<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17547/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>آصف سلطان زاده</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17547/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>سِفرِ پایانیِ موسی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/12/06/22222</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/12/06/22222&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                     یادداشتی بر «سِفر خروج» نوشته آصف سلطان‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نرگس قندچی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/soltanzgh01.jpg?1355249623&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نرگس قندچی &amp;ndash; &amp;laquo;سفر خروج&amp;raquo; رمانی است در ۴۶ فصل که آصف سلطان&amp;zwnj;زاده در سال ۲۰۱۱ به فارسی نوشته &amp;zwnj;است. این رمان از سه بخش اصلی ساخته شده است. در این سه بخش نویسنده برای رساندن موسای افغان از مرز پاکستان به ایران و از ایران به سوی افغانستان، مجموعه حوداثی را رقم می&amp;zwnj;زند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در بخش اول رمان موسی به شکل قاچاق وارد خاک ایران شده و با گروهی دیگر از مهاجران به صورتی غیر انسانی و درون کامیون حمل حیوان به تهران می&amp;zwnj;رسد. سرگردان در خیابان&amp;zwnj;های تهران، از بین رهگذران افغان با هموطنی به نام عباس آشنا می&amp;zwnj;شود، که تجربه زندگی و کار مخفی در تهران دارد. عباس از چم و خم زندگی به شیوه ایرانی برای موسی می&amp;zwnj;گوید. گفته&amp;zwnj;هایش در حد دیده&amp;zwnj;ها و شنیده&amp;zwnj;ها و تجربه&amp;zwnj;هایی است که محدود به برخورد با کارفرمای ایرانی اوست و به لطف تلویزیون و رادیو ایران، ناشی از حدسیاتی است که به مرور زمان تصحیح یا تأیید شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما عباس تنها عامل شناساندن جامعه امروز ایرانی به موسی نیست. موسی خود از جامعه و فرهنگ و ادبیات ایران، از پیش از رسیدن&amp;zwnj;اش به مرز قاچاق، خوانده و خبر داشته است. موسی مهاجر چشم و گوش بسته&amp;zwnj;ای نیست که دست تقدیر او را به ایران کشانده باشد. ادبیات فارسی می&amp;zwnj;داند و به گواهی کتاب&amp;zwnj;هایی که در بخش دوم رمان از راسته کتاب&amp;zwnj;فروشان جلو دانشگاه تهران انتخاب می&amp;zwnj;کند، با ادبیات و فرهنگ جهان هم دمخور است. بخش بزرگی از فرهنگ و گویش ایرانی را از قبل می&amp;zwnj;شناخته و بعد وارد خاک ایران شده است. عباس بیش از آن&amp;zwnj;که دست مددکار جذب موسی به زندگی روزمره در تهران باشد، خطرهای اولیه را به موسی می&amp;zwnj;شناساند و ضمن آن همراه با گروه دیگری که با او در کارگاهی کار می&amp;zwnj;کنند، واقعیت افغان بودن در ایران را در مدتی کمتر از یک شبانه&amp;zwnj;روز به موسی می&amp;zwnj;فهماند. عباس یک عامل/کنشگر انتقال موسی از سطح یک مهاجر افغان رمیده و ترسخورده به سطح یک شهروند ساکن تهران است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از درگیری&amp;zwnj;ای که همان شب اول در محیط کارگاه کیف&amp;zwnj;دوزی پیش می&amp;zwnj;آيد و موسای از ره&amp;zwnj;رسیده را می&amp;zwnj;رماند، غریزه&amp;zwnj;ای و شاید دست تقدیر او را به ساختمان متروکه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;کشاند با پنجره&amp;zwnj;های آبی&amp;zwnj;رنگ. موسی که از پیش با تاریخ و فرهنگ ایران از ورای خوانده&amp;zwnj;ها و شنیده&amp;zwnj;ها آشناست، حدس می&amp;zwnj;زند این مکان از بقایای ساختمان&amp;zwnj;های مصادره شده&amp;zwnj;ی قبل از انقلاب -مربوط به سی &amp;zwnj;سال پیش- ایران باشد. این بخش از داستان شروع تاریخ موسی و سرگذشت او و نیز قسمت دوم رمان است؛ بخشی که به دلیل تراکم و انسجام زمانی و مکانی&amp;zwnj;اش به بخش پیشین&amp;zwnj; ماهیتی پیش&amp;zwnj; از تاریخی می&amp;zwnj;دهد. اگرچه موسی در این قسمت دچار استحاله می&amp;zwnj;شود و به لطف وجود سه موجود نمادین بوم&amp;zwnj;کور و خفاش و موش، و نیز فضای متروک و تاریک ساختمان فراموش شده، فضای واقعی داستان را به فضایی سوررئال بدل می&amp;zwnj;کند، اما در عین&amp;zwnj; حال در سه مرحله به موازات تاریخ و واقعیت&amp;zwnj;های به روز ایران پیش می&amp;zwnj;رود: واقعیت وجود دگرباشان یا دیگر اقلیت&amp;zwnj;ها، واقعیت انتخاباتی که در پیش است و نیز واقعیت شبه&amp;zwnj;انقلابی که به دنبال انتخابات در دنیای بیرون از ساختمان ناآرامی به وجود می&amp;zwnj;آورد. به موازات این سه واقعیت&amp;zwnj; موسی با دنیای خیال و توهم خود نیز دست&amp;zwnj;وپنجه نرم می&amp;zwnj;کند؛ در کشف بودن خودش و تمیز موسای واقعی از آن دیگری که گاه &amp;zwnj;و بیگاه دچار استحاله &amp;zwnj;شده، در کشف محیط پیرامون&amp;zwnj;اش و امکاناتی که برای ادامه بقاء ناگزیر است از آن&amp;zwnj;ها بهره بگیرد، و نیز در گفت&amp;zwnj;وگوهای دن&amp;zwnj;کیشوت با سانچوپانزا که ذهنش را پر کرده&amp;zwnj;اند و حوادث بیداری &amp;zwnj;موسی را تحلیل می&amp;zwnj;کنند و گاه به بازی زبانی می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/soltanzgh02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 277px;&quot; /&gt;سفر خروج،&amp;nbsp; چاپ اول، کپنهاگ: دیار کتاب (۲۰۱۱) نوشته آصف سلطان&amp;zwnj;زاده&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;موسی در این بخش از تاریخ زندگی خود مانند رابینسونی وارد جزیره&amp;zwnj;ای ناشناخته یا دورافتاده شده است؛ از لحظه فرار از دست نیروهای مهاجم به کارگاه افغان&amp;zwnj;ها و دنیای بیرون و حوادث روزمره&amp;zwnj;اش تا کشف ساختمان متروکه - جزیره موسی&amp;zwnj; - و قابل سکونت ساختن آن، و حتی تا زمانی که فرشید/فریده دگرباش وارد جزیره&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;شود، داستان از عناصر ژانر &amp;laquo;رابینسوناد&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[2]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; بهره می&amp;zwnj;گیرد. پیکره &amp;laquo;رابینسون&amp;zwnj;ساخت&amp;raquo; این بخش از داستان با عناصر مکانی و زمانی ویژه آن تکمیل می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جزیره موسی گرچه از دید خواننده تنها ساختمانی متروکه به چشم می&amp;zwnj;آید، که درون جغرافیای تهران شناخته شده امروز واقع شده، اما به جهت زمان ویژگی&amp;zwnj;هایی درخور یک جزیره متروکه دارد: سالیان سال است که گذر آدمی به این ساختمان نیفتاده، جانوران و موجودات موهوم در آن لانه کرده&amp;zwnj;اند، و زمان کشف امکانات و یافتن مواد اولیه زندگی برای موسی وقتی است که شب به نیمه می&amp;zwnj;رسد. دنیای بیرون هم همچون&amp;nbsp; دنیای متمدنی خارج از مختصات جزیره است. به این ترتیب طبیعی است که انتظار داشته باشیم رابینسون این داستان هم از اطراف جزیره&amp;zwnj;اش با شخصیت بومی متفاوتی آشنا شود و او را به مسکن و مأمن خود بکشاند، حتی او را مطیع و رام خودش نگاه دارد و در نهایت قوانین بقای زندگی را از او بشنود و بیاموزد. این&amp;zwnj;جاست که فرشید دگرباش با تمام طبع نازک و حساس&amp;zwnj;اش وارد داستان می&amp;zwnj;شود و بیش از پیش از دنیای پیرامون جزیره و حذرها و خطرهای آن برای موسی می&amp;zwnj;گوید. موسی دیگر چنان به این جزیره خوگرفته که بیم دارد فرشید/فریده آزادانه از این جزیره پا بیرون بگذارد، مبادا پای منشأ خطرهای دنیای پیرامون به این مکان باز شود. اما غمگینی فرشید/فریده از زندگی دربند موسی، موسی را وامی&amp;zwnj;دارد که چشم بر رفتن او ببندد و در را هم پشت سرش قفل کند و اهرم بگذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از رفتن فرشید از ساختمان متروکه، انقلابی پیش از پایان تاریخ موسی در این جزیره در شرف شکل&amp;zwnj;گیری است. پس از انتخاباتی که سرانجامی شوم داشته، موسی شاهد جنب&amp;zwnj;و جوش مردمی است ناراضی، که به علت ناسالم بودن&amp;zwnj; انتخابات، موجی از ابراز نارضایتی&amp;zwnj;ها و اعتراض و تظاهرات را در دنیای خارج از ساختمان راه انداخته&amp;zwnj;اند و به ناچار انقلاب از همین&amp;zwnj; زمان آغاز می&amp;zwnj;شود. این انقلاب حادثه زمانی دیگری است که به تاریخ زندگی موسی در جزیره متروکه&amp;zwnj;اش پایان می&amp;zwnj;دهد: موسی با باز کردن در ساختمان متروکه به روی تظاهرکنندگانی که از ترس جان در کوچه و خیابان می&amp;zwnj;گریزند به آن&amp;zwnj;ها پناه می&amp;zwnj;دهد. از همین جا و همین لحظه جزیره از متروکه بودن به درمی&amp;zwnj;آيد و موسی وصل می&amp;zwnj;شود به مردم و واقعیت&amp;zwnj;های زندگی بیرون از جزیره&amp;zwnj;اش. از این پس حوادثی رخ می&amp;zwnj;دهد که پساتاریخ زندگی موسی را به پساتاریخ مردم دنیای واقعی&amp;zwnj;اش به شکلی نمادین گره می&amp;zwnj;زند: دستگیری موسی، زندانی&amp;zwnj;شدن&amp;zwnj;اش، ملاقات نماینده سفارت افغانستان از موسی در زندان و راهی کردن کاروان مجموعه&amp;zwnj;ای از افغان&amp;zwnj;ها و ایرانی&amp;zwnj;هایی که به دلخواه عزم کرده&amp;zwnj;اند جزیی از این کاروان بازرانده&amp;zwnj;شدگان باشند و برخاستن مردگانی که موسی چون پیامبری به آنها صلای بیداری و برخاستن از گورها می&amp;zwnj;زند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;موسی با روایتی که از داستان زندگی&amp;zwnj;اش در سه مرحله تاریخی به دست خواننده می&amp;zwnj;دهد، گویی مردمی را چون پیامبری به انقلاب دیگری هشدار می&amp;zwnj;دهد؛ انقلابی که خیزشی است علیه نابرابری&amp;zwnj;های نژادی، زبانی، جنسیتی و اعتقادی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;راوی داستان در جریان روایت به دفعات کلیدواژه&amp;zwnj;هایی به دست خواننده می&amp;zwnj;دهد که تداعی&amp;zwnj;کننده &amp;laquo;انزوا در جزیره&amp;zwnj;ای ناشناخته&amp;raquo; و &amp;laquo;پیامبری و پیشگویی واقعه&amp;zwnj;ای عظیم&amp;raquo; است: از همان بخش آغازین داستان و پیشاتاریخ موسی، سخن از امواجی است که او را به ناکجایی ناشناخته می&amp;zwnj;کشانند و موسی نمی&amp;zwnj;داند خود را به دست امواج بسپرد یا نه. وجود جزیره هم درست در همین لحظه از روایت مکشوف می&amp;zwnj;شود.&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[3]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; و ورود موسی به جزیره ناشناخته&amp;zwnj;اش با صدای بلند راوی در همین بخش پیشاتاریخی سرگذشت موسی اعلام می&amp;zwnj;شود.&lt;a href=&quot;#_ftn4&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[4]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp; اما &amp;laquo;انزوا در جزیره&amp;zwnj;ای ناشناخته&amp;raquo; نه تنها مناسب&amp;zwnj;ترین محمل مکانی-زمانی برای ایجاد پیکره &amp;laquo;رابینسون&amp;zwnj;ساخت&amp;raquo; داستان است، بلکه خود فضایی است که موسی را به سیر درونی و رسیدن به پیامبری می&amp;zwnj;کشاند. نویسنده پیامبری او را حتی پیش&amp;zwnj;از پیش با عنوان رمان &amp;laquo;سفر خروج&amp;raquo; و نام &amp;laquo;موسی&amp;raquo; که یادآور عهد عتیق است به خواننده گوشزد می&amp;zwnj;کند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رمان &amp;laquo;سفر خروج&amp;raquo; در دو بخش پایانی رمان (فصل ۴۵ و ۴۶) به خروج موسی و قومی/رانده&amp;zwnj;شدگانی همراه با او اختصاص می&amp;zwnj;یابد. موسی و قوم&amp;zwnj;اش در مسیر افغانستان&amp;zwnj;اند و هنوز در راه خروج از تهران -نرسیده به دماوند- که قله را چون کوه طور به شهادت می&amp;zwnj;گیرند و راز دل به او می&amp;zwnj;گویند. از این صحنه به بعد داستان با فضایی آخر زمانی&lt;a href=&quot;#_ftn5&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[5]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; به تصویر درمی&amp;zwnj;آید، قیامت می&amp;zwnj;شود و کوهی که سده&amp;zwnj;ها چون چشمی&amp;zwnj; ناظر بالای سر تهران ایستاده بوده فوران می&amp;zwnj;کند؛ به بیان راوی گویی &amp;laquo;انفجار ده&amp;zwnj;ها نیروگاه&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn6&quot; name=&quot;_ftnref6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[6]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; پای قیامت را به این وادی کشانده است. پیامبر و پیشگوی واقعه عظیم به تهران بازمی&amp;zwnj;گردد و به ساختمان متروکه&amp;zwnj; خودش که دیگر ترک خورده و شیشه&amp;zwnj;هایش شکسته، و رابینسون داستان به ساخت دنیای دیگری - دنیایی بهتر- می&amp;zwnj;اندیشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سفر خروج نخستین داستانی&amp;zwnj;است که وجود مهاجران افغان را با حوادث سیاسی و اجتماعی دو سال اخیر ایران به هم گره می&amp;zwnj;زند و تصویری تمثیلی و فکربرانگیز و عریان به دست خواننده می&amp;zwnj;دهد؛ تصویری که تابوهای اجتماعی و سیاسی ایران امروز را یک&amp;zwnj;جا به چالش می&amp;zwnj;گیرد و پیشگویانه خبری می&amp;zwnj;دهد از حادثه&amp;zwnj;ای که میلیون&amp;zwnj;ها انسان حتی از خیال آن واهمه دارند. موسی اما در نوسان میان نابودی و آفرینش دنیایی دیگر جانب &amp;laquo;خلق یک&amp;zwnj;بار دیگر کاینات&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn7&quot; name=&quot;_ftnref7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[7]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; را می&amp;zwnj;گیرد؛ خلقتی که لاجرم شایسته نام آدمی و &amp;laquo;نشستن به جایگاه خدا&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn8&quot; name=&quot;_ftnref8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[8]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; باشد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref1&quot; name=&quot;_ftn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;sup&gt;[1]&lt;/sup&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;، چاپ اول، کپنهاگ: دیار کتاب&lt;/span&gt;(&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۰۱۱&lt;/span&gt;)&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;نوشته آصف سلطان&amp;zwnj;زاده &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref2&quot; name=&quot;_ftn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;sup&gt;[2]&lt;/sup&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Robinsonade&quot;&gt;درباره &amp;laquo;رابیسوناد&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref3&quot; name=&quot;_ftn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;sup&gt;[3]&lt;/sup&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;سفر خروج، &lt;/span&gt;صفحه ۲۷&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref4&quot; name=&quot;_ftn4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;sup&gt;[4]&lt;/sup&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;سفر خروج،&lt;/span&gt;صفحه ۵۲&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref5&quot; name=&quot;_ftn5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;sup&gt;[5]&lt;/sup&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Apocalypse&quot;&gt; درباره آخرالزمان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn6&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref6&quot; name=&quot;_ftn6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;sup&gt;[6]&lt;/sup&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;سفر خروج، &lt;/span&gt;صفحه ۲۵۳&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn7&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref7&quot; name=&quot;_ftn7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;sup&gt;[7]&lt;/sup&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;سفر خروج، صفحه ۲۵۷&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn8&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref8&quot; name=&quot;_ftn8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;sup&gt;[8]&lt;/sup&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همان&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/12/06/22222#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17547">آصف سلطان زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12164">ادبیات معاصر افغانستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17545">سفر خروج</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17546">نرگس قندچی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Thu, 06 Dec 2012 03:54:32 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22222 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>