<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/195/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>دموکراسی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/195/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>محمد مصدق و تجربه اصلاح انقلابی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/03/19/25364</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/03/19/25364&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    به مناسبت سالگرد ۲۹ اسفند، روز ملی شدن صنعت نفت        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مجتبی‌ مهدوی*        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;420&quot; height=&quot;337&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/mossadegh_0.jpg?1363684862&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مجتبی&amp;zwnj; مهدوی &amp;minus; سفیر وقت فرانسه در تهران مصدق را حاصل جمع گاندی و روسو خوانده بود. مردی که تعهد به عدم خشونت و عشق به آزادی را در خویش جمع کرده بود.ایران امروز به این تجربه محتاج است زیرا نه به اصلاحی رفرمیستی و نه انقلابی خشونت بار, بلکه به اصلاح انقلابی نیازمنداست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصدق برای اجرای دو طرح، حضور در خانه قدرت را پذیرفت:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت و تخصیص درآمد حاصله از آن برای اصلاح اقتصاد, و&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; اصلاح قانون انتخابات مجلس شورا و شوراهای محلی در جهت نهادینه کردن دموکراسی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگرچه هر دو طرح, فرمی اصلاح گرایانه داشتند اما در ماهیت، انقلابی و معطوف به تغییرات ساختاری بودند&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;h1 dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;strong&gt;اصلاح انقلابی در سیاست داخلی&lt;/strong&gt;&lt;/h1&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;ناسیونالیسم در خدمت دموکراسی&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;:&lt;/strong&gt; ناسیونالیسم مصدق ابزاری در خدمت سرکوب و اعمال سیاست&amp;zwnj;های تبعیض آمیز قومی بنام وحدت ملی نبود. همچنانکه عذری برای سرپوش نهادن بر تهدید واقعی حکومت اقتدارگرای شاهنشاهی نبود. مبارزه با سلطه خارجی انگلیس، تنها وجهی از مفهوم ناسیونالیسم مصدق را تشکیل میداد. ناسیونالیسم وی، بر دوپایه دموکراسی و استقلال بنا شده بود و پارلمانتاریسم دموکراتیک و دولت ملی ارکان آن را تشکیل می&amp;zwnj;داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;قانون&amp;zwnj;گرایی رادیکال:&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt; مصدق به ارزش&amp;zwnj;های بنیادین دموکراتیک به عنوان ضامن روح قانون&amp;zwnj;گرایی معتقد بود. اما در شرایط ویژه&amp;zwnj;ای که دربار، مجلس شورا را به ابزار استبداد تبدیل کرده بود، مصدق قانون&amp;zwnj;گرا نمی&amp;zwnj;توانست به همه فرایندهای قانونی وفادار بماند. وی بارها گفت که رأی مردم نسبت به فرایندهای قانونی موجود اولویت دارد زیرا ایشان روح قانون و جوهره آن هستند. فلسفه سیاسی او این بود:&amp;quot;هرجا که مردم هستند، مجلس همان جاست&amp;rdquo;. مصدق از پوپولیسم حاکم بر فضای سیاست و فرهنگ سیاسی موجود بهره می&amp;zwnj;برد. اما، از قدرت جادوئی خویش به عنوان ابزار سرکوب استفاده نکرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mossadegh1.jpg&quot; style=&quot;margin: 15px; width: 300px; height: 208px; float: left;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سیاست اخلاقی بدون ترویج رسمی اخلاقیات: &lt;/strong&gt;برخلاف رویکرد سنتی سیاست موعظه اخلاقی، آرمان اصلی مصدق نهادینه کردن ارزش&amp;zwnj;های مدنی در دولت و ایجاد دولتی بدون فساد بود تا به مفهوم شهروندی اعتبار بخشد. مصدق, فرهنگ مریدپرور و حامی پرور حاکم بر فرهنگ سیاسی را به چالش کشید. علاقه&amp;zwnj;ای به شنیدن تملق از خود نشان نداد. القاب تشریفاتی را منع کرد. استفاده شخصی از امکانات دولتی را ممنوع ساخت. شخصاً دیناری حقوق دولتی به عنوان نخست وزیر نگرفت. بسیاری از هزینه مسئولیت&amp;zwnj;های دولتی همچون سفرهای خارجی اش را شخصاً پرداخت می&amp;zwnj;کرد. پلیس را از آزارمخالفینش برحذر داشت. با سنت&amp;zwnj;های اشرافی سیاسی درافتاد. با تکیه بر کاریزمای دموکراتیک خویش, با مردم ارتباطی بی واسطه داشت زیرا به حقوق ایشان باور داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;اصلاحات جامع و ساختاری:&lt;/strong&gt; برنامه ۹ ماده&amp;zwnj;ای مصدق شامل اصلاح قانون انتخابات، نظام قضایی، قانون مطبوعات، قانون کار، مالیات، آموزش، بهداشت, شوراها و اصلاحات ارضی بود. بر اساس این طرح, بیش از ۰۰۰ ۴۰ روستای کشور برخوردار از شوراهای نیمه انتخابی می&amp;zwnj;گشتند. وی شاه را مجبور ساخت تازمین&amp;zwnj;های دربار را به دولت واگذار نماید تا از آن طریق به کشاورزان منتقل شود. دانشگاه تهران را از نظر مالی مستقل از دولت اعلام نمود. تحصیلات رایگان و اجباری را نهادینه کرد. استقلال کانون وکلا را به رسمیت شناخت. وزارت جنگ را به وزارت دفاع ملی تغییر داد. بودجه ارتش را کاهش داد. مصدق، نخستین نخست وزیری بود که حتی پیش از پاره&amp;zwnj;ای از دول غربی فرمان داد تا مذاکرات مجلس شورا بطور مستقیم از رادیو پخش شود. در سال ۱۳۳۱، از مجموع ۲۷۳ نشریه موجود در ایران، هفتاد نشریه برعلیه مصدق آزادانه قلم می&amp;zwnj;زدند&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بنیادی&amp;zwnj;ترین اصلاح ساختاری دولت مصدق در شعار &amp;laquo;اقتصاد بدون نفت&amp;raquo; تجلی می&amp;zwnj;یافت. توفیق نسبی&amp;zwnj; مصدق در بازسازی اقتصاد بدون نفت، صادرات ایران را ۱۳% افزایش و واردات آن را۵۰% برای مدت زمانی محدود کاهش داد. این تراز مثبت تجاری نشانه آشکاری برای یک شروع خوب در جهت تغییرات بنیادی در ساختار اقتصادی بود. از نظر سیاسی، اقتصاد بدون نفت، گامی اساسی در مقابله با دولت رانتیر و استبداد نفتی&amp;zwnj; در ایران بود. ویژگی دولت رانتیر این است که به سهولت، وابستگی خود به منابع داخلی درآمد را کاهش داده و از همین رو، متکی به طبقات اجتماعی نیست. شیوهٔ مدیریت درامد نفت در دولت رانتیر، دولت را از جامعه, مستقل و در برابر شهروندانش غیرپاسخگو می&amp;zwnj;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;h1 dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;strong&gt;اصلاح انقلابی در سیاست خارجی&lt;/strong&gt;&lt;/h1&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;ناسیونالیسم در خدمت استقلال ملی:&lt;/strong&gt; حسین فاطمی، معمار ملی شدن صنعت نفت، اهمیت مسئله نفت برای ایرانیان را همچون اهمیت استقلال برای اندونزی، هند، سوریه و لبنان دانسته بود. ازدیدگاه مصدق، مسئله ملی شدن نفت، نمادی از یک جنبش ناسیونالیستی در عصر پسا- استعماری بود. مهمترین علت ملی شدن نفت، جنبه سیاسی و نه اقتصادی آن بود. مصدق حاضر بود تا از نظر اقتصادی تقریباً به بهای هر قیمتی نزاع با شرکت نفت ایران و انگلیس را رفع و رجوع کند، اما حاضر نبود به هیچ قیمتی زیربار قرارداد دیگری با پیامدهای منفی سیاسی برود. اصل ملی شدن نفت از نظر وی غیرقابل مذاکره بود. مصدق در مجلس شورا گفت هرکسی بخواهد نبرد مقدس این ملت را از منظر دستاوردهای اقتصادی بسنجد و استقلال یک ملت را با چند میلیون پوند مقایسه کند بی تردید در اشتباهی بزرگ بسر می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;سیاست موازنه منفی: &lt;/strong&gt;سیاست موازنه منفی به معنی&amp;zwnj; چرخش در پارادایم سیاست خارجی ایران در جهت کسب استقلال از قدرت&amp;zwnj;های بزرگ بود. سیاست موازنه منفی، علاوه بر نفی سلطه دول غربی، سلطه استعماری روسیه را نیز برنمی تابید، چنانچه مصدق با تمدید امتیاز خاویار و حق ماهیگیری در دریای خزر برای روسیه شوروی مخالفت کرد. تأثیر اصل موازنه منفی فراتر از مرزهای ایران نیز قابل مشاهده بود، زیرا نهایتاً به تشکیل بلوک سومی در سال&amp;zwnj;های جنگ سرد انجامید که با اتخاذ سیاست بیطرفی فعال، سنگ بنای جنبش عدم تعهد را گذارد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;دیپلماسی اعتراض:&lt;/strong&gt; مصدق با منطق سیاست قدرت آشنا بود. از همین رو، از میانجی گری آمریکا برای دست یابی به راه حل ملی شدن نفت استقبال کرد. در ۱۳۳۰، مصدق با پیشنهاد جورج مک گی، دستیار وزارت خارجه آمریکا، در خصوص حل معضلات نفت بطور اصولی موافقت کرد. این طرح اما، توسط آنتونی ایدن، وزیر خارجه بریتانیا، پذیرفته نشد. در حالیکه بریتانیا ایران را تحریم اقتصادی کرده بود, مصدق جز با زبان قانون با بریتانیا سخن نمی&amp;zwnj;گفت. وی ازحق تعیین سرنوشت و قیام ملی ایرانیان در کادر حقوق بین الملل در سازمان ملل دفاع کرد. وی هوشیارانه جنبش ضدّ استعماری مردم ایران را با جنبش استقلال ۱۷۷۳ آمریکا بر علیه استعمار انگلیس مقایسه کرد. مصدق، همچنین در دادگاه لاهه شخصاً حضوریافت و با ارائه ۱۸۱ مدرک برعلیه دخالت&amp;zwnj;های نامشروع بریتانیا، از حقوق ملت ایران دفاع نمود. وی خطاب به دادگاه لاهه می&amp;zwnj;گوید دولت وی تحت هیچ شرایطی صلاحیت این دادگاه را نخواهد پذیرفت، زیرا نمی&amp;zwnj;تواند خود را در موقعیت خطرناکی قراردهد که ممکن است تصمیم دادگاه برای ملت ایران رقم بزند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مخالفت با امپریالیسم و نفی ضدیت با غرب:&lt;/strong&gt; مصدق هیچگاه احساسات ضد انگلیسی مردم را تهییج نکرد. وی پیوسته احترام خویش را نسبت به مردم انگلیس و سنت&amp;zwnj;های دموکراتیک آنها نشان می&amp;zwnj;داد. مصدق تأکید می&amp;zwnj;کرد که ایران نه با مردم انگلیس بلکه با کمپانی نفت انگلیس و ایران در جدال است. از دیدگاه وی، استعمار نه تنها عامل عقب ماندگی سیاسی&amp;ndash; اقتصادی و وابستگی است، بلکه موجد تباهی فرهنگی و معنوی یک ملت نیز می&amp;zwnj;گردد. با این وجود، ضدیت با امپریالیسم هرگز به مفهوم ضدیت کور با غرب، بیگانه ترسی, نژادپرستی و یا بازگشت به سنت&amp;zwnj;های عقب مانده نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;h1 dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;strong&gt;میراث دیروز، درس&amp;zwnj;های امروز&lt;/strong&gt;&lt;/h1&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;مصدق تأثیری ماندگار و عمیق بر تاریخ و سیاست ایران گذاشته است. از همین رو، ایران امروز می&amp;zwnj;تواند همچنان از میراث سیاسی و معنوی وی بهره برد. بی&amp;zwnj; تردید ایران امروز و دوران مصدق دارای شرایط یکسان نیستند وهر گونه الگو برداری مکانیکی از آن دوره کاری غیر تاریخی&amp;zwnj; است. با این وجود، واکاوی میراث تجربه تاریخی&amp;zwnj; دیروزمیتواند سهمی در مسئله شناسی&amp;zwnj; برخی&amp;zwnj; از مشکلات امروز ما داشته باشد. مصدق توانست به ما نشان دهد که حکومت اقتدارگرا بستر مناسبی برای نقض حاکمیت ملی&amp;zwnj; توسط دول دیگر فراهم می&amp;zwnj;کند; می&amp;zwnj;توان با مردم بی واسطه سخن گفت؛ به روح قانون&amp;zwnj;گرایی وفادار ماند اما در بند واژه&amp;zwnj;های قانون نماند؛ سیاست اخلاقی را اجرا کرد اما به طور رسمی ترویج نکرد؛ در برابر فرهنگ حامی پرور و مریدساز سرفرود نیاورد; با امپریالیسم مخالف بود بدون آنکه اسیر احساسات ضدیت با غرب گردید؛ به روند حاکم بر سیاست بین الملل انتقاد داشت اما درچارچوب همین سیستم به احقاق حق ملی پرداخت؛ به تغییرات بنیادین اجتماعی&amp;ndash; سیاسی بدور از خشونت کور دست زد؛ و باور کرد که ایران پتانسیل رهایی از عوارض منفی دولت رانتیر و استبداد نفتی، به عنوان ویژگی منفی دولت مدرن ایران، را دارد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;واقعیت تلخ تاریخی اما، این است که مصدق نه در ایجاد یک دموکراسی پارلمانی مستقل توفیق یافت ونه در کسب استقلال سیاسی وحل و فصل نهایی قضیه نفت پیروز شد. پاره&amp;zwnj;ای از علل این ناکامی محصول شرایطی بود که نه مصدق ونه هیچ رهبرملی دیگری قادر به کنترل آن نبودند. سوای از عامل خارجی&amp;zwnj; و برخی&amp;zwnj; عوامل داخلی&amp;zwnj;، پاره&amp;zwnj;ای از علل این ناکامی، متأثر از شخصیت و سیاست مصدق بود. در فقدان یک سیاست مؤثر حزبی، پوپولیسم مصدق نقشی بدیل و مؤثر بازی کرد. اما مصدق فاقد چارچوب سازمانی موثر برای تحقق یک نظام پارلمانتاریستی دموکراتیک بود. موفقیت کودتای سهل الوصول ۱۳۳۲، بخشاً مرهون فقدان یک سازمان فراگیر حزبی در حمایت از مصدق بود. دیگر آنکه، علیرغم تلاش برای عبور از موانع قانونی، مصدق همچنان میراث دار برخی منش&amp;zwnj;های سنتی لیبرال قانون&amp;zwnj;گرا بود که, به همراه ناکامی مکرر کوشش&amp;zwnj;های پیشین ایرانیان در تشکیل یک نظام حزبی مؤثر، وی را نسبت به ایجاد یک حزب کارآمد دلسرد کرده بود. با این وجود، در تابستان ۱۳۴۱ در نامه&amp;zwnj;ای اعتراف می&amp;zwnj;کند که یکی از عوامل عقب ماندگی ایرانیان فقدان سازماندهی&amp;zwnj; اجتماعی&amp;ndash; سیاسی است. جنبش دموکراتیک امروز مردم ایران میتواند از این اعتراف تاریخی، درس&amp;zwnj;های تازه بیاموزد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصدق می&amp;zwnj;دانست که حکومت مطلقه نه فقط مانع توسعه سیاسی است بلکه به سلطه بیگانگان خواهدانجامید. زیرا در فقدان حضور مردم، تسلط برحاکم مطلقه کار دشواری نیست. وی در دو جبهه مبارزه با حکومت مطلقه و امپریالیسم جنگید. در ایران امروز نیز، اقتدار تمامیت خواهان, تهدیدات خارجی را کاهش نخواهد داد. عزت و حاکمیت ملی ایران در صورتی محافظت می&amp;zwnj;شود که سیاست نگاه به مردم جایگزین دل بستن به اقتدارگرایان داخلی&amp;zwnj; و بیگانگان گردد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصدق اهداف کلان جنبش را، اگر نه در همه جزئیات، تبیین و آن را به مردم منتقل کرد. اما گفتمان رفرمیسم ایران امروز, علاوه بر ضعف رهبری موثر, بخشا از سیاست&amp;zwnj;هایی ضربه خورده است که مفاهیمی متضاد همچون دموکراسی مدرن و ولایت فقیه را در خویش جمع کرده و قانون&amp;zwnj;گرایی را به ابزاری در دست مفسران رسمی قانون تبدیل کرده است. این در حالی است که مصدق حرمت قانون را در رعایت حرمت حقوق مردم می&amp;zwnj;دید&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;درسی که تجربه مصدق به ما می&amp;zwnj;دهد این است که هنگامی که مصدق و مردم با یکدیگر بودند، جنبش دموکراتیک از گزند اقتدار مطلقه شاهی و استعمار در امان بود. آنگاه که مصدق، به هر دلیلی، از مراجعه مستقیم به مردم غافل ماند و به بسیج نیروهای اجتماعی نپرداخت, جنبش دموکراتیک مردمی نیز ناکام ماند. نخبه گرایی آفت جنبشهای دموکراتیک است. دموکراتیزاسیون می&amp;zwnj;تواند از هر دو رهیافت&amp;laquo;جدال و سازش درخانه قدرت&amp;raquo; و &amp;laquo;بسیج و مشارک فعال جامعه مدنی&amp;raquo; بهره گیرد. جناح بندی درون خانه قدرت می&amp;zwnj;تواند به موازات جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی در گذار به دموکراسی اهمیت داشته باشد. در فقدان تشکل&amp;zwnj;های دموکراتیک و ضعف سازماندهی جامعه مدنی، اهمیت حضور فعال و مؤثر در خانه قدرت مهم است. این حضور اما، از سه منظر گفتمانی، سازمانی و رهبری در ایران امروز ناکام مانده است&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;چنانچه فخرالدین عظیمی استدلال می&amp;zwnj;کند، ظهور مصدق محصول مجموعه پیچیده&amp;zwnj;ای از شرایط ساختاری ایران سال&amp;zwnj;های پس از جنگ دوم جهانی بود. مصدق آزادانه و آگاهانه، حضور در جبهه نبردی را برگزید که صاحبان قدرت بین الملل قواعد این نبرد را تحمیل کرده بودند. هراس از شکست اما، مصدق را از ورود به این نبرد باز نداشت. خانه قدرت برای وی مفهومی جز مسئولیت و امید برای تغییر نداشت. ایران امروز بیش از هرزمان نیازمند چنین رویکردی به سیاست است. رویکردی که درزبان آنتونیوگرامشی به روشنی تبیین شده است و مصدق آنرا تجربه و زندگی کرد: بدبینی&amp;zwnj;های ذهنی را با قدرت یک اراده خوش بین از میان برداریم و پای در راه نهیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;*مجتبی&amp;zwnj; مهدوی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;استاد علوم سیاسی و مطالعات خاورمیانه، دانشگاه آلبرتا، کانادا&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/03/19/25364#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10099">اصلاح‌طلبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8">انقلاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/20030">رفرمیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/20029">مجتبی مهدوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18695">مصدق</category>
 <pubDate>Tue, 19 Mar 2013 09:19:28 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25364 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>پیوند شادی با محیط زیست سالم</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در گفت‌وگو با جلال ایجادی، استاد دانشگاه وکارشناس محیط زیست        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بهنام دارایی‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;274&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/mohitzistok.jpg?1361817347&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده - اعلامیه&amp;zwnj; جهانی حقوق بشر در ۶۴ سال پیش (سال ۱۹۴۸میلادی)، نه اشاره&amp;zwnj;ای به حق برخورداری آدمیان از محیط زیستی سالم داشته&amp;zwnj; و نه به طور مستقیم، از حق شادی یا زیست شادمانه&amp;zwnj; انسان&amp;zwnj;ها صحبتی کرده&amp;zwnj; است. با این همه، آیا می&amp;zwnj;توان میان برخورداری از محیط زیستی سالم و حق زیست شادمانه انسان به عنوان دو حقی که امروزه در چهارچوب حقوق نسل سوم یا حقوق همبستگی طبقه&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;شود، رابطه&amp;zwnj;ای یافت؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سوی دیگر، پرداختن به محیط زیست و دغدغه&amp;zwnj;های محیط زیستی، تا چه اندازه در بالا بردن استاندارد زندگی ما که شاید بتوان آن را غایت نهایی حقوق بشر نامید، مؤثر است؟ در این میان، نقش دولت، مردم و سازمان&amp;zwnj;های جامعه&amp;zwnj; مدنی کدام است؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی را &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;توانید از طریق فایل صوتی زیر گوش کنید&lt;/span&gt;:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130118_Happiness_04_Envirement_Jalal_Ijadi_BehnamDaraieZadeh.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چهارچوب سلسله گفت&amp;zwnj;وگوهای رادیو زمانه در زمینه حق شادی، با جلال ایجادی، استاد دانشگاه، فعال مدنی و کارشناس محیط زیست در فرانسه صحبت کرده&amp;zwnj;ایم و نخست نظر وی را درباره پیوند میان این دو حق جویا شده&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;جلال ایجادی:&lt;/strong&gt; من فکر می&amp;zwnj;کنم میان شادی و محیط زیست، پیوندی کاملاً مستقیم و ارگانیک وجود دارد. لازم است ابتدا تعریف خودمان را از شادی معین کنیم؛ شادی مفهومی است که هم توسط فیلسوف&amp;zwnj;ها و هم توسط جامعه&amp;zwnj;شناس&amp;zwnj;ها به آن پرداخته شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعضی از فیلسوفان معتقدند که شادی یکی از حالت&amp;zwnj;های مفهوم گسترده&amp;zwnj;&amp;zwnj;تری است که به آن خوشبختی یا سعادت می&amp;zwnj;گویند که به معنای زندگی خوش داشتن است. این خوشبختی، به معنای آرامش روحی و پاسخ به نیازهای روانی و جسمی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این خوشبختی، ایده&amp;zwnj;آلی دور نیست؛ بلکه حالتی است که برای فرد در زندگی زمینی و این&amp;zwnj;زمانی معنا پیدا می&amp;zwnj;کند و در فرصت&amp;zwnj;های گوناگون روی می&amp;zwnj;دهد. این خوشبختی شادی&amp;zwnj;آفرین است. بنابراین شادی یکی از جلوه&amp;zwnj;های زندگی بشر است. به قول اپیکور، شادی ما، بیان خوشبختی ما و لذت روح و جسمی است که در آسایش قرار دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jalal.ijadi_.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 151px; float: right;&quot; /&gt;جلال ایجادی - امروز جامعه ایران نمی&amp;zwnj;خندد. چهره&amp;zwnj;ها عبوس هستند. دود و گازهای سمی شش&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها را هدف گرفته&amp;zwnj;اند و روندهای سرطانی درحال پیشروی هستند. خشک شدن رودها و دریاچه&amp;zwnj;ها و تخریب اکوسیستم&amp;zwnj;ها انسان&amp;zwnj;ها و پرندگان و حیوانات را پریشان می&amp;zwnj;کند، پس باید به طور جدی به ارتباط خود و طبیعت بیاندیشیم. انسان بدون طبیعت مرده است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;باروخ اسپینوزا به این مسئله اشاره&amp;zwnj;های خوبی کرده است و می&amp;zwnj;گوید: آن&amp;zwnj;چه مهم است، این است که شادی در مقابل تیره&amp;zwnj;بختی است. بیان یک احساس شادمانه&amp;zwnj; فعال است و زمانی که در زندگی به آن اتکا می&amp;zwnj;کنیم از ترس و خشم دور می&amp;zwnj;شویم. او می&amp;zwnj;گوید فلسفه راهی برای خروج از درد و رفتن به سوی خوشبختی است و به طور مسلم از تقوا و خرد جدا نیست. در چنین حالتی این امکان را پیدا می&amp;zwnj;کنیم که در زندگی خودمان با خوب عمل کردن، در شادی زندگی کنیم. کانت می&amp;zwnj;نویسد که مفهوم خوشبختی یک مفهوم نامشخص است و هرکس درک خود را دارد و خوشبختی یک ایده&amp;zwnj;ال و آرمان ذهنی و الگوی تصور است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اندیشمند اکولوژیست فرانسوی می&amp;zwnj;گوید: ما در این زمین، آخرین مسافران به شمار می آییم و درصدد هستیم تا با مواد شیمیایی و جنگ و اسلحه آن را بکشیم. خوشبختی نادر است زیرا در سیستم اقتصادی و مصرفی هستیم که زمین را بیمار کرده است. من می&amp;zwnj;خواهم آواز پرنده&amp;zwnj;ها را بشنوم و طلوع و غروب خورشید را ببینم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شادی نزد انسان زمانی حاضر است که در انسان احساس مطبوع و شادمانه و آرامش&amp;zwnj;بخشی فراهم است. رابطه انسان با طبیعت، یک رابطه شوق&amp;zwnj;برانگیز است. احساس انسان در میان گل&amp;zwnj;ها و در کنار درختان، احساس انسان در همهمه پرندگان و صدای آب، احساس انسان در هوای پاک کوهستان و لحظه بهار و غیره مطبوع و جانبخش است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هانری برگسون می&amp;zwnj;گوید شادی نشانه از زندگی انسانی است. فیلسوف فرانسوی روبرت میسرائی شادی را به آزادی پیوند می&amp;zwnj;زند تا سوژه بتواند عمل کند و به سوی خوشبختی برود. با توجه به این گفته&amp;zwnj;ها، میان شادی در روحیه انسان و محیط زیست و طبیعی انسان رابطه&amp;zwnj;ای مستقیم است. لحظه&amp;zwnj;های خوب و تماشایی در طبیعت سرشارند و انسان بخش مهمی از نشاط و امیدش را از طبیعت می&amp;zwnj;گیرد و به&amp;zwnj;علاوه سلامتی انسان در پیوند با طبیعت و زیست&amp;zwnj;بوم قرار دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین با در نظر گرفتن این نکته، رابطه&amp;zwnj; شادی با حقوق بشر و رابطه&amp;zwnj; شادی با محیط زیست را می&amp;zwnj;توان به این شکل تعریف کرد که حق انسان برای زیستن یکی از مسائل اساسی حقوق بشر است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگرحقوق بشر به معنی عدم تجاوز و زور از نظر سیاسی است، در ضمن برخورداری از یک زندگی خوب، از یک محیط زیست سالم پاک نیز جزو حقوق بشر چیز دیگری نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انسان و طبیعت یک پدیده هستند و زمانی که محیط زیست&amp;zwnj; از انسان گرفته می&amp;zwnj;شود، از حقوق انسانی&amp;zwnj;اش محروم می&amp;zwnj;شود. انسان یک کلیت است و دوست دارد با تمام کیفیت زندگی انسانی&amp;zwnj;اش زندگی کند و ازجمله تمایل دارد بتواند شادمانه زندگی کند و در واقع با شادی&amp;zwnj;های خودش، به زندگی&amp;zwnj;اش جهت بدهد. چنانچه محیط زیستی که در آن قرار گرفته، از او سلب شود یا برخلاف هستی هماهنگ و برخلاف شادمانی او عمل شود، تاثیر منفی مستقیمی بر زندگی روحی و جسمانی انسان وارد می&amp;zwnj;شود. محیط زیستی که تخریب شده و ویرانگری در آن صورت گرفته، به انسان اجازه نمی&amp;zwnj;دهد از مجموعه&amp;zwnj; امکانات خوب زندگی&amp;zwnj;اش استفاده کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین، من فکر می&amp;zwnj;کنم کاملاً صحیح است که بگوییم حقوق بشر، هم حقوق اجتماعی است، هم حقوق سیاسی و هم حقوق زیست&amp;zwnj;محیطی است و در ارتباط با امر زیست محیطی، حق شادی انسان، یک حق ارگانیک است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خاطرمان باشد که فیلسوفی مثل دکارت رابطه&amp;zwnj; میان انسان و محیط زیست را این&amp;zwnj;گونه تعریف می&amp;zwnj;کرد که &amp;laquo;از یک سو انسان هست و از سوی دیگر طبیعت&amp;raquo;. حال آنکه این دیدگاه امروز مورد نقد قرار دارد. انسان و طبیعت یگانه&amp;zwnj;اند و بنابراین زیبایی&amp;zwnj;های طبیعت، نشانه&amp;zwnj;ای است از شادی انسان&amp;zwnj;ها. محیط زیستِ خوب، شادمانی&amp;zwnj;های انسان را بالا می&amp;zwnj;برد و محیط زیستِ ناسالم و تخریب شده، زندگی انسان را، سلامتی انسان و شادمانی انسان را تضعیف کرده یا نابود می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما تا چه اندازه برخورداری از محیط زیست سالم، در روحیه انسان&amp;zwnj; و احساس شادی و امیدواری او به زندگی تأثیر دارد؟ به خصوص اینکه هوای ناسالم و مسمومیت سرب هم در بروز احساس خستگی و افسردگی ناشی از آن، تأثیر به سزایی دارد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوعی که شما مطرح می&amp;zwnj;کنید، برمی&amp;zwnj;گردد به یک مسئله&amp;zwnj; بنیادی و آن این&amp;zwnj;که رابطه&amp;zwnj; ما با اقتصاد و صنعت چیست؟ ما نه تنها در ایران، بلکه متأسفانه در جهان، در دورانی هستیم که با صنعت و اقتصادی پرودوکتیویستی و همراه با تولید انبوه سروکار داریم و بنابراین همه چیز تابع اقتصاد، تابع سوداندوزی بالا و تابع این چرخ اقتصادی مصرفی است و این مجموعه بدون توجه به ابعاد مربوط به زندگی و سلامتی انسان&amp;zwnj;ها و محیط زیست حرکت می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/aloodeghi.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 115px; float: right;&quot; /&gt;با توجه به آلودگی&amp;zwnj;هایی که ما امروز در جهان داریم، از نظر کارشناسان، این امری خیلی واضح است که کره&amp;zwnj; زمین و دنیای ما و محیط زیست جهان و ازجمله ایران، برای اولین بار به خاطر فعالیت&amp;zwnj;های انسانی، یعنی فعالیت&amp;zwnj;های اقتصادی و صنعتی آلوده&amp;zwnj;کننده و گازهای مخرب گلخانه&amp;zwnj;ای و مسمومی که انتشار پیدا می&amp;zwnj;کند، در حال تخریب است. گرمایش کره زمین و توسعه نابه&amp;zwnj;سامانی&amp;zwnj;&amp;zwnj;های اقلیمی و تخریب منابع طبیعی و آلودگی&amp;zwnj;های صنعتی و زیست&amp;zwnj;محیطی زندگی انسانی را به خطر انداخته است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به معنای دیگر، با توجه به آلودگی&amp;zwnj;هایی که ما امروز در جهان داریم، از نظر کارشناسان، این امری خیلی واضح است که کره&amp;zwnj; زمین و دنیای ما و محیط زیست جهان و ازجمله ایران، برای اولین بار به خاطر فعالیت&amp;zwnj;های انسانی، یعنی فعالیت&amp;zwnj;های اقتصادی و صنعتی آلوده&amp;zwnj;کننده و گازهای مخرب گلخانه&amp;zwnj;ای و مسمومی که انتشار پیدا می&amp;zwnj;کند، در حال تخریب است. گرمایش کره زمین و توسعه نابه&amp;zwnj;سامانی&amp;zwnj;&amp;zwnj;های اقلیمی و تخریب منابع طبیعی و آلودگی&amp;zwnj;های صنعتی و زیست&amp;zwnj;محیطی زندگی انسانی را به خطر انداخته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کارنامه محیط زیست در ایران هم، در سی سالی که گذشت، واقعاً تأسف&amp;zwnj;آور است. طی این سی سال، ما حدود ۲۰درصد از جنگل&amp;zwnj;های ایران را از دست داده&amp;zwnj;ایم. بخش مهمی از رودخانه&amp;zwnj;ها یا دریاچه&amp;zwnj;های&amp;zwnj;مان دستخوش بحران یا در حال خشک&amp;zwnj; شدن هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به زاینده&amp;zwnj;رود نگاه کنید. در شهر بزرگ تاریخی&amp;zwnj;ای مثل اصفهان، وقتی به زاینده&amp;zwnj;رود نگاه می&amp;zwnj;کنید، دلتان به درد می&amp;zwnj;آید. روزگاری بود که معماری و زاینده&amp;zwnj;رود در کنار هم برای مردم و گردشگران هنر و شادمانی و شگفتی تولید می&amp;zwnj;کرد. در آن دوران، هم معماری&amp;zwnj;های این شهر مانند سی و سه پل و هم زاینده&amp;zwnj;رودی که جریان داشت، منبع احساس شادمانی بودند. امروز با زاینده&amp;zwnj;رود خشک در قلب شهر، درد و ناملایمت&amp;zwnj;های جدیدی را در خودتان حس می&amp;zwnj;کنید. آدم غمگین می&amp;zwnj;شود، افسوس می&amp;zwnj;خورد و با اندوه مزمن روبه&amp;zwnj;رو می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دریاچه کهن ارومیه در حال نابودی و توفان نمک و کویر نمکی گسترش است و باغ&amp;zwnj;های میوه نابود می&amp;zwnj;شوند و مردم کار خود را از دست می&amp;zwnj;دهند و آواره می&amp;zwnj;شوند و با دردهای روحی و اجتماعی درگیر می&amp;zwnj;شوند. نتیجه&amp;zwnj; این تخریب&amp;zwnj;ها و این &amp;zwnj;افسوس&amp;zwnj;ها چیست؟ نتیجه&amp;zwnj; این است که از یک&amp;zwnj;سو بیماری&amp;zwnj;های گوناگون ازجمله سل، بیماری&amp;zwnj;های کبدی، بیماری&amp;zwnj;های ریوی و هم&amp;zwnj;چنین سرطان رشد داده می&amp;zwnj;شوند و از سوی دیگر این ویرانگری، روی روحیات مردم تأثیرات منفی&amp;zwnj; می&amp;zwnj;گذرد و افسردگی و نابه&amp;zwnj;سامانی روحی و روانی را تشدید می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی افراد با نگرانی با ماسک به داخل شهر می&amp;zwnj;روند و ارگان&amp;zwnj;های دولتی اعلام می&amp;zwnj;کنند که بچه&amp;zwnj;های نوزاد، نوجوان و یا زنان آبستن و سالمندان نباید وارد شهر شوند و باید در خانه&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان بمانند، بیان وخیم بودن اوضاع است. کسی که برای نیازش به شهر می&amp;zwnj;آید و وارد مناسبات با اجتماع می&amp;zwnj;شود باید با ماسک حرکت کند و باید به ناگزیر به سرعت به درون خانه&amp;zwnj;اش برگردد که بتواند احتمالاً نفس راحت بکشد. گو اینکه ما می&amp;zwnj;دانیم این پدیده&amp;zwnj; آلودگی در فضا و در هوا پخش است و بنابراین زیان&amp;zwnj;هایی که متوجه سلامتی است، انسان را رها نخواهد کرد. فشار محیط و دوری از آرامش طبیعی روی ذهن و روان انسان فشار می&amp;zwnj;آورد وبه طور آشکار و پنهان و مستقیم و غیر&amp;zwnj; مستقیم انسان را دستخوش نگرانی و اضطراب و افسردگی&amp;zwnj;های گوناگون خواهد کرد. نفس&amp;zwnj;گرفتگی و نگرانی و دلهره در بطن زندگی انباشت شده و تنگناهای زیست محیطی خفگی و خستگی و نگرانی را افزایش داده است. خیال انسان راحت نیست، زیرا در کنار فشار اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و مذهبی، هوای آلوده در جست&amp;zwnj;وجوی شکار سلامتی انسان است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر اساس آمار دولتی سال ۱۳۹۰ در تهران حدود چهار هزار و ۴۶۰ نفر بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست داده&amp;zwnj;اند. سرطان پس از بيماری&amp;zwnj;های قلبی و تصادفات، سومين علت مرگ در ايران است. در حال حاضر، سالانه بيش از ۳۸ هزار نفر در اين کشور بر اثر بيماری سرطان جان خود را از دست می&amp;zwnj;دهند و یکی از علل اساسی آن آلودگی محیط زیستی است. این واقعیت دردناک در ذهن مردم اثر منفی تولید کرده است و نگرانی&amp;zwnj;های شهروندان را افزایش می&amp;zwnj;دهد و همه و همه به افزایش تشویش و به فرسوده شدن روحیه و تقلیل شادمانی می&amp;zwnj;انجامد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اگر به طور مشخص بخواهیم در خصوص فضاهای شهری صحبت کنیم، آیا به نظر شما، می&amp;zwnj;توان میان مبلمان شهری یا طراحی شهری، به طور مشخص شیوه&amp;zwnj; گلکاری&amp;zwnj;ها یا باغ&amp;zwnj;های شهری، با وضعیت آلودگی و از آنسو، خمودگی جامعه، به ویژه در شهرهای بزرگ، پیوندی یافت؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئله&amp;zwnj; درک از شهرسازی، درک از مسئله&amp;zwnj; پارک&amp;zwnj;ها، درک از مسکن، یک مسئله&amp;zwnj; عمیقاً اجتماعی و زیست&amp;zwnj;محیطی است. ما از نظر قواعد محیط&amp;zwnj;زیستی ملاکی داریم که می&amp;zwnj;گوییم باید برای هر فرد، معادل ده متر مربع گلکاری در هر شهر وجود داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/aloodeghi11.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 181px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هرحال، این تخریب&amp;zwnj;ها امر خیلی ملموسی است. ایرانی بازنده است و سلامتی&amp;zwnj;اش در خطر است. فرد به خیابان می&amp;zwnj;آید و احساس خفگی و تنگی نفس می&amp;zwnj;کند و متوجه می&amp;zwnj;شود که هوا آلوده است و بنابراین نوعی هشدار خودبه&amp;zwnj;خودی برایش به وجود می&amp;zwnj;آید. ولی واقعیت امر این است که تخریب محیط زیست، مسموم بودن هوای تهران که از مسئله&amp;zwnj; گرانی گوشت یا کمبود مرغ بسیار خطرناک&amp;zwnj;تر است، مردم ما را به اعتراض وانداشته است. حق مردم است که برای رفاه خود علیه دولت اعتراض کنند، ولی حق آنهاست که دارای محیط زیست خوب باشند. درد ما فقدان یک وجدان زیست محیطی شهروندانه است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این موضوع مستلزم آن است که متناسب با جمعیتی که در یک شهر وجود دارد، این جمعیت بتواند در کنار محل کار و تردد و مسکن خود در اسرع وقت از موقعیت گلکاری و فضای سبز پارک شهرها استفاده کند. منتها باید خاطرمان باشد که این ده متر مربع در یک فضای عمومی شهری قرار می&amp;zwnj;گیرد و اگر فضای عمومی آلوده باشد گلکاری اثر مثبت نخواهد داشت. هم&amp;zwnj;اكنون سطح فضای سبز برون&amp;zwnj;شهری استان تهران اعم از طبيعی و دستپاش حدود ۶۰ هزار هكتار است كه با استاندارد جهانی، با توجه به اينكه ۱۹ درصد جمعيت كشور در استان تهران سكونت دارد، خوانایی ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;علاوه در جنوب تهران مناطق نيمه خشك و بيابانی و كانون بحرانی بيابان&amp;zwnj;زايی وجود دارد و نیز در اطراف تهران برخی جنگل&amp;zwnj;ها مورد تخریب سازمان&amp;zwnj;های دولتی و بخش خصوصی شده است و این امور در افزایش ميزان آلاينده&amp;zwnj;های هوای تهران تاثيرگذار است و هوا و فضای با طراوت را کاهش داده&amp;zwnj; است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین، حتی اگر میزان گلکاری و فضای سبز داخل شهری را بهبود دهیم، ولی همزمان مجموعه&amp;zwnj; فضای شهری پر از ریزگرد و دود و آلودگی و... باشد، متأسفانه نمی&amp;zwnj;تواند جواب لازم را بدهد و نیازها را جبران کند. پارک&amp;zwnj;ها باید محل آرامش و دیدار و استراحت و گپ زدن و خندیدن و شادمانی و نواختن موسیقی و بازی کودکان باشند، ولی هنگامی که ریزگرد و گاز کربنیک فضا را گرفته پارک&amp;zwnj;ها از عملکرد خود بازمی&amp;zwnj;مانند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما باید درک خودمان را از مسئله&amp;zwnj; شهرسازی، از مسئله&amp;zwnj; مسکن&amp;zwnj;سازی و هم&amp;zwnj;چنین از نظر طرح میدان&amp;zwnj;ها و خیابان&amp;zwnj;هایی که در نظر می&amp;zwnj;گیریم، تعریف کنیم. تهران بسیار شلوغ و متمرکز، شهر برج&amp;zwnj;ها و راه&amp;zwnj;بندان&amp;zwnj;هاست. افرادی که از خانه&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان بیرون می&amp;zwnj;آیند، بلافاصله با فضای شلوغ شهری، خودرو&amp;zwnj;ها و گازهای کربنیک، آمد و رفت&amp;zwnj;های شدید افراد و... روبه&amp;zwnj;رو می&amp;zwnj;شوند و اگر چنانچه این فضای گلکاری و فضای سبز لازم به اندازه کافی وجود نداشته نباشد، حالت&amp;zwnj;های استرس و حالت&amp;zwnj;های ناراحت کننده&amp;zwnj; در مردم افزایش پیدا می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روحیه ایرانی در تاریخ و فرهنگش با طبیعت نزدیک بوده است. در ادبیات و شعر ایران طبیعت موج می&amp;zwnj;زند، در مراسم و جشن&amp;zwnj;های سنتی مانند عید نوروز لحظه پرشکوه دیدار با دوستان و فامیل و طبیعت است. برای استراحت روح، رفتن به کنار دریا و سبزه&amp;zwnj;زار یک تربیت دیرینه است، درسیزده به&amp;zwnj;در همه به پارک وجنگل و سبزه&amp;zwnj;زار می&amp;zwnj;روند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس روح ما با طبیعت پیوند عمیق داشته است و شادمانی خود را در این نزدیک شدن می&amp;zwnj;بیند. این تمایل باید حفظ و در شهر و روستا تمایل و احترام به طبیعت تقویت شود. آموزش نوجوانان و بزرگسالان، قواعد مربوط به فضای سبز شهری، حفظ درختان کهن و جالب در خیابان و خانه، گسترش موزه&amp;zwnj;های مربوط به درخت و گل و گیاه، برنامه&amp;zwnj;های آموزشی در رسانه&amp;zwnj;ها، گلکاری در شهر و کوچه و میدان و دهکده و حیاط مدرسه، همه و همه هم احترام به طبیعت را ارتقا می&amp;zwnj;دهد و هم نشاط و سرگرمی و خنده طبیعت را به ما انتقال می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروز جامعه ایران نمی&amp;zwnj;خندد. چهره&amp;zwnj;ها عبوس هستند. دود و گازهای سمی شش&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها را هدف گرفته&amp;zwnj;اند و روندهای سرطانی درحال پیشروی هستند. خشک شدن رودها و دریاچه&amp;zwnj;ها و تخریب اکوسیستم&amp;zwnj;ها انسان&amp;zwnj;ها و پرندگان و حیوانات را پریشان می&amp;zwnj;کند، پس باید به طور جدی به ارتباط خود و طبیعت بیاندیشیم. انسان بدون طبیعت مرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اینطور به نظر می&amp;zwnj;رسد که در یکی دو دهه&amp;zwnj; اخیر، مردم ایران نسبت به بحران&amp;zwnj;های محیط زیستی کشورشان تا اندازه&amp;zwnj;ای حساسیت نشان می&amp;zwnj;دهند. به&amp;zwnj;خصوص در زمینه&amp;zwnj; آلودگی هوا در شهرهای بزرگ- به طور مشخص تهران و اصفهان- مردم درباره آن صحبت می&amp;zwnj;کنند، اما به&amp;zwnj;رغم این آگاهی نسبی، به نظر می&amp;zwnj;رسد که مردم برای بهسازی این شرایط&amp;zwnj;&amp;zwnj;شان، با شیوه&amp;zwnj; دقیق مبارزاتی آشنا نیستند. به این معنی که شاهد هیچ اعتراض مستمر و خاصی نیستیم. در این زمینه چه می&amp;zwnj;توان گفت؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من فکر می&amp;zwnj;کنم که جامعه&amp;zwnj; ایران و ازجمله شهرهای بزرگ، جامعه&amp;zwnj;ای به شدت مصرفی شده و فرهنگ مصرف به شدت مشغولیاتی را که در ذهن مردم برجسته کرده که نه حفظ محیط زیست بلکه رفع نیازهای مصرفی و اقتصادی&amp;zwnj; بلافاصله است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;data:image/jpeg;base64,/9j/4AAQSkZJRgABAQAAAQABAAD/2wCEAAkGBhQQEBQUEBAVFBQQEBQUEBAQFBAPEBQVFBAVFRQUFBIXHCYfFxkjGRQUHy8gJCcpLCwsFR4xNTAqNSYrLCkBCQoKDgwOGg8PGiwfHCQqKSkqLCksKSkpKSwpKSwpLCkpLSkpKSkpLCkpLCkpKSkpKSwsLCkpLCwyKSwpKSwsKf/AABEIALAA8AMBIgACEQEDEQH/xAAcAAACAwEBAQEAAAAAAAAAAAACAwQFBgcBAAj/xAA6EAACAQIEBAQDBgUDBQAAAAABAgADEQQFEiEGMUFREyJhgTJxkQcUQlKhwSNicrHRFiQzFZKi4fD/xAAaAQADAQEBAQAAAAAAAAAAAAABAgMEBQAG/8QAKBEAAgIBBAICAgEFAAAAAAAAAAECEQMEEiExEyJBUWGRMhShscHx/9oADAMBAAIRAxEAPwDpghqJ4BGKJ0WclI9AhAT60IRR0j0CGonwEK0RjpHwEILPlEISbYx5aez0Ce6Z6wngE9AhWnwWLYaPLT4iKxGMSmL1HC/M7ytrcVUF6k/pDGEpdIVtLtltafWlIOL6X5T9RDo8X4d7hX8w/Cf8x/FNfB5Si+i4tPrTG5lxhUDWSmVH5m6/KZ7N+LMTTGrxCPkJZaaTVsn5F0dSn05NgftCri12Jv0Imxynj2lUIWqdDHlfkTElhkuuRt66NORBIhqQdwb/ACn1pJDiiIJWNYQSIUxWhJWAwjSIDCUTFaI7rFkR7iJYSiJNCHEQyyU4iXEqibJwEYBAWMEi2VSCUQrTwQojY6QQEMCeCEBJtlKPRPbT60IRQnwE9n1oQgCCT36dekxnE/Hwo3ShYnlrPU9lHWQ/tE4x8MNRpHkP4jA/+InOcUzBVaxNSqQEXmF7kHvNOPF67n+icpE/N8+qVCP4haodyq7hR6+sl5WXanevY3F6em5qMRzsO17SqwmWqjqlc2NQ8qfnJ331EcpqxrTemi6EX4y9gANiBaaMblFuUuF9EMjvhA4VHdQTRbdbqjgaFYctRvvMzm9dxU8lM09l19bP1tb8N5a4p2qtUYMQUqItku2zLuo7W5xdbBLSQ6m1kte4Gq1+jHpMq1iy3S6N2l09csj4TiepTID+deRVv2kjMKzVkL0GD0/xof8Akp/5ErsThRcdb8iJByyq9CtrB0rqsTvuPUS6nui0+CmbBFeyJRpnY2N+h6R1bFFwA6i4tZuRm1ybKkxaE0wOV9I6d7Skz3hY0tyJx3qp4J7Zf9Ew6WWbplzwPxWyt4FY3B/4268uRnRgbz8+4dmSqrC91Pedv4czEVqCtfew+c3X5I70DJj8MtrLMiARGGCYiEYoiLeNIi2lEI0JYRTiPaJaUROSEssUwjjFPKJkWiasNRBENZNlkEBDE8EICTYyDWFAEMGIxz2EIIMMRRj4SBxBmow2GeoeYWy/M8pYWmA+1vHaaFNAfia5He0fFDfNI9J0jl2Oxhr1Q1RjpZizk7i/SSKrtrTwStywIKm1lHM+l+UjYUgXv195cUaGwC3Hyt1nbjBJGaUkmFXxio92pBdtQIcq5I53PKSMkzYVzXFUeFTFK9NQRpVQdR35sxMJcDVawQowIF1qjUR8jMzi1U3CqWKMy2vYX/Nb8t5h1knCmCFSRsuFq/igkUjqZ7s9wtHTe+pmPW01uKyvCO1IczWUilTpAtTLL8TMRsO28x/CuSMNTXZ/EplfuhvobUBv6b8jOq8O5cKVBVNIIdyVuHsTz80+fwZGsjj8fB1McqXBzLFZQ1QE+C1MCrpFM9wbWv26ygx2EBqaVBIUHUSQEU79evWdkzogBgxBDcwTYKOjauk5NxLz8SmAuxBcHbY/hXqTOvje5cDOTb56D4I4q+7YgKdgDptuVYE8503idqdSn7XBnBGa1UMD2IHrOw5cfFoUyWuCkOXRwyxVmbzywy3RMbh69MYkh1ttseQm/wCCcQpDKh2B2lHnGQU3Fyu45ES04FwAparciZXxxhicY9EsubyzUvk2kAwyIJmKx2LaLcRrRbR0IJdYox7xREqibEMIphHNFNKIkyXGLAEYJNlYhiJxtUqhKi5A5RwnzrdT8ol0xmuDD4LinE13ZUpW0NpZrbAj1mioVq9vMBf3lll2AVKRIXncm3UzzD5gjSryp9RBsrtkI4usPwTwZhW605dKoPSH4Y7SXkX0HY/sp0zOp1pmc9+1isX8LUCDblOtikJzf7YcLZKVQDa5U/TaW02RPIuASi0rZzHAVgeR6H1PztLPA0yNRLhlcblTYj9hKWhhwWNutr25bdJOwdK72VdJtcsCdDk9CJ1XwyUkXH8QUn0O5AS7XPubNKbLMSKdVXqgABhUVVHieIb7hgYzO841oKCG7EjxWU+QEfhXuJWDCVAbJaw2ueZ/xOFrM0d9x+Do6XSOUfY6HkuLFRyaCgOH1GtWb+JZtwtNRtt2nSslzBmUipYsvXZRYjYWnDcqw9RPM5Li3lVRY36WM2GTY1iNL03RWXUTrIN+XmnHy6zbztTf2b1oa5UuPo3GcZir03Ta55arWPzHUTmONfWzeMagBA8MaRbUNjdOi9posVmSE2J1cgFFyQT/ADdJR5zlJS7Crs7G73u/9B/Lbv1nR0GrjmjXUiGfC8fD6EZNlWGq06itSOpWF6j7IAeq+t+k1WTYbRRCk/ASFPK46SuyvAjwlVDfTZixsUYnrfqRLd8UE/8Av2na+KOHOdyY6s3f5fOaHI8JpQbc95QZThmrNe3lE2FKnpEx550tpXBG3YcAwzAMyI1MFhFtGGLeOiYpxFNGvFNLInIS8UY1othKEmSxGCLEYJNlUEIYgiGpiMdC8LirXQjkdj6GU2fKlOkxUHUL203JvD4gx33dTUttteP4dxC4jCisRfXqPteMls9jzuXDMrk/E2KQhatAm/Lva80VPjBCbMpVh+FucmsE8VbAHb5yBnnD9PEV11giw6Gx+speOT5VEk2lwyVR4j1GwRjKD7QKb4nD7UzpQ3J7WlY/3rC4k08NesF30N0F5bYb7QEJNLGUWpMQVZWBAIPY9Y6goSUoIPLXLOOurJcqA1uneTMtx40rquu9yW+G/a8t8zyEVsSaWCV313anqsu3MjV2lX9xKqVK3INmVuWodJ0VJSA6oqXqBL3sDqstu5PSSqdexYEk+Gt2sOV4nHYDUQWsrHoguPbtJOBy1ybJuSdyTyH80+ez6SSlSTZ28Oqjt5aRbYTHhFDjUbrqUHl2sfrL3CZuviBSCR4YcPvpN+aypw+VGkbVnBvshAHhHra/SOqYWqljdLHkE836zi58DhLbNUb8eVZFcWWVTNPKRSpqF6l5S4nG6/LcsSLXA8tyeW/OPVKj7WJPVbWX6xuGpqtVBcM6m4pr8It3h08E5pJfIud1FtmvwdDw6SLyCoNhtc2iMswf3iuS9wByXvaajIMt10xUqC5f4V6KJZLlqA3AFx6T6d51G4o+ZjhtWwsHgwigL0kkyK1ZlZRa4INz2jfvK3tfftMck27LqkqGQDDgGBBYJinjGi2jxJi3imjGi2MsichLxbGMeKMoibJYMYDFiHeTZRDFhrFgwgYjHRV8V4TxMM4/lMh/Zz58sVD+E1EP1l7jKWqmR6ftKLgan4NOrTPSuxHvGfOOvyGLpn2aYR8MwrKSyoLMnp3nlHianWrKBceT8Qt7TQ5gl135dpQcS5GrUQaflcWKsNjzjwlGVbuyUo0+BWX1h/1Q25PS/eWPFWR0sSaKVluDUsSNm+HbeYyhjmwWKRq4JGn4hvses2dfPaNcUWpVA16q2A5+4hywkppx+h4tbTI8Q/Z22GHiYOuwGoL4VTfduzTGZnluJwzHxqDJ6gF0b1v0nauK6GvDOAdJLJZuqnUN5apQBRVezWUA6gDew52MnHUuKTKrGpM/PrY409F6Wrxfg0ne9+R7TZYThPE2u2H0ahe4Ibn8pss94UpMjVKKinUQFlKgWJAvYgzl2M4rxQZh4xBsdk2WaI58mRXF/snLFGLpo1z8PsUKMtwRb4Tf2lGnCNWifINRHLxAxA9pB4gz2ph64QYioQaNNzc3OplubSGnEWIcEpVYj+0y5sCz05u2adPklhvYixzHJMe+xZbdRTXQIGQ8P1cPV1VqTEfmU326xmY5pVorhmFR28SmWrA9DcwTxUGU+Zl223hwaeOPlIbNnyZY0/7G/wAPxUqeVaNQIo2uPrJS8Y0bbhwf6ZiKeIGmjrdyXS7b7e01K5fQegSOYUm+o3uAdpR4lSbRj3/BYJxdh7XLMD2IIiK2e4VqiVC+68ucrMFw5qVHdmIK3I2knMsko3pKg8z1ACOdx1g2QQW2z7MONFp1rUrPT0gkg7gnnLrKs8p4kHw2uRbUOoiP9JYcfgknAZRSoX8JAt+ZERvHt9ez1SsltAaE0W0mkFi3iiYwxTSyJsW5iiYbRTSiJMlqYYMUDGCIx0xqwxFiGpiMog23Eo8sOjEOvfeXglJXXTiVPe4hhzaPPsvMULoflIWOF6B9B/aTm3T2kVlvRYehiR4/YZdmZxmXLVqUS4up2I6bz7iTglaSGtg2NJ130DdW9u8vsHhb4dCeYH9jJeaC+Ga3PSD9JSWR7lR5R4MDV4zxNFDSxtEgtp01CCBYG/PvtN3lHFOHxKjw6yk23RmAcexnmYYRK+FIqIHHhagGF9wt5gaP2VmrSSrTq+E7C5p7lbejdIkvHNc8MrBtGn+0PiMYfD6EPnq7XB3C23nHKKGpVHc8up39JqMHgqOHxl8XVLin5TQuaik/My6q5nlWsaMMwdm8um67326y0YvHVIDe52YTjLBn76w56KVNd9uSy+4VygU6DMzA6gbb7y4zLNcvWqy18M5rA+YN5idtrmCMfhAt0whA+kEKvckCbbW1vgPG5cDRp67AimNutjKfEZMhBKld77X3mjxQBYD7qzHQDuxPlnuHyk1KZqJhAFXoxsdoZT4SY+G4ttFTmhFOnTsLslNbAbz5ce7oANtZFwdo3OMb93IL0AwK7MNxYjlIOAzoVnVVpWJOxMZZlGNCSxPujqSVFWiouPhA5jtIH3Sn95o1NQuA1tx2lNg8iasN6hFuxJ/SP/0kfFC+K1gLg3NxJUo2rE7dlnW4lRcQ1NiLDk21uW8tUrBhddweUzx4Ipm+pmN+e5v9Zd4LBikgReQ94sljpbez0W75HMYtobRTGBI8wHi2MJjFtKIRiqhiWMc8Q0qiLJQaMVohTGLEaChwMNTFAw1MRoqOUyrzpbFWHQ3/AFlksh5vTvTJ9DBDsMuiww76k+YiaHJhEZJiddIegtHUfiYRapsN3yBhalqDfyXEevnw59U/afYGnemw9TByltVGx6Fh+sV/7H+j7ANrw4HemV/QiDkVW+ETfdVKn2JEVkNW9O3Z2H6z3hsWo1F/JXqD2vf94JKgxf8Ag5Bn9O+Jqnr4hiMBSudRG4Zbf90t+LcEaeMcdGOofvIeH5qP51/vOvL2x3+DNB80S8xwgbGOx3JIBPXkJbZjl9Nady1jYdZTYzGkV6pt8LSJVdnszE8xYe8wzyqCSSKOLcjpvD9ZbAtz8MC59BL3D1QaDEcgrzJZelgd99I6+kdhceaeDqC/MkD0vMk/ZnSjiqFkLiJkODW9ibe8yeSqAV2tubS4zBPECrfYLy9pV4amEdQOl+czzyryLH8jzpQNrwniLlgehmh1/wAcDskzvCWEK3Y/iN5dip/uT/RN+RezOZEsWMAmfGATJJDM8aKdobGKaUSJtgtFOYbmIZpRCMFzEuYxoipKokyQrRqGRkaORp5o8mSFMYpkdWjVeSaKJkgGBiluhHpPFMM8onTspZU8OVLF17MZZqbVfaVeCTTXPTVLJ3/iLGmrkC+CTg+bD1kXJNhUXtUaSKFQBzeRMtqAVqo/mvJV2UvoTkrWq1k/LUv9R/6kzKvLWrr3qBvqJWUqujHVB0dAfcSbQrgYt/5qamGav9HospPtAyA1UFRB5k59yJz/AAeI/iKn4ta8+m87PmNVdBBtynKMXlwGI1gc3Fpoxzk8dMXatxnc4qOMRVsdtZ5fOOy3HamVT3/efVmvXqhxYFzYyTgcvUOGHf8AeY3D2Uky6uL6Lypn/hVGUA/P2jHzjVS0Hm7fvMrnXEIFcrp5EXJjKOYeNWp2FgJXxmvy+tFjmWfCm1uZ5QeHaxxGLUW2Ii8Pwu2JrsTe19pr8u4ZGFr0WHe36Rv6aCe9/wAjJkzp8GuoYcU7ADfaRqb/AO6b+kSbWPmEq6B/3bf0iDu2QXBdXgM09MBjFSPNgsYsmekxZMokKwWMSxhO0UxjxJsB4lmhVDEO0skTZIQxyNIaNHoYGgElWjUMjqY1TJNDokq0YDI4MYrRGWTKTNcSaVRSBfewkzzPYjpK/iT4kPZ5d4EgoJSX8UxFyytxj1PEUi4HWRmxTU8TtvqHWaJqV5FxGXBjfqOUkpFujN5kzNXuDZrbWh4OtUFV9R3NHyn5SdXyVi+u/LlI703NVLpzDA/KPaPcFbjMVVqD4z8pX08G5ZAxv55oUpBhZV8wve/MRmBy8mtTDWvcm3tHc6VUeSVmUxeBV9WoWIJ37ytwWWOKoABsTNg6U2L6hazsL2tyMPLKFN6yaT5QefrJS2vlIupySqznmbZRqrPcddpaZLw6abISb+k1WY5eFeo1h8RtFZCwauCexAEKdKxJStFnlVREPuf7yRicbrr07cluT9JW5llVZbmmLgsT7RvD+DqnVrQi/ImUdPkz0aenVDHf/MTgMGC71L7k2+kpMXleIvanU0gjtLfKsK1OmA7XPU95KcaXDCmTSdoDGfMYDNAkFs8Jimaes0SzR0ibZ87RDmE7RDtKRRNgu0Q5hM0S7ytAJSCOSKWNWKw0OBjAYlY0SbHSGqYxYpY2TYyKXiJfKPmJZ5U10EDMaNx/aNwLjSBfeM36nlwyasIwBCEjRWz0ieNRB/z1hCEIoUiszLJ/EU2Nm6MDbeUuVZPiaVVL6fKTd7k7Ga28+vG3NI9RFfLEZSCOfOVS8KIhursAGvaaCRMXXsJ6En0BkNlTkdwO/OSMNhqQN1UX7yizPGEC47zP5VxrqrGnz0tbrNGy12S/J0k2g2lfhcxuAe8mJXDdZBxaKJphEwC0MwGE8kBgM0WWhNEsY6EZ8zRLtPnaJd5RIRnztEM09d4hmlUhLPHeIdp67RDvKxQD/9k=&quot; style=&quot;width: 150px; height: 110px; float: right;&quot; /&gt;بسیاری به مصرف شدید وابسته&amp;zwnj;اند و کیفیت زیست محیطی مسئله&amp;zwnj;شان نیست. اقشار محروم جامعه نیز از حساسیت محیط زیستی به دور هستند. البته باید اضافه کرد که بی&amp;zwnj;عدالتی&amp;zwnj;های اجتماعی&amp;zwnj; و فشار&amp;zwnj;های اقتصادی و مالی&amp;zwnj;ای که در ایران وجود دارد، بیش از پیش توجه مردم را متوجه نیازهای اقتصادی روزمره و بلافاصله&amp;zwnj; خودشان کرده و آسودگی فکری لازم را از مردم سلب کرده است. به&amp;zwnj;خصوص اینکه سیاست&amp;zwnj;های حکومتی و رسانه&amp;zwnj;های حکومتی نسبت به امر زیست محیطی توجه لازم را ندارند و جامعه&amp;zwnj; ما از یک اقدام آموزشی مستمر در سطوح مختلف مانند خانواده&amp;zwnj;ها و مدارس و محله&amp;zwnj;ها محروم است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بسیاری به مصرف شدید وابسته&amp;zwnj;اند و کیفیت زیست محیطی مسئله&amp;zwnj;شان نیست. اقشار محروم جامعه نیز از حساسیت محیط زیستی به دور هستند. البته باید اضافه کرد که بی&amp;zwnj;عدالتی&amp;zwnj;های اجتماعی&amp;zwnj; و فشار&amp;zwnj;های اقتصادی و مالی&amp;zwnj;ای که در ایران وجود دارد، بیش از پیش توجه مردم را متوجه نیازهای اقتصادی روزمره و بلافاصله&amp;zwnj; خودشان کرده و آسودگی فکری لازم را از مردم سلب کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;خصوص اینکه سیاست&amp;zwnj;های حکومتی و رسانه&amp;zwnj;های حکومتی نسبت به امر زیست محیطی توجه لازم را ندارند و جامعه&amp;zwnj; ما از یک اقدام آموزشی مستمر در سطوح مختلف مانند خانواده&amp;zwnj;ها و مدارس و محله&amp;zwnj;ها محروم است. سراسر برنامه&amp;zwnj;های رسانه&amp;zwnj;ها از تبلیغات مذهبی و خرافی و اذان و سوگواری و گریه سرشارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این رسانه نه آموزش می&amp;zwnj;دهند و نه شادی پخش می&amp;zwnj;کنند و آموزش کودکان و نوجوانان ما از فصل محیط زیستی خالی است و بزرگسالان با مشکلات خوراک و بیکاری و گرانی و زور و دروغ مشغولند. در واقع یک قشر کوچک توجه به محیط زیست می&amp;zwnj;کند. بنابراین فرهنگ زیست&amp;zwnj;محیطی و فرهنگ حفظ طبیعت و منابع طبیعی بسیار ضعیف است. با آلودگی&amp;zwnj;ها این&amp;zwnj;همه بیماری و مرگ و میر وجود دارد، ولی اعتراض رسانه&amp;zwnj;ای جدی یا اعتراض خیابانی وجود ندارد.&amp;zwnj; آنها از آلودگی می&amp;zwnj;نالند، ولی درباره منشاء آلودگی و مسئولیت دولتی چیزی نمی&amp;zwnj;دانند یا به سکوت روی می&amp;zwnj;آورند یا فقط غر می&amp;zwnj;زنند. درد ناشی از ویرانگری زیاد است و این درد به اعتراض و مبارزه شهروند منجر نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از یاد نرود بخشی از شهروندان، خود نقش بسیار مخربی ایفا می&amp;zwnj;کنند. عدم جداسازی زباله خانگی، کثیف کردن رودخانه&amp;zwnj;ها، استفاده از خودروهای کهنه و با مصرف بنزین کاملاً آلوده، حیف&amp;zwnj;ومیل مواد غذایی، خانه&amp;zwnj;سازی روی ساحل&amp;zwnj;ها، چوب دزدی از جنگل&amp;zwnj;ها، کشتن و آزار حیوانات، آلوده کردن مجراهای آبی ازطریق سوخت گازوئیل موتور قایق&amp;zwnj;ها، برج&amp;zwnj;سازی، قطع مخفیانه درختان خانه، رها کردن پساب&amp;zwnj;های مسموم کارخانه&amp;zwnj;ها در دشت و رود و دریاچه وغیره ازجمله اقدام&amp;zwnj;های خرابکارانه و غیر مسئولانه افراد است. فقدان آموزش و فساد اخلاقی و روحیه خودپرستی بیمارگونه افراد را از احترام به طبیعت دورکرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هرحال، این تخریب&amp;zwnj;ها امر خیلی ملموسی است. ایرانی بازنده است و سلامتی&amp;zwnj;اش در خطر است. فرد به خیابان می&amp;zwnj;آید و احساس خفگی و تنگی نفس می&amp;zwnj;کند و متوجه می&amp;zwnj;شود که هوا آلوده است و بنابراین نوعی هشدار خودبه&amp;zwnj;خودی برایش به وجود می&amp;zwnj;آید. ولی واقعیت امر این است که تخریب محیط زیست، مسموم بودن هوای تهران که از مسئله&amp;zwnj; گرانی گوشت یا کمبود مرغ بسیار خطرناک&amp;zwnj;تر است، مردم ما را به اعتراض وانداشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق مردم است که برای رفاه خود علیه دولت اعتراض کنند، ولی حق آنهاست که دارای محیط زیست خوب باشند. درد ما فقدان یک وجدان زیست محیطی شهروندانه است. درست است که در ایران رشته زیست محیطی در دانشگاه&amp;zwnj;ها وجود دارد، ولی فرهنگ تنومند زیست محیطی موجود نیست و روزنامه&amp;zwnj;نگاران کم&amp;zwnj;شماری هستند که به این امر توجه می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زمینه&amp;zwnj;های بهبودسازی متنوع است و شهروندان و انجمن&amp;zwnj;ها و فعالان طرفدار محیط زیست، نیروی خود را به&amp;zwnj;طور شایسته می&amp;zwnj;توانند بسیج کنند: جلوگیری از تمرکز شهری و برج&amp;zwnj;سازی، مخالفت با قطع درختان و جنگل&amp;zwnj;ها اعتراض علیه خودروهای کهنه بدسوز، اعتراض علیه مخفیکاری دولت در مورد آمار قربانیان آلودگی&amp;zwnj;ها، مخالفت با تبدیل زمین&amp;zwnj;های کشت به بنگاه&amp;zwnj;های صنعتی، مخالفت با پروژه اتمی حکومت و خطرات ناشی از فعالیت&amp;zwnj;های اتمی و آلودگی&amp;zwnj;های ناشی از اورانیوم، مخالفت با برنامه&amp;zwnj;های مسجدسازی و عزای مذهبی خردکننده روح شهروند و مصرف بودجه&amp;zwnj;های هنگفت و غیره. همه این موارد در ویرانگری زیست محیطی و تخریب روحیه نقش دارند و آرامش امروز و فردای جامعه را نقض می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;جدا از توده&amp;zwnj;ها و عموم مردم، به نظر شما، چرا فعالان مدنی در این زمینه کم&amp;zwnj;کار هستند؟ همانطور که اطلاع دارید، در دهه&amp;zwnj; هفتاد، فضایی در ایران فراهم بود که برخی انجمن&amp;zwnj;ها شکل بگیرند و بتوانند در حوزه&amp;zwnj;های مختلف فعالیت کنند. منتها انجمن&amp;zwnj;ها یا گروه&amp;zwnj;های محیط زیستی تقریباً در حاشیه قرار گرفتند و آن&amp;zwnj;چنان فعالیت مستمر و جدی&amp;zwnj;ای از آن&amp;zwnj;ها سراغ نداریم که تداوم داشته باشد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این یکی از مسائل گرهی جامعه&amp;zwnj; ما است. یکم آنکه یادمان باشد که حکومت و سازمان&amp;zwnj;های دولتی به هیچوجه حساسیتی در حفاظت محیط زیست ندارند و برعکس تخریب می&amp;zwnj;کنند. فعالیت&amp;zwnj;های تخریب&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj; سازمان نیرو و شرکت نفت و دیگر سازمان&amp;zwnj;های دولتی و سپاه را یادمان باشد.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/aloodeghi22.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 197px; float: right;&quot; /&gt;در ارتباط با محیط زیست اپوزیسیون ایران، اپوزیسیون سیاسی در ایران یا در خارج کشور، بی&amp;zwnj;دانش یا فاقد حساسیت است. در تشکلات و شخصیت&amp;zwnj;ها متأسفانه نسبت به امر محیط زیست شناخت لازمه و حساسیت لازمه موجود نیست و اینان این مطالبه زیست محیطی را به یکی از مطالبات اصلی خودش تبدیل نکرده اند و نوعی عقب&amp;zwnj;ماندگی فکری در این زمینه وجود دارد. آنان سیاست&amp;zwnj;زده به شکل سنتی هستند و مبارزه برای دمکراسی و آزادی را با مبارزه برای محیط زیست پیوند نمی&amp;zwnj;زنند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوم اینکه در ارتباط با محیط زیست اپوزیسیون ایران، اپوزیسیون سیاسی در ایران یا در خارج کشور، بی&amp;zwnj;دانش یا فاقد حساسیت است. در تشکلات و شخصیت&amp;zwnj;ها متأسفانه نسبت به امر محیط زیست شناخت لازمه و حساسیت لازمه موجود نیست و اینان این مطالبه زیست محیطی را به یکی از مطالبات اصلی خودش تبدیل نکرده اند و نوعی عقب&amp;zwnj;ماندگی فکری در این زمینه وجود دارد. آنان سیاست&amp;zwnj;زده به شکل سنتی هستند و مبارزه برای دمکراسی و آزادی را با مبارزه برای محیط زیست پیوند نمی&amp;zwnj;زنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سوم&amp;zwnj; اینکه در ارتباط با مجموعه&amp;zwnj; انجمن&amp;zwnj;ها، نهادها و انجمن&amp;zwnj;هایی که در ایران فعالیت می&amp;zwnj;کردند و در گذشته از وجود حدود ۴۰۰ انجمن در ایران صحبت می&amp;zwnj;شد، باید بگویم متأسفانه به لحاظ فشارهای گوناگون دولتی، از فشار مالی گرفته تا فشارهای مستقیم سیاسی و ... این انجمن&amp;zwnj;ها پیوسته با مشکلات گوناگون مواجه شدند و بخشی از بین رفتند یا غیر فعال شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چرا که دولت یا سازمان&amp;zwnj;های دولتی پیوسته این انجمن&amp;zwnj;های زیست محیطی را رقیب یا مزاحم تلقی کردند. فراتر از آن مراجع، دولت اینها را نه تنها به عنوان رقیب خود بلکه حتی به عنوان جریان&amp;zwnj;هایی که می&amp;zwnj;توانند دارای فعالیت&amp;zwnj;های سیاسی یا اجتماعی بشوند، مورد ارزیابی قرار دادند و آن&amp;zwnj;ها را با مشکلات گوناگون و عدیده مواجه کردند&amp;zwnj; و از فعالیت آنها جلوگیری کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای نمونه، روزنامه&amp;zwnj; شرق که بخش محیط زیستی آن فعال بوده بارها با مشکل&amp;zwnj;تراشی&amp;zwnj;های حکومتی با مشکل سانسور و ادامه کاری روبه&amp;zwnj;رو بوده است. قدیمی&amp;zwnj;ترین خبرگزاری سبز ایران و یادگار شادروان یاسر انصاری - سبزپرس - به دنبال شکایت جدید سازمان حفاظت محیط زیست دولتی بسته شد. چندی پیش بود که تعداد زیادی از دانشجویان و روزنامه&amp;zwnj;نگاران و فعالان محیط زیست که در دفاع از دریاچه ارومیه تلاش می&amp;zwnj;کردند دستگیر و زندانی شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمدعلی دادخواه، وکیلی که در سال&amp;zwnj;های اخیر نام&amp;zwnj;اش با پرونده بسیاری از فعالان سیاسی و کنشگران دانشجویی و روزنامه&amp;zwnj;نگاران و فعالان مدنی و محیط زیست، گره خورده، به زندان افتاده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمونه&amp;zwnj;های فوق نشان می&amp;zwnj;دهد که فعالان محیط زیست پیوسته زیر فشار استبداد و بوروکراسی قراردارند و حکومت دینی سیاسی با تضعیف و سرکوب فعالان محیط زیست به زیان محیط زیست ایران عمل و از رشد آگاهی مردم جلوگیری می&amp;zwnj;کند. این واقعیت خشن نشان می&amp;zwnj;دهد که کارشناسان و فعالان محیط زیست در ایران با مشکلات بسیار زیادی روبه&amp;zwnj;رو هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین، مسئله&amp;zwnj;ای که وجود دارد، این است که نیروهای طرفدار محیط زیست در ایران نه تنها ضعیف هستند، بلکه به علاوه با موانع زیادی مواجه هستند. آنهایی که در حال حاضر با جان و دل تلاش می&amp;zwnj;کنند با دشواری مالی و بودجه&amp;zwnj; لازم درگیر هستند و از نیروی انسانی فعال و آماده محروم هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محیط زیست فقط مسئله&amp;zwnj; طبیعت نیست. درک اکولوژیکی در ضمن ابعاد مربوط به مدیریت اجتماع، مدل اقتصاد، درک و مطالبات انسان در عرصه سلامتی، نقش فرهنگ و آموزش و رابطه&amp;zwnj; انسان با صنعت و ... را نیز شامل می&amp;zwnj;شود. به این خاطر باید بیان کرد که ما در ایران با یک نقطه ضعف اساسی دیدگاهی مواجه&amp;zwnj;ایم. اتکا به این دیدگاه گسترده اجازه خواهد داد تا نیروهایی که در جامعه حاضرهستند با سیاستی ژرف&amp;zwnj;تر در راستای اکولوژی تلاش کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بالاخره باید گفت که فعالان و انجمن&amp;zwnj;ها در حال حاضر پراکنده و غیر&amp;zwnj; سراسری هستند و نیاز مبارزه زیست محیطی کنونی می&amp;zwnj;طلبد تا محکم&amp;zwnj;تر، استوارتر و سراسری&amp;zwnj;تر در زمینه&amp;zwnj; محیط زیست عمل شود. آنچنان ویرانگری در ایران گسترده است که دفاع از محیط زیست و گردهمایی عناصر و نیروها به یک وظیفه تاریخی تبدیل شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;پرونده &amp;laquo;حق شادی&amp;raquo; در گروه جامعه زمانه، زیر نظر سپیده شایان و با مشارکت و همکاری اسماعیل جلیلوند (در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، حسن مکارمی، حسن یوسفی اشکوری، مژگان کاهن و بهروز شیدا)، آیدا قجر(در گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، شهلا شفیق و سعید پیوندی)، بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده (در گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی و مانا نیستانی)، نعیمه دوستدار (در گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی)، حسین نوش&amp;zwnj;آذر (مقاله شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان)، سارا روشن (در گفت&amp;zwnj;و گو با محمدرضا نیکفر) و اکبر فلاحیان (ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر) تهیه شده است.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;گفت و گوهای حق شادی را می توانید از طریق لینک های زیر بخوانید:&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22464&quot;&gt;ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23401&quot;&gt;حقوق بشر و افق دید ما- در گفت&amp;zwnj;وگو با محمدرضا نیکفر، نویسنده و پژوهشگر- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق شادی- در گفت&amp;zwnj;وگوبا محمدرضا نیکفر، بخش دوم و پایانی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23521&quot;&gt;اندوهباری نظام آموزشی در ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با سعید پیوندی، جامعه&amp;zwnj;شناس و استاد دانشگاه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/01/15/23554&quot;&gt;شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23679&quot;&gt;مرگ&amp;zwnj;پرستی حکومت ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با شهلا شفیق، جامعه&amp;zwnj;شناس، پژوهشگر و فعال حقوق زنان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;پیوند شادی با محیط زیست سالم &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی، استاد دانشگاه وکارشناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;محیط زیست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23510&quot;&gt;شادی در سکوت ممکن نیست- گفت&amp;zwnj;وگو با بهروز شیدا، منتقد، نویسنده و پژوهشگر ادبی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/02/24138&quot;&gt;حق شادی و زخم&amp;zwnj;های تاریخی - در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، پژوهشگر تاریخ ایران&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/26/23962&quot;&gt;سکس، شادی و حقوق بشر- گفت&amp;zwnj;وگو با مژگان کاهن، روان&amp;zwnj;شناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/09/24336&quot;&gt;حق شادی، حق انتقاد - در گفت&amp;zwnj;وگو با مانا نیستانی، کاریکاتوریست ساکن فرانسه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442&quot;&gt;جامعه ایران و زخم&amp;zwnj;های روحی - در گفت&amp;zwnj;وگو با حسن مکارمی، روانشناس، پژوهشگر و فعال اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/18/24622&quot;&gt;افسردگی، تورم و بحران اقتصادی - گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی، اقتصاد&amp;zwnj;دان و پژوهشگر علوم اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24665&quot;&gt;رقص، شادی و اعتراض- گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، رقصنده باله&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780&quot;&gt;حق شادی، دین و دینداری- گفت&amp;zwnj;وگو با حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر امور دینی و فعال ملی مذهبی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2046">بهنام دارایی زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3811">جلال ایجادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18347">حق شادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1">حقوق بشر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18640">محیط زیست سالم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Sat, 19 Jan 2013 13:48:04 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23771 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>آینده‌ ایران در گرو رابطه‌ی قدرت و ضد قدرت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/19/21571</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/19/21571&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نگاهی به ماهیت اجتماعی دمکراسی و درس‌های آن برای ایرانیان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    کورش عرفانی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;515&quot; height=&quot;354&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/iran-antipower.jpg?1353955363&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کورش عرفانی - درساختار سیاسی دمکراسی سه قوه را از هم تفکیک می&amp;zwnj;کنند: قوه&amp;zwnj; مقننه، قوه&amp;zwnj; مجریه و قوه&amp;zwnj; قضاییه. هدف از این جداسازی این است که قدرت در انحصار یک فرد، یک سری محدود از افراد یا یک نهاد نباشد، بلکه میان نهادهای متعددی پخش شود که نسبت به هم نوعی نظارت را نیز اعمال می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفکیک قوا در پیوند است با مجموعه&amp;zwnj; نهادهای رسمی کشور که در درون خود یک سلسله مراتب دارند. در راس این نهادها بازافراد معدودی قرار می&amp;zwnj;گیرند که هر چند طبق قانون اساسی ناظر بر کار یکدیگر هستند، ولی در بسیاری از موارد، روابط فراقانونی و از نوعی دیگر این افراد را به هم پیوند می&amp;zwnj;دهد و از آنها یک اقلیت کوچک &amp;laquo;نخبگان&amp;raquo; می&amp;zwnj;سازد. اقلیتی که به دلیل اشتراک منافع، در بسیاری از موارد به عنوان همکار عمل می&amp;zwnj;کنند و به طور سیستماتیک و در ورای وظایف نظری نهادِ زیر مدیریت خویش، به یاری همدیگر مشغولند. آیا در این صورت باز می&amp;zwnj;توان از &amp;laquo;دمکراسی&amp;raquo; حرف زد؟ برای موشکافی این امر نخست باید از کلیشه&amp;zwnj;ها پرهیز کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پرهیز از تعریف طبقه&amp;zwnj; برتر در معنای محدود خود &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وارد شدن به چنین بحثی بدون افتادن در دام کلیشه&amp;zwnj;های از پیش شکل گرفته کار آسانی نیست. از بحث پیرامون ماهیت طبقاتی قدرت، اغلب بوی مارکسیسم، یا دقیق&amp;zwnj;تر بگوییم &amp;laquo;شبه مارکسیسم&amp;raquo; می&amp;zwnj;آید و این امر سبب می&amp;zwnj;شود که موضوع تا حد زیادی بار ایدئولوژیک به خود گرفته و از خصلت عینی&amp;zwnj;گرا و علمی خویش تهی شود. در این&amp;zwnj;جا اما تلاش بر آن است که با دیدی واقع&amp;zwnj;گرا و روش&amp;zwnj;مند (متدولوژیک) و نه ایدئولوژیک به مسئله بنگریم.&lt;a href=&quot;#_edn1&quot; name=&quot;_ednref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته&amp;zwnj; نخست این که امروز در جوامع سرمایه داری پیشرفته که با دمکراسی اداره می&amp;zwnj;شوند، هیچ طبقه&amp;zwnj;ی اجتماعی نیست که به تنهایی تمام ابزارهای لازم برای سلطه ورزی بر سایر بخش&amp;zwnj;های جامعه را در اختیار داشته باشد. کسب و حفظ قدرت نیاز به ثروت، مشروعیت، دانش و جایگاه اجتماعی دارد.&lt;a href=&quot;#_edn2&quot; name=&quot;_ednref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این منابع نیز بسیار پخش شده هستند. بدیهی است که هر کس بتواند هماهنگی این منابع را به &amp;zwnj;طور هدفمند مدیریت کند، می&amp;zwnj;تواند از آنها برای قدرت ورزی بهره برد. پس وقتی می&amp;zwnj;گوییم &amp;laquo;طبقه&amp;zwnj;ی برتر&amp;raquo; اشاره به طور لزوم به ثروتمندترین&amp;zwnj;ها نیست، بلکه منظور مجموعه&amp;zwnj;ای است که اجزای آن می&amp;zwnj;توانند از حیث ثروت در سطوح مختلف باشند اما اشتراک منافع مادی یا غیرمادی&amp;zwnj;شان آنها را به هم نزدیک ساخته و به صورت یک مجموعه&amp;zwnj; مدیریت شده در می&amp;zwnj;آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این مجموعه سیاستمداران، دانشمندان و دانشگاهیان، شخصیت&amp;zwnj;های هنری و ورزشی و ثروتمندان در نوعی تکمیل&amp;zwnj;گری نانوشته اما آگاهانه، حفظ نظم اجتماعی را به&amp;zwnj;عنوان هدف مشترک خویش پاس می&amp;zwnj;دارند. این همکاری چنان است که به طور مثال از دانشگاه معروف &amp;laquo;ییل&amp;raquo; یک موسسه&amp;zwnj; تولید نخبگان می&amp;zwnj;سازد. نخبگانی که به مدارج عالی تحصیلی و سپس حرفه&amp;zwnj;ای دست می&amp;zwnj;یابند و در ازای این نعمت، در پست&amp;zwnj;های مدیریتی یا تجاری خویش، پول&amp;zwnj;های کلانی را به این موسسه باز می&amp;zwnj;گردانند. با این پول&amp;zwnj;های میلیاردی، دانشگاه &amp;laquo;ییل&amp;raquo; باز هم نخبگان زبده&amp;zwnj;تری را برای بازتولید این روند درآمدزایی نجومی تربیت می&amp;zwnj;کند و این چرخه همچنان ادامه می&amp;zwnj;یابد.&lt;a href=&quot;#_edn3&quot; name=&quot;_ednref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این مثال، همکاری میان دانشگاهی، سیاستمدار آینده (یا همان دانشجوی سابق) و صاحب شرکت موفق (باز همان دانشجوی سابق) به وضوح آشکار است. استاد دارای امکانات رفاهی و کاری بسیار خوب، دانشجوی زبده و آماده برای نخبه شدن تربیت می&amp;zwnj;کند. بخشی از این دانشجویان نماینده&amp;zwnj; کنگره یا تاجر موفق آینده می&amp;zwnj;شوند. سیاستمدار در اداره&amp;zwnj; خزانه داری معافیت مالیاتی برای دانشگاه سابق خود تدارک می&amp;zwnj;بیند و تاجر موفق هم با استفاده از این معافیت، مالیات خود را به آن دانشگاه بر می&amp;zwnj;گرداند و این باز تکرار می&amp;zwnj;شود.&lt;a href=&quot;#_edn4&quot; name=&quot;_ednref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روند فوق در درون یک دمکراسی و بدون کمترین خدشه بر آن چه درباره&amp;zwnj; &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;عدالت&amp;raquo; برای تک تک آمریکایی&amp;zwnj;ها در قانون اساسی ایالات متحده&amp;zwnj;ی آمریکا آمده، اجرا می&amp;zwnj;شود. ورود به &amp;laquo;ییل&amp;raquo; اما پول زیادی می&amp;zwnj;خواهد&lt;a href=&quot;#_edn5&quot; name=&quot;_ednref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; که بچه&amp;zwnj;های کارگر و کارمند عادی آمریکایی نمی&amp;zwnj;توانند بپردازند، پس بچه&amp;zwnj;های همان دانشجوی سابق و سیاستمدار و تاجر فعلی هستند که به &amp;laquo;ییل&amp;raquo; می&amp;zwnj;روند. بچه&amp;zwnj;های کارگر اگر به دانشگاه راه یابند در سطوح دیگری است که ایشان را برای کار در درون ساختاری اقتصادی تحت مدیریت نخبگان آماده می&amp;zwnj;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال که دانستیم طبقه&amp;zwnj;ی برتر، نه فقط عده&amp;zwnj;ای پولدار، بلکه گروهی پولدار و سیاستمدار و دانشگاهی و شخصیت&amp;zwnj;های معروف هنری و غیره هستند، و نیز دانستیم که حفظ جایگاه برتر آنها به هیچ&amp;zwnj;وجه با جنبه&amp;zwnj; نظری، روی کاغذ و قانونی دمکراسی در تضاد نیست، بگذارید به بحث اصلی این نوشتار که قدرت است باز گردیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;قدرت ابزاری است که نخبگان لازم دارند تا نظم اجتماعی را حفظ کنند. هرچه این قدرت در دست افراد و نهادهای محدودتری باشد بهتر است. اما اگر ضرورت&amp;zwnj;های مدیریتی یا جلب افکارعمومی ایجاب کند که قدرت خیلی هم متمرکز نباشد، این طبقه ترجیح می&amp;zwnj;دهد که افراد و نهادهای دارای قدرت از میان کسانی باشند که به دستگاه ارزشی نخبگان باور دارند&lt;a href=&quot;#_edn6&quot; name=&quot;_ednref6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و در مسیر بازتولید آن تلاش می&amp;zwnj;کنند.&lt;a href=&quot;#_edn7&quot; name=&quot;_ednref7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; برای همین، دو حزب اصلی آمریکا، بدون هیچ گونه خصومت و تاسف آن چنانی، قدرت حکومتی را میان خویش دست به دست می&amp;zwnj;کنند و از بابت سپردن امور به مدت چهار یا حتی هشت سال به دست حزب رقیب نگرانی چندانی به خود راه نمی&amp;zwnj;دهند. یک دلیل این امر البته آن است که با گرفتن قدرت در قوه&amp;zwnj; مجریه، قدرت در قوه مقننه به طور لزوم در دست همان حزب نیست بلکه حزب دیگر می&amp;zwnj;تواند اکثریت را در کنگره داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اصولا افکار عمومی در آمریکا یا حتی در فرانسه طوری شکل گرفته که برای قوه&amp;zwnj; مجریه به یک حزب و برای مجلس به نمایندگان حزب دیگر رای می&amp;zwnj;دهد تا به قول خود &amp;laquo;توازن&amp;raquo; ایجاد کنند. این امر در واقع تقسیم نهادهای قدرت است میان دو حزبی که اعضایش به طور مشترک در میان نخبگان جامعه هستند و از آن جایی که این نخبگان مجهز به دستگاه فکری کمابیش همانند در مسیر حفظ نظم اجتماعی هستند تقسیم کار میان آنان و براساس نتایج انتخابات تاثیری در مسیر ندارد.&lt;a href=&quot;#_edn8&quot; name=&quot;_ednref8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;این نظم اجتماعی دیگر چیست؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گفتیم که قدرت، ابزار نخبگان است برای حفظ نظم اجتماعی. به این ترتیب می&amp;zwnj;بینیم مبنای توزیع نقش و سهم از قدرت باز می&amp;zwnj;گردد به این مهم که آیا در مسیر حفظ نظم اجتماعی است یا در راه تغییر نظم اجتماعی. پس، دو امر را تفکیک می&amp;zwnj;کنیم: نظم اجتماعی و دمکراسی را. نظم اجتماعی تعیین کننده&amp;zwnj; نوع روابطی است که براساس آن قدرت&amp;zwnj;های چهارگانه - سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی - &lt;a href=&quot;#_edn9&quot; name=&quot;_ednref9&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; توزیع می&amp;zwnj;شوند؛ دمکراسی قانونی است که نوع روابط این قدرت&amp;zwnj;ها را روی کاغذ تعیین می&amp;zwnj;کند. واقعیت توزیع قدرت اما با توزیع نظری قدرت می&amp;zwnj;تواند فاصله&amp;zwnj; بسیار داشته باشد. یعنی ممکن است قانون اساسی دمکراتیک یک کشور یک حرف را بزند و توزیع واقعی قدرت به گونه&amp;zwnj;ی دیگری باشد. این تفاوت باید فهم و درک و مطرح شود تا مورد توجه مردم قرار گیرد، اما اگر مردم یاد گرفته باشند که به ظاهر قضایا بسنده کنند، بدیهی است که حفظ شکل و پیشبرد هر محتوای متفاوت و حتی متناقض می&amp;zwnj;تواند ممکن باشد. باور به زندگی در یک دمکراسی و زندگی در یک دمکراسی در واقع می&amp;zwnj;تواند متفاوت باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;طور مثال چندی پیش اعضای مجلس کنیا تصویب کردند که به هر یک از نمایندگان مبلغ یک صد و ده هزار دلار پاداش پرداخت شود. کار آنها قانونی است و براساس اختیاراتی انجام شده که دمکراسی روی کاغذ به آنها داده است. اما آیا مردم کنیا هم این را می&amp;zwnj;پذیرند؟ &lt;a href=&quot;#_edn10&quot; name=&quot;_ednref10&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در ورای وجه ایده&amp;zwnj;آلیستی خود و در یک نگاه کارکردی، دمکراسی یک ابزار قانونی برای حفظ نظم اجتماعی است. بر این مبنا، هر آن&amp;zwnj;چه که نظم اجتماعی را حفظ کند دمکراتیک و در یک معنا، قانونی و قابل قبول معرفی می&amp;zwnj;شود و هر آن&amp;zwnj;چه که بخواهد نظم اجتماعی را به هم زند می&amp;zwnj;تواند برچسب &amp;laquo;غیر قانونی&amp;raquo; به خود گیرد و به این واسطه نهادهای خاصی با آن برخورد کنند. معیار مشروعیت به این ترتیب از مردم به سوی نهادها منتقل می&amp;zwnj;شود، نهادهایی که می&amp;zwnj;گویند مشروعیت مردم را با خود دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این صورت، باید دید که نظم اجتماعی چگونه نظامی را حفظ می&amp;zwnj;کند. اگر در جامعه&amp;zwnj;ای، آزادی و عدالت اجتماعی و ارزش&amp;zwnj;هایی مثل این در حالت متوازن خویش و با سمت و سوی عمل&amp;zwnj;گرایانه برای تامین نیازها و خوشبختی اعضای جامعه پیاده می&amp;zwnj;شود، می&amp;zwnj;توان صحبت از یک نظم اجتماعی انسانی و معقول کرد. نظمی که حق مساوی &amp;ndash; به معنای نسبی اما رو به تکامل &amp;ndash; برای هر عضو جامعه قائل است تا از امنیت و رفاه و آسایش برخوردار باشد و راه خوشبختی فردی خود را دنبال کند. چنین نظم اجتماعی سازنده، اخلاق&amp;zwnj;مدار و انسانی لایق دفاع و حفظ و تداوم است. اما اگر با جامعه&amp;zwnj;ای مواجه هستیم که در آن، فقر و نابرابری بیداد می&amp;zwnj;کند، حفظ نظم اجتماعی چه معنایی جز تداوم فقر و نابرابری خواهد داشت؟ این سوال ما را به باریک&amp;zwnj;بینی در ماهیت دمکراسی دعوت می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دمکراسی زیر ذره بین&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دمکراسی در علوم سیاسی یک شکل است اما در جامعه&amp;zwnj;شناسی یک محتوا. عملکرد&lt;a href=&quot;#_edn11&quot; name=&quot;_ednref11&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; دمکراسی یک چیز است و کارکرد&lt;a href=&quot;#_edn12&quot; name=&quot;_ednref12&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[12]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; آن چیز دیگری است. وقتی با ذره بین جامعه&amp;zwnj;شناختی به دمکراسی آمریکا، به عنوان یک مثال نگاه می&amp;zwnj;کنیم، درمی&amp;zwnj;یابیم که موضوعات فراوانی وجود دارند که ما را از برداشتی ساده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;انگارانه از این سیستم، آن&amp;zwnj;گونه که در کتاب&amp;zwnj;های درسی آمده، برحذر می&amp;zwnj;دارند. به طور نمونه آخرین مطالعه&amp;zwnj; انجام شده روی سناتورهای سنای آمریکا نشان می&amp;zwnj;دهد که در سال ۲۰۱۱ میلادی ۴۷ درصد از آن&amp;zwnj;ها میلیونر محسوب می&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;اند. در سال ۲۰۱۰ متوسط درآمد یک عضو کنگره بالغ بر ۲.۵۶ میلیون دلار در سال بوده است.&lt;a href=&quot;#_edn13&quot; name=&quot;_ednref13&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[13]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چرا این عدد جالب است؟ باید بدانیم که میلیونرها تنها ۱ درصد جمعیت آمریکا را تشکیل می&amp;zwnj;دهند، ولی در سنای آمریکا میلیونرها ۴۷ درصد کرسی&amp;zwnj;ها را در اختیار دارند. به عبارت دیگر، ۴۷ برابر بیشتر از آن چه یک لایه&amp;zwnj; اقتصادی در جمعیت آمریکا بتواند نماینده مدافع منافع خویش در مجلس داشته باشد. این افراد در کنگره برای آن یک درصدی که به آن تعلق دارند، هر کاری می&amp;zwnj;کنند تا امتیازات این اقلیت زیر سوال نرود. پس، حفظ نظم اجتماعی برای این افراد ضروری است. این نماینده&amp;zwnj;ها با رای مردم به مجلس می&amp;zwnj;آیند، همان مردمی که می&amp;zwnj;روند کار می&amp;zwnj;کنند تا مالیات بالایی را که این سناتورها تعیین کرده&amp;zwnj;اند پرداخت کنند، این در حالی&amp;zwnj; است که این سناتورها می&amp;zwnj;توانند به طور جدی برای معافیت مالیاتی اقلیتی که به آن تعلق دارند تلاش کنند و اغلب چنین هم می&amp;zwnj;کنند. &lt;a href=&quot;#_edn14&quot; name=&quot;_ednref14&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[14]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این دیدگاه دمکراسی غربی نوعی دمکراسی نخبگان است که با مشارکت موردی و سمت یافته&amp;zwnj;ی مردم انجام می&amp;zwnj;شود. سمت و سو را نخبگان شکل می&amp;zwnj;دهند و رای را مردم. آن&amp;zwnj;چه این جمع محدود نخبگان را پیوند می&amp;zwnj;دهد باور آنهاست به ضرورت حفظ نظم اجتماعی برای &amp;laquo;سعادت همگان&amp;raquo;، هر چند که می&amp;zwnj;دانند که این &amp;laquo;سعادت&amp;raquo; برای جمع محدود آنها بیشتر فراهم است تا اکثریت بزرگی در جامعه.&lt;a href=&quot;#_edn15&quot; name=&quot;_ednref15&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[15]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در بین این نخبگان یک آگاهی وجود دارد نسبت به این که هر گونه اقدام برای تغییر منطق حاکم بر این نظم اجتماعی می&amp;zwnj;تواند آسیب&amp;zwnj;رسان و خطرناک باشد، در نتیجه گرایشی محافظه&amp;zwnj;کارانه در آنها هست که سبب می&amp;zwnj;شود از اقدامات رادیکال یا تغییرات اساسی پرهیز کنند و یا در مقابل کسانی بایستند که به دنبال این نوع از تغییرات هستند. برای آنها حفظ و مدیریت نظم اجتماعی لازم است نه دگرگون ساختن آن.&lt;a href=&quot;#_edn16&quot; name=&quot;_ednref16&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[16]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مراقبت شهروندی بر دمکراسی &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ورای وجه نظری دمکراسی، یک واقعیت اجتماعی، تعیین کننده&amp;zwnj;ی درجه&amp;zwnj;ی اصالت آن چیزی است که بر روی کاغذ و در قانون آمده و قرار است که &amp;laquo;عدالت اجتماعی&amp;raquo;، &amp;laquo;آزادی&amp;raquo; و &amp;laquo;حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش&amp;raquo; را تامین کند. در صورت اکتفای شهروند به پوشش &amp;laquo;دمکراتیکِ&amp;raquo; دمکراسی، این آخرین به یک پوسته&amp;zwnj;ی خالی از جسم تبدیل می&amp;zwnj;شود که فقط نامی را با خود یدک می&amp;zwnj;کشد، در حالی که بطن و ذات آن بیشتر به نظام&amp;zwnj;های ماقبل دمکراتیک شبیه است.&lt;a href=&quot;#_edn17&quot; name=&quot;_ednref17&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[17]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; لذا، شهروندِ جامعه&amp;zwnj;ی دمکراتیک، حق و شاید حتی وظیفه&amp;zwnj; دارد که به کیفیت دمکراتیک دمکراسی حاکم بر کشوری که در آن زندگی می&amp;zwnj;کند، نظارتی جدی و مستمر داشته باشد تا مبادا در توهمی از &amp;laquo;حاکمیت بر سرنوشت خویش&amp;raquo;، موجودیت اجتماعی خود را عملا در دست گروه قلیلی قرار ندهد که به نام او دهه&amp;zwnj;ها حکومت می&amp;zwnj;کنند و از مزایا و موقعیت ومنافعی خاص و عالی بهره&amp;zwnj;مند می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سوالی که مطرح می&amp;zwnj;شود این است که نظارت شهروند بر این کیفیت دمکراتیک چگونه باید باشد؟ راهکارهای آن کدامند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر شهروند تنها به مسیرهای تعیین شده توسط نخبگانی دل خوش کند که حاکمیت را میان اعضای خویش دست به دست می&amp;zwnj;کنند، در قضاوت خود، بدون آن که بداند، تا حد زیادی از پیش، جهت داده شده است. به&amp;zwnj;طور مثال تصور کنید که شهروندی با عضویت در یکی از دو حزب اصلی آمریکا و فعالیت مستمر در آن، می&amp;zwnj;بیند چگونه از دل بحث&amp;zwnj;ها و رای&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های حوزه&amp;zwnj;های محلی حزب، کاندیداهای درونی و بعد هم کاندیدای اصلی انتخاب شده و به رقابت انتخابات ریاست جمهوری آمریکا می&amp;zwnj;رود. این شهروند آمریکایی می&amp;zwnj;تواند پیش خود بگوید که من در جریان انتخاب کاندیدای حزب بودم و دیدم که رئیس&amp;zwnj;جمهور بر اساس یک روند دمکراتیک به عنوان کاندیدا انتخاب شد و بعد هم با رای مردم به پست ریاست جمهوری دست یافت. او می&amp;zwnj;تواند به همسر و دوستان و فرزندانش اطمینان دهد که آنها در حال زندگی در یک نظام دمکراتیک هستند. ایکاش می&amp;zwnj;شد به همین اکتفا کرد و دمکراسی را این&amp;zwnj;گونه سنجید و قضاوت خود را به عمقی دورتر نبرد. اما شوربختانه این کافی نیست و واقعیت، عمیق&amp;zwnj;تر و جدی&amp;zwnj;تر از این برداشت ظاهری است و باید به آن پرداخت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;کاربرد بحث برای ایران &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید برای بسیاری از خوانندگان ایرانیِ این نوشتار این سوال پیش آید که چرا ما ایرانی&amp;zwnj;ها که از بند استبداد قرون وسطایی حاکم بر کشورمان رها نشده و هنوز حتی همین &amp;laquo;دمکراسی نیم بند طبقاتی&amp;raquo; را تجربه نکرده&amp;zwnj;ایم، باید به فکر ماهیت &amp;laquo;نخبه&amp;zwnj;گرای&amp;raquo; دمکراسی باشیم. عده&amp;zwnj;ای خواهند گفت: آیا بهتر نیست فعلا درگیر این موضوعات نشویم و فقط به فکر رهایی از دیکتاتوری و سلام کردن به همین نوع دمکراسی توصیف شده در بالا باشیم؟ بدیهی است که اگر عده&amp;zwnj;ای بخواهند این گونه بیاندیشند چیزی مانع آن&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;شود، اما وظیفه&amp;zwnj; روشنگر است که پیچ&amp;zwnj; و خم&amp;zwnj;های راهی را که یک ملت می&amp;zwnj;خواهد برای ساختن آینده&amp;zwnj;اش انتخاب کند، به او نشان دهد تا با چشم باز وارد آن شود و بداند که چه چیزی در مسیر در انتظار اوست. اینک که ما مسیر طی شده جوامع غربی را می&amp;zwnj;بینیم و در عین حال، شانس مشاهده&amp;zwnj; روش&amp;zwnj;مند این مسیر را در دل این جوامع داریم،&lt;a href=&quot;#_edn18&quot; name=&quot;_ednref18&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[18]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; چرا از این دانش و آگاهی بهره نبریم و در انتخاب مسیر آینده&amp;zwnj; کشور خویش بهتر و دقیق&amp;zwnj;تر و با وسواس بیشتر عمل نکنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما کاربرد این بحث برای ایران چیست؟ این کاربرد در پیوند است با نتیجه&amp;zwnj;گیری بحث بالا. این که دمکراسی بدون هویت اجتماعی نیست، فقط شکل نیست، فقط به تفکیک قوا بر نمی&amp;zwnj;گردد و بهتر است شاخصی داشته باشیم که با آن دمکراسی&amp;zwnj;ها را بسنجیم. به نظر می&amp;zwnj;رسد آن&amp;zwnj;چه می&amp;zwnj;تواند به مثابه متری برای اندازه گیری قامت دمکراسی&amp;zwnj;های موجود باشد &amp;laquo;تقسیم اجتماعی قدرت&amp;raquo; است. این&amp;zwnj;که قدرت از حیث اجتماعی چگونه تقسیم شده است. در اینجا واژه&amp;zwnj;ی قدرت را به معنای وسیع کلمه به&amp;zwnj;کار می&amp;zwnj;بریم که در برگیرنده چهار نوع است: سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی. برای تدقیق بحث تعریف مختصری از هر یک از این قدرت&amp;zwnj;ها ارائه دهیم:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;قدرت سیاسی: اشاره به قوای سه گانه دستگاه حکومت دارد. این واژه هم&amp;zwnj;چنین به بازیگرانی که برای کسب قدرت حکومتی در بیرون از ساختار حاکمیت تلاش می&amp;zwnj;کنند نیز اطلاق می&amp;zwnj;شود. (احزاب و سازمان&amp;zwnj;های سیاسی مدعی قدرت)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;قدرت اقتصادی: توانایی مالی و مادی است برای تحقق خواست&amp;zwnj;ها و آرزوهای خویش. هر که ثروت بیشتری داشته باشد قدرت اقتصادی بیشتری هم دارد. (افراد، شرکت&amp;zwnj;ها و موسسات مالی و بانک&amp;zwnj;ها و...)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;قدرت اجتماعی: منظور توانایی نیروهای اجتماعی است. این نوع از قدرت در بیرون از حوزه&amp;zwnj;ی حاکمیت قرار می&amp;zwnj;گیرد و به توانایی قشرها و لایه&amp;zwnj;های جامعه باز می&amp;zwnj;گردد. (مردم عادی، کارمندان، دانشجویان، پرستاران، کارگران و ...)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;قدرت فرهنگی: قدرتی است که به واسطه&amp;zwnj;ی داشتن یک توانایی هنری و یا فرهنگی در اختیار یک فرد یا گروه است. (مطبوعات، رسانه&amp;zwnj;ها، هنرمندان، نویسندگان و...)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این تفکیک می&amp;zwnj;بینیم که آن&amp;zwnj;چه در جامعه تعیین کننده است گستره&amp;zwnj;ی توزیع و توازن تعامل این چهار نوع قدرت است. به عبارت دیگر، هریک چه سهمی در حفظ، تثبیت یا تغییر نظم اجتماعی دارند. در این تحلیل، به&amp;zwnj;طور عمومی، وزن هر یک از این قدرت&amp;zwnj;ها در پیوند با اهمیت آن در حفظ نظم اجتماعی سنجیده می&amp;zwnj;شود. زیرا آن چه معیار است این است که چه فرد یا نیرویی می&amp;zwnj;خواهد نظم حاکم را زیر سوال برد یا آن را پایدار سازد. جابجایی و توزیع قدرت و حتی سپردن مسئولیت&amp;zwnj;های مدیریتی در سطوح مختلف تا زمانی که در راستای حفظ نظم اجتماعی است مشکلی نمی&amp;zwnj;آفریند و می&amp;zwnj;تواند توسط &amp;laquo;نخبگان&amp;raquo; جزیی از بازی دمکراتیک محسوب شود، مشکل از زمانی آغاز می&amp;zwnj;شود که فرد یا نیرویی بخواهد با بهره&amp;zwnj;وری از قدرت خویش این نظم اجتماعی را زیر سوال برد.&lt;a href=&quot;#_edn19&quot; name=&quot;_ednref19&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[19]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب می&amp;zwnj;بینیم که یک آزمایشگاه عظیم واقعی چند صد میلیونی&lt;a href=&quot;#_edn20&quot; name=&quot;_ednref20&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[20]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در اختیار ما ایرانیان است تا ببینیم برای آینده&amp;zwnj;ی کشور خود چه می&amp;zwnj;خواهیم: دمکراسی متداول را یا نظم اجتماعی مبتنی بر عدالت را؟ اولی به&amp;zwnj;طور لزوم با خود دومی را ندارد اما دومی برای تحقق خود باید که اولی را به عنوان شیوه&amp;zwnj;ی مدیریتی جامعه برگزیند. با معیار قرار دادن محتوا و نه شکل، می&amp;zwnj;توانیم از همین حالا مسیر و انتخاب درستی را پیش بگیریم. به جای رفتن به سوی یک حداقل&amp;zwnj;گرایی عادت شده و حتی درونی&amp;zwnj;شده در بسیاری از ایرانیان، اعم از روشنفکران و سیاسیون و مردم، می&amp;zwnj;توانیم با قدری فاصله گرفتن از نسخه&amp;zwnj;های عجولانه و هیجانی، به فکر آن باشیم که گزینه&amp;zwnj;ای را مد نظر قرار دهیم که در خود توانایی و پتانسیل ساختن جامعه&amp;zwnj;ای بهتر را دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دمکراسی مبتنی بر تجربه&amp;zwnj; تاریخی برای ایران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به جای گفتن این&amp;zwnj;که اول دمکراسی بسازیم تا بعد با آن، یک نظم اجتماعی انسانی را بنا کنیم، می&amp;zwnj;توانیم بگوییم اول نظم اجتماعی انسانی را تعریف و تدقیق کنیم تا براساس آن دمکراسی را مسیربندی کنیم. اما چگونه؟ راه کار زیاد دشوار نیست: به جای تمرکز تنها روی قدرت سیاسی، که در قالب دمکراسی غربی به&amp;zwnj;طور برجسته&amp;zwnj;ای به سوی حفظ نظم اجتماعی و ثبات آن میل می&amp;zwnj;کند، بهتر است به سوی قدرت اجتماعی برویم که می&amp;zwnj;تواند مراقب کیفیت نظم اجتماعی باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی جامعه&amp;zwnj;ای داشته باشیم که در آن قدرت به لایه&amp;zwnj;های مختلف جامعه توزیع شده باشد، حتی اگر قرار باشد بر اساس نظم حاکم، برخی لایه&amp;zwnj;ها مورد ستم قرار گیرند، این لایه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توانند با قدرت اجتماعی خویش به این موضوع واکنش نشان داده و نظم حاکم ناعادلانه را به چالش بکشند. در این حالت، قدرت سیاسی یگانه منبع تصمیم&amp;zwnj;گیری در مورد نظم اجتماعی نیست، به&amp;zwnj;ویژه آن که دیدیم چگونه این قدرت می&amp;zwnj;تواند توسط کسانی که خواهان حفظ و تثبیت نظم حاکم هستند قبضه شود. هم&amp;zwnj;چنین صاحبان قدرت اقتصادی نمی&amp;zwnj;توانند با بهره بردن از ثروت خویش خط خاصی را به جامعه تحمیل کنند. قدرت اجتماعی می&amp;zwnj;تواند در مقابل سوءاستفاده&amp;zwnj;های منفعت طلبانه&amp;zwnj;ی قدرت اقتصادی ایستادگی کند. قدرت اجتماعی می&amp;zwnj;تواند در مقابل قدرت فرهنگی و ارتباطی در اختیار ثروتمندان، فرهنگ دیگری را تشویق و ترغیب کند و روند تسلیم روانشناختی در جامعه را در مقابل صاحبان قدرت مختل سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;قدرت اجتماعی اما یک حرف و ایده نیست، باید قالب مشخص مادی و اجرایی به خود گیرد. به همین دلیل تنها زمانی می&amp;zwnj;توانیم از این اصطلاح استفاده کنیم که مردم توانایی دخالت&amp;zwnj; عملی بر تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها و شکل&amp;zwnj;گیری روند جریانات حاکم بر زندگی اجتماعی و اقتصادی را داشته باشند. قدرت اجتماعی به شکل جمع&amp;zwnj;هایی است حرفه&amp;zwnj;ای، شهروندی، فرهنگی و مدنی متشکل از مردم عادی که برای بهزیستی خویش به کار تیمی مدیریتی هدفمند در حوزه&amp;zwnj;های مختلف زندگی می&amp;zwnj;پردازند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;از طریق این مشارکتِ شهروندمحور است که گروه نخبگان نمی&amp;zwnj;توانند یگانه تصمیم&amp;zwnj;گیرندگان امور جامعه باشند؛ مردم در آن&amp;zwnj;چه قرار است بر آنها رود، به&amp;zwnj;طور مستقیم و نهادینه مشارکت می&amp;zwnj;کنند. این روند، نخست در سطح خرد و در درون لایه&amp;zwnj;های پایین جامعه شروع می&amp;zwnj;شود و به تدریج می&amp;zwnj;تواند به سطوح میانی و کلان هم برسد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;لطفا واقع گرایی فراموش نشود! &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما زیاد تند نرویم؛ آیا می&amp;zwnj;توان انتظار داشت که از همین حالا این روند در ایران شکل گیرد؟ به عبارت دیگر آیا ممکن است ما به واسطه&amp;zwnj; کنار زده شدن رژیم کنونی شاهد بروز نظامی باشیم که در آن، حرف اول را قدرت اجتماعی می&amp;zwnj;زند؟ پاسخ واقع&amp;zwnj;گرایانه به احتمال زیاد منفی است. به عبارت دیگر، ما نمی&amp;zwnj;توانیم از یک استبداد&amp;zwnj;سالاری خشن مذهبی &amp;ndash; با تمام عوارض و آثار ریشه&amp;zwnj;ای آن در جامعه استبداد&amp;zwnj;زده - به یک مردم&amp;zwnj;سالاری اجتماعی وارد شویم. این اگر به&amp;zwnj;طور نظری ناممکن نباشد، از حیث عملی ممکن جلوه نمی&amp;zwnj;کند. به همین دلیل باید یک فرایند چند مرحله&amp;zwnj;ای را در این میان تصور کرد:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نخست گذر از دیکتاتوری مذهبی کنونی به حکومتی متعهد به نوعی دمکراسی، که حداقل فضای لازم برای بازسازی نهادهای مدنی و شهروندی را فراهم می&amp;zwnj;کند. بعد، گسترش این نهادها با هدف به کارگیری قدرت اجتماعی به عنوان &amp;laquo;ضدقدرت&amp;raquo; و تقویت و نهادینه کردن آن در این نقش. سپس، تبدیل قدرت اجتماعی به یک قدرت پویا و در حال گسترش برای تصاحب حوزه&amp;zwnj;ها و رده&amp;zwnj;های مدیریتی جامعه به منظور گسترش مشارکت مدیریتی مستقیم مردم در اداره&amp;zwnj; امور جامعه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن چه از حالا باید در تدارک آن بود، نخست پرورش و ارائه دادن &amp;laquo;نظریه&amp;zwnj; قدرت اجتماعی&amp;raquo; است، به طریقی که این مفهوم و مصادیق آن برای ایرانیان آشناتر شود و بتواند کنجکاوی روشنفکر، سیاسی&amp;zwnj;کار و کنشگر ایرانی را برانگیزد. در سایه&amp;zwnj; رشد نظری می&amp;zwnj;توان حداقل&amp;zwnj;هایی از آماده سازی را برای زمانی به دست آوریم که قرار است قدرت اجتماعی نقش ضد قدرت را ایفا کند. ضدقدرت نیروی جامعه است برای ایستادن در مقابل زیاده&amp;zwnj;روی&amp;zwnj;های حکومت. نمونه&amp;zwnj;ی بارزی از این مفهوم را چند روز پیش در مصر دیدیم. زمانی که رئیس جمهور جدید مصر، محمد مُرسی به خود اجازه داد که دادستان کل کشور را از کار برکنار کند، عده&amp;zwnj;ای از مردم در مخالفت با این تصمیم به خیابان&amp;zwnj;ها ریختند و تظاهرات و درگیری&amp;zwnj;ها مرسی را وادار به عقب نشینی از تصمیم خود کرد.&lt;a href=&quot;#_edn21&quot; name=&quot;_ednref21&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[21]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ایرانِ مجهز به دمکراسیِ نسبی آینده، مردم نیز می&amp;zwnj;توانند با اتکاء به مفهوم ضد قدرت و مثال&amp;zwnj;هایی مانند این مورد در مصر، خود را آماده&amp;zwnj; برخورد با هر گونه زیاده&amp;zwnj;روی حاکمیت&amp;zwnj;ها کنند؛ یعنی بتوانند دست به حرکت&amp;zwnj;های اعتراضی سازمان&amp;zwnj;یافته و پایدار بزنند و تا مرز عقب&amp;zwnj;راندن حکومت در تصمیم&amp;zwnj;گیری خودکامه&amp;zwnj;ی خود بایستند. این نوع از آمادگی است که می&amp;zwnj;تواند این بار تغییر رژیم در ایران را تبدیل به یک تغییر واقعی کند و نه فقط یک جابجایی قدرت سیاسی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا موقعی که قدرت سیاسی در ایران در مقابل خود وزنه&amp;zwnj; مستحکم و سنگینی نبیند، دلیلی برای تلاش در مدیریت غیرخودکامه و دمکراتیک به معنای واقعی کلمه را نمی&amp;zwnj;&amp;zwnj;یابد؛ لذا فیلش یاد هندوستان می&amp;zwnj;کند و به بازتولید همان استبدادگری&amp;zwnj;های ریز و درشت می&amp;zwnj;پردازد. تنها در سایه&amp;zwnj; یک برخورد عملی و سازمان یافته از جانب نیروهای اجتماعی است که حاکمیت&amp;zwnj;ها شروع به محاسبه&amp;zwnj; دو یا سه&amp;zwnj;باره در باره&amp;zwnj;ی نتایج تصمیمات خود می&amp;zwnj;کنند. ضدقدرت اجتماعی تضمین کننده&amp;zwnj;ی سلامت قدرت سیاسی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
	
&lt;div id=&quot;edn1&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref1&quot; name=&quot;_edn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ایدئولوژی و متدولوژی دو مقوله قابل تمایز هستند. ایدئولوژی دستگاه فکری از پیش تعیین شده است و متدولوژی یا روش شناسی ابزار تدقیق تفکر.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn2&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref2&quot; name=&quot;_edn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;[2]&lt;/a&gt; Robert A. Dahl&amp;#39;s &lt;em&gt;Who Governs?&lt;/em&gt; (1961) &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;)&lt;/span&gt;a study of New Haven, Connecticut&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;(&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn3&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref3&quot; name=&quot;_edn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; برای اطلاع از معافیت مالیاتی میلیاردی دانشگاه ییل &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Yale&lt;/span&gt; نگاه کنید به این &lt;a href=&quot;http://www2.ucsc.edu/whorulesamerica/local/new_haven.html&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn4&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref4&quot; name=&quot;_edn4&quot; title=&quot;&quot;&gt;[4]&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;http://www2.ucsc.edu/whorulesamerica/power/private_cash_sets_agenda.html&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;منبع&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn5&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref5&quot; name=&quot;_edn5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ثبت نام در رشته&amp;zwnj;های هنر و علوم در دانشگاه &amp;laquo;ییل&amp;raquo; در سال تحصیلی 2012-2013 برابر با 35.500 دلار است. این میزان برای میلیون&amp;zwnj;ها خانوار آمریکایی معادل یک سال درآمدشان، در ورای کمک&amp;zwnj;های احتمالی است. نگاه کنید به این &lt;a href=&quot;http://www.yale.edu/graduateschool/financial/costs.htm&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn6&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref6&quot; name=&quot;_edn6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در اینجاست که به اهمیت حضور روشنفکران، نویسندگان، روزنامه نگاران صاحب&amp;zwnj;نام و دانشگاهیان در میان نخبگان پی می&amp;zwnj;بریم. آنها هستند که در قالب محتوای آموزشی، ادبی، هنری و ارتباط جمعی ارزش&amp;zwnj;های فکری این اقلیت را تبدیل به دستگاه فکری اکثریت می&amp;zwnj;سازند.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn7&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref7&quot; name=&quot;_edn7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; نگاه کنید به: &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Socialization and Hegemonic Power, G.John Ikenberry, in. Liberal Order &amp;amp; Imperial ambition (2006)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn8&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref8&quot; name=&quot;_edn8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;برای یکی از بهترین کارهای پژوهشی در این زمینه که شهرت جهانی دارد مراجعه کنید به:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Who Governs?: Democracy and Power in an American City, Second Edition (Yale Studies in Political Science)&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;- &lt;/span&gt;Robert A. Dahl&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn9&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref9&quot; name=&quot;_edn9&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این قدرت&amp;zwnj;ها را قدری پایین&amp;zwnj;تر در همین نوشتار توضیح داده&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn10&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref10&quot; name=&quot;_edn10&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/rolling_news/2012/10/121009_l03_rln_kenya_parliament.shtml&quot;&gt;تظاهرات اعتراضی&lt;/a&gt; علیه پرداخت پاداش به نمایندگان مجلس کنیا.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn11&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref11&quot; name=&quot;_edn11&quot; title=&quot;&quot;&gt;[11]&lt;/a&gt; Operatioal aspect&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn12&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref12&quot; name=&quot;_edn12&quot; title=&quot;&quot;&gt;[12]&lt;/a&gt; Functional aspect&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn13&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref13&quot; name=&quot;_edn13&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;strong&gt;[13]&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; 47% of Congress Members Millionaires &amp;mdash; a Status Shared by Only 1% of Americans&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;.&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;(&lt;a href=&quot;http://abcnews.go.com/blogs/politics/2011/11/47-of-congress-members-millionaires-a-status-shared-by-only-1-of-americans/&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;) &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn14&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref14&quot; name=&quot;_edn14&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[14]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بر اساس یک گزارش ۲۵ درصد میلیونرهای آمریکا کمتر از خانواده&amp;zwnj;های طبقه ی متوسط مالیات می&amp;zwnj;پردازند. نگاه کنید به &lt;a href=&quot;http://www.cbsnews.com/8301-503544_162-20120147-503544.html&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn15&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref15&quot; name=&quot;_edn15&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[15]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در سرزمینی که &amp;laquo;رویای آمریکایی&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;American dream&lt;/span&gt;) دائم در وسایل ارتباطی اداره شده توسط نخبگان جامعه برای مردم تکرار می&amp;zwnj;شود طبق بررسی اداره آمریکا در سال ۲۰۱۱بیش از ۱۵درصد از جمعیت یعنی بالای 45 میلیون نفر در فقر زندگی می&amp;zwnj;کنند. نگاه کنید به توضیحات موجود در&lt;a href=&quot;http://www.census.gov/hhes/www/poverty/data/incpovhlth/2011/highlights.html&quot;&gt; وبسایت اداره آمار آمریکا&lt;/a&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn16&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref16&quot; name=&quot;_edn16&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[16]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; رعایت قواعد بازی دمکراتیک به گونه&amp;zwnj;ای است که صدای کسانی را که درخواست تغییر رادیکال دارند خفه نمی&amp;zwnj;کنند اما همین قواعد دست نخبگان را به حدی باز می&amp;zwnj;گذارد که بتوانند اکثریت را آن گونه که می&amp;zwnj;خواهند مورد پیام&amp;zwnj; و آموزش قرار دهند. خنثی&amp;zwnj;سازی افکار رادیکال در جوامع دمکراتیک مورد بحث به طور معمول فیزیکی و فراقانونی نیست، فکری و قانونی است.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn17&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref17&quot; name=&quot;_edn17&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[17]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در نظام&amp;zwnj;های پیشادمکراتیک اراده خودکامه یک فرد یا یک تعداد بسیار اندک بود که سرنوشت میلیون&amp;zwnj;ها نفر &amp;laquo;رعیت&amp;raquo; را تعیین می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn18&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref18&quot; name=&quot;_edn18&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[18]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به طور مثال نگارنده به عنوان یک جامعه&amp;zwnj;شناس ایرانی مقیم غرب می&amp;zwnj;تواند با مشاهده و تحلیل آن چه در اینجا می&amp;zwnj;گذرد چشم&amp;zwnj;انداز آن چه را که قرار است دهه&amp;zwnj;ها بعد در ایران بگذرد، بر اساس فرضیه&amp;zwnj;سازی و احتمال ببیند و آن را با هموطنان خود در میان بگذارد.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn19&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref19&quot; name=&quot;_edn19&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[19]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به&amp;zwnj;طور مثال نشریه&amp;zwnj;ای که می&amp;zwnj;خواهد با قدرت فرهنگی خود پایه&amp;zwnj;های فکری نظم اجتماعی حاکم را به چالش بکشد.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn20&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref20&quot; name=&quot;_edn20&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[20]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; منظور واقعیت دمکراسی در بسیاری از کشورها از قاره اروپا گرفته تا آمریکا و کانادا و حتی هند یک میلیارد نفری است.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn21&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ednref21&quot; name=&quot;_edn21&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[21]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; محمد مرسی با &lt;a href=&quot;http://www.bbc.co.uk/persian/world/2012/10/121013_l31_egypt_prosecutor_murci.shtml&quot;&gt;ابقای دادستان کل مصر&lt;/a&gt; موافقت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/19/21571#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4610">دمکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17029">شهروندمحور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17031">طبقه برتر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11945">قدرت اجتماعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17030">نابرابری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4404">نخبگان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12686">کورش عرفانی</category>
 <pubDate>Mon, 19 Nov 2012 12:08:23 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21571 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>رد لیبرال دموکراسی به روایت ولی فقیه</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/08/24/18731</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/08/24/18731&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                     اکبر گنجی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;800&quot; height=&quot;600&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/khamenei_5.jpg?1346174925&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;اکبر گنجی &amp;minus; آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای در سخنرانی ۲/۶/۹۱ در دیدار با هیأت دولت, سال جاری را- با توجه به شرایط بین المللی پدید آمده برای ایران- سالی مهم به شمار آورد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای این که دولت&amp;zwnj;های غربی &amp;quot;دارند همه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى توانشان را خرج می&amp;zwnj;كنند, شايد بتوانند شما را به عقب&amp;zwnj;&amp;zwnj;نشينى و قبول شكست وادار كنند؛ شما هم بايد از همه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى توانتان استفاده كنيد تا بتوانيد اين توهّم باطل ذهن دشمن را به هم بزنيد&amp;quot;.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تعلیل دشمنی دشمنان&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته&amp;zwnj;ی رهبر جمهوری اسلامی, دشمنان طی شش-هفت سال گذشته, بخصوص دو سه سال اخیر, بر تلاش&amp;zwnj;شان علیه ایران افزوده&amp;zwnj;اند. فشارها وارد مرحله&amp;zwnj;ی جدیدی شده است. دلایل این امر چیست؟ &amp;quot;&lt;b&gt;حرفبافان&lt;/b&gt;&amp;quot; این مدعا را مطرح می&amp;zwnj;سازند: &amp;quot;چرا ما در دنيا دشمن&amp;zwnj;&amp;zwnj;تراشى كرديم كه اينقدر با ما دشمنى كنند&amp;quot;. اما آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای این مدعا را تحلیل نادرست به شمار می&amp;zwnj;آورد. تحلیل خود او از دلایل دشمنی دولت&amp;zwnj;های غربی با جمهوری اسلامی به شرح زیر است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عامل اول- جلوگیری از پیشرفت&amp;zwnj;های چشمگیر جمهوری اسلامی: &lt;/b&gt;دشمن نمی&amp;zwnj;خواهد تا پیشرفت&amp;zwnj;های جمهوری اسلامی آن را به الگوی خوب برای دیگران مبدل سازد: &amp;quot;جمهورى اسلامى با داعيه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى اسلام&amp;zwnj;&amp;zwnj;خواهى, با داعيه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى مردم&amp;zwnj;&amp;zwnj;سالارى اسلامى, با داعيه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى &lt;b&gt;رد و نفى مستدل ليبرال دموكراسى&lt;/b&gt;, براى تشكيلات استكبارى دنيا يك خطرى است. هرچه شما بيشتر پيشرفت كنيد, اين خطر براى آنها بيشتر خواهد شد&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عامل دوم- زنده شدن شعارهای انقلاب: &lt;/b&gt;پایداری بر شعارهای انقلاب هم موجب دشمنی دولت&amp;zwnj;های استکباری است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;وقتى شعارهاى انقلاب كمرنگ شود, پنهان شود, آنها طبعاً بيشتر خوششان مى&amp;zwnj;&amp;zwnj;آيد و چهره&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى همراه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ترى می&amp;zwnj;گيرند؛ هرچه شما شعارهاى انقلاب را پررنگ&amp;zwnj;&amp;zwnj;تر كنيد, آنها چهره&amp;zwnj;&amp;zwnj;شان عبوس&amp;zwnj;&amp;zwnj;تر و خصمانه&amp;zwnj;&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود؛ اين چيزِ طبيعى است&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عامل سوم- حادثه&amp;zwnj;ی فوق العاده مهم بیداری اسلامی: &lt;/b&gt;بهار عرب نقشی کلیدی در دشمنی با ایران دارد. ولی فقیه می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;به نظر من هنوز ابعاد عظيم اين حادثه&amp;zwnj;&amp;zwnj;اى كه در شمال آفريقا و منطقه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى اسلامى ما اتفاق افتاده, براى خيلى&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها درست شناخته&amp;zwnj;&amp;zwnj;شده نيست؛ خيلى چيز عظيمى اتفاق افتاده. پشت اين مسئله, دست قدرت الهى است&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;می دانیم که &amp;quot;دست قدرت الهی&amp;quot; به طور مستقیم وارد تاریخ نمی&amp;zwnj;شود, خداوند از طریق واسطه&amp;zwnj;ها فعل خود را به ظهور می&amp;zwnj;رساند. جمهوری اسلامی واسطه&amp;zwnj;ی فیض الهی در بیداری اسلامی بود و هست. تأثیرگذاری جمهوری اسلامی در بهار عرب نیز موجب دشمنی دولت&amp;zwnj;های غربی با ایران شده است. ولی فقیه می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در زمينه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى ارتقاء جايگاه كشور در عرصه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى سياست خارجى و مسائل بين&amp;zwnj;&amp;zwnj;المللى هم همين جور است. امروز در عرصه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى سياست خارجى, ثقل و وزنه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى كشور با چند سال قبل تفاوت دارد؛ &lt;b&gt;ما در مسائل, تأثيرگذاريم؛ اينها مهم است. در حوادثى هم كه پيش آمده, ما تأثيرگذار بوده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ايم&lt;/b&gt; - كه آن, داستان جداگانه&amp;zwnj;&amp;zwnj;اى دارد - به نظر ما آن هم خيلى مهم است&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چه باید کرد؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فشارهای جهانی بر ایران هر علتی که داشته باشد, و هر هدفی را که دنبال کند, واقعیتی انکارناکردنی است. این فشارها که از طریق تحریم&amp;zwnj;های اقتصادی فلج کننده و زدن هم پیمان&amp;zwnj;های منطقه&amp;zwnj;ای ایران دنبال می&amp;zwnj;شود, شاید به تهاجم نظامی به ایران هم بینجامد. در برابر این موج چه باید کرد؟ گویی او قصد عقب نشینی ندارد. بنابراین راهکارهای زیر را به دولت ابلاغ می&amp;zwnj;کند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;یکم- ایستادگی و قاطعیت&lt;/b&gt;: معادله&amp;zwnj;ی معکوسی میان ایران و دشمنان وجود دارد. عقب نشینی و جلو آمدن دشمنان, ایستادگی و عبوس شدن آنان. می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;هرچه مواضع ما ضعيف&amp;zwnj;&amp;zwnj;تر شود و عقب&amp;zwnj;&amp;zwnj;نشينى كنيم, آنها طبعاً چهره&amp;zwnj;&amp;zwnj;شان بظاهر متبسم&amp;zwnj;&amp;zwnj;تر ميشود. البته جلو مى&amp;zwnj;&amp;zwnj;آيند. يعنى چهره را متبسم می&amp;zwnj;كنند, براى اين كه بتوانند جلو بيايند, مناطق را تصرف كنند و ما را از پيشرفت هدفهامان باز بدارند. هرچه ما در حركت خودمان جدى&amp;zwnj;&amp;zwnj;تر و مصمم&amp;zwnj;&amp;zwnj;تر باشيم, آنها ناراحت می&amp;zwnj;شوند و چهره&amp;zwnj;&amp;zwnj;شان عبوس می&amp;zwnj;شود. البته تا حالا در اين سى و سه سال آنها نتوانستند ما را متوقف كنند, بعد از اين هم ان&amp;zwnj;&amp;zwnj;شاءالله نخواهند توانست&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دوم- دیپلماسی براساس اسلام انقلابی: &lt;/b&gt;ارزش&amp;zwnj;های انقلابی مهمترین نقطه&amp;zwnj;ی قوت جمهوری اسلامی است. می&amp;zwnj;خواستند این ارزش&amp;zwnj;ها را از جمهوری اسلامی بگیرند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در &amp;quot;يك دوره&amp;zwnj;&amp;zwnj;اى[دوره&amp;zwnj;ی اصلاحات] بر ما گذشت كه اسم انقلاب و انقلابيگرى و اينها به انزوا افتاده بود؛ سعى می&amp;zwnj;كردند به عنوان يك ارزش منفى يا ضد ارزش, از اين چيزها ياد كنند؛ مقاله می&amp;zwnj;نوشتند, حرف می&amp;zwnj;زدند, گفته می&amp;zwnj;شد&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدیل لیبرال دموکراسی چیست؟ مردم سالاری دینی؟&lt;br /&gt;
تنها مصداق مردم سالاری دینی جمهوری اسلامی است. این مصداق را با مصادیق لیبرال دموکراسی&amp;zwnj;ها مقایسه کنید:&lt;br /&gt;
کدام یک از نظر اخلاقی و میزان وفاداری به آرا و رضایت مردم خود برترند؟&lt;br /&gt;
میزان برابری اقتصادی در کدام یک بیشتر است؟&lt;br /&gt;
میزان فساد در کدام یک بیشتر است؟&lt;br /&gt;
دینداری در کدام یک آزادتر است؟&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما در دوره&amp;zwnj;ی دولت نهم و دهم- دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد- قطار جمهوری اسلامی دوباره روی ریل انقلاب افتاد. پس:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;ديپلماسى ما بايد با روحيه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى انقلاب همراه باشد - يعنى اسلام انقلابى - اين است كه به ما بُرش ميدهد. امروز ملتهاى منطقه از جمهورى اسلامى خوششان مى&amp;zwnj;&amp;zwnj;آيد, به خاطر موضع مستقل اسلامىِ شجاعانه&amp;zwnj;&amp;zwnj;اش؛ اين بايد محفوظ باشد. در جاهاى مختلف دنيا, مردم از مسئولان جمهورى اسلامى كه اين شجاعت را, اين استقلال را, اين نترسى را بيشتر بروز ميدهند, بيشتر خوششان مى&amp;zwnj;&amp;zwnj;آيد. خب, اين نشانه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى اين است كه راه اين است. ديپلماسى ما بايد در اين جهت باشد؛ كه خب, خوشبختانه دوستان زحمتهاى زيادى می&amp;zwnj;كشند&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سوم- استفاده&amp;zwnj;ی از فرصت بهار عربی: &lt;/b&gt;درست است که دست قدرت الهی از طریق جمهوری اسلامی در بیداری اسلامی نقش آفرینی کرد, اما در عین حال رژیم هم باید از این فرصت پدید آمده به سود خود استفاده کند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;از اين حوادث منطقه هم بايد حداكثر بهره گرفته شود به نفع اهداف انقلاب. اين حوادث منطقه - همان طور كه اشاره كردم - حوادث بسيار مهمى است و ضربه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى سنگينى بوده به جهتگيرى استكبار در اين منطقه. بلاشك شما بدانيد؛ آمريكا و صهيونيسم - نه فقط دولت صهيونيستى, بلكه تشكيلات قوى و فعال و پرنفوذ صهيونيسم در دنيا - حالاحالاها نخواهند توانست خودشان را از آسيبهاى اين حركت عظيمى كه اتفاق افتاد, نجات بدهند. اينها در مقابل اين حوادث, به معناى واقعى كلمه غافلگير شدند. البته دارند تلاش می&amp;zwnj;كنند فائق بيايند و موج&amp;zwnj;&amp;zwnj;سوارى كنند. در يك گوشه&amp;zwnj;&amp;zwnj;هائى هم ممكن است بتوانند, اما در كلان نخواهند توانست و نمی&amp;zwnj;توانند. اين فرصت بسيار مهمى است براى جمهورى اسلامى كه از اين فضا و از اين &lt;b&gt;فرصت&lt;/b&gt; استفاده كند&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چهارم- اقدامات پیشگیرانه: &lt;/b&gt;دشمنان فعالانه ایران را تحت تحریم&amp;zwnj;های فلج کننده قرار داده&amp;zwnj;اند و مقامات منفعلانه به آنها واکنش نشان می&amp;zwnj;دهند. این سیاست باید معکوس شود و پیشگیرانه اقداماتی صورت گیرد که فعالیت&amp;zwnj;های بعدی آنها را خنثی سازد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;بعضى از دوستان اشاره كردند كه دشمنان يك تصميمى را می&amp;zwnj;گيرند, ما در مواجهه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى با آن تصميم مشغول فعاليت می&amp;zwnj;شويم و اقدامى را انجام می&amp;zwnj;دهيم؛ خيلى خوب, اين كار بسيار خوب است؛ منتها بهترش اين است كه قبل از اين كه آن تصميم را طرف مقابل بگيرد, شما حدس بزنيد آنچه را كه او انجام خواهد داد. فرض بفرمائيد كه مشكل جابه&amp;zwnj;&amp;zwnj;جائى منابع مالى و ناشى از فروش نفت را شما از قبل هم حدس می&amp;zwnj;زديد و می&amp;zwnj;گفتيد؛ يا مشكلى را كه در خريد و فروش نفت و انتقال نفت و بيمه و از اين چيزها به وجود آوردند, قبلاً همه را حدس می&amp;zwnj;زديم. راهها را از پيش آماده كنيد. الان هم همين جور است. يعنى تصور نشود كه دشمن از ادامه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ى دشمنى&amp;zwnj;&amp;zwnj;هاى خودش دست برداشته؛ نه, آنها دنبال راهِ كارند. چون كارهائى كه انجام دادند, به نتيجه نرسيده, حتماً دنبال راهكارهاى ديگرى خواهند بود - كه البته آنها هم به نتيجه نخواهد رسيد - شما آن راهكارها را حدس بزنيد و از پيش, خودتان را آماده كنيد&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مردم سالاری دینی در برابر لیبرال دموکراسی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای طی ۳۳ سال گذشته شاید ده&amp;zwnj;ها بار به نفی لیبرال دموکراسی پرداخته است. لیبرال دموکراسی آئینی بشری است با همه نقایصی که برساخته&amp;zwnj;های بشری واجد آنند. این آئین به طور دائمی از سوی لیبرال&amp;zwnj;ها و دموکرات&amp;zwnj;ها نقد و اصلاح و تکمیل شده است. &amp;quot;&lt;b&gt;لیبرال دموکراسی&amp;zwnj;های موجود&lt;/b&gt;&amp;quot; با &amp;quot;&lt;b&gt;آرمان لیبرال دموکراسی&lt;/b&gt;&amp;quot; فاصله&amp;zwnj;ی بسیار دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما &amp;quot;&lt;b&gt;رد و نفی مستدل لیبرال دموکراسی&lt;/b&gt;&amp;quot; توسط آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای در کجا صورت گرفته است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سوی دیگر, بدیل لیبرال دموکراسی چیست؟ مردم سالاری دینی؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تنها مصداق مردم سالاری دینی جمهوری اسلامی است. این مصداق را با مصادیق لیبرال دموکراسی&amp;zwnj;ها مقایسه کنید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کدام یک از نظر اخلاقی و میزان وفاداری به آرا و رضایت مردم خود برترند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میزان برابری اقتصادی در کدام یک بیشتر است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میزان فساد در کدام یک بیشتر است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دینداری در کدام یک آزادتر است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیت الله خامنه&amp;zwnj;ای حتی به اعضای نهضت آزادی اجازه نمی&amp;zwnj;دهد تا در یک باغ در کرج نماز عید فطر برگزار کنند. گویی آنان قصد داشته&amp;zwnj;اند که در آن باغ در کرج به دور از چشم اغیار مراسم لهو و لعب برپا سازند. آخر این چه نوع آزادی دینداری است که مردم مجاز نیستند برای مرده&amp;zwnj;های خود مراسم ترحیم برگزار کنند و مرده&amp;zwnj;های آنان باید شبانه دفن شود؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مردم سالاری&amp;zwnj;ای که به دین مقید می&amp;zwnj;گردد, دیگر مردم سالاری نیست. آیا مردم می&amp;zwnj;توانند بگویند که ولایت فقیه را نمی&amp;zwnj;خواهیم؟ آیا مردم می&amp;zwnj;توانند بگویند ما حکومت دینی نمی&amp;zwnj;خواهیم؟ نگوئید: نگفته&amp;zwnj;اند. بگوئید اگر گفتند شما چه خواهید کرد؟ آیا یک مسلمان می&amp;zwnj;تواند بگوید من تحقیق کرده ام و در اثر تحقیق به این نتیجه رسیده ام که باید مسیحی یا یهودی یا بهایی باشم؟ یا اگر فردی مسلمان مسیحی شد, حکمش زندان و اعدام است؟ آری اینها همان مدل بدیلی است که به پندار ولی فقیه لیبرال دموکراسی را به زباله دان تاریخ انداخته است.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/08/24/18731#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3063">آیت الله خامنه‌ای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2368">اکبر گنجی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14869">لیبرال دموکراس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14868">مردم‌سالاری دینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1555">ولایت فقیه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Fri, 24 Aug 2012 11:43:48 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">18731 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>دموکراسی یا جدایی؟ </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/08/18/18412</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/08/18/18412&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    خالد توکلی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;298&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/donald-pass-3.jpg?1345566873&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;خالد توکلی - یکی از جنبش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سیاسی و ملی خاورمیانه که بیش از نیم قرن از عمر آن می&amp;zwnj;گذرد، جنبش ملی &amp;laquo;کرد&amp;raquo; است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگرچه در این زمان به نسبت طولانی، جنبش ملی کرد به اهداف، آرمان&amp;zwnj;ها و آنچه می&amp;zwnj;خواسته، &amp;zwnj;آنگونه که شاید و باید نرسیده و به غیر از کردستان عراق، دستاورد چندانی نداشته است، اما هرچه بوده در مقابل سرکوب بیرحمانه و خشن حکومت&amp;zwnj;های مرکزی، &amp;zwnj;گاه در شهر&amp;zwnj;ها و اغلب در کوهستان&amp;zwnj;ها، به تنهایی و به خوبی دوام آورده و همچنان زنده و پویاست؛ به گونه&amp;zwnj;ای که امروزه کرد&amp;zwnj;ها یکی از بازیگران مهم سیاسی در منطقه به شمار می&amp;zwnj;آیند و بسیاری بر این باورند که حل و فصل مسائل خاورمیانه و استقرار دموکراسی و عدالت در کشورهای منطقه، بدون حل مسئله کرد، غیر ممکن و بیهوده به نظر می&amp;zwnj;رسد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تردیدی نیست که یکی از مهم&amp;zwnj;ترین فضیلت&amp;zwnj;ها در زندگی جمعی انسان&amp;zwnj;ها، التزام به اصل عدالت و آزادی و تلاش برای تحقق، حفظ و تضمین آن است. برخی از فعالان سیاسی و روشنفکران بر این باورند که راه رسیدن به این اهداف و آرمان&amp;zwnj;ها و به عبارت دیگر تحقق و تضمین فضیلت عدالت، استقرار دموکراسی در ایران است. &amp;laquo;اکبر گنجی&amp;raquo; تأکید می&amp;zwnj;کند که نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر، عادلانه&amp;zwnj;ترین نظامی است که تاکنون آدمیان برساخته&amp;zwnj;اند (تجزیه&amp;zwnj;طلبی در چهار منظر: سایت گویا). وی همچنین شکاف اصلی اجتماعی و سیاسی در ایران را شکاف دموکراسی و دیکتاتوری می&amp;zwnj;داند (سایت بی&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;134&quot; align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/democracy1246789.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از مهم&amp;zwnj;ترین فضیلت&amp;zwnj;ها در زندگی جمعی انسان&amp;zwnj;ها، التزام به اصل عدالت و آزادی و تلاش برای تحقق، حفظ و تضمین آن است. برخی از فعالان سیاسی و روشنفکران بر این باورند که راه رسیدن به این اهداف و آرمان&amp;zwnj;ها و به عبارت دیگر تحقق و تضمین فضیلت عدالت، استقرار دموکراسی در ایران است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نظر &amp;laquo;علوی&amp;zwnj;تبار&amp;raquo; مسئله&amp;zwnj;آفرین امروز ایران، گذار به مردم&amp;zwnj;سالاری و توسعه سیاسی است (بازاندیشی در مورد راهبرد و اقدام؛ سایت جرس). &amp;laquo;نراقی&amp;raquo; نیز بر این باور است که &amp;laquo;در روزگار ما دموکراسی یکی از مهم&amp;zwnj;ترین و کامیاب&amp;zwnj;ترین شیوه&amp;zwnj;های تأمین و تضمین &amp;laquo;حق مشارکت مؤثر&amp;raquo; یا &amp;laquo;حق تعیین سرنوشت خود&amp;raquo; است.&amp;raquo; (دموکراسی و مسئله حقوق اقلیت&amp;zwnj;های قومی). &amp;laquo;تقی رحمانی&amp;raquo; بر دموکراسی&amp;zwnj;خواهی برای رسیدن به آزادی تأکید دارد و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;زمانی درخت آزادی در ایران به بار می&amp;zwnj;نشیند که دموکراسی&amp;zwnj;خواهی بستر عملی یابد، بانی خود را بیابد و اقشار و دولت همراه با دموکراسی&amp;zwnj;خواهی پیدا کند.&amp;raquo; (دموکراسی خواهی؛ محور &amp;laquo;اتحاد در عمل&amp;raquo;).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;رضا علیجانی&amp;raquo; نیز به همین شیوه، دموکراسی&amp;zwnj;خواهی را مخرج مشترکی برای همگرایی می&amp;zwnj;داند: &amp;laquo;به نظر می&amp;zwnj;رسد اینک توجه و تاکید بر دموکراسی&amp;zwnj;خواهی و نیز درون&amp;zwnj;جوشی، ملی و وطن&amp;zwnj;خواهانه بودن پویش دموکراسی&amp;zwnj;طلبی (و عدم وابستگی و یا اتکا به نیروهای بیگانه که دنبال منافع خاص خود هستند) می&amp;zwnj;تواند مخرج مشترک مهمی برای همگرایی بین بسیاری از نیرو&amp;zwnj;ها و گرایشات سیاسی باشد.&amp;raquo; (چرا همگرایی سیاسی ضروری است؟)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تحقق عدالت و آزادی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقابل، برخی دیگر از روشنفکران و فعالان سیاسی معتقدند که کرد&amp;zwnj;ها به طور خاص و اقلیت&amp;zwnj;های قومی و ملی ساکن در ایران به طور عام، برای دستیابی به اهداف و تحقق آرمان&amp;zwnj;های خویش که همانا تحقق عدالت و آزادی است، در مقابل &amp;laquo;ناسیونالیسم فارسی&amp;raquo; راهی جز جدایی از ایران ندارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایشان استدلال می&amp;zwnj;کنند از آنجایی که کرد&amp;zwnj;ها یا دیگر اقلیت&amp;zwnj;های قومی و ملی به لحاظ جمعیتی در اقلیت هستند، در یک حکومت دموکراتیک که رگه&amp;zwnj;های قدرتمندی از ناسیونالیسم فارسی در آن تسلط دارد و گاهی بر ارزش&amp;zwnj;هایی چون عدالت و به ویژه آزادی می&amp;zwnj;چربد، چاره&amp;zwnj;ای جز تبعیت از رأی اکثریت ندارند و دیکتاتوری اکثریت و دیکتاتوری فردی یا حکومت خودکامه تفاوت چندانی با هم ندارند، لذا شکاف اصلی سیاسی و اجتماعی در ایران شکاف دموکراسی و استبداد نیست بلکه شکاف اصلی، شکاف میان ناسیونالیسم فارس و غیر فارس است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال این پرسش مطرح می&amp;zwnj;شود که آیا در یک نظام دموکراتیک که به گونه&amp;zwnj;ای عادلانه مطالبات و خواسته&amp;zwnj;های اقلیت&amp;zwnj;ها برآورده نمی&amp;zwnj;شود، چاره&amp;zwnj;ای جز جدایی نیست؟ جدایی چگونه و تحت چه شرایطی امکان&amp;zwnj;پذیر و مقبول است؟ تردیدی نیست که در تاریخ اندیشه&amp;zwnj;های سیاسی، انتقادات جدی و بنیادینی از دموکراسی به طور کلی و به ویژه دیکتاتوری اکثریت وجود دارد، لذا نگرانی در مورد آینده یک نظام دموکراتیک به ویِژه از سوی اقلیت&amp;zwnj;ها پربیراه نیست. این نکته آنگاه قابل توجه&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود که به قول &amp;laquo;گنجی&amp;raquo; در تاریخ سیاسی معاصر ایران، برای اولین&amp;zwnj;بار است که دموکراسی و حقوق بشر و آزادی به گفتمان مسلط روشنفکری و مخالفان و [حتی موافقان حکومت] در ایران تبدیل شده است. آنچه تاکنون وجود داشته گفتمان چپ و گفتمان ناسیونالیسم ایرانی بوده که بسیاری از عناصر اصلی خود را از هویت فارسی گرفته است. در این گفتمان&amp;zwnj;ها نه تنها در دفاع از دموکراسی، لیبرالیسم، اصلاح&amp;zwnj;طلبی، خشونت&amp;zwnj;پرهیزی، توافق، آزادی و حقوق بشر سخنی به میان نمی&amp;zwnj;آید، بلکه به کرات از این مفاهیم به مثابه برچسب و انگ برای درهم کوبیدن رقیب بهره گرفته شده است و اکنون نیز می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;209&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/twostatedemocracy.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال این پرسش مطرح می&amp;zwnj;شود که آیا در یک نظام دموکراتیک که به گونه&amp;zwnj;ای عادلانه مطالبات و خواسته&amp;zwnj;های اقلیت&amp;zwnj;ها برآورده نمی&amp;zwnj;شود، چاره&amp;zwnj;ای جز جدایی نیست؟ جدایی چگونه و تحت چه شرایطی امکان&amp;zwnj;پذیر و مقبول است؟&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در طول سالیان گذشته ناسیونالیسم ایرانی آن چنان قوی و فراگیر بوده است که گفتمان های چپ و مذهبی را - که به ظاهر نمی&amp;zwnj;بایست با ناسیونالیسم سر سازگاری داشته باشند - به شدت تحت تأثیر خود قرار داده است؛ به گونه&amp;zwnj;ای که در فرهنگ سیاسی ایران، سیاست&amp;zwnj;ها و مفاهیم خاص خود را آفریده و حتی آن را بر دیگر گفتمان&amp;zwnj;ها تحمیل کرده است. نگرش &amp;laquo;شرق&amp;zwnj;شناسانه&amp;raquo;، &amp;laquo;امنیتی&amp;raquo;، &amp;laquo;یکسان&amp;zwnj;سازی فرهنگی&amp;raquo; و &amp;laquo;تجزیه&amp;zwnj;طلبی&amp;raquo; از این جمله&amp;zwnj;اند که از سوی ناسیونالیست&amp;zwnj;ها در مورد جنبش&amp;zwnj;های سیاسی و فرهنگی قومیت&amp;zwnj;هایی که خواهان تمرکززدایی سیاسی و فرهنگی، حداکثر در حد &amp;laquo;خودمختاری&amp;raquo; بودند، کاربرد یافت. از سوی دیگر، تسلط ناسیونالیسم ایرانی و برنامه&amp;zwnj;ها و اهداف آن در ارکان مختلف قدرت موجب شد تا در مقابل آن نیز ناسیونالیسم قومی که این نیز تأکید چندانی بر دموکراسی و لوازم آن ندارد، شکل بگیرد و بدین وسیله از هر دو سو دموکراسی نادیده گرفته شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علاوه بر این، اکنون که سخن از دموکراسی در ایران می&amp;zwnj;رود و بسیاری از روشنفکران و فعالان سیاسی آن را مسئله اصلی کشور می&amp;zwnj;دانند که می&amp;zwnj;تواند گره از کار فروبسته مردم بگشاید، باز به گونه&amp;zwnj;ای پنهان و تا حدی مبهم رد پای ناسیونالیسم در گزینش دیدگاه و نوع خاصی از دموکراسی از یک سو و واکنش منفی یا نه چندان مثبت در برابر فعالیت سیاسی اقلیت&amp;zwnj;های ملی و قومی از سوی دیگر به چشم می&amp;zwnj;خورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدینگونه که در ادبیات سیاسی و مفاهیم مربوط به دموکراسی، تعریف و دیدگاهی از آن مقبولیت یافته است که در بهترین حالت مبین و تضمین&amp;zwnj;کننده حکومت اکثریت است. به عبارت دیگر بر اساس این تعریف ویژگی ممتاز دموکراسی، حاکمیت اکثریت بر اقلیت است. اساس این دیدگاه که خصلت پارادوکسیکال دارد مبتنی بر این باور است که اکثریت هیچگاه مرتکب اشتباه نمی&amp;zwnj;شود. لذا باید به عقل و ادراک عامه اعتماد کامل داشت، چراکه عقاید درست در ذهنیت اکثریت مردم تجلی می&amp;zwnj;یابد و عقاید نادرست به حاشیه رانده می&amp;zwnj;شوند و ذهن اقلیت&amp;zwnj;ها را اشغال می&amp;zwnj;کنند.(بشیریه، حسین؛ آموزش دانش سیاسی؛ ۱۳۸۰؛ ص: ۱۳۶)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این حالت، اگرچه از لحاظ ظاهری بر قدرتی که ساختار دوجانبه دارد و امکان مشارکت در آن تحقق می&amp;zwnj;یابد، تأکید می&amp;zwnj;شود، اما در واقع به دلیل قدرت انحصاری اکثریت و نادیده گرفتن اقلیت، ساختار قدرت شکل و صورتی یکجانبه به خود می&amp;zwnj;گیرد و دموکراسی دچار پارادوکس می&amp;zwnj;شود. دلایل دیگری نیز وجود دارد که نگرانی اقلیت&amp;zwnj;های قومی و مذهبی از شکل&amp;zwnj;گیری &amp;laquo;استبداد اکثریت&amp;raquo; را دوچندان می&amp;zwnj;سازد که ازجمله می&amp;zwnj;توان به باور به مطلقگرایی ارزشی و اخلاقی از یک سو و بی&amp;zwnj;اعتقادی نسبت به کثرت&amp;zwnj;گرایی اجتماعی و هویتی از سوی دیگر که از لوازم اصلی انواعی از دموکراسی هستند، اشاره کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا &amp;laquo;جدایی&amp;raquo; بهترین راهکار است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پرسشی که با آن دست به گریبان هستیم اکنون به گونه&amp;zwnj;ای دیگر خود را نشان می&amp;zwnj;دهد و آن این است که آیا برای پرهیز از استبداد اکثریت که ممکن است از استبداد اقلیت بد&amp;zwnj;تر و خردکننده&amp;zwnj;تر نیز باشد (بشیریه: ۱۳۶)، &amp;laquo;جدایی&amp;raquo; یا به عبارتی دیگر &amp;laquo;تجزیه&amp;raquo; ایران بهترین راهکار است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;گنجی&amp;raquo; در پاسخ به این پرسش و در مخالفت با جدایی&amp;zwnj;طلبی، ضمن اشاره به علل و عوامل مختلف بر این باور است که:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;فرایند تجزیه یک کشور به شدت می&amp;zwnj;تواند خونین و خشن باشد و هزینه و نتیجه آن کشته شدن ده&amp;zwnj;ها هزار و آواره شدن صد&amp;zwnj;ها هزار نفر باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;پای دولت&amp;zwnj;های خارجی به میان کشیده می&amp;zwnj;شود و هریک از آن&amp;zwnj;ها بنابر &amp;laquo;منافع ملی&amp;raquo; خود از یک طرف علیه طرف دیگر حمایت به عمل خواهند آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;هویت&amp;zwnj;طلبی و ملی&amp;zwnj;گرایی قوی، می&amp;zwnj;تواند حتی روشنفکران را به جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی بکشاند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;آدم&amp;zwnj;ها چون گرگ و پلنگ و افعی به جان هم خواهند افتاد. (پیامدهای تجزیه طلبی در ایران؛ سایت بی&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;151&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/violenceethnic1234.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکبر گنجی:&amp;nbsp;فرایند تجزیه یک کشور به شدت می&amp;zwnj;تواند خونین و خشن باشد[...].&amp;nbsp;پای دولت&amp;zwnj;های خارجی به میان کشیده می&amp;zwnj;شود و هریک از آن&amp;zwnj;ها بنابر &amp;laquo;منافع ملی&amp;raquo; خود از یک طرف علیه طرف دیگر حمایت به عمل خواهند آورد.&amp;nbsp;هویت&amp;zwnj;طلبی و ملی&amp;zwnj;گرایی قوی، می&amp;zwnj;تواند حتی روشنفکران را به جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی بکشاند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;نراقی&amp;raquo; ضمن اینکه بحث در مورد اقلیت&amp;zwnj;های قومی را دشوار می&amp;zwnj;داند با وجود این گفتمان دموکراسی&amp;zwnj;خواهی و دفاع از حقوق بشر بدون بحث درباره حقوق اقلیت&amp;zwnj;های قومی را ناتمام می&amp;zwnj;داند. وی در برخی از موارد ادعای جدایی&amp;zwnj;طلبی را موجه می&amp;zwnj;داند و معتقد است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;به نظر می&amp;zwnj;رسد که دست کم در سه مورد طلاق سیاسی یکسویه موجه است و نظام حقوق بین&amp;zwnj;الملل موظف است که آن موارد را به رسمیت بشناسد: مورد اول که در قوانین جاری بین&amp;zwnj;الملل نیز به رسمیت شناخته شده است، ناظر به شرایطی است که یک قوم خاص و سرزمین&amp;zwnj;های ایشان به زور و غاصبانه به دولت مرکزی ضمیمه شده باشد. در این شرایط، به رسمیت شناختن طلاق یکسویه مصداق عدالت جبرانی است. مورد دوم ناظر به شرایطی است که دولت مرکزی به نحو گسترده و سیستماتیک حقوق اساسی یک قوم خاص را نقض می&amp;zwnj;کند. در این شرایط، به رسمیت شناختن طلاق یکسویه مصداق عدالت توزیعی است. مورد سوم ناظر به شرایطی است که دولت مرکزی در ضمن قراردادی معین به قومی خاص در قلمرو حاکمیت خویش حق خودگردانی داده و خود را به رعایت آن حق متعهد ساخته است، اما شرایط مورد توافق را به نحو یکسویه مستمراً نقض می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;در شرایط خاصی که دولت مرکزی حق تعیین سرنوشت را به رسمیت نمی&amp;zwnj;شناسد این حق می&amp;zwnj;تواند مبنای توجیه نوعی حق جدایی&amp;zwnj;طلبی یا طلاق سیاسی باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چه زمانی اما حق جدایی&amp;zwnj;طلبی موجه نیست؟ نراقی بر این باور است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;در غالب موارد (و نه لزوماً همیشه) حق جدایی&amp;zwnj;طلبی یا طلاق سیاسی در شرایطی موجه است که قوم جدایی&amp;zwnj;طلب ادعای موجهی نسبت به سرزمین&amp;zwnj;هایی که در آن زیست می&amp;zwnj;کند داشته باشد. اگر حق مالکیت قوم بر سرزمین&amp;zwnj;هایی که در آن زیست می&amp;zwnj;کند روشن و محرز نباشد، جدایی&amp;zwnj;طلبی غالباً (و نه لزوماً همیشه) موجه نخواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;جدایی&amp;zwnj;طلبی در غالب موارد فرآیندی پرهزینه و خونبار برای تمام طرفین درگیر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علاوه بر موارد فوق نگارنده بر این باور است که موارد دیگری نیز می&amp;zwnj;توانند تلاش برای جدایی را موجه سازند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;اقدام سیستماتیک خشن و اجباری دولت مرکزی برای نفی و زدودن هویت فرهنگی اقلیت&amp;zwnj;های قومی و ملی که خواهان حفظ هویت فرهنگی خاص خود هستند، به عبارت دیگر نقض حقوق گروهی و جمعی اقلیت&amp;zwnj;های قومی و ملی؛&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;اقدام سیستماتیک و عامدانه دولت مرکزی برای تغییر در ترکیب جمعیتی مناطقی که در آنجا به لحاظ جمعیتی، اقلیت&amp;zwnj;ها در اکثریت هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;کوچ اجباری اقلیت&amp;zwnj;ها از سرزمینی که به آن&amp;zwnj;ها تعلق دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با وجود این توجیهات، جدایی&amp;zwnj;طلبی در کل مشکلات خاص خود را دارد و در صورت استقرار نوعی از دموکراسی که در آن اقلیت&amp;zwnj;های قومی و ملی بتوانند بر اساس عدالت و برخورداری از حقوق فردی و گروهی، زندگی خود را سامان بخشند، جدایی&amp;zwnj;طلبی به دلایل زیر ناموجه است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;همچنان که گفته شد فرآیندی پرهزینه و خونبار است؛&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;در یک حکومت غیر دموکراتیک امکان جدایی برای اقلیت&amp;zwnj;ها بسیار ناچیز است، مگر با دخالت نیروی نظامی خارجی که این نیز به نوبه خود، هزینه آن را چند برابر می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;اگر هدف از فعالیت سیاسی تحقق عدالت و رعایت حقوق شهروندان باشد، از آنجایی که آرمان&amp;zwnj;های عمده گروه&amp;zwnj;های جدایی&amp;zwnj;طلب در واکنش به استبداد اکثریت مبتنی بر قومگرایی پدرسالارانه است، لذا هیچ تضمینی وجود ندارد که در جامعه جداشده جدید و نظام سیاسی آن این اهداف و آرمان&amp;zwnj;ها تحقق یابند و حقوق اساسی شهروندان و اقلیت&amp;zwnj;های مختلف تأمین و تضمین شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال اگر این نکته پذیرفته شود که دموکراسی ژاکوبنی در نهایت به استبداد اکثریت منتهی می&amp;zwnj;شود لذا مطلوب و مفید و در عین حال دموکراتیک نیست و عدالت و آزادی به گونه&amp;zwnj;ای شایسته در آنجا تحقق نمی&amp;zwnj;یابد، لذا ممکن است موجب گسترش اندیشه جدایی&amp;zwnj;طلبی در میان اقلیت&amp;zwnj;ها شود و جدایی&amp;zwnj;طلبی نیز به دلیل پرهزینه و خونبار بودن، دخالت نیروهای خارجی، از بین رفتن اخلاق و منش انسانی- حتی در میان روشنفکران- امکان&amp;zwnj;ناپذیری در یک حکومت غیر دموکراتیک و نامشخص بودن نتیجه آن، گزینه مناسبی برای انتخاب و اقدام در آن جهت نیست، آنگاه با پرسش دیگری مواجه خواهیم شد که چه باید کرد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;راهکار&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یک چارچوب دموکراتیک، رهایی از دیکتاتوری اکثریت چگونه ممکن خواهد شد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به دلایل و علل مختلف از جمله ریشه&amp;zwnj;داری و پایداری ناسیونالیسم و نوپا بودن تفکر دموکراسی&amp;zwnj;خواهی، در ایران انتقاد از دموکراسی اکثریتی و تبیین و تشریح گونه&amp;zwnj;های دیگری از دموکراسی که متضمن تمرکززدایی از قدرت و به رسمیت شناختن تنوع فرهنگی و هویتی باشد، به ندرت انجام&amp;nbsp;پذیرفته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آرش نراقی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;نراقی&amp;raquo; ضمن اینکه تلاش برای جدایی&amp;zwnj;طلبی را در غالب موارد فرآیندی پرهزینه و خونبار می&amp;zwnj;داند، اما در مورد تلقی &amp;laquo;صوری&amp;raquo; از دموکراسی یا دیکتاتوری اکثریت نیز بر این باور است که اخلاقاً قابل دفاع نیست و بایستی به یک قید مهم مقید شود، لذا تلقی &amp;laquo;دومی&amp;raquo; از دموکراسی را مطرح می&amp;zwnj;نماید که نه تنها منجر به دیکتاتوری اکثریت نمی&amp;zwnj;شود بلکه حقوق اساسی اقلیت&amp;zwnj;ها به نحو مؤثری در آن رعایت می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;142&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/kurdishchidlernrights.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نظر آرش نراقی تمایز روشنی میان &amp;laquo;حق تعیین سرنوشت خود&amp;raquo; و &amp;laquo;حق جدایی&amp;zwnj;طلبی&amp;raquo; وجود دارد. با وجود این، فرزندان اقلیت&amp;zwnj;های قومی با استفاده از حق &amp;laquo;حفظ هویت فرهنگی&amp;raquo; می&amp;zwnj;توانند از حق تحصیل به زبان مادری برخوردار شوند و در جهت اعتلای فرهنگ قومی خود تلاش کنند و با استفاده از حق &amp;laquo;خودگردانی&amp;raquo; می&amp;zwnj;توانند به نحو مؤثر در تعیین سرنوشت خود و تدبیر اموری که بر زندگی آن&amp;zwnj;ها تأثیر جدّی می&amp;zwnj;نهد نقش موثر داشته باشند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تلقی دوم، دست کم ملتزم به سه شرط است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱-&amp;nbsp;شرط اول- نظام دموکراتیک نظام ملتزم به منطق گفت&amp;zwnj;وگوی عقلانی در عرصه عمومی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲-&amp;nbsp;شرط دوم- التزام به قاعده اکثریت است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳-&amp;nbsp;شرط سوم- اما قاعده اکثریت باید به یک قید مهم مقید شود: رعایت حقوق اقلیت. به بیان دیگر، اکثریت نمی&amp;zwnj;تواند/ نمی&amp;zwnj;باید قوانین الزام&amp;zwnj;آوری را در عرصه عمومی وضع کند که حقوق اساسی اقلیت (از جمله حق ایشان را برای آنکه بتوانند به اکثریت تبدیل شوند) نقض کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر نراقی دو نوع اقلیت وجود دارد: اقلیت&amp;zwnj;هایی که به صورت بالقوه، امکان تبدیل شدن به اکثریت را دارند و اقلیت&amp;zwnj;های دائمی. این تلقی از دموکراسی (صوری) نیز فقط حقوق بخشی از اقلیت&amp;zwnj;ها که توان تبدیل به اکثریت را دارا هستند، تأمین می&amp;zwnj;کند و در مورد اقلیت&amp;zwnj;های &amp;laquo;دائمی&amp;raquo; قادر به برآورده کردن حقوق گروهی آن&amp;zwnj;ها نیست. به عبارت دیگر این مدل از دموکراسی صرفاً &amp;laquo;حقوق فردی شهروندان را به صفت فردی ایشان تأمین و تضمین می&amp;zwnj;کند، اما احتمالاً نسبت به پاره&amp;zwnj;ای از حقوق گروهی ایشان به مثابه گروه حساسیت کافی نشان نمی&amp;zwnj;دهد&amp;raquo;. وی بدین منظور- نشان دادن حساسیت کافی به پاره&amp;zwnj;ای از حقوق گروهی اقلیت&amp;zwnj;ها- حق تعیین سرنوشت را برای اقلیت&amp;zwnj;های قومی در دو سطح تعریف می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;سطح فردی، که از این حیث هیچ تفاوتی میان شهروندان از آن حیث که شهروند هستند وجود ندارد؛ و سطح گروهی، که از این حیث اقوام به صفت گروهی خود باید واجد حقوق ویژه&amp;zwnj;ای باشد که لزوماً از طریق تأمین حقوق فردی افراد آن قوم به مثابه شهروندان احقاق نمی&amp;zwnj;شود.&amp;raquo; در سطح گروهی، حق تعیین سرنوشت، مستلزم حق &amp;laquo;حفظ هویت فرهنگی&amp;raquo; و حق &amp;laquo;خودگردانی&amp;raquo; است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نظر نراقی تمایز روشنی میان &amp;laquo;حق تعیین سرنوشت خود&amp;raquo; و &amp;laquo;حق جدایی&amp;zwnj;طلبی&amp;raquo; وجود دارد. با وجود این، فرزندان اقلیت&amp;zwnj;های قومی با استفاده از حق &amp;laquo;حفظ هویت فرهنگی&amp;raquo; می&amp;zwnj;توانند از حق تحصیل به زبان مادری برخوردار شوند و در جهت اعتلای فرهنگ قومی خود تلاش کنند و با استفاده از حق &amp;laquo;خودگردانی&amp;raquo; می&amp;zwnj;توانند به نحو مؤثر در تعیین سرنوشت خود و تدبیر اموری که بر زندگی آن&amp;zwnj;ها تأثیر جدّی می&amp;zwnj;نهد نقش مؤثر داشته باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت، نتیجه کار نیز برای وی مهم است و بر این نکته تأکید می&amp;zwnj;ورزد که حق جدایی&amp;zwnj;طلبی، حق تعیین سرنوشت و سطوح مختلف آن، نباید در راستای تقویت فرهنگ و ارزش&amp;zwnj;های قوم&amp;zwnj;گرایی پدرسالارانه باشد که مبتنی بر افسانه&amp;zwnj;های نژادی و قوم مرکزی است. نراقی اساس ملت را بر این فرض بنا می&amp;zwnj;نهد که مردم بایستی در ضمن یک قرارداد عادلانه (فرضی یا واقعی) تصمیم بگیرند که در کنار یکدیگر کل واحدی را سامان بخشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مصطفی ملکیان&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ملکیان در مقاله &amp;laquo;سکولاریسم و حکومت دینی&amp;raquo; این احتمال را که امکان دارد اکثریت با سوءاستفاده از قدرت خود عدالت را در مورد اقلیت نادیده بگیرند مورد بررسی قرار می&amp;zwnj;دهد و برای جلوگیری از ظلم اکثریت نسبت به اقلیت، راهکاری عملی ارائه می&amp;zwnj;دهد. وی ابتدا امور را به دو دسته&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;objective&lt;/span&gt;&amp;nbsp;و&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;subjective&lt;/span&gt;&amp;nbsp;یا امور عینی و ذهنی تقسیم می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;253&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/master-healer-of-spiritual-l.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&amp;nbsp;مصطفی ملکیان می&amp;zwnj;گوید برای تحقق عدالت، در امور ذهنی و عینی غیر قابل تحقیق، باید به رأی مردم مراجعه کرد. در این میان، این پرسش را مطرح می&amp;zwnj;کند که چگونه می&amp;zwnj;توان از دیکتاتوری اکثریت و یا سوءاستفاده از اکثریت بودن، پرهیز کرد؟&amp;nbsp;پاسخی که ملکیان ارائه می&amp;zwnj;کند بسیار کوتاه است: &amp;laquo;در انسان&amp;zwnj;ها معنویت رشد کند&amp;raquo;. رشد معنویت موجب می&amp;zwnj;شود افراد به گونه&amp;zwnj;ای پرورش یابند که آگاهانه از قدرت تصمیم&amp;zwnj;گیری خود به زیان دیگران استفاده نکنند که این وضعیت نیز با سلوک درونی و باطنی میسر می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر اساس نظر ملکیان، امور ذهنی یا&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;subjective&lt;/span&gt;&amp;nbsp;اموری غیر قابل ارزیابی منطقی و معرفت&amp;zwnj;شناختی و به عبارت دیگر غیر قابل تحقیق هستند. امور عینی یا&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;objective&lt;/span&gt;&amp;nbsp;ادعاهایی درباره عالم واقع هستند که خود به دو دسته فرعی&amp;zwnj;تر تقسیم می&amp;zwnj;شوند: امور عینی بالقوه قابل تحقیق و امور عینی بالفعل قابل تحقیق.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی می&amp;zwnj;گوید برای تحقق عدالت، در امور ذهنی و عینی غیر قابل تحقیق، باید به رأی مردم مراجعه کرد. در این میان اما به نکته مهمی اشاره می&amp;zwnj;کند که چون تقریباً هیچگاه ممکن نیست که صد در صد مردم در مورد چیزی اجماع داشته باشند و در بهترین حالت ممکن است نود درصد مردم به چیزی رأی بدهند و ده درصد دیگر مخالف آن باشند، بنابراین به خاطر عدم اجماع عام امت، اکثریت نسبت به اقلیت ظلم روا می دارند. به عبارت دیگر، این پرسش را مطرح می&amp;zwnj;کند که چگونه می&amp;zwnj;توان از دیکتاتوری اکثریت و یا سوءاستفاده از اکثریت بودن، پرهیز کرد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پاسخی که ملکیان ارائه می&amp;zwnj;کند بسیار کوتاه است: &amp;laquo;در انسان&amp;zwnj;ها معنویت رشد کند&amp;raquo;. رشد معنویت موجب می&amp;zwnj;شود افراد به گونه&amp;zwnj;ای پرورش یابند که آگاهانه از قدرت تصمیم&amp;zwnj;گیری خود به زیان دیگران استفاده نکنند که این وضعیت نیز با سلوک درونی و باطنی میسر می&amp;zwnj;شود. به گفته ملکیان یکی از وظایف روشنفکران در جامعه تلاش برای رشد معنویت است. در غیر این صورت، این امکان همواره وجود دارد که یک ساختار عقلانی به مخاطره بیفتد و از سوی اکثریت نسبت به اقلیت ظلم روا داشته شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشابه این نظریه را &amp;laquo;عبدالکریم سروش&amp;raquo; در سلسله سخنرانی&amp;zwnj;هایی تحت عنوان &amp;laquo;وجدان شرمگین&amp;raquo; مطرح ساخته است. وی با تأکید بر &amp;laquo;حق&amp;zwnj;محور&amp;raquo; بودن جوامع جدید، بر این باور است که تمامی لوازم و امکانات نظری و عملی در این جوامع در خدمت انسان قرار گرفته است تا بر اساس آن بتواند از حقوق خود بهره ببرد و آن&amp;zwnj;ها را محقق سازد. این امر موجب شده است تا در نظام اجتماعی و حتی زیستی انسان مدرن مشکلات عدیده&amp;zwnj;ای بروز کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;راهکار سروش برای حل اختلالات و معضلاتی که در دنیای مدرن در اثر استفاده حداکثری از &amp;laquo;حق&amp;raquo; به وجود آمده این است که در این جوامع &amp;laquo;شرم&amp;raquo; به مثابه یک فضیلت اخلاقی رواج یابد و این عنصر اخلاقی مانع از آن شود که افراد همواره بر ایفای حقوق خود تأکید بورزند و موجب شود که به صورت داوطلبانه از حقوق خود چشم&amp;zwnj;پوشی کنند. بر این اساس، سروش معتقد است که وجدان&amp;zwnj;های شرمگین، تمایل کمتری به استفاده از حقوق خود دارند و به عبارت دیگر پرهیزکارترند و گوشه چشمی به تکالیف نیز خواهند داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سروش در این سلسله مباحث از استبداد اکثریت و رابطه آن با شرم سخنی به میان نمی&amp;zwnj;آورد، اما می&amp;zwnj;توان آن نظریه را در این مورد نیز به کار بست. بدین گونه که اگر التزام به قاعده اکثریت یکی از شروط مهم تحقق دموکراسی و یکی از حقوق انکارناپذیر افراد است، آنگاه عنصری درونی و اصلی اخلاقی که آن را مقید و محدود می&amp;zwnj;سازد و اکثریت را وامی&amp;zwnj;دارد تا از این حق خود به نفع اقلیت چشم بپوشند شرم یا &amp;laquo;وجدان شرمگین&amp;raquo; است. در واقع می&amp;zwnj;توان این گونه نتیجه گرفت: افرادی که واجد این خصیصه اخلاقی هستند و آن را درونی کرده&amp;zwnj;اند، شرم دارند از اینکه صرفاً و به واسطه اینکه در موضع اکثریت قرار دارند حق تعیین سرنوشت یا حقوق فرهنگی و جمعی اقلیت&amp;zwnj;های ملی و قومی را نادیده بگیرند و مانع از شکوفایی و تحقق آن&amp;zwnj;ها شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ویل کیملیکا&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ویل کیملیکا، فیلسوف سیاسی کانادایی، یکی از نظریه&amp;zwnj;پردازان معاصر در زمینه حقوق اقلیت&amp;zwnj;های ملی/ قومی است. وی در نظریه چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی شهروندی تلاش کرده است در چارچوب فلسفه سیاسی لیبرال، مبنا و نظریه&amp;zwnj;ای جدید برای حقوق اقلیت&amp;zwnj;های قومی/ ملی ارائه دهد و بی&amp;zwnj;توجهی به مسئله حقوق اقلیت&amp;zwnj;های قومی در سنت نظریه سیاسی لیبرال در فاصله سال&amp;zwnj;های پایان جنگ جهانی دوم و ابتدای دهه نود میلادی را با این پروژه جبران کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;174&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/escif_valencia-riot-police-book_feb121.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ویل کیملیکا:&amp;nbsp;چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی زمانی به خوبی عمل می&amp;zwnj;کند، مفید است و اقلیت&amp;zwnj;های ملی و قومی نیز خواهان آن هستند که روابط میان حکومت و اقلیت&amp;zwnj;ها مبتنی بر سیاست اجتماعی باشد نه نگرش امنیتی. امنیتی شدن روابط حکومت با اقلیت&amp;zwnj;های قومی و به ویژه اقلیت&amp;zwnj;های ملی، موجب می&amp;zwnj;شود که این اقلیت&amp;zwnj;ها همواره به عنوان تهدید و ستون پنجم نیروهای نظامی دشمن قلمداد شوند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی را بخشی از جنبش فراگیر&amp;zwnj;تر حقوق بشری می&amp;zwnj;داند که تنوع قومی و نژادی را لحاظ می&amp;zwnj;کند. نکات کلیدی نظریه وی در مورد اقلیت&amp;zwnj;ها عبارت است از:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;احقاق حقوق جمعی اقلیت&amp;zwnj;های ملی با اولویت دادن لیبرال- دموکراسی به مسئله حقوق و آزادی&amp;zwnj;های فردی منافاتی ندارد و بلکه با آن کاملاً قابل جمع است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- حقوق گروه- جدایش یافته حقوقی هستند که به گروه&amp;zwnj;ها تعلق می&amp;zwnj;یابند و نه افراد و عبارتند از:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;الف - حقوق خودگردانی؛&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ب - حقوق چندقومی؛&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ج- حقوق نمایندگی ویژه.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- حقوق آخر به معنای سهم ویژه دادن به اقلیت&amp;zwnj;های ملی در نهادهای تصمیم&amp;zwnj;گیری کلان کشور است. از نظر کیملیکا حقوق اول و سوم منحصر به اقلیت&amp;zwnj;های ملی است، و حق دوم متعلق به مهاجران.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- التزام به اصول پایه یک نظام لیبرال- دموکراتیک شرط لازم برای احقاق حقوق اقلیت&amp;zwnj;های ملی، به خصوص حق خودگردانی است و اینکه یک اقلیت ملی بخواهد بر اساس حق خودگردانی، سیستمی غیر لیبرال و ضایع کننده حقوق اقلیت&amp;zwnj;هایی که خود در محدوده قلمرو اقلیت ملی مورد نظر زندگی می&amp;zwnj;کنند بنا کند، غیر قابل پذیرش است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- یک نظریه لیبرال حقوق اقلیت&amp;zwnj;ها بنابراین باید نشان دهد که چگونه حقوق اقلیت&amp;zwnj;ها با حقوق بشر قابل جمع است و چگونه حقوق اقلیت&amp;zwnj;ها محدود و مقید به اصول آزادی فردی، دموکراسی و عدالت اجتماعی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی زمانی که به خوبی عمل می&amp;zwnj;کند، مفید است و اقلیت&amp;zwnj;های ملی و قومی نیز خواهان آن هستند که روابط میان حکومت و اقلیت&amp;zwnj;ها مبتنی بر سیاست اجتماعی باشد نه نگرش امنیتی. امنیتی شدن روابط حکومت با اقلیت&amp;zwnj;های قومی و به ویژه اقلیت&amp;zwnj;های ملی، موجب می&amp;zwnj;شود که این اقلیت&amp;zwnj;ها همواره به عنوان تهدید و ستون پنجم نیروهای نظامی دشمن قلمداد شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی صرفاً بر تفاوت&amp;zwnj;ها و احقاق حقوق فرهنگی تأکید ندارد بلکه تلاش برای رفع نابرابری&amp;zwnj;های اقتصادی و سیاسی را نیز مد نظر دارد. به عبارت دیگر ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- تأکید صرف بر برخی از عناصر فرهنگی متفاوت و پاسداشت آن&amp;zwnj;ها به مثابه سیاست احقاق حقوق و توجه به تنوع فرهنگی به جای تحقق این اهداف، ممکن است منجر به تقویت تعصب، باورهای قالبی و در نتیجه قطبی شدن هرچه بیشتر روابط قومی در جامعه شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- سیاست&amp;zwnj;های چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی، علاوه بر تقویت فرهنگ و هویت خاص مربوط به اقلیت&amp;zwnj;ها، شامل سیاست&amp;zwnj;هایی در جهت دستیابی اقلیت&amp;zwnj;های قومی و ملی به مشارکت در قدرت سیاسی و فرصت&amp;zwnj;های اقتصادی نیز می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- سیاست چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی نه تنها منکر و مانع تغییر فرهنگی نیست، بلکه در مقابل عمیقاً پروژه انتقال فرهنگی مبتنی بر شهروندی را هم در اقلیت و هم در اکثریت پیگیری می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جان کلام اینکه در پروژه سیاست چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی شهروندی کیملیکا، اجتناب از نگرش امنیتی در روابط میان حکومت و اقلیت&amp;zwnj;ها، رعایت حقوق بشر و عمل در چارچوب لیبرال دموکراسی و تأکید بر چندبعدی بودن چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی نقش اساسی دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نتیجه&amp;zwnj;گیری&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از مباحث فوق چه نتیجه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;توان گرفت؟ آیا باید همچنان بر طبل جدایی و دموکراسی اکثریتی باید کوبید یا راه سوم و دیگری نیز در این میان وجود دارد؟ آیا در میان روشنفکران و فعالان سیاسی، زمینه نظری و عملی و عزم لازم برای پرهیز از دموکراسی ژاکوبنی یا دیکتاتوری اکثریت وجود دارد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به طور خلاصه باید گفت اگر هدف از فعالیت سیاسی و زندگی اجتماعی، تحقق عدالت باشد به دلایل مختلف که ذکر آن رفت، جدایی، بهترین چاره یا مناسب&amp;zwnj;ترین راه حل نیست. در واقع بدون رهایی از دام و پارادوکس دموکراسی، در شرایطی که جدایی نیز میسر و ممکن باشد، امکان دستیابی به فضیلتی به نام عدالت، همچنان دور&amp;zwnj;تر و دشوار&amp;zwnj;تر خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دیکتاتوری اکثریت ما را در برابر دو گزاره پارادوکسیکال قرار می&amp;zwnj;دهد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;الف: پذیرش دیکتاتوری اکثریت عادلانه و در نتیجه دموکراتیک نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ب: عدم پذیرش رأی اکثریت نیز با اصول دموکراسی سازگار نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در میان بسیاری از فعالان سیاسی و روشنفکران که شکاف اصلی سیاسی و اجتماعی را شکاف دموکراسی و استبداد می&amp;zwnj;دانند فقط گزاره &amp;laquo;ب&amp;raquo; مورد توجه و تأکید قرار می&amp;zwnj;گیرد و گزاره &amp;laquo;الف&amp;raquo; که دیکتاتوری اکثریت را با دیگر اصول دموکراسی سازگار نمی&amp;zwnj;داند، نادیده می&amp;zwnj;گیرند. بدین ترتیب دموکراسی اکثریتی را پارادوکسیکال نمی&amp;zwnj;دانند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در میان احزاب و جریان&amp;zwnj;های سیاسی موجود در ایران- چه آن&amp;zwnj;ها که اهداف و آرمان&amp;zwnj;های دموکراتیک دارند یا نه- هیچکدام طرح و راهکار مشخصی که عادلانه و مبتنی بر اصول و قواعد حقوق بشر و متضمن احقاق حقوق جمعی و گروهی اقلیت&amp;zwnj;های قومی و ملی باشد، ارائه نداده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;244&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/spiritualityandrightsofothers.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر هدف از فعالیت سیاسی و زندگی اجتماعی، تحقق عدالت باشد به دلایل مختلف که ذکر آن رفت، جدایی، بهترین چاره یا مناسب&amp;zwnj;ترین راه حل نیست. در واقع بدون رهایی از دام و پارادوکس دموکراسی، در شرایطی که جدایی نیز میسر و ممکن باشد، امکان دستیابی به فضیلتی به نام عدالت، همچنان دور&amp;zwnj;تر و دشوار&amp;zwnj;تر خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این عدم توجه به گونه&amp;zwnj;ای است که بسیاری از آن&amp;zwnj;ها حتی از قانون اساسی مشروطه که انجمن&amp;zwnj;های ایالتی و ولایتی را به مثابه راه حلی برای تنوع قومی و ملی در ایران در نظر گرفته بود، نادیده می&amp;zwnj;گیرند و حاضر نیستند در آن حد و سطح نیز به حقوق اقلیت&amp;zwnj;ها توجه کنند و از آن حمایت یا حداقل در مورد آن بحث کنند. برای نمونه در میان روشنفکران و در میان فعالان سیاسی از مباحثی که &amp;laquo;نراقی&amp;raquo;، &amp;laquo;ملکیان&amp;raquo; و &amp;laquo;رحمانی&amp;raquo; که به نوعی از حقوق جمعی اقلیت&amp;zwnj;ها حمایت کرده&amp;zwnj;اند یا راهکاری برای پرهیز از دیکتاتوری اکثریت ارائه کرده&amp;zwnj;اند، هیچ استقبالی نشده است. نکته جالب در این میان آن است که عدم استقبال از این گونه مباحث فقط شامل طرفداران دموکراسی ژاکوبنی یا دیکتاتوری اکثریت نمی&amp;zwnj;شود بلکه عدم توجه به منتقدین دیکتاتوری اکثریت و نظریات آنان در میان طرفداران جدایی نیز به وفور دیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حضور پررنگ و سنگین ناسیونالیسم ایرانی در فضای روشنفکری و سیاسی ایران موجب شده است که به جای ترویج سرمایه اجتماعی برون&amp;zwnj;گروهی که مبتنی بر پیوندهای ضعیف میان شهروندان و افراد است و اعتماد عام میان تمام شهروندان فارغ از انواع وابستگی&amp;zwnj;ها را به وجود می&amp;zwnj;آورد، سرمایه اجتماعی درون&amp;zwnj;گروهی که خط&amp;zwnj;کشی&amp;zwnj;ها و مرزهای متعصبانه را ایجاد و شعاع اعتماد را محدود می&amp;zwnj;کند، گسترش یابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای نمونه به توصیفی که از سوی دوستان و همفکران مرحوم وحید میرزاده از وی شده است، اشاره می&amp;zwnj;شود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;مرتضی کاظمیان: او (میرزاده) یک کرد وطن&amp;zwnj;دوست و طرفدار تمامیت ارضی ایران بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;رضا علیجانی: در جمع&amp;zwnj;ها و جبهه&amp;zwnj;های مختلف کردی فعال بود و در همه جا سخن&amp;zwnj;اش دفاع از حقوق مردم کرد، اما در چارچوب منافع ملی و حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;حسن یوسفی اشکوری: اهل مدارا و همگرایی بود و در این راه می&amp;zwnj;کوشید و اصولاً از ظرفیت ائتلاف خوبی برخوردار بود. به ویژه وی به دلیل کرد بودن نقش خوب و مؤثری در همگرایی&amp;zwnj;های اصلاح&amp;zwnj;طلبانه در میان کردان ایفا می&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این شیوه برخورد و توصیف افراد که مبتنی بر مرزبندی و تقسیم شهروندان به خودی و غیر خودی است به تدریج در نقطه مقابل نیز دیده می&amp;zwnj;شود و آنان نیز شهروندان ایرانی را به طور خاص و انسان&amp;zwnj;ها به طور عام به کرد و غیر کرد تقسیم می&amp;zwnj;کنند. دستیابی به مدال المپیک تنها زمانی موجب افتخار است که یک کرد آن را کسب کند یا کسب رتبه اول کنکور توسط یک دختر کرد، در رسانه&amp;zwnj;ها به مثابه یک عامل هویت&amp;zwnj;بخش مورد توجه قرار می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این میان اما &amp;laquo;تقی رحمانی&amp;raquo; که نگاهی متفاوت به مسئله اقلیت&amp;zwnj;های ملی و قومی دارد در مورد مرحوم وحید میرزاده و تلاش وی برای گفت&amp;zwnj;وگو و تفاهم به گونه&amp;zwnj;ای دیگر سخن می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;او بعد&amp;zwnj;ها تلاش کرد که میان جریان&amp;zwnj;های مدنی و سیاسی کردی با مرکز تفاهم و گفتگو برقرار کند. کاری که جریان ملی- مذهبی با فراز و نشیب&amp;zwnj;هایی در پی آن بوده است. چراکه دموکراسی ملی یعنی دموکراسی برای همه اقوام ایرانی، اصناف و زنان ایرانی است.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حقیقت یکی از علل عدم استقرار دموکراسی در ایران که مغفول مانده است وجود ناسیونالیسم است که بیشتر از گفتمان حقوق بشر و حقوق طبیعی، کنش و مواضع سیاسی طرفداران دموکراسی را تحت تأثیر قرار داده و موجب شده است که روند دموکراسی&amp;zwnj;خواهی را به جای اینکه با اوراق&amp;zwnj;سازی قدرت، عدالت و رعایت حقوق فردی و جمعی شهروندان و اقلیت&amp;zwnj;ها درآمیزند، آن را با &amp;laquo;درون&amp;zwnj;جوشی، ملی و وطن&amp;zwnj;خواهانه بودن&amp;raquo; محدود و تا حد زیادی منحرف سازند تا به مخرج مشترک مهمی برای همگرایی بین بسیاری از نیرو&amp;zwnj;ها و گرایش&amp;zwnj;های سیاسی تبدیل شود. از سوی دیگر اولویت ناسیونالیسم بر دموکراسی در صد سال اخیر موجب شده است که همواره نیروهای دموکراسی&amp;zwnj;خواه با توجیهات ناسیونالیستی از قبیل حفظ تمامیت ارضی و حفظ ایران و... از تقسیم و اوراق قدرت هراس داشته باشند و دموکراسی را در پستوی خانه بگذارند و خود نیز به حاشیه&amp;zwnj;نشینی در فضای سیاسی ایران بسنده کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علاوه بر این، رگه&amp;zwnj;هایی از نگرش شرق&amp;zwnj;شناسانه نیز در این زمینه به چشم می&amp;zwnj;خورد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;پیام تسلیت اعضای جبهه ملی:&amp;zwnj; پور سرزمین دلاورخیز کرمانشاهان؛&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;رضا علیجانی: همیشه ته لهجه شیرین کرمانشاهی&amp;zwnj;اش فرایادمان می&amp;zwnj;آورد خاستگاه او را. به شوخی &amp;laquo;روله پهلوان&amp;raquo; می&amp;zwnj;خواندمش.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برجسته کردن چند عنصر فرهنگی و تقلیل فرهنگ یک قوم یا ملت به آن عناصر و نادیده گرفتن حقوق یا وضعیت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن&amp;zwnj;ها یکی از ویژگی&amp;zwnj;های اصلی نگرش شرق&amp;zwnj;شناسانه است که در اینجا به چشم می&amp;zwnj;خورد. &amp;laquo;کیملیکا&amp;raquo; نیز این شیوه برخورد با اقلیت&amp;zwnj;ها را به مثابه نوعی بدفهمی از چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی تلقی می&amp;zwnj;کند. این نگرش باعث فرسایش سرمایه اجتماعی برون&amp;zwnj;گروهی و گسترش شعاع اعتماد در سطح کشور می&amp;zwnj;شود و با توجه به اینکه شعاع اعتماد را بر اساس مرز&amp;zwnj;ها و خط&amp;zwnj;کشیهای مختلف محدود می&amp;zwnj;سازد تلاش برای دستیابی به تفاهم و گفت&amp;zwnj;وگو و در نتیجه دموکراسی را بسیار دشوار می&amp;zwnj;سازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سوی دیگر، اگرچه در این نگرش، به ظاهر خشونت و نگرش امنیتی نفی می&amp;zwnj;شود، اما در واقع در بسیاری از موارد در برابر روش&amp;zwnj;ها و برنامه&amp;zwnj;های آن سکوت پیشه می&amp;zwnj;کنند و گاهی از مفاهیمی که نگرش امنیتی به وجود آورده است، بهره نیز می&amp;zwnj;برند. نگرش امنیتی نسبت به اقلیت&amp;zwnj;های قومی و ملی برای توجیه کاربرد روش&amp;zwnj;های خشونت&amp;zwnj;آمیز، به جعل مفاهیم متناسب با آن روش&amp;zwnj;ها نیز می&amp;zwnj;پردازند. مخالفت با سیاست یکسان&amp;zwnj;سازی فرهنگی به واگرایی و موافقت با تقسیم قدرت و تمرکززدایی از آن به تجزیه طلبی تعبیر می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پانویس&lt;/b&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;* خالد توکلی، جامعه&amp;zwnj;شناس و استاد دانشگاه&amp;zwnj;های کردستان است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تصاویر&lt;/b&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱ &amp;ndash; اثر دونالد پس، منبع: &lt;a href=&quot;http://beinart.org/artists/donald-pass/gallery/drawings/&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲ &amp;ndash; منبع: &lt;a href=&quot;http://yomgedid.kenanaonline.com/photos/1173779644&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳ &amp;ndash; نقاشی اثر لیناس گارسیس.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴ &amp;ndash; منبع: &lt;a href=&quot;http://arabic.rt.com/news_all_news/news/45412/&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵ &amp;ndash; منبع: &lt;a href=&quot;http://museumvictoria.com.au/immigrationmuseum/whatson/past-exhibitions/survival-of-a-culture-kurds-in-australia/kine-em-we-the-kurds/&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶ &amp;ndash; منبع: اینجا.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷ &amp;ndash; اثر هنرمند دیوارنگار اسپانیایی اسکیف، منبع: &lt;a href=&quot;http://www.visualtherapyonline.com/?cat=37&amp;amp;paged=6&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸ &amp;ndash; اثر اندرو فیلیکس، منبع: &lt;a href=&quot;http://www.design21sdn.com/competitions/21/entries/8299/gallery&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/08/18/18412#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D9%88%D9%85%DB%8C">اقلیت‌های قومی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12243">جدایی‌طلبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9177">خالد توکلی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Sat, 18 Aug 2012 02:50:25 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">18412 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>فریبرز رئیس‌دانا و حمایت از زحمتکشان </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/07/10/16830</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/07/10/16830&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    علی افشاری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;284&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/javad-montazeri.jpg?1342375462&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;علی افشاری - فریبرز رئیس دانا از چهره&amp;zwnj;های شاخص سیاست و اقتصاد ایران در دو دهه اخیر است. این فعال چپ&amp;zwnj;گرا از جایگاه یک استاد دانشگاه، کارشناس اقتصادی و نویسنده در زمینه دفاع از عرصه عمومی و حقوق پایمال شده افراد و کارزار برای آزادی و عدالت فعال بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او کوشش&amp;zwnj;گر خستگی ناپذیر بهبود وضعیت کارگران، افزایش رفاه آنان و کاهش مناسبات استثمارگرانه در اقتصاد است. نگارنده اگرچه با تمامی نظرات اقتصادی و سیاسی فریبرز رئیس دانا موافق نیست، ولی اصل دغدغه و تلاش وی برای بنا کردن وضعیت انسانی و توزیع عادلانه درآمد برای تمامی عوامل تولید را ارج می&amp;zwnj;نهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فریبرز رئیس دانا حامی و مدافع پیگیر اقشار آسیب&amp;zwnj;پذیر و کارگران ایرانی در تمامی کش و قوس&amp;zwnj;های اقتصادی ایران پس از انقلاب است. در تمامی مقاطع می&amp;zwnj;توان تلاش&amp;zwnj;های مجدانه و دغدغه&amp;zwnj;های دلسورانه وی را مشاهده کرد که نه فقط در جایگاه یک فعال چپ عدالتخواه و از منظر آرمانگرایانه بلکه به عنوان کارشناسی اقتصادی و در عرصه عمل نیز به دنبال تدوین راهی برای تحقق حقوق کارگران است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او آرمان و پراتیک را باهم در می&amp;zwnj;آمیخت. از اینرو وقتی طرح حذف یارانه&amp;zwnj;ها اجرا شد علی&amp;zwnj;رغم هشدار&amp;zwnj;های محافل امنیتی، شجاعانه به میدان آمد و انتقاداتش را مطرح کرد و اینک نیز تاوان آن را در زندان پس می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تلاش برای عدالت و دموکراسی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;فعالیت&amp;zwnj;های انتقادی و اعتراضی فریبرز رئیس&amp;zwnj;دانا تنها در عرصه اقتصادی و &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;حرکت&amp;zwnj;های&lt;/span&gt; عدالت&amp;zwnj;طلبانه محدود نمی&amp;zwnj;شود. وی در حوزه سیاست و گذار برای دموکراسی نیز فعالیت مستمر و معقول داشته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فریبرز رئیس&amp;zwnj;دانا محدوده همکاری&amp;zwnj;هایش را در حصار تنگ هم&amp;zwnj;مسلکان خود قرار نمی&amp;zwnj;داد. وی از همکاری با دیگر گرایش&amp;zwnj;ها استقبال می&amp;zwnj;کرد. زمانی بیانیه&amp;zwnj;های ملی - مذهبی را امضا می&amp;zwnj;کرد. در دوران انتخابات مجلس ششم شاهد بودم که وقتی رد صلاحیت شد خوشحال بود دیگرانی هستند که می&amp;zwnj;توانند حرکت را جلو ببرند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هرکسی که در این سال&amp;zwnj;ها به زندان رفته، از حمایت وی برخوردار بوده است. او در این خصوص فقط مسائل انسانی و حقوق افراد را در نظر می&amp;zwnj;گرفت و در چهارچوب علایق خاص ایدئولوژیک و سیاسی خود عمل نمی&amp;zwnj;کردو روی او به همه کوشندگان راه آزادی و رهایی باز بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی همچنین در کانون نویسندگان از چهره&amp;zwnj;های اصلی در دفاع از آزادی بی حد و حصر اندیشه و بیان بوده است. وی فعالیت حرفه&amp;zwnj;ای در جایگاه یک نویسنده و استاد دانشگاه را با حق&amp;zwnj;طلبی، دفاع از آزادی&amp;zwnj;های آکادمیک و تلاش برای تحقق خواست مردم عجین کرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فریبرز رئیس&amp;zwnj;دانا محدوده همکاری&amp;zwnj;هایش را در حصار تنگ هم&amp;zwnj;مسلکان خود قرار نمی&amp;zwnj;داد. وی از همکاری با دیگر گرایش&amp;zwnj;ها استقبال می&amp;zwnj;کرد. زمانی بیانیه&amp;zwnj;های ملی - مذهبی را امضا می&amp;zwnj;کرد. در دوران انتخابات مجلس ششم شاهد بودم که وقتی رد صلاحیت شد خوشحال بود دیگرانی هستند که می&amp;zwnj;توانند حرکت را جلو ببرند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اهل انزواطلبی سیاسی و اقدامات رادیکالی نبود که منجر به گسست از جامعه و برایند موضع&amp;zwnj;گیری نیرو&amp;zwnj;های اجتماعی منتقد وضع موجود می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او هیچگاه هدف شخصی را در سیاست دنبال نکرده و همواره دغدغه عمومی پیشرفت کشور و آسایش ملت راهنمای عملش بوده است. نخبه&amp;zwnj;گرایی در قاموس او جایگاهی نداشته و مردم&amp;zwnj;مداری و با توده مردم همراه بودن و غم آنان را داشتن را به عنوان مسیر حرکت خود برگزیده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی در سیاست نیز مسیر افراط را نپیموده و همیشه برخورد منطقی و در عین حال محکم داشته است. مجموعه این خصایل و در صدر همه آنها مروت سیاسی باعث شده تا وی جایگاهی خاص در عرصه سیاسی ایران داشته باشد. همچنین نامش در میان چهره&amp;zwnj;های شاخص فعال در اقتصاد سیاسی قرار بگیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فارغ از چپ و راست، مذهبی و غیر مذهبی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حرفه اصلی فریبرز رئیس دانا، استادی دانشگاه و پژوهشگری است، اما تعهد وی به رعایت سنت روشنگری و پرنسیب دانشگاه باعث شد تا از تدریس در دانشگاه&amp;zwnj;ها محروم شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او به مثابه دیگر دانشگاهیان متعهد سرمایه جامعه دانشگاهی کشور برای استقرار استقلال دانشگاه و رهایی عرصه علم و فرهنگ از سلطه دولت و سانسور است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;409&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/reiis_dana1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کارنامه عملی رئیس دانا بیانگر پایبندی و اعتقاد عمیق وی به موازین حقوق بشر و دفاع از حقوق انسانی افراد است. او در این خصوص فرقی بین افراد نمی&amp;zwnj;گذاشت. اگر برنامه&amp;zwnj;ای برای دفاع از آزادی زندانیان سیاسی بود فعالانه شرکت می&amp;zwnj;کرد. در این مسیر چپ و راست، مذهبی و غیر مذهبی، معروف و گمنام برای وی مطرح نبود.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کارنامه عملی رئیس دانا بیانگر پایبندی و اعتقاد عمیق وی به موازین حقوق بشر و دفاع از حقوق انسانی افراد است. او در این خصوص فرقی بین افراد نمی&amp;zwnj;گذاشت. اگر برنامه&amp;zwnj;ای برای دفاع از آزادی زندانیان سیاسی بود فعالانه شرکت می&amp;zwnj;کرد. در این مسیر چپ و راست، مذهبی و غیر مذهبی، معروف و گمنام برای وی مطرح نبود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همچنین از هر گشایشی در عرصه سیاسی استقبال می&amp;zwnj;کرد. حداکثرگرا نبود، بلکه واقع&amp;zwnj;بینانه برخورد می&amp;zwnj;کرد؛ منتها سیاست&amp;zwnj;ورزی اصول&amp;zwnj;گرا و دارای چهارچوب است. پراگماتیسم در قاموس وی راهی برای کنار گذاشتن همه پرنسیب&amp;zwnj;ها و اصول کار درست سیاسی نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نخستین&amp;zwnj;بار که وی را در کنفرانسی پیرامون توسعه در سال ۱۳۷۲ در دانشگاه صنعتی امیرکبیر دیدم که با زدن کراوات کاملاً در جمع مدعوین انگشت&amp;zwnj;نما بود، احترامم را برانگیخت. این احترام در طول سال&amp;zwnj;های بعد که با آشنایی بیشتری همراه شد افزایش یافت. حضور در کنفرانس برلین، اعتراض به حبس اکبر گنجی در مقابل بیمارستان میلاد، جلسات سخنرانی در دانشگاه&amp;zwnj;ها و تبادل نظر، تجمع در جلوی زندان اوین برای آزادی ناصر زرافشان، تحریم انتخابات ریاست جمهوری نهم و ... دیگر مقاطعی هستند که از نزدیک شاهد فعالیت&amp;zwnj;ها و موضع اصولی رئیس&amp;zwnj;دانا بودم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینک فریبرز رئیس&amp;zwnj;دانا در پشت میله&amp;zwnj;های زندان است. در دورانی که وی آزاد بود همواره پشتیبان و مایه دلگرمی دستانی بود که اسیر ساختار سلطه بودند. حال نوبت ادای دین همه کسانی است که مورد حمایت وی بوده&amp;zwnj;اند. همچنین تمامی افرادی که دل در گرو بسط عدالت اجتماعی، آزادی، استقلال دانشگاه و گذار مسالمت&amp;zwnj;آمیز به دموکراسی دارند شایسته است تا خواستار آزادی و رهایی از حکم ناموجه، ظالمانه و سیاسی وی شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حکم زندان وی لکه ننگی دیگر بر کارنامه قضایی و سیاسی جمهوری اسلامی است که انتقاد پژوهشگری را که سلاحی جز انتقاد ندارد، تاب نمی&amp;zwnj;آورد و برای اجرای برنامه&amp;zwnj;ای که مدعی تاثیر مثبت آن در کاهش فقر و افزایش عدالت است، منتقدان را راهی زندان می&amp;zwnj;کند. این برخورد نشانگر بی اساسی و دروغین بودن ادعای حکومت در اهمیت دادن به شعار عدالت است. حکومتی که دغدغه عدالت را دارد و ریاکارانه وفریبکارانه در این باب سخن نمی&amp;zwnj;گوید، نه تنها از انتقاد فردی عدالت&amp;zwnj;طلب و مدافع حقوق طبقات پایین بر نمی&amp;zwnj;آشوبد، بلکه چنین افرادی را در فرایند تصمیم&amp;zwnj;سازی و تصمیم&amp;zwnj;گیری مشارکت می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دیری نخواهد کشید که دوران حبس فریبرز رئیس&amp;zwnj;دانا به پایان می&amp;zwnj;رسد و وی با سرافرازی پا به بیرون خواهد گذاشت، اما این سرافکندگی از دامان حکومتی مدعی عدالت&amp;zwnj;ورزی پاک نخواهد شد که کوشنده&amp;zwnj;ای عدالت&amp;zwnj;طلب را برای بیان نظر انتقادی راهی زندان کرد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/07/10/16830#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C">زندانیان سیاسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3169">علی افشاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%B2-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7">فریبرز رئیس‌دانا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Tue, 10 Jul 2012 14:12:10 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">16830 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تحریم و دموکراسی </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/08/16784</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/08/16784&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اسماعیل جلیلوند        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;470&quot; height=&quot;304&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/sanctions.jpg?1342115108&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اسماعیل جلیلوند &amp;minus; این روزها شاید هیچ واژه&amp;zwnj;ای به اندازه تحریم در گفت&amp;zwnj;وگوهای روزمره مردم ایران به کار نرود. در جامعه، آثار تحریم&amp;zwnj;ها در زمینه&amp;zwnj;های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی قابل مشاهده است. این در حالی است که عده&amp;zwnj;ای تحریم&amp;zwnj;ها را فرصتی برای ایجاد شکاف در ساختار قدرت و غرق شدن حکومت در باتلاق ناکارآمدی می&amp;zwnj;دانند. اما تحریم&amp;zwnj;های همه جانبه مخالفانی نیز دارند و نظر اکثر این مخالفان معطوف است بر اثرات منفی تحریم&amp;zwnj;ها بر قشرهای آسیب پذیر جامعه و ناکارآمد بودن این فشارهای اقتصادی در تغییر منش و روش حکومت جمهوری اسلامی.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع این نوشته نقد تحریم&amp;zwnj;های وضع شده است از زاویه تشریح علل ناکارآمدی و مخاطرات این تحریم&amp;zwnj;ها برای تحولی در ساختار سیاسی به سوی دموکراسی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چرایی و اهداف تحریم&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمود احمدی نژاد در تاریخ ۲۲ فرودین ماه سال ۱۳۸۸، خبر دستیابی به چرخه&amp;zwnj;ی سوخت هسته&amp;zwnj;ای را در ایران اعلام کرد. در لحظه&amp;zwnj;ی اعلام این خبر در دانشگاه علوم رضوی در مشهد که نوعی پیام بین المللی به شمار می&amp;zwnj;رفت، سران ارشد نظامی ایران در کنار وی حضور داشتند، در حالی که در عرف بین المللی در زمان اعلام چنین اخباری از سوی شخص اول دستگاه اجرایی کشور، معاون اول و وزیر امور امور خارجه در کنار رییس جمهور قرار می&amp;zwnj;گیرند. آیا این یک پیام نظامی به غرب بود؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و پرسش اساسی این بود و هست که:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا ایران واقعا به دنبال سلاح هسته&amp;zwnj;ای است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر هست چه هدفی را از دستیابی به آن دنبال می&amp;zwnj;کند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چه تفاوتی بین جمهوری اسلامی اتمی و پاکستان اتمی که در ساختار قدرت آن بنیادگرایان پرنفوذ هستند، وجود دارد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جمهوری اسلامی چه تفاوتی با حکومت&amp;zwnj;های استبدادی منطقه دارد که واکنش قدرت&amp;zwnj;های جهانی را بر می&amp;zwnj;انگیزد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مسئله&amp;zwnj;ی حقوق بشر عربستان و امارات یا ایران، کدام کارنامه&amp;zwnj;ی سیاه تری دارند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حمایت از گروه&amp;zwnj;های سلفی مذهبی مانند القاعده که بنیادگرایی مذهبی را به شدیدترین شکل ممکن ترویج می&amp;zwnj;کنند، کدام یک نقش موثرتری دارند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کدام یک از متحدان غیر دموکراتیک غرب برای ایجاد تحولات دموکراتیک مورد فشار شدید قدرت&amp;zwnj;های جهانی بوده اند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از قدرت&amp;zwnj;های جدید اقتصادی و سیاسی در ساختار نسبتا بستۀ سیاست بین الملل استقبال گرمی به عمل نمی&amp;zwnj;آید، چرا که این قدرت&amp;zwnj;ها&amp;zwnj;ی کوچک، توازن سیاسی نظام بین الملل را با بحران مواجه می&amp;zwnj;کنند. در مقابل قدرت&amp;zwnj;های بزرگ می&amp;zwnj;کوشند از طریق ایجاد اتحاد و ائتلاف&amp;zwnj;های متعدد سیاسی و اقتصادی وبرقراری توازن قدرت در میان بازیگران کوچک منطقه ای، ضمن حفظ متحدان قابل اعتماد، برای اهداف دراز مدت خود نیز برنامه ریزی کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما به همان میزان که مسئله&amp;zwnj;ی نفوذ در کشورهای کوچک برای قدرت&amp;zwnj;های جهانی حائز اهمیت است برای قدرت&amp;zwnj;های منطقه ای، بازدارندگی از حملات نظامی و اقتصادی قدرت&amp;zwnj;های بزرگ لازم و ضروری به نظر می&amp;zwnj;رسد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایران راه اتصال منطقه&amp;zwnj;ی خلیج فارس به آسیای میانه و قفقاز است، از کوتاهترین و به صرفه&amp;zwnj;ترین راه&amp;zwnj;های جغرافیایی ترانزیت کالا بوده و بازار مصرف اقتصادی بزرگی دارد، افکار عمومی آن نیز بسیار بیش از سایر کشورهای منطقه به غرب تمایل دارد. از سوی دیگر ایران از غنی&amp;zwnj;ترین کشورهای جهان به لحاظ منابع طبیعی به شمار می&amp;zwnj;رود و ایدئولوژی مسلط شیعی، مزیت نسبی آن برای اثر گذاری بر کشورها و جنبش&amp;zwnj;های کوچک&amp;zwnj;تر شیعی مذهب منطقه است که تمایل کمتری به قدرت&amp;zwnj;های سنی مذهب مانند عربستان دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این میان قدرت&amp;zwnj;های درگیر در عرصه&amp;zwnj;ی جهانی که در حال حاضر چین و روسیه از یک سو و آمریکا و اتحادیه اروپا در سوی دیگرند، می&amp;zwnj;کوشند ضمن جلوگیری از گسترش دایره نفوذ ایران، این کشور را به حوزه&amp;zwnj;ی نفوذ سیاسی خود تبدیل کنند. حوزه&amp;zwnj;ی نفوذی که در حال حاضر به دلائل متعدد تاریخی و سیاسی بیش از غرب در اختیار چین و روسیه است.&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در صورت وقوع جنگ احتمالی که می&amp;zwnj;تواند تمام منطقه در برگیرد، حضور اپوزیسیون و مخالفان در جامعه فاقد معنا و مفهوم خواهد بود و استقلال سیاسی و اقتصادی ایران که تنها دستاورد انقلاب و جنگ برای کشور است با خطر مواجه خواهد شد. علاوه بر این روشن نیست که جنگ تا چه زمانی به طول خواهد انجامید و برقراری ثبات سیاسی در کشور تا چه زمانی به محاق خواهد رفت. تحریم&amp;zwnj;های شدید اقتصادی &amp;minus; چه این تحریم&amp;zwnj;ها به هر شیو ه&amp;zwnj;ای منجر به تغییر حکومت شود و چه با دریافت امتیازاتی از حکومت به آن&amp;zwnj;ها خاتمه داده شود &amp;minus; صرفا به تعویق توسعه سیاسی و اجتماعی در ایران منجر خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حاکمان ایران نیز می&amp;zwnj;کوشند ضمن حفظ نظم و انسجام داخلی کشور با هر ابزار مشروع یا نامشروع، حوزه&amp;zwnj;ی نفوذ قدرت خود را در منطقه گسترش دهند. در این راستا اثر گذاری بر حزب الله لبنان، حکومت&amp;zwnj;های سوریه، عراق و افغانستان و جنبش&amp;zwnj;های جهادی ضد اسرائیلی از مهمترین اهداف منطقه&amp;zwnj;ای جمهوری اسلامی هستند. از سوی دیگر جمهوری اسلامی می&amp;zwnj;کوشد در حوزه&amp;zwnj;ی فرا منطقه&amp;zwnj;ای نیز به میزان توانش حضور داشته باشد. تلاش برای عضویت در پیمان همکاری&amp;zwnj;های شانگهای، حضور اقتصادی در کشورهای آمریکای جنوبی و کوشش برای برقراری ارتباط با حکومت اسلام گرای مصر از نمونه این فعالیت&amp;zwnj;ها هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ادامه&amp;zwnj;ی همین مسیر است که جمهوری اسلامی می&amp;zwnj;خواهد که به توان تولید سوخت هسته&amp;zwnj;ای دست یابد، چرا که دست&amp;zwnj;یابی بهآن به معنای توانایی ایران در ساخت سلاح هسته&amp;zwnj;ای نیز خواهد بود. از طرفی به نظر می&amp;zwnj;رسد که حاکمان ایران از عواقب ویران کننده&amp;zwnj;ی استفاده از سلاح&amp;zwnj;های هسته&amp;zwnj;ای بی&amp;zwnj;خبر نباشند، اما تلاش احتمالی برای دست یابی به چنین سلاح&amp;zwnj;هایی به یقین در راستای تقویت بازدارندگی نظامی حکومت و حفظ قدرت و نفوذ آن در منطقه و تضمیینی برای ادامه&amp;zwnj;ی مسیر در راهی است که تا پیش از این پیموده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از طرف دیگر قدرت&amp;zwnj;های جهانی در این مورد رفتار دوگانه&amp;zwnj;ای با ایران دارند. از یک سو همگی می&amp;zwnj;کوشند که دایره&amp;zwnj;ی قدرتجمهوری را اسلامی را محدود نمایند و از سوی دیگر با توجه به تمایل ایران به چین و روسیه به عنوان متحدان جهانی، دچار تقابل منافع شده و به اتخاذ مواضع متضاد روی می&amp;zwnj;آورند. به عبارت دیگر اتخاذ رویکرد تحریم&amp;zwnj;های شدید اقتصادی به دلیل پیگیری اهداف کلان اقتصادی و سیاسی قدرت&amp;zwnj;های جهانی است که در پی ایجاد توازن استراتژیک در منطقه&amp;zwnj;ی خلیج فارس و خاورمیانه هستند و مسئله پرونده&amp;zwnj;ی هسته&amp;zwnj;ای ایران، متاسفانه درست به مانند مسئله&amp;zwnj;ی حقوق بشر تنها یکی از ابزارهای استراتژیک برای پیگیری اهداف سیاسی بوده و لزوما استقرار حکومت دموکراتیک در ایران را دنبال نمی&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آسیب&amp;zwnj;های ناشی از تحریم&amp;zwnj;ها در زمینه اجتماعی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وابستگی شدید بودجه&amp;zwnj;ی عمومی و عمرانی جمهوری اسلامی به صادرات نفتی در کنار مسئله بحران مشروعیت، از پاشنه&amp;zwnj;های آشیل اصلی حکومت به شمار می&amp;zwnj;روند. طبق آمار منتشره از سوی مرکز پژوهش&amp;zwnj;های مجلس، میزان وابستگی مستقیم بودجه سال ۹۱ کشور به نفت در حدود ۶ / ۴۶ درصد عنوان شده است؛ این در حالی است که درآمدهای غیر مستقیم ناشی از تجارت نفت و اثر آن بر بودجه در این آمار در نظر گرفته نشده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نتایج منفی اجتماعی محتمل برای تحریم&amp;zwnj;ها که در ارتباط مستقیم با مسئله&amp;zwnj;ی دموکراسی&amp;zwnj;خواهی در ایران هستند، می&amp;zwnj;توان به درگیر شدن طبقه&amp;zwnj;ی متوسط در نیازهای اقتصادی و کاسته شدن از توان حرکت سیاسی آن اشاره کرد. علاوه بر این، آثار اقتصادی تحریم&amp;zwnj;ها، تهی&amp;zwnj;دستان جامعه را در وضعیت خط قرمز قرار داده و بر میزان وقوع جرم و ناهنجاری&amp;zwnj;های اجتماعی می&amp;zwnj;افزاید، توسعه&amp;zwnj;ی اجتماعی و فرهنگی در کشور را کند می&amp;zwnj;کند و باعث خروج گسترده تر نخبگان از کشور می&amp;zwnj;شود. از سوی دیگر دست حکومت برای سرکوب معترضان و فعالین سیاسی در چنین شرایطی بیش از گذشته باز خواهد بود و نتیجه&amp;zwnj;ی مستقیم این مسئله ضعیف تر شدن احتمال شکل گیری اپوزیسیون کارآمد و به محاق رفتن بحث جامعه مدنی در ایران است. در چنین شرایطی از احتمال واگذاری مجدد قدرت به اصلاح طلبان درون حکومتی، با توجه به احتمال شکل گیری شورش&amp;zwnj;های اجتماعی در کشور کاسته خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی رغم اینکه تمایل به استقرار حکومت دموکراتیک و سکولار در قشرهای وسیعی از ایرانیان قابل مشاهده است و شکل گیری چنین خواستی نتیجه منطقی رشد شهر نشینی و توسعه آموزش و ارتباطات در کشور است، بدون پی ریزی نهادهای مدنی قدرتمند عملا امکان سخت افزاری تحقق دموکراسی در ایران در آینده&amp;zwnj;ی نه چندان دور ممکن نخواهد بود، چرا که ساختار متمرکز قدرت و سنت استبداد سیاسی در ایران، در کنار تضادهای قومیتی و وابستگی اقتصاد به درآمدهای غیر مولد، مانع از تحقق آن می&amp;zwnj;گردد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;واکنش&amp;zwnj;های محتمل حکومت به تحریم&amp;zwnj;ها و نتایج آن&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جمهوری اسلامی یک حکومت ایدئولوژیک است که هر روز بیش از گذشته به نهادهای نظامی و امنیتی وابسته شده و از مردم فاصله می&amp;zwnj;گیرد و با توجه به مسئله&amp;zwnj;ی بحران شدید مشروعیت برای ادامه&amp;zwnj;ی حیات خود به تقویت نهادهای نظامی وابسته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این در حالی است که رهبران جمهوری اسلامی هر نوع عقب&amp;zwnj;گرد از مواضع خود را به معنای سقوط نظام می&amp;zwnj;دانند و برای بقای نظام خود حاضر به پرداخت هیچ امتیازی به معترضان &amp;ndash; حتی معترضان درون حکومتی &amp;minus; نیستند و با توجه به اینکه خود را در راه بدون بازگشتی قرار داده اند، در صورت قرار گرفتن در شرایط بحرانی ممکن است که بدترین گزینه&amp;zwnj;های ممکن را برای بقای خود برگزینند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اگر چه مسئولان حکومت با عواقب جنگ افروزی در منطقه و ابعاد آن ناآشنا نیستند، اما افزایش ۱۲۷ درصدی بودجه نظامی کشور در سال ۹۱ نسبت به سال گذشته و تهدیدهای اخیر در مورد مسدود نمودن تنگه&amp;zwnj;ی هرمز و برگزاری مانورهای پی در پی نظامی در کنار حضور تمام عیار در درگیری&amp;zwnj;های اخیر سوریه نشانه&amp;zwnj;هایی بر تایید این مسئله هستند، که نظام جمهوری اسلامی قدرت را بسادگی به مخالفان واگذار نخواهد کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در صورت وقوع جنگ احتمالی که می&amp;zwnj;تواند تمام منطقه در برگیرد، حضور اپوزیسیون و مخالفان در جامعه فاقد معنا و مفهوم خواهد بود و استقلال سیاسی و اقتصادی ایران که تنها دستاورد انقلاب و جنگ برای کشور است با خطر مواجه خواهد شد. علاوه بر این روشن نیست که جنگ تا چه زمانی به طول خواهد انجامید و برقراری ثبات سیاسی در کشور تا چه زمانی به محاق خواهد رفت. تحریم&amp;zwnj;های شدید اقتصادی &amp;minus; چه این تحریم&amp;zwnj;ها به هر شیو ه&amp;zwnj;ای منجر به تغییر حکومت شود و چه با دریافت امتیازاتی از حکومت به آن&amp;zwnj;ها خاتمه داده شود &amp;minus; صرفا به تعویق توسعه سیاسی و اجتماعی در ایران منجر خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;به رغم تحمیل هزینه&amp;zwnj;های فراوان بر مردم، نزدیک&amp;zwnj;ترین و کم هزینه&amp;zwnj;ترین راه برای استقرار توأمان آزادی و استقلال سیاسی در ایران، تقویت جامعه مدنی و شکل&amp;zwnj;دهی به اپوزیسیون قدرتمند و استفاده&amp;zwnj;ی حداکثری از پتانسیل&amp;zwnj;های داخلی برای ایجاد تحول در کشور است. &amp;nbsp;پیروی از سیاست جنگ و تحریم، ایران را به راهی بهتر از عراق نخواهد برد که کشوری است وابسته و بدون ثبات سیاسی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/08/16784#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9951">تحریم‌ها</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2091">جامعه مدنی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Sun, 08 Jul 2012 15:04:00 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">16784 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>رای حقیقی و دروغین</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/02/22/11300</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/02/22/11300&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگوی شهزاده سمرقندی با محمدرضا نیکفر        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/electioncenter.jpg?1330362219&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;شهزاده سمرقندی -&amp;nbsp;حکومت ایران می&amp;zwnj;کوشد تنور انتخابات مجلس نهم را داغ کند. اما از نظر منتقدان، این انتخابات نمایشی بیش نیست. اپوزیسیون آن را تحریم کرده است. در این مورد، اتفاق نظر بی&amp;zwnj;سابقه&amp;zwnj;ای در میان گروه&amp;zwnj;های منتقد و مخالف وجود دارد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120225_election_NIkfar_shahzadeh.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برپایه چه معیاری انتخابات پیش رو نمایشی و دروغین خوانده می&amp;zwnj;شود؟ فرق میان انتخابات واقعی و غیرواقعی در چیست؟ این پرسش را با محمدرضا نیکفر در میان گذاشته&amp;zwnj;ایم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شهزاده سمرقندی: &lt;/b&gt;&lt;b&gt;گفته می&amp;zwnj;شود که در جامعه باید شرایطی فراهم بیاید تا شهروندان بتوانند رای واقعی خود را بدهند. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;آیا تقسیم رأی به دو نوع واقعی و غیر واقعی درست است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمدرضا نیکفر: تقسیم&amp;zwnj;بندی به حقیقی و دروغین، واقعی و غیر واقعی یکی از معیارهای ما برای ارزش&amp;zwnj;گذاری بر روی پدیده&amp;zwnj;هاست. حقیقی یا واقعی آنی است که با تعریف و منظور پدیده بخواند و دروغین و غیر واقعی آن است که خصلتی تقلبی داشته باشد، با نام آن نخواند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رأی واقعی رأیی است برای انتخاب، رأیی است بر اساس حق انتخاب، بر اساس آزادی در انتخاب. و رأی غیر واقعی رأیی است که مبتنی بر انتخاب آزاد نیست، شئیی است یا عملی است در دکوراسیون نمایشی که خود را به جای واقعیت جا می&amp;zwnj;زند و انگیزه آن فریبکاری است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آن شرایطی که در آن رأیی واقعی می&amp;zwnj;شود، چگونه است؟ شرایطی است که مردم خود برای خود فراهم می کنند و یا این دولت است که باید این گونه شرایط را برای مردم فراهم کند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شرایطی را که در آن رأی واقعی می&amp;zwnj;شود، در نهایت توسط خود مردم پدید می&amp;zwnj;آید. طبعاً یک دولت دموکراتیک در این زمینه یاری&amp;zwnj;رسان است. اما وجود و دوام دولت دموکراتیک خود به اراده مردم برمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;img width=&quot;150&quot; height=&quot;200&quot; vspace=&quot;4&quot; hspace=&quot;4&quot; border=&quot;4&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mohammadrezanikfar1235.jpg&quot; /&gt;نقش ترس در بازداری رشد جامعه کم نیست و ترس در کشور های استبدادی به عنوان یک اسلحه در دست دولت ها بوده. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;چه کار باید کرد که ترس از بین برود. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;و چه کسانی می توانند این ترس را از دل مردم دور کنند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;استبداد حکومت ترس است. ترساندن شیوه اصلی حکومت کردن مستبدان است. ترس در وجود کسی که می&amp;zwnj;ترسد، یک مکانیسم دفاعی است، مکانیسمی است برای بقا. به این اعتبار تا حدی خوب و لازم است، اما ممکن است فرد را فلج کند و فرد از پس دفاع از خود برنیاید. جلوی ترس فلج کننده را با شجاعت جمعی می&amp;zwnj;توان گرفت. همان گونه که ترس مسری است، شجاعت هم مسری است. همواره به وجود انسان&amp;zwnj;هایی نیاز داریم که پیشقدم شوند و در همان حال با جمع همراه باشند تا بتوانند مقاومت را در همگان برانگیزند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بارها می شنویم که جامعه ایران فهمیده&amp;zwnj;تر از دیگر مردم خاور میانه اند. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;اما چرا با توجه به اعتراض های دوام دار مردم عرب، مردم ایران اعتراض خود را ادامه ندادند؟ &lt;/b&gt;&lt;b&gt;چه چیزی باعث عقب&amp;zwnj;نشینی اعتراض مردم ایران شد که با نام جنبش سبز شناخته شده است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمی&amp;zwnj;توانیم بگوییم ایرانیان از همسایگان خود فهمیده تر هستند. همه کمابیش شبیه به هم هستند. به هر حال ایرانیان هم این مشکل بزرگ را دارند که استبداد را برای زمانی طولی تحمل می&amp;zwnj;کنند. در میان ایرانیان همبستگی صعیف است، شجاعت مدنی مطلوب نیست، علی رغم شهامت&amp;zwnj;هایی که اینجا و آنجا از خود نشان می&amp;zwnj;دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همبستگی ضعیف، فقدان چشم&amp;zwnj;انداز روشن و امیدبخش و نبود یک ساختار رهبری مصمم و توانا از جمله علل عدم تداوم &amp;nbsp;مطلوب جنبش سبز بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تحلیلگران بارها به این اشاره می کنند که دموکراسی باید در هر کشوری با توجه به فرهنگ و رسم و آداب خاص مردم آن شکل بگیرد. &lt;/b&gt;&lt;b&gt;آیا این به ان معناست که دموکراسی می تواند نسبی باشد و در برقراری آن حتما باید تطبیق های هم با فرهنگ و رسوم محلی صورت بگیرد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طبعا باید انتظام امور متناسب با فرهنگ و رسوم باشد. استبداد هم شکل محلی دارد. اما همان گونه که جنایت در همه جا عنصرهای ثابت مشترکی دارد، نمودهای آزادی و عدالت در جاهای مختلف با هم تفاوت ماهوی ندارند. شکنجه، شکنجه است، تبعیض، تبعیض است و در همه جا باید ممنوع باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در جامعه ای که در آن ترس و فقر حاکم است چه گونه می شود اولین قدم های دموکراسی را برداشت؟ از چه چیز باید شروع کرد که دموکراسی و برابری رشد طبیعی داشته باشد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طبعا باید ابتدا ساختار قدرت عوض شود، بر روی مکانیسمی برای مشارکت توافق شود و این مکانیسم مدام تقویت شود. مردم لازم است با تشکل&amp;zwnj;یابی از آزادی دفاع کنند. طبعا در اینجا کار تربیتی و فرهنگی گسترده&amp;zwnj;ای باید صورت گیرد. دموکراسی بدون فرهنگ، استوار نمی&amp;zwnj;شود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/PaGQ512RvqA?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/02/22/11300#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2287">انتخابات مجلس نهم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2147">شهزاده سمرقندی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1935">محمدرضا نیکفر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/PaGQ512RvqA" fileSize="1246" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/PaGQ512RvqA/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/PaGQ512RvqA" length="1246" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Wed, 22 Feb 2012 15:15:59 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">11300 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>عرصه‌های سرزندگی در جهان مدرن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/12/30/9456</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/12/30/9456&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سرمایه‌داری و چالشگرانش: در انسداد یا در اوج سرزندگی − ۳        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمدرفیع محمودیان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/multiplicity.jpg?1325233979&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;محمدرفیع محمودیان &amp;minus; در بخش&amp;zwnj;های اول و دوم مقاله نظریه&amp;zwnj;ها مطرح در مورد پویایی و انسداد سرمایه&amp;zwnj;داری بررسی شد. در آن رابطه تا حدی به وضعیت امروزین سرمایه&amp;zwnj;داری، پرولتاریا و مصرف توجه شد.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این بخش از مقاله نگاهی خواهد داشت به حوزه&amp;zwnj;هایی که چالشگر اقتدار و سلطۀ سرمایه&amp;zwnj;داری دانسته شده&amp;zwnj;اند. این حوزه&amp;zwnj;ها عبارت هستند از: دموکراسی، هنر و جنبش&amp;zwnj;های نوین اجتماعی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پرسش آن است که آیا این حوزه&amp;zwnj;ها از سرزندگی و موضوعیت به چالش خواندن سرمایه&amp;zwnj;داری برخوردار هستند یا خیر.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;الف- دموکراسی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از وبر به بعد و به خصوص در آثار هابرماس دموکراسی بسان حاشیه&amp;zwnj;ای و همچنین پادزهری در مقابل بستاری (بسته بودن) و ایستایی سرمایه&amp;zwnj;داری معرفی شده است. اگر در عرصۀ نظام اقتصادی مدرن یعنی سرمایه&amp;zwnj;داری و ادارۀ امور یعنی بوروکراسی، فرد نمی&amp;zwnj;تواند در فرایند تصمصم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها نقشی داشته باشد، این امر در عرصۀ دموکراسی ممکن است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وبر دموکراسی را عرصه&amp;zwnj;ای مهم برای پیدایش سرزندگی و تأثیرگذاری می&amp;zwnj;دانست. وبر درکی توده&amp;zwnj;ای و مشارکتی از دموکراسی نداشت. او همچنین دموکراسی را گسترۀ سرزندگی و فعالیت توده&amp;zwnj;های وسیع مردم نمی&amp;zwnj;دانست. درک او کاملاً نخبه&amp;zwnj;گرا بود. در دیدگاه او دموکراسی در رقابت احزاب برای کسب بیشترین آرا مادیت می&amp;zwnj;یابد. احزاب برای این کار نیاز به رهبرانی فرهمند دارند، رهبرانی که با نشان دادن مهارت خود در رهبری حزب، معرفی گفتاری و نمایشی برنامۀ حزب و رهبری جامعه در وضعیتهای بحرانی فرهمندی خود را به اثبات می&amp;zwnj;رسانند. بهترین الگو برای چنین رقابتی دموکراسی پارلمانی است. این دموکراسی زمینه را برای رقابت احزاب برای کسب بیشترین آراء و رقابت افراد برای در دست گرفتن رهبری احزاب فراهم می&amp;zwnj;آورد. به هر رو، رقابت برای رهبری احزاب امری ممکن برای همه نیست و فقط برای تعداد معینی از افراد (دارای آشنایی و مهارت لازم در مورد کار حزبی) دارای موضوعیت است. ولی وبر همین میزان از گستردگی سرزندگی را کافی می&amp;zwnj;دانست. مهم برای او نه مشارکت همگانی و سرزندگی شهروندان که بهره&amp;zwnj;مندی نظام سیاسی از افکار و نیروی جدید و سرزندگی نخبگان (یا افراد خواستار نخبه شدن) بود. وبر دموکراسی مشارکتی را امری نامطلوب می&amp;zwnj;دانست. به باور او مشارکت توده&amp;zwnj;ای هرج و مرج و پوپولیسم را به همراه می&amp;zwnj;آورد. توده&amp;zwnj;ها آگاهی و انضباط لازم را برای اتخاذ بهترین تصمیم&amp;zwnj;ها ندارند و شور مشارکت غیر عقلانی&amp;zwnj;ترین جنبه&amp;zwnj;های رفتاری آنها را بر خواهد انگیخت. در مقایسه، وجود احزابی مقتدر و رقابت آنها زمینه را برای اتخاذ بهترین و عقلائی&amp;zwnj;ترین تصمیمها را فراهم می&amp;zwnj;آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;الگوی مشارکتی دموکراسی از سوی مارکسیستها، سوسیالیستها و دیگر گروه&amp;zwnj;های رادیکال بسان بدیلی در مقابل الگوی نخبه&amp;zwnj;گرای دموکراسی و به منظور ایجاد گستره&amp;zwnj;هایی برای سرزندگی انسانها طرح شده است. بدون شک دموکراسی پارلمانی امکان تأثیرگذاری بر تصمیمهای مهم سیاسی و اجتماعی را برای توده&amp;zwnj;ها مهیا می&amp;zwnj;سازد. در فرایند انتخابات، توده&amp;zwnj;های کشانده شده به میدان جدل&amp;zwnj;ها، درگیری&amp;zwnj;ها و رقابت&amp;zwnj;ها شور مشارکت در فرایند تعیین سیاست&amp;zwnj;ها پیدا می&amp;zwnj;کنند و با انتخاب خود مشخص می&amp;zwnj;سازد کدامین سیاست و مشی بر جامعه اِعمال شود. مجلس قانون&amp;zwnj;گذاری یا مقام اجرایی انتخابی نیز با استفادۀ از شیوۀ باز تصمیم&amp;zwnj;گیری به توده&amp;zwnj;ها اجازه می&amp;zwnj;دهد تا بر کارکرد آنها نظارت داشته باشند و در مقابل آن واکنش نشان دهند. به هر رو نقد مارکسیست&amp;zwnj;ها و رادیکال&amp;zwnj;ها به دموکراسی پارلمانی، حتی آنگاه که این دموکراسی از نخبه گرایی مورد نظر وبر فاصله می&amp;zwnj;گیرد، صریح و مشخص است. توده&amp;zwnj;ها در اصلی&amp;zwnj;ترین عرصۀ زندگی خود، آنجا که هر روز حضور می&amp;zwnj;یابند و تداوم زندگی خود را ممکن می&amp;zwnj;سازند، در عرصۀ کار و تولید از هیچ گونه امکان تصمیم&amp;zwnj;گیری برخوردار نیستند ولی در عرصۀ دیگری که هیچ اهمیت آن را ندارد، در عرصۀ سیاست، امکان تأثیرگذاری بر تصمیم&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها دارند. ولی حتی در عرصۀ سیاست، دموکراسی به حضور تأثیر&amp;zwnj;گذار توده&amp;zwnj;ها در فرایند تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;انجامد. انتخابات به صورت ادواری، هر چند سال یکبار، برگزار می&amp;zwnj;شود. احزابی که بیش از پیش بوروکراتیک اداره می&amp;zwnj;شوند در فرایند انتخابات به رقابت با یکدیگر می&amp;zwnj;پردازند و توده&amp;zwnj;ها باید از میان آنها بدیلی را بگزینند. در نهایت نیز ضرورت&amp;zwnj;های اقتصادی و نه برنامه&amp;zwnj;های احزاب چارچوب سیاست&amp;zwnj;های اجرایی را تعیین می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دموکراسی مشارکتی حرکتی، در درجۀ اول، برای گشودن پای توده&amp;zwnj;ها به تمامی عرصه&amp;zwnj;های تصمیم گیری&amp;zwnj;های سیاسی است. مهم در این مورد مشارکت فعال توده&amp;zwnj;ها در بحثهای سیاسی و اجتماعی، مشارکت مداوم آنها در فرایند تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها و علنی بودن تمامی تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها، حتی تصمیمهای خطیر اجرایی است. در گام بعدی، دموکراسی مشارکتی به معنای گسترش دموکراسی یا حضور تأثیر گذار انسانها در فرایند اجرای امور است. این به معنای باز پس راندن بوروکراسی و سپردن ادارۀ امور به دست خود مردم است. مردم نه تنها می&amp;zwnj;توانند ادارۀ امر بسیاری از حوزه&amp;zwnj;های زندگی اجتماعی را به عهده گیرند بلکه همچنین می&amp;zwnj;توانند بطور مستقیم در عرصۀ کارکرد نهادهای بوروکراتیک حاضر شوند و بجای آنها کارها را انجام دهند. در یک سطح بالاتر یا عمیقتر، دموکراسی مشارکتی با فراهم آمدن زمینۀ دخالت انسانها در کارکرد حوزۀ فعالیتهای اقتصادی&amp;zwnj; تحقق پیدا می&amp;zwnj;کند. در این سطح، کارکنان واحدهای تولیدی یا خدماتی نقشی فعال در ادارۀ آن به عهده می&amp;zwnj;گیرند و بدان وسیله در ساماندهی ساختار کلی اقتصاد جامعه دخالت می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشکل اصلیِ دموکراسی مشارکتی بیش از آنکه محدودیت ساختاری باشد، محدودیت عملی است. مشکل این نیست که قدرت، از سرمایه و دولت گرفته تا بوروکراسی، تن به دخالت همه جانبۀ توده&amp;zwnj;ها در فرایند تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها و اجرای امور نمی&amp;zwnj;دهد و در مقابل آن مدام مانع می&amp;zwnj;آفریند. این امری عجیب یا پیش&amp;zwnj;بینی ناشدنی نیست. مشکل آن است که توده&amp;zwnj;ها رغبت و شوری نسبت به مشارکت فعال در فرایند تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها نشان نمی&amp;zwnj;دهند. گاه آنها وقت و حوصله آن را ندارند؛ گاه آنها احساس می&amp;zwnj;کنند دانش لازم را ندارند؛ و گاه مسائل بیش از آن پیچیده و بزرگ به نظر می رسند که آنها فکر &amp;zwnj;کنند می&amp;zwnj;توانند با دخالت خود تأثیری در شیوۀ برخورد به آنها داشته باشند. در مجموع، عدم تحقق دموکراسی مشارکتی بیش از آنکه امری وابسته به جلوگیری مستقیم از حضور مستقیم توده&amp;zwnj;ها در فرایند تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها و ادارۀ امور باشد امری وابسته به کمبود شور و علاقۀ خود توده&amp;zwnj;ها است. در دنیای پیچیده و تو در توی امروز، انسانها در خود توان و دانش لازم را نمی&amp;zwnj;بینند که در فرایند تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها دخالت کنند؛ کمتر عاملی نیز در جهان وجود دارد که شور و شوق آنها را برای مشارکت فعال در فرایند تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها برانگیزد. در این فرایندها جز از بحثها و برخوردهای خشکِ جدیِ فنی و گاه برخوردهایی یکسره بوروکراتیک و پایگانی (هیرارشیک) از مسئلۀ دیگری خبری نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هر رو، در یک حوزۀ معین می&amp;zwnj;توان بدون صرف هزینۀ زیاد ولی با دستاوردهایی قابل توجه به مشارکت همگانی دست یافت. بحث و تبادل نظر در عرصه&amp;zwnj;هایی همچون رسانه&amp;zwnj;های همگانی، قهوه&amp;zwnj;خانه، جلسه&amp;zwnj;های انجمنهای سیاسی و اتحادیه&amp;zwnj;های صنفی و گردهمائی&amp;zwnj;های باز سیاسی چنین حوزه&amp;zwnj;ای است. مشارکت در این حوزۀ کارکرد دموکراسی نیازمند زحمتی خاص نیست. فرد هیچ لازم نیست پیشتر درک و شناخت مشخصی از امور مورد بحث داشته باشد، و در فرایند بحث یا پس از آن کار خاصی انجام دهد. آزادی او نیز بهیجوجه مورد حمله قرار نگرفته و خدشه دار نمی&amp;zwnj;شود. هابرماس، کوهن و دیگر متفکرینی که این شکل از دموکراسی را بنام دموکراسی رایزنی نظریه&amp;zwnj;پردازی کرده&amp;zwnj;اند بر آن باورند که در حوزۀ گفتگو و بحث &amp;ndash; آنگاه که از کرکردی درست برخوردار است - می&amp;zwnj;توان هر نقطه نظری را طرح کرد و هر نقطه نظری را مورد نقد قرار داد و خود فرایند گفتگو و بحث به انسانها کمک می&amp;zwnj;کند تا تمایلات و خواستهای خود را بهتر بشناسند و شور و جرأت بیان آنها را پیدا کنند. در اینکه موانع گوناگونی در مقابل حضور سرزندۀ مردم در حوزۀ بحث و تبادل نظر وجود دارد شکی نیست. کافی است تا متخصصین و سخنوران زبان به سخن بگشایند تا دیگر انسانها به حاشیه رانده شده به شنوندۀ محض تبدیل شوند؛ گاه اصلاً آراء و افکار گروه&amp;zwnj;های حاشیه&amp;zwnj;ای یا سرکوب شده فاقد ارزشِ شنیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن پنداشته می&amp;zwnj;شود؛ و گاه نیز امکان حضور و امکانات لازم برای ابراز نظر از برخی افراد دریغ می&amp;zwnj;شوند. ولی از آنجا که گفتگو امری موجود در زندگی همۀ انسانها است و همه از مهارت لازم برای سخن گفتن و بیان خواستهای خود برخوردارند و با کمی تلاش می&amp;zwnj;توانند دیگران را ترغیب به جدی گرفتن ندای خود سازند، امکان مشارکت همه در حوزۀ بحث و تبادل نظر وجود دارد. مهمتر از هر چیز آن است که حوزۀ بحث و تبادل نظر در کنار و نه در مرکز کانونهای اصلی کار و فعالیت زندگی مدرن قرار دارد. در کارخانه، فروشگاه و اداره کارها بر مبنای گفتگو و توافق نظر پیش نمی&amp;zwnj;رود بلکه بر مبنای برنامه&amp;zwnj;هایی استراتژیک مبتنی بر کارائی، سودآوری و هدفمندی ساماندهی می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این همه، حتی در حوزۀ گفتگو و تبادل نظر نشانی از میزان مشارکت همگانی چشمگیری وجود ندارد. بیشتر اوقات متخصصان و سخنوران حرفه&amp;zwnj;ای، کسانی مانند روزنامه&amp;zwnj;نگاران و صاحب&amp;zwnj;نظران، به دیگران، به انسان&amp;zwnj;های کوچه و خیابان، مجال طرح افکار و آراء خود را نمی&amp;zwnj;دهند. کسی نیز مردم کوچه و خیابان را به ابراز نظر دعوت نمی&amp;zwnj;کند. آنها نیز مهارت لازم را برای بیان شیوا و جذاب آراء و افکار خود ندارد و چون شنوندگان را علاقمند به سخنان خود نمی&amp;zwnj;یابند بسرعت شور و شوق خود را برای شرکت در گفتگوها از دست می&amp;zwnj;دهد. مسائل مورد بحث نیز گاه چنان پیچیده و فنی هستند که کمتر کسی از آنها برداشت دقیقی دارد. همزمان کار، مصرف و تفریحات جانبی که گاه باید به آنها روی آورد تا بتوان شور لازم را برای بازگشت هر روز پس از روز دیگر به کار به دست آورد، وقت و توانی برای انسان در زمینۀ توجه به و شرکت در بحثهای عمومی باقی نمی&amp;zwnj;گذارد. در یک کلام، در حوزۀ دموکراسی رایزنی نیز نشان چندانی از سرزندگی و شور مشارکت به چشم نمی&amp;zwnj;خورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بطور کلی، دموکراسی در آن شکلی که امروز پیدا کرده آن حوزه&amp;zwnj;ای نیست که در مقابل سرمایه&amp;zwnj;داری یا زندگی اقتصادی جامعۀ مدرن عرصه&amp;zwnj;ای برای سرزندگی انسانها و پیدایش ارزشهای متفاوت فراهم آورد. توده&amp;zwnj;ها در فرایند کارکرد آن شرکت می&amp;zwnj;جویند، در انتخابات ادواری شرکت می&amp;zwnj;جویند، گاه عضو احزاب می&amp;zwnj;شوند و گاه در گردهمائی&amp;zwnj;های انتخاباتی یا مبارزاتی حضور پیدا می&amp;zwnj;کنند ولی بیشتر از آن کاری انجام نمی&amp;zwnj;دهند. در عرصۀ بحثهای همگانی نیز حضور چندانی ندارند. عامل یا عوملی که بدانها شور و شوق لازم برای مشارکت در چنین بدهد وجود ندارند. دموکراسی بیشتر در سطح انتخابات ادورای هر چند سال یکبار، آنگاه که تبلیغات و مبارزات انتخاباتی بدان جلا و گرما می بخشند، برای مردم جذاب است، ولی امر شرکت در انتخابات چیزی بیش از چند دقیقه یا چند ساعت طول نمی&amp;zwnj;کشد. در دوران میان انتخابات نیز مردم دموکراسی و جذابیتهای فرضی آن را یکسره بفراموشی می&amp;zwnj;سپارند. به این دلیل از کارکرد آن، یا سرزندگی برخاسته از آن، چندان متأثر نمی&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ب- هنر&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هنر در دوران مدرن بسان یکی از مهمترین عرصه&amp;zwnj;های سرزندگی و آفرینندگی معرفی شده است. ساده&amp;zwnj;ترین و ابتدایی&amp;zwnj;ترین تجربۀ سرزندگی در دو قلمرو آفرینندگی اثر هنری (بسان هنرمند) و دریافت آن (بسان بیننده، شنونده و تماشاچی) رخ می&amp;zwnj;دهد. در درکی که وامدار رمانتسیسم است، هنرمند با نبوغ خود به درکی دیگرگونه از جهان رسیده آن را بشکلی متفاوت و نو در اثر هنری بنمایش می&amp;zwnj;گذارد. در هر اثر هنری جهانی یکه، جهانی خاص درک هنرمند از هستی برساخته می&amp;zwnj;شود. هنرمند بسان خداوندگار آفرینندۀ یک جهان است. هنرمند نوگرا و تجربه&amp;zwnj;گرای دوران مدرن از یکسو با حس و حساسیتی متفاوت (با دیگران و پیشینیان خود) به امور نگریسته، آن را دیگرگونه ادراک و تجربه می&amp;zwnj;کند و از سوی دیگر با فرا افکندن درک خود در اثر هنری جهانی متفاوت، جهانی خاص خود، را بر می&amp;zwnj;سازد. در این فرایند او به اوج آفرینندگی و سرزندگی دست می&amp;zwnj;یابد، اوجی که برای کمتر کس دیگری قابل دستیابی است. همزمان اثر هنری دریافت کنندۀ خود را زیر و زبر می&amp;zwnj;سازد. او را از روزمرگی، از دنیای امور تکراری و متعارف، از زیست بوم خود بر کنده به جهانی دیگر در می&amp;zwnj;افکند. درک متعارف او از امور را در همان لحظۀ آغاز به چالش خوانده شده جهانی متفاوت در مقابل آن قرار داده می&amp;zwnj;شود. اثر هنری مدرن تحریک آمیز است و جهان آرمانی متفاوتی، جهانی زییا، خیالی و همگن را در مقابل جهان متعارف انسانها، جهان خسته&amp;zwnj;کننده، چند پاره و پر از زنج و درد آنها، قرار می&amp;zwnj;دهد. جهانی که بعلاوه در دیگرگونگی، یکتایی و نوبودگی رازوار جلوه کرده، کنجکاوی را برای شناخته شدن بر می&amp;zwnj;انگیزد. ولی این فقط حس کنجکاوی انسان نیست که برانگیخته می&amp;zwnj;شود، شور زندگی و تلاش انسان نیز برانگیخته می&amp;zwnj;شود. اثر هنری انسجام درونی و دیگربودگیِ چندان لذت بخشی را بنمایش می&amp;zwnj;گذارد که انسان برانگیخته می&amp;zwnj;شود تا آن را در جهان زیست خود، در گسترۀ جهان زندگی خود تجربه کند. به این خاطر نه فقط بهنگام ادراک و تجربۀ اثر هنری که حتی مدت زمانی پس از آن انسان سرزندگی و شوری خاص در خود احساس می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ولی اثر هنری بسان امر زیبا در سطحی عمیقتر نیز نماد و گسترۀ وفوران سرزندگی است. فهم این نکته را ما مدیون متفکرین مدرسۀ فرانکفورت، کسانی مانند هورکهایمر، آدرنو و مارکوزه هستیم. در جهانی که در آن نه خود سامانی، نه زیبایی و نه حقیقت ممکن و قابل تجربه است، اثر هنری زمینۀ تجربۀ چنین اموری را، هر چند به گونه&amp;zwnj;ای غیر واقعی و منتاقض، فراهم می&amp;zwnj;آورد. در دنیای پر از استثمار، زشتی و درد و رنج سرمایه&amp;zwnj;داری، زیبایی وجود ندارد. در این جهان کسی نیز نمی&amp;zwnj;تواند خودسامان عمل کند، سرمایه و بوروکراسی مجال آن را به کسی نمی&amp;zwnj;دهند. از حقیقت نیز در این جهان خبری نیست. همه چیز دروغ است، دروغی که بسان حقیقت نمایش داده می&amp;zwnj;شود. اثر هنری با زیبایی خود، برخاستن از خودسامانی هنرمند و بیانمندی شورانگیز، گسترۀ یکسرۀ متفاوتی را در جهان می&amp;zwnj;گشاید. این اما در صورتی ممکن است که اثر هنری استقلال و دیگرگونگی خود را تا بیشترین حد ممکن حفظ کند و ارتباطی با جهان زندگی، با جامعه و زیست اجتماعی انسانها پیدا نکند. زیبائی، خودسامانی و بیان اصالت&amp;zwnj;مند فقط در جهانی ترافرازنده، در جهانی آرمانی ممکن است. شاید چنین جهانی اصلاً ممکن هم نباشد. کافی است زیبایی در مجاورت و بستر کنش&amp;zwnj;ها و برخوردهای این-جهانی ادراک و تجربه شود تا به زشتی و بی&amp;zwnj;معنایی نهفته در آن آغشته شود؛ هنرمند همان گاه که می&amp;zwnj;کوشد تا بسان انسانی اجتماعی وابسته به اجتماع، فرهنگ و ارزشهای زیباشناختیِ معینی کاری را آغاز کند خودسامانی خود را نه فقط به خطر انداخته که خدشه دار ساخته است. شکلها و شیوه&amp;zwnj;های بیان امروز آنقدر جعلی و میان&amp;zwnj;تهی ولی همزمان متفاوت و تحریک کننده هستند که کمتر احساسی را می&amp;zwnj;توان به گونه&amp;zwnj;ای اصیل بیان کرد. ولی مهم ممکن بودن چنین جهانی نیست، مهم تصور آن است. مهم آن است که جهانی به تصور درآید که یکسره متفاوت و آرمانی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در دوران مدرن، هنر از دربار، صومعه، خانقاه و ایوان اعیان و اشراف به گسترۀ زندگی توده&amp;zwnj;ها راه یافته است. توده&amp;zwnj;ها نه فقط می&amp;zwnj;توانند در تالار موسیقی، موزه، کتابخانه و گالری آن را بشنوند، ببیند و بخوانند، بلکه از مجرای رسانه&amp;zwnj;های همگانی و یا بوسیلۀ خرید (نسخه&amp;zwnj;ای از آن) به صورت پی در پی و مستقیم از آن لذت ببرند. هنر اکنون بیش از آن که به حوزه&amp;zwnj;ای مستقل و مجزا از بقیۀ زندگی متعلق باشد، در فرایند روزمرگی زندگی ادغام شده است. همه جا، وقت و بی وقت، می&amp;zwnj;توان از آن حظ برد. هنر همچنین پویایی هر چه بیشتری به دست آورده است. تجربه&amp;zwnj;گرایی مدرنیسم به ویژگی بنیادین آن تبدیل شده است. هنر امروز باید دریافت&amp;zwnj;کنندۀ حیرت زده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای بجای گذارد تا از موضوعیت برخوردار شود. امروز، زیبایی آن چندان در بازشناخته شدن اثر هنری مهم نیست که تحریک کنندگی و شگفتی&amp;zwnj;آفرینی. زیبایی شاید بعد از شگفتی، در تأمل و آرامش پس از شگفتی، کشف و تجربه &amp;zwnj;شود. همزمان هنرمند به استقلالی فوق&amp;zwnj;العاده نسبت به نهادهای قدرت و فرهنگ جامعه رسیده است. هنرمند امروز می&amp;zwnj;تواند، به اتکای بازار و نهادهای آموزشی، زندگی مستقلی را برای خود تدارک ببیند. او همچنین از نظر فرهنگی و حتی سیاسی مجاز است که انگارۀ دلخواه خود را از زندگی و جهان داشته باشد و آن انگاره را به هر شیوه&amp;zwnj;ای که خود می&amp;zwnj;پسندد بیان کند. از بقیه انتظار می&amp;zwnj;رود که به هنجارهای سیاسی و فرهنگی حاکم بر جامعه وفادار بمانند ولی چنین انتظاری از هنرمند وجود ندارد. او به گونه&amp;zwnj;ای خاص پدیده&amp;zwnj;ای استثنایی شمرده می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این همه، هنر بیش از پیش در جهان زندگی، در ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه ادغام شده است و دیگرگونگی و استقلال خود را از دست داده است. رسانه&amp;zwnj;های همگانی و بازار آن را در دسترس همگان قرار داده، از عمق و معنا تهی ساخته&amp;zwnj;اند. در و دیوار شهر پر از تبلیغاتی است که بر اساس کارهای هنر تولید شده&amp;zwnj;اند، رسانه&amp;zwnj;های همگانی، مستقیم و غیر مستقیم، کارهای هنری را به خوانندگان، شنوندگان و ببیندگان خود عرضه می&amp;zwnj;کنند و صنعت جدید امکان دسترسی کم و بیش همه را به آثار هنری با کمترین میزان تلاش فراهم آورده است. هنر دیگر امر متفاوت، امر ترافرازنده نیست، بلکه امری است پیش پا افتاده و متعارف. در این فرایند، زیبایی آن مورد توجه بیشتری قرار می&amp;zwnj;گیرد. در گریز و خسته از زمختی و انسداد زندگی، انسانها زیبایی نهفته در هنر را می&amp;zwnj;جویند. انسانها موسیقی گوش می&amp;zwnj;کنند، نقاشی می&amp;zwnj;بینند، به تئاتر و سینما می&amp;zwnj;روند و شعر می&amp;zwnj;خوانند تا به لذتِ تجربۀ زیبایی دست یابند. ولی از آنجا که هنر در جهان پیرامون آنها به وفور یافت می&amp;zwnj;شود، زیبایی اثر هنری دیگرگونگی و ترافرازندگی خود را از دست داده است. از یکسو جزیی متعارف و تکراری از زندگی روزمره است و از سوی دیگر خود را همه جا برخ می&amp;zwnj;کشد. بازار حتی بر آن، چه در نسخۀ اصلی و چه در نسخۀ باز تکثیر شدۀ آن قیمت می&amp;zwnj;گذارد &amp;ndash; بهایی که کم و بیش در وسع بیشتر انسانها قرار دارد. فهم اثر هنری دیگر بی نیاز به تفکر و بازاندیشی است. فن جدید و ارتشی از متخصصین نیز آماده&amp;zwnj;اند تا در فرایند شکل&amp;zwnj;گیری این فهم نقش ایفا کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هنرمند نیز دیر گاهی است مقام ممتاز خود را در جامعه از دست داده است. او دیگر شخصیتی استثنایی نیست. صدها و هزاران نفر همانند او با هنر کار می&amp;zwnj;کنند. با زدوه شدن مرز بین هنر عالی و هنر توده&amp;zwnj;ای بر خیل هنرمندان بنحو شگفت&amp;zwnj;آوری افزوده شده است. هنر امروز حرفه&amp;zwnj;ای است همچون حرفه&amp;zwnj;های دیگر و تا به همان حد وابسته به بازار کار، تولید و مصرف. هنرمند باید دستاورد کار خود را به بازار ارائه کند. بازشناسی او نیز بر مبنای مناسبات بازار صورت می&amp;zwnj;گیرد. اگر بازار ارزش کارهای او را برسمیت نشناسد باید راه و حرفۀ دیگری را برای تأمین معیشت خود در پیش گیرد. او می&amp;zwnj;تواند مقام ممتازی را دست آورد. توجه بازار، منتقدین و رسانه&amp;zwnj;های همگانی را به خود حلب کند. ولی در این مقام او شهرت و هویتی پر هیاهو در سطح سیاستمداران و ورزشکاران پیدا می&amp;zwnj;کند. ولی همزمان او به مقام نازل و سطحی&amp;zwnj; هنرمند، خواننده و هنرپیشه سقوط می&amp;zwnj;کند. در پی جلب توجه بازار و افکار عمومی او مجبور است هم به ذوق عمومی توجه نشان دهد و هم پی در پی به نوآوری دست زند. هنرمند دیگر بمثابۀ هنرمند، کاشف و برسازندۀ جهانی دیگر، جهانی متفاوت با جهان واقع، نیست. آنگاه که هزاران جهان (متفاوت) را می&amp;zwnj;توان برساخت دیگر تمایز آن جهان با جهان واقع معنای خود را از دست می&amp;zwnj;دهد. در پسزمینۀ پیشرفت دانش و فن&amp;zwnj;آوری و پیدایش جهان مجازی، در جهان امروز می&amp;zwnj;توان اندیشید که همه چیز و حتی بر ساختن جهان(ی دیگر) امری بغایت ساده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مجموع، کار هنری با از دست دادن موقعیت استثنایی و رازواره&amp;zwnj;&amp;zwnj;اش، ویژگی خود در زمینۀ برانگیختن سرزندگی انسانها را از دست داده است. عواملی همچون فن، بازار، تخصص عمومیت یافته و تحولات اجتماعی آن را به پدیده&amp;zwnj;ای متعارف، همه&amp;zwnj; جا حاضر و بسهولت قابل درک تبدیل کرده&amp;zwnj;اند. دیگربودگی و ترافرازندگی از آن بازپس گرفته شده&amp;zwnj;اند. همزمان هنر بوسیلۀ خزیدن به کنجی دور از هیاهوها و نگاه&amp;zwnj;ها از خودسامانی، رازوارگی و بستاری خود دفاع می&amp;zwnj;کند ولی در این موقعیت ارتباط خود را با توده&amp;zwnj;ها، با کنش اجتماعی انسانها، از دست می&amp;zwnj;دهد. سرمایه&amp;zwnj;داری زدودن تقدس و رازوارگی از جهان را به هنر نیز گسترش داده است و آن را در بازار و زیست روزمرۀ توده&amp;zwnj;ها ادغام کرده است. هنر متفاوت نیز باید در تبعیدگاه به زندگی ادامه دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پ- جنبش&amp;zwnj;های نوین اجتماعی &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چند دهۀ اخیر خواست&amp;zwnj;ها و اهداف سیاسی و اجتماعی نوینی از سوی جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی مطرح شده&amp;zwnj;اند. این تحول برخی جامعه&amp;zwnj;شناسان را برانگیخته تا از جنبش&amp;zwnj;های نوین اجتماعی سخن بگویند. در این مقوله جنبش&amp;zwnj;هایی همچون جنبش مربوط به مسائل محیط زیست، جنبش&amp;zwnj;های هویتی و جنبش زنان جای می&amp;zwnj;گیرند. گفته می&amp;zwnj;شود که در مقایسه با جنبش&amp;zwnj;های سنتی اجتماعی که معطوف به باز توزیع منابع و امکانات بودند، این جنبش&amp;zwnj;ها برای دفاع از جهان زیست و سنت زندۀ فرهنگی در مقابل هجوم نظم سیاسی و اقتصادی شکل گرفته&amp;zwnj;اند. برای جنبش&amp;zwnj;های نوین ویژگی&amp;zwnj;های دیگری نیز برشمرده شده&amp;zwnj;اند. متحول ساختن ذهنیت انسانها در جهت بازشناسی و ارجگذاری مسائل و مشکلاتی نادیده گرفته شده، نقد هنجارهای اجتماعی و ساختار باز تشکیلاتی چنین ویژگی&amp;zwnj;هایی هستند. بطور کلی جنبش&amp;zwnj;های نوین اجتماعی جنبش&amp;zwnj;هایی به شمار می&amp;zwnj;آیند که بیش از آنکه در پی تحولی مستقیم و فوری در نظام اقتصادی و سیاسی باشند تحولی بنیادی&amp;zwnj;تر در ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه و ذهنیت انسانها می&amp;zwnj;جویند، و خود بسان یک جنبش دارای ساختار متفاوت با ساختار بوروکراتیک نظم موجود هستند. می&amp;zwnj;توان پنداشت که چنین جنبش&amp;zwnj;هایی عرصۀ فعالیت و سرزندگی انسانهایی هستند که بخاطر هویت و موقعیت خود به حاشیه و سکوت رانده شده&amp;zwnj;اند. در یک کلمه، جنبش&amp;zwnj;های نوین اجتماعی نوید سرزندگی انسانهایی را می&amp;zwnj;دهند که سرمایه&amp;zwnj;داری و بوروکراسی آنها را به سکوت و لختی کشانده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توسعۀ همه جانبۀ صنعت و تجارت از یکسو و فرایند نوسازی و جهانی شدن از سوی دیگر شرایط نوینی را در جهان بوجود آورده است. نه فقط شیوه&amp;zwnj;های زیست سنتی انسانها در معرض خطر فروپاشی قرار دارند که صِرف زیست آنها، دنیای طبیعت و مناسبات بنیادین اجتماعی، با خطر نابودی روبرو است. فرهنگهای کهن و شیوه&amp;zwnj;های تاریخی زیست انسانها در حال نابودی هستند؛ شهرنشینی بشکلی وحشتناک به زندگی سادۀ روستایی و حتی کشاورزی لطمه وارد آورده است؛ و طبیعت چنان آلوده و صدمه خورده است که بیم آن وجود دارد که در آینده&amp;zwnj;ای نزدیک بنیادی برای زندگی بشری باقی نماند. هراس از آینده&amp;zwnj;ای دهشتناک، از قرار گرفتن در جهانی با فرهنگ و محیط زیستی فروپاشیده، به ذهنیت و زندگی همه راه یافته است. اگر نه همه، بسیاری خود را مجبور یا متمایل بدان می&amp;zwnj;بینند که دست به واکنش بزنند و کاری برای حفظ بنیاد زیست خود انجام دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همزمان گروه&amp;zwnj;های وسیع و نامتجانسی از مردم کنار هم قرار گرفته&amp;zwnj;اند. جامعۀ امروز جامعۀ چند فرهنگی است. جهانی شدن و مهاجرت باعث شده تا مردمانی با هویتهای قومی، &amp;quot;نژادی&amp;quot;، دینی و منطقه&amp;zwnj;ای گوناگون در کنار هم (در محله و شهر ، در محل کار و در جامعه) چیده شوند. این در حالی است که نه نظم اقتصادی و سیاسی و نه خود مردم تمایل و حوصلۀ بازشناسی تمایزها را دارند. برای نظم همه قرار است کار کنند، مالیات بپردازند، مصرف کنند و شهروندی فعال باشند. برای مردم نیز دیگری قرار است همسایه&amp;zwnj;ای مرتب، همکاری زرنگ، همشهری خوب و همشهروندی شریف و درگیر باشد. تمایزهای هویتی برای کسی دارای موضوعیت خاصی نیست، شاید نهادها و افراد با ابراز آن مخالف نباشند ولی به استقبال آن نمی&amp;zwnj;شتابند. ولی از جانبی دیگر، از نظر فرهنگی و ارزشی، انسانها ترغیب می&amp;zwnj;شوند تا نه فقط هویت خاص فردی که همچنین هویت گروهی خاص خود را داشته باشند. اصل بر آن است که فرد سرفراز یا مفتخر به هویت دینی (یا ناباوری به دین)، قومی، فرهنگی و بتازگی جنسی خود بوده و در جهت بیان آن و همبسته ماندن با همانندان خود بر بنیاد ابراز هویت بکوشد. امروز باور عمومی بر آن است که فرد بدون هویت از هر نوع نشان زیست اجتماعی تهی شده و مرگ اجتماعی را گردن نهاده است. ابراز هویت اجتماعی نه فقط ابراز وجود که همچنین تجربۀ زیست اجتماعی به شمار می&amp;zwnj;آید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گفتمان برابریِ حقوقی جهان را درنوردیده و بر ابراز وجود انسانها و در نتیجه ابراز هویت آنها اثر گذاشته است. گروه&amp;zwnj;های سرکوب شده و ستم دیده، همه، بمیدان حوزه&amp;zwnj;های عمومی جامعه آمده&amp;zwnj;، ارج و مقامی همسان دیگران می&amp;zwnj;جویند. زنان یکی از چنین گروه&amp;zwnj;هایی هستند. آنها اکنون برای بیش از یک سده است که به صورت مداوم برای رفع و حذف ستمها و بی&amp;zwnj;حقوقی&amp;zwnj;هایی که بر آنها اِعمال شده و می&amp;zwnj;شود مبارزه می&amp;zwnj;کنند. در این زمینه دستاوردهای کمی نیز نداشته&amp;zwnj;اند. حق رأی، دستمزد کم و بیش مساوی با مردان و مشارکت فعال در تمامی حوزه&amp;zwnj;های زندگی اجتماعی فقط چند نمونۀ این دستاوردها هستند. با جنبش خود، زنان همه را، چه مردان و چه زنان، چه نهادهای قانون&amp;zwnj;گذار و چه نهادهای اجتماعی، متوجه موقعیت خود ساخته&amp;zwnj;اند و توانسته&amp;zwnj;اند حرکت خویش و خواستهای خود را بسان جنبش و خواستهایی یکسره بر حق معرفی کنند. جنبش آنها گرایش فکری-ایدئولوژیک خود را چند بار تغییر داده، از لیبرالیسم به مارکسیسم و رادیکالیسم روی آورده و سپس گرایشی پساساختار&amp;zwnj;گرا و پسامدرنیستی پیدا کرده است، ولی همواره توانسته استحکام و انسجام خود را حفظ کند. در این مسیر، جنبش زنانی بسیاری را آگاه ساخته، برانگیخته و به میدان فعالیت و مبارزه کشانده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روی هم رفته، جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی گسترۀ بازی را برای سرزندگی گروه&amp;zwnj;های گوناگون اجتماعی گشوده&amp;zwnj;اند. بخشی از توده&amp;zwnj;ها با فعالیتها و مبارزات خود این گستره را می&amp;zwnj;آفرینند ولی آنگاه که آن را می&amp;zwnj;آفرینند برای دیگران، دیگرانی که شاید خودانگیخته فعال و سرزنده نیستند، امکان حضور در صحنه&amp;zwnj;های گرم و پر شور و شرر مبارزه را فراهم می&amp;zwnj;آورند. جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی با گونه&amp;zwnj;گونی و وسعت خود به توده&amp;zwnj;ها اجازه می&amp;zwnj;دهند که در هر زمینه و هر آنگونه که خود می&amp;zwnj;پسندند دست به فعالیت و مبارزه بزنند. ولی به همین دلیل و همچنین به خاطر آنکه جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی پی در پی دچار افت و خیز می&amp;zwnj;شود از اهمیت و جذابیت آنها می&amp;zwnj;کاهد. جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی تمرکز فعالیت و مبارزه را از بین می&amp;zwnj;برد و هر کس یا هر گروه را درگیر هدف و آرمان خاص خود می سازد. برخی اوقات ممکن است این هدف امر اساسی و مهمی باشد ولی برخی اوقات ممکن است هدف امری حاشیه&amp;zwnj;ای باشد و در این صورت هیچ بعید نیست که جنبش بسرعت به هدف خود نائل آید. بطور کلی جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی، متأثر از شرایط، به شدت دچار افت و خیز می&amp;zwnj;شوند. گاه پرشور و تند به پیش می تازند و گاه دچار کندی و سردرگمی شده از جذب همراهانی جدید باز می&amp;zwnj;مانند. برای توده&amp;zwnj;ها ( ونه برای فعالین اجتماعی و سیاسی) جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی&amp;zwnj; بیشتر شکل یک پدیدۀ تصادفی یا رخدادی را دارند. گاه وجود دارند و بسادگی می&amp;zwnj;توان با حضور یافتن در عرصۀ آن مبارزه&amp;zwnj;ای معین را پیش برد و گاه وجود ندارد و نمی&amp;zwnj;توان آنها را نیز آفرید. این امر بزرگترین محدودیت جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی است. آنها را - درست همچون انقلاب - نمی&amp;zwnj;توان هدفمند آفرید. آنها خود به راه می&amp;zwnj;افتند، می&amp;zwnj;شکفند و سپس از بین می&amp;zwnj;روند. تحولات اجتماعی و سیاسی آنها را می&amp;zwnj;آفرینند و سپس شور فعالین و توده&amp;zwnj;ها که خود ناشی از ارزیابی آنها از شرایط است شتاب و گسترش آن را تعیین می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چند دهۀ اخیر جهان شاهد جنبش اجتماعی چشمگیری نبوده است. در دهۀ شصت میلادی دو جنبش گستردۀ دانشجویی و حقوق مدنی ساختار اجتماعی و سیاسی اروپا و آمریکا را متحول ساخت. هر دو جنبش دارای هدفهایی بس گسترده&amp;zwnj; بودند و توانستند نیروهای زیادی را بسیج کنند. ولی حتی آنها نیز پی از یکدورۀ کوتاه درخشش، نشانی از خود بجای نگذاشته&amp;zwnj;اند. در دو سه دهۀ اخیر، دانشجویان یکی از سر به زیرترین گروه&amp;zwnj;های اجتماعی در اروپا و آمریکا بوده و دیگر حقوق مدنی از موضوعیت خاصی برخوردار نیست. دو جنبش زنان و محیط زیست در چند دهۀ اخیر نیز محدود به گروه&amp;zwnj;ها و نیروهایی خاص بوده است. نشانی از آن وجود ندارد این جنبش&amp;zwnj;ها توانسته باشند برای مدتی طولانی و به شکلی تأثیرگذار بخشهایی از تود&amp;zwnj;ها را درگیر خود سازند. این جنبش&amp;zwnj;ها توانسته&amp;zwnj;اند گهگاه برای مدت کوتاه بخشی از توده&amp;zwnj;ها را پیرامون هدف و مسئله&amp;zwnj;ای معین بسیج کنند ولی هیچگاه نتوانسته&amp;zwnj;اند بخش مهمی از توده&amp;zwnj;ها را پیرامون مسئله و اهدافی کم و بیش سراسری گردهم آورند. در این میان سرنوشت دو جنبش نوین اجتماعی، جنبش ابراز هویت و جنبش حفظ محیط زیست، حکایت از آن دارد که در جامعۀ به شدت پویای مدرن جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی به سرعت یا سرزندگی و خروش خود را از دست می&amp;zwnj;دهند یا در نظم سیاسی و اقتصادی حاکم ادغام می&amp;zwnj;شوند. جنبش ابراز هویت مدت زمانی پس از پیدایش با نقد تند رادیکال&amp;zwnj;ها و کنشگرانِ خواهان تحول در نظم حاکم جهانی روبرو شد. به ناگهان برای بسیاری مشخص شد که هویت هر انسان و هر گروه چند وجهی&amp;zwnj;تر از آن است که بر یک جنبه از آن تأکید گذاشت و خواستار بازشناسی آن شد. اکنون مشخص شده است که باید جنبه&amp;zwnj;های دیگر هویت را بزور به حاشیه راند تا بتوان جنبه&amp;zwnj;ای را هویت اصلی انسان شمرد و برای بازشناسی آن مبارزه کرد. پیدایش و شکوفایی بنیادگرایی بسیاری را متوجه پیامدهای ناخواستۀ هویت&amp;zwnj;گرایی ساخته است. جنبش حفظ محیط زیست سرنوشت دیگری پیدا کرده است. این جنبش شکل یک جنبش رسمی سیاسی و اجتماعی را یافته است. احزاب سبز یا سازمانهایی همچون صلح سبز در ساختار سیاسی جوامع اروپایی و حتی برخی جوامعه آسیایی ادغام شده&amp;zwnj;اند. آنها اکنون به اتکاء تشکیلاتی بوروکراتیک با مذاکره و بند و بست فعالیتهای خود را پیش برده و اهداف خود را متحقق می&amp;zwnj;سازند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش&amp;zwnj;های پیشین:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2011/12/16/9074&quot;&gt;در جست&amp;zwnj;وجوی خاستگاه سرزندگی در زندگی مدرن&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2011/12/23/9239&quot;&gt;نظریه&amp;zwnj;هایی در توضیح ماندگاری سرمایه&amp;zwnj;داری&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/12/30/9456#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8428">جنبش‌های اجتماعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2695">سرمایه‌داری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2274">محمدرفیع محمودیان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6865">هنر</category>
 <pubDate>Fri, 30 Dec 2011 01:26:50 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">9456 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>آسیب شناسی جنبش سوریه</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/12/22/9227</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/12/22/9227&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    علی تهرانی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;270&quot; height=&quot;180&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/syria-revolution-hand-flag.jpg?1324837980&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بیش از ده&amp;zwnj;ماه از آغاز تظاهرات در سوریه می&amp;zwnj;گذرد، بیش از پنج&amp;zwnj;هزار نفر در جریان این حرکات اعتراضی جان باخته&amp;zwnj;اند و بیش از ۲۵ هزار نفر دستگیر شده&amp;zwnj;اند، اما نشانه&amp;zwnj;ای از لغزش و نرمش در دولت سوریه و در راس آن بشار اسد دیده نمی&amp;zwnj;شود.&amp;nbsp;چرا تظاهرات&amp;zwnj;هایی که زین&amp;zwnj;العابدین بن علی، حسنی مبارک و علی عبداالله صالح را به زیر کشید در سوریه عقیم مانده است؟&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;روند اجرایی شدن جابه&amp;zwnj;جایی قدرت در کشورهای مختلف متفاوت است، اما چرا علی&amp;zwnj;رغم پایداری مردم سوریه ادامه مبارزه&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;خشونت در سوریه به سرنگونی دیکتاتور نینجامیده است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای روشن شدن وضعیت میدان مبارزه با پرسشی ساده شروع می&amp;zwnj;کنیم:حکومت اقتدارگرا چه موقع سقوط می&amp;zwnj;کند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;زمانی که شهروندان&amp;zwnj; آن جامعه رضایت خود را به صورت موثری از آن دریغ کنند تا آنجا که حاکمیت بر شهروندان بلاموضوع شود، اما نکته اینجاست که نارضایتی همواره وجود دارد و تا زمانی که سطح آن از آستانه تحمل حاکم بالاتر نرود حکومت پابرجا می&amp;zwnj;ماند. این سطح تحمل کجاست؟ جایی که اداره کشور برای حاکم غیر ممکن شود، وضعیت کشور غیر عادی شود و به موازات زایل شدن انسجام حکومت، حاکمیت حاکم غیر قابل اعمال شود. در این شرایط دیکتاتور چاره&amp;zwnj;ای جز تسلیم در برابر قدرت نوظهور را ندارد و عقب نشانده می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پرسش سوم این است که آیا امکان رسیدن به سطح فروپاشی تنها با تمرکز بر تظاهرات&amp;zwnj;های خیابانی و سایر کنش&amp;zwnj;های &amp;quot;غیراعتصابی&amp;quot; میسر است؟ پاسخ مثبت است. نمونه&amp;zwnj;های مصر و تونس در سال گذشته و نمونه&amp;zwnj;های استونی، انقلاب مخملی مردم چک&amp;zwnj;اسلواکی و جنبش مدنی سیاهان آمریکا در گذشته دورتر، همه با محوریت تظاهرات و کنش&amp;zwnj;های غیر &amp;quot;اعتصابی&amp;quot; به پیروزی رسیدند، اما همه این جنبش&amp;zwnj;ها در این زمینه مشترک بودند که یا قوای سرکوبگر خونریز وجود نداشت، مانند جنبش حقوق مدنی سیاهان در آمریکا، و یا این که به سرعت مضمحل شد؛ آن&amp;zwnj;هم به واسطه سقوط شوروی در مدل&amp;zwnj;های چک اسلواکی و استونی و عدم فرمانبرداری قوای نظامی از دیکتاتور در مصر و تونس. در سایر جنبش&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;خشونت کنش&amp;zwnj;های &amp;quot;عدم همکاری&amp;quot; نظیر اعتصاب راهِ ناگزیر فلج&amp;zwnj;سازی حکومتِ دیکتاتوری است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/images.jpg&quot; /&gt;از میان این جنبش&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توان به انقلاب اسلامی در ایران، جنبش&amp;zwnj;های شیلی در میانه دهه هشتاد و آرژانتین در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد، جنبش ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و جنبش استقلال مصر از بریتانیا اشاره کرد، اما از همه بهتر، جنبش ۱۹۴۴ مردم السالوادور است که ظرف یک ماه دیکتاتور مارتینز را با حداقل تلفات به زیر کشید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر اعتصاب چاره راه است، چرا جنبش&amp;zwnj;ها در آن کند و کم انرژی ظاهر می&amp;zwnj;شوند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مبارزات بی&amp;zwnj;خشونت عاملی تعیین&amp;zwnj;کننده وجود دارد که می&amp;zwnj;توانیم آن را &amp;quot;ضریب جهندگی&amp;quot; بخوانیم. این عامل به این صورت قابل تعریف است که کنشگران موفقیت و عدم موفقیت جنبش را در مشارکت فردی خود ببینند. یعنی به خود بگویند اگر من در آن سهیم باشم این جنبش پیروز می&amp;zwnj;شود و اگر من در فعالیت&amp;zwnj;ها و گردهمایی&amp;zwnj;های آن شرکت نکنم جنبش شکست می&amp;zwnj;خورد. بنابراین مشارکت من ضروری است و نمی&amp;zwnj;توانم تنها تماشاگر کنش دیگران باشم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;این عامل در جنبش&amp;zwnj;هایی نظیر سوریه بالاست به این سبب که کنشگران از به خیابان آمدن، زخمی شدن، دستگیر شدن و حتی جان باختن نمی&amp;zwnj;هراسند و پیوند و هنجارهای اجتماعی در سوریه آن را تشویق می&amp;zwnj;کند (که البته دلایل آن روشن است اما در حوصله این مقاله نمی&amp;zwnj;گنجد). اگر چنین است پس چرا اعتصاب&amp;zwnj;های عمومی شکل نمی&amp;zwnj;گیرد که حکومت را فلج و آن را ناگزیر به سقوط کند؟ پاسخ این جاست که ضریب نفوذ جنبش بالا نیست. این به این معنی نیست که اکثریت مردم سوریه از حکومت اسد راضی&amp;zwnj;اند بلکه بدین معنی است که اکثر مردم تصمیمی برای پیوستن به این مدل از &amp;quot;اعلام نارضایتی&amp;quot; نگرفته&amp;zwnj;اند، یا آن را به اندازه کافی به آرزوهای&amp;zwnj;شان نزدیک نمی&amp;zwnj;بییند و یا به سرانجام آن خوشبین نیستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مبارزات بی&amp;zwnj;خشونت عاملی تعیین&amp;zwnj;کننده وجود دارد که می&amp;zwnj;توانیم آن را &amp;quot;ضریب جهندگی&amp;quot; بخوانیم. این عامل به این صورت قابل تعریف است که کنشگران موفقیت و عدم موفقیت جنبش را در مشارکت فردی خود ببینند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هر میزان که این ضریب نفوذ بالاتر باشد مشارکت&amp;zwnj;ها کم هزینه&amp;zwnj;تر است و خشونت کمتری را از سوی حاکم سرکوبگر برمی&amp;zwnj;انگیزد چرا که مجال حضور خشونت&amp;zwnj;آمیز به آن نمی&amp;zwnj;دهد. به عبارت دیگر حرکتی مانند تظاهرات خیابانی سطح خطر بالاتری دارد، اما به تعداد کمتری از مشارکت&amp;zwnj;کنندگان برای تاثیرگذاری نیاز دارد، در حالی که حرکتی مانند اعتصاب برای تاثیرگذاری به مشارکت&amp;zwnj;کنندگانی با ضریب جهندگی بالا و به تعداد بسیار بسیار بیشتر نیازمند است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مبارزه بی&amp;zwnj;خشونت&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;استراتژیست&amp;zwnj;های حکومت&amp;zwnj;های سرکوبگر به خوبی می&amp;zwnj;دانند اگر به دام اعتصاب فراگیر بیفتند میخ تابوت&amp;zwnj;شان کوبیده شده است. چراکه ابزاری برای سرکوب آن وجود ندارد. بنابراین تمام تلاش خود را می&amp;zwnj;کنند تا از وقوع فراگیر آن برای اولین&amp;zwnj;بار جلوگیری کنند. اگر موفق باشند و بتوانند انسجام قوای سرکوبگر خود را برای سرکوب تظاهرات&amp;zwnj;های خیابانی حفظ کنند می&amp;zwnj;توانند جنبش را- حداقل به صورت موقتی- مهار کنند، در غیر این صورت طومارشان در هم پیچیده خواهد شد. حکومت بشار اسد هم یکی از آنهاست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای رهبرانِ جنبش&amp;zwnj;های مقاومت قانع کردن اکثریت مردم برای اعتصاب به مراتب دشوارتر از قانع کردن عده اندکی برای تظاهرات&amp;zwnj;های خیابانی است. به چهار دلیل عمده: اول این که حکومت&amp;zwnj;هایی که ابزار تولید را در دست دارند به خوبی از قدرت آن آگاه&amp;zwnj; هستند و با فشار، تهدید و ارعاب اجازه شکل&amp;zwnj;گیری آن را نمی&amp;zwnj;دهند. دوم این که اعتصاب بر خلاف تظاهرات، نمود بیرونی ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در نتیجه تقریب دقیقی از مشارکت&amp;zwnj;کنندکان آن نمی&amp;zwnj;توان داشت. بنابراین دستگاه جنگ روانی حکومت&amp;zwnj;های سرکوبگر در آن موثرتر عمل می&amp;zwnj;کند. سوم این که برخلاف تظاهرات&amp;zwnj; خیابانی ردگیری مشارکت کنندگان اعتصاب با سادگی بیشتری امکان&amp;zwnj;پذیر است و در صورت عدم اقبال عمومی مشارکت&amp;zwnj;کنندگانی که طبیعتاً از ضریب جهندگی بالایی برخوردار هستند به سرعت شناسایی و پس از آن حذف یا کنترل می&amp;zwnj;شوند. چهارم و از همه مهم&amp;zwnj;تر آن که: نهادی که وظیفه سازمان&amp;zwnj;دهی آن را به عهده دارد باید از پس برخی پیش شرط&amp;zwnj;ها نظیر پرداخت وجهی برای گذران زندگی برای مدت کوتاهی را داشته باشد. دعوت به اعتصاب عمومی به قماری بزرگ می&amp;zwnj;ماند که سرنوشت حکومت و جنبش را به سرعت روشن می&amp;zwnj;کند. بنابراین رهبران جنبش- در صورت وجود رهبری متمرکز- معمولاً در دعوت به آن با احتیاط بیشتری عمل می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از منظر دینامیک مبارزات بی&amp;zwnj;خشونت اگر جنبش مردم سوریه به سرعت در ابعاد جغرافیایی و اجتماعی برای بسیج&amp;zwnj;های عمومی وسیع در زمینه اقدامات عملی برای فلج&amp;zwnj;سازی حکومت اسد آماده نشود (و جامعه جهانی نیز در حمایت عملی از آن همچنان مردد باقی بماند) احتمال سرکوب آن و یا حرکت آن به سوی مبارزات مسلحانه وجود دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ای-میل نویسنده:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;mailto:alitehrani@journalist.com&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;alitehrani@journalist.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/12/22/9227#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6409">انقلاب سوریه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1981">بشار اسد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1963">سوریه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Thu, 22 Dec 2011 14:02:11 +0000</pubDate>
 <dc:creator>behnam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">9227 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>سرمایه داری و دموکراسی در آمریکای جنوبی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/11/12/8273</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/11/12/8273&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    جِرِمی آدِلمَن        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    آراز امین ناصری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;498&quot; height=&quot;322&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/pinochet_and_videla.jpg?1321383772&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;جِرِمی آدِلمَن &amp;minus; کشورهای آمریکای جنوبی جایگاه ویژه&amp;zwnj;ای در تاریخ نظریه&amp;zwnj;های دموکراسی در جهان مدرن دارند. این کشورها ترکیب&amp;zwnj;های گوناگونی از سرمایه داری و رژیم&amp;zwnj;های دولتی را تجربه کرده&amp;zwnj;اند: از دموکراسی&amp;zwnj;های اختصاصی که به وسیله اقلیتی از شهروندان اداره می&amp;zwnj;شد تا حکومت&amp;zwnj;های پوپولیست بر پایه گستره وسیعی از شهروندان، تا دولت&amp;zwnj;های اقتدارگرای شدیداً سرکوبگر. هنوز هیچ&amp;zwnj;کدام از این دولت&amp;zwnj;ها نتوانسته&amp;zwnj;اند بازار و سیاست و سرمایه داری و دموکراسی را به شکلی پایدار با یکدیگر آشتی دهند. در حقیقت دشواری تناسب بین این دو بُعد از زندگی مدرن، ثبات هر یک از این تجربه&amp;zwnj;ها را تضعیف کرد. بر خلاف آمریکای انگلیسی زبان که خاستگاه بسیاری از نظریه&amp;zwnj;های وجود رابطه نیرومند بین سرمایه داری و دموکراسی بود، آمریکای لاتین اغلب یک مورد خلاف از این نظریه&amp;zwnj;ها بوده است: منطقه&amp;zwnj;ای که در آن ساختار سرمایه داری به دموکراسی آسیب زده یا فعالیت دموکراتیک توسعه سرمایه دارانه را متوقف کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مقاله استدلال می&amp;zwnj;کند که مورد آمریکای جنوبی را نباید انحراف از مسیر تاریخ دانست. کشورهای این منطقه تجربیات دموکراتیک مهمی داشته&amp;zwnj;اند و توانسته&amp;zwnj;اند از عهده چالش ایجاد نهاد&amp;zwnj;های نظام جمهوری برای اداره حیات عمومی جامعه بر آیند.&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پرسش این مقاله این است که:&lt;br /&gt;
چه میراثهای تاریخی به دموکراسی قرن بیستم در آرژانتین، برزیل و کلمبیا شکل داد؟&lt;br /&gt;
و چگونه در هر کشور یک موج موجهای بعدی را به دنبال آورد؟&lt;br /&gt;
سرانجام این مقاله به این مسئله خواهد پرداخت که چطور وضعیت اقتصادی از کوشش برای دموکراتیک سازی نظام سیاسی حمایت یا از آن ممانعت کرد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به طور کلی از ابتدای قرن بیستم، سه موج دموکراسی در آمریکای جنوبی &amp;minus; جایی که به هر حال میراث دار تاریخ قرن نوزدهم خود بود &amp;minus; اتفاق افتاد. آمریکای جنوبی مرزهای بازی داشت و همانند مستعمره&amp;zwnj;های انگلیسی زبان قاره آمریکا در بازار جهانی سرمایه و کالا مشارکت می&amp;zwnj;نمود. این منطقه همچنین کشمکش&amp;zwnj;های گوناگونی را در راه از بین بردن نمادهای استعماری تجربه کرد. با آغاز قرن بیستم، بسیاری از کشورهای منطقه، تجربه جنگهای داخلی را در کارنامه خود ثبت کردند. از آن زمان، حکومتگران نظامهای سیاسی را به سوی مشارکت آزادانه تر مردم سوق دادند. با این حال هنوز هم در آمریکای لاتین حکومت غیر نظامی با آزادی و رضایت تکرار شونده حکومت شوندگان یک استثنا بود و نه قاعده. تلاشها برای ایجاد دموکراسی از بالا تا دهه ۳۰ همگی به شکست انجامیدند. دومین موج کوشش&amp;zwnj;ها که پس از آن اتفاق افتاد، تلاش برای ایجاد دموکراسی از پایین بود که موجب ظهور دولتهای پوپولیستی در بیشتر کشورهای قارّه شد.. این دولتها هم در دهه ۱۹۵۰ به کودتاها و آشوبهای نظامی منجر شدند. سرانجام در دهه ۱۹۸۰، اکثر این کشورها دور جدیدی از بازگشت به برگزاری انتخابات و حکومت غیر نظامی و کوشش برای بازسازی پیوند مشروعیت میان حکومت گران و حکومت شوندگان را آغاز کردند. البته کیفیت این دموکراسی&amp;zwnj;های جدید هنوز محل بحث است. هنوز هم کشمکش داخلی در بسیاری از کشورهای منطقه گستردگی دارد. عده معدودی ممکن است استدلال کنند که دموکراسی&amp;zwnj;های آمریکای جنوبی کاملاً از تنگناهای گذشته عبور کرده&amp;zwnj;اند. هنوز هم ایده تحقق یک نظام جمهوری متشکل از شهروندان کاملاً برخوردار از حقوق مدنی و سیاسی، به همان اندازه قرن نوزدهم یک آرزوی دست نیافته باقی مانده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;250&quot; vspace=&quot;15&quot; hspace=&quot;10&quot; height=&quot;348&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/south_america.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مقاله از کار تحقیقی لاری دایموند آغاز می&amp;zwnj;شود. او قائل به وجود قوانین &amp;quot;حتمی&amp;quot; در مورد ارتباط میان توسعه و دموکراسی نیست و رویکرد مناسب&amp;zwnj;تر را این می&amp;zwnj;داند که بپرسیم چرا، چطور و تحت چه شرایط تاریخی شیوه تولید سرمایه دارانه با دموکراسی مرتبط می&amp;zwnj;شود؟ پرسش این مقاله این است که:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چه میراثهای تاریخی به دموکراسی قرن بیستم در آرژانتین، برزیل و کلمبیا شکل داد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و چگونه در هر کشور یک موج موجهای بعدی را به دنبال آورد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سرانجام این مقاله به این مسئله خواهد پرداخت که چطور وضعیت اقتصادی از کوشش برای دموکراتیک سازی نظام سیاسی حمایت یا از آن ممانعت کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به طور مسلم در هیچیک از این سه کشور نهادهای دموکراتیک به گونه&amp;zwnj;ای بنا نشدند که بتوانند تغییرات ناگهانی در شرایط اقتصادی را تاب آورند. طراحان هیچ کدام از تلاش&amp;zwnj;های دموکراسی&amp;zwnj;سازی نمی&amp;zwnj;توانستند حکومت&amp;zwnj;های ائتلافی پایداری ایجاد و حفظ کنند که از پس گرداب&amp;zwnj;های اقتصادی پیش رو در کوتاه مدت برآیند. حکومت دموکراتیک و غیر نظامی بر مجموعه&amp;zwnj;ای از توافقات بین کنشگران اجتماعی مبتنی بود که حتی در بهترین شرایط هم در برابر لغو شدن یا شکست آسیب پذیر بودند و در بدترین شرایط هنگامی که ساختارها به شکل چشمگیری تغییر می&amp;zwnj;کردند، مستعد بحران می&amp;zwnj;شدند. حکومت دموکراتیک نتوانست چندان در میان طیف به قدر کافی وسیعی از بازیگران سیاسی مشروعیت پیدا کند که بتواند از بحرانهای ناشی از تغییر یارگیریهای سیاسی جان سالم به در ببرد. حکومت&amp;zwnj;های آمریکای جنوبی &amp;ndash; مانند آرژانتین، برزیل و کلمبیا - فضای سیاسی دموکراتیک را تجربه کردند و در موانع ساختاری عمیق در برابر دموکراسی گرفتار نشدند. اما برنامه ریزیهایشان و ائتلاف&amp;zwnj;هایی که پشتیبان این تجربه&amp;zwnj;های دموکراتیک بودند، نتوانستند ماندگاری نظامهای دموکراتیک را در عبور از مراحل گوناگون توسعه اقتصادی تضمین کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;میراث قرن نوزدهم &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقطع زمانی ۱۸۸۰ تا ۱۹۳۰، جوامع آمریکای جنوبی فرآیند توسعه شتابان اقتصادی را پشت سر گذاشتند. آنها سازوکارهای نمایندگی پارلمانی را گسترش دادند. اما زمینه&amp;zwnj;ای که این رویدادها در متن آن اتفاق می&amp;zwnj;افتاد، دارای دوگانگی&amp;zwnj;ای بود که بر مسیر و نتیجه آزادسازی دموکراتیک جهت داد. نخستین عاملی که زمینه اقتصادی گذار را شکل &amp;zwnj;داد، رابطه اقتصادی میان آمریکای لاتین و کشورهای صنعتی حوزه آتلانتیک بود. در اواخر قرن نوزدهم، بخش صادرات در بیشتر کشورهای منطقه، عامل رشد سریع اقتصادی شده بود. سرمایه تزریق شده یا جمع شده در نظام بانکی ملی کشورهای آمریکای لاتین، اغلب حاصل سرمایه&amp;zwnj;گذاری کشورهای اروپایی بود. شهرها شاهد ازدحام مهاجران جدیدی بودند که اغلب از جنوب اروپا به آنجا می&amp;zwnj;آمدند. تولید برای بازارهای خارجی و اتکای زیاد روی سرمایه خارجی، منطقه را در یک نظام تقسیم کار بین المللی درگیر کرد. نیروهای بازار بر روابط اجتماعی نیز تأثیر گذاشتند و باقیمانده موانع استعماری در برابر زندگی مصرفی را از میان بردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مدل پیامدهای مهمی به&amp;zwnj;خصوص در ایجاد تعادل بین بخش&amp;zwnj;های وابسته به زمین دارها و بقیه بخشها و همچنین انسجام داخلی در میان نخبگان ملّاک داشت. آنچه در اواخر قرن نوزدهم پدیدار شد، کشاورزی عظیم مبتنی بر سرمایه داری بود که با هدف تولید محصولات عمده برای بازار جهانی به وجود آمده بود. تولید کنندگان کوچک حداکثر می&amp;zwnj;توانستند در لابلای این کشاورزی سرمایه دارانه از طریق تولید محصول برای بازار محلی روزگار بگذرانند (و یا حتی گاهی اندکی پیشرفت کنند). در موارد دیگری (بیشتر در مرکز مکزیک و مرکز و جنوب آند)، خانواده&amp;zwnj;های خرده کشاورز بومی به صورت فصلی برای امرار معاش کار می&amp;zwnj;کردند و در فصول بیکاری به روستاهایشان باز می&amp;zwnj;گشتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تولید در آن زمان تنها بر سازوکارهای بازار برای استخدام نیروی کار تکیه می&amp;zwnj;کرد. یک دلیل اصلی این امر این بود که کارگران گزینه&amp;zwnj;های بسیار محدودی پیش رو داشتند. به عنوان مثال بر خلاف آمریکای شمالی، امکان تولید مبتنی بر خوداشتغالی محدود بود. قوانین زمین، علیرغم بعضی کوششهای قوه مقننه، حریم سکونتگاههای کوچک مقیاس را علامت گذاری نمی&amp;zwnj;کرد و به این ترتیب مانع از تمرکز بازار نیروی کار مزد بگیر می&amp;zwnj;شد. بنابراین نیروهای بازار تخصیص دهنده اصلی زمین، کارگر و سرمایه بودند اما قوانین مالکیت، شدیداً به نفع اندک زمینداران متنفذ عمل می&amp;zwnj;کردند. به علاوه، درجه بالای وابستگی به بازارها، سرمایه و فن آوری خارجی، منطقه را در معرض چرخه&amp;zwnj;های نوسان اقتصادی آتلانتیک قرار می&amp;zwnj;داد. در نتیجه، اثرات اقتصاد بین الملل از طریق تضعیف ائتلاف&amp;zwnj;های حامی رژیمهای سیاسی می&amp;zwnj;توانستند فرصتهایی برای گذار به دموکراسی فراهم کنند. گرچه نمی&amp;zwnj;توان ادعا کرد که تنها ساختارهای اقتصادی تعیین کننده شرایط دموکراسی در آمریکای جنوبی بودند، اما این شرایط وضعیت را برای شکلگیری ائتلاف&amp;zwnj;هایی که از گونه&amp;zwnj;های متفاوتی از رژیمهای سیاسی حمایت می&amp;zwnj;کردند، مهیا نمودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عامل مؤثر دیگر در شکل&amp;zwnj;دهی به شرایط گذار به دموکراسی، ساختارهای حکومتی بودند. آمریکای جنوبی در پایان قرن نوزدهم میراث دار یک سنت لیبرالِ وابسته به قانون اساسی بود. پس از سال ۱۸۱۰ تا چندین دهه درگیری بر سر ساختار نظام سیاسی ادامه داشت. امید به ایجاد نظام&amp;zwnj;های قانونی متکی به نمایندگی گسترده و انتخابات رقابتی به زودی رنگ باخت. در پایان قرن نوزدهم، گروه نخبگان نوظهور، رغبتشان را برای پذیرش مدهای سیاسی ای که به آزادی&amp;zwnj;های موجود احترام می&amp;zwnj;گذاشتند و یا چیزی بر آنها می&amp;zwnj;افزودند از دست دادند. آنها همچنین به این مسئله هم اهمیت نمی&amp;zwnj;دادند که آزادی&amp;zwnj;های مدنی افراد به منزلت اجتماعی آنها وابسته بود و ثروت میزان این آزادی&amp;zwnj;ها را تعیین می&amp;zwnj;کرد. دغدغه اصلی در طراحی نهادهای عمومی، چیرگی بر حقوق موروثی بود و حمایت از حقوق دموکراتیک در درجه دوم اهمیت بود. به قول معمار قانون اساسی آرژانتین ژان باتیستو آلبردی، سیاستمدار باید به دنبال یک حکومت جمهوری &amp;quot;عملی&amp;quot; باشد نه یک جمهوری آرمانی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تشخیص این مسئله مهم است که این نظام&amp;zwnj;های جدید مبتنی بر قانون اساسی در انتهای قرن نوزدهم، اصل دموکراسی &lt;b&gt;&amp;nbsp;انتخابی&lt;/b&gt;را بنیان گذاشتند. به علاوه آنها عموماً قبول داشتند که نظام انتخاباتی باید راه حلی برای مسئله جانشینی سیاسی باشد. اما فعالیتهای پارلمانی و انتخاباتی بیشتر معطوف به این بود که کدام جناح یا ائتلاف از نخبگان باید حکومت کنند و چگونه حکومت کردن اهمیت چندانی نداشت. انتخابات به عنوان تشریفاتی برای جلوگیری از تغییرات لجام گسیخته مدیریت&amp;zwnj;های اجرایی تلقی می&amp;zwnj;شد و نخبگان رای گیری را ابزاری برای بازسازی پیوند مشروعیت بین حکومت&amp;zwnj;گران و حکومت شوندگان نمی&amp;zwnj;دانستند. علاوه بر این، سازمان&amp;zwnj;های توده&amp;zwnj;ای مانند اتحادیه&amp;zwnj;های کارگری، اتحادیه&amp;zwnj;های مصرف کنندگان و انجمن&amp;zwnj;های رفاهی به ندرت برای تقسیم قدرت سیاسی با گروه&amp;zwnj;های پارلمانی در زندگی عمومی جامعه وارد می&amp;zwnj;شدند. بر خلاف الگویی که در جهان آنگلو&amp;ndash; آمریکایی ظهور کرده بود، سنت&amp;zwnj;های انتخاباتی آمریکای جنوبی پیش از تحکیم درک مردم از مفهوم شهروندی مدنی و سیاسی و تمرین آن شکل گرفته بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;لازم است بر این دو میراث قرن نوزدهم &amp;ndash; نحوه&amp;zwnj;ای که اقتصادهای صادراتی به توزیع ثروت شکل داده بودند و روالی که نظامهای سیاسی بر اساس قوانین اساسی طراحی شدند &amp;ndash; تأکید بیشتری شود. در آمریکای لاتین یک توازی حتمی بین اقتصاد و رویدادهای سیاسی وجود داشت. به زبان سیاست، این میراثها تلاش برای گسترش شهروندی، عضویت در انواع گوناگون نهادهای مرتبط با اجتماع سیاسی و ایده گسترش بیشتر حقوق ناشی از این عضویت را نا کام گذاشت. به چالش کشیدن اقتدار سیاسی اغلب با سرکوب شدید روبرو می&amp;zwnj;شد و به صورت جریان عادی زندگی همگانی در نیامده بود. در زندگی اقتصادی، گرچه بازارها آزادانه عمل می&amp;zwnj;کردند، اما دسترسی به ثروت محدود شده بود. مسئله توزیع ثروت و حقوق اقتصادی طبقات محروم، اغلب با پاسخی مشابه برای گروههای سیاسی به حاشیه رانده شده روبرو می&amp;zwnj;شد: سرکوب. جنبشهای اعتراضی رایج در بقیه کشورهای حاشیه آتلانتیک، احزاب کارگری یا دهقانی، جنبش&amp;zwnj;های سیاسی پوپولیست یا حتی تهدیدهای منطقه&amp;zwnj;ای در برابر وحدت نظامهای جمهوری هیچکدام نتوانستند تغییری در نظامهای سیاسی موجود به وجود آورند و آنها را وادار به انعطاف نمایند.&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تشخیص این مسئله مهم است که نظام&amp;zwnj;های جدید مبتنی بر قانون اساسی در انتهای قرن نوزدهم، اصل دموکراسی&amp;nbsp; انتخابی را بنیان گذاشتند. به علاوه آنها عموماً قبول داشتند که نظام انتخاباتی باید راه حلی برای مسئله جانشینی سیاسی باشد. اما فعالیتهای پارلمانی و انتخاباتی بیشتر معطوف به این بود که کدام جناح یا ائتلاف از نخبگان باید حکومت کنند و چگونه حکومت کردن اهمیت چندانی نداشت. انتخابات به عنوان تشریفاتی برای جلوگیری از تغییرات لجام گسیخته مدیریت&amp;zwnj;های اجرایی تلقی می&amp;zwnj;شد و نخبگان رای گیری را ابزاری برای بازسازی پیوند مشروعیت بین حکومت&amp;zwnj;گران و حکومت شوندگان نمی&amp;zwnj;دانستند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سرانجام، نظام&amp;zwnj;های مشروطه لیبرالِ به ارث رسیده که هرگز از مشروعیت عمیق در بین نخبگان ریشه نگرفته بودند، آنگاه که با تغییر در فرصتهای در اختیارشان روبرو شدند، (مثل بحران در اقتصاد جهانی یا گسترش سریع اپوزیسیون&amp;zwnj;های سیاسی)، از قوانینی که خودشان ابداع کرده بودند عدول کردند. هنگامی که در آغاز سده بیستم، نخبگان با چالشِ ایجاد حکومت&amp;zwnj;هایی بر پایه نمایندگی بیشتر مواجه شدند، نیازی به ایجاد نظام رای گیری نبود زیرا چنین چیزی از قبل موجود بود. به جای آن این احساس وجود داشت که رای دادنِ مردم با اهمیت است و دستاوردهای پایداری از مشارکت سیاسی به دست می&amp;zwnj;آید. این اغلب به این معنا بود که چالش در برابر منافعِ نخبگان، به عنوان شاخصی برای سنجش کیفیت دموکراسی شناخته می&amp;zwnj;شد و این چیزی بود که تعهد نخبگان را برای رعایت مقررات بازیِ انتخاباتی سست می&amp;zwnj;کرد. در تمام سده بیستم، کشورهای آمریکای جنوبی با چالشی دوگانه روبرو بودند: جلب وفاداریِ نخبگان به حکومت قانون؛ در کنار دموکراتیک کردن حیات عمومی تا حدی که تهدید آن نسبت به منافع نخبگان قابل تحمل باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دموکراسی از بالا &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در سایه این دو میراث سده نوزدهم، نخبگان در آرژانتین، برزیل و کلمبیا کوشش&amp;zwnj;هایی را برای گشایش در نظام&amp;zwnj;های سیاسی شان آغاز کردند. به طور کلی، آنها نظامهای انتخاباتی موجود را حفظ کردند و سعی در بهبود آنها نمودند. با هدایت احزاب به درون عرصه&amp;zwnj;های رسمی رقابت و گسترش حق رای به عده بیشتری از مردم، خشونت در میان جناح&amp;zwnj;های سیاسی کاهش یافت. هر کشور سعی داشت جنبش&amp;zwnj;های سیاسی را به شکلی صلح آمیز در درون فضای رسمی سیاست ادغام کند بی آنکه این کار موجب بر هم خوردن قوانین بازی سیاسی شود. اما نهایتاً همه حرکت&amp;zwnj;های اصلاحی، عمدتاً به دلیل اینکه نخبگان نتوانستند روی قواعد دموکراتیک توافق کنند، شکست خوردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آغاز، به نظر می&amp;zwnj;آمد که آرژانتین کشوری است که می&amp;zwnj;تواند در دموکراتیک کردن صحنه سیاسی موفق شود. از آغاز دهه ۱۸۸۰ سیاست در آرژانتین به طور فزاینده&amp;zwnj;ای حرفه&amp;zwnj;ای شد &amp;ndash; به این مفهوم که امور عمومی به موضوعاتی دولتی بدل شدند نه مقولاتی وابسته به منافع مالکان خصوصی. به طور کلی، نخبگانِ زمین دارِ آرژانتین، با مالک&amp;zwnj;های قدرتمند و ثروتمند مراتع شمال کشور که در راس هرم اجتماعی بودند از بقیه جاهای آمریکای جنوبی متحدتر بودند. این موضوع آنها را قادر می&amp;zwnj;کرد که بدون مختل کردن مدل توسعه مبتنی بر صادرات، فرآیند دموکراتیک را به خواست خود به پیش ببرند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از دهه ۱۸۹۰، طیفی از احزاب سیاسی شامل یک حزب سوسیالیست در پایتخت، حزب اتحاد رادیکالِ مدنی با موقعیتی قدرتمند در چند ایالت و یک حزب محافظه کارِ کم مایه، ظهور کردند. در این دوران هر چند احزاب برنامه&amp;zwnj;های یکدیگر را برای دستیابی به قدرت به چالش می&amp;zwnj;کشیدند، اما هیچ یک اصول بنیادیِ حکومت را زیر سئوال نمی&amp;zwnj;بردند. حوزه عمومی هم پر شده بود از رسانه&amp;zwnj;های جنجالی و خیابانهایی که عرصه نمایش مداوم حضور مخالفان بودند. در پی اصلاحاتی که در سال ۱۹۱۲ موجب استفاده از سیستم رای گیری مخفی و اعطای حق رای عمومی به مردانِ بومی شد، مباحث سیاسی درباره تغییرات دموکراتیک به اوج خود رسید. این اصلاحات به بهبود انتخابات کمک کرد و موجب راهیابی جنبش&amp;zwnj;های مهم سیاسی به پارلمان گردید. بعد از ۱۹۱۲، آرژانتین انتخاباتی رقابتی و سالم داشت اما خارجی&amp;zwnj;ها و طبقه کارگر هنوز هم از اصلاحات سیاسی بی نصیب مانده بودند. برای تقریبا دو دهه، مردان آرژانتینی نمایندگانشان را از راه مبارزات انتخاباتی بسیار رقابتی انتخاب می&amp;zwnj;کردند در حالیکه قسمت&amp;zwnj;های بزرگی از جمعیت در این فرآیند مشارکت نداشتند. سیستم انتخابات مشروعیت بیشتری پیدا کرد اما نه در تمام حوزه&amp;zwnj;های انتخاباتی مهم کشور.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در برزیل، قدرت اقتصادیِ بخش&amp;zwnj;های زمین دار از آرژانتین به طور چشم گیری کمتر بود. اولا، نخبگانِ مالک برزیلی نسبت به آرژانتینی&amp;zwnj;ها تفرقه درونی بیشتری داشتند. این مسئله به اختلافات منطقه&amp;zwnj;ای مربوط می&amp;zwnj;شد: اختلاف و مشاجره میان اشرافِ سائو پائولو، باهیا، میناس گرایس، و ریو گرانده دو سول در بسیاری از موارد حاد می&amp;zwnj;شد. توافقِ بسیار کمی درباره مسائل مالی یا بودجه حکومت وجود داشت و تصمیم گیری برای اختصاص یارانه به قهوه در سال ۱۹۰۶ (به نفع کشاورزان سائوپائولو و به خرج مالیات دهندگان همه برزیل) به یک موضوع تحریک کننده و مانعی در برابر شکل گیری وفاق در میان ائتلاف حاکم بدل شد. نظام مشروطه برزیل بر تعادل ظریفی از نیروهای منطقه ایی متکی بود که همیشه با تغییر موقعیت و چانه زنی میان نخبگانِ مناطق، به عنوان نمادی از حکومت جمهوری همراه بود. با این وجود، همزمان، مشارکت همه مناطق در رونق صادرات &amp;ndash; لاستیک از آمازون، گوشت گاو و پوست خام از جنوب، شکر از شمال و قهوه از &lt;i&gt;پاولیستا&lt;/i&gt;&amp;ndash; موجب حمایت عمومی از اقتصاد سیاسی نظام جمهوری می&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این موازنه موجب نظمی پایدار اما پر مخاطره می&amp;zwnj;شد، نظمی که کمتر از آرژانتین مشارکت بخش&amp;zwnj;های مختلف جامعه را جلب می&amp;zwnj;کرد. بهره مندانِ اصلی این نظام، طبقه صاحب مزرعه در پاولیستا بودند، کسانی که همچنین مسئول بخشی از کاستی&amp;zwnj;های آن نیز بودند. بدون بهره مندی از قدرت همتایان آرژانتینی خود، پاولیستاها یک جمهوری فدراتیوِ غیر متمرکز ایجاد کردند که علاقه کم آنها را برای باز کردن عرصه سیاسی به روی بازیگران جدید نشان می&amp;zwnj;داد. قدرتی را که مزرعه داران پاولیستا در توازن منطقه&amp;zwnj;ای برزیل از دست می&amp;zwnj;دادند، به صورت قدرت محلی دوباره به دست می&amp;zwnj;آوردند. به هر حال آنها تولید کننده نیمی از قهوه دنیا بودند. جمهوری جدید آشکارا چنان طراحی شده بود که هیچگاه مزرعه داران را از کنترل حوزه&amp;zwnj;های اصلی سیاست به خصوص در سطح منطقه&amp;zwnj;ای و محلی محروم نسازد. وقتیکه ملکه برزیل برده داری در سال ۱۸۸۸ ملغی کرد، معلوم شد طبقه مزرعه داران جنوب (به خصوص در سائوپائولو) تا چه حد بر اساس قانون اساسی امپراطوری آسیب پذیر هستند. به دنبال لغو برده داری مزرعه داران در توطئه برای سرنگونی سلطنت در سال ۱۸۸۹ مشارکت کردند. بر طبق قانون اساسیِ جدیدِ جمهوری در سال ۱۸۹۱، برزیل خیلی بیشتر به یک فدراسیون بسیار غیر متمرکز تبدیل شد و اجازه داد تا نخبگان محلی بتوانند کنترل بلا منازع خود را قلمروهایشان حفظ کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;قوه مجریه ملی، بر طبق رسم نو ظهور، به صورت چرخشی در بین رهبران منطقه&amp;zwnj;ای از ایالات قدرتمند تر دست به دست می&amp;zwnj;شد. در داخل هر ایالت، به جای گردن نهادن به خود مختاریِ نظام حزبی، صاحبان ثروت محلی از طریق یک هرم پیچیده از قیمومیت و رییس گرایی محلی معروف به حکومت &lt;i&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;coroneis&lt;/span&gt;&lt;/i&gt; اعمال قدرت می&amp;zwnj;کردند. این گیولیتیسموی&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; href=&quot;#_ftn1&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; برزیلی نرخ&amp;zwnj;های پایینی از مشارکت انتخاباتی را به همراه آورد و برگه رای&amp;zwnj;های اخذ شده هم قویا به نفع نامزد پیروز شمارش می&amp;zwnj;شدند. (بالاترین میزان مشارکت در انتخاباتِ ریاست جمهوری مربوط به سال ۱۹۳۰ است که ۷/۵ درصد بود).اما اگر نظام سیاسی دغدغه مشروعیت نداشت، حوزه عمومی این دغدغه را داشت. مطبوعات ریودوژانیرو و سائوپائولو مکرراً از فقدان شفافیت سیاسی انتقاد می&amp;zwnj;کردند. خیابانها هم اغلب شاهد تظاهرت مخالفان بودند. در سال ۱۹۱۰، رویی باریوسا، یکی از اشراف باهیایی کارزارش را با عنوان &lt;i&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;civilista&lt;/span&gt;&lt;/i&gt; آغاز کرد و خواستار نوسازی سیاسی شد. گرچه کارزار او با اندک موفقیتی همراه شد، اما نه او و نه هیچ جنبش اصلاحات سیاسی دیگری نتوانستند اصلاحاتی مشابه سال ۱۹۱۲ در آرژانتین ایجاد کنند. با این حال، حتی با اینکه برزیل تجربه بسیار کوتاه تری از نظام پارلمانی داشت در مورد برزیل هم همانند آرژانتین نمی&amp;zwnj;توان گفت که فاقد حیات سیاسی مشارکتی بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کلمبیا وضعیتی متفاوت داشت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; نخبگانش به اندازه برزیل چند پارچه بودند اما هیچ بخشی از نخبگان آن، قابلیت متحد کردن هیات حاکمه را نداشتند. مانند آرژانتین و برزیل، صادرات محصولات عمده روستایی موتور رشد پایدار در شرایط بحرانی بود. اما تفاوت بالای نرخ رشد بین مناطق، نه موجب ایجاد نه یک طبقه متحدِ واحد (همانند آرژانتین) شد و نه یک تعادل منافع طبقات ملّاک (همانند برزیل) را به همراه آورد. بلکه به شکل گیری یک گروه چند پارچه از نخبگان انجامید. در عوض، در داخل هر منطقه، قدرت نخبگان که با هم متفاوت بود، هیچ وقت به ایجاد یک طبقه مزرعه دار قدرتمند مانند آنچه در پمپاس یا سائوپائولو به وجود آمد منتهی نشد. ضعف نسبی قدرت اقتصادی ملاکان در اعطای امتیازات به کارگرها نمایان می&amp;zwnj;شد. کارفرمایان کلمبیایی در نبود موج&amp;zwnj;های مهاجران خارجی و در حالی که ناچار به رقابت با یکدیگر بر سر مهاجران بومی بودند، بدون اتکا به بعضی از ابزارهای غیر اقتصادی &amp;ndash; مانند اعمال سرکوب غیر قانونی یا ممانعت از ادعای مالکیت بر زمین توسط کارگران &amp;ndash; در استخدام کارگران با مشکلات بزرگی روبرو می&amp;zwnj;شدند. اما هیچ کدام از این دو راهکار هم مؤثر واقع نشدند. تلاش در به انحصار در آوردن زمین&amp;zwnj;های مرزی و باز پس گیری آنها از مهاجران اروپاییِ مستعمره نشین، موجب درگیری&amp;zwnj;های بی پایان و معمولاً خشونت آمیز بر سر ادعای مالکیت زمین&amp;zwnj;های عمومی شد. به مرور زمان، هنگامی که کارگران به اشغال زمین&amp;zwnj;های مرزی مشغول شدند، نیروی کار آنها از بازار کار دستمزدی خارج شد. این تهدیدی بود که مشروعیت نخبگان زمین دار را زیر سئوال می&amp;zwnj;برد. به این ترتیب سهم کارگران از سودِ بدست آمده از صادرات، به ضرر ملّاکان افزایش پیدا کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ضعف سیاسی در کلمبیا انعکاس ناتوانی اقتصادی نخبگان بود. توافق بر سر ایجاد یک نظم مبتنی بر قانون اساسی در بهترین حالت هم حمایتی اندک را به خود جلب می&amp;zwnj;کرد. در حالیکه نخبگان منطقه&amp;zwnj;ای آرژانتین و برزیل قواعد بازی سیاسیشان را ساختند، کلمبیایی&amp;zwnj;ها در هیچ نوع بلوک قدرتی گرد هم جمع نشدند. هر چند که برنامه اصلاحات رافائل نونز تا سال ۱۸۹۹ دوام آورد، اما آن هم در نهایت به یک جنگ داخلی لگام گسیخته منتهی گردید که به قیمت از دست دادن باریکه پاناما برای کلمبیا تمام شد و تنها با یک توافق ملی شکننده برای صلح به پایان رسید. این توافق بخشی از یک سنتِ کلمبیاییِ در حال رواجِ بستن پیمان&amp;zwnj;های استراتژیک در شرایط حساس بود و به لیبرال&amp;zwnj;ها و محافظه کاران اجازه می&amp;zwnj;داد تا بعضی از قواعدِ رویه&amp;zwnj;ای را رعایت کنند. هر چند اصلاحات قانون اساسی نتوانست حق رای عمومی را برای تمام مردان تضمین کند، اما دست کم توانست گستره مشارکت انتخاباتی را تا حدی وسیع تر نماید. با این وجود، گروههای رقیب تلویحاً توافق کردند که موقعیت سیاسی خود را با گسترش آزادی سیاسی یا تعمیق حقوق شهروندی به خطر نیاندازند. نتیجه این بود که در کلمبیا یک عرصه پارلمانی به وجود آمد با احزابی شاخص که بر سر کسب قدرت با یکدیگر رقابت می&amp;zwnj;کردند. اما نرخ مشارکت انتخاباتی پایین بود. در نتیجه نخبگان سیاسی کلمبیا، ضعف سیاسی خود را با تضعیف مشروعیت دولت ملی جبران کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادغام دوباره آمریکای جنوبی در اقتصاد جهانی پس از ۱۸۷۰ بخت&amp;zwnj;های سیاسی و اقتصادی نخبگانی را که دستی در بخش صادرات داشتند دو چندان کرد. نخبگانِ بعضی از کشورها از انسجام و خود مختاری داخلی بیشتری نسبت به دیگران برخوردار بودند: آرژانتین در یک انتهای طیف و کلمبیا در سر دیگر آن قرار داشت. این &amp;quot;شرایط&amp;quot; صحنه را برای مجموعه&amp;zwnj;ای از توافقات فراهم کرد که به نظام سیاسی اجازه پردامنه تر کردن مشارکت انتخاباتی و پذیرش تکثّر بیشتر می&amp;zwnj;داد. ائتلاف&amp;zwnj;های حاکم، برای تامین مشروعیتِ دارایی&amp;zwnj;های خود و مشروعیت سیاسی شان طیفی از ترتیبات مختلف سیاسی با شکل&amp;zwnj;های مختلفی از قواعد دموکراتیک را به وجود آوردند که هر کدام ظرفیت متفاوتی را برای اصلاحات دموکراتیک به نمایش می&amp;zwnj;گذاشتند. جاییکه یک گروه نخبه متحد می&amp;zwnj;توانست منافع اقتصادی و فرصت&amp;zwnj;های سیاسی را همانند آرژانتین کنترل و توزیع نماید، اصلاحات دموکراتیک عمیق تر بود؛ و جاییکه نخبگان نمی&amp;zwnj;توانستند درون یک جبهه پایدار متحد شوند، همانند کلمبیا، سیاست بی قاعده تر بود و احتمال کمتری برای گشایش فضای سیاسی وجود داشت. برزیل مابین این دو بود زیرا از طرفی به طور معقولی نظم پایداری را به وجود آورده بود اما از سوی دیگر از رویه&amp;zwnj;های دموکراتیکِ فراگیر محروم بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چند دهه گذشته، جوامع آمریکای لاتین بار دیگر در مسیر گذار به دموکراسی قرار گرفته&amp;zwnj;اند. به جای صحبت از گذار به دموکراسی در دهه ۸۰ بهتر است به طور دقیقتر بگوییم بازسازی عرصه سیاسی برای زدودن آثار میراث رژیم&amp;zwnj;های دموکراتیک و نا دموکراتیک پیشین. تلاش&amp;zwnj;های معطوف به تقویت حکومت غیر نظامی و برگزاری مکرر انتخابات رقابتی که بتوانند رهبرانی دارای مشروعیت را به قدرت برسانند باید با میراثی از مشکلات دست و پنجه نرم کنند که ثبات و کیفیت دموکراسی&amp;zwnj;های قبلی در آرژانتین، برزیل و کلمبیا مدیون آنها بود.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این شکل از تعادلِ نیروهای اقتصادی و سیاسی، آمریکای لاتین را در معرض رویدادهای اقتصادی خارجی قرار داد. تقاضا برای کالا، مهاجرت جهانی و جریانهای فرامرزیِ سرمایه، منطقه را با شکوفاییِ اقتصادیِ منطقه آتلانتیک همراه کرد. اما وقتیکه شرایط بین المللی تغییر کرد، گرفتاری&amp;zwnj;های غیر مترقبه&amp;zwnj;ای در داخل کشورهای منطقه به وجود آمد و به کشمکش&amp;zwnj;هایی انجامیدند که کاستی&amp;zwnj;های نظام&amp;zwnj;های حکومتی آنها را نمایان کرد. بعد از جنگ جهانی اول، شکوفایی دوران ویکتوریا هرگز دوباره تکرار نشد. شکوفایی کلمبیا در بیشتر سالهای این دهه به مرهمت قیمت بالای قهوه&amp;zwnj;ی برزیلی و ورود زود گذر سرمایه&amp;zwnj;های آمریکا میسر شد. اما در برزیل و آرژانتین، رشد اقتصادی کند شد. گرفتاری و در نهایت فروپاشی اقتصادیِ دهه ۱۹۳۰، موجب چالش&amp;zwnj;ها و تنش&amp;zwnj;های اجتماعی شد که نظام&amp;zwnj;های مستقر موجود نمی&amp;zwnj;توانستند تحت قواعد قدیمی به آنها پاسخ دهند. بخشی از مشکل ناشی از این بود که این نابرابری در روابط مالکیت تنش&amp;zwnj;های اجتماعی را وخیم تر می&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چانه زنی برای داشتن سهم بیشتری از منافع اقتصادی و قدرت سیاسی در چنین زمینه&amp;zwnj;ای تشدید شد. کارگران خود را برای خواستن سهم بیشتری از سود مزارع سازماندهی کردند. در کلمبیا، کارگران در امتداد رودخانه&amp;zwnj;ها و در راه آهن اعتصاب&amp;zwnj;هایی سراسری در کل بخش حمل و نقل در سالهای ۱۹۱۸ &amp;ndash; ۱۹۱۹ ترتیب دادند و در طی دهه ۱۹۲۰ با رهبری حزب انقلاب سوسیالیستی هدایت حرکت را در دست گرفتند. در امتداد مرز قهوه، اشغال زمین&amp;zwnj;ها افزایش یافت و سازمان دهندگان، آزادانه با مقامات دولتی مقابله می&amp;zwnj;کردند. در وحشتناک&amp;zwnj;ترین قسمت بحران، وقتی که ۳۰۰۰۰ نفر از کارگران باغات موز در پایان سال ۱۹۲۸ دست از کار کشیدند، ارتش صدها نفر از آنها را قتل عام کرد. در آرژانتین، بخش&amp;zwnj;های روستایی کمتر برای سهم خواهی از منافع اقتصادی فشار می&amp;zwnj;آوردند و جایی هم که چنین کاری می&amp;zwnj;کردند مانند میسیونس و پاتاگونیا، با انبوهی از سربازان بی رحم روبرو می&amp;zwnj;شدند. در مقابل، کارگران شهری و اتحادیه&amp;zwnj;های سندیکایی در بندر و راه آهن امتیازات پر اهمیتی به دست آوردند &amp;ndash; اما نه تا آن حدی که آرزو داشتند. حتی پر قدرت&amp;zwnj;ترین اتحادیه&amp;zwnj;های تجاری هم در دهه ۱۹۳۰ درباره از دست دادن این امتیازات شروع به انتقاد کردند. در برزیل، نه جنبش&amp;zwnj;های شهری و نه روستایی پیروزیهای پایداری به دست نیاوردند. در نواحی روستایی که پادشاهی&amp;zwnj;های ازلی در شمال و جنوب از بین رفته بودند، ساکنین غیر قانونیِ نواحی مرزی با هدف ایجاد مزارع بزرگترِ قهوه رانده شدند. در شهرها، خصوصا ریو دو ژانیرو و سائو پائولو، مخصوصا بعد از ۱۹۱۷ اتحادیه&amp;zwnj;های سندیکایی سعی کردند حق سازماندهی را برای خود تضمین کنند. نتایج چنان نا چیز بود که کارخانه دارهایی همانند روبرتو سیمونسن، خودشان برای کارخانه شان نظام رفاهی جدا ایجاد کردند. در دهه ۱۹۲۰ مطالبات اجتماعی تشدید شدند بی آنکه بتوانند در چانه زنی&amp;zwnj;ها دستاوردی به نفع جنبش&amp;zwnj;های مردمی کسب کنند. اگر این چالش&amp;zwnj;ها در برابر نظم حاکم به هیچ دستاورد مادی یا سیاسی منتهی نشدند، اما دست کم نظام سیاسی را از داشتن مشروعیت مردمی محروم کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حالی که بخش&amp;zwnj;هایی از جامعه بدیهیات نظام سیاسی را مورد تردید قرار دادند و روابط رایج مالکیت را به چالش کشیدند، چانه زنی&amp;zwnj;های راهبردی میان نخبگانِ درون بلوک&amp;zwnj;های حاکم اندک ته&amp;zwnj;مانده&amp;zwnj;های ائتلاف&amp;zwnj;های سیاسی را هم از بین برد. وقتی که رکود بزرگ به اقتصاد آتلانتیک ضربه زد، اثرش روی سرمایه داری آمریکای جنوبی به سادگی نظام چانه زنی سیاسی را از کار انداخت. بسیاری از بازیگران قدرت، از جمله اعضای هیات حاکمه پایبندی به قانون اساسی را به کلی کنار گذاشتند. طبقه صاحب ملک و دارایی در راس هرم اجتماعی نتوانسته بود پایبندی به دیدگاهشان در رابطه با حاکمیت عمومی یا قدرت خصوصی را در طبقه خود و در طبقات دیگر رواج بخشد. حتی خود نخبگان هم به نظامی که طرح ریزی کرده بودند تعلق خاطر عمیقی نشان نمی&amp;zwnj;دادند. محافظه کاران آرژانتینی درباره عوام فریبیِ رادیکال ابراز ناخشنودی می&amp;zwnj;کردند و به طور روز افزونی نسبت به نظام سیاسی که فکر می&amp;zwnj;کردند خودشان طرح ریزی کرده بودند، بدبین می&amp;zwnj;شدند. در آستانه انتخابات ۱۹۲۸، شکاف در درون برخی از جبهه&amp;zwnj;ها خود را نشان داد. در سال ۱۹۳۰، دولتِ رادیکالِ غیر نظامیِ آرژانتین، محروم از هرگونه حمایتی بیرون از حلقه کوچک هواداران خود، در پی اولین کودتای مدرن آن کشور سقوط کرد. ائتلاف حاکم بر برزیل هم نسبت به جنگ قدرت بین آنها که درون نظام بودند ایمنی بیشتری نداشت. در عرصه روابط بین منطقه ایی، جناح&amp;zwnj;هایی از میناس گریاس و ریو گرانده دو سل سرخوردگی فزایند شان را از ادعاهای &lt;i&gt;پاولیستا&lt;/i&gt; و حزب جمهوری نشان دادند. و &amp;quot;ائتلاف لیبرال&amp;quot; را بوجود آوردند. یک بلوک نخبه در چالش با قدرت مزرعه داران قهوه ظهور کرد &amp;ndash; که در نهایت منجر به سرنگونی رییس جمهور پاولیستا در ۱۹۳۰ شد. وارثان پیمان صلح ملی در کلمبیا یا همان محافظه کارانِ حاکم راه خود را علیرغم فوج سرمایه گذاری&amp;zwnj;های خارجی در سراسر دهه ۱۹۲۰ پیمودند. آنها، مانند ائتلاف رادیکال جمهوری خواهان &lt;i&gt;پاولیستا&lt;/i&gt; در آرژانتین بی رحمانه خصومت می&amp;zwnj;ورزیدند، حزب محافظه کار که از درون زمین گیر شده بود، در انتخابات ۱۹۳۰ شکست خورد که موجب شکل گیری یک نظام سیاسی جدید در کشور گردید. چانه زنی&amp;zwnj;های سیاسی در دهه ۱۹۲۰ ضعف ائتلاف&amp;zwnj;های حاکم را در آرژانتین، برزیل و کلمبیا در اوج قدرت آنها آشکار کرد. در تمام این کشورها نظام&amp;zwnj;های قدیمی حکومتداری در سال ۱۹۳۰ فرو پاشیدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مطابقت با راهی که سرمایه داری آمریکا طی کرده بود، کشورهای آمریکای جنوبی در هدایت بخش&amp;zwnj;های عمومی در جهت روند کلی ِهادی ناموفق بودند. نمایندگی پارلمانی عملا بر حیات سیاسی غالب بود و از طرح مطالباتی که در آن زمان به عنوان مطالبات اجتماعی فهمیده می&amp;zwnj;شد، سر باز می&amp;zwnj;زد. اتحادیه&amp;zwnj;های تجاری، سازمان اداری و انجمن&amp;zwnj;های شهریِ بسیج شده در بهترین حالت یک مکمل جزیی در نظام اداره عرصه عمومی بودند. آنها در بدترین حالت، وحشیانه سرکوب می&amp;zwnj;شدند. چانه زنی و نمایندگی جمعی بر تکثر جامعه منطبق نبود. شهروندی محدود به انتخابات شده بود در حالیکه ساختار حیاتِ بازار، بهره مندی از مواهب رشد مبتنی بر صادرات را تنها به نخبگان محدود می&amp;zwnj;کرد. حمایت&amp;zwnj;ها و امتیازات مبتنی بر &amp;laquo;شهروندی اجتماعی&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; href=&quot;#_ftn2&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;raquo; هم یا مورد بی اعتنایی پارلمان قرار گرفتند و یا با خصومت شدید کارفرمایان روبرو شدند. در آرژانتین، برزیل و کلمبیا دموکراسی سازی از بالا مفهوم ضعیفی از شهروندی و نمایندگی از جانب یک طیف محدود از از رقبای سیاسی را در بر داشت که حتی خود به قوانین بازی سیاسی که وضع کرده بودند، تعهد چندانی نداشتند. بنابراین وقتی که رکود شدی به اقتصادهای این کشورها ضربه زد، مشکلات اقتصادی به سرعت ائتلاف&amp;zwnj;های سیاسی ضعیف را که نخبگان سیاسی دموکرات را در کنار هم نگه می&amp;zwnj;داشت، از هم گسیخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دموکراسی از پایین &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رکود بزرگ، نظام&amp;zwnj;های شکل گرفته موجود را به لرزه درآورد و ائتلاف&amp;zwnj;های جدیدی را در دو سوی آتلانتیک ایجاب کرد.در آمریکای لاتین، افول مدل اقتصادی برون&amp;zwnj;گرا تأثیری بسیار فلج کننده داشت و کاستی&amp;zwnj;های مدل اولیه را نمایان ساخت. در اوایل دهه ۱۹۳۰، حکومت&amp;zwnj;ها شیوه&amp;zwnj;های جدیدی را برای رویارویی با بحران عمیق اقتصادی تجربه کردند و در صدد جستجوی متحدانی جدید برای شکل دهی به یک بلوک قدرتی قابل اتکا و ایجاد بنیان&amp;zwnj;های جدید سیاسی برآمدند. رژیم&amp;zwnj;های برآمده از بحران سازوکارهای نهادی نمایندگی را گسترش دادند. آنها حیات عمومی جامعه را از سیطره پارلمان رهانیدند، به بنگاه&amp;zwnj;های دولتی کمک کردند و گروه&amp;zwnj;های فشار، اتحادیه&amp;zwnj;های تجاری و سایر کانال&amp;zwnj;های نمایندگی جمعی را به رسمیت شناختند. این بحران دوم به مدل جدیدی از توافق منتهی شد که تأثیرات مهمی بر ماهیت فعالیت بازار گذاشت. بازار نه تنها از ظر سیاسی فراگیرتر و تکثرگراتر شد، بلکه همچنین بین قدرت سرمایه خصوصی و ماهیت مداخله جوی دولت تعادل برقرار کرد. بنابراین اگر تناقض بحران اول انتقال ثروت هنگفت به نخبگان زمیندار صادر کننده محصولات کشاورزی و ناتوانی (یا بی میلی) آنها در حمایت از حکومت&amp;zwnj;های فراگیرتر بود، دومین بحران موجب ظهور نظام&amp;zwnj;هایی شد که گرچه تمایل به فراگیرتر شدن داشتند، اما خودمختاری سرمایه داری را قربانی کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعد از ۱۹۳۰، پایه اقتصاد آمریکای لاتین از اتکا به صادرات به تولید کالا و خدمات برای بازارهای داخلی تغییر کرد. ارزش محصولات صنعتی بین سالهای ۱۹۲۹ و ۱۹۳۹ در آرژانتین از پایه ۱۰۰ به ۱۳۵، در برزیل به ۱۸۶ و در کلمبیا به ۲۴۲ افزایش یافت. این تغییر جهت رشد اقتصادی از خارج به داخل، دارای تأثیرات اجتماعی هم بود. صنعتی شدن ناهمگونی بیشتری در درون نخبگان ایجاد کرد. حالا طبقه زمیندار سنتی باید با نخبگان صنعتی جدید رقابت می&amp;zwnj;کرد. این تحولات همچنین موقعیت نسبی بخشهای عمومی را هم تغییر داد. عامه مردم که پیش از دهه ۱۹۳۰ دستاوردهای اندکی بدست آورده بودند، از بحران جدید و ناگهانی در جهت احقاق خواسته&amp;zwnj;های قدیم خود مانند گسترش بیشتر حقوق مدنی و آزادیهای سیاسی و همچنین حقوق اجتماعی برای روستاییان کشاورز و کارگران صنعتی بهره بردند. آنها ادعاهایشان را در مورد شهروندی اجتماعی از راه تقاضا برای شهروندی سیاسی و مشارکت کامل در حیات اجتماعی پیگیری کردند. اعطای حق رای به زنان در آرژانتین (۱۹۴۷)، برزیل (۱۹۳۲) و کلمبیا (که پیشتر تصویب شده بود ولی تا سال ۱۹۵۸ اجرا نمی&amp;zwnj;شد)، نشان از جذابیت بیش از پیش خواسته&amp;zwnj;های اجتماعی قدیم داشت. این مسئله از این جهت مهم است که نشان می&amp;zwnj;دهد فرآیند جذب کاملتر جامعه در حیات اقتصادی و سیاسی در دهه&amp;zwnj;های ۳۰ و ۴۰، ادبیات شهروندی اجتماعی و اشکال نمایندگی برون پارلمانی را به تقاضای فراگیر برای ایجاد یک حکومت مشروع دموکراتیک پیوند زده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اواسط دهه ۱۹۳۰، در پاسخ به بحران ساختاری نظام قدیم، ائتلاف&amp;zwnj;های جدیدی شروع به شکل گرفتن کردند. در برزیل گتولیو وارگاس سعی کرد تا حمایت انتخاباتی بخشهای سابقاً حاشیه&amp;zwnj;ای جامعه را جلب کند. افزایش کارمندان بخش عمومی، فضای بزرگی به وجود آورد که طبقه متوسط بتواند از ثمره حکومت جمهوری جدید بهره ببرد. تاسیس وزارتخانه جدید آموزش، به گسترش وسیع سیستم مدارس منجر شد.اتحادیه&amp;zwnj;های کارگری هم برای کسب هویت قانونی، و نظامهای چانه زنی جمعی تبلیغ می&amp;zwnj;کردند. در ۱۹۴۳، نوعی از مقررات در مورد روابط صنعتی جمعی، قوانین مورد نظر را &amp;quot;تحکیم&amp;quot; کرد. در میانه دهه ۱۹۳۰، دولت مؤسسه کمکهای اجتماعی را به وجود آورد. دردهه ۱۹۴۰، در جمهوری پوپولیستی برزیل این صحبت به گوش می&amp;zwnj;رسید که &amp;quot;مردم&amp;quot; نباید تنها از حق انتخاب نمایندگان برخوردار باشند، بلکه همچنین حق دارند به امکان تحصیل، حق چانه زنی جمعی و بیمه&amp;zwnj;های تامین اجتماعی هم دسترسی داشته باشند. اگر صاحبان صنعت به تحمل گفتمان پوپولیست تمایل داشتند، تنها به این خاطر بود که نظام جدید، برای تولید کنندگان بومی منابع جدیدی تامین کرده بود. بالاتر از این، هنگامی که ادبیات جدید شهروندی گفتمان سیاسی حاکم را تحت تأثیر قرار داد، قدرت نمادین آن از تأثیرات مادیش فراتر رفت و آنرا برای نخبگان قابل پذیرش تر کرد. سهم درآمدی کارگران افزایش چشمگیری پیدا نکرد و تا سال ۱۹۵۵ فقط ۱۶ درصد از جمعیت در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می&amp;zwnj;کردند. با این حال میانه دهه ۱۹۵۰ شاهد شکلگیری عناصری از یک بلوک سیاسی ناپایدار بود که بر اساس همین ادبیات جدید شهروندی در رقابتهای سیاسی شرکت می&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آرژانتین، شکل&amp;zwnj;گیری جمهوری پوپولیستی به دلیل حمایت نخبگان از از دوره&amp;zwnj;ای از حکومت غیر نظامی فاقدِ مشروعیتِ قانونی به تاخیر افتاد. فضای سیاسی کشور که دیگر قادر به تکیه بر بقای یک رژیم سیاسی رو به ازمحلال نبود، با کودتای نظامی در ۱۹۴۳ به لرزه درآمد. در این میان، طبقه متوسط و کارگران برای اصلاحات اجتماعی و ادغام بیشتر در سیاست کشور اعمال فشار می&amp;zwnj;کردند. در خلال دهه ۱۹۴۰، یک بازیگر کلیدی وارد صحنه شد: کلنل خوان دومینگو پرون. بر خلاف وارگاس، او با جنبشهای عمومی سازمانیافته تر و فعالتری روبرو بود که آشکارا خواستار یک قانون شهروندی جدید بود.هنگامی که پرون در انتخابات ۱۹۴۶، -با یک برتری ناچیز- به پیروزی رسید، در رأس ائتلاف جدیدی از کارگران، بخشهایی از طبقه متوسط و صنعتگران قرار گرفت. ائتلافی که به سختی می&amp;zwnj;توانست با قدرت&amp;zwnj;های مستقر قدیمی تر به توافق دست پیدا کند. اینکه او این ائتلاف را به صحنه سیاست وارد کرد، به این معنا نبود که می&amp;zwnj;تواند بقای آنرا هم تضمین کند. در حقیقت اتحادیه&amp;zwnj;ها و صنعتگران وی را مجبور می&amp;zwnj;ساختند که سیاست&amp;zwnj;های آنها را به اجرا گذارد. اصلاحات عمیق کارگری پرون، به رسمیت شناختن اعتصاب فروشگاهها، چانه زنی و میانجی گریِ جمعیِ اجباری، افزایش حداقل سطح دستمزدها (حتی برای کشاورزان بی زمین روستایی) و صرف هزینه&amp;zwnj;های کلان برای کالاهای عمومی، به شهروندی اجتماعی محتوایی واقعی بخشید. بین ۱۹۴۶ و ۱۹۵۲، سهم کارگران از درآمدهای ملی و همینطور بختهای صنعتگران محلی با تکیه بر بهره مندی از قراردادهای عظیم بخش عمومی و وامهای سخاوتمندانه بانک&amp;zwnj;های دولتی، به شکل قابل توجهی افزایش یافت. بازندگانِ این وضعیت، بخشهای صادراتی پیشین بودند. اما آنها هنوز آنقدر ثروتمند بودند که بتوانند از دست دادن درآمد و مشتریانی را که دیگر مانند گذشته سازمانیافته نبودند، تحمّل کنند. ترکیب تاخیر در مصالحه با نیروهای پیشین و اتکا به جنبشهای ملی سازمانیافته&amp;zwnj;ای که دارای مطالبات اجتماعی بودند، به این معنا بود که حکومت در آرژانتین بیش از برزیل قطبی شده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روند حوادث در کلمبیا، مانند برزیل، شکل گیری مصالحه بر سر یک قانون اساسی جدید را به تاخیر نیانداخت. در حقیقت هوادارانِ ابعاد اجتماعیِ شهروندی، رهبرانشان را مجبور کردند که چهره جدیدی از قدرت را در دهه ۱۹۲۰ تجربه کنند. هیچ کودتایی بر علیه رهبران حاکم اتفاق نیافتاد. اما انتخابات ۱۹۳۰ نقطه چرخشی بود که موجب شروع تغییرات شد. توسل به اصلاحات به برنامه &amp;quot;پیشبرد انقلابِ&amp;quot; آلفونسو لوپز پوماریو در ۱۹۳۴ منجر شد. قانون کار ۱۹۳۱، ایجاد اتحادیه&amp;zwnj;های کارگری جدید (از حدود ۱۶ اتحادیه در ۱۹۳۱ به ۴۵۳ عدد در ۱۹۴۴) و حکمیت رسمی با حضور نمایندگان کارگران و کارفرمایان را مجاز کرد. در بخش روستایی، قیمت پایین قهوه طبقه کشتکاران و تولید کنندگان خرده پا را که حتی در همان زمان هم تحت فشار بودند، ضعیفتر کرد و آنها را به تلاش بیشتر برای کنترل زمینهای مرزی و به چالش کشیدن بزرگ ملاکان در رشته کوههای شرقی کشور، واداشت. به نظر می&amp;zwnj;آمد که کلمبیا به سرعت در مسیر گرایش به پوپولیسم قرار می&amp;zwnj;گیرد. در عمل حزب لیبرال به رهبری جرج الیسر گایتان، به موضعی رادیکالتر گرایش یافت که خواهان پیشبرد مجموعه کاملی از حقوق شهروندی اجتماعی به سبک مارشال و ادغام کامل سیاسی عامه مردم در حیات سیاسی کشور می&amp;zwnj;شد. پس از جنگ جهانی دوم، حزب لیبرال در مسیر اجرای اصلاحاتی قرار داشت که وارگاس و پرون در برزیل و آرژانتین انجام داده بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیروزی مردم&amp;zwnj;گرایان همان قدر که بر جابجایی&amp;zwnj;های ساختاری در رابطه آمریکای لاتین با اقتصاد جهانی استوار بود، بر ائتلاف&amp;zwnj;ها و چانه زنیهای سیاسی هم تکیه داشت.در دهه ۱۹۵۰، تنشها در برنامه صنعتی سازی و جایگزینی واردات توان چانه زنی راهبردی را محدود کرد. سوگیری سیاستی بر ضد صادرات، نقش بنگاههای دولتی را افزایش داد و هزینه&amp;zwnj;های بخش عمومی را برای حمایت از بازار داخلی زیاد کرد. این واقعیت در پیوند با بقایای تقاضا برای کالاهای آمریکای لاتین در دوران جنگ جهانی دوم، به نرخهای رشد اقتصادی بالایی در این منطقه تا سال ۱۹۵۰ منجر شد. در پنج سال پس از جنگ، درآمد سرانه متوسط در آمریکای لاتین سالانه ۴.۲ درصد رشد داشت. پس از آن این رشد فروکش کرد. در طول دهه ۵۰، نرخ رشد درآمد سرانه به ۱.۳ درصد کاهش یافت. با پیوند زدن نهادهای عمومی به سرنوشت صنعت، رهبران کشور ناخواسته سبب شدند تا سرنوشت دولت به سرنوشت برنامه جایگزینی واردات گره بخورد و در میانه دهه ۱۹۵۰، این راه دیگر رو به بهبودی نبود.مسئله تنها فراز و فرود نرخهای رشد نبود. بلکه در تلاش برای تعمیق پیوندهای میان صنعتی همراه با بسط بسط مزایای شهروندی اجتماعی، دولتها از طریق مالیاتها و نرخ ارزهای تنبیهی، بیشتر و بیشتر به بخش صادرات وابسته شدند. بین ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۸، سهم آمریکای لاتین از تجارت جهانی از ۱۲.۲ درصد به ۷.۶ درصد کاهش یافت در حالی که بازار جهانی در حال برون رفت از رکود اقتصادی دهه&amp;zwnj;های ۳۰ و ۴۰ بود. بدون شگفتی، پاسخ صادر کنندگان، واکنش در برابر اهداف و ابزارهای سیاست دولت بود. سپس همچنانکه نرخ&amp;zwnj;های رشد به سمت صفر رفت، نارضایتی به همه بخشهای کشاورزی هم سرایت کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تغییر در ساختار اقتصادی، ضعفهای ائتلاف مردم&amp;zwnj;گرا را آشکار ساخت و موانعی جدی بر سر راه دموکراتیک&amp;zwnj;سازی از پایین به وجود آورد. معلوم شد که ساختن ائتلاف&amp;zwnj;های مردم&amp;zwnj;گرا از حفظ آنها به ویژه در زمانهای سختی دشوارتر است. به همین ترتیب، این ائتلاف&amp;zwnj;ها کمتر از تلاشهای دموکراتیک سازی از بالا پیش از دهه ۱۹۳۰ باثبات نبودند (البته مشروعیت مردمی بسیار بالاتری داشتند). جمهوری&amp;zwnj;های مردم&amp;zwnj;گرا، زیر فشار تحولات جهانی و فزونی یافتن چانه زنی بین طبقاتی و بین ائتلافی در عرصه عمومی فرو ریختند. حکومت مردم&amp;zwnj;گرای کلمبیا که معادل &amp;quot;نیو دیل&amp;quot; در آمریکای لاتین دانسته می&amp;zwnj;شد، بسیار زودتر از برزیل و کلمبیا از هم پاشید و حتی به دهه ۱۹۵۰ هم نرسید. قدرت قهوه به سرعت در طی جنگ جهانی دوم احیا شد. پس از آن تضادهای بسیج مردم&amp;zwnj;گرایانه به رهبری لیبرالها، بر حزب آنها که قرار بود ضامن بقای حکومت باشد فشارهای مستقیمی وارد کرد. گایتان دوآتشه، حزب را ترغیب می&amp;zwnj;کرد که تغییرات بیشتری را به مورد اجرا گذارد اما یک رقیب محتاط تر او، گابریل توربِی بر تشکیلات حزبی مسلط شد. شکاف درون حزبی در انتخابات ۱۹۴۶ فاجعه بار بود و حزب عملا به دو بخش تقسیم شد که جداگانه در انتخابات شرکت کردند. در سالی که پرون به سختی توانست به پیروزی دست پیدا کند، کلمبیایی&amp;zwnj;ها با وجود پس زمینه افزایش مطالبات اجتماعی در بخشهای شهری و روستایی رییس جمهوری محافظه کار را برگزیدند. دولت که در برابر مردم&amp;zwnj;گرایی رقیب خود شکست خورده بود، برای کاهش تنش خواستار یک دولت وحدت ملی دیگر شد. کارگران بنادر و صنعت نفت اعتصاب کردند. تصرف زمینهای کشاورزی افزایش یافت.در همین حال خشونت کشور را فرا گرفت و گفتگوهای وحدت ملی را ابتدا مختل و سپس منتفی نمود. سپس کاملا بر حسب اتفاق، فردی در هشتم آوریل ۱۹۴۸ گایتان را ترور کرد. تشکیلات حزبی برای احیای صلح، بی هیچ موفقیتی به راهبرد قدیمی تشکیل ائتلاف دست یازید: کشور به مدت یک دهه به ورطه کشتار فرو غلطید. فرآیندی که هرگونه ائتلاف مردم&amp;zwnj;گرایانه&amp;zwnj;ای را به شکلی مؤثر متوقف کرد؛ در زمانی که برزیل و آرژانتین در مسیر صعود به بالاترین حد از جمهوریخواهی جدید خود قرار داشتند. ویرانگری خشونت مجراهای نهادین نمایندگی مردمی را در درون و بیرون عرصه پارلمان از بین برد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر جمهوری پوپوبیستی کلمبیا را گروههای شدیدا بسیج شده چانه زنی از بین بردند، در برزیل و آرژانتین نیروهای ساختاری بر حکومت&amp;zwnj;ها فشارر آوردند و اتئلافهایی را که در دهه&amp;zwnj;های ۴۰ و ۵۰ در انتخاباتها پیروز شده بودند از هم گسستند. پرونیسم در آرژانتین حکومت جمهوری را عمیقا قطبی کرد و به کودتا منجر شد. در سال ۱۹۵۲ حکومت دیگر حسابی به دردسر افتاده بود. صادرکنندگان سر به اعتراض برداشتند. در حالی که واردات سیر صعودی داشت، صادرات آنها به کمترین حد خود رسید. این مسئله دولت را ناچار کرد تا انتقال مالی به بازار داخلی را محدود سازد و سهم درآمد سرانه را برای پرداخت دستمزدها کاهش بخشد. اتحادیه&amp;zwnj;ای تجاری به دولت فشار آوردند که قانون یک نظام دموکراسی صنعتی تمام عیار را به تصویب برساند. صنعتگرایان خواهان لغو نظارت کارگران بر فرآیند تولید شدند. در نهایت پرون در متعادل کردن بسیج مردمی با نظارت بر نهادهای جمعی ناکام ماند.بسیاری از صنعتگرایان (به خصوص آندسته از آنها که در لابی بزرگ اتحادیه آرژانتین صنعتی متشکل بودند) با مشاهده ناتوانی پرون در رهبری مردمی به منتقدان مردم&amp;zwnj;گرایی او پیوستند. ائتلاف جدیدی از متحدان غیر محتمل شامل صادر کنندگان، صنعتگرایان عمده، طبقات متوسط نگران از افزایش سریع تورم و حتی چپ سنتی کودتای ۱۹۵۵ را پشتیبانی کردند. از آن پس آرژانتین در مناقشات خشونت بار فزاینده&amp;zwnj;ای بین کمپهای قطبی شده گرفتار شد و هیچ کدام از ائتلاف&amp;zwnj;ها نتوانستند حکومتی پایدار را در قدرت نگه دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در برزیل مردم&amp;zwnj;گرایی یک دهه بیشتر از آرژانتین دوام آورد. بر خلاف آرژانتین، برزیل به سرعت از یک مدل به مدل دیگر تغییر جهت نداد و به علاوه نارضایتی&amp;zwnj;ها در آنجا به اندازه آرژانتین به بسیج عمومی گرد موضوع شهروندی اجتماعی منتهی نشد. اما به هر حال مردم&amp;zwnj;گرایی قطبی شدن جامعه را به دنبال خود آورد که به نوبه خود ائتلاف حاکم را تضعیف کرد. بازگشت وارگاسکه حالا در دهه ۱۹۵۰ خیلی آشکارا پیامی مردم&amp;zwnj;گرایانه داشت، احتمالا سرعت بسیج عمومی وقطبی شدن جامعه را بیشتر کرده باشد اما خودکشی غیر منتظره او در سال ۱۹۵۴ بسیج عمومی را موقتا کند کرد. تا آن زمان صنعتگرایان صدای اعتراض خود را درباره ملی کردن بخشهای مختلف اقتصاد بلند کرده بودند. کارگران خواهان سهم بزرگتری از دستاوردهای اقتصادی بودند و حق خود را برای چانه زنی جمعی در واحدهای صنعتی مطالبه می&amp;zwnj;کردند. در آغاز دهه ۶۰ به خصوص پس از آنکه جوا گولارت به قدرت رسید، نارضایتی کارگران و مالکان افزایش پیدا کرد. به دنبال افزایش تورم و گسترش احتمال محدود شدن حقوق مالکیت در قوانین جدید، صاحبان صنایع ابتدا از ائتلاف با دولت خارج شدند و سپس شروع کردند به هشدار دادن درباره خطر گسترش کمونیسم به دست دولت گولارت. در ۱۹۶۴ وقتی گولارت مواضع اجتماعی تندتری گرفت نه تنها نخبگان کشور در مخالفت با مردم&amp;zwnj;گرایی او با هم متحد شدند، بلکه به کلی اصول بازی دموکراتیک را زیر پا گذاشتند و و رئیس جمهور نظامی را سرنگون کردند تا از رژیم نظامی که برای د دهه بر کشور حاکم شد حمایت کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شکست تلاشهای مردم&amp;zwnj;گرایانه برای ایجاد نظامهای جمهوری جدید، تنها ناشی از بحران صنعتی سازی در آمریکای لاتین نبود. این بحران شرایطی را به وجود آورد که حکومت&amp;zwnj;ها ناچار به دست و پنجه نرم کردن با آن بودند و اتحاد اعضای ائتلاف&amp;zwnj;های سیاسی را به شدت به چالش کشید. آنچه به کودتاها منجر می&amp;zwnj;شد، ناتوانی حکومت&amp;zwnj;ها در مدیریت چانه زنی&amp;zwnj;های راهبردی در شرایط قطبی شدگی سیاسی بود. بسیج هواداران، علاوه بر ایجاد نیرو برای سیاست مردم&amp;zwnj;گرایانه، نهادهایی ایجاد کرد که فراتر از مطالبه حقوق سیاسی در عرصه پارلمان به دنبال به کرسی نشاندن برنامه سیاسی خود در مورد حقوق شهروندی بودند. به این ترتیب اگر جمهوری&amp;zwnj;های پیشین به این دلیل متلاشی شده بودند که در آنها چارچوب نهادی دموکراتیک لازم برای چیرگی بر تنشهای مسیر تکامل سرمایه داری وجود نداشت. جمهوری&amp;zwnj;های جدید مشکل برا بر عکس کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طی دوران مردم&amp;zwnj;گرایی ادغام سیاسی تنها در شکل پارلمانی آن وجود نداشت زیرا حق رای عمومی تمامی اغشار و هر دو جنس مرد و زن را پوشش داده بود. فراتر از آن مردم&amp;zwnj;گرایی امکان نمایندگی گروههای اجتماعی متکثر را افزایش داده بود و آنها را به صورت جنبشهایی بسیج کرد که توضیع نامناسب حقوق مالکیت را زیر پرسش می&amp;zwnj;بردند. به این ترتیب دموکراتیک سازی از پایین، نزاع را از کشمکش بر سر قدرت سیاسی به شیوه تخصیص حقوق مالکیت و تعریف اجتماعی شهروندی گسترش داد. ائتلاف&amp;zwnj;های دهه&amp;zwnj;های ۴۰ و ۵۰ بیش از بلوکهای میان نخبه&amp;zwnj;ای پیش از دهه ۳۰ پایدار نبودند. نه اصلاح از بالا و نه تغییر از پایین هیچیک در برابر چالشهای دموکراسی سازی در شرایط نابرابری اقتصادی نتوانستند استقامت کنند. چالشهایی که توده مردم را به حوزه سیاسی وارد کرده بودند در حالی که نخبگان سیاسی را در راس قدرت دست نخورده باقی نگه داشته بودند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نگاهی به وضعیت امروز&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چند دهه گذشته، جوامع آمریکای لاتین بار دیگر در مسیر گذار به دموکراسی قرار گرفته&amp;zwnj;اند. به جای صحبت از گذار به دموکراسی در دهه ۸۰ بهتر است به طور دقیقتر بگوییم بازسازی عرصه سیاسی برای زدودن آثار میراث رژیم&amp;zwnj;های دموکراتیک و نا دموکراتیک پیشین. تلاش&amp;zwnj;های معطوف به تقویت حکومت غیر نظامی و برگزاری مکرر انتخابات رقابتی که بتوانند رهبرانی دارای مشروعیت را به قدرت برسانند باید با میراثی از مشکلات دست و پنجه نرم کنند که ثبات و کیفیت دموکراسی&amp;zwnj;های قبلی در آرژانتین، برزیل و کلمبیا مدیون آنها بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اول آنکه توضیع منابع ارزشمند و شیوه مشارکت در حیات اقتصادی همچنان دچار اعوجاج است و این اعوجاج با اعمال تمهیدات کلان اقتصادی برای مقابله با بدهی&amp;zwnj;های ملی و تراز منفی پرداختها در دهه ۸۰ بیشتر هم شده است. هر دو تجربه پیشین دموکراسی در سده بیستم هر کدام رویکرد خود را به موضوع توضیع منایع اقتصادی داشتند. اولی مسئله را به کلی مسکوت گذاشت و به این ترتیب هرگونه مشروعیتی را که دولت می&amp;zwnj;توانست از قبل پیگیری منافع و رفاه تمامی شهروندان بدست آورد از آن سلب کرد. دیگری عکس این را انجام داد و لذا دولت را از هرگونه حمایت مداوم مالکان عمده ثروت در کشور محروم کرد. ناکامی در مدیریت نابرابریهای اجتماعی نظام مالکیت زمین به ارث رسیده و شکافی که اقتصاد بازار به وجود آورده بود، تلاشهای گذشته برای گذار به دموکراسی را بی نتیجه کرد.&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر برای دموکراسی در دراز مدت شرایطی وجود داشته باشد، تجربه آمریکای جنوبی نشان می&amp;zwnj;دهد که حکومت&amp;zwnj;های انتخابی و غیر نظامی نمی&amp;zwnj;توانند بر نمایندگی انتخابی تکیه کنند بدون اینکه تضمین کنند که این شیوه بازی برای آنها که رای خود را در صندوق می&amp;zwnj;اندازند نتیجه&amp;zwnj;ای در بر دارد. در آمریکای جنوبی که نقض حقوق بشر فراگیر است و نظامهای قضایی ابتدایی&amp;zwnj;ترین اشکال عدالت را هم برآورده نمی&amp;zwnj;کنند و جایی که بخشهای بزرگی از قاره به دست روسایی اداره می&amp;zwnj;شود که ارزشی برای تکثر سیاسی و مدنی قائل نیستند، حکومت در بهترین حالت تنها می&amp;zwnj;تواند حد معینی از حقوق آزاد را تضمین نماید.&amp;nbsp; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چالش در دهه ۱۹۸۰ هم از بین نرفت. بازگشت حکومت غیر نظامی در ۱۹۸۳ در آرژانتین و در ۱۹۸۵ در برزیل دوباره این بحث را به پیش کشید که چگونه نظامهای سیاسی انتخابی می&amp;zwnj;توانند تغییرات بزرگ در رابطه آمریکای لاتین با نظام جهانی را مدیریت کنند؟ هر دو کشور بدهی&amp;zwnj;های خارجی و داخلی بزرگ داشتند که پیامدهای تورمی نیرومندی به همراه داشت. برای پرداخت این بدهی&amp;zwnj;ها در عین کنترل تورم در دهه&amp;zwnj;های ۸۰ و ۹۰، اجرای پیاپی برنامه تثبیت اقتصادی، بخش بزرگی از میراثهای نهادین مردم&amp;zwnj;گرایی را از میان برد. میراثهایی همچون هزینه&amp;zwnj;ای بخش عمومی، بنگاههای دولتی در سطح ملی و مجموعه&amp;zwnj;ای از برنامه برای بهبود استانداردهای عمومی زندگی. چالش دیگر این بود که با صنایع غیر کارآمد زیر حمایت دولت چه کنند. مجددا، راه حل گردن نهادن به قیمتهای بین المللی برای صادرات و واردات از زاه آزاد سازی تجارت، کاهش اعتبارات یارانه&amp;zwnj;ای و لغو قراردادهای بخش عمومی تشخیص داده شد. به شکل حیرت آوری، آمریکای لاتین به میراث قرن نوزدهمی خود بازگشت که همانا روی آوردن به بازارهای خارجی به عنوان موتور محرک اقتصاد خود بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ترکیب تثبیت اقتصادی و بازساختاریابی اقتصادی ضربه مهلکی بود به تعهد طولانی مدت دولت در برابر شهروندی اجتماعی. در پاسخ فوج عظیمی از گروههای اجتماعی برای حمایت از حقوق مصرف کنندگان، اعتراض نسبت به از دست رفتن مشاغل، بازستاندن زمین از ملاکان بزرگ (به ویژه در برزیل) و دفاع از حقوق زندانیان به پا خاستند. بیشتر این جنبشها بیرون از ساختار حزبی سیاست به وجود آمدند و گسترش یافتند. اما تداوم آنها گستره نیروهای فعال و چالشگر اجتماعی را در این دو دموکراسی به نمایش گذاشت. نیروهایی که نفس وجودشان گواهی بود بر تکثرگرایی و مشروعیت حکومت&amp;zwnj;های غیر نظامیِ بر سر کار. اما در عین حال، این جنبشها نمادی بودند از مشکل توزیع ثروت و ناکامی نیروهای بازار در پاسخ دادن به نیازهای پایه&amp;zwnj;ای بخشهای بزرگی از جمعیت در هر یک از دو کشور. اعتراضاتی از این نوع چالشهایی برای ساختارهای اجتماعی ایجاد کردند که دولتها باید آنها را حل و فصل می&amp;zwnj;کردند در حالی که به دلیل جو بازارپسندی که سرمایه گذاران و مالکان خواستار آن بودند، نهادها و سیاست&amp;zwnj;های جایگزینی که دولت می&amp;zwnj;توانست به کار بگیرد، محدودتر از گذشته بود. در بهترین حالت، می&amp;zwnj;توان گفت که در برزیل و آرژانتین شرایط اقتصادی برای ایجاد یک دموکراسی بادوام همچنان برآورده نشده باقی مانده است. در این دو کشور نابرابری شدید حاصل از توسعه سرمایه دارانه، هنوز بحث بر سر ثروت، حق مالکیت و معنای شهروندی را زنده نگه داشته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کلمبیا مسیر خاص خود را دنبال کرد. در حالی که به مدل مبتنی بر بازار داخلی آرژانتین و برزیل در نغلتید، اما همچنان از آثار فلج کننده بدهی&amp;zwnj;های عظیم هم برکنار ماند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما نظام جمهوری در کلمبیا که دهه&amp;zwnj;های ۶۰ و ۷۰ را زیر حکومتی غیر نظامی و شبه مشروع موسوم به جبهه ملی گذراند (جبهه ملی یک توافق تقسیم قدرت بود میان احزاب محافظه کار و لیبرال تا دشمنی&amp;zwnj;های گذشته را کنار گذارند و در عین حال سایر نیروهای سیاسی و اجتماعی را هم به حاشیه سیاست برانند)، هیچگاه قابلیتهای ایجاد و اعمال قانون را در درون حکومت به وجود نیاورد. یک دلیل آن این بود که این حکومت از فاز مردم&amp;zwnj;گرایی که دستکم برای مدتی تمام نیروهای اجتماعی را زیر لوای دولت ملی گرد می&amp;zwnj;آورد عبور نکرد. حکوتی از هم گسیخته و ضعیف که نمی&amp;zwnj;توانست تجارت غیر قانونی ماری جوانا و بعدتر کوکایین و هروئین را کنترل کند. هر چه این بازار گونه فعالیتها داغتر شد، حکومت کمتر توانست اقتصاد خود را مدیریت نماید. این موضوع تا زمانی ادامه یافت که سرانجام مقامات آمریکایی توانستند حکومت کلمبیا را متقاعد کنند که برای پایان دادن به تجارت بازار محورِ مواد مخدر به نیروی نظامی متوسل شود. نتیجه کلی سرکوب پویا&amp;zwnj;ترین بخش اقتصاد در حالی که سیاست جایگزینی برای خنثی کردن فقدان آن بر توزیع ثروت و درآمد در سایر بخشهای اقتصادی وجود نداشت، به این معنا بود که بخشهای بزرگی از جمعیت کلمبیا با شرایط اقتصادی و اجتماعی بدتری روبرو خواهند شد. در کلمبیا هم دولت خود را از امکان داشتن ابزارهای دخالت سازنده برای حل و فصل تعارض میان شکافهای بازار و گسترش نابرابریهای اجتماعی محروم کرد. کنشگران &amp;ndash; فقیر و غنی به یکسان &amp;ndash; دعاوی خود را به شکل روز افزونی به خارج از سازوکارهای قانونی کشاندند و زمینه&amp;zwnj;های تعمیق جنگ داخلی را مستحکم کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;sup&gt;&amp;nbsp;&lt;/sup&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین در آمریکای لاتین، ساختار اقتصادی به نفع پذیرش سیاست&amp;zwnj;های مبتنی بر بازار و به ضرر نهادهایی که برای میانجی گری در منازعات اجتماعی طراحی شده بودند عمل کرد. وجود دو میراث، یکی الگوی توزیع ثروت و دیگری بسیج مردمی برای بهبود شرایط زیستی بخش&amp;zwnj;های به خصوصی از شهروندان، مشکلی است که همچنان در منطقه حل ناشده باقی مانده است. تنش&amp;zwnj;های اقتصادی و اجتماعی چالش نهادینه کردن چانه زنی سیاسی را در داخل و خارج از حوزه سیاست دشوارتر می&amp;zwnj;کند. این چالش به خودی خود نظامهای انتخاباتی موجود را تضعیف نمی&amp;zwnj;کند اما تهدیدیست برای میراث متصور حکومت؛ شرایطی که بدون آن دموکراسی ناچار خواهد بود (چنانکه کلمبیا نشان داده است) تا با سطح بالایی از تنش و خشونت و نزاعهای جمعی که به بیرون از مجراهای نمایندگی قانونی سرریز کرده&amp;zwnj;اند همزیستی کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دومین چالش در برابر حکومت غیر نظامی، یکی دیگر از نابرابریهای اقتصاد سیاسی آمریکای جنوبی را بازتاب می&amp;zwnj;دهد. شاید گذار به نظامهای انتخاباتی در دهه ۱۹۸۰، مانند تلاشهای پیشینی برای اصلاحات سیاسی شرط لازم برای تحول نظامهای انتخابی به سازوکارهایی مشروع برای حفظ رابطه میان حکومت کنندگان و حکومت شوندگان بوده باشد اما برای این منظور کافی نبوده&amp;zwnj;اند. مصالحه&amp;zwnj;های سیاسی و قوانین اساسی که در قرن نوزدهم نوشته شدند، ساختارهای حکومتی ای ایجاد کردند که قوانین انتخاباتی را در خدمت حفظ ائتلاف&amp;zwnj;های حاکم قرار می&amp;zwnj;داد بدون اینکه آزادیهای لیبرال را برای دفاع از حقوق سیاسی و مدنی نهادینه کند. نیا به حفظ نظم و امنیت حتی به قیمت از دست رفتن آزادی و عدالت که به اسم واقعگرایی توجیه می&amp;zwnj;شد، به معنی فرافکنی سازوکاری ایده آلتر برای سیاست به زمان آینده بود مگرآنجا که این نظام ایده آلتر حقیقتا اجتناب ناپذیر می&amp;zwnj;شد و نمی&amp;zwnj;شد آنرا از مردم دریغ کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر برای دموکراسی در دراز مدت شرایطی وجود داشته باشد، تجربه آمریکای جنوبی نشان می&amp;zwnj;دهد که حکومت&amp;zwnj;های انتخابی و غیر نظامی نمی&amp;zwnj;توانند بر نمایندگی انتخابی تکیه کنند بدون اینکه تضمین کنند که این شیوه بازی برای آنها که رای خود را در صندوق می&amp;zwnj;اندازند نتیجه&amp;zwnj;ای در بر دارد. در آمریکای جنوبی که نقض حقوق بشر فراگیر است و نظامهای قضایی ابتدایی&amp;zwnj;ترین اشکال عدالت را هم برآورده نمی&amp;zwnj;کنند و جایی که بخشهای بزرگی از قاره به دست روسایی اداره می&amp;zwnj;شود که ارزشی برای تکثر سیاسی و مدنی قائل نیستند، حکومت در بهترین حالت تنها می&amp;zwnj;تواند حد معینی از حقوق آزاد را تضمین نماید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;sup&gt;&amp;nbsp;&lt;/sup&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روزگار حکومت&amp;zwnj;های نظامی به سر خواهد آمد. در این حالت، گرچه انتخابات و مفاهیم ظاهری دموکراسی تبدیل به ابزار اساسی و خدشه ناپذیر گزینش حاکمان می&amp;zwnj;شوند اما لزوما نمی&amp;zwnj;توانند بر شیوه حکومتگردانی حاکمان نظارت کنند. از این منظر، آمریکای جنوبی همچنان ناگزیر است برای راه رفتن بر روی یک پا و حفظ تعادل خویش تقلا کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;متن اصلی و مشخصات منبع&lt;/b&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;a href=&quot;http://books.google.com/books?id=6mxOfKCbZcoC&amp;amp;pg=PA280&amp;amp;dq=Geremy+Adelman+Capitalism+%26+Democracy+in+South+America&amp;amp;hl=en&amp;amp;ei=Q7yZTofFHKej4gSXoLSABA&amp;amp;sa=X&amp;amp;oi=book_result&amp;amp;ct=result&amp;amp;resnum=1&amp;amp;ved=0CDUQ6AEwAA#v=onepage&amp;amp;q&amp;amp;f=false&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای کتاب&amp;zwnj;شناسی و منابع لطفا به اصل مقاله رجوع کنید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عکس اول مقاله&lt;/b&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دو دیکتاتور نظامی، پینوشه (شیلی) و ویدلا (آرژانتین)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پانویس&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;br clear=&quot;all&quot; /&gt;
&lt;hr width=&quot;33%&quot; size=&quot;1&quot; align=&quot;left&quot; /&gt;
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn1&quot; href=&quot;#_ftnref1&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;روش منسوب به جیووانی گیولیتی، سیاستمدار ایتالیایی که پنج دوره نخست وزیر ایتالیا بود و در دوران او کشور به شکوفایی دست یافت. گیولیتیسمو (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;giolittismo&lt;/span&gt;) روشی بود که ویژگی آن فساد و استفاده از خشونت در روزهای انتخابات و تکیه بر پیمان های شخصی به جای وفاداریهای حزبی بود.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[2]&lt;span&gt;1&lt;/span&gt;&amp;nbsp; اصطلاح ابداعی تی اچ مارشال برای توصیف حقوقی که فراتر از خواسته های سیاسی و مدنی است و معنی آن دسترسی به سهمی بیشتر از اقتصاد است.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/11/12/8273#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7245">آراز امین ناصری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7241">آمریکای جنوبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7242">آمریکای لاتین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7244">جرمی آدلمن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7243">حکومت نظامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2695">سرمایه‌داری</category>
 <pubDate>Sat, 12 Nov 2011 13:29:42 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">8273 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>انتخابات آینده مصر بر اساس ایدئولوژی نیست</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/11/10/8238</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/11/10/8238&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    خلاصه سخنرانی یک پژوهشگر مصری در آمستردام        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سارا روشن        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/egypt_election.jpg?1321207513&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;یک پژوهشگر و استاد مصری رشته حقوق در دانشگاه تورنتو به نام محمد فاضل، &amp;nbsp;معتقد است که تظاهرات اخیر در مصر حول چهار نیاز پایه&amp;zwnj;ای مردم شکل گرفته است:&amp;nbsp;&amp;nbsp;از میان برداشته شدن قانون شرایط اضطراری؛&amp;nbsp;محدود شدن زمان ریاست جمهوری؛&amp;nbsp;انحلال مجلس و برگزاری دوباره انتخابات مجلس تحت نظارت اشخاص ثالث بی&amp;zwnj;طرف؛&amp;nbsp;تهیه پیش&amp;zwnj;نویس جدید برای قانون اساسی. در همین راستا،&amp;nbsp;مصطفی خلیل، پژوهشگر مصری،&amp;nbsp;معتقد است که درباره انقلاب مصر پنج افسانه وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20111108_Mesr_MostafaKhalil_Sara.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گفته محمد فاضل، مردم مصر چهار نیاز پایه&amp;zwnj; برای انقلاب کردن داشته&amp;zwnj;اند:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱ - از میان برداشته شدن قانون شرایط اضطراری یا قانون مارشال. طبق این قانون مصری&amp;zwnj;ها از زمان جنگ یعنی سال ۱۹۶۷، جنگ شش روزه مصر، سوریه و اردن با اسرائیل، تاکنون- به استثنای دوره&amp;zwnj;ای ۱۸ ماهه در سال ۱۹۸۰- تحت قانون شرایط اضطراری زمان جنگ زندگی می&amp;zwnj;کنند. این قانون اختیارات ویژه&amp;zwnj;ای به رئیس جمهور به عنوان فرمانده کل قوای مصر و نیروهای پلیسی، نظامی و امنیتی تحت امر او برای کنترل اوضاع داخلی می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲ - محدود شدن زمان ریاست جمهوری [یعنی زمان زمامداری شخص اول مملکت] حداکثر به دو دوره.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳ - انحلال مجلس و برگزاری دوباره انتخابات مجلس تحت نظارت اشخاص ثالث بی&amp;zwnj;طرف، مثلاً حقوقدانان مصری.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴ - تهیه پیش&amp;zwnj;نویس جدید برای قانون اساسی که مورد قبول اکثریت مردم باشد در فرایندی باز و نه در پشت درهای بسته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا این خواسته&amp;zwnj;های مردم مصر در انتخابات جدید تحقق پیدا می کند و آیا رویای بهار عربی که رسیدن به دموکراسی است در مصر به واقعیت می&amp;zwnj;پیوندد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;120&quot; height=&quot;149&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/moustafakhalil.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;مصطفی خلیل، پژوهشگر مصری و دانشجوی دوره دکترای دانشگاه منجستر در آمستردام&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با برکناری حسنی مبارک از ریاست جمهوری کشور مصر&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;،&lt;/span&gt; این کشور در حال گذار به&amp;zwnj;سوی دموکراسی است. برای تحقق این دموکراسی گروه&amp;zwnj;های مختلف در حال تشکیل حزب&amp;zwnj;های سیاسی و برنامه&amp;zwnj;ریزی برای فعالیت&amp;zwnj;های اجتماعی هستند. این حزب&amp;zwnj;ها چه سیاست&amp;zwnj;هایی دارند و به دنبال تشکیل چه حکومتی هستند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این پرسش آخر، موضوع سخنرانی مصطفی خلیل، پژوهشگر مصری و دانشجوی دوره دکترای دانشگاه منجستر در آمستردام بود. این پژوهشگر که از روز اول گردهمایی&amp;zwnj;های اعتراضی مردم مصر در میدان تحریر حضور داشته است، به&amp;nbsp; خاطر پژوهش&amp;zwnj;هایی در زمینه نقش تشکل&amp;zwnj;های مذهبی در شرایط زندگی مردم تهیدست، آشنایی زیادی با تشکل&amp;zwnj;ها و جنش&amp;zwnj;های اجتماعی مصر دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنچه می&amp;zwnj;خوانید فشرده&amp;zwnj;ای از سخنان آقای خلیل است. او معتقد است که درباره انقلاب مصر، پنج افسانه وجود دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;افسانه اول، انقلاب توئیتر&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مصطفی خلیل&lt;/b&gt;&lt;b&gt;:&lt;/b&gt; عده&amp;zwnj;ای انقلاب مصر را برگرفته از پیشرفت رسانه&amp;zwnj;های اجتماعی مثل فیس&amp;zwnj;بوک می&amp;zwnj;دانند و آغار انقلاب را به جوانان نسل فیس&amp;zwnj;بوک نسبت می&amp;zwnj;دهند. آن&amp;zwnj;ها شروع انقلاب را روزی می&amp;zwnj;دانند که عده&amp;zwnj;ای با نام&amp;zwnj;های جعلی برای اعتراض به کشته شدن خلید سعید، جوانی که زیر شکنجه پلیس در الکساندریا کشته شد، در فیس&amp;zwnj;بوک صفحه&amp;zwnj;ای به این نام باز کردند: &amp;quot;ما همه خلید سعید هستیم&amp;quot;. این گروه البته قرار اولین تظاهرات را برنامه&amp;zwnj;ریزی کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;150&quot; height=&quot;113&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/egyptian_revolution_facebook.jpg&quot; /&gt;ولی انقلاب به نظر من برمی&amp;zwnj;گردد به سال ۲۰۰۳، زمانی که یکی از گروه&amp;zwnj;های مخالف دولت برای اولین بار تابوی حرف زدن درباره رئیس&amp;zwnj;جمهوری مصر، یعنی حسنی مبارک را شکستند. گروه&amp;zwnj;های مخالف دیگر کارهای دولت را نقد می&amp;zwnj;کردند ولی هیچ وقت شخصی را مورد انتقاد قرار نمی&amp;zwnj;دادند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این گروه که نامش الکافیه یعنی کافی است، از افراد سکولار و روشنفکران میانسال تشکیل شده است. آن&amp;zwnj;ها از سال ۲۰۰۳ تقریباً هر چندروز یکبار، یک تظاهرات کوچک ۵۰-۶۰ نفره راه می&amp;zwnj;انداختند. همه این&amp;zwnj;ها توسط پلیس از هم پاشیده می&amp;zwnj;شد و تقریباً همه این افراد شغل&amp;zwnj;شان را از دست دادند و برخی با اتهامات نادرست دستگیر شدند.آن&amp;zwnj;ها با فعالیت&amp;zwnj;هایشان به مردم نشان دادند که ما هم می&amp;zwnj;توانیم رئیس&amp;zwnj;جمهور، حسنی مبارک را مورد انتقاد قرار بدهیم. فعالیت&amp;zwnj;های آن&amp;zwnj;ها برخی از رهبران جنبش&amp;zwnj;های کارگری در معادن و کارخانه&amp;zwnj;ها را تحت تاثیر قرار داد. به&amp;zwnj;طوری که آن&amp;zwnj;ها چندین اعتصاب بزرگ برگزار کردند. به این ترتیب گروه الکافیه پلی شد بین کارگران و جوانان فیس&amp;zwnj;بوکی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در نتیجه انقلاب با شکنجه سعید خلید و در فیس&amp;zwnj;بوک شروع نشد. تا آن زمان همه مواد لازم برای انقلاب وجود داشت، فقط یک نفر باید زیر گاز را روشن می&amp;zwnj;کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;افسانه دوم، مشکل مصر مبارک است&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;150&quot; height=&quot;84&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/mubarak_3.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن&amp;zwnj;ها فکر می&amp;zwnj;کنند، مبارک رفته است پس همه&amp;zwnj;چیز حل می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دومین افسانه این بود که همه فکر می&amp;zwnj;کردند، مشکل مصر، مبارک است و اگر او برود همه&amp;zwnj;چیز درست می&amp;zwnj;شود. در حالی&amp;zwnj;که اینطور نبود و نیست. رژیم در ۳۰ سال گذشته روی همه جنبه&amp;zwnj;های زندگی مردم تاثیر داشته و بسیار هوشمندانه توانسته است، فساد مالی و اخلاقی را به روش زندگی مردم مصر تبدیل کند. مثلاً برای گرفتن گواهینامه می&amp;zwnj;توانی به کلاس بروی و رانندگی یاد بگیری و امتحان بدهی، ولی برای دادن امتحان باید روز&amp;zwnj;ها در صف بایستی. بار&amp;zwnj;ها ردت می&amp;zwnj;کنند و اینقدر در کاغذبازی اذیتت می&amp;zwnj;کنند که تصمیم می&amp;zwnj;گیری ۷۰ یورو رشوه بدهی و در خانه بدون امتحان گواهینامه&amp;zwnj;ات را دریافت کنی. در مصر همیشه راحت&amp;zwnj;تر این است که از طریق دادن رشوه، کار&amp;zwnj;ها را انجام بدهی تا از طریق قانونی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب رژیم توانسته است رابطه&amp;zwnj;ای بدون طلاق، بین قدرت و پول ایجاد کند. این فقط سیاست مبارک نبود بلکه سیاست بسیاری است که از این فرهنگ رشوه&amp;zwnj;خواری، استفاده مالی می&amp;zwnj;برند. این افراد هنوز در قدرت و از برنامه&amp;zwnj;ریزان انتخابات آینده مصر هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به احتمال زیاد بیش از نیمی از افرادی که در میدان تحریر بودند خودشان هم گواهینامه&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان را جلوی در خانه دریافت کرده&amp;zwnj;اند، بدون اینکه امتحان رانندگی بدهند. جالب اینجاست که آن&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توانند سیاست مبارک را در ارتباط با زندگی&amp;zwnj;شان ببینند. آن&amp;zwnj;ها فکر می&amp;zwnj;کنند، مبارک رفته است پس همه&amp;zwnj;چیز حل می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;افسانه سوم، انقلاب به پایان رسیده است&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;افسانه سوم این است که مردم یا فکر می&amp;zwnj;کنند انقلاب به پایان رسیده است یا می&amp;zwnj;ترسند که ارتش تمام امور کشور را به دست بگیرد. من فکر نمی&amp;zwnj;کنم ارتش آمده است که بماند. افسران ارتش به خاطر ترسی که مبارک از قدرت ارتش داشت خیلی تحصیلکرده یا آشنا به سیاست نیستند. همان&amp;zwnj;هایی که سیستم فاسد مالی و سیاسی را می&amp;zwnj;خواهند، می&amp;zwnj;توانند ارتش را هم از بین ببرند. آن&amp;zwnj;ها فقط منتظر زمان مناسب هستند، ولی این افراد قدرتمند خیلی هم هوشیارانه عمل نمی&amp;zwnj;کنند، مثلاً دوباره شروع به کنترل کردن رسانه&amp;zwnj;ها کرده&amp;zwnj;اند. آن&amp;zwnj;ها هنوز تغییر چشمگیری ایجاد نکرده&amp;zwnj;اند. اگر اینطور ادامه بدهند، عصبانیت مردم دوباره زیاد می&amp;zwnj;شود و این&amp;zwnj;بار انفجار راحت&amp;zwnj;تر خواهد بود چراکه مردم یک&amp;zwnj;بار این انفجار را تجربه کرده&amp;zwnj;اند و موفق هم شده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این انقلاب درس بزرگی به همه مردم داد: همه باید فعال باشند و اگر مشکلی داشتی و برای حل آن مقاومت کردی می&amp;zwnj;توانی حلش کنی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;افسانه چهارم&lt;/b&gt;&lt;b&gt;،&lt;/b&gt;&lt;b&gt; ترس از اخوان&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;zwnj;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;المسلمین&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;افسانه چهارم، ترس از به قدرت رسیدن مسلمانان است. همه دنیا دارد درباره به قدرت رسیدن مسلمانان افراطی در مصر و تبدیل شدن مصر به افغانستان حرف می&amp;zwnj;زند، ولی این درست نیست. چرا؟ من سه دلیل برایش دارم:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;113&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/muslim.brotherhood.jpg&quot; /&gt;یک- تعداد طرفداران اخوان&amp;zwnj;المسلمین در مصر زیاد نیست. آن&amp;zwnj;ها هرگز نمی&amp;zwnj;توانند بیش از ۳۰ درصد از آرا را جذب کنند و حتی اگر با این آرا هم بزرگ&amp;zwnj;ترین حزب شوند باید با یک حزب دیگر دولت موتلفه تشکیل دهند. یعنی باید با یک حزب سکولار همکاری کنند و این یعنی نمی&amp;zwnj;توانند قوانین کشور را به قوانین اسلامی تغییر دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دو&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;- &lt;/span&gt;&amp;nbsp;سیستم انتخاباتی که توسط ارتش ایجاد شده است، اول قانون اساسی را اصلاح و بعد انتخابات مجلس را برنامه&amp;zwnj;ریزی می&amp;zwnj;کند. متن قانون اساسی هم توسط سیاستمداران و تاجران فاسد تنظیم خواهد شد. در نتیجه قانون شریعت وارد قانون اساسی نخواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;- &lt;/span&gt;&amp;nbsp;مردم در مصر بر اساس ایدئولوژی رای نمی&amp;zwnj;دهند چرا که آن&amp;zwnj;ها دانشش را ندارند. آن&amp;zwnj;ها بر اساس گفته امام مسجد رای نمی&amp;zwnj;دهند چراکه به احتمال زیاد به او اعتماد ندارند. پس بر چه اساس رای می&amp;zwnj;دهند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یکی از مساجد خیریه مورد تحقیق من، از مردم پرسیدم آیا رای داده&amp;zwnj;اند؟ به جز یک نفر هیچ کس رای نداده بود. مسجد قدرتش را برای سازماندهی مردم برای فعالیت سیاسی استفاده نمی&amp;zwnj;کند بلکه مردم را در زندگی مذهبی&amp;zwnj;شان کنترل می&amp;zwnj;کند. آن یک نفر که رای داده بود هم به کاندیدای دولت رای داده بود. وقتی از او پرسیدم چرا؟ توضیح داد که آن&amp;zwnj;ها به هرکس که رای می&amp;zwnj;داد چند کیلو گوشت می&amp;zwnj;دادند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این فقط یک مثال بود، در مناطقی که پیشرفت تحصیلی و رشد اقتصادی ضعیف هستند، مردم به حرف امام مسجد گوش نمی&amp;zwnj;دهند بلکه برای رفع گرسنگی&amp;zwnj;شان رای می&amp;zwnj;دهند. این چیزی است که مهره&amp;zwnj;های رژیم قبلی بسیار به آن آگاه هستند. انتخابات آینده مصر درباره ایدئولوژی و برنامه سیاسی نیست بلکه درباره پول است. در نتیجه من از اخوان&amp;zwnj;المسلمین نمی&amp;zwnj;ترسم بلکه از مهره&amp;zwnj;های رژیم قبلی می&amp;zwnj;ترسم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;افسانه پنجم&lt;/b&gt;&lt;b&gt;،&lt;/b&gt;&lt;b&gt; وحشت از قتل عام مسیحی&amp;zwnj;های مصر بعد از سقوط مبارک&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;180&quot; height=&quot;108&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/egyptian-coptic.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعد از آتش&amp;zwnj;سوزی&amp;zwnj;ای که بعد از انقلاب در یکی از کلیساهای جنوب مصر، اتفاق افتاد، عده&amp;zwnj;ای از جوانان مسیحی به خیابان&amp;zwnj;ها ریختند و تظاهرات کردند. در حالی&amp;zwnj;که کلیسا به آن&amp;zwnj;ها پیشنهاد کرده بود مثل همیشه سکوت کنند. این اولین&amp;zwnj;بار بود که آن&amp;zwnj;ها سیاست کلیسا را دنبال نکردند و اعتراض کردند. به نظر من با این&amp;zwnj;که دلیل تظاهرات&amp;zwnj;شان بسیار ناراحت&amp;zwnj;کننده و دردناک بود ولی این بهترین تظاهرات بعد از سقوط مبارک بود؛ چراکه بالاخره مسیحیان نه به عنوان مسیحی بلکه به عنوان مصری اعتراض کردند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عده&amp;zwnj;ای از این می&amp;zwnj;ترسند که انقلاب مصر، روزهای بدی را برای مسیحیان این کشور خواهد آورد. این درست نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وضعیت مسیحیان قبل از سقوط مبارک را مرور می&amp;zwnj;کنیم: رژیم مبارک هر جنبه جنبش اجتماعی یا مدنی را از نطفه خاموش می&amp;zwnj;کرد. این سیستم افرادی را به جلسه انتخابات مثلاً سندیکای مهندسین می&amp;zwnj;فرستاد که دعوا راه بیاندازند و کسی که به عنوان مقصر دستگیر می&amp;zwnj;شد&amp;zwnj;&amp;zwnj;، همان مهندسی بود که می&amp;zwnj;خواست در سیستم سندیکا تغییر ایجاد کند. به همین ترتیب مانع حرکت&amp;zwnj;های دموکراتیک در انجمن&amp;zwnj;های دانشجویی یا هر انجمن و جنبش دیگری می&amp;zwnj;شد که می&amp;zwnj;خواست به تغییر&amp;zwnj;های هر چند کوچک برسد. همه فعالان حقوق بشر به عنوان خائن و همکاری با دولت&amp;zwnj;های خارجی و جاسوسی محکوم می&amp;zwnj;شدند. افرادی که مهم&amp;zwnj;تر بودند یا کشته می&amp;zwnj;شدند و یا به دلایل امنیتی سال&amp;zwnj;ها در زندان می&amp;zwnj;ماندند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر می&amp;zwnj;خواستی کار جمعی انجام بدهی و برای جامعه&amp;zwnj;ات مفید باشی، دو راه وجود داشت: یکی فعالیت در مسجد و دومی در کلیسا.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مورد مسجد&amp;zwnj;ها، در مصر سه نوع مسجد داریم که سومین آن&amp;zwnj;ها از نظر اهمیت، مسجد&amp;zwnj;هایی هستند که فقط خدمات خیریه می&amp;zwnj;دهند و فقط مردم را از نظر مالی کمک می&amp;zwnj;کنند و هیچ فعالیت سیاسی ندارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوتای دیگر، یکی اخوان&amp;zwnj;المسلمین هستند که در سیاست فعال بودند و هستند. آن&amp;zwnj;ها از طرف دولت اجازه ابراز وجود داشتند و به آن&amp;zwnj;ها اجازه می&amp;zwnj;دادند که بین ۲۰ تا ۲۵ کرسی در مجلس داشته باشند نه بیشتر. دولت از این گروه برای ترساندن مردم و دولت&amp;zwnj;های دیگر استفاده می&amp;zwnj;کرد که اگر ما را نمی&amp;zwnj;خواهید، اخوان&amp;zwnj;المسلمین گیرتان می&amp;zwnj;آید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دیگری مساجد سلفیان هستند؛ مسلمانان اهل حدیث که ایدئولوژیک عمل می&amp;zwnj;کنند و افراطی هستند. این گروه اجازه فعالیت&amp;zwnj;های سیاسی نداشتند ولی دولت از این گروه هم به عنوان دشمن صلح و آرامش در کشور&amp;nbsp; برای سرکوب استفاده می&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این گروه&amp;zwnj;های مسلمان به عنوان مهره بازی بودند. دولت دائم بازیِ &amp;quot;یا ما یا دیگری&amp;quot;، &amp;quot;یا صلح یا تروریست&amp;quot;، &amp;quot;یا دموکراسی ما یا حکومت شریعت&amp;quot; را برای سرکوب استفاده می&amp;zwnj;کرد. همین بازی هم بود که دولت مبارک با مسیحیان مصر بازی کرد که شما باید همراه ما باشید وگرنه مسلمانان سر کار خواهند آمد و شما را از بین خواهند برد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دولت به مسیحیان اجازه فعالیت&amp;zwnj;های اجتماعی از طریق کلیسا را داده بود. یعنی در واقع کلیسا زندگی مردم را در کنترل خود داشت و آن&amp;zwnj;ها را تشویق می&amp;zwnj;کرد که غیر فعال باشند و سکوت پیشه کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دولت برای اینکه این ترس را بین مسیحیان نگاه دارد، هر از گاهی به مسلمانان افراطی اجازه می&amp;zwnj;داد که کلیسایی را آتش بزنند و آخر هم هیچ وقت مقصر دستگیر نمی&amp;zwnj;شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعد از انقلاب این مناقشات شروع به تغییر کرد. بعد از آتش&amp;zwnj;سوزی&amp;zwnj;ای که بعد از انقلاب در یکی از کلیساهای جنوب مصر، اتفاق افتاد، عده&amp;zwnj;ای از جوانان مسیحی به خیابان&amp;zwnj;ها ریختند و تظاهرات کردند. در حالی&amp;zwnj;که کلیسا به آن&amp;zwnj;ها پیشنهاد کرده بود مثل همیشه سکوت کنند. این اولین&amp;zwnj;بار بود که آن&amp;zwnj;ها سیاست کلیسا را دنبال نکردند و اعتراض کردند. به نظر من با این&amp;zwnj;که دلیل تظاهرات&amp;zwnj;شان بسیار ناراحت&amp;zwnj;کننده و دردناک بود ولی این بهترین تظاهرات بعد از سقوط مبارک بود؛ چراکه بالاخره مسیحیان نه به عنوان مسیحی بلکه به عنوان مصری اعتراض کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دومین انقلاب مصر&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در انتخابات آینده مصر چند حزب شرکت خواهند کرد. این گروه&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;توان به پنج دسته تقسیم کرد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از این گروه&amp;zwnj;ها مسلمانان هستند که همانطور که گفتم، تعداد طرفداران&amp;zwnj;شان زیاد نیست و نمی&amp;zwnj;توانند قانون اساسی را تغییر بدهند. دومین گروه، حزب&amp;zwnj;های اپوزیسیون&amp;zwnj; قبلی هستند که چون در ۳۰ سال گذشته نتوانستند کار خاصی انجام بدهند و در بسیار موارد نقش سمبلیک داشتند، مورد اعتماد مردم نیستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروه سوم، گروه&amp;zwnj;های تازه&amp;zwnj;تاسیس هستند که از روشنفکران و استادان دانشگاه&amp;zwnj;ها تشکیل شده&amp;zwnj;اند. این گروه&amp;zwnj;ها توانایی مالی لازم برای وارد شدن به رقابت جدی را ندارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروه چهارم، افراد یا حزب&amp;zwnj;هایی هستند که یا تاجران مطرح مصر هستند یا چهره&amp;zwnj;های مطرح سینمایی و تلویزیونی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروه پنجم که قدرتمند&amp;zwnj;ترین حزب&amp;zwnj;ها هستند، از مهره&amp;zwnj;های دولت و سیستم مبارک هستند.در این میان، جوانان میدان تحریر نقش زیادی ندارند. آن&amp;zwnj;ها نه پولش را دارند، نه تشکیلاتش را و نه تجربه&amp;zwnj;اش را که وارد رقابت&amp;zwnj;های سیاسی شوند. این گروه تازه دارد یاد می&amp;zwnj;گیرد که چه جوری با مردم شهرستان&amp;zwnj;ها و روستا&amp;zwnj;ها ارتباط برقرار کند، چگونه با مردم از طبقات دیگر ارتباط برقرار کنند و چگونه جنبش&amp;zwnj;های مدنی راه بیاندازد. این مسیر بسیار طولانی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعد از انتخابات، تازه مردم مصر می&amp;zwnj;فهمند که چه اتفاقی افتاده است و سیستم هیچ تغییری نکرده است. آنوقت نوبت دومین انقلاب مصر در پیش رو خواهد بود.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/11/10/8238#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5155">بهار عربی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7188">خلیل مصطفی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2892">سارا روشن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7189">محمد فاضل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%B5%D8%B1">مصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Thu, 10 Nov 2011 15:38:18 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">8238 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>بدون رعایت حقوق زنان دموکراسی محقق نمی‌شود</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/10/27/7921</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/10/27/7921&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفتگو با منصوره شجاعی و مارگریت وان‌درلیندن         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سارا روشن        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;315&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/159078965496.jpg?1320002475&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سارا روشن - با اعلام آزادی لیبی، سه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;روز بعد از مرگ سرهنگ معمر قذافی، مصطفی عبدالجلیل، رئیس&amp;nbsp; شورای ملی انتقالی لیبی، قانون ممنوعیت چندهمسری را لغو کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصطفی عبدالجلیل در اولین سخنرانی&amp;rlm; خود اعلام کرد که شریعت اسلامی بنیان و اساس قانون اساسی در لیبی جدید خواهد بود و به حذف سود بانکی و اجرای بانکداری اسلامی اشاره کرد. این سخناناو باعث نگرانی مردم از تنظیم قانون اساسی بر اساس قانون شریعت شده است.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20111026_WomenInLibya_Sara.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصطفی عبدالجلیل تاکید کرده که افراد جریان آنها مسلمان هستند، ولی مسلمانانی میانه&amp;rlm;رو. گروهی از تحلیل&amp;rlm;گران دلیل اشاره عبدالجلیل به لغو ممنوعیت چندهمسری و اجرای بانکداری اسلامی را جذب مسلمان&amp;rlm;هایی می&amp;rlm;دانند که می&amp;rlm;توانند به سمت تیم رقیب، یعنی القاعده کشیده شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خبر قانونی شدن چندهمسری در لیبی، در رسانه&amp;rlm;های فارسی&amp;rlm;زبان توجه زیادی را به خود جلب کرد و جنبش&amp;rlm;های زنان نسبت به این خبر واکنش نشان دادند:اگر قانون اساسی لیبی بر اساس قانون شریعت نوشته شود، آیا می&amp;rlm;توان از بهاری نو در مورد لیبی سخن گفت یا خیر؟ آیا حقوق زنان، حقوق اقلیت&amp;rlm;ها و حقوق قومیت&amp;rlm;ها در قانون اساسی لیبی رعایت خواهد شد یا خیر؟ و ... پرسش اساسی این&amp;zwnj;که: در رسانه&amp;rlm;های اروپا و بین جنبش&amp;rlm;های زنان اروپایی واکنش خاصی در این زمینه دیده نمی&amp;rlm;شود. دلیل آن چیست؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای پاسخ به این سئوال&amp;zwnj;ها، گفت&amp;rlm;وگویی انجام داده&amp;zwnj;ایم با منصوره&amp;rlm; شجاعی، فعال حقوق زنان و مارگریت وان&amp;zwnj;درلیندن فعال حقوق زنان در هلند و سردبیر مجله&amp;rlm; &amp;quot;اوپ&amp;zwnj;زای&amp;quot; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;OpZij&lt;/span&gt;).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;img width=&quot;150&quot; height=&quot;203&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/mansoureh_shjoayee.jpg&quot; /&gt;منصوره&amp;rlm; شجاعی: &lt;/b&gt;جامعه&amp;rlm;ی مدنی ایران و جنبش زنان ایران قدمت زیادی دارد و روی این مسائل کار کرده است. جنبش زنان ایران با جنبش دمکراسی&amp;rlm;خواهی پیوند خورده است، خطر را می&amp;rlm;شناسد، جریان را تعقیب می&amp;rlm;کند و این نشانه بلوغ فکری ایران، مردم ایران و جنبش زنان ایران است که خیلی سریع در برابر چنین نظراتی اعلام موضع می&amp;rlm;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هم&amp;rlm;چنین ما ایرانی&amp;rlm;ها این تجربه را به شکل دیگری، در زمان انقلاب ایران یعنی سی&amp;zwnj;سال پیش داشته&amp;rlm;ایم. ما در روند بیرون کردن شاه همه در کنار هم بودیم، اما در روندی که زنان از حقوق مدنی&amp;rlm;شان محروم شدند و این حقوق یک&amp;rlm;&amp;zwnj;به&amp;zwnj;یک از آنان گرفته شد، ما تنها بودیم و کسی در کنار ما نبود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تجربه است که زنان ایران را هشیار کرده و در واقع دارند به زنان لیبی و زنان منطقه پیام می&amp;rlm;دهند که هشیار باشید! این به نظر من، نشان&amp;rlm;دهنده&amp;rlm; بلوغ فکری جنبش زنان ایران است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مارگریت وان&amp;zwnj;درلیندن: &lt;/b&gt;من هم البته بسیار کنجکاوم که چرا رسانه&amp;rlm;های اروپایی روی وضعیت زنان تمرکز نمی&amp;rlm;کنند. این عدم تمرکز را در زمینه لیبی می&amp;rlm;بینیم و البته بسیاری موضوعات دیگری که به زنان مربوط است. من فکر می&amp;rlm;کنم گزارشگران موضوعات را کلی می&amp;rlm;بینند و برای ساده کردن گزارش یا صورت مسئله، نیمی از مردم را فراموش می&amp;rlm;کنند که معمولاً زنان هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا جنبش&amp;rlm;های مدنی&amp;rlm;ای در لیبی شکل گرفته&amp;zwnj;اند که بتوانند در مقابل چنین تصمیم&amp;rlm;گیری&amp;rlm;&amp;rlm;هایی واکنش نشان بدهند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شجاعی: &lt;/b&gt;در واقع، نهضتی که بتواند روی پای خودش، از حقوق مدنی خودش دفاع کند، برای مردم لیبی معنایی نداشته است. به لحاظ این&amp;rlm;که پایه&amp;rlm;های عینی تکوین یک جامعه مدنی وجود نداشت. آن&amp;rlm;جایی که ما می&amp;rlm;گفتیم&amp;nbsp;بهارعربی الزاماً بهار دمکراسی نیست، به این دلیل بود. به این دلیل که بهار عربی موقعی فرا می&amp;rlm;رسد که مسائل دمکراتیک و نشانه&amp;rlm;هایی از یک حکومت دمکراتیک دیده بشود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;&lt;img width=&quot;150&quot; height=&quot;177&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/20980-480-601.jpg&quot; /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;وان&amp;zwnj;درلیندن: &lt;/b&gt;من در ماه مای گذشته در یک کنفرانس در مصر حضور داشتم. در این کنفرانس زنانی از لیبی هم حضور داشتند. یکی از نگرانی&amp;rlm;های آن&amp;rlm;ها موقعیت زنان و حقوق آن&amp;rlm;ها بعد از تغییرات احتمالی در لیبی بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موقعیت فعلی لیبی برایم نگران&amp;rlm;کننده است. چون الان تغییرات جدی در ساختار کشور دارد صورت می&amp;rlm;گیرد که گفته می&amp;rlm;شود اولین قدم&amp;rlm;ها به سوی دمکراسی است. در عین حال می&amp;rlm;بینیم این تغییرات فقط به نفع مردان است و این بسیار نگران&amp;zwnj;کننده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا جنبش&amp;rlm;های زنان منطقه و اروپا می&amp;rlm;توانند در بهبود حقوق زنان در لیبی نقشی داشته باشند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شجاعی: &lt;/b&gt;باید نهادهای حقوق بشری و جنبش&amp;rlm;های زنان منطقه و تمام جهان نسبت به این مسئله موضع بگیرند. همین الان باید جلوی این کار گرفته شود. ما اصولاً نباید صبر کنیم. ما در مورد انقلاب خودمان، می&amp;rlm;بینیم آن&amp;rlm;چه تاخت زده شد، حقوق زنان بود. بنابراین در کشورهایی که اصولاً قرار است با احکام شریعت اداره شود، همیشه این خطر وجود دارد و این سرعت عمل هم به&amp;rlm;خاطر قدرت است. زن&amp;rlm;های جهان باید به کمک زنان لیبی بروند. این وظیفه ماست.چون این&amp;rlm; دولت&amp;zwnj;ها و افکارشان به&amp;rlm;هرحال تقویت می&amp;rlm;شود. این&amp;rlm;ها همدیگر را تقویت می&amp;rlm;کنند و رسمی شدن این قانون نه تنها به ضرر زنان لیبی است، بلکه به ضرر تمام زن&amp;rlm;های منطقه است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;وان&amp;rlm;دلیندن:&lt;/b&gt; من فکر می&amp;rlm;کنم نوعی تصور رمانتیک نسبت به ناآرامی&amp;rlm;ها و تغییرات کشورهای عربی وجود دارد؛ جایی که دیکتاتورها از بین می&amp;rlm;روند و دولت&amp;rlm;های جدید یا انتقالی تشکیل می&amp;rlm;شوند. من فکر می&amp;rlm;کنم کشورهای غربی هم رابطه پیچیده&amp;rlm;ای با این کشورها دارند. در مواردی از دیکتاتورها حمایت کرده&amp;rlm;اند، یا روابطی با آن&amp;rlm;ها داشته&amp;rlm;اند و یا برای از بین بردن قدرت دیکتاتورها به کمک مردم رفته&amp;rlm;اند. در هر دو مورد یک&amp;rlm;سری مسائل نادیده گرفته شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهم&amp;rlm;ترین مسئله این است که مردم می&amp;rlm;خواهند به سمت دمکراسی حرکت کنند. من فکر می&amp;rlm;کنم اگر در کشوری هر&amp;rlm; آن&amp;rlm;چه برای آینده آن برنامه&amp;rlm;ریزی می&amp;rlm;شود، فقط به نفع مردان آن کشور باشد، دیگر نمی&amp;rlm;توان حرف از دمکراسی زد. چرا که حقوق زنان نادیده گرفته شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا ما باید کاری در این مورد انجام بدهیم؟ حتما! زنان و مردان در غرب باید همدل و همراه هم شوند و از حقوق همدیگر دفاع کنند. الان هم ارتباط&amp;rlm;ها و توجه زیادی نسبت به موقعیت زنان خاورمیانه، لیبی، ایران، مصر، سوریه و تونس وجود دارد. من در جلسات بسیاری از جنبش&amp;rlm;های زنان و بنیادهای کمک به کشورهای در حال توسعه شرکت کرده&amp;rlm;ام و دیده&amp;zwnj;ام که فعالان حقوق زنان با هم دور یک میز می&amp;zwnj;نشینند و با یکدیگر همفکری می&amp;zwnj;کنند که چگونه می&amp;rlm;توان با هماهنگی بیشتر به زنان خاورمیانه و کشورهای اطراف کمک کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/10/27/7921#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6856">Margriet Van Der Linden</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6858">آزادی لیبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">حقوق زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6859">دولت انتقالی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2892">سارا روشن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1414">لیبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6857">مارگریت وان‌درلیندن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6855">منصوره شجاعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6854">چند همسری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Thu, 27 Oct 2011 19:06:14 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7921 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>بانوی ایرانی‌الاصل، مادر دموکراسی پاکستان</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/10/24/7852</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/10/24/7852&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    کامبیز غفوری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;395&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/bhutto_family.jpg?1319648543&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;روز یکشنبه بیست&amp;zwnj;وسوم اکتبر، نصرت&amp;zwnj;بیگم بوتو بانوی اول سابق و رهبر پیشین حزب مردم پاکستان، در سن هشتادو&amp;zwnj;دو سالگی درگذشت. نصرت&amp;zwnj;بیگم، همسر ذوالفقارعلی بوتو[۱] و مادر بی&amp;zwnj;نظیر بوتو[۲] است. او نخستین زنی بود که در عرصه سیاسی کشور مردسالار پاکستان، نفوذ و قدرت چشمگیری به دست آورد و نام خود را به عنوان یکی از زنان مطرح آسیا در تاریخ ثبت کرد. &amp;quot;شفقت تنویر&amp;quot; از رهبران برجسته حزب مردم پاکستان در اعلامیه&amp;zwnj;ای، نصرت بوتو را بانویی برازنده، رهبری بزرگ و &amp;quot;مادر دموکراسی پاکستان&amp;quot; خواند.[۳]&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;از اصفهان تا کراچی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نصرت حریری اصفهانی، به سال ۱۹۲۹ میلادی در اصفهان ایران از خانواده&amp;zwnj;ای که ریشه کردی نیز داشت، زاده شد.[۴] پدر وی تاجری ثروتمند بود که از سال ۱۹۴۷ به همراه خانواده برای تجارت به کراچی رفت و در آنجا اقامت گزید. دوسال پس از این مهاجرت، نصرت با ذوالفقارعلی بوتو که در دانشگاه برکلی تحصیل می&amp;zwnj;کرد و در آن هنگام برای شرکت در مراسم عروسی خواهرش به کراچی آمده بود آشنا شد و علی&amp;zwnj;رغم مخالفت دو خانواده، با وی ازدواج کرد.[۵] حاصل این وصلت چهار فرزند به نام&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;نظیر، مرتضی، صنم و شهنواز بود که به غیر از صنم، تمامی آنها چهره&amp;zwnj;های سیاسی بودند و پیش از خود وی به قتل رسیدند. جسد شهنواز بیست&amp;zwnj;وهفت ساله، به سال ۱۹۸۵ در شهر نیس فرانسه یافت شد. علت مرگ مشکوک وی از سوی خانواده بوتو مسمومیت اعلام شد. دکتر مرتضی بوتو، آکادمیسین، استراتژیست و عضو پارلمان پاکستان، به سال ۱۹۹۶ در یورش پلیس کشته شد و بی&amp;zwnj;نظیر در یک بمبگذاری توسط طالبان در دسامبر سال ۲۰۰۷ به قتل رسید. صنم، تنها دختر باقی&amp;zwnj;مانده از ازدواج نصرت و ذوالفقارعلی بوتو مقیم لندن بوده و تاکنون برای ورود به عرصه سیاسی علاقه&amp;zwnj;ای نشان نداده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;زندگی سیاسی بانو نصرت بوتو&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خانم نصرت بوتو از نوجوانی یک مبارز و فعال سیاسی بود. شاید نخستین رویارویی وی با نظام سنتی مذهبی به پیش از ازدواج او و زمانی بازمی&amp;zwnj;گردد که در آزمون نهایی دانشگاه کمبریج در شعبه &amp;quot;صومعه مریم و عیسیٰ&amp;quot; کراچی پذیرفته شد، اما به آنجا نرفت زیرا پدربزرگش پوشیدن حجاب را برای این کار شرط نهاده بود. وی در مصاحبه&amp;zwnj;ای به سال ۱۹۷۵، این واقعه را شرح داده و گفته بود: &amp;quot;زنان در پاکستان به عنوان بخشی از اثاثیه منزل محسوب می&amp;zwnj;شوند. ما انسانیم و می&amp;zwnj;خواهیم صدایمان شنیده شود.&amp;quot;[۶] وی برای ازدواج با ذوالفقارعلی بوتو نیز رو در روی سنت ایستاد و علی&amp;zwnj;رغم شیعه بودن دو خانواده، ایرادهای قومی و طبقاتی که به این ازدواج می&amp;zwnj;گرفتند را نادیده گرفت. خانواده حریری، هرچند در نهایت این ازدواج را پذیرفتند، اصلیت &amp;quot;سند&amp;quot;ی خاندان بوتو و تعلق نداشتن ایشان را به طبقه تجار متمول، مانع این وصلت می&amp;zwnj;دیدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نصرت بیگم بوتو فعالیت سیاسی را پس از ازدواج شروع کرد و تا زمان اعدام همسر، دوشادوش وی حرکت کرد. وی از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۷ به عنوان بانوی اول پاکستان، رییس&amp;zwnj;جمهور را در تمام سفرهای خارجی و میتینگ&amp;zwnj;های سیاسی همراهی کرد و چهره&amp;zwnj;ای از یک بانوی مدرن آسیایی به نمایش گذاشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از کودتای ژنرال ضیاءالحق و دستگیری ذوالفقارعلی بوتو، دولت نظامی دو راه پیش پای نصرت بوتو گذاشت: یک اینکه فرزندانش را بگیرد و به تبعید در خارج از کشور برود و دوم اینکه بماند و دور از سیاست زندگی کند. وی هیچکدام را نپذیرفت و شروع به تلاش برای آزادی همسرش و مبارزه با رژیم کودتا کرد. بانو نصرت با احیای مجدد حزب ضربه خورده مردم پاکستان (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;PPP&lt;/span&gt;)، چهره&amp;zwnj;های شاخص حزب را تحت رهبری خویش جمع کرد و حزب مذکور را از فروپاشی و انشعاب نجات داد. فعالیت&amp;zwnj;های وی موجب حصر این بانوی مبارز شد تا جایی که حتی پس از اعدام همسرش در سال ۱۹۷۹، به وی اجازه حضور در مراسم عزاداری داده نشد. نصرت بیگم پس از مرگ ذوالفقارعلی بوتو به مدت چهارسال رهبری حزب مردم را به دست گرفت و در سال ۱۹۸۲ پس از اینکه نخستین نشانه&amp;zwnj;های بیماری سرطان در وی ظاهر شد، اجازه خروج از کشور را جهت درمان از دولت نظامی وقت دریافت کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خانم نصرت بوتو پس از کناره&amp;zwnj;گیری از رهبری حزب مردم، این مقام را به دخترش بی&amp;zwnj;نظیر سپرد و این امر مقدمه&amp;zwnj;ای شد تا بی&amp;zwnj;نظیر که تحت نظارت چنین مادری رشد کرده بود، بعدها مقام نخستین رهبر زن یک کشور مسلمان را در تاریخ از آن خود سازد. سپردن این مقام به بی&amp;zwnj;نظیر، خود از تصمیم&amp;zwnj;های برجسته در آن دوران بود. زمانی که معمولاً فرزند پسر کاندیدای احراز چنین پست&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;شد و بسیاری از بزرگان حزب، مرتضی بوتو را جانشین بعدی می&amp;zwnj;شناختند، نصرت بوتو، با شهامتی که مختص او بود، دخترش را به جانشینی معرفی کرد و بر نظرش مبنی بر لیاقت زنان برای رهبری سیاسی پای فشرد. بی&amp;zwnj;نظیر بوتو در سال ۲۰۰۳ طی مصاحبه&amp;zwnj;ای اعلام کرد که فرهنگ مادر که ریشه در اصالت کردی&amp;zwnj;اش داشت، عاملی برای تربیت وی و رسیدن به مقام نخست وزیری بی&amp;zwnj;نظیر بود.[۷]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;232&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/nbhutto.jpg&quot; /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;از زندگی در تبعید تا مرگ&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانگونه که اشاره شد، خانم نصرت بوتو از سال ۱۹۸۲ برای معالجه بیماری سرطان از پاکستان خارج شد. روند بیماری او و اوضاع داخلی پاکستان که دائماً در حال تغییر بود، بخت حضور مجدد را در عرصه سیاسی پاکستان به وی نداد. در اواسط دهه نود میلادی، نخستین نشانه&amp;zwnj;های بیماری آلزایمر نیز ظاهر شد و این بیماری پس از قتل پسرش دکتر مرتضی بوتو در سال ۱۹۹۶ شدت یافت. وی که شاهد مرگ همسر و دو پسرش (تا آن زمان) بود از حضور در عرصه&amp;zwnj;های عمومی کناره جست و در روز بیست&amp;zwnj;وسوم اکتبر سال جاری درگذشت. جسد وی برای دفن در کنار همسرش به مقبره خانوادگی در قریه خدابخش، واقع در ناحیه سند پاکستان فرستاده شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;زنی ایرانی&amp;zwnj;الاصل با ریشه کردی، نام خود را در تاریخ کشور نوپای پاکستان با تاریخ شصت&amp;zwnj;وسه ساله و منطقه آسیا با تاریخی هزاران ساله جاودان کرد. با مرگ وی، پاکستان یکی از شاخص&amp;zwnj;ترین چهره&amp;zwnj;های سیاسی خود را که در پرتلاطم&amp;zwnj;ترین فصول تاریخ این کشور نقش آفرینی کرد از دست داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پا&amp;zwnj;نویس&amp;zwnj;ها:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۱] ذوالفقارعلی بوتو (۱۹۲۸ تا ۱۹۷۹ میلادی) نهمین نخست&amp;zwnj;وزیر و چهارمین رئیس&amp;zwnj;جمهور پاکستان بود. وی حزب مردم پاکستان (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;PPP&lt;/span&gt;) را بنیان نهاد که از زمان تأسیس تا کنون بزرگ&amp;zwnj;ترین و اثرگذارترین حزب در عرصه سیاسی پاکستان به شمار می&amp;zwnj;آید. ذوالفقارعلی بوتو، دانش&amp;zwnj;آموخته حقوق و علوم سیاسی دانشگاه&amp;zwnj;های برکلی کالیفرنیا و آکسفورد انگلستان بود و از نظر سیاسی به نوعی سوسیالیسم وابستگی داشت. او به سال ۱۹۷۷ در کودتایی توسط ژنرال ضیاءالحق برکنار و دوسال بعد اعدام شد اما حزب و خانواده وی تا کنون قدرت برتر خویش را در صحنه سیاسی پاکستان حفظ کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۲] بی&amp;zwnj;نظیر بوتو (۱۹۵۳ تا ۲۰۰۷ میلادی)، دختر ذوالفقارعلی بوتو و نصرت بیگم بوتو، یازدهمین نخست&amp;zwnj;وزیر پاکستان و نخستین زنی بود که به&amp;zwnj;عنوان رهبر بک کشور مسلمان انتخاب شد. وی در حالیکه پس از ۹ سال تبعید برای شرکت در انتخابات عمومی پاکستان به کشورش بازگشته بود، در ۲۷ دسامبر ۲۰۰۷ طی یک حادثه تروریستی در شهر راولپندی ایالت پنجاب پاکستان به قتل رسید. مسئولیت این ترور را طالبان پاکستان به عهده گرفتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۳] نقل از &lt;a href=&quot;http://ftpapp.app.com.pk/en_/index.php?option=com_content&amp;amp;task=view&amp;amp;id=160845&amp;amp;Itemid=39&quot;&gt;آسوشیتدپرس پاکستان&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۴] نگاه کنید به این &lt;a href=&quot;http://www.saradistribution.com/butto.htm&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۵] نگاه کنید به این &lt;a href=&quot;http://tribune.com.pk/story/280714/nusrat-bhutto-the-woman-wife-and-mother/&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۶] منبع قبلی&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۷] نگاه کنید به این &lt;a href=&quot;http://www.saradistribution.com/butto.htm&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/10/24/7852#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">پاکستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Mon, 24 Oct 2011 18:19:12 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7852 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>طرحی برای برون رفت از بحران مرکز- پیرامون (۲)</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/21/7786</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/21/7786&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    علی افشاری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/solidarity_2.jpg?1319561555&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;علی افشاری &amp;ndash; با توجه به مقدماتی که در قسمت اول مقاله تشریح شد، در این قسمت پیشنهادی برای حل بحران قومیتی ارائه می&amp;zwnj;شود. بنیاد این پیشنهاد نظریات یورگن هابرماس در مورد دموکراسی مشارکتی و حقوق شهروندی است.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این راهبرد به جای ورود به مباحث پیچیده و کشدار قومیت - ملت، فدرالیسم و تمرکز، جغرافیای سیاسی بر مبنای حقوق شهروندی سامان یابد. در اصل هر فردی که در کشور ایران با مختصات کنونی اش زندگی می&amp;zwnj;کند مستقل از مذهب، رنگ، زبان، نژاد، قومیت، تبار، جنسیت یک شهروند است و واجد حقوقی است که از جمله آنها هستند حق تعیین سرنوشت، آزادی&amp;zwnj;های اساسی طبق مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر، حقوق برابر وبرخورداری از زندگی آسوده و امن و بدور از فقر.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخشی از حقوق شهروندی حقوق فرهنگی و هویتی است که بر مبنای آن هر شهروند حق دارد که از آموزش و تبلیغ زبان مادری و بهره برداری از انگار&amp;zwnj;های فرهنگی خاص و مورد علاقه اش برخوردار باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مدلی برای تقسیم&amp;zwnj;بندی کشوری&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحقق عدالت در سطح کشور مستلزم یک تقسیم&amp;zwnj;بندی عادلانه است. در این تقسیم&amp;zwnj;بندی هر منطقه نمایندگان خودش را خواهد داشت و مدیریت ارشد استان&amp;zwnj;ها یعنی استاندار منتخب مستقیم و بلافصل ساکنان آن منطقه خواهد بود. هیچ محدودیتی به غیر از صلاحیت&amp;zwnj;های عمومی چون عدم اشتهار به فساد و ارتکاب جرائم برای کاندیداتوری وجود ندارد. بدین ترتیب اختیارات استانداران افزایش پیدا می&amp;zwnj;کند و تخصیص بودجه، توزیع اعتبارات، دریافت مالیات و انتخاب مسئولان محلی همه به استاندار و شورای استان منتخب تفویض می&amp;zwnj;گردد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;دولت مرکزی متکفل اموری چون مسائل نظامی و امنیتی، تصویب بودجه کلی کشور، برنامه&amp;zwnj;های فرهنگی کلان، سیاست خارجی، برنامه ریزی استراتژیک و بلند مدت و مدیریت منابع نفتی خواهد بود. در این حالت شورا&amp;zwnj;های شهر و روستا ارتقا پیدا می&amp;zwnj;کنند و یا تشکیل شورای استان در قالب نوعی دولت محلی ظاهر می&amp;zwnj;شوند که اختیارات زیاد و مسئولیت&amp;zwnj;های مهم دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این مدل به جای تجویز دستور العمل یکسان به همه مناطق کشور، مسائل دسته بندی می&amp;zwnj;گردد. برخی از قوانین و رویه&amp;zwnj;ها از مرکز می&amp;zwnj;آید اما تصمیم در مورد بخش دیگر به خود منطقه واگذار می&amp;zwnj;شود. از این رو نمایندگان مردم هر منطقه بسته به اولویت نیاز&amp;zwnj;ها و خواسته&amp;zwnj;ها سیاست&amp;zwnj;گذاری کرده و امور اجرایی را سامان می&amp;zwnj;دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حضور سازمان&amp;zwnj;یافته وقدرتمند شورا&amp;zwnj;ها جلوی اعمال ستم و تبعیض را می&amp;zwnj;گیرد. به لحاظ فرهنگی چه در حوزه فرهنگ قومی و چه مذهبی می&amp;zwnj;توان درصد&amp;zwnj;هایی را تعیین نمود که هر جمعیتی که واجد آن درصد&amp;zwnj;ها بود بتواند به آموزش و ترویج انگاره&amp;zwnj;های قومیتی چون زبان، موسیقی و آداب و رسوم مربوطه بپردازد و همچنین در انجام شعائر مذهبی و انجام عبادت بر اساس آئین مورد نظر آزادی عمل داشته باشد. بدین ترتیب خواسته&amp;zwnj;های اقلیت&amp;zwnj;های قومیتی و مذهبی کشور به نحو مناسبی تحقق می&amp;zwnj;یابد. آنها مستقیما در فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری شرکت دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محدودیتی برای انتصاب نیروهای محلی در سطح مدیران ارشد تا عادی وجود ندارد. به عنوات مثال استاندار و سایر مسئولین طراز اول در کردستان کرد خواهند بود ویا در بلوچستان بلوچ. البته این امکان بالقوه وجود دارد و محدودیتی اعمال نمی&amp;zwnj;گردد. حال دیگر انتخاب با مردم هست که چه فرد و یا افرادی را انتخاب کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;حقوق شهروندی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این مدل حق آموزش زبان مادری و تبلیغ و بروز هویت فرهنگی به رسمیت شناخته می&amp;zwnj;شود. امکانات عادلانه توزیع می&amp;zwnj;گردد و قدرت نیز پخش می&amp;zwnj;شود. منتها واحد تقسیم بندی به جای تکیه بر قومیت، زبان و یا نژاد که می&amp;zwnj;تواند در هر حالتی بحث مرکز- پیرامون و حالت نا برابر را به دنبال داشته باشد، شهروند است که بر فراز همه تمایزات و ویژگی&amp;zwnj;های خاص قرار دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته بدیهی است که این شهروند پا در هوا و معلق نیست، بلکه بر بستر واحد سیاسی و جغرافیایی ایران موجودیت یافته است. این بستر متکی به یک استمرار تاریخی هزاران ساله است و حال این میراث تاریخی با همه جنبه&amp;zwnj;های مثبت و منفی اش در قالب تقسم بندی شهروند محور باز سازی می&amp;zwnj;شود تا همه قومیت&amp;zwnj;های و خرده فرهنگ&amp;zwnj;های شکل دهنده آن موقعیتی برابر و هم طراز برای نقش آفرینی و برخورداری از فرصت&amp;zwnj;ها پیدا کنند. هدف آن است که همه احساس تعلق به کلیت میهن داشته باشند و احساس تبعیض و تنی و ناتنی بودن از کشور رخت بر بندد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این زمینه از تجربه هندوستان می&amp;zwnj;توان آموخت. طراحی نظام سیاسی و اجتماعی هندوستان پس از استقلال تجربه موفقی را به نمایش می&amp;zwnj;گذارد. این تجربه می&amp;zwnj;آموزذ که کشور نیاز دارد تا یک دوره انتقال و تبدیل از مدیریت متمرکز و عقیده و تیار محور را به سوی ساختار غیر متمرکز و شهروند محور سپری کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدل پیشنهادی ریشه مشکل را هدف قرار می&amp;zwnj;دهد که ساخت قدرت مطقه و مخالف با حقوق شهروندی است. معضل اصلی قومیت&amp;zwnj;ها نگرش اقتدار گرا و تمامیت خواه است که می&amp;zwnj;خواهد همه تمایزات را در ارزش&amp;zwnj;ها و سبک فرهنگی واحد نظام سیاسی مضمحل سازد. کلیت نیرو&amp;zwnj;های فارس در برابر ترک&amp;zwnj;ها کرد&amp;zwnj;ها، عرب&amp;zwnj;ها و بلوچ&amp;zwnj;ها قرار ندارند، خود آنها نیز قربانی سرکوب سیستماتیک حکومت هستند. اگر مزیت&amp;zwnj;هایی برای آن از رهرو تبعیض حاصل شده باشد نا خواسته است و مسئولیتی در قبال آن ندارند. مرکز نشینان اگر چه به حفظ تمامیت ارضی کشور پایبند هستند و نسبت به ان حساسیت دارند ولی در عین حال از تحقق مطالبات مشروع ساکنان استان&amp;zwnj;های مرزی کشور استقبال می&amp;zwnj;کنند و مشارکتی در محدودیت&amp;zwnj;ها و سخت گیری&amp;zwnj;ها بر علیه آنان ندارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی دیگر از مزیت&amp;zwnj;های مهم مدلی که مبنای آن حقوق شهروندی است، تجارب موفق آن در عرصه جهانی است و تناسب زیادی با پارادایم حاکم بر دنیا دارد و با فرایند&amp;zwnj;های مثبت جهانی شدن نیز سازگار است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نسخه نو سازی شده انجمن&amp;zwnj;های ایالتی و ولایتی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مدل اگرچه الهام گرفته از خارج است اما با سامان سیاسی ایران پیش از دوران مدرن نیز تطابق دارد و به نوعی می&amp;zwnj;شود گفت به نسخه نو سازی شده انجمن&amp;zwnj;های ایالتی و ولایتی شبیه است. ایران تا پیش از دوران جدید، یعنی از زمانی که اولین دولت بزرگ و نظام امپراطوری در دوران هخامنشی تاسیس شد تا پیش از سلسله پهلوی، متکی بر نظم سیاسی غیر متمرکز بود. واژه &amp;quot;ممالک محروسه&amp;quot; که به جای &amp;quot;کشور&amp;quot; در دوران قاجار استفاده می&amp;zwnj;شد به خوبی این ویژگی مدیریت جغرافیای سیاسی در ایران قدیم را بازتاب می&amp;zwnj;داد. در دوران رضا شاه به حق تکوین دولت مرکزی مقتدر و قوی در دستور کار قرار گرفت اما از شیوه و مدل غلطی استفاده شد که یکسان سازی قومیتی و فارس محوری را مبنای باز سازی کشور قرار داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال می&amp;zwnj;توان از مفهوم انجمنهای ایالتی و ولایتی استفاده کرد و آن را مطابق شرایط امروز کشور به&amp;zwnj;روز نمود. اراده مردم از روستا&amp;zwnj;ها، بخش&amp;zwnj;ها و مناطق محلی تا استان وسطح ملی به صورت از پایین به بالا در این شورا&amp;zwnj;ها بروز پیدا می&amp;zwnj;کند واجازه نمی&amp;zwnj;دهد تا قدرت در مرکز به صورت انحصاری متمرکز گشته و مناسبات تبعیض آمیز باز تولید شود. البته گذار از وضع موجود به چنین نظمی زمان&amp;zwnj;بر است. بدیهی است به یکباره نمی&amp;zwnj;توان چنین تحول بزرگی را پیاده ساخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;همگرایی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مدل بر تعامل و همگرایی قومیت&amp;zwnj;ها و گرایش&amp;zwnj;های فرهنگی، زبانی و مذهبی مختلف ضمن حفظ استقلال و تمایز&amp;zwnj;ها تاکید بسیار دارد. در اصل این نگرش به استقلال فرد و حق خود مختاری وی بهای بسیار می&amp;zwnj;دهد. همچنین زبان در این نگرش بیشتر خصلت ارتباطی پیدا می&amp;zwnj;کند. هویت&amp;zwnj;ها در جزیره&amp;zwnj;ها محبوس نمی&amp;zwnj;شوند، بلکه در اند&amp;zwnj;رکنش با یکدیگر شکوفا می&amp;zwnj;گردند. در چنین فضایی تقابل، خصومت و جداسازی&amp;zwnj;های هویتی رنگ می&amp;zwnj;بازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به میزانی که مبادلات مدنی، همکاری&amp;zwnj;ها و داد و ستد&amp;zwnj;ها بین گروه&amp;zwnj;های قومیتی گسترش پیدا می&amp;zwnj;کند، میل به تضاد و تقابل نیز کاهش می&amp;zwnj;یابد. افراد وگروه&amp;zwnj;ها ضمن اینکه فضای دلخواه و ویژه خود را دارند اما در عین حال با هویت&amp;zwnj;های دیگر پیوند و ارتباط پیدا می&amp;zwnj;نمایند وخود را متعلق به واحد بزرگ تر سیاسی واجتماعی می&amp;zwnj;پندارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همین نسبت بین ملت&amp;zwnj;ها و عرصه جهانی وجود دارد. درهم تنیدگی و آمیزش ملل مختلف و نگرش&amp;zwnj;های گوناگون به گونه&amp;zwnj;ای است که نیاز افراد و اجتماعات ویژه به ارتباط با یکدیگر و وابستگی متقابل را روز افزون می&amp;zwnj;سازد. بر همین منوال است که ضمن گسترش تکثر&amp;zwnj;ها و رشد کمی سبک&amp;zwnj;های زندگی و تعدد یافتن هویت&amp;zwnj;ها ارتباط&amp;zwnj;ها و تعامل بین آنها نیز افزایش می&amp;zwnj;یابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این حالت علاوه بر جماعت&amp;zwnj;های قومیتی، گروه&amp;zwnj;ها و شبکه&amp;zwnj;های بین قومیتی اعم از فرهنگی، سیاسی و تجاری با حضور زبان&amp;zwnj;ها و نژاد&amp;zwnj;های مختلف شکل می&amp;zwnj;گیرد که به نوبه خود قطبی شدن&amp;zwnj;های قومیتی را تضعیف می&amp;zwnj;سازد و همبستگی جامعه در شکل موثر و مناسب را تقویت می&amp;zwnj;نماید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدل حقوق شهروندی این مزیت را دارد که با روند&amp;zwnj;های شکل دهنده جهان جدید مطابقت دارد و از ظرفیت خوبی برای اعتلای جامعه ایران برخوردار است. این مدل هم پاسخگوی کثرت گرایی در ابعاد مختلف است و هم بستر مناسب برای وحدت بخشی این تکثر در قالبی عادلانه و منطقی را فراهم می&amp;zwnj;آورد. همچنین در این راه حل جای نگرانی از خشونت و منازعات خونینی که در مدل تجزیه امکان وقوع دارد، نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پیشرفت و رفاه همگانی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این الگو همه مزیت&amp;zwnj;های حالت تجزیه را دارد بدون آنکه مشکلات آن را داشته باشد. همچنین تجمیع امکانات وسرمایه&amp;zwnj;ها و وجود ساز و کار مناسب برای توزیع عادلانه منابع، فرصت&amp;zwnj;های بهتری برای پیشرفت و توسعه مهیا می&amp;zwnj;سازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر مرز&amp;zwnj;های ایران کنونی به چند کشور تقسیم گردد آنوقت منهای خوزستان که استانی ثروتمند است مابقی مناطق امکانات ودارایی&amp;zwnj;های گرانبهایی ندارند وممکن است از این منظر شرایط معیشتی مردم سخت تر گردد. در صورتی که راه حل حقوق شهروندی بالقوه منابع بیشتر و پر ثمر تری اعم از ثروت&amp;zwnj;های خدادادی، نیروی انسانی و تجارت خارجی را در اختیار مردم هر منطقه می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر نگارنده رفاه و زندگی راحت در تعیین روند همگرایی و یا واگرایی بین مرکز و پیرامون نقشی کلید دارد. معیار مردم معمولی در انتخاب بین تداوم پیوستگی و یا گسست بیشتر متاثر از مقایسه وضعیت خود با هم تبار&amp;zwnj;های شان در منطقه است. به عنوان مثال کرد&amp;zwnj;ها به کردستان عراق چشم دوخته&amp;zwnj;اند. ترک&amp;zwnj;ها آذربایجان را زیر نظر دارند وعرب&amp;zwnj;ها موقعیت خود شان را با کشور&amp;zwnj;های عربی همسایه تطبیق می&amp;zwnj;دهند. در صورتی که آنها چشم انداز آینده را از منظر پیشرفت و یا محرومیت نسبی مساعد تشخیص ندهند آنگاه میل به جدایی و یا پیوستن به واحد&amp;zwnj;های خارجی فوق افرایش پیدا می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از این زاویه نظام مبتنی بر حقوق شهروندی و تمرکز زدایی در حوزه مدیرت سیاسی و اقتصادی می&amp;zwnj;تواند اندوخته لازم برای ارتقاء سطح معیشت ساکنان مناطق مختلف ایران را فراهم سازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;لزوم تغییر بنیادی ساختار قدرت&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدیهی است رسیدن به چنین راه حلی نیازمند تغییرات اساسی و زیر بنایی در ساختار قدرت و بنیان حکومت است وبه نوعی به گذار به دموکراسی پیوند می&amp;zwnj;خورد. اما این پیوند خود نقطه قوتی است، چون در عین وابستگی به استقرار دموکراسی به شکل و ویژگی&amp;zwnj;های ساختاری و محتوایی دموکراسی در ایران آینده نیز جهت می&amp;zwnj;دهد و بخشی از معماری آن است. همچنین در مسیر گذار انگیزه لازم برای مشارکت ونقش آفرینی به قومیت&amp;zwnj;ها وفعالان هویت طلب قومیتی می&amp;zwnj;بخشد و بدین گونه نیروی پیشتیبان و حامل گذار به دموکراسی در ایران را تنومندتر و پرشمارتر می&amp;zwnj;سازد. همچنین به بسیاری از اصطکاک&amp;zwnj;ها و درگیری&amp;zwnj;های زیان بار بین فعالان قومیتی ومرکز نشینان پایان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اصل پایه قرار گرفتن شهروند به عنوان مبنای تقسیم بندی سیاسی، تفکیک مرکز &amp;ndash; پیرامون و کلا هر نوع امنیاز دهی به ویژگی خاص چون زبان، مذهب، تبار و خصلت ایدئولوژیک را بر بستر زمان بلا موضوع می&amp;zwnj;سازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این یادداشت اصل راه حل، کلیات آن و مزیت هایش مطرح شد. مهندسی جامع این طرح نیازمند بررسی مفصل، فراهم سازی بستر&amp;zwnj;ها و زیر ساخت&amp;zwnj;های لازم و تدوین نقشه راه و طرح اجرایی کاملی است که از حوصله و توان این مطلب خارج است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پایان&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بخش نخست:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;../../../../../../../reflections/2011/10/15/7623&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;طرحی برای برون رفت از بحران مرکز- پیرامون (۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/21/7786#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5248">تجزیه‌طلبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4744">جهانی شدن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6544">حقوق شهروند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3169">علی افشاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4088">فدرالیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6542">قومیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6543">مرکزگرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%AA">ملیت</category>
 <pubDate>Fri, 21 Oct 2011 21:36:49 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7786 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>