<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13701/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>پدرو آلمودووار</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13701/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>زنان بدون مردان </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/07/14/16970</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/07/14/16970&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سینمای جهان در صد فریم        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمد عبدی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;192&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/volvabdm01.gif?1342710834&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;محمد عبدی- سی امین فیلم از مجموعه &amp;laquo;سینمای جهان در صد فریم&amp;raquo; را اختصاص دادم به یکی از دوست داشتنی&amp;zwnj;ترین فیلم&amp;zwnj;های فیلمساز ستایش شده اسپانیایی، پدرو آلمودووار: &amp;laquo;بازگشت&amp;raquo;؛ حکایت زنانی بدون مردان. در &amp;laquo;بازگشت&amp;raquo; می&amp;zwnj;توان مهم&amp;zwnj;ترین مایه&amp;zwnj;های مشترک فیلم&amp;zwnj;های آلمودووار را می&amp;zwnj;توان یافت.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;شخصیت&amp;zwnj;های تنهایی که تم &amp;laquo;رابطه&amp;raquo; را در آثار فیلمساز، بسط و گسترش می&amp;zwnj;دهند و سرانجام، زندگی را با همه تلخی&amp;zwnj;هایش دوست دارند و ادامه می&amp;zwnj;دهند. این فیلم&amp;zwnj; هم مانند دیگر فیلم&amp;zwnj;های آلمودووار در عین جهانی بودن و حرف زدن درباره مشکلات انسان معاصر به طور عام، به شدت با زادگاه فیلم&amp;zwnj;، یعنی اسپانیا پیوند خورده&amp;zwnj; و با آن یکی شده&amp;zwnj; است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بازگشت &lt;/strong&gt;(Volver) &lt;strong&gt;چه داستانی دارد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نویسنده و کارگردان: پدرو آلمودووار- بازیگران: پنه لوپه کروز، کارمن مائورا، لولا دوئناس- محصول ۲۰۰۶ اسپانیا- ۱۲۱ دقیقه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ریموندو و سولداد دو خواهر هستند که در روستای کوچکی بزرگ شده&amp;zwnj;اند، اما حالا در مادرید زندگی می&amp;zwnj;کنند. سولداد در بازگشت به روستا با یک روح ملاقات می&amp;zwnj;کند و ریموندو با پدرش درگیر می&amp;zwnj;شود ...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پدرو آلمودووار کیست؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/volvabdm02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;پدرو آلمودووار&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;متولد ۱۹۴۹ اسپانیا. فرستاده شدن به مدرسه مذهبی در کودکی از طرف خانواده. کشف سینما و رسیدن به این باور که &amp;laquo;سینما تحصیل واقعی است و نه کشیش.&amp;raquo; مهاجرت به مادرید بر خلاف خواسته والدین برای ساخت فیلم. کار در یک گروه تئاتری و بازی بر روی صحنه و اولین ملاقات با کارمن مائورا. خرید دوربین هشت میلی&amp;zwnj;متری و ساخت اولین فیلم کوتاه در سال ۱۹۷۴. اولین فیلم بلند در سال ۱۹۸۰.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شناخته&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ترین فیلمساز اسپانیایی این سال&amp;zwnj;ها. خالق داستان&amp;zwnj;های پیچیده ملودرام؛ ترکیبی از سوز و گداز با مایه&amp;zwnj;های روشنفکرانه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بازگشت را چگونه می&amp;zwnj;توان تحلیل کرد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بازگشت ادامه جهان جذاب پدرو آلمودووار، با امضای خاص خود اوست. هر صحنه&amp;zwnj; این فیلم از جهان ویژه فیلمسازی حکایت دارد که طی حدود سه دهه- با افت و خیز- دنیای ویژه&amp;zwnj;اش را ترسیم کرده و کماکان پیش می&amp;zwnj;رود؛ دنیایی که حالا برای تماشاگران سراسر جهان بسیار آشنا و ملموس به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد؛ و این میسر نمی&amp;zwnj;شود مگر در نتیجه سماجت فیلمساز برای پرداخت شخصیت&amp;zwnj;ها و موقعیت&amp;zwnj;هایی که آشکارا در فیلم&amp;zwnj;های مختلف تکرار می&amp;zwnj;شوند و جهان متمایزی با مایه&amp;zwnj;ها و دلمشغولی&amp;zwnj;های خاص خود را رو در روی تماشاگر قرار می&amp;zwnj;دهند. از این&amp;zwnj;رو ردیابی مایه&amp;zwnj;های مشترک فیلم&amp;zwnj;های آلمودووار برای تماشاگر پیگیر و جدی به آسانی میسر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بازگشت ادامه منطقی همین مایه&amp;zwnj;هاست: شخصیت&amp;zwnj;های تنهایی که تم &amp;laquo;رابطه&amp;raquo; را در آثار فیلمساز، بسط و گسترش می&amp;zwnj;دهند و سرانجام، زندگی را با همه تلخی&amp;zwnj;هایش دوست دارند و ادامه می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید یکی از دلایل اصلی موفقیت فیلم&amp;zwnj;های آلمودووار، همین روایت جهانی است گرم و زنده که در آن تماشاگر پیش از هر چیز روابط و مناسبات ملموسی را می&amp;zwnj;بیند که&amp;zwnj; گاه در عین تلخی- همچون زندگی روزمره همه ما- از جهان پر جنب و جوش و قابل ستایشی حرف می&amp;zwnj;زند که نظیرش را در اروپا فقط در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان اسپانیا یا ایتالیا می&amp;zwnj;توان یافت. از این حیث فیلم&amp;zwnj;های آلمودووار در عین جهانی بودن و حرف زدن درباره مشکلات انسان معاصر به طور عام، به شدت با زادگاه فیلم&amp;zwnj;ها یعنی اسپانیا پیوند خورده&amp;zwnj;اند و با آن یکی شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/volvabdm03.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;برای شخصیت&amp;zwnj;های آلمودووار می&amp;zwnj;توان حتی گریست.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;از این روست که کوچه&amp;zwnj;ها و خیابان&amp;zwnj;های ده در &amp;laquo;بازگشت&amp;raquo; به نوعی با جهان شخصیت&amp;zwnj;های فیلم ارتباطی ناگسستنی دارند و در تار و پود جان و جهان فیلم بافته شده&amp;zwnj;اند. خانه&amp;zwnj;ها و سنگفرش&amp;zwnj;های ده با باورهای سنتی مردم یکی می&amp;zwnj;شوند و از یک جهان مشترک حرف می&amp;zwnj;زنند [مثل چند اشاره به باد که با خودش همه چیز از جمله بدبختی را می&amp;zwnj;آورد.] خون&amp;zwnj;گرمی مردم و آفتابی که خود دلیل خون&amp;zwnj;گرمی مردم برخوردار از آن است، با مفهوم &amp;laquo;ارتباط&amp;raquo; می&amp;zwnj;آمیزد و رنگ باورپذیری به آن می&amp;zwnj;دهد. بده&amp;zwnj;بستان طبیعت با مردم و آدم&amp;zwnj;ها با یکدیگر، مفهومی از زندگی را می&amp;zwnj;سازد که از درون پرده با تماشاگرش ارتباط برقرار می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به همین دلیل هم هست که اشک&amp;zwnj;انگیز بودن فیلم&amp;zwnj;های آلمودووار غالباً تصنعی نیست. شخصیت&amp;zwnj;های آلمودووار قابل باورند و می&amp;zwnj;شود حتی برایشان گریست. از این&amp;zwnj;روست که در ژانر ملودرام- که از پرطرفدار&amp;zwnj;ترین ژانرهای عالم سینماست و در ارتباط با مخاطب عام دلپذیرترین- آلمودووار جایگاه ویژه&amp;zwnj;ای دارد و در ترکیب ملودرام با مایه&amp;zwnj;های روشنفکرانه در فیلم&amp;zwnj;های برترش، بسیار موفق به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;بازگشت&amp;raquo; نه آنکه بهترین فیلم سازنده&amp;zwnj;اش باشد- که آشکارا در کارنامه پر افت و خیز آلمودووار، از &amp;laquo;زنان در آستانه انفجار عصبی&amp;raquo; تا &amp;laquo;جسد زنده&amp;raquo; و &amp;laquo;همه چیز درباره مادرم&amp;raquo; و &amp;laquo;تعلیمات بد&amp;raquo;، فیلم&amp;zwnj;های بهتری را می&amp;zwnj;توان سراغ کرد؛ مثلاً &amp;laquo;با او حرف بزن&amp;raquo; که شاید کامل&amp;zwnj;ترین فیلم سازنده&amp;zwnj;اش به&amp;zwnj;نظر برسد- اما به جهاتی در پرداختن به مایه&amp;zwnj;های مورد علاقه فیلمساز، صراحت بیشتری دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مهمترین&amp;zwnj; این بن&amp;zwnj;مایه&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;توان در وجه فمینیستی فیلم سراغ گرفت: اینکه شخصیت&amp;zwnj;های فیلم- حالا دیگر به شکلی کاملاً عیان- از مرد بی&amp;zwnj;نیاز شده&amp;zwnj;اند. مادر و دختر هر دو از شر شوهرهایی نالایق خلاص شده&amp;zwnj;اند؛ شوهرهایی که بی&amp;zwnj;فایده و حتی مضر هستند. روایت این خلاص شدن در مورد دختر- پنه لوپه کروز- در معنایی نمادین در تمام فیلم در سایه تلاش او برای خلاصی از شر جسد شوهرش تجلی می&amp;zwnj;یابد. این صحنه تمثیل آشکاری است از زنانی که به همراه هم از شر وجود مردانی مزاحم خلاص می&amp;zwnj;شوند [نگاه کنید به تنها تصویری که از شوهر دیده بودیم؛ بیکار و هرزه.]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جز این مرد، حرف دو شوهر دیگر هم در فیلم هست: یکی که تجاوز و خیانت کرده و در آتش سوخته؛ و دیگری هم شوهر خواهر کوچک&amp;zwnj;تر خانواده که معلوم نیست به چه دلیلی زنش را ترک کرده. دو مرد دیگر را هم در فیلم می&amp;zwnj;بینیم: یکی صاحب رستوران و دیگری دستیار گروه فیلمسازی که هر دو آشکارا به پنه لوپه کروز علاقه&amp;zwnj;ای دارند، اما فیلم هیچ&amp;zwnj;گاه به آن&amp;zwnj;ها فرصت ابراز عشق را نمی&amp;zwnj;دهد و در لابلای جهان شلوغ کروز جایی برایشان نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/volvabdm04.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&amp;laquo;بازگشت&amp;raquo; ساخته آلمودووار با بن&amp;zwnj;مایه&amp;zwnj;های فمینیستی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;همه این&amp;zwnj;ها در سایه روایتی ذره ذره میسر می&amp;zwnj;شود: فیلم هر چه جلو می&amp;zwnj;رود بخشی از قصه غیر قابل حدس&amp;zwnj;اش را روایت می&amp;zwnj;کند و تا لحظه آخر تماشاگر را با خود همراه می&amp;zwnj;کند. ضمن اینکه فیلم سرشار است از اشاره&amp;zwnj;های گذرا و جزییاتی دقیق و حساب&amp;zwnj;شده که رفته رفته به کار فیلم می&amp;zwnj;آیند. مثلاً نمای خیلی کوتاهی که کروز برای صاحب رستوران دست تکان می&amp;zwnj;دهد [و بعد آن مرد و رستورانش به کار قصه فیلم می&amp;zwnj;آیند] یا نمایی پیشاپیش از کارد که کمی بعد&amp;zwnj;تر در قصه فیلم نقشی را به عهده می&amp;zwnj;گیرد. یا اشاره&amp;zwnj;های آگوستینا به شغل خواهرش که بعد&amp;zwnj;تر معنا می&amp;zwnj;یابد [اما&amp;zwnj; کاش صحنه شعاری و بی&amp;zwnj;کارکرد حضور آگوستینا بر صفحه تلویزیون حذف می&amp;zwnj;شد] و یا حضور مادر به عنوان پرستار بر بالین خواهرش در ابتدای فیلم که در انتهای فیلم با پرستاری او از آگوستینا معنایی چندبعدی می&amp;zwnj;یابد [هم به حضورش به عنوان مادر- حامی - اشاره دارد، هم جبران گناهی است که انجام داده] و هم پایانی است درخور فیلم: در صحنه&amp;zwnj;ای اشک&amp;zwnj;انگیز دختر به مادرش می&amp;zwnj;گوید که نمی&amp;zwnj;داند چطور توانسته آن همه سال بدون او زندگی کند و پاسخ مادر فرق اساسی یک ملودرام سطحی اشک&amp;zwnj;انگیز با ملودرامی جدی و در خور را عیان می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;ادامه نده که اشکم در می&amp;zwnj;آد و خب ارواح که گریه نمی&amp;zwnj;کنند!&amp;raquo; شوخی مادر جلوی اشک ما را در قبال حرف&amp;zwnj;های دختر- به&amp;zwnj;درستی- می&amp;zwnj;گیرد، اما کمی بعد&amp;zwnj;تر وقتی کسی نیست و مادر پشت به ما می&amp;zwnj;گرید، ما هم با او اشک می&amp;zwnj;ریزیم و تصویرش را با خود به خارج از تالار سینما می&amp;zwnj;بریم و با حس توامان تلخی و شیرینی زندگی اطرافمان، ساعت&amp;zwnj;ها سر می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/8290&quot;&gt; ::سینمای جهان در صد فریم از محمد عبدی در زمانه::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: پیش&amp;zwnj;پرده &amp;laquo;بازگشت&amp;raquo; ساخته آلمودووار&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/ABSvppyQGdE?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/07/14/16970#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8290">سینمای جهان در صد فریم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-17">محمد عبدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13701">پدرو آلمودووار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/ABSvppyQGdE" fileSize="1204" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/ABSvppyQGdE/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/ABSvppyQGdE" length="1204" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Fri, 13 Jul 2012 22:15:33 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">16970 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>