<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14460/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>یاسوجیرو اوزو</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14460/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>«هیچ» و همه چیز</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/08/11/18193</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/08/11/18193&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سینمای جهان در صد فریم        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمد عبدی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;187&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/12_5.jpg?1345046998&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;محمد عبدی- سی و سومین فیلم از مجموعه سینمای جهان در صد فریم را اختصاص دادم به یکی از ستایششده&amp;zwnj;ترین فیلم&amp;zwnj;های تاریخ سینما:&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;laquo;داستان توکیو&amp;raquo;؛ نقطه اوج و کمال فیلمسازی یاسوجیرو اوزو با جهانی ویژه و به شدت خاص که اینجا یکی از قله&amp;zwnj;های طلایی تاریخ سینما را رقم می&amp;zwnj;زند: روایت ساده زندگی آدم&amp;zwnj;های معمولی دهه ۱۹۵۰ ژاپن به زبانی که پیشتر- و بعدتر- مشابهی ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;laquo;داستان توکیو&amp;raquo; &lt;/strong&gt;(Tokyo Story)&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کارگردان: یاسوجیرو اوزو- فیلمنامه: کوگو نودا و اوزو- بازیگران: چیشو ریو، چیکو هیگاشی یاما، ستسوکو هارا- محصول ۱۹۵۳، ژاپن- ۱۳۶ دقیقه.&lt;br /&gt;
زن و شوهر پیری که در اونومیچی زندگی می&amp;zwnj;کنند برای دیدن پسر و دختر خود برای اولین بار به توکیو می&amp;zwnj;روند، اما همه چیز آنطور نیست که انتظار داشتند...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یاسوجیرو اوزو کیست؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ozu.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;یاسوجیرو اوزو&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;متولد ۱۹۰۳ در ژاپن، متوفی ۱۹۶۳ (در دوازده دسامبر یعنی سالروز تولدش). علاقه به سینما در نوجوانی و رفتن به سینما به جای کلاس درس. کار به عنوان دستیار فیلمبردار و بعد دستیار کارگردان. کارگردانی اولین فیلم در سال ۱۹۲۷. مجرد ماندن تا آخر عمر و نگهداری از مادری که دو سال پیش از مرگ او درگذشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;استاد روایت کندی و کسالت زندگی. معنا و نمونه درست &amp;laquo;سادگی&amp;raquo; ناشی از کمال و پختگی در سینما.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;laquo;داستان توکیو&amp;raquo; را چگونه می&amp;zwnj;توان تحلیل کرد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقطه اوج و کمال فیلمسازی یاسوجیرو اوزو با جهانی ویژه و به شدت خاص که اینجا یکی از نقاط طلایی تاریخ سینما را رقم می&amp;zwnj;زند: روایت ساده زندگی آدم&amp;zwnj;های معمولی دهه ۱۹۵۰ ژاپن به زبانی کاملاً مستقل که جهان&amp;zwnj;بینی و نگاه یک فیلمساز را به&amp;zwnj;خوبی بیان می&amp;zwnj;کند و با تماشاگر آگاه- و نه البته عجول- قسمت می&amp;zwnj;کند و جهانی را بنیان می&amp;zwnj;گذارد که هر لحظه آن امضای خاص فیلمساز را دارد.&lt;br /&gt;
اوزو و &amp;laquo;داستان توکیو&amp;laquo; به عنوان یکی از قله&amp;zwnj;های فیلمسازی او از یک&amp;zwnj;سو جهانی به شدت ژاپنی بنا می&amp;zwnj;کند که مناسبات و روابط درون فیلم حتی تا مرز یک مستند قوم&amp;zwnj;نگار پیش می&amp;zwnj;رود و دنیا و جهان و افکار مردمانی خاص با عادت&amp;zwnj;ها و سنت&amp;zwnj;های ویژه خودشان را با ما قسمت می&amp;zwnj;کند، از سوی دیگر کنکاش دقیقی است در احوال ژاپن پس از جنگ دوم جهانی با همه شکست&amp;zwnj;ها و سرخوردگی&amp;zwnj;ها و نومیدی&amp;zwnj;ها که همگی در بستر یک داستان غیر خطی جریان دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تمام فیلم شرح ساده دیدار یک پدر و مادر پیر از فرزندانشان در توکیو است، اما همین داستان خطی بستر مناسبتی است برای اوزو که به مایه&amp;zwnj;ها و دلمشغولی&amp;zwnj;های همیشگی&amp;zwnj;اش بپردازد و اینجا به بهترین نحو مایه اصلی و اساسی آثارش را با ما قسمت کند: تقابل سنت و مدرنیته. فیلم در ظاهر و باطن به اصلی&amp;zwnj;ترین مسأله جامعه ژاپن دیروز- و امروز- می&amp;zwnj;پردازد و آن سنت&amp;zwnj;ها و ارزش&amp;zwnj;های کهنی است که در در برابر نوع زندگی مدرن قرار می&amp;zwnj;گیرند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/tokyo_s.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;اوزو در &amp;laquo;داستان توکیو&amp;raquo; هیچ&amp;zwnj;کس را محکوم نمی&amp;zwnj;کند. نگاه او به جامعه&amp;zwnj;ای است ویران و درهم شکسته.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;داستان توکیو تنها چند شخصیت دارد اما با دیالوگ&amp;zwnj;هایی به شدت ساده و با حذف تمام دیالوگ&amp;zwnj;ها و توضیحات اضافی نگاهی به شدت مینی&amp;zwnj;مالیستی دارد و جلو&amp;zwnj;تر از زمان خودش است. با شخصیت&amp;zwnj;های فیلم که اتفاقاً رفتارشان شدیداً با ما متفاوت است (از تکرار جمله&amp;zwnj;ها تا رفتار بیش از حد احترام&amp;zwnj;آمیز با اعضای خانواده که مختص به فرهنگ ژاپنی است) همذات&amp;zwnj;پنداری می&amp;zwnj;کنیم و همه آنها، چه خوب و چه خاکستری،  نگاه&amp;zwnj;ها و جهان&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;های متفاوتی دارند و بخشی از جهان اطراف ما و همچنین تقابل سنت و مدرنیته را بیان می&amp;zwnj;کنند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اوزو هیچ&amp;zwnj;کس را محکوم نمی&amp;zwnj;کند. حتی خواهر بزرگ&amp;zwnj;تر که&amp;zwnj;گاه تندخو و بی&amp;zwnj;احساس به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد، شخصیتی کاملاً منفی نیست؛&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان&amp;zwnj;طور که در پایان از نوریکو (عروس خانواده) به شکلی تقدس&amp;zwnj;زدایی می&amp;zwnj;کند و نوریکو خود به تلخی زندگی و گذر زمان و چگونگی عوض شدن آدم&amp;zwnj;ها اشاره می&amp;zwnj;کند و می&amp;zwnj;گوید که او هم شاید روزی مانند برادر و خواهر شوهرمرده&amp;zwnj;اش عمل کند و در پایان هم  پس از دیالوگ&amp;zwnj;های کلیدی، با پدر خانواده و اعتراف به تنهایی و نیاز&amp;zwnj;هایش برای اولین بار در طول فیلم با قطار که نمادی از مدرنیسم است، از دید ما ناپدید می&amp;zwnj;شود و به سوی آینده می&amp;zwnj;شتابد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نگاه اوزو به جامعه&amp;zwnj;ای است ویران و درهم شکسته که در معدود نماهای خارجی اثر در پس&amp;zwnj;زمینه&amp;zwnj;ای با دود سیاه وغلیظ دیده می&amp;zwnj;شود و تلخی&amp;zwnj;اش را به درون کوچک&amp;zwnj;ترین عضوش یعنی خانواده تسری می&amp;zwnj;بخشد. در واقع مسأله اصلی اوزو در تمامی فیلم&amp;zwnj;هایش خانواده و مسأله حفظ یا گسستگی آن است. در ابتدای فیلم همه چیز در خانواده گرم و جذاب به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد، اما فیلم لحظه به لحظه، با تأنی و نه با شتاب شکاف&amp;zwnj;ها و مشکلات درون خانواده و شخصیت&amp;zwnj;های آن را می&amp;zwnj;کاود. اوزو هیچ عجله&amp;zwnj;ای ندارد. همه چیز به آرامی اتفاق می&amp;zwnj;افتد؛ حتی مرگ مادر.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع فیلم به دو جهان درونی و بیرونی که به&amp;zwnj;شدت با هم در ارتباط&amp;zwnj;اند، تقسیم می&amp;zwnj;شود. مثلاً در صحنه&amp;zwnj;ای پسر به خواهر و پدرش خبر می&amp;zwnj;دهد که مادر بیمار تا صبح دوام نخواهد آورد. در صحنه بعدی ما مرگ مادر را از طریق نماهایی از روز روشن و خلوت بودن صحنه&amp;zwnj;های خارجی می&amp;zwnj;فهمیم. اولین دیالوگ پدر به طلوع زیبای آفتاب و انتظار یک روز گرم دیگر در مفهوم &amp;laquo;ادامه زندگی&amp;raquo; اشاره دارد. این دیالوگ در صحنه آخر زمانی که پدر به مانند صحنه اول فیلم با دوربینی از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زاویه با زن همسایه برخورد می&amp;zwnj;کند معادل می&amp;zwnj;یابد. این بار اما جای مادر خالی است و دیالوگ هم احساسی است، طوری&amp;zwnj;که حتی می&amp;zwnj;تواند گوشه چشم ما را &amp;zwnj;تر کند و اشاره دارد به اینکه همه چیز چقدر به&amp;zwnj;سرعت اتفاق افتاده. پدر در این صحنه می&amp;zwnj;گوید اگر می&amp;zwnj;دانست که چنین می&amp;zwnj;شود، به همسرش بیشتر محبت می&amp;zwnj;کرد و با باد زدن خود (اشاره به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان گرما) تأکید می&amp;zwnj;کند که &amp;laquo;حالا روز&amp;zwnj;ها طولانی&amp;zwnj;تر شده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ارتباط جهان درون (خانه) و بیرون (جامعه) میسر نمی&amp;zwnj;شود مگر با نماهایی که به زیبایی از یکی به دیگری قطع می&amp;zwnj;شوند. نماهای درون خانه غالباً از زاویه&amp;zwnj;ای نزدیک به زمین گرفته شده&amp;zwnj;اند و در حقیقت اوزو به شکل فروتنانه&amp;zwnj;ای تنها شاهد زندگی تلخی است که درباره آن داوری نمی&amp;zwnj;کند (فراموش نکنیم که روی سنگ قبر او بنا به خواسته&amp;zwnj;اش نوشته&amp;zwnj;اند: &amp;laquo;هیچ&amp;raquo;). نماهای به شدت حساب&amp;zwnj;شده داخلی اوزو، آدم&amp;zwnj;ها را در تنگنا نمایش می&amp;zwnj;دهد. با آنکه همه چیز بسیار مرتب به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد، اما قطع&amp;zwnj;ها از اتاقی به اتاق دیگر و راهروهای خالی و درهای ژاپنی که همه جا در کادربندی مورد استفاده قرار می&amp;zwnj;گیرند، از تکراری بودن و کسالت لحظه&amp;zwnj;های زندگی&amp;zwnj;ای خبر می&amp;zwnj;دهند که در تمام لحظات فیلم سایه گسترانیده و جهان تلخی را با ما قسمت می&amp;zwnj;کنند. از طرفی دوربین ساکن و ایستای اوزو غالباً صبر می&amp;zwnj;کند تا آدم&amp;zwnj;ها از کادر خارج شوند (یا وارد شوند) و بدین ترتیب جهان فیلم را به مثابه جهانی که در آن زندگی می&amp;zwnj;کنیم فرض می&amp;zwnj;گیرد که همه ما بازیگران آنیم و معنای زندگیمان در داخل شدن در این کادر (ارتباط با هم) خلاصه می&amp;zwnj;شود و جهان مدرن اطراف ما، به&amp;zwnj;اجبار این کادر را بیش از پیش محدود می&amp;zwnj;کند و ما را در تنگنا قرار می&amp;zwnj;دهد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/8290&quot;&gt;سینمای جهان در صد فریم از محمد عبدی در زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/08/11/18193#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14459">داستان توکیو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8290">سینمای جهان در صد فریم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-17">محمد عبدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14460">یاسوجیرو اوزو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Sat, 11 Aug 2012 09:14:04 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">18193 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>