<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/135/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>هدایت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/135/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>آپاراتمان پیکاسو در پاریس و اتاق اجاره‌ای هدایت در هند</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D9%88-%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%AF</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D9%88-%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%AF&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    جادوی کوبیسم و تأثیر نقاشی کوبیسم بر شعر آپولینر و بوف کور صادق هدایت        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    هانیه بختیار        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;270&quot; height=&quot;190&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/picasso.jpg?1298397343&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;هانیه بختیار- همه جادوی کوبیسم، از رفاقت اصیل آپولینر شاعر و پیکاسوی نقاش شروع شد. وقتی در سال ١٩٠٧ آپولینر، براک و پیکاسو را به هم معرفی کرد، نمی&amp;zwnj;دانست این آشنایی قرار است، سه بعد نقاشی هنرمندان پیشین را در آپارتمان و آتلیه پیکاسو در مونمارت پاریس - معروف به &amp;laquo;قایق رختشویی&amp;raquo;، به هم بریزد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;آن زمان هم براک و هم پیکاسو تحت تأثیر سزان مبنی بر تجسم طبیعت با احجام ساده هندسی، روش تازه&amp;zwnj;ای را درنقاشی اشیاء به کار بردند و نمایش فضای سه بعدی را در هم ریختند. وقتی اولین بار ژرژ براک، تابلویی را که پر از مکعب&amp;zwnj;های کوچک بود به نمایش گذاشت، لویی واسل (منتقد هنری) نام کوبیسم را به تمسخر بر روی کار او گذاشت. غافل از آنکه این سبک جای خود را به زودی نه تنها در نقش و طرح، بلکه در ادبیات و بقیه سبک&amp;zwnj;های هنری باز می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
آپولینر و پیکاسو در همه این ساختار شکنی&amp;zwnj;های نقاشی و شعر کنار هم بودند و گام به گام هنر را به بازه مدرن سوق می&amp;zwnj;دادند. رفاقت آن&amp;zwnj;ها در &amp;laquo;بتو لووار&amp;raquo; پیکاسو، چشمه شور و الهام آن&amp;zwnj;ها شده بود. یاغی&amp;zwnj;گری&amp;zwnj;های هنری هر دو می&amp;zwnj;جوشید. آپولینر از سمبولیسم گذر می&amp;zwnj;کرد و پیکاسو فرم طنز و کاریکاتور را در نقاشی پاریسی به هم می&amp;zwnj;ریخت. او بار&amp;zwnj;ها چهره&amp;zwnj;ی آپولینر را با سر گلابی شکلش در قالب کمیک طرح زد. این دست کارهای پیکاسو نه تنها بیانگر رفاقت آن&amp;zwnj;ها بلکه نشان&amp;zwnj;دهنده&amp;zwnj;ی رانده شدن پیکاسو به سمت کوبیسم با دگرگونی فرم کاریکاتور و اعوجاج&amp;zwnj;های تصویری بود. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;302&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;250&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/charlene2.jpg&quot; /&gt;در سال ١٩٠۵، آپولینر دو شعر معروف خود به نام&amp;zwnj;های &amp;laquo;شفق&amp;raquo; و &amp;laquo;شعبده&amp;zwnj;باز&amp;zwnj;ها&amp;raquo; از مجموعه &amp;laquo;الکل&amp;raquo; را برای پیکاسو فرستاد. پابلو آن&amp;zwnj;چنان تحت تأثیر فضای تغزلی شعر او قرار گرفت که تابلوی معروف &amp;laquo;فامیل شعبده&amp;zwnj;باز&amp;raquo; را خلق کرد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بی&amp;zwnj;شک آپولینر و پیکاسو نقش کاتالیزور و الهام&amp;zwnj;بخش بر آثار هنری خود داشتند، اما در این میان سایه&amp;zwnj;هایی هم بر گوشه&amp;zwnj;ای از زندگی آن&amp;zwnj;ها نشسته است. وقتی سه مجسمه از موزه&amp;zwnj;ی لوور به سرقت رفت، شواهد پلیس را به در خانه&amp;zwnj;ی آپولینر کشاند و کم کم پای پیکاسو، رفیق صمیمی&amp;zwnj;اش به این ماجرا باز شد. آپولینر مدعی شد اشیاء را به پیکاسو سپرده تا او به صاحب حقیقی&amp;zwnj;اش برگرداند اما پیکاسو برای کشف اسرار محرمانه&amp;zwnj;ای که باعث خلق این آثار باستانی شده، از پس دادن آن&amp;zwnj;ها صرف نظر کرده است. نقطه&amp;zwnj;ی درام ماجرا آنجا بود که این دو هنرمند در دادگاه با هم رو به رو شدند. پیکاسو همه چیز را انکار کرد و آپولینر اتهام را به گردن گرفت. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگرچه جزئیات این داستان هنوز در پرده&amp;zwnj;ی ابهام است، اما نقاط روشن&amp;zwnj;تری در زندگی آن&amp;zwnj;ها وجود دارد. از جمله هجده ماه اول دوره دوستی&amp;zwnj;شان با هم است که به دوره&amp;zwnj;ی &amp;laquo;رز&amp;raquo; یا دوره&amp;zwnj;ی &amp;laquo;آپولینر&amp;raquo; در زندگی پیکاسو شهرت دارد و انگیزه&amp;zwnj;ی الهامات بسیاری در زندگی پابلوست. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همان&amp;zwnj;طور که پیکاسو و براک در قوام سبک کوبیسم قلم در رنگ می&amp;zwnj;زدند، آپولینر حامی وفاداری کنار آن&amp;zwnj;ها بود. او در سال ١٩١٣ مجموعه مقالاتی درباره هنر پیشتاز با عنوان &amp;laquo;نقاشان کوبیست&amp;raquo; منتشر کرد که نقش مهمی در رسمیت بخشیدن به این سبک داشت. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;333&quot; align=&quot;right&quot; width=&quot;250&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/9725275.jpg&quot; /&gt;آپولینر تحت تأثیر پیکاسو بر آن شد تا کوبیسم را وارد شعر و ادبیات کند. او می&amp;zwnj;خواست مثل نقاشان کوبیست، به جای نشان دادن یک بعد از هر چیز، تمام جهات آن را نشان دهد و اشعار خود را بنا بر محتوا به اشکال مختلف مانند حروف الفبا، قلب، کراوات، سیگار، ساعت، انگشتان دست... می&amp;zwnj;سرود و باور داشت علاوه بر اینکه خواننده باید از موضوع و مضمون لذت ببرد، باید شعر از لحاظ دیداری هم جذاب و قابل درک باشد. اسرار شعرهای آپولینر با تصویرسازی&amp;zwnj;های او به&amp;zwnj;راحتی قابل کشف است و اوج تبلور این احساسات را می&amp;zwnj;توان در مجموعه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;الکل&amp;raquo; به&amp;zwnj;خوبی حس کرد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید آن زمان که آپولینر و پیکاسو در آتلیه&amp;zwnj;ی مونمارت پابلو یا&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان قایق رختشویی، بین رنگ و قلمو و بوم و کاغذ و کتاب می&amp;zwnj;نشستند و به&amp;zwnj;دنبال طرحی بی&amp;zwnj;نظیر و نو، گپ&amp;zwnj;های طولانی می&amp;zwnj;زدند و بوم&amp;zwnj;ها رنگی و کاغذ&amp;zwnj;ها مرکبی می&amp;zwnj;شد، در باورشان نبود که روزی همه&amp;zwnj;ی این تکاپو&amp;zwnj;ها و هیجانات هنری، سینه به سینه، از هنرمندی به هنرمند دیگر برسد، مرز&amp;zwnj;ها و فرهنگ&amp;zwnj;ها را طی کند و در هر گوشه جهان خاستگاه خودش را بیابد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نزدیک به چهل سال بعد، نویسنده&amp;zwnj;ای در خیابان شامپیونه&amp;zwnj;ی پاریس خودکشی می&amp;zwnj;کند و در گورستان پرلاشز با نه چندان فاصله از آپولینر می&amp;zwnj;آرامد. نویسنده&amp;zwnj;ای ایرانی که در هند اثری با رگه&amp;zwnj;های کوبیستی آفریده است. صادق هدایت و داستان بوف کورش! &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رضا بنی&amp;zwnj;صدر در مقاله&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;در کل داستان بوف کور، خواننده با یک نوع بازی با زمان و مکان و شخصیت&amp;zwnj;ها رو به روست و ابهام و تردید در این داستان نقش به&amp;zwnj;سزایی دارد و همین امر باعث هیجان بیشتر خواننده و نشانه&amp;zwnj;ی وجود حرکت در زمان است. داستان نه آغازی دارد و نه پایانی و همه چیز در هم است. همانند نقاشی&amp;zwnj;های کوبیسم نقطه&amp;zwnj;ی دید ثابتی وجود ندارد و در هر قسمت از داستان، خواننده با نقطه&amp;zwnj;ی دید جدیدی رو&amp;zwnj;به&amp;zwnj;روست. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منظره&amp;zwnj;ای که راوی در راه قبرستان مشاهده می&amp;zwnj;کند نیز مانند تابلو&amp;zwnj;های کوبیسم است: &amp;laquo;کوه&amp;zwnj;های بریده بریده، درخت&amp;zwnj;های عجیب و توسری&amp;zwnj;خورده، نفرین&amp;zwnj;زده از دو جانب جاده پیدا بود که از لابه&amp;zwnj;لای آن&amp;zwnj;ها خانه&amp;zwnj;های خاکستری&amp;zwnj;رنگ با اشکال سه&amp;zwnj;گوش، مکعب، منشور، یا پنجره&amp;zwnj;های کوتاه و تاریک و بدون شیشه دیده می&amp;zwnj;شد. بعضی جا&amp;zwnj;ها فقط تنه&amp;zwnj;های بریده و درخت&amp;zwnj;های کج و کوله دور جاده را گرفته بودند و پشت آن&amp;zwnj;ها خانه&amp;zwnj;های پست و بلند به شکل&amp;zwnj;های هندسی، مخروط ناقص با پنجره&amp;zwnj;های باریک و کج دیده می&amp;zwnj;شد. &amp;laquo;&lt;br /&gt;
رضا بنی&amp;zwnj;صدر معتقد است&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان&amp;zwnj;طور که در نقاشی کوبیسم با تغییر پی در پی نقطه دید زمان کاملا حس می&amp;zwnj;شود و تابلو اثری جزمی و تمام شده نیست و پرده&amp;zwnj;ی نقاشی سرشار از حرکت بوده و بیننده را دائماً در معرض کشف&amp;zwnj;های جدید و استنباط&amp;zwnj;های متفاوت هدایت می&amp;zwnj;کند، بوف&amp;zwnj;کور هم همین نشانه&amp;zwnj;های کوبیستی را در دل خود دارد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مثلاً تشابه عموی راوی و پیرمرد قوزی خواننده را غافلگیر می&amp;zwnj;کند. خواننده دچار تردید می&amp;zwnj;شود که آیا عمو&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان پیرمرد قوزی&amp;zwnj;ست؟ &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یا روزنه&amp;zwnj;ی هواخور که زمانی هست و زمانی نیست و یا دختر اثیری که مرده بود، زنده می&amp;zwnj;شود تا راوی چشم&amp;zwnj;های او را بکشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
از این مشخصه&amp;zwnj;های کوبیستی در بوف کور کم نیست و خواننده مدام در این سرگردانی درک زمان و تمیز شخصیت&amp;zwnj;ها غوطه می&amp;zwnj;خورد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;داستان این است که شاید هنرمند در انزوای خود، پشت در اتاقی تاریک، کشمکش و رنج روحی&amp;zwnj;اش را در قالبی از هنر بیافریند، اما حجم سیال و نا&amp;zwnj;آرام هنر، مسیر خود را پیدا می&amp;zwnj;کند و جاری می&amp;zwnj;شود. به مانند جادوی کوبیسم چه در آپارتمان قایق رختشویی پیکاسو در پاریس، چه در اتاق اجاره&amp;zwnj;ای صادق هدایت در هند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عکس&amp;zwnj;ها:&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بوسه، کاری از پابلو پیکاسو&lt;br /&gt;
یکی از کالیگرام&amp;zwnj;های آپولینر&lt;br /&gt;
صفحه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی نخست رمان &amp;laquo;بوف کور&amp;raquo; نوشته صادق هدایت، چاپ بمبئی&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D9%88-%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%AF#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1405">آپولینر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1406">رضا بنی‌صدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA">هدایت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-9">پیکاسو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1407">کالیگرام های آپولینر</category>
 <pubDate>Tue, 22 Feb 2011 13:00:53 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">1980 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>هدایت و ژانر داستان‌های تخیلی آینده‌گرا</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/content/%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    تأملی درباره‌ی داستان‌های تخیلی آینده‌گرا و البعثه اللاسلامیه الی البلاد الفرنجیه، نوشته‌ی صادق هدایت        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    وحید والی‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;376&quot; height=&quot;250&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/hedayat.jpg?1293193708&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma&quot;&gt;&amp;nbsp;داستان&amp;zwnj;های تخیلی آینده&amp;zwnj;گرا ژانر بسیار فراگیری در هنر و ادبیات غربی را شکل می&amp;zwnj;دهند. این نوع داستان&amp;zwnj;ها نگرانی&amp;zwnj;ها یا امیدها نسبت به گرایش&amp;zwnj;های جاری جامعه را مادیت می&amp;zwnj;بخشند. برای مثال در رابطه با علم، مجموعه&amp;zwnj;ای از داستان&amp;zwnj;های علمی تخیلی آینده&amp;zwnj;گرایی تولید شده است که یا مبتنی است بر هراس از پیشرفت غیرقابل کنترل علم به گونه&amp;zwnj;ای که ممکن است به آینده&amp;zwnj;ی تاریک دهشت&amp;zwnj;آوری که در آن انسان تحت سلطه&amp;zwnj;ی پیشرفت&amp;zwnj;های علمی قرار می&amp;zwnj;گیرد، ختم شود و یا جهان درخشانی ترسیم می&amp;zwnj;شود که به واسطه&amp;zwnj;ی پیشرفت&amp;zwnj;های فوق&amp;zwnj;العاده در علم و فن آوری به گونه&amp;zwnj;ای رادیکال دگرگون شده است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;شاید بتوان در طبقه&amp;zwnj;بندی این ژانر بخشی را تحت عنوان داستان&amp;zwnj;های تخیلی ایدئولوژیک متمایز کرد. بسیاری از این&amp;zwnj;گونه داستان&amp;zwnj;های تخیلی آینده&amp;zwnj;گرا بر اساس هراس یا هواداری از ایدئولوژی&amp;zwnj;های معین زمان خود شکل گرفته&amp;zwnj;اند؛ ایدئولوژی&amp;zwnj;هایی که حامل ایده&amp;zwnj;هایی معین درباره&amp;zwnj;ی نحوه&amp;zwnj;ی سازمان&amp;zwnj;یابی جامعه در کل، و نیز سازمان&amp;zwnj;یابی روابط انسانی در سطحی خردتر هستند. نویسندگان این&amp;zwnj;گونه آثار از طریق توصیف&amp;zwnj;های مبالغه&amp;zwnj;آمیز، از تحقق ایده&amp;zwnj;های این یا آن ایدئولوژی و یا گفتمان فکری کوشیده&amp;zwnj;اند مخاطبان خود را نسبت به کارایی و رهایی&amp;zwnj;بخشی یک گفتمان قانع کنند و یا برعکس، از خطرات و مصائبی که در گفتمانی معین نهفته است پرده بردارند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;از مثال&amp;zwnj;های مشهور این نوع رمان&amp;zwnj;ها میتوان به رمان ۱۹۸۴ اشاره کرد که جامعه&amp;zwnj;ای به&amp;zwnj;شدت توتالیتر را ترسیم می&amp;zwnj;کند. سرمایه&amp;zwnj;داری فوردیستی مضمون بنیادینی است که در رمان برجسته&amp;zwnj;ی دیگری یعنی دنیای قشنگ نو هاکسلی به نقد کشیده می&amp;zwnj;شود. آنچه در این رمان&amp;zwnj;ها مشهود است، پرداختن به مسائل و مباحث حاد جاری در جامعه از طریق پرتوافکنی بر واقعیت&amp;zwnj;یابی و مسلط شدن ایده&amp;zwnj;هایی است که مورد مناقشه است. در این معنا، داستان&amp;zwnj;های تخیلی آینده&amp;zwnj;گرا همچون یک ارگان ادراک اجتماعی عمل می&amp;zwnj;کنند که مداوماً در حال ارسال سیگنال&amp;zwnj;های هشدار و یا تجلیل از گفتمان&amp;zwnj;های ایدئولوژیک معین به جامعه هستند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;بسیاری از ایدئولوژی&amp;zwnj;ها و گفتمان&amp;zwnj;های مدرن به عنوان مصالح و مواد خامی برای این ژانر تولید هنری در غرب به کارگرفته شده&amp;zwnj;اند. جامعه جهانی نیز به&amp;zwnj;دلیل تفوق غرب بر سایر دنیا، آینده&amp;zwnj;ی خود را غالباً از طریق این ارگان ادراک غربی تصور و تخیل کرده است. تصور کردن جهان آینده، باعث می&amp;zwnj;شود که انسان&amp;zwnj;ها برای تأثیرگذاری بر شکل آینده&amp;zwnj;ی جوامع خود، دست به تلاش زده تا از آینده&amp;zwnj;ای سیاه بپرهیزند و آینده&amp;zwnj;ای درخشان را شکل دهند. فوردیسم، فاشیسم، توتالیتاریسم، حتی ایده&amp;zwnj;های سورئالیستی در رمانی چون میرا، و یا ایده&amp;zwnj;های پروداکتیویستی در رمان &amp;laquo;ما&amp;raquo;، توسط چنین اندام ادبی&amp;zwnj;ای همواره نقادی شده و به درک عمومی اجتماعی یاری رسانده&amp;zwnj;اند.&lt;br /&gt;
&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;301&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/valizad01.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
اما در چند دهه&amp;zwnj;ی اخیر جهان شاهد برآمدن ایدئولوژی نوپدید و ناشناخته&amp;zwnj;ای است که ناگاه سر برکشیده و در گستره&amp;zwnj;ای جهانی با خون و جراحت و سرکوب و خشونت علیه فعالان مدنی و یورش به آزادی بیان، می&amp;zwnj;رود تا شکل تازه&amp;zwnj;ای به جهان بدهد. از دهکده&amp;zwnj;ای در آفریقا تا شهری در افغانستان تا پایتخت&amp;zwnj;های اروپایی و تا بوئنوس آیرس، جهان شاهد اقدامات خشونت&amp;zwnj;بار غیرقابل درک و غیرقابل تصوری است که با اسلام سیاسی پیوند دارد، بدون آنکه بتواند فهم روشنی از دلایل آنها، ایده&amp;zwnj;آل&amp;zwnj;ها و رفتار آنها را بپروراند. آن ارگان ادراک اجتماعی غربی هیچ سیگنالی درباره&amp;zwnj;ی چنین گفتمانی ارسال نکرده و بسیاری در مقابل این جنبش ارتجاعی خود را ناتوان از هرگونه حرکتی می بینند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;سهم سیاستمداران ایران در جنبش اسلام&amp;zwnj;گرای مرگباری که اکنون تمام جهان را در برگرفته است را بسیاری می&amp;zwnj;شناسند، اما تنها سیگنالی که ادبیات ایران تلاش در مخابره&amp;zwnj;ی آن را داشت، برای بسیاری حتی تا امروز نیز ناشناخته مانده است. جالب اینجاست که ادبیات ایران به طرز معناداری تهی از چنین ژانری است. اما تک&amp;zwnj;اثری که به صورت تخیلی و پیشگویانه، واهمه&amp;zwnj;های به قدرت رسیدن اسلام را می&amp;zwnj;کاود، شاید به تنهایی و به رغم باریکی اثر، سهم ادبیات ایرانی را به آن ارگان ادراک اجتماعی ادا کرده باشد. اثری که هیچگاه در ایران منتشر نشد و حتی امروزه نیز پس از نزدیک به سه ربع قرن از نوشته شدن، به زبانی دیگر ترجمه نشده است. صادق هدایت اینجا نیز تنها اما پیشگام ایستاده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;البعثه اللاسلامیه الی البلاد الفرنجیه، داستانی تخیلی از صادق هدایت است که تا بعد از به قدرت رسیدن اسلامیون در ایران، به زیور طبع، آن&amp;zwnj;هم در فرنگ، آراسته نشد. حکایت گسیل کاروانی از سوی بلاد اسلامی به غرب و به نیت صدور اسلام &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;صادق هدایت، با واقعیت&amp;zwnj;بخشی داستانی به گرایشی نهفته در عصر خود، با زبانی طنزآلود ولی دقیق و ژرف، محتوای ایدئولوژی را در مقابل مخاطب ترسیم می&amp;zwnj;کند که قدرت&amp;zwnj;یابی آن می&amp;zwnj;تواند به چه سلسله&amp;zwnj;ای از تباهی و تمسخر تبدیل شود. داستان مرکب از یادداشت&amp;zwnj;های یک خبرنگار فرضی است که با گزارش&amp;zwnj;های خود، خواننده را به&amp;zwnj;درون فضای گفت&amp;zwnj;وگوها و کنش&amp;zwnj;های شخصیت&amp;zwnj;های داستان می&amp;zwnj;برد و او را با محتوای تاریک یک ایدئولوژی مواجه می&amp;zwnj;کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;داستان از مجلسی آغاز می&amp;zwnj;شود که در آن نمایندگان ملل اسلامی &amp;laquo;راجع به اعزام یک دسته مبلغ برای نشر دین حنیف اسلام در دنیا&amp;raquo; شور می&amp;zwnj;کنند. این نمایندگان که هریک لقبی مختوم به اسلام یا شریعت یا دین دارند (و چونان آمیزه&amp;zwnj;ای از القاب دولتی عصر قاجار و القاب دینی آیت الله و حجت&amp;zwnj;الاسلام و ...اند) دنیا را به&amp;zwnj;صورت دوگانه&amp;zwnj;ی اسلامی- غیراسلامی درک می&amp;zwnj;کنند و اسلامی کردن بقیه&amp;zwnj;ی جهان در صدر برنامه&amp;zwnj;های آنهاست. از خلال گفت&amp;zwnj;وگوهای نمایندگان، نگاه آنان به روابط انسانی و اجتماعی هویدا می&amp;zwnj;شود. زنان چون اموال محسوب شده و قابل تصرف و تقسیم میان مسلمین&amp;zwnj;اند. دستور کار فرهنگی آنها در مرامنامه&amp;zwnj;ی جمعیتی که برای اعزام به فرنگ تشکیل می&amp;zwnj;شود به&amp;zwnj;خوبی فشرده شده است. در بخش سلبی و ویرانگر آن: &amp;laquo; خراب کردن همه البنیه و عمارات کفار. چون بناهای آنها بلند و دارای چندین طبقه است و دارای حصار نمی&amp;zwnj;باشد، به&amp;zwnj;طوریکه چشم نامحرم از نشیب عورت خواتین را بر فراز بتوان دید و این خود کفر و زندقه است (...) البته خراب کردن هرچه تیاتر، موزه، تماشاخانه، کلیسا، مدرسه و غیره هست از فرایض این جمعیت شمرده می&amp;zwnj;شود&amp;raquo; و در بخش ترویجی و فرهنگساز آن &amp;laquo; طرز سوگواری، خرج دادن، روضه&amp;zwnj;خوانی، بنای مساجد، احداث امامزاده&amp;zwnj;ها، تکیه&amp;zwnj;ها، نذرها، قربانی حج، زکات، خمس، و کوچ دادن دسته&amp;zwnj;ای از فقرای سامره به بلاد کفار تا طرز تکدی را به آنها بیاموزند. چون اسلام مذهب فقر و ذلت است و برای آن دنیاست.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;این جملات که به طرزی طنزآلود در داستان بیان می&amp;zwnj;شود، در حدود نیم قرن بعد در نخستین حکومت اسلامی عصر جدید، یعنی جمهوری اسلامی ایران متحقق می&amp;zwnj;شود. اسلامی کردن فرهنگ، از دخالت آگاهانه در معماری و شهرسازی گرفته تا یورش به سینما و کتابفروشی و تخریب تئاترها، تا تخصیص منابع به مسجدسازی، سازمان&amp;zwnj;دهی نوحه&amp;zwnj;خوانی و روضه&amp;zwnj;خوانی و گسترش فقر و فلاکت، سیاست ثابت فرهنگی جمهوری اسلامی بوده است.&lt;br /&gt;
&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;333&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/valizad02.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
فصل اول کتاب اگر ایده&amp;zwnj;ها و تفکرات ایدئولوژی کاروان اسلام را بیان می&amp;zwnj;کند، فصل دوم به کنش&amp;zwnj;ها و مواجهه&amp;zwnj;ی آن با غرب می&amp;zwnj;پردازد. موقعیت&amp;zwnj;های خنده&amp;zwnj;آوری که از برخورد شخصیت&amp;zwnj;ها با فن&amp;zwnj;آوری، قطار، هتل، شهر، حمام، مردم و ساز&amp;zwnj;وکارهای اجتماعی برلین پیش می&amp;zwnj;آید، پرتوی بیشتری بر ساختارهای ایدئولوژیک کاروان اسلام می&amp;zwnj;افکند. ایدئولوژی یگانه&amp;zwnj;ای که ضمن عقب&amp;zwnj;ماندگی شدید بستر زیستی آن، هیچ&amp;zwnj;گونه تلاشی جهت فهم و شناخت فضاها و ساختارهای بیگانه از خود نشان نمی&amp;zwnj;دهد؛ هر کجا که گام می&amp;zwnj;گذارد، پیله&amp;zwnj;ای به&amp;zwnj;دور خود تنیده و فضای زیستی قبلی خود را شبیه&amp;zwnj;سازی می&amp;zwnj;کند. ایدئولوژی اسلام&amp;zwnj;گرایان بسته و نهایی است. آنها در جداره&amp;zwnj;ی نفوذ ناپذیر خود، فرنگ را نیز یک کلیت بسته و یک تکه می&amp;zwnj;دانند که با یک برچسب &amp;laquo;غیر اسلامی&amp;raquo; قابل تعریف و قابل طرد است &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;رابطه&amp;zwnj;ی میان حاملین ایدئولوژی با دیگران به دو شکل است: از یک طرف به&amp;zwnj;دلیل عادت&amp;zwnj;ها و کردارهای عجیب و غریب خود که با محیط به شدت ناهمخوان و نامتناسب است مورد تحقیر و مسخرگی مردم عادی قرار می&amp;zwnj;گیرند. در همان حال به دلیل فقدان دانش و صلاحیت&amp;zwnj;ها، از سوی نمایندگان کمپانی&amp;zwnj;ها و شرکت&amp;zwnj;ها مورد سوءاستفاده مالی قرار می&amp;zwnj;گیرند &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;کاروان اسلام که با نام جهاد به حرکت در آمده و قصد دارد &amp;laquo;مردهای کفار را از دم شمشیر بگذرانیم، زن&amp;zwnj;ها و شترهایشان را مابین مسلمین قسمت بکنیم&amp;raquo; کارش به جایی می&amp;zwnj;کشد که در باغ وحش برلین به&amp;zwnj;عنوان نمایشگاه شرقی، سبک زندگی خود را در معرض نمایش می&amp;zwnj;گذارد تا مردم سرگرم شوند و به آنها بخندند و برایشان دست بزنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;فصل سوم و آخر، افشای ایدئولوژی است. از لابه لای گفت&amp;zwnj;وگوهای خبرنگار با یکی از اعضای کاروان اسلام که سال&amp;zwnj;ها بعد در پاریس میکده&amp;zwnj;ای را می&amp;zwnj;گرداند، عوامل تولیدکننده و بازتولید کننده&amp;zwnj;ی این ایدئولوژی آشکار می&amp;zwnj;شوند. لایه&amp;zwnj;ای از جامعه&amp;zwnj;ی بومی، که خواهان بهره&amp;zwnj;کشی و سوءاستفاده از دیگر اقشار مردم است، و دیگر، دولت&amp;zwnj;های فرنگی و سیاست استعماری که برای چپاول منابع و ثروت&amp;zwnj;های کشورهای شرقی، به حفظ و سلطه&amp;zwnj;ی اسلام یاری می&amp;zwnj;رسانند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;داستان تخیلی صادق حکایت با اغراق کردن در واقعیت&amp;zwnj;یابی ایده&amp;zwnj;های اسلامی، در زمانی که هنوز اسلام به یک قدرت سیاسی تبدیل نشده بود، عناصری از ایدئولوژی اسلام را برای مخاطبانش برجسته می&amp;zwnj;کند که می&amp;zwnj;تواند در آینده به مصیبت&amp;zwnj;ها، رنج&amp;zwnj;ها، و عقب ماندگی&amp;zwnj;های عظیم اجتماعی منجر شود. اثر صادق هدایت می&amp;zwnj;توانست به ارگانی برای ادراک اجتماعی درباره&amp;zwnj;ی یک ایدئولوژی معین تبدیل شود. اما اثر داستانی و تخیلی او نشر نیافت و در دهه&amp;zwnj;های بعد جلال آل احمد و شریعتی در آثاری به ظاهر محققانه و غیرداستانی اتوپیای دیگرگونه&amp;zwnj;ای از اسلام را خلق کردند که ذهنیت کتاب&amp;zwnj;خوان ایرانی را شکل داد و نه تنها هشداری به آنان مخابره نکرد، بلکه جامعه را پذیرای غیرانتقادی ایدئولوژی&amp;zwnj;ای ساخت که پس از شکست انقلاب ایران، جامعه&amp;zwnj;ی ما را دربرگرفت. امروزه که جامعه&amp;zwnj;ی جهانی از انفجارهای اسلام سیاسی به خود می&amp;zwnj;لرزد، شاید اثر تخیلی هدایت را بسیار واقعی&amp;zwnj;تر از تحلیل&amp;zwnj;های واقع&amp;zwnj;گرایانه&amp;zwnj;ی متخصصان اسلام&amp;zwnj;شناس بیابد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%DA%98%D8%A7%D9%86%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C">اسلام گرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%88%D9%84">اورول</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D8%A7">داستان های تخیلی آینده گرا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA">هدایت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review">کتاب زمانه</category>
 <pubDate>Fri, 24 Dec 2010 16:19:05 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">279 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>