<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/20079/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>هلا هاسه</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/20079/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>اووروخ دوست من بود</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/03/23/25424</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/03/23/25424&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    هلا هاسه، بانوی بزرگ ادبیات هلند (از مجموعه «نویسندگان هلندی»)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    فروغ تمیمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/helhes01.jpg?1364040063&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;فروغ تمیمی - هلا هاسه (۱۹۱۸-۲۰۱۱) در باتاویا (جاکارتا فعلی) متولد شد و کودکی و نوجوانی&amp;zwnj;اش را در آنجا گذارند. ویلم هندریک، پدر هلا هم به نویسندگی علاقمند بود و داستان&amp;zwnj;هایش را با نام مستعار چاپ می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او در جاکارتا به مدرسه رفت و در سال ۱۹۳۸ به هلند بازگشت تا در رشته ادبیات اسکاندیناوی تحصیل کند. اما بعد از دو سال تحصیل، این رشته را&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها کرد و به مدرسه تئاتر رفت. پس از ازدواج تئاتر را هم کنار گذاشت و یکسر خودش را وقف نوشتن کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هاسه بیش از ۵۶ اثر ادبی از جمله نمایش&amp;zwnj;نامه، مجموعه مقالات ادبی و تاریخی، داستان&amp;zwnj;های کوتاه و رمان نوشته است. عشق و شیفتگی هلا به اندونزی، سرزمین زادگاهش زمینه&amp;zwnj;ساز نوشتن چند رمان خواندنی شده است. میراث ادبی هلا هاسه ۲۰ جایزه مهم از جمله جوایز &amp;laquo;پ. س. هُفت&amp;raquo; و &amp;laquo;ادبیات هلندی&amp;raquo; را از آن خود کرده و اولین نویسنده کشورش است که دارای موزه شخصی آنلاین شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;هند هلند&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;25&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/helhes02b.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 144px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●هلا هاسه بیش از ۵۶ اثر ادبی از جمله نمایش&amp;zwnj;نامه، مجموعه مقالات ادبی و تاریخی، داستان&amp;zwnj;های کوتاه و رمان&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;نوشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;هلند در رقابت با پرتغال برای دستیابی به تجارت ادویه از سال ۱۵۹۵ به بعد کشتی&amp;zwnj;هایی را به جزایر ادویه&amp;zwnj;خیز در آسیای جنوب شرقی که امروزه اندونزی نام دارد، ارسال کرد. در سال ۱۶۰۲ شرکت&amp;zwnj;های کشتی&amp;zwnj;رانی که در این تجارت سهیم بودند، کمپانی هند شرقی را تأسیس کردند که نخستین شرکت سهامی در تاریخ هم به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آید. کمپانی هند شرقی موفق شد با فروش سهام و بسیج سرمایه، تجارت ادویه را در انحصار خود درآورد و رقیبان پرتغالی را کنار بزند. از این تاریخ به&amp;zwnj;عنوان سرآغاز روابط تجاری و استعماری میان هلند و اندونزی یاد می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اندونزی تا پیش از آنکه در سال ۱۹۴۵ استقلالش را به&amp;zwnj;دست بیاورد، یکی از استان&amp;zwnj;های هلند در شرق دور به شمار می&amp;zwnj;آمد و تا این تاریخ، هلند نخستین قدرت استعماری در این مناطق بود. مهاجرت هزاران هلندی برای کار در مستعمرات تا سال&amp;zwnj;های دراز ادامه داشت. استعمارگران با جنگ&amp;zwnj;های خونین، ایجاد دستگاه اداری و کمپانی&amp;zwnj;های بزرگ، اندونزی را به&amp;zwnj;تدریج تسخیر کرده بودند و حتی این کشور را &amp;laquo;هند هلند&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامیدند. دراین میان آمیزش نژادی و همچنین انتخاب زبان هلندی به عنوان زبان رسمی در اندونزی زمینه&amp;zwnj;ساز تحکیم سلطه سیاسی و نیز تبادلات فرهنگی میان دو کشور شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سلطه هلند بر اندونزی به بهانه گسترش تمدن و تجارت، در یک نقاشی عظیم دیواری درسرسرای انستیتوی تروپیکال در آمستردام تجسم یافته است. در بخشی از این اثر که &amp;laquo;غرب&amp;raquo; نامیده شده، طرحی از کارخانه، دانشمندی با میکروسکوپ و راه&amp;zwnj;آهن را می&amp;zwnj;بینیم و در بخشی دیگر که &amp;laquo;شرق&amp;raquo; نام دارد، گاوآهن، مزارع و رعایا نقش بسته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما این چپاول استعماری زمینه&amp;zwnj;ساز بحران عمیق اخلاقی هم در میان روشنفکران هلندی بود. رمان &amp;laquo;ماکس هافلار&amp;raquo; نوشته ادوارد دکر (۱۸۲۰-۱۸۸۷) معروف به مولتاتولی (Multatuli) که نخستین بار در سال ۱۸۶۰ منتشر شد، به لحاظ هنری تأثیر ژرفی بر ادبیات هلند گذاشت. گفتنی&amp;zwnj;ست که چند سال پیش این رمان به عنوان یکی از ۱۰ رمان مهم هلند هم انتخاب شد. این اثر بی&amp;zwnj;تردید از نظر اجتماعی مهم&amp;zwnj;ترین سند ادبی در افشای دستگاه فاسد و غیر انسانی استعماری محسوب می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;هولوکاست اندونزی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ژاپن در جنگ دوم جهانی اندونزی را اشغال کرد و هزاران نفر در اردوگاه&amp;zwnj;های ژاپنی که دست کمی از اردوگاه&amp;zwnj;های نازی نداشتند زندانی شدند. در قحطی سال ۱۹۴۳ که به &amp;laquo;ایندو هولوکاست&amp;raquo; معروف است نزدیک به چهار میلیون نفر جان خود را از دست دادند. گروه کثیری از &amp;laquo;ایندو&amp;zwnj;&amp;raquo;ها یعنی سفیدهای &amp;zwnj;زاده&amp;zwnj;شده در مستعمره، و همچنین دورگه&amp;zwnj;ها سال&amp;zwnj;ها در اردوگاه&amp;zwnj;های ژاپنی زندانی بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از شکست ژاپن، تا سال ۱۹۴۸ در اندونزی جنگ داخلی با جبهه آزادی&amp;zwnj;بخش برای دست&amp;zwnj;یافتن به استقلال ادامه داشت. سرانجام دولت هلند تحت فشار آمریکا و سازمان ملل مجبور شد استقلال اندونزی را به رسمیت بشناسد. گروه کثیری از بومیان اندونزی که در دستگاه استعماری کار می&amp;zwnj;کردند، به هلند مهاجرت کردند. مهاجرت آنان یکی از پیامدهای استقلال کشورشان بود. این وقایع در هلند دستمایه نوشتن ده&amp;zwnj;ها رمان و پژوهش&amp;zwnj;های تاریخی شده&amp;zwnj; است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از نکات مهمی که در این پژوهش&amp;zwnj;ها مورد توجه تاریخ&amp;zwnj;نگاران قرار گرفته، شکوفایی جامعه روشنفکری &amp;laquo;ایندو&amp;raquo;&amp;zwnj;ها درباتاویا است. آن&amp;zwnj;ها دردهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ با بهترین محافل روشنفکری در اروپا ارتباط داشتند و فعالیت&amp;zwnj;های هنری و ادبی بسیاری را سامان دادند. تئودور هلمان، روزنامه&amp;zwnj;نگار هلندی اخیراً با استفاده از یاداشت&amp;zwnj;های پدرش رمانی درباره والدینش که چند سال اسیر ژاپنی&amp;zwnj;ها بودند نوشته است. به عقیده هلمان &amp;laquo;ایندو&amp;zwnj;&amp;laquo;ها در جریان جنگ رهایی&amp;zwnj;بخش و فروپاشی جامعه، با انتخاب دشوار ماندن یا رفتن و بحران هویت روبرو بودند. بسیاری با برچیده شدن سلطه استعماری مجبور شدند به هلند، سرزمینی غریب و سرد بازگردند و در کنار مردمی که با آن&amp;zwnj;ها بیگانه بودند زندگی کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زندگی در باتاویا و مبارزات استقلال&amp;zwnj;خواهانه در اندونزی در رمان مشهور هاسه به نام &amp;laquo;اووروخ&amp;raquo; (Oeroeg) به معنی ریزش وجابجایی زمین هم نمود و بیان ادبی یافته است. این رمان نخستین بار در سال ۱۹۴۸ منتشر شد و جایگاه نویسنده&amp;zwnj;اش را در ادبیات داستانی هلند تثبیت کرد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رمان &amp;laquo;اووروخ&amp;raquo; با نثری روان و زیبا نوشته شده و هلا هاسه حقایق تاریخی را با سیلانی از تخیل و برخورداری از تجربه زندگی درباتاویا بازگو می&amp;zwnj;کند. این اثر ۵۲ بار تجدید چاپ شده و درسال ۲۰۰۹ کمپین: &amp;laquo;هلند کتاب می&amp;zwnj;خواند&amp;raquo; این اثر را به عنوان اثر برگزیده&amp;zwnj;اش معرفی کرد و یک میلیون نسخه از آن به مردم هدیه داده شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اووروخ دوست من بود&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;داستان با یک جمله کوتاه شروع می&amp;zwnj;شود: &amp;laquo;اووروخ دوست من بود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;25&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/helhes03.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 381px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●اووروخ، مهم&amp;zwnj;ترین اثر هلا هاسه: پیرامون چند و چون دوستی دو نوجوان در متن تاریخ استعمار&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;رمان شرح دوستی میان دو پسربچه همسن و سال، یکی سفید و موطلایی، و دیگری تیره و چشم&amp;zwnj;بادامی است. یوهان تنها فرزند ارباب هلندی ساکن جاوه با هکتار&amp;zwnj;ها زمین است. همبازی&amp;zwnj;اش اووروخ پسر پیشکار پدرش &amp;laquo;دپو&amp;raquo; است. میان این دو با وجود تمام تفاوت&amp;zwnj;های طبقاتی و نژادی دوستی برادرگونه و ژرفی شکل می&amp;zwnj;گیرد. دو کودک با هم در بهشتی که &amp;laquo;کامانجاتی&amp;raquo; نام دارد بزرگ می&amp;zwnj;شوند. عشق و دلبستگی یوهان به اووروخ عمیق&amp;zwnj;تر از رابطه او با والدینش است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زندگی در ویلایی بزرگ و در منطقه&amp;zwnj;ای استوایی مادر یوهان را که تنها و بی&amp;zwnj;همزبان است افسرده و دلسرد کرده است. او با زنی هلندی که معلم سرخانه پسرش است سر و سری پیدا می&amp;zwnj;کند و سرانجام شوهرش او را به هلند می&amp;zwnj;فرستد. پسرک با وجود نبودن مادر و غیبت همیشگی پدرش احساس تنهایی نمی&amp;zwnj;کند. کودکی او و دوستش با بازی در کنار جنگل و رودخانه اسرارآمیزی که به &amp;laquo;رود سیاه&amp;raquo; معروف است و با شکار حشرات کمیاب می&amp;zwnj;گذرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در شبی دم&amp;zwnj;کرده پدر و مهمانهای مست و شنگولی که از باتاویا آمده&amp;zwnj;اند، سوار کرجی کوچکی می&amp;zwnj;شوند و روی رودخانه می&amp;zwnj;رانند. به گفته &amp;laquo;دپو&amp;raquo;، پدر اووروخ، در این رود ارواح مردگان خانه دارند. کرجی بامبویی که بیش از حد سنگین شده شکسته می&amp;zwnj;شود. دپوی پیشکار در ریشه&amp;zwnj;های قطور گیاهان آبی گرفتار می&amp;zwnj;آید و غرق می&amp;zwnj;شود. پدر یوهان برای رهایی از عذاب وجدان و جبران فاجعه اجازه می&amp;zwnj;دهد که اووروخ همراه پسرش به مدرسه برود و سرپرستی پسرک را به&amp;zwnj;عهده می&amp;zwnj;گیرد. یوهان که تا این لحظه هیچ فرقی میان خودش و او نمی&amp;zwnj;دید، به&amp;zwnj;تدریج به تفاوت&amp;zwnj;های میان سفید&amp;zwnj;ها و مردم بومی پی می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن دو پس ازمدرسه ابتدایی به پانسیون پرستاری هلندی به نام لیدا فرستاده می&amp;zwnj;شوند. این زن باهوش و مهربان به استعداد اووروخ پی می&amp;zwnj;برد و خواهان پیشرفت اوست. اما اووروخ از رنگ تیره یوستش و همچنین از پوشیدن لباس و کلاه محلی شرم دارد و می&amp;zwnj;خواهد رفتار و سر و ظاهری اروپایی داشته باشد. در این میان، دو نوجوان ماجرای&amp;zwnj;های تلخ و شیرین دوران بلوغ را از سرمی گذارنند. لیدا دلسوز و مراقب است، و این دو دوست از او حرف&amp;zwnj;شنوی دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لیدا آینده خوبی را برای اووروخ پیش&amp;zwnj;بینی می&amp;zwnj;کند، و با پرداختن هزینه تحصیل او، اووروخ را تشویق می&amp;zwnj;کند که پزشک شود. در این میان یوهان به دبیرستان شبانه&amp;zwnj;روزی &amp;laquo;ایندو&amp;raquo;&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;رود که مخصوص سفیدهاست و دوستش را به آنجا راه نمی&amp;zwnj;دهند. تجربه زندگی در میان سفید&amp;zwnj;ها اووروخ را دلسرد و بیزار می&amp;zwnj;کند. دو دوست حتی در سینما هم حق ندارند کنار هم بنشینند. کم&amp;zwnj;کم بین آن&amp;zwnj;ها فاصله می&amp;zwnj;افتد و دوستان دیگری پیدا می&amp;zwnj;کنند. اووروخ می&amp;zwnj;داند که یوهان میان خودشان هیچ فرقی نمی&amp;zwnj;بیند. با این همه با او هم احساس راحتی نمی&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او با هزینه لیدا در رشته پزشکی ثبت نام می&amp;zwnj;کند. زندگی دانشجویی اما اووروخ را از نظر شخصیتی کاملاً دگرگون می&amp;zwnj;کند. دوباره دستار محلی بر سر می&amp;zwnj;گذارد و منتقد سرسخت جامعه استعماری می&amp;zwnj;شود. دست آخر به گروه&amp;zwnj;های سیاسی رادیکال می&amp;zwnj;پیوندد. لیدا هم در این میان همچنان پشتیبان و همفکر اوست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یوهان به مسائل سیاسی علاقه&amp;zwnj;ای ندارد و قادر به درک افکار آزادیخواهانه و انگیزه&amp;zwnj;های دوستش نیست. مشاجره&amp;zwnj;های تندی میان آن دو درمی&amp;zwnj;گیرد. یوهان نمی&amp;zwnj;خواهد دوستیشان از بین برود. او سرانجام برای تحصیل در رشته مهندسی به هلند می&amp;zwnj;رود و تا پایان جنگ جهانی دوم در آنجا می&amp;zwnj;ماند. در این مدت فقط با لیدا نامه&amp;zwnj;هایی رد و بدل می&amp;zwnj;کند. یوهان همیشه در آرزوی بازگشت به خانه است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از شکست ژاپن، جنگ میان ارتش هلند و استقلال&amp;zwnj;طلبان تشدید می&amp;zwnj;شود. یوهان در حسرت بازیافتن بهشت کامانجاتی و دوران کودکی به زادگاهش برمی&amp;zwnj;گردد، با این امید که اووروخ را پیدا کند. آن دو تنها یک&amp;zwnj;بار با هم روبرو می&amp;zwnj;شوند. اووروخ پرخاش&amp;zwnj;کنان از می&amp;zwnj;خواهد که اندونزی را ترک کند. یوهان سرانجام درمی&amp;zwnj;یابد که همه چیز در زادگاهش دگرگون شده و دوستی او با اووروخ هم به گذشته&amp;zwnj;ها تعلق دارد. او در پایان داستان می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;آیا برای همیشه در زادگاهم یک غریبه&amp;zwnj;ام، در سرزمینی که نمی&amp;zwnj;خواهم از آن دل بکنم؟ زمان این را نشان خواهد داد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;●نویسندگان هلندی در رادیو زمانه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/24267&quot;&gt;گزارش یک فرشته از تبهکاری انسان بر زمین، فروغ تمیمی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/24712&quot;&gt;&amp;nbsp;۱۰ روز از زندگی یک شورشگر جوان در آمستردام&lt;/a&gt;، فروغ تمیمی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24820&quot;&gt;قادر عبدالله و نوشتن به زبان دیگران&lt;/a&gt;، زهرا باقری شاد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24910&quot;&gt;ویلم فردریک هرمانس و اصالت تخیل، فروغ تمیمی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ویدئو:&lt;/strong&gt; نماهایی از فیلمی که بر اساس رمان &amp;laquo;اووروخ&amp;raquo; نوشته هلا هسه ساخته شده&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/rf4hX0q3e8A?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/03/23/25424#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10531">فروغ تمیمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19069">نویسندگان هلندی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/20079">هلا هاسه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/rf4hX0q3e8A" fileSize="1210" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/rf4hX0q3e8A/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/rf4hX0q3e8A" length="1210" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Sat, 23 Mar 2013 12:01:04 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25424 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>