<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17251/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>عزاداری</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17251/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>حق شادی، دین و دینداری </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگو با حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر امور دینی و فعال ملی مذهبی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اسماعیل جلیلوند        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;184&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/tasbih.jpg?1361890450&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسماعیل جلیلوند - منابع مقدس دینی در دین اسلام، چه تعریفی از مسئله شادی دارند و چه حد و حدودی را برای شاد بودن انسان قائل هستند؟ آیا دین با تجویز قواعد اخلاقی، بر حق برخورداری انسان از شادی اثرگذار نبوده است؟ در حکومت&amp;zwnj;های اسلامی خلیفه یا ولی فقیه، قیم جامعه در تمامی زمینه&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رود. آیا این مسئله نمی&amp;zwnj;تواند نقش آفرینی شهروندان را در امور جامعه جهت&amp;zwnj;دهی یا محدود کند و در نهایت منجر به افسردگی یک جامعه شود؟ آیا ترس از آلوده شدن به گناه و گرفتار شدن به عذاب، در نهایت منجر به افسردگی و وسواس ذهنی انسان نسبت به اعمال خود نمی&amp;zwnj;شود؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ادامه سلسه گفت&amp;zwnj;وگوهایی درباره حق شادی، در پیوند با پرسش&amp;zwnj;های یادشده با حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر امور دینی و فعال ملی- مذهبی گفت&amp;zwnj;وگو کرده&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;گفت&amp;zwnj;وگو با حسن یوسفی اشکوری را می&amp;zwnj;توانید از طریق فایل صوتی زیر گوش کنید&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130208_Happiness_10_Religion_YosefiEshkevari_IsmaielJalilvand.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منابع مقدس دینی در دین اسلام، چه تعریفی از مسئله شادی دارند و چه حد و حدودی را برای شاد بودن انسان قائل هستند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حسن یوسفی اشکوری&lt;/strong&gt;: ما در دین اسلام - یعنی در منابع و متون اسلامی- مفهومی به نام شادی و غم یا ماتم و عزا و سرور و نشاط نداریم. اینها مفاهیمی اجتماعی و روان&amp;zwnj;شناختی هستند که شاید بعدها به شکل&amp;zwnj;هایی مطرح یا در حال حاضر برجسته&amp;zwnj;تر شده باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/imagecache/maghaleh_image/yousefi_eshkevari_1.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 136px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حسن یوسفی اشکوری: در اسلام اصولاً عبادت کردن همراه با نشاط است و نه غمناکی، ولی بعدها مسلمانان به خصوص از طریق تصوف و عرفان اسلامی تحت تأثیر برخی از آموزه&amp;zwnj;های ادیان و دیگر فرهنگ&amp;zwnj;ها مانند مسیحیت کاتولیکی قرن سوم و چهارم و از سوی دیگر برخی از افکار تند و یک بعدی و معنویت&amp;zwnj;گرایانه بودیسم قرار گرفتند که از شرق وارد ایران شد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنچه مربوط به اساس دین -هر دینی اعم از اسلام یا غیر اسلام- است یک سلسله دعوت و گزاره هست که پیامبران، آدمیان را به آن دعوت کرده&amp;zwnj;اند؛ یعنی دعوت به توحید، به خداپرستی، آخرت و دعوت به ارزش&amp;zwnj;های معنوی و اخلاقی و گاهی هم دعوت به یک سلسله آداب و سلوک و سننی که به نام احکام عبادی مطرح شده&amp;zwnj;اند. این در اسلام و ادیان دیگر وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در عین حال اما اگر به قرآن و سیره پیامبر نگاه کنیم، می&amp;zwnj;بینیم که عزا و ماتم تقریباً نداریم، البته اینکه انسانی بر اساس حادثه&amp;zwnj;ای ماتم&amp;zwnj;زده و یا عزیزی را از دست بدهد و عزادار شود و گاهی اشک بریزد، طبیعی است، اما ما در اسلام سنتی به نام سنت عزاداری نداریم؛ نه برای پیامبر عزاداری کردند، نه برای ائمه بعدی جز جریان امام حسین که آن هم تا قرن سوم و چهارم، تا دوران آل بویه به شکل خیابانی و جمعی نبود. اگر هم ماتمی صورت بگیرد در سیره پیامبر تأکید شده که زیاد گریه نکنید، گریه بلند نکنید و به هر حال ماتم را هم محدود کرده است. در مقابل مسئله شادی و شادمانی و نشاط، در سیره پیامبر فراوان است. همواره در سیره پیامبر نوشته&amp;zwnj;اند که متبسم و اهل شوخی و بذله&amp;zwnj;گویی بوده، همواره معطر بوده و آنچنان که روایتی از عایشه هست، همواره هنگام بیرون رفتن از خانه آینه را نگاه می&amp;zwnj;کرده. اگر بخواهیم به اینجور مسائل نگاه کنیم در سنت پیامبر فراوان هست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فقط یک نکته هست و آن اینکه در اسلام گفته شده است شادی&amp;zwnj;ها یا غم هم باید در حد اعتدال باشد (البته خود این اعتدال هم می&amp;zwnj;تواند تعاریفی مختلف داشته باشد که روشن است مربوط به امر دینی نیست)، افراط و تفریط در آن صورت نگیرد و مسئله دیگر این است که انسان مؤمن مرتکب بعضی از گناهان و معاصی که در فرهنگ دینی به آنها اشاره شده نشود؛ وگرنه امر شادی و غم، یک امر کاملاً بشری و فرهنگی است و موقعیت و تعیین حد و حدود آن نیز بیشتر هم به تشخیص خود فرد بازمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دین مدعی هست که برای سعادت انسان برنامه دارد و بر همین اساس هم قواعد اخلاقی را برای رسیدن انسان به سعادت تجویز کرده است. به نظر شما دین با تجویز قواعد اخلاقی که لزوماً در همه مذاهب و فرقه&amp;zwnj;های اسلامی برداشت واحدی از آنان وجود ندارد، حداقل به شکل غیر مستقیم بر حق برخورداری از شادی در زندگی انسان اثرگذار نبوده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این نکته مهم باید اشاره کنم که اصولاً آنچه در زمان پیامبران اعم از پیامبر اسلام یا سایر ادیان اتفاق افتاده و آنچه آنها آموزش می&amp;zwnj;دادند با آنچه بعد اتفاق افتاده و به وسیله پیروان و مؤمنان و به&amp;zwnj;خصوص علما و مفسران دین تفسیر شده کاملاً متفاوت و چه بسا متعارض است. این یک امر کاملاً تاریخی و قابل فهم و قابل درک است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ارتباط با مفهوم سعادتی که شما مطرح کردید، می&amp;zwnj;توان در آسیب&amp;zwnj;شناسی ادیان این نکته را مورد توجه قرار داد که چون در ادیان همواره توجه به آخرت، معنویت و تخلق به اخلاق الهی و تقید به ارزش&amp;zwnj;های معنوی و تعالی و تکامل روح و تصعید اخلاقی انسان برجسته است، این را می&amp;zwnj;توان در نظر گرفت که اگر این به صورت درست فهم نشود و به&amp;zwnj;خصوص به صورت یک بعدی و افراطی به آن نگریسته شود، زمینه&amp;shy; این آسیب و بدفهمی را دارد که انسان از شادی فاصله بگیرد و همواره به سوی سوزناکی روح و غمناکی روان حرکت کند و در نتیجه بالاخره نه تنها انسان شادی نباشد، بلکه حتی انسان غمگینی به شمار آید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/shirkhareganhossieni123.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 115px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روایتی است از حضرت علی که می&amp;zwnj;گویند مؤمن اگر هم به دلیلی غمگین است، باید آن را در درون خود نگاه دارد، باید چهره&amp;zwnj;ای بشاش و شادمان داشته باشد و همواره متبسم باشد. اینها همگی چیزهایی است که در متون و منابع دینی داریم. در واقع حکومت حق دخالت در &amp;laquo;احوال شخصی مردم&amp;raquo; را ندارد تا این که بتواند سلیقه&amp;zwnj;ها و تمایلات افراد و شهروندان را در امور خصوصی محدود کند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نوع تفسیر یک بعدی که همواره مبتنی بر تعالی روح و فراموش کردن تن است، در اسلام نیست و در سنت و سیره پیامبر هم مسئله اعتدال وجود دارد و در خود قرآن نیز آیاتی هست که همواره به مردم توصیه می&amp;zwnj;کند: &amp;quot;شما از دنیا بهره&amp;zwnj;ای دارید و آن را فراموش نکنید&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اسلام اصولاً عبادت کردن همراه با نشاط است و نه غمناکی، ولی بعدها مسلمانان به خصوص از طریق تصوف و عرفان اسلامی تحت تأثیر برخی از آموزه&amp;zwnj;های ادیان و دیگر فرهنگ&amp;zwnj;ها مانند مسیحیت کاتولیکی قرن سوم و چهارم و از سوی دیگر برخی از افکار تند و یک بعدی و معنویت&amp;zwnj;گرایانه بودیسم قرار گرفتند که از شرق وارد ایران شد. این بعد آخرت&amp;zwnj;گرایی افراطی، بر بنیاد اصل &amp;laquo;تن رها کن تا نخواهی پیرهن&amp;raquo; که در عرفان ما آمده، این نحوه&amp;shy; نگاه به زندگی و این نحوه نگاه به انسان و سعادت انسان هم سبب شده که آن روحیه&amp;shy; با نشاط کم&amp;zwnj;کم فراموش شود. طبعاً این نگاه یک بعدی&amp;zwnj;، سبب شده که چنین فضایی به وجود آید که نه تنها امروز بلکه قرن&amp;zwnj;هاست که متأسفانه مؤمنان مسلمان از شادی فاصله گرفته&amp;zwnj;اند و حتی شادی و شادمانی و نشاط را هم در تعارض با معنویت&amp;zwnj;گرایی اخلاقی- دینی تفسیر می&amp;zwnj;کنند. این راهم بگویم ما در ادیان &amp;laquo;برنامه&amp;zwnj;ای برای سعادت&amp;raquo; نداریم، آنچه هست، &amp;laquo;دعوت به سعادت&amp;raquo; هست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در حکومت&amp;zwnj;های اسلامی، خلیفه یا ولی فقیه، قیم جامعه در تمامی زمینه&amp;zwnj;ها هستند. آیا این مسئله نمی&amp;zwnj;تواند نقش&amp;zwnj;آفرینی شهروندان را در امور جامعه جهت&amp;zwnj;دهی یا محدود کند و در نهایت منجر به افسردگی جامعه شود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصولاً اگر برگردیم به قرآن و سیره پیامبر می&amp;zwnj;بینیم که هیچ نوع حکومت مشخصی و نهاد حکومتی و سازمان سیاسی مشخصی در اسلام در نظر گرفته نشده است که حالا نامش ولایت، سلطنت، امامت، خلافت و یا هر نام دیگری باشد. در اسلام چنین سازوکاری وجود نداشته است، تا اینکه این سئوال مطرح شود که مردم در ارتباط با اوامر ولی فقیه یا پادشاه و سلطان چه کاری باید انجام دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بالاخره در جامعه اسلامی هم مانند همه جوامع بشری نوعی حکومت و سازمان سیاسی لازم بوده است و هست و طبعاً حکومت هم که تشکیل می&amp;zwnj;شود، یک رابطه&amp;zwnj;ای بین حکومت و مردم صورت می&amp;zwnj;گیرد که هر دو طرف وظایفی در آن دارند و باید به آنها در مقابل هم عمل کنند. این وظایف در دوران خلافت یکجور وضع می&amp;zwnj;شد، در دوران سلطنت به نحو دیگری و در دوران مدرن، در دموکراسی و نظام&amp;zwnj;های دموکراتیک، یک جور دیگر؛ ولی هیچکدام از اینها از مبنای قدرت تا ساختار آن و تا حقوق متقابل حکومت و دولت با مردم، امر مذهبی و امر دینی نیست، بلکه کاملاً امر عرفی و بشری است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حکومت و دولت به هیچوجه حق دخالت در زندگی شخصی مردم را ندارند. در اوایل انقلاب، وقتی انقلابی هم در تغییر نام&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;وجود آمد، شهرکی در اواخر رژیم گذشته در اطراف تهران ساخته شده بود به نام &amp;laquo;شاد شهر&amp;raquo;، بعدها در همان سال 58 این نام را به &amp;laquo;اسلام شهر&amp;raquo; تغییر دادند. در همان زمان دوستی از من پرسید که چرا این نام را تغییر داده&amp;zwnj;اند و من هم به شوخی گفتم که خب لابد آقایان می خواهند بگویند که اسلام با شادی مخالف است. بعدها دیدم که اسلامی که آقایان تفسیر می&amp;zwnj;کنند کمابیش همین&amp;zwnj;گونه است. در حالی که اسلام نه تنها با شادی مخالف نیست، بلکه بر اساس یکسری شواهد و قراین می&amp;zwnj;توان نتیجه&amp;zwnj;گیری کرد که یک مؤمن باید شاد باشد. روایتی است از حضرت علی که می&amp;zwnj;گویند مؤمن اگر هم به دلیلی غمگین است، باید آن را در درون خود نگاه دارد، باید چهره&amp;zwnj;ای بشاش و شادمان داشته باشد و همواره متبسم باشد. اینها همگی چیزهایی است که در متون و منابع دینی داریم. در واقع حکومت حق دخالت در &amp;laquo;احوال شخصی مردم&amp;raquo; را ندارد تا این که بتواند سلیقه&amp;zwnj;ها و تمایلات افراد و شهروندان را در امور خصوصی محدود کند. البته تقنین در حوزه عمومی داستان متفاوتی است؛ گرچه مرزبندی دقیق بین امور خصوصی و عمومی کار آسانی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در برابر مفاهیمی مانند مسئولیت اجتماعی و مجازات در مفهوم مدرن که هدفش حفظ سلامت اجتماع و اصلاح مجرم هست، دین مفاهیمی مثل گناه و عذاب را مطرح کرده است. همین ترس از آلوده شدن به گناه و گرفتار شدن به عذاب، در نهایت منجر به افسردگی و وسواس ذهنی انسان نسبت به اعمال خود نمی&amp;zwnj;شود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نکته&amp;shy; خیلی مهمی اشاره کردید. در واقع پرسش این است که فرد مؤمنی که همواره خود را در این چارچوب&amp;zwnj;ها و این حلال و حرام&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;بیند، آیا دچار پریشان احوالی یا دچار عذاب وجدان نمی&amp;zwnj;شود؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/geryeh.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 180px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر دینداری، در هر حال، همواره دچار &amp;laquo;وجدان معذب&amp;raquo; است؛ یعنی همواره احساس می&amp;zwnj;کند گناه کرده یا در حال گناه است و در نهایت این احساس گناه شدید، او را دچار عذاب وجدان و در نتیجه دچار عدم تعادل و تلخکامی می&amp;zwnj;کند. بله کمابیش همینگونه است و به همین دلیل هم هست که بسیاری از مؤمنان به ادیان، به اصطلاح مرگ&amp;zwnj;اندیش هستند، یعنی همواره به مرگ و آخرت و رهایی از عذاب فکر می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خب چرا، این اتفاقاً یکی از جاهایی است که مؤمنان و مسلمانان باید خیلی هوشیار باشند و متوجه باشند که در اینجا از چاله به چاه نیافتند. آنچه اساس این اوامر و نواهی و ارشادهای مذهبی است، به تعبیر قرآن کنترل نفس اماره&amp;shy; انسان است. در مقام تبیین آن می&amp;zwnj;توان گفت اگر انسان هیچ معیاری نداشته و کاملاً رها باشد و هیچ قید و بندی را در زندگی برنتابد، به صورت یک عنصر مخرب و مضر برای جامعه و خود تبدیل می&amp;zwnj;شود. بنابراین نیاز به ارشاد، تربیت و نوعی کنترل دارد و این کنترل هم باید انجام شود، حتی اگر دینی هم نباشد، شما اینها را از طریق وضع قوانین و مقررات انجام می&amp;zwnj;دهید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حالا در آن زمان در اسلام بخشی از قوانین و مقررات، اجتماعی بوده است که با گذشت زمان تغییر می&amp;zwnj;کند. بخشی از این توصیه&amp;zwnj;ها، توصیه&amp;zwnj;های اخلاقی بودند که هر فرد مؤمن و مسلمانی یا بر اساس آنچه در متن صریح قرآن آمده عمل می&amp;zwnj;کند یا بر اساس تفسیرهایی که خود به طور شخصی از اسلام دارد. فکر می&amp;zwnj;کنم اگر این گزینه&amp;zwnj;ها و قید و بندها اولاً آگاهانه باشد و ثانیاً با اراده باشد و خود شخص آن را مختارانه انجام دهد، دچار عذاب وجدان نمی&amp;zwnj;شود. بعضی&amp;zwnj;ها هم همین تعبیر شما را از منظر دیگری در نقد ادیان به کار برده&amp;zwnj;اند و گفته&amp;zwnj;اند هر دینداری، در هر حال، همواره دچار &amp;laquo;وجدان معذب&amp;raquo; است؛ یعنی همواره احساس می&amp;zwnj;کند گناه کرده یا در حال گناه است و در نهایت این احساس گناه شدید، او را دچار عذاب وجدان و در نتیجه دچار عدم تعادل و تلخکامی می&amp;zwnj;کند. بله کمابیش همینگونه است و به همین دلیل هم هست که بسیاری از مؤمنان به ادیان، به اصطلاح مرگ&amp;zwnj;اندیش هستند، یعنی همواره به مرگ و آخرت و رهایی از عذاب فکر می&amp;zwnj;کنند. این انتقاد و ایرادی که شما دارید، بنده هم به عنوان یک دیندار، به نوع تفسیری دارم که ما امروز از خدا و دین و آزادی و اختیار و نوع رابطه&amp;shy; انسان و خدا داریم و این پیامدهای منفی را به عنوان واقعیت&amp;zwnj;های اجتماعی می&amp;zwnj;پذیرم و قبول دارم که هست، ولی به نظر من اگر درست این&amp;zwnj;ها را بفهمیم و درک کنیم و عمل&amp;zwnj;کنیم می&amp;zwnj;توانیم از این تضاد و تناقض رهایی پیدا کنیم و به بیانی دیگر در عین دینداری، صادقانه انسانی شاد و با نشاط باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اگر به متون خدشه&amp;zwnj;ناپذیر دینی مراجعه کنیم، به شکل روشن دین چه نظری درباره رقص، موسیقی و پوشش دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر منظور شما از &amp;laquo;متون خدشه&amp;zwnj;ناپذیر&amp;raquo; قرآن و سیره معتبر است، باید بگویم که در قرآن برای موسیقی و رقص و امثال این امور هیچگونه نهی مشخصی نداریم، به خصوص در قرآن که سند اصلی ما است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	امروز برخی از روایات از پیامبر و ائمه&amp;shy; شیعه در تشیع مطرح شده که بر اساس آن &amp;laquo;غنا&amp;raquo; حرام است. حالا خود غنا چه تفسیری دارد؟ انواع و اقسام تفسیرها راجع به غنا شده است و به هرحال این اصطلاح و محدوده آن از منظر فقهی در ابهام کامل است، ولی شما چون از متون و منابع می&amp;zwnj;پرسید، ما در این منابع اصیل که ازجمله خود قرآن باشد، هیچگونه نهی مشخصی در مورد رقص و آوازخوانی و راه انداختن کارناوال و شادی کردن و یا نوع لباس پوشیدن و امثال اینها نداریم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;data:image/jpeg;base64,/9j/4AAQSkZJRgABAQAAAQABAAD/2wCEAAkGBxIQEhUUEBAWFRAQFA8QFBASDw8QEhcUFBQWFxQRFBQYHCggGBolGxUUITEhJSkrLi4uFx8zODMsNygtLisBCgoKDg0OGxAQGiwkHCQsLCwsLywsLCwsLC4sLCwsLCwsLCwsLCwsLCwsLCwsLCwsLCwsLCwsLCwsLCwsLCwsLP/AABEIAPMA0AMBIgACEQEDEQH/xAAcAAEAAQUBAQAAAAAAAAAAAAAABQECAwQGBwj/xAA5EAACAQMDAwIDBwIFBAMAAAAAAQIDBBEFEiEGMUFRYRMicQcyQoGRocEUI1JicrHRM4Lh8BUWQ//EABkBAQADAQEAAAAAAAAAAAAAAAABAgMEBf/EACURAQEAAgICAgIBBQAAAAAAAAABAhEDIRIxBEEiMnETFEJRsf/aAAwDAQACEQMRAD8A8NAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAFcgCgBUCgKgCgKlAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAACqNmxsaleahShKc5doxWWEybY6NCU2owi5SfaKWWb9/0/dUIqda3nCD/FJcHqH2ZdKO1qb7qmo13nbCWOF/ySnXN5GdFxTTnPMNsuyb4XBXydWHxtzt4OSfT+j1L2tGlS7y7t9kvLZKah0bXo1qVOTi1XcUpRzxnumvZHqVp0la6ZRUqUpSupR+/uy3j27YFqnFwZZZarl+pPs1oW1BfDryncNRwsRUG349jm+ouhLixoxqVZRe5KThHmUU/U7e7u5Tg5tczWH6Z9vRkHfX06lPZVk5YWFnnj0Mpyd6dXL8fCennDLTPdUtknH0bMBu86zXQAAgAAAAAAAAAAAAAACuAKFRguUfcDY0+xlXqRp01mdRqKX18s9/6W6Yo6ZbN4TrSXNTHPvg4r7JenJJu6qQxHGKTfnPdo7nqTVNkNvszLLPTv+PxSTdat3qX9ReUoUeFTUpzn/wCTneprhfFhtXPxI8eXyS3Qunur/UV84isU4v8A3x7EJqVvi5p85xVX7GFytrouUnUY+ttTxcW8nHbsa59G00dF8WUoLnLSfPrk5vqWzhd3EITm4Rzuco4zldu5PUbCdDEKk4yzHdGUXnMfGfcvv8dmNu6hbZvdKEnjDbSI29tpKW5+XhEvRji5y18ryueOTF1PTeFtXnwU+2eV+nnHUNLbVfukyLJ3qelhwlnmS5II68fTz+T9gAEqAAAAAAAAAAAFcBI29O0+pcTVOjBznJ4SS/dvwhs01Ubum6VXuXtoUpVH/li2l9X4PVuj/sh3YneS3Nc/Bpv5f+6Xk7/T7KlaT2JRpRSwoQSSftnyV8u23Hw+V7eFX32dahRourKknGKzKMZRckvp5NHovQXfXcKPaCe+px2jF8pn0JrWswp028pY8ef9OPOTmOkNH/pPi19qVS7bnjH3IPtErnySWxv/AGvcsdkqEKFKMYpKEUoxj4WEcB1TXjLiPMpcL6vhEzqepyllZ+WJA6PBV7yGX8lH+6/r4TOXe66JjZNOvoUFZWUKX4nFTl67mstHCUn8a9gn2TcmdXrt8ptvP6vg5TR6q/qKs/8ABDgspqztr9TvFaEYYUpvZn2bJlW+y4hBv7tPHLzzg467vW7uMn+Gaf7nRXOoTleQk0tvbPrx2JvrSccuzqSv8OUPaUW/oZtWuafw288uOU/4NbqKaalKT4SeF7nPapfbqMUv8PK7iTdUt+3N62nKKln7r2/qQpM39NOlu53Zz7YIY6MPTj5f2AAXZgAAAAAAAKoy29CU5KMIuUpPCillt+yLIRbfCPVuhNOpWkczSdxNJuT/AApr7q9ymecxm2nHhc7pDaR9m9SUVO6qfCzhqnFKUsfXwdzpFlQsUlRppLzPvJ+rb8P2M2oV21lM5271tRypHNeW13Yccwvp6bbdSRUVz/H6kBrmu0mm54z379/Tk8zvNbln5ZtZ7RWXJ/kjpOmOjq11ipd7qdDG74bfz1Mc8+iFuWU02xxxxvk7O4tqMrOMq2MvbKCXDy3wue5m1GsoUks87V+XHY5O5p0E8yq1F8Ko3CkppwSj+Ewa5r0p52rO7nHhHNx223syl+/5aOq3TSk5S49F5N7o23dOjUr1MqVfiCf+FEBptpUvq8af4IvM34SXODrtcvYUo7Y9orbFeyNtKXPaB1m+lFSafHuQel6p8JVHLvNeDBqV66kseCPuZcYReTplllustvV3VNz9f5Jt3zncU/CT/ggrWOF+huU8qqn5RKNt7qatnhPz2/MgtQqYj+WDZu57p/qalzayruMYJttrKWWy010pla1dSt1GjFxb98kITmtWsoQSe75OGpJrDIM14r+LDl9gANGQAAAAAAFUBIaDFOvDPbOT0y0pbvmT5yeZaLButDauc+DvtI1KMZOM/demDm53X8a67S13eSwoKMpS4SjFZMlp0FWrfPc1PgxfKhFJz+kueCb0vULemswitz/E+WblbXY+vP1MMXVcv9LNF6bs7P5qdLdVaw6lRqT98EnVvcLh+OMHLX/UUY+VkjaXWNFSW6Ra20/llutJ+JdS3V/hUqkXNqMN0m/OG+Eac7Hh06ct0s7YuSSeH5Zr9SdS06yh/TyxODzuxwk++UbtpOlRjCqqrqVajW99oZ9IrwYbuGW76q9u506vStMp6fbpRadWa3VJeW/Q886nvXUk8PhZOp1HUG6bb4WGlyef3ddPznu2zox9sNajVfHJiit0sF9SXGf2LrVF2bPjCMls8NyZiqySWW8JeW8ETf6nlbab48v/AIJktqLZjG5c3sY8yeZNv5Ub+hV61unduk3Tg8qS7fRs1+hOjquq1XGMtlOnzUrPLS/y/Um/tC1904f/AB1CMY0aGIzlH/8ATHOSMpPOYY+/tSZblyqljOne2dxOrFyuJznPzwu6weeSWDtPs3rVHUnSht2tb25ePBzvUVtGlc1YQmpxUn88e3PdDhxuHJnjfXuHLlM8MaiwwGdTmUAAAAAC+nBt4XdtJfUtRLaBRXxFOa4i1he/qRldRbGbrvulOnoW9LfNZr1Fltr7q9ERXUtg4y3QXuTtpqOV9Rd1FNcnDlnbd16GOEk1HD0daqR4T/cy1NdqPs/3Mmr6WlzD3zyQeGjXHVUu42q13OT5ZdGvFL7mffyaifqVSJ6V3WdVsdljP/vc6PpL+nnGSuKk96bcYbsRXozl4QM9OksptZSabXbK9GVzx8sdLY52Xaa1bWqk5uDf9mGVGSTW7Hv5IqVfP09F/LOmv9SjfUoUadDDo/djFdvX5jh72pLc01txw12a+pHDPLq9VHNlce25XuI/il28IwS1ZriC/PuRjZTB0zjjlvLkzV7mU3mTz7eCttSc5RjH70pRis9st8GKEG2kllvhJLLf0R6r9m3R1vCnK61NbHB/2qVVumuPxc9yvLyY8eO6jHG51N1tHWg6ZOUbhq6rJTkuMZa+6kjxipXlVcpSeZye5tk/191A7u5mozk6EHthFvK49PYgtIoOrXp013qTjH8m+f2KcGFkueXurcuX+M+nZ9GR/p9PvLqXDl/YpvhPdjLcXg4Kc8ttvl5bf8nuv2laJTo6UqNvBKNF/FeOPlilul75bPB2acd3uqX1IFADRUAAArgEtpGnbnul2XZeot0nGbrBZae5fNLiJLUqaXbwSFWmsdjX2GFy26McNNm3uMG/8R4zkhm8GalcmWWLfHKtqvU45OfuoJt4JmclLv2Na4oxw+OSMek5dorYXOKj3/QrWqqC/wAz8GtTbbyzWTrbK3vTajyZoospl0mRUVsUdSqUMunLv95dsr0N2tp9C7o7ozSrwUpznjEZZ+7BepBXk8QfuR1KrKOUm0vqT/S3+Uuqi80/XL0z0NKrVJbadKUpYbxFZ49SW03ou9rxco27UIvDlNqKT+hr6T1JWtZqdJ4nFbc+Gja/+7XSc3GWFU+8vGfUnK83rGRXXDve67uw0Kx0eNO5nUjcXMVnZlbIvHocZ1v1tV1KSytkFn5E+DmLi5lNtyeXJtvl9zCRhwfl5Z3d/wCK58k1rFUlenZbKsZJfM5KEfZvz+mSKOp6U0ydSrSnhKFNb+/LfPg2yvVZTu6dprWrzqRdObePhyhOHdSj6Hkt1DbOSXZN4+ng9TvbeUqjfdOMlj3fg8vv4ONSUWsOLwzD42VssackawKlDpZAAA3rO2zyzobNYRH2tPBK048GGd26cJpdUkYkXTLEiu2i2oa+TPUNaciENqnJeTXvrtJfwYZ1SMr1d7GOO6ZZK7nJ5fc2aUTXpI26aL2qyM0SyT5EmW55K62WtbUpcRS+poGW7qZkzBk6Meo573RgoCVVQUAF6O3+zzbN/MuaO/a/9a7fsjh0dz0NBqjKWOzbX7L+TLn6wWwnbp4Tk9y4/wCol257cnlmuSzcVf8AWz1mjHak2+MurL/bB5LrX/Xqe85PH1Mvje605GkUKlDqYgAA6i2jySkIcfkR1uiUpy4Oau2NWvE1nLBsXLI+UyqWWczVqMpKRr3NbC9y0namVYrut+FGCmi1IzQRr6Z72yQRsJmKJfkzrSLsmKpPHJfk07up4Jxm6pn1Gq+SgyUN3OAAAAALono3Qsc0EscPL/Tvk85iejdIyUKUVnGXL9MPkx5/1Xw9pzc3BtY4lLhvlxaPK9dWK9T6r/ZHpza2U8LLe593l+iOA6voxVbMeHJfMvRrwZfHva+fpAArgodbEAAHV0pGx8U0VMrKqc1dcrNcViPqTK1ahrzqYEibVatRI0JSy8sVKjZSJtMdMcsl8TYijDAzJlUxlRRsxuZa5kaW2vlI0a0ssyVahgL4TTLPLagALswAAAABVHpOiSUaFHP3nF5WOceDzu3gm+ey5Z6dp1pKokm4qKhTaluWMJPj6mHP6XwSVvbOpBOP3qccrt6nCdYUPnlLOW3zw+674O9p3SpqVOlD+5JJbs8cLnBAdU1ErSTSTnGccrHOJJZZlw/svlenm+SgB2MQAAT28x1KiMUpe5jlIw06tqzqGnVqNsrWqZMJpjjpjnnvpcmXoxouiWqIzIu3YMWS1srpfbI5FkplrkWNkyKeQ2UALKAAAAAAAAM9vW2/hTeU034aJ+jr0qMIQW2ccSnKLTTU5Pun6HNIuqTzy/oRZtO3S9OdQVKdWCc/lnKeZS5cXL0f7fmV1rWZqc4yinGpHEo+/iRzCZdWquTzJ5fqyPGCwoVKFkAAAkJGGt2AMo3vprMoAasFUXoAirQDAIWqxlAC0ZgAJAAEAAAAAAAAkVQAIFAAAAAH/9k=&quot; style=&quot;width: 180px; height: 210px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروز برخی از روایات از پیامبر و ائمه&amp;shy; شیعه در تشیع مطرح شده که بر اساس آن &amp;laquo;غنا&amp;raquo; حرام است. حالا خود غنا چه تفسیری دارد؟ انواع و اقسام تفسیرها راجع به غنا شده است و به هرحال این اصطلاح و محدوده آن از منظر فقهی در ابهام کامل است، ولی شما چون از متون و منابع می&amp;zwnj;پرسید، ما در این منابع اصیل که ازجمله خود قرآن باشد، هیچگونه نهی مشخصی در مورد رقص و آوازخوانی و راه انداختن کارناوال و شادی کردن و یا نوع لباس پوشیدن و امثال اینها نداریم.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در قرآن چند آیه در سوره احزاب و در سوره نور هست که امروز مفسران و فقهای ما از آنها بحث وجوب حجاب را مطرح می&amp;zwnj;کنند. وجوب حجاب یعنی اینکه زن باید سر و گردن و تمام بدن را بپوشاند، ولی در این مورد نیز بین فقها اختلاف هست. به عنوان یک امر تاریخی اما حتی اگر وجوب شرعی پوشش زنان را قبول کنیم، باز شما می&amp;zwnj;بینید که در زمان پیامبر و سالیانی پس از زمان پیامبر، این سخت&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها اساسا به این شکل وجود نداشته و بعدها به تدریج تحت تأثیر فرهنگ&amp;zwnj;های مختلف ازجمله تحت تأثیر فرهنگ بسیار محدودکننده علیه زن در آیین زرتشت ایرانی، این مسئله (به خصوص در ایران) بسیار جدی&amp;zwnj;تر شده، فشارها و محدودیت&amp;zwnj;ها علیه زن بیشتر شده و در نهایت شما می&amp;zwnj;بینید که حتی تا قرن نهم، هیچ فقیهی در میان فقهای شیعه وجوب پوشش سر و گردن را واجب ندانسته. از قرن نهم به بعد است که این نوع پوشش ترویج می&amp;zwnj;شود و فتواهای عجیب و غریبی پیدا می&amp;zwnj;شود؛ تا آنجا که گفته&amp;zwnj;اند باید صورت و گردن و دست را هم بپوشاند و روایاتی پیدا شده که می&amp;zwnj;گوید زن از خانه نباید خارج شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اتفاقاً یکی از چیزهایی که موجب غمناکی جامعه اسلامی شده و سبب شده که جامعه از نشاط فاصله بگیرد حذف زن از جامعه و عرصه عمومی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آیا تأکید بر نهاد خانواده و مسئله لزوم تمکین زن از مرد در برابر دریافت نفقه و به طور کلی ولایت مرد بر زن، حق برخورداری از شادی برای یک زن را مشروط به اما و اگرها نمی&amp;zwnj;کند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بله، با شما کاملاً موافقم. مرد نه تنها مالک همسر و فرزندش نیست، بلکه مالک تن خودش هم نیست و همه اینها افاضات خداوند هست و همه انسان&amp;zwnj;ها آفریده خداوند هستند. در جامعه یک نوع سلسله مراتبی وجود دارد، بالاخره دولتی، ملتی، بزرگسالی و کوچکسالی، مرد و زنی، روابطی وجود دارد و تفاوت هایی در این روابط تعریف می&amp;zwnj;شود. این&amp;zwnj;ها نیز برمی&amp;zwnj;گردد به شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه و گرایش&amp;zwnj;ها و سلایق آدم&amp;zwnj;ها و جوامع در هر زمان، اما اینها هیچکدام به معنای این نیست که کسی حق دارد درباره&amp;shy; دیگری تصمیم بگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نوع رابطه&amp;shy; که امروز به وجود آمده که زن واجب&amp;zwnj;النفقه&amp;shy; مرد است و باید از مرد تمکین بکند تا در مقابل وجهی به عنوان نفقه بگیرد، میراث اقوام و سنت&amp;zwnj;ها و فرهنگ&amp;zwnj;های پیشین است که البته اختصاصی به اسلام و اعراب و ما ایرانی&amp;zwnj;ها هم نداشته و به همه جوامع بشری اختصاص دارد و مربوط به دوران گذشته است. البته ما قصد محکوم کردن گذشتگان را نداریم، اما امروز به نظر من باید با دیدگاهی تازه و با تفسیر تازه&amp;zwnj;ای که از انسان، جامعه و رابطه&amp;shy; زن، مرد و اخلاق و معنویت می&amp;zwnj;کنیم، همه اینها از نو بازفهمی و بازسازی و در چارچوب تفکر اسلامی هم بازسازی شوند. همه اینها نیاز به تفسیرهای جدید و نو دارد وگرنه تا زمانی که در چارچوب و افکار و اندیشه&amp;zwnj;های گذشته اسیر باشیم، کمابیش همین پیامدهای منفی که وجود دارد، ادامه خواهد یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اشاره&amp;zwnj;ای داشتید به اینکه مالکیت انسان متعلق به خداوند است. چطور انسانی که حتی مالک خودش نیست می&amp;zwnj;تواند تصمیم بگیرد که چه شیوه و دیدگاهی را در زندگی خودش انتخاب و شادمانه زندگی کند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگرچه پاسخ دقیق و روشن به این پرسش مهم در این مجال ممکن نیست، اما به اشاره عرض می&amp;zwnj;کنم: دو نکته هست:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/tarh.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 206px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عدم عقلگرایی لازم در میان مسلمانان، اعم از شیعه و سنی، مؤمنان و به&amp;zwnj;طور خاص فقیهان را به عدم اجتهادهای لازم و جدی در متون و منابع اسلامی کشانده و همین امر موجب شده که بسیاری از آداب و سنن و سلوک مسلمانی منسوب به اسلام در همان محدوده جوامع بسته و جزمی و چه بسا ماتمزده گذشته باقی بمانند و اصولاً شادی و نشاط با زیست مؤمنانه معارض تفسیر شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته&amp;shy; اول این است که من انتخاب اولیه را دارم و در چارچوب این انتخاب طبعاً با محدودیت&amp;zwnj;هایی مواجه می&amp;zwnj;شوم که به الزام عقلی باید آنها را رعایت کنم. نکته دوم که مهم&amp;zwnj;تر است، اینکه با تمام این حرف&amp;zwnj;ها اگر هم بخواهم که گناه کنم اجازه گناه کردن را دارم، یعنی همان خدایی که به من گفته شما این کار را بکن یا آن کار را نکن؛ این عمل تو را سعاتمند می&amp;zwnj;کند و آن عمل نمی&amp;zwnj;کند، به من اجازه گناه کردن را هم داده است؛ همانطور که راجع به حضرت آدم دستور می&amp;zwnj;دهد که از این درخت نخورید، ولی آدم اجازه خوردن از این درخت را دارد و می&amp;zwnj;خورد و با آن در برابر خداوند به تعبیر قرآن &amp;laquo;عصیان&amp;raquo; می&amp;zwnj;کند، و اینجا حق اختیار و انتخاب انسان به هیچوجه نادیده گرفته نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصل بر محق بودن انسان است، اما هر انسان محقی، هر چیزی را که انتخاب می&amp;zwnj;کند، گزینه&amp;zwnj;هایش هم محدود می&amp;zwnj;شود. این البته یک قاعده است و در تمام انتخاب&amp;zwnj;های آدمی حاکم است. مثلا شما در مرحله اول حق دارید نظام دموکراتیک و اعلامیه جهانی حقوق بشر را بپذیرید یا نپذیرید، اما زمانی که قبول کردید، ملزم به رعایت قواعد و الزامات نظری و عملی آن هستید. مالکیت خداوند بر انسان نیز همینگونه است. انتخاب خداوند با ماست، اما با انتخاب و ایمان به او خواه و ناخواه انتخاب&amp;zwnj;هایمان نیز بی&amp;zwnj;معیار و رهای مطلق نمی&amp;zwnj;شوند. هرچند در عمل حق عصیان برای هر انسانی هست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در تشیع، عقل به عنوان یکی از منابع شناخت و استنباط از متون دینی شناخته شده، در حالی که در مذاهب سنی، عقل اجازه تفسیر به رأی سنت و کتاب را ندارد. به اعتقاد شما این مسئله چه اثری را بر میزان اهمیت حق برخورداری شهروندان از شادی، در جوامع مختلف اسلامی داشته است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;متأسفانه تفسیرهایی که تاکنون از اسلام و انسان شده، چه در اهل سنت و چه تشیع، در نهایت غالباً به ضرر ما و در کل به ضرر جوامع دیندار شده است. درست است که در فقه شیعه، عقل در فقه و کلام مطرح شده و عدل نیز اصل بوده، اما اینها چیزهایی است که در قرون سوم تا پنجم (حالا با هر تعریفی از عقل و عدل) مطرح بوده، اما در حال حاضر و حتی از قرن هشتم و نهم به بعد عملاً از دایره استنباط احکام و از دایره&amp;shy; فهم احکام دینی و فهم مفاهیم کلامی اسلامی و شیعی خارج شده است و کاربرد چندانی ندارد؛ چه در فقه شیعه و چه در فقه اهل سنت. از عدالت ادعایی نیز چندان خبری نیست. اما لازم به ذکر است که، جدای از مسئله&amp;shy; عزاداری&amp;zwnj;های خاص شیعی امامی که پیامدهای منفی برای ما ایجاد کرده، خود شیعه از جهاتی دارای انبساط روحی و روانی بیشتری نسبت به بسیاری از اهل سنت است، چراکه اهل سنت در مجموع دیدگاه جزمی&amp;zwnj;تری نسبت به اسلام و نگاه فرمالیستی&amp;zwnj;تری نسبت به متون و منابع اسلامی و احکام شریعت دارند، و به همین دلیل است که از نظر سیاسی و اجتماعی هم می&amp;zwnj;بینیم که مسئله بنیادگرایی اسلامی در حال حاضر در کشورهای عربی خاورمیانه در میان اهل سنت به مراتب شدیدتر از آن چیزی است که در ایران، عراق و پاکستان شیعی هست. بنابراین مسئله بنیادگرایی نشان می&amp;zwnj;دهد که در آنجا هم این خشک&amp;zwnj;اندیشی البته در حد بیشتری وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در هرحال عدم عقلگرایی لازم در میان مسلمانان، اعم از شیعه و سنی، مؤمنان و به&amp;zwnj;طور خاص فقیهان را به عدم اجتهادهای لازم و جدی در متون و منابع اسلامی کشانده و همین امر موجب شده که بسیاری از آداب و سنن و سلوک مسلمانی منسوب به اسلام در همان محدوده جوامع بسته و جزمی و چه بسا ماتمزده گذشته باقی بمانند و اصولاً شادی و نشاط با زیست مؤمنانه معارض تفسیر شود و در نهایت مؤمنان و جوامع اسلامی کنونی از شادابی لازم برخوردار نباشند. سخن آخر اینکه به قول شفیعی کدکنی &amp;laquo;طفلی به نام شادی دیری است که گم شده است&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;پرونده &amp;laquo;حق شادی&amp;raquo; در گروه جامعه زمانه، زیر نظر سپیده شایان و با مشارکت و همکاری اسماعیل جلیلوند (در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، حسن مکارمی، حسن یوسفی اشکوری، مژگان کاهن و بهروز شیدا)، آیدا قجر(در گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، شهلا شفیق و سعید پیوندی)، بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده (در گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی و مانا نیستانی)، نعیمه دوستدار (در گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی)، حسین نوش&amp;zwnj;آذر (مقاله شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان)، سارا روشن (در گفت&amp;zwnj;و گو با محمدرضا نیکفر) و اکبر فلاحیان (ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر) تهیه شده است.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;گفت و گوهای حق شادی را می توانید از طریق لینک های زیر بخوانید:&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22464&quot;&gt;ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23401&quot;&gt;حقوق بشر و افق دید ما- در گفت&amp;zwnj;وگو با محمدرضا نیکفر، نویسنده و پژوهشگر- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;حق شادی- در گفت&amp;zwnj;وگوبا محمدرضا نیکفر، بخش دوم و پایانی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23521&quot;&gt;اندوهباری نظام آموزشی در ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با سعید پیوندی، جامعه&amp;zwnj;شناس و استاد دانشگاه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/01/15/23554&quot;&gt;شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23679&quot;&gt;مرگ&amp;zwnj;پرستی حکومت ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با شهلا شفیق، جامعه&amp;zwnj;شناس، پژوهشگر و فعال حقوق زنان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;پیوند شادی با محیط زیست سالم &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی، استاد دانشگاه وکارشناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;محیط زیست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23510&quot;&gt;شادی در سکوت ممکن نیست- گفت&amp;zwnj;وگو با بهروز شیدا، منتقد، نویسنده و پژوهشگر ادبی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/02/24138&quot;&gt;حق شادی و زخم&amp;zwnj;های تاریخی - در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، پژوهشگر تاریخ ایران&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/26/23962&quot;&gt;سکس، شادی و حقوق بشر- گفت&amp;zwnj;وگو با مژگان کاهن، روان&amp;zwnj;شناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/09/24336&quot;&gt;حق شادی، حق انتقاد - در گفت&amp;zwnj;وگو با مانا نیستانی، کاریکاتوریست ساکن فرانسه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442&quot;&gt;جامعه ایران و زخم&amp;zwnj;های روحی - در گفت&amp;zwnj;وگو با حسن مکارمی، روانشناس، پژوهشگر و فعال اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/18/24622&quot;&gt;افسردگی، تورم و بحران اقتصادی - گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی، اقتصاد&amp;zwnj;دان و پژوهشگر علوم اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24665&quot;&gt;رقص، شادی و اعتراض- گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، رقصنده باله&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780&quot;&gt;حق شادی، دین و دینداری- گفت&amp;zwnj;وگو با حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر امور دینی و فعال ملی مذهبی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6561">افسردگی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2428">حسن یوسفی اشکوری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18347">حق شادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19528">دین اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19527">دینداری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17251">عزاداری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Sun, 24 Feb 2013 10:58:10 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24780 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>جامعه ایران و زخم‌های روحی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در گفت‌وگو با حسن مکارمی، روانشناس، پژوهشگر و فعال اجتماعی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اسماعیل جلیلوند        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;180&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/zakhmhayrroohi.jpg?1361819566&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جامعه ایران که به گواهی آمارهای مربوط به رشد افسردگی و بیماری&amp;zwnj;های روانی، به دشواری می&amp;zwnj;تواند جامعه&amp;zwnj;ای شاد تلقی شود، چه عواملی افسردگی را بازتولید می&amp;zwnj;کنند و بسترهای اجتماعی چگونه می&amp;zwnj;توانند بر تمایل شهروندان یک جامعه به بروز شادمانی اثر گذار باشند؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چهارچوب سلسله گفت&amp;zwnj;وگوهای رادیو زمانه درباره&amp;zwnj; &amp;laquo;حق شادی&amp;raquo; و جایگاه آن در جامعه&amp;zwnj; ایران، با حسن مکارمی روان&amp;zwnj;شناس، پژوهشگر و فعال اجتماعی مقیم فرانسه در پیوند با اثرپذیری حق شادی از باور&amp;zwnj;ها و ساختارهای اجتماعی، گفت&amp;zwnj;وگویی کرده&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;گفت&amp;zwnj;وگو با حسن مکارمی را می&amp;zwnj;توانید از طریق فایل صوتی زیر گوش کنید:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot; http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130204_Happiness_9_HassanMakaremi_IsmaielJalilvand.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot; http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به اعتقاد شما مهم&amp;zwnj;ترین مشخصات یک جامعه شاد کدامند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حسن مکارمی&lt;/strong&gt;: جامعه شاد یک جامعه طبیعی است. طبیعت در کل شاد است و جوشش و پیدایش و زایش از صفات ویژه آن هستند. به عبارت دیگر، جامعه&amp;zwnj;ای که با زایندگی و زایش و با رشد سر و کار دارد، جامعه&amp;zwnj;ای شاد به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رود و به همین راحتی می&amp;zwnj;توان یک شاخص برای شادی تعیین کرد: آنچه با طبیعت، با سازندگی و زایش و آن چیزی که به آن پیشرفت می&amp;zwnj;گوییم همراه باشد، شاد است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به اعتقاد شما وضعیتی که امروز در پیوند با نگرش و برون داد شادی در جامع ایران وجود دارد تحت تاثیر چه عواملی بوده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینجا باید سه پدیده را از هم جدا کنیم و هرکدام را به طور جدا بنگریم. یکی بحثی به نام تروماتیسم فرهنگی یا زخم فرهنگی حاصل از یک انقلاب و دگرگونی است که به معنای واقعی کلمه آنچه در سال ۱۳۵۷ در ایران اتفاق افتاد، یک انقلاب و دگرگونی بود. وقتی طبقات حاکم، مکانیسم، روابط و روابط فرهنگی در جامعه عوض می شوند، این یک تروماتیسم (زخم فرهنگی) در جامعه ایجاد می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/hasan.makaremi.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 169px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حسن مکارمی: جامعه شاد یک جامعه طبیعی است. طبیعت در کل شاد است و جوشش و پیدایش و زایش از صفات ویژه آن هستند. به عبارت دیگر، جامعه&amp;zwnj;ای که با زایندگی و زایش و با رشد سر و کار دارد، جامعه&amp;zwnj;ای شاد به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رود و به همین راحتی می&amp;zwnj;توان یک شاخص برای شادی تعیین کرد: آنچه با طبیعت، با سازندگی و زایش و آن چیزی که به آن پیشرفت می&amp;zwnj;گوییم همراه باشد، شاد است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئله دوم نوع فرهنگ غالبی است که پیدا شد؛ یعنی فرهنگی که نام شیعه ولایت فقیهی بر خود گذاشت. این نوع فرهنگ چه هست؟ ریشه آن از کجا آمده است و چه اهداف و بینشی دارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سوم جهانی است که در عصر دیجیتال عوض شده است و می&amp;zwnj;دانید که جهان امروز جهان فرهنگ&amp;zwnj;های ارتباطی است؛ جهان اینترنت و ماهواره است و جهانی است که تصور کنید در آن سرعت ارتباطات هر هفت سال دو برابر می&amp;zwnj;شود. این سه موضوع را باید به عنوان سه پایه ساختاری برای پاسخ به سئوال شما تعیین کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تمایل به شاد بودن تا چه حد در بسترهای فرهنگی ایران قابل مشاهده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینطور که به نظر می&amp;zwnj;رسد، ما یک پایه شادی طبیعی در جامعه ایران داریم که خیلی عمیق است و سمبل&amp;zwnj;های پیوسته و همیشگی آن نوروز، چهارشنبه سوری و سیزده به&amp;zwnj;در بوده&amp;zwnj; است و هست. به عبارتی دیگر اینها هیچگاه تغییر نکرده&amp;zwnj;اند و به طور دائم در فرهنگ ایران حضور داشته&amp;zwnj;اند. اگرچه گاهی کمرنگ یا پررنگ شده&amp;zwnj;اند، اما این خط را به طور دائم در تمام فرهنگ ایران زمین می&amp;zwnj;بینیم؛ از فرهنگ هموطنان کرد و بلوچ تا آسیای مرکزی. خوشبختانه می&amp;zwnj;توان گفت این خمیرمایه اصلی فرهنگ ایرانی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روی این فرهنگ، یک زخم روانی عمیق داشتیم به نام حمله اعراب که هزار و ۳۰۰ سال پیش اتفاق افتاد و دویست سال سکوت برای ما تولید کرد، ولی با وجود این سکوت، بازهم جشن نوروز غالب ماند و به پیش رفت تا اینکه ما در سال ۱۸۵۰ میلادی یعنی در اواسط قرن نوزدهم با فرهنگ غرب آشنا شدیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آشنایی ما با فرهنگ غرب باعث شد تا مقداری از زمینه&amp;zwnj;های شادی از قبیل تئا&amp;zwnj;تر، شعر نو، ترانه، موسیقی، ارکستراسیون و رقص (رقص&amp;zwnj;های دست جمعی) در جامعه مطرح شوند. این مسئله تا جایی پیش رفت که پیش از انقلاب در شهرهای بزرگ مردم حتی اول ژانویه را هم به شکلی جشن می&amp;zwnj;گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;پس از آنکه انقلاب و سکوت دوران جنگ تمام شد به تدریج نسل جدید نیاز خود را به شادی به دو شکل نشان داد: یکی &amp;nbsp;به شکل برپایی جشن مهرگان، سده و شب یلدا (که شب یلدا نمونه بارز آن است و به نظر من شاخص مهمی است و می&amp;zwnj;بینیم که مردم در این شب به هم تبریک می&amp;zwnj;گویند) و دوم اینکه بسیاری از مردم جشن&amp;zwnj;هایی را که در غرب گرفته می&amp;zwnj;شود هم برگزار می&amp;zwnj;کنند. می&amp;zwnj;توان گفت هردوی این&amp;zwnj;ها به شکلی در حال تولد دوباره هستند؛ هم برگزاری جشن&amp;zwnj;های باستانی و هم برپایی جشن&amp;zwnj;هایی که از غرب که ایران آمده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آیا با توجه به آمارهای رو به افزایش بیماری&amp;zwnj;های روانی و افسردگی و خودکشی در ایران، نباید آنها را نشانه افسردگی جامعه ایران بدانیم؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اولاً لازم است افسردگی را به عنوان یک حالت روانی و فردی از غمگینی جامعه جدا کنیم. این&amp;zwnj;ها شاید هر دو در یک مسیر قرار نگیرند. بهتر است اینطور بگوییم که وقتی از بیرون به جامعه ایران می نگریم، احساس می&amp;zwnj;کنیم جامعه&amp;zwnj;ای که جمعیتی هفتاد و پنج میلیون نفری دارد، از منابع طبیعی فراوان برخوردار است، فرهنگی کهن دارد &amp;nbsp;و همینطور از نیروی انسانی تحصیلکرده قابل توجه بهره&amp;zwnj;مند است که به همراه خود توان تولیدی جامعه را بالا می برند، باید جنبش و جوش بیشتری هم داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/chaharshanbehsoori.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 114px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما یک پایه شادی طبیعی داریم که خیلی عمیق است و سمبل پیوسته و همیشگی آن نوروز، چهارشنبه سوری و سیزده به در بوده&amp;zwnj; است و هست و به عبارتی هیچگاه تغییر نکرده&amp;zwnj;اند و به طور دائم بوده&amp;zwnj;اند. گاهی کمرنگ یا پر رنگ شده&amp;zwnj;اند، اما این خط را به طور دائم در تمام فرهنگ ایران زمین می&amp;zwnj;بینیم؛ از فرهنگ هموطنان کرد و بلوچ تا آسیای مرکزی. خوشبختانه می&amp;zwnj;توان گفت این خمیرمایه اصلی فرهنگ ایرانی است. روی این فرهنگ، یک زخم روانی عمیق داشتیم به نام حمله اعراب که ۱۳۰۰ سال پیش اتفاق افتاد و دویست سال سکوت برای ما تولید کرد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آماری که مثلا وزارت بهداشت در مورد افسردگی مردان و زنان ایرانی یا تعداد سکته&amp;zwnj;های افراد ۴۰ تا ۵۰ سال یا اقدام به خودکشی شماری از مردم اعلام می&amp;zwnj;کند، به عنوان شاخص افسردگی یک جامعه در نظر می&amp;zwnj;گیرند. این&amp;zwnj;ها به عنوان نشانه&amp;zwnj;های وجود مسئله در جامعه درست و واقعی است، ولی انتظار ما برای جامعه ایران از این بالا&amp;zwnj;تر است. وقتی می&amp;zwnj;گوییم این جامعه غمگین است، یعنی آن احساس رشد طبیعی را ندارد که دلش می&amp;zwnj;خواهد داشته باشد. در واقع غمگینی یک ضریب بین چیزی است که دل می&amp;zwnj;خواهد و چیزی که فرد می&amp;zwnj;تواند داشته باشد. دل مردم ایران با توجه به فرهنگ آن و شناسایی که از جهان و خودش دارد و می&amp;zwnj;داند که این جامعه در کجای جهان قرار گرفته است، می&amp;zwnj;خواهد جشن و شادی و سازندگی بیشتری داشته باشد و چون نمی&amp;zwnj;تواند، فاصله این خواستن و توانستن مرتب زیاد&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود و این غمگینی حاصل از همین مسئله است. این مسئله با افسردگی فرق می&amp;zwnj;کند. افسردگی مطلق است و این مسئله غم در جامعه ما نسبی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;شما تاثیر رشد ارتباطات و آشنایی بیشتر ایرانیان با وضعیت جوامع دیگر را بر شادمانی مردم ایران چگونه ارزیابی می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این یک مسئله دو پهلو است. یک مثال مشخص بزنم: مردم ایران از قدیم&amp;zwnj;الایام خودشان را با ترکیه مقایسه می&amp;zwnj;کردند. اگر مردم ایران به رشد صنعتی ترکیه و مبارزه این کشور با فساد و تمدن و آزادی&amp;zwnj;هایی که در حال شکل&amp;zwnj;گیری هستند توجه کنند و خود را با این کشور مقایسه کنند کمی غمگین می&amp;zwnj;شوند، ولی اگر طرف دیگر را ببینند و توجه کنند که برای ایران هم مقدور است به این پیشرفت&amp;zwnj;ها با کمی تاخیر- حال دیر&amp;zwnj;تر یا زود&amp;zwnj;تر- برسد، آنوقت این حالت غمگینی برطرف می&amp;zwnj;شود. مثلاً در مسائل سه سال پیش مربوط به جنبش سبز که روحیه شاد و پرتحرک در حرکات و رفتار مردم قابل مشاهده بود، نمی&amp;zwnj;شد گفت این روحیه شاد یکباره به وجود آمده، بلکه زمینه&amp;zwnj;های آن از قبل وجود داشته است، ولی اگر فاصله مردم ایران با آمالشان طولانی شود و به دلیل ارتباطات گسترده خیلی سریع بفهمند که در دنیا چه خبر هست و مثلاً در ترکیه چه می&amp;zwnj;گذرد و خودشان ببینند که حتی امکانات دیروز خود را نیز به دلیل تحریم&amp;zwnj;ها دارند از دست می&amp;zwnj;دهند، این مسئله می&amp;zwnj;تواند به تولید غم منجر شود. از سوی دیگر هم اگر حرکت&amp;zwnj;های کوچک اجتماعی به وجود آید، احساس شادی هم در جامعه ایجاد می&amp;zwnj;شود و با خود می&amp;zwnj;گویند ما از شرایط مطلوب هم خیلی دور نیستیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما اگر بتوانیم خیلی سریع به سمت جهانی شدن پیش برویم و نیروهای انسانی را که داریم (بیش از نیمی از جامعه ایران زیر ۳۰ سال سن دارد و ۶۰ درصد فارغ التحصیلان دانشگاه&amp;zwnj;ها نیز زن هستند) و خلاصه تمام این جنبه&amp;zwnj;های مثبت اجتماعی را به جلو ببریم، نه تنها از افسردگی بیرون می&amp;zwnj;آییم که به جامعه&amp;zwnj;ای شاد نیز تبدیل می&amp;zwnj;شویم؛ ولی اگر با مسائلی مثل تحریم&amp;zwnj;ها درجا بزنیم و این فاصله را مثل کره شمالی طولانی کنیم، دچار مشکل می&amp;zwnj;شویم &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;و می&amp;zwnj;بینیم که مردم آمال و آرزو&amp;zwnj;هایشان کشته می&amp;zwnj;شود، وقتی مثل مردم کره شمالی خود را با کشوری مثل کره جنوبی مقایسه می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما ممکن است نگرش طبقات مختلف اجتماعی به مسئله شادی متفاوت باشد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابطه مستقیمی بین نیاز&amp;zwnj;ها و خواسته&amp;zwnj;های انسان و پاسخی که می&amp;zwnj;تواند از جامعه خود بگیرد، وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/hamrahi.jpg&quot; style=&quot;width: 170px; height: 173px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی می&amp;zwnj;گوییم این جامعه غمگین است، یعنی آن احساس رشد طبیعی را ندارد که دلش می&amp;zwnj;خواهد داشته باشد. در واقع غمگینی یک ضریب بین چیزی است که دل می&amp;zwnj;خواهد و چیزی که فرد می&amp;zwnj;تواند داشته باشد. دل مردم ایران با توجه به فرهنگ آن و شناسایی که از جهان و خودش دارد و می&amp;zwnj;داند که در کجای جهان قرار گرفته، می&amp;zwnj;خواهد جشن و شادی و سازندگی بیشتری داشته باشد و چون نمی&amp;zwnj;تواند، فاصله این خواستن و توانستن مرتب زیاد&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود و این غمگینی حاصل از همین است. این مسئله با افسردگی فرق می&amp;zwnj;کند، افسردگی مطلق است و این مسئله غم در جامعه ما نسبی است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;خیلی&amp;zwnj;ها هستند که جامعه یا طبیعت یا فرهنگ در مورد آن&amp;zwnj;ها سخاوتمند نبوده، اما در زمینه فرهنگی خود از آئین&amp;zwnj;های مربوط به شکار گرفته تا رقص&amp;zwnj;های دسته جمعی و حرکات شادی&amp;zwnj;آمیز و حتی با موسیقی ابتدایی&amp;zwnj;ای که دارند، فرصتی برای شادی و جشن به وجود می&amp;zwnj;آورند. این مسئله زیاد ارتباطی به فقر و غنا ندارد، ولی شاید بد نباشد مثال مشخصی برای شما بزنم: مثلاً در فاصله سال&amp;zwnj;های ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۸، در فاصله شش سالی که در جریان اصلاحات ارضی، مردم روستا&amp;zwnj;ها و مخصوصاً خوش&amp;zwnj;نشین&amp;zwnj;ها مجبور شدند به حومه شهر&amp;zwnj;ها مهاجرت و در کپر&amp;zwnj;ها زندگی کنند، نمی&amp;zwnj;توانستیم از آنها انتظار خوشی و شادمانی داشته باشیم. در واقع فقر به معنای عدم دسترسی به امکانات نیست که تولید غم می&amp;zwnj;کند، بلکه فاصله بین احساس نیاز و پاسخ به آن نیاز است که غم را تولید می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حکومت ایران با استفاده از چه ابزارهایی بر تمایل شهروندان به بروز شادی در جامعه اثرگذار بوده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حاکمیت ایران به این مسئله کاملاً واقف هست که باید تا آنجایی که می&amp;zwnj;تواند شاخص&amp;zwnj;های مکتبی و اعتقادی و باوری را به جای شاخص&amp;zwnj;های زندگی روزمره مردم جایگزین کند؛ چرا که محول کردن پاسخ نیازهای انسان ها به بعد از مرگ خیلی راحت&amp;zwnj;تر است. این کار راحتی است چرا که کسی نیامده تا بگوید آنجا چه خبر است. پس به این شکل می&amp;zwnj;توان عده&amp;zwnj;ای را برد به سمت عدم مصرف یا مصرف کمتر؛ ولی این با طبیعت انسان چندان سازگار نیست، مخصوصاً با طبیعت انسان امروزی که تا این حد در جریان اطلاعات دنیا است. این مشکل یعنی پارادوکس و تناقض.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشکل حاکمیت&amp;zwnj;هایی مثل ایران امروز در این است که از یک طرف نمی&amp;zwnj;تواند جلوی روند جهانی شدن ارتباطات و اطلاعات را بگیرد و از طرف دیگر نمی&amp;zwnj;تواند خودش را تنظیم کند که پاسخ نیازهای جامعه را بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;با توجه به اینکه حدود ۹۰ درصد از جامعه ایران گرایش به مذهب تشیع دارند، این گرایش چه اثری بر بروز شادمانی در جامعه ایران داشته است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;متاسفانه در بطن جامعه ایران و در مذهب شیعه، این نهاد افسردگی و غمگینی وجود دارد؛ به دلیل آن زخم روانی که شیعه با از دست دادن حکومت خورده است و همیشه به دنبال این هست که ناجی برگردد و آن عدل را برایش ایجاد کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این غمگینی و افسردگی به شکلی وجود دارد، ولی ما در برخی از مواقع توانستیم با آن مبارزه کنیم. به همین دلیل هست که می&amp;zwnj;گویم حضور امید در آینده می&amp;zwnj;تواند خیلی قوی&amp;zwnj;تر از افسردگی سنتی باشد. یعنی همانقدر که ما می&amp;zwnj;توانیم با سنت در مسائل دیگر مبارزه کنیم و این کار را کرده&amp;zwnj;ایم و امکانش هم هست، در مسئله افسردگی هم می&amp;zwnj;توانیم در جامعه و در زمینه فرهنگی آن مبارزه کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیش از طرح هر نکته ای اما می خواهم اولاً این بحث را که جامعه ایران شیعه هست، کمی تعدیل کنم، چرا که این مسئله را بسیار می&amp;zwnj;شنویم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ashoora1.jpg&quot; style=&quot;width: 170px; height: 249px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;	حاکمیت ایران به این مسئله کاملا واقف هست که باید تا آنجایی که می&amp;zwnj;تواند شاخص&amp;zwnj;های مکتبی و اعتقادی و باوری را به جای شاخص زندگی روزمره در زندگی مردم جایگزین کند؛ چرا که خیلی راحت&amp;zwnj;تر است محول کردن پاسخ نیاز انسان ها به بعد از مرگ. این کار راحتی است؛ چرا که کسی نیامده که بگوید آنجا چه خبر هست، پس به این شکل می&amp;zwnj;توان یک عده&amp;zwnj;ای را برد به سمت عدم مصرف یا مصرف کمتر ولی این با طبیعت انسان چندان سازگار نیست&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر منظور این است که مردم ایران از پدر و مادر شیعه به دنیا آمده&amp;zwnj;اند، این یک بحث دیگر است. در پیوند با آن باید گفت در این میان، ۷۵ میلیون جمعیت وجود دارد که نصف&amp;zwnj;شان زیر سی سال سن دارند و می&amp;zwnj;دانیم تعهدات و تعلقات&amp;zwnj;شان با بالای سی&amp;zwnj;ساله&amp;zwnj;ها متفاوت است. روستایی&amp;zwnj;ها و عشایر هم &amp;nbsp;وابستگی خیلی کمتری نسبت به سنت&amp;zwnj;های شیعه دارند و شیعه فرهنگی است که بیشتر در مرکز ایران و در حواشی دو کویر مرکزی کشور شکل گرفته است. پس نسبت به مناطق مختلف و سن افراد باید ارائه چنان آمارهایی را تعدیل کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گمان من این پیشداوری اغراق&amp;zwnj;آمیزی است که بگوییم ۹۰ درصد از جامعه ما شیعه است، اما اگر بگوییم فرهنگ شیعه فرهنگ غالب جامعه است، این درست است. در همین فرهنگ شیعه می&amp;zwnj;بینیم و می&amp;zwnj;شنویم که از آهنگ&amp;zwnj;های مدرن برای عزاداری در شیعه استفاده می&amp;zwnj;کنند یا خانم&amp;zwnj;ها با زیبا&amp;zwnj;ترین ظاهر به تماشای مراسم عاشورا و تاسوعا می&amp;zwnj;روند. این&amp;zwnj;ها نمونه&amp;zwnj;های کوچکی است، ولی نشان می&amp;zwnj;دهد که خود حرکت عزاداری که باید زمینه&amp;zwnj;های افسردگی شیعه را به مردم ایران تحمیل کند (با توجه به اینکه مردم هم به جشن&amp;zwnj;های سنتی ایران توجه می&amp;zwnj;کنند و هم اینکه هیچ فرصتی را برای بر پا کردن جشن از دست نمی&amp;zwnj;دهند)، به فرصتی برای شادی تبدیل می&amp;zwnj;شود. به این حرکت به نظر من باید از لحاظ روانی ارزش داد؛ اینکه خود مردم این مسئله را کم&amp;zwnj;کم دریافته&amp;zwnj;اند که با طبیعت شادی همساز&amp;zwnj;تر هستند و در این وضعیت، زندگی خوش&amp;zwnj;تر و راحت&amp;zwnj;تر و بهتری دارند تا آن فرهنگ شیعه غمگین.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;رسانه&amp;zwnj;های مدرن و فعالان فرهنگی و اجتماعی چطور می&amp;zwnj;توانند بر تمایل جامعه به شاد بودن اثرگذار باشند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من فکر می&amp;zwnj;کنم لازم هست یک مقداری رسانه&amp;zwnj;های جمعی، رادیو&amp;zwnj;ها و تلویزیون&amp;zwnj;ها و فعالان سیاسی بیشتر در پیوند با مسئله حق شادی، سازندگی، پیشرفت و حق بودن صحبت کنند. در این مورد خیلی کم در جامعه حرف می&amp;zwnj;زنیم. مرتب می&amp;zwnj;گوییم آزادی، ولی آزادی برای چه؟ اگر نگوییم آزادی برای چه دچار مشکل می&amp;zwnj;شویم. آزادی برای انسان بودن، برای شاد بودن، برای حرکت کردن، برای دوست داشتن. لازم است راجع به این نکات صحبت کنیم. در جامعه مردان، زنان و خانواده&amp;zwnj;ها حق دارند شاد باشند و جشن بگیرند. مسئله همه هم که مصرف الکل نیست. مسئله شاد بودن و خندیدن و استفاده از طبیعت است. سیزده بدر را ده تا کنیم، اشکالی ندارد. همه با هم بیرون برویم. این وظیفه ماست که آزادی را تفسیر هم بکنیم؛ یعنی آزادی استفاده از همین جهانی که هست؛ همین حالا و امروز و همین جا.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در جوامع سنتی نسبت به جوامع مدرن امکان رشد فردیت اشخاص با محدویت&amp;zwnj;هایی قابل توجه مواجه هست. به اعتقاد شما این مسئله نمی&amp;zwnj;تواند حق شادمانی اشخاص را تحت تاثیر قرار دهد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دو مسئله را باید در اینجا از هم تفکیک کرد: یکی مسئله فردیت است که یک حضور فرهنگی است؛ یعنی ما حضور قبیله&amp;zwnj;ای نداریم، بلکه حضور فردی داریم و این حضور فردی از یک طرف به سیستم&amp;zwnj;های تولیدی و به نوع زندگی و میزان آموزش&amp;zwnj;های علمی و هنری و فرهنگی ربط دارد و از سوی دیگر احترام گذاشتن به فرد؛ چه از نظر حق فردیت و چه از نظر آزادی فردی که لازم و ملزوم هم هستند. من نمی&amp;zwnj;توانم آزادی فردی خود را از جامعه بخواهم ولی حقوق فردی خود را در مقابل جامعه اجرا نکنم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/javananeshad.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 112px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر عده&amp;zwnj;ای جوان دور هم جمع شوند و این&amp;zwnj;ها حرکاتی را انجام دهند که پدر و مادر درک نکنند و انجام نداده باشند و این برایشان تازه باشد، این تازگی برایشان احساس خطر ایجاد می&amp;zwnj;کند. طوری هم نیست، بعد از مدتی متوجه می&amp;zwnj;شوند که همین که این جوان&amp;zwnj;ها دور هم جمع &amp;zwnj;شوند و بگویند و بخندند خیلی بهتر است از اینکه بروند به سمت غم و درخود فرورفتگی و افسردگی و خودکشی و اسکیزوفرنی. صدالبته نیز باید انتظار داشت که یک نسل نفهمد که نسل بعد چگونه شادی می&amp;zwnj;کند&lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این یک مرحله است که کمی هم طولانی است، ولی شاد بودن و برگشت به طبیعت انسانی، پدیده&amp;zwnj;ای است که در هر مرحله&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;تواند وجود داشته باشد. مثال خیلی مشخص عشایر ایران هستند که جشن&amp;zwnj;های خیلی مفصلی دارند و خیلی هم شاد هستند و تا به حال کسی نتوانسته جلوی شاد بودن آن&amp;zwnj;ها را بگیرد، ولی این&amp;zwnj;ها در یک ظرف غذا می&amp;zwnj;خورند. از لحاظ انسان&amp;zwnj;شناسی یکی از شاخص&amp;zwnj;های فردیت این است که بشقاب غذای خود را از یک ظرف عمومی جدا کند و هرکس در یک بشقاب غذا بخورد. می&amp;zwnj;توان گفت شناخت و حضور فردی و اینکه هر فرد بشود یک رای و با هر رای بتوانیم یک ساختار اجتماعی بسازیم و در سطوح مختلف، دموکراسی را بیاوریم، یک بحث جدی است که مقداری هم به سیستم تولید و سطح دانش و علم و هنر بستگی دارد. از طرف دیگر مهم این است که ما بتوانیم ذات زندگی&amp;zwnj;خواهی خودمان، تنفس کردن و گفت &amp;zwnj;و شنود کردن و لحظه&amp;zwnj;های خوب داشتن و خندیدن را به زندگی خودمان برگردانیم و این دومی در هر موردی امکان دارد. طبیعتا اگر ما بتوانیم در یک جامعه دموکرات باشیم، این امکان بیشتر هم می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بروز شادی از جانب جوانان از طرف بخش&amp;zwnj;هایی از جامعه ایران در تضاد با امنیت روانی تعبیر می&amp;zwnj;شود. به اعتقاد شما چرا چنین نگرشی در جامعه به&amp;zwnj;وجود آمده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید بیشتر منظور شما این باشد که هر پدیده ی تازه&amp;zwnj;ای ایجاد ترس و نگرانی می&amp;zwnj;کند. می&amp;zwnj;دانید که حتی در زبان چینی، تازگی و خطر یک واژه هستند. اگر عده&amp;zwnj;ای جوان دور هم جمع شوند و حرکاتی انجام دهند که پدر و مادرشان آنها را درک نکنند و انجام نداده باشند و برایشان تازه باشد، احساس خطر می&amp;zwnj;کنند. طوری هم نیست، چرا که بعد از مدتی متوجه می&amp;zwnj;شوند همین که این جوان&amp;zwnj;ها دور هم جمع &amp;zwnj;شوند و بگویند و بخندند خیلی بهتر است از اینکه بروند به سمت غم و درخود فرورفتگی و افسردگی و خودکشی و اسکیزوفرنی. صدالبته نیز باید انتظار داشت که یک نسل نفهمد که نسل بعد چگونه شادی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;پرونده &amp;laquo;حق شادی&amp;raquo; در گروه جامعه زمانه، زیر نظر سپیده شایان و با مشارکت و همکاری اسماعیل جلیلوند (در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، حسن مکارمی، حسن یوسفی اشکوری، مژگان کاهن و بهروز شیدا)، آیدا قجر(در گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، شهلا شفیق و سعید پیوندی)، بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده (در گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی و مانا نیستانی)، نعیمه دوستدار (در گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی)، حسین نوش&amp;zwnj;آذر (مقاله شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان)، سارا روشن (در گفت&amp;zwnj;و گو با محمدرضا نیکفر) و اکبر فلاحیان (ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر) تهیه شده است.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;گفت و گوهای حق شادی را می توانید از طریق لینک های زیر بخوانید:&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22464&quot;&gt;ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23401&quot;&gt;حقوق بشر و افق دید ما- در گفت&amp;zwnj;وگو با محمدرضا نیکفر، نویسنده و پژوهشگر- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق شادی- در گفت&amp;zwnj;وگوبا محمدرضا نیکفر، بخش دوم و پایانی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23521&quot;&gt;اندوهباری نظام آموزشی در ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با سعید پیوندی، جامعه&amp;zwnj;شناس و استاد دانشگاه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/01/15/23554&quot;&gt;شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23679&quot;&gt;مرگ&amp;zwnj;پرستی حکومت ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با شهلا شفیق، جامعه&amp;zwnj;شناس، پژوهشگر و فعال حقوق زنان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;پیوند شادی با محیط زیست سالم &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی، استاد دانشگاه وکارشناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;محیط زیست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23510&quot;&gt;شادی در سکوت ممکن نیست- گفت&amp;zwnj;وگو با بهروز شیدا، منتقد، نویسنده و پژوهشگر ادبی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/02/24138&quot;&gt;حق شادی و زخم&amp;zwnj;های تاریخی - در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، پژوهشگر تاریخ ایران&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/26/23962&quot;&gt;سکس، شادی و حقوق بشر- گفت&amp;zwnj;وگو با مژگان کاهن، روان&amp;zwnj;شناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/09/24336&quot;&gt;حق شادی، حق انتقاد - در گفت&amp;zwnj;وگو با مانا نیستانی، کاریکاتوریست ساکن فرانسه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442&quot;&gt;جامعه ایران و زخم&amp;zwnj;های روحی - در گفت&amp;zwnj;وگو با حسن مکارمی، روانشناس، پژوهشگر و فعال اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/18/24622&quot;&gt;افسردگی، تورم و بحران اقتصادی - گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی، اقتصاد&amp;zwnj;دان و پژوهشگر علوم اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24665&quot;&gt;رقص، شادی و اعتراض- گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، رقصنده باله&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780&quot;&gt;حق شادی، دین و دینداری- گفت&amp;zwnj;وگو با حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر امور دینی و فعال ملی مذهبی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;a class=&quot;da2a_button&quot; href=&quot;http://www.addtoany.com/share_save#url=http%3A%2F%2Fradiozamaneh.com%2Fnode%2F24336&amp;amp;title=%D8%AD%D9%82%20%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%8C%20%D8%AD%D9%82%20%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%20&amp;amp;description=&quot; id=&quot;da2a_1&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;Share this&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/addtoanyper.png&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6561">افسردگی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10674">جامعه ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19253">جشن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3077">حسن مکارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18347">حق شادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17251">عزاداری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Tue, 12 Feb 2013 13:33:49 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24442 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>ماه محرم، عزاداری و مردم</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/11/19/21834</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/11/19/21834&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;287&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/897013_orig.jpg?1353784035&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عزیز خسروشاهی - &amp;laquo;من به نماز و روزه اعتقاد ندارم. اهل دسته و مسجد نیستم. اگر جایی نذری بدهند حتماً برای کمک می&amp;zwnj;روم. اهل مردم&amp;zwnj;آزاری نیستم. زندگی خودم را می&amp;zwnj;کنم. این هم سنتی است که به ما رسیده. ده روز اول ماه محرم را مشروب نمی&amp;zwnj;خورم. حالا نه اینکه روزهای دیگر هر روز مشروب بخورم. شاید اگر محرم نبود هم در این ده روز مشروب اصلاً گیرم نمی&amp;zwnj;آمد که بخورم، اما این ده روز را خیلی&amp;zwnj;ها مثل من حرمت نگه می&amp;zwnj;دارند. این روز&amp;zwnj;ها قمار نمی&amp;zwnj;کنند. بعضی&amp;zwnj;ها این چندروز نماز می&amp;zwnj;خوانند. خودم هم دقیق نمی&amp;zwnj;دانم چرا...&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ماه محرم شروع شده است و در حالی که در سال&amp;zwnj;های اخیر کمیت و کیفیت مراسم مذهبیِ مربوط به کشته شدن امام سوم شیعیان نسبت به سال&amp;zwnj;های دو دهه گذشته و سال&amp;zwnj;های پیش از آن تغییرات زیادی پیدا کرده، اما هنوز روزهای مراسم عزاداری ماه محرم در ایران، رنگی دیگر به خود می گیرد. گزارش زیر حاصل صحبت با تنی چند از مردم ایران و جمع&amp;zwnj;آوری نظرات و مشاهدات آن&amp;zwnj;ها طی سال&amp;zwnj;های مختلف از این مراسم مذهبی است:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;علی - ۴۳ ساله &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوران بچه&amp;zwnj;گی با این مراسم زندگی می&amp;zwnj;کردیم. آن سال&amp;zwnj;ها مراسم و حال و هوای آن با چیزی که الآن هست خیلی فرق داشت. دسته&amp;zwnj;ها تعدادشان از امروز کمتر بود، اما خیلی شلوغ بودند. همه اهل محل بودند. هیچکس در خانه&amp;zwnj;اش نبود. شب هرکس از هر جایی بود مستقیم می&amp;zwnj;آمد تکیه. کسی در خانه غذا درست نمی&amp;zwnj;کرد. همه مردم محل را نذری می&amp;zwnj;دادند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;لوازم صوتی تازه آمده بود، اما سیم&amp;zwnj;کشی و بلندگو و اکو و آمپلی فایر و غیره نبود. با چراغ توری مسیر دسته را روشن می&amp;zwnj;کردیم. از این همه چهلچراغ و علم و کتل خبری نبود. هر دسته&amp;zwnj;ای یک علمی داشت که پهلوان&amp;zwnj;های محل آن را می&amp;zwnj;کشیدند، اما کم&amp;zwnj;کم شد بچه&amp;zwnj;بازی، رقابت، سر و صدای بی&amp;zwnj;خود و بهانه&amp;zwnj;ای برای جمع شدن جوان&amp;zwnj;ها.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خیلی سال است که دیگر نرفتم قاطی این&amp;zwnj;ها، اما پدربزرگ بچه&amp;zwnj; من برایش یک طبل کوچک خریده. مجبورم او را ببرم کنار این دسته&amp;zwnj;های عزاداری. راه می&amp;zwnj;رود و برای خودش تق و تق می&amp;zwnj;کند. مملکت درست و حسابی نداریم که تفریح و برنامه&amp;zwnj;ای برای بچه&amp;zwnj;ها داشته باشد. دل بچه&amp;zwnj;ها به همین&amp;zwnj;ها خوش است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;محمدحسین - ۳۰ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر من دلیل اصلی این مراسم این است که یک مشت جوان علاف، بی&amp;zwnj;کار، متظاهر و عقب افتاده به بهانه عزاداری و با هدف به قول خودشان دختربازی و پسربازی، وقت&amp;zwnj;گذرانی، سرگرمی و جلب توجه، دور هم جمع &amp;zwnj;شوند و آلودگی صوتی ایجاد &amp;zwnj;کنند. از نظر خودشان با شرکت در چنین مجالسی ثواب می&amp;zwnj;برند و گناهانشان بخشیده می&amp;zwnj;شود. البته اقلیت خیلی کمی هم واقعاً اعتقاد دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;محمدرضا &amp;ndash; ۲۷ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من خوشم نمی&amp;zwnj;آید از فضای این دسته&amp;zwnj;های عزاداری. شده است پاتوق سیگاری بازی (حشیش و گراس). همسن و سال&amp;zwnj;های خود من که کار دیگری ندارند جز این. جمع می&amp;zwnj;شوند دور هم و فضا آماده است برای این کار&amp;zwnj;ها. پلیس مشغول کار خودش است. اینقدر شلوغ است که کسی به کسی دیگر توجه ندارد. شب و صدای طبل و سنج و بوی اسفند و شلوغی جمعیت هم به این&amp;zwnj; آدم&amp;zwnj;ها فاز مثبت می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/shirkhareganhossieni123.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 115px;&quot; /&gt;دوران بچه&amp;zwnj;گی با این مراسم زندگی می&amp;zwnj;کردیم. آن سال&amp;zwnj;ها مراسم و حال و هوای آن با چیزی که الآن هست خیلی فرق داشت.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مژگان &amp;ndash; ۲۶ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از محرم و دسته&amp;zwnj;های عزاداری و نذری و این چیز&amp;zwnj;ها خوشم می&amp;zwnj;آید. تا دیروقت با دوستانم یا اعضای فامیل یا مادرم می&amp;zwnj;رویم بیرون. روزها با بقیه روز&amp;zwnj;ها خیلی فرق دارد. صدای طبل و سنج را دوست دارم. اینکه شب&amp;zwnj;ها توی خیابان قدم می&amp;zwnj;زنیم و مردم شربت و چای پخش می&amp;zwnj;کنند... بوی اسفند را دوست دارم. از اینکه همه چیز از یکنواختی بیرون می&amp;zwnj;آید خوشم می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;عماد &amp;ndash; ۳۲ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از این نوع عزاداری که همراه با بوق و بلندگو و سر و صدا است اصلاٌ خوشم نمی&amp;zwnj;آید. کسانی که در خانه بیمار دارند واقعاً عذاب می&amp;zwnj;کشند. تا نیمه شب صدای اکو و آمپلی فایرهای قوی را تا ته زیاد می&amp;zwnj;کنند و مزاحم مردم می&amp;zwnj;شوند که چه؟ نه رعایت بیمارستان را می&amp;zwnj;کنند، نه مردم محل و نه سالمندان و بچه&amp;zwnj;ها را. این عین عقب&amp;zwnj;افتادگی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;کامیار &amp;ndash; ۱۳ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آقا خیلی محرم خوبه. ما هر سال محرم می&amp;zwnj;ریم مسافرت پیش بابابزرگم. همه بچه&amp;zwnj;ها هستن. دسته دارن آقا. هر شب می&amp;zwnj;شه رفت بیرون. اصلاً کسی به آدم کار نداره آقا. همه جا نذری می&amp;zwnj;دن. ما هر سال با موبایل عکس و فیلم می&amp;zwnj;گیریم آقا. خیلی خوبه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نادر &amp;ndash; ۶۷ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوران عوض شده. من همه جوره&amp;zwnj;اش را دیده&amp;zwnj;ام پسرم. از زمان تعذیه&amp;zwnj; زنجانی&amp;zwnj;ها تا ممنوعیت سیاسی. از زمان تکیه و قلیان و نوحه&amp;zwnj;خوان&amp;zwnj;های خوش صدا تا زمان مسجد و این مداحان انکرالاصوات. از زمانی که نذری آبگوشت می&amp;zwnj;دادند تا آلان که جوجه کباب و پیتزا هم مد شده. بالا و پایین دارد روزگار. هی جوانی کجایی؟ روزگاری چه پهلوان&amp;zwnj;هایی زیر علم&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;رفتند و الآن چه ناپاک هایی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTMfQY70SFQHonaZPzO3FtuaPH3tWA-K4ICrVJBSSbWB2DoK3ef&quot; style=&quot;width: 180px; height: 138px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شما فکر کرده&amp;zwnj;اید برای چه لات&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها دهه اول محرم عرق نمی&amp;zwnj;خوردند؟ برای چه همین الآن هم قدیمی&amp;zwnj;ها و شهرستانی&amp;zwnj;ها و شیر پاک خورده&amp;zwnj;ها این رسم را دارند؟ برای این بود که مزاحم ناموس مردم نشوند. برای این بود که زن و بچه مردم که در خیابان می&amp;zwnj;روند و می&amp;zwnj;آیند یا پای روضه و تعذیه می&amp;zwnj;نشینند، شب و دیر وقت، موقع برگشتن به خانه یک امنیتی داشته باشند. هر کس هرچقدر هم ناپاک بود در این ایام حرمت نوامیس مردم را رعایت می&amp;zwnj;کرد، اما جوان&amp;zwnj;های امروزی حرمت مردم و جامعه را هم نگه نمی&amp;zwnj;دارند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همه را نباید به یک چوب زد، اما من نگاه خوبی به این جوان&amp;zwnj;ها ندارم. چند سال پیش در همین خیابان شریعتی جلوی&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان دکه دیدم یک ماشین از سقف تا لاستیک گلی و خاکی است. مثل آمبولانس&amp;zwnj;های زمان جنگ توی جبهه. فقط یک دایره کوچک روی شیشه جلو تمیز بود. خیلی عجیب بود. با خودم گفتم مردم چه کار&amp;zwnj;ها که نمی&amp;zwnj;کنند. همینجا تکیه داده بودم به دیوار و سینه می&amp;zwnj;زدم که دیدم در عقب ماشین باز شد و یک دختر پیاده شد. خیلی تعجبم بیشتر شد که دختر&amp;zwnj;ها هم از این کار&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;کنند و ماشین را گلی می&amp;zwnj;کنند؟ آخر دختر&amp;zwnj;ها از پسر&amp;zwnj;ها بهداشتی&amp;zwnj;تراند. خلاصه گذشت تا پنج دقیقه بعد یک پسر هم از در عقب ماشین پیاد شد و سریع رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این قضیه ماند در ذهن من تا سال&amp;zwnj;های بعد. هر وقت ماشینی می&amp;zwnj;بینم که همه شیشه&amp;zwnj;هایش گلی است می&amp;zwnj;روم و سرک می&amp;zwnj;کشم. افتضاح است آقا. برای این پدر و مادر&amp;zwnj;ها بنویس اجازه ندهند جوان&amp;zwnj;هایشان در ماه محرم تا دیروقت بیرون باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شما فکر کرده&amp;zwnj;اید برای چه لات&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها دهه اول محرم عرق نمی&amp;zwnj;خوردند؟ برای چه همین الآن هم قدیمی&amp;zwnj;ها و شهرستانی&amp;zwnj;ها و شیر پاک خورده&amp;zwnj;ها این رسم را دارند؟ برای این بود که مزاحم ناموس مردم نشوند. برای این بود که زن و بچه مردم که در خیابان می&amp;zwnj;روند و می&amp;zwnj;آیند یا پای روضه و تعذیه می&amp;zwnj;نشینند، شب و دیر وقت، موقع برگشتن به خانه یک امنیتی داشته باشند. هر کس هرچقدر هم ناپاک بود در این ایام حرمت نوامیس مردم را رعایت می&amp;zwnj;کرد، اما جوان&amp;zwnj;های امروزی حرمت مردم و جامعه را هم نگه نمی&amp;zwnj;دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سارا &amp;ndash; ۳۰ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من با همسرم شب عاشورا آشنا شدم. با دختر خاله&amp;zwnj;هایم کنار خیابان پارک کرده بودیم و دسته&amp;zwnj;های عزادار را نگاه می&amp;zwnj;کردیم. مردم را نگاه می&amp;zwnj;کردیم. یکهو دیدم پسر خوش&amp;zwnj;&amp;zwnj;تیپی که آقای ما باشن یک سینی شربت در دست، زدند به شیشه ماشین. برایمان نذری آورده بود. یک ساعت بعد برایمان چای آورد. به شوخی گفتم آقا شما که اینقدر زحمت می&amp;zwnj;کشید حداقل برایمان شام نذری بیاورید، ضعف کردیم از گرسنگی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خندید و رفت و یک ربع بعد با چند پرس غذا آمد. آخر شب از ماشین پیاده شده بودم برای دستشویی رفتن که باز او را دیدم. از او به خاطر نذری&amp;zwnj;ها تشکر کردم. کمی حرف زدیم و او شماره&amp;zwnj;اش را داد و گفت اگر فردا شب هم آمدید و کاری داشتید به من زنگ بزنید. فردا شب هم رفتیم همانجا و&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان بساط بود. کم کم با هم تلفنی حرف زدیم و دوست شدیم. بعد از پنج سال با هم ازدواج کردیم. پس من از محرم خاطره خوب زیاد دارم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نوید &amp;ndash; ۲۸ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من در کل مخالف مرده&amp;zwnj;پرستی ایرانی&amp;zwnj;ها هستم. آنهایی که می&amp;zwnj;گویند عزاداری خوب است اگر راست می&amp;zwnj;گویند بگویند تولد کسی که در محرم برایش عزاداری می&amp;zwnj;کنند چه تاریخی است. از هر ده نفر شاید یک نفر هم نداند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نازنین &amp;minus; ۲۵ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من هر سال محرم می&amp;zwnj;روم به مسجد محل. مثل خیابان نیست که مزاحم زیاد باشد. زیارت عاشورا می&amp;zwnj;خوانم و کمی نوحه گوش می&amp;zwnj;دهم و بر می&amp;zwnj;گردم. من به این ماه اعتقاد دارم. شب کنکور نذر کردم اگر دانشگاه قبول بشوم تا ده سال هر شب دهه محرم زیارت عاشورا بخوانم. امام حسین حاجت مرا داد. خیلی&amp;zwnj;ها برای مریض یا مشکلی که دارند نذر می&amp;zwnj;کنند و از امام حسین حاجت می&amp;zwnj;گیرند. من که اعتقاد دارم به این ماه و این مراسم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نیما &amp;ndash; ۲۵ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از دست این مانتویی&amp;zwnj;های دماغ عملی خسته شدیم به خدا. محرم که می&amp;zwnj;شود این دختر مذهبی&amp;zwnj;ها بالاخره از خانه بیرون می&amp;zwnj;آیند. معلوم نیست روزهای دیگر این&amp;zwnj;ها کجا قایم می&amp;zwnj;شوند. بعضی از این دختر چادری&amp;zwnj;ها خیلی خوشگل هستند. خیلی هم راحت مخ&amp;zwnj;شان را می&amp;zwnj;شود زد. تنوع چیز خوبی است. جامعه دارد خیلی یکنواخت می&amp;zwnj;شود. اگر محرم نبود که روحیه ما جوان&amp;zwnj;ها از بین می&amp;zwnj;رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هفته قبل دادم یکی از بچه&amp;zwnj;ها که خط خوبی دارد صدبار از روی اسم و شماره تلفن&amp;zwnj;ام روی کاغذ&amp;zwnj;های خوشگل نوشته است. بالاخره این محرم هم چهار، پنج تا از شماره&amp;zwnj;ها برسد به دست کسی که باید برود ما هم حاجت خودمان را از امام حسین گرفته&amp;zwnj;ایم. قربونش بشم [احتمالاً منظورش امام حسین است/ گزارشگر] تا حالا که روی ما را زمین نینداخته است. محرم خیلی ماه پربرکتی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;عبدالکریم &amp;ndash; ۵۱ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSeZdyyzUSXY9YNmTbBHpWgtajQYrBWptCIZQVUb4j4AjfeBSPC&quot; style=&quot;width: 180px; height: 135px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نه اینکه با طبل و سنج و زنجیرزنی مخالف باشم، اما بعضی وقت&amp;zwnj;ها با این سر و صدا&amp;zwnj;ها و مسائلی که مردم را زده می&amp;zwnj;کند مشکل دارم. چه معنی دارد عزادار در خیابان&amp;zwnj;ها دوره&amp;zwnj;گردی کند؟&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;راه افتادن دنبال دسته و هیئت از ما گذشته است. مال جوان&amp;zwnj;تر هاست. من شب&amp;zwnj;های محرم می&amp;zwnj;روم تکیه مرحوم حاج عبدالله که همین بالای خیابان است. بچه&amp;zwnj;هایش نگذاشتند بعد از مرگ&amp;zwnj;اش تکیه تعطیل شود. جوان&amp;zwnj;های خوبی هستند، خدا حفظشان کند. در تکیه نوحه می&amp;zwnj;خوانیم و سینه می&amp;zwnj;زنیم. همه پا به سن گذاشته&amp;zwnj;اند و اهل سر و صدا نیستند. جوان&amp;zwnj;ها هم هستند البته. جوان&amp;zwnj;های خوبی هستند همه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نه اینکه با طبل و سنج و زنجیرزنی مخالف باشم، اما بعضی وقت&amp;zwnj;ها با این سر و صدا&amp;zwnj;ها و مسائلی که مردم را زده می&amp;zwnj;کند مشکل دارم. چه معنی دارد عزادار در خیابان&amp;zwnj;ها دوره&amp;zwnj;گردی کند؟ حساب روز ظهر عاشورا و شام غریبان جداست، اما در شب&amp;zwnj;های دیگر چه معنی دارد عده&amp;zwnj;ای با سر و صدای زیاد در خیابان&amp;zwnj;ها بچرخند و اعصاب مردم را به هم بریزند؟ عزاداری باید معقول باشد؛ با صدای زیبای اهل فن و سینه زدن آرام در جایی که برای این کار تهیه شده است نه در خیابان&amp;zwnj;ها و با جار و جنجال. غم مومن باید در دل مومن باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;جابر &amp;ndash; ۴۱ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از روزی که هیئتی که زرشک پلو با مرغ می&amp;zwnj;داد شلوغ&amp;zwnj;تر از هیئتی شد که عدس پلو می&amp;zwnj;داد و مردم گرسنه بر سر غذای نذری فحش و فحش کاری راه انداختند و دسته&amp;zwnj;های عزاداری شد بهانه چشم&amp;zwnj;چرانی، و عزاداری برای حسین شد لباس سیاه پوشیدن در این ده روز و به خورد مردم دادند که جدی جدی هر غلطی می&amp;zwnj;توانیم بکنیم و با ریختن یک قطره اشک برای امام حسین همه گناهانمان بخشیده می&amp;zwnj;شود و غیره، یک جهالت کهنه جای خودش را به یک جهالت مدرن داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جمهوری اسلامی این را خوب می&amp;zwnj;داند و اتفاقاً اجازه می&amp;zwnj;دهد بد&amp;zwnj;ترین کار&amp;zwnj;ها در این ده روز اتفاق بیافتد. فکر کردی خبر ندارند در این شب&amp;zwnj;ها چه می&amp;zwnj;گذرد؟ بیشتر و بهتر از من و شما خبر دارند، اما وقتی دیگر دیگ شله زرد اسلام را زنده نگه نمی&amp;zwnj;دارد چه اشکالی دارد حسین پارتی اسلام را زنده نگهدارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منیژه &amp;ndash; ۴۴ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محرم را دوست دارم. توی پیاده&amp;zwnj;رو کنار دسته&amp;zwnj;هایی که نوحه&amp;zwnj;خوان خوبی دارند یا صدای موزیک قشنگی دارند راه می&amp;zwnj;روم. یا کنار تکیه&amp;zwnj;ها یک زیرانداز می&amp;zwnj;اندازم یک گوشه و می&amp;zwnj;نشینم. چادر را می&amp;zwnj;کشم روی صورتم و راحت گریه می&amp;zwnj;کنم. کسی کاری به کار آدم ندارد. تمام دردهای یک سال را می&amp;zwnj;ریزم بیرون. نفسم باز می&amp;zwnj;شود. راحت می&amp;zwnj;شوم. آرامش پیدا می&amp;zwnj;کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;قبلاً با زن&amp;zwnj;های فامیل می&amp;zwnj;رفتیم، اما چند سال است تنها می&amp;zwnj;روم. تنهایی خیلی بهتر است. آدم راحت&amp;zwnj;تر است خودش باشد. صدای گریه آدم وسط صدای طبل و نوحه و شلوغی گم است. آخر شب که برمی&amp;zwnj;گردم خانه شوهر و بچه&amp;zwnj;هایم یا خانه نیستند یا خوابیده&amp;zwnj;اند. خانه پدرم هم همینطوری بود. چشم&amp;zwnj;هایم قرمز بود، اما کسی نمی&amp;zwnj;پرسید چی شده؟ همه با خودشان می&amp;zwnj;گفتند لابد برای امام حسین گریه کرده است. آخر شب که برمی&amp;zwnj;گردم آنقدر راحت خوابم می&amp;zwnj;برد انگار یک مشت داروی اعصاب خورده&amp;zwnj;ام. آرامش عجیبی دارد این ده روز.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ساسان &amp;ndash; ۲۵ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من از این مراسم دفاع می&amp;zwnj;کنم. وقتی حکومتی که در ایران روی کار است از هر اجتماع و نزدیکی مردم می&amp;zwnj;ترسد و آن را ممنوع می کند باید از هر بهانه&amp;zwnj;ای حتی مراسم مذهبی استفاده و احساس با هم بودن را تقویت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من از این مراسم دفاع می&amp;zwnj;کنم. وقتی حکومتی که در ایران روی کار است از هر اجتماع و نزدیکی مردم می&amp;zwnj;ترسد و آن را ممنوع می کند باید از هر بهانه&amp;zwnj;ای حتی مراسم مذهبی استفاده و احساس با هم بودن را تقویت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;باید اجازه داد مردم وقتی کنار هم هستند حس کنند که وقتی با هم هستند چه فضایی را اشغال می&amp;zwnj;کنند و چه قدرتی دارند. به جای آهنگ&amp;zwnj;های شش و هشت، ده روز صدای طبل و دهل شنیدن، روحیه مردمی را که همیشه با ترس حکومت زندگی کرده&amp;zwnj;اند بالا می&amp;zwnj;برد. طبل و سنج و نواهای نظامی یک روحیه جنگجویی را به مردم تزریق می&amp;zwnj;کند. من آدم مذهبی&amp;zwnj;ای نیستم. به خداوند به معنایی که در ذهن اکثریت مردم است اعتقاد ندارم، اما فکر می&amp;zwnj;کنم هرکسی چیزی برای آموختن دارد. حسین نمونه بدی برای این اجتماع نیست. بین امامانی که همگی در زندان و تسلیم مرده&amp;zwnj;اند لااقل این یکی فعالیتی انجام داده و کشته شدن را به هر گونه زندگی کردنی ترجیح داده است. زنده کردن چنین الگوهایی برای جامعه خموده و ترسوی ایران لازم است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;زهرا &amp;ndash; ۲۹ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شب عاشورا در خیابانی که خانه ما در آن قرار دارد در دو خانه نذری می&amp;zwnj;دهند. در هر خانه یک دسته دعوت است. یکی از این خانه&amp;zwnj;ها عدس پلو می&amp;zwnj;دهد و خانه دیگر کباب.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;من همیشه دلم برای آن خانه&amp;zwnj;ای که عدس پلو می&amp;zwnj;دهد می&amp;zwnj;سوزد. از خیلی&amp;zwnj;ها شنیده&amp;zwnj;ام که همیشه دسته&amp;zwnj;های عزاداری را پیدا می کنند که به جاهایی می رود که غذای خوب می&amp;zwnj;دهند یا با موز و شیرینی بهتر پذیرایی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جالب است که به جز مردم محل، افراد دسته&amp;zwnj;ای که مهمان خانه دیگر هستند بعد از زنجیرزنی و نوحه&amp;zwnj;خوانی فرار می&amp;zwnj;کنند و برای شام به خانه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;روند که کباب می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من همیشه دلم برای آن خانه&amp;zwnj;ای که عدس پلو می&amp;zwnj;دهد می&amp;zwnj;سوزد. از خیلی&amp;zwnj;ها شنیده&amp;zwnj;ام که همیشه دسته&amp;zwnj;هایی را پیدا می کنند که به جاهایی می رود که غذای خوب می&amp;zwnj;دهند یا با موز و شیرینی بهتر پذیرایی می&amp;zwnj;کنند. من مانده&amp;zwnj;ام چرا اینقدر غذا و پذیرایی برای دسته&amp;zwnj;های عزادار و مردم مهم است؟ چیزی که مرا غمگین می&amp;zwnj;کند این است: کسانی که برای غذا یا میوه و شیرینی خیلی حرص از خودشان نشان می&amp;zwnj;دهند معمولاً از طبقه متوسط هستند و احتیاجی ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حسام&amp;zwnj;الدین &amp;ndash; ۲۶ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چند کتاب&amp;zwnj; و در رسانه&amp;zwnj;های اینترنتی خوانده&amp;zwnj;ام که عاشورا را صفویان وارد فرهنگ ایرانی کردند و به خورد مردم داده&amp;zwnj;اند. قبول دارم که دو نفر هزار و ۴۰۰ سال پیش بر سر خلافت و قدرت با هم رقابت داشته&amp;zwnj;اند و یکی کشته شده است، اما چرا بین این همه آدم دست گذاشته&amp;zwnj;اند روی حسین و عاشورا. اصلاً فرض می&amp;zwnj;کنیم که حسین و عاشورایی که آلان در کتاب&amp;zwnj;هاست تحریف شده است و واقعت ندارد. یک داستان تخیلی است. به نظر شما این داستان تخیلی و قدیمی هنوز جذاب و آموزنده نیست؟ عاشورای ۱۳۸۸ نشان داد هنوز می&amp;zwnj;توان از این داستان آموزنده درس گرفت و استفاده کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQVcL55nKfVTszQVBK5sUltxhJtoWBjPZEEq4dQY2RQYuo58-g&quot; style=&quot;width: 180px; height: 135px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;باید از تمامی فرهنگ&amp;zwnj;های جهان برای تغییر روحیه بی&amp;zwnj;تفاوتی و بی&amp;zwnj;مسئولیتی ایرانیان استفاده کرد. مفاهیمی مانند &amp;laquo;شرافت&amp;raquo; و &amp;laquo;شجاعت&amp;raquo; باید دوباره در ایران زنده شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خیلی&amp;zwnj;ها عصر روز عاشورا در بی&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی، صدای آمریکا و سایت&amp;zwnj;های فارسی گفتند: &amp;laquo;جنبش سبز در دام خشونت افتاده است&amp;raquo;، اما امروز همه و همان&amp;zwnj;ها افسوس آن روز را می&amp;zwnj;خورند. اینکه چرا از روز اول مردم دست به مبارزه جدی با حکومت نزدند. من آن روز در میدان ولی عصر بودم. با مردم شعار &amp;laquo;یا حسین، میر حسین&amp;raquo; و &amp;laquo;مرگ بر خامنه&amp;zwnj;ای&amp;raquo; می&amp;zwnj;دادم. من آن روز به داستان عاشورا نه به عنوان یک داستان مذهبی که یک داستان تاریخی ژاپنی نگاه می&amp;zwnj;کردم. شاید مرا مسخره کنید، اما این واقعیت است. حسین را در نقش یک سامورایی با جذبه و با اعتماد به نفس فرض کرده بودم و افراد او را افراد وفادار به این سامورایی. داستان کسانی که بدون اجبار تصمیم می&amp;zwnj;گیرند برای اثبات درستی یک عقیده یا آرمان تا آخرین نفس مبارزه کنند و کشته شوند. سامورایی&amp;zwnj;ها هیچ وقت ننگ اسارت را تحمل نمی&amp;zwnj;کنند. با شمشیر کوتاه هاراگیری (خودکشی از طریق پاره کردن شکم) می&amp;zwnj;کنند. آن روز وقتی ماشین نیروی انتظامی یکی از مردم را زیر گرفت و کشت من در طرف دیگر میدان بودم. با هجوم مردم وقتی میدان را ۱۸۰ درجه دور زدم و به محل حادثه رسیدم و بدن خونین یکی از شهدای جنبش سبز را دیدم در اینکه ما وسط&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان داستان عاشوا هستیم تردید نداشتم. آن روز به عنوان یکی از اعضای بی&amp;zwnj;شمار جنبش سبز برای مردن آماده بودم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این روز&amp;zwnj;ها مد شده است به دکتر شریعتی فحش می&amp;zwnj;دهند و در فیس بوک صفحه&amp;zwnj;های توهین&amp;zwnj;آمیز علیه او درست می&amp;zwnj;کنند، اما باید قبول کرد جامعه ایران هنوز یک جامعه مذهبی است و راه بیرون رفت از این وضعیت توجه به افکار دکتر شریعتی در کتاب &amp;laquo;حسین وارث آدم&amp;raquo; است. باید از تمامی فرهنگ&amp;zwnj;های جهان برای تغییر روحیه بی&amp;zwnj;تفاوتی و بی&amp;zwnj;مسئولیتی ایرانیان استفاده کرد. مفاهیمی مانند &amp;laquo;شرافت&amp;raquo; و &amp;laquo;شجاعت&amp;raquo; باید دوباره در ایران زنده شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نرگس &amp;ndash; ۱۸ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ماه محرم را دوست دارم. شب&amp;zwnj;ها با مادر و خواهر و برادرم تا دیروقت بیرون هستیم. بعضی از مردم گوشه&amp;zwnj;ای شمع روشن می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از اینکه مردم شب&amp;zwnj;ها در خیابان هستند خوشم می&amp;zwnj;آید، اما از مردم&amp;zwnj;آزاری بدم می&amp;zwnj;آید. پسر&amp;zwnj;ها مدام مزاحم ما می&amp;zwnj;شوند. از ماشین&amp;zwnj;هایی که صدای نوحه را زیاد می&amp;zwnj;کنند و در خیابان ویراژ می&amp;zwnj;دهند متنفرم. لذت شب&amp;zwnj;های محرم به آرامش و تنهایی آدم&amp;zwnj;ها در شلوغی است. از پسرهایی که به اسم امام حسین آرامش مردمی را که با خودشان خلوت&amp;zwnj; کرده&amp;zwnj;اند به هم می&amp;zwnj;زنند متنفرم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ناصر &amp;ndash; ۳۷ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چند سال است که سر کوچه ما با داربست فلزی و برزنت چادر می&amp;zwnj;زنند و چای و شربت می&amp;zwnj;دهند. این ده روز از دست صدای ضبط این چادر آرامش نداریم. بد&amp;zwnj;ترین صداهای ممکن را پخش می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک مشت مداح حکومتی، با صدای خش&amp;zwnj;دار و زشت فقط عربده می&amp;zwnj;زنند و &amp;laquo;حُسین- حُسین&amp;raquo; می&amp;zwnj;کنند. چند بار اهل محل رفته&amp;zwnj;اند و تذکر داده&amp;zwnj;اند، اما یک مشت جوان لات و بی&amp;zwnj;ادب در این چادر&amp;zwnj;ها هستند که با همسایه&amp;zwnj;ها برخورد خیلی بدی دارند. چندبار تا به حال درگیری فیزیکی پیش آمده. وقتی به پلیس زنگ می&amp;zwnj;زنیم حتی نمی&amp;zwnj;آیند بررسی کنند. می&amp;zwnj;گویند ماه محرم است، مردم عزادار هستند و گوشی را قطع می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;طاهره &amp;ndash; ۲۴ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از اینکه در ماه محرم مردم مقدار زیادی نذری تقسیم می&amp;zwnj;کنند خیلی خوشحالم. خیلی از مردم گرسنه در ماه محرم غذای گرم برای خوردن به دست می&amp;zwnj;آورند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خیلی وقت&amp;zwnj;ها غذای نذری که مال خودم است را در راه به افرادی که گرسنه&amp;zwnj;اند و غذایی ندارند می&amp;zwnj;دهم و لذت می&amp;zwnj;برم. کاش همه نذری&amp;zwnj;ها را ببرند و در جنوب شهر و بین مردم فقیر تقسیم کنند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خیلی وقت&amp;zwnj;ها غذای نذری که مال خودم است را در راه به افرادی که گرسنه&amp;zwnj;اند و غذایی ندارند می&amp;zwnj;دهم و لذت می&amp;zwnj;برم. کاش همه نذری&amp;zwnj;ها را ببرند و در جنوب شهر و بین مردم فقیر تقسیم کنند. کار خیلی خوبی است. کاش فقط در ماه محرم نبود و در همه روزهای سال کسانی که درآمد زیادی داشتند به فکر مردم فقیر بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رفتگرهای شهرداری دیگر در تنهایی خیابان&amp;zwnj;ها را جارو نمی&amp;zwnj;کنند و وقتی خسته می&amp;zwnj;شوند از تکیه&amp;zwnj;ها چای یا شیرکاکائو می&amp;zwnj;گیرند و می&amp;zwnj;خورند. بچه&amp;zwnj;های دستفروش همیشه در ماه محرم یک ظرف غذای یکبار مصرف دستشان است. آدم خیلی آرامش پیدا می&amp;zwnj;کند وقتی می&amp;zwnj;بیند خیلی&amp;zwnj;ها دیگر گرسنه نیستند. من این چیزهای ماه محرم را خیلی دوست دارم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;رحیم &amp;ndash; ۳۹ ساله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تکه از خیابان مسیر هر روزه محل کار تا خانه من است. تاکسی&amp;zwnj;ها از این خروجی برای تغییر مسیر به سمت شرق استفاده می&amp;zwnj;کنند در روزهای محرم این خیابان توسط دسته&amp;zwnj;ها و مردمی که برای تماشا می&amp;zwnj;آیند بسته می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسیری که من در روزهای عادی یک ساعت و ده دقیقه طی می&amp;zwnj;کنم در روزهای محرم کمتر از سه، چهار ساعت طول نمی&amp;zwnj;کشد. باور نمی&amp;zwnj;کنید اما از فشار سر درد و آلودگی ماشین&amp;zwnj;هایی که درجا کار می&amp;zwnj;کنند و گشنگی و خستگی دلم می&amp;zwnj;خواهد خودم را بکشم. بعضی وقت&amp;zwnj;ها موقع برگشتن به خانه گریه&amp;zwnj;ام می&amp;zwnj;گیرد. دلم می&amp;zwnj;خواهد شب&amp;zwnj;ها در محل کار بخوابم، اما این مسیر و این ترافیک را تحمل نکنم. این مسیر در ده روز ماه محرم خودِ جهنم است. من نمی&amp;zwnj;دانم اگر در این روز&amp;zwnj;ها یک نفر در این محل بیمار بشود، سکته کند، تصادف کند یا جایی آتش بگیرد، آمبولانس و ماشین آتش نشانی چطور باید خودشان را به محل حادثه برسانند؟&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/11/19/21834#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14167">تاسوعا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14166">عاشورا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17251">عزاداری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17250">محرم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17252">مراسم مذهبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban">خیابان</category>
 <pubDate>Mon, 19 Nov 2012 08:24:42 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21834 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>