<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15254/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>برادران تاویانی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15254/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>شکسپیر پشت درهای بسته</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/08/19312</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/08/19312&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سینمای جهان در صد فریم        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمد عبدی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;185&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/cemfma01.jpg?1347480821&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;محمد عبدی- برای سی و هفتمین فیلم از مجموعه &amp;laquo;سینمای جهان در صد فریم&amp;raquo;، رجوع کردم به یکی از فیلم&amp;zwnj;های تازه این سال&amp;zwnj;ها از برادران تاویانی: &amp;laquo;سزار باید بمیرد&amp;raquo;؛ فیلمی که درباره مفهوم &amp;laquo;انسان&amp;raquo; در دو سطح مختلف با ما حرف می&amp;zwnj;زند:&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;یکی بازیگرانی که در واقع بازیگر نیستند و خلافکارند اما احساسات دارند، و دیگر نمایشی که در آن سیاستمداران برای یکدیگر نقش بازی می&amp;zwnj;کنند و فارغ از جهان سیاست، با حس&amp;zwnj;هایی انسانی&amp;zwnj; در مفهوم دوست داشتن، رفاقت، صداقت و خیانت روبرو هستیم که در نزدیک شدن به دنیای درونی شاید معروف&amp;zwnj;ترین خائن تاریخ (بروتوس) شکل می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;سزار باید بمیرد&lt;/strong&gt; Caesar Must Die&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/cemfma02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 131px;&quot; /&gt;برادران تاویانی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;کارگردان و فیلمنامه: پائولو و ویتوریو تاویانی- بر اساس نمایشنامه جولیوس سزار نوشته ویلیام شکسپیر- بازیگران: سالواتوره استیریانو، کوزیمو رگا، جیووانی آرکوری- ۷۶ دقیقه، محصول ایتالیا، ۲۰۱۲.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زندانیان یک زندان بدنام که غالباً محکومیت&amp;zwnj;های طولانی&amp;zwnj;مدت خود را می&amp;zwnj;گذرانند، نمایش جولیوس سزار را تمرین و اجرا می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;برادران تاویانی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پائولو و ویتوریو تاویانی (متولد۱۹۲۹و ۱۹۳۱) در ایتالیا. آغاز کار با روزنامه&amp;zwnj;نگاری. اولین فیلم مستقل بلند در سال ۱۹۶۷.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید معروف&amp;zwnj;ترین برادران فیلمسازی که همه عمر با هم کار کرده&amp;zwnj;اند. علاقه&amp;zwnj;مند به موضوعات سیاسی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تحلیل&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برادران تاویانی در ادامه نگاه سیاسی- اجتماعی&amp;zwnj;شان، حالا از پس هشتاد&amp;zwnj;سالگی، سراغ سوژه حیرت&amp;zwnj;انگیزی رفته&amp;zwnj;اند که در وهله اول چندان مرتبط با حال و هوای فیلم&amp;zwnj;های ستایش شده&amp;zwnj;شان- از پدرسالار تا کائوس- نیست، اما از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان نگاه اجتماعی- سیاسی&amp;zwnj;ای حکایت دارد که اینجا به لایه&amp;zwnj;های رو به عمق اثر نفوذ کرده و بهترین فیلم سازندگانش را رقم می&amp;zwnj;زند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم از نقطه اول تماشاگر را غافلگیر می&amp;zwnj;کند: نمایش جولیوس سزار شکسپیر در حال اجراست و پس از اتمام نمایش، چراغ&amp;zwnj;ها روشن می&amp;zwnj;شوند. بازیگران مورد تشویق تماشاگران قرار می&amp;zwnj;گیرند. تماشاگران یکی یکی از تالار خارج می&amp;zwnj;شوند و به جهان آزاد ملحق می&amp;zwnj;شوند، اما بازیگران نمایش با راهنمایی محافظان به پشت میله&amp;zwnj;های زندان بازمی&amp;zwnj;گردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همه چیز از همین تقابل آغاز می&amp;zwnj;شود: اینکه زندانیانی که سال&amp;zwnj;های سال است در زندان بوده&amp;zwnj;اند (یا سال&amp;zwnj;های سال را باید در زندان بمانند؛ غالباً محکوم به حبس ابد به&amp;zwnj;خاطر عضویت در مافیا، قاچاق یا قتل) حالا با فرصت یافتن برای تمرین و بازی در یک تئا&amp;zwnj;تر در داخل زندان، با فضای تازه&amp;zwnj;ای آشنا می&amp;zwnj;شوند تا آنجا که یکی از آن&amp;zwnj;ها در اواخر فیلم، رو به دوربین جمله&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;گوید به این مضمون: &amp;laquo;از وقتی هنر را کشف کردم، این سلول به یک زندان تبدیل شد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/cemfma03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 278px;&quot; /&gt; تنها زمان اجرای نمایش با رنگ روبرو هستیم و باقی فیلم که بازگشت به گذشته و تعقیب تمرین&amp;zwnj;های آن&amp;zwnj;ها در داخل زندان است، به صورت سیاه و سفید روایت می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;فیلم نقطه بسیار حساسی را روایت می&amp;zwnj;کند: قهرمان&amp;zwnj;های فیلم آدم&amp;zwnj;هایی دوست داشتنی&amp;zwnj; نیستند و تماشاگر پیشاپیش می&amp;zwnj;داند که آن&amp;zwnj;ها جنایتکارند و به این دلیل در زندان به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برند، اما نوع نگاه فیلم، زوایای تازه&amp;zwnj;ای از روحیات و درونیات آن&amp;zwnj;ها را با تماشاگر قسمت می&amp;zwnj;کند که با موقعیت فعلی آن&amp;zwnj;ها تفاوت دارد. در نتیجه زندگی آدم&amp;zwnj;هایی که به قول تاویانی&amp;zwnj;ها، &amp;laquo;دائم در حال نگاه کردن به سقف هستند&amp;raquo;، با جهان شکسپیر می&amp;zwnj;آمیزد و نتیجه خارق&amp;zwnj;العاده&amp;zwnj;ای خلق می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محور اصلی نمایش شکسپیر درباره رفاقت و خیانت، می&amp;zwnj;تواند لایه&amp;zwnj;هایی از زندگی این خلافکاران را که حالا بازیگر این نمایش شده&amp;zwnj;اند، با نمایش ترکیب کند و آن&amp;zwnj;طور که سازندگان فیلم می&amp;zwnj;گویند، همذات&amp;zwnj;پنداری قابل توجهی را با شخصیت&amp;zwnj;های فیلم از سزار تا بروتوس- که می&amp;zwnj;تواند در جهان امروز در یک دنیای مافیایی هم اتفاق بیفتد- موجب شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نتیجه زندانیان با اینکه بازیگر نیستند و شاید در ابتدای کار به&amp;zwnj;خاطر سرگرمی وارد این کار شده&amp;zwnj;اند (زمانی که به یکی از زندانیان گفته می&amp;zwnj;شود که وقت تلف نکند، او در جواب می&amp;zwnj;گوید ۲۰ سال است که در این زندان دارد فقط وقت تلف می&amp;zwnj;کند!) رفته رفته با جهان نمایش یکی می&amp;zwnj;شوند تا آنجا که حتی در یک صحنه تمرین، دو نفر از آن&amp;zwnj;ها دیالوگ&amp;zwnj;های نمایش را با روابط شخصی گذشته&amp;zwnj;شان یکی می&amp;zwnj;کنند و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت به جان هم می&amp;zwnj;افتند؛ اما ما این درگیری را نمی&amp;zwnj;بینیم و دوربین ثابت در درون اتاق منتظرشان می&amp;zwnj;ماند تا به جهان نمایش (هنر) بازگردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ادامه همین دنیاست که تنها زمان اجرای نمایش با رنگ روبرو هستیم (تنها نقطه گریز) و باقی فیلم که بازگشت به گذشته و تعقیب تمرین&amp;zwnj;های آن&amp;zwnj;ها در داخل زندان است، به صورت سیاه و سفید روایت می&amp;zwnj;شود. تضاد رنگ&amp;zwnj;های خاکستری و سفید، فضای خفقان درون زندان را به ما منتقل می&amp;zwnj;کند و زاویه&amp;zwnj;های حساب&amp;zwnj;شده دوربین که &amp;zwnj;گاه با فاصله از آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;ایستد و ورود دنیای آن&amp;zwnj;ها را به دنیای نمایش ثبت می&amp;zwnj;کند و&amp;zwnj; گاه با نماهای نزدیک طولانی از چهره&amp;zwnj;های آن&amp;zwnj;ها سعی دارد درونیاتشان را با ما قسمت کند، ما را به درون جهنمی می&amp;zwnj;برد که شخصیت&amp;zwnj;های فیلم در آن به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال تاویانی&amp;zwnj;ها سعی دارند به رغم نفوذ به درون زندان و ثبت حال و هوای آن، در شکلی استعاری با ترکیب جهان واقعی درون زندان و جهان نمایش، موقعیتی سمبلیک از ایتالیای امروز ترسیم کنند که در زمان ساخت فیلم با حاکمیت برلوسکونی، به گمان تاویانی&amp;zwnj;ها &amp;laquo;به زندان می&amp;zwnj;مانست.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما از این وجوه تمثیلی که بگذریم- که فیلم نیازی به آن ندارد و جز ربط دادن جهان فیلم با جهان سیاسی سازندگانش در طول دهه&amp;zwnj;ها فیلمسازی، خاصیت دیگری ندارد- با جهان در خود کاملی روبرو هستیم که درباره مفهوم &amp;laquo;انسان&amp;raquo; در دو سطح مختلف با ما حرف می&amp;zwnj;زند: یکی بازیگرانی که در واقع بازیگر نیستند و خلافکارند اما احساسات دارند، و دیگر نمایشی که در آن سیاستمداران برای یکدیگر نقش بازی می&amp;zwnj;کنند و فارغ از جهان سیاست، با حس&amp;zwnj;هایی انسانی&amp;zwnj; در مفهوم دوست داشتن، رفاقت، صداقت و خیانت روبرو هستیم که در نزدیک شدن به دنیای درونی شاید معروف&amp;zwnj;ترین خائن تاریخ (بروتوس) شکل می&amp;zwnj;گیرد. در نتیجه حس&amp;zwnj;های پیچیده&amp;zwnj;ای درباره شخصیت بروتوس از یک سو و شخصیت&amp;zwnj;های زندانیانی که مجرم&amp;zwnj;اند و حالا در حال رنج کشیدن، با هم می&amp;zwnj;آمیزد و نتیجه آمیزش پیچیده و خیره&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;ای است که تماشاگر را در جهان فیلم غرق می&amp;zwnj;کند و در صحنه&amp;zwnj;های تلخ پایانی، ما به مانند تماشاگران نمایش جولیوس سزار در درون زندان، سالن سینما را ترک می&amp;zwnj;کنیم و بازیگران فیلم به اجبار به سلول&amp;zwnj;های تنگ و تاریک خود بازمی گردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8290&quot;&gt;سینمای جهان در صد فریم از محمد عبدی در زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: پیش&amp;zwnj;پرده &amp;laquo;سزار باید بمیرد&amp;raquo; ساخته برادران تاویانی&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/LhW5Y7X6dq0?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/08/19312#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15254">برادران تاویانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15255">سزار باید بمیرد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8290">سینمای جهان در صد فریم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/LhW5Y7X6dq0" fileSize="1259" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/LhW5Y7X6dq0/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/LhW5Y7X6dq0" length="1259" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Sat, 08 Sep 2012 00:59:12 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">19312 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>