<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14731/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>استرید لیندگرن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14731/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>استرید لیندگرن و پی پی جوراب بلند</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/08/28/18561</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/08/28/18561&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    ادبیات غرب در ۱۰ دقیقه، استرید لیندگرن، مدافع حقوق کودکان و نوجوانان ‌ (۱۹۰۷-۲۰۰۲)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حسین نوش‌آذر         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;190&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/astlnu01.jpg?1346515096&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;حسین نوش&amp;zwnj;آذر &amp;ndash; موفقیت ادبی استرید لیندگرن با یک سانحه آغاز شد: در سال ۱۹۴۴ او در استکهلم که پوشیده از برف بود، زمین افتاد و پایش شکست و مدتی زمینگیر شد. لیندگرن در آن زمان که جهان در آتش جنگ می&amp;zwnj;سوخت منشی بود. از روی کسالت داستان&amp;zwnj;هایی را که از سال&amp;zwnj;ها پیش برای دخترش کارین روایت کرده بود روی کاغذ آورد. قهرمان این داستان&amp;zwnj;ها دختری بود شورشی و عصیانگر به نام &amp;laquo;پی&amp;zwnj;پی جوراب بلند&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;لیندگرن یک نسخه از این داستان&amp;zwnj;ها را به دخترش هدیه داد و نسخه دیگر را برای یک ناشر ادبیات کودک فرستاد. ناشر اما کتاب را منتشر نکرد. او پاسخ داده بود که از تصور آنکه که روزی فرزندانش &amp;laquo;پی&amp;zwnj;پی جوراب بلند&amp;raquo; را الگو قرار بدهند، خشم همه وجودش را فراگرفته است.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مجموعه برنامه&amp;zwnj;های ادبیات غرب در ۱۰ دقیقه که با هومر آغاز شد و با فیلیپ راث به پایان می&amp;zwnj;رسد، امروز به استرید لیندگرن، نویسنده سوئدی و مدافع حقوق کودکان و نوجوانان می&amp;zwnj;پردازیم. یادآوری می&amp;zwnj;کنم که فایل صوتی با متنی که می&amp;zwnj;خوانید تفاوت دارد.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120827_astrid_lindgren_nushazar.mp3&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با وجود آنکه استرید لیندگرن در آغاز در یافتن ناشر با مشکلاتی مواجه شده بود، اما یک سال بعد، در سال ۱۹۴۵ سرانجام یک ناشر سوئدی دل به دریا زد و &amp;laquo;پی&amp;zwnj;پی جوراب بلند&amp;raquo; را منتشر کرد. &amp;laquo;پی&amp;zwnj;پی جوراب بلند&amp;raquo; البته توسط مترجم خوب ما، خانم گلی امامی هم ترجمه و منتشر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;پی&amp;zwnj;پی جوراب بلند&amp;raquo; یک دختر شجاع، شورشی و کله&amp;zwnj;شق نه&amp;zwnj;ساله است با چهره&amp;zwnj;ای کک&amp;zwnj;مکی و دو بافه موی سرخ و جوراب بلند که اغلب هم لنگه به لنگه آن&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;پوشد. او در ویلایی به نام &amp;laquo;کونتربونت&amp;raquo; زندگی می&amp;zwnj;کند. پی&amp;zwnj;پی از امکاناتی برخوردار است که بچه&amp;zwnj;ها در خواب هم نمی&amp;zwnj;بینند: برای مثال یک اسب سفید دارد، در ویلای کونتربونت تک و تنها و بدون آقابالاسر زندگی می&amp;zwnj;کند، از زور زیادی برخوردار است، چنان&amp;zwnj;که هر موقع پدرش را ملاقات می&amp;zwnj;کند، می&amp;zwnj;تواند با او مچ بیندازد، گاهی هم در میدان شهر با پهلوان&amp;zwnj;ها کشتی می&amp;zwnj;گیرد و پشت آن&amp;zwnj;ها را به خاک می&amp;zwnj;مالد. پی&amp;zwnj;پی ادعا می&amp;zwnj;کند که مادرش مرده و پدرش پادشاهی&amp;zwnj;ست در جزیره&amp;zwnj;ای در دریای جنوب. با این&amp;zwnj;حال پی&amp;zwnj;پی تنها نیست. در همسایگی ویلای کونتربونت دوستان او، توماس و آنیکا زندگی می&amp;zwnj;کنند و شاهد ماجراهایی هستند که پی&amp;zwnj;پی جسور و شجاع از سر می&amp;zwnj;گذراند.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/astlnu02.jpg&quot; /&gt;&amp;laquo;پی&amp;zwnj;پی جوراب بلند&amp;raquo; نوشته استرید لیندگرن: حق شادی، حق نه گفتن و حق تخیل ورزیدن و بدون آقابالاسر زندگی کردن...&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;باید توجه داشت که &amp;laquo;پی&amp;zwnj;&amp;zwnj;پی&amp;raquo; یک کودک یتیم و در مجموع درمانده است. اما او با یاری تخیل و با شخصیت برجسته&amp;zwnj;ای که دارد موفق می&amp;zwnj;شود جهانش را سامان بدهد. &amp;laquo;پی&amp;zwnj;پی&amp;raquo; با تخیل برای خودش سرپناهی می&amp;zwnj;سازد. این کنش بسیار کودکانه و در همان حال مبنای شعر و بی&amp;zwnj;اندازه زیباست. &amp;laquo;پی&amp;zwnj;پی&amp;raquo; به ما نشان می&amp;zwnj;دهد که چگونه می&amp;zwnj;توانیم جهان و زندگی را زیباتر کنیم.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مهم&amp;zwnj;ترین دستاورد استرید لیندگرن اما این بود که با انتشار &amp;laquo;پی&amp;zwnj;پی جوراب بلند&amp;raquo; فصلی تازه در ادبیات کودک و نوجوان گشود. اگر تا پیش از آن ادبیات کودکان و نوجوانان پر از پند و اندرز بود، اکنون پی&amp;zwnj;پی بر همه آن اندرزهای اخلاقی شورش می&amp;zwnj;کرد. استرید لیندگرن با &amp;laquo;پی&amp;zwnj;پی جوراب بلند&amp;raquo; خواهان یکی از مهم&amp;zwnj;ترین حقوق مدنی کودکان و نوجوانان شد: حق نه گفتن و حق تخیل ورزیدن و حق شادمانه و بدون آقا بالاسر و امر و نهی زیستن.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;استرید لیندگرن در سالخوردگی در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گویی درباره انگیزه&amp;zwnj;اش از روی آوردن به ادبیات کودکان می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;من می&amp;zwnj;نویسم با این انگیزه که کودک درون خودم را سرگرم کنم و امیدوارم که ازین طریق کودکان دیگر را هم خوشحال کرده باشم.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;استرید لیندگرن مانند هر نویسنده موفق دیگری از تجربه&amp;zwnj;های خودش در کودکی بهره می&amp;zwnj;گرفت. او در جنوب سوئد پرورش پیدا کرده بود و بسیاری از داستان&amp;zwnj;هایش هم در این ناحیه اتفاق می&amp;zwnj;افتد. &amp;laquo;کودکان بولابو&amp;raquo;، &amp;laquo;میشل، بچه لونه&amp;zwnj;برگا&amp;raquo; یا &amp;laquo;تعطیلات در سالت&amp;zwnj;کروکان&amp;raquo; داستان&amp;zwnj;هایی هستند در جهت آزادی کودکان و امکان رشد آزادانه آن&amp;zwnj;ها و برخورداری آن&amp;zwnj;ها از حق نه گفتن، حق تخیل ورزیدن و حق شادمانه زیستن.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آثار استرید لیندگرن خواننده را بسیار تحت تأثیر قرار می&amp;zwnj;دهد. این تأثیرگذاری ژرف فقط به تخیل گسترده نویسنده ربط ندارد. او با زبانی ساده و همه&amp;zwnj;فهم اما بسیار گزیده و سنجیده، در فرم&amp;zwnj;های بدیع و با در نظر داشتن کمپوزیسیون، داستانش را با استادی روایت می&amp;zwnj;کند. او همواره از توضیح و تفسیر آثارش خودداری می&amp;zwnj;کرد. برای او اثرگذاری داستان&amp;zwnj;هایش بر مخاطب اهمیت داشت.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در خاطرات استرید لیندگرن می&amp;zwnj;خوانیم که روزی یک زن ناشناس کاغذی به دست او داد. روی آن کاغذ نوشته شده بود: از شما ممنونم که با داستان&amp;zwnj;هاتان به یک کودکی تیره و تار نوری از امید تاباندید.&lt;br /&gt;
	لیندگرن می&amp;zwnj;نویسد: اگر من فقط توانسته باشم، کودکی تیره و تار یک نفر را اندکی روشن کرده باشم، برایم کافی&amp;zwnj;ست و راضی هستم.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال ۱۹۹۹ سوئدی&amp;zwnj;ها استرید لیندگرن را به عنوان نویسنده قرن برگزیدند. این گزینش شگفت&amp;zwnj;&amp;zwnj;آور نیست. با قطعیت زیادی می&amp;zwnj;توان گفت هر کس که از سال ۱۹۵۵ به بعد در سوئد متولد شده، خواه&amp;zwnj;ناخواه تحت تأثیر داستان&amp;zwnj;های لیندگرن قرار گرفته و بخشی از کودکی و شخصیت او با این داستان&amp;zwnj;ها درآمیخته است.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;استرید لیندگرن در سیاست روز هم دخالت می&amp;zwnj;کرد و در سال ۱۹۷۶ برای نخست&amp;zwnj;وزیری اولاف پالمه تلاش کرد، از تربیت کودکان بدون خشونت دفاع می&amp;zwnj;کرد، برای تصویب قانون حمایت از حقوق حیوانات تلاش کرد و با نیروگاه&amp;zwnj;های هسته&amp;zwnj;ای به&amp;zwnj;شدت مخالف بود.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این نویسنده بزرگ و انسان&amp;zwnj;دوست در سال ۲۰۰۲ در سن نود و چهار سالگی در آپارتمانش در استکهلم درگذشت. در تشییع جنازه او نه تنها نخست وزیر سوئد و خانواده سلطنتی شرکت داشتند، بلکه هزاران نفر از خوانندگان او نیز تابوت او را بدرقه کردند. مقابل تابوت او یک دختربچه سوار یک اسب سفید به سوی گورستان روان بود.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/3511&quot;&gt;ادبیات غرب در ۱۰ دقیقه از حسین نوش&amp;zwnj;آذر در رادیو زمانه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/08/28/18561#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3511">ادبیات غرب در ده دقیقه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14731">استرید لیندگرن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3883">حسین نوش آذر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14732">پی پی جوراب بلند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Tue, 28 Aug 2012 05:58:49 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">18561 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>