<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17574/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>آقای قرن بیستم</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17574/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>تصویر شهر در فیلمفارسی – ۲</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/04/22257</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/04/22257&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی (قسمت هشتم)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/jaheparff01.jpg?1355085215&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - با تغییر فضای سیاسی و اجتماعی ایران در دهه ۱۳۴۰ و رشد فرهنگ شهری و مدرن و حل شدن روستاییان مهاجر در دل شهر و تقسیم&amp;zwnj;بندی پایتخت به شمال شهر و جنوب شهر، فیلمفارسی و تم&amp;zwnj;ها و فضاهای آن نیز تغییر کرد و به&amp;zwnj;تدریج با فضای جدید جامعه منطبق شد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;قهرمان فیلمفارسی دیگر روستایی ساده&amp;zwnj;لوحی نبود که از ده به شهر می&amp;zwnj;آمد و فریب مردان و زنان فاسد شهری را می&amp;zwnj;خورد یا بر عکس، این قهرمانان، کسانی نبودند که از فساد و تباهی زندگی شهری به تنگ آمده و از شهر و شرارت&amp;zwnj;های آن بگریزند و به محیط پاک و بی&amp;zwnj;آلایش روستا پناهنده شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نوشته فریدون جیرانی، اگر در پایان دهه ۱۳۳۰، سازندگان فیلمفارسی نمی&amp;zwnj;توانستند موضع&amp;zwnj;گیری کنند که دختر روستایی تحصیل&amp;zwnj;کرده در بازگشت به روستا باید چگونه زندگی کند و تکلیف پسرعموی بی&amp;zwnj;سواد اما باصفای روستایی&amp;zwnj;اش چه می&amp;zwnj;شود و بین دو طرف سرگردان مانده بودند، در آغاز دهه ۱۳۴۰ تردید&amp;zwnj;ها را کنار گذاشتند.&amp;raquo; (تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. ص ۸۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;پرستو&amp;zwnj;ها به لانه باز می&amp;zwnj;گردند&amp;raquo; (۱۳۴۲)، مجید محسنی دیگر آن روستایی ابله و ساده&amp;zwnj;دل نبود که در شهر به فساد کشیده می&amp;zwnj;شد بلکه او زمینش را در روستا فروخت و همراه زن و فرزندش به تهران رفت تا پسرش تحصیل کند و دکتر شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jaheparff02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 229px;&quot; /&gt;در ژانر جاهلی فیلم&amp;zwnj;های فارسی، قهوه&amp;zwnj;خانه و کافه، یک نشانه ثابت و آیکونیک بود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در دهه ۱۳۴۰ ، تضاد شهر و روستا که تم و زمینه غالب فیلم&amp;zwnj;های دهه ۱۳۳۰بود، جای خود را به تضاد بین دو فرهنگ بالاشهری و پایین&amp;zwnj;شهری داد، و فیلمفارسی در تقابل با فرهنگ بالاشهری و ظاهر مدرن و غرب&amp;zwnj;زده آن، به دفاع از سنت&amp;zwnj;ها و باورهای کهنه و آمیخته با تعصب مردمان جنوب شهر پرداخت و رفتار&amp;zwnj;ها و زندگی&amp;zwnj;های بالاشهری را به باد تمسخر گرفت. در این فیلم&amp;zwnj;ها، قهرمانان لمپن جنوب&amp;zwnj;شهری، زمانی که تصادفاً در محیط بالاشهری قرار می&amp;zwnj;گرفتند، به تمسخر فرهنگ آدم&amp;zwnj;های متجدد بالاشهری می&amp;zwnj;پرداختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo;، آرمان (قارون)، سرمایه&amp;zwnj;دار بیماری بود که همه چیز داشت اما غمگین بود چرا که پزشکان از معالجه او ناامید شده بودند. او به خاطر ظلم&amp;zwnj;هایی که در گذشته نسبت به طبقه پایین جامعه روا داشته بود، احساس عذاب و درماندگی می&amp;zwnj;کرد و برای اینکه گناهانش بخشیده شود، لباس کارگری پوشید و برای زندگی به جنوب شهر رفت و اعلام کرد که دیگر قارون مرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قهرمان لمپن فیلم &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo; سیامک یاسمی نیز، مدافع سنت&amp;zwnj;ها و ارزش&amp;zwnj;های کهنه و ارتجاعی است. وی به تمسخر فرهنگ و زندگی مدرن پرداخته و به خاطر ضدیت خود با نوگرایی، مورد استقبال اقشار سنتی جامعه شهری قرار می&amp;zwnj;گیرد. لمپن فیلم &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo; (با بازی فردین)، کسی است که از راه جیب&amp;zwnj;بری زندگی&amp;zwnj;اش را می&amp;zwnj;گذراند و بخشی از درآمد دزدی&amp;zwnj;اش را بین فقرا تقسیم می&amp;zwnj;کند. پاتوق او کافه&amp;zwnj;ای در جنوب شهر است که برخلاف فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه ۱۳۳۰، دیگر محل کسب درآمد مشروع قهرمان فیلم نیست بلکه محل تفریح لات&amp;zwnj;ها و اوباش جنوب شهری است. در این کافه زنی هر شب به خاطر فقر مالی و سیر کردن شکم فرزندانش با بیست تومان درآمد می&amp;zwnj;رقصد و آواز می&amp;zwnj;خواند. (فریدون جیرانی. فیلمفارسی چیست؟ ص ۱۲۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب، تیپ روستایی ساده&amp;zwnj;لوح و ابله فیلمفارسی، جای خود را به لمپن&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;دهد و این تیپ&amp;zwnj;ها، محبوبیت فراوانی در میان عامه سینمارو پیدا می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دیگر اخلاق&amp;zwnj;گرایی فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۳۰ و پیام&amp;zwnj;های ساده&amp;zwnj;لوحانه آن در مذمت شهر برای مخاطبان این نوع سینما، بی&amp;zwnj;معنی بود. مخاطب فیلمفارسی، مزه زندگی شهری مدرن را چشیده بود و از امتیازات آن بهره&amp;zwnj;مند شده بود و دیگر حاضر نبود رفاه زندگی شهری را&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها کرده و به زندگی سخت و پرمشقت روستایی دل ببندد. با این حال این به معنی مدرن شدن او نبود چرا که او هنوز عمیقاً سنتی بود و با برخی جلوه&amp;zwnj;های زندگی مدرن هیچ نسبتی نداشت. او عرقش را می&amp;zwnj;خورد و دهنش را آب می&amp;zwnj;کشید و نماز می&amp;zwnj;خواند&amp;raquo;(تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. ص ۹۶) و از تماشای فیلمفارسی غرق در لذت می&amp;zwnj;شد. حالا سازندگان فیلمفارسی مجبور بودند به جای سوژه&amp;zwnj;های اخلاقی و ضد شهری که تاریخ مصرف آن&amp;zwnj;ها گذشته بود، به فکر درام&amp;zwnj;های شهری در مورد آدم&amp;zwnj;هایی (تیپ&amp;zwnj;هایی) شهری اما با باورهایی به شدت سنتی و عقب&amp;zwnj;مانده باشند. در پاسخ به چنین نیازی بود که ژانر جاهلی، به وجود آمد و به تدریج به ژانر غالب سینمای ایران تبدیل شد و بخش اعظم تولیدات سینمای ایران در دهه ۱۳۵۰ را به خود اختصاص داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لمپن&amp;zwnj;ها، با خود فرهنگ گفتاری، رفتاری و پوششی ویژه&amp;zwnj;ای را به فیلمفارسی می&amp;zwnj;آورند که به شمایل&amp;zwnj;های تصویری ثابت این نوع فیلم&amp;zwnj;ها بدل می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد علی اکبر اکبری در کتاب &amp;laquo;لمپنیسم در ایران&amp;raquo;، محل سکونت لمپن&amp;zwnj;ها، عموماً مناطق جنوب شهر تهران و گذرگاه&amp;zwnj;ها، محله&amp;zwnj;ها و خیابان&amp;zwnj;هایی که محل کسب و کار خرده بورژوازی سنتی و تهیدست بود. (لمپنیسم در ایران. ص ۶۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از سوی دیگر مسافرخانه&amp;zwnj;های ارزان&amp;zwnj;قیمت و قهوه&amp;zwnj;خانه&amp;zwnj;های بزرگ و شبانه&amp;zwnj;روزی که محل زندگی و تجمع لمپن&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;ها و لات&amp;zwnj;ها بود، در این مناطق قرار گرفته بود. همین طور مراکز فحشا و کافه&amp;zwnj;های ساز و ضربی که محل خوشگذرانی و تفریح لمپن&amp;zwnj;ها در سابق بود، در این محدوده قرار داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم&amp;zwnj;های جاهلی فارسی نیز لوکیشن&amp;zwnj;ها عمدتاً منحصر است به چند قهوه&amp;zwnj;خانه، کافه، کاباره و گذرگاه&amp;zwnj;ها و کوچه پس&amp;zwnj;کوچه&amp;zwnj;های قدیمی جنوب شهر تهران. تهران، شهری بود که داستان بیشتر فیلم&amp;zwnj;های فارسی در آنجا می&amp;zwnj;گذشت چرا که تهران به عنوان پایتخت ایران و یک کلان&amp;zwnj;شهر زود&amp;zwnj;تر از دیگر شهرهای ایران در معرض مدرنیسم قرار گرفته بود و در عین حال بافت سنتی&amp;zwnj;اش را به&amp;zwnj;ویژه در قسمت&amp;zwnj;های جنوب شهر، حفظ کرده بود. به همین دلیل، تضاد سنت و مدرنیته و مقاومت در برابر مدرنیزه کردن جامعه، در آن بارز&amp;zwnj;تر و محسوس&amp;zwnj;تر بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به علاوه گویش جاهلی/لمپنی، به عنوان یکی از نشانه&amp;zwnj;های صوتی فیلمفارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، نزدیکی بیشتری با گویش تهرانی داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ژانر جاهلی فیلم&amp;zwnj;های فارسی، قهوه&amp;zwnj;خانه و کافه، یک نشانه ثابت و آیکونیک بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قهوه&amp;zwnj;خانه، محل خواب، استراحت، تفریح، شرط&amp;zwnj;بندی، معامله اجناس قاچاق و پاتوق لمپن&amp;zwnj;ها، تبهکاران و افراد مطرود جامعه بود. جاهل فیلمفارسی، اوقاتش را در قهوه&amp;zwnj;خانه به خوردن آبگوشت، نوشیدن چای، کشیدن قلیان و شوخی و شرط&amp;zwnj;بندی با جاهل&amp;zwnj;های دیگر می&amp;zwnj;گذراند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jaheparff03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 277px;&quot; /&gt;قیصر، شخصیتی عاصی، ستیزه&amp;zwnj;جو و تک&amp;zwnj;رو بود که کیمیایی آن را بیشتر تحت تأثیر الگوی قهرمانان شوربخت فیلم&amp;zwnj;های نوآر یا وسترن ساخته بود&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;کافه نیز در فیلمفارسی، هویت مکانی مشخصی داشت و حریم خوشگذرانی و تسویه&amp;zwnj;حساب&amp;zwnj;های شخصی جاهل&amp;zwnj;ها بود. کافه مکانی بود با صندلی&amp;zwnj;های چوبی، میزهای کوچک با دکورهای ارزان&amp;zwnj;قیمت که معمولاً زن رقاصه&amp;zwnj;ای، روی صحنه در برابر مشتریانش (جاهل&amp;zwnj;ها و لمپن&amp;zwnj;ها)، می&amp;zwnj;رقصید و آواز می&amp;zwnj;خواند. لمپن قهرمان فیلمفارسی، با اینکه صاحب کافه نبود اما با قدرت فیزیکی و نفوذ و اعتبارش در میان جاهل&amp;zwnj;ها، اختیار و کنترل کامل آن را در دست داشت و می&amp;zwnj;توانست با شیرین&amp;zwnj;کاری&amp;zwnj;ها و لات&amp;zwnj;بازی&amp;zwnj;هایش، تماشاگران فیلمفارسی را مجذوب کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کافه، نه تنها لوکیشن اصلی فیلمفارسی بود بلکه به عنوان مکان رویداد در برخی فیلم&amp;zwnj;های روشنفکرانه و موج نویی مثل &amp;laquo;خشت و آینه&amp;raquo; ، &amp;laquo;جنوب شهر&amp;raquo;، &amp;laquo;شب قوزی&amp;raquo;، &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; و &amp;laquo;کندو&amp;raquo; نیز مورد استفاده قرار گرفت اگرچه این مکان&amp;zwnj;ها در این فیلم&amp;zwnj;ها، به شکل واقع گرایانه و کاملاً متفاوتی تصویر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مسعود کیمیایی، در فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; با اینکه از برخی آیکون&amp;zwnj;ها و تیپ&amp;zwnj;های شناخته&amp;zwnj;شده فیلمفارسی استفاده کرد اما &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; را به خاطر شخصیت&amp;zwnj;پردازی و پرداخت رئالیستی و ضد رمانتیک آن، مطلقاً نمی&amp;zwnj;توان در رده فیلم&amp;zwnj;های فارسی قرار داد. جاهل فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; اگرچه از نظر شباهت&amp;zwnj;های آشکاری با تیپ لمپن&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;های فیلمفارسی داشت اما ویژگی&amp;zwnj;های دیگری هم داشت که او را از این دسته متمایز می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، شخصیتی عاصی، ستیزه&amp;zwnj;جو و تک&amp;zwnj;رو بود که کیمیایی آن را بیشتر تحت تأثیر الگوی قهرمانان شوربخت فیلم&amp;zwnj;های نوآر یا وسترن ساخته بود، اگرچه گویش، منش، رفتار و ظاهر جاهلانه او ریشه در لمپنیسم جنوب&amp;zwnj;شهری داشت و پایبند سنت&amp;zwnj;ها و رسوم خانوادگی و مردانگی بود و عدالت را تکلیف مردانه خود می&amp;zwnj;دانست و به شیوه خود اجرا می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر بچه بازارچه نایب&amp;zwnj;السطنه، آب منگل و کوچه یخچال صغیرا بود که اندوه و خشم فروخفته نسلی عاصی و شورشی و سرخورده از مدرنیزاسیون دستوری را با انتقام فردی&amp;zwnj;اش به نمایش می&amp;zwnj;گذاشت. او بازتاب عقده&amp;zwnj;های روانی روشنفکران عصر خود بود که تئوری&amp;zwnj;های جنگ مسلحانه چریکی رژی دبره را غرغره می&amp;zwnj;کردند و در حسرت چه&amp;zwnj;گوارا بودن می&amp;zwnj;سوختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جاهل سیاه پوش فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; با کفش پاشنه&amp;zwnj;خوابیده و نگاه تیز و شکافنده و لحن تلخ و گزنده، بیانگر رمانتیسیسم انقلابی دوران خود بود. او نه تنها برای مردم عادی که از بی&amp;zwnj;عدالتی اجتماعی به تنگ آمده بودند شخصیت جذابی بود بلکه بسیاری از روشنفکران آن زمان را نیز مجذوب خود کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به همین دلیل &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، نه تنها مورد استقبال مردم عادی قرار گرفت بلکه برخی از روشنفکران و منتقدان مطرح آن زمان مثل ابراهیم گلستان، نجف دریابندری و پرویز دوایی به ستایش از آن پرداختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، علیرغم تفاوت&amp;zwnj;های بارزش با فیلمفارسی&amp;zwnj;های آن دوره، چه از نظر درونمایه و چه ساختار سینمایی، شباهت&amp;zwnj;های ظاهری بسیاری با فیلم&amp;zwnj;های فارسی داشت و همین شباهت&amp;zwnj;ها باعث شد که برخی از منتقدان مثل هوشنگ کاووسی ارزش&amp;zwnj;های سینمایی و نوآوری&amp;zwnj;های آن را نبینند و با معیارهای نقد فیلمفارسی، آن را محک زده وبه آن حمله&amp;zwnj;ور شوند. از سوی دیگر، &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، نسبت نزدیکی با همه گفتمان انتقادی ضد مدرن دهه ۱۳۴۰ داشت که در سخنان نویسندگانی چون جلال آل احمد و علی شریعتی منعکس بود. منتقد سر&amp;zwnj;شناسی مثل پرویز دوایی، از این زاویه به دفاع از قیصر پرداخته و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;قیصر مرثیه مرگ آدم&amp;zwnj;هایی است که ارزش&amp;zwnj;های دنیای فرمان و قیصر آنچنان برایشان مهجور شده که تجلی این جور غیرت&amp;zwnj;ها و ناموس&amp;zwnj;پرستی&amp;zwnj;ها نه فقط تعجب&amp;zwnj;آور بلکه خنده&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;نماید و تقصیری هم ندارند. این روزگار، نظام روزگار وضع را طوری چرخانده که نوجوانان خود همشیرگان محترم را به پارتی&amp;zwnj;های شوخ و شنگ می&amp;zwnj;برند تا با همشیره محترم دوستان آشنایی به هم برسانند... این تمام آن چیزی&amp;zwnj;ست که من دارم، که ما داریم... و ستایش بی&amp;zwnj;دریغی که سال&amp;zwnj;های سال است نثار پدیده&amp;zwnj;های فرهنگ غرب کرده&amp;zwnj;ایم ما را ذره&amp;zwnj;ای به آن&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;چسباند. دنیای هیچکاک و گودار و آنتونیونی مرا ذره&amp;zwnj;ای به خود راه نمی&amp;zwnj;دهند، هر قدر که من مجنون و سرگشته این عیارهای دنیا باشم.&amp;raquo; (پرویز دوایی. قیصر، مرثیه&amp;zwnj;ای برای ارزش&amp;zwnj;های از دست&amp;zwnj;رفته)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد فریدون جیرانی &amp;laquo;کیمیایی خیلی خوب فهمید که هنوز مخاطب فیلمفارسی با شبه&amp;zwnj;مدرنیسم کنار نیامده است و با رشد جنبش مذهبی حتی موضع خصمانه&amp;zwnj;تری گرفته است. بنابراین در زمانی که از جانب دولت تبلیغ می&amp;zwnj;شد نه چادر نه مینی&amp;zwnj;ژوب، او اعظم (پوری بنایی) را با چادر، کنار قیصر (بهروز وثوقی) در خیابان&amp;zwnj;ها راه انداخت و از غیرت&amp;zwnj;ها و ناموس&amp;zwnj;پرستی حرف زد.&amp;raquo; (تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جواد طوسی، منتقد فیلم نیز معتقد است &amp;laquo;کیمیایی، به پشتوانه پایگاه اجتماعی و خصایل طبقاتی&amp;zwnj;اش و شناخت درست آدم&amp;zwnj;هایش موفق می&amp;zwnj;شود اثری خلق کند که ریشه در سنت و ارزش&amp;zwnj;های پاک و اصیل دارد و هویت بومی و ایرانی&amp;zwnj;اش در کمتر فیلمی دیده شده بود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، شاید از نظر زیبایی&amp;zwnj;شناختی بصری و رئالیسم خشن آن، جهشی در سینمای یکنواخت آن روزگار بود اما از نظر درونمایه، به شدت سنتی و ضد مدرن بود و بر باور&amp;zwnj;ها و تعصب&amp;zwnj;های خشک سنتی و ناموس&amp;zwnj;پرستی و غیرت تکیه داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انتقام قیصر از برادران آب منگل به خاطر دفاع از ناموس&amp;zwnj;اش و درگیری او با پلیس و مرگ تراژیک&amp;zwnj;اش در پایان فیلم، اگرچه در فضای استبدادی و اختناق&amp;zwnj;آمیز آن روزگار، از دید برخی منتقدان، به عنوان عملی عصیان&amp;zwnj;گرانه و انقلابی تلقی شد و مورد ستایش قرار گرفت اما در واقع، نوعی اعتراض و دهن&amp;zwnj;کجی به زندگی و مناسبات مدرن در جامعه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/04/22257#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17574">آقای قرن بیستم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">ابراهیم گلستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17572">تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17580">جنوب شهر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17585">جواد طوسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D8%AA-%D9%88-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87">خشت و آینه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17575">سیامک یاسمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17581">شب قوزی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17578">علی اکبر اکبری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15521">فریدون جیرانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17576">فیلمفارسی چیست؟</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17582">قیصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17579">لمپنیسم در ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16841">مجید محسنی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17584">مرثیه‌ای برای ارزش ‌های از دست ‌رفته</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17371">نجف دریابندری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14902">هوشنگ کاووسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17573">پرستو‌ها به لانه باز می‌گردند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15273">پرویز دوایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17577">ژانر جاهلی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17583">کندو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14904">گنج قارون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Tue, 04 Dec 2012 08:49:48 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22257 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>