<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19816/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>دو پرده فصل</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19816/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>دو پرده فصل</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2013/03/09/25090</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2013/03/09/25090&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    رمان «دو پرده فصل» نوشته فرشته مولوی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بابک مینا        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/ferembm01.jpg?1362816158&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بابک مینا ـ&amp;nbsp; زوال&amp;nbsp; یکی از مضامین تکرارشونده و اساسی ادبیات معاصر در ایران است. مضمونی که شاید بتوان گفت با &amp;laquo;بوف کور&amp;raquo; آغاز شد و با &amp;laquo;شازده احتجاب&amp;raquo; فرم و بیانی تازه یافت و هنوز هم ادامه دارد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نه تنها در ادبیات داستانی، که در سینما یا شعر نیز می&amp;zwnj;توانیم ردپایی از مضمون زوال و انحطاط بیابیم. کافی&amp;zwnj;ست مرثیه&amp;zwnj;های حماسی مهدی اخوان ثالت و زیبایی&amp;zwnj;شناسی پوسیدگی و پیری و پاییز و در یک کلام &amp;laquo;باغ بی&amp;zwnj;برگی&amp;raquo; را در شعر او به یاد بیاوریم، و یا &amp;laquo;زوال زیبای گل&amp;zwnj;ها در گلدان&amp;raquo; را در شعر فروغ فرخزاد. در سینما مسعود کیمیایی راوی ویرانه&amp;zwnj;های فرهنگ مردانه و عیارانه است و یا داریوش مهرجویی در &amp;laquo;هامون&amp;raquo; زوال فردی را به زوال نسل امید&amp;zwnj;باخته پس از انقلاب گره می&amp;zwnj;زند. شاید روزی بتوانیم بر پایه این &amp;laquo;پارادایم زوال&amp;raquo; پژوهشی مفصل در ادبیات و هنر معاصر ایران بکنیم و ریشه&amp;zwnj;های اجتماعی این درک زیبایی&amp;zwnj;شناسانه زوال&amp;zwnj;گرا از عصر مدرن را توضیح دهیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عمومیت &amp;laquo;زیبایی&amp;zwnj;شناسی زوال&amp;raquo; به این معنا نیست که در تمام این آثار ادبی و هنری ما با مضمونی تکراری روبرو هستیم. آثار مهم ادبی هر کدام اصالت و فردیت خود را دارند و زاویه&amp;zwnj;ای تازه به مضمون&amp;zwnj;های تکراری می&amp;zwnj;گشایند. رمان &amp;laquo;دو پرده فصل&amp;raquo; نوشته فرشته مولوی یکی از آثار متعلق به ادبیات زوال است که اصالت و ویژگی&amp;zwnj;های منحصر به فرد خود را دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/ferembm02.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 248px;&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
					&lt;strong&gt;فرشته مولوی&lt;/strong&gt;، نویسنده رمان&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;laquo;دو پرده فصل&amp;raquo; (انتشارات افراز ۱۳۸۸)،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;روایتی از سقوط&amp;zwnj;های پی در پی طبقه متوسط در ایرانِ پس از انقلاب&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;دو پرده فصل&amp;raquo; رمانی&amp;zwnj;ست درباره زمان. شاید بتوان گفت زمان مهم&amp;zwnj;ترین شخصیت داستان است. رمان از دو بخش تشکیل شده است: بخش اول در گذشته می&amp;zwnj;گذرد و بخش دوم در زمان حال. داستان، روایت زندگی خانوده دکتر کمال کوچک، همسرش میهن، و دو فرزندشان شیوا و عیساست. در بخش اول ما با خواندن روایتی سیال از خاطراتی نسبتاً پراکنده از چهار شخصیت اصلی داستان با آنها آشنا می&amp;zwnj;شویم. هربار این زندگیِ از دست&amp;zwnj;رفته از زاویه دید یکی از شخصیت&amp;zwnj;های چهارگانه رمان روایت می&amp;zwnj;شود. ما با چهار روایت درهم فرورفته مواجه&amp;zwnj;ایم که در سراتاسر کتاب جریان دارند و همدیگر را کامل می&amp;zwnj;کنند. بخش اول کتاب احتمالاً در اوسط یا اواخر دهه ۴۰ خورشیدی می&amp;zwnj;گذرد. در بخش دوم ناگهان به اواخر دهه ۶۰ پرتاب می&amp;zwnj;شویم. مجدداً با چهار روایت متقاطع ما با برش&amp;zwnj;های مختلفی از زندگی خانواده کوچک مواجه می&amp;zwnj;شویم و زوال تدریجی آنها را از خلال خاطرات پراکنده و تک&amp;zwnj;گویی درونی شخصیت&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توانیم دریابیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در رمان &amp;laquo;دو پرده فصل&amp;raquo; زمان همچون سیری فروپاشاننده تجربه می&amp;zwnj;شود، اگر در بخش اول شخصیت&amp;zwnj;های اصلی داستان با همه تفاوت&amp;zwnj;هایشان&amp;nbsp; هنوز با یکدیگر نسبتاً نزدیک و صمیمی هستند در بخش دوم با ویرانی روابط شخصیت&amp;zwnj;ها مواجه می&amp;zwnj;شویم: روابطی مخدوش که امید اندکی برای احیاء&amp;zwnj;شان وجود دارد. با این همه در بخش اول با آرمان&amp;zwnj;شهری در گذشته یا عصری طلایی مواجه نیستیم: نویسنده کوشش کرده رمان را از روایتی صرفاً نوستالژیک نجات دهد و به همین دلیل شاید ریشه بسیاری از بحران&amp;zwnj;ها در روابط شخصیت&amp;zwnj;ها را بتوانیم در بخش اول جست&amp;zwnj;وجو کنیم. اما به هر حال تقابل شادی سبک و صمیمیت روشن&amp;zwnj;بخش اول و ویرانی، پوسیدگی و ابهام در روابط شخصیت&amp;zwnj;ها در بخش دوم یکی از وجوه اساسی رمان را تشکیل می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رمان اشاره&amp;zwnj;های فراوانی به تاریخ، حمله مغول، و سیاست و خصوصاً سیاست پس از انقلاب دارد. &amp;laquo;دو پرده فصل&amp;raquo; با روایت زندگی خانواده &amp;laquo;کوچک&amp;raquo; که به طبقه متوسط رو به بالا تعلق دارند، می&amp;zwnj;تواند راوی تجربه درونی و ذهنی طبقه&amp;zwnj;ای باشد که انقلاب را همچون نوعی سقوط سیاسی و اجتماعی تجربه کرده است؛ طبقه&amp;zwnj;ای که اگرچه چندان به شاه دلبسته نبود اما در ساختار اجتماعی پیش از انقلاب جایگاه نسبتاً تضمین شده&amp;zwnj;ای را اشغال می&amp;zwnj;کرد. طبقه&amp;zwnj;ای که وسیعاً در انقلاب ایران شرکت کرد و پس از آن بلافاصله با خشونت از صحنه جامعه حذف شد و صدایش دست&amp;zwnj;کم تا دو دهه پس از انقلاب ناشنیده ماند. این طبقه زندگی روزمره پس از انقلاب را همچون سقوط&amp;zwnj;های پی در پی تجربه کرده است: بحران در روابط عاطفی، شکست&amp;zwnj;های اجتماعی و سیاسی، جدایی، مهاجرت و غیره. &amp;laquo;دوپرده فصل&amp;raquo; روایتی کوتاه از این سقوط&amp;zwnj;های پی در پی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شخصیت دکتر کمال کوچک و همسرش میهن باری نمادین در داستان دارد. دکتر کوچک جراحی&amp;zwnj;ست طرفدار علم و پیشرفت، او نمادی از تجدد و &amp;laquo;نگاه به غرب&amp;raquo; است . میهن معلم تاریخ است و دلشوره گذشته را دارد و گفتن ندارد که نمادی از زنانگی، مادرانگی و در یک کلام مام میهن است. در اواخر رمان از خلال خاطرات پراکنده و روایت&amp;zwnj;های بریده بریده به بحران عمیق رابطه زن و شوهر،&amp;nbsp; پدر و مادر پی می&amp;zwnj;بریم. میهن بیمار است و ما نمی&amp;zwnj;دانیم آیا می&amp;zwnj;تواند از پس بیماری&amp;zwnj;اش بر بیاید یا نه. دکتر کوچک تمایلی برای بازساختن رابطه&amp;zwnj;اش با میهن دارد اما هر بار چیزی او را پس می&amp;zwnj;زند: دکتر کوچک فکر می&amp;zwnj;کند میهن از او کینه دارد. اما&amp;nbsp; آیا واقعاً میهن از او کینه دارد؟ آیا بحران این رابطه تمام&amp;zwnj;شدنی&amp;zwnj;ست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حال و هوای کلی رمان و تکنیک روایت و بعضی شخصیت&amp;zwnj;ها یادآور رمان &amp;laquo;به سوی فانونس دریایی&amp;raquo; ویرجینیا وولف است. همچنان که تقابل مرد و زن در رمان وولف همچون تقابل عقلانیت و شهود تصویر شده است، در دو پرده فصل هم میهن نماد زنانگی و کمال کوچک نماد مردانگی و تکنیک&amp;zwnj;دوستی مدرن است. اما اگر در &amp;laquo;به سوی فانوس دریایی&amp;raquo; سرانجام خانواده رمزی در بخش سوم ـ پس &amp;laquo;آشوب زمانی&amp;raquo; بخش دوم ـ به سوی فانوس دریایی حرکت می&amp;zwnj;کنند، در دو پرده فصل چشم&amp;zwnj;اندازی برای روشنایی فانوس دریایی وجود ندارد. تنها امیدی غایب و بیرون از متن (امیدی که در خود رمان غایب است و تنها خواننده می&amp;zwnj;تواند آن را منطقاً نتیجه بگیرد) برای خواننده باقی می&amp;zwnj;ماند: شاید میهن از پس بیماری&amp;zwnj;اش بربیاید و شاید خانواده کوچک دوباره بتوانند بر تلی از ویرانه&amp;zwnj;ها بنشینند و خود را دوباره بیافریند.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2013/03/09/25090#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1972">بابک مینا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19816">دو پرده فصل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1320">فرشته مولوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review">کتاب زمانه</category>
 <pubDate>Sat, 09 Mar 2013 08:02:38 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25090 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>