<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>پرویز جاهد</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>هوشنگ کاووسی، فیلمفارسی و نقد فیلم در ایران</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/22/25459</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/22/25459&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    درگذشت هوشنگ کاووسی منتقد و کارگردان قديمی سينما در ۹۰ سالگی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;196&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/hokavpj01.jpg?1364037923&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - با درگذشت دکتر هوشنک کاووسی، سینمای ایران یکی از قدیمی&amp;zwnj;ترین و سر&amp;zwnj;شناس&amp;zwnj;ترین منتقدان سینمایی خود را از دست داد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی نوشتن درباره سینما را از سال ۱۳۳۲ در مجله ستاره سینما و نشریات دیگر آغاز کرد و به همراه منتقدانی چون روبرت اکهارت، هژیر داریوش، ماشاءالله ناظریان و سیامک پورزند از مؤسسان نخستین &amp;laquo;انجمن نویسندگان و منتقدان سینمایی ایران&amp;raquo; بود که در سال ۱۳۳۵ تشکیل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی، از معدود منتقدان قدیمی سینمای ایران بود که درس سینما خوانده بود و بعد از پایان تحصیلات سینما در مدرسه ایدک فرانسه به ایران بازگشت و نوشتن نقد فیلم در مطبوعات ایران را آغاز کرد. او اعتقاد سرسختانه&amp;zwnj;ای به تحصیلات آکادمیک در سینما داشت و از این زاویه سینماگران ایرانی را که بیشترشان فاقد تحصیلات آکادمیک در زمینه سینما بودند، تحقیر می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی را باید در واقع پرچمدار مبارزه با &amp;laquo;سینمای فارسی&amp;raquo; دانست که مبارزه با این نوع سینما را خیلی زود و به طور جدی، به عنوان یک جریان مبتذل آغاز کرد. او با لحنی تند و تیز و پرخاشگر، همه عناصر سینمای فارسی از فیلمنامه و کارگردانی گرفته تا بازیگری را به زیر حمله گرفته و منکر هرگونه ارزش سینمایی و هنری برای آن&amp;zwnj;ها شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی، واژه &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; را ابداع کرد که به سرعت به مهم&amp;zwnj;ترین و پرکاربرد&amp;zwnj;ترین اصطلاح غیر ترجمه&amp;zwnj;ای ادبیات سینمایی در ایران تبدیل شد؛ اصطلاحی که هنوز یکی از مهم&amp;zwnj;ترین و کلیدی&amp;zwnj;ترین واژه&amp;zwnj;های رایج در گفتمان انتقادی فیلم در ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;50&quot; style=&quot;width: 200px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/hokavpj02.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 142px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;پرویز جاهد:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;برخورد تحقیرآمیز منتقدان ایرانی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;با پدیده فیلمفارسی و&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;همکاری کاووسی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;با دستگاه ممیزی برای سانسور&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و حذف فیلمفارسی،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;کوشش بیهوده&amp;zwnj;ای بود و نه تنها نتیجه&amp;zwnj;ای نداد بلکه اعتبار او را به عنوان یک منتقد&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;سینمایی مستقل، زیر سؤال برد. کاملاً روشن بود که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;منتقد ایرانی با متوسل شدن به سانسور، نمی&amp;zwnj;توانست&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;جلوی یک پدیده مهم اجتماعی را بگیرد و سینمای بهتری (!) را جایگزین آن کند. به جای آن سازندگان فیلمفارسی را به صف&amp;zwnj;آرایی و جبهه&amp;zwnj;گیری در برابر منتقدان سینمایی واداشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;کاووسی برای تأکید بر ماهیت خاص این واژه و تحمیل معنای مورد نظرش، آن را به شکل سرهم می&amp;zwnj;نوشت. او با اتصال واژه &amp;laquo;فیلم&amp;raquo; به واژه &amp;laquo;فارسی&amp;raquo; و خلق واژه ابداعی &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo;، بر سینمایی نظر داشت که به زعم او نه فیلم بود و نه فارسی بلکه ملغمه&amp;zwnj;ای از این دو بود. توضیح کاووسی برای این&amp;zwnj;کار این بود: &amp;laquo;اصولاً مرکب&amp;zwnj;نویسی همیشه معنای ثالثی را به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آورد. مثلاً وقتی می&amp;zwnj;گوییم گلاب، این کلمه هم گل است و هم آب. اما جدا نمی&amp;zwnj;نویسیم چون می&amp;zwnj;شود گل آب. پس این ترکیب یک معنای ثالث است که هم گل است و هم آب ولی در عین حال نه گل است و نه آب. فیلمفارسی هم چنین ترکیبی است: فیلمفارسی هم فیلم بود و هم فارسی اما در عین حال نه فیلم بود و نه فارسی.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی در توضیح نشانه&amp;zwnj;های فیلمفارسی می&amp;zwnj;گفت: &amp;laquo;آن فیلم&amp;zwnj;ها نه فرم داشتند، نه ساختار و نه قصه. اصلاً به همین دلیل به آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گفتم فیلمفارسی (...) فرانسوی&amp;zwnj;ها به این نوع فیلم&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گویند croppe-de-bic یعنی مدفوع بز یا اگر بخواهند احترام قائل شوند می&amp;zwnj;گویند navep یعنی شلغم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این ترکیب که بسیاری از نویسندگان ایرانی امروزه آن را از نظر زبان&amp;zwnj;شناسی نادرست و به لحاظ معنایی چندپهلو، مبهم و سوءتفاهم&amp;zwnj;برانگیز و جعلی می&amp;zwnj;دانند در طی چندین دهه برای تحقیر جریان مسلط فیلمسازی در ایران به&amp;zwnj;وسیله منتقدان فیلم و سینماگران به&amp;zwnj;کار گرفته شد، به&amp;zwnj;طوری که امروز تقریباً بار معنایی و تئوریک خود را از دست داده و به نوعی ناسزا و توهین تبدیل شده. هرچند درک و برداشت یکسانی از این واژه در نزد منتقدان ایرانی وجود نداشته، با این حال آن&amp;zwnj;ها، بخش عمده محصولات سینمای ایران از اواخر دهه ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۷ را فیلمفارسی حساب کرده&amp;zwnj;اند. در واقع این واژه ترکیبی، درست یا نادرست، خوب یا بد، زشت یا زیبا، نزدیک نیم&amp;zwnj;قرن در نوشته&amp;zwnj;ها و نقدهای منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران تکرار شده است. این تکرار به هر حال بر معانی متعددی دلالت دارد که تعیین&amp;zwnj;کننده نوعی فیلمسازی با ویژگی&amp;zwnj;های خاص در سینمای ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; به تعبیر کاووسی، دلیل بر گرایشی خاص در سینمای ایران نیست بلکه برعکس، به زعم و او و برخی دیگر از منتقدان ایرانی، به کلیت و جریان اصلی سینمای ایران در تمام دوره&amp;zwnj;ها اشاره داشته و گرایش&amp;zwnj;های دیگر در دل آن و یا در مقابل آن شکل گرفته و ظهور کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خسرو دهقان از منتقدان امروز سینمای ایران در مورد کاووسی و واژه &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; ابداعی&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;احترام دکتر کاووسی بر ما و همگان واجب و ضروری است. حق با ایشان است. جای بحث و چانه زدن هم ندارد. حالا دیگر چهل و اندی سال است که می&amp;zwnj;گذرد و گرامر سینمای ایران واژه را در خود پذیرفته و آن را حک کرده است و اما دکتر در آن روزگار پرچمدار بوده و بیش و کم تنها، لرزشی را به بدنه سینمای ایران وارد کرده که پس&amp;zwnj;لرزه&amp;zwnj;هایش تا به امروز حکایتی کهنه&amp;zwnj;نشدنی باقی مانده است.&amp;raquo; (فیلمفارسی چیست؟. نشر ساقی. تهران)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما فیلمفارسی از دید کاووسی واقعاً چه بود و چه مؤلفه&amp;zwnj;هایی داشت؟ کاووسی برای تشریح اصطلاح&amp;zwnj;سازی سینمایی خود از اصطلاح جعلی &amp;laquo;زیر فیلم&amp;raquo; استفاده کرد که در فرهنگ نقد انگلیسی&amp;zwnj;زبان اصلاً وجود ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی در مقاله&amp;zwnj;ای تحت عنوان &amp;laquo;حرف&amp;zwnj;های ماقبل آخر&amp;raquo;، فیلمفارسی را چنین تعریف می&amp;zwnj;کند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;می&amp;zwnj;گوییم در سینمای کنونی دو دسته فیلم ساخته می&amp;zwnj;شود: فیلمفارسی و فیلم ایرانی. فیلمفارسی به آن دسته از آحاد سینمایی گفته می&amp;zwnj;شود که در مجموعه تکنیک و ساختمان سینمایی آن و در پرداخت و پیشبرد یک داستان، غلط&amp;zwnj;های فاحش دستوری و املایی و انشایی دیده می&amp;zwnj;شود. بنابراین اگر حدی برای یک نقطه صفر ارزشی در سینما قائل گردیم، این فیلم&amp;zwnj;ها به علت تکنیک ناقص بیانی و ساختمان فرمی و مضمونی خود در زیر این حد واقع می&amp;zwnj;گردند و به این جهت آن&amp;zwnj;ها را &amp;quot;زیر فیلم&amp;quot; می&amp;zwnj;نامیم و این اصطلاح از ما نیست بلکه از انگلیسی&amp;zwnj;هاست (under movies). در ایران این دو نوع سینما کاملاً مشخص است، تماشاگرانش مشخص&amp;zwnj;اند، فیلمسازانش مشخص&amp;zwnj;اند و نویسندگان آن نیز (...) پیدایش یک سینمای خوب در کشورهای در حال توسعه، خطری است برای سینمای بی&amp;zwnj;ارزش و &amp;quot;زیر فیلمسازی&amp;quot; موجود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آنچه را کاووسی تحت عنوان فیلمفارسی طبقه&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;کرد، دسته&amp;zwnj;ای از فیلم&amp;zwnj;های سینمای ایران بود که با پیروی از شیوه&amp;zwnj;های قراردادی و کلیشه&amp;zwnj;های برگرفته شده از سینمای تجاری هند، عرب و ترکیه ساخته می&amp;zwnj;شدند و به دلیل برخورداری از جاذبه&amp;zwnj;های تجاری و عوام&amp;zwnj;پسند، مورد توجه و استقبال عامه تماشاگر واقع می&amp;zwnj;شدند. اما کاووسی در نوشته&amp;zwnj;های خود آن&amp;zwnj;ها را از دیدن این نوع فیلم&amp;zwnj;ها برحذر می&amp;zwnj;داشت. در نقد فیلم &amp;laquo;شب&amp;zwnj;های معبد&amp;raquo; ساخته بشارتیان (۱۳۳۳) نوشت: &amp;laquo;بیچاره سینما، بدبخت مردم. دیدن این نوار زجر و ریاضت است. نگارنده این زجر و ریاضت را تحمل کرده تا شما خوانندگان علاقمند به فیلم تحمل نکنید.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع کاووسی مردمی را از دیدن این نوع فیلم&amp;zwnj;ها نهی می&amp;zwnj;کرد که برای دیدن آن&amp;zwnj;ها سر و دست می&amp;zwnj;شکستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بحث در مورد ارزش&amp;zwnj;های هنری یا تجاری فیلم&amp;zwnj;های فارسی، منتقدانی چون هوشنگ کاووسی نه تنها هرگونه ارزش هنری این فیلم&amp;zwnj;ها را انکار کرده بلکه حتی منکر جنبه&amp;zwnj;های تجاری این فیلم&amp;zwnj;ها نیز شده&amp;zwnj;اند. کاووسی در این مورد می&amp;zwnj;گفت: &amp;laquo;مسأله این است که آیا سینما به عنوان یک واحد تولیدکننده دارای ارزش هست یا نه؟ و به عقیده من متأسفانه پاسخ، نومیدکننده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد کاووسی، سینمای فارسی از نظر اقتصادی هم یک تجارت نبود و وی آن را &amp;laquo;دکانداری&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامید چرا که به اعتقاد او، &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;zwnj;ساز، همانند یک دکاندار می&amp;zwnj;خواهد از نزدیک&amp;zwnj;ترین و غیرمعقولانه&amp;zwnj;ترین راه به منافع بیشتری دست یابد حال آنکه یک تاجر در این مورد دوراندیشی بیشتری دارد و می&amp;zwnj;کوشد از راه&amp;zwnj;هایی معقولانه و سالم به هدفش برسد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی حتی به اصلاح سینمای فارسی نیز اعتقاد نداشت و معتقد بود که بنای این سینما از آغاز کج بوده است. در این مورد می&amp;zwnj;گفت: &amp;laquo;این سینما را من هیچ&amp;zwnj;گاه سینمای ایران نمی&amp;zwnj;خوانم و ترجیح می&amp;zwnj;دهم که آن را&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سینمای فارسی بنامم. چون این سینما از ایرانی بودن تنها این را دارد که فیلم&amp;zwnj;هایش زیر آسمان ایران تهیه شده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;50&quot; style=&quot;width: 200px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/hokavpj03.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 160px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;پرویز دوایی:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;فیلم فارسی را با قلع و قمع سازندگان و توقیف و تکه پاره کردن فیلم&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توان اصلاح کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;چون این&amp;zwnj;کار فرهنگ مردم&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;را تغییر نخواهد داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;یکی از مهم&amp;zwnj;ترین انتقادهای کاووسی و منتقدان دهه ۱۳۴۰ به فیلمفارسی، انتقاد از ضعف تکنیکی و ناشیگری سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی بود. در اغلب نقدهای این دوره، نوعی بی&amp;zwnj;اعتقادی به توانایی&amp;zwnj;های فنی و مهارت&amp;zwnj;های سینمایی فیلم&amp;zwnj;فارسی&amp;zwnj;سازان به چشم می&amp;zwnj;خورد. هوشنگ کاووسی، سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی را فاقد شعور، دانش و آگاهی سینمایی می&amp;zwnj;دانست و معتقد بود: &amp;laquo;فیلمسازان، بی&amp;zwnj;سوادی، بدذوقی و کج&amp;zwnj;سلیقگی خود را به پای نقص وسایل فنی می&amp;zwnj;گذارند. گوش ندهید و بدانید که اگر بهترین وسایل را هم در اختیار اینان قرار دهند، باز همین بلاهت&amp;zwnj;ها را بیرون خواهند داد. درست مثل آنکه بهترین وسایل نوشتن را به&amp;zwnj;دست یک بی&amp;zwnj;سواد بسپارند. اینکه عده&amp;zwnj;ای از این&amp;zwnj;ها ادعا می&amp;zwnj;کنند، مردم نمی&amp;zwnj;فهمند و ما مجبوریم سطح ارزش فیلم&amp;zwnj;ها را پایین بگیریم، دروغ است. چه آن&amp;zwnj;ها، &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت دانش و سواد سینمایی خود را در فیلم می&amp;zwnj;گذارند. یعنی اصولاً قادر نیستند از آنچه می&amp;zwnj;سازند، بهتر به وجود آورند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ضدیت کاووسی با فیلمفارسی به حدی بود که وی بحث و گفت&amp;zwnj;وگو درباره آن را بیهوده دانسته و از آن به عنوان یک &amp;laquo;ننگ ملی&amp;raquo; یاد کرد: &amp;laquo;بحث در مورد فیلمفارسی برای من شکنجه است. چون مرا وامی&amp;zwnj;دارد تا لحظاتی به تصاویر پوچ و بی&amp;zwnj;ربط موجود در این آثار بیندیشم (...) سینمای فارسی در گنداب و لجنزار فرورفته. این&amp;zwnj;هاست آنچه که بیننده را به ابراز تنفر از این نوع فیلمسازی وامی&amp;zwnj;دارد. چگونه مقامات فرهنگی و هنری و نمایشی تن به تحمل این ننگ کلی داده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی، فیلمفارسی را &amp;laquo;مظهر ابتذال&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانست. وی در یکی از سرمقاله&amp;zwnj;های مجله &amp;laquo;هنر و سینما&amp;raquo;، در مورد فیلم &amp;laquo;مبتذل&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;اگر یک فیلم مبتذل و ابلهانه ساخته شد که فقط ۵ یا ۱۰ دقیقه آن دارای ارزش بود، من کلاهم را در مقابل سازنده&amp;zwnj;اش برمی&amp;zwnj;دارم و به نبوغ او درود می&amp;zwnj;فرستم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی حتی تمسخر این سینما را &amp;laquo;کاری مبتذل&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانست و سینمای فارسی را به زن خودفروشی تشبیه می&amp;zwnj;کرد که از راه فروش تن خود نان می&amp;zwnj;خورد. او زمانی که در مقام یکی از مسئولین ممیزی فیلم&amp;zwnj;ها در وزارت فرهنگ و هنر قرار گرفت، ماده&amp;zwnj;ای را در آیین&amp;zwnj;نامه سانسور فیلم گنجاند که جلوی ساختن &amp;laquo;فیلم مبتذل&amp;raquo; را بگیرد: &amp;laquo;باید از نمایش فیلم&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;ارزش که موجب ابتذال و آسان&amp;zwnj;پسندی در عموم می&amp;zwnj;گردد، جلوگیری شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی قاطعانه می&amp;zwnj;گفت که فیلم &amp;laquo;مبتذل و بی&amp;zwnj;ارزش&amp;raquo; باید بدون بیم و ملاحظه رد شود تا اشخاص جسارت ساختن آن را نداشته باشند. او در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۴۰، در میزدگردی پیرامون سینمای ایران، در دفاع از سانسور فیلم فارسی گفت: &amp;laquo;من اعتقاد دارم در مورد سانسور، مثبت&amp;zwnj;ترین کاری که شد همین مبارزه با ابتذال بود و نظر من این بود که با ماده ۲۰ بتوانم جلوی مقداری از فیلم&amp;zwnj;ها و کار تعدادی از فیلمساز&amp;zwnj;ها را بگیرم. حالا متأسفانه کار به آنجا رسیده که می&amp;zwnj;گویند ابتذال یعنی چه؟ (...) این سینمای آسان و مبتذل است. چون فیلمساز آن احتیاج ندارد که باسواد باشد. این&amp;zwnj;ها فاقد شعور سینمایی هستند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی امروز به فیلم&amp;zwnj;های فارسی آن دوره نگاه می&amp;zwnj;کنیم، می&amp;zwnj;توانیم به کاووسی حق بدهیم و با او در مورد ضعف&amp;zwnj;های ساختاری و فنی و سطحی&amp;zwnj;نگری و ابتذال موجود در آن&amp;zwnj;ها موافق باشیم اما به گمان من، آنچه که در نوشته&amp;zwnj;های کاووسی نادیده گرفته شد، این بود که او نتوانست ریشه استقبال توده&amp;zwnj;ها از فیلمفارسی و علت مقبولیت آن در نزد تماشاگران عام سینمای ایران را دریابد و به آن&amp;zwnj;ها توجه کند. در حالی که به عقیده پرویز دوایی، منتقد فیلم هم&amp;zwnj;عصر کاووسی، &amp;laquo;فیلمفارسی باید چیزی از هویت ایرانی در آن باشد که با همه ضعف&amp;zwnj;های تکنیکی و نارسایی&amp;zwnj;های بیانی&amp;zwnj;اش مورد استقبال مردم عامه قرار می&amp;zwnj;گیرد و برای آن&amp;zwnj;ها جذاب است.&amp;raquo; دوایی، بر خلاف کاووسی، معتقد بود که فیلمفارسی، &amp;laquo;واقعیتی انکارناپذیر&amp;raquo; است که جای مهمی در زندگی اکثریت مردم ایران دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخورد تحقیرآمیز منتقدان ایرانی با پدیده فیلمفارسی و همکاری کاووسی با دستگاه ممیزی برای سانسور و حذف فیلمفارسی، کوشش بیهوده&amp;zwnj;ای بود و نه تنها نتیجه&amp;zwnj;ای نداد بلکه اعتبار او را به عنوان یک منتقد سینمایی مستقل، زیر سؤال برد. کاملاً روشن بود که منتقد ایرانی با متوسل شدن به سانسور، نمی&amp;zwnj;توانست جلوی یک پدیده مهم اجتماعی را بگیرد و سینمای بهتری (!) را جایگزین آن کند. به جای آن سازندگان فیلمفارسی را به صف&amp;zwnj;آرایی و جبهه&amp;zwnj;گیری در برابر منتقدان سینمایی واداشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پرویز دوایی،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان با واقع&amp;zwnj;نگری و تشخیص درست این موضوع، چنین نوشت: &amp;laquo;اقدامات بازدارنده بی&amp;zwnj;تعمق نظیر بگیر و ببندی که اخیراً سانسور در مورد فیلم&amp;zwnj;های فارسی به&amp;zwnj;راه انداخته است در راه اصلاح فیلم فارسی هیچ&amp;zwnj;گونه ثمری نخواهد داشت (...) فیلم فارسی را با قلع و قمع سازندگان و توقیف و تکه پاره کردن فیلم&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توان اصلاح کرد. چون این&amp;zwnj;کار فرهنگ مردم را تغییر نخواهد داد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی در حمله علیه ابتذال فیلمفارسی، تنها نبود بلکه منتقدانی چون هژیر داریوش و فرخ غفاری، مورخ و سینماگر پیشرو ایران نیز علیرغم اختلاف&amp;zwnj;هایش با هوشنگ کاووسی در زمینه نقد فیلم و جریان&amp;zwnj;های سینمایی در ایران، در این مورد، با وی هم عقیده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقدهای هوشنگ کاووسی بر فیلم&amp;zwnj;های فارسی، غالباً مورد تأیید، منتقدان سینمایی و روشنفکران عصرش بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;50&quot; style=&quot;width: 200px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/hokavpj04.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 249px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;ابراهیم گلستان:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;کاووسی حق بزرگی به گردن سینمای ایران دارد. اصطلاح فیلم فارسی&amp;zwnj;اش هم کاملاً درست بود. کاووسی علاقه عجیبی به سینما داشت و دیوانه فیلم ساختن بود.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;اما نمی&amp;zwnj;توانست فیلم درست بکند یک آدم رمانتیک بود که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;توانایی بیرون ریختن ذهنیاتش&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;را به صورت فیلم نداشت&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و چون به سینمای فارسی حمله می&amp;zwnj;کرد، و خیلی هم خوب کار می&amp;zwnj;کرد که حمله می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;آدم خرابکاری نبود، &amp;zwnj;درست حمله می&amp;zwnj;کرد. آدمی بود که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;می&amp;zwnj;گفت این فیلم مزخرف است و افکار و اندیشه&amp;zwnj;ها را کج و کوله می&amp;zwnj;کند خوب راست هم می&amp;zwnj;گفت. این کار به فیلم &amp;quot;قیصر&amp;quot; هم کشید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;ابراهیم گلستان، نویسنده و سینماگر برجسته ایران در گفت&amp;zwnj;وگو با نگارنده در کتاب &amp;laquo;نوشتن با دوربین&amp;raquo; در مورد کاووسی و تأثیر نوشته&amp;zwnj;هایش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;کاووسی حق بزرگی به گردن سینمای ایران دارد. اصطلاح فیلم فارسی&amp;zwnj;اش هم کاملاً درست بود. کاووسی علاقة عجیبی به سینما داشت و دیوانه فیلم ساختن بود. اما نمی&amp;zwnj;توانست فیلم درست بکند یک آدم رمانتیک بود که توانایی بیرون ریختن ذهنیاتش را به صورت فیلم نداشت و چون به سینمای فارسی حمله می&amp;zwnj;کرد، و خیلی هم خوب کار می&amp;zwnj;کرد که حمله می&amp;zwnj;کرد. آدم خرابکاری نبود، &amp;zwnj;درست حمله می&amp;zwnj;کرد. آدمی بود که می&amp;zwnj;گفت این فیلم مزخرف است و افکار و اندیشه&amp;zwnj;ها را کج و کوله می&amp;zwnj;کند خوب راست هم می&amp;zwnj;گفت. این کار به فیلم &amp;quot;قیصر&amp;quot; هم کشید.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از معروف&amp;zwnj;ترین نقدهای کاووسی، نقدی بود که وی بر فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; مسعود کمیایی نوشت، فیلمی که در زمان نمایش خود به محور بحث&amp;zwnj;های انتقادی فیلم در میان منتقدان و روشنفکران دهه ۱۳۴۰تبدیل شد. برخی از مهم&amp;zwnj;ترین چهره&amp;zwnj;های سینمایی و روشنفکری آن زمان مثل ابراهیم گلستان، پرویز دوایی و نجف دریابندری، ارزش&amp;zwnj;های سینمایی و مضمونی آن را ستودند و برخی دیگر مثل دکتر هوشنگ کاووسی به آن حمله کرده و آن را فیلمی ارتجاعی و عقب&amp;zwnj;مانده توصیف کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی که با خواندن نوشته تأییدآمیز گلستان بر فیلم قیصر به دیدن آن رفت، در نقدش بر این فیلم که با عنوان &amp;laquo;از داج&amp;zwnj;سیتی تا بازارچه نایب گربه&amp;raquo; منتشر شد، نوشت:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;آن&amp;zwnj;روز صبح که مقاله آقای ابراهیم گلستان در یک روزنامه درآمد، بعد از ظهرش به تماشای فیلم قیصر رفتم و آنچه که برایم بعد از تماشا ماند، تأسف برای وقت از دست رفته و یأس از گلستان با آن دانش سینمایی و توانایی فیلمسازی&amp;zwnj;اش بود. گلستان وقت مرا ضایع کرد. خدا نمی&amp;zwnj;دانم چکارش کند. حالا من هم تلافی می&amp;zwnj;کنم و این بحث را به نیاز توجه خاص او به فیلم قیصر می&amp;zwnj;سازم که در شأن نزول آن گلستان مقاله نوشت.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای کاووسی، فیلم قیصر، نمونه دیگری از سینمایی بود که او &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامید و از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زوایه به آن حمله کرد که به فیلم&amp;zwnj;های فارسی دیگر می&amp;zwnj;تاخت: &amp;laquo;وقتی قیصر را تماشا می&amp;zwnj;کنم وصلت آن را با فیلمفارسی عیان می&amp;zwnj;بینم و درمی&amp;zwnj;یابم که این فیلم ثمر &amp;quot;بیگانه بیا&amp;quot; و &amp;quot;غول بیابونی&amp;quot; است که در &amp;quot;قهوه&amp;zwnj;خانه قنبر&amp;quot; اتفاق افتاده و وقتی این نکته&amp;zwnj;ها در ذهنم شکل می&amp;zwnj;گیرد، می&amp;zwnj;روم دوباره مقاله گلستان را می&amp;zwnj;خوانم و&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان یأس&amp;zwnj;ها و تردید&amp;zwnj;ها باز از خاطرم می&amp;zwnj;گذرد. می&amp;zwnj;بینم که پرورش مایه سناریوی قیصر، یکراست از توبره &amp;quot;فاروست&amp;quot; به آخور قیصرنویس و قیصرساز می&amp;zwnj;افتد و صدای تلپ آن شنیده می&amp;zwnj;شود. مایه&amp;zwnj;ای که تنها نیفتاده، چه اگر تنها و خام می&amp;zwnj;افتاد، عیبی نداشت، بلکه با پرورش و بستگی&amp;zwnj;های محلی&amp;zwnj;اش افتاده است. خیلی چیزهای این جنگل چاقو که از خیلی چیزهای جنگل ششلول داج&amp;zwnj;سیتی فاروست جاری می&amp;zwnj;شود، از طریق راه&amp;zwnj;آب فیلمفارسی&amp;zwnj;ساز در زیر بازارچه&amp;zwnj;ی نایب گربه سر درمی&amp;zwnj;آورد. تنها تفاوتی که پیدا می&amp;zwnj;کند، حیاط آجر فرش و پنجدری و چادر نماز و حمام و قهوه&amp;zwnj;خانه و گذر مهدی موش و صحن و حرم و گنبد است و فولکلور خالص است که سینمای اصیل را می&amp;zwnj;سازد و ازین قرار کار&amp;zwnj;ها تمام می&amp;zwnj;شود و مشکلی به نام فیلمفارسی باقی می&amp;zwnj;ماند و ایرانی تصمیم می&amp;zwnj;گیرد که فیلم ایرانی بسازد و آن را ادامه دهد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ابراهیم گلستان در مورد نقد کاووسی بر قیصر &amp;laquo;در نوشتن با دوربین&amp;raquo; می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;وقتی فیلم &amp;quot;قیصر&amp;quot; درآمد، خوب کاووسی معتقد بود که این دنباله&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان فیلم&amp;zwnj;های چاقوکشی و بزن&amp;zwnj;بزن خاچیکیان و غیره است. خوب راست هم می&amp;zwnj;گفت. اما در داخل این چاقوکشی&amp;zwnj;ها، یک مقدار هم قریحه بود. در واقع کیمیائی با &amp;quot;قیصر&amp;quot; دو کار مهم انجام داد. یکی اینکه از هیچ آمده بیرون و به صورت غریزی یک فیلم شسته رفته درست کرده. دیگر اینکه مسئله مقاومت در برابر ظلم محیط در آن بود. ولی خود کاووسی هم درست می&amp;zwnj;گفت و در حقیقت حرکت کیمیائی در سینما ادامه&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حرکت&amp;zwnj;ها بود و هنوز هم دنبال&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حرف&amp;zwnj;ها هست.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما به گمان من کاووسی نتوانست روح آنارشیستی و رئالیسم ستیزه&amp;zwnj;جویانه&amp;zwnj;ای را که در قیصر جاری بود، درک کند. &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، روایت زندگی قهرمانی زخم&amp;zwnj;خورده، عاصی و ستیزه&amp;zwnj;جو با پایانی تراژیک بود که نمونه آن در سینمای فارسی پیش از آن ساخته نشده بود. همه آنچه که کاووسی به عنوان ضعف فیلم قیصر برشمرده بود، در واقع جزو ویژگی&amp;zwnj;های منحصر به فرد قیصر و عامل تمایز آن با فیلم&amp;zwnj;های فارسی هم&amp;zwnj;عصرش بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شخصیت&amp;zwnj;پردازی قیصر و شیوه روایت فیلم، علیرغم تمام ضعف&amp;zwnj;هایی که دارد، عمل خشونت&amp;zwnj;بار و ضد مدرن شخصیت اصلی آن را توجیه می&amp;zwnj;کرد و از این منظر نقد کاووسی و ایرادهایی که در این زمینه به فیلم گرفته بود از قبیل اینکه چرا قیصر خود مأمور اجرای عدالت و مجازات بدکاران می&amp;zwnj;شود و برای این&amp;zwnj;کار به پلیس مراجعه نمی&amp;zwnj;کند و یا اینکه چرا این حادثه در منطقه&amp;zwnj;ای متروک و یا گذشته&amp;zwnj;ای دور اتفاق نمی&amp;zwnj;افتد و در قلب یک شهر مدرن روی می&amp;zwnj;دهد، پرسش&amp;zwnj;هایی مربوط به خارج از دنیای فیلم بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مخالفت و دشمنی کاووسی با فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، قابل درک است چرا که فیلفارسی، از نظر ساختاری، دارای مشکلات جدی و اساسی بود و از نوعی جهالت در فرم و معنا رنج می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما به اعتقاد من، نگاه غیر آکادمیک، تحقیرآمیز و سراسر شماتت&amp;zwnj;بار هوشنگ کاووسی و منتقدان دیگر ایرانی به فیلم فارسی، باعث شد که این نوع سینمای محبوب و پرطرفدار در میان عوام ایرانی، هرگز آن چنان که باید مورد تجزیه و تحلیل قرار نگیرد و دلایل محبوبیت و نفوذ آن در میان عامه، تا حد وسیعی ناشناخته بماند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رویکرد تحقیر&amp;zwnj;آمیز کاووسی به سینمای فارسی و پدیده &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo;، تا مدت&amp;zwnj;ها، رویکرد مسلطی در ادبیات سینمایی ایران بود و نفوذ زیادی در میان منتقدان ایرانی داشت. بسیاری از منتقدان امروز سینمای ایران، هنوز نیز کم و بیش با رویکرد مشابه هوشنگ کاووسی به محصولات سینمای بدنه و جریان اصلی سینمای ایران می&amp;zwnj;نگرند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی با اینکه منتقد صریح و بی&amp;zwnj;پروایی بود اما تاب تحمل نقد دیگران را نداشت. به یاد دارم که نخستین بار در دفتر مجله دنیای سخن با او ملاقات کردم و برای پرونده صد سالگی سینما، با او مصاحبه&amp;zwnj;ای انجام دادم که در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان نشریه منتشر شد اما کاووسی بعد از خواندن مصاحبه و مقدمه من بر آنکه اندکی لحن انتقادی داشت، سخت برآشفته شد و کینه به دل گرفت و به سردبیر مجله دنیای سخن زنگ زد و از او خواست که مرا از نشریه بیرون کند. بعد از آن نیز هر بار در هر جا که مرا می&amp;zwnj;دید، روی خود را برمی&amp;zwnj;گرداند و بی&amp;zwnj;اعتنایی می&amp;zwnj;کرد. یک&amp;zwnj;بار دیگر نیز به درخواست علی دهباشی، سردبیر مجله کلک برای تهیه ویژه&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;ای درباره کاووسی و گفت&amp;zwnj;وگو با او به منزل او رفتیم. ابتدا با اکراه پذیرفت اما در میانه گفت&amp;zwnj;وگو، از پرسش&amp;zwnj;های چالش&amp;zwnj;گرانه من برآشفت و گفت&amp;zwnj;وگو را قطع کرد و به علی دهباشی گفت که حاضر نیست با این فرد (یعنی من) گفت&amp;zwnj;وگو کند. من نیز ادامه گفت&amp;zwnj;وگو را بی&amp;zwnj;فایده دیده و از شرکت در آن پرونده منصرف شدم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی، علاوه بر نقدنویسی، چند فیلم هم ساخت که هیچ&amp;zwnj;کدام از آن&amp;zwnj;ها نه تنها موفقیتی در گیشه و جذب مخاطب عام نداشت بلکه مورد توجه منتقدان سینمایی آن دوره نیز قرار نگرفت. &amp;laquo;ماجرای زندگی&amp;raquo;، &amp;laquo;۱۷ روز به اعدام&amp;raquo; و &amp;laquo;خانه کنار دریا&amp;raquo; از جمله این فیلم&amp;zwnj;ها بود. وی همچنین مدت&amp;zwnj;ها، مدیرمسئول و سردبیر نشریه سینمایی مجله &amp;laquo;هنر و سینما&amp;raquo; و همچنین دبیر جشنواره فیلم&amp;zwnj;سازان جوان منطقه آسیا و اقیانوسیه (A. B. U)&amp;nbsp; در شیراز بود. مسئولیت &amp;laquo;سینه کلوپ ایران&amp;raquo;، تدریس در دانشکده هنرهای دراماتیک و مدرسه عالی تلویزیون و سینما (دانشکده صدا و سیمای فعلی) و مسئولیت خانه فرهنگ فیلم در تلویزیون ملی ایران، از جمله مسئولیت&amp;zwnj;های سینمایی کاووسی در قبل از انقلاب بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی بعد از انقلاب نیز به نوشتن نقد فیلم و مطالب سینمایی در زمینه تاریخ سینما ادامه داد و تا سال&amp;zwnj;ها از نویسندگان دائمی نشریه سینمایی &amp;laquo;فیلم&amp;raquo; بود. او از ستایشگران فیلم&amp;zwnj;های محسن مخلمباف و از منتقدان سرسخت آثار بهرام بیضایی و داریوش مهرجویی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یادش گرامی باد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فهرست منابع:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱-حرف&amp;zwnj;های ماقبل آخر- نگین شماره ۵۷. بهمن ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
	۲- مجله فردوسی. شماره ۱۵۲. شهریور ۱۳۳۳&lt;br /&gt;
	۳- فیلم و هنر. شماره ۸. خرداد ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۴- فیلم و هنر. شماره ۲۵. آبان ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۵- فیلمفارسی چیست؟. حسین معززی نیا. نشر ساقی.&lt;br /&gt;
	۶- هوشنگ کاووسی. ستاره سینما. شماره ۲۴. ۱۳۳۳&lt;br /&gt;
	۷- تاریخ سینمای ایران. مسعود مهرابی. انتشارات مجله فیلم.&lt;br /&gt;
	۸- امید ایران. شماره ۴۳. فروردین ۱۳۳۴.&lt;br /&gt;
	۹- امید ایران. شماره ۵۱. خرداد ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۱۰- آیندگان. شماره ۱۴۱. شانزده خرداد ۱۳۴۷.&lt;br /&gt;
	۱۱- هنر و سینما. سال اول. شماره ۳. فروردین ۱۳۴۰&lt;br /&gt;
	۱۲- ستاره سینما. شماره ۷۲۶. سال هفدهم. آبان ۱۳۴۹ (گفتگوی هوشنگ کاووسی با جمشید اکرمی)&lt;br /&gt;
	۱۳- صدف. شماره ۲. آبان ۱۳۳۶&lt;br /&gt;
	۱۴- گناه نابخشودنی فیلم فارسی. ستاره سینما. شماره ۶۶۶. خرداد ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
	۱۵-فرهنگ و زندگی. میزگرد سینمای ایران. شماره ۱۸. تابستان ۱۳۵۴&lt;br /&gt;
	۱۶- زندگی و سینما در ایران. مجله تلاش شماره ۲. مرداد ۱۳۴۵&lt;br /&gt;
	۱۷-تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. (مجموعه مقالات زیر نظر عباس بهارلو). دفتر پژوهش&amp;zwnj;های فرهنگی تهران. ۱۳۷۹&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/22/25459#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">ابراهیم گلستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14902">هوشنگ کاووسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Fri, 22 Mar 2013 20:27:44 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25459 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>بهترین‌ها و بدترین‌های اسکار </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/27/24870</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/27/24870&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در تحلیل اسکار ۲۰۱۳        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/oscar201301_0.jpg?1361997201&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - سرانجام آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا، از میان ۹ فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم سال، فیلم &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; ساخته بن افلک را برگزید. انتخابی سؤال&amp;zwnj;برانگیز که بحث&amp;zwnj;های بسیاری را در مورد ماهیت این جایزه و تصمیم اعضای آکادمی پیش کشیده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از آنجا که انتخاب&amp;zwnj;های اسکار، روندی دمکراتیک است و بر اساس آرای تعداد زیادی از عوامل حرفه&amp;zwnj;ای درگیر در صنعت سینمای هالیوود شکل گرفته، به&amp;zwnj;سختی می&amp;zwnj;توان ادعاهایی از قبیل لابی کردن برای برنده شدن یک فیلم یا توطئه&amp;zwnj;هایی از این دست را پذیرفت. با این حال اگرچه این یک واقعیت است که در اسکار، اعضای آکادمی مثل داوران یک جشنواره کنار هم نمی&amp;zwnj;نشینند و در تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها و دادن جوایز با هم مشورت نمی&amp;zwnj;کنند اما همین روند رأی&amp;zwnj;گیری دمکراتیک، مکانیسم پیچیده&amp;zwnj;تری دارد و عوامل سینمایی و غیر سینمایی زیادی بر تصمیم فردی رأی&amp;zwnj;دهندگان تأثیر گذاشته و در انتخاب آن&amp;zwnj;ها دخالت دارد. در این میان بدون شک نباید نقش تبلیغات کمپانی&amp;zwnj;های فیلمسازی برای کسب رأی برای فیلمشان در دوره&amp;zwnj;ای از سال را که &amp;laquo;فصل اسکار&amp;raquo; نامیده می&amp;zwnj;شود، نادیده گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما حالا فارغ از همه تئوری&amp;zwnj;های توطئه موجود و ارزیابی&amp;zwnj;های سیاسی و ایدئولوژیک برای کشف انگیزه&amp;zwnj;های اعضای آکادمی برای انتخاب &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; به عنوان بهترین فیلم سال، باید پرسید که آیا &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; واقعاً از نظر سینمایی، مستحق و شایسته دریافت این جایزه بود؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کافی است به رقبای آرگو نگاه کنیم تا بفهمیم که آیا واقعا این فیلم، بهترین گزینه برای دریافت جایزه اسکار بود یا خیر.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/8_12.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 153px; float: left;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●بن افلک سر صحنه &amp;laquo;آرگو&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●پرویز جاهد: در آرگو همه چیز&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت فاتحانه است،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;حماسه&amp;zwnj;ای هالیوودی که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;نشان می&amp;zwnj;دهد همکاری هالیوود&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;با سازمان سیا، چگونه می&amp;zwnj;تواند مؤثر و رهایی&amp;zwnj;بخش باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;آرگو&amp;raquo;، به عنوان یک تریلر سیاسی خوش&amp;zwnj;ساخت با بازی&amp;zwnj;های خوب و فیلمنامه&amp;zwnj;ای پرکشش و جذاب با تعلیق&amp;zwnj;های نفس&amp;zwnj;گیر، فیلم قابل قبولی است اما به گمان من وقتی در کنار فیلم&amp;zwnj;هایی مثل &amp;laquo;عشق&amp;raquo; میشل هانکه و یا &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; اسپیلبرگ و یا &amp;laquo;جانگوی&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها شده&amp;raquo; تارانتینو و یا حتی &amp;laquo;جانوران جنوب وحشی&amp;raquo; بن زیتلن، قرار می&amp;zwnj;گیرد، جایی برای مطرح شدن ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;افلک، از همه کلیشه&amp;zwnj;های رایج ژانر تریلر سیاسی هالیوودی بهره برده و فیلم پرماجرای سرگرم&amp;zwnj;کننده و قهرمان&amp;zwnj;پردازانه نسبتاً جذابی درباره فرار گروگان&amp;zwnj;های آمریکایی از چنگ انقلابیون خطرناک (ملت ایران) ساخته که مورد پسند آمریکایی&amp;zwnj;هاست اما می&amp;zwnj;تواند برای ایرانی&amp;zwnj;ها، آزاردهنده باشد چرا که این فیلم هم مثل اغلب فیلم&amp;zwnj;های آمریکایی، تصویر مخدوشی از ایران و ایرانی&amp;zwnj;ها نشان می&amp;zwnj;دهد که مطابق میل تماشاگر آمریکایی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگرچه آرگو درباره یک رویداد تاریخی تروماتیک در حافظه ذهنی مردم آمریکاست اما اینکه این فیلم، بازسازی دقیق این رویداد تاریخی است، ادعایی باورنکردنی است چرا که حتی اگر این فیلم، عیناً بر مبنای اسناد و مدارک تاریخی ساخته می&amp;zwnj;شد، باز هم در سندیت تاریخی&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;شد تردید کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نظر گرفتن آرگو به عنوان یک فیلم تاریخی،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان&amp;zwnj;قدر نادرست و ساده&amp;zwnj;انگارانه است که بخواهیم &amp;laquo;بن هور&amp;raquo; یا &amp;laquo;ال سید&amp;raquo; یا &amp;laquo;چنگیزخان&amp;raquo; به روایت هالیوود را فیلم&amp;zwnj;هایی تاریخی حساب کنیم. الان حتی در انطباق صد درصد وقایع فیلمی مثل &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; یا &amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه شب&amp;raquo; که کارگردان آن مدعی است بر اساس اسناد و شواهد موجود در سازمان سیا ساخته شده، با تاریخ نیز تردید وجود دارد چه رسد به فیلمی مثل &amp;laquo;آرگو&amp;raquo;، که اساساً هدفش، جز سرگرمی چیز دیگری نبوده و نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;آرگو&amp;raquo;، روایت بن افلک و فیلمنامه&amp;zwnj;نویس&amp;zwnj;اش کریس تریو از کتاب خاطرات تونی مندز، مأمور سابق سازمان سیا است که خیلی هم به کتاب مندز و روایت او وفادار نیست بلکه آن&amp;zwnj;ها برای ایجاد جذابیت و کشش سینمایی بیشتر، مثل همیشه به دراماتیزه کردن آن رویداد&amp;zwnj;ها پرداخته&amp;zwnj;اند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از زاویه انطباق &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; با تاریخ، این فیلم پر از اشتباهات مسلم تاریخی است. مثلاً بر خلاف آن چیزی که در &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; می&amp;zwnj;بینیم، آمریکایی&amp;zwnj;ها هیچ&amp;zwnj;گاه با ایده نجات اعضای سفارت در قالب یک پروژه هالیوودی مخالف نبوده&amp;zwnj;اند. یا اینکه گروگان&amp;zwnj;های آمریکابی، هرگز پا به بازار تهران نگذاشتند و در محاصره مردم خشمگین و انقلابی قرار نگرفتند، بلیط آن&amp;zwnj;ها هرگز در دقیقه آخر کنسل نشد و آن&amp;zwnj;ها هرگز در فرودگاه مهرآباد، موقع ترک خاک ایران، بازجویی نشدند و آن پاسدار ساده&amp;zwnj;لوح، به دفتر تولید فیلم آرگو در آمریکا تلفن نکرد و پاسداران با کلاشینکوف به دنبال هواپیما ندویدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنابراین، همه این&amp;zwnj;ها، فقط و فقط برای ایجاد جذابیت و هیجان بیشتر در فیلم قرار گرفتند. مهم این بود که این فیلم به گونه&amp;zwnj;ای ساخته شود که بن افلک در آن به عنوان یک ناجی و قهرمان آمریکایی، بیشتر از همه آن دولتمردان آمریکایی و کانادایی که پشت پرده نشستند و نقشه فرار گروگان&amp;zwnj;ها را در قالب یک فیلم علمی تخیلی هالیوودی پیاده کردند، به چشم بیاید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنابراین، &amp;laquo;آرگو&amp;raquo;، فیلمی تبلیغاتی درباره قدرت سازمان سیا و مأموران امنیتی شجاع و باهوش آمریکایی است و از این نظر هیچ تفاوتی با فیلم&amp;zwnj;هایی از نوع &amp;laquo;جان سخت&amp;raquo;، &amp;laquo;جیمزباند&amp;raquo; و یا حتی &amp;laquo;رمبو&amp;raquo; ندارد وگرنه اصلاً چرا باید بن افلک سفیدپوست، نقش تونی مندز مکزیکی&amp;zwnj;تبار را بازی کند؟ همه چیز در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت فاتحانه است، حماسه&amp;zwnj;ای هالیوودی که نشان می&amp;zwnj;دهد همکاری هالیوود با سازمان سیا، چگونه می&amp;zwnj;تواند مؤثر و رهایی&amp;zwnj;بخش باشد. در پایان فیلم، تونی مندز را می&amp;zwnj;بینیم که سرمست از مأموریت غرورآمیزش، در کانون گرم خانوادگی دیده می&amp;zwnj;شود در حالی که پرچم آمریکا، در پس&amp;zwnj;زمینه قاب، فاخرانه در اهتزاز است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/2_31.jpg&quot; style=&quot;width: 220px; height: 326px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●&amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه شب&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ساخته کاترین بیگلو&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●پرویز جاهد: آنچه که در اسکار&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;امسال بیش از انتخاب آرگو&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;به عنوان بهترین فیلم،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;سؤال&amp;zwnj;برانگیز بود، این نکته است&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;که چرا فیلم&amp;zwnj;هایی مثل &amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه شب&amp;raquo;،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;laquo;جانگوی&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها شده&amp;raquo; و &amp;laquo;بینوایان&amp;raquo;،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;هر سه به عنوان بهترین فیلم، نامزد شدند اما سازندگان آن&amp;zwnj;ها&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;در لیست نامزدهای&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;بهترین کارگردانی قرار نگرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●سی دقیقه پس از نیمه شب&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;از نظر کارگردانی و ساختار روایی، خیلی بهتر از فیلمی مثل آرگوست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;اما آنچه که در اسکار امسال بیش از انتخاب آرگو به عنوان بهترین فیلم، سؤال&amp;zwnj;برانگیز بود، این نکته است که چرا فیلم&amp;zwnj;هایی مثل &amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه شب&amp;raquo;، &amp;laquo;جانگوی&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها شده&amp;raquo; و &amp;laquo;بینوایان&amp;raquo;، هر سه به عنوان بهترین فیلم، نامزد شدند اما سازندگان آن&amp;zwnj;ها در لیست نامزدهای بهترین کارگردانی قرار نگرفتند. چگونه می&amp;zwnj;توان فیلمی را به عنوان بهترین فیلم، شایسته دریافت جایزه دانست اما کارگردان آن را حتی برای دریافت جایزه، نامزد ندانست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من با این حرف &amp;laquo;زَن بروکس&amp;raquo; منتقد فیلم روزنامه گاردین کاملاً موافق&amp;zwnj;ام که در برنامه ویژه اسکار در بی&amp;zwnj;بی سی گفت: &amp;laquo;وقتی به فیلمی اسکار بهترین فیلم را می&amp;zwnj;دهند اما کارگردانش را حتی نامزد دریافت جایزه نمی&amp;zwnj;کنند، یعنی می&amp;zwnj;خواهند بگویند آن آدم پشت دوربین یک احمق بیش نیست.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته این موضوع در دوره&amp;zwnj;های قبل اسکار هم سابقه دارد و پیش&amp;zwnj;تر نیز فیلمی مثل &amp;laquo;رانندگی برای خانم دیزی&amp;raquo; بدون نامزد شدن برای بهترین کارگردانی، موفق شد جایزه اسکار بهترین فیلم سال ۱۹۸۹ را دریافت کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هم بن افلک و هم کا&amp;zwnj;ترین بیگلو و تام هوپر، هر سه، از سوی اتحادیه کارگردان&amp;zwnj;های آمریکا که ۱۵۰۰۰ عضو دارد، نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردان بودند اما اعضای آکادمی اسکار که تنها ۳۶۹ نفر از آن&amp;zwnj;ها کارگردان&amp;zwnj;اند، آن&amp;zwnj;ها را شایسته دریافت اسکار بهترین کارگردانی ندانستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عجیب&amp;zwnj;تر از همه بی&amp;zwnj;توجهی اعضای آکادمی به فیلم &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; اسپیلبرگ بود. فیلمی که در ۱۲ رشته نامزد دریافت اسکار بود و بسیاری پیش&amp;zwnj;بینی می&amp;zwnj;کردند، جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی به آن تعلق می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; اسپیلبرگ، در میان کارهای او فیلم متفاوتی است و از نظر سبک کارگردانی و ریتم، به &amp;laquo;فهرست شیندلر&amp;raquo; او نزدیک است. درامی تاریخی و پر دیالوگ، با ضرباهنگی آرام و سنگین که بدون هیجان&amp;zwnj;های کاذب هالیوودی، یکی از مهم&amp;zwnj;ترین دوره&amp;zwnj;های تاریخ آمریکا را روایت می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; اسپیلبرگ نیز شاید مانند همه فیلم&amp;zwnj;های مشابه دیگر که بر اساس زندگی شخصیت&amp;zwnj;های تاریخی ساخته شدند، از اسکندر گرفته تا نیکسون و دبلیو، عیناً و دقیقاً با واقعیت&amp;zwnj;های زندگی و شخصیت این سیاستمدار برجسته تاریخ آمریکا همخوانی نداشته باشد و از این نظر خیلی از مورخان را ناامید کند، اما به عنوان یک اثر سینمایی، که روزهای آخر لینکلن را به شکل فشرده و دراماتیکی روایت می&amp;zwnj;کند، قابل توجه است. اسپیلبرگ در &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo;، چالش مردی خردمند و آزاداندیش را با جامعه&amp;zwnj;ای نژادپرست، تاریک&amp;zwnj;اندیش و جاهل به نمایش می&amp;zwnj;گذارد. او به ما نشان می&amp;zwnj;دهد که دمکراسی در آمریکا به سادگی ثمر نداده و حاصل مبارزات سخت و بی&amp;zwnj;امان اندیشه&amp;zwnj;های محافظه&amp;zwnj;کارانه و پیشرو بوده است. سکانس رأی&amp;zwnj;گیری در کنگره آمریکا بر سر متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده و لغو بردگی سیاهان در این کشور، یکی از دراماتیک&amp;zwnj;ترین و نفس&amp;zwnj;گیر&amp;zwnj;ترین سکانس&amp;zwnj;های سینمایی است که در فیلم&amp;zwnj;هایی از این نوع تصویر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه شب&amp;raquo; کا&amp;zwnj;ترین بیگلو، اگرچه به قدرت فیلم قبلی&amp;zwnj;اش یعنی مهلکه (هِرت لاکر) که جایزه اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را دریافت کرد، نبود اما از نظر کارگردانی و ساختار روایی، خیلی بهتر از فیلمی مثل آرگوست. می&amp;zwnj;توانیم با ایدئولوژی فیلم و سازنده آن مخالف باشیم اما قدرت او را در کارگردانی و بازسازی یک موضوع تاریخی و مستند از زاویه دید آمریکایی&amp;zwnj;ها و سیا نمی&amp;zwnj;توانیم انکار کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حرف هم که بیگلو در این فیلم، استفاده از شکنجه را برای مبارزه با تروریسم توجیه می&amp;zwnj;کند، مخالفم چرا که او تنها شکنجه را به عنوان یک واقعیت و روشی که از سوی سازمان سیا و مأموران امنیتی آمریکا برای یافتن مخفی&amp;zwnj;گاه بن لادن به کار گرفته شد، نشان می&amp;zwnj;دهد و مطلقاً قصد توجیه آن را ندارد، ضمن اینکه مشارکت جسیکا چستین (مأمور سیا در فیلم)، در شکنجه متهمان به تروریسم، با اینکه همذات&amp;zwnj;پنداری ما با این زن را خدشه&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;کند اما بیانگر نگاه رئالیستی و غیر کلیشه&amp;zwnj;ای بیگلو به موقعیت یک زن به عنوان یک عامل در درون یک سیستم مبتنی بر خشونت است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/janmy02.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 298px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●پرویز جاهد: فیلم تارانتینو،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;با اینکه تخیلی است اما شقاوت برده&amp;zwnj;داری در آمریکا را خیلی بهتر از نمونه&amp;zwnj;های تاریخی/ سینمایی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;آن نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;برده سیاه هویت&amp;zwnj;باخته چاپلوسی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;(ساموئل جکسن) که نسبت به بردگان هم&amp;zwnj;نژادش، بی&amp;zwnj;رحم&amp;zwnj;تر از سفیدپوستان است، بخشی از رویکرد آشنازدایانه تارانتینو با مفهوم بردگی سیاهان از یک سو و ژانر وسترن است.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;جانگوی&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها شده&amp;raquo;، اگرچه موفق شد جایزه بهترین فیلمنامه ارژینال را نصیب کوئنتین تارانتینو کند اما استحقاق بیشتری برای دریافت جایزه بهترین کارگردانی داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;جانگوی&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها شده&amp;raquo;، وسترن اسپاگتی پست&amp;zwnj;مدرنی است که تنها تارانتینو می&amp;zwnj;توانست آن را بسازد و بسیاری از نشانه&amp;zwnj;ها و عناصر فرمی سینمای او را در بر دارد. به نظرم حرف&amp;zwnj;های اسپایک لی در مورد اینکه در این فیلم به اجداد سیاهش توهین شده، چرند است. فیلم تارانتینو، با اینکه تخیلی است اما شقاوت برده&amp;zwnj;داری در آمریکا را خیلی بهتر از نمونه&amp;zwnj;های تاریخی/ سینمایی آن نشان می&amp;zwnj;دهد. برده سیاه هویت&amp;zwnj;باخته چاپلوسی (ساموئل جکسن) که نسبت به بردگان هم&amp;zwnj;نژادش، بی&amp;zwnj;رحم&amp;zwnj;تر از سفیدپوستان است، بخشی از رویکرد آشنازدایانه تارانتینو با مفهوم بردگی سیاهان از یک سو و ژانر وسترن است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گمان من انتخاب آنگ لی، به عنوان بهترین کارگردان برای فیلم &amp;laquo;زندگی پای&amp;raquo; یکی از بد&amp;zwnj;ترین انتخاب&amp;zwnj;های اسکار امسال بود. انگ لی، کارگردان ماهری است اما فاقد دید و هویت سینمایی مشخص و قابل استنادی است. او بیش از هر چیز، یک کارگردان غیر مؤلف هالیوودی است و در کارنامه&amp;zwnj;اش، تولید همه نوع فیلم دیده می&amp;zwnj;شود، از ملودرام&amp;zwnj;های تاریخی مثل &amp;laquo;عقل و احساس&amp;raquo; گرفته تا فیلم رزمی &amp;laquo;ببر خیزان و اژدهای پنهان&amp;raquo; تا وسترن همجنس گرایانه &amp;laquo;کوهستان بروک بک&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;زندگی پای&amp;raquo; نیز همانند کارهای دیگر انگ لی، هیجان&amp;zwnj;انگیز و سرگرم&amp;zwnj;کننده و از نظر بصری زیباست، به شرطی که تمثیل&amp;zwnj;پردازی&amp;zwnj;های آن را جدی نگیرید و به قول حسین نوش&amp;zwnj;آذر، نخواهید خوانش روانکاوانه از آن داشته باشید. در این مورد با میشل سیمون (منتقد برجسته فرانسوی) نیز هم عقیده&amp;zwnj;ام که یک&amp;zwnj;بار در جشنواره کارلو وی واری در مورد انگ لی گفت که او را نباید خیلی جدی گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بخش بازیگری نیز به گمان من، انتخاب دنیل دی لوئیس ۵۵ ساله، به عنوان بهترین بازیگر مرد برای ایفای استادانه نقش لینکلن، بهترین انتخاب اعضای آکادمی بود اگرچه هواکین فینیکس با بازی خیره&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;اش در فیلم &amp;laquo;استاد&amp;raquo; (مستر) پل تامس آندرسن، نیز تنها رقیب قدرتمند دی لوئیس به شمار می&amp;zwnj;رفت. دی لوئیس، شخصیت آرام، با وقار، بذله&amp;zwnj;گو و نافذ لینکلن را با قدرت آفرید و بی&amp;zwnj;تردید مستحق دریافت این جایزه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جنیفر لورنس جوان هم که برای بازی تأثیرگذارش در فیلم &amp;laquo;دفترچه امیدبخش&amp;raquo;، دیوید اُ راسل، جایزه بهترین بازیگر زن نقش اول را دریافت کرد، بازیگر خلاق و توانایی است که تقریباً بار اصلی این فیلم بر روی دوش او بود. هرچند امانوئل ریوای ۸۶ ساله برای بازی به یاد ماندنی&amp;zwnj;اش در فیلم &amp;laquo;عشق&amp;raquo; میشل هانکه و جسیکا چستین برای بازی خوبش در &amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه شب&amp;raquo;، رقبای جدی و قدرتمندی برای او محسوب می&amp;zwnj;شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جسیکا چستین، که در مدت کوتاه فعالیت سینمایی&amp;zwnj;اش، در نقش&amp;zwnj;های متفاوتی ظاهر شده و در اغلب آن&amp;zwnj;ها، نقش زنی قربانی و آسیب&amp;zwnj;پذیر را بازی کرده، (از مادرِ داغدیده &amp;laquo;درخت زندگی&amp;raquo; تا همسر رنج&amp;zwnj;کشیده &amp;laquo;پناه بگیر&amp;raquo; و زن کافه&amp;zwnj;چی زخم&amp;zwnj;خورده &amp;laquo;بی&amp;zwnj;قانون&amp;raquo;)، این&amp;zwnj;بار نیز در قالبی متفاوت، در نقش مأمور خشن و کارکشته سازمان سیا در فیلم &amp;laquo;سی دقیقه بعد از نیمه شب&amp;raquo; کا&amp;zwnj;ترین بیگلو، بازی چشمگیری ارائه کرده و به اعتقاد من بیش از جنیفر لارنس، سزاوار دریافت این جایزه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کریستف والتس نیز با بازی درخشان و سمپاتیک&amp;zwnj;اش در نقش دکتر شولتز، آدمکش حرفه&amp;zwnj;ای، خونسرد و شوخ&amp;zwnj;طبع با شگردهای غافلگیرکننده، بیش از رابرت دو نیرو در &amp;laquo;دفترچه امیدبخش&amp;raquo;، تامی لی جونز در &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; و فیلیپ سیمور هافمن در &amp;laquo;استاد&amp;raquo;، و همچنین آلن آرکین در آرگو، شایستگی دریافت حایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را داشت که به حق نصیب او گردید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رابرت دونیرو، متأسفانه این سال&amp;zwnj;ها دیگر از آن دوران اوجش فرود آمده و تنها در ملودرام&amp;zwnj;ها و کمدی&amp;zwnj;های رمانتیک سبک در نقش مردان میان&amp;zwnj;سال بازنشسته بازی می&amp;zwnj;کند و این&amp;zwnj;بار هم کم و بیش&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان نقش را در فیلم &amp;laquo;دفترچه امیدبخش&amp;raquo; بازی کرده است، منتها دیوید او راسل درملودرام رئالیستی پر تنش&amp;zwnj;اش، شخصیت قوی&amp;zwnj;تری برای او ساخته تا بار دیگر قدرت بازیگری&amp;zwnj;اش را به نمایش بگذارد هرچند اصلاً متقاعدکننده نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت جایزه اسکار برای ان هاتاوی به عنوان بهترین بازیگر زن نقش مکمل در بینوایان، کاملاً قابل پیش&amp;zwnj;بینی بود و او نیز همانند کریستف والتس، سزاوار دریافت این جایزه بود. او که پیش&amp;zwnj;تر در سال ۲۰۰۸ برای بازی در فیلم مستقل &amp;laquo;ریچل ازدواج می&amp;zwnj;کند&amp;raquo; جاناتان دمی، نامزد اسکار بود، این&amp;zwnj;بار موفق شد با شکست دادن رقبای ضعیفی چون سالی فیلد (لینکلن)، هلن هانت، جکی ویور و ایمی آدامز، این جایزه را از آنِ خود کند. او در موزیکال مدرن بینوایان، در نقش فانتین، زن فقیر و دردمندی که برای سیر کردن شکم بچه&amp;zwnj;اش مجبور به تن&amp;zwnj;فروشی و تحقیر می&amp;zwnj;شود، عالی ظاهر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/27/24870#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15687">اسکار 2013</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Wed, 27 Feb 2013 20:31:58 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24870 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>زيبایی‌شناسی قتل و خشونت در « قيصر»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24444</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24444&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی، قسمت دوازدهم        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/parvjahgh01.jpg?1360973354&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - زیبایی&amp;zwnj;شناسی قتل در فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; قابل توجه است. صحنه&amp;zwnj;های قتل با دقت و مهارت خاصی طراحی و اجرا شده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;صحنه قتل در حمام با تیغ دلاکی (کشتن نخستین قربانی)، بسیار خشونت&amp;zwnj;آمیز و تکان&amp;zwnj;دهنده است و همانند صحنه قتل جنت لی زیر دوش آب درفیلم &amp;laquo;روانی&amp;raquo; هیچکاک پرداخت شده است. کریم آب منگل زیر دوش نمره قرار دارد. قیصر وارد دوش می&amp;zwnj;شود. دو مرد به هم می&amp;zwnj;پیچند. دوربین از بالا شاهد درگیری آن دو است. در نمایی بسیار نزدیک، قیصر با تیغ، ضربات تندی بر سر و صورت کریم وارد می&amp;zwnj;آورد. نمایی از صورت پر از خون کریم نشان داده می&amp;zwnj;شود که از درد فریاد می&amp;zwnj;کشد اما تنها صدای آب دوش شنیده می&amp;zwnj;شود. نمای کلوزآپی از دست قیصر که تیغ خونین را بالای دیوار دوش می&amp;zwnj;گذارد. به دنبال آن نمای دست خون&amp;zwnj;آلودی می&amp;zwnj;آید که بر روی کاشی&amp;zwnj;های سفید کشیده می&amp;zwnj;شود و پس از آن نمایی از کف حمام نشان داده می&amp;zwnj;شود که آب و خون بر آن جاری است. در تک تک نماهای این صحنه، خشونت موج می&amp;zwnj;زند. در صحنه سلاخ&amp;zwnj;خانه نیز با اینکه کیمیائی از نمایش مستقیم کشتن رحیم آب منگل می&amp;zwnj;پرهیزد اما حرکت قیصر در میان لاشه&amp;zwnj;های آویخته گوشت و مونتاژ موازی با ضربه&amp;zwnj;های کارد که لاشه گاو را تکه تکه می&amp;zwnj;کند، خشونت صحنه را دو چندان می&amp;zwnj;سازد؛ و سرانجام در سکانس نهایی نیز که در ایستگاه متروکه راه آهن می&amp;zwnj;گذرد، خشونت شکل عریان&amp;zwnj;تر و بی&amp;zwnj;رحمانه&amp;zwnj;تری می&amp;zwnj;یابد. ضربه&amp;zwnj;های چاقوی قیصر و قربانی&amp;zwnj;اش (منصور آب منگل) شکم هر دو را دریده و نمایشی خونین و دلخراش از خشم و نفرت و انتقام به راه می&amp;zwnj;اندازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parvjahgh02.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;پرویز جاهد: &lt;/strong&gt;انتقام فردی قیصر&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;جنبه&amp;zwnj;ای سیاسی یافت&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و به عنوان نشانه&amp;zwnj;ای&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;از یک اعتراض و شورش عمومی &amp;zwnj;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;بر علیه دستگاه حاکم تعبیر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;از مجموع هفت مرگی که در قیصر اتفاق می&amp;zwnj;افتد، پنج تای آن&amp;zwnj;ها با ضربه&amp;zwnj;های چاقوست. از این نظر، فیلم قیصر یکی از خشن&amp;zwnj;ترین آثاری است که تاکنون در سینمای ایران ساخته شده است. خشونتی که بازتاب خشونت جاری در جامعه ایران در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۴۰ و پیش&amp;zwnj;گویی خشونت&amp;zwnj;هایی است که در دهه&amp;zwnj;های بعد در فضای سیاسی ایران رخ می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد احمد میر احسان، منتقد فیلم &amp;laquo;چاقوی قیصر، تفسیری هم&amp;zwnj;نوا با روحیه و تجربه زمانه و روان&amp;zwnj;شناسی نسل جوان آن سال&amp;zwnj;ها و راه حل روشنفکران آن دوران داشت. این یک نماد کاملاً ایرانی بود که به همه آن تئوری&amp;zwnj;های مبارزه قهرآلود و جان بر کف رسالات مخفی، مشروعیت ریشه&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;داد. با قیصر، نوجوان اهل کتاب و اعلامیه، از قتل آشنازدایی می&amp;zwnj;کرد و به آن هویتی روشنفکرانه می&amp;zwnj;داد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; در گفتمان سنت و مدرنیته در ایران نیز یک نمونه اثری شاخص و قابل توجه است که فضای سیاسی و اجتماعی ایران دهه ۱۳۴۰ و تضادهای جامعه ایرانی در آن بازتاب یافته است. اگر قیصر را در کانتکست سیاسی، اجتماعی دوره تاریخی خاص آن یعنی دهه ۱۳۴۰ ایران بررسی کنیم آن را در ظاهر حامل ایدئولوژی سنتی، مردسالار، خشن و واپس&amp;zwnj;گرایی خواهیم یافت که در برابر روند پرشتاب مدرن شدن و به عبارتی بهتر، غربی شدن جامعه مقاومت می&amp;zwnj;کند. از این منظر قیصر مبلغ و مدافع تمام ارزش&amp;zwnj;های سنتی و ضد مدرن و بیانگر دیدگاه&amp;zwnj;های جزمی &amp;zwnj;و ایدئولوژیک روشنفکران آن عصر خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما از سوی دیگر، دهه ۱۳۴۰، دهه&amp;zwnj;ای است که پروژه مدرنیزه کردن و غربی کردن جامعه به شدت از بالا یعنی از سوی حکومت شاه دنبال می&amp;zwnj;شود و به دلیل بافت و ساختار سیاسی جامعه، مقاومت&amp;zwnj;هایی را نیز در پایین یعنی در مردم سبب شده است. دوره&amp;zwnj;ای که استبداد سیاسی، اختناق و سانسور شدید سیاسی، راه را بر هرگونه دیالوگی بین حکومت و مخالفان آن بسته است. در چنین شرایطی، مخالفان حکومت با خاستگاه&amp;zwnj;ها و ایدئولوژی&amp;zwnj;های مختلف از نیروهای مارکسیستی گرفته تا تندروهای اسلامی &amp;zwnj;در مخالفت با ایده&amp;zwnj;ها و برنامه&amp;zwnj;های حکومت به خشونت و ترور روی آورده&amp;zwnj;اند. قیصر محصول نگاه چنین دوره&amp;zwnj;ای است. فضا و دنیای ظلم&amp;zwnj;ستیز و عدالت&amp;zwnj;طلبانه قیصر و قانون&amp;zwnj;شکنی عصیان&amp;zwnj;گرایانه قهرمان آن دقیقاً با خواست&amp;zwnj;ها و تمایلات روشنفکران معترض از یک سو و آرزوهای سرکوب شده جوانان عاصی از سوی دیگر، همخوانی داشت. به این ترتیب، انتقام فردی قیصر جنبه&amp;zwnj;ای سیاسی یافته و به عنوان نشانه&amp;zwnj;ای از یک اعتراض و شورش عمومی &amp;zwnj;بر علیه دستگاه حاکم تعبیر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;احمد میراحسان، در تحلیل خود از فیلم قیصر معتقد است که بدون درک روحیه زمانه نمی&amp;zwnj;توان موفقیت کم&amp;zwnj;نظیر و کارکرد اجتماعی و اخلاقی قیصر را درک کرد. وی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;در پایان دهه چهل، بد یا خوب، فیلم قیصر، رؤیای مخفی مردم یک دوران، رؤیای آفریننده و سازنده و روشنفکران جوان و رؤیا&amp;zwnj;های عاصی زمانه را با هم بازمی&amp;zwnj;گفت؛ زمانه&amp;zwnj;ای با پرسش&amp;zwnj;هایی که تنها با رجوع به متن آن دهه می&amp;zwnj;توان آن&amp;zwnj;ها را به درستی درک کرد. بدون یادآوری آن فضا، آن روحیات، آن اعتقادات و عواطف و آن یأس&amp;zwnj;ها و دلمردگی&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توان متوجه رؤیای فیلم قیصر شد. رؤیای خواهر تجاوز شده و ضرورت کاربرد چاقو و در کف نهادن جان که حاصل سرخوردگی و بی&amp;zwnj;اعتمادی از فرهنگ بی&amp;zwnj;ریشه&amp;zwnj;ای بود که عناصر سنتی اخلاقیات گذشته و مفاهیمی نظیر مردانگی، غیرت وناموس&amp;zwnj;پرستی را با لاقیدی و عشرت&amp;zwnj;طلبی آزادانه خود به سخره می&amp;zwnj;گرفت.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parvjahgh03.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 144px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;نجف دریابندری:&lt;/strong&gt; قیصر به هیچ وجه امکان ادامه حیات ندارد،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;یا باید وجود خود را نفی کند&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و با آنچه بوده و هست وداع گوید،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;یعنی به یک معنی حقیقی بمیرد&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و یا آنکه در واقع&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;به پیشباز مرگ برود.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;به نظر میراحسان، جوان عصیانگر ایرانی &amp;laquo;قیصر را تمثیل مردانگی و غیرتمندی یافت. از انتقام او خشمش فرومی&amp;zwnj;نشست و سرشار از احساسات پاک و منزه&amp;zwnj;طلبانه نفی شر می&amp;zwnj;شد. در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حال که عاشق هنر و ادبیات و سینمای آوانگارد غربی بود. البته در این هوا، نه قیصر بلکه حادثه سیاهکل، رادیو میهن&amp;zwnj;پرستان، اعلامیه&amp;zwnj;های سازمان&amp;zwnj;های چریکی، چه&amp;zwnj;گوارا، ساواک، شکنجه، اخبار مقاومت کتیرائی و آیت&amp;zwnj;الله طالقانی و حنیف&amp;zwnj;نژاد و اندکی لنین و خیلی استالین و بیشتر از آن&amp;zwnj;ها مائو و کاسترو و ماریگلا که تضاد کافکا و گوگن و پیکاسو را با هوشی مینه و احمد&amp;zwnj;زاده... به سود مشی چریکی حل می&amp;zwnj;کرد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رویکرد اخلاقی قیصر، کاملاً سنتی و ضد مدرن است و در فرهنگ بدوی و قبیله&amp;zwnj;ای- عشیره&amp;zwnj;ای ریشه دارد. قیصر مدافع ارزش&amp;zwnj;ها و اخلاقیات و فرهنگی است که در آن شرافت، ناموس&amp;zwnj;پرستی، مردانگی، غیرت و حق&amp;zwnj;طلبی اهمیت داشته و ستایش می&amp;zwnj;شود. احمد میراحسان در انتقاد از فردگرایی قیصر می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;حرکت فردی قیصر و خشونت و قتل و عملکرد ضد قانونی او و موجودیت سطحی&amp;zwnj;اش، از منظر مدرنیته، غیر قابل دفاع و بد&amp;zwnj;ترین جلوه فرهنگ مردسالار عشیره&amp;zwnj;ای است که مفاهیمی چون غیرت، ناموس و شرافت، ارزش&amp;zwnj;های مقدس اخلاقی او به شمار می&amp;zwnj;آیند. انتقاد از این حرکت، به معنی تأیید تجاوز به خواهر قیصر نیست که آن هم از نظر تلقی مدرن، تجاوز آشکار به حقوق فردی است و مستوجب مجازات قانونی. اما از سوی دیگر، مقابله با تجاوز، به معنی تأئید اقدام به جرم قیصر نمی&amp;zwnj;تواند باشد، حتی با قبول تفسیر دور و دراز روشنفکران موافق که خارج از ظرفیت واقعی قیصر بود، اگر این فیلم، قصد مقابله با نظم فاسد موجود را داشت، باز راه حل بیهوده، خشن و عشیره&amp;zwnj;ای را پیشنهاد می&amp;zwnj;کرد که نه به حفظ شرافت بلکه به کشت و کشتار ختم می&amp;zwnj;شد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما پرویز دوایی در نقد مشهور خود که در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان منتشر شد، از منظری متفاوت به فیلم قیصر نگاه کرده است. دوایی در نقد ستایش&amp;zwnj;گرانه خود بر &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، با رویکردی اخلاق&amp;zwnj;گرایانه به دفاع از ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی فیلم برخاست. وی با صراحت، اقدام عصیان&amp;zwnj;گرایانه و فردی قیصر را ستود و آن را حماسه &amp;laquo;شکست&amp;raquo; نامید. دوایی حرکت قیصر را مبتنی بر &amp;laquo;مردی و مردانگی و غیرت و جوانمردی&amp;raquo; ارزیابی کرده و آن را &amp;laquo;انسانی&amp;zwnj;ترین، سالم&amp;zwnj;ترین، لذت&amp;zwnj;بخش&amp;zwnj;ترین عملی&amp;raquo; دانست که از &amp;laquo;مردی چون او (قیصر) می&amp;zwnj;توان انتظار داشت. گیرم این عمل منطقی و قانونی و مذهبی نیست.... گو نباشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوایی در نوشته خود، بر ارزش&amp;zwnj;های منسوخ شده زمانه حسرت &amp;zwnj;خورده و قیصر را مرگ این ارزش&amp;zwnj;ها دانسته است. به نظر دوایی: &amp;laquo;قیصر، مرثیه مرگ آدم&amp;zwnj;هایی است که ارزش&amp;zwnj;های دنیای &amp;quot;فرمان&amp;quot; و قیصر آن&amp;zwnj;چنان برایشان مهجور شده که تجلی این جور غیرت&amp;zwnj;ها و ناموس&amp;zwnj;پرستی&amp;zwnj;ها نه فقط به نظرشان تعجب&amp;zwnj;آور بلکه خنده&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;نماید و تقصیری هم ندارند. این روزگار، نظام روزگار، وضع را طوری چرخانده که نوجوانان خود، همشیرگان محترم را به پارتی&amp;zwnj;های شوخ و شنگ می&amp;zwnj;برند تا با همشیره محترم دوستان آشنایی به هم برسانند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parvjahgh04.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 173px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;ابراهیم گلستان:&lt;/strong&gt; در حجم جسمی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;این فیلم، آدم&amp;zwnj;ها در یک سطح ساده&amp;zwnj;اند. کمتر توجهی به زندگی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;حسی و روح فردی آن&amp;zwnj;ها شده است، هر چند در ظاهر ناموس و انتقام آن&amp;zwnj;ها را به حرکت درآورده است.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;em&gt;عکس: پرویز جاهد&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;در واقع دوایی قیصر را بهانه کرده و به انگیزه نقد آن، با رویکردی مشابه رویکرد آل&amp;zwnj;احمد در &amp;laquo;غرب&amp;zwnj;زدگی&amp;raquo; و &amp;laquo;در خدمت و خیانت روشنفکران&amp;raquo;، سیاست فرهنگی نظام حاکم و غربزده شدن جامعه را به باد انتقاد می&amp;zwnj;گیرد، غافل از آنکه خروش قیصر در فیلم علیه کسانی صورت می&amp;zwnj;گیرد که اگرچه از نظر شخصیت&amp;zwnj;پردازی، هویت دقیق و روشنی ندارند اما هیچ نشانی از غرب&amp;zwnj;زدگی در ظاهر و رفتار آن&amp;zwnj;ها دیده نمی&amp;zwnj;شود و بیشتر به تیپ&amp;zwnj;های سنتی از نوع قیصر شباهت دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نظر نجف دریابندری نیز &amp;laquo;قیصر، جوان پاکیزه&amp;zwnj;ای است و خونخواهی و قتل جزو ذات او نیست، فقط عارض بر زندگی اوست (...) قیصر جنایتکار نیست. قیصر حتی نازک&amp;zwnj;دل است، چنانکه نمی&amp;zwnj;تواند جان دادن دو ماهی کوچک در یک تنگ آب را تحمل کند، ولی خیلی راحت می&amp;zwnj;تواند تن کریم آب منگل را با تیغ دلاکی&amp;zwnj;اش آش و لاش کند.&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دریابندری این تناقض را ناشی از وضعیتی می&amp;zwnj;داند که قیصر در آن گرفتار است. به اعتقاد دریابندری &amp;laquo;اساس حیات و هستی قیصر نفی شده است. قیصر به هیچ وجه امکان ادامه حیات ندارد، یا باید وجود خود را نفی کند و با آنچه بوده و هست وداع گوید، یعنی به یک معنی حقیقی بمیرد و یا آنکه در واقع به پیشباز مرگ برود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما ابراهیم گلستان نیز با اینکه از مدافعان قیصر به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رود اما نگاه او به قیصر فارغ از این&amp;zwnj;گونه داوری&amp;zwnj;ها و ارزش&amp;zwnj;گذاری&amp;zwnj;های اخلاقی است. از نظر گلستان، &amp;laquo;قیصر آدمی&amp;zwnj; سطحی است. یک قهرمان روحی نیست (...) در حجم جسمی این فیلم، آدم&amp;zwnj;ها در یک سطح ساده&amp;zwnj;اند. کمتر توجهی به زندگی حسی و روح فردی آن&amp;zwnj;ها شده است، هر چند در ظاهر ناموس و انتقام آن&amp;zwnj;ها را به حرکت درآورده است. در واقع آن&amp;zwnj;ها نه عامل&amp;zwnj;اند و نه زیر نفوذ. بازیگراند، می&amp;zwnj;چرخند، تنها برای سرگرمی تماشاگر.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکنون بیش از ۴۰ سال از نخستین نمایش فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; می&amp;zwnj;گذرد. در این فاصله نقد&amp;zwnj;ها و نظرهای زیادی درباره این فیلم نوشته و منتشر شده است، اما نظر به اهمیت آن در تاریخ سینمای ایران، هنوز می&amp;zwnj;توان آن را با رویکردهای مختلف، از نظر تماتیک یا سبکی، بررسی و تجزیه و تحلیل کرد و جنبه&amp;zwnj;های متنی و فرامتنی آن را شکافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منابع:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، سرمشق کاملی از مسعود کیمیائی برای مسعود کیمیائی. ابراهیم گلستان. نقل از مجموعه مقالات در نقد و معرفی آثار مسعود کیمیائی. ۱۳۶۴.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، مرثیه&amp;zwnj;ای برای ارزش&amp;zwnj;های از دست رفته. پرویز دوائی. (نقل از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان منبع)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، پس از بیست سال سیاه مشق. نجف دریابندری. (نقل از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان منبع)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر را فراموش کنیم. احمد میر احسان. فیلم و سینما. شماره ۷. تیر ماه ۱۳۷۷.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/22257&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی &amp;ndash; ۲، بخش هشتم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22804&quot;&gt;تصویر زن ایرانی در فیلمفارسی، بخش نهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/23998/&quot;&gt;لمپنیسم در فیلمفارسی، بخش دهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24281&quot;&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; و ظهور قهرمانان ستیزه&amp;zwnj;جو و تیره&amp;zwnj;بخت، بخش یازدهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24444#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">ابراهیم گلستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17582">قیصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17371">نجف دریابندری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15273">پرویز دوایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Sat, 16 Feb 2013 00:09:15 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24444 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>«قیصر» و ظهور قهرمانان ستیزه‌جو و تیره‌بخت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/07/24281</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/07/24281&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی (قسمت یازدهم)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;184&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/qaypj01.jpg?1360544648&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - بر این باورم که بازخوانی فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; و فیلم&amp;zwnj;های کلاسیک دیگر سینمای ایران، یک ضرورت مهم امروز است و روشنگر بسیاری ازکج&amp;zwnj;فهمی&amp;zwnj;ها و برداشت&amp;zwnj;های نادرست تاریخی خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اول اینکه &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، فیلمی است که به غلط در تاریخ سینمای ایران به&amp;zwnj;عنوان آغازگر موج نو شناخته شده است، اما واقعیت این است که قیصر، علیرغم تفاوت بارز و قابل توجه آن با تولیدات فیلمفارسی، در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان بدنه سینمای مسلط فارسی و قواعد پذیرفته شده آن ساخته شده و اگرچه سطح کیفی و استانداردهای فنی آن بسیار بالا&amp;zwnj;تر از محصولات سینمای فارسی تا آن زمان بود اما از نظر بیانی و زیبایی&amp;zwnj;شناسی، فیلمی مدرن با مختصات موج نوئی شناخته نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به زعم من جرقه&amp;zwnj;های سینمای موج نو ایران پیش از قیصر با فیلم&amp;zwnj;های روشنفکرانه و غیر متعارف ابراهیم گلستان (خشت و آینه)، فریدون رهنما (سیاووش در تخت جمشید)، فروغ فرخزاد (خانه سیاه است) و فرخ غفاری (شب قوزی) زده شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 250px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/qaypj02.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 167px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;اما &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; بدون تردید و با هر رویکردی که به آن نگاه شود، یکی از مهم&amp;zwnj;ترین و بحث&amp;zwnj;برانگیز&amp;zwnj;ترین فیلم&amp;zwnj;های تاریخ سینمای ایران است و در زمینه&amp;zwnj;هایی نوآور بوده است، اگرچه نوآوری قیصر در حدی نبود که آن را در ردیف آثار پیشگام موج نوئی سینمای ایران قرار دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; در بدنه سینمای فارسی، اثری رئالیستی و جسورانه بود که تأثیرگذاری آن در سینمای ایران غیر قابل انکار است. تأثیرات آن را هم در سینمای موج نو و هم در فیلمفارسی می&amp;zwnj;توان دنبال کرد. &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; از یک سو باعث رواج نوع تازه&amp;zwnj;ای از سینمای جاهلی (متفاوت با سینمای مجید محسنی و سیامک یاسمی) شد و از سوی دیگر گرایش تازه&amp;zwnj;ای را در سینمای متفاوت و موج نویی ایران به وجود آورد که روایت زندگی قهرمانان زخم&amp;zwnj;خورده، عاصی و ستیزه&amp;zwnj;جو با پایان&amp;zwnj;های تراژیک، از ویژگی&amp;zwnj;های آن بود و رد آن را می&amp;zwnj;شد در فیلم&amp;zwnj;هایی چون خداحافظ رفیق، تنگنا، صبح روز چهارم، صادق کُرده، خاک، گوزن&amp;zwnj;ها و کندو دنبال کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، نخستین فیلم ایرانی بود که توجه روشنفکران و منتقدان ایرانی را به سینمای فارسی معطوف ساخت. محمد علی سپانلو، جایی در تأیید این نظر می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;کیمیائی با قیصر امکان داد به روشنفکران که وارد سینما شوند... قیصر راه&amp;zwnj;گشایی مهمی کرد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وی بعد از شرح خاطره تماشای فیلم قیصر در سینما مولن&amp;zwnj;روژ تهران می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;ما فکر کردیم که- همه (منظور همه روشنفکران مطرح آن دوره است) در آنجا بودیم- همه ما وارد عصر تازه&amp;zwnj;ای از سینما داریم می&amp;zwnj;شویم، سینمای فارسی.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 250px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/qaypj03.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 410px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;کیمیائی در &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، دست به تجربه&amp;zwnj;ای در متن سینمای فارسی زد که پیش از او کسی نزده بود. او اگرچه آغازگر سینمای موج نو نیست اما دست به سنت&amp;zwnj;شکنی&amp;zwnj;هایی در سینمای فارسی زد که در آن زمان بی&amp;zwnj;سابقه بود. او در دوران و در جامعه&amp;zwnj;ای &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; را ساخت که سنت&amp;zwnj;های نیرومند سینمایی وجود نداشت و یا هنوز در مرحله ابتدایی شکل&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;اش بود. بنابراین طبیعی است که قیصر در مقایسه با نمونه&amp;zwnj;های غیر ایرانی خود (مثلاً فیلم&amp;zwnj;های نوآر آمریکایی یا فرانسوی)، کم آورده و از نظر ساختار و زیبایی&amp;zwnj;شناسی در رده&amp;zwnj;های بسیار پایین&amp;zwnj;تری قرار گیرد، اما بی&amp;zwnj;گمان در مقایسه با موج فیلم&amp;zwnj;های فارسی دوران خود، سینمای جاهلی و یا حتی سینمای جنایی ساموئل خاچیکیان، یک سر و گردن بالا&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;ایستد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می&amp;zwnj;توان پرسید دلایل محبوبیت &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; در میان عامه مردم چه بود و یا چه چیزی در داستان قیصر وجود داشت که از فردی جنایتکار، آدمی محبوب ساخت؟ در بستر داستانی&amp;zwnj;ای که &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; قرار دارد، فارغ از قضاوت&amp;zwnj;های اخلاقی مدرن و امروزی، حرکت فردی و ستیزه&amp;zwnj;جویانه او را ستایش کرده و با او همذات&amp;zwnj;پنداری می&amp;zwnj;کنیم. شخصیت&amp;zwnj;پردازی قیصر و شیوه روایت فیلم، علیرغم تمام ضعف&amp;zwnj;هایی که دارد، عمل خشونت&amp;zwnj;بار و ضد مدرن شخصیت اصلی آن را توجیه می&amp;zwnj;کند. از این منظر هر نوع پرسش در این زمینه که چرا قیصر خود مأمور اجرای عدالت و مجازات بدکاران می&amp;zwnj;شود و برای این&amp;zwnj;کار به پلیس مراجعه نمی&amp;zwnj;کند و یا اینکه چرا این حادثه در منطقه&amp;zwnj;ای متروک و یا گذشته&amp;zwnj;ای دور اتفاق نمی&amp;zwnj;افتد و در قلب یک شهر مدرن روی می&amp;zwnj;دهد، پرسش&amp;zwnj;هایی مربوط به خارج از دنیای فیلم است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; با توجه به خصوصیاتی که دارد، در میان قهرمانان دوره خود، یک ضد قهرمان سینمایی محسوب می&amp;zwnj;شود. اگر &amp;laquo;علی بی&amp;zwnj;غم&amp;raquo; را نمونه تیپیکال قهرمان ایرانی پیش از قیصر فرض کنیم، می&amp;zwnj;بینیم که قیصر برخلاف او که در گنج قارون، پیام صلح و آشتی سر می&amp;zwnj;دهد، دعوت به مبارزه، خشونت و انتقام می&amp;zwnj;کند. برای قهرمانان پیش از قیصر، راه برای پیشرفت و خوشبختی و همزیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز وجود داشت اما ضد قهرمان قیصر در موقعیت دراماتیک بسته&amp;zwnj;ای قرار می&amp;zwnj;گیرد که راهی جز مرگ در برابر خود نمی&amp;zwnj;بیند. دنیای قیصر بر خلاف دنیای علی بی&amp;zwnj;غم، دنیایی تیره و سرشار از خشونت، نفرت و بی&amp;zwnj;رحمی است که قیصر در آن نفس می&amp;zwnj;کشد. او بر خلاف شخصیت&amp;zwnj;های فیلمفارسی، آدم تلخ و عبوسی است که نه می&amp;zwnj;خندد و نه مثل آن&amp;zwnj;ها در کوچه&amp;zwnj;باغ&amp;zwnj;ها آواز می&amp;zwnj;خواند بلکه تنها پوزخند می&amp;zwnj;زند و به انتفام فکر می&amp;zwnj;کند. از سوی دیگر او اگرچه خشن، بی&amp;zwnj;باک و نترس است اما به شدت آسیب&amp;zwnj;پذیر و شکننده است و در لحظه&amp;zwnj;ای از فیلم، پای ضریح امامزاده اشک می&amp;zwnj;ریزد. در کنار او برادرش فرمان قرار دارد که نمونه شاخص قهرمان ژانر جاهلی است با تمام خصوصیات متعالی و فضیلت&amp;zwnj;هایی که جامعه سنتی آن روزگار از لوتی&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;هایی مثل او انتظار دارد. او باید در دقایق نخست فیلم (پانزده دقیقه اول) از پای درآید، چرا که این قیصر است که باید وارد میدان شود و به مصاف خونین برادران آب منگل برود. بنابراین، کیمیائی برای نخستین بار قهرمان خوش&amp;zwnj;خنده، آوازخوان، دل&amp;zwnj;رحم و سازشگر فیلمفارسی را کنار می&amp;zwnj;زند و ضد قهرمان عبوس، کینه&amp;zwnj;توز و ستیزه&amp;zwnj;جوی قیصر را به جایش می&amp;zwnj;نشاند. پس از قیصر است که ضد قهرمان&amp;zwnj;های فیلم&amp;zwnj;های تنگنا، صبح روز چهارم، صادق کرده، طوقی و خداحافظ رفیق به میدان می&amp;zwnj;آیند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 250px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
				&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/qaypj05.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 187px;&quot; /&gt;&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; در زمان نمایش خود به محور بحث&amp;zwnj;های انتقادی فیلم در میان منتقدان و روشنفکران دهه ۱۳۴۰ تبدیل شد. برخی از مهم&amp;zwnj;ترین چهره&amp;zwnj;های سینمایی و روشنفکری آن زمان مثل ابراهیم گلستان، پرویز دوایی و نجف دریابندری، ارزش&amp;zwnj;های سینمایی و مضمونی آن را ستودند و برخی دیگر مثل دکتر هوشنگ کاووسی و دکتر هوشنگ طاهری، به آن حمله کرده و آن را فیلمی ارتجاعی و عقب&amp;zwnj;مانده توصیف کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ابراهیم گلستان در نقدی هوشمندانه درباره آن نوشت: &amp;laquo;قیصر یک فیلم گیرا و شایسته توجه کامل است. اگر این فیلم در حد قریحه و استعداد سازنده&amp;zwnj;اش ساخته شده بود، یک فیلم برجسته می&amp;zwnj;شد. برجستگی کنونی فیلم در این است که کار یک قریحه کمیاب است. قریحه&amp;zwnj;ای که هنوز خود را به حد رشدی که شایسته&amp;zwnj;اش است نکشانده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به هر حال، چه قیصر را دوست داشته باشیم و چه از آن متنفر باشیم، نمی&amp;zwnj;توانیم اهمیت آن را در سینمای حرفه&amp;zwnj;ای ایران از نظر تاریخی انکار کنیم، چرا که قیصر فیلمی بود که علیرغم جلب توجه مخاطب خاص و نخبه&amp;zwnj;گرای سینمای آن زمان، توانست تماشاگران عام سینمای فارسی را نیز جلب نموده و بعد از موفقیت فیلم &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo; به پرفروش&amp;zwnj;ترین فیلم ایرانی زمان خود بدل شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای موفقیت فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; می&amp;zwnj;توان چند عامل را ذکر کرد: نخست، درونمایه آنارشیستی، ظلم&amp;zwnj;ستیزانه و عصیانگرانه &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; است. دوم، نگاه رئالیستی و باورپذیر آن به زندگی آدم&amp;zwnj;های عادی و مردم کوچه و بازار که رفتار و گفتارشان طبیعی و ملموس بود و به دل تماشاگر ایرانی می&amp;zwnj;نشست. همینطور وجود کاراکترهای واقعی با انگیزه&amp;zwnj;های قوی که همذات&amp;zwnj;پنداری تماشاگر ایرانی را برمی&amp;zwnj;انگیخت؛ و از همه مهم&amp;zwnj;تر: سبک بازیگری واقعگرایانه آن که تا آن زمان در سینمای ایران سابقه چندانی نداشت و تنها در فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;خشت و آینه&amp;raquo; ابراهیم گلستان و &amp;laquo;شب قوزی&amp;raquo; فرخ غفاری تجربه شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 250px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/qaypj04.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 338px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;بهروز وثوقی با بازی حسی و قدرتمند خود پس از &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; به الگوی بازیگری در سینمای ایران تبدیل شد. بهروز وثوقی با آن نگاه تیز و شکافنده و کاراکتر عاصی، تلخ و عبوس و در عین حال جذاب&amp;zwnj;اش، قیصر را به چهره آیکونیک سینمای ایران تبدیل کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، به دلیل وجود شخصیت&amp;zwnj;های خوندار و باورپذیر، فضاسازی ماهرانه محیط جنوب شهر تهران با بازارچه&amp;zwnj;ها، تیمچه&amp;zwnj;ها، گرمابه و کوچه&amp;zwnj;های تنگ و تودرتویش، فیلمبرداری دقیق و کم&amp;zwnj;نظیر سیاه و سفید و نور&amp;zwnj;پردازی و سایه&amp;zwnj;روشن&amp;zwnj;های ماهرانه&amp;zwnj;اش، خصوصاً در صحنه&amp;zwnj;های مربوط به کشتارگاه و قتل در حمام، در دهه ۱۳۴۰، اثر منحصر به فردی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; بدون شک، نخستین کاراکتر واقعی، ملموس و در یاد ماندنی سینمای ایران است. پیش از &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، &amp;laquo;علی بی&amp;zwnj;غم&amp;raquo;&amp;zwnj;ها که بر طبل بی&amp;zwnj;عاری می&amp;zwnj;زدند و بزرگ&amp;zwnj;ترین انگیزه&amp;zwnj;شان جهش طبقاتی و رسیدن به وصال دختر پولدار بود، کاراکترهای اصلی و آشنای فیلم&amp;zwnj;های فارسی را تشکیل می&amp;zwnj;دادند. این مسعود کیمیائی بود که با &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، شخصیت ضد قهرمان ایرانی را برای اولین بار در سینمای ایران مطرح کرد. کاراکتری که با تمام ویژگی&amp;zwnj;های ضد قهرمانان فیلم&amp;zwnj;های گانگستری، نوآر و وسترن همخوانی دارد. به علاوه سرنوشت تراژیک قیصر و مرگ حماسی او نیز در پایان فیلم، در سینمای فارسی به طرز بی&amp;zwnj;سابقه&amp;zwnj;ای سنت&amp;zwnj;شکنانه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پایان&amp;zwnj;بندی قیصر، حرکتی سنت&amp;zwnj;شکنانه در برابر پایان&amp;zwnj;بندی خوش&amp;zwnj;بینانه، سطحی&amp;zwnj;نگرانه و کلیشه&amp;zwnj;ای فیلم&amp;zwnj;های فارسی آن دوره و مهم&amp;zwnj;ترین عامل تمایز قیصر با فیلمفارسی بود. از این زاویه، قیصر کاملاً بر خلاف انتظار&amp;zwnj;ها و علائق رایج تماشاگران ساده&amp;zwnj;پسند فیلمفارسی ساخته شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع کیمیائی، در قیصر&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان راهی را رفت که بسیاری از سینماگران وسترن و خالقان آثار جنایی، گانگستری و نوآر رفته بودند. &amp;laquo;نوادا اسمیت&amp;raquo; ساخته هنری هاتاوی، &amp;laquo;سامورائی&amp;raquo; ساخته ژان پیر ملویل، &amp;laquo;روز برمی&amp;zwnj;آید&amp;raquo; ساخته مارسل کارنه، &amp;laquo;از نفس افتاده&amp;raquo; ساخته ژان لوک گدار، &amp;laquo;دشمن مردم&amp;raquo; ساخته ویلیام ولمن، و &amp;laquo;سیرای مرتفع&amp;raquo; ساخته رائول والش و &amp;laquo;سال&amp;zwnj;های ناامیدی&amp;raquo; ویلیام وایلر، همگی دارای شخصیت&amp;zwnj;های محوری عصیانگر و ضد قانون&amp;zwnj;اند. چگونه می&amp;zwnj;توان هامفری بوگارت، جیمز کاگنی، ژان گابن، استیو مک کوئین، ژان پل بلموندو و یا آلن دلون سامورائی را که همگی گانگسترهایی تنها و خونسرد و یا کابوهایی ضد قانون و نظم جامعه بودند، دوست داشت و بر سرنوشت تلخشان گریست اما &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; را به دلیل انتقام&amp;zwnj;جویی و اجرای عدالت به شیوه خود (مجازات قاتلان برادر و تجاوزگران به خواهر)، محکوم کرد و نشانه ضعف فیلم کیمیایی دانست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید در جهان واقعی، کسی با یک سارق یا گانگستر یا آدم&amp;zwnj;کش که قوانین مدنی و عرفی جامعه را زیر پا می&amp;zwnj;گذارد و نظم شهر یا اجتماع را به هم می&amp;zwnj;ریزد، همدلی و همذات&amp;zwnj;پنداری نکند اما همه می&amp;zwnj;دانیم که سینما و هنرهای نمایشی با بهره&amp;zwnj;گیری از شیوه روایت و عناصر درام و قصه&amp;zwnj;پردازی، همذات&amp;zwnj;پنداری تماشاگران و حس شفقت آن&amp;zwnj;ها را نسبت به شخصیت&amp;zwnj;های محوری و قهرمانان فیلم یا نمایش برمی&amp;zwnj;انگیزند و در پایان، به تعبیر ارسطو آن&amp;zwnj;ها را دچار کاتارسیس می&amp;zwnj;سازند. بر این اساس حرکت فردی قیصر و خروش او علیه کسانی که به حریم خانوادگی او تجاوز کرده&amp;zwnj;اند، در جهان دراماتیک فیلم معنا پیدا می&amp;zwnj;کند و باورپذیر می&amp;zwnj;شود. در واقع قیصر از الگوی درام کلاسیک و منطق خیر و شر آن پیروی می&amp;zwnj;کند. در ساختار درام کلاسیک، شخصیت&amp;zwnj;ها، دو دسته&amp;zwnj;اند: خوب یا بد، سیاه یا سفید، خیر یا شر مطلق. حد میانی وجود ندارد. قیصر، یک قهرمان مطلقاً خوب است و دشمنان او یعنی برادران آب&amp;zwnj;منگل، نمونه&amp;zwnj;های مطلق بدی و شرارت&amp;zwnj;اند. نیروی خوبی (خیر) باید بر نیروی بدی (شر) پیروز شود، هرچند این پیروزی با مرگی تراژیک برای قهرمان همراه باشد. قیصر برای گرفتن انتقام و اجرای عدالت باید دست به کشتار بزند و نیروهای شر را نابود سازد و در پایان به ضرب گلوله&amp;zwnj;های پلیس از پا درآید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/22257&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی &amp;ndash; ۲، بخش هشتم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22804&quot;&gt;تصویر زن ایرانی در فیلمفارسی، بخش نهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/23998/&quot;&gt;لمپنیسم در فیلمفارسی، بخش دهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/07/24281#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17942">بازخوانی فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17582">قیصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19083">پرویز کیمیائی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Thu, 07 Feb 2013 22:34:43 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24281 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>لمپنیسم در فیلمفارسی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/01/30/23998</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/01/30/23998&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی (قسمت دهم)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;191&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/jahepj01.jpg?1359502872&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - ژانر جاهلی که در فرهنگ سینمایی ایران از آن گاهی با عنوان &amp;laquo;سینمای کلاه مخملی&amp;raquo; یا &amp;laquo;سینمای لمپنی&amp;raquo; یاد می&amp;zwnj;شود، یکی از خالص&amp;zwnj;ترین و منحصر به&amp;zwnj;فرد&amp;zwnj;ترین ژانرهای سینمایی در ایران است که نمونه آن را در هیچ کشور دیگری نمی&amp;zwnj;توان سراغ کرد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این ژانر منسوب به تیپی به نام جاهل یا لات یا لمپن است که جایگاه خاصی در فرهنگ سنتی و عامیانه ایرانی دارد. قبل از پرداختن به این ژانر و ویژگی&amp;zwnj;های آن، لازم است ابتدا واژه&amp;zwnj;های &amp;laquo;جاهل&amp;raquo;، &amp;laquo;لات&amp;raquo; و &amp;laquo;لمپن&amp;raquo; را که در فرهنگ معاصر ایران، تقریباً معنای یکسانی پیدا کرده&amp;zwnj;اند اگرچه از نظر ریشه&amp;zwnj;ای به فرهنگ&amp;zwnj;های کاملاً متفاوت تعلق دارند و از خاستگاه&amp;zwnj;های طبقاتی متفاوتی برمی&amp;zwnj;خیزند، به&amp;zwnj;طور فشرده توضیح دهم:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;جاهل&amp;raquo; یا &amp;laquo;لوطی&amp;raquo; از نظر تاریخی در سنت جوانمردی و فتوت&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;های ایرانی ریشه دارد و در گذشته به افرادی در جامعه اطلاق می&amp;zwnj;شد که مرام جوانمردی، ایثار و بخشش داشته و در مقابل زورگویان و ستمگران از مظلومان جامعه دفاع می&amp;zwnj;کردند. اما در فرهنگ معاصر ایران با رشد مدرنیسم و محو تدریجی نهاد&amp;zwnj;ها و ارزش&amp;zwnj;های سنتی، واژه &amp;laquo;جاهل&amp;raquo;، مفهوم گذشته&amp;zwnj;اش را از دست داد و به اوباشی اطلاق گردید که هیچ تعلق طبقاتی و اجتماعی نداشته و با در پیش گرفتن زندگی انگلی از دسترنج دیگران زندگی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حمیدرضا صدر در تعریف &amp;laquo;جاهل&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;جاهل لزوماً یک لوطی با مفاهیم تاریخی&amp;zwnj;اش نبود. سنت لوطی&amp;zwnj;گری متعلق به ایران قبل از اسلام بود که پس از آمدن اسلام به ایران با پیروان فتوت پیوند خورد و از قرن دوم هجری به عیاران رسید که خصیصه جوانمردی را با حیله&amp;zwnj;گری می&amp;zwnj;آمیختند. (درآمدی بر تاریخ سیاسی سینمای ایران. ص ۱۷۶)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jahepj02.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●&amp;laquo;لات جوانمرد&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ساخته مجید محسنی را&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;شاید بتوان نخستین فیلمی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;در سینمای ایران دانست&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;که عناصر آیکونیک (شمایل&amp;zwnj;نگارانه)&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ژانر جاهلی را به ما&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;معرفی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●ابراهیم گلستان و فرخ غفاری این فیلم را تحسین کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●گلستان آن را بهترین اثری نامید که تا آن زمان در ایران ساخته شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●ویدئو: لات جوانمرد به کارگردانی مجید محسنی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;iframe allowfullscreen=&quot;&quot; frameborder=&quot;0&quot; height=&quot;230&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/embed/By7Mw25ibKk&quot; width=&quot;230&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;اما &amp;laquo;لمپن&amp;raquo; که از ادبیات مارکسیستی آمده، مأخوذ از کلمه &amp;laquo;لمپن پرولتاریا&amp;raquo;ی کارل مارکس است و از دید او به عناصری از جامعه اطلاق می&amp;zwnj;شد که از طبقه کارگر جدا شده و در موقعیتی قرار می&amp;zwnj;گیرند که معمولاً ارتجاعی و ضد اجتماعی است. در تعریف واژه &amp;laquo;لمپن&amp;raquo; در &amp;laquo;فرهنگ وبستر&amp;raquo; چنین آمده است: &amp;laquo;پایین&amp;zwnj;ترین و تحقیرشده&amp;zwnj;ترین بخش پرولتاریا که وابستگی و تعلق طبقاتی ندارد و از افراد بی&amp;zwnj;ریشه و محروم که بیرون از شکل&amp;zwnj;بندی اجتماعی- اقتصادی هستند، تشکیل می&amp;zwnj;شود. &amp;laquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علی اکبر اکبری که تنها کتاب موجود در مورد لمپنیسم را در کتابی با همین عنوان در سال ۱۳۴۵ منتشر کرده، ضمن ارائه مشخصات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی لمپن&amp;zwnj;ها، رد پای آن&amp;zwnj;ها را در فیلم&amp;zwnj;های جاهلی دهه ۱۳۴۰ سینمای فارسی دنبال کرده و معتقد است که در زبان فارسی معادل مناسبی برای واژه &amp;laquo;لمپن&amp;raquo; وجود ندارد و واژه&amp;zwnj;هایی چون &amp;laquo;جاهل&amp;raquo;، &amp;laquo;لات&amp;raquo;، &amp;laquo;اوباش&amp;raquo; و &amp;laquo;ولگرد&amp;raquo; با اینکه دربردارنده برخی خصوصیات لمپن&amp;zwnj;هاست، اما معادل دقیقی برای آن نیست. او ماجراجویی، غوغاگری، فتنه&amp;zwnj;گری، آشوب&amp;zwnj;طلبی، قدرت&amp;zwnj;طلبی و بی&amp;zwnj;انضباطی را از خصایص مهم و اساسی لمپن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;داند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکبری در کتاب لمپنیسم، خاستگاه طبقاتی لمپن&amp;zwnj;های ایرانی را خرده&amp;zwnj;بورژوازی شهری و روستائیان مهاجر دانسته و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;در کشورهای سرمایه&amp;zwnj;داری، لمپن پرولتاریا&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان&amp;zwnj;طور که از اسمش مستفاد می&amp;zwnj;شود به&amp;zwnj;طور معمول از طبقه کارگر جدا می&amp;zwnj;شود و مربوط به آن است. اما در جامعه ما با وجود ارتباط و پیوندهایی که بین عناصری از لمپن&amp;zwnj;ها با طبقه کارگر به چشم می&amp;zwnj;خورد اکثریت این قشر از دهقانانی که روستا&amp;zwnj;ها را ترک کرده&amp;zwnj;اند و کارگران کارگاه&amp;zwnj;های پیشه&amp;zwnj;وری و خرده&amp;zwnj;بورژوازی تهیدست جدا می&amp;zwnj;شوند. در واقع خرده&amp;zwnj;بورژوازی با سقوط از آخرین پله زندگی اقتصادی خود به لمپن تبدیل می&amp;zwnj;گردد. &amp;laquo;(لمپنیسم. ص ۱۰)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد اکبری، &amp;laquo;لمپن&amp;zwnj;ها، عناصری از افراد اجتماعی هستند که روی هم&amp;zwnj;رفته در تولید اجتماعی شرکت ندارند، در نتیجه در تولید اجتماعی استثمار نمی&amp;zwnj;شوند و از طیق طفیلی&amp;zwnj;گری زندگی می&amp;zwnj;کنند. مانند گدایان، دزدان و فواحش.&amp;raquo; (لمپنیسم. ص ۵)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دکتر علی شریعتی نیز ضمن برشمردن خصوصیات مشابه برای لمپن&amp;zwnj;ها، آن&amp;zwnj;ها را با لات&amp;zwnj;ها به یک معنا انگاشته و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;لمپن&amp;zwnj;ها آدم&amp;zwnj;های آواره و بی&amp;zwnj;ریشه، بی&amp;zwnj;طبقه، بی&amp;zwnj;شکل و مشخص، بی&amp;zwnj;وضع خانوادگی و وضع اجتماعی معین و آسمان&amp;zwnj;جل&amp;zwnj;هایی هستند که به آن&amp;zwnj;ها لات و لوت می&amp;zwnj;گوییم.&amp;raquo; (درآمدی بر دایره&amp;zwnj;المعارف علوم اجتماعی)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنابراین، می&amp;zwnj;بینیم که فرد لمپن با تعریف&amp;zwnj;های ارائه&amp;zwnj;شده، دقیقاً نمی&amp;zwnj;تواند&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان جاهل یا لات در فرهنگ سنتی ایرانی باشد اما در فرهنگ سیاسی و حتی سینمایی ایران به ویژه در نقدنویسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، این&amp;zwnj;دو تقریباً یکی گرفته شده و غالبا مترادف هم به کار گرفته شدند و امروز نیز تقریباً به یک معنا به&amp;zwnj;کار می&amp;zwnj;روند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حمید نفیسی استاد مطالعات سینمایی و رسانه در دانشگاه نورث وسترن یونیورسیتی آمریکا، در مقاله ارزشمندش در مورد ژانر سینمای جاهلی، بین مفاهیم جاهل، لات و لوطی تمایز قائل&amp;zwnj;شده و می&amp;zwnj;نویسد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jahepj03.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 154px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●زیر بازارچه، به کارگردانی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;رضا صفایی،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;نمونه&amp;zwnj;ای از فیلم&amp;zwnj;های جاهلی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;ظاهراً حکومت مقتدر شاه در دهه&amp;zwnj;های ۱۹۶۰-۱۹۷۰ به&amp;zwnj;ویژه پس از سرکوب لوطیان معروفی چون طیب و طاهر رضایی در جنبش سال ۱۹۶۳، لوطی&amp;zwnj;ها را از اهرم&amp;zwnj;های کنترل و خشونت محروم کرد و آن&amp;zwnj;ها را به حاشیه اجتماع راند. اما با بزرگ شدن نقش عناصر حاشیه&amp;zwnj;ای، هم در پهنه اجتماع و هم در فیلم&amp;zwnj;ها، لوطی&amp;zwnj;ها که در این دوره جاهل لقب گرفته بودند در میان تماشاگران محبوبیتی گسترده پیدا کردند در حالی که منتقدین و مخالفان نظام این لوطیان سینمایی را &amp;quot;لومپن&amp;quot; و &amp;quot;انگل&amp;quot; نامیدند و فیلم&amp;zwnj;های جاهلی را مبتذل و مهوع خواندند.&amp;raquo; (حمید نفیسی. ایران&amp;zwnj;نامه. سال دهم. ص ۵۴۵)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حمید نفیسی، این ویژگی دوگانه شخصیت لمپن/لات در فیلم&amp;zwnj;های فارسی را چنین تشریح می&amp;zwnj;کند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;در فیلم&amp;zwnj;های اولیه، شخصیت لات را اغلب به مثابه فردی یاری&amp;zwnj;دهنده و فداکار به تصویر می&amp;zwnj;کشیدند که دوست داشت از ضعیفان در برابر منافع قدرتمندان حمایت کند. در سال&amp;zwnj;های بعد او بیشتر به اوباشی تبدیل شد که به شراب&amp;zwnj;خواری، دعوا و شر به پا کردن تمایل داشت. تصویر اول همسو با دیدگاه سنتی از لات&amp;zwnj;ها و نقش آن&amp;zwnj;ها در جامعه ایرانی است، حال آنکه تصویر دوم را می&amp;zwnj;شود چنین تعبیر کرد که نمادی است برای حکومت و روش آن.&amp;raquo; (حمید نفیسی. سینما به مثابه ابزاری سیاسی. فصلنامه فارابی. شماره ۳۴. صفحه ۳۶)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جاهل/لمپن فیلمفارسی، فردی با خصوصیات متناقض است. او معمولاً آدمی پایبند اعتقادات مذهبی (مسلمان شیعه) و اخلاقیان سنتی است که حضرت علی را مولای خود می&amp;zwnj;داند اما شب&amp;zwnj;ها در کافه&amp;zwnj;های جنوب شهر، عرق می&amp;zwnj;خورد و اوقاتش را با زن&amp;zwnj;های رقاصه کافه&amp;zwnj;ها و یا فاحشه&amp;zwnj;های شهرنو می&amp;zwnj;گذراند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حسین ترمزی (وحدت) راننده تاکسی جاهل مسلک فیلم &amp;laquo;عروس فرنگی&amp;raquo;، در صحنه&amp;zwnj;ای از این فیلم، ناگهان در وسط بیابان ترمز کرده و شروع به نماز خواندن می&amp;zwnj;کند اما لحظاتی بعد، به کاباره می&amp;zwnj;رود و دختر آلمانی را ترغیب کرده که با مردی غریبه برقصد و خود می&amp;zwnj;نشیند و از تماشای رقص آن&amp;zwnj;ها لذت می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jahepj04.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 153px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●فیلم&amp;zwnj;های جاهلی فارسی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;از الگو&amp;zwnj;ها، نشانه&amp;zwnj;ها، عناصر&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و شمایل&amp;zwnj;های مشخص،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ثابت و تکراری استفاده می&amp;zwnj;کردند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;جاهل&amp;zwnj;های فیلمفارسی، از ارزش&amp;zwnj;های دینی و سنتی دفاع کرده و در مقابل مظاهر زندگی مدرن مقاومت می&amp;zwnj;کنند. حبیب، لمپن فیلم &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo;(۱۳۴۳)، کت و شلوار نمی&amp;zwnj;پوشد و کراوات را قلاده می&amp;zwnj;داند. او حاضر نیست آهنگ خارجی گوش کند و فرنگی&amp;zwnj;مآبی را مسخره می&amp;zwnj;کند اما مثل آب خوردن ودکا می&amp;zwnj;نوشد و بابا کرم می&amp;zwnj;رقصد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع منش دوگانه و متناقض جاهل فیلمفارسی، ناشی از زندگی در جامعه پرتضادی بود که به&amp;zwnj;رغم حرکت&amp;zwnj;اش به سمت مدرنیسم، عمیقاً سنتی و واپس&amp;zwnj;گرا بود. در حقیقت، فیلفارسی، خصوصاً در نوع جاهلی&amp;zwnj;اش، بیانگر تناقضات جامعه ایران دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ و تضادهای میان ارزش&amp;zwnj;های سنتی و مدرن بود. به اعتقاد حمید نفیسی، به همین دلیل است که جاهل&amp;zwnj;های فیلمفارسی، همزمان، &amp;laquo;هم پرخاش&amp;zwnj;گرند و هم فروتن، هم مدرن و هم سنتی، هم دردکش و هم لذت&amp;zwnj;جو.&amp;raquo; (ایران&amp;zwnj;نامه. سال دهم. ص ۵۴۵)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تیپ&amp;zwnj;های جاهل و لوطی از دل ادبیات عامیانه فارسی، وارد سینمای فارسی می&amp;zwnj;شوند. این تیپ&amp;zwnj;ها، که در حقیقت ادامه سنت جوانمردی و عیاری در ادبیات کلاسیک فارسی، مثل سمک عیار، داراب&amp;zwnj;نامه، اسکندرنامه، و حسین کرد و امیر ارسلان&amp;zwnj;اند، همراه با تحولات اجتماعی، تحول یافته و دگرگون شده&amp;zwnj;اند.&lt;br /&gt;
	دگرگونی این تیپ&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;توان در فیلم&amp;zwnj;های ژانر جاهلی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰به&amp;zwnj;راحتی جست&amp;zwnj;وجو کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تیپ جاهل/لات/لمپن در ابتدای دهه ۱۳۳۰ با فیلم کمرشکن (ابراهیم مرادی) در سینمای ایران مطرح شد و به دنبال آن&amp;zwnj; گاه و بیگاه در فیلم&amp;zwnj;هایی چون افسونگر (۱۳۳۲)، دزد بندر (۱۳۳۴) و شب&amp;zwnj;نشینی در جهنم (۱۳۳۶) ظاهر گردید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم&amp;zwnj;های جنایی ساموئل خاچیکیان نیز با اینکه در فضا و فرهنگی کاملاً متفاوت با فرهنگ سینمای جاهلی جریان دارند، می&amp;zwnj;توان رگه&amp;zwnj;هایی از این فرهنگ و تیپ&amp;zwnj;های کلیشه سینمای جاهلی را جست&amp;zwnj;وجو کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;فریاد نیمه&amp;zwnj;شب&amp;raquo; خاچیکیان، رفتار و گفتار آدم&amp;zwnj;های باند آرمان، سردسته خلاف&amp;zwnj;کاران، تفاوت چندانی با ویژگی&amp;zwnj;های رفتاری جاهل&amp;zwnj;های فیلم&amp;zwnj;های ژانر جاهلی ندارد. در فیلم &amp;laquo;ضربت&amp;raquo; او نیز، خلافکاران تقریباً چهره مشابهی دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;لات جوانمرد&amp;raquo; ساخته مجید محسنی را شاید بتوان نخستین فیلمی در سینمای ایران دانست که عناصر آیکونیک (شمایل&amp;zwnj;نگارانه) ژانر جاهلی را به ما معرفی می&amp;zwnj;کند. در واقع با &amp;laquo;لات جوانمرد&amp;raquo; است که تیپ جاهل با کلاه مخملی، کت و شلوار مشکی و پیراهن سفید، دستمال ابریشمی دور گردن و چاقوی ضامن&amp;zwnj;دار، در سینمای فارسی معرفی شده و به شمایل تکراری و آشنای فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ تبدیل می&amp;zwnj;شود. محسنی که از کارگردان&amp;zwnj;های شاخص ژانر روستایی در سینمای ایران بود، با تغییر شرایط اجتماعی ایران و روند روزافزون مهاجرت روستائیان به شهر&amp;zwnj;ها و رشد شهرنشینی، از این ژانر دست کشید و با ساختن &amp;laquo;لات جوانمرد&amp;raquo;، پایه&amp;zwnj;گذار ژانر دیگری در سینمای ایران گردید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این فیلم از سوی محافل روشنفکری با استقبال روبرو شد. ابراهیم گلستان و فرخ غفاری، آن را تحسین کردند و آن را فیلمی دانستند که موفق شد با زبانی ساده، پیام&amp;zwnj;های اخلاقی و انسانی&amp;zwnj;اش را به تماشاگر منتقل کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گلستان آن را بهترین اثری نامید که تا آن زمان در ایران ساخته شده بود و فرخ غفاری نیز آن را فیلم مهمی خواند که در برهوت سینمای آن زمان که هیچ روزنه&amp;zwnj;ای از واقعیت نبود، جلوه&amp;zwnj;هایی از واقعیت جامعه ایران در آن منعکس شده بود. یکی از علت&amp;zwnj;های استقبال نویسندگان و سینماگرانی چون غفاری و گلستان از این فیلم، غیر استودیویی بودن آن و فیلمبرداری آن در لوکیشن&amp;zwnj;های واقعی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم&amp;zwnj;های جاهلی فارسی، مثل هر ژانر دیگری، از الگو&amp;zwnj;ها، نشانه&amp;zwnj;ها، عناصر و شمایل&amp;zwnj;های مشخص، ثابت و تکراری استفاده می&amp;zwnj;کردند، اگرچه این ویژگی&amp;zwnj;ها نیز در طی زمان و همراه با تغییرات جامعه، به&amp;zwnj;تدریج تغییر کرده و شکل&amp;zwnj;های متفاوتی به خود گرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تعداد فیلم&amp;zwnj;های جاهلی تولید&amp;zwnj;شده در دهه ۱۳۵۰، به&amp;zwnj;حدی بود که در نظر بسیاری از منتقدان و نویسندگان سینمایی آن دوره، فیلفارسی، در واقع چیزی جز فیلم جاهلی و کلاه مخملی نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ژانر جاهلی، از پرطرفدار&amp;zwnj;ترین ژانرهای سینمایی در ایران بود و آن&amp;zwnj;قدر جذابیت داشت که فیلمسازان غیر متعارف و موج نویی مثل فرخ غفاری، مسعود کیمیایی، علی حاتمی و زکریا هاشمی را نیز به خود جلب کرد. جنوب شهر، قیصر، طوقی و سه&amp;zwnj;قاپ، نمونه&amp;zwnj;هایی از گرایش سینماگران موج نو به این ژانر محبوب و پرمخاطب بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/22257&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی &amp;ndash; ۲، بخش هشتم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22804&quot;&gt;تصویر زن ایرانی در فیلمفارسی، بخش نهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: فیلم سینمایی &amp;laquo;سه&amp;zwnj;قاپ&amp;raquo; ساخته زکریا هاشمی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/N7BWGg5SBew?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/01/30/23998#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18831">لات جوانمرد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18829">لمپنیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18830">لمپنیسم در فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/N7BWGg5SBew" fileSize="1211" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/N7BWGg5SBew/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/N7BWGg5SBew" length="1211" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Tue, 29 Jan 2013 23:41:13 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23998 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تصویر زن ایرانی در فیلمفارسی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/24/22804</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/24/22804&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی (قسمت نهم)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/jahedpzff01_0.jpg?1356802832&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد &amp;ndash; فیلمفارسی چگونه زن ایرانی را تصویر کرده؟ آیا تصویر زن ایرانی، چه سنتی و چه مدرن، به&amp;zwnj;درستی در فیلمفارسی ساخته و پرداخته شده است؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ابتدای قرن بیستم، نقش تابوشکن سینما در جامعه مذهبی و سنتی ایران، بیشتر بود چرا که در جامعه&amp;zwnj;ای که مذهب، حضور زنان را در عرصه نمایش و آواز برنمی&amp;zwnj;تافت، سینما، زمینه&amp;zwnj;ساز حضور زنان در این عرصه&amp;zwnj;ها شد. مدرن&amp;zwnj;گرایی حکومت با مقاومت اقشار سنتی و مذهبی جامعه روبه&amp;zwnj;رو شده بود و چالش بین سنت و مدرنیته و آزادی زنان به عنوان مهم&amp;zwnj;ترین تعارض&amp;zwnj; جامعه ایران که همچنان نیز باقی است، به سینما کشیده شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;حاجی آقا آکتور سینما&amp;raquo; (۱۳۱۱) ساخته آوانس اوگانیانس، به عنوان نخستین فیلم جدی سینمای ایران، از تماشاگر مذهبی و سنتی می&amp;zwnj;خواست که سینما و حضور زن در آن را بپذیرد. قهرمان داستان (حاجی آقا) که مردی مذهبی و مخالف حضور دخترش در سینما بود، در پایان فیلم با سینما آشتی می&amp;zwnj;کرد و نه تنها به بازی دختر و دامادش در آن رضایت می&amp;zwnj;داد بلکه خود نیز عملاً به بازیگر سینما تبدیل می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال جامعه سنتی نیز همچنان در برابر حضور زنان در سینما مقاومت می&amp;zwnj;کرد. روح&amp;zwnj;انگیز سامی&amp;zwnj;نژاد به خاطر بازی در فیلم &amp;laquo;دختر لر&amp;raquo; (۱۳۱۲) تا سال&amp;zwnj;های سال مورد تحقیر و بی&amp;zwnj;مهری&amp;zwnj; اطرافیانش قرار گرفت و سرزنش &amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب می&amp;zwnj;بینیم که سینمای ایران در شروع خود، با حرکت جامعه به سمت مدرنیزاسیون هماهنگ است اما سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی، در مراحل بعد&amp;zwnj;تر، با نگرش ارتجاعی&amp;zwnj;شان، همراه با اقشار سنتی، در مقابل این حرکت قرار گرفتند و به تحقیر و تمسخر ارزش&amp;zwnj;های مدرن پرداختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نگرش سینمای فارسی به زن مبتنی بر ثنویت (&lt;a href=&quot;http://en.wikipedia.org/wiki/Dualism&quot;&gt;Dualism&lt;/a&gt;) است. زن در سینمای فارسی یا فرشته است یا شیطان.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jahedpzff04.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 333px; float: left;&quot; /&gt;فیلمفارسی عموماً زنان را به دو دسته خیر و شر یا معصوم و گناهکار تقسیم می&amp;zwnj;کند. زن فرشته&amp;zwnj;وش، عموماً زنی از اقشار سنتی جامعه است که در فیلم&amp;zwnj;های فارسی در قالب مادر مهربان و فداکار یا همسر عفیف و وفادار ظاهر می&amp;zwnj;شود. زن خوب در این فیلم&amp;zwnj;ها، مادر/همسری بود که در غیاب شوهر/ پدر (مرد خانه)، باید بچه&amp;zwnj;هایش را به هر جان&amp;zwnj;کندنی که بود، زیر پر خود می&amp;zwnj;گرفت و بزرگ می&amp;zwnj;کرد. اما زن خبیث یا شیطان، معمولاً زنی مدرن و متعلق به قشرهای مرفه جامعه شهری بود که با اغواگری&amp;zwnj;هایش، مردان سر به&amp;zwnj;راه و ساده&amp;zwnj;دل روستایی را وسوسه می&amp;zwnj;کرد و آن&amp;zwnj;ها را از راه به در می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم&amp;zwnj;های فارسی این دوره، زن&amp;zwnj;ها عموماً دو دسته&amp;zwnj;اند: روستایی و شهری. دختر جوان روستایی تا زمانی که در روستاست، هنوز محجوب، شرمگین و سر به زیر است اما وقتی به شهر مهاجرت می&amp;zwnj;کند، در برخورد با مردان و زنان فاسد شهری، تغییر رفتار و شخصیت داده و به فساد کشیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این فقط سینمای فارسی نبود که زن مدرن شهری را مظهر فساد و آلودگی معرفی می&amp;zwnj;کرد. در ادبیات داستانی این دوره و آثار نویسندگانی چون محمد حجازی و محمد مسعود نیز زن، عامل اصلی آلودگی و فساد شهر&amp;zwnj;ها بود و آن را در جامعه می&amp;zwnj;پراکند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دهه&amp;zwnj;های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰، با اینکه زنان در جامعه حضوری فعال داشتند و آزادی زنان، شعار حکومت بود اما این شعار&amp;zwnj;ها و فعالیت&amp;zwnj;ها و حضور آزاد زنان بی&amp;zwnj;حجاب در جامعه، مورد پسند اقشار مذهبی نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جامعه سنتی، به&amp;zwnj;شدت با حضور زن مدرن در جامعه مخالف بود و رفتار آزادانه زنان در کوچه و خیابان و خانه و حتی بر پرده سینما را فساد اخلاقی تلقی می&amp;zwnj;کرد. به همین دلیل در این دوران، رویکرد فیلمفارسی به نمایش سکس و برهنگی زنان، رویکردی محافظه&amp;zwnj;کارانه و محتاطانه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آواز خواندن زنان در فیلم&amp;zwnj;های این دوره در کافه&amp;zwnj;ها (فیلم&amp;zwnj;هایی با بازی دلکش یا پوران) از سر ناگزیری و جبر نشان داده می&amp;zwnj;شد. دلکش در فیلم &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo;، زن روستایی قوی و با اراده اما فریب&amp;zwnj;خورده&amp;zwnj;ای بود که از ناچاری و برای گذران زندگی، در کافه&amp;zwnj;های شهر به آوازخوانی پرداخت. او بدون نیاز به مردان، روی پای خود می&amp;zwnj;ایستاد و در پایان فیلم نیز به همراه نامزدش، شهر را با همه سیاهی&amp;zwnj;هایش ترک می&amp;zwnj;کرد و به آغوش سبز روستا بازمی&amp;zwnj;گشت. از این&amp;zwnj;رو تماشاگر فیلمفارسی، معصومیت او را باور داشت و گناهش را می&amp;zwnj;بخشید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از طرفی در فیلم&amp;zwnj;های این دوره، خانواده، منزلت و جایگاه مهمی داشت و حفظ حریم آن برای فیلمسازان مطرح بود. کمتر به خیانت و رابطه&amp;zwnj;های نامشروع پرداخته می&amp;zwnj;شد و از زنان روسپی و بی&amp;zwnj;بندوبار در فیلم&amp;zwnj;ها کمتر نشانی بود. زنان در این فیلم&amp;zwnj;ها بیشتر سنتی&amp;zwnj;اند تا مدرن و عموماً نقش مادر یا همسر فداکار و مهربان را بازی می&amp;zwnj;کنند. آن&amp;zwnj;ها حتی سیگار نمی&amp;zwnj;کشند یا مشروب نمی&amp;zwnj;خورند. زن شوهردار سنتی اگر فریب زندگی مدرن و تجمل&amp;zwnj;گرایی را بخورد و منحرف شود، در پایان فیلم، یا سرخورده و پشیمان می&amp;zwnj;شود و یا به&amp;zwnj;سزای اعمال خیانتکارانه&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;رسد. در فیلم &amp;laquo;شب&amp;zwnj;های تهران&amp;raquo;، (۱۳۳۲) ساخته سیامک یاسمی، مهین زنی است که به شوهرش خیانت می&amp;zwnj;کند و در منجلاب فساد می&amp;zwnj;غلتد و عاقبت علی&amp;zwnj;رغم اصرار شوهرش به از سر گرفتن زندگی مشترک، به ندای وجدان خود پاسخ می&amp;zwnj;دهد و خودکشی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jahedpzff06.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 356px; float: left;&quot; /&gt;حمید نفیسی، تصویر خانواده در فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه ۱۳۳۰ را چنین ترسیم می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;روابط بین اعضای خانواده پیچیده است. پیوند بین مادر و پسر بسیار قوی و تقریباً اُدیپی است. پسر فرمانبردار پدر است ولی رقابت بر سر مهر مادر هم وجود دارد. در خانواده قدرت از آن پدر است و حرف، حرف اوست. زنان باید پاک، فداکار، خوددار، عفیف و بخشنده باشند. باید خانواده را کنار هم نگه دارند و ناسازگاری و خودسری مردان را ببخشایند. زنان بدکار و فاسد دیگری خارج از خانواده وجود دارند که شوهران و پسران را اغوا می&amp;zwnj;کنند و وحدت و ثبات خانواده را به خطر می&amp;zwnj;اندازند. این زنان و قربانیان اغوا شده آنان، لاجرم مجازات می&amp;zwnj;شوند و در پایان، خانواده، خلافکاران را می&amp;zwnj;بخشد و باز می&amp;zwnj;پذیرد.&amp;raquo; (حمید نفیسی. فصلنامه فارابی. شماره ۳۴)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب شمایل زن فریب&amp;zwnj;خورده و&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها شده، شمایل آشنای زن ایرانی در سینمای فارسی دهه ۱۳۳۰ بود و بازتاب تقابل سنت و مدرنیته در جامعه&amp;zwnj;ای بود که زن را تنها در چارچوب خانه و خانواده و در قالب همسر وفادار یا مادر فداکار می&amp;zwnj;پذیرفت و خروج او از این چارچوب را مترادف با خیانت، هرزگی و فساد و در نتیجه مستوجب مجازات می&amp;zwnj;دانست: &amp;laquo;زن تاوان آزادی- در قالب جنسی را نه به شکل تفریح یا لذت بلکه به صورت تنبیه روحی و جسمی می&amp;zwnj;پرداخت. تماشاگر می&amp;zwnj;توانست استقلال اعطایی به زن روی پرده را نشانی از سیاست&amp;zwnj;های جاری در ایران قلمداد کند. آزادی نوید داده شده به زن، برای او روی پرده شکنجه فیزیکی و سرشکستگی به ارمغان می&amp;zwnj;آورد.&amp;raquo; (حمیدرضا صدر. تاریخ سینمای سیاسی ایران. ۱۳۸۱)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال در این دوران، جامعه و به تبع آن سینما، هنوز آمادگی لازم را برای نمایش بی&amp;zwnj;پروای فساد زنان بر روی پرده نداشت و باید یک دهه می&amp;zwnj;گذشت تا فیلمفارسی می&amp;zwnj;توانست زن بی&amp;zwnj;بند و بار شهری را در قالب رقاصه یا روسپی به تماشا بگذارد؛ زن ولنگاری که مترس جاهل&amp;zwnj;ها و لمپن&amp;zwnj;های فیلمفارسی بود و نیمه&amp;zwnj;عریان در کافه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;رقصید، بی&amp;zwnj;پروا عریان می&amp;zwnj;شد و بدنش را به نمایش می&amp;zwnj;گذاشت یا با مرد جاهل به رختخواب می&amp;zwnj;رفت. در پایان فیلم نیز همراه مرد جاهل به زیارت رفته و مرد با ریختن آب توبه بر سرش، او را پاک می&amp;zwnj;کرد و به هویت دلخواه خود درمی&amp;zwnj;آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این تنها رقاصه&amp;zwnj;ها و فاحشه&amp;zwnj;ها نبودند که هویت آن&amp;zwnj;ها در پایان فیلم&amp;zwnj;های فارسی، بدون هیچ زمینه&amp;zwnj;ای تغییر می&amp;zwnj;کرد بلکه در برخی از این فیلم&amp;zwnj;ها از جمله در &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo; و فیلم&amp;zwnj;های ساموئل خاچکیان این تغییر هویت ظاهری را در مورد زنان مرفه و مدرن جامعه نیز می&amp;zwnj;بینیم. در گنج قارون، فروزان (شیرین)، دختر بی&amp;zwnj;بند و باری است که با مردان غریبه می&amp;zwnj;نشیند و مشروب می&amp;zwnj;خورد، با لباس&amp;zwnj;های نازک و بدن&amp;zwnj;نما در مهمانی&amp;zwnj;های شبانه شرکت کرده یا با بیکینی در استخر شنا می&amp;zwnj;کند، اما آخر شب با روسری و پیراهن چیت به خانه &amp;laquo;علی بی&amp;zwnj;غم&amp;raquo; (فردین) می&amp;zwnj;رود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با تغییر گرایش فیلمفارسی به سمت نمایش سکس در اواخر دهه ۱۳۴۰، به&amp;zwnj;تدریج ستاره&amp;zwnj;های سکسی نیز در سینمای ایران ظاهر شدند و مورد توجه مخاطبان جوان سینما قرار گرفتند. این جهت&amp;zwnj;گیری سینمای عامه&amp;zwnj;پسند ایرانی به طرف سکس و نمایش برهنگی، با سیاست&amp;zwnj;های مدرنیزه کردن حکومت کاملاً همخوانی داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نوشته حمید نفیسی &amp;laquo;با سرعت گرفتن مدرن&amp;zwnj;سازی، غربی&amp;zwnj;سازی و ترقی&amp;zwnj;خواهی رسمی در ایران، گستره و آهنگ تولید، واردات و نمایش فیلم&amp;zwnj;های سکسی نیز بیشتر و سریع&amp;zwnj;تر شد. در سال ۱۹۷۸ روزنامه کیهان گزارش داد که اکثر فیلم&amp;zwnj;های سکسی تجاری که در سینماهای تهران به نمایش درمی&amp;zwnj;آمد، ایتالیایی و آمریکایی بودند و از ۱۲۰ سالن سینما در تهران، ۶۷ سالن، فیلم&amp;zwnj;های سکسی نمایش می&amp;zwnj;دادند.&amp;raquo; (حمید نفیسی. ص ۳۸)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jahedpzff05.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 372px; float: left;&quot; /&gt;در فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه ۱۳۵۰، زن تقریباً هویت مسخ&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ای دارد. در این فیلم&amp;zwnj;ها، از زنان کارگر، معلم، دانشجو، پزشک، پرستار و کارمند دولت خبری نیست چرا که دستگاه&amp;zwnj;های دولتی و نمایندگان رسمی این اقشار، اجازه تصویر کردن این زنان را به سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی نمی&amp;zwnj;دهد. در نتیجه سینما پر می&amp;zwnj;شود از داستان&amp;zwnj;های مربوط به زنان رقاصه و روسپی که جامعه آن&amp;zwnj;ها را از خود رانده بود و هیچ دستگاه دولتی از آن&amp;zwnj;ها حمایت نمی&amp;zwnj;کرد. به این ترتیب آوازخوانی و رقص به شغل اصلی زنان در فیلم&amp;zwnj;های فارسی بدل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخلاف دلکش که در فیلم &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo;، با آوازخوانی، استقلال خود را حفظ می&amp;zwnj;کرد و بدون تکیه به مردان هرزه اطراف خود، گلیم&amp;zwnj;اش را از آب بیرون می&amp;zwnj;کشید، موجودیت زن آوازخوان و رقاصه فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه ۱۳۵۰ به&amp;zwnj;شدت وابسته به مردان جاهل و لمپنی بود که به خاطر بهره&amp;zwnj;کشی جنسی از او حمایت می&amp;zwnj;کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم&amp;zwnj;های این دوره، تعلق خاطر مرد جاهل به زن روسپی یا رقاصه و رقابت او با جاهل&amp;zwnj;های دیگر بر سر مالکیت او، کشمکش اصلی فیلم را تشکیل می&amp;zwnj;داد و نیروی محرکه داستان بود. فیلم &amp;laquo;خاطرخواه&amp;raquo; ساخته امیر شروان بر اساس قصه اَروَنَقی کرمانی، نمونه&amp;zwnj;ای روشن از این نوع کشمکش بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زن روسپی فیلمفارسی در چنین مناسباتی که حرفه&amp;zwnj;اش در گرو حمایت جاهل یا کاباره&amp;zwnj;دار بود، هیچ استقلالی نداشت. او نه تنها حق تشکیل یک زندگی خانوادگی آبرومند و سالم را نداشت بلکه حتی نمی&amp;zwnj;توانست عاشق شود. فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;جوانمرد&amp;raquo;، &amp;laquo;پری خوشگله&amp;raquo;، &amp;laquo;شکست&amp;zwnj;ناپذیر&amp;raquo; و &amp;laquo;اوستا کریم نوکرتیم&amp;raquo;، نمونه&amp;zwnj;هایی از کشمکش بین عواطف و خواسته&amp;zwnj;های انسانی زن روسپی و مقاصد لمپن&amp;zwnj;ها و کاباره&amp;zwnj;دار&amp;zwnj;ها برای بهره&amp;zwnj;کشی جنسی و مالی اوست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم &amp;laquo;جوانمرد&amp;raquo; (۱۳۵۳) ساخته مهدی ژورک، داستان عشق دو دوست به نام&amp;zwnj;های &amp;laquo;امیرپلنگ&amp;raquo; (با بازی محمدعلی فردین) و &amp;laquo;احمد ننه بابا جگرکی&amp;raquo; (با بازی زکریا هاشمی) به دختری به نام آسیه (با بازی مرجان) است که پس از فوت پدرش به تهران رفته و در کافه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;رقصد و آواز می&amp;zwnj;خواند. جدا از رقابت عشقی بین دو دوست، کشمکش اصلی فیلم، بین امیر و صادق (علی آزاد) صاحب کافه است که حاضر نیست آسیه را به عنوان رقاص و آوازخوان کافه&amp;zwnj;اش از دست بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;روسپی&amp;raquo; (۱۳۴۸) ساخته عباس شباویز، رضا بیک ایمانوردی، کاباره&amp;zwnj;داری&amp;zwnj; است که عاشق دختر کولی&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای (با بازی آذر شیوا) می&amp;zwnj;شود که در کاباره&amp;zwnj;اش آواز می&amp;zwnj;خواند اما دختر کولی، شیفته یکی از نوازندگان ارکستر کافه (جواد قائم مقامی) است و بدین ترتیب کاباره&amp;zwnj;دار ثروتمند و هنرمند فقیر رقیب عشقی هم می&amp;zwnj;شوند. اما سرانجام به دنبال حوادثی، کاباره&amp;zwnj;دار ثروتمند، خودش ترتیب ازدواج محبوبش را با مرد جوان مورد علاقه&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زنِ فیلمفارسی، غالباً دختر جوان شوربخت و تیره&amp;zwnj;روزی بود که توانایی حفظ ناموس خود و شرف خانوادگی را نداشت و به&amp;zwnj;راحتی قربانی تجاوز مردان هوسباز می&amp;zwnj;شد و این جاهل و لمپن، قهرمان فیلمفارسی بود که باید با چاقوی ضامن&amp;zwnj;دار خود، انتقام او را از تجاوزگران می&amp;zwnj;گرفت و از حیثیت بر باد رفته او دفاع می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به علاوه، تم فروپاشی خانواده به خاطر حضور زنان بدکاره، تم اصلی بسیاری از فیلم&amp;zwnj;های این دوره است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زنان بدکاره فیلمفارسی، با زیبایی خود و عشوه&amp;zwnj;گری و غمازی، مردان جاهل را اغوا کرده و او را از راه به&amp;zwnj;در می&amp;zwnj;کردند و در نتیجه کانون به ظاهر گرم خانوادگی او را متلاشی می&amp;zwnj;کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;رقاصه شهر&amp;raquo; ساخته شاپور قریب، رقاصه کاباره&amp;zwnj;ای (با بازی فروزان) وارد زندگی مردی لوطی می&amp;zwnj;شود که از زندگی یکنواخت خانوادگی&amp;zwnj;اش به تنگ آمده است. در فیلم &amp;laquo;پشت و خنجر&amp;raquo; به کارگردانی ایرج قادری، غلام (با بازی قادری) برای نجات پسرش از دست زن بدکاره&amp;zwnj;ای به نام پری (با بازی فروزان) به سراغ زن رفته و از او می&amp;zwnj;خواهد که دست از سر پسرش بردارد اما شیفته پری شده و خانواده&amp;zwnj;اش را&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها می&amp;zwnj;کند و به دام اعتیاد می&amp;zwnj;افتد، ولی در پایان فیلم، دوباره به آغوش گرم خانواده بازمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال در فیلم&amp;zwnj;های این دوره، الگوی زن مدرن اغواگر و خبیث و زن معصوم پاک&amp;zwnj;نهاد به شیوه حاد فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه&amp;zwnj;های قبل تقریباً وجود ندارد، بلکه زن&amp;zwnj;ها، عموماً از اقشار محروم جامعه شهری&amp;zwnj;اند که از روی ناچاری و برای گذران زندگی در کافه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;رقصند و آواز می&amp;zwnj;خوانند. آن&amp;zwnj;ها تا زمانی که در این حرفه&amp;zwnj;اند، گناهکارند و اجازه ورود به حریم مقدس خانوادگی را ندارند. جاهل فیلمفارسی تنها او را برای رقص و آواز روی صحنه و هماغوشی جنسی می&amp;zwnj;خواهد و اگر احیاناً عاشق&amp;zwnj;اش شود، باید او را از این حرفه جدا کرده و با ریختن آب توبه بر سرش، گناهان و آلودگی&amp;zwnj;هایش را بشوید. گناهانی که خود او نیز در آن&amp;zwnj;ها سهیم بوده اگرچه فیلمفارسی، از پیش او را از این گناهان تبرئه کرده و در پایان نیز او را به عنوان منجی و فرشته نجات زن نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/22257&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی &amp;ndash; ۲، بخش هشتم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: پیش&amp;zwnj;پرده &amp;laquo;رقاصه شهر&amp;raquo; ساخته شاپور قریب&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-2&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/TMVSVoc4XHs?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/24/22804#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16737">آوانس اوگانیانس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17942">بازخوانی فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16736">حاجی آقا آکتور سینما</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17939">حمید نفیسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16846">رضا بیک ایمانوردی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17944">روح‌انگیز سامی‌نژاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17943">زن در فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17940">شاپور قریب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17941">عباس شباویز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/TMVSVoc4XHs" fileSize="1240" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/TMVSVoc4XHs/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/TMVSVoc4XHs" length="1240" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Mon, 24 Dec 2012 00:39:08 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22804 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تصویر شهر در فیلمفارسی – ۲</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/04/22257</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/04/22257&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی (قسمت هشتم)        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/jaheparff01.jpg?1355085215&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - با تغییر فضای سیاسی و اجتماعی ایران در دهه ۱۳۴۰ و رشد فرهنگ شهری و مدرن و حل شدن روستاییان مهاجر در دل شهر و تقسیم&amp;zwnj;بندی پایتخت به شمال شهر و جنوب شهر، فیلمفارسی و تم&amp;zwnj;ها و فضاهای آن نیز تغییر کرد و به&amp;zwnj;تدریج با فضای جدید جامعه منطبق شد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;قهرمان فیلمفارسی دیگر روستایی ساده&amp;zwnj;لوحی نبود که از ده به شهر می&amp;zwnj;آمد و فریب مردان و زنان فاسد شهری را می&amp;zwnj;خورد یا بر عکس، این قهرمانان، کسانی نبودند که از فساد و تباهی زندگی شهری به تنگ آمده و از شهر و شرارت&amp;zwnj;های آن بگریزند و به محیط پاک و بی&amp;zwnj;آلایش روستا پناهنده شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نوشته فریدون جیرانی، اگر در پایان دهه ۱۳۳۰، سازندگان فیلمفارسی نمی&amp;zwnj;توانستند موضع&amp;zwnj;گیری کنند که دختر روستایی تحصیل&amp;zwnj;کرده در بازگشت به روستا باید چگونه زندگی کند و تکلیف پسرعموی بی&amp;zwnj;سواد اما باصفای روستایی&amp;zwnj;اش چه می&amp;zwnj;شود و بین دو طرف سرگردان مانده بودند، در آغاز دهه ۱۳۴۰ تردید&amp;zwnj;ها را کنار گذاشتند.&amp;raquo; (تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. ص ۸۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;پرستو&amp;zwnj;ها به لانه باز می&amp;zwnj;گردند&amp;raquo; (۱۳۴۲)، مجید محسنی دیگر آن روستایی ابله و ساده&amp;zwnj;دل نبود که در شهر به فساد کشیده می&amp;zwnj;شد بلکه او زمینش را در روستا فروخت و همراه زن و فرزندش به تهران رفت تا پسرش تحصیل کند و دکتر شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jaheparff02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 229px;&quot; /&gt;در ژانر جاهلی فیلم&amp;zwnj;های فارسی، قهوه&amp;zwnj;خانه و کافه، یک نشانه ثابت و آیکونیک بود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در دهه ۱۳۴۰ ، تضاد شهر و روستا که تم و زمینه غالب فیلم&amp;zwnj;های دهه ۱۳۳۰بود، جای خود را به تضاد بین دو فرهنگ بالاشهری و پایین&amp;zwnj;شهری داد، و فیلمفارسی در تقابل با فرهنگ بالاشهری و ظاهر مدرن و غرب&amp;zwnj;زده آن، به دفاع از سنت&amp;zwnj;ها و باورهای کهنه و آمیخته با تعصب مردمان جنوب شهر پرداخت و رفتار&amp;zwnj;ها و زندگی&amp;zwnj;های بالاشهری را به باد تمسخر گرفت. در این فیلم&amp;zwnj;ها، قهرمانان لمپن جنوب&amp;zwnj;شهری، زمانی که تصادفاً در محیط بالاشهری قرار می&amp;zwnj;گرفتند، به تمسخر فرهنگ آدم&amp;zwnj;های متجدد بالاشهری می&amp;zwnj;پرداختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo;، آرمان (قارون)، سرمایه&amp;zwnj;دار بیماری بود که همه چیز داشت اما غمگین بود چرا که پزشکان از معالجه او ناامید شده بودند. او به خاطر ظلم&amp;zwnj;هایی که در گذشته نسبت به طبقه پایین جامعه روا داشته بود، احساس عذاب و درماندگی می&amp;zwnj;کرد و برای اینکه گناهانش بخشیده شود، لباس کارگری پوشید و برای زندگی به جنوب شهر رفت و اعلام کرد که دیگر قارون مرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قهرمان لمپن فیلم &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo; سیامک یاسمی نیز، مدافع سنت&amp;zwnj;ها و ارزش&amp;zwnj;های کهنه و ارتجاعی است. وی به تمسخر فرهنگ و زندگی مدرن پرداخته و به خاطر ضدیت خود با نوگرایی، مورد استقبال اقشار سنتی جامعه شهری قرار می&amp;zwnj;گیرد. لمپن فیلم &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo; (با بازی فردین)، کسی است که از راه جیب&amp;zwnj;بری زندگی&amp;zwnj;اش را می&amp;zwnj;گذراند و بخشی از درآمد دزدی&amp;zwnj;اش را بین فقرا تقسیم می&amp;zwnj;کند. پاتوق او کافه&amp;zwnj;ای در جنوب شهر است که برخلاف فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه ۱۳۳۰، دیگر محل کسب درآمد مشروع قهرمان فیلم نیست بلکه محل تفریح لات&amp;zwnj;ها و اوباش جنوب شهری است. در این کافه زنی هر شب به خاطر فقر مالی و سیر کردن شکم فرزندانش با بیست تومان درآمد می&amp;zwnj;رقصد و آواز می&amp;zwnj;خواند. (فریدون جیرانی. فیلمفارسی چیست؟ ص ۱۲۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب، تیپ روستایی ساده&amp;zwnj;لوح و ابله فیلمفارسی، جای خود را به لمپن&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;دهد و این تیپ&amp;zwnj;ها، محبوبیت فراوانی در میان عامه سینمارو پیدا می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دیگر اخلاق&amp;zwnj;گرایی فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۳۰ و پیام&amp;zwnj;های ساده&amp;zwnj;لوحانه آن در مذمت شهر برای مخاطبان این نوع سینما، بی&amp;zwnj;معنی بود. مخاطب فیلمفارسی، مزه زندگی شهری مدرن را چشیده بود و از امتیازات آن بهره&amp;zwnj;مند شده بود و دیگر حاضر نبود رفاه زندگی شهری را&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها کرده و به زندگی سخت و پرمشقت روستایی دل ببندد. با این حال این به معنی مدرن شدن او نبود چرا که او هنوز عمیقاً سنتی بود و با برخی جلوه&amp;zwnj;های زندگی مدرن هیچ نسبتی نداشت. او عرقش را می&amp;zwnj;خورد و دهنش را آب می&amp;zwnj;کشید و نماز می&amp;zwnj;خواند&amp;raquo;(تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. ص ۹۶) و از تماشای فیلمفارسی غرق در لذت می&amp;zwnj;شد. حالا سازندگان فیلمفارسی مجبور بودند به جای سوژه&amp;zwnj;های اخلاقی و ضد شهری که تاریخ مصرف آن&amp;zwnj;ها گذشته بود، به فکر درام&amp;zwnj;های شهری در مورد آدم&amp;zwnj;هایی (تیپ&amp;zwnj;هایی) شهری اما با باورهایی به شدت سنتی و عقب&amp;zwnj;مانده باشند. در پاسخ به چنین نیازی بود که ژانر جاهلی، به وجود آمد و به تدریج به ژانر غالب سینمای ایران تبدیل شد و بخش اعظم تولیدات سینمای ایران در دهه ۱۳۵۰ را به خود اختصاص داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لمپن&amp;zwnj;ها، با خود فرهنگ گفتاری، رفتاری و پوششی ویژه&amp;zwnj;ای را به فیلمفارسی می&amp;zwnj;آورند که به شمایل&amp;zwnj;های تصویری ثابت این نوع فیلم&amp;zwnj;ها بدل می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد علی اکبر اکبری در کتاب &amp;laquo;لمپنیسم در ایران&amp;raquo;، محل سکونت لمپن&amp;zwnj;ها، عموماً مناطق جنوب شهر تهران و گذرگاه&amp;zwnj;ها، محله&amp;zwnj;ها و خیابان&amp;zwnj;هایی که محل کسب و کار خرده بورژوازی سنتی و تهیدست بود. (لمپنیسم در ایران. ص ۶۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از سوی دیگر مسافرخانه&amp;zwnj;های ارزان&amp;zwnj;قیمت و قهوه&amp;zwnj;خانه&amp;zwnj;های بزرگ و شبانه&amp;zwnj;روزی که محل زندگی و تجمع لمپن&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;ها و لات&amp;zwnj;ها بود، در این مناطق قرار گرفته بود. همین طور مراکز فحشا و کافه&amp;zwnj;های ساز و ضربی که محل خوشگذرانی و تفریح لمپن&amp;zwnj;ها در سابق بود، در این محدوده قرار داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم&amp;zwnj;های جاهلی فارسی نیز لوکیشن&amp;zwnj;ها عمدتاً منحصر است به چند قهوه&amp;zwnj;خانه، کافه، کاباره و گذرگاه&amp;zwnj;ها و کوچه پس&amp;zwnj;کوچه&amp;zwnj;های قدیمی جنوب شهر تهران. تهران، شهری بود که داستان بیشتر فیلم&amp;zwnj;های فارسی در آنجا می&amp;zwnj;گذشت چرا که تهران به عنوان پایتخت ایران و یک کلان&amp;zwnj;شهر زود&amp;zwnj;تر از دیگر شهرهای ایران در معرض مدرنیسم قرار گرفته بود و در عین حال بافت سنتی&amp;zwnj;اش را به&amp;zwnj;ویژه در قسمت&amp;zwnj;های جنوب شهر، حفظ کرده بود. به همین دلیل، تضاد سنت و مدرنیته و مقاومت در برابر مدرنیزه کردن جامعه، در آن بارز&amp;zwnj;تر و محسوس&amp;zwnj;تر بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به علاوه گویش جاهلی/لمپنی، به عنوان یکی از نشانه&amp;zwnj;های صوتی فیلمفارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، نزدیکی بیشتری با گویش تهرانی داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ژانر جاهلی فیلم&amp;zwnj;های فارسی، قهوه&amp;zwnj;خانه و کافه، یک نشانه ثابت و آیکونیک بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قهوه&amp;zwnj;خانه، محل خواب، استراحت، تفریح، شرط&amp;zwnj;بندی، معامله اجناس قاچاق و پاتوق لمپن&amp;zwnj;ها، تبهکاران و افراد مطرود جامعه بود. جاهل فیلمفارسی، اوقاتش را در قهوه&amp;zwnj;خانه به خوردن آبگوشت، نوشیدن چای، کشیدن قلیان و شوخی و شرط&amp;zwnj;بندی با جاهل&amp;zwnj;های دیگر می&amp;zwnj;گذراند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jaheparff03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 277px;&quot; /&gt;قیصر، شخصیتی عاصی، ستیزه&amp;zwnj;جو و تک&amp;zwnj;رو بود که کیمیایی آن را بیشتر تحت تأثیر الگوی قهرمانان شوربخت فیلم&amp;zwnj;های نوآر یا وسترن ساخته بود&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;کافه نیز در فیلمفارسی، هویت مکانی مشخصی داشت و حریم خوشگذرانی و تسویه&amp;zwnj;حساب&amp;zwnj;های شخصی جاهل&amp;zwnj;ها بود. کافه مکانی بود با صندلی&amp;zwnj;های چوبی، میزهای کوچک با دکورهای ارزان&amp;zwnj;قیمت که معمولاً زن رقاصه&amp;zwnj;ای، روی صحنه در برابر مشتریانش (جاهل&amp;zwnj;ها و لمپن&amp;zwnj;ها)، می&amp;zwnj;رقصید و آواز می&amp;zwnj;خواند. لمپن قهرمان فیلمفارسی، با اینکه صاحب کافه نبود اما با قدرت فیزیکی و نفوذ و اعتبارش در میان جاهل&amp;zwnj;ها، اختیار و کنترل کامل آن را در دست داشت و می&amp;zwnj;توانست با شیرین&amp;zwnj;کاری&amp;zwnj;ها و لات&amp;zwnj;بازی&amp;zwnj;هایش، تماشاگران فیلمفارسی را مجذوب کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کافه، نه تنها لوکیشن اصلی فیلمفارسی بود بلکه به عنوان مکان رویداد در برخی فیلم&amp;zwnj;های روشنفکرانه و موج نویی مثل &amp;laquo;خشت و آینه&amp;raquo; ، &amp;laquo;جنوب شهر&amp;raquo;، &amp;laquo;شب قوزی&amp;raquo;، &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; و &amp;laquo;کندو&amp;raquo; نیز مورد استفاده قرار گرفت اگرچه این مکان&amp;zwnj;ها در این فیلم&amp;zwnj;ها، به شکل واقع گرایانه و کاملاً متفاوتی تصویر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مسعود کیمیایی، در فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; با اینکه از برخی آیکون&amp;zwnj;ها و تیپ&amp;zwnj;های شناخته&amp;zwnj;شده فیلمفارسی استفاده کرد اما &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; را به خاطر شخصیت&amp;zwnj;پردازی و پرداخت رئالیستی و ضد رمانتیک آن، مطلقاً نمی&amp;zwnj;توان در رده فیلم&amp;zwnj;های فارسی قرار داد. جاهل فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; اگرچه از نظر شباهت&amp;zwnj;های آشکاری با تیپ لمپن&amp;zwnj;ها و جاهل&amp;zwnj;های فیلمفارسی داشت اما ویژگی&amp;zwnj;های دیگری هم داشت که او را از این دسته متمایز می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، شخصیتی عاصی، ستیزه&amp;zwnj;جو و تک&amp;zwnj;رو بود که کیمیایی آن را بیشتر تحت تأثیر الگوی قهرمانان شوربخت فیلم&amp;zwnj;های نوآر یا وسترن ساخته بود، اگرچه گویش، منش، رفتار و ظاهر جاهلانه او ریشه در لمپنیسم جنوب&amp;zwnj;شهری داشت و پایبند سنت&amp;zwnj;ها و رسوم خانوادگی و مردانگی بود و عدالت را تکلیف مردانه خود می&amp;zwnj;دانست و به شیوه خود اجرا می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر بچه بازارچه نایب&amp;zwnj;السطنه، آب منگل و کوچه یخچال صغیرا بود که اندوه و خشم فروخفته نسلی عاصی و شورشی و سرخورده از مدرنیزاسیون دستوری را با انتقام فردی&amp;zwnj;اش به نمایش می&amp;zwnj;گذاشت. او بازتاب عقده&amp;zwnj;های روانی روشنفکران عصر خود بود که تئوری&amp;zwnj;های جنگ مسلحانه چریکی رژی دبره را غرغره می&amp;zwnj;کردند و در حسرت چه&amp;zwnj;گوارا بودن می&amp;zwnj;سوختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جاهل سیاه پوش فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; با کفش پاشنه&amp;zwnj;خوابیده و نگاه تیز و شکافنده و لحن تلخ و گزنده، بیانگر رمانتیسیسم انقلابی دوران خود بود. او نه تنها برای مردم عادی که از بی&amp;zwnj;عدالتی اجتماعی به تنگ آمده بودند شخصیت جذابی بود بلکه بسیاری از روشنفکران آن زمان را نیز مجذوب خود کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به همین دلیل &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، نه تنها مورد استقبال مردم عادی قرار گرفت بلکه برخی از روشنفکران و منتقدان مطرح آن زمان مثل ابراهیم گلستان، نجف دریابندری و پرویز دوایی به ستایش از آن پرداختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، علیرغم تفاوت&amp;zwnj;های بارزش با فیلمفارسی&amp;zwnj;های آن دوره، چه از نظر درونمایه و چه ساختار سینمایی، شباهت&amp;zwnj;های ظاهری بسیاری با فیلم&amp;zwnj;های فارسی داشت و همین شباهت&amp;zwnj;ها باعث شد که برخی از منتقدان مثل هوشنگ کاووسی ارزش&amp;zwnj;های سینمایی و نوآوری&amp;zwnj;های آن را نبینند و با معیارهای نقد فیلمفارسی، آن را محک زده وبه آن حمله&amp;zwnj;ور شوند. از سوی دیگر، &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، نسبت نزدیکی با همه گفتمان انتقادی ضد مدرن دهه ۱۳۴۰ داشت که در سخنان نویسندگانی چون جلال آل احمد و علی شریعتی منعکس بود. منتقد سر&amp;zwnj;شناسی مثل پرویز دوایی، از این زاویه به دفاع از قیصر پرداخته و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;قیصر مرثیه مرگ آدم&amp;zwnj;هایی است که ارزش&amp;zwnj;های دنیای فرمان و قیصر آنچنان برایشان مهجور شده که تجلی این جور غیرت&amp;zwnj;ها و ناموس&amp;zwnj;پرستی&amp;zwnj;ها نه فقط تعجب&amp;zwnj;آور بلکه خنده&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;نماید و تقصیری هم ندارند. این روزگار، نظام روزگار وضع را طوری چرخانده که نوجوانان خود همشیرگان محترم را به پارتی&amp;zwnj;های شوخ و شنگ می&amp;zwnj;برند تا با همشیره محترم دوستان آشنایی به هم برسانند... این تمام آن چیزی&amp;zwnj;ست که من دارم، که ما داریم... و ستایش بی&amp;zwnj;دریغی که سال&amp;zwnj;های سال است نثار پدیده&amp;zwnj;های فرهنگ غرب کرده&amp;zwnj;ایم ما را ذره&amp;zwnj;ای به آن&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;چسباند. دنیای هیچکاک و گودار و آنتونیونی مرا ذره&amp;zwnj;ای به خود راه نمی&amp;zwnj;دهند، هر قدر که من مجنون و سرگشته این عیارهای دنیا باشم.&amp;raquo; (پرویز دوایی. قیصر، مرثیه&amp;zwnj;ای برای ارزش&amp;zwnj;های از دست&amp;zwnj;رفته)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد فریدون جیرانی &amp;laquo;کیمیایی خیلی خوب فهمید که هنوز مخاطب فیلمفارسی با شبه&amp;zwnj;مدرنیسم کنار نیامده است و با رشد جنبش مذهبی حتی موضع خصمانه&amp;zwnj;تری گرفته است. بنابراین در زمانی که از جانب دولت تبلیغ می&amp;zwnj;شد نه چادر نه مینی&amp;zwnj;ژوب، او اعظم (پوری بنایی) را با چادر، کنار قیصر (بهروز وثوقی) در خیابان&amp;zwnj;ها راه انداخت و از غیرت&amp;zwnj;ها و ناموس&amp;zwnj;پرستی حرف زد.&amp;raquo; (تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جواد طوسی، منتقد فیلم نیز معتقد است &amp;laquo;کیمیایی، به پشتوانه پایگاه اجتماعی و خصایل طبقاتی&amp;zwnj;اش و شناخت درست آدم&amp;zwnj;هایش موفق می&amp;zwnj;شود اثری خلق کند که ریشه در سنت و ارزش&amp;zwnj;های پاک و اصیل دارد و هویت بومی و ایرانی&amp;zwnj;اش در کمتر فیلمی دیده شده بود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، شاید از نظر زیبایی&amp;zwnj;شناختی بصری و رئالیسم خشن آن، جهشی در سینمای یکنواخت آن روزگار بود اما از نظر درونمایه، به شدت سنتی و ضد مدرن بود و بر باور&amp;zwnj;ها و تعصب&amp;zwnj;های خشک سنتی و ناموس&amp;zwnj;پرستی و غیرت تکیه داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انتقام قیصر از برادران آب منگل به خاطر دفاع از ناموس&amp;zwnj;اش و درگیری او با پلیس و مرگ تراژیک&amp;zwnj;اش در پایان فیلم، اگرچه در فضای استبدادی و اختناق&amp;zwnj;آمیز آن روزگار، از دید برخی منتقدان، به عنوان عملی عصیان&amp;zwnj;گرانه و انقلابی تلقی شد و مورد ستایش قرار گرفت اما در واقع، نوعی اعتراض و دهن&amp;zwnj;کجی به زندگی و مناسبات مدرن در جامعه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/04/22257#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17574">آقای قرن بیستم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">ابراهیم گلستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17572">تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17580">جنوب شهر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17585">جواد طوسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D8%AA-%D9%88-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87">خشت و آینه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17575">سیامک یاسمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17581">شب قوزی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17578">علی اکبر اکبری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15521">فریدون جیرانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17576">فیلمفارسی چیست؟</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17582">قیصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17579">لمپنیسم در ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16841">مجید محسنی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17584">مرثیه‌ای برای ارزش ‌های از دست ‌رفته</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17371">نجف دریابندری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14902">هوشنگ کاووسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17573">پرستو‌ها به لانه باز می‌گردند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15273">پرویز دوایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17577">ژانر جاهلی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17583">کندو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14904">گنج قارون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Tue, 04 Dec 2012 08:49:48 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22257 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/26/21961</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/26/21961&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی - ۷        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/jaheparv01.jpg?1354550959&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - فیلمفارسی، هرچند ناآگاهانه، بیانگر تناقضات جامعه ایران و تضادهای میان ارزش&amp;zwnj;های سنتی و باورهای مدرن بود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;پس از جنگ جهانی دوم، فرهنگ شهرنشینی و تجدد در میان ایرانیان گسترش یافته و طبقه متوسط شهری، زندگی به شیوه غربی را الگوی خود می&amp;zwnj;سازد. اما سینمای ایران در این دوره در اغما به سر می&amp;zwnj;بَرد و فعالیتی ندارد و هنگامی که پس از ۱۶ سال وقفه، دوباره فعالیت&amp;zwnj;اش را شروع می&amp;zwnj;کند، به دلیل ضعف سرمایه، امکانات فنی و دانش سینمایی، سینمایی ضعیف و عقب مانده است که نمی&amp;zwnj;تواند در میان طبقه متوسط و روشنفکران جامعه، مخاطبانی داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این دوران که فرهنگ شهرنشینی و زندگی مدرن تبلیغ می&amp;zwnj;شود، اسماعیل کوشان فیلم &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo; (۱۳۲۹)&amp;nbsp; را می&amp;zwnj;سازد، فیلمی که در مقابل شهر و زندگی مدرن موضع می&amp;zwnj;گیرد. در این فیلم تصویری سیاه و چرک از شهر ارائه شده و در مقابل روستا به عنوان محیطی پاک و باصفا نشان داده می&amp;zwnj;شود. &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo; از نخستین فیلم&amp;zwnj;های سینمای ایران است که در آن تم تقابل شهر و روستا، به عنوان تمی محوری مطرح می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شهر در ادبیات داستانی ایران در دهه&amp;zwnj;های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ نماد شر و تباهی بود؛ مکانی فاسد، شیطانی و مخوف که در آن انسان&amp;zwnj;های پلید همچون کرکس، در انتظار شکار طعمه&amp;zwnj;های خود بودند و آن طعمه نیز کسی نبود جز روستایی ساده&amp;zwnj;لوح و بدبختی که فریب زرق و برق زندگی شهری را می&amp;zwnj;خورد و به انگیزه پولدار شدن، دار و ندارش را می&amp;zwnj;فروخت و راهی پایتخت می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حورا یاوری، تصویر شهر در ادبیات این دوره را این&amp;zwnj;گونه ترسیم می&amp;zwnj;کند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;وقتی به ۱۳۲۰ می&amp;zwnj;رسیم که اولین نمونه&amp;zwnj;های رمان&amp;zwnj;های اجتماعی در ایران نوشته می&amp;zwnj;شود، شهر به منتهای درجه آلوده است و زن و شهر یکی هستند و زن در آلودگی شهر هم سهیم است و همین آلودگی را مثل شهر منتشر می&amp;zwnj;کند و به آدم&amp;zwnj;های دیگر سرایت می&amp;zwnj;دهد. در آثار محمد حجازی، محمد مسعود و جلیلی، شهر و زن را در منتهای آلودگی می&amp;zwnj;بینیم.&amp;raquo; (انقلاب ایران و سقوط پادشاهی. برنامه رادیویی. مهدی خلجی)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/jaheparv02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 223px;&quot; /&gt; &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo; از نخستین فیلم&amp;zwnj;های سینمای ایران است که در آن تم تقابل شهر و روستا، به عنوان تمی محوری مطرح می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;بیزاری از شهر و مظاهر زندگی مدرن، باعث توجه نویسندگان این دوره به سنت و ارزش&amp;zwnj;های زندگی روستایی می&amp;zwnj;شود. داریوش آشوری، گرایش نویسندگان ایرانی این دوره به سنت و زندگی روستایی را چنین توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;در این دوره، یک نوستالژی نسبت به دنیای سنتی و گذشته وجود دارد که در مورد آل احمد خیلی قوی است. بازگشت به جهان ارزش&amp;zwnj;های پاک و ناب. جهانی که هویت ایرانی را می&amp;zwnj;توان در آن جست&amp;zwnj;وجو کرد. حتی چپ&amp;zwnj;ها نیز این گرایش به گذشته، سنت و روستا را به عنوان همدلی با زحمتکشان و مردم فقیر در آثارشان منعکس می&amp;zwnj;کردند. به نظر آن&amp;zwnj;ها هر نوع رفاه و هر نوع پیشرفت، با استانداردهای دنیای مدرن به معنای آلوده شدن به رذایل بورژوازی و از دست دادن فضایل اخلاقی بود.&amp;raquo; (انقلاب ایران و سقوط پادشاهی. برنامه رادیویی. مهدی خلجی)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلمفارسی نیز که متأثر از ادبیات عامه&amp;zwnj;پسند و پاورقی&amp;zwnj;های نشریات این دوره است، رویکرد مشابهی را نسبت به شهر در پیش گرفته و برای روستا و ارزش&amp;zwnj;های زندگی روستایی، مرثیه سرایی می&amp;zwnj;کند. بدین&amp;zwnj;گونه است که نطفه ژانر روستایی، به عنوان یکی از شاخص&amp;zwnj;ترین ژانرهای سینمای ایران، در این دوره بسته می&amp;zwnj;شود و تقابل سنت و مدرنیته، در قالب ملودرام&amp;zwnj;های روستایی که تقابل شهر و روستا در آن انعکاس یافته، به تصویر کشیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شهر در فیلمفارسی، از یک سو به منزله داشتن رفاه، آسایش، رادیو، یخچال و اتومبیل بود اما از سوی دیگر، مکان فاسد و منجلابی بود که مردان و زنان روستایی را همچون پریان دریایی می&amp;zwnj;فریفت و به کام خود می&amp;zwnj;کشید و زندگی آن&amp;zwnj;ها را تباه می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo;، محصول چنین دوره&amp;zwnj;ای بود و در جامعه&amp;zwnj;ای ساخته شد که تازه در آن کاباره بنا شده بود و رقاصه&amp;zwnj;ها، نیمه&amp;zwnj;برهنه روی سِن می&amp;zwnj;رقصیدند و سینما&amp;zwnj;ها در نمایش فیلم&amp;zwnj;های ستارگان معروف هالیوودی، با هم رقابت می&amp;zwnj;کردند. (تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. عباس بهارلو. ص ۶۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرخ غفاری در نقدی بر فیلم &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;صد&amp;zwnj;ها قرارداد استعمال&amp;zwnj;شده در پست&amp;zwnj;ترین رمان&amp;zwnj;های خارجی و فرومایه&amp;zwnj;ترین نمایش&amp;zwnj;های تئاتری که برای یک مشت بورژوای به خواب رفته و یا دختر مدرسه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;هایی که عاشق ستارگان هالیوودی هستند، در این فیلم به چشم می&amp;zwnj;خورد. تمام پرسوناژ&amp;zwnj;ها پیش پا افتاده و یکنواخت و قراردادی هستند. آدم خوب، خوب است و تا آخر خوب می&amp;zwnj;ماند، شهر منجلاب فساد است و البته روستایی در ضمیر خود آدم خوبی است که پس از هزاران خطا باز به راه راست باز می&amp;zwnj;گردد.&amp;raquo; (تاریخ سینمای ایران. جمال امید)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo;، مضمون سرگردانی و به فساد کشیده شدن روستائیان در شهر&amp;zwnj;ها، ترغیب روستائیان به بازگشت به روستا، تضاد بین مالکان ظالم روستایی و دهقانان مظلوم به مضامین تکراری فیلم&amp;zwnj;های فارسی بدل شدند. این فیلم&amp;zwnj;ها در شرایطی ساخته می&amp;zwnj;شد که هنوز اصلاحات ارضی شاه اتفاق نیفتاده بود و نظام ارباب رعیتی بر روستا&amp;zwnj;ها حاکم بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نمونه&amp;zwnj;های دیگری از این ژانر، پسر خبیث مالک روستا به دختر روستایی تجاوز می&amp;zwnj;کرد و در مقابل پسر خوب مالک، به دفاع از روستایی مظلوم برمی&amp;zwnj;خاست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم&amp;zwnj;های ژانر روستایی سینمای ایران، از نظر تم&amp;zwnj;ها و سبک اجرایی، بر اساس الگوهای فیلم&amp;zwnj;های هندی، مصری و ترکی بود. آنچه در این فیلم&amp;zwnj;ها به نمایش درمی&amp;zwnj;آمد، تصویری واقعی از شرایط زندگی روستاییان محروم و فلک&amp;zwnj;زده نبود که به دلیل وضعیت بد زندگی روستایی و محرومیت&amp;zwnj;های اقتصادی و اجتماعی و ستم مالکان، تن به مهاجرت می&amp;zwnj;دادند بلکه این فیلم&amp;zwnj;ها، تصویری خیالی و غیر واقعی و ساده&amp;zwnj;لوحانه از روستا&amp;zwnj;ها ارائه می&amp;zwnj;دادند که در آن روستائیان معصوم و ساده&amp;zwnj;دل، خوشبخت و آسوده زندگی می&amp;zwnj;کردند و افراد بدجنس و تبهکار شهری، آرامش آن&amp;zwnj;ها را برهم می&amp;zwnj;زدند. به اعتقاد حمیدرضا صدر، در این دسته از فیلم&amp;zwnj;ها، &amp;laquo;شهر هزارتویی بود که همه در آن گم می&amp;zwnj;شدند. قهرمان خوب به روستا تعلق داشت و ارزش&amp;zwnj;های والای خانوادگی را لمس می&amp;zwnj;کرد و آدم بد از شهر می&amp;zwnj;آمد و به هیچ آرمانی پایبند نبود. مرد روستایی به نیروی بازویش می&amp;zwnj;بالید و همیشه در حال کار و تولید بود و مرد شهری برای تن&amp;zwnj;آسایی به روستا می&amp;zwnj;آمد و اگر فرصتی پیدا می&amp;zwnj;کرد به یکی از زنان روستایی تجاوز می&amp;zwnj;کرد.&amp;raquo; (حمیدرضا صدر. تاریخ سیاسی سینمای ایران. ص ۱۶۳)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم&amp;zwnj;های مجید محسنی، نمونه&amp;zwnj;های مشخص ژانر روستایی این دوره&amp;zwnj;اند. در فیلم&amp;zwnj;های او برخورد آشکار دو فرهنگ شهری و روستایی را می&amp;zwnj;توان دید. آدم&amp;zwnj;های شهری فیلم&amp;zwnj;های او (&amp;laquo;خواب و خیال&amp;raquo; و &amp;laquo;بلبل مزرعه&amp;raquo;)، نمایندگان فرهنگ منحطی بودند که به اصالت&amp;zwnj;های روستایی حمله می&amp;zwnj;کردند. واقع&amp;zwnj;گریزی، سطحی&amp;zwnj;گرایی و سانتیمانتالیسم، مشخصه اصلی فیلم&amp;zwnj;های این دوره است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از دیدگاه آیکونوگرافیک، محیط روستا در فیلم&amp;zwnj;های این دوره، شمایل تصویری ثابت و تکرار شونده دارد. روستایی که در این فیلم&amp;zwnj;ها نشان داده می&amp;zwnj;شد، روستای خوش آب و هوایی بود پر از باغ&amp;zwnj;ها و درختان میوه و جوی&amp;zwnj;ها و چشمه&amp;zwnj;های روان با گوسفندانی که در دل مراتع سرسبز می&amp;zwnj;چریدند و کودکان با گونه&amp;zwnj;های سرخ خندان سرخوشانه بازی می&amp;zwnj;کردند و مردان و زنان روستایی، هنگام درو یا خرمن&amp;zwnj;کوبی، آواز می&amp;zwnj;خواندند و می&amp;zwnj;رقصیدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد&amp;zwnj;ها سینمای موج نو از این شمایل غیر واقعی و رؤیایی فیلمفارسی آشنازدایی نمود و با نشان دادن چهره واقعی و هولناک روستا، تصویر این رؤیا را در ذهن تماشاگران ایرانی ویران کرد. روستایی که در فیلم &amp;laquo;گاو&amp;raquo; ساخته داریوش مهرجویی، به نمایش درمی&amp;zwnj;آید، روستایی دورافتاده، بلازده و فلاکت&amp;zwnj;بار است که فقر و بدبختی از در و دیوارش می&amp;zwnj;بارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شهر، سوی دیگر ژانر فیلم&amp;zwnj;های روستایی بود که با کافه&amp;zwnj;ها و کاباره&amp;zwnj;های پردودش که در آن رقاصه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;رقصیدند و مردان مست، عربده&amp;zwnj;جویی می&amp;zwnj;کردند، معرفی می&amp;zwnj;شد. شهر، دنیای رنگارنگ و جذاب اما در عین حال ناشناخته و مرموزی بود که ساختمان&amp;zwnj;های عظیم، اتومبیل&amp;zwnj;ها و جمعیت انبوهش، مرد ساده&amp;zwnj;لوح روستایی را می&amp;zwnj;ترساند و کلاهبرداران، جیب&amp;zwnj;بر&amp;zwnj;ها، قاپ&amp;zwnj;زن&amp;zwnj;ها و مردان خبیث و شیطان&amp;zwnj;صفت شهری، او را دچار دلهره و اضطراب می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;معصومیت و سادگی مردان و زنان روستایی در مقابل شرارت و خباثت آدم&amp;zwnj;های شهری، تضاد اصلی فیلم&amp;zwnj;های فارسی این دوره بود که به سطحی&amp;zwnj;ترین و اغراق&amp;zwnj;آمیز&amp;zwnj;ترین شکل&amp;zwnj;اش تصویر می&amp;zwnj;شد.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تصویر نخست جنبه زینتی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635&quot;&gt;پرویز جاهد در زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/26/21961#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17396">جمال امید</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17394">حورا یاوری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B4-%D8%A2%D8%B4%D9%88%D8%B1%DB%8C">داریوش آشوری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B4-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C">داریوش مهرجویی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17393">شرمسار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17395">عباس بهارلو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15275">فرخ غفاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15272">فیلم فارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Mon, 26 Nov 2012 22:37:47 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21961 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/10/21355</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/10/21355&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی - ۶        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;186&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/parvjahff01.jpg?1353176062&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - با رشد شهرنشینی و تقسیم&amp;zwnj;بندی شهر (به&amp;zwnj;ویژه تهران به عنوان پایتخت ایران)، به شمال و جنوب و تغییر بافت جمعیت شهری، سازندگان فیلم فارسی برای جلب مخاطبان جدید، به تضاد&amp;zwnj;ها و تفاوت&amp;zwnj;های ظاهری فرهنگی این مناطق توجه کرده و آن را به سطحی&amp;zwnj;ترین شکل ممکن در فیلم&amp;zwnj;های خود منعکس کردند. آن&amp;zwnj;ها با خلق شخصیت&amp;zwnj;های سنتی، متعصب و ضد غربی، در مقابل فرهنگ بالاشهری که بیانگر تمایلات لایه&amp;zwnj;های مدرن و متمایل به غرب جامعه بود موضع گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;اما جانبداری فیلفارسی از سنت&amp;zwnj;ها و فرهنگ سنتی، یک جانبداری ایدئولوژیک و اعتقادی نبود بلکه به اقتضای شرایط روز و برای جلب مخاطب بیشتر بود. به عبارتی فیلمفارسی دقیقاً بر اساس فرهنگ مخاطبش حرکت می&amp;zwnj;کرد و با تغییر فرهنگ مخاطب، شکل فیلمفارسی نیز تغییر می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال فیلمفارسی همواره مورد پسند طبقات محروم و سنتی جنوب شهری بود و پایگاهی در میان طبقه متوسط مدرن ایرانی نداشت. طبقه متوسط ایرانی هرگز نتوانست تصویر زنده و واقعی خود را در فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ جست&amp;zwnj;وجو کند. کوشش&amp;zwnj;های اسماعیل کوشان در فیلم &amp;laquo;مستی عشق&amp;raquo; و پرویز خطیبی در &amp;laquo;دستکش سفید&amp;raquo; برای بازگویی داستان&amp;zwnj;هایی از زندگی شخصیت&amp;zwnj;هایی از طبقه متوسط بسیار خام و سهل&amp;zwnj;انگارانه است. تنها در فیلم&amp;zwnj;های موج نویی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ است که تصویر نسبتاً واقعی و جانداری از آدم&amp;zwnj;های طبقه متوسط و مسائل و مشکلات آن&amp;zwnj;ها مطرح می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در فیلم&amp;zwnj;های دهه ۱۳۳۰ به&amp;zwnj;ویژه در کارهای مجید محسنی، تقابل بین دو فرهنگ سنتی و مدرن کاملاً آشکار است. حمید قنبری در فیلم &amp;laquo;بلبل مزرعه&amp;raquo; در نقش یک ژیگولو و در فیلم &amp;laquo;لات جوانمرد&amp;raquo;، در نقش یک جوان هوسباز شهری، نماینده فرهنگ منحط شهری و مدرن است که سعی دارد ارزش&amp;zwnj;های سنتی و اصیل را از بین ببرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم &amp;laquo;عروس فرنگی&amp;raquo; ساخته نصرت&amp;zwnj;الله وحدت نیز فیلمی است که تضاد سنت و مدرنیسم به خوبی در آن بازتاب یافته است. در این فیلم، حسین ترمزی (وحدت)، یک راننده تاکسی سنتی جنوب&amp;zwnj;شهری است که به دلیل فقر قادر به ازدواج با دخترعمویش مهین نیست. روزی حسین با دختری فرنگی به نام ماریا (با بازی پوری بنایی)، روبرو می&amp;zwnj;شود که تازه با خواهر و شوهرخواهرش به ایران آمده و در شهر گم شده است. حسین، ماریا را در شهر می&amp;zwnj;چرخاند و سعی می&amp;zwnj;کند بستگان او را پیدا کند اما در طول این سفرهای شهری، ماریا به حسین علاقمند می&amp;zwnj;شود و به او پبشنهاد ازدواج می&amp;zwnj;دهد اما حسین نمی&amp;zwnj;تواند رفتار مدرن، آزادانه و بی&amp;zwnj;قید و بند ماریا و بستگان ایرانی غرب&amp;zwnj;زده او را تحمل کند و در نتیجه او را&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها کرده و به زندگی سنتی&amp;zwnj;اش در جنوب شهر بازگشته و با مهین پای سفره عقد می&amp;zwnj;نشیند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در صحنه&amp;zwnj;ای از این فیلم، حسین ترمزی با نامزدش به یک مهمانی عروسی دعوت می&amp;zwnj;شود و بعد از دیدن صحنه رقص زن&amp;zwnj;ها و مرد&amp;zwnj;ها، برآشفته شده و مهمانی را به هم می&amp;zwnj;ریزد و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;من یک راننده تاکسی&amp;zwnj;ام، دلم نمی&amp;zwnj;خواد یک گردن کلفت زنمو بغل کنه و باهاش برقصه، دلم نمی&amp;zwnj;خواد دست زنم تو دست مرد غریبه قفل بشه. شما&amp;zwnj;ها فکرتون روشنه اما ما تاریک&amp;zwnj;فکرا این&amp;zwnj;طوری هستیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/parvjahff02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 131px;&quot; /&gt;حمید قنبری در فیلم &amp;laquo;بلبل مزرعه&amp;raquo; در نقش یک ژیگولو و در فیلم &amp;laquo;لات جوانمرد&amp;raquo;، در نقش یک جوان هوسباز شهری، نماینده فرهنگ منحط شهری و مدرن است که سعی دارد ارزش&amp;zwnj;های سنتی و اصیل را از بین ببرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;ناسازگاری دو فرهنگ مدرن و سنتی، بیش از هر جای دیگر خود را در فیلم&amp;zwnj;های اخلاق&amp;zwnj;گرای فارسی نشان می&amp;zwnj;داد. در فیلم&amp;zwnj;های این دوره، ثروت، رفاه، سواد و تحصیلات عالی و خیانت و دروغ در زندگی زناشویی به عنوان عناصری تباه&amp;zwnj;کننده، مورد لعن و ریشخند قرار می&amp;zwnj;گرفتند و در مقابل از وارستگی، راستگویی، فداکاری، خانواده و شرافت اخلاقی ستایش می&amp;zwnj;شد. صابره محمد کاشی در این&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;در تمام فیلمفارسی&amp;zwnj;ها صحبت از این است که چیزهایی مثل فرهنگ جاهلی، بی&amp;zwnj;سوادی، خانه&amp;zwnj;نشین بودن زنان، ناموس&amp;zwnj;پرستی، بی&amp;zwnj;پولی و غیره بهترین راه زندگی هستند و راه&amp;zwnj;های دیگر مثل درس خواندن و آزادی زن و ثروت چیزی جز بدبختی به بار نمی&amp;zwnj;آورند.&amp;raquo; (صابره محمد کاشی. فیلمفارسی چیست. ۱۳۷۸)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال&amp;zwnj;های آغازین پیدایش سینما در ایران، سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی، در کنار روایت&amp;zwnj;های سوزناک عاشقانه، با انتخاب داستان&amp;zwnj;های پندآمیز و اندرزگونه اخلاقی که بسیاری از آن&amp;zwnj;ها ریشه در ادبیات کلاسیک و فرهنگ عامه ایران داشت، به طرح نصایح اخلاقی و شعارهای تربیتی خود می&amp;zwnj;پرداختند. این مضامین اخلاقی که در اشعار کلاسیک فارسی به عالی&amp;zwnj;ترین و کمال یافته&amp;zwnj;ترین شکل هنری ارائه شده بود، در دهه&amp;zwnj;های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ به نازل&amp;zwnj;ترین و سطحی&amp;zwnj;ترین شکل ممکن به صورت پاورقی در مطبوعات ایران یا در قالب نمایش&amp;zwnj;های سبک عامه&amp;zwnj;پسند بر صحنه تئاترهای لاله&amp;zwnj;زار ظاهر شدند و هم&amp;zwnj;زمان به سینمای فارسی نیز راه پیدا کردند. نغمه ثمینی درباره شباهت&amp;zwnj;های مضامین فیلم&amp;zwnj;های فارسی با پاورقی&amp;zwnj;های مطبوعاتی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;zwnj;ها و پاورقی&amp;zwnj;ها، غالباً دیدگاه مشابهی نسبت به زندگی ارائه می&amp;zwnj;کنند و جهان&amp;zwnj;بینی مشترکی دارند. اگر میان سه رأس سنت، تفکر مدرن و اندیشه دینی، مثلثی ترسیم کنیم و آن را عصاره&amp;zwnj;ای از سه شیوه تفکر درباره هستی بنامیم، خواهیم دید که هم فیلمفارسی&amp;zwnj;ها و هم پاورقی&amp;zwnj;ها در چرخش میان سه رأس این مثلث یکسان عمل می&amp;zwnj;کنند.&amp;raquo; (نغمه ثمینی. فیلمفارسی چیست. ۱۳۷۸)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی، یکی از رسالت&amp;zwnj;های خود را ارائه درس&amp;zwnj;های اخلاقی به تماشاگران می&amp;zwnj;دانستند. آن&amp;zwnj;ها ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی مورد قبول جامعه سنتی را مستقیماً و صراحتاً در قالب پیام، از زبان شخصیت&amp;zwnj;های فیلم تبلیغ می&amp;zwnj;کردند و از آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;خواستند الگوهای پیشنهادی آن&amp;zwnj;ها را بپذیرند و در زندگی به کار بندند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پرویز دوایی در این مورد می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;فیلم فارسی بر زمینه دراماتیکی بالا رفت که پایه آن را نمایش روحوضی (سیاه&amp;zwnj;بازی) و نمایش&amp;zwnj;های تئاتری رایج تشکیل می&amp;zwnj;داد. فیلم فارسی کاری که کرد این بود که این قصه&amp;zwnj;ها و نمایش&amp;zwnj;ها را در یک سطح وسیع&amp;zwnj;تر در اختیار عامه گذاشت. فیلم فارسی&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان قصه&amp;zwnj;ها را که قبلاً عده&amp;zwnj;ای به علت بی&amp;zwnj;سوادی نمی&amp;zwnj;توانستند از آن&amp;zwnj;ها بهره بگیرند، در فرمی که احتیاج به سواد نداشت به صورت فیلم&amp;zwnj;هایی چون ولگرد، غفلت، مادر، شرمسار و غیره به چارگوشه این سرزمین رسوخ داد.&amp;raquo; (پرویز دوایی. گناه نابخشودنی فیلم فارسی. ستاره سینما. شماره ۶۶۶. خرداد ۱۳۴۸)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از نظر زیبایی&amp;zwnj;شناسی نیز این فیلم&amp;zwnj;ها، فرم و ساختار روایی ساده خود را از افسانه&amp;zwnj;های فولکلوریک ایرانی، پاورقی&amp;zwnj;های مطبوعات عامه پسند و همینطور فیلم&amp;zwnj;های مصری، هندی و ترکی اخذ می&amp;zwnj;کرد و با الگوهای روایتی پیچیده سینمای هنری و مدرن بیگانه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از ویژگی&amp;zwnj;های ساختاری فیلمفارسی، به&amp;zwnj;کارگیری الگوهای قصه&amp;zwnj;های عامیانه فارسی در روایت بود. تعیین کننده بودن عنصر تصادف در تعیین سرنوشت شخصیت&amp;zwnj;های فیلم و سادگی و کوچک بودن دنیای آدم&amp;zwnj;های فیلم که در آن شخصیت&amp;zwnj;ها از طریق وابستگی&amp;zwnj;ها و ارتباط&amp;zwnj;های خانوادگی سنتی به هم مرتبط&amp;zwnj;اند، الگوهای آشنای قصه&amp;zwnj;های عامیانه و کهن ایرانی است که در فیلم&amp;zwnj;های فارسی نیز دیده می&amp;zwnj;شود. آن&amp;zwnj;ها ممکن است خواهر و برادر، مادر و دختر یا پدر و پسری باشند که سال&amp;zwnj;هاست همدیگر را گم کرده&amp;zwnj;اند و در جایی از فیلم تصادفاً به هم برمی&amp;zwnj;خورند و تنها در پایان فیلم است که رابطه خانوادگی&amp;zwnj;شان افشاء می&amp;zwnj;شود. در فیلم &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo;، علی بی&amp;zwnj;غم، پدرش را که مرد ثروتمند مأیوسی است و قصد خودکشی دارد، از غرق شدن در رودخانه نجات می&amp;zwnj;دهد و در پایان فیلم می&amp;zwnj;فهمد که او پدر واقعی اوست که او و مادرش را سال&amp;zwnj;ها قبل به خاطر هوسبازی&amp;zwnj;هایش&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/parvjahff03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 270px;&quot; /&gt;رضا بیک ایمانوردی، در فیلم &amp;laquo;معجزه&amp;raquo; (۱۳۴۶)، روستایی ساده&amp;zwnj;لوحی است که زیر عکس شاه می&amp;zwnj;ایستد و می&amp;zwnj;گوید: با اجرای اصلاحات ارضی، او دیگر آقای خودش شده است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در حالی که فیلمفارسی به شدت دربرابر ژست&amp;zwnj;ها و حرکت&amp;zwnj;های مدرن در جامعه موضع می&amp;zwnj;گرفت، اما هیچگاه در تقابل کامل با وضعیت حاکم قرار نگرفت و همواره از وضعیت موجود دفاع کرد. فیلمفارسی با اینکه در کلیت آن حاوی تفکرات عقب&amp;zwnj;مانده اقشار اجتماعی سنتی و ارتجاعی بود اما نمی&amp;zwnj;توانست به جریان مدرنیزه کردن جامعه از سوی حکومت پهلوی و اصلاحات رژیم شاه بی&amp;zwnj;اعتناء باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلمفارسی که در دهه ۱۳۳۰موضعی نسبتاً انتقادی در برابر سیاست&amp;zwnj;های مدرنیستی حاکمیت وقت گرفته بود و از ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی سنتی جانبداری می&amp;zwnj;کرد در دهه ۱۳۴۰ حامی حرکت&amp;zwnj;های اصلاح&amp;zwnj;طلبانه و مدرنیستی شد و در دل تناقضات جامعه به حیات و رشد خود ادامه داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محصولات سینمای فارسی که در اوایل دهه ۱۳۳۰ متأثر از سینمای نئورئالیستی ایتالیا به تصویر کردن فقر و آرزوهای روستائیان فقیر می&amp;zwnj;پرداخت، در آغاز دهه ۱۳۴۰ با رشد سیاست&amp;zwnj;های مدرنیزه کردن جامعه از طرف حکومت شاه، شکل و شمایل دیگری یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال ۱۳۴۱ با استعفای علی امینی و روی کار آمدن اسدالله علم، شاه طرح انقلاب سفیدش را به اجرا گذاشت. سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی نیز نمی&amp;zwnj;توانستند به این تغییرات سیاسی در کشور بی&amp;zwnj;اعتناء باشند و در نتیجه فیلم&amp;zwnj;های فارسی این دوره، به گونه&amp;zwnj;ای کاملا شعاری، مبلغ انقلاب سفید شاه و ایده&amp;zwnj;های اصلاح&amp;zwnj;گرانه شدند. رضا بیک ایمانوردی، در فیلم &amp;laquo;معجزه&amp;raquo; (۱۳۴۶)، روستایی ساده لوحی است که زیر عکس شاه می&amp;zwnj;ایستد و می&amp;zwnj;گوید: با اجرای اصلاحات ارضی، او دیگر آقای خودش شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سیاست&amp;zwnj;های اصلاح&amp;zwnj;طلبانه شاه اگرچه در فیلم&amp;zwnj;های فارسی مورد ستایش قرار گرفت اما با انتقاد شدید روشنفکران ایرانی و سینماگران موج نوی ایران در اواخر دهه ۱۳۴۰ مواجه شد. داریوش مهرجویی در فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;گاو&amp;raquo; و &amp;laquo;پستچی&amp;raquo;، ناصر تقوایی در &amp;laquo;آرامش در حضور دیگران&amp;raquo; و ابراهیم گلستان در &amp;laquo;خرمن و بذر&amp;raquo; و &amp;laquo;اسرار گنج دره جنی&amp;raquo;، از زاویه&amp;zwnj;های مختلف و با بیانی استعاری به نقد این سیاست&amp;zwnj;ها پرداختند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635&quot;&gt;پرویز جاهد در زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/10/21355#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16839">اسماعیل کوشان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16842">حمید قنبری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16846">رضا بیک ایمانوردی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16844">صابره محمد کاشی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15272">فیلم فارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16841">مجید محسنی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16843">نصرت الله وحدت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16845">نغمه ثمینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16840">پرویز خطیبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15273">پرویز دوایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Sat, 10 Nov 2012 22:40:47 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21355 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/04/21209</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/04/21209&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی - ۵        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/parjah01.jpg?1352658085&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - سینما در آغاز قرن بیستم در ایران، به&amp;zwnj;عنوان پدیده&amp;zwnj;ای مدرن وارد جامعه&amp;zwnj;ای بسته و سنتی شد که به&amp;zwnj;شدت پایبند ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی و مذهبی ضد مدرن بود. سینما به&amp;zwnj;عنوان مهم&amp;zwnj;ترین اختراع قرن بیستم و تأثیرگذار&amp;zwnj;ترین رسانه مدرن، در ذات خود پدیده&amp;zwnj;ای ویرانگر بود که همه ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی و فکری مقدس و خدشه&amp;zwnj;ناپذیر جهان کهنه را هدف قرار داده بود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;به همین دلیل سینما در جامعه سنتی، مذهبی و غیر دمکراتیک ایران، از عصر مشروطه تا امروز همواره با موانع و مقاومت&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;شماری از جانب قدرت&amp;zwnj;های سیاسی حاکم و نهاد&amp;zwnj;ها و اقشار مذهبی مواجه بوده است. روحانیون متعصب و چهره&amp;zwnj;های بانفوذ مذهبی مثل شیخ فضل&amp;zwnj;الله نوری آن را تکفیر کرده و نیروهای نظامی و حکومتی نیز آن را تنها به&amp;zwnj;عنوان وسیله&amp;zwnj;ای برای تبلیغ می&amp;zwnj;خواستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر بومی&amp;zwnj;گرایی را نوعی باور به ارزش&amp;zwnj;های سنتی و کهنه در برابر اندیشه&amp;zwnj;های نو و مدرن بدانیم، تمام سینمای فارسی و تولیدات آن تحت عنوان &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; را باید بازتاب واکنش &amp;laquo;خود&amp;raquo; سنتی و بومی ایرانی در برابر &amp;laquo;دیگری&amp;raquo; غربی و &amp;laquo;غرب&amp;zwnj;زده&amp;raquo; به&amp;zwnj;حساب آوریم. درونمایه&amp;zwnj;های فیلمفارسی از این منظر حاوی کهنه&amp;zwnj;ترین و ایستا&amp;zwnj;ترین ارزش&amp;zwnj;های جامعه ماقبل مدرن ایران مثل مردسالاری، غیرت، ناموس&amp;zwnj;پرستی، قهرمان&amp;zwnj;گرایی و تمسخر مدرنیسم در جلوه&amp;zwnj;های مختلف آن بود. در فیلم&amp;zwnj;های فارسی، بومی&amp;zwnj;گرایی در مقابل تجددگرایی قرار گرفته و در برابر پدیده&amp;zwnj;ها و مظاهر مدرن جامعه مقاومت می&amp;zwnj;کند. فیلم &amp;laquo;حاجی آقا آکتور سینما&amp;raquo;، ساخته آوانس اوگانیانس شاید نخستین فیلم فارسی باشد که در آن این مقاومت و چالش بین سنت و مدرنیته، در قالب مواجهه یک مرد سنتی (حاجی آقا) با پدیده نوظهور سینما به شکل طنزآمیزی تصویر شده است، تضادی که در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت به نفع مدرنیته تمام شده و افق پیش روی جامعه را ترسیم می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parjah02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 122px;&quot; /&gt;آوانس اوگانیانس، نخستین کارگردان ایرانی که در فیلم &amp;laquo;حاجی آقا آکتور سینما&amp;raquo; چالش بین سنت و مدرنیته را به شکل طنزآمیزی بیان می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;اما فیلمفارسی بر اساس دوآلیسمی که بدان باور دارد، همه چیز را به دو دسته یعنی خودی و غیر خودی (دیگری) و اصیل و بیگانه تقسیم می&amp;zwnj;کند. این دوگرایی، نشانه ذهن واپسگرای سینماگر فارسی است که قدرت درک تحولات زمانه و سیر جامعه به سمت مدرنیسم را ندارد و عاجزانه در برابر آن مقاومت می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شکل نظری و روشنفکرانه این طرز تلقی بومی&amp;zwnj;گرایانه و &amp;laquo;خود&amp;raquo;بینانه را می&amp;zwnj;توان در گفتمان&amp;zwnj;های سیاسی و اجتماعی مسلط بر جامعه مثل &amp;laquo;بومی&amp;zwnj;گرایی&amp;raquo; و &amp;laquo;غرب&amp;zwnj;زدگی&amp;raquo; در میان روشنفکران ایرانی دنبال کرد. روشنفکرانی که خود به شیوه مدرن زندگی می&amp;zwnj;کردند اما در نوشته&amp;zwnj;ها و آثارشان، به تحقیر مدرنیسم و زندگی مدرن می&amp;zwnj;پرداختند. داریوش آشوری از این وضعیت روشنفکران ایران به عنوان وضعیتی &amp;laquo;اسکیزوفرنیک&amp;raquo; یاد کرده و معتقد است که روشنفکر ایرانی در این دوره، نسبت به آنچه که می&amp;zwnj;خواست خودآگاه نبود. (انقلاب ایران و سقوط پادشاهی. مهدی خلجی. برنامه رادیویی)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علاوه بر این جریان&amp;zwnj;های مذهبی نیز به دلیل ماهیت مدرن و سنت&amp;zwnj;ستیز سینما و تهاجم آن به ارزش&amp;zwnj;ها و اخلاقیات و باورهای جامعه سنتی، به&amp;zwnj;شدت با آن مخالف بوده و در مخالفت با آن تا آنجا پیش می&amp;zwnj;روند که حتی تأسیس سینما را هم یکی از حیله&amp;zwnj;های استعمار برای مبارزه با اسلام معرفی می&amp;zwnj;کنند. نواب صفوی، در بیانیه گروه تندرو فداییان اسلام، خواهان تعطیلی سینما شده و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;سینما&amp;zwnj;ها و نمایشخانه&amp;zwnj;ها باید تعطیل شود و اگر هدف، استفاده از سینمای سالم است، باید فیلم&amp;zwnj;هایی شامل تاریخ ایران و اسلام و مطالب مفیدی از قبیل درس&amp;zwnj;های طبی و کشاورزی و صنعتی تحت نظر اساتید مسلمان تهیه شود.&amp;raquo; (فصلنامه فارابی. شماره ۳۷)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال&amp;zwnj;های آغازین قرن، اعتراض به سینما و مظاهر زندگی مدرن، نه تنها در مساجد و محیط&amp;zwnj;های مذهبی جریان دارد بلکه به مطبوعات نیز کشیده می&amp;zwnj;شود. روزنامه اطلاعات در ۲۶ مهر ۱۳۱۰ در اعتراض به نمایش فیلم&amp;zwnj;های اروپایی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;ورود انواع و اقسام فیلم&amp;zwnj;ها که جز تخریب اخلاق و افکار مردم نتیجه دیگری ندارد، چه فایده دارد؟ معمولاً جوانان ما پس از خروج از سینما&amp;zwnj;ها جز یک درس عشقی و حکایات و روایات مهمل چیز دیگری نمی&amp;zwnj;آموزند، حال آنکه امروزه در اروپا استفاده کامل از سینما می&amp;zwnj;برند. بعضی از فیلم&amp;zwnj;هایی که امروز مثلاً در پاریس به معرض نمایش گذاشته می&amp;zwnj;شود، صلاح نیست&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان فیلم در تهران نشان داده شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مضامین فیلم&amp;zwnj;های خارجی که در این دوره در سینماهای تهران و شهرستان&amp;zwnj;ها نمایش داده می&amp;zwnj;شد، با ارزش&amp;zwnj;ها و معیارهای اخلاقی تماشاگران سنتی ایرانی، شدیداً در تضاد بود و به همین دلیل واکنش&amp;zwnj;های تندی را سبب می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روزنامه &amp;laquo;آیینه ایران&amp;raquo;، در اعتراض به نمایش فیلم&amp;zwnj;های اروتیک اروپایی در سینماهای تهران می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;فیلم&amp;zwnj;های سینمای ایران که اکثراً فرانسوی است، طوری آکنده از شهوت و عشق بازی است که حتی پیرمردهای هشتادساله را هم تحریک می&amp;zwnj;کند تا چه رسد به جوان&amp;zwnj;های غرب و دختران معصوم که برای تهذیب اخلاق به سینما آمده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo; (آیینه ایران. شماره ۱۲۸. سه&amp;zwnj;شنبه ۳۱ تیر ۱۳۰۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روشن است که در چنین شرایطی، رویکرد سینما نسبت به جامعه&amp;zwnj;ای که تا این حد نسبت به حضورش، بدگمان و خشمگین است، باید رویکردی محافظه&amp;zwnj;کارانه باشد. به همین دلیل سینمای فارسی برای جلب نظر مخاطبان سنتی و خانواده&amp;zwnj;ها به سینما، این ملاحظات و محدودیت&amp;zwnj;ها را در نظر گرفت و به معیارهای اخلاقی جامعه گردن نهاد. ضمن اینکه قوانین سانسور و نظارت بر نمایش فیلم در ایران نیز بر رعایت ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی در فیلم&amp;zwnj;ها و پرهیز از نمایش سکس و جاذبه&amp;zwnj;های جنسی به شدت تأکید می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parjah03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 131px;&quot; /&gt;احمد میر احسان: &amp;laquo;سینما در ایران نه تنها به تهذیب اخلاق عمومی می&amp;zwnj;پردازد بلکه اساساً اخلاق سنتی را فرومی&amp;zwnj;شکند و ارزش&amp;zwnj;هایی را بسط می&amp;zwnj;دهد که در داوری عمومی فحشاء محسوب خواهند شد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;احمد میر احسان، منتقد سینما، در توضیح اخلاق&amp;zwnj;گرایی فیلم&amp;zwnj;های فارسی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;جامعه&amp;zwnj;ای هراسیده از رشد مظاهر فاسد زندگی مدرن، جامعه&amp;zwnj;ای عمیقاً سنتی از نظر اخلاقی که شالوده&amp;zwnj;های سنت و خانواده را با هجوم فرهنگ مدرن در قالب الکلیسم، عشرت طلبی، قمار، خیانت و تجاوز در خطر می&amp;zwnj;دید و آماده استقبال از آثاری بود که حاوی پیام اخلاقی دفاع از شرافت و نجابت کهن محسوب می&amp;zwnj;شدند و به نجات و سعادت ختم می&amp;zwnj;شدند. آثاری که عبرت&amp;zwnj;آموز بودند و در آن&amp;zwnj;ها بدکاران به&amp;zwnj;سزای اعمال خود می&amp;zwnj;رسیدند و بی&amp;zwnj;گناهان خوشبخت می&amp;zwnj;شدند.&amp;raquo; (احمد میر احسان. فصلنامه فارابی. شماره ۳۷. سال ۱۳۷۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فریدون جیرانی، فیلمساز و نویسنده سینمایی نیز در انتقاد از سیاست&amp;zwnj;های مدرن&amp;zwnj;سازی دوران پهلوی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;تأسیس اولین سینما&amp;zwnj;ها در منطقه زندگی فکلی&amp;zwnj;مآب&amp;zwnj;ها و نیمه&amp;zwnj;متجدد&amp;zwnj;ها، آن هم در کنار می&amp;zwnj;فروشی&amp;zwnj;ها، از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان آغاز، سینما و می&amp;zwnj;فروشی را نزد مردم مذهبی ما با هم مترادف ساخت. در این شرایط، سنت&amp;zwnj;گریزان افراطی که جامعه را اداره می&amp;zwnj;کردند، به سینما به عنوان هنر نگاه نکردند و آن را از می&amp;zwnj;فروشی جدا نکردند.&amp;raquo; (فریدون جیرانی- فیلمفارسی چیست. ص ۱۲۳)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع سینمای ایران با رویکردی اخلاقی، در صدد تسکین و التیام احساسات جریحه&amp;zwnj;دار شده جامعه&amp;zwnj;ای برمی&amp;zwnj;آید که در معرض مدرنیته و فروپاشی ارزش&amp;zwnj;ها و مظاهر زندگی سنتی قرار گرفته بود. به گفته احمد میراحسان؛ &amp;laquo;سینمای ایران به چالش خود با سنت آگاه بود و اساساً آن را سوژه آگاهانه&amp;zwnj;اش کرده بود و از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان آغاز در پی کسب شکلی ویژه از مهارت بیانی بود که تاثیرش را شدت بخشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;میراحسان در در مقاله &amp;laquo;زیبایی&amp;zwnj;شناسی فیلم و صد سال سینمای ایران&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;سینما در ایران نه تنها به تهذیب اخلاق عمومی می&amp;zwnj;پردازد بلکه اساساً اخلاق سنتی را فرومی&amp;zwnj;شکند و ارزش&amp;zwnj;هایی را بسط می&amp;zwnj;دهد که در داوری عمومی فحشاء محسوب خواهند شد.&amp;raquo; (فصلنامه فارابی. شماره ۳۷)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گفته میراحسان قشرهای متوسط و مدرن شهرنشین بیشتر مخاطب سینمای غربی بودند و نمی&amp;zwnj;توانستند با محصولات سرهم&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;شده سینمای ایران و زبان الکن و بیان خامدستانه فیلم&amp;zwnj;های فارسی کنار بیایند. اما روستاییان، کارگران و مردم فقیر شهرنشین، هوادار فیلم&amp;zwnj;های فارسی بودند و با خرید بلیت&amp;zwnj;های این نوع فیلم&amp;zwnj;ها، سینمای جاهلانه فارسی را سرپا نگه داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلمفارسی در همه اشکال آن، بیانگر دیدگاه&amp;zwnj;ها و تمایلات اقشار سنتی جامعه بود. با اینکه فیلمفارسی در برابر تجدد و مدرن شدن جامعه موضع می&amp;zwnj;گیرد اما به هیچوجه خواهان بر هم زدن نظم موجود نیست. سینماگر فیلمفارسی به ستایش از هر آنچه سنتی و بومی است برخاسته و در رد هرچه که رنگ و بوی غربی دارد داد سخن می&amp;zwnj;دهد. او در غم از دست دادن ارزش&amp;zwnj;ها و باورهای سنتی و کهنه ناله می&amp;zwnj;کند و به شکایت از مظاهر فرهنگی غرب برمی&amp;zwnj;خیزد. او در حسرت تیمچه و بازارچه و کباب داغ و نان سنگگ و آبگوشت و رقص شکم و کلاه مخملی و چاقوی ضامن&amp;zwnj;دار و دستمال یزدی و چادر خالدار است و رفتن به کافی&amp;zwnj;شاپ، شنا کردن در استخر، یاد گرفتن زبان انگلیسی و کراوات زدن را کار جوجه&amp;zwnj;فکلی&amp;zwnj;ها و فرنگ&amp;zwnj;رفته&amp;zwnj;های قرتی می&amp;zwnj;داند و آن&amp;zwnj;ها را مورد تمسخر قرار می&amp;zwnj;دهد. از نظر او حتی روشنفکران طبقه متوسط شهری نیز که با کتاب و قلم سر و کار دارند و در کافه&amp;zwnj;های بالاشهری می&amp;zwnj;نشینند و بحث فلسفی و هنری می&amp;zwnj;کنند، آدم&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;درد و شکم سیر و یک مشت بچه&amp;zwnj;قرتی فکلی&amp;zwnj;اند که فقط به درد لای جرز می&amp;zwnj;خورند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635&quot;&gt;پرویز جاهد در زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/04/21209#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16737">آوانس اوگانیانس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16739">احمد میر احسان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16736">حاجی آقا آکتور سینما</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16738">فداییان اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15521">فریدون جیرانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3975">نواب صفوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Sun, 04 Nov 2012 08:09:04 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21209 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>خوب‌ها و بدهای جشنواره فیلم لندن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/10/22/20959</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/10/22/20959&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    تأملی در پنجاه و ششمین جشنواره فیلم لندن        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/jahedl01.jpg?1351359196&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پنجاه و ششمین جشنواره فیلم لندن با اهدای جایزه بهترین فیلم به &amp;laquo;زنگار و استخوان&amp;raquo; ساخته ژاک اودیار، فیلمساز برجسته فرانسوی، به کار خود پایان داد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;سر دیوید هیر رئیس هیئت داوران بخش مسابقه فیلم&amp;zwnj;های بلند این جشنواره از ژاک اودیار به عنوان فیلمسازی یاد کرد که &amp;laquo;سبک منحصر به فرد خودش را دارد که شامل موسیقی، تدوین، نوشتن، فیلمبرداری، صدا، طراحی بصری و بازی می&amp;zwnj;شود.&amp;raquo; وی همچنین فیلم &amp;laquo;زنگار و استخوان&amp;raquo; را فیلمی &amp;laquo;پر از قلب، خشونت و عشق&amp;raquo; دانست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ژاک اودیار، حقیقتاً یک سینماگر مؤلف است و یکی از بهترین سینماگران امروز اروپاست که سبک بصری چشمگیر و واقع&amp;zwnj;گرایی تلخ و پرخشونت فیلم&amp;zwnj;هایش، او را در میان همتاهای فرانسوی&amp;zwnj;اش متمایز کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اودیار جامعه امروز فرانسه و لایه&amp;zwnj;های متنوع و پیچیده آن را می&amp;zwnj;شناسد و بر خلاف بیشتر فیلم&amp;zwnj;های پرگوی فرانسوی که بر زندگی&amp;zwnj;های بوروژوایی و دغدغه&amp;zwnj;های روشنفکرانه فرانسوی متمرکز شده&amp;zwnj;اند، به سراغ شخصیت&amp;zwnj;های دردمند و زخم&amp;zwnj;خورده&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;رود که مدت&amp;zwnj;هاست سینمای فرانسه آن&amp;zwnj;ها را فراموش کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/jahedl02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 290px; float: left;&quot; /&gt;&amp;laquo;زنگار و استخوان&amp;raquo;، داستان رابطه&amp;zwnj;ای غیر متعارف است که در یک کلوپ شبانه بین محافظ خشن و عبوس (با بازی به یادماندنی ماتیاس شونارتس بازیگر جوان بلژیکی) نایت کلاب و دختری زیبا (ماریون کوتیار) که مربی نهنگ در یک آکواریوم بزرگ است، شکل می&amp;zwnj;گیرد. دختری که در یک تصادف و بر اثر حمله یک نهنگ بزرگ، جفت پا&amp;zwnj;هایش را از دست می&amp;zwnj;دهد و معلول می&amp;zwnj;شود (اودیار پیش از این نیز در فیلم &amp;laquo;مرا لب&amp;zwnj;خوانی کن&amp;raquo; دنیای یک دختر معلول- ناشنوا- را تصویر کرده بود). رابطه آن&amp;zwnj;ها به تدریج از یک رابطه جنسی تن&amp;zwnj;خواهانه صرف به عشقی عمیق تبدیل می&amp;zwnj;شود و اودیار تحول علی (اسم کاراکتر اصلی فیلم) از یک ماشین خشن و بی&amp;zwnj;روح سکس به یک انسان عاشق را به&amp;zwnj;خوبی نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به دنبال لوسیا (میشل فرانکو)، نه (پابلو لورین)، در خانه (فرانسوا اوزون)، جینجر و روزا (سالی پا&amp;zwnj;تر) و بچه&amp;zwnj;های نیمه&amp;zwnj;شب (دیپا مهتا) از رقبای فیلم اودیار در این بخش بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;به دنبال لوسیا&amp;raquo;، فیلمی ساده و جمع و جور از یکی دیگر از استعدادهای امروز سینمای مکزیک است. تریلری روانکاوانه که با رویکردی اجتماعی و رئالیستی درباره خشونت و سادیسم در میان دانش&amp;zwnj;آموزان نوجوان مکزیکی ساخته شده است. دختر نوجوانی به نام الخاندرا که مادرش را در تصادف رانندگی از دست داده و با پدرش زندگی می&amp;zwnj;کند، از سوی دوستان و همکلاسی&amp;zwnj;هایش مورد خشونت و آزار جنسی قرار می&amp;zwnj;گیرد. دوست پسر او با همدستی هم&amp;zwnj;کلاسی&amp;zwnj;هایش ویدئوی هماغوشی خود با او را در سطح مدرسه پخش می&amp;zwnj;کند و به دنبال آن با رفتارهای تحقیرآمیز و خشن و آزارهای جنسی خود، لوسیا را به انزوای مطلق می&amp;zwnj;کشانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این فیلم برنده جایزه بهترین فیلم بخش &amp;laquo;نوعی نگاه&amp;raquo; جشنواره کن امسال بود و تسا ایا، خواهر گائل گارسیا برنال، بازیگر سر&amp;zwnj;شناس مکزیکی، نقش الخاندرا را در این فیلم بازی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;جینجر و روزا&amp;raquo; ساخته سالی پا&amp;zwnj;تر ناامیدکننده&amp;zwnj;تر از فیلم&amp;zwnj;های قبلی او بود و نشان داد که این فیلمساز تجربی سینمای بریتانیا که با فیلم &amp;laquo;اورلاندو&amp;raquo; در دهه ۱۹۹۰ درخشیده بود، حرف تازه&amp;zwnj;ای برای گفتن ندارد. او نتوانست داستان دو دختر نوجوان عاصی و سرخورده از جامعه و زندگی خانوادگی را در دهه ۱۹۶۰ لندن به خوبی روایت کند. با شخصیت&amp;zwnj;هایی که به اندازه کافی سمپاتیک نیستند و انگیزه&amp;zwnj;های قوی برای عصیانگری علیه جامعه و ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی خانوادگی ندارند. ماجرای کمپین ضد هسته&amp;zwnj;ای که در پس&amp;zwnj;زمینه فیلم جریان دارد نیز بیشتر در حد یک شوخی سیاسی مطرح است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/jahedl03.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 176px; float: left;&quot; /&gt;فیلم &amp;laquo;نه&amp;raquo; ساخته پابلو لارین از شیلی با بازی گائل گارسیا برنال، که بخش سوم تریلوژی این فیلمساز درباره تاریخ معاصر شیلی و کودتای پینوشه بود، یکی از بهترین فیلم&amp;zwnj;های بخش مسابقه بود. مخالفان پینوشه در رفراندوم سال ۱۹۸۸ فرصت می&amp;zwnj;یابند تا با استفاده از آگهی&amp;zwnj;های تبلیغاتی تلویزیونی، مخالفت خود را با ادامه حکومت پینوشه بر شیلی اعلام کنند. فیلمساز با استفاده از نماهای آرشیوی، آگاهی&amp;zwnj;های تبلیغاتی کالاهای مصرفی به سبک دهه ۱۹۸۰ و نماهایی که به سبک آن دوره با دوربین ویدئویی یوماتیک فیلمبرداری شده، فضای سیاسی پرتنش شیلی دهه ۱۹۸۰ را بازسازی کند که بسیار رئالیستی، باورپذیر و تأثیرگذار است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سلمان رشدی در نشست مؤسسه فیلم بریتانیا گفت که ۶۵ سال طول کشید تا وارد سینما شود و فیلمنامه&amp;zwnj;ای بر اساس رمان موفق و پرفروش&amp;zwnj;اش یعنی &amp;laquo;بچه&amp;zwnj;های نیمه&amp;zwnj;شب&amp;raquo; بنویسد که بدهد دست دیپا مهتا کارگردان هندی که به آن گند بزند. به اعتقاد من اگر سلمان رشدی قبل از انتشار رمان &amp;laquo;بچه&amp;zwnj;های نیمه&amp;zwnj;شب&amp;raquo;، فیلمنامه این فیلم بالیوودی پر آب و رنگ سوزناک را می&amp;zwnj;نوشت، هیچ شانسی برای مطرح شدن به عنوان یک نویسنده &amp;laquo;بزرگ&amp;raquo; را نداشت. البته اگر فتوای آیت&amp;zwnj;الله خمینی علیه او را هم نادیده بگیریم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دیپا مهتا از رمان رئالیستی- جادویی و پسااستعماری سلمان رشدی، ملودرامی سوزناک به شیوه فیلم&amp;zwnj;های بالیوودی ساخته که همه کلیشه&amp;zwnj;ها و عناصر جذاب و خوش آب و رنگ ملودرام&amp;zwnj;های هندی از جمله ستاره&amp;zwnj;های زیبا، رقص و آواز و اختلاف دارا و ندار را در خود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم از دید کودکی به نام سلیم، تاریخ سه دهه معاصر هند، پاکستان و بنگلادش را به شیوه فیلم&amp;zwnj;های بالیوود روایت می&amp;zwnj;کند. سلیم پسر نوازنده دوره&amp;zwnj;گردی است که مادرش بعد از زاییدن او در بیمارستان از دنیا می&amp;zwnj;رود و پرستار بیمارستان با این انگیزه که &amp;laquo;بگذار آدم فقیر پولدار و آدم پولدار فقیر شود&amp;raquo;، هویت او را با بچه یک تاجر پولدار عوض می&amp;zwnj;کند. سلیم در ناز و نعمت و شیوا در فقر و نکبت با هم بزرگ می&amp;zwnj;شوند و هیچ&amp;zwnj;کس از این راز آگاه نیست جز پرستار بیمارستان که حالا به عنوان خدمتکار برای مادر سلیم کار می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سلیم به&amp;zwnj;تدریج پی می&amp;zwnj;برد که قدرتی فراطبیعی و جادویی دارد و می&amp;zwnj;تواند همه کودکانی را که همزمان با او در یک نیمه&amp;zwnj;شب متولد شده&amp;zwnj;اند از جمله شیوا را فراخواند و...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;بچه&amp;zwnj;های نیمه&amp;zwnj;شب&amp;raquo; ثابت کرد که حضور نویسنده اثر، به عنوان فیلمنامه&amp;zwnj;نویس و مشاور در کنار سازنده فیلم، تضمینی برای موفقیت اقتباس از یک اثر ادبی برجسته برای سینما نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این فیلم همچنین نشان داد اگر رئالیسم جادویی مارکز را هندی&amp;zwnj;ها بخواهند در بالیوود بسازند، نتیجه از این هم مضحک&amp;zwnj;تر خواهد شد. با این حال، نمایش این فیلم در فستیوال لندن باعث شد که سلمان رشدی، علاوه بر حضور در مراسم فرش قرمز جشنواره، در نشست ویژه&amp;zwnj;ای که به عنوان مستر کلاس در مرکز بی&amp;zwnj;اف آی لندن برگزار شد، شرکت کند و ضمن تشریح علاقه&amp;zwnj;ها، تجربه&amp;zwnj;ها و دیدگاه&amp;zwnj;هایش درباره سینما، درباره نحوه اقتباسش از رمان &amp;laquo;بچه&amp;zwnj;های نیمه&amp;zwnj;شب&amp;raquo;، مفصل حرف بزند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/jahedl04.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 370px; float: left;&quot; /&gt;سالی الحسینی فیلمساز عرب&amp;zwnj;تبار مقیم بریتانیا، نیز به خاطر کارگردانی فیلم &amp;laquo;برادر من، شیطان&amp;raquo;، جایزه چهره نوظهور سینمای بریتانیا را دریافت کرد. هیئت داوران جشنواره، کارگردانی و نویسندگی سالی الحسینی را بلوغی شگفت&amp;zwnj;انگیز توصیف کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سالی الحسینی با رویکردی رئالیستی زندگی دو بردار مهاجر مصری را در محله فقیرنشین هکنی لندن که تنها انگیزه و راه بقاء برای جوانانی از نوع رشید و برادرش، قاچاق مواد مخدر و عضویت در گروه&amp;zwnj;های گانگستری است، به زیبایی تصویر کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما جایزه ساترلند که هر ساله از طرف بنیاد ساترلند، پنجمین دوک ساترلند و از حامیان مؤسسه فیلم بریتانیا به خلاقانه&amp;zwnj;ترین و اصیل&amp;zwnj;ترین فیلم اول جشنواره اهداء می&amp;zwnj;شود، امسال به فیلم &amp;laquo;حیوانات جنوب وحشی&amp;raquo; ساخته بن زیتلین تعلق گرفت، فیلمی که در فستیوال کن امسال هم درخشیده بود و دوربین طلایی فستیوال را از آن خود کرده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;داستان دختربچه بی&amp;zwnj;خانمانی که با پدر مسلولش در کنار آب زندگی می&amp;zwnj;کنند و همه زندگی فلاکت&amp;zwnj;بارشان در معرض طوفان و سیل و یورش حیوانات ماقبل تاریخ (که&amp;zwnj; زاده خیال دخترک است) قرار دارد. فیلمساز با استفاده از سبک دوربین روی دست، فیلمبرداری با نور طبیعی و بازیگران غیر حرفه&amp;zwnj;ای، فضای زنده رئالیستی باورپذیری ساخته است. ضمن اینکه استعاره&amp;zwnj;های تصویری یخ&amp;zwnj;های قطب که می&amp;zwnj;شکنند و ماموت&amp;zwnj;های غول&amp;zwnj;پیکر که از خواب گران برمی&amp;zwnj;خیزند، تقارن حیرت&amp;zwnj;انگیزی با طوفان کاترینایی دارد که از راه می&amp;zwnj;رسد و زندگی دخترک و پدرش را درهم می&amp;zwnj;شکند. مهم&amp;zwnj;ترین مشکل فیلم، لحن بیش از حد احساساتی فیلم و استفاده فیلمساز از موسیقی سهمگین کرکننده در بیشتر قسمت&amp;zwnj;های فیلم است که نبود آن نه تنها لطمه&amp;zwnj;ای به فیلم نمی&amp;zwnj;زد بلکه، تأثیرگذاری آن را بیشتر می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جایزه جان گریرسن (سینماگر برجسته بریتانیایی و پدر سینمای مستند) برای بهترین فیلم مستند نیز به آلکس گیبنی کارگردان و نویسنده فیلمنامه &amp;laquo;میماکسیما کولپا: سکوت در خانه خداوند&amp;raquo; تعلق گرفت. الکس گیبنی، یکی از مهم&amp;zwnj;ترین مستندسازان امروز جهان است که فیلم&amp;zwnj;هایش بار&amp;zwnj;ها نامزد دریافت جایزه اسکار بوده&amp;zwnj;اند و فیلم &amp;laquo;تاکسی به سمت تاریکی&amp;raquo; او توانسته اسکار بهترین فیلم مستند سال ۲۰۰۷ را به&amp;zwnj;دست آورد، درباره یک راننده تاکسی افغانی که به دست آمریکایی&amp;zwnj;ها، زیر شکنجه و بازجویی به قتل می&amp;zwnj;رسد. گیبنی در آن فیلم، سیاست&amp;zwnj;های آمریکا در زمینه شکنجه و بازجویی متهمان به تروریسم را زیر سؤال برده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این&amp;zwnj;بار نیز گیبنی دوربین&amp;zwnj;اش را روی سوژه&amp;zwnj;ای بسیار حساس و ملتهب متمرکز کرده است. &amp;laquo;سکوت در خانه خداوند&amp;raquo;، به یکی از بزرگ&amp;zwnj;ترین رسوایی&amp;zwnj;های اخلاقی کلیسای کاتولیک می&amp;zwnj;پردازد و ماجرای کشیشی به نام لورنس مک مورفی است که در طی ۲۵ سال بیش از ۲۰۰ کودک ناشنوا در مدرسه مذهبی کودکان کر و لال سنت جان در ایالت ویسکانسین آمریکا را مورد سوءاستفاده جنسی قرار داده است. فیلم اثری جسورانه و تکان&amp;zwnj;دهنده و بیانیه&amp;zwnj;ای کوبنده علیه واتیکان، پاپ ژن پل دوم و دستگاه کلیساست که همه هشدارهای اسقف&amp;zwnj;های آمریکایی و اعترافات وحشتناک و تکان&amp;zwnj;دهنده کودکان کر و لال و افشاگری&amp;zwnj;های رسانه&amp;zwnj;ای پیرامون این موضوع جنجال&amp;zwnj;برانگیز را نادیده گرفت و بر این رسوایی بزرگ پوشش گذاشت. الکس گیبنی، با &amp;laquo;سکوت در خانه خداوند&amp;raquo;، همه اعتبار و مشروعیت کلیسای کاتولیک را زیر سؤال می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کازابلانکا در فیلم &amp;laquo;اسب&amp;zwnj;های خداوند&amp;raquo; نبیل عیوش، فیلمساز جوان مراکشی، دیگر کازابلانکای هامفری بوگارت و اینگرید برگمن نیست بلکه شهری است که در زاغه&amp;zwnj;های آن، کودکانی در فقر و گرسنگی بزرگ شده و تخم کینه و نفرت طبقاتی در دل آن&amp;zwnj;ها کاشته می&amp;zwnj;شود و به&amp;zwnj;تدریج آن&amp;zwnj;ها را از آدم&amp;zwnj;هایی لاابالی و بی&amp;zwnj;قید و بند به مؤمنانی دوآتشه و شهادت&amp;zwnj;طلب بدل می&amp;zwnj;کند که نه تنها نجات زاغه&amp;zwnj;نشینان کازابلانکا بلکه نجات همه بشریت را در پیروزی اسلام می&amp;zwnj;بینند و به خاطر تحقق آن حاضرند به خود بمب بسته و در وسط شهر کازابلانکا خود را منفجر کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم بر اساس واقعه انفجار پنج بمب در نقاط مختلف کازابلانکا در سال ۲۰۰۳ ساخته شده و به شدت تکان&amp;zwnj;دهنده و تأثیرگذار است. صحنه&amp;zwnj;های کودکی حمید و یاسین، دو برادری که در دل زاغه&amp;zwnj;ها، با آه و حسرت بزرگ می&amp;zwnj;شوند، بسیار شبیه دونده امیر نادری از کار درآمده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/jahedl05.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 290px; float: left;&quot; /&gt;فیلم &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; ساخته بن افلک درباره گروگان&amp;zwnj;گیری سفارت آمریکا در تهران، فیلم هالیوودی خوش&amp;zwnj;ساختی است با بازی&amp;zwnj;های خوب و فیلمنامه&amp;zwnj;ای که به اندازه کافی پرکشش و جذاب است و تعلیق&amp;zwnj;های نفس&amp;zwnj;گیر خوبی دارد. داستان نجات شش نفر از اعضای سفارت آمریکا از تهران به وسیله مأمور کارکشته سازمان سیا (که نقش&amp;zwnj;اش را خود بن افلک بازی می&amp;zwnj;کند) در قالب یک پروژه سینمایی علمی تخیلی به نام آرگو.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم جز چند اشتباه قابل گذشت مثل لهجه فارسی آزاردهنده برخی از بازیگران یا سلام گفتن مأمور ارشاد به جای خداحافظی که در میان اعراب مرسوم است یا نشان دادن مساجد ترکیه به جای مساجد تهران، در مجموع فضای انقلابی تهران سال ۵۸ را خوب و باورپذیر درآورده است. اگرچه بن افلک از همه کلیشه&amp;zwnj;های رایج ژانر تریلر سیاسی هالیوود بهره برده و مثل اغلب فیلم&amp;zwnj;های آمریکایی، تصویری کریه و شیطانی از ایران و انقلاب نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;یک راهنمای منحرف برای ایدئولوژی&amp;raquo;، مقاله سینمایی (film essay) و تحلیل انتقادی و روانکاوانه اسلاوی ژیژک درباره کارکرد ایدئولوژی در سینماست. پس از &amp;laquo;یک راهنمای منحرف برای سینما&amp;raquo;، سوفی فینس در &amp;laquo;یک راهنمای منحرف برای ایدئولوژی&amp;raquo;، بار دیگر ما را با ژیژک همراه ساخته و به سفری جذاب، شگفت&amp;zwnj;انگیز و غافلگیرکننده به درون تاریخ سینما می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ژیژک همانند قسمت قبلی، در سطح سواد و دانش تماشاگر عام حرف نمی&amp;zwnj;زند بلکه سعی می&amp;zwnj;کند با استفاده از کلیپ&amp;zwnj;های انتخابی خود از فیلم&amp;zwnj;های تاریخ سینما (عموماً آمریکایی)، تئوری&amp;zwnj;های پیچیده مارکسیستی/لاکانی خود را توضیح دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تحلیل&amp;zwnj;های ژیژک از فیلم&amp;zwnj;های راننده تاکسی، تایتانیک، مش، پرتقال کوکی، اشک&amp;zwnj;ها و لبخند&amp;zwnj;ها، آخرین وسوسه مسیح، غلاف تمام فلزی و آرواره&amp;zwnj;ها منحصر به فرد است. او سعی می&amp;zwnj;کند با کنار زدن پوسته ظاهری فیلم&amp;zwnj;ها و شکافتن آن&amp;zwnj;ها، نشان دهد که ایدئولوژی فیلمساز یا آپاراتوس سینمایی چگونه در لایه&amp;zwnj;های زیرین عمل می&amp;zwnj;کند. او با ردای بلند کشیش&amp;zwnj;ها، در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان کلیسایی که اشک&amp;zwnj;ها و لبخند&amp;zwnj;ها فیلمبرداری شده می&amp;zwnj;ایستد، بر&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان تختی که تراویس بیکل راننده تاکسی خوابیده دراز می&amp;zwnj;کشد و یونیفورم استالین را می&amp;zwnj;پوشد و بر هواپیمای لنی رفینشتال سوار می&amp;zwnj;شود تا از آسمان برلین، رژه نازی&amp;zwnj;ها را در خیابان&amp;zwnj;های برلین تماشا کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هیچ&amp;zwnj;کس از زیر تیغ انتقاد ژیژک جان سالم به&amp;zwnj;در نمی&amp;zwnj;برد، از جیمز کمرون و اسپیلبرگ گرفته تا لنین، مائو، استالین، رابرت آلتمن و بتهوون.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ژیژک با استفاده از سینما، به تشریح نظریه&amp;zwnj;هایش درباره واقعیت، فانتزی و رؤیا، ایدئولوژی، مصرف&amp;zwnj;گرایی، شیء&amp;zwnj;شدگی، و نظامی&amp;zwnj;گری می&amp;zwnj;پردازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد ژیژک، ایدئولوژی رابطه خودانگیخته ما با جامعه پیرامون ماست و خارج از ایدئولوژی قرار گرفتن دردناک است چون خارج از ایدئولوژی ایستادن یعنی قبول حقیقت و قبول حقیقت به خودی خود تجربه دردناکی است. به همین خاطر ما دوست داریم در توهم زندگی کنیم و از پذیرش حقیقت امتناع ورزیم.&lt;br /&gt;
	ژیژک در برخی صحنه&amp;zwnj;ها، تماشاگران را از خنده روده&amp;zwnj;بر می&amp;zwnj;کند از جمله در صحنه&amp;zwnj;ای که با یک بطری کوکاکولا در وسط کویر راه می&amp;zwnj;رود و درباره مصرف&amp;zwnj;گرایی و میل بیکران انسان به مصرف حرف می&amp;zwnj;زند. می&amp;zwnj;گوید وقتی تشنه می&amp;zwnj;شوی کوکاکولا می&amp;zwnj;خوری ولی کوکاکولا ترا تشنه&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;کند و در نتیجه باز هم بیشتر می&amp;zwnj;خواهی، یعنی میلی که سیری&amp;zwnj;ناپذیر است: a desire to continue to desire. یا جایی که درباره قهوه استارباکس حرف می&amp;zwnj;زند و تبلیغاتی که برای فروش آن با شعارهای انسان&amp;zwnj;دوستانه و خیرخواهانه کمک به مردم گواتمالا، موزامبیک و گینه صورت می&amp;zwnj;گیرد. ژیژک، از استالین به عنوان &amp;laquo;یک وصلت&amp;zwnj;دهنده آسمانی بزرگ&amp;raquo; (super divine matchmaker) نام می&amp;zwnj;برد که در پایان ژانر فیلم&amp;zwnj;های جنگی ملی میهنی روسی، زوج&amp;zwnj;های عاشق را به وصلت هم می&amp;zwnj;رساند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: پیش&amp;zwnj;پرده &amp;laquo;زنگار و استخوان&amp;raquo; ساخته ژاک اودیار&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-3&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/vyAJDL3mTxI?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/10/22/20959#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3027">سینمای جهان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16510">پنجاه و ششمین جشنواره فیلم لندن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/vyAJDL3mTxI" fileSize="1243" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/vyAJDL3mTxI/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/vyAJDL3mTxI" length="1243" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Mon, 22 Oct 2012 19:56:02 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">20959 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>جشنواره فیلم لندن: جشنواره‌ای در جست‌وجوی اعتبار</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/10/10/20515</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/10/10/20515&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پنجاه و ششمین جشنواره فیلم لندن        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/parbfi01.jpg?1350240672&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - پنجاه و ششمین جشنواره فیلم لندن، امروز دهم اکتبر با فیلم انیمشین سه&amp;zwnj;بُعدی &amp;laquo;فرانکن وینی&amp;raquo; ساخته تیم برتون آغاز خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;جشنواره لندن، مهم&amp;zwnj;ترین رویداد سینمایی در بریتانیا و با این حال یکی از بی&amp;zwnj;اعتبار&amp;zwnj;ترین جشنواره&amp;zwnj;های سینمایی در اروپاست؛ جشنواره&amp;zwnj;ای که علیرغم برگزار شدن در یکی از مهم&amp;zwnj;ترین پایتخت&amp;zwnj;های هنری جهان، هرگز نتوانسته خود را به سطح جشنواره&amp;zwnj;های معتبر اروپایی مثل کن، ونیز، برلین، لوکارنو یا حتی کارلووی واری بالا بکشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال&amp;zwnj;های گذشته، مدیران قبلی این جشنواره از جمله خانم ساندرا هبرون با افزودن بخش&amp;zwnj;های تازه یا اهدای جوایزی بی&amp;zwnj;اهمیت به فیلم&amp;zwnj;های اول فیلمسازان، سعی کردند اسم و رسمی برای این جشنواره کسب کنند اما تلاش آن&amp;zwnj;ها بی&amp;zwnj;فایده بود. جشنواره فیلم لندن همچنان به عنوان جشنواره&amp;zwnj;ای دست دوم که رقابت در آن در سطح بسیار پایینی مطرح است و بیشتر فیلم&amp;zwnj;های مهم آن، قبلاً در جشنواره&amp;zwnj;های دیگر به نمایش درآمده&amp;zwnj;اند، شناخته می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای کسانی که فیلم&amp;zwnj;های مهم سال را پیش از این در جشنواره&amp;zwnj;های معتبر دیگر دیده&amp;zwnj;اند، جشنواره فیلم لندن، هیچ تازگی ندارد اما برای کسانی که این فیلم&amp;zwnj;ها را ندیده&amp;zwnj;اند، این جشنواره، فرصت خوبی است که بتوانند آثار شاخص و مطرح شده در جشنواره&amp;zwnj;های دیگر را ببینند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parbfi02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 290px;&quot; /&gt;فیلم &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; ساخته بن افلک که درباره گروگان&amp;zwnj;گیری سفارت آمریکا در تهران ساخته شده، از فیلم&amp;zwnj;های جنجالی جشنواره فیلم لندن امسال محسوب می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;امسال در مجموع، ۲۲۵ فیلم کوتاه و بلند داستانی و مستند در بخش&amp;zwnj;های مختلف جشنواره لندن به نمایش درمی&amp;zwnj;آید که از میان آن&amp;zwnj;ها، ۱۴ فیلم در بخش سینمای جهان، ۱۵ فیلم در بخش سینمای بین&amp;zwnj;الملل و ۳۴ فیلم در بخش سینمای اروپا، برای نخستین بار در این جشنواره نشان داده خواهند شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در برنامه&amp;zwnj;های این دوره جشنواره فیلم لندن، تغییراتی به چشم می&amp;zwnj;خورد که نتیجه تصمیات کلر استوارت مدیر استرالیایی جدید این جشنواره است که به جای ساندرا هبرون انتخاب شده است. مهم&amp;zwnj;ترین این تغییرات، رقابتی کردن این جشنواره و اهدای جایزه بهترین فیلم در سه بخش مسابقه رسمی، مسابقه فیلم&amp;zwnj;های مستند و مسابقه نخستین فیلم بلند داستانی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از طرفی تقسیم&amp;zwnj;بندی بخش&amp;zwnj;های مختلف جشنواره بر اساس ژانر&amp;zwnj;ها و تم&amp;zwnj;های مختلف مثل کالت، خنده، تریلر، عشق، مناظره، جرأت، خنده و سفر، از جمله تغییرات دیگری است که خانم کلر استوارت در برنامه&amp;zwnj;های امسال جشنواره فیلم لندن داده است. این بخش&amp;zwnj;ها، جایگزین بخش&amp;zwnj;های قدیمی جشنواره مثل ارتباط فرانسوی، سینمای جهان و سینمای اروپا شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امسال همچنین کارگردان&amp;zwnj;های سر&amp;zwnj;شناسی چون مارکو بلوکیو، آلن رنه، برادران تاویانی، تیم برتون، میشل هانه&amp;zwnj;که، عباس کیارستمی، کریستین مونجیو، میرا نایر، مایکل وینتر باتم، سالی پا&amp;zwnj;تر، فرانسوا اوزون، ژاک اودیار، اگزویه دولان، مرزاک الوش، توماس وینتربرگ، الریش سیدل و کارلوس ریگاداس، با تازه&amp;zwnj;ترین فیلم&amp;zwnj;های خود در جشنواره فیلم لندن حضور دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم &amp;laquo;همچون یک عاشق&amp;raquo;، آخرین ساخته عباس کیارستمی که در بخش مسابقه رسمی جشنواره کن ۲۰۱۲ نیز شرکت داشت، در پنجاه و ششمین جشنواره فیلم لندن به نمایش درمی&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;عشق&amp;raquo; ساخته میشل هانه&amp;zwnj;که، &amp;laquo;در مه&amp;raquo; ساخته سرگئی لوژنیتسا، &amp;laquo;نور پس از ظلمت&amp;raquo; ساخته کارلوس ریگاداس، &amp;laquo;ورای تپه&amp;zwnj;ها&amp;raquo; ساخته کریستین مونجیو، &amp;laquo;زنگار و استخوان&amp;raquo; به کارگردانی ژاک اودیار، &amp;laquo;شکار&amp;raquo; ساخته توماس وینتربرگ، &amp;laquo;بهشت: عشق&amp;raquo; ساخته اولریش سیدل، &amp;laquo;تو هنوز چیزی ندیده&amp;zwnj;ای&amp;raquo; ساخته آلن رنه، &amp;laquo;زمستان نارضایتی&amp;raquo; ساخته ابراهیم ال بطوطه، &amp;laquo;بعد از لوسیا&amp;raquo; به کارگردانی میشل فرانکو از مکزیک (برنده جایزه نوعی نگاه جشنواره کن امسال)، &amp;laquo;در کشوری دیگر&amp;raquo; ساخته هونگ سنگسو، &amp;laquo;سزار باید بمیرد&amp;raquo; ساخته برادران تاویانی (برنده خرس طلایی برلین ۲۰۱۱)، &amp;laquo;ده به علاوه ده&amp;raquo; ساخته هو هوشیو هشین و ۱۹ فیلمساز دیگر تایوانی و &amp;laquo;اسیر&amp;raquo; ساخته بریلانته مندوزا از جمله فیلم&amp;zwnj;های مهمی است که پیش از این در جشنواره&amp;zwnj;های معتبری مثل کن، برلین و پوسان نمایش داده شدند و امسال در جشنواره لندن به نمایش درخواهند آمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; ساخته بن افلک که درباره گروگان&amp;zwnj;گیری سفارت آمریکا در تهران ساخته شده، از فیلم&amp;zwnj;های جنجالی جشنواره فیلم لندن امسال محسوب می&amp;zwnj;شود. در این فیلم که جرج کلونی و بن افلک آن را تهیه کرده&amp;zwnj;اند و در واشنگتن، لوس آنجلس و ترکیه فیلمبرداری شده، علاوه بر بن افلک، الن آرکین و جان گودمن بازی می&amp;zwnj;کنند. بن افلک در این فیلم نقش تونی مندز، مأمور کارکشته سابق سازمان سیا را بازی می&amp;zwnj;کند که برای نجات جان شش نفر از گروگان&amp;zwnj;های آمریکایی که در جریان تسخیر سفارت آمریکا در تهران، موفق می&amp;zwnj;شوند که از دست انقلابیون فرار کرده و در خانه سفیر کانادا در تهران مخفی شوند، به تهران سفر می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از میان فیلم&amp;zwnj;هایی که برای نخستین بار در جهان در این جشنواره نشان داده می&amp;zwnj;شوند باید از &amp;laquo;پایان نظارت&amp;raquo; ساخته دیوید آیر از آمریکا، &amp;laquo;خلاء را پر کن&amp;raquo; ساخته راما بورشتاین از اسرائیل، &amp;laquo;هر روز&amp;raquo; به کارگردانی مایکل وینترباتم از بریتانیا، &amp;laquo;جینجر و رُزا&amp;raquo; ساخته سالی پا&amp;zwnj;تر، &amp;laquo;در خانه&amp;raquo; ساخته فرانسوا اوزون و &amp;laquo;بچه&amp;zwnj;های بهشت&amp;raquo; ساخته دیپا مهتا (بر اساس رمان مشهور سلمان رشدی) نام برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parbfi03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 280px;&quot; /&gt;فیلم &amp;laquo;سنگ صبور&amp;raquo; ساخته عتیق رحیمی، نویسنده و فیلمساز افغان&amp;zwnj;تبار ساکن فرانسه نیز از فیلم&amp;zwnj;هایی است که بسیاری از ایرانیان مقیم بریتانیا، به خاطر بازی گلشیفته فراهانی در آن، دیدنش را انتظار می&amp;zwnj;کشند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در بخش مستند جشنواره نیز فیلم&amp;zwnj;هایی شرکت دارند که موضوع&amp;zwnj;&amp;zwnj;شان آدم را به دیدن آن&amp;zwnj;ها ترغیب می&amp;zwnj;کند. &amp;laquo;غرب ممفیس&amp;raquo; ساخته ایمی برگ درباره گروهی از شیطان&amp;zwnj;پرستان ممفیس، &amp;laquo;دهکده&amp;zwnj;ای در انتهای دنیا&amp;raquo; ساخته سارا گورون درباره زندگی در منطقه سردسیر گرینلند شمالی، &amp;laquo;مراقب آقای بیکر باش&amp;raquo; ساخته جی بولگر درباره زندگی جینجر بیکر، نوازنده معروف جاز و مستندی درباره انجلا دیویس، انقلابی مارکسیست آمریکایی، از جمله مستندهایی است که در بخش مسابقه فیلم&amp;zwnj;های مستند جشنواره لندن به نمایش درمی&amp;zwnj;آیند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم &amp;laquo;سنگ صبور&amp;raquo; ساخته عتیق رحیمی، نویسنده و فیلمساز افغان&amp;zwnj;تبار ساکن فرانسه نیز از فیلم&amp;zwnj;هایی است که بسیاری از ایرانیان مقیم بریتانیا، به خاطر بازی گلشیفته فراهانی در آن، دیدنش را انتظار می&amp;zwnj;کشند. عتیق رحیمی، این فیلم را از روی رمان خودش ساخته و گلشیفته فراهانی نقش زنی افغان را بازی می&amp;zwnj;کند که وظیفه مراقبت از شوهر معلولش را که در جریان جنگ، دچار مرگ مغزی شده بر عهده دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم &amp;laquo;یک خانواده محترم&amp;raquo; به کارگردانی مسعود بخشی، تنها نماینده سینمای ایران است که در بخش &amp;laquo;مناظره&amp;raquo; جشنواره فیلم لندن به نمایش درمی&amp;zwnj;آید. این فیلم نیز در بخش دو هفته کارگردان&amp;zwnj;های جشنواره کن امسال شرکت داشت. مسعود بخشی، مستندساز است و فیلم مستند &amp;laquo;تهران انار ندارد&amp;raquo; را در کارنامه&amp;zwnj;اش دارد و این فیلم نخستین فیلم داستانی اوست که با مجوز دولتی ساخته شده و فیلمساز، با نگاهی انتقادی، جامعه امروز ایران را از زاویه دید جوانی تحصیل&amp;zwnj;کرده (بازی بابک حمیدی) که از پاریس به نزد مادرش در شیراز باز می&amp;zwnj;گردد، نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علاوه بر نمایش فیلم&amp;zwnj;ها، جلسات بحث و گفت&amp;zwnj;وگو و کارگاه&amp;zwnj;های آموزشی با برخی از فیلمسازان و نویسندگان سر&amp;zwnj;شناس مثل ژیژک و سلمان رشدی برگزار می&amp;zwnj;شود. ژیژک با فیلم مستند &amp;laquo;راهنمای یک منحرف به ایدئولوژی&amp;raquo; ساخته سوفی فاینس، در جشنواره لندن شرکت دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پنجاه و ششمین جشنواره فیلم لندن، روز ۲۱ اکتبر با فیلم &amp;laquo;آرزوهای بزرگ&amp;raquo; به کارگردانی مایک نیول (بر اساس رمان چارلز دیکنز) خاتمه خواهد یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: پیش&amp;zwnj;پرده فیلم &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; ساخته بن افلک درباره گروگان&amp;zwnj;گیری سفارت آمریکا در تهران و از فیلم&amp;zwnj;های جنجالی جشنواره فیلم لندن در سال ۲۰۱۲&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-4&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/w918Eh3fij0?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/10/10/20515#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16116">جشنواره فیلم لندن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3027">سینمای جهان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/w918Eh3fij0" fileSize="1225" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/w918Eh3fij0/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/w918Eh3fij0" length="1225" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Wed, 10 Oct 2012 14:21:03 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">20515 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>فیلمفارسی و مخاطبان آن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/10/02/20207</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/10/02/20207&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/pajffm01.jpg?1349808939&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - تماشاگر ایرانی در فیلمفارسی چیزهایی را جست&amp;zwnj;وجو می&amp;zwnj;کرد که نمونه آن&amp;zwnj;ها را در فیلم&amp;zwnj;های خارجی روی پرده نمی&amp;zwnj;دید. فیلمفارسی، بیانگر آرزو&amp;zwnj;ها، امید&amp;zwnj;ها و شوق&amp;zwnj;های مردمی بود که به دنبال خوشبختی و رهایی از فقر و فلاکت بودند و آن را در زندگی واقعی و روزمره خود نمی&amp;zwnj;یافتند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;به همین دلیل آن&amp;zwnj;ها با شخصیت&amp;zwnj;های فقیر و تیره&amp;zwnj;بخت فیلم&amp;zwnj;های فارسی که در پایان به سعادت و رفاه می&amp;zwnj;رسیدند همذات&amp;zwnj;پنداری کرده و خود را جای آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;پنداشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن&amp;zwnj;ها با استقبال از فیلمفارسی نشان می&amp;zwnj;دادند که خواهان سینمایی&amp;zwnj;اند که:&lt;br /&gt;
	۱- آن&amp;zwnj;ها را سرگرم سازد.&lt;br /&gt;
	۲- آن&amp;zwnj;ها را از واقعیت&amp;zwnj;های تلخ پیرامونشان جدا ساخته و برایشان رویاسازی کند.&lt;br /&gt;
	۳- به آن&amp;zwnj;ها درس&amp;zwnj;های اخلاقی دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بدیهی بود که چنین تماشاگر خوگرفته&amp;zwnj;ای به معیار&amp;zwnj;ها و زیبایی&amp;zwnj;شناسی نازل فیلمفارسی، حوصله تماشای فیلم&amp;zwnj;های هنری و جدی سینمای اروپا و آمریکا را نداشته باشد و از دیدن آن&amp;zwnj;ها خشمگین شده و واکنش&amp;zwnj;های تند و عصبی از خود نشان دهد. اتفاقی که هنگام نمایش فیلم &amp;laquo;رودخانه&amp;raquo; ژان رنوار در سال ۱۳۳۲ در تهران افتاد، نمونه&amp;zwnj;ای از واکنش خشماگین عمومی به نمایش فیلم&amp;zwnj;های هنری و نخبه&amp;zwnj;گرا در ایران بود. این واکنش به حدی شدید بود که منجر به توقیف فیلم گردید و به دنبال آن منتقدان و نویسندگان سینمایی را واداشت که در اعتراض به این حرکت، بیانیه&amp;zwnj;ای منتشر کنند. در قسمتی از این بیانیه آمده بود:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/pajffm03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 278px;&quot; /&gt;رودخانه ساخته ژان رنوار&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;چهارشنبه گذشته که سینمای ایران شاهکار با عظمت هنری &amp;laquo;رودخانه&amp;raquo; را که نمودار زندگی مردم هند است، به نمایش گذارد، برخی از تماشاگران که بویی از هنر سینما نبرده&amp;zwnj;اند و همواره میل دارند نیات کثیف خود را برای نمایش فیلم&amp;zwnj;های پر جنجال تجارتی که پر از صحنه&amp;zwnj;های تحریک&amp;zwnj;کننده و زد و خوردهای وحشیانه است به سینما&amp;zwnj;ها تحمیل نمایند، دست به تظاهرات زننده&amp;zwnj;ای زدند و سینما ایران از آن شب اقدام به تغییر برنامه سینمایی خود نمود. ما بدین وسیله تنفر خود را نسبت به اعمال این اشخاص که مانع نمایش شاهکارهای هنری عالم سینما می&amp;zwnj;شوند ابراز داشته و از شرکت سهامی سینما ایران و اداره نمایشات وزارت کشور تقاضا داریم که هرچه زود&amp;zwnj;تر این شاهکار هنری را برای علاقمندان واقعی سینما به معرض نمایش بگذارد و در مقابل تظاهرات این افراد از خود عجز و ناتوانی نشان ندهند.&amp;raquo; (سینمای رؤیا&amp;zwnj;پرداز ایران. محمد تهامی&amp;zwnj;نژاد. ص ۱۳۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در میان امضاءکنندگان این بیانیه، نام منتقدان سر&amp;zwnj;شناسی چون طغرل افشار و هوشنگ کاووسی نیز دیده می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تماشاگران معترض به فیلم &amp;laquo;رودخانه&amp;raquo; ژان رنوار، خواست&amp;zwnj;های مشخصی داشتند. آن&amp;zwnj;ها خواهان سرگرمی، هیجان و لذتی بودند که در فیلم &amp;laquo;رودخانه&amp;raquo; نبود و تنها می&amp;zwnj;توانستند آن&amp;zwnj;ها را در فیلمفارسی جست&amp;zwnj;وجو کنند. سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی نیز دقیقاً نسبت به این مسئله آگاهی داشتند و رگ خواب تماشاگران ایرانی دستشان بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن&amp;zwnj;ها سلیقه و خواست&amp;zwnj;های مخاطبان خود را به خوبی می&amp;zwnj;شناختند و تمام امکانات و دانش فنی و ذوق داستان&amp;zwnj;گویی (هرچند نازل) خود را به&amp;zwnj;کار می&amp;zwnj;گرفتند تا فیلم&amp;zwnj;هایی مطابق سلیقه و نیازهای آن&amp;zwnj;ها بسازند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صابر رهبر، کارگردان فیلم &amp;laquo;مردی از جنوب شهر&amp;raquo; در این&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این سینما باید کمبود فانفار، کمبود پارک&amp;zwnj;های متعدد و کمبود سرگرمی&amp;zwnj;های بسیاری را که مردم نیازمندش هستند جبران کند و با قصه مرگ و اندوه به هیچ وجه این کمبود جبران&amp;zwnj;پذیر نیست. من می&amp;zwnj;گویم سینمای ما باید با راهی که جامعه در پیش گرفته است قابل انطباق باشد. مردم ما این روز&amp;zwnj;ها گام به مرحله&amp;zwnj;ای گذاشته&amp;zwnj;اند که آن را سازندگی لقب داده&amp;zwnj;ایم. پس یک جامعه نباید در جریان مسائل اندوهگین قرار گیرد. (ستاره سینما. شماره ۷۳۱. آذر ۱۳۴۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مهدی میثاقیه، یکی از تهیه&amp;zwnj;کنندگان مشهور سینمای فارسی دهه چهل در پاسخ به سوال نشریه &amp;laquo;سپیده فردا&amp;raquo; که از او می&amp;zwnj;پرسد: &amp;laquo;خواست&amp;zwnj;های تماشاگر ایرانی چیست؟&amp;raquo;، دلایل دیگری برای مقبولیت فیلمفارسی نزد تماشاگران ایرانی ارائه می&amp;zwnj;کند. او پاسخ می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;در مرحله اول جنبه&amp;zwnj;های قهرمانی فیلم است و دوم جنبه&amp;zwnj;های شهوانی فیلم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مجید محسنی، کارگردان فیلم&amp;zwnj;های فارسی &amp;laquo;لات جوانمرد&amp;raquo; و &amp;laquo;بلبل مزرعه&amp;raquo; نیز در پاسخ به همین پرسش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;کمدی&amp;zwnj;های اخلاقی و فیلم&amp;zwnj;هایی که جنبه ملی دارد مورد توجه مردم است. همچنین مردم فیلم&amp;zwnj;های شهوانی را دوست دارند.&amp;raquo; (سینمای رؤیا&amp;zwnj;پرداز ایران. محمد تهامی&amp;zwnj;نژاد. ص ۲۰۲)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بر خلاف تصور منتقدان ایرانی دهه چهل، سازندگان و تهیه&amp;zwnj;کنندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی &amp;laquo;آدم&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;سواد و ابله&amp;raquo; نبودند که مخاطبان خود را آدم&amp;zwnj;های &amp;laquo;ابله&amp;raquo; فرض کرده و بخواهند برای آن&amp;zwnj;ها داستان&amp;zwnj;های ساده و &amp;laquo;ابلهانه&amp;raquo; تعریف کنند. اگر شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن دوره را در نظر بگیریم، خواهیم دانست که در یک سینمای افسرده و بی&amp;zwnj;رونق اقتصادی، بسیاری از تهیه&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;ها و فیلمسازان، چاره دیگری جز تولید چنین فیلم&amp;zwnj;هایی نداشتند. یعنی ضعف ساختاری و تکنیکی و پرداخت سهل&amp;zwnj;انگارانه و ناشیانه فیلم&amp;zwnj;های فارسی ناشی از شرایط تولیدی حاکم بر آن&amp;zwnj;ها بوده و تنها به بی&amp;zwnj;سوادی یا &amp;laquo;کم&amp;zwnj;هوشی&amp;raquo; یا &amp;laquo;جهالت&amp;raquo; سازندگان فیلمفارسی مربوط نبود. فیلم&amp;zwnj;های فارسی ممکن است برای مخاطبان امروزی که احتمالاً از دانش سینمایی و درک وسیع&amp;zwnj;تری نسبت به مخاطبان آن دوران برخوردارند، بسیار ابلهانه، قلابی و مضحک به&amp;zwnj;نظر برسد اما برای مخاطبان این نوع سینما در دهه چهل که عموماً از اقشار بی&amp;zwnj;سواد یا کم&amp;zwnj;سواد و فاقد ذوق تربیت&amp;zwnj;شده سینمایی بودند، بسیار جذاب و باورپذیر بود و به نیازهای آن&amp;zwnj;ها پاسخ می&amp;zwnj;داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/pajffm02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 170px;&quot; /&gt;صابر رهبر، کارگردان فیلم &amp;laquo;مردی از جنوب شهر&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;فریدون جیرانی به&amp;zwnj;درستی گفته است که: &amp;laquo;فیلمفارسی بدون حمایت دولت و فقط در ارتباط با مخاطب رشد کرد.&amp;raquo; (دهه چهل: رؤیای شیرین و شکست. تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از دید جیرانی، فیلمفارسی و مخاطبش هر دو زاییده اختناق بودند. به گفته او فیلمفارسی، در عین حال که از تعارضات فرهنگی مخاطب جنوب شهری با روند جامعه استفاده کرد اما در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت در تحمیق این مخاطب نقش مهمی داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از آغاز دهه چهل، هجوم روستاییان به شهر&amp;zwnj;ها برای کار در کارخانه&amp;zwnj;ها و ساختمان&amp;zwnj;سازی افزایش یافت تا جایی که میزان رشد جمعیت در روستا&amp;zwnj;ها به یک و شش دهم درصد کاهش پیدا کرد و در عوض در مناطق شهری به یک و نیم درصد رسید. با مهاجرت&amp;zwnj;ها و توسعه یافتن شهر&amp;zwnj;ها، شمار کارگران شهری افزایش یافت. طبقات متوسط و حاکم که به شمال شهر نقل مکان کردند به سرعت به سوی تجدد گام برداشتند. در عوض کارگران شهری که در جنوب تهران مستقر شدند، با درآمد کم، فرهنگ سنتی خود را حفظ کردند و اعتقادات مذهبی&amp;zwnj;شان را از دست ندادند. این تغییرات، در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت منجر به شکل&amp;zwnj;گیری دو فرهنگ متفاوت بالاشهری و پایین&amp;zwnj;شهری شد که نشانه&amp;zwnj;های آن در فیلم&amp;zwnj;های فارسی این دوران قابل جست&amp;zwnj;وجوست. به همین ترتیب، مخاطب فیلم فارسی نیز از دل تناقضات جامعه سنتی رو به مدرن این دوره ظهور می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در پی تغییرات سیاسی و اجتماعی ایران در دهه ۱۳۳۰ و دگرگونی مناسبات اقتصادی و مدرنیزاسیون تدریجی جامعه ایران، خواست&amp;zwnj;ها و نیازهای جامعه نیز تغییر کرد. به دنبال آن، فیلم فارسی که همیشه دنباله&amp;zwnj;رو خواست&amp;zwnj;های توده&amp;zwnj;های عوام بوده، نیز تغییر شکل داد و موضوع&amp;zwnj;های آن تغییر کرد. چنان که فریدون جیرانی به درستی می&amp;zwnj;گوید: فیلمفارسی، دقیقاً بر اساس فرهنگ مخاطبش عمل می&amp;zwnj;کرد و با تغییر مخاطبانش، شکل و شمایل آن نیز تغییر کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از سوی دیگر، فیلمفارسی در مقابله با محصولات وارداتی هالیوود و اروپا و در رقابت با رسانه نوظهور تلویزیون که با جذابیت&amp;zwnj;هایش رقیبی جدی به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رفت، مجبور بود که به تمهیدات تازه&amp;zwnj;ای متوسل شود و ضمن حفظ مخاطبان سنتی خود، در جذب مخاطبان جوان&amp;zwnj;تر و تحصیل&amp;zwnj;کرده&amp;zwnj;ها نیز بکوشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo; و &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo;، در بستر چنین شرایطی و در پاسخ به نیازهای مخاطبان چنین دورانی تولید شده و مورد استقبال اقشار مختلف جامعه شهری، به ویژه کارگران و اقشار محروم قرار می&amp;zwnj;گیرند. &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo; با فروش دو میلیونی، رکورد فروش فیلم در ایران را می&amp;zwnj;شکند. به دنبال موفقیت این دو فیلم است که نوع جدیدی از مخاطبان سینما در ایران به وجود می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با اینکه فیلفارسی قهرمانان خود را از میان کارگران شهری و اقشار محروم جامعه انتخاب می&amp;zwnj;کند، اما بر اساس قواعد ممیزی و سیاست&amp;zwnj;های فرهنگی و اجتماعی رژیم شاه، آشتی طبقاتی و همزیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز آنان در فیلم&amp;zwnj;های فارسی ترویج می&amp;zwnj;شود. اگرچه تار و پود سینمای ایران را شرایط سیاسی حاکم تعیین می&amp;zwnj;کرد اما تضمین موفقیت آن در بازار داخلی با مردم بود؛ مردمی که اکثریت آن&amp;zwnj;ها را توده&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;سواد و یا کم&amp;zwnj;سواد تشکیل می&amp;zwnj;داد و انتظارشان از سینما، سرگرمی، فیلم&amp;zwnj;های پرهیجان، عشقی یا رقص و آواز با چاشنی سکس بود؛ خصوصیاتی که به وفور در فیلم&amp;zwnj;های هندی یا مصری وارداتی آن دوره یافت می&amp;zwnj;شد. از این رو تهیه&amp;zwnj;کنندگان داخلی و فیلمفارسی&amp;zwnj;سازان، فیلم&amp;zwnj;های سوزناک هندی و مصری را الگو قرار داده و در صدد ساخت نمونه&amp;zwnj;های ایرانی آن&amp;zwnj;ها برآمدند. آواز خواندن بازیگران در فیلم&amp;zwnj;های فارسی را، سینمای ایران از فیلم&amp;zwnj;های هندی آموخت. بازیگران به هر بهانه&amp;zwnj;ای زیر آواز می&amp;zwnj;زدند و چون اغلب خواننده نبودند و صدای خوبی نداشتند، به جای خوانندگان معروف زمانه، تنها لب می&amp;zwnj;زدند. آن&amp;zwnj;ها همانند بازیگران هندی، در میان گل&amp;zwnj;ها و درختان می&amp;zwnj;دویدند، دست یکدیگر را می&amp;zwnj;گرفتند و می&amp;zwnj;چرخیدند. از پشت درخت&amp;zwnj;ها و بوته&amp;zwnj;ها سرک می&amp;zwnj;کشیدند و سر درپی هم می&amp;zwnj;گذاشتند. غمناک بودن بیشتر این ترانه&amp;zwnj;ها، به ویژگی دیگری بازمی&amp;zwnj;گشت و آن تمایل به نمایش غم و اندوه در بسیاری از فیلم&amp;zwnj;های فارسی بود که تحت تأثیر فیلم&amp;zwnj;های هندی انجام می&amp;zwnj;گرفت اما بدون شک می&amp;zwnj;توان آن را بازتاب غیر مستقیم شرایط سخت و نامطلوب اجتماعی و اقتصادی آن دوران نیز دانست.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635&quot;&gt;پرویز جاهد در زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: پیش&amp;zwnj;پرده رودخانه، ساخته ژان رنوار (۱۹۵۱) این فیلم واکنش خشماگین تماشاگران را در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۳۰ در پی داشت&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-5&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/j-DxgFYOVM0?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/10/02/20207#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15874">رودخانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15875">صابر رهبر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15521">فریدون جیرانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15272">فیلم فارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8622">ژان رنوار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/j-DxgFYOVM0" fileSize="1227" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/j-DxgFYOVM0/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/j-DxgFYOVM0" length="1227" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Tue, 02 Oct 2012 21:45:58 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">20207 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>طبقه‌بندی مخاطبان فیلمفارسی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/19/19689</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/19/19689&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;274&quot; height=&quot;181&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/pjff01_0.jpg?1348512727&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - &amp;laquo;وقتی فردین دعوا می&amp;zwnj;کند و با مردانگی کافه را به هم می&amp;zwnj;ریزد، من خودم را روی پرده سینما می&amp;zwnj;بینم و تصور می&amp;zwnj;کنم که این منم که برای دفاع از یک زن یا چند تا آدم بی&amp;zwnj;دست و پا دارم کافه را به هم می&amp;zwnj;ریزم و مثل شیر می&amp;zwnj;جنگم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&lt;em&gt;عباس سرابی. قصاب خیابان شهناز (نقل از کیهان. ۲۱ اسفند ۱۳۴۷)&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سینما از آغاز پیدایش آن در ایران، به عنوان تفریحی ارزان&amp;zwnj;قیمت و سهل&amp;zwnj;الوصول، همواره مورد استقبال اقشار مختلف مردم بوده است. اما دسته&amp;zwnj;بندی و ترکیب مخاطبان سینما در ایران، بسته به شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هر دوره، متفاوت بوده است. عوامل بسیاری در شکل&amp;zwnj;گیری سلیقه تماشاگر ایرانی دخیل بوده و در این میان نمی&amp;zwnj;توان نقش فرهنگ، تحصیلات، وابستگی&amp;zwnj;های طبقاتی و پس&amp;zwnj;زمینه خانوادگی مخاطبان را درنظر نگرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از آنجا که تقریباً هیچ بررسی دقیق و جامعه&amp;zwnj;شناسانه و آماری از مخاطبان سینما در ایران و سلیقه&amp;zwnj;های آنان در دوره&amp;zwnj;های مختلف قبل از انقلاب انجام نگرفته، تحلیل دقیق مخاطبان فیلمفارسی تقریباً امکان&amp;zwnj;پذیر نیست. با این حال، در این نوشته، سعی من بر این است که تا حد ممکن با اتکاء به آمار&amp;zwnj;ها و بررسی&amp;zwnj;های پراکنده موجود و نوشته&amp;zwnj;های منتقدان و گزارش&amp;zwnj;های سینمایی در مطبوعات آن دوره، این بحث را پیش ببرم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هدف این نوشته این است که با مشخص کردن ترکیب و تنوع مخاطبان سینمای فارسی و بررسی انگیزه&amp;zwnj;های استقبال آن&amp;zwnj;ها از فیلم&amp;zwnj;های فارسی، شناخت نسبتاً روشنی ار هویت مخاطبان این نوع سینما به&amp;zwnj;دست آورده و از این طریق، زمینه&amp;zwnj;ها و علل ناکامی فیلم&amp;zwnj;های موج نو (یا سینمای موسوم به سینمای روشنفکرانه)، در جذب همین مخاطبان، مورد بررسی قرار گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تفکیک جنسیتی و سنی مخاطبان فیلم فارسی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/pjff03.jpg&quot; /&gt;سینما در آغاز ورود خود به ایران، به دلیل بافت مذهبی و اجتماعی جامعه ایران، تفریحی مردانه بود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;سینما در آغاز ورود خود به ایران، به دلیل بافت مذهبی و اجتماعی جامعه ایران، تفریحی مردانه بود و زنان حق ورود به سینما را نداشتند. پس از تأسیس سینماهای مخصوص زنان به&amp;zwnj;وسیله اردشیر خان و خان بابا معتضدی، پای زنان نیز به سینما&amp;zwnj;ها کشیده شد و به دنبال آن فعالیت&amp;zwnj;هایی برای خانوادگی کردن سینما در ایران صورت گرفت. در ابندا حضور زنان در کنار شوهران و فرزندانشان، اگرچه حضوری فعال و پرشور نبود اما به&amp;zwnj;تدریج به صورت رسمی رایج درآمد. علاوه بر محدودیت&amp;zwnj;هایی که در جامعه سنتی آن زمان برای حضور زنان در جامعه وجود داشت، مضامین فیلم&amp;zwnj;های خارجی که در ایران به نمایش درمی&amp;zwnj;آمد به گونه&amp;zwnj;ای بود که بسیاری از خانواده&amp;zwnj;های مؤمن و سنتی را که به دنبال تفریحی سالم و مناسب با اعتقادات اخلاقی خود بودند، از سینما گریزان می&amp;zwnj;کرد. در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان دوره یکی از نویسندگان سینمایی مطبوعات در این&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;فیلم&amp;zwnj;های سینمای ایران که اکثراً از فیلم&amp;zwnj;های فرانسوی است، طوری مهیج شهوت و عشق&amp;zwnj;بازی است که حتی پیرمردهای هشتادساله را هم تحریک می&amp;zwnj;کند چه رسد به جوان&amp;zwnj;های مجرد و دختران معصوم که برای تهذیب اخلاق به سینما آمده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo; (روزنامه آئینه. شماره ۱۲۸. ۳۱ تیرماه ۱۳۰۹)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این دوره غالب تماشاگران سینما را جوانان زیر بیست سال تشکیل می&amp;zwnj;دادند که در این میان سهم پسران خیلی بیشتر از دختران بود. گرایش خانواده&amp;zwnj;ها نیز عموماً به فیلم&amp;zwnj;های هندی، عربی و ترکی بود که پیوستگی&amp;zwnj;ها و شباهت&amp;zwnj;های فرهنگی و اخلاقی آن&amp;zwnj;ها با فرهنگ ایرانی بیشتر از فیلم&amp;zwnj;های غربی بود. به علاوه این فیلم&amp;zwnj;ها نسبت به فیلم&amp;zwnj;های غربی، کمتر دارای صحنه&amp;zwnj;های سکسی و اروتیک بودند و از این نظر با خواسته&amp;zwnj;ها و روحیه خانواده&amp;zwnj;های ایرانی مطابقت و سازگاری بیشتری داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با تقویت فرهنگ شهرنشینی در دوره رضاشاه و شکل&amp;zwnj;گیری تدریجی طبقه متوسط در ایران، نیاز&amp;zwnj;ها و خواسته&amp;zwnj;های جامعه نیز به&amp;zwnj;تدریج تغییر می&amp;zwnj;کند، اما سینمای ایران هنوز به خاطر ضعف سرمایه، عقب&amp;zwnj;ماندگی تکنیکی و ساختاری و مضامین سطحی و کلیشه&amp;zwnj;ای، نمی&amp;zwnj;تواند با رشد جامعه شهری ایران هماهنگ باشد و به نیازهای آن پاسخ دهد. بنابراین محصولات سینمای ایران در این دوره برای طبقه متوسط جذاب نیست و آن&amp;zwnj;ها ترجیح می&amp;zwnj;دهند به تماشای فیلم&amp;zwnj;های هالیوودی یا فیلم&amp;zwnj;های ترکی و مصری بروند که ساختار محکم&amp;zwnj;تر و پرداخت بهتری داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما فیلم فارسی نیز مخاطبان خود را در میان همین قشر جست&amp;zwnj;وجو می&amp;zwnj;کند. فروش نسبتاً بالای فیلم &amp;laquo;شرمسار&amp;raquo; دکتر کوشان &amp;ndash; ۲۰۰ هزار تومان- در دورانی که فرهنگ شهرنشینی توسعه پیدا می&amp;zwnj;کند، نشان&amp;zwnj;دهنده افزایش مخاطبان فیلم فارسی است. با این حال هنوز جوانان جزو مخاطبان فیلم&amp;zwnj;های فارسی نیستند و تنها در دهه ۱۳۴۰ است که با تولید فیلم&amp;zwnj;هایی چون &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo; و &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo;، آن&amp;zwnj;ها نیز جذب سینمای فارسی می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;رقابت نابرابر فیلمفارسی با محصولات خارجی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/pjff02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 118px;&quot; /&gt;تنها در دهه ۱۳۴۰ است که با تولید فیلم&amp;zwnj;هایی چون &amp;laquo;آقای قرن بیستم&amp;raquo; و &amp;laquo;گنج قارون&amp;raquo; جوانان نیز جذب سینمای فارسی می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در فاصله سال&amp;zwnj;های بین ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۹، صنعت سینمای فارسی رونق چشمگیری دارد و در حدود ۳۵ استودیوی فیلمسازی در ایران تأسیس می&amp;zwnj;شود. در سال ۱۳۳۴، حدود ۳۷ فیلم ساخته می&amp;zwnj;شود و به&amp;zwnj;تدریج بر تعداد مخاطبان این فیلم&amp;zwnj;ها افزوده می&amp;zwnj;گردد و به دنبال آن نیز تعداد سالن&amp;zwnj;های سینما نیز افزایش می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال سینمای فارسی همچنان به لحاظ امکانات فنی و اقتصادی، سینمای ضعیف و آسیب&amp;zwnj;پذیری بود که در رقابتی نابرابر با فیلم&amp;zwnj;های وارداتی غرب قرار گرفته بود. فریدون جیرانی، منتقد سینما در تحلیل خود از سینمای این دوره می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;در جامعه&amp;zwnj;ای که دنباله&amp;zwnj;روی از سیاست و اقتصاد از غرب و از کمپانی&amp;zwnj;های نفتی، اصول آن را تشکیل می&amp;zwnj;داد، ورود محصولات فرهنگی غربی اجتناب&amp;zwnj;ناپذیر بود. ورود این محصولات می&amp;zwnj;توانست در جامعه&amp;zwnj;ای که به سرعت از ریشه&amp;zwnj;های خود جدا می&amp;zwnj;شد، تأثیر بگذارد تا مردم از طریق آشنا شدن با فرهنگ مدرن، فرهنگ سنتی خود را فراموش کنند.&amp;raquo; (فریدون جیرانی. تاریخ تحلیلی ۱۰۰ سال سینمای ایران. ص ۱۰۵)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با تأسیس دفا&amp;zwnj;تر نمایندگی کمپانی&amp;zwnj;های بزرگ فیلمسازی آمریکا نظیر کمپانی کلمبیا، مترو گلدوین مایر، پارامونت، برادران وارنر، یونایتد آرتیستز و فوکس قرن یستم در تهران، سیل فیلم&amp;zwnj;های آمریکایی به ایران سرازیر می&amp;zwnj;شود و به دنبال آن سینماهای مدرن و ممتاز برای نمایش این فیلم&amp;zwnj;ها در شمال شهر تهران ساخته می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این تحولات در شرایطی روی می&amp;zwnj;دهد که جامعه ایران، در راستای سیاست مدرنیزه کردن جامعه از طرف حکومت شاه، به سرعت به سوی مدرن شدن گام برمی&amp;zwnj;دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۴۰، با توسعه شهر&amp;zwnj;ها و مهاجرت روستاییان به شهر&amp;zwnj;ها برای کار و زندگی بهتر، شمار کارگران شهری افزایش یافت و بافت جمعیتی شهر تهران تغییر کرد و موجب تکان&amp;zwnj;ها و جابه&amp;zwnj;جایی&amp;zwnj;هایی در سطح تهران شد که در نتیجه، آن همزیستی دسته&amp;zwnj;جمعی که به رغم اختلاف طبقاتی در تهران وجود داشت، به&amp;zwnj;تدریج از بین رفته و این شهر به دو منطقه با هویت&amp;zwnj;های طبقاتی متضاد جنوب شهر و شمال شهر تبدیل شد. طبقات مرفه و متوسط در شمال شهر مستقر شدند و سعی کردند با مدرنیزه شدن جامعه هماهنگ شوند و طبقه کارگر شهری و اقشار ضعیف در جنوب تهران ماندند و با پایبندی به اعتقادات و فرهنگ سنتی خود، در برابر حرکت جامعه به سمت مدرنیسم مقاومت کردند. این تحولات و تغییرات اجتماعی، در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت منجر به شکل گیری دو فرهنگ متضاد بالاشهری و پایین&amp;zwnj;شهری شد که نشانه&amp;zwnj;های این تضاد را می&amp;zwnj;شد در فیلم&amp;zwnj;های فارسی این دوران مشاهده کرد. به همین ترتیب، مخاطب جدید فیلم فارسی نیز از دل تضاد&amp;zwnj;ها و تناقضات جامعه سنتی رو به مدرن این دوره ظهور می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در پی تغییرات سیاسی و اجتماعی ایران در دهه ۱۳۴۰ و دگرگونی مناسبات اقتصادی و مدرنیزاسیون تدریجی جامعه ایران، خواست&amp;zwnj;ها و نیازهای جامعه نیز تغییر کرد. در چنین شرایطی بدیهی بود که سینما نمی&amp;zwnj;توانست از این تحولات برکنار بماند. در نتیجه فیلم فارسی که همیشه دنباله&amp;zwnj;رو خواسته&amp;zwnj;های توده&amp;zwnj;های عوام بوده نیز تغییر شکل داد و موضوع&amp;zwnj;های آن تغییر کرد. تأثیر این تحولات اجتماعی در سینمای فارسی، به شکل تغییر نگرش آن نسبت به حضور زن بر روی پرده، تغییر مضامین فیلم&amp;zwnj;های فارسی و ظهور ژانرهای جدید و نمایش آزاد&amp;zwnj;تر سکس و روابط جنسی بود.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ادامه دارد&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635&quot;&gt;پرویز جاهد در زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: فیلم کامل آقای قرن بیستم، ساخته سیامک یاسمی&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-6&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/K1hfn0zpcWs?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/19/19689#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">سینمای ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15520">فردین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15521">فریدون جیرانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15272">فیلم فارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/K1hfn0zpcWs" fileSize="1239" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/K1hfn0zpcWs/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/K1hfn0zpcWs" length="1239" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Tue, 18 Sep 2012 23:06:28 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">19689 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - ۲</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/10/19339</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/10/19339&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                             &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;184&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/pjff01.jpg?1347730508&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - یکی از مهم&amp;zwnj;ترین انتقادهای منتقدان این دوره به فیلم فارسی، انتقاد از ضعف تکنیکی و ناشیگری سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی است. در اغلب نقدهای این دوره، نوعی بی&amp;zwnj;اعتقادی به توانایی&amp;zwnj;های فنی و مهارت&amp;zwnj;های سینمایی فیلم&amp;zwnj;فارسی&amp;zwnj;سازان به چشم می&amp;zwnj;خورد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی، سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی را فاقد شعور، دانش و آگاهی سینمایی می&amp;zwnj;داند و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;فیلمسازان، بی&amp;zwnj;سوادی، بدذوقی و کج&amp;zwnj;سلیقگی خود را به پای نقص وسایل فنی می&amp;zwnj;گذارند. گوش ندهید و بدانید که اگر بهترین وسایل را هم در اختیار اینان قرار دهند، باز همین بلاهت&amp;zwnj;ها را بیرون خواهند داد. درست مثل آنکه بهترین وسایل نوشتن را به&amp;zwnj;دست یک بی&amp;zwnj;سواد بسپارند. اینکه عده&amp;zwnj;ای از این&amp;zwnj;ها ادعا می&amp;zwnj;کنند مردم نمی&amp;zwnj;فهمند و ما مجبوریم سطح ارزش فیلم&amp;zwnj;ها را پایین بگیریم، دروغ است. چه آنها نهایت دانش و سواد سینمایی خود را در فیلم می&amp;zwnj;گذارند. یعنی اصولاً قادر نیستند از آنچه می&amp;zwnj;سازند، بهتر به وجود آورند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی که تحصیل&amp;zwnj;کرده سینما در مدرسه فیلمسازی &amp;laquo;ایدک&amp;raquo; فرانسه بود، اعتقاد سرسختانه&amp;zwnj;ای به تحصیلات آکادمیک در سینما داشت و از این زاویه سینماگران ایرانی را که بیشترشان فاقد تحصیلات آکادمیک در زمینه سینما بودند، تحقیر می&amp;zwnj;کرد. ضدیت کاووسی با فیلمفارسی به حدی می&amp;zwnj;رسد که وی دیگر بحث و گفت&amp;zwnj;وگو درباره آن را بیهوده دانسته و از آن به عنوان یک &amp;laquo;ننگ ملی&amp;raquo; یاد می&amp;zwnj;کند:&amp;nbsp; &amp;laquo;بحث در مورد فیلمفارسی برای من شکنجه است. چون مرا وامی&amp;zwnj;دارد تا لحظاتی به تصاویر پوچ و بی&amp;zwnj;ربط&amp;nbsp; موجود در این آثار بیندیشم (...) سینمای فارسی در گنداب و لجنزار فرورفته. این&amp;zwnj;هاست آنچه که بیننده را به ابراز تنفر از این نوع فیلمسازی وا می&amp;zwnj;دارد. چگونه مقامات فرهنگی و هنری و نمایشی تن به تحمل این ننگ کلی داده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/pjff02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 261px;&quot; /&gt;پرویز دوایی: فیلمفارسی، &amp;laquo;واقعیتی انکارناپذیر&amp;raquo; بود که جای مهمی در زندگی اکثریت مردم ایران داشت. (عکس:مجید برزگر)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;اما پرویز دوایی، یکی دیگر از منتقدان سرشناس این دوره، در نوشته&amp;zwnj;هایش، موضع واقع&amp;zwnj;گرایانه&amp;zwnj;تر و متعادل&amp;zwnj;تری نسبت به همتایان خود در مورد فیلم فارسی، اتخاذ کرده است. دوایی از معدود منتقدانی بود که فیلمفارسی را به عنوان یک پدیده اجتماعی در نظر گرفته و به ارزیابی آن پرداخته است. وی در گفت&amp;zwnj;وگو با نشریه &amp;laquo;ماه نو&amp;raquo;، در این&amp;zwnj;باره می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;باید بگویم سینمای فارسی از زندگی فارسی جدا نیست و حالا این سینمای فارسی با هر خصوصیتی که آن را تلقی کنید، به&amp;zwnj;طور غیر مستقیم، بیانگر خلقیات، سلیقه&amp;zwnj;ها و نیازهای روحی مردم ماست. غیر مستقیم به این معنی که خود فیلم&amp;zwnj;ها آینه زندگی مردم ما نیستند ولی پسند مردم و توجه مردم به این فیلم&amp;zwnj;هاست که بین مردم و این فیلم&amp;zwnj;ها یک نوع تفاهم و همبستگی به وجود می&amp;zwnj;آورد. فیلمفارسی را مردم به مرور ایام و تقریباً بدون تحمیل پذیرفته&amp;zwnj;اند (...) این است که وقتی ما فیلمفارسی را به خاطر خالی بودن محتوی فکری ملامت می&amp;zwnj;کنیم، در واقع مردمی را ملامت می&amp;zwnj;کنیم که اغلب خارج از کنترل خودشان نتوانسته&amp;zwnj;اند توشه ذهنی کافی بیندوزند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوایی برخلاف کاووسی معتقد است که باید چیزی از هویت ایرانی در فیلمفارسی باشد که با همه ضعف&amp;zwnj;های تکنیکی و نارسایی&amp;zwnj;های بیانی&amp;zwnj;اش مورد استقبال مردم عامه قرار می&amp;zwnj;گیرد و برای آنها جذاب است. به اعتقاد دوایی فیلمفارسی، &amp;laquo;واقعیتی انکارناپذیر&amp;raquo; بود که جای مهمی در زندگی اکثریت مردم ایران داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;فیلمفارسی و ابتذال&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از مفاهیمی که در نقدها برای حمله به سینمای فارسی و تحقیر تولیدات آن مورد استفاده قرار می&amp;zwnj;گرفت و هنوز هم در میان منتقدان رایج است، مفهوم &amp;laquo;ابتذال&amp;raquo; است. هوشنگ کاووسی، فیلمفارسی را &amp;laquo;مظهر ابتذال&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانست. وی در یکی از سرمقاله&amp;zwnj;های مجله &amp;laquo;هنر و سینما&amp;raquo;، در مورد فیلم &amp;laquo;مبتذل&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد:&amp;nbsp; &amp;laquo;اگر یک فیلم مبتذل و ابلهانه ساخته شد که فقط ۵ یا ۱۰ دقیقه آن دارای ارزش بود، من کلاهم را در مقابل سازنده&amp;zwnj;اش برمی&amp;zwnj;دارم و به نبوغ او درود می فرستم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی حتی تمسخر این سینما را &amp;laquo;کاری مبتذل&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانست و سینمای فارسی را به زن خودفروشی تشبیه می&amp;zwnj;کرد که از راه فروش تن خود نان می&amp;zwnj;خورد. او زمانی که در مقام یکی از مسئولان ممیزی فیلم&amp;zwnj;ها در وزارت فرهنگ و هنر قرار گرفت، ماده&amp;zwnj;ای را در آیین&amp;zwnj;نامه سانسور فیلم گنجاند که جلوی ساختن &amp;laquo;فیلم مبتذل&amp;raquo; را بگیرد:&amp;nbsp; &amp;laquo;باید از نمایش فیلم&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;ارزش که موجب ابتذال و آسان&amp;zwnj;پسندی در عموم می&amp;zwnj;گردد، جلوگیری شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی قاطعانه می&amp;zwnj;گفت که فیلم &amp;laquo;مبتذل و بی&amp;zwnj;ارزش&amp;raquo; باید بدون بیم و ملاحظه رد شود تا اشخاص جسارت ساختن آن را نداشته باشند. او در همان سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۴۰، در میزگردی پیرامون سینمای ایران، در دفاع از سانسور فیلم فارسی گفت: &amp;laquo;من اعتقاد دارم در مورد سانسور، مثبت&amp;zwnj;ترین کاری که شد همین مبارزه با ابتذال بود و نظر من این بود که با ماده ۲۰ بتوانم جلوی مقداری از فیلم&amp;zwnj;ها و کار تعدادی از فیلمسازها را بگیرم. حالا متأسفانه کار به آنجا رسیده که می&amp;zwnj;گویند ابتذال یعنی چه؟ (...) این سینمای آسان و مبتذل است. چون فیلمساز آن احتیاج ندارد که باسواد باشد. این&amp;zwnj;ها فاقد شعور سینمایی هستند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخورد تحقیرآمیز منتقدان ایرانی با پدیده فیلمفارسی و همکاری کاووسی با دستگاه ممیزی برای سانسور و حذف فیلمفارسی، کوشش بیهوده&amp;zwnj;ای بود و نه تنها نتیجه&amp;zwnj;ای نداد بلکه اعتبار او را به عنوان یک منتقد سینمایی مستقل، زیر سؤال برد. کاملاً روشن بود که منتقد ایرانی با متوسل شدن به سانسور، نمی&amp;zwnj;توانست جلوی یک پدیده مهم اجتماعی را بگیرد و سینمای بهتری(!) را جایگزین آن کند. به جای آن سازندگان فیلمفارسی را به صف&amp;zwnj;آرایی و جبهه&amp;zwnj;گیری در برابر منتقدان سینمایی واداشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/pjff03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 153px;&quot; /&gt;پرویز جاهد: موضوع&amp;zwnj;های به غایت سطحی، کلیشه&amp;zwnj;ای و تکراری، شخصیت&amp;zwnj;های تک&amp;zwnj;بعدی و پوشالی، پایان&amp;zwnj;های آبکی، خطاهای فنی غیر قابل گذشت و ناآگاهی از اصول ابتدایی فیلمبرداری، تدوین و روایت، ضعف&amp;zwnj;های اساسی فیلم&amp;zwnj;های فارسی در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰بود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;پرویز دوایی، همان زمان با واقع&amp;zwnj;نگری و تشخیص درست این موضوع، چنین نوشت: &amp;laquo;اقدامات بازدارنده بی&amp;zwnj;تعمق نظیر بگیر و ببندی که اخیراً سانسور در مورد فیلم&amp;zwnj;های فارسی به راه انداخته است در راه اصلاح فیلم فارسی هیچ&amp;zwnj;گونه ثمری نخواهد داشت (...) فیلم فارسی را با قلع و قمع سازندگان و توقیف و تکه پاره کردن فیلم&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توان اصلاح کرد. چون این کار فرهنگ مردم را تغییر نخواهد داد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این تنها کاووسی نبود که علیه ابتذال فیلمفارسی می&amp;zwnj;نوشت. فرخ غفاری، مورخ و سینماگر پیشرو ایران نیز علی&amp;zwnj;رغم اختلاف&amp;zwnj;هایش با هوشنگ کاووسی در زمینه نقد فیلم و جریان&amp;zwnj;های سینمایی در ایران، در این مورد، با وی هم&amp;zwnj;عقیده است و می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;تماشاگر آگاه می&amp;zwnj;بیند که سازنده فیلم فارسی از مبتذل&amp;zwnj;ترین و بی&amp;zwnj;مایه&amp;zwnj;ترین آثار فرنگی تقلید کرده و فیلمی به اصطلاح مردم&amp;zwnj;پسند ساخته است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;غفاری در برخی نوشته&amp;zwnj;هایش، به جای واژه &amp;laquo;مبتذل&amp;raquo; از اصطلاح عامیانه &amp;laquo;بند تنبانی&amp;raquo; استفاده می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;این واژه، خیلی خیلی مهم است. کسی که آن را ساخته، خیلی خوب و عالی ساخته. یک تمدن بند تنبانی، یک هنر بند تنبانی و یک سینمای بند تنبانی.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;واقعیت این است که این همه مخالفت و دشمنی با فیلم&amp;zwnj;های فارسی در بین منتقدان ایرانی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، قابل درک است چرا که فیلفارسی، از نظر ساختاری، دارای مشکلات جدی و اساسی بود و از نوعی جهالت در فرم و معنا رنج می&amp;zwnj;برد. موضوع&amp;zwnj;های به غایت سطحی، کلیشه ای و تکراری، شخصیت&amp;zwnj;های تک&amp;zwnj;بعدی و پوشالی، پایان&amp;zwnj;های آبکی، خطاهای فنی غیر قابل گذشت و ناآگاهی از اصول ابتدایی فیلمبرداری، تدوین و روایت، ضعف&amp;zwnj;های اساسی فیلم&amp;zwnj;های فارسی در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰بود. اما این فیلم&amp;zwnj;ها با همه ضعف&amp;zwnj;ها و ناشیانه بودنشان، برای اکثریت مردم جامعه آن روزگار ایران که درصد عظیمی از آنها را توده&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;سواد یا کم&amp;zwnj;سواد تشکیل می&amp;zwnj;دادند جذاب و فریبنده بود؛ مردمی که انتظارشان از سینما، تماشای فیلم&amp;zwnj;های هیجان&amp;zwnj;انگیز پر زد و خورد عشقی، ماجرایی و هجوآمیز با چاشنی سکس، رقص و آواز بود. ویژگی&amp;zwnj;هایی که در فیلم&amp;zwnj;های عامه&amp;zwnj;پسند هندی و مصری وارداتی یافت می&amp;zwnj;شد و تهیه&amp;zwnj;کنندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی برمبنای تقاضای موجود در جامعه، به دنبال تولید نمونه&amp;zwnj;های فارسی آنها برآمدند. سؤال این است که اگر فیلم فارسی آن چنان که احمد فاروقی قاجار در کتاب &amp;laquo;صنعت سینما در ایران&amp;raquo; ادعا کرده است، &amp;laquo;هیچ&amp;zwnj;گونه ارتباطی با زندگی توده مردم ایران و خواسته&amp;zwnj;ها و آرزوهای آنها نداشت&amp;raquo;، پس چرا تا این حد برای این مردم جذاب بود؟&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد من، نگاه غیر آکادمیک، تحقیرآمیز و سراسر شماتت&amp;zwnj;بار منتقدان ایرانی به فیلم فارسی باعث شد که این نوع سینمای محبوب و پرطرفدار در میان عوام ایرانی، هرگز آن چنان که باید مورد تجزیه و تحلیل قرار نگیرد و دلایل محبوبیت و نفوذ آن در میان عامه، تا حد وسیعی ناشناخته بماند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این نوع نگاه اسنوب و تحقیرآمیز به فیلم فارسی، تنها منحصر به منتقدان قدیمی سینمای ایران در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰نبوده و نیست بلکه بسیاری از منتقدان امروز سینمای ایران، هنوز بیش و کم با چنین رویکردی به محصولات جریان اصلی سینمای ایران می&amp;zwnj;نگرند: &amp;laquo;آدم جدی و معقول وقتش را صرف مطالعه تاریخچه و چون و چراهای فیلمفارسی نمی&amp;zwnj;کند.&amp;raquo; (اصغر عبداللهی. فیلم فارسی چیست؟ صفحه ۱۸۳)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگرچه برخی از منتقدان امروز (به ویژه روبرت صافاریان، فریدون جیرانی و بهروز تورانی در مجموعه مقالاتی با عنوان فیلم فارسی چبست؟)، سعی کرده&amp;zwnj;اند با رویکرد زیبایی&amp;zwnj;شناسانه و ساختارگرایانه، سینمای فارسی قبل از انقلاب را تحلیل کنند، اما همچنان خلاء&amp;zwnj;ها و سوء&amp;zwnj;تفاهم&amp;zwnj;های بسیاری در این زمینه وجود دارد که نیازمند مطالعه عمیق&amp;zwnj;تر و جدی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فهرست منابع:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱- هنر و سینما. سال اول. شماره سوم. فروردین ۱۳۴۰&lt;br /&gt;
	۲-ستاره سینما. شماره ۷۲۶. سال هفدهم. آبان ۱۳۴۹&lt;br /&gt;
	۳-صدف. شماره ۲. آبان ۱۳۳۶&lt;br /&gt;
	۴-پرویز دوایی. گناه نابخشودنی فیلم فارسی. ستاره سینما. شناره ۶۶۶. خرداد ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
	۵-فرهنگ و زندگی. میزگرد سینمای ایران. شماره ۱۸. تابستان ۱۳۵۴&lt;br /&gt;
	۶-فرخ غفاری. زندگی و سینما در ایران. مجله تلاش شماره ۲. مرداد ۱۳۴۵&lt;br /&gt;
	۷-فیلمفارسی چیست؟ (مجموعه مقالات زیر نظر حسین معززی نیا). نشر ساقی ۱۳۷۸&lt;br /&gt;
	۸-تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. (مجموعه مقالات زیر نظر عباس بهارلو). دفتر پژوهش&amp;zwnj;های فرهنگی تهران. ۱۳۷۹&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران، بخش نخست، پرویز جاهد&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635&quot;&gt;پرویز جاهد در زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/09/10/19339#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15274">ابتذال</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15276">اصغر عبداللهی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">سینمای ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15271">سینمای فارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15275">فرخ غفاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15272">فیلم فارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14902">هوشنگ کاووسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15273">پرویز دوایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Mon, 10 Sep 2012 09:34:01 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">19339 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>