<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18172/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>مه و لاله های سیاه</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18172/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>آناهیتا حسینی: «از کشف شخصیت‌ها لذت می‌برم»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/01/04/23119</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/01/04/23119&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌‌وگو با آناهیتا حسینی، نویسنده مجموعه داستان «مه و لاله‌های سیاه»        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    زهرا باقری شاد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/zahrbanh01.jpg?1357794095&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;زهرا باقری شاد- از آناهیتا حسینی به&amp;zwnj;تازگی مجموعه داستان &amp;laquo;مه و لاله&amp;zwnj;های سیاه&amp;raquo; در آلمان منتشر شده است. او دانشجوی فوق لیسانس مطالعات خاورمیانه در دانشگاه &amp;laquo;لوند&amp;raquo; است و مجموعه &amp;laquo;مه و لاله&amp;zwnj;های سیاه&amp;raquo;، نخستین تجربه&amp;zwnj;اش در داستان&amp;zwnj;نویسی به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در داستان&amp;zwnj;های مجموعه &amp;laquo;مه و لاله&amp;zwnj;های سیاه&amp;raquo;، حضور نویسنده در پس همه کلمه&amp;zwnj;ها و جمله&amp;zwnj;ها احساس می&amp;zwnj;شود، تا آن حد که حضورش حتی بر شخصیت&amp;zwnj;های مرد داستان هم سایه می&amp;zwnj;اندازد و از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان نخستین داستان این امکان وجود دارد که مخاطب، احاطه تجربه زندگی نویسنده را بر همه ابعاد داستان به وضوح دریابد و از عمیق شدن در فهم &amp;laquo;آن دیگری&amp;raquo; که قاعدتاً می&amp;zwnj;بایست همانا راوی داستان و سایر شخصیت&amp;zwnj;ها باشد باز بماند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آناهیتا حسینی داستان&amp;zwnj;&amp;zwnj;های مجموعه &amp;laquo;مه و لاله&amp;zwnj;های سیاه&amp;raquo; را با قلمی ساده و روان نوشته، و با این&amp;zwnj;حال در برخی موارد داستان&amp;zwnj;هایش سخت&amp;zwnj;فهم هستند. دشواری در فهم داستان&amp;zwnj;های او نه از نظر زبانی بلکه به لحاظ چگونگی شخصیت&amp;zwnj;پردازی&amp;zwnj; و باورپذیر کردن شخصیت&amp;zwnj;ها قابل بررسی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این نویسنده جوان گفت&amp;zwnj;گویی کرده&amp;zwnj;ام که اکنون می&amp;zwnj;خوانید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;●گفت&amp;zwnj;وگو با آناهیتا حسینی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;حضور تو به عنوان نویسنده در &amp;laquo;مه و لاله&amp;zwnj;های سیاه&amp;raquo; بسیار برجسته است. در این کتاب، در داستان&amp;zwnj;هایی که راوی&amp;zwnj;شان یک مرد است، سویه&amp;zwnj;های زنانه هم مشاهده می&amp;zwnj;شود.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به&amp;zwnj;نظرم نمی&amp;zwnj;توانیم خط قرمز مشخصی بکشیم بین شخصیت و ذهن زنانه و مردانه و نمی&amp;zwnj;توانیم بگوییم هرگاه که راوی برای مثال احساساتی شود و تحت تأثیر قرار بگیرد، یک کنش زنانه داشته و اگر مثلاً برون&amp;zwnj;گرا باشد، کنشش مردانه است. طبعاً جنسیت من بر شخصیت&amp;zwnj;پردازی در داستانم تأثیر گذاشته. در ادبیات معاصر ایران و سایر کشورها&amp;nbsp; سالیان دراز مرد&amp;zwnj;ها رمان نوشته&amp;zwnj;اند و زن&amp;zwnj;ها را از دید خودشان توصیف کرده&amp;zwnj;اند و به طور حتم دید مردانه&amp;zwnj;شان در شخصیت&amp;zwnj;پردازی داستان تأثیر گذاشته است. اگر گاهی یک جور زنانگی و اصولاً حس دیگری در شخصیت داستان&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;بینید نمی&amp;zwnj;توانید بگویید که در این موارد آن&amp;zwnj;ها از کنش زنانه برخوردارند. ذهن مرد&amp;zwnj;ها هم با هم تفاوت&amp;zwnj;های زیادی دارد. برای همین وقتی می&amp;zwnj;خواهم ذهن مرد&amp;zwnj;ها را روایت کنم سعی می&amp;zwnj;کنم خودم را جای آن&amp;zwnj;ها بگذارم و کشف&amp;zwnj;شان کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اما این را می&amp;zwnj;پذیری که در داستان&amp;zwnj;های تو &amp;laquo;منِ داستان&amp;zwnj;نویس&amp;raquo; بر شخصیت&amp;zwnj;ها تأثیر گذاشته و بر آن&amp;zwnj;ها تسلط دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;داستان&amp;zwnj;نویس هر شخصیتی را که روایت می&amp;zwnj;کند اعم از زن یا مرد، دیدگاه شخصی&amp;zwnj; و طبقه اجتماعی&amp;zwnj;اش بر آن شخصیت&amp;zwnj; و حتی بر جنس روایت تأثیر می&amp;zwnj;گذارد. و این مسأله تنها مربوط به تفاوت جنسیت نمی&amp;zwnj;شود، بر فرض زنی&amp;zwnj; از طبقه متوسط که بخواهد زندگی&amp;zwnj; روزمره یک زن کارگر را به تصویر بکشد با همان چالش&amp;zwnj;هایی روبرو خواهد بود که من برای به تصویر کشیدن یک مرد از طبقه اجتماعی خودم با آن&amp;zwnj;ها روبرو هستم. داستان&amp;zwnj;نویسی البته با خاطره&amp;zwnj;نویسی و گزارش&amp;zwnj;نویسی تفاوت دارد و نمی&amp;zwnj;توان از نویسنده انتظار داشت که تنها زندگی&amp;zwnj; خودش را روایت کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/zahrbanh02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 283px;&quot; /&gt;&amp;laquo;مه و لاله&amp;zwnj;های سیاه&amp;raquo;، نخستین مجموعه داستان آناهیتا حسینی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;با این&amp;zwnj;حال این پرسش پیش می&amp;zwnj;آید که چه لزومی داشته یک نویسنده زن نیمی از داستان&amp;zwnj;های مجموعه&amp;zwnj;اش را از زبان مرد&amp;zwnj;ها بنویسد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از داستان&amp;zwnj;های این مجموعه، پنج داستان راوی مرد دارند. برخی موقعیت&amp;zwnj;ها و پیچیدگی&amp;zwnj;های اجتماعی که برای مرد&amp;zwnj;ها پیش می&amp;zwnj;آید برای من جالب است. دوست دارم از داستانی که می&amp;zwnj;نویسم لذت ببرم. وقتی آدم کشف و تجربه می&amp;zwnj;کند، خودش از آن کشف لذت بیشتری می&amp;zwnj;برد. اگر ماجرای زندگی خودم را در قالب یک داستان تعریف کنم، شاید لذت ببرم اما این دیگر می&amp;zwnj;شود خاطره&amp;zwnj;نویسی. اما برای مثال وقتی خودم را می&amp;zwnj;گذارم جای مردی که زندانی است، در آن لحظه یک تجربه متفاوت را از سر می&amp;zwnj;گذرانم. دوست دارم خودم را بگذارم جای کسانی که با من تفاوت دارند. و در ضمن اعتقاد ندارم که انسان به صرف جنسیت، ملیت&amp;nbsp; یا سایر تفاوت&amp;zwnj;ها از درک یا روایت سایر انسان&amp;zwnj;ها ناتوان است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بحث بر سر توانایی تو در این&amp;zwnj;کار است. چگونه زندگی&amp;zwnj;های متفاوت چنین شخصیت&amp;zwnj;هایی را تجربه می&amp;zwnj;کنی و موقعیت آن&amp;zwnj;ها را درک می&amp;zwnj;کنی؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بستگی به جنس داستان دارد. مثلاً برای نوشتن یک داستان رابطه&amp;zwnj;محور لازم نیست مطالعه کنم. چون ایده اولیه&amp;zwnj;ای دارم که معمولاً مبتنی است بر روابط دو انسان.بر این باورم که نویسنده می&amp;zwnj;تواند برای روایت بسیاری از داستان&amp;zwnj;ها از تجربه&amp;zwnj;اش در زندگی کمک بگیرد . در این مورد نویسنده می&amp;zwnj;تواند شخصیت&amp;zwnj;ها را در ذهن&amp;zwnj;اش بسازد و پرورش دهد . مثلاً در داستان &amp;laquo;تمرین مردن در شمال غربی&amp;raquo; مدت&amp;zwnj;ها به شخصیت سیاوش فکر می&amp;zwnj;کردم، رفتارهای او را تصور می&amp;zwnj;کردم و اینکه نسبت به یک فاجعه چطور عکس&amp;zwnj;العمل نشان می&amp;zwnj;دهد. حتی وقتی نشسته بودم، چای می&amp;zwnj;خوردم و با یک نفر حرف می&amp;zwnj;زدم، فکر می&amp;zwnj;کردم اگر در آن لحظه شخصیتی مثل سیاوش جای من بود چه می&amp;zwnj;کرد. در مجموع سعی می&amp;zwnj;کنم با شخصیت&amp;zwnj;ها زندگی کنم تا برای خودم قابل باور بشوند. اما گاهی هم می&amp;zwnj;خواهم درباره مسائل دیگری بنویسم اما در مورد برخی&amp;zwnj; داستان&amp;zwnj;ها احتیاج به مطالعه و تحقیق هست، برای مثال من شخصاً تجربه&amp;zwnj;ای از زندان بند مردان ندارم. اما برای نوشتن داستانی درباره این موضوع با آن&amp;zwnj;هایی که در زندان مردان بودند صحبت می&amp;zwnj;کردم و سعی می&amp;zwnj;کردم جزئیات را با واقعیت هماهنگ کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;این شیوه از عمق داستان&amp;zwnj;هایت نمی&amp;zwnj;کاهد؟&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;آنچه که یک داستان را استوار می&amp;zwnj;کند و به آن عمق می&amp;zwnj;دهد، دقت در جزئیاتی&amp;zwnj;ست که هر نویسنده خواه ناخواه آن&amp;zwnj;ها را در زندگی شخصی خودش تجربه کرده. در این میان مهم چگونه به قلم آوردن و شکل دادن به آن&amp;zwnj;هاست.&amp;nbsp; نویسنده در نگاهش به آدم&amp;zwnj;ها و در روابطی که توصیف می&amp;zwnj;کند می&amp;zwnj;تواند چیزهایی بگنجاند ورای زمان و مکان. نویسندگانی که تجربه&amp;zwnj;های شخصی&amp;zwnj;شان را مضمون قرار می&amp;zwnj;دهند، البته کمتر خطر می&amp;zwnj;کنند. وقتی داستان می&amp;zwnj;نویسم به این فکر نمی&amp;zwnj;کنم که داستانم چقدر موفق خواهد بود.&amp;nbsp; برای من لذت بردن از داستان و کشف جذاب است. روزی دختری را دیدم که در برف می&amp;zwnj;دوید. حاصل این تجربه، داستان &amp;laquo;حالا که نیستی&amp;raquo; بود. داستان&amp;zwnj;نویسی با خاطره&amp;zwnj;نویسی تفاوت دارد. تخیل در داستان&amp;zwnj;نویسی مهم است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;داستان&amp;zwnj;های بسیار موفقی هم وجود دارند که بر اساس تجربه نوشته شده&amp;zwnj;اند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هم تخیل اهمیت دارد هم تجربه زندگی. برای مثال اگر من فضای زندان را تجربه نکرده بودم کمتر احتمال داشت درباره زندان بنویسم. برایم مهم نیست که تا چه حد شخصیت&amp;zwnj;ها شبیه من یا اطرافیانم هستند. این اهمیت دارد که با همه شخصیت&amp;zwnj;&amp;zwnj;های داستان&amp;zwnj;هایم رابطه برقرار کرده&amp;zwnj;ام.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در برخی از داستان&amp;zwnj;هایت به مضامین اجتماعی هم می&amp;zwnj;پردازی و به این جهت باید گفت علاوه بر تخیل، موضوعات اجتماعی هم برایت اهمیت دارد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اثر اجتماعی داستان مهم است. اما این الزاماً به این معنی نیست که نویسنده می&amp;zwnj;بایست حتماً به یک معضل اجتماعی خاص پرداخته باشد. اگر قرار باشد درباره یک مسأله کلی اجتماعی قلم بزنم، درباره آن موضوع مقاله می&amp;zwnj;نویسم. داستان فقط این نیست که برخی مسائل اجتماعی را بازگو کند. من از فضای زندان یا تبعید و مهاجرت برای ساختن یک داستان استفاده می&amp;zwnj;کنم نه اینکه خواسته باشم صرفاً راجع به زندان یا تبعید و پیامدهای آنها بنویسم. بلکه این فضاها&amp;nbsp; بستر و پس&amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;ست برای روایت داستان. وقتی داستان می&amp;zwnj;نویسم برایم شخصیت&amp;zwnj;ها مهم هستند و آن&amp;zwnj;ها البته زندگی اجتماعی خودشان را دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;شاید به همین دلیل است که داستان&amp;zwnj;هایت بیشتر رابطه&amp;zwnj;محور هستند تا حادثه&amp;zwnj;محور...&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی داستان را شروع می&amp;zwnj;کنم اصلاً به حادثه فکر نمی&amp;zwnj;کنم. برای مثال روزی درباره روابط پدر&amp;zwnj;ها و دختر&amp;zwnj;ها در جنگ فکر می&amp;zwnj;کردم و برای من این رابطه مهم بود. در سال ۶۴ متولد شده&amp;zwnj;ام. این روابط برای من در آن بستر تاریخی معنا دارند.&amp;nbsp; بنابرین زندگی&amp;zwnj; و تجربه اجتماعی هر انسان تاثیر خود را بر روایت خواهد گذاشت. اصولاً آنچه که در داستان&amp;zwnj;هایم، بستر اجتماعی را می&amp;zwnj;سازد تجربه زیست من است. همه این تجربه&amp;zwnj;های زیستی، یک جایی به هم می&amp;zwnj;رسند و با هم یکی می&amp;zwnj;شوند. برای مثال در داستان &amp;laquo;چشم&amp;zwnj;ها&amp;raquo; که در مترو می&amp;zwnj;گذرد&amp;nbsp; شخصیت داستان یک مرد ایرانی است که در ایران فعال سیاسی بوده و در زندان به&amp;zwnj;سر برده و الان در سوئد زندگی می&amp;zwnj;کند و ترس&amp;zwnj;هایی دارد که در این داستان بازگو می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اما اگر مهاجرت به درازا بکشد، این امکان وجود دارد که تجربه زندگی در ایران به&amp;zwnj;تدریج رنگ ببازد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تجربه&amp;zwnj;های زندگی&amp;zwnj;ام در دو کشور را نمی&amp;zwnj;توانم از هم جدا کنم. البته اگر تا ۱۰ سال دیگر نتوانم برگردم ایران، ممکن است در داستان&amp;zwnj;هایی که می&amp;zwnj;نویسم مسائل مربوط به ایران و تجربه زندگی&amp;zwnj;ام کم&amp;zwnj;رنگ&amp;zwnj;تر شوند. اما هنوز نمی&amp;zwnj;دانم. خیلی وقت&amp;zwnj;ها خاطره&amp;zwnj;ای که از زندگی گذشته&amp;zwnj;ات داری آن&amp;zwnj;قدر پررنگ است که نمی&amp;zwnj;شود آن را از یاد برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;●گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوهای زهرا باقری شاد در دفتر &amp;laquo;خاک&amp;raquo;، رادیو زمانه با نویسندگان و شاعران جوان ایران و افغانستان:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21674&quot;&gt;رسول رخشا: &amp;laquo;بدون روایت هیچ چیز در جهان وجود ندارد&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21252&quot;&gt;زهرا زاهدی: &amp;laquo;درد مشترک انسان&amp;zwnj;ها در شعر جلوه پیدا می&amp;zwnj;کند&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20864&quot;&gt;یاسمن شکرگزار: &amp;laquo;داستان&amp;zwnj;هایم را به صورت غریزی می&amp;zwnj;نویسم&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20429&quot;&gt;یعقوب یسنا: &amp;laquo;جهان، انحراف تمناهاست&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/20029&quot;&gt;آیدا عمیدی: &amp;laquo;کلمات را از زندگی و جانم می&amp;zwnj;تراشم&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/19659&quot;&gt;بیتا کریم&amp;zwnj;پور: &amp;laquo;در هجده&amp;zwnj;سالگی ویران بودم&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19252&quot;&gt;&amp;nbsp;محمد تنگستانی: &amp;laquo;سینه&amp;zwnj;خیز عاشقت شدم&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/18610&quot;&gt;شبنم آذر: &amp;laquo;گریه&amp;zwnj;هایم را کلمه می&amp;zwnj;کنم&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/18083/&quot;&gt;&amp;nbsp;الهام میزبان: &amp;laquo;مثل دو نقطه در تقابل هم روی یک تخت زندگی می&amp;zwnj;کنیم&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/17753&quot;&gt;پیمان اسماعیلی: &amp;laquo;در زندگی باید احتمال رهایی و نجات وجود داشته باشد&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/17413&quot;&gt;جواد عاطفه:&amp;laquo;دلال فرهنگی داریم، اما منش فرهنگی نداریم&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/17082&quot;&gt;شکوفه آذر: &amp;laquo;دیوانگی در عصر ما نوعی شهامت اخلاقی است&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/16653&quot;&gt;مینو عبدالله&amp;zwnj;پور: &amp;laquo;رد پایی از خودم به جا نمی&amp;zwnj;گذارم&amp;raquo; &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/15767&quot;&gt;سپیده جدیری: &amp;laquo;منی که در شعرهایم هست، یک منِ دیگر است&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/15468&quot;&gt;تینا محمد حسینی: &amp;laquo;در کتاب بعدی&amp;zwnj;ام متفاوت خواهم بود&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/14618&quot;&gt;حافظ خیاوی: &amp;laquo;شاید رسالت مردها به دست آوردن دل دخترها باشد&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/13931&quot;&gt;شهلا زرلکی: &amp;laquo;دوران جوان&amp;zwnj;گرایی و زن&amp;zwnj;گرایی&amp;zwnj;ست&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/13688&quot;&gt;محسن عاصی: &amp;laquo;غزل پست مدرن، روایتگر سردرگمی&amp;zwnj;های انسان است&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/13452&quot;&gt;کنکاش در رمز و رازهای زندگی در گفت و گو با شکوفه آذر&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/13063&quot;&gt;فاطمه اختصاری: &amp;laquo;هرگونه باور و افق رهایی&amp;zwnj;بخش از دست رفته&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/12741&quot;&gt;خالد رسول&amp;zwnj;پور: &amp;laquo;داستان&amp;zwnj;نویس، وجدان محجوب مردم است&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/12514&quot;&gt;تن دادن به استبداد خانواده یا تحمل رنج غربت؟ - در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با پونه ابدالی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/11950&quot;&gt;فرهاد بابایی: &amp;laquo;برج آزادی می&amp;zwnj;خوره تو سر یه فیل...&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/01/04/23119#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12199">آناهیتا حسینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10509">زهرا باقری شاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18172">مه و لاله های سیاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Fri, 04 Jan 2013 22:45:17 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23119 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>