<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16170/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>مهرداد صمدزاده</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16170/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>سکولاریسم پس از نهرو</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/30/22023</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/30/22023&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    دین و دولت در هندوستان (۸)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهرداد صمدزاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/secular-india.jpg?1355085053&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مهرداد صمدزاده &amp;ndash; جورج هولیوک (۱۸۱۳-۱۹۰۶ &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;George Holyoake &lt;/span&gt;)، متفکر انگلیسی که برای نخستین بار درسال ۱۸۵۱ واژه سکولاریسم را به کار گرفت، هرگز تصورنمی کرد که واژه محصول ذهن او روزی مورد بهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;برداری راست&amp;zwnj;گرایان مذهبی قرار گیرد، تا بدان حد که آنان نسخه مختص به خود را از سکولاریسم عرضه دارند. این تحولی است که در دوران پس از نهرو به تدریج در جامعه هند به وقوع پیوست، تحولی که ترس و وحشت نهرو را از ظهور مجدد مذهب در کالبد و محتوایی نوین به واقعیت مبدل ساخت. شرح این تحول حاوی نکات ظریف و تجارب ارزنده&amp;zwnj;ای از نحوه به اجرا در آوردن تفکر سکولاریستی در جامعه بغرنج و کثیرالادیان هند است که اینک به آن می&amp;zwnj;پردازیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع را از نهرو آغاز می&amp;zwnj;کنیم، چرا که او به&amp;zwnj;رغم تمام ویژگی&amp;zwnj;های سکولار خود در مواجهه با اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی - عمدتا مسلمانان هند - سیاست مسامحه را در پیش گرفت. این سیاست متاثر از دو عامل مشخص بود. اول این&amp;zwnj;که او اصولا بر این باور بود که برای سکولاریزه کردن جامعه هند باید نخست از هندوان آغاز کرد که اکثریت جمعیت این کشور را تشکیل می&amp;zwnj;دادند تا پیروان دیگر ادیان به تبع آنان راه و رسم سکولار را در پیش گیرند. دوم این&amp;zwnj;که او پس از جدایی خونبار هند و پاکستان و به منظور پیش&amp;zwnj;گیری از تکرار چنین واقعه&amp;zwnj;ای مداخله در امور مذهبی مسلمانان را جایز نمی&amp;zwnj;دانست. موضوعی که امبدکار نیز بر آن تاکید داشت: &amp;laquo;دولت نباید به روشی اعمال قدرت کند که جماعت مسلمانان را به شورش وادارد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn1&quot; name=&quot;_ednref1&quot; style=&quot;&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این شیوه تسامح&amp;zwnj;آمیز یادآور روش مهمان&amp;zwnj;نوارانه گاندی در مورد مهمانان ناخوانده هند بود. آن&amp;zwnj;گونه که نهرو اینک برای پایان دادن به احساس عدم امنیت این مهمانان رانده شده به دلجویی از آنان برخاست. لازمه چنین سیاستی اعطای پاره&amp;zwnj;ای امتیازات فرهنگی به اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی بود که بالاخص در مستثنی ساختن آنان از حیطه شمول قانون مدنی هند تجلی می&amp;zwnj;یافت. بنابراین، در حالی&amp;zwnj;که اصل ۴۴ قانون اساسی هند هندوان، سیک&amp;zwnj;ها، بودایی&amp;zwnj;ها، و ابهامزداییان را ناگزیر به تبعیت از قوانین مدنی ناظر بر احوال شخصی آنان می&amp;zwnj;دانست، مسلمانان، مسیحیان و زرتشتیان مطابق اصول ۲۵ تا ۲۹ قانون اساسی مبنی بر آزادی&amp;zwnj;های فرهنگی و مذهبی از این قانون مستثنی شدند. دو گروه آخر به طور داوطلبانه آمادگی خود را برای پذیرش قوانین مدنی اعلام داشتند، ولی مسلمانان همچنان به پیروی از از شریعت اسلام در زمینه موضوعاتی چون ازدواج، طلاق و وراثت پرداختند. اتخاذ این سیاست عملا نوعی عقب&amp;zwnj;گرد از اصول سکولاریسم بود، از این&amp;zwnj;رو که نابرابری&amp;zwnj;های ناشی از تبعیضات جنسی را که اصل ۱۵ قانون اساسی به رفع آنها برآمده بود، تداوم بخشید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این همه، باید در نظر داشت که سیاست نهرو در مستثنی کردن مسلمانان از قوانین مدنی هند، نه یک استراتژی بلندمدت که صرفا سیاستی تاکتیکی در جهت جلوگیری از واکنش خشونت&amp;zwnj;آمیز مسلمانان بود. به همین سبب او سیاست اصلاحی قدم به قدم را در پیش گرفت، چنان&amp;zwnj;که در سال ۱۹۵۴ قانون ویژه ازدواج را به تصویب رسانید. طبق این قانون هر فرد در هند، از جمله مسلمانان (به غیر از ساکنان جامو و کشمیر) مجاز بود تا خارج از حیطه قوانین شرعی و به روش مدنی ازدواج کند، هرچند که جماعت علمای هند این نوع ازدواج را گناه و حتی به منزله فحشاء قلمداد کردند! این قانون هم&amp;zwnj;چنین حق طلاق را به زنان مسلمان اعطا نمود و سنت رایج چند همسری را در میان مردان مسلمان غیرقانونی اعلام کرد. مهم&amp;zwnj;تر اینکه زنان مسلمان برای نخستین بار این اختیار را یافتند تا در امور مربوط به طلاق و وراثت به دادگاه&amp;zwnj;های عرفی متوسل شوند. نظر و تفسیر قضات سکولار هند که قوانین شرعی اسلام فاقد منشاء قرآنی بودند، دولت را در پیش&amp;zwnj;برد اصلاحات حقوقی- مذهبی یاری نمود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عامل دیگری که در این دوره به محدودیت قوانین شرعی اسلام انجامید، اشاعه گفتمان مساوات&amp;zwnj;طلبانه راماسامی پریار بود که در جنبش &amp;quot;احترام به خویشتن&amp;quot; وی تبیین می&amp;zwnj;شد. اگرچه این جنبش بیش از هر چیز نابرابری&amp;zwnj;های ناشی از قرائت براهمنی آیین هندو را هدف داشت، انعکاس آن در گستره ملی به نحو جانبی به نفی شریعت اسلام نیز منجر شد. تعبیر فلسفی پیریار از سکولاریسم به مثابه رهایی انسان از اسارت فکری مذهب چنین روندی را تسریع نمود. او همانند نهرو، ولی به زبانی آشناتر، به منظور رفع تبعیضات و الغای امتیازات مذهبی توده مردم را به پیروی از عقلانیت فرا می&amp;zwnj;خواند، عقلانیتی که زاده ذهن فکور و نقاد انسان&amp;zwnj;اند و در هر برهه از زمان به تناسب ضرورت&amp;zwnj;های اجتماعی بر اشکال پیشین خود برتری می&amp;zwnj;یابند. پیریار این نوع عقلانیت را نه نمودی از عقل&amp;zwnj;گرایی صرف، که به کارگیری نیروی خرد انسانی در جهت کسب دانش انتقادی می&amp;zwnj;داند.&lt;a href=&quot;#_edn2&quot; name=&quot;_ednref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این دانش از نظر او همان عنصر آگاهی است که با شناخت علل نابرابری&amp;zwnj;های موجود، محرومان اجتماعی را به &amp;quot;احترام به خویشتن&amp;quot; فرا خوانده و آنان را از قید بردگی و بندگی می&amp;zwnj;رهاند. او در این خصوص تصریح می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;تا زمانی&amp;zwnj;که فرد به درک روشنی از نقش رسومات مذهبی در توجیه بی&amp;zwnj;عدالتی&amp;zwnj;های اجتماعی نایل نگردد و نیاموزد که برای خود احترام قائل شود، مطمئنا به پذیرش جایگاه مقدّر خود در سلسله مراتب اجتماعی تسلیم خواهد شد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn3&quot; name=&quot;_ednref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; از همین&amp;zwnj;رو، پیریار قوانین رایج مذهبی را افسانه&amp;zwnj;های ساخته و پرداخته خدایان زر و زور دانسته و خطاب به توده مردم می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo; به صرف این&amp;zwnj;که قوانین مذهبی ما منشأ الهی دارند یا در کتب مقدس از آنها یاد شده، نباید آنها را پذیرفت، بلکه باید آراء و ایده&amp;zwnj;هایی را پذیرا شد که به نجات افراد از وضعیت رقت بارشان بر می&amp;zwnj;خیزند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn4&quot; name=&quot;_ednref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر این اساس، پیریارحق مخالفت با قوانین، اعتقادات و رسوم مذهبی را یکی از مهم&amp;zwnj;ترین پیش&amp;zwnj;فرض&amp;zwnj;های فلسفه سکولاریستی خود در جهت دفاع از حقوق فردی محسوب می&amp;zwnj;کند تا بدان حد که پرتاب کفش به سوی تمثال خدایان هندو و آتش زدن آنها را نیز شکلی از این مخالفت می&amp;zwnj;داند. منطق او چنین است: &amp;laquo;حقی که در خور دفاع باشد باید خود-اعتبار و برآمده از اصول اخلاقی جهانشمول باشد، نه براساس وجود متون براهمنی.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn5&quot; name=&quot;_ednref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; او به&amp;zwnj;عنوان مثال به تضاد بین مسلمانان و هندوان، کاست&amp;zwnj;های مطرود و براهمنانی که خود را پاک و دیگران را ناپاک می&amp;zwnj;پندارند اشاره کرده و می&amp;zwnj;گوید در صورت بروز چنین تضادی &amp;laquo;حق چه گروهی را باید مقدس شمرد و بر چه اساسی؟&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn6&quot; name=&quot;_ednref6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در پاسخ به این سوال و سوالات مشابه دیگر است که پیریار از پذیرش حقوق یک&amp;zwnj;سان گروه&amp;zwnj;های مذهبی سر باز می&amp;zwnj;زند، نه تنها از آن جهت که به رسمیت شناختن حقوق مذهبی یک گروه ناقض حقوق گروه&amp;zwnj;های دیگر است، بلکه بدین واسطه که به نادیده انگاشتن حقوق فردی می&amp;zwnj;انجامد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;دلیل نبود که او در واکنشی خشم&amp;zwnj;آلود به قوانین مصوبه ۱۹۳۱ مجلس موسسان کنگره ملی هند (پیش از استقلال) مبنی بر عدم دخالت دولت در امور مذهبی و احترام به احساسات مذهبی گروه&amp;zwnj;های مختلف اعلام داشت: &amp;laquo;به این قوانین باید این را افزود که هر گونه تقسیمات اجتماعی بر اساس تولد و نیز افکاری که به توجیه این تقسیمات تبعیض&amp;zwnj;آمیز دامن می&amp;zwnj;زنند، باید از میان برداشته شود. در واقع نباید اجازه داد که چنین تبعیضاتی به هیچ&amp;zwnj;وجه وجود داشته باشند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn7&quot; name=&quot;_ednref7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنین نحوه نگرشی به مساله اقلیت&amp;zwnj;ها بر پایه کسب حقوق برابر شهروندی که دکتر امبدکار، رهبر کاست&amp;zwnj;های مطرود نیز به نوعی دیگر به اشاعه آن پرداخت، تاثیر جانبی خود را بر ماهیت حقوقی جماعت مسلمانان هند بجا گذاشت. اهمیت این تاثیر به ویژه از آن&amp;zwnj;جاست که پیریار بخشی از توان خود را به موضوع آزادی زنان اختصاص داد، چرا که از نظر او &amp;laquo;زنان نیز باید دریابند که انقیاد آنان در جامعه مردسالار به این خاطر تداوم یافته که جامعه نوینی که که آنان برای آزادی&amp;zwnj;اش پا به پای مردان مبارزه نموده&amp;zwnj;اند، مانع ا مخالفت با متون مقدس مذهبی می&amp;zwnj;شود. متونی که تسلیم زنان به اقتدار شوهران خود را توجیه می&amp;zwnj;کند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn8&quot; name=&quot;_ednref8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین، اگر مبارزات این دو چهره ملی هند در جهت رفع تبعیضات کاستی و جنسی به نفی ادعای حقوقی کاست&amp;zwnj;های برتر و خدایان مرد سالار آنان انجامید، همین امر با توجه به حضور برخی مسلمانان سکولار پیرامون نهرو، به ضدیت با قوانین شرعی اسلام منجر شد که بر تبعیضات جنسی استوار بود.&lt;a href=&quot;#_edn9&quot; name=&quot;_ednref9&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این ضدیت مشخصا در چگونگی قضاوت حقوق مذهبی مسلمانان نمایان گشت و آن این&amp;zwnj;که اگر &amp;laquo;حمایت قانون اساسی هند از حقوق مسلمانان به عنوان یک اقلیت مذهبی واقعیتی غیر قابل انکار بود، این واقعیت [با در نظر گرفتن قوانین تبعیض&amp;zwnj;آمیز حاکم بر امور شخصی آنان] واقعیتی اسف&amp;zwnj;بار بود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn10&quot; name=&quot;_ednref10&quot; style=&quot;&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/india.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 500px; margin: 10px; float: left;&quot; /&gt;]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در پرتو چنین تحولاتی بود که نهرو، به&amp;zwnj;رغم تعهد به قرار داد ۱۹۱۶ لاکنو مبنی بر حمایت از حقوق فرهنگی-مذهبی مسلمانان، گزینه قوانین مدنی را در کنار قوانین شرعی اسلام قرار داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تنش میان کامیونالیسم و ناسیونالیسم که نهرو، گاه با مسامحه و گاه با جدیت به کاهش و برطرف کردن آن مبادرت کرد، در دوران پس از او به بحران سکولاریسم هند انجامید. این&amp;zwnj;که چگونه این تنش به عاملی مخرب مبدل شد، پرسشی است که پاسخ آن را باید در سیاست انتخاباتی سردمداران بعدی حزب کنگره ملی هند یافت. سیاستی که به طرزی روزافزون آنان را از اصول بنیادی سکولاریسم دور ساخت. بر خلاف نهرو که با تکیه بر گفتمان رهایی&amp;zwnj;بخش عصر مدرن، اقتدار سیاسی خود را بر جامعه هند اعمال کرد، اخلاف او مرجح دیدند که با توسل به احساسات مذهبی گروه&amp;zwnj;های متعارض تحت نام سکولاریسم اما به منظور اخذ رأی آنان، پایه&amp;zwnj;های قدرت خود را تحکیم بخشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این روند معرف یک دگرگونی عظیم در مفهوم سکولاریسم بود که با تهی شدن جامعه هند از شخصیت سکولار و کاریزماتیکی چون نهرو آغاز و در تفوق وجه هژمونیک بر وجه دمکراتیک آن نمایان گشت. سکولاریسم دمکراتیک که نمود آن را در سیاست&amp;zwnj;های نهرو می&amp;zwnj;توان دید، گرایشی است معطوف به رفع تبعیض و در برگیرنده تمام ارزش&amp;zwnj;های انسانی جهانشمول، حال آنکه سکولاریسم هژمونیک اساسا در خدمت منافع طبقه حاکم و درجهت نفی این ارزش&amp;zwnj;ها است.&lt;a href=&quot;#_edn11&quot; name=&quot;_ednref11&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایندیرا گاندی، یگانه فرزند نهرو که به فاصله کمتر از دو سال بعد از مرگ پدر زمام امور کشور را به دست گرفت، معمار سکولاریسم هژمونیک بود. او گرچه در حوزه اقتصاد و سیاست خارجی کمابیش راه پدر را در پیش گرفت، اما در برخورد با مسایل داخلی سیاستی را برگزید که نتیجه آن تخطی از اصول دمکراسی و حکومت قانون، اشاعه هویت مذهبی و بروز خشونت&amp;zwnj;های کامیونالیستی بود. ایندیرا گاندی به تناسب دوری جستن از سنت سکولار و دمکراتیک پدر، با بوق و کرنا شعار آن را سر داد تا آنجا که دولت هند را رسما دولتی سوسیالیست اعلام داشت. اوج این روگردانی از اصول دمکراسی در سال ۱۹۷۵بود که نقطه عطفی در تاریخ سکولاریسم هند محسوب می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایندیرا گاندی پس از پیروزی انتخاباتی در این سال از سوی مخالفان خود به تقلب انتخاباتی متهم و متعاقبا توسط دادگاه عالی الله&amp;zwnj;آباد محکوم گردید. او اما در واکنش به این محکومیت و نیز به منظور سرکوب معترضان سیاسی، از جمله مخالفان درون حزبی، شیوه&amp;zwnj;های فراقانونی حکومت را جایگزین حکومت قانون ساخت. اعلام وضعیت اضطراری از سوی گاندی با تکیه بر اصل ۳۵۲ قانون اساسی هند تحت عنوان حفظ امنیت ملی و با صوابدید فخرالدین علی احمد، رئیس جمهور وقت، که تا سال ۱۹۷۷ تداوم یافت، به روشنی نشانگر ماهیت فراقانونی دولت او بود. سلب آزادی&amp;zwnj;های فردی و مدنی نخستین پیامد چنین شیوه حکومتی بود، چنان&amp;zwnj;که شمار افرادی که در این دوره دو ساله دستگیر و راهی زندان&amp;zwnj;ها شدند بالغ بر ۱۴۰۰۰۰تن شئ که از میان آنها ده&amp;zwnj;ها نفر نیز تحت شکنجه جان سپردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما موضوع مورد بحث در اینجا نه صرف وجود اختناق سیاسی در این دوره دوساله، که تاثیرات بلند مدت آن بر آینده سکولاریسم در جامعه هند است. در ۲۳ ژانویه ۱۹۷۷دولت ایندیرا گاندی دستور انجام انتخابات آزاد را صادر کرد و در ۲۳ مارس همان سال پس از آزاد کردن زندانیان سیاسی رسما به وضعیت اضطراری پایان داد. در جریان این انتخابات موراجی دسای به نمایندگی از حزب ائتلافی جاناتا به مقام نخست&amp;zwnj;وزیری رسید و بدین&amp;zwnj;سان آزادی&amp;zwnj;های فردی و مدنی دگر بار مستقر گشت. با این همه، سیر حوادث این دوره کوتاه مدت دو پیامد مهم را به همراه داشت. نخست این&amp;zwnj;که شیوه&amp;zwnj;های قهرآمیز ایندیرا گاندی در جهت اعمال قدرت سیاسی نه تنها چپ که راست را نیز هدف قرار داد، چنان&amp;zwnj;که در میان طیف وسیع دستگیرشدگان و زندانیان سیاسی، شماری از رهبران و اعضای سازمان راست&amp;zwnj;گرای &amp;quot;آر آر آس&amp;quot; حضور داشتند. همین امر آنان را با توجه به مقاومت افراد این سازمان دربرابر سیاست سرکوب ایندیرا گاندی به قهرمانان ملی هند مبدل ساخت. نتیجه این&amp;zwnj;که این سازمان فاشیستی و پرچمدار ایدئولوژی هندوتوا که از زمان ترور مهاتما گاندی در خسوف سیاسی بسر می&amp;zwnj;برد، تنها به فاصله چند سال اراده سیاسی خود را با تشکیل حزب &amp;quot;بی جی پی&amp;quot; در سال ۱۹۸۰ اعمال کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیامد دوم این بود که گرایش ایندیرا گاندی به شیوه&amp;zwnj;های قهرآمیز به انشعاب طیفی از چپ&amp;zwnj;گرایان حزب کنگره انجامید که این خود راه اعمال نفوذ بخش محافظه&amp;zwnj;کار حزب را در جلوگیری از اصلاحات اجتماعی هموار ساخت. این بخش از محافظه&amp;zwnj;کاران که در زمان نهرو همواره سعی بر آن داشتند تا با تکیه بر اصل رواداری مذهبی مهاتما گاندی، سکولاریسم را از محتوای تبعیض&amp;zwnj;زدای آن تهی سازند، اینک این موقعیت را یافتند تا بدون کم&amp;zwnj;ترین مانعی نظرگاه تقلیل&amp;zwnj;یافته خود از سکولاریسم را بر حزب کنگره هند اعمال کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ضعف سیاسی ایندرا گاندی در پایان دوره وضعیت اضطراری و نیاز مبرم او به بازگشت به عرصه سیاست ملی، موجب همراهی او با چنین دیدگاهی شد. پیروزی انتخاباتی او در سال ۱۹۸۰ تا حد قابل ملاحظه&amp;zwnj;ای مرهون این تغییر ماهوی در بینش سکولاریستی وی بود که با توسل به احساسات مذهبی گروه&amp;zwnj;های متعارض به منظور اخذ آرای آنان ممکن شد. این سیاست انتخاباتی مبتنی بر هویت مذهبی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Confessional Politics)&lt;/span&gt; نه تنها با هدف قرار دادن فرد به عنوان عضوی از یک گروه ایمانی حقوق شهروندی را به کنار نهاد، بلکه نتایج بحران&amp;zwnj;زا و خشونت&amp;zwnj;بار خود را در صحنه سیاست ملی هند بر جا گذاشت. رویارویی سیک&amp;zwnj;های افراطی و دولت مرکزی که در اوایل دهه ۱۹۸۰ به اوج رسید، نتیجه چنین سیاستی بود. سیاستی که سرانجام خود ایندیرا گاندی را نیز قربانی ساخت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زمامت راجیو گاندی بلافاصله پس از ترور ایندیرا گاندی در ۳۱ اکتبر ۱۹۸۴ آغاز فصل دیگری از پروسه زوال سکولاریسم هند بود. راجیو گاندی پروژه سکولاریسم هژمونیک را که پیش&amp;zwnj;تر مادر وی آغاز نموده بود، با شتابی هر چه تمام&amp;zwnj;تر و به تاثر از ضرورت&amp;zwnj;های عصر خویش به پیش برد. او تجسمی بود از یک ذهن تکنوکرات که برای همراه شدن با کاروان تمدن با آغوش باز به استقبال روند جهانی شدن شتافت. روندی که از یکسو انقلاب در سیستم ارتباطات و از سویی دیگر سیاست لیبرالیسم اقتصادی را ضرورت بخشید. گفته او در این خصوص روشنگر است: &amp;laquo;هند سرزمینی کهن با ملتی جوان است و ما هم&amp;zwnj;چون فردی جوان بی&amp;zwnj;صبر و بی&amp;zwnj;قراریم. من خود جوان و سرشار از آرزویم. آرزوی من این است که هند کشوری مقتدر، مستقل، متکی به خود و در صف مقدم پیشقراولان ملل جهان در راه خدمت به بشریت باشد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn12&quot; name=&quot;_ednref12&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[12]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما از دیدگاه راجیو گاندی این &amp;quot;ملت جوان&amp;quot; فقط به طبقات برگزیده اجتماعی و اقشار متوسط فوقانی منحصر می&amp;zwnj;شد، نه تنها از این نظر که این طبقات بیشترین نفوذ را در پهنه سیاست ملی هند دارا بودند، بلکه بدین جهت که تمایل آنان به مدرنیزه شدن جامعه با خواست او انطباق کامل داشت. تاسیس مراکز متعدد علمی و تکنولوژیک به ویژه در زمینه سیستم ارتباطات، حذف کنترل دولتی بر بخش خصوصی اقتصاد و کاهش تعرفه&amp;zwnj;های گمرکی از جمله سیاست&amp;zwnj;هایی بودند که هم رویای تجدد طبقه متوسط و هم نیاز مصرف&amp;zwnj;گرایی آنان را برآورده ساخت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این چرخش درسیاست کلی هند که نمود کامل آن در دوره نخست وزیری ناراسیما رائو (۱۹۹۶-۱۹۹۱) ظاهر شد، نشانگر گسستی از تمدن مورد نظر نهرو بود. اگر تمدن از دیدگاه نهرو مفهومی بود که علاوه بر بازسازی زیرساخت&amp;zwnj;های جامعه و بهبود شرایط زندگی، رهایی و برابری انسانها را شامل می&amp;zwnj;شد، این مفهوم اینک از بار فلسفی آن تهی و به تصوری رایج از مظاهر مادی و صوری مدرنیزاسیون مبدل گشت. این فروکاستی در مفهوم تمدن، هم&amp;zwnj;چنین به تهی شدن هر چه بیشترسکولاریسم از محتوای اجتماعی آن انجامید. آن&amp;zwnj;گونه که رفع تبعیضات مذهبی از فهرست اولویت&amp;zwnj;های سیاستمداران هند کنار نهاده شد. از این&amp;zwnj;رو تحولات سیاسی و اقتصادی هند در این دوره نه تنها سودی چندان برای قشرهای تحتانی و کاست&amp;zwnj;های محروم نداشت، بلکه امتیازات ویژه&amp;zwnj;ای را نیز که پیش&amp;zwnj;تر برای آنان در نظر گرفته شده بود مورد تهدید قرار داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گرایش کاست&amp;zwnj;های برتر به شایسته سالاری و مخالفت آنان با افزایش چنین امتیازاتی که در شورش اعتراضی سال ۱۹۹۰ علیه &amp;quot;کمیسیون مندل&amp;quot;&lt;a href=&quot;#_edn13&quot; name=&quot;_ednref13&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[13]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بروز یافت، تجسمی از این واقعیت بود. واقعیتی که نشان از قد برافراشتن قشرهای برگزیده هند در پهنه سیاست ملی کشورداشت. از طرف دیگر، خیزش اقشار برگزیده هند در عصر جهانی شدن بازیابی هویت مشترک فرهنگی آنان را ضرورت بخشید. اما دستیابی به چنین هویتی در شرایطی که گزینه سکولار آن با شتابی هر چه تمام&amp;zwnj;تر سیر نزولی خود را طی می&amp;zwnj;نمود و در سرزمینی که بخش اعظم جمعیت آن را هندوان تشکیل می&amp;zwnj;دهند، تنها در بازگشت به الگوی هند باستان میسر بود. الگویی که تلویحا حذف نفوذ فرهنگی ادیان متاخر را در بر داشت. این تحول درهویت فرهنگی از &amp;quot;هندی بودن&amp;quot; به &amp;quot;هندو بودن&amp;quot; تاثیر خود را بر روش حکومتی دولتمردان هند بر جای گذاشت تا آنجا که آنان برای جلب حمایت این برگزیدگان هویت&amp;zwnj;اندیش به ادغام تکنولوژی مدرن و سنت مذهبی براهمنیسم پرداختند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;راجیو گاندی نخستین سیاستمداری بود که برای کسب مشروعیت سیاسی و در رقابت انتخاباتی با دیگر احزاب چنین روندی را آغار کرد، غافل از اینکه بازنده این قمار بزرگ نهایتا حزب کنگره و برنده آن حزب تازه به پا خاسته &amp;quot;بی جی پی&amp;quot; خواهد بود. او در دو سال آخر زمام&amp;zwnj;داری خود هنگامی که اتهام فساد مالی و ارتشاء به طرز روزافزونی از محبوبیت او کاسته بود، بر آن شد تا با اجازه پخش دو سریال تلویزیونی &amp;quot;رامایانا&amp;quot; و &amp;quot;مهاباراتا&amp;quot; از شبکه سراسری هند به جبران تضعیف پایگاه اجتماعی خود بپردازد. این دو سریال تلویزیونی با ادغام تاریخ و اسطوره، ارزش&amp;zwnj;های ضد سکولاری را که سازمان فاشیستی &amp;quot;آر اس اس&amp;quot; و زاییده&amp;zwnj;های سیاسی و فرهنگی آن چون حزب &amp;quot;بی جی پی&amp;quot; و سازمان &amp;quot;هندوویشنو پراساد&amp;quot; همواره در صدد اشاعه آنها بودند، به بخشی از گفتمان ملی هند مبدل ساختند. نقش وحدت&amp;zwnj;بخش هویت مذهبی هندو با ویژگی&amp;zwnj;های فرهنگی مرد سالار براهمنی آن از جمله موضوعاتی بودند که اذهان عمومی را توسط این سریال&amp;zwnj;های تلویزیونی پربیننده، تسخیر کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این خود سرآغازی بود برای ارائه سریال&amp;zwnj;های مشابه همچون &amp;quot;چاناکیا&amp;quot; که در سال ۱۹۹۱ به نمایش گذارده شد. چندرا پراکاش دویدوی، نویسنده و کارگردان براهمن این سریال، به گونه &amp;zwnj;ی تحریف&amp;zwnj;آمیز چاناکیا (کائوتیلیا) را به عنوان نخستین نماد ملیت هند معرفی می&amp;zwnj;کند که با تکیه بر آموزه&amp;zwnj;های براهمنی و نه آیین کشورداری خود، به پراکندگی هندوان پایان داده و آنان را در یک ملت واحد متحد می&amp;zwnj;سازد. این&amp;zwnj;جا چاناکیا دیگر آن وزیری نیست که شاهان سلسله موریان را موظف به پیروی از حکومت قانون، عدالت اجتماعی، و رفاه مردمی کند. این چهره اسطوره&amp;zwnj;ای و قهرمان ملی هند باستان اینک مردم را به خاطر مطالبات&amp;zwnj;شان از شاه فرمانروا موردسرزنش قرار می&amp;zwnj;دهد زیرا تنها وظیفه شاه فرمانروا را حفاظت از هویت مذهبی مردم خود می&amp;zwnj;داند. از همین&amp;zwnj;رو، مفهوم دشمن نیز در نظرگاه چاناکیا از ممالک مستقل و خارج از نفوذ امپراتوری موریان به مخالفان درونی تغییر می&amp;zwnj;یابد که این دشمنان در هند معاصر سیک&amp;zwnj;های معترض و جدایی&amp;zwnj;طلبان کشمیر به شمار می&amp;zwnj;آیند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما این اسطوره سازی&amp;zwnj;های مضحک در عصری که تکنولوژی مدرن و فرهنگ مذهبی براهمنی با یکدیگر پیوند خورده و هویت ملی طبقات برگزیده هند را شکل می&amp;zwnj;دهند، نه تنها انعکاسی از یک دگرگونی عظیم در صنعت تلویزیون و سینمای هند، که نشانگر روند انحطاط سکولاریسم در تمام سطوح جامعه بود. این&amp;zwnj; را که این دگرگونی تا چه اندازه معرف چنین انحطاطی است، می&amp;zwnj;توان از مواضع راج کاپور، بازیگر نامدار سینمای هند و پیرو سنت سکولار نهرو استنباط کرد. او در تمام مصاحبه&amp;zwnj;ها و گفته&amp;zwnj;های خود، از جمله در واکنش به شووینسم فرهنگی روشنفکران بنگال، همواره بر این نکته تاکید داشت: &amp;laquo;ما هندو و غیر هندو، کاست برتر و پست&amp;zwnj;تر، بنگالی و غیر بنگالی نداریم. ما همه هندی و متعلق به یک ملت هستیم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn14&quot; name=&quot;_ednref14&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[14]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سیاست تمکین راجیو گاندی در قبال خواست جماعت علمای هند با هدف اخذ رای مسلمانان عامل دیگری بود که تحت نام پلورالیسم مذهبی، سکولاریسم این کشور را با بحرانی عظیم مواجه ساخت. نمونه&amp;zwnj;های این سیاست بی&amp;zwnj;شمارند که در اینجا تنها به ذکر دو نمونه مهم از آن می&amp;zwnj;پردازیم. نمونه نخست که به یکی از حادترین موضوعات مورد بحث در هند مبدل گردید مربوط به شهبانو، زن مسلمان مطلّقه هفتاد ساله&amp;zwnj;ای بود که مطابق قانون شرع اسلام پس از سپری شدن دوره عدّه مشمول نفقه نمی&amp;zwnj;شد. شهبانو در سال ۱۹۸۵موضوع را به دادگاه عالی هند کشانید و دادگاه در رای خود شوهر سابق وی را ملزم ساخت که همچنان پرداخت نفقه را عهده دار شود. اما راجیو گاندی برای جلب حمایت جماعت علما، با تصویب لایحه&amp;zwnj;ای در پارلمان هند تحت نام &amp;quot;قانون حمایت از زنان مسلمان&amp;quot;، رای دادگاه عالی هند را باطل ساخت و بدین&amp;zwnj;سان تفوق قوانین شرع اسلام را بر قوانین مدنی تثبیت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمونه دیگر این سیاست، منع کتاب &lt;em&gt;آیه&amp;zwnj;های شیطانی &lt;/em&gt;سلمان رشدی از سوی دولت راجیو گاندی بود که پس از صدور فتوای قتل رشدی از سوی آیت&amp;zwnj;الله خمینی در سال ۱۹۸۹ و نیز ناخرسندی خود مسلمانان هند از کتاب مذکور صورت گرفت. این سیاست عدول از سکولاریسم اگرچه در کوتاه مدت به اقتدار پیشوایان مسلمان هند انجامید، اما برنده واقعی آن در بلند مدت، حامیان ایدئولوژی هندوتوا بودند که اینک با ملبس شدن به جامه سکولاریسم به مخالفت با چنین سیاستی بر خاستند تا بدین&amp;zwnj;سان برداشت خاص خود از سکولاریسم را جایگزین نسخه کاذب حزب کنگره سازند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سکولاریسم و ایدئولوژی هندوتوا&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مبحث را با گفته&amp;zwnj;ای از راجان و نیدام مولفان کتاب &lt;em&gt;بحران سکولاریسم در هند&lt;/em&gt;آغاز می&amp;zwnj;کنیم: &amp;laquo;نقش مذهب در دنیای مدرن به&amp;zwnj;طرز چشمگیری تغییر شکل یافته، تا بدان حد که مناظرات مذهبی دیگر معطوف به موضوعات ایمان، حقیقت خدا، رستگاری یا مقولاتی از این قبیل نیست که زمانی گفتمان حاکم بر ایمان مذهبی را شامل می&amp;zwnj;شدند؛ در عوض مذهب امروزه اساس هویت فرهنگی گروه&amp;zwnj;های ایمانی هم&amp;zwnj;مسلک را در یک جماعت، ملت، یا &amp;quot;تمدن&amp;quot; واحد تشکیل می&amp;zwnj;دهد، مسئله&amp;zwnj;ای که زمینه&amp;zwnj;ساز اختلافات و کشمکش&amp;zwnj;های مذهبی است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn15&quot; name=&quot;_ednref15&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[15]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفسیر فوق به روشنی بازگو کننده مواضع رهبران سازمان &amp;quot;آر آر اس&amp;quot; است که از زمان اعتلای ناسیونالیسم هند &amp;quot;هندویسم&amp;quot; را به مثابه هویت مشترک فرهنگی و یگانه عامل وحدت&amp;zwnj;بخش ملی تعبیر نموده&amp;zwnj;اند. اما آن&amp;zwnj;چه که در هند معاصر به دگرگونی هر چه بیشتر نقش مذهب انجامیده، استفاده ابزاری این سازمان و هم پیمانان سیاسی و عقیدتی آن از سکولاریسم است که به گسست از خصلت ایمانی مذهب انجامیده است. گرچه شاید سخن گفتن از &amp;quot;هندویسم&amp;quot; به&amp;zwnj;عنوان مذهب واحد و رسمی کشور، شور و شعف سادوان هند را برانگیخت ولی این آن چیزی نبود که مدافعان ایدئولوژی هندوتوا در نظر داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;لعل. ک. ادوانی، رهبر حزب &amp;quot;بی جی پی&amp;quot; در رد این نظریه صراحتا اعلام داشت: &amp;laquo;قانون اساسی هند که مجلس موسسان به تدوین آن پرداخته قانونی است سکولار، زیرا تئوکراسی با تاریخ، سنت و فرهنگ هند بیگانه است. مفهوم ساروا پنت سامابهاوا [احترام یکسان به همه مذاهب] همواره خصلت ویژه دولت و آیین کشورداری ما بوده است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn16&quot; name=&quot;_ednref16&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[16]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ک. ر. مَلکانی، مقام دوم این حزب، در به&amp;zwnj;کارگیری این شیوه تا آنجا پیش رفت که با رجوع به متون ریگ ودا &amp;quot;هندویسم&amp;quot; را ذاتا مذهبی سکولار معرفی نمود: &amp;laquo;هند سرزمینی است سکولار... سکولاریسم در خون و ژن ماست.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn17&quot; name=&quot;_ednref17&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[17]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تعهد صوری به اصول سکولار در جامعه&amp;zwnj;ای که سکولاریسم کماکان گفتمان رایج سیاسی محسوب می&amp;zwnj;گشت یگانه شیوه موثر برای مقابله با وجوه دمکراتیک آن بود. موید این نکته حملات پیاپی رهبران حزب &amp;quot;بی جی پی&amp;quot; به قانون شرع اسلام و تبعیضات جنسی ناشی از آن بود، چنان&amp;zwnj;که ادوانی درانتقادی کوبنده از حزب کنگره اعلام داشت: &amp;laquo;ما بسیار خرسند خواهیم شد اگر شرایط آن&amp;zwnj;گونه پیش رود که دولت کنگره در کنار بنیادگرایان [مسلمان] قرار گیرد و ما در طرف تساوی حقوق زن و مرد...&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn18&quot; name=&quot;_ednref18&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[18]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اگر چه مخالفت مدافعان ایدئولوژی هندوتوا با مسلمانان در پیروی از شریعت اسلام و اصولا اعطای امتیازات ویژه به اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی آنان را با سکولارهای منتقد حزب کنگره هم صدا می&amp;zwnj;ساخت، اما درعین حال نشانگر یک استراتژی هدفمند در جهت حذف فرهنگ&amp;zwnj;های ناهمگون بود. این استراتژی مشخصا در تاکید آنان بر ضرورت تدوین و اجرای قانون مدنی جهانشمول نمودار گشت که این خود، در شرایطی که سکولاریسم به طرزی روز افزون با آیین هند یکسان انگاشته می&amp;zwnj;شد، هم فرهنگ و هم حقوق شهروندی پیروان دیگر ادیان را در موقعیتی آسیب&amp;zwnj;پذیر قرار داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنین بود که با تشدید دعوی حزب &amp;quot;بی جی پی&amp;quot; و متحدان آن به تبعیت از سکولاریسم در واپسین سال&amp;zwnj;های دهه ۸۰، آنها هم&amp;zwnj;زمان پروژه تخریت مسجد بابری را که نمودی از فرهنگ و تمدن عصر مغولان هند بود به مثابه یک پروژه فرهنگی- ملی طرح ریزی کردند. و نیز چنین بود که این حزب، علی&amp;zwnj;رغم تحسین سنت سکولار هند، در دوره حکومت چندین ساله خود به مخالفت علنی با تغییر مذهب هندوان به اسلام و مسیحیت برخاست تا آنجا که در واکنش به این کار، عملا به سازماندهی تخریب و ایجاد حریق در شماری از مساجد، کلیساها و حتی آتشکده&amp;zwnj;های زرتشتیان پرداخت. این سیاست متحدالشکل ساختن فرهنگ و ملیت هند، چنان&amp;zwnj;که در بخش دوم این سلسله مقالات به تفضیل گفته شد، نه تنها انگیزه قتل&amp;zwnj;عام هزاران تن از اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی را فراهم ساخت، بلکه به سلب آزادی&amp;zwnj;های فردی و مدنی انجامید. از این قرار، در نظرگاه ناسیونالیست&amp;zwnj;های افراطی هند، سکولاریسم به مفهومی در جهت نفی ارزش&amp;zwnj;های سکولار و دولت برخاسته از آن به عامل پیشبرد این سیر قهقرایی مبدل گردید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما آنچه که قدرت فراقانونی حزب &amp;quot;بی جی پی&amp;quot; را در سال&amp;zwnj;های پیش از حاکمیت رقم زد و به حکومت هشت ساله آن انجامید، توفیق این حزب در جذب کاست&amp;zwnj;های فرودست و بسیج سیاسی- ایدئولوژیک آنان حول محور هویت مشترک فرهنگ هندو بود که این نیز با استفاده ابزاری از سکولاریسم تحقق یافت. گل والکار، ایدئولوگ سازمان &amp;quot;آر اس اس&amp;quot; مبتکر اصلی چنین شیوه&amp;zwnj;ای بود که هم به تاثر از گرایش&amp;zwnj;های رایج سکولاریستی و هم به منظور ایجاد ملتی متشکل از هندوان، شعار برابری و برادری میان کاست&amp;zwnj;ها را سر داد. اگر چه این شعار به واقع پوپولیستی دردوره نخست &amp;zwnj;وزیری نهرو ره به جایی نبرد، ولی در شرایط بحرانی دهه ۸۰ و در بحبوحه تنش&amp;zwnj;های کاستی اثرات خود را به جا گذاشت. به ویژه این&amp;zwnj;که رهبران جریان هندوتوا علل محرومیت کاست&amp;zwnj;های فرودست را صرفا به موقعیت ممتاز مسلمان و سیک&amp;zwnj;های برگزیده نسبت دادند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این خود آغاز روندی بود که از یک&amp;zwnj;سو به تفوق هویت مذهبی بر هویت کاستی و از سویی دیگر به لمپنیزه شدن کاست&amp;zwnj;های تحتانی انجامید. مشمول ساختن این کاست&amp;zwnj;ها در &amp;quot;ملت هندو&amp;quot; تحت نام کارسِواک &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(kar sevak)&lt;/span&gt;، دین باورانی که بطور داوطلبانه نیروی جسمانی خود را وقف رسوم مذهبی می&amp;zwnj;کنند، در واقع بخشی از سیاست حزب &amp;quot;بی جی پی&amp;quot; در جهت بکارگیری آنان به عنوان عاملان خشونت بود. تنها با برخورداری از حمایت این طیف وسیع از محرومان اجتماعی و تلفیق ایمان و خشونت برخاسته از محرومیت آنان بود که این حزب و متحدانش موفق شدند تا لشگری متجاوز از پنجاه هزار کارسواک پتک بدست را برای تخریب مسجد بابری بسیج کنند، واقعه&amp;zwnj;ای که در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۲ با نظارت لعل. ک. ادوانی، رهبر حزب &amp;quot;بی جی پی&amp;quot; و در سکوت کامل دولت کنگره به وقوع پیوست. تخریب مسجد بابری سمبلی از روند تخریب سکولاریسم هند بود که بیش از یک دهه بر این سرزمین سایه افکند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;برخاست مجدد سکولاریسم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;تردید سقوط دولت بی چی پی و پیروزی انتخاباتی حزب کنگره در سال ۲۰۰۴ را می&amp;zwnj;توان از جنبه هایی دوره برخاست مجدد سکولاریسم هند دانست. این برخاست نه صرفا معلول جابجایی یک دولت با دولتی دیگر، که برآمده از تحولی اساسی در نحوه نگرش به سکولاریسم بر پایه تجارب سه دهه گذشته هند بود. اگر وجود رژیم فقاهتی حاکم بر ایران ضرورت ایجاد دولتی سکولار را در میان روشنفکران ایرانی به امری مسلم مبدل نموده، رشد و اعتلای جریان فاشیستی هندوتوا به گسترش و تعمیق هر چه بیشتر مفهوم سکولاریسم در میان متفکران سکولار هند انجامیده است. زمینه این تحول پرسشی است که در دو دهه اخیر ذهن جامعه سکولار هند را به خود مشغول داشته وآن این&amp;zwnj;که ویژگی سکولاریسم هند در عصر کنونی چیست: همزیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز گروه&amp;zwnj;های ایمانی یا گسست از سنت&amp;zwnj;های مذهبی؟ پاسخ غالب به این سوال رد کامل ویژگی نخست است که در رویگردانی ازالگوی پلورالیسم مذهبی گاندی مشهود است. این تعارض به روشنی در گفته راجنی کوتهاری بازتاب می&amp;zwnj;یابد: &amp;laquo;...تلقی گاندی از احترام یکسان به همه ادیان به&amp;zwnj;عنوان شالوده دولت سکولار، در دستان حقیر انسان&amp;zwnj;های فانی، به ضد آن مبدل گشته است. اکنون زمان آن فرارسیده تا ما روح خدا را ازصحنه سیاست خارج کنیم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn19&quot; name=&quot;_ednref19&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[19]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آما آنچه که به تعمیق فراتر مفهوم سکولاریسم انجامیده، پیوند مجدد آن با مقوله دولت ملی و فلسفه سیاسی و اخلاقی مدرن است که در تاکید بر رفع تبعیضات مذهبی و رعایت حقوق دمکراتیک فردی تجلی می&amp;zwnj;یابد. این تحول بالاخص در تغییر نگرش اندیشمندان معاصر هند به موضوع اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی به چشم می&amp;zwnj;خورد که همواره سکولاریسم این سرزمین را با بحران مواجه کرده است. پارتا چاترجی، متفکر و مورخ هندی، در زمره نخستین کسانی است که با برجسته نمودن حقوق شهروندی یکایک افراد وابسته به گروه&amp;zwnj;های ایمانی به&amp;zwnj;عنوان اقلیتی در درون اقلیتی گسترده&amp;zwnj;تر از منظری نوین به این موضوع می&amp;zwnj;نگرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دغدغه چاترجی مشخصا ماهیت زبان حق&amp;zwnj;طلبانه اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی است که تحت نام حفاظت از هویت جمعی، اعضای خود را تابع احکام مراجع دینی قرار می&amp;zwnj;دهد و بدین&amp;zwnj;سان آنان را از حقوق شهروندی محروم می&amp;zwnj;سازد. از نظر او نخستین شرط لازم برای رواداری میان گروهی، احترام هر گروه به حقوق فرد فرد اعضای خود است، زیرا هیچ گروهی نمی&amp;zwnj;تواند انتظار رواداری از گروه&amp;zwnj;های دیگر راداشته باشد در حالی&amp;zwnj;که که اعضای خود را به&amp;zwnj;واسطه تخطی از مقررات مطرود می&amp;zwnj;شمارد. از همین&amp;zwnj;رو، او با انتقال زبان حق&amp;zwnj;طلبانه اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی از خاستگاه هویت جمعی به بستر حقوق فردی، اصل آزادی را منوط به برابری حقوق شهروندی و آزادی وجدان را محدود به حراست از حقوق بنیادی و جهانشمول می&amp;zwnj;سازد.&lt;a href=&quot;#_edn20&quot; name=&quot;_ednref20&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[20]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در این خصوص می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;...برای تضمین هم&amp;zwnj;زمان آزادی و برابری، منشأ حقوق باید فرد شهروند و دربرگیرنده نیازهای جهانشمول باشد. به&amp;zwnj;رسمیت شناختن حقوقی که صرفا متعلق به گروه&amp;zwnj;های فرهنگی برخاسته از میان شهروندان باشند، به&amp;zwnj;منزله نابود ساختن توامان برابری و آزادی است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn21&quot; name=&quot;_ednref21&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[21]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نحوه نگرش هم&amp;zwnj;چنین در عرصه مبارزه فمینیست&amp;zwnj;های هند، چه هندو و چه مسلمان، برای دستیابی به تساوی حقوق با مردان مشهود است که در آن دو اصل آزادی و برابری با یکدیگر تلاقی کرده و پیوند میان سکولاریسم و فلسفه سیاسی و اخلاقی عصر مدرن را آشکار می&amp;zwnj;سازد. آگاهی روزافزون این زنان مبارز از تبعیضات جنسی نهفته در مطالبات جماعات مذهبی، به این انجامیده که آنان آزادی و برابری زنان را به&amp;zwnj;عنوان اقلیتی در میان اقلیت&amp;zwnj;های دیگر و در بستر گسترده&amp;zwnj;تر حقوق شهروندی بجویند. این خود بخشی از یک جنبش دمکراتیک به&amp;zwnj;سوی ایجاد دولتی است که ویلیام کُنولی آن را نماینده &amp;quot;اقلیت&amp;zwnj;های متعدد و گوناگون&amp;quot; می&amp;zwnj;داند که هریک به&amp;zwnj;نوعی با در نظر گرفتن &amp;laquo;اصول مدارا و پاسخ&amp;zwnj;گویی نقادانه به رقابت و همکاری می&amp;zwnj;پردازند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn22&quot; name=&quot;_ednref22&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[22]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انعکاس این تحول فکری را می&amp;zwnj;توان در استقلال هرچه بیشتر سیستم قضایی هند از ملاحظات مذهبی دید. ابطال رأی دادگاه عالی هند در حمایت از شهبانو توسط راجیو گاندی در سال ۱۹۸۵هیچ&amp;zwnj;گاه به عقب&amp;zwnj;نشینی قضات سکولار از تعهد به اصول سکولاریستی نیانجامید. برعکس آنان مصم&amp;zwnj;تر شدند تا در رسیدگی به موارد مشابه قوانین مدنی را راهنمای خود قرار دهند. از این&amp;zwnj;قرار، ملاک عقلانی و عادلانه بودن قضاوت در اموری چون ازدواج، طلاق و وراثت، حتی آن&amp;zwnj;جا نیز که مشمول قوانین و رسوم مذهبی بودند، از نهاد دین به مراجع قضایی دولت مدرن واگذارشد. این خود نخستین قدم در جهت قطع نفوذ دین در قلمرو عمومی و استقرار حکومت قانون بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما تحول مهم دیگر که امید به بازگشت روح سکولاریسم را در هند افزایش داده، رأی دادگاه عالی در ۲۹ اوت ۲۰۱۲ بر محکومیت سنگین ۳۲ تن از رهبران محلی و مقامات بلند پایه دولتی وابسته به حزب &amp;quot;بی جی چی&amp;quot; به جرم سازماندهی و شرکت در قتل&amp;zwnj;عام مسلمانان، از جمله تجاوز به زنان و سوزاندن کودکان آنان است که در فوریه ۲۰۰۲ به وقوع پیوست. در میان این ۳۲ نفر، بابو باجرَنگی وزیر دارایی و خانم مایابن کُودنانی وزیر امور زنان و کودکان بودند که هر یک به ۲۸ سال حبس محکوم شدند. کُودنانی پزشک متخصص زنان و اطفال پس از رهبری ارازل و اوباش و قداره&amp;zwnj;کشان هندوی گُجرات در کشتار و سوزاندن زنان و کودکان مسلمان، از سوی نارندرا مودی وزیر اعظم ایالت گُجرات در سال ۲۰۰۷ به مقام وزیر رفاه زنان و کودکان ارتقاء یافت! در حال حاضر رسیدگی به اتهامات وارده به شخص نارندرا مودی و نقش او در کشتار مسلمانان ایالت تحت حکومتش نیز در جریان است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اهمیت رأی دادگاه عالی هند را می&amp;zwnj;توان به وضوح در قیاس با روحیات حاکم بر شرایط سیاسی سه دهه اخیر هند دید. در گذشته کشتار اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی چون قتل&amp;zwnj;عام سه هزار تن از سیک&amp;zwnj;های هند در سال ۱۹۸۴ پس از ترور ایندرا گاندی از سوی فرزند او راجیو گاندی اینگونه توجیه می&amp;zwnj;شد: &amp;laquo;هر گاه درخت تنومندی از جا کنده شود زمین اطراف آن نیز تکان می&amp;zwnj;خورد&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_edn23&quot; name=&quot;_ednref23&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[23]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینک رأی اخیر دادگاه عالی هند حامل این پیام است که مذهب دیگر توجیهی برای قتل و جنایت نیست. این رأی مرهون نقش فعال جامعه حقوق&amp;zwnj;دانان، روشنفکران و فعالان سیاسی، اتحادیه&amp;zwnj;های کارگری، احزاب کمونیست، روزنامه&amp;zwnj;نگاران، سازمان&amp;zwnj;های فمینیستی و مدافعان حقوق بشر هند است که در اتحادی بی&amp;zwnj;نظیر به افشاگری این جنایت پرداخته و زمینه را برای محکومیت آمران و عاملان آن فراهم ساختند. این اتحاد مقدم بر هر چیز بازگو کننده این واقعیت است که نیروهای مدافع سکولاریسم در این کشور به همان اندازه از قدرت برخوردارند که دشمنان آن در دو دهه اخیر صاحب قدرت بوده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما نقش دیگر نیروهای فوق را باید در تاثیر اجتماعی مبارزات افشاگرایانه آنان بر ذهنیت طبقه متوسط هویت&amp;zwnj;اندیش هند دید. تهیه مدارک و شواهد مربوط به واقعه کشتار مسلمانان گُجرات از سوی این فعالان و ارائه آنها در ابعاد گسترده همانند یک شوک جامعه هند را تکان داد. آگاهی طبقه متوسط از جزئیات جنایات ارتکابی توسط رهبران محلی حزب &amp;quot;بی جی پی&amp;quot; (مانند عکس&amp;zwnj;ها و ویدئوهای کشتار و سوزانیدن مسلمانان گُجرات و نیزمکالمات تلفنی مقامات دولت ایالتی گُجرات در جهت سازماندهی قداره&amp;zwnj;کشان حامی حزب بی جی پی که از سوی شرکت&amp;zwnj;های تلفن موبایل در اختیار دادگاه عالی هند قرار داده شده بود) به&amp;zwnj;همراه به طعم تلخ حکومت هشت ساله این حزب که به سلب برخی از آزادی&amp;zwnj;های فردی انجامیده بود، طیف وسیعی از این طبقه را به سوی یک پرسش اساسی سوق داد و آن این&amp;zwnj;که آیا قتل و کشتار همان هویتی است که ما قرار است به جهانیان عرضه داریم؟ در پاسخ به چنین پرسشی است که اینک بخش قابل توجهی از اقشار متوسط هند اصول جهانشمول سکولاریسم را به عنوان جزئی از هویت ملی خود برگزیده&amp;zwnj;اند. از همین&amp;zwnj;روست که در سال&amp;zwnj;های اخیر حزب کنگره هم به پیروی از این گرایش و هم به تاثر از تجارب سیاسی دو دهه اخیر، سیاست توسل به هویت مذهبی را به اقتضای شرایط کنار نهاده و شیوه&amp;zwnj;های نوینی را جایگزین آن کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این چرخش تاکتیکی در مواضع سیاسی برخی از رهبران حزب &amp;quot;بی جی پی&amp;quot; نیز مشهود است. کاهش محبوبیت این حزب در میان اقشار متوسط و تلاش آن در جهت اعاده اعتبارگذشته خود باعث شده که جناحی از این حزب دیگر توسل به احساسات مذهبی را بی&amp;zwnj;ثمر بداند. این اما به&amp;zwnj;منزله از میان رفتن کامل نفوذ ایدئولوژی هندوتوا در جامعه هند نیست، چنان&amp;zwnj;که حزب &amp;quot;بی جی پی&amp;quot; هم اکنون در رقابت با حزب کنگره استفاده از نمادهای ملی هند را جایگزین سمبل&amp;zwnj;های مذهبی ساخته است. بنابراین، راه پیش&amp;zwnj;روی مدافعان سکولاریسم در هند راهی است بس دراز، اما مهم این است که آنان اکنون راه درست را در پیش گرفته&amp;zwnj;اند. راهی که در آن تحقق اصول سکولاریسم در دفاع از حقوق دمکراتیک فردی و شهروندی تجسم می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمونه بارز این تحول حمایت وسیع سازمان&amp;zwnj;ها و گروه&amp;zwnj;های مدافع دمکراسی از کاریکاتوریست ۲۵ ساله هند آصیم تریودی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Aseem&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Trived&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;i)&lt;/span&gt; در ماه سپتامبر گذشته بود. این کاریکاتوریست و فعال سیاسی جوان در دسامبر ۲۰۱۱ به منظور نشان دادن فساد مالی رایج در میان سیاستمداران هند، کاریکاتوری کشید که در آن چهار شیر نشان ملی هند را به چهار گرگ خون&amp;zwnj;آشام، و پارلمان هند را به حفره توالت تشبیه می&amp;zwnj;کرد. او در روز دهم سپتامبر به جرم &amp;quot;فتنه ملی&amp;quot; به دستور مقامات ایالت مهاراشترا در شهر بمبئی بازداشت شد و بیش از یک هفته در بازداشتگاه ماند. اما دامنه اعتراضات سازمان&amp;zwnj;ها و نهادهای سیاسی و حقوقی تسبت به بازداشت آصیم تریودی تا آنجا بود که نه تنها او آزاد شد، بلکه مقامات دولتی ایالت مهاراشترا را نیز در موضع دفاعی قرار داد. مارکندِی کاتجو &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Markandy Katju)&lt;/span&gt; قاضی پیشین دادگاه عالی هند که اینک ریاست شورای رسانه&amp;zwnj;های این کشور را بر عهده دارد، ضمن اعلام حمایت خویش از آصیم تریودی خواستار آن شده که مسئولان بازداشت آصیم تریودی از کار بر کنار و تحت محاکمه قرار گیرند.&lt;a href=&quot;#_edn24&quot; name=&quot;_ednref24&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[24]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نکات پایانی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هند سرزمین خون و گلاب است که گاه بوی خون و گاه بوی گلاب از آن به مشام می&amp;zwnj;رسد. این توصیف بیش از هر چیز مصداق جامعه کثیرالادیانی است که از یک&amp;zwnj;طرف شاهد خونین&amp;zwnj;ترین صحنه&amp;zwnj;های درگیری میان مذاهب و فرقه&amp;zwnj;های متضاد و از طرف دیگر مأمنی برای رشد و نمو فرهنگ و تمدن&amp;zwnj;های متعدد در کنار یکدیگر بوده است. اما پرسشی که شاید برای همگان مطرح باشد این است: چرا در دوره&amp;zwnj;هایی از تاریخ هند مردمان این سرزمین با علم کردن هویت مذهبی به ستیز با یکدیگر برخاسته&amp;zwnj;اند، حال آن&amp;zwnj;که در دوره&amp;zwnj;های دیگر در صلح و صفا بسر برده&amp;zwnj;اند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در هر دو مورد پاسخ را باید در رابطه بین دین با سیاست یافت. مهم نیست که ما به چه دوره&amp;zwnj;ای از تاریخ هند نظر افکنیم، هر جا که نشان از تفکیک دین از سیاست باشد، هم&amp;zwnj;زیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز میان گروه&amp;zwnj;های مذهبی نیز بر قرار است. برعکس آنجا که دین به هرنحوی وارد حیطه سیاست می&amp;zwnj;شود، خشونت را با خود به همراه می&amp;zwnj;آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این همه، باید نکته مهمی را در نظر گرفت که سکولاریسم چه به&amp;zwnj;عنوان آیین کشورداری در اعصار پیشامدرن وچه به مثابه نمودی از تمدن مدرن، تنها به جدایی دین از سیاست محدود نمی&amp;zwnj;شود. این جدایی اصل نمادین و اصل دیگر آن رفع تبعیضات ناشی از سنت&amp;zwnj;های مذهبی است که هردو در پیوندی ناگسستنی قرار دارند. بنابراین، اگر از این منظر به تاریخ هند از دوره باستان تا به امروز بنگریم به روشنی درخواهیم یافت که آنجا که دین از حوزه سیاست به خارج پرتاپ شده، امتیازات و تبعیضات مذهبی نیز کنار نهاده شده&amp;zwnj;اند، حال آنکه آمیزش دین با سیاست همواره به تداوم تبعیضات مذهبی و ظهور دولت&amp;zwnj;های فراقانونی انجامیده است. تنها در پرتو چنین پیوندی است که هم&amp;zwnj;زیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز گروه&amp;zwnj;های به ظاهر ناهمگون اجتماعی تحقق می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکات فوق اشارتی است بر تجربه دیگر که تاریخ دو هزار و پانصد ساله هند به ما می&amp;zwnj;آمورد و آن این&amp;zwnj;که سکولاریسم را به هیچ&amp;zwnj;وجه نمی&amp;zwnj;توان به پلورایسم مذهبی یا رواداری مذهبی تقلیل داد. حاصل این نگرش اغماض نسبت به رسوم تبعیض&amp;zwnj;آمیز موجود، حذف تاریخی سنت&amp;zwnj;های سکولار پیشینیان و نهایتا دعوت خدایان به حضور در قلمرو عمومی است. از این&amp;zwnj;رو، برای رسیدن به جامعه&amp;zwnj;ای سکولار و عاری از تبعیض نمی&amp;zwnj;توان دست به دامن خدایان شد، دستیابی به چنین جامعه&amp;zwnj;ای تنها از طریق بکارگیری شیوه&amp;zwnj;های سکولار و پرهیز از فرهنگ مذهبی تحقق می&amp;zwnj;یابد. کوشش نواندشان دینی به ارائه قرائتی نوین از مذهب در انطباق با عصر سکولار موثرترین شیوه در جهت تخریب سکولاریسم است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پایان&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
&lt;div id=&quot;edn1&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;1&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;em&gt;Constituent Assembly Debate&lt;/em&gt;, Vol. VII, 4 Novemebr 1948 &amp;ndash; 8 January 1949:779-780, in Partha S. Ghosh, &lt;em&gt;Politics of PersonlLaws in SouthAsia: Identity, Nationalism,and a UniformCivil Code&lt;/em&gt;, New Delhi, 2007, p.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn2&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;2&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Paula Richman and V. Geetha, &amp;ldquo;A View from the South: E. V. Ramasami&amp;#39;s Public Critique of Religion&amp;rdquo;, in &lt;em&gt;The Crisis of Secularism in India, &lt;/em&gt;p. 71.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn3&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;3&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn4&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;4&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn5&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;5&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 76.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn6&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;6&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 75.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn7&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;7&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn8&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;8&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 72.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn9&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;9&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Shabnum Tejani, &amp;ldquo;Refiections on the Category of Secularism in India&amp;rdquo;, in &lt;em&gt;The Crisis of Secularism in India&lt;/em&gt;, p.59.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn10&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;10&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn11&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;11&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای اطلاع بیشتر از این بحث رجوع شود به&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Manoranjan Mohanty, &amp;ldquo;Secularism: Hegemonic and Democratic&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Economic and Political Weekly&lt;/em&gt;, Vol. 24, No. 22 (Jun. 3, 1989), pp. 1219-1220.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn12&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;12&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Congress Sandesh: Voice of the Nation. Vol. II, No. 10, June 2005.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn13&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;13&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;کمیسیون مندل در سال 1979 به توصیه موراجی دسای نخست وزیر وقت هند وتحت ریاست بیندشواری پراساد مندل تشکیل شد. هدف این کمیسیون شناسایی کاست&amp;zwnj;های محروم به منظور اعطای امتیازات ویژه به آنان بود. مندل در سال 1980 پیشنهاد نمود که علاوه بر 21 درصد سهمیه موجود برای این کاست&amp;zwnj;ها در دانشگاه&amp;zwnj;ها و مشاغل دولتی 27 در&amp;zwnj;صد دیگر به آنها افزوده شود. این پیشنهاد اما به مرحله اجرا گذاشته نشد تا اینکه وی. پی. سینگ هفتمین نخست وزیر هند (1990-1989) به منظور گسترش پایگاه اجتماعی خود و در رقابت با حزب کنگره هند به اجرای این طرح مبادرت ورزید. وی. پی. سینگ در مواجهه با شورش کاست&amp;zwnj;های برگزیده به اجبار به عقب&amp;zwnj;نشینی از سیاست پوپولیستی خود تن داد.در سال 2008 در زمان نخست وزیری مانموهان سینگ جنبه&amp;zwnj;هایی از این طرح پیشنهادی به مرحله اجرا گذاشته شد. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn14&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;14&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این خصوص رجوع شود به &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Ravi Vasudevan, &amp;ldquo;Neither state Nor Faith: The transcendental SignificanceofCinema&amp;rdquo;, in &lt;em&gt;The Crisis of Secularism in India, &lt;/em&gt;pp.224-225.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn15&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;15&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Anuradha Din.9waney Needham and &lt;em&gt;Rajeswari &lt;/em&gt;Sunder Rajan (ed.), &lt;em&gt;The crisis of Secularsm in India, &lt;/em&gt;Introduction, pp.2-3.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn16&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;16&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &amp;ldquo;Why we Need to Change ourConstitution&amp;rdquo;, rediff on the NeTSpecial/Lal Kishinchand Advani, in James Chiriyankandath, &amp;ldquo;Creating Secular State in a Religious Country: The Debate in the Indian Constituent Assembly&amp;rdquo;, p.10.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn17&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;17&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn18&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;18&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Robert G. Wirsing with Debolina Mukherjee, &amp;ldquo;The Saffron Surge in Indian Politics: Hindu Nationalism and the Future of Secularism&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Asian Affairs&lt;/em&gt;, vol. 22, No.3, (Fall, 1995), p.194.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn19&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;19&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Rajni Kothari, Plurarism and Secularism: Lessons of Ayodhya&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Economic and Political Weekly&lt;/em&gt;, December 19, 26, 1992, p. 2697.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn20&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;20&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Partha Chaterjee, &amp;ldquo;Secularismand Toleration&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Economic and Political Weekly&lt;/em&gt;, July 19, 1994, pp. 1772-1775.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn21&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;21&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 1773.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn22&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;22&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; William E. Connolly, &amp;ldquo;Pluralism, Multiculturalism, and the Nation-State: Rethinking the Connections&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Journal of Political Ideologies, &lt;/em&gt;vol.1, Issue 1, 1996, p.61.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn23&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;23&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;این بخشی از پیام راجیو گاندی پس از قتل&amp;zwnj;عام سیک&amp;zwnj;های هند بود که از شبکه رادیو تلویزیون ملی هند پخش شد.&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;edn24&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;24&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;رجوع شود به &lt;a href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=8eJPxGWXt6o&quot;&gt;این لینک&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بخش&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پیشین&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/10/12/20575&quot;&gt;هند و سکولاریسم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/10/19/20844&quot;&gt;بحران سکولاریسم هند&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳) &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20900&quot;&gt;پیشینه&amp;zwnj;های سکولاریسم هند&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21206&quot;&gt;۴) پیشینه&amp;zwnj;های تاریخی سکولاریسم هند: آشوکا شاه فیلسوف و زاهد&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/11/09/21383http:/radiozamaneh.com/reflections/2012/11/09/21383&quot;&gt;اکبر شاه، فرمانروای اسلام&amp;zwnj;گرا یا سکولار؟&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/11/16/21573&quot;&gt;استعمار و سکولاریسم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21965&quot;&gt;نهرو و سکولاریسم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/30/22023#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16167">سکولاریزاسیون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2541">سکولاریسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16170">مهرداد صمدزاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16168">نظام کاستی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7915">نهرو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-55">هند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16171">هندو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">هندوستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16169">کاست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7914">گاندی</category>
 <pubDate>Fri, 30 Nov 2012 12:01:08 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22023 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>نهرو و سکولاریسم</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/23/21965</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/23/21965&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    دین و دولت در هندوستان (۷)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهرداد صمدزاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;267&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/nehru.jpg?1354245272&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهرداد صمدزاده &amp;ndash; در بخش گذشته به تشریح سیاست استعماری در هند نظر افکندیم که وجه مشخصه آن اشاعه هویت مذهبی به منظور ایجاد نفاق در میان هندوان و مسلمانان این سرزمین بود. در این بخش به بررسی سنت مدرن سکولاریسم می&amp;zwnj;پردازیم که در کنار سکولاریسم اخلاق&amp;zwnj;گرای گاندی ظهور کرد و در جهان&amp;zwnj;بینی سیاسی نهرو تبلور یافت. بررسی این سنت را با شرحی ازافکار فلسفی و مواضع سیاسی او دنبال می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید اگر بتوان جهان&amp;zwnj;بینی سکولاریستی نهرو را تنها در یک عبارت ساده بیان کرد، جمله&amp;zwnj;ای باشد که او از دوست فرانسوی&amp;zwnj; نقل می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;انسان باید آن&amp;zwnj;گونه زندگی کند که انگار هیچ&amp;zwnj;گاه از این دنیا نخواهد رفت.&amp;raquo; نهرو در ادامه می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;مسلما کسی را از مرگ گریز&amp;zwnj;ی نیست، ولی فرد جوان چنین نمی&amp;zwnj;اندیشد. افراد سالخورده به سال&amp;zwnj;های باقیمانده عمر خود می&amp;zwnj;نگرند و جوانان به ابدیت.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن&amp;zwnj;چه در این&amp;zwnj;جا مد نظر نهروست اولویت و کیفیت زندگی این جهانی است که او برای همگان، پیر و جوان، زن و مرد، فقیر و غنی، هندو و مسلمان، براهمن و &amp;quot;کاست نجس&amp;quot;، بی&amp;zwnj;دین و دین&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;طلبد. این احساس تعلق به دنیای کنونی به کرات در گفته&amp;zwnj;های نهرو انعکاس می&amp;zwnj;یابد، از جمله آنگاه که در مرگ رابیندرانات تاگور می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;من عشق او به زندگی و همه چیزهای زیبایی را که در او بود دوست داشتم. او برای من مانند یک بت بود&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهرو هنگامی زمام امور را به&amp;zwnj;دست گرفت که تشدید مرزبندی&amp;zwnj;های مذهبی هند مستقل را به صحنه درگیری میان هندوان و بازماندگان مسلمان مبدل ساخته بود. دغدغه او اعطای هویت سکولار به جامعه&amp;zwnj;ای بود که عقلانیت از آن رخت بربسته، خشم و تنفر مذهبی جایگزین آن شده بود. چنین بود که او بلافاصله پس از رسیدن به مقام نخست وزیری اعلام داشت: &amp;laquo;بزرگ&amp;zwnj;ترین چالش پیش روی من ایجاد یک دولت سکولار در یک کشور مذهبی است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ولی نهرو، برخلاف گاندی، ایجاد چنین دولتی را همانند گذشتگان سکولار خود منوط به حذف کامل دین از قلمرو سیاست و رفع تبعیضات مذهبی می&amp;zwnj;دانست. به این اعتبار، نهرو را باید تجسمی از تداوم سنت سکولار هند دانست، اما سنتی که نه در واکنش به جهان&amp;zwnj;بینی عصر مدرن، که در دیالوگ با آن شکل یافت. او با برجسته نمودن خصلت رهایی&amp;zwnj;بخش مدرنیته آن را از بار استعماری&amp;zwnj;اش تهی و به فلسفه ملی هند مبدل ساخت. این فلسفه مبین گسستی از عصر پیشامدرن و حرکت به سوی خلق تمدنی نوین بود، تمدنی که با کنار نهادن مذهب و اخلاقیات مذهبی، توسل به عقلانیت معطوف به عدالت، رعایت حقوق دمکراتیک فردی و شهروندی، استقرار حکومت قانون و توسعه اقتصادی تحقق می&amp;zwnj;یافت. مجموعه این ویژگی&amp;zwnj;های سکولار آن وجه تفکیکی است که نهرو بین تمدن و &amp;quot;بربریت&amp;quot; قائل می&amp;zwnj;شود. از این منظر است که نهرو سکولاریسم را نمودی از تمدن مدرن و سکولاریزاسیون را راه رسیدن به آن می&amp;zwnj;داند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تطابق بین تمدن و سکولاریسم نکته&amp;zwnj;ای است که نهرو به کرات به آن اشاره دارد، از جمله آن&amp;zwnj;گاه که در پاسخ به سطحی&amp;zwnj;نگران می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo; استدعا دارم که این آقایان قبل از استفاده واژه سکولاریسم به معنی آن در لغت&amp;zwnj;نامه رجوع کنند. این واژه&amp;zwnj;ای است جهان&amp;zwnj;شمول که در همه زمینه&amp;zwnj;ها کاربرد دارد. اما این آقایان طوری وانمود می&amp;zwnj;کنند که انگار ما با گفتن این&amp;zwnj;که دولت سکولار است، کار فوق العاده سخاوتمندانه&amp;zwnj;ای انجام داده ایم. ما فقط کاری را انجام داده&amp;zwnj;ایم که هر کشور متمدن در جهان ، به غیر از معدودی از ممالک عقب مانده و گمراه، انجام داده است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn4&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نهرو، مذهب و اخلاقیات مذهبی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهرو در نامه&amp;zwnj;ای به تاریخ ۲۴ مه &amp;zwnj;۱۹۲۶ خطاب به دکتر سید محمود، دوست مسلمانش می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;هیچ کشور یا ملتی که برده تعصبات مذهبی باشد، قادر به پیشرفت نخواهد بود و بدبختانه مردم کشور ما بطور وحشتناکی متعصب و کوته&amp;zwnj;بین شده&amp;zwnj;اند... تحجر مذهبی کمر ما را خُرد نموده و تقریبا همه اصالت فکر و ذهن ما را نابود ساخته است. من حوصله و تحمل هیچ مذهبی، چه مشروع و چه غیر&amp;zwnj;مشروع آن را ندارم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn5&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/nehru-gandhi.jpg&quot; style=&quot;width: 320px; height: 242px; margin: 10px; float: left;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این گرایش به رد مذهب که پس از آشنایی با افکار مارکس و برتراند راسل و برخی از فلاسفه آلمان در او بروز کرد و با مشاهده خشونت&amp;zwnj;های مذهبی هند شدت یافت، بیش از هر چیز معطوف به درک او از نقش نهاد دین است. برای او دین جلوه&amp;zwnj;ای از عصر پیشامدرن و تداوم نفوذ آن بر زندگی اجتماعی، نشانی از رکود فرهنگ و تمدن است. این نگرش به&amp;zwnj;وضوح در نطقی که او در سال ۱۹۲۹ خطاب به دانشجویان دانشگاه بمبئی ایراد کرد مشهود است: &amp;laquo;در مورد مذهب، فلسفه، هنر و موسیقی ما سخن بسیار است. اما امروز ما چه هستیم؟ مذهب شما تنها مربوط به آشپزخانه شده که چه بخورید و چه نخورید. یا با چه کسی تماس داشته باشید و با چه کسی تماس نداشته باشید.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn6&quot; name=&quot;_ftnref6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; تاکید نهرو در اینجا بر ناهمگونی دین با جامعه مدرن است که او منشأ آن را در خصلت آن&amp;zwnj;جهانی ادیان می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهرو نه تنها هیچ اعتقادی به آخرت و مفاهیمی چون رستگاری و تناسخ روح در کالبدی دیگر (کارما) ندارد، بلکه بر این باور است که مذهب بخاطر &amp;laquo;اندیشیدن به دنیایی دیگر درک اندکی از ارزش&amp;zwnj;های انسانی و عدالت اجتماعی دارد&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn7&quot; name=&quot;_ftnref7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و این معضلی است که انسان را از پرداختن به مسائل عمده زندگی باز می&amp;zwnj;دارد. او در اثر معروف خود، &lt;em&gt;کشف هند، &lt;/em&gt;صراحتا اعلام می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;نسل بشر باید از آن جهان بینی تنگ&amp;zwnj;نظرانه و وسواس نسبت به دنیای ماوراء طبیعی و متافیزیک خود را رها سازد&amp;raquo; زیرا &amp;laquo;ما هر چه کمتر از آخرت سخن بگوییم و نگران آن باشیم، می&amp;zwnj;توانیم افراد به مراتب مفیدتری برای هموطنان و کشورمان باشیم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn8&quot; name=&quot;_ftnref8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در جای دیگرموکدا تصریح می&amp;zwnj;کند:&amp;laquo;علاقه من اساسا به این دنیا و این زندگی است، نه به دنیای دیگر و زندگی آینده. من اطلاعی از این ندارم که آیا چیزی چون روح یا زندگی پس از مرگ وجود دارد. این&amp;zwnj;گونه پرسش&amp;zwnj;ها هر قدر هم مهم باشند برای من واجد کمترین ارزش هستند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn9&quot; name=&quot;_ftnref9&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهرو سپس خصلت آن جهانی مذهب را در ارتباط با عملکرد اجتماعی و تاریخی نهاد دین قرار می&amp;zwnj;دهد که با تاکید بر شیوه&amp;zwnj;های احساسی تا قانونمند، در پاسخ به مسائل موجود به توجیه نابرابری&amp;zwnj;های اجتماعی و در نتیجه حفظ وضع موجود می&amp;zwnj;پردازد.&lt;a href=&quot;#_ftn10&quot; name=&quot;_ftnref10&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به همین مناسبت او مذهب را مجموعه ابزاری از شیوه&amp;zwnj;های &amp;quot;گنگ&amp;quot; و &amp;quot;مخوف&amp;quot; برای استثمار و تحمیق توده&amp;zwnj;های مردم می&amp;zwnj;داند و اعلام می&amp;zwnj;دارد: &amp;laquo;من با هر مذهبی که قصد دارد توده&amp;zwnj;های مردم را به زندگی در فقر، کثافت و جهل و بی&amp;zwnj;خبری راضی نگه دارد هیچ رابطه&amp;zwnj;ای ندارم. من با هر نظامی، مذهبی یا غیر مذهبی، که به افراد نیاموزد که آنان می&amp;zwnj;توانند در این دنیا انسان&amp;zwnj;های سعادتمند، متمدن و مسلط به سرنوشت و روان خویش باشند رابطه&amp;zwnj;ای ندارم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn11&quot; name=&quot;_ftnref11&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;جزمیت مذهبی در تقابل با نگرش علمی مورد دیگری است که &amp;quot;خشم انباشته شده&amp;quot; نهرو را نسبت به مذهب بر می&amp;zwnj;انگیزد تا آنجا که او دین را &amp;quot;دشمن روشن&amp;zwnj;نگری و ثبات عزم&amp;quot; می&amp;zwnj;داند.&lt;a href=&quot;#_ftn12&quot; name=&quot;_ftnref12&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[12]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; برای او &amp;laquo;مذهب، حتی آن&amp;zwnj;گونه که مورد پذیرش اذهان متفکر است، خواه هندویسم یا اسلام و خواه آیین بودا یا مسیحیت&amp;raquo; جاذبه&amp;zwnj;ای ندارد، زیرا او دین را اساسا &amp;laquo;در پیوند نزدیک با خرافات وعقاید جزمی&amp;raquo; می&amp;zwnj;بیند.&lt;a href=&quot;#_ftn13&quot; name=&quot;_ftnref13&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[13]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهرو می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;مذهب مبنای خود را حقیقت می&amp;zwnj;داند و آنچنان بر این باور راسخ است که حتی زحمت جستجوی حقیقت را نیز به خود نمی&amp;zwnj;دهد. دغدغه مذهب تنها این است که حقیقت خود را به دیگران ابلاغ کند. خواست به ایمان با خواست به حقیقت یکسان نیست.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn14&quot; name=&quot;_ftnref14&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[14]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; نهرو این ویژگی مذهب را که از آن به عنوان نمودی از &amp;quot;تفکر قرون وسطایی&amp;quot; یاد می&amp;zwnj;کند در ضدیت آشکار با دگراندیشی می&amp;zwnj;داند، خاصه بدان جهت که جزمیت مذهبی، نافی صلح و منشأ خشونت است. منظور او از خشونت بیشتر نوع &amp;quot;آرام و خزنده&amp;quot; آن است که اغلب در &amp;quot;جامه صلح آمیز&amp;quot; ظاهر می&amp;zwnj;شود و دست به کشتار و تخریب می&amp;zwnj;زند. از همین روست که او جزمیت مذهبی را &amp;quot;اهانت به ذهن، کشننده روان و شکننده قلب&amp;quot; می&amp;zwnj;خواند.&lt;a href=&quot;#_ftn15&quot; name=&quot;_ftnref15&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[15]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;واضح است که گرایش نهرو به رد مذهب، اخلاقیات مذهبی را نیز در بر داشت. او اصولا اتخاذ هرگونه تدبیر سیاسی را بر اساس ملاحظات اخلاق مذهبی، نوعی عقب نشینی از اصول سکولاریستی دانسته و مردود می&amp;zwnj;شمارد. این موضوع بخصوص در موضع او در قبال قانون منع کشتار گاو مشهود است. او در سال ۱۹۴۷ پیشنهاد راجندرا پراساد (۱۹۶۳-۱۸۸۴)، رئیس مجلس موسسان و نخستین رئیس جمهور هند مستقل را در این مورد به دو علت رد کرد. نخست این&amp;zwnj;که او بر عکس گاندی هیچگونه احساس تقدس نسبت به گاو نداشت و دوم آن&amp;zwnj;که تصویب این قانون را نوعی تمکین در برابر خواست هندوان افراطی می&amp;zwnj;دانست. نهرو البته سرانجام با درج قانون منع کشتار گاو در قانون اساسی هند موافقت کرد، اما در توجیه چنین قانونی استدلال سکولار خود را عرضه داشت. او کشتار گاو را به خاطر فایده اقتصادی و نه مقدس بودن آن ممنوع اعلام کرد و ارزش یک گاو را معادل با ارزش یک اسب خواند.&lt;a href=&quot;#_ftn16&quot; name=&quot;_ftnref16&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[16]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;این نگرش انتقادی به استفاده از اخلاقیات مذهبی آن چیزی است که حساسیت او را نسبت به مفاهیم اخلاقی به&amp;zwnj;کار برده شده از سوی گاندی بر می&amp;zwnj;انگیزد تا بدان حد که از پذیرش شیوه عدم خشونت گاندی به خاطر جزمیت و ماهیت مذهبی آن سر باز می&amp;zwnj;زند.&lt;a href=&quot;#_ftn17&quot; name=&quot;_ftnref17&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[17]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; نهرو به&amp;zwnj;رغم تحسین گاندی، شیوه&amp;zwnj;های اخلاقی او را در قبال مسائل اجتماعی یاس&amp;zwnj;آور و خطا می&amp;zwnj;بیند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در انتقاد از گاندی صراحتا می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;گاندی واقعا چه هدفی را دنبال می&amp;zwnj;کرد؟ ... هدف او اصلا برای من روشن نیست. من شک دارم که خودش هم درک روشنی از هدف خود داشت. او می&amp;zwnj;گوید من یک قدم به جلو می&amp;zwnj;روم و همین برای من کافی است ولی نه به آینده می&amp;zwnj;نگرد و نه هدف مشخصی در مقابل خود دارد. او هیچ&amp;zwnj;گاه از تکرار این خسته نمی&amp;zwnj;شود که فکر شیوه باشید، هدف به خودی خود تحقق می&amp;zwnj;یابد. یا می&amp;zwnj;گوید در زندگی شخصی خودتان خوب باشید، همه مشکلات حل خواهد شد. این نگرش نه سیاسی و نه علمی و نه حتی اخلاقی [در مفهوم غیر&amp;zwnj;مذهبی] است. این نگرشی مبتنی بر تنگنای اخلاقی [مذهبی] است که در پاسخ به آن باید پرسید: خوبی چیست؟ آیا خوبی موضوعی فردی یا اجتماعی است؟ گاندی تمام تاکید را بر خصوصیات فردی قرار می&amp;zwnj;دهد و کمتر اهمیتی برای آموزش و توسعه فکری قائل است. هوش و خرد بدون خصوصیات انسانی مسلما خطرناک است، اما خصوصیات انسانی بدون هوش و خرد چیست؟ خصوصیت انسانی چگونه شکل می&amp;zwnj;گیرد؟ گاندی با پیشوایان مقدس مسیحی قرون وسطا مقایسه شده است، و بسیاری از گفته&amp;zwnj;های او با این توصیف مناسبت دارد. گاندی به هیچ&amp;zwnj;وجه با تجربه و شیوه روانشناختی مدرن همخوانی ندارد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn18&quot; name=&quot;_ftnref18&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[18]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهرو اگرچه نفوذ اخلاقیات مذهبی را بر سیاست مردود می&amp;zwnj;شمارد، ولی در عین حال مفهوم به مراتب عمیق&amp;zwnj;تری از اخلاق سیاسی را عرضه می&amp;zwnj;دارد که معرف و موید جهان&amp;zwnj;بینی سکولارستی اوست. او از لزوم یک زندگی اخلاقی در دو قلمرو شخصی و عمومی سخن می&amp;zwnj;گوید که این خود پاسخی است قانونمند به بحران معنوی عصر مدرن. عصری که به رسالت اخلاقی دین پایان می&amp;zwnj;دهد و ضرورت گزینش ارزش&amp;zwnj;های نوینی را می&amp;zwnj;طلبد. این ارزش&amp;zwnj;ها به همان اندازه از جزمیت مذهبی به دورند که از سلطه عقل. چرا که نهرو بر خلاف معتقدان به فلسفه عقلایی، پیروزی عقل بر ایمان را به خودی خود همراه و همسو با حقانیت تاریخ نمی&amp;zwnj;داند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهرو علت را دراستدلال و منطق&amp;zwnj;گرایی فلسفه و مشخصا در سطحی&amp;zwnj;نگری عقلانیت به مسائل دنیای حاضرمی&amp;zwnj;یابد و در این باب به پیروی از کانت می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;فلسفه از پرداختن به بسیاری از مسائل اجتناب ورزیده است... فلسفه اصولا در برج عاج خود و جدا از زندگی و مسائل روزمره بسر برده و با تمرکز بر اهداف غایی موفق نگردیده تا با زندگی انسان پیوند بر قرار سازد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn19&quot; name=&quot;_ftnref19&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[19]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; او در ادامه می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;بهتر آن است که ما بخشی از حقیقت را دریابیم و آن را در زندگی خود به کار گیریم تا این&amp;zwnj;که اصلا هیچ چیزی را نفهمیم و بیهوده برای شناخت راز خلقت دست و پا بزنیم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn20&quot; name=&quot;_ftnref20&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[20]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;علاوه، تجربه نهرو از عقل ابزاری استعماری او را بر آن می&amp;zwnj;دارد تا این ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی را در چیزی به&amp;zwnj;غیر از عقل و ایمان بجوید. او در سال ۱۹۳۳ در نامه&amp;zwnj;ای خطاب به گاندی این نکته را به روشنی بازگو می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;مذهب برای من جایگاه مأنوسی نیست و هر چه از عمرم می&amp;zwnj;گذرد از آن بیشتر فاصله می&amp;zwnj;گیرم. من چیز دیگری را جایگزین مذهب نموده&amp;zwnj;ام. چیزی به&amp;zwnj;غیر از عقل و هوش که به من امید و استقامت می&amp;zwnj;دهد. شاید این انگیزه توصیف ناپذیر و نامتناهی که در من موجود است رنگ و بویی از مذهب داشته باشد، ولی کاملا با آن متفاوت است. توجه من به طرزی روزافزون معطوف به عملکرد ذهن است. شاید این پشتوانه ضعیفی باشد که من بر آن تکیه دارم، اما هر چه هم که جستجو کنم چیز بهتری نخواهم یافت.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn21&quot; name=&quot;_ftnref21&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[21]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;منظور نهرو از &amp;quot;عملکرد ذهن&amp;quot; مشخصا بکارگیری استعدادهای بالقوه و نامتناهی عقل است که تحت تاثیر ارزش&amp;zwnj;های فرهنگی عصر نوین نمایان می&amp;zwnj;گردند و خصلت ابزاری عقل را به استدلال اخلاقی آن مبدل می&amp;zwnj;سازد. او عقل استدلال&amp;zwnj;گر را چه در وجه علمی و چه در وجه اجتماعی آن نه تنها وسیله&amp;zwnj;ای برای دگرگون ساختن طبیعت و جامعه، که نیز یگانه منبع تشخیص اخلاقی و عقلانی بودن اهداف انسانی می&amp;zwnj;داند.&lt;a href=&quot;#_ftn22&quot; name=&quot;_ftnref22&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[22]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; او می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;ذهن مدرن یا بهتر است بگوییم نوع بهتر آن، ذهنی است عملی و پراگماتیک، اخلاقی و اجتماعی، بشر دوست و انسان گرا. ذهن مدرن تحت فرمان ایده&amp;zwnj;آلیسم عملی و بهبود اجتماعی است. ایده&amp;zwnj;آل&amp;zwnj;های محرک این ذهن تجسمی از روح زمانه هستند. ذهن مدرن تا حد زیادی مشی فلسفی گذشتگان و همین&amp;zwnj;طورعرفان و زهدگرایی قرون وسطا را رها نموده است. خدای این ذهن مدرن انسانیت و مذهب آن خدمت به بشریت است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn23&quot; name=&quot;_ftnref23&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[23]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او سپس چنین نتیجه می&amp;zwnj;گیرد: &amp;laquo;بنابراین، ما باید همسو با عالی&amp;zwnj;ترین ایده&amp;zwnj;های عصری که در آن زندگی می&amp;zwnj;کنیم، عمل نماییم. اگر چه شاید نیازمند باشیم که طبق نبوغ ملی خود چیزی به آنها بیافزاییم یا آن&amp;zwnj;ها را به شکل دیگری درآوریم. این ایده&amp;zwnj;آل&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;توان تحت دو عنوان مشخص کرد: انسانیت و روح علمی. بین این دو همواره تضاد آشکاری وجود داشته اما انقلاب فکری امروز، با زیر سوال بردن تمام ارزش&amp;zwnj;ها، مرز بین آنها و همین&amp;zwnj;طور مرز بین دنیای برونی علم و دنیای باطنی انسان را از میان برداشته است. اکنون سنتز رشد یابنده&amp;zwnj;ای بین انسانیت و روح علمی وجود دارد که حاصل آن نوعی انسانیت علمی است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn24&quot; name=&quot;_ftnref24&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[24]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به این اعتبار، در جهان&amp;zwnj;بینی نهرو اخلاق به مثابه یک مفهوم سکولار، بخش نادیده انگاشته شده استدلال عقلانی است که او آن را با الهام از پیام رهایی&amp;zwnj;بخش عصر مدرن به قلمرو اجتماعی- سیاسی می&amp;zwnj;کشاند و شالوده فلسفه سیاسی و اخلاقی خود قرار می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اینجاست که نهرو به دیالوگ با تمدن غرب بر می&amp;zwnj;خیزد و سنت سکولار گذشته هند را در پرتو آن و در کالبدی نوین زنده می&amp;zwnj;گرداند. او اگرچه گذشته را الهام&amp;zwnj;بخش خود می&amp;zwnj;داند، ولی نقطه عزیمت را حال و مقصد را آینده سکولار اعلام می&amp;zwnj;دارد. او فارغ از تاثیرات روانی استعمار به استقبال مظاهر فرهنگ و تمدن غرب می&amp;zwnj;رود و آنها را مبنای هند سکولار و دمکراتیک قرار می&amp;zwnj;دهد. این موضوع به خصوص در ارزیابی او از نقش علوم جدید در ایجاد تحولات اجتماعی هند مشهود است. چنان&amp;zwnj;که می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;مجموعه مطالب [علمی] انتقادی عصر استعمار انگلیس، علی&amp;zwnj;رغم نگرش تعدیل یافته نویسندگان آنها، عملکردی انقلابی داشت و شالوده سیاسی و اقتصادی ناسیونالیسم ما را بنا نهاد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn25&quot; name=&quot;_ftnref25&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[25]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما او هم&amp;zwnj;زمان برای تحقق بخشیدن به چنین نمودهایی از فرهنگ و تمدن غرب در کشور استعمار زده خود به زدودن اثرات استعماری آنها نیز می&amp;zwnj;پردازد. نخستین اقدام او در این راه رد قرائت کامیونالیستی جیمز میل از تاریخ هند و در هم شکستن آن چارچوب استعماری است که در آن ناسیونالیسم هویت&amp;zwnj;گرای هند ظهور می&amp;zwnj;یابد. از همین&amp;zwnj;روست که او بر خلاف تصور گاندی، ناسیونالیسم هند را نه صرفا در پشت سر نهادن تفاوت&amp;zwnj;های مذهبی، که در تغییر جهت و بازسازی این تفاوت&amp;zwnj;ها در راستای گفتمان دولت- ملی و عقلانیت دمکراتیک تعریف می&amp;zwnj;کند. تاکید بر حقوق دمکراتیک فردی و شهروندی تا هویت جمعی بخشی از این گفتمان ملی است که به میراث سیاسی استعماری پایان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اقدام مهم دیگر نهرو در این خصوص پیوند دادن دو مفهوم عقلانیت و عدالت است. تعبیر اخلاقی او از عقلانیت که پیش&amp;zwnj;تر از آن سخن رفت، در واقع تلاشی برای ایجاد چنین پیوندی است. او همان قدر عقلانیت را تابع اخلاق می&amp;zwnj;داند که اخلاق را تابع عدالت، زیرا در نگرش او عدالت آن داور نهایی است که بر عملکرد اجتماعی هر دو نظارت دارد. برای او عدالت هم یگانه شیوه رسیدن به هدف و هم خود هدف است و این نکته&amp;zwnj;ای است که او در پاسخ به آندره مالرو که پرسید، بزرگترین چالش پیش روی شما چیست؟ گفت: &amp;laquo;ایجاد جامعه&amp;zwnj;ای عادلانه با شیوه&amp;zwnj;های عادلانه.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn26&quot; name=&quot;_ftnref26&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[26]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این شیوه&amp;zwnj;های مد نظر اومجموعه&amp;zwnj;ای است از سه مفهوم در هم بافته شده عقلانیت، اخلاق و عدالت که او را در برقراری یک حکومت قانون&amp;zwnj;مدار، فارغ از هرگونه تبعیضات مذهبی و مبتنی بر عدالت اجتماعی رهنمون می&amp;zwnj;سازند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نهرو و حکومت قانون&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنگاه که گاندی در نامه معروف خود خطاب به هیتلر با پند و اندرز از او خواست تا دست از خشونت بردارد، نهرو برخلاف گاندی و نیز بر خلاف سُوباس چندرا بُس &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Subhas Chandra Bose &lt;/span&gt;۱۸۴۵&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;-&lt;/span&gt;۱۸۹۷&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;) &lt;/span&gt;، رهبر کنگره ملی هند که برای استقلال هند شخصا به استقبال هیتلر شتافت، تشکیل جبهه متحد ضد فاشیست را مهم&amp;zwnj;ترین اقدام هم در جهت حفظ صلح جهانی و هم در جهت منافع بلند مدت هند می&amp;zwnj;دانست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این گرایش به عمل و طبعا نوع صالح آن، برآمده از درک او از ماهیت تضادهای سیاسی است، چنان&amp;zwnj;که در توضیح می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;اگر تاریخ فقط یک چیز را به ما بیاموزد این است که منافع اقتصادی طبقات و گروه&amp;zwnj;های اجتماعی نظرات سیاسی آنها را شکل می&amp;zwnj;دهد. هیچ چیز، چه عقل و چه ملاحظات اخلاقی، قادر نیست بر این منافع فائق آید.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn27&quot; name=&quot;_ftnref27&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[27]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; از همین&amp;zwnj;رو، او هیچ&amp;zwnj;گاه بر این باور نبود که با تشویق و ترغیب افراد به رواداری مذهبی می&amp;zwnj;توان به همگونی اجتماعی دست یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او این شیوه را بی&amp;zwnj;اساس و بی&amp;zwnj;ثمر می&amp;zwnj;داند، چنان&amp;zwnj;که در سال ۱۹۳۳ هنگامی که در زندان بسر می&amp;zwnj;برد در نامه&amp;zwnj;ای خطاب به گاندی بیان می&amp;zwnj;دارد: &amp;laquo;تحت فشارهای شدید رواداری محو خواهد شد... برای من و بهادر سپرو هیچ مسئله&amp;zwnj;ای نیست که با هم بنشینیم و به شیوه والا و پر طمطراقی از رواداری مذهبی سخن بگوییم وقتی که هیچیک از ما مذهبی در خور گفتگو ندارد. اما تو بیا و از موضوع دیگری حرف به میان بیاور. آنگاه روی خشن ما را خواهی دید و در خواهی یافت که تحمل اندکی در ما موجود است. وانگهی متعصب&amp;zwnj;تر از خود تو در برخورد به مسائل کیست؟ حقیقت این است که رواداری به ندرت وجود دارد؛ آنچه از آن به عنوان رواداری نام برده می&amp;zwnj;شود بی&amp;zwnj;تفاوتی است. ما آن چیزی را به تقوای تحمل نظرات دیگران مبدل می&amp;zwnj;کنیم که نزد ما فاقد ارزش است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn28&quot; name=&quot;_ftnref28&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[28]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهرو در عوض برای حصول به همگونی اجتماعی هم&amp;zwnj;چون دیگر اهداف، روشی را بر می&amp;zwnj;گزیند که نشانگر ذهن سکولار و قانون&amp;zwnj;مند اوست. تاکید او مشخصا بر ایجاد حکومت قانون و عملکرد دوگانه آن است که هم حفظ نظم اجتماعی و هم حراست از حقوق شهروندی را در جامعه کثیر&amp;zwnj;الادیان هند بر عهده می&amp;zwnj;گیرد. چنین حکومتی تجسمی است از مفهوم دولت ملی که در آن قانون به نمودی از اراده ملت و دولت به عامل اجرایی آن مبدل می&amp;zwnj;گردد. این وجه اجرایی قانون آن چیزی است که برابری افراد را در پیشگاه قانون تضمین می&amp;zwnj;کند، چرا که در حکومت قانون هیچکس از چوب قهر آن مبرا و هیچکس هم از موهبت آن بی&amp;zwnj;بهره نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نکات به روشنی در پیام رادیویی او در ۱۹ اوت ۱۹۴۷انعکاس می&amp;zwnj;یابد: &amp;laquo;بدبختانه، ما در گذشته شاهد نمونه&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;شماری از خشونت&amp;zwnj;های کامیونالیستی بوده&amp;zwnj;ایم. این خشونت&amp;zwnj;ها در آینده تحمل نخواهند شد. در صورت بروز چنین خشونت&amp;zwnj;هایی، دولت هند [فدرال و ایالتی] به شدیدترین وجهی با آنها برخورد خواهد کرد. دولت هند با هر فرد رفتاری یکسان خواهد داشت... دولت ما دولتی است دمکراتیک که در آن هر فردی از حقوق شهروندی برابر بهره مند خواهد بود. دولت هند مصمم به حراست از این حقوق است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn29&quot; name=&quot;_ftnref29&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[29]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیام فوق مشتمل بر دو بخش اساسی است که هر یک به نوعی بر یکی از دو عملکرد حکومت قانون تاکید می&amp;zwnj;ورزد. در هر دو مورد، رسالت حکومت قانون از نظر نهرو حراست از دمکراسی است که با کنارنهادن دین از صحنه سیاست هم جامعه را از خطر &amp;quot;سقوط به حکومت عوام&amp;quot; مصون نگه می&amp;zwnj;دارد و هم به دفاع از حقوق جهانشمول فردی بر می&amp;zwnj;خیزد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنانکه پیش&amp;zwnj;تر مشاهده شد، نهرو از زوایای مختلفی به نقش مخرب مذهب در پهنه سیاست می&amp;zwnj;نگرد. معهذا او در مواجهه با تخاصم&amp;zwnj;های کامیونالیستی از منظر دیگری چنین نقشی را عیان می&amp;zwnj;سازد. او به طور مشخص بر آگاهی کاذب توده&amp;zwnj;های شرکت کننده و بیان خشن احساسات مذهبی آنها در این مخاصمات انگشت می&amp;zwnj;نهد که در ابعادی فراقانونی عمل نموده، صلح و نظم اجتماعی را مورد تهدید قرار می&amp;zwnj;دهند. از همین&amp;zwnj;رو، نهرو پدیده کامیونالیسم را تجسمی از حکومت عوام و خطری جدی برای دمکراسی می&amp;zwnj;داند. او راه مقابله با این پدیده را در توسل به حکومت قانون می&amp;zwnj;بیند، بدین سان که در برخورد با رهبران جریانات کامیونالیستی چهره خشن قانون را نشان می&amp;zwnj;دهد و در برابر توده&amp;zwnj;های محروم حامی آنها، قلب رئوف قانون را. بر این منوال است که او هم مبارزه با سازمان&amp;zwnj;های کامیونالیستی و هم رفع تبعیض&amp;zwnj;های مذهبی را در زمره مهم&amp;zwnj;ترین اولویت&amp;zwnj;های سیاسی خود قرار می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;مبارزه با کامیونالیسم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنگاه که گاندی برای پایان بخشیدن به خشونت&amp;zwnj;های مذهبی/کامیونالیستی دست به روزه سیاسی زد، نهرو ضرورت حکومت قانون را متذکر شد. ترور گاندی در ۳۰ ژانویه ۱۹۴۸ توسط اعضای دو سازمان &amp;quot;هندو مهاسبا&amp;quot; و &amp;quot;آر آر آس&amp;quot; این ضرورت را در او بیشتر تقویت و عزم او را در تحقق آن راسخ&amp;zwnj;تر کرد. او در همین سال پس از محاکمه طراحان و مرتکبین قتل گاندی و الغای دو سازمان مذکور، قانونی را از مجلس موسسان گذرانید که طبق آن هر سازمانی که برنامه عمل آن مبتنی بر حذف دیگران بود از دریافت مجوز فعالیت سیاسی محروم می&amp;zwnj;شد&lt;a href=&quot;#_ftn30&quot; name=&quot;_ftnref30&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[30]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. به همین سبب عملکرد این سازمان&amp;zwnj;های کامیونالیستی در طی این دوره معطوف به فعالیت&amp;zwnj;های فرهنگی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمونه دیگری که بر وجود حکومت قانون در دوره نخست وزیری نهرو صحه می&amp;zwnj;گذارد، برخورد دولت فدرال و ایالتی با واقعه&amp;zwnj;ای بود که در ۲۲ دسامبر ۱۹۴۹ درمسجد بابری واقع در شهر آیودا رخ داد. بابری مسجد از دیرباز موضوع مجادله میان هندوان و مسلمانان بود، چرا که به روایتی نامستند، این مسجد در سال ۱۵۲۶میلادی به فرمان ظهیرالدین محمد بابر، بنیانگذار سلسله گورکانی در هند، بر روی خرابه&amp;zwnj;های یکی از مقدس&amp;zwnj;ترین معابد هند (مکانی که خدای رام نخستین بار در آنجا ظاهر گردید) بنا نهاده شده بود. واقعه از این قرار بود که شبانه گروهی از اعضای سازمان کامیونالیستی &amp;quot;آر آر اس&amp;quot; به این مسجد وارد شده و در آن مجسمه&amp;zwnj;های رام، سیتا و لاکشمن را قرار دادند تا چنین وانمود کنند که این خدایان خود برای بازپس گرفتن مکان مقدس هندوان وارد عمل شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این واقعه اگرچه دین&amp;zwnj;باوران را به شور و هیجان درآورد، اما برای شخصی چون نهرو که هیچ&amp;zwnj;گونه تمایل مذهبی نداشت نه تنها یک عمل دراماتیک که اقدامی خائنانه علیه مناقع ملی کشور محسوب می&amp;zwnj;گشت. به همین خاطر پس از تحقیقات دولتی پیرامون این واقعه طراحان اصلی آن که یکی قاضی شهر و دیگری از مقامات بلند پایه ایالتی بود از کار بر کنار شدند.&lt;a href=&quot;#_ftn31&quot; name=&quot;_ftnref31&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[31]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اینکه خشونتهای کامیونالیستی در دوره نخست وزیری نهرو به حد اقل رسید گواهی بر وجود دولت سکولار و قانونمدار اوست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;رفع تبعیضات مذهبی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این بحث را با گفته&amp;zwnj;ای از نهرو آغاز می&amp;zwnj;کنیم که می&amp;zwnj;گوید:&amp;laquo;از آنجا که ما نسبت به مضرات اجتماعی گذشته که البته هنوز موجودند راه اغماض در پیش گرفته&amp;zwnj;ایم، در برخورد با مضرات امروز عاجزیم. مضراتی که ا&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جهت رفع آنها کوشش به عمل نیاید رشد خواهند کرد. مضراتی که با آنها مدارا شود کلیت نظام را مسموم خواهد نمود و چون ما مضرات گذشته و حال خود را بر طرف ننموده ایم ... قانون و عدالت نیز ناپدید گشته&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn32&quot; name=&quot;_ftnref32&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[32]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ناگفته پیداست که منظور نهرو از مضرات اجتماعی آن سنت&amp;zwnj;های تبعض&amp;zwnj;آمیز مذهبی است که او اینک هم در مقام نخست&amp;zwnj;وزیر و هم در جایگاه مصلح مذهبی مصمم به رفع آنهاست. او نه تنها اولویت&amp;zwnj;های سیاسی دولت سکولار را بر می&amp;zwnj;شمارد، بلکه با نظر داشت به دگرگونی&amp;zwnj;های اجتماعی، حدود و ثغور مذهب را به مثابه یک امر شخصی تعیین می&amp;zwnj;کند. او راه مبارزه با این سنت&amp;zwnj;ها را مشخصا در جدایی کامل دین از سیاست می&amp;zwnj;بیند ولی در عین حال این جدایی را مقدم بر هر چیز، منوط به جایگزین نمودن قوانین شخصی (شرعی) با قوانین مدنی و عقلانی کردن گفتمان مذهبی می&amp;zwnj;داند. به عبارتی روشن&amp;zwnj;تر، اعتقاد او بر این است که اگر هدف از سکولاریسم برابری افراد در مقابل قانون است، قانون باید به طور یکسان در مورد همگان اجرا شود و این تنها زمانی امکان&amp;zwnj;پذیر است که مشروعیت قوانین مدنی تثبیت شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شکست سکولاریسم اخلاقی گاندی و بحران رهبری منبعث از آن در بحبوحه جدایی هند و پاکستان به نحوی انکار ناپذیر نهرو را در جایگاه رهبر ملی هند و پروژه ملی- سکولار او را در کانون سیاست&amp;zwnj;های اصلاحی این کشور قرار داد. این روند اقتدار سیاسی او را به اقتدار اخلاقی نیز تعمیم داد تا بدان حد که او تهذیب دین را از وظایف خود برشمرد. او بلافاصله پس از استقلال هند نخستین لایحه اصلاحی را به منظور رفع تبعیضات و تضییقات مذهبی از پارلمان هند گذراند که مهم&amp;zwnj;ترین آنها عبارت بودند از: به رسمیت شناختن ازدواج میان کاستی و حق طلاق برای زنان هندو، منع چند همسری و تساوی میان زن و مرد در امور وراثت.&lt;a href=&quot;#_ftn33&quot; name=&quot;_ftnref33&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[33]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;قانون دیگری که در همین زمان به تصویب رسید، الغای سنت دیرینه دیواداسی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Devadasi)&lt;/span&gt; یا بوگاداسی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Bogadasi)&lt;/span&gt; بود.&lt;a href=&quot;#_ftn34&quot; name=&quot;_ftnref34&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[34]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; طبق این سنت ، دختران جوان به ازدواج خدای هندو دیوا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Deva)&lt;/span&gt; در آمده، به عنوان رقاصه به معابد هندوان اهداء می&amp;zwnj;شدند و نهایتا به عنوان روسپیان مذهبی مورد استفاده قرار می&amp;zwnj;گرفتند. سرانجام باید به تصویب قوانین مهم دیگری اشاره نمود که در آنها هم چهره خشن قانون و هم قلب رئوف آن یکجا مشهود است. از جمله این قوانین، جرم شمردن اقدام به جلوگیری از ورود کاست&amp;zwnj;های &amp;quot;نجس&amp;quot; به معابد هندوان و تبعیضات کاستی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;علاوه، نهرو با حذف کرسی&amp;zwnj;های رزرو شده در پارلمان هند برای نمایندگان اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی، به سیاست انتخاباتی عصر استعمار مبنی بر هویت مذهبی پایان داد و در عوض با یاری امبدکار کرسی&amp;zwnj;هایی را برای نمایندگان کاست&amp;zwnj;ها و قبایل محروم محفوظ نگاه داشت تا از این طریق، آنها را نیز در تعیین سرنوشت کشور سهیم کند. از سوی دیگر، نهرو به منظور ارتقاء موقعیت اجتماعی این اقشار حاشیه&amp;zwnj;ای جامعه از جمله زنان سهمیه&amp;zwnj;های مشخصی را برای تحصیل و اشتغال آنها مقرر نمود، چرا که از نظر نهرو برابری حقوق شهروندی بدون موقعیت یکسان امکان&amp;zwnj;پذیر نخواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آموزش، تخصص و شایسته&amp;zwnj;سالاری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ارنست گلنر، نظریه پرداز ناسیونالیسم، به درستی آموزش را یکی از مهم&amp;zwnj;ترین ارکان سازنده دولت ملی می&amp;zwnj;داند. از نظر او آموزش در جوامع مبتنی بر علم و تخصص مکانیسمی است که افراد را به گردانندگان امور دولتی ارتقاء داده، همگونی میان دولت و ملت را برقرار می&amp;zwnj;سازد.&lt;a href=&quot;#_ftn35&quot; name=&quot;_ftnref35&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[35]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این نقش هماهنگ&amp;zwnj;کننده آموزش که خود اشارتی است بر اعتلای تفکر سکولاریستی به وضوح در جهان&amp;zwnj;بینی نهرو نیز نمودار است. او به دو دلیل مشخص اشاعه آموزش همگانی را در تمام سطوح آن، یکی از نخستین اولویت&amp;zwnj;های دولت سکولار می&amp;zwnj;داند. نخست این&amp;zwnj;که او کسب علم و دانش را از جمله راه&amp;zwnj;های موثر در جهت مبارزه با تاریک&amp;zwnj;اندیشی مذهبی می&amp;zwnj;داند تا آنجا که اعلام می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;من معابد را به مدارس مبدل می&amp;zwnj;سازم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn36&quot; name=&quot;_ftnref36&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[36]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; دوم این&amp;zwnj;که او اشاعه علم و دانش و در نتیجه تخصص را شیوه&amp;zwnj;ای موثر برای الغای تمایزات و امتیازات مذهبی و جایگزین نمودن آنها با شایستگی و توانایی فردی می&amp;zwnj;بیند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این گرایش به تخصص بویژه در تضاد او با سنت&amp;zwnj;گرایان نمایان است. او در رد پیشنهاد یکی از نمایندگان پارلمان مبنی بر مشورت با منجم برای تعیین روز افتتاحیه قانون اساسی با لحنی نیشدار گفت: &amp;laquo;ما یا باید با این پندار بیهوده به مقابله برخیزیم... یا این&amp;zwnj;که سرنوشت ملت را به کسانی بسپاریم که معتقد به نجوم&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn37&quot; name=&quot;_ftnref37&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[37]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; نهرو با گسترش آموزش رایگان همگانی و تکیه بر دانش و تخصص، زمینه شایسته&amp;zwnj;سالار&amp;zwnj;ی در نظام اداری هند امروز را فراهم ساخت. در چارچوب این نظام تصدی مشاغل عالی دولتی اساسا خارج از ملاحظات قومی، نژادی، جنسی، مذهبی ، کاستی، عقیدتی و تنها با در نظرداشت و سنجش دانش و تخصص افراد در یک آزمون سراسری صورت می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;عدالت اجتماعی &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهرو در روز ۲۷ ماه مه &amp;zwnj;۱۹۶۴ چشم از جهان فرو بست. اما چنین به نظر می&amp;zwnj;رسد که انگار او زنده مانده و تجربه انقلاب اسلامی ایران را پشت سر نهاده بود. او از چیزی سخن می&amp;zwnj;گوید که ما ایرانیان در سی و سه سال گذشته دراشکال و ابعاد مختلف آن را تجربه کرده&amp;zwnj;ایم. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;ما اگر نتوانیم مذهب را مهار کنیم، مذهب این کشور[هند] را نابود خواهد کرد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn38&quot; name=&quot;_ftnref38&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[38]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در این گفته ترس و وحشتی نهفته است که از اعماق ذهن او بر می&amp;zwnj;خیزد، ذهنی که هم سرشار از داده&amp;zwnj;های تمدن غرب و هم واقف بر مسائل دنیای شرق است. ترس او از روزی است که مذهب به جامه عدالت&amp;zwnj;خواهی ملبس گشته و با استفاده ابزاری از عقل و تکنولوژی مدرن، تمام دستاوردهای هند سکولار را لگدمال کند.&lt;a href=&quot;#_ftn39&quot; name=&quot;_ftnref39&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[39]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;نمایش آنچه که در هند و جاهای دیگر مذهب نام دارد مرا متوحش می&amp;zwnj;سازد...مذهب سازمان یافته، هر چه که گذشته آن بوده باشد ، امروز عمدتا یک فرم خالی و تهی از محتوای واقعی است. مذهب اینک از محتوای کاملا متفاوتی پر شده است. حتی آنجا نیز که چیز به ظاهر با ارزشی از آن بر جا مانده، عاری از مضرات نیست. چنین به نظر می&amp;zwnj;رسد که این دگرگونی هم در شرق و هم در غرب اتفاق افتاده باشد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn40&quot; name=&quot;_ftnref40&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[40]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این&amp;zwnj;که نهرو برای مهار مذهب چه راهی را بر می&amp;zwnj;گزیند موضوعی است که ابعاد به مراتب رادیکال&amp;zwnj;تر سکولاریسم او را نمایان می&amp;zwnj;سازد. او نخست به رمزگشایی از مطالبات به&amp;zwnj;ظاهر آن جهانی رهبران راست&amp;zwnj;گرای مذهبی و ارائه تصویری روشن از خاستگاه طبقاتی آنها می&amp;zwnj;پردازد و می&amp;zwnj;گوید:&amp;laquo;باورکردنی نیست که چگونه طبقات بورژوا، هم در میان هندوان و هم در میان مسلمانان، موفق شدند تا تحت نام مقدس مذهب همدلی و حمایت توده مردم را حول محور برنامه&amp;zwnj;ها و مطالباتی بدست آورند که مطلقا هیچ ربطی به توده مردم یا حتی طبقات متوسط تحتانی ندارد. هر گونه مطالبه از سوی گروه&amp;zwnj;های کامیونالیستی، در تحلیل نهایی، مطالبه&amp;zwnj;ای است برای مشاغل عالی و این مشاغل تنها از آنِ معدود افرادی از طبقات برگزیده خواهند بود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn41&quot; name=&quot;_ftnref41&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[41]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;نهرو سپس در پی این تحلیل به ضرورت اشاعه گفتمان سکولاریستی در میان توده&amp;zwnj;های مردم و رهاسازی آنها از نفوذ فرهنگی راست&amp;zwnj;گرایان مذهبی می&amp;zwnj;پردازد که بخش عمده استراتژی او را برای مهار کردن مذهب مشخص می&amp;zwnj;سازد. با این همه، او پیشبرد این استراتژی را، مقدم بر هرچیز، منوط به از میان برداشتن نابرابری&amp;zwnj;های اجتماعی و تضاد فرهنگی ناشی از این نابرابری&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;داند. فقر و جهل از جمله عواملی است که او بر آنها انگشت می&amp;zwnj;نهد. نه تنها از آن جهت که تداوم این عوارض اجتماعی توده&amp;zwnj;های محروم را در برابر استثمار فرهنگی و سیاسی راست&amp;zwnj;گرایان مذهبی آسیب&amp;zwnj;پذیر می&amp;zwnj;سازد، بلکه همچنین از آن نظر که او اصولا وجود آنها را ننگی برای تمدن مدرن می&amp;zwnj;داند. چنین است که او اصل عدالت اجتماعی را با مختصات نوین آن درکانون سیستم&amp;zwnj;های اصلاحی خود قرار می&amp;zwnj;دهد، اصلی که او را به&amp;zwnj;سوی فاز برتری از تمدن مدرن با شیوه&amp;zwnj;های سکولار مختص به خود سوق می&amp;zwnj;دهد. در این مفهوم، مسئله او اساسا تمدن است که نوع پیشامدرن آن را عملا پایان یافته و نوع مدرن آن را که نمودی از سلطه سرمایه&amp;zwnj;داری است، نیازمند تغییر می&amp;zwnj;داند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در این مورد به صراحت اعلام می&amp;zwnj;دارد: &amp;laquo;تمدن&amp;zwnj;های قدیم، به&amp;zwnj;رغم همه زهد و تقوایشان، کارآیی خود را از دست داده&amp;zwnj;اند. همچنین تمدن نوین غرب، با تمام پیروزی&amp;zwnj;ها و موفقیت&amp;zwnj;ها و همینطور بمب اتم&amp;zwnj;اش، به نظر نا کارآمد می&amp;zwnj;آید. بنابراین، احساس فزاینده&amp;zwnj;ای وجود دارد که ایرادی درتمدن ما موجود است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn42&quot; name=&quot;_ftnref42&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[42]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; او تمدن برتر را تلفیقی از دمکراسی و سوسیالیسم و راه رسیدن به آن را در مارکسیسم می&amp;zwnj;داند. برای او مارکسیسم مظهری است از یک نگرش سکولار که او را به بررسی مسائل اجتماعی و سیاسی رهنمون می&amp;zwnj;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سوسیالیسم و دولت رفاه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهرو گرچه دمکراسی پارلمانی را یکی از مستعدترین شیوه&amp;zwnj;های گسترش حقوق شهروندی در میان قشرهای مختلف جامعه، از جمله کاست&amp;zwnj;ها و قبایل محروم می&amp;zwnj;داند، ولی آن را برای دستیابی به تغییرات بنیادی و بهبود زندگی توده&amp;zwnj;های مردم نارسا و نا کافی می&amp;zwnj;شمرد. استدلال اوچنین است: &amp;laquo;حق رای به تنهایی برای فرد گرسنه معنای چندانی ندارد. چنین شخصی بیشتر به نان و آب می&amp;zwnj;اندیشد تا حق رای. بنابراین، دمکراسی سیاسی به خودی خود کافی نیست مگر این&amp;zwnj;که از آن به عنوان وسیله&amp;zwnj;ای در جهت افزایش دمکراسی اقتصادی استفاده شود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn43&quot; name=&quot;_ftnref43&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[43]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اشاره نهرو در اینجا به توزیع عادلانه ثروت و تقسیم مواهب زندگی است که بُعد دیگری از برابری حقوق شهروندی را شامل می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود. او تحقق این بُعد از دمکراسی را منوط به ایجاد دولت رفاه و اقتصاد سوسیالیستی می&amp;zwnj;داند که هر یک، علی&amp;zwnj;رغم تفاوت ماهوی، مکمل دیگری است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تدبیر دوگانه به وضوح عمق و وسعت جهان&amp;zwnj;بینی سکولاریستی نهرو را نمایان می&amp;zwnj;سازد که در آن توسل به ایمان به منظور دستیابی به ایدآل&amp;zwnj;های انسانی بی&amp;zwnj;ثمر و حتی مخرب تلقی می&amp;zwnj;گردد. برای او سکولاریسم نه یک ایدئولوژی که تفکری همسو با واقعیت&amp;zwnj;ها و اولویت&amp;zwnj;های این جهانی است که با هر نوع ایدئولوژی، چه مذهبی و چه غیر آن مغایرت دارد. این موضوع هم در برخورد انتقادی او به مذهب و هم در برداشت او از مارکسیسم مشهود است. آن&amp;zwnj;گونه که در گزینش مارکسیسم به عنوان یک تفکر سکولاریستی خصلت ایمانی آن را کنار می&amp;zwnj;نهد و بر نگرش علمی آن تاکید می&amp;zwnj;ورزد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در این خصوص می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;گرایش من به کمونیسم به هیچ&amp;zwnj;وجه از روی ایمان نبود... نگرش علمی مارکسیسم مرا به خود جذب کرد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn44&quot; name=&quot;_ftnref44&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[44]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; او در ادامه می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;من معتقدم که فلسفه کمونیسم ما را در فهم و بررسی شرایط موجود در هر کشوری یاری می&amp;zwnj;بخشد و به&amp;zwnj;علاوه راه ترقی بیشتر را به ما بشارت می&amp;zwnj;دهد. اما این توهین و بی&amp;zwnj;عدالتی به فلسفه مارکسیسم است که آن را کورکورانه و بدون توجه به واقعیت&amp;zwnj;ها و شرایط حاکم بر جامعه پیاده نماییم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn45&quot; name=&quot;_ftnref45&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[45]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر همین اساس است که او تعریف خاص خود را از سوسیالیسم ارائه می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;من به سوسیالیسم به&amp;zwnj;عنوان یک مفهوم پویا و انعطاف پذیر می&amp;zwnj;نگرم، مفهومی که باید متناسب با شرایط زندگی و فعالیت انسانی در هر کشوری باشد. من هیچ لزومی نمی&amp;zwnj;بینم که سوسیالیسم را در یک مفهوم مشخص و ایستا تعریف کنم. آنچه من می&amp;zwnj;خواهم این است که همه افراد در هند از بدو تولد موقعیت یکسانی برای رشد و نمو داشته باشند...&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn46&quot; name=&quot;_ftnref46&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[46]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;با توجه به نکات فوق می&amp;zwnj;توان دریافت که چرا نهرو ایجاد جامعه سوسیالیستی و دولت رفاه را منوط به یکدیگر می&amp;zwnj;داند. او اقتصاد سوسیالیستی را که در آن تولید بر اساس نیازمندی&amp;zwnj;های جامعه صورت می&amp;zwnj;گیرد مهم&amp;zwnj;ترین عامل رفع نابرابری&amp;zwnj;های اجتماعی می&amp;zwnj;داند. اما نهرو در عین حال با وقوف بر وجود فقر ناشی از دو قرن سلطه استعمار بر هند اعلام می&amp;zwnj;دارد: &amp;laquo;سوسیالیسم یا کمونیسم رهنمون ما در تقسیم عادلانه ثروت است... ولی در هند ثروتی موجود نیست، تنها فقر است که می&amp;zwnj;توان تقسیم کرد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn47&quot; name=&quot;_ftnref47&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[47]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدین سبب، نهرو تولید ثروت را نخستین شرط لازم برای رفاه همگانی و سرانجام تحقق جامعه سوسیالیستی می&amp;zwnj;داند. در اینجاست که او تسلیم دید پراگماتیست خود می&amp;zwnj;شود و الگوی اقتصادی دوگانه&amp;zwnj;ای را بر می&amp;zwnj;گزیند که در آن دو بخش دولتی و خصوصی پا به پای یکدیگر نقش تولید ثروت را برعهده می&amp;zwnj;گیرند. نهرو اما پروژه&amp;zwnj;های عظیم صنعتی را که برای او مهم&amp;zwnj;ترین منبع تولید ثروت محسوب می&amp;zwnj;گردد همراه با بخش خدمات منحصرا تحت کنترل دولت و اقتصاد روستایی را در اختیار بخش خصوصی قرار می&amp;zwnj;دهد. سیاست تقسیم اراضی نهرو دقیقا در راستای توسعه اقتصاد روستایی بود. به هرطریق، او نقش مسلط دولت را در حوزه خدمات و اقتصاد صنعتی، یگانه شیوه موثر در جلوگیری از اقتدار سیاسی بخش خصوصی می&amp;zwnj;داند.&lt;a href=&quot;#_ftn48&quot; name=&quot;_ftnref48&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[48]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;توسعه و تمدن&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهرو در زندگی نامه خود گفته&amp;zwnj;ای از گاندی را بدین قرار نقل می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;راه رستگاری هند دراین است تا آنچه را که درطی پنجاه سال گذشته، آموخته کنار نهد. راه&amp;zwnj;آهن، خطوط تلگراف، بیمارستان&amp;zwnj;ها، وکلا، اطبا، و همه چیزهای مشابه از این قبیل باید محو گردند و طبقه به اصطلاح مرفه باید آگاهانه، به سیاق مذهبی و عمدا، شیوه ساده زندگی روستایی را بیاموزد و بداند که این راه سعادت و رستگاری انسان در این نوع زندگی است... من هر بار که وارد کوپه قطار می&amp;zwnj;شوم یا از اتوموبیل استفاده می&amp;zwnj;کنم، می&amp;zwnj;دانم که نسبت به آنچه که خود درست می&amp;zwnj;پندارم بی&amp;zwnj;حرمتی روا داشته&amp;zwnj;ام.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn49&quot; name=&quot;_ftnref49&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[49]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهرو سپس به نقد این نظرات می&amp;zwnj;پردازد و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;در پس این گفته عشق و تحسین گاندی به فقر و فلاکت و ریاضت&amp;zwnj;کشی نهفته است. برای او پیشرفت و تمدن نه در ازدیاد خواسته&amp;zwnj;های انسانی و ارتقاء استانداردهای زندگی ، بلکه در کاهش تعمدی این خواسته&amp;zwnj;ها است...&amp;raquo; &lt;a href=&quot;#_ftn50&quot; name=&quot;_ftnref50&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[50]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; نهرو این نحوه نگرش را اساسا خطا و زیان&amp;zwnj;بار می&amp;zwnj;پندارد، چرا که برای او راه بازگشتی وجود ندارد. او بر خلاف گاندی سعادت انسان را در فراهم ساختن زمینه&amp;zwnj;های مادی تمدن مدرن و انجام آن را مهم&amp;zwnj;ترین رسالت تاریخی خود می&amp;zwnj;داند که با توسعه اقتصادی، صنعتی، فرهنگی و پروژه&amp;zwnj;های سازندگی تحقق می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به عنوان مثال، آنجا که گاندی از آخرت سخن می&amp;zwnj;گوید، نهرو به طرح شهرسازی و آینده ترافیک شهرهای بزرگ هند می&amp;zwnj;اندیشد و تاکید می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;هیچ جاده&amp;zwnj;ای که ظرفیت پذیرش ترافیک را در ۵۰، ۶۰ و ۱۰۰ سال آینده ندارد نباید در کنار شهرها ساخته شود. باید فضای کافی در دو طرف جاده وجود داشته باشد تا بتوان آن را در آینده وسعت داد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn51&quot; name=&quot;_ftnref51&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[51]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; او هم&amp;zwnj;چنین به تامین آب آشامیدنی برای مناطق محروم کشور، احداث سیستم آبیاری کشاورزی و راه&amp;zwnj;های بازرگانی، تاسیس بیمارستان، مراکز آموزشی و هنری، کتابخانه، خدمات اجتماعی و پروژه&amp;zwnj;های عظیم صنعتی می&amp;zwnj;اندیشد. شرح یکایک این پروژه&amp;zwnj;های اصلاحی مسلما نیازمند یک بررسی مستقل است، ولی نکته حائز اهمیت در اینجا نگرش سکولاریستی اوست که تحقق آنها را به&amp;zwnj;وجود میآورد. او خود این نگرش را هنگام تاسیس سدهای آب با تشبیه آنها به &amp;quot;معابد نوین هند&amp;quot; به بهترین وجهی بیان می&amp;zwnj;دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دمکراسی وسوسیالیسم &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;مناسبت نیست تا این مبحث را با شمه&amp;zwnj;ای از درک فلسفی نهرو از اصل عدم خشونت آغاز کنیم. در تقابل با گاندی که به پرهیز از خشونت صبغه مذهبی می&amp;zwnj;دهد، نهرو آن را در بستر تمدن مدرن می&amp;zwnj;نهد. از دیدگاه او گرایش به خشونت&amp;zwnj;زدایی پدیده&amp;zwnj;ای فرهنگی است که با رشد و اعتلای تمدن مدرن نضج می&amp;zwnj;گیرد و بنابراین باید بر بنیاد آموزه&amp;zwnj;های انسانی، اخلاقیات مدنی و حقوق شهروندی استوار باشد. بر این سیاق، او اشاعه و گسترش دمکراسی را به مثابه مولفه&amp;zwnj;ای از فرهنگ و تمدن مدرن، موثرترین راه جلوگیری از خشونت می&amp;zwnj;داند زیرا دمکراسی در نظر او یگانه شیوه درست و صلح آمیز برای حل مسائل اجتماعی و سیاسی است. چنین است که او همانند گاندی، اما با نگرشی کاملا متفاوت، تصریح می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;موثرترین راه رهایی ما [از سلطه استعمار انگلیس] شیوه عدم خشونت است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn52&quot; name=&quot;_ftnref52&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[52]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آزردگی خاطر نهرو از &amp;laquo;منش مستبدانه و رفتار تهاجمی و مبتذل کمونیست&amp;zwnj;ها در تخطئه مواضع دیگران&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn53&quot; name=&quot;_ftnref53&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[53]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و مهم&amp;zwnj;تر، مشاهدات او از &amp;laquo;سرکوب نظرات مخالف، دسته&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;های سیاسی و به&amp;zwnj;کارگیری خشونت در اعمال سیاست&amp;zwnj;های دولتی در روسیه شوروی&amp;raquo; و اصولا &amp;quot;زبان خشونت&amp;zwnj;آمیز کمونیسم&amp;quot;&lt;a href=&quot;#_ftn54&quot; name=&quot;_ftnref54&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[54]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; او را در تاکید بر آزادی&amp;zwnj;های فردی و مدنی مصرتر ساخت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مشاهدات او را به طرح یک پرسش اساسی سوق می&amp;zwnj;دهد و آن این&amp;zwnj;که: &amp;laquo;آیا نادیده انگاشتن یا قربانی کردن آزادی&amp;zwnj;های فردی به منظور ترقی جامعه هدف درستی است؟&amp;raquo; پاسخ او چنین است: &amp;laquo;پیشرفت واقعی جامعه زمانی میسر می&amp;zwnj;گردد که آزادی&amp;zwnj;ها و موقعیت&amp;zwnj;های فردی فراهم شوند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn55&quot; name=&quot;_ftnref55&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[55]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; نهرو این موضوع را به ویژه در رابطه با آزادای مطبوعات گوشزد می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;آزادی مطبوعات در این نیست که آنچه ما می&amp;zwnj;خواهیم بازگو شود. حتی حکام مستبد هم با این نوع آزادی موافق خواهند بود. آزادی مطبوعات در این است که ما اجازه دهیم تا نظراتی که ما نمی&amp;zwnj;خواهیم برای عموم آشکار گردند و به زیان اهداف ما هستند، منعکس شوند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn56&quot; name=&quot;_ftnref56&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[56]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این اعتبار، در تمدن مورد نظر نهرو دمکراسی به همان نسبت از اهمیت برخوردار است که ایجاد یک جامعه سوسیالیستی. برای او هر یک در نوع خود وسیله&amp;zwnj;ای است در جهت تعالی انسان که با رشد و شکوفایی فرهنگ (مادی و معنوی) محقق می&amp;zwnj;شود و در فراخی روح و ذهن و استعدادهای نامتناهی او نمود می&amp;zwnj;یابد.&lt;a href=&quot;#_ftn57&quot; name=&quot;_ftnref57&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[57]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; هدف او تلفیق این دو است. چنانکه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;تنها کافی نیست که ما وسایل معیشت دنیوی را فراهم کنیم. ما مسلما خواهان استانداردهای عالی زندگی هستیم، اما نه به قیمت از میان بردن انرژی و روح جستجوگر و خلاق انسان و نه به قیمت نادیده انگاشتن تمام جلوه&amp;zwnj;های خوب زندگی که در اعصار تاریخی انسان را به کمال رسانیده است&amp;hellip; موضوع پیش روی ما این است که چگونه سوسیالیسم و دمکراسی را با یکدیگر پیوند دهیم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn58&quot; name=&quot;_ftnref58&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[58]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیوند این دو رکن از فلسفه حکومتی نهرو به روشنی در بیانیه کنگره ملی هند مصوبه ۲۶ ژانویه ۱۹۳۰ نمایان است: &amp;laquo;ما معتقدیم که این حق مسلم مردم هند است که مانند سایرین، از آزادی، ثمره زحمات خود و نیازمندی&amp;zwnj;های زندگی برخوردار باشند... ما هم&amp;zwnj;چنین معتقدیم که اگر دولت [هند آزاد] مردم خود را از این حقوق محروم نماید و مورد ظلم قرار دهد، مردم این حق را دارند تا آن دولت را تغییر دهند یا سرنگون سازند.&lt;a href=&quot;#_ftn59&quot; name=&quot;_ftnref59&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[59]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در باب تاکید نهرو بر لزوم رفاه مردمی پیش&amp;zwnj;تر سخن رفت. اکنون به تعهد نهرو به اصل دمکراسی می&amp;zwnj;پردازیم. در سال ۱۹۳۶ متنی به قلم نویسنده&amp;zwnj;ای با نام مستعار چاناکیا در مجله &lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;The Modern Review of Calcutta&lt;/span&gt;&lt;/em&gt; به چاپ رسید: &amp;laquo;جواهر تمام ویژگی&amp;zwnj;های یک دیکتاتور را دارد. محبوبیت گسترده، اراده قوی، توانمندی، استحکام، عدم تحمل دیگران و نوعی احساس تحقیر نسبت به افراد ضعیف وبی کفایت. در این عصر انقلابی، قیصریسم&amp;nbsp; همواره پشت در منتظر است. آیا امکان آن نیست که جواهر در عالم خیال خود را قیصر بپندارد؟ باید او را کنترل کرد. ما قیصر نمی&amp;zwnj;خواهیم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn60&quot; name=&quot;_ftnref60&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[60]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سال&amp;zwnj;ها بعد مشخص گردید که نویسنده این متن کسی جز خود نهرو نبود! به کار بردن نام مستعار چاناکیا نیز شایان توجه است؛ چاناکیا نام دیگر کائوتیلیا، وزیر سکولار سلسله موریان هند باستان بود. چنین به نظر می&amp;zwnj;رسد که نهرو به نوعی، سکولاریسم خود را تداومی از سنت دیرینه کائوتیلیا می&amp;zwnj;داند و با ارائه تصویری از او به عنوان یک منقد دمکرات، سنت او را از گذشته به حال می&amp;zwnj;آورد و با یکدیگر پیوند می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تداوم به ویژه در برخورد به مسئله تکثر فرهنگی هند مشهود است، با این تفاوت که اگر کائوتیلیا احترام به فرهنگ&amp;zwnj;های متمایز این سرزمین را بخشی از سیاست امپراتوری می&amp;zwnj;دانست، نهرو آن را در چارچوب ایدئولوژی وحدت&amp;zwnj;&amp;zwnj;بخش دولت ملی هند قرار می&amp;zwnj;دهد. نهرو، بر خلاف نگرش رایج در میان بسیاری از دولتمردان به ظاهر سکولار، ناسیونالیسم را نه در متحد&amp;zwnj;الشکل ساختن جامعه که در اتحاد گروه&amp;zwnj;های مختلف اجتماعی، مذهبی، زبانی، و قومی حول محور یک هویت تاریخی و منا فع مشترک آنها می&amp;zwnj;داند. از نظر او مقوله ملت مجموعه&amp;zwnj;ای است از تمامی این گروه&amp;zwnj;ها و هر گونه مبادرت به زور در جهت تحمیل یک فرهنگ غالب بر آن&amp;zwnj;ها، خشونت و مغایر با روح دمکراسی است که سرانجام به نفی روح ناسیونالیسم و استقرار یک حکومت استبداد&amp;zwnj;ی می&amp;zwnj;انجامد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نکته به روشنی در حمایت او از شیوه زندگی قبایل هند به مثابه جزئی از میراث فرهنگی هند بازتاب می&amp;zwnj;یابد: &amp;laquo;ما نباید به این قبایل به عنوان نمونه&amp;zwnj;ای برای بررسی&amp;zwnj;های مردم شناسانه که به کار موزه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;آید بنگریم. هر یک از ما خود موضوع مردم&amp;zwnj;شناسی هستیم. این مردمان انسان&amp;zwnj;های زنده&amp;zwnj;ای هستند با فرهنگی متفاوت و برماست که با آنها همان&amp;zwnj;طور که هستند آمیزش و مراوده داشته باشیم.&amp;raquo; نهرو جذب اجباری آنها را مطابق الگوی زندگی شهری ناموجه و غیردمکراتیک و راه درست را اعطای امتیازات ویژه و بهبود شرایط زندگی آنها، از جمله فراهم ساختن امکانات رفاهی و بهداشتی می&amp;zwnj;داند.&lt;a href=&quot;#_ftn61&quot; name=&quot;_ftnref61&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[61]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همین حس تعهد به دمکراسی است که شخص لامذهبی چون نهرو را به سرسخت&amp;zwnj;ترین مدافع حقوق اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی مبدل می&amp;zwnj;سازد. او با آن&amp;zwnj;که هم بر تفکیک دین از سیاست و هم بر جدایی دین از زندگی تاکید می&amp;zwnj;ورزد، در به رسمیت شناختن مسلک و مرام مذهبی مردم هند تا آن حد پیش می&amp;zwnj;رود که می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;باید کامل&amp;zwnj;ترین نوع آزادی برای ابراز ایمان مذهبی وجود داشته باشد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn62&quot; name=&quot;_ftnref62&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[62]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سان او سکولاریسم را تا آنجا که به رابطه دین با سیاست مربوط می&amp;zwnj;شود چنین تعریف می&amp;zwnj;کند:&amp;laquo;ما از دولت سکولار در هند سخن می&amp;zwnj;گوییم. شاید این کار ساده&amp;zwnj;ای نباشد که واژه معادل آن را در زبان هندی بیابیم. برخی می&amp;zwnj;پندارند که سکولاریسم به معنای ضدیت با مذهب است. این برداشت قطعا درست نیست. سکولاریسم یعنی این&amp;zwnj;که دولت، هر عقیده و ایمانی را به دیده یکسان بنگرد و برای هر یک موقعیت برابری را فراهم سازد؛ سکولاریسم یعنی این&amp;zwnj;که دولت خود را وابسته به هیج ایمان و عقیده&amp;zwnj;ای نداند تا مبادا بعدا به مذهب دولتی تبدیل شود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn63&quot; name=&quot;_ftnref63&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[63]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
	
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;1&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; S.P. Agrawal &amp;amp; J.C. Aggarwal (ed,), Nehru on social issue, New Delhi: Concept Publishing Co., 1989, p. 68.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;2&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; JawaharLal Nehru, &lt;em&gt;Collected Works, &lt;/em&gt;p.671.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;3&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Andr&amp;eacute; Malraux, &lt;em&gt;Antimemoirs, &lt;/em&gt;London: Hamish Hamilton, 1968, p. 145.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;4&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;em&gt;Constituent Assembly Debates, &lt;/em&gt;vol&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;.&lt;/span&gt;, vol.IX,, p.401&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;5&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Michael Brecher, &lt;em&gt;Nehru: A Political Biography, &lt;/em&gt;London : Oxford University Press, 1959, pp.98-99.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn6&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;6&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Shashi Tharoor, &lt;em&gt;Nehru: The Invention of India&lt;/em&gt;, New York: rcde Publication, 2003, pp.233-34.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn7&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;7&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Jawahar Lal Nehru, Toward Freedom: The Autobiography of Jawahar Lal Nehru, New York: The John Day Company, 1941, p. 312.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn8&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;8&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; S. Gopal, &amp;ldquo;Nehru and Minorities&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Economic and Political Weekly, &lt;/em&gt;Special Number, November 1988, p. 2473.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn9&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;9&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Jawahar Lal Nehru, Discovery of India, New Delhi: Oxford University Press, 1985, p. 27.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn10&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;10&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 544.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn11&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;11&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Shashi Tharoor, &lt;em&gt;Nehru: the Invention of India, &lt;/em&gt;New York: Arcade Publishing Inc., 2003, p. 233.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn12&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;12&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Jawahar Lal Nehru, &lt;em&gt;Toward Freedom: The Autobiography of Jawahar Lal Nehru, &lt;/em&gt;p. 312.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn13&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;13&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; A. R. Desai, &lt;em&gt;Social Background of Indian Nationalism, Bomba6, 1954, p.210.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn14&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;14&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Jawahar Lal Nehru, &lt;em&gt;Toward Freedom: The Autobiography of Jawahar Lal Nehru&lt;/em&gt;, p. 212.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn15&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;15&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn16&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;16&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &amp;quot;The Basic Approach &amp;quot;, 13 July 1958 cited in S . Gopal , &lt;em&gt;Nehru and Secularism, Occasional Papers on History and Society&lt;/em&gt;, Number XLII , May 1987, pp . l0 - 27 .&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn17&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;17&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Sunil Khilnani, &amp;ldquo;Nehru&amp;rsquo;s Faith&amp;rdquo;, p.99.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn18&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;18&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحات 313-314.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn19&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;19&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Jawahar Lal Nehru, &lt;em&gt;Discovery of India, &lt;/em&gt;p. 511.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn20&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;20&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 512.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn21&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;21&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;em&gt;Selected Works of Jawahar Lal Nehru, &lt;/em&gt;Second Series, New Delhi : Jawaharlal Nehru Memorial Fund : Distributed by Oxford University Press, 1984, Vol. 5, p. 473.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn22&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;22&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای اطلاع بیشتراز این بحث رجوع شود به&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Sunil Khilnani, &amp;ldquo;Nehru&amp;rsquo;s Faith&amp;rdquo;, in Anuradha Dingwaney Needham and Rajeswari Sunder Rajan (ed.), &lt;em&gt;The Crisis of Secularism in India&lt;/em&gt;, Durham and London: Duke University press, 2007, pp. 89-92.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn23&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;23&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Jawahar Lal Nehru, &lt;em&gt;Discovery of India, &lt;/em&gt;p.557.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn24&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;24&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn25&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;2&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;5&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Um Das Gupta (ed.), &lt;em&gt;Science and Modern India: An Institutional History 1784-1947, &lt;/em&gt;Vol. XV, Part 4, New Delhi, 2011, p. x&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn26&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;2&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;6&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Sunil Khilnani, &amp;ldquo;Nehru&amp;rsquo;s Faith&amp;rdquo;, p.98.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn27&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;2&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;7&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Partha Chaterjee, &lt;em&gt;Nationalist Thought and the Colonial World: A derivative &lt;/em&gt;discourse&lt;em&gt;, &lt;/em&gt;United Nations University, 1986, Second Edition 1993, p. 140.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn28&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;2&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;8&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 99.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn29&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;2&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;9&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &amp;lsquo;&amp;lsquo;This Unhappy Land of Five Rivers,&amp;rsquo;&amp;rsquo; speech broadcast from New Delhi, August 19, 1947, in Independence and After&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn30&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;3&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;0&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Subhash C. Kashyap&lt;em&gt;, History of the Parliament of India, &lt;/em&gt;Vol.2, New Delhi : Under the auspices of Centre for Policy Research, Shipra, 1994, p.321.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn31&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;3&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;1&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Harold A. Gould, &amp;ldquo;the Babri Masjid and the Secular Contract&amp;rdquo;, pp. 509-513.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn32&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;3&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;2&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Jawahar Lal Nehru, &lt;em&gt;The unity of India, &lt;/em&gt;Collected Works (1937-1940), New Delhi, 1942, p.280.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn33&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;3&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;3&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Partha Chaterjee, &amp;ldquo;Secularism and Toleration&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Economic and Political Weekly, &lt;/em&gt;July 9, 1994, p. 1771.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn34&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;3&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;4&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 1770.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn35&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;3&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;5&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Ernest Gellner&lt;em&gt;, Nations and nationalism,&lt;/em&gt; Oxford : Blackwell, 1983.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn36&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;3&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;6&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Edgar Snow, Journey to the Beginning, from James A Haught, ed, 2000 Years of Disbelief quoted in Ira D. Cardiff, What Great Men Think of Religion, 1945; repr. 1972.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn37&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;3&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;7&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; S. Gopal (ed.), &lt;em&gt;Selected Works of Jawaharlal Nehru &lt;/em&gt;,Second Series, vol.13, New Delhi:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Oxford University Press, 1972, pp.129-130.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn38&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;3&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;8&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Bhikhu Parekh, &amp;ldquo;Nehru and the National Philosophy of India&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Economic and Political Weekly&lt;/em&gt;, Vol. 26, No. 1/2 &amp;nbsp;(Jan. 5-12, 199, p. 41&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn39&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;3&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;9&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای اطلاع بیشتر در این خصوص رجوع شود به&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Sunil Khilnani, &amp;ldquo;Nehru&amp;rsquo;s Faith&amp;rdquo;, p.102.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn40&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;4&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;0&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&amp;nbsp; Jawahar Lal Nehru, Toward Freedom, pp. 240-241.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn41&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;4&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;1&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; S.P. Agrawal &amp;amp; J.C. Aggarwal (ed,), &lt;em&gt;Nehru on social issue&lt;/em&gt;, p. 103.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn42&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;4&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;2&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Lead Article, &amp;ldquo;Two National Leaders&amp;rdquo;, Manas Reprint: &lt;em&gt;The Journal of Intellectual Idealism&lt;/em&gt;, VOLUME XI, NO. 42, p.1.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn43&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;4&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;3&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 58.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn44&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;4&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;4&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Jawahar Lal Nehru, &lt;em&gt;Toward Freedom&lt;/em&gt;, pp. 126, 230.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn45&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;4&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;5&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Jawahar Lal Nehru, &lt;em&gt;Toward Freedom&lt;/em&gt;, p.259.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn46&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;4&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;6&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; S.P. Agrawal &amp;amp; J.C. Aggarwal (ed,), &lt;em&gt;Nehru on social issue, &lt;/em&gt;p. 62.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn47&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;4&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;7&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 53.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn48&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;4&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;8&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Bhikhu Parekh, &amp;ldquo;Nehru and the National Philosophy of India&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Economic and Political Weekly, &lt;/em&gt;January 5-12, 1991, p. 38.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn49&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;49&lt;/span&gt; Jawahar Lal Nehru, &lt;em&gt;Toward Freedom&lt;/em&gt;, p. 314.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn50&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;5&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;0&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn51&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;5&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;1&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; S.P. Agrawal &amp;amp; J.C. Aggarwal (ed,), &lt;em&gt;Nehru on social issue, &lt;/em&gt;p. 65.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn52&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;5&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;2&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&amp;nbsp; Jawahar Lal Nehru, Toward Freedom, p. 386.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn53&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;5&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;3&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحث 126.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn54&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;5&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;4&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا، صفحه 229.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn55&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;5&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;5&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Jawahar Lal Nehru, &amp;ldquo;Problems of Peace and Socialism&amp;rdquo;&lt;em&gt; World Marxist Review, &lt;/em&gt;1958, p. 4o.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn56&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;5&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;6&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Nehru&amp;rsquo;s Letter to Tushar Knti Ghosh, Mrch 4, 1940, in &lt;em&gt;Mainstream&lt;/em&gt;, VOL L, No 23, May 26, 2012.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn57&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;57&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; K. T. Narasimhachar (ed.), &lt;em&gt;The Quintessence of Nehru&lt;/em&gt;, London: Allen &amp;amp; Unwin, 1961, p. 120.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn58&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;5&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;8&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; S.P. Agrawal &amp;amp; J.C. Aggarwal (ed,), &lt;em&gt;Nehru on social issue, &lt;/em&gt;p. 61.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn59&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;5&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;9&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&amp;nbsp; Jawahar Lal Nehru, Toward Freedom, p. 385.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn60&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;6&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;0&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Copy of Nehru&amp;#39;s &amp;#39;Rashtrapati&amp;#39; article, 5 October 1937 reprinted in S. Gopal, (ed.) &lt;em&gt;Selected&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;em&gt;Works of Jawaharlal Nehru, &lt;/em&gt;Series One, Volume 8, Orient Longman2, New Delhi, 1972, pp. 520-522.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn61&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;6&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;1&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; Speech at the opening session of the Scheduled Tribes and Scheduled areas Conference, New Delhi, June 7, 1952, in &lt;em&gt;Mainstream&lt;/em&gt;, VOL L, No 23, May 26, 2012&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn62&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;62&lt;/span&gt; S.P. Agrawal &amp;amp; J.C. Aggarwal (ed,), &lt;em&gt;Nehru on social issue, &lt;/em&gt;p. 21.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn63&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;6&lt;/span&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;3&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نقل از &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;S. G. Mishra, &lt;em&gt;Democracy in India, &lt;/em&gt;New Delhi: Sanbum Publishers, 2000, p.199.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بخش&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پیشین&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/10/12/20575&quot;&gt;هند و سکولاریسم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/10/19/20844&quot;&gt;بحران سکولاریسم هند&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳) &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20900&quot;&gt;پیشینه&amp;zwnj;های سکولاریسم هند&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21206&quot;&gt;۴) پیشینه&amp;zwnj;های تاریخی سکولاریسم هند: آشوکا شاه فیلسوف و زاهد&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/11/09/21383http:/radiozamaneh.com/reflections/2012/11/09/21383&quot;&gt;اکبر شاه، فرمانروای اسلام&amp;zwnj;گرا یا سکولار؟&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;		&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/11/16/21573&quot;&gt;استعمار و سکولاریسم&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/23/21965#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16167">سکولاریزاسیون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2541">سکولاریسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16170">مهرداد صمدزاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16168">نظام کاستی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7915">نهرو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-55">هند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16171">هندو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">هندوستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16169">کاست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7914">گاندی</category>
 <pubDate>Fri, 23 Nov 2012 17:37:55 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21965 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>استعمار و سکولاریسم</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/16/21573</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/16/21573&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    دین و دولت در هندوستان (۶)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهرداد صمدزاده         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;400&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/india-colonial-period-01.jpg?1353694882&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهرداد صمدزاده &amp;ndash; در بخش گذشته آیین کشورداری اکبر شاه مغول را که معرف یکی دیگر از&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیشینه&amp;zwnj;های تاریخی سکولاریسم هند است، بررسی کردیم. این آیین، مشتمل بر سه اصل &amp;quot;راه عقل&amp;quot;، &amp;quot;رواروزی&amp;quot; (رفاه مردمی و عدالت اجتماعی) و &amp;quot;صلح کل&amp;quot; ، نمود سنتی است که از دیرباز تا عصر فرمانروایی اکبرشاه به تناوب تداوم داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینک در بخش حاضر به روند انحطاط این سنت نظر می&amp;zwnj;افکنیم که در دوران پس از اکبر شاه آغاز شد و در عصر استعمار با محو کامل آن از خاطره جمعی پایان یافت. پیامد این روند اشاعه هویت مذهبی و بروز خشونت&amp;zwnj;های کامیونالیستی ناشی از آن بود که جایگزین دو اصل رواداری مذهبی و هم&amp;zwnj;زیستی مسالمت آمیز اکبر شاه شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;محو یک سنت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;تردید عصر فرمانروایی اورنگزیب (1707-1618م)، ششمین امپراتور مغول هند را باید آغاز فروپاشی نظام سکولاری دانست که اکبر شاه به ایجاد آن همت گمارد. دراین فصل ازتاریخ امپراتوری، شاه کشورگشای مغول، ملبس به جامه اسلام و در ائتلاف با شیوخ واشراف مسلمان، با صدور &amp;quot;فتوایی عالم&amp;zwnj;گیر&amp;quot; قوانین و اخلاقیات اسلامی را بر جامعه حاکم ساخت و بدین&amp;zwnj;سان تعصب و تبعیض را جایگزین رواداری مذهبی و صلح اجتماعی کرد. اگر چه فتوحات اورنگزیب در دوره پنجاه ساله فرمانروایی او&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اوج عظمت و اقتدار امپراتوری مغولان را به نمایش گذاشت، اعمال خصمانه و غیرعادلانه او از جمله تخریب معابد هندوان، اجبار پیروان دیگر ادیان به پذیرش اسلام، حذف راجپوت&amp;zwnj;های هندو از قدرت سیاسی، بستن مالیات سنگین بر زمین&amp;zwnj;های زراعی و تخصیص مبالغی هنگفت از خزانه دولت به مکه و مدینه بحرانی را آفرید که هم اضمحلال سنت سکولار پیشین و هم زوال امپراتوری را تسریع کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تسلط کامل کمپانی هند شرقی بر بنگال و متعاقبا بخش اعظم هند پس از جنگ پلاسی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Plassey)&lt;/span&gt; در سال 1757، پایان سلطه مغولان را رقم زد. اما این تحول الزاما به معنای محو مطلق سنت بومی سکولار هند نبود، چرا که علی&amp;zwnj;رغم رنجش هندوان از سیاست&amp;zwnj;های خصمانه و تبعیض آمیز اورنگزیب، آنان همچنان مغولان را از خود می&amp;zwnj;پنداشتند. موید این نکته شورش سپاهیان هند درسال 1857 است که در آن حس تعلق مردمی نسبت به بهادر شاه ظفر، آخرین شاه مغول که تنها در نام فرمانروای هند محسوب می&amp;zwnj;شد، به وضوح نمایان بود. در این شورش که بسیاری از مناطق شمالی و مرکزی هند را در بر گرفت، هندوان و مسلمانان پا به پای هم شرکت داشتند. جالب این&amp;zwnj;که آنان در حرکتی سمبلیک راهی مقر بهادر شاه ظفر، آخرین شاه مغول در دهلی شدند و او را به عنوان مظهر مقاومت ملی هند در برابر استعمار انگلیس علم کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این رخداد که از آن به عنوان نخستین جنبش مقاومت ملی هند یاد می&amp;zwnj;شود، آخرین نمود از سنتی بود که در آن منافع جمعی بر هویت مذهبی چیرگی داشت. تسلط مستقیم دولت بریتانیا برشبه قاره هند پس از سرکوب شورش سپاهیان و الغای کمپانی هند شرقی در سال 1858 فصل نوینی از استعمار را رقم زد که با محو کامل این سنت همراه بود. در این مرحله سیاستگران انگلیسی به پیروی از نگرش تاریخی جیمز میل مندرج درمجموعه چند جلدی &lt;em&gt;تاریخ هند بریتانیا &lt;/em&gt;(1817) سیاست اشاعه هویت مذهبی/کامیونالیستی را با هدف مشخص ایجاد نفاق و چند دستگی در میان هندیان در پیش گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شیوه نامرسوم میل در تقسیم&amp;zwnj;بندی ادوار تاریخی هند مبنای چنین سیاستی بود. او در برشماری ادوار تاریخی هند ملاک را نه تقسیمات سه گانه باستان، قرون وسطا و مدرن، که هویت مذهبی فرمانروایان هند در اعصار مختلف قرار داد و بدین&amp;zwnj;سان تاریخ هند را به دوره فرمانروایی هندوان، مسلمانان و حکومت انگلیس تقسیم کرد. این تقسیم بندی تاریخ هند مشخصا بر اساس تفکیک دو تمدن &amp;quot;متضاد&amp;quot; هندو و اسلام و بیگانه انگاشتن مسلمانان استوار بود، تعبیری که متعاقبا در تحلیل هگل از فلسفه تاریخ هند انعکاس یافت. هگل با تکیه بر همین نگرش استعماری، تمدن هندو را تز، تمدن اسلام را آنتی&amp;zwnj;تز و عصر حکومت انگلستان بر هند را سنتز شمارد.&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اگرچه این تعبیر استعماری از تاریخ هند مفهومی بیگانه بود، اما درونی&amp;zwnj;سازی چنین تعبیری در عصر ظهور ناسیونالیسم آن را به واقعیتی مسلم مبدل ساخت.&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; مقایسه کتاب&amp;zwnj;های تاریخی اوایل قرن نوزدهم با کتاب&amp;zwnj;هایی که در اواخر همین قرن درمدارس هند تدریس می&amp;zwnj;شدند، به وضوح این پروسه درونی&amp;zwnj;سازی را نمایان می&amp;zwnj;سازد. در متون اولیه، اطلاق مفهوم بیگانه به حاکمان مسلمان هند کاملا غایب است، به&amp;zwnj; ویژه آنگاه که مورخان براهمن این متون به ستایش اکبر شاه بر می&amp;zwnj;خیزند. آنجا نیز که اورنگزیب و شاهان متاخر مغول مورد نکوهش قرار می&amp;zwnj;گیرند، تنها از این منظر است که سیاست آنان راه را برای تسلط قوای بیگانه انگلیس بر هند هموار ساخت. اما در متون متاخر، این نکوهش شاهان مغول مبدل به خشم می&amp;zwnj;شود، خشمی که مشخصا بیگانه بودن حاکمان مسلمان را هدف دارد.&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این&amp;zwnj;که چنین تعبیر تفرقه&amp;zwnj;آمیزی از گذشته تاریخی هند سیاست آتی استعمارگران انگلیس را رقم زد، به&amp;zwnj; وضوح در تدبیر اندیشی لرد کرزن، فرمانروای هند مشهود است. او در سال 1905 طرحی را به اجرا گذاشت که طبق آن ایالت بنگال را به بهانه کارآیی اداری به دو بخش بنگال شرقی مسلمان نشین و بنگال غربی هندونشین تقسیم کرد. اگرچه این طرح با مخالفت سرسختانه هندوان مواجه و سرانجام واژگون گردید، اما سیاست تفرقه&amp;zwnj;افکنی بر مبنای هویت مذهبی به اشکال مختلف، از جمله قوانین انتخاباتی مصوبه سال&amp;zwnj;های 1909، 1919 و 1935توسط نظام استعماری، هم&amp;zwnj;چنان تداوم یافت. طبق این قوانین هندوان و مسلمانان ملزم بودند تا در حوزه&amp;zwnj;های انتخاباتی نمایندگان محلی و ایالتی خود را به طور مجزا انتخاب کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این قرائت کامیونالیستی از تاریخ هند و سیاست&amp;zwnj;های استعماری هم&amp;zwnj;سو با آن، متضمن دو پیامد مخرب در روند گسترش ناسیونالیسم هند بود. نخست این&amp;zwnj;که موجودیت بخشیدن به جامعه&amp;zwnj;های نامتجانس مذهبی و ارتقاء آن&amp;zwnj;ها به نهادهای سیاسی آخرین ضربه مهلک را بر بقایای سنت سکولار هند وارد ساخت. دیگر پیامد ویرانگر این بود که هندوان به صرف برخورداری از اکثریت و قدمت تاریخی، خود را مالکان و متولیان سرزمین هند قلمداد و پیروان دیگر ادیان را بیگانه شمردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مخالفت بخشی از هندوان با طرح 1905 کرزن مبنی بر تقسیم ایالت بنگال دقیقا بر همین پایه بود، چرا که آنها اصولا مسلمانان &amp;quot;بیگانه&amp;quot; را مستحق هیچ ادعایی بر خاک هند نمی دانستند. علاوه بر این، با تقسیم ایالت بنگال، زمینداران هندوی مستقر در بنگال شرقی ناگزیر می&amp;zwnj;شدند تا زمین&amp;zwnj;های خود را به اجاره&amp;zwnj;داران مسلمان واگذار کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;استعمار وسیاست هویت مذهبی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر نفاق&amp;zwnj;افکنی بر اساس ارتقاء هویت مذهبی وجه مشخصه سیاست استعماری به شمار می&amp;zwnj;رفت، عامل اجرایی این سیاست شکل تقلیل یافته&amp;zwnj;ای از سکولاریسم بود که تحت نام پلورالیسم مذهبی عمل کرد. تدوین قوانین مدنی در انطباق با سنن دینی حاکم بر فرهنگ اجتماعی مهم&amp;zwnj;ترین اقدام از سوی سیاستگران انگلیس در جهت اشاعه این نوع سکولاریسم بود. این شیوه قانون&amp;zwnj;گذاری نخستین بار در پی طرح پیشنهادی لکس لوسی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Lex Loci)&lt;/span&gt; در اکتبر 1940 تایید و سپس به مرحله اجرا گذاشته شد.&lt;a href=&quot;#_ftn4&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این در هم&amp;zwnj;آمیختگی دین و قانون یگانه شیوه موثر برای مخدوش کردن مرز بین دین و سیاست و در نتیجه اشتقاق جامعه هند به جامعه&amp;zwnj;های متمایز مذهبی بود. به این قرار، هندوان، مسلمانان و دیگر گروه&amp;zwnj;های مذهبی با برخورداری از امتیاز حفظ قوانین و رسوم دینی خود پا به عرصه سیاست ملی گذاشتند. از سوی دیگر، تاکید بر حقوق جمعی (مذهبی) تا حقوق شهروندی، علی&amp;zwnj;رغم تلقی منفی دولت استعماری نسبت به برخی از سنت&amp;zwnj;های تبعیض&amp;zwnj;آمیز دینی، چنین تبعیض&amp;zwnj;هایی را تداوم بخشید.&lt;a href=&quot;#_ftn5&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به عنوان مثال، ازدواج اجباری دختران صغیر، حق چندهمسری برای مردان (هندو و مسلمان)، عدم امکان ازدواج مجدد برای زنان بیوه هندو، محرومیت تمام زنان هندو از حق مالکیت و تبعیض علیه زنان مسلمان در امور وراثت، از جمله سنت&amp;zwnj;هایی بودند که با مدرنیزه شدن قوانین مدنی ولی به سیاق مذهبی، نه تنها تداوم که تشدید یافتند.&lt;a href=&quot;#_ftn6&quot; name=&quot;_ftnref6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ویژگی دیگر سکولاریسم استعماری عقلانیت آن بود، اما عقلانیتی که برخلاف پندار گذشتگان سکولار هند چون کائوتیلیا و اکبر شاه کمترین رابطه را با عدالت داشت، چرا که کاربرد آن در چهارچوب استعماری این مفهوم را از محتوا تهی و به گفتمان برتری غرب بر شرق تبدیل کرد. این بخشی از روند سلطه ایدئولوژیک استعمار بر هند بود که با دعوی انحصاری بر عقلانیت ذاتی خود و بالطبع ترسیم چهره&amp;zwnj;ای غیرعقلانی از فرهنگ مردم تحت استعمار تثبیت شد. بی&amp;zwnj;دلیل نبود که استعمارگران انگلیسی در توجیه سیطره خود برهند آن را به موجودی تشبیه کردند که نیم آن وحشی و نیم دیگر کودک بود. اگر نیمه نخست باید متمدن می&amp;zwnj;شد، نیمه دوم نیاز به تربیت داشت.&lt;a href=&quot;#_ftn7&quot; name=&quot;_ftnref7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر این منوال، عقلانیت به مثابه یک نگرش فلسفی مدرن در برخورد با جوامع تحت استعمار عملکردی کاملا متفاوت داشت. این عملکرد به وضوح در فرضیه فایده&amp;zwnj;گرایی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Utilitarianism)&lt;/span&gt; جرمی بنتام و جان استوارت میل متجلی شد که شالوده سکولاریسم استعماری در هند را بنا نهاد. در این مفهوم، عقلانیت به ملاکی برای سنجش منافع خودمحورانه استعمارگرایان و شیوه حکومتی آنان تنزل یافت، بدین&amp;zwnj;سان که آنچه را که در خدمت منافع خود دیدند عقلانی و آنچه را که در تقابل با آن یافتند غیر عقلانی تلقی کردند. چنین بود که از نیمه دوم قرن نوزدهم به این&amp;zwnj;سو سیاست اشاعه هویت مذهبی هم&amp;zwnj;تراز با سیاست اقتصادی انگلیس در جهت بهره&amp;zwnj;برداری از منابع طبیعی هند ، روشی عقلانی محسوب شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما موضوع حائز اهمیت در اینجا واکنش متضاد رهبران ملی هند به سکولاریسم استعماری است که هم در تقابل و هم به تاثر ار آن ظاهر گردید. این واکنش به خصوص در مکانیسم دفاعی گاندی نسبت به عقلانیت سیاسی مشهود بود، تا آنجا که او در ضدیت با آن، اخلاقیات مذهبی را به عنوان یگانه معیار سیاست صالح علم کرد. با این همه، گاندی در ارائه سکولاریسم اخلاقی خود همان چهارچوب پلورالیسم مذهبی را برگزید که حکام استعمارگر برای او بجا گذارده بودند. تصور او از هند همان جامعه منشعب به گروه&amp;zwnj;های ایمانی بود، با این تفاوت که او اینک برای متحد نمودن آنها اصل رواداری مذهبی را در پیش گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بر همین اساس، گاندی مفهوم ساروا دارما ساماباوا&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; sarva-dharma-samabhava)&lt;/span&gt; &amp;nbsp;را به معنای احترام یکسان به همه مذاهب در مقابل سیاست مذهبی استعمارقرار داد. این نسخه از سکولاریسم در جامعه&amp;zwnj;ای که احساسات مذهبی در آن رخنه کرده و سیاست کلی آن بر اساس تقسیم&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;های کامیونالیستی نهادینه شده بود و همچنین به واسطه نداشتن یک استراتژی منسجم برای رفع تبعیضات مذهبی، راه شکست پیمود. جدایی هند و پاکستان نمود این شکست و ترور شخص گاندی توسط اعضای دو سازمان راستگرای &amp;quot;هندو مهاسبا&amp;quot; و &amp;quot;آر آراس اس&amp;quot; پایان سکولاریسم او بود. اما در این مرحله بحرانی، هند دگربار یکی از برجسته&amp;zwnj;ترین چهره&amp;zwnj;های سکولار خود را در شخص جواهر لعل نهرو عرضه داشت. نهرو با برجسته کردن خصلت رهایی&amp;zwnj;بخش سکولاریسم به مثابه یک نگرش مدرن و دمکراتیک، گزینه دیگری را ارائه نمود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
	
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;strong&gt;1&lt;/strong&gt;&lt;/sup&gt; Infische Alterthumskunde, Leipzig 1847 &amp;ndash; 62, Vol.I, quoted in Romila Thapar, &amp;ldquo;The Tyranny of Labels&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Social Scientist, &lt;/em&gt;Vol. 24, Nos. 9-10, September-October 1996, p. 5&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;2&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/sup&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای روشنتر شدن این بحث رجوع شود به&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Gyanendra Pandey, &lt;em&gt;The Construction of Communalism in Colonial North India&lt;/em&gt;, Delhi ; New York : Oxford University Press, 1990, PP. 6-13,39-43, 83,198-210)&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;3&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/sup&gt; Partha Chatterjee, &amp;ldquo;History and the Nationalization of Hinduism&amp;rdquo;, &lt;em&gt;SOCIAL RESEARCh,&lt;/em&gt; Vol. 59, No. I (Spring 1992)&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;4&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/sup&gt; Anil Chandra Banerjee, &lt;em&gt;English Law in India, &lt;/em&gt;New Delhi: Shaki Malik, 1984, pp.134-35.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;5&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/sup&gt; Percival Spear, &lt;em&gt;A History of India, Volume 2&lt;/em&gt;, New Delhi and London: Penguin Books, 1990. Pp. 147-48&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn6&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;6&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/strong&gt; Tazeen M. Murshid, &amp;quot;Law and Female Autonomy in Colonial India,&amp;quot; &lt;em&gt;Journal of the Asiatic Society of Bangladesh: Humanities,&lt;/em&gt; (June 2002) ,vol. 4, no. 7, pp.&amp;nbsp;25&amp;ndash;42&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn7&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;7&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/strong&gt; Ashis Nandy, &lt;em&gt;Traditions, Tyranny and Utopias: Essays in the Politics of Awareness&lt;/em&gt;, Delhi: Oxford University Press, 1987, p. 58&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;ltr&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بخش&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های پیشین&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/10/12/20575&quot;&gt;هند و سکولاریسم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/10/19/20844&quot;&gt;بحران سکولاریسم هند&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳) &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20900&quot;&gt;پیشینه&amp;zwnj;های سکولاریسم هند&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21206&quot;&gt;۴) پیشینه&amp;zwnj;های تاریخی سکولاریسم هند: آشوکا شاه فیلسوف و زاهد&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/11/09/21383&quot;&gt;اکبر شاه، فرمانروای اسلام&amp;zwnj;گرا یا سکولار؟&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/16/21573#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16167">سکولاریزاسیون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2541">سکولاریسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16170">مهرداد صمدزاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16168">نظام کاستی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7915">نهرو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-55">هند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16171">هندو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">هندوستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16169">کاست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7914">گاندی</category>
 <pubDate>Fri, 16 Nov 2012 09:36:05 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21573 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>اکبر شاه، فرمانروای اسلام‌گرا یا سکولار؟</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/09/21383</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/09/21383&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    دین و دولت در هندوستان (۵)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهرداد صمدزاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/nikaksh01.jpg?1352925543&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهرداد صمدزاده &amp;ndash; در بخش قبل یکی از مهم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین پیشینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سکولاریسم هند را در ارتباط با سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مذهبی و دنیوی آشوکا سومین و مقتدرترین امپراتور سلسله موریان بررسی کردیم. این بررسی نشان دهنده این واقعیت تاریخی است که رواداری مذهبی&amp;zwnj;ای که اصل اساسی حکومت آشوکا را تشکیل می&amp;zwnj;داد، بدون ایجاد زمینه&amp;zwnj;های مادی همگونی اجتماعی چون عدالت اجتماعی ورفاه مردمی امکان&amp;zwnj;پذیر نبود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همین موضوع در مورد سیاست&amp;zwnj;های اکبر شاه مغول و وزیر او ابوالفضل علامی نیز صادق است. این دو تن معرف یکی دیگر از سنت&amp;zwnj;های تاریخی سکولاریسم هند هستند که اینک به شرح آن می&amp;zwnj;پردازیم. اما پیش از ورود به این مبحت لازم است تا نقدی از تاریخ نگاری اسلامی ارائه کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی از نظریه&amp;zwnj;پردازان اسلامی سعی بر این دارند که شیوه زمامداری اکبر شاه را در چارچوب سیاست تبلیغ و اشاعه اسلام در سرزمین هند جلوه دهند. به&amp;zwnj;عنوان مثال، سیدعباس رضوی، ازمفسران حوزوی ایران می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;بدون این&amp;zwnj;که بخواهیم همه کارهای اکبرشاه را تایید کنیم، با توجه به شواهد تاریخی و همکاری علمایی چون فتح اللّه شیرازی و شیخ مبارک ناکوری با او، نمی توان وی را فردی دین&amp;zwnj;ستیز و معارض با اسلام شمرد، بلکه روش او را باید برداشتی از مکتب در تبلیغ دین قلمداد کرد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیش&amp;zwnj;تر نیز علامه محمدحسین مظفر به نقل از همین مفسر، اکبر شاه را زمامداری دین&amp;zwnj;باور دانسته که &amp;laquo;به روزگار او شعائر اسلامی و شیعی در هند رواج یافت.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; چنین برداشت&amp;zwnj;های مطلوب اما تحریف&amp;zwnj;آمیز از سیاست&amp;zwnj;های اکبرشاه سابقه&amp;zwnj;ای بس طولانی دارند که بازار آنها در دوران فرمانروایی اعقاب او رونق یافت. بدین سان، شیح عبدالحق دهلوی (۱۶۶۲-۱۵۵۴) محدث عصر مغولان بلافاصله پس از مرگ اکبرشاه در سال ۱۶۰۵ گفت: &amp;laquo;علی&amp;zwnj;رغم تمام بدعت گذاری&amp;zwnj;ها، اکبرشاه هم&amp;zwnj;چنان پادشاهی مسلمان باقی ماند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این در حالی بود که شاه اسلام&amp;zwnj;پناه عبدالحق به سال ۱۶۰۱ پس از تسخیر منطقه داکا و خاندش، تنها چهار سال قبل از بدرود گفتن حیات، دانیل فرزند مسیحی خود را فرمان داد تا مسجد جامع آنجا را تخریب کرده و به&amp;zwnj;جای آن معبدی برای هندوان بنا نهد، اگر چه دانیل به&amp;zwnj;واسطه ترس از عواقب این عمل هیچگاه فرمان پدر را به اجرا نگذارد.&lt;a href=&quot;#_ftn4&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تعابیر فوق نشانگر نوع خاصی از تاریخ&amp;zwnj;نگاری اسلامی است که از یکسو خود را همچنان در تعارض با جدایی دین از سیاست بیان می&amp;zwnj;دارد، و از سوی دیگر بار مثبت این جدایی را تلویحا یا صراحتا به استعدادهای ذاتی اسلام منتسب می&amp;zwnj;کند. وجه مشخصه این نوع تاریخ&amp;zwnj;نگاری حذف آگاهانه آن دسته از حقایق تاریخی است که گرایش&amp;zwnj;های سکولاریستی عصر موجود را در خود مجسم می&amp;zwnj;سازند. بی&amp;zwnj; دلیل نیست که در تعابیر مذکور نه کوچک&amp;zwnj;ترین اشاره&amp;zwnj;ای به زمینه&amp;zwnj;های فکری اکبر شاه هست و نه نشان از عواملی که به حکومت سکولار و دادگستر او انجامیدند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس ضروری است تا برای برجسته ساختن مواضع سکولار اکبرشاه، شمه&amp;zwnj;ای از نگرش کلی او را که در دو مفهوم &amp;quot;تاریخ الهی&amp;quot; و &amp;quot;دین الهی&amp;quot; تبیین می&amp;zwnj;یابد، عرضه کرد. موضوعی دیگر که در پیوند با همین بحث به آن خواهیم پرداخت مجموعه قوانین و تدابیری است که اکبرشاه در جهت رفع تبعیض&amp;zwnj;های دینی و اجرای عدالت در عصر فرمانروایی خود مقرر کرد. بررسی این موضوع&amp;zwnj;ها نشانگر یک حقیقت تاریخی است و آن این&amp;zwnj;که خاستگاه سکولاریسم در تفکر و عمل سیاسی اکبرشاه را نه در اسلام که در سنت&amp;zwnj;های تاریخی پیش از آن باید جست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تاریخ الهی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;طریف الخالدی می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;اعراب همان زمان که مذهب جدیدی را پذیرا شدند تاریخ جدیدی را نیز فرا گرفتند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn5&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اشاره الخالدی دراین&amp;zwnj;جا مشخصا به گسستی است تاریخی که با ظهور اسلام بروز یافت. اسلام با نفی گذشته تاریخی (عصر جاهلیت) فصل نوینی از تاریخ انسان را اعلام داشت، فصلی که با هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه آغاز گردید. این گسست در عین حال مبین روایت نوینی از تبارشناسی انسان مسلمان بود، آن&amp;zwnj;گونه که تذکره نویسان اسلامی در توجیه مشروعیت حکام وقت شجره&amp;zwnj;نامه آنها را مستقیما به پیامبر و خلفای اسلام منتسب کردند. این تبار شناسی، اصولا تسری وحدت دین و حکومت را که در خود پیغمبر تجلی یافته بود، به دوران بعد او و زمان حاکمان لاحق هدف گرفته بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما ابوالفضل &amp;zwnj;ابن مبارک علامی ، وزیر فرهیخته اکبرشاه و مولف مجموعه سه جلدی اکبرنامه ، نه اسلام را مبدا تاریخ قرار می&amp;zwnj;دهد و نه از روایت تبار شناسانه آن پیروی می&amp;zwnj;کند. بر خلاف دیگر مورخان اسلامی، او ظهور اسلام را نه نمودی از یک انقطاع تاریخی که در تداوم روند تاریخ می&amp;zwnj;داند. بر همین اساس، او در تقابل با تاریخ هجرت، تاریخ الهی را قرار می&amp;zwnj;دهد، مفهومی که به فلسفه آفرینش انسان باز می&amp;zwnj;گردد. در این مقال، تاریخ با پیدایش حضرت آدم، نخستین انسان روی زمین آغاز می&amp;zwnj;شود که شکل تحول یافته آن در عصر فرمانروایی اکبر شاه تجسم می&amp;zwnj;یابد. بی دلیل نیست که ابوالفضل جلد نخست اکبرنامه را با ستایش الله و سپس با نام آدم می&amp;zwnj;آغازد.&lt;a href=&quot;#_ftn6&quot; name=&quot;_ftnref6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عدم ذکر نام بنیانگذار اسلام در مقدمه کتاب امری است آگاهانه که به منظور اجتناب از وجه اسلامی تبارشناسی و ارائه آن در مضمونی فراخ&amp;zwnj;تر صورت می&amp;zwnj;گیرد. ابوالفضل اکبر شاه را مستقیما از اعقاب آدم و مشخصا پنجاه و سومین نسل از تبار او می&amp;zwnj;داند، گفتمانی که در آن نقش واسطه پیامبر اسلام بعنوان مبدا تبارشناسی به یکبار کنار نهاده می&amp;zwnj;شود.&lt;a href=&quot;#_ftn7&quot; name=&quot;_ftnref7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این&amp;zwnj;جا لازم است تا نکته&amp;zwnj;ای را یادآورر شویم که از نظر فهم مطلب حائز اهمیت است، و آن این&amp;zwnj;که اکبرشاه در تمام طول عمر از سواد خواندن و نوشتن محروم بود. او دانش خود را از طریق شنیدن قرائت کتاب کسب می&amp;zwnj;کرد و نظرات خود را توسط آثار فضلای فارسی زبان و هم&amp;zwnj;کیشان فکری&amp;zwnj;اش اشاعه می&amp;zwnj;داد که &lt;em&gt;اکبرنامه &lt;/em&gt;و &lt;em&gt;آیین اکبری&lt;/em&gt; از آن جمله&amp;zwnj;اند&lt;em&gt;.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن&amp;zwnj;چه ابوالفضل در این مجلد بیان می&amp;zwnj;دارد بازتابی است از گرایش&amp;zwnj;ها و عقاید سیاسی شاه فرمانروای خود، چنان&amp;zwnj;که اکبرشاه نیز در تایید و تصویب آنها احکام متعددی صادر می&amp;zwnj;کند. فرمان او بر گزینش سال&amp;zwnj;نمای خورشیدی در سال ۱۵۸۴ میلادی نمونه بارزی است از هم&amp;zwnj;گرایی او با وزیر و یار روشنگر خود. او با مساعدت یکی از اشراف ایرانی تبار دربار خود بنام فتح&amp;zwnj;الله شیرازی این مبدا تاریخی را با عطف به آغاز فرمانروایی خود رسما اعلام داشت.&lt;a href=&quot;#_ftn8&quot; name=&quot;_ftnref8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از منظر اکبر شاه، جهانشمول بودن این مبدا تاریخی با توجه به عدم تلویحات مذهبی آن تنها گزینه&amp;zwnj;ای بود که انسان&amp;zwnj;ها را بر پایه یک اشتراک تاریخی بهم پیوند می&amp;zwnj;داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دین الهی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای درک این مفهوم بار دیگر به رابطه میان دین و تاریخ نظر می&amp;zwnj;افکنیم. اگر پیدایش اسلام، آن&amp;zwnj;گونه که الخالدی تصریح می&amp;zwnj;کند، فصل نوینی از تاریخ انسان را رقم زد، بازگشت به دوران پیش از آن زمینه&amp;zwnj;ساز ظهور مذهبی دیگر شد. گزینش &amp;quot;تاریخ الهی&amp;quot; سرآغازی بود برای ابداع یک مذهب اومانیستی که در مفهوم جهانشمول &amp;quot;دین الهی&amp;quot; تجلی می&amp;zwnj;یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این دین محصولی بود از تلاش مشترک اکبر شاه و ابوالفضل در جهت حفظ وحدت اجتماعی که همانند دامای آشوکا عشق به هم&amp;zwnj;نوع، تقوا، پالایش نفس، پرهیز از خشونت، عقلانیت اخلاقی، و رفع تبعیض&amp;zwnj;های مذهبی را محور قرار می&amp;zwnj;داد. وجه مشخصه آن تاکید بر رابطه بلاواسطه انسان با خدا و در نتیجه خداپرستی بی&amp;zwnj;نیاز از مذهب سازمان یافته بود، نگرشی که از یکسو نفوذ تعدیل یافته آیین هندوان و از سوی دیگر تاثیرمستقیم عرفان و آموزش&amp;zwnj;های گورو نانک &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Guru Nannak)&lt;/span&gt; نخستین مرشد سیک&amp;zwnj;ها را مبنی بر وجود و پرستش خدای واحد را در خود داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این&amp;zwnj;همه، بر خلاف پندار رایج، &amp;quot;دین الهی&amp;quot; را نمی&amp;zwnj;توان دین تلفیقی نامید چرا که فلسفه وجودی آن اساسا در نفی جزمیت مذهبی و خود محوری ادیان بود. توصیف مونسرات &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Monserrate)&lt;/span&gt; روحانی مسیحی عصر اکبرشاه از سیاست مذهبی او شاهدی بر این مدعا است: &amp;laquo;شاه چندان نگران این موضوع نبود که در واقعیت همه دین&amp;zwnj;ها را نقض می&amp;zwnj;کند آنگاه که بر هر کسی روا می&amp;zwnj;داند که پیرو کیش خودش باشد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn9&quot; name=&quot;_ftnref9&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفسیر اکبرشاه و مرشد او ابوالفضل از فرضیه ابن عربی مبنی بر وحدت وجودی خدا هدفی جز این نداشت. اگر در نگرش ابن&amp;zwnj;عربی حقیقت وجودی هر چیز تنها در پیوند با خدا قابل تصور بود، این نگرش برای آن دو مضمونی دیگر داشت و آن این&amp;zwnj;که ادیان به همان اندازه نشان از حقیقت دارند که زاده توهم&amp;zwnj;اند. این برداشت دوگانه معرف یگانه ملاک آنان از حقیقت مذهبی است که در آن دین صرفا وسیله&amp;zwnj;ای برای رسیدن به خدا تلقی می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این اعتبار، تا آنجا که ادیان طرق دیگر رسیدن به خدا را محترم می&amp;zwnj;دارند جلوه&amp;zwnj;ای از حقیقت&amp;zwnj;اند. برعکس، اگر ادیان خود را تنها راه رسیدن به خدا و حقیقت مطلق بر شمرند معلول توهم&amp;zwnj;اند. از این&amp;zwnj;رو، &amp;quot;دین الهی&amp;quot; را باید به تعبیری تساهل به مذهب در جهت همگونی و توازن اجتماعی دانست.&lt;a href=&quot;#_ftn10&quot; name=&quot;_ftnref10&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گفته معروف اکبرشاه به نقل از گورو آرجون &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Guru Arjun)&lt;/span&gt; پنجمین معلم مذهبی سیک&amp;zwnj;ها گواهی است بر این واقعیت: &amp;laquo;ما نه هندوایم و نه مسلمان، ما انسان&amp;zwnj;های مخلوق خداییم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn11&quot; name=&quot;_ftnref11&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گزارش توماس کوریات &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Thomas Coryat)&lt;/span&gt; جهانگرد انگلیسی از روحیات اکبرشاه نیز موید همین نگرش است. او می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;اکبرشاه هیچگاه چیزی را از مادرش دریغ نکرد، به جز این خواسته: بیا و تو هم کاری کن. پرتقالی&amp;zwnj;ها کتاب مقدس [قرآن] ما را به درازی گردن خر به گردن سگی آویخته و آن سگ را کتک&amp;zwnj;زنان از حومه شهر آگرا به سوی هرمز شهر روانه می&amp;zwnj;کنند. اکبرشاه اما این خواسته مادر را اجابت نکرد و در توضیح گفت که خطای پرتقالی&amp;zwnj;ها را نباید با خطای دیگری پاسخ داد، زیرا تحقیر هر مذهب تحقیر خداست.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn12&quot; name=&quot;_ftnref12&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[12]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در وصف روح آزادمنش اکبرشاه گفته&amp;zwnj;ها بسیارند، ولی موضوع حائز اهمیت در این&amp;zwnj;جا درک مشخص او از آیین کشورداری است که چنین روحی را در او می&amp;zwnj;دمد. این درک همان عاملی است که تاثیرپذیری او را از سنت&amp;zwnj;های موجود سبب می&amp;zwnj;شود و او را بسوی اشاعه &amp;quot;دین الهی&amp;quot; رهنمون می&amp;zwnj;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اقتدار عالم خان، مورخ عصر مغولان، برشمردن زمینه&amp;zwnj;های سکولاریسم اکبر شاه را با رجوع به آداب و رسوم حاکم بر خاندان تیمور و به ارث رسیده از یاسای چنگیزی شروع می&amp;zwnj;کند. او به نقل از علاالدین عطا جوینی، وقایع نگار عصر هلاکوخان می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;یاسای چنگیزی فرمانروا را موظف می&amp;zwnj;دانست تا هیچ&amp;zwnj;گونه تمایزی بین فرقه&amp;zwnj;های مذهبی قائل نشود و همه را به دیده یکسان بنگرد. در تبعیت از این اصل بود که چنگیرخان از تعصبات مذهبی و ترجیح یک دین بر دیگری اجتناب ورزید.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn13&quot; name=&quot;_ftnref13&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[13]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او تداوم نفوذ این نوع رواداری مذهبی را از چنگیز تا تیموریان اولین عامل سازنده گرایش سکولاریستی اکبر شاه می&amp;zwnj;داند.&lt;a href=&quot;#_ftn14&quot; name=&quot;_ftnref14&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[14]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; عامل دیگری که اقتدار عالم&amp;zwnj;خان بر آن تاکید دارد تاثیری است که معلمان اولیه اکبرشاه چون دو شیعه ایرانی&amp;zwnj;الاصل، بایرم خان و عبداللطیف قزوینی، و هم&amp;zwnj;چنین سنی مسلکانی مانند تورانی و منعم&amp;zwnj;خان بر او گذاشته&amp;zwnj;اند. استناد او به تمایلات غیرسکتاریستی چنین معلمانی است که خصومت متعصبان شیعه و سنی را نسبت به آنان بر انگیخت.&lt;a href=&quot;#_ftn15&quot; name=&quot;_ftnref15&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[15]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما در عین حال باید خاطرنشان کرد که تصویر ارائه شده از اکبرشاه روامدار و فراخ&amp;zwnj;بین با اکبرشاه جوان چندان شباهتی ندارد. او در آغاز، فرمانروایی بود سنی مسلک با تعصبات خشک مذهبی که همین او را بر آن داشت تا سیاست سرکوب هندوان و بدعت&amp;zwnj;گذاران دینی را در پیش گیرد. تخریب معبد کالیکا در سال ۱۵۶۸ میلادی و غارت اشیاء قیمتی آن برای بازسازی زیارتگاه معین&amp;zwnj;الدین چیشتی در شهر باستانی اجمیر حاکی از عدم رواداری مذهبی شاه مسلمان و کشورگشایی چون او در این مرحله بود.&lt;a href=&quot;#_ftn16&quot; name=&quot;_ftnref16&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[16]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اگرچه سیاست خصمانه اکبرشاه نسبت به هندوان پس از این تاریخ به تدریج تعدیل شد، اما سرکوب فرقه&amp;zwnj;های بدعت&amp;zwnj;گذار اسلامی تا پایان دو دهه نخست فرمانروایی&amp;zwnj;اش همچنان ادامه یافت. به عنوان مثال، او در سال ۱۵۷۲ از عبدالصمد، محتسب پرگانه (دولت محلی) شهر بیلگِرم، خواست تا او را در ریشه&amp;zwnj;کن کردن بدعت&amp;zwnj;گذاران دینی یاری رساند.&lt;a href=&quot;#_ftn17&quot; name=&quot;_ftnref17&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[17]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به همین روال، او در سال ۱۵۷۲ به هنگام فتح گجرات، مصطفی بندگی، رهبر فرقه مهدویت را به زنجیر کشید و یکسال و نیم در اسارت نگه داشت.&lt;a href=&quot;#_ftn18&quot; name=&quot;_ftnref18&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[18]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اکبر شاه در ضدیت با شیعیان تا آنجا پیش رفت که در سال ۱۵۶۷ بنا بر توصیه شیخ عبدالنبی امر کرد تا از جسد میرمصطفی شریفی شیرازی که در جوار زاهد اهل تسننی چون امیر خسرو به خاک سپرده شده بود، نبش قبر شود و بقایای جسد او در مکانی دیگر دفن شود.&lt;a href=&quot;#_ftn19&quot; name=&quot;_ftnref19&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[19]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنین است که او در این مرحله از سوی پیشوایان اهل تسنن به عنوان ظل&amp;zwnj;الله و شاه مدافع اسلام مورد حمایت قرار می&amp;zwnj;گیرد. شاهد این ادعا آن بیان مذهبی است که به فرمان او بر روی سکه&amp;zwnj;های نقره این دوره نقش می&amp;zwnj;گردد: &amp;laquo;هیچ خدایی جز الله نیست و محمد پیامبر اوست.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;پس چگونه است که مسلمان متعصبی چون اکبرشاه که درروز پنج رکعت نماز بجا می&amp;zwnj;آورد به یکبار عمل نمازگزاری را به ورزشی بیهوده تشبیه می&amp;zwnj;سازد، نماز جمعه را ملغی و قانون شریعت را مختوم اعلام می&amp;zwnj;کند، از سیاست گذشته خود مبنی بر اجبار هندوان به پذیرش اسلام ابراز ندامت می&amp;zwnj;کند، به ساختن معابد برای آنها همت می&amp;zwnj;گمارد، عبادت خانه شخصی خود را به مکان و محفلی برای بحث&amp;zwnj;های آزاد عقیدتی بدل می&amp;zwnj;سازد، به ترجمه کتاب مهاباراتا به زبان فارسی فرمان می&amp;zwnj;دهد و سرانجام با قطع نفوذ شیوخ و قضات اسلامی در امور مملکتی، راه را برای دولتی سکولار هموار می&amp;zwnj;سازد؟ و نیز چگونه است که فرمانروایی چون او که پس از فتح قلعه چیتو در راجستان سرهای بریده دشمنان خود را در شهر به نمایش گذاشت، آنچنان دگرگون می&amp;zwnj;شود که با تاثیر از بهامزداییان کشتار حیوانات و خوردن گوشت آنها را هم جایز نمی داند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در پاسخ باید گفت که تحول فکری اکبرشاه همانند گرایش متعاقب آشوکا به تقوا و پرهیز از خشونت بیش از هر چیز محصول ضرورتی تاریخی بود که با تسلط کامل او بر بخش اعظم شبه قاره هند نمود یافت. ترجیح او به قدرت تا ایمان پیش&amp;zwnj;زمینه چنین تحولی بود. اگر بسط و گسترش قلمرو امپراتوری شمشیر اسلام را طلب می&amp;zwnj;نمود، حفظ وحدت و یک&amp;zwnj;پارچگی آن نیازمند شیوه&amp;zwnj;ای دیگر بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکبر شاه اکنون وارث سرزمینی بود که وجود فزاینده فرق و مذاهب در قیاس با اعصار گذشته ساختار اجتماعی آن&amp;zwnj;را به مراتب بغرنج&amp;zwnj;تر و حکومت بر آن را به چالشی بس عظیم&amp;zwnj;تر تبدیل نموده بود. هند تحت فرمانروایی او آمیزه&amp;zwnj;ای بود از گروه&amp;zwnj;ها و فرقه&amp;zwnj;های متعدد و گاه متخاصم مذهبی که در آن علاوه بر هندوان، بهامزداییان، بوداییان و پیروان ادیان متاخر از جمله مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان، مسلمانان شیعه و سنی و سیک&amp;zwnj;های نوظهور نیز حضور داشتند. در چنین شرایطی هرگونه تعصب و تبعیض مذهبی وحدت امپراتوری و متعاقبا اقتدار فرمانروای آن را مورد تهدید قرار می&amp;zwnj;داد. منطق قدرت ایجاب می&amp;zwnj;کرد که مرز بین گفتمان رسمی اسلام و واقعیت&amp;zwnj;های حاکم بر امپراتوری حفظ گردد.&lt;a href=&quot;#_ftn20&quot; name=&quot;_ftnref20&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[20]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;صلح کل&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;همین مناسبت اکبرشاه پس از دو دهه نخست فرمانروایی&amp;zwnj;اش سیاست &amp;quot;صلح کل&amp;quot; را بر می&amp;zwnj;گزیند، سیاستی که اساس آیین کشورداری او را در دوره&amp;zwnj;های بعد تشکیل می&amp;zwnj;دهد. این سیاست از بسیاری جهات همانی است که کائوتیلیا از آن بعنوان &amp;quot;صلح درونی&amp;quot; نام می&amp;zwnj;برد. تشابه این دو مفهوم تا آنجاست که احتمال نفوذ مستقیم &lt;em&gt;آرتاشاسترا&lt;/em&gt; بر جهان بینی سیاسی اکبرشاه را در اذهان بوجود می&amp;zwnj;آورد. اما پاسخ این&amp;zwnj;که آیا اکبر شاه سیاست&amp;zwnj;های خود را به تاثیر از آرتاشاسترای کائوتیلیا اتخاذ کرد، منفی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این رساله در اواخر دوره سلسله موریان مفقود&amp;zwnj;الاثر و در سال ۱۹۰۵ میلادی توسط رودراپتنام شاماساستری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Rudrapatnam Shamasastry)&lt;/span&gt; &amp;nbsp;کتابدار فرهیخته هند در میان انبوهی از برگ نوشته&amp;zwnj;های سانسکریت در کتابخانه &amp;quot;شرق&amp;quot; واقع درشهر میسور کشف شد. عامل این تشابه را باید در واقعیت&amp;zwnj;های حاکم بر جامعه هند جستجو کرد که پاسخ به آنها در زمان گسترش امپراتوری، توسل به خشونت و در دوران تحکیم و تثبیت آن، شیوه&amp;zwnj;های صلح&amp;zwnj;آمیز را طلب می&amp;zwnj;نمود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنین است که اکبرشاه نیز همانند کائوتیلیا نیروی محرکه امپراتوری را در تهاجم و تسخیر، و بقای آن را در برقراری صلح اجتماعی بین فرمانروا و فرمانبردار از یکسو، و هم&amp;zwnj;زیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز میان گروه&amp;zwnj;های متمایز مردم از سوی دیگر می&amp;zwnj;بیند. در میان مینیاتورهای بجا مانده از عصر مغولان هند تصاویر بسیاری دیده می&amp;zwnj;شوند که در آن&amp;zwnj;ها حیوانات درنده و اهلی با آرامش کامل در کنار یکدیگر بسر می&amp;zwnj;برند. این تصاویر نمودی است سمبلیک از امکان وجود صلح اجتماعی در هر دو بعد آن، فارغ از هر گونه بیم و هراسی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فتح والحاق راجستان به قلمرو امپراتوری مغول در سال ۱۵۶۹ را می&amp;zwnj;باید نقطه عزیمت به اجرا گذاردن اصل &amp;quot;صلح کل&amp;quot; دانست. وقوف اکبرشاه به توانایی رزمی شاهزادگان راجپوت حاکم بر این منطقه و همچنین لزوم بکارگیری آنها برای مهار ساختن قدرت اشراف تورانی و ایرانی حاضر در دربار مغول ضرورت یک ائتلاف سیاسی پایدار و مستحکم با آنان را یادآوری کرد. این ائتلاف که بر دو محور ادغام برگزیدگان راجپوت در اشرافیت دربار مغول و پیوند خویشاوندی با آنان استواربود، پیامدهای سیاسی و فرهنگی بسیار مهمی را به همراه داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او برای نخستین بار خود را موظف می&amp;zwnj;دانست تا به آیین هندوان که پیشتر آن را خوار می&amp;zwnj;شمرد احترام گذارد، تا آنجا که حق انتخاب مذهب را هم برای همسران خود وهم برای اشراف راجپوت به خود آنان سپرد. این سرآغازی بود برای اتخاذ سیاستی نوین که در رواداری مذهبی تبیین و در&amp;quot;دین الهی&amp;quot; تحقق یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گفته ابوالفضل در جلد سوم &lt;em&gt;اکبرنامه &lt;/em&gt;گواهی است بر این واقعیت: &amp;laquo;اکبرشاه، فرمانروای جهان، حکومت خود را بر اساس صلح کل قرار می&amp;zwnj;دهد؛ هر گروه مذهبی اصول و عقاید خود را بی هیچ بیم و هراس ابراز می&amp;zwnj;دارد و هر فرد خدا را مطابق ایمان شخصی خود پرستش می&amp;zwnj;کند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn21&quot; name=&quot;_ftnref21&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[21]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دین الهی و صلح کل&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از اینرو، &amp;quot;دین الهی&amp;quot; را می&amp;zwnj;باید به واقع بنیاد عقیدتی &amp;quot;صلح کل&amp;quot; دانست که رفع تبعض و عدالت اجتماعی از شروط مهم آن محسوب می&amp;zwnj;شوند. بی&amp;zwnj;دلیل نیست که ابوالفضل یار و کاتب اکبرشاه در تدوین رئوس کلی &amp;quot;دین الهی&amp;quot; نه تنها مفاهیم اسلامی را از بار فقاهتی آنها تهی می&amp;zwnj;سازد، بلکه مفاهیمی با تلویحات به کمال سکولار بر می&amp;zwnj;گزیند تا بدین&amp;zwnj;سان عدم برتری یک دین بر دین دیگر را تثبیت نماید. اطلاق &amp;quot;انسان کامل&amp;quot; به اکبرشاه، مفهومی که ابن عربی در معرفی پیامبر اسلام بکار برده بود، نمونه بارزی از گرایش ابوالفضل به مذهب زدایی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این مفهوم، اگر چه اکبرشاه بعنوان نمودی از &amp;quot;انسان کامل&amp;quot; همچنان مجری فرامین خداست، اما او دیگر نه برگزیده خدای مسلمانان، بلکه به نیابت از خدایی است که همه را به دیده یکسان می&amp;zwnj;نگرد. این خدا رئوف و مهربان و عاری از هرگونه تبعیض است که &amp;laquo;آفتاب و باران را حتی از کسانی هم که او را پرستش نمی&amp;zwnj;کنند دریغ نمی&amp;zwnj;دارد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn22&quot; name=&quot;_ftnref22&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[22]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و چون چنین است، مجری او نیز موظف است تا همانند او رفتار کند و از هرگونه سیاست تبعیض&amp;zwnj;آمیز مبنی بر اولویت&amp;zwnj;های مذهبی بپرهیزد. کامل بودن او به&amp;zwnj;عنوان انسان برگزیده خدا مشخصا در همین خصوصیات خداگونه اوست که &amp;quot;صلح کل&amp;quot;را متضمن می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابوالفضل، اکبر شاه را دیگر نه ظل الله ، که باالهام از فرهنگ ایران باستان شاهنشاه هندوستان می&amp;zwnj;خواند.&lt;a href=&quot;#_ftn23&quot; name=&quot;_ftnref23&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[23]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به&amp;zwnj;کارگرفتن این واژه نشان&amp;zwnj;گر گریز از سلطه اسلام فقاهتی است که از زمان استقرار حکومت مسلمانان در شمال هند (دهلی سلطنت) در قرن سیزدهم میلادی تا ظهور مغولان اساس فرمانروایی آنها را تشکیل می&amp;zwnj;داد. رهنمون آنان در این زمینه سیاست نامه نظام الملک طوسی بود که با اطلاق لقب ظل&amp;zwnj;الله به سلاطین سلجوق، مرز بین دین و حکومت را مخدوش می&amp;zwnj;نمود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چه ابوالفضل نیز همانند نظام&amp;zwnj;الملک پادشاهی را موهبتی الهی و شاه فرمانروا را نور خدا می&amp;zwnj;داند&lt;a href=&quot;#_ftn24&quot; name=&quot;_ftnref24&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[24]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، حساسیت او به تلویحات اسلامی نور یا ظل او را بر آن می&amp;zwnj;دارد تا واژگان مرسوم عصر ساسانیان، &amp;quot;فر ایزدی&amp;quot; را بر گزیند. برای او فر مفهومی است جهانشمول که هم نور در معنای اسلامی/عرفانی آن را فرا می&amp;zwnj;گیرد و هم آفتاب و آتش مقدس به نزد هندوان و زرتشتیان را. بر این اساس، ابوالفضل با تکیه بر معانی نمادین الفاظ، جایگاه فرمانروای خود را از شاه مسلمان به شاه همگان، از جمله هندوان، تعمیم می&amp;zwnj;دهد.&lt;a href=&quot;#_ftn25&quot; name=&quot;_ftnref25&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[25]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاکید ابوالفضل بر رها سازی عقل از نفوذ فرهنگ مذهبی از دیگر شاخص&amp;zwnj;های برجسته &amp;quot;دین الهی&amp;quot; است که در جهت پیشبرد &amp;quot;صلح کل&amp;quot; بکار گرفته می&amp;zwnj;شود. او در مبحث &amp;quot;آیین رهنمودی&amp;quot; ضمن تفسیری از فلسفه آفرینش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;مهم&amp;zwnj;ترین چیزی که در خلقت انسان رخ نموده نه خود عمل آفرینش بلکه مقدم بر آن ایجاد خرد انسانی است .&amp;raquo; او سپس می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;اما آنگاه که خرد در انسان ایجاد شد تمایل به منافع شخصی نیز در او ظاهر گردید که به اختلاف و تضاد میان انسانها انجامید و عقل را تابع خود نمود.&amp;raquo; نتیجه چنین تحولی برداشت متفاوت انسان از &amp;quot;دین&amp;quot; و &amp;quot;دنیا&amp;quot; است که او هر دو را &amp;laquo;محصول فریب عقل و نه ناشی از عمل الهی می&amp;zwnj;داند&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او بر این باور است که دنیای خارج از حقیقت وجودی خدا قابل تصور نیست، و نیز رابطه انسان با خدا آن نیست که در شکل مذهبی آن خلاصه شود.&lt;a href=&quot;#_ftn26&quot; name=&quot;_ftnref26&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[26]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ابوالفضل با بیان اینکه تنها یک خدای واحد وجود دارد و اوست که همه چیز از جمله انسان و خرد انسانی از او نشأت می&amp;zwnj;گیرند، به یکسان بودن نسل بشر به مثابه نمودی از وحدت خدا می&amp;zwnj;رسد. بر این اساس، او هرآنچه جدایی و تفرقه انسان&amp;zwnj;ها از یکدیگر را سبب شود، اعم از دینی و دنیوی، مردود اعلام می&amp;zwnj;دارد و با گذر از آن&amp;zwnj;ها عقل را دگر بار به منشأ الهی آن باز می&amp;zwnj;گرداند.&lt;a href=&quot;#_ftn27&quot; name=&quot;_ftnref27&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[27]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در این&amp;zwnj;جاست که عقل در پیوندی ناگسستنی با خالق یکتای خود از تعصبات بشری رهایی می&amp;zwnj;یابد و زمینه را برای هم&amp;zwnj;زیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز میان انسان&amp;zwnj;ها که &amp;quot;صلح کل&amp;quot; بر آن استوار است فراهم می&amp;zwnj;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدین&amp;zwnj;سان، ابوالفضل برای رفع تضادها و تبعیضات مذهبی موجود به مصاف با خدای فرقه&amp;zwnj;گرا بر می&amp;zwnj;خیزد، چرا که دین برآمده از چنین خدایی نیز همانند خود او هدفی جز تسلط و برتری بر پیروان دیگر ادیان ندارد. این ضدیت با فرقه&amp;zwnj;گرایی مذهبی بویژه در موضع او نسبت به دین اسلام مشهود است، آنگونه که او از اسلام با نام &amp;quot;فرقه احمدی&amp;quot; یاد می&amp;zwnj;کند.&lt;a href=&quot;#_ftn28&quot; name=&quot;_ftnref28&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[28]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; واژه احمدی اشاره&amp;zwnj;ای تحقیر آمیز به شکل تقلیل یافته اسلام در دین محمدی است که معتقدان به آن هویت مذهبی خود را با نام پیامبر خود یکسان می&amp;zwnj;پندارند. اما آنچه که بیش از هر چیز حساسیت ابوالفضل را به گرایش سکتاریستی اسلام بر می&amp;zwnj;انگیزد آن جوهر عقیدتی است که خود را الزاما در تضاد و تقابل با کفر معنا می&amp;zwnj;کند. این نگرش مهم&amp;zwnj;ترین عامل ستم مذهبی علیه غیر مسلمانان محسوب می&amp;zwnj;گشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;معروف است که سلطان محمود غزنوی پس از استیلا بر شمال هند نخستین وظیفه خود را مبارزه با &amp;quot;کفار هندو&amp;quot; اعلام کرد، تا آنجا که به لقب بت&amp;zwnj;شکن نائل گردید.&lt;a href=&quot;#_ftn29&quot; name=&quot;_ftnref29&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[29]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; همین&amp;zwnj;طور ابوریحان بیرونی، دانشمند اسلامی عصر او در برخورد با هندوان آنها را مشرک و مهم&amp;zwnj;ترین دشمنان اسلام معرفی نمود.&lt;a href=&quot;#_ftn30&quot; name=&quot;_ftnref30&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[30]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نگرش خصمانه و تبعیض&amp;zwnj;آمیز نسبت به هندوان هم&amp;zwnj;چنین در توصیه ضیاءالدین بارانی (۱۳۵۸-۱۲۸۵م) فقیه و مورخ عصر &amp;quot;دهلی سلطنت&amp;quot; مشهود است: &amp;laquo;سلطانی که کفار [هندوان] را مورد بی&amp;zwnj;مهری قرار دهد، دشمنان شریعت را تحقیر نماید، ایمان واقعی را ارتقاء دهد و بت پرستی را ریشه&amp;zwnj;کن سازد، از گزند هرگونه وسوسه گناه&amp;zwnj;آلود مصون خواهد ماند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بارانی درادامه می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;بر سلطان مسلمین واجب است تا هندوان را که در زمره بدترین دشمنان خدا و پیامبر اوبه شمار می&amp;zwnj;روند تحقیر نماید؛ سلطان باید با مشاهده هندوان، بخصوص براهمنان، این پیشوایان کفر، چهره&amp;zwnj;اش از خشم گلگون شود. سلطان نباید اجازه دهد که آنها در آرامش بسر برند، چه رسد به این&amp;zwnj;که آنها را در جایگاه قدرت نشاند و ارتقاء دهد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn31&quot; name=&quot;_ftnref31&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[31]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;سید علی شهاب&amp;zwnj;الدین همدانی (۱۳۸۴-۱۳۱۴) عارف ایرانی&amp;zwnj;الاصل دوران &amp;quot;دهلی سلطنت&amp;quot; نیز با تقسیم جامعه به مسلمانان و غیرمسلمانان مروج همین عقیده بود: &amp;laquo;وظیفه اولیه سلطان اسلام آن است که رعایای مسلمان خود را تحت حمایت قرار دهد. او نباید در اجرای قانون شریعت از خود کوتاهی نشان دهد؛ او باید همواره همراهی و همدلی علما را طلب کند...&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn32&quot; name=&quot;_ftnref32&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[32]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اگر چه تضییقات مذهبی بر هندوان در دوران فرمانروایی سلاطین حنفی در قیاس با همپالکی&amp;zwnj;های شافعی آن&amp;zwnj;ها به درجاتی تعدیل یافت، اما آنان همچنان به&amp;zwnj;عنوان شهروندان درجه دوم تلقی می&amp;zwnj;شدند. برای پایان دادن به چنین تبعیضاتی است که ابوالفضل به رد و تکذیب دودستگی ایمان و کفر می&amp;zwnj;پردازد و آن را با دوگانگی دین جهانشمول و دین سکتاریستی جایگزین می&amp;zwnj;سازد.&lt;a href=&quot;#_ftn33&quot; name=&quot;_ftnref33&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[33]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دین الهی، صلح کل و رفع تبعیض&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی تردید تفسیر عالمانه ابوالفضل از دین الهی، مبانی فکری، عقیدتی و فرهنگی &amp;quot;صلح کل&amp;quot; را پی&amp;zwnj;ریزی نمود. اما راز توفیق این اصل اساسی از آیین کشور داری اکبرشاه را می&amp;zwnj;باید در تدابیر سیاسی و اجتماعی او جست که رفع تبعیض و عدالت اجتماعی از شاخص&amp;zwnj;های مهم آن به شمار می&amp;zwnj;روند. بررسی این مطلب را با یک مشاهده شخصی آغاز می&amp;zwnj;کنیم. در هند، بر خلاف ایران و کشورهای عربی، کمتر خانواده مسلمانی را می&amp;zwnj;توان یافت که نام محمد را برای فرزندان ذکور خود برگزیند. این رسم برآمده از سنتی است که به زمان حکومت اکبرشاه باز می&amp;zwnj;گردد. او در دوره متاخر حکومت خود فرمانی صادر نمود که طبق آن انتخاب این نام از سوی مسلمانان ممنوع اعلام گردید. ابوالفضل در &lt;em&gt;آیین اکبری&lt;/em&gt; از این فرمان بدین شکل یاد می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;اعلیحضرت مرشد روحانی مردم هند حکمی را تصویب نموده که طبق آن استفاده از نام محمد [پیامبر اسلام] در خطبه نماز ممنوع اعلام گردیده. او همچنین مقرر داشته که این نام را نباید بر هیچ فرزندی گذاشت.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn34&quot; name=&quot;_ftnref34&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[34]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; دلیل اکبرشاه روشن بود: او هر موضوعی را که حساسیت مذهبی غیرمسلمانان را بر می&amp;zwnj;انگیخت، حتی در وجه سمبلیک آن، تهدیدی علیه صلح اجتماعی و در نتیجه اقتدار خود تلقی می&amp;zwnj;کرد. او در همین فرمان ساختن مساجد جدید و احیای مساجد فرسوده را ممنوع اعلام می&amp;zwnj;دارد و بررسی قوانین اسلامی و تفسیر قرآن را نیز از دروس آموزشی حذف می&amp;zwnj;کند. مهم&amp;zwnj;تر این&amp;zwnj;که اکبر شاه به تاثر از زرتشتیان هند، پرستش آفتاب، آتش و نور را در دربار خود مرسوم می&amp;zwnj;دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در فاصله گرفتن از اسلام تا آنجا پیش می&amp;zwnj;رود که هم نماز جماعت را لغو می&amp;zwnj;کند و هم از نمازگزاران می&amp;zwnj;خواهد تا سجده را نه در پرستش الله که در پرستش خود او اقامه کنند. سلیم (جهانگیرشاه) فرزند یاغی اکبرشاه و کشنده ابوالفضل در یادداشتی به سال ۱۶۰۱ با لحنی انتقادآمیز از سیاست&amp;zwnj;های پدر پرده بر می&amp;zwnj;دارد: &amp;laquo;او [اکبر شاه] بسیاری از مساجد را به طویله و انباری تبدیل نموده است. شایسته پدر نیست که چنین اعمالی از او سر زند. آنها [دریافت کنندگان فرمان] باید پرداخت هزینه نگهداری مساجد و مقرری خاطب، موذن و امام مساجد را از سر گیرند و مردم را به نمازگزاری ترغیب نمایند....&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn35&quot; name=&quot;_ftnref35&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[35]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; از همین روست که ملاعبدالقادر بدایونی (۱۶۱۵-۱۵۴۰) مورخ و نماینده اسلام فقاهتی این عصر که حفظ نظام کاستی هند را از اولویت&amp;zwnj;های شاه اسلام پناه می&amp;zwnj;داند و بدین&amp;zwnj;سان مسلمانان را به کاست&amp;zwnj;های &amp;quot;افضل&amp;quot; و &amp;quot;ارذل&amp;quot; تقسیم می&amp;zwnj;کند&lt;a href=&quot;#_ftn36&quot; name=&quot;_ftnref36&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[36]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، با تاسف ابراز می&amp;zwnj;دارد: &amp;laquo;اکبرشاه ایمان خود به اسلام را کاملا از دست داده است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn37&quot; name=&quot;_ftnref37&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[37]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;استنباط بدایونی دور از واقعیت نبود. اکبرشاه قرآن و شریعت را به کنار نهاده، آیین دنیوی مختص به خود را جایگزین نموده بود. او برای رفع تبعیضات و تضییقات مذهبی نیاز به آن داشت تا نمودهای اسلام فقاهتی را بزداید چرا که اختیارات و امتیازات فقها در همین نمودها تجلی می&amp;zwnj;یافت. بنابراین، اکبرشاه همزمان با تضعیف قدرت مراجع اسلامی، سیاستی سکولار و قانون مدار اتخاذ کرد. الغای همیشگی جزیه&lt;a href=&quot;#_ftn38&quot; name=&quot;_ftnref38&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[38]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، مالیات اعمال شده بر غیرمسلمانان در سال ۱۵۸۰، از مهم&amp;zwnj;ترین اقدامات او در جهت برطرف نمودن نابرابری&amp;zwnj;های ناشی از سلطه اسلام بر سرزمین هند بود. او همچنین قانونی وضع کرد که طبق آن کشتار گاو، طاووس، و دیگر حیوانات مقدس هندوان اکیدا ممنوع اعلام شد، تا آنجا که متخلفان از این قانون مشمول مجازات می&amp;zwnj;شدند. در این رابطه عکس&amp;zwnj;العمل اکبرشاه به واقعه شهر نگارکوت &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Nagarkot)&lt;/span&gt; شایان توجه است، واقعه&amp;zwnj;ای که به قتل&amp;zwnj;عام شماری از هندوان، کشتار ۲۰۰ گاو، تخریب معبد کوروکشترا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Kurukshetra)&lt;/span&gt; و بنانهادن مسجدی بر روی خرابه&amp;zwnj;های آن توسط سپاهیان مسلمان انجامید. در پی این واقعه او نه تنها مرتکبین این اعمال را به اشد مجازات رساند، بلکه به بازسازی معبد همت گمارد و چتری طلایی را نیز برای پوشش بت این معبد به آنجا داد.&lt;a href=&quot;#_ftn39&quot; name=&quot;_ftnref39&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[39]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این&amp;zwnj;که تدابیر اتخاذ شده از سوی اکبرشاه مشخصا به منظور تبعیض زدایی بود را میتوان ازاصلاحات اجتماعی او در جهت رفع ستم&amp;zwnj;های موجود در برخی سنت&amp;zwnj;های هندو و اسلامی دریافت. او همانند کائوتیلیا به منع رسم ساتی (خود سوزی زن پس از مرگ شوهر) برخاست و ضوابطی را مقرر داشت تا امکانات ازدواج مجدد زنان بیوه را فراهم نماید. به عنوان مثال، او بیوه زن هندویی را که قصد خود سوزی داشت با مساعدت یکی از شاهزادگان راجپوت از این عمل منصرف نمود.&lt;a href=&quot;#_ftn40&quot; name=&quot;_ftnref40&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[40]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در این خصوص اعلام داشت: &amp;laquo;شکوه و عظمت مرد هندو در چیست اگر او یگانه راه رستگاری خود را در به رنج کشانیدن [خودسوزی] همسرش می&amp;zwnj;بیند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn41&quot; name=&quot;_ftnref41&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[41]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; از اصلاحات مهم دیگر اکبرشاه که بوضوح سکولار بودن او را نمایان می&amp;zwnj;سازد ،حذف قانون اسلامی مبتنی بر تبعیض جنسی بین زن و مرد در امور وراثت بود که به تساوی حقوق آنان انجامید. توجیه منطقی او چنین بود: &amp;laquo;در مذهب اسلام سهم کمتری از ارث به دختر تعلق می&amp;zwnj;گیرد، حال آن&amp;zwnj;که او بخاطر ضعف&amp;zwnj;اش مستحق دریافت سهم بیشتری است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn42&quot; name=&quot;_ftnref42&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[42]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این&amp;zwnj;گونه اصلاحات نمودی از جهان بینی اوست که در آن رعایت حقوق زنان از اهمیتی خاص بر خوردار بود. معروف است که روزی اکبرشاه قصد داشت یکی از ماموران خود بهادر را برای انجام فرمانی به جایی بفرستد اما چون همسر بهادر با رفتن او موافق نبود، اکبر شاه اعزام بهادر را منوط به جلب رضایت همسرش کرد.&lt;a href=&quot;#_ftn43&quot; name=&quot;_ftnref43&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[43]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکبرشاه تدوین تدابیر عادلانه دیگر را به وزیر متخصص خود ابوالفضل محول می&amp;zwnj;کند که به تفضیل در &lt;em&gt;آیین اکبری &lt;/em&gt;آمده است. این تدابیر یا ضوابط تعیین کننده روابط میان گروه&amp;zwnj;ها و طبقات اجتماعی است که ابوالفضل از آنها به عنوان قرارداد اجتماعی نام می&amp;zwnj;برد. در بسیاری موارد آنها همسان قوانینی هستند که کائوتیلیا در &lt;em&gt;آرتاشاسترا &lt;/em&gt;از آنها سخن می&amp;zwnj;گوید. به عنوان مثال، می&amp;zwnj;توان به روابط کاری، مقدار دستمزد کارکنان و حقوق ماموران دولتی، نرخ بهره و نرخ سود بازرگانی و تثبیت قیمت اجناس اشاره نمود که همگی با رعایت عدالت اجتماعی در نظر گرفته شده&amp;zwnj;اند.&lt;a href=&quot;#_ftn44&quot; name=&quot;_ftnref44&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[44]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;شایسته سالاری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از پیامدهای مهم سکولاریسم پدیده شایسته&amp;zwnj;سالاری است که طبق آن افراد متناسب با استعداد و تخصص و نه بر اساس مذهب یا خاستگاه اجتماعی به مشاغل مملکتی گمارده می&amp;zwnj;شوند. این پدیده اصولا تحولی است مدرن که با ظهور دولت&amp;zwnj;های ملی در جوامع اروپایی آغاز شد و با جدایی دین از سیاست تعمیم یافت. اما درعین حال جنبه&amp;zwnj;هایی از این پدیده را می&amp;zwnj;توان در تاریخ جوامع شرقی، از جمله هند دوره کائوتیلیا و هند عصر اکبرشاه مشاهده کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا علی&amp;zwnj;رغم بی&amp;zwnj;اعتقادی به دین وخرافات، آن&amp;zwnj;گاه که از جادوگران نام می&amp;zwnj;برد آنان را در یک حیطه تخصصی قرار می&amp;zwnj;دهد که تنها نقش&amp;zwnj;شان راندن ارواح خبیثه است، همان&amp;zwnj;گونه که علم سیاست را امری تخصصی و مختص فرزانگان می&amp;zwnj;داند. این تخصص&amp;zwnj;گرایی در تفکر ابوالفضل نیز مشهود است، به&amp;zwnj;ویژه هنگامی که او در مقام منجم، تدوین&amp;zwnj;کنندگان تاریخ هجری را &amp;laquo;انبوهی از کوتاه بینان کارنشناس&amp;quot; خطاب می&amp;zwnj;کند که &amp;quot;روایت تاریخ را در دین پندارند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هم&amp;zwnj;چنین، ائتلاف سیاسی اکبرشاه با شاهزادگان راجپوت هندو را باید در نیاز به تخصص نظامی آنان دانست . ترجیح تخصص بر ایمان یگانه رهنمود او در آیین کشورداری است که در تمایز بین دین از حکومت تجلی می&amp;zwnj;یابد. این تمایز هیچ&amp;zwnj;گونه تبعیض را بر پایه مذهب، نسب و نژاد بر نمی&amp;zwnj;تابد، چنان&amp;zwnj;که اکبرشاه در خطاب به دانیل، فرزند مسیحی مسلک خود تصریح می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;اصالت و اصل و نسب هر انسانی را باید بر اساس لیاقت و استعداد او مورد قضاوت قرار داد، نه با استناد به شجره نامه دودمان یا نژاد او.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn45&quot; name=&quot;_ftnref45&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[45]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابوالفضل نیز در تشریح سیاست&amp;zwnj;های شاه فرمانروای خود اعلام می&amp;zwnj;دارد: &amp;laquo;اعلیحضرت به لیاقت و شایستگی احترام می&amp;zwnj;گذارد و نه توصیه یا اصل و نسب افراد، چون اومشوق هر آن چیزی است که از کیفیت عالی برخوردار باشد، او استعداد را ارج می&amp;zwnj;نهد و اشخاص باصلاحیت را از هر کیش و طبقه به مناصب نظامی منصوب می&amp;zwnj;دارد و تا درجات عالی ارتقاء می&amp;zwnj;دهد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn46&quot; name=&quot;_ftnref46&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[46]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;شاهد این مدعا ماهیت تلفیقی طبقه اشراف در این دوره از امپراتوری مغولان هند است که در آن هم هندوان و مسلمانان و هم پیروان دیگر ادیان حضور داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;راه عقل&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنان&amp;zwnj;که گفته شد، ابوالفضل لازمه رواداری مذهبی را که نمودی است از &amp;quot;صلح کل&amp;quot; در رهایی خرد انسانی از تعصبات فرقه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;داند. او سپس یک قدم فراتر نهاده، عقلانیت را با عدالت پیوند می&amp;zwnj;دهد زیرا عقیده دارد بدون نگرش انتقادی به سنت&amp;zwnj;های گذشته در پرتو عقل، نمی&amp;zwnj;توان به مبارزه با تبعیضات برآمده از آنها برخاست. او راه چنین مبارزه&amp;zwnj;ای را مشخصا در پایان دادن به رابطه میان مرجع و مقلد می&amp;zwnj;داند که بسیاری از بی عدالتی&amp;zwnj;ها و نابرابری&amp;zwnj;های اجتماعی را تداوم می&amp;zwnj;بخشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابوالفضل در جلد سوم &lt;em&gt;آیین اکبری &lt;/em&gt;می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;چرا آدم باید هر آنچه را که نسل&amp;zwnj;های گذشته به عنوان حقیقت به ما عرضه نموده&amp;zwnj;اند یکجا بپذیرد؟ آدم باید همواره از خود بپرسد، تفحص کند و دریابد. &amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn47&quot; name=&quot;_ftnref47&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[47]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این گرایش به عقل در تفکر شاه عدالت&amp;zwnj;گر ابوالفضل نیزمشهود است، به&amp;zwnj;ویژه آن&amp;zwnj;جا که می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;ما نباید عقل را تابع احکام دینی نموده و بر روی باتلاق سنت&amp;zwnj;ها بایستیم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn48&quot; name=&quot;_ftnref48&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[48]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اکبرشاه مجددا در خطاب به ابوالفضل همین نکته را متذکر می&amp;zwnj;شود: &amp;laquo;پیروی از عقل و رد سنت&amp;zwnj;گرایی آنقدر واضح است که حاجت به بیان ندارد. اگر سنت&amp;zwnj;گرایی کار درستی بود، پیامبران صرفا راه گذشتگان را دنبال می&amp;zwnj;کردند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn49&quot; name=&quot;_ftnref49&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[49]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در عین حال او همانند وزیر خود &amp;quot;راه عقل&amp;quot; را در پیوند با عدالت قرار می&amp;zwnj;دهد. در این خصوص روایت است که در سال ۱۵۹۱ یکی از ملازمان اکبرشاه به نام مراد پرسشی را بدین&amp;zwnj;گونه در حضور او مطرح می&amp;zwnj;سازد: &amp;laquo;اگر کسی در خیمه دیده شود که به تقلید از مجتهدین نماز به جا می&amp;zwnj;آورد، آیا باید او را از این کار منع داشت یا این&amp;zwnj;که او را به حال خود گذاشت؟&amp;raquo; پاسخ اکبر شاه چنین است: &amp;laquo;آن نمازگزار مقلد مستحق این است که نصیحت و یاری شود تا به راه عقل باز گردد.&amp;raquo; با این همه، او اخطار می&amp;zwnj;کند که نباید شخص مذکور را با زور به این کار واداشت، چون این کار به نوعی تخطی از روح &amp;quot;صلح کل&amp;quot; است.&lt;a href=&quot;#_ftn50&quot; name=&quot;_ftnref50&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[50]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; مثال قابل توجه دیگر فرمان اکبر شاه به آزاد سازی بردگان دولتی درسال ۱۵۸۲ است که طی آن اعلام داشت: &amp;laquo;این به دور از انصاف و عقل است که ما از کار اجباری انسان&amp;zwnj;های دیگر سود ببریم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn51&quot; name=&quot;_ftnref51&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[51]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حکومت و قرارداد اجتماعی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابوالفضل حکومت را شکلی از پرستش خدا می&amp;zwnj;داند. اما برای او آن&amp;zwnj;چه حکومت را به چنین مقام مقدسی ارتقاء می&amp;zwnj;دهد نه اهداف آسمانی که عادلانه و قانون&amp;zwnj;مدار بودن آن است. حکومت از نظر او یک قرارداد اجتماعی میان فرمانروا و فرمانبردار است که در آن هر دو طرف وظایف مختص خود را طبق ضوابط از قبل تعیین شده و در جهت حفظ توازن اجتماعی به انجام می&amp;zwnj;رسانند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اگر تبعیت از قوانین امپراتوری و ابراز وفاداری به شاه فرمانروا از جمله وظایف فرمانبردار است،&amp;nbsp; مسئولیت فرمانروا فراهم نمودن زمینه&amp;zwnj;های مادی رفاه مردمی و عدالت اجتماعی است که با تکیه بر سه اصل حکومتی &amp;quot;روا روزی&amp;quot;، &amp;quot;راه عقل&amp;quot; و &amp;quot;صلح کل&amp;quot; تحقق می&amp;zwnj;یابند. بدین&amp;zwnj;قرار او در مبحث &amp;quot;پَرَنج جهانداری&amp;quot; (وظایف فرمانروا) ضمن چاره&amp;zwnj;اندیشی برای رفع تضادها و تنش&amp;zwnj;های مذهبی موجود و در جهت برقراری وحدت اجتماعی می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;به&amp;zwnj;راستی چگونه می&amp;zwnj;شود تحت این شرایط از جان و مال و ناموس و مذهب افراد محافظت کرد؟ برخی از عزلت&amp;zwnj;نشینان تصور نموده&amp;zwnj;اند که با توسل به نیروی ماوراء طبیعی می&amp;zwnj;توان به این اهداف دست یافت، لیکن نیل به چنین اهدافی مستلزم حکومتی قانون&amp;zwnj;مدار است که هیچگاه بدون مساعدت و مداخله یک پادشاه مقتدر عملی نخواهد بود.&amp;raquo; از همین&amp;zwnj;جا ابوالفضل به تشریح وظایف فرمانروا می&amp;zwnj;پردازد: &amp;laquo;بر اوست تا با اتکا به فراست و عدالت خود وسایل معیشت و رفاه مردمی را که از او تبعیت دارند فراهم سازد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn52&quot; name=&quot;_ftnref52&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[52]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما اگر ابوالفضل منشاء خداگونگی اکبرشاه را در فرهنگ و تمدن ایران باستان می&amp;zwnj;جست، وظایف او را به تاثر از سنت فکری هند باستان برشمرد، سنتی که مشخصا در وابستگی متقابل فرمانروا و مردم نمایان می&amp;zwnj;گردید. گفته نارادا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Narada)&lt;/span&gt; زاهد افسانه&amp;zwnj;ای سنت ویسناوا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Vaisnava)&lt;/span&gt; خطاب به پادشاه وقت نمودی است از این سنت: &amp;laquo;سهم شاه از محصولات کشاورزی دستمزدی است که مردم در ازای حراست او از آنها به وی پرداخت می&amp;zwnj;کنند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;آریادوا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Aryadeva)&lt;/span&gt; زاهد بودایی سه قرن پیش از میلاد در رساله &lt;em&gt;کاتوهستکا &lt;/em&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Katuhastaka)&lt;/span&gt; همین نکته را با صراحت بیشتری خطاب به فرمانروای عصر خویش اظهار داشت: &amp;laquo; تو چگونه می&amp;zwnj;توانی احساس فخر کنی، تویی که برده صرف مردمی و با تخصیص یک ششم از برداشت محصول کشاورزی آنها امرار معاش می&amp;zwnj;کنی.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn53&quot; name=&quot;_ftnref53&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[53]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بر همین منوال، ابوالفضل که مطالعه و بررسی تاریخ هند را از مهم&amp;zwnj;ترین اولویت&amp;zwnj;های خود می&amp;zwnj;دانست به پیروی از این سنت فکری، اکبر شاه را خدمتگزار و مزدبگیر مردم هند می&amp;zwnj;خواند.&lt;a href=&quot;#_ftn54&quot; name=&quot;_ftnref54&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[54]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این برداشت&amp;zwnj;های یکسان از جایگاه فرمانروا تبیینی است از یک قرارداد اجتماعی که طبق آن اقتدار و عظمت او به حفظ توازن اجتماعی و انجام خدمات رفاهی محدود می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در راستای اجرای چنین وظایفی است که اکبرشاه علاوه بر رفع تبعیضات مذهبی، سلسله&amp;zwnj;ای از تدابیر رفاهی، عمرانی و اقتصادی را نیز بر عهده می&amp;zwnj;گیرد. مهم&amp;zwnj;ترین این تدابیر را می&amp;zwnj;توان به&amp;zwnj;قرار زیر برشمرد: کمک&amp;zwnj;رسانی به زارعان در مواقع خشکسالی ، تشویق تولیدات کشاورزی با کاهش مالیات بر زمین&amp;zwnj;های مزروعی، گسترش زمین&amp;zwnj;های زراعی و ازدیاد خرده مالکان&lt;a href=&quot;#_ftn55&quot; name=&quot;_ftnref55&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[55]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، احداث راه&amp;zwnj;های بازرگانی، حفاظت از مراتع و جنگل&amp;zwnj;ها، حمایت از صنایع&amp;zwnj;دستی و تاسیس واحدهای صنعتی از قبیل صنایع بافندگی و کشتی&amp;zwnj;سازی.&lt;a href=&quot;#_ftn56&quot; name=&quot;_ftnref56&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[56]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عرفان حبیب مورخ برجسته هند از این تدابیر به&amp;zwnj;عنوان عوامل مستعد رشد روابط کالایی و مناسبات سرمایه&amp;zwnj;داری در این دوره نام می&amp;zwnj;برد.&lt;a href=&quot;#_ftn57&quot; name=&quot;_ftnref57&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[57]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ترجمان این پیشرفتگی، افزایش میزان درآمد سالانه و قدرت خرید مردم هند در این دوره است که بر اساس تحقیقات موجود حتی در قیاس با جوامع عصر مدرن از سطح به&amp;zwnj;مراتب بالاتری بر خوردار بودند.&lt;a href=&quot;#_ftn58&quot; name=&quot;_ftnref58&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[58]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;دلیل نیست که مورلند شرق&amp;zwnj;شناس انگلیسی در کتابی که سال ۱۹۲۰ به&amp;zwnj;چاپ رساند، تعصب را کنار نهاده وصراحتا می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;از نظر من این حقیقتی است غیر قابل انکار که هند [هنگام مرگ اکبر] در زمینه صنعت از امروز اروپای غربی نیز بالنسبه پیشرفته&amp;zwnj;تر بود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn59&quot; name=&quot;_ftnref59&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[59]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مجموعه این عوامل که زمینه&amp;zwnj;های مادی اصل &amp;quot;رواروزی&amp;quot; ابوالفضل را تشکیل می&amp;zwnj;دهند، همرا با تبعیض&amp;zwnj;زدایی مذهبی، مولد شرایطی است که هند تحت فرمانروایی اکبرشاه را به سرزمین صلح و آرامش تبدیل می&amp;zwnj;سازند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این دوره از تاریخ هند است که بهبود شرایط زندگی، طبقات مختلف مردم را به وفاداری و حمایت از فرمانروایشان وا می&amp;zwnj;دارد، آن&amp;zwnj;گونه که هر شورش و طغیانی علیه شاه عدالت&amp;zwnj;گر مغول به&amp;zwnj;واسطه عدم استقبال مردمی به شکست می&amp;zwnj;انجامد. و نیز در این دوره است که رواداری مذهبی جایگزین تنش&amp;zwnj;های فرقه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;شود تا آنجا که پیروان همه ادیان فعالانه در مراسم و جشن&amp;zwnj;های یکدیگر شرکت می&amp;zwnj;جویند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پرستش خدای مونث هندوان، سیتلا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(sitla)&lt;/span&gt;، توسط مسلمانان در این دوره نمونه&amp;zwnj;ای است از هم&amp;zwnj;زیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز میان آنان و هندوان که خود نشانی از وجود جامعه&amp;zwnj;ای جهانشمول است.&lt;a href=&quot;#_ftn60&quot; name=&quot;_ftnref60&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[60]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشاهدات ادوارد تِری &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Edward Terry)&lt;/span&gt; جهانگردانگلیسی حتی در سال&amp;zwnj;های پس از مرگ اکبرشاه (۱۶۱۹-۱۶۱۶) گواهی بر این واقعیت است: &amp;laquo;در اینجا [هندوستان] هر فرد مجاز است تا ایمان مذهبی خود را آزادانه ابراز دارد، و تنها محدودیتی که من تاکنون دیده&amp;zwnj;ام عدم مصونیت برای کسی است که به دشمنی با عقاید دیگران برخیزد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn61&quot; name=&quot;_ftnref61&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[61]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;راز محبوبیت اکبر شاه در میان هندوان، به&amp;zwnj;ویژه راجپوت&amp;zwnj;های راجستان نیز در همین بود، چنان&amp;zwnj;که آنان ارج و منزلت خود را مدیون سیاست&amp;zwnj;های او می&amp;zwnj;دانستند و درست به این خاطر او را تجسمی از دو خدای راما و کریشنا می&amp;zwnj;پنداشتند.&lt;a href=&quot;#_ftn62&quot; name=&quot;_ftnref62&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[62]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اکبرشاه امام عادل&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکبرشاه اما برای به اجرا گذاردن آیین حکومتی خود مقدم بر هر چیز نیاز به قطع نفوذ شیوخ و قضات اسلامی داشت. او اساسا علمای اسلام را خطری علیه حکومت خود می&amp;zwnj;دانست، نه تنها از آن جهت که آنها سد راه مقاصد سیاسی او بودند، بلکه به&amp;zwnj;واسطه تمایل آنان به مال&amp;zwnj;اندوزی و اختلاس از ثروت کشور.&lt;a href=&quot;#_ftn63&quot; name=&quot;_ftnref63&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[63]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در عین حال، او برای انجام چنین عملی می&amp;zwnj;باید برتری جایگاه مذهبی خود را نسبت به علمای طراز اول اسلام تثبیت کند، رخدادی که به سال ۱۵۷۹ تحقق یافت. او در این سال به پشتوانه شماری از علمای روشن&amp;zwnj;اندیش، از جمله شیخ مبارک ناکوری پدر ابوالفضل، با صدور بیانیه&amp;zwnj;ای (محضر) خود را خلیفه اسلام اعلام کرد.&lt;a href=&quot;#_ftn64&quot; name=&quot;_ftnref64&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[64]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این اقدام از یکسومتاثراز سیاست خارجی او مبنی بر اعلان بی طرفی نسبت به سلاطین سنی مسلک عثمانی و شاهان شیعه صفوی بود و از سویی دیگر با سیاست &amp;quot;صلح کل&amp;quot; ارتباط داشت. او اینک در مقام خلیفه و یگانه مرجع اسلام، حق هرگونه تفسیر متون دینی را از نمایندگان اسلام فقاهتی، اعم از شیعه و سنی سلب نمود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تنها او بود که در صورت بروز اختلاف&amp;zwnj;نظر در مورد احکام اسلام به اقتضای منافع مملکتی به داوری بر می&amp;zwnj;خاست.&lt;a href=&quot;#_ftn65&quot; name=&quot;_ftnref65&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[65]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، این داوری از مرز اسلام فراتر رفت و مذاهب دیگر را نیزدر بر گرفت. برای نمونه، اکبر شاه پس از مرگ گورو نانَک &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Guru Nanak)&lt;/span&gt;نخستین پیشوای مذهبی سیک&amp;zwnj;ها برای انتخاب جانشین او شخصا مداخله کرد و گورو آرجون را بدین سمت برگزید.&lt;a href=&quot;#_ftn66&quot; name=&quot;_ftnref66&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[66]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در پایان این بخش از مقاله تذکر دو نکته ضروری است. نخست اینکه لازمه ترسیم چهره&amp;zwnj;ای عادل و بخشنده از خدا، برخورداری از قدرت سیاسی است. نمی&amp;zwnj;توان خارج از قدرت قرار داشت و با شیوه&amp;zwnj;های سائلانه از حاکمان جبار خواست تا از سر رضای خدا به پذیرش چنین تصویری از خدا تن دهند. چنین درخواستی که اصولا بر مبنای تفاسیر نظری از دین غالب عرضه می&amp;zwnj;شود، چون آب در هاون کوبیدن است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوم این&amp;zwnj;که مفهوم اقتدار سیاسی اگرچه با حکومت عجین است اما به آن محدود نمی&amp;zwnj;شود. عظمت و اقتدار اکبرشاه را نه تنها باید در مقام او به عنوان فرمانروا، که هم&amp;zwnj;چنین در گرایش او به عدالت&amp;zwnj;خواهی باید جست. راز توفیق اکبرشاه در قطع نفوذ نمایندگان اسلام فقاهتی را می&amp;zwnj;باید بیش از هر چیز در پیوند میان نگرش فلسفی و آیین زمام&amp;zwnj;داری او یافت که هژمونی سیاسی-عقیدتی او را بر کل جامعه تثبیت نمود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اظهاریه نورالدین خاقانی، عالم روشن&amp;zwnj;اندیش این عصر، تاییدی بر وجود این هژمونی است: &amp;laquo;عدالت پادشاه بدعت&amp;zwnj;گذار برای جامعه به&amp;zwnj;مراتب مفیدتر از ظلم سلطان متدین است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn67&quot; name=&quot;_ftnref67&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[67]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; از همین روست که در سال ۱۵۸۰ هنگامی که در مناطق شرقی هند شماری از شیوخ و قضات اسلامی در اعتراض به سیاست&amp;zwnj;های شاه بدعت&amp;zwnj;گزار به شورش برخاستند و با صدور فتوایی او را تکفیر نمودند، اکبرشاه به پشتوانه مردمی این شورش را در جا سرکوب کرد. او خود را کمر بسته هیچیک از ائمه اطهار نمی&amp;zwnj;دانست تا در مقابل فشار مخالفان مسلمان تمکین کند. در واقع او کمربسته یکایک مردم هند بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بخش&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;های پیشین&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/10/12/20575&quot;&gt;هند و سکولاریسم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/10/19/20844&quot;&gt;بحران سکولاریسم هند&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳)&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20900&quot;&gt;پیشینه&amp;zwnj;های سکولاریسم هند&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21206&quot;&gt;۴) پیشینه&amp;zwnj;های تاریخی سکولاریسم هند: آشوکا شاه فیلسوف و زاهد&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref1&quot; name=&quot;_ftn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;strong&gt;[1]&lt;/strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;سید&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;عباس&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضوی،&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; &amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیوند&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;دین&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;وحکومت&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;در&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;اندیشه&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسلمانان&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;،&lt;/span&gt; &lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;حوزه،&lt;/span&gt;&lt;/em&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;فروردین&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;و&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;اردیبهشت&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;خرداد&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;و&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;تیر&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;ماه&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; 1377&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;،&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;شماره&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; 85 &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;و&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; 86.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref2&quot; name=&quot;_ftn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;[2]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref3&quot; name=&quot;_ftn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;[3]&lt;/a&gt; Iqtidar Alam Khan, &amp;ldquo;Akbar&amp;rsquo;s Personality Triats and World Outlook &amp;ndash; A Critical Repraisal&amp;rdquo;, in Irfan Habib (ed.) &lt;em&gt;Akbar and His India, &lt;/em&gt;New Delhi ; Oxford ; New York : Oxford University Press, 2000, p. 96.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref4&quot; name=&quot;_ftn4&quot; title=&quot;&quot;&gt;[4]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 94.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref5&quot; name=&quot;_ftn5&quot; title=&quot;&quot;&gt;[5]&lt;/a&gt; Tarif Khalidi, &lt;em&gt;Arabic Historical Thought in the Classical Period, &lt;/em&gt;Cambridge University Press, 1994, p.7.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn6&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref6&quot; name=&quot;_ftn6&quot; title=&quot;&quot;&gt;[6]&lt;/a&gt; Harbans Mukhia, &lt;em&gt;Mughals of India, &lt;/em&gt;Mlden, MA&lt;em&gt;:&lt;/em&gt; Blackwell, 2004, p.17.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn7&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref7&quot; name=&quot;_ftn7&quot; title=&quot;&quot;&gt;[7]&lt;/a&gt; Harbans Mukhia, &amp;ldquo;Time in Abu&amp;rsquo;l Fazl&amp;rsquo;s Historiography&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Studies in Hstory, &lt;/em&gt;vol.25, no. 1, 2009, pp. 4-6.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn8&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref8&quot; name=&quot;_ftn8&quot; title=&quot;&quot;&gt;[8]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 6.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn9&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref9&quot; name=&quot;_ftn9&quot; title=&quot;&quot;&gt;[9]&lt;/a&gt; Father A. Monserrate, &lt;em&gt;Commentary on his Journey to the Court of Akbar&lt;/em&gt;, translated by J.S Hoyland, annotated by S.N. Banerjee, Cuttack, 1992, pp. 132-33.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn10&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref10&quot; name=&quot;_ftn10&quot; title=&quot;&quot;&gt;[10]&lt;/a&gt; Satish Chandra, &amp;ldquo;Akbar and His Age: A symposium&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Social Scientist, &lt;/em&gt;Vol. 20, Nos. 9-10, September-October 1992, p.71.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn11&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref11&quot; name=&quot;_ftn11&quot; title=&quot;&quot;&gt;[11]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 66.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn12&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref12&quot; name=&quot;_ftn12&quot; title=&quot;&quot;&gt;[12]&lt;/a&gt; Harbans Mukhia, &lt;em&gt;Mughals of India&lt;/em&gt;, p. 14.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn13&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref13&quot; name=&quot;_ftn13&quot; title=&quot;&quot;&gt;[13]&lt;/a&gt; Iqtidar Alam Khan, &amp;ldquo;Akbar Personality Traits and World Outlook &amp;ndash; A Critical Reappraisal&amp;rdquo;, p. 81.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn14&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref14&quot; name=&quot;_ftn14&quot; title=&quot;&quot;&gt;[14]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn15&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref15&quot; name=&quot;_ftn15&quot; title=&quot;&quot;&gt;[15]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 80.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn16&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref16&quot; name=&quot;_ftn16&quot; title=&quot;&quot;&gt;[16]&lt;/a&gt; Vincent A. Smith, &lt;em&gt;The Oxford History of India&lt;/em&gt;. Oxford University Press, 2002, p. 243.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn17&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref17&quot; name=&quot;_ftn17&quot; title=&quot;&quot;&gt;[17]&lt;/a&gt; Irfan Habib, &lt;em&gt;Akbar and His India &lt;/em&gt;(ed.), New Delhi: Oxford University Press, 1997, p. 86.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn18&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref18&quot; name=&quot;_ftn18&quot; title=&quot;&quot;&gt;[18]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn19&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref19&quot; name=&quot;_ftn19&quot; title=&quot;&quot;&gt;[19]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn20&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref20&quot; name=&quot;_ftn20&quot; title=&quot;&quot;&gt;[20]&lt;/a&gt; Francis Robinson, &amp;ldquo;The Mughal Dynasties&amp;rdquo;, &lt;em&gt;History Today, &lt;/em&gt;June 2007, p.2&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;4&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn21&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref21&quot; name=&quot;_ftn21&quot; title=&quot;&quot;&gt;[21]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نقل از&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Harbans Mukhia, &amp;ldquo;Time in Abu&amp;rsquo;l Fazl&amp;rsquo;s Historiography&amp;rdquo;, p.7.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn22&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref22&quot; name=&quot;_ftn22&quot; title=&quot;&quot;&gt;[22]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نقل از&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Satish Chandra, &amp;ldquo;Akbar and His Age&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Social Scientist, &lt;/em&gt;vol. 20, nos. 9-10, September-October 1992, p.70.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn23&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref23&quot; name=&quot;_ftn23&quot; title=&quot;&quot;&gt;[23]&lt;/a&gt; Harbans Mukhia, &lt;em&gt;Mughals of India, &lt;/em&gt;p.17.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn24&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref24&quot; name=&quot;_ftn24&quot; title=&quot;&quot;&gt;[24]&lt;/a&gt; Harbans Mukhia, &lt;em&gt;Mughals of India, &lt;/em&gt;chapter 1, p.51.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn25&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref25&quot; name=&quot;_ftn25&quot; title=&quot;&quot;&gt;[25]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 46.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn26&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref26&quot; name=&quot;_ftn26&quot; title=&quot;&quot;&gt;[26]&lt;/a&gt; Satish Chandra, &amp;ldquo;Akbar and His Age&amp;rdquo;, p.69.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn27&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref27&quot; name=&quot;_ftn27&quot; title=&quot;&quot;&gt;[27]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn28&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref28&quot; name=&quot;_ftn28&quot; title=&quot;&quot;&gt;[28]&lt;/a&gt; Harbans Mukhia, &amp;ldquo;Time in Abul Fazl&amp;rsquo;s Historiography&amp;rdquo;, p.7.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn29&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref29&quot; name=&quot;_ftn29&quot; title=&quot;&quot;&gt;[29]&lt;/a&gt; Percival Spear, &lt;em&gt;India: A modern History, &lt;/em&gt;Ann Arbor University of Michigan Press, 1972, pp.103-104.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn30&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref30&quot; name=&quot;_ftn30&quot; title=&quot;&quot;&gt;[30]&lt;/a&gt; Edward C. Sachau, &lt;em&gt;Alberuni&amp;rsquo;s India, &lt;/em&gt;(tr. Ed.), vol 1, London: Kegan Paul, trench, Trubner &amp;amp; Co., 1814, p. 7.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn31&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref31&quot; name=&quot;_ftn31&quot; title=&quot;&quot;&gt;[31]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نقل از&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Aziz Ahmad, &amp;ldquo;Trends in the Political Thought of Medieval, Muslim India&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Studia Islamica, &lt;/em&gt;no. 17, p.125.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn32&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref32&quot; name=&quot;_ftn32&quot; title=&quot;&quot;&gt;[32]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 127.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn33&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref33&quot; name=&quot;_ftn33&quot; title=&quot;&quot;&gt;[33]&lt;/a&gt; Harbans Mukhia, &amp;ldquo;Time in Abul Fazl&amp;rsquo;s Historiography&amp;rdquo;, p. 7.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn34&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref34&quot; name=&quot;_ftn34&quot; title=&quot;&quot;&gt;[34]&lt;/a&gt; Mukhtiar Soomro, &amp;ldquo;Akbar the Versatile Personality: An analysis&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Interdisciplinary Journal of Vontemporary Research Business, &lt;/em&gt;Vol. 2, No.6, October 2011, p.1005.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn35&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref35&quot; name=&quot;_ftn35&quot; title=&quot;&quot;&gt;[35]&lt;/a&gt; Iqtidar Alam Khan, &amp;ldquo;Akbar&amp;rsquo;s Personality Traits and World Outlook &amp;ndash; A critical Reappraisal&amp;rdquo;, p.94.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn36&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref36&quot; name=&quot;_ftn36&quot; title=&quot;&quot;&gt;[36]&lt;/a&gt; Iqtidar AlamKhan, &amp;ldquo;Medieval Indian Notions of Secular Statecraft in Retrospect&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Social scientist, &lt;/em&gt;Vol. 14, No. 1 (Jan., 1986), p. 6.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn37&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref37&quot; name=&quot;_ftn37&quot; title=&quot;&quot;&gt;[37]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn38&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref38&quot; name=&quot;_ftn38&quot; title=&quot;&quot;&gt;[38]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکبر شاه جزیه را برای اولین بار در سال 1562 ملغی کرد، اما در سال 1575 ظاهرا به&amp;zwnj;واسطه فشارهای تاشی از مر&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;ا&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;جع اسلامی مجددا این قانون را معمول داشت. در این خصوص رجوع شود به منابع ذیل:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Vincent A. Smith, &lt;em&gt;Akbar the Great Moghul&lt;/em&gt;, Delhi: Chand, 1966. 2nd edition, p. 292.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Nurul Hassan , &lt;em&gt;Religion, State and Society in Medieval India&lt;/em&gt;. New Delhi: Oxford University Press, 2007, p.&amp;nbsp;72&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn39&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref39&quot; name=&quot;_ftn39&quot; title=&quot;&quot;&gt;[39]&lt;/a&gt; Harbans Mukhia, &lt;em&gt;Mughals of India&lt;/em&gt;, p.23.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn40&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref40&quot; name=&quot;_ftn40&quot; title=&quot;&quot;&gt;[40]&lt;/a&gt; S. InayetZaidi, &amp;ldquo;Akbar&amp;rsquo;s Relations with Rajput Chiefs and Their Role in the Expansion of th Empire&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Social Scientist, &lt;/em&gt;Vol. 22, Nos. 7-8, July-August 1994, p.80.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn41&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref41&quot; name=&quot;_ftn41&quot; title=&quot;&quot;&gt;[41]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نقل از&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Satish Chandra, &amp;ldquo;Akbar and His Age: A Symposium&amp;rdquo;, p. 72.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn42&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref42&quot; name=&quot;_ftn42&quot; title=&quot;&quot;&gt;[42]&lt;/a&gt; Amartya Sen, &amp;ldquo;East and West&amp;rdquo;, &lt;em&gt;New York Review of Books&lt;/em&gt;, Vol.47, no.12, 2000, p.37.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn43&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref43&quot; name=&quot;_ftn43&quot; title=&quot;&quot;&gt;[43]&lt;/a&gt; Iqtidar Alam Khan, &amp;ldquo;Akbar&amp;rsquo;s Personality Traits and World Outlook &amp;ndash; A Critical Reappraisal&amp;rdquo;, p. 90.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn44&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref44&quot; name=&quot;_ftn44&quot; title=&quot;&quot;&gt;[44]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیین اکبری،&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; جلد اول، صفحات 6 و 23-29.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn45&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref45&quot; name=&quot;_ftn45&quot; title=&quot;&quot;&gt;[45]&lt;/a&gt; Harbans Mukhia, &lt;em&gt;The Mughals of india&lt;/em&gt;, p. 59.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn46&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref46&quot; name=&quot;_ftn46&quot; title=&quot;&quot;&gt;[46]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به نقل از همان&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;مآخذ&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn47&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref47&quot; name=&quot;_ftn47&quot; title=&quot;&quot;&gt;[47]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نقل از&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Satish Chandra, &amp;ldquo;Akbar and His Age: A symposium&amp;rdquo;, p.71.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn48&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref48&quot; name=&quot;_ftn48&quot; title=&quot;&quot;&gt;[48]&lt;/a&gt; Amartya Sen, &amp;ldquo;East and West&amp;rdquo;, p.33.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn49&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref49&quot; name=&quot;_ftn49&quot; title=&quot;&quot;&gt;[49]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیین اکبری&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;، جلد سوم، صفحه 179. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn50&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref50&quot; name=&quot;_ftn50&quot; title=&quot;&quot;&gt;[50]&lt;/a&gt; Iqtidar Alam Khan, &amp;ldquo;Akbar&amp;rsquo;s Personality Traits and World Outlook &amp;ndash; A Critical Reappraisal&amp;rdquo;, p.95.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn51&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref51&quot; name=&quot;_ftn51&quot; title=&quot;&quot;&gt;[51]&lt;/a&gt; Amartya Sen, &amp;ldquo;East and West&amp;rdquo;, p. 37.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn52&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref52&quot; name=&quot;_ftn52&quot; title=&quot;&quot;&gt;[52]&lt;/a&gt; Harbans Mukia, &lt;em&gt;Mughals of India, &lt;/em&gt;p.52.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn53&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref53&quot; name=&quot;_ftn53&quot; title=&quot;&quot;&gt;[53]&lt;/a&gt; Iqtidar Alam Khan, &amp;ldquo;Medieval Indian Notions of statecraft in Retrospect&amp;rdquo;, p.8.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn54&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref54&quot; name=&quot;_ftn54&quot; title=&quot;&quot;&gt;[54]&lt;/a&gt; Satish Chandra, &amp;ldquo;Akbar and His Age: A Symposium&amp;rdquo;, p. 70.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn55&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref55&quot; name=&quot;_ftn55&quot; title=&quot;&quot;&gt;[55]&lt;/a&gt; &lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Satish_Chandra&quot; title=&quot;Satish Chandra&quot;&gt;Chandra, Satish&lt;/a&gt;, &lt;em&gt;History of Medieval India&lt;/em&gt;. New Delhi: Orient Longman, 2007, p.235.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn56&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref56&quot; name=&quot;_ftn56&quot; title=&quot;&quot;&gt;[56]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای اطلاع بیشتر رجوع شود به&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Irfan Hbib, &amp;ldquo;Akbar and Technology&amp;rdquo;, in Irfan Habib ed., &lt;em&gt;Akbar and His India.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn57&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref57&quot; name=&quot;_ftn57&quot; title=&quot;&quot;&gt;[57]&lt;/a&gt; Irfan Habib, &amp;ldquo;potentialities of Capitalist Development in the Economy of Mughal India&amp;rdquo;, &lt;em&gt;The Journal of Economic History, &lt;/em&gt;Vol. 29, No. 1, March 1969.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn58&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref58&quot; name=&quot;_ftn58&quot; title=&quot;&quot;&gt;[58]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای اطلاع بیشتر رجوع شود به منابع ذیل&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;A.V.desai, &amp;ldquo;Population and Standards of Living in Akbar&amp;rsquo;s Time&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Indian Economic and Social History &lt;/em&gt;Review 9 (March 1972) : 61.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Satish Chandra, &amp;ldquo;Standard of Living: Mughal India&amp;rdquo;, in &lt;em&gt;Cambridge Economic History of India&lt;/em&gt;, c. 1200- c. 1750, eds. Tapan Raychaudhuri and Irfan Habib (Cambridge: Cambridge University Press, 1982.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn59&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref59&quot; name=&quot;_ftn59&quot; title=&quot;&quot;&gt;[59]&lt;/a&gt; W.H. Moreland, &lt;em&gt;India at the Death of Akbar: An Economic Study, &lt;/em&gt;Reprint of 1920 edition, Delhi: Low Price Publications, 1995, pp. 155-156.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn60&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref60&quot; name=&quot;_ftn60&quot; title=&quot;&quot;&gt;[60]&lt;/a&gt; Paul Stevens and Rahul Sapra, &amp;ldquo;Akbar&amp;rsquo;s Dream: Moghul Toleration and English/British Orientalism&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Modern Philosophy, &lt;/em&gt;Vol. 104, No. 3 (February 2007), p.401.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn61&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref61&quot; name=&quot;_ftn61&quot; title=&quot;&quot;&gt;[61]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نقل از&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Sir William Foster, &lt;em&gt;Early Travels in India: 1583-1619, &lt;/em&gt;London: Oxford University Press, 1921, p.315.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn62&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref62&quot; name=&quot;_ftn62&quot; title=&quot;&quot;&gt;[62]&lt;/a&gt; Inayet A. Zaidi, &amp;ldquo;Akfar&amp;rsquo;s Relations with Rajput Chiefs and Their role in the Expansion of the Empire&amp;rdquo;, p.82. Harbans Mukia, &lt;em&gt;Mughals of India, &lt;/em&gt;p.62.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn63&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref63&quot; name=&quot;_ftn63&quot; title=&quot;&quot;&gt;[63]&lt;/a&gt; Satish Chandra, &lt;em&gt;History of Medieval India&lt;/em&gt;. New Delhi: Orient Longman, 2007, p.256.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn64&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref64&quot; name=&quot;_ftn64&quot; title=&quot;&quot;&gt;[64]&lt;/a&gt; Irfan Habib, &lt;em&gt;Akbar and His India&lt;/em&gt;, p. 86.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn65&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref65&quot; name=&quot;_ftn65&quot; title=&quot;&quot;&gt;[65]&lt;/a&gt; M. Athar Ali, &lt;em&gt;Mughal India: Studies in Polity, Ideas, Society and Culture, &lt;/em&gt;Oxford University Press, 2006, pp. 165-66.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn66&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref66&quot; name=&quot;_ftn66&quot; title=&quot;&quot;&gt;[66]&lt;/a&gt; Satish Chandra, &amp;ldquo;Akbar and His Age: A Symposium&amp;rdquo;, p. 68.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn67&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref67&quot; name=&quot;_ftn67&quot; title=&quot;&quot;&gt;[67]&lt;/a&gt; Aziz Ahmad, &amp;ldquo;Trends in the Political Thought of Medieval Muslim India&amp;rdquo;, p. 130.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/09/21383#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16167">سکولاریزاسیون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2541">سکولاریسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16170">مهرداد صمدزاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16168">نظام کاستی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7915">نهرو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-55">هند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16171">هندو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">هندوستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16169">کاست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7914">گاندی</category>
 <pubDate>Fri, 09 Nov 2012 17:51:46 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21383 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>پیشینه‌های تاریخی سکولاریسم هند: آشوکا شاه فیلسوف و زاهد</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/02/21206</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/02/21206&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    دین و دولت در هندوستان (۴)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهرداد صمدزاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/ashomna01.jpg?1352396715&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهرداد صمدزاده &amp;ndash; در بخش پیشین از این مجموعه مقالات به تشرح سنت سکولار هند باستان به روایت از آرتاشاسترای کائوتیلیا پرداختیم. این سنت مبین دو نکته اساسی است:&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱) جدایی دین از حکومت و کاهش تبعیض&amp;zwnj;های مذهبی اگرچه از ویژگی&amp;zwnj;های سکولاریسم عصر مدرن هستند، اما در نوع پیشامدرن آن نیز دیده می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲) رواداری مذهبی نه عامل سازنده سکولاریسم که بیانی است از توازن وهمگونی اجتماعی که با اتخاذ سیاست&amp;zwnj;های عادلانه تحقق می&amp;zwnj;یابد. اندیشه تساهل یا رواداری مذهبی خود ابتکاری است مدرن که عملکرد آن در حذف یا تحریف گذشته تاریخی نمود می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با نظرداشت این دو نکته، اینک به دوران فرمانروایی آشوکا می&amp;zwnj;نگریم و با تمرکز بر سیاست&amp;zwnj;های کلی او نمونه دیگری از پیشینه&amp;zwnj;های سکولاریسم این سرزمین را برجسته می&amp;zwnj;سازیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آشوکا&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آشوکا درشقاوت و مروت همان راهی را پیمود که وزیر و آموزگار اجدادی&amp;zwnj;اش کائوتیلیا به او اشارت داد. هشت سال نخست از سلطنت سی و هفت ساله او نمایانگر یکی از خونین&amp;zwnj;ترین دوران تاریخ باستان وبه تعبیری کل تاریخ هند است. روایات در باب خشونت&amp;zwnj;های اعمال شده توسط او در این دوره بسیارند، از جمله در آتش افکندن سوشیم، برادر مدعی سلطنت، و قتل عام 98 تن دیگراز برادران دیگر که راه را برای دست&amp;zwnj;یابی او به تاج و تخت هموارکردند. همچنین گفته می&amp;zwnj;شود که آشوکا دراولین سال&amp;zwnj;های فرمانروایی بیش از ۵۰۰ تن از زنان حرم خود را کشت، تنها به این دلیل که او را زشت خطاب کرده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما آنچه که به استناد تاریخ بر خونخواری آشوکا صحه می&amp;zwnj;گذارد شقاوت او در جنگ کالینگا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Kalinga)&lt;/span&gt; ایالت کنونی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Orissa&lt;/span&gt; و مناطق شمالی ایالت &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Andhra Pradesh&lt;/span&gt; است که به اذعان خود او منجر به کشتار صد هزار نفر و اخراج صد و پنجاه هزار تن دیگر از ساکنان این سرزمین انجامید.&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[1]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چه فتح و تسخیر کالینگا فرمانروایی آشوکا را بر کل شبه قاره هند تثبیت کرد، اما مشاهده نتایج مخرب این جنگ او را بر آن داشت تا ندامت خود را از مرگ و کشتار بیان دارد: &amp;laquo;این چه کاری است که من مرتکب شده&amp;zwnj;ام؟ اگر نام این پیروزی است؛ پس شکست چیست؟ این پیروزی است یا شکست؟ عدالت است یا بی&amp;zwnj;عدالتی؟ آیا کشتار زنان و کودکان بی&amp;zwnj;گناه شجاعت است؟ آیا من این کار را برای بسط و گسترش امپراتوری انجام داده&amp;zwnj;ام یا به قصد انهدام شکوه و جلال سرزمین دیگر؟ برخی شوهران خود را از دست داده&amp;zwnj;اند، برخی پدران و فرزندان خود را. برخی از کشته&amp;zwnj;شدگان هم نوزادان متولد نشده بودند. این کوه انباشته از اجساد چیست؟ آیا این&amp;zwnj;ها نشانه پیروزی است یا شکست؟ آیا این کرکس&amp;zwnj;ها،غراب&amp;zwnj;ها و عقاب&amp;zwnj;ها قاصدان مرگ&amp;zwnj;اند یا شر؟&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[2]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آشوکا در ستیز با این احساس عمیق عذاب وجدان که تا پایان عمر او را رها نکرد، روش پرهیز از خشونت را بعنوان اصل اساسی امپراتوری برگزید، چنانکه پس از خاتمه جنگ ابراز داشت: &amp;laquo;سعی من تنها بر این است تا هر ناروایی را که مرتکب شده&amp;zwnj;ام با ادای دین خود به تمامی موجودات زنده جبران کنم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[3]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; او با توسل به مفهوم بودایی دارما سیاست آتی خود را بدین&amp;zwnj;سان اعلام کرد: &amp;laquo;من اکنون می&amp;zwnj;خواهم تا دنیا را از طریق داما [دارما به زبان پالی و در مفهوم بودایی آن] تسخیر کنم که محبوب خدایان [امپراتورآشوکا] آنرا بهترین نوع تسخیر می&amp;zwnj;داند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn4&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[4]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این سیاست نه تنها عدم خشونت بلکه رواداری و عدم تبعیض را نسبت به همه موجودات در سرلوحه خود قرار داد. چنین است که آشوکا تصریح می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;من همه انسان&amp;zwnj;ها را همانند فرزندان خود می&amp;zwnj;دانم. همانطور که برای فرزندانم هم در این دنیا و هم در دنیای بعد آرزوی سعادت و کامیابی می&amp;zwnj;کنم، برای تمام انسان&amp;zwnj;ها نیز همین آرزو را دارم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn5&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[5]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;تردید احساس ندامت آشوکا از جنگ و تخریب و گرایش کامل او به آیین بودا را نباید در شکل&amp;zwnj;گیری سیاست نوین آشوکا از نظر دور داشت. ولی در عین حال نمی&amp;zwnj;توان سیاست کلی او را صرفا به این دو عامل تقلیل داد. معروف است که هارشا سیلادیتیا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Harsha Siladitya)&lt;/span&gt; (۶۰۵-۶۵۵ ب. م) شاه بودا مسلک دیگر از سلسله پادشاهی گوپتا، باز هم به&amp;zwnj;منظور تسخیر کامل هند، مدت سی سال بی&amp;zwnj;وقفه سیاست خشونت و جنگ تهاجمی را اتخاذ کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;طی این مدت نه اصل پرهیز از خشونت و نه آموزش&amp;zwnj;های اخلاقی بودا هیچیک مانع از بروز حوادث خونین نگردید. تنها درپایان این جنگ&amp;zwnj;های سی ساله است که هارشا سیلادیتیا بار دیگر چهره بودایی خود را نمایان و سیاست عشق به هم&amp;zwnj;نوع و تقوا را جایگزین خشونت می&amp;zwnj;سازد. پس شاید علت اساسی در چرخش سیاست آشوکا را باید در ضرورت ایجاد وحدت و یکپارچگی امپراتوری جست که حکومتی مبتنی بر قانون، عدالت و رفاه مردمی، به ارث رسیده از آرتاشاسترای کائوتیلیا، را تضمین می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فتح و تسخیر کالینگا آخرین فصل از عملیات نظامی امپراتوری موریان بود که بخاطر شدت خشونت اعمال شده علیه ساکنان آن منطقه نوعی تخطی از اصول مندرج در آرتاشاسترا محسوب می&amp;zwnj;شد. اما سیاست&amp;zwnj;های اتخاذ شده پس از آن در تضاد با این اصول نبودند. حفظ وحدت امپراتوری نخستین اصلی است که آشوکا در پیروی از آموزگار اجدادی&amp;zwnj;اش کائوتیلیا مورد تاکید قرار می&amp;zwnj;دهد. او در یکی از ستون نوشته&amp;zwnj;های خود اعلام می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;محبوب خدایان حکم می&amp;zwnj;دارد تا مهامتراها [ماموران ویژه دولتی] هر آن&amp;zwnj;کس را که موجب نفاق در سنگا [جماعت مردم در زبان پالی] شود که اینک تحت یک امپراتوری متحد گردیده، چه راهب و چه راهبه ، به پوشیدن لباس سفید وا دارند [خلع لباس] و در جایی به&amp;zwnj;غیر از صومعه مستقر نمایند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn6&quot; name=&quot;_ftnref6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[6]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روی سخن آشوکا در این حکم مشخصا متوجه بودا مسلکان و مفاد آن حاکی از گرایش او به جدایی دین از حکومت است. او علی&amp;zwnj;رغم گرایش شخصی به آیین بودا، برتری و ترجیح یک مذهب بر دیگری را در تضاد با وحدت امپراتوری می&amp;zwnj;داند. هدف آشوکا اساسا کاهش اختلاف&amp;zwnj;های مذهبی در جهت حفظ این وحدت است و به&amp;zwnj;همین منظور توصیه می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;هر فرد باید به اعتقادات و مسلک دیگران احترام بگذارد، زیرا با این کار آن فرد هم نفوذ و اعتبار مسلک خود را افزایش می&amp;zwnj;دهد و هم به مسلک دیگران منفعت می&amp;zwnj;رساند. در غیر این&amp;zwnj;صورت او نه تنها نفوذ مسلک خود را کاهش می&amp;zwnj;دهد، بلکه به مسلک دیگران هم لطمه می&amp;zwnj;زند. بنابراین، شیوه پسندیده آن است که افراد بجای تمجید از ایمان خود و بی&amp;zwnj;قدر شمردن باورهای مذهبی دیگران با یکدیگر به تبادل نظر بپردازند. محبوب خدایان، شاه پیاداسی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Piyadasi)&lt;/span&gt; [اسم خود گزیده آشوکا به معنای خوشرو] خواهان این است که همه افراد دانش خود را نسبت به ادیان دیگر افزایش دهند.&amp;raquo; &lt;a href=&quot;#_ftn7&quot; name=&quot;_ftnref7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آشوکا و مفهوم عدالت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نگرش یکسان به همه ادیان که در سیاست رواداری مذهبی آشوکا تبیین می&amp;zwnj;شود هم&amp;zwnj;زمان او را بر آن می&amp;zwnj;دارد تا تفسیری جهانشمول از مفهوم داما عرضه دارد. این تفسیر هم برگرفته از دیگر تعالیم مذهبی است و هم مردمان با اعتقادات گوناگون را به وحدت و یگانگی فرا می&amp;zwnj;خواند. در این تفسیر تاکید بر اخلاقیات لازم (تشریک مساعی) برای حفظ نظم اجتماعی، به&amp;zwnj;ویژه در برخورداری از نعمات و مزایای این جهان است. دامای آشوکا واکنشی است به خود&amp;zwnj;محوری انسان&amp;zwnj;ها، خصوصیتی که مولف مهاباراتا با فغان و زاری، از آن ابراز تاسف می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاسف او از همه آن&amp;zwnj;هایی است که با نادیده انگاشتن احساسات و خواست&amp;zwnj;های متقابل هم&amp;zwnj;نوعان خویش به کسب ثروت و قدرت می&amp;zwnj;اندیشند. او از نبود اخلاقیات در روابط انسانی سخن می&amp;zwnj;گوید و چاره را تنها در پیروی از اصول جاودانه دارما می&amp;zwnj;بیند که متضمن سعادت انسان در هر دو جهان است.&lt;a href=&quot;#_ftn8&quot; name=&quot;_ftnref8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[8]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آشوکا، شاه فیلسوف موریان نیز چنین می&amp;zwnj;پندارد. او اما وجه دنیوی این روابط را بر تلویحات مذهبی آن غالب می&amp;zwnj;سازد. رومیلا تاپر مورخ هند باستان در این خصوص می&amp;zwnj;نویسد: &amp;raquo;هدف داما [در نگرش آشوکا] ایجاد ذهنیتی بود که در آن مسئولیت اجتماعی و رفتارافرد نسبت به یکدیگر بیش از هر چیز اهمیت داشت. داما درخواستی برای به&amp;zwnj; رسمیت شناختن منزلت انسانی و ترویج روحیه اومانیستی در زندگی اجتماعی بود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn9&quot; name=&quot;_ftnref9&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[9]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آشوکا انجام این رسالت را به پیروی از سنت آموزگار اجدادی&amp;zwnj;اش کائوتیلیا، منوط به اجرای عدالت و حکومت قانون می&amp;zwnj;سازد، آن&amp;zwnj;گونه که اعلام می&amp;zwnj;دارد: &amp;laquo;خواست من اجرای عادلانه قانون در همه موارد است ، حتی در آنجایی هم که خطایی مرتکب شده باشد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn10&quot; name=&quot;_ftnref10&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[10]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;جملات فوق نشانگر این واقعیت است که تلقی آشوکا از عدالت تنها به رفع تبعیض&amp;zwnj;های مذهبی محدود نمی&amp;zwnj;شود. او عدالت را به دیگر شئون زندگی، به&amp;zwnj;ویژه در حس رواداری نسبت به شهروندان امپراتوری نیز تعمیم می&amp;zwnj;دهد. به&amp;zwnj;عنوان مثال، او دستگیری از خانواده زندانیان طی دوره محکومیت&amp;zwnj;شان را از وظایف دولت می&amp;zwnj;&amp;zwnj;داند و در خصوص زندانیان محکوم به مرگ می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;من حتی مقرر می&amp;zwnj;دارم که به این افراد سه روزمهلت داده شود تا در این مدت بستگانشان بتوانند با ارائه درخواست عفو برای آن&amp;zwnj;ها جان&amp;zwnj;شان را حفظ کنند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn11&quot; name=&quot;_ftnref11&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[11]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نگرش سکولار به مفهوم عدالت هم&amp;zwnj;چنین در دیگر احکام او مشهود است، چنان&amp;zwnj;که می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;کوشش ماموران قضایی شهر باید بر این باشد تا وظیفه خود را به بهترین نحو انجام دهند و هیچگاه مجازات ناروایی را در حق مردم اعمال نکنند و یا با رفتار خشن آنها را مورد آزار قرار ندهند. به&amp;zwnj;همین خاطر، من هر پنج سال یک&amp;zwnj;بار مهامترا&amp;zwnj;های خود را که بخشنده ومهربان&amp;zwnj;اند به شهرها اعزام خواهم کرد تا مرا از رفتار ماموران نسبت به مردم مطلع سازند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn12&quot; name=&quot;_ftnref12&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[12]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آشوکا درعلاقه به مسائل مردمی از این هم فراتر رفته، اعلام می&amp;zwnj;دارد: &amp;laquo;من در هر زمان وهر مکان آماده دریافت گزارش&amp;zwnj;های ماموران دولتی در مورد وضعیت زندگی مردم هستم؛ هنگام غذا خوردن، در خلوتگاه شخصی&amp;zwnj; (حرم)، در رختخواب، در آبریزگاه، در کالسکه یا در پارک سلطنتی، هنگام سان دیدن و در هر شرایط دیگر.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn13&quot; name=&quot;_ftnref13&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[13]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آشوکا و رفاه مردمی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با توجه به ملاحظات فوق می&amp;zwnj;توان دامای آشوکا را بیانی از سیاست رفاهی او دانست که در آن گرایش به تفکیک دین از حکومت به&amp;zwnj; وضوح نمایان است. او بخش قابل توجهی از خزانه دولت را به ایجاد خدمات اجتماعی از قبیل تاسیس بیمارستان&amp;zwnj;ها و مراکز دامپزشکی اختصاص داد. اهمیت این نوع خدمات در آن است که هزینه درمان و مراقبت از بیماران، چه انسان و چه حیوان، در این مراکز بر عهده دولت بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;احداث راه&amp;zwnj;های بازرگانی و حفر چاه&amp;zwnj;های آب آشامیدنی در سراسر مرز و بوم امپراتوری و ماورای آن از جمله خدماتی است که آشوکا به انجام آن همت گمارد.&lt;a href=&quot;#_ftn14&quot; name=&quot;_ftnref14&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[14]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; آشوکا خود مجموعه&amp;zwnj;ای از این خدمات رفاهی را در یکی از سنگ نوشته&amp;zwnj;هایش بدین قرار بیان می&amp;zwnj;کند:&amp;laquo;شاه پیاداسی، محبوب خدایان، مقرر نموده تا در سراسر قلمرو امپراتوری و حتی در فراسوی این مرز و بوم... مراکز درمان پزشکی هم برای انسان و هم برای حیوانات تاسیس شود. هر جا هم که داروهای گیاهی یا میوه&amp;zwnj;های شفابخش موجود نبوده، دستور داده&amp;zwnj;ام که آنها را وارد کنند و در آنجا بکارند. من امر نموده&amp;zwnj;ام که در سراسر این سرزمین راه&amp;zwnj;ها احداث گردد، و در کنار این راه&amp;zwnj;ها چاه&amp;zwnj;ها حفر شود و درختان انجیر و بیشه&amp;zwnj;های انبه کاشته شود تا هم انسان و هم حیوانات از مزایای آنها بهره&amp;zwnj;مند شوند... من همه این کارها را از آن جهت انجام داده&amp;zwnj;ام تا مردمانم رفتار خود را با تعالیم داما هماهنگ سازند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn15&quot; name=&quot;_ftnref15&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[15]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جمله پایانی آشوکا حاوی نکته بسیار مهمی است و آن اینکه او رستگاری انسان را در آخرت منوط به شرایط زندگی در این جهان می&amp;zwnj;داند. این نگرش این جهانی ناظر بر عدالت و رفاه اجتماعی همچنین در اجرای قوانین مالیات بر درآمد، تثبیت نرخ بهره، و نظارت بر قیمت، توزیع و چگونگی کیفیت کالاهای بازرگانی نیز مشهود است.&lt;a href=&quot;#_ftn16&quot; name=&quot;_ftnref16&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[16]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از دیگر سیاست&amp;zwnj;های این&amp;zwnj;جهانی آشوکا می&amp;zwnj;توان به سیاست حفظ محیط زیست او اشاره کرد. آشوکا همانند کائوتیلیا اساسا بخاطر حفظ منابع طبیعی و نظم موزون طبیعت و نه به الهام از تعالیم آیین بودا، هرگونه استفاده غیرمجاز از منابع جنگلی و شکار حیوانات را ممنوع اعلام کرد. در تاکید بر این سیاست و در ضرورت پیروی از آن است که در این زمان نقل قول نوینی از بیشما &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Bhishma)&lt;/span&gt; شخصیت حماسی مهاباراتا ارائه می&amp;zwnj;شود. بیشما، این مظهر طول عمر، در بستر مرگ اعلام می&amp;zwnj;دارد: &amp;laquo;هر آن&amp;zwnj;کس که جنگلی را بسوزاند یا به آن آسیب رساند بزرگ&amp;zwnj;ترین گناه را مرتکب شده است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn17&quot; name=&quot;_ftnref17&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[17]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در خاتمه این بخش لازم است تا دو نکته اساسی را بر شماریم. نخست این&amp;zwnj;که، باید به استناد شواهد تاریخی دوره صد ساله&amp;zwnj;ای در سیاست هند را که با ظهور کائوتیلیا آغاز و با مرگ آشوکا به پایان می&amp;zwnj;رسد، یکی از شکوفاترین دوران سکولاریسم در این سرزمین دانست. از شاخص&amp;zwnj;های مهم این دوره کاهش تبعیض&amp;zwnj;های دینی و در نتیجه کاهش تنش&amp;zwnj;ها و خشونت&amp;zwnj;های فرقه&amp;zwnj;ای است که در رواداری مذهبی تبیین می&amp;zwnj;شود. نکته دوم اما مربوط به افول سکولاریسم در اواخر این دوره است که شرح کامل آن نیازمند برشمردن مجموعه عللی است که سرانجام به انقراض امپراتوری موریان انجامید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;توضیح این علل خارج از حوصله نوشته حاضر است؛ در اینجا تنها به نقش عللی می&amp;zwnj;پردازیم که از بطن برخی از سیاست&amp;zwnj;های دولتی آشوکا برخاستند و عملکردی جز نفی سکولاریسم نداشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از این سیاست&amp;zwnj;ها تمکین آشوکا در برابر پیشوایان مذهبی بود که با گرایش روزافزون او به آیین بودا شدت یافت. اواینک نه فقط خود را موظف به حمایت دولتی از راهبان بودایی می&amp;zwnj;دید، بلکه برای رضایت خاطر برگزیدگان براهمن امتیازات بیشتری را به آنها اعطا کرد. چنین سیاستی از یکسو فرسایش اساس اجتماعی امپراتوری را موجب شد که در رابطه متقابل بین دولت و زارعان خودکفا تجسم می&amp;zwnj;یافت و از سوی دیگر تبعیض&amp;zwnj;های ناشی از تمایزات کاستی را تداوم بخشید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین، نقش اجتماعی و تمدن&amp;zwnj;گرای دامای آشوکا، با توجه به اعلان موجودیت کاست&amp;zwnj;های برتر و شکل&amp;zwnj;گیری مجدد هویت کاستی، از موفقیت محدودی برخوردار بود. این به&amp;zwnj;ویژه از آن جهت بود که &amp;quot;تشدید قیود و آپارتاید کاستی&amp;quot; بگفته دی.دی. کوسامبی، مورخ برجسته هند، &amp;laquo;امکان دست&amp;zwnj;یابی به یک توافق عمومی را برای ایجاد عدالت و برابری بین انسان&amp;zwnj;ها قطع نظر از طبقه، حرفه، کاست، و عقیده، به&amp;zwnj; دور انداخت.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نظر او نتیجه چنین تحولی این بود که &amp;laquo;تقریبا تمام تاریخ هند نیز از صفحات محو گردید.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn18&quot; name=&quot;_ftnref18&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[18]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; منظور کوسامبی در این&amp;zwnj;جا دقیقا آن پیشینه&amp;zwnj;های تاریخی است که در سنت آرتاشاسترا و اکبرنامه تجسم می&amp;zwnj;یابند، ولی برای گریز از این سنن به محو آن&amp;zwnj;ها دامن زده می&amp;zwnj;شود. از همین&amp;zwnj;روست که رواداری مذهبی در هند به لفظ مترادف با سکولاریسم مبدل شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اکنون به سیاست دیگر آشوکا نظر می&amp;zwnj;افکنیم که آن نیز نفی گرایش سکولاریستی و اخلاقیات دامایی او را به&amp;zwnj;همراه داشت. اگرچه تلقی آشوکا از داما بر اساس نگرشی این جهانی بود، اما افراط او در ترغیب عامه مردم به پیروی از آن نوعی از کنترل دولتی را بر جامعه حاکم کرد. او برای نظارت کامل بر امور مملکتی گروه&amp;zwnj;های متعددی از بازرسان ویژه را تحت نام مهامترا با برخورداری از قدرت نامحدود استخدام کرد که یکی از وظایف آن&amp;zwnj;ها ترویج و اشاعه داما در میان مردم بود.&lt;a href=&quot;#_ftn19&quot; name=&quot;_ftnref19&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[19]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این امر تبلیغاتی به تدریج جنبه اجبار به خود گرفت، تا آنجا که این ماموران که رسالت اولیه آنها ارتقای اخلاقیات انسانی در میان مردم بود، خود عامل آزار و اذیت مردم شدند.&lt;a href=&quot;#_ftn20&quot; name=&quot;_ftnref20&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[20]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; عملکرد این ماموران بی&amp;zwnj;شباهت به گشت&amp;zwnj;های ثارالله جمهوری اسلامی نبود که در اجرای سیاست امر به معروف و نهی از منکر هر جنایتی را مرتکب شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بخش&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;های پیشین&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/10/12/20575&quot;&gt;هند و سکولاریسم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/10/19/20844&quot;&gt;بحران سکولاریسم هند&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳)&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20900&quot;&gt;پیشینه&amp;zwnj;های سکولاریسم هند&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;a href=&quot;#_ftnref1&quot; name=&quot;_ftn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;[1]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;The Edicts of King Ashoka: An English Rendering&lt;/em&gt;, by Ven S. Dhammika, Kandy: Buddhist Publiation Society, 1993,edict 13, p. 10
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref2&quot; name=&quot;_ftn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این گفته&amp;zwnj;ای است که به آشوکا استناد می&amp;zwnj;شود و تمام منابع تاریخی هم بدون ذکر ماخذ آنرا نقل کرده&amp;zwnj;اند. معهذا او این احساس ندامت را در سنگ نوشته شماره 13 مشخصا بیان می&amp;zwnj;دارد.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref3&quot; name=&quot;_ftn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;[3]&lt;/a&gt; D.D. Kosambi, &lt;em&gt;The Culture and Civilization of Ancient India in Historical Outline,&lt;/em&gt; London: Routledge and Kegan Paul, 1965, p.52&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref4&quot; name=&quot;_ftn4&quot; title=&quot;&quot;&gt;[4]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;The Edicts of King Ashoka: An English Rendering&lt;/em&gt;, Edict 13, p.10&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref5&quot; name=&quot;_ftn5&quot; title=&quot;&quot;&gt;[5]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;The Edicts of King Ashoka: An English Rendering&lt;/em&gt;, Kalinga rock Edict 1, p.11&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn6&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref6&quot; name=&quot;_ftn6&quot; title=&quot;&quot;&gt;[6]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;The Edicts of King Ashoka: An English Rendering, &lt;/em&gt;the Minor Pilar Edict no.2, p.16&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn7&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref7&quot; name=&quot;_ftn7&quot; title=&quot;&quot;&gt;[7]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;The Edicts of King Ashoka: An English Rendering,&lt;/em&gt; Rock Edict no.12, p.8&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn8&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref8&quot; name=&quot;_ftn8&quot; title=&quot;&quot;&gt;[8]&lt;/a&gt; C. Panduranga Bhatta, &amp;ldquo;Leadershio Values: Insights from Ashoka&amp;rsquo;s Inscriptions&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Journal of Human Values&lt;/em&gt;, Vol.6, No.2, 2000, p.104&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn9&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref9&quot; name=&quot;_ftn9&quot; title=&quot;&quot;&gt;[9]&lt;/a&gt; Romila Thapar, &lt;em&gt;A History of India, &lt;/em&gt;Volume 1, p. 86&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn10&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref10&quot; name=&quot;_ftn10&quot; title=&quot;&quot;&gt;[10]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;The Edicts of King Ashoka: An English Rendering,&lt;/em&gt; Rock Edict no. 13, Kalinga Rock Edict no. 1, pp. 10-11&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn11&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref11&quot; name=&quot;_ftn11&quot; title=&quot;&quot;&gt;[11]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;The Edicts of King Ashoka: An English Rendering,&lt;/em&gt; Pilar Edict no. 4, p. 14&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn12&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref12&quot; name=&quot;_ftn12&quot; title=&quot;&quot;&gt;[12]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;The Edicts of King Ashoka: An English Rendering,&lt;/em&gt; Kalinga Rock Edicts, Edict no.1, p.11&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn13&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref13&quot; name=&quot;_ftn13&quot; title=&quot;&quot;&gt;[13]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;The Edicts of King Ashoka: An English Rendering,&lt;/em&gt; Rock Edicts, Edict no. 6, p.8&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn14&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref14&quot; name=&quot;_ftn14&quot; title=&quot;&quot;&gt;[14]&lt;/a&gt; D.D. Kosambi, &lt;em&gt;The Culture and Civilization of Ancient India in Historical Outline, Section &lt;/em&gt;6.5. Asoka and the Culmination of the Magadhan Empire&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn15&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref15&quot; name=&quot;_ftn15&quot; title=&quot;&quot;&gt;[15]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;The Edicts of King Ashoka: An English Rendering,&lt;/em&gt; Pillar Edicts, Edict no. 7, p.15&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn16&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref16&quot; name=&quot;_ftn16&quot; title=&quot;&quot;&gt;[16]&lt;/a&gt; Romila Thapar, &lt;em&gt;A History of India, &lt;/em&gt;Volume 1, p.78&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn17&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref17&quot; name=&quot;_ftn17&quot; title=&quot;&quot;&gt;[17]&lt;/a&gt; D.D. Kosambi, &lt;em&gt;The Culture and Civilization of Ancient India in Historical Outline, &lt;/em&gt;Section 6.5. Asoka and the Culmination of the Magadhan Empire&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn18&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref18&quot; name=&quot;_ftn18&quot; title=&quot;&quot;&gt;[18]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همان&amp;zwnj;جا&lt;/span&gt; Section 7.1. The New Priesthood&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn19&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref19&quot; name=&quot;_ftn19&quot; title=&quot;&quot;&gt;[19]&lt;/a&gt; Sailendra Nath Sen, &lt;em&gt;Ancient Indian History and civilization, &lt;/em&gt;New Delhi : Wiley Eastern Ltd., 1990, c1988. Rep. ed., p. 146.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn20&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref20&quot; name=&quot;_ftn20&quot; title=&quot;&quot;&gt;[20]&lt;/a&gt; Romila Thapar, &lt;em&gt;A History of India, &lt;/em&gt;Volume 1, p. 88.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/02/21206#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16167">سکولاریزاسیون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2541">سکولاریسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16170">مهرداد صمدزاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16168">نظام کاستی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7915">نهرو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-55">هند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16171">هندو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">هندوستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16169">کاست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7914">گاندی</category>
 <pubDate>Fri, 02 Nov 2012 08:07:57 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21206 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>پیشینه‌های سکولاریسم هند</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/10/26/20900</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/10/26/20900&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    دین و دولت در هندوستان (۳)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهرداد صمدزاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/india0.jpg?1351880671&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مهرداد صمدزاده &amp;ndash; در دو بخش گذشته شاخص&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مهم سکولاریسم هند و نیز عواملی را برشمردیم که در چند دهه اخیر به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طور فزاینده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای آنها&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;را با بحران مواجه ساخته&amp;zwnj;اند. چنانکه گفته شد، هند را به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خاطر وجود آزادی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فردی و مدنی و همچنین استقلال نهادهای اجتماعی از یکدیگر باید در زمره کشورهای سکولار قرار داد. اما در عین حال تداوم تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ناشی از سنن دینی، معضلی است که سکولاریسم هند را به چالش کشیده و بحران کنونی را رقم زده است. از نشانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های این بحران رشد و اعتلای جریان راست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرای هندوتوا و واکنش&amp;zwnj;های متقابل مذهبی است که از یک سو خشونت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کامیونالیستی را افزایش داده و از سوی دیگر آزادی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فردی و مدنی را تهدید می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ریشه&amp;zwnj;یابی این بحران به روند پیدایش و تکوین سکولاریسم در هند مدرن نظر افکندیم که در گفتمان مذهبی جنبش استعماری هند تبیین و در سکولاریسم اخلاق&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرای گاندی تجسم یافت. چنین روندی نه تنها راه نفوذ دین بر سیاست را هموار کرد، بلکه در جامعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که کثرت ادیان و رقابت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مذهبی از ویژگی&amp;zwnj;های برجسته آن بود، ارتقاء همه مذاهب و سرانجام حضور آنها را در صحنه سیاسی به همراه داشت. مهم&amp;zwnj;تر اینکه بکارگیری سمبل&amp;zwnj;های مذهبی از سوی گاندی و نیز تمکین وی در مقابل خواست&amp;zwnj;های پیشوایان دیگر مذاهب، راه را برای رفع تبعیض و گسترش حقوق شهروندی سد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس آنچه که تجربه تاریخی هند به ما می&amp;zwnj;آموزد، این است که برای رسیدن به یک رژیم سکولار و جامعه عاری از تبعیض نمی&amp;zwnj;توان دست به دامن خدایان شد. چنین شیوه&amp;zwnj;ای همانا فراخواندن آنها به حضور در قلمرو عمومی است، مضاف بر این&amp;zwnj;که مساعدت و مداخله این خدایان، ضرورت مقابله با احکام تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آمیز آنها را نفی می&amp;zwnj;کند. این شکل از سکولاریسم زد و بندی است میان خدا و انسان که طبق آن خدای فراخوانده شده در ازای اغماض انسانی نسبت به احکام جاودانه&amp;zwnj;اش، جامه ملی به تن پوشیده و به حضور غایب خود ادامه می&amp;zwnj;دهد. اما این خدای ظاهرا مصلح در انتظار یک موقعیت بحرانی است تا بار دیگر، ولی این بار ملبس به جامه حق&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طلبی، حضور آشکار خود را بر همگان نمایان سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از این منظر باید تاکید داشت که نیل به اهداف سکولار تنها از طریق واژگون سازی مناسبات اجتماعی عصر پیشامدرن، که در آن رد پای خدایان مشهود است، تحقق می&amp;zwnj;یابد. زیرا در غیر این صورت آنچه که به نام سکولاریسم به&amp;zwnj;دست خواهد آمد، در بهترین حالت گرایشی است که سکولاریسم را به جدایی دین از سیاست محدود می&amp;zwnj;سازد. بنابراین اگر تفکیک دین از سیاست را به عنوان اصل نمادین سکولاریسم بدانیم، الغای امتیازات مذهبی و تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ناشی از آن را باید اصل دیگر آن دانست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/rigveda.jpg&quot; style=&quot;width: 300px; height: 397px; margin: 10px; float: left;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینک در تاکید بر اهمیت مطلب فوق توجه خود را به مفهوم رایج سیاسی سکولاریسم معطوف می&amp;zwnj;داریم، مفهومی که اساسا مترادف با آیین کشورداری &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(statecraft)&lt;/span&gt; است. در این مفهوم نیز درجه&amp;zwnj;ای از تفکیک دین از سیاست و رفع تبعیض از مستلزمات است، همچنانکه برخی از فرمانروایان ادوار پیشین هم به منظور برقراری توازن اجتماعی و حفظ اقتدار خویش، قوانین و تدابیر مشابهی را مقرر کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اثبات این ادعا، به برخی از حکومت&amp;zwnj;های عصر کهن و پیشامدرن هند نظر می&amp;zwnj;اندازیم که تجسمی هستند از پیشینه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تاریخی سکولاریسم در این سرزمین. یکی از برجسته&amp;zwnj;ترین آنها، نوع حکومتی است که ویشنوگوپتا کائوتیلیا (۳۷۰-۲۸۳ ق.م) وزیر موسس امپراتوری موریان &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Mauryan)&lt;/span&gt; هند باستان، در رساله ۱۵ جلدی آرتاشاسترا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Arthashastra)&lt;/span&gt; بیان می&amp;zwnj;دارد. او نه با توسل به اخلاقیات آسمانی بلکه با اتخاذ قوانین و سیاست&amp;zwnj;های مبتنی بر تمایز دین از حکومت و رفع تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مذهبی، زمینه را برای ایجاد &amp;quot;صلح درونی&amp;quot; و سرانجام یک حکومت سکولار فراهم می&amp;zwnj;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آشوکا (۲۹۹-۲۳۴ ق.م)، سومین امپراتور این سلسله، معرف نوع دیگری از حکومت سکولار است که در سیاست تساهل مذهبی او تبیین می&amp;zwnj;یابد. این سیاست نیز متاثر از میراث تاریخی وزیر و آموزگار اجدادی او کائوتیلیا است که در آن تعهد به دو اصول یاد شده همچنان پا بر جاست. جلال الدین محمد اکبر شاه گورکانی (۱۶۰۵-۱۵۴۲) برجسته&amp;zwnj;ترین پادشاه عصر مغول نمونه مهم دیگری از پیشینه&amp;zwnj;های تاریخی سکولاریسم هند را عرضه می&amp;zwnj;کند. او به یاری وزیر روشن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندیش خود ابوالفضل علامی (۱۶۰۲-۱۵۵۱) و با تکیه بر اصل &amp;quot;صلح کل&amp;quot;، مبانی حکومتی را بنا می&amp;zwnj;نهد که در رفع تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ناشی از آمیزش دین با سیاست تجسم و در سیاست تساهل مذهبی تبیین می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بررسی این پیشینه&amp;zwnj;ها که موضوع اصلی بخش کنونی و دو بخش آینده این سلسله مقالات را شامل می&amp;zwnj;شود، در عین حال بازگو کننده یک حقیقت تاریخی دیگر است و آن اینکه برای ردیابی منشأ سکولاریسم نباید الزاماً به غرب نظر افکند. شرق نیز نشانی از سکولاریسم دارد، هر چند که این نشان آلوده به گرد و غبار عصر ماقبل ناسیونالیسم، روشنگری و مدرنیته است. اما این&amp;zwnj;که روشنفکران سنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرای هند (و همین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طور نوع ایرانی آن) وجود چنین پیشینه&amp;zwnj;هایی را عملا از نظر دور می&amp;zwnj;دارند، حاکی از گرایش مذهبی و ضد سکولاریستی آنها است وگرنه چه لزومی دارد که سنت&amp;zwnj;های سکولار را حذف یا با مذهبی جلوه دادن، آنها را تحریف کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این شیوه حذف و تحریف در آثار آشیس ناندی، متفکری که با افتخار کامل خود را &amp;quot;ضد سکولار&amp;quot; می&amp;zwnj;داند، کاملا مشهود است. او به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طور مشخص، قوانین و تدابیر دنیوی را که در مراحلی از تاریخ گذشته هند همگونی اجتماعی را ممکن گردانیده، سانسور می&amp;zwnj;کند و تساهل مذهبی را که خود بیان این همگونی است به عامل آن مبدل می&amp;zwnj;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;چه در سطور ذیل خواهد آمد تاییدی بر این واقعیت تاریخی است که تساهل مذهبی به مثابه نمودی از تنوع افکار تنها در سایه قوانین عادلانه حاکم بر جامعه و علیرغم مذهب تحقق می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;کائوتیلیا، سیاستمدار بی&amp;zwnj;وجدان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ماکس وبر پس از مطالعه رساله پانزده جلدی آرتاشاسترا به قلم کائوتیلیا با تحیر اظهار می&amp;zwnj;دارد: &amp;laquo;براستی ماکیاولیسم رادیکال، در مفهوم عامیانه کلمه، در ادبیات کهن هند و در آرتاشاسترای کائوتیلیا (نوشته شده قبل از میلاد مسیح، ظاهرا در زمان پادشاهی چندرا گوپتا) تبیین یافته است: در مقایسه با این رساله، &lt;em&gt;شاهزاده &lt;/em&gt;ماکیاولی بی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ضرر است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حیرت وبر بی&amp;zwnj;دلیل نبود. او برای نخستین بار نوعی از رئالیسم سیاسی را از گذشتگان می&amp;zwnj;آموخت که در آن استفاده از خشونت و روش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خیانت&amp;zwnj;آمیز و جنایت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بار در جهت پیشبرد منافع مملکتی موجه و حتی لازم تلقی می&amp;zwnj;گردید. خاصه اینکه کائوتیلیا از این شیوه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها نه در قالب توصیه بلکه به عنوان اصول و اسلوب کشورداری در همه ادوار یاد می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما اهمیت تاریخی آرتاشاسترای کائوتیلیا و ربط آن با موضوع سکولاریسم در چیست؟ پاسخ به این سوال نیازمند شناخت مجموعه اهداف برشمرده از سوی اوست که ضرورت تفکیک دین از سیاست و کاهش تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ناشی از سنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مذهبی را موجب می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود. برای این منظور نخست به درک لغوی نام این رساله می&amp;zwnj;پردازیم. آرتاشاسترا از کلمه سانسکریت آرتا به معنی هدف و پسوند شاسترا به معنی اصل، قانون و علم (نامتناهی) ترکیب شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آرتا مشخصا دومین هدف از اهداف چهارگانه زندگی در منظومه اخلاقی ریگ ودا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Rig Veda)&lt;/span&gt; است که به معنای کسب ثروت و شان اجتماعی است. دارما &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Dharma)&lt;/span&gt; به معنای گفتار و کردار نیک، نخستین هدف، کارما &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(karma)&lt;/span&gt; به معنای لذت جسمانی/ نفسانی، سومین هدف و موکشا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(moksha)&lt;/span&gt; یا رهایی و رستگاری انسان، چهارمین هدف است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا اما درک نوینی ازمفهوم آرتا عرضه نمود، بدین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سان که با تاکید بر ارزش دنیوی کسب ثروت به عنوان یک هدف مستقل، این مفهوم را از مضامین اخلاقی و مذهبی آن رها ساخت. او برداشت خود را از ثروت چنین بازگو می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;ثروت همانند یک درخت است: ریشه آن دارما و میوه آن لذت است. کسب چنین ثروتی که باعث ارتقاء بیشتر دارما، تولید هرچه بیشتر ثروت و لذت شود، به مثابه دستیابی به تمام اهداف است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا سپس با بسط مفهوم آرتا به عنوان یک هدف فردی به پهنه سیاست، آنرا به یکی از مهم&amp;zwnj;ترین اهداف دولتی تبدیل می&amp;zwnj;کند. اگر در منظومه ریگ ودا کسب ثروت و شان اجتماعی یکی از فرایض اخلاقی انسان مذکر در جهت حفظ و بقای نهاد خانواده بود، دستیابی به این هدف اینک یکی از اساسی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین اصول آیین کشورداری محسوب می&amp;zwnj;گردید. از نظر او ثروت یکی از مهم&amp;zwnj;ترین ارکان قدرت دولتی است که دولت&amp;zwnj;ها را در مقابل هرج و مرج درونی و تهاجم خارجی مصون می&amp;zwnj;دارد. این امر حاصل برآورد کائوتیلیا از دنیای معاصر خود بود، دنیایی که در آن یا باید به تسخیر درآمد یا تسخیر کرد. او راه دوم را برگزید که لازمه آن کسب ثروت در جهت فتوحات نظامی و انباشت ثروت به منظور حفظ نظم درونی و گسترش قلمروی امپراتوری بود.&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ازسوی دیگر، حصول این اهداف، بکارگیری شکل خاصی از پراگماتیسم سیاسی را ایجاب می&amp;zwnj;کرد که در آیین کشورداری و مشخصا در سیاست جنگی و دیپلماسی کائوتیلیا تجلی یافت. به همین سبب او اعلام می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;هر پادشاهی که خواستار کشورگشایی است باید از منابع ثروت و فضیلت سیاسی برخوردار باشد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn4&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/india1.jpg&quot; style=&quot;width: 300px; height: 201px; margin: 10px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مناسبت نیست تا آرتاشاسترا را مجموعه&amp;zwnj;ای دانست از اصول اقتصاد سیاسی، سیاست و دیپلماسی و استراتژی نظامی و آیین کشورداری که برای پیروی از این اصول، رئالیسم سیاسی بر اخلاقیات مذهبی اولویت می&amp;zwnj;یابد. این رساله را همچنین باید شرح مفصلی از شیوه&amp;zwnj;های قهر آمیزی خواند که مولف مبتکر آن بکارگیری آنها را، فارغ از هرگونه ملاحظات اخلاقی، جایز می&amp;zwnj;داند. اتخاذ این شیوه&amp;zwnj;ها با توجه به سیاست کلی کائوتیلیا، مبنی بر فتح و تسخیر &amp;quot;زمین&amp;quot;، در جنگ و صلح یکسان است. از نظر او هر دولت مستقلی نیز که با آن در صلح بسر برده می&amp;zwnj;شود، خود دشمن بالقوه&amp;zwnj;ای است که برای انهدام آن باید وارد کارزار شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا دربرخورد با دولت&amp;zwnj;های متخاصم و دوست، سیاست تهاجمی متفاوتی را لحاظ می&amp;zwnj;کند. در مورد اول تاکید او مشخصا بر استفاده از خشونت عریان است، تا آنجا که مداخله عواطف انسانی را دراجرای این امر سد راه رسیدن به پیروزی می&amp;zwnj;داند. اما در مورد دوم، ترجیح او بر سیاست &amp;quot;جنگ آرام&amp;quot;&lt;a href=&quot;#_ftn5&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; است که در پیشبرد آن توسل به فریب و نیرنگ، دروغ پردازی، جادو و افسون ، دسیسه و توطئه از موثرترین شیوه&amp;zwnj;ها است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در این خصوص می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;تیری که از چله کمان یک کمانگیر بسوی هدف پرتاب می&amp;zwnj;شود شاید به کشته شدن یک نفر بیانجامد و شاید هم نه. ولی دسیسه&amp;zwnj;ای که با مهارت تمام توسط مردان خردمند طراحی شده باشد این توانایی را دارد تا آنهایی را هم که هنوز از شکم مادر زاده نشده&amp;zwnj;اند، نابود سازد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn6&quot; name=&quot;_ftnref6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا برخی از این شیوه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را به این صورت برمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شمارد: اعزام ماموران مخفی در لباس زاهد، مرتاض و گدا به سرزمین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دوست و همجوار برای گمراه کردن مقامات دولتی، بکارگیری زنان اغواگر و کودکان به قصد جاسوسی، ایجاد فتنه و اجرای عملیات تروریستی ( و قربانی کردن آنها درصورت بر ملا شدن هویت و نقشه آنها)، ایجاد رقابت و تفرقه در میان سران بلندپایه این کشورها از طریق اغوا و تطمیع آنان به&amp;zwnj;وسیله سکس، پول، و وعده قدرت سیاسی و سپس انهدام یکایک آنها بطور مخفیانه. مسموم کردن پادشاهان کشورهای رقیب از راه قتل و جعل هویت آشپز مخصوص آنها، اشاعه مفهوم عدالت در میان مردم دیگر کشورها و برانگیختن آنها علیه حاکمان خود و سرانجام پشت پا زدن به معاهدات صلح و شروع جنگ تمام عیار هنگامی که دشمن فرضی در شرایط آسیب پذیری قرار دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روش&amp;zwnj;های موذیانه فوق تنها شمه&amp;zwnj;ی ناچیزی است از آنچه که کائوتیلیا، این عجوبه تاریخ در مجموعه آرتاشاسترا (عمدتا کتاب اول و کتب دهم تا چهاردهم) به شرح آنها می&amp;zwnj;پردازد. اما موذیانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر، روش&amp;zwnj;های پیشنهادی او به منظور دستیابی به ضمیر ناخودآگاه مردم دولت&amp;zwnj;های بیگانه است تا از این طریق از میزان وفاداری آنها نسبت به فرمانروایشان اطلاع یافته و سیاست تهاجمی خود را بر این اساس تعیین کند. او از جاسوسان اعزامی می&amp;zwnj;خواهد تا اگر امکان گفتگو با مردم سرزمین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بیگانه نبود، از راه&amp;zwnj;های دیگری اطلاعات لازم را بدست آورند، از جمله: &amp;laquo;گوش دادن به سخنان گدایان، مستان و دیوانگان یا شنود سخنان افراد در هنگام خواب یا تامل در علائم ثبت شده در معابد و اماکن مقدس و یا رمز&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گشایی از محتوای تابلوهای نقاشی و نوشته&amp;zwnj;های مخفی.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn7&quot; name=&quot;_ftnref7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;دلیل نیست که راجر بوش نیز همانند ماکس وبر با خواندن این رساله انگشت حیرت بر لب نهاده و می&amp;zwnj;پرسد: آیا هیچ کتاب دیگری هم هست که این&amp;zwnj;گونه آشکار در مورد استفاده از خشونت سخن گفته و آنرا توجیه کند؟ ... کائوتیلیا &amp;ndash; تا آنجایی که من می&amp;zwnj;دانم این فقط کائوتیلیا است که این موضوعات را بدین شکل بیان می&amp;zwnj;کند... در یک مرحله خواننده در شگفت می&amp;zwnj;ماند و با خود می&amp;zwnj;گوید: آیا برای نمونه یک موضوع خاصی هم وجود دارد که کائوتیلیا صحبت از آنرا غیراخلاقی و ناپسند بداند؟ خیر، یک مورد را هم نمی&amp;zwnj;توان یافت...&lt;a href=&quot;#_ftn8&quot; name=&quot;_ftnref8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در توضیح باید اذعان داشت که آرتاشاسترای کائوتیلیا پاسخی است قانونمند به جریانات تاریخی عصر کهن که اضمحلال و انهدام پادشاهی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خرد و بلعیده شدن آنها توسط قدرت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های نو ظهور را به همراه داشت. بی&amp;zwnj;تردید تکیه بر قوه قهریه، نقش بسزایی در این تحولات داشت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; کائوتیلیا اما با وقوف کامل بر اهمیت این عامل، عنصر خرد انسانی را در معادلات تاریخی وارد می&amp;zwnj;سازد که بیان سیاسی آن در مفاهیمی چون فریب، نیرنگ، مکر و حیله، دسیسه و توطئه نمود می&amp;zwnj;یابد. بدین سان است که او می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گوید: &amp;laquo;هر آن کس که از فضیلت متقارن با علم سیاست برخوردار باشد می&amp;zwnj;تواند دنیا را به تسخیر خود درآورد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn9&quot; name=&quot;_ftnref9&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و یا &amp;laquo;هر آن کس که به علم سیاست مجهز باشد می&amp;zwnj;تواند هر آنطور که بخواهد نقش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آفرینی کند و شاهان را با زنجیر عقل خود به اسارت در آورد.&amp;raquo; &lt;a href=&quot;#_ftn10&quot; name=&quot;_ftnref10&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در این راه به متون ادبی پیشینیان باز می&amp;zwnj;گردد و با درکی مشخص از شرایط موجود تفسیر نوینی از آنها عرضه می&amp;zwnj;دارد. پانچاتنترا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(panchatantra)&lt;/span&gt; که قدمت آن به دوران ریگ ودا و اوپانیشاد (۱۵۰۰-۵۰۰ ق.م) بازمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گردد و بخش اعظم مجموعه کلیله و دمنه برزویه طبیب مستقیما از آن گرفته شده، در زمره چنین متونی است که کائوتیلیا خلاقانه در تالیف رساله آرتاشاسترا بکار می&amp;zwnj;گیرد. نام پانچاتنترا خود گویای این واقعیت است. این نام ترکیبی است از دو کلمه سانسکریت پانچا و تنترا: اولی همان عدد پنج و دومی به معنای (در هم) تنیدن یا بدام انداختن و مشخصا مکر و حیله است. بنابراین، پانچاتنترا عبارت از پنج حکایت تمثیلی (و هر یک مشتمل بر چندین حکایت در هم تنیده شده دیگر) از نحوه بکارگیری مکر و حیله به منظور بقا در دنیای سیاست است که راوی براهمن آن با استفاده از زبان استعاره و در قالب مناسبات حاکم بر عالم حیوانات، شهریار خود را مخاطب قرار می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای خواننده ایرانی که با داستان گاو و شیر از این متن از طریق مجموعه کلیله و دمنه آشنایی کامل دارد، درک این موضوع چندان دشوار نیست که آنچه را که پیر براهمن، این مظهر زهد و تقوا، با استناد به حیوانات نقل می&amp;zwnj;کند، بازتابی است از دنیای دیپلماسی عهد باستان، دنیایی که در آن فریب و نیرنگ بر مفهوم ارسطویی فضیلت غلبه می&amp;zwnj;یافت. در اینجاست که نوآوری کائوتیلیا، این راوی براهمن عصر خویش، اهمیت ویژه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;یابد. او با حذف وجه سمبلیک این حکایات و عطف مفاد تمثیلی آنها به انسان، آنچه را که وجدان اجتماعی از بیان مستقیم آن شرم داشت و در زبان استعاره پنهان می&amp;zwnj;نمود، با جسارت تمام اظهار می&amp;zwnj;دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;چنین بود که چندرا گوپتا (340-297 ق.م) موسس و اولین پادشاه سلسله موریان به پیروی از رهنمودهای وزیر دوراندیشی چون کائوتیلیا، این توفیق را یافت تا برای نخستین بار بخش وسیعی از شبه قاره هند را که به حکومت&amp;zwnj;های خرد تجزیه شده بود، تسخیر نموده و تحت فرمانروایی خود متحد سازد. آشوکا، سومین پادشاه این سلسله نیز چنین کرد. او با گرایش به سوی نظم نوین و تکیه بر میراث وزیر اجدادی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اش، آنچه را که تا&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنون خارج از قلمرو امپراتوری موریان بود به آن ملحق ساخت.&lt;a href=&quot;#_ftn11&quot; name=&quot;_ftnref11&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما چگونه می&amp;zwnj;توان کائوتیلیای بی&amp;zwnj;وجدان و آشوکای زاهد را در کنار یکدیگر قرار داد؟ آیا اصولا می&amp;zwnj;توان وجه مشترکی بین این دو شخصیت یافت، خاصه اینکه کائوتیلیای براهمن، چون آدام اسمیت زمان خود، تنها به مال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندوزی می&amp;zwnj;اندیشید و آشوکای بودامسلک به آخرت؟ در پاسخ باید گفت که نه کائوتیلیا کاملا بی&amp;zwnj;وجدان و نه آشوکا چندان زاهد بود. ضرورت&amp;zwnj;های تاریخی گلچینی از ویژگی&amp;zwnj;های این دو تن را برگزید و به یکدیگر پیوند داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;کائوتیلیا، سیاستمدار غمخوار مردم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید برای خوانندگان این سطور، وصف شیوه&amp;zwnj;های خشن و غیراخلاقی کائوتیلیا یادآور عملیات براندازانه سازمان جاسوسی آمریکا و عملیات تروریستی و جنایی رژیم جمهوری اسلامی ایران باشد که هر دو را در نوع خود آزموده&amp;zwnj;اند. این اما از پارادوکس&amp;zwnj;های تاریخ است که کائوتیلیا در عین حال چهره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای است که از او باید به عنوان یکی از پیش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;قراولان مصوبات قرارداد ژنو، دولت رفاهی، حکومت قانون، توسعه اقتصادی، برتری علم بر ایمان، حفظ محیط زیست و سر انجام سکولاریسم نام برد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در توضیح این مطلب لازم است تا دو نکته مهم و مرتبط را متذکر شد. نخست این&amp;zwnj;که پروژه فتح و تسخیر &amp;quot;زمین&amp;quot; که هدف محوری نظامی و دیپلماتیک کائوتیلیا را تشکیل می&amp;zwnj;داد، تنها به شبه قاره هند (از هیمالیا تا جنوب اقیانوس هند و از دریای عربی تا بنگال) محدود می&amp;zwnj;شد، پروژه&amp;zwnj;ای که بخش اعظم آن در دوره فرمانروایی چندراگوپتا انجام و در نخستین سال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سلطنت آشوکا پایان یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا این فرصت را نیافت تا آخرین و خونین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین مرحله از وحدت جغرافیایی هند را تحت فرماندهی آشوکا شاهد باشد. او پیش از بر تخت نشستن آشوکا در زمان پادشاهی پدر وی بیندوسارا (۳۲۰-۲۷۲ ق.م) به دلیل نامعلومی به قتل رسید. اما او در هر مرحله از مراحل پیشین، که بخشی از مناطق سرزمین هند به تصرف خاندان موریان درآمد، سیاست خود را در قبال این مناطق روشن ساخت. این سیاست مبتنی بر اتخاذ رفتار انسانی نسبت به مردم ممالک مقهور به منظور جذب آنها بود، تنها به این خاطر که او اکنون آنها را به دیده شهروندان بالقوه وفادار به امپراتوری می&amp;zwnj;نگریست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تسخیر و الحاق سرزمین دشمن به قلمرو امپراتوری، ضرورت اجرای چنین سیاستی را ایجاب می&amp;zwnj;کرد، زیرا در این مرحله خشونت به عنوان شیوه رسیدن به هدف عملا کاربرد خود را از دست داده و فضیلت جایگزین آن می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد. چنین است که کائوتیلیا شاه و فرمانروای خود را مخاطب قرار داده و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;پس از کسب هر خطه جدید، شاه فاتح موظف است که عیب و نقص شاه پیشین را به&amp;zwnj;وسیله فضیلت محو کرده و اگر تقوایی در او بود آنرا با تقوای خود دو چندان سازد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn12&quot; name=&quot;_ftnref12&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[12]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او شروع این سیاست مبتنی بر فضیلت را در تعمیم آن به قوانین حاکم بر میدان رزم می&amp;zwnj;داند، تا آنجا که کسی که خود مروج شقاوت و قصاوت است به&amp;zwnj;طور غیر منتظره&amp;zwnj;ای اعلام می&amp;zwnj;دارد: &amp;laquo;هنگام حمله به برج و خیمه دشمن باید به همه نفرات آن که زخم بر تن دارند و یا کلاه بر سر ندارند، یا در حال فرار و عقب&amp;zwnj;نشینی هستند یا سلاح خود را زمین گذاشته و تسلیم شده&amp;zwnj;اند، امان داد و جان آنها را محفوظ داشت.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn13&quot; name=&quot;_ftnref13&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[13]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او هم&amp;zwnj;چنین شاه فاتح را موظف به رفتار صالح نسبت به سران دولت مقهور( در صورت ابراز وفاداری) دانسته و تصریح می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo; او نباید به آنها توهین روا داشته و با سرزنش و استفاده از کلمات تحقیر آمیز غرورشان را جریحه دار کند. او باید متعهد به حفظ امنیت جانی و مالی آنان باشد و از این پس، این افراد را همانند فرزندان خویش مورد لطف پدرانه قرار دهد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn14&quot; name=&quot;_ftnref14&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[14]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;این تغییر موضع از خشونت به فضیلت، نشان&amp;zwnj;دهنده درک خاص کائوتیلیا از آیین کشور&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داری است که رضایت و سعادت مردم یکی از اساسی&amp;zwnj;ترین اصول آن محسوب می&amp;zwnj;شود. این دومین نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای است که در اینجا به منظور شناخت از پیشینه&amp;zwnj;های تاریخی سکولاریسم هند به آن می&amp;zwnj;پردازیم. بررسی این نکته را با شرحی از جهان بینی او آغاز می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا هیچگاه بر این باور نبود که اقتدار و مشروعیت شاهان منشأ الهی دارد. او این موضوع را تنها یک امر تبلیغاتی در جهت فریب و تحمیق عامه مردم، خصوصا به&amp;zwnj;منظور غلبه بر دشمن می&amp;zwnj;دانست. او بی&amp;zwnj;اعتباری این نظریه را در ترفند پیشنهادی خود بدین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سان بیان می&amp;zwnj;دارد: &amp;laquo;گاهی لازم است تا شاه کشور&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گشا که قصد تسخیر قریه&amp;zwnj;ای از خاک دشمن را دارد، دست به تبلیغ زده و قدرت علم لایتناهی خود را مستقیما به خدایان منسوب کند، تا از این طریق هم رزمندگانش را به شور و شوق بیاورد و هم دشمن را به وحشت بیاندازد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn15&quot; name=&quot;_ftnref15&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[15]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا اما در نگرش به مسایل داخلی کشور ماسک فریب را کنار زده و چهره روشن اندیش خود را نمایان می&amp;zwnj;سازد. او اینک با کلامی قاطع بیان می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;پادشاهی بدون مردم همانند گاوی است نازا.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn16&quot; name=&quot;_ftnref16&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[16]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و باز تصریح می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;قدرت و عظمت شاهان در حمایت جمیع مردم نهفته است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn17&quot; name=&quot;_ftnref17&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[17]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، آنگونه که &amp;laquo; اگر پادشاهی در میان مردم از محبوبیت بی&amp;zwnj;بهره باشد براحتی می&amp;zwnj;توان بنیاد او را ریشه کن کرد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn18&quot; name=&quot;_ftnref18&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[18]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر همین اساس، او پس از فتح و تصرف هر سرزمین، از شاه فرمانروا می&amp;zwnj;خواهد تا به منظور جلب حمایت مردم آن سرزمین سیاست هایی را برگزیند که مطابق با خواست و منافع آنها باشد. او در تاکید بر این موضوع تا آنجا پیش می&amp;zwnj;رود که اعلام می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;او &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;]&lt;/span&gt;شاه فاتح&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[&lt;/span&gt; باید همان شیوه زندگی، لباس، زبان و رسوم فرهنگی مردم &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;]&lt;/span&gt;سرزمین تسخیر شده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[&lt;/span&gt;را اقتباس کند که آنها بدان عمل می&amp;zwnj;کنند. او باید ایمان مذهبی این مردم را که مراسم و تشریفات مذهبی، جشن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های عمومی و تفریحات آنها بر آن استوار است دنبال نموده و محترم بدارد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn19&quot; name=&quot;_ftnref19&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[19]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیای پراگماتیک در برشمردن تعهدات شاه در قبال مردم از این هم فراتر رفته و وظایفی را به او محول می&amp;zwnj;سازد که مشخصا در ارتباط با رفاه مردمی، عدالت اجتماعی و حکومت قانون قرار دارند. نقطه عزیمت او در این راه ضرورت حفظ &amp;quot;صلح درونی&amp;quot; است که وحدت و یکپارچگی امپراتوری را در مقابل هرج و مرج داخلی و تهاجم خارجی متضمن می&amp;zwnj;شود. او با برجسته نمودن این ضرورت و قرار دادن آن در کنار ثروت، قدرت نظامی، و دیپلماسی به مثابه یکی از ارکان چهارگانه اقتدار سیاسی، به تشریح وظایف شاه می&amp;zwnj;پردازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رفاه اجتماعی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;کائوتیلیا بر این اصل پایبند بود که اگر بر مردم واجب است تا نسبت به شاه و فرمانروای خود ابراز وفاداری کنند، او نیز موظف است تا وسایل رفاه آنها را فراهم سازد زیرا تنها &amp;laquo;با تلاش در جهت ایجاد زمینه&amp;zwnj;های مادی آسایش و امنیت مردم است که او حمایت آنها را بدست می&amp;zwnj;آورد و بدین طریق اراده و اقتدار خود را اعمال می&amp;zwnj;کند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn20&quot; name=&quot;_ftnref20&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[20]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; او اهمیت این موضوع را بدین گونه متذکر می&amp;zwnj;شود :&amp;laquo;هرگاه مردم به فقر کشیده شوند و مورد ظلم قرار گیرند حس وفاداری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان را از دست داده و به مخالفت بر می&amp;zwnj;خیزند. در این شرایط آنها یا به سوی دشمن می&amp;zwnj;روند یا خود فرمانروایشان را نابود می&amp;zwnj;کنند... بنابراین،[یک پادشاه] نباید اجازه دهد که چنین انگیزه&amp;zwnj;هایی که به زوال او منتهی می&amp;zwnj;شوند، رشد یابند یا اگر به&amp;zwnj;وجود آمده&amp;zwnj;اند، باید آنها را خنثی کند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn21&quot; name=&quot;_ftnref21&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[21]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما تاکید کائوتیلیا بر رفاه مردمی، تنها در چند رهنمود اخلاقی خلاصه نمی&amp;zwnj;شود، زیرا او برای هر آنچه بیان می&amp;zwnj;کند، تدبیر مشخصی را نیز درجهت ایجاد زمینه&amp;zwnj;های مادی آن ارائه می&amp;zwnj;دهد. به&amp;zwnj;عنوان مثال، او هنگامی که از شاه می&amp;zwnj;خواهد تا &amp;laquo;به یتیمان، سالخوردگان، بیماران، بینوایان و زنان باردار و تهی&amp;zwnj;دست یاری رساند&amp;raquo;، همزمان طرحی ارائه می&amp;zwnj;دهد که طبق آن به این افراد مبلغ معینی از خزانه دولت پرداخت شود.&lt;a href=&quot;#_ftn22&quot; name=&quot;_ftnref22&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[22]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مثال دیگری که می&amp;zwnj;توان به آن استناد کرد، سیاست او در قبال آن دسته از اماکن مسکونی است که در ۲۰ سال گذشته مورد استفاده صاحبان آنها قرار نگرفته&amp;zwnj;اند. کائوتیلیا اگرچه مفهوم مالکیت را در وجه مذهبی/ اجتماعی آن محترم می&amp;zwnj;شمارد، ولی آن&amp;zwnj;را در این مورد خاص تابع ضرورت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مملکتی دانسته و قانونی را وضع می&amp;zwnj;کند تا این اماکن تحت تصرف نیازمندان قرار گیرند.&lt;a href=&quot;#_ftn23&quot; name=&quot;_ftnref23&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[23]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اما آن&amp;zwnj;چه بیش از هر چیز، سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مردمی او را مشخص می&amp;zwnj;سازد، تخصیص بخشی از ثروت امپراتوری (از طریق پرداخت عادلانه مالیات از سوی همه شهروندان بر اساس میزان درآمدشان) به&amp;zwnj;منظور پیش&amp;zwnj;برد پروژه&amp;zwnj;ها و برنامه&amp;zwnj;های رفاهی است که مهم&amp;zwnj;ترین آنها عبارتند از: احداث راه&amp;zwnj;های بازرگانی، استخراج معادن، حفر چاه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آب آشامیدنی و ایجاد مسافرخانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها در سرتاسر راه&amp;zwnj;های مسافرتی، تاسیس بیمارستان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و مراکز دام&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پزشکی و دوا و درمان رایگان برای تهی&amp;zwnj;دستان.&lt;a href=&quot;#_ftn24&quot; name=&quot;_ftnref24&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[24]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عدالت اجتماعی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از وظایف مهم دیگری که کائوتیلیا پادشاه را به انجام آن موظف می&amp;zwnj;داند، برقراری عدالت اجتماعی است. از نظر او، شاه هم سرچشمه و هم مجری عدالت است، اوست که با برخورداری از عدل، انصاف و رفتاری عاری از تبعیض نسبت به یکایک مردم، از آنها حمایت می&amp;zwnj;کند. تصور او از شاه عادل کسی است که &amp;laquo; با تسلط بر نفس خود از آزار و اذیت زنان و صدمه به مال و اموال دیگران خودداری کند؛ از کذب و تکبر، عیش و عشرت، حتی در خواب و دیگر تمایلات زیان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بار مانند سیاست&amp;zwnj;های مضر اقتصادی اجتناب ورزد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn25&quot; name=&quot;_ftnref25&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[25]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در تصریح اهمیت این وظیفه، مفهوم دارما &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(dharma)&lt;/span&gt; را که به تعبیر او &amp;quot;حقیقت جاودانه حاکم بر جهان هستی&amp;quot; است، به دنیای سیاست وارد کرده و آن&amp;zwnj;را با یک قرائت منحصربفرد به داندا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(danda)&lt;/span&gt; به معنی دوگانه عصا و ترکه در دست شاه تشبیه می&amp;zwnj;کند. در این تفسیر، داندا همان قدرت اجرایی قانون است که با نظارت بر روابط انسانی، حفظ نظم گیتی را نیز در مفهوم دارمایی آن در بر می&amp;zwnj;گیرد. به عبارتی، داندا در جهان&amp;zwnj;بینی کائوتیلیا &amp;laquo;یگانه قدرتی است که هرگاه به&amp;zwnj;طور منصفانه و خالی از غرض اعمال شود، چه در مورد پسر شاه و چه در مورد دشمن او، هم این جهان و هم جهان بعدی را برپا می&amp;zwnj;دارد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn26&quot; name=&quot;_ftnref26&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[26]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این قدرت همان چیزی است که از یک&amp;zwnj;سو اقتدار سیاسی و نظم اجتماعی امپراتوری، و از سوی دیگر رستگاری انسان را در آخرت تضمین می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با توجه به ملاحظات فوق می&amp;zwnj;توان چنین استنباط کرد که کائوتیلیا اساس کار را نه بر نصایح اخلاقی که بر حکومت قانون بنا می&amp;zwnj;نهد. آرتاشاسترا یک اندرزنامه از نوع نصیحت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;الملوک یا سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;نامه نیست که با پند و اندرز، سلاطین را به انجام روش خاصی از حکومت ترغیب نماید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این رساله مشتمل بر یک سلسله قوانین حقوقی، کیفری و مدنی حاکم بر زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است که مولف و مبتکر آن به&amp;zwnj;منظور تعیین ضوابط حاکم بر روابط بین دولت و مردم و همچنین روابط میان گروه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مختلف جامعه، تدوین کرده است. اهمیت این قوانین برای کائوتیلیا تا آنجاست که او در مقام قانونگذار، شاه فرمانروا و مجری قانون را نیز در صورت تخطی از آنها مشمول مجازات می&amp;zwnj;داند، چرا که دغدغه او امپراتوری و نه امپراتور است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آرتاشاسترا را باید کتاب قانون یا به&amp;zwnj;طور مشخص قراردادی اجتماعی نامید که با پیروی از آن، رفاه مردمی، حقوق فردی و مدنی وعدالت اجتماعی تحقق یافته و &amp;quot;صلح درونی&amp;quot; که نتیجه اتحاد مردم با دولت و همین&amp;zwnj;طور وحدت میان گروه&amp;zwnj;های مختلف مردم است، تضمین می&amp;zwnj;شود. این رساله را هم&amp;zwnj;چنین باید یک متن سکولار دانست، از این جهت که قوانین مندرج در آن هم بر بستر جدایی دین از حکومت تدوین گردیده و هم بر این جدایی تاکید دارند. نگاهی مختصر به منابع، نحوه تدوین و محتوای این قوانین تاییدی است بر این ادعا که اینک به شرح آن می&amp;zwnj;پردازیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا ومفهوم قانون&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا قانون را متشکل از چهار ستون می&amp;zwnj;داند که به ترتیب اولویت تاریخی عبارتند از: قانون مذهبی (دارما)، شهود و مدرک، تاریخ (سنت&amp;zwnj;های مردمی) و احکام پادشاهان. او احکام پادشاهان را از نظر سندیت، برتر از سه ستون دیگر و قانون مذهبی را برتر از ستون دوم و سوم می&amp;zwnj;داند.&lt;a href=&quot;#_ftn27&quot; name=&quot;_ftnref27&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[27]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اما او در تحلیل نهایی ملاک شایستگی قانون را نه در سندیت که در عقلانیت آن می&amp;zwnj;بیند، چنانکه به صراحت می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;هرگاه قوانین مذهبی و قوانین دنیوی در تضاد با یکدیگر قرار گیرند، عقل تنها مرجعی است که باید به آن توسل جست.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn28&quot; name=&quot;_ftnref28&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[28]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عقل در جهان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بینی وی، آن داوری است که با رای خود عادلانه یا غیرعادلانه بودن قانون را محک می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زند. این رابطه مستقیم عقل با عدالت به وضوح در نگرش انتقادی او به سنن و قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان نمایان است. به عنوان مثال، او سنت ساتی (خود سوزی زن پس از مرگ شوهر) را غیرعقلانی و ناعادلانه می&amp;zwnj;خواند و بر همین اساس به تدوین قوانینی می&amp;zwnj;پردازد تا بدین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;وسیله شرایط ازدواج مجدد زنان را آسان سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او همچنین با طرح قوانینی که شرح کامل آنها در آرتاشاسترا آمده است، زمینه را برای استقلال نسبی مالی زنان، چه در صورت ادامه تجرد و چه در صورت ازدواج مجدد، فراهم می&amp;zwnj;آورد. اگر چه مطابق آیین هندوان، زن رسما از داشتن هرگونه حق مالکیت محروم بود، ولی قوانین طرح شده از سوی کائوتیلیا این حق را به او اعطا کرد تا با استرداد اشیاء شخصی از قبیل پول و جواهرات اهدایی و انتقال بخشی از اموال شوهر به نام فرزندان مذکر خود از یک امنیت مالی نسبی بهره&amp;zwnj;مند شود.&lt;a href=&quot;#_ftn29&quot; name=&quot;_ftnref29&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[29]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا با طرح قوانین منحصر به&amp;zwnj;فرد خود، ادبیات حقوقی/مذهبی هند باستان که زن را اساساً به مثابه شیئی وابسته به مرد تلقی می&amp;zwnj;کرد، دگرگون ساخت. او در یک مورد مشخص محدودیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های زمانی خود را کنار زده و از موضوعی سخن به میان می&amp;zwnj;آورد که گفتن آن به&amp;zwnj;دور از تصور بود. او با شجاعت تمام گفت: &amp;laquo;هیچ گلایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای نباید در کار باشد اگر زن و شوهر دارای فرزندان مشترک، بخواهند در اموال یکدیگر نیز سهیم باشند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn30&quot; name=&quot;_ftnref30&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[30]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ارتقاء سن ازدواج برای دختران (۱۲ سال)، محدودیت چند همسری برای مردان و تعمیم قانون حق فسخ ازدواج به زنان که سابق بر آن در انحصار کامل مردان بود، از دیگر اصلاحات سنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شکنی بودند که او در این زمان به اجرا گذاشت.&lt;a href=&quot;#_ftn31&quot; name=&quot;_ftnref31&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[31]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به این ترتیب، او فلسفه براهمنی آفرینش انسان را که در آن زن پست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین مقام را دارا بود واژگون کرد.&lt;a href=&quot;#_ftn32&quot; name=&quot;_ftnref32&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[32]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;تردید تهور کائوتیلیا در پرداختن به موضوعاتی که در فرهنگ مذهبی هند تابو تلقی می&amp;zwnj;شدند، نشانگر موضع قدرتی است که او برآن تکیه داشت، زیرا چنین اصلاحاتی اصولا در خارج از موضع قدرت امکان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;پذیر نیست. اما منشأ این قدرت را باید به شناخت او از روند تاریخ نسبت داد، شناختی که اقتدار سیاسی او را نیز به همراه داشت. بخشی از این شناخت ضرورت حفظ و گسترش قلمرو امپراتوری موریان بود که پیش&amp;zwnj;تر از آن سخن رفت. ولی بخش دیگر آن، ضرورت ابقاء سازمان اجتماعی هند بود که بر پایه نظام کاستی وارنا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(varna)&lt;/span&gt; بنا نهاده شده بود (رجوع شود به مقدمه بخش اول).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا محصول عصری بود که اثر تکان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دهنده جنبش بودا به رغم گذشت دو قرن، همچنان پیکر این نظام را تهدید می&amp;zwnj;کرد. این تهدید مشخصا در استمرار پیام مساوات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طلبانه بودا تجلی می&amp;zwnj;یافت که خود واکنشی به تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ناشی از ستم کاستی بود. کائوتیلیا راه مقابله با این تهدید را با یک استراتژی دوگانه برگزید. هراس او از اختلال در سلسله&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مراتب کاستی که علمای براهمن در راس آن قرار داشتند، از یک&amp;zwnj;سو او را بر آن داشت تا سیاست کنترل این جنبش را در پیش گیرد.&lt;a href=&quot;#_ftn33&quot; name=&quot;_ftnref33&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[33]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اما از سوی دیگر او برای خنثی کردن پیام بودا و حفظ نظام موجود، سیاستی را پیشه کرد که لازمه آن رفع برخی از تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ناشی از این نظام بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این سیاست ظهور جامعه&amp;zwnj;ای را نوید می&amp;zwnj;داد که در آن مناسبات اجتماعی ناشی از تمایزات کاستی همچنان پا برجا بود، اما در عین حال هر فرد یا گروه از حقوق نسبی متناسب با جایگاه اجتماعی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اش بهره مند می&amp;zwnj;گردید. خطابه او به شاه کشورگشا گویای این واقعیت است: &amp;laquo;پس از فتح و تسخیر هر سرزمین که تمایزات کاستی و تقسیمات مذهبی از ویژگی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آن است، او[شاه] باید آن سرزمین را مطابق وظایف تجویز شده [در آرتاشاسترا] اداره کند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn34&quot; name=&quot;_ftnref34&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[34]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا با توجه به ضرورت&amp;zwnj;های تاریخی و منافع امپراتوری و ترجیح آنها بر سنت&amp;zwnj;های مذهبی، خرقه براهمنی خود را از تن به در می&amp;zwnj;آورد و به جامه سیاست ملبس می&amp;zwnj;گردد. او در این لباس اعمال هر گونه تبعیض نسبت به هیچ شخص و گروهی را بر نمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تابد، چنانکه پرهیز از تماس با کاست &amp;quot;نجس&amp;quot; را که در سنت براهمنی نوعی اجتناب از آلودگی تلقی می&amp;zwnj;گردید، تبعیض&amp;zwnj;آمیز و مشمول مجازات می&amp;zwnj;داند. او در این خصوص اخطار می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند: &amp;laquo;هر پیشوای براهمنی که از آموزش کتب مقدس ودا به فردی از کاست مطرود سر باز زند و یا از شرکت در برگزاری مراسم مذهبی او اجتناب ورزد، طبق فرمان شاه از مقام خود برکنار خواهد شد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn35&quot; name=&quot;_ftnref35&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[35]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته قابل توجه در این اخطار نه تنها رفع تبعیض بلکه تهدید به لغو امتیاز است که کائوتیلیا از آن به عنوان مجازات متناسب با جرم یاد می&amp;zwnj;کند. این نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای است که در تمام سناریوهای در نظر گرفته شده از سوی او کاملا به چشم می&amp;zwnj;خورد، از جمله اگر زنی توسط یک روحانی براهمن مورد تجاوز قرار گیرد. دراین مورد سزای مجرم آن است که نخست نشان داغ بر سینه او زده شود و سپس در پی اعتراف به جرم خود در انظار عموم، راهی تبعید و کار اجباری در معادن شود. &lt;a href=&quot;#_ftn36&quot; name=&quot;_ftnref36&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[36]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حکومت قانون&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دو مثال فوق مبین آن چیزی است که در تفکر سیاسی/ فلسفی کائوتیلیا حکومت قانون نام دارد. این حکومت تجسمی است این&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;جهانی از مفهوم دارمایی عدالت که هیچ قدرتی در چوب قهر آن در امان نبوده و از موهبت آن نیز هیچکس بی&amp;zwnj;بهره نیست . اما او ایجاد این حکومت را منوط به پرهیز از خشم و عصبیت می&amp;zwnj;داند، زیرا غلبه بر چنین احساساتی موجب تعجیل و تعصب در امر قضاوت می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&amp;zwnj;شود که این خود نقض عدالت است.&lt;a href=&quot;#_ftn37&quot; name=&quot;_ftnref37&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[37]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او شرط اولیه اجرای منصفانه قانون و عدالت را خود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دار بودن می&amp;zwnj;داند که رعایت آن در تمام سطوح حکومتی از الزامات است. او این خصوصیت را نخست از شاه فرمانروا می&amp;zwnj;طلبد و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;[شاه] هرگز نباید کسی را با تشر خطاب کند ... او باید عاری از احساسات تند و خشن باشد و برای انجام امور تعجیل به خرج ندهد و این یعنی خوددار بودن.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn38&quot; name=&quot;_ftnref38&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[38]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; کائوتیلیا همین توصیه را نیز خطاب به قضات تکرار می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;قضات موظف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اند تا همه مشاجرات حقوقی را با ثبات قدم و فارغ از هر گونه تعصب ذهنی، حل و فصل نمایند و در برخورد با طرفین مخاصمه خوشرو و مهربان باشند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn39&quot; name=&quot;_ftnref39&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[39]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا سپس با عبور از مرز اخلاقیات، این مفهوم را به امری قانونی مبدل می&amp;zwnj;سازد، چرا که در نگرش حقوقی او، تنها قانون است که خوددار بودن را تضمین می&amp;zwnj;کند.&lt;a href=&quot;#_ftn40&quot; name=&quot;_ftnref40&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[40]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به همین منظور، او شرحی مفصل از قوانین حاکم بر آیین دادرسی در دادگاه قانون را ارائه می&amp;zwnj;دهد که از جمله عبارتند از: &amp;laquo;هرگاه یک قاضی طرفین منازعه را مورد تهدید و تشر قرار دهد یا آنها را به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طور غیر منصفانه به سکوت وادارد یا [از اتاق دادگاه] بیرون کند، مجازات او پرداخت اولین جریمه نقدی مقرر شده است.&amp;raquo; اما چنانچه &amp;laquo;قاضی به هر یک از طرفین به دیده بد بنگرد یا توهین روا دارد، مجازات او دو برابر خواهد بود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نحوه بازجویی قضات نکته دیگری است که کائوتیلیا بر آن تاکید دارد: &amp;laquo;اگر قاضی از پرسش سوالی که باید پرسیده شود، سرباز زند و سوالی طرح کند که پرسش آن جایز نیست، یا سوالی را که قبلا طرح کرده، حذف کند یا به نحوی اظهارات بیان شده را به منظور کمک به یکی از طرفین یادآور شود یا شهود را برای اثبات جرم یاری دهد و یا جرم [ثابت نشده] را تکرار کند، مجارات او پرداخت بالاترین جریمه نقدی و برکناری از مقام قضاوت است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn41&quot; name=&quot;_ftnref41&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[41]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همچنین تاخیر بی&amp;zwnj;مورد قضات در انجام وظایف که موجب خستگی طرفین مرافعه شود و سهل انگاری منشی دادگاه در یادداشت دقیق مطالب اظهار شده، از دیگر تخلفات قانونی است که مشمول مجازات می&amp;zwnj;شوند.&lt;a href=&quot;#_ftn42&quot; name=&quot;_ftnref42&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[42]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;توان دید که نگرش حقوقی کائوتیلیا مبتنی بر فرض بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گناهی قبل از محکومیت است که همین امر حساسیت او را نسبت به نقض عدالت بر می&amp;zwnj;انگیزد. او بر این پندار است که محکومیت فرد بی&amp;zwnj;گناه، ظلمی است که عواقب آن نهایتا دامن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیر شخص شاه می&amp;zwnj;شود و وحدت بین دولت و مردم را به مخاطره می&amp;zwnj;اندازد. به همین منظور، او اینک در جامه یک مصلح مذهبی ظاهر می&amp;zwnj;شود و وارونا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(varuna)&lt;/span&gt; خدای عدل و انصاف را به میدان سیاست می&amp;zwnj;کشاند، خدایی که هر قدرتی، از جمله شاه را در صورت صدور احکام ناروا مواخذه می&amp;zwnj;کند. اما در اینجا وارونا دیگر آن خدایی نیست که در آخرت وارد عمل می&amp;zwnj;شود؛ او نماینده سیاسی براهمن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; فاضلی چون کائوتیلیا در این جهان است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;وارونا چوب قهر دیگری است که کائوتیلیا برای استقرار حکومت قانون و عدالت اجتماعی و البته با توجه به منافع برگزیدگان براهمن، به آن توسل می&amp;zwnj;جوید. این&amp;zwnj;گونه است که او اعلام می&amp;zwnj;دارد: &amp;laquo;هر گاه که شاه فرد بی&amp;zwnj;گناهی را مجازات کند، موظف است مبلغی معادل سی برابر مجازات اعمال شده را به&amp;zwnj;عنوان هدیه به خدای واروناً، در آب بیاندازد و این مبلغ سپس در میان فضلای براهمن تقسیم شود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn43&quot; name=&quot;_ftnref43&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[43]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اما ماهیت سکولار این نوع مجازات را می&amp;zwnj;توان به مراتب در قوانین مندرج در آرتاشاسترا دید که نمونه&amp;zwnj;ای از آنها چنین است: &amp;laquo;هر گاه قاضی یا مقام عالی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رتبه دولتی، فردی را نامنصفانه محکوم به تنبیه بدنی کند، خودش یا باید به همان مجازات محکوم شود یا مبلغی معادل با دو برابر تنبیه اعمال شده به قربانی پرداخت کند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn44&quot; name=&quot;_ftnref44&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[44]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمونه&amp;zwnj;های دیگر این قانون مجازات در ارتباط با بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;عدالتی ماموران اجرایی دولت است که برخی از آنها بدین قرارند: &amp;laquo;هر گاه زندانبانی فردی را بدون دلیل یا بدون اعلام ماهیت جرم محبوس کند، مجازات او پرداخت جریمه نقدی ۲۴ پَنا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(pana)&lt;/span&gt; [واحد پول هند باستان] است و هرگاه فرد زندانی را به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طور ناروا شکنجه کند، مجازات او ۴۸ پَنا است و هرگاه فرد زندانی را از خوردن و آشامیدن محروم کند مجازات او ۹۶ پَنا و هرگاه فرد زندانی را چنان بزند که زیر دست او جان بسپارد مجازات او ۱۰۰۰ پَنا است و هرگاه به زن فاحشه&amp;zwnj;ای که در بند اوست، تجاوز کند، سزای او شدیدترین نوع مجازات خواهد بود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn45&quot; name=&quot;_ftnref45&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[45]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا همین قانون مجازات را در رابطه با سهل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;انگاری پزشکان در تشخیص امراض و مداوای بیماران نیز بکار می&amp;zwnj;برد. او قبل از هر چیز از پزشکان می&amp;zwnj;خواهد که پیش از مداوای بیماری&amp;zwnj;های خطرناک، مقامات دولتی را مطلع سازند تا با نظارت خود، مسئولیت یا عدم مسئولیت پزشک در مرگ احتمالی بیماررا مشخص کنند. در این&amp;zwnj;گونه موارد، چنان&amp;zwnj;چه مرگ بیمار ناشی از خطای طبیب باشد، مجازات او پرداخت اولین جریمه نقدی مقرر شده از سوی دادگاه قانون است. این مجازات در مواردی که مرگ بیمار نتیجه بی&amp;zwnj;توجهی طبیب باشد دو چندان خواهد بود. اما سنگین&amp;zwnj;ترین مجازات زمانی است که غفلت و بی&amp;zwnj;تفاوتی طبیب به شیوع و گسترش بیماری بیانجامد. کائوتیلیا این وضعیت را نوعی خشونت علیه بیمار قلمداد می&amp;zwnj;کند.&lt;a href=&quot;#_ftn46&quot; name=&quot;_ftnref46&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[46]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته قابل توجه در تمامی قوانین حاکم بر رابطه پزشک و بیمار، تاکید بر فردیت بیمار و نه جایگاه اجتماعی اوست. کائوتیلیا بیمار را مستقل از تمایزها و تعلقات کاستی می&amp;zwnj;داند، تنها به این دلیل که حفظ جان بیمار به معنای افزایش نیرو در جریان تولید ثروت است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رواداری&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اینجا لازم است تا نکته دیگری را متذکر شویم و آن این&amp;zwnj;که خوددار بودن از نظرکائوتیلیا مفهومی در برگیرنده روادار بودن نیز هست. کائوتیلیا در تمام پانزده جلد آرتاشاسترا، نه کوچک&amp;zwnj;ترین اشاره&amp;zwnj;ای به تساهل یا رواداری مذهبی دارد و نه اساسا مذهب را عامل مهمی در جهت حفظ وحدت امپراتوری می&amp;zwnj;داند. او مارکس زمان خویش است که اقتدار امپراتوری را بیشتر در گرو مسایل زیربنایی به&amp;zwnj;ویژه قدرت تاریخ ساز توده مردم می&amp;zwnj;بیند که برای بهره&amp;zwnj;مندی از آن باید قلب&amp;zwnj;ها و اذهان را تسخیر کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاکید او بر این مفهوم دوگانه نتیجه چنین درکی است که بازتاب آن به&amp;zwnj;خصوص در قوانین حاکم بر شکنجه مجرمان نیز دیده می&amp;zwnj;شود. کائوتیلیا اگر چه شکنجه را به منظور کسب اعتراف از مجرم در موارد قتل و جنایت توصیه می&amp;zwnj;کند، اما اعمال آنرا در هر شرایطی جایز نمی&amp;zwnj;داند از جمله در خصوص &amp;laquo;افراد نوجوان و سالخورده، افراد کم&amp;zwnj;هوش، دیوانگان، بیماران، زنان باردار یا دارای فرزندان خردسال، افرادی که تحت تاثیر ماده مخدر هستند، کسانی که از بی&amp;zwnj;خوابی، گرسنگی و تشنگی رنج می&amp;zwnj;برند، افرادی که بیش از حد معمول غذا خورده باشند، مسافرانی که خستگی راه بر تن دارند، افراد ضعیف و رنجور و آنها که به گناه خود اعتراف نموده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo; همه این&amp;zwnj;ها طبق قانون از شکنجه معاف&amp;zwnj;اند و اگر شکنجه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گری از این قانون سرباز زند، خود او مشمول مجازات می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شود.&lt;a href=&quot;#_ftn47&quot; name=&quot;_ftnref47&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[47]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا اعتراف بدست آمده از طریق شکنجه را هم در نهایت، ناموثق و بی&amp;zwnj;اعتبار می&amp;zwnj;داند و اساس را بر شواهد عینی (و نه شواهد ضمنی) پیرامون جرم مرتکب شده قرار می&amp;zwnj;دهد. او در پیش&amp;zwnj;برد امر قضاوت نقش یک کارآگاه زبردست را ایفا می&amp;zwnj;کند و با تکیه بر آثار جرم مانند نشانه&amp;zwnj;های خراش بر بدن متهم، گزارش پزشک قانونی (در موارد تجاوز و قتل) و تحلیل موشکافانه از مدارک موجود در محل وقوع جرم&lt;a href=&quot;#_ftn48&quot; name=&quot;_ftnref48&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[48]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; روشی را برای کشف و اثبات جرم نشان می&amp;zwnj;دهد که قرن&amp;zwnj;ها پس از او در شخصیت&amp;zwnj;های داستانی مانند شرلوک هولمزجلوه&amp;zwnj;گر شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حقوق فردی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینک به مواهب حکومت قانون نظر می&amp;zwnj;افکنیم. این مواهب مشخصا در رفع تبعیض، احترام به حقوق فردی و حفاظت از جان و مال و ناموس شهروندان امپراتوری تجسم می&amp;zwnj;یابند که برخورداری از آنها حتی در مورد محروم&amp;zwnj;ترین قشرهای اجتماعی نیز صادق است. رفع تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کاستی و اعطای برخی امکانات حقوقی به زنان از چنین مواهبی هستند که پیشتر از آنها یاد شد. در اینجا نمونه&amp;zwnj;های دیگری را در ارتباط با حقوق فردی و امنیت جانی اقشار به مراتب محروم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر برمی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شماریم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;کائوتیلیا اصولا ارتکاب هرگونه خشونت جسمی و یا تجاوز جنسی در مورد زنان را، صرف&amp;zwnj;نظر از موقعیت اجتماعی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان، جرم می&amp;zwnj;داند، نه گناه.&lt;a href=&quot;#_ftn49&quot; name=&quot;_ftnref49&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[49]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; او در تصریح این موضوع تا آنجا پیش می&amp;zwnj;رود که فحشا را نیز مشمول حمایت قانونی دانسته و اعلام می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;هر گاه مردی زن فاحشه&amp;zwnj;ای را برُباید و محبوس کند یا به او صدمه و آزار جسمی برساند، آن مرد می&amp;zwnj;باید ۱۰۰۰ پَنا و مبلغی معادل دو برابر بهای زمان آزادی آن زن و یا بیشتر، مطابق وضعیت بعد از رهایی به او بپردازد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn50&quot; name=&quot;_ftnref50&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[50]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او همچنین رابطه جنسی با فاحشه بدون رضایت او را تجاوز تلقی می&amp;zwnj;کند که مجازات آن جریمه نقدی ۱۲ پَنا است.&lt;a href=&quot;#_ftn51&quot; name=&quot;_ftnref51&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[51]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; رفتار خشونت آمیز نسبت به بردگان یا سوء&amp;zwnj;استفاده جنسی از زنان و دختران آنان، از موارد دیگری است که مشمول مجازات می&amp;zwnj;شود. به عنوان مثال، سزای تجاوز به یک زن برده توسط صاحب او، پرداخت بهای خود برده به همراه مبلغ معین دیگر و جریمه&amp;zwnj;ای معادل هر دو مبلغ به دولت خواهد بود.&lt;a href=&quot;#_ftn52&quot; name=&quot;_ftnref52&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[52]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;او در مواردی مجازات به مراتب سنگین&amp;zwnj;تری را با توجه به مسئولیت اجتماعی مجرم مقرر می&amp;zwnj;دارد. از جمله:&amp;laquo;اگر یک مامور دولتی زن برده&amp;zwnj;ای را به علت تخلف از قانون منع رفت و آمد بردگان در شب دستگیر کند و طی مدت بازداشت به او تجاوز کند، مجازاتش آن است که در جا حلق آویز شود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn53&quot; name=&quot;_ftnref53&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[53]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این&amp;zwnj;که کائوتیلیا شدیدترین نوع مجازات را در مورد ماموران متخلف دولتی طرح می&amp;zwnj;کند، مرتبط با درک او از نهاد دولت به مثابه ارگان اجرایی عدالت است. درست بر همین اساس در جهان بینی او، مسایل دنیوی بر اخلاقیات مذهبی چیرگی می&amp;zwnj;یابند که بازتاب آن در قوانین مندرج در آرتاشاسترا دیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای نمونه، او مجازات رابطه جنسی بین دو &amp;zwnj;جنس موافق را جریمه نقدی ۱۲ پَنا و رابطه جنسی با &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;)&lt;/span&gt;بت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(&lt;/span&gt; خدایان مونث را ۲۴ پَنا در نظر می&amp;zwnj;گیرد.&lt;a href=&quot;#_ftn54&quot; name=&quot;_ftnref54&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[54]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; حال آن&amp;zwnj;که سنگین&amp;zwnj;ترین مجازات در خصوص اختلاس توسط مقامات دولتی را (حتی پس از استرداد مبلغ اختلاس شده از شخص یا بستگان او) از شرمسار نمودن آنها در ملأ عام تا حد مرگ مقرر می&amp;zwnj;دارد.&lt;a href=&quot;#_ftn55&quot; name=&quot;_ftnref55&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[55]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;او اصولا افرادی چون &amp;laquo; آن مباشر ارشد دولتی که بطور غیر منتظره&amp;zwnj;ای به ثروت هنگفتی دست یافته و هم میراث&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خوران او را که چشم طمع به چنین ثروتی دارند&amp;raquo; را در زمره عناصری می&amp;zwnj;داند که باید در موردشان اعلام خطر کرد.&lt;a href=&quot;#_ftn56&quot; name=&quot;_ftnref56&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[56]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; دلیل نیز روشن است: کائوتیلیا اختلاس را بزرگ&amp;zwnj;ترین خیانت به امپراتوری و حفاظت از منابع ثروت آن را، مقدس&amp;zwnj;ترین وظیفه می&amp;zwnj;داند. از نظر او ثروت آن چیزی است که حفظ و گسترش امپراتوری و رفاه اجتماعی را ممکن می&amp;zwnj;سازد. او به همین منظور، جاسوسان ویژه&amp;zwnj;ای بکار می&amp;zwnj;گمارد تا هر گونه تخلف، اجحاف، سهل انگاری وکم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کاری ماموران و مقامات دولتی را به وی گزارش دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا و اقتصاد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نگرش کائوتیلیا به مسایل اقتصادی نمونه نمادینی است از جهان&amp;zwnj;بینی او که تفکیک دین از سیاست برجسته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین وجه آن است. کائوتیلیا، برخلاف بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران که قریب دو هزار و چهار صد سال پس از وی اقتصاد را از آن &amp;quot;خر&amp;quot; می&amp;zwnj;دانست، اقتصاد را علم تولید ثروت می&amp;zwnj;نامد. از نظر او اقتصاد یعنی فعالیت و فعالیت آن چیزی است که ثروت و در نتیجه رفاه و سعادت انسان را در این جهان ممکن می&amp;zwnj;سازد.&lt;a href=&quot;#_ftn57&quot; name=&quot;_ftnref57&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[57]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا هر نوع گرایشی را که اولویت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های جهان بعدی را به جهان کنونی مقدم دارد، سد راه رسیدن به توسعه اقتصادی می&amp;zwnj;داند. همین امر او را در تضاد مستقیم با ایمان مذهبی و باورهای خرافی قرار می&amp;zwnj;دهد، چنان&amp;zwnj;که می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;آن فرد ابلهی که برای کسب ثروت با ستارگان مشورت می&amp;zwnj;کند، هیچ&amp;zwnj;گاه آن را بدست نخواهد آورد، زیرا ستاره&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ی ثروت خود ثروت است؛ ثروت را با ستارگان چه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کار؟&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn58&quot; name=&quot;_ftnref58&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[58]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نگرش در تلقی او نسبت به گروه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی غیر&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مولد که از دسترنج دیگران امرار معاش می&amp;zwnj;کنند نیز مشهود است، طوری که می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;تجار، مطربان، دلقکان، گدایان و دیگر عناصر عاطل و باطل در واقع، اگر چه نه در نام، دزدانی بیش نیستند که باید آنها را از ظلمی که به مملکت روا می&amp;zwnj;دارند بازداشت.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn59&quot; name=&quot;_ftnref59&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[59]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;درک مشخص کائوتیلیا از اقتصاد به&amp;zwnj;مثابه یک امر تولیدی در جهت توسعه امپراتوری، تدابیر مهمی را نیز به همراه داشت که مهم&amp;zwnj;ترین آنها عبارتند از: بکارگیری درماندگان اجتماعی در جریان تولید و توسعه زمین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های زراعی به منظور افزایش محصولات کشاورزی. درهر دو مورد نقطه عزیمت او پراگماتیسم و نقطه عطف او عدالت اجتماعی و رفاه مردمی است. به&amp;zwnj;عنوان مثال، او در مورد نخست مقرر می&amp;zwnj;کند که صاحبان کارگاه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های نخ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ریسی و بافندگی، &amp;laquo; آن زنانی را که خانه نشین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اند یا زنانی که شوهرانشان در ممالک دیگر بسر می&amp;zwnj;برند و همین&amp;zwnj;طور زنان معلول و دختران جوانی را به کار بگمارند که برای معشیت خود نیازمند عایدی روزانه هستند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn60&quot; name=&quot;_ftnref60&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[60]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حکم دیگر او بر این است که &amp;laquo;زنان برده و فاحشه که به&amp;zwnj;علت کهولت سن قادر به انجام خدمات خود نیستند در انبار و آشپزخانه سلطنتی به&amp;zwnj;کار بپردازند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn61&quot; name=&quot;_ftnref61&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[61]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اما در مورد دوم، مهم&amp;zwnj;ترین اقدام کائوتیلیا طرح مصادره زمین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کشاورزی بی&amp;zwnj;مصرف و تقسیم آنها در میان زارعان بود تا از این طریق هم تولیدات کشاورزی و هم درآمد مالیاتی دولت را افزایش دهد. این اقدام هم&amp;zwnj;چنین شامل کمک&amp;zwnj;های مالی و تهیه امکانات کشاورزی به منظور تشویق کشاورزان در امر تولید محصولات کشاورزی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شد.&lt;a href=&quot;#_ftn62&quot; name=&quot;_ftnref62&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[62]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تدبیرهای یاد شده مشخصا در ارتباط با آن بخش از سیاست &amp;quot;صلح درونی&amp;quot; است که وحدت بین دولت و مردم را در نظر دارد. اما بخش دیگر این سیاست چنان&amp;zwnj;که پیش&amp;zwnj;تر به آن اشاره شد، معطوف به ایجاد روابط همگون میان گروه&amp;zwnj;های مختلف اجتماعی است که قوانین خاص خود را می&amp;zwnj;طلبد. کائوتیلیا براین عقیده راسخ بود که وجود قوانین عادلانه حاکم بر روابط و مناسبات اجتماعی تنها عاملی است که مانع بروز خشونت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فرقه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای و مذهبی می&amp;zwnj;شود. زیرا در جامعه مبتنی بر حکومت قانون، این نه مذهب بلکه نهادها و مراجع قانونی هستند که افراد برای رفع مسائل و مشکلات خود به آن توسل می&amp;zwnj;جویند. ایده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آل او جامعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای است عاری از خشونت که استقرار آن تنها مشروط است بر پیشاپیش قانونمند بودن روابط و مناسبات انسانی. &amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینک به شرح آن بخش از تدبیرها و قوانین مندرج درآرتاشاسترا می&amp;zwnj;پردازیم که با هدف تنظیم روابط میان شهروندان امپراتوری تدوین شده&amp;zwnj;اند. تثبیت نرخ بهره از جمله آنهاست که کائوتیلیا به منظور قانونمند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کردن معاملات مالی بین شهروندان مطرح می&amp;zwnj;کند. این طرح همچنین متاثر از دو انگیزه عدالت اجتماعی و رفاه مردمی است، چرا که از نظر او انصاف و عدالت در &amp;laquo;ماهیت معاملات بین بدهکار و طلبکار، بنیان رفاه امپراتوری است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا نرخ عادلانه بهره در مورد قرضه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های شخصی را، یک و یک&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;چهارم درصد در ماه و در مورد قرضه&amp;zwnj;های بازرگانی بین ۱۰ تا ۲۰ در صد درماه تعیین می&amp;zwnj;کند. او افزایش این نرخ از سوی طلبکاران را جرم می&amp;zwnj;داند که مجازات آن پرداخت اولین جریمه نقدی مقرر شده در دادگاه است. حساسیت او دراین خصوص تا آنجاست که حتی افراد مطلع از این معاملات را نیز (در صورت عدم گزارش به دولت) مشمول پرداخت نیمی از مجازات نقدی اعمال شده می&amp;zwnj;داند.&lt;a href=&quot;#_ftn63&quot; name=&quot;_ftnref63&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[63]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اما عدالت در این تدبیرها را می&amp;zwnj;توان به مراتب در دیگر قوانین حاکم بر پرداخت قروض شخصی دید. یکی از این قوانین رفع مسئولیت از زنان نسبت به پرداخت قروضی است که تحت نام شوهران متوفی یا غایب آنها ثبت گردیده است.&lt;a href=&quot;#_ftn64&quot; name=&quot;_ftnref64&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[64]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;قانون دیگری که نمونه آنرا تنها می&amp;zwnj;توان در دولت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های رفاهی عصر مدرن یافت، عدم افزایش بهره در طی مدتی است که فرد بدهکار به علت بیماری یا اشتغال به تحصیل و کسب دانش، فاقد درآمد است، یا این&amp;zwnj;که به&amp;zwnj;خاطر فقر مالی امکان بازپرداخت قرض خود را ندارد.&lt;a href=&quot;#_ftn65&quot; name=&quot;_ftnref65&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[65]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تثبیت نرخ سود و قیمت اجناس و ارزاق عمومی و مبارزه با احتکار از تدابیر دیگری است که نقش تعدیل کننده دولت را در معاملات اقتصادی برجسته می&amp;zwnj;سازد. اگرچه کائوتیلیا کنترل دولتی بر بازار اقتصادی را زیان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آور می&amp;zwnj;داند،&lt;a href=&quot;#_ftn66&quot; name=&quot;_ftnref66&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[66]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اما هم&amp;zwnj;زمان نظارت بر معاملات بازرگانی و خرید و فروش کالا را توسط &amp;quot;مقام مسئول امور بازرگانی&amp;quot; ضروری می&amp;zwnj;بیند. اولویت او به&amp;zwnj;طور مشخص عادلانه بودن این معاملات و نه ماهیت آنها است. حکم کائوتیلیا صرف&amp;zwnj;نظر از اینکه کالای عرضه شده محصول داخلی است یا خارجی، دولتی است یا خصوصی، بر این است که &amp;laquo; در هر مورد مردم باید استطاعت خرید آن کالا را داشته باشند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn67&quot; name=&quot;_ftnref67&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[67]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; او در ادامه می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;تجار باید از کسب سودهای هنگفتی که به زیان مردم منجر می&amp;zwnj;شود، بپرهیزند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn68&quot; name=&quot;_ftnref68&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[68]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او بر این اساس، سود محصولات داخلی را پنج درصد و سود کالاهای وارداتی را (با توجه به تعرفه گمرکی) ۱۰ در صد تعیین می&amp;zwnj;کند و متذکر می&amp;zwnj;شود: &amp;laquo;تجاری که قیمت&amp;zwnj;ها را بنا بر میل خود افزایش دهند یا سود زیادتری را حتی به اندازه نیم پَنا بیش از حد معمول طلب کنند، پنج پَنا جریمه می&amp;zwnj;شوند و در صورت کسب چنین سودی، مجازات آنها پرداخت مبلغ صد تا دویست پَنا خواهد بود.&amp;raquo; او همچنین تاکید می&amp;zwnj;&amp;zwnj;کند: &amp;laquo; بازرگانان و تجاری که دست به توطئه و تبانی زده و با هدف مشخص افزایش قیمت&amp;zwnj;ها از فروش اجناس به مردم خودداری کنند، مشمول مجارات نقدی هزار پَنا خواهند شد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn69&quot; name=&quot;_ftnref69&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[69]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این سیاست مردم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;محور همچنین در نحوه مالیات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بندی بر اجناس وارداتی مشهود است. کائوتیلیا با آن&amp;zwnj;که مالیات بر واردات و صادرات را یکی از منابع درآمد امپراتوری می&amp;zwnj;داند، اما برای محصولات وارداتی تجملی، بالاترین درصد و برای مایحتاج عمومی پایین&amp;zwnj;ترین درصد تعرفه گمرکی را مقرر می&amp;zwnj;دارد.&lt;a href=&quot;#_ftn70&quot; name=&quot;_ftnref70&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[70]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا در حمایت از مصرف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کننده از این هم فراتر رفته و قانونی را معمول می&amp;zwnj;دارد که حتی در عصر کنونی بیش از چند دهه از عمر آن نمی&amp;zwnj;گذرد. او تجار را موظف می&amp;zwnj;داند تا روی همه اجناس و ارزاق عمومی (عمدتا کالاهای فاسد شونده)، مهر تاریخ تولید را ثبت کنند تا از این طریق مصرف کننده از چگونگی کیفیت آنها (احتملا به منظور پیشگیری از بیماری) اطلاع یابد. اومطابق این قانون اعلام می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;تجاری که کالاهای آنها فاقد مهر تاریخ تولید است، مشمول پرداخت مجارات نقدی دو برابر هزینه آن کالا خواهند شد. این جریمه در صورتی که مهر تقلبی بکار رفته باشد، هشت برابر خواهد بود. اگر مهر تاریخ مصرف محو یا پاره شده باشد، تاجر مسئول است و اگر یک مهر خاص برای کالاهای دیگر بکار برد یا نام کالا غیر از آن چیزی باشد که در مهر قید شده است، تاجر مذکور مجبور به پرداخت جریمه نقدی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;1&amp;frac14;&lt;/span&gt; پَنا یا بیشتر برای هر بار خواهد بود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn71&quot; name=&quot;_ftnref71&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[71]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سیاست کائوتیلیا در خصوص مالیات بر درآمد نیز شایان توجه است. رهنمون او در این مورد همچنان انگیزه افزایش تولید، عدالت اجتماعی و رفاه مردمی است. چنان&amp;zwnj;که می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;مردمی که به&amp;zwnj;خاطر پرداخت مالیات بیش از حد به فقر کشیده شوند، همواره به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;واسطه این ظلم به افکار مخرب می&amp;zwnj;اندیشند و برای رهایی از وضعیت رقت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بار خود یا به شورش بر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خیزند و یا به ممالک دیگر مهاجرت می&amp;zwnj;کنند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn72&quot; name=&quot;_ftnref72&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[72]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا با درجه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بندی درآمد افراد و با نظر به نقش یکایک آنها در جریان تولید و توسعه اقتصادی، قانون عادلانه اخذ مالیات را به اجرا گذاشت. این قانون درعین حال معرف نگرش او به مفهوم شهروندی است، چرا که از نظر او شهروند مسئول ، &amp;quot;چه زاهد و چه فاحشه&amp;quot;، آن کسی است که سهم عادلانه خود را از مالیات می&amp;zwnj;پردازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقوله کار و مناسبات بین کارگر و کار فرما&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید به&amp;zwnj;کارگیری مفاهیم کارگر وکارفرما در هند باستان اعتراض خواننده نکته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بین را برانگیزد، به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ویژه از آن جهت که این مفاهیم اصولا معرف مناسبات اجتماعی عصر مدرن هستند. اما اشاره کائوتیلیا به مقوله کار و مناسبات اجتماعی پیرامون آن بی&amp;zwnj;شباهت به آن چیزی نیست که بیش از دو هزار سال پس از او توسط آدام اسمیت بیان شد. درک کائوتیلیا از مفهوم کارمزد گویای این مطلب است: &amp;laquo;هر گاه کالایی تولید شود، مزد کارگر تولیدکننده آن باید در تناسب با ارزش استفاده کالای مذکور، مهارت و مقدار کار بکار رفته شده در تولید آن باشد، بهای مزد را نمی&amp;zwnj;توان تحت تاثیر شرایط مساعد یا غیرمساعد بازار تعیین کرد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn73&quot; name=&quot;_ftnref73&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[73]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او تعیین بهای مزد کارگر را یک امر تخصصی می&amp;zwnj;داند، چنان&amp;zwnj;که از &amp;quot;قضات دارای صلاحیت&amp;quot; می&amp;zwnj;خواهد تا با توجه به ضوابط یاد شده &amp;laquo;هرگونه اختلاف بین کارگر و کارفرما را در این مورد حل و فصل نمایند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn74&quot; name=&quot;_ftnref74&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[74]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; او همچنین تعیین دستمزد شاغلان متخصص چون پزشکان، صنعتگران، نوازندگان، آشپزان و حتی دلقکان را تابع ماهیت کار و مهارت آنها می&amp;zwnj;داند و تصریح می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند که به آنها همان اندازه پرداخت شود که در ممالک دیگر مرسوم است یا آن مقدار که متخصصان امور بر آن توافق دارند.&lt;a href=&quot;#_ftn75&quot; name=&quot;_ftnref75&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[75]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تولید ثروت مهم&amp;zwnj;ترین انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای است که توجه کائوتیلیا را به مقوله کار و مناسبات بین کارگر و کارفرما معطوف می&amp;zwnj;دارد. او هرگونه وقفه یا تاخیر در کار را سد راه توسعه اقتصادی و نهایتا ضربه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای بر پیکر امپراتوری می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داند، برای او تنها از طریق تولید ثروت است که نگهداری ارتش ۶۰۰ هزار نفره امپراتوری و رفاه اجتماعی میسر می&amp;zwnj;گردد. به همین مناسبت، او با تعیین حقوق و وظایف هر یک از طرفین، هر گونه مشکلات احتمالی را در جریان تولید رفع می&amp;zwnj;کند. او نخست مزد بگیران را مورد خطاب قرار داده و اعلام می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند: &amp;laquo; صنعت گران، طبق قراردادی که با کارفرمای خود بسته&amp;zwnj;اند، باید به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;موقع در محل کار حضور یابند و آنچه را که به آنها محول شده، به انجام برسانند. کسانی که انجام کار محوله شده را به دلایل ناموجهی خارج از این قرارداد، مگر در موارد اضطراری، به تعویق بیاندارند، نه تنها یک چهارم مزد خود را از دست خواهند داد، بلکه هم&amp;zwnj;چنین مشمول مجازات نقدی دو برابر مزد از دست رفته خواهند شد... همین&amp;zwnj;طور کسانی که خلاف دستور کارفرما رفتار می&amp;zwnj;کنند، هم از دریافت مزد محروم خواهند شد و هم مجبور به پرداخت جریمه معادل با دو برابر مزد مقرر شده می&amp;zwnj;شوند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn76&quot; name=&quot;_ftnref76&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;strong&gt;[76]&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا همچنین می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;اگر کارگری که مزد خود را از قبل دریافت کرده باشد و در انجام کار سهل انگاری به خرج دهد یا بی&amp;zwnj;دلیل دست از کار بکشد، مجازات او پرداخت جریمه نقدی 12 پَنا خواهد بود... اما اگر به علت بیماری یا مشکلات دیگر از عهده انجام کار بر نیاید، با او باید با مدارا رفتار کرد. باید به او این اجازه داده شود تا یا فرد دیگری را به جای خود بگمارد یا اینکه خسارت وارده بر کارفرما را به علت این تاخیر متعاقبا با کار اضافی جبران کند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn77&quot; name=&quot;_ftnref77&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[77]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا متقابلا کارفرما را موظف می&amp;zwnj;داند تا مزد کارکنان خود را به&amp;zwnj;طور عادلانه و در اسرع وقت پرداخت کند. او هرگونه تخطی در این رابطه را نقض قرارداد دو جانبه می&amp;zwnj;داند و تاکید می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ورزد که : &amp;laquo;عدم پرداخت یا پرداخت دیرهنگام مزد مشمول جریمه نقدی ۶ پَنا یا ۱۰ برابر مزد پرداخت نشده است و کاهش بهای مزد مشمول مجازات نقدی ۱۲ پَنا یا ۵ برابر مبلغ مزد می&amp;zwnj;شود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn78&quot; name=&quot;_ftnref78&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[78]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اخراج بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دلیل کارگر در جریان کار از سوی کارفرما از دیگر مواردی است که حساسیت کائوتیلیا را بر می&amp;zwnj;انگیزد. چنانچه &amp;laquo;اگر کارفرما کارگری را به کار گمارد و پس از انجام بخشی از کار او را از ادامه بخش دیگر آن محروم کند، فرض بر این است که کار تماما پایان یافته و در این صورت کارفرما مکلف است تا مزد بخش انجام نشده را نیز به آن کارگر بپردازد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn79&quot; name=&quot;_ftnref79&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[79]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا و حفظ محیط زیست&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنانکه از بحث فوق بر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آید، تمام قوانین مندرج در آرتاشاسترا نشانگر دید این جهانی کائوتیلیا به مسایل دنیای اطراف خویش است. او نه اعتقادات مذهبی خود را به میان می&amp;zwnj;کشد و نه اصول اخلاقی و مذهبی را ملاکی برای تنظیم روابط و مناسبات اجتماعی می&amp;zwnj;داند. دغدغه او نه آخرت بلکه جهان کنونی است و به همین دلیل او حراست از منابع و زیبایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های طبیعی این جهان را از دیگر وظایف مهم خود می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داند. در اینجاست که به کارگیری لفظ مترادف &amp;quot;زمین&amp;quot; از سوی او به جای امپراتوری مفهوم می&amp;zwnj;یابد، زیرا برای او امپراتوری در مالکیت چندین شهر خلاصه نمی&amp;zwnj;شود. از نظر او امپراتوری مجموعه&amp;zwnj;ای است از: &amp;laquo;منابع مولد معیشت انسانی، طبیعت وحشی، زمین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بارور، معادن و جنگل&amp;zwnj;های وسیع و مملو از کالاهای بازرگانی، رودخانه&amp;zwnj;های پر آب، چهارپایان و مراتع حاصل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خیز.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn80&quot; name=&quot;_ftnref80&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[80]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او مشخصا بقای امپراتوری را در استفاده از چنین منابعی می&amp;zwnj;بیند، ولی در عین حال حق استفاده از آنها را تنها مختص به شهروندان امپراتوری نمی&amp;zwnj;پندارد. او طبیعت و منابع آنرا متعلق به همه موجودات از جمله انسان&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;داند، چنان&amp;zwnj;که تاکید می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;مردم ممالک مجاور نیز هنگام وقوع بلایای طبیعی باید در استفاده ازاین منابع سهیم باشند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn81&quot; name=&quot;_ftnref81&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[81]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هم&amp;zwnj;چنین حفظ زیبایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های طبیعت به همان اندازه برای کائوتیلیا حائز اهمیت است که برخورداری از منابع طبیعی. این همان انگیزه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای است که او را به تنظیم رابطه موزون انسان با طبیعت وا می&amp;zwnj;دارد، رابطه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که در نگرش او بر اصل عدم دخالت انسان در نظم طبیعت وحشی استوار است. او هرگونه افراط در استفاده از منابع طبیعی را عامل تخریب طبیعت و زیبایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آن می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داند. از این&amp;zwnj;رو، او برای حفظ و حراست این منابع از متخصصان امور از جمله مباشر جنگلبانی می&amp;zwnj;خواهد تا &amp;laquo;نه تنها برای بهره&amp;zwnj;برداری از محصولات جنگلی افرادی را بکار گمارد که نسبت به حراست از جنگل&amp;zwnj;ها احساس مسئولیت می&amp;zwnj;کنند، بلکه در امر بازتولید جنگل&amp;zwnj;ها نیز کوشش لازم را بعمل بیاورد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او هم&amp;zwnj;چنین این مقام مسئول را مکلف می&amp;zwnj;کند تا &amp;laquo;هر&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آن&amp;zwnj;کس را که موجب صدمه و تخریب جنگل&amp;zwnj;ها شود، مشمول مجازات نقدی سازد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn82&quot; name=&quot;_ftnref82&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[82]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;عنوان مثال، او برای استفاده غیر مجاز از منابع جنگلی مجازات نقدی ۱۰۰ پنا، برای به دام انداختن و ربودن حیوانات وحشی پرداخت جریمه&amp;zwnj;ای معادل ارزش آنها ( پس از رهایی این حیوانات) و برای ربودن پرندگان و حیوانات ساکن در مراکز دام پزشکی، جریمه نقدی ۲۰۰ پَنا را مقرر می&amp;zwnj;کند.&lt;a href=&quot;#_ftn83&quot; name=&quot;_ftnref83&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[83]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; پس بی&amp;zwnj;مناسبت نیست تا کائوتیلیا را به&amp;zwnj;خاطر نگرش این&amp;zwnj;جهانی و مسئولانه&amp;zwnj;اش به دنیای زمینی و تلاش در جهت حفظ نظم و زیبایی&amp;zwnj;های آن یک سکولار سبز نامید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کائوتیلیا، کابینه دولت و محدودیت قدرت شاه&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محدود کردن اقتدار شاه توسط برگزیدگان براهمنی چون کائوتیلیا یکی دیگر از شاخص&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مهم این شکل از حکومت سکولار در این برهه از تاریخ هند است که در اینجا به آن می&amp;zwnj;پردازیم. تفوق اجتماعی کاست براهمن بر کاست شاتریا که شاهان و جنگ آوران به آن تعلق دارند، چنین محدودیتی را موجب می&amp;zwnj;گردید. اما کائوتیلیا، بر خلاف علمای شیعه که راز برتری خود را بر شاهان در نیابت از سوی &amp;quot;امام غایب&amp;quot;می&amp;zwnj;دانند، اصل را بر پایه تخصص قرار می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاکید او بر تخصصی شدن امور مملکت و ضرورت تشکیل کابینه وزرا از جمله عواملی است که محدودیت اقتدار شاه را به همراه دارد. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;پادشاه فقط با مساعدت دیگران می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند فرمانروایی کند؛ یک چرخ به تنهایی قادر به حرکت دادن ارابه نیست. پس او باید هیأتی از مشاورین را به عنوان وزرا منصوب کند و به نظرات و پیشنهادات آنها گوش فرا دهد.&amp;raquo; او در ادامه می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;نظر به این&amp;zwnj;که امورات دولتی بسیار تخصصی و پیچیده هستند، شاه به تنهایی تخصص و توان انجام آنها را ندارد. پس بر او واجب است تا در تناسب با شمار تخصص&amp;zwnj;های موجود، کابینه&amp;zwnj;ای از وزرا را منصوب کند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn84&quot; name=&quot;_ftnref84&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[84]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بنابراین، مرجع عالی تصمیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیری در مسایل حساس مملکتی، شورای وزیران و نه شخص شاه است. او تصریح می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;شاه باید هر آن&amp;zwnj;چه را که اکثریت هیات وزرا پیشنهاد کند و بر انجام آن توافق دارد، به اجرا گذارد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn85&quot; name=&quot;_ftnref85&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[85]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما نوع حکومتی را که کائوتیلیا به تشریح آن می&amp;zwnj;پردازد و در پادشاهی آشوکا تبلور می&amp;zwnj;یابد، نمی&amp;zwnj;توان مردم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سالار خواند. چنین نگرشی نه تنها مبالغه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آمیز بلکه اساسا غیرتاریخی است. مردم سالاری زاییده پدیده مدرنی چون ناسیونالیسم است که بر پایه همنهشت شدن دولت و ملت قرار دارد. این پدیده در اعصار پیشامدرن غایب است و این غیبت خود وجه تمایزی است که باید بین سکولاریسم ادوار گذشته به عنوان یک شیوه کشورداری و سکولاریسم به عنوان یک جهان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بینی مدرن قائل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بنابراین آنچه را که آرتاشاسترای کائوتیلیا ترسیم می&amp;zwnj;کند شکلی از حکومت است که نه به نمایندگی از سوی مردم بلکه توسط بخشی از برگزیدگان اجتماعی، هر چند روشن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندیش و پراگماتیک، بنانهاده می&amp;zwnj;شود.&lt;a href=&quot;#_ftn86&quot; name=&quot;_ftnref86&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[86]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این خود بیانگر آن محدودیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&amp;zwnj;های تاریخی است که بر هر گونه تصور از مفهوم مردم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سالاری در اعصار پیشین مهر بطلان می&amp;zwnj;زند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بخش&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;های پیشین&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/10/12/20575&quot;&gt;هند و سکولاریسم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/10/19/20844&quot;&gt;بحران سکولاریسم هند&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref1&quot; name=&quot;_ftn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;[1]&lt;/a&gt; Max Weber, &amp;lsquo;Politics as a Vocation&amp;rsquo;, in W. G. Runciman and E. Matthews (eds.), &lt;em&gt;Weber:Selections in Translation&lt;/em&gt;, Cambridge University Press, Cambridge, 1978, p. 220&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref2&quot; name=&quot;_ftn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;[2]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;Kautilya Arthashastra&lt;/em&gt;, translated by R. Shamasastry, Bangalore Government Press 1915 Book 9, chapter 7, p.81.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref3&quot; name=&quot;_ftn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;[3]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این خصوص رجوع شود به&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Boesche, Roger,&lt;/span&gt; &lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;ldquo;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Kautilya&amp;rsquo;s Arthasastra on War and Diplomacy in Ancient India &amp;ldquo;,&lt;em&gt;The Journal of Military History&lt;/em&gt;, Volume 67, Number 1, January 2003, pp. 9-37&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref4&quot; name=&quot;_ftn4&quot; title=&quot;&quot;&gt;[4]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra,&lt;/em&gt; ,Book 6, chpter 2, p. 318&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref5&quot; name=&quot;_ftn5&quot; title=&quot;&quot;&gt;[5]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book. 7, chapter 6, p. 392&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn6&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref6&quot; name=&quot;_ftn6&quot; title=&quot;&quot;&gt;[6]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 10, chapter 6, p.540.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn7&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref7&quot; name=&quot;_ftn7&quot; title=&quot;&quot;&gt;[7]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 1, chapter 16, p.41.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn8&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref8&quot; name=&quot;_ftn8&quot; title=&quot;&quot;&gt;[8]&lt;/a&gt;Roger Boesche, &lt;em&gt;The First Great Political Realist: Kautilya and His Arthashastra&lt;/em&gt;. Lanham: Lexington Books, 2002, p.1.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn9&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref9&quot; name=&quot;_ftn9&quot; title=&quot;&quot;&gt;[9]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book.6, chapter 1, p. 317.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn10&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref10&quot; name=&quot;_ftn10&quot; title=&quot;&quot;&gt;[10]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;The Arthashastra, &lt;/em&gt;Book11 chapter18, p.444&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn11&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref11&quot; name=&quot;_ftn11&quot; title=&quot;&quot;&gt;[11]&lt;/a&gt; Romila Thapar, &lt;em&gt;A History of India, &lt;/em&gt;Volume 1, Penguin Books, 1966, chapter 4.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn12&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref12&quot; name=&quot;_ftn12&quot; title=&quot;&quot;&gt;[12]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 13, chapter 5, p. 581.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn13&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref13&quot; name=&quot;_ftn13&quot; title=&quot;&quot;&gt;[13]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 13, chapter 4, p. 490.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn14&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref14&quot; name=&quot;_ftn14&quot; title=&quot;&quot;&gt;[14]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 7, chapter 16, p.374.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn15&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref15&quot; name=&quot;_ftn15&quot; title=&quot;&quot;&gt;[15]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 13,chapter 1, p.563.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn16&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref16&quot; name=&quot;_ftn16&quot; title=&quot;&quot;&gt;[16]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 7, chapter 11, p.414.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn17&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref17&quot; name=&quot;_ftn17&quot; title=&quot;&quot;&gt;[17]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 8, chapter 1, p.446.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn18&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref18&quot; name=&quot;_ftn18&quot; title=&quot;&quot;&gt;[18]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 8, chapter 2, p. 392.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn19&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref19&quot; name=&quot;_ftn19&quot; title=&quot;&quot;&gt;[19]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 13, chapter 5, p.582.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn20&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref20&quot; name=&quot;_ftn20&quot; title=&quot;&quot;&gt;[20]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 1, chapter 4, p.17.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn21&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref21&quot; name=&quot;_ftn21&quot; title=&quot;&quot;&gt;[21]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 7, chapter 5, p.386, chapter 14, p. 368.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn22&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref22&quot; name=&quot;_ftn22&quot; title=&quot;&quot;&gt;[22]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 2, chapter 1, p.62.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn23&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref23&quot; name=&quot;_ftn23&quot; title=&quot;&quot;&gt;[23]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 3, chapter 16, p.272.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn24&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref24&quot; name=&quot;_ftn24&quot; title=&quot;&quot;&gt;[24]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book1, chapter 19, p.51,Book 2, chapter 1, p.60, Book 2, chapter 3, p.70, Book3, chapter 9, p.244, Book 5, chapter 2, p.342, Book 7, chapter, 1, p.371.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn25&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref25&quot; name=&quot;_ftn25&quot; title=&quot;&quot;&gt;[25]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Introduction, p.17.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn26&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref26&quot; name=&quot;_ftn26&quot; title=&quot;&quot;&gt;[26]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 3, chapter 1, pp.217-218.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn27&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref27&quot; name=&quot;_ftn27&quot; title=&quot;&quot;&gt;[27]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 3, chapter1, p.217.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn28&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref28&quot; name=&quot;_ftn28&quot; title=&quot;&quot;&gt;[28]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 3, chapter1, p.218.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn29&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref29&quot; name=&quot;_ftn29&quot; title=&quot;&quot;&gt;[29]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 3, chapter 2, pp.219-222.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn30&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref30&quot; name=&quot;_ftn30&quot; title=&quot;&quot;&gt;[30]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 3, chapter 27, p&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;.&lt;/span&gt; 219.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn31&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref31&quot; name=&quot;_ftn31&quot; title=&quot;&quot;&gt;[31]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 3, chapter, 3, p.224.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn32&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref32&quot; name=&quot;_ftn32&quot; title=&quot;&quot;&gt;[32]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این مورد رجوع شود به&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Julius Jolly, tr.: &lt;u&gt;The Institutes of Vishnu,&lt;/u&gt; The Sacred Books of the East Series, Vol. 7. Oxford: The Clarendon Press, 1880, Reprinted, Banarsidass. Delhi, 1965. pp.24-26.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn33&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref33&quot; name=&quot;_ftn33&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[33]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;R.S. Sharma, &lt;em&gt;Aspects of Political Ideas and Institutions in Ancient India, &lt;/em&gt;Delhi: Motilal Bnarsidass, 1996, pp. 262-263.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn34&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref34&quot; name=&quot;_ftn34&quot; title=&quot;&quot;&gt;[34]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 13, chapter 4, p. 581.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn35&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref35&quot; name=&quot;_ftn35&quot; title=&quot;&quot;&gt;[35]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 1, chapter 10, p.22.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn36&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref36&quot; name=&quot;_ftn36&quot; title=&quot;&quot;&gt;[36]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 3, chapter 13, p. 261.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn37&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref37&quot; name=&quot;_ftn37&quot; title=&quot;&quot;&gt;[37]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Introduction, p.13.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn38&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref38&quot; name=&quot;_ftn38&quot; title=&quot;&quot;&gt;[38]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 6, chapter 6, p. 263.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn39&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref39&quot; name=&quot;_ftn39&quot; title=&quot;&quot;&gt;[39]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 3, chapter 20, p.284.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn40&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref40&quot; name=&quot;_ftn40&quot; title=&quot;&quot;&gt;[40]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای اطلاع بیشتر از نگرش حقوقی کائوتیلیا به مسایل رجوع شود به&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Balbir S. Sihag, &amp;ldquo;Kautilya on Administration of Justice During the Fourth Century B.C.&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Journal of the History of Economic Thought&lt;/em&gt;, Volume, 29, Number 3, September 2007.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn41&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref41&quot; name=&quot;_ftn41&quot; title=&quot;&quot;&gt;[41]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 4, chapter 9, pp.316-19.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn42&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref42&quot; name=&quot;_ftn42&quot; title=&quot;&quot;&gt;[42]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn43&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref43&quot; name=&quot;_ftn43&quot; title=&quot;&quot;&gt;[43]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 4, chapter 13, p.335.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn44&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref44&quot; name=&quot;_ftn44&quot; title=&quot;&quot;&gt;[44]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 4, chapter 9, p.318.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn45&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref45&quot; name=&quot;_ftn45&quot; title=&quot;&quot;&gt;[45]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 4, chapter 9, p.319.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn46&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref46&quot; name=&quot;_ftn46&quot; title=&quot;&quot;&gt;[46]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 4, chapter 1, p.289.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn47&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref47&quot; name=&quot;_ftn47&quot; title=&quot;&quot;&gt;[47]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 4, chapter 8, pp.313-14.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn48&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref48&quot; name=&quot;_ftn48&quot; title=&quot;&quot;&gt;[48]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 4, chapter 12, pp.320-330.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn49&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref49&quot; name=&quot;_ftn49&quot; title=&quot;&quot;&gt;[49]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 4, chapter 12, pp.326-27.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn50&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref50&quot; name=&quot;_ftn50&quot; title=&quot;&quot;&gt;[50]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 2, chapter 27, p.177.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn51&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref51&quot; name=&quot;_ftn51&quot; title=&quot;&quot;&gt;[51]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 4, chapter 13, p.335.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn52&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref52&quot; name=&quot;_ftn52&quot; title=&quot;&quot;&gt;[52]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 3, chapter 13, p.261.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn53&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref53&quot; name=&quot;_ftn53&quot; title=&quot;&quot;&gt;[53]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 4, chapter 8, p.320.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn54&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref54&quot; name=&quot;_ftn54&quot; title=&quot;&quot;&gt;[54]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 4, chapter 13, p.335.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn55&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref55&quot; name=&quot;_ftn55&quot; title=&quot;&quot;&gt;[55]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book4, chapter 9, p. 317.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn56&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref56&quot; name=&quot;_ftn56&quot; title=&quot;&quot;&gt;[56]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 1, chapter 14, p.34.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn57&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref57&quot; name=&quot;_ftn57&quot; title=&quot;&quot;&gt;[57]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 1, chapter 18, p. 52.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn58&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref58&quot; name=&quot;_ftn58&quot; title=&quot;&quot;&gt;[58]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 9, chapter 4, p. 505.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn59&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref59&quot; name=&quot;_ftn59&quot; title=&quot;&quot;&gt;[59]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 4, chapter 1, p. 290.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn60&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref60&quot; name=&quot;_ftn60&quot; title=&quot;&quot;&gt;[60]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 2, chapter 23, p.161.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn61&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref61&quot; name=&quot;_ftn61&quot; title=&quot;&quot;&gt;[61]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 2, chapter 26, p.176.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn62&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref62&quot; name=&quot;_ftn62&quot; title=&quot;&quot;&gt;[62]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 2, chapter 1, p.60.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn63&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref63&quot; name=&quot;_ftn63&quot; title=&quot;&quot;&gt;[63]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 3, chapter 11, p. 250.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn64&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref64&quot; name=&quot;_ftn64&quot; title=&quot;&quot;&gt;[64]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 252&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn65&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref65&quot; name=&quot;_ftn65&quot; title=&quot;&quot;&gt;[65]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحه 250&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn66&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref66&quot; name=&quot;_ftn66&quot; title=&quot;&quot;&gt;[66]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 2, chapter 16, p.137.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn67&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref67&quot; name=&quot;_ftn67&quot; title=&quot;&quot;&gt;[67]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book2, chapter 4, p.80.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn68&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref68&quot; name=&quot;_ftn68&quot; title=&quot;&quot;&gt;[68]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 2, chapter 16, p. 137.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn69&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref69&quot; name=&quot;_ftn69&quot; title=&quot;&quot;&gt;[69]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 4 , chapter 2, pp.292-93.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn70&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref70&quot; name=&quot;_ftn70&quot; title=&quot;&quot;&gt;[70]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 2, chapter 22, pp.158-160.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn71&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref71&quot; name=&quot;_ftn71&quot; title=&quot;&quot;&gt;[71]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 2, chapter 20, p. 155.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn72&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref72&quot; name=&quot;_ftn72&quot; title=&quot;&quot;&gt;[72]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 7, chapter 5, p.387.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn73&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref73&quot; name=&quot;_ftn73&quot; title=&quot;&quot;&gt;[73]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 3, chpter 14, p.266.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn74&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref74&quot; name=&quot;_ftn74&quot; title=&quot;&quot;&gt;[74]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 3, chapter 13, p. 263, Book 4, chapter 1, p.287.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn75&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref75&quot; name=&quot;_ftn75&quot; title=&quot;&quot;&gt;[75]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 3, chapter 13, p. 263.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn76&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref76&quot; name=&quot;_ftn76&quot; title=&quot;&quot;&gt;[76]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 4, chapter 1, p.285.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn77&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref77&quot; name=&quot;_ftn77&quot; title=&quot;&quot;&gt;[77]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 3, chapter 14, p.264.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn78&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref78&quot; name=&quot;_ftn78&quot; title=&quot;&quot;&gt;[78]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 3, chapter 14, p, 263.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn79&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref79&quot; name=&quot;_ftn79&quot; title=&quot;&quot;&gt;[79]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 3, chapter 14, p&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn80&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref80&quot; name=&quot;_ftn80&quot; title=&quot;&quot;&gt;[80]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 4, chapter 1, p.363.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn81&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref81&quot; name=&quot;_ftn81&quot; title=&quot;&quot;&gt;[81]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn82&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref82&quot; name=&quot;_ftn82&quot; title=&quot;&quot;&gt;[82]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 2, chapter 17, p.139.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn83&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref83&quot; name=&quot;_ftn83&quot; title=&quot;&quot;&gt;[83]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 4, chapter 10, p.321.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn84&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref84&quot; name=&quot;_ftn84&quot; title=&quot;&quot;&gt;[84]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 1, chapter 9, p, 20, chapter 15, pp.36-38.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot; id=&quot;ftn85&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref85&quot; name=&quot;_ftn85&quot; title=&quot;&quot;&gt;[85]&lt;/a&gt; Kautilya, &lt;em&gt;Arthashastra, &lt;/em&gt;Book 1, chapter 15, p.40.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn86&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref86&quot; name=&quot;_ftn86&quot; title=&quot;&quot;&gt;[86]&lt;/a&gt; Romila Thapar, &lt;em&gt;Early India: From the Origins to A.D. 1300 &lt;/em&gt;, University of California Press, 2002, p. 206.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/10/26/20900#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16167">سکولاریزاسیون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2541">سکولاریسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16170">مهرداد صمدزاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16168">نظام کاستی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7915">نهرو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-55">هند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16171">هندو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">هندوستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16169">کاست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7914">گاندی</category>
 <pubDate>Fri, 26 Oct 2012 16:42:19 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">20900 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>بحران سکولاریسم هند</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/10/19/20844</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/10/19/20844&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    دین و دولت در هندوستان (۲)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهرداد صمدزاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;476&quot; height=&quot;308&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/india_2.jpg?1352233297&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهرداد صمدزاده &amp;ndash; در بخش نخست به تشریح ویژگی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و محدودیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سکولاریسم هند پرداختیم که اساساً بازگو کننده شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی این سرزمین هستند. در این بخش به تناقض درونی سکولاریسم اخلاقی گاندی نیز نظر افکندیم که نمود آنرا در تضاد بین تفکر سکولاریستی و شیوه&amp;zwnj;های مذهبی مورد گزینش او می&amp;zwnj;توان مشاهده کرد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینک در ادامه، بحث تبعات آمیختگی دین با سیاست را بررسی می&amp;zwnj;کنیم که در اشکال مختلف، تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ناشی از سنت&amp;zwnj;های مذهبی را تداوم بخشید. این همان عاملی است که سکولاریسم را با رشد و اعتلای احزاب و سازمان&amp;zwnj;های راست&amp;zwnj;گرای هند در چند دهه اخیر، با بحرانی عمیق مواجه ساخته است. از همین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رو، راه برون&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رفت از این بحران را که موضوع بعدی این بخش از مقاله است، باید در بکارگیری روش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و اصول سکولاریستی و نه در بازگشت به اخلاقیات مذهبی جست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مهمان&amp;zwnj;نوازی گاندی از مهمانان ناخوانده&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصولاٌ توسل به سنن مذهبی رایج به منظور ارتقاء ایده&amp;zwnj;های سکولار، نتیجه&amp;zwnj;ای جز برتری ضمنی یک مذهب بر مذاهب دیگر ندارد. این موضوع در جامعه کثیر الادیان هند بدان انجامید که هندومسلکان براهمن با به انحصار درآوردن گفتمان ملی و مذهبی، تسلط ایدئولوژیک خود را بر کل جامعه اعمال کردند و بدین&amp;zwnj;سان جایگاه اقلیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مذهبی را به شهروندان درجه دوم کاهش دادند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در ایدئولوژی هویت&amp;zwnj;اندیش حاکم بر جنبش ضد استعماری هند که نخست در عقاید و مواضع لکمانیا تیلک لکمانیا تیلک (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Lokmanya Tilak &lt;/span&gt;۱۸۵۶&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;-&lt;/span&gt;۱۹۲۰) و سپس در جهان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بینی مذهبی گاندی بازتاب یافت، هندیان عملا در مقام میزبان و پیروان دیگر ادیان در جایگاه مهمان قرار داده شدند. از این مهمانان می&amp;zwnj;بایست به بهترین شکل یعنی با تمکین و مدارا و با در نظر گرفتن خاستگاه و نیازمندی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مذهبی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان پذیرایی کرد. واضح است که این رابطه ناموزون بین میزبان و مهمان، رنجش اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی، خصوصا مسلمانان هند را به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;همراه داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برداشت منفی رهبران سازمان &amp;quot;مسلم لیگ&amp;quot; گواه این مدعا است، آن&amp;zwnj;گونه که محمد علی جناح که خود در سال ۱۹۲۳ ریاست کنگره ملی هند را بر عهده داشت، در انتقاد از سیاست&amp;zwnj;های گاندی اعلام کرد: &amp;laquo; او تنها کسی است که کنگره ملی هند را به ابزار احیای هندویسم تبدیل کرده است. ایده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آل او این است که مذهب هندو را زنده کند و حکومت هندوان &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Hindu raj)&lt;/span&gt; را در این کشور بر قرار سازد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[1]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; این خود آغاز بحرانی بود که همزمان با استقلال این کشور در ۱۵ اوت ۱۹۴۷ به جدایی تراژیک و خشونت&amp;zwnj;آمیز هند و پاکستان انجامید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/secular-india.jpg&quot; style=&quot;width: 350px; height: 263px; margin: 10px; float: left;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر ناخرسندی مسلمانان از جایگاه فرعی، آنان را در تقابل با سیاست&amp;zwnj;های ملی و مذهبی گاندی قرار داد، در مقابل تاکید وی بر تساهل مذهبی و رعایت حقوق اقلیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مذهبی، خصومت هندوان افراطی را نسبت به وی برانگیخت. ام. اس. گل والکار (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;M.S. Golvalkar)&lt;/span&gt;، ایدئولوگ متنفذ سازمان راست&amp;zwnj;گرای راشتریا سُوَیام سِواک سَنگ (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Rashtriya Swayamsevak Sangh)&lt;/span&gt; یا به اختصار آر آر اس، گاندی را بخاطر حمایتش از مسلمانان به عنوان &amp;quot;خائن به ملت هندوان&amp;quot; معرفی کرده و گفت: &amp;laquo;عجب صد عجب که خائنان با این همه فضاحت و رسوایی که به&amp;zwnj;بار آورده&amp;zwnj;اند به درجات والای میهن&amp;zwnj;پرستی و به مقام رهبران ملی ارتقاء یافته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[2]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نظر این سازمان و همچنین سازمان هندو مهاسبا (حزب هندوان)، اقلیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مذهبی مهمانان ناخوانده&amp;zwnj;ای به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رفتند که تنها یادآور تهاجم بیگانگان مسلمان و قدرت&amp;zwnj;های استعماری بودند و در نتیجه باید هند را ترک می&amp;zwnj;گفتند. بر همین اساس، هر گونه تمکین درمقابل خواسته&amp;zwnj;های آنان به معنای خدشه دارکردن روح نهضت ملی هند بود که در ایدئولوژی &amp;quot;وحدت بخش هندویسم&amp;quot; نمود می&amp;zwnj;یافت. همین خصلت مهمان نوازی گاندی بود که سرانجام در ۳۰ ژانویه ۱۹۴۸ گروهی از دو سازمان یادشده را، علیرغم تحسین از گرایش وی به &amp;quot;هندویسم&amp;quot;، به قتل او برانگیخت. این خصومت و عشق&amp;zwnj;ورزی همزمان راستگرایان هندو- شووینیست نسبت به شخص گاندی بیش از هر چیز نمایانگر تناقض درونی نهفته درسکولاریسم بومی او بود که از یکسو برتری اخلاقی آیین خود را به نمایش می&amp;zwnj;گذاشت و از سوی دیگر به دفاع از مذاهب &amp;quot;فروتر&amp;quot; برمی&amp;zwnj;خاست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مذهب به مثابه فرهنگ و نژاد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر آمیزش دین و سیاست در سکولاریسم گاندی، تفوق اخلاقی آیین هندو بر دیگر ادیان را در پی داشت، این آمیختگی در فلسفه سیاسی دو سازمان هندو مهاسبا و آر آر اس به برتری فرهنگی- نژادی هندوان انجامید، گرایشی که در تضاد آشکار با قرائت سکولاریستی از مفهوم ناسیونالیسم ظاهر گشت. این گرایش به وضوح در واژه هندوتوا (هویت و فرهنگ هندو) نمود یافت که از زمان اعتلای جنبش ملی هند تا به امروز، مبانی ایدئولوژیک راست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرایان افراطی هند را تشکیل می&amp;zwnj;دهد.&amp;zwnj; این آمیختگی اساسا از کانال فرهنگ می&amp;zwnj;گذرد، یعنی آنگاه که مذهب خود به فرهنگ تبدیل می&amp;zwnj;شود و ملتی را بر اساس هویت مذهبی آن تعریف می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از همین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رو است که مدافعان این شکل از ناسیونالیسم همانند روحانیان &amp;quot;نواندیشی&amp;quot; چون محسن کدیور با تاکید بر وجود فرهنگ مذهبی حاکم بر جامعه به نفی سکولاریسم بر می&amp;zwnj;خیزند. این یکسان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;انگاری فرهنگ با مذهب و ارائه هویت مذهبی به عنوان یگانه شاخص ناسیونالیسم، متضمن حذف و یا نادیده انگاشتن فرهنگ&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های غیر خودی است، چرا که تنها از این طریق می&amp;zwnj;توان قوانین الهی مورد نظر خود را بر کل جامعه اعمال کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با رشد و اعتلای نازیسم در آلمان و جریان&amp;zwnj;های مشابه در برخی نقاط دیگر جهان، این قرائت تکواره از ناسیونالیسم، بُعد نژادی نیز به خود گرفت، به طوری&amp;zwnj;که حامیان ایدئولوژی هندوتوا در تلاش برای زدودن مظاهر فرهنگی موجود، &amp;quot;هندویسم&amp;quot; را به مظهر فرهنگ و نژاد واحد هندوان ارتقاء دادند. بدین سان، ساوارکار، رهبر کاریزماتیک سازمان مهاسبا و ستاینده هیتلر، در تشریح واژه خود ساخته هندوتوا، در سال ۱۹۲۳ اعلام داشت: &amp;laquo;اقوام آریایی که در بدو تاریخ در سرزمین هند سکنی گزیدند از همان آغاز ملتی را تشکیل می&amp;zwnj;دادند که در هندوان تجسم می&amp;zwnj;یافت. آنچه هندوان را به هم پیوند می&amp;zwnj;دهد نه فقط عشق به سرزمین مشترک پدری و خون یکسانی است که در رگ&amp;zwnj;های آنان جریان دارد و قلب&amp;zwnj;شان را زنده و احساس&amp;zwnj;شان را گرم نگه می&amp;zwnj;دارد، بلکه تجلیل مشترک ما از تمدن بزرگ&amp;zwnj;مان، فرهنگ هندوی ما نیز هست.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تعبیر نژادپرستانه از هویت ملی در جهت حذف و پاکسازی فرهنگی &amp;quot;عناصر بیگانه&amp;quot; همچنین در ستایش گل واکار از سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های آلمان نازی بازتاب یافت: &amp;laquo;آلمان با پاکسازی نژادهای سامی- یهودی، اهمیت و ضرورت پاکسازی نژاد و فرهنگ خود را به طرز چشمگیری به جهانیان نشان داده است. فخر و مباهات نژادی به کمال در اینجا ظاهر گردیده است. آلمان همچنین نشان داده که چگونه ادغام نژادها و فرهنگ&amp;zwnj;های متضاد در یک هستی کل امری است نامحتمل، تجربه&amp;zwnj;ای که ما در هندوستان باید از آن بهره&lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;مند شویم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn4&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;em&gt;[4]&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:36.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:36.0pt;&quot;&gt;بر اساس همین تجربه بود که او در بیانیه سیاسی خود اعلام داشت: &amp;laquo;نژادهای بیگانه غیر هندو یا باید زبان و فرهنگ هندوان را برگزینند . بیاموزند که باید به مذهب هندو عزت و احترام گذاشت و جز تجلیل از نژاد و فرهنگ هندو، یعنی ملت هندوان، به چیز دیگری نیاندیشند و برای ادغام در نژاد هندو هستی مستقل خود را از دست دهند، یا اینکه در کشور اقامت گزینند اما تحت سلطه کامل هندوان، بدون هیچگونه ادعا و کسب امتیازی، نه حتی حقوق شهروندی باقی بمانند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn5&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;sup&gt;[5]&lt;/sup&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما این&amp;zwnj;که چرا سازمان آر آر آس به&amp;zwnj;رغم تلاش پیگیر رهبران آن تا اواخر دهه هفتاد نفوذ چندانی کسب نکرد، موضوعی است که با سیر تاریخی سکولاریسم در هند معاصر ارتباط مستقیم دارد. شکست دول محور در جنگ جهانی دوم به تضعیف تمام جریان&amp;zwnj;های فاشیستی در جهان، از جمله رهروان ایدئولوژی هندوتوا انجامید. ولی عامل مهم&amp;zwnj;تر تسلط گفتمان سکولاریستی نهرو در دو دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی بود که با تمرکز بر رفع تبعیضات مذهبی، حقوق شهروندی و توسعه اقتصادی، انزوای سیاسی را بر سازمان آر آر اس در این برهه از تاریخ هند تحمیل کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما انحراف از سنت نهرو توسط یگانه فرزند او ایندیرا گاندی و دیگر سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مداران حزب کنگره ملی هند، عاملی است که در چند دهه اخیر سکولاریسم این کشور را با بحران مواجه ساخته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر تاکید گاندی بر ضرورت حفظ هویت و اتحاد ملی در جریان جنبش ضد استعماری هند، نوعی آمیزش دین با سیاست را به دنبال داشت، در دوران پس از نهرو نیاز سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مداران به اخذ آرای انتخاباتی افراد بر اساس هویت مذهبی و نه حقوق شهروندی، این آمیزش را در ابعادی ضد اخلاقی، غیر قانونی، و حتی جنایی در کل جامعه گسترش داد. پیامد این سیر قهقرایی، بازگشت سازمان آر آر اس به عرصه سیاست ملی و گسترش نفوذ فرهنگی، عقیدتی و سیاسی آن با حمایت سازمان&amp;zwnj;های هم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کیش چون ویشوا هندو پریشاد (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Vishva Hindu Prishad&lt;/span&gt; و شیوا سِنا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Shiva Sena)&lt;/span&gt;) بود. ظهور حزب بی جی پی (بهاراتیه جاناتا پارتی) در سال ۱۹۸۰، به&amp;zwnj; واقع نشان&amp;zwnj;دهنده رشد و اعتلای سازمان همه&amp;zwnj;گیر آر آر اس بود. پیامد دیگر رشد روزافزون جدال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مذهبی، قومی و منطقه&amp;zwnj;ای بود که کشتار ده&amp;zwnj;ها هزار تن از نیروهای متخاصم را رقم زده است. بررسی این دو موضوع را به بخش پایانی این سلسله مقالات موکول می&amp;zwnj;کنیم. در اینجا تنها به نتایج مخرب آلودگی سیاست به مذهب می&amp;zwnj;پردازیم، موضوعی که اینک بازنگری مفهوم سکولاریسم در میان روشنفکران سکولار هند را ضروری ساخته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;هندوتوا و احزاب و سازمان&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;های حامی آن &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;پیروزی انتخاباتی حزب راست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرای بی جی پی در سال ۱۹۹۹، پس از دو دوره حکومت کوتاه مدت در سالهای ۱۹۹۶ و ۱۹۹۸، تمام پیامدهای مخرب یاد شده را به منصه ظهور گذاشت. از رخدادهای اسفناک این دوره پنج ساله حکومت حزب بی جی پی (۱۹۹۹-۲۰۰۴) آشوب گسترده کامیونالیستی گُجرات در ۲۸ فوریه ۲۰۰۲ بود که در آن بیش از دو هزار مسلمان و سیصد هندو کشته و صدها تن دیگر مفقودالاثر شدند. این واقعه همچنین بی خانمانی بیش از شش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هزار مسلمان و ده هزار هندو و تخریب ۲۰۵ مسجد، ۲۹۸ درگاه، ۱۷ معبد، و ۳ کلیسا را به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بار آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از دیگر پیامدهای مخرب این دوره از حکومت حزب بی جی پی، اشاعه هویت ملی هندوتوا و تحمیل آن بر نظام آموزشی هند بود. این هویت که مبانی ایدئولوژیک خود را در قرائتی تکواره اما باطل از گذشته تاریخی هند و مبنی بر یکپارچگی و تقدم آیین &amp;quot;هندویسم&amp;quot; جستجو می&amp;zwnj;کرد، با بکار گیری مذهب به عنوان تنها ملاک ملیت و عامل وحدت بخش ملی، ضربه مهلکی بر پیکر سکولاریسم هند وارد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنان&amp;zwnj;که پیشتر گفته شد، این نوع آمیزش دین با سیاست که در ناسیونالیسم فرهنگی هندویسم تجسم می&amp;zwnj;یافت، با حقوق شهروندی مسلمانان، مسیحیان و دیگر اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی در تضاد آشکار بود. پیام تهدید آمیز مکرر مدافعان ایدئولوژی هندوتوا به مسلمانان هند جهت ترک این کشور و مهاجرت به پاکستان، به تنهایی مبین سیاست کلی این جریان فکری برای پاکسازی فرهنگ و جامعه هند در تطابق با الگو گرفتن از گذشته آن بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر نقض حقوق شهروندی اقلیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مذهبی بخشی از سیاست و ایدئولوژی رسمی دولت بی جی پی بود، اعمال محدودیت بر آزادی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فردی و مدنی تحت نام دفاع از امنیت ملی بخش دیگر آن بود. همسویی سیاست خارجی دولت وقت هند با سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کلی آمریکا به دنبال حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و استقبال آن از دکترین جورج دبلیو بوش برای مبارزه با تروریسم، نه تنها توجیه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گر بلکه تسهیل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کننده هر دو هدف بود. تهاجم لفظی علیه مورخان برجسته سکولار هند چون رومیلا تاپر، عرفان حبیب، ساتیش چندرا که بی اعتباری ایدئولوژی هندوتوا را به اثبات رسانیده بودند و نواختن آنان با برچسب&amp;zwnj;هایی چون &amp;quot;تروریست&amp;zwnj;های آکادمیک&amp;quot;، &lt;a href=&quot;#_ftn6&quot; name=&quot;_ftnref6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[6]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; آغازی بود بر تضییع و تهدید آزادی بیان.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;این سیاست با سوءاستفاده رهبران حزب حاکم از بند ۱۲۴ قانون کیفری دوران استعمار صورت گرفت که هنوز در هند حکمفرماست. تا آنجا که شمار بسیاری از دگراندیشان و فعالان حقوق بشر به اتهام خیانت و یا مبادرت به براندازی دولت، محاکمه و راهی زندان شدند. بی&amp;zwnj;دلیل نیست که برخی از نظریه پردازان هند، مانند رامش تاکور، حاصل حاکمیت سیاسی جریان هندوتوا را در این دوره را قیاس گرفته&amp;zwnj;اند با نوعی &amp;quot;خمینی&amp;zwnj;ناک کردن&amp;quot; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(khomeinisation)&lt;/span&gt; جامعه هند.&lt;a href=&quot;#_ftn7&quot; name=&quot;_ftnref7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[7]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکنون هشت سال از جایگرینی حزب بی جی پی با حزب کنگره ملی هند می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گذرد و پیش نویس قانون اساسی هند، مصوبه سال ۱۹۷۶، هچنان با تاکید بر جدایی دین از دولت و عدم هرگونه تبعیض بر اساس مذهب، عقیده، کاست، نژاد و جنسیت، این کشور را رسما سکولار، دمکراتیک و حتی سوسیالیستی اعلام می&amp;zwnj;کند. پس چگونه است که برخی از روشنفکران و متفکرین هند مانند تی. ان. مَدان از پیکر بیمار و نیمه جان سکولاریسم سخن می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گویند و برخی دیگر چون آشیس ناندی حتی از مراسم خاکسپاری آن؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;علت را باید در نحوه اجرای تفکر سکولاریستی در جامعه هند با ویژگی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بومی آن جستجو کرد که اینک سکولاریسم این کشور را در بحرانی عمیق فرو برده است، بحرانی که ریشه در روند روزافزون کامیونالیزه شدن سیاست کلی این کشور در چندین دهه گذشته دارد. وجود همین روند به تنهایی نگرانی جامعه سکولار هند از احتمال اقتدار مجدد جریان فاشیستی هندوتوا در آینده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای نه چنان دور را توضیح می&amp;zwnj;دهد. در تایید این موضوع کافی است تا به نمونه&amp;zwnj;ای از نفوذ سیاسی و فرهنگی حزب بی جی پی حتی پس از شکست در انتخابات اشاره کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اکتبر ۲۰۱۰ سمیناری به نام &amp;quot; آزادی به عنوان تنها راه حل&amp;quot; توسط گروهی از مدافعان حقوق بشر و فعالان سیاسی برای آزادی زندانیان سیاسی هند در دانشگاه جوادپور برگزار شد. یکی از مسایل مطروحه در این سمینار مسئله استقلال کشمیر بود که طرح آن موجب درگیری چماق&amp;zwnj;داران و چاقو کشان حزب بی جی پی با دانشجویان این دانشگاه شد. در ادامه، رهبران این حزب موفق شدند تا با زیر فشار گذاشتن دولت و کنگره، چند تن از شرکت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کنندگان در این سمینار از جمله سید علی شاه گیلانی و آرونداتی روی، نویسنده و فعال سیاسی هند را مطابق ماده ۱۲۴ (الف) قانون جزایی هند، به جرم فتنه علیه دولت، پیگرد قانونی کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما علی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رغم توافق میان متفکران هند مبنی بر ناکامی سکولاریسم یا محو آن از فرهنگ سیاسی این کشور، نگرش متفاوت آنها به سکولاریسم و نحوه اعمال آن در طول قرن گذشته، آنها را به دو گروه متمایز تقسیم می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. این دو گروه را می&amp;zwnj;توان نئوگاندین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مدافع تساهل مذهبی و نئو نهرویست&amp;zwnj;های حامی سکولاریسم جهانشمول نامید، اگرچه در مواردی می&amp;zwnj;توان جنبه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی از هر دو نگرش را یکجا و همزمان مشاهده کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وجه تمایز این دوگروه همچنین در تاکید گروه نخست به حفظ و اشاعه هویت ملی و ترجیح گروه دوم به گسترش حقوق دموکراتیک فردی انعکاس می&amp;zwnj;یابد. این دو گرایش هر یک در نوع خود واکنشی است به عصر جهانی شدن که از یکسو نیاز به دفاع فرهنگی را بر انگیخته است و از سوی دیگر جهانشمول بودن مفاهیمی چون حقوق بشر، آزادی&amp;zwnj;های مدنی و عدالت اجتماعی را بیش از پیش به موضوعی مفروض تبدیل کرده است. از این&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رو این دو گرایش فکری را باید هم یک بازنگری تاریخی دانست و هم تلاشی برای رسیدن به یک جامعه همگون. این دو گرایش را بیشتر توضیح می&amp;zwnj;دهیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نئوگاندینسم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نئوگاندین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی چون ام ان سرینیواس، تی ان مَدان و آشیس ناندی که از آنها می&amp;zwnj;توان به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;عنوان سخنگویان سکولاریسم بومی یا دقیق&amp;zwnj;تر تساهل مذهبی یاد کرد، عمدتا شکست تفکر سکولاریستی را به مثابه یک ایدئولوژی در بیگانه بودن آن با جامعه سنتی هند می&amp;zwnj;پندارند. ام&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; ان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; سرینیواس (۱۹۹۹-۱۹۱۶)، جامعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شناس نامی و از پیشتازان این نظریه بر این باور است که برای حل بحران&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مکرر اجتماعی و سیاسی هند باید به فلسفه نوینی متوسل شد. اما این فلسفه نه بر اساس &amp;quot;اومانیسم سکولار&amp;quot; بلکه بر مبنای وجود &amp;quot;خدا بعنوان خالق و نگهدارنده جوامع انسانی&amp;quot; قرار دارد.&lt;a href=&quot;#_ftn8&quot; name=&quot;_ftnref8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[8]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تی. ان. مَدان، دیگر جامعه شناس برجسته هند نیز سال&amp;zwnj;ها پیش از به قدرت رسیدن حزب بی جی پی، به صراحت اعلام کرده بود: &amp;laquo;من اکنون اظهار می&amp;zwnj;دارم که تحت شرایط موجود سکولاریسم بمثابه یک عقیده مشترک در آسیای جنوبی ناممکن و به عنوان کنش دولتی، غیرعملی و به عنوان برنامه کار برای آینده ناتوان است.&amp;raquo; او برداشت خود را که در واقع جلوه&amp;zwnj;ای از نقدش بر مدرنیته است، چنین بیان کرد: &amp;laquo;سکولاریسم رویای یک اقلیت است که می&amp;zwnj;خواهد اکثریت را مطابق تصور خود درآورده و اراده خود را به تاریخ تحمیل کند، ولی در یک جامعه سازمان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;یافته دمکراتیک، فاقد چنین قدرتی است.&amp;quot;&lt;a href=&quot;#_ftn9&quot; name=&quot;_ftnref9&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[9]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;او همچنین با لحنی کنایه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آمیز سکولاریسم را به یک &amp;quot;ایده مذهبی&amp;quot; تشبیه کرده و ادعای آن مبنی بر احترام یکسان به همه مذاهب را مردود می&amp;zwnj;شمارد.&lt;a href=&quot;#_ftn10&quot; name=&quot;_ftnref10&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[10]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; در عوض راهی که مَدان برای رسیدن به یک جامعه همگون مبنی بر تساهل مذهبی توصیه می&amp;zwnj;کند، راهی است که با توسل به منابع فلسفی ادیان موجود و بازخوانی آن&amp;zwnj;ها در پرتو عصر حاضر تحقق می&amp;zwnj;یابد. از نظر او انتقال &amp;quot;حافظه جمعی&amp;quot; به حال و آینده که مظهری از باورها و رفتارهای مشترک مذهبی رایج در هند است، از جمله مدارا و عشق به همنوع، تنها شیوه&amp;zwnj;ای است که بر اساس تفسیری آشنا و مانوس از &amp;quot;اشتراک پیش&amp;zwnj;فرض&amp;zwnj;های مهم متافیزیکی&amp;quot; ادیان، تساهل مذهبی را نوید می&amp;zwnj;دهد.&lt;a href=&quot;#_ftn11&quot; name=&quot;_ftnref11&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[11]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آشیس ناندی، دیگر تئوریسین با نفوذ و منتقد مدرنیته، نیز علت شکست سکولاریسم هند را در ناهمخوانی آن با جامعه و فرهنگ این کشور می&amp;zwnj;بیند. برخورد تند و انتقاد آمیز ناندی به سکولاریسم جهانشمول که تبیین آنرا می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;توان به&amp;zwnj;وضوح در مانیفست ضد سکولاریستی&lt;a href=&quot;#_ftn12&quot; name=&quot;_ftnref12&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[12]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; وی دید، در واقع پیش&amp;zwnj;گفتاری بر نقد مدرنیته است که با مردود شمردن هر گونه نگرش غربی صورت می&amp;zwnj;گیرد. او در این راه تا آنجا پیش می&amp;zwnj;رود که &amp;quot;سکولاریسم غرب&amp;zwnj;گرا&amp;quot; و &amp;quot;بنیادگرایی هندویسم&amp;quot; را دو روی یک سکه می&amp;zwnj;خواند، چرا که هر دو را محصول عصر استعمار می&amp;zwnj;داند که با سنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تاریخی این سرزمین بیگانه&amp;zwnj;اند.&lt;a href=&quot;#_ftn13&quot; name=&quot;_ftnref13&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[13]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او دراین خصوص چنین می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;نقش ایدئولوژی سکولار در بسیاری از جوامع امروز هیچ فرقی با نقش تفتیش عقیده و جنگ&amp;zwnj;های صلیبی ایدئولوژی مذهبی ندارد.&amp;quot;&lt;a href=&quot;#_ftn14&quot; name=&quot;_ftnref14&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[14]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; بر این اساس، ناندی برداشت خود از مفهوم سکولاریسم را چنین توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;امروز برای بسیاری از مردم هند، سکولاریسم همچون جزئی از یک کل بزرگ&amp;zwnj;تر ظاهر می&amp;zwnj;گردد که دربرگیرنده یک رشته محصولات ایدئولوژیک متعارف و جریانات اجتماعی است. توسعه، علم کلان و امنیت ملی در این زمره&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;عملکرد چنین محصولاتی از نقطه نظر ناندی جز &amp;laquo;مجوز و توجیه خشونت بر علیه اقشار ضعیف جامعه نیست &amp;ndash; خشونتی که سابق براین از سوی کلیسا، علمای اسلام، رهبران مذهبی بودا و براهمن&amp;zwnj;ها اعمال میشد.&amp;raquo; &lt;a href=&quot;#_ftn15&quot; name=&quot;_ftnref15&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[15]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; چون درک ناندی از سکولاریسم به غلط تجانس فکری و ایدئولوژیک افراد جامعه است، موضع وی در قبال پیامدهای فرهنگی آن نیز همچنان منفی است. او در این خصوص می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;سکولاریسم حرف زیادی در مورد فرهنگ&amp;zwnj;ها ندارد. سکولاریسم قطعا ضد قومیت و اغلب کشنده آن است، البته مگر آن&amp;zwnj;که تمامی فرهنگ&amp;zwnj;ها یا همه کسانی که تحت فرهنگ خاصی به سر می&amp;zwnj;برند خوش&amp;zwnj;خدمتی خود را به دولت ملی اعلام نموده و ضمیمه و زیور آن گردند. سکولاریست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ارتدوکس هیچ درکی از این امر ندارند که چگونه یک دین به تنهایی می&amp;zwnj;تواند اعتقادات وآداب و رسوم ادیان مختلف را طبق اصول خود با یکدیگر پیوند دهد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn16&quot; name=&quot;_ftnref16&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[16]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در واقع، راهی که ناندی برای برون&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رفت از بحران کنونی سکولاریسم تجویز می&amp;zwnj;کند، همانی است که گاندی پیش از استقلال این کشور در کانون اخلاق سیاسی خود قرار داده بود. ناندی همانند گاندی بر این باور است که صرف غور در آیین و سنن دینی این سرزمین و برجسته کردن وجه تساهل مذهبی آنها، می توان به آن اهدافی دست یافت که سکولاریسم غرب گرا از تحقق بخشیدن به آنها ناتوان مانده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ادامه بحث، ناندی تمایزی آشکار میان &amp;quot;مذهب به عنوان ایمان&amp;quot; و &amp;quot;مذهب به عنوان ایدئولوژی&amp;quot; قایل می&amp;zwnj;شود. از نظر او ایمان مذهبی تنها عامل حافظ تساهل مذهبی است، حال آنکه مذهب به عنوان ایدئولوژی چیزی جز خشونت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سکتاریستی به&amp;zwnj;بار نیاورده است. از همین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رو است که ناندی تفاوت اساسی بین هندویسم و هندوتوا قائل می&amp;zwnj;شود، بدینسان که گرایش نخست را به &amp;quot;ایمان و سلوک زندگی&amp;quot; اطلاق می&amp;zwnj;کند و گرایش دوم را انحراف از آن می&amp;zwnj;داند که &amp;laquo;با بهره برداری حزب بی جی پی و متحدانش از آرمان مردم هند در جهت ایجاد یک هویت ملی به معنای پسااستعماری&amp;zwnj;اش انجام گرفته است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn17&quot; name=&quot;_ftnref17&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[17]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جالب اینکه رد سکولاریسم از سوی ناندی و همفکرانش موجب شده تا هم جریان هندوتوا و هم مسلمان، مسیحیان، و سیک&amp;zwnj;های راست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرا در دهه&amp;zwnj;های اخیر گرایش&amp;zwnj;های کامیونالیستی و واپسگرای خود را با تکیه بر منابع تئوریک این نظریه پردازان توجیه کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اینجا لازم است تا ضعف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های روش شناختی این هویت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندیشان سنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرا را متذکر شویم. نخست اینکه آنچه احیای سنت نامیده می&amp;zwnj;شود در عبور از صافی عصر مدرن به نحو قابل ملاحظه&amp;zwnj;ای وجه سنتی خود را از دست داده و به پدیده&amp;zwnj;ای مبدل می&amp;zwnj;شود که نه معرف سنت است و نه هم سو با حقانیت این عصر، زیرا آنچه که بازسازی سنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها را بر می&amp;zwnj;انگیزد خود زاییده مسایل عصر کنونی است. چنین تلاشی بیش از هر چیز واکنشی است به معضلات جامعه مدرن تا مبادرت به رفع و رجوع آنها. در این خصوص، تشریح ناندی از سازمان آر آر اس جالب توجه است، اگر چه او سنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرایی خود را از این قاعده مستثنی می&amp;zwnj;داند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;او می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;هر آنچه را که احیاگران هندو در فکر زنده گردانیدن آن هستند، نباید هندویسم دانست. پیراهن&amp;zwnj;های خاکی رنگ و مضحکی که کادرهای سازمان آرآرآس به تن دارند بازگو کننده همه چیز است. این پیراهن&amp;zwnj;ها که مطابق مدل اونیفورم پلیس استعمار طراحی شده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اند نه تنها آر آر اس را به عنوان فرزند نامشروع استعمارغرب نشان می&amp;zwnj;دهد بلکه مبین تاثیرات مستقیم این سازمان از نگرش اورینتالیستی به مذهب و دیگر مفاهیم غربی نظیر دولت- ملی، ملیت و ناسیونالیسم است. وقتی چنین برداشت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی از مذهب و دولت به هندویسم راه می&amp;zwnj;یابند، آن می&amp;zwnj;شود که نباید بشود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn18&quot; name=&quot;_ftnref18&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;em&gt;[18]&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;نیاز به تاکید است که تلاش راست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرایان و هویت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندیشان هند در جهت قرائتی موثق از &amp;quot;هندویسم&amp;quot;، خود ابتکار نوینی است که منشأ آن به عصر استعمار باز می&amp;zwnj;گردد. دلیل روشن است: اساسا مذهب مشخص و مشترکی بنام &amp;quot;هندویسم&amp;quot; در طول تاریخ این سرزمین وجود نداشته تا بتوان از آن تفاسیر گوناگونی استخراج کرد. هندوان بر خلاف پیروان دیگر ادیان، نه دارای خدایی واحد، نه پیامبری رسمی و نه حتی کتاب مقدس مشترکی هستند. ارائه چنین تصوری از گذشته تاریخی هند مبتنی بر وجود مذهب واحد و وحدت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بخش، نمونه دیگری از خطای روش شناختی سنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرایان را نمایان می&amp;zwnj;سازد که با تغییر یک مفهوم جغرافیایی به ایده مذهبی صورت گرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در رد این ادعا باید یادآور شد که اصولا هند یا به لفظ عربی آن &amp;quot;الهند&amp;quot; به سرزمینی اطلاق می&amp;zwnj;شد که نسبت به موقعیت جغرافیایی اعراب آنسوی دره سند &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;IndusValley) &lt;/span&gt;) واقع شده بود و ساکنان آن مردمانی با آیین و باورهای دینی متفاوت بودند. این مردمان مطابق نام سرزمین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان، هندوان نامیده می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شدند که این نام کوچکترین نشان مذهبی در خود نداشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با گسترش مسیحیت در هند بلافاصله پس از ظهور آن در قرن اول میلادی و سپس اشاعه اسلام از اواخر قرن هفتم به بعد، استفاده از واژه هندوان تا حدودی رنگ مذهبی به خود گرفت. ولی این دگرگونی در مفهوم به معنای وجود مذهب مشترک و یکپارچه&amp;zwnj;ای به نام هندویسم نیست و این کلمه صرفا برای تفکیک آنها از پیروان ادیان نوین استفاده می&amp;zwnj;شد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn19&quot; name=&quot;_ftnref19&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[19]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین آنچه در جامعه و فرهنگ هند وجود داشته و دارد، مجموعه&amp;zwnj;ای است از فرقه&amp;zwnj;های مذهبی بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شمار با آیین و رسوم مختلف و حتی متضاد که وجود هویت مذهبی مشخص را ناممکن می&amp;zwnj;ساخت. در این زمینه تحقیقات مورخ برجسته هند، خانم رومیلا تاپر، کاملا روشنگر است. او در بررسی سازمان اجتماعی هند باستان بر این نکته تاکید دارد که آنچه سابق بر این یک هویت عام تلقی می&amp;zwnj;گردید، اکنون با توجه به نظام کاستی و گروه&amp;zwnj;های زبانی، قومی، منطقه&amp;zwnj;ای و شغلی، برهویت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های چند گانه دلالت دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;رومیلا تاپر می&amp;zwnj;فزاید: &amp;laquo;بنابراین هر فرد به تنهایی هویت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های متنوعی را با خود حمل می&amp;zwnj;کرد که در میان برخی از آنها وجوه مشترکی به چشم می&amp;zwnj;خورد. وجود این هویت&amp;zwnj;ها مانع استحکام یک هویت مذهبی واحد و یکپارچه حتی قبل از پیدایش اسلام می&amp;zwnj;شد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn20&quot; name=&quot;_ftnref20&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[20]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; درست به خاطر تکثر و متعاقباً تقابل چنین هویت&amp;zwnj;هایی در گذشته است که بر خلاف ادعای سنت&amp;zwnj;گرایان، نه می&amp;zwnj;توان واژه هندویسم را در مفهوم مذهبی آن بکار برد و نه از تساهل در مذهب هندوان سخن گفت. به طوری&amp;zwnj;که رومیلا تاپر مجدداً بیان می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;علیرغم اسطوره رایج قرن نوزدهم که هندوان را بطور غریزی مردمانی آرام توصیف می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کرد، خشونت مذهبی با هندویسم بیگانه نبود. چنین گمان می&amp;zwnj;رود که ابداع این اسطوره ناشی از ملزومات ناسیونالیسم هند بود که تاکید را بر اساس برتری معنوی فرهنگ هند نهاد، فرهنگی که اصل عدم خشونت از اجزاء آن تلقی می&amp;zwnj;گردید.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn21&quot; name=&quot;_ftnref21&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[21]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گزارش&amp;zwnj;های رومیلا تاپر از درگیری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها وخشونت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مذهبی هند باستان تاییدی است بر این نظر که تساهل در آیین هندو خود مفهومی نوین است. یکی از این گزارش&amp;zwnj;ها معطوف به آزار و اذیت بوداییان و ابهامزداییان توسط هندو مسلکان در اواسط قرن اول میلادی است که به کشتار تعداد بی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شماری از پیشوایان مذهبی و همچنین تخریب بسیاری از صومعه&amp;zwnj;های آنان در مناطق شمالی هند انجامید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمونه دیگر این نوع خشونت تخریب معابد و تمثال&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مذهبی ابهامزداییان از سوی گروه&amp;zwnj;های منتسب به شیوا بود که در ایالت کنونی کارناتکا درآغاز قرن دوم میلادی صورت گرفت.&lt;a href=&quot;#_ftn22&quot; name=&quot;_ftnref22&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[22]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; نتیجه این&amp;zwnj;که: &amp;laquo;عدم خشونت به عنوان مرام محوری رفتار و اخلاقیات انسانی نخست در سنت شرامنیک، یعنی بودایی و ابهامزدایی توسعه یافت. آنها مذاهبی بودند که نه تنها تضعیف شدند، بلکه همواره در بسیاری از نقاط کشور تحت تعقیب قرار داشتند... این بدان معنا نیست که سنت شرامنیک از بروز خشونت ممانعت می&amp;zwnj;کرد، اما دست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کم پرهیز از آن مسئله محوری در اخلاقیات بودایی و ابهامزدایی بود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn23&quot; name=&quot;_ftnref23&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[23]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکنون از منظر دیگری به مسئله می&amp;zwnj;نگریم و آن اینکه حتی اگر بتوان از مذهب یکپارچه و وحدت بخشی چون &amp;quot;هندویسم&amp;quot; سخن گفت، چنین مذهبی (که بدون شک وجه انسانی و رحمانی آن مد نظر است) با در بر گرفتن یک بخش از جامعه، نهایتا حذف بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دیگر جامعه را به همراه دارد. چنانکه اکیل بیلگرامی می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;در بطن هر ایدئولوژی که ایسم داشته باشد همواره گرایشی به حذف عناصر حاشیه&amp;zwnj;ای وجود دارد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn24&quot; name=&quot;_ftnref24&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[24]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمونه کلاسیک این نوع شامل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سازی برای نیل به اهداف ظاهرا بی زیان ملی را می&amp;zwnj;توان در ناسیونالیسم فرهنگی آلمان قرن نوزدهم یافت که با تاکید بر اشتراک زبانی و تکیه بر الگوی امپراطوری مقدس رم، زمینه را برای حذف و کشتار یهودیان و کولیان این کشور فراهم ساخت. ایران اسلامی نمونه دیگری است از این روند که با گزینش اسلام شیعه بعنوان &amp;zwnj;ایدئولوژی ملی و متعاقبا با تفکیک خودی&amp;zwnj;ها از غیر خودی&amp;zwnj;ها، به سرکوب اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی و طیف وسیعی از دگراندیشان پرداخت. تجربه هند در قرن گذشته نیز جز این نبوده است. چنانکه پیش&amp;zwnj;تر از آن سخن رفت، مذهب اومانیستی گاندی که مدارا و پرهیز از خشونت را درکانون خود قرار داد، سرانجام در مقابل خشونت&amp;zwnj;های کامیونالیستی عاجز و ناتوان ماند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت این است که فراخواندن گروه&amp;zwnj;ها و طبقات اجتماعی حول هویتی خاص از سوی برگزیدگان سیاسی ره به سویی دارد که نتیجه آن نفی منافع صنفی و حقوق دمکراتیک گروه&amp;zwnj;های اجتماعی، زبانی، قومی و مذهبی درگیر در این جریان ظاهراً ملی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای روشن شدن این موضوع مجدداً به مذهب اومانیستی گاندی باز می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گردیم که در آن نصایح اخلاقی بر حقوق دموکراتیک فردی و گروهی چیرگی داشت. به عنوان مثال گاندی در اعتراض به فعالیت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سیاسی دکتر امبدکار، رهبر کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مطرود هند که انهدام کامل نظام کاستی را در نظر داشت، روزه سیاسی گرفت تا از این طریق او را از ادامه چنین فعالیتی باز دارد. امبدکار در مبارزه با تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کاستی موفق شد تا با تحت فشار قراردادن دولت استعماری انگلیس تعداد ۷۸ کرسی در مجلس قانون&amp;zwnj;گذاری و ۱۴۸ کرسی در مجلس قانون گذاری مرکزی برای کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مطرود به دست آورد. اما نتیجه روزه سیاسی گاندی و فشار روزافزون بر امبدکار موجب شد تا این اصلاحات عملی نگردند. به همین سبب امبدکار پس از قطع فعالیت&amp;zwnj;های خود طبق پیمان ۱۹۳۲ با گاندی، او را به &amp;quot;فرصت طلبی سیاسی&amp;quot; متهم کرد و افزود: &amp;laquo;ترس او از این است که اگر به مخالفت با نظام کاستی برخیزد، جایگاه خود را در عرصه سیاست از دست بدهد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn25&quot; name=&quot;_ftnref25&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[25]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;توجیه گاندی این بود که پیش&amp;zwnj;برد اینگونه سیاستها، تخاصم بین کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و در نتیجه شکنندگی جنبش ملی هند را به همراه خواهد داشت. از این&amp;zwnj;رو راه حلی را که او برای سهیم نمودن این محرومان در گفتمان ملی- مذهبی خود برگزید، همانا یک چاره اندیشی اخلاقی بود که صرفا با تغییر نام کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های خارج از سیستم وارنا، &amp;quot;نجس&amp;quot; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Untouchable)&lt;/span&gt; به فرزندان خدا (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Harijans)&lt;/span&gt; انجام یافت. این تغییر نام از سوی گاندی ظاهرا قدمی به پیش محسوب می&amp;zwnj;گردید، ولی با توجه به اطلاق واژه بدیل دالیت (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Dalit)&lt;/span&gt; که پیش&amp;zwnj;تر از سوی جایوتی رائو پهول (۱۸۹۰-۱۸۲۷)، موسس دومین مدرسه دخترانه در هند و مدافع بهبود وضعیت حقوقی و اجتماعی زنان، به این محرومان، چنین نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دالیت در زبان سانسکریت اسم مفعولی است به معنای زمین زده شده، منکوب شده یا خرد شده که هر یک از این مفاهیم در زبان استعاره دلالت بر مقهور شدن کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تحتانی توسط کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های برگزیده دارد. این واژه حاوی گفتمانی انتقادی است که محرومیت یک بخش از جامعه را در ارتباط مستقیم با تسلط و موقعیت ممتاز بخش دیگر قرار می&amp;zwnj;دهد. اما گاندی با ابداع نام &amp;quot;فرزندان خدا&amp;quot; عملا جنبش دالیت&amp;zwnj;ها را از گفتمان انتقادی آن تهی ساخت. واژه اخلاقی &amp;quot;فرزندان خدا&amp;quot; یا معادل اسلامی آن &amp;quot;بندگان خدا&amp;quot; که در مورد محرومان و تهی&amp;zwnj;دستان بکار برده می&amp;zwnj;شود، معنایی جز ترحم در خود ندارد. حق اختیار با برگزیدگان و متمولان است تا با اظهار شفقت نسبت به این مفلوکان، اندک گشایشی در زندگی آنها ایجاد کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی دلیل نبود که این&amp;zwnj;گونه اصلاحات اخلاقی با توجه به ذهنیت کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;زده جامعه هند ثمره چندانی برای کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مطرود نداشت. آنان هم&amp;zwnj;چنان بواسطه تداوم تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دینی محروم از هرگونه حقوق اجتماعی بودند، تا آنجا که این &amp;quot;فرزندان خدا&amp;quot; حتی پس از گزینش این نام همچنان از ورود به معابد عمده مذهبی منع می&amp;zwnj;شدند. درست به همین سبب بود که پیریار در مناظره&amp;zwnj;ای که درسال ۱۹۲۴ بین او و گاندی در شهر بنگلور صورت گرفت اعلام کرد: &amp;laquo;گاندی طرفدار ریشه&amp;zwnj;کن کردن سلسله مراتب کاستی وارماسراما دارما نیست، بلکه او به این احتمال می&amp;zwnj;اندیشد که تحول اجتماعی و انسانی کردن این نظام از درون امکان پذیر است. نتیجه چنین تفکری ادامه سلطه کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های برتر در جامعه است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn26&quot; name=&quot;_ftnref26&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[26]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گفته پیریار نه اتهام و نه کشف راز نهان بود؛ گاندی خود وجود نظام کاستی را امری بنیادی، طبیعی و حتی ضروری می&amp;zwnj;دانست. او در خصوص حفظ این نظام به صراحت اعلام کرد: &amp;laquo;من معتقدم که اگر جامعه هندوان تاکنون توانسته به بقای خود ادامه دهد، تنها به این خاطر است که بر شالوده نظام کاستی استوار بوده است... از میان برداشتن این نظام و اقتباس سیستم اجتماعی اروپای غربی موجب خواهد شد که هندوان موروثی بودن حرفه و پیشه خود را که روح نظام کاستی است، فراموش کنند. این اصلی است جاودانه و تغییر آن به ایجاد هرج و مرج منجر خواهد شد... نظام کاستی نظم طبیعی جامعه است. من شدیدا مخالف آن دسته از افراد هستم که قصد الغای این نظام را در سر دارند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn27&quot; name=&quot;_ftnref27&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;em&gt;[27]&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:36.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گاندی در ادامه می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;من با پذیرش تقسیمات چهارگانه نظام کاستی، در واقع قوانین طبیعت را می&amp;zwnj;پذیرم و آنچه را که در ذات طبیعت انسانی و قوانین موروثی موجود است، اصلی مسلم می&amp;zwnj;دانم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn28&quot; name=&quot;_ftnref28&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[28]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اما او در ستایش از نظام کاستی از این هم فراتر رفته و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;زیبایی نظام کاستی در این است که تمایزات موجود در آن بر پایه داشتن پول و مادیات نیست که به گواه تاریخ بزرگ&amp;zwnj;ترین عامل از هم گسیختگی دنیا بوده است... کاست تمایزی است بر اساس روابط خونی و خویشاوندی.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn29&quot; name=&quot;_ftnref29&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[29]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چه گاندی وجود تمایزات کاستی را نشانه برتری یا پستی افراد نمی&amp;zwnj;داند، اما تصریح می&amp;zwnj;کند:&amp;laquo;وقتی که کاست&amp;zwnj;ها اهداف مشترک مذهبی را در زندگی پذیرا می&amp;zwnj;شوند، طبعا یک سلسله مراتب اجتماعی بوجود می&amp;zwnj;آید، زیرا همه کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها نمی&amp;zwnj;توانند آن اهداف ایده آل را به طور یکسان برآورده کنند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn30&quot; name=&quot;_ftnref30&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[30]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گاندی البته ضرری در این نمی&amp;zwnj;بیند که کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فرودست همانند کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های برتر به کسب علم و دانش و هنر بپردازند، اما رای او بر این است که آنان برای امرار معاش باید شغل موروثی و اجدادی خود را دنبال کنند. از همین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رو او موکداً تصریح می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;من به نظام [کاستی] وارنا معتقدم، زیرا این نظام وظایف و حرفه افراد را معین می&amp;zwnj;سازد. در سیستم وارنا هیچکس آزادی انتخاب حرفه خود را ندارد. حرفه افراد پیش از تولد آنان تعیین می&amp;zwnj;شود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn31&quot; name=&quot;_ftnref31&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[31]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما گاندی نگفت که در چنین نگرشی وضعیت فرد تحصیل کرده&amp;zwnj;ای چون دکتر امبدکار در جامعه مدرن به چه شکل خواهد بود. آیا او باید به عنوان حقوق&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دان و اقتصاد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;دان به کار گمارده شود یا اینکه صرفاً به خاطر تعلق به کاست مطرود مَهار (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;mahar)&lt;/span&gt; مدارک تحصیلی خود را بایگانی نموده و به پیروی از حرفه موروثی و اجدادی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اش به رفتگری یا جمع آوری اجساد حیوانات در روستاهای هند بپردازد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;توجیهات فوق از سوی گاندی به منظور تداوم بخشیدن به سلسله مراتب کاستی نه تنها در تضاد آشکار با مفهوم دولت ملی است، بلکه بازگو کننده نوع سکولاریسم اوست که در آن مسائل دنیوی تابع مذهب می&amp;zwnj;گردند. چنین توجیهاتی خود توضیحی است بر سیاست مماشات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&amp;zwnj;گرایانه او در قبال کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های برتر و سرانجام تداوم تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مذهبی. بی دلیل نبود که با اعتلای جنبش مطالبات حقوق مدنی در دهه سی، بسیاری از کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فرودست در اعتراض به سیاست مماشات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرایانه گاندی نسبت به کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های برتر، او را لعن و نفرین کردند و در میان ناباوری ناظران غربی تصاویر او را به آتش کشیدند. تنها در دوران نخست وزیری نهرو بود که پس از یک دوره مبارزه علیه تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دینی و با واگذاری برخی امتیازهای اجتماعی و سیاسی به قربانیان این تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها، نمونه&amp;zwnj;هایی از پیشرفت در زندگی آنها حاصل گردید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تشکیل پاکستان، این سرزمین پاک از غیر مسلمانان، جلوه دیگری از پیامدهای مخرب ناسیونالیسم مبتنی بر هویت مذهبی را به نمایش گذاشت. سرکوب مطالبات صنفی، طبقاتی ومنطقه&amp;zwnj;ای، همرا با محرومیت زنان واقلیت&amp;zwnj;های مذهبی از حقوق شهروندی توسط حاکمان نظامی و پیشوایان دینی این کشور، نمونه&amp;zwnj;های تسلط ایدئولوژیک یک قشر برگزیده بر کل جامعه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رقابت تسلیحاتی و اتمی پاکستان با هند و اشاعه و تشویق اسلام سیاسی ازجانب سردمداران این کشور به منظور حفظ منافع خود در چند دهه اخیر، پیامدهای تاریخی این نوع ناسیونالیسم را عرضه می&amp;zwnj;دارد. این البته آن&amp;zwnj;چیزی نبود که محمدعلی جناح، رهبر و موسس پاکستان در نظر داشت. او همانند نهرو خود را سکولار می&amp;zwnj;دانست، چنان&amp;zwnj;که در مراسم افتتاحیه مجلس موسسان پاکستان در ۱۱ اوت ۱۹۴۷ همچنان خود را به اصل جدایی دین از سیاست متعهد می&amp;zwnj;دانست. او گفت: &amp;laquo;آغاز کار ما بر این اصل اساسی است که همگی شهروندان برابر این مملکت هستیم. ما باید همواره این اصل را به عنوان آرمانی ایده&lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;آل پیشاروی خود قرار دهیم و سپس شما در خواهید یافت که با گذشت ایام هندوان از هندو بودن و مسلمانان از مسلمان بودن خویش دست خواهند کشید، البته نه در مفهوم مذهبی کلمه، چرا که مذهب ایمان شخصی است، بلکه در مفهوم سیاسی آن.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn32&quot; name=&quot;_ftnref32&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;sup&gt;[32]&lt;/sup&gt;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:36.0pt;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این همه، جناح تاکنون تاثیر زیان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بار خود را بر پیکره سکولاریسم بر جای گذاشته است. برخلاف نهرو، او شیوه&amp;zwnj;ای را برگزید که با تاکید بر هویت مذهبی یک ملت مفروض نه تنها منافع و مطالبات اجزاء آنرا به حاشیه راند، بلکه راه را برای عرض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندام تاریک اندیش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ترین محافل اسلامی هموار ساخت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نحوه نگرش را که هم هندوان و هم مسلمانان مشترکا به ترویج آن دامن زدند، باید نوع تحریف شده ناسیونالیسم خواند. چرا که ناسیونالیسم اصولا پدیده&amp;zwnj;ای است منتج از همنهشت شدن ملت و دولت که تحت تاثیر دینامیسم درونی خود، منافع و حقوق شهروندی آحاد ملت را بدون در نظر داشتن مذهب، نژاد، زبان و جایگاه اجتماعی شان مورد تاکید قرار می&amp;zwnj;دهد. از این&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رو سکولاریسم مکمل و جزء لاینفک ناسیونالیسم است که وجه عملی آن یعنی سکولاریزاسیون با الغای امتیازات و رفع تبعیضات ناشی از سنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های گذشته، برابری افراد را در مقابل حکومت قانون تثبیت کرده و از این طریق طیف وسیعی از عناصر حاشیه&amp;zwnj;ای جامعه را به مفهوم ملت می&amp;zwnj;افزاید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نئو نهرویست&amp;zwnj;های سکولار&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این پیوند ناگسستنی بین ناسیونالیسم و سکولاریسم، در مواضع سکولارهای پیرو راه نهرو کاملا مشهود است. اگر&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هویت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&amp;zwnj;اندیشان سنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گرا در بازخوانی خود از آیین دینی هند به منظور ارائه و اشاعه تساهل مذهبی، حقوق دمکراتیک فردی را به کناری رانده&amp;zwnj;اند، سکولارهای جهانشمول این حقوق را در کانون مبارزاتی خود قرار داده&amp;zwnj;اند. گفته پراتاپ بهانو مهتا در این زمینه روشنگر و مبین واقعیتی است که دیگر سکولارهای هند به آن اذعان دارند. او در بررسی روانشناسی اخلاقی از بحران سکولار ناسیونالیسم بر این اصل تاکید دارد که &amp;laquo;دفاع از سکولاریسم به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;واسطه عدم پیوست آن با دفاع از آزادی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فردی به اختلال انجامیده است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn33&quot; name=&quot;_ftnref33&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[33]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;چنین درکی از نحوه کیفی پیش&amp;zwnj;برد جهان&amp;zwnj;بینی سکولاریستی در جامعه سنتی هند خود آبستن نگرشی انتقادی نسبت به عملکرد مدافعان آن است، اما نگرشی که بر خلاف توصیه سنت گرایان راه برون&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رفت از بحران کنونی را نه در احیای سنت&amp;zwnj;های گذشته که در عبور از آنها می&amp;zwnj;بیند. پرسشی که اینک از سوی بسیاری از سکولارهای هند مطرح می&amp;zwnj;شود چنین است: آیا احیای سنن دینی گذشته در جهت بازیابی هویت فرهنگی می&amp;zwnj;تواند در عین حال با ستم کاستی، سنت غیر انسانی ساتی (در آتش افکندن زن پس از مرگ شوهر)، انزوای زنان بیوه در مکان&amp;zwnj;هایی بنام اشرام (و به فحشاء کشانیدن آنها) و یا نجس پنداشتن کاست&amp;zwnj;های تحتانی به مبارزه برخیزد؟ پاسخ منفی است، زیرا رفع چنین سنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;آمیزی که اساساً زنان و اقشار حاشیه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای جامعه را هدف قرار می&amp;zwnj;دهند، منوط به لغو امتیازاتی است که برتری مذهبی و حقوقی یک گروه اجتماعی را بر گروه&amp;zwnj;های دیگر بر قرار می&amp;zwnj;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نئونهروها و مدرنیته&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاکید فوق از سوی سکولارهای هند مبنی بر رفع نابرابری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی و در نتیجه گسترش مقوله ملت، همچنین موضع فلسفی آنها را در قبال مدرنیته مشخص می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند. بر خلاف نئوگاندین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های منتقد مدرنیته که با اتکا به سنت به مصاف با حقانیت عصر مدرن بر می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خیزند، سکولارهای پیرو راه نهرو با تاکید بر الغای سنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تبعیض آمیز دینی، بر حقانیت مدرنیته اصرار می&amp;zwnj;ورزند. این نحوه نگرش، خود نقدی است بر مدرنیته، اما نقدی که مکان و زمان خاصی یعنی مدرنیته هند و سیر تاریخی آنرا نشان می&amp;zwnj;کند. چنین نقدی اساسا معطوف به معضلاتی است که آهنگ کاروان مدرنیته هند را با کندی مواجه کرده است. از همین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;روست که این دسته از سکولارهای هند جهانشمول بودن مدرنیته را در ارتباط مستقیم با اجرای کامل سکولاریزاسیون و رفع تبعیض در این کشور دیده و از این منظر جهانشمول بودن سکولاریسم را به عنوان شاخص مهم مدرنیته پیش می&amp;zwnj;کشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اَدیتیا نیگام در زمره متفکران سکولاری است که بحران کنونی سکولاریسم هند را در چهارچوب نقدی معرفت شناختی از مدرنیته مورد بحث قرار می&amp;zwnj;دهد. چنین نگرشی نه رد جهانشمول بودن حقوق شهروندی بلکه انتقادی است بر نوع &amp;quot;تجریدی و بی نشان&amp;quot; آن که برخی اشکال نابرابری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی موجود اما موروثی از دوران پیشامدرن را مانند ستم برآمده از سلسله مراتب کاستی نادیده انگاشته است.&lt;a href=&quot;#_ftn34&quot; name=&quot;_ftnref34&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[34]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در این باب می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;ما در دو دهه گذشته و به&amp;zwnj;خصوص پس از تهییج گسترده علیه کمیسیون مندل (جنبش کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های برتر علیه امتیازات دولتی داده شده به کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فرو دست) شاهد بوده&amp;zwnj;ایم که چگونه تمامیت گفتمان کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های فوقانی، با سخن گفتن از لیاقت، شایستگی، کارایی و حتی طبقه و محرومیت&amp;zwnj;های اقتصادی، موفق به سرکوب مقوله کاست شده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn35&quot; name=&quot;_ftnref35&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[35]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; این ذهنیت رایج همان عاملی است که از دیدگاه نیگام، سکولاریزاسیون و در نتیجه استمرار گفتمان رهایی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;بخش مدرنیته را در محدوده مشخص هند با وقفه مواجه کرده است. بر همین مبنا، او نقد مدرنیته هند را الزاماً در گفتمان انتقادی و ذاتا سکولار دالیت جستجو می&amp;zwnj;کند، گفتمانی که رهبران ملی و سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;مداران هند با کنار گذاردن آن، تبعیض&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ناشی از سنن دینی را دوام بخشیدند. نیگام معتقد است که &amp;laquo;نقد مدرنیته حضور غایبی است در مجموعه وسیعی از ادبیات متعلق به دالیت که ضروری است تا در جهت دستیابی به فهمی کلی از سیاست سکولار رادیکال ، این حضور را آشکار ساخت.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn36&quot; name=&quot;_ftnref36&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[36]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; به عبارت دیگر، آنچه در اینجا مطرح است گفتمان و زبان حق&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;طلبانه کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های تحت ستم و همینطور زنان است که دو شکل از مدرنیته سیاسی هند یعنی ناسیونالیسم و سکولاریسم آنرا به پرسش جدی می&amp;zwnj;کشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نقد اساساً واکنشی است به پدیده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای که نیگام آنرا تسلط &amp;quot;براهمنیسم سیاسی&amp;quot; بر جامعه هند می&amp;zwnj;داند، چرا که برگزیدگان براهمن با استقبال از دگرگونی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی عصر مدرن، امتیازات گذشته خود را در اشکال نوین حفظ کرده&amp;zwnj;اند و بدین سان نسخه&amp;zwnj;ای ناقص ازمدرنیته را تجویز نمودند.&lt;a href=&quot;#_ftn37&quot; name=&quot;_ftnref37&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[37]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; به همین سبب او به گفته پیریار در ارتباط با سیاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های گاندی اشاره می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;گاندی براهمن&amp;zwnj;ها را با روند تحولات اجتماعی همساز کرد اما بدون اینکه آنها را از امتیازات&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;شان محروم سازد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn38&quot; name=&quot;_ftnref38&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[38]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این دوگانگی درکی محدود از گفتمان &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رهایی&amp;zwnj;بخش مدرنیته را داشت که با تاکید برمفهوم کلی و تجریدی انسان، مسایل کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مورد ستم را تحت شعاع قرار داد. بدین سان، نیگام از تضاد دو شکل از مدرنیته سخن می&amp;zwnj;گوید: مدرنیته برگزیدگان اجتماعی که در ایدئولوژی ضد استعماری و مارکسیستی هند تبیین می&amp;zwnj;یابد و مدرنیته به پاخاستگان محروم که گرایش آن به سوی واژگون&amp;zwnj;سازی نظم براهمنی از طریق سکولاریزاسیون و رفع تبعیض&amp;zwnj;های ناشی از سنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دینی است. &lt;a href=&quot;#_ftn39&quot; name=&quot;_ftnref39&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[39]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آندره بِتِل، جامعه شناس هند، در مقاله&amp;zwnj;ای تحت عنوان &amp;quot;سکولاریسم و روشنفکران&amp;quot; از نظرگاه دیگری جهانشمول بودن تفکر سکولاریستی را متذکر می&amp;zwnj;شود. تاکید او بر ارزش&amp;zwnj;های اجتماعی منتج از سکولاریسم است که نمی&amp;zwnj;توان آنها را در مرز و بوم خاصی محصور کرد. بِتِل می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گوید: &amp;laquo;همانگونه که نباید در دور انداختن برخی از سنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های گذشته خویش تردید نشان دهیم، نباید در پذیرش سنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;هایی که از بخش دیگر دنیای معاصر سرچشمه گرفته و کاملا مقتضی با نیازمندی&amp;zwnj;های کنونی ما هستند، درنگ کنیم.&amp;raquo; چنین است که او می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;جغرافیا هرگز نمی&amp;zwnj;تواند معیار قاطعی برای سنجش ارزش اجتماعی یک ایده یا یک نهاد باشد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn40&quot; name=&quot;_ftnref40&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[40]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بِتِل همچنین در پاسخ به منتقدین سکولاریسم که کاربست آنرا فقط به یک اقلیت روشنفکر نسبت می&amp;zwnj;دهند، خاطرنشان&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;سازد: &amp;laquo;مسایل روشنفکری را نمی&amp;zwnj;توان با رجوع به وجه اکثریت یا اقلیت بودن آنها حل و فصل نمود. مدافعین سکولاریسم تا آنجا که به عنوان روشنفکر عمل می&amp;zwnj;کنند، همواره در تمام جوامع در اقلیت&amp;zwnj;اند. اما مخالفان سکولاریسم هم تا آن حد که نقد آنها محتوای روشنفکری دارد، اقلیتی بیش نیستند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn41&quot; name=&quot;_ftnref41&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[41]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدین&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;سان او با اعتماد به نفس&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; کامل، یگانه راه برون&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;رفت از بحران کنونی سکولاریسم هند را در زدودن مذهب از عناصر سحرآمیز و تبعید آن از حوزه سیاسی-اجتماعی به قلمرو شخصی می&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;داند، شیوه&amp;zwnj;ای که اساسا هم سو با روند سکولاریزاسیون است.&lt;a href=&quot;#_ftn42&quot; name=&quot;_ftnref42&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[42]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چاره اندیشی بِتِل مشخصا گسست از سکولاریسم سنت&amp;zwnj;گرای گاندی است که با تمرکز بر تساهل مذهبی و کوشش در جهت نیل به آن، ارتقاء همه ادیان را در دستور کار قرار داد. این گسست معرف نگرشی است نوین که مبتنی بر درکی مشخص و کاملا تخصصی از مفهوم سکولاریسم است، نگرشی که نظرگاه آن فراتر از تساهل مذهبی است. توضیح او روشنگر است: &amp;laquo;هیچ امر ذاتی در طبیعت اشیاء &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;]&lt;/span&gt;ادیان &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[&lt;/span&gt; وجود ندارد که متضمن هم زیستی و تساهل متقابل باشد... اگر&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;]&lt;/span&gt;در گذشته&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[&lt;/span&gt; پیروان ادیان مختلف با یکدیگر در صلح و صفا، هر چند ناپایدار، به سر برده اند، این نه به خاطر ادعای تمامیت خواه ادیان بلکه علیرغم ادیان است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;بِتِل سپس می&amp;zwnj;افزاید:&amp;laquo;اگر قرار است حسن تفاهم بین افراد از استحکام و پایداری بیشتری بر خوردار باشد، این هدف تنها با محدود و مقهور کردن هر نوع ایدئولوژی، چه مذهبی و چه سکولار، قابل حصول است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn43&quot; name=&quot;_ftnref43&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[43]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; بر این منوال، سکولاریسم مد نظر او تسلط یک ایدئولوژی ضد مذهبی یا حتی غیر مذهبی نیست، بلکه &amp;laquo;بازار آزادی است برای تنوع افکار.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn44&quot; name=&quot;_ftnref44&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[44]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وجود این بازار آزاد مشروط به حضور نهادهای مستقل و متسامحی است که بر خورد آراء را فارغ از هرگونه دغدغه خاطر متضمن می&amp;zwnj;شوند. اما نکته مهم دیگری که بِتِل به آن می&amp;zwnj;پردازد، تاثیر سکولاریسم بر نهاد دین است که با تضعیف سنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و پندارهای خرافی یا به&amp;zwnj;عبارتی از آسمان به زمین کشانیدن مذهب موجود، راه را برای رفع تبعیضات اجتماعی منبعث از سنت&amp;zwnj;های دینی هموار می&amp;zwnj;کند. نمونه بارز تبعیضات مد نظر او، منع ورود کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های &amp;quot;نجس&amp;quot; به معابد مذهبی است که ریشه در برخی باورهای نهادینه شده آیین هندو چون مفاهیم پاکی و ناپاکی دارد.&lt;a href=&quot;#_ftn45&quot; name=&quot;_ftnref45&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[45]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; زدودن این باورها و سنت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مذهبی که بخش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های دیگر جامعه از جمله زنان را تحت ستم قرار داده، دقیقا آن چیزی است که بِتِل آنرا هم از الزامات و هم از نتایج سکولاریزاسیون می&amp;zwnj;داند.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اینجا توجه خود را به یکی از دیگر جنبه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مهم سکولاریزاسیون معطوف می&amp;zwnj;کنیم که عملکرد آن پیشگیری از بروز خشونت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های ناشی از آگاهی و هویت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کاذب است. اگر چه سکولاریسم اصولاً نگرشی است به دنیای مدرن و طبعاً نمی&amp;zwnj;توان آنرا به عنوان دوای عام برای رفع همه امراض و نابرابری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های اجتماعی تجویز کرد، اما گرایش آن به تفکیک عقلانی منافع گروهی و خلق هویت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های نوین، نقطه عزیمتی است برای کاهش مجموعه این نابرابری&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها که با مفهوم پیشرفت و توسعه اجتماعی پیوند می&amp;zwnj;خورد. سهل انگاری در پیشبرد و نهادینه کردن این بُعد از سیاست سکولاریستی باعث می&amp;zwnj;شود تا سکولاریسم به تدریج از اساس واژگون گردد. تجربه هند معاصر گویای این واقعیت است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ورشکستگی سیاسی حزب به ظاهر سکولار کنگره و کاهش نفوذ احزاب کمونیست هند بر توده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های مردم در عصر جهانی شدن و تغیرات بنیادی در این کشور، راه را برای اعتلای راست افراطی هموار ساخت. لمپنیزه شدن عناصر حاشیه&amp;zwnj;ای جامعه و به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt; کارگیری آنها بعنوان ابزار خشونت در مخاصمات مذهبی توسط رهبران مدافع هندوتوا در سه دهه اخیر را باید از نتایج مهم محو سیاست سکولاریستی در جامعه هند دانست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمونه&amp;zwnj;ها بی شمارند، اما یک واقعه مشخص که سکولار&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اندیشان هند را به حیرت و وحشت وا داشت به خشونت کشانیدن زنان هندو متعلق به کاست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها و اقشار تحتانی شهر بمبئی (ممبئی فعلی) در کشتار کامیونالیستی سال ۱۹۹۳ از سوی حزب راستگرای شیوا سنا بود که برخی از روشنفکران هند چون سیکاتا بنرجی از آن بعنوان فمینیزه شدن خشونت نام می&amp;zwnj;برند.&lt;a href=&quot;#_ftn46&quot; name=&quot;_ftnref46&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[46]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شرکت فعالانه این زنان در قتل عام مسلمانان و تخریب و به آتش کشیدن محل مسکونی آنان بی تردید کارایی سیاسی این حزب محلی را در جذب اقشار محروم اجتماعی از طریق خلق یک دشمن مشترک به ثبوت می&amp;zwnj;رساند.&lt;a href=&quot;#_ftn47&quot; name=&quot;_ftnref47&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[47]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; اما آنچه زنان محلات زاغه&amp;zwnj;نشین و پرجمعیت شهر بمبئی را به سوی سیاست قهرآمیز سوق داد، نیاز به یک هویت جمعی مذهبی بود، هویتی گرچه کاذب که حس قدرت نمایی آنها را در صحنه سیاسی ارضا می&amp;zwnj;نمود.&lt;a href=&quot;#_ftn48&quot; name=&quot;_ftnref48&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[48]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این&amp;zwnj;که گردانندگان شبکه&amp;zwnj;های حزب شیوا سنا با برقراری تعادل بین سنت و تغییر و با استفاده ابزاری از تاکتیک&amp;zwnj;های فمینیستی و کمک&amp;zwnj;های مالی به بینوایان، در پی هدفمند کردن پروژه ارتجاعی هندوتوا و استحکام نظام مردسالارانه هندویسم بودند، موضوع مورد بحث ما نیست.&lt;a href=&quot;#_ftn49&quot; name=&quot;_ftnref49&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[49]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; سخن از نقصان احزاب، نهادها و اصولا عدم حضور سیاست سکولار است که بازار هویت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های کاذب مذهبی را با پیامدهایی خشونت بار رونق بخشید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تحولات اقتصادی هند معاصر که افزایش تضاد طبقاتی، بیکاری و کاهش سندیکاهای کارگری از تبعات آن بودند، نقش&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;سزایی در شکل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;گیری هویت&amp;zwnj;های مذهبی/کامیونالیستی ایفا کرده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;اند. اما غفلت احزاب و سازمان&amp;zwnj;های سکولار از فکر ایجاد هویت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های بدیل متناسب با جایگاه اجتماعی و جهان بینی عناصر حاشیه&amp;zwnj;ای جامعه، خالی از تاثیر نبود. واقعه خونین شهر بمبئی، به اعتراف فمنیست&amp;zwnj;های مبارز هند، تا حدی نشانگر عدم توجه آنان به ایجاد حس تعلق در این قشر از زنان و هویت بخشیدن به آنها است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مادهوساری داتا در مصاحبه&amp;zwnj;ای در این خصوص صراحتا اعلام می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;ضعف ما فمینیست&amp;zwnj;ها در این بود که تمایل آنان را به داشتن حس تعلق درک نکردیم. ما به نیازها و حق و حقوق آنها اندیشیدیم و این تمایل درونی آنان را از خاطر دور داشتیم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn50&quot; name=&quot;_ftnref50&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[50]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; اما چگونه می&amp;zwnj;توان این حس تعلق را در شکل سکولار و نه مذهبی، در آنان ایجاد کرد؟ این پرسشی است که پس از رخداد فوق و رخداد&amp;zwnj;های مشابه دیگر، ذهن روشنفکران سکولار و فمنیست&amp;zwnj;های هند را به خود معطوف داشته که یگانه پاسخ به آن بر پا نمودن یک جامعه سکولار برای اشاعه ارزش&amp;zwnj;ها و هویت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سکولار است. دستیابی به چنین جامعه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای نه از راه قیام که با ایجاد جنبشی همگانی با توجه به تعلقات اجتماعی و فرهنگی اقشار متعدد جامعه تحقق می&amp;zwnj;یابد. چنان&amp;zwnj;که داتا متذکر می&amp;zwnj;شود: &amp;laquo;قیام به تنهایی آفریننده یک جنبش نیست... قیام عامل مفرد و از خود بیگانه کننده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ای است که شاید در کوتاه مدت باعث ترفیع اخلاقی مردم شود ولی نمی&amp;zwnj;تواند جنبشی را خلق کند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn51&quot; name=&quot;_ftnref51&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[51]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;ltr&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref1&quot; name=&quot;_ftn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;[1]&lt;/a&gt; Mohammad Ali Jinnah, &lt;em&gt;Speeches and Writings&lt;/em&gt;, Volume I, Lahore, 1960 edition, p.73&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;ltr&quot;&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref2&quot; name=&quot;_ftn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;[2]&lt;/a&gt; M.S. Golwalkar, We or Our Nationhood Defined, Nagpur, 1947 edition, first published in 1939, p.6&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref3&quot; name=&quot;_ftn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;[3]&lt;/a&gt; Vinayak Damodar Savarkar, &lt;em&gt;Hindutva: Who Is a Hindu?, 1921, p. 108&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref4&quot; name=&quot;_ftn4&quot; title=&quot;&quot;&gt;[4]&lt;/a&gt; Madhav Sadashiv Golwakar, &lt;em&gt;We, or, Our Nationhood Defined, &lt;/em&gt;Ngpur: Bharat Publications, 1939, p.35&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref5&quot; name=&quot;_ftn5&quot; title=&quot;&quot;&gt;[5]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا صفحات 55-56.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn6&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref6&quot; name=&quot;_ftn6&quot; title=&quot;&quot;&gt;[6]&lt;/a&gt; Romila Thapar, &amp;ldquo;Secularism, History, and Contemporary Politics in India&amp;rdquo;, in &lt;em&gt;Crisis of Secularism in India, &lt;/em&gt;edited by Anuradha Dingwaney Needham and Rajeswari Sunder Rajan, Durham, NC : Duke University Press, 2007, p. 197&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn7&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref7&quot; name=&quot;_ftn7&quot; title=&quot;&quot;&gt;[7]&lt;/a&gt; Ramesh Thakur, &amp;ldquo;Ayodhya and the Politics of India&amp;#39;s Secularism: A Double-Standards Discourse&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Asian Survey&lt;/em&gt;, Vol. 33, No. 7, South Asia: Responses to the Ayodhya Crisis (Jul., 1993),p. 661&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn8&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref8&quot; name=&quot;_ftn8&quot; title=&quot;&quot;&gt;[8]&lt;/a&gt; M.N. Srinivas, &lt;em&gt;Times of India, &lt;/em&gt;July 9, 1993&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn9&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref9&quot; name=&quot;_ftn9&quot; title=&quot;&quot;&gt;[9]&lt;/a&gt; T.N. Madan, &amp;ldquo;Secularism in Its Place&amp;rdquo;, &lt;em&gt;T&lt;/em&gt;&lt;em&gt;he Journal of Asian Studies&lt;/em&gt;, Vol.46, No.4, p. 748&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn10&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref10&quot; name=&quot;_ftn10&quot; title=&quot;&quot;&gt;[10]&lt;/a&gt; T.N. Madan, &lt;em&gt;Modern Myths, Locked Minds: Secularism and Fundamentalism in India, &lt;/em&gt;Delhi: Oxford University Press, 1997, p.279&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn11&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref11&quot; name=&quot;_ftn11&quot; title=&quot;&quot;&gt;[11]&lt;/a&gt; T.N. Madan, &amp;ldquo;Wither Indian Secularism?&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Modern Asian Studies&lt;/em&gt;, Vol.27, No.3 (1993), p. 696&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn12&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref12&quot; name=&quot;_ftn12&quot; title=&quot;&quot;&gt;[12]&lt;/a&gt; Ashis Nandy, &amp;ldquo;The politics of Secularism and the Recovery of Religious Tolerance&amp;rdquo;, in IGICS Paper No.29, 1995, p.17, Sponsored by Rajiv Ganhi Institute for Contemporary Studies&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn13&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref13&quot; name=&quot;_ftn13&quot; title=&quot;&quot;&gt;[13]&lt;/a&gt; Ashis Nandy, &amp;ldquo;In the Name of God&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Sunday Observer, &lt;/em&gt;(Delhi) December 2002, pp. 6-12&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn14&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref14&quot; name=&quot;_ftn14&quot; title=&quot;&quot;&gt;[14]&lt;/a&gt; Ashis Nandy, &amp;ldquo;The politics of Secularism and the Recovery of Religious Tolerance&amp;rdquo;,p. 22&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn15&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref15&quot; name=&quot;_ftn15&quot; title=&quot;&quot;&gt;[15]&lt;/a&gt; Ashis Nandy, &amp;ldquo;The Politics of Secularism and the Recovery of Religious Tolerance&amp;rdquo;, in &lt;em&gt;Secularism and Its Critics&lt;/em&gt;, ed. Rajeev Bhargava (Delhi: Oxford University Press: 1998), p.22&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn16&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref16&quot; name=&quot;_ftn16&quot; title=&quot;&quot;&gt;[16]&lt;/a&gt; Ashis Nandi, &amp;ldquo;Closing the Debate on Secularism: A Personal Statement&amp;rdquo;, in &lt;em&gt;Crisis of Secularism in India, &lt;/em&gt;Edited by Needham, Anuradha Dingwaney Sunder Rajan, Rajeswari, Duke University Press, 2007, p&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn17&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref17&quot; name=&quot;_ftn17&quot; title=&quot;&quot;&gt;[17]&lt;/a&gt; Ashis Nandy, &amp;ldquo;Hinduism versus Hindutva: The Inevitability of a Confrontation&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Times of India, 18 feuruary, 1991&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn18&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref18&quot; name=&quot;_ftn18&quot; title=&quot;&quot;&gt;[18]&lt;/a&gt; Ashis Nandy, &amp;ldquo;The politics of Secularism and the Recovery of Religious Tolerance&amp;rdquo;, p. 24&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn19&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref19&quot; name=&quot;_ftn19&quot; title=&quot;&quot;&gt;[19]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این خصوص رجوع شود به&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Romila Thapar, &amp;ldquo;Communalism and the Historical Legacy: Some Facets&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Social Scientist, &lt;/em&gt;Vol.18, Nos. 6-7, June-July 1990, p.6&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn20&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref20&quot; name=&quot;_ftn20&quot; title=&quot;&quot;&gt;[20]&lt;/a&gt; Romila Thapar, &amp;ldquo;The Tyranny of Labels&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Social Scientist&lt;/em&gt;, Vol. 24, Nos. 9-10, September-October 1996, p.8&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn21&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref21&quot; name=&quot;_ftn21&quot; title=&quot;&quot;&gt;[21]&lt;/a&gt; Romla Thpar, &amp;ldquo;Syndicated Hinduism: A dangerous new fundamentalism&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Frontline, &lt;/em&gt;October8,1993, p. 52&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn22&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref22&quot; name=&quot;_ftn22&quot; title=&quot;&quot;&gt;[22]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn23&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref23&quot; name=&quot;_ftn23&quot; title=&quot;&quot;&gt;[23]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn24&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref24&quot; name=&quot;_ftn24&quot; title=&quot;&quot;&gt;[24]&lt;/a&gt; Ashis Nandy, &amp;ldquo;The Politics of Secularism and the Recovery of Religious Tolerance&amp;rdquo;, in: &lt;em&gt;Secularism and Its Critics&lt;/em&gt;, ed. Rajeev Bhargava (Delhi: Oxford University Press: 1998), p.22&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn25&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref25&quot; name=&quot;_ftn25&quot; title=&quot;&quot;&gt;[25]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn26&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref26&quot; name=&quot;_ftn26&quot; title=&quot;&quot;&gt;[26]&lt;/a&gt; Anita Diehl, &lt;em&gt;E.V. Ramaswami: Periyar: Astudy of the influence of a personality in contemporary South India, &lt;/em&gt;Scandinavian University Books: Sweden, 1977, pp. 86-88&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn27&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref27&quot; name=&quot;_ftn27&quot; title=&quot;&quot;&gt;[27]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;مباحثه گاندی با امبدکار به نقل از&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Babasaheb Ambedkar, &lt;em&gt;Writings and Speeches, &lt;/em&gt;Bombay, 1979-93, Vol. 9, p.275f&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همینطور نگاه کنید به&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;Mahatma Ghandi, &lt;em&gt;The Collected Works of Mhtma Ghandi, &lt;/em&gt;Delhi, 1958-94, vol. 15, pp.83r&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn28&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref28&quot; name=&quot;_ftn28&quot; title=&quot;&quot;&gt;[28]&lt;/a&gt; Mahatma Ghandi, &lt;em&gt;The Collected Works of Mhtma Ghandi, &lt;/em&gt;vol. 25, p. 410f&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn29&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref29&quot; name=&quot;_ftn29&quot; title=&quot;&quot;&gt;[29]&lt;/a&gt; Mahatma Ghandi, &lt;em&gt;The Collected Works of Mhtma Ghandi, &lt;/em&gt;vol. 24, pp.174ff&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn30&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref30&quot; name=&quot;_ftn30&quot; title=&quot;&quot;&gt;[30]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn31&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref31&quot; name=&quot;_ftn31&quot; title=&quot;&quot;&gt;[31]&lt;/a&gt; Mahatma Ghandi conversation quoted in Babasaheb Ambedkar, &lt;em&gt;Writings and Speeches&lt;/em&gt; (Bombay, 1979-93, Volume IX, p. 277&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn32&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref32&quot; name=&quot;_ftn32&quot; title=&quot;&quot;&gt;[32]&lt;/a&gt; Quoted in Hector Bolitho, &lt;em&gt;Jinnah Creator of Pakista, &lt;/em&gt;London: john Murray, Albemarle Strees, W, 1982, p.197&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn33&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref33&quot; name=&quot;_ftn33&quot; title=&quot;&quot;&gt;[33]&lt;/a&gt; Pratap Bhanu Mehta, &amp;ldquo; Anxieties, Identities, Complexity, Identity&amp;rdquo;, in Mushirul Hassan ed., &lt;em&gt;Will Secular India Survive? &lt;/em&gt;Gurgaon, Haryana: ImprintOne, 2004, p.72&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn34&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref34&quot; name=&quot;_ftn34&quot; title=&quot;&quot;&gt;[34]&lt;/a&gt; Aditya Nigam, &amp;ldquo;Secularism, Modernity, Nation, Epistemology of the Dalit Critique&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Economic and Political Weekly, &lt;/em&gt;November 25, 2000, p. 4256&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn35&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref35&quot; name=&quot;_ftn35&quot; title=&quot;&quot;&gt;[35]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn36&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref36&quot; name=&quot;_ftn36&quot; title=&quot;&quot;&gt;[36]&lt;/a&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn37&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref37&quot; name=&quot;_ftn37&quot; title=&quot;&quot;&gt;[37]&lt;/a&gt; Aditya Nigam, &amp;ldquo;Secularism, Modernity, Nation, Epistemology of the Dalit Critique&amp;rdquo;, pp. 4260-61&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn38&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref38&quot; name=&quot;_ftn38&quot; title=&quot;&quot;&gt;[38]&lt;/a&gt; Anita Diehl, &lt;em&gt;E.V. Ramaswami: Periyar&lt;/em&gt;&amp;hellip;, p.88&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn39&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref39&quot; name=&quot;_ftn39&quot; title=&quot;&quot;&gt;[39]&lt;/a&gt; Aditya Nigam, &amp;ldquo;Secularism, Modernity, Nation, Epistemology of the Dalit Critique&amp;rdquo;, pp. 4257-58&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn40&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref40&quot; name=&quot;_ftn40&quot; title=&quot;&quot;&gt;[40]&lt;/a&gt; Andre Beteille, &amp;ldquo;Secularism and Intellectuals&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Economic and Political Weekly, &lt;/em&gt;March 5, 1994, p. 560&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn41&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref41&quot; name=&quot;_ftn41&quot; title=&quot;&quot;&gt;[41]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn42&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref42&quot; name=&quot;_ftn42&quot; title=&quot;&quot;&gt;[42]&lt;/a&gt; Andre Beteille, &amp;ldquo;Secularism and Intellectuals&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Economic and Political Weekly, &lt;/em&gt;p. 562&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn43&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref43&quot; name=&quot;_ftn43&quot; title=&quot;&quot;&gt;[43]&lt;/a&gt; Andre Beteille, &amp;ldquo;Secularism and Intellectuals&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Economic and Political Weekly, &lt;/em&gt;p. 566&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn44&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref44&quot; name=&quot;_ftn44&quot; title=&quot;&quot;&gt;[44]&lt;/a&gt; Andre Beteille, &amp;ldquo;Secularism and Intellectuals&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Economic and Political Weekly, &lt;/em&gt;p. 565&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn45&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref45&quot; name=&quot;_ftn45&quot; title=&quot;&quot;&gt;[45]&lt;/a&gt; Andre Beteille, &amp;ldquo;Secularism and Intellectuals&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Economic and Political Weekly, &lt;/em&gt;p. 562&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn46&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref46&quot; name=&quot;_ftn46&quot; title=&quot;&quot;&gt;[46]&lt;/a&gt; Sikata Banerjee, &amp;ldquo;The Feminization of Violance in Bombay: Women in the Politics of the Siva Sena&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Asian Survey&lt;/em&gt;, Vol. 36, No. 12 (Dec., 1996), pp. 1213-1225&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn47&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref47&quot; name=&quot;_ftn47&quot; title=&quot;&quot;&gt;[47]&lt;/a&gt; Sikata Banerjee, &amp;ldquo;The Feminization of Violance in Bombay&amp;hellip;&amp;rdquo;, p.1217&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn48&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref48&quot; name=&quot;_ftn48&quot; title=&quot;&quot;&gt;[48]&lt;/a&gt; Sikata Banerjee, &amp;ldquo;The Feminization of Violance in Bombay&amp;hellip;&amp;rdquo;, p. 1221&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;و&lt;/span&gt; 224&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn49&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref49&quot; name=&quot;_ftn49&quot; title=&quot;&quot;&gt;[49]&lt;/a&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای اطلاع بیشتر از مقاصد سیاسی این حزب زجوع شود به صفحات 1221-1224&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn50&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref50&quot; name=&quot;_ftn50&quot; title=&quot;&quot;&gt;[50]&lt;/a&gt; Madhusaree Datta interview, as cited in Sikata Banerjee, &amp;ldquo;The Feminization of Violance in Bombay&amp;hellip;&amp;rdquo;, p.1224&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn51&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref51&quot; name=&quot;_ftn51&quot; title=&quot;&quot;&gt;[51]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانجا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;ltr&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بخش پیشین&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/10/12/20575&quot;&gt;هند و سکولاریسم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/10/19/20844#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16167">سکولاریزاسیون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2541">سکولاریسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16170">مهرداد صمدزاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16168">نظام کاستی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7915">نهرو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-55">هند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16171">هندو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">هندوستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16169">کاست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7914">گاندی</category>
 <pubDate>Fri, 19 Oct 2012 16:06:22 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">20844 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>هند و سکولاریسم</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/10/12/20575</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/10/12/20575&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    دین و دولت در هندوستان (۱)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهرداد صمدزاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;635&quot; height=&quot;428&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/indian_dance.jpg?1350670127&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهرداد صمدزاده &amp;ndash; بسیار مهم است که سکولاریزاسیون نه مفهومی صرفاً رد کننده و نفی کننده، بلکه ایجابی باشد. یعنی فقط نظمی دینی را نقد و نفی نکند، بلکه به محتوایی مثبت اشاره داشته باشد.&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مؤید این نکته تجربه تاریخی هند است که اینک بسیاری از متفکران سکولار این کشور را بر آن داشته تا با تأکید بر اصل عدالت اجتماعی، رعایت حقوق دموکراتیک فردی و لغو تبعیض&amp;zwnj;های ناشی از سنت&amp;zwnj;های دینی، درک مشخص&amp;zwnj;تری را از جهان بینی سکولاریستی ارائه دهند. همین درک تبار شناسانه از سکولاریسم است که همزمان با افزایش خشونت&amp;zwnj;های مذهبی هند در سه دهه اخیر، آنرا به یکی از حادترین موضوعات مورد بحث تبدیل کرده است. این موضوعی است که کمبود توجه به آن در منابع فارسی زبان کاملاً محسوس است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نوشته پیش رو پاسخی است به این کمبود و کوششی است در جهت برجسته نمودن محتوای ایجابی سکولاریسم با تمرکز بر مورد خاص و بغرنج هند. طرح و بررسی چنین موضوعی نه تنها برای آشنایی بیشتر با سیر تاریخی سکولاریسم در این کشور ، بلکه همچنین به منظور بهره&amp;zwnj;مند شدن از دستاوردهای جامعه&amp;zwnj;ای است که قریب یک قرن این نحوه تفکر را در اشکال مختلف تعریف و تجربه کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چه به هیچ&amp;zwnj;وجه نمی توان شرایط اجتماعی، سیاسی و تاریخی حاکم بر هند را که هم موجب ظهور تفکر سکولاریستی و هم بحران آن شده، به دیگر جوامع تعمیم داد، اما تجارب حاصل از این دو روند متضاد، رهنمودی است برای دیگر جوامع، به ویژه جامعه روشنفکری ایران که شرایط ایجاد یک رژیم سکولار را کنکاش می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;این نوشته در &lt;strong&gt;هشت بخش&lt;/strong&gt; عرضه می&amp;zwnj;شود:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/india.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 500px; margin: 10px; float: left;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در &lt;strong&gt;اولین بخش&lt;/strong&gt;، ابتدا ویژگی&amp;zwnj;های کلی جامعه هند را از نظر می&amp;zwnj;گذرانیم و سپس به بررسی ماهیت سکولاریسم در هند مدرن می&amp;zwnj;پردازیم. در این بخش همچنین محدودیت&amp;zwnj;های سکولاریسم هند را با نظر به عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تاریخی مورد بحث قرار می&amp;zwnj;دهیم. این محدودیت&amp;zwnj;ها در سکولاریسم اخلاقی گاندی تبیین شده اما عملکرد آن، علی&amp;zwnj;رغم میل باطنی او، به تلفیق دین با سیاست و در نتیجه تداوم برخی از تبعیض&amp;zwnj;های مذهبی انجامید. &amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بخش دوم&lt;/strong&gt; را با شرحی از نتایج سکولاریسم اخلاقی گاندی آغاز می&amp;zwnj;کنیم تا از این طریق هم نوع بحران برآمده از آن و هم موضوعیت سکولاریسم را به مثابه یک مفهوم جهانشمول بررسی کنیم. سپس به تشریح مواضع آن دست از روشنفکران مدافع سنت می&amp;zwnj;پردازیم که با تأکید بر ویژگی&amp;zwnj;های فرهنگی جامعه هند، سکولاریسم را در یک محدوده جغرافیایی خاص&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; )&lt;/span&gt;غرب) محصور نموده و عملی بودن آن در این سرزمین را انکار می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در تقابل با این گروه، متفکران سکولار قرار دارند که با استناد بر ملزومات اجتماعی سکولاریزاسیون مانند آزادی&amp;zwnj;های فردی و برابری حقوق شهروندان، بر جهانشمول بودن آن تأکید می&amp;zwnj;ورزند. هدف از مقایسه این دو نحوه تفکر، آگاهی از راه حل متفاوت آنها نسبت به بحران موجود است که سنت&amp;zwnj;گرایان آنرا در احیای اخلاقیات مذهبی و سکولارها در دمکراتیزه شدن هر چه بیشتر جامعه می&amp;zwnj;بینند. اینکه کدام یک از دو راه پیشنهاد شده را باید برگزید، مبحث پایانی این بخش از مقاله است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;بخش سوم&lt;/strong&gt; معطوف به قوانین و تدابیر ویشنوگوپتا کائوتیلیا متخلص به چاناکیا (۳۷۰-۲۸۳ ق.م)، نخستین و مقتدرترین وزیر سلسله موریان &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Maurya dynasty)&lt;/span&gt; در هند باستان است که یکی از مهم&amp;zwnj;ترین پیشینه&amp;zwnj;های تاریخی سکولاریسم را به جهانیان عرضه می&amp;zwnj;دارد. کائوتیلیا معرف جامعه&amp;zwnj;ای است که در آن حکومت قانون، عقلانیت و عدالت اجتماعی بر ایمان مذهبی تسلط داشته باشد. این سنت سکولار را با استناد به رساله پانزده جلدی او &amp;quot;آرتاشاسترا&amp;quot; بررسی می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;بخش چهارم&lt;/strong&gt; تشریح سیاست تساهل مذهبی آشوکا (۲۹۹-۲۳۴ ق.م) سومین امپراتور سلسله موریان است. موضوع اصلی این بخش تأکیدی است بر این نکته که تساهل مذهبی آشوکا نه صرفا زاده زهد و پارسایی او، بلکه برآمده از ضرورت حفظ وحدت و یکپارچگی قلمرو امپراتوری بود. این ضرورت به پیدایش حکومتی انجامید که با تکیه بر اصل برابری ادیان، برقراری عدالت و ایجاد رفاه مردمی، زمینه را برای انسجام اجتماعی فراهم ساخت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همین موضوع درمورد سیاست&amp;zwnj;های جلال&amp;zwnj;الدین محمد اکبر شاه گورکانی (۱۶۰۵-۱۵۴۲) برجسته&amp;zwnj;ترین پادشاه عصر مغول و وزیر فرهیخته وی، ابوالفضل علامی صادق است که مبحث &lt;strong&gt;بخش پنجم&lt;/strong&gt; این مقاله را شامل می&amp;zwnj;شود. این دو تن با تفسیر منحصر به فرد خود از اسلام و به&amp;zwnj;طور کل دین و همچنین متاثر از دیگر سنت&amp;zwnj;های تاریخی، آیینی را ابداع کردند که وجه مشخصه آن، تساهل مذهبی بود. اما اکبر شاه نیز همانند آشوکا برای پیش&amp;zwnj;برد تساهل مذهبی که تبیینی از اصل اساسی حکومت او یعنی &amp;quot;صلح کل&amp;quot; بود، نیاز داشت تا همزمان با تفکیک دین از سیاست، به رفع تبعیض&amp;zwnj;های مذهبی و تدارک زمینه&amp;zwnj;های مادی برای صلح اجتماعی همت گمارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بخش ششم&lt;/strong&gt; به روند تحولات دوره مدرن هند نگاه می&amp;zwnj;اندازد که با اضمحلال امپراتوری مغولان و سلطه کامل استعمار انگلیس بر این سرزمین آغاز گردید. این روند معرف گسستی است تاریخی از سنت سکولار اکبر شاه که با تشویق و ترغیب سیاست مبتنی بر هویت مذهبی از سوی استعمارگران صورت گرفت. در این بخش همچنین به تاثیرات این گسست بر سکولاریسم اخلاقی گاندی نظر می&amp;zwnj;افکنیم که هرچند در واکنش به سیاست تفرقه&amp;zwnj;آمیز استعماری ظاهر گشت، اما همان چهارچوبی را بر گزید که استعمار به&amp;zwnj;جا نهاده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بخش هفتم&lt;/strong&gt; معطوف به دوره نخست وزیری جواهر لعل نهرو است که آن را باید استثنایی بر این قاعده کلی دانست. در این دوره از تاریخ هند سکولاریسم به مثابه نمودی از تمدن مدرن در فلسفه اخلاقی و تدابیر سیاسی او ظاهر می&amp;zwnj;شود و رعایت حقوق دمکراتیک فردی بر هویت مذهبی تقدم می&amp;zwnj;یابد. در این دوره از تاریخ هند است که برای نخستین بار دولتی با ویژگی&amp;zwnj;های ملی مبتنی بر تفکیک دین از سیاست، رفع تبعیضات مذهبی/کاستی، عقلانیت سیاسی، حکومت قانون، عدالت اجتماعی، رفاه مردمی و توسعه اقتصادی ایجاد می&amp;zwnj;شود. شرح مواضع فلسفی و تدابیر سیاسی نهرو موضوع اصلی این بخش از مقاله است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما اگر تدابیرو مواضع سکولار نهرو به نحو قابل توجهی تقسیمات و تضادهای مذهبی را کاهش داد، سیاست انتخاباتی اعقاب او مبتنی بر هویت مذهبی و تمکین در مقابل راستگرایان هندو و مسلمان و نیز اغماض نسبت به تبعیض&amp;zwnj;های مذهبی موجود، زمینه را برای بازگشت دین به قلمرو سیاست فراهم ساخت. این روند با شتابی هرچه تمام&amp;zwnj;تر، سنت سکولار نهرو را با سیاست اعترافی &lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Confessional Politics)&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; جایگزین و سکولاریسم در هند را با بحران مواجه ساخت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;پیامد این سیاست رشد و اعتلای جریان راستگرای هندوتوا بود که بیش از یک دهه بر جامعه هند سایه افکند. تشریح این تحولات &lt;strong&gt;بخش هشتم&lt;/strong&gt; و پایانی مقاله را تشکیل می&amp;zwnj;دهد. این تحولات دربرگیرنده دو آموزه اساسی است: ۱) به&amp;zwnj;&amp;zwnj;کارگیری مذهب برای نیل به اهدف سیاسی نتیجه&amp;zwnj;ای جز سلطه مذهب بر جامعه ندارد. ۲) برون&amp;zwnj;رفت از بحران کنونی سکولاریسم هند نه با بازگشت به سنت&amp;zwnj;های گذشته، بلکه با کاربرد شیوه&amp;zwnj;های سکولار امکان پذیر است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;هند در یک نگاه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شبه قاره هند با مساحت ۳.۳ میلیون کیلومتر مربع، هفتمین کشور بزرگ جهان و با جمعیت ۱.۲۱ میلیارد نفوس، دومین کشور پرجمعیت جهان بعد از چین محسوب می&amp;zwnj;شود. از این جمعیت عظیم، تنها رقمی معادل ۲۶.۸ درصد شهرنشین بوده و بخش عمده آن یعنی ۷۲,۸ ۸. درصد در ۶۳۸ هزار روستا به سر می&amp;zwnj;برند. حدود ۸ درصد از این رقم شامل قبایل بدوی می&amp;zwnj;شود که در سراسر این مرز و بوم، عمدتا در مناطق مرکزی هند متمرکز هستند. در گزارش&amp;zwnj;های وزارت رسیدگی به امور قبایل هند تنها به تعداد ۵۷۳ قبیله اشاره شده که به منظور بهبود در زندگی&amp;zwnj;شان در فهرست جداول دولتی قرار گرفته&amp;zwnj;اند.&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[2]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هند همچنین به علت ریزش باران&amp;zwnj;های فصلی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Monsoon)&lt;/span&gt; و وجود رودخانه&amp;zwnj;های پهناور و مطولی چون سند، گانگا و براهماپوترا چهارمین کشور پرآب جهان و دومین سرزمین حاصل&amp;zwnj;خیز دنیا بعد از ایالات متحده آمریکا است. این عوامل اقلیمی از دیرباز نقش به&amp;zwnj;سزایی در توسعه و گسترش فعالیت&amp;zwnj;های کشاورزی در هند داشته&amp;zwnj;اند، تا آنجا که امروزه تولیدات و صادرات محصولات کشاورزی بخش قابل توجهی از اقتصاد کشور را تشکیل می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/india_1.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 500px; margin: 10px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رشد روزافزون تولیدات صنعتی و خدمات در چند دهه اخیر، با توجه به بازار وسیعی از نیروی کار ارزان، اقتصاد هند را از نظر ارزش تولید ناخالص ملی در رده نهمین و از نظر همپایی قدرت خرید در رده چهارمین اقتصاد جهان قرار داده است.&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[3]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از شاخص&amp;zwnj;های مهم این جهش اقتصادی، سیر تصاعدی در تولید ناخالص ملی است که ضریب رشد آن در دهه گذشته از ۸.۵ درصد به ۱۰.۴ در صد افزایش یافته است. شاخص دیگر، ارتقاء در آمد سالانه است که در همین دوره از ۴۲۳ دلار به ۱۲۱۹ دلار رسیده و به طور متوسط سالانه ۱۴.۴ در صد رشد کرده است.&lt;a href=&quot;#_ftn4&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[4]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;طبق پیش&amp;zwnj;بینی برخی از کارشناسان اقتصادی، چنانچه در سه دهه آینده رشد اقتصادی هند با میزان ۸.۵ در صد ادامه یابد، در آمد سرانه آن از هزار دلار به ده&amp;zwnj;هزار دلار افزایش خواهد یافت.&lt;a href=&quot;#_ftn5&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[5]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما به رغم این رشد چشمگیر و اعتلای مشهود سطح زندگی طبقه متوسط هند، فقر و نابرابری&amp;zwnj;های اجتماعی در این کشور همچنان پابرجاست. گزارش اخیر بانک جهانی حاکی از این است که ۷۵.۵ درصد جمعیت هند با درآمد ۲ دلار در روز در فقر و ۴۱.۶ در صد با در آمد روزانه اندکی بیشتر از یک دلار زیر خط فقر به&amp;zwnj; سر می&amp;zwnj;برند.&lt;a href=&quot;#_ftn6&quot; name=&quot;_ftnref6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[6]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمود دیگر نابرابری&amp;zwnj;های از پیش موجود، اختلافات فاحش در مناطق مختلف هند است که در توسعه و شکوفایی برخی از ایالات چون مهاراشترا و کِرِلا و عقب ماندگی کامل دیگر ایالات مانند بیهار، اوترپرادش و اوریسا مشهود است. عدم وجود پروژه&amp;zwnj;های صنعتی و رفاهی در مناطق توسعه نیافته هند، تداوم فرهنگ و مناسبات اجتماعی گذشته را به دنبال آورده است. در حال حاضر ۶۰ در صد از جمعیت هند که عمدتا در چنین مناطقی بسر می&amp;zwnj;برند، از امکانات اولیه زندگی از قبیل برق و آب آشامیدنی سالم محروم هستند، به&amp;zwnj; طوریکه که بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، هر ساله تنها ۹۰۰هزار نفر از مردم هند از بیماری&amp;zwnj;های ناشی از آلودگی آب جان می&amp;zwnj;سپارند. نازل بودن سطح سوادآموزی در میان مردم این مناطق (صرف نظر از اقشار برگزیده) از پیامدهای دیگر عقب&amp;zwnj;ماندگی آنهاست. حجم وسیعی از ۷۴.۴ در صد نرخ سوادآموزی در هند متعلق به ایالات پیشرفته این کشور است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در عین حال تنوع قومی و زبانی در هند آن را یکی از بغرنج ترین جوامع عالم ساخته است. شمار اقوام مختلف هند به بیش از ۲۰۰۰ می&amp;zwnj;رسد و تعداد زبان&amp;zwnj;های رایج در آن، به غیر از زبان&amp;zwnj;های عمده هندی، سانسکریت و اردو، طبق آمار سال ۱۹۹۱ میلادی ۵۷۶۱ زبان تخمین زده شده است. دولت و قانون اساسی هند، ۲۱۶ زبان را به عنوان زبان مادری،۳۲۵ زبان را لهجه و ۲۲ زبان دیگر را به&amp;zwnj;عنوان زبان رسمی به&amp;zwnj;&amp;zwnj;رسمیت می&amp;zwnj;شناسد.&lt;a href=&quot;#_ftn7&quot; name=&quot;_ftnref7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[7]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از استقلال هند، مخالفت مردم محلی با تحمیل یک زبان ملی واحد موجب شد که هم اکنون در ۲۸ ایالت و ۷ قلمرو الحاقی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;)&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;(Union Territories&lt;/span&gt;هند فدرال از یک یا چندین زبان متداول باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تکثر ادیان یا به&amp;zwnj; عبارت دیگر، حضور تمام ادیان جهان و فرقه&amp;zwnj;های مذهبی از دیگر ویژگی&amp;zwnj;های مهم جامعه هند است که به مراتب به پیچیدگی و بغرنجی این سرزمین می&amp;zwnj;افزاید. از ۱.۲۱میلیارد نفوس هند ۸۰.۵ درصد آنرا هندوان، ۱۳.۴ درصد را مسلمانان ۲.۳ در صد را مسیحیان کاتولیک و پروتستان، ۱.۹ درصد را سیک&amp;zwnj;ها، ۰.۸ را بوداییان، ۰.۴ درصد را مزداییان و مابقی را جمعیت قابل توجهی از یهودیان، پارسیان و بهاییان تشکیل می&amp;zwnj;دهند.&lt;a href=&quot;#_ftn8&quot; name=&quot;_ftnref8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[8]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وجود این چند گانگی مذهبی و خشونت&amp;zwnj;های ادواری ناشی از منافع متضاد سیاسی و اقتصادی که همواره پوشش مذهبی به خود می&amp;zwnj;گیرند، یکی از حادترین مسائل پیش &amp;zwnj;روی سکولاریسم در هند است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دیگر مسئله حاد پیش&amp;zwnj; روی روشنفکران سکولار، تداوم نظام کاستی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Caste System)&lt;/span&gt; است که منشأ بسیاری از نابرابری&amp;zwnj;های اجتماعی است. این نظام که از دیرباز با آیین هندوان در هم تنیده شده، شکل تقدس یافته&amp;zwnj;ای از سلسله مراتب اجتماعی است که جایگاه هر فرد را مطابق خاستگاه موروثی او، یعنی کاستی که در آن تولد یافته، تعیین می&amp;zwnj;کند. تلاش برای جابجایی دراین نظام مقدر، واژگون سازی نظم طبیعی گیتی تلقی می&amp;zwnj;شود. تنها از طریق کردار نیک در این دنیا یا به عبارتی گردن نهادن به وضع موجود است که فرودستان این امکان را می&amp;zwnj;یابند تا با تولد مجدد خود در درون کاست&amp;zwnj;های برتر، جایگاه اجتماعی خود را در این سلسله مراتب از پیش مقرر ارتقاء بخشند. این نظام سلسله مراتبی، وارماسراما دارما &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Varmasrama Dharma)&lt;/span&gt;، از چهار کاست تشکیل شده که به ترتیب جایگاه اجتماعی&amp;zwnj;شان عبارتند از:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. براهمن &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;(Brahmin)&lt;/span&gt;= پیشوایان مذهبی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. شاتریا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Kshatriya)&lt;/span&gt; = شاهان، درباریان، جنگ آوران و قانون گذاران&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳. ویشیا&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp; (Vaishya)&lt;/span&gt;= تجار و بازرگانان&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴. شودرا (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Shudra&lt;/span&gt; - پییشه وران و صنعت گران&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر یک از کاست&amp;zwnj;های فوق به شعبات بی&amp;zwnj;شماری به نام جاتی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; (Jati) &lt;/span&gt;تقسیم می&amp;zwnj;شود که معرف نوع و ماهیت شغلی افراد است. اما خارج از این سلسله مراتب چهارگانه، کاست پنجمی نیز وجود دارد که وظیفه آن تنها خدمت به چهار کاست دیگر است که از آن در فرهنگ رایج به عنوان کاست مطرود یا &amp;quot;نجس&amp;quot; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Untouchable)&lt;/span&gt; نام برده می&amp;zwnj;شود. انجام کارهای پستی چون تخلیه فاضلاب منازل که هنوز هم در بعضی از نقاط عقب مانده هند مانند بیهار مرسوم است، از وظایف آنها به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رود. مطابق مقررات نظام کاستی، افراد متعلق به این کاست مطرود نه حق ورود به معابد مذهبی هندوان را دارند و نه تماس با آنها جایز است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;براهمن&amp;zwnj;ها که طبق سنن دینی مظهر پاکی محسوب می&amp;zwnj;شوند، در دوری جستن از این عناصر محروم بیش از کاست&amp;zwnj;های دیگر محتاط هستند، چنانکه اگر حتی سایه فردی از کاست &amp;quot;نجس&amp;quot; بر پیکر آنها بیفتد، بی&amp;zwnj;درنگ غسل می&amp;zwnj;کنند. تجارب بهیمر رامجی امبدکار (۱۹۵۶-۱۸۹۱)، رهبر مبارز کاست&amp;zwnj;های مطرود، بازگو کننده تحقیر و تبعیض این محرومان جامعه است. امبدکار علی&amp;zwnj;رغم اخذ مدارک عالی دانشگاهی تا درجه دکترا از دانشگاه کلمبیا و دانشگاه لندن در زمینه حقوق، علوم سیاسی و اقتصاد، مورد تبعیض و تحقیر قرار داشت. او حتی پس از رسیدن به مقام استادی در کالج سیدن&amp;zwnj;هام &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Sydenham) &lt;/span&gt;&amp;nbsp;بمبئی در سال ۱۹۱۸ حق استفاده از کوزه مشترک آب آشامیدنی اساتید را نداشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;آیین بودا واکنشی به نابرابری&amp;zwnj;های ناشی از نظام کاستی بود، اما نفوذ عمیق این نظام بر سازمان اجتماعی حاکم بر هند آنچنان بود که بودا و پیروانش را به فراسوی مرزهای این سرزمین سوق داد. تداوم این نفوذ تا آنجاست که ادیان دیگر هم سلسله مراتب کاستی را در خود جذب کردند. به&amp;zwnj;عنوان مثال، مسلمانان هند به کاست&amp;zwnj;های برتر (اشرف) وکاست&amp;zwnj;های پست&amp;zwnj;تر (اجلف) دسته بندی شده&amp;zwnj;اند و مسیحیان و پیروان دیگر ادیان نیز از این قاعده مستثنی نیستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هرچند گرویدن هندوان متعلق به کاست&amp;zwnj;های تحتانی به اسلام و مسیحیت، به سبب گریز از ستم کاستی بود ولی با توجه به فرهنگ کاست&amp;zwnj;زده هند، خاستگاه کاستی آنان همچنان بخشی از هویت مذهبی جدیدشان را رقم می&amp;zwnj;زند. از این&amp;zwnj;رو، هندیان از دین برگشته بار مضاعف تبعیض مذهبی و کاستی را بر دوش حمل می&amp;zwnj;کنند. در آیین هندیان پس از &amp;quot;ارتداد&amp;quot; از آیین هندو، بازگشتی در کار نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته باید اذعان کرد که در دهه&amp;zwnj;های اخیر، تلقی اجتماعی از نظام کاستی به&amp;zwnj;ویژه در میان قشرهای تحصیل کرده شهری به طور محسوسی تغییر کرده است، تا آنجا که &amp;quot;کاستیست&amp;quot; خواندن یک فرد نوعی اهانت محسوب می&amp;zwnj;شود. نمونه بارز این دگرگونی تجربه امبدکار است که در نخستین سال&amp;zwnj;های نخست وزیری جواهر لعل نهرو وظیفه نوشتن قانون اساسی هند به او محول گردید. اما همگام با این تحول مثبت، هند معاصر شاهد تحولی از نوع منفی نیز بوده است که نمونه آن استفاده ابزاری از گروه&amp;zwnj;های محروم توسط احزاب و سازمان&amp;zwnj;های راست&amp;zwnj;گرای این کشور است، پدیده&amp;zwnj;ای که در بررسی بحران سکولاریسم هند باید به آن توجه داشت.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سکولاریسم هند&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابتدا لازم است دریابیم که چه چیزهایی معرف هند سکولار و چه چیزهایی نشانه انحراف از آن است. بدون شک هند را باید به&amp;zwnj;خاطر قانون اساسی آن در زمره کشورهای سکولار قرار داد که به اصل نمادین سکولاریسم یعنی تفکیک دین از سیاست پای بند است. این اصل، با توجه به حضور فعال و گسترده احزاب و نیروهای سیاسی ، دو شاخص مهم سکولاریسم یعنی تنوع افکار و استقلال نهادهای اجتماعی را در بر می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاخص اول همان چیزی است که از نظر پدیدارشناسی، معرف نگرش عصر سکولاریسم است، عصری که در آن ابراز ایمان مذهبی به همان اندازه انتخابی شخصی است که تمایل به گرایش&amp;zwnj;های متضاد به آن. نشان ظهور این عصر در هند شکل عملی و تضمین یافته دگراندیشی است که در ماده نوزدهم قانون اساسی این کشور قید شده است. طبق این ماده افراد در بیان هر نوع اندیشه، عقیده، مسلک و مرام سیاسی نه تنها آزادند، بلکه همچنین وظیفه شهروندی ایجاب می&amp;zwnj;کند که در پیشبرد یک روحیه پرسشگر، علمی و آزاد اندیش مشارکت ورزند. به همین دلیل در هند هیچ&amp;zwnj;گونه قانون کیفری علیه ارتداد، توهین به مقدسات، و حتی بی&amp;zwnj;خدایی وجود ندارد تا کسی را با چنین اتهاماتی به اعدام، حبس طولانی مدت محکوم و یا ترور کرد. در قانون اساسی هند مطلقاً ذکری از نام خدا نیست و این نتیجه کوشش سکولارهایی چون هریدا نات کونزرو (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Hridya&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Nath Kunzru&lt;/span&gt;) &amp;nbsp;بود که در پاسخ به دین&amp;zwnj;باوران گفت: &amp;laquo;من صراحتا به شما اعلام می&amp;zwnj;کنم که با ذکر نام خدا نگرشی کوته&amp;zwnj;بینانه و سکتاریستی را ارائه خواهیم داد که مغایر با روحیه قانون اساسی است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn9&quot; name=&quot;_ftnref9&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[9]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از همین&amp;zwnj;رو در هند علاوه بر دو حزب عمده&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; C.P.I &lt;/span&gt;(حزب کمونیست هند) و &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;C.P.I.M&lt;/span&gt; (حزب کمونیست هند مارکسیست) که ازاحزاب رسمی این کشور محسوب می&amp;zwnj;شوند، انجمنی نیز به نام &amp;quot;مرکز بی&amp;zwnj;خدایان هند&amp;quot; وجود دارد که از سال ۱۹۴۰ تا کنون به فعالیت علنی مشغول بوده است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در این خصوص، مثال پیریار راواسامی (۱۹۷۳-۱۸۷۹) بنیان&amp;zwnj;گذار جنبش احترام به خود &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;(Self-Respect Movement)&lt;/span&gt; و از رهبران حزب عدالت هند و مدافع حقوق زنان شایان توجه است. پیریار، این چهره ملی برخاسته از نژاد رانده شده دراویدین &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;(Dravidian)&lt;/span&gt;و کاست &amp;quot;پست&amp;zwnj;تر&amp;quot; در مبارزه علیه ستم کاستی تا آنجا پیش رفت که خدایان براهمن آریایی&amp;zwnj;نژاد را عملا به سخره گرفت. او در اول اوت سال ۱۹۵۶ طی مراسمی در اماکن عمومی، به سوی تمثال مقدس&amp;zwnj;ترین خدایان هند چون راما (خدای نگه&amp;zwnj;دارنده سلسله مراتب وارما) و لرد کریشنا کفش پرتاب کرد و با آتش&amp;zwnj;زدن آنها ضدیت خود را با نظام موجود آشکار ساخت.&lt;a href=&quot;#_ftn10&quot; name=&quot;_ftnref10&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[10]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیریار به خاطر این عمل، تنها به جرم برهم زدن نظم اجتماعی مدت کوتاهی بازداشت شد. این اما به معنای پایان مبارزه علیه خدایان براهمن نبود و او تا آخر عمر در این راه فعال بود. یکسال پس از مرگ پیریار، در روزاول ماه مه ۱۹۷۴بیوه او مترسک&amp;zwnj;های راما، کریشنا و لاکشمانا را در انظار عموم به آتش کشید و همانند همسرش مدت کوتاهی را در بازداشت سپری کرد.&lt;a href=&quot;#_ftn11&quot; name=&quot;_ftnref11&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[11]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;مثال پیریار و همسرش ذهن ما را ناگزیر به مقایسه شرایط ایران با هند می&amp;zwnj;کشاند. برای انجام چنین قیاسی لازم نیست که حتما به شرایط حاکم بر ایران اسلامی بپردازیم. این مرحله از تاریخ کشورمان را از حافظه تاریخی خود حذف می&amp;zwnj;کنیم و به ایران عصر پهلوی باز می&amp;zwnj;گردیم تا دریابیم که چگونه چهره&amp;zwnj;ای چون احمد کسروی در یک رژیم ظاهرا سکولار به&amp;zwnj;خاطر ابراز عقایدش جان بر کف نهاد. کسروی نه به طرف تمثال ائمه کفش پرتاب کرد و نه مترسک&amp;zwnj;های آنان را به آتش کشید. او تنها علیه سلطه روحانیت شیعه و آنچه که وی بدآموزی مذهبی می&amp;zwnj;پنداشت، قلم زد. افزون بر این، پرونده قتل او پرده از وجود معضل بزرگی بر می&amp;zwnj;دارد که نفوذ نهاد دین بر جامعه و عدم استقلال نهادهای دولتی را آشکار می&amp;zwnj;سازد.&lt;a href=&quot;#_ftn12&quot; name=&quot;_ftnref12&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[12]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از این&amp;zwnj;رو جایز است تا اینک توجه خود را به مشخصه دیگر سکولاریسم هند یعنی استقلال نهادهای اجتماعی از یکدیگر معطوف داریم، یعنی آن چیزی که تمرکز قدرت سیاسی را در یک نهاد واحد غیر ممکن می&amp;zwnj;سازد. پیشینه تاریخی این مشخصه را باید در تکثر فرهنگی جامعه هند دید که مغایر با تبعیت از یک ایدئولوژی متمرکز و همسو با شکل&amp;zwnj;گیری نهادهای متمایز است. زمینه مدرن این مشخصه متاثر از جهان بینی برآمده از دولت&amp;zwnj;های ملی است که پروسه تفکیک و گسترش این نهادها را تسریع نموده است. اصولاً با استقرار دولت&amp;zwnj;های ملی تمام آیین و سننی که پیشتر الهی یا سلطانی تلقی می&amp;zwnj;شدند، جای خود را به قوانینی دادند که اساس را بر پایه آزادی و محوریت انسان گذاشتند. بدین&amp;zwnj;سان پیروی از احکام دینی و یا تخطی از آنها نه امتیازی خاص و نه مجازاتی در بر داشت. به همین نحو، ابراز مخالفت با سیاست و عملکرد دولت&amp;zwnj;های ملی هیچگونه پیگرد قانونی و جزایی را به همراه نداشت، تحولی که یکی از مکانیسم&amp;zwnj;های آنرا می&amp;zwnj;توان در جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی جستجو کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حذف تسلط نهاد دین بر فرهنگ اجتماعی، به رسمیت شناخته شدن حقوق انسانی و شهروندی و نیاز روزافزون جامعه به تخصص، علم و آموزش مدرن و شماری از عوامل دیگر به ایجاد نهادهای نوین انجامیدند؛ نهادهایی که گرچه از یک هماهنگی ارگانیک برخوردار بودند اما در عین حال استقلال خود را حفظ کردند. قانون&amp;zwnj;مداری، معرف پیوند آنها با یکدیگر بود، آنگونه که هیچیک از این نهادها خارج از ضوابط قانونی، قدرت تحمیل خود به دیگری را نداشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;برای روشن شدن مطلب فوق در رابطه با هند به ذکر دو مثال می&amp;zwnj;پردازیم. در نخستین روزهای ماه مه ۱۹۸۳ در دانشگاه جواهر لعل نهرو واقع در دهلی نو که نگارنده نیز در آنجا دانشجو بود، طیف وسیعی از دانشجویان رییس این دانشگاه را در محل سکونتش محاصره کردند تا او را به قبول خواسته&amp;zwnj;های دانشجویان وادار کنند. این وضعیت قریب دو هفته به طول انجامید تا دانشجویان با مداخله پلیس متفرق و صدها تن از آنان با اراده شخصی دستگیر و راهی زندان شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از دوستان من به نام باسکر در میان صدها دانشجوی زندانی بود که البته همگی پس از چند روز سرود خوانی از زندان آزاد شدند. باسکر از رهبران شناخته شده جنبش دانشجویی هند بود که باید پس از آزادی از زندان در دادگاه حاضر می&amp;zwnj;شد. جالب اینکه نام او همزمان در میان اسامی دارندگان بورسیه تحصیلی از طرف وزارت آموزش عالی هند اعلام گردید. باسکر در پایان تابستان همان سال، پس از حضوری کوتاه در دادگاه، برای ادامه تحصیل عازم انگلیس شد. یک&amp;zwnj;سال پیش از این واقعه نیز تنی چند از اساتید و دانشجویان همین دانشگاه در اعتراض به سیاست&amp;zwnj;های خانم ایندیرا گاندی، سعی کردند جلوی بازدید وی از دانشگاهی را بگیرند که به نام پدرش بنا شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هاربانس موکیا، استاد تاریخ این دانشگاه که از نظرات او در بخش&amp;zwnj;های بعدی این مقاله استفاده خواهد شد، نقش مهمی در این حرکت اعتراضی برعهده داشت. با این همه، او درهمان سال به رتبه پرفسوری ارتقاء یافت. سناریوهایی از این گونه چه در رژیم شاهنشاهی و چه در نظام ولایتی ایران به دور از تصورند. این همان وجه تفکیکی است که می&amp;zwnj;باید بین رژیم&amp;zwnj;های ایدئولوژیک و سرکوبگری چون حکومت ایران و هند سکولار قائل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;ایندیرا گاندی نه چنین توانی داشت که مقامات دانشگاهی را از ارتقاء یک استاد معترض منصرف کند و نه چنین قدرتی که با اعمال نفوذ بر نهادهای اجرایی و قضایی، مخالفان سیاسی خود را گوشمالی دهد. او حتی نمی توانست چنین فکری را در سر بپروراند. ایندیرا گاندی خود محصول جامعه&amp;zwnj;ای بود که در آن آکسیون&amp;zwnj;های سیاسی در مخالفت از سیاست&amp;zwnj;های دولتی به امری مسلم تبدیل شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در عین حال عدم رفع تبعیض&amp;zwnj;های مذهبی، حقوقی و اجتماعی، چنانکه روشنفکران سکولار هند بر آن واقف&amp;zwnj;اند، عامل عمده&amp;zwnj;ای در تهدید سکولاریسم این سرزمین است، چرا که نشان ویژه سکولاریسم گسستی است تاریخی از دوره پیشامدرن و امتیازها و تبعیض&amp;zwnj;های آن عصر. در این خصوص کافی است تا به نمونه کشورهای اروپای غربی اشاره شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا پیش از انقلاب فرانسه حدود ۲۰ در صد از تمامی زمین&amp;zwnj;ها متعلق به مقامات کلیسای کاتولیک بود که همزمان از امتیازات انحصاری در حوزه&amp;zwnj;های حقوقی و اجتماعی بر خوردار بودند. اما با سکولاریزه شدن هر چه بیشتر دولت&amp;zwnj;های ملی از این تاریخ به بعد، آنها مالکیت خود بر این اراضی را به&amp;zwnj; طور قابل توجهی از دست دادند.&lt;a href=&quot;#_ftn13&quot; name=&quot;_ftnref13&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[13]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;نتیجه آن چیزی شد که سامر ویل، مورخ انگلیسی ، آنرا تغییر &amp;quot;فرهنگ مذهبی به ایمان مذهبی&amp;quot; می&amp;zwnj;نامد. این امر همراه با از دست دادن دیگر امتیازات روحانیت در حوزه&amp;zwnj;های حقوقی و اجتماعی چون ازدواج و آموزش و پرورش تحقق یافت.&lt;a href=&quot;#_ftn14&quot; name=&quot;_ftnref14&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[14]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;با توجه به نمونه فوق و نمونه&amp;zwnj;های پرشمار دیگر، می&amp;zwnj;توان گفت که سکولاریسم نمادی از نگرش فلسفی عصر مدرن و سکولاریزاسیون پروسه گذار به این عصر است. بر همین مبناست که سکولاریسم هند را باید به سبب گذار آهسته، پروژه&amp;zwnj;ای ناتمام خواند. این معضلی است که جهان بینی سکولاریستی را صرفا در محدوده تمایز دین از سیاست به&amp;zwnj; عنوان هدفی در خود قرار داده و راه رسیدن به یک جامعه (و نه لزوما دولت) سکولار مبتنی بر هم&amp;zwnj;پیوندی گروه&amp;zwnj;های اجتماعی را سد نموده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شگفت&amp;zwnj;آور نیست که چنین برداشت محدودی از سکولاریسم در مواجهه با نابرابری&amp;zwnj;های اجتماعی و بحران&amp;zwnj;های سیاسی، نهایتا راه ورود دین به حوزه سیاست را هموار ساخته است. تجربه هند معاصر چنانکه در سطور بعدی از آن سخن خواهد رفت، در واقع چیزی جز این نیست. تجربه&amp;zwnj;ای که طی آن نابرابری&amp;zwnj;های ناشی از سنت&amp;zwnj;های دینی زمینه بسیج ایدئولوژیک محرومان اجتماعی را از سوی راست&amp;zwnj;گرایان مذهبی فراهم نموده است. این خطری است که با قدرت&amp;zwnj;یابی یک رژیم ایدئولوژیک، هم استاد و هم دانشجوی معترض را تهدید می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تجارب تاریخی سکولاریسم هند: گاندی و سکولاریسم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهم&amp;zwnj;ترین تجربه&amp;zwnj;ای که تاریخ صد سال گذشته هند به ما می&amp;zwnj;آموزد این است که برای دست&amp;zwnj;یابی به یک رژیم سکولار و جامعه&amp;zwnj;ای عاری از تبعیض نمی توان از خدایان استمداد کرد. نیل به چنین اهدافی تنها با واژگونی مناسبات اجتماعی پیشامدرن تحقق می&amp;zwnj;یابد که در آن رد پای خدایان مشهود است. از این&amp;zwnj;رو، باید یادآور شد که احیاء و ترویج سنت&amp;zwnj;های دینی به منظور ایجاد سکولاریسم از نوع تساهل مذهبی بی&amp;zwnj;ثمر است. این&amp;zwnj;گونه قرائت از مذهب حتی در وجه سمبلیک آن نیز نتایج مطلوبی را به همراه نخواهد داشت. زیرا همه این تعابیر و تفاسیر که در واقع از اخلاق و فلسفه سیاسی عصر مدرن متاثر است، نهایتا مروج شکلی از فرهنگ سیاسی است که در آن دین و سیاست از یکدیگر تفکیک ناپذیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/gandhi.jpg&quot; style=&quot;width: 350px; height: 238px; margin: 10px; float: left;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تعمق آنتونی اسمیت پیرامون این موضوع روشنگر است. او مکانیسم آمیزش این دو عنصر را در تبدیل سمبل&amp;zwnj;های مذهبی به شعائر ملی می&amp;zwnj;جوید که &amp;laquo;پیامدی است از انتقال هیبت و عظمت خدا از مکان سنتی پرستش او به زیارتگاهی برای عموم پرستش کنندگان، زیرا در این مکان جدید همه اعضای آن (ملت) به سبب احساس تعلق مشترک به یک سرزمین اجدادی به طور مساوی در این پرستش مشارکت دارند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسمیت سپس به پروسه تقدیس مفهوم وطن از طریق مذهب اشاره کرده و می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;بیشترین ستایش و تمجیدی که سابق بر این از آن خدایان بود اکنون به خطه ملی اختصاص یافته است.&amp;raquo; و بدین سان &amp;laquo;مذهب یا در این مورد احساسات مذهبی، در اشکال زندگی سکولار رخنه کرده و وارد قلمرو سیاست دنیوی می&amp;zwnj;شود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn15&quot; name=&quot;_ftnref15&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[15]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;نتیجه منطقی این روند، بازتولید نقش مذهب در سیاست بود و همین امر در جامعه کثیرالادیان هند، راه را برای حضور آشکار همه مذاهب در صحنه سیاسی هموار ساخت. تاسیس سازمان مسلم لیگ &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;League)&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Muslim&lt;/span&gt; در ۱۹۰۶، اتحادیه اصلاحی هند (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Indian Reform League&lt;/span&gt;) &amp;nbsp;به نمایندگی از مسیحیان هند در سال۱۹۲۴، و سامان هندو مهاسبا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Hindu Mahasabha)&lt;/span&gt; در سال ۱۹۲۶، در جزیره فیجی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Fiji)&lt;/span&gt; آغازگر چنین روندی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تعمق در مواضع متضاد مهاتما گاندی نسبت به رابطه دین با سیاست نشان از این واقعیت دارد. گاندی اصولا شخصی بود سکولار و بر این باور که &amp;laquo;دین نباید با سیاست یا مسایل ملی آمیخته شود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn16&quot; name=&quot;_ftnref16&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[16]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; دلیل او نیز روشن بود: &amp;laquo;مذهب تنها امری شخصی است بین انسان و خدای خود و هیچ محک و معیاری برای ملیت نیست.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn17&quot; name=&quot;_ftnref17&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[17]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;او در این باب می&amp;zwnj;افزاید: &amp;laquo;ناسیونالیسم برتر از سکتاریسم مبتنی بر هویت مذهبی است و از این نظر، ما همه قبل از آنکه هندو، مسلمان، زرتشتی یا مسیحی باشیم، هندی محسوب می&amp;zwnj;شویم.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn18&quot; name=&quot;_ftnref18&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[18]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; بدین سان تصور گاندی از &amp;quot;هند آزاد&amp;quot;جامعه&amp;zwnj;ای است که در آن &amp;quot;دسته بندی&amp;zwnj;های مذهبی جای خود را به تقسیمات سیاسی&amp;quot; داده و موجب انسجام اجتماعی می&amp;zwnj;شود.&lt;a href=&quot;#_ftn19&quot; name=&quot;_ftnref19&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[19]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پایبندی گاندی به این اصول تا آنجا بود که او فکر پذیرش مذهب رسمی را حتی در صورت وجود یک دین واحد در هند نفی و ماهیت دولت هند آزاد را بی&amp;zwnj;قید و شرط سکولار اعلام کرد.&lt;a href=&quot;#_ftn20&quot; name=&quot;_ftnref20&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[20]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; به زعم وی، با چنین دولتی است که &amp;laquo;همه افراد در نگاه قانون برابرند... و هرکس تا زمانی که از قانون تخطی نکند می&amp;zwnj;تواند آزادانه و بدون هیچ ممانعتی از دین خود پیروی کند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn21&quot; name=&quot;_ftnref21&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[21]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تعهد گاندی به این اصل تا آنجا بود که اعتقاد به بی&amp;zwnj;خدایی را نیز همانند یک مرام به رسمیت شناخت. او در پاسخ به سئوال دو تن از مریدان آتئیست خود که آیا بی&amp;zwnj;خدایان نیز در هند آزاد جایی دارند، نه تنها از حقوق برابر آنها سخن گفت بلکه همین موضوع انگیزه&amp;zwnj;ای شد تا جمله معروف خود را که &amp;laquo;خدا حقیقت است&amp;raquo; به شکل دیگر یعنی &amp;laquo;حقیقت خداست&amp;raquo; بیان دارد.&lt;a href=&quot;#_ftn22&quot; name=&quot;_ftnref22&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[22]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما گاندی سکولار هم&amp;zwnj;زمان، نوعی آمیزش دین با سیاست را ترویج کرد که نتیجه آن تضعیف اصول سکولاریسم بود. او در ژانویه ۱۹۲۱ صریحا اعلام داشت: &amp;laquo;من بطور یقین دین را به حوزه سیاست معرفی می&amp;zwnj;کنم. نظر حقیر بر این است که هیج فعالیتی در این دنیا نباید مستقل از دین صورت گیرد&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn23&quot; name=&quot;_ftnref23&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[23]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; زیرا &amp;laquo; مذهب شالوده&amp;zwnj;ای است که بر اساس آن تمام زیر بنای زندگی باید استوار شود.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn24&quot; name=&quot;_ftnref24&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[24]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او همچنین در پاسخ به منتقدان خود با لحن تندی گفت: &amp;laquo;آنها که می&amp;zwnj;گویند دین هیچگونه ربطی به سیاست ندارد، نمی&amp;zwnj;فهمند که مذهب چیست... سیاست خالی از دین دام مرگ است، چرا که کشنده روح است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn25&quot; name=&quot;_ftnref25&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[25]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; بدین&amp;zwnj;سان بود که او در سال&amp;zwnj;های ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۱ از جنبش نافرمانی مدنی به عنوان جنبش پالایش دینی نام برد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;گفتنی است که برداشت فلسفی گاندی از مذهب همانا اخلاقیات (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;ethics&lt;/span&gt;) است که باید بر سیاست سایه افکند. او بر این اعتقاد بود که سیاست باید بر پایه اخلاقیات بنا شود و چون مذهب برای او تنها منبع اخلاقیات محسوب می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شد بنابراین ورود آن به قلمرو سیاسی نیز مانعی نداشت. گاندی خود در این زمینه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo; منظور من از مذهب نوع رسمی و قراردادی آن نیست، بلکه مذهبی است که زیر بنای اخلاقی همه مذاهب را در بر می&amp;zwnj;گیرد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn26&quot; name=&quot;_ftnref26&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[26]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; از ویژگی&amp;zwnj;های این مذهب که آنرا میتوان&amp;zwnj; معیار و راهبرد تصمیمات اخلاقی دانست، عقلانیت است که با تاریک اندیشی و خرافات به مقابله بر می&amp;zwnj;خیزد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;واکنش گاندی در سال ۱۹۲۵به سنگسار کردن دو تن ازاعضای فرقه احمدیه در افغانستان به جرم ارتداد تاییدی است بر این موضوع. او ضمن محکوم کردن این عمل گفت: &amp;laquo;این&amp;zwnj;گونه مجازات صرفا به این دلیل که در قرآن از آن یاد شده، به هیچ وجه قابل دفاع نیست.&amp;raquo; او در پاسخ به مسلمانان متعصب افزود: &amp;laquo;حتی تعالیم قرآن نیز از انتقاد مستثنی نیستند.... همه چیز باید تابع عقل باشد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn27&quot; name=&quot;_ftnref27&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[27]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این دو نگرش اخلاقی و عقلانی به مذهب معرف نوع جهانشمول آن است که رواداری و تساهل، عشق به هم نوع و در نتیجه هارمونی اجتماعی را در بر می&amp;zwnj;گیرد. استفاده گاندی از مفهوم مذهبی دارما &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;(dharma)&lt;/span&gt; به معنای وظیفه اخلاقی هر فرد مطابق موقعیت اجتماعی&amp;zwnj;اش برای حفظ نظم طبیعی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;(natural order of things)&lt;/span&gt;دقیقا به همین منظور بود. چنین بود که وی همواره این شعار را سر می&amp;zwnj;داد: &amp;laquo;سیاست من دین من است و دین من سیاست من.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گاندی اما به&amp;zwnj;رغم نیات انسانی&amp;zwnj;اش، با درآمیختن دین با سیاست و تأکید بر اخلاقیات مذهبی تا به&amp;zwnj;کارگیری شیوه&amp;zwnj;های عملی رفع تبعیض، راهی را نشان داد که طی آن سکولاریسم از محتوای خود تهی شد. برداشت او از مذهب به&amp;zwnj;عنوان یگانه عامل بازسازی و بهبود جامعه، با توجه به ماهیت تمامیت&amp;zwnj;خواه دین هندو و نیز خاستگاه اجتماعی (براهمنی) رهبریت جنبش ملی هند، به اینجا منتهی شد که نابرابری&amp;zwnj;های ناشی از سنن دینی در مواجهه با فشارهای سیاسی موجود مصونیت یابند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این استفاده ابزاری از مذهب برای اصلاح جامعه&amp;zwnj;ای که تمایزات کاستی و هویت مذهبی، بخش اعظم مشکلات آن را رقم می&amp;zwnj;زد، خود معضلی در راه از میان برداشتن نابرابری&amp;zwnj;های اجتماعی بود. انتقاد امبدکار، اندیشمند سیاسی و رهبر کاست&amp;zwnj;های مطرود از رهبران کنگره هند، مشخصا بر همین اساس بود. او در مقام قانونگذار هند پس از استقلال اعلام داشت:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;مفاهیم مذهبی در این کشور آنقدر وسیع هستند که تمام جنبه&amp;zwnj;های زندگی از تولد تا مرگ را در بر می&amp;zwnj;گیرند. [در این کشور]همه و همه چیز مذهبی است و اگر قرار باشد که قوانین شخصی [مذهبی] حفظ شوند، من مطمئن&amp;zwnj;ام که در برخورد به مسایل اجتماعی به بن بست خواهیم رسید... من نمی&amp;zwnj;فهمم چرا باید برای مذهب یک چنین حیطه وسیعی را قائل شد که مجلس قانون&amp;zwnj;گذاران هم از دست یازی به آن ناتوان باشد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn28&quot; name=&quot;_ftnref28&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[28]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما آنچه گاندی را در ادامه سکولاریسم اخلاق&amp;zwnj;گرای خود مصر می&amp;zwnj;داشت، حس موفقیت او در پیش&amp;zwnj;برد جنبش عدم خشونت بود که با اشاعه مفاهیمی چون ساتیاگراها &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(satyagraha)&lt;/span&gt; به معنای اصرار بر حقیقت رواج یافت. اما با اینکه این شیوه تعلیم و ترغیب اذهان عمومی موثر بود، همین شیوه برای ایجاد تساهل مذهبی به شکست انجامید. بیانیه انتقادی جی. بی. کراپلانی، از یاران نزدیک گاندی، در نشست سراسری کنگره هند در ژوئن ۱۹۴۷مشخصا از این منظر بود:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;من در سی سال گذشته در کنار گاندی بوده&amp;zwnj;ام ... و هیچوقت در ابراز وفاداری نسبت به او کوتاهی نکردم. اما چرا اکنون با او نیستم؟ علت این است که او هنوز راه مقابله با معضل &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;]&lt;/span&gt;خشونتهای کامیونالیستی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[&lt;/span&gt; را در مقیاس توده&amp;zwnj;ای در نیافته است. وقتی که گاندی عدم خشونت و نافرمانی مدنی را به ما آموخت، شیوه معینی را نشان داد که ما دست کم به&amp;zwnj;طور مکانیکی از آن پیروی کردیم. امروز خود او نیز در تاریکی دست و پا می&amp;zwnj;زند. او می&amp;zwnj;گوید که برای اتحاد هندوان و مسلمانان در ایالت بیهار راه حلی پیدا کرده است. شاید... ولی مشکل بتوان دید که این امر چگونه تحقق می&amp;zwnj;یابد. هیچ اقدام مشخصی در این مورد وجود ندارد تا از این طریق به هدف دلخواه رسید.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn29&quot; name=&quot;_ftnref29&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[29]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گاندی خود نیز در سال ۱۹۳۹ به این شکست اذعان کرد و گفت: &amp;laquo;من هیچ&amp;zwnj;گاه تا به حال به نقاط ضعف و معایب خودم به عنوان وسیله&amp;zwnj;ای برای دستیابی به اهداف بزرگ پی نبرده بودم. اکنون هر چه بیشتر در می&amp;zwnj;یابم که باید به گوشه عزلت خزید و به فیض خدا متوسل شد... من از صمیم قلب خواهان وحدت هندوان و مسلمانان هستم، اما نمی دانم که چگونه می&amp;zwnj;توان این وحدت را بوجود آورد.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn30&quot; name=&quot;_ftnref30&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[30]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;واقعیت اما این بود که سکولاریسم دین&amp;zwnj;گرای گاندی فاقد چنگ و دندان بود. ترجیح او به اخلاق تا قانون به منظورحفظ نظم و همگونی اجتماعی عملا اجرای قانون را به وجدان فردی محول کرد. به عنوان مثال، در نوامبر ۱۹۴۷، هنگامی که هندوان به مساجد مسلمانان حمله&amp;zwnj;ور شده و در آنها بت نصب کردند، گاندی توصیه سردار پَتِل در اعزام ماموران پلیس برای جلوگیری از این اعمال را جایز ندانست. آن هم تنها بر این اساس که &amp;laquo;این وظیفه هندوان است که خودشان بت&amp;zwnj;ها را بردارند و خسارات وارده را جبران کنند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn31&quot; name=&quot;_ftnref31&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[31]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیش&amp;zwnj;تر هم در سال ۱۹۲۴، گاندی با اشاره به حساسیت&amp;zwnj;های هندوان نسبت به کشتار گاو توصیه کرده بود: &amp;laquo;هندوان نباید تصور کنند که می&amp;zwnj;توانند با اجبار مسلمانان را وادارند تا از کشتن گاو دست بکشند. هندوان باید از طریق دوستی با مسلمانان اعتمادشان را جلب کنند آنگونه که مسلمانان خود از روی میل و رغبت بخاطر احترام به هندو&amp;zwnj;مسلکان از این عمل پرهیز کنند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;گاندی همین توصیه را در مورد حساسیت&amp;zwnj;های مسلمانان بکار بست و گفت: &amp;quot;مسلمانان هم نباید تصور کنند که با زور می&amp;zwnj;توانند از اجرای موسیقی مذهبی هندوان در مقابل مساجد جلوگیری کنند. مسلمانان باید از در دوستی با هندوان وارد شده و اعتماد آنها را بدست آورند تا از این طریق هندوان به احساسات معقول آنان توجه داشته باشند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn32&quot; name=&quot;_ftnref32&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[32]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نگرش اخلاق محور گاندی به حکومت قانون، بازتابی از تصور آن&amp;zwnj;جهانی اوست که در آن خدا، هم قانون&amp;zwnj;گذار و هم مجری عدالت است، به&amp;zwnj;طوری&amp;zwnj;که وظیفه مجازات متخلفین از انسان بر گرفته و به خدا محول می&amp;zwnj;شود. مهم&amp;zwnj;تر اینکه مجازات در این مفهوم پدیده&amp;zwnj;ای است عالمگیر که گریبانگیر انسان در معنای عام آن می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنین بود که گاندی زلزله ویرانگر سال ۱۹۳۴ در ایالت بیهار را نمودی از خشم خدا علیه نجس انگاشتن کاست&amp;zwnj;های مطرود خواند، تعبیری که رابیندرانات تاگور (۱۹۴۱-۱۸۶۱) شاعر و دانشمند هندی، آن را به &amp;quot;تروریسم مذهبی&amp;quot; تشبیه کرد. تاگور در پاسخ به گاندی گفت: &amp;laquo;هیچ نظام متمدنی را نمی&amp;zwnj;توان تصور کرد که با قربانی نمودن افراد بی&amp;zwnj;گناه از جمله زنان و کودکان و کاست&amp;zwnj;های نجس، سعی بر تاثیرگذاری بر کسانی کند که دور از این بلوا در آرامش و امنیت کامل بسر می&amp;zwnj;برند، کسانی که خود مستحق شدیدترین نوع محکومیت هستند.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn33&quot; name=&quot;_ftnref33&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[33]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما اگر تفسیر اخلاقی/ مذهبی گاندی از مفاهیم قانون، مجازات و عدالت، به نفی حکومت قانون و در نتیجه تداوم تبعیض&amp;zwnj;های مذهبی انجامید، استفاده سمبلیک او از مذهب به منظور پیشبرد جنبش ضد استعماری هند، تسلط هر چه بیشتر هویت مذهبی بر هویت سکولار را در پی داشت. این شکل دوم از آمیختگی دین و سیاست در دو بٌعد مختلف نمود یافت. نخست اینکه بسیج توده&amp;zwnj;ای از طریق بکارگیری مفاهیم مذهبی نه تنها حساسیت&amp;zwnj;های مذهبی را تشدید کرد ، بلکه ارتقاء حقوق دموکراتیک فردی و شهروندی رابه بایگانی تاریخ سپرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حمایت گاندی از جنبش خلافت (۱۹۲۴-۱۹۱۹) و همسویی او با مسلمانان هند در اعتراض به طرح تجزیه امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۲۱ نمونه بارز این شیوه از بسیج مذهبی است. او بر آن بود که با پشتیبانی از این جریان پان&amp;zwnj;اسلامیستی، زمینه اتحاد بین هندوان و مسلمانان در روند جنبش ضد استعماری هند را فراهم سازد. اما برخلاف انتظار او چنین نشد و تنها رویکرد این جنبش، قدرت&amp;zwnj;یابی عناصر مذهبی تاریک&amp;zwnj;اندیش بود که در مقابل همتایان هندوی خود قد برافراشتند. افزون بر این، شیوه&amp;zwnj;های کدخدا&amp;zwnj;منشانه گاندی برای رفع و رجوع اختلافات بین دو جماعت مانند دلجویی کردن از مسلمانان و اهدای امتیاز به زعمای آنها، منجر به آن شد که از آنان چون قهرمانان جامعه مسلمان هند یاد شود.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوم اینکه سمبل&amp;zwnj;های بکار رفته در سکولاریسم دین&amp;zwnj;گرای گاندی برگرفته از مذهبی بود که پیروان آن در اکثریت قرار داشتند. در این خصوص، کافی است که به چیرگی مفاهیم مذهبی برگزیده از آیین هندو توسط گاندی اشاره کرد که ارزش&amp;zwnj;های مذهبی این آیین مشخص را در حوزه جامعه مدنی گسترش داد.&lt;a href=&quot;#_ftn34&quot; name=&quot;_ftnref34&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[34]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دارما ساتیاگراها که پیشتر از آنها سخن رفت، و واژه راماراجیا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Ramarajya)&lt;/span&gt;) که گاندی آنرا در مفهوم مشخص &amp;quot;دموکراسی حقیقی&amp;quot; بکار گرفت در زمره این مفاهیم&amp;zwnj;اند. همچنین هنگامی که گاندی برای دست یافتن به ایدئولوژی وحدت بخش از رحمانیت و کرامت خدای مسلمانان سخن می&amp;zwnj;گوید، مبداء را آیین مذهبی هندوان قرار می&amp;zwnj;دهد، چنانکه خدای رحیم و کریم را به راما و کریشنا تشبیه می&amp;zwnj;کند. فخر و مباهات گاندی به مذهب &amp;quot;هندویسم&amp;quot; گواهی بر این مدعاست: &amp;laquo;من افتخار می&amp;zwnj;کنم که به مذهب هندویسم تعلق دارم، مذهبی که در برگیرنده همه مذاهب و بسیار متسامح است.&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn35&quot; name=&quot;_ftnref35&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[35]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt; او همین نکته را در پاسخ به سوال راداکریشنان که پرسید &amp;laquo;مذهب تو چیست؟&amp;raquo;، تصریح کرد: &amp;laquo;مذهب من هندوئیسم است که برای من، مذهب انسانیت و شامل بهترین&amp;zwnj;های همه مذاهبی است که می&amp;zwnj;شناسم&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn36&quot; name=&quot;_ftnref36&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;sup&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;sup&gt;[36]&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه دارد&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
	
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref1&quot; name=&quot;_ftn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;محمدرضا نیکفر در مقاله &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/reflections/2011/05/01/3690&quot;&gt;سکولاریزاسیون: رفع تبعیض و انتگراسیون&lt;/a&gt;&amp;quot; در همین رابطه می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;لازم است بحث سکولاریزاسیون را فراتر برویم و تنها به محتوای منفی آن یعنی لغو نظم موجود نپردازیم، بلکه درنگریم چه محتوای مثبتی خواهد داشت، یعنی چه نظمی را می&amp;zwnj;خواهد برقرار کند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref2&quot; name=&quot;_ftn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;[2]&lt;/a&gt; D.C. Nanjunada, &lt;em&gt;Thoughts on Redesigning Tribal Education: The Why and the What, &lt;/em&gt;Dehi: Satyawati Nagar, 2008, p.16&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref3&quot; name=&quot;_ftn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;[3]&lt;/a&gt; International Monetary Fund. Retrieved 2011-05-26&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref4&quot; name=&quot;_ftn4&quot; title=&quot;&quot;&gt;[4]&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;&lt;/span&gt;Poverty at a Glance&amp;quot;, World Bank Retrieved 2010-11-18&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref5&quot; name=&quot;_ftn5&quot; title=&quot;&quot;&gt;[5]&lt;/a&gt; Kaushik Basu, &amp;ldquo;India&amp;#39;s per capita income seen at $10,000&amp;rdquo;, &lt;em&gt;The Financial Express, &lt;/em&gt;Tuesday, Jun 28, 2011&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn6&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref6&quot; name=&quot;_ftn6&quot; title=&quot;&quot;&gt;[6]&lt;/a&gt; &amp;quot;Poverty data: A supplement to World Development Indicators 2008&amp;quot;, World Bank. December 2008. Retrieved 2010-11-18, &amp;quot;World Bank&amp;rsquo;s new poverty norms find larger number of poor in India&amp;quot;, &lt;em&gt;The Hindu&lt;/em&gt; (Chennai). 2008-08-28. Retrieved 2008-11-03&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn7&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref7&quot; name=&quot;_ftn7&quot; title=&quot;&quot;&gt;[7]&lt;/a&gt; Language in India. Retrieved 2010-08-01&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn8&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref8&quot; name=&quot;_ftn8&quot; title=&quot;&quot;&gt;[8]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;Office of the Registrar General and Census Commissioner &lt;/em&gt;Ministry of Home Affairs, Government of India), 2010&amp;ndash;2011, retrieved 23 July 2011.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn9&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref9&quot; name=&quot;_ftn9&quot; title=&quot;&quot;&gt;[9]&lt;/a&gt; Constituent Assembly Debates, India 17th October, 1949, P. 441&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn10&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref10&quot; name=&quot;_ftn10&quot; title=&quot;&quot;&gt;[10]&lt;/a&gt;K. Veeramani,&lt;em&gt; Collected Works of Periyar E.V.R., &lt;/em&gt;Madras: Emerald, 2005, pp. 218-219.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn11&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref11&quot; name=&quot;_ftn11&quot; title=&quot;&quot;&gt;[11]&lt;/a&gt; M.D. Gopalakrishnan, &lt;em&gt;Periyar, Father of the Tamil Race, &lt;/em&gt;Madras: Emerld, 1991, pp. 50-52.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn12&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref12&quot; name=&quot;_ftn12&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[12]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; رجوع شود به ناصر پاکدامن، &lt;em&gt;قتل کسروی&lt;/em&gt;، انتشارات فروغ، 1983&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn13&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref13&quot; name=&quot;_ftn13&quot; title=&quot;&quot;&gt;[13]&lt;/a&gt; C. John Summerville, &lt;em&gt;Secularization of Early Modern England: From Religious Culture to Religious Faith&lt;/em&gt;, Oxford: Oxford University Press, 1992, p.19&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn14&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref14&quot; name=&quot;_ftn14&quot; title=&quot;&quot;&gt;[14]&lt;/a&gt;William Boyd and Edmound James King, &lt;em&gt;The History of&lt;/em&gt; &lt;em&gt;Western Education, &lt;/em&gt;11&lt;sup&gt;th&lt;/sup&gt; ed. (London: A. And C. Black, 1975, Chapter 10&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn15&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref15&quot; name=&quot;_ftn15&quot; title=&quot;&quot;&gt;[15]&lt;/a&gt; Anthony Smith, &amp;ldquo;The Sacred dimension of Nationalism&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Millennium:&lt;/em&gt; &lt;em&gt;Journal of International Studies&lt;/em&gt;, 2000, Vol. 29, No. 3, p.808&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn16&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref16&quot; name=&quot;_ftn16&quot; title=&quot;&quot;&gt;[16]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;Harijan &lt;/em&gt;7 December 1947&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn17&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref17&quot; name=&quot;_ftn17&quot; title=&quot;&quot;&gt;[17]&lt;/a&gt; Harijan, 29.6.1947, quoted in M.K. Gandhi, note 14, p.397&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn18&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref18&quot; name=&quot;_ftn18&quot; title=&quot;&quot;&gt;[18]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;Young India&lt;/em&gt; 26 January 1922&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn19&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref19&quot; name=&quot;_ftn19&quot; title=&quot;&quot;&gt;[19]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;Harijan &lt;/em&gt;27 April 1940&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn20&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref20&quot; name=&quot;_ftn20&quot; title=&quot;&quot;&gt;[20]&lt;/a&gt;&lt;em&gt;Harijan 16 March 1947, &lt;/em&gt;&lt;em&gt;Harijan &lt;/em&gt;31 August 1947&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn21&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref21&quot; name=&quot;_ftn21&quot; title=&quot;&quot;&gt;[21]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;Harijan &lt;/em&gt;31 August 1947&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn22&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref22&quot; name=&quot;_ftn22&quot; title=&quot;&quot;&gt;[22]&lt;/a&gt; K.G. Mashruwala, &lt;em&gt;An Atheist with Gandhi, &lt;/em&gt;Ahmedabad, 1951, p.14&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn23&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref23&quot; name=&quot;_ftn23&quot; title=&quot;&quot;&gt;[23]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;Navajivan&lt;/em&gt;, 30.1, 1921, in &lt;em&gt;Collected Works&lt;/em&gt;, Vol.19, p.300&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn24&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref24&quot; name=&quot;_ftn24&quot; title=&quot;&quot;&gt;[24]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;Harijan, 21.7, 1946, &lt;/em&gt;in &lt;em&gt;Collected Works, &lt;/em&gt;Vol.84, p.441&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn25&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref25&quot; name=&quot;_ftn25&quot; title=&quot;&quot;&gt;[25]&lt;/a&gt; M.K. Gandhi, &lt;em&gt;The Story of My Experiments with Truth, &lt;/em&gt;Ahmedabad, 1921, p.591&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn26&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref26&quot; name=&quot;_ftn26&quot; title=&quot;&quot;&gt;[26]&lt;/a&gt; Mohan Rao, (ed.) &lt;em&gt;The message of Mohatema Gabdhi, Publications Division, New Delhi, 1968, p.34&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn27&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref27&quot; name=&quot;_ftn27&quot; title=&quot;&quot;&gt;[27]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;Young India, &lt;/em&gt;26.2. 1925, 5.3. 1925, 26.3. 1925, in &lt;em&gt;Collected Works, &lt;/em&gt;vol.26, pp. 202, 226, 415&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn28&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref28&quot; name=&quot;_ftn28&quot; title=&quot;&quot;&gt;[28]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;Constituent Assemblu Debates&lt;/em&gt;, government of India: New Delhi, 1946-1950, vol.17, p.781&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn29&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref29&quot; name=&quot;_ftn29&quot; title=&quot;&quot;&gt;[29]&lt;/a&gt; J.B. Kripalani, in D.G. Tendukar, Notes, p.19&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn30&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref30&quot; name=&quot;_ftn30&quot; title=&quot;&quot;&gt;[30]&lt;/a&gt; Letter to Abdul Wadood Sarhadi, 24 June 1942, in &lt;em&gt;Collected Works, &lt;/em&gt;Vol. 76, p.246&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn31&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref31&quot; name=&quot;_ftn31&quot; title=&quot;&quot;&gt;[31]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;Prathana Pravachan &amp;ndash;&lt;/em&gt;II, in&lt;em&gt; Collected Works, &lt;/em&gt;Vol.90, pp.143-45&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn32&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref32&quot; name=&quot;_ftn32&quot; title=&quot;&quot;&gt;[32]&lt;/a&gt; Young India, 5.6.24, in &lt;em&gt;Collected Works&lt;/em&gt;, vol.24, p.189&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn33&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref33&quot; name=&quot;_ftn33&quot; title=&quot;&quot;&gt;[33]&lt;/a&gt; Sabyasachi Bhattacharya (ed), &lt;em&gt;The Mahatma and the Poet: Letters and Debates between Gandhi and Tagore, 1915-1941,&lt;/em&gt; National Book Trust, Delhi, 1997, p 158&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn34&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref34&quot; name=&quot;_ftn34&quot; title=&quot;&quot;&gt;[34]&lt;/a&gt; Robert G. Wirsing &amp;amp; Debolina mukherjee, &amp;ldquo;The Saffron Surge in Indian Politics: Hindu Nationalism and the Future of Secularism&amp;rdquo;, &lt;em&gt;Asian Affairs, &lt;/em&gt;Vol.22, No. 3 (Fall, 1993), p. 198&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn35&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref35&quot; name=&quot;_ftn35&quot; title=&quot;&quot;&gt;[35]&lt;/a&gt; &lt;em&gt;Speech at Prayer Meeting, &lt;/em&gt;21 November 1947, &lt;em&gt;Prathana Pravachan &amp;ndash;&lt;/em&gt;II, in&lt;em&gt; Collected Works, &lt;/em&gt;Vol.90, p.79.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn36&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref36&quot; name=&quot;_ftn36&quot; title=&quot;&quot;&gt;[36]&lt;/a&gt; S. RadhaKrishnan and J.H. Muirhead, &lt;em&gt;Contmporary Indian Philosophy &lt;/em&gt;(ed.), London: George Allen &amp;amp; Unwin Rawlinson, 1936, p.2&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/10/12/20575#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16167">سکولاریزاسیون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2541">سکولاریسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16170">مهرداد صمدزاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16168">نظام کاستی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7915">نهرو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-55">هند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16171">هندو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">هندوستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16169">کاست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7914">گاندی</category>
 <pubDate>Fri, 12 Oct 2012 07:27:15 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">20575 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>