<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18555/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>نقد اجتماعی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18555/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>اثر میدان و شکل‌های محافظه‌کاری</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/01/15/23641</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/01/15/23641&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پیر بوردیو        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بابک مینا        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;199&quot; height=&quot;129&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/bourdieu_0.jpg?1358751645&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیر بوردیو ـ کل تولید روشنفکران محافظه&amp;zwnj;کار از رابطه&amp;zwnj;ای عینی نشان دارد که آنها را به مواضع دیگر میدان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(champs)&lt;/span&gt;وصل می&amp;zwnj;کند و از طریق پروبلماتیک&amp;zwnj;هایی معین بر آنان تحمیل می&amp;zwnj;شود. این نشان در ساختار&amp;zwnj; خود میدان حک شده است و روشنفکران لحظه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای منفعل (یا همان&amp;zwnj;طور که در فیزیک می&amp;zwnj;گویند، مقاوم) از آن را بازنمایی می&amp;zwnj;کنند. آنها هرگز قوه ابتکار[طرح] مسائل جهانی را ندارند که نه چیزی درباره آن برای گفتن دارند و نه در آن چیزی برای بازگویی می&amp;zwnj;یابند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اندیشه انتقادی&amp;zwnj; این مسائل را به پرسش گرفته است که بی&amp;zwnj;وقفه مورد انتقاد این روشنفکران است. در واقع تیپیک&amp;zwnj;ترین استراتژی&amp;zwnj;های گفتمانی آنها این است که موضعِ متناقضِ اخراجی دوگانه را به گونه&amp;zwnj;ای مستقیم باز&amp;zwnj;ترجمه می&amp;zwnj;کنند و این خود در بیشتر موارد به خط سیری دورگه پیوند خورده است: تنها به قیمت یک وارونگی دوگانه است که روشنفکران چپ، این روشنفکران راست&amp;zwnj;گرا را که &amp;minus; مانند ژوزف شومپیتر و ریمون آرون&amp;minus; از مواضعی فرادست در میدان قدرت برخاسته&amp;zwnj;اند، به عنوان &amp;laquo;روشنفکر&amp;raquo; به رسمیت می&amp;zwnj;شناسند و آنها می&amp;zwnj;توانند در میدان تولید فرهنگی یا به گونه&amp;zwnj;ای مشخص&amp;zwnj;تر در مواضع موقتا فرادست این میدان جای بگیرند که می&amp;zwnj;دانیم در میان میدان قدرت موضعی فرودست دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;2&quot; cellpadding=&quot;10&quot; cellspacing=&quot;10&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;width: 300px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;توضیح مترجم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این متن ترجمه بخشی از فصل دوم کتاب &amp;laquo;قواعد هنر&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Les r&amp;egrave;gles de l&amp;rsquo;art&lt;/span&gt;) اثر پیر بوردیو است. هدف بلندپروازانه کتاب، تحلیل چگونگی تکوین میدان مستقل و خودسالار (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Autonomie&lt;/span&gt;) فرهنگ، و بنیان نهادن علم آثار فرهنگی و هنری است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;این متن همچون دیگر آثار بوردیو نثری دشوار و دیریاب دارد. علاوه بر آن استفاده نویسنده از اصطلاحات تخصصی آن را دشوارتر نیز کرده است. بنابراین توضیح کوتاهی درباره این اصطلاحات و مسئله کانونی متن برای فهم آن ضروری است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;درباره اصطلاحات&lt;/strong&gt; ـ نخستین اصطلاحی که شایسته توضیح است &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;champs&lt;/span&gt; است که آن را به میدان ترجمه می&amp;zwnj;کنیم. از نظر بوردیو فضای اجتماعی به جهان&amp;zwnj;های مختلفی تقسیم شده است که هرکدام قانون&amp;zwnj;مندی خود را دارند. قانون هر میدان کم و بیش از میدان&amp;zwnj;های دیگر مستقل است. ما در جامعه با میدان&amp;zwnj;های مختلفی مانند میدان فرهنگ، میدان اقتصاد، میدان سیاست، میدان دین و غیره مواجه هستیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;هر میدان محل تشکیل و رقابت برای سرمایه&amp;zwnj;ای ویژه است. به عنوان مثال در میدان فرهنگ رقابت بر سر سرمایه فرهنگی ست و در میدان اقتصاد رقابت بر سر سرمایه اقتصادی ست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در هر میدان &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;position&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;)&lt;/span&gt;) مواضع یا جایگاه&amp;zwnj;های مختلفی وجود دارد. همچنین هر میدان دارای سلسله&amp;zwnj;مراتبی ست که فرادستی یا فرودستی مواضع را در میدان مشخص می&amp;zwnj;کند. مثلا در میدان فرهنگ شاعری درجه یک که از سرمایه ادبی و فرهنگی بسیاری برخوردار است موضعی فرادست دارد و شاعری دسته دوم که سرمایه ادبی ناچیزی دارد موضعی فرودست را در میدان اشغال کرده است. نکته مهم این است که موضع خصلتی عینی دارد، یعنی&amp;nbsp; به گونه&amp;zwnj;ای عینی و واقعی بر اشغال&amp;zwnj;کننده آن موضع نیرو وارد می&amp;zwnj;کند و بر کنش&amp;zwnj;های او تاثیر می&amp;zwnj;گذارد. ما هرکدام در میدان&amp;zwnj;های مختلف موضعی را اشغال کرده&amp;zwnj;ایم که آن موضع بر ما به گونه&amp;zwnj;ای عینی فشار وارد می&amp;zwnj;آورد. البته هر فرد تا حدودی می&amp;zwnj;تواند بر فشار عینی موضع غلبه کند اما همواره باید توجه داشت که درجه آزادی ما از نیروی عینی موضع محدود است و ما هیچ&amp;zwnj;گاه نخواهیم توانست به کلی از فشار موضع رها شویم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصطلاح دیگر &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;disposition&lt;/span&gt; است که آن را به آمادگی ترجمه می&amp;zwnj;کنیم. آمادگی مجموعه توانایی&amp;zwnj;هایی است که فرد در خود ذخیره کرده است. میان آمادگی و موضع رابطه&amp;zwnj;ای دیالکتیکی برقرار است. هر موضع امکان اکتساب مجموعه&amp;zwnj;ای از آمادگی&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;دهد و آن آمادگی&amp;zwnj;ها به نوبه خود بر روی موضع تاثیر می&amp;zwnj;گذارد و به آن شکل می&amp;zwnj;دهد. رابطه آمادگی و موضع شباهتی به رابطه امر ذهنی&amp;nbsp; یا سوبژکتیو و امرعینی یا ابژکتیو دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;درباره متن&lt;/strong&gt; ـ هدف متن بوردیو عینی کردن &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;objectivation&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;)&lt;/span&gt;) موضع روشنفکران محافظه&amp;zwnj;کار است. روشنفکرانی که با گفتمان&amp;zwnj;های گوناگون حافظ نظم مستقر هستند. در نگاه بوردیو، ریشه بسیاری از موضع&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های سیاسی و فرهنگی روشنفکران محافظه&amp;zwnj;کار را باید در موضع آنان در میدان فرهنگ و سیاست جستجو کرد. او به دو نوع روشنفکر محافظه&amp;zwnj;کار اشاره می&amp;zwnj;کند: دسته اول محافظه&amp;zwnj;کاران متشخصی هستند که از یک&amp;zwnj;سو در میدان فرهنگ موضعی فرادست و در میدان سیاست موضعی فرودست را اشغال کرده&amp;zwnj;اند. آنها از یکسو از سوی سیاستمداران به زیادی روشنفکر بودن و نظریه&amp;zwnj;گرا بودن، و از سوی دیگر از سوی روشنفکران چپ به همدستی با نظم مستقر سیاسی متهم می&amp;zwnj;شوند. این روشنفکران به دلیل این حیات دوزیستی مجبورند مدام با استراتژیی دوگانه در دو جبهه بجنگند: به سیاستمداران درس علم سیاست بدهند و از این طریق خود را مستقل از میدان سیاسی جلوه دهند و از طرف دیگر مدام به روشنفکران درس عقل سلیم و واقع&amp;zwnj;بینی بدهند تا از این طریق بتوانند خود را از &amp;laquo;روشنفکران&amp;raquo; جدا کنند. دسته دوم محافظه&amp;zwnj;کاران پوپولیستی هستند که در میدان فرهنگ موضعی فرودست دارند اما به مدد تغییراتی در میدان&amp;zwnj;هایی غیر از میدان فرهنگ (مثل میدان سیاست و یا روزنامه&amp;zwnj;نگاری) می&amp;zwnj;توانند به گونه&amp;zwnj;ای مصنوعی قدرتی به دست بیاورند و جولان دهند. چنانکه بوردیو می&amp;zwnj;گوید ژدانفیسم شاهد&amp;zwnj;مثال روشن نگرش این نوع روشنفکران است. محافظه&amp;zwnj;کاران پوپولیست در واقع روشنفکران سرخورده&amp;zwnj;ای هستند که هرگز نتوانسته&amp;zwnj;اند با موضع فرادست روشنفکران صاحب سرمایه فرهنگی رقابت کنند و اینک با توسل به قدرت&amp;zwnj;های خارج از میدان فرهنگ ـ مانند دولت یا احزاب سیاسی ـ می&amp;zwnj;توانند جایگاه حقیری در میدان فرهنگ به دست بیاورند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به جز دو مورد از پانویس&amp;zwnj;ها که برای فهم متن لازم بود، بقیه را که به موضوع کلی کتاب مربوط بود، ترجمه نکرده&amp;zwnj;ام.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;بابک مینا&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنها همواره گرفتار این هستند که خود را طردشده ببینند، طردشده به وسیله فرادستان به عنوان کسانی که زیادی &amp;laquo;روشنفکر&amp;raquo; هستند و طردشده به وسیله روشنفکران به عنوان کسانی که زیادی مطیع نظم بورژوایی&amp;zwnj;اند. آنهامجبورند بی&amp;zwnj;وقفه در دو جبهه بجنگند و در برابر هر کدام از این دو میدان&amp;zwnj; بایستند برای این&amp;zwnj;که بتوانند توضیح دهند چرا در میدان دیگر حضور دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;آنها در برابر فرادستان خود را به عنوان &amp;laquo;روشنفکر&amp;raquo; معرفی می&amp;zwnj;کنند. از آنجا که همواره نگران این هستند که خود را از تمام اشکال محافظه&amp;zwnj;کاری سطحی متمایز کنند، باید به جای تائید کردن یا ضربه زدن استدلال کنند؛ و این پذیرش فاصله&amp;zwnj;ای مشکوک نسبت به وابستگی بلافصل و قطعی به نظم مستقر را تهدید می&amp;zwnj;کند. حتی گاهی پیش می&amp;zwnj;آید که آنها از آشنایی&amp;zwnj;شان با نقد روشنفکرانه برای نقد ایدئولوژی پیشاانتقادی محافظه&amp;zwnj;کاریِ خودانگیخته، و تحت عنوان علم سیاست، برای دادن درس&amp;zwnj;های سیاسی به سیاستمداران بهره می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما از طرف دیگر برای قانع کردن عموم بورژوازی، از پیش باور پیدا کرده&amp;zwnj;اند که به هیچ عنوان غبطه صاحبان مشروعیت فرهنگی را نمی&amp;zwnj;خورند و می&amp;zwnj;توانند بدون زحمت بر این نیمه&amp;zwnj;ـماهرها غلبه کنند، دستکم در میدان&amp;zwnj;هایی مانند اقتصاد و سیاست که فرادستان (در میدان قدرت) و هم&amp;zwnj;ارزهایشان در میدان روشنفکری در عدم&amp;zwnj;پذیرش آنان هماهنگ هستند. آنها علاوه بر این باید به استراتژی&amp;zwnj;هایی باثبات متوسل شوند که در آن همواره سلاحشان را ـ که به عنوان مثال منطق و نقد اجتماعی است ـ به طرف روشنفکران برگردانند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنها برای گفتن آنچه باید بگویند اگر بدانند گفتن چه معنا می&amp;zwnj;دهد، بحث&amp;zwnj;های محل دعوا را با بیان پیامدهای نهایی&amp;zwnj;شان که به گونه&amp;zwnj;ای تهاجمی معقول است، به چیزی بی&amp;zwnj;معنا فرومی&amp;zwnj;کاهند. بدین ترتیب به این می&amp;zwnj;گرایند که در چرخشی نهایی، با یافتن سرزمین اولیه حقیقت&amp;zwnj;های ساده ـ هم از لحاظ روشنفکرانه و هم از لحاظ سبکی ـ، و با دادن درس&amp;zwnj;های واقع&amp;zwnj;گرایی سیاسی و عقل سلیم، خود را توجیه کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این روشنفکران که با عدم&amp;zwnj;پذیرشی دوگانه تعریف می&amp;zwnj;شوند، باید به طور هم&amp;zwnj;زمان و متوالی به دو استراتژی متناقض رجوع کنند: می&amp;zwnj;بایست علیه نقد &amp;laquo;روشنفکران&amp;raquo; بجنگند و آن را به سمت ساده&amp;zwnj;ترین بیانش سوق دهند، چیزی که آنها را بی&amp;zwnj;وقفه با وضوح ساده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ساز یک مروج جلوه می&amp;zwnj;دهد. اما به دلیل نگرانی از از دست دادن هر نیروی ویژه&amp;zwnj;ای، باید این&amp;zwnj;گونه اظهار کنند که قادر هستند در کسوت &amp;laquo;روشنفکر&amp;raquo; به نقدهای &amp;laquo;روشنفکران&amp;raquo;پاسخ دهند، و سلیقه&amp;zwnj;شان برای روشنی و سادگی، حتی هنگامی که از ضدروشنفکر&amp;zwnj;گرایی الهام می&amp;zwnj;گیرد، نتیجه یک انتخاب آزاد روشنفکرانه است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینان، به یاری موضع و خط سیرشان که محل برخورد مقاصد سیاسی مخالف و متناقض است، می&amp;zwnj;توانند خودشان باشند و در عین حال نسبت به هر موضع&amp;zwnj;گیری سیاسی از طریق موضعی دیگر موضع بگیرند. چپ را سرزنش می&amp;zwnj;کنند برای این&amp;zwnj;که سخت&amp;zwnj;گیری راست را ندارد، و راست را سرزنش می&amp;zwnj;کنند برای این&amp;zwnj;که بینش باسخاوت چپ را ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;علاقه و استعدادی دارند در این&amp;zwnj;که&amp;nbsp; بر اساس موضوع مورد مشاهده، نقطه دیدشان را تغییر دهند و پی در پی و جداگانه هر نقطه نظری را اختیار کنند، و از این طریق، نقطه نظرهایی را که بطور واقعی اظهار شده است عینی کنند و بنابراین آنها را بدین ترتیب گرفتار سازند (به استثنای این نقطه نظر آشکارشده&amp;zwnj; که مال خود آنها ست). آنان به دلیل این علاقه و استعداد این امتیاز را دارند که چهره&amp;zwnj;های ظاهری عینیت را به گونه جدلی به کاربرند،عینیتی که با نوعی خنثی&amp;zwnj;&amp;zwnj; بودن یکی شده&amp;zwnj;است و ادعا می&amp;zwnj;کند هم به چپ و هم به راست با دادن تصویری که هریک از دیگری دارد یا باید داشته باشد، پشت می&amp;zwnj;کند.&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنها خود را در تلاش برای آشتی دادن روشنفکر و مرد عمل، و دانشمند و سیاستمدار با این خطر که نه هرگز این باشند و آن، و خود را در میان هر دو دسته خارجی و مظنون حس کنند، خسته می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جای گرفتن در موضع مقاله&amp;zwnj;نویس سیاسی بسیار مشکل&amp;zwnj;تر از جای گرفتن در موضع منتقد ادبی یا هنری است، اگر&amp;zwnj;چه این موقعیت در همان نیازهای متناقض محبوس است: در واقع فرادستان در موضوع اقتصاد و سیاست ادعای کارشناسانه&amp;zwnj;ای دارند که در هنر و ادبیات ندارند. امروزه آنها به دنبال دگردیسی&amp;zwnj;هایی که در شیوه&amp;zwnj;های&amp;zwnj; آموزش و گزینش رخ داده است، آن&amp;zwnj;چنان به گونه&amp;zwnj;ای نیرومند بر این ادعا تاکید می&amp;zwnj;کنند که با یقینی برخوردار از تضمینی دانشگاهی، قادر هستند سخنگوی خودشان بشوند، من&amp;zwnj;جمله در حوزه نظری.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنها اغلب مجاب شده&amp;zwnj;اند که موضع&amp;zwnj;شان تنها مدیون ارزش دانشگاهی و مهارت فنی&amp;zwnj;شان است و بدین&amp;zwnj;گونه می&amp;zwnj;توانند فراسوی تقسیم&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;ها و تضادهای میدان قدرت قرار بگیرند. این ماندارین&amp;zwnj;های جدید دیوان&amp;zwnj;سالاری بزرگ دولتی، حس می&amp;zwnj;کنند این مشروعیت را دارند تا با اتکا به نگرش همه که شناخت کلی مکانیسم&amp;zwnj;های اقتصادی را تضمین می&amp;zwnj;کند، میان تضاد&amp;zwnj; منافع خاص که از نظر آنها توهم&amp;zwnj;زا است، داوری کنند. در برابر تحلیل&amp;zwnj;های بیهوده پیچیده &amp;laquo;روشنفکر راست&amp;zwnj;گرا&amp;raquo; که هنوز زیادی به روشنفکران نزدیک است، و در برابر اقرار به ایمان ساده&amp;zwnj;انگارانه و عهد بوقی مدیران خصوصی،اشرافیت دولتی، نخبه دیوان&amp;zwnj;سالاری که از نظر دانشگاهی برگزیده و مطمئن است، خود را هم&amp;zwnj;چون نوعی داور در نظر می&amp;zwnj;گیرد.او که قادر به گفت&amp;zwnj;وگوی همزمان با روشنفکران و مدیران، و مذاکره با طبقات فرودست و یا با نمایندگان&amp;zwnj;شان است و به همین خاطر نسبت به قطب فردادست و فرودست میدان قدرت فاصله&amp;zwnj;ای مساوی را حفظ می&amp;zwnj;کند، بیشتر و بیشتر می&amp;zwnj;کوشد گفتمانی نامحسوس را تحمیل کند که یک&amp;zwnj;نواختی توانمندش با مطالبات میدان سیاسی و روزنامه&amp;zwnj;نگاری قرابت دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدافعان متشخص محافظه&amp;zwnj;کاری نیک&amp;zwnj;منشان با مدافعان یک محافظه&amp;zwnj;کاری پوپولیستی که بر ضدروشنفکرگرایی بنا شده است، تقریبا هیچ اشتراکی ندارند، جز تعلق به یک اردوگاه سیاسی مشترک. این نوع محافظه&amp;zwnj;کاری دسته اخیر به طور دائمی دغدغه خاطر انواع پایین مرتبه اینتلجنسیا، انقلابیون محافظه&amp;zwnj;کار آلمان پیشانازی و نازی، ژدانفی&amp;zwnj;های طرفدار کارگر در روسیه یا چین، و یا احزاب کمونیست درهمه زمان&amp;zwnj;ها و همه کشورها، و مک&amp;zwnj;کارتی&amp;zwnj;های امریکای دهه پنجاه است، بدون این&amp;zwnj;که بخواهیم از همه هجونامه&amp;zwnj;نویسان خُردی صحبت کنیم که با رسوا کردن افشاگریِ روشنفکران موفقیتی به دست می&amp;zwnj;آورند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این ضد&amp;zwnj;روشنفکرگرایی داخلی اغلب کار روشنفکران فرودست و نسل اولی است که آمادگی&amp;zwnj;های (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;disposition&lt;/span&gt;) اخلاقی و سبک زندگی&amp;zwnj;شان (لهجه، حالت، رفتار و غیره) خصوصا در مواجه با برازندگی و آزادی بورژوایی روشنفکرزادگان باعث می&amp;zwnj;شود همچون افراد خانه&amp;zwnj;بدوش&amp;zwnj; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(d&amp;eacute;plac&amp;eacute;)&lt;/span&gt; احساس ناراحتی کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هنگامی که شکست نسبی در [به دست آوردن] فرهنگی که همه چیز از آن انتظار دارند، آرزوهای اولیه آنها را برباد می&amp;zwnj;دهد، بارغبت تسلیم کینه&amp;zwnj;جویی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(ressentiment)&lt;/span&gt;و خشم روحی (به ویژه همراه با افشا کردن آنچه پارتو &amp;laquo;هرزه&amp;zwnj;سالاری&amp;raquo;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;pornocratie&lt;/span&gt;می&amp;zwnj;نامید) برضد تناقضی می&amp;zwnj;شوند که میان سبک زندگی جهان&amp;zwnj;شهری، رها&amp;zwnj;، زیبایی&amp;zwnj;طلب، و درواقع افسون&amp;zwnj;زدوده و کلبی&amp;zwnj;مسلک روشنفکران سطح بالا و موضع&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های مترقی آنها به ویژه در سیاست می&amp;zwnj;بینند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فرادستان همواره بهترین سگ&amp;zwnj;های نگهبان و در تمام موارد بدذات&amp;zwnj;ترین&amp;zwnj;شان را از میان این روشنفکران سرخورده می&amp;zwnj;یابند که اغلب با چابکی وارثانی که خرج تجملشان را با چشم&amp;zwnj;پوشی از میراث&amp;zwnj;شان به دست می&amp;zwnj;آورند، رسوا شده&amp;zwnj;اند. وحشتی که بازی&amp;zwnj;های روشنفکر بورژوا، محافظه&amp;zwnj;کار یا انقلابی، او را در خود می&amp;zwnj;کشد، این خرده&amp;zwnj;بورژوا را که به زحمت به حاشیه&amp;zwnj;های پایین&amp;zwnj;مرتبه اینتلجنسیایی دور از کمال مطلوب دست یافته است، در ضدروشنفکرگرایی پرتاب می&amp;zwnj;کند که خشونت یک عشق شکست&amp;zwnj;خورده را دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اشتیاق خیانتکاری او را بر&amp;zwnj;می&amp;zwnj;انگیزد تا رازهای جهانی را که او بهتر از هرکس می&amp;zwnj;شناسد، برای &amp;laquo;بورژواها&amp;raquo; افشا کند چرا که نگرش&amp;zwnj;اش به جهان اجتماعی او را به پایین&amp;zwnj;دست&amp;zwnj;ها و گوشه&amp;zwnj;های خُرد می&amp;zwnj;کشاند. بدین ترتیب اغلب پیش می&amp;zwnj;آید که انتظارات فرادستان را برآورده &amp;zwnj;کند و نیاز آنها را برای آسوده&amp;zwnj;خاطر بودن از گستاخی&amp;zwnj;های نگران&amp;zwnj;کننده ارضا &amp;zwnj;کند، حتی هنگامی که این گستاخی&amp;zwnj;ها جنبه&amp;zwnj;ای نمادین دارند و نزد بعضی از روشنفکران فرادست، به موضع فرودست&amp;zwnj;شان در میدان قدرت جرات می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین می&amp;zwnj;توانیم موضع&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها&lt;em&gt;ی&lt;/em&gt; این &amp;laquo;روشنفکران پرولتاریا&amp;zwnj;نما&amp;raquo; را که جهت&amp;zwnj;گیری و هزاررنگی&amp;zwnj;شان را به تشکیلات سیاسی متفاوتی همچون رژیم&amp;zwnj;های فاشیستی یا استالینی می&amp;zwnj;بخشند، به طور کامل توضیح دهیم به شرط اینکه فراسوی اثرات آمادگی&amp;zwnj;هایی که به خط سیر آنان پیوند خورده است، اثرات کمتر رؤیت&amp;zwnj;پذیر موضع متنزل آنان در میدان روشنفکری را نیز در نظر بگیریم. در واقع می&amp;zwnj;توانیم این قانون عمومی را بگذاریم که تولیدگران فرهنگی در سلسله&amp;zwnj;مراتب داخلی میدان هرچقدر بیشتر مواضعی پایین&amp;zwnj;دست را اشغال کنند و هرچقدر بیشتر فاقد سرمایه ویژه باشند، بیشتر مستعد گردن نهادن به درخواست&amp;zwnj;های قدرت&amp;zwnj;های خارجی (که منظور دولت، احزاب، قدرت&amp;zwnj;های اقتصادی، یا مثل امروز روزنامه&amp;zwnj;نگاری) و به کارگرفتن منابع وارداتی از خارج برای تسویه منازعات داخل هستند.از طریق این فرودستان (بر طبق معیارهای ویژه) است که دگرسالاری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(h&amp;eacute;t&amp;eacute;ronomie)&lt;/span&gt;روی می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاهد&amp;zwnj;مثال این اقدام روشنفکران فرودست برای وارونه کردن تناسب قوا با مسلح شدن به قدرت&amp;zwnj;های غیرویژه (به شیوه اعضای بوهم ادبی در زمان انقلاب فرانسه) بدون هیچ تردیدی &lt;em&gt;ژدانفیسم&lt;/em&gt;است که در اتحاد جماهیر شوروی و همچنین در چین و در همه موقعیت&amp;zwnj;های تاریخی که در آن تغییر چهره علایق داخلی برای رسالت&amp;zwnj;های خارجی سودمند به نظر می&amp;zwnj;رسد، موجب می&amp;zwnj;شود نویسندگان و هنرمندان درجه دو برای تحمیل فرمانروایی&amp;zwnj;شان بر صاحبان سرمایه ویژه در میدان به &amp;laquo;مردم&amp;raquo; متوسل شوند و خواستار الزامات &amp;laquo;هنر اجتماعی&amp;raquo; یا &amp;laquo;مردمی&amp;raquo; شوند. (به خصوص هنگامی که آنها، مانند مورد چین، علیه فاصله افتادن میان آرمان انقلابی و واقعیت، یعنی فرمانروایی کارمندان جان&amp;zwnj;نثار حزب اعتراض می&amp;zwnj;کنند.)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خشونت&amp;zwnj; تروریستی که در این موقعیت&amp;zwnj;های غیرعادی فرصت می&amp;zwnj;یابد به طور کامل اجرا شود چیزی نیست جز سرحد نهایی خشونت&amp;zwnj; عادی آرزوی&amp;zwnj;های سرخورده که هر روز زیر ظاهر انتقادناپذیر نقد خلق&amp;zwnj;وخو یا افشاگری ملهم از رسوایی&amp;zwnj;ها یا دسیسه&amp;zwnj;ها، یا به گونه&amp;zwnj;ای مزورانه&amp;zwnj;تر از طریق تصمیمات جمعی&amp;nbsp;واغفال&amp;zwnj;کننده کمیسیون&amp;zwnj;ها و کمیته&amp;zwnj;ها، ادارات و مدیران علمی یا هنری اعمال می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای این&amp;zwnj;که به نقد شکل&amp;zwnj;های نرم استبداد که در جمهوری ادبیات اعمال می&amp;zwnj;شود، کارایی لازم را ببخشیم، در واقع می&amp;zwnj;بایست از محکوم کردن بسیار آسان شکل&amp;zwnj;های افراطی ژدانفیسم فراتر برویم، و به ثبت تجلیات بی&amp;zwnj;شمار خشونت سرکو&amp;zwnj;ب&amp;zwnj;گرانه&amp;zwnj;ای که ماموران حفظ نظم نمادین گسترش می&amp;zwnj;دهند، وظیفه&amp;zwnj;ای که به همان میزان علمی و سیاسی است بپردازیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فلوبر پرتره این ماموران را با شخصیت اوسونه&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، انقلابی سابق کافه ادبی که به مسئول دیوان&amp;zwnj;سالار امور ادبی تغییر مسلک داده است، طراحی کرده است. واژگونگی شرایط کم یا بیش نابهنگامی که در تمام میدان سیاسی مشاهده می&amp;zwnj;شود امروزه اغلب به روشنفکران سرخورده به قیمت انکار ظاهری همان رانه سرکوب&amp;zwnj;گر کینه&amp;zwnj;جویی، دو بار فرصت بیان کردن داده است: بار اول در خشونت اعلان&amp;zwnj;شده افشاگری یا سرکوب انقلابی، بار دوم در خشونت پنهان و انتقادناپذیرقدرت&amp;zwnj;های دیوان&amp;zwnj;سالاری و روزنامه&amp;zwnj;نگاری که این روشنفکران به یمن آنها می&amp;zwnj;کوشند اصول نگرش و تقسیمات بیرونی را تحمیل کنند.&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref1&quot; name=&quot;_ftn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;این اگرچه به آنها اجازه می&amp;zwnj;دهد ادای &amp;laquo;بی&amp;zwnj;طرفی آکسیوم&amp;zwnj;شناختی&amp;raquo; و عینیت را دربیاورند، قابلیت اختیار کردن هر چشم&amp;zwnj;اندازی برای نیازهای عملی و جدلی هیچ اشتراکی با شناخت چشم&amp;zwnj;اندازها (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;perspectives&lt;/span&gt;) به معنای واقعی که پیامدش توانایی درک کردن هر کدام از آنها (به ویژه چشم&amp;zwnj;انداز خاص خودش) در اصل، و به عبارت دیگر در ضرورت&amp;zwnj;شان است، ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref2&quot; name=&quot;_ftn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;شخصیتی در رمان &amp;laquo;تربیت احساسات&amp;raquo; از گوستاو فلوبر. این رمان را مهدی سحابی به فارسی برگردانده است. م.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref3&quot; name=&quot;_ftn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;در اینجا باید یادآوری کرد این کودتاهای واقعی و ویژه اقداماتی هستند برای تحمیل سلسله&amp;zwnj;مراتب&amp;zwnj;سازی خارجی با استفاده از قدرت&amp;zwnj;های سیاسی (با مداخلات دولت، و کمیسیون&amp;zwnj;ها و اداراتش در امور داخلی میدان تولید فرهنگی) اقتصادی (با تمام اشکال حمایت&amp;zwnj;های مالی) مطبوعاتی (با به عنوان مثال با فهرست جوایز به ویژه آنها که بر بررسی&amp;zwnj;های ـ ناآگاهانه ـ دستکاری&amp;zwnj;شده مبتنی است.)&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/01/15/23641#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1972">بابک مینا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11741">بوردیو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8113">بورژوازی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6641">روشنفکری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7021">فاشیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18554">فلوبر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18555">نقد اجتماعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4372">پوپولیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14213">گفتمان</category>
 <pubDate>Tue, 15 Jan 2013 14:33:07 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23641 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>