<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18712/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>توسعه اجتماعی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18712/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>سرمایه اجتماعی، توسعه اجتماعی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2013/01/22/23855</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2013/01/22/23855&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    احمد علوی*        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;291&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/sarmayeh.jpg?1359184410&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی - یکی از ویژگی&amp;zwnj;های پیشرفت، توسعه اجتماعی و رشد پایدار اقتصادی در زمان ما سرمایه اجتماعی است. به باور اقتصاددان&amp;zwnj;های پسامدرن و بخصوص آنانی که اقتصاد اجتماعی و همچنین اقتصاد سازمان را به کاوش گذاشته&amp;zwnj;اند، همین سرمایه است که منبع انباشت اصلی رشد و توسعه اقتصادی است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر همین اساس است که کشورهایی مثل کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که به واسطه دسترسی به رانت نفتی در مقیاس بین&amp;zwnj;المللی، دارای درآمد سرانه بالا هستند، توسعه یافته تعریف نمی&amp;zwnj;شوند. حال آنکه کشورهایی که به مراتب دارای درآمد سرانه پایین&amp;zwnj;تری هستند توسعه یافته تعریف می&amp;zwnj;شوند. ساختمان&amp;zwnj;های بلند و شیک دیگر ملاک توسعه اقتصادی نیست. بلکه این رفتار حکومت و سایر نهادها و گروه بندی های اجتماعی با شهروندان، با مجرمان، دگرباشان، مهاجران، اقلیت&amp;zwnj;ها، زنان، کودکان و محیط زیست است که نماد پیشرفت تلقی می&amp;zwnj;شود. شاخص نهایی موفقیت نهادهای اقتصادی، آموزشی و پرورشی رفتار مناسب حکومت و شهروندان در پیوند با موضوعاتی است که یاد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;منظور از سرمایه اجتماعی&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سرمایه اعتماد عمومی متقابل در شکل سازمان&amp;zwnj;های داوطلبانه مردمی است که پیدایش آن&amp;zwnj;ها به افزایش ارزش در اشکال مادی و غیر مادی می&amp;zwnj;انجامد. یک انجمن فرهنگی، یک جنبش حقوق بشری، یک انجمن حمایت از حقوق کودکان، حقوق زنان، انجمن حمایت از مصرف&amp;zwnj;کننده یا سرمایه&amp;zwnj;گذاران مصداق&amp;zwnj;های گوناگون سرمایه اجتماعی هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سرمایه اعتماد عمومی متقابل&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گسترش انجمن&amp;zwnj;های حمایت از حقوق کودکان و زنان از آنجا که به ایجاد امنیت و آسایش کمک می&amp;zwnj;کنند، جلوی افزایش هزینه&amp;zwnj;های ناامنی را می&amp;zwnj;گیرد و به دلیل کاهش جرایم، سطح زندگی و رفاه را بالا می&amp;zwnj;برد. جنبش محیط زیست از آنجا که به بهبود محیط زیست کمک می&amp;zwnj;کند موجب کاهش هزینه&amp;zwnj;های درمانی می&amp;zwnj;شود و کارآمدی در این مورد افزایش ارزش افزوده را ممکن می&amp;zwnj;شود و رشد اقتصادی را تسهیل می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/sarmayeh2.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 189px; float: right;&quot; /&gt;متاسفانه آمار مربوط به شاخص&amp;zwnj;های یاد شده بسیاری از کشورهای در حال توسعه اعتبار زیادی ندارد، چون دستکاری می&amp;zwnj;شوند، یا اساسا آمار مربوطه تهیه نمی&amp;zwnj;شود. خود نبود آمار معتبر و به روز و دقیق از پیامدهای توسعه نیافتگی است. در اینجا باید به یک نکته اشاره کنم که معمولا از دید اقتصاددان&amp;zwnj;های کلاسیک و پوزیتویست و یا ساختارگرا دور می&amp;zwnj;ماند و آن تاکید روی سرمایه غیر پولی و غیر مالی است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رسانه&amp;zwnj;های مستقل که بخش دیگری از سرمایه اجتماعی هستند با نظارت بر نهادهای قدرت، فساد مدیریت را کاهش می&amp;zwnj;دهند و این نیز به افزایش ارزش افزوده می&amp;zwnj;انجامد. توضیح آنکه کاهش ریسک و مخاطره و کارآمدی تولید ازجمله عوامل مهمی هستند که با مدیریت مناسب آن&amp;zwnj;ها رشد پایدار امکان&amp;zwnj;پذیر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افزایش ارزش افزوده به شیوه&amp;zwnj;های گوناگون امکان&amp;zwnj;پذیر است. با کاهش ریسک و مخاطره که موجب ثبات، جذب سرمایه، کاهش هزینه سیاسی و اجتماعی و کارآمدی تولید می&amp;zwnj;شود. سرمایه اجتماعی برای بقا نیازمند نهادینه شدن و بازتولید و انباشته شدن است. جوامع امروزین معمولاً به سه بخش نهاد قدرت (دولت)، نهاد دارایی و درآمد (بخش خصوصی) و بخش سوم یعنی بخش اجتماعی، جامعه مدنی، یا بخش داوطلبانه طبقه&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;شود. این بخش سوم&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان بخشی است که از انباشت و تراکم سازمان&amp;zwnj;های مستقل از دولت و بخش خصوصی تشکیل شده و ازجمله کارکردهای آن تولید، بازتولید و تراکم و ذخیره سرمایه اجتماعی است. همین بخش است که با تاکید بر ارزش&amp;zwnj;های پیشرفته بر دو بخش دیگر نظارت و آن&amp;zwnj;ها را به نقد می&amp;zwnj;گذارد و کنترل می&amp;zwnj;کند. پیشرفتگی جوامع دارای رابطه مستقیم با پیشرفت این بخش دارد. بی&amp;zwnj;دلیل نیست که جوامع فقیر و توسعه نیافته نیز با کاستی و ناتوانی همین بخش مشخص می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اقتصاددان&amp;zwnj;ها برای اینکه مفاهیم عمومی و انتزاعی را کاربردی کنند، معمولاً از شاخص&amp;zwnj;های خاصی استفاده می&amp;zwnj;کنند. آن&amp;zwnj;ها معمولاً با روش&amp;zwnj;های کمَی کار می&amp;zwnj;کنند بنابراین علاقه دارند مفاهیم را ساده و مشخص کنند. این روش به آن&amp;zwnj;ها این امکان را می&amp;zwnj;دهد تا بتوانند اولاً به مقایسه عملکرد یک جامعه معین در طول دوره خاص بپردازند و ثانیاً مقایسه میان اقتصاد&amp;zwnj;ها و جوامع امکان پذیر شود، اما بدون مشکل هم نیست. چون همه واقعیت روزمره اقتصادی قابل بیان به زبان کمی یا قالب مدل&amp;zwnj;های ساده نیست. این شاخص&amp;zwnj;های توسعه البته ثابت و یکنواخت نیستند، اما می&amp;zwnj;توانند به عنوان یک تصویر و خط&amp;zwnj;کش ساده برای ارزیابی میزان توسعه کشور&amp;zwnj;ها مورد استفاده قرار گیرند. یک جامعه توسعه یافته بنا به ادبیات اقتصادی پذیرفته شده امروز که معمولاً در میان موسسه&amp;zwnj;های بین &amp;zwnj;المللی مانند بانک جهانی هم به کار گرفته می&amp;zwnj;شود با ویژگی&amp;zwnj;های زیر تعریف می&amp;zwnj;شود:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سطح مرگ و میر محدود نوزدادن و کودکان، نرخ افزایش جمعیت پایین، افزایش میانگین طول عمر، نرخ باسوادی بالا و دسترسی به آموزش، افزایش سطح زندگی و مصرف و همچنین دسترسی عموم به حداقل&amp;zwnj;های زندگی مانند خوراک، مسکن و بهداشت، میانگین درآمد سرانه بالا، سهم بالای زنان در بازار کار، نرخ بیکاری پایین، نرخ بالای بهره&amp;zwnj;وری سرمایه، صنایع و نیروی کار، رشد اقتصادی مناسب، سهم صنعت در تولید ناخالص داخلی بالا و حضور در بازارهای بین&amp;zwnj;المللی. البته غالب این شاخص&amp;zwnj;ها کامل نیستند و قابل انتقاد هم هستند. بنابراین باید به شاخص&amp;zwnj;ها موارد دیگری را افزود. ازجمله مواردی که باید افزوده شود عبارتند از: جلوگیری از کار کودکان، بیمه و تامین اجتماعی فراگیر، شکاف طبقاتی محدود، فساد مدیریت محدود، سهم بودجه خدمات عمومی مانند آموزش و پرورش و بهداشت در بودجه دولت، بالا بودن سهم تولید دانش و پژوهش در تولید ناخالص داخلی، دسترسی عموم به رسانه&amp;zwnj;های مستقل و غیر دولتی همچون اینترنت، احترام به حقوق بشر و حقوق شهروندی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;این جهانی شدن و این زمانی شدن&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای بررسی موارد مختلف اجتماعی نباید تنها از یک یا چند شاخص استفاده کرد، بلکه لازم هست مجموعه&amp;zwnj;ای از شاخص&amp;zwnj;ها را به همراه یکدیگر به کار بگیرند. چون در این صورت امکان فریب آماری کاهش می&amp;zwnj;یابد و احیاناً تحولاتی که در پس آمار است گویا&amp;zwnj;تر یا خوانا&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;متاسفانه آمار مربوط به شاخص&amp;zwnj;های یاد شده بسیاری از کشورهای در حال توسعه اعتبار زیادی ندارد، چون دستکاری می&amp;zwnj;شوند، یا اساسا آمار مربوطه تهیه نمی&amp;zwnj;شود. خود نبود آمار معتبر و به روز و دقیق از پیامدهای توسعه نیافتگی است. در اینجا باید به یک نکته اشاره کنم که معمولا از دید اقتصاددان&amp;zwnj;های کلاسیک و پوزیتویست و یا ساختارگرا دور می&amp;zwnj;ماند و آن تاکید روی سرمایه غیر پولی و غیر مالی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/sarmayeh1.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 135px; float: right;&quot; /&gt;با بهتر شدن اوضاع بشر در جوامع پیشرفته&amp;zwnj;تر حتما معیارهای حداقل فعلی دگرگون خواهد شد چون امکانات و سطح توقع بشر نیز افزایش خواهد یافت. مثلا تا ۳۰ سال پیش شفافیت و نبود فساد مدیریت جزو شاخص&amp;zwnj;های توسعه یافتگی به شمار نمی&amp;zwnj;آمد. امروز هر چند بانک جهانی آن را به طور مستقیم و رسمی به عنوان یک شاخص توسعه به شمار نیاورده اما اغلب موسسه&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی مهم برای ارزیابی شاخص ریسک کشور&amp;zwnj;ها و رتبه&amp;zwnj;بندی بیمه کردن سرمایه&amp;zwnj;گذاری و با تجارت کشور&amp;zwnj;ها از آن استفاده می&amp;zwnj;کنند. چون بر این باورهستند که میان توسعه یافتگی و شفافیت و نبود فساد مدیریت یک رابطه مستقیم وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پژوهش&amp;zwnj;های تجربی انجام شده نشان می&amp;zwnj;دهد که همواره میان توسعه اجتماعی و اقتصادی و افزایش سرمایه اجتماعی یعنی سرمایه اعتماد و همچنین سرمایه انسانی، سرمایه نهادی و سرمایه ساختاری یک همبستگی مثبت وجود دارد. به عبارت دیگر شرط یک توسعه همه&amp;zwnj;جانبه و حقیقی افزایش سرمایه اجتماعی، انسانی، نهادی و ساختاری است. اگر بخواهیم بر اساس این شاخص&amp;zwnj;ها به درجه توسعه در ایران بپردازیم، متاسفانه ایران در رده بندی توسعه جایگاه مناسبی ندارد. نه از نظر شاخص&amp;zwnj;های کمی اخص و اقتصادی وضعیت ایران مطلوب است و نه از نظر شاخص&amp;zwnj;های دیگر. اگر شاخص&amp;zwnj;های دیگری همچون دمکراسی یا رعایت حقوق بشر و حقوق شهروندی را مد نظر قرار دهیم اوضاع نامناسب&amp;zwnj;تر جلوه می&amp;zwnj;کند. البته همانطور که گفتم توسعه امری نسبی و بلند مدت است. بنابراین با افزایش توسعه در میان کشورهای پیشرفته&amp;zwnj;تر باید انتظار داشت که معیار&amp;zwnj;های دیگری که مواردی از آن ذکر شد افزوده شود. مثلاً دسترسی به رسانه&amp;zwnj;های مستقل، تکثر سیاسی و مذهبی، ثبات سیاسی و اقتصادی و یا میزان جهانی شدن هر چند در حال حاضر جزو معیارهای توسعه نیست ولی نشانه&amp;zwnj;های توسعه&amp;zwnj;یافتگی هست. بنابراین عجیب نخواهد بود اگر تا چند سال دیگر آنگاه که مسائلی مانند گرسنگی یا نابرابری میان زن و مرد و یا بیکاری از کودکان حل شد، معیارهای دیگری هم مد نظر قرار گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جهان اجتماعی ما ذات و ساختار متصلب و جامدی ندارد. به همین دلیل بهبود آن را حد و مرزی نیست. با بهتر شدن اوضاع بشر در جوامع پیشرفته&amp;zwnj;تر حتما معیارهای حداقل فعلی دگرگون خواهد شد چون امکانات و سطح توقع بشر نیز افزایش خواهد یافت. مثلا تا ۳۰ سال پیش شفافیت و نبود فساد مدیریت جزو شاخص&amp;zwnj;های توسعه یافتگی به شمار نمی&amp;zwnj;آمد. امروز هر چند بانک جهانی آن را به طور مستقیم و رسمی به عنوان یک شاخص توسعه به شمار نیاورده اما اغلب موسسه&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی مهم برای ارزیابی شاخص ریسک کشور&amp;zwnj;ها و رتبه&amp;zwnj;بندی بیمه کردن سرمایه&amp;zwnj;گذاری و با تجارت کشور&amp;zwnj;ها از آن استفاده می&amp;zwnj;کنند. چون بر این باورهستند که میان توسعه یافتگی و شفافیت و نبود فساد مدیریت یک رابطه مستقیم وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مفهوم دیگری که با توسعه دارای همپوشی است، مدرنیته است. مدرنیته را می&amp;zwnj;شود این جهانی شدن و این زمانی شدن نیز تعریف کرد که شرط مهم توسعه است. مدرنیته را معمولا عقل گرائی، انسان گرائی (اومانیسم)، آزاد اندیشی (لیبرالیسم)، فردگرائی (اندیویدوالیسم)، برابری، تاکید بر علوم تجربی و صنعت و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت و گرایش به بهبود زندگی و پیشرفت توصیف می&amp;zwnj;کنند. وبر در کنار این خصوصیات تاکید می&amp;zwnj;کند که این دوره زمانه رمز زدایی دنیای کهن است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;درک مدرن از جهان و انسان، یعنی آنکه به جای پرداختن به دوران طلایی گذشته و شاهان و پیامبران کهن، باید دغدغه ما مشکلات امروزمان باشد و به جای پرداختن به جهانی که در دوردست&amp;zwnj;هاست، خواه لاهوت و خواه جهان آخرت، می&amp;zwnj;بایست مشکلات اساسی امروز را در دستور کار گذاشت و به آن&amp;zwnj;ها فکر کرد. چون بشر دیگر نمی&amp;zwnj;خواهد در دیروز زندگی کند. او دیگر نمی&amp;zwnj;خواهد توجه خود را به واقعیت&amp;zwnj;های غیر ملموس جهان دور دست بدهد. او دیگر فهمیده به جای جهان لاهوت باید دنیای واقعی خودش را کاوش و کنکاش کند. چون جهان دور دست لاهوت و آخرت موضوع علم تجربی و ملموس بشر نیست. میدان حقیقی و نخست دانش بشر حل مشکلات واقعی زندگی اوست. همین نگاه بشر را از گذشته به حال و از بالا به پایین می&amp;zwnj;آورد. توسعه هم از همین دگرگونی نگاه و نگرش شروع می&amp;zwnj;شود. چون پیامد این درک از توسعه یعنی بهتر کردن زندگی انسان. بهتر کردن امکان بقای او. شکوفا کردن توانایی&amp;zwnj;های پنهان او برای از بین بردن مشکلات زندگی دنیوی او. به همین دلیل است که دانش کلام و مناقشات لاینحل و بدون اثر مستقیم روی زندگی فراموش می&amp;zwnj;شود و علوم طبیعی و تجربی که با زندگی این جهانی و این زمانی انسان پیوند خورده شکوفا می&amp;zwnj;شود. به دنبال همین امر است که جنبش نوسازی یا نوزایی در اروپا متولد می&amp;zwnj;شود و نوید زندگی دیگر و بهتری را در همین جا و همین امروز می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;انسان&amp;zwnj;گرایی، فردگرایی، واقع&amp;zwnj;گرایی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از دیگر اجزای اندیشه توسعه، انسان&amp;zwnj;گرایی، فردگرایی، واقع&amp;zwnj;گرایی و عینی&amp;zwnj;گرایی و همچنین قانونمندی، تامین حقوق شهروندی همراه است. چون توجه انسان از دیروز به امروز و از جهان لاهوت به خود انسان متمرکز می&amp;zwnj;شود. چنین انسانی به قول فرانسیس بیکن می&amp;zwnj;خواهد جهان را دگرگون کند و به عنوان جانشین خداوند در زمین آن را بسازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/sarmayeh3.jpg&quot; style=&quot;width: 158px; height: 150px; float: right;&quot; /&gt;برخی عادت کرده&amp;zwnj;اند که هیچ مسئولیتی نپذیرند. مصرف&amp;zwnj;کننده هستند. توسعه اقتصادی و اجتماعی انسان تولیدگر و مسئولی می&amp;zwnj;خواهد که در امور اجتماعی مشارکت کند. در کشورهای توسعه یافته اغلب مردم عضو چندین سازمان شهروندی غیر دولتی هستند و بدون این مشارکت البته چرخ توسعه از کار باز می&amp;zwnj;ایستد. اصلاً یکی از شرایط مهم فرایند توسعه که فرآورده آن هم هست همین مشارکت عمومی است. مشارکت عمومی رابطه تنگاتنگی با کارایی جامعه و همچنین حکومت از سویی و مشروعیت نظام سیاسی از سوی دیگر دارد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینجاست که ساختن جهان بر اساس نگرش مدرنیسم و پیشرفت در زندگی با مفهوم توسعه دارای همپوشی می&amp;zwnj;شود. در اینجا این پرسش ضروری است که اگر قرار است با ظهور مدرنیته انسان از گذشته به آینده سفر کند و گذشته و میراث گذشتگان که سنت نام گرفته است را&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها کند، چه نسبت&amp;zwnj;هایی میان سنت و مدرنیته متصور می&amp;zwnj;شود؟ همانگونه که آمد هیچ سنتی نه مطلقاً نا&amp;zwnj;مطلوب و نه مطلقاً نامطلوب است. سنت&amp;zwnj;هـای نیک حتی می&amp;zwnj;تـواننـد با آسان&amp;zwnj;سازی دگرگونی و بسترسـازی به بومی&amp;zwnj;سازی مدرنیته کمک کنند. مثلاً سنت دانش&amp;zwnj;اندوزی در گذشته ما می&amp;zwnj;تواند مشوق کنجکاوی و پرسش شود و مدرنیته را کم هزینه&amp;zwnj;تر کند. به طور کلی سه درک از رابطه و نسبت میان مدرنیته و سنت مورد گفت&amp;zwnj;وگو قرار گرفته است. نخست رویکرد مکانیکی توسعه و مدرنیته را یک روند خطی دانسته و رابطه میان آن&amp;zwnj;ها را با تضاد و طرد توصیف می&amp;zwnj;کند. بدین ترتیب پذیرش و آمدن یکی به معنی نفی دیگری است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در رویکرد دوم که تفریدی است، هر جامعه&amp;zwnj;ای دارای شیوه معین و خاص توسعه است. بنابراین می&amp;zwnj;توان هم سنتی بود و هم مدرن. بر اساس رویکرد دیالکتیکی اما مدرنیته از دل سنت بیرون آمده و تفکیک آن&amp;zwnj;ها چندان ساده و مفید نیست. به گمان من این راهکار سوم با تجربیات ما سازگاری بیشتری دارد. هرچند ممکن است در مواردی برای رویکرد اول و دوم هم دلایلی پیدا کرد. به عقیده برخی از جامعه&amp;zwnj;شناسان مانند گیدنـز Giddens سنت&amp;zwnj;ها در فرآیند مدرنیته و تجدد از بین نمی&amp;zwnj;روند، بلکه نقش و جایگاه خود را تغییر می&amp;zwnj;دهند و حتی ممکن است تاثیر خود برای تثبیت نظم اجتماعی از دست ندهند[۱]. نکته&amp;zwnj;ای را نباید فراموش کرد و پیش از این هم به آن اشاره شد، ورود به دنیای مدرن مانند یک جراحی بزرگ است و پیامدهای غیر مترقبه و &amp;zwnj;گاه از نظر عده&amp;zwnj;ای نامطلوب خاص خود را دارد. یک تلاشی اجتماعی رخ می&amp;zwnj;دهد. خانواده شکل دیگری پیدا می&amp;zwnj;کند. دیگر فرزندان والدین را اطاعت نمی&amp;zwnj;کنند. چون فرزندان دارای حقوق اجتماعی خاص خود هستند. توقع شهروندان بالا می&amp;zwnj;رود و سر هر ریال با دولت چانه می&amp;zwnj;زنند. حکمرانی دشوار می&amp;zwnj;شود. سازمان&amp;zwnj;های گوناگون شهروندی مانند سازمان حمایت از مصرف کننده، سندیکا&amp;zwnj;ها، انجمن مهاجران، انجمن مستاجران، سازمان معلولیان و غیره به طور روزمره در حال مذاکره با بدنه اجتماعی و طرفه&amp;zwnj;های ذی ربط هستند برای اینکه حقوق خود را بگیرند. رسانه&amp;zwnj;ها مثل شبح دنبال سیاستمداران هستند و دنبال پیدا کردن اشتباهات آن&amp;zwnj;ها هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چنین شرایطی رابطه معلم و شاگرد هم عوض می&amp;zwnj;شود. شاگردان دیگر با اسم کوچک استادان و معلم&amp;zwnj;ها را صدا می&amp;zwnj;زنند. حتی مقامات رسمی را هم آنگونه که مثلا در سوئد رسم است همدیگر را با اسم کوچک در رسانه&amp;zwnj;های گروهی صدا می&amp;zwnj;زنند. اداره مالیات دیگر روحانی و غیر روحانی یا کشیش و غیر کشیش نمی&amp;zwnj;شناسد، چون درآمد و مالیات همه را محاسبه و مطالبه می&amp;zwnj;کند. چون همه در مقابل قانون برابر هستند. حقوق و درآمد همه افراد کشور برای بررسی در دسترس رسانه&amp;zwnj;هاست. بالاخره یک ولوله دائمی در جریان است. یک اصلاح و رفرم دائمی. &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;به قول یکی از اقتصاددان&amp;zwnj;های معروف توسعه شومپی&amp;zwnj;تر&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; Schumpeter یک تخریب سازنده&lt;/span&gt;[۲]. درست مثل بدن انسان که دائما در حال مرگ و آفرینش است. این وضع به مذاق برخی ازجمله اصحاب قدرت و کسانی که راحتی را در سکون می&amp;zwnj;بینند چندان جذاب نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی عادت کرده&amp;zwnj;اند که هیچ مسئولیتی نپذیرند. مصرف&amp;zwnj;کننده هستند و تولید کننده هم نیستند. توسعه اقتصادی و اجتماعی انسان تولید و مسئولی می&amp;zwnj;خواهد که در امور اجتماعی مشارکت کند. مشارکت در عرصه عمومی جامعه یعنی همان تولید خدمات اجتماعی است. &lt;/span&gt;در کشورهای توسعه یافته اغلب مردم عضو چندین سازمان شهروندی غیر دولتی هستند و بدون این مشارکت البته چرخ توسعه از کار باز می&amp;zwnj;ایستد. اصلاً یکی از شرایط مهم فرایند توسعه که فرآورده آن هم هست همین مشارکت عمومی است. مشارکت عمومی رابطه تنگاتنگی با کارایی جامعه و همچنین حکومت از سویی و مشروعیت نظام سیاسی از سوی دیگر دارد. این سه، یعنی مشارکت عمومی، کارایی سیاسی و مشروعیت، از چالش&amp;zwnj;های حکومت جوامع توسعه نیافته هستند. بنابراین اگر بخواهم خلاصه کنم توسعه و مدرن شدن مجموعه&amp;zwnj;ای از امکانات و تهدید&amp;zwnj;ها، بسته&amp;zwnj;ای از ظرفیت&amp;zwnj;ها و چالش&amp;zwnj;هاست و نباید بر این دوگانگی آن چشم پوشید&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;*احمد علوی، پژوهشگر و استاد اقتصاد در دانشگاه&amp;zwnj;های سوئد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Anthony Giddens, Baron Giddens (born 8 January 1938)-&lt;/span&gt;۱&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Joseph Alois Schumpeter (8 February 1883 &amp;ndash; 8 January 1950)-&lt;/span&gt;۲&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2013/01/22/23855#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18712">توسعه اجتماعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C">سرمایه اجتماعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban">خیابان</category>
 <pubDate>Tue, 22 Jan 2013 11:47:16 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23855 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>