<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17582/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>قیصر</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17582/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>زيبایی‌شناسی قتل و خشونت در « قيصر»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24444</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24444&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی، قسمت دوازدهم        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/parvjahgh01.jpg?1360973354&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - زیبایی&amp;zwnj;شناسی قتل در فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; قابل توجه است. صحنه&amp;zwnj;های قتل با دقت و مهارت خاصی طراحی و اجرا شده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;صحنه قتل در حمام با تیغ دلاکی (کشتن نخستین قربانی)، بسیار خشونت&amp;zwnj;آمیز و تکان&amp;zwnj;دهنده است و همانند صحنه قتل جنت لی زیر دوش آب درفیلم &amp;laquo;روانی&amp;raquo; هیچکاک پرداخت شده است. کریم آب منگل زیر دوش نمره قرار دارد. قیصر وارد دوش می&amp;zwnj;شود. دو مرد به هم می&amp;zwnj;پیچند. دوربین از بالا شاهد درگیری آن دو است. در نمایی بسیار نزدیک، قیصر با تیغ، ضربات تندی بر سر و صورت کریم وارد می&amp;zwnj;آورد. نمایی از صورت پر از خون کریم نشان داده می&amp;zwnj;شود که از درد فریاد می&amp;zwnj;کشد اما تنها صدای آب دوش شنیده می&amp;zwnj;شود. نمای کلوزآپی از دست قیصر که تیغ خونین را بالای دیوار دوش می&amp;zwnj;گذارد. به دنبال آن نمای دست خون&amp;zwnj;آلودی می&amp;zwnj;آید که بر روی کاشی&amp;zwnj;های سفید کشیده می&amp;zwnj;شود و پس از آن نمایی از کف حمام نشان داده می&amp;zwnj;شود که آب و خون بر آن جاری است. در تک تک نماهای این صحنه، خشونت موج می&amp;zwnj;زند. در صحنه سلاخ&amp;zwnj;خانه نیز با اینکه کیمیائی از نمایش مستقیم کشتن رحیم آب منگل می&amp;zwnj;پرهیزد اما حرکت قیصر در میان لاشه&amp;zwnj;های آویخته گوشت و مونتاژ موازی با ضربه&amp;zwnj;های کارد که لاشه گاو را تکه تکه می&amp;zwnj;کند، خشونت صحنه را دو چندان می&amp;zwnj;سازد؛ و سرانجام در سکانس نهایی نیز که در ایستگاه متروکه راه آهن می&amp;zwnj;گذرد، خشونت شکل عریان&amp;zwnj;تر و بی&amp;zwnj;رحمانه&amp;zwnj;تری می&amp;zwnj;یابد. ضربه&amp;zwnj;های چاقوی قیصر و قربانی&amp;zwnj;اش (منصور آب منگل) شکم هر دو را دریده و نمایشی خونین و دلخراش از خشم و نفرت و انتقام به راه می&amp;zwnj;اندازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parvjahgh02.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;پرویز جاهد: &lt;/strong&gt;انتقام فردی قیصر&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;جنبه&amp;zwnj;ای سیاسی یافت&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و به عنوان نشانه&amp;zwnj;ای&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;از یک اعتراض و شورش عمومی &amp;zwnj;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;بر علیه دستگاه حاکم تعبیر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;از مجموع هفت مرگی که در قیصر اتفاق می&amp;zwnj;افتد، پنج تای آن&amp;zwnj;ها با ضربه&amp;zwnj;های چاقوست. از این نظر، فیلم قیصر یکی از خشن&amp;zwnj;ترین آثاری است که تاکنون در سینمای ایران ساخته شده است. خشونتی که بازتاب خشونت جاری در جامعه ایران در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۴۰ و پیش&amp;zwnj;گویی خشونت&amp;zwnj;هایی است که در دهه&amp;zwnj;های بعد در فضای سیاسی ایران رخ می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد احمد میر احسان، منتقد فیلم &amp;laquo;چاقوی قیصر، تفسیری هم&amp;zwnj;نوا با روحیه و تجربه زمانه و روان&amp;zwnj;شناسی نسل جوان آن سال&amp;zwnj;ها و راه حل روشنفکران آن دوران داشت. این یک نماد کاملاً ایرانی بود که به همه آن تئوری&amp;zwnj;های مبارزه قهرآلود و جان بر کف رسالات مخفی، مشروعیت ریشه&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;داد. با قیصر، نوجوان اهل کتاب و اعلامیه، از قتل آشنازدایی می&amp;zwnj;کرد و به آن هویتی روشنفکرانه می&amp;zwnj;داد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; در گفتمان سنت و مدرنیته در ایران نیز یک نمونه اثری شاخص و قابل توجه است که فضای سیاسی و اجتماعی ایران دهه ۱۳۴۰ و تضادهای جامعه ایرانی در آن بازتاب یافته است. اگر قیصر را در کانتکست سیاسی، اجتماعی دوره تاریخی خاص آن یعنی دهه ۱۳۴۰ ایران بررسی کنیم آن را در ظاهر حامل ایدئولوژی سنتی، مردسالار، خشن و واپس&amp;zwnj;گرایی خواهیم یافت که در برابر روند پرشتاب مدرن شدن و به عبارتی بهتر، غربی شدن جامعه مقاومت می&amp;zwnj;کند. از این منظر قیصر مبلغ و مدافع تمام ارزش&amp;zwnj;های سنتی و ضد مدرن و بیانگر دیدگاه&amp;zwnj;های جزمی &amp;zwnj;و ایدئولوژیک روشنفکران آن عصر خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما از سوی دیگر، دهه ۱۳۴۰، دهه&amp;zwnj;ای است که پروژه مدرنیزه کردن و غربی کردن جامعه به شدت از بالا یعنی از سوی حکومت شاه دنبال می&amp;zwnj;شود و به دلیل بافت و ساختار سیاسی جامعه، مقاومت&amp;zwnj;هایی را نیز در پایین یعنی در مردم سبب شده است. دوره&amp;zwnj;ای که استبداد سیاسی، اختناق و سانسور شدید سیاسی، راه را بر هرگونه دیالوگی بین حکومت و مخالفان آن بسته است. در چنین شرایطی، مخالفان حکومت با خاستگاه&amp;zwnj;ها و ایدئولوژی&amp;zwnj;های مختلف از نیروهای مارکسیستی گرفته تا تندروهای اسلامی &amp;zwnj;در مخالفت با ایده&amp;zwnj;ها و برنامه&amp;zwnj;های حکومت به خشونت و ترور روی آورده&amp;zwnj;اند. قیصر محصول نگاه چنین دوره&amp;zwnj;ای است. فضا و دنیای ظلم&amp;zwnj;ستیز و عدالت&amp;zwnj;طلبانه قیصر و قانون&amp;zwnj;شکنی عصیان&amp;zwnj;گرایانه قهرمان آن دقیقاً با خواست&amp;zwnj;ها و تمایلات روشنفکران معترض از یک سو و آرزوهای سرکوب شده جوانان عاصی از سوی دیگر، همخوانی داشت. به این ترتیب، انتقام فردی قیصر جنبه&amp;zwnj;ای سیاسی یافته و به عنوان نشانه&amp;zwnj;ای از یک اعتراض و شورش عمومی &amp;zwnj;بر علیه دستگاه حاکم تعبیر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;احمد میراحسان، در تحلیل خود از فیلم قیصر معتقد است که بدون درک روحیه زمانه نمی&amp;zwnj;توان موفقیت کم&amp;zwnj;نظیر و کارکرد اجتماعی و اخلاقی قیصر را درک کرد. وی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;در پایان دهه چهل، بد یا خوب، فیلم قیصر، رؤیای مخفی مردم یک دوران، رؤیای آفریننده و سازنده و روشنفکران جوان و رؤیا&amp;zwnj;های عاصی زمانه را با هم بازمی&amp;zwnj;گفت؛ زمانه&amp;zwnj;ای با پرسش&amp;zwnj;هایی که تنها با رجوع به متن آن دهه می&amp;zwnj;توان آن&amp;zwnj;ها را به درستی درک کرد. بدون یادآوری آن فضا، آن روحیات، آن اعتقادات و عواطف و آن یأس&amp;zwnj;ها و دلمردگی&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توان متوجه رؤیای فیلم قیصر شد. رؤیای خواهر تجاوز شده و ضرورت کاربرد چاقو و در کف نهادن جان که حاصل سرخوردگی و بی&amp;zwnj;اعتمادی از فرهنگ بی&amp;zwnj;ریشه&amp;zwnj;ای بود که عناصر سنتی اخلاقیات گذشته و مفاهیمی نظیر مردانگی، غیرت وناموس&amp;zwnj;پرستی را با لاقیدی و عشرت&amp;zwnj;طلبی آزادانه خود به سخره می&amp;zwnj;گرفت.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parvjahgh03.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 144px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;نجف دریابندری:&lt;/strong&gt; قیصر به هیچ وجه امکان ادامه حیات ندارد،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;یا باید وجود خود را نفی کند&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و با آنچه بوده و هست وداع گوید،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;یعنی به یک معنی حقیقی بمیرد&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و یا آنکه در واقع&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;به پیشباز مرگ برود.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;به نظر میراحسان، جوان عصیانگر ایرانی &amp;laquo;قیصر را تمثیل مردانگی و غیرتمندی یافت. از انتقام او خشمش فرومی&amp;zwnj;نشست و سرشار از احساسات پاک و منزه&amp;zwnj;طلبانه نفی شر می&amp;zwnj;شد. در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حال که عاشق هنر و ادبیات و سینمای آوانگارد غربی بود. البته در این هوا، نه قیصر بلکه حادثه سیاهکل، رادیو میهن&amp;zwnj;پرستان، اعلامیه&amp;zwnj;های سازمان&amp;zwnj;های چریکی، چه&amp;zwnj;گوارا، ساواک، شکنجه، اخبار مقاومت کتیرائی و آیت&amp;zwnj;الله طالقانی و حنیف&amp;zwnj;نژاد و اندکی لنین و خیلی استالین و بیشتر از آن&amp;zwnj;ها مائو و کاسترو و ماریگلا که تضاد کافکا و گوگن و پیکاسو را با هوشی مینه و احمد&amp;zwnj;زاده... به سود مشی چریکی حل می&amp;zwnj;کرد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رویکرد اخلاقی قیصر، کاملاً سنتی و ضد مدرن است و در فرهنگ بدوی و قبیله&amp;zwnj;ای- عشیره&amp;zwnj;ای ریشه دارد. قیصر مدافع ارزش&amp;zwnj;ها و اخلاقیات و فرهنگی است که در آن شرافت، ناموس&amp;zwnj;پرستی، مردانگی، غیرت و حق&amp;zwnj;طلبی اهمیت داشته و ستایش می&amp;zwnj;شود. احمد میراحسان در انتقاد از فردگرایی قیصر می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;حرکت فردی قیصر و خشونت و قتل و عملکرد ضد قانونی او و موجودیت سطحی&amp;zwnj;اش، از منظر مدرنیته، غیر قابل دفاع و بد&amp;zwnj;ترین جلوه فرهنگ مردسالار عشیره&amp;zwnj;ای است که مفاهیمی چون غیرت، ناموس و شرافت، ارزش&amp;zwnj;های مقدس اخلاقی او به شمار می&amp;zwnj;آیند. انتقاد از این حرکت، به معنی تأیید تجاوز به خواهر قیصر نیست که آن هم از نظر تلقی مدرن، تجاوز آشکار به حقوق فردی است و مستوجب مجازات قانونی. اما از سوی دیگر، مقابله با تجاوز، به معنی تأئید اقدام به جرم قیصر نمی&amp;zwnj;تواند باشد، حتی با قبول تفسیر دور و دراز روشنفکران موافق که خارج از ظرفیت واقعی قیصر بود، اگر این فیلم، قصد مقابله با نظم فاسد موجود را داشت، باز راه حل بیهوده، خشن و عشیره&amp;zwnj;ای را پیشنهاد می&amp;zwnj;کرد که نه به حفظ شرافت بلکه به کشت و کشتار ختم می&amp;zwnj;شد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما پرویز دوایی در نقد مشهور خود که در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان منتشر شد، از منظری متفاوت به فیلم قیصر نگاه کرده است. دوایی در نقد ستایش&amp;zwnj;گرانه خود بر &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، با رویکردی اخلاق&amp;zwnj;گرایانه به دفاع از ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی فیلم برخاست. وی با صراحت، اقدام عصیان&amp;zwnj;گرایانه و فردی قیصر را ستود و آن را حماسه &amp;laquo;شکست&amp;raquo; نامید. دوایی حرکت قیصر را مبتنی بر &amp;laquo;مردی و مردانگی و غیرت و جوانمردی&amp;raquo; ارزیابی کرده و آن را &amp;laquo;انسانی&amp;zwnj;ترین، سالم&amp;zwnj;ترین، لذت&amp;zwnj;بخش&amp;zwnj;ترین عملی&amp;raquo; دانست که از &amp;laquo;مردی چون او (قیصر) می&amp;zwnj;توان انتظار داشت. گیرم این عمل منطقی و قانونی و مذهبی نیست.... گو نباشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوایی در نوشته خود، بر ارزش&amp;zwnj;های منسوخ شده زمانه حسرت &amp;zwnj;خورده و قیصر را مرگ این ارزش&amp;zwnj;ها دانسته است. به نظر دوایی: &amp;laquo;قیصر، مرثیه مرگ آدم&amp;zwnj;هایی است که ارزش&amp;zwnj;های دنیای &amp;quot;فرمان&amp;quot; و قیصر آن&amp;zwnj;چنان برایشان مهجور شده که تجلی این جور غیرت&amp;zwnj;ها و ناموس&amp;zwnj;پرستی&amp;zwnj;ها نه فقط به نظرشان تعجب&amp;zwnj;آور بلکه خنده&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;نماید و تقصیری هم ندارند. این روزگار، نظام روزگار، وضع را طوری چرخانده که نوجوانان خود، همشیرگان محترم را به پارتی&amp;zwnj;های شوخ و شنگ می&amp;zwnj;برند تا با همشیره محترم دوستان آشنایی به هم برسانند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parvjahgh04.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 173px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;ابراهیم گلستان:&lt;/strong&gt; در حجم جسمی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;این فیلم، آدم&amp;zwnj;ها در یک سطح ساده&amp;zwnj;اند. کمتر توجهی به زندگی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;حسی و روح فردی آن&amp;zwnj;ها شده است، هر چند در ظاهر ناموس و انتقام آن&amp;zwnj;ها را به حرکت درآورده است.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;em&gt;عکس: پرویز جاهد&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;در واقع دوایی قیصر را بهانه کرده و به انگیزه نقد آن، با رویکردی مشابه رویکرد آل&amp;zwnj;احمد در &amp;laquo;غرب&amp;zwnj;زدگی&amp;raquo; و &amp;laquo;در خدمت و خیانت روشنفکران&amp;raquo;، سیاست فرهنگی نظام حاکم و غربزده شدن جامعه را به باد انتقاد می&amp;zwnj;گیرد، غافل از آنکه خروش قیصر در فیلم علیه کسانی صورت می&amp;zwnj;گیرد که اگرچه از نظر شخصیت&amp;zwnj;پردازی، هویت دقیق و روشنی ندارند اما هیچ نشانی از غرب&amp;zwnj;زدگی در ظاهر و رفتار آن&amp;zwnj;ها دیده نمی&amp;zwnj;شود و بیشتر به تیپ&amp;zwnj;های سنتی از نوع قیصر شباهت دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نظر نجف دریابندری نیز &amp;laquo;قیصر، جوان پاکیزه&amp;zwnj;ای است و خونخواهی و قتل جزو ذات او نیست، فقط عارض بر زندگی اوست (...) قیصر جنایتکار نیست. قیصر حتی نازک&amp;zwnj;دل است، چنانکه نمی&amp;zwnj;تواند جان دادن دو ماهی کوچک در یک تنگ آب را تحمل کند، ولی خیلی راحت می&amp;zwnj;تواند تن کریم آب منگل را با تیغ دلاکی&amp;zwnj;اش آش و لاش کند.&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دریابندری این تناقض را ناشی از وضعیتی می&amp;zwnj;داند که قیصر در آن گرفتار است. به اعتقاد دریابندری &amp;laquo;اساس حیات و هستی قیصر نفی شده است. قیصر به هیچ وجه امکان ادامه حیات ندارد، یا باید وجود خود را نفی کند و با آنچه بوده و هست وداع گوید، یعنی به یک معنی حقیقی بمیرد و یا آنکه در واقع به پیشباز مرگ برود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما ابراهیم گلستان نیز با اینکه از مدافعان قیصر به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رود اما نگاه او به قیصر فارغ از این&amp;zwnj;گونه داوری&amp;zwnj;ها و ارزش&amp;zwnj;گذاری&amp;zwnj;های اخلاقی است. از نظر گلستان، &amp;laquo;قیصر آدمی&amp;zwnj; سطحی است. یک قهرمان روحی نیست (...) در حجم جسمی این فیلم، آدم&amp;zwnj;ها در یک سطح ساده&amp;zwnj;اند. کمتر توجهی به زندگی حسی و روح فردی آن&amp;zwnj;ها شده است، هر چند در ظاهر ناموس و انتقام آن&amp;zwnj;ها را به حرکت درآورده است. در واقع آن&amp;zwnj;ها نه عامل&amp;zwnj;اند و نه زیر نفوذ. بازیگراند، می&amp;zwnj;چرخند، تنها برای سرگرمی تماشاگر.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکنون بیش از ۴۰ سال از نخستین نمایش فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; می&amp;zwnj;گذرد. در این فاصله نقد&amp;zwnj;ها و نظرهای زیادی درباره این فیلم نوشته و منتشر شده است، اما نظر به اهمیت آن در تاریخ سینمای ایران، هنوز می&amp;zwnj;توان آن را با رویکردهای مختلف، از نظر تماتیک یا سبکی، بررسی و تجزیه و تحلیل کرد و جنبه&amp;zwnj;های متنی و فرامتنی آن را شکافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منابع:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، سرمشق کاملی از مسعود کیمیائی برای مسعود کیمیائی. ابراهیم گلستان. نقل از مجموعه مقالات در نقد و معرفی آثار مسعود کیمیائی. ۱۳۶۴.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، مرثیه&amp;zwnj;ای برای ارزش&amp;zwnj;های از دست رفته. پرویز دوائی. (نقل از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان منبع)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، پس از بیست سال سیاه مشق. نجف دریابندری. (نقل از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان منبع)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر را فراموش کنیم. احمد میر احسان. فیلم و سینما. شماره ۷. تیر ماه ۱۳۷۷.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/22257&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی &amp;ndash; ۲، بخش هشتم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22804&quot;&gt;تصویر زن ایرانی در فیلمفارسی، بخش نهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/23998/&quot;&gt;لمپنیسم در فیلمفارسی، بخش دهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24281&quot;&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; و ظهور قهرمانان ستیزه&amp;zwnj;جو و تیره&amp;zwnj;بخت، بخش یازدهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24444#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">ابراهیم گلستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17582">قیصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17371">نجف دریابندری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15273">پرویز دوایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Sat, 16 Feb 2013 00:09:15 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24444 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>«قیصر» و ظهور قهرمانان ستیزه‌جو و تیره‌بخت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/07/24281</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/07/24281&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی (قسمت یازدهم)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;184&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/qaypj01.jpg?1360544648&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - بر این باورم که بازخوانی فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; و فیلم&amp;zwnj;های کلاسیک دیگر سینمای ایران، یک ضرورت مهم امروز است و روشنگر بسیاری ازکج&amp;zwnj;فهمی&amp;zwnj;ها و برداشت&amp;zwnj;های نادرست تاریخی خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اول اینکه &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، فیلمی است که به غلط در تاریخ سینمای ایران به&amp;zwnj;عنوان آغازگر موج نو شناخته شده است، اما واقعیت این است که قیصر، علیرغم تفاوت بارز و قابل توجه آن با تولیدات فیلمفارسی، در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان بدنه سینمای مسلط فارسی و قواعد پذیرفته شده آن ساخته شده و اگرچه سطح کیفی و استانداردهای فنی آن بسیار بالا&amp;zwnj;تر از محصولات سینمای فارسی تا آن زمان بود اما از نظر بیانی و زیبایی&amp;zwnj;شناسی، فیلمی مدرن با مختصات موج نوئی شناخته نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به زعم من جرقه&amp;zwnj;های سینمای موج نو ایران پیش از قیصر با فیلم&amp;zwnj;های روشنفکرانه و غیر متعارف ابراهیم گلستان (خشت و آینه)، فریدون رهنما (سیاووش در تخت جمشید)، فروغ فرخزاد (خانه سیاه است) و فرخ غفاری (شب قوزی) زده شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 250px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/qaypj02.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 167px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;اما &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; بدون تردید و با هر رویکردی که به آن نگاه شود، یکی از مهم&amp;zwnj;ترین و بحث&amp;zwnj;برانگیز&amp;zwnj;ترین فیلم&amp;zwnj;های تاریخ سینمای ایران است و در زمینه&amp;zwnj;هایی نوآور بوده است، اگرچه نوآوری قیصر در حدی نبود که آن را در ردیف آثار پیشگام موج نوئی سینمای ایران قرار دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; در بدنه سینمای فارسی، اثری رئالیستی و جسورانه بود که تأثیرگذاری آن در سینمای ایران غیر قابل انکار است. تأثیرات آن را هم در سینمای موج نو و هم در فیلمفارسی می&amp;zwnj;توان دنبال کرد. &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; از یک سو باعث رواج نوع تازه&amp;zwnj;ای از سینمای جاهلی (متفاوت با سینمای مجید محسنی و سیامک یاسمی) شد و از سوی دیگر گرایش تازه&amp;zwnj;ای را در سینمای متفاوت و موج نویی ایران به وجود آورد که روایت زندگی قهرمانان زخم&amp;zwnj;خورده، عاصی و ستیزه&amp;zwnj;جو با پایان&amp;zwnj;های تراژیک، از ویژگی&amp;zwnj;های آن بود و رد آن را می&amp;zwnj;شد در فیلم&amp;zwnj;هایی چون خداحافظ رفیق، تنگنا، صبح روز چهارم، صادق کُرده، خاک، گوزن&amp;zwnj;ها و کندو دنبال کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، نخستین فیلم ایرانی بود که توجه روشنفکران و منتقدان ایرانی را به سینمای فارسی معطوف ساخت. محمد علی سپانلو، جایی در تأیید این نظر می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;کیمیائی با قیصر امکان داد به روشنفکران که وارد سینما شوند... قیصر راه&amp;zwnj;گشایی مهمی کرد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وی بعد از شرح خاطره تماشای فیلم قیصر در سینما مولن&amp;zwnj;روژ تهران می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;ما فکر کردیم که- همه (منظور همه روشنفکران مطرح آن دوره است) در آنجا بودیم- همه ما وارد عصر تازه&amp;zwnj;ای از سینما داریم می&amp;zwnj;شویم، سینمای فارسی.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 250px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/qaypj03.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 410px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;کیمیائی در &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، دست به تجربه&amp;zwnj;ای در متن سینمای فارسی زد که پیش از او کسی نزده بود. او اگرچه آغازگر سینمای موج نو نیست اما دست به سنت&amp;zwnj;شکنی&amp;zwnj;هایی در سینمای فارسی زد که در آن زمان بی&amp;zwnj;سابقه بود. او در دوران و در جامعه&amp;zwnj;ای &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; را ساخت که سنت&amp;zwnj;های نیرومند سینمایی وجود نداشت و یا هنوز در مرحله ابتدایی شکل&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;اش بود. بنابراین طبیعی است که قیصر در مقایسه با نمونه&amp;zwnj;های غیر ایرانی خود (مثلاً فیلم&amp;zwnj;های نوآر آمریکایی یا فرانسوی)، کم آورده و از نظر ساختار و زیبایی&amp;zwnj;شناسی در رده&amp;zwnj;های بسیار پایین&amp;zwnj;تری قرار گیرد، اما بی&amp;zwnj;گمان در مقایسه با موج فیلم&amp;zwnj;های فارسی دوران خود، سینمای جاهلی و یا حتی سینمای جنایی ساموئل خاچیکیان، یک سر و گردن بالا&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;ایستد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می&amp;zwnj;توان پرسید دلایل محبوبیت &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; در میان عامه مردم چه بود و یا چه چیزی در داستان قیصر وجود داشت که از فردی جنایتکار، آدمی محبوب ساخت؟ در بستر داستانی&amp;zwnj;ای که &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; قرار دارد، فارغ از قضاوت&amp;zwnj;های اخلاقی مدرن و امروزی، حرکت فردی و ستیزه&amp;zwnj;جویانه او را ستایش کرده و با او همذات&amp;zwnj;پنداری می&amp;zwnj;کنیم. شخصیت&amp;zwnj;پردازی قیصر و شیوه روایت فیلم، علیرغم تمام ضعف&amp;zwnj;هایی که دارد، عمل خشونت&amp;zwnj;بار و ضد مدرن شخصیت اصلی آن را توجیه می&amp;zwnj;کند. از این منظر هر نوع پرسش در این زمینه که چرا قیصر خود مأمور اجرای عدالت و مجازات بدکاران می&amp;zwnj;شود و برای این&amp;zwnj;کار به پلیس مراجعه نمی&amp;zwnj;کند و یا اینکه چرا این حادثه در منطقه&amp;zwnj;ای متروک و یا گذشته&amp;zwnj;ای دور اتفاق نمی&amp;zwnj;افتد و در قلب یک شهر مدرن روی می&amp;zwnj;دهد، پرسش&amp;zwnj;هایی مربوط به خارج از دنیای فیلم است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; با توجه به خصوصیاتی که دارد، در میان قهرمانان دوره خود، یک ضد قهرمان سینمایی محسوب می&amp;zwnj;شود. اگر &amp;laquo;علی بی&amp;zwnj;غم&amp;raquo; را نمونه تیپیکال قهرمان ایرانی پیش از قیصر فرض کنیم، می&amp;zwnj;بینیم که قیصر برخلاف او که در گنج قارون، پیام صلح و آشتی سر می&amp;zwnj;دهد، دعوت به مبارزه، خشونت و انتقام می&amp;zwnj;کند. برای قهرمانان پیش از قیصر، راه برای پیشرفت و خوشبختی و همزیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز وجود داشت اما ضد قهرمان قیصر در موقعیت دراماتیک بسته&amp;zwnj;ای قرار می&amp;zwnj;گیرد که راهی جز مرگ در برابر خود نمی&amp;zwnj;بیند. دنیای قیصر بر خلاف دنیای علی بی&amp;zwnj;غم، دنیایی تیره و سرشار از خشونت، نفرت و بی&amp;zwnj;رحمی است که قیصر در آن نفس می&amp;zwnj;کشد. او بر خلاف شخصیت&amp;zwnj;های فیلمفارسی، آدم تلخ و عبوسی است که نه می&amp;zwnj;خندد و نه مثل آن&amp;zwnj;ها در کوچه&amp;zwnj;باغ&amp;zwnj;ها آواز می&amp;zwnj;خواند بلکه تنها پوزخند می&amp;zwnj;زند و به انتفام فکر می&amp;zwnj;کند. از سوی دیگر او اگرچه خشن، بی&amp;zwnj;باک و نترس است اما به شدت آسیب&amp;zwnj;پذیر و شکننده است و در لحظه&amp;zwnj;ای از فیلم، پای ضریح امامزاده اشک می&amp;zwnj;ریزد. در کنار او برادرش فرمان قرار دارد که نمونه شاخص قهرمان ژانر جاهلی است با تمام خصوصیات متعالی و فضیلت&amp;zwnj;هایی که جامعه سنتی آن روزگار از لوتی&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;هایی مثل او انتظار دارد. او باید در دقایق نخست فیلم (پانزده دقیقه اول) از پای درآید، چرا که این قیصر است که باید وارد میدان شود و به مصاف خونین برادران آب منگل برود. بنابراین، کیمیائی برای نخستین بار قهرمان خوش&amp;zwnj;خنده، آوازخوان، دل&amp;zwnj;رحم و سازشگر فیلمفارسی را کنار می&amp;zwnj;زند و ضد قهرمان عبوس، کینه&amp;zwnj;توز و ستیزه&amp;zwnj;جوی قیصر را به جایش می&amp;zwnj;نشاند. پس از قیصر است که ضد قهرمان&amp;zwnj;های فیلم&amp;zwnj;های تنگنا، صبح روز چهارم، صادق کرده، طوقی و خداحافظ رفیق به میدان می&amp;zwnj;آیند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 250px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
				&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/qaypj05.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 187px;&quot; /&gt;&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; در زمان نمایش خود به محور بحث&amp;zwnj;های انتقادی فیلم در میان منتقدان و روشنفکران دهه ۱۳۴۰ تبدیل شد. برخی از مهم&amp;zwnj;ترین چهره&amp;zwnj;های سینمایی و روشنفکری آن زمان مثل ابراهیم گلستان، پرویز دوایی و نجف دریابندری، ارزش&amp;zwnj;های سینمایی و مضمونی آن را ستودند و برخی دیگر مثل دکتر هوشنگ کاووسی و دکتر هوشنگ طاهری، به آن حمله کرده و آن را فیلمی ارتجاعی و عقب&amp;zwnj;مانده توصیف کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ابراهیم گلستان در نقدی هوشمندانه درباره آن نوشت: &amp;laquo;قیصر یک فیلم گیرا و شایسته توجه کامل است. اگر این فیلم در حد قریحه و استعداد سازنده&amp;zwnj;اش ساخته شده بود، یک فیلم برجسته می&amp;zwnj;شد. برجستگی کنونی فیلم در این است که کار یک قریحه کمیاب است. قریحه&amp;zwnj;ای که هنوز خود را به حد رشدی که شایسته&amp;zwnj;اش است نکشانده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به هر حال، چه قیصر را دوست داشته باشیم و چه از آن متنفر باشیم، نمی&amp;zwnj;توانیم اهمیت آن را در سینمای حرفه&amp;zwnj;ای ایران از نظر تاریخی انکار کنیم، چرا که قیصر فیلمی بود که علیرغم جلب توجه مخاطب خاص و نخبه&amp;zwnj;گرای سینمای آن زمان، توانست تماشاگران عام سینمای فارسی را نیز جلب نموده و بعد از موفقیت فیلم &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo; به پرفروش&amp;zwnj;ترین فیلم ایرانی زمان خود بدل شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای موفقیت فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; می&amp;zwnj;توان چند عامل را ذکر کرد: نخست، درونمایه آنارشیستی، ظلم&amp;zwnj;ستیزانه و عصیانگرانه &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; است. دوم، نگاه رئالیستی و باورپذیر آن به زندگی آدم&amp;zwnj;های عادی و مردم کوچه و بازار که رفتار و گفتارشان طبیعی و ملموس بود و به دل تماشاگر ایرانی می&amp;zwnj;نشست. همینطور وجود کاراکترهای واقعی با انگیزه&amp;zwnj;های قوی که همذات&amp;zwnj;پنداری تماشاگر ایرانی را برمی&amp;zwnj;انگیخت؛ و از همه مهم&amp;zwnj;تر: سبک بازیگری واقعگرایانه آن که تا آن زمان در سینمای ایران سابقه چندانی نداشت و تنها در فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;خشت و آینه&amp;raquo; ابراهیم گلستان و &amp;laquo;شب قوزی&amp;raquo; فرخ غفاری تجربه شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 250px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/qaypj04.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 338px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;بهروز وثوقی با بازی حسی و قدرتمند خود پس از &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; به الگوی بازیگری در سینمای ایران تبدیل شد. بهروز وثوقی با آن نگاه تیز و شکافنده و کاراکتر عاصی، تلخ و عبوس و در عین حال جذاب&amp;zwnj;اش، قیصر را به چهره آیکونیک سینمای ایران تبدیل کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، به دلیل وجود شخصیت&amp;zwnj;های خوندار و باورپذیر، فضاسازی ماهرانه محیط جنوب شهر تهران با بازارچه&amp;zwnj;ها، تیمچه&amp;zwnj;ها، گرمابه و کوچه&amp;zwnj;های تنگ و تودرتویش، فیلمبرداری دقیق و کم&amp;zwnj;نظیر سیاه و سفید و نور&amp;zwnj;پردازی و سایه&amp;zwnj;روشن&amp;zwnj;های ماهرانه&amp;zwnj;اش، خصوصاً در صحنه&amp;zwnj;های مربوط به کشتارگاه و قتل در حمام، در دهه ۱۳۴۰، اثر منحصر به فردی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; بدون شک، نخستین کاراکتر واقعی، ملموس و در یاد ماندنی سینمای ایران است. پیش از &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، &amp;laquo;علی بی&amp;zwnj;غم&amp;raquo;&amp;zwnj;ها که بر طبل بی&amp;zwnj;عاری می&amp;zwnj;زدند و بزرگ&amp;zwnj;ترین انگیزه&amp;zwnj;شان جهش طبقاتی و رسیدن به وصال دختر پولدار بود، کاراکترهای اصلی و آشنای فیلم&amp;zwnj;های فارسی را تشکیل می&amp;zwnj;دادند. این مسعود کیمیائی بود که با &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، شخصیت ضد قهرمان ایرانی را برای اولین بار در سینمای ایران مطرح کرد. کاراکتری که با تمام ویژگی&amp;zwnj;های ضد قهرمانان فیلم&amp;zwnj;های گانگستری، نوآر و وسترن همخوانی دارد. به علاوه سرنوشت تراژیک قیصر و مرگ حماسی او نیز در پایان فیلم، در سینمای فارسی به طرز بی&amp;zwnj;سابقه&amp;zwnj;ای سنت&amp;zwnj;شکنانه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پایان&amp;zwnj;بندی قیصر، حرکتی سنت&amp;zwnj;شکنانه در برابر پایان&amp;zwnj;بندی خوش&amp;zwnj;بینانه، سطحی&amp;zwnj;نگرانه و کلیشه&amp;zwnj;ای فیلم&amp;zwnj;های فارسی آن دوره و مهم&amp;zwnj;ترین عامل تمایز قیصر با فیلمفارسی بود. از این زاویه، قیصر کاملاً بر خلاف انتظار&amp;zwnj;ها و علائق رایج تماشاگران ساده&amp;zwnj;پسند فیلمفارسی ساخته شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع کیمیائی، در قیصر&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان راهی را رفت که بسیاری از سینماگران وسترن و خالقان آثار جنایی، گانگستری و نوآر رفته بودند. &amp;laquo;نوادا اسمیت&amp;raquo; ساخته هنری هاتاوی، &amp;laquo;سامورائی&amp;raquo; ساخته ژان پیر ملویل، &amp;laquo;روز برمی&amp;zwnj;آید&amp;raquo; ساخته مارسل کارنه، &amp;laquo;از نفس افتاده&amp;raquo; ساخته ژان لوک گدار، &amp;laquo;دشمن مردم&amp;raquo; ساخته ویلیام ولمن، و &amp;laquo;سیرای مرتفع&amp;raquo; ساخته رائول والش و &amp;laquo;سال&amp;zwnj;های ناامیدی&amp;raquo; ویلیام وایلر، همگی دارای شخصیت&amp;zwnj;های محوری عصیانگر و ضد قانون&amp;zwnj;اند. چگونه می&amp;zwnj;توان هامفری بوگارت، جیمز کاگنی، ژان گابن، استیو مک کوئین، ژان پل بلموندو و یا آلن دلون سامورائی را که همگی گانگسترهایی تنها و خونسرد و یا کابوهایی ضد قانون و نظم جامعه بودند، دوست داشت و بر سرنوشت تلخشان گریست اما &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; را به دلیل انتقام&amp;zwnj;جویی و اجرای عدالت به شیوه خود (مجازات قاتلان برادر و تجاوزگران به خواهر)، محکوم کرد و نشانه ضعف فیلم کیمیایی دانست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید در جهان واقعی، کسی با یک سارق یا گانگستر یا آدم&amp;zwnj;کش که قوانین مدنی و عرفی جامعه را زیر پا می&amp;zwnj;گذارد و نظم شهر یا اجتماع را به هم می&amp;zwnj;ریزد، همدلی و همذات&amp;zwnj;پنداری نکند اما همه می&amp;zwnj;دانیم که سینما و هنرهای نمایشی با بهره&amp;zwnj;گیری از شیوه روایت و عناصر درام و قصه&amp;zwnj;پردازی، همذات&amp;zwnj;پنداری تماشاگران و حس شفقت آن&amp;zwnj;ها را نسبت به شخصیت&amp;zwnj;های محوری و قهرمانان فیلم یا نمایش برمی&amp;zwnj;انگیزند و در پایان، به تعبیر ارسطو آن&amp;zwnj;ها را دچار کاتارسیس می&amp;zwnj;سازند. بر این اساس حرکت فردی قیصر و خروش او علیه کسانی که به حریم خانوادگی او تجاوز کرده&amp;zwnj;اند، در جهان دراماتیک فیلم معنا پیدا می&amp;zwnj;کند و باورپذیر می&amp;zwnj;شود. در واقع قیصر از الگوی درام کلاسیک و منطق خیر و شر آن پیروی می&amp;zwnj;کند. در ساختار درام کلاسیک، شخصیت&amp;zwnj;ها، دو دسته&amp;zwnj;اند: خوب یا بد، سیاه یا سفید، خیر یا شر مطلق. حد میانی وجود ندارد. قیصر، یک قهرمان مطلقاً خوب است و دشمنان او یعنی برادران آب&amp;zwnj;منگل، نمونه&amp;zwnj;های مطلق بدی و شرارت&amp;zwnj;اند. نیروی خوبی (خیر) باید بر نیروی بدی (شر) پیروز شود، هرچند این پیروزی با مرگی تراژیک برای قهرمان همراه باشد. قیصر برای گرفتن انتقام و اجرای عدالت باید دست به کشتار بزند و نیروهای شر را نابود سازد و در پایان به ضرب گلوله&amp;zwnj;های پلیس از پا درآید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/22257&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی &amp;ndash; ۲، بخش هشتم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22804&quot;&gt;تصویر زن ایرانی در فیلمفارسی، بخش نهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/23998/&quot;&gt;لمپنیسم در فیلمفارسی، بخش دهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/07/24281#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17942">بازخوانی فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17582">قیصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19083">پرویز کیمیائی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Thu, 07 Feb 2013 22:34:43 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24281 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تصویر شهر در فیلمفارسی – ۲</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/04/22257</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/04/22257&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی (قسمت هشتم)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/jaheparff01.jpg?1355085215&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - با تغییر فضای سیاسی و اجتماعی ایران در دهه ۱۳۴۰ و رشد فرهنگ شهری و مدرن و حل شدن روستاییان مهاجر در دل شهر و تقسیم&amp;zwnj;بندی پایتخت به شمال شهر و جنوب شهر، فیلمفارسی و تم&amp;zwnj;ها و فضاهای آن نیز تغییر کرد و به&amp;zwnj;تدریج با فضای جدید جامعه منطبق شد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;قهرمان فیلمفارسی دیگر روستایی ساده&amp;zwnj;لوحی نبود که از ده به شهر می&amp;zwnj;آمد و فریب مردان و زنان فاسد شهری را می&amp;zwnj;خورد یا بر عکس، این قهرمانان، کسانی نبودند که از فساد و تباهی زندگی شهری به تنگ آمده و از شهر و شرارت&amp;zwnj;های آن بگریزند و به محیط پاک و بی&amp;zwnj;آلایش روستا پناهنده شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نوشته فریدون جیرانی، اگر در پایان دهه ۱۳۳۰، سازندگان فیلمفارسی نمی&amp;zwnj;توانستند موضع&amp;zwnj;گیری کنند که دختر روستایی تحصیل&amp;zwnj;کرده در بازگشت به روستا باید چگونه زندگی کند و تکلیف پسرعموی بی&amp;zwnj;سواد اما باصفای روستایی&amp;zwnj;اش چه می&amp;zwnj;شود و بین دو طرف سرگردان مانده بودند، در آغاز دهه ۱۳۴۰ تردید&amp;zwnj;ها را کنار گذاشتند.&amp;raquo; (تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. ص ۸۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;پرستو&amp;zwnj;ها به لانه باز می&amp;zwnj;گردند&amp;raquo; (۱۳۴۲)، مجید محسنی دیگر آن روستایی ابله و ساده&amp;zwnj;دل نبود که در شهر به فساد کشیده می&amp;zwnj;شد بلکه او زمینش را در روستا فروخت و همراه زن و فرزندش به تهران رفت تا پسرش تحصیل کند و دکتر شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jaheparff02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 229px;&quot; /&gt;در ژانر جاهلی فیلم&amp;zwnj;های فارسی، قهوه&amp;zwnj;خانه و کافه، یک نشانه ثابت و آیکونیک بود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در دهه ۱۳۴۰ ، تضاد شهر و روستا که تم و زمینه غالب فیلم&amp;zwnj;های دهه ۱۳۳۰بود، جای خود را به تضاد بین دو فرهنگ بالاشهری و پایین&amp;zwnj;شهری داد، و فیلمفارسی در تقابل با فرهنگ بالاشهری و ظاهر مدرن و غرب&amp;zwnj;زده آن، به دفاع از سنت&amp;zwnj;ها و باورهای کهنه و آمیخته با تعصب مردمان جنوب شهر پرداخت و رفتار&amp;zwnj;ها و زندگی&amp;zwnj;های بالاشهری را به باد تمسخر گرفت. در این فیلم&amp;zwnj;ها، قهرمانان لمپن جنوب&amp;zwnj;شهری، زمانی که تصادفاً در محیط بالاشهری قرار می&amp;zwnj;گرفتند، به تمسخر فرهنگ آدم&amp;zwnj;های متجدد بالاشهری می&amp;zwnj;پرداختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo;، آرمان (قارون)، سرمایه&amp;zwnj;دار بیماری بود که همه چیز داشت اما غمگین بود چرا که پزشکان از معالجه او ناامید شده بودند. او به خاطر ظلم&amp;zwnj;هایی که در گذشته نسبت به طبقه پایین جامعه روا داشته بود، احساس عذاب و درماندگی می&amp;zwnj;کرد و برای اینکه گناهانش بخشیده شود، لباس کارگری پوشید و برای زندگی به جنوب شهر رفت و اعلام کرد که دیگر قارون مرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قهرمان لمپن فیلم &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo; سیامک یاسمی نیز، مدافع سنت&amp;zwnj;ها و ارزش&amp;zwnj;های کهنه و ارتجاعی است. وی به تمسخر فرهنگ و زندگی مدرن پرداخته و به خاطر ضدیت خود با نوگرایی، مورد استقبال اقشار سنتی جامعه شهری قرار می&amp;zwnj;گیرد. لمپن فیلم &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo; (با بازی فردین)، کسی است که از راه جیب&amp;zwnj;بری زندگی&amp;zwnj;اش را می&amp;zwnj;گذراند و بخشی از درآمد دزدی&amp;zwnj;اش را بین فقرا تقسیم می&amp;zwnj;کند. پاتوق او کافه&amp;zwnj;ای در جنوب شهر است که برخلاف فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه ۱۳۳۰، دیگر محل کسب درآمد مشروع قهرمان فیلم نیست بلکه محل تفریح لات&amp;zwnj;ها و اوباش جنوب شهری است. در این کافه زنی هر شب به خاطر فقر مالی و سیر کردن شکم فرزندانش با بیست تومان درآمد می&amp;zwnj;رقصد و آواز می&amp;zwnj;خواند. (فریدون جیرانی. فیلمفارسی چیست؟ ص ۱۲۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب، تیپ روستایی ساده&amp;zwnj;لوح و ابله فیلمفارسی، جای خود را به لمپن&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;دهد و این تیپ&amp;zwnj;ها، محبوبیت فراوانی در میان عامه سینمارو پیدا می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دیگر اخلاق&amp;zwnj;گرایی فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۳۰ و پیام&amp;zwnj;های ساده&amp;zwnj;لوحانه آن در مذمت شهر برای مخاطبان این نوع سینما، بی&amp;zwnj;معنی بود. مخاطب فیلمفارسی، مزه زندگی شهری مدرن را چشیده بود و از امتیازات آن بهره&amp;zwnj;مند شده بود و دیگر حاضر نبود رفاه زندگی شهری را&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها کرده و به زندگی سخت و پرمشقت روستایی دل ببندد. با این حال این به معنی مدرن شدن او نبود چرا که او هنوز عمیقاً سنتی بود و با برخی جلوه&amp;zwnj;های زندگی مدرن هیچ نسبتی نداشت. او عرقش را می&amp;zwnj;خورد و دهنش را آب می&amp;zwnj;کشید و نماز می&amp;zwnj;خواند&amp;raquo;(تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. ص ۹۶) و از تماشای فیلمفارسی غرق در لذت می&amp;zwnj;شد. حالا سازندگان فیلمفارسی مجبور بودند به جای سوژه&amp;zwnj;های اخلاقی و ضد شهری که تاریخ مصرف آن&amp;zwnj;ها گذشته بود، به فکر درام&amp;zwnj;های شهری در مورد آدم&amp;zwnj;هایی (تیپ&amp;zwnj;هایی) شهری اما با باورهایی به شدت سنتی و عقب&amp;zwnj;مانده باشند. در پاسخ به چنین نیازی بود که ژانر جاهلی، به وجود آمد و به تدریج به ژانر غالب سینمای ایران تبدیل شد و بخش اعظم تولیدات سینمای ایران در دهه ۱۳۵۰ را به خود اختصاص داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لمپن&amp;zwnj;ها، با خود فرهنگ گفتاری، رفتاری و پوششی ویژه&amp;zwnj;ای را به فیلمفارسی می&amp;zwnj;آورند که به شمایل&amp;zwnj;های تصویری ثابت این نوع فیلم&amp;zwnj;ها بدل می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد علی اکبر اکبری در کتاب &amp;laquo;لمپنیسم در ایران&amp;raquo;، محل سکونت لمپن&amp;zwnj;ها، عموماً مناطق جنوب شهر تهران و گذرگاه&amp;zwnj;ها، محله&amp;zwnj;ها و خیابان&amp;zwnj;هایی که محل کسب و کار خرده بورژوازی سنتی و تهیدست بود. (لمپنیسم در ایران. ص ۶۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از سوی دیگر مسافرخانه&amp;zwnj;های ارزان&amp;zwnj;قیمت و قهوه&amp;zwnj;خانه&amp;zwnj;های بزرگ و شبانه&amp;zwnj;روزی که محل زندگی و تجمع لمپن&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;ها و لات&amp;zwnj;ها بود، در این مناطق قرار گرفته بود. همین طور مراکز فحشا و کافه&amp;zwnj;های ساز و ضربی که محل خوشگذرانی و تفریح لمپن&amp;zwnj;ها در سابق بود، در این محدوده قرار داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم&amp;zwnj;های جاهلی فارسی نیز لوکیشن&amp;zwnj;ها عمدتاً منحصر است به چند قهوه&amp;zwnj;خانه، کافه، کاباره و گذرگاه&amp;zwnj;ها و کوچه پس&amp;zwnj;کوچه&amp;zwnj;های قدیمی جنوب شهر تهران. تهران، شهری بود که داستان بیشتر فیلم&amp;zwnj;های فارسی در آنجا می&amp;zwnj;گذشت چرا که تهران به عنوان پایتخت ایران و یک کلان&amp;zwnj;شهر زود&amp;zwnj;تر از دیگر شهرهای ایران در معرض مدرنیسم قرار گرفته بود و در عین حال بافت سنتی&amp;zwnj;اش را به&amp;zwnj;ویژه در قسمت&amp;zwnj;های جنوب شهر، حفظ کرده بود. به همین دلیل، تضاد سنت و مدرنیته و مقاومت در برابر مدرنیزه کردن جامعه، در آن بارز&amp;zwnj;تر و محسوس&amp;zwnj;تر بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به علاوه گویش جاهلی/لمپنی، به عنوان یکی از نشانه&amp;zwnj;های صوتی فیلمفارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، نزدیکی بیشتری با گویش تهرانی داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ژانر جاهلی فیلم&amp;zwnj;های فارسی، قهوه&amp;zwnj;خانه و کافه، یک نشانه ثابت و آیکونیک بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قهوه&amp;zwnj;خانه، محل خواب، استراحت، تفریح، شرط&amp;zwnj;بندی، معامله اجناس قاچاق و پاتوق لمپن&amp;zwnj;ها، تبهکاران و افراد مطرود جامعه بود. جاهل فیلمفارسی، اوقاتش را در قهوه&amp;zwnj;خانه به خوردن آبگوشت، نوشیدن چای، کشیدن قلیان و شوخی و شرط&amp;zwnj;بندی با جاهل&amp;zwnj;های دیگر می&amp;zwnj;گذراند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jaheparff03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 277px;&quot; /&gt;قیصر، شخصیتی عاصی، ستیزه&amp;zwnj;جو و تک&amp;zwnj;رو بود که کیمیایی آن را بیشتر تحت تأثیر الگوی قهرمانان شوربخت فیلم&amp;zwnj;های نوآر یا وسترن ساخته بود&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;کافه نیز در فیلمفارسی، هویت مکانی مشخصی داشت و حریم خوشگذرانی و تسویه&amp;zwnj;حساب&amp;zwnj;های شخصی جاهل&amp;zwnj;ها بود. کافه مکانی بود با صندلی&amp;zwnj;های چوبی، میزهای کوچک با دکورهای ارزان&amp;zwnj;قیمت که معمولاً زن رقاصه&amp;zwnj;ای، روی صحنه در برابر مشتریانش (جاهل&amp;zwnj;ها و لمپن&amp;zwnj;ها)، می&amp;zwnj;رقصید و آواز می&amp;zwnj;خواند. لمپن قهرمان فیلمفارسی، با اینکه صاحب کافه نبود اما با قدرت فیزیکی و نفوذ و اعتبارش در میان جاهل&amp;zwnj;ها، اختیار و کنترل کامل آن را در دست داشت و می&amp;zwnj;توانست با شیرین&amp;zwnj;کاری&amp;zwnj;ها و لات&amp;zwnj;بازی&amp;zwnj;هایش، تماشاگران فیلمفارسی را مجذوب کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کافه، نه تنها لوکیشن اصلی فیلمفارسی بود بلکه به عنوان مکان رویداد در برخی فیلم&amp;zwnj;های روشنفکرانه و موج نویی مثل &amp;laquo;خشت و آینه&amp;raquo; ، &amp;laquo;جنوب شهر&amp;raquo;، &amp;laquo;شب قوزی&amp;raquo;، &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; و &amp;laquo;کندو&amp;raquo; نیز مورد استفاده قرار گرفت اگرچه این مکان&amp;zwnj;ها در این فیلم&amp;zwnj;ها، به شکل واقع گرایانه و کاملاً متفاوتی تصویر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مسعود کیمیایی، در فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; با اینکه از برخی آیکون&amp;zwnj;ها و تیپ&amp;zwnj;های شناخته&amp;zwnj;شده فیلمفارسی استفاده کرد اما &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; را به خاطر شخصیت&amp;zwnj;پردازی و پرداخت رئالیستی و ضد رمانتیک آن، مطلقاً نمی&amp;zwnj;توان در رده فیلم&amp;zwnj;های فارسی قرار داد. جاهل فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; اگرچه از نظر شباهت&amp;zwnj;های آشکاری با تیپ لمپن&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;های فیلمفارسی داشت اما ویژگی&amp;zwnj;های دیگری هم داشت که او را از این دسته متمایز می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، شخصیتی عاصی، ستیزه&amp;zwnj;جو و تک&amp;zwnj;رو بود که کیمیایی آن را بیشتر تحت تأثیر الگوی قهرمانان شوربخت فیلم&amp;zwnj;های نوآر یا وسترن ساخته بود، اگرچه گویش، منش، رفتار و ظاهر جاهلانه او ریشه در لمپنیسم جنوب&amp;zwnj;شهری داشت و پایبند سنت&amp;zwnj;ها و رسوم خانوادگی و مردانگی بود و عدالت را تکلیف مردانه خود می&amp;zwnj;دانست و به شیوه خود اجرا می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر بچه بازارچه نایب&amp;zwnj;السطنه، آب منگل و کوچه یخچال صغیرا بود که اندوه و خشم فروخفته نسلی عاصی و شورشی و سرخورده از مدرنیزاسیون دستوری را با انتقام فردی&amp;zwnj;اش به نمایش می&amp;zwnj;گذاشت. او بازتاب عقده&amp;zwnj;های روانی روشنفکران عصر خود بود که تئوری&amp;zwnj;های جنگ مسلحانه چریکی رژی دبره را غرغره می&amp;zwnj;کردند و در حسرت چه&amp;zwnj;گوارا بودن می&amp;zwnj;سوختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جاهل سیاه پوش فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; با کفش پاشنه&amp;zwnj;خوابیده و نگاه تیز و شکافنده و لحن تلخ و گزنده، بیانگر رمانتیسیسم انقلابی دوران خود بود. او نه تنها برای مردم عادی که از بی&amp;zwnj;عدالتی اجتماعی به تنگ آمده بودند شخصیت جذابی بود بلکه بسیاری از روشنفکران آن زمان را نیز مجذوب خود کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به همین دلیل &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، نه تنها مورد استقبال مردم عادی قرار گرفت بلکه برخی از روشنفکران و منتقدان مطرح آن زمان مثل ابراهیم گلستان، نجف دریابندری و پرویز دوایی به ستایش از آن پرداختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، علیرغم تفاوت&amp;zwnj;های بارزش با فیلمفارسی&amp;zwnj;های آن دوره، چه از نظر درونمایه و چه ساختار سینمایی، شباهت&amp;zwnj;های ظاهری بسیاری با فیلم&amp;zwnj;های فارسی داشت و همین شباهت&amp;zwnj;ها باعث شد که برخی از منتقدان مثل هوشنگ کاووسی ارزش&amp;zwnj;های سینمایی و نوآوری&amp;zwnj;های آن را نبینند و با معیارهای نقد فیلمفارسی، آن را محک زده وبه آن حمله&amp;zwnj;ور شوند. از سوی دیگر، &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، نسبت نزدیکی با همه گفتمان انتقادی ضد مدرن دهه ۱۳۴۰ داشت که در سخنان نویسندگانی چون جلال آل احمد و علی شریعتی منعکس بود. منتقد سر&amp;zwnj;شناسی مثل پرویز دوایی، از این زاویه به دفاع از قیصر پرداخته و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;قیصر مرثیه مرگ آدم&amp;zwnj;هایی است که ارزش&amp;zwnj;های دنیای فرمان و قیصر آنچنان برایشان مهجور شده که تجلی این جور غیرت&amp;zwnj;ها و ناموس&amp;zwnj;پرستی&amp;zwnj;ها نه فقط تعجب&amp;zwnj;آور بلکه خنده&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;نماید و تقصیری هم ندارند. این روزگار، نظام روزگار وضع را طوری چرخانده که نوجوانان خود همشیرگان محترم را به پارتی&amp;zwnj;های شوخ و شنگ می&amp;zwnj;برند تا با همشیره محترم دوستان آشنایی به هم برسانند... این تمام آن چیزی&amp;zwnj;ست که من دارم، که ما داریم... و ستایش بی&amp;zwnj;دریغی که سال&amp;zwnj;های سال است نثار پدیده&amp;zwnj;های فرهنگ غرب کرده&amp;zwnj;ایم ما را ذره&amp;zwnj;ای به آن&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;چسباند. دنیای هیچکاک و گودار و آنتونیونی مرا ذره&amp;zwnj;ای به خود راه نمی&amp;zwnj;دهند، هر قدر که من مجنون و سرگشته این عیارهای دنیا باشم.&amp;raquo; (پرویز دوایی. قیصر، مرثیه&amp;zwnj;ای برای ارزش&amp;zwnj;های از دست&amp;zwnj;رفته)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد فریدون جیرانی &amp;laquo;کیمیایی خیلی خوب فهمید که هنوز مخاطب فیلمفارسی با شبه&amp;zwnj;مدرنیسم کنار نیامده است و با رشد جنبش مذهبی حتی موضع خصمانه&amp;zwnj;تری گرفته است. بنابراین در زمانی که از جانب دولت تبلیغ می&amp;zwnj;شد نه چادر نه مینی&amp;zwnj;ژوب، او اعظم (پوری بنایی) را با چادر، کنار قیصر (بهروز وثوقی) در خیابان&amp;zwnj;ها راه انداخت و از غیرت&amp;zwnj;ها و ناموس&amp;zwnj;پرستی حرف زد.&amp;raquo; (تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جواد طوسی، منتقد فیلم نیز معتقد است &amp;laquo;کیمیایی، به پشتوانه پایگاه اجتماعی و خصایل طبقاتی&amp;zwnj;اش و شناخت درست آدم&amp;zwnj;هایش موفق می&amp;zwnj;شود اثری خلق کند که ریشه در سنت و ارزش&amp;zwnj;های پاک و اصیل دارد و هویت بومی و ایرانی&amp;zwnj;اش در کمتر فیلمی دیده شده بود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، شاید از نظر زیبایی&amp;zwnj;شناختی بصری و رئالیسم خشن آن، جهشی در سینمای یکنواخت آن روزگار بود اما از نظر درونمایه، به شدت سنتی و ضد مدرن بود و بر باور&amp;zwnj;ها و تعصب&amp;zwnj;های خشک سنتی و ناموس&amp;zwnj;پرستی و غیرت تکیه داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انتقام قیصر از برادران آب منگل به خاطر دفاع از ناموس&amp;zwnj;اش و درگیری او با پلیس و مرگ تراژیک&amp;zwnj;اش در پایان فیلم، اگرچه در فضای استبدادی و اختناق&amp;zwnj;آمیز آن روزگار، از دید برخی منتقدان، به عنوان عملی عصیان&amp;zwnj;گرانه و انقلابی تلقی شد و مورد ستایش قرار گرفت اما در واقع، نوعی اعتراض و دهن&amp;zwnj;کجی به زندگی و مناسبات مدرن در جامعه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/04/22257#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17574">آقای قرن بیستم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">ابراهیم گلستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17572">تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17580">جنوب شهر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17585">جواد طوسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D8%AA-%D9%88-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87">خشت و آینه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17575">سیامک یاسمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17581">شب قوزی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17578">علی اکبر اکبری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15521">فریدون جیرانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17576">فیلمفارسی چیست؟</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17582">قیصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17579">لمپنیسم در ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16841">مجید محسنی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17584">مرثیه‌ای برای ارزش ‌های از دست ‌رفته</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17371">نجف دریابندری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14902">هوشنگ کاووسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17573">پرستو‌ها به لانه باز می‌گردند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15273">پرویز دوایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17577">ژانر جاهلی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17583">کندو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14904">گنج قارون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Tue, 04 Dec 2012 08:49:48 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22257 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>