<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14598/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>جامعه شناسی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14598/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>بحران لیبرالیسم</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/11/21584</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/11/21584&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بخش‌هایی از سخنرانی لوک بولتانسکی جامعه شناس فرانسوی و نویسنده کتاب &amp;quot;روح سرمایه‌داری&amp;quot; به مناسبت دریافت جایزه پترارکا        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    لوک بولتانسکی         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر فلاح‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;450&quot; height=&quot;300&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/boltanski.jpg?1353431988&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;لوک بولتانسکی - &amp;nbsp;در اروپا گرایشی ضد دمکراتیک با رنگ و لعاب ناسیونالیسم در حال شکل&amp;zwnj;گیری است که فرانسه را هم بی&amp;zwnj;نصیب نگذاشته است. این گرایش از موضع سهل&amp;zwnj;انگارانه کشورهای دمکراتیک در قبال&amp;nbsp; مهاجران خارجی انتقاد می&amp;zwnj;کند، بازگشت به ارزش&amp;zwnj;های حقیقی و سنتی را می&amp;zwnj;طلبد و بر مرزکشی بین زن و مرد، دولت&amp;zwnj;ها و طبقات اجتماعی پای می&amp;zwnj;فشارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سخنگویان این گرایش&amp;zwnj;، با حرارتی یکسان به تقبیح قدرت پول، بانک&amp;zwnj;ها و سرمایه&amp;zwnj;داری مشغولند. البته این بد و بیراه&amp;zwnj;ها زیاد متوجه&amp;nbsp; بی&amp;zwnj;عدالتی&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;شود که نتیجه طبیعی انباشت سرمایه است، بلکه به&amp;zwnj;طور خاص و مشخص به سرمایه&amp;zwnj;داری مالی حمله می&amp;zwnj;کند که عامل گریز سرمایه تولیدی، بیکاری کارگران و محو هویت ملی و سنت&amp;zwnj;هاست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در دهه سی میلادی نیز این بحث&amp;zwnj;ها در جهان غرب رواج زیادی داشتند و امروز هم این تبلیغات از سرگرفته شده&amp;zwnj;اند. برای درک این نظرات، باید به چارچوب ایدئولوژیکی بنگریم که اروپایی&amp;zwnj;ها در آن از قرن نوزدهم تاکنون به بحث پیرامون دمکراسی مشغول بوده&amp;zwnj;اند. هسته اصلی این نظرات، مشکل لیبرالیسم است، همان لیبرالیسمی که سرمنشا &amp;quot;انتخاب دمکراتیک&amp;quot; به مفهوم امروزی آن تلقی می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;لیبرالیسم از همان آغاز برای خودش دو حریف تراشید که بسته به موقعیت، جنبه سیاسی یا اقتصادی آن را هدف می&amp;zwnj;گیرند. لیبرالیسم از نظر سیاسی بر استقلال فردی، نرمش نسبت به الگوهای مختلف زندگی، گشودگی در قبال جهان پیرامون و هویت مبتنی بر قانون و حقوق شهروندی تاکید دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما لیبرالیسم از نظر اقتصادی روی دیگری دارد: از مالکیت و آزادی فعالیت تجاری و تخصیص عوامل تولید به بازار دفاع می&amp;zwnj;کند که این شامل دفاع از تبدیل انسان به کالا هم می شود. بیخود نیست که لیبرالیسم را همپای صعود سرمایه&amp;zwnj;داری به قدرت می&amp;zwnj;دانند. به این قرار، لیبرالیسم تاحدی توجیه سرمایه&amp;zwnj;داری یا به عبارتی اخلاق آن است. البته سرمایه&amp;zwnj;داری همیشه در تلاش بوده تا خود را به دام مطالبات لیبرال نیندازد و با تبانی جلوی رقابت را بگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این توضیحات، محدوده ایدئولوژیک بحث ما در مورد دمکراسی شکل یک مثلت به خود می&amp;zwnj;گیرد: در راس این مثلت چیزی است که هر دو جنبه سیاسی و اقتصادی را در خود دارد و می&amp;zwnj;توانیم آن را لیبرالیسم بنیادین بنامیم. یک گوشه دیگر قضیه، نقطه تبلور گرایشات اقتدارگرایانه ناسیونالیستی، بیگانه&amp;zwnj;ستیزانه و سنتی است که مخالفان لیبرالیسم سیاسی را برافروخته می&amp;zwnj;سازد. گوشه سوم هم در برگیرنده گرایشات ضد لیبرالیسم اقتصادی است که غالبا به نوعی سنت سوسیالیستی اتکا دارند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این ساختار سه ضلعی را نمی&amp;zwnj;شود به تقابل کلی راست و چپ تقلیل داد. ائتلاف&amp;zwnj;هایی پیوسته بنا به شرایط سیاسی اقتصادی روز شکل می&amp;zwnj;گیرند و چه بسا لیبرال&amp;zwnj;ها در مواجهه با ناسیونالیسم به گرایشات سوسیالیستی نزدیک شوند. آنها هر وقت هم احساس کنند که سوسیالیسم دارد شکل تهدید به خود می&amp;zwnj;گیرد، راه خود را کج می&amp;zwnj;کنند و به ائتلاف با گرایشات اقتدارگرایانه ناسیونالیستی می پردازند. یک نمونه از رنگ عوض کردن&amp;zwnj;های این چنینی را می&amp;zwnj;توان در جاذبه جبهه ملی راستگرای ژان ماری لوپن برای حزب راست میانه &amp;quot;اتحاد برای جنبش مردمی&amp;quot; در همین انتخابات اخیر فرانسه دید. این همان حزبی است که سال ۲۰۰۷ نیکلا سرکوزی را نامزد ریاست جمهوری کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقابل، گرایش&amp;zwnj;های متکی بر سنت&amp;zwnj;های ملی و مخالف لیبرالیسم سیاسی می&amp;zwnj;توانند به اقتضای شرایط، بحران اجتماعی را محور گفتمان خود سازند و مشکلات اقتصادی را نتیجه بحرانی اخلاقی بدانند که عامل آن چیزی جز سیاست&amp;zwnj;های خودخواهانه و فردگرایانه لیبرالیستی و بی توجهی به هویت ملی نیست. گرایشاتی با زمینه سوسیالیستی هم به نوبه خود می&amp;zwnj;توانند به مسیر ناسیونالیستی بیفتند و ارزش&amp;zwnj;های قدیمی کار و خانواده و سنت و توده&amp;zwnj;گرایی را رواج دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در هر یک از این موارد، اصطلاح دمکراسی بنا به درکی که این گرایش&amp;zwnj;ها از دولت دارند رنگ به رنگ می&amp;zwnj;شود. جریانات ضد لیبرال دولت را موظف به ایجاد ارزش&amp;zwnj;های معینی می&amp;zwnj;دانند. این نگاه اخلاق&amp;zwnj;گرایانه به قدرت، فردگرایی را&amp;nbsp; مترادف با خودبینی دانسته و آن را محکوم می&amp;zwnj;کند. این نگرش، گاه پلیس مسلح را به حراست از شهروندان محترم در مقابل عوام بی سر و پا می&amp;zwnj;خواند. گاهی هم پشتیبان &amp;quot;مردم شریف و نجیب&amp;quot; در راه حفظ سنت&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;شود، به حمایت از زبان شسته رفته آموزگاران در برابر گفتار کوچه بازاری دانش&amp;zwnj;آموزان بر می&amp;zwnj;خیزد و در عین حال فراموش نمی&amp;zwnj;کند که زاغ غریبه&amp;zwnj;ها را چوب بزند و حساب آنهایی را برسد که مدارک لازم و کافی ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این همه، لیبرالیسم بنیادین خود را به واقع آزادی&amp;zwnj;خواه می&amp;zwnj;داند و مدعی است که سرمایه&amp;zwnj;داری اگر خوب درک شود و بر مسئولیت&amp;zwnj;پذیری و رقابت سالم بین افراد و موسسات دولتی مبتنی باشد، بهترین خاکریز برای حفاظت &amp;quot;جامعه باز&amp;quot; در مقابل دشمنانش خواهد بود. اما این لیبرالیسم با در نظر گرفتن یاس، خشم و شورش&amp;zwnj;های اجتماعی، می&amp;zwnj;تواند نقشی نظم&amp;zwnj;دهنده در جامعه نیز ایفا کند. البته با برداشت خاص خود از عدالت که جانب افراد موفق در کار را &amp;zwnj;بگیرد و چشم بر ناکامان فرو &amp;zwnj;ببندد. زیرا واماندگی ناشی از ضعف&amp;zwnj;های فردی است و قربانیان خود مقصرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اروپای بعد از جنگ، جریانی علیه ناسیونالیسم، سنت&amp;zwnj;گرایی و همچنین لیبرالیسم بنیادین قدرت گرفته است. این جریان با اتکاء به &amp;quot;دمکراسی اجتماعی&amp;quot; یا &amp;quot;اقتصاد&amp;nbsp; اجتماعی مبتنی بر بازار&amp;quot; نظراتی نیز از سوسیالیسم و لیبرالیسم سیاسی وام گرفته است. از نگاه این جریان، سیطره قدرت جنبه بازدارنده دارد و باید حافظ تعادل بین بازار و دخالت دولت باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از مشکلات امروز دمکراسی در اروپا این است که این جریان دیگر نمی&amp;zwnj;تواند بر سر وعده&amp;zwnj;های خود بماند. زیرا سرمایه&amp;zwnj;داری مالی و شرکت&amp;zwnj;های بزرگ تا حد ممکن خود را از نظارت خزانه&amp;zwnj;داری خارج کرده&amp;zwnj;اند. اگر قرار بود توافقی بنا به همین اقتصاد بازار اجتماعی حاصل شود؛ یعنی دولت در ایجاد ساختار لازم برای آموزش نیروی کار نقشی مرکزی ایفا کند و مالیات&amp;zwnj;ها را افزایش دهد، این توافق پس از لیبرالیزه شدن سرمایه&amp;zwnj;داری نقش بر آب شده است. سرمایه&amp;zwnj;داری به نوعی از عهده بحران برآمده و آن را به جامعه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای منتقل کرده که بی&amp;zwnj;عدالتی در آن بخاطر بیکاری و بحران&amp;zwnj;های اجتماعی بیش از پیش شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آرایش&amp;zwnj;های عقیدتی یاد شده، چشم&amp;zwnj;اندازهایی دارند که به هیچ&amp;zwnj;وجه تماما دمکراتیک نیستند. تاریخ به ما می&amp;zwnj;آموزد و رویدادها هنوز آن قدر کهنه نشده&amp;zwnj;اند که تهدیدشان را از یاد ببریم. افکار ضد لیبرالیسم سیاسی به فاشیسم منجر شدند و گرایش&amp;zwnj;های ضد لیبرالیسم اقتصادی هم به &amp;quot;سوسیالیسم واقعا موجود&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همین&amp;zwnj;جا باید اعتراف کرد که دمکراسی پارلمانی با شکلی از اعمال قدرت همساز است که نمی&amp;zwnj;شود در آن آرمان &amp;quot;قدرت مردم برای مردم&amp;quot; را دید. نزدیکی نخبه&amp;zwnj;های سیاسی و اقتصادی در چندین&amp;nbsp; سیستم حکومتی مبتنی بر دمکراسی، این تردید را ایجاد می کند که گویا در بر همان پاشنه می&amp;zwnj;چرخد و ما همچنان با همان قدرت الیگارشی سر و کار داریم. این حکومت&amp;zwnj;ها با مستمسک قرار دادن امنیت عمومی از شفافیت سر باز می زنند و به همان کنترل و اعمال محدودیتی متوسل می&amp;zwnj;شوند که دولت&amp;zwnj;های پلیسی.&amp;nbsp; یک نمونه&amp;zwnj;اش مبارزه با تروریسم در آمریکا به ریاست جرج دبلیو بوش است که&amp;nbsp; شکنجه و زندان&amp;zwnj;های مخفی به بار آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینک بگذارید به مفهوم &amp;quot; مصلحت ملی&amp;quot; بپردازیم. در این مفهوم تصوری نهفته که گویی دولت باید مانند یک فرد، دارای اخلاقی ویژه باشد که او را فراتر از اختلافات حزبی و به ویژه مذهبی قرار می&amp;zwnj;دهد. حال آنکه اساسا دولت در شکل امروزین خود پس از پایان جنگ&amp;zwnj;های مذهبی پدید آمده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینک در دولت اخلاقی حاکم است که فارغ از محدودیت&amp;zwnj;های اخلاق روزمره به تمامی در خدمت دفاع از منافع ملی است. یک نمونه از سماجت وجود &amp;quot; مصلحت ملی&amp;quot; را می&amp;zwnj;توان در قیل و قال اخیر بعضی از کله گنده&amp;zwnj;ها در واکنش به افشاگری&amp;zwnj;های جولیان آسانژ دید. آسانژ مکاتبات دیپلماتیک را در اینترنت منتشر کرد اما انگار با این کار به زندگی خصوصی حکومت آسیب زده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بسیار محتمل است که دمکراسی&amp;zwnj;های پارلمانی به علت نگرانی از خطرات نهفته در ذات دولت و برای دفع آنها پدید آمده&amp;zwnj;باشند. با این حال وجود این دمکراسی&amp;zwnj;ها، تضمینی بر عدم بروز انحرافات اقتدارگرایانه نیست.از چهل سال پیش جامعه&amp;zwnj;شناسی دارد روی &amp;quot;ساخت اجتماعی واقعیت&amp;quot; کار می&amp;zwnj;کند. این مفهوم در درجه نخست کمک می&amp;zwnj;کند تا تفاوت&amp;zwnj;هایی را بفهمیم که در اجتماعات گوناگون، عادی و غیرعادی نامیده می&amp;zwnj;شوند. نهادها در ساخت اجتماعی واقعیت و تعادل بخشیدن به آن نقش محوری دارند. اما آنچه دمکراسی می&amp;zwnj;&amp;zwnj;نامیم، یک شکل سیاسی است که در قالب آن این قدرت نهادها، مدام با انتقاد مواجه می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همین که انتقاد از صحنه&amp;nbsp;بیرون برود ، آن روی دیگر نهادها عیان می&amp;zwnj;شود. همان که پیر بوردیو، جامعه&amp;zwnj;شناس و مردم&amp;zwnj;شناس سرشناس فرانسوی به آن &amp;quot;خشونت سمبلیک&amp;quot; نام داده است. در چنین صورتی فقط آنها، یعنی نهادها هستند که تعیین می&amp;zwnj;کنند چه چیزی واقعی و چه چیزی ممکن است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نوع از سلطه شکل&amp;zwnj;های مختلفی دارد. در یکی از این صورت&amp;zwnj;ها، هر انتقادی اعم از تند&amp;zwnj;روانه یا میانه&amp;zwnj;روانه، بی برو برگرد سرکوب می&amp;zwnj;شود: دولت ترور با تمام مخلفات اطلاعاتی، پلیسی، خائنان و خبرچینانش.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما در کنار این فرم از سیطره، شکل دیگری هم هست که در آن انتقاد مجاز شمرده و حتی تشویق می&amp;zwnj;شود، البته فقط در صورتی که بی&amp;zwnj;بو و خاصیت باشد. به این ترتیب انتقاد یک جور غرولند برای جذب نارضایتی اجتماعی می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ثلث آخر قرن بیستم و از آن بیشتر، از&amp;nbsp; تقریبا از یک دهه پیش، شاهد پیدایش چنین حکومت&amp;zwnj;هایی بوده&amp;zwnj;ایم که من به آنها &amp;quot;حکومت&amp;zwnj;مدیریتی&amp;quot; می&amp;zwnj;گویم. این شکل از حکومت، روش&amp;zwnj;های مدیریتی برگرفته از اقتصاد را عمومیت بخشیده و همه جا، در مدرسه، در سیستم خدمات درمانی، در فرهنگ و در تمام بخش&amp;zwnj;های خدمات عمومی گسترانده است. این &amp;quot;مدیریت عمومی نوین&amp;quot; ترجیح می&amp;zwnj;دهد که علاوه بر موسسات مختلف یک عرصه، افراد هم با یکدیگر به رقابت بپردازند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر چند این شکل حکومت خود را هماهنگ با دمکراسی جا می&amp;zwnj;زند، اما تمایل دارد که نقش انتقاد و همراه آن نقش سیاست را محدود سازد. در چنین حکومتی همانند رژیم ترور، انتقاد ممنوع نیست.&amp;nbsp; با این همه، انتقاد هر چند از آزادی بیان سود می&amp;zwnj;جوید، اما از تغییر اساسی قالبی که واقعیت اجتماعی در آن ساخته می&amp;zwnj;شود ناتوان است. چنین به نظر می&amp;zwnj;رسد که گویی انتقاد به واقعیت دسترسی ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنین حکومتی از این نظر که جلوی هرگونه تغییری را می &amp;zwnj;گیرد، محافظه&amp;zwnj;کار محسوب نمی&amp;zwnj;شود. درست برعکس. این حکومت تغییر ایجاد می&amp;zwnj;کند، اما تغییراتی که دیگر مبتنی بر انتخاب واقعی سیاسی نیستند و با ارزش&amp;zwnj;های موجود توجیه نمی&amp;zwnj;شوند. این تغییرات با اتکا به سلطه علوم و به&amp;zwnj;خصوص علم اقتصاد به عنوان قوانین طبیعی عرضه می&amp;zwnj;شوند و اصل محوری&amp;zwnj;شان هم ضرورت است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چنین چنین حکومتی از&amp;nbsp;فعالان زندگی اجتماعی، به ویژه محروم&amp;zwnj;ترین آنها انتظار نمی&amp;zwnj;رود که خود را به خیالات بسپارند یا قربان صدقه نظم موجود بروند.&amp;nbsp;از آنها صرفا خواسته می&amp;zwnj;شود واقع&amp;zwnj;گرا باشند و فداکاری لازم را&amp;nbsp; به خرج دهند، آن هم نه به دلیل خوب بودن یا عادلانه بودن نظم موجود، بلکه به این خاطر که شرایط به هر دلیل این&amp;zwnj;گونه است و چاره دیگری نیست.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این همه، اگر ما بر این مطلق&amp;zwnj;گرایی فائق آییم که خود را مبتنی بر علم، به ویژه اقتصاد نئوکلاسیک می داند، و اگر انتقاد مجددا به واقعیت دسترسی داشته باشد، می&amp;zwnj;توان دوباره ارزش&amp;zwnj;های دمکراسی را به آنهایی نشان داد که ترک سیاست کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این وقتی است که پذیرفته شود واقعیت ساخته شده توسط نهادها، تنها وقتی موجه&amp;zwnj;اند که راه&amp;nbsp; انتقاد باز باشد. به زبان دیگر: موضوع انتقاد، موضوع اصلی دمکراسی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;عکس&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;لوک بولتانسکی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منبع&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zeit.de/2012/42/Essay-Volk-Krise-Liberalismus&quot;&gt;دی تسایت&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/08/08/18072&quot;&gt;محمدرفیع محمودیان: روحیه جدید سرمایه&amp;zwnj;داری&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/11/11/21584#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87">اکبر فلاح زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4813">ایدئولوژی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14598">جامعه شناسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4610">دمکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2695">سرمایه‌داری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2648">سوسیالیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17054">فردگرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17055">لوک بولتانسکی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12527">لیبرالیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11826">مهاجران</category>
 <pubDate>Sun, 11 Nov 2012 20:05:54 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21584 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>ایرانیان و ورزش‌های فردی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/08/15/18375</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/08/15/18375&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در گفت‌وگو با کورش عرفانی، جامعه‌شناس        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پانته‌آ بهرامی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;307&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/13910518040533194_photol_0.jpg?1345397133&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پانته&amp;zwnj;آ بهرامی - سی&amp;zwnj;امین دوره رقابت&amp;zwnj;های المپیک در لندن پایان یافت. کاروان ایران با کسب ۱۲ مدال از این دوره تمام رکوردهای ادوار المپیک را چه از زاویه ارزش مدال و چه از نگاه تعداد مدال شکست.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دقت در نوع رشته&amp;zwnj;های ورزشی موجود در کاروان ایران نشان می&amp;zwnj;دهد که عمدتاً ایران در ورزش&amp;zwnj;هایی که مبتنی بر زور، نیروی بازو و عدم نیاز به تکنیک&amp;zwnj;های پیچیده و بالا باشد و در کل در رشته&amp;zwnj;های و فردی موفق&amp;zwnj;تر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایران اگر چه در المپیک پکن در سال ۲۰۰۸ میلادی در سکوی ۵۱ ایستاد، ولی در المپیک لندن در رده هفدهم جدول توزیع مدال&amp;zwnj;ها قرار گرفت. با ارج&amp;zwnj;گذاری بر این نتایج مثبت، کاوش سطحی در رشته&amp;zwnj;های ورزشی کاروان این کشور، نشان می&amp;zwnj;دهد که پیروزی ایران عمدتاً در رشته&amp;zwnj;های رزمی و فردی است. در رشته&amp;zwnj;های تیمی نه تنها موفقیتی نداشته&amp;zwnj;ایم، بلکه اساساً موفق به فرستادن ورزشکار در چنین رشته&amp;zwnj;هایی نبود&amp;zwnj;ه&amp;zwnj;ایم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فرایند اجتماعی شدن کار جمعی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علت عدم موفقیت در رشته&amp;zwnj;های تیمی نداشتن ورزشکاران خوب نیست، بلکه عللی غیر ورزشی نیز در این میان وجود دارد. مثل نبود داشتن روحیه کار جمعی که در پیوند با نوعی فرایند اجتماعی شدن است. این فرایند اجتماعی شدن باید قبل از اینکه ورزشکار وارد حوزه مشخص ورزشی شود، در کل فرهنگ و روابط اجتماعی جامعه موجود باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آزادی و احترام به حقوق شهروندی عناصری است که در هسته&amp;zwnj;های کوچکتری مثل خانواده، مهد کودک و مدرسه شکل می&amp;zwnj;گیرد. یکی از خصوصیات این گونه ارزش&amp;zwnj;ها تقویت روحیه کار جمعی و تیمی است. بنابراین در حکومت&amp;zwnj;های استبدادی، کار تیمی در مرکز توجه قرار نمی&amp;zwnj;گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;145&quot; height=&quot;186&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/erfani.korosh.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کورش عرفانی: روحیه و اخلاقی که برای کار جمعی لازم است در ورزشکاران جوان ما که وارد تیم&amp;zwnj;های مختلف ورزشی مثل رشته&amp;zwnj;های والیبال و بسکتبال و فوتبال و غیره می&amp;zwnj;شوند، کمتر وجود دارد و بنابراین اصلاً نمی&amp;zwnj;دانند که تیم چه هست.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کورش عرفانی، جامعه&amp;zwnj;شناس در تحلیل این وضعیت، ورزش فوتبال را مورد مثال قرار می&amp;zwnj;دهد و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;در فوتبال حرفه&amp;zwnj;ای تبدیل کردن توپ به گل در دل یک کار جمعی است که اهمیت دارد. در حالی که در فوتبال ایرانی زدن گل به وسیله فرد بازیکن است که مهم هست و نه کار تیم. زمانی که شما کوچک&amp;zwnj;ترین گرایشی نسبت به فردگرایی، حرکت&amp;zwnj;های انفرادی، تکرویی داشته باشید، کار کل تیم را زیر سئوال می&amp;zwnj;برید. یک نفر می&amp;zwnj;تواند بازی ده نفر دیگر را در یک تیم فوتبال زیر سئوال ببرد، به دلیل اینکه این گرایش&amp;zwnj;های تکرویی دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اولین مشکل این است که روحیه و اخلاقی که برای کار جمعی لازم است در ورزشکاران جوان ما که وارد تیم&amp;zwnj;های مختلف ورزشی مثل رشته&amp;zwnj;های والیبال و بسکتبال و فوتبال و غیره می&amp;zwnj;شوند، کمتر وجود دارد و بنابراین اصلاً نمی&amp;zwnj;دانند که تیم چه هست. مقوله تیم برایشان یک جمع است که حالت مکانیکی به خودش پیدا می&amp;zwnj;کند، ولی آن جنبه ارگانیک و بن&amp;zwnj;مایه&amp;zwnj;ای که در تیم باید وجود داشته باشد، به آنها یاد داده نشده است و به همین دلیل هم هست که چسب مکانیکی تیم برای کسب موفقیت&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;تواند جواب بدهد. ارزیابی من این عامل زیربنایی است که باعث می&amp;zwnj;شود ورزشکاران ما نتوانند با روحیه جمعی وارد کار تیمی شوند.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نقش عوامل سیاسی در کار جمعی و مدیریتی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پارامترهای سیاسی نیز در روند اجتماعی شدن تأثیرگذار است. دولت&amp;zwnj;های استبدادی، از هر نوع فعالیت گروهی مردم به خاطر دشواری&amp;zwnj; کنترل آنها برای دولت و دغدغه&amp;zwnj;های امنیتی جلوگیری می&amp;zwnj;کنند. بدیهی است در چنین شرایطی، کار تیمی شکل نمی&amp;zwnj;گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این فرایند در سه دهه اخیر در ایران به شدت تقویت شده است. ورزش نیاز به پویایی نسل جوان دارد و نسل جوانی که در معرض این نوع فرایند اجتماعی و تربیت شدن قرار دارد، نسبت به هم بدبین و فقط متکی به کار فردی است. فردگرایی در مرکز توجه قرار می&amp;zwnj;گیرد و به عنوان عامل موفقیت تعبیر می&amp;zwnj;شود. عدم مدیریت صحیح را نیز باید ازجمله دلایل عدم موفقیت تیم&amp;zwnj;های ورزشی دانست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عامل مهم در مدیریت تیمی، سازماندهی است. یک تیم به عنوان یک جمع می&amp;zwnj;بایستی دارای نوعی از سازماندهی باشد. سازماندهی به مفهوم جمعی که افراد برای دستیابی به هدف مشخص با یکدیگر همکاری می&amp;zwnj;کنند و برای اینکه بتوانند با همدیگر همکاری کنند، بایستی مدیریت تعریف شده&amp;zwnj;ای وجود داشته باشد. به همین خاطر است که پدیده مدیریت حول محور تیم&amp;zwnj;های ورزشی خیلی مهم است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کورش عرفانی در این زمینه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;عامل مهم در مدیریت تیمی، سازماندهی است. یک تیم به عنوان یک جمع می&amp;zwnj;بایستی دارای نوعی از سازماندهی باشد. سازماندهی به مفهوم جمعی که افراد برای دستیابی به هدف مشخص با یکدیگر همکاری می&amp;zwnj;کنند و برای اینکه بتوانند با همدیگر همکاری کنند، بایستی مدیریت تعریف شده&amp;zwnj;ای وجود داشته باشد. به همین خاطر است که پدیده مدیریت حول محور تیم&amp;zwnj;های ورزشی خیلی مهم است. در این مورد اول رابطه بین مسئولان و اعضای تیم مطرح هست. مسئولان به مفهوم مدیر، سرپرست، سرمایه&amp;zwnj;گذار و همه کسانی که جنبه&amp;zwnj;های مالی، اداری، تبلیغاتی تیم را انجام می&amp;zwnj;دهند در این میان بسیار مهم هستند. باید رابطه خوب و منطقی بین مسئولان و اعضای تیم وجود داشته باشد. دوم رابطه مربی یا مربیان با اعضای تیم است. یعنی کسانی که به طور مستقیم در پرورش و بالابردن کیفیت و کارایی تیم مؤثر هستند. این&amp;zwnj;ها ورزشکاران حرفه&amp;zwnj;ای هستند که تخصص یا تجربه در زمینه آن ورزش را دارند و برای ارتقای کارایی تیم موثرند. سطح سوم مدیریت روابط اعضای تیم است که معمولاً بایستی بهترین نوع رابطه باشد، مبتنی بر دوستی، صفا، صمیمت، اعتماد، احترام که تمام این&amp;zwnj;ها باعث می&amp;zwnj;شود چسب یا ارتباط ارگانیک بین اعضای تیم خیلی قوی شود و به این ترتیب کارایی آن تیم بالا رود به واسطه آنکه اعضایش با همدیگر رفیق هستند و هوای همدیگر را دارند، بتوانند در چالش با سایر تیم&amp;zwnj;ها به موفقیت برسند.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مشکلات غیر ورزشی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سطح چهارم مدیریت، روابط تیم با هوادارانش است. یعنی تمام کسانی که تماشاگر مسابقه&amp;zwnj;های مختلف هستند، اعضای کلوپ&amp;zwnj;هایی هستند که به&amp;zwnj;عنوان کلوپ هواداران و افرادی شناخته می&amp;zwnj;شوند که پشتیبانان تیم هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;118&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/perspolismanagmenh1234.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حال حاضر ما در ایران، در کشوری زندگی می&amp;zwnj;کنیم که به دلیل کاهش عمومی سطح مدیریتی در سطح جامعه، یعنی جایگزین شدن افراد نالایق با مدیران لایق، تمام امور اقتصاد، سیاست، فرهنگ، جامعه و ازجمله ورزش دچار سوءمدیریت بسیار وحشتناک شده است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نوع رابطه اعضای تیم با این هواداران هم جزو مسائل مدیریتی بسیار مهم است. آخرین سطح مدیریت برمی&amp;zwnj;گردد به مدیریت روابط تیم با رسانه&amp;zwnj;ها که آیینه و ویترینی هستند از طرف تیم با جمعیت یا جامعه که می&amp;zwnj;بایستی این هم به خوبی مدیریت شود؛ برای اینکه این رسانه&amp;zwnj;ها تبدیل نشوند به چوبی لای چرخ حرکت تیم و به این ترتیب اجازه دهند تیم به خوبی پیش برود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نگاهی به این سطح از روابط درونی و بیرونی تیم متوجه می&amp;zwnj;شویم که بسیاری از عواملی که مطرح شد، عواملی غیر ورزشی هستند و به علم مدیریت برمی&amp;zwnj;گردند. کورش عرفانی به پیچیدگی&amp;zwnj;های مدیریت این روابط اشاره دارد و ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;من احساسم این است که در حال حاضر ما در ایران، در کشوری زندگی می&amp;zwnj;کنیم که به دلیل کاهش عمومی سطح مدیریتی در سطح جامعه، یعنی جایگزین شدن افراد نالایق با مدیران لایق، تمام امور اقتصاد، سیاست، فرهنگ، جامعه و ازجمله ورزش دچار سوءمدیریت بسیار وحشتناک شده است. من می&amp;zwnj;توانم اشاره کنم به طور مثال به حضور گسترده فرماندهان سپاه پاسداران و مقامات اطلاعاتی و امنیتی به عنوان مدیران تیم&amp;zwnj;های بزرگ ورزشی، به طور مثال در فوتبال که اغلب&amp;zwnj;شان سپاهی هستند و معلوم نیست مبنای این محاسبه چه بوده است.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;خصوصیات فردی ورزشکار&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایران در رشته&amp;zwnj;هایی به المپیک لندن نماینده فرستاد که ۷۰درصد آن رشته&amp;zwnj;های رزمی و صددرصد آن رشته&amp;zwnj;های فردی بودند. در رشته&amp;zwnj;های کشتی و وزنه&amp;zwnj;برداری این کشور به طور سنتی همواره ورزشکارانی موفق داشته است؛ به علاوه کشتی آزاد و فرنگی، تکواندو، بوکس، جودو، تیراندازی با کمان، شمشیربازی، وزنه&amp;zwnj;برداری، دو میدانی، دوچرخه سواری و تنیس روی میز.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کورش عرفانی با اشاره به عنصر شخصیت فردی ورزشکاران می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;در مرحله&amp;zwnj;ای فرد تبدیل به ورزشکار می&amp;zwnj;شود و در واقع یک شخصیت اجتماعی علاوه بر شخصیت فردی خودش پیدا می&amp;zwnj;کند. این خیلی مهم است که آیا شخصیت ورزشکار با نوع ورزشی که انجام می&amp;zwnj;دهد هماهنگی دارد یا نه.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;195&quot; height=&quot;129&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/amirpourmandesteghlal.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در فوتبال حرفه&amp;zwnj;ای تمام تلاش در آن است که پاسکاری صورت گیرد و تمام تلاش در جهت این است که به واسطه کار جمعی تیم به موفقیت برسد، در حالی که در فوتبال ایرانی طرف پیش خودش می&amp;zwnj;گوید من باید تیم را به پیروزی برسانم، من باید باعث موفقیت تیم شوم. نه اینکه تیم باید باعث موفقیت من شود و این دو دیدگاه کاملاً متخالف و متناقض نمی&amp;zwnj;تواند با همدیگر همسویی داشته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اغلب ورزشکاران ما تابع شرایط فرهنگی که در جامعه حاکم است، افرادی خودمدار می&amp;zwnj;شوند و زیاد هم برایشان مهم نیست که در چه سطحی و کجای سکو ایستاده&amp;zwnj;اند، ولی خودشان را معمولاً به خاطر مسائل فرهنگی که در جامعه&amp;zwnj;مان داریم به عنوان یک قطب می&amp;zwnj;بینند و بنابراین به این واسطه نگاهشان نسبت به دیگران یک نگاه از موضع بالا و تحقیری می&amp;zwnj;شود. این نگاه اجازه نمی&amp;zwnj;دهد تا کار دیگران را آن گونه که هست مورد ارزشیابی قرار دهند و جایگاه درست و واقعی کار خودشان را نسبت به کار دیگران پیدا کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به همین دلیل نوع برخورد برخی از ورزشکاران با سایرین یک برخورد ناسالم است. یعنی در مبانی عادی روابط اجتماعی و اخلاقی با سایرین یک رابطه فردی و فاصله گرفته است؛ رابطه&amp;zwnj;ای است که در محافل دوستانه، مسخره کردن رقبا و یا تمسخر و تحقیر آن&amp;zwnj;ها ترجمه می&amp;zwnj;شود. این خصوصیت شوربختانه در ورزش ما و در بسیاری از ورزشکاران ما وجود دارد؛ البته اگر چند مورد استثنا را کنار بگذاریم، که به زیور اخلاق هم زیبنده بودند مثل جهان پهلوان تختی که آن افتادگی و تواضع لازم برای یک ورزشکار را داشت. به ویژه امروز که برخی از ورزش&amp;zwnj;ها به شدت آلوده به پول شده&amp;zwnj;اند. مایلم مثالی از فوتبال بیاورم. درایران فوتبالیست&amp;zwnj;هایی داریم که با وجود اینکه از لحاظ سطح تکنیکی چندین درجه از یک فوتبالیست غربی پایین&amp;zwnj;تر هستند، دو تا سه برابر این فوتبالیست&amp;zwnj;ها درآمد دارند. چیزی که اصلاً غیرقابل تصور است.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان فوتبالیست را اگر شما بیاورید و در رده&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;های یک تیم اروپایی قرارش دهید، در رده&amp;zwnj;های به نسبت پایین یا حداکثر متوسط قرار می&amp;zwnj;گیرد و درآمدی نیز پیدا خواهد کرد که شاید چهل، پنجاه درصد درآمد فعلی&amp;zwnj;اش در ایران نباشد. حال تصور کنید فردی که به نوعی این احساس نخوت و تکبر را دارد و خودش را قطب می&amp;zwnj;پندارد و در عین حال به تمام جنبه&amp;zwnj;های منفی ناشی از پولگرایی در ورزش هم آلوده می&amp;zwnj;شود چگونه می&amp;zwnj;تواند عمل کند. این آدم دیگر برایش خیلی سخت است که بتواند برود و به عنوان یک عضو و فقط یک عضو، در یک مجموعه نقش ایفا کند. یعنی به نوعی در درون تیم حل شود. او سعی دارد حتی در زمانی که درچارچوب یک تیم بازی می&amp;zwnj;کند، این نقش قطب بودن را برای خودش حفظ کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در فوتبال حرفه&amp;zwnj;ای تمام تلاش در آن است که پاسکاری صورت گیرد و تمام تلاش در جهت این است که به واسطه کار جمعی تیم به موفقیت برسد، در حالی که در فوتبال ایرانی طرف پیش خودش می&amp;zwnj;گوید من باید تیم را به پیروزی برسانم، من باید باعث موفقیت تیم شوم. نه اینکه تیم باید باعث موفقیت من شود و این دو دیدگاه کاملاً متخالف و متناقض نمی&amp;zwnj;تواند با همدیگر همسویی داشته باشد.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نقش پایگاه طبقاتی در کار تیمی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کورش عرفانی با اشاره به کشورهایی که به طور نسبی موفق شده&amp;zwnj;اند عنصر کار جمعی را وارد ورزش خود در سطح بین&amp;zwnj;المللی کنند، در مورد تأثیر ساختارهای سیاسی و اجتماعی بر ورزش، ترکیه را مثال می&amp;zwnj;زند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;163&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/valibal.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی&amp;zwnj;رغم اینکه ما در کار تیمی بسیار ضعیف هستیم، ولی والیبال تقریباً یک استثناست. دلیل این را من بیشتر ناشی از پایگاه طبقاتی ورزشکاران می&amp;zwnj;دانم. والیبال عمدتاً توسط طبقه متوسط و حتی می&amp;zwnj;توانم بگویم لایه&amp;zwnj;های بالای طبقه متوسط مورد استقبال قرار می&amp;zwnj;گیرد و آن&amp;zwnj;ها به دلیل این پایگاه اجتماعی&amp;zwnj;شان، به دلیل پایگاه فرهنگی&amp;zwnj;شان، توانایی بیشتری برای شرکت&amp;zwnj;پذیری در یک کار جمعی و یک کار تیمی دارند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;ترکیه تا زمانی که به معنی خاص کلمه زیر چکمه نظامیان قرار داشت و یک نوع دیکتاتوری نظامی در آنجا حاکم بود، موفقیتی اگر در ورزش به دست می&amp;zwnj;آورد، دقیقاً در همین عرصه&amp;zwnj;های فردی بود. یعنی ورزشکاران ترکیه در دو عرصه کشتی و وزنه&amp;zwnj;برداری بود که خیلی خوب خودشان را نشان می&amp;zwnj;دادند. از زمانی که جامعه ترکیه به نسبت باز شده، یک مقداری شبه دموکراسی به اصطلاح آنجا مستقر شده و بازی دموکراتیک و چرخش استعداد&amp;zwnj;ها و غیره انجام می&amp;zwnj;شود، ما شاهدیم که ورزش&amp;zwnj;های جمعی نیز در چارچوب تیم&amp;zwnj;های ملی ترکیه خودش را نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در همین المپیک ما شاهد تیم&amp;zwnj;های خوب بسکتبال و والیبال ترکیه بودیم و این&amp;zwnj;ها نشان&amp;zwnj;دهنده آن است که جو عمومی ساختارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی چگونه می&amp;zwnj;تواند بر ورزش تأثیر داشته باشد. نکته دیگر پایگاه طبقاتی ورزشکارانی است که بخش عمده اعضای فعال در یک ورزش را تشکیل می&amp;zwnj;دهند. مثلاً اگر دقت کنید، والیبال ایران از موفقیت برخوردار است. علی&amp;zwnj;رغم اینکه ما در کار تیمی بسیار ضعیف هستیم، ولی والیبال تقریباً یک استثناست. دلیل این را من بیشتر ناشی از پایگاه طبقاتی ورزشکاران می&amp;zwnj;دانم. والیبال عمدتاً توسط طبقه متوسط و حتی می&amp;zwnj;توانم بگویم لایه&amp;zwnj;های بالای طبقه متوسط مورد استقبال قرار می&amp;zwnj;گیرد و آن&amp;zwnj;ها به دلیل این پایگاه اجتماعی&amp;zwnj;شان، به دلیل پایگاه فرهنگی&amp;zwnj;شان، توانایی بیشتری برای شرکت&amp;zwnj;پذیری در یک کار جمعی و یک کار تیمی را دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حالی که اغلب بچه&amp;zwnj;های کشتی&amp;zwnj;گیر و وزنه&amp;zwnj;بردار ما پایگاه اجتماعی و طبقاتی پایین&amp;zwnj;تری دارند. بنابراین گرایش&amp;zwnj;شان بیشتر به دنبال استفاده از ورزش&amp;zwnj;های انفرادی برای بهره&amp;zwnj;برداری از زور، همت، اراده واستقامتی است که شرایط اجتماعی حاکم بر زندگی&amp;zwnj;شان به آن&amp;zwnj;ها داده است؛ یعنی فرصت یادگیری، تقویت روحی و جسمی. این&amp;zwnj;ها مثال&amp;zwnj;هایی برای درنظر گرفتن تأثیر ابعاد اجتماعی یا جامعه&amp;zwnj;شناختی یا دقیق&amp;zwnj;تر بگویم طبقاتی است روی اینکه شاهد رشد چه ورزش&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;توانیم در ایران فعلی باشیم.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/08/15/18375#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12742">المپیک لندن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14598">جامعه شناسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4">ورزش</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14600">ورزش‌های تیمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14599">ورزش‌های فردی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13743">کاروان ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14597">کورش عرفان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban">خیابان</category>
 <pubDate>Wed, 15 Aug 2012 12:05:54 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">18375 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>