<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2275/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>میدان</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2275/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>میدان بسان صحنۀ کنش سیاسی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/04/16/3284</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/04/16/3284&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمدرفیع محمودیان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;480&quot; height=&quot;310&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/tahrir.jpg?1303149446&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمدرفیع محمودیان &amp;minus; میدان، در قاهره، صنعا و منامه، نقشی ویژه در مبارزۀ سیاسی توده&amp;zwnj;ها علیه دولتهای خودکامه پیدا کرده است. میدان محل گردهمایی درازمدت توده&amp;zwnj;های مبارز شده است، اما نقشی مهمتر از مکانی جغرافیایی ایفا می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میدان شکلی نو از مبارزه و شیوه&amp;zwnj;ای نو در زمینۀ سازماندهی نیرو را ممکن ساخته است. مهمتر از آن، میدان صحنۀ شکل&amp;zwnj;گیری نوعی سیاست متفاوت است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای باز شناختن آن در ابتدا به سنت فعالیت و مبارزۀ سیاسی چند دهۀ اخیر نگاهی خواهیم داشت و سپس ویژگی&amp;zwnj;های آن را بررسی خواهیم کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;از جامعۀ مدنی تا حوزۀ عمومی &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در پیامد تحولات سال ٨٩ اروپای شرقی مفهوم جامعۀ مدنی در کانون توجه قرار گرفت. نظریه&amp;zwnj;پرازان محافطه&amp;zwnj;کار و لیبرالِ دلزده از قدرتِ هر چه بیشتر دولت و محوریتِ روز افزونِ سیاست در عرصۀ مبارزۀ اجتماعی، این مقوله را از بایگانی تاریخ نظریۀ سیاسی وام گرفته، بسان مقوله&amp;zwnj;ای نو به جهانیان معرفی کردند. هدف آن بود که فعالین اجتماعی به اهمیت فعالیت&amp;zwnj;هایی که در گسترۀ جامعه، در عرصۀ نهادهای مدنی و بازار، پیش برده می&amp;zwnj;شوند پی&amp;zwnj;ببرند و از استقلال آنها در مقابل هجوم سیاست دفاع کنند. پویایی جامعۀ مدنی قرار بود سرزندگی کنشگران اجتماعی را در مقابل دو تهدید مصونیت بخشد: یکی سازمان&amp;zwnj;یافتگی، ابهت و عقلانیت دولت و دیگری مبارزۀ سیاسی در زمینۀ بهره&amp;zwnj;مندی از امکانات مادی و فرهنگی. جامعۀ سررندۀ مدنی نوید نهادهایی برخاسته از ارادۀ شهروندان و جامعه&amp;zwnj;ای استوار بر کوشندگی شهروندان در عرصه&amp;zwnj;های گوناگون زندگی روزمره می&amp;zwnj;داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروز در پیامدِ حاکمیت بی چون و چرای سرمایه و بازار آزاد بر کلیت جامعه، از مقولۀ جامعۀ مدنی چندان یاد نمی&amp;zwnj;شود. به نظر نمی&amp;zwnj;رسد جامعۀ مدنی عرصه&amp;zwnj;ای برای مبارزه با سلطۀ بازار و سرمایه باشد یا اصلاً توانسته باشد استقلال جامعه را در مقابل هجوم سرمایه و بازار آزاد حفظ کرده باشد. برای گشودن فضایی باز باید با قدرت سرمایه و نهادهای سیاسی مدافع آن در افتاد و در این جهت باید دست به مبارزۀ مستقیم زد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این زمینه، سرزندگی عادی نهادهای مدنی از کارآیی خاصی برخوردار نیست. عجیب آنکه بدیل تاریخی جامعۀ مدنی نیز &amp;minus; که مقولۀ مبارزۀ طبقاتی است &amp;minus; دچار افول شده است. مبارزۀ معطوف به تسخیر نهادهای سیاسی و در رأس آن دولت و استفاده از آنها بسان ابزار ساماندهی متفاوت جامعه دیگر آن اعتبار و جذابیت گذشته را ندارند. مسئله فقط آن نیست که مبارزۀ سیاسی و اجتماعی دیگر در چارچوب مبارزۀ طبقاتی علیه قدرت یک طبقۀ معین بپیش برده نمی&amp;zwnj;شود، بلکه آن نیز هست که کمتر کنشگری به خود همچون عنصر طبقاتی یا عضو یک طبقۀ اجتماعی می&amp;zwnj;نگرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در شرایطی که عرصه&amp;zwnj;های اصلی کنش پویای سیاسی دچار رکود شده&amp;zwnj;اند و کمتر امکانی برای دخالت مستقیم افراد در سیاست و ساماندهی زندگی اجتماعی به جای مانده، به ناگهان گستره&amp;zwnj;ای نو به روی همگان و به&amp;zwnj;خصوص کنشگران سیاسی و اجتماعی گشوده شده است. میدان چنین گستره&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مفهومی که امروز بیش از پیش توجه عمومی را به خود معطوف ساخته، حوزۀ عمومی به تفسیر یورگن هابرماس است. حوزۀ عمومی از عینیتی برخوردار است که دیگر مقوله&amp;zwnj;های عرصۀ سیاست کمتر از آن برخوردارند. رسانه&amp;zwnj;های همگانی، کلوپ&amp;zwnj;های سیاسی، گردهمایی&amp;zwnj;های عمومی و جلسات بحث، همه &amp;minus; در صورتی که به روی همگان باز باشند &amp;minus; عرصه&amp;zwnj;های گوناگون حوزۀ عمومی هستند. هابرماس حوزۀ عمومی مدرن بورژوایی را برخوردار از قدمتی دویست&amp;minus;سی&amp;zwnj;صد ساله و عرصه&amp;zwnj;های اصلی شکل&amp;zwnj;گیری آن را روزنامه&amp;zwnj;ها، قهوه&amp;zwnj;خانه&amp;zwnj;ها و کلوپ&amp;zwnj;های سیاسی می&amp;zwnj;داند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصل بنیادین حوزۀ عمومی، حق و آزادی هر کس در ابراز تمایلات و عقاید خود است. افکار عمومی قرار است متأثر از تمامی آرا و سلیقه&amp;zwnj;ها شکل بگیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنا به داوری اولیۀ هابرماس و آنچه امروز بیش از پیش مشخص شده، حوزۀ عمومی در روزگار ما، تا حد زیادی سرزندگی خود را از دست داده است. از یکسو رسانه&amp;zwnj;ها و عرصه&amp;zwnj;های گوناگون بحث و تبادل نظر به پدیده&amp;zwnj;های تجاری تبدیل شده&amp;zwnj;اند و بر مبنای سودآوری اداره می&amp;zwnj;شوند، و از سوی دیگر گرایشی مبتنی بر جستن و دنبال کردن موضوع&amp;zwnj;های داغ ِ جنجال برانگیز بر عرصه&amp;zwnj;های حوزۀ عمومی حاکم شده است. به طور کلی از آزادی و تمایل افراد برای پیشبرد بحث و تبادل نظر چیز چندانی باقی نمانده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;میدان &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این پسزمینه، در شرایطی که عرصه&amp;zwnj;های اصلی کنش پویای سیاسی دچار رکود شده&amp;zwnj;اند و کمتر امکانی برای دخالت مستقیم افراد در سیاست و ساماندهی زندگی اجتماعی به جای مانده، به ناگهان گستره&amp;zwnj;ای نو به روی همگان و به&amp;zwnj;خصوص کنشگران سیاسی و اجتماعی گشوده شده است. میدان چنین گستره&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای است. گردهمایی&amp;zwnj;های اعتراضی مردم در میدان&amp;zwnj;های &amp;quot;تحریر&amp;quot; قاهره، &amp;quot;لؤلؤ&amp;quot; منامه و &amp;quot;التغییر&amp;quot; صنعا (و تا حدی در گردهمایی&amp;zwnj;های موقت مردم تهران در دو میدان &amp;quot;آزادی&amp;quot; و &amp;quot;توپخانه&amp;quot;) میدان را بسان صحنۀ کنش توده&amp;zwnj;ای سیاسی مطرح ساخته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میدان بسان یک مکان امکانات و محدودیت&amp;zwnj;هایی را برای حرکت سیاسی فراهم می&amp;zwnj;آورد که در نهایت آن را به عاملی بیش از یک جا، یک مکان یا یک ظرف تبدیل می&amp;zwnj;کنند. در میدان مردم برای مدتی کم و بیش طولانی ( گاه چند هفته) گردهم آمده، در کناکنش (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;interaction&lt;/span&gt;) با یکدیگر مجموعه فعالیت&amp;zwnj;هایی را پیش می&amp;zwnj;برند. مکان تبدیل به صحنه می&amp;zwnj;شود، صحنۀ نمایش به صورت سخنرانی و اجرای موسیقی برای تهییج و سرگرم ساختن حاضرین و صحنۀ نمایشی که در آن افراد یکایک برای یکدیگر نمایشی را به صورت ابراز شور و احساسات اجرا می&amp;zwnj;کنند. میدان عرصۀ تصمیم گیری، سازمان&amp;zwnj;یابی و آموزش است. پیشبرد مبارزه وابسته به شور و هیجان، تصمیم&amp;zwnj;ها و کنش خود مردم حاضر در میدان می&amp;zwnj;شود. در این فرایند مردم در بستر کناکنش، بحث و تصمیم&amp;zwnj;گیری تسلط بیشتری بر مسائل سیاسی به دست می&amp;zwnj;آورند. در نهایت، میدان در یک دورۀ معینِ چند روزه یا چند هفته جایگاهی محوری در گسترۀ سیاست به دست می&amp;zwnj;آورد، سرنوشت سیاسی جامعه را تعیین می&amp;zwnj;کند و سپس در یک فرایند بسیار سریع از بین می&amp;zwnj;رود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;طور کلی این ویژگی&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;توان برای میدان بسان عرصۀ فعالیت سیاسی و مبارزه برشمرد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;١- سیاست توده&amp;zwnj;ای&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میدان محل گردهمایی همگان است. تفاوت&amp;zwnj;ها و تمایزهای طبقاتی، پژواک چندانی در آن نمی&amp;zwnj;یابند. همه آزاد هستند و تشویق می&amp;zwnj;شوند که در آن حضور یابند. در آن شاید برخی به خاطر مقام و اعتبار اجتماعی خود از احترام بیشتری برخوردار شوند، ولی کسی به این خاطر از موقعیتی خاص در فرایند تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها برخوردار نمی&amp;zwnj;شود. در میدان نقش اصلی و رهبری بیشتر از آن کسانی می&amp;zwnj;شود که مهارت روانی-اجتماعی بیشتری در زمینۀ تأثیرگذاری، هدایت جمع و اتخاذ تصمیم دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جوانان طبقۀ متوسط به خاطر بهره&amp;zwnj;مندی از توانمندی&amp;zwnj;های بیشتر فرهنگی، بهره&amp;zwnj;مندی از خودسامانی و هوشیاری در این زمینه موفق&amp;zwnj;ترند و به این خاطر به سرعت و به سهولت رهبری جمع را در دست می&amp;zwnj;گیرند. سیاست اما در سطح توده&amp;zwnj;ای باقی می&amp;zwnj;ماند. مقولۀ جدید سیاست، توده به معنای کامل واژه، در میدان مصداق می&amp;zwnj;یابد. خواست مبارزه خواست عمومی جمع (حاضر در میدان) و جامعه است. مبارزه، طبقه یا نهادهای خاصی را نیز نشانه نمی&amp;zwnj;گیرد. خواست اصلی، تغییر ساختار کلی سیاست به وسیلۀ بازپس&amp;zwnj;ستاندن قدرت از کسانی است که گمان می&amp;zwnj;رود آن را غصب کرده&amp;zwnj;اند. دشمن در اینجا بیشتر افرادی معین و رویکردهایی معین است، و میدان تمامی توده&amp;zwnj;ها در جامعه را نمایندگی می&amp;zwnj;کند. آنچه نیز قرار است تغییر کند ساختاری کهنه و فاسد است که گمان می&amp;zwnj;رود دارای هیچگونه مشروعیت و اعتباری نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبۀ دیگر سیاست توده&amp;zwnj;ای آن است که در میدان همه فرصت می&amp;zwnj;کنند دردها، رنجها و آمال خود را بیان کنند بدون آنکه توافقی در مورد رفع ریشه&amp;zwnj;ای آنها وجود داشته باشد. نوعی همدلی حسی-اخلاقی از جمع یک کلیت توده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;سازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خواست میدان خواستی یکسره سیاسی است. توده&amp;zwnj;ها در میدان خواستی اقتصادی و اجتماعی ندارند. مسئلۀ آنها باز توزیع امکانات اقتصادی یا متحول ساختن ارزشها و هنجارهای اجتماعی نیست. خواست اصلی آنها استقرار دموکراسی و گسترش آزادی&amp;zwnj;های مدنی و سیاسی است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;٢- سیاست ناب&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خواست میدان خواستی یکسره سیاسی است. توده&amp;zwnj;ها در میدان خواستی اقتصادی و اجتماعی ندارند. مسئلۀ آنها باز توزیع امکانات اقتصادی یا متحول ساختن ارزشها و هنجارهای اجتماعی نیست. خواست اصلی آنها استقرار دموکراسی و گسترش آزادی&amp;zwnj;های مدنی و سیاسی است. &amp;zwnj;در ابتدا شاید آنها خواستی رادیکال مبتنی بر تغییر بنیادین نظام سیاسی نداشته باشند، ولی به تدریج چنین خواستی را طرح می&amp;zwnj;کنند. در نهایت برچیده شدن کامل رژیم حاکم و گشایش ساختار حاکم سیاسی را خواستار می&amp;zwnj;شوند. بدیل مورد نظر آنها استقرار آزادی&amp;zwnj;های مدنی و سیاسی و دموکراسی پارلمانی است. باور و امیدی که آنها به دموکراسی پارلمانی دارند در جهان کم&amp;zwnj;مانند است. در مقولۀ دموکراسی آنها ساز و کار برگذشتن از کم و بیش تمامی مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را می&amp;zwnj;بینند. به گمان آنها راه حل مشکلاتی همانند فقر، فساد سیاسی، هرج و مرج سیاسی و اجتماعی، ناکارآمدی ساختار اقتصادی و پپیچیدگی و ایستائی دیوانسالاری، همه، استقرار دموکراسی پارلمانی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میدان عملاً زمانی به حیات خود خاتمه می&amp;zwnj;بخشد، و توده&amp;zwnj;ها آن زمان به خانه برمی&amp;zwnj;گردند که مطمئن باشند که رژیم کهنه فروپاشیده است و زمینۀ استقرار دموکراسی پارلمانی مبتنی بر انتخابات آزاد فراهم آمده است. مشکلات اقتصادی و اینکه شاید بر ابعاد آنها در دوران خیزش و گردهمائی آنها در میدان افزوده شده باشد، مسئلۀ آنها نیست. سیاست در شکل ناب خود، بسان اِعمال قدرت در چارچوب انتخابات آزاد و دموکراسی پارلمانی، مهمترین مسئلۀ آنها است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توده&amp;zwnj;ها در میدان، رابطۀ خود با یکدیگر را نیز بگونه&amp;zwnj;ای یکسره سیاسی سامان می&amp;zwnj;دهند. مخالفت&amp;zwnj;ها و همراهی&amp;zwnj;ها همه متوجه گرایش و نقطه نظرهای سیاسی است. افراد تا هنگاهی که در میدان هستند، جز عناصری سیاسی کسی دیگر نیستند. دین، قومیت، کار و حتی عشق (شهوی) آنها تبدیل به مسائلی سیاسی می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۳- سیاست نمایشی &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در خود میدان سیاستِ اصلی سیاستی نمایشی است. میدان نه بر مبنای دموکراسی پارلمانی و شمارش آرا و تعیین اکثریت و اقلیت، که بر مبنای دموکراسی نمایشی اداره می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در میدان، توده&amp;zwnj;ها در کناکنش مستقیم و پی در پی با یکدیگر قرار دارند. برای مدتی طولانی، آنها شبانه روز با یکدیگر هستند و خود در مورد حرکت خویش و آیندۀ آن تصمیم می&amp;zwnj;گیرند. از این لحاظ، گردهمایی در میدان دارای تفاوتی اساسی با تظاهرات است. در تظاهرات کناکنشی چندانی بین شرکت&amp;zwnj;کنندگان وجود ندارد. آنها کمتر رو در روی یکدیگر قرار می&amp;zwnj;گیرند. برای چند ساعتی در مسیری معین، رو به جلو راه پیمائی می&amp;zwnj;کنند. معمولاً نیز کسانی خاص توده&amp;zwnj;ها را به آن فرا می&amp;zwnj;خوانند و شعارهای آن را تعیین می&amp;zwnj;کنند. در میدان مهم نیست چه کسی توده&amp;zwnj;ها را به حرکت فرا خوانده است. بعد از چند روز کناکنشِ مستقیم، توده&amp;zwnj;ها خود حرکت و تعیین سیر تحول آن را در دست می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کناکنش مستقیمِ پی در پی و فرصت&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;شمارِ تصمیم&amp;zwnj;گیری جمعی زمینه را برای شکل&amp;zwnj;گیری سیاست نمایشی فراهم می&amp;zwnj;آورد. سیاست نمایشی به معنای تبدیل عرصه&amp;zwnj;های کنش، کار و تصمیم&amp;zwnj;گیری به صحنۀ نمایش است. در صحنۀ نمایش انسانها بر این مبنا که در مراسم آئینی شرکت جسته&amp;zwnj;اند، در همان حال که خود را به نمایش می&amp;zwnj;گذارند، همچون تماشاچی نمایش دیگران رفتار می&amp;zwnj;کنند. آنها از یکسو خود را مسلط به شرایط و نقش خود و علاقه&amp;zwnj;مند به مسائل نشان می&amp;zwnj;دهند و از سوی دیگر نقشی معین را در مقابل دیگران، بسان انسانی علاقه&amp;zwnj;مند به همراهی و همدلی با آنها، به&amp;zwnj;عهده می&amp;zwnj;گیرند. در میدان، تصمیم&amp;zwnj;گیری در این فرایند رخ می&amp;zwnj;دهد. بیش از استدلال، قانع ساختن و کسب توافق، تصمیم&amp;zwnj;گیری در فرایند کنش و نمایش از اهمیت برخوردار است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمایش امری یا پدیده&amp;zwnj;ای جدا و مستقل از کنش (انجام کاری یا سخن گفتن) نیست. نمایش عنصر اساسی کنش دسته جمعی یا کنش در حضور جمع است. انسان همواره برای اثری که رفتار، سیما و برخوردهایش روی دیگران می&amp;zwnj;گذراد اهمیت قائل است. بدون شک در جایی مانند میدان که تمامی کنشهای انسان در همراهی و در میان جمع صورت می&amp;zwnj;گیرد، جنبۀ نمایشی کنش به اوج می&amp;zwnj;رسد و بعدی کاملاً سیاسی پیدا می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هر رو در میدان، سیاست نمایشی به دموکراسی نمایشی ارتقا می&amp;zwnj;یابد. کم و بیش همه تصمیم&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;طور آشکار، در فرایند کناکنشی آکنده از کنش نمایشی اتخاذ می&amp;zwnj;شوند. سخنرانی&amp;zwnj;هایی پر شور، شعارهای تهییجی، نمایش باز خشم و بیان احساسیِ همراهی و همدلی، همه در خدمت تأثیرگذاری بر یکدیگر و رسیدن به تصممیم&amp;zwnj;های مشترک انجام می&amp;zwnj;گیرند. در تمامی زمینه&amp;zwnj;ها انسان&amp;zwnj;ها این چنین کنش خود را پیش می&amp;zwnj;برند و تصمیم می&amp;zwnj;گیرند. اینجا بیش از استدلال بهتر یا برخورداری از حمایت اولیۀ تعدادی بیشتری از افراد، پیش بردن نمایشی پرشور مهم است. همه نیز می&amp;zwnj;توانند چنین نمایشی را اجرا کنند و بر دیگران تأثیر مورد نظر خود را بگذارند. مهم مهارت در اجرای نمایش و میزان شوری است که افراد به هنگام اجرای نمایش از خود نشان می&amp;zwnj;دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سیاست نمایشی نقش مهمی در پیشبرد مبارزه و گردهم&amp;zwnj;آمدن در میدان دارد. به وسیلۀ اجرای نمایش (سخنرانی&amp;zwnj;های پرشور، شعارهای تهییجی، نماز جماعت، رقص و آواز) مبارزه، جذاب می&amp;zwnj;شود. ولی این نمایشی برای جمع بسان دیگری است و جذابیت آن به خودی خود شوری قدرتمند ایجاد نمی&amp;zwnj;کند. توده&amp;zwnj;ها، همه، در اجرای آن نقش ایفا نمی&amp;zwnj;کنند. مشارکت فردی شرکت کنندگان در میدان در فرایند کنش&amp;zwnj;ها و تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها به وسیلۀ اجرای نمایش شوری قدرتمند ایجاد می&amp;zwnj;کند. در این نمایش که نمایشی برای یکدیگراست هر کس خود را بخشی از بازی و به صحنه بردن نمایش احساس می&amp;zwnj;کند. درگیری تمام عیار در مبارزه به وسیلۀ پیشبردن نمایش برای دیگری و یکدیگر بالاترین حد کنشگری را نزد انسانها به وجود می&amp;zwnj;آورد و این به آنها شور کنش و مبارزه می&amp;zwnj;بخشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفاوت&amp;zwnj;های طبقاتی در میدان اهمیت خود را از دست می&amp;zwnj;دهند. همه کنار یکدیگر، بر سفره&amp;zwnj;ای مشترک غذا می&amp;zwnj;خورند. هر کس امکانات خود را با دیگران به اشتراک می&amp;zwnj;گذارد. هیچ کس امکانات و ثروت خود را به رخ دیگران نمی&amp;zwnj;کشد. ثروت و امکانات برای کسی قدرت و اقتدار نیز نمی&amp;zwnj;آفریند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۴- کمونیسم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میدان خواست و هدفی کمونیستی ندارد؛ در صورت پرسش، شاید از کمونیسم نیز اعلام بیزاری کند. نفی مناسبات پولی، لغو استثمار، نابودی فاصلۀ طبقاتی و دولت و بر قراری مالکیت اشتراکی و همبستگی عمیق اجتماعی هدف و برنامۀ کمتر کسی در میدان است. ولی در میدان، زندگی بر مبنای اصول کمونیستی اداره می&amp;zwnj;شود. در میدان همه کمونیست هستند و کمونیستی زندگی می&amp;zwnj;کنند. تفاوت&amp;zwnj;های طبقاتی در میدان اهمیت خود را از دست می&amp;zwnj;دهند. همه کنار یکدیگر، بر سفره&amp;zwnj;ای مشترک غذا می&amp;zwnj;خورند. به&amp;zwnj;طور معمول کسانی در خانه غذا پخته، آن را به میدان می&amp;zwnj;آورند، سپس ساکنان میدان آن را صرف می&amp;zwnj;کنند. شباهنگام، همین آدمها کنار یکدیگر با استفاده از کمترین امکانات می&amp;zwnj;خوابند. هر کس امکانات خود را با دیگران به اشتراک می&amp;zwnj;گذارد. کسی از کسی چیزی نمی&amp;zwnj;خرد. اصلاً پول و کسب درآمد در میدان به پدیده&amp;zwnj;&amp;zwnj;هایی نامتعارف و نابهنجار تبدیل می&amp;zwnj;شوند. هیچکس امکانات و ثروت خود را به رخ دیگران نمی&amp;zwnj;کشد. ثروت و امکانات برای کسی قدرت و اقتدار نیز نمی&amp;zwnj;آفریند. بعد از چند روز اقامت در میدان لباسها همه چروک و کثیف شده، افراد همه شبیه هم می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تمایز اصلی به شکلی دیگر بین افراد برقرار می&amp;zwnj;شود. هر کس از توان نمایشی بیشتری و سرمایۀ فرهنگی فزونتری برخوردار است بیش از دیگران در کانون توجه قرار می&amp;zwnj;گیرد. به این خاطر میدان بطور معمول فاقد رهبری متمرکز ثابت است. نهادی همانند دولت در آن دارای کارآیی نیست. انسان&amp;zwnj;ها بر مبنای برابری، همبستگی و اجرای نمایش کارها را بپیش می&amp;zwnj;برند. به این خاطر تقسیم کار اجتماعی نیز تا حدی ملغی می&amp;zwnj;شود. در میدان، بگونه&amp;zwnj;ای ثابت کسی رهبر یا پادو، آشپز یا تصمیم گیرند، متفکر یا فرمانبردارِ عمل کننده نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همبستگی افراد در میدان همبستگی شور و مبارزه است. ولی این همبستگی، اجتماع مبارزه یا اجتماعی ارزشی نمی&amp;zwnj;آفریند. جمع خود را همبسته با یکدیگر بر مبنای مبارزه برای اهدافی معین یا باور به اصولی معین احساس نمی&amp;zwnj;کند. همبستگی اینجا دارای معنایی عمیق&amp;zwnj;تر و وسیع&amp;zwnj;تر است. همبستگی در میدان همبستگی شهروندی است و همۀ افراد گردهم آمده در چارچوب یک دولت ملی را در بر می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;افراد گرد هم آمده در میدان خود را همبستۀ همۀ جهانیان، همه انسانهای ستم دیده و سرکوب شده می&amp;zwnj;دانند. ولی چون در چارچوب دولت ملی (یا یک جامعۀ ملی) مبارزۀ خود را پیش می&amp;zwnj;برند، خود را در درجۀ اول همبسته با هم میهنان خود می&amp;zwnj;بینند. به هر رو، این همبستگی همبستگی&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای کمونیستی است. همه را، صرف نظر از وابستگی قومی، دینی، طبقاتی و جنسی در بر می&amp;zwnj;گیرد. مهم، رهایی از هر گونه ستم و سرکوب است. باور اصلی آن است که در صورتی که ستمها رفع شوند، استثمار و مناسبات مالی به پس رانده شوند و دولت نقشی کمرنگ&amp;zwnj;تر در جامعه ایفا کند، بر عمق و وسعت همبستگی افزوده خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۵- محدودیت&amp;zwnj;ها: پیدایش و زوال ناگهانی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میدان دارای محدودیت&amp;zwnj;های خاصی است. یکی از آنها ترکیب جمعیتی آن است. در میدان بیشتر جوانان مرد نقشی فعال ایفا می&amp;zwnj;کنند. این تا حدی بخاطر فرهنگ و نظام ارزشی جوامعی است که به تازگی عرصۀ پیدایش میدان بوده&amp;zwnj;اند. ولی تا حدی نیز به آن خاطر است که این گروه سنی-جنسی به خاطر وضعیت سنی، اقتصادی و خانودگی خود، آمادگی بیشتری برای شرکت در چنین حرکاتی دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محدودیت دیگر میدان آن است که زمینه را برای ایفای نقشی فعال از سوی افرادی فرصت&amp;zwnj;طلب یا شیفتۀ بازی و ماجراجویی فراهم می&amp;zwnj;آورد و افراد باتجربه و معقول را از ایفای نقشی تأثیر گذار باز می&amp;zwnj;دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محدویت سوم میدان آن است که زمینه را برای شکل&amp;zwnj;گیری بحث&amp;zwnj;های جدی و بررسی مشکلات سیاسی و اجتماعی فراهم نمی&amp;zwnj;آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میدان توده&amp;zwnj;ها را به شکلی همه جانبه و ممتد درگیر سیاست و مبارزه نمی&amp;zwnj;سازد. میدان پدیده&amp;zwnj;ای گذرا با میزان تأثیر گذاری محدودی است. پس از بازگشت از میدان، بسیاری آنگونه رفتار می&amp;zwnj;کنند که گویی هیچگاه آنجا نبوده&amp;zwnj;اند. در زندگی روزمره آنها رفتار سیاسی و اجتماعی متفاوتی نشان نمی&amp;zwnj;دهند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میدان بیشتر عرصۀ کنش نمایشی است تا عرصۀ کنکاش و آموزش. بزرگترین محدویت میدان اما پیدایش و زوال ناگهانی و سریع آن است. خیل توده&amp;zwnj;ها به ناگهان در پیامد حوادثی پیش&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;نا شدنی گرد هم آمده و پس از چند روز یا چند هفته پراکنده می&amp;zwnj;شود. در پی پراکندگی، افراد به زندگی نخستین&amp;zwnj;شان باز می&amp;zwnj;گردند. بسیاری بار دیگر غرق زندگی روزمره شده دیگر علاقه چندانی به کنشگری سیاسی و جنبش سیاسی و اجتماعی نشان نمی&amp;zwnj;دهند. میدان تحولی پایدار در ذهینت و کنشگری افراد دامن نمی&amp;zwnj;زند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میدان بدون شک تأثیری محسوس بر سیاست و جامعه می&amp;zwnj;نهد. توده&amp;zwnj;های وسیعی را وارد عرصۀ سیاست می&amp;zwnj;سازد؛ در ساختار سیاسی سوراخ و شکاف ایجاد می&amp;zwnj;کند، دموکراسی را مستقر ساخته یا به فرایند استقرار آن یاری چشمگیری می&amp;zwnj;رساند و همبستگی ملی را تعمیق و گسترش می&amp;zwnj;بخشد. ولی با این همه توده&amp;zwnj;ها را به شکلی همه جانبه و ممتد درگیر سیاست و مبارزه نمی&amp;zwnj;سازد. میدان پدیده&amp;zwnj;ای گذرا با میزان تأثیر گذاری محدودی است. پس از بازگشت از میدان، بسیاری آنگونه رفتار می&amp;zwnj;کنند که گویی هیچگاه آنجا نبوده&amp;zwnj;اند. در زندگی روزمره آنها رفتار سیاسی و اجتماعی متفاوتی نشان نمی&amp;zwnj;دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بزرگترین چالش کنشگران سیاسی و اجتماعی و متفکرین رادیکال بررسی این مشکل خواهد است: چگونه می&amp;zwnj;توان کنشگری مرتبط با میدان یا تأثیر آن را را تثبیت بخشید و آن را به امری پایدار تبدیل کرد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چگونه می&amp;zwnj;توان از شور توده&amp;zwnj;های میدان پاسداری کرد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چگونه می&amp;zwnj;توان همبستگی و شیوۀ کمونیستی زیست مرتبط با آن را به سرتاسر گسترۀ زندگی گسترش داد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدون شک کمتر کسی حاضر خواهد بود برای دراز مدت در میدان باقی بماند یا شیوۀ زندگی مرتبط با آن را در تمامی گستره&amp;zwnj;های زندگی روزمره بکار گیرد. ولی افراد می&amp;zwnj;توانند جای خود را به یکدیگر دهند یا میدان را در مقیاسی خُرد (تر) در بسیاری از عرصه&amp;zwnj;های زندگی بر پای دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئله&amp;zwnj;ای که باید به آن پرداخته شود این است که آیا میدان از آن اهمیت و اعتبار برخوردار است که بخواهیم بر پایداری یا سرایت دادن آن به عرصه&amp;zwnj;های متفاوت زندگی اجتماعی آن پای فشاریم. دموکراسی پارلمانی امروز در تمامی جهان در وضعیتی بحرانی قرار دارد. توده&amp;zwnj;ها بیش از پیش شور مشارکت در فرایند آن را از دست می&amp;zwnj;دهند. میدان با شور و شوقی که نزد توده&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;آفریند می&amp;zwnj;تواند نقشی مهم در بازسازی شور مشارکت در عرصۀ سیاست ایفا کند. این به عهدۀ کنشگران و متفکرین رادیکال است که راه&amp;zwnj;های کارآیی هر چه بیشتر میدان و پایدار ساختن آن را بجویند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چگونه می&amp;zwnj;توان کنشگری مرتبط با میدان یا تأثیر آن را را تثبیت بخشید و آن را به امری پایدار تبدیل کرد؟ چگونه می&amp;zwnj;توان از شور توده&amp;zwnj;های میدان پاسداری کرد؟ چگونه می&amp;zwnj;توان همبستگی و شیوۀ کمونیستی زیست مرتبط با آن را به سرتاسر گسترۀ زندگی گسترش داد؟&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;جمع&amp;zwnj;بندی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میدان عرصه&amp;zwnj;ای یکسره متفاوت را به روی توده&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گشاید. با حضور در میدان، خیل توده&amp;zwnj;ها میزانی از همبستگی، کوشندگی و برابری را تجربه می&amp;zwnj;کنند که به هیچ وجه در عرصه&amp;zwnj;های دیگر زندگی روزمره در دسترس کسی قرار ندارد. در کجای جامعه امروز می&amp;zwnj;توان سیاست ناب، کناکنش با جمعیتی انبوه و شور و هیجان کنش نمایشی را تجربه کرد؟ راه&amp;zwnj;کارهای سنتی سیاست معاصر نیز تجربۀ جهانی متفاوت با جهان حقارت، انزوا و ناتوانی زندگی اجتماعی مدرن جوامع عرب وعده نمی&amp;zwnj;دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جامعه مدنی وعدۀ سرزندگی و استقلال را به شهروندان می&amp;zwnj;دهد اما انسانها را محدود به عرصۀ خاصی از کنش و نهادهایی معین می&amp;zwnj;سازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیشبرد مبارزۀ طبقاتی متکی به دلبستگی و وابستگی همه جانبه به طبقه&amp;zwnj;ای خاص، مبارزه سازمانیافته با طبقه&amp;zwnj;ای دیگر و جستجوی غایتی معین است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای مشارکت در حوزۀ عمومی نیز حدی از تسلط بر موضوع&amp;zwnj;های مورد بحث، توان استدلال و شیفتگی به عقلانیت گفتاری ضروری است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقایسه، برای مشارکت در میدان هیچ شرطی وجود ندارد جز شیفتگی به همبودگی با دیگران، شیفتگی به نمایشی که برای مخاطبین به صحنه می&amp;zwnj;رود و دلبستگی به نمایشی که می&amp;zwnj;توان برای یکدیگر اجرا کرد. بیهوده نیست که توده&amp;zwnj;هایی که به طور تاریخی از کوشندگی سیاسی خاصی برخوردار نبوده&amp;zwnj;اند و صحنه&amp;zwnj;ای را برای بیان آراء خود در اختیار نداشته&amp;zwnj;اند به صورت انبوه بسوی میدان می&amp;zwnj;شتابند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سیاست توده&amp;zwnj;ای و نمایشی میدان شور می&amp;zwnj;آفریند، شوری که تودۀ میلیونی را در بر می&amp;zwnj;گیرد. بسیاری برای احساس چنین شوری به سوی آن می&amp;zwnj;شتابند و سپس جذب آن می&amp;zwnj;شوند. این اما محدودیت و شکنندگی میدان را تشدید می&amp;zwnj;کند. میدان به سختی قابل تثبیت و نهادینه شدن است. توده&amp;zwnj;ها آن را به ناگهان بر پای می&amp;zwnj;دارند و سپس در پی رسیدن به اهدافی معین آن را یکسره ترک می&amp;zwnj;گویند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در پی ترک میدان، مردم به خانه و زندگی روزمره خود بر می&amp;zwnj;گردند. بسیاری اوقات آنها به همان تودۀ لخت (منفعل) سابق تبدیل می&amp;zwnj;شوند. در میدان آنها شوری فوق&amp;zwnj;العاده از خود نشان می&amp;zwnj;دهند، شوری که گاه راه را بر طرح خواست&amp;zwnj;هایی معقول و قابل فهم برای جمعیت خارج از میدان، و سازماندهی بازاندیشیده شدۀ مبارزه می&amp;zwnj;بندد. ولی همین افراد گاه در پی ترک میدان عرصۀ مبارزه را بطور کامل ترک می&amp;zwnj;گویند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چالش بزرگ سیاست رادیکال یافتن راهکارهایی برای پایدار ساختن میدان و حفظ شور مبارزاتی توده&amp;zwnj;هایی است که در آن شرکت می&amp;zwnj;جویند.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/04/16/3284#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2091">جامعه مدنی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2276">حوزه عمومی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2274">محمدرفیع محمودیان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2275">میدان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2277">یورگن هابرماس</category>
 <pubDate>Sat, 16 Apr 2011 11:03:59 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">3284 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>