<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14754/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>سیاست و ادبیات</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14754/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>درباره نویسندگی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/08/22/18574</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/08/22/18574&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    آیا یک نویسنده می‌تواند خود را در خدمت یک ایدئولوژی یا یک حزب سیاسی قرار دهد؟        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    فریدریش دورنمات        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نازنین اعتمادی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;190&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/fridur01.jpg?1346091420&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;فریدریش دورنمات &amp;ndash; یکی از مهم&amp;zwnj;ترین مشکلات یک نویسنده این است که مدام از او می&amp;zwnj;پرسند چرا می&amp;zwnj;نویسی؟ این پرسش به این دلیل در میان می&amp;zwnj;آید که ظاهراً نویسندگی را به عنوان یک حرفه به&amp;zwnj;رسمیت نمی&amp;zwnj;شناسند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;اگر من در پاسخ بگویم می&amp;zwnj;نویسم به این دلیل که می&amp;zwnj;بایست خرج خودم و خانواده&amp;zwnj;ام را درآورم، یا بگویم می&amp;zwnj;نویسم به این دلیل که مردم را بخندانم و مهم&amp;zwnj;تر از آن: می&amp;zwnj;نویسم که آن&amp;zwnj;ها را خشمگین کنم، پرسنده آن پرسش بی&amp;zwnj;تابانه پرسش بعدی را در میان می&amp;zwnj;گذارد. او می&amp;zwnj;پرسد با این قصد که پاسخی دیگر بشنود. او می&amp;zwnj;خواهد بشنود که من به دلیل یک نیاز درونی می&amp;zwnj;نویسم. با این&amp;zwnj;حال، از من بپذیرید که حتی اگر این مسأله &amp;laquo;نیاز درونی&amp;raquo; صحت هم داشته باشد، هیچکس، از روی نزاکت هم شده از آن سخن نمی&amp;zwnj;گوید. این پاسخ که: &amp;laquo;من می&amp;zwnj;نویسم به این دلیل که خرج خودم و خانواده&amp;zwnj;ام را درآورم&amp;raquo;، یک پاسخ اخلاقی&amp;zwnj;ست. با این&amp;zwnj;همه با چنین پاسخی به شکلی کاملاً سطحی به مشکلات نویسندگی در عصر حاضر پرداخته&amp;zwnj;ایم. زیرا این پرسش که معنای نویسندگی چیست و نویسنده چرا می&amp;zwnj;نویسد در پیوند تنگاتنگی قرار دارد با این عقیده عام که نویسنده وقتی دست به قلم می&amp;zwnj;برد، می&amp;zwnj;بایست حتماً چیزی برای گفتن هم داشته باشد؛ و در این میان طبعاً فقط کسی حرفی برای گفتن دارد که حرف خارق&amp;zwnj;العاده&amp;zwnj;ای برای گفتن داشته باشد. با این&amp;zwnj;همه این پرسش متعارف از یک شهروند معمولی که چرا کسی می&amp;zwnj;نویسد،  به شکل دیگری در نقد ادبی هم که در پی یافتن پیام اثر است، تکرار می&amp;zwnj;شود. معنی اثر ادبی چیست و چه پیامی دارد؟ این پرسش مرا بیش از هر پرسش دیگری به زحمت می&amp;zwnj;اندازد و حتی باعث می&amp;zwnj;شود که دست و پایم را گم کنم. ناگزیریم به این موضوع دقیق&amp;zwnj;تر بپردازیم:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر کسی از من بپرسد که مفهوم داستان&amp;zwnj;هایم چیست، در اغلب مواقع پاسخ می&amp;zwnj;دهم که اگر از مفهوم داستان&amp;zwnj;هایم اطلاع داشتم، فقط آن مفهوم و پیام اثر را در چند خط می&amp;zwnj;نوشتم و خودم را به زحمت نمی&amp;zwnj;انداختم. آیا ادعا می&amp;zwnj;کنم که داستان&amp;zwnj;ها و نمایشنامه&amp;zwnj;های کمدی&amp;zwnj;&amp;zwnj;ام بی&amp;zwnj;مفهوم&amp;zwnj; و بی&amp;zwnj;معنا هستند؟ &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گمان نمی&amp;zwnj;کنم.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/fridur02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;● نویسندگان اصولاً نیاز دارند به دخالت کردن در امور، به هشدار دادن و به دگرگونی ایجاد کردن.&lt;br /&gt;
● پیام اثر می&amp;zwnj;بایست نمایانگر چگونگی اندیشیدن نویسنده باشد. هم&amp;zwnj;ازین&amp;zwnj;روی هر چه شیوه اندیشیدن نویسنده&amp;zwnj;ای عامیانه&amp;zwnj;تر باشد، درک پیام او هم به همان اندازه ساده&amp;zwnj;تر است.&lt;br /&gt;
● هرچه فردیت نویسنده&amp;zwnj;ای برجسته&amp;zwnj;تر و شیوه اندیشیدن او ذهنی&amp;zwnj;تر باشد، به همان اندازه هم پیام او پیچیده&amp;zwnj;تر و دیریاب&amp;zwnj;تر خواهد بود.  &lt;br /&gt;
●حقایق پیش&amp;zwnj;پاافتاده وقتی به&amp;zwnj;راستی پیش پاافتاده&amp;zwnj;اند که من نویسنده خود را در خدمت یک حزب یا یک ایدئولوژی قرار دهم.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;اعتقاد دارم که اگر در پی مفهوم طبیعت باشیم و از یک دانشمند مفهوم طبیعت را پرس و جو کنیم، قاعدتاً او هم از پاسخ دادن به ما طفره می&amp;zwnj;رود. وظیفه او این نیست که پیرامون مفهوم طبیعت کاوش کند. وظیفه او این است که پیرامون خود طبیعت، قانون&amp;zwnj;مندی&amp;zwnj;های پدیده&amp;zwnj;&amp;zwnj;های طبیعی، رفتار این پدیده&amp;zwnj;ها و ساختار طبیعت کاوش کند. بیش از این طبیعت خودش را افشاء نخواهد کرد. به این جهت معنا و مفهوم طبیعت اصولاً خودبسنده و ذاتی طبیعت است. به دیگر سخن معنا و مفهوم طبیعت یک پرسش فلسفی&amp;zwnj;ست. به همین ترتیب هم معنا و مفهوم یک اثر ادبی، برای مثال یک نمایشنامه هم خودبسنده و فلسفی&amp;zwnj;ست. این پرسش را پس نباید با نویسنده در میان گذاشت. این پرسش را باید از منتقد پرسید که معمولاً برای هر پرسشی یک پاسخ آماده هم در آستین دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مفهوم اثر هنری ورای اثر و در یک سطح دیگر نهفته است و همچنین یک نویسنده هم حق دارد ادعا کند که او به معنا و مفهوم اثر و به پیام آنچه که نوشته است هیچگونه علاقه&amp;zwnj;ای ندارد. این حق از آنِ آفریننده است. با این&amp;zwnj;حال متأسفانه موقعیت نویسندگان به این سادگی هم&amp;zwnj; نیست. آن&amp;zwnj;ها مفهوم اثر را که لازم نیست با آن آشنا باشند، با آثارشان درآمیخته&amp;zwnj;اند. دلایلشان هم برای این&amp;zwnj;کار متفاوت است: این دلایل ممکن است معطوف باشد به بیرون از متن یا به زمانه&amp;zwnj;ای که اثر در آن شکل می&amp;zwnj;گیرد. ممکن است نویسنده را به گونه&amp;zwnj;ای تربیت کرده باشند که به برخی مسائل ملزم است، ممکن است که او به عنوان یک نویسنده می&amp;zwnj;خواهد بداند که دارد چه می&amp;zwnj;کند و برای کاری که انجام می&amp;zwnj;دهد به یک معنا و مفهوم خاص نیاز دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باید توجه داشت که نویسندگان اصولاً نیاز دارند به دخالت کردن در امور، به هشدار دادن و به دگرگونی ایجاد کردن. یک نویسنده التزام اجتماعی را وظیفه خود می&amp;zwnj;پندارد. همه این&amp;zwnj;ها قابل درک است. اما در اینجا باید پرسید که به&amp;zwnj;راستی ماهیت آنچه که یک نویسنده می&amp;zwnj;نویسد چیست؟ یعنی در مورد خاص من، از خودم می&amp;zwnj;پرسم ماهیت نمایشنامه&amp;zwnj;ای که می&amp;zwnj;نویسم چیست؟ پیش از آنکه به این پرسش پاسخ بدهیم باید ابتدا از خودمان بپرسیم که آیا یک اثر ادبی یا هنری به&amp;zwnj;راستی می&amp;zwnj;بایست متعهد باشد؟ آیا اثر می&amp;zwnj;بایست دربردارنده پیامی باشد برای دیگران؟ شایسته است که با دقت این پرسش را واکاویم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منظور ما از پیام، چیزی&amp;zwnj;ست که در وهله نخست عمومیت داشته باشد. این ادعا که یک اثر، برای مثال یک نمایشنامه می&amp;zwnj;بایست دربردارنده پیامی باشد، نمایانگر این توقع است که هر چیز ویژه&amp;zwnj;ای، برای مثال واقعه&amp;zwnj;ای که در یک نمایشنامه اتفاق می&amp;zwnj;افتد، می&amp;zwnj;بایست به یک شناخت عام و به یک نتیجه مشخص بینجامد. اما اگر یک اثر مشخص، مثلاً آنتیگون از سوفکلس را بررسی کنیم، به راحتی پی می&amp;zwnj;بریم که سویه عمومیت&amp;zwnj;یافته یک اثر در یک جمله نهفته نیست، بلکه در مورد آنتیگون در آن سویه غیرشخصی و کلیت یونانی&amp;zwnj;اش و در ذهنیت مذهبی و هلینیستی سوفکلس نهفته است و به این جهت هم مشکلاتی که ما در درک این اثر داریم به بی&amp;zwnj;اطلاعی ما از پیش&amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی در یونان قدیم ربط دارد. پیام سوفوکلس هم طبعاً خارج از این محدوده فرهنگی قابل درک است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیام اثر می&amp;zwnj;بایست نمایانگر چگونگی اندیشیدن نویسنده باشد. هم&amp;zwnj;ازین&amp;zwnj;روی هر چه شیوه اندیشیدن نویسنده&amp;zwnj;ای عامیانه&amp;zwnj;تر باشد، درک پیام او هم به همان اندازه ساده&amp;zwnj;تر است. یک نویسنده کاتولیک را کاتولیک&amp;zwnj;ها به سادگی می&amp;zwnj;توانند درک کنند، در حالی&amp;zwnj;که اگر نویسنده&amp;zwnj;ای به یک سکت مذهبی تعلق داشته باشد، پیام او را فقط وابستگان به آن سکت به&amp;zwnj;سادگی می&amp;zwnj;فهمند. بنابراین هرچه فردیت نویسنده&amp;zwnj;ای برجسته&amp;zwnj;تر و شیوه اندیشیدن او ذهنی&amp;zwnj;تر باشد، به همان اندازه هم پیام او پیچیده&amp;zwnj;تر و دیریاب&amp;zwnj;تر خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما باید توجه داشت که این&amp;zwnj;ها همه به این معنا نیست که حقایق پیش پاافتاده واقعاً پیش&amp;zwnj;پاافتاده&amp;zwnj;اند. حقایق پیش&amp;zwnj;پاافتاده ممکن است بسیار تکان&amp;zwnj;دهنده باشند و ما را به شناختی ژرف برسانند یا این&amp;zwnj;که برعکس در حد یک امر پیش&amp;zwnj;پاافتاده باقی بمانند. بستگی دارد که پیام اثر از چه کلیتی برآمده باشد. همواره کلیت اثر و پیش&amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;ها از تک تک جملات مهم&amp;zwnj;ترند. حقایق پیش&amp;zwnj;پاافتاده وقتی به&amp;zwnj;راستی پیش پاافتاده&amp;zwnj;اند که من نویسنده خود را در خدمت یک حزب یا یک ایدئولوژی قرار دهم. به خوبی می&amp;zwnj;دانم که این جمله تا چه حد خطرناک&amp;zwnj; است و تا چه حد می&amp;zwnj;تواند سوءتفاهم به وجود آورد. من نمی&amp;zwnj;گویم که نویسنده نباید سیاسی باشد. یک نویسنده این&amp;zwnj;روزها فقط می&amp;zwnj;تواند سیاسی باشد، اما دقیقاً به همین دلیل است که او نمی&amp;zwnj;تواند در خدمت یک حزب یا یک ایدئولوژی قرار بگیرد. او نه فقط به خاطر اثرش که می&amp;zwnj;بایست فراتر باشد از مجموعه&amp;zwnj;ای از پیام&amp;zwnj;های درست، اندیشه&amp;zwnj;ها و نظرات، بلکه به خاطر یک امر بنیادین&amp;zwnj;تر نباید خود را در خدمت ایدئولوژی&amp;zwnj;ها قرار دهد: ما همه وقتی می&amp;zwnj;توانیم وظیفه&amp;zwnj;مان را درست انجام دهیم که فقط به کار خودمان بپردازیم. نویسندگی با فلسفیدن یا اعتراض به نابسامانی&amp;zwnj;ها و حماقت&amp;zwnj;ها تفاوت دارد. البته باید توجه داشت که نویسنده فقط هنگام نوشتن است که باید این محدودیت&amp;zwnj;ها را بپذیرد. کارش را که تمام کرد، می&amp;zwnj;تواند به هر آنچه که دلبستگی دارد عمل کند و به هر حزبی که به آن علاقه دارد بپیوندد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مأخذ ترجمه:&lt;br /&gt;
Duerrenmatt, literatur und kunst, Essays und Reden, Diogenes, 1986    &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/08/22/18574#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14754">سیاست و ادبیات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14753">فریدریش دورنمات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3251">نازنین اعتمادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Wed, 22 Aug 2012 07:11:41 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">18574 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>