<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14246/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>تراژدی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14246/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>انسان ایدئولوگ‌ها در هیچ کجا وجود ندارد</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/08/15/17832</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/08/15/17832&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مانیفست برلین        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اوژن یونسکو        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمد ربوبی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;184&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/eugun.jpg?1345485721&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اوژن یونسکو - تآتر نمی&amp;zwnj;نویسم که داستانی نقل کنم. تآتر نمی&amp;zwnj;تواند روایی باشد، چون دراماتیک است. برای من، تآتر فقط توصیف واقعه نیست: چون در این حالت، رمان یا فیلم خواهد شد. یک قطعه تآتر، ساختاری است از چندین موقعیت و وضعیت شعور انسان که دربرگیرنده&amp;zwnj;ی همه&amp;zwnj;ی آن&amp;zwnj;هاست، اهمیت&amp;zwnj;شان بیشترمی&amp;zwnj;شود، به هم گره می&amp;zwnj;خورند و سرانجام، یا گره&amp;zwnj;ها از هم بازمی&amp;zwnj;شوند و یا با پیچیدگی غیرقابل تحملی پایان می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;چیزی پیشنهاد نمی&amp;zwnj;کنم. شکایت نمی&amp;zwnj;کنم. من معتقدم تآتری که گرایش ایدئولوژی دارد و هدف دیگری جز خود تآتر دارد، فقط به پیش&amp;zwnj;پا&amp;zwnj;افتاده&amp;zwnj;ترین ماهیت وجود انسان می&amp;zwnj;پردازد. معتقدم جامعه&amp;zwnj;ای که از تفکر منطقی جلوگیری کند، انسان را از اشتیاق&amp;zwnj;های واپس&amp;zwnj;زده و سرکوب&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;اش، از مهم&amp;zwnj;ترین نیازمندی&amp;zwnj;هایش، از حماسه&amp;zwnj;هایش، از بیم وهراس&amp;zwnj;های اصیل وجدی&amp;zwnj;اش، از نهانی&amp;zwnj;ترین واقعیت&amp;zwnj;ها و آرزوهایش دور می&amp;zwnj;کند. تآتری که در خدمت چیزی باشد، همین که بیهودگی ایدئولوژی که نمایندگی می&amp;zwnj;کند به اثبات رسد، می&amp;zwnj;میرد. هیچ الزام و تعهدی، هیچ اجباری از خارج نمی&amp;zwnj;تواند مانع من شود که در یک صبحدم ماه ژوئن، از تازه&amp;zwnj;ترین درک شعور و آگاهی خودم از وجود و هستی انسان شگفت&amp;zwnj;زده نشوم.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من انتظار می&amp;zwnj;کشم، روزی زیبایی، دیوارهای تیره و تار زندان روزانه&amp;zwnj;ام را روشن و شفاف کند. غل و زنجیرهایم، بی&amp;zwnj;ریختی و زشتی، غم و اندوه، فلاکت و پیری و مرگ است. کدام انقلاب می&amp;zwnj;تواند مرا از اینها رها سازد؟ فقط هنگامی که اسرار وجودم مرا نگران نکنند، آنگاه کمی فراغت خاطر می&amp;zwnj;یابم و اختلاف نطر با همسفران را در میان می&amp;zwnj;گذارم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیا ایدئولوژی&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;بایست کنار گذاشت؟ ایدئولوژی&amp;zwnj;ها خودکامه&amp;zwnj;اند. ایدئولوژی&amp;zwnj;ها فقط دیدگاه&amp;zwnj;ها و طرز نگرش&amp;zwnj;ها هستند. می&amp;zwnj;دانم که به ما خواهند گفت: ایدئولوژی را عینیت تعیین می&amp;zwnj;کند و انسان فقط بر مبنای شرایط عینی تاریخی آنچه را فکر می&amp;zwnj;کند که می&amp;zwnj;بایست به آن فکر کند. حقیقت ایدئولوژی دراین امر نهفته است. اما این امر اثبات&amp;zwnj; نشده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگرچه می&amp;zwnj;شود در مورد یک اثر هنری، در مورد یک واقعه، در مورد یک نظام دولتی یا اقتصادی ادعا کرد که چنین و چنان است، اگر چند تفسیر منطبق با هم باشند و یکدیگر را تأیید کنند، اگر هگل، اشپنگلر، یا مارکس یا تونبی، یا رنه گنون، یا تئولوژی، یا تحلیل روانی، تاریخ را برای من به نحوی متقاعد&amp;zwnj;کننده توضیح دهند، اگر هر ایدئولوژی الزاماً متقاعد&amp;zwnj;کننده نیست، اگر هر ایدئولوژی امری انتخابی است و انتخاب می&amp;zwnj;تواند عاقلانه نباشد و آدم عاقل هم می&amp;zwnj;تواند خطا کند، آنگاه انواع طرزتفکرها و ایدئولوژی&amp;zwnj;ها یکدیگر را ختثی می&amp;zwnj;کنند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و بعد؟ چه چیز می&amp;zwnj;تواند تصویر اصیلی از جهان به ما اهداء کند؟ هنر و دانش.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; height=&quot;147&quot; width=&quot;196&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/eugun02.jpg&quot; /&gt;اوژن یونسکو: چه چیز می&amp;zwnj;تواند تصویر اصیلی از جهان به ما اهداء کند؟ هنر و دانش.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;هر ایدئولوژی را می&amp;zwnj;توان پذیرفت، چون با فاکت&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;شود آن را رد کرد و نیز با فاکت&amp;zwnj;ها هم تأیید نمی&amp;zwnj;شود، همیشه می&amp;zwnj;شود آن را نفی کرد. ایدئولوژی عبارت است از سیستم فرضیه&amp;zwnj;ها و نظراتی که قابل اثبات هستند و یا قابل اثبات نیستند، بسته به اینکه با شور و شوق و از صمیم قلب، یعنی به طور غریزی مخالف یا موافق آن ایدئولوژی بود. اما دانشمند باید جست&amp;zwnj;وجو کند، تحقیق کند، آزمایش کند و دلایل عینی برای اثبات بیابد. فاکت&amp;zwnj;ها آن را رد می&amp;zwnj;کنند و یا تأیید می&amp;zwnj;کنند. او می&amp;zwnj;بایست پیوسته تجدید نظر کند. فاکت&amp;zwnj;ها باید عینی باشند و نه جز آن.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما ایدئولوژی عینی ( یعنی ایدئولوژی راستین، که در ذهنیت خودش عینی است) بس نادر است.&amp;laquo; آدم متفکر&amp;raquo; هرگز تابع قید و بند دقیق والزام و اجبار نمی&amp;zwnj;شود. او می&amp;zwnj;تواند هر چیزی را که می&amp;zwnj;خواهد بگوید؛ می&amp;zwnj;تواند هر ادعایی بکند، می&amp;zwnj;تواند هر چیزی را توجیه کند و به ما ثابت کند که همه چیز مشمول سیستم او می&amp;zwnj;شود؛ و واقعاً چنین به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد که همه چیز در سیستم او گنجانده شده است.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من ایدئولوگ نیستم، چون آدمی راستین هستم. بنابراین عینی&amp;zwnj;گرا هم هستم. من هنرمندم، آفریننده&amp;zwnj;ی شخصیت&amp;zwnj;هایی هستم: شخصیت&amp;zwnj;هایم نمی&amp;zwnj;توانند دروغ بگویند. اینها می&amp;zwnj;توانند فقط همانی باشند که هستند. شخصیت&amp;zwnj;هایم مایل هستند دروغ بگویند اما واقعاً نمی&amp;zwnj;توانند: چون اگر دروغ بگویند، آدم خواهد دید که دروغ می&amp;zwnj;گویند. اگر می&amp;zwnj;بایست دروغ بگویند طوری باید باشد که تماشاگران بتوانند آن را مشاهده کنند. هنر دروغ نمی&amp;zwnj;گوید. هنر راستین است. (حتی دروغ در هنر خودش را لو می&amp;zwnj;دهد. دروغ در نزد ایدئولوگ&amp;zwnj;ها نقابی است برای پرده&amp;zwnj;پوشی عقده&amp;zwnj;هایشان. در این مورد است که هنر با دانش هم&amp;zwnj;عنان می&amp;zwnj;شود.)&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حقایق ساده و نو را می&amp;zwnj;بایست به شیوه&amp;zwnj;ای ساده بیان کرد: اثر هنری درس نیست. اثر هنری تخیل است، عرضه&amp;zwnj;ی دنیای تخیلی است. ارزش آن در منطق درونی آن است، در پیوستگی و انسجام و یکپارچگی عناصر آن است، ارزشش حقیقت آن است. اگر اثر هنری چیز دیگری جز تخیل باشد، اثر هنری نخواهد بود.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اثر تآتری، اثری است تخیلی. دنیایی است که عرضه می&amp;zwnj;شود. هنر ـ کلیشه&amp;zwnj;ای که بارها و مدام فراموش شده است و باید دوباره به یاد آورد ـ تقلید طبیعت و جهان نیست. اثر تآتر، طبیعت مخصوص به خودش را دارد. تآتر دنیای دیگری است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من نمی&amp;zwnj;گویم که دنیای خلاقیت شعر و شاعری هیچ شباهتی با به اصطلاح دنیای واقعی ندارد. این دنیای تخیلی مصالح خود را از به اصطلاح دنیای واقعی برداشت می&amp;zwnj;کند. این امر زائیده&amp;zwnj;ی پیوند من هنرمند با دنیاست. کودکی است زائیده&amp;zwnj;ی این پیوند. به این معنا، اثر هنری سند یا گواهی است، زیرا این دنیای نوین آفریده شده (اثر هنری) خصوصیات پدر و مادرش را در خود نهفته دارد، اگرچه در عین حال، در تقابل با آن&amp;zwnj;هاست و کپی آن&amp;zwnj;ها نیست: &amp;laquo;دنیای دیگری&amp;raquo; است.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شگقت&amp;zwnj;زده می&amp;zwnj;شوم که می&amp;zwnj;بینم بین فیدو (Feydeau ) و من شباهت زیادی وجود دارد. این شباهت در موضوع&amp;zwnj;ها نیست، در وقایع نیست، بلکه در ریتم و در ساختار است. در ساختار قطعه&amp;zwnj;ای چون &amp;laquo;پشه&amp;zwnj;ای در گوش&amp;raquo;، آهنگِ روندِ آن بسیار شتابان است و تحرک چنان سرعت می&amp;zwnj;گیرد که تا مرز جنون می&amp;zwnj;رسد.&lt;br /&gt;
معتقدم در این&amp;zwnj;کار، وسواس و ول زدن من و تکثر تشخیص داده می&amp;zwnj;شود. شاید کمدی همین است: درنگ نامنظم شتاب تحرک.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در تراژدی و در دردرام، نوعی توالی و روی هم چیدن تأثیرات ناگهانی وجود دارد: در درام، آهنگ روندِ واقعه کند و آهسته است، ترمز می&amp;zwnj;شود و بهتر پیش می&amp;zwnj;رود. در کمدی آهنگ روندِ واقعه مستقل به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد و خالق اثر پیدا نیست. او دیگر ماشین را هدایت نمی&amp;zwnj;کند، بلکه ماشین است که او را هدایت می&amp;zwnj;کند. شاید تفاوت آن&amp;zwnj;ها در این است.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کمدی یا تراژدی: یک اثر تراژدی را در نظر آورید که روند تحرکش سریع&amp;zwnj;تر شود: از این تراژدی یک کمدی حاصل می&amp;zwnj;شود. اگر محتوای روان&amp;zwnj;شناسانه ازشخصیت&amp;zwnj;ها تهی شود، آنگاه یک کمدی خواهید داشت. از قهرمان، آدم اجتماعی ناب بسازید که وارد حقیقت اجتماعی و چرخه&amp;zwnj;های آن شود، آنگاه بار دیگر کمدی خواهیم داشت. قطعه&amp;zwnj;ای تراژیک ـ کمیک.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخی منتقدان بر من خرده می&amp;zwnj;گیرند که من هومانیسم انتزاعی (آبستره) را نمایندگی می&amp;zwnj;کنم: انسانی که هرگز وجود ندارد. در واقع من طرفدار انسان در همه جا هستم، خواه دوست من باشد و خواه دشمن من. انسانی که در همه جا هست، انسان مشخص (کنکرت) است. آدم انتزاعی (آبستره)، انسان ایدئولوگ&amp;zwnj;هاست: انسان ایدئولوگ&amp;zwnj;ها در هیچ کجا وجود ندارد. موقعیت و وضعیت اساسی انسان، موقعیت و وضعیت شهروندی او نیست، بلکه موقعیت و وضعیت اساسی انسان میرایی است. موقعی که من از مرگ سخن می&amp;zwnj;گویم، همه آن را می فهمند. مرگ نه بورژوازی است و نه سوسیالیستی. آن&amp;zwnj;چه از درون وجودم سرچشمه می&amp;zwnj;گیرد، بیم و هراس عمیق من است که معتبرترین و عام&amp;zwnj;ترین چیزهاست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تآتر دیگری هم امکان دارد که قوی&amp;zwnj;تر و غنی&amp;zwnj;تر است. این تآتر، تآتر سمبولیک نیست بلکه سمبل است، تمثیلی نیست بلکه اسطوره&amp;zwnj;ای است. تآتری است که منبع&amp;zwnj;اش بیم و هراس&amp;zwnj;های دایمی ماست که پنهان است ولی هویدا و قایل رؤیت می&amp;zwnj;شود. جایی است که ایده به شکل مشخص (کنکرت) تحقق می&amp;zwnj;یابد. تآتری است که تجسم بیم و هراس&amp;zwnj;های ما، به نحوی آشکار، زنده و فوق&amp;zwnj;العاده تجلی می&amp;zwnj;یابد. چنین تآتری جامعه&amp;zwnj;شناسان را گمراه می&amp;zwnj;کند ولی پژوهشگران را به فکر وامی&amp;zwnj;دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باید اعتراف کنم که اکنون، در مورد آثار ادبی و دراماتیک امر غریبی جریان دارد. به نظرم مباحثات به&amp;zwnj;ندرت در مورد خودِ آثار است، بلکه اغلب در حاشیه&amp;zwnj;ی جزئیات اثر جریان دارد. ظاهراً خود آثار بهانه&amp;zwnj;ای است برای این&amp;zwnj;گونه مباحثات. ابتدا از مؤلف اثر درخواست می&amp;zwnj;شود چیزی در مورد کارش اظهار کند و توضیحاتش بیش از خود اثر، که فقط به خودی خود وجود دارد، جلب توجه می&amp;zwnj;کند، در حالی&amp;zwnj;که فقط خود اثر است که خودش را توضیح می&amp;zwnj;دهد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ژاندارم&amp;zwnj;های چپ و ژاندارم&amp;zwnj;های راست، مایل&amp;zwnj;اند وجدان ما را ناراحت کنند، چون ما بازی می&amp;zwnj;کنیم. اما وجدان آنها می&amp;zwnj;بایست ناراحت باشد، چون عقل و خرد را از فرط بی&amp;zwnj;حوصلگی تباه می&amp;zwnj;کنند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به ما می&amp;zwnj;گویند همه چیز سیاسی است. از جهاتی آری. اما هر چیزی سیاسی نیست. سیاستمداران حرفه&amp;zwnj;ای تمام مناسبات عادی بین انسان&amp;zwnj;ها را ویران می&amp;zwnj;کنند. پرداختن به امور سیاسی، هنرمند را از خود بیگانه می&amp;zwnj;کند و او را فریب می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فقط برای آدم&amp;zwnj;هایی که عقل ناقص دارند، تاریخ پیوسته محق است. هنگامی که یک ایدئولوژی مسلط شود، ناحق است.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نه چپ&amp;zwnj;ها و نه راست&amp;zwnj;ها، هیچیک از پیشاهنگان خوش&amp;zwnj;شان نمی&amp;zwnj;آید، &amp;zwnj;چون پیشاهنگ ضد بورژوازی است. جوامع متحجر و جوامعی که رو به تحجرند قادر نیستند این امر را بپذیرند. تآتر برشت، تآتری است که به حماسه&amp;zwnj;ی یک مذهب مسلط چسبیده و مفتشان عقاید از آن دفاع می&amp;zwnj;کنند. این آتر درحال متحجر شدن است.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باید به تآتر رفت، مانند رفتن به مسابقه&amp;zwnj;ی فوتبال یا مسابقه&amp;zwnj;ی بکس و تنیس. این مسابقات واقعاً تصویر دقیقی از تآتر ناب را به ما نشان می&amp;zwnj;دهند: رودررویی ستیزه&amp;zwnj;گری، پویایی متقابل، برخوردِ نیروی اراده&amp;zwnj;ی دو طرف، بدون دلیل.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تز آبستراک درمقابل آنتی تز آبستراک، بدون سنتز: طرف مقابل بر حریف چیره می&amp;zwnj;شود، چون قدرت دارد او را از صحنه به&amp;zwnj;در برد و یا بدون این&amp;zwnj;که به هم برسند همزیستی می&amp;zwnj;کنند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مأخذ ترجمه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اوژن یونسکو (Eug&amp;egrave;ne Ionesco ) برگرفته از نشریه &amp;laquo;اکسنته&amp;raquo; (AKZENTE) شماره ۹، سال ۱۹۶۲ در برلین&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/08/15/17832#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3678">اوژن یونسکو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4813">ایدئولوژی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5300">تآتر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14246">تراژدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3239">محمد ربوبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14245">هنر ایدئولوژیک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14247">کمدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Tue, 14 Aug 2012 22:04:30 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">17832 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>