<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>اسماعیل جلیلوند</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>سال ۱۳۹۱؛ سال بازداشت و گریز روزنامه‌نگاران </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/03/17/25320</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/03/17/25320&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در گفت‌وگو با رضا معینی، مسئول بخش ایران، تاجیکستان و افغانستان &amp;quot;گزارشگران بدون مرز&amp;quot;         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;266&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/azadi_2.jpg?1363517588&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسماعیل جلیلوند - سال ۱۳۹۱ به گواهی اسناد موجود در مورد برخوردهای امنیتی و قضایی با اصحاب رسانه، سال دشواری برای روزنامه&amp;zwnj;نگاران ایرانی بود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حکومت اسلامی ایران در میزان برخوردهای قضائی و امنیتی با روزنامه&amp;zwnj;نگاران همواره با کشورهایی مانند چین و ترکیه در رقابتی تنگاتنگ به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برد. &amp;quot;کمیته&amp;zwnj; حافظت از روزنامه&amp;zwnj;نگاران&amp;quot; پیشتر اعلام کرده بود که در سال ۲۰۱۲ میلادی ۲۳۲ روزنامه&amp;zwnj;نگار به زندان افتاده&amp;zwnj;اند که ترکیه با ۴۹، ایران با ۴۵ و چین با ۳۲ روزنامه&amp;zwnj;نگار در صدر این فهرست قرار گرفته&amp;zwnj;اند. بر اساس گزارش این کمیته اغلب این روزنامه&amp;zwnj;نگاران با اتهامات مشابه خیانت به کشور، &lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/news/world/2012/12/12/22538&quot;&gt;تروریسم و فعالیت خرابکارانه&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; روبه&amp;zwnj;رو شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به فهرست برخورد حکومت با روزنامه&amp;zwnj;نگاران، باید نام ده&amp;zwnj;ها روزنامه&amp;zwnj;نگار را که به&amp;zwnj;ناچار از کشور گریخته&amp;zwnj;اند اضافه کرد. در حوزه&amp;zwnj;های دانشگاه&amp;zwnj;ها نیز &lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/news/iran/2012/05/26/14830?page=1&quot;&gt;لغو پذیرش دانشجو در رشته&amp;zwnj; روزنامه&amp;zwnj;نگاری دانشگاه علامه طباطبایی&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; را می&amp;zwnj;توان شکل دیگری از ایجاد محدودیت&amp;zwnj; بر سر راه روزنامه&amp;zwnj;نگاری حرفه&amp;zwnj;ای در ایران به&amp;zwnj;شمار آورد. به&amp;zwnj;تازگی و در پی هجوم نیروهای امنیتی به دفتر چند روزنامه&amp;zwnj; اصلاح&amp;zwnj;طلب و دستگیری همزمان چندین روزنامه&amp;zwnj;نگار، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی مدعی شده بود که وزارت اطلاعات &lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/news/iran/2013/03/04/24992&quot;&gt;باندی متشکل از ۶۰۰ فعال رسانه&amp;zwnj;ای&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; را شناسایی کرده است که از این تعداد ۱۵۰ نفر در داخل کشور و مابقی در خارج از کشور بوده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در همین زمینه ۱۷ روزنامه&amp;zwnj;نگار در بین روزهای هفت تا ۱۴ بهمن ماه سال جاری در ایران بازداشت شده&amp;zwnj;اند که آزادی برخی از آنان مقارن با دستگیری تعداد دیگری بوده است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; به گفته&amp;zwnj; وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی جرم این افراد همکاری با رسانه&amp;zwnj;های فارسی&amp;zwnj;زبان خارج از کشور و تلاش برای ضربه&amp;zwnj;زدن به نظام جمهوری اسلامی از طریق سیاه&amp;zwnj;نمایی بوده است. این در حالی&amp;zwnj; است که به خاطر مشکلات و تنش&amp;zwnj;های سیاسی و اجتماعی امروز جامعه&amp;zwnj;&amp;zwnj; ایران انعکاس هر خبری می&amp;zwnj;تواند از سوی مسئولان به&amp;zwnj;عنوان سیاه&amp;zwnj;نمایی در انتقال اخبار در نظر گرفته شود. این دستگیری&amp;zwnj;های گسترده واکنش چندین سازمان جهانی مدافع آزادی مطبوعات و حقوق بشر را در پی داشت و &lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://sahamnews.org/1391/11/247825/&quot;&gt;حدود ۲۰۰ روزنامه&amp;zwnj;نگار داخل و خارج از کشور&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; با انتشار بیانیه&amp;zwnj;ای اعتراض خود را به این بازداشت&amp;zwnj;ها اعلام داشته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/reza.moini_.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 165px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضا معینی: ایران بدون شک در عرصه&amp;zwnj; جهان یکی از چهار زندان بزرگ روزنامه&amp;zwnj;نگاران است. یعنی در حال حاضر بنابر آمارهای ما بیش از ۴۵ روزنامه&amp;zwnj;نگار و وب&amp;zwnj;نگار در زندان به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برند که بر این اساس، ایران بزرگترین زندان برای روزنامه&amp;zwnj;نگاران در خاورمیانه به شمار می&amp;zwnj;آید و در رقابت با سوریه قرار دارد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضا معینی، مسئول بخش ایران، تاجیکستان و افغانستان &amp;quot;گزارشگران بدون مرز&amp;quot; در پیوند با تعداد روزنامه&amp;zwnj;نگاران بازداشت شده در سال ۹۱ به زمانه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;ما بنابر آمارهای دستگیری&amp;zwnj;ها و آزادی&amp;zwnj;هایی که شده، نزدیک به ۱۰۰ روزنامه&amp;zwnj;نگار و وب&amp;zwnj;نگار داریم&amp;zwnj;ـ چون ما هر دو را مورد نظر قرار داریم&amp;zwnj; که در طی این مدت یعنی از ۱۱ فروردین ۱۳۹۱ تا امروز بازداشت شده&amp;zwnj;اند، اما از این تعداد عده ای در دادگاه&amp;zwnj;ها محاکمه و به حبس&amp;zwnj;هایی بین حدود شش ماه تا شش سال زندان محکوم شده&amp;zwnj;اند، تعدادی از این افراد در زندان هستند و تعدادی نیز آزاد شده&amp;zwnj;اند، ولی به قید وثیقه و در انتظار برگزاری دادگاه&amp;zwnj;های دیگر یا پرونده&amp;zwnj;های دیگری که داشته&amp;zwnj;اند هستند. نزدیک به ۵۰ نفر نیز به احکام متفاوت محکوم شده&amp;zwnj;اند. تعدادی از این افراد هم که پیش از این دستگیر شده بودند، آزاد شده&amp;zwnj;اند، ولی در این مدت برای آنها دادگاه برگزار شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایران بدون شک در عرصه&amp;zwnj; جهان یکی از چهار زندان بزرگ روزنامه&amp;zwnj;نگاران است. یعنی در حال حاضر بنابر آمارهای ما بیش از ۴۵ روزنامه&amp;zwnj;نگار و وب&amp;zwnj;نگار در زندان به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برند که بر این اساس، ایران بزرگترین زندان برای روزنامه&amp;zwnj;نگاران در خاورمیانه به شمار می&amp;zwnj;آید و در رقابت با سوریه قرار دارد. واقعیت این است که اگر در سوریه جنگ تن به تن و جنگ داخلی ا&amp;zwnj;ست&amp;zwnj;، به شکل دیگری در ایران جنگ علیه آزادی اطلاع&amp;zwnj;رسانی در جریان ا&amp;zwnj;ست. البته نه به شکل نظامی، ولی اگر به مجموعه&amp;zwnj; ابزارها و تلاش&amp;zwnj;های جمهوری اسلامی استفاده از این نوع سلاح&amp;zwnj;ها یعنی مسدودسازی، کنترل تلفن، کنترل اینترنت و دیگر ابزارهای این گونه را که ما سلاح&amp;zwnj;های دیجیتالی می&amp;zwnj;دانیم، اضافه کنیم، به نوعی در این جنگ شاید تلفات روزنامه&amp;zwnj;نگاران در ایران بسیار بیشتر باشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;توقیف نشریات&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در سال ۹۱ روزنامه&amp;zwnj; &amp;quot;مغرب&amp;quot; و هفته&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;ی &amp;quot;حدیث قزوین&amp;quot; ازجمله نشریات توقیف&amp;zwnj;شده بودند. برخی از روزنامه&amp;zwnj;های توقیف&amp;zwnj;شده مانند &amp;quot;بهار&amp;quot;، &amp;quot;اعتماد&amp;quot; و &amp;quot;شرق&amp;quot; نیز در این سال دوباره&amp;zwnj; اجازه&amp;zwnj; انتشار یافته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضا معینی در این زمینه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;در این سال به طور مشخص ما حدوداً شش روزنامه داشتیم که توقیف شده&amp;zwnj;اند. تعدادی از این روزنامه&amp;zwnj;ها مجدداً اجازه&amp;zwnj; انتشار پیدا کرده&amp;zwnj;اند، ولی بخشی از ماهنامه&amp;zwnj;ها و هفته&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;هایی بودند که بی&amp;zwnj;سروصدا توقیف شدند. یکی از تفاوت&amp;zwnj;های سال گذشته یا همین سالی که به پایان آن نزدیک می&amp;zwnj;شویم، لغو مجوز انتشار بود. در این زمینه مشخص معمولاً لغو مجوز آخرین حدی بوده که علیه رسانه&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;کار می&amp;zwnj;گرفتند، اما در سال گذشته نه تنها با توقیف و لغو مجوز نشریات و روزنامه&amp;zwnj;های ایرانی روبه&amp;zwnj;رو بودیم که امسال، دقیقاً در ۱۱ فروردین، با لغو مجوز یک خبرگزاری بین&amp;zwnj;المللی یعنی &amp;quot;رویترز&amp;quot; در ایران آغاز شد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;فشار به خانواده روزنامه&amp;zwnj;نگاران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از دیگر موارد نقض حقوق روزنامه&amp;zwnj;نگاران در سال گذشته می&amp;zwnj;توان به دستگیری اعضای خانواده&amp;zwnj; خبرنگاران ساکن خارج از کشور اشاره کرد. رئيس تلویزیون فارسی &amp;quot;بی&amp;zwnj;&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی&amp;quot; در آذرماه سال جاری اعلام کرد که با اعضای خانواده&amp;zwnj; کارکنان این رسانه تماس گرفته شده است تا در اداره&amp;zwnj; اطلاعات شهرهای خود حاضر شوند. خانواده&amp;zwnj; روزنامه&amp;zwnj;نگاران زندانی علاوه بر مشکلات مالی با مشکلات امنیتی نیز درگیر بوده&amp;zwnj;اند و در مواردی زوج&amp;zwnj;های روزنامه&amp;zwnj;نگار همزمان باهم به زندان فراخوانده شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/arezoo.aghababaeeian.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 135px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;متأسفانه به نظر من سکوت و عدم استفاده&amp;zwnj; برخی از رسانه&amp;zwnj;ها از حقوق&amp;zwnj;شان در خارج از کشور، مثل طرح شکایت یا اقدامات حقوقی این گونه، باعث شده است جمهوری اسلامی روز به روز گام&amp;zwnj;های بیشتری بردارد و به&amp;zwnj;خودش اجازه دهد که حتی برخی را در خارج از کشور بازجویی کند و یا در عمل خانواده&amp;zwnj;ها را برای تحت فشار قرار دادن خبرنگاران تحت تعقیب قرار دهد.(طرح از: آرزو آقاباباییان)&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضا معینی توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;واقعیت این است که یک نوع تهدید همواره علیه خانواده&amp;zwnj; زندانیان سیاسی، در ایران وجود داشته است. جمهوری اسلامی از این مجموعه برای تحت فشار قراردادن زندانیان استفاده می&amp;zwnj;کند. ما بارها در اطلاعیه&amp;zwnj;های&amp;zwnj;مان به این مسئله اشاره کردیم و از سال&amp;zwnj;ها پیش گفته&amp;zwnj;ایم. پیش از ۸۸ و پس از ۸۸. اما پس از سال ۸۸ این امر شکل مشخص&amp;zwnj;تری گرفته است؛ یعنی نه تنها در ایران که در خارج هم این رفتار را به&amp;zwnj;عنوان یک سیاست در پیش گرفته&amp;zwnj;اند. متأسفانه به نظر من سکوت و عدم استفاده&amp;zwnj; برخی از رسانه&amp;zwnj;ها از حقوق&amp;zwnj;شان در خارج از کشور، مثل طرح شکایت یا اقدامات حقوقی این گونه، باعث شده است جمهوری اسلامی روز به روز گام&amp;zwnj;های بیشتری بردارد و به&amp;zwnj;خودش اجازه دهد که حتی برخی را در خارج از کشور بازجویی کند و یا در عمل خانواده&amp;zwnj;ها را برای تحت فشار قرار دادن خبرنگاران تحت تعقیب قرار دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این عمل در عرف حقوقی به نوعی گروگان&amp;zwnj;گیری محسوب می&amp;zwnj;شود. یعنی این اقدام جمهوری اسلامی گروگان&amp;zwnj;گیری ا&amp;zwnj;ست. در چارچوب قوانین بین&amp;zwnj;المللی این رفتار یک اقدام عادی نیست و می&amp;zwnj;توان با اتکا بر قوانین بین&amp;zwnj;المللی از عاملان آن طرح شکایت و این اقدام را محکوم کرد. ضمن آنکه حکومت اسلامی در چارچوب قوانین بین&amp;zwnj;المللی که پذیرفته، به&amp;zwnj;ویژه یکسال پس از انقلاب که عملاً عهدنامه&amp;zwnj; کنوانسیون گروگان&amp;zwnj;گیری و نقض حقوق انسانی گروگان&amp;zwnj;ها را امضا کرده است در این زمینه باید پاسخگو باشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بازداشت روزنامه&amp;zwnj;نگاران محلی &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ماه جاری اخباری مبنی بر بازداشت ۱۲ روزنامه&amp;zwnj;نگار ایلامی منتشر شده بود. چندین روزنامه&amp;zwnj;نگار کرد نیز در حال حاضر در زندان به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; عدنان حسن پور، مسعود کردپور، خسرو کردپور، محمدصدیق کبودوند و قاسم احمدی ازجمله این افراد هستند. این در حالی&amp;zwnj; است که به دلیل محدودیت&amp;zwnj;های موجود در شهرستان&amp;zwnj;ها ممکن است اخبار این دستگیری&amp;zwnj;ها به طور کامل منتشر نشود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضا معینی معتقد است: &amp;laquo;این طبیعی&amp;zwnj; است که پایتخت به&amp;zwnj;عنوان مرکز همواره از حساسیت بیشتری چه از نظر اطلا&amp;zwnj;ع&amp;zwnj;رسانی و چه از نظر سرکوب مورد توجه قرار گیرد، ولی برخوردهای حکومتی در شهرستان&amp;zwnj;ها هم رخ داده است. در همین سال گذشته در رابطه با کردستان، آذربایجان، در خوزستان، لرستان و در قسمت&amp;zwnj;های مختلف دیگر اطلاعیه&amp;zwnj;هایی داشتیم از تهدیدها، توقیف&amp;zwnj;ها و به&amp;zwnj;نوعی تهدیدهای نامرئی که علیه اصحاب رسانه صورت گرفته است. این تهدیدهای نامرئی در شهرستان&amp;zwnj;ها خیلی خیلی بیشتر است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;درضمن به این حقیقت هم باید اذعان کرد که همزمان رشد انتشار نشریات در شهرستان&amp;zwnj;ها از پایتخت بیشتر بوده. یعنی ما شهرستان&amp;zwnj;هایی داریم که تعداد بیشتری نشریه دارند. این نشریات به گونه&amp;zwnj;های مختلف توانسته&amp;zwnj;اند منتشر شوند که این خوب است و در عین&amp;zwnj;حال علت این سرکوب&amp;zwnj;ها هم انتشار همین رسانه&amp;zwnj;هاست. این رسانه&amp;zwnj;ها اگرچه بیشتر وابسته به حکومت&amp;zwnj;&amp;zwnj;اند، اما در عین حال از آنجا که بخشی را به اطلاع&amp;zwnj;رسانی اختصاص می&amp;zwnj;دهند، همین در چارچوب جمهوری اسلامی می&amp;zwnj;تواند خطرآفرین و تهدیدکننده باشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تحمل&amp;zwnj;ناپذیری زبان طنز &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امسال روزنامه&amp;zwnj; &amp;quot;شرق&amp;quot; به دلیل چاپ یک کاریکاتور برای چندمین بار توقیف شد. محمود شکرایه که یکی از کاریکاتوریست&amp;zwnj;های ساکن استان مرکزی در ایران است، به دلیل &lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/news/iran/2012/05/21/14572&quot;&gt;طراحی کاریکاتوری از یکی از نمایندگان مجلس&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; محکوم به ۲۵ ضربه شلاق شد که البته به دلیل فشارهای رسانه&amp;zwnj;ها در نهایت این نماینده مجلس از شکایت خود صرف&amp;zwnj;نظر کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضا معینی با تاکید بر اینکه کاریکاتور هنوز در ایران جایگاه خودش را پیدا نکرده است می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;همواره در ایران این شکل اطلا&amp;zwnj;ع&amp;zwnj;رسانی، اگر بشود اسم آن را اطلاع&amp;zwnj;رسانی گذاشت، همواره تحت فشار بوده و همواره پذیرفته نشده و نه تنها در این رژیم، بلکه در رژیم سابق هم همینگونه بوده&amp;zwnj; است. در این رژیم اما به شکل مشخص&amp;zwnj;تری این برخورد&amp;zwnj;ها صورت می&amp;zwnj;گیرد و سرکوب مطبوعات در ایران به نوعی یک مصونیتی برای مسئولان ایجاد کرده است. یعنی بسیاری از مسئولان به مقدسات تبدیل شده&amp;zwnj;اند. و طبیعی است این مقدسات نباید مورد توهین قرار گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/matbuat.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 114px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نماینده مجلس، شهردار یا هرکس دیگری می&amp;zwnj;تواند و باید در چارچوب وظیفه&amp;zwnj; روزنامه&amp;zwnj;نگاری مورد هجو و یا نقد و انتقاد قرار گیرد، اما نقض تقدس و نقض حدود قانونی این مسئله چون در ایران روشن نشده، تبعاً خطرات بسیار بیشتری دارد. در همین سال گذشته بازهم چاپ کاریکاتور باعث توقیف نشریه شده بود. فراموش نکنیم که روزنامه&amp;zwnj;ی &amp;quot;شرق&amp;quot; برای سومین&amp;zwnj;بار برای انتشار یک کاریکاتور توقیف شد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حالی که هیچ دلیلی ندارد که اینگونه باشد. نماینده مجلس، شهردار یا هرکس دیگری می&amp;zwnj;تواند و باید در چارچوب وظیفه&amp;zwnj; روزنامه&amp;zwnj;نگاری مورد هجو و یا نقد و انتقاد قرار گیرد، اما نقض تقدس و نقض حدود قانونی این مسئله چون در ایران روشن نشده، تبعاً خطرات بسیار بیشتری دارد. در همین سال گذشته بازهم چاپ کاریکاتور باعث توقیف نشریه شده بود. فراموش نکنیم که روزنامه&amp;zwnj;ی &amp;quot;شرق&amp;quot; برای سومین&amp;zwnj;بار برای انتشار یک کاریکاتور توقیف شد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;محرومیت از انجمن صنفی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مانند چند سال گذشته، روزنامه&amp;zwnj;نگاران ایرانی امسال نیز از حق برخورداری از انجمن صنفی محروم بوده&amp;zwnj;اند. علاوه بر این مسئولان جمهوری اسلامی حاضر به اجرای اصل ۱۶۸ قانون اساسی و برگزاری علنی دادگاه&amp;zwnj;های جرائم مطبوعاتی نیستند. روزنامه&amp;zwnj;نگاران بازداشت&amp;zwnj;شده نیز در اغلب موارد از حق برخورداری از وکیل محروم بودند و برای مدت&amp;zwnj;های طولانی در سلو&amp;zwnj;ل&amp;zwnj;های انفرادی نگهداشته شدند و مورد بازجویی&amp;zwnj;های خشن قرار گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عضو &amp;quot;سازمان گزارشگران بدون مرز&amp;quot; درباره&amp;zwnj;ی اجرای قانون مطبوعات و انجمن صنفی روزنامه&amp;zwnj;نگاران به زمانه می&amp;zwnj;گوید:&lt;strong&gt; &amp;laquo;&lt;/strong&gt;حتی قانونی که ما به آن معترضیم و معتقدیم که اصلاً به شکل کلی قانونی ا&amp;zwnj;ست علیه مطبوعات، اگر همین قانون را هم جمهوری اسلامی اجرا کند، هیچکدام از این روزنامه&amp;zwnj;نگارانی که امروز در ایران زندانی هستند، در زندان نخواهند ماند و هیچ روزنامه&amp;zwnj;نگار دیگری هم بازداشت نمی&amp;zwnj;شود. ضمن آنکه باید گفت سرکوب در ایران قانونی ا&amp;zwnj;ست و بر مبنای قانون اساسی و قانون مطبوعات این کار را می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ساختمان انجمن صنفی روزنامه&amp;zwnj;نگاران در سال ۸۸ پلمب شد. این اقدام را ما در همان زمان در اطلاعیه&amp;zwnj;ای که منتشر کردیم، غیرقانونی و غیرقابل قبول دانستیم. چون دولت نمی&amp;zwnj;تواند یک انجمن را حتی بنا بر قوانین جمهوری اسلامی منحل کند. این&amp;zwnj;ها قانون خودشان را هم زیر پا گذاشتند. برای ما به&amp;zwnj;عنوان &amp;quot;گزارشگران بدون مرز&amp;quot;، انجمن صنفی روزنامه&amp;zwnj;نگاران همچنان وجود دارد. علی&amp;zwnj;رغم آنکه اجازه هم نمی&amp;zwnj;دهند که این انجمن حتی از خودش دفاع کند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;گریز روزنامه&amp;zwnj;نگاران از ایران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تداوم برخوردهای امنیتی با روزنامه&amp;zwnj;نگاران موجب خروج اجباری بسیاری از آنان از کشور نیز شده است. این روزنامه&amp;zwnj;نگاران علاوه بر تحمل رنج دوری از وطن و خانواده، مشکلات بسیاری را نیز در تداوم فعالیت حرفه&amp;zwnj;ای خود در خارج از کشور در پیش روی دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رضا معینی می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;تا آنجایی که ما حداقل می&amp;zwnj;دانیم، ده&amp;zwnj;ها روزنامه&amp;zwnj;نگار در طی سال گذشته از ایران خارج شده&amp;zwnj;اند. نسبت به سال&amp;zwnj;های قبل این موج کمتر شده، اما شدت آن ادامه داشته، یعنی واقعیت این است که با وجود ادامه&amp;zwnj; این سرکوب&amp;zwnj;ها باید در انتظار خروج بیش از پیش روزنامه&amp;zwnj;نگاران از کشور باشیم. در سال ۱۳۹۱ تقریباً برای نزدیک به ۱۵ روزنامه&amp;zwnj;نگار و وب&amp;zwnj;نگار پرونده تشکیل داده&amp;zwnj;ایم. این تعداد البته تعداد کلی نیست. یعنی فقط آن&amp;zwnj;هایی&amp;zwnj; هستند که ما برایشان پرونده تشکیل داده&amp;zwnj;ایم و توانسته&amp;zwnj;ایم پرونده&amp;zwnj;شان را دنبال کنیم. روزنامه&amp;zwnj;نگاران ایرانی هم مثل بقیه روزنامه&amp;zwnj;نگاران در جهان وقتی از کشور خودشان خارج می&amp;zwnj;شوند یا مجبور به ترک کشور می&amp;zwnj;شوند و یا در اصل فرار می&amp;zwnj;کنند، با نخستین مشکلی که مواجه می&amp;zwnj;شوند، نداشتن شناخت نسبت به جامعه&amp;zwnj; جدید است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این واقعیت است که علیرغم جهانی&amp;zwnj;شدن ارتباطات روزنامه&amp;zwnj;نگار به دلیل آنکه در کشور خودش کار کرده، شناخت مشخصی از وضعیت کشور خودش دارد و می&amp;zwnj;تواند در این رابطه راحت بنویسد و راحت کار کند و پژوهش انجام دهد، این نخستین دریچه&amp;zwnj;ای است که به روی او بسته می&amp;zwnj;شود و سپس تبعات زندگی در خارج از کشور نیز به مشکلات اضافه می&amp;zwnj;شوند. پذیرش پناهندگی و مجموعه&amp;zwnj;ی مشکلات این گونه که در چارچوب کار روزنامه&amp;zwnj;نگاری نبوده است. البته در کنار این شاید به نوعی دیگر شانسی هم باشد که روزنامه&amp;zwnj;نگار بتواند با ادامه&amp;zwnj; تحصیل، به&amp;zwnj;ویژه آنکه بخش عمده&amp;zwnj; روزنامه&amp;zwnj;نگاران و وب&amp;zwnj;نگاران ما جوان هستند، بیشتر به آموزش و پرورش خودش کمک کند، اما مشکلات بی&amp;zwnj;شماری بر سر راه&amp;zwnj;شان قرار دارد که وارد جزئیات آن در این فرصت کوتاه نمی&amp;zwnj;شوم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/03/17/25320#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19992">بازداشت سرکوب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4201">رضا معینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86">روزنامه نگاران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19597">گردش سال ۱۳۹۲</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Sun, 17 Mar 2013 09:59:51 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25320 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>ریشه‌های تفکیک جنسیتی در ایران</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2013/03/08/25126</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2013/03/08/25126&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در گفت‌وگو با ناصر مهاجر، پژوهشگر تاریخ ایران         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اسماعیل جلیلوند        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;183&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/zananmashroote.jpg?1362839397&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسماعیل جلیلوند - تفکیک جنسیتی در ایران، همواره مورد اعتراض فعالان مدنی و همچنین فعالان حقوق زنان بوده است. بسیاری از کسانی که به این جداسازی جنسیتی در برخی از حوزه&amp;zwnj;های عمومی و مدارس ایران معترض هستند، معتقدند که این مسئله کوششی برای حذف زن از عرصه عمومی است و علاوه بر این روابط معمولی و پذیرفته شده زن و مرد را پیچیده و متشنج می&amp;zwnj;کند. این مشکل طی چند سال اخیر با اصرار بخش&amp;zwnj;هایی از حکومت ایران بر گسترش دایره تفکیک جنسیتی در دانشگاه&amp;zwnj;ها پیچیده&amp;zwnj;تر نیز شده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفکیک جنسیتی اما چه جایگاهی در تاریخ ایران داشته است و دارد؟ ‫ آیا تفکیک جنسیتی در ایران، در تمام طبقات اجتماعی و زندگی شهری، روستایی و عشایری شکلی همسان و همپایه داشته است؟ در این زمینه گفت&amp;zwnj;وگویی با ناصر مهاجر[١]، پژوهشگر حوزه تاریخ معاصر ایران انجام داده&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر را می&amp;zwnj;توانید از طریق دو فایل صوتی زیر گوش کنید&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نسخه خلاصه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130208_NasserMohajer_GenderSeperation_IsmaielJalilvand.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;نسخه کامل&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130309_Naser_Mohajer.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آیا تفکیک جنسیتی در ایران، در تمام طبقات اجتماعی و زندگی شهری، روستایی و عشایری شکلی همسان و همپایه داشته است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ناصر مهاجر&lt;/strong&gt;: بی&amp;zwnj;تردید اشکال متفاوت و گوناگونی داشته است. اگر جامعه ایران را یک جامعه سه پایه بدانیم که یک پایه آن روستا، دیگری ایل و سومی شهر است، مى&amp;zwnj;بینیم که جدایی میان دو جنس یکسان نبوده است. در ساختار اقتصادى- اجتماعى ایل، جداسازى جنسى در حوزهاى زیادى وجود نداشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به جنبه طبقاتى تفکیک جنسیتى نباید کم بها داد؛ نه در روستا، نه در ایل و نه در شهر. اندرونى و بیرونى پدیده&amp;zwnj;اى است شهرى. تنها طبقات دارا بودند که مى توانستد در خانه&amp;zwnj;هاشان اندرونى و بیرونى داشته باشند. ندار&amp;zwnj;ها همیشه در یک اتاق در هم مى&amp;zwnj;چپیدند. وانگهى در یک شهر ادارى یا نظامى مثل تهران دویست سال پیش، تفکیک جنسیتى خیلى بیشتر بوده تا در رشت و یا شهر تجارى&amp;zwnj;اى مثل تبریز.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زن و مرد در کنار هم ییلاق و قشلاق مى&amp;zwnj;کردند، در کنار هم دام مى&amp;zwnj;پروراندند و در کنار هم فراورده&amp;zwnj;هاى دامى را آماده مصرف مى&amp;zwnj;ساختند. زندگى اجتماعى و سبک بود و باش زن و مرد هم در ساختار ایلى، از تفکیک جنسیتی گسترده نشان چندانى ندارد. خاطرات سردار مریم که همین چندسال پیش در ایران چاپ شد، از دیدگاه بودباش زن در نظام ایلى، بسیار خواندنى ا&amp;zwnj;ست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در روستاهای ایران نیز چون زنان در کشاورزی و تولید مادى مشارکت جدى داشته&amp;zwnj;اند، جداسازى جنسیتى آنچنانى وجود نداشته. هرکس که روستاهاى ایران را از نزدیک دیده باشد، تفاوت فاحش مناسبات جنسیتى را در شهر و روستا مى&amp;zwnj;بیند. راست است تفکیک جنسیتى در آبادى&amp;zwnj;هاى حاشیه کویر کمی بیشتر از روستاى&amp;zwnj;هاى مناطق شمالى ایران است. با این حال مناسبات جنسیتى در شهرهاى ایران به کلى با روستا تفاوت دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفکیک جنسیتى در شهر ایرانى ا&amp;zwnj;ست که به اوج خودش مى&amp;zwnj;رسد. اینکه زن در شهر بیشتر از هر کجا در تولید خانگى درگیر بود و در فرایند تولید اقتصادى و زندگى اجتماعى نقش چندانى نداشت، در کنار عوامل فرهنگی و زیست محیطی سبب شد که فاصله میان دو جنس در این پایه&amp;zwnj; جامعه&amp;zwnj; ایران از دو پایه دیگر فاصله&amp;zwnj; بیشترى بگیرد. مى&amp;zwnj;خواهم بگویم در شهر ایرانى ا&amp;zwnj;ست که تفکیک جنسیتى به طور کامل برقرار بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مسئله تفکیک جنسیتی تا چه اندازه در ایران نمود طبقاتی داشته است؟ و در مورد شهرهای ایران هم آیا این مسئله کاملاً یکدست بود یا تفاوت&amp;zwnj;هایی هم وجود داشت؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پرسش به&amp;zwnj;جایى&amp;zwnj; است. به جنبه طبقاتى تفکیک جنسیتى نباید کم بها داد؛ نه در روستا، نه در ایل و نه در شهر. اندرونى و بیرونى پدیده&amp;zwnj;اى است شهرى. تنها طبقات دارا بودند که مى توانستد در خانه&amp;zwnj;هاشان اندرونى و بیرونى داشته باشند. ندار&amp;zwnj;ها همیشه در یک اتاق در هم مى&amp;zwnj;چپیدند. وانگهى در یک شهر ادارى یا نظامى مثل تهران دویست سال پیش، تفکیک جنسیتى خیلى بیشتر بوده تا در رشت و یا شهر تجارى&amp;zwnj;اى مثل تبریز.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این اصل در روستا و ایل هم سارى و جارى&amp;zwnj; است. موقعیت و آزادى&amp;zwnj;هاى بى&amp;zwnj;بى مریم در ایل بختیارى را هر زن ایلى نداشت. او دختر خان بختیارى بود و به کسى جوابگو نبود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حذف زن از عرصه عمومی در قالب تفکیک جنسیتی، چه نمودی در تاریخ ایران داشته است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عرصه&amp;zwnj; همگانى در معناى جامع و مانع&amp;zwnj;اش برآمده از یک دوره معین تاریخ است؛ دوران بورژوایى. کسى که بیش از هر فرد دیگری در روزگار ما درباره این مفهوم کار کرده و این مفهوم را به حوزه جامعه&amp;zwnj;شناسى، تاریخ و سیاست آورده، یورگن هابرماس است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/tahere.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 255px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا پیش از مشروطیت ایران در سال ١٩٠۶ رویداد خیلی مهم در پهنه&amp;zwnj; همگانی، پدیدار شدن طاهره معروف به قره&amp;zwnj;العین در یک نشست بزرگ مردانه است. او از شخصیت&amp;zwnj;های برجسته و رهبران مهم جنبش بابیه بود. در نشست بزرگى که به نشست &amp;laquo;بدشت&amp;raquo; معروف شد ١٨۴٩/ ١٨۵٠، برای اولین بار با حضور یک زن در یک همایش یکسره مردانه روبه&amp;zwnj;رو هستیم که موضوع کارش بررسى و حل مشکلاتى&amp;zwnj; است که این جنبش نو پدید با آن روبه&amp;zwnj;رو است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در کتاب مهمش &amp;laquo;دگرگونی ساختاری فضای همگانی&amp;raquo; به دقت توضیح داده چیزی که ما از آن به عنوان فضای همگانی یا عرصه عمومی نام می&amp;zwnj;بریم، پدیده&amp;zwnj;ای است برآمده از رشد مناسبات سرمایه&amp;zwnj;دارانه که آن را عرصه همگانی بورژوایی مى&amp;zwnj;نامد. این توضیح به معنای این نیست که عرصه همگانی در دوره&amp;zwnj;های پیشاسرمایه&amp;zwnj;داری وجود نداشته، ولی این حضور در آن دوره&amp;zwnj;ها به اندازه&amp;zwnj;ای ناچیز و محدود بوده، به ویژه در اروپا، که به عنوان یک پدیده ساختاری نمى&amp;zwnj;توانست مورد توجه قرار بگیرد. مى&amp;zwnj;گویم اروپا؛ چون شهر در شرق پدیده&amp;zwnj;اى پیشا سرمایه&amp;zwnj;دارى است و از دیرباز وجود داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر نخواهم به گذشته&amp;zwnj;هاى دور بروم و بخواهم بحثم را به چند سده واپسین محدود کنم، باید بگویم که حتی در دوره&amp;zwnj; صفویه که شهر و نهادهاى شهرى گسترش زیادى پیدا کرد، زن در شهرهاى مهم ما نمود چندانى نداشت. اروپاییانى هم که در چند قرن گذشته به ایران سفر کرده&amp;zwnj;اند و شهرهای ایران را دیده&amp;zwnj;اند، حضور زنان را در عرصه همگانی، بازار و خیابان و غیره، حضوری شبح&amp;zwnj;وار دیده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ممکن است زنان در فضاى همگانی&amp;zwnj;اى مانند مسجد و تکیه و زیارتگاه&amp;zwnj;ها حضور پُررنگ&amp;zwnj;ترى داشته باشند، ولی می&amp;zwnj;بینیم که در همه&amp;zwnj;جا این جدایی جنسیتی وجود دارد. در عروسی&amp;zwnj;ها و جشن&amp;zwnj;هایی که باز جلوه&amp;zwnj;اى دیگر از عرصه همگانی&amp;zwnj; است، باز این تفکیک جنسیتى را مى&amp;zwnj;بینیم. گاهی هم زنان در عرصه عمومی حضوری شهاب&amp;zwnj;وار دارند. در یک لحظه معین و برای یک مورد معین در این عرصه پدیدار و سپس ناپدید می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در گذشته، هر&amp;zwnj;گاه شهرهای ایران دچار مشکلات اقتصادی جدی مى&amp;zwnj;شدند، کمبود نان به ویژه، زن&amp;zwnj;ها به خیابان&amp;zwnj;ها و بازار مى&amp;zwnj;ریختند. شهاب&amp;zwnj;وار. پس از حمله به مغاز&amp;zwnj;ه&amp;zwnj;ها که با زدو خورد و چپاول توام بود، مثل قطره آبى در زمین فرو مى&amp;zwnj;رفتند. من این گونه حضور را حضور شهاب&amp;zwnj;وار زن در پهنه&amp;zwnj; همگانى نام مى&amp;zwnj;دهم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آیا در دوره پیش از مشروطیت نیز با حضور زن در عرصه عمومى روبه&amp;zwnj;رو بودیم؟ همزمان با این دوره حضور زنان در عرصه عمومی چگونه بود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا پیش از مشروطیت ایران در سال ١٩٠۶ رویداد خیلی مهم در پهنه&amp;zwnj; همگانی، پدیدار شدن طاهره معروف به قره&amp;zwnj;العین در یک نشست بزرگ مردانه است. او از شخصیت&amp;zwnj;های برجسته و رهبران مهم جنبش بابیه بود. در نشست بزرگى که به نشست &amp;laquo;بدشت&amp;raquo; معروف شد ١٨۴٩/ ١٨۵٠، برای اولین بار با حضور یک زن در یک همایش یکسره مردانه روبه&amp;zwnj;رو هستیم که موضوع کارش بررسى و حل مشکلاتى&amp;zwnj; است که این جنبش نو پدید با آن روبه&amp;zwnj;رو است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/tapancheh.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 140px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مورگان شوستر در کتاب اختناق در ایران نوشته و شرح داده است که چگونه سیصد زن از &amp;laquo;جنس ضعیف&amp;raquo; در چادر سیاه و نقاب&amp;zwnj;هاى مشبک سفید به مجلس رفتند (مجلس دوم)، خواستار دیدار با رئیس مجلس شدند، در حضور او نقاب&amp;zwnj;ها را پاره کردند و تپانچه&amp;zwnj;هاىشان را بیرون کشیدند و اعلام کردند اگر به اولتیماتوم روس&amp;zwnj;ها تن بدهید هم خودمان را مى&amp;zwnj;کشیم و هم شوهران و فرزندمان را.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;قره&amp;zwnj;العین در این نشست سخنرانى کرد و براى اینکه صدایش بهتر شنیده شود روبنده از صورت برداشت. این سنت&amp;zwnj;شکنى در گستره جامعه بازتاب یافت و در ذهن مردم در قالب یک اتفاق مهم نشست و حتی به شکلی افسانه&amp;zwnj;اى بال و پر پیدا کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در جنبش تنباکو (١٨٩٢/ ١٨٩١) هم مشارکت زنان چشمگیر بود. البته این حضور خیلی کمتر به عنوان حضور در عرصه عمومی مطرح شده است؛ مگر در حالت&amp;zwnj;هاى شهاب&amp;zwnj;وارش. البته زنان طبقه&amp;zwnj;حاکم که نقشی مهم در پیروزى این جنبش داشتند، در حرکت&amp;zwnj;هاى شهاب&amp;zwnj;وار شرکت نداشتند. زنان فرادست جامعه پس از مشروطیت دست به حرکت شهاب&amp;zwnj;وار زدند. داستان این حرکت را مورگان شوستر در کتاب اختناق در ایران نوشته و شرح داده است که چگونه سیصد زن از &amp;laquo;جنس ضعیف&amp;raquo; در چادر سیاه و نقاب&amp;zwnj;هاى مشبک سفید به مجلس رفتند (مجلس دوم)، خواستار دیدار با رئیس مجلس شدند، در حضور او نقاب&amp;zwnj;ها را پاره کردند و تپانچه&amp;zwnj;هاىشان را بیرون کشیدند و اعلام کردند اگر به اولتیماتوم روس&amp;zwnj;ها تن بدهید هم خودمان را مى&amp;zwnj;کشیم و هم شوهران و فرزندمان را.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خب می&amp;zwnj;دانیم که زنان در جنبش مشروطه&amp;zwnj;خواهى ما نقش داشتند. حتی انجمن&amp;zwnj;های زنانه نیز برپا داشتند. این&amp;zwnj;ها نشست&amp;zwnj;هاى خانگى داشتند و اندیشه&amp;zwnj; مشروطه را به میان جنس دوم مى&amp;zwnj;بردند. به ویژه با پخش اطلاعیه و شبنامه&amp;zwnj;ها سهم مهمى در برانگیختن مردم ایفاء کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحول بسیار مهمی که پس از مشروطه روى داد، گشایش مدارس دخترانه است. مدرسه دخترانه، نخستین گام بلند در جهت ورود زنان به پهنه&amp;zwnj; همگانى ا&amp;zwnj;ست. با گسترش مدرسه&amp;zwnj;هاى دخترانه و پیدایش قشری به نام آموزگاران، زمینه مشارکت بیشتر و حضور پر رنگ&amp;zwnj;تر زنان در پهنه&amp;zwnj; همگانى فراهم شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحول مهم دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که چهار سال پس از مشروطیت اولین مجله زنانه به نام &amp;laquo;دانش&amp;raquo; در ایران منتشر شد و دو سال پس از آن در سال ۱۲۹۱ مجله شکوفه منتشر شد. انتشار مجله و روزنامه که هر دو پدیده&amp;zwnj;هاى نوین هستند، در شکل دادن به عرصه همگانى نقش انکارناپذیرى دارد و گفتنى ا&amp;zwnj;ست این نشریات به دست زنان به وجود آمد و اداره شد. البته رفته رفته زنان در روزنامه&amp;zwnj;های دیگر هم نوشتند، به ویژه درباره&amp;zwnj; حقوق و جایگاه&amp;zwnj;شان.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هر حال جنبش مشروطه&amp;zwnj;خواهى در ایران، راه را براى حضور معنادار زنان در پهنه&amp;zwnj;ى همگانی به وجود آورد؛ هر چند در قانون اساسی مشروطیت زن را در میان دیوانگان و نابالغ&amp;zwnj;ها و ورشکستگان به تقصیر قرار دادند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حضور زنان در فضاى عمومى را از سال&amp;zwnj;های انقلاب مشروطیت تا زمان به قدرت رسیدن رضاشاه چگونه ارزیابى مى&amp;zwnj;کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;دانید که رضاخان میرپنج پیش از اینکه به تخت پادشاهى بنشیند، شش سالى سردار سپه مقتدر ایران بود؛ از سال ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۵ که&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان فاصله کودتا تا تاجگذاری اوست. در این فاصله که مصادف است با پایان جنگ جهانی اول، ما شاهد کوشش&amp;zwnj;های مستقل زنان تحصیلکرده و متجدد ایران هستیم برای حضور در پهنه&amp;zwnj; همگانى. این سال&amp;zwnj;ها، سال&amp;zwnj;های سستى دولت مرکزى، قحطى، گرانى، برآمد جنبش&amp;zwnj;هاى انقلابى، آزادی&amp;zwnj;های سیاسی و اجتماعی و فرهنگى&amp;zwnj; است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یک چنین فضایى، در سال ۱۲۹۹، درست یک سال پس از پایان جنگ، سه مجله زنانه به وجود می&amp;zwnj;آید: عالم نسوان، نامه بانوان و زنان ایران. سپس&amp;zwnj; در سال ۱۳۰۲ نسوان وطن&amp;zwnj;خواه به وجود می&amp;zwnj;آید و در سال ۱۳۰۶ پیک سعادت نسوان که پس از تاجگذاری رضاشاه منتشر شد. در همین سال&amp;zwnj;ها انجمن&amp;zwnj;های زنانه و گروه&amp;zwnj;های تئاترالى شکل می&amp;zwnj;گیرند که زنان در آن&amp;zwnj;ها عضویت دارند و این پهنه&amp;zwnj;ى همگانى را براى حضور زنان باز فراخ&amp;zwnj;تر مى&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ریشه&amp;zwnj;های بروز کشف حجاب و تلاش برای کشانیدن اجباری زنان به عرصه عمومی چه بود و به عبارت دیگر کشف حجاب زاییده چه تحولات اجتماعی بود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوره&amp;zwnj;اى را که بررسیدیم، دوره&amp;zwnj; رشد و گسترش مناسبات سرمایه&amp;zwnj;دارى در ایران است و جامعه ما از وضعیتِ پیشامدرن در آمده است و در چهارچوب خاصى از مدرنیسم ره&amp;zwnj; مى&amp;zwnj;سپارد. در این مرحله طبقات و اقشار نو اجتماعی در جامعه حضور پیدا کرده&amp;zwnj;اند: کارگر، کارمند، آموزگار، پرستار، پزشک، مهندس و کسانى که تحصیلات مدرن دارند. این&amp;zwnj; واقعیت زمینه&amp;zwnj;ساز اصلاحاتى است که مدت&amp;zwnj;ها نیاز زمانه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/rezashah.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 238px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کشف حجاب امرى گریزناپذیر بود؛ نیاز زمانه ما بود. زمینه این کار در جامعه به وجود آمده بود و دیر یا زود باید صورت می&amp;zwnj;گرفت. به باور من دیر صورت گرفت و به بد&amp;zwnj;ترین شکل صورت گرفت. اگر حکومت دموکراتى سر کار بود، لابد اعلام مى&amp;zwnj;کرد که از این پس زنان آزادند حجاب از سر بردارند و کسى حق ندارد متعرضشان شود و با متعرض بنا بر قانون رفتار مى&amp;zwnj;شود، اما این کار نشد و شد آنچه پی&amp;zwnj;آمد زیانبارش را مى&amp;zwnj;شناسیم.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ببینید تا پیش از کودتای رضاخان و سید ضیا در سال ١٢٩٩، ما سالن&amp;zwnj;های سینماى ویژه بانوان داشتیم؛ در سال ١٢٩۶. پس از کودتا به زنان اجازه داده شد که در بالکن سینما بنشینند. سپس یک سمت سالن&amp;zwnj; را به آن&amp;zwnj;ها اختصاص دادند و سرانجام در سال ١٣٠٧ سالن&amp;zwnj;هاى مختلط به وجود آمد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تغییرى که در پایان دوره&amp;zwnj;ى قاجار با آمدن راه آهن و اتومبیل به وجود آمد، پیدایش پارک&amp;zwnj;ها و گردشگاه&amp;zwnj;هاى همگانى، کافه، رستوران، تئا&amp;zwnj;تر و سینما، تغییر پوشش مردم و همه و همه عواملى بودند که پذیرش بى&amp;zwnj;حجاب بودن زن را ضرورتى اجتناب ناپذیر کرده بود و گفتنى ا&amp;zwnj;ست در چنین فضایى است که زنان پیشروى جامعه خودشان کشف حجاب مى&amp;zwnj;کنند؛ حدود هفت هشت ده سال پیش از صدور فرمان کشف حجاب. نمونه&amp;zwnj; شناخته شده&amp;zwnj;اش زنده&amp;zwnj;یاد صدیقه دولت آبادى است و یا خانم مولود خانلرى و دیگران و دیگران. مى دانیم که آخوند&amp;zwnj;ها چه بر سر خانم دولت&amp;zwnj;آبادى آوردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سوى دیگر کسانی که دور و بر سردار سپه را گرفته&amp;zwnj;اند و او را به پادشاهى رساندند، همگی از مدرنیست&amp;zwnj;های زمانه خود بودند: از تیمورتاش و تدین گرفته تا نصرت&amp;zwnj;الدوله فیروز و على&amp;zwnj;اکبرخان داور تا تقی&amp;zwnj;زاده، حکمت و ذکاءالملک فروغی و دیگران. این&amp;zwnj;ها همه نیاز مبرم جامعه را تجدد مى&amp;zwnj;دانستند و دنبال مدرن کردن ایران بودند. با درکشان از مدرنیسم در اینجا کارى نداریم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یک چنین بسترى باید به کشف حجاب اجبارى رضاشاه نگاه کنیم. این سیاست در سال ١٣١۴ به اجرا گذاشته شد؛ یک سال پس از تاسیس دانشگاه تهران در ۱۳۱۳. پرسش این بود که آیا زنان مى&amp;zwnj;توانند به دانشگاه راه یابند یا نه؟ مدرنیست&amp;zwnj;ها همه هوادار ورود زنان به دانشگاه بودند. رضا شاه در این زمینه از همه&amp;zwnj; همکارانش عقب افتاده&amp;zwnj;تر بود. چندین سال ایستادگى کرد و سرانجام در سال ١٣١۴ و پس از اینکه او را به ترکیه بردند و پهنه&amp;zwnj; همگانى را نشانش دادند، &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;به پند آنها تن داد و بى حجاب شدن زن را پذيرفت و گذاشت&lt;/span&gt; که زنان وارد دانشگاه شوند. مى&amp;zwnj;دانید که دو رشته&amp;zwnj; پزشکی و حقوق را بر زنان بست و زنان با مبارزه&amp;zwnj;شان توانستند به حق آموزش در رشته&amp;zwnj; پزشکى دست پیدا کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به اصطلاح کشف حجاب امرى گریزناپذیر بود؛ نیاز زمانه ما بود. زمینه این کار در جامعه به وجود آمده بود و دیر یا زود باید صورت می&amp;zwnj;گرفت. به باور من دیر صورت گرفت و به بد&amp;zwnj;ترین شکل صورت گرفت. اگر حکومت دموکراتى سر کار بود، لابد اعلام مى&amp;zwnj;کرد که از این پس زنان آزادند حجاب از سر بردارند و کسى حق ندارد متعرضشان شود و با متعرض بنا بر قانون رفتار مى&amp;zwnj;شود، اما این کار نشد و شد آنچه پی&amp;zwnj;آمد زیانبارش را مى&amp;zwnj;شناسیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;با خلع ید از رضاشاه و از بین رفتن اجبار در بى&amp;zwnj;حجابى، چه اتفاقی در عرصه عمومی- شهری افتاد و در حد فاصل سال&amp;zwnj;های &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۱۳۲۰&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;تا کودتای &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۲۸&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;مرداد ١٣٣٢، در حیطه فعالیت زنان در جامعه شاهد چه اتفاق&amp;zwnj;هایی مهمى هستیم؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشارکت زنان در زندگى احزاب سیاسی. اولین نمونه&amp;zwnj; مشارکت سیاسى زنان در زندگى حزبى، خیلى پیش از شهریور ۲۰ به وجود آمد. در آغاز سده&amp;zwnj; ١٣٠٠ و در حزب کمونیست ایران (١٣١٠-١٢٩٩)، اما مشارکت زنان در حزب کمونیست ایران بسیار محدود بود و بیشتر به خطه&amp;zwnj; شمالى کشور محدود مى&amp;zwnj;شد، اما پس از شهریور ۲۰ ما برای اولین&amp;zwnj;بار شاهد آن هستیم که زنان در یک حزب سیاسى، حزب توده ایران، به شکل گسترده&amp;zwnj;اى وارد مى&amp;zwnj;شوند. کار می&amp;zwnj;کنند و حوزه&amp;zwnj;های مختلط حزبی به وجود می&amp;zwnj;آورند. پس از حزب توده باید از حزب دموکرات احمد قوام&amp;zwnj;السطنه نام ببرم که هر چند عمرش بسیار کوتاه بود، زنان در آن عضویت داشتند؛ ازجمله زنان برجسته&amp;zwnj;اى مثل خانم دکتر فاطمه&amp;zwnj; سیاح و خانم مهرانگیز دولتشاهی که اولین سفیر زن ایران است و نزدیک چهار سال در دانمارک سفیر دولت پادشاهى بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/hagheray.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 101px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخلاف تصور رایج، شاه حق رای به زنان اعطا نکرد؛ بلکه این زنان بودند که حق راى را گرفتند و به دست آوردند؛ با مبارزه&amp;zwnj; چندین و چند ساله&amp;zwnj;شان. محمدرضا شاه پهلوى نیز همچون پدرش میزوژن بود و براى زن احترامى قائل نبود. در گفت&amp;zwnj;وگو با اوریانا فالاچی، روزنامه&amp;zwnj;نگار معروف ایتالیایى، بن مایه&amp;zwnj; فکرش را فاش گفت: &amp;laquo;حتی بهترین آشپز دنیا هم زن نیست، مرد است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جامعه&amp;zwnj; سوسیالیست&amp;zwnj;هاى ایران (نیروى سوم) که انشعابیون حزب توده بودند نیز به شرکت زنان در فعالیت&amp;zwnj;هاى حزبى میدان مى&amp;zwnj;داد و تشکیلاتی تحت عنوان تشکیلات زنان داشت. جز این سه حزب، حزب دیگرى نمى&amp;zwnj;شناسیم که زنان را پذیرا باشد و بخواهد که سیاست را از انحصار مردان خارج سازد. به&amp;zwnj;طور کلی در سال&amp;zwnj;های ۲۰ تا ۳۲ پهنه&amp;zwnj; همگانى برای حضور زنان در میدان سیاست هموار می&amp;zwnj;شود و زنان در این زمینه نیز به مشارکتى معنى&amp;zwnj;دار مى&amp;zwnj;پردازند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در این دوره است که زنان جنبش گسترده&amp;zwnj;اى را براى به دست آوردن حق راى به راه مى&amp;zwnj;اندازند که به باور من یکى از مهم&amp;zwnj;ترین جنبش&amp;zwnj;هاى مدنى تاریخ نوین ایران است. این جنبش با مخالفت شدید روحانیت روبه&amp;zwnj;رو شد. روحانیت حتی دولت مصدق را تهدید کرد و از او خواست لایحه&amp;zwnj; حق راى زنان را که در مجلس مطرح شده بود، پس بزند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آیا نهاد&amp;zwnj;ها و تشکل&amp;zwnj;های زنانه در دهه &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۳۰&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;و پس از سرکوب نیز همچنان رشد می&amp;zwnj;کنند؟ در این دوران و سپس دهه چهل، حضور رو به افزایش زنان نویسنده در رسانه&amp;zwnj;ها، چه نقشی در از بین بردن تفکیک جنسیتی و ساختن افکار عمومی می&amp;zwnj;گذارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مى&amp;zwnj;دانید که دولت کودتا به هیچ یک از احزاب، سازمان&amp;zwnj;ها و گروه&amp;zwnj;های ترقى&amp;zwnj;خواه رحم نکرد و همه را سرکوب کرد. در نتیجه، تشکل&amp;zwnj;هاى زنانى که در سال&amp;zwnj;هاى ١٣٣٢- ١٣٢٠ فعالیت مى&amp;zwnj;کردند، تعطیل شدند. این موج سرکوب اما کوتاه بود و تا سال ١٣٣٨ بیشتر دوام نیاورد. در این سال بحران اقتصادى که در ژرفنا مى&amp;zwnj;جوشید سرریز کرد و به یک بحران سیاسى جدى فرارویید. نخست وزیر وقت، دکتر منوچهر اقبال استعفاء کرد و جعفر شریف&amp;zwnj;امامى آمد. از سال ١٣٣٨ تا سال ١٣۴١ تنفس سیاسى داریم و گشایش فضاى فکرى و فرهنگى. در این دوره جنبش دانشجویی درخشش ویژه&amp;zwnj;اى پیدا مى&amp;zwnj;کند. دانشجویان زن نیز در این جنبش مشارکت دارند. شناخته شده&amp;zwnj;ترین&amp;zwnj;هاشان زنده یاد پروانه فروهر است که مى&amp;zwnj;دانیم به شکل فجیعى او را کشتند و خانم دکتر هما دارابی که چندین سال پیش در تهران و در اعتراض به حجاب اجبارى خودسوزی کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آن سال&amp;zwnj;ها شاهد شکل&amp;zwnj;گیری گروه&amp;zwnj;های مختلف زنان هستیم که یا به کلى غیر سیاسى&amp;zwnj;اند و یا به طبقه&amp;zwnj;ى حاکم وابسته&amp;zwnj;اند. این گروه&amp;zwnj;ها برآنند که در چارچوب نظام موجود تغییراتی در راستاى حقوق پایمال شده زن ایرانى به وجود آورند. به دیگر سخن این بار تلاش براى آن است که تغییرات از درون خود نظام سربرآورد و نه از بیرون. قشرهاى اجتماعى&amp;zwnj;اى چون پرستاران، آموزگاران، کارمندان و... پایگاه اجتماعى گروه&amp;zwnj;هاى زنان هستند. اینکه شاه ناچار شد مسئله حق رای زنان را به مفاد انقلاب سفیدش بیافزاید، ناشى از فعالیت&amp;zwnj; آن گروه&amp;zwnj;ها بود و مشارکت گسترده&amp;zwnj; پایگاه اجتماعی&amp;zwnj;شان درجریان رفراندوم ششم بهمن ١٣۴١. به&amp;zwnj;جاست که از خانم&amp;zwnj;ها صفیه فیروز، مهرانگیز دولتشاهى، بدرالملوک بامداد و عاطفه بیژن که نماینده&amp;zwnj; انجمن پرستار&amp;zwnj;ها بود یاد کنیم که با درایت و فراست توانستند دولت وقت را غافلگیر کنند و با انواع و اقسام ترفند&amp;zwnj;ها و نیز به راه انداختن راه&amp;zwnj;پیمایى، سرانجام حق راى را از شاه بگریند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مى&amp;zwnj;دانید که در روز رفراندم معروف به &amp;laquo;رفراندم شاه و ملت&amp;raquo; زنان خودشان به طرف صندوق&amp;zwnj;های رای سرازیر شدند و با وجود اینکه حق رای نداشتند، مسؤلان مملکتى را واداشتند که صندوق&amp;zwnj;هایى براى ریختن راى آن&amp;zwnj;ها اختصاس دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخلاف تصور رایج، شاه حق رای به زنان اعطا نکرد؛ بلکه این زنان بودند که حق راى را گرفتند و به دست آوردند؛ با مبارزه&amp;zwnj; چندین و چند ساله&amp;zwnj;شان. محمدرضا شاه پهلوى نیز همچون پدرش میزوژن بود و براى زن احترامى قائل نبود. در گفت&amp;zwnj;وگو با اوریانا فالاچی، روزنامه&amp;zwnj;نگار معروف ایتالیایى، بن مایه&amp;zwnj; فکرش را فاش گفت: &amp;laquo;حتی بهترین آشپز دنیا هم زن نیست، مرد است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;از دهه &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۴۰&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;تا انقلاب شاهد حضور گسترده زنان در بسیارى از عرصه&amp;zwnj;ها، به ویژه آموزش و پرورش هستیم، اما حضور زن در سیاست کمرنگ است. این مسئله را چگونه توضیح مى&amp;zwnj;دهید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک جنبه از مسئله این است که شاه میانه&amp;zwnj;اى با دموکراسى نداشت و حضور هیچ شخص و گروهی را در عرصه تصمیم&amp;zwnj;گیرى&amp;zwnj;هاى سیاسی برنمى&amp;zwnj;تافت. پس از اصلاحات ارضى رفته رفته حکومت مطلقه شکل گرفت و اتوکراسى. نخست&amp;zwnj;وزیرانى که پس از دکتر على امینى آمدند، نخست&amp;zwnj;وزیر مشروطه نبودند، مجریان اوامر ملوکانه بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/zanan88.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 101px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نخستن نیروى اجتماعى که در برابر حکومت اسلامى قرار گرفت، زنان بودند. در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سه هفته&amp;zwnj; اول انقلاب که دیدار با آیت&amp;zwnj;الله خمینى را زنانه- مردانه کردند، دریا را زنانه مردانه کردند، حرفه&amp;zwnj; قضاوت را بر زنان مجاز نشمردند، آن&amp;zwnj;ها را از خدمت در ارتش باز داشتند، مدرسه&amp;zwnj;هاى مختلط را بستند، قانون حمایت خانواده را برچیدند، حضورشان در ورزشگاه&amp;zwnj;ها را غیر شرعى دانستند، سقط جنین را ممنوع داشتند و... دریافتند که همچنان باید به میدان بازگردند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بیهوده نیست که در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت شاه &amp;laquo;حزب رستاخیز&amp;raquo; را برپا کرد. باور داشت که ایران تنها از رهگذر یک دیکتاتوری مقتدر است که می&amp;zwnj;تواند به پیش برود. جامعه ما بهای بسیار سنگینی برای آن باور پرداخت. بهای بسیار سنگینی که جامعه ایران پرداخت این بود که از سیاست به دور ماند. نسل پس از کودتا دیگر آگاهی و ذهن سیاسی نداشت، سیاست&amp;zwnj;گریزی در جامعه رواج داشت و این سبب شد که در سال&amp;zwnj;هاى بحرانى ۵۵ تا ۵٧، نه مردم و نه جرگه&amp;zwnj;ها و جریان&amp;zwnj;هاى سیاسى، نتوانند با ره توشه&amp;zwnj; خوبى به راه بى&amp;zwnj;بازگشت پا بگذارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جز استبداد، پدرسالارى هم نقش داشت. ساختار نظام پدرسالار در ایران، عامل دیگرى بود که سبب &amp;zwnj;شد زن در پهنه&amp;zwnj; سیاست حضور معنادارى پیدا نکند. مناسبات پدرسالارانه که جان&amp;zwnj;سختى غریبى دارد، تنها در یک فضای آزاد و باز است که سست و کم&amp;zwnj;رنگ مى&amp;zwnj;شود. بحث و گفت&amp;zwnj;وگو و نقد و انتقاد اگر وجود نداشته باشد، ارزش&amp;zwnj;هاى پدرسالارانه بازتولید مى&amp;zwnj;شود و زنان را از مشارکت موثر در زندگى فکرى و فرهنگى جامعه در عمل کنار مى&amp;zwnj;گذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حضور زنان در جریان&amp;zwnj;هاى اپوزیسیون هم از نظر کمى و هم از نظر کیفى به چه ترتیب بود؟ در این سطح تفکیک جنسیتی چه نمودی داشت؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از آخرهاى دهه&amp;zwnj; چهل حضور زنان در مبارزات دانشجویی چشمگیر مى&amp;zwnj;شود. در همین سال ۱۳۵۰ است که براى نخستین&amp;zwnj;بار در تاریخ ایران، زندان سیاسى زنان به وجود مى&amp;zwnj;آید؛ چه براى نگهدارى دانشجویان دختر که در تظاهرات دانشگاه بازداشت مى&amp;zwnj;شدند و چه براى زنانى که عضو سازمان&amp;zwnj;هاى چریکى و غیر چریکى بودند. شمار&amp;zwnj;ى از این زنان در رهبرى سازمان&amp;zwnj;هاى چپ انقلابى قرار داشتند. براى یک دوره&amp;zwnj; کوتاه، دو عضو از سه عضو رهبرى سازمان انقلابى حزب توده در داخل کشور، سازمانى که از حزب توده گسسته بود، زن بودند: دکتر معصومه طوافچیان و مهوش جاسمى.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در کنفدراسیون جهانى دانش&amp;zwnj;آموزان و دانشجویان ایرانى در خارج از کشور نیز زنان مشارکت موثرى داشتند؛ به ویژه در ایالت متحد که به طور متناوب به دبیرى انتخاب مى&amp;zwnj;شدند. وقتی به این روندهای تاریخی نگاه می&amp;zwnj;کنیم، متوجه می&amp;zwnj;شویم اگر حکومت شاه به حضور زنان در پهنه&amp;zwnj; سیاست چندان دلبسته نبود و شمار نمایندگان مجلس، وزیران یا سفرای زن در ساختار حکومتش به سختى از شمار انگشتان دو دست فرا&amp;zwnj;تر مى رفت، جریان&amp;zwnj;ها و جرگه&amp;zwnj;هاى اوپوزیسیون با تمام محدویت&amp;zwnj;هایى که داشتند، به حضور زنان در صفوف خودشان ارج مى&amp;zwnj;گذاشتند و مى&amp;zwnj;خواستند هر چه بیشتر زنان را به کنشگرى سیاسى بکشانند. این گرایش از نیمه&amp;zwnj; دوم دهه&amp;zwnj;ى چهل تا پیش از انقلاب بیش از پیش گسترش و ژرفش پیدا کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت تاثیر وقوع انقلاب اسلامی و حوادث مربوط با آن را بر تاریخ تفکیک جنسیتی چگونه تحلیل می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زنان به شکل بسیار گسترده&amp;zwnj;ای در برانداختن نظام پهلوی مشارکت داشتند. در راهپیمایی&amp;zwnj;ها و تظاهرات حضور پررنگى &amp;zwnj;داشتند و نیز در فعالیت&amp;zwnj;های گوناگون زیرزمینى. پرسشى که پیش مى&amp;zwnj;آید اما این است: آن&amp;zwnj;ها که مى&amp;zwnj;دانستند چه نمى&amp;zwnj;خواهند، آیا مى&amp;zwnj;دانستند چه مى&amp;zwnj;خواهند؟ در پاسخ به این پرسش گمان نمى&amp;zwnj;کنم فاصله زنان از مردان زیاد باشد.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همانطور که پیشتر عرض کردم، نسل پس از کودتاى ٢٨ مرداد در اختناق سیاسى کم پیشینه&amp;zwnj;اى رشد کرد؛ چه زن و چه مرد. آن نسل تاریخ صد سال گذشته&amp;zwnj; کشورش را نمى&amp;zwnj;شناخت و از طبقات و نیروهاى اجتماعى شناختى نداشت. زنان آن نسل نمى&amp;zwnj;دانستند که مادر بزرگ&amp;zwnj;هاشان چه مبارزه&amp;zwnj;اى براى ورود به پهنه&amp;zwnj; اجتماعى کردند؛ چگونه آزادى آموزش و پوشش به دست آمد و از حق راى برخوردار شدند. در نتیجه&amp;zwnj; نسبت به آیت&amp;zwnj;الله خمینى شک نکردند و از شعار جمهورى اسلامى نهراسیدند. سهل است که براى &amp;laquo;حفظ وحدت&amp;raquo; حاضر شدند که روسرى یا چادر سرکنند. در حالى که چادرى نبودند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بهایى که زن ایرانى براى این سهل&amp;zwnj;انگارى پرداخت، بسیار گزاف بوده است. با این حال نباید از یاد ببریم که نخستن نیروى اجتماعى که در برابر حکومت اسلامى قرار گرفت، زنان بودند. در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سه هفته&amp;zwnj; اول انقلاب که دیدار با آیت&amp;zwnj;الله خمینى را زنانه- مردانه کردند، دریا را زنانه مردانه کردند، حرفه&amp;zwnj; قضاوت را بر زنان مجاز نشمردند، آن&amp;zwnj;ها را از خدمت در ارتش باز داشتند، مدرسه&amp;zwnj;هاى مختلط را بستند، قانون حمایت خانواده را برچیدند، حضورشان در ورزشگاه&amp;zwnj;ها را غیر شرعى دانستند، سقط جنین را ممنوع داشتند و... دریافتند که باید به میدان بازگردند. روز هشتم مارس (١٧ اسفند ١٣۵٧) ده&amp;zwnj;هاهزار زن به خیابان آمدند؛ در اعتراض به آیت&amp;zwnj;الله خمینى و حجاب اجبارى. پنج روزى که جنگیدند به پیروزی&amp;zwnj;شان منجر نشد، اما آغاز تولد دوباره جنبش زنان ایران شد. از آن&amp;zwnj;روز تاکنون هیچ نیروى اجتماعى، چون زنان در برابر این حکومت ایستادگى نکرده است. این یک واقعیت تاریخى است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;[١]&lt;span style=&quot;font-size:10px;&quot;&gt;ناصر مهاجر سال&amp;zwnj;ها در زمینه زندان، شکنجه، خشونت و مسائل تاریخ معاصر کار پژوهشی کرده است. از جمله در سال ۱۳۷۷، &amp;laquo;کتاب زندان&amp;raquo; را که مجموعه خاطره و مقاله درباره زندان&amp;zwnj;های حکومت اسلامی است در دو جلد منتشر کرد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:10px;&quot;&gt;او که سال&amp;zwnj;ها سردبیر گاهنامه &amp;laquo;آغازی نو&amp;raquo; و سپس مجله سیاسی، اجتماعی و فرهنگی &amp;laquo;نقطه&amp;raquo; بود، علاوه بر ارائه چندین مقاله و گزارش در مورد زندان&amp;zwnj;های حکومت اسلامی چند جُنگ نیز در این زمینه گردآوری و ویرایش کرده و همچنین زندگینامه چند چهره تبعیدی و مهاجر را تدوین، تنظیم و ویرایش کرده که از آن جمله&amp;zwnj;اند: &amp;laquo;&lt;em&gt;مجله&amp;zwnj;ى پيك سعادت نسوان&lt;/em&gt;&amp;raquo; (با همكارى بنفشه مسعودى)، از تهران تا استالین (محمد تربتی)، گذار از برزخ (ناصر زربخت)، کودتای ۲۸ مرداد (محمدجعفر محمدی) و کتاب دوجلدی &amp;laquo;گریز ناگزیر&amp;raquo; که دربرگیرنده&amp;zwnj; سی روایت گریز از ایران در دهه ۶۰ است. در تدوین، ویرایش و گردآوری این کتاب&lt;strong&gt;، &lt;/strong&gt;سه پژوهشگر دیگر نیز حضور دارند: &amp;quot;میهن روستا&amp;quot;، &amp;quot;مهناز متین&amp;quot; و &amp;quot;سیروس جاویدی&amp;quot;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:10px;&quot;&gt;از ناصر مهاجر مقالات متعددى در زمينه تاريخ ايران معاصر در نشريه هاى فارسی&amp;zwnj;زبان خارج از کشور چاپ شده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2013/03/08/25126#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AA%D9%81%DA%A9%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C">تفکیک جنسیتی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13837">ناصر مهاجر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1566">۸ مارس</category>
 <pubDate>Fri, 08 Mar 2013 21:31:38 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25126 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>حق شادی، دین و دینداری </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگو با حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر امور دینی و فعال ملی مذهبی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اسماعیل جلیلوند        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;184&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/tasbih.jpg?1361890450&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسماعیل جلیلوند - منابع مقدس دینی در دین اسلام، چه تعریفی از مسئله شادی دارند و چه حد و حدودی را برای شاد بودن انسان قائل هستند؟ آیا دین با تجویز قواعد اخلاقی، بر حق برخورداری انسان از شادی اثرگذار نبوده است؟ در حکومت&amp;zwnj;های اسلامی خلیفه یا ولی فقیه، قیم جامعه در تمامی زمینه&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رود. آیا این مسئله نمی&amp;zwnj;تواند نقش آفرینی شهروندان را در امور جامعه جهت&amp;zwnj;دهی یا محدود کند و در نهایت منجر به افسردگی یک جامعه شود؟ آیا ترس از آلوده شدن به گناه و گرفتار شدن به عذاب، در نهایت منجر به افسردگی و وسواس ذهنی انسان نسبت به اعمال خود نمی&amp;zwnj;شود؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ادامه سلسه گفت&amp;zwnj;وگوهایی درباره حق شادی، در پیوند با پرسش&amp;zwnj;های یادشده با حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر امور دینی و فعال ملی- مذهبی گفت&amp;zwnj;وگو کرده&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;گفت&amp;zwnj;وگو با حسن یوسفی اشکوری را می&amp;zwnj;توانید از طریق فایل صوتی زیر گوش کنید&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130208_Happiness_10_Religion_YosefiEshkevari_IsmaielJalilvand.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منابع مقدس دینی در دین اسلام، چه تعریفی از مسئله شادی دارند و چه حد و حدودی را برای شاد بودن انسان قائل هستند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حسن یوسفی اشکوری&lt;/strong&gt;: ما در دین اسلام - یعنی در منابع و متون اسلامی- مفهومی به نام شادی و غم یا ماتم و عزا و سرور و نشاط نداریم. اینها مفاهیمی اجتماعی و روان&amp;zwnj;شناختی هستند که شاید بعدها به شکل&amp;zwnj;هایی مطرح یا در حال حاضر برجسته&amp;zwnj;تر شده باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/imagecache/maghaleh_image/yousefi_eshkevari_1.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 136px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حسن یوسفی اشکوری: در اسلام اصولاً عبادت کردن همراه با نشاط است و نه غمناکی، ولی بعدها مسلمانان به خصوص از طریق تصوف و عرفان اسلامی تحت تأثیر برخی از آموزه&amp;zwnj;های ادیان و دیگر فرهنگ&amp;zwnj;ها مانند مسیحیت کاتولیکی قرن سوم و چهارم و از سوی دیگر برخی از افکار تند و یک بعدی و معنویت&amp;zwnj;گرایانه بودیسم قرار گرفتند که از شرق وارد ایران شد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنچه مربوط به اساس دین -هر دینی اعم از اسلام یا غیر اسلام- است یک سلسله دعوت و گزاره هست که پیامبران، آدمیان را به آن دعوت کرده&amp;zwnj;اند؛ یعنی دعوت به توحید، به خداپرستی، آخرت و دعوت به ارزش&amp;zwnj;های معنوی و اخلاقی و گاهی هم دعوت به یک سلسله آداب و سلوک و سننی که به نام احکام عبادی مطرح شده&amp;zwnj;اند. این در اسلام و ادیان دیگر وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در عین حال اما اگر به قرآن و سیره پیامبر نگاه کنیم، می&amp;zwnj;بینیم که عزا و ماتم تقریباً نداریم، البته اینکه انسانی بر اساس حادثه&amp;zwnj;ای ماتم&amp;zwnj;زده و یا عزیزی را از دست بدهد و عزادار شود و گاهی اشک بریزد، طبیعی است، اما ما در اسلام سنتی به نام سنت عزاداری نداریم؛ نه برای پیامبر عزاداری کردند، نه برای ائمه بعدی جز جریان امام حسین که آن هم تا قرن سوم و چهارم، تا دوران آل بویه به شکل خیابانی و جمعی نبود. اگر هم ماتمی صورت بگیرد در سیره پیامبر تأکید شده که زیاد گریه نکنید، گریه بلند نکنید و به هر حال ماتم را هم محدود کرده است. در مقابل مسئله شادی و شادمانی و نشاط، در سیره پیامبر فراوان است. همواره در سیره پیامبر نوشته&amp;zwnj;اند که متبسم و اهل شوخی و بذله&amp;zwnj;گویی بوده، همواره معطر بوده و آنچنان که روایتی از عایشه هست، همواره هنگام بیرون رفتن از خانه آینه را نگاه می&amp;zwnj;کرده. اگر بخواهیم به اینجور مسائل نگاه کنیم در سنت پیامبر فراوان هست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فقط یک نکته هست و آن اینکه در اسلام گفته شده است شادی&amp;zwnj;ها یا غم هم باید در حد اعتدال باشد (البته خود این اعتدال هم می&amp;zwnj;تواند تعاریفی مختلف داشته باشد که روشن است مربوط به امر دینی نیست)، افراط و تفریط در آن صورت نگیرد و مسئله دیگر این است که انسان مؤمن مرتکب بعضی از گناهان و معاصی که در فرهنگ دینی به آنها اشاره شده نشود؛ وگرنه امر شادی و غم، یک امر کاملاً بشری و فرهنگی است و موقعیت و تعیین حد و حدود آن نیز بیشتر هم به تشخیص خود فرد بازمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;دین مدعی هست که برای سعادت انسان برنامه دارد و بر همین اساس هم قواعد اخلاقی را برای رسیدن انسان به سعادت تجویز کرده است. به نظر شما دین با تجویز قواعد اخلاقی که لزوماً در همه مذاهب و فرقه&amp;zwnj;های اسلامی برداشت واحدی از آنان وجود ندارد، حداقل به شکل غیر مستقیم بر حق برخورداری از شادی در زندگی انسان اثرگذار نبوده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این نکته مهم باید اشاره کنم که اصولاً آنچه در زمان پیامبران اعم از پیامبر اسلام یا سایر ادیان اتفاق افتاده و آنچه آنها آموزش می&amp;zwnj;دادند با آنچه بعد اتفاق افتاده و به وسیله پیروان و مؤمنان و به&amp;zwnj;خصوص علما و مفسران دین تفسیر شده کاملاً متفاوت و چه بسا متعارض است. این یک امر کاملاً تاریخی و قابل فهم و قابل درک است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ارتباط با مفهوم سعادتی که شما مطرح کردید، می&amp;zwnj;توان در آسیب&amp;zwnj;شناسی ادیان این نکته را مورد توجه قرار داد که چون در ادیان همواره توجه به آخرت، معنویت و تخلق به اخلاق الهی و تقید به ارزش&amp;zwnj;های معنوی و تعالی و تکامل روح و تصعید اخلاقی انسان برجسته است، این را می&amp;zwnj;توان در نظر گرفت که اگر این به صورت درست فهم نشود و به&amp;zwnj;خصوص به صورت یک بعدی و افراطی به آن نگریسته شود، زمینه&amp;shy; این آسیب و بدفهمی را دارد که انسان از شادی فاصله بگیرد و همواره به سوی سوزناکی روح و غمناکی روان حرکت کند و در نتیجه بالاخره نه تنها انسان شادی نباشد، بلکه حتی انسان غمگینی به شمار آید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/shirkhareganhossieni123.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 115px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روایتی است از حضرت علی که می&amp;zwnj;گویند مؤمن اگر هم به دلیلی غمگین است، باید آن را در درون خود نگاه دارد، باید چهره&amp;zwnj;ای بشاش و شادمان داشته باشد و همواره متبسم باشد. اینها همگی چیزهایی است که در متون و منابع دینی داریم. در واقع حکومت حق دخالت در &amp;laquo;احوال شخصی مردم&amp;raquo; را ندارد تا این که بتواند سلیقه&amp;zwnj;ها و تمایلات افراد و شهروندان را در امور خصوصی محدود کند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نوع تفسیر یک بعدی که همواره مبتنی بر تعالی روح و فراموش کردن تن است، در اسلام نیست و در سنت و سیره پیامبر هم مسئله اعتدال وجود دارد و در خود قرآن نیز آیاتی هست که همواره به مردم توصیه می&amp;zwnj;کند: &amp;quot;شما از دنیا بهره&amp;zwnj;ای دارید و آن را فراموش نکنید&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اسلام اصولاً عبادت کردن همراه با نشاط است و نه غمناکی، ولی بعدها مسلمانان به خصوص از طریق تصوف و عرفان اسلامی تحت تأثیر برخی از آموزه&amp;zwnj;های ادیان و دیگر فرهنگ&amp;zwnj;ها مانند مسیحیت کاتولیکی قرن سوم و چهارم و از سوی دیگر برخی از افکار تند و یک بعدی و معنویت&amp;zwnj;گرایانه بودیسم قرار گرفتند که از شرق وارد ایران شد. این بعد آخرت&amp;zwnj;گرایی افراطی، بر بنیاد اصل &amp;laquo;تن رها کن تا نخواهی پیرهن&amp;raquo; که در عرفان ما آمده، این نحوه&amp;shy; نگاه به زندگی و این نحوه نگاه به انسان و سعادت انسان هم سبب شده که آن روحیه&amp;shy; با نشاط کم&amp;zwnj;کم فراموش شود. طبعاً این نگاه یک بعدی&amp;zwnj;، سبب شده که چنین فضایی به وجود آید که نه تنها امروز بلکه قرن&amp;zwnj;هاست که متأسفانه مؤمنان مسلمان از شادی فاصله گرفته&amp;zwnj;اند و حتی شادی و شادمانی و نشاط را هم در تعارض با معنویت&amp;zwnj;گرایی اخلاقی- دینی تفسیر می&amp;zwnj;کنند. این راهم بگویم ما در ادیان &amp;laquo;برنامه&amp;zwnj;ای برای سعادت&amp;raquo; نداریم، آنچه هست، &amp;laquo;دعوت به سعادت&amp;raquo; هست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در حکومت&amp;zwnj;های اسلامی، خلیفه یا ولی فقیه، قیم جامعه در تمامی زمینه&amp;zwnj;ها هستند. آیا این مسئله نمی&amp;zwnj;تواند نقش&amp;zwnj;آفرینی شهروندان را در امور جامعه جهت&amp;zwnj;دهی یا محدود کند و در نهایت منجر به افسردگی جامعه شود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصولاً اگر برگردیم به قرآن و سیره پیامبر می&amp;zwnj;بینیم که هیچ نوع حکومت مشخصی و نهاد حکومتی و سازمان سیاسی مشخصی در اسلام در نظر گرفته نشده است که حالا نامش ولایت، سلطنت، امامت، خلافت و یا هر نام دیگری باشد. در اسلام چنین سازوکاری وجود نداشته است، تا اینکه این سئوال مطرح شود که مردم در ارتباط با اوامر ولی فقیه یا پادشاه و سلطان چه کاری باید انجام دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بالاخره در جامعه اسلامی هم مانند همه جوامع بشری نوعی حکومت و سازمان سیاسی لازم بوده است و هست و طبعاً حکومت هم که تشکیل می&amp;zwnj;شود، یک رابطه&amp;zwnj;ای بین حکومت و مردم صورت می&amp;zwnj;گیرد که هر دو طرف وظایفی در آن دارند و باید به آنها در مقابل هم عمل کنند. این وظایف در دوران خلافت یکجور وضع می&amp;zwnj;شد، در دوران سلطنت به نحو دیگری و در دوران مدرن، در دموکراسی و نظام&amp;zwnj;های دموکراتیک، یک جور دیگر؛ ولی هیچکدام از اینها از مبنای قدرت تا ساختار آن و تا حقوق متقابل حکومت و دولت با مردم، امر مذهبی و امر دینی نیست، بلکه کاملاً امر عرفی و بشری است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حکومت و دولت به هیچوجه حق دخالت در زندگی شخصی مردم را ندارند. در اوایل انقلاب، وقتی انقلابی هم در تغییر نام&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;وجود آمد، شهرکی در اواخر رژیم گذشته در اطراف تهران ساخته شده بود به نام &amp;laquo;شاد شهر&amp;raquo;، بعدها در همان سال 58 این نام را به &amp;laquo;اسلام شهر&amp;raquo; تغییر دادند. در همان زمان دوستی از من پرسید که چرا این نام را تغییر داده&amp;zwnj;اند و من هم به شوخی گفتم که خب لابد آقایان می خواهند بگویند که اسلام با شادی مخالف است. بعدها دیدم که اسلامی که آقایان تفسیر می&amp;zwnj;کنند کمابیش همین&amp;zwnj;گونه است. در حالی که اسلام نه تنها با شادی مخالف نیست، بلکه بر اساس یکسری شواهد و قراین می&amp;zwnj;توان نتیجه&amp;zwnj;گیری کرد که یک مؤمن باید شاد باشد. روایتی است از حضرت علی که می&amp;zwnj;گویند مؤمن اگر هم به دلیلی غمگین است، باید آن را در درون خود نگاه دارد، باید چهره&amp;zwnj;ای بشاش و شادمان داشته باشد و همواره متبسم باشد. اینها همگی چیزهایی است که در متون و منابع دینی داریم. در واقع حکومت حق دخالت در &amp;laquo;احوال شخصی مردم&amp;raquo; را ندارد تا این که بتواند سلیقه&amp;zwnj;ها و تمایلات افراد و شهروندان را در امور خصوصی محدود کند. البته تقنین در حوزه عمومی داستان متفاوتی است؛ گرچه مرزبندی دقیق بین امور خصوصی و عمومی کار آسانی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در برابر مفاهیمی مانند مسئولیت اجتماعی و مجازات در مفهوم مدرن که هدفش حفظ سلامت اجتماع و اصلاح مجرم هست، دین مفاهیمی مثل گناه و عذاب را مطرح کرده است. همین ترس از آلوده شدن به گناه و گرفتار شدن به عذاب، در نهایت منجر به افسردگی و وسواس ذهنی انسان نسبت به اعمال خود نمی&amp;zwnj;شود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نکته&amp;shy; خیلی مهمی اشاره کردید. در واقع پرسش این است که فرد مؤمنی که همواره خود را در این چارچوب&amp;zwnj;ها و این حلال و حرام&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;بیند، آیا دچار پریشان احوالی یا دچار عذاب وجدان نمی&amp;zwnj;شود؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/geryeh.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 180px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر دینداری، در هر حال، همواره دچار &amp;laquo;وجدان معذب&amp;raquo; است؛ یعنی همواره احساس می&amp;zwnj;کند گناه کرده یا در حال گناه است و در نهایت این احساس گناه شدید، او را دچار عذاب وجدان و در نتیجه دچار عدم تعادل و تلخکامی می&amp;zwnj;کند. بله کمابیش همینگونه است و به همین دلیل هم هست که بسیاری از مؤمنان به ادیان، به اصطلاح مرگ&amp;zwnj;اندیش هستند، یعنی همواره به مرگ و آخرت و رهایی از عذاب فکر می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خب چرا، این اتفاقاً یکی از جاهایی است که مؤمنان و مسلمانان باید خیلی هوشیار باشند و متوجه باشند که در اینجا از چاله به چاه نیافتند. آنچه اساس این اوامر و نواهی و ارشادهای مذهبی است، به تعبیر قرآن کنترل نفس اماره&amp;shy; انسان است. در مقام تبیین آن می&amp;zwnj;توان گفت اگر انسان هیچ معیاری نداشته و کاملاً رها باشد و هیچ قید و بندی را در زندگی برنتابد، به صورت یک عنصر مخرب و مضر برای جامعه و خود تبدیل می&amp;zwnj;شود. بنابراین نیاز به ارشاد، تربیت و نوعی کنترل دارد و این کنترل هم باید انجام شود، حتی اگر دینی هم نباشد، شما اینها را از طریق وضع قوانین و مقررات انجام می&amp;zwnj;دهید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حالا در آن زمان در اسلام بخشی از قوانین و مقررات، اجتماعی بوده است که با گذشت زمان تغییر می&amp;zwnj;کند. بخشی از این توصیه&amp;zwnj;ها، توصیه&amp;zwnj;های اخلاقی بودند که هر فرد مؤمن و مسلمانی یا بر اساس آنچه در متن صریح قرآن آمده عمل می&amp;zwnj;کند یا بر اساس تفسیرهایی که خود به طور شخصی از اسلام دارد. فکر می&amp;zwnj;کنم اگر این گزینه&amp;zwnj;ها و قید و بندها اولاً آگاهانه باشد و ثانیاً با اراده باشد و خود شخص آن را مختارانه انجام دهد، دچار عذاب وجدان نمی&amp;zwnj;شود. بعضی&amp;zwnj;ها هم همین تعبیر شما را از منظر دیگری در نقد ادیان به کار برده&amp;zwnj;اند و گفته&amp;zwnj;اند هر دینداری، در هر حال، همواره دچار &amp;laquo;وجدان معذب&amp;raquo; است؛ یعنی همواره احساس می&amp;zwnj;کند گناه کرده یا در حال گناه است و در نهایت این احساس گناه شدید، او را دچار عذاب وجدان و در نتیجه دچار عدم تعادل و تلخکامی می&amp;zwnj;کند. بله کمابیش همینگونه است و به همین دلیل هم هست که بسیاری از مؤمنان به ادیان، به اصطلاح مرگ&amp;zwnj;اندیش هستند، یعنی همواره به مرگ و آخرت و رهایی از عذاب فکر می&amp;zwnj;کنند. این انتقاد و ایرادی که شما دارید، بنده هم به عنوان یک دیندار، به نوع تفسیری دارم که ما امروز از خدا و دین و آزادی و اختیار و نوع رابطه&amp;shy; انسان و خدا داریم و این پیامدهای منفی را به عنوان واقعیت&amp;zwnj;های اجتماعی می&amp;zwnj;پذیرم و قبول دارم که هست، ولی به نظر من اگر درست این&amp;zwnj;ها را بفهمیم و درک کنیم و عمل&amp;zwnj;کنیم می&amp;zwnj;توانیم از این تضاد و تناقض رهایی پیدا کنیم و به بیانی دیگر در عین دینداری، صادقانه انسانی شاد و با نشاط باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اگر به متون خدشه&amp;zwnj;ناپذیر دینی مراجعه کنیم، به شکل روشن دین چه نظری درباره رقص، موسیقی و پوشش دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر منظور شما از &amp;laquo;متون خدشه&amp;zwnj;ناپذیر&amp;raquo; قرآن و سیره معتبر است، باید بگویم که در قرآن برای موسیقی و رقص و امثال این امور هیچگونه نهی مشخصی نداریم، به خصوص در قرآن که سند اصلی ما است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	امروز برخی از روایات از پیامبر و ائمه&amp;shy; شیعه در تشیع مطرح شده که بر اساس آن &amp;laquo;غنا&amp;raquo; حرام است. حالا خود غنا چه تفسیری دارد؟ انواع و اقسام تفسیرها راجع به غنا شده است و به هرحال این اصطلاح و محدوده آن از منظر فقهی در ابهام کامل است، ولی شما چون از متون و منابع می&amp;zwnj;پرسید، ما در این منابع اصیل که ازجمله خود قرآن باشد، هیچگونه نهی مشخصی در مورد رقص و آوازخوانی و راه انداختن کارناوال و شادی کردن و یا نوع لباس پوشیدن و امثال اینها نداریم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;data:image/jpeg;base64,/9j/4AAQSkZJRgABAQAAAQABAAD/2wCEAAkGBxIQEhUUEBAWFRAQFA8QFBASDw8QEhcUFBQWFxQRFBQYHCggGBolGxUUITEhJSkrLi4uFx8zODMsNygtLisBCgoKDg0OGxAQGiwkHCQsLCwsLywsLCwsLC4sLCwsLCwsLCwsLCwsLCwsLCwsLCwsLCwsLCwsLCwsLCwsLCwsLP/AABEIAPMA0AMBIgACEQEDEQH/xAAcAAEAAQUBAQAAAAAAAAAAAAAABQECAwQGBwj/xAA5EAACAQMDAwIDBwIFBAMAAAAAAQIDBBEFEiEGMUFRYRMicQcyQoGRocEUI1JicrHRM4Lh8BUWQ//EABkBAQADAQEAAAAAAAAAAAAAAAABAgMEBf/EACURAQEAAgICAgIBBQAAAAAAAAABAhEDIRIxBEEiMnETFEJRsf/aAAwDAQACEQMRAD8A8NAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAFcgCgBUCgKgCgKlAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAACqNmxsaleahShKc5doxWWEybY6NCU2owi5SfaKWWb9/0/dUIqda3nCD/FJcHqH2ZdKO1qb7qmo13nbCWOF/ySnXN5GdFxTTnPMNsuyb4XBXydWHxtzt4OSfT+j1L2tGlS7y7t9kvLZKah0bXo1qVOTi1XcUpRzxnumvZHqVp0la6ZRUqUpSupR+/uy3j27YFqnFwZZZarl+pPs1oW1BfDryncNRwsRUG349jm+ouhLixoxqVZRe5KThHmUU/U7e7u5Tg5tczWH6Z9vRkHfX06lPZVk5YWFnnj0Mpyd6dXL8fCennDLTPdUtknH0bMBu86zXQAAgAAAAAAAAAAAAAACuAKFRguUfcDY0+xlXqRp01mdRqKX18s9/6W6Yo6ZbN4TrSXNTHPvg4r7JenJJu6qQxHGKTfnPdo7nqTVNkNvszLLPTv+PxSTdat3qX9ReUoUeFTUpzn/wCTneprhfFhtXPxI8eXyS3Qunur/UV84isU4v8A3x7EJqVvi5p85xVX7GFytrouUnUY+ttTxcW8nHbsa59G00dF8WUoLnLSfPrk5vqWzhd3EITm4Rzuco4zldu5PUbCdDEKk4yzHdGUXnMfGfcvv8dmNu6hbZvdKEnjDbSI29tpKW5+XhEvRji5y18ryueOTF1PTeFtXnwU+2eV+nnHUNLbVfukyLJ3qelhwlnmS5II68fTz+T9gAEqAAAAAAAAAAAFcBI29O0+pcTVOjBznJ4SS/dvwhs01Ubum6VXuXtoUpVH/li2l9X4PVuj/sh3YneS3Nc/Bpv5f+6Xk7/T7KlaT2JRpRSwoQSSftnyV8u23Hw+V7eFX32dahRourKknGKzKMZRckvp5NHovQXfXcKPaCe+px2jF8pn0JrWswp028pY8ef9OPOTmOkNH/pPi19qVS7bnjH3IPtErnySWxv/AGvcsdkqEKFKMYpKEUoxj4WEcB1TXjLiPMpcL6vhEzqepyllZ+WJA6PBV7yGX8lH+6/r4TOXe66JjZNOvoUFZWUKX4nFTl67mstHCUn8a9gn2TcmdXrt8ptvP6vg5TR6q/qKs/8ABDgspqztr9TvFaEYYUpvZn2bJlW+y4hBv7tPHLzzg467vW7uMn+Gaf7nRXOoTleQk0tvbPrx2JvrSccuzqSv8OUPaUW/oZtWuafw288uOU/4NbqKaalKT4SeF7nPapfbqMUv8PK7iTdUt+3N62nKKln7r2/qQpM39NOlu53Zz7YIY6MPTj5f2AAXZgAAAAAAAKoy29CU5KMIuUpPCillt+yLIRbfCPVuhNOpWkczSdxNJuT/AApr7q9ymecxm2nHhc7pDaR9m9SUVO6qfCzhqnFKUsfXwdzpFlQsUlRppLzPvJ+rb8P2M2oV21lM5271tRypHNeW13Yccwvp6bbdSRUVz/H6kBrmu0mm54z379/Tk8zvNbln5ZtZ7RWXJ/kjpOmOjq11ipd7qdDG74bfz1Mc8+iFuWU02xxxxvk7O4tqMrOMq2MvbKCXDy3wue5m1GsoUks87V+XHY5O5p0E8yq1F8Ko3CkppwSj+Ewa5r0p52rO7nHhHNx223syl+/5aOq3TSk5S49F5N7o23dOjUr1MqVfiCf+FEBptpUvq8af4IvM34SXODrtcvYUo7Y9orbFeyNtKXPaB1m+lFSafHuQel6p8JVHLvNeDBqV66kseCPuZcYReTplllustvV3VNz9f5Jt3zncU/CT/ggrWOF+huU8qqn5RKNt7qatnhPz2/MgtQqYj+WDZu57p/qalzayruMYJttrKWWy010pla1dSt1GjFxb98kITmtWsoQSe75OGpJrDIM14r+LDl9gANGQAAAAAAFUBIaDFOvDPbOT0y0pbvmT5yeZaLButDauc+DvtI1KMZOM/demDm53X8a67S13eSwoKMpS4SjFZMlp0FWrfPc1PgxfKhFJz+kueCb0vULemswitz/E+WblbXY+vP1MMXVcv9LNF6bs7P5qdLdVaw6lRqT98EnVvcLh+OMHLX/UUY+VkjaXWNFSW6Ra20/llutJ+JdS3V/hUqkXNqMN0m/OG+Eac7Hh06ct0s7YuSSeH5Zr9SdS06yh/TyxODzuxwk++UbtpOlRjCqqrqVajW99oZ9IrwYbuGW76q9u506vStMp6fbpRadWa3VJeW/Q886nvXUk8PhZOp1HUG6bb4WGlyef3ddPznu2zox9sNajVfHJiit0sF9SXGf2LrVF2bPjCMls8NyZiqySWW8JeW8ETf6nlbab48v/AIJktqLZjG5c3sY8yeZNv5Ub+hV61unduk3Tg8qS7fRs1+hOjquq1XGMtlOnzUrPLS/y/Um/tC1904f/AB1CMY0aGIzlH/8ATHOSMpPOYY+/tSZblyqljOne2dxOrFyuJznPzwu6weeSWDtPs3rVHUnSht2tb25ePBzvUVtGlc1YQmpxUn88e3PdDhxuHJnjfXuHLlM8MaiwwGdTmUAAAAAC+nBt4XdtJfUtRLaBRXxFOa4i1he/qRldRbGbrvulOnoW9LfNZr1Fltr7q9ERXUtg4y3QXuTtpqOV9Rd1FNcnDlnbd16GOEk1HD0daqR4T/cy1NdqPs/3Mmr6WlzD3zyQeGjXHVUu42q13OT5ZdGvFL7mffyaifqVSJ6V3WdVsdljP/vc6PpL+nnGSuKk96bcYbsRXozl4QM9OksptZSabXbK9GVzx8sdLY52Xaa1bWqk5uDf9mGVGSTW7Hv5IqVfP09F/LOmv9SjfUoUadDDo/djFdvX5jh72pLc01txw12a+pHDPLq9VHNlce25XuI/il28IwS1ZriC/PuRjZTB0zjjlvLkzV7mU3mTz7eCttSc5RjH70pRis9st8GKEG2kllvhJLLf0R6r9m3R1vCnK61NbHB/2qVVumuPxc9yvLyY8eO6jHG51N1tHWg6ZOUbhq6rJTkuMZa+6kjxipXlVcpSeZye5tk/191A7u5mozk6EHthFvK49PYgtIoOrXp013qTjH8m+f2KcGFkueXurcuX+M+nZ9GR/p9PvLqXDl/YpvhPdjLcXg4Kc8ttvl5bf8nuv2laJTo6UqNvBKNF/FeOPlilul75bPB2acd3uqX1IFADRUAAArgEtpGnbnul2XZeot0nGbrBZae5fNLiJLUqaXbwSFWmsdjX2GFy26McNNm3uMG/8R4zkhm8GalcmWWLfHKtqvU45OfuoJt4JmclLv2Na4oxw+OSMek5dorYXOKj3/QrWqqC/wAz8GtTbbyzWTrbK3vTajyZoospl0mRUVsUdSqUMunLv95dsr0N2tp9C7o7ozSrwUpznjEZZ+7BepBXk8QfuR1KrKOUm0vqT/S3+Uuqi80/XL0z0NKrVJbadKUpYbxFZ49SW03ou9rxco27UIvDlNqKT+hr6T1JWtZqdJ4nFbc+Gja/+7XSc3GWFU+8vGfUnK83rGRXXDve67uw0Kx0eNO5nUjcXMVnZlbIvHocZ1v1tV1KSytkFn5E+DmLi5lNtyeXJtvl9zCRhwfl5Z3d/wCK58k1rFUlenZbKsZJfM5KEfZvz+mSKOp6U0ydSrSnhKFNb+/LfPg2yvVZTu6dprWrzqRdObePhyhOHdSj6Hkt1DbOSXZN4+ng9TvbeUqjfdOMlj3fg8vv4ONSUWsOLwzD42VssackawKlDpZAAA3rO2zyzobNYRH2tPBK048GGd26cJpdUkYkXTLEiu2i2oa+TPUNaciENqnJeTXvrtJfwYZ1SMr1d7GOO6ZZK7nJ5fc2aUTXpI26aL2qyM0SyT5EmW55K62WtbUpcRS+poGW7qZkzBk6Meo573RgoCVVQUAF6O3+zzbN/MuaO/a/9a7fsjh0dz0NBqjKWOzbX7L+TLn6wWwnbp4Tk9y4/wCol257cnlmuSzcVf8AWz1mjHak2+MurL/bB5LrX/Xqe85PH1Mvje605GkUKlDqYgAA6i2jySkIcfkR1uiUpy4Oau2NWvE1nLBsXLI+UyqWWczVqMpKRr3NbC9y0namVYrut+FGCmi1IzQRr6Z72yQRsJmKJfkzrSLsmKpPHJfk07up4Jxm6pn1Gq+SgyUN3OAAAAALono3Qsc0EscPL/Tvk85iejdIyUKUVnGXL9MPkx5/1Xw9pzc3BtY4lLhvlxaPK9dWK9T6r/ZHpza2U8LLe593l+iOA6voxVbMeHJfMvRrwZfHva+fpAArgodbEAAHV0pGx8U0VMrKqc1dcrNcViPqTK1ahrzqYEibVatRI0JSy8sVKjZSJtMdMcsl8TYijDAzJlUxlRRsxuZa5kaW2vlI0a0ssyVahgL4TTLPLagALswAAAABVHpOiSUaFHP3nF5WOceDzu3gm+ey5Z6dp1pKokm4qKhTaluWMJPj6mHP6XwSVvbOpBOP3qccrt6nCdYUPnlLOW3zw+674O9p3SpqVOlD+5JJbs8cLnBAdU1ErSTSTnGccrHOJJZZlw/svlenm+SgB2MQAAT28x1KiMUpe5jlIw06tqzqGnVqNsrWqZMJpjjpjnnvpcmXoxouiWqIzIu3YMWS1srpfbI5FkplrkWNkyKeQ2UALKAAAAAAAAM9vW2/hTeU034aJ+jr0qMIQW2ccSnKLTTU5Pun6HNIuqTzy/oRZtO3S9OdQVKdWCc/lnKeZS5cXL0f7fmV1rWZqc4yinGpHEo+/iRzCZdWquTzJ5fqyPGCwoVKFkAAAkJGGt2AMo3vprMoAasFUXoAirQDAIWqxlAC0ZgAJAAEAAAAAAAAkVQAIFAAAAAH/9k=&quot; style=&quot;width: 180px; height: 210px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروز برخی از روایات از پیامبر و ائمه&amp;shy; شیعه در تشیع مطرح شده که بر اساس آن &amp;laquo;غنا&amp;raquo; حرام است. حالا خود غنا چه تفسیری دارد؟ انواع و اقسام تفسیرها راجع به غنا شده است و به هرحال این اصطلاح و محدوده آن از منظر فقهی در ابهام کامل است، ولی شما چون از متون و منابع می&amp;zwnj;پرسید، ما در این منابع اصیل که ازجمله خود قرآن باشد، هیچگونه نهی مشخصی در مورد رقص و آوازخوانی و راه انداختن کارناوال و شادی کردن و یا نوع لباس پوشیدن و امثال اینها نداریم.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در قرآن چند آیه در سوره احزاب و در سوره نور هست که امروز مفسران و فقهای ما از آنها بحث وجوب حجاب را مطرح می&amp;zwnj;کنند. وجوب حجاب یعنی اینکه زن باید سر و گردن و تمام بدن را بپوشاند، ولی در این مورد نیز بین فقها اختلاف هست. به عنوان یک امر تاریخی اما حتی اگر وجوب شرعی پوشش زنان را قبول کنیم، باز شما می&amp;zwnj;بینید که در زمان پیامبر و سالیانی پس از زمان پیامبر، این سخت&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها اساسا به این شکل وجود نداشته و بعدها به تدریج تحت تأثیر فرهنگ&amp;zwnj;های مختلف ازجمله تحت تأثیر فرهنگ بسیار محدودکننده علیه زن در آیین زرتشت ایرانی، این مسئله (به خصوص در ایران) بسیار جدی&amp;zwnj;تر شده، فشارها و محدودیت&amp;zwnj;ها علیه زن بیشتر شده و در نهایت شما می&amp;zwnj;بینید که حتی تا قرن نهم، هیچ فقیهی در میان فقهای شیعه وجوب پوشش سر و گردن را واجب ندانسته. از قرن نهم به بعد است که این نوع پوشش ترویج می&amp;zwnj;شود و فتواهای عجیب و غریبی پیدا می&amp;zwnj;شود؛ تا آنجا که گفته&amp;zwnj;اند باید صورت و گردن و دست را هم بپوشاند و روایاتی پیدا شده که می&amp;zwnj;گوید زن از خانه نباید خارج شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اتفاقاً یکی از چیزهایی که موجب غمناکی جامعه اسلامی شده و سبب شده که جامعه از نشاط فاصله بگیرد حذف زن از جامعه و عرصه عمومی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آیا تأکید بر نهاد خانواده و مسئله لزوم تمکین زن از مرد در برابر دریافت نفقه و به طور کلی ولایت مرد بر زن، حق برخورداری از شادی برای یک زن را مشروط به اما و اگرها نمی&amp;zwnj;کند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بله، با شما کاملاً موافقم. مرد نه تنها مالک همسر و فرزندش نیست، بلکه مالک تن خودش هم نیست و همه اینها افاضات خداوند هست و همه انسان&amp;zwnj;ها آفریده خداوند هستند. در جامعه یک نوع سلسله مراتبی وجود دارد، بالاخره دولتی، ملتی، بزرگسالی و کوچکسالی، مرد و زنی، روابطی وجود دارد و تفاوت هایی در این روابط تعریف می&amp;zwnj;شود. این&amp;zwnj;ها نیز برمی&amp;zwnj;گردد به شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه و گرایش&amp;zwnj;ها و سلایق آدم&amp;zwnj;ها و جوامع در هر زمان، اما اینها هیچکدام به معنای این نیست که کسی حق دارد درباره&amp;shy; دیگری تصمیم بگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نوع رابطه&amp;shy; که امروز به وجود آمده که زن واجب&amp;zwnj;النفقه&amp;shy; مرد است و باید از مرد تمکین بکند تا در مقابل وجهی به عنوان نفقه بگیرد، میراث اقوام و سنت&amp;zwnj;ها و فرهنگ&amp;zwnj;های پیشین است که البته اختصاصی به اسلام و اعراب و ما ایرانی&amp;zwnj;ها هم نداشته و به همه جوامع بشری اختصاص دارد و مربوط به دوران گذشته است. البته ما قصد محکوم کردن گذشتگان را نداریم، اما امروز به نظر من باید با دیدگاهی تازه و با تفسیر تازه&amp;zwnj;ای که از انسان، جامعه و رابطه&amp;shy; زن، مرد و اخلاق و معنویت می&amp;zwnj;کنیم، همه اینها از نو بازفهمی و بازسازی و در چارچوب تفکر اسلامی هم بازسازی شوند. همه اینها نیاز به تفسیرهای جدید و نو دارد وگرنه تا زمانی که در چارچوب و افکار و اندیشه&amp;zwnj;های گذشته اسیر باشیم، کمابیش همین پیامدهای منفی که وجود دارد، ادامه خواهد یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;اشاره&amp;zwnj;ای داشتید به اینکه مالکیت انسان متعلق به خداوند است. چطور انسانی که حتی مالک خودش نیست می&amp;zwnj;تواند تصمیم بگیرد که چه شیوه و دیدگاهی را در زندگی خودش انتخاب و شادمانه زندگی کند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگرچه پاسخ دقیق و روشن به این پرسش مهم در این مجال ممکن نیست، اما به اشاره عرض می&amp;zwnj;کنم: دو نکته هست:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/tarh.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 206px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عدم عقلگرایی لازم در میان مسلمانان، اعم از شیعه و سنی، مؤمنان و به&amp;zwnj;طور خاص فقیهان را به عدم اجتهادهای لازم و جدی در متون و منابع اسلامی کشانده و همین امر موجب شده که بسیاری از آداب و سنن و سلوک مسلمانی منسوب به اسلام در همان محدوده جوامع بسته و جزمی و چه بسا ماتمزده گذشته باقی بمانند و اصولاً شادی و نشاط با زیست مؤمنانه معارض تفسیر شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته&amp;shy; اول این است که من انتخاب اولیه را دارم و در چارچوب این انتخاب طبعاً با محدودیت&amp;zwnj;هایی مواجه می&amp;zwnj;شوم که به الزام عقلی باید آنها را رعایت کنم. نکته دوم که مهم&amp;zwnj;تر است، اینکه با تمام این حرف&amp;zwnj;ها اگر هم بخواهم که گناه کنم اجازه گناه کردن را دارم، یعنی همان خدایی که به من گفته شما این کار را بکن یا آن کار را نکن؛ این عمل تو را سعاتمند می&amp;zwnj;کند و آن عمل نمی&amp;zwnj;کند، به من اجازه گناه کردن را هم داده است؛ همانطور که راجع به حضرت آدم دستور می&amp;zwnj;دهد که از این درخت نخورید، ولی آدم اجازه خوردن از این درخت را دارد و می&amp;zwnj;خورد و با آن در برابر خداوند به تعبیر قرآن &amp;laquo;عصیان&amp;raquo; می&amp;zwnj;کند، و اینجا حق اختیار و انتخاب انسان به هیچوجه نادیده گرفته نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصل بر محق بودن انسان است، اما هر انسان محقی، هر چیزی را که انتخاب می&amp;zwnj;کند، گزینه&amp;zwnj;هایش هم محدود می&amp;zwnj;شود. این البته یک قاعده است و در تمام انتخاب&amp;zwnj;های آدمی حاکم است. مثلا شما در مرحله اول حق دارید نظام دموکراتیک و اعلامیه جهانی حقوق بشر را بپذیرید یا نپذیرید، اما زمانی که قبول کردید، ملزم به رعایت قواعد و الزامات نظری و عملی آن هستید. مالکیت خداوند بر انسان نیز همینگونه است. انتخاب خداوند با ماست، اما با انتخاب و ایمان به او خواه و ناخواه انتخاب&amp;zwnj;هایمان نیز بی&amp;zwnj;معیار و رهای مطلق نمی&amp;zwnj;شوند. هرچند در عمل حق عصیان برای هر انسانی هست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در تشیع، عقل به عنوان یکی از منابع شناخت و استنباط از متون دینی شناخته شده، در حالی که در مذاهب سنی، عقل اجازه تفسیر به رأی سنت و کتاب را ندارد. به اعتقاد شما این مسئله چه اثری را بر میزان اهمیت حق برخورداری شهروندان از شادی، در جوامع مختلف اسلامی داشته است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;متأسفانه تفسیرهایی که تاکنون از اسلام و انسان شده، چه در اهل سنت و چه تشیع، در نهایت غالباً به ضرر ما و در کل به ضرر جوامع دیندار شده است. درست است که در فقه شیعه، عقل در فقه و کلام مطرح شده و عدل نیز اصل بوده، اما اینها چیزهایی است که در قرون سوم تا پنجم (حالا با هر تعریفی از عقل و عدل) مطرح بوده، اما در حال حاضر و حتی از قرن هشتم و نهم به بعد عملاً از دایره استنباط احکام و از دایره&amp;shy; فهم احکام دینی و فهم مفاهیم کلامی اسلامی و شیعی خارج شده است و کاربرد چندانی ندارد؛ چه در فقه شیعه و چه در فقه اهل سنت. از عدالت ادعایی نیز چندان خبری نیست. اما لازم به ذکر است که، جدای از مسئله&amp;shy; عزاداری&amp;zwnj;های خاص شیعی امامی که پیامدهای منفی برای ما ایجاد کرده، خود شیعه از جهاتی دارای انبساط روحی و روانی بیشتری نسبت به بسیاری از اهل سنت است، چراکه اهل سنت در مجموع دیدگاه جزمی&amp;zwnj;تری نسبت به اسلام و نگاه فرمالیستی&amp;zwnj;تری نسبت به متون و منابع اسلامی و احکام شریعت دارند، و به همین دلیل است که از نظر سیاسی و اجتماعی هم می&amp;zwnj;بینیم که مسئله بنیادگرایی اسلامی در حال حاضر در کشورهای عربی خاورمیانه در میان اهل سنت به مراتب شدیدتر از آن چیزی است که در ایران، عراق و پاکستان شیعی هست. بنابراین مسئله بنیادگرایی نشان می&amp;zwnj;دهد که در آنجا هم این خشک&amp;zwnj;اندیشی البته در حد بیشتری وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در هرحال عدم عقلگرایی لازم در میان مسلمانان، اعم از شیعه و سنی، مؤمنان و به&amp;zwnj;طور خاص فقیهان را به عدم اجتهادهای لازم و جدی در متون و منابع اسلامی کشانده و همین امر موجب شده که بسیاری از آداب و سنن و سلوک مسلمانی منسوب به اسلام در همان محدوده جوامع بسته و جزمی و چه بسا ماتمزده گذشته باقی بمانند و اصولاً شادی و نشاط با زیست مؤمنانه معارض تفسیر شود و در نهایت مؤمنان و جوامع اسلامی کنونی از شادابی لازم برخوردار نباشند. سخن آخر اینکه به قول شفیعی کدکنی &amp;laquo;طفلی به نام شادی دیری است که گم شده است&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;پرونده &amp;laquo;حق شادی&amp;raquo; در گروه جامعه زمانه، زیر نظر سپیده شایان و با مشارکت و همکاری اسماعیل جلیلوند (در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، حسن مکارمی، حسن یوسفی اشکوری، مژگان کاهن و بهروز شیدا)، آیدا قجر(در گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، شهلا شفیق و سعید پیوندی)، بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده (در گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی و مانا نیستانی)، نعیمه دوستدار (در گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی)، حسین نوش&amp;zwnj;آذر (مقاله شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان)، سارا روشن (در گفت&amp;zwnj;و گو با محمدرضا نیکفر) و اکبر فلاحیان (ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر) تهیه شده است.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;گفت و گوهای حق شادی را می توانید از طریق لینک های زیر بخوانید:&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22464&quot;&gt;ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23401&quot;&gt;حقوق بشر و افق دید ما- در گفت&amp;zwnj;وگو با محمدرضا نیکفر، نویسنده و پژوهشگر- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;حق شادی- در گفت&amp;zwnj;وگوبا محمدرضا نیکفر، بخش دوم و پایانی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23521&quot;&gt;اندوهباری نظام آموزشی در ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با سعید پیوندی، جامعه&amp;zwnj;شناس و استاد دانشگاه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/01/15/23554&quot;&gt;شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23679&quot;&gt;مرگ&amp;zwnj;پرستی حکومت ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با شهلا شفیق، جامعه&amp;zwnj;شناس، پژوهشگر و فعال حقوق زنان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;پیوند شادی با محیط زیست سالم &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی، استاد دانشگاه وکارشناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;محیط زیست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23510&quot;&gt;شادی در سکوت ممکن نیست- گفت&amp;zwnj;وگو با بهروز شیدا، منتقد، نویسنده و پژوهشگر ادبی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/02/24138&quot;&gt;حق شادی و زخم&amp;zwnj;های تاریخی - در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، پژوهشگر تاریخ ایران&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/26/23962&quot;&gt;سکس، شادی و حقوق بشر- گفت&amp;zwnj;وگو با مژگان کاهن، روان&amp;zwnj;شناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/09/24336&quot;&gt;حق شادی، حق انتقاد - در گفت&amp;zwnj;وگو با مانا نیستانی، کاریکاتوریست ساکن فرانسه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442&quot;&gt;جامعه ایران و زخم&amp;zwnj;های روحی - در گفت&amp;zwnj;وگو با حسن مکارمی، روانشناس، پژوهشگر و فعال اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/18/24622&quot;&gt;افسردگی، تورم و بحران اقتصادی - گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی، اقتصاد&amp;zwnj;دان و پژوهشگر علوم اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24665&quot;&gt;رقص، شادی و اعتراض- گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، رقصنده باله&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780&quot;&gt;حق شادی، دین و دینداری- گفت&amp;zwnj;وگو با حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر امور دینی و فعال ملی مذهبی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6561">افسردگی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2428">حسن یوسفی اشکوری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18347">حق شادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19528">دین اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19527">دینداری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17251">عزاداری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Sun, 24 Feb 2013 10:58:10 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24780 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>جامعه ایران و زخم‌های روحی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در گفت‌وگو با حسن مکارمی، روانشناس، پژوهشگر و فعال اجتماعی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اسماعیل جلیلوند        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;180&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/zakhmhayrroohi.jpg?1361819566&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جامعه ایران که به گواهی آمارهای مربوط به رشد افسردگی و بیماری&amp;zwnj;های روانی، به دشواری می&amp;zwnj;تواند جامعه&amp;zwnj;ای شاد تلقی شود، چه عواملی افسردگی را بازتولید می&amp;zwnj;کنند و بسترهای اجتماعی چگونه می&amp;zwnj;توانند بر تمایل شهروندان یک جامعه به بروز شادمانی اثر گذار باشند؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چهارچوب سلسله گفت&amp;zwnj;وگوهای رادیو زمانه درباره&amp;zwnj; &amp;laquo;حق شادی&amp;raquo; و جایگاه آن در جامعه&amp;zwnj; ایران، با حسن مکارمی روان&amp;zwnj;شناس، پژوهشگر و فعال اجتماعی مقیم فرانسه در پیوند با اثرپذیری حق شادی از باور&amp;zwnj;ها و ساختارهای اجتماعی، گفت&amp;zwnj;وگویی کرده&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;گفت&amp;zwnj;وگو با حسن مکارمی را می&amp;zwnj;توانید از طریق فایل صوتی زیر گوش کنید:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot; http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130204_Happiness_9_HassanMakaremi_IsmaielJalilvand.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot; http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به اعتقاد شما مهم&amp;zwnj;ترین مشخصات یک جامعه شاد کدامند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حسن مکارمی&lt;/strong&gt;: جامعه شاد یک جامعه طبیعی است. طبیعت در کل شاد است و جوشش و پیدایش و زایش از صفات ویژه آن هستند. به عبارت دیگر، جامعه&amp;zwnj;ای که با زایندگی و زایش و با رشد سر و کار دارد، جامعه&amp;zwnj;ای شاد به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رود و به همین راحتی می&amp;zwnj;توان یک شاخص برای شادی تعیین کرد: آنچه با طبیعت، با سازندگی و زایش و آن چیزی که به آن پیشرفت می&amp;zwnj;گوییم همراه باشد، شاد است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به اعتقاد شما وضعیتی که امروز در پیوند با نگرش و برون داد شادی در جامع ایران وجود دارد تحت تاثیر چه عواملی بوده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینجا باید سه پدیده را از هم جدا کنیم و هرکدام را به طور جدا بنگریم. یکی بحثی به نام تروماتیسم فرهنگی یا زخم فرهنگی حاصل از یک انقلاب و دگرگونی است که به معنای واقعی کلمه آنچه در سال ۱۳۵۷ در ایران اتفاق افتاد، یک انقلاب و دگرگونی بود. وقتی طبقات حاکم، مکانیسم، روابط و روابط فرهنگی در جامعه عوض می شوند، این یک تروماتیسم (زخم فرهنگی) در جامعه ایجاد می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/hasan.makaremi.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 169px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حسن مکارمی: جامعه شاد یک جامعه طبیعی است. طبیعت در کل شاد است و جوشش و پیدایش و زایش از صفات ویژه آن هستند. به عبارت دیگر، جامعه&amp;zwnj;ای که با زایندگی و زایش و با رشد سر و کار دارد، جامعه&amp;zwnj;ای شاد به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رود و به همین راحتی می&amp;zwnj;توان یک شاخص برای شادی تعیین کرد: آنچه با طبیعت، با سازندگی و زایش و آن چیزی که به آن پیشرفت می&amp;zwnj;گوییم همراه باشد، شاد است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئله دوم نوع فرهنگ غالبی است که پیدا شد؛ یعنی فرهنگی که نام شیعه ولایت فقیهی بر خود گذاشت. این نوع فرهنگ چه هست؟ ریشه آن از کجا آمده است و چه اهداف و بینشی دارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سوم جهانی است که در عصر دیجیتال عوض شده است و می&amp;zwnj;دانید که جهان امروز جهان فرهنگ&amp;zwnj;های ارتباطی است؛ جهان اینترنت و ماهواره است و جهانی است که تصور کنید در آن سرعت ارتباطات هر هفت سال دو برابر می&amp;zwnj;شود. این سه موضوع را باید به عنوان سه پایه ساختاری برای پاسخ به سئوال شما تعیین کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تمایل به شاد بودن تا چه حد در بسترهای فرهنگی ایران قابل مشاهده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینطور که به نظر می&amp;zwnj;رسد، ما یک پایه شادی طبیعی در جامعه ایران داریم که خیلی عمیق است و سمبل&amp;zwnj;های پیوسته و همیشگی آن نوروز، چهارشنبه سوری و سیزده به&amp;zwnj;در بوده&amp;zwnj; است و هست. به عبارتی دیگر اینها هیچگاه تغییر نکرده&amp;zwnj;اند و به طور دائم در فرهنگ ایران حضور داشته&amp;zwnj;اند. اگرچه گاهی کمرنگ یا پررنگ شده&amp;zwnj;اند، اما این خط را به طور دائم در تمام فرهنگ ایران زمین می&amp;zwnj;بینیم؛ از فرهنگ هموطنان کرد و بلوچ تا آسیای مرکزی. خوشبختانه می&amp;zwnj;توان گفت این خمیرمایه اصلی فرهنگ ایرانی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روی این فرهنگ، یک زخم روانی عمیق داشتیم به نام حمله اعراب که هزار و ۳۰۰ سال پیش اتفاق افتاد و دویست سال سکوت برای ما تولید کرد، ولی با وجود این سکوت، بازهم جشن نوروز غالب ماند و به پیش رفت تا اینکه ما در سال ۱۸۵۰ میلادی یعنی در اواسط قرن نوزدهم با فرهنگ غرب آشنا شدیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آشنایی ما با فرهنگ غرب باعث شد تا مقداری از زمینه&amp;zwnj;های شادی از قبیل تئا&amp;zwnj;تر، شعر نو، ترانه، موسیقی، ارکستراسیون و رقص (رقص&amp;zwnj;های دست جمعی) در جامعه مطرح شوند. این مسئله تا جایی پیش رفت که پیش از انقلاب در شهرهای بزرگ مردم حتی اول ژانویه را هم به شکلی جشن می&amp;zwnj;گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;پس از آنکه انقلاب و سکوت دوران جنگ تمام شد به تدریج نسل جدید نیاز خود را به شادی به دو شکل نشان داد: یکی &amp;nbsp;به شکل برپایی جشن مهرگان، سده و شب یلدا (که شب یلدا نمونه بارز آن است و به نظر من شاخص مهمی است و می&amp;zwnj;بینیم که مردم در این شب به هم تبریک می&amp;zwnj;گویند) و دوم اینکه بسیاری از مردم جشن&amp;zwnj;هایی را که در غرب گرفته می&amp;zwnj;شود هم برگزار می&amp;zwnj;کنند. می&amp;zwnj;توان گفت هردوی این&amp;zwnj;ها به شکلی در حال تولد دوباره هستند؛ هم برگزاری جشن&amp;zwnj;های باستانی و هم برپایی جشن&amp;zwnj;هایی که از غرب که ایران آمده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آیا با توجه به آمارهای رو به افزایش بیماری&amp;zwnj;های روانی و افسردگی و خودکشی در ایران، نباید آنها را نشانه افسردگی جامعه ایران بدانیم؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اولاً لازم است افسردگی را به عنوان یک حالت روانی و فردی از غمگینی جامعه جدا کنیم. این&amp;zwnj;ها شاید هر دو در یک مسیر قرار نگیرند. بهتر است اینطور بگوییم که وقتی از بیرون به جامعه ایران می نگریم، احساس می&amp;zwnj;کنیم جامعه&amp;zwnj;ای که جمعیتی هفتاد و پنج میلیون نفری دارد، از منابع طبیعی فراوان برخوردار است، فرهنگی کهن دارد &amp;nbsp;و همینطور از نیروی انسانی تحصیلکرده قابل توجه بهره&amp;zwnj;مند است که به همراه خود توان تولیدی جامعه را بالا می برند، باید جنبش و جوش بیشتری هم داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/chaharshanbehsoori.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 114px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما یک پایه شادی طبیعی داریم که خیلی عمیق است و سمبل پیوسته و همیشگی آن نوروز، چهارشنبه سوری و سیزده به در بوده&amp;zwnj; است و هست و به عبارتی هیچگاه تغییر نکرده&amp;zwnj;اند و به طور دائم بوده&amp;zwnj;اند. گاهی کمرنگ یا پر رنگ شده&amp;zwnj;اند، اما این خط را به طور دائم در تمام فرهنگ ایران زمین می&amp;zwnj;بینیم؛ از فرهنگ هموطنان کرد و بلوچ تا آسیای مرکزی. خوشبختانه می&amp;zwnj;توان گفت این خمیرمایه اصلی فرهنگ ایرانی است. روی این فرهنگ، یک زخم روانی عمیق داشتیم به نام حمله اعراب که ۱۳۰۰ سال پیش اتفاق افتاد و دویست سال سکوت برای ما تولید کرد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آماری که مثلا وزارت بهداشت در مورد افسردگی مردان و زنان ایرانی یا تعداد سکته&amp;zwnj;های افراد ۴۰ تا ۵۰ سال یا اقدام به خودکشی شماری از مردم اعلام می&amp;zwnj;کند، به عنوان شاخص افسردگی یک جامعه در نظر می&amp;zwnj;گیرند. این&amp;zwnj;ها به عنوان نشانه&amp;zwnj;های وجود مسئله در جامعه درست و واقعی است، ولی انتظار ما برای جامعه ایران از این بالا&amp;zwnj;تر است. وقتی می&amp;zwnj;گوییم این جامعه غمگین است، یعنی آن احساس رشد طبیعی را ندارد که دلش می&amp;zwnj;خواهد داشته باشد. در واقع غمگینی یک ضریب بین چیزی است که دل می&amp;zwnj;خواهد و چیزی که فرد می&amp;zwnj;تواند داشته باشد. دل مردم ایران با توجه به فرهنگ آن و شناسایی که از جهان و خودش دارد و می&amp;zwnj;داند که این جامعه در کجای جهان قرار گرفته است، می&amp;zwnj;خواهد جشن و شادی و سازندگی بیشتری داشته باشد و چون نمی&amp;zwnj;تواند، فاصله این خواستن و توانستن مرتب زیاد&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود و این غمگینی حاصل از همین مسئله است. این مسئله با افسردگی فرق می&amp;zwnj;کند. افسردگی مطلق است و این مسئله غم در جامعه ما نسبی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;شما تاثیر رشد ارتباطات و آشنایی بیشتر ایرانیان با وضعیت جوامع دیگر را بر شادمانی مردم ایران چگونه ارزیابی می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این یک مسئله دو پهلو است. یک مثال مشخص بزنم: مردم ایران از قدیم&amp;zwnj;الایام خودشان را با ترکیه مقایسه می&amp;zwnj;کردند. اگر مردم ایران به رشد صنعتی ترکیه و مبارزه این کشور با فساد و تمدن و آزادی&amp;zwnj;هایی که در حال شکل&amp;zwnj;گیری هستند توجه کنند و خود را با این کشور مقایسه کنند کمی غمگین می&amp;zwnj;شوند، ولی اگر طرف دیگر را ببینند و توجه کنند که برای ایران هم مقدور است به این پیشرفت&amp;zwnj;ها با کمی تاخیر- حال دیر&amp;zwnj;تر یا زود&amp;zwnj;تر- برسد، آنوقت این حالت غمگینی برطرف می&amp;zwnj;شود. مثلاً در مسائل سه سال پیش مربوط به جنبش سبز که روحیه شاد و پرتحرک در حرکات و رفتار مردم قابل مشاهده بود، نمی&amp;zwnj;شد گفت این روحیه شاد یکباره به وجود آمده، بلکه زمینه&amp;zwnj;های آن از قبل وجود داشته است، ولی اگر فاصله مردم ایران با آمالشان طولانی شود و به دلیل ارتباطات گسترده خیلی سریع بفهمند که در دنیا چه خبر هست و مثلاً در ترکیه چه می&amp;zwnj;گذرد و خودشان ببینند که حتی امکانات دیروز خود را نیز به دلیل تحریم&amp;zwnj;ها دارند از دست می&amp;zwnj;دهند، این مسئله می&amp;zwnj;تواند به تولید غم منجر شود. از سوی دیگر هم اگر حرکت&amp;zwnj;های کوچک اجتماعی به وجود آید، احساس شادی هم در جامعه ایجاد می&amp;zwnj;شود و با خود می&amp;zwnj;گویند ما از شرایط مطلوب هم خیلی دور نیستیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما اگر بتوانیم خیلی سریع به سمت جهانی شدن پیش برویم و نیروهای انسانی را که داریم (بیش از نیمی از جامعه ایران زیر ۳۰ سال سن دارد و ۶۰ درصد فارغ التحصیلان دانشگاه&amp;zwnj;ها نیز زن هستند) و خلاصه تمام این جنبه&amp;zwnj;های مثبت اجتماعی را به جلو ببریم، نه تنها از افسردگی بیرون می&amp;zwnj;آییم که به جامعه&amp;zwnj;ای شاد نیز تبدیل می&amp;zwnj;شویم؛ ولی اگر با مسائلی مثل تحریم&amp;zwnj;ها درجا بزنیم و این فاصله را مثل کره شمالی طولانی کنیم، دچار مشکل می&amp;zwnj;شویم &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;و می&amp;zwnj;بینیم که مردم آمال و آرزو&amp;zwnj;هایشان کشته می&amp;zwnj;شود، وقتی مثل مردم کره شمالی خود را با کشوری مثل کره جنوبی مقایسه می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما ممکن است نگرش طبقات مختلف اجتماعی به مسئله شادی متفاوت باشد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابطه مستقیمی بین نیاز&amp;zwnj;ها و خواسته&amp;zwnj;های انسان و پاسخی که می&amp;zwnj;تواند از جامعه خود بگیرد، وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/hamrahi.jpg&quot; style=&quot;width: 170px; height: 173px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی می&amp;zwnj;گوییم این جامعه غمگین است، یعنی آن احساس رشد طبیعی را ندارد که دلش می&amp;zwnj;خواهد داشته باشد. در واقع غمگینی یک ضریب بین چیزی است که دل می&amp;zwnj;خواهد و چیزی که فرد می&amp;zwnj;تواند داشته باشد. دل مردم ایران با توجه به فرهنگ آن و شناسایی که از جهان و خودش دارد و می&amp;zwnj;داند که در کجای جهان قرار گرفته، می&amp;zwnj;خواهد جشن و شادی و سازندگی بیشتری داشته باشد و چون نمی&amp;zwnj;تواند، فاصله این خواستن و توانستن مرتب زیاد&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود و این غمگینی حاصل از همین است. این مسئله با افسردگی فرق می&amp;zwnj;کند، افسردگی مطلق است و این مسئله غم در جامعه ما نسبی است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;خیلی&amp;zwnj;ها هستند که جامعه یا طبیعت یا فرهنگ در مورد آن&amp;zwnj;ها سخاوتمند نبوده، اما در زمینه فرهنگی خود از آئین&amp;zwnj;های مربوط به شکار گرفته تا رقص&amp;zwnj;های دسته جمعی و حرکات شادی&amp;zwnj;آمیز و حتی با موسیقی ابتدایی&amp;zwnj;ای که دارند، فرصتی برای شادی و جشن به وجود می&amp;zwnj;آورند. این مسئله زیاد ارتباطی به فقر و غنا ندارد، ولی شاید بد نباشد مثال مشخصی برای شما بزنم: مثلاً در فاصله سال&amp;zwnj;های ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۸، در فاصله شش سالی که در جریان اصلاحات ارضی، مردم روستا&amp;zwnj;ها و مخصوصاً خوش&amp;zwnj;نشین&amp;zwnj;ها مجبور شدند به حومه شهر&amp;zwnj;ها مهاجرت و در کپر&amp;zwnj;ها زندگی کنند، نمی&amp;zwnj;توانستیم از آنها انتظار خوشی و شادمانی داشته باشیم. در واقع فقر به معنای عدم دسترسی به امکانات نیست که تولید غم می&amp;zwnj;کند، بلکه فاصله بین احساس نیاز و پاسخ به آن نیاز است که غم را تولید می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حکومت ایران با استفاده از چه ابزارهایی بر تمایل شهروندان به بروز شادی در جامعه اثرگذار بوده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حاکمیت ایران به این مسئله کاملاً واقف هست که باید تا آنجایی که می&amp;zwnj;تواند شاخص&amp;zwnj;های مکتبی و اعتقادی و باوری را به جای شاخص&amp;zwnj;های زندگی روزمره مردم جایگزین کند؛ چرا که محول کردن پاسخ نیازهای انسان ها به بعد از مرگ خیلی راحت&amp;zwnj;تر است. این کار راحتی است چرا که کسی نیامده تا بگوید آنجا چه خبر است. پس به این شکل می&amp;zwnj;توان عده&amp;zwnj;ای را برد به سمت عدم مصرف یا مصرف کمتر؛ ولی این با طبیعت انسان چندان سازگار نیست، مخصوصاً با طبیعت انسان امروزی که تا این حد در جریان اطلاعات دنیا است. این مشکل یعنی پارادوکس و تناقض.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشکل حاکمیت&amp;zwnj;هایی مثل ایران امروز در این است که از یک طرف نمی&amp;zwnj;تواند جلوی روند جهانی شدن ارتباطات و اطلاعات را بگیرد و از طرف دیگر نمی&amp;zwnj;تواند خودش را تنظیم کند که پاسخ نیازهای جامعه را بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;با توجه به اینکه حدود ۹۰ درصد از جامعه ایران گرایش به مذهب تشیع دارند، این گرایش چه اثری بر بروز شادمانی در جامعه ایران داشته است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;متاسفانه در بطن جامعه ایران و در مذهب شیعه، این نهاد افسردگی و غمگینی وجود دارد؛ به دلیل آن زخم روانی که شیعه با از دست دادن حکومت خورده است و همیشه به دنبال این هست که ناجی برگردد و آن عدل را برایش ایجاد کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این غمگینی و افسردگی به شکلی وجود دارد، ولی ما در برخی از مواقع توانستیم با آن مبارزه کنیم. به همین دلیل هست که می&amp;zwnj;گویم حضور امید در آینده می&amp;zwnj;تواند خیلی قوی&amp;zwnj;تر از افسردگی سنتی باشد. یعنی همانقدر که ما می&amp;zwnj;توانیم با سنت در مسائل دیگر مبارزه کنیم و این کار را کرده&amp;zwnj;ایم و امکانش هم هست، در مسئله افسردگی هم می&amp;zwnj;توانیم در جامعه و در زمینه فرهنگی آن مبارزه کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیش از طرح هر نکته ای اما می خواهم اولاً این بحث را که جامعه ایران شیعه هست، کمی تعدیل کنم، چرا که این مسئله را بسیار می&amp;zwnj;شنویم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ashoora1.jpg&quot; style=&quot;width: 170px; height: 249px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;	حاکمیت ایران به این مسئله کاملا واقف هست که باید تا آنجایی که می&amp;zwnj;تواند شاخص&amp;zwnj;های مکتبی و اعتقادی و باوری را به جای شاخص زندگی روزمره در زندگی مردم جایگزین کند؛ چرا که خیلی راحت&amp;zwnj;تر است محول کردن پاسخ نیاز انسان ها به بعد از مرگ. این کار راحتی است؛ چرا که کسی نیامده که بگوید آنجا چه خبر هست، پس به این شکل می&amp;zwnj;توان یک عده&amp;zwnj;ای را برد به سمت عدم مصرف یا مصرف کمتر ولی این با طبیعت انسان چندان سازگار نیست&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر منظور این است که مردم ایران از پدر و مادر شیعه به دنیا آمده&amp;zwnj;اند، این یک بحث دیگر است. در پیوند با آن باید گفت در این میان، ۷۵ میلیون جمعیت وجود دارد که نصف&amp;zwnj;شان زیر سی سال سن دارند و می&amp;zwnj;دانیم تعهدات و تعلقات&amp;zwnj;شان با بالای سی&amp;zwnj;ساله&amp;zwnj;ها متفاوت است. روستایی&amp;zwnj;ها و عشایر هم &amp;nbsp;وابستگی خیلی کمتری نسبت به سنت&amp;zwnj;های شیعه دارند و شیعه فرهنگی است که بیشتر در مرکز ایران و در حواشی دو کویر مرکزی کشور شکل گرفته است. پس نسبت به مناطق مختلف و سن افراد باید ارائه چنان آمارهایی را تعدیل کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گمان من این پیشداوری اغراق&amp;zwnj;آمیزی است که بگوییم ۹۰ درصد از جامعه ما شیعه است، اما اگر بگوییم فرهنگ شیعه فرهنگ غالب جامعه است، این درست است. در همین فرهنگ شیعه می&amp;zwnj;بینیم و می&amp;zwnj;شنویم که از آهنگ&amp;zwnj;های مدرن برای عزاداری در شیعه استفاده می&amp;zwnj;کنند یا خانم&amp;zwnj;ها با زیبا&amp;zwnj;ترین ظاهر به تماشای مراسم عاشورا و تاسوعا می&amp;zwnj;روند. این&amp;zwnj;ها نمونه&amp;zwnj;های کوچکی است، ولی نشان می&amp;zwnj;دهد که خود حرکت عزاداری که باید زمینه&amp;zwnj;های افسردگی شیعه را به مردم ایران تحمیل کند (با توجه به اینکه مردم هم به جشن&amp;zwnj;های سنتی ایران توجه می&amp;zwnj;کنند و هم اینکه هیچ فرصتی را برای بر پا کردن جشن از دست نمی&amp;zwnj;دهند)، به فرصتی برای شادی تبدیل می&amp;zwnj;شود. به این حرکت به نظر من باید از لحاظ روانی ارزش داد؛ اینکه خود مردم این مسئله را کم&amp;zwnj;کم دریافته&amp;zwnj;اند که با طبیعت شادی همساز&amp;zwnj;تر هستند و در این وضعیت، زندگی خوش&amp;zwnj;تر و راحت&amp;zwnj;تر و بهتری دارند تا آن فرهنگ شیعه غمگین.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;رسانه&amp;zwnj;های مدرن و فعالان فرهنگی و اجتماعی چطور می&amp;zwnj;توانند بر تمایل جامعه به شاد بودن اثرگذار باشند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من فکر می&amp;zwnj;کنم لازم هست یک مقداری رسانه&amp;zwnj;های جمعی، رادیو&amp;zwnj;ها و تلویزیون&amp;zwnj;ها و فعالان سیاسی بیشتر در پیوند با مسئله حق شادی، سازندگی، پیشرفت و حق بودن صحبت کنند. در این مورد خیلی کم در جامعه حرف می&amp;zwnj;زنیم. مرتب می&amp;zwnj;گوییم آزادی، ولی آزادی برای چه؟ اگر نگوییم آزادی برای چه دچار مشکل می&amp;zwnj;شویم. آزادی برای انسان بودن، برای شاد بودن، برای حرکت کردن، برای دوست داشتن. لازم است راجع به این نکات صحبت کنیم. در جامعه مردان، زنان و خانواده&amp;zwnj;ها حق دارند شاد باشند و جشن بگیرند. مسئله همه هم که مصرف الکل نیست. مسئله شاد بودن و خندیدن و استفاده از طبیعت است. سیزده بدر را ده تا کنیم، اشکالی ندارد. همه با هم بیرون برویم. این وظیفه ماست که آزادی را تفسیر هم بکنیم؛ یعنی آزادی استفاده از همین جهانی که هست؛ همین حالا و امروز و همین جا.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در جوامع سنتی نسبت به جوامع مدرن امکان رشد فردیت اشخاص با محدویت&amp;zwnj;هایی قابل توجه مواجه هست. به اعتقاد شما این مسئله نمی&amp;zwnj;تواند حق شادمانی اشخاص را تحت تاثیر قرار دهد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دو مسئله را باید در اینجا از هم تفکیک کرد: یکی مسئله فردیت است که یک حضور فرهنگی است؛ یعنی ما حضور قبیله&amp;zwnj;ای نداریم، بلکه حضور فردی داریم و این حضور فردی از یک طرف به سیستم&amp;zwnj;های تولیدی و به نوع زندگی و میزان آموزش&amp;zwnj;های علمی و هنری و فرهنگی ربط دارد و از سوی دیگر احترام گذاشتن به فرد؛ چه از نظر حق فردیت و چه از نظر آزادی فردی که لازم و ملزوم هم هستند. من نمی&amp;zwnj;توانم آزادی فردی خود را از جامعه بخواهم ولی حقوق فردی خود را در مقابل جامعه اجرا نکنم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/javananeshad.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 112px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر عده&amp;zwnj;ای جوان دور هم جمع شوند و این&amp;zwnj;ها حرکاتی را انجام دهند که پدر و مادر درک نکنند و انجام نداده باشند و این برایشان تازه باشد، این تازگی برایشان احساس خطر ایجاد می&amp;zwnj;کند. طوری هم نیست، بعد از مدتی متوجه می&amp;zwnj;شوند که همین که این جوان&amp;zwnj;ها دور هم جمع &amp;zwnj;شوند و بگویند و بخندند خیلی بهتر است از اینکه بروند به سمت غم و درخود فرورفتگی و افسردگی و خودکشی و اسکیزوفرنی. صدالبته نیز باید انتظار داشت که یک نسل نفهمد که نسل بعد چگونه شادی می&amp;zwnj;کند&lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این یک مرحله است که کمی هم طولانی است، ولی شاد بودن و برگشت به طبیعت انسانی، پدیده&amp;zwnj;ای است که در هر مرحله&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;تواند وجود داشته باشد. مثال خیلی مشخص عشایر ایران هستند که جشن&amp;zwnj;های خیلی مفصلی دارند و خیلی هم شاد هستند و تا به حال کسی نتوانسته جلوی شاد بودن آن&amp;zwnj;ها را بگیرد، ولی این&amp;zwnj;ها در یک ظرف غذا می&amp;zwnj;خورند. از لحاظ انسان&amp;zwnj;شناسی یکی از شاخص&amp;zwnj;های فردیت این است که بشقاب غذای خود را از یک ظرف عمومی جدا کند و هرکس در یک بشقاب غذا بخورد. می&amp;zwnj;توان گفت شناخت و حضور فردی و اینکه هر فرد بشود یک رای و با هر رای بتوانیم یک ساختار اجتماعی بسازیم و در سطوح مختلف، دموکراسی را بیاوریم، یک بحث جدی است که مقداری هم به سیستم تولید و سطح دانش و علم و هنر بستگی دارد. از طرف دیگر مهم این است که ما بتوانیم ذات زندگی&amp;zwnj;خواهی خودمان، تنفس کردن و گفت &amp;zwnj;و شنود کردن و لحظه&amp;zwnj;های خوب داشتن و خندیدن را به زندگی خودمان برگردانیم و این دومی در هر موردی امکان دارد. طبیعتا اگر ما بتوانیم در یک جامعه دموکرات باشیم، این امکان بیشتر هم می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بروز شادی از جانب جوانان از طرف بخش&amp;zwnj;هایی از جامعه ایران در تضاد با امنیت روانی تعبیر می&amp;zwnj;شود. به اعتقاد شما چرا چنین نگرشی در جامعه به&amp;zwnj;وجود آمده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید بیشتر منظور شما این باشد که هر پدیده ی تازه&amp;zwnj;ای ایجاد ترس و نگرانی می&amp;zwnj;کند. می&amp;zwnj;دانید که حتی در زبان چینی، تازگی و خطر یک واژه هستند. اگر عده&amp;zwnj;ای جوان دور هم جمع شوند و حرکاتی انجام دهند که پدر و مادرشان آنها را درک نکنند و انجام نداده باشند و برایشان تازه باشد، احساس خطر می&amp;zwnj;کنند. طوری هم نیست، چرا که بعد از مدتی متوجه می&amp;zwnj;شوند همین که این جوان&amp;zwnj;ها دور هم جمع &amp;zwnj;شوند و بگویند و بخندند خیلی بهتر است از اینکه بروند به سمت غم و درخود فرورفتگی و افسردگی و خودکشی و اسکیزوفرنی. صدالبته نیز باید انتظار داشت که یک نسل نفهمد که نسل بعد چگونه شادی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;پرونده &amp;laquo;حق شادی&amp;raquo; در گروه جامعه زمانه، زیر نظر سپیده شایان و با مشارکت و همکاری اسماعیل جلیلوند (در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، حسن مکارمی، حسن یوسفی اشکوری، مژگان کاهن و بهروز شیدا)، آیدا قجر(در گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، شهلا شفیق و سعید پیوندی)، بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده (در گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی و مانا نیستانی)، نعیمه دوستدار (در گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی)، حسین نوش&amp;zwnj;آذر (مقاله شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان)، سارا روشن (در گفت&amp;zwnj;و گو با محمدرضا نیکفر) و اکبر فلاحیان (ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر) تهیه شده است.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;گفت و گوهای حق شادی را می توانید از طریق لینک های زیر بخوانید:&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22464&quot;&gt;ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23401&quot;&gt;حقوق بشر و افق دید ما- در گفت&amp;zwnj;وگو با محمدرضا نیکفر، نویسنده و پژوهشگر- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق شادی- در گفت&amp;zwnj;وگوبا محمدرضا نیکفر، بخش دوم و پایانی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23521&quot;&gt;اندوهباری نظام آموزشی در ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با سعید پیوندی، جامعه&amp;zwnj;شناس و استاد دانشگاه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/01/15/23554&quot;&gt;شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23679&quot;&gt;مرگ&amp;zwnj;پرستی حکومت ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با شهلا شفیق، جامعه&amp;zwnj;شناس، پژوهشگر و فعال حقوق زنان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;پیوند شادی با محیط زیست سالم &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی، استاد دانشگاه وکارشناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;محیط زیست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23510&quot;&gt;شادی در سکوت ممکن نیست- گفت&amp;zwnj;وگو با بهروز شیدا، منتقد، نویسنده و پژوهشگر ادبی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/02/24138&quot;&gt;حق شادی و زخم&amp;zwnj;های تاریخی - در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، پژوهشگر تاریخ ایران&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/26/23962&quot;&gt;سکس، شادی و حقوق بشر- گفت&amp;zwnj;وگو با مژگان کاهن، روان&amp;zwnj;شناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/09/24336&quot;&gt;حق شادی، حق انتقاد - در گفت&amp;zwnj;وگو با مانا نیستانی، کاریکاتوریست ساکن فرانسه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442&quot;&gt;جامعه ایران و زخم&amp;zwnj;های روحی - در گفت&amp;zwnj;وگو با حسن مکارمی، روانشناس، پژوهشگر و فعال اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/18/24622&quot;&gt;افسردگی، تورم و بحران اقتصادی - گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی، اقتصاد&amp;zwnj;دان و پژوهشگر علوم اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24665&quot;&gt;رقص، شادی و اعتراض- گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، رقصنده باله&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780&quot;&gt;حق شادی، دین و دینداری- گفت&amp;zwnj;وگو با حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر امور دینی و فعال ملی مذهبی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;a class=&quot;da2a_button&quot; href=&quot;http://www.addtoany.com/share_save#url=http%3A%2F%2Fradiozamaneh.com%2Fnode%2F24336&amp;amp;title=%D8%AD%D9%82%20%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%8C%20%D8%AD%D9%82%20%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%20&amp;amp;description=&quot; id=&quot;da2a_1&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;Share this&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/addtoanyper.png&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6561">افسردگی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10674">جامعه ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19253">جشن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3077">حسن مکارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18347">حق شادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17251">عزاداری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Tue, 12 Feb 2013 13:33:49 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24442 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>شکنجه و شکنجه‌گر</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/11/24396</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/11/24396&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در گفت‌وگو با نورایمان قهاری، روان‌شناس و پژوهشگر مقیم امریکا        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;175&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/shekanjeh.22.jpg?1360754826&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسماعیل جلیلوند - انفرادی&amp;zwnj;های طولانی مدت، فشار شدید روانی، ضرب و شتم، تهدید اعضای خانواده، تهدید و یا اقدام به تجاوز، روش&amp;zwnj;هایی طراحی شده و هدفمند هستند که هر روزه برای اخذ اعتراف یا جلب همکاری فرد هدف، در سراسر جهان به کار گرفته می&amp;zwnj;شود و در ایران نیز علیه بسیاری از زندانیان سیاسی به کار رفته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به راستی مرز مقاومت انسان در برابر شکنجه کجاست؟ شکنجه&amp;zwnj;گران با چه مکانیسمی فرد را وادار به همکاری و اعتراف می&amp;zwnj;کنند؟ تفاوت&amp;zwnj;های شیوه&amp;zwnj;های مدرن شکنجه با روش&amp;zwnj;های سنتی آن کدامند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای یافتن پاسخ این پرسش&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها، گفت&amp;zwnj;وگویی با نورایمان قهاری، روان&amp;zwnj;شناس و پژوهشگر مقیم امریکا انجام داده&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;گفت&amp;zwnj;وگو با نورایمان قهاری را &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;توانید از طریق فایل صوتی زیر گوش کنید&lt;/span&gt;:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20121228_NourimanGhahari_Torture_IsmaeilJalilvand.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;با توجه به بحث&amp;zwnj;هایی که در مورد شیوه&amp;zwnj;های مدرن شکنجه مطرح می&amp;zwnj;شود، این شیوه&amp;zwnj;های مدرن چه تفاوت&amp;zwnj;هایی با شیوه&amp;zwnj;های سنتی دارند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نورایمان قهاری:&lt;/strong&gt; طبیعتاً در هر دوره&amp;zwnj; تاریخی معین و بنا بر میزان تغییر و تحولات رشد نظام و سیستم&amp;zwnj;های دولتی و تثبیت قدرت در جوامع مختلف، ابزار سرکوب و کنترل اجتماعی و ازجمله شکنجه به عنوان یک راهکار، بسته به سطح پیچیدگی&amp;zwnj;ها و تکامل دولت&amp;zwnj;ها، فنی&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود. یعنی اگر در قرون گذشته از چوب و چماق و سرب داغ برای شکنجه استفاده می&amp;zwnj;کردند، امروز علاوه بر آن، از شوک الکترویکی، آپولو و راهکارهای دیگر استفاده می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید اشاره&amp;zwnj; شما به شکنجه&amp;zwnj;ها&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی بعد از انتخابات سال ۸۸ در ایران و به جلو آمدن زندانیان اصلا&amp;zwnj;&amp;zwnj;ح&amp;zwnj;طلب در دادگاه&amp;zwnj;های نمایشی است که به آن &amp;quot;شکنجه&amp;zwnj; سفید&amp;quot; می گفتند. این شکنجه&amp;zwnj;ای است که آثار جسمی به روی فرد باقی نمی&amp;zwnj;گذارد، ولی روح و روان او را هدف قرار می&amp;zwnj;دهد تا فرد را از شخصیت&amp;zwnj;اش خالی کند و فرد فقط نظرات شکنجه&amp;zwnj;گر خود را قبول کند.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ghahariokok.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 220px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نورایمان قهاری: در سال&amp;zwnj;های ۶۰، در انفرادی&amp;zwnj;های گوهردشت، زندانیان اجازه نداشتند صدایی از خودشان دربیاورند و در حقیقت صدای خود را فراموش می&amp;zwnj;کردند یا در زندان اهواز، زندانیان به مدت دو سال و نیم در زندان&amp;zwnj;های انفرادی نگهداشته می&amp;zwnj;شدند. در همین دهه زندانیان را در &amp;quot;سگدانی&amp;quot; و &amp;quot;تابوت&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;quot;ها نگهداری می&amp;zwnj;کردند، جاهایی که افراد باید با چشم&amp;zwnj;بند می&amp;zwnj;نشستند، اجازه&amp;zwnj; تکان خوردن نداشتند و هیچگونه تماسی با دیگران نداشتند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخلاف آن&amp;zwnj;چه در مقالات و رسانه&amp;zwnj;ها به اطلاع عموم رسانده شده است، شکنجه&amp;zwnj;ای که از آن به عنوان &amp;quot;شکنجه&amp;zwnj; سفید&amp;quot; نام برده می&amp;zwnj;شود یا &amp;quot;انفرادی&amp;quot;، شکنجه&amp;zwnj;ای است که در زندان&amp;zwnj;های جمهوری اسلامی همواره به نوعی وجود داشته است. یعنی در سال&amp;zwnj;های ۶۰، در انفرادی&amp;zwnj;های گوهردشت، زندانیان اجازه نداشتند صدایی از خودشان دربیاورند و در حقیقت صدای خود را فراموش می&amp;zwnj;کردند یا در زندان اهواز، زندانیان به مدت دو سال و نیم در زندان&amp;zwnj;های انفرادی نگهداشته می&amp;zwnj;شدند. در همین دهه زندانیان را در &amp;quot;سگدانی&amp;quot; و &amp;quot;تابوت&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;quot;ها نگهداری می&amp;zwnj;کردند، جاهایی که افراد باید با چشم&amp;zwnj;بند می&amp;zwnj;نشستند، اجازه&amp;zwnj; تکان خوردن نداشتند و هیچگونه تماسی با دیگران نداشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس این شکنجه&amp;zwnj;ای که از آن به عنوان یک شکنجه&amp;zwnj; نو نام برده می&amp;zwnj;شود و به مردم معرفی می&amp;zwnj;شود، در حقیقت شکنجه&amp;zwnj; جدیدی نیست و همواره از تمام این نوع شکنجه&amp;zwnj;ها استفاده شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما، آیا تمایل به شکنجه&amp;zwnj;گری می&amp;zwnj;تواند تحت تأثیر بسترهای فرهنگی یک جامعه قرار داشته باشد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما از شکنجه&amp;zwnj; سیاسی صحبت می&amp;zwnj;کنیم. یعنی شکنجه&amp;zwnj;ای که بنا بر تعریف به دست مأموران دولتی اعمال می&amp;zwnj;شود و برنامه&amp;zwnj;ریزی شده و هدفمند هم هست. هدفش هم روشن است و آن اینکه با شکستن افراد، جامعه&amp;zwnj;ای را به وجود بیاورد که در آن مردم حفظ امنیت خود را تنها از راه خاموش ماندن امکان&amp;zwnj;پذیر ببینند. یعنی جامعه&amp;zwnj;ای که در آن، هرکسی فقط به فکر بقای خودش باشد، تا بقای حکومت، تضمین و منافعش هم&amp;zwnj;چنان تأمین بشود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس فرهنگ فی&amp;zwnj;نفسه و به خودی خود حامل و عامل پدیده&amp;zwnj;ای به نام شکنجه و زجر و آزار نیست و ما شکنجه را در همه&amp;zwnj; فرهنگ&amp;zwnj;ها، یعنی در همه&amp;zwnj; جوامعی که دولت&amp;zwnj;ها و نیروهای مسلط اجتماعی، میل&amp;zwnj;شان، منافع&amp;zwnj;شان و مطامع&amp;zwnj;شان در این است که شکنجه را به کار بگیرند تا بقا و تثبیت خودشان را در جامعه سازمان بدهند، می&amp;zwnj;بینیم و اصولاً چیزی به نام شکنجه و آزار و اذیت سیستماتیک را که همان شکنجه&amp;zwnj; سیاسی است، در میان مردم و آحاد و افراد معمولی جامعه نمی&amp;zwnj;بینیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شکنجه&amp;zwnj; سیاسی که در اینجا مد نظر ماست، ربطی به فرهنگ یک ملت ندارد و به طور مستقیم مربوط به تمایل حکومت&amp;zwnj;ها برای تأمین منافع و تضمین بقای خودشان است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در برخی از جوامع، شاهد بروز خشونت بیشتر در عرصه&amp;zwnj; اجتماعی هستیم. این مسئله نمی&amp;zwnj;تواند نشان&amp;zwnj;دهنده&amp;zwnj; بسترهای مساعدتر برای شکنجه در این جوامع باشد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تعریف شکنجه&amp;zwnj; سیاسی را باید از انواع شکنجه&amp;zwnj;های دیگر که در چرخه&amp;zwnj; خشونت خانوادگی یا در حیطه&amp;zwnj; ردوبدل مواد مخدر اتفاق می&amp;zwnj;افتد، جدا کرد. چون شکنجه&amp;zwnj; سیاسی یک شکنجه&amp;zwnj; سیستماتیک است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال بنا به مقطع تاریخی، این شکنجه می&amp;zwnj;تواند متفاوت باشد و در جوامع متفاوت، می&amp;zwnj;تواند تابوهای فرهنگی را هدف قرار بدهد؛ مثلاً از بین بردن باکره&amp;zwnj;گی دختران سیاسی در دهه&amp;zwnj; ۶۰ و تجاوز به دختران مجاهد قبل از اعدام در ایران که تا امروز نتایج آن ادامه دارد. قصد بر این بوده است که خانواده&amp;zwnj;ها در درون جامعه هم شکنجه بشوند و آن اعتبار اجتماعی&amp;zwnj;شان را از دست بدهند و ایزوله بشوند. یعنی شکنجه فقط در میان زندان نبوده است.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حد مقاومت انسان در برابر شکنجه، همان حدی است که انسان&amp;zwnj;ها تا به امروز از خودشان نشان داده&amp;zwnj;اند. به همین سادگی. یعنی این&amp;zwnj;که برای هر انسانی، حدود متفاوتی دارد و از صفر تا بی&amp;zwnj;نهایت است. به عنوان نمونه، می&amp;zwnj;توانیم عباس مفتاحی را در زمان شاه مثال بزنیم که یک حد از مقاومت را نشان می&amp;zwnj;دهد، یعنی بعد از شکنجه&amp;zwnj;های طاقت&amp;zwnj;فرسا و تجاوز جنسی به او، در اثر سر فرود نیاوردن، در نهایت اعدام می&amp;zwnj;شود. می&amp;zwnj;توانیم از کسانی حرف بزنیم که تحت کم&amp;zwnj;ترین فشارها با رژیم جمهوری اسلامی همکاری می&amp;zwnj;کنند. هردوی این&amp;zwnj;ها هم در یک چهارچوب انسانی اتفاق می&amp;zwnj;افتد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جوامع غیردمکراتیک، در جوامعی که استبداد حکمفرماست، ما این اعمال خشونت را در لایه&amp;zwnj;های مختلف جامعه می&amp;zwnj;توانیم ببینیم. یعنی مثلاً در درون خانواده، هم به بچه تجاوز می&amp;zwnj;شود، هم به زن (همسر) و هم جاهای مختلف بدن همسر بریده می&amp;zwnj;شود. چنین چیزی را مثلاً ما در افعانستان خیلی می&amp;zwnj;بینیم، یا در جاهای خیلی عقب&amp;zwnj;افتاده در درون ایران و یا در دیگر جوامع عقب&amp;zwnj;افتاده&amp;zwnj;. خیلی اما مهم است که ما حتی این را از شکنجه&amp;zwnj; سیستماتیک دولت جدا کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;شک اعمال چنین خشونت&amp;zwnj;هایی از قوانینی که دولت می&amp;zwnj;تواند برای جلوگیری از آن&amp;zwnj;ها بگذارد، تأثیرپذیر می پذیرد. به هرحال قدرت سنت&amp;zwnj;ها حتی از قانون بیشتر است و فقط اعمال قانون&amp;zwnj;های انسانی است که شاید بتواند با این سنت&amp;zwnj;های وحشیانه و غیر انسانی مبارزه کند. فرهنگ نیست که روی شکنجه تأثیر می&amp;zwnj;گذارد، این شکنجه، امیال دولت&amp;zwnj;ها، قوانین و رفتار دولت&amp;zwnj;ها به عنوان ارگان&amp;zwnj;های مسئول حفظ امنیت جامعه است که روی اینکه ارزش&amp;zwnj;های انسانی در یک جامعه رشد بکنند یا نکنند، تأثیر می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حد مقاومت انسان در برابر شکنجه کجاست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حد مقاومت انسان در برابر شکنجه، همان حدی است که انسان&amp;zwnj;ها تا به امروز از خودشان نشان داده&amp;zwnj;اند. به همین سادگی. یعنی این&amp;zwnj;که برای هر انسانی، حدود متفاوتی دارد و از صفر تا بی&amp;zwnj;نهایت است. به عنوان نمونه، می&amp;zwnj;توانیم عباس مفتاحی را در زمان شاه مثال بزنیم که حدی از مقاومت را نشان می&amp;zwnj;دهد. یعنی بعد از تحمل شکنجه&amp;zwnj;های طاقت&amp;zwnj;فرسا و حتی تجاوز جنسی، سر فرود نمی آورد و در نهایت اعدام می&amp;zwnj;شود. می&amp;zwnj;توانیم از کسانی حرف بزنیم که تحت کم&amp;zwnj;ترین فشارها با رژیم جمهوری اسلامی همکاری می&amp;zwnj;کنند. هردوی این&amp;zwnj;ها هم در یک چهارچوب انسانی اتفاق می&amp;zwnj;افتد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حقیقت، نه شما و نه من به عنوان یک متخصص، نمی&amp;zwnj;توانیم حدی را برای مقاومت انسان در مقابل شکنجه و برای ابراز این حد به افکار عمومی اعلام کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در طول فرآیند شکنجه، چه مکانیسمی فرد را وادار به اعتراف می&amp;zwnj;کند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسلم است که این تأثیرات برای هرکسی می&amp;zwnj;تواند متفاوت باشد و اشکال و غلظت متفاوتی داشته باشد، اما به طور کلی، چگونگی عملکرد مکانیسمی که اتفاق می&amp;zwnj;افتد را می&amp;zwnj;توان اینگونه توضیح داد که شکنجه بین تصویری که فرد از خودش دارد و رفتاری که برای بقا لازم دارد، تناقض ایجاد می&amp;zwnj;کند و شکنجه&amp;zwnj;گر هم هم&amp;zwnj;زمان می&amp;zwnj;تواند با درهم شکستن باورهای قربانی نسبت به خود و جهان پیرامونش، او را وادار کند تا تصویر یا طرح ذهنی جدیدی را از خودش به عنوان فردی ناتوان، فرمانبردار و مطیع قبول کند. وقتی که زندانی یا قربانی این ساختار را می&amp;zwnj;پذیرد، چون احتیاج دارد از میزان وحشت و برانگیختگی فیزیولوژیک خودش کم کند، آنجاست که آن تناقض و ناهماهنگی&amp;zwnj;ای که در درونش ایجاد شده است، شدت می&amp;zwnj;گیرد؛ یعنی زمانی که برعکس باورها یا درک قبلی خودش عملی انجام می&amp;zwnj;دهد یا چیزی می&amp;zwnj;گوید که همان قبول کردن نقطه&amp;zwnj;نظر شکنجه&amp;zwnj;گر است.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/shekanjeh33.jpg&quot; style=&quot;width: 167px; height: 150px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من فکر نمی&amp;zwnj;کنم که افرادی که شکنجه&amp;zwnj;گر هستند، لزوماً بیماری روانی دارند. ممکن است بعد بر اثر شکنجه کردن انسان&amp;zwnj;های دیگر و در اثر تکرار این عمل، دچار بیماری روانی بشوند، ولی من فکر نمی&amp;zwnj;کنم که در ابتدا چنین چیزی وجود داشته باشد. بلکه برای انجام شکنجه، می&amp;zwnj;بایست یکسری فعل و انفعالات فکری و باوری در ذهن شما اتفاق بیافتد: یکی اینکه کسی را که شکنجه می&amp;zwnj;کنید مادون انسان بدانید و خالی از هرگونه ارزش انسانی. بنابراین شکنجه دادن او، در حقیقت، هیچ اشکالی برای شما نداشته باشد. چون از نظر شما، او به خاطر باورهایش یا به خاطر کاری که به آن دست زده است، اصلاً انسان نیست.(عکس: موزه عبرت)&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تناقض باید کاهش پیدا کند و برای کاهش دادن آن، فرد می&amp;zwnj;بایست باور گذشته&amp;zwnj;اش را تغییر بدهد و به باوری که بیشتر به عمل جدیدش، یعنی همکاری یا سر فرود آوردن در برابر شکنجه&amp;zwnj;گر است، نزدیک بشود. چون از یک طرف، باور قبلی او را از دست زدن به عمل جدید، یعنی اعتراف یا همکاری بازمی&amp;zwnj;دارد و از طرف دیگر، فاکتورهایی که در انجام این عمل جدید یا اعتراف مؤثرند، از قبیل قول به کاهش در شکنجه یا تهدید به مجازات بیشتر، باعث به وجود آمدن باورهایی می&amp;zwnj;شود که هماهنگ با این عمل جدید هستند. این باورهای جدید که شخص برای خودش پیدا می&amp;zwnj;کند، توجیه و دلیل می&amp;zwnj;آورند برای عملی که به آن دست زده است و هرقدر تعداد این توجیهات بیشتر بشود، تناقض درونی این فرد هم می&amp;zwnj;تواند کمتر شود. یعنی به هرحال در فرد، تناقضی برای تصمیمی که گرفته به وجود می&amp;zwnj;آید که باید این تناقض را کاهش بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;محیط اجتماعی فردی که دست به اعتراف زده، چطور می&amp;zwnj;تواند به این شخص برای ترمیم روان آسیب&amp;zwnj;دیده&amp;zwnj;اش کمک کند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نقش جامعه همیشه برای کسانی که زندان و شکنجه را تجربه می&amp;zwnj;کنند، مهم است و حمایت جامعه یکی از عوامل خیلی اساسی و مهم در بهبود افراد است. چیزی که در اعتراف دادن مهم است که به آن نگاه بشود، این است که وقتی فرد اعتراف می&amp;zwnj;کند، به شکلی در جامعه، به طور ناخودآگاه این باور را به وجود می&amp;zwnj;آورد که این فرد قابل اعتماد نیست و بنابراین حمایت جامعه از او، کار خیلی شاقی می&amp;zwnj;شود. در حقیقت، یکی از اهداف اعتراف&amp;zwnj;گیری هم همین است که دولت می&amp;zwnj;خواهد حس عدم اعتماد را در جامعه اشاعه بدهد. یعنی از یک طرف، حمایت خیلی مهم است و از طرف دیگر، گرفتن آن حمایت می&amp;zwnj;تواند مشکل باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;کسانی که دست به شکنجه می&amp;zwnj;زنند، چه ویژگی&amp;zwnj;هایی دارند؟ آیا از سلامت روانی برخوردار هستند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من فکر نمی&amp;zwnj;کنم افرادی که شکنجه&amp;zwnj;گر هستند، لزوماً بیماری روانی دارند. ممکن است بعد بر اثر شکنجه کردن انسان&amp;zwnj;های دیگر و در اثر تکرار این عمل، دچار بیماری روانی بشوند، ولی من فکر نمی&amp;zwnj;کنم که در ابتدا چنین چیزی وجود داشته باشد. بلکه برای انجام شکنجه، می&amp;zwnj;بایست یکسری فعل و انفعالات فکری و باوری در ذهن شما اتفاق بیافتد:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی اینکه کسی را که شکنجه می&amp;zwnj;کنید مادون انسان بدانید و خالی از هرگونه ارزش انسانی. بنابراین شکنجه دادن او، در حقیقت، هیچ اشکالی برای شما نداشته باشد. چون از نظر شما، او به خاطر باورهایش یا به خاطر کاری که به آن دست زده است، اصلاً انسان نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از طرف دیگر، وقتی شما دست به انجام این عمل می&amp;zwnj;زنید، در ذهن&amp;zwnj;تان همان مکانیسمی که من در مورد مصاحبه دادن (اعتراف دادن) توضیح دادم، عمل می&amp;zwnj;کند. یعنی وقتی شما دست به عمل می&amp;zwnj;زنید، توجیهاتی برای آن عمل می&amp;zwnj;آورید و هرچقدر توضیح&amp;zwnj;تان بیشتر است، دست زدن به آن عمل آسان&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود و بیشتر در انجام آن عمل فرو می&amp;zwnj;روید و بیشتر به عملی آنچنانی دست می&amp;zwnj;زنید و بعد توجیهات بیشتری می&amp;zwnj;خواهید برای آن پیدا کنید. شکنجه هم به همین صورت است. شما بعد از شکنجه کردن انسان&amp;zwnj;ها، شروع به آوردن توجیهاتی می&amp;zwnj;کنید که عمل خشونت&amp;zwnj;آمیز خودتان نسبت به انسان دیگر را توجیه کند. هرچقدر بیشتر توجیه می&amp;zwnj;آورید، عملکردتان آسان&amp;zwnj;تر خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از طرفی هم، بعضی&amp;zwnj;ها ممکن است از باورهای مذهبی یا سیاسی&amp;zwnj;شان برای توجیه اعمال&amp;zwnj;شان استفاده کنند و افرادی هم هستند که مزدبگیر هستند و شاید به هرحال، منافع دیگری در این راه دارند.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/11/24396#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2074">حکومت اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-28">شکنجه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19201">شکنجه گر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19200">نورایمان قهاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Mon, 11 Feb 2013 09:06:56 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24396 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>حق شادی و زخم‌های تاریخی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/02/24138</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/02/24138&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در گفت‌وگو با ناصر مهاجر، پژوهشگر تاریخ ایران        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;316&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/tirbaran.jpg?1361819012&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسماعیل جلیلوند - رد پای عدم تمایل به بروز شادمانی و غم&amp;zwnj;زدگی یک جامعه را تا چه اندازه باید در شکست&amp;zwnj;های تاریخی آن جست&amp;zwnj;وجو کرد؟ کدام زخم&amp;zwnj;های تاریخی کاری&amp;zwnj;تر هستند و بر سلامت روانی جامعه اثری عمیق&amp;zwnj;تر دارند؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چهارچوب سلسله گفت&amp;zwnj;وگوهای رادیو زمانه در زمینه حق شادی، با ناصر مهاجر، پژوهشگر تاریخ ایران، پیرامون پیوند سطح شادمانی جامعه ایران با زخم&amp;zwnj;های تاریخی، گفت&amp;zwnj;وگویی انجام داده&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر را &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;توانید از طریق فایل صوتی زیر گوش کنید&lt;/span&gt;:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130202_Happiness_07_History_NaserMohajer_IsmaielJalilvand.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ما در تاریخ معاصر ایران از سال ۱۳۲۰&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;به بعد با چند نسل آرمانگرا روبه&amp;zwnj;رو بودیم که همگی به نوعی در راه دست یافتن به آرمان&amp;zwnj;های خود با شکست روبه&amp;zwnj;رو شده&amp;zwnj;اند. چه ردی از تجربه شکست در روان و فرهنگ ایرانیان می&amp;zwnj;بینید؟ آیا چنین تأثیری مشهود است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ناصر مهاجر&lt;/strong&gt;: پيش از اینکه به پرسش شما پاسخ بدهم، بايد بگويم كه موضوع به روانشناسی اجتماعی و تاریخ اجتماعی ربط پيدا مى&amp;zwnj;كند و همان&amp;zwnj;گونه که آگاه هستید، این دو رشته&amp;zwnj; علوم اجتماعى هنوز در ايران و نزد ما ايرانيان چنان که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته&amp;zwnj;اند و به شکوفایی نرسیده&amp;zwnj;اند. به همين دليل گمان نمى&amp;zwnj;كنم بتوانيم پاسخى جامع و همه&amp;zwnj;جانبه&amp;zwnj; به اين پرسش بدهيم. پاسخ من هم در بهترين حالت، سويه&amp;zwnj;هايى از مسئله را روشن مى&amp;zwnj;كند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mosadegh.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 180px; float: right;&quot; /&gt;شکست داریم تا شکست. شکستِ ٢٨ مرداد ١٣٣٢ با شکستی که جنبش&amp;zwnj;های اعتراضى سال&amp;zwnj;های ٣٢ تا ٤٢ خوردند، تفاوت&amp;zwnj;هاى زيادى باهم دارند. دامنه&amp;zwnj; هريك از آن جنبش&amp;zwnj;ها، نیروهای محرکه&amp;zwnj;&amp;zwnj;شان، شکل و ابعاد سرکوب&amp;zwnj;شان، به كلى متفاوت هستند. اين دو شكست را نبايد يك&amp;zwnj;سان پنداشت. گرچه با هزار تار پيدا و پنهان با هم پيوند دارند و يكى مشدد ديگرى&amp;zwnj; بود، به هيچ روى يكسان نيستند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوم اینکه به باور من، نمی&amp;zwnj;توانیم در تاریخ کوتاه از رد پاهای ماندگار سخن بگوییم. رد پاى ماندگار به تاريخ بلند پيوند مى&amp;zwnj;خورد. در تاريخ كوتاه، رد پاها خُردند و بيش و كم گذرا. رد پاها، در تاريخ كوتاه به گستره&amp;zwnj; يك نسل محدود مى&amp;zwnj;شود و در دوره&amp;zwnj;هاى ده پانزده ساله مشاهده&amp;zwnj;پذير است. روشن است كه شكست يك نسل را نسل دوم به گونه&amp;zwnj;اى ديگر زندگى مى&amp;zwnj;كند؛ به گونه&amp;zwnj;اى بسيار متفاوت از نسل مادران و پدرانش.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نكته سومى كه نياز به تدقيق دارد، مسئله&amp;zwnj; شكست است كه بُن&amp;zwnj;مايه&amp;zwnj; پرسش شماست. شکست داریم تا شکست. شکستِ ٢٨ مرداد ١٣٣٢ با شکستی که جنبش&amp;zwnj;های اعتراضى سال&amp;zwnj;های ٣٨ تا ٤٢ خوردند، تفاوت&amp;zwnj;هاى زيادى باهم دارند. دامنه&amp;zwnj; هريك از آن جنبش&amp;zwnj;ها، نیروهای محرکه&amp;zwnj;&amp;zwnj;شان، شکل و ابعاد سرکوب&amp;zwnj;شان، به كلى متفاوت هستند. اين دو شكست را نبايد يك&amp;zwnj;سان پنداشت. گرچه با هزار تار پيدا و پنهان با هم پيوند دارند و يكى مشدد ديگرى&amp;zwnj; بود، به هيچ روى يكسان نيستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جاى بررسى ناهمسانى&amp;zwnj;های آن دو جنبش در اين گفت&amp;zwnj;وگو نيست. شما پيگير رديابى شكست در روان و فرهنگ نسل&amp;zwnj;هايى هستيد كه آن شكست&amp;zwnj;ها را زيسته&amp;zwnj;اند. پس اجازه بدهيد پاسخ به پرسش را در پيوند با همان شكست&amp;zwnj;ها، يعنى شكست سال&amp;zwnj;هاى ٣٢ و ٤٢ پيدا كنيم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زمينه&amp;zwnj; مناسب اين رديابى، با توجه به نشكفتگى تاريخ اجتماعى و روان&amp;zwnj;شناسى اجتماعى نزد ما ايرانيان&amp;zwnj;، به ناچار پهنه&amp;zwnj; شعر، رمان و موسيقى ا&amp;zwnj;ست.&amp;zwnj; بهترين بيان پى&amp;zwnj;آيند دو شكست سال&amp;zwnj;هاى ٣٢ و ٤٢ را در روان و فرهنگ نسل&amp;zwnj;هاى سال&amp;zwnj;هاى سى و چهل، به گمان من، مهدى اخوان ثالث و فروغ فرخزاد به دست داده&amp;zwnj;اند؛ در دو شعر &amp;laquo;زمستان&amp;raquo; و &amp;laquo;آيه&amp;zwnj;هاى زمينى&amp;raquo;؛ و مى&amp;zwnj;بينيم آن &amp;laquo;سرهاى در گريبان&amp;raquo; كه در &amp;laquo;هواى بس ناجوانمردانه سرد&amp;raquo; پس از ١٣٣٢ به سلامِ هم پاسخ نمى&amp;zwnj;&amp;zwnj;گفتند و در پى شكستِ ١٣٤٢ &amp;laquo;انبوه بى تحرك روشنفكران را&amp;raquo; مى&amp;zwnj;ماندند كه در &amp;laquo;مرداب&amp;zwnj;هاى الكل&amp;raquo; روز به شب مى&amp;zwnj;رساندند، جاى به نسلى دادند كه با سياهكل در بهمن ١٣٤٩ &amp;laquo;آفتابكاران جنگل&amp;raquo; نام گرفت؛ با روان و فرهنگى به كلى متفاوت از دو نسل از آرامانگرايان پيش از خود. اين يك واقعيت است؛ جداى از هرگونه ارزش&amp;zwnj;داورى.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تاثیر ناكامى&amp;zwnj;ها و شکست&amp;zwnj;های تاریخی بر روان جمعی و پویایی جامعه در چه صورتی ممکن است عمیق&amp;zwnj;تر و اثرگذارتر باشد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در تاريخ بلندِ جامعه&amp;zwnj; كهنى چون جامعه&amp;zwnj; ما، دولت استبدادى، جنگ&amp;zwnj;ها، آدمكشى&amp;zwnj;ها، خشکسالی&amp;zwnj;ها، قحطی&amp;zwnj;ها، بیماری&amp;zwnj;های همه&amp;zwnj;گير مثل تیفوس، وبا و طاعون که گاه میلیون&amp;zwnj;ها انسان را از پاى در مى&amp;zwnj;آورد، آثار ژرفى بر روان جمعى جامعه بر جاى گذاشته&amp;zwnj; است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/golesorkhi22.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 180px; float: right;&quot; /&gt;آن &amp;laquo;سرهاى در گريبان&amp;raquo; كه در &amp;laquo;هواى بس ناجوانمردانه سرد&amp;raquo; پس از ١٣٣٢ به سلامِ هم پاسخ نمى&amp;zwnj;&amp;zwnj;گفتند و در پى شكستِ ١٣٤٢ &amp;laquo;انبوه بى تحرك روشنفكران را&amp;raquo; مى&amp;zwnj;ماندند كه در &amp;laquo;مرداب&amp;zwnj;هاى الكل&amp;raquo; روز به شب مى&amp;zwnj;رساندند، جاى به نسلى دادند كه با سياهكل در بهمن ١٣٤٩ &amp;laquo;آفتابكاران جنگل&amp;raquo; نام گرفت؛ با روان و فرهنگى به كلى متفاوت از دو نسل از آرامانگرايان پيش از خود. اين يك واقعيت است؛ جداى از هرگونه ارزش&amp;zwnj;داورى.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اينگونه مصيبت&amp;zwnj;ها، به همه&amp;zwnj; ركن&amp;zwnj;ها، قشر&amp;zwnj;ها و طبقات جامعه گزند مى&amp;zwnj;رساند. جنبش&amp;zwnj;هاى اجتماعى، اغلب همه&amp;zwnj;گير نيستند و همه&amp;zwnj; ركن&amp;zwnj;هاى جامعه و طبقات اجتماعى را در بر نمى&amp;zwnj;گيرند. پاره&amp;zwnj;هايى از جامعه در جنبش&amp;zwnj;ها&amp;zwnj; شرکت مى&amp;zwnj;كنند و پاره&amp;zwnj;هايى نمى&amp;zwnj;كنند، اما وقتى جنگ درمى&amp;zwnj;گيرد، همگان را در بر می&amp;zwnj;گیرد. نه تنها يك يا چند طبقه&amp;zwnj; يك شهر را، بلكه همه&amp;zwnj; طبقات شهر را. نه تنها یک شهر را، بلکه بسيارى از شهرها را. نه تنها شهرها را كه روستا&amp;zwnj;ها را. نه تنها روستاها را كه ايل&amp;zwnj;ها را و مى&amp;zwnj;دانيد كه ایل، يكى از سه ركن&amp;zwnj; كشور ما بود؛ با و بر روستا و شهر.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از مسير گفت&amp;zwnj;وگو دور نيافتم. هنگامى كه مصيبت&amp;zwnj;هاى طبيعى و غير طبیعي در مقياس&amp;zwnj;هاى بزرگ روى مى&amp;zwnj;دهد، آن هم يكى در پى ديگرى، به عنوان مثال پس از يك جنگِ بزرگ خانمانسوز، قحطى مى&amp;zwnj;آيد و در پى آن وبا شهرها را فرا مى&amp;zwnj;گيرد، خواهى نخواهى بر روح و روان و فرهنگ جامعه پنجه مى&amp;zwnj;كشد؛ و اگر چرخه&amp;zwnj; ويرانگرى از حركت بازنماند و به شكل دوره&amp;zwnj;اى رخ نمايد، آنهم زير سايه&amp;zwnj; حكومت&amp;zwnj;هاى بيدادگر، بديهى&amp;zwnj;ست كه زيرين&amp;zwnj;ترين لايه&amp;zwnj;هاى روان و فرهنگ و حتی فكر مردمان از آثار آن در امان نمى&amp;zwnj;ماند. بى&amp;zwnj;دليل نيست كه ما قضا و قدرى انديشيم، مصلحت طلبیم، ریاکاری در فرهنگ مان جا خوش كرده است، راحت تقیه مى&amp;zwnj;كنيم، به فرهنگِ این نیز بگذرد خو گرفته&amp;zwnj;ايم، روحيه&amp;zwnj; افراط و تفریط بر ما حاكم است و هميشه دنبال يك ناجى مى&amp;zwnj;گرديم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
	&lt;strong&gt;تجربه &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;این&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; زخم&amp;zwnj;ها و مصيبت&amp;zwnj;ها و شکست&amp;zwnj;های تاریخی را در کشورهایی مثل آلمان، ژاپن یا ایتالیا هم می&amp;zwnj;بینیم، چه تفاوتی بین این کشورها و ایران در مورد برخوردی که با این زخم&amp;zwnj;ها داشتند و نتایج آن بر سلامت روان جمعی جامعه وجود دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خيال مى&amp;zwnj;كنم آلمان و ايتاليا و ژاپن را به اين علت كنار هم گذاشته&amp;zwnj;ايد كه هر سه تجربه&amp;zwnj; فاشيسم را از سرگذرانده&amp;zwnj;اند. خُب، روآورى بخش&amp;zwnj;هاى بزرگى از مردمان اين كشورها به&amp;zwnj; فاشيسم؛ به ويژه در آلمان كه از مهم&amp;zwnj;ترين كانون&amp;zwnj;هاى فكر و فرهنگ اروپاى قرن نوزده و بيست بود، مسئله&amp;zwnj; كمى نبود و نيست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در كشور ما آن روح&amp;zwnj;كاوى، آن بازنگرى گرايش&amp;zwnj;هاى فلسفى و فكرى و فرهنگى ريشه&amp;zwnj;دار در جامعه و ارزش&amp;zwnj;يابى ارزش&amp;zwnj;ها، به بار ننشسته است. قدرت استبداد ديرينه در سقط اين فرايند بى&amp;zwnj;ترديد نقش داشته است و مادام كه استبداد سياسى فعال مايشاء است، نه عوامل شكست روشن مى&amp;zwnj;&amp;zwnj;شوند، نه حافظه جمعی شكل مى&amp;zwnj;گيرد و نه درس گرفتن از آزموده&amp;zwnj;ها در كار است. بنابراین شکست در پى شكست مى&amp;zwnj;آيد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در هر سه كشور، پس از پايان جنگ، برافتادن فاشيسم و بر نشستن دموكراسى، كوششى جدى و جانانه&amp;zwnj;اى پا گرفت براى فهميدن چرايى رشد و بالندگى مكتبِ فكرى&amp;zwnj;اى آزادى&amp;zwnj;ستيز، آدمكش، نژادپرست، جنگ&amp;zwnj;افروز، خودكامه و تبهكارپرور. منطقى هم بود. آدميان جامعه&amp;zwnj;اى كه مدرنيته را مى&amp;zwnj;زييند، ذهن پرسشگر دارند و فكر نقاد. اين&amp;zwnj;ها مى&amp;zwnj;خواستند و مى&amp;zwnj;خواهند بفهمند چه عواملى در سنت&amp;zwnj;هاى فكرى، فرهنگى و فلسفى جامعه&amp;zwnj;شان بوده و هست كه به برآمدن فاشييسم انجاميد. از خود مى&amp;zwnj;پرسيدند و هنوز مى&amp;zwnj;پرسند: چگونه مردمانى هستيم و با چه تضادها و تناقض&amp;zwnj;ها زندگى مى&amp;zwnj;كنيم كه به فاشيسم می&amp;zwnj;انجامد؟ و اينچنين بود كه روح&amp;zwnj;كاوى و روان&amp;zwnj;شناسى اجتماعى در اين سه كشور پاگرفت - البته به درجات گوناگون- و جريان&amp;zwnj;هاى فكرى و فرهنگى و فلسفى ريشه&amp;zwnj;دار در جامعه، حتی آنها كه در حاشيه قرار داشتند (مثل نيچه و هايدگر) زير ذره&amp;zwnj;بين قرار گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بی&amp;zwnj;تردید دموکراسی&amp;zwnj;ای که پس از واژگونی حزب نازی سر برآورد، زمینه&amp;zwnj; ارزش&amp;zwnj;يابى ارزش&amp;zwnj;ها و خانه تكانى روحى و فكرى بود؛ به ويژه نزد نسل جوان. این&amp;zwnj;ها دادگاه نورنبرگ را به خانه&amp;zwnj;هاشان مى&amp;zwnj;كشيدند و پدران و مادران&amp;zwnj;شان را محاكمه مى&amp;zwnj;كردند كه چرا با فاشيسم ساختيد و ساكت مانديد و می&amp;zwnj;دانید که دادگاه نورنبرگ برخی از روشنفكران به نام جامعه را نيز به خاطر نوشته&amp;zwnj;هاشان در كرسى اتهام نشاند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بازگرديم به مورد ایران. در كشور ما آن روح&amp;zwnj;كاوى، آن بازنگرى گرايش&amp;zwnj;هاى فلسفى و فكرى و فرهنگى ريشه&amp;zwnj;دار در جامعه و ارزش&amp;zwnj;يابى ارزش&amp;zwnj;ها، به بار ننشسته است. قدرت استبداد ديرينه در سقط اين فرايند بى&amp;zwnj;ترديد نقش داشته است و مادام كه استبداد سياسى فعال مايشاء است، نه عوامل شكست روشن مى&amp;zwnj;&amp;zwnj;شوند، نه حافظه جمعی شكل مى&amp;zwnj;گيرد و نه درس گرفتن از آزموده&amp;zwnj;ها در كار است. بنابراین شکست در پى شكست مى&amp;zwnj;آيد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تکرار حوادث تلخ اجتماعی، مانند کشتار و سرکوب زندانیان سیاسی و همچنین جنگ، چه تاثیری در نشاط و تحرک اجتماعی داشته است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سال ١٣٥٧ تا سال ١٣٦٠ جامعه ايران تحرك و پويايى چشمگيرى را از سر گذراند. سركوب خونين خرداد ١٣٦٠ و استبداد فراگيرى كه از پى آن آمد، در كنار جنگ ويرانگر هشت ساله، تحرك را از جامعه بازگرفت و سرخوردگی و دل&amp;zwnj;زدگى و سياست &amp;zwnj;گزيرى به همراه آورد. با پایان جنگ كه با كشتار بزرگ زندانيان سياسى توامان بود، زنجير&amp;zwnj;هاى استبداد دينى شُل شد و رفته رفته جامعه تحرک اجتماعى تازه&amp;zwnj;اى پيدا كرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/akhond.jpeg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 150px; float: right;&quot; /&gt;كارنامه&amp;zwnj; سى و سه ساله&amp;zwnj; پيكار جامعه&amp;zwnj; مدنى با تئوكراسى شيعى، يكبار ديگر درستى اين آموزه را نشان مى&amp;zwnj;دهد كه دامنه&amp;zwnj; اثر&amp;zwnj;گذارى زخم&amp;zwnj;هاى اجتماعى يكنواخت نيست؛ نيز طول عمر&amp;zwnj; زخم&amp;zwnj;ها. برخى از زخم&amp;zwnj;هاى اجتماعى تا چندين دهه سربازند و خونچکان. برخى زود التيام پيدا مى&amp;zwnj;كنند. زخم&amp;zwnj;هايى هم هستند كه در گذر زمان سرباز مى&amp;zwnj;كنند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نسلى كه پس از انقلاب بهمن ١٣٥٧ رشد كرده بود، در جريان انتخاب سيد محمد خاتمى چهره نمود و با جنبش دانشجویی سال ٧٨ به عنوان يك نيروى اجتماعى در پهنه&amp;zwnj; سياستِ مملكت پا گذاشت. اين نسل همانندى چندانى با نسل پدران و مادران خود نداشت كه پيشتاز انقلاب بهمن ١٣٥٧ بودند. اين واقعيت نشان مى&amp;zwnj;دهد كه نسل پیشین شكست خورده، بر نسل پس از خود اثر چندانى نگذاشته بود؛ در معناى مثبت كلمه البته و جالب اينجاست كه نسل جوان پس از انقلاب نیروی محرکه جنبش ١٣٨٨ بود؛ نه سرخوردگان انقلاب ١٣٥٧ كه بيشترشان دستخوش، سرخوردگى، بی&amp;zwnj;اعتمادی سياسى، ترس و محافظه کاری بودند و به تشويق فرزندان&amp;zwnj;شان باز به خيابان آمدند. اين سرخوردگى، بى&amp;zwnj;اعتمادى سياسى، ترس و محافظه&amp;zwnj;كارى را در نيروى محرك جنبش اعتراضى سال ١٣٨٨ نيز مى&amp;zwnj;بينيم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;كارنامه&amp;zwnj; سى و سه ساله&amp;zwnj; پيكار جامعه&amp;zwnj; مدنى با تئوكراسى شيعى، يكبار ديگر درستى اين آموزه را نشان مى&amp;zwnj;دهد كه دامنه&amp;zwnj; اثر&amp;zwnj;گذارى زخم&amp;zwnj;هاى اجتماعى يكنواخت نيست؛ نيز طول عمر&amp;zwnj; زخم&amp;zwnj;ها. برخى از زخم&amp;zwnj;هاى اجتماعى تا چندين دهه سربازند و خونچکان. برخى زود التيام پيدا مى&amp;zwnj;كنند. زخم&amp;zwnj;هايى هم هستند كه در گذر زمان سر باز مى&amp;zwnj;كنند. زخمى كه بر پيكر جامعه پس از جنبش اعتراضى گسترده&amp;zwnj; سال ١٣٨٨ وارد آمد، تازه&amp;zwnj;تر از آن است كه بشود درباره&amp;zwnj;اش سنجيده سخن گفت. زمان مى&amp;zwnj;برد تا كم و كيفش را نيك بنگريم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما شادی و&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; نشاط اجتماعی در کدام دوره&amp;zwnj;های تاریخ معاصر ایران بیشتر مشهود بوده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;براى من بسیار دشوار است که درباره&amp;zwnj; موضوعی صحبت کنم که نه تعريف جامعى از آن در دست است و نه معیار و محک سنجش دقیق اندازه&amp;zwnj;گيرى. با اين حال خدمت شما عرض کنم که وقتی به تاریخ پُرفراز و فرود ایران مى&amp;zwnj;نگرم، چه تاريخ بلند و چه كوتاه، می&amp;zwnj;بینم مردمان ما به رغم تمام &amp;laquo;کژرفتارى&amp;zwnj; و بدكردارى چرخ&amp;raquo;، به رغم جنگ&amp;zwnj;ها، قحطی&amp;zwnj;ها، خشکسالی&amp;zwnj;ها، خشک&amp;zwnj;انديشى&amp;zwnj;ها و استبداد سیاسی دیرپا و درازدامن که از كشته&amp;zwnj; پشته مى&amp;zwnj;ساخته است، به شادی و خوش&amp;zwnj;باشى سخت دلبسته بوده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهم&amp;zwnj;ترین نمود و نماد اين شادی و خوش&amp;zwnj;باشى، به گمان من، جشن نوروز است و پیش پرده&amp;zwnj; آن چهارشنبه&amp;zwnj;سوری و پرده&amp;zwnj; آخر آن سیزده به&amp;zwnj;در. شگفت&amp;zwnj;انگيز است كه حتی در خشکسالی سال ١٨٧٠ مسيحى كه چند میلیون انسان ايرانى را از بین برد، مردم عيد نوروز را جشن مى&amp;zwnj;گرفتند. يا در ١٣٢٢ كه تيفوس انسان&amp;zwnj;ها را چون برگ درخت به زمين مى&amp;zwnj;انداخت. اين گرايش به شادى، خوش&amp;zwnj;باشى و در خوشی زیستن را در سخت&amp;zwnj;ترين دوره&amp;zwnj;هاى زندان جمهوری اسلامی نيز ديده&amp;zwnj;ايم و بيش از هر زمان در آستانه&amp;zwnj; نوروز باستانى.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/gilaki.jpeg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 150px; float: right;&quot; /&gt;گرایش به شاد باشى و شاد زندگی کردن در ميان مردمان ايران، ريشه&amp;zwnj;اى ژرف دارد. حتی مى&amp;zwnj;توانم فروتنانه ادعا كنم كه رگه&amp;zwnj; از فرهنگ اپيكورى در زير پوستِ جامعه از دیرباز برجا بوده است. این رگه را می&amp;zwnj;شود در پاره&amp;zwnj;اى از آئين&amp;zwnj;ها و آداب و سنت&amp;zwnj;&amp;zwnj;هاى سرزمين ما به روشنى ديد، به ويژه در موسقى فولكلوريك و شعر كلاسيك ايران.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به عنوان پژوهشگر تاریخ معاصر ايران، می&amp;zwnj;توانم بگويم كه گرایش به شاد باشى و شاد زندگی کردن در ميان مردمان ايران، ريشه&amp;zwnj;اى ژرف دارد. حتی مى&amp;zwnj;توانم فروتنانه ادعا كنم كه رگه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای از فرهنگ اپيكورى در زير پوستِ جامعه از دیرباز برجا بوده است. این رگه را می&amp;zwnj;شود در پاره&amp;zwnj;اى از آئين&amp;zwnj;ها و آداب و سنت&amp;zwnj;&amp;zwnj;هاى سرزمين ما به روشنى ديد، به ويژه در موسقى فولكلوريك و شعر كلاسيك ايران. حتی مى&amp;zwnj;شود گفت پاره&amp;zwnj;اى از شعرهاى شاعران بزرگ ما، به عنوان مثال خيام و حافظ، در ستايش از فرهنگ شاد زیستن و خوش باشى&amp;zwnj; سروده شده است و نكوهش فرهنگ اندوه&amp;zwnj;گسارى و عذاب و عسرت&amp;zwnj;كشى و غم و غصه&amp;zwnj;خورى كه در دوره&amp;zwnj; صفوى و شكل&amp;zwnj;گيرى روحانيت شيعى ابعادى تازه و گسترده پيدا كرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;با چنين نگرشى فكر مى&amp;zwnj;كنم اگر به جاى شادى و نشاط اجتماعى، تحرك و پويايى اجتماعى را بنشانيم و در پى درك سازوكار دوره&amp;zwnj;هاى فراز و فرود تحرك و پويايى اجتماعى باشيم، در زمين سفت&amp;zwnj;ترى راه مى&amp;zwnj;پيمایيم. مى&amp;zwnj;خواهم بگوييم مقولاتى چون تحرك و پويايى اجتماعى، سنجه&amp;zwnj;هاى دقيق&amp;zwnj;ترى برای فهمیدن حالت روحى و توان جامعه هستند. به عنوان مثال، تحرک اجتماعی سال&amp;zwnj;های ٢٠ تا ٣٢ در تاريخ معاصر ایران كم مانند بوده است. تحرک اجتماعی که پس از فروپاشی استبداد صغیر به چشم آمد، دستاوردهاى بزرگى به همراه آورد؛ به ويژه در زمينه شعر، قصه و روزنامه&amp;zwnj;نويسى. یا تحرک اجتماعى سال&amp;zwnj;های ٥٧ تا ٦٠ كه پيشتر از آن سخن گفتيم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحرک اجتماعى به باور من، پیوند دارد با آزادی. در آزادی ا&amp;zwnj;ست که یک جامعه می&amp;zwnj;تواند تحرک پیدا کند، ولی مطمئن نيستم كه آزادى الزاماً شادى به همراه آورد. اگر از من بپرسيد آیا جامعه فرانسه یا مردمان آمریکا شاد هستند يا نه، نمی توانم به شما پاسخ جدى&amp;zwnj;اى بدهم، ولی بی&amp;zwnj;تردید می&amp;zwnj;توانم بگویم که جامعه فرانسه، جامعه&amp;zwnj; بسیار پرتحرکی است. جامعه&amp;zwnj; آمریکا، جامعه بسیار پرتحرکی است. اين را هم مى&amp;zwnj;توانم بگویم كه جامعه&amp;zwnj; فرانسه در زمان اشغال فاشیسم بسیار کم تحرک بود. یا در سال&amp;zwnj;های پایانی دهه&amp;zwnj; شصت تحرکی شگفت&amp;zwnj;انگيزى داشت كه سرچشمه&amp;zwnj; آفرینش&amp;zwnj;های گوناگون فرهنگی، ادبی، فکری و سیاسی شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;پرونده &amp;laquo;حق شادی&amp;raquo; در گروه جامعه زمانه، زیر نظر سپیده شایان و با مشارکت و همکاری اسماعیل جلیلوند (در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، حسن مکارمی، حسن یوسفی اشکوری، مژگان کاهن و بهروز شیدا)، آیدا قجر(در گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، شهلا شفیق و سعید پیوندی)، بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده (در گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی و مانا نیستانی)، نعیمه دوستدار (در گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی)، حسین نوش&amp;zwnj;آذر (مقاله شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان)، سارا روشن (در گفت&amp;zwnj;و گو با محمدرضا نیکفر) و اکبر فلاحیان (ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر) تهیه شده است.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;گفت و گوهای حق شادی را می توانید از طریق لینک های زیر بخوانید:&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22464&quot;&gt;ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23401&quot;&gt;حقوق بشر و افق دید ما- در گفت&amp;zwnj;وگو با محمدرضا نیکفر، نویسنده و پژوهشگر- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق شادی- در گفت&amp;zwnj;وگوبا محمدرضا نیکفر، بخش دوم و پایانی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23521&quot;&gt;اندوهباری نظام آموزشی در ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با سعید پیوندی، جامعه&amp;zwnj;شناس و استاد دانشگاه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/01/15/23554&quot;&gt;شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23679&quot;&gt;مرگ&amp;zwnj;پرستی حکومت ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با شهلا شفیق، جامعه&amp;zwnj;شناس، پژوهشگر و فعال حقوق زنان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;پیوند شادی با محیط زیست سالم &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی، استاد دانشگاه وکارشناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;محیط زیست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23510&quot;&gt;شادی در سکوت ممکن نیست- گفت&amp;zwnj;وگو با بهروز شیدا، منتقد، نویسنده و پژوهشگر ادبی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/02/24138&quot;&gt;حق شادی و زخم&amp;zwnj;های تاریخی - در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، پژوهشگر تاریخ ایران&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/26/23962&quot;&gt;سکس، شادی و حقوق بشر- گفت&amp;zwnj;وگو با مژگان کاهن، روان&amp;zwnj;شناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/09/24336&quot;&gt;حق شادی، حق انتقاد - در گفت&amp;zwnj;وگو با مانا نیستانی، کاریکاتوریست ساکن فرانسه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442&quot;&gt;جامعه ایران و زخم&amp;zwnj;های روحی - در گفت&amp;zwnj;وگو با حسن مکارمی، روانشناس، پژوهشگر و فعال اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/18/24622&quot;&gt;افسردگی، تورم و بحران اقتصادی - گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی، اقتصاد&amp;zwnj;دان و پژوهشگر علوم اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24665&quot;&gt;رقص، شادی و اعتراض- گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، رقصنده باله&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780&quot;&gt;حق شادی، دین و دینداری- گفت&amp;zwnj;وگو با حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر امور دینی و فعال ملی مذهبی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/02/24138#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18347">حق شادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18947">زخم های تاریخی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13837">ناصر مهاجر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Sat, 02 Feb 2013 08:19:58 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24138 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>سکس، شادی و حقوق بشر</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/26/23962</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/26/23962&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگو با مژگان کاهن، روان‌شناس        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;341&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/ravabetejensi7.jpg?1361819903&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسماعیل جلیلوند - از زمانی که زیگموند فروید از اثر گرانقدر کوه یخ معروفش، که&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان ضمیر ناخودآگاه انسان بود رونمایی کرد و اظهار داشت که عنصر اصلی سازنده این کوه، میل جنسی انسان است تا به امروز، پژوهش&amp;zwnj;های گسترده&amp;zwnj;ای در پیوند با اثر امیال جنسی انسان بر سلامت رفتاری و افسردگی و شادمانی او در جامعه طرح شده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;راستی حق برخورداری انسان از شادمانی چه ارتباطی با نگرش&amp;zwnj;های اجتماعی و فردی به روابط جنسی دارد و جامعه با باور&amp;zwnj;ها و قوانین خود در زمینه رابطه جنسی، چگونه می&amp;zwnj;تواند موجب افسردگی یا شادمانی فرد شود؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چهارچوب سلسله گفت&amp;zwnj;وگوهای رادیو زمانه در زمینه حق شادی، درباره پیوند مسئله شادمانی انسان به عنوان یک حق با نوع برخورد فرد و جامعه با مسائل جنسی و عناصر سازنده این برخورد&amp;zwnj;ها، گفت&amp;zwnj;وگویی با مژگان کاهن، روان&amp;zwnj;شناس مقیم بلژیک انجام داده&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;گفت&amp;zwnj;وگو با مژگان کاهن را &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;توانید از طریق فایل صوتی زیر گوش کنید&lt;/span&gt;:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130125_Happiness_06_Sexuality_MojganKahen_IsmaielJalilvand.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot; http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آیا در اعلامیه&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی حقوق بشر در پیوند با روابط جنسی فرد و ارتباط این مسئله با حق شادمانی انسان، مسئلهٔ قابل توجهی طرح شده است؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مژگان کاهن&lt;/strong&gt;: یکی از نکاتی که فکر می&amp;zwnj;کنم در اعلامیه حقوق بشر روی آن تاکید شده است، مسئله اهمیت و احترامی است که برای حریم خصوصی قائل شده&amp;zwnj;اند. همانطور که می&amp;zwnj;دانید لذت جنسی یکی از ابعاد مهم زندگی و حریم خصوصی افراد است و می&amp;zwnj;بینیم در برخی از کشور&amp;zwnj;ها یکی از اشکال نقض حقوق بشر همین دخالت و کنترل در حوزه جنسی زندگی اشخاص و همچنین وضع قوانینی است که برای شخصی&amp;zwnj;ترین تجربیات افراد محدودیت ایجاد می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mojgan.kahen_.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 221px; float: right;&quot; /&gt;مژگان کاهن: کشف رابطه جنسی توسط نوجوانان اگر با اطلاعات صحیح علمی همراه نباشد، می&amp;zwnj;تواند در فرد با احساس تنفر از خود یا بدنش همراه شود و همین که بدنش را به عنوان منشا گناه تجربه کند، می&amp;zwnj;تواند موجب احساس افسردگی شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دیگر اینکه از مفاد حقوق بشر که به بعد جنسی زندگی افراد ربط پیدا می&amp;zwnj;کند، ممنوعیت تبعیض است که می&amp;zwnj;بینیم در برخی از کشورهایی که نقض حقوق بشر داخل آن&amp;zwnj;ها رایج است، نه تنها حریم خصوصی افراد را کنترل می&amp;zwnj;کنند بلکه نوع این کنترل نسبت به اینکه شخص زن یا مرد باشد متفاوت است. بعد مهم رابطه جنسی - در رابطه دگرجنسگرای مردسالار- برای زن،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان انجام وظیفه است و زن تکلیف دارد که حتی اگر لذتی هم از نظر جنسی نبرد، به عنوان انجام وظیفه به این کار در قبال شوهرش تن دهد. این می&amp;zwnj;تواند حالت سکس تحمیلی را پیدا کند و همین می&amp;zwnj;تواند در تناقض با حقوق بشر قرار بگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مورد سوم که در بیانیه حقوق بشر هم در پیوند با آن صحبت شده، مسئله اهمیت عدم آزار و شکنجه هست که این نوع آزار جنسی را می&amp;zwnj;توان در ختنه کردن دختران مشاهده کرد که در برخی از کشور&amp;zwnj;ها انجام می&amp;zwnj;شود و نه تنها باعث شوک روحی دختران، بلکه حتی باعث می&amp;zwnj;شود که یکی از ارگان&amp;zwnj;های جنسی زن که در ارگاسم و لذت جنسی او نقش عمده&amp;zwnj;ای بازی می&amp;zwnj;کند، دچار آسیب&amp;zwnj;های شدید شود. این مسئله زندگی جنسی زن را برای تمام عمر با اختلال مواجه می&amp;zwnj;کند. در مجموع اگر بخواهیم خیلی کلی به این سئوال پاسخ دهیم، من فکر می&amp;zwnj;کنم که در بیانیه حقوق بشر تاکید شده است که امکاناتی باید فراهم شود تا افراد بتوانند در سلامت روحی و جسمی به سر ببرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنطور که تحقیقات بیولوژیک و روان&amp;zwnj;شناسی به ما نشان می&amp;zwnj;دهد، تجربه ارضای جنسی و نتایج و تاثیراتی که از آن حاصل می&amp;zwnj;شود بر جسم و روان ما تاثیر بسزایی دارد. در همین زمینه حق برخورداری از آموزش هم در حقوق بشر قابل طرح است که آموزش جنسی هم بعدی از آموزش محسوب می&amp;zwnj;شود و در ارتباط با اینکه افراد بتوانند یک زندگی جنسی خوب داشته باشند، موثر است و این مسئله می&amp;zwnj;تواند در روابط عاطفی&amp;zwnj;ای که فرد با دیگران برقرار می&amp;zwnj;کند، خیلی تاثیرگذار باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما آیا احساس افسردگی یا شادمانی در فرد پیوندی با نیاز جنسی وی دارد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فکر می&amp;zwnj;کنم که افسردگی و زندگی جنسی فرد روی هم تاثیر متقابل و دوجانبه دارند. بیماری&amp;zwnj;های روحی می&amp;zwnj;توانند به شکل مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر بحران&amp;zwnj;هایی باشند که فرد در پاسخگویی به مسائل جنسی با آن مواجه می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ravabetejensi.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 174px; float: right;&quot; /&gt;شکل&amp;zwnj;گیری هویت جنسیتی بخش مهمی از روند اجتماعی شدن و نیز شکل&amp;zwnj;گیری دستگاه روانی است. جامعه از همان ابتدا نقش&amp;zwnj;های جنسیتی را در قالب&amp;zwnj;های مختلف به کودکان می&amp;zwnj;آموزد و بدینگونه نه تنها شکل&amp;zwnj;دهنده تصویری است که فرد از جنسیت خود دارد، بلکه با قرار دادن او در معرض محرک&amp;zwnj;های متفاوت، توان این را دارد که قابلیت&amp;zwnj;های متفاوتی را نیز در آنها پرورش دهد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خود مسئله کشف رابطه جنسی توسط نوجوانان اگر با اطلاعات صحیح علمی همراه نباشد، می&amp;zwnj;تواند در فرد با احساس تنفر از خود یا بدنش همراه شود و همین که بدنش را به عنوان منشا گناه تجربه کند، می&amp;zwnj;تواند موجب احساس افسردگی شود. نکته&amp;zwnj;ای دیگری هم که می&amp;zwnj;خواستم به آن اشاره کنم این است که حالات روحی ما نه تنها در میل جنسی ما، بلکه در کیفیت رابطه جنسی ما هم اثرگذار است و زندگی جنسی ما هم می&amp;zwnj;تواند روی روحیات&amp;zwnj;مان اثرگذار باشد. بیولوژیست&amp;zwnj;ها نشان داده&amp;zwnj;اند که در زمان ارگاسم، هورمون&amp;zwnj;هایی مثل &amp;laquo;اکسی توسین&amp;raquo; در بدن انسان ترشح می&amp;zwnj;شود که این هورمون به شکل ناخودآگاه و اتوماتیک تجربه شادی و آرامش را در فرد به وجود می&amp;zwnj;آورد و حس دلبستگی به فرد مقابل را در درونش ایجاد می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;رابطه سالم جنسی که متضمن سلامتی و شادابی روحی و جسمی فرد باشد به چه رابطه&amp;zwnj;ای گفته می&amp;zwnj;شود؟ این رابطه چه تاثیری در ایجاد یک جامعه با نشاط دارد و در همین زمینه، چگونه رفتارهایی به لحاظ جنسی بیمارگونه تلقی می&amp;zwnj;شوند؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابطه جنسی سالم رابطه&amp;zwnj;ای است که در آن هر یک از افراد بتوانند ابتدا نسبت به نیاز&amp;zwnj;ها و خواهش&amp;zwnj;های جنسی خود آگاهی داشته باشند و آن را به طرف مقابل هم منتقل کنند و در مقابل وارد دنیای طرف مقابل بشوند، چون هر یک از ما انسان&amp;zwnj;ها تفاوت&amp;zwnj;هایی داریم و در این زمینه&amp;zwnj;ها تفاوت&amp;zwnj;های جنسی هم می&amp;zwnj;تواند مطرح باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهم این است که فرد بتواند وارد دنیای طرف مقابل هم بشود و همزمان بدن خود و طرف مقابلش را بشناسد و اینکه دو طرف بتوانند هم خودشان به لذت جنسی برسند و هم اینکه به دیگری کمک کنند که لذت جنسی را تجربه کند و خوب به طور مشخص اگر بخواهیم بعد اجتماعی این مسئله را در نظر بگیریم، خیلی مشخص است این نکته که آدم&amp;zwnj;ها وقتی از لحاظ رابطه جنسی به ارضا می&amp;zwnj;رسند، در بعد خانواده نیز موفق&amp;zwnj;تر عمل می&amp;zwnj;کنند و این تاثیر خیلی زیادی می&amp;zwnj;تواند در نوع ارتباط و دیالوگ برقرار کردن آنها داشته باشد. چنین افرادی آرامش بیشتری دارند، بیشتر می&amp;zwnj;توانند با هم گفت&amp;zwnj;وگو کنند و زندگی بهتری داشته باشند. در جامعه و در محیط کار آرام&amp;zwnj;تر هستند و احساس شادی بیشتری دارند و همینطور این مسئله در ارتباط با پدیده&amp;zwnj;های اجتماعی مثل فساد و فحشا هم حتما اثرگذار است. بیماری&amp;zwnj;های جنسی هم انواع و دلایل خیلی مختلفی دارند. انواع گرایش&amp;zwnj;های خودآزارانه و دیگر آزارانه، یک نوع از این بیماری&amp;zwnj;ها هستند، چرا که فرد با آزار دادن دیگری یا خودش احساس ارضای جنسی پیدا می&amp;zwnj;کند، پدوفیلی یا گرایش به رابطهٔ جنسی با کودکان نیز در همین زمینه قابل طرح است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;شکل&amp;zwnj;گیری هویت جنسی یک فرد تا چه حد از باور&amp;zwnj;ها و قوانین یک جامعه اثر می&amp;zwnj;پذیرد و بحران در شکل&amp;zwnj;گیری هویت جنسی یا عدم سازگاری یک شخص با جنسیت خود چه اثراتی را می&amp;zwnj;تواند بر افسردگی یا شادمانی شخص و جامعه داشته باشد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من ترجیح می&amp;zwnj;دهم اصطلاح &amp;quot;هویت جنسیتی&amp;quot; را به کار ببرم چون به طور مشخص در بر گیرنده نقش هنجارهای اجتماعی نیز هست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ravabetejensi2.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 139px; float: right;&quot; /&gt;اگر یکی از دو جنس علایق خود را به سمت نقش&amp;zwnj;هایی که به جنس مخالف نسبت داده می&amp;zwnj;شود، بروز دهد در بسیاری ازموارد می&amp;zwnj;تواند باعث انگشت&amp;zwnj;نما شدن فرد و حتی ایزوله شدن او شود و ما شاهد بروز افسردگی و اضطرابی هستیم که در این افراد از نگاه منفی محیط اطراف نشئت می&amp;zwnj;گیرد. این مسئله در مورد گرایش&amp;zwnj;های جنسی فرد به همجنسش نیز به میزان زیادی به چشم می&amp;zwnj;خورد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هویت جنسیتی تحت تاثیر شدید محیطی است که کودک در آن به دنیا آمده است و رشد می&amp;zwnj;کند؛ به خاطر اینکه در خانواده و اجتماعی که در آن به دنیا می&amp;zwnj;آییم، حتی پیش از تولد ما ، یکسری تصورهایی از دختر بودن یا پسر بودن وجود دارد و زمانی که متولد می&amp;zwnj;شویم پدر و مادر این تصورات را به شکل خودآگاه یا ناخودآگاه به ما منتقل می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روان&amp;zwnj;شناسان اجتماعی تحقیقات زیادی در این زمینه انجام داده&amp;zwnj;اند و معتقدند که هویت جنسیتی بیشتر محصول جامعه است. شکل&amp;zwnj;گیری هویت جنسیتی بخش مهمی از روند اجتماعی شدن و نیز شکل&amp;zwnj;گیری دستگاه روانی است. جامعه از همان ابتدا نقش&amp;zwnj;های جنسیتی را در قالب&amp;zwnj;های مختلف به کودکان می&amp;zwnj;آموزد و بدینگونه نه تنها شکل&amp;zwnj;دهنده تصویری است که فرد از جنسیت خود دارد، بلکه با قرار دادن او در معرض محرک&amp;zwnj;های متفاوت، توان این را دارد که قابلیت&amp;zwnj;های متفاوتی را نیز در آنها پرورش دهد. بدینگونه تفاوت&amp;zwnj;های این محرک&amp;zwnj;ها و نیز تفاوت انتظاراتی که از افراد بر اساس جنسیت&amp;zwnj;شان وجود دارد، به میزان زیادی در بروز تفاوت&amp;zwnj;های جنسیتی آن&amp;zwnj;ها نقش بازی می&amp;zwnj;کند. بدین ترتیب در روند اجتماعی شدن، کودک برای اینکه در اجتماع و گروه پذیرفته شود به طور خودآگاه و ناخودآگاه شبیه نرم&amp;zwnj;های اجتماع می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شکل&amp;zwnj;گیری هویت جنسیتی از طریق انتقال این رفتارهای اجتماعی و نیز تصاویر ذهنی است که در اجتماع در قبال جنسیت وجود دارد و در ابعاد ذهنی، عاطفی، بیانی و سایر ابعاد شخصیتی خود را بروز می دهد. در بسیاری از جوامع، تصاویری کلیشه&amp;zwnj;ای از نقش&amp;zwnj;های جنسیتی [به خصوص هویت دوگانه زن و مرد] وجود دارد و اگر یکی از دو جنس علایق خود را به سمت نقش&amp;zwnj;هایی که به جنس مخالف نسبت داده می&amp;zwnj;شود، بروز دهد در بسیاری ازموارد می&amp;zwnj;تواند باعث انگشت&amp;zwnj;نما شدن فرد و حتی ایزوله شدن او شود و ما شاهد بروز افسردگی و اضطرابی هستیم که در این افراد از نگاه منفی محیط اطراف نشئت می&amp;zwnj;گیرد. این مسئله در مورد گرایش&amp;zwnj;های جنسی فرد به همجنسش نیز به میزان زیادی به چشم می&amp;zwnj;خورد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ولی در پیوند با اینکه زن بودن یا مرد بودن چه تاثیری می&amp;zwnj;تواند روی تصویری که فرد از بدنش و به طور مشخص بخش سکسوالیته و تجربه&amp;zwnj;ای که از خود و بدنش دارد، داشته باشد، باید گفت خصوصا در جوامع سنتی نقش جنسیت فرد در بروز مشکلات روحی و جنسی انکارناپذیر است. این قضیه در نوجوان&amp;zwnj;ها خیلی بارز است، چرا که خیلی مهم است که نوجوان بتواند از بدن خود تصویری هماهنگ و مثبت داشته باشد، ولی ما می&amp;zwnj;بینیم که در بین دختران در جوامع سنتی این قضیه داشتن تصویر مثبت از بدن خیلی پیچیده می&amp;zwnj;شود. در این جوامع تصویری منفی و آلوده از زن و ارگان تناسلی او ارائه می&amp;zwnj;دهند، خصوصا برای دختران، مسئله عادت ماهانه نیز می&amp;zwnj;تواند به این نکته دامن بزند چرا که خونریزی زن، تصویری ذهنی مثبتی را در خانواده و جامعه ارائه نمی&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;با توجه به نگرش&amp;zwnj;های منفی و محدودیت&amp;zwnj;هایی که در پیوند با برخورد علمی و منطقی با روابط جنسی شهروندان در ایران وجود دارد، اثر این نگرش&amp;zwnj;ها را بر شادمانی یا افسردگی نوجوانان و جوانان ایرانی چگونه ارزیابی می&amp;zwnj;کنید؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ravabetejensi6.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 150px; float: right;&quot; /&gt;سرکوب&amp;zwnj;های جنسی می&amp;zwnj;تواند قابلیت&amp;zwnj;های کاری و تحصیلی فرد را تحت تاثیر قرار دهد و به حالت وسواس ذهنی تبدیل شود. معمولا گروه&amp;zwnj;هایی که در آن دو جنس وجود دارند، خیلی دینامیک&amp;zwnj;تر هستند و می&amp;zwnj;شود تصور کرد که جداسازی دختران و پسران در مدارس و محیط&amp;zwnj;های کاری، جدای از اینکه باعث می&amp;zwnj;شود از دنیای جنس مخالف به دور بمانند، تاثیر خوبی روی فضای محیط نمی&amp;zwnj;گذارد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من فکر می&amp;zwnj;کنم که خیلی موثر است، به این خاطر که وقتی خصوصاً نسل جوان در محرومیت جنسی به سر می&amp;zwnj;برد، می&amp;zwnj;تواند در ابعاد مختلف، سلامت جامعه را تحت تاثیر خودش قرار دهد، به خاطر اینکه باعث می&amp;zwnj;شود از یک طرف، تعداد جوان&amp;zwnj;هایی که به دلیل محرومیت&amp;zwnj;های جنسی دچار اختلال&amp;zwnj;های روحی می&amp;zwnj;شوند افزایش یابد (سکسولوژیست&amp;zwnj;ها هم به ما می&amp;zwnj;گویند که محرومیت جنسی، سلامت فرد را با مشکل مواجه می&amp;zwnj;کند که افسردگی یکی از این مشکلات است. اضطراب&amp;zwnj;های شدید و خصوصاً اختلال&amp;zwnj;های روحی در جوان&amp;zwnj;ها نیز از نتایج چنین وضعیتی هستند)، نکته دیگر اینکه وقتی محرومیت جنسی در جامعه زیاد باشد، عدم سلامت در روابط جنسی مطرح می&amp;zwnj;شود، چرا که فرد در مواجهه با شریک جنسی، فقط بعد جنسی این رابطه را در نظر می&amp;zwnj;گیرد و این محرومیت جنسی می&amp;zwnj;تواند باعث این شود که جنبه&amp;zwnj;های دیگر این فرد مورد توجه قرار نگیرد یا اینکه می&amp;zwnj;تواند باعث احساس وحشت نسبت به شریک جنسی شود، چرا که در او احساسات آمیخته به گناه ایجاد می&amp;zwnj;کند. مسئله دیگر این است که سرکوب&amp;zwnj;های جنسی می&amp;zwnj;تواند قابلیت&amp;zwnj;های کاری و تحصیلی فرد را تحت تاثیر قرار دهد و به حالت وسواس ذهنی تبدیل شود. معمولا گروه&amp;zwnj;هایی که در آن دو جنس وجود دارند، خیلی دینامیک&amp;zwnj;تر هستند و می&amp;zwnj;شود تصور کرد که جداسازی دختران و پسران در مدارس و محیط&amp;zwnj;های کاری، جدای از اینکه باعث می&amp;zwnj;شود از دنیای جنس مخالف به دور بمانند، تاثیر خوبی روی فضای محیط نمی&amp;zwnj;گذارد، برای اینکه با هم بودن، می&amp;zwnj;تواند موجب ایجاد فضایی پر انرژی&amp;zwnj;تر و دینامیک&amp;zwnj;تر شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما در ارتباط با نقش آموزش در پیشگیری از افسردگی و بیماری&amp;zwnj;های جنسی، چه مواردی باید مورد توجه قرار بگیرد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من فکر می&amp;zwnj;کنم که زمینه&amp;zwnj;های مسئله آموزش جنسی به قبل از دوران مدرسه بازمی&amp;zwnj;گردد، چرا که باید بعد فرهنگی را در نظر بگیریم. اینکه خیلی از خانواده&amp;zwnj;ها با سکوت درباره مسائل جنسی، این مسائل را به تابو تبدیل می&amp;zwnj;کنند، بچه&amp;zwnj;ها خیلی زود می&amp;zwnj;فهمند که نه تنها سئوال کردن در این زمینه&amp;zwnj;ها ممنوع است، بلکه هر عملی که به نوعی در ارتباط با سکسوالیته، حتی اگر در حوزه ذهنی هم باشد به شدت وقیح است و تمام این&amp;zwnj;ها باعث می&amp;zwnj;شود که تصویر شنیعی از امیال جنسی ارائه شود و به خاطر این من روی این مسئله تاکید می&amp;zwnj;کنم که نقش خانواده در این زمنیه مهم است و همزمان که روی کودک کار می&amp;zwnj;شود باید روی خانواده&amp;zwnj;ها هم کار شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آیا بروز تخیلات جنسی در افراد، می&amp;zwnj;تواند ناشی از افسردگی و بیماری جنسی یک فرد باشد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تخیلات جنسی لزوماً منفی نیستند و در روان&amp;zwnj;شناسی این مسئله برعکس است؛ به خاطر اینکه این تخیلات بخش عمده&amp;zwnj;ای از زندگی جنسی ما هستند. نکته&amp;zwnj; مهمی که در اینجا لازم است تذکر دهیم این است که تخیلات جنسی را باید از&amp;laquo; هذیان&amp;raquo; و &amp;laquo;توهم&amp;raquo; که از عوارض بعضی بیماری&amp;zwnj;های روحی است، متمایز کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; تخیلات جنسی در انسان امری طبیعی است که نقش آماده&amp;zwnj;سازی او را برای رابطه&amp;zwnj; جنسی و همینطور برآورده کردن یک سری از نیازهای دیگر، برعهده دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این ولی به معنای این نیست که هرچه که در ذهن یک فرد می&amp;zwnj;گذرد، بخواهد آن را در واقعیت هم انجام دهد. اینکه فردی بخواهد تمام خواهش&amp;zwnj;های جنسی خود را در واقعیت پیاده کند می تواند نشانی از بیماری باشد. در صورتی که ذهن انسان این قابلیت را دارد که با تصویرهایی که از رابطه&amp;zwnj;های غیر قابل پذیرش در جامعه از رابطه جنسی می&amp;zwnj;سازد، این مسئله را در روانش حل و فصل کند، ولی خب مهم این است که فرد بداند که این در ذهنش می&amp;zwnj;گذرد و نباید آن را به دنیای واقعی ببرد. در جوامعی که فشار جنسی زیاد است، می&amp;zwnj;شود تصور کرد که این تخیلات جنسی برای فرد کافی نباشند و چنین فشاری بر رفتار اجتماعی انسان اثرگذار شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;پرونده &amp;laquo;حق شادی&amp;raquo; در گروه جامعه زمانه، زیر نظر سپیده شایان و با مشارکت و همکاری اسماعیل جلیلوند (در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، حسن مکارمی، حسن یوسفی اشکوری، مژگان کاهن و بهروز شیدا)، آیدا قجر(در گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، شهلا شفیق و سعید پیوندی)، بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده (در گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی و مانا نیستانی)، نعیمه دوستدار (در گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی)، حسین نوش&amp;zwnj;آذر (مقاله شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان)، سارا روشن (در گفت&amp;zwnj;و گو با محمدرضا نیکفر) و اکبر فلاحیان (ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر) تهیه شده است.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;گفت و گوهای حق شادی را می توانید از طریق لینک های زیر بخوانید:&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22464&quot;&gt;ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23401&quot;&gt;حقوق بشر و افق دید ما- در گفت&amp;zwnj;وگو با محمدرضا نیکفر، نویسنده و پژوهشگر- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق شادی- در گفت&amp;zwnj;وگوبا محمدرضا نیکفر، بخش دوم و پایانی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23521&quot;&gt;اندوهباری نظام آموزشی در ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با سعید پیوندی، جامعه&amp;zwnj;شناس و استاد دانشگاه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/01/15/23554&quot;&gt;شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23679&quot;&gt;مرگ&amp;zwnj;پرستی حکومت ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با شهلا شفیق، جامعه&amp;zwnj;شناس، پژوهشگر و فعال حقوق زنان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;پیوند شادی با محیط زیست سالم &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی، استاد دانشگاه وکارشناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;محیط زیست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23510&quot;&gt;شادی در سکوت ممکن نیست- گفت&amp;zwnj;وگو با بهروز شیدا، منتقد، نویسنده و پژوهشگر ادبی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/02/24138&quot;&gt;حق شادی و زخم&amp;zwnj;های تاریخی - در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، پژوهشگر تاریخ ایران&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/26/23962&quot;&gt;سکس، شادی و حقوق بشر- گفت&amp;zwnj;وگو با مژگان کاهن، روان&amp;zwnj;شناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/09/24336&quot;&gt;حق شادی، حق انتقاد - در گفت&amp;zwnj;وگو با مانا نیستانی، کاریکاتوریست ساکن فرانسه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442&quot;&gt;جامعه ایران و زخم&amp;zwnj;های روحی - در گفت&amp;zwnj;وگو با حسن مکارمی، روانشناس، پژوهشگر و فعال اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/18/24622&quot;&gt;افسردگی، تورم و بحران اقتصادی - گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی، اقتصاد&amp;zwnj;دان و پژوهشگر علوم اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24665&quot;&gt;رقص، شادی و اعتراض- گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، رقصنده باله&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780&quot;&gt;حق شادی، دین و دینداری- گفت&amp;zwnj;وگو با حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر امور دینی و فعال ملی مذهبی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/26/23962#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18347">حق شادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%DA%A9%D8%B3">سکس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18795">مشکلات روحی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12971">مژگان کاهن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8590">نیاز جنسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Sat, 26 Jan 2013 15:10:35 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23962 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>جوک‌های قومیتی و مسئله همبستگی ملی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/12/04/22291</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/12/04/22291&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در گفت‌وگو با خالد توکلی، پژوهشگر اجتماعی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اسماعیل جلیلوند        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;303&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/ethnicracismjokes4.jpg?1354993658&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسماعیل جلیلوند - جوک&amp;zwnj;هایی که ما ایرانی&amp;zwnj;ها برای هم تعریف می&amp;zwnj;کنیم، تا اندازه&amp;zwnj; زیادی به شوخی با قومیت&amp;zwnj;ها و لهجه&amp;zwnj;های خاص وابسته است. جمله&amp;zwnj;&amp;zwnj;های خنده&amp;zwnj;داری که هرقدر هم بامزه باشند، در نهایت در برابر این سئوال قرارمان می&amp;zwnj;دهند که آیا واقعاً این تنها راه شاد کردن مردم است؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20121109_EthniCjokes_KhaleqeTavakkoli_ismaeiljalilvand.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;منشاء این جوک&amp;zwnj;های قومیتی چیست و چه تبعاتی برای جامعه دارند؟ آیا باید این مسئله را نشانه&amp;zwnj; یک بیماری اجتماعی در ایران بدانیم؟ آیا ممکن است این وضعیت را در ایران کنترل کرد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تلاش برای پیدا کردن جواب این سئوال&amp;zwnj;ها، بهانه&amp;zwnj; گفت&amp;zwnj;وگویی با خالد توکلی، پژوهشگر اجتماعی در ایران شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;چرا در ایران جوک&amp;zwnj;هایی که حاوی مضامین توهین&amp;zwnj;آمیز علیه برخی از قومیت&amp;zwnj;ها و شهرها است، حضورشان تا این حد در ادبیات غیر رسمی جامعه ملموس است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;خالد توکلی:&lt;/strong&gt; دلایل متعدد و مختلفی می&amp;zwnj;تواند داشته باشد؛ از دلایل تاریخی و ساختاری گرفته تا دلایل سیاسی، رقابت قومی و حتی می&amp;zwnj;تواند علل فردی و ذوقی هم داشته باشد. برای نمونه، من می&amp;zwnj;توانم به یکی دو مورد اشاره کنم:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ethnicracismjokes7.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 123px;&quot; /&gt;ایران یک جامعه&amp;zwnj; افسرده است. امکان ابراز وجود در آن خیلی کم وجود دارد. امکان اینکه مردم بتوانند از شادی&amp;zwnj;های جامعه&amp;zwnj; استفاده کنند، خیلی کم است و به دلایل فردی و ذوقی به این نوع از خنده و شادی به واسطه جوک&amp;zwnj;های قومیتی در جامعه روی آورده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مثلاٌ ناسیونالیسم یا سیاست یکسان&amp;zwnj;ساز دوران پهلوی و ناتوانی آن دوران و حتی دوران بعدی در ایجاد یک هویت ملی مشترک و همبستگی ملی، فکر می&amp;zwnj;کنم یکی از دلایل مهم این جوک&amp;zwnj;هاست. مسئله&amp;zwnj; دیگری که باید خیلی مهم باشد، رقابت&amp;zwnj;های قومی در تهران است. می&amp;zwnj;دانید که تهران تاریخ خیلی دیرینه&amp;zwnj;ای ندارد و مهاجرت وسیع روستاییان یا افرادی از اقوام و ساکنان شهرهای دیگر به تهران، نوعی رقابت را بین تهرانی&amp;zwnj;ها و دیگران ایجاد کرد که این تعارض به شکل این جوک&amp;zwnj;ها خود را نشان داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;علاوه بر این&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توانیم به سرمایه اجتماعی درون&amp;zwnj;گروهی که در بین اقوام وجود دارد و سیاست&amp;zwnj;های توسعه&amp;zwnj; نابرابر در ایران هم اشاره کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایران یک جامعه&amp;zwnj; افسرده است. امکان ابراز وجود در آن خیلی کم وجود دارد. امکان اینکه مردم بتوانند از شادی&amp;zwnj;های جامعه&amp;zwnj; استفاده کنند، خیلی کم است و به دلایل فردی و ذوقی به این نوع از خنده و شادی به واسطه جوک&amp;zwnj;های قومیتی در جامعه روی آورده&amp;zwnj;اند. من فکر می&amp;zwnj;کنم، این دلایل روی هم رفته، می&amp;zwnj;تواند جزو علل این مسئله باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما می&amp;zwnj;توان این وضعیت را نشانه&amp;zwnj; نوعی بیماری اجتماعی در ایران دانست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر منظور از بیماری اجتماعی &amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;social problem&lt;/span&gt;باشد، می&amp;zwnj;توانیم از دو جنبه آن را نگاه کنیم؛ از آنجایی که واکنش&amp;zwnj;ها و حساسیت&amp;zwnj;ها نسبت به انتشار این گونه جوک&amp;zwnj;ها زیاد نیست، نمی&amp;zwnj;توانیم بگوییم که این یک مسئله&amp;zwnj; اجتماعی است. گاهی حتی از سوی خود افراد متعلق به قومیت&amp;zwnj;ها هم این جوک&amp;zwnj;ها منتشر می&amp;zwnj;شود و نوعی همراهی را مشاهده می&amp;zwnj;کنیم. در نتیجه، نمی&amp;zwnj;توانیم بگوییم این یک مسئله&amp;zwnj; اجتماعی است، اما از آنجایی که پیامدهای منفی اجتماعی می&amp;zwnj;تواند داشته باشد، می&amp;zwnj;تواند همبستگی ملی را تضعیف کند و همچنین سرمایه اجتماعی درون&amp;zwnj;گروهی را گسترش بدهد و منجر به این بشود که تعصب&amp;zwnj;های قومی یا تصورات قالبی در جامعه به وجود بیاید، پس می&amp;zwnj;توانیم بگوییم یک بیماری اجتماعی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;این مسئله&amp;zwnj; خاص ایران است یا اینکه در کشورهای دیگر هم وجود دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در اکثر کشورهای دنیا، تا آنجایی که من مطالعه دارم، این مسئله هست. مثلاٌ بین اسکاتلندی&amp;zwnj;ها و انگلیسی&amp;zwnj;ها چنین چیزی وجود دارد یا بین رنگین&amp;zwnj;پوست&amp;zwnj;ها، شاید به اشکال مختلف، این نوع رقابت و این نوع تعارض وجود دارد. من فکر نمی&amp;zwnj;کنم خاص ایران است، ولی در ایران شیوه و سبک خاص خودش را دارد و خیلی هم ادامه پیدا کرده است و به صورت خیلی وسیعی منتشر می&amp;zwnj;شود. شاید تفاوتی که در ایران وجود دارد، این است که در ایران خیلی وسیع است و اقوام مختلف را در بر می&amp;zwnj;گیرد. به همین دلیل، عده&amp;zwnj;ای شاید معتقد باشند که این شاید علل ساختاری یا علل سیاسی داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تبعات این وضعیت برای جامعه چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشکلات عدیده&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;تواند در پی داشته باشد. یکی اینکه همبستگی و هویت ملی را به شدت تضعیف می&amp;zwnj;کند. یعنی شاید کشور را تبدیل کند به جزیره&amp;zwnj;های مجزا از همدیگر. در کشوری که همبستگی ملی وجود نداشته باشد، باز این نوع جوک&amp;zwnj;ها و این نوع روابط قومی بازتولید می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در سطح فردی هم می&amp;zwnj;تواند نوعی عدم اعتماد به نفس در افراد وابسته به این اقوام به وجود بیاورد، مثلاٌ بعضی از این اقوام کاری کنند که بچه&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان به زبان فارسی صحبت کنند یا از اینکه وابسته به آن قوم هستند، به نوعی نگران باشند و آن را اظهار نکنند. نوعی عدم اعتماد به نفس به وجود می&amp;zwnj;آید و شاید نوعی از خودبیگانگی هم در پی آن به وجود بیاید. یعنی هیچ انگیزه&amp;zwnj;ای برای حفظ آداب و رسوم خودشان، حفظ فرهنگ خودشان نداشته باشند و به نوعی، از خودبیگانگی در سطح جامعه، در بین اقوام به وجود بیاید و افرادی بی&amp;zwnj;انگیزه و افرادی بی&amp;zwnj;اعتماد به نفس در جامعه شکل بگیرند. ضمن این، ممکن است تعارض&amp;zwnj;های قومی را هم زیاد کند و مشکلاتی را برای کشور به وجود بیاورد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;از همبستگی ملی صحبت کردید. به نظرتان، در اینجا قومیت&amp;zwnj;ها قربانی لفظ &amp;quot;همبستگی ملی&amp;quot; نمی&amp;zwnj;شوند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/discriminiationracism12.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 150px;&quot; /&gt;در اکثر کشورهای دنیا، تا آنجایی که من مطالعه دارم، این مسئله هست. مثلاٌ بین اسکاتلندی&amp;zwnj;ها و انگلیسی&amp;zwnj;ها چنین چیزی وجود دارد یا بین رنگین&amp;zwnj;پوست&amp;zwnj;ها، شاید به اشکال مختلف، این نوع رقابت و این نوع تعارض وجود دارد. من فکر نمی&amp;zwnj;کنم خاص ایران است، ولی در ایران شیوه و سبک خاص خودش را دارد و خیلی هم ادامه پیدا کرده است و به صورت خیلی وسیعی منتشر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این به تفسیری برمی&amp;zwnj;گردد که از همبستگی ملی وجود دارد. آیا همبستگی ملی با لحاظ کردن تفاوت&amp;zwnj;ها و به رسمیت شناختن تفاوت&amp;zwnj;ها و تنوع در جامعه همراه است یا همبستگی ملی مساوی و مترادف با یکسان&amp;zwnj;سازی فرهنگی است. من فکر می&amp;zwnj;کنم مشکل در اینجاست که همبستگی ملی را بر اساس تنوع تعریف نمی&amp;zwnj;کنند. در واقع همبستگی ملی را بر اساس سیاست یکسان&amp;zwnj;سازی و مشابهت&amp;zwnj;سازی فرهنگی نگاه می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این سیاست &amp;quot;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;assimilation&lt;/span&gt;&amp;quot; (یکسان&amp;zwnj;سازی) که از دوران پهلوی در ایران رواج پیدا کرده، یکی از مهم&amp;zwnj;ترین عوامل تشدیدکننده&amp;zwnj; این نوع رفتار در جامعه&amp;zwnj; ایرانی است. ما باید نگرش و تعریفی را که نسبت به همبستگی ملی و هویت ملی داریم تغییر بدهیم. وقتی این تعریف تغییر کرد، تا حدی مشکل حل می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ولی علاوه بر این&amp;zwnj;ها، مهاجرت&amp;zwnj;های وسیعی که وجود دارند نیز نقش دارند. در برخی از شهرها که مهاجرت&amp;zwnj;های وسیع از روستا به شهر وجود دارد، تضاد بین روستایی و شهری بزرگ و برجسته می&amp;zwnj;شود. در شهری مثل تهران، وقتی اقوام می&amp;zwnj;رفتند در شهر تهران ساکن می&amp;zwnj;شدند و هرکدام محله یا منطقه&amp;zwnj;ای را به خودشان اختصاص می&amp;zwnj;دادند، این تضاد و تعارض برجسته شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;باید همزمان با اینکه تعریف&amp;zwnj;مان از همبستگی تغییر می&amp;zwnj;کند و بر اساس تنوع و تفاوت همبستگی ملی را تعریف می&amp;zwnj;کنیم، سیاست توسعه&amp;zwnj;ای هم تغییر کند و مناطق محروم را هم در بر بگیرد. وقتی مهاجرت نشود، طبیعی است که برخورد هم کمتر می&amp;zwnj;شود و وقتی برخورد کمتر شد، جوک درست کردن و تحقیر همدیگر هم خیلی کمتر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حجم این جوک&amp;zwnj;ها و فکاهی&amp;zwnj;ها در مورد اقوام مختلف متفاوت است. این چه دلیلی دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فکر می&amp;zwnj;کنم نوع برخورد افراد اقوام مختلف با این نوع جوک&amp;zwnj;ها در این زمینه نقش دارد. مثلاً کردها یا بلوچ&amp;zwnj;ها به شدت با این مسئله برخورد می&amp;zwnj;کنند. در حالی&amp;zwnj; که در میان اقوام دیگر، شاید بعضی&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها&amp;zwnj;ی&amp;zwnj;شان همراهی نیز کنند و اصلاً خودشان جوک&amp;zwnj;ها را بسازند یا تعریف کنند و در جامعه منتشر کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ethnicracismjokes5.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 157px;&quot; /&gt;عامل دیگری که می&amp;zwnj;تواند این نوع جوک&amp;zwnj;ها را کم کند، این است که همبستگی ملی به صورت واقعی تقویت بشود یا در جامعه&amp;zwnj; مدنی، یا در جامعه&amp;zwnj; علمی، امکان بحث و گفت&amp;zwnj;وگو در این زمینه ایجاد شود. امروزه ما می&amp;zwnj;بینیم که اعتراض می&amp;zwnj;شود، مثلاً کاریکاتوری را می&amp;zwnj;کشند و اعتراض زیادی در مناطق ترک&amp;zwnj;نشین می&amp;zwnj;شود، ولی هیچ&amp;zwnj;وقت صدا و سیما این امکان را به جامعه&amp;zwnj;شناسان، مردم&amp;zwnj;شناسان، یا روان&amp;zwnj;شناسان و دیگر دانشمندان علوم انسانی نمی&amp;zwnj;دهد که بیایند و در این مورد بحث کنند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دلیل دیگر هم نوع رقابتی است که از دوران قاجار با فرهنگ مرکز شروع شد. کردها یا بلوچ&amp;zwnj;ها کمتر در دوران قاجار با همدیگر رقابت داشتند و آن حساسیتی که نسبت به ترک&amp;zwnj;ها وجود داشت، نسبت به مثلاٌ کردها وجود نداشت. به نظر من، این هم می&amp;zwnj;تواند مسئله&amp;zwnj; مهمی باشد. میزان مهاجرت به تهران هم فکر می&amp;zwnj;کنم می&amp;zwnj;تواند عامل مهمی باشد که کردها باز کمتر به تهران مهاجرت کرده&amp;zwnj;اند و اگر بر اساس ناسیونالیسم فارسی و ناسیونالیسم ایرانی هم بخواهیم مسئله را تعریف کنیم، باز می&amp;zwnj;توان این را در مورد ترک&amp;zwnj;ها گفت که شاید در ناسیونالیسم ایرانی در مقطعی به آنها به عنوان یک خطر نگاه شده است و ترک&amp;zwnj;ها را بخشی از ایران یا جزئی از فرهنگ ایرانی نمی&amp;zwnj;دانستند. در حالی&amp;zwnj; که حداقل در مورد زبان و فرهنگ کردی، در ناسیونالیسم ایرانی، این شیوه&amp;zwnj; برخورد وجود ندارد، این طرز تلقی مشاهده نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;با چه ابزارها و راهکارهایی می&amp;zwnj;شود این وضعیت را کنترل کرد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک راهکار این است که واقعاً مردم امکان ابراز شادی را داشته باشند، مردم شادتر بشوند و راه&amp;zwnj;های دیگری برای ابراز شادی به وجود بیاید. نه اینکه از این راه مردم بخواهند بخندند و به نوعی از افسردگی دربیایند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عامل دیگری که می&amp;zwnj;تواند این نوع جوک&amp;zwnj;ها را کم کند، این است که همبستگی ملی به صورت واقعی تقویت بشود یا در جامعه&amp;zwnj; مدنی، یا در جامعه&amp;zwnj; علمی، امکان بحث و گفت&amp;zwnj;وگو در این زمینه ایجاد شود. امروزه ما می&amp;zwnj;بینیم که اعتراض می&amp;zwnj;شود، مثلاً کاریکاتوری را می&amp;zwnj;کشند و اعتراض زیادی در مناطق ترک&amp;zwnj;نشین می&amp;zwnj;شود، ولی هیچ&amp;zwnj;وقت صدا و سیما این امکان را به جامعه&amp;zwnj;شناسان، مردم&amp;zwnj;شناسان، یا روان&amp;zwnj;شناسان و دیگر دانشمندان علوم انسانی نمی&amp;zwnj;دهد که بیایند و در این مورد بحث کنند، علل مختلف این مسئله را بسنجند و کم&amp;zwnj;کم به مردم آگاهی بدهند که این می&amp;zwnj;تواند مشکلات عدیده&amp;zwnj;ای را برای جامعه به وجود بیاورد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من فکر می&amp;zwnj;کنم، اگر در حوزه&amp;zwnj; مدنی یا حوزه&amp;zwnj; عمومی و در سطح دانشمندان این مسئله مورد کندوکاو قرار بگیرد و امکان بحث وجود داشته باشد، فوراً این مشکل خیلی کمتر می&amp;zwnj;شود و مردم می&amp;zwnj;توانند درک کنند که ضرر و زیان این جوک&amp;zwnj;ها، از فایده&amp;zwnj;هایش خیلی بیشتر است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;عکس اول&lt;/strong&gt;: خنده، اثر یو مینجون&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/12/04/22291#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17606">جوک‌های قومیتی‌</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9177">خالد توکلی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14723">قومیت‌ها</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4524">نژادپرستی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17607">همبستگی ملی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Tue, 04 Dec 2012 14:02:23 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22291 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تجاوز در روابط زناشویی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/11/24/22024</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/11/24/22024&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگو با محسن مالجو، پژوهشگر اجتماعی- بخش نخست        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اسماعیل جلیلوند         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;302&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/spousal_rape2.jpg?1354120688&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اسماعیل جلیلوند - امروزه ضرورت بررسی علمی و دقیق آسیب&amp;zwnj;های اجتماعی در ایران، غیر قابل انکار به نظر می&amp;zwnj;رسد؛ آن هم زمانی که بسیاری از پژوهشگران اجتماعی کشور، بر این باورند که جامعه با موجی از آسیب&amp;zwnj;های پیچیده و رو به گسترش روبه&amp;zwnj;رو شده است و برای کاستن از شدت خسارت&amp;zwnj;های اجتماعی و انسانی این آسیب&amp;zwnj;ها، چاره&amp;zwnj;ای جز پذیرفتن این مسئله از سوی جامعه و حکومت و انتقال ضرورت مهار آن به خودآگاه جمعی جامعه وجود ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	در این میان شاید دشواری بررسی معضلات رخ داده در حریم خانواده، از سایر آسیب&amp;zwnj;های اجتماعی بیشتر هم باشد. در همین زمینه در پیوند با دو موضوع &amp;quot;تجاوز جنسی شوهر به همسر خود&amp;quot; و دیدگاه قانون و جامعه در این زمینه و همینطور &amp;quot;تجاوزهای جنسی خانگی به کودکان دختر&amp;quot;، گفت&amp;zwnj;وگویی با محسن مالجو، پژوهشگر مسائل زنان در ایران انجام داده&amp;zwnj;ایم که در دو قسمت منتشر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تجاوز جنسی مرد به زن چه تعریفی در قوانین کیفری ایران دارد؟ آیا اصلاً تجاوز مرد به همسرش در قوانین کیفری ایران مجازاتی دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;محسن مالجو&lt;/strong&gt;: قبل از هر نکته&amp;zwnj;ای لازم است بگویم در شرایط فعلی، اصولاً ایران فاقد هرگونه قانون مجازات است. چون در حال حاضر بیشتر از یک سال است که مدت اجرای آزمایشی قانون مجازات اسلامی به پایان رسیده و هنوز هم قانونی به عنوان قانون مجازات به تصویب نرسیده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از این نکته که بگذریم باید بگویم ما اصلاً در قانون واژه&amp;zwnj;ای به عنوان تجاوز جنسی نداریم و این عبارت در قانون، زنای به عنف معنی شده و گفته شده که زنا، عبارت است از جماع مرد و زنی که علقه زوجیت بین آن&amp;zwnj;ها نبوده و از موارد وطی به شبهه نیز نباشد. درواقع زنا رابطه بین زن و مردی است که باهم ازدواج نکرده&amp;zwnj;اند و باز در قانون آمده که زنای به عنف که با قهر و غلبه زانی صورت بگیرد، مجازاتش اعدام است. در واقع، هیچ موردی در قانون ما درباره رابطه جنسی اجباری بین زن و مردی که باهم ازدواج کرده&amp;zwnj;اند، وجود ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بنابراین چیزی که شما با عنوان تجاوز در بستر زناشویی از آن یاد می&amp;zwnj;کنید، چه معنایی دارید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خیلی جا&amp;zwnj;ها وقتی من درباره تجاوز جنسی شوهر به زن صحبت می&amp;zwnj;کنم، اکثر افراد با شک و تردید به این مسئله می&amp;zwnj;نگرند: &amp;laquo;چی؟ تجاوز شوهر به همسر خودش؟ یعنی چی؟ مگه می&amp;zwnj;شه؟&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mohsen.maljoo.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 244px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;محسن مالجو: اگر ما تجاوز را اجبار در برقراری رابطه جنسی علی&amp;zwnj;رغم مخالفت فرد مقابل می&amp;zwnj;دانیم، چرا باید بین مرد به عنوان شوهر و مرد به عنوان بیگانه تفاوتی قائل باشیم؟ اگر مسئله حرمت جسمانی و کنترل فرد بر بدن خود است، نباید تعرض جسمانی از جانب شوهر یا مردی دیگر فرق داشته باشد، مگر اینکه هدف از این قوانین، بیش از حفظ حرمت جسمانی زنان، دفاع از حق مالکیت مردان باشد. من فکر نمی&amp;zwnj;کنم شوهری که حرمت جسمانی همسرش را نادیده گرفته و باعث فروپاشی روانی او می&amp;zwnj;شود، کمتر از مرد غریبه&amp;zwnj;ای که این اعمال را در محیط خارج از خانه انجام می&amp;zwnj;دهد، قابل سرزنش باشد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;میزان پذیرش یا عدم پذیرش این موضوع، به تعریفی که در ذهن افراد جامعه از واژه تجاوز وجود دارد، برمی&amp;zwnj;گردد. اگر تجاوز اینگونه تعریف شود که هرگونه برقراری رابطه جنسی با کاربرد زور یا بدون آن، و بدون رضایت طرف مقابل، تجاوز است، دیگر فرقی ندارد که آن مرد یک غریبه باشد یا شوهر یک زن.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینجا تجاوز در رابطه زناشویی معنا پیدا می&amp;zwnj;کند. اما وقتی در اذهان عموم و حتی بسیاری از متخصصان علوم اجتماعی، تجاوز جنسی تنها به رابطه جنسی و مبتنی بر زور یک مرد با زنی گفته می شود که همسرش نیست، در واقع احتمال وقوع تجاوز از سوی شوهر نسبت به همسر منتفی قلمداد می&amp;zwnj;شود. بنابراین می&amp;zwnj;بینیم که میزان قبول یا رد تجاوز در بستر زناشویی به عنوان یکی از اقسام خشونت خانوادگی، به فرهنگ روابط جنسی زن و شوهر در جوامع برمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فکر می&amp;zwnj;کنم بد نباشد که توضیحی هم درباره مسئله رضایت در رابطه جنسی بدهم که معنای آن مربوط به زمانی است که دو نفر با اراده و توافق برابر با تماس جنسی موافق باشند، پس برای جلوگیری از اطلاق تجاوز جنسی، لازم است که اصولاً در هر مرحله از برقراری رابطه، طرفینی که وارد عمل جنسی می&amp;zwnj;شوند از انجام آن رضایت داشته باشند. رضایت باید آزادانه، بدون فشار، زور، تهدید یا ترس باشد و همچنین طرفین باید احساس کنند هر وقت که بخواهند، می&amp;zwnj;توانند آن رابطه را ترک کنند. بنابراین تسلیم شدن به&amp;zwnj;خاطر ترس، یا به خاطر گریز از بروز احساسات بد در مرد و همچنین به واسطه زور و اجبار روانی و ... نشان می&amp;zwnj;دهد رضایت از رابطه جنسی وجود ندارد. این حالت مخصوصاً زمانی که طرفین دارای قدرت برابر نیستند بیشتر وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما تجاوز جنسی یک مرد به همسرش بیشتر ناشی از روان&amp;zwnj;پریشی مرد است، یا باید آن را ناشی از نوع نگاه جامعه به حقوق مرد و زن در رابطه زناشویی بدانیم؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخشی از موضوع به مسائل روانی برمی&amp;zwnj;گردد، اما بخش اصلی آن به نظر من اجتماعی است. در واقع این تفکر وجود دارد که وقتی زن در موقع ازدواج رضایت خودش را اعلام کرده، خود را برای تمام عمر در اختیار شوهرش قرار داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از طرف دیگر مسئله احساس مالکیت مرد نسبت به همسرش نیز در این زمینه مطرح است. دقیقآ نکته&amp;zwnj;ای که در ارتباط با تجاوز جنسی پدر به دختر هم وجود دارد. مگر خیلی از شوهر&amp;zwnj;ها همسرشان را در جمع، منزل صدا نمی&amp;zwnj;کنند؟ یا چیزی که خیلی شنیدیم: چار دیواری، اختیاری. یعنی هر آن چیزی که در چارچوب خانه هست، به من تعلق دارد، از جمله همسرم، پس اختیار هرگونه رفتار با او را دارم و رفتار من با همسرم ارتباطی به شخص دیگر ندارد. بنابراین تا زمانی که همسر جزو اموال شخصی مردان محسوب شود، تجاوز شوهر به زن نیز می&amp;zwnj;تواند برای مردان بی&amp;zwnj;معنی باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در قوانین کیفری ایران، مرد تا کجا مجاز به انجام خشونت جنسی بدون کیفر علیه همسر خود است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/spousal_rape1.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 180px;&quot; /&gt;تجاوز در روابط زناشویی می&amp;zwnj;تواند طیفی از پیامدهای روانی، جسمانی و اجتماعی را برای زنان به همراه داشته باشد. مهم&amp;zwnj;ترین پیامدش هم برای زن&amp;zwnj;ها و هم برای مرد&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;تواند کاهش میل جنسی و بیزاری از رابطه جنسی و به تبع آن بی&amp;zwnj;علاقه شدن به همسر باشد. خود این مسئله می&amp;zwnj;تواند در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت منجر به خیانت روحی یا جنسی زن به مرد، افسردگی، خودکشی، اعتیاد، درد در آلت تناسلی، تهوع مداوم، ایجاد جراحت در ناحیه باسن، اختلال در خواب یا خوراک و پرخاشگری و خیلی از موارد دیگر برای زن باشد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئله بر سر اختلاف نظر درباره خشونت و تجاوز جنسی است و مطمئنأ قانون و قانونگذاران خواهان خشونت علیه زنان نیستند، اما چیزی که من و شما آن را خشونت جنسی و تجاوز جنسی می&amp;zwnj;دانیم، از نظر قانون اصلأ خشونت نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای من اقدام به رابطه جنسی با یک فرد مرده، یک بیماری فوق&amp;zwnj;العاده خطرناک است و فردی که مرتکب آن می&amp;zwnj;شود باید تحت درمان قرار بگیرد، اما در قانون آمده که جماع با میت زناست، مگر جماع زوج با زوجه متوفای خود که زنا نیست، ولی موجب شلاق تا ۷۴ ضربه می&amp;zwnj;شود. در ارتباط با خشونت فیزیکی قانون داریم، اما در ارتباط با تجاوز جنسی و خشونت&amp;zwnj;های جنسی شوهر به همسر در قانون ما، هیچ حد و مرزی وجود ندارد و مرد با &amp;laquo;کشتزار&amp;raquo; خودش هرکاری که بخواهد می&amp;zwnj;تواند انجام دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرد رئیس خانواده است و زن از نظر قانونی موظف است در هر شرایطی از او تمکین کند. طبق قانون مرد می&amp;zwnj;تواند در صورت عدم تمکین زن، نفقه او را پرداخت نکند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نظر خیلی از قضات و افراد دیگر، برقراری رابطه جنسی انحرافی با همسر حتی منع شرعی هم ندارد و اگر زنی شوهری منحرف داشته باشد، باید در بستر زناشویی تن به هر نوع رابطه&amp;zwnj;ای بدهد و چنین زنی نمی&amp;zwnj;تواند به دادگاه مراجعه کند و علیه شوهرش به اتهام اینکه او را وادار به رابطه جنسی اجباری به هر شکلی کرده شکایت کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین زن ایرانی به موجب قانون باید همواره برای تامین نیاز&amp;zwnj;ها و تمایلات جنسی شوهر در دسترس باشد و آمادگی داشته باشد. به نظرمن تا زمانی که قانونی به اسم تمکین وجود دارد، مفاهیمی مثل رابطه جنسی برابر، خود مختاری جنسی یا حرمت جسمانی که از حقوق اولیه هر انسانی است، معنا پیدا نمی&amp;zwnj;کند، اما اگر همین عمل تجاوز از سوی مردی غیر از همسر باشد، مجازات سختی هم در دین و هم در قانون برایش تعیین شده است. در واقع اگر ما تجاوز را اجبار در برقراری رابطه جنسی علی&amp;zwnj;رغم مخالفت فرد مقابل می&amp;zwnj;دانیم، چرا باید بین مرد به عنوان شوهر و مرد به عنوان بیگانه تفاوتی قائل باشیم؟ اگر مسئله حرمت جسمانی و کنترل فرد بر بدن خود است، نباید تعرض جسمانی از جانب شوهر یا مردی دیگر فرق داشته باشد، مگر اینکه هدف از این قوانین، بیش از حفظ حرمت جسمانی زنان، دفاع از حق مالکیت مردان باشد. من فکر نمی&amp;zwnj;کنم شوهری که حرمت جسمانی همسرش را نادیده گرفته و باعث فروپاشی روانی او می&amp;zwnj;شود، کمتر از مرد غریبه&amp;zwnj;ای که این اعمال را در محیط خارج از خانه انجام می&amp;zwnj;دهد، قابل سرزنش باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آیا خود قربانیان این تجاوز&amp;zwnj;ها معتقد به این هستند که مورد تجاوز قرار گرفته&amp;zwnj;اند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/spousal_rape5.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 107px;&quot; /&gt;از سوی دیگر سنت و عرف هم از خصوصی بودن روابط زناشویی حمایت کرده است. اینکه بین زن و مرد در اتاق خواب&amp;zwnj;شان چه رخ می&amp;zwnj;دهد، به کسی مربوط نمی&amp;zwnj;داند و به همین خاطر خیلی از زن&amp;zwnj;ها که تجربه مشترک تلخی در این زمینه دارند در برابر آن سکوت می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این عقاید فرهنگی آن چنان در زندگی سنتی افراد ریشه کرده است که حتی خود زنان هم اسیر چنین باورهایی می&amp;zwnj;شوند، به هر حال زنان هم به همین شکل جامعه&amp;zwnj;پذیر شده&amp;zwnj;اند و خیلی وقت&amp;zwnj;ها خود آن&amp;zwnj;ها هستند که نابرابری را باز تولید می&amp;zwnj;کنند و خیلی از کلیشه&amp;zwnj;ها را به نسل بعد آموزش می&amp;zwnj;دهند، در واقع همه قربانی هستیم، قربانی کلیشه&amp;zwnj;های جنسیتی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زنی که باور دارد کامجویی جنسی از او تحت هر شرایطی حق شوهرش است و وقتی شوهرش با خشونت و به شدید&amp;zwnj;ترین نوع به او تجاوز می&amp;zwnj;کند، احساس نمی&amp;zwnj;کند که تجاوزی صورت گرفته و اگر هم حس بدی داشته باشد، آن را تجاوز نمی&amp;zwnj;داند، به چه دلیل است؟ به این دلیل است که فکر می&amp;zwnj;کند وظیفه خود را در برابر شوهرش انجام داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سوی دیگر سنت و عرف هم از خصوصی بودن روابط زناشویی حمایت کرده است. یعنی اینکه بین زن و مرد در اتاق خواب&amp;zwnj;شان چه رخ می&amp;zwnj;دهد را به کسی مربوط نمی&amp;zwnj;داند و به همین خاطر خیلی از زن&amp;zwnj;ها که تجربه مشترک و تلخی در این زمینه دارند در برابر آن سکوت می&amp;zwnj;کنند. بار&amp;zwnj;ها شده وقتی با خانمی صحبت کردم و بین بحث پرسیدم که آیا تا به حال مورد تجاوز شوهر خودت قرار گرفته&amp;zwnj;ای؟ سریع می&amp;zwnj;گوید: نه، تجاوز نکرده، ولی مثلاً یکبار که من اصلاً در شرایط درستی نبودم، مرا کتک زده و بعد با من همخوابگی کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;این تجاوز از طرف همسر چه تبعاتی برای زنان و خانواده دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تجاوز در روابط زناشویی می&amp;zwnj;تواند طیفی از پیامدهای روانی، جسمانی و اجتماعی را برای زنان به همراه داشته باشد. مهم&amp;zwnj;ترین پیامدش هم برای زن&amp;zwnj;ها و هم برای مرد&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;تواند کاهش میل جنسی و بیزاری از رابطه جنسی و به تبع آن بی&amp;zwnj;علاقه شدن به همسر باشد. خود این مسئله می&amp;zwnj;تواند در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت منجر به خیانت روحی یا جنسی زن به مرد، افسردگی، خودکشی، اعتیاد، درد در آلت تناسلی، تهوع مداوم، ایجاد جراحت در ناحیه باسن، اختلال در خواب یا خوراک و پرخاشگری و خیلی از موارد دیگر برای زن باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آیا تا به امروز در میان تشکل&amp;zwnj;های مختلف زنان، حمایتی از زنان آسیب&amp;zwnj;دیده از این نوع خشونت خاص در ایران شده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مطمئنأ جواب منفی است. ما حتی نهاد حمایتی مناسبی برای زنانی که مورد تجاوز یک مرد غریبه یا حتی پدر خودشان قرار می&amp;zwnj;گیرند و قانون برای آنها مجازات اعدام هم مشخص کرده است نداریم، چه برسد به زنی که شوهرش او را مورد تجاوز قرار داده است. از دیده قانون و شرع مرد از اموالش بهره برده است و مرد هم اجازه نمی&amp;zwnj;دهد کسی او را در رابطه با ضایع کردن مالی که برای خودش است، بازخواست کند. نه! هیچ نهاد حمایتی برای پشتیبانی از این زنان وجود ندارد.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/11/24/22024#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C">تجاوز جنسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17415">تجاوز در روابط زناشویی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17416">حرمت جسمانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8389">مالکیت بر بدن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17414">محسن مالجو</category>
 <pubDate>Sat, 24 Nov 2012 17:11:09 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">22024 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>ما و حافظه تاریخی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2012/11/18/21801</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2012/11/18/21801&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;281&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/hafezehtarikhi.jpg?1353606086&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسماعیل جلیلوند - شاید چندان عجیب نباشد که مردم ایران گاهی در تنگنای مشکلات اقتصادی و محدودیت&amp;zwnj;ها و محرومیت&amp;zwnj;های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، بگویند: &amp;quot;کاش اصلاً انقلاب نمی&amp;zwnj;شد&amp;quot; یا &amp;quot;چقدر شرایط ایران پیش از انقلاب خوب بود&amp;quot;.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید عده&amp;zwnj;ای دیگر نیز با شنیدن چنین جملاتی بپرسند: اگر شرایط پیش از انقلاب خوب بود، پس چرا ملت انقلاب کردند؟ بعد هم بگویند: ما ایرانی&amp;zwnj;ها حافظه تاریخی نداریم. حالا، واقعاً ما ایرانی&amp;zwnj;ها حافظه تاریخی نداریم؟ به فرض که نداشته باشیم، با نداشتن آن، چه چیزهایی را از دست می دهیم؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در پیوند با همین موضوع با دکتر پریسا ساعد، روانشناس اجتماعی گفت&amp;zwnj;وگویی کرده&amp;zwnj;ایم که آن را از طریق لینک زیر می&amp;zwnj;شنوید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20121116_HistoricalMemory_Parisa_Saed_EsmaeilJalilvand.mp3  &quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2012/11/18/21801#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17257">حافظه تاریخی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17256">پریسا ساعد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/haft-koocheh">هفت کوچه</category>
 <pubDate>Sun, 18 Nov 2012 12:28:55 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21801 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تحریم و دموکراسی </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/08/16784</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/08/16784&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اسماعیل جلیلوند        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;470&quot; height=&quot;304&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/sanctions.jpg?1342115108&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اسماعیل جلیلوند &amp;minus; این روزها شاید هیچ واژه&amp;zwnj;ای به اندازه تحریم در گفت&amp;zwnj;وگوهای روزمره مردم ایران به کار نرود. در جامعه، آثار تحریم&amp;zwnj;ها در زمینه&amp;zwnj;های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی قابل مشاهده است. این در حالی است که عده&amp;zwnj;ای تحریم&amp;zwnj;ها را فرصتی برای ایجاد شکاف در ساختار قدرت و غرق شدن حکومت در باتلاق ناکارآمدی می&amp;zwnj;دانند. اما تحریم&amp;zwnj;های همه جانبه مخالفانی نیز دارند و نظر اکثر این مخالفان معطوف است بر اثرات منفی تحریم&amp;zwnj;ها بر قشرهای آسیب پذیر جامعه و ناکارآمد بودن این فشارهای اقتصادی در تغییر منش و روش حکومت جمهوری اسلامی.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موضوع این نوشته نقد تحریم&amp;zwnj;های وضع شده است از زاویه تشریح علل ناکارآمدی و مخاطرات این تحریم&amp;zwnj;ها برای تحولی در ساختار سیاسی به سوی دموکراسی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چرایی و اهداف تحریم&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمود احمدی نژاد در تاریخ ۲۲ فرودین ماه سال ۱۳۸۸، خبر دستیابی به چرخه&amp;zwnj;ی سوخت هسته&amp;zwnj;ای را در ایران اعلام کرد. در لحظه&amp;zwnj;ی اعلام این خبر در دانشگاه علوم رضوی در مشهد که نوعی پیام بین المللی به شمار می&amp;zwnj;رفت، سران ارشد نظامی ایران در کنار وی حضور داشتند، در حالی که در عرف بین المللی در زمان اعلام چنین اخباری از سوی شخص اول دستگاه اجرایی کشور، معاون اول و وزیر امور امور خارجه در کنار رییس جمهور قرار می&amp;zwnj;گیرند. آیا این یک پیام نظامی به غرب بود؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و پرسش اساسی این بود و هست که:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا ایران واقعا به دنبال سلاح هسته&amp;zwnj;ای است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر هست چه هدفی را از دستیابی به آن دنبال می&amp;zwnj;کند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چه تفاوتی بین جمهوری اسلامی اتمی و پاکستان اتمی که در ساختار قدرت آن بنیادگرایان پرنفوذ هستند، وجود دارد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جمهوری اسلامی چه تفاوتی با حکومت&amp;zwnj;های استبدادی منطقه دارد که واکنش قدرت&amp;zwnj;های جهانی را بر می&amp;zwnj;انگیزد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مسئله&amp;zwnj;ی حقوق بشر عربستان و امارات یا ایران، کدام کارنامه&amp;zwnj;ی سیاه تری دارند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حمایت از گروه&amp;zwnj;های سلفی مذهبی مانند القاعده که بنیادگرایی مذهبی را به شدیدترین شکل ممکن ترویج می&amp;zwnj;کنند، کدام یک نقش موثرتری دارند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کدام یک از متحدان غیر دموکراتیک غرب برای ایجاد تحولات دموکراتیک مورد فشار شدید قدرت&amp;zwnj;های جهانی بوده اند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از قدرت&amp;zwnj;های جدید اقتصادی و سیاسی در ساختار نسبتا بستۀ سیاست بین الملل استقبال گرمی به عمل نمی&amp;zwnj;آید، چرا که این قدرت&amp;zwnj;ها&amp;zwnj;ی کوچک، توازن سیاسی نظام بین الملل را با بحران مواجه می&amp;zwnj;کنند. در مقابل قدرت&amp;zwnj;های بزرگ می&amp;zwnj;کوشند از طریق ایجاد اتحاد و ائتلاف&amp;zwnj;های متعدد سیاسی و اقتصادی وبرقراری توازن قدرت در میان بازیگران کوچک منطقه ای، ضمن حفظ متحدان قابل اعتماد، برای اهداف دراز مدت خود نیز برنامه ریزی کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما به همان میزان که مسئله&amp;zwnj;ی نفوذ در کشورهای کوچک برای قدرت&amp;zwnj;های جهانی حائز اهمیت است برای قدرت&amp;zwnj;های منطقه ای، بازدارندگی از حملات نظامی و اقتصادی قدرت&amp;zwnj;های بزرگ لازم و ضروری به نظر می&amp;zwnj;رسد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایران راه اتصال منطقه&amp;zwnj;ی خلیج فارس به آسیای میانه و قفقاز است، از کوتاهترین و به صرفه&amp;zwnj;ترین راه&amp;zwnj;های جغرافیایی ترانزیت کالا بوده و بازار مصرف اقتصادی بزرگی دارد، افکار عمومی آن نیز بسیار بیش از سایر کشورهای منطقه به غرب تمایل دارد. از سوی دیگر ایران از غنی&amp;zwnj;ترین کشورهای جهان به لحاظ منابع طبیعی به شمار می&amp;zwnj;رود و ایدئولوژی مسلط شیعی، مزیت نسبی آن برای اثر گذاری بر کشورها و جنبش&amp;zwnj;های کوچک&amp;zwnj;تر شیعی مذهب منطقه است که تمایل کمتری به قدرت&amp;zwnj;های سنی مذهب مانند عربستان دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این میان قدرت&amp;zwnj;های درگیر در عرصه&amp;zwnj;ی جهانی که در حال حاضر چین و روسیه از یک سو و آمریکا و اتحادیه اروپا در سوی دیگرند، می&amp;zwnj;کوشند ضمن جلوگیری از گسترش دایره نفوذ ایران، این کشور را به حوزه&amp;zwnj;ی نفوذ سیاسی خود تبدیل کنند. حوزه&amp;zwnj;ی نفوذی که در حال حاضر به دلائل متعدد تاریخی و سیاسی بیش از غرب در اختیار چین و روسیه است.&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در صورت وقوع جنگ احتمالی که می&amp;zwnj;تواند تمام منطقه در برگیرد، حضور اپوزیسیون و مخالفان در جامعه فاقد معنا و مفهوم خواهد بود و استقلال سیاسی و اقتصادی ایران که تنها دستاورد انقلاب و جنگ برای کشور است با خطر مواجه خواهد شد. علاوه بر این روشن نیست که جنگ تا چه زمانی به طول خواهد انجامید و برقراری ثبات سیاسی در کشور تا چه زمانی به محاق خواهد رفت. تحریم&amp;zwnj;های شدید اقتصادی &amp;minus; چه این تحریم&amp;zwnj;ها به هر شیو ه&amp;zwnj;ای منجر به تغییر حکومت شود و چه با دریافت امتیازاتی از حکومت به آن&amp;zwnj;ها خاتمه داده شود &amp;minus; صرفا به تعویق توسعه سیاسی و اجتماعی در ایران منجر خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حاکمان ایران نیز می&amp;zwnj;کوشند ضمن حفظ نظم و انسجام داخلی کشور با هر ابزار مشروع یا نامشروع، حوزه&amp;zwnj;ی نفوذ قدرت خود را در منطقه گسترش دهند. در این راستا اثر گذاری بر حزب الله لبنان، حکومت&amp;zwnj;های سوریه، عراق و افغانستان و جنبش&amp;zwnj;های جهادی ضد اسرائیلی از مهمترین اهداف منطقه&amp;zwnj;ای جمهوری اسلامی هستند. از سوی دیگر جمهوری اسلامی می&amp;zwnj;کوشد در حوزه&amp;zwnj;ی فرا منطقه&amp;zwnj;ای نیز به میزان توانش حضور داشته باشد. تلاش برای عضویت در پیمان همکاری&amp;zwnj;های شانگهای، حضور اقتصادی در کشورهای آمریکای جنوبی و کوشش برای برقراری ارتباط با حکومت اسلام گرای مصر از نمونه این فعالیت&amp;zwnj;ها هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ادامه&amp;zwnj;ی همین مسیر است که جمهوری اسلامی می&amp;zwnj;خواهد که به توان تولید سوخت هسته&amp;zwnj;ای دست یابد، چرا که دست&amp;zwnj;یابی بهآن به معنای توانایی ایران در ساخت سلاح هسته&amp;zwnj;ای نیز خواهد بود. از طرفی به نظر می&amp;zwnj;رسد که حاکمان ایران از عواقب ویران کننده&amp;zwnj;ی استفاده از سلاح&amp;zwnj;های هسته&amp;zwnj;ای بی&amp;zwnj;خبر نباشند، اما تلاش احتمالی برای دست یابی به چنین سلاح&amp;zwnj;هایی به یقین در راستای تقویت بازدارندگی نظامی حکومت و حفظ قدرت و نفوذ آن در منطقه و تضمیینی برای ادامه&amp;zwnj;ی مسیر در راهی است که تا پیش از این پیموده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از طرف دیگر قدرت&amp;zwnj;های جهانی در این مورد رفتار دوگانه&amp;zwnj;ای با ایران دارند. از یک سو همگی می&amp;zwnj;کوشند که دایره&amp;zwnj;ی قدرتجمهوری را اسلامی را محدود نمایند و از سوی دیگر با توجه به تمایل ایران به چین و روسیه به عنوان متحدان جهانی، دچار تقابل منافع شده و به اتخاذ مواضع متضاد روی می&amp;zwnj;آورند. به عبارت دیگر اتخاذ رویکرد تحریم&amp;zwnj;های شدید اقتصادی به دلیل پیگیری اهداف کلان اقتصادی و سیاسی قدرت&amp;zwnj;های جهانی است که در پی ایجاد توازن استراتژیک در منطقه&amp;zwnj;ی خلیج فارس و خاورمیانه هستند و مسئله پرونده&amp;zwnj;ی هسته&amp;zwnj;ای ایران، متاسفانه درست به مانند مسئله&amp;zwnj;ی حقوق بشر تنها یکی از ابزارهای استراتژیک برای پیگیری اهداف سیاسی بوده و لزوما استقرار حکومت دموکراتیک در ایران را دنبال نمی&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آسیب&amp;zwnj;های ناشی از تحریم&amp;zwnj;ها در زمینه اجتماعی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وابستگی شدید بودجه&amp;zwnj;ی عمومی و عمرانی جمهوری اسلامی به صادرات نفتی در کنار مسئله بحران مشروعیت، از پاشنه&amp;zwnj;های آشیل اصلی حکومت به شمار می&amp;zwnj;روند. طبق آمار منتشره از سوی مرکز پژوهش&amp;zwnj;های مجلس، میزان وابستگی مستقیم بودجه سال ۹۱ کشور به نفت در حدود ۶ / ۴۶ درصد عنوان شده است؛ این در حالی است که درآمدهای غیر مستقیم ناشی از تجارت نفت و اثر آن بر بودجه در این آمار در نظر گرفته نشده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نتایج منفی اجتماعی محتمل برای تحریم&amp;zwnj;ها که در ارتباط مستقیم با مسئله&amp;zwnj;ی دموکراسی&amp;zwnj;خواهی در ایران هستند، می&amp;zwnj;توان به درگیر شدن طبقه&amp;zwnj;ی متوسط در نیازهای اقتصادی و کاسته شدن از توان حرکت سیاسی آن اشاره کرد. علاوه بر این، آثار اقتصادی تحریم&amp;zwnj;ها، تهی&amp;zwnj;دستان جامعه را در وضعیت خط قرمز قرار داده و بر میزان وقوع جرم و ناهنجاری&amp;zwnj;های اجتماعی می&amp;zwnj;افزاید، توسعه&amp;zwnj;ی اجتماعی و فرهنگی در کشور را کند می&amp;zwnj;کند و باعث خروج گسترده تر نخبگان از کشور می&amp;zwnj;شود. از سوی دیگر دست حکومت برای سرکوب معترضان و فعالین سیاسی در چنین شرایطی بیش از گذشته باز خواهد بود و نتیجه&amp;zwnj;ی مستقیم این مسئله ضعیف تر شدن احتمال شکل گیری اپوزیسیون کارآمد و به محاق رفتن بحث جامعه مدنی در ایران است. در چنین شرایطی از احتمال واگذاری مجدد قدرت به اصلاح طلبان درون حکومتی، با توجه به احتمال شکل گیری شورش&amp;zwnj;های اجتماعی در کشور کاسته خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی رغم اینکه تمایل به استقرار حکومت دموکراتیک و سکولار در قشرهای وسیعی از ایرانیان قابل مشاهده است و شکل گیری چنین خواستی نتیجه منطقی رشد شهر نشینی و توسعه آموزش و ارتباطات در کشور است، بدون پی ریزی نهادهای مدنی قدرتمند عملا امکان سخت افزاری تحقق دموکراسی در ایران در آینده&amp;zwnj;ی نه چندان دور ممکن نخواهد بود، چرا که ساختار متمرکز قدرت و سنت استبداد سیاسی در ایران، در کنار تضادهای قومیتی و وابستگی اقتصاد به درآمدهای غیر مولد، مانع از تحقق آن می&amp;zwnj;گردد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;واکنش&amp;zwnj;های محتمل حکومت به تحریم&amp;zwnj;ها و نتایج آن&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جمهوری اسلامی یک حکومت ایدئولوژیک است که هر روز بیش از گذشته به نهادهای نظامی و امنیتی وابسته شده و از مردم فاصله می&amp;zwnj;گیرد و با توجه به مسئله&amp;zwnj;ی بحران شدید مشروعیت برای ادامه&amp;zwnj;ی حیات خود به تقویت نهادهای نظامی وابسته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این در حالی است که رهبران جمهوری اسلامی هر نوع عقب&amp;zwnj;گرد از مواضع خود را به معنای سقوط نظام می&amp;zwnj;دانند و برای بقای نظام خود حاضر به پرداخت هیچ امتیازی به معترضان &amp;ndash; حتی معترضان درون حکومتی &amp;minus; نیستند و با توجه به اینکه خود را در راه بدون بازگشتی قرار داده اند، در صورت قرار گرفتن در شرایط بحرانی ممکن است که بدترین گزینه&amp;zwnj;های ممکن را برای بقای خود برگزینند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اگر چه مسئولان حکومت با عواقب جنگ افروزی در منطقه و ابعاد آن ناآشنا نیستند، اما افزایش ۱۲۷ درصدی بودجه نظامی کشور در سال ۹۱ نسبت به سال گذشته و تهدیدهای اخیر در مورد مسدود نمودن تنگه&amp;zwnj;ی هرمز و برگزاری مانورهای پی در پی نظامی در کنار حضور تمام عیار در درگیری&amp;zwnj;های اخیر سوریه نشانه&amp;zwnj;هایی بر تایید این مسئله هستند، که نظام جمهوری اسلامی قدرت را بسادگی به مخالفان واگذار نخواهد کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در صورت وقوع جنگ احتمالی که می&amp;zwnj;تواند تمام منطقه در برگیرد، حضور اپوزیسیون و مخالفان در جامعه فاقد معنا و مفهوم خواهد بود و استقلال سیاسی و اقتصادی ایران که تنها دستاورد انقلاب و جنگ برای کشور است با خطر مواجه خواهد شد. علاوه بر این روشن نیست که جنگ تا چه زمانی به طول خواهد انجامید و برقراری ثبات سیاسی در کشور تا چه زمانی به محاق خواهد رفت. تحریم&amp;zwnj;های شدید اقتصادی &amp;minus; چه این تحریم&amp;zwnj;ها به هر شیو ه&amp;zwnj;ای منجر به تغییر حکومت شود و چه با دریافت امتیازاتی از حکومت به آن&amp;zwnj;ها خاتمه داده شود &amp;minus; صرفا به تعویق توسعه سیاسی و اجتماعی در ایران منجر خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;به رغم تحمیل هزینه&amp;zwnj;های فراوان بر مردم، نزدیک&amp;zwnj;ترین و کم هزینه&amp;zwnj;ترین راه برای استقرار توأمان آزادی و استقلال سیاسی در ایران، تقویت جامعه مدنی و شکل&amp;zwnj;دهی به اپوزیسیون قدرتمند و استفاده&amp;zwnj;ی حداکثری از پتانسیل&amp;zwnj;های داخلی برای ایجاد تحول در کشور است. &amp;nbsp;پیروی از سیاست جنگ و تحریم، ایران را به راهی بهتر از عراق نخواهد برد که کشوری است وابسته و بدون ثبات سیاسی.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/08/16784#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9951">تحریم‌ها</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2091">جامعه مدنی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Sun, 08 Jul 2012 15:04:00 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">16784 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>چرا انقلاب مصر به راه ایران نخواهد رفت؟</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/05/16648</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/05/16648&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اسماعیل جلیلوند        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/iran-egypt.jpg?1341851359&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اسماعیل جلیلوند &amp;minus; پیروزی انقلاب در هیچ یک از کشورهایی که نسیم بهار عربی در سال گذشته در آنان وزیدن گرفت، به اندازه&amp;zwnj;ی مصر حائز اهمیت نبوده است. انقلاب مصر از جهات فراوانی قابل قیاس با انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران است، اما تفاوت&amp;zwnj;های اساسی در زمینه&amp;zwnj;ها و نتایج دو انقلاب به حدی قابل توجه است که گمان نمی&amp;zwnj;رود بر خلاف نگرانی&amp;zwnj;های فراوان موجود، سرنوشتی مشابه با انقلاب ایران در انتظار انقلاب مصر باشد. بیشترین قسمت مرتبط با این نگرانی&amp;zwnj;ها در مورد میزان قدرت و نفوذ بنیادگرایان مذهبی و احتمال شکل گیری دیکتاتوری مذهبی در مصر است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;مقاله&amp;zwnj;ی پیش رو کوششی در جهت تشریح این تفاوت&amp;zwnj;ها و نتایج آن در بعد داخلی و منطقه&amp;zwnj;ای در دو کشور خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&lt;b&gt;نقش و قدرت رهبری انقلاب در دو کشور&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
درست برعکس ایران، انقلاب مصر تحت نفوذ و سیطره&amp;zwnj;ی رهبری کاریزماتیک به پیروز&amp;zwnj;ی نرسید، بلکه شعله&amp;zwnj;های آن در پی انباشت نارضایتی همه جانبه&amp;zwnj;ی مردم از حکومت حسنی مبارک و تحت تاثیر انقلاب تونس، دامنگیر حاکمان آن کشور شد، اما میزان اثر گذاری روح الله خمینی بر انقلاب و افکار انقلابیون در ایران به حدی بود که تا همین روزها نتایج رفتارها و اشتباهات دوران وی بر سیستم سیاسی و حکومتی ایران مشهود است و حتی رهبران اصلاح طلب مخالف حکومت نیز به سخنان و افکار او استناد می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علاوه بر این، اسلام سیاسی مصری &amp;minus; بر خلاف اسلام سیاسی&amp;zwnj;ای که در ایران در قالب مذهب تشیع نگاهش به نقش رهبری کننده علما در در نظریه رادیکال ولایت فقیه بروز یافت &amp;ndash; یک جایگاه و نقش رهبری سیاسی برای علمای سنی مذهب قائل نیست و علمای مصری نیز بر جدایی دین از حکومت و اجرای شریعت در قوانین مدنی و کیفری تاکید بیشتری دارند تا حضور در راس قدرت سیاسی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;222&quot; height=&quot;143&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/tahrir_square.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;توان امید داشت انقلاب مصر بیشتر از آنکه دنبال روی بی و چرای رهبرانش باشد، به وسیله&amp;zwnj;ای برای برون داد افکار عمومی در آن کشور بدل گردد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته مهم دیگر این است که ارتش مصر، برخلاف ارتش ایران انقلابی، به شکل کامل با انقلاب همراه نشد و خود به عنوان یکی از ارکان اصلی قدرت سیاسی در بحران جاری آن کشور باقی ماند و با حضور خود مانع از نابودی کامل نهادهای اساسی قدرت در این کشور و ایجاد خلاء شدید قدرت و نیاز به ظهور رهبری قدرتمند جایگزین در جامعه گردید. از نشانه&amp;zwnj;های این حضور قدرتمند می&amp;zwnj;توان به حفظ دستگاه قضایی وابسته به ارتش، که چند رو پیش حکم انحلال پارلمان اسلام گرای آن کشور صادر را کرد، یا صدور احکام کیفری نه چندان سنگین برای سران برکنار شده&amp;zwnj;ی رژیم سابق در دادگاه عالی این کشور اشاره کرد. همین نفوذ خود را در رد صلاحیت برخی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری نیز نشان داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با توجه به این مسائل می&amp;zwnj;توان امید داشت انقلاب مصر بیشتر از آنکه دنبال روی بی و چرای رهبرانش باشد، به وسیله&amp;zwnj;ای برای برون داد افکار عمومی در آن کشور بدل گردد.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&lt;b&gt;فاصله&amp;zwnj;ی زمانی مابین دو انقلاب&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
فاصله&amp;zwnj;ی زمانی سی و چند ساله&amp;zwnj;ی ما بین دو انقلاب ایران و مصر تنها یک عدد فاقد مفهوم نیست، بلکه معنای آن این است که انقلاب مصر در جهان متفاوتی به پیروزی رسیده است، جهانی که به مانند سال ۱۹۷۹ تحت تاثیر شدید فضای جنگ سرد قرار ندارد و رشد امکانات نوین ارتباطی و رسانه&amp;zwnj;ای از یک سو و توسعه&amp;zwnj;ی شهر نشینی و آموزش عالی و پایه از سوی دیگر بر افکار عمومی آن اثر گذاشته است.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به طبع فضای متفاوت حاکم بر افکار عمومی دو کشور که ناشی از همین تفاوت زمانی است، مردم امروز مصر بسیار بیش از انقلابیون ایران در سال ۵۷، از نتایج استقرار یک دیکتاتوری مذهبی آگاه بوده و از عواقب آن می&amp;zwnj;هراسند. شاید بروز همین هراس از قدرت گرفتن اسلام گرایان بنیادگرا است که موجب انتخاب رییس جمهور این کشور با رای شکننده&amp;zwnj;ای در حدود ۵۱ درصد از آراء شرکت کنندگان در انتخابات شده است.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&lt;b&gt;نوع برخورد کشورهای اسلامی منطقه با دو انقلاب و نتایج آن&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
انقلاب ایران اثر فراوانی بر جنبش&amp;zwnj;های اسلام گرای منطقه داشت، به طوری که پس از پیروز&amp;zwnj;ی آن یاسر عرفات در پاسخ خبرنگاران در مورد نحوه&amp;zwnj;ی سفر بدون تشریفات و هیاهوی خبری و دعوت به ایران اظهار داشت که آمدن به خانه نیاز به تشریفات ندارد. همین طور بسیاری از شخصیت&amp;zwnj;های سیاسی اسلام&amp;zwnj;گرا در منطقه تحت تاثیر افکار روح الله خمینی و پیروزی انقلاب ایران قرار گرفتند، مانند خود انقلابیون ایران که از فراگیر شدن افکار جنبش اخوان المسلمین بنیان&amp;zwnj;گذاری شده توسط حسن البناء تاثیر پذیرفته بودند.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;اما به رغم این همگرایی، تضادهای تاریخی میان ایران و کشورهای عربی به سرعت در روابط ایران و این کشورها آشکار شد. هراس حکام کشورهای همجوار ایران از وقوع انقلاب در آن کشورها در سایه&amp;zwnj;ی حمایت قدرت&amp;zwnj;های جهانی غرب&amp;zwnj;گرا که خود از نفوذ و گسترش کمونیسم در خاورمیانه در هراس بودند در کنار وقایع رخ داده در داخل ایران، همه و همه موجب حمایت یک پارچه&amp;zwnj;ی قدرت&amp;zwnj;های منطقه&amp;zwnj;ای و جهانی از تهاجم به خاک ایران توسط صدام گردید. اثر گذاری اختلافات تاریخی عرب و عجم در این مسئله به حدی بود که صدام نام لشکر خود را &amp;quot;القادصیه&amp;quot; که نام نبرد در هم شکننده&amp;zwnj;ی امپراطوری ساسانیان در صدر اسلام بود، گذاشت و یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادی بخش فلسطین در کنار سایر حکومت&amp;zwnj;ها و جنبش&amp;zwnj;های سنی مذهب منطقه حمایت خود را از صدام برای تهاجم به &amp;quot;خانه&amp;zwnj;اش&amp;quot; اعلام داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مردم مصر به دلائل فراوان سیاسی و اجتماعی، بسیار بیش از ایرانیان دهه&amp;zwnj;ی ۱۹۸۰ میلادی قادر به تعیین سرنوشت خود با کمترین میزان اثر پذیری از عوامل خارجی هستند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آغاز جنگ و قرار گرفتن ایران در شرایط فشار اقتصادی و سیاسی زمینه سرکوب شدید مخالفان استبداد سیاسی و مذهبی در داخل کشور را فراهم آورد و توسعه سیاسی و اجتماعی در ایران را برای چندین سال به اغماء برد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما مصر نه در معرض خطر جنگ قریب الوقوع قرار دارد و نه به طور کامل در دست انقلابیون بنیادگرایی است که خواهان سوق دادن کشور به سمت نظم تک صدایی و استبداد توامان با خفقان سیاسی باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علاوه بر این در صورت رسیدن به ثبات سیاسی، مصر انقلابی، با توجه به موقعیت مهم زئو پلتیک و استراتژیک، حضور اندیشمندان اثر گذار اسلامی مکتب الازهر، جمعیت و وسعت زیاد و منابع عظیم نفتی و طبیعی، سابقه&amp;zwnj;ی طولانی جنبش اخوان المسلمین مصر در مبارزات ضد استعماری و اثر گذاری آن بر سایر جنبش&amp;zwnj;ها منطقه، به عنوان رهبر بالقوه&amp;zwnj;ی جهان عرب، بیش از آنکه برای سایر قدرت&amp;zwnj;های منطقه&amp;zwnj;ای تهدیدی ایدئولوژیک بشمار آید، دوستی قابل اتکاء و اطمینان خواهد بود و رهبران آن نمی&amp;zwnj;توانند جو ضدانقلابی در منطقه و جنگ را به عنوان دستاویزی برای ایجاد استبداد سیاسی در آن کشور قرار دهند و از این جهت نیز امکان سقوط مصر به پرتگاه دیکتاتوری مذهبی به مراتب کمتر از ایران خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;یکپارچگی قدرت در فضای دو کشور بعد از وقوع انقلاب و نتایج آن&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ایران، انقلاب پس پیوستن ارتش به پیروزی رسید و پس از حادثه&amp;zwnj;ی سفارت آمریکا و استعفای دولت موقت، پاکسازی ارتش از نیروهای طرفدار نظام شاهنشاهی و خنثی شدن کودتای نظامی نوژه و با نیز حضور نیروی موازی سپاه که در اوج انقلاب شکل گرفته بود، عملا قدرت به شکل متمرکز در دست نزدیکان رهبر انقلاب قرار گرفت. تجمیع قدرت نظامی و سیاسی در سال&amp;zwnj;های ابتدایی پس از پیروزی انقلاب در کنار وقوع جنگ موجب آن شد که حکومت به اعمال مقتدرانه&amp;zwnj;ی دیدگاه&amp;zwnj;های رهبران خود و تحمیل آن به بخش&amp;zwnj;های ناراضی جامعه مبادرت ورزد. این مسئله از تفاوت&amp;zwnj;های مهم در ساختار قدرت دو کشور در فضای انقلاب است. انتخابات اخیر ریاست جمهوری در مصر به انقلابیون نشان داد که هراس حدود نیمی از جمعیت شرکت کننده در انتخابات از قدرت گرفتن اسلام گرایان به اندازه&amp;zwnj;ای هست که به نخست وزیر رژیم سابق در مقابل این جریان اقبال نشان دهند و البته قابل کتمان هم نیست که احتمالا بخش&amp;zwnj;هایی از آرا مرسی نیز به دلیل عدم تمایل مردم به بازگرداندن شرایط به اوضاع پیش از انقلاب به حساب او ریخته شده باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از طرفی به نظر می&amp;zwnj;رسد رای شکننده&amp;zwnj;ی کسب شده توسط محمد مرسی او را مجبور به تقسیم قدرت با ارتش خواهد نمود و ارتش نیز به میزان قدرت انقلابیون در ایجاد جو خصمانه علیه نیروهای مسلح در صورت عدم تمکین به رای اکثریت مردم آگاه است. این در حالی ست که اسرائیل و قدرت&amp;zwnj;های غربی به مهار انقلاب و ایجاد ثبات در مصر جدید به وسیله&amp;zwnj;ی ارتش این کشور چشم امید دوخته&amp;zwnj;اند. واضح است که در زمان طولانی، ادامه&amp;zwnj;ی اوضاع بدین شکل ممکن نخواهد بود، ولی تقسیم قدرت میان ارتش و اخوان المسلمین به رغم حضور همه&amp;zwnj;ی درگیری&amp;zwnj;ها و مسائل ایجاد شده در شرایط فعلی، می&amp;zwnj;تواند به گذار منطقی آن کشور به سوی حکومت قانون و آزادی&amp;zwnj;های سیاسی منجر گردد.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;در پایان اگر چه نمی&amp;zwnj;توان با یقین هیچ احتمالی را به کنار گذاشت و نقش عوامل اقتصادی و بین المللی را در آینده&amp;zwnj;ی مصر نادیده گرفت، اما واضح است که مردم مصر به دلائل فراوان سیاسی و اجتماعی، بسیار بیش از ایرانیان دهه&amp;zwnj;ی ۱۹۸۰ میلادی قادر به تعیین سرنوشت خود با کمترین میزان اثر پذیری از عوامل خارجی هستند و راهی که مردم و حکومت این کشور برخواهند گزید، در آینده&amp;zwnj;ی خاورمیانه بیش از هر کشور دیگری اثر گذار خواهد بود. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/07/05/16648#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4267">اخوان المسلمین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6584">اسلام‌گرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2474">انقلاب ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13329">مرسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%B5%D8%B1">مصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Thu, 05 Jul 2012 09:22:08 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">16648 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>