<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/137/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>اورول</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/137/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>هدایت و ژانر داستان‌های تخیلی آینده‌گرا</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/content/%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    تأملی درباره‌ی داستان‌های تخیلی آینده‌گرا و البعثه اللاسلامیه الی البلاد الفرنجیه، نوشته‌ی صادق هدایت        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    وحید والی‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;376&quot; height=&quot;250&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/hedayat.jpg?1293193708&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma&quot;&gt;&amp;nbsp;داستان&amp;zwnj;های تخیلی آینده&amp;zwnj;گرا ژانر بسیار فراگیری در هنر و ادبیات غربی را شکل می&amp;zwnj;دهند. این نوع داستان&amp;zwnj;ها نگرانی&amp;zwnj;ها یا امیدها نسبت به گرایش&amp;zwnj;های جاری جامعه را مادیت می&amp;zwnj;بخشند. برای مثال در رابطه با علم، مجموعه&amp;zwnj;ای از داستان&amp;zwnj;های علمی تخیلی آینده&amp;zwnj;گرایی تولید شده است که یا مبتنی است بر هراس از پیشرفت غیرقابل کنترل علم به گونه&amp;zwnj;ای که ممکن است به آینده&amp;zwnj;ی تاریک دهشت&amp;zwnj;آوری که در آن انسان تحت سلطه&amp;zwnj;ی پیشرفت&amp;zwnj;های علمی قرار می&amp;zwnj;گیرد، ختم شود و یا جهان درخشانی ترسیم می&amp;zwnj;شود که به واسطه&amp;zwnj;ی پیشرفت&amp;zwnj;های فوق&amp;zwnj;العاده در علم و فن آوری به گونه&amp;zwnj;ای رادیکال دگرگون شده است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;شاید بتوان در طبقه&amp;zwnj;بندی این ژانر بخشی را تحت عنوان داستان&amp;zwnj;های تخیلی ایدئولوژیک متمایز کرد. بسیاری از این&amp;zwnj;گونه داستان&amp;zwnj;های تخیلی آینده&amp;zwnj;گرا بر اساس هراس یا هواداری از ایدئولوژی&amp;zwnj;های معین زمان خود شکل گرفته&amp;zwnj;اند؛ ایدئولوژی&amp;zwnj;هایی که حامل ایده&amp;zwnj;هایی معین درباره&amp;zwnj;ی نحوه&amp;zwnj;ی سازمان&amp;zwnj;یابی جامعه در کل، و نیز سازمان&amp;zwnj;یابی روابط انسانی در سطحی خردتر هستند. نویسندگان این&amp;zwnj;گونه آثار از طریق توصیف&amp;zwnj;های مبالغه&amp;zwnj;آمیز، از تحقق ایده&amp;zwnj;های این یا آن ایدئولوژی و یا گفتمان فکری کوشیده&amp;zwnj;اند مخاطبان خود را نسبت به کارایی و رهایی&amp;zwnj;بخشی یک گفتمان قانع کنند و یا برعکس، از خطرات و مصائبی که در گفتمانی معین نهفته است پرده بردارند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;از مثال&amp;zwnj;های مشهور این نوع رمان&amp;zwnj;ها میتوان به رمان ۱۹۸۴ اشاره کرد که جامعه&amp;zwnj;ای به&amp;zwnj;شدت توتالیتر را ترسیم می&amp;zwnj;کند. سرمایه&amp;zwnj;داری فوردیستی مضمون بنیادینی است که در رمان برجسته&amp;zwnj;ی دیگری یعنی دنیای قشنگ نو هاکسلی به نقد کشیده می&amp;zwnj;شود. آنچه در این رمان&amp;zwnj;ها مشهود است، پرداختن به مسائل و مباحث حاد جاری در جامعه از طریق پرتوافکنی بر واقعیت&amp;zwnj;یابی و مسلط شدن ایده&amp;zwnj;هایی است که مورد مناقشه است. در این معنا، داستان&amp;zwnj;های تخیلی آینده&amp;zwnj;گرا همچون یک ارگان ادراک اجتماعی عمل می&amp;zwnj;کنند که مداوماً در حال ارسال سیگنال&amp;zwnj;های هشدار و یا تجلیل از گفتمان&amp;zwnj;های ایدئولوژیک معین به جامعه هستند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;بسیاری از ایدئولوژی&amp;zwnj;ها و گفتمان&amp;zwnj;های مدرن به عنوان مصالح و مواد خامی برای این ژانر تولید هنری در غرب به کارگرفته شده&amp;zwnj;اند. جامعه جهانی نیز به&amp;zwnj;دلیل تفوق غرب بر سایر دنیا، آینده&amp;zwnj;ی خود را غالباً از طریق این ارگان ادراک غربی تصور و تخیل کرده است. تصور کردن جهان آینده، باعث می&amp;zwnj;شود که انسان&amp;zwnj;ها برای تأثیرگذاری بر شکل آینده&amp;zwnj;ی جوامع خود، دست به تلاش زده تا از آینده&amp;zwnj;ای سیاه بپرهیزند و آینده&amp;zwnj;ای درخشان را شکل دهند. فوردیسم، فاشیسم، توتالیتاریسم، حتی ایده&amp;zwnj;های سورئالیستی در رمانی چون میرا، و یا ایده&amp;zwnj;های پروداکتیویستی در رمان &amp;laquo;ما&amp;raquo;، توسط چنین اندام ادبی&amp;zwnj;ای همواره نقادی شده و به درک عمومی اجتماعی یاری رسانده&amp;zwnj;اند.&lt;br /&gt;
&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;301&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/valizad01.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
اما در چند دهه&amp;zwnj;ی اخیر جهان شاهد برآمدن ایدئولوژی نوپدید و ناشناخته&amp;zwnj;ای است که ناگاه سر برکشیده و در گستره&amp;zwnj;ای جهانی با خون و جراحت و سرکوب و خشونت علیه فعالان مدنی و یورش به آزادی بیان، می&amp;zwnj;رود تا شکل تازه&amp;zwnj;ای به جهان بدهد. از دهکده&amp;zwnj;ای در آفریقا تا شهری در افغانستان تا پایتخت&amp;zwnj;های اروپایی و تا بوئنوس آیرس، جهان شاهد اقدامات خشونت&amp;zwnj;بار غیرقابل درک و غیرقابل تصوری است که با اسلام سیاسی پیوند دارد، بدون آنکه بتواند فهم روشنی از دلایل آنها، ایده&amp;zwnj;آل&amp;zwnj;ها و رفتار آنها را بپروراند. آن ارگان ادراک اجتماعی غربی هیچ سیگنالی درباره&amp;zwnj;ی چنین گفتمانی ارسال نکرده و بسیاری در مقابل این جنبش ارتجاعی خود را ناتوان از هرگونه حرکتی می بینند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;سهم سیاستمداران ایران در جنبش اسلام&amp;zwnj;گرای مرگباری که اکنون تمام جهان را در برگرفته است را بسیاری می&amp;zwnj;شناسند، اما تنها سیگنالی که ادبیات ایران تلاش در مخابره&amp;zwnj;ی آن را داشت، برای بسیاری حتی تا امروز نیز ناشناخته مانده است. جالب اینجاست که ادبیات ایران به طرز معناداری تهی از چنین ژانری است. اما تک&amp;zwnj;اثری که به صورت تخیلی و پیشگویانه، واهمه&amp;zwnj;های به قدرت رسیدن اسلام را می&amp;zwnj;کاود، شاید به تنهایی و به رغم باریکی اثر، سهم ادبیات ایرانی را به آن ارگان ادراک اجتماعی ادا کرده باشد. اثری که هیچگاه در ایران منتشر نشد و حتی امروزه نیز پس از نزدیک به سه ربع قرن از نوشته شدن، به زبانی دیگر ترجمه نشده است. صادق هدایت اینجا نیز تنها اما پیشگام ایستاده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;البعثه اللاسلامیه الی البلاد الفرنجیه، داستانی تخیلی از صادق هدایت است که تا بعد از به قدرت رسیدن اسلامیون در ایران، به زیور طبع، آن&amp;zwnj;هم در فرنگ، آراسته نشد. حکایت گسیل کاروانی از سوی بلاد اسلامی به غرب و به نیت صدور اسلام &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;صادق هدایت، با واقعیت&amp;zwnj;بخشی داستانی به گرایشی نهفته در عصر خود، با زبانی طنزآلود ولی دقیق و ژرف، محتوای ایدئولوژی را در مقابل مخاطب ترسیم می&amp;zwnj;کند که قدرت&amp;zwnj;یابی آن می&amp;zwnj;تواند به چه سلسله&amp;zwnj;ای از تباهی و تمسخر تبدیل شود. داستان مرکب از یادداشت&amp;zwnj;های یک خبرنگار فرضی است که با گزارش&amp;zwnj;های خود، خواننده را به&amp;zwnj;درون فضای گفت&amp;zwnj;وگوها و کنش&amp;zwnj;های شخصیت&amp;zwnj;های داستان می&amp;zwnj;برد و او را با محتوای تاریک یک ایدئولوژی مواجه می&amp;zwnj;کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;داستان از مجلسی آغاز می&amp;zwnj;شود که در آن نمایندگان ملل اسلامی &amp;laquo;راجع به اعزام یک دسته مبلغ برای نشر دین حنیف اسلام در دنیا&amp;raquo; شور می&amp;zwnj;کنند. این نمایندگان که هریک لقبی مختوم به اسلام یا شریعت یا دین دارند (و چونان آمیزه&amp;zwnj;ای از القاب دولتی عصر قاجار و القاب دینی آیت الله و حجت&amp;zwnj;الاسلام و ...اند) دنیا را به&amp;zwnj;صورت دوگانه&amp;zwnj;ی اسلامی- غیراسلامی درک می&amp;zwnj;کنند و اسلامی کردن بقیه&amp;zwnj;ی جهان در صدر برنامه&amp;zwnj;های آنهاست. از خلال گفت&amp;zwnj;وگوهای نمایندگان، نگاه آنان به روابط انسانی و اجتماعی هویدا می&amp;zwnj;شود. زنان چون اموال محسوب شده و قابل تصرف و تقسیم میان مسلمین&amp;zwnj;اند. دستور کار فرهنگی آنها در مرامنامه&amp;zwnj;ی جمعیتی که برای اعزام به فرنگ تشکیل می&amp;zwnj;شود به&amp;zwnj;خوبی فشرده شده است. در بخش سلبی و ویرانگر آن: &amp;laquo; خراب کردن همه البنیه و عمارات کفار. چون بناهای آنها بلند و دارای چندین طبقه است و دارای حصار نمی&amp;zwnj;باشد، به&amp;zwnj;طوریکه چشم نامحرم از نشیب عورت خواتین را بر فراز بتوان دید و این خود کفر و زندقه است (...) البته خراب کردن هرچه تیاتر، موزه، تماشاخانه، کلیسا، مدرسه و غیره هست از فرایض این جمعیت شمرده می&amp;zwnj;شود&amp;raquo; و در بخش ترویجی و فرهنگساز آن &amp;laquo; طرز سوگواری، خرج دادن، روضه&amp;zwnj;خوانی، بنای مساجد، احداث امامزاده&amp;zwnj;ها، تکیه&amp;zwnj;ها، نذرها، قربانی حج، زکات، خمس، و کوچ دادن دسته&amp;zwnj;ای از فقرای سامره به بلاد کفار تا طرز تکدی را به آنها بیاموزند. چون اسلام مذهب فقر و ذلت است و برای آن دنیاست.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;این جملات که به طرزی طنزآلود در داستان بیان می&amp;zwnj;شود، در حدود نیم قرن بعد در نخستین حکومت اسلامی عصر جدید، یعنی جمهوری اسلامی ایران متحقق می&amp;zwnj;شود. اسلامی کردن فرهنگ، از دخالت آگاهانه در معماری و شهرسازی گرفته تا یورش به سینما و کتابفروشی و تخریب تئاترها، تا تخصیص منابع به مسجدسازی، سازمان&amp;zwnj;دهی نوحه&amp;zwnj;خوانی و روضه&amp;zwnj;خوانی و گسترش فقر و فلاکت، سیاست ثابت فرهنگی جمهوری اسلامی بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;333&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/valizad02.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
فصل اول کتاب اگر ایده&amp;zwnj;ها و تفکرات ایدئولوژی کاروان اسلام را بیان می&amp;zwnj;کند، فصل دوم به کنش&amp;zwnj;ها و مواجهه&amp;zwnj;ی آن با غرب می&amp;zwnj;پردازد. موقعیت&amp;zwnj;های خنده&amp;zwnj;آوری که از برخورد شخصیت&amp;zwnj;ها با فن&amp;zwnj;آوری، قطار، هتل، شهر، حمام، مردم و ساز&amp;zwnj;وکارهای اجتماعی برلین پیش می&amp;zwnj;آید، پرتوی بیشتری بر ساختارهای ایدئولوژیک کاروان اسلام می&amp;zwnj;افکند. ایدئولوژی یگانه&amp;zwnj;ای که ضمن عقب&amp;zwnj;ماندگی شدید بستر زیستی آن، هیچ&amp;zwnj;گونه تلاشی جهت فهم و شناخت فضاها و ساختارهای بیگانه از خود نشان نمی&amp;zwnj;دهد؛ هر کجا که گام می&amp;zwnj;گذارد، پیله&amp;zwnj;ای به&amp;zwnj;دور خود تنیده و فضای زیستی قبلی خود را شبیه&amp;zwnj;سازی می&amp;zwnj;کند. ایدئولوژی اسلام&amp;zwnj;گرایان بسته و نهایی است. آنها در جداره&amp;zwnj;ی نفوذ ناپذیر خود، فرنگ را نیز یک کلیت بسته و یک تکه می&amp;zwnj;دانند که با یک برچسب &amp;laquo;غیر اسلامی&amp;raquo; قابل تعریف و قابل طرد است &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;رابطه&amp;zwnj;ی میان حاملین ایدئولوژی با دیگران به دو شکل است: از یک طرف به&amp;zwnj;دلیل عادت&amp;zwnj;ها و کردارهای عجیب و غریب خود که با محیط به شدت ناهمخوان و نامتناسب است مورد تحقیر و مسخرگی مردم عادی قرار می&amp;zwnj;گیرند. در همان حال به دلیل فقدان دانش و صلاحیت&amp;zwnj;ها، از سوی نمایندگان کمپانی&amp;zwnj;ها و شرکت&amp;zwnj;ها مورد سوءاستفاده مالی قرار می&amp;zwnj;گیرند &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;کاروان اسلام که با نام جهاد به حرکت در آمده و قصد دارد &amp;laquo;مردهای کفار را از دم شمشیر بگذرانیم، زن&amp;zwnj;ها و شترهایشان را مابین مسلمین قسمت بکنیم&amp;raquo; کارش به جایی می&amp;zwnj;کشد که در باغ وحش برلین به&amp;zwnj;عنوان نمایشگاه شرقی، سبک زندگی خود را در معرض نمایش می&amp;zwnj;گذارد تا مردم سرگرم شوند و به آنها بخندند و برایشان دست بزنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;فصل سوم و آخر، افشای ایدئولوژی است. از لابه لای گفت&amp;zwnj;وگوهای خبرنگار با یکی از اعضای کاروان اسلام که سال&amp;zwnj;ها بعد در پاریس میکده&amp;zwnj;ای را می&amp;zwnj;گرداند، عوامل تولیدکننده و بازتولید کننده&amp;zwnj;ی این ایدئولوژی آشکار می&amp;zwnj;شوند. لایه&amp;zwnj;ای از جامعه&amp;zwnj;ی بومی، که خواهان بهره&amp;zwnj;کشی و سوءاستفاده از دیگر اقشار مردم است، و دیگر، دولت&amp;zwnj;های فرنگی و سیاست استعماری که برای چپاول منابع و ثروت&amp;zwnj;های کشورهای شرقی، به حفظ و سلطه&amp;zwnj;ی اسلام یاری می&amp;zwnj;رسانند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;داستان تخیلی صادق حکایت با اغراق کردن در واقعیت&amp;zwnj;یابی ایده&amp;zwnj;های اسلامی، در زمانی که هنوز اسلام به یک قدرت سیاسی تبدیل نشده بود، عناصری از ایدئولوژی اسلام را برای مخاطبانش برجسته می&amp;zwnj;کند که می&amp;zwnj;تواند در آینده به مصیبت&amp;zwnj;ها، رنج&amp;zwnj;ها، و عقب ماندگی&amp;zwnj;های عظیم اجتماعی منجر شود. اثر صادق هدایت می&amp;zwnj;توانست به ارگانی برای ادراک اجتماعی درباره&amp;zwnj;ی یک ایدئولوژی معین تبدیل شود. اما اثر داستانی و تخیلی او نشر نیافت و در دهه&amp;zwnj;های بعد جلال آل احمد و شریعتی در آثاری به ظاهر محققانه و غیرداستانی اتوپیای دیگرگونه&amp;zwnj;ای از اسلام را خلق کردند که ذهنیت کتاب&amp;zwnj;خوان ایرانی را شکل داد و نه تنها هشداری به آنان مخابره نکرد، بلکه جامعه را پذیرای غیرانتقادی ایدئولوژی&amp;zwnj;ای ساخت که پس از شکست انقلاب ایران، جامعه&amp;zwnj;ی ما را دربرگرفت. امروزه که جامعه&amp;zwnj;ی جهانی از انفجارهای اسلام سیاسی به خود می&amp;zwnj;لرزد، شاید اثر تخیلی هدایت را بسیار واقعی&amp;zwnj;تر از تحلیل&amp;zwnj;های واقع&amp;zwnj;گرایانه&amp;zwnj;ی متخصصان اسلام&amp;zwnj;شناس بیابد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C">اسلام گرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%88%D9%84">اورول</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D8%A7">داستان های تخیلی آینده گرا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA">هدایت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review">کتاب زمانه</category>
 <pubDate>Fri, 24 Dec 2010 16:19:05 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">279 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>