<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13872/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>چشمان باز بسته</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13872/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>شیفته و شیدای نیکول کیدمن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/07/21/17236</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/07/21/17236&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سینمای جهان در صد فریم        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمد عبدی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/nikkska01.jpg?1343235438&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;محمد عبدی- سی و یکمین فیلم از مجموعه &amp;laquo;سینمای جهان در صد فریم&amp;raquo; را اختصاص دادم به یکی از جنجالی&amp;zwnj;ترین فیلم&amp;zwnj;های استنلی کوبریک: &amp;laquo;چشمان باز بسته.&amp;raquo; کوبریک پیر، در هفتادسالگی، با پیشینه طبع&amp;zwnj;آزمایی در حیطه&amp;zwnj;ها و ژانرهای مختلف، و پس از یک سکوت دوازده ساله، به ساده&amp;zwnj;ترین و در عین حال پیچیده&amp;zwnj;ترین مسأله بشری اشاره دارد و در این راه صراحت عجیبی نشان می&amp;zwnj;دهد که در سینمایش کمتر سابقه داشت.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;چشمان بازبسته&lt;/strong&gt; (Eyes Wide Shut) &lt;strong&gt;چه داستانی دارد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/nikkska02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;استنلی کوبریک سر صحنه &amp;laquo;چشمان باز بسته&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;کارگردان: استنلی کوبریک- فیلمنامه: کوبریک و فردریک رافائل بر اساس داستانی از آرتور شنیتسلر- بازیگران: تام کروز، نیکول کیدمن، سیدنی پولاک- محصول ۱۹۹۹ آمریکا و بریتانیا- ۱۵۹ دقیقه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دکتر بیل هارفورد (کروز) ۹ سال است که با آلیس (کیدمن) ازدواج کرده و حالا یک دختر چهار - پنج ساله دارند. آن&amp;zwnj;ها در یک میهمانی شرکت می&amp;zwnj;کنند. آن دو در حالتی غیر طبیعی با هم مشاجره می&amp;zwnj;کنند و آلیس اعتراف می&amp;zwnj;کند که سال قبل به یک افسر نیروی دریایی علاقه&amp;zwnj;مند شده. بیل آشفته از خانه بیرون می&amp;zwnj;آید و پایش به یک مراسم غریب کشیده می&amp;zwnj;شود...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;استنلی کوبریک کیست؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;متولد ۱۹۲۸ در نیویورک، متوفی ۱۹۹۹. تولد در خانواده&amp;zwnj;ای یهودی اما نه مقید به مراسم دینی. هدیه گرفتن دوربین عکاسی از پدرش در سیزده&amp;zwnj;سالگی و علاقه&amp;zwnj;مند شدن به عکاسی. کار به عنوان عکاس در مجله لوک از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۰. ساخت چند فیلم کوتاه مستند در سال ۱۹۵۱. اولین فیلم بلند در سال ۱۹۵۳.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کار در ژانرهای مختلف. علاقه&amp;zwnj;مند به پرداختن به موضوعات &amp;laquo;بزرگ&amp;raquo; از خدا تا جنگ در طول دوره کاری&amp;zwnj;اش.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;چشمان باز بسته را چگونه می&amp;zwnj;توان تحلیل کرد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کوبریک در گذر نزدیک به ۵۰ سال فیلمسازی، در انتهای عمرش، در حیطه تازه&amp;zwnj;ای گام می&amp;zwnj;نهد: او در وصیتنامه&amp;zwnj;اش نه داعیه نجات بشر را دارد (دکتر استرنج لاو) و نه می&amp;zwnj;خواهد تمام پرسش&amp;zwnj;های انسان را درباره هستی و حیات پاسخ دهد (۲۰۰۱: اودیسه فضایی)، بلکه ظاهراً قصد دم دست&amp;zwnj;تر و سهل&amp;zwnj;الوصول&amp;zwnj;تری دارد: شرح رابطه یک زوج.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کوبریک پیر، در هفتادسالگی، با پیشینه طبع&amp;zwnj;آزمایی در حیطه&amp;zwnj;ها و ژانرهای مختلف، و پس از یک سکوت دوازده&amp;zwnj;ساله، به ساده&amp;zwnj;ترین و در عین حال پیچیده&amp;zwnj;ترین مسآله بشری اشاره دارد و در این راه صراحت عجیبی نشان می&amp;zwnj;دهد که در سینمایش - به استثنای پرتقال کوکی- کمتر سابقه داشت. کوبریک تلخی&amp;zwnj;اش را به شکل عیانی به رخ تماشاگر می&amp;zwnj;کشد: به بن&amp;zwnj;بست رسیدن روابط انسانی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او در این راه وجه روانی قضیه را اصل می&amp;zwnj;کند، طوری که فیلم در واقع شرحی است از یک وسوسه فکری (obsession ) که همواره ذهن را مشغول می&amp;zwnj;کند و موجب آزار می&amp;zwnj;شود. از این رو شاهدیم که زوج اصلی فیلم چطور رفته رفته به مرز انهدام می&amp;zwnj;رسند. در ابتدای فیلم، ظاهراً این زوج از همه مواهب زندگی برخوردارند: آن&amp;zwnj;ها در رفاه کامل به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برند، شأن و قرب اجتماعی دارند، به نظر می&amp;zwnj;رسد با هم خوشبخت&amp;zwnj;اند و هر دو به طرز عیانی جوان و جذاب و مورد توجه هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/nikkska03.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;ماجرا از یک میهمانی آغاز می&amp;zwnj;شود&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;ماجرا از یک میهمانی آغاز می&amp;zwnj;شود؛ جایی که ظاهراً همه در حال خوشگذرانی هستند. فیلم را می&amp;zwnj;توان به یک مقدمه و سه موومان تقسیم کرد. در مقدمه با زوج اصلی فیلم آشنا می&amp;zwnj;شویم. موومان اول فصل میهمانی است و موومان دوم، بعد از میهمانی تا پایان صحنه اعتراف و موومان سوم پس از آن تا به انتها.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مقدمه به جایگاه این دو شخصیت پی می&amp;zwnj;بریم و به اندازه کافی با آن&amp;zwnj;ها آشنا می&amp;zwnj;شویم. در موومان اول، کوبریک به بقیه میهمان&amp;zwnj;ها توجهی نشان نمی&amp;zwnj;دهد و به طور مختصر و ظریف به روابط و کارهای زوج اصلی می&amp;zwnj;پردازد و به&amp;zwnj;درستی زمینه&amp;zwnj;چینی می&amp;zwnj;کند برای موومان دوم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موومان دوم- که اوج فیلم است و نزدیک به شاهکار- با یک سکانس بی&amp;zwnj;نظیر دیالوگ بین زن و مرد پایان می&amp;zwnj;یابد. مرد می&amp;zwnj;گوید که به زن اطمینان کامل دارد &amp;laquo;چون عاشقش است، آن&amp;zwnj;ها با هم ازدواج کرده&amp;zwnj;اند و هرگز به زنش دروغ نگفته.&amp;raquo; اما همه چیز آنطور نیست که باید باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اینجا به بهترین وجه ممکن به درون شخصیت&amp;zwnj;ها رسوخ می&amp;zwnj;کنیم. صراحت حرف&amp;zwnj;ها واقعاً تکان&amp;zwnj;دهنده است؛ به&amp;zwnj;خصوص به  یاری بازی&amp;zwnj;های درخشان هر دو بازیگر و کارگردانی در عالی&amp;zwnj;ترین شکل ممکن، روحیات درونی هر دو نفر در این لحظه بحرانی به تصویر کشیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صدای زنگ تلفن، مکث بیل، و بعد صدای گرفته&amp;zwnj;اش در تلفن، پایان این فصل درخشان و آغاز هم&amp;zwnj;ذات&amp;zwnj;پنداری شدید تماشاگر با شخصیت اصلی است. همه پیاده&amp;zwnj;روی&amp;zwnj;ها با حرکات دقیق دوربین، دیزالوهای مکرر، زوم&amp;zwnj;های به هنگام و قطع&amp;zwnj;های درست به تصویر ذهنی، تماشاگر را در حال و روز وخیم شخصیت اصلی به شدت شریک می&amp;zwnj;کند. ظرافت&amp;zwnj;های کوچکی هم دخیل می&amp;zwnj;شوند؛ از مزاحمت چند جوان خیابانگرد تا ظرافت&amp;zwnj;های دیگری که در طول فیلم کم نیستند (از رخ دادن وقایع در کریسمس - که با مفهوم خانواده پیوند دارد و تلخی ماجرا را دو چندان می&amp;zwnj;کند- تا اظهار عشق زن به بیل در کنار جسد پدرش- که وحشتناک به نظر می&amp;zwnj;رسد- یا استفاده به&amp;zwnj;جا و درست از تلفن- که به موتیف فیلم بدل می&amp;zwnj;شود.)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت با فیلمی کاملاً دوپاره روبرو هستیم: موومان سوم به کل ساز دیگری می&amp;zwnj;زند، گویی که با فیلم دیگری مواجه می&amp;zwnj;شویم؛ نوعی فیلم معمایی/ هیچکاکی که اصلاً مسأله فیلم نیست. با این حال سکانس مراسم غریب فیلم به تنهایی در یادماندنی است. همه وقایع مراسم ضمن رجوع به گذشته و یادآوری دوران روم باستان، به نوعی آپوکالیپتیک (آخرالزمانی) هم هست، به شکلی که همه انسان&amp;zwnj;های درگیر آن، ماسک بر چهره دارند و به یک معنی از چهره انسانی خود تهی شده&amp;zwnj;اند. این سکانس با حال و هوای وهم&amp;zwnj;آلودش، با همراهی یک موسیقی حیرت&amp;zwnj;انگیز، تماشاگر را تا سرحد مسخ شدن پیش می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/nikkska04.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;میان خواب و بیداری مرز چندانی نیست&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;بیل اینجا گویی زندگی دیگری را تجربه می&amp;zwnj;کند؛ یک نوع مرگ. این در رؤیای زن هم هست و بدین&amp;zwnj;ترتیب تلویحاً به نوعی ارتباط غیر مادی اشاره می&amp;zwnj;شود؛ اینکه میان خواب و بیداری مرز چندانی نیست؛ به شکلی که مثلاً خمیازه کشیدن آلیس رابطی می&amp;zwnj;شود میان دو دنیا، و موتیف فیلم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال (و به رغم دو پارگی&amp;zwnj; فیلم و کشدار بودن بخش&amp;zwnj;های انتهایی آن)، چشمان باز بسته، فضاسازی حیرت انگیزی دارد. کوبریک شاید به بهترین شکل ممکن موفق می&amp;zwnj;شود هر آنچه که در ذهن دارد را به تصویر دربیاورد. اصلی&amp;zwnj;ترین نیت او، خلق فضایی غریب و نامأنوس، تلخ و تیره، جنون&amp;zwnj;آمیز و آپوکالیپتیک است که در آن به شدت موفق به نظر می&amp;zwnj;رسد. جز آن موفق می&amp;zwnj;شود سیر درهم&amp;zwnj;شکستن تدریجی یک انسان- انسان&amp;zwnj;ها- را به تصویر بکشد. فیلم از ظاهر و دنیای بیرونی می&amp;zwnj;آغازد (تأکید بر اینکه دو شخصیت اصلی پیش از میهمانی به سر و وضعشان می&amp;zwnj;رسند) و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت با درونی&amp;zwnj;ترین احوال روحی انسان پایان می&amp;zwnj;پذیرد، و این مسیری است که تماشای آن می&amp;zwnj;تواند تماشاگر را کاملاً به هم بریزد و او را وادارد تا به همه چیزهای تثبیت&amp;zwnj;شده نگاه مجددی داشته باشد؛ اما کوبریک (که آشکارا شیفته و شیدای زیبایی سحرانگیز بازیگرش، نیکول کیدمن، به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد)، آخرین پاسخ را بر زبان او جاری می&amp;zwnj;کند: Fuck&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8290&quot;&gt; سینمای جهان در صد فریم از محمد عبدی در زمانه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: پیش&amp;zwnj;پرده چشمان باز بسته ساخته استنلی کوبریک&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/NIAneEiWEJ4?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/07/21/17236#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4541">استنلی کوبریک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8290">سینمای جهان در صد فریم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-17">محمد عبدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13872">چشمان باز بسته</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/NIAneEiWEJ4" fileSize="1219" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/NIAneEiWEJ4/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/NIAneEiWEJ4" length="1219" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Fri, 20 Jul 2012 22:46:35 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">17236 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>