<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17942/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>بازخوانی فیلمفارسی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17942/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>«قیصر» و ظهور قهرمانان ستیزه‌جو و تیره‌بخت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/07/24281</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/07/24281&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی (قسمت یازدهم)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;184&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/qaypj01.jpg?1360544648&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - بر این باورم که بازخوانی فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; و فیلم&amp;zwnj;های کلاسیک دیگر سینمای ایران، یک ضرورت مهم امروز است و روشنگر بسیاری ازکج&amp;zwnj;فهمی&amp;zwnj;ها و برداشت&amp;zwnj;های نادرست تاریخی خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اول اینکه &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، فیلمی است که به غلط در تاریخ سینمای ایران به&amp;zwnj;عنوان آغازگر موج نو شناخته شده است، اما واقعیت این است که قیصر، علیرغم تفاوت بارز و قابل توجه آن با تولیدات فیلمفارسی، در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان بدنه سینمای مسلط فارسی و قواعد پذیرفته شده آن ساخته شده و اگرچه سطح کیفی و استانداردهای فنی آن بسیار بالا&amp;zwnj;تر از محصولات سینمای فارسی تا آن زمان بود اما از نظر بیانی و زیبایی&amp;zwnj;شناسی، فیلمی مدرن با مختصات موج نوئی شناخته نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به زعم من جرقه&amp;zwnj;های سینمای موج نو ایران پیش از قیصر با فیلم&amp;zwnj;های روشنفکرانه و غیر متعارف ابراهیم گلستان (خشت و آینه)، فریدون رهنما (سیاووش در تخت جمشید)، فروغ فرخزاد (خانه سیاه است) و فرخ غفاری (شب قوزی) زده شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 250px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/qaypj02.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 167px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;اما &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; بدون تردید و با هر رویکردی که به آن نگاه شود، یکی از مهم&amp;zwnj;ترین و بحث&amp;zwnj;برانگیز&amp;zwnj;ترین فیلم&amp;zwnj;های تاریخ سینمای ایران است و در زمینه&amp;zwnj;هایی نوآور بوده است، اگرچه نوآوری قیصر در حدی نبود که آن را در ردیف آثار پیشگام موج نوئی سینمای ایران قرار دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; در بدنه سینمای فارسی، اثری رئالیستی و جسورانه بود که تأثیرگذاری آن در سینمای ایران غیر قابل انکار است. تأثیرات آن را هم در سینمای موج نو و هم در فیلمفارسی می&amp;zwnj;توان دنبال کرد. &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; از یک سو باعث رواج نوع تازه&amp;zwnj;ای از سینمای جاهلی (متفاوت با سینمای مجید محسنی و سیامک یاسمی) شد و از سوی دیگر گرایش تازه&amp;zwnj;ای را در سینمای متفاوت و موج نویی ایران به وجود آورد که روایت زندگی قهرمانان زخم&amp;zwnj;خورده، عاصی و ستیزه&amp;zwnj;جو با پایان&amp;zwnj;های تراژیک، از ویژگی&amp;zwnj;های آن بود و رد آن را می&amp;zwnj;شد در فیلم&amp;zwnj;هایی چون خداحافظ رفیق، تنگنا، صبح روز چهارم، صادق کُرده، خاک، گوزن&amp;zwnj;ها و کندو دنبال کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، نخستین فیلم ایرانی بود که توجه روشنفکران و منتقدان ایرانی را به سینمای فارسی معطوف ساخت. محمد علی سپانلو، جایی در تأیید این نظر می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;کیمیائی با قیصر امکان داد به روشنفکران که وارد سینما شوند... قیصر راه&amp;zwnj;گشایی مهمی کرد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وی بعد از شرح خاطره تماشای فیلم قیصر در سینما مولن&amp;zwnj;روژ تهران می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;ما فکر کردیم که- همه (منظور همه روشنفکران مطرح آن دوره است) در آنجا بودیم- همه ما وارد عصر تازه&amp;zwnj;ای از سینما داریم می&amp;zwnj;شویم، سینمای فارسی.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 250px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/qaypj03.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 410px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;کیمیائی در &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، دست به تجربه&amp;zwnj;ای در متن سینمای فارسی زد که پیش از او کسی نزده بود. او اگرچه آغازگر سینمای موج نو نیست اما دست به سنت&amp;zwnj;شکنی&amp;zwnj;هایی در سینمای فارسی زد که در آن زمان بی&amp;zwnj;سابقه بود. او در دوران و در جامعه&amp;zwnj;ای &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; را ساخت که سنت&amp;zwnj;های نیرومند سینمایی وجود نداشت و یا هنوز در مرحله ابتدایی شکل&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;اش بود. بنابراین طبیعی است که قیصر در مقایسه با نمونه&amp;zwnj;های غیر ایرانی خود (مثلاً فیلم&amp;zwnj;های نوآر آمریکایی یا فرانسوی)، کم آورده و از نظر ساختار و زیبایی&amp;zwnj;شناسی در رده&amp;zwnj;های بسیار پایین&amp;zwnj;تری قرار گیرد، اما بی&amp;zwnj;گمان در مقایسه با موج فیلم&amp;zwnj;های فارسی دوران خود، سینمای جاهلی و یا حتی سینمای جنایی ساموئل خاچیکیان، یک سر و گردن بالا&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;ایستد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می&amp;zwnj;توان پرسید دلایل محبوبیت &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; در میان عامه مردم چه بود و یا چه چیزی در داستان قیصر وجود داشت که از فردی جنایتکار، آدمی محبوب ساخت؟ در بستر داستانی&amp;zwnj;ای که &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; قرار دارد، فارغ از قضاوت&amp;zwnj;های اخلاقی مدرن و امروزی، حرکت فردی و ستیزه&amp;zwnj;جویانه او را ستایش کرده و با او همذات&amp;zwnj;پنداری می&amp;zwnj;کنیم. شخصیت&amp;zwnj;پردازی قیصر و شیوه روایت فیلم، علیرغم تمام ضعف&amp;zwnj;هایی که دارد، عمل خشونت&amp;zwnj;بار و ضد مدرن شخصیت اصلی آن را توجیه می&amp;zwnj;کند. از این منظر هر نوع پرسش در این زمینه که چرا قیصر خود مأمور اجرای عدالت و مجازات بدکاران می&amp;zwnj;شود و برای این&amp;zwnj;کار به پلیس مراجعه نمی&amp;zwnj;کند و یا اینکه چرا این حادثه در منطقه&amp;zwnj;ای متروک و یا گذشته&amp;zwnj;ای دور اتفاق نمی&amp;zwnj;افتد و در قلب یک شهر مدرن روی می&amp;zwnj;دهد، پرسش&amp;zwnj;هایی مربوط به خارج از دنیای فیلم است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; با توجه به خصوصیاتی که دارد، در میان قهرمانان دوره خود، یک ضد قهرمان سینمایی محسوب می&amp;zwnj;شود. اگر &amp;laquo;علی بی&amp;zwnj;غم&amp;raquo; را نمونه تیپیکال قهرمان ایرانی پیش از قیصر فرض کنیم، می&amp;zwnj;بینیم که قیصر برخلاف او که در گنج قارون، پیام صلح و آشتی سر می&amp;zwnj;دهد، دعوت به مبارزه، خشونت و انتقام می&amp;zwnj;کند. برای قهرمانان پیش از قیصر، راه برای پیشرفت و خوشبختی و همزیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز وجود داشت اما ضد قهرمان قیصر در موقعیت دراماتیک بسته&amp;zwnj;ای قرار می&amp;zwnj;گیرد که راهی جز مرگ در برابر خود نمی&amp;zwnj;بیند. دنیای قیصر بر خلاف دنیای علی بی&amp;zwnj;غم، دنیایی تیره و سرشار از خشونت، نفرت و بی&amp;zwnj;رحمی است که قیصر در آن نفس می&amp;zwnj;کشد. او بر خلاف شخصیت&amp;zwnj;های فیلمفارسی، آدم تلخ و عبوسی است که نه می&amp;zwnj;خندد و نه مثل آن&amp;zwnj;ها در کوچه&amp;zwnj;باغ&amp;zwnj;ها آواز می&amp;zwnj;خواند بلکه تنها پوزخند می&amp;zwnj;زند و به انتفام فکر می&amp;zwnj;کند. از سوی دیگر او اگرچه خشن، بی&amp;zwnj;باک و نترس است اما به شدت آسیب&amp;zwnj;پذیر و شکننده است و در لحظه&amp;zwnj;ای از فیلم، پای ضریح امامزاده اشک می&amp;zwnj;ریزد. در کنار او برادرش فرمان قرار دارد که نمونه شاخص قهرمان ژانر جاهلی است با تمام خصوصیات متعالی و فضیلت&amp;zwnj;هایی که جامعه سنتی آن روزگار از لوتی&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;هایی مثل او انتظار دارد. او باید در دقایق نخست فیلم (پانزده دقیقه اول) از پای درآید، چرا که این قیصر است که باید وارد میدان شود و به مصاف خونین برادران آب منگل برود. بنابراین، کیمیائی برای نخستین بار قهرمان خوش&amp;zwnj;خنده، آوازخوان، دل&amp;zwnj;رحم و سازشگر فیلمفارسی را کنار می&amp;zwnj;زند و ضد قهرمان عبوس، کینه&amp;zwnj;توز و ستیزه&amp;zwnj;جوی قیصر را به جایش می&amp;zwnj;نشاند. پس از قیصر است که ضد قهرمان&amp;zwnj;های فیلم&amp;zwnj;های تنگنا، صبح روز چهارم، صادق کرده، طوقی و خداحافظ رفیق به میدان می&amp;zwnj;آیند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 250px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
				&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/qaypj05.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 187px;&quot; /&gt;&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; در زمان نمایش خود به محور بحث&amp;zwnj;های انتقادی فیلم در میان منتقدان و روشنفکران دهه ۱۳۴۰ تبدیل شد. برخی از مهم&amp;zwnj;ترین چهره&amp;zwnj;های سینمایی و روشنفکری آن زمان مثل ابراهیم گلستان، پرویز دوایی و نجف دریابندری، ارزش&amp;zwnj;های سینمایی و مضمونی آن را ستودند و برخی دیگر مثل دکتر هوشنگ کاووسی و دکتر هوشنگ طاهری، به آن حمله کرده و آن را فیلمی ارتجاعی و عقب&amp;zwnj;مانده توصیف کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ابراهیم گلستان در نقدی هوشمندانه درباره آن نوشت: &amp;laquo;قیصر یک فیلم گیرا و شایسته توجه کامل است. اگر این فیلم در حد قریحه و استعداد سازنده&amp;zwnj;اش ساخته شده بود، یک فیلم برجسته می&amp;zwnj;شد. برجستگی کنونی فیلم در این است که کار یک قریحه کمیاب است. قریحه&amp;zwnj;ای که هنوز خود را به حد رشدی که شایسته&amp;zwnj;اش است نکشانده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به هر حال، چه قیصر را دوست داشته باشیم و چه از آن متنفر باشیم، نمی&amp;zwnj;توانیم اهمیت آن را در سینمای حرفه&amp;zwnj;ای ایران از نظر تاریخی انکار کنیم، چرا که قیصر فیلمی بود که علیرغم جلب توجه مخاطب خاص و نخبه&amp;zwnj;گرای سینمای آن زمان، توانست تماشاگران عام سینمای فارسی را نیز جلب نموده و بعد از موفقیت فیلم &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo; به پرفروش&amp;zwnj;ترین فیلم ایرانی زمان خود بدل شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای موفقیت فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; می&amp;zwnj;توان چند عامل را ذکر کرد: نخست، درونمایه آنارشیستی، ظلم&amp;zwnj;ستیزانه و عصیانگرانه &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; است. دوم، نگاه رئالیستی و باورپذیر آن به زندگی آدم&amp;zwnj;های عادی و مردم کوچه و بازار که رفتار و گفتارشان طبیعی و ملموس بود و به دل تماشاگر ایرانی می&amp;zwnj;نشست. همینطور وجود کاراکترهای واقعی با انگیزه&amp;zwnj;های قوی که همذات&amp;zwnj;پنداری تماشاگر ایرانی را برمی&amp;zwnj;انگیخت؛ و از همه مهم&amp;zwnj;تر: سبک بازیگری واقعگرایانه آن که تا آن زمان در سینمای ایران سابقه چندانی نداشت و تنها در فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;خشت و آینه&amp;raquo; ابراهیم گلستان و &amp;laquo;شب قوزی&amp;raquo; فرخ غفاری تجربه شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 250px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/qaypj04.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 338px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;بهروز وثوقی با بازی حسی و قدرتمند خود پس از &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; به الگوی بازیگری در سینمای ایران تبدیل شد. بهروز وثوقی با آن نگاه تیز و شکافنده و کاراکتر عاصی، تلخ و عبوس و در عین حال جذاب&amp;zwnj;اش، قیصر را به چهره آیکونیک سینمای ایران تبدیل کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، به دلیل وجود شخصیت&amp;zwnj;های خوندار و باورپذیر، فضاسازی ماهرانه محیط جنوب شهر تهران با بازارچه&amp;zwnj;ها، تیمچه&amp;zwnj;ها، گرمابه و کوچه&amp;zwnj;های تنگ و تودرتویش، فیلمبرداری دقیق و کم&amp;zwnj;نظیر سیاه و سفید و نور&amp;zwnj;پردازی و سایه&amp;zwnj;روشن&amp;zwnj;های ماهرانه&amp;zwnj;اش، خصوصاً در صحنه&amp;zwnj;های مربوط به کشتارگاه و قتل در حمام، در دهه ۱۳۴۰، اثر منحصر به فردی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; بدون شک، نخستین کاراکتر واقعی، ملموس و در یاد ماندنی سینمای ایران است. پیش از &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، &amp;laquo;علی بی&amp;zwnj;غم&amp;raquo;&amp;zwnj;ها که بر طبل بی&amp;zwnj;عاری می&amp;zwnj;زدند و بزرگ&amp;zwnj;ترین انگیزه&amp;zwnj;شان جهش طبقاتی و رسیدن به وصال دختر پولدار بود، کاراکترهای اصلی و آشنای فیلم&amp;zwnj;های فارسی را تشکیل می&amp;zwnj;دادند. این مسعود کیمیائی بود که با &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، شخصیت ضد قهرمان ایرانی را برای اولین بار در سینمای ایران مطرح کرد. کاراکتری که با تمام ویژگی&amp;zwnj;های ضد قهرمانان فیلم&amp;zwnj;های گانگستری، نوآر و وسترن همخوانی دارد. به علاوه سرنوشت تراژیک قیصر و مرگ حماسی او نیز در پایان فیلم، در سینمای فارسی به طرز بی&amp;zwnj;سابقه&amp;zwnj;ای سنت&amp;zwnj;شکنانه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پایان&amp;zwnj;بندی قیصر، حرکتی سنت&amp;zwnj;شکنانه در برابر پایان&amp;zwnj;بندی خوش&amp;zwnj;بینانه، سطحی&amp;zwnj;نگرانه و کلیشه&amp;zwnj;ای فیلم&amp;zwnj;های فارسی آن دوره و مهم&amp;zwnj;ترین عامل تمایز قیصر با فیلمفارسی بود. از این زاویه، قیصر کاملاً بر خلاف انتظار&amp;zwnj;ها و علائق رایج تماشاگران ساده&amp;zwnj;پسند فیلمفارسی ساخته شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع کیمیائی، در قیصر&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان راهی را رفت که بسیاری از سینماگران وسترن و خالقان آثار جنایی، گانگستری و نوآر رفته بودند. &amp;laquo;نوادا اسمیت&amp;raquo; ساخته هنری هاتاوی، &amp;laquo;سامورائی&amp;raquo; ساخته ژان پیر ملویل، &amp;laquo;روز برمی&amp;zwnj;آید&amp;raquo; ساخته مارسل کارنه، &amp;laquo;از نفس افتاده&amp;raquo; ساخته ژان لوک گدار، &amp;laquo;دشمن مردم&amp;raquo; ساخته ویلیام ولمن، و &amp;laquo;سیرای مرتفع&amp;raquo; ساخته رائول والش و &amp;laquo;سال&amp;zwnj;های ناامیدی&amp;raquo; ویلیام وایلر، همگی دارای شخصیت&amp;zwnj;های محوری عصیانگر و ضد قانون&amp;zwnj;اند. چگونه می&amp;zwnj;توان هامفری بوگارت، جیمز کاگنی، ژان گابن، استیو مک کوئین، ژان پل بلموندو و یا آلن دلون سامورائی را که همگی گانگسترهایی تنها و خونسرد و یا کابوهایی ضد قانون و نظم جامعه بودند، دوست داشت و بر سرنوشت تلخشان گریست اما &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; را به دلیل انتقام&amp;zwnj;جویی و اجرای عدالت به شیوه خود (مجازات قاتلان برادر و تجاوزگران به خواهر)، محکوم کرد و نشانه ضعف فیلم کیمیایی دانست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید در جهان واقعی، کسی با یک سارق یا گانگستر یا آدم&amp;zwnj;کش که قوانین مدنی و عرفی جامعه را زیر پا می&amp;zwnj;گذارد و نظم شهر یا اجتماع را به هم می&amp;zwnj;ریزد، همدلی و همذات&amp;zwnj;پنداری نکند اما همه می&amp;zwnj;دانیم که سینما و هنرهای نمایشی با بهره&amp;zwnj;گیری از شیوه روایت و عناصر درام و قصه&amp;zwnj;پردازی، همذات&amp;zwnj;پنداری تماشاگران و حس شفقت آن&amp;zwnj;ها را نسبت به شخصیت&amp;zwnj;های محوری و قهرمانان فیلم یا نمایش برمی&amp;zwnj;انگیزند و در پایان، به تعبیر ارسطو آن&amp;zwnj;ها را دچار کاتارسیس می&amp;zwnj;سازند. بر این اساس حرکت فردی قیصر و خروش او علیه کسانی که به حریم خانوادگی او تجاوز کرده&amp;zwnj;اند، در جهان دراماتیک فیلم معنا پیدا می&amp;zwnj;کند و باورپذیر می&amp;zwnj;شود. در واقع قیصر از الگوی درام کلاسیک و منطق خیر و شر آن پیروی می&amp;zwnj;کند. در ساختار درام کلاسیک، شخصیت&amp;zwnj;ها، دو دسته&amp;zwnj;اند: خوب یا بد، سیاه یا سفید، خیر یا شر مطلق. حد میانی وجود ندارد. قیصر، یک قهرمان مطلقاً خوب است و دشمنان او یعنی برادران آب&amp;zwnj;منگل، نمونه&amp;zwnj;های مطلق بدی و شرارت&amp;zwnj;اند. نیروی خوبی (خیر) باید بر نیروی بدی (شر) پیروز شود، هرچند این پیروزی با مرگی تراژیک برای قهرمان همراه باشد. قیصر برای گرفتن انتقام و اجرای عدالت باید دست به کشتار بزند و نیروهای شر را نابود سازد و در پایان به ضرب گلوله&amp;zwnj;های پلیس از پا درآید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/22257&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی &amp;ndash; ۲، بخش هشتم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22804&quot;&gt;تصویر زن ایرانی در فیلمفارسی، بخش نهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/23998/&quot;&gt;لمپنیسم در فیلمفارسی، بخش دهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/07/24281#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17942">بازخوانی فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17582">قیصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19083">پرویز کیمیائی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Thu, 07 Feb 2013 22:34:43 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24281 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تصویر زن ایرانی در فیلمفارسی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/24/22804</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/24/22804&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی (قسمت نهم)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/jahedpzff01_0.jpg?1356802832&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد &amp;ndash; فیلمفارسی چگونه زن ایرانی را تصویر کرده؟ آیا تصویر زن ایرانی، چه سنتی و چه مدرن، به&amp;zwnj;درستی در فیلمفارسی ساخته و پرداخته شده است؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ابتدای قرن بیستم، نقش تابوشکن سینما در جامعه مذهبی و سنتی ایران، بیشتر بود چرا که در جامعه&amp;zwnj;ای که مذهب، حضور زنان را در عرصه نمایش و آواز برنمی&amp;zwnj;تافت، سینما، زمینه&amp;zwnj;ساز حضور زنان در این عرصه&amp;zwnj;ها شد. مدرن&amp;zwnj;گرایی حکومت با مقاومت اقشار سنتی و مذهبی جامعه روبه&amp;zwnj;رو شده بود و چالش بین سنت و مدرنیته و آزادی زنان به عنوان مهم&amp;zwnj;ترین تعارض&amp;zwnj; جامعه ایران که همچنان نیز باقی است، به سینما کشیده شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;حاجی آقا آکتور سینما&amp;raquo; (۱۳۱۱) ساخته آوانس اوگانیانس، به عنوان نخستین فیلم جدی سینمای ایران، از تماشاگر مذهبی و سنتی می&amp;zwnj;خواست که سینما و حضور زن در آن را بپذیرد. قهرمان داستان (حاجی آقا) که مردی مذهبی و مخالف حضور دخترش در سینما بود، در پایان فیلم با سینما آشتی می&amp;zwnj;کرد و نه تنها به بازی دختر و دامادش در آن رضایت می&amp;zwnj;داد بلکه خود نیز عملاً به بازیگر سینما تبدیل می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال جامعه سنتی نیز همچنان در برابر حضور زنان در سینما مقاومت می&amp;zwnj;کرد. روح&amp;zwnj;انگیز سامی&amp;zwnj;نژاد به خاطر بازی در فیلم &amp;laquo;دختر لر&amp;raquo; (۱۳۱۲) تا سال&amp;zwnj;های سال مورد تحقیر و بی&amp;zwnj;مهری&amp;zwnj; اطرافیانش قرار گرفت و سرزنش &amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب می&amp;zwnj;بینیم که سینمای ایران در شروع خود، با حرکت جامعه به سمت مدرنیزاسیون هماهنگ است اما سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی، در مراحل بعد&amp;zwnj;تر، با نگرش ارتجاعی&amp;zwnj;شان، همراه با اقشار سنتی، در مقابل این حرکت قرار گرفتند و به تحقیر و تمسخر ارزش&amp;zwnj;های مدرن پرداختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نگرش سینمای فارسی به زن مبتنی بر ثنویت (&lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Dualism&quot;&gt;Dualism&lt;/a&gt;) است. زن در سینمای فارسی یا فرشته است یا شیطان.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jahedpzff04.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 333px; float: left;&quot; /&gt;فیلمفارسی عموماً زنان را به دو دسته خیر و شر یا معصوم و گناهکار تقسیم می&amp;zwnj;کند. زن فرشته&amp;zwnj;وش، عموماً زنی از اقشار سنتی جامعه است که در فیلم&amp;zwnj;های فارسی در قالب مادر مهربان و فداکار یا همسر عفیف و وفادار ظاهر می&amp;zwnj;شود. زن خوب در این فیلم&amp;zwnj;ها، مادر/همسری بود که در غیاب شوهر/ پدر (مرد خانه)، باید بچه&amp;zwnj;هایش را به هر جان&amp;zwnj;کندنی که بود، زیر پر خود می&amp;zwnj;گرفت و بزرگ می&amp;zwnj;کرد. اما زن خبیث یا شیطان، معمولاً زنی مدرن و متعلق به قشرهای مرفه جامعه شهری بود که با اغواگری&amp;zwnj;هایش، مردان سر به&amp;zwnj;راه و ساده&amp;zwnj;دل روستایی را وسوسه می&amp;zwnj;کرد و آن&amp;zwnj;ها را از راه به در می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم&amp;zwnj;های فارسی این دوره، زن&amp;zwnj;ها عموماً دو دسته&amp;zwnj;اند: روستایی و شهری. دختر جوان روستایی تا زمانی که در روستاست، هنوز محجوب، شرمگین و سر به زیر است اما وقتی به شهر مهاجرت می&amp;zwnj;کند، در برخورد با مردان و زنان فاسد شهری، تغییر رفتار و شخصیت داده و به فساد کشیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این فقط سینمای فارسی نبود که زن مدرن شهری را مظهر فساد و آلودگی معرفی می&amp;zwnj;کرد. در ادبیات داستانی این دوره و آثار نویسندگانی چون محمد حجازی و محمد مسعود نیز زن، عامل اصلی آلودگی و فساد شهر&amp;zwnj;ها بود و آن را در جامعه می&amp;zwnj;پراکند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دهه&amp;zwnj;های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰، با اینکه زنان در جامعه حضوری فعال داشتند و آزادی زنان، شعار حکومت بود اما این شعار&amp;zwnj;ها و فعالیت&amp;zwnj;ها و حضور آزاد زنان بی&amp;zwnj;حجاب در جامعه، مورد پسند اقشار مذهبی نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جامعه سنتی، به&amp;zwnj;شدت با حضور زن مدرن در جامعه مخالف بود و رفتار آزادانه زنان در کوچه و خیابان و خانه و حتی بر پرده سینما را فساد اخلاقی تلقی می&amp;zwnj;کرد. به همین دلیل در این دوران، رویکرد فیلمفارسی به نمایش سکس و برهنگی زنان، رویکردی محافظه&amp;zwnj;کارانه و محتاطانه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آواز خواندن زنان در فیلم&amp;zwnj;های این دوره در کافه&amp;zwnj;ها (فیلم&amp;zwnj;هایی با بازی دلکش یا پوران) از سر ناگزیری و جبر نشان داده می&amp;zwnj;شد. دلکش در فیلم &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo;، زن روستایی قوی و با اراده اما فریب&amp;zwnj;خورده&amp;zwnj;ای بود که از ناچاری و برای گذران زندگی، در کافه&amp;zwnj;های شهر به آوازخوانی پرداخت. او بدون نیاز به مردان، روی پای خود می&amp;zwnj;ایستاد و در پایان فیلم نیز به همراه نامزدش، شهر را با همه سیاهی&amp;zwnj;هایش ترک می&amp;zwnj;کرد و به آغوش سبز روستا بازمی&amp;zwnj;گشت. از این&amp;zwnj;رو تماشاگر فیلمفارسی، معصومیت او را باور داشت و گناهش را می&amp;zwnj;بخشید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از طرفی در فیلم&amp;zwnj;های این دوره، خانواده، منزلت و جایگاه مهمی داشت و حفظ حریم آن برای فیلمسازان مطرح بود. کمتر به خیانت و رابطه&amp;zwnj;های نامشروع پرداخته می&amp;zwnj;شد و از زنان روسپی و بی&amp;zwnj;بندوبار در فیلم&amp;zwnj;ها کمتر نشانی بود. زنان در این فیلم&amp;zwnj;ها بیشتر سنتی&amp;zwnj;اند تا مدرن و عموماً نقش مادر یا همسر فداکار و مهربان را بازی می&amp;zwnj;کنند. آن&amp;zwnj;ها حتی سیگار نمی&amp;zwnj;کشند یا مشروب نمی&amp;zwnj;خورند. زن شوهردار سنتی اگر فریب زندگی مدرن و تجمل&amp;zwnj;گرایی را بخورد و منحرف شود، در پایان فیلم، یا سرخورده و پشیمان می&amp;zwnj;شود و یا به&amp;zwnj;سزای اعمال خیانتکارانه&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;رسد. در فیلم &amp;laquo;شب&amp;zwnj;های تهران&amp;raquo;، (۱۳۳۲) ساخته سیامک یاسمی، مهین زنی است که به شوهرش خیانت می&amp;zwnj;کند و در منجلاب فساد می&amp;zwnj;غلتد و عاقبت علی&amp;zwnj;رغم اصرار شوهرش به از سر گرفتن زندگی مشترک، به ندای وجدان خود پاسخ می&amp;zwnj;دهد و خودکشی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jahedpzff06.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 356px; float: left;&quot; /&gt;حمید نفیسی، تصویر خانواده در فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه ۱۳۳۰ را چنین ترسیم می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;روابط بین اعضای خانواده پیچیده است. پیوند بین مادر و پسر بسیار قوی و تقریباً اُدیپی است. پسر فرمانبردار پدر است ولی رقابت بر سر مهر مادر هم وجود دارد. در خانواده قدرت از آن پدر است و حرف، حرف اوست. زنان باید پاک، فداکار، خوددار، عفیف و بخشنده باشند. باید خانواده را کنار هم نگه دارند و ناسازگاری و خودسری مردان را ببخشایند. زنان بدکار و فاسد دیگری خارج از خانواده وجود دارند که شوهران و پسران را اغوا می&amp;zwnj;کنند و وحدت و ثبات خانواده را به خطر می&amp;zwnj;اندازند. این زنان و قربانیان اغوا شده آنان، لاجرم مجازات می&amp;zwnj;شوند و در پایان، خانواده، خلافکاران را می&amp;zwnj;بخشد و باز می&amp;zwnj;پذیرد.&amp;raquo; (حمید نفیسی. فصلنامه فارابی. شماره ۳۴)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب شمایل زن فریب&amp;zwnj;خورده و&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها شده، شمایل آشنای زن ایرانی در سینمای فارسی دهه ۱۳۳۰ بود و بازتاب تقابل سنت و مدرنیته در جامعه&amp;zwnj;ای بود که زن را تنها در چارچوب خانه و خانواده و در قالب همسر وفادار یا مادر فداکار می&amp;zwnj;پذیرفت و خروج او از این چارچوب را مترادف با خیانت، هرزگی و فساد و در نتیجه مستوجب مجازات می&amp;zwnj;دانست: &amp;laquo;زن تاوان آزادی- در قالب جنسی را نه به شکل تفریح یا لذت بلکه به صورت تنبیه روحی و جسمی می&amp;zwnj;پرداخت. تماشاگر می&amp;zwnj;توانست استقلال اعطایی به زن روی پرده را نشانی از سیاست&amp;zwnj;های جاری در ایران قلمداد کند. آزادی نوید داده شده به زن، برای او روی پرده شکنجه فیزیکی و سرشکستگی به ارمغان می&amp;zwnj;آورد.&amp;raquo; (حمیدرضا صدر. تاریخ سینمای سیاسی ایران. ۱۳۸۱)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال در این دوران، جامعه و به تبع آن سینما، هنوز آمادگی لازم را برای نمایش بی&amp;zwnj;پروای فساد زنان بر روی پرده نداشت و باید یک دهه می&amp;zwnj;گذشت تا فیلمفارسی می&amp;zwnj;توانست زن بی&amp;zwnj;بند و بار شهری را در قالب رقاصه یا روسپی به تماشا بگذارد؛ زن ولنگاری که مترس جاهل&amp;zwnj;ها و لمپن&amp;zwnj;های فیلمفارسی بود و نیمه&amp;zwnj;عریان در کافه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;رقصید، بی&amp;zwnj;پروا عریان می&amp;zwnj;شد و بدنش را به نمایش می&amp;zwnj;گذاشت یا با مرد جاهل به رختخواب می&amp;zwnj;رفت. در پایان فیلم نیز همراه مرد جاهل به زیارت رفته و مرد با ریختن آب توبه بر سرش، او را پاک می&amp;zwnj;کرد و به هویت دلخواه خود درمی&amp;zwnj;آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این تنها رقاصه&amp;zwnj;ها و فاحشه&amp;zwnj;ها نبودند که هویت آن&amp;zwnj;ها در پایان فیلم&amp;zwnj;های فارسی، بدون هیچ زمینه&amp;zwnj;ای تغییر می&amp;zwnj;کرد بلکه در برخی از این فیلم&amp;zwnj;ها از جمله در &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo; و فیلم&amp;zwnj;های ساموئل خاچکیان این تغییر هویت ظاهری را در مورد زنان مرفه و مدرن جامعه نیز می&amp;zwnj;بینیم. در گنج قارون، فروزان (شیرین)، دختر بی&amp;zwnj;بند و باری است که با مردان غریبه می&amp;zwnj;نشیند و مشروب می&amp;zwnj;خورد، با لباس&amp;zwnj;های نازک و بدن&amp;zwnj;نما در مهمانی&amp;zwnj;های شبانه شرکت کرده یا با بیکینی در استخر شنا می&amp;zwnj;کند، اما آخر شب با روسری و پیراهن چیت به خانه &amp;laquo;علی بی&amp;zwnj;غم&amp;raquo; (فردین) می&amp;zwnj;رود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با تغییر گرایش فیلمفارسی به سمت نمایش سکس در اواخر دهه ۱۳۴۰، به&amp;zwnj;تدریج ستاره&amp;zwnj;های سکسی نیز در سینمای ایران ظاهر شدند و مورد توجه مخاطبان جوان سینما قرار گرفتند. این جهت&amp;zwnj;گیری سینمای عامه&amp;zwnj;پسند ایرانی به طرف سکس و نمایش برهنگی، با سیاست&amp;zwnj;های مدرنیزه کردن حکومت کاملاً همخوانی داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نوشته حمید نفیسی &amp;laquo;با سرعت گرفتن مدرن&amp;zwnj;سازی، غربی&amp;zwnj;سازی و ترقی&amp;zwnj;خواهی رسمی در ایران، گستره و آهنگ تولید، واردات و نمایش فیلم&amp;zwnj;های سکسی نیز بیشتر و سریع&amp;zwnj;تر شد. در سال ۱۹۷۸ روزنامه کیهان گزارش داد که اکثر فیلم&amp;zwnj;های سکسی تجاری که در سینماهای تهران به نمایش درمی&amp;zwnj;آمد، ایتالیایی و آمریکایی بودند و از ۱۲۰ سالن سینما در تهران، ۶۷ سالن، فیلم&amp;zwnj;های سکسی نمایش می&amp;zwnj;دادند.&amp;raquo; (حمید نفیسی. ص ۳۸)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jahedpzff05.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 372px; float: left;&quot; /&gt;در فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه ۱۳۵۰، زن تقریباً هویت مسخ&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ای دارد. در این فیلم&amp;zwnj;ها، از زنان کارگر، معلم، دانشجو، پزشک، پرستار و کارمند دولت خبری نیست چرا که دستگاه&amp;zwnj;های دولتی و نمایندگان رسمی این اقشار، اجازه تصویر کردن این زنان را به سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی نمی&amp;zwnj;دهد. در نتیجه سینما پر می&amp;zwnj;شود از داستان&amp;zwnj;های مربوط به زنان رقاصه و روسپی که جامعه آن&amp;zwnj;ها را از خود رانده بود و هیچ دستگاه دولتی از آن&amp;zwnj;ها حمایت نمی&amp;zwnj;کرد. به این ترتیب آوازخوانی و رقص به شغل اصلی زنان در فیلم&amp;zwnj;های فارسی بدل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخلاف دلکش که در فیلم &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo;، با آوازخوانی، استقلال خود را حفظ می&amp;zwnj;کرد و بدون تکیه به مردان هرزه اطراف خود، گلیم&amp;zwnj;اش را از آب بیرون می&amp;zwnj;کشید، موجودیت زن آوازخوان و رقاصه فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه ۱۳۵۰ به&amp;zwnj;شدت وابسته به مردان جاهل و لمپنی بود که به خاطر بهره&amp;zwnj;کشی جنسی از او حمایت می&amp;zwnj;کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم&amp;zwnj;های این دوره، تعلق خاطر مرد جاهل به زن روسپی یا رقاصه و رقابت او با جاهل&amp;zwnj;های دیگر بر سر مالکیت او، کشمکش اصلی فیلم را تشکیل می&amp;zwnj;داد و نیروی محرکه داستان بود. فیلم &amp;laquo;خاطرخواه&amp;raquo; ساخته امیر شروان بر اساس قصه اَروَنَقی کرمانی، نمونه&amp;zwnj;ای روشن از این نوع کشمکش بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زن روسپی فیلمفارسی در چنین مناسباتی که حرفه&amp;zwnj;اش در گرو حمایت جاهل یا کاباره&amp;zwnj;دار بود، هیچ استقلالی نداشت. او نه تنها حق تشکیل یک زندگی خانوادگی آبرومند و سالم را نداشت بلکه حتی نمی&amp;zwnj;توانست عاشق شود. فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;جوانمرد&amp;raquo;، &amp;laquo;پری خوشگله&amp;raquo;، &amp;laquo;شکست&amp;zwnj;ناپذیر&amp;raquo; و &amp;laquo;اوستا کریم نوکرتیم&amp;raquo;، نمونه&amp;zwnj;هایی از کشمکش بین عواطف و خواسته&amp;zwnj;های انسانی زن روسپی و مقاصد لمپن&amp;zwnj;ها و کاباره&amp;zwnj;دار&amp;zwnj;ها برای بهره&amp;zwnj;کشی جنسی و مالی اوست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم &amp;laquo;جوانمرد&amp;raquo; (۱۳۵۳) ساخته مهدی ژورک، داستان عشق دو دوست به نام&amp;zwnj;های &amp;laquo;امیرپلنگ&amp;raquo; (با بازی محمدعلی فردین) و &amp;laquo;احمد ننه بابا جگرکی&amp;raquo; (با بازی زکریا هاشمی) به دختری به نام آسیه (با بازی مرجان) است که پس از فوت پدرش به تهران رفته و در کافه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;رقصد و آواز می&amp;zwnj;خواند. جدا از رقابت عشقی بین دو دوست، کشمکش اصلی فیلم، بین امیر و صادق (علی آزاد) صاحب کافه است که حاضر نیست آسیه را به عنوان رقاص و آوازخوان کافه&amp;zwnj;اش از دست بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;روسپی&amp;raquo; (۱۳۴۸) ساخته عباس شباویز، رضا بیک ایمانوردی، کاباره&amp;zwnj;داری&amp;zwnj; است که عاشق دختر کولی&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای (با بازی آذر شیوا) می&amp;zwnj;شود که در کاباره&amp;zwnj;اش آواز می&amp;zwnj;خواند اما دختر کولی، شیفته یکی از نوازندگان ارکستر کافه (جواد قائم مقامی) است و بدین ترتیب کاباره&amp;zwnj;دار ثروتمند و هنرمند فقیر رقیب عشقی هم می&amp;zwnj;شوند. اما سرانجام به دنبال حوادثی، کاباره&amp;zwnj;دار ثروتمند، خودش ترتیب ازدواج محبوبش را با مرد جوان مورد علاقه&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زنِ فیلمفارسی، غالباً دختر جوان شوربخت و تیره&amp;zwnj;روزی بود که توانایی حفظ ناموس خود و شرف خانوادگی را نداشت و به&amp;zwnj;راحتی قربانی تجاوز مردان هوسباز می&amp;zwnj;شد و این جاهل و لمپن، قهرمان فیلمفارسی بود که باید با چاقوی ضامن&amp;zwnj;دار خود، انتقام او را از تجاوزگران می&amp;zwnj;گرفت و از حیثیت بر باد رفته او دفاع می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به علاوه، تم فروپاشی خانواده به خاطر حضور زنان بدکاره، تم اصلی بسیاری از فیلم&amp;zwnj;های این دوره است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زنان بدکاره فیلمفارسی، با زیبایی خود و عشوه&amp;zwnj;گری و غمازی، مردان جاهل را اغوا کرده و او را از راه به&amp;zwnj;در می&amp;zwnj;کردند و در نتیجه کانون به ظاهر گرم خانوادگی او را متلاشی می&amp;zwnj;کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;رقاصه شهر&amp;raquo; ساخته شاپور قریب، رقاصه کاباره&amp;zwnj;ای (با بازی فروزان) وارد زندگی مردی لوطی می&amp;zwnj;شود که از زندگی یکنواخت خانوادگی&amp;zwnj;اش به تنگ آمده است. در فیلم &amp;laquo;پشت و خنجر&amp;raquo; به کارگردانی ایرج قادری، غلام (با بازی قادری) برای نجات پسرش از دست زن بدکاره&amp;zwnj;ای به نام پری (با بازی فروزان) به سراغ زن رفته و از او می&amp;zwnj;خواهد که دست از سر پسرش بردارد اما شیفته پری شده و خانواده&amp;zwnj;اش را&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها می&amp;zwnj;کند و به دام اعتیاد می&amp;zwnj;افتد، ولی در پایان فیلم، دوباره به آغوش گرم خانواده بازمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال در فیلم&amp;zwnj;های این دوره، الگوی زن مدرن اغواگر و خبیث و زن معصوم پاک&amp;zwnj;نهاد به شیوه حاد فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه&amp;zwnj;های قبل تقریباً وجود ندارد، بلکه زن&amp;zwnj;ها، عموماً از اقشار محروم جامعه شهری&amp;zwnj;اند که از روی ناچاری و برای گذران زندگی در کافه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;رقصند و آواز می&amp;zwnj;خوانند. آن&amp;zwnj;ها تا زمانی که در این حرفه&amp;zwnj;اند، گناهکارند و اجازه ورود به حریم مقدس خانوادگی را ندارند. جاهل فیلمفارسی تنها او را برای رقص و آواز روی صحنه و هماغوشی جنسی می&amp;zwnj;خواهد و اگر احیاناً عاشق&amp;zwnj;اش شود، باید او را از این حرفه جدا کرده و با ریختن آب توبه بر سرش، گناهان و آلودگی&amp;zwnj;هایش را بشوید. گناهانی که خود او نیز در آن&amp;zwnj;ها سهیم بوده اگرچه فیلمفارسی، از پیش او را از این گناهان تبرئه کرده و در پایان نیز او را به عنوان منجی و فرشته نجات زن نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/22257&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی &amp;ndash; ۲، بخش هشتم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: پیش&amp;zwnj;پرده &amp;laquo;رقاصه شهر&amp;raquo; ساخته شاپور قریب&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/TMVSVoc4XHs?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/24/22804#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16737">آوانس اوگانیانس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17942">بازخوانی فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16736">حاجی آقا آکتور سینما</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17939">حمید نفیسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16846">رضا بیک ایمانوردی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17944">روح‌انگیز سامی‌نژاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17943">زن در فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17940">شاپور قریب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17941">عباس شباویز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/TMVSVoc4XHs" fileSize="1240" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/TMVSVoc4XHs/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/TMVSVoc4XHs" length="1240" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Mon, 24 Dec 2012 00:39:08 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22804 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>