<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1843/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>نوشابه امیری</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1843/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>سعید مرتضوی &quot;نماد حکومت اسلامی&quot;</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/08/03/17870</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/08/03/17870&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگوی ایرج ادیب زاده با نوشابه امیری، روزنامه نگار        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;133&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/mortazavi_rahbar.jpg?1344008190&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;ایرج ادیب زاده &amp;minus; محمد رضا رحیمی، معاون اول محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد، روز چهارشنبه گذشته(۱۱ مرداد) اعلام کرد که دولت حکم دیوان عدالت اداری در مورد برکناری سعید مرتضوی را اجرا نمی&amp;zwnj;کند و او هم&amp;zwnj;چنان در پست ریاست صندوق تأمین اجتماعی باقی می&amp;zwnj;ماند.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد توکلی، نماینده&amp;zwnj;ی پرنفوذ مجلس اسلامی هم تهدید کرده که اگر مرتضوی برکنار نشود، وزیر کار و امور اجتماعی عزل می&amp;zwnj;گردد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آخرین مورد تنش بین دولت و مجلس شورای اسلامی، محکوم شدن سعید مرتضوی از سوی دادگاه عدالت اداری بود که باز هم دولت احمدی&amp;zwnj;نژاد پادرمیانی کرد و گفت که حکم عدالت اداری در مورد برکناری سعید مرتضوی اجرا نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;●&lt;/b&gt;&lt;b&gt; گفت&amp;zwnj;وگو با نوشابه امیری&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120802_PM_SAIID_MORTAZAVI_N_Amiri_Adibzadeh_final.mp3&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در بررسی معمای سعید مرتضوی در جمهوری اسلامی، با خانم نوشابه&amp;zwnj; امیری تماس گرفتم، روزنامه&amp;zwnj;نگاری که یک&amp;zwnj;&amp;zwnj;بار قاضی سعید مرتضوی او را محاکمه کرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;معمای سعید مرتضوی چیست که وی با این همه اتهام و داشتن پرونده&amp;zwnj;های قتل و فساد، باز هم در پست&amp;zwnj;های مهم ادامه&amp;zwnj;ی کار می&amp;zwnj;دهد؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نوشابه امیری &amp;minus; من فکر نمی&amp;zwnj;کنم معما باشد؛ واقعیت جمهوری اسلامی است. یعنی این مجموعه&amp;zwnj;ای که امروز به طور یک&amp;zwnj;دست در قدرت است، ترکیبی است از آدم&amp;zwnj;هایی مثل مرتضوی. مرتضوی را ما می&amp;zwnj;بینیم و چهره&amp;zwnj;ی بیرونی این سیستم است، اما درون آن چهره&amp;zwnj;هایی هستند که به مراتب مجرم&amp;zwnj;تر از آقای مرتضوی هستند. این مجرمین برای ماندن در قدرت به هم&amp;zwnj;دیگر احتیاج دارند. اولاً همه&amp;zwnj;ی آن&amp;zwnj;ها از هم&amp;zwnj;دیگر پرونده&amp;zwnj;های مختلف دارند، هم&amp;zwnj;دیگر را شنود کرده&amp;zwnj;اند، مدرک دارند و اینک بر اساس منافع مشترک، کنار هم&amp;zwnj;دیگر قرار گرفته&amp;zwnj;اند و گاه&amp;zwnj;گاهی یکی از آن&amp;zwnj;ها بر علیه دیگری شروع می&amp;zwnj;کند به به&amp;zwnj;اصطلاح افشاگری که من آن را به حساب دعوای گرگ&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گذارم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توجه داشته باشید که آقای مرتضوی درست در شرایطی که مطبوعات را پشت سر هم، بعد از سخنرانی آقای خامنه&amp;zwnj;ای بست، از طرف آقای خامنه&amp;zwnj;ای به عنوان &amp;quot;مدیر شجاع و عزیز ما&amp;quot; معرفی شد. بقیه&amp;zwnj;ی مقامات هم همین&amp;zwnj;طور هستند. یعنی هرجا لازم بوده، از آن&amp;zwnj;ها استفاده کرده&amp;zwnj;اند و تقریباً می&amp;zwnj;توانم بگویم که مرتضوی نمود و نماد کوچکی از وضعیت حاکم است. یعنی آدمی که بدون قابلیت و با رذالت فراوان و با پرونده&amp;zwnj;ای سنگین، به کار گرفته می&amp;zwnj;شود تا حکومت برقرار بماند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;205&quot; height=&quot;154&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/amiri.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;نوشابه امیری&lt;br /&gt;
&amp;laquo;یکی از تلخ&amp;zwnj;ترین روزهای من که در طول سی سال گذشته زیاد هم بوده، روزی بود که در به اصطلاح دادگاه آقای مرتضوی، به سئؤالات ایشان پاسخ می&amp;zwnj;دادم. برای تصویر کردن آن، می&amp;zwnj;توانم بگویم که عین شرایط حاکم بر کشور ما است، نماد حکومت است. &lt;br /&gt;
یعنی آقای مرتضوی به اتکای زور و قدرت، پشت میز بلند قاضی نشسته بودند و من به عنوان متهم، در چند پله پایین&amp;zwnj;تر. که این فاصله&amp;zwnj;ای که ایشان در قدرت&amp;zwnj;اند و من بدون قدرت هستم، خیلی خوب تصویر بشود. ایشان حق داشتند هر سئوالی بکنند، اما من حق نداشتم که هر جوابی را بدهم یا اگر جواب می&amp;zwnj;دادم، جواب شنیده نمی&amp;zwnj;شد. ایشان حق داشتند که وسط سئوالی که از من می&amp;zwnj;کنند که کاملاً سئوال غیرقانونی بود، تلفنی با مراجع مختلف صحبت کنند، خط بگیرند، بگویند حالا باید بزنمش، نزنمش!&amp;raquo;&lt;br /&gt;
از آقای مرتضوی در همان شروع کارش پرونده داشتند. یعنی ایشان پرونده&amp;zwnj;ی فساد جنسی داشتند، آقایان این پرونده را مسکوت نگه داشتند و گروکشی کردند تا ایشان کارهایی را که از او می&amp;zwnj;خواهند انجام بدهد. بعد شاگرد از استاد جلو زده است. آقای مرتضوی به کمک آیت&amp;zwnj;الله یزدی که زمانی رییس قوه&amp;zwnj;ی قضاییه بودند، به دلیل دوستی با پسر ایشان آمدند و امروز هم به بخش دیگری از این دعوای قدرت رسیده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همین کابینه&amp;zwnj;ی امروز آقای احمدی&amp;zwnj;نژاد را نگاه کنید، آقای رحیمی را با این همه پرونده&amp;zwnj;ی فساد در آن دارید. یا آقای مشایی و... در این کابینه هستند. مجموعه، یک مجموعه&amp;zwnj;ی فاسد و مجرم است که حتی در این شرایط کمی تا قسمتی قانونی عملاً همه&amp;zwnj;ی آن&amp;zwnj;ها باید در دادگاه&amp;zwnj;های مردمی حاضر بشوند و جواب&amp;zwnj;گوی جرایم&amp;zwnj;شان باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همین آقای توکلی که امروز به عنوان مدعی آمده&amp;zwnj;اند وسط، وقتی پرونده&amp;zwnj;ی قتل زهرا کاظمی بعد از تحقیقات مفصل در مجلس ششم توسط فراکسیون اصلاح&amp;zwnj;طلبان مطرح شد و با استناد به مدارک مختلف نشان دادند که آقای مرتضوی دخالت مستقیم داشته در مرگ زهرا کاظمی، سکوت کردند. همان موقع که مشخص شد که آقای مرتضوی حتی پدر عروس آقای خاتمی، آیت&amp;zwnj;الله خوشبخت را که در وزارت ارشاد بودند، تهدید کرده و به او دستور داده بودند که دروغ بگوید (و ایشان هم آمدند گفتند) باز هم صدای کسی درنیامد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;خواهم بگویم که این معما نیست. این واقعیت جمهوری اسلامی است. الان گرگ&amp;zwnj;ها در برابر هم نشسته&amp;zwnj;اند. به دلایل منفعت&amp;zwnj;های امروزی، دیروزی و فردایی در برابر هم قرار می&amp;zwnj;گیرند و حالا چهره&amp;zwnj;شان آقای مرتضوی شده است. آقای مرتضوی به کمک آقای حداد عادل دوباره آن&amp;zwnj;جا می&amp;zwnj;ماند و از طریق آقای لاریجانی وساطت می&amp;zwnj;شود که بماند. یعنی این تار فساد و جنایت چنان در هم تنیده است که باید این&amp;zwnj;گونه خلاصه&amp;zwnj;اش کرد که &amp;laquo;خانه از پای&amp;zwnj;بست ویران است&amp;raquo;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;می بینیم هرکدام از جرایم مندرج در پرونده&amp;zwnj;ی آقای مرتضوی، در قوانین جمهوری اسلامی، می&amp;zwnj;تواند زندان&amp;zwnj;های طولانی&amp;zwnj;مدت حتی اعدام را به دنبال داشته باشد. چه کسی پشت سر آقای سعید مرتضوی است؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من این&amp;zwnj;گونه خلاصه می&amp;zwnj;کنم: نظام اسلامی؛ و نظام اسلامی را هم در آقای خامنه&amp;zwnj;ای خلاصه می&amp;zwnj;کنم. به این معنا نیست که یک فرد است، یک مجموعه است، ولی چهره&amp;zwnj;اش ایشان هستند. ایشان بودند که آقای مرتضوی و آقای احمدی&amp;zwnj;نژاد را بالا کشیدند، ایشان بودند که دستور دادند بچه&amp;zwnj;های ما را در خیابان&amp;zwnj;ها بکشند، ایشان در جریان تمام این ماجراها بودند و همیشه اشک تمساح ریختند. در ماجرای کوی دانشگاه که دانشجویان ما را شبانه گرفتند کشتند، چشم&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان را درآوردند، ایشان آمدند گریه کردند، عذرخواهی کردند. ولی در ماجرای کوی دانشگاه که باز هم دو سال قبل تکرار شد، چه اتفاقی افتاد؟ آقای فرهاد نظری تبرئه شد و یک سرباز ساده به خاطر دزدیدن یک ریش&amp;zwnj;تراش محکوم شد. در بقیه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی ماجراها، در قتل&amp;zwnj;های زنجیره&amp;zwnj;ای، در همه&amp;zwnj;ی موارد ایشان همین حضور را داشتند. این&amp;zwnj;بار هم آمدند و به خاطر کهریزک اشک تمساح ریختند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در نتیجه، من این نظام حاکم را روی صندلی متهم می&amp;zwnj;نشانم. البته مدارک&amp;zwnj;شان از متهم گذشته و مجرم&amp;zwnj;اند، ولی به لحاظ رعایت قانون است که می&amp;zwnj;گوییم متهم. والا اسناد جنایات و جرم&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان خیلی آشکار همه جا گفته شده است. در نتیجه، آقای مرتضوی هم بخشی از این مجموعه هستند که امیدوارم روزی در یک دادگاه عادلانه حاضر بشوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فکر می&amp;zwnj;کنید با پایان دوره&amp;zwnj;ی آقای محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد و آمدن رییس جمهوری تازه یا دولت تازه، سعید مرتضوی به دلیل این پرونده&amp;zwnj;های سنگینی که دارد محاکمه بشود و سرنوشتی مثل سعید امامی پیدا کند یا خیر؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نه؛ در دوران&amp;zwnj;های مختلف بستگی به این&amp;zwnj;که توازن قوا بین آقایان چه بگوید، همان اتفاق خواهد افتاد. البته که برای نظام، قربانی کردن آدم&amp;zwnj;هایی در حد مرتضوی، به&amp;zwnj;خاطر حفظ خودش، مهم نیست. هروقت که لازم باشد، این کار را می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;205&quot; height=&quot;117&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mortazavi_ahmadinejad.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&amp;laquo;الزاماً سرنوشت آقای مرتضوی به سرنوشت آقای احمدی&amp;zwnj;نژاد گره نخورده است. سرنوشت مرتضوی&amp;zwnj;ها وقتی مشخص می&amp;zwnj;شود که مملکت به روال قانون برگردد و قبل از همه و پیش از همه، مقام غیرقانونی آقای خامنه&amp;zwnj;ای، دولت&amp;zwnj;شان، فرمانده&amp;zwnj;هانی که کنارشان قرار گرفته&amp;zwnj;اند، از سردار نقدی گرفته تا بقیه&amp;zwnj;ی آقایان تا آن&amp;zwnj;هایی که در رأس مجلس، قوی قضاییه، مجریه و... نشسته&amp;zwnj;اند، در یک دادگاه عادلانه حاضر بشوند. &lt;br /&gt;
خلاصه، وقتی این مسائل حل خواهد شد یا به طور نسبی به مجرای قانون برخواهد گشت که یک تحول جدی اتفاق بیافتد و بخش عمده&amp;zwnj;ای از این مجموعه&amp;zwnj;ی حاکم در یک دادگاه عادلانه حاضر بشود. والا فردا احمدی&amp;zwnj;نژاد را می&amp;zwnj;برند، کسی دیگری مثل او را می&amp;zwnj;آورند.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ولی الزاماً سرنوشت آقای مرتضوی به سرنوشت آقای احمدی&amp;zwnj;نژاد گره نخورده است. سرنوشت مرتضوی&amp;zwnj;ها وقتی مشخص می&amp;zwnj;شود که مملکت به روال قانون برگردد و قبل از همه و پیش از همه، مقام غیرقانونی آقای خامنه&amp;zwnj;ای، دولت&amp;zwnj;شان، فرمانده&amp;zwnj;هانی که کنارشان قرار گرفته&amp;zwnj;اند، از سردار نقدی گرفته تا بقیه&amp;zwnj;ی آقایان تا آن&amp;zwnj;هایی که در رأس مجلس، قوی قضاییه، مجریه و... نشسته&amp;zwnj;اند، در یک دادگاه عادلانه حاضر بشوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خلاصه، وقتی این مسائل حل خواهد شد یا به طور نسبی به مجرای قانون برخواهد گشت که یک تحول جدی اتفاق بیافتد و بخش عمده&amp;zwnj;ای از این مجموعه&amp;zwnj;ی حاکم در یک دادگاه عادلانه حاضر بشود. والا فردا احمدی&amp;zwnj;نژاد را می&amp;zwnj;برند، کسی دیگری مثل او را می&amp;zwnj;آورند. در انتخاباتی که همه&amp;zwnj;کار در آن می&amp;zwnj;توان انجام داد، می&amp;zwnj;شود مجلسی درست کرد که یک&amp;zwnj;دست باشد، می&amp;zwnj;شود قانون اساسی را طوری عوض کرد که نخست&amp;zwnj;وزیری بیاید که مطیع آقا باشد، خیلی از این کارها را می&amp;zwnj;توان انجام داد. در نتیجه عوض شدن فرد چیزی را عوض نمی&amp;zwnj;کند. سیستم است که باید عوض شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پرسش پایانی&amp;zwnj;ام شاید یک یاد&amp;zwnj;آوری تلخ است. خود شما یک&amp;zwnj;بار مورد محاکمه&amp;zwnj;ی آقای سعید مرتضوی قرار گرفته&amp;zwnj;اید. او را چطور دیدید؟ چگونه شخصیتی است؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از تلخ&amp;zwnj;ترین روزهای من که در طول سی سال گذشته زیاد هم بوده، روزی بود که در به اصطلاح دادگاه آقای مرتضوی، به سئؤالات ایشان پاسخ می&amp;zwnj;دادم. برای تصویر کردن آن، می&amp;zwnj;توانم بگویم که عین شرایط حاکم بر کشور ما است، نماد حکومت است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یعنی آقای مرتضوی به اتکای زور و قدرت، پشت میز بلند قاضی نشسته بودند و من به عنوان متهم، در چند پله پایین&amp;zwnj;تر. که این فاصله&amp;zwnj;ای که ایشان در قدرت&amp;zwnj;اند و من بدون قدرت هستم، خیلی خوب تصویر بشود. ایشان حق داشتند هر سئوالی بکنند، اما من حق نداشتم که هر جوابی را بدهم یا اگر جواب می&amp;zwnj;دادم، جواب شنیده نمی&amp;zwnj;شد. ایشان حق داشتند که وسط سئوالی که از من می&amp;zwnj;کنند که کاملاً سئوال غیرقانونی بود، تلفنی با مراجع مختلف صحبت کنند، خط بگیرند، بگویند حالا باید بزنمش، نزنمش!&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یعنی دادگاه اصلاً شکل قانونی و رسمی نداشت. من حق نداشتم حتی وکیل داشته باشم، کنار خودم. ایشان حق داشتند بر اساس پرونده&amp;zwnj;ای که من نمی&amp;zwnj;دانستم مفادش چیست، شاکیان آن چه کسی هستند و در آن چه چیزی نوشته شده، هر نوع اتهامی را حتی اتهام&amp;zwnj;های سخیفی را که فقط از این حکومت برمی&amp;zwnj;آید، به من وارد کنند، اما من حق نداشتم به ایشان بگویم که دادگاهی که شما برگزار کرده&amp;zwnj;اید، دادگاهی غیرقانونی است، این کیفرخواست را من باید بخوانم که بدانم موضوع چیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;به عنوان یک روزنامه&amp;zwnj;نگار محاکمه می&amp;zwnj;شدید؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بله، البته ایشان در طول دادگاه که فقط ما دو نفر در آن حضور داشتیم، دو بار بلند شدند و از اطاق بیرون رفتند، رفتند دستشویی&amp;zwnj;ای که کنار دفتر کارشان بود و تمام آن صداها و بوها را من احساس می&amp;zwnj;کردم. تصویری که برای من باقی مانده، این است که وقتی آقای مرتضوی از پشت میز و منبری که بالای آن بودند پایین می&amp;zwnj;آمدند و از جلوی من رد می&amp;zwnj;شدند، تازه تفاوت قد ما معلوم شد. من دیدم که ایشان نسبت به من کوتاه&amp;zwnj;قدند و به اتکای پله&amp;zwnj;ها و منبری که روی آن نشسته&amp;zwnj;اند، خودشان را بزرگ&amp;zwnj;تر و در موضع قدرت می&amp;zwnj;بینند. منظورم به لحاظ فیزیکی نیست که قد کسی کوتاه یا بلند باشد، دارم فضا را برای&amp;zwnj;تان تصویر می&amp;zwnj;کنم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هرحال، وقتی ایشان از من سئوالی می&amp;zwnj;&amp;zwnj;کردند که همه&amp;zwnj;ی سئوال&amp;zwnj;ها با توهین و تحقیر همراه بود، تا من شروع می&amp;zwnj;کردم به جواب دادن، ایشان بلند می&amp;zwnj;شدند، می&amp;zwnj;رفتند بیرون؛ تمام مدت توهین بود . توهینی که در آن برجسته بود، نگاهی است که آقایان به زن دارند. لازم نیست من توضیح بدهم که زن از دید حکومت اسلامی چیست. آن&amp;zwnj;ها زن&amp;zwnj;ها را عموماً دو دسته می&amp;zwnj;دانند؛ دسته&amp;zwnj;ای که زنان خودشان هستند، در خانه هستند و مطابق شرع تعیین شده&amp;zwnj;ی آن&amp;zwnj;ها رفتار می&amp;zwnj;&amp;zwnj;کنند و زنانی که آمده&amp;zwnj;اند بیرون و در زندگی اجتماعی و اقتصادی نقش دارند. این دسته از زنان از دید آن&amp;zwnj;ها &amp;quot;بد&amp;quot; محسوب می&amp;zwnj;شوند و این &amp;quot;بد&amp;quot; را با ادبیات مختلف به شما می&amp;zwnj;گویند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حالی که زندگی اجتماعی من از بچگی و پرونده&amp;zwnj;ی فعالیت&amp;zwnj;های من روشن است و اولین نوشته&amp;zwnj;های من در روزنامه&amp;zwnj;های کیهان مشخص است، ایشان تمام مدت اصرار داشت به من بگوید که مثلاً من دختر جوانی بوده&amp;zwnj;ام که اصلاً روزنامه&amp;zwnj;نگار نبوده&amp;zwnj;ام، &amp;laquo;روابطی داشته&amp;zwnj;ام! &amp;raquo; و این &amp;quot;روابط&amp;quot; را با چنان لحن چندش&amp;zwnj;آوری می&amp;zwnj;گفتند که می&amp;zwnj;توانم بگویم من هرگز در زندگی&amp;zwnj;ام مجبور به تحمل این حد از توهین نشده بودم. البته من جوابی می&amp;zwnj;دادم، ولی ایشان وسط جواب من بلند می&amp;zwnj;شد می&amp;zwnj;رفت بیرون.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای من، آن روز و آن جلسه، نماد حکومت بود. همان رفتار، همان شیوه&amp;zwnj;ی غیرقانونی، همان بی&amp;zwnj;توجهی به مردم، همان اتهام&amp;zwnj;زنی، همان امکان نامحدود قدرت که به آن&amp;zwnj;ها اجازه می&amp;zwnj;دهد هرکاری بخواهند با مردم بکنند، همه را می&amp;zwnj;توانستید در آن اتاق کوچک ببینید. آن روز بود که من فکر کردم این جمهوری اسلامی، به این ترتیب تمام شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته&amp;zwnj;ی دیگری که به عنوان نتیجه&amp;zwnj;گیری آخرم از آن جلسه می&amp;zwnj;توانم بگویم، این است که احساس کردم که حکومتی که حفظ منفعت خودش را دست چنین آدم&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;سپارد، دچار چه خطای بزرگی می&amp;zwnj;شود. چون آدم&amp;zwnj;هایی مثل آقای مرتضوی، اگر روزی لازم باشد که به ارباب جدیدتر، با قیمت بیشتر بله بگویند، به این آقایان هم که کارفرمایان فعلی&amp;zwnj;شان هستند، رحم نمی&amp;zwnj;کنند. امروز دیدم که آقای مهدی خزعلی، پسر آیت&amp;zwnj;الله خزعلی گفته که &amp;laquo;روزی سراغ ناموس مراجع هم خواهند رفت&amp;raquo;. من در چهره&amp;zwnj;ی آقای مرتضوی و مرتضوی&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;بینم که روزی که کارفرما عوض بشود، با همسران کارفرمایان امروزی چه خواهند کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;یعنی ایشان در این رژیم نقش چاقو را دارند.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دقیقاً!&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/08/03/17870#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF">احمدی‌نژاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3627">ایرج ادیب زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3276">خامنه‌ای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14276">سازمان تأمین اجتماعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4241">سعید مرتضوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1843">نوشابه امیری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Fri, 03 Aug 2012 15:36:30 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">17870 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>عیسی سحرخیز، خبرنگار زندانی </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/11/04/8093</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/11/04/8093&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سارا روشن        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;259&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/isaa2.jpg?1320691856&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سارا روشن &amp;ndash; زندان&amp;rlm;های ایران پر از زندانیان سیاسی است. اسم برخی از این زندانیان در تارنماهای اینترنتی، شبکه&amp;rlm;های اجتماعی، رادیوها، تلویزیون&amp;rlm;ها ورسانه&amp;rlm;های اینترنتی مختلف تکرار می&amp;rlm;شوند و اسم بعضی&amp;rlm;ها از آنها از یادها می&amp;rlm;روند. ما، اما چقدر این زندانیان سیاسی را می&amp;rlm;شناسیم؟ چقدر با آرمان&amp;rlm;ها و آرزوهای آن&amp;rlm;ها آشنا هستیم؟&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20111101_IsaSaharKhiz_Sara.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عیسی سحرخیز، روزنامه&amp;zwnj;نگار و موسس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران را چقدر می&amp;zwnj;شناسیم؟ کسی که به گفته پسرش مهدی سحرخیز، همیشه کشورش ایران را در اولویت قرار می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مهدی سحرخیز&lt;/b&gt;- یکی از خاطراتی که از پدرم دارم این است که باهم رفته بودیم کارخانه چوب و کاغذ مازندران. او تلاش می&amp;zwnj;کرد روزنامه&amp;zwnj;ها و مجله&amp;zwnj;ها را تشویق کند که از محصولات ایرانی استفاده کنند به جای این که پولی بابت وسایل خارجی بدهند. یکی از خصوصیات برجسته ایشان برای من این بود که همیشه سعی می&amp;zwnj;کرد منافع کشورش را در اولویت اول قرار دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شکایت از &lt;/b&gt;&lt;b&gt;عالی&amp;zwnj;ترین مقام رسمی جمهوری اسلامی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عیسی سحرخیز در تیرماه سال ۱۳۸۸ بعد از ناآرامی&amp;zwnj;ها و اعتراض&amp;zwnj;های دهمین انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شد. او به&amp;zwnj;طور کل در دو مرحله به پنج سال زندان محکوم شده و ازجمله اتهاماتش توهین به رهبری، اقدام علیه امنیت ملی و اقدام تبلیغی علیه نظام بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;100&quot; height=&quot;142&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/amiri.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نوشابه امیری: مردی از جنس ما بود؛ آرمانی، معتقد به آزادی مطبوعات، اهل تسامح و مهربان. می&amp;zwnj;دانستیم در سختی دوران، یکی هست که هر زمان لازم باشد هم تلفن&amp;zwnj;اش دم دست است و هم در دفترش باز... خطری هم که پیش می&amp;zwnj;آمد، پیشاپیش برای حفاظت از ما ایستاده بود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از جنجالی&amp;zwnj;&amp;zwnj;ترین کارهای عیسی سحرخیز در دو سال گذشته نامه سرگشاده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای بود که در مرداد ۱۳۸۹ به صادق آملی &lt;em&gt;لاریجانی، &lt;/em&gt;رئیس قوه قضائیه فرستاد و در آن با بیان ظلمی که بر وی رفتهاست، بر حق خود در پیگیری شکایت علیه غلامحسین محسنی اژه&amp;zwnj;ای، محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;،&lt;/span&gt; رهبرجمهوری اسلامی و آیت&amp;zwnj;الله علی خامنه&amp;zwnj;ای، از طریق مراجع قضایی جهان و مجامع بین&amp;zwnj;المللی تاکید کرد. او دلیل شکایتش را سکوت مقامات دولتی و سیاسی کشور در برابر شکنجه&amp;zwnj;ها و ضرب و شتم&amp;zwnj;هایی شمرد که به وی وارد شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سحرخیز در نامه&amp;zwnj;اش خطاب به آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;عالی&amp;zwnj;ترین مقام رسمی جمهوری اسلامی که به خود حق دخالت در تمام امور مقننه، مجریه و قضائیه کشور را داده و می&amp;zwnj;دهد و روسای قوا خلاف روح و مفاد قانون اساسی سخنان و اوامر او را فصل&amp;zwnj;الخطاب امور می&amp;zwnj;دانند، در این جریان نقش غیر قابل انکار و تعیین&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;ای دارد و به تبع این مقام و مسئولیت بایدپاسخگوی اعمال افراد تحت امر و تخلفات گسترده باشد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;معتقد به آزادی مطبوعات&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عیسی سحرخیز متولد ۱۳۳۲، زاده شهر آبادان و بزرگ شده شهر کرج است. او بعد از ازدواج به تهران نقل مکان کرد و بعد از اتمام تحصیل در رشته اقتصاد از دانشگاه تهران در سال ۱۳۶۱ به عنوان خبرنگار و کارشناس اقتصادی در خبرگزاری رسمی دولت ایران (ایرنا) فعالیت&amp;zwnj;های حرفه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;اش را شروع کرد. این روزنامه&amp;zwnj;نگار از سال ۱۳۵۹ با آغاز جنگ ایران و عراق به تصویربرداری از جنگ پرداخت و تا سال&amp;zwnj;ها همچنان در رده&amp;zwnj;های مختلف در سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) کار می&amp;zwnj;کرد و چندسالی هم رئیس دفتر این خبرگزاری در سازمان ملل بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهدی سحرخیز این&amp;zwnj;چنین از خصوصیات اخلاقی عیسی پدرش می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;پدر من خیلی پشتکار دارد. هیچ وقت هیچ&amp;zwnj;کاری را ول نمی&amp;zwnj;کند. فکر می&amp;zwnj;کنم خیلی از کسانی که با او کار می&amp;zwnj;کردند، روی او حساب می&amp;zwnj;کردند. من می&amp;zwnj;دانم بارها و بارها و در هر شغلی که بود، کسانی که با او کار می&amp;zwnj;کردند، برایش مثل دوست بودند و حتی خیلی وقت&amp;zwnj;ها اگر نمی&amp;zwnj;توانستند سر کار بروند، با آن که پدرم مدیر بود، به او زنگ می&amp;zwnj;زدند که من امروز نمی&amp;zwnj;توانم بیایم سر کار، تو می&amp;zwnj;توانی جای من باشی؟ و پدر من بارها و بارها به جای آنها کار کرده است. یعنی سعی نمی&amp;zwnj;کرد که ریاست کند. تاجایی که یادم می&amp;zwnj;آید، سعی می&amp;zwnj;کرد با کسانی که کار می&amp;zwnj;کند دوست باشد و آن دوستی&amp;zwnj;ها باعث شد- به نظر من- در هر کاری که تا به امروز کرده موفق باشد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، زمانی که سید عطاءالله مهاجرانی وزیر ارشاد بود، به&amp;zwnj;عنوان مدیر کل مطبوعات داخلی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول به کار شد. آن&amp;zwnj;هم در دوره&amp;zwnj;ای که به نام &amp;quot;بهار مطبوعات&amp;quot; معروف است. در سال ۱۳۷۸ پس از برخورد قوه قضائیه به دلیل ارائه مجوز انتشار به روزنامه &amp;quot;زن&amp;quot;، از سمت خود استعفا داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نوشابه امیری، نویسنده و روزنامه&amp;zwnj;نگار از این دوران کاری&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;عیسی سحرخیز چنین یاد می&amp;zwnj;کند: &amp;quot;مردی از جنس ما بود؛ آرمانی، معتقد به آزادی مطبوعات، اهل تسامح و مهربان. می&amp;zwnj;دانستیم در سختی دوران، یکی هست که هر زمان لازم باشدهم تلفن&amp;zwnj;اش دم دست است و هم در دفترش باز. ما از سختی دوران می&amp;zwnj;گفتیم و او همدلانه نگاه می&amp;zwnj;کرد. می&amp;zwnj;فهمید چه کشیده&amp;zwnj;ایم. در می&amp;zwnj;یافت. خطری هم که پیش می&amp;zwnj;آمد، پیشاپیش برای حفاظت از ما ایستاده بود. آمده بود مطبوعاتی&amp;zwnj;ها را محترم و از گزند دوران در امان بدارد. نقشی که با پایان بهار کوتاه عصر هم ادامه یافت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از این دوره او مدیر مسئول نشریه آفتاب و اخبار اقتصاد بود که هر دو تعطیل شدند. چندسالی هم به&amp;zwnj;عنوان مدیرعامل انتشارات قلم به&amp;zwnj; فعالیت پرداخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;150&quot; height=&quot;165&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/mehdi_saharkhiz_0.jpg&quot; /&gt;مهدی سحرخیز درباره روش کار پدرش و اهدافی که دارد توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;quot;پدر من از قبل از این که در رسانه&amp;zwnj;ها یا خبرگزاری&amp;zwnj;ها مشغول به کار شود هم خیلی کار می&amp;zwnj;کرد. دائماً صبح&amp;zwnj;ها از شش صبح می&amp;zwnj;رفت بیرون تا9 یا ۱۰ شب. بعضی روزها هم شاید بیشتر. یعنی آدمی است که همیشه در حین کار و تلاش بوده تا چیزی را که می&amp;zwnj;خواهد به دست بیاورد. منظورم از به دست آوردن از لحاظ مالی نیست. این که بتواند هدفش را که همان آزادی رسانه&amp;zwnj;هاست به دست آورد. یکی از کارهایی که پدرم می&amp;zwnj;کرد، مقایسه این بود که چقدر در ایران سطح مطالعه روزنامه&amp;zwnj; و مجله و کتاب نسبت به دیگر کشورهای دنیا کمتر است و سعی می&amp;zwnj;کرد این سطح را بیشتر کند. من یادم هست زمانی که پدرم در وزارت ارشاد بود، تعداد روزنامه&amp;zwnj;ها و مجله&amp;zwnj;ها و خواندن مجله&amp;zwnj;ها زیادتر شده بود. تیراژ روزنامه&amp;zwnj;ها به چهارمیلیون در روز رسیده بود که این اتفاق خیلی بزرگی در ایران بود.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;زندانی به اسم ایران&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در روز سی&amp;zwnj;ام نوامبر ۲۰۰۶، عیسی سحرخیز به رادیوی صدای آلمان گفت: &amp;quot;درعمل من الان ممنوع&amp;zwnj;السفر، ممنوع&amp;zwnj;الخروج، ممنوع&amp;zwnj;الکار، ممنوع&amp;zwnj;القلم و حتیممنوع&amp;zwnj;الخبر هستم ... فضا را تنگ کرده&amp;zwnj;اند. امکان زندگی وجود ندارد. امکانداشتن شغل مناسب وجود ندارد. امکان روزنامه&amp;zwnj;نگاری واقعی برای من وجودندارد. به گونه&amp;zwnj;ای که من الان در زندانی به اسم ایران محبوس هستم. حالا فرقنمی&amp;zwnj;کند دایره این زندان را محدودتر بکنند و به قول خودشان ببرند در یکی ازسوئیت&amp;zwnj;هایی که در نظر گرفته&amp;zwnj;اند یا در بندهای عمومی زندان اوین و بخواهند منآنجا باشم. در عمل فکر می&amp;zwnj;کنم بین این زندان و آن زندان تفاوت چندانی نیست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;...&lt;/span&gt;&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;180&quot; height=&quot;111&quot; vspace=&quot;5&quot; hspace=&quot;5&quot; border=&quot;5&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/saharkhiz_after.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عیسی سحرخیز مدت&amp;zwnj;هاست که در بند است و وضعیت جسمی مناسبی ندارد (عکس قبل و بعد از دستگیری).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عیسی سحرخیز مدت&amp;zwnj;هاست که در بند است و وضعیت جسمی مناسبی ندارد. مهدی سحرخیز، می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;ایشان از نظر روحی همیشه مقاوم بودند و همچنان در همان حالت هستند. هر روز مصمم&amp;zwnj;تر از قبل روی حرف&amp;zwnj;هایی که زده&amp;zwnj;اند، مانده&amp;zwnj;اند. ولی از نظر جسمی متأسفانه، شرایط&amp;zwnj;شان هر روز و هر روز بدتر شده است. سعی هم می&amp;zwnj;کنند در زندان اذیت&amp;zwnj;&amp;zwnj;شان کنند. زندانبان&amp;zwnj;ها یا دیگر زندانیان را مصمم می&amp;zwnj;کنند که زندانیان سیاسی- نه تنها پدر من- را اذیت کنند تا در شرایط جسمی بدی قرار گیرند تا به قول خودشان درسی شود برای این زندانیان تا اصلاح شوند. بارها بوده که به کسانی که مواد مخدر استفاده می&amp;zwnj;کنند قول مواد داده شده یا برعکس، از موادهایی که به آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;رسد کم کرده&amp;zwnj;اند و گفته&amp;zwnj;اند اگر این زندانیان سیاسی را اذیت کنید، مواد مخدر می&amp;zwnj;گیرید.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یکی از این درگیری&amp;zwnj;ها، گوش عیسی سحرخیز پاره می&amp;zwnj;شود. ضارب یکی از زندانی&amp;zwnj;های شرور در بند سیاسی رجایی&amp;zwnj;شهر بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چاره کار چیزی جز اتحاد و همدلی بیشتر &lt;/b&gt;&lt;b&gt;نیست&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عیسی سحرخیز در روزهای پایانی تیرماه سال جاری طی نامه&amp;zwnj;ای به احمد شهید، گزارشگر ویژه بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران، از وی خواست تا هرچه سریع&amp;zwnj;تر به وضعیت زندان&amp;zwnj;های ایران رسیدگی کند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آقای سحرخیز خطاب به احمد شهید نوشت: &amp;quot;آن&amp;zwnj;چه امروز در زندان&amp;zwnj;های جمهوری اسلامی می&amp;zwnj;رود، جنایت علیه بشریت است و چیزی کمتر از اقدامات ضد انسانی استالین در اردوگاه&amp;zwnj;های کار اجباری سیبری ندارد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهدی سحرخیز درباره آرمان&amp;zwnj;ها و آرزوهای پدرش می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;خب فکر می&amp;zwnj;کنم آرمان&amp;zwnj;های پدرم و خیلی از کسان دیگری که انقلاب کردند، مخصوصاً کسانی که الان در زندان هستند، در زمان انقلاب، یکی بوده است. فکر می&amp;zwnj;کنم آن آزادی&amp;zwnj;ای که می&amp;zwnj;خواستند، این بود که بتوانند حرف بزنند بی آن که بترسند. آنها می&amp;zwnj;دانند یکجایی اتفاقی افتاده که این آرمان&amp;zwnj;ها کاملاً عوض شده است. تمام سعی و تلاش پدرم این بود که بتواند آن دلیلی که برای آن انقلاب شده است را بازگرداند و نگاهش همیشه به این بود که هیچکس سانسور نشود و همه بتواند حرف&amp;zwnj;شان را بزند. برایش این خیلی مهم است. این که هرکسی بتواند عقاید خودش را داشته باشد. هرچند که با عقاید پدر من مثلاً فرق کند. خیلی&amp;zwnj;وقت&amp;zwnj;ها من و پدرم در یک موضوع باهم هم&amp;zwnj;عقیده نبودیم، ولی او هیچ&amp;zwnj;وقت جلوی مرا نگرفت یا نگفت که نه، چون این عقیده من نیست، تو هم حق نداری آن را بیان کنی.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عیسی سحرخیز در تجمع اعتصاب غذای تحکیم وحدت و ادوار تحکیم وحدت بعد از انتخابات ۱۳۸۸ گفته بود: &amp;quot;چاره کار چیزی جز اتحاد و همدلی بیشتر، تقویت جامعه مدنی ایران و نهادهایسیاسی و تشکیل و تاسیس جبهه&amp;zwnj;های مختلف به ویژه با رویکرد محوری نسبت به مسئله دموکراسی و حقوق بشر نیست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;quot;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/11/04/8093#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1648">آیت‌الله خامنه‌ای</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3701">احمد شهید</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C">زندانیان سیاسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2892">سارا روشن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7068">سید عطاءالله مهاجرانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7067">صادق آملی لاریجانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3184">عیسی سحرخیز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4857">مهدی سحرخیز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1843">نوشابه امیری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Fri, 04 Nov 2011 12:50:07 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">8093 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>سریالی تکراری در آستانه بیست‌ودوم خرداد</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/06/10/4632</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/06/10/4632&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    ایرج ادیب‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;2473&quot; height=&quot;1649&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/p1000829_-_copy_-_copy.jpg?1307992976&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;تلویزیون جمهوری اسلامی فیلمی را به نمایش گذاشت که می&amp;zwnj;گوید نشان&amp;zwnj;دهنده نفوذ وزارت اطلاعات در میان مخالفان و فعالین خارج از کشور است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در این فیلم شخصی به نام &amp;laquo;محمدرضا مدحی&amp;raquo; مدعی می&amp;zwnj;شود که با برخی ایرانیان خارج از کشور مخالف جمهوری اسلامی ملاقات کرده و با مقام&amp;zwnj;های مهم آمریکا و فرانسه هم دیدار داشته است.&lt;br /&gt;
در این فیلم که در آستانه سالگرد دهمین انتخابات ریاست جمهوری، روز ۲۲ خرداد در ایران به نمایش درآمد، محمدرضا مدحی مدعی است با ایرانیانی ارتباط داشته که با حمایت آمریکا، فرانسه، بریتانیا و اسراییل، قصد تشکیل دولت در تبعید را داشتند، اما وزارت اطلاعات ایران برنامه آن&amp;zwnj;ها را کشف و خراب کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20110609_PM_madhi_noorizadeh.mp3&quot;&gt;&lt;img width=&quot;273&quot; height=&quot;31&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
از سوی دیگر در حالی که خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی &amp;laquo;ایرنا&amp;raquo; مدحی را فریب&amp;zwnj;خورده سازمان سیا می&amp;zwnj;داند که مأمورین وزارت اطلاعات او را نجات داده&amp;zwnj;اند، خبرگزاری &amp;laquo;فارس&amp;raquo; این شخص را مرتبط با وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی می&amp;zwnj;داند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;علیرضا نوری&amp;zwnj;زاده، نویسنده&amp;zwnj; و روزنامه&amp;zwnj;نگار مقیم لندن، به زمانه در مورد دیدارها و گفت&amp;zwnj;وگوهایش با محمدرضا مدحی و واکنش&amp;zwnj;اش به فیلمی می&amp;zwnj;گوید که تلویزیون جمهوری اسلامی نشان داد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;علیرضا نوری&amp;zwnj;زاده&lt;/strong&gt;: بله، دیدم و خیلی هم برایم جالب بود. چون در عمرم این&amp;zwnj;همه حرف&amp;zwnj;های نادرست و دروغ نشنیده بودم. یعنی واقعاً از نظر من یک چیز غیر قابل تصوری بود و معلوم شد که جیمزباند جمهوری اسلامی، یعنی آقای حیدر مصلحی که تا به&amp;zwnj;حال چندین نوبت از این دست نمایش&amp;zwnj;ها برپا کرده است، این بار در ظاهر کارگردان&amp;zwnj;های دیگری هم ازجمله اطلاعات سپاه با او همکاری کرده&amp;zwnj;اند که نمایشنامه&amp;zwnj;ای به این شکل تراژیک و در عین حال کمدی را عرضه کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
من در فیلمی که نشان داده شد احساس می&amp;zwnj;کردم آقای مدحی خودش نبود. برای این که من آقای مدحی را از نزدیک دیده&amp;zwnj;ام. حتی شاهد مشکلات و مصائب بیماری ایشان بودم؛ مصائبی که ایشان به علت شیمیایی شدن متحمل شده است. آن لحظه&amp;zwnj;ای که ایشان دچار رعشه می&amp;zwnj;شد و می&amp;zwnj;بایست آمپول کورتون به خودش می&amp;zwnj;زد. یا روزی ۹۰ قرص می&amp;zwnj;خورد و این چیزها پنهانی نیست. در برنامه&amp;zwnj;های من به دفعات ایشان راجع به این موضوع صحبت کرد که ناچارم روزی ۹۰ قرص بخورم و من می&amp;zwnj;دیدم که ایشان در برابر من چه تعداد قرص را یکجا می&amp;zwnj;بلعید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در شرایطی که من او را دیدم- البته می&amp;zwnj;توانم اشتباه کنم و ممکن است آقای مدحی آمده بیرون و بعد به خاطر تهدیدهایی که شده به ایران رفته است- او بارها گفت که همسر اول، مادر و دخترش چندین نوبت مورد تهدید قرار گرفتند. این حرف&amp;zwnj;ها را درد دل می&amp;zwnj;کرد و می&amp;zwnj;گفت. همه این&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;تواند مؤثر شده باشد که ایشان برود ایران و با آن&amp;zwnj;ها همکاری کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
قبلاً به ما هشدارهایی از داخل داده شده بود. یکی دو نوبت مطالبی عنوان کرده بود که نادرست بود یا به معنای دیگر قطره پرمنگناتی بود که در یک دریا ریخته بودند. ایشان از یک نکته که احتمالاً می&amp;zwnj;توانست درست باشد، استفاده می&amp;zwnj;کرد و آن را به صورت مبالغه&amp;zwnj;&amp;zwnj;آمیز در ابعاد وسیع پخش می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آقای محمدرضا مدحی اصلاً چه کسی بود و شما چطور باهم آشنا شدید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای مدحی ظاهراً اول با آقای امیرفرشاد ابراهیمی در تماس بودند. آقای امیرفرشاد ابراهیمی، که جزو بچه&amp;zwnj;های انصار حزب&amp;zwnj;اله  بود و بعد خارج شده، رفته بود تایلند و با آقای مدحی، که اوهم با یکی از همسرانش به آنجا رفته بود، دیدار کرده بود. ایشان با خودش کیسه&amp;zwnj;ای داشت که معتقد بود صدها هزار دلار سنگ قیمتی در آن است و آن را همیشه با خودش اینور و آنور می&amp;zwnj;برد.  در همین حال می گفت ناچاراست از این و آن پول بگیرد، برای که بتواند زندگی کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایشان اینجا و آنجا خواسته بود که با من صحبت کند. من زنگ زدم باهم مفصل صحبت کردیم. او اشاره کرد که چطور برنامه&amp;zwnj;های من را دنبال می&amp;zwnj;کند و چقدر علاقه&amp;zwnj;مند است. بعد آمد روی برنامه تلویزیونی من، &amp;laquo;پنجره&amp;zwnj;ای رو به خانه&amp;zwnj;ی پدری&amp;raquo;، و ما چندین هفته و به تناوب باهم گفت&amp;zwnj;وگو کردیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چیزی که من دقت کردم، این بود که خط قرمزهایی داشت و از آن&amp;zwnj;ها عبور نمی&amp;zwnj;کرد که بعد در جریان جنبش سبز ایشان یک موضع بسیار منفی نسبت به آقایان موسوی و کروبی گرفت که من با او برخورد کردم و از همانجا دیگر صحبت&amp;zwnj;های ما قطع شد. یکبار هم ایشان از من خواهش کرد و گفت که آرزوی دیدار کعبه را دارد و می&amp;zwnj;خواهد ناودان طلا را بگیرد، برود آنجا و دردهایش را خوب کند که من برای رفتن کمکش کردم و از دوستانی که داشتم خواهش کردم برای او ویزایی ترتیب دهند و ایشان هم رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آنجا که رفته بود، یک حرف&amp;zwnj;های عجیب و غریبی هم زده بود که همه به او خندیده بودند. بعدهم تقاضا کرده بود که به او کمک کنند یا همکاری کنند. تمام این حرف&amp;zwnj;هایی که در رابطه با ملاقات با سفیر آمریکا، خانم کلینتون، سفر با هواپیمای شخصی به آمریکا گفته همه دروغ است. هیچکدام اساس و پایه ندارد و من خوشبختانه در تمام جزئیات کارهای ایشان هستم. این&amp;zwnj;ها دروغ است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اصولاً در گفته&amp;zwnj;های ایشان یا افشاگری&amp;zwnj;هایی که می&amp;zwnj;کردند، حرف تازه&amp;zwnj;ای بود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هیچ چیز. ببینید! ایشان رفت با آقای جهانشاهی در موج سبز همکاری کرد. اولاً این کنفرانسی که نشان می&amp;zwnj;دهند، کنفرانسی بود که آقای &amp;laquo;هنری&amp;zwnj;له&amp;zwnj;وی&amp;raquo; در پاریس برگزار کرد و من به اتفاق آقایان مخملباف، حسن شرفی، حاج عبداله مهتدی، حسین بر و دوستان دیگر به دعوت آقای&amp;laquo;له وی&amp;raquo; در آن کنفرانس شرکت کردیم. در آن کنفرانس ما راجع به آزادی و جنبش سبز و مبارزات ملت ایران صحبت کردیم. بسیار کنفرانس خوبی بود و اصلاً آقای مدحی&amp;zwnj; نامی در آنجا وجود نداشت که این قدر وزارت اطلاعات روی این کنفرانس مانور داده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روزی که من به دعوت خانم فرنگیس حبیبی پاریس آمده بودم و در آنجا سخنرانی داشتم، به من اطلاع دادند که آقای مدحی مصاحبه مطبوعاتی دارد. وقتی رفتم، ایشان در میان دو محافظ آمد بیرون، با من سلام و علیکی کرد و به سرعت هم رفت. فقط پرسیدم موضوع چیست؟ آنجا به من گفته شد ایشان پیوسته&amp;zwnj;اند به موج سبز و مسئول امور سپاه پاسداران شدند یا یک چنین چیزی. از آن به بعد من دیگر با آقای مدحی تماسی نداشتم. چون ظاهراً به خاطر کار حزبی که آنجا می&amp;zwnj;کرد، نباید دیگر با ما در تماس می&amp;zwnj;بود. این آخرین موضوعی بود که من شنیدم. البته یکبارهم ایشان به من زنگ زد و گفت آمادگی دارد که از خط قرمزها عبور کنند و علیه آقای خامنه&amp;zwnj;ای حرف بزنند که من استقبال نکردم و ماجرا متوقف شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این همه من هیچ حرفی علیه ایشان نمی&amp;zwnj;زنم؛ چون آن&amp;zwnj;چه من در تلویزیون دیدم، یک مدحی آزاد نبود. چون با ایشان رودررو حرف زدم، چندین نوبت با او گفت&amp;zwnj;وگو کردم و از نزدیک با او در تماس بودم. این آن مدحی نبود که من می&amp;zwnj;شناختم. شاید و البته به نظر من، از بیماری و از مشکلات خانوادگی&amp;zwnj; و از وجود بچه&amp;zwnj;هایش که آنجا گرفتارند، سوءاستفاده شده و ایشان را وادار به رفتن به ایران کرده&amp;zwnj;اند یا او را به ایران برده&amp;zwnj;اند. این&amp;zwnj;ها را دیگر نمی&amp;zwnj;دانم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;سایت&amp;zwnj;های طرفدار دولت گفته&amp;zwnj;اند که &amp;laquo;جمع یارانی در میان بوده که می&amp;zwnj;خواستند جمهوری اسلامی را ساقط کنند&amp;raquo;. شما از این &amp;laquo;جمع یاران&amp;raquo; خبری دارید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایشان از روز اول با ما راجع به جمع یاران صحبت می&amp;zwnj;کرد، ولی در این جمع یاران فقط یک آقایی بود که هر وقت حال ایشان به&amp;zwnj;هم می&amp;zwnj;خورد و او را به بیمارستان می&amp;zwnj;بردند، موبایل ایشان را آن آقا جواب می&amp;zwnj;داد. آقای مدحی می&amp;zwnj;گفت مثلاً حسن یا حسین از بچه&amp;zwnj;های جمع یاران است. ما از این جمع یاران هیچ چیز ندیدیم. هیچکدام از اطلاعاتی که آقای مدحی داد در طول برنامه&amp;zwnj;های من، اطلاعات نادانسته&amp;zwnj;ای نبود. ایشان خیلی آدم هوشیاری بود. از صبح کارش سر زدن به سایت&amp;zwnj;ها و همینطور رفتن روی بالاترین بود و حساس هم بود. وقتی علیه&amp;zwnj;اش چیزی می&amp;zwnj;نوشتند، داد می&amp;zwnj;زد و می&amp;zwnj;نوشت و ناسزا می&amp;zwnj;گفت. ولی جالب اینجا بود که مطالب خود من را گاهی به خودم تحویل می&amp;zwnj;داد. من به او می&amp;zwnj;گفتم آقای مدحی، من این را دو سال پیش نوشتم و موضوع این جوری بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هیچ وقت نتوانست از نظر دانش اطلاعاتی&amp;zwnj;اش من را جذب کند. ولی طبعاً آدم بدی نبود. مصاحبت با او ملال&amp;zwnj;انگیز نبود، آدم را ناراحت نمی&amp;zwnj;کرد. من همیشه رعایت جانباز بودنش را می&amp;zwnj;کردم. من خیلی حساسم نسبت به آدم&amp;zwnj;هایی که جوانی و سلامت&amp;zwnj;شان را در جنگ برای دفاع از میهن داده&amp;zwnj;اند. این آدم جانباز ۷۰درصدی بود. سینه&amp;zwnj;ا&amp;zwnj;ی زخمی داشت، با روزی دو آمپول کورتون و ده&amp;zwnj;ها قرصی که می&amp;zwnj;خورد زندگی می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;درباره  سوابق آقای محمدرضا مدحی، در برخی از سایت&amp;zwnj;های ایران چنین نوشته&amp;zwnj;اند: جعل و سرقت اسناد دولتی کرده، قاچاقچی مواد مخدر بوده و ... از زمانی که آقای احمدی&amp;zwnj;نژاد دوباره به ریاست جمهوری می&amp;zwnj;رسد، به وزارت اطلاعات منتقل می&amp;zwnj;شود و بعد از آن به دبیرخانه مجلس خبرگان و بعدهم به خارج می&amp;zwnj;آید. شما راجع به سوابق او چیزی می&amp;zwnj;دانید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من راجع به آن قسمتی که مربوط به قاچاق یا جعل اسناد می&amp;zwnj;شود، چیزی نمی&amp;zwnj;دانم. اما بعضی سندهایی که ایشان ارائه می&amp;zwnj;داد، سندهایی بود که غلط&amp;zwnj;های فاحش داشت. مثلاً ایشان سندی را ارائه می&amp;zwnj;داد در رابطه با دستورالعملی که فلان آقا به ایشان صادر کرده بود، بعد بالای آن تاریخی که گذاشته بودند، مثلاً تاریخ پنج روز پیش بود یا قسمتی از تاریخ غلط بود و این&amp;zwnj;ها به همدیگر نمی&amp;zwnj;خورد. ایشان با علی ارومیان، نماینده مراغه در مجلس خبرگان و نماینده آقای خامنه&amp;zwnj;ای، در ارتباط بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جالب است برایتان بگویم آن زمان که آقای ارومیان نماینده مجلس بود، نامه&amp;zwnj;ای در سفر حج در سال ۱۹۸۴ برای زنده یاد دکتر بختیار نوشته بود که آن زمان دست ما افتاد و ما آن را چاپ کردیم. آقای ارومیان ناچار شد جواب دهد، چون از آقای دکتر بختیار پول خواسته بود. این آقای ارومیان رئیس آقای مدحی در مجلس خبرگان بود. ایشان در دفتر او کار می&amp;zwnj;کرد. برادر آقای مدحی هم باز یک آدم اطلاعاتی&amp;zwnj;ـ امنیتی&amp;zwnj; سپاه بود. ولی سوابقی داشته است، به&amp;zwnj;عنوان فرمانده، به عنوان رئیس شهربانی شهری مرزی. در اینجاها کارهایی کرده، بعد به خاطر بیماری شدید در بیمارستان بستری شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مثلاً مدحی عکس داشت که آقای ثمره هاشمی، معاون آقای احمدی&amp;zwnj;نژاد، رفته بوده به بیمارستان و با او دیدار کرده بوده. یا فیلم&amp;zwnj;هایی از او در تلویزیون ایران پخش شده بود در بیمارستان؛ زمانی که حالش به&amp;zwnj;هم خورده بوده و مقامات رسمی بالای سرش بودند. خب اگر این آدم جاعل بود، چرا مقامات بالای سرش بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;گفته شده که او به برخی از روزنامه&amp;zwnj;نگاران الماس داده است. این چقدر واقعیت دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همانطور که گفتم، ایشان یک کیسه دنبالش داشت و مدعی بود این&amp;zwnj;ها جواهر است و من واقعاً نمی&amp;zwnj;دانم اگر این&amp;zwnj;ها جواهر بود، چرا ایشان نمی&amp;zwnj;فروخت، چون برای هزار یا دو هزار دلار معطل بود. یادم هست یکی از دوستان من با ایشان آشنا شده بود که بازرگان است و به&amp;zwnj;هرحال آدمی&amp;zwnj;ست که وضع مالی&amp;zwnj;اش خوب است. ایشان به دفعات از این دوست پول قرض کرده بود و دائم می&amp;zwnj;گفت انشاالهخ الماس&amp;zwnj;هایم را می&amp;zwnj;فروشم و بدهی&amp;zwnj;ام را می&amp;zwnj;دهم. من هرگز این الماس&amp;zwnj;ها یا سنگ&amp;zwnj;های قیمتی را ندیدم. ولی ایشان مدعی بود که یک کیسه سنگ دارد. امیرفرشاد ابراهیمی هم راجع به این موضوع چندین مطلب نوشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;فکر می&amp;zwnj;کنید پخش این گفت&amp;zwnj;وگوها یا این سندی که گفته شده نوعی افشاگری است، آن&amp;zwnj;هم در آستانه سالگرد ۲۲ خرداد تصادفی است یا برنامه&amp;zwnj;ریزی شده؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به هیچ وجه. این&amp;zwnj;ها تا امروز شاهد هستند که جنبش سبز پویا و جاندار ادامه دارد. در ضمیر هر ایرانی جنبش سبز هست. جنایاتی که در مورد هاله سحابی کردند، بدون تردید در برنامه&amp;zwnj;ای مر که مردم می&amp;zwnj;خواهند برگزار کنند تأثیرگذار خواهد بود. به همین دلیل این&amp;zwnj;ها پیشاپیش خواستند جنبش را به خارج وصل کنند. مرتب هم تصاویر آقای نتانیاهو را نشان می&amp;zwnj;دادند. اصلاً معنایی نداشت. بعد آقای مدحی در چه سطحی هست که مثلاً رئیس موساد با او ملاقات کند؟ آقای مدحی یک پاسدار سابق بود که در ایران هم دنبالش بودند. این&amp;zwnj;ها اعتبار ندارند. اطلاعات سوخته به درد کسی نمی&amp;zwnj;خورد. گاهی اوقات حرف&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;زد که اسباب خنده بود. با این همه من هنوز اطمینان ندارم که ایشان با پای خودش رفته باشد، یا مأمور رژیم باشد که بخواهد در اپوزیسیون خرابکاری کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;گفته شده است که قرار بوده در پادگانی در تل&amp;zwnj;آویو روی سناریویی که برای براندازی جمهوری اسلامی نوشته شده است، کار کنند. این گفته تا چه حد حقیقت دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به&amp;zwnj;عنوان مهم&amp;zwnj;ترین و بامزه ترین جوک این ماه، این گفته را انتخاب می&amp;zwnj;کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بازی&amp;zwnj;های خفیف امنیتی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;نوشابه امیری، دبیر روزنامه&amp;zwnj; اینترنتی &amp;laquo;روزآنلاین&amp;raquo; نمایش فیلم جمهوری اسلامی را سریال ادامه داری می&amp;zwnj;داند. گفتنی است سایت&amp;zwnj;های دولتی نوشته&amp;zwnj;اند، محمدرضا مدحی با سایت روز گفت&amp;zwnj;وگو کرده است.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;150&quot; height=&quot;113&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/noushabeh.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نوشابه امیری&lt;/strong&gt;: برنامه&amp;zwnj;ای که پخش شد، می&amp;zwnj;شود گذاشت به حساب سریال همچنان ادامه&amp;zwnj;دار جمهوری اسلامی. از همان دست فیلم&amp;zwnj;هایی بود که خودشان می&amp;zwnj;سازند و خودشان می&amp;zwnj;خندند و فکر می&amp;zwnj;کنند با این&amp;zwnj;ها مطالبات یک ملت را زیر سئوال می&amp;zwnj;برند. یعنی حمله به این و آن و پرونده سازی، برای این که بگویند ما برحقیم؛ اما این مردم هستند که قضاوت خودشان را می&amp;zwnj;کنند. در مورد این که از جاهای مختلفی اسم برده&amp;zwnj;اند، به نظر من این طبیعی&amp;zwnj;ترین اتفاق است. البته نکته قابل توجه این است که خبرگزاری &amp;laquo;ایرنا&amp;raquo; می&amp;zwnj;گوید که ایشان را دستگیر کردند و مدتی آنجا در زندان بوده و آقایان از او پذیرایی کردند و او هم اعتراف کرده است. بعد خبرگزاری امنیتی &amp;zwnj;ـ نظامی &amp;laquo;فارس&amp;raquo; این را گذاشته است به حساب پیروزی نظام امنیتی ایران که این در خود یک تناقض اساسی دارد. حالا به هر دلیل و با هرکدام از این داستان&amp;zwnj;هایی که پشت ماجراست، آدمی آمده به خارج از کشور و شروع کرده به گفتن حرف&amp;zwnj;هایی. طبیعی است که در مطبوعات داخلی یا خارجی مثل &amp;laquo;گاردین&amp;raquo;، &amp;laquo;نیویورک تایمز&amp;raquo; یا تلویزیون&amp;zwnj;های مختلف، همه جا با او مصاحبه شده؟ ازجمله همکار ما امید معماریان هم در آن روزگار با او مصاحبه کرده و مصاحبه نیز منتشر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;با &amp;laquo;روز آنلاین&amp;raquo; هم تماس داشته است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایشان با من بیشتر از طریق ایمیل تماس داشت. یعنی ظاهراً سال اولی که سروکله&amp;zwnj;اش پیدا شده بود، برای من ایمیل می&amp;zwnj;زد و اصرار داشت که من را ببیند. همان حرفی را که حتماً به دیگران گفته است، به من هم گفت: &amp;laquo;چون شما به نظر من تنها روزنامه&amp;zwnj;نگاری هستید که حرف&amp;zwnj;های درستی می&amp;zwnj;نویسید، من اطلاعات بسیار مهمی دارم که می&amp;zwnj;خواهم فقط به شما بدهم.&amp;raquo; من هم خب چون واقعیت این است که آدم سیاسی نیستم و یک روزنامه&amp;zwnj;نگارم، از همان اول به ایشان گفتم من با هیچ آدمی مثل شما یا جور دیگری از شما دیدار شخصی نمی&amp;zwnj;توانم داشته باشم. اگر شما حرفی دارید برای گفتن، مصاحبه کنیم. ایشان اصرار داشت که من را ببیند و می&amp;zwnj;گفت من این سندها را می&amp;zwnj;خواهم فقط برای خود شما بفرستم. به ایشان گفتم، من یک روزنامه&amp;zwnj;نگارم. هر سندی به من بدهید، باید به اطلاع مخاطب من برسد، ولی شما سند بدهید تا ببینم اصلاً درست می&amp;zwnj;گویید یا نه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
تنها چیزی که در این ایمیل&amp;zwnj;های متعدد برای من فرستاد، مثلاً یک عکس بود که نشان می&amp;zwnj;داد در بیمارستان بستری است و آقای الهام رفته بالای سرش یا از همین چیزهایی که روزنامه &amp;laquo;رسالت&amp;raquo; درباره&amp;zwnj;اش نوشته که ایشان سردار است و از این حرف&amp;zwnj;ها. من برای ایشان نوشتم که این&amp;zwnj;ها سند محسوب نمی&amp;zwnj;شود، چون در روزنامه&amp;zwnj;ها چاپ شده است. شما می&amp;zwnj;فرمایید که رئیس یک مقر بسیار مهم در دفتر آقای خامنه&amp;zwnj;ای بودید و ضد انقلاب را هدایت می&amp;zwnj;کردید و از این حرف&amp;zwnj;ها. پس باید سند داشته باشید تا یک زمینه جدی برای صحبت در میان باشد. ایشان هرگز این کار را نکرد و در آخرین گفت&amp;zwnj;وگو حتی کارمان به دعوا کشید و من تلفن را قطع کردم. یعنی کاملاً طبیعی است که نظام جمهوری اسلامی که در زمینه&amp;zwnj;های واقعی شکست خورده، بخواهد با این برنامه&amp;zwnj;ریزی&amp;zwnj;های بسیار مبتذل بگوید که مخالفان نظام حقانیت ندارند، اما خب این&amp;zwnj;ها هم از همان بازی&amp;zwnj;های نخ&amp;zwnj;نمایی است که سال&amp;zwnj;هاست دارند می&amp;zwnj;کنند و بی&amp;zwnj;نتیجه است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فکر نمی&amp;zwnj;کنید یکی از اهداف هم این بوده است که اپوزیسیون خارج از کشور را به گونه&amp;zwnj;ای بی&amp;zwnj;اعتبار کنند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نظر من خواستند دو کار بکنند که پشت&amp;zwnj;اش همان نیت پلید همیشگی&amp;zwnj;شان هست. یعنی تمام این&amp;zwnj;ها را ربط دهند به این که جنبش سبز پول گرفته و فریب الماس خورده و این&amp;zwnj; حرف&amp;zwnj;ها. این&amp;zwnj; حرف&amp;zwnj;ها واقعاً خنده&amp;zwnj;دار است. این وصله&amp;zwnj;ها به مردمی که بچه&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان در خیابان&amp;zwnj;ها کشته شدند، مردمی که به خیابان رفتند و گفتند &amp;laquo;رأی من کو؟&amp;raquo;، مردمی که دارند می&amp;zwnj;بینند در کشور چه فجایعی دارد  نمی&amp;zwnj;چسبد. اقتصاد ما در حال ویرانی است. گفتن این حرف&amp;zwnj;ها دیگر خنده&amp;zwnj;دار است. در واقع یک این که خواستند جنبش سبز را بزنند. دو این که به آستانه ۲۲ خرداد نزدیک شده&amp;zwnj;ایم و آقایان از هراس&amp;zwnj;شان دیگر خواب ندارند و حتماً خواسته&amp;zwnj;اند این نتیجه را هم بگیرند که ایرانی&amp;zwnj;ها را نسبت به&amp;zwnj;هم بی&amp;zwnj;اعتماد کنند؛ و تخم ناامیدی و بی&amp;zwnj;اعتمادی را بین مردم بکارند؛ حالا چه در داخل و چه در خارج.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
اما من از این زاویه نگاه می&amp;zwnj;کنم که آقایان دارند بازی خودشان را می&amp;zwnj;کنند. بازی&amp;zwnj;ای که شبیه فیلمفارسی&amp;zwnj;های اسلامی است. یعنی این قدر این داستان تکراری است و بد نوشته و بد اجرا شده است که دیگر حتی خود موضوع هم مهم نیست. آن&amp;zwnj;چه می&amp;zwnj;خواهم بگویم این است که از این زاویه باید به قضایا نگاه کرد که آیا آن&amp;zwnj;چه مردم می&amp;zwnj;گویند و می&amp;zwnj;خواهند برحق است یا برحق نیست. اگر برحق است، آن وقت این جور نمایش&amp;zwnj;ها را باید به حساب تقلاها و دست&amp;zwnj;وپا زدن&amp;zwnj;های حکومتی گذاشت که برایش هیچ چیزی باقی نمانده و فقط به زور اسلحه و این قبیل بازی&amp;zwnj;های خفیف امنیتی سر کار مانده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/06/10/4632#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3434">امیرفرشاد ابراهیمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3079">ایرج ادیب‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1433">حیدر مصلحی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1383">سپاه پاسداران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3433">طلاعات سپاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3432">علیرضا نوری‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3431">محمدرضا مدحی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1843">نوشابه امیری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3435">هنری‌له‌وی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA">وزارت اطلاعات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Fri, 10 Jun 2011 16:23:00 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">4632 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>نمایش فیلم‌های پناهی و رسول‌اف در سوییس</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/03/19/2628</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/03/19/2628&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;270&quot; height=&quot;179&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/pabd01.jpg?1300538788&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;این احتمال وجود دارد که پس از تعطیلات نوروزی حکم جعفر پناهی و محمد رسول&amp;zwnj;اف، دو کارگردان ایرانی اجرا شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در اعتراض به محکومیت جعفر پناهی و محمد رسول&amp;zwnj;اف، در یک حرکت شهروندی یک فیلم از پناهی و دو فیلم از رسول&amp;zwnj;اف در زوریخ و باسل به نمایش گذاشته می&amp;zwnj;شود.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گزارش بخش فرهنگی رادیو زمانه مهدی عبدالله&amp;zwnj;زاده، منتقد سینمایی مقیم سوئیس با یاری گزارشگران بدون مرز و برخی نهادهای فرهنگی در سوئیس &amp;laquo;دایره&amp;raquo; ساخته&amp;zwnj; جعفر پناهی، &amp;laquo;جزیره آهنی&amp;raquo; و &amp;laquo;کشتزارهای سپید&amp;raquo; ساخته محمد رسول&amp;zwnj;اف را در سینمای اشتات&amp;zwnj;کینوی&amp;nbsp;زوریخ و در سینما ریف&amp;zwnj;رف باسل به نمایش می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از نمایش فیلم در نشست&amp;zwnj;های بحث و گفت&amp;zwnj;وگويی که پیرامون آزادی بیان برگزار خواهد شد، روز یکشنبه، بیستم مارچ&amp;nbsp;روبرت ریشتر، منتقد سویسی که برای نخستین بار سینمای ایران را به سوییسی&amp;zwnj;ها شناساند همراه با آنتونیا برشینگر، نویسنده و فعال حقوق بشر در شهر زوریخ شرکت خواهد کرد.&amp;nbsp;همچنین&amp;nbsp;روز سه شنبه، بیست و سوم مارچ&amp;nbsp;نوشابه امیری، روزنامه&amp;zwnj;نگار و مهدی عبدالله&amp;zwnj;زاده، منتقد سینمایی و آنتونیا پرشینگر&amp;nbsp;در نشست مشابهی در شهر باسل&amp;nbsp;شرکت می&amp;zwnj;کنند.&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;150&quot; height=&quot;180&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/pabd02.jpg&quot; /&gt;فیلم&amp;zwnj;های جعفر پناهی و محمد رسول&amp;zwnj;اف امروز ۱۹ مارس در اشتات&amp;zwnj;کینوی زوریخ و روز سه&amp;zwnj;شنبه، ۲۲ مارس در سینما ریف&amp;zwnj;رف باسل به نمایش درمی&amp;zwnj;آیند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این برنامه به این مناسبت تدارک دیده شده است که احتمال می&amp;zwnj;رود پس از تعطیلات نوروزی حکم جعفر پناهی و محمد رسول&amp;zwnj;اف به اجرا درآید.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جعفر پناهی، کارگردان سینما از سوی شعبه ٢۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به شش سال حبس تعزیری و ٢٠ سال محرومیت از ساختن فیلم، فیلمنامه&amp;zwnj;نویسی و سفر به خارج از کشور محکوم شده است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جعفر پناهی که از معترضان به نتایج انتخابات بحث&amp;zwnj;برانگیز ۲۲ خرداد بود، به اتهام &amp;laquo;اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام&amp;raquo; به شش سال حبس تعزیری و ٢٠ سال محرومیت از حقوق اجتماعی شامل ساختن فیلم، نوشتن هر نوع فيلم&amp;zwnj;نامه، مسافرت به خارج از کشور و مصاحبه با رسانه&amp;zwnj;ها و مطبوعات داخلی و خارجی محکوم شده است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;right&quot; width=&quot;180&quot; height=&quot;132&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/pabd03.jpg&quot; /&gt;وی یک بار در روز پنج&amp;zwnj;شنبه هشتم مرداد ۱۳۸۸ هنگامی که به همراه گروهی از سینماگران برای بزرگداشت کشته&amp;zwnj;شدگان اعتراضات به بهشت زهرا رفته بود، بازداشت شد و بار دوم شامگاه دهم اسفندماه ۱۳۸۸، مأموران امنیتی با ورود به خانه این کارگردان سینما، پس از بازرسی خانه، وی را همراه با همسر و دخترش و پانزده تن دیگر که در خانه او مشغول کار بر روی فیلم تازه وی بودند دستگیر کردند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از این بازداشت رسانه&amp;zwnj;های طرفدار دولت ادعا کردند، دلیل دستگیری پناهی، تدارک وی برای ساختن فیلمی علیه نظام بوده است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با وجود آزادی همه بازداشت&amp;zwnj;شدگان، جعفر پناهی بیش از سه ماه در زندان به&amp;zwnj;سر برد و پس از اعتراضات متعدد جهانی نسبت به بازداشت وی و پس از پشت سر گذاشتن یک هفته اعتصاب غذا در زندان، سرانجام در تاریخ چهارم خردادماه امسال با تودیع وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی به طور موقت از زندان آزاد شد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;150&quot; height=&quot;200&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/pabd04.jpg&quot; /&gt;پس از چند بار به تعویق افتادن دادگاه جعفر پناهی روز یک&amp;zwnj;شنبه ۱۶ آبان&amp;zwnj;ماه نخستین دادگاه وی برگزار گردید. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وی در این دادگاه، بازداشت خود و همکاران و خانواده&amp;zwnj;اش را &amp;laquo;هجوم صاحبان قدرت بر همه&amp;zwnj; اهل فرهنگ و هنر و سینماگران کشور&amp;raquo; دانست و گفت این قدرت&amp;zwnj;نمایی برای آن است که بگویند &amp;laquo;هر که از ما نیست و مثل ما فکر نمی&amp;zwnj;کند، محکوم است.&amp;raquo; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محمد رسول&amp;zwnj;اف، کارگران سینما نیز به اتهام &amp;laquo;اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام&amp;raquo; به شش سال حبس تعزیری محکوم شده است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رادیو زمانه به مناسبت نمایش فیلم&amp;zwnj;های این دو کارگردان ایرانی و نشست بحث و گفت&amp;zwnj;وگو پیرامون آزادی بیان در زوریخ و باسل، گزارشی تهیه کرده است که در فرصتی دیگر منتشر خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/03/19/2628#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1-%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87%DB%8C">جعفر پناهی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1841">محمد رسول اف</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1851">مهدی عبدالله زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1843">نوشابه امیری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/cultural">اخبار فرهنگی هنری</category>
 <pubDate>Sat, 19 Mar 2011 02:10:50 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">2628 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>