فیلسوف نماهای شیاد&amp;raquo;.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn9&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn9&quot; href=&quot;#_ftnref9&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. در آن سالها جلسات بحث درباره عقائد و مذاهب به مدیریت و سخنگویی آقای مکارم تشکیل می شد و در این جلسات منظم شماری از طلاب و فضلای جوان شرکت می کردند و پیرامون برخی موضوعات کلامی و اعتقادی مانند خدا شناسی و توحید، نبوت، قرآن، معاد و . . . بحث و گفتگو می شد. برخی از شاگردان وی این مباحث و گفتارها را به صورت مکتوب تنظیم کرده و انتشار داده اند.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn10&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn10&quot; href=&quot;#_ftnref10&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. در سال 42 در حوزه محلی شهر خودمان &amp;ndash;رودسر-بودم. هر روز روزنامه کیهان را می خریدم (البته با قیمت دو ریال) و می خواندم. رئیس حوزه مرحوم حجة الاسلام سید هادی روحانی وقتی دانست که من روزنامه می خوانم احضارم کرد و هشدار داد که من فقط باید درسم را بخوانم و حق ندارم روزنامه بخوانم. بعدها در قم هم استاد معالم ما (آقای باکویی) بارها نصیحت مان می کرد که طلبه درسخوان باشیم نه طلبه روزنامه خوان.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn11&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn11&quot; href=&quot;#_ftnref11&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. چند از اینان که غالبا به صورت گروهی کار می کردند و از شهرت بیشتری برخوردارند از این قرارند: علی حجتی کرمانی، زین العابدین قربانی، حسین حقانی زنجانی، عباسعلی عمید زنجانی. محمد مجتهد شبستری، که اکنون از متفکران نواندیش نامدار ایرانی است، در اوایل از حلقه شاگردان مکارم شمرده می شد.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn12&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn12&quot; href=&quot;#_ftnref12&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[12]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. بگویم که من خود از کسانی بودم که در دوران پیش از انقلاب از بی نظمی در روحانیون نگران بودم و از فکر ایجاد نظمی کلیساوار و حداقل الازهروار حمایت می کردم اما اکنون با توجه به واقعیت ها و صرفا از بعد اجتماعی و سیاسی و پراتیک می بینم که همین بی نظمی در نهاد روحانیت شیعه در ظل استبداد دینی حاکم&amp;nbsp;نعمت بزرگی است و همین عدم تمرکز در مرجعیت شیعی حداقل امکانی برای تنوع و نوعی پلورالیسم دینی را فراهم می کند و از کارآیایی تیغ تیز سانسور و سرکوب و خفقان اندکی می کاهد و سوء استفاده حاکمیت از نهاد دینی و دین را کاهش می دهد.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn13&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn13&quot; href=&quot;#_ftnref13&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[13]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. شریعتی می گفت عده ای فکر می کنند هرچیز به میزانی که قدیمی تر است اسلامی تر است.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn14&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn14&quot; href=&quot;#_ftnref14&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[14]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;. به عنوان نمونه بنگرید به مقاله &amp;laquo;انتظارات مردم از مراجع&amp;raquo; به قلم مهندس مهدی بازرگان در کتاب &amp;laquo;بحثی درباره مرجعیت و روحانیت&amp;raquo;.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/07/15/5432#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4222">اصلاح دینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2428">حسن یوسفی اشکوری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4220">حوزه علمیه قم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450">روحانیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4143">روشنفکری دینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4221">نواندیشی دینی</category>
 <pubDate>Fri, 15 Jul 2011 05:16:33 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">5432 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>آخوند حکومتی و ارزش دلاری رهبری</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/06/07/4553</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/06/07/4553&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر گنجی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;472&quot; height=&quot;305&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/rahbar_wa_houze_2.jpg?1307655066&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;اکبر گنجی &amp;minus; &lt;/span&gt;دین و دینداری چه ارتباطی با اقتصاد دارد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا باورهای دینی صرفاً محصول دلایل عقلانی و انتخاب آگاهانه اند یا قدرت و ثروت هم، دین ساز است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا روحانیت به عنوان مفسر رسمی دین (مدعای خود روحانیون)، مروج باورهای دینی است یا مطابق خواست قدرت حاکم و متناسب با پولی که دریافت می&amp;zwnj;کند، برای حکومت دین سازی کرده و به اعتقادات شکل می&amp;zwnj;دهد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مقاله بر بستر چنین پرسش&amp;zwnj;هایی روئیده است؛ به فرایند برساختن &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;quot;&lt;/span&gt;آخوند حکومتی/درباری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;quot;&lt;/span&gt; می&amp;zwnj;پردازد و نشان می&amp;zwnj;دهد که اسلام خواهی روحانیت درباری تابع ثروت و قدرتی است که دریافت می&amp;zwnj;دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;یکم- طرح مسئله: &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span&gt;آیت الله مصباح یزدی گفته است: &lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;quot;&lt;b&gt;رهبری مقام معظم رهبری به اندازه&amp;zwnj;ی میلیاردها دلار برای ما ارزش دارد&lt;/b&gt;&amp;quot;. معنای این مدعا چیست و در چه سیاق/زمینه&amp;zwnj;ای بیان شده است؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دوم- &lt;/b&gt;آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای در سخنرانی ۲۹/۷/۱۳۸۹ ، برای طلاب و استاتید حوزه&amp;zwnj;ی علمیه&amp;zwnj;ی قم، به آنان گفت که دشمن دو &amp;quot;مفهوم غلط&amp;quot;، &amp;quot;دو مفهوم حقیقتاً انحرافی&amp;quot;، &amp;quot;دو مفهوم خصمانه&amp;quot;&amp;nbsp;و در واقع &amp;quot;دو تهمت&amp;quot; را مدام طرح می&amp;zwnj;کند. این دو عبارتند از: &amp;quot;&lt;b&gt;حکومت آخوندی&lt;/b&gt;&amp;quot; و &amp;quot;&lt;b&gt;آخوند حکومتی&lt;/b&gt;&amp;quot;. دشمن به دنبال ترویج این فکر انحرافی است که آخوند حکومتی بد است و آخوند غیر حکومتی منزه و خوب است. به گفته وی نسبت درست روحانیت با حکومت، &amp;quot;نسبت حمایت (دفاع) و نصیحت (اصلاح) است&amp;quot;. مفهوم &amp;quot;حکومت آخوندی&amp;quot; محل نزاع یادداشت کنونی نیست. فقط به مفهوم &amp;quot;آخوند حکومتی/درباری&amp;quot; خواهیم پرداخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img hspace=&quot;15&quot; height=&quot;356&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;250&quot; vspace=&quot;15&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/ganji.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;گوید حکومتی شدن روحانیت اگر با هدف الهی و معنوی باشد، بزرگترین مجاهدت است. دفاع روحانیت از حکومت/نظام اسلامی ارزشی بسیار مهم است و &amp;quot;هیچ روحانی&amp;zwnj;ای&amp;quot; نمی&amp;zwnj;تواند نسبت به جمهوری اسلامی &amp;quot;بی تفاوت باشد&amp;quot;. &amp;quot;رژیم سلطانی فقیه سالار&amp;quot; فرزند حوزه&amp;zwnj;ی علمیه&amp;zwnj;ی قم است و حوزه به عنوان مادر باید &amp;quot;در هنگام لازم از او دفاع&amp;quot; کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سوی دیگر، نظریه&amp;zwnj;پردازی سیاسی و همه&amp;zwnj;ی وجوه اداره&amp;zwnj;ی کشور (اقتصاد، مدیریت، مسائل جنگ و صلح، مسائل تربیتی، و. . . ) برعهده&amp;zwnj;ی &amp;quot;علمای دین&amp;quot; است. اگر روحانیت این وظیفه&amp;zwnj;ی مهم را انجام ندهد، &amp;quot;دانشهای ذاتاً مسموم علوم انسانی&amp;quot; این مسئولیت را برعهده خواهند گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روحانیت موظف است از طریق رفع شبهه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های دینی/سیاسی/اعتقادی/معرفتی که مبانی جمهوری اسلامی را نشانه گرفته اند، از نظام پشتیبانی به عمل آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دفاع/حمایت/پشتیبانی روحانیت از جمهوری اسلامی، منافاتی با &amp;quot;استقلال حوزه ها&amp;quot; ندارد. مگر محقق کرکی یا پدر شیخ بهایی که مسئولیت حکومتی داشتند، استقلال خود را از دست داده بودند؟ کاشف الغطاء &amp;quot;&lt;b&gt;تجلیل زیادی&lt;/b&gt;&amp;quot; از فتحعلی شاه کرد، &amp;quot;اما كاشف&amp;zwnj;الغطاء آدمى نبود كه &lt;b&gt;توى مشت فتحعلى&amp;zwnj;شاه&lt;/b&gt; و امثال فتحعلى&amp;zwnj;شاه قرار بگيرد؛ آنها مستقل بودند&amp;quot;. بدین ترتیب آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای به فقیهان گوشزد می&amp;zwnj;کند که تعریف و تجلیل از سلطان منافاتی با استقلال آنان ندارد. او سپس بر این نکته انگشت تأکید می&amp;zwnj;نهد که استقلال به معنای عدم حمایت روحانیت از دولت/حکومت/زمامدار سیاسی &amp;quot;مغالطه ای&amp;quot; است که نباید پیش بیاید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای به صراحت و شفافیت تمام از کمک های مالی دولت جمهوری اسلامی به حوزه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های علمیه و روحانیت سخن گفته و از آن دفاع به عمل می&amp;zwnj;آورد. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در حوزه&amp;zwnj;ها هزينه&amp;zwnj;هائى وجود دارد كه جز با كمك بيت&amp;zwnj;المال مسلمين و كمك دولتها امكان ندارد آن هزينه&amp;zwnj;ها تحقق پيدا كند. دولتها موظفند اين هزينه&amp;zwnj;ها را بدهند، دخالتى هم نبايد بكنند. بسيارى از مدارس مهم در شهرهاى گوناگون به وسيله&amp;zwnj;ى امراء و سلاطين و بزرگان ساخته شده. در مشهد سه مدرسه بغل هم ساخته شده- مدرسه&amp;zwnj;ى نواب و باقريه و حاج حسن-هر سه هم در زمان يكى از سلاطين صفويه و به امر او يا به امر امراى او ساخته شده بود؛ اشكالى ندارد. مدرسه&amp;zwnj;ى باقريه، محل تدريس محقق سبزوارى - ملا محمدباقر سبزوارى، صاحب &amp;quot;ذخيره&amp;quot; و &amp;quot;كفايه&amp;quot; - به وسيله&amp;zwnj;ى آنها ساخته شده؛ اين اشكالى ندارد. بايد هزينه كنند، دخالت هم نبايد بكنند. حوزه پشتيبانى&amp;zwnj;هاى گوناگون را از سوى نظام می&amp;zwnj;پذيرد، با عزت و با مناعت. اين پشتيبانى&amp;zwnj;هائى كه امروز نظام از حوزه&amp;zwnj;هاى علميه می&amp;zwnj;كند و &lt;b&gt;بايد هم بكند و بايد هم بيشتر بشود&lt;/b&gt;، اينها وظائفى است كه دارد. فقط هم پشتيبانى مادى نيست. امروز بحمداللَّه مهمترين و عمومى&amp;zwnj;ترين تريبونهاى ملى در اختيار فضلاى حوزه&amp;zwnj;هاى علميه، در اختيار مراجع معظم است؛ اينها حمايت است، اينها حمايتهاى نظام است. نظام اسلامى بايد اين حمايتها را بكند، به دليل همان پيوندى كه گفته شد&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پرداخت پول به روحانیت/حوزه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها فقط از طریق ثبت در بودجه&amp;zwnj;ی رسمی کشور نیست، صدها حساب دیگر وجود دارد که شیرهای نفتی را به حوزه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها و روحانیت متصل می&amp;zwnj;سازند. یکی از آن حساب ها، مبالغ کلان در اختیار رهبری است. یکی دیگر، دارایی ها و درآمدهای نهادها و سازمان های تحت امر رهبری است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او سپس به نکته&amp;zwnj;ی مهم دیگری اشاره کرد و می&amp;zwnj;گوید &amp;quot;&lt;b&gt;این را همه بدانند&lt;/b&gt;&amp;quot;. چه موضوعی را همه- از جمله روحانیت- باید بدانند؟ می&amp;zwnj;گوید روحانیت و &amp;quot;نظام سلطانی فقیه سالار&amp;quot; یکی هستند و هر آینده&amp;zwnj;ای برای یکی پیش آید، برای دیگری رقم خواهد خورد. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فقیهان و جکومت &amp;quot;به هم مرتبطند، به هم متصلند، &lt;b&gt;سرنوشت آنها يكى است&lt;/b&gt;؛ اين را همه بدانند. امروز سرنوشت روحانيت و سرنوشت اسلام در اين سرزمين، وابسته و گره خورده&amp;zwnj;ى به سرنوشت نظام اسلامى است. نظام اسلامى اندك لطمه&amp;zwnj;اى ببيند، يقيناً خسارت آن براى روحانيت و اهل دين و علماى دين از همه&amp;zwnj;ى آحاد مردم بيشتر خواهد بود&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدین ترتیب، سلطان علی خامنه&amp;zwnj;ای به روحانیت می&amp;zwnj;گوید که نمی&amp;zwnj;توانید سرنوشت خود را از سرنوشت رژیم جدا سازید. اگر رژیم سرنگون شود، بیشترین خسارت نصیب روحانیت خواهد شد. به همین خاطر آنان را تهدید می&amp;zwnj;کند که هیچ فتوایی برخلاف مواضع رسمی ولی فقیه صادر ننمایند. به فتوای آیت الله منتظری درباره&amp;zwnj;ی پرونده&amp;zwnj;ی هسته&amp;zwnj;ای اشاره کرده و می&amp;zwnj;گوید آن فقیه آزاده برای دل قدرتهای مادی و استکباری: &amp;quot;فتوا داده شده: تلاش صلح&amp;zwnj;آميز هسته&amp;zwnj;اى جمهورى اسلامى به دليل اينكه موجب سوء ظن قدرتهاى بزرگ است، ممنوع است! خوب، غلط كردند سوءظن دارند&amp;quot;[۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سوم-&lt;/b&gt; توضیحات آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای درباره&amp;zwnj;ی وظایف روحانیت/حوزه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها نسبت به دولت/حکومت/زمامدار سیاسی و کمک مالی دولت به حوزه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های علمیه، بدون رجوع به واقعیت دریافتنی نیست. فرایند برساختن &amp;quot;آخوند حکومتی/درباری&amp;quot; بحثی انتزاعی نیست، موضوعی انضمامی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نمونه&amp;zwnj;ی زیر توجه کنید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله مصباح یزدی در سال ۱۳۷۴ مؤسسه&amp;zwnj;ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی را تأسیس می&amp;zwnj;کند. او خود توضیح داده که پس از دیدار با آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای و موافقت کامل ولی فقیه با این طرح، مصباح یزدی &amp;quot;دست خط ایشان&amp;quot; را نشان داده و &amp;quot;زمینی حدود هفت هزار متر&amp;quot; را مجانی دریافت کرده است. اما با زمین مجانی چه می&amp;zwnj;توان کرد؟ برای تبدیل زمین به ساختمان بودجه&amp;zwnj;ی هنگفتی مورد نیاز است. مصباح یزدی می&amp;zwnj;گوید که آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای در آن دیدار به او گفته است: &amp;quot;من مصرم که کار انجام بگیرد و بودجه&amp;zwnj;ی آن را هم قبول کردند&amp;quot;[۲].&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی فقیه از طریق دریافت دلارهای نفتی به &amp;quot;آخوند حکومتی&amp;quot; تبدیل می&amp;zwnj;شود که وظیفه اش دفاع عملی و پشتیبانی نظری از نظام و سلطان است، ایدئولوژی ای بر می&amp;zwnj;سازد که مطابق آن مخالفت با آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای به &amp;quot;شرک بالله&amp;quot; تبدیل می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس نه تنها زمین مجانی که کل بودجه&amp;zwnj;ی ساخت این مؤسسه را هم آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای شخصاً پرداخت کرده است. از میزان هزینه&amp;zwnj;ی ساخت و آماده کردن این مؤسسه هیچ رقمی در دست نیست، اما روشن است که میلیاردها تومان صرف این کار شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ۲۰/۴/۱۳۷۴ شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست اکبر هاشمی رفسنجانی مؤسسه&amp;zwnj;ی امام خمینی را به عنوان نهادی رسمی به تصویب رساند و این مصوبه را به وزارت فرهنگ و آموزش عالی ابلاغ کرد. سپس آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای در ۷/۷/۱۳۷۴، آیت الله مصباح یزدی را به ریاست این مؤسسه منصوب می&amp;zwnj;کند. در بخشی از حکم او آمده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اکنون که بحمدالله مؤسسه&amp;zwnj;ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی در سایه&amp;zwnj;ی تلاش پیگیر و موفق جناب عالی رسمیت یافته و به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است، جناب عالی را که از برکات ماندگار حوزه&amp;zwnj;ی علمیه&amp;zwnj;ی قم و از چهره&amp;zwnj;&amp;zwnj;های موصوف و معروف به علم و عمل و جد ابتکار می&amp;zwnj;باشید به ریاست و مدیریت این مؤسسه منصوب می&amp;zwnj;کنم. . . با توجه به احاطه و نکته دانی آن جناب، خود را از توصیه به کارهای بایسته بی نیاز می&amp;zwnj;دانم&amp;quot;[۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته&amp;zwnj;ی قابل تأملی در این حکم وجود دارد. تمامی احکام انتصابات آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای مدت دار ( پنج ساله، سه ساله و. . . ) است. اما انتصاب مصباح یزدی محدود به زمان خاصی نیست. در واقع این مؤسسه را باید ملک شخصی مصباح یزدی به شمار آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مؤسسه امام خمینی به طلاب مدرک فوق لیسانس و دکترای مورد تأیید وزارت علوم می&amp;zwnj;دهد. طلاب خود را جهت تحصیل به دانشگاه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های کانادا، انگلیس و آمریکا اعزام می&amp;zwnj;کند. مصباح یزدی در همان ابتدای کار سفری به آمریکا و کانادا کرده و توافق های این کار را به دست می&amp;zwnj;آورد تا طلاب معرفی شده&amp;zwnj;ی از سوی مؤسسه&amp;zwnj;ی او را بپذیرند. سپس طرح را با آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای در میان نهاده و به امر او به دیدار رئیس جمهور می&amp;zwnj;رود تا از کمک های دولت استفاده کند. هاشمی رفسنجانی به او پیشنهاد می&amp;zwnj;کند که تعداد بیشتری طلبه به خارج اعزام کند و می&amp;zwnj;گوید طرح اعزام &amp;quot;&lt;b&gt;هر مشکلی داشته باشد من حل می&amp;zwnj;کنم&lt;/b&gt;&amp;quot;[۴]. بدینترتیب مشکل کل بودجه&amp;zwnj;ی اعزام طلاب مصباح یزدی به جهان غرب حل می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایدئولوژی با قدرت/ثروت رابطه&amp;zwnj;ی وثیقی دارد. قدرت گفتمان ساز است. وقتی روحانیت به &amp;quot;آخوند درباری&amp;quot; تبدیل شود، ایدئولوژی درباری- مطابق میل سلطان- می&amp;zwnj;سازد. آیت الله مصباح یزدی یک مصداق از مصایق پروژه&amp;zwnj;ی دولتی سازی روحانیت و گرفتن استقلال آنان است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حجت الاسلام مرتضی آقا تهرانی یکی از شاگردان آیت الله مصباح یزدی است که توسط او به کانادا و آمریکا اعزام شد. پس از بازگشت به ایران به استادی مؤسسه&amp;zwnj;ی امام خمینی منصوب شد. وی معلم اخلاق دولت نهم و دهم (احمدی نژاد) و نماینده&amp;zwnj;ی مجلس شورای اسلامی است. حجت الاسلام سقای بی ریا یکی دیگر از شاگردان مصباح یزدی بود که به خارج اعزام گردید و پس از بازگشت به ایران مشاور احمدی&amp;zwnj;نژاد در امور روحانیت شد. &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://www.alavifoundation.org/page01.shtml&quot;&gt;بنیاد علوی&lt;/a&gt;&amp;quot; در آمریکا (بنیاد پهلوی سابق که در سال ۱۹۷۳ توسط محمد رضا شاه پهلوی تأسیس شد)، که بودجه&amp;zwnj;ی آن مطابق سیاست های آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای هزینه می&amp;zwnj;شود، بودجه&amp;zwnj;ی مراکزی را که در نیویورک و ایالت تگزاس (شهر هیوستون) آقاتهرانی و بی ریا در آن مشغول بودند، تأمین می&amp;zwnj;کرد. مکان &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://www.iiny.org/&quot;&gt;مؤسسه اسلامی نیویورک&lt;/a&gt;&amp;quot; متعلق به بنیاد علوی است[۵]. این مؤسسه سالیانه بیش از یک میلیون دلار برای بنیاد علوی هزینه بر می&amp;zwnj;دارد. مکان &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://www.iec-md.org/&quot;&gt;مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن&lt;/a&gt;&amp;quot; متعلق به بنیاد علوی است[۶]. این مؤسسه هم سالانه بیش از یک میلیون دلار برای بنیاد علوی هزینه بر می&amp;zwnj;دارد. روحانی فعلی که ریاست این مؤسسه را بر عهده دارد نیز از نزدیکان بیت رهبری است و جهت پول گرفتن از بنیاد علوی خود را نماینده&amp;zwnj;ی ویژه&amp;zwnj;ی رهبری معرفی می&amp;zwnj;کند. روحانیونی که ریاست این مراکز را بر عهده می&amp;zwnj;گیرند، حقوق خوبی دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اقدام دیگری که به دستور آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای صورت گرفته، تعیین ردیف در بودجه سالانه&amp;zwnj;ی کشور برای مؤسسه&amp;zwnj;ی مصباح یزدی است. از وقتی احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ رئیس جمهور شد، بودجه&amp;zwnj;ی این مؤسسه به طور سالانه افزایش یافت. به عنوان مثال در بودجه سال ۱۳۸۸ کل کشور پنج میلیارد تومان به این مؤسسه اختصاص یافته است. در همان سال، محمود احمدی نژاد دو میلیارد و هفتصد میلیون تومان برای احداث و تجهیز ساختمان به مؤسسه&amp;zwnj;ی مصباح داده است. در بودجه سال &amp;nbsp;۱۳۸۹ کل کشور ده میلیارد تومان به این مؤسسه اختصاص یافت و در بودجه&amp;zwnj;ی سال ۱۳۹۰ یک میلیارد و دویست میلیون تومان به آن اختصاص یافته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چهارم- &lt;/b&gt;اینک نوبت آن است که به امر آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای درباره&amp;zwnj;ی وظیفه&amp;zwnj;ی دفاع روحانیت/حوزه از نظام در مورد این مؤسسه بپردازیم. نمی&amp;zwnj;شود آن همه پول گرفت و کاری نکرد. آن پول ها (دلارهای نفتی) به ایدئولوژی و مداحی و چاکری تبدیل شده/می شود. همه به یاد&amp;nbsp;دارند که در سفر آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای به قم، آیت الله مصباح یزدی برای پابوسی به روی پاهای ولی فقیه افتاد[&lt;span&gt;۷].&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;معتزله &amp;minus; و به تبع آنها شیعیان &amp;minus; عدالت را یکی از مستقلات عقلیه به شمار می&amp;zwnj;آوردند. به تعبیر دیگر، عدل دینی نیست، عدالت مستقل از شریعت و معیار انتخاب دین است ( دین باید عادلانه باشد). یعنی، عدالت اتکای وجودی/ معرفت شناختی/روانشناختی به دین ندارد. اما &amp;quot;آخوند حکومتی&amp;quot; عدالت را نه دینی، که تابع ولایت فقیه می&amp;zwnj;سازد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال به چند مورد از سخنان بی شمار آیت الله مصباح یزدی درباره&amp;zwnj;ی آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای توجه کنید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۱/۳/۱۳۸۹ : &lt;span&gt;&amp;quot;هیچ انسان منصفی در اصل ولایت فقیه و ولایت آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای تشکیک نمی&amp;zwnj;کند. . . از بزرگ&amp;zwnj;ترین نعمت&amp;zwnj;های الهی که خدا برای مسلمانان بعد از غیبت امام زمان مرحمت کرده وجود مقدس رهبر معظم انقلاب است. . . آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای برکات و آثار فراوانی برای جامعه اسلامی دارد. . . باید در پیشگاه عظمت الهی سر به خاک بگذاریم و طول عمر بیشتر برای رهبر معظم انقلاب را درخواست کنیم&amp;quot;[&lt;/span&gt;&lt;span&gt;۸&lt;/span&gt;&lt;span&gt;]. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;۲۲&lt;/span&gt;&lt;span&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span&gt;۷&lt;/span&gt;&lt;span&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱۳۸۹&lt;/span&gt;&lt;span&gt;: &lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;quot;برای ما ظاهر شد که گويا روح امام در ايشان [آیت الله خامنه ای] حلول کرده و همان عظمت با ويژگی&amp;zwnj;های ممتاز در شخصيت ايشان ظاهر شده است. . . شخصيت ايشان برای هر مسلمانی، به&amp;zwnj;خصوص مسلمان ايرانی و به&amp;zwnj;ويژه مسلمان شيعه ايرانی آن&amp;zwnj;قدر نعمت عظيمی است که همه نعمت&amp;zwnj;های ديگر با آن قابل مقايسه نيست؛ يعنی اگر همه نعمت&amp;zwnj;های مادی را در يک کفه بگذاريم و اين نعمت را در کفه&amp;zwnj;ی ديگر، ارزش و نفع وجود شخص ايشان به&amp;zwnj;عنوان يک نعمت برای فرد فرد ما، نه برای کل جامعه، از مجموع نعمت&amp;zwnj;های مادی که خدا به هر فردی می&amp;zwnj;&amp;zwnj;دهد بيشتر است&amp;quot;[&lt;/span&gt;&lt;span&gt;۹&lt;/span&gt;&lt;span&gt;]. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;۲۲&lt;/span&gt;&lt;span&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span&gt;۷&lt;/span&gt;&lt;span&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱۳۸۹&lt;/span&gt;&lt;span&gt;: &lt;/span&gt;&amp;quot;ايشان با هر گروهی كه می&amp;zwnj;نشينند و در هر زمينه&amp;zwnj;ای كه صحبت می&amp;zwnj;کنند، نه فقط حرفی برای گفتن دارند، بلکه گاهی بر متخصصين امر پيشی مي&amp;zwnj;گيرند؛ مگر در بعضی مسائل فنی و تخصصی مثل پزشکی يا فيزيک و نظاير آن که از يک شخصيت روحانی توقعي نيست از آنها اطلاع داشته باشد. اما در مسائل اجتماعی و معلومات عمومی كه در جامعه مطرح است، در ادبيات، شعر، علم موسيقی- &amp;zwnj;يعنی تميز درست و نادرست و حق و باطل آن&amp;zwnj;ـ در ورزش، خطاطی، هنر و اموری از اين قبيل سرآمد هستند. در مسائل مديريتی کشور که برجستگی ايشان خيلی بارز است؛ گرچه متأسفانه ابعاد اصلی شخصيت ايشان که با مسئله رهبری و ولايتشان ارتباط دارد کمتر مورد توجه قرار می&amp;zwnj;&amp;zwnj;گيرد. . . اگر در عالم تشييع سه نفر رجالی قوی وجود داشته باشد، يكی از آنها ايشان هستند. . . در مسائلی که با حافظه ارتباط دارد ايشان در حد اعجاز هستند؛ مثل بيوگرافی اشخاص، قضايای تاريخی و تحليل تاريخ&amp;quot;[۱۰].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶/۱۰/۱۳۸۹: &amp;quot;بنده برای هر مسئله&amp;zwnj;ای سوگند نمی&amp;zwnj;خورم، ولی با این حال؛ به خدا قسم، من نعمتی به عظمت نعمت وجودی مقام معظم رهبری در میان خود ندیده&amp;zwnj;ام. تقوا، روشن&amp;zwnj;بینی، بزرگواری، دوراندیشی، حکمت و. . . ، از جمله صفاتی است که خداوند همه را یکجا در وجود مقام معظم رهبری قرار داده است&amp;quot;[۱۱].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;۲۹&lt;/span&gt;&lt;span&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱۱&lt;/span&gt;&lt;span&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱۳۸۹&lt;/span&gt;&lt;span&gt;: &amp;quot;&lt;b&gt;رهبری مقام معظم رهبری به اندازه&amp;zwnj;ی میلیاردها دلار برای ما ارزش دارد&lt;/b&gt;&amp;quot;[&lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱۲&lt;/span&gt;&lt;span&gt;]. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این سخن آیت الله مصباح یزدی صد در صد درست است. &lt;b&gt;فقط&lt;/b&gt; طی شش سال ۲۰۰۵ الی ۲۰۱۰ درآمد ایران از صادرات نفت ۳۹۱ میلیارد دلار بوده است (۵۱۵/۳۲۱ میلیارد دلار از ۲۰۰۵ تا پایان ۲۰۰۹+ تقریباً ۷۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰ . رجوع شود به وبسایت اوپک). درآمدهای ارزی صادرات غیر نفتی را نادیده بگیرید. به فرمان &amp;quot;مقام معظم رهبری&amp;quot; این دلارها به حوزه ها/روحانیت هم پرداخت می&amp;zwnj;گردد. اگر میزان دریافتی موسسات آیت الله مصباح یزدی طی همین شش سال روشن شود، صحت ارزش گذاری دلاری &amp;quot;مقام معظم رهبری&amp;quot; توسط ایشان هم اثبات خواهد شد. &lt;span&gt;پرداخت پول به روحانیت/حوزه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها فقط از طریق ثبت در بودجه&amp;zwnj;ی رسمی کشور نیست، صدها حساب دیگر وجود دارد که شیرهای نفتی را به حوزه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها و روحانیت متصل می&amp;zwnj;سازند. یکی از آن حساب ها، مبالغ کلان در اختیار رهبری است. یکی دیگر، دارایی ها و درآمدهای نهادها و سازمان های تحت امر رهبری است. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مواضع آیت الله مصباح یزدی در یکماه گذشته به خوبی نشان می&amp;zwnj;دهد که دلارهای نفتی چگونه به ایدئولوژی تبدیل می&amp;zwnj;شوند. او که در شب احیای رمضان سال ۱۳۸۴ امام زمان را تا سحر بیدار نگاه داشت تا برای پیروزی محمود احمدی نژاد دعا کند، اینک که احمدی نژاد و یارانش را مطیع محض نمی&amp;zwnj;بیند، به اشاره&amp;zwnj;ی وجود معظمی که &amp;quot;میلیاردها دلار&amp;quot; ارزش داشت/دارد، ایدئولوژی سازی جدیدی را آغاز کرد. این مهم نبود که &amp;quot;&lt;b&gt;دولت امام زمانی&lt;/b&gt;&amp;quot; احمدی نژاد را به &amp;quot;&lt;b&gt;دولت فراماسونری&lt;/b&gt;&amp;quot; تبدیل کرد، این هم مهم نبود که احمدی نژاد را &amp;quot;&lt;b&gt;مسخر&lt;/b&gt;&amp;quot; گروه جن گیران و رمالان کرد، مهم این بود که در ۹/۲/۹۰ گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;بدانیم که مخالفت با ولی&amp;zwnj;فقیه مخالفت با ائمه و بر اساس روایات در حد &lt;b&gt;شرک بالله&lt;/b&gt; است&amp;quot;[۱۳].&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی فقیه از طریق دریافت دلارهای نفتی به &amp;quot;آخوند حکومتی&amp;quot; تبدیل می&amp;zwnj;شود که وظیفه اش دفاع عملی و پشتیبانی نظری از نظام و سلطان است، ایدئولوژی ای بر می&amp;zwnj;سازد که مطابق آن مخالفت با آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای به &amp;quot;شرک بالله&amp;quot; تبدیل می&amp;zwnj;شود. کدام عالم مسلمان یهودیان و مسیحیان و اهل تسنن را مشرک خوانده است[۱۴]. هیچ یک از آنان (مسیحیان، یهودیان، اهل تسنن و. . . ) به ولایت فقیه اعتقاد ندارد. از سوی دیگر، شیعیان بسیاری مخالف ولایت فقیه هستند. نه تنها شیعیان مخالف اصل ولایت فقیه، که برخی از معتقدان به اصل ولایت فقیه هم مخالف آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای هستند. در واقع دلارهای سبز آمریکایی مشرک ساز است، نه باورهای مومنان یا مخالفت های آنان با آیت الله خامنه ای.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پنجم- نتیجه&lt;/b&gt;: &lt;span&gt;ایدئولوژی با قدرت/ثروت رابطه&amp;zwnj;ی وثیقی دارد. قدرت گفتمان ساز است. وقتی روحانیت به &amp;quot;آخوند درباری&amp;quot; تبدیل شود، ایدئولوژی درباری- مطابق میل سلطان- می&amp;zwnj;سازد. آیت الله مصباح یزدی یک مصداق از مصایق پروژه&amp;zwnj;ی دولتی سازی روحانیت و گرفتن استقلال آنان است. &amp;quot;در روزی که از رادیو اعلام شد، آیه الله خامنه&amp;zwnj;ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی انتخاب شده است، در همان روز جلسه&amp;zwnj;ای در محضر آیه الله مصباح در دفتر ایشان در پژوهشگاه در قم برگزار شده بود. یکی از شاگردان ایشان، آقای نواب از آقای مصباح می&amp;zwnj;خواهند که در باره&amp;zwnj;ی رهبری آیه الله خامنه&amp;zwnj;ای سخنی بگویند. ایشان سکوت می&amp;zwnj;کنند. آقای نواب درخواستشان را تکرار می&amp;zwnj;کنند. آقای مصباح می&amp;zwnj;فرمایند: &lt;b&gt;من چه بگویم در باره&amp;zwnj;ی کسی که نمی&amp;zwnj;تواند یک صفحه&amp;zwnj;ی رسایل بدون اعراب را از رو بخواند&lt;/b&gt;&amp;quot;[&lt;/span&gt;۱۵]. اما وقتی دلارهای نفتی واریز شد، نظر ایشان هم تغییر کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله محمد یزدی- رئیس جامعه&amp;zwnj;ی مدرسین حوزه&amp;zwnj;ی علمیه&amp;zwnj;ی قم و نایب رئیس مجلس خبرگان رهبری- مصداق دیگری از همین الگوست. به همین نحو می&amp;zwnj;توان رابطه&amp;zwnj;ی مواضع سیاسی و دینی وی را با پول هایی که گرفته نشان داد. تن صداها با میزان دریافتنی بالا و پائین می&amp;zwnj;رود. اگر به شاگردان آیت الله مصباح یزدی و دانش آموخته گان مؤسسه&amp;zwnj;ی او نگریسته شود، همین روند در آنها هم قابل مشاهده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای به حوزویان گفته است که فقیهان از پادشاهان پول گرفته و از آنان حمایت و تجلیل به عمل آورده و در عین حال استقلال خود را حفظ کرده اند. اما نمی&amp;zwnj;گوید که فقیهان نظریه پرداز استبداد شاهی بوده و&amp;nbsp; حکومت سلطانی را توجیه شرعی می&amp;zwnj;کردند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;می دانیم که &lt;span&gt;معتزله &amp;minus; و به تبع آنها شیعیان &amp;minus; عدالت را یکی از مستقلات عقلیه به شمار می&amp;zwnj;آوردند. به تعبیر دیگر، عدل دینی نیست، عدالت مستقل از شریعت و معیار انتخاب دین است ( دین باید عادلانه باشد). یعنی، عدالت اتکای وجودی/ معرفت شناختی/روانشناختی به دین ندارد. اما &amp;quot;آخوند حکومتی&amp;quot; عدالت را نه دینی، که تابع ولایت فقیه می&amp;zwnj;سازد. حجت الاسلام علیرضا پناهیان در چهارمین شب عزاداری برای حضرت فاطمه در بیت رهبری- در حضور آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای و بقیه&amp;zwnj;ی زمامداران جمهوری اسلامی- عدالت بدون ولایت را رد می&amp;zwnj;نماید. می&amp;zwnj;گوید: مالک اشتر به ولی زمان (علی بن ابی طالب)اعتراض کرد که سمت دادن به ابن عباس که فامیل شماست، با عدالت ناسازگار است. حضرت موسی هم وقتی دید که خضر کودک بی گناهی را کشت، عمل ناعادلانه&amp;zwnj;ی وی را به پرسش گرفت. آنگاه می&amp;zwnj;افزاید که وقتی معاویه خواستار اجرای عدالت درباره&amp;zwnj;ی قاتلان عثمان شد، امام علی به او پاسخ دادکه اول&amp;nbsp;باید تکلیف ولایت را روشن کرد، سپس امام عدالت را اجرا خواهد کرد. پس ولایت بر عدالت تقدم دارد. عدالت منهای ولایت را &amp;quot;عدالت زدگی&amp;quot; قلمداد کرده که &amp;quot;باید فرسنگ ها از آن فاصله گرفت&amp;quot;[&lt;/span&gt;۱۶]. یعنی نمی&amp;zwnj;توان/نباید اعمال ولی فقیه را از منظر عدالت ارزیابی کرد. باید تابع ولی فقیه بود. گفتار و رفتار ولی فقیه عین عدالت است و عدالت تابع رهبری است. این هم یک نمونه&amp;zwnj;ی دیگر از &amp;quot;آخوند حکومتی&amp;quot; است که در حضور ولی فقیه برای او ایدئولوژی سازی می&amp;zwnj;کند. شیرهای نفت که به حوزه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها متصل شوند، محصولش کالایی به نام &amp;quot;آخوند حکومتی&amp;quot; خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای به حوزویان گفته است که فقیهان از پادشاهان پول گرفته و از آنان حمایت و تجلیل به عمل آورده و در عین حال استقلال خود را حفظ کرده اند. اما نمی&amp;zwnj;گوید که فقیهان نظریه پرداز استبداد شاهی بوده و&amp;nbsp;حکومت سلطانی را توجیه شرعی می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا فقیهی که توجیه گر سلطانیسم و تجلیل گر سلطان باشد، مستقل است؟ نکند استقلال معنای تازه&amp;zwnj;ای پیدا کرده که جز آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای هیچ کس از آن آگاه نیست؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سلطان حاکم بر ایران به زبان خصوصی(زبان خصوصی به تعبیر ویتگنشتاین) از عدالت حرف می&amp;zwnj;زند. مطابق این زبان، کشور طی دوران زمامداری او پیشرفت های چشمگیری به سوی عدالت داشته است[۱۷]، اما مطابق معیارهای مقبول جهانی، &amp;quot;نظام سلطانی فقیه سالار&amp;quot; یکی از فاسدترین رژیم های جهان است ( رتبه&amp;zwnj;ی ۱۴۶ فساد در میان ۱۷۸ کشور جهان در سال ۲۰۱۰) و شاخص نابرابری&amp;zwnj;های اقتصادی (ضریب جینی) پس از گذشت ۳۲ سال از انقلاب و صرف حدود یک هزار میلیارد دلار درآمدهای ارزی همچنان در حد رژیم سلطانی شاه است (ضریب جینی ایران طی سال های ۸۱ تا ۸۶ به ترتیب به قرار زیر بود: ۴۱۹/۰، ۴۱۵/۰، ۳۹۹/۰، ۴۰۲/۰، ۴۰۰/۰، ۴۰۴/۰).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حداقل ۲۰ درصد جمعیت کشور زیر خط فقر قرار دارند. اقتصاد رانتی، حوزه&amp;zwnj;ی دینی و آخوند رانتی برساخته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پانویس&amp;zwnj;ها &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱- رجوع شود به این &lt;a href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=10357&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲- &lt;b&gt;&lt;i&gt;گفتمان مصباح، گزارشی از زندگانی و مواضع علمی- سیاسی آیت الله مصباح یزدی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۹۲.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- &lt;b&gt;&lt;i&gt;گفتمان مصباح، گزارشی از زندگانی و مواضع علمی- سیاسی آیت الله مصباح یزدی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، ص ۱۹۵.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای در شهریور ۱۳۷۸ (دوران اصلاحات) درباره&amp;zwnj;ی آیت الله مصباح یزدی گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;quot;بنده نزدیک به چهل سال است که جناب آقای مصباح را مى&amp;rlm;شناسم و به ایشان به عنوان یک فقیه، فیلسوف، متفکر و صاحب&amp;rlm;نظر در مسائل اساسى اسلام ارادت قلبی دارم. اگر خداوند متعال به نسل کنونى ما این توفیق را نداد که از شخصیت&amp;zwnj;هایى مانند علامه&amp;rlm; طباطبایى و شهید مطهرى استفاده کند، اما به لطف خدا این شخصیت عزیز و عظیم القدر، خلأ آن عزیزان را در زمان ما پر می&amp;zwnj;کند&amp;quot; (روزنامه&amp;zwnj;ی جوان، &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱۴&lt;/span&gt;&lt;span&gt;/&lt;/span&gt;&lt;span&gt;۶&lt;/span&gt;&lt;span&gt;/ &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۱۳۷۸&lt;/span&gt;&lt;span&gt;). &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴- &lt;b&gt;&lt;i&gt;گفتمان مصباح، گزارشی از زندگانی و مواضع علمی- سیاسی آیت الله مصباح یزدی&lt;/i&gt;&lt;/b&gt;، ص ۱۹۴.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵- رجوع شود به این &lt;a href=&quot;http://www.iiny.org/data.asp?lang=1&amp;amp;id=1998&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶- رجوع شود به این &lt;a href=&quot;http://www.iec-md.org/tamaas.html&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;۷- رجوع شود به این &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=TDvk0aLzLsQ&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;۸&lt;/span&gt;&lt;span&gt;- رجوع شود به این &lt;a href=&quot;http://www.irna.ir/NewsShow.aspx?NID=92331&quot;&gt;&lt;span&gt;لینک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۹ و ۱۰ &amp;ndash; رجوع شود به این &lt;a href=&quot;http://www.mesbahyazdi.com/farsi/?speeches/int-deb/interveiw/interview5.htm&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۱- رجوع شود به این &lt;a href=&quot;http://www.vf110.blogfa.com/post-281.aspx&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۲- رجوع شود به این &lt;a href=&quot;http://www.hawzah.net/Hawzah/News/NewsView.aspx?NewsType=1&amp;amp;LanguageID=1&amp;amp;NewsID=87123&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۳- رجوع شود به این &lt;a href=&quot;http://www.kaleme.com/1390/02/09/klm-56706/&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۴- &amp;quot;اسلام فقیهانه&amp;quot; سرشار از احکام باورناکردنی است. اهل کتاب را کافر و نجس به شمار می&amp;zwnj;آورند. به عنوان نمونه رجوع شود به نظرات &amp;quot;حضرت آیت الله العظمی محمد تقی بهجت&amp;quot; که مسیحیان و یهودیان و زرتشتیان و بهائیان را کافر و نجس قلمداد می&amp;zwnj;کند. رجوع شود به این &lt;a href=&quot;http://bahjat.org/fa/content/view/1096/&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۵- رجوع شود به مقاله&amp;zwnj;ی عطاء الله مهاجرانی در این &lt;a href=&quot;http://www.alarabiya.net/views/2010/08/08/116038.html&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۶- رجوع شود به این &lt;a href=&quot;http://baygani-man.blogfa.com/post-486.aspx&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱۷- آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای در ۲۷/۲/ ۱۳۹۰ طی سخنرانی مبسوطی درباره&amp;zwnj;ی عدالت، در &amp;quot;دومین نشست اندیشه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های راهبردی با موضوع عدالت&amp;quot;، گفته است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;امروز كشور در مسير پيشرفتهاى جهشى است؛ اين يك واقعيتى است. خوشبختانه حركت كشور به سمت پيشرفت - به معناى عام - يك حركت سريعى است. امروز با بيست سال قبل حقاً قابل مقايسه نيست. امروز حركتِ رو به پيشرفت ما جهشى است. در موقعيتى كه يك چنين حركتهاى جهشى به وجود مى&amp;zwnj;آيد، احتياج به تصميم&amp;zwnj;گيرى&amp;zwnj;هاى بزرگ است؛ بايد تصميم&amp;zwnj;گيرى&amp;zwnj;هاى بزرگى انجام بگيرد. خب، اگر چنانچه در اين تصميم&amp;zwnj;گيرى&amp;zwnj;هاى بزرگ، عنصر عدالت مغفولٌ&amp;zwnj;عنه باقى بماند، آن وقت ضررها و ضايعاتش غير قابل محاسبه خواهد بود. لذا امروز بخصوص بايد توجه به عدالت زياد باشد؛ بخصوص رابطه&amp;zwnj;ى پيشرفت و عدالت مشخص شود&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رجوع شود به این &lt;a href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=12496&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/06/07/4553#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF">اقتصاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2368">اکبر گنجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450">روحانیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3349">سلطانیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1555">ولایت فقیه</category>
 <pubDate>Tue, 07 Jun 2011 21:57:24 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">4553 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تحلیل وضعیت و تبیین وظیفه</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/05/03/3723</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/05/03/3723&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    عوام‌سالاری و چگونگی مقابله با آن (۲)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهرداد. ف. صمدزاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;244&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/ochlocracy4.jpg?1304693927&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;مهرداد. ف. صمدزاده &amp;minus; وجه تمایز عوام سالاری با مردم سالاری در رفتار غیر عقلانی و فراقانونی عوام و ضدیت آنها با روشنگران و برگزیدگان نهفته است. در بخش نخست این نوشته این نکته تبیین شد و بر این نیز تاکید شد که رفتار عصیانگر عوام بیانی است از خودشیفتگی جمعی محرومان اجتماعی که موجودیت خود را با مردود شمردن از خود بهتران ثابت می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از اینرو، عوام سالاری نوعی روان نژندی اجتماعی و نوع سازمان یافته خودشیفتگی است با نمودهای سیاسی-ایدئولوژیک مختلف.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ظهور سازمان فداییان اسلام به سرکردگی نواب صفوی درایران نمونه&amp;zwnj;ای بود از تلاش خودشیفتگان حقیر برای &amp;nbsp;کسب قدرت سیاسی. ولی به علت حضور فعال نیروهای سکولاردر این مرحله از تاریخ ایران این سازمان راه شکست را پیمود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقطع انقلاب اسلامی واقعیت اما گونه دیگری بود. نبود یک آلترناتیو سکولار و رشد اسلام سیاسی راه گشای عوام به پا خاسته شد که در پیوند با روحانیت قدرت را بدست گرفته و ارگانهای فاشیستی را در جامعه نهادینه کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;quot;صدای پای فاشیسم&amp;quot;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انقلاب اسلامی سال ۵۷ ایران گرچه محصول اتحادهمه طبقات و اقشار اجتماعی برای رسیدن به یک ایران مستقل و آزاد بود، ولی در بطن خود گرایشی را پرورش می&amp;zwnj;داد که در یک گسست و جهش تاریخی همچون سیلابی خروشان همه و همه چیز را از سر راه خود زدود. این گرایش از روزهای نخست پس از انقلاب قابل رؤیت بود، گرایشی که در غرب ستیزی، عقل ستیزی، و زن&amp;zwnj;ستیزی تجلی و در حضور خیابانی &amp;quot;آق کرامت&amp;quot;&amp;zwnj;های تازه به اسلام گرویده، مادیت می&amp;zwnj;یافت. آنها مردم همیشه در صحنه حاضر و بازوی نظامی تئوکراسی بودند که هم خود&amp;zwnj;انگیخته و هم با ندای رهبر به اجتماع زنان، کارگران، دانشجویان و روشنفکران حمله ور شده و فرا رسیدن بهار سرکوب و اختناق را به مردم اعلام می&amp;zwnj;داشتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این جماعت خودشیفته که ناکامی&amp;zwnj;ها و محرومیت&amp;zwnj;های گذشته&amp;zwnj;شان اینک دراعمال خشونت&amp;zwnj;آمیز و تهاجم فراقانونی&amp;zwnj;شان نسبت به اجتماع مخالفین ظاهر شده بود، مؤسس نهادها و ارگان&amp;zwnj;های فاشیستی درایران پس ازانقلاب بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انقلاب اسلامی سال ۵۷ ایران گرچه محصول اتحادهمه طبقات و اقشار اجتماعی برای رسیدن به یک ایران مستقل و آزاد بود، ولی در بطن خود گرایشی را پرورش می&amp;zwnj;داد که در یک گسست و جهش تاریخی همچون سیلابی خروشان همه و همه چیز را از سر راه خود زدود. این گرایش از روزهای نخست پس از انقلاب قابل رؤیت بود، گرایشی که در غرب ستیزی، عقل ستیزی، و زن&amp;zwnj;ستیزی تجلی و در حضور خیابانی &amp;quot;آق کرامت&amp;quot;&amp;zwnj;های تازه به اسلام گرویده، مادیت می&amp;zwnj;یافت.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مقاله &amp;quot;صدای پای فاشیسم&amp;quot; به قلم علی اصغر حاج سید جوادی که در تاریخ دوم اردیبهشت ماه ۱۳۵۸ در نشریه &amp;quot;جنبش&amp;quot; انتشار یافت، هشدار هوشمندانه&amp;zwnj;ای بود در مورد شکل گیری یک رژیم فاشیستی در ایران. این مقاله به دنبال دستگیری فرزندان آیت الله طالقانی و خروج اعتراضی وی از تهران نوشته شده است. در بخش&amp;zwnj;هایی از آن چنین آمده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;فرزندان آقای طالقانی را روز روشن بدون کوچک&amp;zwnj;ترین دلیل قانونی بازداشت می&amp;zwnj;کنند و سپس همه زعما و شیوخ دین و دولت به وساطت می&amp;zwnj;افتند، اما موفق به آزادی آن&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;شوند، فشار آن چنان زیاد و پشتیبانی دست&amp;zwnj;های نا مرئی آن چنان شدید است که حتا حضور زعمای دولت و ریش سفیدی آن&amp;zwnj;ها هم قادر به آزادی فرزندان آقای طالقانی نمی&amp;zwnj;شوند.... و این چنین است که جمهوری اسلامی در درون بی&amp;zwnj;خبری مردم از حوادث شکل می&amp;zwnj;گیرد.... فرزندان آقای طالقانی به حکم رسمی یکی از مسئولین قضایی دادسرای اسلامی توقیف می&amp;zwnj;شوند، اما این دادسرا اطلاع خود را از حادثه تکذیب می&amp;zwnj;کند.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حاج سید جوادی در ادامه مقاله چنین نتیجه گیری می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;مسئله دستگیری فرزندان آقای طالقانی یک نمود است. آغاز یک حرکت فاشیستی است که جای پای آن را به خوبی در حوادث گنبد کاووس می&amp;zwnj;بینیم.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رخداد فوق حائز اهمیت تاریخی است و نمی&amp;zwnj;باید آن را سر سری انگاشت. این رخداد خصوصیات ماهوی رژیم بر آمده از انقلاب و خط و خطوط سیاسی و ایدئولوژیک آن راکه درشرف تکوین بود، یکجا در بر داشت. تهاجم به حریم منزل آیتالله طالقانی توسط به&amp;zwnj;پاخاستگان حقیری چون &amp;quot;خسرو پررو&amp;quot;ها، &amp;quot;ممد تیغی&amp;zwnj;&amp;quot;ها، و &amp;quot;تقی بچه خور&amp;quot;ها و با هدایت حجج الاسلام پیرو راه فداییان اسلام که با سرعت هر چه تمامتر کنترل کمیته&amp;zwnj;ها را دردست می&amp;zwnj;گرفتند، معرف عملی بود که با یک تیر دو نشان را هدف قرار می&amp;zwnj;داد. آنان با نشان گرفتن فرزندان چپ&amp;zwnj;گرای این چهره ملی ومردمی، خود او را هدف قرار دادند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این حرکت نه تنها آغازگر موجی از حملات فاشیستی علیه نیروهای چپ و سکولار بود، بلکه این پیام را نیز به همراه داشت که در رژیم خداسالار و عوام&amp;zwnj;سالار ایران جایی برای روحانیون متمایل به جدایی دین از دولت نیست.[۱۳] آنان یک فرصت تاریخی یافته بودند تا ابراز وجود کنند و از این رو چپی&amp;zwnj;های به قول خوشان &amp;quot;خدانشناس&amp;quot;، بورژوا لیبرال&amp;zwnj;ها، و روحانیون میانه&amp;zwnj;رو را مخل و سد راه خویش می&amp;zwnj;دیدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;رجعت به الگوهای پیشا&amp;zwnj;مدرن&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;آیت الله خمینی راه گشای به پا خاستگان حقیر بود. این امام نو ظهوط قدرت آن را داشت تا قلم روشنفکران را شکسته، بی دینان و &amp;quot;منافقین&amp;quot; را به جوخه اعدام سپرده، روحانیون معاند را خانه نشین، و آمریکا را به زانو در آورد. او حامی مستضعفین اسلام گرا و دشمن قسم خورده روشنفکران و برگزیدگان سکولاربود.هم در پناه او بود که گلچینی از خودشیفتگان حقیر و معتقدین به راهش در یک جهش مکتبی-سیاسی تداوم سیستم برگزیدگان نظام پهلوی را در هم گسیخته و خود در لباس فرماندهان سپاه پاسداران و مقامات ارشد قضایی و دولتی به اریکه قدرت رسیدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنین جهشی بُعد اجتماعی انقلاب اسلامی ایران را مدلل میسازد که با توجه به سرشت متناقض آن با مختصات ناسیونالیسم عصر مدرن نشانگر رجعتی است به الگوهای پیشا&amp;zwnj;مدرن.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حذف دو مقوله همنهشت ملت و دولت از فرهنگ سیاسی ایران که از وجوه مشخصه دولت&amp;zwnj;های ملی و لازمه دموکراسی است، و جایگزینی آنها با مفاهیم دینی چون امت و امامت (ولی فقیه) نمونه نمادین این واپس&amp;zwnj;گرایی است. سخنان آیت الله خمینی در روز ۲۵ خرداد ۱۳۶۰ تاکیدی بر این واقعیت بود&amp;nbsp;: &amp;quot;کسانی که می خواهند ملیت را احیاء کنند در مقابل اسلام ایستاده اند ؛ اسلام آمده است که این حرفهای نا مربوط را از بین ببرد ... افراد ملی بدرد ما نمی خورد ... اسلام با ملیت مخالف است.&amp;quot; حاصل اینکه مردم ایران بار دیگر، هم در عمل و هم در مفهوم تکنیکی کلمه، به عنوان رعایا تلقی شدند، ولی این بار در رابطه با رژیم سلطانی ولایت فقیه.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پوشش زن نه تنها نمادی بود سمبلیک برای خاموش کردن صدای او، بلکه تلاشی بود واقعی برای محصور نگه داشتن جامعه از نفوذ فرهنگ و تمدن بیگانه. زن بی حجاب نشانی بود از آزادی، دگر اندیشی، و حضورغرب. پس در چنین رژیمی زن آزاد و خواهان حقوق برابر با جنس مرد مظهر تمام آلودگی&amp;zwnj;ها بود که با او می&amp;zwnj;باید به ستیز برخاست.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;زن&amp;zwnj;ستیزی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این در حالی بود که حرکات اعتراضی مردم به حاشیه رانده شده در مقابل اعتلای چنین سیستمی با حملات تهاجمی امت بپا خاسته درهم می&amp;zwnj;شکست. این امت، پایگاه اجتماعی ولی فقیه، و نقش آن پاسداری از نظامی بود که کنترل بر جامعه را با کنترل بر اندام زن اعمال می&amp;zwnj;کرد. و بدین سان، وسواس نسبت به زن و اختفای جنسیت او در حجاب اسلامی موضوع رسمی رژیم تئوکرات و عوام سالار ایران گردید. &lt;span&gt;پوشش زن نه تنها نمادی بود سمبلیک برای خاموش کردن صدای او، بلکه تلاشی بود واقعی برای محصور نگه داشتن جامعه از نفوذ فرهنگ و تمدن بیگانه. زن بی حجاب نشانی بود از آزادی، دگر اندیشی، و حضورغرب. پس در چنین رژیمی زن آزاد و خواهان حقوق برابر با جنس مرد مظهر تمام آلودگی&amp;zwnj;ها بود که با او می&amp;zwnj;باید به ستیز برخاست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اینجا است که در ذهنیت مردسالار سنت&amp;zwnj;گرا زن&amp;zwnj;ستیزی و غرب&amp;zwnj;ستیزی هر یک دیگری را تداعی می&amp;zwnj;کند، به ویژه از آن رو که زن ملوث به فرهنگ غرب و غرب تجسم یافته در بی بند و باری زن کمبودها و حس حقارت اجتماعی محرومین خودشیفته را در&amp;quot;رژیم طاغوت&amp;quot; یادآور می&amp;zwnj;شود. بی جهت نبود که محرومان برای مقابله با اقتدار زن، بر کنار از نگرش سیاسی و جهان بینی وی، می&amp;zwnj;باید جنسیت گناه&amp;zwnj;آلود او را برجسته کنند. یکی از نمونه&amp;zwnj;های چنین ذهنیتی خبر یا شایعه&amp;zwnj;ای بود که درروزهای پس از انقلاب در رابطه با خانم اشرف پهلوی در میان برخی از مردم انتشار یافت، و آن اینکه در میان اشیای به جا مانده از وی&amp;quot;دو هزار تا شورت زنانه&amp;quot; یافت شده. ترسیم ذهنی چنین تصوری از سوی شایعه پراکنان قبل از هر چیز باز تابی بود از امیال سرکوب شده آنان در جامعه&amp;zwnj;ای که عصر تحولات مدرن حاصل چندانی برای آنها نداشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خیال رسیدن به جایگاه اجتماعی والاتر، تجسم یافته در فانتزی جنسی نسبت به زن برتر، آن آرزویی بود که پس از ناکامی درحسد اجتماعی و ضدیت با آن زن ظاهرمی گشت. مروجین این شایعه، که گویا تعداد خصوصی&amp;zwnj;ترین اشیای متعلق به خانم اشرف پهلوی را بهتر از خود ایشان شمارش کرده بودند، در واقع ناکامی&amp;zwnj;ها و سرکوب&amp;zwnj;های جنسی خود را با کشف نشان از زندگی پر ناز و نعمت و گویا هوس&amp;zwnj;بار این زن مقتدر خاندان پهلوی ابراز می&amp;zwnj;داشتند. چنین زنی را می&amp;zwnj;باید فقط و فقط با شهوانی جلوه دادنش خُرد کرد، و دیگر زنان و دختران محارب را با ضرب و شتم خیابانی، شکنجه، و سر انجام تجاوز و فتل در زندان&amp;zwnj;های ولی فقیه.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;لشگر حزب&amp;zwnj;الله&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر آیت الله خمینی پناهی بود برای به پا خاستگان حقیر، آنان نیز یار و یاور او در حساس&amp;zwnj;ترین مراحل تکوین و تثبیت حکومت مطلقه ولایت فقیه بودند. تنها با مشارکت این عناصر سازمان&amp;zwnj;یافته در لشگر حزب الله بود که ولی فقیه این توانایی را در خود یافت تا بازرگان و همراهان او را کنار زده، بنی صدررا از مقام ریاست جمهوری پایین کشیده، &amp;quot;بی&amp;zwnj;دینان&amp;quot; و &amp;quot;منافقین&amp;quot; را قتل عام، معاندین روحانی را خلع ید، و سر انجام پایان جنگ هشت ساله با عراق را با نوشیدن جام زهر اعلام کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حضور خیابانی برادران وخواهران حزب اللهی در گروههای ضربتی و گشتی همچنین این قدرت را به آیت الله خمینی عطا نمود تا با به خاک و خون کشیدن فضای دانشگاه&amp;zwnj;ها، پروژه انقلاب فرهنگی اسلامی را به اجراگذاشته و الگوی تمامیت&amp;zwnj;خواه دینی خود را بر کل جامعه ایران اعمال کند. این تشریک مساعی بین امت و امامت را می&amp;zwnj;باید در انطباق خودشیفتگی جمعی &amp;quot;مستضعفین&amp;quot; بپا خاسته با خودشیفتگی رهبر انقلاب توضیح داد. هم این بود که رهبر را در یک اتحاد مقدس با پیروانش به عصیان بر انگیخته بود تا آنچه را که از دست رفته بود از نو بر قرار کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;روح الله خمینی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مارکس در تصحیح گفته هگل از ظهور مجدد شخصیت&amp;zwnj;های تاریخی بر این تاکید داشت که &amp;quot;شخصیتها دو بار در تاریخ ظاهر می&amp;zwnj;شوند: بار اول به صورت تراژدی، و بار دوم به صورت کمدی&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تکرار شخصیت&amp;zwnj;ها را به این گونه نیز می&amp;zwnj;توان بیان کرد: شخصیت&amp;zwnj;ها گاه اشباحی از گذشتگان&amp;zwnj;اند که در زمان، مکان، و کالبدی دیگر حلول می&amp;zwnj;کنند. اگراین قیاس را بپذیریم، پس می&amp;zwnj;توان چنین گفت که آیت الله خمینی کسی جز شبح خشمگین شیخ فضل الله نوری نبود که اینک در جامه رادیکال ظاهر شده بود. او دیگر آن شیخ مشروعه&amp;zwnj;خواه طرفدار محمدعلی&amp;zwnj;شاه نبود. این شیخ نو ظهور متعلق به عصر انقلابات بود که می&amp;zwnj;خواست جامعه را از بیخ و بن دگرگون کند. دیگر چیزی هم برای حفظ کردن باقی نمانده بود؛ شاه ملعون همه چیز را عوض کرده بود. اواکنون ایران را مکان عجیب و غریبی می&amp;zwnj;دید که به آن کوچکترین احساسی نداشت، حتی بعد از پانزده سال دوری. پس می&amp;zwnj;باید با عزمی استوار ودر چرخشی رادیکال ایران شاهنشاهی را واژگون و طرحی نو در افکند. این طرح هم به گذشته و هم به حال نظر داشت. همین تردد راه بود که این شبح انقلابی را از یکسو از راه نیاک خود منحرف می&amp;zwnj;کرد، و از سوی دیگر به آغوش او باز می&amp;zwnj;گرداند. از این رو آیت الله خمینی نمودی بود از گرایش راست رادیکال تا یک مرتجع سنتی. او نمی&amp;zwnj;خواست همانند شیخ فضل الله مشروعه&amp;zwnj;خواه مورد لعن و تمسخر تاریخ قرار گیرد. اوبرای پیش&amp;zwnj;برد اهدافش به حمایت یک ملت نیاز داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اقبال هم با او بود. مردم عوض شده بودند و خسته وسرخورده از نظام موجود، به تغییرات بنیادی می&amp;zwnj;اندیشیدند، روشنفکران نیز همین&amp;zwnj;طور. آنان راه خود را از میرزا&amp;zwnj;ملکم&amp;zwnj;ها، طالبوف&amp;zwnj;ها، و میرزا آقاخان کرمانی&amp;zwnj;ها جدا کرده بودند. آنان ازغرب رنجیده و به اسلام شیعه پناه آورده بودند، چنانکه روشنفکران و فعالین مارکسیست هم خود را مدیون سنت مبارزاتی امامان شیعه می&amp;zwnj;دانستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دیکتاتوری شاه، نفوذ فرهنگ استعماری غرب و احساس بی هویتی منتج از آن، گسترش اختلافات طبقاتی و رویارویی سنت با مظاهر مدرن، همه و همه جامعه ایران را دراین جهت سوق می&amp;zwnj;داد. در این میان رادیکالیسم آیت الله خمینی همه را به خود مجذوب کرد، به خصوص از آن جهت که حرف&amp;zwnj;های او در بسیاری موارد با مواضع ادامه دهندگان راه مصدق و ملی- مذهبی&amp;zwnj;ها وحتی چپی&amp;zwnj;هاهمسویی داشت. او به زمان خود و درد و رنج مردم واقف بود، و به خوبی می&amp;zwnj;دانست که دیگر نمی&amp;zwnj;توان مدارس دخترانه را تخته و &amp;quot;طایفه نسوان&amp;quot; را خانه نشین کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خمینی بر خلاف گذشتگان محافظه کارش که آزادی و برابری انسانها را بدعت دینی می&amp;zwnj;خواندند، به کار گیری این واژه&amp;zwnj;ها را همجون گفتمان انقلاب درمیان مردم رایج نمود. کوتاه سخن، رادیکالیسم آیت الله خمینی وعزم وجزم او برای واژگون کردن نظام کهن، ملت و همه نیروهای سیاسی پیشرو را به تعظیم واداشت. او نجات و رهایی ملت را از یوغ استثمار، استعمار، و استکبار جهانی با خود به ارمغان می&amp;zwnj;آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله خمینی همچنین ازمساوات و برادری گفت تا حضور خیابانی &amp;quot;پا برهنه ها&amp;quot; و برادران پاسدار وبسیجی را فراهم نموده و، همانند پیامبرش، با تکیه به این نیروی گریز از مرکز، مخالفین خودرا به خضوع وادارد. فصد او استفاده ابزاری ازهمه و همه چیز، از تکنیک تا هنر، در جهت استقرار ولایت مطلقه فقیه و تسلیم ملت در برابر آن بود.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;با تغییر چهره رهبر انقلاب به ولی فقیه و آغاز جو ترور و سرکوب این تصور در هم شکست. از نظرمنتقدین، مواضع سیاسی او در تبعید چیزی جز فریب ونیرنگ ملت را در بر نداشت. اما این نیرنگ و فریب جدا از تلفیق سنت و تجدد در جهان&amp;zwnj;بینی دینی او نبود. او سنت تقیه را با پراگماتیسم مدرن ادغام نمود تا از ملت به امت، و از دموکراسی به تئوکراسی برسد. &lt;span&gt;آیت الله خمینی همچنین ازمساوات و برادری گفت تا حضور خیابانی &amp;quot;پا برهنه ها&amp;quot; و برادران پاسدار وبسیجی را فراهم نموده و، همانند پیامبرش، با تکیه به این نیروی گریز از مرکز، مخالفین خودرا به خضوع وادارد. فصد او استفاده ابزاری ازهمه و همه چیز، از تکنیک تا هنر، در جهت استقرار ولایت مطلقه فقیه و تسلیم ملت در برابر آن بود. موضوع زنان از آن جمله بود. او زنان را در کنار پرده قرار داد تا آن را پس زده و بیرون را نگاه کنند، ولی او می&amp;zwnj;خواست که آنان در کنار پرده همچنان کور و کَر باقی بمانند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از انقلاب، ولی فقیه با تکنیک و مهارت خاص خود قهر و ایمان را به هم پیوند و آنها را با تکنیک مدرن در آمیخت[۱۴]، و بدین طریق رژیم تئوکرات، عوام&amp;zwnj;سالار، و نظامی-امنیتی ایران را پی ریزی کرد. او بیان قهر آمیز خودشیفتگان به &amp;zwnj;پا خاسته بود که می&amp;zwnj;باید خودشیفتگی عصیانگر خود را با خشونت آنها منطبق کند. چنین نیز کرد. او اینک مظهر خشونت و ماشین کشتار شده بود که اگر از حرکت باز می&amp;zwnj;ایستاد دیگر ولی فقیه نبود. ولی فقیه می&amp;zwnj;باید تعریف از خود را با صدور فتوای قتل عام بی&amp;zwnj;دینان و منافقین به جانشین بر حق خود تفهیم می&amp;zwnj;کرد. صحت این قضیه را می&amp;zwnj;توان به وضوح در برکناری آیت&amp;zwnj;الله منتظری ازمقام جانشینی ولی فقیه مشاهده کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رحمانیت آیت الله منتظری بدون شک یکی از خصوصیات فردی ایشان به شمار می&amp;zwnj;رفت که مورد توافق همه نیروهای اپوزیسیون است. این خصوصیت اما چیزی جزعدم صلاحیت وی را برای رسیدن به جایگاه ولی فقیه به همراه نداشت. مخالفت وی با صدور فتوای اعدام&amp;zwnj;های دسته جمعی سال ۱۳۶۷ از سوی شخص آیت الله خمینی هم رحمانیت وهم عدم شایستگی او را برای احراز چنین مقامی به نمایش گذاشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اعتلای عوام&amp;zwnj;سالاری&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رژیم تئوکرات و عوام&amp;zwnj;سالار ایران پس از آیت الله خمینی تنها ولی فقیهی چون حجت السلام سیدعلی خامنه&amp;zwnj;ای را می&amp;zwnj;طلبید، همان&amp;zwnj;طور که روسیه پس از لنین شخصیتی چون استالین را.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سید علی خامنه&amp;zwnj;ای با کمک ومساعدت یار دیرینه اش حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی سنت و رسالت امام راحل&amp;zwnj;اش رابه بهترین وجهی به پیش برد. او با زنده نگه داشتن گفتمان ضد امپریالیستی و غرب ستیز رهبر انقلاب برای حفظ پایگاه اجتماعی خود، و با نهادینه کردن قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی برادران پاسدار و بسیجی ماهیت عوام&amp;zwnj;سالار رژیم را تا سطح نظامی-امنیتی آن ارتقا داد. سلطان فقیه و رایزنش اما غافل از این بودند که اینان سرانجام خود به اریکه قدرت سوار شده و آنان را به حاشیه می&amp;zwnj;رانند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ظهور محمود احمدی نژاد درصحنه سیاسی ایران به دنبال انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۴ نشانگر اعتلای عوام سالاری و تفوق آن بر ماهیت تئوکراتیک رژیم جمهوری اسلامی است. این جریان با همسو کردن بخشی ازروحانیت با سیاست&amp;zwnj;های تهاجمی خود و کنار زدن بخش دیگری از آن نه تنها اشتقاق میان روحانیت را موجب شد، بلکه تضعیف تئوکراسی را نیز به همراه داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رژیم تئوکرات و عوام&amp;zwnj;سالار ایران پس از آیت الله خمینی تنها ولی فقیهی چون حجت السلام سیدعلی خامنه&amp;zwnj;ای را می&amp;zwnj;طلبید، همان&amp;zwnj;طور که روسیه پس از لنین شخصیتی چون استالین را.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اقتدار نسبی اصلاح&amp;zwnj;طلبان حکومتی دردو دوره ریاست جمهوری سید محمد خانمی زنگ خطری بود برای رقبای عوام&amp;zwnj;سالار، خاصه ازآن جهت که سیاست کلی مصلحین مذهبی دراین ایام معطوف به خواسته&amp;zwnj;های قشرهای متوسط جامعه بود. تداوم چنین سیاستی که درگفت&amp;zwnj;وگوی تمدن&amp;zwnj;ها تجسم می&amp;zwnj;یافت، تهدید بزرگی علیه عوام&amp;zwnj;سالاران و حامیان عوام&amp;zwnj;فریب آن&amp;zwnj;ها به شمار می&amp;zwnj;رفت. این تهدید عکس العمل تهاجمی جناح رقیب را به همراه داشت که با بر گماری احمدی&amp;zwnj;نژاد به عنوان ریس جمهور منتخب، قدرت تضعیف شده خود رابا توان بیشتر بدست آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تقلب انتخاباتی سال ۱۳۸۸ و برگماری مجدد احمدی نژاد و سرکوب اعتراضات مردمی اوج عوام سالاری یا به عبارت دیگر حکومت اراذل و اوباش را به نمایش گذاشت. احمدی نژاد موفق&amp;zwnj;ترین کاندیدا برای پیشبرد سیاستهای عوام سالار و نظامی-امنیتی رژیم بود که هم از نظر شخصیتی وهم از نظر فرهنگی، اجتماعی، وسیاسی بهترین نقش را ایفا می&amp;zwnj;کرد. او مظهر خودشیفتگی جمعی و نماینده بر حق عوام&amp;zwnj;سالاری است که دروغ پردازی&amp;zwnj;ها و بلف زدن&amp;zwnj;های بیمارگونه اش تنها برای خودشیفتگان حقیر جذابیت دارد. دروغ&amp;zwnj;پردازی&amp;zwnj;ها و قمپزدرکردن&amp;zwnj;های او به آنها اعتماد به نفس و سیاست&amp;zwnj;های عوام&amp;zwnj;فریبانه&amp;zwnj;اش به آنها امید می&amp;zwnj;بخشد. او با ظاهر محقر و سخنان عامیانه اش، خود را با آنها پیوند داده و این بی بهرگان از مال و مقام را در رؤیای رسیدن به چنین آرزویی نگه می&amp;zwnj;دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مهدویت&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اینجا لازم است تا دروغ پردازی&amp;zwnj;ها و یاوه گویی&amp;zwnj;های احمدی نژاد را همچون خواب تعبیر کرد. یکی از نمونه&amp;zwnj;های بالینی این یاوه گویی&amp;zwnj;ها ادعای او مبنی بر داشتن رابطه مستقیم با امام زمان و الهام گرفتن از اوست. او با گزافه گویی&amp;zwnj;های فراوان در این مورد هدف معینی را دنبال می&amp;zwnj;کند، و آن اینکه ریس جمهور منتخب ایران دستورات خود را نه از ولی فقیه که از امام زمان می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تأکید احمدی&amp;zwnj;نژاد بر مهدویت علت دیگری هم دارد. او هنگام صحبت از هدفمند کردن یارانه&amp;zwnj;ها پولهای نفت را از آن امام زمان می&amp;zwnj;داند، پولهای پاکی که تنها او به نمایندگی از چنین مرجع غیبی در میان تهی دستان توزیع و قسمت می&amp;zwnj;کند. همه این دروغ پردازی ها، یاوه گویی ها، و گرافه گویی&amp;zwnj;ها در انطباق با روندی است که پیآمد آن را می باید درمحو تدریجی تئوکراسی تصور نمود. چنین روندی تعبیر دیگری از باورهای دینی را در بر دارد که چشم انداز آن پایان بخشیدن به ارتدوکسی مذهبی و سرانجام واژگون نمودن فقیه سالاری است. گفتار اسفندیار رحیم مشایی در ۱۸ مرداد ۱۳۸۸ موید این واقعیت است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;quot; معتقدم برای آمدن حضرت حجت، لازم نیست در كره زمین همه مسلمان باشند. ما به این نتیجه رسیده ایم كه برای آماده كردن جهان برای ظهور حضرت، نمی&amp;zwnj;توانیم از ادبیات دینی استفاده كنیم، چون همزبانی ایجاد نمی&amp;zwnj;كند. باید سراغ ادبیات مشترك انسانی برویم و به این دلیل باید از ادبیاتی همه فهم مانند عدالت، ظلم ستیزی، مهرورزی و یگانه پرستی استفاده كنیم.&amp;quot;[۱۵]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ناسیونالیسم ایرانی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کمرنگ شدن مکتب اسلام در جهان بینی سیاسی احمدی نژاد-مشایی و گرایش روزافزون آنها به گذشته تاریخی و فرهنگی ایران پیش از اسلام وجه دیگری است از کارزار ایدئولوژیک این جناح از حاکمیت در جهت تسریع روند&amp;nbsp;فوق. این گرایش نیزهمچون قرائت یاد شده از مهدویت ترفندی است برای پیشبرد سیاست&amp;zwnj;های اقتدارجویانه مافیای نظامی-امنیتی و اقتصادی حاکم بر جامعه که مشروعیت خود را اینک با توسل به هویت ایرانی اش مطالبه می کند. چنین بود که حمید بقایی در مقام ریاست سازمان میراث فرهنگی کشور احمدی نژاد را بخاطر مواضع&amp;zwnj;اش در قبال امریکا &amp;quot;کورش زمان&amp;quot; نامید. [۱۶] پیشترهم احمدی نژاد کورش را &amp;quot;شاه جهان&amp;quot; و مشایی مرام و ادبیات او را از &amp;quot;جنس پیامبران&amp;quot; خوانده بود.[۱۷]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نیاز به تاکید نیست که ترویج تفکر سیاسی و فرهنگی &amp;nbsp;ایرانیت از سوی اقتدار گرایان عوام سالار می باید همانند گفتمان اسلام سیاسی اساس کار را عدالت&amp;zwnj;خواهی قرار داده تا&amp;nbsp;از این طریق الیگارشی روحانی را ازاریکه قدرت به زیر بکشد. این نکته در سخنان احمدی نژاد بوضوح نمایان است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;آنچه در این منشورکورش آمده است همه دلها، اندیشه&amp;zwnj;های پاک پاک و الهی و انسانی رابه هم گره می زند. منشور کورش، منشور مبارزه با ظلم وستم است.&amp;quot;[۱۸]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر تکریم احمدی نژاد از اصل عدالت خواهی کورش را نمود جدیدی از سیاست پوپولیستی او برای جلب محرومین اجتماعی بدانیم، تجلیل او از سنت باستانی نوروز را می باید کوششی دانست در راستای جذب اقشار مرفه و متوسط اجتماعی که با تایید هویت ملی آنها صورت می پذیرد. ژستهای ظاهرا روشنفکرانه احمدی نژاد در مخالفت با برخی تمهیدات دینی حاکم بر زندگی فردی این اقشار مبین این سیاست مصالحه فرهنگی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینکه آیا اتخاذ یک چنین سیاستی توسط این ناسیونال&amp;zwnj;سوسیالیست&amp;zwnj;های ایرانی منجر به نوعی اتحاد ضمنی بین آنها و مخالفین نظام ولایت فقیه خواهد شد موضوعی است که می باید به آن با دیده شک نگریست. خیزش &amp;nbsp;سیاسی بخش عظیمی از مردم ایران در دو سال گذشته در تعارض با انتصاب مجدد احمدی نژاد&amp;nbsp;و در جهت تحقق بخشیدن به خواسته&amp;zwnj;های شهروندی و دموکراتیک خود&amp;nbsp;نشان از این واقعیت است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مورد وضعیت اقشارحاشیه&amp;zwnj;ای جامعه قضیه اما گونه دیگری است. احمدی نژاد و مشاورانش با استفاده ابزاری از مظاهر سمبلیک ناسیونالیسم ایرانی و تعبیر و تغییرآنها به اقتدار نظامی، غرب ستیزی، و ظلم&amp;zwnj;ستیزی این توفیق را یافتند تا همچنان پایگاه اجتماعی خود را در میان این قشرها حفظ کنند. تطمیع این عناصر رانده شده از اجتماع و بسیج آنها در گروه&amp;zwnj;های سازمان یافته لباس شخصی ها و حامیان رژیم &amp;nbsp;به سرکردگی سودجویان غائله جمهوری اسلامی همچون گذشته بخشی از تدابیر سیاسی دولتی به منظور تهدید و سرکوب مخالفین است. تنها فرق موجود در این است که اکنون الیگارشی نظامی و متحدین عوام&amp;zwnj;سالار آن خود ابتکار عمل را بدست گرفته تا با شعار امنیت ملی و عدالت اجتماعی هم معترضین خیابانی را قلع و قمع نموده و هم صاحب منصبان روحانی را از قدرت سیاسی خلع کنند. &amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حملات احمدی نژاد به مهدی کروبی و هاشمی رفسنجانی در مناظرات انتخابی سال۱۳۸۸ با متهم کردن این دو روحانی متنفذ به فساد مالی آغازگر چنین روندی بود که تداوم آن را می توان در به انزوا کشانیدن هاشمی رفسنجانی و سرانجام خلع وی از مقامات تصمیم گیرنده مملکتی مشاهده کرد. ماجرای استعفای اجباری حیدر مصلحی از مقام وزارت اطلاعات کشور، علی رغم مخالفت ولی فقیه، نشانگر فاز نوینی از این روند است که حذف روحانیون اصولگرا و سرانجام تضعیف نهاد ولایت فقیه &amp;nbsp;را در نظر دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحذیرمصباح یزدی، حامی و مرشد احمدی نژاد، نسبت به تحولات اخیر، حتی اگر عاری از خلوص نیت باشد، چنانکه برخی از ناظران سیاسی بر این باورند [۱۹]، بازتابی است از نگرانی مشترک روحانیون حکومتی مبنی بر محو فقیه سالاری. او همانند علیرضا زاکانی نماینده مردم تهران از فتنه جدیدی سخن گفت:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اگر تنبلی کنیم زمانی از خواب غفلت بیدار می&amp;zwnj;شویم که تیرگی فتنه همه جا را فراگرفته است و می&amp;zwnj;بینیم همان کسانی فتنه را آغاز کرده&amp;zwnj;اند که خود پرورش داده&amp;zwnj;ایم. این عزل و نصب&amp;zwnj;ها از کجا در می&amp;zwnj;آید؟ این حرف&amp;zwnj;های ملی&amp;zwnj;گرایانه و مکتب ایرانی، آن هم در زمانی که نهضت اسلامی در جهان اسلام در حال شکل&amp;zwnj;گیری است، برای چیست؟&amp;quot; &lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصباح در مقام رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی همچنین تاکید نمود:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;پس جای تعجب نیست اگر برخی از یاران امام، روزی علیه اسلام و انقلاب به پا خیزند (همانگونه که سران فتنه گذشته این چنین کردند)، و جای تعجب نخواهد بود اگر برخی از کسانی که امروز دم از رهبری می&amp;zwnj;زنند و از یاران رهبری هستند، فردا فتنه بزرگ&amp;zwnj;تری را به وجود آورند....خطری که من احساس می&amp;zwnj;کنم شدیدترین خطری است که تا کنون اسلام را تهدید کرده است و آن هم از سوی نفوذی&amp;zwnj;هایی است که در بین خودی&amp;zwnj;ها در حال رشد هستند.&amp;quot;[۲۰]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اینجاست که تلاش برخی از متفکرین دینی چون عبدالکریم سروش برای جایگزینی سبعیت رژیم جمهوری اسلامی با چهره رحمانی آن همانند آب در هاون کوبدین است. آنان هنوز به عمق مسئله پی نبرده و قضایا را وارونه می&amp;zwnj;بینند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;انتقاد از روشنفکران و فعالان سیاسی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما این رژیم نظامی-امنیتی عوام سالار را چگونه می&amp;zwnj;توان خلع سلاح کرد؟ پاسخ به این سؤال را می&amp;zwnj;باید از روشنفکران و فعالان سیاسی ایران آغاز کرد، وآن اینکه اکثر آنان &amp;nbsp;به تأثر از رژیم حاکم عوام&amp;zwnj;زدگی را پیشه کرده و توجه&amp;zwnj;شان را صرفا معطوف به مسائل و مشکلات طیف خود و طبقه متوسط نموده&amp;zwnj;اند. چنین حالتی به وضوح در تفکر سیاسی و برنامه عمل آنها دیده می&amp;zwnj;شود تا آنجا که مفاهیمی چون برابری و عدالت اجتماعی را به فراموشی سپرده&amp;zwnj;اند. این در حالی است که موضوعاتی چون حقوق بشر، آزادی زنان، و سکولاریسم موضوع&amp;zwnj;های غالب را در میان روشنگران سیاسی تشکیل می&amp;zwnj;دهند. بدون شک طرح و پیش&amp;zwnj;برد این موضوعات برای رسیدن به یک ایران آزاد و دموکراتیک نه فقط لازم بلکه حیاتی است، ولی آیا برای نیل به چنین هدفی تنها حضور فعال اقشار متوسط اجتماعی در صحنه سیاسی کافی است؟ تجربه تاریخی ایران در یک قرن گذشته خلاف این را نشان می&amp;zwnj;دهد. هم انقلاب مشروطیت و هم انقلاب ۵۷، قطع نظر از ماهیت و پیامدهای متفاوت اشان، دو نمونه موفقیت آمیز جنبشهای ملی در ایران اند که وجه مشترک هر دوی آنها مشارکت و اتحاد همه اقشار و طبقات اجتماعی در براندازی هیئت و یا طبقه حاکمه بود. حال آنکه یکی از علل عمده شکست دیگر جنبشها را می&amp;zwnj;باید در بی تفاوتی یا عدم شرکت برخی از نیروهای اجتماعی و نیز شکنندگی ائتلاف نیروهای سیاسی جستجو کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این &lt;span&gt;اتحاد ملی را نمی&amp;zwnj;توان بطور تصنعی و صرفا با توافق به اتحاد عمل گروه&amp;zwnj;ها و سازمانهای سیاسی به وجود آورد. چنین اتحادی را می&amp;zwnj;باید قبل از هر چیز در میان مردم ایجاد کرد. رسالت تاریخی روشنفکر و فعال سیاسی امروز ایران چیزی غیر از این نیست، و این رسالت را می&amp;zwnj;باید با پذیرفتن نقش مددکار و روانکاو اجتماعی به انجام رساند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;رویارویی مردم معترض با رژیم حاکم و بیت رهبری به دنبال تقلب انتخاباتی سال ۱۳۸۸ نمایشی بود از یک زورآزمایی فرسایشی که نتیجه آن سرکوب وحشیانه مردم و پراکندگی تدریجی آنها شد. کشتار وشکنجه و تجاوز جوانان در زندان&amp;zwnj;های رژیم ولایت فقیه بدون شک در افت و تنزل جنبش سبز نقش بسزایی داشته که نمی&amp;zwnj;توان آن را انکار کرد. اما تأکید جنبش بر مطالبات قانونی، مدنی، وسیاسی مردم به پا خاسته که عمدتا در برگیرنده امیال و خواسته&amp;zwnj;های اقشار مرفه و متوسط جامعه است محدودیت این حرکت اعتراضی را به عرضه گذاشت. عدم حضور سازمان یافته کارگران در جنبش سبز و بی&amp;zwnj;تفاوتی اقشار اجتماعی تحتانی نسبت به آن مبین این واقعیت است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اتحاد ملی را نمی&amp;zwnj;توان بطور تصنعی و صرفا با توافق به اتحاد عمل گروه&amp;zwnj;ها و سازمانهای سیاسی به وجود آورد. چنین اتحادی را می&amp;zwnj;باید قبل از هر چیز در میان مردم ایجاد کرد. رسالت تاریخی روشنفکر و فعال سیاسی امروز ایران چیزی غیر از این نیست، و این رسالت را می&amp;zwnj;باید با پذیرفتن نقش مددکار و روانکاو اجتماعی به انجام رساند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمونه بارز این بی تفاوتی نامه&amp;zwnj;ای بود که در سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ تحت عنوان &amp;quot;من با آنها می&amp;zwnj;رقصم ولی رای نمی&amp;zwnj;دهم&amp;quot; در سایت اخبار روز درج شد. این نامه از سوی زن جوان، ولی تهی دستی است که شبهای انتخابات با جمعی از دوستانش با ناخنهای لاک زده سبز رنگ و روبان سبز به میان طرفداران موج سبز رفته تا با آنها به رقص و پایکوبی بپردازد. این شبها، چنانکه خود این زن نقل می&amp;zwnj;کند، &amp;quot; تنها شبهاییه که ما به خاطر فقرمون مسخره نمیشیم، این شبها تنها زمانیه که کسی از ما نمیپرسه که از کدوم محله ایم، کسی براش مهم نیست کفشمون قیمتش چنده فقط براشون کافیه که ما سبز باشیم...&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او سپس به تشریح احساسات خود پرداخته و می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;این شبها آخرین شبهای استفاده از فرصت طلایی یکرنگ بودنه اما صبح شنبه دیگه هیچ خبری از این اتحاد نیست، از صبح شنبه مهم نیست رئیس جمهور کیه من باز میشم دختر فقیر یک کارگر و صاحب مادری که از دید اونها کلفتی می&amp;zwnj;کنه، و اونها دوباره پشت ماشینهای چند میلیونی غذایی رو به سگهاشون میدن که من شاید هرگز نخورده باشم. کدوم یکی از این کاندیداها میخوان این فاصله طبقاتی رو از بین ببرند؟... این شبها تنها زمانی است که من رو تا حدودی و فقط کمی به آرزوها و رویاهای چندین ساله&amp;zwnj;ام نزدیک می&amp;zwnj;کنه، اینکه کسی من رو ببینه و به روی من لبخند بزنه بدون اینکه بخواد ازم سو استفاده کنه، بدون اینکه ته نگاهش تحقیر باشه، بدون اینکه پیفی بگه و رد بشه، بدون اینکه توقع داشته باشه چون از چنین خانواده&amp;zwnj;ای هستم با ۲۰ هزار تومن پول باید تا صبح در خدمت خودش و رفیقاش باشم، این شبها قیطریه نشینان بی تعصب لبخند میزنند اما از شنبه قصه غصه&amp;zwnj;ها تکرار میشه.&amp;quot;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این زن در فسمت دیگر نامه می&amp;zwnj;نویسد: &amp;quot; خیلی دوست دارم از این جماعت که فریاد میزنند اگر کارگری یا کارمند یا سرمایه دار، الان زمان اتحاده، بپرسم ، از این اتحاد چی به من میرسه؟ کدوم آدمی تونست تو ۴ سال نه ۸ سال حتی درد ما رو دوا کنه؟&amp;quot; او در پایان چنین نتیجه میگیرد: حاصل گله&amp;zwnj;های دل من از خدا چندین و چند دفتره، نمیخوام همه اینها رو بنویسم اما از این چند روز باقیمانده استفاده میکنم و هم پای موج سبز فریاد میزنم و میرقصم و لمس میشم و لمس می&amp;zwnj;کنم با شعار من رای نمیدهم.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وظیفه روشنفکر ایرانی در این مرحله از زمان ایجاد هماهنگی بین طبقات اجتماعی برای رسیدن به یک اتحاد ملی است. این امر با بیان و طرح خواسته&amp;zwnj;های ملموس آنها به انجام می&amp;zwnj;رسد. چنین اتحادی را نه می&amp;zwnj;توان با تلاش برای رسیدن به یک ائتلاف سیاسی بین نیروهای اپوزیسیون ایجاد کرد و نه می&amp;zwnj;توان به آن تقلیل داد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;وظیفه روشنفکر متعهد&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نامه فوق شاید ساختگی و یا حتی تبلیغی باشد از طرف مقامات حکومتی در جهت بی اعتبار کردن موج سبز. اما احساس انعکاس یافته در آن احساسی است واقعی که بازتابی است از نگاه دو فرهنگ طبقاتی متفاوت به یکدیگر. اکنون پرسش این است که اتحاد عمل این دو فرهنگ ودو طبقه متفاوت، اگر نه متضاد، را چه کسی و چگونه باید فراهم کرد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پاسخ به این سوال، برجسته کردن رسالت روشنفکر متعهد است. &lt;span&gt;وظیفه روشنفکر ایرانی در این مرحله از زمان &lt;/span&gt;ایجاد هماهنگی بین طبقات اجتماعی برای رسیدن به یک اتحاد ملی است. این امر با بیان و طرح خواسته&amp;zwnj;های ملموس آنها به انجام می&amp;zwnj;رسد. چنین اتحادی را نه می&amp;zwnj;توان با تلاش برای رسیدن به یک ائتلاف سیاسی بین نیروهای اپوزیسیون ایجاد کرد و نه می&amp;zwnj;توان به آن تقلیل داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مثال این هماهنگی این گونه است: اگر شکستن قیود دینی و سیاسی موجود درایران راهگشای زن مرفه برای رسیدن به حقوق برابر با جنس مذکر است، برای زن طبقه محروم اولویت شکستن سدهای اقتصادی و فراهم کردن امنیت اجتماعی است. این خواسته&amp;zwnj;های ظاهرا ناهمگون زنان، تا آنجایی که به زن به عنوان یک مفهوم ساخته شده اجتماعی مربوط می&amp;zwnj;شود، نه متضاد که مکمل یکدیگرند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سکولاریسم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روشنفکر متعهد ایرانی همچنین می&amp;zwnj;تواند نگرش سکولاریسم را در میان طیف وسیعی از مردم ترویج کند بدون آنکه عکس العمل منفی انها را برانگیزد. در اینجا منظور حساسیت&amp;zwnj;های مذهبی نیست، بلکه سخن از نحوه پیش برد عملی و پذیرش آن توسط مردم است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بسیاری از روشنگران سیاسی ایران بر این اصل تاکید دارند که رهایی از استبداد دینی و گذار به دموکراسی تنها از طریق سکولاریسم امکان پذیر است. دکتر اسماعیل نوری علا یکی ازپرانرژی&amp;zwnj;ترین شارحان چنین نظریه&amp;zwnj;ای است که در صحت آن البته تردیدی نیست. ولی آنچه جای تردید دارد این است که سکولاریسم به عنوان یک شعار و استراتژی وحدت بخش تا چه حد توانایی جذب اقشار تحتانی جامعه را دارد. به دیگر سخن، این افشار با پذیرش سکولاریسم چه چیز خاصی را بدست آورده که در گذشته از آن محروم بوده&amp;zwnj;اند؟ این سؤالی است که پاسخ آن در نوشته&amp;zwnj;های دکتر نوری علا غایب است، زیرا از دید او تاکتیک همان استراتژی است. این نوع نگرش یعنی بسیج ایدئولوژیک که سازمانهای چپ ایران در روزهای پس از انقلاب در پی آن بودند. فعالین این سازمان&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;خواستند تا با متقاعد ساختن مردم به &amp;quot;تقدم ماده بر روح&amp;quot; آنان را به خواسته&amp;zwnj;های &amp;quot;سوسیالیستی&amp;quot;&amp;zwnj;شان برسانند. چنین نشد، و چنین نیز نخواهد شد که تنها با طرح شعار سکولاریسم بی تفاوتان به این واژه را به سوی خود جلب کرد. این کار یک پروسه عملی است که ضامن اجرایی آن فقط و فقط پرداختن به مشکلات روزمره و واقعی آنان است. به عبارت دیگر، &lt;span&gt;سکولاریسم در این مقطع از تاریخ ایران یعنی تلاش در جهت دموکراتیزه نمودن جامعه با طرح برنامه عمل مشخصی که در بر گیرنده خواسته&amp;zwnj;های تمام طبقات و قشرهای اجتماعی باشد. تنها از این طریق است که غرق شدگان در رویای ظهور مهدی موعود را می&amp;zwnj;توان به ساحل واقعیت&amp;zwnj;های این دنیا کشانید. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;حقوق بشر و عدالت اجتماعی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این موضوع در مورد دیگر مسایلی چون حقوق بشر نیز مصداق دارد. اگر چه مبارزه با نفض حقوق بشر از سوی فعالین سیاسی و حقوق دانان ایران یکی از مهمترین اقدام برای رسیدن به خواسته&amp;zwnj;های دمکراتیک جهان شمول است، ولی بی توجهی به مسایل محرومین اجتماعی و رنجش حاصله از آن می&amp;zwnj;تواند منجر به محدودیت&amp;zwnj;هایی برای جنبش دمکراسی در ایران شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این مورد مشخص نیز درست آن است که روشنفکران و فعالین سیاسی مفهوم حقوق بشر را گسترش داده تا مسایلی چون فقر اقتصادی را نیز در بر گیرد. وجود فقر هم شکل دیگری از نفض حقوق بشر است. این نکته هم از نظر اخلاقی و هم از نظر استراتژی جنبش حائز اهمیت است. تنها از این طریق است که می&amp;zwnj;توان ابتکار عمل را بدست گرفت و عوام&amp;zwnj;سالاران عوام&amp;zwnj;فریب را خلع سلاح کرد.این امر شدنی است، اما برای انجام آن می&amp;zwnj;باید مفهوم عدالت اجتماعی را در مرکز برنامه عمل سیاسی قرار داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سکولاریسم در این مقطع از تاریخ ایران یعنی تلاش در جهت دموکراتیزه نمودن جامعه با طرح برنامه عمل مشخصی که در بر گیرنده خواسته&amp;zwnj;های تمام طبقات و قشرهای اجتماعی باشد. تنها از این طریق است که غرق شدگان در رویای ظهور مهدی موعود را می&amp;zwnj;توان به ساحل واقعیت&amp;zwnj;های این دنیا کشانید.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در عصر انقلاب مشروطیت، پیش از به توپ بستن مجلس، مشروعه خواهان برای پیش برد مقاصد سیاسی خود جمعی از قمه کشان و لات&amp;zwnj;های تهران را بسیج کرده و این شعار را سر می&amp;zwnj;دادند: &amp;quot;ما مشروطه نمی&amp;zwnj;خواهیم، ما دیگ پلو خواهیم&amp;quot;. جای هیچ تردیدی نیست که سرایندگان این شعار خود در زمره کسانی بودند که دیگ پلو را از گرسنگان دریغ می&amp;zwnj;کردند. ولی آنان به روانشناسی این عناصر رانده شده از جامعه، یعنی بغض وکین آنها نسبت به برترین مشروطه خواه خود و نا ملموس بودن ایده مشروطیت با شیوه زندگی اشان، وقوف کامل داشتند. در این شعار عنصری از حقیقت نهفته بود، و آن اینکه انقلاب مشروطیت، لااقل در فاز نخست آن، با فقر و بدبختی اقشار حاشیه&amp;zwnj;ای جامعه بیگانه بود. درست به همین علت، یعنی بی توجهی به اصل عدالت اجتماعی از سوی فعالین جنبش، امروز هم یک چنین شعار مشابهی توسط عوامسالاران عوام فریب در میان محرومین رواج داده می&amp;zwnj;شود. اینک زمان آن رسیده که این شعار را به گونه دیگری سرود: &amp;quot;ما هم مشروطه می&amp;zwnj;خواهیم، هم دیگ پلو خواهیم&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;صف&amp;zwnj;آرایی جدید و ضرورت خلع سلاح رژیم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;درک مسئله فوق و اقدام در این جهت رسالت روشنفکرمتعهد و فعال سیاسی ایرانی دراین مرحله از تاریخ کشور است. ایران امروز با گذشت بیش از سه دهه از پیدایش رژیم سلطانی ولایت فقیه رخداد&amp;zwnj;ها و تحولات بسیاری را شاهد بوده که برآیند آنها را می&amp;zwnj;توان در تضعیف پایگاه اجتماعی رژیم حاکم دید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ائتلاف بیت رهبری با جناح احمدی نژاد و حذف کامل اصلاح طلبان حکومتی از قدرت سیاسی صف آرایی جدیدی را در عرصه سیاست ملی به وجود آورد که یکی از نتایج مهم آن رویارویی مستقیم قشرهای میانی جامعه با حاکمین فقیه سالار و عوام سالار است. نمونه نمادین این واقعیت بروز تظاهرات خیابانی پس از کودتای انتخاباتی بود که مشروعیت نظام را به چالش کشید. از طرف دیگر عملکرد دولت اسلامی به شکل مجموعه&amp;zwnj;ای از شبکه&amp;zwnj;های مافیایی و کنترل آنها بر زندگی سیاسی و اقتصادی کشور توهم بسیاری از حامیان اولیه انقلاب را در هم شکسته. آنان با آزردگی خاطر عرصه را ترک نموده و عوام سالاران حاکم را از حمایت خود برانگیخته امت مسلمان بی بهره گذاشته&amp;zwnj;اند. تطمیع و تجهیز سازمان یافته جیره خواران رژیم از جمله تدابیری است که رژیم ولایت فقیه برای جلب حامیان فعال دولتی به آنها متوسل میگردد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این میان غرب ستیزی و ضدیت با بنیان فکری و فرهنگی، و مظاهر آن همچنان گفتمان رایج است که قصدی جز باز تولید اساس اجتماعی رژیم و هویت ملی خودشیفتگان حقیرندارد . این گفتمان بیش از آنکه نمایشی باشد از سیاستهای به اصطلاح ضد امپریالیستی رژیم عمل کردهای اجتماعی و سیاسی خاص خود را دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در هر دو مورد هدف اصولا تضعیف و تخریب طبقه متوسط خواهان تحول سیاسی است، نخست با بر انگیختن حسد اجتماعی اقشار تحتانی سنت&amp;zwnj;گرا برعلیه این طبقه ، و سپس با ارتباط دادن فعالان سیاسی آن با قدرتهای امپریالیستی. این گونه سیاستهای تهاجمی با تحریک احساسات محرومین جامعه را می&amp;zwnj;باید تولید سلاح&amp;zwnj;های انسانی در زرادخانه جمهوری اسلامی نامید که استفاده از آن فقط در خدمت سرکوب انسانهای آزاده صورت می&amp;zwnj;گیرد. این زرادخانه سلاح&amp;zwnj;های انسانی را باید هر چه زودتر متوقف و رژیم را خلع سلاح کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تورنتو، بهار ۱۳۹۰&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پانویس&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۱۳] آیت الله طالقانی درموارد متعددی پیش ازاین بر عدم شرکت روحانیت در ارگانهای دولتی تاکید نموده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۱۴] برای درک بیشتر این مطلب رجوع شود به محمد رضا نیکفر، &amp;quot;ایمان و تکنیک&amp;quot;، منتشر شده در سایت نیلگون.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۱۵] به نقل از هفته نامه پنجره شماره 18 مرداد 1388.&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۱۶] &amp;nbsp;رجوع شود به سایت تابناک 27 شهریور 1389.&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۱۷] &amp;nbsp;رجوع شود به سایت البرز 22 شهریور 1389.&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۱۸] بر گرفته از رجا نیوز یکشنبه، 21 شهريور .1389&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۱۹] به عنوان مثال در بخش سوم مقاله &amp;quot;از حجتیه تا مصباحیه&amp;quot;، منتشر شده درسایت وطن به تاریخ 9 سپتامبر 2009 ، آمده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;ساختار شكنی زوج احمدی نژاد &amp;ndash; مشایی و حلقه یاران اطراف آنها، چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی، اگرچه كشور را در تلاطمات سیاسی داخلی و بین المللی گرفتار كرده است اما بدون شك گام مؤثری است در جهت نیل كشور به مدل مطلوب مورد نظر تشكیلات مصباحیه چرا كه برای هر تغییر بنیادینی نیاز به درهم شكستن ساختار فعلی احساس می شود. در این بین آنچه نباید فراموش كرد این است كه دولت احمدی نژاد از نظر آیت الله مصباح یزدی دولت دوران گذار است نه دولت شرایط مطلوب و عملكرد این دولت نیز به همین ترتیب در بسیاری از موارد تاكتیكی است نه اعتقادی.&amp;quot;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اعتقاد به تاکتیکی بودن موضع مصباح یزدی بر اساس نظریه غیر ارتدوکس او از مهدویت است، چنانکه او در سخنرانی اختتامیه در دومین همایش مهدویت چنین اظهار نمود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر برخي از خصوصياتي كه ما به آن اعتقاد داريم راحذف كنيم مفهوم مهدويت گسترش پيدا مي كند و ديگر اختصاص به شيعه اثني عشري نخواهد داشت بلكه آن را مي توان توسعه داد و در تمام دين ها مفهوم آن را اشاعه داشته باشيم. &amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۲۰] &amp;nbsp;بر گرفته از جنوب نیوز 25 فروردین 1390&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بخش پیشین:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;img height=&quot;22&quot; width=&quot;25&quot; src=&quot;///C:/Users/N/AppData/Local/Temp/msohtmlclip1/01/clip_image002.gif&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;a title=&quot;عوام&amp;amp;zwnj;سالاری&quot; href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2011/04/28/3583&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;عوام&amp;zwnj;سالاری&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/05/03/3723#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8">انقلاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450">روحانیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2451">عوام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2449">عوام‌سالاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2448">مهرداد. ف. صمدزاده</category>
 <pubDate>Tue, 03 May 2011 05:26:44 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">3723 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>عوام‌سالاری</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/04/28/3583</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/04/28/3583&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    عوام‌سالاری و چگونگی مقابله با آن (۱)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهرداد. ف. صمدزاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;299&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/ochlocracy6.jpg?1303966432&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهرداد ف. صمدزاده &amp;minus; در تلاطم انقلابی واپسین روزهای رژیم شاه، امانوئل لی روی لدوری، از بزرگان مکتب تاریخ &amp;quot;آنالز&amp;quot; کتابی را به نام &amp;quot;&lt;i&gt;کارناوال رومیان&amp;quot;&lt;/i&gt; انتشار داد که موضوع آن همنهشت شدن ارتجاع و روح انقلابی در فرانسه سال ۱۵۸۰ است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در پیش&amp;zwnj;گفتار این کتاب، لدوری برای روشن&amp;zwnj;تر شدن مسئله، از جنبش میلیونی مردم ایران مثال آورده و می گوید: &amp;quot;شاید، در پرتو همین رخدادهای اخیر [ایران]، بهتر بتوان دریافت که چگونه چهار قرن پیش، در فرانسه ۱۵۸۰، ارتجاع کاتولیسم و روح انقلابی زوج غریبی را تشکیل دادند.&amp;quot;[۱]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برداشت لدوری از تحولات ایران درست بود. انقلاب اسلامی ایران آمیزه&amp;zwnj;ای بود از دو تفکر متضاد که هم به گذشته و هم به حال نظر داشت. و همین ماهیت دوگانه &amp;nbsp;بود که این انقلاب را به یکی از بغرنج&amp;zwnj;ترین پدیده&amp;zwnj;های سیاسی و تاریخی قرن اخیرمبدل ساخت، تا آنجا که شمار زیادی از روشنفکران و تحلیل&amp;zwnj;گران سیاسی در ارزیابی از آن دچار سردرگمی شدند. آنان با برجسته نمودن یک وجه مفرد از خیزش انقلابی مردم به نتایجی رسیدند غیر از آنچه معرف این انقلاب بود. برخی، با تفکیک رهبری انقلاب ازبدنه آن و نگرش یکجانبه به مواضع واپس&amp;zwnj;گرایانه روحانیت پیش&amp;zwnj;تاز، پیروزی انقلاب را غلبه ارتجاع دانسته که با آن می باید، به یاری &amp;quot;خلق قهرمان&amp;quot;، به رزم بر خاست. برخی دیگر، مسرور از قدرت حماسه&amp;zwnj;آفرین توده به&amp;zwnj;پاخاسته، انقلاب اسلامی را تبینی از کارزار ایدئولوژیک طبقات محروم علیه استثمار و استعمار جهانی با ویژگی&amp;zwnj;های فرهنگی مختص ایران پنداشتند. آنچه اما از دید بسیاری پنهان قرار گرفت ماهیت عصیانگر عوام به پا خاسته بود که وجه عوام سالار رژیم بر آمده از انقلاب را تعیین کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نوشته حاضر کوششی است در جهت شرح عوام سالاری رژیم حاکم بر ایران و چگونگی مقابله با آن.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نوشته در&amp;nbsp;دو بخش عرضه می&amp;zwnj;شود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; بخش نخست را به اختصار از پیشینه تاریخی حضور سیاسی عوام آغاز می&amp;zwnj;کنیم، و سپس به توصیف علل روانی و اجتماعی این حضور پرداخته و ظهور قهر آمیز عوام را در حیات سیاسی ایران پی گیری کنیم. از جمله عللی که در این بخش مورد تاکید قرارداده شده عدم وجود سیاست حزبی و گسست پیوند بین فعالین سیاسی و افشار تحتانی جامعه در دوره پیش از انقلاب است. &amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; بخش دوم معطوف به بررسی زمینه&amp;zwnj;های فرهنگی، اجتماعی، و سیاسی گرایش غالب در انقلاب اسلامی است &amp;nbsp;که در گفتمان غرب&amp;zwnj;ستیز و زن ستیز رهبر انقلاب و عوام انعکاس و در رژیم تئوکراتیک و عوام&amp;zwnj;سالار حاکم بر ایران مادیت یافت. این گرایش و ماهیت دوگانه رژیم رابطه ارگانیک روحانیت و عوام را مددل میسازد که در اشتراک با یکدیگر اساس اجتماعی وسیاسی-عقیدتی نظام موجود را تولید و باز تولید می&amp;zwnj;کنند. از همین روست که رژیم، علی رغم بحرانهای دامنگیر، همچنان پا بر جا باقی مانده و به موجودیت خود ادامه می دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چه تحولات سیاسی چند ساله اخیر ایران حاکی از تفوق عوام سالاران حکومتی بر حاکمین روحانی است، ولی حضور سازمان یافته عوام در صحنه سیاسی و در جهت سرکوب شهروندان معترض کماکان واقعیتی است که نشان از تسلط دولت بر ذهنیت عوام دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این میان رسالت روشنفکر متعهد و فعال سیاسی چیست، و چگونه می&amp;zwnj;توان با عوام سالاری به مقابله پرداخت ؟ پاسخ به &amp;nbsp;این سوال موضوع پایانی این نوشته &amp;nbsp;است&amp;nbsp;که به توجه به عدالت اجتماعی فرا می&amp;zwnj;خواند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انقلاب اسلامی ایران آمیزه&amp;zwnj;ای بود از دو تفکر متضاد که هم به گذشته و هم به حال نظر داشت. و همین ماهیت دوگانه &amp;nbsp;بود که این انقلاب را به یکی از بغرنج&amp;zwnj;ترین پدیده&amp;zwnj;های سیاسی و تاریخی قرن اخیرمبدل ساخت، تا آنجا که شمار زیادی از روشنفکران و تحلیل&amp;zwnj;گران سیاسی در ارزیابی از آن دچار سردرگمی شدند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;خودشیفتگی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پالیبیوس، مورخ یونان باستان ( ۲۰۰-۱۱۸ ق.م) در جلد ششم از مجمع التواریخ [۲] خود به حکومتی اشاره می&amp;zwnj;کند که در قیاس با هر نظام جبار دیگر به مراتب بد&amp;zwnj;تر و خطرناک&amp;zwnj;تراست. آکلاکراسی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Ochlocracy)&lt;/span&gt; [۳] یا موبوکراسی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Mobocracy)&lt;/span&gt;) [۴]حکومت مد نظر پالیبیوس است که در آن بخشی از طبقه عوام سلطه خود را بر کل جامعه اعمال می&amp;zwnj;کند. وجه مشخصه چنین حکومتی جنبه فراقانونی آن است که از نظر پالیبیوس در تعارض مستقیم با دموکراسی قرار می&amp;zwnj;گیرد، چرا که در نظام بر خاسته از تسلط عوام، این ذهنیت عاصی و سرگردان آنها است که جایگزین قانون می&amp;zwnj;شود، ذهنیتی که در ستیز با عقلانیت و انزجار از روشنگری تجلی می&amp;zwnj;یابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پالیبیوس اگر چه با طرح مسئله عوام سالاری اخطار مهمی را به جهانیان اعلام داشت، ولی وظیفه بررسی علل اجتماعی و روانشناختی آن را به آیندگان موکول نمود. بیش از دو هزار سال پس از وی، اریش فروم با الهام از مفهوم &amp;quot;خودشیفتگی&amp;quot;[۵] زیگموند فروید و با بسط و گسترش آن به خودشیفتگیِ گروهی، درک جامعی از انگیزه&amp;zwnj;های روانی و اجتماعی این پدیده ارائه نمود.[۶]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر خودشیفتگی فردی نشانگر طبیعت روان&amp;zwnj;پریش فرد ظاهراً بالغی باشد که همچون طفلی در زندان نیازهای خود محبوس گشته و دریافت خود را از جهان با عزم و جزم ناشی از نا امنی به دنیای خارج تحمیل می&amp;zwnj;کند، خودشیفتگی گروهی بیان جمعی این روان&amp;zwnj;نژندی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اریش فروم علل این مفهوم ثانوی را در کمبودها، محرومیت&amp;zwnj;ها، سر خوردگی&amp;zwnj;ها، عقده&amp;zwnj;ها و اساسا احساس حقارت اجتماعی دانسته و نوعی مکانیسم گریز از این ناملایمات را در تلاش جمعی در جهت مردود شمردن دیگران می&amp;zwnj;بیند. این تلاش را می&amp;zwnj;توان واکنشی به بحران هویت نامید که طبق آن فرد تنها با ضدیت با آنچه او و در او نیست موجودیت خود را دراشتراک با جمیع همسانانش به اثبات می&amp;zwnj;رساند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از اینرو خودشیفتگی گروهی ابراز وجودی جمع حقیر درپهنه اجتماعی است که با تمایل به خشونت، عاری از هر گونه تبعیض و تشخیص، به ستیز با برگزیدگان سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی بر می&amp;zwnj;خیزد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فروم نیز همچون پالیبیوس پیامدهای مخرب این گرایش را در بُعد جمعی آن می&amp;zwnj;بیند. ابراز وجود فرد حقیردر برابر از-خود-بهتران چیزی جز تمسخر همگان را به همراه ندارد. حال آنکه پیوست و تشکل طیف وسیعی از این عناصر در بستر اجتماعی با توجه به ماهیت عصیان&amp;zwnj;گر خود دیگر نه تمسخر آمیز که خوف انگیز است، &amp;nbsp;به&amp;zwnj;ویژه اینکه این گونه ابراز موجودیت جمعی اغلب ظهور و یا خلق شخصیت خداگونه&amp;zwnj;ای را به همراه دارد، شخصیتی که وحدت بخش توده به پا خاسته و بیان طغیان جمعی آنها است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نمونه&amp;zwnj; یهودآزاری&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رشد و اعتلای نازیسم درآلمان نیمه اول قرن گذشته را می&amp;zwnj;توان به عبارتی تسلط سیاسی و ایدئولوژیک خودشیفتگان خرد و درشت و حامیان عوام سالاری دانست. چنانکه ویلهلم رایش در &lt;i&gt;روانشناسی توده&amp;zwnj;ای فاشیسم&lt;/i&gt; [۷] متذکر می&amp;zwnj;شود، فاشیسم اصولا ایدئولوژی فرد حقیر است که از یکسو متأثر از احساسات انقلابی است، و از سوی دیگر نظر به گذشته دارد. برآیند این دو تمایل متناقض، نسخ ماهیت مازوخیستی مذهب درد و رنج است به آنچه رایش آن را مذهب سادیستی می&amp;zwnj;نامد، مذهبی که دیگر ویژگی&amp;zwnj;های سنتی خود را از کف داده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اینجاست که ناکامی&amp;zwnj;ها، محرومیت&amp;zwnj;ها، و سرکوب&amp;zwnj;های جنسی فردِ منزوی و به حاشیه رانده شده، در خشونتِ لجام گسیخته ظاهر می&amp;zwnj;شوند. دیگر نکته&amp;zwnj;ای را که می&amp;zwnj;توان از روانشناسی سیاسی رایش برگرفت، نقش حسد اجتماعی درپیدایش جنبش&amp;zwnj;های توده ای/فاشیستی است، انگیزه&amp;zwnj;ای که در وجه فرا&amp;zwnj;طبقاتی اش، نژاد، قوم، و یا فرهنگ خاصی را آماج حمله قرار می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابراز وجود فرد حقیردر برابر از-خود-بهتران چیزی جز تمسخر همگان را به همراه ندارد. حال آنکه پیوست و تشکل طیف وسیعی از این عناصر در بستر اجتماعی با توجه به ماهیت عصیان&amp;zwnj;گر خود دیگر نه تمسخر آمیز که خوف انگیز است، &amp;nbsp;به&amp;zwnj;ویژه اینکه این گونه ابراز موجودیت جمعی اغلب ظهور و یا خلق شخصیت خداگونه&amp;zwnj;ای را به همراه دارد، شخصیتی که وحدت بخش توده به پا خاسته و بیان طغیان جمعی آنها است&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هولوکاست بارزترین و شنیع&amp;zwnj;ترین نمود جنایی خودشیفتگی نوع آلمانی آن است که یکی از انگیزه&amp;zwnj;های آن، به گفته هانا آرنت، در حسد اجتماعی بود. این تنها مال اندوزان و شخصیتهای برجسته یهود نبودند که حسد و خشم عموم را بر انگیخته بودند؛ بیچارگان آنها نیز در معرض مرگ و نابودی قرار گرفتند.[۸] پیشینه&amp;zwnj;های تاریخی این گونه قساوات اعمال شده نسبت به یهودیان با همین انگیزه بی&amp;zwnj;شمارند. سوزاندن جمعی یهودیان در مناطق تحت فرمانروایی امپراتوری رم مقدس (آلمان فعلی ) در زمان شیوع عالم&amp;zwnj;گیر بیماری طاعون بین سالهای ۱۳۴۸-۱۳۵۱ میلادی یکی از نمونه&amp;zwnj;های قساوت در مورد یهودیان است. عاملان آن، واخوردگان خود انگیخته&amp;zwnj;ای بودند که دریک حرکت فراقانونی ودر سکوت کامل یا تایید ضمنی مقامات کلیسا و حکومتی چنین جنایاتی را مرتکب شدند. در اینجا نیز حسد اجتماعی انگیزه&amp;zwnj;ای بود که با اختفای خود در یک سوء ظن خرافی، تهاجم گسترده علیه یهودیان را، از فقیر تا غنی، به بار آورد. از دید مهاجمین، یهودیان ناقلان اصلی طاعون بودند که با آلوده کردن چاه&amp;zwnj;های آب این بیماری کشنده را به همه جا سرایت می&amp;zwnj;دادند.[۹]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آزار دگراندیشان در ایران&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر آلمان نازی قتلگاه یهویان سامی نژاد بود، ایران اسلامی پس از انقلاب ورطه&amp;zwnj;ای شد برای نابودی ایرانیان سکولار. آنان نیز چون قربانیان نسل کشی، با ترجیح مقابله بر مسامحه، مشمول قتل عام، شکنجه، تجاوز، زندان، و خود تبعیدی شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ارتکاب چنین جنایاتی از سوی رژیم بر آمده از انقلاب را، که با اتهاماتی چون مفسد فی الارض و محاربه با خدا صورت گرفتند، بی تردید می&amp;zwnj;باید در ارتباط با ماهیت تئوکراتیک آن دید. نامه سرگشاده مصطفی رحیمی خطاب به آیت الله خمینی دردی&amp;zwnj;ماه ۱۳۵۷ وابراز نگرانی وی از مداخله دین درسیاست پیش بینی آگاهانه&amp;zwnj;ای بود از عواقب چنین حکومتی که در شعار خیابانی &amp;quot;آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی&amp;quot; رسمیت می&amp;zwnj;یافت. و چنین نیز شد، چنانکه پیروزی انقلاب آغاز پروسه&amp;zwnj;ای بود برای تصفیه همه شخصیت&amp;zwnj;ها و نیروهای سکولار و دگر اندیش.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حذف سیاسی و فیزیکی نیروهای سکولار از صحنه سیاسی همراه با کشتارهای قومی/مذهبی، پروژه دهه اول انقلاب بود، پروژه&amp;zwnj;ای که حکمِ اساس تثبیت و استحکام دولت تئوکراتیک را داشت. کنار&amp;zwnj;گذاری آیت&amp;zwnj;الله منتظری از حاکمیت و به انزوا کشانیدن وی و دیگر روحانیون منتقد، بخش تکمیلی این پروژه بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فقیه&amp;zwnj;سالاری و عوام&amp;zwnj;&amp;zwnj;سالاری&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما ابعاد فرا قانونی و جنایی این موج از ترور و سر کوب را نمی&amp;zwnj;توان تنها با توسل به جنبه فقیه سالار ماهیت رژیم توضیح داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تداوم و گسترش دامنه سرکوب در دو دهه بعد به بازماندگان سکولار و حامیان دگر&amp;zwnj;اندیش رژیم از قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای تا کشتار دانشجویان در کوی دانشگاه تهران، و سپس اتخاذ سیاست&amp;zwnj;های تهاجمی درجهت خلع کارگزاران و اصلاح&amp;zwnj;طلبان حکومتی از قدرت و سر انجام سرکوب سیستماتیک آنها که اینک به موسوی&amp;zwnj;ها و کروبی ها، نیز تعمیم داده شده، نشانگر جنبه دیگر ماهیت رژیم اسلامی است. عوام سالاری، این جنبه دیگر ماهیتِ رژیم است که سیر صعودی آن را می&amp;zwnj;توان در حکومت اراذل و اوباش از خیابان تا مجلس شورای اسلامی دنبال کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;استثمار، استعمار، و اصولا نفوذ فرهنگ و تمدن غرب در ایران همواره مستمسکی بوده برای رشد و قدرت گیری جناح&amp;zwnj;های راست مذهبی. این امر بدون یاری و مساعدت بازاریان محافظه&amp;zwnj;کار ومشارکت اراذل واوباش در صحنه سیاسی امکان پذیر نبوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;لومپنیسم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابطه تنگاتنگ بازار با روحانیت و نقش چنین رابطه&amp;zwnj;ای در پیدایش جنبش&amp;zwnj;های مذهبی، مبحثی است که بسیاری از مورخین و نظریه پردازان به آن پرداخته&amp;zwnj;اند که در اینجا نیاز به تأکید بر اهمیت آن نیست. ولی آنچه کمتر به آن توجه شده و علت آن را شاید بتوان در تقدیس استالینیستی از مفهوم &amp;quot;خلق&amp;quot; جستجو کرد، نقش مؤثر لومپنیسم در پیشبرد این گونه جنبشها است. آقا نجفی اصفهانی، شیخ فضل الله مشروعه&amp;zwnj;خواه، آیت اله سید ابولقاسم کاشانی و نواب صفوی همه و همه برای سرکوب زندیقان و منتقدان و بدعت&amp;zwnj;گذاران دینی از قمه&amp;zwnj;کشان و گردنگشان شهر کمک و یاری می&amp;zwnj;جستند. آنچه این دو گروه را به یکدیگر پیوند می&amp;zwnj;داد، ترس مشترک آنها از دگرگونی جامعه و پی&amp;zwnj;آمدهای ناشی از آن بود که موجودیت هر دورا تهدید می&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ظهور سازمان فداییان اسلام به سرکردگی نواب صفوی (مجتبی میرلوحی) درسالهای پس از شهریور ۱۳۲۰ اولین نمونه سازمان یافته جنبش خودشیفتگان حقیر در ایران بود که به مدت یک دهه سایه رعب و وحشت بر جامعه افکند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر مدرنیسم درهر دوشکل بومی و با واسطه غربی اش پایه&amp;zwnj;های قدرت فرهنگی، اجتماعی، و اقتصادی روحانیت را متزلزل می&amp;zwnj;ساخت، این امر همچنین حقارت اجتماعی اقشار تحتانی و سنتی جامعه راهر چه بیشتر نمایان میساخت. چاره آن بود تا در یک اتحاد مقدس برای حفط وضع موجود به ضدیت با روشنگری و دیگر مظاهر فرهنگ و تمدن مدرن به پا خاست. در این راه استفاده ابزاری از گفتمان و تکنیک مدرن برای مقابله باروح مدرنیسم از واجبات بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نمونه نواب صفوی و فداییان اسلام&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ظهور سازمان فداییان اسلام به سرکردگی نواب صفوی (مجتبی میرلوحی) درسالهای پس از شهریور ۱۳۲۰ اولین نمونه سازمان یافته جنبش خودشیفتگان حقیر در ایران بود که به مدت یک دهه سایه رعب و وحشت بر جامعه افکند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نواب صفوی مظهر خودشیفتگی بود و توانست در یک هنرنمایی تاریخی این خصلت را تا سطح جمعی&amp;zwnj;اش ارتقا دهد و به آن ابعادی سیاسی و ایدئولوژیک بخشد. او در آغاز، جوانی بود سرگردان که در جامعه آن زمان جایی برای خود نمی&amp;zwnj;یافت. او درعین حال جوانی بود مستعد و بلند&amp;zwnj;پرواز، و همین ویژگی&amp;zwnj;ها او را به سوی ماجراجویی سیاسی سوق می&amp;zwnj;داد. او می&amp;zwnj;خواست قهرمان باشد تا یک شخص بی نام و نشان. روی آوردن نواب صفوی به طلبگی قدم اول در جهت تحقق بخشیدن به امیالش بود. اما از طلبگی تا مرجعیت راهی بود بس دراز. او راه کوتاه تلفیق ایمان با عمل سیاسی را پیشه کرد و با گام برداشتن در این راه معرف اسلام سیاسی درایران گردید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;نواب صفوی با کمر بستن به قتل احمد کسروی و سوءقصد به جان این چهره روشنگر و ملی ایران، جایگاه ویژه&amp;zwnj;ای در میان برخی روحانیون بلندمرتبه شیعه برای خود دست و پا کرد.۱۰] او اینک در چشم عده&amp;zwnj;ای قهرمان و نمونه&amp;zwnj;ایده&amp;zwnj;آل جوان مسلمان محسوب می&amp;zwnj;شد و از حمایت جریان ستیزه&amp;zwnj;جو در میان روحانیون بر خورداربود. حالا دیگر خود را هم طراز روحانیون بلندمرتبه می&amp;zwnj;دید، و از این موضع می&amp;zwnj;توانست برداشت شخصی خود را از الهیات دینی به آنها دیکته کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسلام نواب صفوی پیوند روحانیت محافظه&amp;zwnj;کار با عناصر رانده شده از اجتماع را، یا به دیگر سخن، الهیات با خشونت را، هر چه بیشتر مستحکم می&amp;zwnj;کرد. این نکته در ترکیب اجتماعی اعضا و کادر سازمانی فداییان اسلام کاملا نمودار بود. در میان آنها هم لات&amp;zwnj;ها و گردنکشان حضور داشتند و هم مؤمنین خرد و ریز. نواب و یارانش خود سمبل چنین پیوندی بودند. درد مشترک همه آنها عقده خودکم&amp;zwnj;بینی بود که برای رفع آن نقاب خودبرتربینی به چهره زده و با شیوه قهرآمیز و انتقام&amp;zwnj;جویانه ابراز وجود می&amp;zwnj;کردند. آنان برای رسیدن به اقتدار جمعی می&amp;zwnj;بایست دیگرانی را که عاملان تحول و دگرگونی اجتماعی بودند، چه وابستگان قدرت&amp;zwnj;های استعماری و چه سکولارهای ملی&amp;zwnj;گرا، نابود کنند. [۱۱]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;سلسله ترورهای سیاسی سازمان فداییان اسلام که با قتل احمد کسروی در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ آغاز و با سوءقصد به جان حسین علا، وزیر در بار وقت محمد رضا شاه در ۲۵ آبان ۱۳۳۴ پایان یافت، نشان از بغض و کین این سازمان نسبت به برگزیدگان سکولار دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نواب و یارانش در عین حال کوشیدند جهان&amp;zwnj;بینی واپسگرایانه خود را که قبل از هر چیز در ضدیت با روشنگری نمایان بود، با گفتمان انقلابی و ضد استعماری عصر معاصر تلفیق و توجیه کنند.[۱۲]تلاش پیگیر، ولی بیهوده فداییان اسلام و روحانیت برای جلوه دادن احمد کسروی به&amp;zwnj;عنوان عامل نفوذی فرهنگ استعماری حاکی از این حقیقت است. لزوم چنین گفتمانی درتوجیه تروریسم خود مبین نحوه تفکر ومنطق این سازمان است که هدفی جز تحمیل هویت خودشیفتگان مسلمان به هویت ملی ایران درپیش نداشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;روح مدرنیسم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما اگر اسلام سیاسی در این مرحله از تاریخ ایران قابلیت جذب توده وسیعی از مردم را نداشت و راه شکست پیمود، علل آن را می&amp;zwnj;باید در جو سیاسی حاکم بر جامعه و نگرش عمومی آن زمان جستجو کرد. قطع نظراز انتقادات وارده به حزب توده، حضور فعال اعضای این حزب در نهادها و سازمان&amp;zwnj;های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و مهمتر از همه اتحادیه&amp;zwnj;ها و سندیکاهای کارگری توازن قوا را به طرزچشمگیری به نفع نیروهای سکولار بر قرار کرده بود. طیف وسیعی از قشرهای تحتانی جامعه که بنا بر زمینه فرهنگی و اجتماعی وهمچنین ماهیت شغلی&amp;zwnj;شان با سنت و مذهب در آمیزش بودند، با ابتکار کادرهای محلی حزب از تأثیرات ایدئولوژیک فداییان اسلام مصون ماندند. در میان آنها می&amp;zwnj;توان به شاگرد قهوه&amp;zwnj;چی&amp;zwnj;ها و دلاکان تهران اشاره کرد که در میان آنان نیز عده&amp;zwnj;ای از&amp;nbsp;اعضا یا هواداران حزب توده بودند. تأکید بر بسیج توده&amp;zwnj;ای حول و حوش خواسته&amp;zwnj;های صنفی قشرهای مذکور و عدم درگیری با اعتقادات مذهبی&amp;zwnj;شان از سوی رهبری حزب، نقش مؤثری در جذب آنها داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشارکت گسترده اقشار و طبقات اجتماعی در نهاد&amp;zwnj;ها و سازمانهای سکولار در این دوره را که با عصر مشروطیت آغاز شده بود می&amp;zwnj;توان به عبارتی باز تابی از ذهنیت فلسفی رایج دانست. طرفداران ایرانی مارتین هایگر وهانری کُوربن هنوز خود را بازنیافته بودند، و مردم نیز علی&amp;zwnj;رغم مضایقات تحمیل شده وتجارب تلخ حاصله از نظام رضا&amp;zwnj;شاهی هنوز به نیروهایی چون جبهه ملی و حزب توده چشم امید دوخته بودند. میدان بهارستان محل عمده تجمع آنها برای پیش&amp;zwnj;برد خواسته هایشان بود، و مساجد مکانی برای راز و نیاز با خدایشان. شاید تنها عده قلیلی از مردم در انتظار یک منجی اسب&amp;zwnj;سوار و مجهز به شمشیر زمردنگار بودند. کوتاه سخن، در این مقطع از تاریح &amp;nbsp;روح مدرنیسم هنوز در صحنه فرهنگی، اجتماعی، وسیاسی ایران یکه تازبود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;نقد فلسفی مدرنیسم و ظهورمجدد اسلام سیاسی با قدرت هر چه تمامتر چشم براه فصلی دیگر از تاریخ ایران بود که در واپسین سالهای حکومت شاه آغاز شد. پیشگفتار این فصل را متفکرین اسلامی پیرو مارتین هایدگر و هانری کُربن با طرح مفهوم معنویت شرقی فلم زدند. انگاره فلسفی هایدگر با تأکید برالگوی پیشا مدرن برای آغازی نو، وسنتآلمانی کُربن به الهام از ناسیونالیسم &lt;em&gt;فولکلوریک قرن نوزدهم،&lt;/em&gt; هویت&amp;zwnj;اندیشان ایرانی را چون سید احمد فردید و سید حسین نصر بر آن داشت تا آنها نیز هویت ملی گمشدۀ&amp;zwnj;شان را در گذشته اسلامی جست&amp;zwnj;وجو کنند. دراین خودیابی فرهنگی آنان این توفیق را یافتند تا خودشیفتگی جمعی&amp;zwnj;شان را که باز تاب نوعی حقارت روشنفکری در برابر متفکرین غرب بود، تاسطح فلسفی آن ارتقاع دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نمونه فردید&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تسلط مکتب مدرنیسم بر فرهنگ، هنر، و علوم و فلسفه، و به حاشیه رانده شدن دیگر مکاتب فکری از دیر باز چنین احساسی را در میان بسیاری از روشنفکران مشرق زمین ایجاد کرده بود. پاسخ&amp;zwnj;ها به اقتضای شرایط زمانی و مکانی متفاوت بودند. برخی چون متفکرین مصلح هند متأثر از عقلانیت عصر مدرن شیوه دفاع فرهنگی را بر گزیدند. آنان با تاکید بر وجود چنین عقلانیتی در گذشته تاریخی خود که می&amp;zwnj;توان آن را به گونه&amp;zwnj;ای تفسیر تطبیقی جهان شرق با غرب نامید، سعی بر خارج کردن تفکر مدرنیسم از حوزه انحصار غرب نمودند. برخی دیگر اما راه ازمیان برداشتن این انحصار را در تخطئه کامل تفکر و فلسفه مدرن دیدند. گرایش غالب بر محفل هویت اندیشان ایرانی چنین پاسخی بود که قبل از هر چیز نمایانگر خودشیفتگی روشنفکرانه آنان بود. فردید نمونه بارز این خودشیفتگی بود که نوع فردی آن در خودمحوربینی، و نوع جمعی اش در رد تفکر فلسفی غرب دیده می&amp;zwnj;شد. اقامت بی&amp;zwnj;حاصل وی در کشورهای اروپایی این احساس حقارت روشنفکری را که خود حاکی از رکود فکری و فلسفی جامعه ایران بود، هر چه بیشتر شدت بخشید. او برای پوشش و جبران این کمبود می&amp;zwnj;یابد به گونه&amp;zwnj;ای برتری معنوی تفکر شرقی خویش را با به رخ کشیدن حکمت اسلامی ودر ضدیت با فلسفه غرب به اثبات رساند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تمایل مذهبی &amp;zwnj;وارِ فردید به هایدگر و کُربن هم کوششی بود تا در پناه آنان پروژه ستیز با تفکر و فلسفه غرب را به پیش برد. اگر نگرش فلسفی هایدگر نقد بنیادی مدرنیته را در خود داشت، جهان بینی تلفیقی کُربن راه رسیدن به معنویت شرقی را به ارمغان داشت. انتخاب وتاکید مطلق بر نظرات این دو فلاسفه از سوی فردید نه تنها مبین گرایش غرب ستیزانه بلکه نگرانی&amp;zwnj;های احتمالی او از آلوده شدن این پروژه فلسفی/عرفانی است. این نکات در مخالفت و ضدیت او با عبد الکریم سروش نمود دارد. او پس از انقلاب در پیام &amp;quot;کوچکی به امام خمینی&amp;quot; چنین گفته بود: &amp;quot;این انقلاب را عبدالکریم سروش خراب می&amp;zwnj;کند،... من پوپر را می&amp;zwnj;شناسم و به ریش او می&amp;zwnj;خندم... من دارم به جمهوری اسلامی مدد می&amp;zwnj;رسانم.&amp;quot; فردید به حق درست میگفت. عبد الکریم سروش، این ایدئولوگ انقلاب فرهنگی، راه خلافی را در پیش داشت. او با غور در سنت دینداران و فلاسفه اسلامی برای اثبات رحمانیت و عقلانیت اسلام ازیکسو، و توسل به برهان پوپری از سوی دیگر، حیثیت جمهوری اسلامی را که همسو با جهت فکری هایدگر به روایت فردید بود، خدشه دار کرد. مسئله سروش نه ضدیت بابنیان فلسفی غرب، بلکه جایگزینی یک بینش از آن با بینش دیگری بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;u&gt;&amp;nbsp;&lt;/u&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چه اسلام مورد نظر شریعتی با اسلام غالب روحانیت منافات داشت، ولی او با قلم زدن در مورد این تصور که مبارزه اسلام شیعه با حاکمیت امری است فی نفسه انقلابی و مترقی، پیشاپیش مهر تایید خود را به رهبری آیت الله خمینی زد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;u&gt;&amp;nbsp;&lt;/u&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;این&amp;zwnj;گونه بود که فردید با تکیه بر مرجعیت هایدگر، به صورت تقلیدی نمایشی، اما بسیار بی&amp;zwnj;مایه، خود را به زعم خویش تا رتبه یکی از با نفوذ&amp;zwnj;ترین فلاسفه ارتقا داد، چنانکه پیش از وی نیز نواب صفوی با قد بر افراشتن به دفاع از اسلام یک چنین جایگاه والایی را برای خود دست وپا کرد. در اینجا هم بخت واقبال با فردید بود. او بینش نوینی را ترویج می&amp;zwnj;داد که هم برای دولتمردان و هم برای بخش خاصی از روشنفکر ایرانی آن زمان جذابیت داشت. خلأ ایدئولوژیک رژیم شاهنشاهی در کشورشیعه&amp;zwnj; مذهب ایران، و نگرانی دستگاه دولتی از نفوذ افکار و ایدئولوژی&amp;zwnj;های متخاصم، چون مارکسیسم، پروژه فلسفی و دینی/عرفانی او را به نهادی نیمه رسمی تبدیل می&amp;zwnj;کرد، خاصه اینکه خود یابی فرهنگی نشان از &amp;quot;فره ایزدی&amp;quot; داشت. اما تاثیر این گرایش فکری بر روشنفکر ایرانی را می&amp;zwnj;باید در همگرایی آن با گفتمان انقلابی و ضد امپریالیستی حاکم در دهه پیش از انقلاب دید. تأکید بر معنویت شرقی/اسلامی وتلاش در جهت احیای آن، که در تقابل با استیلای فرهنگ و تمدن غرب بود، اگر چه درآغاز رنگ و بوی اسلام سیاسی را در خود نداشت، ولی تعبیرعمومی از این مفاهیم به غرب&amp;zwnj;زدگی و مبارزه ضد امپریالیستی رهروی شد برای رسیدن به اسلام سیاسی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اسلام سیاسی و حزب توده ایران&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تشویق و ترویج اسلام سیاسی به عنوان فریضه دینی و مبارزاتی، پروژه مستقلی بود که انجام آن را علی شریعتی عهده دار شد. او با تکریم از سنت تشیع علوی در تقابل با حاکمیت غاصب و جبار، و ستایش و تقدیس مفاهیمی چون از خود گذشتگی، شجاعت، و شهادت، زمینه&amp;zwnj;ساز اسلام سیاسی در میان جوانان گردید. انعکاس آن را می توان در شعاری دید که در روزهای پر تلاطم انقلابی به گوش می رسید: &amp;quot;سکوت هرمسلمان خیانت است به قرآن.&amp;quot; اگر چه اسلام مورد نظر شریعتی با اسلام غالب روحانیت منافات داشت، ولی او با قلم زدن در مورد این تصور که مبارزه اسلام شیعه با حاکمیت امری است فی نفسه انقلابی و مترقی، پیشاپیش مهر تایید خود را به رهبری آیت الله خمینی زد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و سر انجام حزب توده با تجلیل و تقدیر از خصلت ضد امپریالیستی اسلام سیاسی توجیه&amp;zwnj;گر تمامی خشونت&amp;zwnj;های آن گردید، خشونتی که نه چندان دیر گریبان&amp;zwnj;گیر رهبرانش نیز شد. توده&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;ها پس از پیروزی انقلاب کوشیدند بقای سیاسی و تشکیلاتی خود را در تجانس با همرزمان مسلمانشان و با ورود به جبهه &amp;quot;خط امام&amp;quot; تضمین کنند. آنها قاعده را استثنا و استثنا&amp;zwnj;ها را قاعده می&amp;zwnj;دیدند. حزب توده از سالها پیش ابتکار عمل را از دست داده بود و این امر معرف ورشکستگی سیاسی و تئوریک آن بود. رهبران این حزب در عصر &amp;quot;دوران&amp;zwnj;ها&amp;quot; به سر می&amp;zwnj;بردند و با چشمان خیره به معجزه قریب الوقوعی دل بسته بودند به نام &amp;quot;راه رشد غیر سرمایه داری&amp;quot;، راهی که توفیقش را منوط به همت &amp;quot;خرده بورژواهایی&amp;quot; چون هاشمی رفسنجانی می&amp;zwnj;دیدند. حزب توده، این با تجربه&amp;zwnj;ترین و تنها حزب سیاسی ایران، به هذیان گویی دچار شده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سازمان&amp;zwnj;های چپ&amp;zwnj;گرا&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نگرش و مواضع سازمان&amp;zwnj;های چپ گرا درسالهای پیش و پس از انقلاب نه بهتر که مضحک بود. آنان موجودیت خود را با توپ و تفنگ اعلام کردند، آن هم در زمانی که بخشی از مردم به خاطر اضافه حقوق و مستمری باز نشستگی به جان شاه دعا می&amp;zwnj;کردند. آنان، آواره در جنگل&amp;zwnj;های شمال، در رؤیای شورش&amp;zwnj;های دهقانی، ومحصور در خانه&amp;zwnj;های تیمی ومخفی گاههای شهری در سودای انقلاب کارگری بودند. آنان نیز همانند حزب توده برای رسیدن به اهداف سوسیالیستی&amp;zwnj;شان دولت را هدف و مردم را فراموش کرده بودند. اگر حزب توده پس از سرکوب و تبعید راه رسیدن به مقصد را در رهنمود&amp;zwnj;های سیاسی و نفوذ درارگان&amp;zwnj;های دولتی می&amp;zwnj;دید، سازمان&amp;zwnj;های نو پا خاسته مارکسیستی تنها به سرنگونی قهرآمیز دولت می&amp;zwnj;اندیشیدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رهبران جوان این سازمان&amp;zwnj;ها قبضه قدرت سیاسی را معادل با سوسیالیسم و دهنیت خود را ذهنیت مردم می&amp;zwnj;&amp;zwnj;پنداشتند. آنان غرق در دنیای اوهامات خویش و بیگانه با واقعیتهای جهان خارج بودند. شاید اگر این مارکسیست&amp;zwnj;های جوان به جای تغذیه از منابع تبلیغاتی رایج در شوروی و الگو برداری از جنبشهای کشورهای آمریکای لاتین، برگی از آثار آنتونی گرامشی را درست خوانده بودند، اسلحه را زمین گذاشته و به میان مردم می&amp;zwnj;رفتند. اما افسوس که آنها نیز همانند شاه به خود نیامدند، و همانند او به ارتش خلقی ساخته ذهن خویش متکی بودند. آنان اراده گرایی و آرمان گرایی قهرمانانه را پیشه کرده و پس از انقلاب باآغوش باز به استقبال مرگ رفتند. شاید آنها هم به گونه&amp;zwnj;ای دیگر از بیماری خودشیفتگی جمعی رنج می&amp;zwnj;بردند. وشد آنچه نباید می&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;ادامه دارد&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پانویس&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۱]&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;Emmanuel Le roy Ladurie, Carnival in Romans, Translated from the French by Mary Feeney, New York: George Braziller, Inc, 1979&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۲]&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;Polybius, The Histories, Vol. VI, Books 28-29, Greek text with English translation by W. R. Paton (Leob Classical Library, No.161), 1927, pp. 257-277&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۳]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Ochlocracy&lt;/span&gt; &amp;nbsp;درتعریف پالیبیوس به معنای حکومت&amp;nbsp;توده عام متعصب و عصبانی است.&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۴] &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Mobocracy&lt;/span&gt; &amp;nbsp;از عبارت &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;mobile vulgus&lt;/span&gt;&amp;nbsp;مشتق شده و معنای آن توده بی ثبات است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;[۵] &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Narcissim&lt;/span&gt;&amp;nbsp;(خودشیفتگی)، مشتق ازنام یونانی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Narcissus&lt;/span&gt; است که در اسطوره شناسی یونان باستان مرد جوانی بود که با مشاهده تصویر خود در آب شیفته خویش گردید. واژه &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Narcissism&lt;/span&gt; برای اولین بار توسط فروید به کار برده شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۶]&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;Erich Fromm, The Anatomy of Human Destructiveness, New York Holt, Rinehart and Winston, 1st edition, 1973&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۷]&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;Wilhelm Reich, The Mass Psychology of Fascism, A new Translation From the German by Vincent R. Carfagno, Penguin Book, New York, 1983&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۸]&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;Hannah Arendt, The Origins of Totalitarianism, New York: Harcourt Brace Jovanovich, 1973&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۹]&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;Samuel K. Cohn Jr, &amp;ldquo;The Black Death and the Burning of the Jews&amp;rdquo;, Past &amp;amp; Present, n.196 (August 2007)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۱۰] &amp;nbsp;برای اطلاع بیشتر رجوع شود به ناصر پاکدامن،&amp;nbsp;فتل کسروی،چاپ اول، انتشارات فروغ، پاییز 1383.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۱۱] شایان ذکر است که همان تفکر بیمارگونه که قتل جان لنون را موجب گردید، رونالد ریگان را نیز هدف حمله قرار داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۱۲] این نیز قابل توجه هم است که هم &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Mark David Chapman&lt;/span&gt; قاتل جان لنون و هم &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;John Warnock Hinckley&lt;/span&gt;&amp;nbsp;سوء قصد کننده به رونالد ریگان در دفاعیات از حود از کتاب انتفادی&amp;nbsp;&amp;quot;ناطور دشت&amp;quot; اثر دیویو جی سالینجر نام بردند.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/04/28/3583#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8">انقلاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2450">روحانیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2451">عوام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2449">عوام‌سالاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2448">مهرداد. ف. صمدزاده</category>
 <pubDate>Thu, 28 Apr 2011 04:46:17 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">3583 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>