<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2044/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>گلشیفته فراهانی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2044/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>مرجانه ساتراپى و خورش مرغ آلو</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/revayat/2012/09/30/20022</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/revayat/2012/09/30/20022&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    «خورش مرغ آلو»، داستان‌ مصوری از مرجانه ساتراپی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    شهرنوش پارسی‌پور        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/parsatm01.jpg?1349369848&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;شهرنوش پارسی&amp;zwnj;پور - &amp;laquo;خورش مرغ آلو&amp;raquo; از مرجانه ساتراپی داستان بسیار جالبی دارد. ناصرعلى، موسیقیدان و نوازنده ویولون با زنى زندگى می&amp;zwnj;کند که او را دوست نمى&amp;zwnj;دارد. او در زمان جوانى دل&amp;zwnj;بسته و شیفته دخترى به نام ایران بوده، اما موفق به ازدواج با او نشده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;زن ناصرعلى که از دست شوهرش بسیار دلخور است در یک دعواى خانوادگى ویولون محبوب ناصرعلى را به زمین زده و مى&amp;zwnj;شکند. ناصرعلى به&amp;zwnj;شدت ناراحت مى&amp;zwnj;شود و تمام تلاش&amp;zwnj;اش براى پیدا کردن یک ویولون خوش&amp;zwnj;صدا بى&amp;zwnj;نتیجه باقى مى&amp;zwnj;ماند. پس تصمیم به خودکشى مى&amp;zwnj;گیرد. کتاب، هشت روز تلاش ناصرعلى براى مردن را شرح مى&amp;zwnj;دهد. البته در آخر کار ناصرعلى مى&amp;zwnj;میرد، در حالى&amp;zwnj;که حتى حاضر نشده است خورش مرغ آلویى را که خیلى دوست دارد و زنش پخته است بخورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلمى که در سال ٢٠١١ و با همکارى ونسان پارونو ( Vincent Paronnaud ) بر اساس داستان مصور &amp;laquo;خورش مرغ آلو&amp;raquo; (Poulet aux Prunes) ساخته شده، هنرپیشگان فرانسوى، با همکارى گلشیفته فراهانى به جاى ایرانى&amp;zwnj;ها نقش بازى کرده&amp;zwnj;اند. فضاى فیلم مى&amp;zwnj;کوشد ایرانى باشد و در گزینش خانه&amp;zwnj;ها و شهر&amp;zwnj;ها نیز کوشش شده حالت ایران محفوظ بماند. اما هنگامى که به عنوان یک ایرانى فیلم را نگاه مى&amp;zwnj;کنید سردرگم مى&amp;zwnj;شوید. چون آنچه در فیلم مى&amp;zwnj;بینید نه ایران است و نه فرانسه. &amp;laquo;یک جا&amp;raquo;ى دیگر است که این خودش به جذابیت موضوع مى&amp;zwnj;افزاید، چون فیلم در &amp;laquo;هیچ کجا&amp;raquo; ساخته شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parsatm02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 290px;&quot; /&gt;&amp;laquo;خورش مرغ آلو&amp;raquo;، داستان&amp;zwnj; مصوری از مرجانه ساتراپی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;البته بعضى از جنبه&amp;zwnj;هاى فیلم بسیار ایرانى&amp;zwnj;ست. سیگار کشیدن ناصرعلى که همانند دودکش کارخانه سیگار دود مى&amp;zwnj;کند، و رژ بسیار غلیظ بر لب&amp;zwnj;هاى زنان هنرپیشه وجوهى از ایران را به تصویر مى&amp;zwnj;کشد. اما آنچه که از همه چیز برجسته&amp;zwnj;تر است، عشق ناصرعلى به ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایران در فیلم در عین زن بودن به مفهومى ماورایى تبدیل مى&amp;zwnj;شود و کلیت ایران را در برمى&amp;zwnj;گیرد. پس ناصر على براى ایران قصد مردن کرده است، چون به عنوان موسیقیدان در آن جاى نمى&amp;zwnj;گیرد. فضاى کتاب و فیلم بخش نخست سده بیستم را به تصویر مى&amp;zwnj;کشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ناصر على در سال ١٩٠٨ به دنیا آمده است که مى&amp;zwnj;شود ١٢٩٧ شمسى، یعنى اندکى پس از نهضت مشروطیت که در سال ١٩٠۵ رخ داده. این اوج تحولات شدید در ایران است و جامعه از حالت ارباب و رعیتى بیرون آمده و پوست مى&amp;zwnj;اندازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ناصر على شاگرد زرنگى نیست و بار&amp;zwnj;ها در مدرسه توبیخ مى&amp;zwnj;شود، در حالى&amp;zwnj;که برادرش دائم مورد تشویق و تحسین قرار می&amp;zwnj;گیرد. او در نوجوانى براى آموختن موسیقى تلاش زیادى مى&amp;zwnj;کند و در همین ایام است که دل در گرو عشق ایران مى&amp;zwnj;نهد. خواستگارى او از ایران را پدر دختر نمى&amp;zwnj;پذیرد. ناصرعلى موسیقیدان و فقیر است و نمى&amp;zwnj;تواند دختر را خوشبخت کند. ایران را به یک نظامى شوهر مى&amp;zwnj;دهند. ناصرعلى آواره دنیا مى&amp;zwnj;شود. به عنوان موسیقىدان براى خودش نام و نشانى پیدا مى&amp;zwnj;کند و اما حتى آنى ایران را فراموش نمى&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کتاب در خدمت بیان مفهومى پیچیده است. اینکه یک انسان مى&amp;zwnj;تواند براى حفظ ارزشى جان خود را از دست بدهد. اما نگاه نقاش و نویسنده به این حادثه توأم است با طنز و حالتى از شوخى. مرگ ناصرعلى بیشتر از آنکه انسان را متأثر کند مى&amp;zwnj;خنداند، و این درست اوج تراژدى&amp;zwnj;ست. ناصرعلى به انواع خودکشى فکر مى&amp;zwnj;کند و هیچ&amp;zwnj;کدام را نمى&amp;zwnj;پسندد. عاقبت به&amp;zwnj;سادگى تصمیم مى&amp;zwnj;گیرد آنقدر در رختخواب بماند تا مرگ به سراغش بیاید. این حادثه در روز هشتم زندگى او به وقوع مى&amp;zwnj;پیوندد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;احتمالاً&amp;nbsp; ماجراى ناصرعلى در یک واقعیت ریشه دارد. اینکه البته ناصرعلى حقیقى مرده و یا عاقبت شکار خورش مرغ آلو شده روشن نیست، اما ناصرعلى کتاب و فیلم در برابر وسوسه خوردن خورش مرغ آلو مقاومت مى&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parsatm03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 147px;&quot; /&gt;صفحه&amp;zwnj;ای از &amp;laquo;خورش مرغ آلو&amp;raquo; داستان مصور مرجانه ساتراپی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;مرگ ناصرعلى همانند مرگ افرادى&amp;zwnj;ست که به شکلى حماسى مى&amp;zwnj;میرند، اما حماسه ناصرعلى پژواکى ندارد و براى همیشه جنبه طنزآلودش را حفظ مى&amp;zwnj;کند. رابطه ناصرعلى با مادرش نیز در خور بررسى&amp;zwnj;ست. این&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان مادرى&amp;zwnj;ست که باعث ازدواج او با فرنگیس شده. این زن همیشه سیگارى قهارى بوده، و درست لب گور که هست از ناصرعلى مى&amp;zwnj;خواهد تا سیگارى برایش روشن کند. مادر عقیده دارد که دود سیگار خوراک روح است، و در هنگامى که او را به خاک مى&amp;zwnj;سپرند، دودى معلق بر گور او سایه مى&amp;zwnj;اندازد. پسر نیز دیوانه&amp;zwnj;وار سیگار مى&amp;zwnj;کشد؛ و جامعه ایران نیز دیوانه&amp;zwnj;وار سیگار مى&amp;zwnj;کشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکى از شخصیت&amp;zwnj;هاى اساسى کتاب و فیلمی که بر اساس آن ساخته شده عزرائیل است.&amp;nbsp; در فیلم اما عزرائیل نخستین بار در یکى از روزهاى اعتصاب خوراک ناصرعلى بر او ظاهر مى&amp;zwnj;شود تا داستانش را با مرد اهل اورشلیم بازگو کند. او بناست جان این مرد را در تاج محل هند بگیرد، اما حالا مرد در اورشلیم است. مرد که از دیدن عزرائیل وحشت کرده به نزد سلیمان پادشاه مى&amp;zwnj;رود و از او مى&amp;zwnj;خواهد به هند بفرستدش. چنین است که به تاج محل مى&amp;zwnj;رود و در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان&amp;zwnj;جا هم جانش را از دست مى&amp;zwnj;دهد. &amp;laquo;عزرائیل&amp;raquo; در فیلم مرجانه ساتراپى به رغم&amp;zwnj;آنکه مى&amp;zwnj;کوشد وحشتناک جلوه کند چهره&amp;zwnj;اى دوستانه دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرجانه ساتراپى، متولد آذرماه ١٣۴٨ در رشت است. مادر او از طایفه قاجار است و این ویژگى در آثار او اغلب به چشم مى&amp;zwnj;خورد. او را در سن چهارده&amp;zwnj;سالگى به اتریش فرستادند و ظاهراً دوران سختى را در آنجا گذرانده است. پس از پایان دوره دبیرستان به ایران باز مى&amp;zwnj;گردد تا به دانشگاه برود. ازدواج نافرجامى دارد و دوباره به اروپا باز مى&amp;zwnj;گردد و مقیم فرانسه مى&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرجانه چهار داستان مصور با عنوان &amp;laquo;پرسپولیس&amp;raquo; منتشر کرده است که در فرانسه فروش بسیار بالایى داشتند. فیلم نقاشى متحرکى نیز از این کتاب ساخته شد که نقاشى&amp;zwnj;ها کار خود مرجانه بود و ونسان بارونو با او همکارى داشت. این فیلم جایزه هیئت داوران جشنواره کن را به خود اختصاص داد و در عین حال کاندید جایزه اسکار شد. مرجانه داستان مصور دیگرى به نام &amp;laquo;قلاب&amp;zwnj;دوزى&amp;zwnj;ها&amp;raquo; دارد که در نوع خود بسیار کتاب جالبى&amp;zwnj;ست و چهره&amp;zwnj;اى از فرهنگ ایرانى را معرفى مى&amp;zwnj;کند. &amp;laquo;دیو&amp;zwnj;ها از ماه مى&amp;zwnj;ترسند&amp;raquo; کتاب دیگرى از ساتراپى است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرجانه ساتراپى یک هنرمند واقعى&amp;zwnj;ست و معلوم است که بر اساس ضابطه و نه رابطه به شهرت رسیده است. او به&amp;zwnj;راستى حرفى براى گفتن دارد و این حرف را به بهترین وجه ممکن بیان مى&amp;zwnj;کند. فرانسه براى او سکوى پرش بسیار خوبى بوده است و فرانسویان نشان داده&amp;zwnj;اند که قدر استعداد را مى&amp;zwnj;شناسند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خورش مرغ آلو داستانى&amp;zwnj;ست براى ایران. ایران بسیار زیبا و دست&amp;zwnj;نیافتنى که به پدر خود وفادار است و از او اطاعت مى&amp;zwnj;کند. البته امروز روشن نیست که ایران براى همیشه از پدر خود اطاعت خواهد کرد، هرچند که مفهوم پدر با اقتدار در ایران بسیار قوى&amp;zwnj;ست و چهره او در لباس&amp;zwnj;هاى مختلف بر صحنه ظاهر مى&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم مى&amp;zwnj;بینییم که این پدر در عین حال به عنوان شوهر نیز نقش بازى مى&amp;zwnj;کند و اینجا لباسى نظامى در بر دارد. امروز البته لباس او به عبا و عمامه تبدیل شده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکنون پرسش این است که آیا عاقبت ناصرعلى مى&amp;zwnj;تواند امیدوار باشد که روزى به وصل ایران برسد و دیگر خودکشى نکند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عکس نخست: نمایی از فیلم &amp;laquo;خورش مرغ آلو&amp;raquo; بر اساس داستان مصور مرجانه ساتراپی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: نماهایی از &amp;laquo;خورش مرغ آلو&amp;raquo; همراه با موسیقی فیلم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/fi0KmKRJyz0?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/revayat/2012/09/30/20022#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15739">خورش مرغ آلو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7275">داستان مصور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/revayat">روایت زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2271">شهرنوش پارسی پور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7168">مرجانه ساتراپی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2044">گلشیفته فراهانی</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/fi0KmKRJyz0" fileSize="1248" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/fi0KmKRJyz0/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/fi0KmKRJyz0" length="1248" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Sun, 30 Sep 2012 21:23:53 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">20022 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>گلشیفته فراهانى و مشکل همجنس‌گرایى ناخواسته</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/revayat/2012/02/13/10981</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/revayat/2012/02/13/10981&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گزارش زندگى ما- شماره ۵٧        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    شهرنوش پارسی‌پور         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/golshipars01.jpg?1329110161&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;شهرنوش پارسی&amp;zwnj;پور - چندى پیش گلشیفته فراهانى در یک ویدئوى کوتاه اندام برهنه خود را در معرض تماشا گذاشت و سر و صداى زیادى برپا شد. افرادى به او روسپى خطاب کردند. این مسئله باعث شد تا من به این فکر کنم که جامعه چه توقعى از زن دارد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;یک آقاى آخوند در زندان جمهورى اسلامى دختران را مورد خطاب قرار داد و چنین گفت: &amp;laquo;تصور ما از زن موجود لطیفى&amp;zwnj;ست که چادر به سر کنار دیوار نشسته و در حالى که کودکش را شیر مى&amp;zwnj;دهد قطره اشکى از چشمان معصومش مى&amp;zwnj;چکد.&amp;raquo; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120211_Shahrnush_Gozaareshe_Zendegie_Maa_No_57.mp3&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به طورى که مى بینید با تکیه بر این تصویر آرمانى از زن، گلشیفته بدون شک یک روسپى&amp;zwnj;ست. حالا او به عنوان یک روسپى مى&amp;zwnj;تواند برقصد. البته رقصیدن تا همین اواخر کار مردان بوده است. همچنین گلشیفته از این پس مى&amp;zwnj;تواند با مردش به سفر برود. این هم از جمله کارهاى مردانه است. تا همین اواخر این مردان بودند که با هم به سفر مى&amp;zwnj;رفتند. گلشیفته حالا اگر دلش بخواهد مى&amp;zwnj;تواند یک چایخانه باز کند. البته مى&amp;zwnj;دانیم که این کار تا همین الان یک کار مردانه است. بر طبق آنچه که جعفر شهرى در کتابش مى&amp;zwnj;نویسد چایخانه مکانى بود که پسران زیبا در آنجا خدمت مى&amp;zwnj;کردند و به کلى یک نهاد مردانه بود. در ژاپن زنان در چایخانه&amp;zwnj;ها نقش بسیار مهمى بازى مى&amp;zwnj;کنند. چایخانه مکان تربیت مردان&amp;zwnj; ست که باید در آنجا صبر و تحمل و آداب اجتمایى بیاموزند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در داستان گیل&amp;zwnj;گمش مى&amp;zwnj;خوانیم که بانو سیدورى که در باغ جواهرنشان زندگى مى&amp;zwnj;کند، شراب&amp;zwnj;فروش است. او البته حجاب نیز دارد. اگر در پنج هزار سال پیش زنان شراب&amp;zwnj;فروش بوده&amp;zwnj;اند امروز نیز مى&amp;zwnj;توانند باشند. اما شراب&amp;zwnj;فروشى در کشور ما یک کار مردانه است. این حرفه اى&amp;zwnj;ست یکسره مردانه. زنان تنها کارهاى معینى مى توانند انجام بدهند که مهم&amp;zwnj;ترینش را در بالا گفتم: کنار دیوار نشستن و اشک ریختن. مهم&amp;zwnj;ترین چیزى که مردان از آنان دزدیده&amp;zwnj;اند رفتار جنسى&amp;zwnj;ست. رفتار جنسى را از زنان دزدیده&amp;zwnj;اند و انجام آن را به مردان جوان و پسران واگذاشته&amp;zwnj;اند. این یک ساختار بسیار قدیمى در ایران است. البته دلایل تاریخى آن روشن است. به دلیل حملات متعدد و بى&amp;zwnj;شمار تاریخى جامعه مردان زنان را از بازى در اجتماع حذف کرده&amp;zwnj;اند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/parsipoursh.gif&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;شهرنوش پارسی&amp;zwnj;پور: انسان در برابر خدا لخت است و این است که معنا دارد. انسان اگر صادق باشد نیز در برابر خود لخت است. انسان اصولاً اگر در حضور باشد لخت است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;روشن است وقتى قبیله&amp;zwnj;اى یورش مى آورد زن&amp;zwnj;دزدى و تجاوز به زن نیز بسیار رایج مى&amp;zwnj;شود. پس همیشه، پس از رفتن مهاجمان بچه&amp;zwnj;هاى حرامزاده روى دست جامعه باقى مى&amp;zwnj;ماند. پس زنان باید مخفى باقى مى&amp;zwnj;ماندند. اما این مخفى باقى ماندن با توسرى و روسرى و حجاب همراه بوده است. &lt;br /&gt;
مسئله از نظر مردان ایرانى بسیار روشن است. خوانندگان مرد در جمهورى اسلامى ترانه&amp;zwnj;هایى را که زنان در زمان شاه خوانده&amp;zwnj;اند با سرافرازى مى&amp;zwnj;خوانند بى&amp;zwnj;آنکه به منشاء آن اشاره&amp;zwnj;اى بکنند. من باور ندارم که جمهورى اسلامى مى&amp;zwnj;توانست بدون رضایت مردان این همه بلا به سر زن&amp;zwnj;ها بیاورد. همیشه گفته&amp;zwnj;اند هر ملتى لیاقت&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حکومتى را دارد که بر او فرمان مى&amp;zwnj;راند. شک ندارم که بخش قابل تأملى از مردان ایرانى از بابت تحقیر و توهینى که نصیب زن&amp;zwnj;ها شده بود کیف مى&amp;zwnj;کردند. بخشى از این آقایان به دلیل حالت به اصطلاح غیرت&amp;zwnj;مندى و بخش دیگرى به دلیل عادت به همجنس&amp;zwnj;بازى زنان را مزاحم مى&amp;zwnj;دیدند. البته همه بر این اصل که یک روز مى&amp;zwnj;شود زنى را خرید و به خانه آورد تا کار کند و بچه بزاید توافق داشتند. اما این جنس کنار مانده را باید همیشه در کنار نگه داشت تا دم در نیاورد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ورود زن&amp;zwnj;ها به بازار کار در زمان سلسله پهلوى بسیارى از مردان را دیوانه کرد. کشف حجاب برخى را تا دم مرگ برد. تمام لطف حضور آقاى امام خمینى در این نکته نهفته است: خوب کردى پدر زن&amp;zwnj;ها را در آوردى! حالا خودمان با خودمان. یاد سفرهاى جاده ابریشم به خیر که با هم به عنوان دو دلداده کیف مى&amp;zwnj;کردیم؛ که البته روشن است که بسیارى از مردان ایرانى نیز در کنار زن&amp;zwnj;ها ایستادند و حتى جانشان را بر سر این کار از دست دادند. اذیت و آزار تا به آنجا رسید که زنان دسته دسته به زندان رفتند و اعدام شدند، و هنوز هم دارند به زندان مى&amp;zwnj;روند. و در میانه این هاى و هوى گلشیفته برهنه شده است. شاید براى آنکه ثابت کند اختیار بدنش دست خود اوست، که کسى حق ندارد براى او تعیین تکلیف کند که چه باید بپوشد. شاید او مى خواهد بگوید آقایان لباس را براى آن مى&amp;zwnj;پوشند که از سرما نلرزند. یا شاید مى خواهد بگوید ببینید، من چنین هستم. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/golshipars02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;شهرنوش پارسی&amp;zwnj;پور: نجابت ما به مقدار پارچه&amp;zwnj;اى که دور خود مى&amp;zwnj;پیچیم بستگى دارد. چقدر جالب مى&amp;zwnj;شد اگر یک بار مى&amp;zwnj;نشستیم و درباره ارزش&amp;zwnj;ها با یکدیگر بحث مى&amp;zwnj;کردیم. (عکس: گلشیفته فراهانی)&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در جریان سفرى به آلمان خانم نقاشى از من خواست تا لخت شوم و او از من نقاشى کند. به او پاسخ دادم که بدن من در این سن و سال ابداً از زیبایى برخوردار نیست و مطمئن باشید که اگر زیبا بود بدون تأمل لخت مى&amp;zwnj;شدم. حالا به راستى این پرسش مطرح مى شود که لخت بودن چه اشکالى دارد؟ مثلاً اگر همه در فصل گرما لخت باشیم چه حادثه سویى رخ خواهد داد؟ مگر اجداد ما که لخت بودند چه حادثه&amp;zwnj;اى رخ مى&amp;zwnj;داد؟ یا مردمانى که هنوز لخت یا نیمه&amp;zwnj;لخت زندگى مى&amp;zwnj;کنند بسیار نانجیب هستند؟ روشن است که هر کارى در آغازش غوغابرانگیز است. باور دارم که بعضى از مردان و حتى زنان به شدت از دست گلشیفته خشمگین هستند. نجابت ما به مقدار پارچه&amp;zwnj;اى که دور خود مى&amp;zwnj;پیچیم بستگى دارد. چقدر جالب مى&amp;zwnj;شد اگر یک بار مى&amp;zwnj;نشستیم و درباره ارزش&amp;zwnj;ها با یکدیگر بحث مى&amp;zwnj;کردیم. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حالا یادم آمد که اخیراً یک قبیله از لختى&amp;zwnj;ها که در غارى در کرمان زندگى مى کردند کشف شدند، بعد هم ناگهان سکوت شد. من اغلب به این انسان&amp;zwnj;ها فکر مى&amp;zwnj;کنم و همه&amp;zwnj;اش نگرانم که مبادا همه آن&amp;zwnj;ها را اعدام کرده باشند. روشن است که حالا اگر گلشیفته به ایران برود وضع خطرناکى براى خود به&amp;zwnj;وجود خواهد آورد. یک دختر مصرى که لخت شده بود در میدان تحریر جان خود را از دست داد. جامعه&amp;zwnj;هاى نجیب خاورمیانه در برابر رویدادهاى جدید واکنش نشان مى&amp;zwnj;دهند. این جامعه&amp;zwnj;ها ثابت کرده&amp;zwnj;اند که نجیب هستند. پوشیده هستند و هربار که به مکه مى روند سه بانوخدا را به عنوان ستون شیطان سنگباران مى کنند. آن&amp;zwnj;ها زنانگى را در خود مى&amp;zwnj;کشند و به مردان یک وجهى تبدیل مى&amp;zwnj;شوند، و هرگز هیچ اختراع یا ابتکارى به نام آن&amp;zwnj;ها ثبت نمى&amp;zwnj;شود. به&amp;zwnj;راستى به دو دلیل: دلیل نخست آنکه وجه زنانه را در خود کشته&amp;zwnj;اند و یک وجهى هستند. دوم به این دلیل که سروش غیب همیشه در چهره&amp;zwnj;اى زنانه بر مرد دانش ظاهر مى&amp;zwnj;شود. هیچ نابغه&amp;zwnj;اى در جهان نیست که بتواند بدون اتکا بر وجه زنانه حضورش ارزشى بیافریند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و کلامى به گلشیفته: عزیزم، هنگامى که مى&amp;zwnj;دانى جامعه به شدت واکنش نشان خواهد داد چرا لخت مى&amp;zwnj;شوى؟ خودت خوب مى&amp;zwnj;دانى که میان لباس پوشیده و لخت بودن تفاوتى نیست. انسان در برابر خدا لخت است و این است که معنا دارد. انسان اگر صادق باشد نیز در برابر خود لخت است. انسان اصولاً اگر در حضور باشد لخت است. دوستان غربى دائم عادت دارند وجه فیزیکى هر چیز را ببینند. آنان در عین حال ممکن است دچار این احساس بشوند که در میان مردمان و قوم و گروه&amp;zwnj;هاى دیگر قال و مقال ایجاد بکنند. ضروررتى وجود ندارد که ما به آنچه آن&amp;zwnj;ها از ما مى&amp;zwnj;خواهند تن در دهیم. با این حال حالا که لخت شده&amp;zwnj;اى یادت باشد که هیچ چیز تغییر نکرده است و نمی&amp;zwnj;کند. جامعه ایران این&amp;zwnj;شکلى&amp;zwnj;ست: همه کار مجاز است اما پشت پرده و در پستو. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و امید که بتوانى خونسردى خود را حفظ کنى.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2271&quot;&gt;::برنامه&amp;zwnj;های رادیویی شهرنوش پارسی&amp;zwnj;پور در رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://shahrnushparsipur.com/&quot;&gt; ::وب&amp;zwnj;سایت شهرنوش پارسی&amp;zwnj;پور::&amp;emsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/revayat/2012/02/13/10981#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/revayat">روایت زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2271">شهرنوش پارسی پور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1627">گزارش زندگی ما</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2044">گلشیفته فراهانی</category>
 <pubDate>Mon, 13 Feb 2012 05:16:02 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">10981 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>زن‌ستیزی در ایران منحصر به حکومت دینی نیست</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/02/07/10813</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/02/07/10813&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگو با مهرداد درویش‌پور، درباره بازتاب انتشار عکس گلشیفته فراهانی:         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سارا شاد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;160&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/goli_0.jpg?1328816636&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سارا شاد - این خطاست که ما فکر کنیم زن&amp;zwnj;ستیزی، پدرسالاری، ناموس&amp;zwnj;پرستی و میل به کنترل بدن زن فقط به حکومت دینی ما محدود می&amp;zwnj;شود. در ذهنیت جامعه ایرانی، پدرسالاری جایگاه قدرتمندی دارد. رفتار&amp;zwnj;های نابرابر شوهر با زن، کنترل مطلق سکسوالیته زن به عنوان مایملک مرد، رفتار آمرانه پدر با دختر و برادر با خواهر، رفتار خویشاوندان مرد با زن، آزار و اذیت و تحقیر زنان در محیط&amp;zwnj;های مردانه، همه و همه بخشی از یک فرهنگ پدرسالار است که آزادی عمل زن را برنمی تابد.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهرداد درویش&amp;zwnj;پور، جامعه&amp;zwnj;شناس مقیم سوئد با بیان این حرف تاکید می&amp;zwnj;کند باور&amp;zwnj;ها و رفتارهایی که سکسوالیته زن را به شددت مورد حمله قرار می&amp;zwnj;دهند و سعی می&amp;zwnj;کنند آن را بپوشانند معمولاً متاثر از مذهب، سنت و نوعی فرهنگ پدرسالارانه است. او در ادامه این سئوال را مطرح می&amp;zwnj;کند: پرسش اینجاست که جامعه روشنفکری و طبقه متوسط مدرن شهری، تحصیلکرده و سکولاری که با ارزش&amp;zwnj;های حاکم اسلامی می&amp;zwnj;جنگند یا دگراندیشان و اوپوزیسیونی که خود را سخت رادیکال می&amp;zwnj;دانند چگونه در برخورد با یک عکس هنری نیمه برهنه این گونه با حکومت همسو می&amp;zwnj;شوند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنچه می&amp;zwnj;خوانید گفت&amp;zwnj;وگوی رادیو زمانه با این جامعه&amp;zwnj;شناس درباره بازتاب انتشار عکس نیمه برهنه گلشیفته فراهانی در مجله فیگارو است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;به لحاظ جامعه&amp;zwnj;شناسی پدیده بازتاب گسترده انتشار عکس نیمه برهنه گلشیفته فراهانی را چگونه تفسیر می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مهرداد درویش&amp;zwnj;پور: &lt;/b&gt;باور&amp;zwnj;ها و رفتارهایی که سکسوالیته زن را به شدت مورد حمله قرار می&amp;zwnj;دهند و سعی می&amp;zwnj;کنند آن را بپوشانند معمولا متاثر از مذهب، سنت و نوعی فرهنگ پدرسالارانه است. اگرچه در این میان برخی به تفاوتی&amp;zwnj;هایی در فرهنگ مسیحی با اسلامی در برخورد به سکس و سکسوالیته زنان اشاره داشته&amp;zwnj;اند. در مسیحیت، سکس اساساً مظهر قوای حیوانی است و یک مومن باید با خودداری از سکس و پرهیز از آن نوعی تقوای آسمانی را به نمایش بگذارد. بنابراین دوری جستن از سکس و نمادهای آن برای نشان دادن تقوا، کنترل فردیت و تحکیم اقتدار دینی فوق&amp;zwnj;العاده کلیدی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در مورد عکس گلشیفته بی&amp;zwnj;آنکه بخواهم در کم و کیف آن غلو کنم، بر این باورم که درست به دلیل بازتاب اجتماعی این حادثه به یکی از نمادین&amp;zwnj;ترین گام&amp;zwnj;ها در شکستن فلسفه حجاب که جمهوری اسلامی بر زنان ایران تحمیل کرده، بدل شده است&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اسلام اما سکس مظهر مزه بهشتی است. به همین خاطر به مومنان وعده داده می&amp;zwnj;شود که در بهشت حوریان و غلمان&amp;zwnj;های زیبا رو در انتظارشان هستند. راه حلی که در اندیشه اسلامی برای به نمایش گذاشتن اقتدار دینی، نظم جنسی و کنترل فرد وجود دارد تمرکز بیشتر در کنترل سکسوالیته زن است. گفته می&amp;zwnj;شود در فرهنگ مسیحی زن یک موجود منفعل است، اما در اندیشه اسلامی وسوسه&amp;zwnj;گری جنسی و قوای سکسوالیته زن، مهاجم و فعال است، بنابراین باید با مکانیسم جداسازی جنسیتی و حجاب کنترل شود تا زن با زیبایی و انگیزش جنسی خود حواس مرد را پرت نکند و ایمان و تقوای او را بر باد ندهد. شاید از این رو است که در جوامع اسلامی نمایش برهنگی زن با واکنش شدیدتری روبه&amp;zwnj;رو می&amp;zwnj;شود یا شاید نیرومند&amp;zwnj;تر بودن پدرسالاری وعقب&amp;zwnj;ماندگی این جوامع توضیح دهنده اینگونه واکنش&amp;zwnj;ها باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;درست است که مرد هم به خاطر نداشتن پوشش مورد نظر و سرپیچی از مقررات فرهنگ سنتی و پدرسالار مورد شماتت قرار می&amp;zwnj;گیرد، اما این مسئله به شدت و حدتی نیست که در مورد زنان می&amp;zwnj;بینیم. در مورد زن، نمایش بدن نوعی شرم و ننگ تلقی می&amp;zwnj;شود و به شدت مورد حمله قرار می&amp;zwnj;گیرد. حال آنکه نمایش بدن نیمه برهنه مرد هیچ پرسشی برنمی&amp;zwnj;انگیزد. نمایش برهنگی کامل بدن مرد فوقش صور قبیحه خوانده می&amp;zwnj;شود، اما در مورد زن، نمایش چنین تصاویری تنها ناموس خانوادگی او را برباد نمی&amp;zwnj;دهد، بلکه فرهنگ ناموس پرستانه جامعه را نیز برمی&amp;zwnj;انگیزاند. از این&amp;zwnj;رو یک باور همگانی خود را در مداخله برای دفاع از ناموسی جمعی و سنگسار روانی آن زن موظف می&amp;zwnj;بیند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از قضا هنر از دیرباز با به نقش کشیدن و روایت&amp;zwnj;های عریان از بدن، سکس و سکسوالیته یکی از عرصه&amp;zwnj;های چالش سنت و اندیشه&amp;zwnj;های دینی بوده است. تصاویر نقاشی و مجسمه&amp;zwnj;های برهنه در یونان و روم باستان و شعرهای اروتیک و جنسی در میان شاعران کلاسیک ایران نمونه&amp;zwnj;هایی از این دست&amp;zwnj; هستند. حتی امروز نیز در نزد محافل کنسرواتیو و دینی در بسیاری از جوامع غربی نمایش کامل برهنگی در رسانه&amp;zwnj;های عمومی می&amp;zwnj;تواند مسئله برانگیز باشد و آن&amp;zwnj;ها را به واکنش وادارد، اما در مجموع نمایش یا به تصویر کشیدن برهنگی در عکس، نقاشی، فیلم و یا رمان اروتیک مسئله پیچیده و جنجال برانگیزی نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;برخی منتقدان اقدام اخیر گلشیفته فراهانی، عکس وی را &amp;quot;پورنوگرافی&amp;quot; دانسته&amp;zwnj;اند&lt;/b&gt;&lt;b&gt;.&lt;/b&gt;&lt;b&gt; شما این عکس را تحت چه عنوانی قرار می&amp;zwnj;دهید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این عکس در بهترین حالت یک عکس زیبای اروتیک است و کوچک&amp;zwnj;ترین ربطی به هرزه&amp;zwnj;نگاری ندارد. پورنوگرافی مظهر نوعی صنعت سکس، بردگی جنسی زن و استثمار جنسی نه تنها زنان بلکه تا حدودی مردان و&amp;zwnj; گاه کودکان است که از آن به عنوان هرزه&amp;zwnj;نگاری نام می&amp;zwnj;برند، اما در فیلم یا نقاشی یا عکس اروتیک سوژه موضوعیت دارد. شما با یک سوژه و مفهوم سروکار دارید، با عنصر زیبایی&amp;zwnj;شناسانه و حتی یک روایت سرو کار دارید. در پورنوگرافی اما سوژه یکسره محو شده است و شما از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان آغاز بیشتر با بدن و سکس زن همچون ابژه جنسی روبرو می&amp;zwnj;شوید.شما با داستان، روایت، موضوع و درنگ فکری، هنری و حسی خاصی سروکار ندارید، بلکه با بی&amp;zwnj;روح&amp;zwnj;ترین و مکانیکی&amp;zwnj;ترین شکل انگیزش جنسی مواجه هستید و این گاه با بدآموزی&amp;zwnj;های سادومازوخیستی به جوانان همراه است. بنابراین پورنوگرافی یا به عبارتی تحقیر شخصیت زن و تبدیل کردن سکس به یک صنعت و کالا را سوداگری جنسی نام نهاده&amp;zwnj;اند، در حالی که اروتیسم به صنعت سکس ربطی ندارد. بگذریم که بسیاری در کم و کیف این نوع تفکیک&amp;zwnj;ها نیز چون و چرا گذاشته&amp;zwnj;اند و حتی مرز اروتیک با پورنوگرافی &amp;quot;نرم&amp;quot; را خیلی شفاف نمی&amp;zwnj;یابند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این&amp;zwnj;همه در ایران این دو مسئله با هم اشتباه گرفته می&amp;zwnj;شوند.باورنکردنی است عکس نیمه برهنه&amp;zwnj;ای که هیچ نشانی از تلاش برای برانگیختن جنسی در آن به چشم نمی&amp;zwnj;خورد پورنو تلقی شود. در ایران حجاب بر سر زن گذاشتن- یعنی نماد کنترل و پوشاندن سکسوالیته زن-بخشی از فلسفه سیاسی حکومت به شمار می&amp;zwnj;رود. بنابراین وقتی یک زن هنرمند و شناخته شده ایرانی در چشم دوربین&amp;zwnj;های جهان نه فقط حجاب و روسری را کنار می&amp;zwnj;گذارد بلکه با بدن نیمه برهنه در عکس ظاهر می&amp;zwnj;شود خواه&amp;zwnj;نا&amp;zwnj;خواه چالشی بسیار جدی علیه آن فرهنگ و حکومت به راه می&amp;zwnj;اندازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;با این وصف از دیدگاه شما این اقدام گلشیفته &lt;/b&gt;&lt;b&gt;فراهانی &lt;/b&gt;&lt;b&gt;چالشی علیه فرهنگ پدرسالارانه است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من نه اصلا از انگیزه خانم گلشیفته اطلاعی دارم و راستش برایم چندان اهمیتی هم ندارد. مهم، خوانش ما از آن کنش است. بازتاب اجتماعی این اقدام آن را به یکی از برجسته&amp;zwnj;ترین نمونه&amp;zwnj;ها در چالش اقتدار پدرسالارانه حکومت در زمینه پوشاندن و کنترل سکسوالیته زن بدل ساخته است. گرچه پیش از این نمایش صحنه&amp;zwnj;ای از بدن برهنه شهره آغداشلو در فیلم میهمانان هتل آستوریا غیرت ایرانیان خارج از کشور را برانگیخته بود، یا برهنه شدن یکی از زنان اپوزیسیون در کنفرانس برلین سر و صدای بسیاری برانگیخت، اما هیچ یک به اندازه این عکس جنجال برانگیز نشدند. به گمانم تاریخ از برخی جنبه&amp;zwnj;ها به گونه&amp;zwnj;ای مشترک درباره نمایش عکس نیمه برهنه گلشیفته همچون کشف حجاب طاهره قره&amp;zwnj;العین و اشعار اروتیک فروغ فرخزاد &amp;ndash; به&amp;zwnj;رغم تمام تفاوت&amp;zwnj;ها در حوزه&amp;zwnj;ها، انگیزه&amp;zwnj;ها، موقعیت&amp;zwnj;ها و بافتار متن - به قضاوت خواهد نشست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مورد عکس گلشیفته بی&amp;zwnj;آنکه بخواهم در کم و کیف آن غلو کنم، بر این باورم که درست به دلیل بازتاب اجتماعی این حادثه به یکی از نمادین&amp;zwnj;ترین گام&amp;zwnj;ها در شکستن فلسفه حجاب که جمهوری اسلامی بر زنان ایران تحمیل کرده، بدل شده است. اینکه زنان ایرانی در خارج حجاب بیرونی ندارند کار بزرگی نیست؛ این چالش زمانی مفهوم دارد که فلسفه حجاب مورد حمله قرار بگیرد و گلشیفته این کار را با نمایش بدن نیمه برهنه&amp;zwnj;اش در سطح گسترده، خواسته یا ناخواسته، اگاهانه یا خودانگیخته انجام داده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چرا این عکس هنری به این میزان مورد توجه قرار گرفته است؟ آیا اگر &lt;/b&gt;&lt;b&gt;در &lt;/b&gt;&lt;b&gt;یک &lt;/b&gt;&lt;b&gt;عکس، یک بازیگر &lt;/b&gt;&lt;b&gt;مرد ایرانی بدن نیمه عریانش را به نمایش در&lt;/b&gt;&lt;b&gt;می&amp;zwnj;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;آورد، به این اندازه بحث&amp;zwnj;برانگیز می&amp;zwnj;شد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اتفاقا پرسش من همین است که آیا نگاه به زن باز هم به عنوان یک موضوع جنسی عامل اینهمه واکنش و جنجال بر سر این عکس نیست؟ ایا این نگاه نشانگر این نیست که باور به حجاب درونی تا اعماق جامعه ایران نفوذ دارد؟ ما آن نوع حجاب اجباری را که حکومت تحمیل می&amp;zwnj;کند عقب مانده می&amp;zwnj;دانیم، اما بر سر یک عکس نیمه برهنه اینهمه واکنش منفی صورت می&amp;zwnj;گیرد. به نظرم عکس گلشیفته عقب مانده&amp;zwnj;ترین ذهنیت پدرسالار و حجاب&amp;zwnj;گرایی درونی جامعه را قلقلک داده است. در حجاب بیرونی شما به دلیل حفظ نجابت یا حس شرم و گناه از نمایش معمولی و غیر برهنه بدن زن نیز دوری می&amp;zwnj;کنید. چادر، روسری، نقاب، برقع یا یونیفورم راهبه&amp;zwnj;ها نمونه&amp;zwnj;هایی از این دست در کشورهای مختلف است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ایران روسری و چادر نشانه حجاب زن است. مسئله اصلی اما در فلسفه حجاب که نماد نجابت زن و ناموس مرد به شمار می&amp;zwnj;آید، مطیع بودن زن و انقیاد و کنترل بدن او توسط نظم پدرسالار نهفته است. آنچه در حجاب درونی مشهود است زیر سئوال بردن فردیت وآزادی زن در ساده&amp;zwnj;ترین بیان خود و مهر تائید زدن به ارائه تصویر از مردان همچون شکارگران و متجاوزان جنسی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در فرهنگ ناموسی، جامعه خود را دانای کل، پدر، برادر بزرگ و کلانتر محله می&amp;zwnj;داند که باید درباره یک عکس ساده نیمه برهنه هنری یک زن این همه واکنش نشان دهد. آنهم نه درباره ارزش هنری آن و میزان سکسی بودن تصویر، بلکه تنها درباره رسوایی ناشی ازبرهنگی یک زن ایرانی در انظار عمومی. این نشان می&amp;zwnj;دهد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین قبل از اینکه بخواهیم گمانه&amp;zwnj;زنی کنیم که گلشیفته با چه انگیزه&amp;zwnj;ای این کار را انجام داده باید به آزادی فردی او اهمیت بدهیم. از طرف دیگر باید بدانیم که مفاهیم تا حدودی نسبی و وابسته به بافتار متن هستند و باید برهنگی و معنای آن را با توجه به شرایط روز آن تبیین کنیم. وقتی یک زن و مرد برای دفاع از حقوق حیوانات در اعتراض به پوشیدن لباس&amp;zwnj;هایی که از پوست حیوانات تهیه شده است عریان می&amp;zwnj;شوند، نمی&amp;zwnj;توان عریان شدن آن&amp;zwnj;ها را به هیچ وجه به نمایشی اروتیک نسبت داد. جدا کردن نمایش برهنگی از شرایط و بستری که در آن اتفاق می&amp;zwnj;افتد و یا نسبت برانگیختن جنسی دادن به همه آن&amp;zwnj;ها فقط در یک فرهنگ خشکه مقدس و ذهنیت بیمار جنسی می&amp;zwnj;تواند اتفاق بیفتد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;گلشیفته این روز&amp;zwnj;ها فقط از سوی حکومت جمهوری اسلامی مورد شماتت قرار نگرفت. البته معلوم است که جمهوری اسلامی او را سرزنش می&amp;zwnj;کند&lt;/b&gt;&lt;b&gt;،&lt;/b&gt;&lt;b&gt; اما وقتی بخشی از جامعه روشنفکری هم او را مورد سرزنش قرار می&amp;zwnj;دهد این س&lt;/b&gt;&lt;b&gt;ئ&lt;/b&gt;&lt;b&gt;وال پیش می&amp;zwnj;آید که آیا این حجاب درونی که از آن حرف زدید در جامعه روشنفکری هم ریشه دوانده&lt;/b&gt;&lt;b&gt; است&lt;/b&gt;&lt;b&gt;؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بله. این خطاست که ما فکر کنیم زن&amp;zwnj;ستیزی، پدرسالاری، ناموس&amp;zwnj;پرستی و میل به کنترل بدن زن فقط به حکومت دینی ما منحصر است. در ذهنیت جامعه ایرانی، پدرسالاری قدرتمند است. رفتار&amp;zwnj;های نابرابر شوهر با زن، کنترل مطلق سکسوالیته زن به عنوان مایملک مرد، رفتار آمرانه پدر با دختر و برادر با خواهر، رفتار خویشاوندان مرد با زن، آزار و اذیت و تحقیر زنان در محیط&amp;zwnj;های مردانه، همه و همه بخشی از یک فرهنگ پدرسالار است که آزادی عمل زن را برنمی تابد، اما پرسش اینجاست:جامعه روشنفکری و طبقه متوسط مدرن شهری، تحصیلکرده و سکولار که با ارزش&amp;zwnj;های حاکم اسلامی می&amp;zwnj;جنگد و یا دگراندیشان و اوپوزیسیونی که خود را سخت رادیکال هم می&amp;zwnj;دانند چگونه در برخورد با یک عکس هنری نیمه برهنه این گونه با حکومت همسو می&amp;zwnj;شود؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در فرهنگ ناموسی، جامعه خود را دانای کل، پدر، برادر بزرگ و کلانتر محله می&amp;zwnj;داند که باید درباره یک عکس ساده نیمه برهنه هنری یک زن این همه واکنش نشان دهد. آنهم نه درباره ارزش هنری آن و میزان سکسی بودن تصویر، بلکه تنها درباره رسوایی ناشی ازبرهنگی یک زن ایرانی در انظار عمومی. این نشان می&amp;zwnj;دهد که فرهنگ دینی، ناموس&amp;zwnj;پرستی و پدرسالاری تا چد در اعماق نسل قدیمی جامعه ما ریشه دوانده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر من بخش بزرگی از جامعه جوان کشورمان این حرکت گلشیفته را تحسین برانگیز دانستند و آن را اقدامی علیه فرهنگ سنتی نام دادند. بنابراین اگر بسیاری در دفاع از گلشیفته در برابر اقتدار دینی و سنتی از او حمایت کردند خواستند به روشنی بگویند مداخله و کنترل سکسوالیته و بدن زن از سوی جامعه عقب&amp;zwnj;مانده و ضد زن، موقوف! مستقل از انگیزه گلشیفته این واکنش&amp;zwnj;ها در دفاع از حق او یک پیکار سیاسی- فرهنگی در دفاع از فردیت و حق زن است. این را هم بگویم که گذشته از واکنش&amp;zwnj;های خود گلشیفته آخرین واکنش پدرش نیز برای من جالب بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چرا باید واکنش پدرش برای شما جالب باشد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن طور که رسانه&amp;zwnj;های دولتی اعلام کردند او ابتدا این اقدام را همچون دیگر اعضای جامعه پدرسالار ایرانی تخطئه کرد و حتی آن را مونتاژ دانست، اما پس از واکنش فوری گلشیفته در تائید عکس خود، در اظهار نظر دوم پدر او ردپایی از فرهنگ مدرن می&amp;zwnj;بینیم.او گفت دختر من هرکاری انجام داده به خودش مربوط است. این حرف پدر گلشیفته تا حدودی فاصله گرفتن از فرهنگ ناموس پرستی است که به پدر حس شرم را منتقل می&amp;zwnj;کند و او را مسئول گناه دختر می&amp;zwnj;داند. امیدوارم جامعه مردان ما این حرکت را یاد بگیرند و فردیت زنان و دختران&amp;zwnj;شان را به رسمیت بشناسند و خود را وکیل و وصی خوب و بد رفتار آن&amp;zwnj;ها ندانند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شما گفتید امیدوارید مردان جامعه فردیت زنان و دختران&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;شان را به رسمیت بشناسند&lt;/b&gt;&lt;b&gt;،&lt;/b&gt;&lt;b&gt; اما همه افرادی که درباره اقدام گلشیفته بحث &lt;/b&gt;&lt;b&gt;موضع&amp;zwnj;گیری کرد&lt;/b&gt;&lt;b&gt;ند&lt;/b&gt;&lt;b&gt;،&lt;/b&gt;&lt;b&gt; الزاما مرد نبودند. زنان بسیاری هم بودند که می&amp;zwnj;گفتند گلشیفته با این کارش حرمت زن ایرانی را خدشه&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;دار کرده&lt;/b&gt;&lt;b&gt; است.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;مردسالاری فقط با اقتدار مردان سلطه نیافته است بلکه با تن دادن زنان به آن و درونی کردن ارزش&amp;zwnj;های مردانه تجدید تولید شده است. زنان حتی ممکن است در برابر رفتار آزادیخواهانه یک زن دیگر &amp;zwnj;گاه بیشتر از مردان واکنش نشان بدهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جامعه&amp;zwnj;شناسی قدرت گفته می&amp;zwnj;شود قدرت برهنه آزاردهنده است. برای مثال اگر زنی دائما مورد خشونت قرار بگیرد و نتواند این وضعیت را تغییر بدهد سعی می&amp;zwnj;کند آن را توجیه کند. او که نمی&amp;zwnj;تواند هر روز در کوچه فریاد بزند که شوهرش او را کتک می&amp;zwnj;زند، اما او به این زندگی ادامه می&amp;zwnj;دهد. زمانی که فرد قدرت تغییر ندارد به توجیه بی&amp;zwnj;قدرتی&amp;zwnj;اش و سلطه&amp;zwnj;ای که بر او اعمال می&amp;zwnj;شود تمایل می&amp;zwnj;یابد. مثلا گفته می&amp;zwnj;شود خیلی از زنان نسبت به روسای زن بیشتر حساسیت نشان می&amp;zwnj;دهند تا روسای مرد. این به زن بودن ربطی ندارد، به موقعیت ضعیف&amp;zwnj;تر ربط دارد. در بستر فرهنگی مردسالاری مرد مسلط است و بسیاری از زنان به آن عادت کرده&amp;zwnj;اند. در این شرایط اگر یک زن آزاد باشد بسیاری از زنان دیگری که از آن قدرت و جسارت برخوردار نیستند به جای تحسین آن، روان خودشان برهم می&amp;zwnj;خورد. زیرا که نرم و هنجارشان بر هم خورده است و تا زمانی که نتوانند مثل آن زنان آزاد، قدرتمند و جسور رفتارکنند به محکوم کردن آن ادامه می&amp;zwnj;دهند. این یک مکانیسم روانی برای پوشاندن موقعیت ضعیف&amp;zwnj;تر خود است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از طرف دیگر هنوز تصویری از وارستگی زنانه در جامعه ما متاثر از الگوهای مردانه و عقب&amp;zwnj;مانده پیشین است. در الگوهای سنتی پدرسالار یا زن لکاته است یا اثیری. خب خانم گلشیفته در چنین تصویری بعد از نمایش این عکس کجا قرار می&amp;zwnj;گیرد؟ تصویر شریعتی- معلم انقلاب اسلامی ایران - از زن، در کتاب &amp;quot;فاطمه، فاطمه است&amp;quot; دیده می&amp;zwnj;شود. معنای زن وارسته را در این فرهنگ به روشنی تصویر می&amp;zwnj;کند. این کتاب درست&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان تصویری را که تمام جنبش&amp;zwnj;های رهایی&amp;zwnj;بخش مردسالارانه در خاورمیانه به نمایش گذاشتند فرموله می&amp;zwnj;کند. زن با انکا ر یا پوشاندن زنانگی خود و مبارزه&amp;zwnj;ای دوشادوش مردان وارسته می&amp;zwnj;شود. در اینگونه برداشت از وارستگی زنانه که به هیچ وجه هم منحصر به گروه&amp;zwnj;های مذهبی نیست، خانم گلشیفته کجا جا می&amp;zwnj;بابد؟ در این دیدگاه خانم گلشیفته اعتبار هنری و مبارزاتی خود را علیه استبداد دینی حاکم با یک عکس هنری بر باد داده است. حال آن که من فکر می&amp;zwnj;کنم به این &amp;quot;رسوایی&amp;zwnj;های&amp;quot;زن&amp;zwnj;ورانه که فلسفه حجاب را نشانه رفته است باید صدآفرین گفت. توصیه من این است که باید مراقب بود تحت عنوان جنبش&amp;zwnj;های رهایی&amp;zwnj;بخش، دمکراتیک و ضد استبدادی در کشورهای نظیر ایران، حقوق زنان زیر سئوال نرود و به بهانه مبارزه برای آزادی، ما را از تلاش برای دفاع از فردیت زنانه بازندارند.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/02/07/10813#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7511">سارا شاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7512">مهرداد درویش پور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2044">گلشیفته فراهانی</category>
 <pubDate>Tue, 07 Feb 2012 09:17:45 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">10813 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>گلشیفته، گینگریج و اخلاق </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/content/%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87%D8%8C-%DA%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%AC-%D9%88-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/content/%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87%D8%8C-%DA%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%AC-%D9%88-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;296&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/nikzad44.jpg?1327520614&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;علی افشاری - دو اتفاق &amp;quot;نمایش عکس نیمه&amp;zwnj;برهنه گلشیفته فراهانی در مجله مادام فیگارو&amp;quot; و &amp;quot;سخنان همسر نیوت گینگریج درباره درخواست رابطه آزاد&amp;quot;، در هفته گذشته جنجال آفرین شد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این دو اتفاق ربطی به هم ندارند. موضوع گلشیفته فراهانی، انتخاب یک زن برای چگونگی نمایش تنش است که اقتضای شغلی و حرفه&amp;zwnj;ای او نیز محسوب می&amp;zwnj;شود، اما ماجرای نامزد مطرح جمهوری&amp;zwnj;خواهان برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا فرق می&amp;zwnj;کند. وی از سوی همسر سابقش به نقض قرارداد زناشویی متهم شده است، اما این دو موضوع جدا از هم در جامعه سیاست&amp;zwnj;زده ایران و از منظر نگاه اخلاقی به هم ارتباط پیدا می&amp;zwnj;کنند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فروپاشی الگو&amp;zwnj;های کهن اخلاقی و نظام روابط جنسی در ایران واقعیتی انکارناپذیر است. عملکرد فاجعه&amp;zwnj;بار حکومت، سوء استفاده از ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی برای پیشبرد پروژه&amp;zwnj;های سیاسی و شیوع ریاکاری در صاحب&amp;zwnj;منصبان حکومتی، دامنه و عمق بحران اخلاقی را تشدید کرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طولانی شدن دوران گذار به نظام جدید اخلاقی، متناسب با شرایط کنونی جامعه نیز بر بغرنجی فضا افزوده است. در این شرایط خبرسازشدن انتشار عکس نیمه&amp;zwnj;برهنه گلشیفته فراهانی، وجهی از بحران و عدم تعادل اخلاقی جامعه را نشان می&amp;zwnj;دهد. البته از زاویه دیگر می&amp;zwnj;تواند نشانی از درد&amp;zwnj;های زایمان نظم جدید اخلاقی باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/nikzad11.jpg&quot; /&gt;گلشیفته فراهانی در جایگاه یک هنرمند کاری را انجام داده که در عرف سینمای غرب و جهان امری عادی است. او یک بازیگر سینما است؛ نه ادعای نمایندگی گروه و صنفی را دارد، نه چهره شاخص و صاحب جایگاهی در یک جنبش اجتماعی و سیاسی است. ویژگی&amp;zwnj;های شغلی و حرفه&amp;zwnj;ای او که دیگر در سینمای جهانی فعالیت می&amp;zwnj;کند و از سینمای ایران خارج شده است، ایجاب می&amp;zwnj;کند که چنین عکس&amp;zwnj;هایی را بگیرد یا در نقش&amp;zwnj;هایی ظاهر شود که نیازمند نمایش عریانی بدن است. او دیگر در سینمای ایران فعالیت نمی&amp;zwnj;کند تا از چنین رفتاری پرهیز کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او اما فراتر از جنبه شغلی و حرفه&amp;zwnj;ای به&amp;zwnj;عنوان یک زن حق دارد هر نوع تمایل که دارد در چهارچوب قوانین، بدنش را به نمایش بگذارد. این مسئله بخشی از حق تن او است و به مالکیت انحصاری وی بر بدنش ارتباط پیدا می&amp;zwnj;کند. کار او نه شایسته ستایش است و نه در خور مذمت. تابوشکنی در اینگونه موضوعات فاقد ویژگی ارزشی است. کسانی که سعی می&amp;zwnj;کنند این اقدام وی را عملی قهرمانانه جلوه بدهند، ناخواسته نوعی تک&amp;zwnj;صدایی فرهنگی وارونه را ترویج می&amp;zwnj;کنند که این بار برهنگی معیار پیشرفت و ترقی می&amp;zwnj;شود. درست برعکس مخالفان که این کار را عملی در خور محکومیت و تنزل می&amp;zwnj;دانند، در حالی که پوشیدگی و برهنگی هیچکدام به خودی خود ارزش نیستند، بلکه دو انتخاب پیش روی انسان مدرن هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;پرداختن به این مسئله از منظر اخلاقی قضاوت را بسیار دشوار و پیچیده می&amp;zwnj;کند. ما یک نظام اخلاقی نداریم، بلکه با سبک&amp;zwnj;های اخلاقی متفاوت که هریک ارزش&amp;zwnj;ها و الگو&amp;zwnj;های متمایزی دارند مواجه هستیم. این ویژگی دنیای جدید است که دیگر ابر الگو&amp;zwnj;های همسان&amp;zwnj;ساز وجود ندارند که یک رفتار واحد اجتماعی و کنش اخلاقی مشابه را برای همگان تجویز کنند. کثرت&amp;zwnj;گرایی نظام&amp;zwnj;های اخلاقی جزو تفکیک&amp;zwnj;ناپذیر از پلورالیسم فرهنگی است. مراعات چندگونگی فرهنگی در یک جامعه آزاد ضروری است. بنابراین از همه کسانی که خواهان دموکراسی و نفی قیم&amp;zwnj;مآبی فرهنگی هستند، انتظار می&amp;zwnj;رود که الزامات پلورالیسم فرهنگی و تکثر در نظام&amp;zwnj;های ارزشی را رعایت کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;جوسازی&amp;zwnj;های اجتماعی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سبک&amp;zwnj;های زندگی متنوع از تفاوت در تعریف نظام&amp;zwnj;های اخلاقی برمی&amp;zwnj;خیزند. از این&amp;zwnj;رو در یک جامعه آزاد هویت&amp;zwnj;های فرهنگی متفاوت باید به اصول و ارزش&amp;zwnj;های یکدیگر احترام بگذارند و به همزیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز روی بیاورند. در این چهارچوب هر نظام اخلاقی می&amp;zwnj;تواند خوب و بد خود را داشته باشد، اما این معیار&amp;zwnj;ها فقط برای قائلان به آن نظام اعتبار دارد و نمی&amp;zwnj;توان بر اساس آنها به قضاوت دیگر هویت&amp;zwnj;های اخلاقی پرداخت. نگارنده به عنوان یک فرد مذهبی با برهنگی مخالفم و در کل پوشیدگی را می&amp;zwnj;پسندم، اما این مسئله دلیل نمی&amp;zwnj;شود که به پرخاشگری و توهین به کسانی بپردازم که به هر دلیل تمایل به نمایش تن برهنه خود دارند. مخالفان و منتقدان گلشیفته فراهانی حق دارند مخالف کار وی باشند و این نوع عکس انداختن را نکوهش کنند و در نفی این کار در جامعه به صورت کلی تبلیغ کنند، اما حق ندارند گریبان وی را بگیرند و با ایجاد کشمکش، حرکت&amp;zwnj;های تند و فشارآلود علیه وی راه بیاندازند. این کار، فعلی غیر اخلاقی است. جوسازی اجتماعی از سنخ اجبار است و نفی&amp;zwnj;کننده یکی از مهم&amp;zwnj;ترین قواعد اخلاقی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/anahitavosoughi.jpg&quot; /&gt;در ایران فردا که قرار است جامعه&amp;zwnj;ای آزاد باشد از اینگونه اتفاق&amp;zwnj;ها خواهد افتاد و بخشی از جامعه به سمت پوشیدن لباس باز و عرف&amp;zwnj;های متداول در فرهنگ غربی خواهند رفت. نمی&amp;zwnj;شود جلوی آنها را مشابه جمهوری اسلامی با اجبار و هیاهو گرفت. در اینجا شایسته است تا گرایش&amp;zwnj;های فرهنگی مختلف سعه&amp;zwnj;صدر و شکیبایی خودشان را بالا ببرند و وجود دیگری را به رسمیت بشناسند. همانطور که فردی مجاز است لباس باز بپوشد دیگری هم مجاز است چادر و حتی پوشیه بپوشد. نیروهای هدایت&amp;zwnj;کننده هویت&amp;zwnj;های فرهنگی متفاوت شایسته است ظرفیت درک و تعامل بدنه&amp;zwnj; خود را ارتقاء بدهند نه اینکه تحت تاثیر فضای پوپولیستی و عوام&amp;zwnj;زده قرار بگیرند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دولت و فعالان اجتماعی بر مبنای منطق جامعه باز مجاز نیستند که عرصه را بر آنها تنگ کنند و باعث خودسانسوری افراد به دلیل هراس از ریختن آبرو شوند. در یک جامعه باز برایند تعامل و رقابت هویت&amp;zwnj;های فرهنگی متفاوت سیمای متکثر فرهنگی جامعه را مشخص می&amp;zwnj;سازد و درهم&amp;zwnj;تنیدگی آنها مرز&amp;zwnj;های کلان اعمال مجاز و دایره تحمل افعال مربوط به حوزه جنسی را تعیین می&amp;zwnj;کند. هر کشور و جامعه&amp;zwnj;ای قوانین و آئینی برای سبک پوشش دارد. منتها این قوانین موقعی اعتبار دارند که با مشارکت و دخالت طیف&amp;zwnj;های گوناگون شکل گرفته باشند. همچنین این قواعد اصولی تغییرناپذیر نیستند و در گذر زمان و موقعیت&amp;zwnj;های گوناگون تحول می&amp;zwnj;یابند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر از مکاتب اخلاقی و نظام&amp;zwnj;های ارزشی فاصله بگیریم و بخواهیم از نظر فلسفی به کنه مسئله بپردازیم که نسبت اخلاقی برهنگی چیست، آنگاه وارد بحث پیچیده&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;شویم که نمی&amp;zwnj;توان جواب صریحی به آن داد. فقط می&amp;zwnj;توان گفت نفس برهنگی معادل فعل غیر اخلاقی نیست، بلکه چگونگی عریانی و از همه مهم&amp;zwnj;تر سیاق و زمینه وقوع، نسبت اخلاقی را تعیین می&amp;zwnj;کند. به عنوان مثال در برخی از ادیان از تصاویر عریان در مناظر معنوی استفاده شده و به نوعی برهنگی نماد رهایی و پاکی توصیف شده است. در بسیاری از کلیساهای شاخص جهان تصاویر برهنه وجود دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دیگر زمینه&amp;zwnj;ای که برهنگی مورد توجه است، هنر است. در نقاشی و پیکرتراشی، برهنگی و نمایش اندام ارزشمند و مطلوب تلقی می&amp;zwnj;شود. همچنین در جوامعی که هنوز به صورت بدوی و مشابه دوران اولیه حیات بشر زندگی می&amp;zwnj;کنند، افراد لخت هستند و این امر عادی محسوب می&amp;zwnj;شود. البته پورنوگرافی و تبلیغات با استفاده از جاذبه&amp;zwnj;های جنسی و بدنی زنان سویه منفی عریانی را نمایش می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تبعیض بین برهنه شدن مرد و زن&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دیگر تعارضی که نوعی استاندارد دوگانه را نشان می&amp;zwnj;دهد تبعیض بین برهنه شدن مرد و زن است. حساسیت نسبت به برهنگی زنان بسیار بیشتر از مردان بخصوص در جوامع شرقی است. این امر که محصول فرهنگ مردسالاری است بر پیچیدگی داوری پپرامون عریانی زنان می&amp;zwnj;افزاید. بنابراین نمی&amp;zwnj;توان به صورت مطلق در خصوص برهنگی تن داوری کرد، بلکه باید مسئله را به صورت نسبی دید. این نسبیت هم متاثر از تنوع در سبک&amp;zwnj;های زندگی و نظام&amp;zwnj;های ارزشی است و هم به تفاوت در نقش&amp;zwnj;ها و موقعیت&amp;zwnj;ها ارتباط دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/open.jpg&quot; /&gt;موضوع گینگریج اما مرتبط با بعد موقعیت است. در یک جامعه آزاد همه اقشار و بخش&amp;zwnj;های جامعه به لحاظ حدود مجاز اعمال فردی و اجتماعی در یک سطح نیستند. سیاستمداران، رهبران جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی و در کل همه کسانی که در زندگی سیاسی و اجتماعی جامعه موثر هستند باید قواعد سخت&amp;zwnj;گیرانه&amp;zwnj;تر اخلاقی را رعایت کنند. این الزام مبنای دینی و ایدئولوژیک ندارد و به صورت پیشینی نیز تعیین نشده است، بلکه انتخاب خود مردم جوامع مختلف است که با حساسیت ورزیدن از ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی مورد نظرشان در میدان سیاست و عرصه عمومی دفاع می&amp;zwnj;کنند. نمونه&amp;zwnj;های زیادی را در آمریکا و اروپا می&amp;zwnj;توان نشان داد که چگونه سیاستمداران و چهره&amp;zwnj;های معروف قربانی رسوایی&amp;zwnj;های اخلاقی شده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک شهروند ساده آمریکایی می&amp;zwnj;تواند روابط آزاد داشته باشد و این نوع رابطه را به هرکس پیشنهاد بدهد، اما از یک سیاستمدار چنین سبک زندگی&amp;zwnj;ای پذیرفتنی نیست و با ارزش&amp;zwnj;های خانوادگی تعارض پیدا می&amp;zwnj;کند. البته قضیه گینگریج با توجه به ادعای همسر سابقش فقط به تقاضا برای رابطه آزاد و عدم مخالفت همسرش با ارتباط با دیگر شرکای جنسی محدود نمی&amp;zwnj;شود. همسرش مدعی خیانت نیز هست. خیانت متفاوت از رابطه موازی است. خیانت به معنی تقلب و دروغ گفتن و سوء استفاده از اعتماد یک شریک است و در هر حالتی فعلی غیر اخلاقی است، چون همگرایی بین عمل و حرف فرد وجود ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی&amp;zwnj;رغم اینکه مردم آمریکا به این مسائل حساس هستند و اروپا با درجاتی کمتر و بخشی از جامعه ایران و بخصوص نخبگان نیز نسبت به این حساسیت دچار کرختگی شده&amp;zwnj;اند، علت این امر را در وهله نخست باید در شکست گفتمان حکومت و بهره&amp;zwnj;برداری سیاسی از اخلاق جست&amp;zwnj;وجو کرد. وقتی یکی از ابزار&amp;zwnj;های اصلی حکومت استفاده از مسائل خصوصی و اخلاقی برای خراب کردن چهره مخالفان می&amp;zwnj;شود و با انواع و اقسام روش&amp;zwnj;های شکنجه افراد را وادار به بیان فساد اخلاقی می&amp;zwnj;کند یا مسائل مربوط به زندگی خصوصی آنها را برملا می&amp;zwnj;سازد، طبیعی است در این شرایط جامعه نسبت به مسئله اخلاق بی&amp;zwnj;اهمیت می&amp;zwnj;شود و هنجارگرایی اخلاقی رنگ می&amp;zwnj;بازد. یا جهت&amp;zwnj;گیری برخلاف هنجار&amp;zwnj;های رسمی اخلاق جنسی را ارزش قلمداد می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ضرورت توجه به پسامد&amp;zwnj; واکنش&amp;zwnj;ها &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سلامت جامعه و حفظ نهاد&amp;zwnj;های اجتماعی و بخصوص خانواده اما محتاج آن است تا کسانی که در جایگاه&amp;zwnj;های مهم سیاسی و اجتماعی قرار می&amp;zwnj;گیرند، نظام اخلاقی سخت&amp;zwnj;گیرانه&amp;zwnj;ای را رعایت کنند. چنین الزامی برای شهروندان عادی وجود ندارد. در آنجا قاعده تکثر فرهنگی و نظام اخلاقی و رعایت حداقل&amp;zwnj;ها است، اما در حوزه سیاست سبک&amp;zwnj;های زندگی و نظام&amp;zwnj;های اخلاقی محدودتر می&amp;zwnj;شوند. تکیه&amp;zwnj;گاه این قاعده روی انتخاب مردم است. بعنی نیاز به قانونی الزام&amp;zwnj;آور ندارد، بلکه دست رد زدن بر سینه سیاستمدارانی که از محدوده&amp;zwnj;های اخلاقی و جنسی مجاز عبور می&amp;zwnj;کنند، باید به خود مردم سپرد، نه اینکه آنها را با منع قانونی از مشارکت در سیاست محروم ساخت. در آمریکا قانونی برای استعفای مقاماتی که بی&amp;zwnj;بندوباری اخلاقی دارند نیست، اما فشار افکار عمومی آنها را وادار به کناره&amp;zwnj;گیری می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;درست بر عکس جریان گلشیفته فراهانی که شایسته جنجال و گریبان گرفتن نبود، در مواجهه با سیاستمداران و کنشگران برجسته اجتماعی که از عرف اخلاق زناشویی فاصله می&amp;zwnj;گیرند باید برخوردی محکم داشت. در برخی موارد جامعه چنین واکنشی نداشته است. این عدم تعادل، وجهی از بحران اخلاقی و سرگشتگی ما را در تبیین سیمای اخلاقی مناسب جامعه، نمایان می&amp;zwnj;سازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;مخالفان عکس گلشیفته فراهانی همچنین باید توجه کنند وقتی پرداختن به این موضوع عرصه سیاسی کشور را به تلاطم وامی&amp;zwnj;دارد و این اقدام به معنای ضربه زدن به جنبش سبز یا دین به شمار می&amp;zwnj;آید، آنگاه چنین اقداماتی خارج از چارچوب معمول و ذاتی خود ارزشی نمادین برای کنش&amp;zwnj;های سیاسی پیدا می&amp;zwnj;کنند. آسیب&amp;zwnj;های این اقدامات هنگامی بیشتر خواهد بود که از یک انتخاب فردی به عمل سیاسی اعتراضی تبدل یابند. بنابراین ضرورت دارد پسامد&amp;zwnj;های واکنش&amp;zwnj;ها را در نظر گرفت و شتابزده عمل نکرد. جنبش سبز اگر داعیه دموکراسی&amp;zwnj;خواهی دارد، باید فردیت افراد را به رسمیت بشناسد و با طرح مفهوم مبهم مصلحت، آزادی&amp;zwnj;های فردی و بیان و بروز را محدود نکند. در فضای جامعه آزاد هویت&amp;zwnj;های فرهنگی متفاوت به شرط پذیرش یکدیگر و خودداری از برخورد&amp;zwnj;های حذفی و یکسان&amp;zwnj;ساز در مجموع شرایط بهتری برای رشد دارند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;تصاویر&lt;/strong&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
۱ - نقاشی اثر نیکزاد نجومی. &lt;br /&gt;
۲ - نقاشی اثر نیکزاد نجومی. &lt;br /&gt;
۳ - نقاشی اثر آناهیتا وثوقی.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/content/%DA%AF%D9%84%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87%D8%8C-%DA%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%AC-%D9%88-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9061">الگو‌های اخلاقی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society">جامعه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9064">داعیه دمکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3169">علی افشاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9059">مجله مادام فیگارو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9062">نظام روابط جنسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9060">نیوت گینگریج</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9063">هنجارگرایی اخلاقی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5713">کثرت‌گرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2044">گلشیفته فراهانی</category>
 <pubDate>Mon, 23 Jan 2012 16:10:36 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">10358 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>نامه سرگشاده لیلی پورزند به گلشیفته فراهانی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/01/21/10280</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/01/21/10280&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    شهزاده سمرقندی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;281&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/golshiftehbehindtheveil.jpg?1327434774&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;شهزاده سمرقندی - &amp;quot;نامه&amp;zwnj;&amp;zwnj; سرگشاده برای تو گلشیفته و خودم لیلی&amp;quot;، عنوان نامه&amp;zwnj; سرگشاده&amp;zwnj; لیلی پورزند، حقوقدان و فعال حقوق بشری مقیم کاناداست که در حمایت از انتشار عکس نیمه&amp;zwnj;برهنه&amp;zwnj; گلشیفته فراهانی بازیگر ایرانی ساکن فرانسه در تارنمای &amp;quot;شهروند&amp;quot; منتشر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120120_Leily_Pourzand_Golsifteh_shahzadeh.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خانم پورزند در نامه&amp;zwnj; خود با گلشیفته حرف می&amp;zwnj;زند و از او سپاسگزاری می&amp;zwnj;کند که با این عمل خود به او جرئت این را داده که از آرزویی بگوید که به خاطر ترس از قضاوت مردم، خود از آن دست کشیده است: آرزوی بالرین شدن که همچنان در دل او مانده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;این نامه در شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی اینترنتی &lt;/b&gt;&lt;b&gt;بازنشر شده&lt;/b&gt;&lt;b&gt; و نظرات مختلفی را هم در پی داشته&lt;/b&gt;&lt;b&gt; است&lt;/b&gt;&lt;b&gt;. در گ&lt;/b&gt;&lt;b&gt;فت&amp;zwnj;وگویی با خانم پورزند&lt;/b&gt;&lt;b&gt;، نخست از او پرسید&lt;/b&gt;&lt;b&gt;ه&amp;zwnj;ای&lt;/b&gt;&lt;b&gt;م&lt;/b&gt;&lt;b&gt;:&lt;/b&gt;&lt;b&gt;چه چیز باعث می&amp;zwnj;شود که زن فعالی مثل &lt;/b&gt;&lt;b&gt;شما&lt;/b&gt;&lt;b&gt; حتی خارج از ایران نیز نتواند ترس خود را بشکند و همچنان به خود سانسوری ادامه دهد&lt;/b&gt;&lt;b&gt;؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;لیلی پورزند&lt;/b&gt; می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;خیلی سئوال خوبی ا&amp;zwnj;ست. به این سئوال بارها و بارها فکر کرده&amp;zwnj;ام. کار گلشیفته باعث شد که دوباره به خودم فکر کنم. چون من دوست داشتم و آرزویم این بود که در ایران بالرین شوم. وقتی دو، سه ساله بودم، این در ذهنم متبلور شده بود. من سه سال و نیمه بودم که انقلاب شد و خب امکانات اولیه برای پروراندن چنین استعدادی درهم کوبیده شد و من به ژیمناستیک روی آوردم و در آن همه به نقطه&amp;zwnj;ای رسیدم که آمادگی شرکت در مسابقات بین&amp;zwnj;المللی را داشتم، ولی دختران ایرانی نمی&amp;zwnj;توانستند در این مسابقات شرکت کنند و آن آرزو هم به شکست انجامید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;120&quot; vspace=&quot;4&quot; align=&quot;left&quot; hspace=&quot;4&quot; height=&quot;180&quot; border=&quot;4&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/pourzandl.jpg&quot; /&gt;تا این که من رشته&amp;zwnj; حقوق را ادامه دادم که چندان به ذاتم نمی&amp;zwnj;خورد؛ به&amp;zwnj;خصوص آنچه در ایران خواندم و با آن میزان خشکی&amp;zwnj;ای که حقوق در ایران داشت برای جالب نبود، ولی راه خودم را به&amp;zwnj;هرحال آنجا هم پیدا کردم و کارم را مطالعات زنان قرار دادم. وقتی مهاجرت کردم، نه یک&amp;zwnj;بار بلکه بارها و بارها خواستم که دوباره آرزویم را عملی کنم یا فعالیت در آن زمینه را دوباره امتحان کنم. هم پیست اسکیت روی یخ را امتحان کردم و هم بارها و بارها به کلاس&amp;zwnj;های متفاوت باله رفتم، حرف زدم، تشویق شدم که ثبت نام کنم، ولی چیزی که مرا بازداشت، این بود که این برای من فقط یک سرگرمی نبود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;دانستم اگر واردش شوم، باید تا آخرش را بروم. برای این که این آرزویی بود که در همه&amp;zwnj; سال&amp;zwnj;های زندگی&amp;zwnj;ام آن را بر دوش کشیده بودم. وقتی به آن نقطه می&amp;zwnj;رسیدم که آیا این فقط یک فعالیت تفریحی کنار زندگی&amp;zwnj; است که وقت آزادم را می&amp;zwnj;خواهم با آن بگذرانم یا نه، قرار است زندگی&amp;zwnj;ام شود؟ به این نتیجه می&amp;zwnj;رسیدم که قرار است زندگی&amp;zwnj;ام شود و جا می&amp;zwnj;زدم. چون این تصور که من بالرین شوم برایم سخت بود. هنوز در درونم تابوهایی وجود داشت و دیگر این حکومت اسلامی نبود که مرا سانسور می&amp;zwnj;کرد. بلکه آن باورهای زن&amp;zwnj;ستیز درونی من بود. ترس از آبرو که هیچ تعریف مشخصی ندارد و ما با این تیغ خودمان و دیگران را دائماً مجروح می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فکر این که بروم روی صحنه، فکر این که لباس بدن&amp;zwnj;نما بپوشم، فکر این که با بالرین مرد هم&amp;zwnj;رقص شوم، برایم ترس&amp;zwnj;آور بود. از همه این&amp;zwnj;ها وحشت داشتم و در نهایت روزی تصمیم گرفتم که دیگر هیچ&amp;zwnj;وقت به این موضوع فکر نکنم و شاید فقط سال به سال، وقتی مسابقات &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Figur Skating&lt;/span&gt; کانادا شروع می&amp;zwnj;شود، دوباره به آن حس و حال برمی&amp;zwnj;گردم. وقتی صحنه&amp;zwnj; باله&amp;zwnj;ای را می&amp;zwnj;بینیم، یا تابوشکنی&amp;zwnj;ای را می&amp;zwnj;بینم، مثل کار گلشیفته فراهانی، انگار آیینه&amp;zwnj;ای جلوی من گرفته می&amp;zwnj;شود و دوباره مرا به یاد خودم می&amp;zwnj;اندازد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;لیلی پورزند از فروغ فرخ&amp;zwnj;زاد یاد می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;گوید در دوران او نیز مردم همین&amp;zwnj;گونه قضاوت&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;کردند که حالا در مورد گلشیفته می&amp;zwnj;کنند: &amp;quot;&lt;/b&gt;در زمانی که فروغ فرخ&amp;zwnj;زاد شعرهای بی&amp;zwnj;پروای خودش را می&amp;zwnj;نوشت و چاپ می&amp;zwnj;کرد، آیا مردم همین قضاوت&amp;zwnj;ها را نمی&amp;zwnj;کردند؟ می&amp;zwnj;کردند. حتی در جرگه&amp;zwnj; روشنفکری ما هم این قضاوت&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;شده و من بارها و بارها از هم&amp;zwnj;نسلی&amp;zwnj;های فروغ شنیدم که حتی در جرگه&amp;zwnj;های روشنفکری هم قضاوت&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;شده و به او صفت&amp;zwnj;هایی نسبت داده می&amp;zwnj;شده است. مانند همین حرف&amp;zwnj;هایی که امروز زده می&amp;zwnj;شود. آن زمان هم گفته می&amp;zwnj;شد که الان موقعش نیست بی&amp;zwnj;پروا بود، چون شعر نو تازه دارد بال و پر می&amp;zwnj;گیرد و باید از آن محافظت کرد. به او گفته می&amp;zwnj;شده است که تو آبروی شعر نو را برده&amp;zwnj;ای. امروز اما فروغ شده است مظهر آزادی و آزاداندیشی و به اصطلاح ملکه&amp;zwnj; شعر نو. آیا ما نمی&amp;zwnj;خواهیم یکجایی تغییری در این باورهای&amp;zwnj;مان بدهیم از امروز به فردا که گذر تاریخ است؟&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;لیلی پورزند: به نظر&amp;nbsp;من تاثیر کاری که گلشیفته کرد، این بود که حتی اگر درباره آن سکوت کردیم، ولی در درون خودمان دوباره دچار چالشی شدیم که ببینیم: حالا من چه فکر می&amp;zwnj;کنم؟ این جالب است. وقتی خودم را مرور کردم، دیدم تفاوتی وجود دارد بین این که ما چقدر با آزادی در تئوری اُخت هستیم و چقدر در عمل آن را اجرا می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;به&amp;zwnj;هرحال مردم به دو گروه تقسیم می&amp;zwnj;شوند. آنهایی که از حرکت گلشیفته فراهانی، پشتیبانی می&amp;zwnj;کنند و از جسارت او و تاکید بر آزادی&amp;zwnj;های فردی سخن می&amp;zwnj;گویند و کسانی که او را تحقیر می&amp;zwnj;کنند. ما چرا به آن افراد منفی&amp;zwnj;نگر بیشتر توجه داریم، تا به افرادی که خوشبین هستند و خواهان آزادی&amp;zwnj;های فردی هستند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنهایی که منفی&amp;zwnj;نگر هستند در واقع بازدارنده&amp;zwnj;اند و آنهایی که مثبت نگاه می&amp;zwnj;کنند، به&amp;zwnj;هرحال بازدارنده&amp;zwnj; راه تابوشکنی&amp;zwnj;ها نیستند، ولی من دوست دارم نکته&amp;zwnj;ای را اینجا اضافه کنم. در پیوند با مخالفت با این کار یا با هر کار دیگری، حتی مخالفت با این که لیلی پورزند می&amp;zwnj;خواهد بالرین شود، ممکن است خیلی&amp;zwnj;ها بگویند من خوشم نمی&amp;zwnj;آید. حالا دلیلش می&amp;zwnj;تواند این باشد که من اصلاً باله را دوست ندارم، اصلاً فکر می&amp;zwnj;کنم این کار کاری است که ارزش ندارد یا هر دلیل دیگری. می&amp;zwnj;تواند مخالف باشد، ولی نمی&amp;zwnj;تواند مخالف باشد و بگوید که بالرین شدن تو آبروی مرا برده است. نمی&amp;zwnj;تواند بگوید که عکس نیمه برهنه تو، آبروی دوهزاروپانصدساله&amp;zwnj; فرهنگ ایرانی و فارسی را برده است. نمی&amp;zwnj;تواند بگوید نیمه برهنه شدن تو به آبروی سینمای ایران صدمه زده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;تواند بگوید من با این کار مخالفم و این کار را تقدیر نمی&amp;zwnj;کنم. اشکالی ندارد. این مخالفت، یک نظر شخصی است، ولی مشکل وقتی ایجاد می&amp;zwnj;شود که شما این نظر شخصی&amp;zwnj;ات را می&amp;zwnj;آوری و آن را به کل جامعه تعمیم می&amp;zwnj;دهی و می&amp;zwnj;گویی: شما با برهنه شدنت آبروی من و یک ملت را برده&amp;zwnj;ای. قضیه آبرو و حیثیت چیزی است که ما هیچ تعریفی برایش نداریم و با آن همدیگر را سرکوب می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;به نظر تو این حرکت گلشیفته جسارت خفته&amp;zwnj;ای را در بسیاری از زن&amp;zwnj;ها بیدار کرده است؟ یکی از آنها می&amp;zwnj;تواند تو باشی، درست است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;قطعاً همینطور است و چیزی دیگری که می&amp;zwnj;توانم بگویم، همانطور که ابتدای مطلبم را اینطور شروع کردم، این است که گلشیفته شاید خودش هم نمی&amp;zwnj;دانست، شاید هم می&amp;zwnj;دانست. من با گلشیفته حرف نزدم که ببینم قبل از این که این کار را بکند، چه انتظاری از کارش داشته است، ولی مهم نیست. آگاه یا ناآگاه مثل این می&amp;zwnj;ماند که آیینه&amp;zwnj;ای را جلوی همه&amp;zwnj; ما گرفت که ما تعریف&amp;zwnj;های خودمان را از آزادی دوباره مرور کنیم و به&amp;zwnj;خصوص در مورد آزادی جسمی و جنسی و آزادی فردی و به عبارتی آزادی حق تسلط بر بدن. این&amp;zwnj;ها حریم&amp;zwnj;هایی خیلی خصوصی هستند که معنای آزادی را در ابعاد بزرگ&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;توانند در جامعه تعریف کنند. وقتی من احساس کنم بدنم ملک یک ملت است و این به من تلقین شود، طبیعتاً وقتی بخواهم از آن آنطوری که دوست دارم استفاده کنم، خب! صدای آن ملت درمی&amp;zwnj;آید و نوعی مرزشکنی تلقی می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;220&quot; vspace=&quot;4&quot; align=&quot;left&quot; hspace=&quot;4&quot; height=&quot;165&quot; border=&quot;4&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/golshiftehnaked.jpg&quot; /&gt;به نظر من تاثیر کاری که گلشیفته کرد، این بود که حتی اگر درباره آن سکوت کردیم، ولی در درون خودمان دوباره دچار چالشی شدیم که ببینیم: حالا من چه فکر می&amp;zwnj;کنم؟ این جالب است. وقتی خودم را مرور کردم، دیدم تفاوتی وجود دارد بین این که ما چقدر با آزادی در تئوری اُخت هستیم و چقدر در عمل آن را اجرا می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این آدم آمده یک کار متفاوت هنری کرده است، برای این که یک پیام را برساند. اصلاً فکر کنیم از این طریق خواسته در جامعه&amp;zwnj; صنعت سینمای غرب مراحل ترقی را طی کند. هر دو فرض را در نظر بگیریم. ما می&amp;zwnj;آییم او را با تیغ تیز قضاوت سانسور می&amp;zwnj;کنیم. اینجاست که آن لبه&amp;zwnj; نازک آزاداندیشی به معنای تئوریک و آزاداندیشی به معنای عملی&amp;zwnj;اش جایگاه خودش را نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شما در نامه خودتان می&amp;zwnj;گویید که گلشیفته باعث شد در زندگی فردی ما سرفصل جدیدی باز شود. یعنی چه فصلی؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;لیلی پورزند:&amp;nbsp;مشکل وقتی ایجاد می&amp;zwnj;شود که شما این نظر شخصی&amp;zwnj;ات را می&amp;zwnj;آوری و آن را به کل جامعه تعمیم می&amp;zwnj;دهی و می&amp;zwnj;گویی: شما با برهنه شدنت آبروی من و یک ملت را برده&amp;zwnj;ای. قضیه آبرو و حیثیت چیزی است که ما هیچ تعریفی برایش نداریم و با آن همدیگر را سرکوب می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من فکر می&amp;zwnj;کنم که در این چند روز با خیلی از زن&amp;zwnj;ها و مردهای مختلف حداقل در اطراف خودم صحبت کردم؛ از سنین مختلف، از دختر در آستانه&amp;zwnj; ۳۰ سالگی تا خانم بالای ۷۰ سال و به&amp;zwnj;هرحال از دو نسل متفاوت. خب همه هم نمی&amp;zwnj;توانند بنویسند، همه بلندگوی اظهار نظر ندارند. شاید هم اگر داشته باشند به قول شما ترجیح داده&amp;zwnj;اند سکوت کنند، ولی این سکوت معنایش این نیست که آنها به این عمل فکر نکرده&amp;zwnj;اند. من فکر می&amp;zwnj;کنم کاری که او کرده، به خاطر این که همه&amp;zwnj;مان گلشیفته را می&amp;zwnj;شناختیم و گلشیفته یک فیگور شناخته&amp;zwnj; شده بوده برای ما بوده است و به نوعی روی همه&amp;zwnj; ما اثر گذاشته است. ما نمی&amp;zwnj;توانیم خیلی خنثی از کنار آن بگذریم. حتی اگر دهان&amp;zwnj;مان را بستیم و حرفی نزدیم، در درون خود دچار یک گفت&amp;zwnj;وگوی درونی هستیم که موضع&amp;zwnj; من چیست؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حتی اگر کسی نگفته است که برداشتش از این کار چیست، من مطمئنم در درون خودش یک کلنجار شخصی با این موضوع داشته است. این یک سرفصل جدید است که من واقع&amp;zwnj;بین&amp;zwnj;تر به خودم نگاه &amp;zwnj;کنم. دوست من، نه به گلشیفته، به خودش واقع&amp;zwnj;بین&amp;zwnj;تر نگاه می&amp;zwnj;کند. ما زن&amp;zwnj;ها به یک شکل می&amp;zwnj;توانیم در یک قالب واقع&amp;zwnj;بینانه&amp;zwnj;تر به آن صیقل و رنگ و بو دهیم و مردها هم همینطور. در اطراف من، خیلی از مردها برخورد پذیراتری با این حرکت داشتند تا زن&amp;zwnj;ها و این خودش برای من یک سرفصل جدید بود که شاید ما از یکسری از مراحل به اصطلاح دستیابی به آزادی یا برابری جنسیتی عبور کرده&amp;zwnj;ایم که آن تغییر در نگاه قشری از مردان ایرانی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید حالا باید روی یک بخش دیگر عمیق&amp;zwnj;تر کار کنیم و آن خود خودمان هستیم. خود ما زن&amp;zwnj;ها هستیم که باید بیشتر در مورد خودمان بدانیم، روی خودمان کار کنیم و مرزها و مواضع&amp;zwnj;مان را مشخص کنیم. این از نظر من سرفصل جدیدی است که هرکسی در مقابل خودش با خودش مجبور شد روراست باشد.&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/01/21/10280#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9017">آزادی جسمی و جنسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2074">حکومت اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9015">خود سانسوری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2147">شهزاده سمرقندی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9016">فروغ فرخ‌زاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9014">لیلی پورزند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2044">گلشیفته فراهانی</category>
 <pubDate>Sat, 21 Jan 2012 17:26:50 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">10280 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>گلشیفته، واقعیتی از جنسیتی فراواقعی شده</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/01/20/10248</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/01/20/10248&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    رضا کارخانه        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/golshifte.jpg?1327611953&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;رضا کارخانه &amp;minus; سئوال این است: گلشیفته برهنه است یا نقش برهنگی کارکرد حقیقی او و هر زن دیگری است؟ شاید هم برهنگی نخستین نگاه تکامل گرا بر فردیت انسانی است، آنچنان که تندیس&amp;zwnj;های برهنه فلورانسی آغازی بود برساختن سوژه&amp;zwnj;ی انسانی در قالبی تمام نما در دنیای غرب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;درست است که در دوره&amp;zwnj;ای از تاریخ زندگی می&amp;zwnj;کنیم که زن با برهنگی شوم اشتباه گرفته شده است و از همین رو محکوم گردیده؛ اما در پس این محکومیتِ اخلاقی/ جنسی چیزی جز بردگی اجتماعی قرار ندارد. زن و بدن هر دو در بردگی و به حاشیه رانده شدن سرنوشتی یکسان داشته اند&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; href=&quot;#_ftn1&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.هیچ تفاوتی میان جنسیت ایرانی و غربی نیست یعنی اینجا اصلاً موجودیت و هویت ایرانی مطرح نیست؛ صحبت اساساً بر سر ایرانی یا فرانسوی و .... نیست؛ بحث بر سر جنسیت هم نیست، بلکه بحث بر سر یک نگاه جنسی است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فرم و محتوا&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حقیقت بحث فرم و محتوا مطرح هست و فرم متفاوت و معنای یکسان.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ویدئوی منتشره شده&amp;zwnj;ی آکادمی سزار، ما با دو مقوله اساساً غیر متضاد سرو کار داریم:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی آزادی روح،&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و دیگری آزادی بدن.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;این نشان می&amp;zwnj;دهد که فرم اساساً معنا را زائل نمی&amp;zwnj;کند. درست است که بدن زن از لحاظ فرم متفاوت است؛ و شاید شهوانی&amp;zwnj;تر (و از این رو بار نمایش پذیری را بر دوش می&amp;zwnj;کشد)، اما در اساس هیچ تفاوتی میان محتوای آنان (بدن زن و مرد) نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;آنچه مهم است همان آزادی روح است. آنچه در آنونس هم می&amp;zwnj;شنویم و هم به نمایش گذاشته می&amp;zwnj;شود به این اشاره می&amp;zwnj;کند که &amp;quot;درست است که برهنه هستم&amp;zwnj;، اما هنوز هم دست نیافتنی&amp;zwnj;ام.&amp;quot; این جمله در حقیقت کلید واژه تفاوتی است که نه جسم را نفی میکند و نه روح را. ما با مقوله&amp;zwnj;ای از جنس بدن سکسی مواجه نیستیم؛ زیرا اگر خوب نگاه کنیم بدن گلشیفته به هیچ عنوان نظام مندی تمام عیار یک بدن سکسی را دارا نیست؛ بدنی که به قول ژان بودریار شاید برهنه باشد&amp;zwnj;، اما شما اولین چیزی که در آن می&amp;zwnj;بینید یک معصومیت است. این بدن نیست که ما را محصور می&amp;zwnj;کند. این یک نگاه گیرا و سخنگو است که ما را متوجه چیزی می&amp;zwnj;کند: چیزی که باید باشد و نیست؛ چیزی از جنس آنچه در انقیاد و بردگی است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;کدام زن؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به وضوح در این آنونس می&amp;zwnj;بینیم که مقصود نقش پردازان در زیر فرم&amp;zwnj;ها پنهان شده است و بیش از هر چیز این نظام تحریک است که نقش ایفا می&amp;zwnj;کند: نظامی که زن پیوسته از دریچه آن نگریسته شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حقیقت زن و بدن هر دو در طول تاریخ به حاشیه رانده شده و به بردگی کشیده شده&amp;zwnj;اند، در تاریخی که کلیه&amp;zwnj;ی طبقات استثمار شده تعریفی جنسی پیدا می&amp;zwnj;کنند، مثل زن و مثل بدن و مثل سیاهان. زن &amp;minus; که پس از هزاران سال بردگی در حقیقت انقلابی&amp;zwnj;ترین امکان بالقوه را پدید آورده و در نتیجه اساسی&amp;zwnj;ترین خطر برای نظم موجود به حساب می&amp;zwnj;آید &amp;minus; به عنوان &amp;quot;اسطوره رهایی&amp;quot; جذب و بازاریابی میشود. زن از رهگذر آزادی جنسی به مصرف میرسد.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; href=&quot;#_ftn2&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اما کدام زن؟ زنی سازگار با واقعیت یا زنی فرا واقعی؟ دالی منطبق بر مدلول؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;زنی با اندامی شهوانی و جنسی و نه جنسیتی است که وارد نظام بی پایان مصرف گرایی می&amp;zwnj;شود، اما در عکس و فیلم منتشره ازگلشیفته، ما با دو کارکرد روبرو ایم: عکسی در معنای به تمامی خلاف عکسی که علیا ماجده المهدی منتشر کرد، هنری و منطبق بر ساختارهای زیباشناختی. زیرا نظامگان نور، بک استیج و قالب فضا کاملاً تعریف شده است و بیننده را با به خود جذب می&amp;zwnj;کند و از طرف دیگر با یک ساختار مفهومی و غیر جنسی روبروییم (زیرا گلشیفته بر خلاف پورن استارها) نه چهره&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای شهوانی دارد و نه بدنی شهوانی. آنچه اینجا رخ می&amp;zwnj;نمایاند بدن نیست بلکه مفهوم و ابژه هست (در معنای هدف).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;می&amp;zwnj;توان گلشیفته را واقعیتی از زن ایرانی دانست در برابر فراواقعیت&amp;zwnj;های شهوانیِ ایرانی که با وجود پوشیدگی بدن، شهوانی تر و به مراتب به نظام مصرف جنسی نزدیکترند... گلشیفته روح متعالی و معصومی است از بدنی غیر شهوانی؛ بدنی همچون بدن هر مردی و هر زنی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;شاید این نگاه ماست که عریان است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;br clear=&quot;all&quot; /&gt;
&lt;hr size=&quot;1&quot; width=&quot;33%&quot; align=&quot;left&quot; /&gt;
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn1&quot; href=&quot;#_ftnref1&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;بودریار؛ ژان؛ جامعه مصرفی&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn2&quot; href=&quot;#_ftnref2&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;همان&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/01/20/10248#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7422">برهنگی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2445">جنسیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8987">رضا کارخانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2044">گلشیفته فراهانی</category>
 <pubDate>Fri, 20 Jan 2012 22:43:10 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">10248 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>بدن عریان هنرمند در میان قضاوت‌ها </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/01/20/10224</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/01/20/10224&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    المیرا حسینی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;160&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/goli.jpg?1327350423&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;المیرا حسینی- در سال ۱۹۷۴ هنرمند صرب، ماریانا آبراموویچ&amp;nbsp; در یک اجرای نمایشی به نام ریتم، در برابر تماشاکنندگان ایستاد، ابزارهایی را فراهم کرد و تماشاگران را واداشت تا به اختیار ابزار&amp;zwnj;ها را انتخاب و با بدنش ارتباط برقرار کنند. ابزار&amp;zwnj;ها شامل طیف متفاوتی از آن چیزهایی بودند که تماشاچیان می&amp;zwnj;توانستند با آنها نقشی از لذت و مهر تا خشونت و زخم بر بدن بازیگر بزنند؛ از چاقو، قیچی و اسلحه گرفته تا شاخه&amp;zwnj;ای رز، پر و پنبه.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تماشاگران به&amp;zwnj;تدریج لباس&amp;zwnj;ها را بریدند و هریک به سهم خود نقشی بربدن منفعل هنرمند ایستاده بر کف گالری، حک کردند. بعد از گذشت شش ساعت، نمایش به پایان رسید. آبراموویچ، با تنی پر از زخم و چشم&amp;zwnj;هایی پر از اشک صحنه را ترک کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروز تصویر گلشیفته برای من، شکل دیگری از اجرای آبراموویچ را یادآوری می&amp;zwnj;کند: بدن عریان هنرمند ایستاده در میان انبوه قضاوت&amp;zwnj;ها؛ در میان انبوه تماشاچی&amp;zwnj;ها. هریک از ما، مخاطب&amp;zwnj;های این نمایش، با ابزارهایی که سایت&amp;zwnj;های اینترنتی به مثابه گالری&amp;zwnj;های مجازی در اختیارمان قرار می&amp;zwnj;دهند، به نحوی با بدن هنرمند رابطه برقرار می&amp;zwnj;کنیم. تنها فرق در این است که اینجا خبری از قیچی و پونز و چاقو نیست. به جایش ما لایک می&amp;zwnj;زنیم و استتوس و کامنت می&amp;zwnj;گذاریم و پخش می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این دو اثر را می&amp;zwnj;توان به نحوی بازگوکننده تجربه زیست بدن زنانه دانست. آنچه امروز گلشیفته فراهانی تجربه می&amp;zwnj;کند شاید اغراق شده حسی است که تک&amp;zwnj;تک زنان در جامعه ما هر روزه تجربه می&amp;zwnj;کنند: بدنی ایستاده در معرض نگاه&amp;zwnj;ها؛ در معرض قضاوت&amp;zwnj;ها. بدنی ایستاده در میدان کشمکش&amp;zwnj;ها. عده&amp;zwnj;ای گلشیفته را لخت&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;خواهند، بدون حضور دست&amp;zwnj;هایش در برابر آن عضو مگو. عده&amp;zwnj;ای او را پوشیده، یادآور قداست مادری فداکار و این قصه، قصه همه زنان است. قصه بدن&amp;zwnj;هایی که روزی عریان خواسته می&amp;zwnj;شوند و روزی پوشیده در حجاب. بدن&amp;zwnj;هایی که با معیارهای زیبایی قضاوت می&amp;zwnj;شوند، بر اساس معیار&amp;zwnj;های زیبایی زیر چاقوی جراحان می&amp;zwnj;روند، عوض می&amp;zwnj;شوند و به فرم دلخواه در می&amp;zwnj;آیند: چاق، لاغر، سینه&amp;zwnj;های بزرگ، کپل&amp;zwnj;های کوچک، گونه&amp;zwnj;های برجسته و ...&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;128&quot; vspace=&quot;10&quot; hspace=&quot;10&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;right&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/large_sd.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp; آن&amp;zwnj;چه امروز گلشیفته فراهانی تجربه می&amp;zwnj;کند، شاید اغراق شده حسی است که تک&amp;zwnj;تک زنان در جامعه ما هر روزه تجربه می&amp;zwnj;کنند: بدنی ایستاده در معرض نگاه&amp;zwnj;ها؛ در معرض قضاوت&amp;zwnj;ها. بدنی ایستاده در میدان کشمکش&amp;zwnj;ها&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;نگاه&amp;zwnj;هایی که امروز به بدن عریان گلشیفته دوخته می&amp;zwnj;شوند و تن و ذهن او را به قضاوت می&amp;zwnj;نشینند&amp;zwnj;&amp;zwnj;، همان نگاه&amp;zwnj;هایی هستند که همه زنان هر روزه در خیابان&amp;zwnj;های شهر سایه سنگین&amp;zwnj;شان را حس می&amp;zwnj;کنند. نگاه&amp;zwnj;هایی که تن تو را در اتوبوس و مترو، در حال راه رفتن وهنگام بستن بند کفش ابژه می&amp;zwnj;کنند، بدون آن&amp;zwnj;که تو اراده کرده باشی. نگاه&amp;zwnj;هایی که صاحبان&amp;zwnj;شان تو را در خیال لخت می&amp;zwnj;کنند و به تماشا و قضاوت می&amp;zwnj;نشینند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;آیا باید تعجبی از این استتوس فیس&amp;zwnj;بوکی داشت: &amp;quot;عزیزم من با لخت&amp;zwnj;شدنت مشکلی نداشتم... اینو دارم به عنوان درد دل می&amp;zwnj;گم، ناراحت نشی. ببین من فقط ترجیح می&amp;zwnj;دادم یه وقتی باشه که آلت به دست دنبال سوژه می&amp;zwnj;گردم لابه&amp;zwnj;لای فانتزی&amp;zwnj;ها و فتیش&amp;zwnj;هام، اما این&amp;zwnj;جوری، الآن تو، تو اذهان عمومی لخت شدی.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عمل گلشیفته به نظرم مهم و تاثیرگذار است، از این منظر که بسیاری از پیش&amp;zwnj;فرض&amp;zwnj;ها را زیر سئوال می&amp;zwnj;برد. بسیاری از پایه&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;لرزاند. بعضی&amp;zwnj;ها نوشتند که چرا این قضیه بی&amp;zwnj;اهمیت را با جار و جنجال مهم می&amp;zwnj;کنید؟ دوستی نوشته بود: &amp;quot;وقعا نمی&amp;zwnj;دونم در این وضعیت که باید مردم رو آگاه کرد و از بسیاری مسائل که آگاه نیستند، باخبر کرد، انتشار این عکس&amp;zwnj;ها به چه معناست؟ آیا معنایی جز انحراف اذهان عمومی از مسائل اصلی جامعه دارد؟ بی&amp;zwnj;خود دفاع نکنیم از هر حرکتی.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر من اهمیت کار گلشیفته را می&amp;zwnj;توان از همین حجم وسیع بازتاب آن فهمید. عکس در عرض چند ساعت، چندیدن هزاربار پخش و لایک شده و باعث نوشتن چندین&amp;zwnj;هزار استتوس و جوک و موضع&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های مختلف شده است. آیا این مجادلات&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حوزه عمومی نیست؟ آیا همین بحث&amp;zwnj;ها نشانگر این نیست که مسئله بدن و سکسوالیته یکی از &amp;quot;مسائل اصلی&amp;quot; جامعه ماست؟ آیا این حجم عظیم بازتاب&amp;zwnj;ها نشانگر این نیست که عکس گلشیفته آنجایی از فرهنگ مسلط ما را به چالش می&amp;zwnj;گیرد که باید؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عکس &amp;quot;لخت&amp;quot; گلشیفته فراهانی، بازیگر جوان زیر درخت گلابی، دختر هنرپیشه&amp;zwnj;ای بزرگ از خانواده&amp;zwnj;ای به نام و شناخته شده، همسر رسمی مردی ایرانی و بازیگر محبوب نقش مقدس مادری که اشک&amp;zwnj;های بسیاری را به چشم&amp;zwnj;ها آورد، از این منظر می&amp;zwnj;تواند بسیاری از مرزهای سیستم را به عقب براند، بسیاری را بر آشوباند و بسیاری را به فکر وادارد، اما به نظر می&amp;zwnj;آید سیستم چنان هم ساده نیست و فرا&amp;zwnj;تر رفتن از مرزهای سیستم، آنطور&amp;zwnj;ها هم که به نظر می&amp;zwnj;آید آسان نیست. تن زنانه عریانی که با نمایش عریانی&amp;zwnj;اش به دنبال بازتعریف خویش، بازتعریف سبک زندگی انتخابی خویش بدون تبعیت از قوانین سیستم بوده است را به راحتی می&amp;zwnj;توان به چنگ انداخت. ساز و کارهای سیستم به راحتی می&amp;zwnj;تواند آن را در منطق خود هضم کند، بپذیرد و حتی از آن استقبال کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در نوشته&amp;zwnj;های &amp;quot;طنز&amp;quot; بسیاری از دوستان مذکر سیاسی و سبز و غیره خواندم که &amp;quot;بی&amp;zwnj;صبرانه&amp;quot; از همه زنان روشنفکر خواسته بودند که چنین کنند تا آن&amp;zwnj;ها از دیدن آنچه در همه این سال&amp;zwnj;ها از دیدنش محروم بوده&amp;zwnj;اند، بی&amp;zwnj;نصیب نمانند. بسیاری دیگر با شادی از برآورده شدن آرزوی روزهای بلوغ&amp;zwnj;شان نوشته بودند. این یعنی عمل زن در قبال بدنش، به راحتی می&amp;zwnj;تواند به امری فرونشاننده فانتزی&amp;zwnj;های جنسی مردانه تبدیل شود. مکانیسم&amp;zwnj;های سیستم، زن یاغی را دوباره به درون مرزهای خویش بازمی&amp;zwnj;گرداند، به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان جایگاه همیشگی&amp;zwnj;اش. به آن سهم تاریخی که در منطق سیستم مردسالار از آن زن بوده است: به بدن. به ابژه&amp;zwnj;ای در خدمت لذت مرد- ذهن.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تن زنی که می&amp;zwnj;خواست طغیان کند، می&amp;zwnj;شود ابژه نگاه فالیک. او نیز به درون فرایند تقلیل تن به بت&amp;zwnj;واره&amp;zwnj;ای لذت&amp;zwnj;آفرین فروغلتید و اینجاست که نمایش به پایان می&amp;zwnj;رسد. گلشیفته از درخت گلابی بالا می&amp;zwnj;رود و آبراموویچ، با تنی پر از زخم و چشم&amp;zwnj;هایی پر از اشک صحنه را ترک می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;داستان تمام شد به خانه&amp;zwnj;های&amp;zwnj;تان برگردید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/video/10173&quot;&gt;ویدئوی مکاشفات روح- جسم با ترجمه فارسی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;h2 class=&quot;art-postheader&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/h2&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/01/20/10224#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8971">المیرا حسینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%D9%87">سکسوالیته</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8972">فیگارو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2044">گلشیفته فراهانی</category>
 <pubDate>Fri, 20 Jan 2012 11:31:15 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">10224 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>سینمای مستقل اروپا را بیشتر دوست دارم</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/04/01/2924</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/04/01/2924&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌و‌گو با گلشیفته فراهانی درباره‌ی بازی در فیلم «اگر بمیری، می‌کشمت»         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بابک مستوفی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;177&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/gfarahani01.jpg?1301858382&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بابک مستوفی ـ &amp;nbsp;گلشیفته فراهانی، بازیگر برجسته سینمای ایران که با &amp;laquo;درخت گلابی&amp;raquo; ساخته داریوش مهرجویی کارش را آغاز کرد و در هالیوود برای فیلمساز شناخته شده&amp;zwnj;ای چون ریدلی اسکات در کنار یک ستاره جهانی چون لئوناردو دی کاپریو بازی کرد، این روز&amp;zwnj;ها در فرانسه اقامت دارد و به&amp;zwnj;تازگی در فیلمی از سینمای مستقل این کشور با عنوان &amp;laquo;اگر بمیری، می&amp;zwnj;کشمت&amp;raquo; (Si tu meurs, je te tue )  به کارگردانی هینر سلیم بازی کرده که از روز چهارشنبه در سینماهای فرانسه به اکران در آمده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
گلشیفته فراهانی در این فیلم در نقش یک دختر کرد به نام &amp;laquo;زیبا&amp;raquo; که در پاریس کسی را نمی&amp;zwnj;شناسد و نامزدش هم به&amp;zwnj;طور ناگهانی درگذشته و کاملاً بی&amp;zwnj;پشت و پناه است بازی می&amp;zwnj;کند. برخی منتقدان فرانسوی در نشریاتی مانند اکسپرس و فیگارو بازی گلشیفته فراهانی را ستودند و یک&amp;zwnj;صدا اعتقاد داشتند که ارزش فیلم بر بازی هنرمندانه گلشیفته فراهانی استوار است. آن&amp;zwnj;ها آینده&amp;zwnj;ی درخشانی را برای این بازیگر ایرانی پیش&amp;zwnj;بینی کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوی اختصاصی زمانه با گلشیفته را بخوانید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;از فیلم تازه&amp;zwnj;تان برای ما بگوئید. قصه فیلم چیست و شما چه نقشی را بازی می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
این فیلم جدید، داستان یک پسر فرانسوی است که از زندان بیرون می&amp;zwnj;آید و بعد به طور اتفاقی با کسی به اسم اودل که کرد است آشنا می&amp;zwnj;شود و مدتی با هم هستند و زندگی می&amp;zwnj;کنند اما در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان دقایق اولیه فیلم اودل به طور ناگهانی می&amp;zwnj;میرد. ما می&amp;zwnj;دانیم که اودل نامزدی دارد که قرار است از کردستان پیش او بیاید. من نقش این نامزد را بازی می&amp;zwnj;کنم. وقتی که این دختر به پاریس می&amp;zwnj;آید، کسی به دنبالش نمی&amp;zwnj;آید، او هیچ&amp;zwnj;کس را نمی&amp;zwnj;شناسد و هیچ جایی هم ندارد. بعد جنگ و جدالی پیش می&amp;zwnj;آید بین برخی کردهای مقیم پاریس که همیشه دوست داشته&amp;zwnj;اند یک دختر باکره و باغیرت از کردستان زن آن&amp;zwnj;ها بشود. اما این دختر می&amp;zwnj;خواهد آزاد باشد و آزادانه زندگی کند. پدر نامزدش از کردستان می&amp;zwnj;آید تا او را برگرداند، اما دختر می&amp;zwnj;خواهد در اینجا بماند و زندگی جدیدی را شروع کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;چطور شد که در این فیلم بازی کردید؟ چه ویژگی&amp;zwnj;ای داشت برای شما؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;273&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/gfarahani02.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
فیلمنامه&amp;zwnj;اش را دوست داشتم. اینجا که فیلمنامه&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;خوانم، اولین چیزی که به ذهنم می&amp;zwnj;رسد این است که فیلمنامه چیزی نداشته باشد که یک وقت دل مردم را بشکند، بیشتر، دل مردم ایران را. وقتی که این فیلمنامه را خواندم، دیدم که اولاً چنین چیزی درش نیست و دوم اینکه به هر حال موقعیتی که دختر در آن قرار می&amp;zwnj;گیرد، برای من خیلی چالش&amp;zwnj;برانگیز است که در چنین نقشی بازی کنم. کارگردانش، هینر سلیم هم کارگردان نسبتاً نامداری است در سینمای مستقل فرانسه. برایم خیلی مسرت&amp;zwnj;بخش بود در واقع.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;این اولین بار بود که به زبان فرانسه بازی می&amp;zwnj;کردید، بازی کردن به این زبان برایتان راحت بود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
کار سختی بود. مثل نقاشی می&amp;zwnj;ماند که عادت دارد با رنگ روغن کار کند و حالا به او می&amp;zwnj;گویند که یک پر به تو می&amp;zwnj;دهیم با یک مقدار جوهر و سعی کن با آن کار کنی. خب، خیلی سخت است. طول می&amp;zwnj;کشد که آدم بتواند [مسلط شود]. بعضی وقت&amp;zwnj;ها از خودم سؤال می&amp;zwnj;کرد چرا این فیلم اینقدر سخت است، من که فیلم&amp;zwnj;های سخت&amp;zwnj;تر از این بازی کرده&amp;zwnj;ام. مسأله زبان بود. زبان فرانسه زبان سوم من است و حتی زبان دومم هم نیست. یعنی من با انگلیسی خیلی راحت&amp;zwnj;ترم چون از بچگی انگلیسی صحبت می&amp;zwnj;کردم. اما بالاخره شد. وقتی الزام به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آید آدم خودش را تطبیق می&amp;zwnj;دهد. این هم شد!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
ب&lt;strong&gt;ه نظر می&amp;zwnj;رسید بعد از بازی در فیلم کارگردانی چون ریدلی اسکات و همبازی شدن با لئوناردو دی کاپریو، درهای زیادی در هالیوود برای شما باز شود و ما شاهد فیلم&amp;zwnj;های بیشتری از شما در هالیوود باشیم. چه شد که وقفه&amp;zwnj;ای افتاد و اخیراً دیگر شما را در فیلم&amp;zwnj;های هالیوودی ندیدیم؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
داستان هالیوود این است که یک رشته قوانین و زمان&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;ها دارد. یعنی اگر در ایران اینقدر من را اذیت نمی&amp;zwnj;کردند و پاسپورتم را نمی&amp;zwnj;گرفتند و من&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان می&amp;zwnj;توانستم فیلم&amp;zwnj;های دیگری بازی کنم، همه چیز روال دیگری طی می&amp;zwnj;کرد. وقتی در یک مسابقه ماشینی را پنجر می&amp;zwnj;کنند، دیگر سخت است که دوباره برگردد به دور. شدنی است البته و من هم از راه دیگری وارد می&amp;zwnj;شوم انشاالله. بعد از آن کار در یک کار دیگری به قول شما هالیوودی بازی کردم، یک کار دیگر با بودجه زیاد؛ ولی خُب، قضا و قدر این&amp;zwnj;طور شد که مسیر دیگری را طی کنم و بیشتر به سلیقه خودم یعنی سینمای مستقل اروپا و آمریکا نزدیک شوم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سینمایی که الان توش بازی می&amp;zwnj;کنم، بیشتر سلیقه خودم است. من در ایران هم همین سینما را دنبال می&amp;zwnj;کردم. شاید قضا و قدر این بود که زندگی من را در این مسیر قرار دهد؛ در مسیر سینمای مستقل اروپا که خودم بیشتر دوست دارم. ممکن است وارد آن نوع سینما [هالیوود] هم دوباره بشوم، اما فعلاً دارم در این سینما کار می&amp;zwnj;کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;چه تفاوت عمده&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;بینید بین سینمای مستقل فرانسه و سینمای بزرگی مثل هالیوود؟ تفاوت عمده&amp;zwnj;ای دیدید بین کار با مثلاً ریدلی اسکات و این کارگردان سینمای مستقل فرانسه؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;166&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;250&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/gfarahani03.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
راستش سینما فرق زیادی ندارد، اما بودجه آن فیلم صد میلیون دلار بود و بودجه این فیلم یک میلیون دلار هم نیست. معلوم است که تفاوت&amp;zwnj;ها خیلی زیاد است، اما مثلاً با همین بازیگری که در این فیلم کار کردم، او هم با ریدلی اسکات کار کرده. از او هم پرسیدم که فرق کار چیست؟ گفت تو فرانسه ممکن است آدم با مترو برود سر کار، در هالیوود با شش تا ماشین می&amp;zwnj;آیند دنبال آدم! کار حرفه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;تر است در آمریکا چون پول بیشتری پشت آن است ولی در واقع سینما&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سینماست. فقط شاید در هالیوود کار بازیگر راحت&amp;zwnj;تر است چون همه چیز آماده است تا بازیگر برود بازی کند و فیلم تمام شود. اینجا یک کم سخت&amp;zwnj;تر است. سینمای مستقل فرانسه کمی شبیه ایران است،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان مشکلات و&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان کمبود بودجه. ولی خب، در عین حال که سخت است، لذت&amp;zwnj;بخش و شیرین هم هست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;به&amp;zwnj;عنوان سؤال آخر: همه می&amp;zwnj;دانیم که مشکلاتی در ایران داشتی و ترجیح دادی که بیایی خارج از کشور. اما شاید هیچ&amp;zwnj;وقت این مشکلات را خودت باز نکردی که دقیقاً چه مسائلی بوده و چه اتفاقاتی افتاده. اگر دوست داری در این&amp;zwnj;باره برایمان بگو.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
مشکل این بود که من متوجه شدم دولت ایران، نه، باید بگویم سیستم ایران (چون نمی&amp;zwnj;توانم ایران و مشکلاتش را بگویم دولت، چون یک سیستم است برای من) چون هر هنری که آدم انجام می&amp;zwnj;دهد از فیلتر این سیستم رد می&amp;zwnj;شود، این تصور را دارد که در همه دنیا هم هنر از فیلتر سیستم&amp;zwnj;های امنیتی کشورهای مختلف رد می&amp;zwnj;شود، اما این&amp;zwnj;طور نیست. در کشورهای دیگر چون به هر حال یک مقدار فضا&amp;zwnj;ها باز&amp;zwnj;تر است، این مسائل وجود ندارد. این تصور وجود داشت که هر فیلمی که من قرار است در خارج از کشور بازی کنم، یک غولی پشت آن است و یک توطئه&amp;zwnj;ای درش هست. خب، من که می&amp;zwnj;دانستم این&amp;zwnj;طور نیست. اگر هم بود که من وارد چنین ماجراهایی نمی&amp;zwnj;شدم. متوجه شدم که نمی&amp;zwnj;توانم هم در ایران کار کنم و هم در خارج از &lt;img height=&quot;166&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;250&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/gfarahani04.jpg&quot; /&gt;کشور. به هر حال ما محدودیت&amp;zwnj;هایی هم داریم، محدودیت حجاب داریم و... یک شناگر زن نمی&amp;zwnj;تواند هم در ایران شنا کند و هم برود در المپیک شرکت کند، برای اینکه نمی&amp;zwnj;تواند بدنش را بپوشاند و بپرد در آب و شنا کند. بنابراین به این نتیجه رسیدم که شدنی است. از یک طرفی هم اینقدر از سینمای ایران دل&amp;zwnj;شکسته بودم که گفتم حالا بروم در دل اقیانوس ببینم می&amp;zwnj;توانم در این اقیانوس هم به راهم ادامه دهم. به هر حال چیز مهمی نیست. در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت به همه&amp;zwnj;مان یک مدت کوتاهی زمان داده شده که زندگی بکنیم و در این وقت کوتاه خوش باشیم و اگر بتوانیم یک ردپایی از خودمان به&amp;zwnj;جا بگذاریم که رد پای مثبتی باشد. وگرنه زندگی خیلی چیز ساده&amp;zwnj;ای است. یک سونامی می&amp;zwnj;شود و ببینید که چه اتفاقی می&amp;zwnj;افتد برای مردم ژاپن. بنابراین مسائل خیلی اهمیت ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=Cdi_BycsoOM&quot;&gt;پیش&amp;zwnj;پرده&amp;zwnj;ی&amp;laquo;اگر بمیری، می&amp;zwnj;کشمت&amp;raquo; (Si tu meurs, je te tue )  به کارگردانی هینر سلیم با بازی گلشیفته فراهانی در نقش یک دختر کرد مهاجر&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2011/04/01/2924#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2045">سینمای فرانسه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1529">سینمای هالیوود</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2044">گلشیفته فراهانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Fri, 01 Apr 2011 10:57:33 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">2924 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>