<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14903/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>هژیر داریوش</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14903/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/08/28/18835</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/08/28/18835&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;189&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/ajff01.jpg?1347269569&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - در دهه&amp;zwnj;های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ در گفتمان نقد فیلم در ایران، واژه&amp;zwnj;های متعددی به کار گرفته می&amp;zwnj;شوند که همگی دارای بار ارزشی مثبت بوده و بر سینمایی دلالت دارند که یا هنوز به وجود نیامده و یا به جریان غالب و مسلط سینمای ایران تبدیل نشده است و هدف گفتمان نقد، پی&amp;zwnj;ریزی آن و یا ارتقاء آن است. واژه&amp;zwnj;هایی چون سینمای ملی، سینمای هنری، سینمای ایرانی، فیلم روشنفکری، سینمای متعهد، سینمای مردمی و صنعت سینمای فارسی.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;اگرچه هنوز درک واحد و یکپارچه&amp;zwnj;ای از این مفاهیم در نزد منتقدان ایرانی وجود نداشته و هر یک دریافت شخصی خود را از این مفاهیم ارائه می&amp;zwnj;کنند که شباهتی با نظرات آن دیگری ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مقابل واژه&amp;zwnj;های دیگری نیز برای تحقیر، رد و محکومیت غالب محصولات سینمای ایران در این گفتمان حضور پیدا می&amp;zwnj;کنند که تا امروز تداوم یافته&amp;zwnj;اند و هنوز در ادبیات سینمایی و نقد فیلم ایران به کار می&amp;zwnj;روند. واژه&amp;zwnj;هایی چون: فیلمفارسی، سینمای فارسی، فیلم جاهلی، فیلم آبگوشتی یا سینمای آبگوشتی و فیلم مبتذل که برخی از آن&amp;zwnj;ها اگرچه به خاطر حضور مسلط یک ژانر (مثل ژانر جاهلی) وارد فرهنگ نقد شده&amp;zwnj;اند اما غالباً به کلیت محصولات سینمای ایران اشاره دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از ابتدای دهه ۱۳۳۰ و با شروع کار نقدنویسی منتقدانی چون هوشنگ کاووسی، فرخ غفاری و هژیر داریوش و انتشار نشریات تخصصی سینمایی از قبیل ستاره سینما، پیک سینما، هنر و سینما و فیلم و زندگی، مخالفت با محصولات رایج سینمای ایران تحت عنوان &amp;laquo;فیلم فارسی&amp;raquo; اوج می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ajff02.jpg&quot; /&gt;هوشنگ کاووسی پرچمدار مبارزه با &amp;laquo;سینمای فارسی&amp;raquo; است. او با لحنی تند و تیز و پرخاشگر، همه عناصر سینمای فارسی از فیلمنامه و کارگردانی تا بازیگری را به زیر حمله گرفته و منکر هرگونه ارزش سینمایی و هنری برای آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در میان این منتقدان، هوشنگ کاووسی در واقع پرچمدار مبارزه با &amp;laquo;سینمای فارسی&amp;raquo; است. او با لحنی تند و تیز و پرخاشگر، همه عناصر سینمای فارسی از فیلمنامه و کارگردانی تا بازیگری را به زیر حمله گرفته و منکر هرگونه ارزش سینمایی و هنری برای آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این دوره واژه &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; به یکی از مهم&amp;zwnj;ترین و کلیدی&amp;zwnj;ترین واژه&amp;zwnj;های رایج در گفتمان انتقادی فیلم در ایران تبدیل می&amp;zwnj;شود؛ واژه&amp;zwnj;ای که به وسیله هوشنگ کاووسی، منتقد سر&amp;zwnj;شناس ایرانی در اوایل دهه ۱۳۴۰ ابداع شد و به سرعت به مهم&amp;zwnj;ترین و پرکاربرد&amp;zwnj;ترین اصطلاح غیر ترجمه&amp;zwnj;ای ادبیات سینمایی در ایران بدل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی حتی برای تأکید بر ماهیت خاص این واژه و تحمیل معنای مورد نظرش، آن را به شکل سرهم می&amp;zwnj;نوشت. او با اتصال واژه فیلم به واژه فارسی و خلق واژه ابداعی فیلمفارسی، بر سینمایی نظر داشت که به زعم او نه فیلم بود و نه فارسی بلکه ملغمه&amp;zwnj;ای از این دو بود. کاووسی در توضیح این کار خود گفت: &amp;laquo;اصولاً مرکب&amp;zwnj;نویسی همیشه معنای ثالثی را به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آورد. مثلاً وقتی می&amp;zwnj;گوییم گلاب، این کلمه هم گل است و هم آب. اما جدا نمی&amp;zwnj;نویسیم چون می&amp;zwnj;شود گل آب. پس این ترکیب یک معنای ثالث است که هم گل است و هم آب ولی در عین حال نه گل است و نه آب. فیلمفارسی هم چنین ترکیبی است: فیلمفارسی هم فیلم بود و هم فارسی اما در عین حال نه فیلم بود و نه فارسی.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی در توضیح نشانه&amp;zwnj;های فیلمفارسی گفته بود: &amp;laquo;آن فیلم&amp;zwnj;ها نه فرم داشتند، نه ساختار و نه قصه. اصلاً به همین دلیل به آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گفتم فیلمفارسی... فرانسوی&amp;zwnj;ها به این نوع فیلم&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گویند crotte-de-bic یعنی مدفوع بز یا اگر بخواهند احترام قائل شوند می&amp;zwnj;گویند navet یعنی شلغم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این ترکیب که بسیاری از نویسندگان ایرانی امروزه آن را از نظر زبان&amp;zwnj;شناسی نادرست و به لحاظ معنایی چندپهلو، مبهم و سوءتفاهمبرانگیز و جعلی می&amp;zwnj;دانند در طی چندین دهه برای تحقیر جریان مسلط فیلمسازی در ایران به وسیله منتقدان فیلم و سینماگران بهکار گرفته شد، بهطوری که امروز تقریباً بار معنایی و تئوریک خود را از دست داده و به نوعی ناسزا و توهین تبدیل شد. از سوی دیگر اگرچه درک و برداشت یکسانی از این واژه در نزد منتقدان ایرانی وجود نداشته، با این حال آن&amp;zwnj;ها، بخش عمده محصولا سینمای ایران از اواخر دهه ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۷ را فیلمفارسی حساب کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع این واژه ترکیبی، درست یا نادرست، خوب یا بد، زشت و زیبا، نزدیک نیم قرن در نوشته&amp;zwnj;ها و نقدهای منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران تکرار شده است. این تکرار به هر حال بر معانی متعددی دلالت دارد که تعیین&amp;zwnj;کننده نوعی فیلمسازی با ویژگی&amp;zwnj;های خاص در سینمای ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; به تعبیر کاووسی، دلیل بر گرایشی خاص در سینمای ایران نیست بلکه برعکس، به زعم و او و برخی دیگر از منتقدان ایرانی، به کلیت و جریان اصلی سینمای ایران در تمام دوره&amp;zwnj;ها اشاره داشته و گرایش&amp;zwnj;های دیگر در دل آن و یا در مقابل آن شکل گرفته و ظهور کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما فیلمفارسی واقعاً چیست و چه مؤلفه&amp;zwnj;هایی دارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی در مقاله&amp;zwnj;ای تحت عنوان &amp;laquo;حرف&amp;zwnj;های ماقبل آخر&amp;raquo;، آن را چنین تعریف می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;می&amp;zwnj;گوییم در سینمای کنونی دو دسته فیلم ساخته می&amp;zwnj;شود: فیلمفارسی و فیلم ایرانی. فیلمفارسی به آن دسته از آحاد سینمایی گفته می&amp;zwnj;شود که در مجموعه تکنیک و ساختمان سینمایی آن و در پرداخت و پیشبرد یک داستان، غلط&amp;zwnj;های فاحش دستوری و املایی و انشایی دیده می&amp;zwnj;شود. بنابراین اگر حدی برای یک نقطه صفر ارزشی در سینما قائل گردیم، این فیلم&amp;zwnj;ها به علت تکنیک ناقص بیانی و ساختمان فرمی و مضمونی خود در زیر این حد واقع می&amp;zwnj;گردند و به این جهت آن&amp;zwnj;ها را &amp;laquo;زیرفیلم&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامیم و این اصطلاح از ما نیست بلکه از انگلیسی&amp;zwnj;هاست (under movies). در ایران این دو نوع سینما کاملاً مشخص است، تماشاگرانش مشخص&amp;zwnj;اند، فیلمسازانش مشخص&amp;zwnj;اند و نویسندگان آن نیز... پیدایش یک سینمای خوب در کشورهای در حال توسعه، خطری است برای سینمای بی&amp;zwnj;ارزش و &amp;laquo;زیرفیلمسازی&amp;raquo; موجود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ajff03.jpg&quot; /&gt;پرویز جاهد: فیلمفارسی، ترکیبی از ملودرام&amp;zwnj;های خانوادگی و قصه&amp;zwnj;های عامیانه بود که درونمایه اصلی آن&amp;zwnj;ها را اختلاف&amp;zwnj;های طبقاتی (پولدار و فقیر)، تضادهای ارزشی (جوانمردی و نامردی) و تضادهای اجتماعی (شهری و روستایی) تشکیل می&amp;zwnj;داد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;کاووسی برای تشریح اصطلاح&amp;zwnj;سازی سینمایی خود از اصطلاح جعلی &amp;laquo;زیرفیلم&amp;raquo; استفاده می&amp;zwnj;کند که در فرهنگ نقد انگلیسی زبان اصلاً وجود ندارد. آنچه را که کاووسی تحت عنوان فیلمفارسی طبقه&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;کرد، دسته&amp;zwnj;ای از فیلم&amp;zwnj;های سینمای ایران بود که با پیروی از شیوه&amp;zwnj;های قراردادی و کلیشه&amp;zwnj;های برگرفته شده از سینمای تجاری هند، عرب و ترکیه ساخته می&amp;zwnj;شدند و به دلیل برخورداری از جاذبه&amp;zwnj;های تجاری و عوام&amp;zwnj;پسند، مورد توجه و استقبال عامه تماشاگر واقع می&amp;zwnj;شدند. اما کاووسی در نوشته&amp;zwnj;های خود آن&amp;zwnj;ها را از دیدن این نوع فیلم&amp;zwnj;ها برحذر می&amp;zwnj;داشت. در نقد فیلم &amp;laquo;شب&amp;zwnj;های معبد&amp;raquo; ساخته بشارتیان (۱۳۳۳) می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;بیچاره سینما، بدبخت مردم. دیدن این نوار زجر و ریاضت است. نگارنده این زجر و ریاضت را تحمل کرده تا شما خوانندگان علاقمند به فیلم تحمل نکنید.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع کاووسی مردمی را از دیدن این نوع فیلم&amp;zwnj;ها نهی می&amp;zwnj;کرد که برای دیدن آن&amp;zwnj;ها سر و دست می&amp;zwnj;شکستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ قدیمی، یکی دیگر از منتقدان این دوره در مجله ستاره سینما، با نگاه واقع&amp;zwnj;بینانه&amp;zwnj;تری نسبت به کاووسی در مورد فیلمفارسی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;... این فیلم&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;آسانی مورد توجه مردم قرار می&amp;zwnj;گیرد. علت آن هم اعتیاد تماشاگران فیلم&amp;zwnj;های فارسی به این نوع درام&amp;zwnj;های اخلاقی است و چون از موزیک و اشعار و رقص&amp;zwnj;های ملی ایران به حد اشباع در فیلم استفاده شده، توجه مردم به آن امری طبیعی است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلمفارسی، ترکیبی از ملودرام&amp;zwnj;های خانوادگی و قصه&amp;zwnj;های عامیانه بود که درونمایه اصلی آن&amp;zwnj;ها را اختلاف&amp;zwnj;های طبقاتی (پولدار و فقیر)، تضادهای ارزشی (جوانمردی و نامردی) و تضادهای اجتماعی (شهری و روستایی) تشکیل می&amp;zwnj;داد. ستایش فقر و نکوهش ثروت، جوانمردی، ناموس&amp;zwnj;پرستی و انتقام ناموسی، عشق&amp;zwnj;های پرسوز و گداز، مهم&amp;zwnj;ترین مضامین فیلم&amp;zwnj;های فارسی بود که در واقع از ادبیات و داستان&amp;zwnj;های عامیانه و پاورقی&amp;zwnj;های مطبوعات عامه&amp;zwnj;پسند به فیلم&amp;zwnj;های فارسی راه پیدا کرده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اغراق در شخصیت&amp;zwnj;پردازی و صحنه&amp;zwnj;آرایی، قهرمان&amp;zwnj;پروری، اخلاق&amp;zwnj;گرایی، رقص و آواز، حادثه&amp;zwnj;پردازی، سنت&amp;zwnj;گرایی، تقدیرگرایی، رؤیا&amp;zwnj;پردازی و لمپنیسم، از خصوصیات اصلی فیلم&amp;zwnj;های فارسی بود که مخاطبان آن را عموماً، انبوه زنان و مردان مهاجر از روستا&amp;zwnj;ها، کارگران شهری، کاسبکاران و خیل عظیم بی&amp;zwnj;سوادان تشکیل می&amp;zwnj;دادند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با چنین ویژگی&amp;zwnj;هایی، فیلمفارسی در میان منتقدان سینمای ایران که عموماً با نگاهی اسنوب و تحقیرآمیز بدان می&amp;zwnj;نگریستند، محلی از اعراب نداشت. در بحث در مورد ارزش&amp;zwnj;های هنری یا تجاری فیلم&amp;zwnj;های فارسی، منتقدانی چون هوشنگ کاووسی نه تنها هرگونه ارزش هنری این فیلم&amp;zwnj;ها را انکار کرده بلکه حتی منکر جنبه&amp;zwnj;های تجاری این فیلم&amp;zwnj;ها نیز شده&amp;zwnj;اند. کاووسی در این مورد می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;مسأله این است که آیا سینما به عنوان یک واحد تولیدکننده دارای ارزش هست یا نه؟ و به عقیده من متأسفانه پاسخ نومیدکننده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی این سینما را از نظر اقتصادی یک تجارت نمی&amp;zwnj;داند بلکه آن را دکانداری می&amp;zwnj;نامد چرا که معتقد است فیلمفارسی&amp;zwnj;ساز همانند یک دکاندار می&amp;zwnj;خواهد از نزدیک&amp;zwnj;ترین و غیرمعقولانه&amp;zwnj;ترین راه به منافع بیشتری دست یابد حال آنکه یک تاجر در این مورد دوراندیشی بیشتری دارد و می&amp;zwnj;کوشد از راه&amp;zwnj;هایی معقولانه و سالم به هدفش برسد. کاووسی حتی به اصلاح این سینما نیز اعتقاد نداشت و معتقد بود که بنای این سینما از آغاز کج بوده است: &amp;laquo;این سینما را من هیچ&amp;zwnj;گاه سینمای ایران نمی&amp;zwnj;خوانم و ترجیح می&amp;zwnj;دهم که آن را&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سینمای فارسی بنامم. چون این سینما از ایرانی بودن تنها این را دارد که فیلم&amp;zwnj;هایش زیر آسمان ایران تهیه شده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هژیر داریوش نیز از جمله منتقدانی است که به همراه کاووسی، به طور جدی مبارزه با سینمای فارسی را به عنوان یک جریان مبتذل آغاز کرد. نوشته&amp;zwnj;های سینمایی او در سال&amp;zwnj;های پس از کودتا در مجله امید ایران به طور مستمر چاپ می&amp;zwnj;شد. او در یکی از مقالات خود تحت عنوان &amp;laquo;آغاز شمارش معکوس برای مبارزه بر ضد سینمای در ایران&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;درباره سینمای فارسی باید توجه داشت که اینک به خوبی دوران آن رسیده که با بی&amp;zwnj;هنری، ابتذال و سودپرستی صرف تجارتی در امر سینمای کشور مبارزه شود و این به عهده منتقدان باشعور ماست که شدیداً بکوشند آن&amp;zwnj;هایی را که با تولید فیلم&amp;zwnj;های مبتذل، تمدن و فرهنگ کهنسال ما را به باد مسخره می&amp;zwnj;گیرند با شکست مواجه سازند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هژیر داریوش معتقد بود که سینمای واقعی هنوز در ایران شکل نگرفته و &amp;laquo;منتقدان باید به شدت با آشغال&amp;zwnj;های نفرت&amp;zwnj;آوری که به عنوان سینما و سرگرمی به مردم عرضه می&amp;zwnj;شود، مبارزه نمایند&amp;raquo; و به این ترتیب &amp;laquo;می&amp;zwnj;توان به ایجاد سینمای واقعی در ایران امیدوار بود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او در پاسخ به منتقدانی که معتقد به حمایت از سینمای فارسی بودند، نوشت: &amp;laquo;آنکه به صرف ادعای پشتیبانی از فیلم&amp;zwnj;های فارسی، هر آشغال بی&amp;zwnj;ارزشی را بهترین فیلم، کارگردانش را آلفرد هیچکاک کشور و ستاره&amp;zwnj;اش را مریلین مونروی ایران می&amp;zwnj;نامد، کسی است که دانسته یا ندانسته، تیشه به ریشه سینمای این کشور می&amp;zwnj;زند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ajff04.jpg&quot; /&gt;هژیر داریوش: در چهارچوب داستان فیلم فارسی، هرچه ابله&amp;zwnj;تر، بی&amp;zwnj;سواد&amp;zwnj;تر، پایین&amp;zwnj;تر و بی&amp;zwnj;چیز&amp;zwnj;تر باشی، بی&amp;zwnj;غم&amp;zwnj;تر و موفق&amp;zwnj;تری&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;داریوش کمترین اعتباری برای محصولات فارسی قائل نیست و در اغلب نوشته&amp;zwnj;های خود، به این نوع سینما حمله کرده و از ایجاد سینمایی هنری و غیر متعارف دفاع می&amp;zwnj;کند. در مقاله&amp;zwnj;ای با عنوان &amp;laquo;یک فیلم فارسی که فیلم نیست&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;اگر امثال بنده معمولاً کاری به سینمای فارسی ندارند، صرفاً به این خاطر است که آن را فقط یک تجارت محض- مثل ساختن روغن نباتی- می&amp;zwnj;دانند و در فرآورده&amp;zwnj;هایش چیزی که در زمینه بحث و تفسیر سینما (به مفهوم یک شکل هنری و یک وسیله بیان) محلی از اعراب داشته باشد، پیدا نمی&amp;zwnj;کنند... سینمای فارسی از بیست سال پیش تا به امروز در ایجاد یک سلیقه نحیف و آسان&amp;zwnj;پسند در مردم ما به این خاطر که از این سلیقه بهره&amp;zwnj;برداری تجارتی کند، کوشش کرده است. مردانی که فیلم&amp;zwnj;های فارسی ما را ساخته&amp;zwnj;اند، واجد سلیقه&amp;zwnj;های ظریف و عالی نبوده&amp;zwnj;اند. از طرف دیگر، فیلم فارسی امروزه یک سینمای تخدیری و تحمیق شده است. جنبه&amp;zwnj;های مشترک مضامین فیلم&amp;zwnj;های فارسی را می&amp;zwnj;توان به این ترتیب خلاصه کرد: اولاً: این نیز بگذرد. دوماً: آن طوری هم که می&amp;zwnj;گذرد اصلاً بد نمی&amp;zwnj;گذرد. دلیل: در چهارچوب داستان فیلم فارسی، هرچه ابله&amp;zwnj;تر، بی&amp;zwnj;سواد&amp;zwnj;تر، پایین&amp;zwnj;تر و بی&amp;zwnj;چیز&amp;zwnj;تر باشی، بی&amp;zwnj;غم&amp;zwnj;تر و موفق&amp;zwnj;تری (اشاره به علی بی&amp;zwnj;غم شخصیت معروف و تیپیکال فیلمفارسی در فیلم &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo; ساخته سیامک یاسمی).&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد این منتقد سینمایی، فیلم فارسی مثل ماده مخدر، میل به پیشرفت را در تماشاگران&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;کشد و این نه تنها وظیفه یک منتقد فیلم و سینما&amp;zwnj;شناس بلکه وظیفه یک ایرانی است که نسبت به این سینما اعلام انزجار کند. هژیر داریوش، آنگاه فیلم &amp;laquo;سه دیوانه&amp;raquo; ساخته جلال مقدم را به عنوان نمونه&amp;zwnj;ای از &amp;laquo;سینمای سالم&amp;raquo; در برابر سینمای &amp;laquo;دروغ&amp;zwnj;پرداز و تخدیری&amp;raquo; فیلمفارسی معرفی می&amp;zwnj;کند؛ فیلمی که به گمان او توانسته با استفاده از عوامل و عناصر فیلم فارسی، بین خواست&amp;zwnj;ها و سلیقه&amp;zwnj;های تماشاگر عام سینما و تماشاگران نخبه&amp;zwnj;گرا و روشنفکر، تعادل ایجاد کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما این تنها منتقدان سینمایی نبودند که با فیلمفارسی مخالفت می&amp;zwnj;کردند بلکه برخی از عوامل و دست اندرکاران سینمای فارسی نیز به ضعف ساختاری فیلم فارسی آگاه بوده و در گفت&amp;zwnj;وگوهای خود به آن اعتراف کرده و حس شرمساری خود را از همکاری در آن نشان داده&amp;zwnj;اند. محمدعلی فردین، بازیگر محبوب فیلم&amp;zwnj;های فارسی، در مصاحبه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;آرزو می&amp;zwnj;کردم&amp;zwnj; کاش با کارگردانی کار می&amp;zwnj;کردم که لااقل اگر شاهکاری خلق نمی&amp;zwnj;کند یک فیلم خوب بسازد، نه نوارهای متحرکی که از دیدن بعضی از آن&amp;zwnj;ها خودم شرم دارم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ساموئل خاچکیان، از فیلمسازان مطرح این دوره که آثارش در میان فیلم&amp;zwnj;های فارسی، از استانداردهای فنی و ساختاری قابل قبول&amp;zwnj;تری برخوردار بود، در میزدگردی که مجله فیلم و هنر در سال ۱۳۴۳ در مورد فیلمفارسی برگزار کرد، این گونه از فیلمفارسی انتقاد می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;ما متأسفانه در محیطی زندگی می&amp;zwnj;کنیم که یا مردمش جاهل پرست&amp;zwnj;اند و یا بیتل پرست و ما نمی&amp;zwnj;دانیم چگونه با این تضاد عقاید مبارزه کنیم. ما سال&amp;zwnj;هاست در مورد بهبود فیلم فارسی بحث می&amp;zwnj;کنیم و نتیجه&amp;zwnj;ای نگرفتیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ناصر ملک مطیعی، بازیگر سر&amp;zwnj;شناس فیلم&amp;zwnj;های فارسی این دوره نیز در یادداشتی که در روزنامه کیهان ۱۳۴۴ بعد از نمایش موفقیت&amp;zwnj;آمیز فیلم گنج قارون منتشر شد، به انتقاد از فیلمفارسی و بی&amp;zwnj;دانشی عوامل آن پرداخته و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;هیچ&amp;zwnj;کس نمی&amp;zwnj;خواهد قبول کند که چیزی نمی&amp;zwnj;داند. اما برای اینکه سینمایی داشته باشیم و نسل آینده به ما لعنت نفرستد باید قبول کنیم که چیزی نمی&amp;zwnj;دانیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635&quot;&gt;مقالات پرویز جاهد در نقد سینمای ایران در رادیو زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
	فهرست منابع:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱-هوشنگ کاووسی. حرف&amp;zwnj;های ماقل آخر- نگین شماره ۵۷. بهمن ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
	۲-هوشنگ کاووسی. مجله فردوسی. شماره ۱۵۲. شهریور ۱۳۳۳&lt;br /&gt;
	۳- هوشنگ قدیمی. ستاره سینما.&lt;br /&gt;
	۴- فیلم و هنر. شماره ۸. خرداد ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۵- فیلم و هنر. شماره ۲۵. آبان ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۶- فیلمفارسی چیست؟. حسین معززی نیا. نشر ساقی.&lt;br /&gt;
	۷- هوشنگ کاووسی. ستاره سینما. شماره ۲۴. ۱۳۳۳&lt;br /&gt;
	۸- تاریخ سینمای ایران. مسعود مهرابی. انتشارات مجله فیلم.&lt;br /&gt;
	۹- امید ایران. شماره ۴۳. فروردین ۱۳۳۴.&lt;br /&gt;
	۱۰- امید ایران. شماره ۵۱. خرداد ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۱۱- آیندگان. شماره ۱۴۱. شانزده خرداد ۱۳۴۷.&lt;br /&gt;
	۱۲- هنر و سینما. سال اول. شماره ۳. فروردین ۱۳۴۰&lt;br /&gt;
	۱۳-ستاره سینما. شماره ۷۲۶. سال هفدهم. آبان ۱۳۴۹ (گفتگوی هوشنگ کاووسی با جمشید اکرمی)&lt;br /&gt;
	۱۴- صدف. شماره ۲. آبان ۱۳۳۶&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/08/28/18835#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14907">جلال مقدم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14906">سه دیوانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14908">محمد علی فردین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14905">ناصر ملک مطیعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14902">هوشنگ کاووسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14903">هژیر داریوش</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14904">گنج قارون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Tue, 28 Aug 2012 09:30:30 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">18835 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>