<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14269/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>لولیتا</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14269/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>عشق ممنوع به لولیتا</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/08/06/17862</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/08/06/17862&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سینمای جهان در صد فریم        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمد عبدی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/abdmadrll01.jpg?1344623414&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;محمد عبدی- سی و دومین فیلم از مجموعه &amp;laquo;سینمای جهان در صد فریم&amp;raquo; را اختصاص دادم به فیلم کمتر ستایش شده&amp;zwnj;ای از یک فیلمساز کم&amp;zwnj;کار: &amp;laquo;لولیتا&amp;raquo; ساخته ادرین لین. لولیتا در ادامه و در راستای افکار و دنیای لین، کندوکاوی است در شخصیت یک پروفسور.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;لین از این&amp;zwnj;رو به رمان ناباکوف توجه نشان می&amp;zwnj;دهد که فرصتی استثنایی است برای پرداخت وجوه روان&amp;zwnj;شناسانه شخصیت&amp;zwnj;هایی پیچیده و در واقع شرحی است بر پیچیدگی&amp;zwnj;های بشر معاصر در برخورد با مقوله&amp;zwnj;ای به نام عشق و جایی را روایت می&amp;zwnj;کند که عشقی خالص وجود دارد (که حتی در شنیدن صدای مسواک زدن معشوق متبلور می&amp;zwnj;شود)، اما نوع عشق، غیر قابل توجیه، ممنوع و پنهان&amp;zwnj;کردنی و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت محکوم به شکست است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;لولیتا &lt;/strong&gt;(Lolita)&lt;strong&gt; چه داستانی دارد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کارگردان: ادرین لین- فیلمنامه: استفان شاف (بر اساس رمان ولادیمیر ناباکوف) - موسیقی: انیو موریکونه- بازیگران: جرمی آیرونز، ملانی گریفیث، دومینیک سواین- ۱۳۷ دقیقه- محصول آمریکا و فرانسه.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال ۱۹۴۷ هامبرت به آمریکا وارد می&amp;zwnj;شود تا در کالجی به تدریس بپردازد. در خانه شارلوت اتاقی می&amp;zwnj;گیرد و در آنجا با دختر دوازده ساله شارلوت به نام لولیتا آشنا می&amp;zwnj;شود...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ادرین لین کیست؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/abdmadrll02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;ادرین لین: فیلمسازی بسیار کم&amp;zwnj;کار&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;متولد ۱۹۴۱ در بریتانیا. آغاز کار با ساخت تبلیغات برای تلویزیون. اولین فیلم بلند در سال ۱۹۸۰ درباره نوجوانان با نام روباه&amp;zwnj;ها. موفقیت تجاری با فیلم موزیکال &amp;laquo;فلش دنس&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلمسازی بسیار کم&amp;zwnj;کار؛ عاشق پرداختن به رابطه (&amp;laquo;من دیوانه روابط هستم؛ اینکه جواب می&amp;zwnj;دهند یا نمی&amp;zwnj;دهند. همه چیز تو همین خلاصه می&amp;zwnj;شه، مگه نه؟&amp;raquo;). خبر آغاز به کار برای ساخت فیلم جدید پس از ۱۰ سال در سال ۲۰۱۲.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;لولیتا را چگونه می&amp;zwnj;توان تحلیل کرد؟ &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ادرین لین فیلمساز متفکر و صاحب سبکی است که همواره دنیای خاص خود را بنا می&amp;zwnj;کند و گسترش می&amp;zwnj;دهد. لولیتا ادامه آشکاری است بر این دنیا که با نگاهی تماتیک به&amp;zwnj;روشنی می&amp;zwnj;توان دریافت که فیلم از آن ادرین لین است و نه ولادیمیر ناباکوف (نویسنده رمان لولیتا، که اثر انگشت پر رنگش بر سراسر لولیتای قبلی ساخته استنلی کوبریک، سایه افکنده بود.)&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برتری لولیتای لین بر کوبریک را باید در سبک و سیاق دنیای سازنده&amp;zwnj;اش جست&amp;zwnj;و&amp;zwnj;جو کرد. مایه اصلی فیلم&amp;zwnj;های لین روان&amp;zwnj;شناسی بشر معاصر است و همه آثار او، بدون استثناء بر این محور بنا شده&amp;zwnj;اند. از این رو داستان در فیلم&amp;zwnj;های او چندان اهمیتی ندارد و قصه بهانه&amp;zwnj;ای بیش نیست تا در خلال آن به بررسی و کندوکاوی در اعماق شخصیت انسان معاصر پرداخته شود. فیلم&amp;zwnj;های او یا داستان سرراستی ندارند (&amp;laquo;نه و نیم هفته&amp;raquo; و &amp;laquo;نردبان جیکوب&amp;raquo;) یا اگر قصه دارند (&amp;laquo;جذابیت مرگبار&amp;raquo; و &amp;laquo;پیشنهاد بی&amp;zwnj;شرمانه و بی&amp;zwnj;وفا&amp;raquo;)، قصه آن&amp;zwnj;ها فاقد هرگونه اهمیت است (هرچند برخی به خاطر ظواهر جذاب سه فیلم آخر مورد اشاره، آن&amp;zwnj;ها را ملودرام&amp;zwnj;هایی معمولی ارزیابی می&amp;zwnj;کنند.)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لولیتا در ادامه و در راستای افکار و دنیای لین، کندوکاوی است در شخصیت یک پروفسور. لین از این رو به رمان ناباکوف توجه نشان می&amp;zwnj;دهد که فرصتی استثنایی است برای پرداخت وجوه روان&amp;zwnj;شناسانه شخصیت&amp;zwnj;هایی پیچیده و در واقع شرحی است بر پیچیدگی&amp;zwnj;های بشر معاصر در برخورد با مقوله&amp;zwnj;ای به نام عشق و جایی را روایت می&amp;zwnj;کند که عشقی خالص وجود دارد (که حتی در شنیدن صدای مسواک زدن معشوق متبلور می&amp;zwnj;شود)، اما نوع عشق، غیر قابل توجیه، ممنوع و پنهان کردنی و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت محکوم به شکست است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/abdmadrll03.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;ادرین لین اعتقاد دارد که زندگی مدرن، امکان ادامه رابطه وجود ندارد و رابطه&amp;zwnj;ها بیشتر از &amp;laquo;نه و نیم هفته&amp;raquo; دوام نمی&amp;zwnj;آورند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;رابطه&amp;raquo; مهم&amp;zwnj;ترین مسأله ادرلین لین است. در فیلم&amp;zwnj;های او شاهد ایجاد یک رابطه، شکل&amp;zwnj;گیری و تعمیق آن و سپس قطع رابطه هستیم: رابطه مایکل داگلاس و گلن کلوز در &amp;laquo;جذابیت مرگبار&amp;raquo;، می&amp;zwnj;کی رورک با کیم بیسینگر در &amp;laquo;نه و نیم هفته&amp;raquo;، رابرت ردفورد با دمی مور در &amp;laquo;پیشنهاد بی&amp;zwnj;شرمانه&amp;raquo; و دایان لین و اولیویه مارتینز در &amp;laquo;بی&amp;zwnj;وفا&amp;raquo;. این روابط، زندگی شخصیت&amp;zwnj;ها را به کل تحت تأثیر قرار می&amp;zwnj;دهند و منشأ تغییر و تحولاتی عظیم در دنیای آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;شوند. لولیتا نیز دقیقاً چنین ماجرایی را روایت می&amp;zwnj;کند: ایجاد رابطه بین هامبرت و لولیتا، شکل&amp;zwnj;گیری و عمق یافتن آن و در نهایت و به اجبار: گسست رابطه. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لین طبق معمول به آثاری توجه نشان می&amp;zwnj;دهد که حتماً پایانی تلخ داشته باشند، چرا که به باور او در زندگی مدرن، امکان ادامه رابطه وجود ندارد و رابطه&amp;zwnj;ها بیشتر از &amp;laquo;نه و نیم هفته&amp;raquo; دوام نمی&amp;zwnj;آورند. &lt;br /&gt;
این نگاه تلخ و بدبینانه بر سراسر لولیتا سایه افکنده است. از ابتدای فیلم تماشاگر درمی&amp;zwnj;یابد که پایان تلخی در انتظار ماجراست؛ پایانی که از انتظار تماشاگر هم تلخ&amp;zwnj;تر است (با مرگ دو شخصیت اصلی) و غم شخصیت&amp;zwnj;ها در صحنه&amp;zwnj;های مختلف نمود دارد: صحنه گریستن دختر در تنهایی- صحنه استادانه&amp;zwnj;ای که در آن هامبرت خبر مرگ مادر لولیتا را به او می&amp;zwnj;دهد (ابتدا با سکوتی سهمگین- در نماهایی بلند- و بعد گریه&amp;zwnj;هایی غم&amp;zwnj;انگیز از درونی آشفته که تقابل حقیقتی به نام &amp;laquo;زندگی&amp;raquo; را با سرخوشی کودکانه به نمایش می&amp;zwnj;گذارد؛ و چقدر درست) - صحنه مرگ زن (که فقط مرده&amp;zwnj;اش را می&amp;zwnj;بینیم با پیش&amp;zwnj;زمینه حرف&amp;zwnj;هایی از دل برآمده که پوچی زندگی&amp;zwnj;اش را به شکلی عیان به نمایش می&amp;zwnj;گذارد) - صحنه دعوای عصبی لولیتا و هامبرت (با جمله&amp;zwnj;ای فراموش&amp;zwnj;نشدنی از لولیتا خطاب به هامبرت) یا صحنه باران که تلخی آشکاری در دل دارد و فرصتی است برای گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوی درونی صمیمانه میان تماشاگر و شخصیت اصلی. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تکنیک لین هم از محتوای آثارش  جدا نیست. تمام فیلم بسیار راحت و روان پیش می&amp;zwnj;رود، بی&amp;zwnj;آنکه عامدانه خواسته شده باشد تکنیک عیان شود و خودنمایی کند. قطع&amp;zwnj;های به&amp;zwnj;جا و حرکات دوربین سنجیده و دقیق، ریتم موزونی به فیلم می&amp;zwnj;دهد که دقیقاً در راستای محتوای آن است. همین ریتم آرام، به موقع به ریتم تندی هم بدل می&amp;zwnj;شود: جایی که در بیمارستان، مرد به پزشک حمله می&amp;zwnj;کند، دوربین بی&amp;zwnj;قرار و نا&amp;zwnj;آرام (گاه روی دست)، نماهای کوتاه، زوایای کج و زمان&amp;zwnj;بندی دقیق و سنجیده، اضطراب و جنون حاکم بر شخصیت اصلی را به خوبی القاء می&amp;zwnj;کند. یا صحنه شلیک به مرد، که نماهای کوتاه به درستی دیزالو می&amp;zwnj;شوند و همگی از فیلمساز مسلح به اندیشه و مسلط بر ابزاری حکایت دارند که قدر ندیده و کمتر فرصت فیلمسازی می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8290&quot;&gt; سینمای جهان در صد فریم از محمد عبدی در زمانه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: پیش&amp;zwnj;پرده &amp;laquo;لولیتا&amp;raquo;، ساخته ادریان لین&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/un3UmapyAAQ?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/08/06/17862#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14270">ادرین لین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8290">سینمای جهان در صد فریم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14269">لولیتا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-17">محمد عبدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/un3UmapyAAQ" fileSize="1224" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/un3UmapyAAQ/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/un3UmapyAAQ" length="1224" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Sun, 05 Aug 2012 22:52:18 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">17862 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>