<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13779/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>سپیده شایان</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13779/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>حقوق بشر و افق دید ما</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/07/23401</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/07/23401&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در گفت‌وگو با محمدرضا نیکفر، نویسنده و پژوهشگر- بخش نخست        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;296&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/matis.jpg?1361820646&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سپیده شایان - درک ما از حقوق بشر دچار چه محدودیتی است؟ گفتمان حقوق بشر در ایران دارای چه ویژگی&amp;zwnj;هایی است که باعث می&amp;zwnj;شود محدود باشد؟ فرق مبارزه حقوق بشری و سیاسی چیست؟ پیوند آنها و تمایز آنها در چیست؟ نگاه ایجابی به حقوق بشر یعنی چه، و سرانجام اینکه جایگاه حق شادی، حق شاد بودن و شاد کردن، در این نگاه چیست؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در گفت&amp;zwnj;وگو با محمدرضا نیکفر، نویسنده و پژوهشگر، به این پرسش&amp;zwnj;ها پرداخته&amp;zwnj;ایم. در بخش نخست، &amp;quot;حقوق بشر&amp;quot; و &amp;quot;گفتمان حقوق بشری در ایران&amp;quot; و در بخش دوم، &amp;quot;حق شادی&amp;quot;، رابطه آن با سایر حقوق و همچنین درکی که ما ایرانیان از آن داریم، بررسی شده است. &amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;چرا در ایران، فعالیت&amp;zwnj;های حقوق بشری، جلوه محدودی دارد و به موضوعاتی معین منحصر می&amp;zwnj;شود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;محمدرضا نیکفر&lt;/strong&gt;: همه&amp;zwnj;چیز به تجربه تاریخی برمی&amp;zwnj;گردد. با توجه به این نکته می&amp;zwnj;توان هم بخش پر لیوان را دید و هم بخش تهی آن را.نخست تبیین مثبت: اکنون واژه &amp;quot;آزادی&amp;quot; برای ما عمقی دارد که ۵۰ سال پیش، ۳۰ سال پیش و ۲۰ سال پیش نداشت. خود مفهوم حقوق بشر اکنون جزءِ جدایی&amp;zwnj;ناپذیری از زبان سیاسی ما شده است.&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;3&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 250px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه، به گفت&amp;zwnj;وگوی رادیویی سارا روشن با محمدرضا نیکفر درباره &amp;quot;حق شادی&amp;quot; گوش بدهید&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130107_HappinessRight_1_MohammadRezaNikfar_SaraRushan.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 203px; height: 23px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این مفهوم در زبان سیاسی پیش از انقلاب، از نظر تواتر استفاده و از نظر وزن ارزشی آن، در جایگاهی بسیار فروتر از نحوه حضورش در گفتار امروزین بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;لازم است در نظر گیریم که از بی&amp;zwnj;حقی مطلق نمی&amp;zwnj;توان به مفهوم حق رسید. تجربه&amp;zwnj;ای از حق باید امکان&amp;zwnj;پذیر شود تا بتوان حق&amp;zwnj;خواهانه به انتقاد از وضع موجود پرداخت.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mohammadreza-nikfar-2.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 200px;&quot; /&gt;محمدرضا نیکفر: از بی&amp;zwnj;حقی مطلق نمی&amp;zwnj;توان به مفهوم حق رسید. تجربه&amp;zwnj;ای از حق باید امکان&amp;zwnj;پذیر شود تا بتوان حق&amp;zwnj;خواهانه به انتقاد از وضع موجود پرداخت. انقلاب بهمن بر مبنای تجربه&amp;zwnj;ای از حق صورت گرفت: آن کس که حقی نداشت، می&amp;zwnj;دانست که حقی وجود دارد و او بر آن شد آن را بخواهد و آن کس که در محدوده خود حقی داشت و از آن آگاه بود، در پی گسترش آن بود. انقلاب اما بر مدار حق پیش نرفت.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انقلاب بهمن بر مبنای تجربه&amp;zwnj;ای از حق صورت گرفت: آن کس که حقی نداشت، می&amp;zwnj;دانست که حقی وجود دارد و او بر آن شد آن را بخواهد و آن کس که در محدوده خود حقی داشت و از آن آگاه بود، در پی گسترش آن بود. انقلاب اما بر مدار حق پیش نرفت. گروهی، برپایه یک اتفاق تاریخی، رهبر آن شد که درکی از حق نداشت، امتیازهایی را در گذشته تاریخی خود از دست داده بود که می&amp;zwnj;خواست آنها را از نو به دست آورد و از آنها فراتر رود. قدرتمندان جدید به پایه توده&amp;zwnj;ای و نیروی پشتتیبان خود حقی ندادند، حق&amp;zwnj;هایی را ستاندند اما امتیازهایی دادند. جمهوری اسلامی، رژیم تبعیض است. برای برقراری آپارتاید، خشونتی اعمال کردند که در حافظه نسل&amp;zwnj;های معاصر نظیر نداشت. زندان، شکنجه و اعدام موضوع&amp;zwnj;هایی شدند که ذهن مبارز ایرانی را بیش از هر چیزی به خود مشغول می&amp;zwnj;کردند و می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبه تراژیک مسئله این است که آنچه ذهن فعال سیاسی را به خود مشغول می&amp;zwnj;دارد، آنی نیست که مشغولیت ذهن و زندگی جامعه و مردم زحمتکش و ستمدیده است. باید بحرانی درگیرد و جنبشی نیرومند به پا شود، تا میان مبارز پیشرو و مردم هم&amp;zwnj;اندیشی و همدلی شایسته&amp;zwnj;ای پدید آید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی آنکه پای سرزنش در میان باشد به این واقعیت اشاره می&amp;zwnj;کنم که مبارزان، از مجموعه به&amp;zwnj;هم&amp;zwnj;پیوسته حقوق بشر بر حقوقی دست می&amp;zwnj;گذارند که پاسخ حق&amp;zwnj;کشی در زندان و محکمه و تأکید بر آزادی بیان هستند. اما برای آگاهی&amp;zwnj;دهی به مردم و برانگیزاندن آنها باید به بخش&amp;zwnj;های دیگری از کاتالوگ حقوق بشر هم توجه کرد و بیشتر هم توجه کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منظورتان به طور مشخص چه مواردی است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش&amp;zwnj;هایی که به زیست آنها ارتباط مستقیم&amp;zwnj;تری دارد. مبارز، ذهنی انتزاعی دارد، می&amp;zwnj;تواند حقوق را دسته&amp;zwnj;بندی کند، با خوش&amp;zwnj;بینی می&amp;zwnj;توان گفت که بر اهمیت همه آنها آگاهی دارد، اما این دسته را بر آن دسته اولویت می&amp;zwnj;دهد. در این اولویت&amp;zwnj;دهی تجربه خود را معیار قرار می&amp;zwnj;دهد و ترتیبی را که گویا منطقی است. مردم اما از تجربه مشخص خود عزیمت می&amp;zwnj;کنند. آنها حقوق بشر را نه به عنوان کاتولوگی از مفاهیم و اصول انتزاعی، بلکه مورد به مورد به عنوان حقوقی اندرمی&amp;zwnj;یابند که شهروند باید از آنها برخوردار باشد. اولویت&amp;zwnj;های مبارز اولویت&amp;zwnj;های رسانه&amp;zwnj;ای است، از جنس اولویت&amp;zwnj;های روزنامه&amp;zwnj;نگار و نویسنده و هنرمند است. مسائل مردم در رسانه منعکس می&amp;zwnj;شوند، اما از کانال گزینش و تفسیری که در رسانه صورت می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/zamnhr10.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 135px;&quot; /&gt;دایره رسانه گسترده&amp;zwnj;تر شده و امکان حضور رسانه&amp;zwnj;ای مردم بالاتر رفته است. به نظر می&amp;zwnj;رسد که با انقلاب رسانه&amp;zwnj;ای آنچه در مورد رسایی اندک جامعه در وضعیت عادی و رسانا شدن آن در وضعیت بحرانی گفته شد، نیاز به تصحیح داشته باشد. جامعه اینک رساناتر شده است، اما آنچه در رسانه&amp;zwnj;های آن رسانده می&amp;zwnj;شود، آن حالت ویژه خطاب به یکدیگر را ندارد که یکدلی و اراده واحد را برانگیزاند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بحران سرتاسری، آن موقعیتی است که کل جامعه به رسانه تبدیل می&amp;zwnj;شود. این حالتی است که قدرت رسانه&amp;zwnj;ای جامعه به شدت بالا می&amp;zwnj;رود و عایق&amp;zwnj;هایی که به هر دلیل میان بخش&amp;zwnj;ها و قشرهای آن وجود دارند، توانایی جداسازنده خود را از دست می&amp;zwnj;دهند. در این حالت مردم بر حق همرسانش، بیش از هر حق دیگری تأکید می&amp;zwnj;کنند: بر حق مجتمع شدن، تظاهرات کردن، بیان آزادانه خواسته&amp;zwnj;ها.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;لازم است این را در نظر گیریم که قدرت رسانه نسبت به گذشته بسیار بیشتر شده...&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آری، دایره رسانه گسترده&amp;zwnj;تر شده و امکان حضور رسانه&amp;zwnj;ای مردم بالاتر رفته است. به نظر می&amp;zwnj;رسد که با انقلاب رسانه&amp;zwnj;ای آنچه در مورد رسایی اندک جامعه در وضعیت عادی و رسانا شدن آن در وضعیت بحرانی گفته شد، نیاز به تصحیح داشته باشد. جامعه اینک رساناتر شده است، اما آنچه در رسانه&amp;zwnj;های آن رسانده می&amp;zwnj;شود، آن حالت ویژه خطاب به یکدیگر را ندارد که یکدلی و اراده واحد را برانگیزاند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینکه افراد در چه وضعیتی و چگونه می&amp;zwnj;توانند از یکدیگر در خطاب کردنشان سوژه بسازند، سوژه&amp;zwnj;ای که عامل دگرگونی شود، نیاز به بحثی دیگر دارد. اما به هر حال این واقعیتی است که جامعه نسبت به گذشته رسانه&amp;zwnj;مندتر شده است، رساناتر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;چرا در شرایطی که جامعه امکان بالایی برای دسترسی به رسانه و بیان خود دارد، توانایی آشکار و قطعیت&amp;zwnj;بخشی برای بیان مسائل اصلی خود ندارد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسائل به ندرت با نام واقعی&amp;zwnj;شان و محتوای عینی&amp;zwnj;شان بیان می&amp;zwnj;شوند. همواره چنین بوده و چون چنین بوده، تاریخ بشری این&amp;zwnj;قدر پررنج است؛ در آن مسئله روی مسئله انباشته می&amp;zwnj;شود. اگر ما عقل و فهم تبیین مسائل و توافق برای حل آنها را می&amp;zwnj;داشتیم، به &amp;quot;شاه و قهرمان و یزدان&amp;quot; نیازی نداشتیم و آن&amp;zwnj;سان که در سرود انترناسیونال آمده رهایی خود را به دست می&amp;zwnj;آوردیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/zamnhr08.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 160px;&quot; /&gt;اگر تبیین مسائل مطلوب نیست، که واقعا هم نیست، این بدون تعارف به مشکلات فرهنگی و سطح موجود آگاهی بر حقوق شهروندی خود و ضعف در نگرش انتقادی نسبت به اساس وضعیت موجود برمی&amp;zwnj;گردد. این مشکل به رسانه&amp;zwnj;های حرفه&amp;zwnj;ای منتقد هم برمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در تاریخ توانایی قطعیت&amp;zwnj;بخشی برای بیان مسائل وجود ندارد، اما از طرف دیگر تاریخ همانا عرصه طرح و باز شدن و درهم پیچیدن مسائل انسانی است. می&amp;zwnj;توانیم رسانه در مفهوم گسترده آن را پهنه&amp;zwnj;ای در جامعه در نظر گیریم که در آن مسائل طرح می&amp;zwnj;شوند، آن هم به هر نامی، به هر زبانی، به هر شکلی. بر این قرار سنگ&amp;zwnj;نوشته هم می&amp;zwnj;شود رسانه. در این پهنه، در عصر جدید رسانه تخصصی هم شکل می&amp;zwnj;گیرد. از آغاز یک رسانه رسمی و حرفه&amp;zwnj;ای داریم و یک رسانه غیر رسمی و غیر حرفه&amp;zwnj;ای، مثلا روزنامه داریم و شب&amp;zwnj;نامه. شب&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;ها معمولاً درد مردم را بهتر بیان می&amp;zwnj;کنند. پیشرفت تکنیک اکنون این امکان را داده که شب&amp;zwnj;نامه را در روز هم منتشر کرد، آن هم در تیراژی بالا و با خطر کمتری در جریان تهیه و پخش آن.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکنون در کنار رسانه&amp;zwnj;های حرفه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;، رسانه&amp;zwnj;های غیرحرفه&amp;zwnj;ای به رکن بسیار درخور اعتنایی در پهنه همرسانش شده&amp;zwnj;اند. رسانه&amp;zwnj;های به اصطلاح شهروندی &amp;minus;هم &amp;minus; مسائل مردم را بازتاب می&amp;zwnj;دهند، به گونه&amp;zwnj;ای که با تفسیر و تحلیل انتقادی آنها می&amp;zwnj;توان به تقریری قطعی در این یا آن مورد رسید که مسئله&amp;zwnj;ای وجود دارد. می&amp;zwnj;توان دید که در آنها درکی از حق و ار&amp;zwnj;اده&amp;zwnj;ای کمابیش روشن برای حق&amp;zwnj;خواهی وجود دارد. مسائل به هر حال نمود می&amp;zwnj;یابند، در همه رسانه&amp;zwnj;ها. کاملاً مشخص بگوییم: اگر تبیین مسائل مطلوب نیست، که واقعا هم نیست، این بدون تعارف به مشکلات فرهنگی و سطح موجود آگاهی بر حقوق شهروندی خود و ضعف در نگرش انتقادی نسبت به اساس وضعیت موجود برمی&amp;zwnj;گردد. این مشکل به رسانه&amp;zwnj;های حرفه&amp;zwnj;ای منتقد هم برمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;یعنی مشکل در اصل به سانسور و محدودیت در انتشار رسانه برنمی&amp;zwnj;گردد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سانسور مسئله مهمی است، فقط مسئله&amp;zwnj;ای &amp;quot;ارشادی&amp;quot;&amp;minus;پلیسی&amp;minus;تکنیکی نیست، درونی می&amp;zwnj;شود، از درون می&amp;zwnj;آید و صدا را برنیامده خفه می&amp;zwnj;کند. ما عمدتاً به وجه تکنیکی و بیرونی سانسور می&amp;zwnj;پردازیم و از عمق آن غافلیم. ولی حالا فرض کنیم سانسور پلیسی وجود نداشته باشد؛ مدتها طول می&amp;zwnj;کشد تا بتوانیم درست حرف بزنیم، درست مسائلمان را بیان کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/zamnhr01.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 135px;&quot; /&gt;در آستانه انقلاب ۱۳۵۷ سواد رسانه&amp;zwnj;ای ما بالاتر رفته بود، نویسنده و خواننده بیشتر داشتیم، اما فضا هیجانی&amp;zwnj;تر و نیروی حاکم غدارتر و قهارتر از آن بود که &amp;quot;رکن چهارم&amp;quot; استوار شود. در کانون این نیرو آخوند نشسته بود که اعتقاد قلبی سنتی&amp;zwnj;اش این بود که &amp;quot;رسانه یعنی من&amp;quot;، ِ&amp;quot;رسانه یعنی منبر&amp;quot; و حالا بر آن بود که رقیبانی را کنار زند که از آغاز عصر جدید ایرانی در آستانه مشروطیت، با کینه به رسانه&amp;zwnj;های جدیدشان نگریسته بود؛ از آغاز بر آن بود رقیبان را سرکوب کند، همه رسانه&amp;zwnj;ها را ضمیمه &amp;quot;منبر&amp;quot; کند و از آنها &amp;quot;محراب&amp;quot; یعنی ابزار حرب بسازد برای حفظ و گسترش قدرت.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئله&amp;zwnj;ای وجود دارد، مشکل تبیین آن را داریم و چون نمی&amp;zwnj;توانیم بیانش کنیم یا فکر می&amp;zwnj;کنیم با مخاطبمان باید با زبان دیگری حرف زد، به پرخاش رو می&amp;zwnj;آوریم. با این شبیه&amp;zwnj;سازی قصد تحقیر ندارم: رفتارمان به کودکی می&amp;zwnj;ماند که سردش است، گرمش است، گرسنه&amp;zwnj;اش است، اما نمی&amp;zwnj;تواند مشکلش را بگوید و به جای آن گریه می&amp;zwnj;کند و داد می&amp;zwnj;زند. به یاد آورید برافتادن سانسور با سقوط رضاشاه را. نیرویی وجود نداشت که یک مکتب رسانه&amp;zwnj;ای انتقادی خردگرا را برپا سازد و محوری شود تا به صداهای مختلف انتظام دهد، انتظامی که گفت&amp;zwnj;وگو را ممکن سازد. در آستانه انقلاب ۱۳۵۷ سواد رسانه&amp;zwnj;ای ما بالاتر رفته بود، نویسنده و خواننده بیشتر داشتیم، اما فضا هیجانی&amp;zwnj;تر و نیروی حاکم غدارتر و قهارتر از آن بود که &amp;quot;رکن چهارم&amp;quot; استوار شود. در کانون این نیرو آخوند نشسته بود که اعتقاد قلبی سنتی&amp;zwnj;اش این بود که &amp;quot;رسانه یعنی من&amp;quot;، ِ&amp;quot;رسانه یعنی منبر&amp;quot; و حالا بر آن بود که رقیبانی را کنار زند که از آغاز عصر جدید ایرانی در آستانه مشروطیت، با کینه به رسانه&amp;zwnj;های جدیدشان نگریسته بود؛ از آغاز بر آن بود رقیبان را سرکوب کند، همه رسانه&amp;zwnj;ها را ضمیمه &amp;quot;منبر&amp;quot; کند و از آنها &amp;quot;محراب&amp;quot; یعنی ابزار حرب بسازد برای حفظ و گسترش قدرت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکنون با تحول تعیین&amp;zwnj;کننده در تکنولوژی رسانه و با بالا رفتن سواد رسانه&amp;zwnj;ای ما (نیاز ما به &amp;quot;مصرف&amp;quot; رسانه و توانایی &amp;quot;خواندن&amp;quot; رسانه) به آن نقطه نزدیک&amp;zwnj;تر شده&amp;zwnj;ایم که بتوانیم بگوییم دیگر اگر محدودیتی وجود دارد، در اصل به عاملی بیرونی برنمی&amp;zwnj;گردد و محدودیت اصلی محدودیت دید و فهم و زبان ماست. این حدوداً همان محدودیتی است که گفتمان حقوق بشری ما به آن دچار است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;zwnj;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منظور از این محدودیت چیست؟ گفتمان حقوق بشر در ایران دارای چه ویژگی&amp;zwnj;هایی است که آن را محدود می کند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابتدا به یک مشابه ساده توجه کنیم تا مشخص شود مشکل ما تنها به رژیم حق&amp;zwnj;کش برنمی&amp;zwnj;گردد. به یک مهمانی می&amp;zwnj;رویم؛ عده&amp;zwnj;ای نشسته&amp;zwnj;اند و اتفاقاً درباره حق&amp;zwnj;کشی&amp;zwnj;های رژیم هم حرف می&amp;zwnj;زنند. در همین فضای ساده ظاهراً صمیمی حق&amp;zwnj;مدار، تبعیضی می&amp;zwnj;بینیم میان دو جنس، رفتار احیاناً نابه&amp;zwnj;حقی در رابطه با کودکان می&amp;zwnj;بینیم، &amp;quot;جوک&amp;quot;&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;شنویم در مورد اقوام که بیان خشن تحقیر و تبعیض و حق&amp;zwnj;کشی هستند، در ریخت&amp;zwnj;وپاشی مشارکت می&amp;zwnj;کنیم که دور است از عدالت و از آگاهی زیست&amp;zwnj;محیطی که پایبندی به حق عمومی بشریت و نسل&amp;zwnj;های آینده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/zamnhr03.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 149px;&quot; /&gt;باورهای ایدئولوژیک دوران انقلابی&amp;zwnj;گری، که از اواخر دهه ۱۳۶۰ بحران و درهم&amp;zwnj;شکستگی&amp;zwnj;شان آشکار شد، جایشان را به باورهای تازه&amp;zwnj;ای دادند، که از آن جمله&amp;zwnj;اند ملی&amp;zwnj;گرایی، قوم&amp;zwnj;گرایی و &amp;quot;حقوق بشر&amp;quot;. همان&amp;zwnj;گونه که آن باورهای ایدئولوژیک اجازه نمی&amp;zwnj;دادند به خواست آزادی توجه لازم شود و ماهیت رژیم حاکم درست تشخیص داده شود، این بار هم بخش&amp;zwnj;های بزرگی از واقعیت در محدوده &amp;quot;نقطه کور&amp;quot; دید ما قرار می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما همه حق&amp;zwnj;کشی می&amp;zwnj;کنیم و چون چنین است رژیمی داریم حق&amp;zwnj;کش. رژیم در حق&amp;zwnj;کشی بی&amp;zwnj;نظیر است، اما اتفاقی نیست که عمر درازی یافته است؛ این چیزی است که بدون همدلی و همدستی گسترده در جامعه میسر نبوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس از انقلاب، پرسش مرکزی گروه&amp;zwnj;های سیاسی طیف چپ این بود: این رژیم خلقی است، یا ضد خلقی؟ هرکس می&amp;zwnj;گفت خلقی است، حمایت می&amp;zwnj;کرد، هرکس می&amp;zwnj;گفت ضد خلقی است، مخالفت. من وقتی (از نظر خودم) به شعور سیاسی دست یافتم که این منطق ساده را کنار گذاشتم، چشم بر همدستی&amp;zwnj;ها و همپوشی&amp;zwnj;های دولت و ملت نبستم، و به این نتیجه رسیدم که رژیم خلقی است و آنگونه خلقی است که هیچ شکی برای من به جا نمی&amp;zwnj;گذارد که باید با آن مخالف باشم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این سخن&amp;zwnj;ها به معنای انحراف نگاه از سیاست به جامعه و فرهنگ نیست. طبعا برای تحول فرهنگی، تحول اجتماعی و تحول در آگاهی حقوقی لازم است که نظام سیاسی دگرگون شود. در این شکی نیست، اما لازم است به لزوم تحول&amp;zwnj;های بنیادی اصالت دهیم، تا حساس باشیم در این مورد که تحول سیاسی بایستی در چه جهتی صورت گیرد. سیاست کلید تحول است، اما کدام در را به روی ما خواهد گشود؟ مسئله این است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برگردیم به اصل موضوع: گفتمان کنونی حقوق بشری به دنبال شکست مبارزه&amp;zwnj;های دهه&amp;zwnj; نخست زندگی خونبار جمهوری اسلامی شکل گرفت. این گفتمان به تدریج چنان گسترده شد که حضور رسانه&amp;zwnj;ای آن از حضور رسانه&amp;zwnj;ای گروه&amp;zwnj;های سیاسی به عنوان گروه&amp;zwnj;های سیاسی فراتر رفت. این گفتمان چه بسا حامل باری است یا مدعی حامل باری است که در اصل باید بر دوش مبارزه سیاسی و حزبی قرار گیرد. در دوره&amp;zwnj;های افت جنبش، این تصور ساده&amp;zwnj;دلانه جای سیاست&amp;zwnj;های ساده&amp;zwnj;دلانه را می&amp;zwnj;گیرد که می&amp;zwnj;توان با کنش&amp;zwnj;گری رسانه&amp;zwnj;ای و مجموعه&amp;zwnj;ای فعالیت در رابطه با نهادهای بین&amp;zwnj;المللی مشکل رژیم ستمگر را حل کرد و سامانی بر مبنای حقوق بشر ساخت. این تصور تصریح نمی&amp;zwnj;شود، اما می&amp;zwnj;توان به سادگی خطوط آن را در اعلامیه&amp;zwnj;ها و اکسیون&amp;zwnj;ها دید و از حالت مضمر درآورد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روشن است که همه ما باید سپاسگزار افراد، گروه&amp;zwnj;ها و سازمان&amp;zwnj;هایی باشیم که کارکرد رژیم دینی حاکم را &amp;minus; که جنایت عنوان منصفانه&amp;zwnj;ای برای توصیف آن است &amp;minus; در سطح داخل و خارج افشا می&amp;zwnj;کنند و توجه ویژه&amp;zwnj;ای به کشتار و شکنجه در زندان&amp;zwnj;ها دارند. فعالیت&amp;zwnj;های بسیاری در این عرصه به نام دفاع حقوق بشر صورت می&amp;zwnj;گیرد. با وجود پرارجی و بایستگی این تلاش، نمی&amp;zwnj;بایست از محدودیت&amp;zwnj;های گفتمان حقوق بشری انتقاد نکنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته مهم این است که گفتمان حقوق بشر در ایران باری ایدئولوژیک یافته است. حقیقتی که از طریق این گفتمان تبیین می&amp;zwnj;شود، محدود است. باورهای ایدئولوژیک دوران انقلابی&amp;zwnj;گری، که از اواخر دهه ۱۳۶۰ بحران و درهم&amp;zwnj;شکستگی&amp;zwnj;شان آشکار شد، جایشان را به باورهای تازه&amp;zwnj;ای دادند، که از آن جمله&amp;zwnj;اند ملی&amp;zwnj;گرایی، قوم&amp;zwnj;گرایی و &amp;quot;حقوق بشر&amp;quot;. همان&amp;zwnj;گونه که آن باورهای ایدئولوژیک اجازه نمی&amp;zwnj;دادند به خواست آزادی توجه لازم شود و ماهیت رژیم حاکم درست تشخیص داده شود، این بار هم بخش&amp;zwnj;های بزرگی از واقعیت در محدوده &amp;quot;نقطه کور&amp;quot; دید ما قرار می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهمترین موضوعی که در گفتمان حقوق بشری گم می&amp;zwnj;شود، رابطه حق با ساختار اجتماعی است. بر همین مبنا وقتی در نظر گرفته نمی&amp;zwnj;شود که حقوق بشر به عنوان حقوق شهروند تحقق می&amp;zwnj;یابد و رعیت در سامان و ساختار اجتماعی دگرگونه&amp;zwnj;ای، شهروند و دارای حق می&amp;zwnj;شود و تلاش دگرگون&amp;zwnj;کننده تلاش سیاسی است، حقوق بشر به موضوع&amp;zwnj;هایی فروکاسته می&amp;zwnj;شود که می&amp;zwnj;توان با فاصله و در کارزارهای رسانه&amp;zwnj;ای افشاگر به آنها پرداخت. منظور این نیست که نباید به آنها پرداخت، منظور نقد یک اتوماتیسم است. وجه دیگر این موضوع چشمداشت ویژه از نهادهای بین&amp;zwnj;المللی و بها دادن و امید بستنِ گزافه&amp;zwnj;گرا به دیپلماسی است و غفلت از &amp;quot;حقوق بشر&amp;quot;ی است که در نهایت چیزی جز سیاست نیست و ارج واقعی آن در چشم کانون&amp;zwnj;های قدرت جهانی چیزی بیش از یک ابزار نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی گرایش&amp;zwnj;های چشمگیر در گفتمان حقوق بشری ما و در میان پیش&amp;zwnj;برندگان آن اینهایند:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; رفتن در قالب و نقش قربانی، درونی کردن این نقش، بی&amp;zwnj;میلی به انجام فعالیت آغازگر، فعالیتی جز انجام نقش قربانی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; این تصور چشمگیر در میان کنشگران این عرصه که فعالیت حقوق بشری بدیل فعالیت سیاسی است و از آن پرارج&amp;zwnj;تر است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; تصوری محدود از حقوق بشر به صورت تمرکز بر نمودهایی چون زندان و سانسور، غفلت از مبارزه در عرصه&amp;zwnj;هایی با بار اجتماعی، مبارزه در راه حق کار، حق تحصیل&amp;zwnj;، حق مسکن، حق تنفس هوای پاک و همانندهای اینها.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; غفلت چشمگیر از این موضوع که حق بشر، انتزاعی است و در واقعیت همواره به صورت حق شهروند متحقق می&amp;zwnj;شود، پس تمرکز باید بر مبارزه حق&amp;zwnj;خواهانه شهروندان باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; همبسته با این نکته اخیر، یعنی تفریط در توجه به شهروند و برانگیزاندن مبارزه او، افراط در چشمداشت از سازمان&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; و در مجموع محدود بودن نقد حق بشری به نقد رژیم، غفلت آن از نقد جامعه و فرهنگ، غفلت آن از مجموعه حق&amp;zwnj;کشی&amp;zwnj;هایی که در درون جامعه صورت می&amp;zwnj;گیرد و ریشه&amp;zwnj;دار بودن آنهاست که چنین رژیمی را بر فراز سر ما نشانده است و عمر آن را چنین دراز کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فضایی که این گفتمان ایجاد می&amp;zwnj;کند، تا در آن موجه باشد، فضای غمگین قربانیان و آوارگان و بی&amp;zwnj;پناهان است. این فضا، فضای رزمی پراراده، مغرور، مفتخر و شاد نیست؛ به نوعی آغشته به شیعی&amp;zwnj;گری است و از این نظر با طبع ما سازگار است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منظور از آغشتگی به شیعی&amp;zwnj;گری چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فرهنگ ما ویژ&amp;zwnj;گی&amp;zwnj;هایی دارد که وقتی از آنها صحبت کنیم می&amp;zwnj;فهمیم درباره چه سخن می&amp;zwnj;گوییم، حتی در آنجایی که ادعایی را درباره آنها، که گزافش می&amp;zwnj;دانیم، پس می&amp;zwnj;زنیم. ویژگی&amp;zwnj;هایی که برمی&amp;zwnj;شمریم، تفسیرهایی هستند از تجربه&amp;zwnj;هایی در زندگی و تفسیرهایی اینچنین را نمی&amp;zwnj;توان باطل کرد؛ کاری که می&amp;zwnj;توان کرد آن است که تفسیر بهتری را دربرابر آنها گذاشت که می&amp;zwnj;بیند آن تجربه&amp;zwnj;هایی را که تفسیرهای مورد انتقاد آنها در نظر گرفته&amp;zwnj;اند و ظاهراً عزیمت&amp;zwnj;گاهشان آنها هستند. با این توضیح&amp;zwnj;ها جمله&amp;zwnj;هایی را می&amp;zwnj;گویم در حد تفسیر و برداشت، نه مدعای علمی سنجیده، به صورتی روشمند سنجیدنی، اثبات&amp;zwnj;پذیر یا بطلان&amp;zwnj;پذیر.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/zamnhr02.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 226px;&quot; /&gt;&amp;quot;زرنگی&amp;quot; ایرانی جای کمی برای حق&amp;zwnj;خواهی می&amp;zwnj;گذارد، چون با زرنگی بسیاری از چیزها را می&amp;zwnj;توان به دست آورد. ما تأکید ضعیفی بر حق داریم و همچنین تأکید ضعیفی بر حقیقت. &amp;quot;حقیقت&amp;quot; ما بی&amp;zwnj;اندازه شکل&amp;zwnj;پذیر و منعطف است. با تبصره&amp;zwnj;هایی که به کلک شرعی می&amp;zwnj;مانند، می&amp;zwnj;توان هر حکمی را از قاطعیت انداخت و به سادگی راست و دروغ را درهم&amp;zwnj;آمیخت.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;شور حسینی&amp;quot; ما را درمی&amp;zwnj;گیرد، قیام می&amp;zwnj;کنیم، فورا فرو می&amp;zwnj;نشینیم و سپس توکل و تقلید می&amp;zwnj;کنیم. در دوره شکست منتظر می&amp;zwnj;مانیم، تقیه می&amp;zwnj;کنیم، از این امامزاده به آن امامزاده می&amp;zwnj;رویم، لابه و زاری می&amp;zwnj;کنیم، در همان حال به انتظار زندگی&amp;zwnj;مان را می&amp;zwnj;گذرانیم، وقت حرکت که شد، در تشخیص لحظه وامی&amp;zwnj;مانیم، ترجیح می&amp;zwnj;دهیم منتظر بمانیم. شهدا را می&amp;zwnj;ستاییم، اما حساب کار و منافع بقای خود را دقیقاً داریم. در همه موارد ناکامی، مقصر دیگران هستند. در همه حال ما سوگوار و غمزده&amp;zwnj;ایم، خاصه در جمع. شادی از آن اندرونی است، نوحه&amp;zwnj;سرایی از آن بیرونی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینها همه خصوصیات شیعی&amp;zwnj;گری هستند. منظور این نیست که مقصری جدا از ما وجود دارد به اسم مذهب شیعه. نه، به هیچ وجه! این بساط را خود ما آدم&amp;zwnj;ها درست کرده&amp;zwnj;ایم. گریه&amp;zwnj;کن اگر نباشد، روضه&amp;zwnj;خوان وجود نخواهد داشت. به قول یک دوست ارمنی، ارمنی&amp;zwnj;های ما هم شیعه&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بزرگترین پیشرفت در اندیشه سیاسی ما این است که دست از ثنویت دولت&amp;minus;ملت بکشیم. منظور چنین دوبینی&amp;zwnj;هایی است: &amp;quot;دولت ستمگر، ملت ستمدیده&amp;quot;، &amp;quot;دولت بد، مردم خوب&amp;quot;، &amp;quot;دولت دروغگو، مردم راستگو&amp;quot;. همین دولت فعلی را در نظر گیرید: بدون مجموعه&amp;zwnj;ای از همپوشی&amp;zwnj;ها میان آنها و ما، بدون مجموعه&amp;zwnj;ای از همدستی&amp;zwnj;ها و همکاری&amp;zwnj;ها، رشوه&amp;zwnj;دهی&amp;zwnj;ها و رشوه&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها، آخوندها نمی&amp;zwnj;توانستند شش ماه سر کار بمانند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی بتوانیم رشوه دهیم تا کارمان پیش رود، چرا زحمت بکشیم و دم از حق بزنیم؟ &amp;quot;زرنگی&amp;quot; ایرانی جای کمی برای حق&amp;zwnj;خواهی می&amp;zwnj;گذارد، چون با زرنگی بسیاری از چیزها را می&amp;zwnj;توان به دست آورد. ما تأکید ضعیفی بر حق داریم و همچنین تأکید ضعیفی بر حقیقت. &amp;quot;حقیقت&amp;quot; ما بی&amp;zwnj;اندازه شکل&amp;zwnj;پذیر و منعطف است. با تبصره&amp;zwnj;هایی که به کلک شرعی می&amp;zwnj;مانند، می&amp;zwnj;توان هر حکمی را از قاطعیت انداخت و به سادگی راست و دروغ را درهم&amp;zwnj;آمیخت. یک وجه دیگر این بی&amp;zwnj;توجهی به حقیقت، عامی&amp;zwnj;گری عمیقی است که آن هم از خصوصیات بارز شیعی&amp;zwnj;گری است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خلاصه&amp;zwnj; کنم: دپرسیون، دورویی، عامی&amp;zwnj;گری، تقیه، انتظار و ... زرنگی. منظورم از آغشتگی به شیعی&amp;zwnj;گری اینهایند و هم&amp;zwnj;چنان که گفتم شیعه یک پدیده تحمیلی و بیرونی نیست. دست&amp;zwnj;پرورده خودمان است، مکتبی است که بنایش کرده&amp;zwnj;ایم و در آن آموزش می&amp;zwnj;بینیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما اگر بخواهیم به حقوق شایسته شهروندی دست یابیم، تنها کافی نیست که از شر دولت فعلی رها شویم. باید از این سبک رفتار با حق و حقیقت هم دست شوییم. در مورد حقیقت باید سخت&amp;zwnj;گیرتر باشیم، توکل نکنیم، تقلید نکنیم؛ و حق&amp;zwnj;جو باشیم، حتی آنجایی که به نفع&amp;zwnj;مان نیست. پس نباید تقیه نکنیم، نباید زرنگی کنیم، نباید دورو باشیم. نهادهای ما و قراردادهای مضمر و صریح اجتماعی ما لازم است دگرگون شوند، تا به اندازه&amp;zwnj;ای لازم برای یک مدنیت شایسته فاصله بگیریم از خلق و خویی که مربیان اصلی&amp;zwnj;اش آخوندها هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;شما گستره حقوق بشر را شامل چه حق&amp;zwnj;هایی می دانید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق، در جامعه موجودیت می&amp;zwnj;یابد. در نهایت یک حق بشری محض وجود دارد، و آن حق برخورداری از حق است. پدیداری ضرورت این حق انتزاعی را می&amp;zwnj;بینیم، آنجایی که فرد منتزع می&amp;zwnj;شود از جامعه&amp;zwnj;اش. هانا آرنت، در این رابطه مثال موقعیت آوارگی را می&amp;zwnj;زند. مثال دیگری که می&amp;zwnj;توانیم بزنیم، مثال سلول انفرادی یا اتاق بازجویی است. در اینجا فرد برکنده شده است از همه حمایت&amp;zwnj;ها، دوستی&amp;zwnj;ها، محبت&amp;zwnj;ها. موقعیت شکنجه هم طبعاً جزئی از این وضعیت است. در زیر شکنجه ،آخرین حریم هم دریده می&amp;zwnj;شود که پوست تن است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/zamnhr67.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 157px;&quot; /&gt;حق بنیادی حق برخورداری از حق، و حق در معنای برخوردارانه&amp;zwnj;اش حق مشارکت است. در بیانی منفی، ناحق آن چیزی است که خلاف امکان مشارکت باشد، تبعیض&amp;zwnj;آور باشد. بر این قرار مبارزه حق&amp;zwnj;مدارانه مبارزه علیه همه شکل&amp;zwnj;های تبعیض است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق بنیادین بشری به عنوان موجود اجتماعی، حق قرار نگرفتن در چنین موقعیت&amp;zwnj;هایی است. حق بشر آن است که این گونه منتزع نشود و همواره ضمیمه باشد به جمعی حمایت&amp;zwnj;کننده، متکی باشد به همبستگی، به امکان گفتن و شنیدن. حقوق در معنای مشخصشان، نه در آن معنای محضشان، حقوق مشارکت در جامعه و گسترش حق و ژرفابخشی به حق در آن است. آنچه خلاف حق عمل می&amp;zwnj;کند، تبعیض است، و هر تبعیضی می&amp;zwnj;تواند در امتداد خود فرد را منتزع کند، به بشر محض در یک اتاق تهی فروکاهد و حریم مصون&amp;zwnj;ساز جسمش را که پوست اوست بردرد یا روان او را درهم&amp;zwnj;کوبد. آری، هر تبعیضی این پتانسیل را دارد که به تجرد فرد یا گروهی از افراد منجر شود. سلول انفرادی، ایستگاه آخر تجرد است؛ حرکت اما از جایی شروع می&amp;zwnj;شود که گاه به نظر بی&amp;zwnj;آزار می&amp;zwnj;آید. جهان پر از وسوسه و مخاطره است، پس باید مواظب باشیم. همه ما می&amp;zwnj;توانیم زندانبان و شکنجه&amp;zwnj;گر شویم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این توضیح، حق بنیادی حق برخورداری از حق، و حق در معنای برخوردارانه&amp;zwnj;اش حق مشارکت است. در بیانی منفی، ناحق آن چیزی است که خلاف امکان مشارکت باشد، تبعیض&amp;zwnj;آور باشد. بر این قرار مبارزه حق&amp;zwnj;مدارانه مبارزه علیه همه شکل&amp;zwnj;های تبعیض است. اما تنها بخشی از این مبارزه می&amp;zwnj;تواند حقوق بشری در معنای اخص آن نام گیرد: آن بخشی که به حق داشتن حق برمی&amp;zwnj;گردد، آن بخشی که در خدمت ایجاد جامعه&amp;zwnj;ای است که تازه برخوردار از آن سامان می&amp;zwnj;شود که حقوق اعضای خود را بهینه کند. اینها همان حقوقی هستند که در اعلامیه حقوق بشر آمده&amp;zwnj;اند. این اعلامیه، همچنان باکیفیت&amp;zwnj;تر و معتبر از هر متن دیگری در امر فهرست کردن حقوق اساسی بشر است. اگر امروز نوشته می&amp;zwnj;شد، می&amp;zwnj;شد تقریرهایی را پیشنهاد کرد حاوی تأکیدهایی حاصل از تجربیات دهه&amp;zwnj;های اخیر.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما ولی در عمل فهرست حقوق اساسی انسانی را بازنویسی و تفسیر می&amp;zwnj;کنیم. ما می&amp;zwnj;توانیم اعلامیه ۱۹۴۸ و هر متن دیگری از سنخ آن را نادیده گیریم، در عوض مجموعه&amp;zwnj;ای از بیانیه&amp;zwnj;های فارسی را (بیانیه&amp;zwnj;هایی را که مدام در اینترنت می&amp;zwnj;بینیم)، بدون یک گزینش معیارمند پیشاپیش، بر&amp;zwnj;گیریم و بر پایه آنها حقوق اساسی را بنویسیم. تصور من این است که در این حال تنها به اصولی می&amp;zwnj;رسیم که به آزادی&amp;zwnj;های اساسی مربوط می&amp;zwnj;شوند (حق بیان، مصونیت جسمی ...).&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از این امر تفسیرهای مختلفی می&amp;zwnj;توانیم داشته باشیم، که شاید مهمترین&amp;zwnj;شان اینها باشند: رژیمی غدار و خون&amp;zwnj;ریز بر کشور حکم می&amp;zwnj;راند و حقوقی که ما برای آن می&amp;zwnj;جنگیم، حقوق ابتدایی برای دستگیر نشدن به هر بهانه&amp;zwnj;ای و در صورت دستگیر شدن شکنجه نشدن و برخورداری از حق دادرسی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفسیری بدیل: رژیم جنایتکار است، اما نفس اینکه ما برای دست&amp;zwnj;یابی به ابتدایی&amp;zwnj;ترین حقوق می&amp;zwnj;گنجیم، نشان&amp;zwnj;دهنده آن نیز هست که در ابتدای راه هستیم! البته می&amp;zwnj;توان با رژیمی درگیر بود که ابتدایی&amp;zwnj;ترین حقوق انسانی را رعایت نمی&amp;zwnj;کند، می&amp;zwnj;توان در این مورد افشاگری کرد، خواستار برخورداری از آن ابتدایی&amp;zwnj;ترین حقوق شد، اما در همان هنگام در بسیاری از عرصه&amp;zwnj;های هماورد بر رژیم چیره بود. ما ولی با این تصور اعلامیه نمی&amp;zwnj;دهیم. اعلامیه، کل رزم ماست و ما در آن لحظه پنداری در ابتدای راه هستیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تکرار می&amp;zwnj;کنم: ما در عمل فهرست حقوق اساسی انسانی را بازنویسی و تفسیر می&amp;zwnj;کنیم. وقتی این گونه به مسئله بنگریم، دیگر به کاتولوگ حقوق بشر، به عنوان سندی بیرونی نمی&amp;zwnj;نگریم و از متافیزیک حقوق بشر رها می&amp;zwnj;شویم. در این حال عرصه&amp;zwnj;ای اصیل گشوده می&amp;zwnj;شود برای بحث درباره گستره حقوق بشر. به باور من این گستره در تقابل قطبی با نظام تبعیض است که زندان نوک کوه یخ آن است، چکیده همه رذایل آن است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;فرق مبارزه حقوق بشری و مبارزه سیاسی در چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مبارزه با نظام تبعیض، مبارزه سیاسی است. مبارزه حقوق بشری در معنای اخص آن بخشی از این مبارزه است با تمرکز بر محور حقِ برخورداری از حق. هیچ تقابلی میان مبارزه سیاسی و مبارزه حقوق بشری وجود ندارد. ولی بایستی میان آنها بر اساس حوزه&amp;zwnj;های اختصاصی تمایز قایل شد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/zamnhr04.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 128px;&quot; /&gt;این حضور همگانی در سنگر حقوق بشر، در خارج از کشور است که رخ می&amp;zwnj;دهد. اشکالی ندارد، به شرط آنکه کارهای ممکن و لازم دیگر فروگذاشته نشوند. در خارج از کشور نیز می&amp;zwnj;توان در تقویت جامعه مدنی درون کشور کوشید.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی ببینیم که بار اصلی مبارزه سیاسی بر دوش مبارزه حقوق بشری در معنای اخص آن می&amp;zwnj;افتد، باید بدانیم که اشکالی وجود دارد. نباید ذوق&amp;zwnj;زده شویم، از این که می&amp;zwnj;بینیم همگی، کنشگران &amp;quot;حقوق بشر&amp;quot; شده&amp;zwnj;ایم. به سادگی می&amp;zwnj;توان پی برد، بسیاری از سنگرها خالی شده&amp;zwnj;اند، سنگرهایی برای پیشبرد تقابل در عرصه جامعه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این حضور همگانی در سنگر حقوق بشر، در خارج از کشور است که رخ می&amp;zwnj;دهد. اشکالی ندارد، به شرط آنکه کارهای ممکن و لازم دیگر فروگذاشته نشوند. در خارج از کشور نیز می&amp;zwnj;توان در تقویت جامعه مدنی درون کشور کوشید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این دید، می&amp;zwnj;توان به نقص&amp;zwnj;های مبارزه در حوزه حقوق بشر هم بهتر پی برد. ما در این حوزه برخلاف آنچه می&amp;zwnj;نماید، بسیار ضعیف هستیم. هنوز کانون&amp;zwnj;هایی نداریم که برخوردار از امکانات لازم باشند: آرشیو، وکیل، مترجم، رسانه ... کار عمده&amp;zwnj;ای که صورت می&amp;zwnj;گیرد دادن بیانیه است، نوشتن نامه&amp;zwnj;هایی است که چه بسا ترجمه نمی&amp;zwnj;شوند تا به دست مخاطب اصلی&amp;zwnj;شان برسند، و گاه&amp;zwnj;گاه انجام تظاهراتی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مبارزه سیاسی به چه شکل می&amp;zwnj;تواند به مبارزه حقوق بشری گره بخورد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به دو شکل. در &amp;quot;رویکردی انتقادی و سلبی&amp;quot; و در &amp;quot;رویکردی ایجابی&amp;quot;. در رویکرد سلبی می&amp;zwnj;گوییم چه نباشد، در رویکرد ایجابی می&amp;zwnj;گوییم چه باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما مهارتی که داریم در رویکرد انتقادی است، یعنی مثلا طرح اینکه شکنجه می&amp;zwnj;کنند و شکنجه نباید باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در رویکرد ایجابی، باید بگوییم برای چه مبارزه می&amp;zwnj;کنیم، برنامه مثبتمان چیست و می&amp;zwnj;خواهیم چه سامانی برقرار شود تا حقوق بشر در ایران متحقق شود. در این رویکرد ایجابی باید طرحی از یک زندگی شایسته پیش گذاریم. اندیشه بر این طرح باعث می&amp;zwnj;شود که محدودیت&amp;zwnj;های ذهن و فرهنگ سیاسی خود را دریابیم، و از طریق بحثی که درمی&amp;zwnj;گیرد، به محدودیت&amp;zwnj;های نگاه انتقادی و سلبی خود هم پی ببریم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نظر من این است: آنقدر ما درگیر سلب شده&amp;zwnj;ایم، که از ایجاب غافل مانده&amp;zwnj;ایم. وحدت&amp;zwnj;ها و همنظری&amp;zwnj;ها در ایران گرد سلب و نفی است، نه بر سر مفاهیم و طرح&amp;zwnj;های اثباتی. اثبات ما را از هم جدا می&amp;zwnj;کند، نفی دور هم جمع می&amp;zwnj;کند!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این &amp;quot;منفیت&amp;quot;، افق دید ما را در زمینه حقوق بشر محدود کرده است. اگر رویکرد مثبت ما تقویت شود، آنگاه در زمینه حقوق بشر تا حد شایسته&amp;zwnj;ای بیشینه&amp;zwnj;خواه می&amp;zwnj;شویم، اما اکنون تا حد دردانگیزی کمینه&amp;zwnj;خواه هستیم. خواست&amp;zwnj;&amp;zwnj;های ما معمولا این&amp;zwnj;ها هستند: دستگیر نکنید، شکنجه نکنید، اعدام نکنید! این خواست&amp;zwnj;ها به حق هستند و ذره&amp;zwnj;ای نباید در پیشبرد آنها کوتاهی کرد، اما صرفا با آنها نمی&amp;zwnj;توان همه الزام&amp;zwnj;های کاتالوگ حقوق بشر را پوشاند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اگر در پی مفاهیم و طرح&amp;zwnj;های اثباتی باشیم در پیوند با حقوق بشر، چه گستره&amp;zwnj;ای در مقابل ما باز می&amp;zwnj;شود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در طرح ایجابی ما یک زندگی شایسته بشری را در نظر می&amp;zwnj;گیریم که در آن انسان فقط آزار نمی&amp;zwnj;بیند، این توانایی و امکان را هم دارد که سعادت خود را متحقق کند. همبسته با ایده سعادت ایده شادی است. ما در طرح ایجابی حق شادی را به عنوان یک حق بنیادی بشری در نظر می&amp;zwnj;گیریم. من پیشتر هم در جایی گفته&amp;zwnj;ام اگر قرار باشد یک قانون اساسی نوشته شود در یک خط، من پیشنهاد می&amp;zwnj;کنم چنین باشد: انسان&amp;zwnj;ها حق دارند شاد باشد!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایده مثبت حق شادی باعث می&amp;zwnj;شود ما بهتر وضعیت کنونی را ببینیم، بهتر دریابیم که شکنجه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای که در زندان&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;دهند، فشرده شکنجه عمومی انسان&amp;zwnj;هاست که کسی در ایران امروز از آن در امان نیست. سیستم، انسان&amp;zwnj;های مغموم، دپرسیو و سرافکنده می&amp;zwnj;خواهد. ایده حق شادی، به ما اجازه نقد همه&amp;zwnj;جانبه&amp;zwnj;تری از سیستم را می&amp;zwnj;دهد. سیستم فقط مخالفان فعال خود را شکنجه نمی&amp;zwnj;کند، کل جامعه شکنجه می&amp;zwnj;بیند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شادی و آزادی توأم هستند. آزادی&amp;zwnj;خواهی در عصر جدید مراحلی را طی کرده و طی تکاملی مراحل باعث شده که گام&amp;zwnj;به&amp;zwnj;گام مفهوم آزادی غنی&amp;zwnj;تر شود. آزادی در ابتدا استقلال گروهی و ملی بوده است، به تدریج در آن عنصر استقلال فردی تقویت شده. اکنون از مرحله سلب (آزادی از...) گذشته و به مرحله ایجاب (آزادی برای...) رسیده است. حق ما فقط این نیست که رژیم ظالمی نداشته باشیم، حق ما فقط این نیست که شکنجه نشویم، حق ما این است که بتوانیم سعادت خود را پی گیریم و خود، معنای سعادت را برای خودمان بیابیم. برای تشخیص سعادت به &amp;quot;ولی&amp;quot; نیاز نداریم. این معنای آزادی است. در این معنا بار ایجابی و سلبی آن به هم گره می&amp;zwnj;خورند.&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;(&lt;strong&gt;پایان بخش نخست&lt;/strong&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منبع تصویر نخست&lt;/strong&gt;: رقص، اثر نقاش فرانسوی، هانری ماتیس &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;پرونده &amp;laquo;حق شادی&amp;raquo; در گروه جامعه زمانه، زیر نظر سپیده شایان و با مشارکت و همکاری اسماعیل جلیلوند (در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، حسن مکارمی، حسن یوسفی اشکوری، مژگان کاهن و بهروز شیدا)، آیدا قجر(در گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، شهلا شفیق و سعید پیوندی)، بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده (در گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی و مانا نیستانی)، نعیمه دوستدار (در گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی)، حسین نوش&amp;zwnj;آذر (مقاله شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان)، سارا روشن (در گفت&amp;zwnj;و گو با محمدرضا نیکفر) و اکبر فلاحیان (ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر) تهیه شده است.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;گفت و گوهای حق شادی را می توانید از طریق لینک های زیر بخوانید:&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22464&quot;&gt;ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23401&quot;&gt;حقوق بشر و افق دید ما- در گفت&amp;zwnj;وگو با محمدرضا نیکفر، نویسنده و پژوهشگر- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق شادی- در گفت&amp;zwnj;وگوبا محمدرضا نیکفر، بخش دوم و پایانی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23521&quot;&gt;اندوهباری نظام آموزشی در ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با سعید پیوندی، جامعه&amp;zwnj;شناس و استاد دانشگاه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/01/15/23554&quot;&gt;شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23679&quot;&gt;مرگ&amp;zwnj;پرستی حکومت ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با شهلا شفیق، جامعه&amp;zwnj;شناس، پژوهشگر و فعال حقوق زنان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;پیوند شادی با محیط زیست سالم &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی، استاد دانشگاه وکارشناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;محیط زیست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23510&quot;&gt;شادی در سکوت ممکن نیست- گفت&amp;zwnj;وگو با بهروز شیدا، منتقد، نویسنده و پژوهشگر ادبی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/02/24138&quot;&gt;حق شادی و زخم&amp;zwnj;های تاریخی - در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، پژوهشگر تاریخ ایران&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/26/23962&quot;&gt;سکس، شادی و حقوق بشر- گفت&amp;zwnj;وگو با مژگان کاهن، روان&amp;zwnj;شناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/09/24336&quot;&gt;حق شادی، حق انتقاد - در گفت&amp;zwnj;وگو با مانا نیستانی، کاریکاتوریست ساکن فرانسه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442&quot;&gt;جامعه ایران و زخم&amp;zwnj;های روحی - در گفت&amp;zwnj;وگو با حسن مکارمی، روانشناس، پژوهشگر و فعال اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/18/24622&quot;&gt;افسردگی، تورم و بحران اقتصادی - گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی، اقتصاد&amp;zwnj;دان و پژوهشگر علوم اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24665&quot;&gt;رقص، شادی و اعتراض- گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، رقصنده باله&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780&quot;&gt;حق شادی، دین و دینداری- گفت&amp;zwnj;وگو با حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر امور دینی و فعال ملی مذهبی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/07/23401#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18347">حق شادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1">حقوق بشر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13779">سپیده شایان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1935">محمدرضا نیکفر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Mon, 07 Jan 2013 11:59:35 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23401 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>کورسوی جنبش‌های اجتماعی در ایران </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/08/03/17112</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/08/03/17112&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در گفت‌وگو با احمد علوی، پژوهشگر         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سپیده شایان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;203&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/mahisiyahkocholoo.jpg?1344449945&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سپیده شایان - در ۱۵۰ سال گذشته، حیات جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی در ایران، درگیر چه افت&amp;zwnj;وخیزهایی بوده است؟ خواست&amp;zwnj;های اجتماعی در این دوره تاریخی، چگونه جوشش و پویشی داشته&amp;zwnj;اند؟ رابطه نهادهای اجتماعی و جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی چگونه است؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای بررسی جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی، نیاز به نگاه و تامل در آنها از منظر &amp;laquo;سرمایه اجتماعی&amp;raquo; داریم. به دلیل همین پیوند درونی نیز هست که جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی، هرگز هستی پیوسته پیدا نمی&amp;zwnj;کنند و حیات&amp;zwnj;شان در پیچ و تاب و فراز و &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;نشیب&amp;zwnj;های&lt;/span&gt; سیاسی - اجتماعی دگرگون می&amp;zwnj;شود. اینکه این جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی بتوانند مسیری رو به تکامل را برای رسیدن به جامعه&amp;zwnj;ای آزاد طی کنند، بستگی به میزان سرمایه اجتماعی، چند و چون جامعه مدنی، زورآزمایی نهادها و نیروهای اجتماعی دارد؛ و اینکه چقدر سازماندهی، مدیریت، دانش و کارآمدی در یک جنبش اجتماعی نقش داشته باشند. در این زمینه در گفت&amp;zwnj;وگویی با احمد علوی، نویسنده، پژوهشگر و تحلیل&amp;zwnj;گر اقتصادی، نگاهی به جنبش اجتماعی از منظر اقتصاد و سرمایه اجتماعی انداخته&amp;zwnj;ایم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تعریف شما از جنبش اجتماعی چیست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;احمد علوی&lt;/b&gt; - جنبش اجتماعی، نوعی رفتار گروهی یا فعالیت مشترک گروه&amp;zwnj;های اجتماعی و افراد است که ارزش و هدف یا هدف&amp;zwnj;های مشترکی را دنبال می&amp;zwnj;کنند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی معمولاً در شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی شکل می&amp;zwnj;گیرند و در خارج کادر روابط و نهادهای رسمی و غالباً علیه نهادهای مستقر حاکم عمل می&amp;zwnj;کنند و به همین دلیل دارای ویژگی&amp;nbsp;انتقادی یا اعتراضی نسبت به نهادهای مستقر هستند. جنبش اجتماعی، نتیجه کنش&amp;zwnj; و واکنش&amp;zwnj;های شهروندان عادی است که در پیوند با یک حادثه غالباً و ظاهراً ناگهانی، باورهای مشترک را در قالب یک رفتار گروهی به نمایش می&amp;zwnj;گذارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا یک جنبش اجتماعی مدت حیات مشخصی دارد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش اجتماعی یک پدیده پیچیده و پویاست و دارای دوره زندگی معینی است؛ به این معنی که دارای فرایند &amp;laquo;پیدایش&amp;raquo;، &amp;laquo;پویش&amp;raquo; و &amp;laquo;فرسایش&amp;raquo; است. جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی در شرایط معینی به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آیند، پیر می&amp;zwnj;شوند، در اشکال دیگر ظاهر می&amp;zwnj;شوند، تغییر شکل می&amp;zwnj;دهند و بعد از بین می&amp;zwnj;روند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نخست چگونه ظاهر می&amp;zwnj;شوند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی ابتدا به شکل شبکه غیر رسمی و کوچک ظاهر می&amp;zwnj;شوند و سپس این &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;شبکه&amp;zwnj;های&lt;/span&gt; کوچک&amp;zwnj;تر- احتمالاً- به هم پیوند می&amp;zwnj;خورند و به شکلی گسترده&amp;zwnj;تر و رسمی&amp;zwnj;تر خود را نشان می&amp;zwnj;دهند، دارای ساختار و سازمان می&amp;zwnj;شوند و &amp;laquo;اگر&amp;raquo; به &amp;laquo;نهاد مدنی&amp;raquo; تبدیل شوند دارای &amp;laquo;سازمان رسمی&amp;raquo; با سلسله مراتب و تقسیم کار می&amp;zwnj;شوند. البته &amp;laquo;بالقوه&amp;zwnj;گی&amp;raquo; یکی از ویژگی&amp;zwnj;های جنبش اجتماعی است. به این معنا که این جنبش&amp;zwnj;ها غالبا به شکل کامل و قطعی فعلیت نمی&amp;zwnj;یابند و شکل کاملاً بارز (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Explicit&lt;/span&gt;) به خود نمی&amp;zwnj;گیرند و بخش&amp;zwnj;هایی از آن پنهان (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Implicit&lt;/span&gt;)&amp;nbsp;باقی می&amp;zwnj;مانند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;220&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ahmad.alavi_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمد علوی: جنبش اجتماعی هیچگاه به طور قطعی به &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;هدف&amp;zwnj;های&lt;/span&gt; خود &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;نمی&amp;zwnj;رسند&lt;/span&gt; و تنها بخشی از نیروی خود را محقق &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;کنند&lt;/span&gt;. در واقع کوه یخی شناور در اقیانوس هستند که نوک آن بیرون می&amp;zwnj;زند و به تناوب امواج، بخش کوچک یا بزرگ&amp;zwnj;تری از آن به نمایش در می&amp;zwnj;آید.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این بدین معناست که جنبش اجتماعی هیچگاه به طور قطعی به هدف های خود نمی&amp;zwnj;رسند و تنها بخشی از نیروی خود را محقق می&amp;zwnj;کنند. در واقع کوه یخی شناور در اقیانوس هستند که نوک آن بیرون می&amp;zwnj;زند و به تناوب امواج، بخش کوچک یا بزرگ&amp;zwnj;تری از آن به نمایش در می&amp;zwnj;آید.&amp;nbsp;شما تصور کنید که جنبش مشروطه اگر با سازش شاه و مخالفان متوقف نمی&amp;zwnj;شد و ادامه می&amp;zwnj;یافت، چگونه فعلیت آن محقق می&amp;zwnj;شد؟ یا همین جنبش پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران و یا جنبش&amp;zwnj;های مصر و تونس و یمن را نگاه کنید. مقایسه میان خواسته&amp;zwnj;های جنبش های اجتماعی این کشورها و دستاوردهای آنها نشان همین ادعا است. خواسته&amp;zwnj;های جنبش&amp;zwnj;ها بسیار بزرگ، اما دستاوردهای آنها مشروط به زمانه و زمینه&amp;zwnj;های این جنبش&amp;zwnj;هاست و بلند پروازی آنها را به چالش می&amp;zwnj;کشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ممکن هست نمونه&amp;zwnj;ای بیاورید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش کارگری سوئد که بخشی از آن به شکل سندیکاهای کارگری سازمان یافته است نمونه نوع پیشرفته آن است که دارای مرامنامه، سلسله مراتب، کنگره و انتخابات درونی و حتی راهکارهای ورود به کشمکش با کارفرمایان است. نوع نه چندان پیشرفته آن را می&amp;zwnj;توان در همین اعتراض&amp;zwnj;های نیروی کار در ایران دید که غالباً دارای یک هسته پنهان و فعال است، ولی خود را اینجا و آنجا به شکل اعتراض به کارفرما یا مطالبه حقوق عقب افتاده نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در میان پژوهشگران دو روش مقایسه وجود دارد. یکی مقایسه نمونه&amp;zwnj;های توسعه یافته و پیشرفته با نمونه&amp;zwnj;های غیر توسعه یافته یا غیر پیشرفته است. مقایسه ایران و سوئد از این نوع است. انگیزه چنین مقایسه&amp;zwnj;ای این است که تجربه هر دو نمونه پیش روی ماست و هرچه تفاوت بیشتر باشد شناخت نمونه پیشرفته از غیر پیشرفته ساده&amp;zwnj;تر و تمایز آنها ساده&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود و در چارچوب چنین روشی پژوهشگران از دو نمونه ناهمگن و بسیار متفاوت استفاده می&amp;zwnj;کنند، چون آنجاست که ویژگی یک برساخته اجتماعی خودش را نشان می&amp;zwnj;دهد. البته شیوه مقایسه دیگری هم می&amp;zwnj;توان برگزید و آن مقایسه نمونه ایرانی با نمونه&amp;zwnj;هایی است که از نظر توسعه اجتماعی شاید با ایران در یک سطح باشند. مثلاً با یک نمونه آسیایی مثل هند یا ترکیه. هدف چنین مقایسه&amp;zwnj;ای اشکال پیشرفته و غیر پیشرفته جنبش&amp;zwnj;ها نیست بلکه هدف بیشتر نشان دادن شباهت&amp;zwnj;هاست تا تفاوت&amp;zwnj;ها یا هدف ممکن است این باشد که کدامیک به نمونه پیشرفته جنبش&amp;zwnj;ها نزدیک&amp;zwnj;تر و کدامیک دورتر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ظهور و بروز جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی به چه شرایطی نیاز دارد؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای پیدایش جنبش ضروری چند شرط لازم وجود دارد: زمینه ساختاری یعنی استعداد در جامعه برای ایجاد یک شکاف. مثال بارز این امر همین ناکارآمدی حکومت در ایران است یا ناسازگاری میان وعده&amp;zwnj;هایی است که پس از سرنگونی شاه داده شد و ناکامی حکومت در تحقق آنها همواره ذهن مردم را می&amp;zwnj;آزارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;125&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/motalebat.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش اجتماعی،&amp;nbsp; به چند چهره ظاهر می&amp;zwnj;شود و ممکن است در این مسیر دارای نوعی سردرگمی هم بشود. بخصوص در کشورهای توسعه نیافته و پیرامونی که محیط و جامعه سیاسی سازمان نیافته و دارای گسیختگی&amp;nbsp;است، این سردرگمی بیشتر به چشم می&amp;zwnj;خورد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوم فشار ساختاری یا وجود تنش. بیان این امر همان سرکوب آزادی مدنی و سیاسی در جامعه ایران است. در ادبیات مارکسیستی این شرط آخر، یعنی تنش که تحت عنوان و در قالب تضاد میان طبقات مورد مطالعه قرار می&amp;zwnj;گیرد، اهمیت بیشتری پیدا می&amp;zwnj;کند. حال آنکه نمونه&amp;zwnj;های تنش کم نیست؛ مثلاً تنش میان نیروی اشغالگر یک کشور با شهروندانش. باورهای جمعی، گروه هماهنگ&amp;zwnj;کننده و چگونگی عمل قدرت حاکم و حتی حوادث غیر قابل پیش&amp;zwnj;بینی که به عوامل شتاب دهنده موسوم هستند بر پیدایش و پویش جنبش&amp;zwnj;ها تاثیر دارند. در ادبیات مارکسیستی این باورهای جمعی غالباً تحت عنوان ایدئولوژی به گفت&amp;zwnj;وگو گذاشته می&amp;zwnj;شوند. جنبش&amp;zwnj;ها از نظر &amp;laquo;طول عمر&amp;raquo;، &amp;laquo;گستردگی&amp;raquo; و &amp;laquo;نفوذ&amp;raquo; و به اصطلاح &amp;laquo;اندازه مشارکت&amp;raquo;، &amp;laquo;هدف&amp;raquo; آن که مثلاً &amp;laquo;دگرگونی ساختاری&amp;raquo; یا &amp;laquo;اصلاحات جزئی&amp;raquo; است، &amp;laquo;تعلق طبقاتی&amp;raquo;، &amp;laquo;جنسیتی&amp;raquo;، &amp;laquo;صنفی&amp;raquo;، &amp;laquo;نژادی&amp;raquo; و یا حتی &amp;laquo;جغرافیایی&amp;raquo; و &amp;laquo;قومی&amp;raquo; قابل طبقه&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;با توجه به &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی&lt;/span&gt; مورد نظر شما، چه ارتباطی میان یک جنبش اجتماعی فراگیر با خرده جنبش&amp;zwnj;ها وجود دارد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باید به یاد داشت که جنبش برساخته سیال اجتماعی است؛ یعنی رابطه آن با خرده جنبش&amp;zwnj;ها کاملاً صریح نیست و با &amp;laquo;تندباد حوادث&amp;raquo; و عوامل &amp;laquo;پایدار&amp;raquo; و &amp;laquo;ناپایدار&amp;raquo;، مرزهای میان خرده جنبش&amp;zwnj;ها دستخوش دگرگونی می&amp;zwnj;شود. همانطور که یک فرد ممکن است خیلی از اوقات دچار نوعی&amp;nbsp;سرگردانی در &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;تصمیم&amp;zwnj;گیری&lt;/span&gt; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Ambivalence&lt;/span&gt;) باشد، جنبش اجتماعی نیز همین ویژگی را دارند. گاه دچار &amp;laquo;همپوشی&amp;raquo; می&amp;zwnj;شوند و گاه &amp;laquo;مرز&amp;raquo; هر چند مبهمی هم پیدا می&amp;zwnj;کنند. ممکن است با غلبه یک خرده جنبش دیگر &amp;laquo;تغییر جهت&amp;raquo; دهند و حتی منحرف و به تباهی دچار شوند. نقش اجتماعی فرد در جامعه هم همین گونه است. یک فرد هم مادر است، هم همسر و هم خواهر و احتمالاً دوست و فعال مدنی عرصه زنان. تفکیک میان این نقش&amp;zwnj;ها چندان ساده نیست؛ به&amp;zwnj;طوری که گاه زن معلم یادش می&amp;zwnj;رود که در کلاس است و معلم است و مادری می&amp;zwnj;کند. یا در چارچوب مدنی یادش می&amp;zwnj;رود که فعال مدنی است و تنظیم رابطه&amp;zwnj;اش با دیگران تحت شعاع نقش&amp;zwnj;اش به عنوان مادر- که به آن عادت کرده است- قرار می&amp;zwnj;گیرد. خرده جنبش ها هم همین شرایط را دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مثلاً در جنبش زنان گاه نقش جنبش دمکراسی&amp;zwnj;خواهی بیشتر دیده می&amp;zwnj;شود. همین جنبش گاه ممکن است به جنبش حمایت از کودکان یا جنبش یاری مستمندان هم نزدیک بشود. پویایی و پیچیدگی جنبش اجتماعی همین است که به چند چهره ظاهر می&amp;zwnj;شود و ممکن است در این مسیر دارای نوعی سردرگمی شود. بخصوص در کشورهای توسعه نیافته و پیرامونی که محیط و جامعه سیاسی، سازمان نیافته و دارای گسیختگی&amp;nbsp;است این سردرگمی بیشتر به چشم می&amp;zwnj;خورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ممکن هست برای این نکته آخر مثالی بزنید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این خاطراتی که در مورد فرایند سقوط سلطنت پهلوی نوشته شده است نگاه کنید. از دو طرف یعنی به نگاه مخالفان و طرفداران رژیم و دستگاه او و حتی حامیان بین&amp;zwnj;المللی او دقت کنید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;123&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/iranianwomenmovement123.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش&amp;zwnj;های موجود در ایران، مانند جنبش زنان، دارای سلسله مراتب و اهداف تعریف شده &lt;span&gt;یا به عبارت دیگر یک خرده جنبش&amp;zwnj; کاملاً سازمان یافته، تعریف شده با اساسنامه و تعریف نقش و سلسله مراتب تصمیم&amp;zwnj;گیری و تقسیم نقش&amp;zwnj;ها نیستند. بنابراین مرزهای روشنی هم با سایر جنبش&amp;zwnj;ها و خرده&amp;zwnj;جنبش&amp;zwnj;ها ندارند. فعالان آنها نیز همزمان دارای چند نقش مدنی و سیاسی هستند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;درواقع این سرگردانی را در آنها می&amp;zwnj;بینید. حتی اگر این خاطرات را تنها بازتاب درک افراد از فرایند و دارای ذهن&amp;zwnj;گرایی زیاد هم بدانیم، در همان حال می&amp;zwnj;شود احساس کرد که احساس و درک افراد هم چندان یکپارچه و یکدست نیست. این البته از ویژگی&amp;zwnj;های چرخش&amp;zwnj;ها و فرایندهای تند است که همه در آن هاج و واج می&amp;zwnj;مانند، چه رسد به روابط فی مابین این افراد و خرده جریان&amp;zwnj;ها. سیل تند حوادث همه را می&amp;zwnj;برد. یا مثلا جنبشی که به سقوط سلسله پهلوی انجامید از خرده جنبش&amp;zwnj;هایی تشکیل شده بود که هرکدام تلاش می&amp;zwnj;کردند اهداف خود را به عنوان هدف همه یا هدف اصلی جا بزنند، اما روند حوادث به چیز دیگری انجامید که تا حد قابل توجهی با خواسته&amp;zwnj;ها یا اهداف خرده&amp;zwnj;جنبش&amp;zwnj;های مشارکت کننده در سقوط رژیم حاکم متفاوت بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;داستانی که مهندس بازرگان گفت بیان تمثیلی همین فرایند است. ایشان گفت که باران می&amp;zwnj;خواستیم اما سیل سرازیر شد. شما اگر از سرنگون کنندگان رژیم شاه بپرسید که آیا آنچه شده همان چیزی بود که پیش&amp;zwnj;بینی می&amp;zwnj;کردند یا چیزی بود که می&amp;zwnj;خواستند، غالب آنها خواهند گفت که خواسته&amp;zwnj;ها چیزی بود و دستاوردها چیز دیگری. بنابراین بی&amp;zwnj;دلیل نیست که طرفداران فرایند گام به گام بر جریان&amp;zwnj;های تند انقلابی خرده بگیرند و آن را فاقد عقلانیت درازمدت بدانند. هر چند حتی فرایند تند هم بی عقلانیت نیست و عقلانیت خاص خود را دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب جنبش&amp;zwnj;های موجود در ایران، به عنوان نمونه جنبش زنان، دارای سلسله مراتب و اهداف تعریف شده &lt;span&gt;یا به عبارت دیگر یک خرده جنبش&amp;zwnj; کاملاً سازمان یافته، تعریف شده با اساسنامه و تعریف نقش و سلسله مراتب تصمیم&amp;zwnj;گیری و تقسیم نقش&amp;zwnj;ها نیستند. بنابراین مرزهای روشنی هم با سایر جنبش&amp;zwnj;ها و خرده&amp;zwnj;جنبش&amp;zwnj;ها ندارند. فعالان آنها نیز همزمان دارای چند نقش مدنی و سیاسی هستند. هم جنبش زنان و حتی جنبش&amp;zwnj;های دیگر معمولا چند کارکردی هستند. گاهی این نقش برجسته و گاهی آن نقش برجسته می&amp;zwnj;شود. نقش و ساختار آنها هم دگرگون&amp;nbsp;و رابطه آنها با سایر خرده جنبش&amp;zwnj;ها هم دگرگون می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا جامعه ایران دارای استعداد مناسب برای پیدایش جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی هست؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هیچ جامعه&amp;zwnj;ای بدون استعداد برای پیدایش جنبش نیست، والا در جامعه&amp;zwnj;ای مانند لیبی یا سوریه که در اولی حاکمیت شخصی و در دومی دولتی پلیسی هست، این حوادثی که شاهد آن بودیم اتفاق نمی&amp;zwnj;افتاد. بنابراین جامعه ایران استعداد پیدایش جنبش اجتماعی را دارد؛ البته از نوع خودش. با توجه به ویژگی&amp;zwnj;های گوناگون جوامع این استعداد البته یکی نیست. دولت در برخی از کشورها پیدایش جنبش&amp;zwnj;ها را تشویق می&amp;zwnj;کند مانند سوئد، در برخی از کشورها سرکوب می&amp;zwnj;کند و نمونه بدلی و جعلی برای آنها درست می&amp;zwnj;کند؛ مانند ایران و سایر کشورهای پیرامونی خاورمیانه&amp;zwnj;ای.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تاکید کردید بر اینکه &amp;laquo;ایران استعداد پیدایش جنبش اجتماعی را دارد البته از نوع خودش.&amp;raquo; لطفاً بیشتر توضیح دهید.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;شما به همین حوادث مربوط به دهمین انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ نگاه کنید. کسی باور نمی&amp;zwnj;کرد که این&amp;zwnj;همه آدم به خیابان بیاید و این حرکات اینقدر دوام داشته باشد و اینجوری زندان&amp;zwnj;ها پر شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر شرایطی که پیش از این برخی از آنها را ذکر کردم وجود دارد، یعنی پیشزمینه ساختاری یا به اصطلاح &lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Structural conduciveness&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span&gt;حال اعم از ایجابی یا سلبی، یعنی &amp;laquo;وجود حداقل نهادها و مناسبات خارج از سرکوب حاکمیت&amp;raquo;، &amp;laquo;وجود&lt;/span&gt; تنش میان حاکمیت و مردم&amp;raquo; که خودش را به شکل عدم مشارکت مردم در&amp;nbsp;همین نمایش انتخابات مجلس اخیر هم نشان داد، و همزمان &amp;laquo;شکاف افقی و عمودی در حاکمیت&amp;raquo; یعنی اختلاف داخلی شدید بالایی&amp;zwnj;ها که حتی به سلول&amp;zwnj;های حاکمیت نیز رخنه کرده و همزمان ریزش نیروهای هوادار آن، بنابراین ما دلیلی نداریم که ادعا کنیم جامعه ایران بالقوه حامل جنبش اعتراضی نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;عدم مشارکت مردم در عرصه سیاست رسمی&amp;raquo;، &amp;laquo;ناکارآمدی حاکمیت و فقدان مشروعیت&amp;raquo;، آن روی سکه وجود استعداد و پتانسیل اعتراضی است. گسترش سرکوب و اختناق هم اقدام عملی حاکمیت برای جلوگیری از فعلیت همین استعداد است. البته وجود استعداد شرط لازم جنبش اعتراضی است و فعلیت آن وابسته به چیز دیگری. حکومت برای فعلیت یافتن &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش&amp;zwnj;های&lt;/span&gt; اجتماعی &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;مانع&amp;zwnj;سازی&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;کند&lt;/span&gt;، آنها را سرکوب &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;کند&lt;/span&gt; و یا نوع قلابی آن را برای سرکوب &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش&amp;zwnj;ها&lt;/span&gt; تدارک &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;بیند&lt;/span&gt; و این البته فعلیت یافت &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش&amp;zwnj;ها&lt;/span&gt; را کند &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کند و حتی ممکن است آنها را متوقف کند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;برای حفظ پویایی یک جنبش فراگیر، مردم یا فعالان آن چه کارهایی باید انجام دهند؟ &lt;/b&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته خیلی مهم این است: مدیریت. در همین جنبش اعتراضی اخیر در ایران، گروه هماهنگ کننده و مدیریت، موثر عمل نکرد. خود رفتار حاکمیت مثل سرکوب نهادهای مدنی نظیر همین خانه سینما برای چیست؟ حاکمیت که دغدغه نظریه&amp;zwnj;سازی و بحث تئوریک ندارد. نشسته&amp;zwnj;اند و سر نخ آن جنبش را دنبال کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;222&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/socialmovementsgrowwords.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش اجتماعی برای موفقیت خود هم در جهان مستقل از ذهن و زبان و هم دنیای ذهنی و زبان این باید اقتدار حاکمیت و روابط مسلط را درهم بشکند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;روزنامه&amp;zwnj;ها را که همان اول بستند. بعد نوبت نهادهای مدنی حقوق بشری و حقوقدان&amp;zwnj;ها رسید و الان هم دارند به لطایف الحیل انتشاراتی&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;بندند. خود این بیان یک امر عملی و کاملاً اجرایی است. همین جعل نهاد مدنی مانند &amp;laquo;جمعیت رهپویان&amp;raquo;، &amp;laquo;انجمن قربانیان ترور&amp;raquo; و &amp;laquo;انجمن نجات&amp;raquo;، &amp;laquo;خانه مداحان&amp;raquo;، &amp;laquo;ایثارگران&amp;raquo; و &amp;laquo;آبادگران&amp;raquo; که همه همان ته مانده حزب جمهوری و یا جماعت&amp;zwnj;های دست ساز بیت رهبر رژیم سپاه و بسیج است برای از بین بردن و سرکوب نهادهای مدنی مستقل است که محل استعداد جنبش&amp;zwnj;های شهروندی است. خود این مطلب بیان بسیاری از امور است. شما می&amp;zwnj;بینید که حاکمیت با همین اینترنت و فیس&amp;zwnj;بوک و شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی مجازی چه می&amp;zwnj;کند. این وسایل کارش ارتباط شهروندان در قالب گروه&amp;zwnj;های اجتماعی با یکدیگر است و چون مجازی است و تا حدی خارج از کنترل و می&amp;zwnj;تواند به گسترش جامعه مدنی کمک کند، حاکمیت تلاش می&amp;zwnj;کند که آنها را جمع کند. چون تجربه تونس، لیبی، یمن، مصر و سوریه را دارد. می&amp;zwnj;داند که در این کشورها علی&amp;zwnj;رغم تفاوت&amp;zwnj;هایشان رژیم&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;توان با صفت دیکتاتوری و پلیسی توصیف کرد و علی&amp;zwnj;رغم نبود نهادهای مدنی سازمان یافته، جوانان از همان حداقل روابط اجتماعی برای تشکیل یک مناسبات غیر رسمی برون از حاکمیت تلاش کردند. همین شبکه&amp;zwnj;های غیر رسمی و غالباً مجازی با هر کمی و کاستی به تولید شبکه روابط علنی و سپس جنبش اعتراضی انجامید. البته این بهترین گزینه نیست، ولی در شرایط فشار و خفقان جامعه مشکلاتش را به این شیوه حل می&amp;zwnj;کند. این گروه&amp;zwnj;ها دنبال پیشرفته&amp;zwnj;ترین و بهترین روش نیستند، به دنبال کم&amp;zwnj;هزینه&amp;zwnj;ترین و ساده&amp;zwnj;ترین راهکارها هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عده ای از فعالان اجتماعی معتقدند نبود اهداف مشترک، ازجمله باعث شد که جنبش اعتراضی ایران در مسیر حرکت خود موفق نشود و به نوعی سکوت ناشی از سرکوب برسد. آیا منظور شما از باورهای جمعی همین است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بله به نظر من این گفته درست است. این هم از ناکارآمدی همین گروه&amp;zwnj;های هماهنگ کننده بود که نتوانستند &amp;laquo;باور عمومی&amp;raquo; را در یک گزاره کوتاه، یک شعار مناسب بیان کنند. روشن نبودن و ساده نبودن هدف اصلی یک مشکل اساسی بود و گروه هماهنگ کننده نتوانست به خوبی وظیفه خود را انجام دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شما اجرای بی&amp;zwnj;تنازل قانون اساسی را مقایسه کنید با مثلاً هدف سقوط حسنی مبارک در مصر و یا سقوط قذافی در لیبی. به همان اندازه که اولین هدف مناقشه&amp;zwnj;پذیر و مبهم و دعوا برانگیز و مبهم است، دومی ساده، قابل فهم و متحدکننده و تیز است. برخی تازه یک فهرست از اهداف دارند که این هم خودش مشکلی است. برخی کلمه کم می&amp;zwnj;آورند، گویا این گروه&amp;zwnj;های هماهنگ&amp;zwnj;کننده دارای آن کارآمدی لازم نبودند و نتوانستد خودشان را با فرایند این جنبش هماهنگ کنند. مقایسه ایران با تونس و مصر و لیبی و حتی یمن و سوریه شاید به ما برای فهم مسئله کمک کند. در آنجا با هر نقدی که به جنبش&amp;zwnj;هایشان باشد، هدف یک جمله&amp;zwnj;ای بود که جهت را روشن می&amp;zwnj;کرد و نوک حمله را متوجه سمبل نظام مستقر می&amp;zwnj;کرد. چیزی که غالب افراد ذی&amp;zwnj;نفوذ جنبش ایران&amp;nbsp;بخصوص در داخل از آن طفره می&amp;zwnj;روند، اما یک رابطه متقابل هست میان باور جمعی مشترک و همین گروه هماهنگ کننده.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot; class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;img width=&quot;450&quot; height=&quot;445&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/iranbaharestansocialmovement.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;گروه هماهنگ&amp;zwnj;کننده موقعی موفق است و می&amp;zwnj;تواند نبض یک جنبش را کشف کند که همین قفل را بشکند؛ یعنی قفل توهم خود و پیوند با باور جمعی را. اگر نتواند این مهم را کشف کند، داستانش می&amp;zwnj;شود همین چیزی که ما پس از عاشورای سال ۱۳۸۸ شاهد بودیم: سرکوب رکن به رکن ارکان جنبش؛ بعد دادگاه&amp;zwnj;های فرمایشی و مهاجرت برخی و به زیر شکنجه رفتن برخی دیگر. در منطق تجربه اجتماعی بخصوص در شرایط ایران که رژیم حاضر نیست ده شاهی امتیاز بدهد یا باید به خیابان نیامد یا باید تا آخر ماجرا را رفت. تصور کنید در همان روز ۲۵ خرداد که بیش از سه میلیون در خیابان&amp;zwnj;های تهران بودند نمی&amp;zwnj;شد مسئله را فیصله داد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همه نیروهای رژیم شوکه و مرعوب شده بودند و هم جنبش مردمی تازه به توانمندی خودش پی برده بود. گروه&amp;zwnj;های هماهنگ&amp;zwnj;کننده اما چه کردند؟ ابتدا خودشان را خلع سلاح کردند و سپس در سودای چانه&amp;zwnj;زنی قوای سرکوبگر درآمدند. ممکن است اساساً فردی با سرنگونی و انقلاب مخالف باشد و این مطالب را نپذیرد، آنوقت چنین فردی دیگر باید در چارچوب این رژیم با خیابان خداحافظی کند. روش&amp;zwnj;هایی که در چارچوب یک رژیم&amp;zwnj;هایی در کشورهای دیگر جواب می&amp;zwnj;دهد، الزاماً در ایران جواب نمی&amp;zwnj;دهد. چون در شرایط ایران، به خیابان آمدن نتیجه اش این می&amp;zwnj;شود که دیدیم. رژیم ایران رژیم تونس و آفریقای جنوبی و حتی یمن و مصر هم نیست که بتوان با فشار اجتماعی مختصر آن را به گفت&amp;zwnj;وگو بر سر تقسیم قدرت وادار کرد. قدرت زیاد هم که باشد سقوط می&amp;zwnj;کند. نمونه شاه را به&amp;zwnj;خاطر بیاوریم و نمونه تونس را. در مصر هم اگر ارتش &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;موسسه&amp;zwnj;های&lt;/span&gt; دولتی را حفظ نمی&amp;zwnj;کرد و با زیرکی خود را کنار نمی&amp;zwnj;کشید، سقوط در انتظار حاکمیت بود. ساختار قدرت در نظام&amp;zwnj;های تمام خواه و سرکوبگر به گونه&amp;zwnj;ای است که اصلاحات را نمی&amp;zwnj;پذیرد و به محض اولین دگرگونی&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;پاشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;به گروه هماهنگ&amp;zwnj;کننده اشاره کردید.&lt;/b&gt; &lt;b&gt;این گروه&amp;zwnj;ها در ایران چه کسانی هستند؟&lt;/b&gt;&lt;b&gt; آیا منظورتان رابطه نهادهای مدنی با جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی است؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروه هماهنگ کننده همان رهبران نمادین، رهبران استراتژیک یک جنبش هستند. اینها کسانی هستند که ممکن است ابتدا نقش مشخص شان کاملاً روشن نباشد، اما به هر حال به گونه&amp;zwnj;ای جنبش را در سطوح گوناگون آن شکل می&amp;zwnj;دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابطه مدنی به آن معنی که پژوهشگران علوم اجتماعی می&amp;zwnj;گویند برعهده همان بخش سوم یا موسسه&amp;zwnj;های مستقل از بخش خصوصی و حاکمیت است؛ یعنی در حد فاصل سه بخش، &amp;laquo;عرصه خصوصی&amp;raquo; یعنی خانواده، &amp;laquo;حاکمیت و نهاد&amp;raquo;های آن و بالاخره &amp;laquo;بخش خصوصی&amp;raquo; است. همه فعالیت&amp;zwnj;ها و انجمن&amp;zwnj;هایی است که مستقل از دوبخش یاد شده عمل می&amp;zwnj;کنند. همین استقلال است که این فرصت را به آنها می&amp;zwnj;دهد که هم از نظر هستی شناسانه (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Ontology&lt;/span&gt;) یعنی وجودی&amp;nbsp;و هم از نظر معرفت شناسانه (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Epistemology&lt;/span&gt;) یعنی نحوه نگاهشان به مسائل اجتماعی، مستقل باشند؛ نگاهبان و منتقد آن دو بخش دیگر باشند. بنابراین اگر دلیلی و علتی برای فعلیت جنبش باشد همین بخش فعال می&amp;zwnj;شود و نیرو و امکانات برای جنبش فراهم می&amp;zwnj;کند. به همین دلیل است که در جوامعی این بخش سوم فعال&amp;zwnj;تر و گسترده&amp;zwnj;تر است. البته امکان فعلیت جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی بیشتر است. اینجاست که مسئله به سرمایه اجتماعی گره می&amp;zwnj;خورد. اگر بنا به نظریه&amp;zwnj;پردازان اجتماعی دولت را شر و البته شر ضرور تلقی کنیم که دائماً در معرض فساد است، این نهادهای مدنی و به اصطلاح بخش سوم یا بخش مدنی جامعه است که می&amp;zwnj;تواند آن را کنترل و نظارت کند تا فسادش محدود شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;این بخش سوم از کجا پیدا می&amp;zwnj;شود؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از &amp;laquo;سرمایه اجتماعی&amp;raquo; یا همان &amp;laquo;سرمایه اعتماد عمومی&amp;raquo; و &amp;laquo;اعتماد متقابل افراد یا گروه ها به یکدیگر&amp;raquo;. منظور از سرمایه اجتماعی اعتماد متقابل افراد است؛ به گونه&amp;zwnj;ای که به تشکیل شبکه انجمن&amp;zwnj;های غیر دولتی بیانجامد و سرمایه&amp;zwnj;های دیگر را اعم از مادی و غیر مادی خلق کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پژوهشگران با مطالعه تجربی و میدانی نشان می&amp;zwnj;دهند در جوامعی که سرمایه اجتماعی زیاد است، شر دولت محدودتر است و به شکرانه ظهور جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی مانند جنبش زنان، جنبش محیط زیست، جنبش نیروی کار، نهادهای صنفی، جنبش حمایت از کودکان، بهره&amp;zwnj;کشی دولت و حتی بخش خصوصی و از آن پنهان&amp;zwnj;تر ستم درون عرصه خصوصی خانواده اولاً به زیر نورافکن رسانه&amp;zwnj;ها و گفت&amp;zwnj;وگوی علنی می روند و بالاخره مورد نقد قرار می گیرند و با آنها مبارزه می شود. همین سرمایه اجتماعی است که در فقدان آن دست دولت و بخش خصوصی در سرکوب و بهره&amp;zwnj;کشی باز می&amp;zwnj;شود. جنبش اجتماعی محصول نهادهای مدنی است که خودشان محصول سرمایه اجتماعی هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در چه شرایطی زور قدرت حاکم بر حرکت جنبش&amp;zwnj;های مردمی غلبه پیدا می&amp;zwnj;کند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این کلمه زور، کلمه بدون مناقشه&amp;zwnj;ای نیست. منظور از زور چیست؟ یعنی توان سرکوب؟ توان مهار؟ توان هدایت جنبش به کانال های خود یا موج سواری ؟ شاید یک مفهوم دقیق&amp;zwnj;تر بهتر بتواند حق مطلب را ادا کند.
&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
&lt;w:WordDocument&gt;
&lt;w:View&gt;Normal&lt;/w:View&gt;
&lt;w:Zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;
&lt;w:TrackMoves /&gt;
&lt;w:TrackFormatting /&gt;
&lt;w:HyphenationZone&gt;21&lt;/w:HyphenationZone&gt;
&lt;w:PunctuationKerning /&gt;
&lt;w:ValidateAgainstSchemas /&gt;
&lt;w:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;
&lt;w:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;
&lt;w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;
&lt;w:DoNotPromoteQF /&gt;
&lt;w:LidThemeOther&gt;SV&lt;/w:LidThemeOther&gt;
&lt;w:LidThemeAsian&gt;X-NONE&lt;/w:LidThemeAsian&gt;
&lt;w:LidThemeComplexScript&gt;AR-SA&lt;/w:LidThemeComplexScript&gt;
&lt;w:Compatibility&gt;
&lt;w:BreakWrappedTables /&gt;
&lt;w:SnapToGridInCell /&gt;
&lt;w:WrapTextWithPunct /&gt;
&lt;w:UseAsianBreakRules /&gt;
&lt;w:DontGrowAutofit /&gt;
&lt;w:SplitPgBreakAndParaMark /&gt;
&lt;w:DontVertAlignCellWithSp /&gt;
&lt;w:DontBreakConstrainedForcedTables /&gt;
&lt;w:DontVertAlignInTxbx /&gt;
&lt;w:Word11KerningPairs /&gt;
&lt;w:CachedColBalance /&gt;
&lt;/w:Compatibility&gt;
&lt;w:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;
&lt;m:mathPr&gt;
&lt;m:mathFont m:val=&quot;Cambria Math&quot; /&gt;
&lt;m:brkBin m:val=&quot;before&quot; /&gt;
&lt;m:brkBinSub m:val=&quot;&amp;#45;-&quot; /&gt;
&lt;m:smallFrac m:val=&quot;off&quot; /&gt;
&lt;m:dispDef /&gt;
&lt;m:lMargin m:val=&quot;0&quot; /&gt;
&lt;m:rMargin m:val=&quot;0&quot; /&gt;
&lt;m:defJc m:val=&quot;centerGroup&quot; /&gt;
&lt;m:wrapIndent m:val=&quot;1440&quot; /&gt;
&lt;m:intLim m:val=&quot;subSup&quot; /&gt;
&lt;m:naryLim m:val=&quot;undOvr&quot; /&gt;
&lt;/m:mathPr&gt;&lt;/w:WordDocument&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
&lt;w:WordDocument&gt;
&lt;w:View&gt;Normal&lt;/w:View&gt;
&lt;w:Zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;
&lt;w:TrackMoves /&gt;
&lt;w:TrackFormatting /&gt;
&lt;w:HyphenationZone&gt;21&lt;/w:HyphenationZone&gt;
&lt;w:PunctuationKerning /&gt;
&lt;w:ValidateAgainstSchemas /&gt;
&lt;w:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;
&lt;w:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;
&lt;w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;
&lt;w:DoNotPromoteQF /&gt;
&lt;w:LidThemeOther&gt;SV&lt;/w:LidThemeOther&gt;
&lt;w:LidThemeAsian&gt;X-NONE&lt;/w:LidThemeAsian&gt;
&lt;w:LidThemeComplexScript&gt;AR-SA&lt;/w:LidThemeComplexScript&gt;
&lt;w:Compatibility&gt;
&lt;w:BreakWrappedTables /&gt;
&lt;w:SnapToGridInCell /&gt;
&lt;w:WrapTextWithPunct /&gt;
&lt;w:UseAsianBreakRules /&gt;
&lt;w:DontGrowAutofit /&gt;
&lt;w:SplitPgBreakAndParaMark /&gt;
&lt;w:DontVertAlignCellWithSp /&gt;
&lt;w:DontBreakConstrainedForcedTables /&gt;
&lt;w:DontVertAlignInTxbx /&gt;
&lt;w:Word11KerningPairs /&gt;
&lt;w:CachedColBalance /&gt;
&lt;/w:Compatibility&gt;
&lt;w:BrowserLevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;
&lt;m:mathPr&gt;
&lt;m:mathFont m:val=&quot;Cambria Math&quot; /&gt;
&lt;m:brkBin m:val=&quot;before&quot; /&gt;
&lt;m:brkBinSub m:val=&quot;&amp;#45;-&quot; /&gt;
&lt;m:smallFrac m:val=&quot;off&quot; /&gt;
&lt;m:dispDef /&gt;
&lt;m:lMargin m:val=&quot;0&quot; /&gt;
&lt;m:rMargin m:val=&quot;0&quot; /&gt;
&lt;m:defJc m:val=&quot;centerGroup&quot; /&gt;
&lt;m:wrapIndent m:val=&quot;1440&quot; /&gt;
&lt;m:intLim m:val=&quot;subSup&quot; /&gt;
&lt;m:naryLim m:val=&quot;undOvr&quot; /&gt;
&lt;/m:mathPr&gt;&lt;/w:WordDocument&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
&lt;w:LatentStyles DefLockedState=&quot;false&quot; DefUnhideWhenUsed=&quot;true&quot;
DefSemiHidden=&quot;true&quot; DefQFormat=&quot;false&quot; DefPriority=&quot;99&quot;
LatentStyleCount=&quot;267&quot;&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;0&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Normal&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 7&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 8&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 9&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 7&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 8&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 9&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;35&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;caption&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;10&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Title&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; Name=&quot;Default Paragraph Font&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;11&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtitle&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;22&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Strong&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;20&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;59&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Table Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Placeholder Text&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;No Spacing&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Revision&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;34&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;List Paragraph&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;29&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Quote&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;30&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Quote&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;19&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;21&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;31&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Reference&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;32&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Reference&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;33&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Book Title&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;37&quot; Name=&quot;Bibliography&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;TOC Heading&quot; /&gt;
&lt;/w:LatentStyles&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
&lt;w:LatentStyles DefLockedState=&quot;false&quot; DefUnhideWhenUsed=&quot;true&quot;
DefSemiHidden=&quot;true&quot; DefQFormat=&quot;false&quot; DefPriority=&quot;99&quot;
LatentStyleCount=&quot;267&quot;&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;0&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Normal&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 7&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 8&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 9&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 7&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 8&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 9&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;35&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;caption&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;10&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Title&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; Name=&quot;Default Paragraph Font&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;11&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtitle&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;22&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Strong&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;20&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;59&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Table Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Placeholder Text&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;No Spacing&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Revision&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;34&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;List Paragraph&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;29&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Quote&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;30&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Quote&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;19&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;21&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;31&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Reference&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;32&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Reference&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;33&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Book Title&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;37&quot; Name=&quot;Bibliography&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;TOC Heading&quot; /&gt;
&lt;/w:LatentStyles&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt;
&lt;style&gt;
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:&quot;Normal tabell&quot;;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:&quot;&quot;;
mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
mso-para-margin:0cm;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:10.0pt;
font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;;
mso-bidi-font-family:Arial;}
&lt;/style&gt;
&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt;
&lt;style&gt;
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:&quot;Normal tabell&quot;;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:&quot;&quot;;
mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
mso-para-margin:0cm;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:10.0pt;
font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;;
mso-bidi-font-family:Arial;}
&lt;/style&gt;
&lt;![endif]--&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;186&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/stateandsocietyiniran.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر بنا به نظریه&amp;zwnj;پردازان اجتماعی دولت را شر و البته شر ضرور تلقی کنیم که دائما در معرض فساد است این نهادهای مدنی و به اصطلاح بخش سوم یا بخش مدنی جامعه است که می&amp;zwnj;تواند آن را کنترل و نظارت کند تا فسادش محدود شود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر قدرت را با بنا به روش معمول در علوم اجتماعی با استفاده از&amp;nbsp;روش استعاره (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Metaphor&lt;/span&gt;) به مناقشه بگذاریم و آن را شبیه نیرو بدانیم- هر چند جهان مستقل از ذهن و زبان چیز دیگری است- آنوقت در عرصه عمومی می&amp;zwnj;توانیم تصور کنیم که حجم انبوهی از نیرو برای دگرگونی یا حتی جلوگیری از دگرگونی وجود دارد. اینجا به درکی که شما تلاش می&amp;zwnj;کنید ارائه کنید نزدیک می&amp;zwnj;شویم و می&amp;zwnj;توانیم بپرسیم توزیع این نیرو در شرایط گوناگون چگونه است و در چه شرایطی قدرت حاکم بخش اساسی را می&amp;zwnj;رباید. ابتدا باید پذیرفت که هیچکدام از این بازیگران یعنی قدرت حاکم متجسد در دولت و قوای سرکوب و همچنین جنبش مردمی، هیچ یک قدرت مطلق را ندارد که خودش در موارد زیادی یک سراب توهم (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Illusion&lt;/span&gt;) هم نیست. توازن قوا هم بسیار لرزان است و شرایط و حوادث هم در بهم خوردن آن نقش دارد. به یاد بیاوریم وقتی شاه قدر قدرت از ایران رفت و موسسات دولتی بهم ریخت بسیاری از سردمدران رژیم فعلی گمان می&amp;zwnj;کردند خواب می بینند. قدرت هم سواره و هم پیاده را مسحور می&amp;zwnj;کند؛ البته به دو گونه متفاوت. اولی خود را دست بالا می&amp;zwnj;بیند و دومی خود را دست پایین. همه این بگیر و ببند و آوازه&amp;zwnj;گری و به ریسمان دین آویزان شدن هم برای همین توهم&amp;zwnj;تراشی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش اجتماعی برای موفقیت خود، هم در جهان مستقل از ذهن و زبان و هم در دنیای ذهنی و زبان، باید اقتدار حاکمیت و روابط مسلط را درهم بشکند. &lt;/span&gt;برای این امر نیاز به تولید و تراکم و تکاثر سرمایه اجتماعی است. چون هرچه سرمایه اجتماعی و مناسبات درونی و مدنی قوی&amp;zwnj;تر، گسترده تر و پیوند اعضای آن بیشتر باشد طبیعی است که آسیب&amp;zwnj;پذیری آن و بخصوص در مقابل قدرت حاکم یا بهتر است بگوییم مناسبت مستقر رسمی کمتر می شود. &lt;span&gt;البته این یک تصویر کلی از فرایند جنبش و غلبه آن بر رژیم حاکم است و جزئیات را در مورد چگونگی درهم شکستن قدرت حاکم به ما نمی گوید. با توجه به اینکه شرایطی که جنبش اجتماعی در آن شکوفا می شود بسیار متغیر است و عوامل و اسبابی که در کندی یا تندی مسیر جنبش موثر هستند هم یکسان نیست با توجه شرایط خاص می&amp;zwnj;بایست این مولفه&amp;zwnj;ها و نقش&amp;zwnj;ها و ترکیب&amp;zwnj;های گوناگون آن را بررسی کرد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;من در اینجا به دو نمونه اشاره می&amp;zwnj;کنم: به گمان من یکی از دلایل توانمندی رژیم در شرایط فعلی این ویژگی دوگانه در افکار عمومی است که از سویی از انقلاب خاطره خوبی ندارد و همزمان از رژیم هم متنفر است. چنین امری مانع قاطعیت - یعنی یکی از مهم ترین شرط های پیشرفت یک جنبش- است. بالاخره باید تکلیف مسئله را روشن کرد. برخلاف تصور واهی که می&amp;zwnj;خواهد با یک عملیات میکروسکوپی رژیم را بدون درگیری و بهم ریختگی به هم بریزد، کسانی که مایل به رفتن رژیم هستند باید ریسک بهم ریختگی را هم بپذیرند، اما با مدیریت کارآمد ریسک را کاهش دهد. در غیر این صورت دیگر بحث به خیابان آمدن منتفی است. دوم این معضل فعالان داخل و خارج است. اولی ریسک و خطر را دارد و شعارهایش را هم به تناسب همین ریسک انتخاب می&amp;zwnj;کند. دومی فارغ از این شرایط خاص داخل دنبال طرح شعارهای خود و آنهم در همان قدم اول است. اگر اولی به دلایل قابل فهم باید مخفی&amp;zwnj;کاری پیشه کند و همه چیز را رو نکند، دومی از آن می&amp;zwnj;خواهد که همه چیزش را علنی مطرح کند. کشمکش و درگیری لفظی و اتهام و توهم توطئه در میان مخالفان خارج از کشوری هم خود مزید بر علت است. چون شهروندان با ملاحظه این رفتارهای مخالفان رژیم، رفتن رژیم را ارجح نمی&amp;zwnj;دانند. فایده رفتن رژیم باید بر هزینه آن ارجح باشد تا شهروندان حاضر باشند فداکاری کنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر هزینه زیاد و نیروی جایگزین تفاوت زیادی با حاکمیت نداشته باشد، عقلانیت هم دگرگونی رژیم را تجویز نمی&amp;zwnj;کند. برای مثال الان بسیاری بر این باورند که از عوامل مهمی که مانع سقوط رژیم سوریه شد همین چند دسته&amp;zwnj;گی میان مخالفان آن رژیم است. مسکو و پکن هم برای توجیه رفتار غیر قابل دفاع خود مبنی بر دفاع از رژیم حاکم به همین چنددسته&amp;zwnj;گی استناد می&amp;zwnj;کنند. سهم این عوامل در پراکندگی نیروها و کاهش سرمایه اجتماعی کم نیست. متاسفانه محدودیت سرمایه اجتماعی در میان شهروندان است که موجب تعادل قدرت به سود رژیم شده است. نمادهای این مشکل را هم می&amp;zwnj;توان در پراکندگی نیرو، لفاظی بی&amp;zwnj;مورد، اتهام و توهم توطئه و غیره دید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;گروه&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;ها، نهادها و تشکل&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;های مدنی مختلف می&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;توانند مطالبات مردم را پیش ببرند و وارد چانه&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;زنی با قدرت بشوند و هرچقدر این نهادها در جریان&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;های مختلف هماهنگ&amp;zwnj;تر باشند به طول عمر خرده جنبش&amp;zwnj;ها و جنبش&amp;zwnj;های فراگیر اجتماعی می&amp;zwnj;افزایند. از این زاویه جنبش اعتراضی مردم ایران در سال&amp;nbsp;۸۸ را چگونه می&amp;zwnj;بینید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این جنبش در بستر یک تنش ساختاری یعنی ناکارآمدی و استبداد مطلقه و تلاش از سوی نیروهای سیاسی برای مقابله با آن شکل گرفت. جنبش در خلاء به وجود نمی&amp;zwnj;آید. استعداد اعتراضی در جامعه ایران به شکل پنهان و پایدار وجود داشت و گسترش جامعه مدنی در دوره پس از انقلاب که- نماد آن را می توان مثلا در گسترش رسانه ها، تمایل به تاسیس انجمن های مدنی دید- با هر نقصی که بر آن مترتب بود و علی&amp;zwnj;رغم سرکوب شدید از نشانه&amp;zwnj;های این استعداد است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از ناکارآمدی همین گروه&amp;zwnj;های هماهنگ کننده بود که نتوانستند باور عمومی را در یک گزار کوتاه، یک شعار مناسب بیان کنند. خود روشن نبودن و ساده نبودن هدف اصلی یک مشکل بود که گروه هماهنگ کننده نتوانست به خوبی وظیفه خود را انجام دهد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این میان، &amp;laquo;تنش میان حاکمیت و طبقه متوسط شهری ایران&amp;raquo; بخصوص در شهرهای بزرگ، به دلیل مسائل گوناگون ازجمله مسائل اقتصادی، سرکوب آزادی مدنی و اجتماعی، بی اعتباری ایران در عرصه بین&amp;zwnj;المللی و احساس حقارت ملی عامل تکمیلی آن بود. حادثه شتاب&amp;zwnj;دهنده اما همانا رفتار حکومت به هنگام دهمین انتخابات ریاست جمهوری بود. باور عمومی مشترکی که رفتار گروهی ابتدایی را توضیح می&amp;zwnj;داد همانا باور به تقلب در انتخابات و ضایع کردن حقی بود که طبق قانون خود رژیم برای انتخاب رئیس جمهور برای مردم در نظر گرفته شده بود. هر چند عمر این جنبش در عرصه خیابان محدود بود، اما نسبت به جنبش&amp;zwnj;های پیش از آن بلندتر بود شاید همین امر &lt;span&gt;هم باعث شد که یک گروه هماهنگ&amp;zwnj;کننده و مدیریت کننده به شکل سازمان یافته برای آن به وجود نیاید. یا اگر چنین گروهی به وجود آمد چندان رسمیت و مقبولیت پیدا نکند. چون گروه یا گروه&amp;zwnj;های هماهنگ کننده به شکل طبیعی با بلوغ جنبش&amp;zwnj;ها رشد می&amp;zwnj;کنند. شما نگاه کنید به سوریه، مگر ابتدا گروه&amp;zwnj;های هماهنگ&amp;zwnj;کننده و رسانه&amp;zwnj;های آنها چقدر بزرگ یا سازمان یافته بودند؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طیف اطراف میرحسین موسوی و مهدی کروبی و برخی دیگر از چهره&amp;zwnj;ها مانند آیت&amp;zwnj;الله منتظری هر چند تلاش کردند این نقش را بازی کنند ولی به دلایل گوناگون و از جمله کوتاهی جنبش خیابانی و فقدان مهارت لازم این فرصت را به دست نیاوردند. برای اینکه ببینیم شرکت جنبش&amp;zwnj;های گوناگون در آن جنبش چه بوده لازم است بر این تاکید کنم که تا پیشزمینه ساختاری یا به اصطلاح &lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Structural conduciveness&lt;/span&gt;&lt;/b&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;برای جنبشی وجود نداشته باشد یک جنبش اجتماعی مثل آنچه در سال ۸۸ اتفاق افتاد، محال است. جنبه بالقوه جنبش اجتماعی همیشه بر جنبه بالفعل آن می&amp;zwnj;چربد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما می&amp;zwnj;دانیم که پیش از آن حادثه ما جنبش زنان و جنبش دانشجویی فعالی داشتیم. فعالان کارگری نیز کم یا بیش کارهای خودشان را می&amp;zwnj;کردند. انجمن&amp;zwnj;های صنفی روزنامه&amp;zwnj;نگاری، عرصه سینما و غیره هم کم یا زیاد فعال بودند. این از نظر تاریخی و کرونولوژیک پس زمینه جنبش مدنی شهروندی ۸۸ به شمار می&amp;zwnj;آید.&amp;nbsp;تصور کنید اگر آن رسانه ها و روزنامه&amp;zwnj;نگاران به شکل گسترده و همبسته اخبار و اطلاعات مربوط به تباهی دستگاه حکومت را منتشر نمی&amp;zwnj;کردند اساسا جنبش شهروندی امکان&amp;zwnj;پذیر بود؟ یا اگر فعالیت&amp;zwnj;های جنبش دانشجویی نبود آیا ناکارآمدی حکومت می&amp;zwnj;توانست در افکار عمومی جا بیافتد؟ یا اگر همین جنبش نیروی کار برای کسب حقوق&amp;zwnj;اش نبود، اخبار نقض حقوق نیروی کار مطرح می&amp;zwnj;شد و بدون این اطلاع&amp;zwnj;رسانی نقض گسترده حقوق کارگران در ذهنیت شهروندان پذیرفته می&amp;zwnj;شد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا خرده جنبش&amp;zwnj;ها برای حضور در جنبش اعتراضی مردم ایران برنامه مشخصی داشتند؟ به عنوان مثال برنامه&amp;zwnj;های مشخص جنبش زنان یا جنبش کارگری در جنبش اعتراضی مردم ایران در سال&amp;nbsp;۸۸ چه بود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;متاسفانه به علل مشکلات ساختاری، هم در حوزه جامعه سیاسی و هم در حوزه خود این جنبش&amp;zwnj;ها و افزون بر این سرکوب، جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی ایران هنوز به مرحله سازمان یافتگی یا تدوین برنامه&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;نرسیده&amp;zwnj;اند&lt;/span&gt;. یا از درون متلاشی می&amp;zwnj;شوند یا با فشار حاکمیت به چنین نقطه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;رسند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باید البته این را هم افزود که جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی بسیار پویا هستند و نمی&amp;zwnj;توان برای آنها یک برنامه حزبی یا سیاسی قطعی و دائمی نوشت. در دنیا هم این امر معمول نیست. چون جنبش بنا به ساختار و کارکردش نمی&amp;zwnj;تواند برنامه&amp;zwnj; به معنای حزبی کلمه داشته باشد. در نهایت یک یا چند هدف کلی مانند حق مدنی رنگین پوستان در امریکا یا حق رای یا سقوط یک رژیم معمولاً هدف یک جنبش است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;جنبش هایی که در ایران پدیدار می&amp;zwnj;شوند، با نمونه&amp;zwnj;های پیشرفته دنیا چه تفاوت&amp;zwnj;هایی دارند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;محیط و همچنین جامعه سیاسی ایران چندان پیشرفته نیست. ما کدام حزب مستقلی را داریم که مثلاً دارای صدسال سابقه و سنت حزبی باشد؟ آنهایی هم که هستند چندبار متلاشی و دوباره بازسازی شده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;119&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/iranpoliticallanguage.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاریخ سیاست در ایران در عین نوعی تداوم اما دارای گسست زیادی است که با نمونه اروپایی مشابهتی ندارد. نمود این گسست یکی نبود یک زبان کدبندی شده و منسجم است. در اروپا یک زبان کدبندی شده وجود دارد که رابطه میان بازیگران سیاسی را ساده کرده است و از سوء تفاهم می&amp;zwnj;کاهد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاریخ سیاست در ایران در عین نوعی تداوم اما دارای گسست زیادی است که با نمونه اروپایی مشابهتی ندارد. نمود این گسست یکی نبود یک زبان کدبندی شده و منسجم است. در اروپا یک زبان کدبندی شده وجود دارد که رابطه میان بازیگران سیاسی را ساده کرده است و از سوء تفاهم می&amp;zwnj;کاهد. در اروپا اصطلاحاتی همچون سوسیال دمکرات، لیبرال، اتحاد تاکتیکی و استراتژیک و سازش سیاسی، بلوک سیاسی هم با معناست هم دارای مصداق خودش است. در ایران همین رژیم حاکم سیاست&amp;zwnj;های لیبرالی اقتصادی را به کار می&amp;zwnj;برد و هزار ناسزا به لیبرالیسم می&amp;zwnj;دهد و سیاست خود را عدالت و آنهم از نوع اسلامی می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در اروپا حزب برای گرفتن قدرت است و حزب نماینده منافع معینی است. منفعت هم چیز بدی نیست بلکه خیلی هم خوب است. منافع ملی هم تعریف شده و مصداق&amp;zwnj;های آن هم در زمانه و زمینه&amp;zwnj;های گوناگون روشن است. برای همین هم هست که سیاست در اروپا علی&amp;zwnj;رغم تکثر از نوعی وحدت بهره می&amp;zwnj;برد. در اروپا و به طور خاص جابه&amp;zwnj;جایی قدرت از راست به چپ تاثیر کمی در سیاست و اقتصاد دارد. حال آنکه در ایران جابه&amp;zwnj;جایی قدرت در یک جناح به معنی برباد رفتن هر آن چیزی است که افراد قبلی کاشته&amp;zwnj;اند. خب این&amp;zwnj;ها همه نشانه بلوغ سیاسی است. به همین دلیل جنبش&amp;zwnj;های کشورهای پیشرفته هر چند جنبش اجتماعی هستند ولی بالاخره یک سروسامانی دارند. در ایران و بخصوص در زیر سرکوب این شاید پرتوقعی باشد، اما به هر حال این جنبش&amp;zwnj;ها سلسله آرمان&amp;zwnj;هایی دارند که در زمینه&amp;zwnj;هایی با هم سازگار هستند. حد مشترک این آرمان&amp;zwnj;ها و بخصوص آرمان&amp;zwnj;های جنبش زنان البته با آرمان حق رای برابر و آزادی قابل انکار نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;حضور جنبش&amp;zwnj;های مشخص در جنبش&amp;zwnj;های بزرگ اجتماعی چگونه سنجیده می&amp;zwnj;شود و در جنبش اعتراضی مردم ایران در سال&amp;nbsp;۸۸، معیار این حضور چه بود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر به روش سلبی به بررسی پرسش شما بپردازیم می&amp;zwnj;شود اینطور استدلال کرد که اگر جنبش&amp;zwnj;های مشخص مثل زنان، دانشجویان، شاغلان و غیره در جنبش اعتراضی سال ۸۸ شرکت نکردند، پس این جنبش از خلاء رویید؟ آیا آن جنبش ها به صفت فعالان آنها و هم به صفت شبکه ارتباطی در جنبش پس از انتخابات شرکت نداشتند؟ این فرض چندان معقول نیست. چون همانگونه که پیش از این هم آمد جنبش اجتماعی در بستر یک شکاف ساختاری ظاهر می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;119&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/political_prisoners_bagheshah_tehran_1907.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به شیوه ایجابی هم می&amp;zwnj;توان استناد کرد و حضور اعضای جنبش&amp;zwnj;های یاد شده را با اسم و رسم در چهارچوب فعالیت&amp;zwnj;های گوناگون جنبش شهروندی و ازجمله در خیابان و زندان&amp;zwnj;ها دید. روش دیگر تحلیل خواسته&amp;zwnj;های جنبش شهروندی با خواسته&amp;zwnj;های جنبش های زنان، دانشجویی و نیروی کار است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخشی از این شکاف ساختاری هم وجود جنبش&amp;zwnj;های مسبوق به جنبش سال&amp;nbsp;۸۸ بازمی گردد. یعنی آن جنبش خودش مستند به یک زنجیره از شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی به شکل غیر رسمی است که پیش از آن وجود داشته است. استدلال ایجابی هم این است که اعضای جنبش دانشجویی، هم به صفت فردی و هم صفت شبکه ارتباطی در آن جنبش با نام و نشان و پیشینه سیاسی حضور فعال داشتند. و الا برپاکردن تظاهرات و ساماندهی آن به آن شکل کلان که بسیار منظم و آرام هم بود، خلق الساعه نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته من مدعی نیستم که جنبش زنان و جنبش کارگری و دانشجویی به شکل سازمان یافته و آنچنان که در کشورهای دمکراتیک مرسوم است زیر پرچم خودشان و با پلاتفرم خودشان مثلا یک عهدنامه با جنبش سراسری امضا کرده باشند و نقاط تفاهم و عدم تفاهم خودشان را به شکل سیستماتیک به گفت&amp;zwnj;وگو گذاشته باشند و بالاخره به شکل مدون نقاط نظری، نقاط دوری و نزدیکی خودشان را مشخص کرده باشند. این شکل ایده ال (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Ideal type: Idealtypus&lt;/span&gt;) به معنی علوم اجتماعی و به اصطلاح ماکس وبر است. چنین روشی در جامعه&amp;zwnj;های سازمان یافته غرب مرسوم است که همه چیز از جمله تفریحات و ورزش و بسیاری از جنبه&amp;zwnj;های دیگر زندگی اجتماعی سازمان یافته است چه رسد به سیاست که بسیار هم جدی است. آنچه من می&amp;zwnj;خواهم بگویم این است که خرده جنبش&amp;zwnj;ها و جنبش سراسری شهروندی دارای تداخل است و مرزهای آن را نمی&amp;zwnj;توان به شکل آشکاری ترسیم کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;برای تحلیل رابطه میان جنبش&amp;zwnj;ها گوناگون که پس زمینه جنبش شهروندی بودند از چه روش&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;توان استفاده کرد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نخست شرکت اعضای جنبش&amp;zwnj;های پس زمینه مانند جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش نیروی کار که من عمداً از این اصطلاح استفاده می کنم. چون برای برخی کارگران همان کسانی هستند که در صنایع مثل صنعت اتومبیل یا ساختمان مشغول هستند. حال آنکه می&amp;zwnj;دانیم بخش عمده&amp;zwnj;ای از نیروی کار در بخش خدمات شاغل است و نیروی کار خود را مانند کارگران می&amp;zwnj;فروشد و از این جنبه که مورد بهره&amp;zwnj;کشی از سوی سرمایه&amp;zwnj;داران و یا دولت هستند فرقی ندارد و کم یا بیش مانند کارگران کارخانه&amp;zwnj;ها مورد ستم هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نیروی کار مفهومی گسترده&amp;zwnj;تر است و شامل همه کسانی می&amp;zwnj;شود که نیروی کار خود را می&amp;zwnj;فروشند؛ بسیار هم کاربردی&amp;zwnj;تراست. آیا می&amp;zwnj;توان انکار کرد بخش قابل توجهی از فعالان جنبش زنان و دانشجویی و نیروی کار در جنبش شهروندی اخیر ایران شرکت داشتند؟ به شیوه ایجابی هم می&amp;zwnj;توان استناد کرد و حضور اعضای جنبش&amp;zwnj;های یاد شده را با اسم و رسم در چهارچوب فعالیت&amp;zwnj;های گوناگون جنبش شهروندی و ازجمله در خیابان و زندان&amp;zwnj;ها دید. روش دیگر تحلیل خواسته&amp;zwnj;های جنبش شهروندی با خواسته&amp;zwnj;های جنبش های زنان، دانشجویی و نیروی کار است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;b&gt;آیا هدف اولیه و عمومی جنبش اعتراضی اخیر ایران که اعتراض به تقلب انتخاباتی بود، در کُنه خودش با اهداف سایر جنبش&amp;zwnj;ها در سازگاری بود؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همه آن جنبش&amp;zwnj;ها به نوعی برای کسب حقوق شهروندی که انتخاب آزاد از پایه&amp;zwnj;های آن به شمار می&amp;zwnj;آید تلاش می&amp;zwnj;کنند و البته بدون تثیبت حق رای هیچکدام از هدف&amp;zwnj;های آن جنبش های دیگر مانند جنبش دانشجویی یا جنبش زنان و جنبش کارگری به رسمیت شمرده نخواهد شد. آیا می&amp;zwnj;توان بدون تثبیت حق رای، به آزادی بیان دست یافت؟ آیا بدون تثبیت حق رای می&amp;zwnj;توان حقوق نیروی کار ازجمله حق اعتصاب یا حتی حق داشتن سندیکا و اتحادیه صنفی و حتی سه&amp;zwnj;جانبه گرایی برای تعیین حداقل دستمزد را به رسمیت شمرد؟ در مورد مسائل زنان نیز چنین است. هیچ اصطلاحی در حقوق مدنی و تثبیت حقوق زنان بدون داشتن حق رای آنها و به طور کلی دمکراسی امکان&amp;zwnj;پذیر نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اشاره کردید به این که جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی در ایران به دلیل سرکوب&amp;zwnj;های موجود به سازمان یافتگی نمی&amp;zwnj;رسند. آیا در نبود نهادهای مدنی مانند شرایطی که در دوران شکل گیری انقلاب سال&amp;nbsp;۱۳۵۷ داشتیم، جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی موثری شکل خواهند گرفت و اگر بگیرند چه ضمانتی وجود دارد که به دموکراسی منتهی شود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در دوره انقلاب هم ما نهاد مدنی زیادی داشتیم، ولی به علت سرکوب به شکل روابط غیر رسمی، پراکنده و پنهان بود. همین انجمن&amp;zwnj;های دانشجویی که بعدها به نام سازمان دانشجویان مسلمان و پیشگام و اسلامی علنی شد به شکل غیر رسمی وجود داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;130&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/lgbtomovementhiddeniniran.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نهاد مدنی ممکن است محدود شود، غیر رسمی شود ولی از بین نمی&amp;zwnj;رود؛ چون جزئی از زندگی اجتماعی است. بنا به اقتضای زندگی اجتماعی که پویا، پایدار، پیچیده و بخش عمده آن هم از منظر نگاه فرمال (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Formalist perspective&lt;/span&gt;) پنهان است، هرگاه نیازی احساس شود، نهادسازی می&amp;zwnj;شود. حالا با تمام شکست و بست و کاستی و سستی.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جبهه ملی و ملیون هم شبکه غیر رسمی خودشان را داشتند؛ مارکسیست&amp;zwnj;ها هم همینطور. مذهبیون سنتی هم بر همین سبک و سیاق در مراسم سنتی خود مانند هیئت عزاداری کار خودشان را می&amp;zwnj;کردند. بسیاری از سردمداران این رژیم هم در همین حسینیه&amp;zwnj;ها و مساجد و هیئت&amp;zwnj;ها شبکه روابط خودشان را داشتند. انجمن اسلامی مهندسین که به وسیله اعضای قدیمی نهضت آزادی برپا شده بود فعال بود. آنها دیگر محافل غیر رسمی هم داشتند. محافل زیادی از مسلمان و مارکسیست کتابخوانی می&amp;zwnj;کردند. بنابراین عجیب نبود در آن نماز عید فطر قیطریه چند هزار نفر یک تظاهرات را برپاکردند که اگر نگویم بی&amp;zwnj;سابقه بود کم سابقه بود. اصلی&amp;zwnj;ترین فعالان آن هم همین اعضای نهضت آزادی و انجمن اسلامی مهندسین، فعالین حسینیه ارشاد و مسجد قبا و غیره بودند. نهادهای صنفی اعم از کارگری و کارمندی فعال بودند. همین شب&amp;zwnj;های دهگانه شعرخوانی در انجمن گوته و شعرخوانی در دانشگاه صنعتی آن زمان از &lt;span&gt;عدم که بیرون نیامد. اساس را اگر فلسفی هم نگاه کنیم وجود پدیده اجتماعی مسبوق به عدم نیست. بلکه این پدیده اجتماعی به قول متکلمان و حکیمان قدیم اطوار گوناگون می&amp;zwnj;پذیرد. نهاد مدنی ممکن است محدود شود، غیر رسمی شود ولی از بین نمی&amp;zwnj;رود؛ چون جزئی از زندگی اجتماعی است. بنا به اقتضای زندگی اجتماعی که پویا، پایدار، پیچیده و بخش عمده آن هم از منظر نگاه فرمال (&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Formalist perspective&lt;/span&gt;) پنهان است، هرگاه نیازی احساس شود، نهادسازی می&amp;zwnj;شود. حالا با تمام شکست و بست و کاستی و سستی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در روزهای انقلاب وقتی نهادهای رسمی از عرضه خدمات ناتوان می&amp;zwnj;شوند، ناگهان کمیته محلات تشکیل می&amp;zwnj;شود و سوخت توزیع می&amp;zwnj;کند و به مستمندان رسیدگی می&amp;zwnj;کند. اسلحه هم به دست می&amp;zwnj;گیرد. شما همین سوریه را مطالعه کنید. می&amp;zwnj;بینید خانه&amp;zwnj;ها شده بیمارستان و در آنجا جراحی می&amp;zwnj;شود. یک شبکه غیر رسمی توزیع کالا و خدمات درمانی و بهداشتی در آنها ایجاد شده است. در کمپ پناهندگی ترکیه سوری&amp;zwnj;ها دارند نهادسازی می&amp;zwnj;کنند. از مدرسه و درمانگاه گرفته تا اداره اسکان و غیره. اینک با توجه به پدیده جهانی شدن که علی&amp;zwnj;رغم هر نقدی که به آن باشد همه به رسانه دسترسی دارند و افزایش سطح آگاهی و سواد این نهادسازی ساده&amp;zwnj;تر شده، شهروندان جوامع گوناگون از یکدیگر می&amp;zwnj;آموزند و بنابراین شرایط ساده&amp;zwnj;تر شده است. برای تحقق یک دمکراسی پایدار باید جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی به نهادهای مدنی مستقر و سازمان یافته غیر وابسته به قدرت و ثروت تبدیل شوند. تجربه کشورهای پیشرفته هم همین است. یعنی هرچه این بخش سوم یا جامعه مدنی بزرگ&amp;zwnj;تر، سازمان یافته&amp;zwnj;تر و با نفوذتر است نهادهای قدرت و ثروت هم شفاف&amp;zwnj;ترهستند و تعرض به حقوق شهروندی هم کمتر است. برعکس در جهان توسعه نیافته که این نهادها با کاستی و ناتوانی دست به گریبان هستند، در فقدان توسعه سیاسی، توسعه اقتصادی و اجتماعی هم با مانع روبه&amp;zwnj;رو است. اگر هم جنبش اجتماعی نتواند نهاد مدنی در بخش سوم ایجاد کند، تضمینی برای دمکراسی پایدار نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اکنون وضعیت جنبش&amp;zwnj;های مختلف در ایران و هم حضور مردم در آنها را چگونه ارزیابی می&amp;zwnj;کنید؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مردم کلمه ای کلی است و باید با مصادیق آن را مشخص کرد. مفهوم حضور هم نامتعین است. آیا منظور از مردم مثلاً زنان شاغل طبقه متوسط است؟ آیا منظور نیروی کار است یا مثلاً دانشجویان مخالف؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;143&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mousavi-rally-in-mashhad3.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی سیلی در جامعه به راه می&amp;zwnj;افتد بالاخره افراد کم یا زیاد، عمیق یا سطحی تاثیر می&amp;zwnj;پذیرند. در تغییر هم به اندازه&amp;zwnj;ای مشارکت می&amp;zwnj;کنند. گروه&amp;zwnj;های اجتماعی مختلف به شیوه خودشان و بنا بر میزان ریسک پذیری&amp;zwnj;شان در جنبش&amp;zwnj;ها شرکت می&amp;zwnj;کنند. این مشارکت هم نه علنی است و نه الزاماً سازمان یافته. وقتی جنبش خیابانی می&amp;zwnj;شود، آن موقع بخش بیشتری از آن کوه یخی که سرش معلوم بود، نمودار می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبش اجتماعی دارای یک پیش زمینه است. این پیش زمینه&amp;zwnj;ها تشکیل شده از همه فعالیت&amp;zwnj;های زندگی اجتماعی مثل انتقاد و گفت&amp;zwnj;وگو و تاسیس محافل غیر رسمی است؛ همین مجلس&amp;zwnj;های خبررسانی غیر رسمی و جدل و مبادله اطلاعات و غیره. جنبش اجتماعی هم در همین بستر متولد می&amp;zwnj;شود. اصلاً قرار نیست که همه مردم در همه زمینه&amp;zwnj;ها فعالیت سیاسی سازمان یافته و با اسم و نام و به شکل رسمی داشته باشند. فرایند جنبش معمولاً از همین محافل کوچک شروع می&amp;zwnj;شود. در محافل کوچک آن چیزی که جامعه&amp;zwnj;شناسان، پیش&amp;zwnj;زمینه ساختاری می&amp;zwnj;خوانند، یک باور عمومی، یک نظر عمومی ساخته و پرداخته شده است، تا اینکه یک عمل شتاب دهنده &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;precipitating factors&lt;/span&gt; به وجود بیاید. مثال: جنبش مشروطه که زمینه نارضایتی عمومی با خبررسانی و گفت&amp;zwnj;گو در میان مردم فراهم شد &lt;span&gt;تا داستان فلک کردن آن بازرگان خوشنام یعنی حاج سید هاشم قندی به بهانه گران فروختن قند و کشته شدن طلبه جوان یعنی سید عبدالحمید پیش آمد. واقعا جنبش مشروطه برای این دو حادثه بود؟ یعنی آن فرایند بزرگ و طولانی به خاطر این دوحادثه بود؟ آن دو حادثه آن جنبش را به تمامی توضیح نمی&amp;zwnj;دهد، بلکه این عوامل ساختاری است که پس زمینه بوده و آن دو حادثه هم مثل چاشنی بمب عمل کرده است. یا این جنبش تونس با این عرض و طول تنها به&amp;zwnj;خاطر خودکشی محمد بوعزیزی بود؟ یا این جنبش سوریه تنها به خاطر مثلاً دستگیری و بازداشت و آزار نوجوانان شهر درعا بود؟ بعضی شاید فکر می&amp;zwnj;کنند مخالفان قذافی یک شبه خواب&amp;zwnj;نما شدند. برخی هم فکر می&amp;zwnj;کنند که اینها به خدعه رفتند و مخالف شدند. پژوهشگران علوم اجتماعی اما با تکیه به داده&amp;zwnj;های تجربی و دانش نظر خودشان چنین باورهایی را نقد می کنند. همین آدم&amp;zwnj;های دستگاه حکومت&amp;zwnj;های مستقر به دلیل ارتباط با مردم تحت تاثیر قرار می&amp;zwnj;گیرند. ممکن است خیلی تغییر نکنند و در جبهه اینور نیایند ولی دیگر از رژیم حاکم دفاع نمی&amp;zwnj;کنند. بعضی از آنها ممکن است مخالف شوند، اما مخالف شدن آنها به رژیم هم به این معنی نیست که همه تفاله&amp;zwnj;های استبداد از وجودشان از بین رفته باشد و یک سوپر دمکرات شده باشند. ممکن است به عقب هم برگردند. پویایی فرایند اجتماعی هم یعنی همین نه یک روند بدون برگشت خطی. مثل هر آدم دیگری ترکیبی هستند از رسوبات گذشت و عقلانیت منفعت طلب و البته حدی هم تغییر. بعید هم نیست که برخی ترفند هم بزنند. من در یک جای دیگری گفتم برخی فکر می&amp;zwnj;کنند که انقلاب و جنبش اجتماعی مال قدیسین است که البته چنین نیست. در جنبش افراد با علایق و سلایق گوناگونی و شرکت می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هنر آن است که آنها که به زعم ما بدترین هستند بیایند و تغییر کنند. وقتی سیلی در جامعه به راه می&amp;zwnj;افتد بالاخره افراد کم یا زیاد، عمیق یا سطحی تاثیر می&amp;zwnj;پذیرند. در تغییر هم به اندازه&amp;zwnj;ای مشارکت می&amp;zwnj;کنند. گروه&amp;zwnj;های اجتماعی مختلف به شیوه خودشان و بنا بر میزان ریسک پذیری&amp;zwnj;شان در جنبش&amp;zwnj;ها شرکت می&amp;zwnj;کنند. این مشارکت هم نه علنی است و نه الزاماً سازمان یافته. وقتی جنبش خیابانی می&amp;zwnj;شود، آن موقع بخش بیشتری از آن کوه یخی که سرش معلوم بود، نمودار می&amp;zwnj;شود. حتی آن موقع همه محتوای آن بارز نمی&amp;zwnj;شود. چون فرایند جنبش همین شکست و بست و چالش و مالش وتلاش رفتن و ماندن، خواستن و نتوانستن است. پدیده اجتماعی پر است از همین ناسازگاری&amp;zwnj;ها. برخی اما از آن جهت که روش&amp;zwnj;شناسی متصلب و ایستا دارند این ناسارگاری&amp;zwnj;ها را بر نمی&amp;zwnj;تابند و نمی&amp;zwnj;بینند.
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/08/15383&quot;&gt;جنبش سبز و آرمان&amp;zwnj;های جوان ایرانی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/14/15687&quot;&gt;هیچ قشری در جامعه به تنهایی آرمان&amp;zwnj;ساز نیست&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/08/03/17112#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10300">جنبش زنان ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8428">جنبش‌های اجتماعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13779">سپیده شایان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5985">نهادهای مدنی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Fri, 03 Aug 2012 08:30:32 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">17112 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>هیچ قشری در جامعه به تنهایی آرمان‌ساز نیست</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/14/15687</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/14/15687&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگو با محمدرفیع محمودیان، جامعه‌شناس و پژوهشگر        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سپیده شایان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;610&quot; height=&quot;406&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/greenmovementwomeniniranmasjid.jpg?1357581710&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سپیده شایان - &amp;laquo;آزادی&amp;raquo;، &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;همبستگی&amp;raquo; سه ارزش- آرمان دوران مدرن به شمار می&amp;zwnj;آیند و از دوران روشنگری در تفکر و زندگی مدرن جایگاهی ویژه داشته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخی از صاحب&amp;zwnj;نظران اما معتقدند این سه ارزش بنیادین دیگر اهمیت گذشته را ندارند؛ ازجمله محمدرفیع محمودیان که چندی پیش از او مقاله&amp;zwnj;ای در پنج بخش تحت عنوان &amp;laquo;ارزش&amp;zwnj;های کلاسیک آزادی، برابری و همبستگی و اعتبار کنونی آنها&amp;raquo; در وب&amp;zwnj;سایت رادیو زمانه منتشر شد که در آن ضمن طرح نظریه فروپاشی اهمیت و اعتبار ارزش- آرمان&amp;zwnj;های کلاسیک دوران مدرن (یعنی آزادی، برابری و همبستگی)، به معرفی سه ارزش- آرمان جدید &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo;، &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;دلبستگی&amp;raquo; پرداخته بود. در بخش انتهایی مقاله نیز واگرایی به&amp;zwnj;سان بدیل انقلاب و راهکردی برای ایجاد حوزه&amp;zwnj;های نوین کنش و زندگی اجتماعی و تجربه سرزندگی، پویندگی و دلبستگی مطرح شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به بهانه سالگرد ۲۲ خرداد و سومین سالگرد جنبش اعتراضی مردم ایران در پی دهمین انتخابات ریاست جمهوری، با این پژوهشگر و جامعه شناس گفت&amp;zwnj;وگویی کرده&amp;zwnj;ایم تا نظرش را با توجه به تعریفی که از فروپاشی ارزش&amp;zwnj;های کلاسیک مدرن دارد، درباره انقلاب ایران و جنبش سبز بپرسیم.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;در سلسله مقالاتی که به تازگی از شما در وب&amp;zwnj;سایت رادیو زمانه منتشر شد، مطرح کرده بودید که سه مفهوم &amp;laquo;آزادی&amp;raquo;، &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;همبستگی&amp;raquo; که جایگاهی مهم در تفکر و زندگی مدرن داشته&amp;zwnj;اند و از دوران روشنگری تاکنون آرمانی والا شمرده می&amp;zwnj;شدند، امروز دیگر آن اهمیت گذشته را ندارند. این موضوع را فقط در پیوند با تفکر اروپایی گفته&amp;zwnj;اید یا آنچه گفته&amp;zwnj;اید به جایی چون ایران هم مربوط می&amp;zwnj;شود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;177&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mohammad-rafia-mahmoodian.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		محمدرفیع محمودیان&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;محمدرفیع محمودیان&lt;/b&gt;- جامعه&amp;zwnj; ایران امروز تا حد زیادی در جامعه یگانه جهانی ادغام شده است. آنچه در مورد گرایش&amp;zwnj;های اجتماعی در غرب می&amp;zwnj;توان گفت قابل تعمیم به ایران نیز هست. گروه&amp;zwnj;های مهمی در ایران، از صنعتگران و تکنوکرات&amp;zwnj;ها گرفته تا دانشجویان و جوانان، در ارتباط مداوم با غرب قرار دارند و شیوه زندگی اقتصادی و اجتماعی آنها بیش از پیش شبیه دیگر جهانیان شده است. در ایران نیز مسائل و خواست&amp;zwnj;هایی همچون آزادی سیاسی، برابری اقتصادی و همبستگی اجتماعی در گستره دولت- ملت که تا چند دهه پیش از اهمیت برخوردار بودند دیگر آن اهمیت و اعتبار گذشته را ندارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	دو عامل ایران را از دیگر جوامع جهان متمایز می&amp;zwnj;سازد. یکی اینکه ایران معاصر، بستر جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی - فرهنگی گسترده و عمیقی بوده است که پی&amp;zwnj;درپی گروه&amp;zwnj;ها و نیروها را در گستره جامعه فعال ساخته است. به این دلیل گرایش&amp;zwnj;ها و تحولات نوین اجتماعی به شکل شفاف&amp;zwnj;تری جلوه پیدا می&amp;zwnj;کنند. آنچه در جوامع دیگر پس از چند یا چندین دهه فرصت بروز پیدا می&amp;zwnj;کند، در ایران به سرعت خود را آشکار می&amp;zwnj;سازد، ولی عامل دومی در راه مورد توجه قرار گرفتن تحول، مانع ایجاد می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آن عامل چیست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	کنشگران اجتماعی و سیاسی ایران کمتر از خود، از تمایلات خود و از کنش&amp;zwnj;های خود سخن می&amp;zwnj;گویند. آنها تاحدی بیگانه با بازاندیشی موقعیت خود هستند. این نکته درباره پژوهش اجتماعی در ایران نیز صدق می&amp;zwnj;کند. ما هنوز دارای سنت قوی پژوهش علمی و فلسفی نیستیم تا بتوانیم پدیده&amp;zwnj;ها و گرایش&amp;zwnj;های جدید را فوری مورد بازشناسی و بررسی قرار دهیم. با اینهمه ما امروز از چنان جامعه سرزنده و پوینده&amp;zwnj;ای برخوردار هستیم که مجبوریم در کارهای پژوهشی یا شبه پژوهشی خود اشاره&amp;zwnj;هایی به تحولات اجتماعی و فرهنگی روی داده در جامعه داشته باشیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا نشانه&amp;zwnj;های کاهش اهمیت سه مفهوم &amp;laquo;آزادی&amp;raquo;، &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;همبستگی&amp;raquo; را می&amp;zwnj;توان در انقلاب سال ۱۳۵۷ نیز&lt;/b&gt; &lt;b&gt;ارزیابی&amp;zwnj; کرد؟ فکر می&amp;zwnj;کنید این انقلاب در ادامه روند انقلاب کبیر فرانسه بوده است و در آن آرمان&amp;zwnj;های &amp;laquo;آزادی&amp;raquo; و &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;برادری&amp;raquo; برانگیزانده بوده&amp;zwnj;اند یا این انقلاب به دلیل رهبری و شعارهای مذهبی&amp;zwnj;اش باید به گونه&amp;zwnj;ای دیگر تحلیل شود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;می&amp;zwnj;توان این نشانه&amp;zwnj;ها را در انقلاب ۵۷ و سپس در جنبش سبز و زوال آن یافت. انقلاب ۵۷ را بسیاری انقلابی فرهنگی و نه سیاسی و اجتماعی دانسته&amp;zwnj;اند. ادعانامه این انقلاب، نه سیاسی و اجتماعی که بیشتر فرهنگی بود. توده مردم دو مشکل در یکدیگر تنیده را در زندگی روزمره خود تجربه می&amp;zwnj;کردند و خواهان برطرف شدن آنها بودند. از یکسو آنها زیست- جهان سنتی خود را در حال فروپاشی می&amp;zwnj;دیدند. فرهنگ مصرفی، دیدگاه&amp;zwnj;های فرهنگی غربی و شیوه&amp;zwnj;های زیست مدرن در حال متحول ساختن سریع زندگی آنها بودند. اینها اموری بیگانه با آنها، با افق دید و شیوه زندگی آنها بود. این مشکل را بیشتر گروه&amp;zwnj;های سنتی&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای همچون روحانیون و بازاری&amp;zwnj;ها و لایه&amp;zwnj;های پایین جامعه، یا به عبارتی حاشیه&amp;zwnj;نشینان شهرهای بزرگ داشتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rtecenter&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;209&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/meposters-0004-175.jpg&quot; width=&quot;420&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteright&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	از سوی دیگر فرهنگ جدید با آنکه وعده آزاد ساختن توده&amp;zwnj;ها را از قید سنت و اقتدار نهادهای سنتی می&amp;zwnj;داد بخشی از آنها را، بخصوص نیروهای برخوردار از اقتدار سنتی را، از سرزندگی و پویندگی دور می&amp;zwnj;ساخت. توده&amp;zwnj;ها خود را مورد هجوم فرهنگ جدید می&amp;zwnj;دیدند. آنها خود را نه کنشگر حوزه&amp;zwnj;ها و گرایش&amp;zwnj;های فرهنگی جدید که قربانی و اسیر آن می&amp;zwnj;دیدند. در خانواده سنتی، در بازار و در حسینیه آنها شاید سرکوب و تحقیر شده بودند، ولی حدی از &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; را تجربه کرده بودند. در فرهنگ نو، در حوزه&amp;zwnj;های گوناگون آن، آنها جایی را برای ایفای نقش و تأثیرگذاری نمی&amp;zwnj;یافتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;توده&amp;zwnj;های مبارز در انقلاب دنبال چه بودند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	آنها به دنبال زنده ساختن سنت فرهنگی بودند. آنها می&amp;zwnj;خواستند با کنشگری و سرزندگی خود، سنت فرهنگی&amp;zwnj;ای را زنده سازند که به آنها اجازه دهد تا سرزنده و پویا زندگی کنند. انقلاب همچنین برای آنها به معنای بازآفریدن جامعه (همبستگی) به وسیله تجربه دلبستگی به یکدیگر در فرایند مبارزه انقلابی بود. با اینهمه انقلاب ایران تاحدی در چهارچوب ارزش- آرمان&amp;zwnj;های کلاسیک دوران مدرن رخ می&amp;zwnj;داد. آزادی یکی از خواست&amp;zwnj;های اصلی بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا ویژگی مشخصی نیز بدان نسبت داده می&amp;zwnj;شد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نه. معلوم نبود آنها خواهان آزادی از چه و آزادی برای چه هستند. &lt;span&gt;بدون تردید آزادی سیاسی یا بهره&amp;zwnj;مندی از آزادی&amp;zwnj;های بنیادینی همانند &amp;laquo;آزادی بیان&amp;raquo;، &amp;laquo;آزادی از اقتدار نهادهای سیاسی&amp;raquo; و &amp;laquo;آزادی تشکل&amp;raquo;، جایگاهی ویژه در خواست آزادی داشت ولی این را انقلابیون دقیق و باز بیان نمی&amp;zwnj;کردند. از سوی دیگر، خواست جمهوری هرچند با پسوند اسلامی همراه بود، اما اشاره به &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;همبستگی&amp;raquo; داشت. برابری مورد نظر اینجا برابری حقوقی و سیاسی افراد در سازماندهی سیاسی جامعه بود و همبستگی نگاه به تبدیل جامعه به جمهور مردم داشت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rtecenter&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;264&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/iranian1979revolution12.jpg&quot; width=&quot;400&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;در این صورت پسوند اسلامی چه نقشی داشت؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	پسوند اسلامی، بیشتر تأکیدی بر سنت برابری تمامی مؤمنان در امت اسلامی و نقش فعال یکایک آنها در سازماندهی امت اسلامی بود، ولی در هر دو مورد هیچ مشخص نبود جمهوری به چه خواست معینی اشاره دارد و از اسلام چه انتظاری می&amp;zwnj;رود. تفاوت بین برداشت کهنه و گنگ از برابری مؤمنان با درک دقیق مدرن از برابری&amp;zwnj;های حقوقی و سیاسی نیز مورد توجه کمتر کسی قرار داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;همانطور که اشاره کردید در میان شعارهای مردم خواهان تغییر در دهه &lt;/b&gt;&lt;b&gt;۱۳۵۰،&lt;/b&gt;&lt;b&gt; خواست استقلال جایگاه ویژه&amp;zwnj;ای داشت. این خواست چه نسبتی با آزادیخواهی و برابری داشت و &lt;/b&gt;&lt;b&gt;بر چه تاکید می&amp;zwnj;کرد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	استقلال تأکیدی دوباره بر اهمیت دو خواست آزادی و برابری در زمینه زیست کلان سیاسی بود. &lt;span&gt;استقلال نوید آزادی از سلطه قدرت&amp;zwnj;های استعمار، امپریالیسم می&amp;zwnj;داد. زیستن به سان ملتی آزاد، خودانگیخته و خودتصمیم&amp;zwnj;گیر در خواست استقلال پژواک می&amp;zwnj;یافت. استقلال همچنین برابری در خانواده ملت&amp;zwnj;ها، با توان تصمیم&amp;zwnj;گیری، اقتدار و حرمت برابر با دیگر ملت&amp;zwnj;ها بود. با این حال هیچ مشخص نبود که ملت به اتکای چه نیرویی باید به استقلال دست می&amp;zwnj;یافت و آیا اساساً می&amp;zwnj;شد به استقلال اقتصادی و فرهنگی در جهانی بیش از پیش یگانه دست یافت؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا آن موقع فعالان سیاسی متوجه نبودند که مطالبات&amp;zwnj;شان شفاف نیست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;138&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mossadeghonthewall.jpg&quot; style=&quot;font-family: arial; font-size: 16px; font-weight: bold; &quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		پسوند اسلامی تأکیدی بر سنت برابری تمامی مؤمنان و نقش فعال یکایک آنها در سازماندهی امت اسلامی بود، ولی مشخص نبود جمهوری به چه خواست معینی اشاره دارد و از اسلام چه انتظاری می&amp;zwnj;رود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	متوجه نبودند. امروز، کنشگران سیاسی و اجتماعی، خشمگین از فرایند انقلاب، با نگاه به گذشته از همین نکته شکایت دارند. به عقیده آنها در هریک از سه مورد &amp;laquo;آزادی&amp;raquo;، &amp;laquo;استقلال&amp;raquo; و &amp;laquo;جمهوری اسلامی&amp;raquo;، خواست توده&amp;zwnj;ها از دقت و شفافیت برخوردار نبوده است. این انتقاد را ولی نمی&amp;zwnj;توان فقط متوجه انقلابیون ایران ساخت. &lt;span&gt;به طور کلی خواست&amp;zwnj;های مرتبط با &amp;laquo;آزادی&amp;raquo;، &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;همبستگی&amp;raquo; چنان گسترده و همزمان نامشخص هستند که نمی&amp;zwnj;توان هیچ بار معنایی مشخصی به آنها نسبت داد. شاید بتوان با استفاده از نظریه ارنستو لاکلو آنها را دال تهی خواند و امتیاز اصلی آنها را آمادگی مداوم برای جدال گفتمانی و پذیرش معناهای مشخص گوناگون دانست. نباید اما فراموش کرد که این سه مفهوم آنقدر مجرد ولی در عین حال دارای کاربردی جهانشمول هستند که هر معنایی را در آنها تعبیه کنید باز کلی&amp;zwnj;تر از آن هستند که معنای مشخصی پیدا کنند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا این عدم شفافیت تنها دلیل شکست انقلاب بود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نه، چون شکست انقلاب ۵۷ اگرچه امری تصادفی نبود و نهفته در خود رخداد، خود انقلاب بود، اما تنها بخشی از مسئله را می&amp;zwnj;توان با نامشخص و گنگ بودن خواست&amp;zwnj;هایی چون &amp;laquo;آزادی&amp;raquo; و &amp;laquo;جمهوری اسلامی&amp;raquo; توضیح داد. در واقع دو عامل دیگر نقشی اساسی در این شکست داشتند. اولی ناهمخوانی ادعانامه فرهنگی با پدیده انقلاب است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	سرنگون ساختن قدرت سیاسی تضعیف شده&amp;zwnj; و سپردن تمامی قدرت به دولتی نوین چه کمکی می&amp;zwnj;تواند به زنده ساختن سنت کند؟ فیل را به گلخانه چکار؟ دولت مقتدر به کار درکی قدیمی از رابطه دولت و جامعه می&amp;zwnj;آید. دولت را می&amp;zwnj;توان عاملی مهم در تغییر ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه در جهت بازتوزیع امکانات مادی و گشودن- بستن عرصه&amp;zwnj;های نوین- کهنه اقتصادی شمرد. در انقلاب فرانسه از دولت مدرن بورژوایی و در انقلاب روسیه از دولت سوسیالیستی چنین انتظاری می&amp;zwnj;رفت، ولی حتی در این دو انقلاب نیز دولت جدید، نقشی تخریبی در زمینه نوآوری&amp;zwnj;های اقتصادی و اجتماعی ایفا کردند. در ایران&lt;span&gt;، دولت برآمده از انقلاب باید به ضرورت، مقابل پویایی فرهنگی جامعه قرار می&amp;zwnj;گرفت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;یعنی دولت خود را مسئول حراست از فرهنگ و سنت می&amp;zwnj;دانست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	بله و در این رابطه خود را موظف می&amp;zwnj;دانست که از تمام اقتدار و توان خود بهره جوید. این وظیفه&amp;zwnj;ای بود که جامعه یا دست کم توده&amp;zwnj;های انقلابی بدان محول کرده بودند. دولت نوین حتی مبارزه سیاسی را مبارزه&amp;zwnj;ای فرهنگی می&amp;zwnj;دید. برای آن لیبرالیسم نه آزادی&amp;zwnj;جویی که سنت&amp;zwnj;گریزی (بی بند و باری) بود و سوسیالیسم نه برابری&amp;zwnj;خواهی که سنت&amp;zwnj;ستیزی بود. جمهوری اسلامی ادعا داشت و هنوز دارد که این وظیفه&amp;zwnj;ای است که انقلاب بدان محول کرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;عامل دوم شکست انقلاب چه بود؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	عامل دوم، موقعیت واگرایی&amp;zwnj;های رخ داده در جامعه بود. نوآوری&amp;zwnj;های فرهنگی در جامعه برخلاف ادعانامه صادر شده علیه آن (که امضای بسیاری از نوآوران فرهنگی را پای خود داشت) امری آمرانه و صاداراتی نبود. کنشگرانی خودی و آشنا و دلبسته به فرهنگ سنتی آن را دنبال می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	آنها حوزه&amp;zwnj;هایی را خاص تفکر و شیوه زیست خود برقرار کرده بودند. غرب یا جهان بیرون از ایران برای آنها نه عرصه اقتدار و شکوه که یکی از عرصه&amp;zwnj;های رسیدن به دیدگاه&amp;zwnj;های جدید بود. برخی از این حوزه&amp;zwnj;های جدید از چشم توده&amp;zwnj;های مردم پنهان بود، ولی برخی دیگر برای آنها آشکار و ملموس بود. هنر جدید نقاشی و مجسمه&amp;zwnj;سازی که امروز شکوفایی خاصی را تجربه می&amp;zwnj;کند، حوزه&amp;zwnj;ای پنهان از دید بود، ولی حوزه تبلیغ دینی حوزه&amp;zwnj;ای ملموس و آشکار بود. علی شریعتی در مدتی کوتاه در حسینیه ارشاد کل پدیده تبلیغ (و در نتیجه تجربه) دین را مورد نوآوری قرار داد. شریعتی به&amp;zwnj;سان مردی غیر روحانی، استاد دانشگاه، مسلط به علوم اجتماعی زمان خود و مجهز به گفتمان دینی مدرن، حوزه نوینی در گستره دین گشود. هیچ بخشی از شخصیت و کار او با دین سنتی سازگاری نداشت. با این حال اصلاً نمی&amp;zwnj;توان شریعتی را متهم به سرسپردگی به امپریالیسم یا تهاجم فرهنگی ساخت. مشکل امر دیگری بود. جامعه نه با خاستگاه نوآوری&amp;zwnj;های فرهنگی که با خود آن مشکل داشت. شتاب و گستردگی تحولات، آرامش، ثبات و قوام جامعه را در هم شکسته بود و انقلاب باید این گرایش را درهم می&amp;zwnj;شکست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;یعنی انقلاب نه برای نوآوری که برای مبارزه با نوآوری رخ داده بود و حالا می&amp;zwnj;بایست به جنگ بنیادهای خود یعنی نیروهای تحول جو می&amp;zwnj;رفت؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	بله و در چنین زمینه&amp;zwnj;ای، انقلاب برای دوره&amp;zwnj;ای موفق بود، ولی این به مثابه شکست آن و ستیز با آرمان&amp;zwnj;های اولیه&amp;zwnj;اش بود. انقلاب ایران دوبار شکست خورد. یک&amp;zwnj;بار آنگاه که دولتی قدرتمند برساخت و به ستیز با حوزه&amp;zwnj;های جدید فرهنگی و اجتماعی برخاست. &lt;span&gt;انقلاب شکست خورد چون انقلاب نه برای ستیز با نوآوری که برای زنده ساختن سنت رخ داده بود، ولی مجبور بود برای بازتثبیت سنت به جنگ نوآوری&amp;zwnj;های فرهنگی و اجتماعی برود. بار دیگر آنگاه انقلاب شکست خورد که مشخص شد ستیزش با نوآوری&amp;zwnj;های فرهنگی و اجتماعی راه به جایی نبرده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;150&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/shriatiali.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		علی شریعتی در مدتی کوتاه در حسینیه ارشاد کل پدیده تبلیغ (و در نتیجه تجربه) دین را مورد نوآوری قرار داد. شریعتی به&amp;zwnj;سان مردی غیر روحانی، استاد دانشگاه، مسلط به علوم اجتماعی زمان خود و مجهز به گفتمان دینی مدرن، حوزه نوینی در گستره دین گشود. هیچ بخشی از شخصیت و کار او با دین سنتی سازگاری نداشت.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	در عمیق&amp;zwnj;ترین لایه، رخداد و شکست انقلاب ایران ناشی از تصادم دو گرایش قدرتمند زندگی اجتماعی مدرن است. نهادهای کلان و قدرتمند اجتماعی همچون بازار، صنعت و دولت، مسئول و موظف به برقراری امکان دستیابی به سرزندگی و پویندگی دانسته می&amp;zwnj;شوند. برای این کار توده&amp;zwnj;ها، توده&amp;zwnj;هایی که دست&amp;zwnj;شان از بسیاری از امکان کوتاه است، دست به انقلاب می&amp;zwnj;زنند و کوشش می&amp;zwnj;کنند چنین نهادهایی را یا ایجاد کنند یا در راستای آرمان&amp;zwnj;های خود بازساماندهی کنند، ولی سرزندگی و پویندگی در عرصه&amp;zwnj;های خرد زندگی تحقق می&amp;zwnj;یابند. آنگاه که انسان&amp;zwnj;ها خود زندگی اجتماعی خود را ساماندهی کنند می&amp;zwnj;توانند به سرزندگی و پویندگی دست یابند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نهادهای کلان عرصه سرزندگی و پویندگی توده&amp;zwnj;ها نیستند. آنجا منطق تولید، تجارت و قدرت حکمفرمایی می&amp;zwnj;کند و انسان به نقش و کارکردی معین فروکاسته می&amp;zwnj;شوند. توده&amp;zwnj;ها در انقلاب با هجوم به عرصه&amp;zwnj;های عمومی جامعه&amp;zwnj;ها نهادهایی را برپا می&amp;zwnj;دارند یا قدرتمند می&amp;zwnj;سازند که در نهایت آنها را از عرصه&amp;zwnj;های عمومی دور می&amp;zwnj;کند. واگرایی، به سان تلاش مداوم و همه&amp;zwnj;جانبه در جهت ایجاد حوزه&amp;zwnj;های نوین کنش و زیست اجتماعی، بدیلی در مقابل گرایش و فرجام تراژدیک انقلاب است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;با توجه به ۳۱ سال فاصله بین انفلاب ایران و اعتراض&amp;zwnj;های مردمی در پی دهمین انتخابات ریاست جمهوری، آرمان&amp;zwnj;های جنبش سبز را چگونه ارزیابی می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	در ظاهر جنبش سبز جنبشی محدود و سیاسی به نظر می&amp;zwnj;رسید و همانطور که مطرح کردید پیرامون انتخابات ریاست جمهوری شکل گرفت و در اعتراض به تقلب رویداد و در این مسیر تکوین یافت. در نهایت نیز زمانی که امر انتخابات به تاریخ پیوست از تک و تاب افتاد. ویژگی&amp;zwnj;های آن اما از مسائل دیگری حکایت دارند. نیروی شرکت&amp;zwnj;کننده در این جنبش جوانان شهرهای بزرگ بودند. با نگاهی به مناطقی که حرکت&amp;zwnj;های اعتراضی این جنبش رخ می&amp;zwnj;داد، می&amp;zwnj;توان گفت این جوانان به طور عمده به طبقه متوسط تعلق داشتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	جوانان طبقه متوسط شهرهای ایران (به اختصار) گروهی کم و بیش جدید در جامعه ایران هستند. مهم&amp;zwnj;ترین ویژگی آنها دارامندی و توانمندی فوق&amp;zwnj;العاده آنها است. آنها از سرمایه فرهنگی و اجتماعی به نسبت بالایی برخوردار هستند. به خاطر شهرنشینی مهارت اجتماعی آنها در زمینه ایجاد رابطه و سازگاری با محیط&amp;zwnj;های جدید فوق&amp;zwnj;العاده است. بخشی از آنها که امروز شهرت جهانی پیدا کرده&amp;zwnj;اند در جهان بیش از پیش یگانه شده امروز، همه جهان را به سان خانه خود احساس و تجربه می&amp;zwnj;کنند. از شیراز و تهران، از دانشگاه شریف یا یکی از شعبه&amp;zwnj;های دانشگاه آزاد رهسپار لندن، دبی، لیون و مریلند می&amp;zwnj;شوند و آنجا با موفقیت درس می&amp;zwnj;خوانند و کار می&amp;zwnj;کنند. آنها پیشاپیش در همان خانه و شهر خود آماده زیست فرهنگی و اجتماعی جهانی شده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا آنها که در جنبش سبز حضور داشتند، عمدتاً از طبقه متوسط با خصوصیاتی هستند که شما برشمردید؟ آیا طبقه&amp;zwnj;ای که در ایران تحت عنوان طبقه متوسط شناسایی می&amp;zwnj;شوند درگیر با انواع ناامنی اقتصادی نیستند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	طبقه متوسط، طیف بسیار وسیعی را در جامعه در بر می&amp;zwnj;گیرد. برخی لایه&amp;zwnj;های آن به طبقه کار نزدیک هستند و برخی به طبقه بالا. در ایران به خاطر رشد بوروکراسی و شهرنشینی، این طبقه در چند دهه رشد وسیعی داشته است. شاید از لحاظ درآمدی و حرفه&amp;zwnj;ای، برخی از کارمندان و سوداگران را نتوان متعلق به صف طبقه متوسط دانست، ولی شکل اشتغال و شیوه زندگی از آنها گروه&amp;zwnj;هایی وابسته به طبقه متوسط می&amp;zwnj;سازد. آنها دارای قدرت تصمیم&amp;zwnj;گیری زیادی در مورد کار خود هستند، کاری می&amp;zwnj;کنند که دارای منزلت اجتماعی است و دارای حدی از تخصص در مورد کار خود هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;142&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/greenwomen1234.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		جوانان قشر متوسط به سیاست همچون وسیله و نه به معنای کلاسیک آن یعنی گستره زیست اجتماعی می&amp;zwnj;نگرند. در انتخابات ریاست جمهوری گرد میرحسین موسوی و تا حدی مهدی کروبی آمده بودند تا به وسیله آن دو آنچه را که خود می&amp;zwnj;خواستند به انجام برسانند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	آنها همچنین به زندگی همچون عرصه سرمایه&amp;zwnj;گذاری و پیشرفت می&amp;zwnj;نگرند. به هنگام کار درس می&amp;zwnj;خوانند، به دنبال مقام&amp;zwnj;های والاتر هستند و خود را گرفتار چهارچوب&amp;zwnj;های زندگی نمی&amp;zwnj;کنند. فرزندان آنها نیز با چنین نگرشی وارد نظام آموزشی و بازار کار می&amp;zwnj;شوند. من از آن&amp;zwnj;رو جنبش سبز را بیشتر جنبشی از آن طبقه متوسط می&amp;zwnj;دانم که:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	الف: حرکات اعتراضی آن کمتر و شاید هیچگاه در مناطق محروم شهرها همچون جنوب شهر تهران رخ نداد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	ب: در ترکیب جمعیتی آن نشان کمی از چهره&amp;zwnj;های کارگر، زحمتکش و حاشیه&amp;zwnj;نشینان شهری یا روستانشینان به چشم می&amp;zwnj;خورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	ج: در زمینه هویت سیاسی و فرهنگی آن جالب است که همانگونه که بارها اشاره شده، این جنبش توجهی به خواست&amp;zwnj;های مرتبط با منافع گروه&amp;zwnj;های محروم جامعه نداشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;د: دموکراسی پارلمانی و انتخابات در جهان معاصر بیشتر و بیشتر مسئله و دغدغه سیاسی- اجتماعی طبقه متوسط، با وقت، توان اطلاعاتی و حوصله لازم در آن مورد است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	ه: &lt;span&gt;در چند دهه اخیر در سطح جهان با کمتر جنبشی که آن را جنبشی از آن طبقه کارگر یا کارگری بنامیم روبه&amp;zwnj;رو بوده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ایم. خواست&amp;zwnj;هایی که پیش از این مهر و نشان کارگری را بر خود داشتند امروز به حاشیه خواست&amp;zwnj;ها و تمایلات جهانیان رانده شده&amp;zwnj;اند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;طبقه متوسط در ایران چه ویژگی&amp;zwnj;هایی دارد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	به طور کلی &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; برای آنها ارزش- آرمان&amp;zwnj;هایی مشخص و مطرح هستند. آنها آموخته&amp;zwnj;&amp;zwnj;اند و می&amp;zwnj;خواهند که سرزنده باشند. در حوزه&amp;zwnj;های گوناگون زیست فرهنگی حضور داشته باشند. تحصیل کنند، مد روز را دنبال کنند، وبلاگ داشته باشند، زبان خارجی بیاموزند و مهارتی در یکی از شاخه&amp;zwnj;های هنر (موسیقی، نقاشی و ادبیات) به دست بیاورند. آنها همچنین متمایل هستند که در حوزه زندگی اجتماعی سرزنده رفتار کنند. خود یار عشقی خویش را برگزینند، دوستانی توانمند داشته باشند و شبکه ارتباطی مؤثر و مفیدی پیرامون خود ایجاد کنند. &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo;، ارزش-آرمانی مهم برای آنهاست. آنها می&amp;zwnj;خواهند در زمینه تحصیل، زندگی شخصی و زندگی اجتماعی مدام از یک سطح یا مرحله به سطح و مرحله&amp;zwnj;ای بالاتر بروند. در این مورد نیز حاضر هستند که به سادگی جابه&amp;zwnj;جا شوند و خانه، فرهنگ و وابستگی&amp;zwnj;های خود را تغییر دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;از دیدگاه شما بینش سیاسی در این قشر چه جایگاهی دارد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	چون در این گفت و گو نگاه ما متوجه جوانان است، به این سئوال اینطور می&amp;zwnj;توانم پاسخ بدهم که برداشت این جوانان از سرزندگی و پویندگی کاملاً محدود است. در زمینه زیست اجتماعی و سیاسی آنها نه دغدغه و نه حساسیت قابل توجهی دارند. دلبستگی آنها به امور اجتماعی و سیاسی در کمترین حد ممکن است. فعالیت&amp;zwnj;های مدنی یا سیاسی، حساسیت و شور آنها را برنمی&amp;zwnj;انگیزد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	این مسئله بدون تردید تا حد زیادی به خاطر شرایط خاص جامعه ایران ولی تاحدی نیز به خاطر محاسبه عقلایی است که آنها انجام می&amp;zwnj;دهند. آنها احساس می&amp;zwnj;کنند که با سرمایه فرهنگی و اجتماعی کلان خود پیروز میدان&amp;zwnj;های رقابت در جامعه مدرن هستند و دیگر نیازی به سرمایه&amp;zwnj;گذاری در حوزه&amp;zwnj;های دیگر ندارند. آنها خود را شهروند جامعه ایران یا حتی جامعه جهانی نمی&amp;zwnj;شمرند که به مسائل مرتبط با آن حساسیت نشان دهند. آنها خود را افرادی ابرانسان می&amp;zwnj;بییند که می&amp;zwnj;توانند به خاطر موقعیت ویژه خود از تمامی امکانات اجتماعی برای رسیدن به اهداف خود بهره جویند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;به راستی عقیده دارید جوان امروز قشر متوسط خود را ابرانسان می&amp;zwnj;داند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	بله و به این خاطر آنها گروهی خطرناک در جهان هستند. آنها هم توان و سرمایه فرهنگی و اجتماعی پیروزی در میدان&amp;zwnj;های رقابت در تمامی جهان را دارند، هم به سان یک گروه جهانی با دیدگاه&amp;zwnj;ها و منافع مشترک رفتار می&amp;zwnj;کنند و هم با اعتماد به نفسی فوق&amp;zwnj;العاده پا به عرصه&amp;zwnj;های آموزش، کار و زندگی اجتماعی می&amp;zwnj;نهند. آنها به جهان همچون گستره رقابت و کسب پیروزی می&amp;zwnj;نگرند. با کسی در این مورد شوخی ندارند و با هیچکسی نیز احساس دلبستگی عمیق عاطفی و اجتماعی ندارند. دلبستگی آنها به کسی دیگر یا دلبستگی برخاسته از خوشایندی رابطه با او یا تجربه وابستگی دوجانبه در زمینه برآوردن خواست&amp;zwnj;ها و انتظارات&amp;zwnj;شان است. آنها شاید به دلیل توانمندی و قدرت یا شاید به دلیل روحیه رقابت&amp;zwnj;گرا، خود را قرار گرفته در ورای دیگر گروه&amp;zwnj;ها و نهادهای اجتماعی می&amp;zwnj;بینند و به آنها همچون وسیله&amp;zwnj;ای برای رسیدن به اهداف خود می&amp;zwnj;نگرند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;133&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/000_nic369386.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		هیچ قشری در جامعه به تنهایی آرمان&amp;zwnj;ساز و فرهنگ&amp;zwnj;ساز نیست. جامعه در کلیت خود، با ساختار خود و کنش و کناکنش مجموع اعضای خود آرمان و فرهنگ می&amp;zwnj;سازد؛ ولی فرهنگ یک دوران یا آرمان&amp;zwnj;های یک عصر در شور و کنش&amp;zwnj;های قشرهای معینی تبلور یا پژواک کمرنگ- روشن&amp;zwnj;تری می&amp;zwnj;یابند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	جوانان قشر متوسط به سیاست همچون وسیله و نه به معنای کلاسیک آن یعنی گستره زیست اجتماعی می&amp;zwnj;نگرند. در انتخابات ریاست جمهوری گرد میرحسین موسوی و تا حدی مهدی کروبی آمده بودند تا به وسیله آن دو آنچه را که خود می&amp;zwnj;خواستند به انجام برسانند. آنها ولی حاضر نبودند خود در میدان&amp;zwnj;های اصلی نبرد حاضر شوند یا خواست&amp;zwnj;های معینی را طرح کنند. دارای وجوه اشتراک چندانی با میرحسین موسوی و مهدی کروبی نبودند. بین آنها به&amp;zwnj;سان یک نیروی جهانی با نگرشی باز و به طور عمده فرصت&amp;zwnj;طلبانه به امور و میرحسین موسوی و مهدی کروبی با ایدئولوژیک خط امامی وفادار به انقلابی از یادرفته، چه شباهت&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;شد یافت؟ ولی این مسئله برای آنها مهم نبود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای آنها دستگاه کنترل از راه دور برای تغییر سیاست&amp;zwnj;های حاکمیت و شرایط زندگی اجتماعی بودند. عرصه اصلی زیست و قدرت&amp;zwnj;نمایی آنها نظام آموزشی و فرهنگی و اشتغال جهانی بود. در تظاهراتی که می&amp;zwnj;کردند نیز مهم برایشان به رخ کشیدن توان فنی و فرهنگی خود بود. انتطارات آنها از میرحسین موسوی و مهدی کروبی نیز مشخص بود. هرچقدر می&amp;zwnj;خواهید از دوران طلایی امام بگویید، هرچه می&amp;zwnj;خواهید از وفاداری به نظامی سخن بگویید که برای سه دهه با ما ستیزیده است، ولی آنگاه که به قدرت می&amp;zwnj;رسید حوزه&amp;zwnj;های زیست فرهنگی و اجتماعی ما را به حال خود واگذارید. نظام آموزشی را کاراتر و آزادتر سازید، از آزار وجود نمایشی ما در کوچه و خیابان دست بردارید، از دخالت در حوزه&amp;zwnj;های ابراز &amp;laquo;دلبستگی&amp;raquo; ما بپرهیزید و راه ما را برای &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; هر چه بیشتر باز بگذارید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	آرمان&amp;zwnj;های جنبش سبز در حرکت کسانی پژواک می&amp;zwnj;یافت که با آن بیگانه بودند. میرحسین موسوی و مهدی کروبی نه نماینده، نه دلبسته و نه متحد جوانان طبقه متوسط شهری بودند. به این خاطر نیز آنها خود را نمی&amp;zwnj;توانستند رهبر یا حتی گاه سخنگوی آنها بشمارند. جوانان نیز بیشتر شیفته &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; خود در عرصه مبارزه بودند. آنها به شکلی نارسیستی شیفته نمایش حضور خود در خیابان&amp;zwnj;ها و میدان&amp;zwnj;های شهر بودند. مدام از خود عکس و فیلم می&amp;zwnj;گرفتند و روی اینترنت به نمایش می&amp;zwnj;گذاشتند. پیشبرد و هدایت مبارزه سیاسی آخرین چیزی بود که آنها به آن می&amp;zwnj;اندیشیدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;این نکاتی که روی آن انگشت می&amp;zwnj;گذارید، چه تاثیری بر روند جنبش اعتراضی مردم ایران یا جنبش سبز داشتند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;شاید به دلیل همین وجوه، جنبش سبز زودتر از آنچه حدس زده می&amp;zwnj;شد، شکست خورد. جنبش سبز در شکل&amp;zwnj;گیری، شکوفایی و پژمردگی خود حکایت از وجود دو گرایش در جامعه دارد. یکی آنکه سه ارزش- آرمان نوین &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo;، &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;دلبستگی&amp;raquo; دارای موضوعیتی مشخص برای گروه&amp;zwnj;هایی معین است. برخی گروه&amp;zwnj;ها بر مبنای این سه ارزش به جهان می&amp;zwnj;نگرند و در گستره کنش سیاسی- اجتماعی حضور می&amp;zwnj;یابند. دوم آنکه هر گروه بر اساس موقعیت خود درکی معین و در نتیجه محدود از سه ارزش- آرمان &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo;، &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;دلبستگی&amp;raquo; دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد در بررسی&amp;zwnj;هایتان، چه در پیوند با غرب، چه در پیوند اروپا، بیشتر به قشرهای مرفه توجه دارید؟ آیا قشرهایی مرفه را قشرهای آرمان&amp;zwnj;ساز و در کل فرهنگ&amp;zwnj;ساز می&amp;zwnj;دانید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	به قشرهای مرفه نه، ولی به قشرهای قدرتمند بله. این گروه&amp;zwnj;های قدرتمند و کوشنده هستند که ارزش-آرمان&amp;zwnj;های مهم یک عصر را مطرح می&amp;zwnj;کنند. آنها از توان و حساسیت درک شرایط جدید برخوردارند. دارای منافع، علایق و حضوری در حوزه&amp;zwnj;های گوناگون اجتماعی هستند که واکنش به شرایط و تغییر شرایط را ضروری می&amp;zwnj;سازد و توان و مهارت طرح برداشت و خواست&amp;zwnj;های خود را دارند. ارزش-آرمان&amp;zwnj;های مهم یک عصر، نه از بخش&amp;zwnj;هایی از جامعه که از آن همگان است، ولی برخی گروه&amp;zwnj;ها اهمیت بیشتری برای آن ارزش- آرمان&amp;zwnj;ها تا گروه&amp;zwnj;های دیگر قائل هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;124&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/91012508.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		نمونه سوم و باز پرهیاهوی دیگرِ واگرایی پدیده مداحی دینی است. در این مورد باید گفت واگرایی تا حد زیادی با موفقیت روبه&amp;zwnj;رو شده و به همگرایی رسیده است. مداحی شکل برگزاری تهییجی و توده&amp;zwnj;ای مراسم آیینی است. آز آنجا که نشانه&amp;zwnj;هایی از موسیقی عامیانه نیمه غربی وام گرفته است و بیشتر به تهییج لذتجویانه توده&amp;zwnj;های مخاطب توجه دارد مورد انتقاد مراجع سنتی و رسمی دین بوده است؛ ولی می&amp;zwnj;دانیم که اکنون به شکلی جاافتاده از برگزاری مراسم دینی تبدیل شده است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نقشی که مارکس برای پرولتاریا در متحول ساختن جامعه بورژوائی قائل بود، اینجا به روشن ساختن مسئله کمک می&amp;zwnj;کند. مارکس پرولتاریا را به آن خاطر دوران&amp;zwnj;ساز و مطرح کننده ارزش- آرمان&amp;zwnj;های جدید نمی&amp;zwnj;دانست که استثمار و سرکوب می&amp;zwnj;شود یا در حاشیه زندگی اجتماعی قرار می&amp;zwnj;گیرد. او پرولتاریا را به خاطر نقش کلیدی در فرایند تولید، حضور جهانی، قدرت&amp;zwnj;یابی هرچه بیشتر، هوشیاری سیاسی و برخورداری از آینده&amp;zwnj;ای روشن، طبقه&amp;zwnj;ای دوران&amp;zwnj;ساز و نابودسازنده جامعه طبقاتی می&amp;zwnj;دانست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	ماکس وبر نیز چنین برداشتی از سوداگران پروتستان داشت. او برای آنها نه به دلیل برخورداری از رفاه یا عدم برخورداری از امکانات که به خاطر برخورداری از جایگاهی مهم در جامعه نقشی اساسی در مطرح ساختن نظام ارزش جدیدی قائل بود. به باور وبر تحول در جایی دیگر، در پیدایش پروتستانتیسم رخ داده بود، ولی سوداگران به خاطر جایگاه خود در جامعه به زودی حامل و نمود بارز کنش بر مبنای دیدگاه&amp;zwnj;های نو پروتستانتیستی شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	هیچ قشری در جامعه به تنهایی آرمان&amp;zwnj;ساز و فرهنگ&amp;zwnj;ساز نیست. جامعه در کلیت خود، با ساختار خود و کنش و کناکنش مجموع اعضای خود آرمان و فرهنگ می&amp;zwnj;سازد؛ ولی فرهنگ یک دوران یا آرمان&amp;zwnj;های یک عصر در شور و کنش&amp;zwnj;های قشرهای معینی تبلور یا پژواک کمرنگ- روشن&amp;zwnj;تری می&amp;zwnj;یابند. برخورداری از سرزندگی خواست همگانی است، ولی برای گروه&amp;zwnj;هایی که هم اکنون از توان و امکانات سرزندگی برخوردارند امری عاجل است. آنها از یکسو خواهان برداشته شدن موانعی همچون هنجارهای بازنیندیشیده شده، انحصار حضور در نهادهای گوناگون و از سوی دیگر اتخاذ سیاست&amp;zwnj;ها و استقرار نهادهای یاری دهنده حضور در حوزه&amp;zwnj;های مختلف زندگی اجتماعی هستند. پویندگی نیز امری مرتبط به همگان است، ولی کسانی بیشتر توجه بدان دارند که هم اکنون خود را برخوردار از امکان پویایی، به سان حضور در حوزه&amp;zwnj;های نوین زندگی اجتماعی، ارتقای سطح آموزشی و فراگیری از تجربه&amp;zwnj;های خود می&amp;zwnj;بینند. دلبستگی هم نزد همگان رویکردی مهم است. همه می&amp;zwnj;خواهند که زندگی شخصی و اجتماعی خود را بر بیناد آن سازماندهی کنند، ولی کسانی&amp;zwnj;که دارای مهارت&amp;zwnj;ها و امکانات لازم در آن زمینه هستند خواهان پاسخگویی جامعه به خواست&amp;zwnj;های خود در آن باره هستند. آنها خواهان برچیده شدن نهادهای کهنه اجتماعی و ساماندهی نهادهای اجتماعی و همچنین همبستگی اجتماعی بر اساس دلبستگی افراد به یکدیگر هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;شما در بخش پنجم مقاله&amp;zwnj;تان به &amp;laquo;واگرایی&amp;raquo;، بسان بدیل انقلاب و راهکردی برای ایجاد حوزه&amp;zwnj;های نوین کنش و زندگی اجتماعی و تجربه سرزندگی، پویندگی و دلبستگی پرداخته&amp;zwnj;اید. لطفاً این نکته را در مورد ایران پیاده کنید و آن را در پیوند با ایران شرح دهید.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;147&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/greenmovementiranyouth.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&amp;laquo;پویندگی&amp;raquo;، ارزش-آرمانی مهم برای جوانان قشر متوسط است. آنها می&amp;zwnj;خواهند در زمینه تحصیل، زندگی شخصی و زندگی اجتماعی مدام از یک سطح یا مرحله به سطح و مرحله&amp;zwnj;ای بالاتر بروند. در این مورد نیز حاضر هستند که به سادگی جابه&amp;zwnj;جا شوند و خانه، فرهنگ و وابستگی&amp;zwnj;های خود را تغییر دهند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	واگرایی به معنی خروج صرف نیست بلکه به معنای خروج به علاوه اعتراض (صدا) است. واگرایی راهبردی بدیل انقلاب است. آن هنگام اتفاق می&amp;zwnj;افتد که یک گروه&amp;zwnj; اجتماعی در شیفتگی به امری، به صورت اشخاصی مجزا یا یک گروه دلبسته به یکدیگر، حوزه جدیدی از کنش و زندگی فرهنگی و اجتماعی برپا می&amp;zwnj;دارد. قصد نهائی اینجا حاشیه&amp;zwnj;گرایی و دوری جستن از حوزه&amp;zwnj;های اصلی کنش و زیست نیست، بلکه پرورش حوزه&amp;zwnj;ای متفاوت و سپس وادار ساخت جامعه به پذیرش آن حوزه به سان حوزه&amp;zwnj;ای هم ارزش ولی متفاوت با دیگر حوزه&amp;zwnj;های زیست است. واگرایی در نهایت همگرایی را می&amp;zwnj;جوید. نمونه بارز آن در جهان حوزه کنش و زیست هنرمندان در برخی از شهرهای بزرگ جهان یا حوزه کنش و زیست گروه&amp;zwnj;های بدیل&amp;zwnj;جویی مانند مدافعان حقوق حیوانات، نجات دهندگان محیط زیست یا بازپس&amp;zwnj;گیران (سرزندگی) شهر (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Reclaim the City&lt;/span&gt;) است. در ایران گروه&amp;zwnj;هایی گوناگونی این راهبرد را پیش&amp;zwnj;گرفته&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;فعالیت فرهنگی زنان در عرصه ادبیات داستانی یک نمونه جالب واگرایی است. زنان اکنون توانسته&amp;zwnj;اند حوزه خاصی را در ادبیات داستانی برای خود بیافرینند، ولی جامعه هنوز بدان حوزه همچون یک حوزه خاص حاشیه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;نگرد. برخی به کارهای چنین زنانی عنوان تحقیرگرای واقع&amp;zwnj;گرایی آشپزخانه&amp;zwnj;ای داده&amp;zwnj;اند. خود من جایی آن را ادبیات فراغت نامیده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ام، ولی خود زنان نویسنده و گروه&amp;zwnj;های همراه با آنها در تلاشند تا جامعه را وادار سازند حوزه فعالیت&amp;zwnj;شان را به سان حوزه&amp;zwnj;ای مستقل ولی هم ارزش با حوزه&amp;zwnj;های دیگر فعالیت فرهنگی بپذیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نمونه پرهیاهیوی دیگر مدگرایی رادیکال جوانان شهری است. جوانان هم اکنون بیشتر در حاشیه زندگی اصلی اجتماعی مدگرایی را پیش می&amp;zwnj;برند. آنها هنوز در کلاس درس، سربازخانه و احتمالاً برخی مهمانی&amp;zwnj;های خانوادگی نمی&amp;zwnj;توانند مدگرای رادیکال باشند، ولی مشخص است که می&amp;zwnj;خواهند جامعه را مجبور به پذیرش حضور خود در تمامی عرصه&amp;zwnj;های زندگی اجتماعی کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نمونه سوم و باز پرهیاهوی دیگرِ واگرایی پدیده مداحی دینی است. در این مورد باید گفت واگرایی تا حد زیادی با موفقیت روبه&amp;zwnj;رو شده و به همگرایی رسیده است. مداحی شکل برگزاری تهییجی و توده&amp;zwnj;ای مراسم آیینی است. آز آنجا که نشانه&amp;zwnj;هایی از موسیقی عامیانه نیمه غربی وام گرفته است و بیشتر به تهییج لذتجویانه توده&amp;zwnj;های مخاطب توجه دارد مورد انتقاد مراجع سنتی و رسمی دین بوده است؛ ولی می&amp;zwnj;دانیم که اکنون به شکلی جاافتاده از برگزاری مراسم دینی تبدیل شده است. در مقایسه در چپ ایران با جوانه&amp;zwnj;های واگرایی روبه&amp;zwnj;رو هستیم. چپ ایران تا دهه شصت یکی از قوی&amp;zwnj;ترین گروه&amp;zwnj;های سیاسی با دستاوردهای سترگ فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بود. بار سنگین کار فکری فرهنگی را نیز بر دوش می&amp;zwnj;کشید. امروز دیگر نشان چندانی از آن سرزندگی دیده نمی&amp;zwnj;شود، ولی مشخص است گروه&amp;zwnj;هایی پیرامون برخی اعضای کانون نویسندگان یا حلقه رخداد در صدد به راه اندختن جریانی نو در چپ هستند؛ چپی که شاید دیگر با تفکر، روشنفکران و کنشگرانی متفاوت در جامعه حضور پیدا کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا اینجا ما با شکلی از واگرایی روبه&amp;zwnj;رو هستیم که در آینده به همگرایی چه در میان چپ گرایان و چه در کلیت جامعه خواهد انجامید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	این را اکنون نمی&amp;zwnj;توان گفت. در مجموع واگرایی در تمامی عرصه&amp;zwnj;های جامعه در جریان است. همه به نوعی خود را فراخوانده و ملزم به واگرایی می&amp;zwnj;بینند. فعالیت متعارف، بهنجار دیگر برای کسی منزلت به همراه نمی&amp;zwnj;آورد. همزمان جامعه یا هر یکی از بخش&amp;zwnj;های آن پیچیده&amp;zwnj;تر، قدرتمندتر و دور از دسترس&amp;zwnj;تر از آن است که بتوان در پی دگرگونی بینادین و انقلابی آن بر آمد. راهکار اکنون واگرایی است. اگر در این حوزه نشد، در آن حوزه. اگر امروز به موفقیت دست نیافت روزی دیگر. اگر این شگرد کارآیی نداشت شگردی دیگر. مهم سرزندگی مدام همه جانبه، پویندگی در آموختن از تجربه&amp;zwnj;ها و دلبستگی به همراهان است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;درهمین زمینه:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;سلسله مقالات محمدرفیع محمودیان در مورد ارزش-آرمان&amp;zwnj;های جدید در وب&amp;zwnj;سایت زمانه:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	۱) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/04/29/13762&quot;&gt;ارزش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;های کلاسیک آزادی، برابری وهمبستگی و اعتبار کنونی آنها&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	۲) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/05/07/14067&quot;&gt;ابهام معنایی ارزش&amp;zwnj;های کلاسیک آزادی، برابری و همبستگی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	۳) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/05/14/14286&quot;&gt;سرزندگی همچون ارزشی بنیادی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	۴) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/05/21/14570&quot;&gt;پویندگی و دلبستگی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	۵) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/14897&quot;&gt;بدیل انقلاب و راهکردی برای ایجاد حوزه&amp;zwnj;های نوین کنش و زندگی اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517&quot;&gt;&lt;b&gt;دوسیه &lt;/b&gt;۲۲&lt;b&gt; خرداد&lt;/b&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/14/15687#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2474">انقلاب ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13779">سپیده شایان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2274">محمدرفیع محمودیان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Thu, 14 Jun 2012 14:38:22 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15687 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>