<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18130/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>صدام</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18130/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>نفت، تاج و عمامه</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/01/06/23380</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/01/06/23380&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نگاهی به عواقب ناگوار مدیریت غیر دمکراتیک ثروت‌های نفتی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بیژن افتخاری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;840&quot; height=&quot;611&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/naft_13.jpg?1357883758&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بیژن افتخاری - در این مقاله به یکی از پر اهمیت&amp;zwnj;ترین موضوعات سیاسی- اقتصادی &amp;nbsp;قرن اخیر کشورمان خواهیم پرداخت.&amp;nbsp; نخست به نقش کلیدی نفت وگاز، این ثروت عظیم خفته در زیر خاک میهن&amp;zwnj;مان در پایان بخشید ن به دوران ۲۵۰۰ ساله سلطنت در ایران و آن&amp;zwnj;هم در زمانی که یکی از مقتدرترین شاهان ۱۵۰ سال اخیر درراس قدرت بود؛ می&amp;zwnj;پردازیم و سپس نفش پر اهمیت این ماده حیاتی برای جهان را درسرنوشت &amp;quot;جمهوری اسلامی&amp;quot; مورد بررسی قرار خواهیم داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زمانی که محمد رضا شاه پهلوی در سال ۱۳۵۲ مست از باده غرور ناشی از در آمدهای سرشار نفت، &amp;nbsp;در &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=ZEac2FprSfI&quot;&gt;مصاحبه&amp;zwnj;های مختلف با مطبوعات غربی&lt;/a&gt;، آنها و رهبران&amp;zwnj;شان را به باد انتقاد می&amp;zwnj;گرفت، مردم&amp;zwnj;شان را تنبل می نامید و از رهبران غرب دعوت می&amp;zwnj;کرد تا راه و روش &amp;quot;مملکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری&amp;quot; را از او فرا گیرند، هرگز تصور نمی&amp;zwnj;کرد که تنها ۵ سال بعد، همان &amp;quot;رهبران غربی&amp;quot; در جزیره کوچک گوادلوپ گرد هم جمع شوند و تصمیم به جایگزینی خمینی با شاه بگیرند. تصمیمی که در نتیجه آن، شاه مجبور شد از کشور فرار کند و برای یافتن مکان اقامت، به خواهش و تمنا از همان &amp;quot;رهبران کودن&amp;quot; بیفتد!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ساده&amp;zwnj;نگری است اگر تصور کنیم که این تغییر و تحول عظیم در ایران تنها در جواب متلک&amp;zwnj;های شاهانه به غربی&amp;zwnj;ها بوده است. آنچه که &amp;nbsp;سلطنت پهلوی را با عاقبت شومی مواجه کرد، اشتباه بزرگ شاه در رابطه با موضوع نفت ایران بود. به واقع شاه با تکیه بر ثروت باد آورده نفت و به&amp;zwnj;واسطه قدرتی که برای خود در منطقه و حتی جهان متصور بود، تصمیم گرفت از &amp;quot;سلاح نفت&amp;quot; برای کسب درآمد بیشتر از &amp;quot;فروش نفت&amp;quot; استفاده کند. او به &amp;quot;کنسرسیوم نفتی معروف به هفت خواهران نفتی&amp;quot;، (رک به این &lt;a href=&quot;http://mygeologypage.ucdavis.edu/cowen/~GEL115/115CH13oil.html&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;) پیغام&amp;zwnj;های قاطعی مبنی بر &amp;quot;عدم تمدید قرارداد در سال ۱۹۷۹&amp;quot; و حتی &amp;quot;عدم فروش نفت&amp;quot; به غرب&amp;nbsp; فرستاد. این، به نظر نگارنده غرب را متوجه خطر یک شاهِ بلند پرواز در یک ایرانِ پر قدرت و ثروتمند در منطقه خاورمیانه ساخت و تیر خلاصی بود که به شقیقه نظام سلطنتی شلیک شد. (رک به این &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=6kySR3fpa5s&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اهمیت نفت برای غرب&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اهمیت نفت برای جهان صنعتی غرب را می&amp;zwnj;توان به مثابه اهمیت خون در رگ&amp;zwnj;های انسان دانست. (رک به این &lt;a href=&quot;http://www.meforum.org/42/how-important-is-saudi-oil&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt; و این &lt;a href=&quot;http://science.howstuffworks.com/environmental/energy/run-out-of-oil.htm%206&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;) اما باید دقت کرد که&amp;quot; &lt;strong&gt;جریان مداوم و بدون وقفه &amp;nbsp;نفت&amp;quot;،&lt;/strong&gt; حتی &lt;strong&gt;بیشتر از بهای&lt;/strong&gt; آن، برای جهان صنعتی حائز اهمیت است، زیرا در صورت متوقف شدن حتی %۱۰ از تولید روزانه نفت، &amp;nbsp;شاهد افزایش بهای آن تا ۲۲۰ دلار در هر بشکه خواهیم بود که اثرات آن تنها در اقتصاد امریکا باعث افزایش بهای بنزین تا ۶.۵ دلار در هر گالن، بیکاری بیش از ۱.۵ میلیون نفر و ضرر ملی معادل ۴۵۰ میلیارد دلار در سال خواهد شد. (&lt;a href=&quot;http://blog.heritage.org/2012/04/10/morning-bell-is-america-prepared-for-a-saudi-oil-crisis/&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اثرات &lt;strong&gt;جهانی&lt;/strong&gt; توقف تنها %۱۰ از تولید نفت را به سختی می توان محاسبه نمود، اما در چنین صورتی، جهان غرب دچار &amp;quot;هرج و مرج اقتصادی و اجتماعی&amp;quot; شدیدی شده و با &lt;strong&gt;خطر انقلاب&amp;zwnj;های اجتماعی و به هم ریختن نظم موجود- &lt;/strong&gt;که به نفع سرمایه داری جهانی است- روبرو خواهد گردید. این امری است که سرمایه&amp;zwnj;داری جهانی ضمن اطلاع دقیق ازابعادش، به شدت از آن نگران بوده و هر گونه ریسکی در این مورد را بر نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای تاکید به این امر، کافی است نگاهی کنیم به روابط کشورهای &amp;quot;متمدن و صاحب دمکراسی&amp;quot; غربی و به ویژه ایالات متحده آمریکا با کشور اسلامی عربستان سعودی، که با وجود نقض آشکار حقوق بشر در آن و سرکوب وحشیانه مخالفان در کشور، نه تنها هرگزمورد انتقاد غرب قرار نمی&amp;zwnj;گیرد؛ بلکه نیروهای اطلاعاتی غرب در خدمت حفظ و نگهداری خاندان آل&amp;zwnj;سعود و مقابله با مخالفان آن هستند. چرا که حاکمان عربستان با درک موقعیت حساس خود در امر تولید نفت و تداوم جریان صدور آن به کشورهای صنعتی، نقش خود را در حفظ وضعیت موجود &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;(STATUS QUO)&lt;/span&gt;به خوبی بازی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حجم تولید و مصرف&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصرف روزانه نفت در جهان از تقریبا ۶۰ میلیون بشکه در سال ۱۹۸۰ به ۹۳ میلیون بشکه در سال ۲۰۱۰ افزایش یافته است. در این میان تنها چند کشور صنعتی (آمریکا، اتحادیه اروپا، چین،&amp;nbsp; ژاپن، هند و برزیل) با مصرف روزانه ۵۲ میلیون بشکه حدود %۶۰ از مصرف جهانی را به خود اختصاص می&amp;zwnj;دهند که در این میان ایالات متحده با مصرف روزانه ۲۰ میلیون بشکه بالاترین مصرف کننده نفت در جهان است. (رک به این &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_countries_by_oil_consumption&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تولید روزانه نفت در جهان نیز از ۵۹ میلیون بشکه در سال ۱۹۸۰ به تقریبا ۸۸ میلیون بشکه در سال ۲۰۱۰ رسیده که البته بیانگر پیشی گرفتن روند مصرف بر تولید است.(رک به این &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_countries_by_oil_production&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;) این روند در &lt;a href=&quot;https://www.cia.gov/library/center-for-the-study-of-intelligence/csi-publications/books-and-monographs/watching-the-bear-essays-on-cias-analysis-of-the-soviet-union/article02.html&quot;&gt;مقاله هوشمندانه&amp;zwnj;ای&lt;/a&gt; به قلم دکتر جیمز نورین &amp;nbsp;پیش&amp;zwnj;بینی شده که در سال ۱۹۸۱ توسط سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا انتشار یافت. &amp;nbsp;لذا تاکید بر یافتن منابع جدید نفتی و افزایش میزان استخراج نفت در جهت حفظ تعادل در میزان عرصه و تقاضا که باعث پایین ماندن بهای انرژی و در نتیجه کاهش بهای تمام شده کالا و خدمات در غرب می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود، به عنوان یکی از اهداف دولت آمریکا در دستور کار قرار گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چکیده مقاله مذکور تاکید بر پائین نگه&amp;zwnj;داشتن بهای نفت در حد امکان و زیر ۳۵ دلار در هر بشکه بود تا کشورهای غربی بتوانند با پائین نگه&amp;zwnj;داشتن هزینه&amp;zwnj;های تولید و حمل و نقل، &amp;nbsp;کالای تولیدی خود را قابل رقابت نگاه دارند و لذا کارخانجات&amp;zwnj;شان به امر تولید و فروش مشغول باشند. تاکید این مقاله بر خطر ایجاد &amp;laquo;&lt;strong&gt;بحران&amp;zwnj;های اقتصادی ناشی از افزایش بهای نفت و ایجاد رکود تورمی در جهان که خطر تنش&amp;zwnj;های اجتماعی را بدنبال دارد&lt;/strong&gt;&amp;raquo;، قابل توجه است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس ملاحظه می&amp;zwnj;کنیم که دو فاکتور &amp;laquo;&lt;strong&gt;وجود و تدوام جریان نفت به میزان کافی و هم&amp;zwnj;چنین پائین نگه&amp;zwnj;داشتن بهای آن&lt;/strong&gt;&amp;raquo; از اهداف استراتژیک آمریکا و شرکای غربی اوست. اما به مرور زمان و با افزایش میزان مصرف انرژی در جهان و حضور کشورهای صنعتی جدیدی، متل چین هند و برزیل در بازار، مصرف بر تولید پیشی گرفته و در نتیجه بهای نفت ظرف سال&amp;zwnj;های اخیر به سه برابر آنچه مد نظر آمریکا بود رسیده است! ضمن آنکه پیش&amp;zwnj;بینی دکتر نورین در مورد اثرات خطرناک افزایش بهای انرژی فسیلی بر اقتصاد غرب نیز به وقوع پیوسته و در سال&amp;zwnj;های اخیر شاهد بروز انواع بحران&amp;zwnj;های اقتصادی در آمریکا و اتحادیه اروپا بوده&amp;zwnj;ایم. (رک به این &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/2007%E2%80%932012_global_economic_crisis&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;چرا شاه باید می رفت؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همان&amp;zwnj;گونه که در مقدمه ذکر شد، بلند پروازی&amp;zwnj;های شاه ناشی از ثروت&amp;zwnj;های بادآورده نفت و چند پیروزی دیپلماتیک- نظامی در منطقه، باعث شد که او &amp;quot;ناخودآگاه&amp;quot; از خط قرمز جهان غرب در رابطه با تولید و صدور نفت عبور کند. شاه در ۱۹۷۷ و در جلسه&amp;zwnj;ای که برای رسیدگی به اختلافات ایران و هفت خواهران نفتی با حضور جیمی کارتر، سایروس ونس، زبیگنیو برژینسکی و ویلیام سولیوان برگزار شد، همان مطالبی را که قبلا و بی محابا در مصاحبه&amp;zwnj;هایش اعلام کرده بود، موکدا تکرار کرد و گفت اگر جهان غرب بهای عادلانه&amp;zwnj;ای را که او طلب می&amp;zwnj;کند نپردازد؛ صدور نفت را متوقف نموده و حتی در این کار از دوستان خود در اوپک هم کمک خواهد گرفت! پس از آن، بنا به دستور کارتر، کمیسیون سه نفره&amp;zwnj;ای متشکل از جورج بال ( رئیس گروه بیلدربرگ) سایروس ونس و زبیگنیو برژینسکی مامور بررسی آینده شاه شد و در نهایت بنا به توصیه جورج بال قرار شد که رهبر اپوزیسیون مذهبی یعنی خمینی جایگزین شاه شود! (رک به این &lt;a href=&quot;http://aangirfan.blogspot.com/2008/05/iran-oil-prices-and-shah.html&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دقت داشته باشیم که در آن زمان، ایران با تولید روزانه ۶.۵ میلیون بشکه نفت در روز نزدیک به %۱۲ از نفت مورد مصرف جهان را تامین می&amp;zwnj;کرد و توقف صدور نفت ایران می&amp;zwnj;توانست خطرات جدی و فراوانی برای غرب، به&amp;zwnj;جز اتحاد جماهیر شوروی ایجاد کند که خود تولیدکننده و از صادر کنندگان نفت بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نفت و جمهوری اسلامی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حاکمان جمهوری اسلامی با اطلاع دقیق از علت حذف &amp;nbsp;شاه و آمدن خمینی، &amp;nbsp;از روز اول استقرار خود، اهتمام فراوانی در حفظ استخراج و تداوم تولید نفت ایران حتی در شرایط جنگی داشته&amp;zwnj;اند. تا جایی که معاون وزیر نفت جمهوری اسلامی با افتخار اعلام می&amp;zwnj;کند که این کشور در زمان جنگ با رژیم عراق و به بهای جان بیش از ۱۰۰۰ کارگر صنعت نفت، حتی یک روز هم توقف صادرات نفت نداشته است. (رک به این &lt;a href=&quot;http://www.naftnews.net/telex-13901.htmlhttp:/www.naftnews.net/telex-13901.html&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;)&amp;nbsp; لذا طی ۳۰ سال اخیر و علی&amp;zwnj;رغم تنش&amp;zwnj;های گوناگونی که رژیم به&amp;zwnj;وجود آورنده آن بوده است؛ و حتی علی&amp;zwnj;رغم سرکوب و کشتارهای بی&amp;zwnj;رحمانه رژیم در رابطه با مخالفان داخل و خارج از کشور، هرگز شاهد برخورد عملی جهان صنعتی غرب با رژیم نبودیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از خاتمه جنگ و روی کار آمدن دولت&amp;zwnj;های رفسنجانی و خاتمی شاهد استقبال بی&amp;zwnj;نظیر غربی&amp;zwnj;ها از توسعه روابط با نظام بوده&amp;zwnj;ایم که تا حد عذرخواهی وزیر امور خارجه آمریکا (مادلین آلبرایت) از بابت کمک آمریکا در کودتا علیه دولت قانونی دکتر مصدق و لغو بسیاری از تحریم&amp;zwnj;های گذشته، نامه&amp;zwnj;نگاری و انتظار ۲۰ دقیقه&amp;zwnj;ای بیل کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا برای ملاقات با محمد خاتمی در دستشویی سازمان ملل متحد و یا پذیرایی شاهانه از محمد خاتمی در کاخ ورسای پیش رفت و همگی در راستای کمک به بقای رژیم و ورود هر چه بیشتر این موجود ماقبل تاریخی به جهان &amp;quot;متمدن&amp;quot; بودند. (رک به این &lt;a href=&quot;http://transcripts.cnn.com/TRANSCRIPTS/0004/19/i_ins.00.html&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;، این &lt;a href=&quot;http://masontube.blogsky.com/1391/02/29/post-2093/&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt; و این &lt;a href=&quot;http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100004164377&quot;&gt;لینک&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته رژیم هم می&amp;zwnj;دانست که چگونه پاسخ مناسب به این استقبال را بدهد و لذا، از اوایل ده هفتاد شمسی شاهد سیل قراردادهای اکتشاف و استخراج نفت ایران به سوی کمپانی&amp;zwnj;های نفتی غرب و بعد شرق هستیم که در این میان، کمپانی&amp;zwnj;های کوچک غربی مانند &amp;quot;استات اویل نروژ&amp;quot; با &lt;a href=&quot;http://www.javanonline.ir/vdcds90szyt0j96.2a2y.html&quot;&gt;پرداخت رشوه به پسر رفسنجانی&lt;/a&gt;، لقمه کوچکی از این خوان گسترده را نصیب خود کرد. از حجم این قراردادها اطلاع دقیقی در اختیار نیست اما به طور مثال می&amp;zwnj;توان از &lt;a href=&quot;http://www.tabnak.ir/fa/news/44955/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%8A-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-32-%D9%85%D9%8A%D9%84%D9%8A%D9%88%D9%86-%D9%8A%D9%88%D8%B1%D9%88%D9%8A%D9%8A-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%84&quot;&gt;قرار داد ۳۲ میلیارد یورویی با توتال فرانسه&lt;/a&gt; &amp;nbsp;یا &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/China%E2%80%93Iran_relations&quot;&gt;قرارداد ۱۰۰ میلیارد دلاری با کمپانی دولتی ژوهای ژنرونگ چین&lt;/a&gt; &amp;nbsp;نام برد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اما کار به اینجا ختم نمی&amp;zwnj;شود، بلکه باید دانست که جمهوری اسلامی &amp;quot;به طور ناخواسته&amp;quot; و بیشتر به دلیل عدم سرمایه&amp;zwnj;گذاری کافی و به موقع&amp;nbsp; و هم&amp;zwnj;چنین ضعف مدیریت در صنعت نفت، با چالش مهمی روبرو شده که می&amp;zwnj;تواند سرنوشت&amp;zwnj;اش را به مانند محمد رضا شاه دگرگون نماید!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دقت کنیم که صنایع نفت نیز به سان هر صنعت دیگری احتیاج به &amp;quot;تعمیر و نگهداری&amp;quot; به موقع و به&amp;zwnj;روز کردن تکنولوژی دارد که به نوبه خود نیازمند هزینه و بودجه مناسب است. هم&amp;zwnj;چنین نگهداری فنی از چاه&amp;zwnj;های موجود نفت و تزریق به هنگام گاز و آب شور برای آماده استخراج نگه&amp;zwnj;داشتن چاه&amp;zwnj;ها نیاز به پول و تکنولوژی دارد. به نظر می&amp;zwnj;رسد برخورد حاکمان جمهوری اسلامی با این پدیده فنی چندان جدی نبوده و علی&amp;zwnj;رغم کسب حدود ۹۸۵ میلیارد دلار درآمد ظرف ۳۳ سال گذشته هزینه کافی در این امر نکرده&amp;zwnj;اند. در نتیجه ظرفیت استخراج نفت ایران به صورت چشم&amp;zwnj;گیری کاهش یافته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همان گونه که گفته شد ظرفیت استخراج نفت در سال ۱۳۵۴ به ۶.۵ میلیون رسید که اوج دوره شاه بود. پس از انقلاب، حداکثر ظرفیت تولید کشور مربوطه به سال ۱۳۸۱ است که به ۴.۳ میلیون بشکه در روز رسید. اگر چه خاتمی و احمدی&amp;zwnj;نژاد سعی کردند تا با دعوت از شرق و غرب به سرمایه&amp;zwnj;گذاری در صنایع نفت ایران این معضل را حل کنند، اما به دلایل مختلف این قراردادهای سرمایه&amp;zwnj;گذاری به نتیجه چندانی نرسید و از اوایل سال ۱۳۸۸ بحران &amp;quot;&lt;strong&gt;کاهش ظرفیت تولید نفت ایران&lt;/strong&gt;&amp;quot; علنی شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هادی نژادحسینیان وزیر سابق صنایع سنگین و معاون سابق وزارت نفت در &lt;a href=&quot;http://www.aftabnews.ir/vdcd9o0n.yt0of6a22y.html&quot;&gt;مصاحبه&amp;zwnj;ای&lt;/a&gt; با نشریات داخلی نگرانی شدید خود را از کاهش روز افزون تولید نفت ایران اعلام داشت و پیش&amp;zwnj;بینی کرد در صورت عدم چاره&amp;zwnj;جویی فوری، شاهد قطع صدور نفت و احتمال واردات نفت به ایران ظرف ۱۰ سال آینده خواهیم بود! وی گفت که صنعت نفت هر سال نزدیک به ۳۰۰ هزار بشکه از ظرفیت تولیدی خود را از دست می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نگرانی نژادحسینیان از آنجا ناشی می&amp;zwnj;شد که &amp;nbsp;&lt;strong&gt;تولید نفت ایران &lt;/strong&gt;از ۴.۳ میلیون بشکه در سال ۱۳۸۱ به ۳.۵ میلیون بشکه در سال ۱۳۸۸ رسیده بود، ضمن آنکه &lt;strong&gt;مصرف داخلی&lt;/strong&gt; از ۱.۲ میلیون بشکه در روز به ۱.۶ میلیون بشکه در روز افزایش یافته بود و لذا میزان &lt;strong&gt;صادرات نفت&lt;/strong&gt; از ۳.۱ میلیون بشکه در روز به ۱.۹ میلیون رسیده بود.(&lt;a href=&quot;http://www.opec.org/opec_web/en/about_us/163.htm&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;) این موضوع از نگاه تیزبین سرمایه&amp;zwnj;داری جهانی (که به شدت نگران کسر تولید روزانه ۵ میلیون بشکه در روز است ) دور نمانده و مسئولان شرکت&amp;zwnj;های بزرگ جهانی در مصاحبه با نشریات تخصصی نگرانی خود از این موضوع و تبعات آن بر اقتصاد جهانی را ابراز کرده&amp;zwnj;اند. (&lt;a href=&quot;http://www.theoildrum.com/node/9630&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;) توجه داشته باشیم که ایران با دارا بودن ذخایر قابل استخراج به میزان ۱۷۵ میلیارد بشکه (معادل ۱۷ هزار میلیارد دلار به بهای امروزو بیش از کل بدهی&amp;zwnj;های دولت آمریکا) سومین ذخایر نفت جهان را داراست و لذا باید نقش مهم&amp;zwnj;تری را در عرضه نفت جهان ایفا نماید.(&lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Oil_reserves&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروز این روند با شدت بیشتری ادامه دارد: ضمن آن که ظرفیت تولید نفت ایران به کمتر از ۲.۷ میلیون بشکه در روز رسیده، میزان مصرف داخلی تا ۱.۷ میلیون افزایش و در نتیجه میزان صادرات به کمتر از ۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است! &lt;strong&gt;این آن خط قرمزی ست که جهان صنعتی به هیچ&amp;zwnj;وجه آنرا بر نمی&amp;zwnj;تابد&lt;/strong&gt;! در حال حاضر کمبود تولید ایران را عربستان سعودی جبران می&amp;zwnj;کند تا جهان دچار یک شوک نفتی دیگر نشود،&amp;nbsp; آن هم در حالی&amp;zwnj;که اقتصاد آمریکا در حال رکود و اقتصاد اروپا با مشکلات فراوانی دست به گریبان است. اما ادامه این وضع مطلوب جهان صنعتی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نقش ایده&amp;zwnj;آل برای نفت ایران &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همان گونه که توضیح داده شد، بهای مطلوب نفت برای جهان صنعتی رقمی بین ۳۵ تا ۴۰ دلار در هر بشکه است تا بتواند اقتصاد به اغما رفته خود را احیا نماید. برای رسیدن بهای نفت از حدود ۱۰۰ دلار امروز به زیر ۴۰ دلار باید حداقل ۳ تا ۳.۵ میلیون بشکه اضافه بر مصرف&amp;nbsp; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(supply surplus)&lt;/span&gt; در بازار به&amp;zwnj;وجود آید. یعنی اگر در حال حاضر مصرف جهان حدود ۹۳ میلیون بشکه است، تولید (یا عرضه) باید به ۹۶ تا ۹۷ میلیون بشکه در روز برسد. این در حالی است که حداکثر ظرفیت تولید امروز جهان حدود ۸۷ میلیون بشکه در روز است، لذا جهان برای رساندن بهای نفت به نقطه مورد نظر سرمایه&amp;zwnj;داری باید هر چه زودتر ۱۰ میلیون بشکه به ظرفیت تولید خود بیافزاید. اما چگونه؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به&amp;zwnj;نظر می رسید دو کشور عراق و لیبی، علی&amp;zwnj;رغم دارا بودن ذخایر نفتی و ظرفیت تولید بالا، به دلیل عدم توجه کافی صدام حسین و معمر قذافی در حفظ و نگهداری این ذخایر، &amp;nbsp;دیگر قادر به ایفای نقش مهمی در تامین نفت جهان نیستند و مانند حکام عربستان سعودی عمل نمی&amp;zwnj;کنند. این دو دیکتاتور هم به نوعی دچار بلندپروازی&amp;zwnj;های از نوع شاه سابق ایران شدند و دست به اقدامات نامتعارفی از دید سرمایه&amp;zwnj;داری جهانی می زدند که در نتیجه، نه تنها باعث کاهش میزان تولید نفت در جهان می&amp;zwnj;شد، بلکه دردسرهای دیگری را هم به جهان تحمیل می&amp;zwnj;کرد. اشغال کویت توسط صدام حسین و تلاش در جهت ساخت بمب اتمی توسط قذافی را می توان به عنوان نمونه&amp;zwnj;های این دردسرها نام برد. به همین دلیل هم این دو نفر و رژیم&amp;zwnj;شان باید با رژیم&amp;zwnj;های تابع غرب جابجا می&amp;zwnj;شدند. امروز عراق با تولید بیش از ۳ میلیون بشکه در روز جای ایران را در اوپک گرفته است، ضمن آن که چشم&amp;zwnj;انداز تولید ۵.۵ میلیون بشکه در روز تا سال ۲۰۱۵ را &amp;nbsp;به مدد سرمایه&amp;zwnj;گذاری آمریکایی&amp;zwnj;ها در پیش رو دارد. لیبی نیز از تولید تنها ۴۰۰ هزار بشکه در سال ۲۰۰۹ به ۸۵۰ هزار بشکه رسیده و به تازگی اعلام شد که تولیدش تا سال ۲۰۱۵ و به مدد سرمایه&amp;zwnj;گذاری فرانسوی&amp;zwnj;ها به ۱.۴ میلیون بشکه در روز خواهد رسید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایران هم باید ظرفیت تولید خود را به حدود هفت میلیون برساند تا نقش مطلوب غرب &amp;nbsp;در بازار مکاره نفت را ایفا نماید. این در حالی است که ایران تنها برای حفظ ظرفیت موجود (۲.۷ میلیون بشکه در روز) و جلوگیری از سقوط بیشتر ظرفیت تولید، به حداقل ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه&amp;zwnj;گذاری خارجی ظرف ۵ سال آتی نیاز دارد.(&lt;a href=&quot;http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-43270.html&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;) در صورتی که ایران قصد کند (یا مجبور باشد) بر حسب نیاز غرب عمل نموده و ظرفیت تولید خود را از ۲.۷ میلیون بشکه در روز به ۷ میلیون بشکه برساند، در آن صورت نیاز به ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد دلار سرمایه&amp;zwnj;گذاری خارجی دارد!&amp;nbsp; مسلم است که خود ایران چنین سرمایه عظیمی را ندارد و باید دست به سوی غرب ( یا شرق) دراز کند اما آیا غرب (یا حتی شرق) حاضر می&amp;zwnj;شود چنین سرمایه&amp;zwnj;گذاری حجیمی را در نظامی این چنین آشفته، نامطمئن، غیرقابل پیش&amp;zwnj;بینی و ضعیف انجام دهد؟ یا ترجیح می&amp;zwnj;دهد ابتدا رژیم مورد اعتماد خود را مستقر نموده&amp;nbsp; و سپس اقدام به سرمایه&amp;zwnj;گذاری هنگفت کند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر می&amp;zwnj;رسد طلسم &amp;laquo;ثروتمند شدن از طریق نفت، سپس پی افکار بلندپروازانه رفتن و در نتیجه دست به اقدامات نامتعارف زدن&amp;quot; گریبان حاکمان امروز جمهوری اسلامی را نیز گرفته باشد! غنی سازی اورانیوم &amp;nbsp;با احتمال استفاده تسلیحاتی از آن، دومین خط قرمزی است که جمهوری اسلامی آن را پس از غفلت در حفظ ظرفیت تولید نفت، رد کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;گیری &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنان&amp;zwnj;چه آمد، نفت ثروتی است که مدیریت آن نیاز به دانش &amp;nbsp;و دمکراسی دارد. صرف دانش سبب افزایش استخراج و صادرات این محصول می شود و این نیز درآمد هنگفتی را با خود به دنبال می آورد، اما این مدیریت درآمد است که در نظام&amp;zwnj;های استبدادی به بن&amp;zwnj;بست می انجامد؛ نظام&amp;zwnj;هایی که از بهره&amp;zwnj;بری از خرد جمعی محرومند و به همین دلیل هر گونه تصمیم&amp;zwnj;گیری نادرست حاکمان خودکامه می&amp;zwnj;تواند سرنوشت یک ملت را از این رو به آن رو کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کافی&amp;zwnj; است نگاهی به تفاوت سرنوشت نروژ، به عنوان یک کشور صاحب نفت، با استبدادهای نفتی خاورمیانه بیاندازیم. این کشور از ۲۲ سال پیش به استخراج نفت مشغول بوده و صندوق ذخیره &amp;nbsp;ارزی آن در حال حاضر بالغ بر ۶۵۰ میلیارد دلار موجودی دارد. حال آن که ایران با نزدیک هشت دهه صنعت و درآمد نفت و دارا بودن یکی از بزرگ&amp;zwnj;ترین ذخایر نفتی جهان، تقریبا چیزی در صندوق ذخیره ارزی خود ندارد. این تفاوت ما را متوجه ضرورت استقرار دمکراسی برای بهره&amp;zwnj;وری از این ثروت طبیعی می&amp;zwnj;&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدون دمکراسی، رژیم بعدی نیز می&amp;zwnj;تواند سومین قربانی درآمدهای نفتی در یک بستر غیردمکراتیک باشد. تولید و استفاده از ثروت نفت آری، اما با دمکراسی.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2013/01/06/23380#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18342">استات‌اویل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8">انقلاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17884">اورانیوم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3019">اوپک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18341">برژینسکی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14873">بیژن افتخاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3277">خمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18339">شاه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18130">صدام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1497">قذافی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1527">نفت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3804">گاز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18340">گوادلوپ</category>
 <pubDate>Sun, 06 Jan 2013 20:36:44 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23380 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>برزخیان روی زمین</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/12/27/23056</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/12/27/23056&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    عباس مؤدب        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;330&quot; height=&quot;236&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/trauma.jpg?1357412711&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عباس مؤدب - زمانی که در ماه مه ۲۰۱۰ به&amp;zwnj;عنوان روانشناس در درمانگاه ویژه مداوای پناهندگان مبتلا به &amp;quot;تروما&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; کارم را شروع کردم، هیچ تصور واقعی از عمق فاجعه نداشتم. دانمارک یکی از اولین کشورهائی بود که به موضوع &amp;nbsp;یاری به قربانیان شکنجه و تلاش برای درمان اثرات روحی و جسمی به &amp;zwnj;جا&amp;zwnj; مانده از شکنجه توجه ویژه کرد&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و بودجه خاصی به این مساله اختصاص داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از گشایش رسمی مرکز توانبخشی قربانیان شکنجه، تعداد مراجعه&amp;zwnj;کنندگان نشان داد که تنها یک مرکز با امکانات محدود نمی&amp;zwnj;تواند پاسخگوی نیاز موجود باشد. فقط شکنجه&amp;zwnj;شدگان نبودند که نیاز به درمان داشتند، بلکه بخش بزرگی از پناهندگان از عارضه &amp;quot;تروما&amp;quot; رنج می&amp;zwnj;بردند که هیچ مرکز تخصصی برای درمان آنان وجود نداشت. با توجه به این موضوع &amp;nbsp;بود که بیمارستان&amp;zwnj;ها مراکز ویژه&amp;zwnj;ای برای این گروه از آسیب&amp;zwnj;دیدگان روحی گشودند تا با ارائه روش&amp;zwnj;های مدرن، آن&amp;zwnj;ها را درمان کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من از روز اول ماه مه ۲۰۱۰ در &amp;quot;درمانگاه ویژه پناهندگان مبتلا به تروما&amp;quot;&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; درجنوب جزیره شیلاند مشغول به کار شدم. تصورم این بود که با اتکا به پیشینه شخصی خود و آشنایی با فرهنگ&amp;zwnj;های مختلف، خواهم توانست مرهمی بر زخم&amp;zwnj;های انسان&amp;zwnj;هائی بگذارم که روح&amp;zwnj;شان مورد هجوم قرار گرفته است. دیری نپائید که زیر لب زمزمه کردم &amp;quot; که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل&amp;zwnj;ها&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بگذارید موضوع را با تعریف واژه &amp;quot; تروما&amp;quot; در روانشناسی آغاز کنیم. تروما واژه&amp;zwnj;ای است یونانی به معنی جای زخم. در واقع هر عمل جراحی اثری از خود بر جای می&amp;zwnj;گذارد که یادآور آن پس از بهبودی خواهد بود. این واژه را روانشناسی در واقع از جراحی امانت گرفته و در مفهومی دیگر به کار می&amp;zwnj;برد. تروما در روانشناسی آسیبی است که از یک ضربه ناخواسته روحی به جای می&amp;zwnj;ماند. برای مثال می&amp;zwnj;توان از عوارض بعد از یک تصادف، تجاوز یا حمله افراد ناشناس به&amp;zwnj;عنوان تروما نام برد. البته اتفاق&amp;zwnj;های طبیعی مثل زلزله و یا سونامی هم می&amp;zwnj;توانند سبب شکل&amp;zwnj;گیری تروما در افراد شوند. بدون شک هیچ نیروئی در جهان توان تغییر آنچه روی داده است را ندارد. اما پرسش این است که روانشناسی چه می&amp;zwnj;تواند انجام دهد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در نگاه نظری به این مساله ،هدف روانشناسی درمان نیست بلکه جلوگیری از مسلط شدن تروما بر روح فرد است. در این حالت فرد از یک زندگی عادی محروم خواهد شد و تروما همچون بختکی بر زندگی او چیره می&amp;zwnj;شود. . فردی که اسیر این بختک شود همواره با هراس و کابوس زندگی می&amp;zwnj;کند، دچار بی&amp;zwnj;خوابی مفرط می&amp;zwnj;شود و توان تمرکز بر زندگی روزمره را از دست می&amp;zwnj;دهد. در یک کلام زندگی فرد فلج می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روانشناس در روند گفتگو با فرد دچار تروما تلاش می&amp;zwnj;کند او را بر این عارضه مسلط گرداند و جلوی تسخیر جان وی توسط این بختک را بگیرد. فرد باید فرا بگیرد که با گذشته و آنچه که بر وی رفته، زندگی کند بی&amp;zwnj;آنکه گذشته مانع زندگی امروز او شود. بدون شک در نگاه نظری همه چیز آسان به نظر می&amp;zwnj;رسد ولی مساله در واقعیت پیچیده&amp;zwnj;تر از آن است که تصور می&amp;zwnj;شود. گرچه هر انسانی از نظر زیست&amp;zwnj;شناسی همانند انسان&amp;zwnj;های دیگر است، ولی زندگی از او شخصیتی یگانه ساخته که تنها متعلق به اوست و همین یگانه بودن است که کار را پیچیده می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هیچ انسانی محل و زمان تولد خود را انتخاب نمی&amp;zwnj;کند، این یک اتفاق است که زهرا در سال ۱۹۷۹ در شهر بصره چشم به این جهان می&amp;zwnj;گشاید و در همان زمان دختری در بیمارستان کپنهاک به دنیا می&amp;zwnj;آید. دو جامعه متفاوت، دو امکان متفاوت در پیش پای هریک از این دو نفر می&amp;zwnj;گذارد. زهرا در خانواده&amp;zwnj;ای سنتی و جامعه&amp;zwnj;ای مستبد زندگی را آغاز می&amp;zwnj;کند. جامعه&amp;zwnj;ای که گروهی خاص قدرت سیاسی را قبضه کرده&amp;zwnj;اند و مردم را چون افرادی صغیر تحت قیمومیت خود گرفته&amp;zwnj;اند، در این جامعه زهرا هیچ وقت از حقوق شهروندی برخوردار نمی&amp;zwnj;شود. او به عنوان یک زن باید مطیع سنت&amp;zwnj;های خانوادگی نیز باشد و بپذیرد که پدر و برادرانش قیم او هستند و حق دارند برای آینده&amp;zwnj;اش تصمیم بگیرند. شرایط اجتماعی حاکم بر زندگی زهرا، امکان رشد فردیت او را در نطفه خفه می&amp;zwnj;کند. دختر دیگری که هم&amp;zwnj;زمان با زهرا در کپنهاک چشم به جهان می&amp;zwnj;گشاید، تمامی آنچه را که زهرا از آن محروم است در اختیار دارد. رشد شخصیتی هر یک از آنها در محیط فرهنگی زادگاه&amp;zwnj;شان شکل می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فرهنگ واژه کلیدی حل معمای روابط انسانی است. انسان موجودی است تاریخی ـ فرهنگی. او هم&amp;zwnj;زمان ساخته فرهنگ و سازنده فرهنگ است. انسان از همان لحظه &amp;zwnj;که قدم به جهان می&amp;zwnj;گذارد، وارث آن فرهنگی است که پیشینیان برایش ساخته&amp;zwnj;اند. در چارچوب این فرهنگ به او امکان می&amp;zwnj;دهند که رشد و زندگی کند و آن شود که جامعه از او انتظار دارد. هسته مرکزی هر فرهنگی، جهان&amp;zwnj;بینی حاکم در آن فرهنگ است که حهان را تبیین می&amp;zwnj;کند و روابط اجتماعی حاکم در جامعه بر مبنای آن هسته مرکزی تعریف می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جامعه&amp;zwnj;ای که فرعون قادر مطلق است و اطاعت از او بر تمامی بندگان واجب است، جهان این گونه تبیین شده که فرعون به مقام الوهیت رسیده باشد و وجود دیگران تنها در رابطه با بندگی او معنا پیدا کند. در چنین جامعه&amp;zwnj;ای صحبت از آزادی فردی به گفتاری مالیخولیائی شبیه خواهد بود که بدون شک به مرگ خواهد انجامید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از کارکردهای عمده هر فرهنگی، تعریف روابط انسانی است. این فرهنگ است که تعیین کرده &amp;nbsp;پدر و برادران زهرا حق تصمیم&amp;zwnj;گیری برای او را داشته باشند. حقوق شهروندی برای زهرا واژه&amp;zwnj;ای ناشناخته است. حقوق فردی و داشتن عقیده شخصی در ذهن او جائی ندارند. در چنین فرهنگی، فردیت به رسمیت شناخته نمی&amp;zwnj;شود و کودکان با این هدف تربیت می&amp;zwnj;شوند که پاسدار نظام موجود باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این که من دیگری را فارغ از جنسیت، موقعیت اجتماعی و اعتقاداتش هم نوع خود بدانم، آموزه&amp;zwnj;ای است فرهنگی که به من آموخته می&amp;zwnj;شود و این آموزه زائیده یک فرهنگ استبدادی نیست، بلکه آموزه&amp;zwnj;ای است که یک فرهنگ روادار به ما می&amp;zwnj;آموزد. در یک فرهنگ استبدادی، دایره مدارا و پذیرش دیگرگونی افراد به شکل&amp;zwnj;های مختلف محدود می&amp;zwnj;شود. افراد به خودی و غیرخودی تقسیم می&amp;zwnj;شوند و این تقسیم&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;تواند بر مبنای نژاد، مذهب، ایدئولوژی و یا وابستگی طبقاتی باشد. فاجعه&amp;zwnj;ای که در طول تاریخ شکل گرفته است و همچنان ادامه دارد، حذف انسانیت انسان است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در تاریخ معاصر جهان، برپائی کوره&amp;zwnj;های آدم&amp;zwnj;سوزی با به&amp;zwnj;کارگیری همین مکانیسم ساده روانشناسی شکل گرفت. با تعریف کمونیست&amp;zwnj;ها به عنوان خائن و یهودیان به عنوان یهودی، انسان بودن آنها را حذف کردند و همین مساله هر جنایتی علیه آنها را مشروعیت بخشید. جنایتی عظیم با یک تقسیم&amp;zwnj;بندی ساده آغاز شد، روشی به ظاهر پیش&amp;zwnj;پا افتاده ولی فاجعه&amp;zwnj;بار که همچنان در گوشه کنار دنیا به کار گرفته می&amp;zwnj;شود. هوتوها در رواندا در طول چند ماه یک میلیون توتسی را می&amp;zwnj;کشند، مسیحیان، شیعیان، فالانژها، دست راستی&amp;zwnj;ها... در لبنان یکدیگر را قتل&amp;zwnj;عام می&amp;zwnj;کنند. طالبان هر کسی را که کافر تشخیص دهند از دم تیغ می&amp;zwnj;گذرانند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تمامی این جنایت ها با یک کج&amp;zwnj;فهمی کوچک آغاز می&amp;zwnj;شود و آن این&amp;zwnj;که من به خود اجازه می&amp;zwnj;دهم که خودم معیار انسان بودن باشم و دیگرانی که در تعریف من از انسان جای نمی&amp;zwnj;گیرند، حق زیستن ندارند چرا که انسان نیستند. این به من اجازه می&amp;zwnj;دهد که انجام هر جنایتی علیه آنان را برای خود وظیفه&amp;zwnj;ای &amp;quot;انسانی&amp;quot; بدانم. این جنایات قربانیان فراوانی می&amp;zwnj;گیرد، تعداد زیادی کشته می&amp;zwnj;شوند و گروهی از مهلکه می&amp;zwnj;گریزند و جان خود را نجات می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در میان بازماندگان کم نیستند، زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته&amp;zwnj;اند، کودکانی که شاهد قتل عزیزان خود بوده&amp;zwnj;اند و یا زندانیانی که شکنجه جسمی و روحی را تحمل کرده&amp;zwnj;اند. &amp;nbsp;بخشی از بازماندگان با هزار مشقت خود را به کشور امنی می&amp;zwnj;رسانند تا به دور از وحشت زندگی را ادامه دهند. این بازماندگان شاهدان زنده مرگ انسانیت هستند. هر یک با روایت خود، داستان به قتل رسیدن انسانیت را بازگو می&amp;zwnj;کند. این راویان در برزخی به سر می&amp;zwnj;برند که ساخته انسان&amp;zwnj;های دیگر است. این راویان برزخیان روی زمین&amp;zwnj;اند. آنها در برزخی به سر می&amp;zwnj;برند که انسان&amp;zwnj;های دیگر برایشان ساخته&amp;zwnj;اند؛ برزخی که روانشناسی به آن نام &amp;quot;تروما&amp;quot; داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;برزخی به نام تروما&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;از جمله رفتگان این راه دراز &lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;باز آمده&amp;zwnj;ای کو که به ما گوید راز؟&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خیام چون شاهدی از زندگی پس از مرگ ندارد در چند و چون آن زندگی شک می&amp;zwnj;کند، اما در وجود برزخ تراوما و چگونگی زندگی در آن جای شک نیست، چرا که ساکنان این برزخ زنده&amp;zwnj;اند وبسیاری از آنان روایت&amp;zwnj;های خود را چندین و چند بار بیان کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روبروی من زنی نشسته است که اولین باری است که او را می&amp;zwnj;بینم، زنی با رنگی پریده در سالهای نخست پنجاه سالگی؛ هیچ گونه آرایشی بر چهره ندارد و رگه&amp;zwnj;های خاکستری موهایش، شاهدان رنجهائی هستند که متحمل شده است. از فرارش به ایران میگوید و اینکه چگونه توانست فرزندانش را از چنگال نیروهای ددمنش متعصب نجات دهد. او که زمانی دختر یکی یک دانه پدرش بوده است، اینک مادری است درد کشیده، که سالهای زیادی را در وحشت فرود بمب&amp;zwnj;ها بر روی آشیانه اش در میهن خود با این امید زندگی کرده است که روزی صلح پیروز خواهد شد. این دختر یکی یک دانه پدر که از معدود زنانی بوده است که دوران دبیرستان را به پایان رسانده بوده است با این امید که بتواند به میهنش و مردمش خدمت کند، اینک زنی است در آغاز نیمه دوم زندگیش و پناهنده در کشوری که هزاران کیلومتر از میهنش فاصله دارد. او سالهای زیادی در ایران برای تامین زندگی فرزندانش در خانه خیاطی و گلدوزی کرده است. او مسیر پر رنجی را طی کرده است تا فرزندانش را به سرزمینی امن برساند و اینک که از آینده فرزندانش آسوده خاطر شده است، خوابش به کابوس تبدیل شده است. اگر چه نگران جان فرزندانش نیست ولی ارواحی مرموز زندگی را به کامش زهر کرده&amp;zwnj;اند. او زنی است که هر شب از وحشت دیدار مجدد با مردانی با ریشهای سیاه بلند که برادرش را در برابر چشمان او میکشند نمی&amp;zwnj;تواند بخوابد، وحشت از مردانی متعصب که &amp;quot;در رؤیای&amp;zwnj;شان هر شب زنی در وحشتِ مرگ از جگر بر می&amp;zwnj;کشد فریاد&amp;quot;(شاملو). هر چند امروز او در سرزمینی زندگی می&amp;zwnj;کند که امنیت او در آن تامین است، ولی نه مغز و نه جسم او هنوز نپذیرفته&amp;zwnj;اند که زندگی می&amp;zwnj;تواند بدون وحشت از کشته شدن نیز وجود داشته باشد. مهمانان ناخوانده و نا خواسته&amp;zwnj;ای بی اذن ورود، به حریم خانه او وارد می&amp;zwnj;شوند، آنها هر موقع که می&amp;zwnj;خواهند وارد می&amp;zwnj;شوند و آرامش او را به هم میریزند، مردانی با ریش&amp;zwnj;های بلند و چهره&amp;zwnj;های کریه که بوی گند پاهایشان تمامی اتاق نشیمن را پر می&amp;zwnj;کند، در برابر او رژه می&amp;zwnj;روند. آنان اشباحی هستند که به چشم دیگران نمی&amp;zwnj;آیند ولی برای او آنان آنقدر واقعی هستند که حتی بوی گند دهانشان را نیز حس می&amp;zwnj;کند. برای او مفهوم زمان و مکان در هم ریخته است و زندگی در یک پیوستگی زمانی پیش نمی&amp;zwnj;رود. گذشته بختکی است که بر حال چنگ انداخته است تا آرامش را بزداید. یک چهره، یک شئی، یک حرکت، یک بو، یک صدا و یا یک کلام می&amp;zwnj;تواند رابطه او را با زمان حال قطع کند و ذهن را نه در شکلی اختیاری که در حالتی هذیانی و پریشان گونه به گذشته ببرد. برای او که یکی یک دانه پدرش بوده و در خانواده&amp;zwnj;ای بزرگ شده است که احترام به دیگران و محبت به انسانها بنیان&amp;zwnj;های اخلاقی خانواده بوده اند، واقعیت&amp;zwnj;های زندگی تمامی زیربنای فکری اش را در هم ریخته است. هجوم غار نشینان به تمدن آنچنان وحشت آفرین بوده است که او دیگر به هیچ ارزشی باور ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر انسانی می&amp;zwnj;تواند گرگ دیگری باشد. زندگی شاید می&amp;zwnj;توانست امید بخش تر از این باشد اگر این فاجعه به یک منطقه کوچک جغرافیائی محدود می&amp;zwnj;شد. در عراق، لبنان و جمهوری سابق یوگوسلاوی فاجعه به شکلهای دیگری تکرار شده است. زنی که برای نجات فرزندش تجاوز سربازان را به جان خریده است و هرگز نتوانسته است دردش را با کسی تقسیم کند. مردی که در نوجوانی در جنگهای داخلی اسیر شده است بی آنکه طرفدار هیچ گروهی باشد و تنها به خاطر وابستگی قومی اش مورد تجاوز قرار گرفته است و همچنان مبهوت است و درک نمی&amp;zwnj;کند که چرا دنیا جای امنی نیست. برای او پذیرفتن مسئولیت پدر شدن به کابوسی همیشگی تبدیل شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مادری در آغاز چهل سالگی، به یاد پدرش می&amp;zwnj;گرید. آخرین تصویری که از پدرش در ذهن او مانده است نگاه مردی است که نیمه شب توسط مامورین دیکتاتور حاکم، به سمت در خروجی خانه برده می&amp;zwnj;شود و او چشم از فرزندان خود بر نمی&amp;zwnj;گیرد، سعی می&amp;zwnj;کند با نگاهش فرزندانش را که به صف ایستاده&amp;zwnj;اند دلداری دهد. پدر هرگز به خانه باز نگشت و آن دختر پنج ساله امروز در آغاز چهل سالگی پذیرفته است که پدرش دیگر زنده نیست، چرا که اگر زنده بود بدون شک پس از سقوط دیکتاتور برای یافتن فرزندانش از هیچ کوششی دریغ نمی&amp;zwnj;کرد. او تمام دوران کودکی اش را با این رویا زندگی کرده است که روزی پدرش باز خواهد گشت. او همچنان آخرین نگاه پدر را به یاد دارد که گوئی به او امید می&amp;zwnj;داد که به زودی باز می&amp;zwnj;گردد. پدر هرگز بازنگشت و دختر خردسال در محیطی رشد کرد که اعتماد به انسانها می&amp;zwnj;توانست مرگ آور باشد. او که همیشه آرزو داشت که معلم بشود از کلاس پنجم ناچار شد که مدرسه را ترک کند، چرا که او فرزند یک &amp;quot;خائن&amp;quot; بود.هیچ کس جرات نداشت که با خانواده آنها رفت و آمد کند، آنها همچون جزامیان مطرود شده بودند و حتی نزدیک&amp;zwnj;ترین وابستگان آنها نیز مخفیانه با آنها دیدار می&amp;zwnj;کردند. کودکی او با وحشتِ از دیگر آدمها آغاز شد و با این وحشت بزرگ شد، که انسانها می&amp;zwnj;توانند انسانهای دیگر را نابود کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زن جوان دیگری که بیشترین سالهای جوانی اش را در اسکاندیناوی به سر برده است، از اعتماد به نفس عاری است. او خود را ناتوان و کوچک حس می&amp;zwnj;کند. تا هفت سالگی در یکی از کشورهای بالکان زندگی کرده است، جایی که پدر هر از چند گاهی مادر را در زیر ضربات کمر بند سیاه می&amp;zwnj;کرد و بچه&amp;zwnj;ها نظاره گران ثابت این خشونت بودند، و گاهی پدر آنها را وادار می&amp;zwnj;کرد که در جرم او شریک شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مردی زندگی زناشویی&amp;zwnj;اش را از دست داده است، چرا که پس از گذشت سالها اشباحی با خنده&amp;zwnj;های وقیح به اتاق خواب او هجوم آوردند تا او فراموش نکند که زمانی که در نو جوانی زندانی آنان بود، چگونه از جسم او برای ارضای شهوت خود استفاده کردند. جنگجوی دیگری که بازمانده جنگهای داخلی است، هر شب با کابوس جسدهایی که در زیر پایش افتاده&amp;zwnj;اند واو بی توجه به آنها، پای بر سرهاشان می&amp;zwnj;گذارد و می&amp;zwnj;گریزد از خواب می&amp;zwnj;پرد و تا صبح با فرو دادن نیکوتین در ریه&amp;zwnj;های خود تلاش می&amp;zwnj;کند از این کابوس رهایی یابد. چهره تکیده مردی که ده سال از سن واقعی اش بزرگتر به نظر می&amp;zwnj;رسد، در واقع چهره پدری است که خستگی از کار را بهانه می&amp;zwnj;کند که از وظیفه بازی با تنها پسرش شانه خالی کند.او چندین سال با انتخاب کار شبانه توانسته است خود را از چشم خانواده و دیگران پنهان کند، تا اینکه کارش را از دست می&amp;zwnj;دهد و به ناچار خانه نشین می&amp;zwnj;شود. بیکاری آغاز هجوم اشباح را به ارمغان می&amp;zwnj;آورد، او که با پنهان کردن خود در سنگر کار شبانه توانسته بود سالها این اشباح را از خود براند، اینک تنها و بی دفاع مورد هجوم آنها قرار گرفته است. در پشت جبهه، او و چند تن دیگر از دانش آموزان را در تعطیلات تابستان جهت جمع آوری اجساد کشته شدگان اعزام کرده بودند. بوی جنازه ها، صدای گوش خراش شلیک توپ&amp;zwnj;ها و تانکها، بدنهای مثله شده و جنازه&amp;zwnj;های تلنبار شده در بیابان، با تاریک شدن هوا وجود او را تسخیر می&amp;zwnj;کنند. افسر مسئول، او را به دلیل کوتاهی در انجام وظیفه به باد کتک می&amp;zwnj;گیرد. ضرب و شتم افسر برایش کمر بند پدر را تداعی می&amp;zwnj;کند که هفته&amp;zwnj;ای چند بار بر جانش می&amp;zwnj;نشست و کمر بند پدر دستهای سنگین صاحب دکانی را که در کودکی در آنجا کار می&amp;zwnj;کرد به خاطرش می&amp;zwnj;آورد، دستهایی که برای کوچکترین خطا صورت کودکانه او را سرخ می&amp;zwnj;کرد و آنگاه سکوت و اشکی که نمی&amp;zwnj;توان پنهانش کرد، اشکی که نه به خاطر تنبیه جسمی، که به خاطر وقاحت صاحب دکان در سوء استفاده جنسی از کودک بر گونه مرد جاری می&amp;zwnj;شود، مردی که برای بازی با پسر خود به خودش اعتماد ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در بیشتر موارد این زخم آنچنان چرکین شده که با اولین نیشتر چرک وخون از آن جاری می&amp;zwnj;شود. اگر با دقت به پیرامون خود بنگریم شاید باشند کسانی که با این بختک کریه دست به گریبانند. باشد روزی فرا رسد که انسان دیگر گرگ انسان نباشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref1&quot; name=&quot;_ftn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در اینجا واژه &amp;quot;تروما&amp;quot; (بنابر تلفظ و کتابتی دیگر: &amp;quot;تراما&amp;quot;) در واقع جایگزین &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Posttraumatic_stress_disorder&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Posttraumatic stress disorder&amp;nbsp;(PTSD)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; شده است.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref2&quot; name=&quot;_ftn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در سال ۱۹۸۵ مرکز بین المللی توان بخشی قربانیان شکنجه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(IRCT)&lt;/span&gt; رسما در دانمارک آغاز به کار کرد.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref3&quot; name=&quot;_ftn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Klinik For Traumatiserede Flygtninge&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/12/27/23056#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18133">اشباح</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2">تجاوز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18126">تراما</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18125">تروما</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18128">توانبخشی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18131">جبهه جنگ</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18127">جنازه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18129">جنگ بالکان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4284">روانشناسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-28">شکنجه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18130">صدام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86">طالبان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18132">عباس مودب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2847">پناهندگان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18134">کابوس</category>
 <pubDate>Thu, 27 Dec 2012 20:24:51 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23056 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>