<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2138/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>حق بر بدن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2138/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>تجربه‌‌ سوئد در مبارزه با روسپیگری</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/12/31/9523</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/12/31/9523&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    منبع: justicewomen        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نادیا پارسا        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;270&quot; height=&quot;190&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/5453913.jpg?1325703599&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مرکز عدالت زنان - برای قرن&amp;zwnj;ها این کلیشه گفته شده است که &amp;quot;روسپیگری همیشه بوده و خواهد بود&amp;quot;، اما اینک، موفقیت یک کشور در از میان برداشتن روسپیگری همانند فانوسی است که راه را روشن کرده است. سوئد تنها در طول پنج سال توانسته است شمار زنان روسپی&amp;zwnj; در این کشور را به&amp;zwnj;طرز چشمگیری کاهش دهد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روسپیگری در استکهلم، پایتخت این کشور، دوسوم کاهش یافته است و در دیگر شهرهای بزرگ نیز به&amp;zwnj;طور کامل حذف شده است. این در&amp;zwnj;حالی است که در سه دهه گذشته، به سبب قانونی بودن روسپیگری، فاحشه&amp;zwnj;خانه&amp;zwnj;ها و مراکز ماساژ در سوئد رشد زیادی داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;این نکته جالب است که هم&amp;zwnj;اکنون شمار زنان خارجی که برای روسپیگری به سوئد قاچاق می&amp;zwnj;شوند بسیار کم است. مقامات دولتی در سوئد تخمین می&amp;zwnj;زنند که در ظرف سال&amp;zwnj;های گذشته، تنها ۲۰۰&amp;nbsp;تا ۴۰۰&amp;nbsp;زن و دختر در هر سال، به این کشور قاچاق شده&amp;zwnj;اند. این آمار در مقایسه با ۱۵ تا ۱۷&amp;nbsp;هزار زن و دختری که به کشور همسایه، فنلاند قاچاق شده&amp;zwnj;اند، رقم ناچیزی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سوئد چگونه این مسئله پیچیده را مدیریت کرده است؟ نکته جالب اینجاست که راهکار اجرایی، به&amp;zwnj;هیچ&amp;zwnj;وجه &amp;quot;پیچیده&amp;quot; هم نبوده است. اصولش آنقدر ساده است&amp;zwnj; که این پرسش مطرح می&amp;zwnj;شود: چرا تا حالا کسی آن را امتحان نکرده بود؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;قوانین مترقی سال&amp;nbsp;۱۹۹۹&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از سال&amp;zwnj;ها تحقیق و مطالعه، سوئد در سال ۱۹۹۹ قانونی را تصویب کرد که بر اپایه آن، &amp;quot;خرید سکس&amp;quot; جرم محسوب می&amp;zwnj;شود، اما فروش آن به&amp;zwnj;هیچ&amp;zwnj;وجه جرم نیست. منطق پشت این قانون نیز کاملاً روشن است: روسپیگری در سوئد به عنوان &amp;quot;خشونت مرد علیه زن و کودک&amp;quot; تلقی می&amp;zwnj;شود. روسپیگری به عنوان شکلی از &amp;quot;بهره&amp;zwnj;کشی از زنان و کودکان&amp;quot; تعریف می&amp;zwnj;شود و خود عامل بروز مشکلات اجتماعی بسیار است. چراکه برابری&amp;zwnj;های جنسی تا زمانی که درصدی از مردان، زنان و کودکان جامعه را خرید و فروش می&amp;zwnj;کنند و مورد بهره&amp;zwnj;کشی قرار می&amp;zwnj;دهند، به نظر دست&amp;zwnj;نیافتنی می&amp;zwnj;رسد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علاوه بر راهکارهای مشخصاً قانونی، تمهیدات مهم دیگر نیز در این زمینه مطرح است. به موجب این مقررات، خدمات اجتماعی و امکانات مالی به منظور کمک به روسپیان و نیز آموزش جامعه در نظر گرفته می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;واقعیت این است که سوئد طی سال&amp;zwnj;های طولانی برای تحقق حقوق برابر زنان تلاش کرده است. برای مثال در سال ۱۹۶۵، سوئد به مسئله &amp;quot;تجاوز در ازدواج&amp;quot; پرداخت. این درحالی است که حتی پس از سال ۱۹۸۰، هنوز در آمریکا، در چند ایالت&amp;zwnj; برای زنان &amp;quot;حق بر بدن&amp;quot; و کنترل آن را به رسمیت نمی&amp;zwnj;شناختند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سوئد با روسپیگری به عنوان فرمی از خشونت علیه زنان برخورد می&amp;zwnj;کند. در واقع مردی که از زنی سکس می&amp;zwnj;خرد، مرتکب جرم می&amp;zwnj;شود. به خاطر همین نیز در سوئد با بیشتر زنان روسپی به مثابه &amp;quot;قربانی&amp;quot; رفتار می&amp;zwnj;شود؛ قربانیانی که نیاز به کمک و یاری دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سویی دیگر، به منظور از میان برداشتن این ذهنیت تاریخی که روسپیگری امری است عادی و گریز&amp;zwnj;ناپذیر، عموم مردم آموزش می&amp;zwnj;بینند. در واقع مقررات مربوط به منع&amp;zwnj; روسپیگری و خرید سکس، بخشی از برنامه قانونی جامع&amp;zwnj;تر در راستای مبارزه با خشونت علیه زنان بود که در سال ۱۹۹۹&amp;nbsp;تصویب شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مشکلات اولیه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به رغم برنامه جامعی که پیش از تصویب این قانون در نظر گرفته شده بود، در چندسال نخست اجرای این طرح، برنامه&amp;zwnj;ریزی&amp;zwnj;های حول این قانون موفقیت خاصی در پی نداشت. پلیس شمار اندکی روسپی را مطابق قانون دستگیر کرد و کماکان همان عملکرد پیشین را در پیش می&amp;zwnj;گرفت. این شکست انتقادهای زیادی را برانگیخت. منتقدان طرح می&amp;zwnj;گفتند: &amp;quot;می&amp;zwnj;بینید که روسپیگری همیشه بوده است و همیشه نیز خواهد بود.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مقامات دولتی سوئد که به این برنامه اطمینان کامل داشتند، هیچ اعتنایی به این گفته&amp;zwnj;های منتقدانه نکردند. عاملی که موجب بی&amp;zwnj;نتیجه&amp;zwnj; ماندن تلاش&amp;zwnj;ها شده بود، این بود که این قانون، &amp;quot;ضمانت اجرایی&amp;quot; ندارد. واقعیت این بود که افراد پلیس برای درک بهتر قانون&amp;zwnj;، نیاز به آموزش عمیق و جهت&amp;zwnj;گیری داشتند. از آن&amp;zwnj;جایی که روسپیگری فرمی از خشونت مردان علیه زنان است، بهره&amp;zwnj;بردار یا خریدار است که باید تنبیه شود و در عوض قربانی یا روسپی می&amp;zwnj;بایست مورد حمایت قرار گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دولت سوئد بودجه قابل ملاحظه&amp;zwnj;ای را به منظور حمایت از این طرح اختصاص داد. نیروی پلیس، دادستان تا افسران درجه پایین، همه در این زمینه آموزش&amp;zwnj;های گسترده&amp;zwnj;ای دیدند. درست بعد از این سلسلسه اقدامات بود که نتایج متفاوت ظاهر شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروزه نه تنها مردم سوئد از راهکار و برنامه کشورشان در مواجهه با روسپیگری حمایت می&amp;zwnj;کنند (بر اساس نظرسنجی&amp;zwnj;های موجود ۸۰&amp;nbsp;درصد مردم مدافع عملکرد دولت در این زمینه هستند)، بلکه خود نیروهای پلیس و مجریان قانونی که به&amp;zwnj;طور مستقیم با این طرح درگیر هستند نیز از آن حمایت می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اجرای این قانون در سوئد، با درک این نکته که قانون منع خرید سکس به رویارویی جامعه و دولت با انواع جرم&amp;zwnj;های جنسی کمک می&amp;zwnj;کند، موثر بوده است. به ویژه در توانمند ساختن دولت در از میان برداشتن جرایم سازمان&amp;zwnj;یافته&amp;zwnj;ای که کشورهای دیگر با وجود قانونی بودن روسپیگری، با آن درگیر هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شکست استراتژی&amp;zwnj;های قانونی &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تجربه سوئد، تجربه&amp;zwnj;ای کم&amp;zwnj;نظیر و قابل ملاحظه در سیاستگذاری دولتی در زمینه منع روسپیگری است. این تجربه باتوجه به مقیاس جمعیتی کشور سوئد جواب نیز داده است. در سال ۲۰۰۳، دولت اسکاتلند به دنبال بازنگری رویکرد خود به مسئله روسپیگری، دانشگاه لندن را موظف به انجام تحقیقی فراگیر درباره نتایج سیاست&amp;zwnj;های سایر دولت&amp;zwnj;ها در این زمینه کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/dscn1257.jpg&quot; /&gt;محققان علاوه بر سوئد، کشورهای استرالیا، ایرلند و هلند را نیز انتخاب کردند. کشورهایی که معرف قانونگذاری&amp;zwnj;های متفاوت در زمینه روسپیگری هستند. نتیجه چنین رویکردهایی مشخص است: شکست چرخه معیوب بازداشت روسپی&amp;zwnj;ها.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هم&amp;zwnj;چنان که در تحقیق دانشگاه لندن نشان داده شد، در کشورهای مورد بررسی با وجود اینکه روسپیگری قانونی است، نتایج نهایی، بسیار ناامیدکننده و در هر مورد به شکل چشمگیر منفی بود.&amp;nbsp;بر اساس این تحقیق، قانونی کردن روسپیگری، به گسترش چشمگیر تمامی جنبه&amp;zwnj;های صنعت سکس، افزایش جرایم سازمان&amp;zwnj;یافته در این صنعت، افزایش شمار کودکان روسپی، افزایش میزان قاچاق زنان و دختران خارجی و نیز افزایش قابل ملاحظه خشونت علیه زنان منجر شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای مثال در ایالت ویکتوریا در استرالیا، جایی که فاحشه&amp;zwnj;خانه&amp;zwnj;ها قانونی هستند، به یکباره تعداد آن&amp;zwnj;ها به قدری زیاد شد که سیستم دولتی از کنترل و نظارت بر آنها ناتوان شد و خیلی زود این فاحشه&amp;zwnj;خانه&amp;zwnj;ها به مراکزی برای جرم و جنایت سازمان&amp;zwnj;یافته تبدیل شدند. علاوه بر آن، تحقیقات نشان داده است روسپیانی که در سیستم&amp;zwnj;های قانونی کار می&amp;zwnj;کنند در ادامه فعالیت خود دچار احساس اجبار و ناامنی در کسب و کار می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نتایج تحقیقی در هلند، جایی که روسپیگری در آن قانونی است نشان می&amp;zwnj;دهد که ۷۹&amp;nbsp;درصد روسپی&amp;zwnj;ها تمایل دارند شغل خود را ترک کنند. به همین دلیل زیر عنوان برنامه&amp;zwnj;های متعدد به روسپیانی که می&amp;zwnj;خواهند این شغل را ترک کنند، وعده کمک داده&amp;zwnj;&amp;zwnj;اند، ولی این کمک&amp;zwnj;ها هیچ&amp;zwnj;گاه درست، اجرا نشده است. برعکس، دولت سوئد به روسپیانی که می&amp;zwnj;خواهند شغل خود را ترک کنند، کمک&amp;zwnj;های اجتماعی قابل ملاحظه&amp;zwnj;ای ارائه می&amp;zwnj;دهد. تا به حال ۶۰&amp;nbsp;درصد از روسپیان سوئد، ازکمک&amp;zwnj;های مالی دولت بهره&amp;zwnj;مند و موفق شده&amp;zwnj;اند که دیگر تن&amp;zwnj;فروشی نکنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چرا کسی پیشتر این راه را امتحان نکرده است؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با توجه به الگوی موفق سوئد در زمینه مبارزه با روسپیگری، چرا کشورهای دیگر چنین رویه&amp;zwnj;ای را پیش نگرفته&amp;zwnj;اند؟ البته، برخی از کشورها تلاش&amp;zwnj;هایی کرده&amp;zwnj;اند. برای نمونه فنلاند و نروژ در حال بررسی این قانون هستند و اگر اسکاتلند نیز از نتیجه تحقیق انجام شده درس بگیرد، به همین سمت خواهد رفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای اینکه روسپیان را در شمار قربانیان خشونت قلمداد کنیم، لازم است ابتدا مقامات دولتی، به جای آنکه مسئله را از نقطه&amp;zwnj;نظر مردان جامعه ببینند، از دیدگاه زنان آن را تحلیل کنند. نکته محوری این است که در بیشتر کشورهای دنیا (البته نه در همه&amp;zwnj;جا) هنوز نگاه غالب به روسپیگری، نگاه مردانه است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;واقعیت این است که سوئد طی سال&amp;zwnj;های طولانی برای تحقق حقوق برابر زنان تلاش کرده است. برای مثال در سال ۱۹۶۵، سوئد به مسئله &amp;quot;تجاوز در ازدواج&amp;quot; پرداخت. این درحالی است که حتی پس از سال ۱۹۸۰، هنوز در آمریکا، در چند ایالت&amp;zwnj; برای زنان &amp;quot;حق بر بدن&amp;quot; و کنترل آن را به رسمیت نمی&amp;zwnj;شناختند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دولت سوئد هم&amp;zwnj;چنین بالاترین شمار سیاستمداران زن را در تمامی سطوح دولتی دارد. در سال ۱۹۹۹،&amp;nbsp;وقتی دولت قانون مترقی منع روسپیگری را تصویب کرد، ۵۰&amp;nbsp;درصد از نمایندگان پارلمان، زن بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سیاست سوئد در مقابل مسئله روسپیگری، ابتدا با کمک انجمن&amp;zwnj;ها طراحی و سپس با تلاش نمایندگان با نفوذ و قدرتمند پارلمان به تصویب رسید. البته سوئد در همین نقطه متوقف نشد. در سال ۲۰۰۲، دولت ضمیمه&amp;zwnj;ای را به قانون اولیه منع خرید سکس افزود. بر پایه این الحاقیه تازه، قاچاق انسان به منظور بهره&amp;zwnj;کشی جنسی ممنوع و به دنبال آن، برخی از نقاط ضعف موجود در قانون نخستین نیز اصلاح شد. علاوه بر این، بر توانایی دولت به منظور پیگرد قانونی آن دسته از افرادی که در چرخه صنعت سکس و روسپیگری فعال هستند، مانند پااندازها، راننده&amp;zwnj;ها و صاحب&amp;zwnj;خانه&amp;zwnj;ها نیز افزوده شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چرا ما نمی&amp;zwnj;توانیم الگوی سوئد را به کار ببندیم؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این واقعیت که کشورهای دیگر، در مقایسه با سوئد در جهل نسبی به سر می&amp;zwnj;برند، دلیلی برای این نمی&amp;zwnj;شود که برای تغییر قوانین تلاش، نکرد. زیبایی و اهمیت موضوع اینجاست که در دنیایی که در حال تغییر است و موفقیت&amp;zwnj;های سایر مردم اثبات می&amp;zwnj;شود، قانع کردن دیگران برای پیش گرفتن راه، آسان&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;منبع: &lt;a href=&quot;http://www.justicewomen.com/cj_sweden.html&quot;&gt;مرکز عدالت زنان&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/12/31/9523#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2138">حق بر بدن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8467">روسپیان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8388">روسپی‌گری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7037">سوئد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2864">نادیا پارسا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Sat, 31 Dec 2011 16:03:24 +0000</pubDate>
 <dc:creator>behnam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">9523 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>ختنه دختران در آفریقا</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/10/05/7411</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/10/05/7411&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    ترسی مک‌ویگ        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نادیا پارسا        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;290&quot; height=&quot;194&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/555.jpg?1318536774&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;ترسی مک&amp;zwnj;ویگ* -&amp;nbsp;در حال حاضر زنان فعال در آفریقا با همراهی خواننده زن سنگالی &amp;quot;سیسترفا&amp;quot;، کمپین موفقی را برای توقف &amp;quot;ختنه دختران&amp;quot; در این قاره راه&amp;zwnj;اندازی کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&amp;quot;اگر در آفریقا در فضای باز موسیقی اجرا کنید- حالا هر نوع موسیقی که می&amp;zwnj;خواهد باشد- مردم معمولاً جمع می&amp;zwnj;شوند. به نظرم از این راه می&amp;zwnj;توان مردم را&amp;zwnj; دور هم جمع کرد و با آنها درباره ختنه دختران صحبت کرد.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;
این سخنان &amp;zwnj;سیسترفا، خواننده هیپ&amp;zwnj;هاپ و عضو طرح موسوم به &amp;quot;روح شهر&amp;quot; است. سیسترفا از صدا و هنرش برای رساندن پیام &amp;quot;کمپین علیه ختنه دختران&amp;quot; در دوازده کشور آفریقایی استفاده می&amp;zwnj;کند؛ دوازده کشوری که در آنجا ختنه دختران در مقایسه با سایر کشورهای این قاره، قربانیان بیشتری می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
با این وجود، نخستین گزارش طرحی که از سوی سازمان ملل در سال ۲۰۰۸ آغاز شده است، آمار و ارقام امیدوارکننده&amp;zwnj;ای&amp;zwnj; را نوید می&amp;zwnj;دهند. این گزارش نشان می&amp;zwnj;دهد در حال حاضر در بیش از شش هزار روستا و قبیله مختلف آفریقا، ختنه دختران ممنوع شده است و در هرماه نیز به شمار این مناطق افزوده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
سیسترفا می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;این تغییر و اصلاح، نتیجه رویکردی ویژه همراه با درک درستی از فرهنگ محلی است.&amp;quot; او به تازگی از زادگاهش در تیونک اسیل دیدن کرده است؛ جایی که خودش درآنجا ختنه شده، اما هم&amp;zwnj;اکنون ختنه در این منطقه ممنوع است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
هم&amp;zwnj;اکنون در ۲۸ کشور آفریقایی، ختنه دختران انجام می&amp;zwnj;شود. این عمل وحشیانه تاکنون روی ۱۴۰ میلیون زن صورت گرفته و در هر سال، بیش از دو میلیون نفر در معرض خطر قرار دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
سیسترفا در حال برگزاری یک تور سراسری با هدف &amp;quot;آگاهی&amp;zwnj;بخشی در برابر ختنه دختران&amp;quot; است. او به مجله &amp;quot;ابزرور&amp;quot; در داکار می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;ما از موسیقی برای جلب جوانان استفاده می&amp;zwnj;کنیم، چراکه این جوانان هستند که آینده را خواهند ساخت. جوانان باید بدانند که تنها نیستند.&amp;quot; هم&amp;zwnj;اکنون دیگر سفرای فرهنگی نیز در حال برگزاری چنین سفرها و برنامه&amp;zwnj;هایی هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;هم&amp;zwnj;اکنون در ۲۸ کشور آفریقایی، ختنه دختران انجام می&amp;zwnj;شود. این عمل وحشیانه تاکنون&amp;nbsp;روی ۱۴۰ میلیون زن صورت گرفته و در هر سال، بیش از دو میلیون نفر نیز در معرض خطر قرار دارند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;
&amp;quot;وقتی تنها هستی، با خودت فکر می&amp;zwnj;کنی من چگونه می&amp;zwnj;توانم دخترم را ختنه نکنم؟ در حالی که این تصمیم به انزوا و گوشه&amp;zwnj;گیری او منجر خواهد شد. در روستا وقتی مراسم ختنه دختران برگزار می&amp;zwnj;شود، اگر دختری حضور نداشته باشد، همه متوجه می&amp;zwnj;شوند که او نیامده است تا ختنه نشود. به همین خاطر از آن پس با آن دختر &amp;zwnj;همانند یک حیوان رفتار می&amp;zwnj;شود. او نمی&amp;zwnj;تواند ازدواج کند، نمی&amp;zwnj;تواند آشپزی کند و... حتی کسی حاضر نمی&amp;zwnj;شود از دست او یک لیوان آب بگیرد.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مشکلات پیشین&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;معمولاً گروه&amp;zwnj;هایی که به مبارزه با ختنه دختران مشغولند، از داخل این جوامع نیستند. حتی گاهی افراد خارجی می&amp;zwnj;آیند و با برگزاری گردهمایی خطاب به مردم منطقه می&amp;zwnj;گویند که دختران&amp;zwnj;تان را ختنه نکنید! مردم محلی هم در مقابل با خودشان فکر می&amp;zwnj;کنند: برای چه نباید دختران&amp;zwnj;مان را ختنه کنیم؟ این بخشی از فرهنگ و سنت ماست. شما&amp;zwnj; به چه حقی این&amp;zwnj; جا آمده&amp;zwnj;اید و سعی می&amp;zwnj;کنید ما را تحت فشار قرار دهید؟ این زندگی ماست. بروید گم شوید!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
پدر شوهر اتریشی سیسترفا او را قانع کرد تا از این مسئله صحبت کند. سیسترفا می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;پدر شوهرم به من گفت: الان وقتشه، الان زمانی است که باید تابو&amp;zwnj;ها را شکست! البته این کار برای من آسان نبود، حتی اگر همین الان نیز در سنگال راجع به این مسائل صحبت کنم، یا رادیویی بخواهد با من در این زمینه گفت&amp;zwnj;وگو کند، مردم بلافاصله تماس خواهند گرفت و با من بد صحبت خواهند کرد. آنان مرا تهدید می&amp;zwnj;کنند و می&amp;zwnj;گویند: نباید راجع به این مسائل حرفی بزنم!&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;200&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/166858985v12_480x480_front_padtosquare-true.jpg&quot; /&gt;نفیساتو دیوپ، هماهنگ&amp;zwnj;کننده پروژه سازمان ملل است؛ پروژه&amp;zwnj;ای مشترک میان صندوق جمعیت سازمان ملل و یونیسف. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;ایجاد رابطه بین زنان آفریقا و تشکلات آفریقایی مرتبط با ختنه، دقیقاً همان راهی است که منجر به تغییرات مثبت خواهد شد.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
به عقیده دیوپ، &amp;quot;در طی ۱۲ سال گذشته با وجود اینکه فعالان مبارزه با ختنه، اهداف درستی را پیش گرفته&amp;zwnj;اند، اما در این میان اشتباه&amp;zwnj;های زیادی نیز رخ داده است. درعین حال تجربه&amp;zwnj;های مهمی نیز به دست آمده که سودمند است.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
او با اشاره به این&amp;zwnj;که اقدامات پیشین برخی از موسسات خیریه، اشتباه بوده است، ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;quot;آنها تنها افرادی که ختنه می&amp;zwnj;کردند را هدف فعالیت&amp;zwnj;های خود قرار می&amp;zwnj;دادند. منتها مسئله اصلی این است که خارج کردن این افراد از سیستم، منجر به کاهش تقاضا نخواهد شد. گروه&amp;zwnj;های خارجی با آن مدل آناتومی از بدن زن که هرکسی را شوکه می&amp;zwnj;کند، به روستا&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;روند، برنامه می&amp;zwnj;گذارند و بعد هم به روستاییان می&amp;zwnj;گویند دختران&amp;zwnj;تان در ادامه این روند خواهند مرد و بعد هم آنجا را ترک می&amp;zwnj;کنند و دیگر نیز بازنمی&amp;zwnj;گردند. با این شیوه میزان ختنه کم نمی&amp;zwnj;شود. به&amp;zwnj;طور قطع این کارها کفایت نخواهد کرد!&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;برنامه&amp;zwnj;های آینده&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خانم دیوپ نیز معتقد است که &amp;zwnj;باید یک گفت&amp;zwnj;&amp;zwnj;وگوی بدون پیشداوری را آغاز کرد: &amp;quot;همه مسائل باید در متن محلی آن بررسی شود. مردم را باید به این باور برسانیم که خودشان داوطلبانه ختنه دختران&amp;zwnj;شان را کنار بگذارند. معمولاً وقتی خارجی&amp;zwnj;ها از این طریق اقدام می&amp;zwnj;کنند، کارهای&amp;zwnj;شان کمتر به عنوان نفوذ یا دخالت بیگانگان تلقی می&amp;zwnj;شود.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;ما تلاش می&amp;zwnj;کنیم با جوانان ارتباط بگیریم. زنان و مردان باید به این باور برسند که با دختری که ختنه نشده&amp;zwnj; است، می&amp;zwnj;توان ازدواج کرد. باور کنید اگر مردان بخواهند، همین فردا ختنه دختران متوقف خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;
به&amp;zwnj;رغم همه این مشکلات، میزان &amp;quot;شیوع ختنه&amp;quot; در اتیوپی، از ۸۰ به ۷۴ درصد، در کنیا از۳۲ به ۲۷ درصد و در مصر از ۹۷ به ۹۱ درصد کاهش یافته است. این آمار در جای خودش مهم و قابل توجه است. هدف نهایی این است که با کمک اشخاصی نظیر&amp;quot;سیسترفا&amp;quot; که در میان زنان آفریقایی نفوذ دارند، ختنه دختران در نسل بعدی به&amp;zwnj;طور کل متوقف شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
نفیساتو دیوپ می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;ما تلاش می&amp;zwnj;کنیم با جوانان ارتباط بگیریم. زنان و مردان باید به این باور برسند که با دختری که ختنه نشده&amp;zwnj; است، می&amp;zwnj;توان ازدواج کرد. باور کنید اگر مردان بخواهند، همین فردا ختنه دختران متوقف خواهد شد.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
سیستر یکی از فعالان مبارزه با ختنه زنان است که هم&amp;zwnj;اکنون در برلین زندگی&amp;zwnj; می&amp;zwnj;کند.&amp;nbsp;او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;در اروپا نیز باید درس&amp;zwnj;های زیادی از این برنامه آموخته شود. ختنه دختران در اینجا نیز هنوز انجام می&amp;zwnj;شود. زنان زیادی در حال حاضر به دلیل ختنه در زندان&amp;zwnj;ها هستند، ولی با این حال، روند ختنه هنوز متوقف نشده است. راستش چیز خاصی تغییر نمی&amp;zwnj;کند. برای تنبیه و مجازات مردم، قوانین زیادی وجود دارد، ولی ما نیازمند پیشگیری هستیم و نه تنبیه و اعمال مجازات.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;* نویسنده روزنامه گاردین&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/BJ0l9yDgN-8?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/10/05/7411#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2138">حق بر بدن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6323">ختنه دختران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6324">زنان آفریقا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2864">نادیا پارسا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/BJ0l9yDgN-8" fileSize="1217" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/BJ0l9yDgN-8/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/BJ0l9yDgN-8" length="1217" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Wed, 05 Oct 2011 13:09:58 +0000</pubDate>
 <dc:creator>behnam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7411 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>اتانازی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/04/13/3211</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/04/13/3211&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش دوم و پایانی         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمد‌حسین نیری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;267&quot; height=&quot;193&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/euthanasia.jpg?1302984369&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;هفته پیش در چهارچوب سلسله گفتارهای &amp;laquo;حق بر بدن&amp;raquo; یادداشت محمد&amp;zwnj;حسین نیری، حقوقدان و پژوهشگر حقوق بشر در دانشگاه لندن را خواندیم. اینک بخش دوم و پایانی این یادداشت را می&amp;zwnj;خوانیم که با محوریت   بررسی استدلال&amp;zwnj;ها&amp;zwnj;ی مخالفین و موافقان اتانازی تنظیم شده است. بخش نخست این یادداشت را می&amp;zwnj;توانید نیز در &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/04/07/3075&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt; مطالعه کنید.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به عقیده&amp;zwnj;ی رواقیون،&amp;zwnj; انسان مسئول زمان و نوع مرگ خویش است. از دیدگاه آنها، برعهده ماست که فرصتِ تضمین&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;&amp;zwnj; مرگِ خوب را دریابیم. این فرصت گاهی به شکل خودکشی است، گاهی مرگ در سنِ پیری در بستر و گاه یک مرگ قهرمانانه. آنها اعتقاد داشتند &amp;laquo;مرگ خودخواسته&amp;raquo; در زمان صحیح و به دلایل صحیح، یک فضیلت به مفهوم اخلاقی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
ولی توجه داشته باشیم که این دیدگاه به ایرادات ذیل که البته بعدها مطرح شده&amp;zwnj;اند پاسخ نمی&amp;zwnj;دهد:&lt;br /&gt;
- تاثیر خودکشی بر اعضای خانواده و نزدیکان و در سطح وسیع&amp;zwnj;تر بر جامعه.&lt;br /&gt;
- ارتکاب خودکشی تحت تاثیر افسرگی و اختلالات روحی.&lt;br /&gt;
- اصول اخلاقی که خودکشی را منع می&amp;zwnj;کند.&lt;br /&gt;
- حیات اخروی در صورتی که شخص بدان معتقد باشد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;متفکرین مسیحی در نقطه مقابل این تفکر قرار دارند و در زمره مهم&amp;zwnj;ترین دلایل&amp;zwnj;شان، به ممنوعیت اخلاقی- مذهبی خودکشی استناد می&amp;zwnj;کنند و خودکشی را گناهی کبیره می&amp;zwnj;شمارند. آنها زندگی و مرگ را تنها در اختیار خدا می&amp;zwnj;دانند و روبه&amp;zwnj;رو شدن با مرگ را برای یک فرد با ایمان مترادف با رنج کشیدن، بی اقدامی (صبر) و تسلیم در مقابل خواست پروردگار می&amp;zwnj;شمرند. از این حیث، ادیان یهودیت و اسلام نیز دیدگاه مشابهی در این خصوص دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
توماس آکوئیناس متفکر مسیحی قرن سیزدهم برای مخالفت خود با خودکشی سه دلیل عمده ذکر می&amp;zwnj;کند: هر موجودی خودش را دوست دارد و برای بقای خود تلاش می&amp;zwnj;کند بنابراین &amp;laquo;خودکشی&amp;raquo; خلاف طبیعت است. به علاوه خودکشی به اجتماع آسیب می&amp;zwnj;رساند و در نهایت، هدیه زندگی که از طرف خدا به انسان اعطا شده را پس می&amp;zwnj;زند. دیدگاه&amp;zwnj;های او بعدها به موضع ثابت کلیسای کاتولیک تبدیل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;img hspace=&quot;8&quot; height=&quot;403&quot; width=&quot;269&quot; vspace=&quot;8&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/aaaw001049.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;بعدها فلاسفه غربی از جمله هیوم، کانت، نیچه، شوپنهاور، دورکهیم و ... نظرات متفاوتی در این خصوص ابراز داشتند. از این میان تنها به نظر ایمانوئل کانت، بزرگ&amp;zwnj;ترین فیلسوف دوران جدید اشاره&amp;zwnj;ای گذرا می&amp;zwnj;کنیم: برای کانت پذیرفته نبود که اراده  شخص، مجاز باشد خودش را از بین ببرد. او در این رابطه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;کسی که خودکشی می&amp;zwnj;کند باید از خود بپرسد آیا اقدام او مطابق با اصل &amp;quot;غایت بودن انسان&amp;quot; است یا خیر. اگر او خودش را نابود کند تا از شرایط دردناک بگریزد، خود را تبدیل به ابزاری صرف کرده برای ایجاد شرایطی قابل تحمل. ولی انسان شیئی نیست؛ یعنی چیزی که به عنوان وسیله مورد استفاده قرار گیرد. بلکه در تمام افعالش باید به عنوان یک غایت در نظر گرفته شود. بنابراین هرگز نمی توانم انسانِ (خودِ) درونم را از بین ببرم یا صدمه&amp;zwnj;ای به آن بزنم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
کانت بعد از این موضع خود برگشته و در اظهار نظری که به او منتسب شده گفته است: &amp;laquo;اگر انسان نتواند زندگی&amp;zwnj;اش را جز با زیر پا گذاشتن انسانیتش حفظ کند بهتر است آن را قربانی کند. درست است که زندگی حیوانیش را به خطر می&amp;zwnj;اندازد ولی می&amp;zwnj;تواند احساس کند آن میزان که زیسته، توأم با سرافرازی بوده است.&amp;raquo; در حقیقت برای کانت، حفظ زندگی بالاترین وظیفه نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پ- اتانازی و استدلال&amp;zwnj;های موافقان و مخالفان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در سال ۱۹۷۸ &amp;laquo;دِرِک هامفری&amp;raquo; که به عنوان بنیانگزار جنبش &amp;laquo;حق بر مرگ&amp;raquo; شناخته می&amp;zwnj;شود، کتاب (Jean&amp;rsquo;s Way) را نوشت که به شرح همکاری او در خودکشی همسرش می&amp;zwnj;پرداخت که از بیماری سرطان رنج می&amp;zwnj;برد. تا پیش از این دوره، همانگونه که گفته شد، بحث&amp;zwnj;ها اختصاص به مرگ و خودکشی داشتند، ولی در این زمان نخستین بحث&amp;zwnj;های فلسفی جدی در خصوص اتانازی مطرح شد و تعدادی از فیلسوفان معاصر از جمله &amp;laquo;جان هریس&amp;raquo; و &amp;laquo;پیتر سینگر&amp;raquo; با تکیه بر اصول &amp;laquo;خودمختاری&amp;raquo; و &amp;laquo;حق تعیین سرنوشت&amp;raquo; به دفاع از اتانازی پرداختند. آنها معتقدند همانگونه که شخص تا حد ممکن حقِ تعیین جریان زندگی&amp;zwnj;اش را دارد، حقِ تعیین جریان مرگش را نیز دارد. بنابراین اگر بیماری که به بیماری درمان ناشدنی مبتلا است با اختیار و اراده آزاد از پزشک درخواست کمک در خودکشی کند، پزشک باید مجاز باشد که به او کمک کند. بدین ترتیب شاهد دو تفکر عمده در این رابطه هستیم؛ یک تفکر لیبرال که اتانازی را از نظر اخلاقی قابل قبول می&amp;zwnj;داند و خواهان قانونی شدن آن است و دیگر تفکر محافظه کار که آن را غیراخلاقی و قانونی شدن آن را خطرناک می&amp;zwnj;داند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
استدلال&amp;zwnj;های موافقان اتانازی عمدتاً بر سه محور استوار است:&lt;br /&gt;
- قابل قبول بودن اتانازی در شرایط خاص از نظر اخلاقی. &lt;br /&gt;
- خودمختاری و حق تعیین سرنوشت. (حق بر بدن خویشتن)&lt;br /&gt;
- رهایی از درد و رنج.&lt;br /&gt;
در مقابل، مخالفین اتانازی استدلال می&amp;zwnj;کنند: کشتن و گرفتن جان انسان، ذاتاً و مطلقاً خطا (در مفهوم اخلاقی) است؛ اتانازی خلاف اصول حرفه&amp;zwnj;ای پزشکان است واحتمال سوء استفاده از آن وجود دارد. (قاعده&amp;zwnj;ی سراشیبی لغزنده) [1]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
به این ایرادها نیز پاسخ داده شده که طبق مقررات مذهبی و قوانین این طور نیست که کشتن انسان&amp;zwnj;ها مطلقاً ممنوع باشد، بلکه مواردی مانند کشتن انسان&amp;zwnj;ها در جنگ و دفاع مشروع و مجازات اعدام در همین مقررات دینی و قانونی پذیرفته شده&amp;zwnj;اند. به علاوه، پزشکان موظف به اجرای اتانازی نیستند؛ بلکه باید &amp;laquo;قانوناً مجاز باشند&amp;raquo; تا در صورت وجود شرایط قانونی، این کار را انجام دهند. از سوی دیگر با تدوین مقررات جامع و نظارت دقیق، امکان سوء استفاده از آن به حداقل می&amp;zwnj;رسد و بیشتر از سایر اشتباهات و تخلفات پزشکی نخواهد بود. با این حال، طرفداران اتانازی معتقدند در صورت قانونی شدن آن باید موارد به کارگیری آن بسیار محدود شود و منحصراً به عنوان آخرین راه و در صورت عدم امکان کنترل درد و رنج بیمار به کار گرفته شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
به نظر می&amp;zwnj;رسد مسئله اصلی در تمام این بحث&amp;zwnj;ها و اختلاف نظرهای دیرینه، همان مبنای اختلاف  رواقیون در مقابل متفکرین مسیحی است: &amp;laquo;نقش شخص در مرگ خودش.&amp;raquo; یک دیدگاه می&amp;zwnj;گوید مرگ چیزی است که انجام می&amp;zwnj;دهی و دیدگاه دیگر می&amp;zwnj;گوید مرگ چیزی است که برایت رخ می&amp;zwnj;دهد. به نظر می&amp;zwnj;رسد هر دو دیدگاه بخشی از حقیقت را در خود داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ت- سخن پایانی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;img hspace=&quot;8&quot; height=&quot;201&quot; width=&quot;282&quot; vspace=&quot;8&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/42-24063922.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;گرچه &amp;laquo;حق حیات&amp;raquo; به عنوان یک حق بنیادین انسانی مورد شناسایی قرار گرفته، ولی وارد کردن حق بر مرگ در زمره حقوق انسانی نیز امروزه طرفدارانی دارد که &amp;laquo;حق بر مرگ&amp;raquo; را- البته با در نظر گرفتن ملاحظات اخلاقی- لازمه حق تعیین سرنوشت و خودمختاری انسان می&amp;zwnj;دانند. شناسایی این حق و قانونی شدن اتانازی، یکی از دشوارترین سئوالات پیش روی قانونگزاران، مسئولان بهداشت و درمان و بیماران و در واقع تمام اعضای جامعه است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
متاسفانه در کشور ما به واسطه حساسیت&amp;zwnj;های مذهبی و باورهای فرهنگی که به شدت متاثر از آموزه&amp;zwnj;های مذهبی است، مسئله اتانازی در حد تئوری&amp;zwnj;ها و نظریات فلسفی و اخلاقی باقی مانده و کمتر به ثمرات عملی یا احیاناً قانونی شدن آن پرداخته شده است. بسیاری از صاحب&amp;zwnj;نظران نیز از ارائه نظر قطعی خودداری می&amp;zwnj;کنند و بحث را با پرسش&amp;zwnj;ها و ابهامات بیشتر به پایان می&amp;zwnj;رسانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در یک نگاه کلی به نظر می&amp;zwnj;رسد اتانازی نه تنها به درستی درک نشده و خطرات آن بزرگ&amp;zwnj;نمایی شده، بلکه نادیده گرفته شده است. بسیاری از ایرادات مطرح شده نسبت به اتانازی جنبه عملی دارد. اگر اتانازی از نظر اخلاقی پذیرفته باشد، مسائل عملی با اتکا به حسن نیت و نظارت قابل حل است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
جایگاه اخلاقی اتانازی، به نحو اجتناب ناپذیری وابسته به شیوه فهم ما از ارزش زندگی و حمایت از آن است. به عبارت دیگر، این فهم ما از &amp;laquo;ارزش زندگی&amp;raquo; است که دیدگاه ما نسبت به اتانازی را تعیین می&amp;zwnj;کند. در یک فهمِ انسانی از ارزش زندگی، اتانازی (درصورت وجود شرایطی) اخلاقی است و باید قانوناً مجاز باشد. انسان&amp;zwnj;ها حق دارند رها از پیش فرض&amp;zwnj;ها، استدلال&amp;zwnj;های غلط و محدودیت&amp;zwnj;های خودساخته یا تحمیلی، مرگِ راحت&amp;zwnj;تری داشته باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/04/07/3075  &quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پی&amp;zwnj;نوشت:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
1.	Slippery Slope&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ایمیل نویسنده: mhnayyeri@gmail.com&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/04/13/3211#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2138">حق بر بدن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Wed, 13 Apr 2011 13:35:54 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">3211 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>اتانازی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/04/07/3075</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/04/07/3075&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش نخست        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمد‌حسین نیری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;306&quot; height=&quot;180&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/c0066678-euthanasia_conceptual_image-spl.jpg?1302370414&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;محمدحسین نیری - اصولاً شخص تا چه حد نسبت به زمان و نوع مرگ خود حق دارد؟ آیا حق انسان بر بدن و زندگی خود آن قدر توسعه می&amp;zwnj;یابد که او را مجاز به خودکشی کند؟ آیا باید به خواست بیماران برای مرگِ آسان احترام گذاشت یا حتی طبق قانون، پزشکان را موظف به کمک به آنان و تسهیل مرگ&amp;zwnj;شان کرد؟ در ادامه سعی خواهم کرد با طرح گوشه&amp;zwnj;ای از مباحث اخلاقی، فلسفی و حقوقی مربوط به موضوع و طرح نظرات مختلف، امکان پاسخ به این پرسش&amp;zwnj;ها را بررسی کنم.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تردیدی نیست که بیماران، باید این حق را داشته باشند که نوع و چگونگی درمان خود را برگزینند. این حق بر پایه حق اساسی بیمار بر بدن خویش قابل تبیین است، ولی آیا رد یا توقف برنامه درمانی، در هنگامی که منجر به مرگ خودخواسته بیماران شود نیز امری پذیرفتنی است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
اصولاً &amp;quot;اتانازی&amp;quot; یا &amp;quot;مرگ آسان&amp;quot; که در رژیم حقوقی برخی از کشورها نظیر هلند پذیرفته شده است، چه معنایی دارد و انواع آن کدام است؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
در سومین بخش از سلسله گفتارهای &amp;quot;حق بر بدن&amp;quot; که هر چهارشنبه در وب&amp;zwnj;سایت زمانه منتشر می&amp;zwnj;شود، بخش نخست از یادداشت محمدحسن نیری، پژوهشگر حقوق بشر در دانشگاه لندن را در ارتباط با &amp;quot;مشروعیت اتانازی و انواع آن&amp;quot; می&amp;zwnj;خوانیم. &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img hspace=&quot;8&quot; height=&quot;374&quot; width=&quot;250&quot; vspace=&quot;8&quot; align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/42-23208248.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;مرگ، شاید نامطلوب&amp;zwnj;ترین واقعیت در زندگی هر انسانی باشد و ترس از مرگ و تلاش برای به تأخیر انداختن آن امری بدیهی دانسته می&amp;zwnj;شود. با این وجود انسانی را تصور کنید که به سبب ابتلا به نوع کشنده و درمان&amp;zwnj;ناپذیری از سرطان یا در اثر حادثه&amp;zwnj;ای در بیمارستان بستری شده و اقدام&amp;zwnj;های پزشکی قادر به درمان او و حتی گاه، قادر به تسکین دردهای او نیستند. طی روزها و ماه&amp;zwnj;های آینده هر روز بر درد و رنج و ناتوانی او افزوده می&amp;zwnj;شود و انتظار کشنده او برای مرگ، خود دردی دوچندان است. چنین بیماری پس از ناامیدی از تمام اقدامات پزشکی و اطمینان از این&amp;zwnj;که معجزه&amp;zwnj;ای رخ نخواهد داد، شاید تنها یک خواسته داشته باشد: رهایی از درد و رنج و مرگ راحت. بدون شک درخواست همه بیماران، درمان شدن و رهایی از بیماری است؛ اما گاه واقعیت تلخ بیماری و نبودن راه درمان، آن چنان در برابر بیمار قد می&amp;zwnj;افرازد که درخواستی جز مرگ نمی&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
اینجاست که پرسش&amp;zwnj;های گوناگونی به ذهن می&amp;zwnj;آید. از جمله این&amp;zwnj;که آیا چنین بیماری از نظر اخلاقی حق دارد به زندگی خود خاتمه دهد؟ اصولاً شخص تا چه حد نسبت به زمان و نوع مرگ خود حق دارد؟ آیا حق انسان بر بدن و زندگی خود آن قدر توسعه می&amp;zwnj;یابد که او را- حداقل در چنین شرایطی- مجاز به خودکشی کند؟ آیا باید به خواست بیماران برای مرگِ آسان احترام گذاشت یا حتی طبق قانون، پزشکان را موظف به کمک به آنان و تسهیل مرگ&amp;zwnj;شان کرد؟ در ادامه سعی خواهم کرد با طرح گوشه&amp;zwnj;ای از مباحث اخلاقی، فلسفی و حقوقی مربوط به موضوع و طرح نظرات مختلف، امکان پاسخ به این پرسش&amp;zwnj;ها را بررسی کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;الف- تعریف اتانازی و انواع آن&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
واژه اتانازی تلفظ فرانسوی واژه&amp;zwnj;ی یوتانیژیا (euthanasia) در زبان انگلیسی است که در حقیقت ریشه&amp;zwnj;ای یونانی دارد و از دو جزء (eu) به معنای &amp;quot;خوب&amp;quot; و (thanasia) به معنای &amp;quot;مرگ&amp;quot; مشتق شده است. این اصطلاح نخستین&amp;zwnj;بار توسط فرانسیس بیکن، فیلسوف شهیر انگلیسی قرن هفدهم، استفاده شد و بعد رواج پیدا کرد. در زبان فارسی اصطلاح&amp;zwnj;های مختلفی از جمله &amp;quot;به&amp;zwnj;مرگی&amp;quot;، &amp;quot;مرگ آسان&amp;quot; و &amp;quot;مرگ از روی ترحم&amp;quot; در همین معنا به کار می&amp;zwnj;روند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در تعریف کلی، اتانازی به &amp;quot;پایان دادن به زندگی یک بیمار لاعلاج توسط یا با کمک کادر درمانی بنا به تقاضای بیمار یا بستگان او یا کادر درمانی&amp;quot; اطلاق می&amp;zwnj;شود. وجود عناصر شرطی و مردد در این تعریف بیانگر وجود انواع متفاوت از اتانازی است: در صورتی که اتانازی با درخواست بیمار انجام شود &amp;quot;داوطلبانه&amp;quot; (voluntary) و در غیر اینصورت &amp;quot;غیر داوطلبانه&amp;quot; (non-voluntary) یا اجباری است. همچنین اگر پایان دادن به زندگی بیمار به وسیله تزریق دارو یا روش دیگری صورت گیرد، اتانازی &amp;quot;فعال&amp;quot; (active) و در صورتی که روند درمان قطع شود و با تجویز داروهای مسکن بیمار به دست مرگ سپرده شود &amp;quot;غیر فعال&amp;quot; (passive) خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در این رابطه خودکشی با همکاری پزشک نیز قابل ذکر است که پزشک با علم به تصمیم بیمار مبنی بر خودکشی، داروی کشنده برای او تجویز می&amp;zwnj;کند و تحت عنوان اتانازی &amp;quot;غیر مستقیم&amp;quot; از آن یاد می&amp;zwnj;شود. در این فرض دخالت پزشک در حد همکاری (معاونت) است و بیمار خود داروی کشنده را مصرف می&amp;zwnj;کند. این تفکیک بیشتر در حقوق کشورهایی منشا اثر است که تنها این فرض را قانونی کرده&amp;zwnj;اند (مانند ایالت ارگون در ایالات متحده) یا مرتکبین را از مجازات مقرر معاف کرده&amp;zwnj;اند؛ مانند سوئیس.[1]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در مردود بودن و قتل عمد محسوب شدن &amp;quot;اتانازی فعال غیر داوطلبانه&amp;quot; تردیدی وجود ندارد. یعنی فرضی که با تزریق داروی کشنده یا اقدامات دیگر (اغلب توسط کادر درمانی) به زندگی بیمار خاتمه داده شود، در حالی که بیمار قدرت تصمیم گیری دارد و خواستار این اقدام نیست، اما آنچه بیشتر موجب بحث&amp;zwnj;های اخلاقی، فلسفی و حقوقی شده اتانازی داوطلبانه فعال و خودکشی با کمک پزشک است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
با پیشرفت&amp;zwnj;هایی که در علم پزشکی صورت گرفته، مفاهیم &amp;quot;مرگ&amp;quot; و &amp;quot;زندگی&amp;quot; همانند بسیاری از مفاهیم دیگر تغییر یافته است. در زمان&amp;zwnj;های گذشته به واسطه عدم وجود آنتی&amp;zwnj;بیوتیک&amp;zwnj;ها، تجهیزات تشخیصی و آزمایشگاهی و غیره، پزشکان نمی&amp;zwnj;توانستند کار زیادی برای بیماران انجام دهند و فاصله میان ابتلا به بیماری&amp;zwnj;های مهلک و مرگ اغلب کوتاه بود، اما امروزه به مدد پیشرفت&amp;zwnj;های علم پزشکی این فاصله افزایش یافته است که البته گاه به تحمل درد و رنج برای مدت طولانی&amp;zwnj;تر نیز منجر می&amp;zwnj;شود. به علاوه برخلاف گذشته، امروز مردم بیشتر در بیمارستان&amp;zwnj;ها و مراکز درمانی می&amp;zwnj;میرند تا در منازل خود. امروزه انسان&amp;zwnj;ها نوعاً در سنین بالاتر، با طی تدریجی مراحل بیماری و به طرق قابل پیش&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;تری می&amp;zwnj;میرند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
همین جا اشاره کنیم که با وجود این تحولات، هنوز &amp;quot;بیمار&amp;quot; همان مفهوم سنتی را دارد: &amp;quot;دریافت&amp;zwnj;کننده منفعل خدمات درمانی&amp;quot;. البته از نیمه قرن بیستم تغییراتی در &amp;quot;حقوق بیماران&amp;quot; رخ داده، از جمله حق اطلاع بیمار از لاعلاج بودن بیماری&amp;zwnj;اش؛ حقی که تا قبل از آن برای بیمار قائل نمی&amp;zwnj;شدند و آشکارا بیمار یک موجود کاملاً خودمختار در نظر گرفته نمی&amp;zwnj;شد و در برخی اظهارنظرها گاه از لحاظ حقوق انسانی در مرتبه&amp;zwnj;ای نازل&amp;zwnj;تر از افراد سالم قرار &amp;zwnj;داده می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ب- مباحث مربوط به مرگ و خودکشی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;img hspace=&quot;8&quot; height=&quot;170&quot; width=&quot;256&quot; vspace=&quot;8&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/42-19071326.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;بیشتر مباحث مربوط به اتانازی، ریشه در بحث&amp;zwnj;های اخلاقی و فلسفی مربوط به مرگ و خودکشی دارند. اختلاف نظر در خصوص اخلاقی بودن خودکشی به حدود دو هزار سال پیش از میلاد و مصر باستان برمی&amp;zwnj;گردد، ولی پدیده&amp;zwnj;ی اتانازی و مرگ با کمک پزشک، پدیده&amp;zwnj;ای جدید است و عمدتاً به میانه&amp;zwnj;ی قرن بیستم برمی&amp;zwnj;گردد و تمرکز آن بیش از مرگ بر بیماری و درد و رنج ناشی از آن است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
مفهوم مرگ و خودکشی زمانی به یکی از مهم&amp;zwnj;ترین دلمشغولی&amp;zwnj;های فلاسفه تبدیل شده بود؛ تا جایی که آلبرکامو، ادیب و فیلسوف فرانسوی، در کتاب &amp;quot;افسانه سیزیف&amp;quot; خود می&amp;zwnj;گوید: تنها مسئله مهم در فلسفه، خودکشی است. او خودکشی را تنها موضوع مهم و واقعی در فلسفه می&amp;zwnj;داند. برای او مسئله مهم، قضاوت درباره ارزش زیستن و یا زندگی نکردن است. او پاسخ به این پرسش را مهم&amp;zwnj;ترین کار فلسفه می&amp;zwnj;داند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
برای ورود به بحث فلسفی، ضروری است ابتدا قدری به پیشفرض&amp;zwnj;های خود در این رابطه بیاندیشیم. ما در مورد مرگ پیشفرض&amp;zwnj;هایی داریم که الزاماً درست نیستند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
۱- مرگ بد است.&lt;br /&gt;
۲- دیرتر مردن بهتر از زودتر مردن است.&lt;br /&gt;
۳- عمر طولانی بهتر از عمر کوتاه است.&lt;br /&gt;
۴- مرگ واقعه&amp;zwnj;ای است که خارج از اراده ما اتفاق می&amp;zwnj;افتد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
سِنِکا فیلسوف رواقی رومی [2] (چهار سال قبل از میلاد- ۶۵ بعد از میلاد) که به دستور نرون خودکشی کرد؛ در یکی از نامه&amp;zwnj;هایش می&amp;zwnj;نویسد: فضیلت در زندگی کردن نیست، بلکه در زندگی خوب است ... انسان خردمند تا زمانی که باید زندگی می&amp;zwnj;کند نه تا زمانی که می&amp;zwnj;تواند ... او همواره به کیفیت زندگی می&amp;zwnj;اندیشد نه به کمیت آن ... مرگ زود یا دیر مهم نیست؛ مهم مرگ در سلامتی یا بیماری است ... در سلامتی مردن یعنی فرار از رنج بیماری ... همانگونه که خانه&amp;zwnj;ای را برای سکونتم انتخاب می&amp;zwnj;کنم، مرگم را نیز انتخاب می&amp;zwnj;کنم ... به همان اندازه که زندگی طولانی الزاماً خوب نیست، مرگ طولانی الزاماً بد است ... زندگی انسان باید دیگران را هم راضی کند، ولی مرگ او و نوع آن، تنها باید خودش را راضی کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در واقع دیدگاه رواقیون در این خصوص این بود که انسان مسئول زمان و نوع مرگ خویش است. به عقیده آنها بر عهده ماست که فرصت تضمین&amp;zwnj;کننده مرگ خوب را دریابیم. این فرصت گاهی به شکل خودکشی است، گاهی مرگ در سن پیری در بستر و گاه یک مرگ قهرمانانه. آنها اعتقاد داشتند مرگ خودخواسته در زمان صحیح و به دلایل صحیح، یک فضیلت (به مفهوم اخلاقی) است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;پی&amp;zwnj;نوشت:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
۱-	طبق قانون مجازات سوئیس، اقدام به اتانازی داوطلبانه فعال جرم است (ماده ۱۱۴) ولی معاونت در آن جرم نیست. (ماده ۱۱۵)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
ایمیل نویسنده:&lt;/strong&gt; &lt;a href=&quot;mailto:mhnayyeri@gmail.com&quot;&gt;mhnayyeri@gmail.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یادداشت&amp;zwnj;ها و ایده&amp;zwnj;های خودتان را درباره سلسله گفتارهای &amp;laquo;حق بر بدن&amp;raquo; می&amp;zwnj;توانید به این نشانی ارسال کنید: behnam@radiozamaneh.com&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/04/07/3075#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2139">اتانازی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2138">حق بر بدن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Thu, 07 Apr 2011 13:05:15 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">3075 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>حق بر بدن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/03/23/2737</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/03/23/2737&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بهنام دارایی‌زاده         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;269&quot; height=&quot;165&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/42-19447970.jpg?1304020039&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده - اشاره: &amp;laquo;حق بر بدن&amp;raquo; چه معنایی دارد و خاستگاه آن کدام است؟ آیا &amp;laquo;حق بر بدن&amp;raquo; حقی مطلق است یا پاره&amp;zwnj;ای از محدودیت&amp;zwnj;ها وجود دارد که می&amp;zwnj;تواند آن را مقید کند؟ اساساً مصادیق و نمونه&amp;zwnj;های &amp;laquo;حق بر بدن&amp;raquo; کدام&amp;zwnj;ها است؟ این حق چه نسبتی با آموزه&amp;zwnj;های مذهبی و یا سنت فکر دینی دارد؟ آیا می&amp;zwnj;شود برای حق بر بدن پشتوانه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های قانونی نیز ارائه داد؟ رژیم حقوقی ایران چه موضعی در قبال مصادیق مختلف &amp;laquo;حق بر بدن&amp;raquo; دارد؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;
اینها و پرسش&amp;zwnj;هایی نظیر آن، موضوعاتی هستند که بنا داریم در قالب سلسله گفتارهایی مستقل، هرهفته در وب&amp;zwnj;سایت زمانه پیگیری کنیم. این گفتارها در عین آن که به طور مستقل ارائه خواهند شد، در پیوند با هم نیز هستند و با در نظر داشتن یک محور اصلی تنظیم خواهند شد: &amp;laquo;شناسایی و معرفی وجوه مختلف حق بر بدن خویشتن&amp;raquo;. در نخستین بخش از این مجموعه، سعی می&amp;zwnj;کنم اشاره&amp;zwnj;ای گذرا داشته باشم به مفهوم کلی &amp;laquo;حق بر بدن&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکم- وسلی هوفلد، فیلسوف آمریکایی ابتدای قرن بیستم، نظریه&amp;zwnj;ی مهم و شناخته شده&amp;zwnj;ای درباره&amp;zwnj;ی حقوق و آزادی&amp;zwnj;های اجتماعی دارد. به باور او، حقوق را می&amp;zwnj;توان در قالب چهار گروه مختلف طبقه&amp;zwnj;بندی کرد. &amp;laquo;حق- ادعا&amp;raquo;، &amp;laquo;حق- مصونیت&amp;raquo;، &amp;laquo;حق- آزادی&amp;raquo; و &amp;laquo;حق-قدرت&amp;raquo;[۱] در میان این چهار گروه، حق-قدرت (Power-right) به توانایی افراد در اعمال سلطه یا توانایی در تغییر نوع رابطه&amp;zwnj;ی حقوقی با امری بیرونی اطلاق می&amp;zwnj;شود. از این منظر &amp;laquo;حق بر بدن خویشتن&amp;raquo; را (البته با در نظرداشتن پاره&amp;zwnj;ای ملاحظات خاص) می&amp;zwnj;توان نوعی &amp;laquo;حق- قدرت&amp;raquo; به حساب آورد. افراد، بدن خود را به مثابه&amp;zwnj; ابژه&amp;zwnj;ای خارجی در نظر می&amp;zwnj;گیرند که حق هرگونه تصرف یا مالکیت بر آن با آنها است. ایده&amp;zwnj;ای که تلاش دارد تا آزادی تصمیم&amp;zwnj;گیری بر بدن خویشتن را به گونه&amp;zwnj;ای تئوریزه کند که در نهایت منجر به پذیرش و مشروعیت جمعی آن شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;img hspace=&quot;8&quot; height=&quot;336&quot; width=&quot;252&quot; vspace=&quot;8&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/42-18969675.jpg&quot; /&gt;دوم- معمولاً &amp;laquo;حق بر بدن خویشتن&amp;raquo; به آزادی رفتارهای تنانه و یا کنش&amp;zwnj;های رهایی جنسی فروکاسته&amp;zwnj; می&amp;zwnj;شود. موضوعاتی نظیر نوع پوشش، فرم و آرایش بدن، رضایت در انجام رفتارهای جنسی و... هرچند آزادی در انتخاب نوع و یا چگونه&amp;zwnj;بودگی رفتارهای جنسی با ایده&amp;zwnj;ی کلی &amp;laquo;حق بر بدن&amp;raquo; نیز به خوبی قابل تبیین است، اما واقعیت این است که &amp;laquo;حق بر بدن خویشتن&amp;raquo; گستره&amp;zwnj;ای بسیار وسیع&amp;zwnj;تر از انتخاب آزادانه&amp;zwnj;ی رفتارهای جنسی و یا موضوع&amp;zwnj;ها و مضامین مرتبط با آن دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
سقط جنین، نوعی از اتانازی و خودکشی را می&amp;zwnj;توان نمونه&amp;zwnj;هایی آشنا و شناخته&amp;zwnj;شده از &amp;laquo;حق بر بدن&amp;raquo; به حساب آورد. در مقابل، مواردی نیز وجود دارد که به نوعی می&amp;zwnj;تواند چالش&amp;zwnj;زا تلقی شود. فروش تجاری اعضای بدن، روسپی&amp;zwnj;گری&amp;zwnj;، انجام آزمایشات پزشکی و حتی مصرف مواد مخدر از مواردی&amp;zwnj;اند که به سادگی نمی&amp;zwnj;توان درباره&amp;zwnj;ی آنها نظر قطعی داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
سوم- قدرِ مسلم آن است که &amp;laquo;حق بر بدن&amp;raquo; حقی مطلق نیست. به فرض افراد نمی&amp;zwnj;توانند ویروس یک بیماریِ واگیردار را به بدن خود تزریق کنند و سپس در مقام توضیح رفتار خود، به ایده&amp;zwnj;ی کلی &amp;laquo;حق بر بدن خویشتن&amp;raquo; متوسل شوند. واقعیت این است که &amp;laquo;حق بر بدن&amp;raquo; ملزومات ظریفی نیز دارد که اگر به آن توجه نشود نه فقط راهگشا و رهایی&amp;zwnj;بخش نخواهد بود، بلکه این احتمال هم وجود دارد که بنیان نظری بهره&amp;zwnj;کشی و استثمار آدمی قرار گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
پدیده&amp;zwnj;ی رحم&amp;zwnj;های اجاره&amp;zwnj;ای در هند، نمونه&amp;zwnj;ی مناسبی از چنین موقعیتی است. همه ساله، هزاران زن جوان هندی رحم خود را به واسطه&amp;zwnj;ی فقر در مراکزی خاص به کرایه می&amp;zwnj;گذارند تا نوزادانی را به دنیا آورند که نطفه&amp;zwnj;هاشان در خارج از رحم آنها بسته شده است. حق&amp;zwnj;الزحمه&amp;zwnj;ی دوران بارداری و زایمان، در کل رقمی در حدود سه هزار و ۵۰۰ یورو است که نسبت به قیمت&amp;zwnj;هایی که در برخی از کشورهای دیگر مطالبه می&amp;zwnj;شود رقمی بسیار پایین است. این مادران طبیعی، هیچ حق مشخصی بر نوزادی که به دنیا می&amp;zwnj;آورند ندارند و معمولاً پس از یک دوره&amp;zwnj;ی کوتاه شیر&amp;zwnj;دهی باید فرزند را به سفارش دهندگانش تحویل دهند. درست همانند یک ماشین جوجه&amp;zwnj;کشی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
این تجارت در هند، تجارت پرسودی است و شرکت&amp;zwnj;های بزرگی در پناه حمایت&amp;zwnj;های دولتی، در کار واسطه&amp;zwnj;گری برای مشتریان اروپایی و آمریکایی خود هستند. مقامات دولت هند در سال ۱۹۸۹قانون &amp;laquo;رحم&amp;zwnj;های اجاره&amp;zwnj;ای&amp;raquo; را با توسل به &amp;laquo;حق زنان بر بدن خویشتن&amp;raquo; تصویب کردند. قانونی که در عمل اسباب بهره&amp;zwnj;کشی از بدن&amp;zwnj; زنان را توجیه می&amp;zwnj;کند. نیازی به توضیح خاصی نیست که پیامدهای عاطفی و روانی این عمل تا چه اندازه می&amp;zwnj;تواند برای این زنانِ آسیب&amp;zwnj;پذیر ویرانگر و مخرب باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;img hspace=&quot;8&quot; height=&quot;262&quot; width=&quot;253&quot; vspace=&quot;8&quot; align=&quot;right&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/42-24280149.jpg&quot; /&gt;سوم- اگر &amp;laquo;حق بر بدن&amp;raquo; را صرفاً مشروعیت تصمیم&amp;zwnj;گیری آزاد برای بدن بدانیم، آنگاه به حتم دچار مشکل خواهیم شد. کودکان و یا برخی از بیماران روانی، به طور مشخص فاقد اراده&amp;zwnj;هایی قابل اطمینان هستند. با این وصف، آیا این درست است که گفته شود این اشخاص نمی&amp;zwnj;توانند حقی بر بدن خویشتن داشته باشند؟ &lt;br /&gt;
&amp;laquo;حق بر بدن&amp;raquo; حتی اگر شناخته شده هم باشد، به ظاهر مختص بزرگسالان عاقل فرض می&amp;zwnj;شود. برای مثال این والدین هستند که برای بدن فرزندان خود تصمیم می&amp;zwnj;گیرند؛ امری که الزاماً نمی&amp;zwnj;تواند پذیرفتنی باشد. نمونه&amp;zwnj;ی مشخص این ذهنیت، ختنه&amp;zwnj;ی پسران در جوامع مسلمان است. در جوامع مسلمان، تقریباً تمامی پسران قبل از آن که بتوانند درباره&amp;zwnj;ی بدن خود کوچک&amp;zwnj;ترین تصمیمی بگیرند، برحسب یک سنت مذهبی ختنه می&amp;zwnj;شوند. در حالی که کودکان نه مذهب دارند و نه می&amp;zwnj;توان آنها را به مجموعه&amp;zwnj;ی سنتی مشخصی پیوند داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
چهارم- در آموزه&amp;zwnj;های دینی، بدن انسان متعلق به او نیست و به خدا تعلق دارد. بدن &amp;laquo;امانتی الهی&amp;raquo; محسوب می&amp;zwnj;شود که انسان در برابر آن مسئول است. انسان نه تنها حقی بر بدن خویشتن ندارد، بلکه این بدن است که نسبت به انسان واجد حق شمرده می&amp;zwnj;شود و حتی ممکن است که در &amp;laquo;روز قیامت&amp;raquo; علیه او شکایت نیز بکند. به هر روی، به نظر می&amp;zwnj;رسد که مخالفت مذهبیون با خودکشی، اتانازی، سقط جنین و حتی اعتصاب غذا، همگی ریشه در چنین باورهایی داشته باشد. باورهایی که سعی می کنیم در گفتارها بعدی این مجموعه، به مثابه بحثی محوری به آن بیشتر بپردازیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;پی&amp;zwnj;نوشت:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
۱. برای آگاهی بیشتر از محتوای این نظریه می&amp;zwnj;توانید به یادداشت &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://zamaaneh.com/humanrights/2010/06/post_626.html&quot;&gt;&amp;laquo;طبقه&amp;zwnj;بندی حق&amp;zwnj;ها در نزد هوفلد&amp;raquo;&lt;/a&gt; که پیش&amp;zwnj;تر در وب&amp;zwnj;سایت زمانه منتشر شده است در این نشانی مراجعه بفرمایید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایمیل نویسنده: &lt;a href=&quot;mailto:behnam@radiozamaneh.com&quot;&gt;behnam@radiozamaneh.com&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/03/23/2737#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2467">بهنام دارایی‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2138">حق بر بدن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Wed, 23 Mar 2011 18:54:14 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">2737 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>