<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>پرده نقره اي</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>هوشنگ کاووسی، فیلمفارسی و نقد فیلم در ایران</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/22/25459</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/22/25459&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    درگذشت هوشنگ کاووسی منتقد و کارگردان قديمی سينما در ۹۰ سالگی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;196&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/hokavpj01.jpg?1364037923&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - با درگذشت دکتر هوشنک کاووسی، سینمای ایران یکی از قدیمی&amp;zwnj;ترین و سر&amp;zwnj;شناس&amp;zwnj;ترین منتقدان سینمایی خود را از دست داد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی نوشتن درباره سینما را از سال ۱۳۳۲ در مجله ستاره سینما و نشریات دیگر آغاز کرد و به همراه منتقدانی چون روبرت اکهارت، هژیر داریوش، ماشاءالله ناظریان و سیامک پورزند از مؤسسان نخستین &amp;laquo;انجمن نویسندگان و منتقدان سینمایی ایران&amp;raquo; بود که در سال ۱۳۳۵ تشکیل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی، از معدود منتقدان قدیمی سینمای ایران بود که درس سینما خوانده بود و بعد از پایان تحصیلات سینما در مدرسه ایدک فرانسه به ایران بازگشت و نوشتن نقد فیلم در مطبوعات ایران را آغاز کرد. او اعتقاد سرسختانه&amp;zwnj;ای به تحصیلات آکادمیک در سینما داشت و از این زاویه سینماگران ایرانی را که بیشترشان فاقد تحصیلات آکادمیک در زمینه سینما بودند، تحقیر می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی را باید در واقع پرچمدار مبارزه با &amp;laquo;سینمای فارسی&amp;raquo; دانست که مبارزه با این نوع سینما را خیلی زود و به طور جدی، به عنوان یک جریان مبتذل آغاز کرد. او با لحنی تند و تیز و پرخاشگر، همه عناصر سینمای فارسی از فیلمنامه و کارگردانی گرفته تا بازیگری را به زیر حمله گرفته و منکر هرگونه ارزش سینمایی و هنری برای آن&amp;zwnj;ها شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی، واژه &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; را ابداع کرد که به سرعت به مهم&amp;zwnj;ترین و پرکاربرد&amp;zwnj;ترین اصطلاح غیر ترجمه&amp;zwnj;ای ادبیات سینمایی در ایران تبدیل شد؛ اصطلاحی که هنوز یکی از مهم&amp;zwnj;ترین و کلیدی&amp;zwnj;ترین واژه&amp;zwnj;های رایج در گفتمان انتقادی فیلم در ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;50&quot; style=&quot;width: 200px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/hokavpj02.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 142px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;پرویز جاهد:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;برخورد تحقیرآمیز منتقدان ایرانی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;با پدیده فیلمفارسی و&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;همکاری کاووسی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;با دستگاه ممیزی برای سانسور&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و حذف فیلمفارسی،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;کوشش بیهوده&amp;zwnj;ای بود و نه تنها نتیجه&amp;zwnj;ای نداد بلکه اعتبار او را به عنوان یک منتقد&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;سینمایی مستقل، زیر سؤال برد. کاملاً روشن بود که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;منتقد ایرانی با متوسل شدن به سانسور، نمی&amp;zwnj;توانست&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;جلوی یک پدیده مهم اجتماعی را بگیرد و سینمای بهتری (!) را جایگزین آن کند. به جای آن سازندگان فیلمفارسی را به صف&amp;zwnj;آرایی و جبهه&amp;zwnj;گیری در برابر منتقدان سینمایی واداشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;کاووسی برای تأکید بر ماهیت خاص این واژه و تحمیل معنای مورد نظرش، آن را به شکل سرهم می&amp;zwnj;نوشت. او با اتصال واژه &amp;laquo;فیلم&amp;raquo; به واژه &amp;laquo;فارسی&amp;raquo; و خلق واژه ابداعی &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo;، بر سینمایی نظر داشت که به زعم او نه فیلم بود و نه فارسی بلکه ملغمه&amp;zwnj;ای از این دو بود. توضیح کاووسی برای این&amp;zwnj;کار این بود: &amp;laquo;اصولاً مرکب&amp;zwnj;نویسی همیشه معنای ثالثی را به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آورد. مثلاً وقتی می&amp;zwnj;گوییم گلاب، این کلمه هم گل است و هم آب. اما جدا نمی&amp;zwnj;نویسیم چون می&amp;zwnj;شود گل آب. پس این ترکیب یک معنای ثالث است که هم گل است و هم آب ولی در عین حال نه گل است و نه آب. فیلمفارسی هم چنین ترکیبی است: فیلمفارسی هم فیلم بود و هم فارسی اما در عین حال نه فیلم بود و نه فارسی.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی در توضیح نشانه&amp;zwnj;های فیلمفارسی می&amp;zwnj;گفت: &amp;laquo;آن فیلم&amp;zwnj;ها نه فرم داشتند، نه ساختار و نه قصه. اصلاً به همین دلیل به آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گفتم فیلمفارسی (...) فرانسوی&amp;zwnj;ها به این نوع فیلم&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گویند croppe-de-bic یعنی مدفوع بز یا اگر بخواهند احترام قائل شوند می&amp;zwnj;گویند navep یعنی شلغم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این ترکیب که بسیاری از نویسندگان ایرانی امروزه آن را از نظر زبان&amp;zwnj;شناسی نادرست و به لحاظ معنایی چندپهلو، مبهم و سوءتفاهم&amp;zwnj;برانگیز و جعلی می&amp;zwnj;دانند در طی چندین دهه برای تحقیر جریان مسلط فیلمسازی در ایران به&amp;zwnj;وسیله منتقدان فیلم و سینماگران به&amp;zwnj;کار گرفته شد، به&amp;zwnj;طوری که امروز تقریباً بار معنایی و تئوریک خود را از دست داده و به نوعی ناسزا و توهین تبدیل شده. هرچند درک و برداشت یکسانی از این واژه در نزد منتقدان ایرانی وجود نداشته، با این حال آن&amp;zwnj;ها، بخش عمده محصولات سینمای ایران از اواخر دهه ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۷ را فیلمفارسی حساب کرده&amp;zwnj;اند. در واقع این واژه ترکیبی، درست یا نادرست، خوب یا بد، زشت یا زیبا، نزدیک نیم&amp;zwnj;قرن در نوشته&amp;zwnj;ها و نقدهای منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران تکرار شده است. این تکرار به هر حال بر معانی متعددی دلالت دارد که تعیین&amp;zwnj;کننده نوعی فیلمسازی با ویژگی&amp;zwnj;های خاص در سینمای ایران است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; به تعبیر کاووسی، دلیل بر گرایشی خاص در سینمای ایران نیست بلکه برعکس، به زعم و او و برخی دیگر از منتقدان ایرانی، به کلیت و جریان اصلی سینمای ایران در تمام دوره&amp;zwnj;ها اشاره داشته و گرایش&amp;zwnj;های دیگر در دل آن و یا در مقابل آن شکل گرفته و ظهور کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خسرو دهقان از منتقدان امروز سینمای ایران در مورد کاووسی و واژه &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; ابداعی&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;احترام دکتر کاووسی بر ما و همگان واجب و ضروری است. حق با ایشان است. جای بحث و چانه زدن هم ندارد. حالا دیگر چهل و اندی سال است که می&amp;zwnj;گذرد و گرامر سینمای ایران واژه را در خود پذیرفته و آن را حک کرده است و اما دکتر در آن روزگار پرچمدار بوده و بیش و کم تنها، لرزشی را به بدنه سینمای ایران وارد کرده که پس&amp;zwnj;لرزه&amp;zwnj;هایش تا به امروز حکایتی کهنه&amp;zwnj;نشدنی باقی مانده است.&amp;raquo; (فیلمفارسی چیست؟. نشر ساقی. تهران)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما فیلمفارسی از دید کاووسی واقعاً چه بود و چه مؤلفه&amp;zwnj;هایی داشت؟ کاووسی برای تشریح اصطلاح&amp;zwnj;سازی سینمایی خود از اصطلاح جعلی &amp;laquo;زیر فیلم&amp;raquo; استفاده کرد که در فرهنگ نقد انگلیسی&amp;zwnj;زبان اصلاً وجود ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی در مقاله&amp;zwnj;ای تحت عنوان &amp;laquo;حرف&amp;zwnj;های ماقبل آخر&amp;raquo;، فیلمفارسی را چنین تعریف می&amp;zwnj;کند:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;می&amp;zwnj;گوییم در سینمای کنونی دو دسته فیلم ساخته می&amp;zwnj;شود: فیلمفارسی و فیلم ایرانی. فیلمفارسی به آن دسته از آحاد سینمایی گفته می&amp;zwnj;شود که در مجموعه تکنیک و ساختمان سینمایی آن و در پرداخت و پیشبرد یک داستان، غلط&amp;zwnj;های فاحش دستوری و املایی و انشایی دیده می&amp;zwnj;شود. بنابراین اگر حدی برای یک نقطه صفر ارزشی در سینما قائل گردیم، این فیلم&amp;zwnj;ها به علت تکنیک ناقص بیانی و ساختمان فرمی و مضمونی خود در زیر این حد واقع می&amp;zwnj;گردند و به این جهت آن&amp;zwnj;ها را &amp;quot;زیر فیلم&amp;quot; می&amp;zwnj;نامیم و این اصطلاح از ما نیست بلکه از انگلیسی&amp;zwnj;هاست (under movies). در ایران این دو نوع سینما کاملاً مشخص است، تماشاگرانش مشخص&amp;zwnj;اند، فیلمسازانش مشخص&amp;zwnj;اند و نویسندگان آن نیز (...) پیدایش یک سینمای خوب در کشورهای در حال توسعه، خطری است برای سینمای بی&amp;zwnj;ارزش و &amp;quot;زیر فیلمسازی&amp;quot; موجود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آنچه را کاووسی تحت عنوان فیلمفارسی طبقه&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;کرد، دسته&amp;zwnj;ای از فیلم&amp;zwnj;های سینمای ایران بود که با پیروی از شیوه&amp;zwnj;های قراردادی و کلیشه&amp;zwnj;های برگرفته شده از سینمای تجاری هند، عرب و ترکیه ساخته می&amp;zwnj;شدند و به دلیل برخورداری از جاذبه&amp;zwnj;های تجاری و عوام&amp;zwnj;پسند، مورد توجه و استقبال عامه تماشاگر واقع می&amp;zwnj;شدند. اما کاووسی در نوشته&amp;zwnj;های خود آن&amp;zwnj;ها را از دیدن این نوع فیلم&amp;zwnj;ها برحذر می&amp;zwnj;داشت. در نقد فیلم &amp;laquo;شب&amp;zwnj;های معبد&amp;raquo; ساخته بشارتیان (۱۳۳۳) نوشت: &amp;laquo;بیچاره سینما، بدبخت مردم. دیدن این نوار زجر و ریاضت است. نگارنده این زجر و ریاضت را تحمل کرده تا شما خوانندگان علاقمند به فیلم تحمل نکنید.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع کاووسی مردمی را از دیدن این نوع فیلم&amp;zwnj;ها نهی می&amp;zwnj;کرد که برای دیدن آن&amp;zwnj;ها سر و دست می&amp;zwnj;شکستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بحث در مورد ارزش&amp;zwnj;های هنری یا تجاری فیلم&amp;zwnj;های فارسی، منتقدانی چون هوشنگ کاووسی نه تنها هرگونه ارزش هنری این فیلم&amp;zwnj;ها را انکار کرده بلکه حتی منکر جنبه&amp;zwnj;های تجاری این فیلم&amp;zwnj;ها نیز شده&amp;zwnj;اند. کاووسی در این مورد می&amp;zwnj;گفت: &amp;laquo;مسأله این است که آیا سینما به عنوان یک واحد تولیدکننده دارای ارزش هست یا نه؟ و به عقیده من متأسفانه پاسخ، نومیدکننده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد کاووسی، سینمای فارسی از نظر اقتصادی هم یک تجارت نبود و وی آن را &amp;laquo;دکانداری&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامید چرا که به اعتقاد او، &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;zwnj;ساز، همانند یک دکاندار می&amp;zwnj;خواهد از نزدیک&amp;zwnj;ترین و غیرمعقولانه&amp;zwnj;ترین راه به منافع بیشتری دست یابد حال آنکه یک تاجر در این مورد دوراندیشی بیشتری دارد و می&amp;zwnj;کوشد از راه&amp;zwnj;هایی معقولانه و سالم به هدفش برسد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی حتی به اصلاح سینمای فارسی نیز اعتقاد نداشت و معتقد بود که بنای این سینما از آغاز کج بوده است. در این مورد می&amp;zwnj;گفت: &amp;laquo;این سینما را من هیچ&amp;zwnj;گاه سینمای ایران نمی&amp;zwnj;خوانم و ترجیح می&amp;zwnj;دهم که آن را&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سینمای فارسی بنامم. چون این سینما از ایرانی بودن تنها این را دارد که فیلم&amp;zwnj;هایش زیر آسمان ایران تهیه شده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;50&quot; style=&quot;width: 200px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/hokavpj03.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 160px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;پرویز دوایی:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;فیلم فارسی را با قلع و قمع سازندگان و توقیف و تکه پاره کردن فیلم&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توان اصلاح کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;چون این&amp;zwnj;کار فرهنگ مردم&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;را تغییر نخواهد داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;یکی از مهم&amp;zwnj;ترین انتقادهای کاووسی و منتقدان دهه ۱۳۴۰ به فیلمفارسی، انتقاد از ضعف تکنیکی و ناشیگری سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی بود. در اغلب نقدهای این دوره، نوعی بی&amp;zwnj;اعتقادی به توانایی&amp;zwnj;های فنی و مهارت&amp;zwnj;های سینمایی فیلم&amp;zwnj;فارسی&amp;zwnj;سازان به چشم می&amp;zwnj;خورد. هوشنگ کاووسی، سازندگان فیلم&amp;zwnj;های فارسی را فاقد شعور، دانش و آگاهی سینمایی می&amp;zwnj;دانست و معتقد بود: &amp;laquo;فیلمسازان، بی&amp;zwnj;سوادی، بدذوقی و کج&amp;zwnj;سلیقگی خود را به پای نقص وسایل فنی می&amp;zwnj;گذارند. گوش ندهید و بدانید که اگر بهترین وسایل را هم در اختیار اینان قرار دهند، باز همین بلاهت&amp;zwnj;ها را بیرون خواهند داد. درست مثل آنکه بهترین وسایل نوشتن را به&amp;zwnj;دست یک بی&amp;zwnj;سواد بسپارند. اینکه عده&amp;zwnj;ای از این&amp;zwnj;ها ادعا می&amp;zwnj;کنند، مردم نمی&amp;zwnj;فهمند و ما مجبوریم سطح ارزش فیلم&amp;zwnj;ها را پایین بگیریم، دروغ است. چه آن&amp;zwnj;ها، &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت دانش و سواد سینمایی خود را در فیلم می&amp;zwnj;گذارند. یعنی اصولاً قادر نیستند از آنچه می&amp;zwnj;سازند، بهتر به وجود آورند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ضدیت کاووسی با فیلمفارسی به حدی بود که وی بحث و گفت&amp;zwnj;وگو درباره آن را بیهوده دانسته و از آن به عنوان یک &amp;laquo;ننگ ملی&amp;raquo; یاد کرد: &amp;laquo;بحث در مورد فیلمفارسی برای من شکنجه است. چون مرا وامی&amp;zwnj;دارد تا لحظاتی به تصاویر پوچ و بی&amp;zwnj;ربط موجود در این آثار بیندیشم (...) سینمای فارسی در گنداب و لجنزار فرورفته. این&amp;zwnj;هاست آنچه که بیننده را به ابراز تنفر از این نوع فیلمسازی وامی&amp;zwnj;دارد. چگونه مقامات فرهنگی و هنری و نمایشی تن به تحمل این ننگ کلی داده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی، فیلمفارسی را &amp;laquo;مظهر ابتذال&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانست. وی در یکی از سرمقاله&amp;zwnj;های مجله &amp;laquo;هنر و سینما&amp;raquo;، در مورد فیلم &amp;laquo;مبتذل&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;اگر یک فیلم مبتذل و ابلهانه ساخته شد که فقط ۵ یا ۱۰ دقیقه آن دارای ارزش بود، من کلاهم را در مقابل سازنده&amp;zwnj;اش برمی&amp;zwnj;دارم و به نبوغ او درود می&amp;zwnj;فرستم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی حتی تمسخر این سینما را &amp;laquo;کاری مبتذل&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانست و سینمای فارسی را به زن خودفروشی تشبیه می&amp;zwnj;کرد که از راه فروش تن خود نان می&amp;zwnj;خورد. او زمانی که در مقام یکی از مسئولین ممیزی فیلم&amp;zwnj;ها در وزارت فرهنگ و هنر قرار گرفت، ماده&amp;zwnj;ای را در آیین&amp;zwnj;نامه سانسور فیلم گنجاند که جلوی ساختن &amp;laquo;فیلم مبتذل&amp;raquo; را بگیرد: &amp;laquo;باید از نمایش فیلم&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;ارزش که موجب ابتذال و آسان&amp;zwnj;پسندی در عموم می&amp;zwnj;گردد، جلوگیری شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی قاطعانه می&amp;zwnj;گفت که فیلم &amp;laquo;مبتذل و بی&amp;zwnj;ارزش&amp;raquo; باید بدون بیم و ملاحظه رد شود تا اشخاص جسارت ساختن آن را نداشته باشند. او در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۴۰، در میزدگردی پیرامون سینمای ایران، در دفاع از سانسور فیلم فارسی گفت: &amp;laquo;من اعتقاد دارم در مورد سانسور، مثبت&amp;zwnj;ترین کاری که شد همین مبارزه با ابتذال بود و نظر من این بود که با ماده ۲۰ بتوانم جلوی مقداری از فیلم&amp;zwnj;ها و کار تعدادی از فیلمساز&amp;zwnj;ها را بگیرم. حالا متأسفانه کار به آنجا رسیده که می&amp;zwnj;گویند ابتذال یعنی چه؟ (...) این سینمای آسان و مبتذل است. چون فیلمساز آن احتیاج ندارد که باسواد باشد. این&amp;zwnj;ها فاقد شعور سینمایی هستند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی امروز به فیلم&amp;zwnj;های فارسی آن دوره نگاه می&amp;zwnj;کنیم، می&amp;zwnj;توانیم به کاووسی حق بدهیم و با او در مورد ضعف&amp;zwnj;های ساختاری و فنی و سطحی&amp;zwnj;نگری و ابتذال موجود در آن&amp;zwnj;ها موافق باشیم اما به گمان من، آنچه که در نوشته&amp;zwnj;های کاووسی نادیده گرفته شد، این بود که او نتوانست ریشه استقبال توده&amp;zwnj;ها از فیلمفارسی و علت مقبولیت آن در نزد تماشاگران عام سینمای ایران را دریابد و به آن&amp;zwnj;ها توجه کند. در حالی که به عقیده پرویز دوایی، منتقد فیلم هم&amp;zwnj;عصر کاووسی، &amp;laquo;فیلمفارسی باید چیزی از هویت ایرانی در آن باشد که با همه ضعف&amp;zwnj;های تکنیکی و نارسایی&amp;zwnj;های بیانی&amp;zwnj;اش مورد استقبال مردم عامه قرار می&amp;zwnj;گیرد و برای آن&amp;zwnj;ها جذاب است.&amp;raquo; دوایی، بر خلاف کاووسی، معتقد بود که فیلمفارسی، &amp;laquo;واقعیتی انکارناپذیر&amp;raquo; است که جای مهمی در زندگی اکثریت مردم ایران دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخورد تحقیرآمیز منتقدان ایرانی با پدیده فیلمفارسی و همکاری کاووسی با دستگاه ممیزی برای سانسور و حذف فیلمفارسی، کوشش بیهوده&amp;zwnj;ای بود و نه تنها نتیجه&amp;zwnj;ای نداد بلکه اعتبار او را به عنوان یک منتقد سینمایی مستقل، زیر سؤال برد. کاملاً روشن بود که منتقد ایرانی با متوسل شدن به سانسور، نمی&amp;zwnj;توانست جلوی یک پدیده مهم اجتماعی را بگیرد و سینمای بهتری (!) را جایگزین آن کند. به جای آن سازندگان فیلمفارسی را به صف&amp;zwnj;آرایی و جبهه&amp;zwnj;گیری در برابر منتقدان سینمایی واداشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پرویز دوایی،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان با واقع&amp;zwnj;نگری و تشخیص درست این موضوع، چنین نوشت: &amp;laquo;اقدامات بازدارنده بی&amp;zwnj;تعمق نظیر بگیر و ببندی که اخیراً سانسور در مورد فیلم&amp;zwnj;های فارسی به&amp;zwnj;راه انداخته است در راه اصلاح فیلم فارسی هیچ&amp;zwnj;گونه ثمری نخواهد داشت (...) فیلم فارسی را با قلع و قمع سازندگان و توقیف و تکه پاره کردن فیلم&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توان اصلاح کرد. چون این&amp;zwnj;کار فرهنگ مردم را تغییر نخواهد داد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی در حمله علیه ابتذال فیلمفارسی، تنها نبود بلکه منتقدانی چون هژیر داریوش و فرخ غفاری، مورخ و سینماگر پیشرو ایران نیز علیرغم اختلاف&amp;zwnj;هایش با هوشنگ کاووسی در زمینه نقد فیلم و جریان&amp;zwnj;های سینمایی در ایران، در این مورد، با وی هم عقیده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقدهای هوشنگ کاووسی بر فیلم&amp;zwnj;های فارسی، غالباً مورد تأیید، منتقدان سینمایی و روشنفکران عصرش بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;50&quot; style=&quot;width: 200px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/hokavpj04.jpg&quot; style=&quot;width: 200px; height: 249px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;ابراهیم گلستان:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;کاووسی حق بزرگی به گردن سینمای ایران دارد. اصطلاح فیلم فارسی&amp;zwnj;اش هم کاملاً درست بود. کاووسی علاقه عجیبی به سینما داشت و دیوانه فیلم ساختن بود.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;اما نمی&amp;zwnj;توانست فیلم درست بکند یک آدم رمانتیک بود که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;توانایی بیرون ریختن ذهنیاتش&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;را به صورت فیلم نداشت&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و چون به سینمای فارسی حمله می&amp;zwnj;کرد، و خیلی هم خوب کار می&amp;zwnj;کرد که حمله می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;آدم خرابکاری نبود، &amp;zwnj;درست حمله می&amp;zwnj;کرد. آدمی بود که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;می&amp;zwnj;گفت این فیلم مزخرف است و افکار و اندیشه&amp;zwnj;ها را کج و کوله می&amp;zwnj;کند خوب راست هم می&amp;zwnj;گفت. این کار به فیلم &amp;quot;قیصر&amp;quot; هم کشید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;ابراهیم گلستان، نویسنده و سینماگر برجسته ایران در گفت&amp;zwnj;وگو با نگارنده در کتاب &amp;laquo;نوشتن با دوربین&amp;raquo; در مورد کاووسی و تأثیر نوشته&amp;zwnj;هایش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;کاووسی حق بزرگی به گردن سینمای ایران دارد. اصطلاح فیلم فارسی&amp;zwnj;اش هم کاملاً درست بود. کاووسی علاقة عجیبی به سینما داشت و دیوانه فیلم ساختن بود. اما نمی&amp;zwnj;توانست فیلم درست بکند یک آدم رمانتیک بود که توانایی بیرون ریختن ذهنیاتش را به صورت فیلم نداشت و چون به سینمای فارسی حمله می&amp;zwnj;کرد، و خیلی هم خوب کار می&amp;zwnj;کرد که حمله می&amp;zwnj;کرد. آدم خرابکاری نبود، &amp;zwnj;درست حمله می&amp;zwnj;کرد. آدمی بود که می&amp;zwnj;گفت این فیلم مزخرف است و افکار و اندیشه&amp;zwnj;ها را کج و کوله می&amp;zwnj;کند خوب راست هم می&amp;zwnj;گفت. این کار به فیلم &amp;quot;قیصر&amp;quot; هم کشید.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از معروف&amp;zwnj;ترین نقدهای کاووسی، نقدی بود که وی بر فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; مسعود کمیایی نوشت، فیلمی که در زمان نمایش خود به محور بحث&amp;zwnj;های انتقادی فیلم در میان منتقدان و روشنفکران دهه ۱۳۴۰تبدیل شد. برخی از مهم&amp;zwnj;ترین چهره&amp;zwnj;های سینمایی و روشنفکری آن زمان مثل ابراهیم گلستان، پرویز دوایی و نجف دریابندری، ارزش&amp;zwnj;های سینمایی و مضمونی آن را ستودند و برخی دیگر مثل دکتر هوشنگ کاووسی به آن حمله کرده و آن را فیلمی ارتجاعی و عقب&amp;zwnj;مانده توصیف کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی که با خواندن نوشته تأییدآمیز گلستان بر فیلم قیصر به دیدن آن رفت، در نقدش بر این فیلم که با عنوان &amp;laquo;از داج&amp;zwnj;سیتی تا بازارچه نایب گربه&amp;raquo; منتشر شد، نوشت:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;آن&amp;zwnj;روز صبح که مقاله آقای ابراهیم گلستان در یک روزنامه درآمد، بعد از ظهرش به تماشای فیلم قیصر رفتم و آنچه که برایم بعد از تماشا ماند، تأسف برای وقت از دست رفته و یأس از گلستان با آن دانش سینمایی و توانایی فیلمسازی&amp;zwnj;اش بود. گلستان وقت مرا ضایع کرد. خدا نمی&amp;zwnj;دانم چکارش کند. حالا من هم تلافی می&amp;zwnj;کنم و این بحث را به نیاز توجه خاص او به فیلم قیصر می&amp;zwnj;سازم که در شأن نزول آن گلستان مقاله نوشت.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای کاووسی، فیلم قیصر، نمونه دیگری از سینمایی بود که او &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامید و از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زوایه به آن حمله کرد که به فیلم&amp;zwnj;های فارسی دیگر می&amp;zwnj;تاخت: &amp;laquo;وقتی قیصر را تماشا می&amp;zwnj;کنم وصلت آن را با فیلمفارسی عیان می&amp;zwnj;بینم و درمی&amp;zwnj;یابم که این فیلم ثمر &amp;quot;بیگانه بیا&amp;quot; و &amp;quot;غول بیابونی&amp;quot; است که در &amp;quot;قهوه&amp;zwnj;خانه قنبر&amp;quot; اتفاق افتاده و وقتی این نکته&amp;zwnj;ها در ذهنم شکل می&amp;zwnj;گیرد، می&amp;zwnj;روم دوباره مقاله گلستان را می&amp;zwnj;خوانم و&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان یأس&amp;zwnj;ها و تردید&amp;zwnj;ها باز از خاطرم می&amp;zwnj;گذرد. می&amp;zwnj;بینم که پرورش مایه سناریوی قیصر، یکراست از توبره &amp;quot;فاروست&amp;quot; به آخور قیصرنویس و قیصرساز می&amp;zwnj;افتد و صدای تلپ آن شنیده می&amp;zwnj;شود. مایه&amp;zwnj;ای که تنها نیفتاده، چه اگر تنها و خام می&amp;zwnj;افتاد، عیبی نداشت، بلکه با پرورش و بستگی&amp;zwnj;های محلی&amp;zwnj;اش افتاده است. خیلی چیزهای این جنگل چاقو که از خیلی چیزهای جنگل ششلول داج&amp;zwnj;سیتی فاروست جاری می&amp;zwnj;شود، از طریق راه&amp;zwnj;آب فیلمفارسی&amp;zwnj;ساز در زیر بازارچه&amp;zwnj;ی نایب گربه سر درمی&amp;zwnj;آورد. تنها تفاوتی که پیدا می&amp;zwnj;کند، حیاط آجر فرش و پنجدری و چادر نماز و حمام و قهوه&amp;zwnj;خانه و گذر مهدی موش و صحن و حرم و گنبد است و فولکلور خالص است که سینمای اصیل را می&amp;zwnj;سازد و ازین قرار کار&amp;zwnj;ها تمام می&amp;zwnj;شود و مشکلی به نام فیلمفارسی باقی می&amp;zwnj;ماند و ایرانی تصمیم می&amp;zwnj;گیرد که فیلم ایرانی بسازد و آن را ادامه دهد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ابراهیم گلستان در مورد نقد کاووسی بر قیصر &amp;laquo;در نوشتن با دوربین&amp;raquo; می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;وقتی فیلم &amp;quot;قیصر&amp;quot; درآمد، خوب کاووسی معتقد بود که این دنباله&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان فیلم&amp;zwnj;های چاقوکشی و بزن&amp;zwnj;بزن خاچیکیان و غیره است. خوب راست هم می&amp;zwnj;گفت. اما در داخل این چاقوکشی&amp;zwnj;ها، یک مقدار هم قریحه بود. در واقع کیمیائی با &amp;quot;قیصر&amp;quot; دو کار مهم انجام داد. یکی اینکه از هیچ آمده بیرون و به صورت غریزی یک فیلم شسته رفته درست کرده. دیگر اینکه مسئله مقاومت در برابر ظلم محیط در آن بود. ولی خود کاووسی هم درست می&amp;zwnj;گفت و در حقیقت حرکت کیمیائی در سینما ادامه&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حرکت&amp;zwnj;ها بود و هنوز هم دنبال&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حرف&amp;zwnj;ها هست.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما به گمان من کاووسی نتوانست روح آنارشیستی و رئالیسم ستیزه&amp;zwnj;جویانه&amp;zwnj;ای را که در قیصر جاری بود، درک کند. &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، روایت زندگی قهرمانی زخم&amp;zwnj;خورده، عاصی و ستیزه&amp;zwnj;جو با پایانی تراژیک بود که نمونه آن در سینمای فارسی پیش از آن ساخته نشده بود. همه آنچه که کاووسی به عنوان ضعف فیلم قیصر برشمرده بود، در واقع جزو ویژگی&amp;zwnj;های منحصر به فرد قیصر و عامل تمایز آن با فیلم&amp;zwnj;های فارسی هم&amp;zwnj;عصرش بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شخصیت&amp;zwnj;پردازی قیصر و شیوه روایت فیلم، علیرغم تمام ضعف&amp;zwnj;هایی که دارد، عمل خشونت&amp;zwnj;بار و ضد مدرن شخصیت اصلی آن را توجیه می&amp;zwnj;کرد و از این منظر نقد کاووسی و ایرادهایی که در این زمینه به فیلم گرفته بود از قبیل اینکه چرا قیصر خود مأمور اجرای عدالت و مجازات بدکاران می&amp;zwnj;شود و برای این&amp;zwnj;کار به پلیس مراجعه نمی&amp;zwnj;کند و یا اینکه چرا این حادثه در منطقه&amp;zwnj;ای متروک و یا گذشته&amp;zwnj;ای دور اتفاق نمی&amp;zwnj;افتد و در قلب یک شهر مدرن روی می&amp;zwnj;دهد، پرسش&amp;zwnj;هایی مربوط به خارج از دنیای فیلم بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مخالفت و دشمنی کاووسی با فیلم&amp;zwnj;های فارسی دهه&amp;zwnj;های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، قابل درک است چرا که فیلفارسی، از نظر ساختاری، دارای مشکلات جدی و اساسی بود و از نوعی جهالت در فرم و معنا رنج می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما به اعتقاد من، نگاه غیر آکادمیک، تحقیرآمیز و سراسر شماتت&amp;zwnj;بار هوشنگ کاووسی و منتقدان دیگر ایرانی به فیلم فارسی، باعث شد که این نوع سینمای محبوب و پرطرفدار در میان عوام ایرانی، هرگز آن چنان که باید مورد تجزیه و تحلیل قرار نگیرد و دلایل محبوبیت و نفوذ آن در میان عامه، تا حد وسیعی ناشناخته بماند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رویکرد تحقیر&amp;zwnj;آمیز کاووسی به سینمای فارسی و پدیده &amp;laquo;فیلمفارسی&amp;raquo;، تا مدت&amp;zwnj;ها، رویکرد مسلطی در ادبیات سینمایی ایران بود و نفوذ زیادی در میان منتقدان ایرانی داشت. بسیاری از منتقدان امروز سینمای ایران، هنوز نیز کم و بیش با رویکرد مشابه هوشنگ کاووسی به محصولات سینمای بدنه و جریان اصلی سینمای ایران می&amp;zwnj;نگرند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی با اینکه منتقد صریح و بی&amp;zwnj;پروایی بود اما تاب تحمل نقد دیگران را نداشت. به یاد دارم که نخستین بار در دفتر مجله دنیای سخن با او ملاقات کردم و برای پرونده صد سالگی سینما، با او مصاحبه&amp;zwnj;ای انجام دادم که در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان نشریه منتشر شد اما کاووسی بعد از خواندن مصاحبه و مقدمه من بر آنکه اندکی لحن انتقادی داشت، سخت برآشفته شد و کینه به دل گرفت و به سردبیر مجله دنیای سخن زنگ زد و از او خواست که مرا از نشریه بیرون کند. بعد از آن نیز هر بار در هر جا که مرا می&amp;zwnj;دید، روی خود را برمی&amp;zwnj;گرداند و بی&amp;zwnj;اعتنایی می&amp;zwnj;کرد. یک&amp;zwnj;بار دیگر نیز به درخواست علی دهباشی، سردبیر مجله کلک برای تهیه ویژه&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;ای درباره کاووسی و گفت&amp;zwnj;وگو با او به منزل او رفتیم. ابتدا با اکراه پذیرفت اما در میانه گفت&amp;zwnj;وگو، از پرسش&amp;zwnj;های چالش&amp;zwnj;گرانه من برآشفت و گفت&amp;zwnj;وگو را قطع کرد و به علی دهباشی گفت که حاضر نیست با این فرد (یعنی من) گفت&amp;zwnj;وگو کند. من نیز ادامه گفت&amp;zwnj;وگو را بی&amp;zwnj;فایده دیده و از شرکت در آن پرونده منصرف شدم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هوشنگ کاووسی، علاوه بر نقدنویسی، چند فیلم هم ساخت که هیچ&amp;zwnj;کدام از آن&amp;zwnj;ها نه تنها موفقیتی در گیشه و جذب مخاطب عام نداشت بلکه مورد توجه منتقدان سینمایی آن دوره نیز قرار نگرفت. &amp;laquo;ماجرای زندگی&amp;raquo;، &amp;laquo;۱۷ روز به اعدام&amp;raquo; و &amp;laquo;خانه کنار دریا&amp;raquo; از جمله این فیلم&amp;zwnj;ها بود. وی همچنین مدت&amp;zwnj;ها، مدیرمسئول و سردبیر نشریه سینمایی مجله &amp;laquo;هنر و سینما&amp;raquo; و همچنین دبیر جشنواره فیلم&amp;zwnj;سازان جوان منطقه آسیا و اقیانوسیه (A. B. U)&amp;nbsp; در شیراز بود. مسئولیت &amp;laquo;سینه کلوپ ایران&amp;raquo;، تدریس در دانشکده هنرهای دراماتیک و مدرسه عالی تلویزیون و سینما (دانشکده صدا و سیمای فعلی) و مسئولیت خانه فرهنگ فیلم در تلویزیون ملی ایران، از جمله مسئولیت&amp;zwnj;های سینمایی کاووسی در قبل از انقلاب بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاووسی بعد از انقلاب نیز به نوشتن نقد فیلم و مطالب سینمایی در زمینه تاریخ سینما ادامه داد و تا سال&amp;zwnj;ها از نویسندگان دائمی نشریه سینمایی &amp;laquo;فیلم&amp;raquo; بود. او از ستایشگران فیلم&amp;zwnj;های محسن مخلمباف و از منتقدان سرسخت آثار بهرام بیضایی و داریوش مهرجویی بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یادش گرامی باد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فهرست منابع:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱-حرف&amp;zwnj;های ماقبل آخر- نگین شماره ۵۷. بهمن ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
	۲- مجله فردوسی. شماره ۱۵۲. شهریور ۱۳۳۳&lt;br /&gt;
	۳- فیلم و هنر. شماره ۸. خرداد ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۴- فیلم و هنر. شماره ۲۵. آبان ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۵- فیلمفارسی چیست؟. حسین معززی نیا. نشر ساقی.&lt;br /&gt;
	۶- هوشنگ کاووسی. ستاره سینما. شماره ۲۴. ۱۳۳۳&lt;br /&gt;
	۷- تاریخ سینمای ایران. مسعود مهرابی. انتشارات مجله فیلم.&lt;br /&gt;
	۸- امید ایران. شماره ۴۳. فروردین ۱۳۳۴.&lt;br /&gt;
	۹- امید ایران. شماره ۵۱. خرداد ۱۳۴۳&lt;br /&gt;
	۱۰- آیندگان. شماره ۱۴۱. شانزده خرداد ۱۳۴۷.&lt;br /&gt;
	۱۱- هنر و سینما. سال اول. شماره ۳. فروردین ۱۳۴۰&lt;br /&gt;
	۱۲- ستاره سینما. شماره ۷۲۶. سال هفدهم. آبان ۱۳۴۹ (گفتگوی هوشنگ کاووسی با جمشید اکرمی)&lt;br /&gt;
	۱۳- صدف. شماره ۲. آبان ۱۳۳۶&lt;br /&gt;
	۱۴- گناه نابخشودنی فیلم فارسی. ستاره سینما. شماره ۶۶۶. خرداد ۱۳۴۸&lt;br /&gt;
	۱۵-فرهنگ و زندگی. میزگرد سینمای ایران. شماره ۱۸. تابستان ۱۳۵۴&lt;br /&gt;
	۱۶- زندگی و سینما در ایران. مجله تلاش شماره ۲. مرداد ۱۳۴۵&lt;br /&gt;
	۱۷-تاریخ تحلیلی صد سال سینمای ایران. (مجموعه مقالات زیر نظر عباس بهارلو). دفتر پژوهش&amp;zwnj;های فرهنگی تهران. ۱۳۷۹&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/22/25459#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">ابراهیم گلستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14902">هوشنگ کاووسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Fri, 22 Mar 2013 20:27:44 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25459 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>عوارض جانبی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/22/25408</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/22/25408&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    برنامه رادیویی «اکران»        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مجتبا یوسفی‌پور        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/mojavj01.jpg?1363926771&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مجتبا یوسفی&amp;zwnj;پور - از هفته گذشته نمایش جهانی فیلم &amp;laquo;عوارض جانبی&amp;raquo; آخرین ساخته استیون سودربرگ، فیلمساز سر&amp;zwnj;شناس آمریکایی آغاز شده است. در اکران این هفته می&amp;zwnj;پردازیم به معرفی این فیلم.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;عوارض جانبی&amp;raquo; نمایش عمومی خود را از ۸ فوریه ۲۰۱۳ در سینماهای آمریکا آغاز کرد و سپس در جشنواره فیلم برلین هم به نمایش درآمد و از نامزدهای دریافت جایزه خرس طلایی این جشنواره بود. این فیلم از ۸ مارس در سینماهای انگلستان و ایرلند روی پرده رفته و از این هفته در سینماهای دیگر کشورهای اروپایی چون هلند و جمهوری چک نیز به نمایش درخواهد آمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;استیون سودربرگ در این تازه&amp;zwnj;ترین ساخته&amp;zwnj;اش سراغ یک تریلر روانشناسانه رفته و عوارض جانبی مصرف یک داروی جدید را با یک پرونده جنایی در هم آمیخته است. مارتین، همسر امیلی به&amp;zwnj;تازگی از زندان آزاد شده است. امیلی که دچار افسردگی شده، دست به خودکشی می&amp;zwnj;زند اما زنده می&amp;zwnj;ماند. داروهای ضد افسردگی معمولی تأثیری بر بهبود امیلی نمی&amp;zwnj;گذارند و به پیشنهاد یکی از روانپزشکان، داروی تازه&amp;zwnj;ای را برای درمان افسردگی&amp;zwnj;اش مصرف می&amp;zwnj;کند. اگرچه مصرف دارو درمان&amp;zwnj;بخش است، اما عوارضی جانبی خاصی نیز به دنبال دارد. یکی از این عوارض خوابگردی&amp;zwnj;های امیلی است. شبی در هنگام خوابگردی پس از مصرف دارو، او با چاقو به همسرش حمله می&amp;zwnj;کند و بعد از این ماجرا به دادگاه کشانده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;20&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/mojavj02.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 338px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●&lt;strong&gt;عوارض جانبی&lt;/strong&gt;، ساخته استیون سودربرگ، ۱۰۶ دقیقه، آمریکا ۲۰۱۳&lt;br /&gt;
					نویسنده: اسکات زد برنز&lt;br /&gt;
					بازیگران: رونی مارا، جود لاو، کاترین زتاجونز، چانینگ تاتوم&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●سودبرگ درباره این فیلم می&amp;zwnj;گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;گناه چیزی است که همیشه&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;جذاب است و از بین هم نمی&amp;zwnj;رود.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;موضوع این فیلم هم انتقال حس گناه از یک فرد به فرد دیگر است. این&amp;zwnj;ها برای یک فیلم مصالح خیلی خوبی هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;برنامه &amp;laquo;اکران&amp;raquo; درباره این فیلم را بشنوید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130316_Farhangi_EkranCinema_M_Yousefipour.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 26px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;فیلمنامه فیلم توسط اسکات زد برنز نوشته شده است. این سومین همکاری استیون سودربرگ و برنز با یکدیگر در مقام کارگردان و نویسنده است. سودربرگ پیش&amp;zwnj;تر دو فیلم &amp;laquo;مخبر&amp;raquo; محصول سال ۲۰۰۹ و &amp;laquo;شیوع&amp;raquo; ساخته سال ۲۰۱۱ را بر اساس فیلمنامه&amp;zwnj;هایی از برنز جلوی دوربین برده بود. در &amp;laquo;عوارض جانبی&amp;raquo; برنز سراغ موضوعی مشابه با فیلمنامه قبلی خود یعنی &amp;laquo;شیوع&amp;raquo; رفته است اگرچه او کار بر روی این فیلمنامه را حدود یک دهه پیش آغاز کرد. برنز چگونگی رفتنش سراغ این موضوع و نوشتن این فیلمنامه را اینگونه توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;من زمان زیادی را بر روی پروژه دیگری به نام &amp;quot;سرزمین عجایب&amp;quot; که یک مجموعه تلویزیونی در شبکه &amp;laquo;ای&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی&amp;raquo; بود صرف کردم. ما برای آن پروژه به بیمارستان&amp;zwnj;های مختلفی در نیویورک و لس&amp;zwnj;آنجلس رفتیم و برای ماه&amp;zwnj;ها با روان&amp;zwnj;شناسان و بیماران کار کردیم. در آن زمان من خیلی به داستان&amp;zwnj;های متفاوتی که می&amp;zwnj;شنیدم علاقمند شدم؛ داستان&amp;zwnj;هایی که در آن&amp;zwnj;ها مصرف دارو&amp;zwnj;ها و قانون در کنار یکدیگر قرار می&amp;zwnj;گرفتند، آن هم زمانی که جرایم خیلی خاص و ویژه&amp;zwnj;ای روی داده بود. این نقطه شروع من بود و بعد از آنکه من چند مورد اینگونه دیدم تصمیم گرفتم که داستان خودم را بسازم و بنویسم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برنز نخست قصد داشت که خودش این فیلمنامه را کارگردانی کند، اما پس از نیمه&amp;zwnj;کاره ماندن پروژه دیگری که او و سودربرگ بر روی آن کار می&amp;zwnj;کردند به خواست سودربرگ، این فیلمنامه را به او واگذار کرد و خودش در مقام یکی از تهیه&amp;zwnj;کنندگان در کنار پروژه قرار گرفت. او درباره چگونگی کارکردن با سودربرگ و کارگردانی او می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;واقعاً کس دیگری وجود ندارد که بتواند همانند استیون کار کند. او خودش فیلمبرداری می&amp;zwnj;کند و تدوین را خودش انجام می&amp;zwnj;دهد. شب&amp;zwnj;ها پس از پایان فیلمبرداری وقتی به خانه می&amp;zwnj;رود کار تدوین را انجام می&amp;zwnj;دهد و اگر فکر کند نیاز به نماهای دیگری دارد روز بعد آن&amp;zwnj;ها را فیلمبرداری می&amp;zwnj;کند. در کار کردن با او همه چیز خیلی به سرعت پیش می&amp;zwnj;رود. او توانایی&amp;zwnj;های بسیاری دارد و می&amp;zwnj;تواند در هنگام ساخت، تمام فیلم را در ذهنش داشته باشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;استیون سودربرگ، فیلمساز آمریکایی برنده جایزه اسکار نیازی به معرفی ندارد. او که نخستین&amp;zwnj;بار با ساخت فیلم &amp;laquo;سکس، دروغ&amp;zwnj;ها و نوارهای ویدئو&amp;raquo; توانست نگاه&amp;zwnj;ها را به خود جلب کند در دو دهه با ساخت آثاری چون &amp;laquo;ارین براکوویچ&amp;raquo;، &amp;laquo;ترافیک&amp;raquo; و &amp;laquo;چه&amp;raquo; توانسته بسیاری از علاقمندان سینما را مجذوب آثار خود کند. همانگونه که برنز نیز اشاره کرد از ویژگی&amp;zwnj;های خاص سودربرگ تخصص او در رشته&amp;zwnj;های مختلف و تسلط کامل بر ساخت فیلمش در هنگام تولید است. او عمده آثارش را خود فیلمبرداری، تدوین و تهیه کرده و فیلمنامه برخی از آنان را نیز خودش نوشته است. در کارنامه او حتی آهنگسازی و تدوین صدا نیز به چشم می&amp;zwnj;خورد. او که در دو دهه گذشته یکی از فیلمسازان محبوب جشنواره&amp;zwnj;ها بود امسال و بعد از نمایش &amp;laquo;عوارض جانبی&amp;raquo; در بخش مسابقه جشنواره فیلم برلین خبری را اعلام کرد که شاید بسیاری از دوستدارانش را ناراحت کند؛ &amp;laquo;عوارض جانبی&amp;raquo; آخرین فیلم اوست و قصد دارد فیلمسازی را کنار گذاشته و از این پس به کارهای دیگر چون نقاشی و ساخت مجموعه&amp;zwnj;های تلویزیونی روی بیاورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;20&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;iframe allowfullscreen=&quot;&quot; frameborder=&quot;0&quot; height=&quot;250&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/embed/yyGfpEnJwjU&quot; width=&quot;230&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●پیش&amp;zwnj;پرده فیلم &amp;laquo;عوارض جانبی&amp;raquo;،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ساخته استیون سودربرگ&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;برخی از منتقدان این آخرین ساخته سودربرگ را با فیلم&amp;zwnj;های آلفرد هیچکاک و به&amp;zwnj;ویژه تریلرهای روانشاسانه او مقایسه کرده و تأثیر گرفته از آن&amp;zwnj;ها دانسته&amp;zwnj;اند. سودربرگ با بیان اینکه قصد داشته در این آخرین ساخته&amp;zwnj;اش سراغ داستان&amp;zwnj;هایی مفرح و عامه&amp;zwnj;پسند&amp;zwnj;تر برود، در ارتباط با این شباهت&amp;zwnj;ها و دلیل ساخت این فیلم می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;فکر می&amp;zwnj;کنم یکی از دلایلی که باعث می&amp;zwnj;شود فیلم&amp;zwnj;های هیچکاک امروز همچنان به ما مربوط باشند و دیدن&amp;zwnj;شان برای ما جالب باشد، تنها قدرت تکنیکی و نوآوری&amp;zwnj;ها و خلاقیت&amp;zwnj;هایشان نیست، بلکه این است که همه این فیلم&amp;zwnj;ها درباره گناه و احساس گناه هستند. گناه چیزی است که همیشه جذاب است و از بین هم نمی&amp;zwnj;رود. چیزی که در این فیلمنامه من خیلی دوست داشتم این بود که به موضوعی می&amp;zwnj;پرداخت که ما همه با آن درگیریم، یعنی انتقال گناه از یک فرد به فرد دیگر. این&amp;zwnj;ها برای یک فیلم مصالح خیلی خوبی هستند. فکر می&amp;zwnj;کنم برای بازیگران نیز اینگونه بود که هیچوقت نمی&amp;zwnj;دانستند نتیجه آنچه می&amp;zwnj;کنند چه خواهد شد. این مسئله کمی فریب&amp;zwnj;دهنده است.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
	سودربرگ تازه&amp;zwnj;ترین ساخته&amp;zwnj;اش را با بودجه&amp;zwnj;ای حدود ۳۰ میلیون دلار ساخته است و در نخستین هفته اکران موفق شده فروش نسبتاٌ خوبی داشته باشد. در این فیلم نیز چون فیلم &amp;laquo;شیوع&amp;raquo; گروهی از ستارگان سینما در برابر دوربین سودربرگ حاضر شده&amp;zwnj;اند. رونی مارا و چنینگ تتوم نقش&amp;zwnj;های امیلی و مارتین و جود لاو و کا&amp;zwnj;ترین زتاجونز دیگر نقش&amp;zwnj;های اصلی فیلم را بازی کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما این آخرین ساخته استیون سودربرگ اگرچه نتوانسته به اندازه بهترین ساخته&amp;zwnj;هایش توجه منتقدان را جلب کند، اما در مجموع منتقدان آن را پسندیده و نقدهای مثبتی بر آن نوشته&amp;zwnj;اند. راجر ایبرت، منتقد &amp;laquo;شیکاگو سان&amp;zwnj;تایمز&amp;raquo; با دادن سه و نیم ستاره به فیلم ضمن تعریف از کارگردانی و بازی خوب رونی مارا، موسیقی فیلم را بسیار ستوده است و آن را یکی از قوی&amp;zwnj;ترین بخش&amp;zwnj;های آن معرفی می&amp;zwnj;کند. پیتر تراورس منتقد &amp;laquo;رولینگ استونز&amp;raquo; نیز سه&amp;zwnj;ونیم ستاره نثار فیلم کرده و با تعریف از بازی بازیگران و کارگردانی سودربرگ، فیلم را تریلری عالی مملو از غافلگیری و تعلیق توصیف می&amp;zwnj;کند. جیمز براردینلی، منتقد &amp;laquo;ریل ویوز&amp;raquo; نیز با دادن سه ستاره به فیلم آن را تریلری استادانه خوانده که &amp;laquo;آلفرد هیچکاک در صورت زنده بودن و ادامه فعالیت هنری احتمالاً می&amp;zwnj;ساخت.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/22/25408#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/ekran">اکران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/20068">عوارض جانبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3166">مجتبا یوسفی پور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Fri, 22 Mar 2013 04:32:51 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25408 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>سال کلاه‌قرمزی: فیلم‌های بی‌تماشاگر و جنجال‌های بی‌حاصل</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/18/25289</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/18/25289&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سینمای ایران در سال ۱۳۹۱        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مجتبا یوسفی‌پور         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/mojtyskg01.jpg?1363561442&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مجتبا یوسفی&amp;zwnj;پور &amp;ndash; سال ۱۳۹۱ برای سینمای ایران سال حاشیه&amp;zwnj;ها، درگیری&amp;zwnj;ها و خط و نشان کشیدن&amp;zwnj;ها بود. سالی که با جنجال اکران نوروزی شروع شد و با ماجرای احتمال بازگشایی مجدد خانه سینما با نام تازه &amp;laquo;خانه سینمای جمهوری اسلامی ایران&amp;raquo; پایان یافت.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;در این گزارش نگاهی داریم به مهم&amp;zwnj;ترین رویدادهای سینمای ایران در سال ۱۳۹۱.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;جنجال اکران نوروزی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از قدیم گفته&amp;zwnj;اند سالی که نکوست از بهارش پیداست؛ بهار سینمای ایران با جنجال آغاز شد، جنجالی که تا پایان سال ادامه یافت و دامن بسیاری از فیلم&amp;zwnj;ها را گرفت و&amp;nbsp; بحران &amp;laquo;اکران نوروزی&amp;raquo; که هنوز هم حل نشده، به سال تازه راه پیدا می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ریشه&amp;zwnj;های این بحران را باید در جشنواره فیلم فجر در سال ۹۰ جست. در آن زمان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی بعد از جشنواره فجر در برابر برخی از فیلم&amp;zwnj;ها موضع گرفت و آن&amp;zwnj;ها را دارای مشکل موضوعی اعلام کرد. بعد&amp;zwnj;تر در اسفند ۹۰ ماجرای اکران نوروزی و دخالت دولت در آن و عدم صدور پروانه نمایش برای بسیاری از فیلم&amp;zwnj;ها حاشیه&amp;zwnj;هایی ایجاد کرد که موجب اعتراض برخی از سینماگران شد. در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت بی&amp;zwnj;توجه به اعتراض&amp;zwnj;ها پنج فیلم &amp;laquo;زندگی خصوصی&amp;raquo;، &amp;laquo;گشت ارشاد&amp;raquo;، &amp;laquo;انتهای خیابان هشتم&amp;raquo;، &amp;laquo;قلاده&amp;zwnj;های طلا&amp;raquo; و &amp;laquo;فتیله و ماه&amp;zwnj;پیشونی&amp;raquo; (فیلم&amp;zwnj;هایی که سازندگانشان رابطه نزدیکی با مدیران سینمایی دارند) به عنوان گزینه&amp;zwnj;های نهایی اکران نوروز ۹۱ معرفی شدند. از سوی دیگر در همین زمان اعلام شد قرار است قیمت بلیط سینما&amp;zwnj;ها در سال تازه افزایش یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما تنها چند روز پس از آغاز اکران نوروز ۹۱ جنجال آغاز شد. روز جمعه ۲۶ اسفند سال ۹۰ انصار حزب&amp;zwnj;الله تهران با انتشار بیانیه&amp;zwnj;ای از مردم خواست که در روز ۲۷ اسفند در اعتراض به نمایش دو فیلم &amp;laquo;زندگی خصوصی&amp;raquo; و &amp;laquo;گشت ارشاد&amp;raquo; در برابر وزارت ارشاد جمع شوند. در این تجمع معترضان با در دست داشتن پلاکاردهایی با عناوینی چون &amp;laquo;وزیر ارشاد استیضاح باید شود&amp;raquo; و &amp;laquo;فیلم زندگی خصوصی خیانت به خون شهداست&amp;raquo; به وزارت ارشاد یک مهلت ۴۸ ساعته برای پایان دادن به نمایش این فیلم&amp;zwnj;ها دادند.&lt;br /&gt;
	اگرچه نخست فیلمسازان و مدیران سینمایی به این اعتراض&amp;zwnj;ها واکنش نشان دادند و آن&amp;zwnj; را غیر قانونی و بی&amp;zwnj;اهمیت خواندند، اما با کشیده شدن ماجرا به خطبه&amp;zwnj;های نماز جمعه و اعتراض برخی از امام جمعه&amp;zwnj;های شهرهای مختلف، بحران به مرحله تازه&amp;zwnj;ای وارد شد. احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران در خطبه&amp;zwnj;های خود خطاب به وزیر ارشاد گفت: &amp;laquo;در شأن شما نبود که از دستگاه تحت مدیریت شما اجازه اکران چنین فیلم&amp;zwnj;های مستهجنی داده شود. باید تا دیر نشده جلوی اکران این فیلم&amp;zwnj;ها را در استان&amp;zwnj;ها بگیرند.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
	سرانجام این اعتراض&amp;zwnj;ها و تهدید&amp;zwnj;ها اثر کردند و حوزه هنری و شهرداری تهران جداگانه از توقف نمایش این دو فیلم در سینماهای تحت پوشش خود خبر دادند. این محدودیت اکران مدیران سینمایی را به تکاپو انداخت که شاید بتوانند دو فیلم دیگر را جایگزین دو فیلم مشکل&amp;zwnj;دار اکران نوروزی کنند. البته مسئولان سینمایی منکر توقیف اکران این دو فیلم شدند و تنها از &amp;laquo;محدودیت اکران&amp;raquo; آن&amp;zwnj;ها سخن گفتند. این اتفاق با واکنش و اعتراض سینماگران روبرو شد و مجمع فیلمسازان ایران با انتشار بیانیه&amp;zwnj;ای &amp;laquo;این اتفاق اسف&amp;zwnj;بار را بدعتی در سینمای ایران&amp;raquo; خواند که به واسطه آن &amp;laquo;امنیت هیچ فیلمی در آینده تأمین نخواهد بود.&amp;raquo; رویدادهای دیگر هم نشان داد که پیش&amp;zwnj;بینی مجمع فیلمسازان درست بوده و این دو فیلم تنها فیلم&amp;zwnj;هایی نبودند که قربانی دعوا و درگیری مدیران دولتی و جناح&amp;zwnj;های سیاسی شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما اگرچه ماجرای اکران نوروزی به ضرر برخی از فیلم&amp;zwnj;ها و سینماگران شد، در عوض گروه سازنده فیلم &amp;laquo;قلاده&amp;zwnj;های طلا&amp;raquo; از این آشوب &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت استفاده را بردند و در روزهایی که برخی از سینما&amp;zwnj;ها به اکران دوباره فیلم&amp;zwnj;های قدیمی روی آورده بودند، این فیلم توانست یکه&amp;zwnj;تاز بی&amp;zwnj;رقیب میدان فروش شود و به فروشی میلیاردی دست یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;درگیری وزارت ارشاد و حوزه هنری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما ماجرای جنجال نوروزی با پایان نوروز خاتمه نیافت و بعد از تعطیلات، ماجرا به مجلس شورای اسلامی نیز کشیده شد. کمیسیون فرهنگی مجلس به تماشای فیلم&amp;zwnj;های جنجالی نشستند و قرار شد درباره این فیلم&amp;zwnj;ها نظر بدهند. وزیر ارشاد اسلامی نیز در سخنانی از لزوم &amp;laquo;دقت بیشتر در انتخاب فیلم&amp;zwnj;های اکران&amp;raquo; سخن گفت و دستور&amp;nbsp; بازبینی مجدد فیلم&amp;zwnj;هایی را داد که در زمان نمایش در جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت پروانه نمایش شده بودند. در پی این دستور و بازبینی مجدد چند فیلم از جمله &amp;laquo;برف روی کاج&amp;zwnj;ها&amp;raquo;، &amp;laquo;ضد گلوله&amp;raquo; و &amp;laquo;تلفن همراه رئیس&amp;zwnj;جمهور&amp;raquo; دچار مشکل ممیزی و سانسور برای نمایش شدند و اکران آن&amp;zwnj;ها به تعویق افتاد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما از سوی دیگر حوزه هنری که حدود ۹۰ سالن سینما را در اختیار خود دارد خبر داد که &amp;laquo;در برخورد یا ورود مسائل غیر اخلاقی در سینما&amp;raquo; ۱۵ فیلم را در فهرست فیلم&amp;zwnj;های ممنوعه خود قرار داده و اجازه نمایش آن&amp;zwnj;ها در سینماهای حوزه هنری را نمی&amp;zwnj;دهد. این تصمیم باعث شد که درگیری تازه&amp;zwnj;ای میان این سازمان و وزارت ارشاد آغاز شود، درگیری&amp;zwnj;ای که مدیران سینمایی و سینماگران دلیل آن را دخالت حوزه هنری در محدوده&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;دانستند که در حوزه اختیارات و وظائف قانونی وزارت ارشاد تعریف شده است. مدیران حوزه هنری نیز در پاسخ ادعا کردند &amp;laquo;ما هدفمان صیانت از سینمایی است که در دنیا آن را با اندیشه و عفت می&amp;zwnj;شناسند.&amp;raquo; از آن سو این برخوردهای حوزه هنری مورد استقبال گرو&amp;zwnj;های تندرو چون انصار حزب&amp;zwnj;الله و بسیج دانشجویی قرار گرفت و آن&amp;zwnj;ها با تائید آن، حمایت خود را از این برخورد&amp;zwnj;ها اعلام کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جامعه صنفی تهیه&amp;zwnj;کنندگان سینمای ایران با انتشار بیانیه&amp;zwnj;ای این تصمیم حوزه هنری را محکوم کردند و آن را &amp;laquo;جوسازی&amp;raquo; خواندند. این بیانیه به خاطر لحن تند آن مورد اعتراض برخی از سینماگران قرار گرفت.&lt;br /&gt;
	از سوی دیگر مسعود کیمیایی، مسعود جعفری جوزانی، علیرضا رئیسیان، جواد طوسی، علی معلم و مهدی کرم&amp;zwnj;پور با انتشار بیانیه&amp;zwnj;ای دیگر از &amp;laquo;بحران و هرج و مرج&amp;raquo; در سینمای ایران سخن گفتند. آن&amp;zwnj;ها در این بیانیه &amp;laquo;تکه تکه شدن جامعه سینمایی&amp;raquo; را حاصل &amp;laquo;سایه سنگین فضای ملتهب و سیاست&amp;zwnj;زده&amp;raquo; و &amp;laquo;زیاده&amp;zwnj;خواهی کسانی از درون سینما که تعهد و اخلاق&amp;zwnj;گرایی حرفه&amp;zwnj;ای و صنفی را فدای منافع حزبی و فردی خود کرده&amp;zwnj;اند&amp;raquo; خواندند و در هشت بند خواسته&amp;zwnj;هایی را در جهت رفع این معضل بیان کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;شورای صنفی در برابر حوزه هنری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;15&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mojtyskg02.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 159px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●سال ۱۳۹۱ را باید در سینمای ایران&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;laquo;سال کلاه قرمزی&amp;raquo; نامید. این فیلم تنها فیلم نسبتاً خوش&amp;zwnj;اقبالی بود&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;که در سال ۱۳۹۱ تماشاگران را به سالن سینما کشاند.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●در حالی&amp;zwnj;که مدیران سینمایی کشور با برگزاری جشنواره بی&amp;zwnj;رمق فیلم فجر و جشنواره بی&amp;zwnj;رمق&amp;zwnj;تر فیلم &amp;laquo;عمار&amp;raquo; و با تبلیغات پوچ دم از رقابت با هالیوود و تولید فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;فاخر&amp;raquo; با بودجه کلان می&amp;zwnj;زدند، سینمای اجتماعی ایران زمینگیر شد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●در سال ۱۳۹۱ سینمای ایران در عرصه رسانه&amp;zwnj;ها با خبرسازی و حاشیه&amp;zwnj;سازی جلوه بیشتری داشت تا در سالن&amp;zwnj;های سینما. بسیاری از سالن&amp;zwnj;داران در آستانه ورشکستگی قرار گرفته&amp;zwnj;اند و شرایط به&amp;zwnj;گونه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;ست که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;برخی حتی می&amp;zwnj;گویند &amp;laquo;کلاه&amp;zwnj;قرمزی&amp;raquo; سینمای ایران را از مرگ نجات داد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●&amp;laquo;سیب و سلما&amp;raquo; که از فیلم&amp;zwnj;های ارزشی محسوب می&amp;zwnj;شود تنها حدود ۱۱ میلیون تومان فروش داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;به دنبال ایجاد محدودیت برای اکران فیلم&amp;zwnj;ها در سینماهای حوزه هنری و شهرداری، شورای صنفی نمایش نیز دست به اقدامی تلافی&amp;zwnj;جویانه زد و خبر داد که این فیلم&amp;zwnj;ها را در اختیار سینماهای تحت پوشش این دو نهاد قرار نخواهد داد. در اولین قدم، پردیس سینمایی آزادی تهران مشمول این قانون شد و شورای صنفی نمایش از صدور پروانه نمایش برای فیلم &amp;laquo;شور شیرین&amp;raquo; سر باز زد. کمی بعد نیز شورای صنفی با اعلام تخلف سینما آزادی، سرگروهی این سینما را لغو کرد و سرانجام با مذاکراتی که میان وزارت ارشاد و حوزه هنری و شهرداری برگزار شد دو گروه به توافق رسیدند که حوزه هنری اسامی فیلم&amp;zwnj;هایی را که مناسب اکران تشخصی نمی&amp;zwnj;دهد مخفیانه به وزارت ارشاد اعلام کند و شورای صدور پروانه نمایش نیز برای دوری جستن از ایجاد جنجال تازه، این فیلم&amp;zwnj;ها را در گروه&amp;zwnj;های سینمایی دیگری اکران کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این در حالی بود که برخی از سینماگران، مدیران سینمایی و تصمیم&amp;zwnj;های اشتباه آن&amp;zwnj;ها را عامل به&amp;zwnj;وجود آمدن تمامی این ماجرا&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;دانستند و اعتقاد داشتند اکنون که بحران ایجاد شده است مدیران سینمایی خود را کنار کشیده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت نیز با آنکه قرار بود فهرست فیلم&amp;zwnj;های ممنوع حوزه هنری مخفی بماند، این فهرست در مطبوعات منتشر شد و مشکل اکران سینمای ایران در سال ۹۱ حل نشده باقی ماند. بعد&amp;zwnj;تر فیلم&amp;zwnj;هایی چون &amp;laquo;من مادر هستم&amp;raquo; نیز با اعتراض گروه&amp;zwnj;های تندرو روبرو شدند و برخی دیگر از فیلم&amp;zwnj;ها چون &amp;laquo;برف روی کاج&amp;zwnj;ها&amp;raquo; و &amp;laquo;ضد گلوله&amp;raquo; بعد از گذشت حدود دو سال از تولید هنوز مجوزی برای نمایش عمومی دریافت نکرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;خانه سینما&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ماجرای تعطیلی خانه سینما هم در سال ۹۱ همچنان ادامه داشت. از سویی گروهی به ریاست حسین زندباف از سوی سازمان سینمایی مسئول رسیدگی به امور و ثبت صنوف سینمایی شدند و از سوی دیگر در سوم خردادماه شایعه&amp;zwnj;ای منتشر شد مبنی بر اینکه خانه سینما دوباره بازگشایی خواهد شد. جلال خندان، وکیل خانه سینما در گفت&amp;zwnj;وگو با &amp;laquo;خبرگزاری مهر&amp;raquo; اعلام کرد &amp;laquo;پس از بررسی مستندات خانه سینما و وزارت ارشاد سرانجام دیوان عدالت اداری تصمیم انحلال خانه سینما را باطل کرده است.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
	اگرچه مدیران وزارت ارشاد این خبر را تأئید نکردند اما انتشار آن باعث شد که بار دیگر انصار حزب&amp;zwnj;الله وارد ماجرا شوند و در برابر خانه سینما تجمع کرده و با اعتراض به تصمیم دیوان عدالت اداری و پاشیدن رنگ به تابلو خانه سینما اعلام کنند &amp;laquo;حضاری که در این خانه هستند بدانند از جنازه ما حزب&amp;zwnj;اللهی&amp;zwnj;ها باید رد شوند تا به کار خود ادامه دهند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وزیر ارشاد نیز در سخنانی از راه&amp;zwnj;اندازی &amp;laquo;باشگاه سینماگران&amp;raquo; خبر داد و گفت &amp;laquo;اساسنامه این باشگاه باید با کمک خود دوستان نوشته شود و در مرجعی مثل شورای عالی سینما به تأئید نهایی برسد و ابلاغ شود و ما هم می&amp;zwnj;شویم مجری تا این مسئله تمام شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هیأت مدیره خانه سینما نیز با ارسال نامه&amp;zwnj;ای به وزیر ارشاد &amp;laquo;پیشنهاد کرد برای برون&amp;zwnj;رفت از دور باطل کنونی، خانه سینما آماده است در مورد اصلاح اساسنامه و انطباق آن با ساز و کارهای قانونی مورد ادعا اقدام کند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سرانجام اعلام شد کمیته&amp;zwnj;ای هفت نفره با حضور فرهاد توحیدی، جمال خندان و ابراهیم مختاری به عنوان نمایندگان خانه سینما، جمال شورجه، ابوالقاسم طالبی و عباس بابویهی به عنوان نمایندگان سازمان سینمایی و مسعود جعفری&amp;zwnj;جوزانی به عنوان هماهنگ&amp;zwnj;کننده و حَکَم برای اصلاح اساسنامه اقدام کنند. اولین جلسه این کمیته در ۱۴ بهمن&amp;zwnj;ماه برگزار شد و در اوایل اسفندماه مسعود جعفری&amp;zwnj;جوزانی، سخنگوی این کمیته در گفت&amp;zwnj;وگویی با &amp;laquo;ایسنا&amp;raquo; خبر از تکمیل و تصویب نهایی اساسنامه توسط اعضا و احتمال بازگشایی مجدد خانه سینما تا پایان اسفندماه داد. در همین زمان برخی از اعضای این کمیته نیز با مطبوعات مصاحبه کردند و نظرات خود را بیان نمودند. این مصاحبه&amp;zwnj;ها با واکنش جواد شمقدری، رئیس سازمان سینمایی روبرو شد و او اعلام کرد از این پس تا زمان اعلام نتیجه نهایی هیچ کدام از اعضاء حق مصاحبه ندارند. او همچنین اعلام کرد که در اساسنامه این هیأت هفت نفره &amp;laquo;پیشنهادی مطرح است که نام این تشکل &amp;quot;خانه سینمای جمهوری اسلامی ایران&amp;quot; باشد.&amp;raquo; این گفته شمقدری باعث اعتراض سینماگران و اعضای کمیته شد. در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت نیز در نیمه اسفند هیأت مدیره خانه سینما نامه سرگشاده&amp;zwnj;ای به رئیس جمهور ارسال کرد و از بی&amp;zwnj;سرانجام ماندن تلاش هیأت هفت&amp;zwnj;نفره برای بازگشایی خانه سینما خبر داد. نویسندگان این نامه نوشته یودند: &amp;laquo;در راستای حل مشکل خانه سینما سیاستی دوگانه در حال اعمال است. سیاستی از سوی دفتر جنابعالی (ریاست جمهوری) برای حل مسئله و سیاستی دیگر از سوی مدیریت سازمان سینمایی برای لاینحل ماندن همین مسئله.&amp;raquo; در انتها نیز تأکید کرده بودند که &amp;laquo;مادام که مدیران و مسئولان سینمایی فعلی بر مسند نشسته باشند نه امیدی به گشایش در سینمای ایران&amp;raquo; دارند و &amp;laquo;نه عافیتی را در انتظار جامعه اصناف سینمایی&amp;raquo; می&amp;zwnj;بینند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;فیلم&amp;zwnj;های فاخر و بودجه&amp;zwnj;های میلیاردی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بحث ساخت فیلم&amp;zwnj;ها با بودجه&amp;zwnj;های میلیاردی موسوم به فیلم&amp;zwnj;های فاخر سال گذشته نیز یکی از بحث&amp;zwnj;های داغ سینمای ایران بود. در این میان بیشترین حمله نیز به پروژه &amp;laquo;لاله&amp;raquo; و کارگردان آن اسدالله نیک&amp;zwnj;نژاد شد که در خبر&amp;zwnj;ها آمده بود قرار است برای ساخت این پروژه با بودجه&amp;zwnj;ای حدود پنج میلیارد تومان به ایران بیاید. تا چندین ماه خبرهای مرتبط به این پروژه در صدر خبر&amp;zwnj;ها بود و حتی به مجلس نیز کشیده شد و اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس خواستار خواندن فیلمنامه این پروژه شدند. این بحث&amp;zwnj;ها همچنان ادامه دارند. با آنکه گفته می&amp;zwnj;شد قرار است در اواخر امسال فیلمبرداری این پروژه آغاز شود و حتی از عوامل آن نام برده می&amp;zwnj;شد، اما همچنان این پروژه با مشکل مواجه است و به تازگی در اسفند ۹۱ علیرضا زرین&amp;zwnj;دست، فیلمبردار باسابقه سینمای ایران که پس از کنار کشیدن تورج اصلانی از مدیریت فیلمبرداری این فیلم به این پروژه پیوسته بود اعلام کرد که از آن کناره گرفته است. در آخرین خبر&amp;zwnj;ها آمده بود که در اواخر اسفندماه سرانجام فیلمبرداری فیلم به مدیریت تورج منصوری آغاز شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما از دیگر تولید&amp;zwnj;های فاخر سال گذشته می&amp;zwnj;توان به فیلم&amp;zwnj;هایی چون &amp;laquo;استرداد&amp;raquo;، &amp;laquo;برلین منفی هفت&amp;raquo;، &amp;laquo;فرزند چهارم&amp;raquo; و &amp;laquo;عقاب صحرا&amp;raquo; نام برد که هر چهار فیلم در جشنواره فیلم فجر امسال به نمایش درآمدند و با انتقاد بسیار منتقدان روبرو گشتند. جالب&amp;zwnj;تر اینکه دو فیلم &amp;laquo;فرزند چهارم&amp;raquo; و &amp;laquo;عقاب صحرا&amp;raquo; نخست به علت کیفیت پائین و ضعف تکنیکی توسط هیأت انتخاب جشنواره پذیرفته نشدند، اما چندی بعد با وساطت مدیران به بخش مسابقه جشنواره راه یافتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی دیگر از پروژه&amp;zwnj;های عظیم سینمای ایران فیلم &amp;laquo;محمد&amp;raquo; به کارگردانی مجید مجیدی است که گفته می&amp;zwnj;شود با بودجه&amp;zwnj;ای ۲۰۰ میلیارد تومانی در دست ساخت است. این فیلم مرحله تولید خود را تقریباً پشت سر گذاشته است و همه منتظرند که شاید در جشنواره سال ۹۲ برای نخستین&amp;zwnj;بار این عظیم&amp;zwnj;ترین پروژه تاریخ سینمای ایران را ببیند و بتوانند قضاوت کنند که حاصل این سرمایه&amp;zwnj;گذاری عظیم و به کارگیری گروهی از بهترین متخصصان فنی سینمای جهان چه بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;خط و نشان&amp;zwnj;های سینمایی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ادامه تهدید&amp;zwnj;های مدیران سینمایی مبنی بر ممنوعیت نمایش آثار ایرانی در جشنواره&amp;zwnj;های خارجی بدون گرفتن مجوز از وزارت ارشاد و برخورد با فیلمسازان، امسال چندین فیلم و فیلمساز شامل این خط و نشان کشیدن&amp;zwnj;های مدیران سینمایی شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اولین مورد نمایش فیلم &amp;laquo;خانه پدری&amp;raquo; در جشنواره فیلم ونیز بود. این فیلم که در ایران توقیف است و هنوز موفق به دریافت پروانه نمایش نشده، ناگهان در بخش مسابقه جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد که با اعتراض مدیران سینمایی روبرو شد. مدیران سینمایی کارگردان فیلم را مسئول این ماجرا دانستند و اگرچه عیاری در جشنواره شرکت نکرد، اما او را مقصر خواندند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مورد دیگر نمایش فیلم &amp;laquo;پرده&amp;raquo; ساخته جعفر پناهی در جشنواره فیلم برلین بود. این فیلم که بدون گرفتن پروانه ساخت از وزارت ارشاد ساخته شده است توانست در این جشنواره جایزه خرس نقره&amp;zwnj;ای بهترین فیلمنامه را به دست آورد. اما پس از این موفقیت هنگامی که کامبوزیا پرتوی و مریم مقدم، از دست&amp;zwnj;اندرکاران فیلم که به جشنواره برلین رفته بودند به ایران بازگشتند گذرنامه آن&amp;zwnj;ها توقیف شد. جواد شمقدری، رئیس سازمان سینمایی نیز در این زمینه گفت: &amp;laquo;البته این فیلم&amp;zwnj;ها جرم و رفتارهای غیرقانونی است اما تاکنون نظام جمهوری اسلامی ایران در برابر این رفتار&amp;zwnj;ها صبوری کرده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیش&amp;zwnj;تر نیز مدیران سینمایی تأکید کرده بودند که فیلمسازان برای شرکت دادن آثار خود در جشنواره&amp;zwnj;های خارجی باید مجوز نمایش دریافت کنند و عدم تمکین به این قانون تازه، عواقب تنبیهی در پی خواهد داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;جشنواره فیلم&amp;zwnj;های دولتی فجر&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امسال یکی از کم&amp;zwnj;رونق&amp;zwnj;ترین سال&amp;zwnj;های برگزاری جشنواره فیلم فجر بود. علاوه بر جای خالی فیلمسازان قدیمی و معتبر سینما در جشنواره، آثار تولیدی نیز به گفته منتقدان چندان چنگی به دل نمی&amp;zwnj;زدند و بالطبع سال تازه سال خوبی برای اکران سینمای ایران نخواهد بود. آنچه که جشنواره فیلم فجر به نمایش گذاشت مجموعه&amp;zwnj;ای از فیلم&amp;zwnj;ها بود که بخش عمده&amp;zwnj;ای از آن&amp;zwnj;ها نه توانایی ارتباط با مخاطب و فروش در اکران عمومی را دارند و نه می&amp;zwnj;توان به شرکت کردن و موفقیت آن&amp;zwnj;ها در جشنواره&amp;zwnj;های خارجی امید بست.&lt;br /&gt;
	جشنواره فیلم فجر امسال همچنین جشنواره پرحاشیه&amp;zwnj;ای نیز بود. همچون سال&amp;zwnj;های گذشته بحث انتخاب فیلم&amp;zwnj;ها و عدم راه&amp;zwnj;یابی برخی از آثار خوب به جشنواره یکی از حاشیه&amp;zwnj;های اصلی جشنواره بود. در کنار آن موضوع حذف بخش جنبی جشنواره که عملاً باعث بایکوت شدن یک دسته از فیلم&amp;zwnj;ها شد انتقاد بسیاری از فیلمسازان را برانگیخت. در جشنواره امسال اغلب فیلم&amp;zwnj;های به نمایش درآمده از تولیدات بخش دولتی بودند و فیلم&amp;zwnj;های بخش خصوصی مجالی برای نمایش نیافتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در جشنواره نیز فیلم &amp;laquo;استرداد&amp;raquo; ساخته علی غفاری با نامزدی در ۱۴ رشته بیشترین میزان نامزدی را به نام خود کرد. فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;دهلیز&amp;raquo; به کارگردانی بهروز شعیبی و &amp;laquo;دربند&amp;raquo; به کارگردانی پرویز شهبازی با نامزدی در ده رشته در رتبه دوم و &amp;laquo;برلین منفی هفت&amp;raquo; با نامزدی در شش رشته از فیلم&amp;zwnj;هایی بودند که توانستند بیشترین نامزدی جشنواره را به نام خود کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سی&amp;zwnj;ویکمین جشنواره فیلم فجر با معرفی فیلم &amp;laquo;استرداد&amp;raquo; به تهیه&amp;zwnj;کنندگی بنیاد سینمایی فارابی به عنوان بهترین فیلم، اهدای بهترین کارگردانی به پرویز شهبازی برای فیلم &amp;laquo;دربند&amp;raquo; و بهترین فیلمنامه به بهنام بهزادی برای فیلم &amp;laquo;قاعده تصادف&amp;raquo; در بخش سودای سیمرغ و معرفی دو فیلم &amp;laquo;حوض نقاشی&amp;raquo; و &amp;laquo;هیس، دختر&amp;zwnj;ها فریاد نمی&amp;zwnj;زنند&amp;raquo; در بخش بهترین فیلم از نگاه تماشاگران سودای سیمرغ و فیلم &amp;laquo;قاعده تصادف&amp;raquo; به عنوان بهترین فیلم از نگاه تماشاگران بخش بین&amp;zwnj;الملل به کار خود پایان داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پرفروش&amp;zwnj;ها و کم&amp;zwnj;فروش&amp;zwnj;های سال ۹۱&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در برخورد با تماشاگران و فروش سینما&amp;zwnj;ها و بازگشت سرمایه نیز امسال سال چندان خوبی برای سینمای ایران نبود. از میان حدود ۱۰۰ فیلم تولیدی تنها پنج فیلم توانستند به فروشی بالای یک میلیارد تومان دست یابند، این در حالی است که ۱۵ فیلم تولیدی سینمای ایران فروشی زیر ۱۰۰ میلیون تومان داشته&amp;zwnj;اند. پرفروش&amp;zwnj;ترین فیلم سال &amp;laquo;کلاه قرمزی و بچه&amp;zwnj;ننه&amp;raquo; بود که توانست با حدود سه میلیارد و ۳۱۰ میلیون تومان فروش در ۷۴ روز در تهران و حدود شش میلیارد تومان در سراسر ایران در رتبه اول بایستد. بعد از آن به ترتیب &amp;laquo;خوابم می&amp;zwnj;آد&amp;raquo; با فروش حدود دو میلیارد تومان، &amp;laquo;گشت ارشاد&amp;raquo; با فروش حدود یک میلیارد و ۵۳۰ میلیون تومان، &amp;laquo;من مادر هستم&amp;raquo; با فروش حدود یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان و &amp;laquo;قلاده&amp;zwnj;های طلا&amp;raquo; با فروش یک میلیارد و ۲۷۰ میلیارد تومان پرفروش&amp;zwnj;ترین فیلم&amp;zwnj;های سال در سینماهای تهران بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما کم&amp;zwnj;فروش&amp;zwnj;ترین فیلم&amp;zwnj;های سال نیز آمار جالبی دارند: &amp;laquo;سیب و سلما&amp;raquo; که از فیلم&amp;zwnj;های ارزشی محسوب می&amp;zwnj;شود تنها توانست حدود ۱۱ میلیون و ۱۱۵ هزار تومان فروش داشته و کم&amp;zwnj;فروش&amp;zwnj;ترین فیلم سال شود. بعد از آن به ترتیب فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;دوستی از جنس آتش&amp;raquo; با فروش حدود ۱۲ میلیون تومان، &amp;laquo;پیمان&amp;raquo; با فروش حدود ۱۷ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، &amp;laquo;نامزد آمریکایی من&amp;raquo; با فروش حدود ۲۶ میلیون و ۴۰ هزارتومان و &amp;laquo;راه بهشت&amp;raquo; با فروش حدود ۲۹ میلیون و ۵۵۰ هزارتومان در تهران قرار دارند. نکته جالب&amp;zwnj;تر اینجاست که بسیاری از فیلم&amp;zwnj;های کم&amp;zwnj;فروش سال از فیلم&amp;zwnj;های دولتی و برخی از پروژه&amp;zwnj;های فاخر بودند که می&amp;zwnj;توان علاوه بر &amp;laquo;سیب و سلما&amp;raquo; از فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;راه بهشت&amp;raquo;، &amp;laquo;کیمیا و خاک&amp;raquo; و &amp;laquo;سلام بر فرشتگان&amp;raquo; نام برد که همگی زیر ۱۰۰ میلیون تومان در تهران فروش داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گزارش باشگاه خبرنگاران کل فروش سینمای ایران در سال ۹۱ حدود ۲۰ میلیارد تومان بوده است که این رقم چیزی حدود ۲ میلیارد تومان کمتر از سال قبل است. و الته با توجه به افزایش قیمت بلیط سینما&amp;zwnj;ها در سال ۹۱ می&amp;zwnj;توان به آسانی پی برد که در سالی که گذشت سینمای ایران با ریزش شدید مخاطب روبرو بوده است. این زنگ خطری جدی برای سینمای ایران است و ادامه این وضعیت در سال تازه سینمای ایران را با مشکلات جدی&amp;zwnj;تری روبرو خواهد کرد، مشکلاتی که با توجه به احتمال تغییر مدیریت سینما پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال جدید و همچنین درگیری&amp;zwnj;های مدیریتی و داخلی، ظاهراً کسی توجه&amp;zwnj;ای به آن&amp;zwnj;ها ندارد.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/18/25289#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3166">مجتبا یوسفی پور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19597">گردش سال ۱۳۹۲</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Sun, 17 Mar 2013 23:04:03 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25289 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>داوری</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/15/25156</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/15/25156&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    برنامه رادیویی «اکران»        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مجتبا یوسفی‌پور        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/1.2_4.jpg?1363335705&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مجتبا یوسفی&amp;zwnj;پور - از هفته گذشته نمایش عمومی فیلم &amp;laquo;داوری&amp;raquo; ساخته نیکلاس جارکی فیلمساز جوان آمریکایی در سینماهای انگلستان و ایرلند آغاز شده است. در اکران این هفته می&amp;zwnj;پردازیم به معرفی این فیلم.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;داوری&amp;raquo; نخستین&amp;zwnj;بار سال گذشته در جشنواره فیلم ساندنس به نمایش درآمد و سپس&amp;nbsp; در جشنواره&amp;zwnj;های دیگری چون سن سباستین، زوریخ و استکلهم نیز به روی پرده رفت. &amp;laquo;داوری&amp;raquo; همچنین امسال در بخش بهترین بازیگری نقش اول مرد نامزد جایزه گلدن گلوب بود. فیلم از اواخر ماه فوریه در برخی از دیگر کشورهای اروپایی چون هلند و بلژیک نیز به نمایش درآمده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;داوری&amp;raquo; داستان میلیاردری شصت&amp;zwnj;ساله به نام رابرت میلر با بازی ریچارد گیر است که به کمک دخترش یک شرکت بزرگ را اداره می&amp;zwnj;کند، اما در پس تجارت موفق&amp;zwnj;اش رازهایی دارد که آن&amp;zwnj;ها را از همه، حتی از دخترش هم مخفی نگه داشته است. میلر قصد دارد پیش از رو شدن کلاهبرداری&amp;zwnj;هایش کمپانی&amp;zwnj;اش را بفروشد و از این راه سود کلانی به&amp;zwnj;دست آورد. او که مردی متأهل است، شبی هنگام رانندگی به همراه معشوقه&amp;zwnj;اش تصادف می&amp;zwnj;کند و این تصادف منجر به مرگ معشوقه&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;شود. میلر که نگران رو شدن ماجراهای مخفی زندگی&amp;zwnj;اش است از صحنه تصادف می&amp;zwnj;گریزد و سعی می&amp;zwnj;کند ماجرا را مخفی نگه دارد، برای این&amp;zwnj;کار او به سراغ جیمی گرانت، یک جوان سابقه&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;رود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/poster1.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 340px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;داوری&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
					نویسنده و کارگردان: نیکلاس جارکی&lt;br /&gt;
					بازیگران:&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ریچارد گیر، سوزان ساراندون، تیم راث&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;برنامه رادیویی اکران درباره این فیلم را بشنوید:&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130305_EkranCinema_MojtabaYousefipour.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 26px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;داوری&amp;raquo; توسط نیکلاس جارکی، فیلمساز جوان آمریکایی نوشته و کارگردانی شده است. این نخستین فیلم بلند این فیلمساز است که پیش از این سابقه ساخت یک فیلم کوتاه و یک مستند بلند را در کارنامه خود دارد. جارکی در نوجوانی به عنوان یک هکر کامپیو&amp;zwnj;تر فعالیت می&amp;zwnj;کرد و مهارت او در این کار باعث شد نخستین&amp;zwnj;بار در سال ۱۹۹۵ برای فیلم &amp;laquo;هکر&amp;zwnj;ها&amp;raquo; از او دعوت شود که به عنوان مشاور در کنار گروه باشد و با بازیگران و کارگردان فیلم همکاری کند. این همکاری باعث شد جارکی به فیلمسازی علاقمند شود و پس از مدتی به ساخت موزیک&amp;zwnj;ویدئو روی بیاورد. او در سال ۲۰۰۵ با ساختن مستند بلند &amp;laquo;بیگانه&amp;raquo; موفق شد سرانجام راه خود را باز کرده و علاوه بر گرفتن نقدهای مثبت از منتقدان، آن را از یکی از شبکه&amp;zwnj;های آمریکایی به نمایش درآورد. او در این اولین فیلم بلند خود با بودجه&amp;zwnj;ای حدود ۱۲ میلیون دلار به سراغ ساختن فیلمی مستقل رفته است و توانسته با استفاده از چهره&amp;zwnj;های شناخته شده و داستان خوب و کارگردانی حساب&amp;zwnj;شده نگاه&amp;zwnj;ها را به خود جلب کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نیکلاس جارکی، نویسنده و کارگردان فیلم درباره انگیزه&amp;zwnj;اش از ساخت این فیلم و چگونگی انتخاب این موضوع برای نخستین ساخته بلندش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;در سال&amp;zwnj;های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹، هنگامی که رکود اقتصادی در اوج خودش بود من هم مثل دیگران خیلی درباره آن مطالعه می&amp;zwnj;کردم. گریدون کار&amp;zwnj;تر، سردبیر مجله &amp;quot;ونایتی فیر&amp;quot; که در فیلم ما هم نقش جیمز می&amp;zwnj;فیلد، رئیس بانکی که ریچارد گیر قصد دارد کمپانی&amp;zwnj;اش را به او بفروشد را بازی کرده، در آن زمان کتابی منتشر کرد درباره این شکست&amp;zwnj;های اقتصادی و حتی داستان زندگی شخصی آدم&amp;zwnj;هایی که دچار مشکل شده بودند را در آن آورده بود. من همه این چیزهایی که منتشر می&amp;zwnj;شد را می&amp;zwnj;خواندم و وضعیت را می&amp;zwnj;دیدم و دائم در فکر شخصیتی بودم که بتوانم این&amp;zwnj;ها را به&amp;zwnj;وسیله او شکل بدهم. وقتی خانه&amp;zwnj; بزرگ و گران&amp;zwnj;قیمتی در نیویورک&amp;nbsp; می&amp;zwnj;دیدم از خودم می&amp;zwnj;پرسیدم چه کسی در این خانه زندگی می&amp;zwnj;کند؟ و به خودم پاسخ می&amp;zwnj;دادم که باید آدم مسنی باشد که ثروت زیادی دارد و بالطبع در این وضعیت مشکلات زیادی هم باید داشته باشد. اینطور بود که شخصیت رابرت میلر به&amp;zwnj;تدریج در ذهنم ساخته شد و از اینجا داستان شکل گرفت و کم کم گسترش پیدا کرد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نخست گفته می&amp;zwnj;شد قرار است آل پاچینو نقش اصلی فیلم را بازی کند اما بعد&amp;zwnj;تر اعلام شد او از پروژه کناره گرفته و ریچارد گیر جانشین او شده است. این اگرچه نخستین فیلم بلند جارکی در مقام کارگردان است اما حضور چهره&amp;zwnj;های سر&amp;zwnj;شناسی چون ریچارد گیر، سوزان ساراندون و تیم راث در فیلم باعث شد که او بتواند بهتر برای فیلمش سرمایه&amp;zwnj;گذار پیدا کند و راحت&amp;zwnj;تر آن را به مرحله ساخت برساند. جارکی چگونگی پیوستن ریچارد گیر به این پروژه را اینگونه توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;اولین&amp;zwnj;باری که ریچارد را دیدم مدیر برنامه&amp;zwnj;هایش ترتیب ملاقات ما را داد. من فیلمنامه را برایش ارسال کردم و ۲۴ ساعت بعد با من تماس گرفت و گفت ریچارد می&amp;zwnj;خواهد تو را در هتلش ببیند. من پرسیدم مگر او در هتل زندگی می&amp;zwnj;کند و او گفت نه، او صاحب هتل است. به هر حال این بخش دیگری از زندگی ریچارد گیر است. من او را در رستوران هتلش ملاقات کردم و با هم حرف زدیم. او گفت خبر خوب این است که فیلمنامه خوبی داری و خبر بد این است که کارگردانی داریم که می&amp;zwnj;خواهد فیلم اولش را بسازد. خب، قصد داری چه کار کنی؟ ما شروع به صحبت کردیم و من توضیحاتی دادم. بعد از نیم ساعت پرسید چیزی هست در فیلمنامه که بخواهی درباره&amp;zwnj;اش صحبت کنی و احساست را بگی؟ من به معشوقه داشتن شخصیت اصلی اشاره کردم و او گفت آره به این بخش&amp;zwnj;ها توجه کرده&amp;zwnj;ام، فکر می&amp;zwnj;کنم این شخصیت می&amp;zwnj;تواند کمی بیشتر سلطه&amp;zwnj;جو باشد. او از من خواست بلند شوم و ما با هم آن صحنه را در رستوران و در مقابل دیگران بازی کردیم. گفت&amp;zwnj;وگو&amp;zwnj;ها را بیان کردیم و با هم بحث کردیم. او من را به سمت دیوار برد و با نگاه نافذش به چشم&amp;zwnj;هایم خیره شد. نگاهش خیلی اغواگرانه بود و من فقط به او خیره شدم و گفتم: الان است که ببوسمت!&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;iframe allowfullscreen=&quot;&quot; frameborder=&quot;0&quot; height=&quot;315&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/embed/UmJSV9ePx7c&quot; width=&quot;230&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;ویدئو:&lt;/strong&gt; پیش&amp;zwnj;پرده فیلم &amp;laquo;داوری&amp;raquo; ساخته نیکلاس جارکیوی&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;ریچارد گیر نیز دلیل اصلی پیوستنش به این پروژه را فیلمنامه خوب نیکلاس جارکی بیان می&amp;zwnj;کند و اینگونه توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;راستش اولین&amp;zwnj;بار فیلمنامه را در هواپیما وقتی که داشتم از لس&amp;zwnj;آنجلس به نیویورک می&amp;zwnj;آمدم خواندم. وقتی از هواپیما پیاده شدم اولین کاری که کردم این بود که به مدیر برنامه&amp;zwnj;هایم تلفن زدم و گفتم این فیلمنامه عالی است. ماجرا چیه؟ او گفت فیلمنامه بخش خوب ماجراست اما بخش بدش این است که کارگردانش تا حالا فیلمی نساخته است. بعد من و نیک با هم دیدار کردیم و سعی کردیم همدیگر را بشناسیم و برای من مشخص شد که او می&amp;zwnj;تواند فیلم خوبی بسازد. در فیلمنامه، او کار بسیار سختی کرده است. به ظاهر داستان درباره دنیای پول و اقتصاد است اما وقتی جلو&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;رویم می&amp;zwnj;فهمیم که این همه داستان نیست، فیلم درباره روابط است. این آدم&amp;zwnj;ها یکدیگر را نمی&amp;zwnj;شناسند. آن&amp;zwnj;ها موقعیت اجتماعی متفاوت و نگاه خود را نسبت به دنیا دارند. در داستان همه چیز از بین می&amp;zwnj;رود و محو می&amp;zwnj;شود و شما بخش شخصی و درونی انسان&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;بینید. این خیلی خاص و ویژه است. هر کس به شیوه خودش به دنبال خوشبختی می&amp;zwnj;گردد و سعی می&amp;zwnj;کند از رنج کشیدن فرار کند. تمامی این شخصیت&amp;zwnj;ها به روش خودشان این&amp;zwnj;کار را می&amp;zwnj;کنند و این برای من نگاهی عالی در به تصویر کشیدن دنیایی است که در آن زندگی می&amp;zwnj;کنیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منتقدان نیز تاکنون &amp;laquo;داوری&amp;raquo; را بسیار پسندیده&amp;zwnj;اند و حتی راجر ایبرت، منتقد &amp;laquo;شیکاگو سان&amp;zwnj;تایمز&amp;raquo; در فهرست ده فیلم بر&amp;zwnj;تر سال ۲۰۱۲ خود آن را به عنوان یکی از فیلم&amp;zwnj;های مهم سال انتخاب کرد. ایبرت با دادن چهار ستاره کامل به فیلم و تعریف از بازی ریچارد گیر، آن را یکی از معدود فیلم&amp;zwnj;هایی خوانده است که با آنکه شخصیت اصلی داستانش یک ضد قهرمان و آدمی منفی است اما تماشاگر با او همدلی می&amp;zwnj;کند. تیم رابی، منتقد &amp;laquo;تلگراف&amp;raquo; نیز با دادن چهار ستاره به فیلم ضمن تعریف از فیلمنامه و کارگردانی فیلم، نقطه اوج آن را بازی بسیار خوب ریچارد گیر می&amp;zwnj;داند که به اعتقاد او هیچ بازیگر دیگری نمی&amp;zwnj;توانست این نقش را بهتر از او بازی کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/15/25156#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/ekran">اکران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3166">مجتبا یوسفی پور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19869">نیکلاس جارکی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Fri, 15 Mar 2013 08:21:45 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25156 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>سینماتوگراف آدم تربیت می‌کند، نه سلحشور</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/13/25232</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/13/25232&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    برنمایی بحران سینمای دینی - دولتی در جمهوری اسلامی ایران        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر فلاح‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;184&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/fallahsal01.jpg?1363174117&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اکبر فلاح&amp;zwnj;زاده - &amp;laquo;سینماتوگراف آدم تربیت می&amp;zwnj;کند&amp;raquo; این دیالوگ مشهور از فیلم &amp;laquo;ناصرالدین شاه اکتور سینما&amp;raquo; ساخته محسن مخملباف را همه به یاد داریم. مخملباف از کسانی بود که به اعتراف خودش تحت تاثیر سینما آدم شد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;محسن مخملباف بعد از چند سال همکاری نزدیک با حزب&amp;zwnj;الله و ساختن فیلم&amp;zwnj;هایی با مضامین ایدئولوژیک و دفاع از نظام جمهوری اسلامی، زیر تأثیر جدایی حکومت از مردم، راهش را به سوی مردم کج کرد و فیلم&amp;zwnj;های مردمی ساخت. ساخت این فیلم&amp;zwnj;ها او را با حکومت درگیر کرد و کار این درگیری کم کم به مهاجرت او و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت حمایتش از جنبش سبز کشید. اما همه حزب&amp;zwnj;اللهی&amp;zwnj;ها این روند تکاملی را طی نکرده&amp;zwnj;اند. از میان همکاران سابق مخملباف بعضی&amp;zwnj;ها هنوز کله&amp;zwnj;شق باقی مانده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;سینما آتش می&amp;zwnj;زده&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از این اشخاص فرج&amp;zwnj;الله سلحشور که اخیراً با افتخار از گذشته&amp;zwnj;اش یاد کرده که سینما آتش می&amp;zwnj;زده. او که با بازی در فیلم &amp;laquo;توبه نصوح&amp;raquo; مخلمباف پایش به سینما باز شد، بعد از ساختن چند فیلم و سریال دینی، یک&amp;zwnj;باره سینمای ایران را &amp;laquo;فاحشه&amp;zwnj;خانه&amp;raquo; نامید. در انتقاد از تلاش یک تهیه&amp;zwnj;کننده برای دعوت از آنجلینا جولی گفت: &amp;laquo;آمدن آنجلینا جولی به ایران اتفاق خوبی است برای سینمایی که فاحشه&amp;zwnj;خانه &amp;zwnj;است. این سینما باید هم برای ادامه فعالیت خود فاحشه بین&amp;zwnj;المللی بیاورد.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
	بسیاری از هنرمندان این سخنان را شرم&amp;zwnj;آور دانستند و خواستار کناره&amp;zwnj;گیری او از سینما شدند. اما او نه شرم کرد، نه کنار رفت. وقتی هم که به هچل افتاد با کمک دوستان متنفذش با یک جریمه سبک حتی از اتهام سرقت فیلمنامه یوسف پیامبر هم قسر در رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خانه سینما در مرداد ۱۳۸۸ در اعتراض به برخی اظهارات سلحشور، از او شکایت کرد، اما به جایی نرسید. او انواع تهمت&amp;zwnj;ها را به اهل سینما زده است، از کشیدن تریاک گرفته تا عضویت در فرقه فراموسون یا وابستگی به صهیونیسم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;laquo;تنها سه درصد از کل سینمای ایران به نظام معتقدند&amp;raquo;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;8&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/fallahsal02.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 170px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;اکبر فلاح&amp;zwnj;زاده: &lt;/strong&gt;سینما نشان می&amp;zwnj;دهد، دین پنهان می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;از این رو سینما ذاًتا بی&amp;zwnj;حجاب است. موضوع اصلاً بر سر سکس و نمایش عریانی نیست. مسئله بر سر یک تفاوت در فلسفه وجودی و طرز نگاه سینما و دین به دنیاست.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;به علت همین تفاوت&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;یا تناقض ذاتی، مشکل کسانی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;که می&amp;zwnj;خواهند سینما را با زور دینی کنند حل بشو نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;هر چند می&amp;zwnj;توان فیلم دینی ساخت، اما نمی&amp;zwnj;توان خود سینما را دینی کرد. این مشکل در جمهوری اسلامی به حاد&amp;zwnj;ترین شکل خود پدیدار شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;سلحشور یک بار هم ادعا کرد که &amp;laquo;طبق تحقیق مجلس تنها سه درصد از کل سینمای ایران به نظام معتقدند.&amp;raquo; این حرف از آن حرف&amp;zwnj;هاست که کل پایه ایدئولوژیک نظام را بر باد می&amp;zwnj;دهد. چون اگر درست باشد، بی&amp;zwnj;اعتباری تمام تبلیغات حکومت در زمینه اسلامی کردن سینما و تلویزیون را عیان می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به حد کافی از او تجلیل می&amp;zwnj;شود و از انواع حمایت&amp;zwnj;های مادی و معنوی نظام هم برخوردار است و از بابت جایزه هم هیچ کم و کسری ندارد. آنقدر از نهاد&amp;zwnj;ها و مساجد و مراکز فرهنگی هنری دولتی جایزه گرفته که آخرین بار جایزه فیلم یوسف پیامبرش را به حوزه علمیه بخشید. درد او از چیز دیگری است: از این است که چرا جز خودی&amp;zwnj;ها کسی تحویلش نمی&amp;zwnj;گیرد و جوایز معتبر بین&amp;zwnj;المللی نصیبش نمی&amp;zwnj;شود. از این&amp;zwnj;ها مهم&amp;zwnj;تر این است که فکر می&amp;zwnj;کند کنترل سینما از دست حکومت در رفته. او در این زمینه در اختتامیه &amp;zwnj;جشنواره شعر و سرود انقلاب&amp;zwnj; اظهار کرد: &amp;laquo;&amp;zwnj;قبل از انقلاب اسلامی ماهیت سینما برای مردم روشن بود و خانواده&amp;zwnj;های مذهبی با سینما و تلویزیون هیچ کاری نداشتند و ما به خوبی می&amp;zwnj;دانستیم که سینما کانال ورود فرهنگ بیگانه به کشور ما است (&amp;hellip;) پس از انقلاب اسلامی اما شرایط کاملاً تغییر کرد و افرادی مذهبی وارد سینما شدند اما چون هیچ تجربه&amp;zwnj;ای نداشتند، مسئولین تصمیم گرفتند&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان هنرمندان قبل از انقلاب را وارد سینما کنند و کاری که نباید اتفاق می&amp;zwnj;افتاد، افتاد.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
	وی ادامه داد: &amp;laquo;&amp;zwnj;من جزو کسانی بودم که قبل از انقلاب سینما آتش زدم و متأسفانه بعد از انقلاب برای&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سینما&amp;zwnj;ها موزه درست شد و هنوز هم از آن&amp;zwnj;ها حمایت می&amp;zwnj;شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;zwnj;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;سینمای اسلامی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سلحشور خاطرنشان کرد: &amp;zwnj;&amp;raquo;اوایل انقلاب قرار بود تنها افراد مذهبی وارد این حوزه شوند اما کم کم حتی یک نفر از آن&amp;zwnj;ها باقی نماند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گفته وی &amp;laquo;&amp;zwnj;سینمای اسلامی به دنبال دروغ نیست و &amp;zwnj;تنها کسی که خوب می&amp;zwnj;داند این سینما چیست، مقام معظم رهبری است.&amp;raquo;&amp;zwnj;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;سینمای اسلامی&amp;raquo;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان چیزی است که محسن مخملباف از نخستین نظریه&amp;zwnj;پردازانش بود و حوزه هنری تبلیغات اسلامی اولین کارگاهش. اما او با وجود برخورداری از امکانات عظیم دولتی عطای معجون اسلامی خودش را به لقایش بخشید و ترک دیار کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سی واندی سال گذشته سریال&amp;zwnj;ها وفیلم&amp;zwnj;های دینی بسیاری ساخته شد، اما باز سینما آن&amp;zwnj;طور که حکام می&amp;zwnj;خواستند، اسلامی نشد. هجوم به خانه&amp;zwnj;ها و شکستن ماهواره&amp;zwnj;ها بر بام خانه&amp;zwnj;های مردم، سانسور شدید فیلم و فیلتر اینترنت هم افاقه نکرد و شکاف بین فرهنگ و دین پر نشد. سینما از آغاز پیدایش خود در غرب نیز یک پدیده غیر دینی بوده است و به همین دلیل با مخالفت اهل دین روبرو شده است. موضوع خیلی ساده است: اهل دین می&amp;zwnj;خواستند مردم متدین از دنیا روبرگردانده، به معنویت متوجه بشوند و به کلیسا بروند، نه به تماشاخانه و کاباره و سینما. سینما بازار دین را کساد کرد.&lt;br /&gt;
	سینما نشان می&amp;zwnj;دهد، دین پنهان می&amp;zwnj;کند. از این رو سینما ذاًتا بی&amp;zwnj;حجاب است. موضوع اصلاً بر سر سکس و نمایش عریانی نیست. مسئله بر سر یک تفاوت در فلسفه وجودی و طرز نگاه سینما و دین به دنیاست. به علت همین تفاوت یا تناقض ذاتی، مشکل کسانی که می&amp;zwnj;خواهند سینما را با زور دینی کنند حل بشو نیست. هر چند می&amp;zwnj;توان فیلم دینی ساخت، اما نمی&amp;zwnj;توان خود سینما را دینی کرد. این مشکل در جمهوری اسلامی به حاد&amp;zwnj;ترین شکل خود پدیدار شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گفته طالب&amp;zwnj;زاده دبیر سومین جشنواره فیلم عمار، که در زمینه &amp;laquo;ابعاد داخلی تهاجم رسانه&amp;zwnj;ای و سینمایی به جامعه ایران&amp;raquo; سخنرانی می&amp;zwnj;کرد، &amp;laquo;فیلم&amp;zwnj;ها و تولیدات رسانه&amp;zwnj;ای ما به دست افراد سکولار دارد ساخته می&amp;zwnj;شود.&amp;raquo; به نظر وی این افراد &amp;laquo;اگر نمازخوان هم باشند، افقشان، افق انقلاب اسلامی نیست و این خیلی بد است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;چسباندن نام جمهوری اسلامی به خانه سینما&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از طرفی دعوا بر سر یک کار به ظاهر ساده صنفی یعنی اصلاح اساسنامه خانه سینما یکی از نمودهای مشکلی شده است که هر بار خود را به صورتی عیان می&amp;zwnj;کند. این بار می&amp;zwnj;خواهند با چسباندن نام جمهوری اسلامی به خانه سینما، آن را اسلامی و مال خود کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جمال شورجه از فیمسازان حزب اللهی و همکار سلحشور می&amp;zwnj;پرسد: &amp;laquo;چرا عده&amp;zwnj;ای از افزودن &amp;laquo;جمهوری اسلامی&amp;raquo; به خانه سینما نگران هستند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چه واهمه&amp;zwnj;ای از آوردن نام و هویت ملی و دینی که&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان جمهوری اسلامی ایران است در اساسنامه خانه سینما وجود دارد؟ چرا این همه احتراز به وجود آمده است چرا جمهوری اسلامی برای خانه سینما مثل جن و بسم الله است. جمال شورجه که خود یکی از اعضای هیئت هفت نفره اصلاح اساسنامه خانه سینما است در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با خبرگزاری فارس اظهار داشت: &amp;laquo;اساساً چرا باید این همه واهمه بین عده&amp;zwnj;ای از اهالی روشنفکرنمای اپوزیسیون&amp;zwnj;گرای سینما از دولتی و حکومتی بودن وجود داشته باشد و آن را عار و ننگ بدانند؟&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;طی سالیان دراز با این حربه چماق از ناحیه همین افراد و قلم به مزدخورهای معلوم&amp;zwnj;الحال بر سر نیروهای متعهد و ارزشی کشور فرود آمد. مگر این&amp;zwnj;ها زیر چتر دولت فخیمه انگلیس یا کاخ الیزه و الیزابت هستند؟ البته عده&amp;zwnj;ای از همین شاه&amp;zwnj;نشین&amp;zwnj;ها تمام رگ و پی وجودشان، خانواده&amp;zwnj;شان و ویلاهای شمال و خانه&amp;zwnj;های آنچنانی شهرک غرب و دفا&amp;zwnj;تر جردن به بالایشان از این حکومت و نظام بالا رفته اما عار و ننگ دارند که آثار آن&amp;zwnj;ها دولتی عنوان شود. قالب همین شاه&amp;zwnj;نشین&amp;zwnj;ها با دمپایی و کفش کتانی وارد سینما شدند، حالا بروید به زندگی&amp;zwnj;هایشان نگاه کنید ببینید سر به فلک می&amp;zwnj;کشد. آن وقت عده کثیری در همین سینما با سیلی صورت خود را سرخ نگه می&amp;zwnj;دارند و به نان شبشان محتاج&amp;zwnj;اند و چشم به راه رسیدن کمک&amp;zwnj;های عیدانه دولت و کارت اعتباری ۳۰۰ هزار تومانی هستند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این حرف&amp;zwnj;ها را کسی می&amp;zwnj;زند که از دولت و نهادهای مختلف کمک برای ساخت فیلم&amp;zwnj;هایش دریافت می&amp;zwnj;کند و از هر چیزی که کم داشته باشد از انواع امکانات برای ساخت فیلم&amp;zwnj;های ایدئولوژیک هیچ کم و کسر ندارد. این حرف به واقع فرافکنی ضعف فیلم&amp;zwnj;های ایدئولوژیک در مقبل سینمایی است که می&amp;zwnj;کوشد با وجود همه تنگنا&amp;zwnj;ها واقع&amp;zwnj;نگر باقی بماند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در پاسخ به وی، توحیدی رییس هیأت&amp;zwnj;مدیره&amp;zwnj; خانه سینما با اشاره به روند تشکیل جلسات اصلاح اساسنامه&amp;zwnj; این تشکل به ایسنا گفت: &amp;laquo;در جلسات اصلاح اساسنامه خانه سینما آقای شورجه و دوستانشان به ما پیشنهاد کردند که در همه مکاتبات عنوان &amp;quot;خانه سینما جمهوری اسلامی ایران&amp;quot; ذکر شود و در مراسم&amp;zwnj; از پرچم ایران استفاده شود. ما به دلیل اینکه پیشنهاد&amp;zwnj;هایشان اساسنامه&amp;zwnj;ای نداشت نپذیرفتیم. به نظر ما در تعریف خانه سینما در اساسنامه آمده که خانه سینما مؤسسه&amp;zwnj;ای است که تحت قوانین جمهوری اسلامی ایران و زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می&amp;zwnj;کند، لذا تأکید جدید لزومی ندارد چون خانه سینما متعلق به این کشور است و پیش از این نیز در اماکن مربوط به خانه سینما و نیز همه&amp;zwnj; مراسمی که توسط این نهاد برگزار شده و خواهد شد از پرچم جمهوری اسلامی ایران استفاده شده و می&amp;zwnj;شود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همچنین در نامه&amp;zwnj;ای که خانه سینما به احمدی&amp;zwnj;نژاد نوشته، به سیاست دوگانه در رویکرد به مشکل سینما اشاره شده و مشکل لاینحل اعلام شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به تصریح این نامه، که گوشه&amp;zwnj;ای از بلبشوی فرهنگی کشور در میان باندهای حکومتی را نشان می&amp;zwnj;دهد، &amp;laquo;تداوم این دوگانگی جز پریشانی، چنددستگی و تعمیق نفاق در میان جامعه صنفی سینمای ایران پیامد دیگری ندارد (...) مادام که مدیران و مسئولان سینمایی فعلی بر مسند نشسته باشند نه امیدی به گشایش در خانه سینمای ایران وجود دارد، نه عافیتی در جامعه اصناف سینمایی.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/13/25232#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87">اکبر فلاح زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1571">خانه سینما</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3505">فرج الله سلحشور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19926">محسن مخملباف</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Wed, 13 Mar 2013 11:12:43 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25232 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>فروپاشی باورهای جزمی بعد از جنگ</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/07/24998</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/07/24998&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    برنامه رادیویی «اکران»        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مجتبا یوسفی‌پور        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;185&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/mojylor01.jpg?1362678594&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مجتبا یوسفی&amp;zwnj;پور- از هفته گذشته نمایش عمومی فیلم &amp;laquo;لوره&amp;raquo; ساخته کیت شورتلند، فیلمساز استرالیایی در سینماهای کشورهای اروپایی آغاز شده است. در اکران این هفته می&amp;zwnj;پردازیم به معرفی این فیلم.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;لوره&amp;raquo; نخستین&amp;zwnj;بار سال گذشته در جشنواره فیلم سیدنی استرالیا به روی پرده رفت و سپس در جشنواره&amp;zwnj;های بسیار دیگری چون تورنتو، هامبورگ و لندن نیز به نمایش درآمد و&amp;nbsp; جوایزی چون جایزه تماشاگران جشنواره فیلم لوکارنو، جایزه منتقدان جشنواره هامبورگ و جایزه بهترین فیلم جشنواره استکهلم را از آن خود کرد. &amp;laquo;لوره&amp;raquo; همچنین سال گذشته نماینده کشور استرالیا برای شرکت در بخش بهترین فیلم غیر انگلیسی&amp;zwnj;زبان جایزه اسکار بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این فیلم از هشتم فوریه سال جاری در سینماهای آمریکا به نمایش درآمده است و از هفته اول ماه مارس نیز در سینماهای کشورهای هلند و سوئد به روی پرده خواهد رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;داستان فیلم در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۵ میلادی اتفاق می&amp;zwnj;افتد. لوره دختر نوجوان یک زوج نازی است که به همراه چهار برادر و خواهر خود در جنوب غربی آلمان زندگی می&amp;zwnj;کند. با پیروزی متفقین، پدر و مادر لوره مجبور می&amp;zwnj;شوند خود را تسلیم نیروهای متفقین کنند و با رفتن آن&amp;zwnj;ها و زندانی&amp;zwnj;شدن&amp;zwnj;شان لوره مسئولیت نگهداری از کودکان را بر عهده می&amp;zwnj;گیرد. در شرایط سخت روزهای پس از جنگ، پنج کودک تصمیم می&amp;zwnj;گیرند مسافتی طولانی را طی کرده و به نزد مادربزرگشان در هامبورگ بروند، این در حالی است که کنترل هر بخش از کشور آلمان در دست یکی از نیروهای متفقین است و قطار&amp;zwnj;ها نیز کار نمی&amp;zwnj;کنند و آن&amp;zwnj;ها باید بخش عمده این سفر را پیاده و بدون داشتن پولی طی کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/mojylor02.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 329px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●&lt;strong&gt;&amp;laquo;لوره&amp;raquo;،&lt;/strong&gt; ساخته کیت شورتلند،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp; ۱۰۹ دقیقه، ۲۰۱۲،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;انگلستان، استرالیا و آلمان&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;با بازی:&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ساسکیا سوزندال، کای پیتر مالینا، اورسینا لاردی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;روایتی از فروپاشی باورهای جزمی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;پس از پایان جنگ جهانی دوم&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;تصاویری از طبیعت و جدال انسان&amp;zwnj;های جنگ&amp;zwnj;زده با طبیعت بی&amp;zwnj;رحم،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;اغتشاش و فروپاشی پس از جنگ و درغلتدیدن در کثافت در خدمت بیان تصویری فروپاشی باورهای انسان&amp;zwnj;های فریب&amp;zwnj;خورده قرار می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;برنامه رادیویی &amp;laquo;اکران&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;درباره فیلم &amp;laquo;لوره&amp;raquo; را از فایل صوتی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;زیر بشنوید:&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130302_EkranCinema_MojtabaYousefipour.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 26px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;لوره&amp;raquo; بر اساس رمان &amp;laquo;اتاق تاریک&amp;raquo; نوشته ریچل سایفرت، نویسنده انگلیسی ساخته شده است. رمان &amp;laquo;اتاق تاریک&amp;raquo; نخستین&amp;zwnj;بار در سال ۲۰۰۱ منتشر شد و مورد استقبال قرار گرفت. کتاب در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان سال نامزد جوایز بوکر و جایزه کتاب روزنامه&amp;zwnj; &amp;laquo;گاردین&amp;raquo; شد و جایزه کتاب &amp;laquo;لس&amp;zwnj;آنجلس تایمز&amp;raquo; را از آن خود کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ریچل سایفرت در &amp;laquo;اتاق تاریک&amp;raquo; در سه داستان سه شخصیت آلمانی، یک عکاس، یک دختر نوجوان (لوره) و یک معلم جوان و درگیری آن&amp;zwnj;ها با جنگ جهانی دوم و پیامدهای جنگ در زندگی شخصیت&amp;zwnj;هایش را نشان می&amp;zwnj;دهد. در فیلم &amp;laquo;لوره&amp;raquo; اما فقط یکی از این سه شخصیت یعنی لوره و داستان او به تصویر کشیده شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رابین موکرجی، نمایشنامه&amp;zwnj;نویس و فیلمنامه&amp;zwnj;نویس بریتانیایی که نوشتن آثاری چون &amp;laquo;رقص باد&amp;raquo; و برخی از معروف&amp;zwnj;ترین سریال&amp;zwnj;های انگلیسی چون &amp;laquo;ایست&amp;zwnj;اندرز&amp;raquo; و &amp;laquo;بیل&amp;raquo; را در کارنامه خود دارد نخستین&amp;zwnj;بار به سراغ این کتاب رفت و بر اساس آن فیلمنامه&amp;zwnj;ای نوشت. بعد&amp;zwnj;تر پل والش، تهیه&amp;zwnj;کننده انگلیسی در جشنواره فیلم ادینبورو مجموعه داستان &amp;laquo;اتاق تاریک&amp;raquo; را به کیت شورتلند پیشنهاد کرد و با پیوستن او به پروژه در مقام کارگردان، بار دیگر شورتلند به همراه موکرجی فیلمنامه را بازنویسی کردند و فیلم به عنوان محصول مشترکی از کشورهای استرالیا، آلمان و انگلستان، در آلمان جلوی دوربین رفت. ابتدا قرار بود فیلم به زبان انگلیسی ساخته شود، اما به پیشنهاد شورتلند فیلمنامه به زبان آلمانی نوشته و ساخته شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;لوره&amp;raquo; توسط کیت شورتلند، کارگردان استرالیایی ساخته شده است. شورتلند که سال&amp;zwnj;ها سابقه ساختن فیلم&amp;zwnj;های کوتاه و مجموعه&amp;zwnj;های تلویزیونی را در کارنامه&amp;zwnj;اش دارد نخستین&amp;zwnj;بار در سال ۲۰۰۴ میلادی با نمایش نخستین فیلم بلندش &amp;laquo;شیرجه&amp;raquo; در جشنواره فیلم کن نگاه&amp;zwnj;ها را به خود جلب کرد و جوایز بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه&amp;zwnj;نویس جوایز سالانه فیلم استرالیا را از آن خود کرد. &amp;laquo;لوره&amp;raquo; دومین فیلم بلند او در مقام کارگردان است و تا اینجا توانسته با موفقیت خود، جایگاه شورتلند را به عنوان کارگردانی با استعداد و مسلط محکم کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شورتلند درباره انگیزه&amp;zwnj;اش از ساخت این فیلم می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;من یهودی هستم و خانواده همسرم، تونی نیز از یهودی&amp;zwnj;های آلمان هستند. ایده ساختن فیلمی درباره نازی&amp;zwnj;ها و آن دوران برایم خیلی جالب بود؛ و این ایده که در داستان هست، اینکه متوجه بشوی کسانی که دوستشان داشته&amp;zwnj;ای به تو دروغ گفته&amp;zwnj;اند و یا حتی کل جامعه به تو دروغ گفته است. همچنین به عنوان یک استرالیایی اینکه این بخش ار تاریخ ما چگونه بوده و به آن پرداخته نشده است برایم جالب بود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از نکاتی که باعث شده فیلم مورد توجه قرار بگیرد زاویه دیدی&amp;zwnj;ست که فیلمساز برای روایت سینمایی داستان برگزیده است. بر خلاف موارد مشابه که معمولاً داستان&amp;zwnj;های این دوره تاریخی از زاویه دید یهودیان و یا نیروهای متفقین روایت شده است، در &amp;laquo;لوره&amp;raquo; ما با شخصیتی روبرو هستیم که در یک خانواده نازی پرورش یافته و طبعاً به بسیاری از اصول آن معتقد است. حال این شخصیت با جامعه پس از جنگ و به دور از تبلیغات دولتی روبرو می&amp;zwnj;شود و&amp;nbsp; باور&amp;zwnj;هایش زیر سؤال می&amp;zwnj;رود&amp;zwnj;. از سوی دیگر شخصیت&amp;zwnj;های اصلی فیلم هیچکدام به بلوغ فکری کامل نرسیده&amp;zwnj;اند، اما مجبور هستند که تاوان اشتباه والدین خود را بپردازند، تصویری که می&amp;zwnj;توان آن را به نگاه فیلمساز نسبت به وضعیت آلمان پس از جنگ و نسل بعد از آن و مشکلاتی که نقشی در به&amp;zwnj;وجود آوردنشان نداشته&amp;zwnj;اند، تعبیر کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;iframe allowfullscreen=&quot;&quot; frameborder=&quot;0&quot; height=&quot;280&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/embed/C0800CgX6bs&quot; width=&quot;230&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●ویدئو: پیش&amp;zwnj;پرده فیلم &amp;laquo;لوره&amp;raquo;،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ساخته کیت شورتلند&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;ساختن چنین فیلمی مشکلات بسیاری نیز به همراه داشته است. یکی از اصلی&amp;zwnj;ترین مشکلات فیلم، کار کردن با بازیگران کودک است، چرا که بر اساس قوانین اروپا این کودکان روزانه بیش از چهار ساعت نمی&amp;zwnj;توانند کار کنند و گروه مجبور بودند با برنامه&amp;zwnj;ریزی دقیق در کمترین زمان، بیشترین استفاده را از زمان فیلمبرداری ببرند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کیت شورتلند مشکلات ساخت این فیلم را اینگونه توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;برای ساخت این فیلم با چالش&amp;zwnj;های زیادی روبرو بودیم. ادام آرکاپو، فیلمبردار فیلم از این فیلم به عنوان سخت&amp;zwnj;ترین فیلمی که فیلمبرداری کرده است نام می&amp;zwnj;برد. ما برای فیلمبرداری از جنگل&amp;zwnj;های سیاه تا کرانه دریای بالتیک مسافرت کردیم. با بچه&amp;zwnj;های کم&amp;zwnj;سن و سال کار می&amp;zwnj;کردیم، همه زیر ۱۲ سال بودند و کوچکترین&amp;zwnj;شان تنها هفت ماهش بود و ما می&amp;zwnj;خواستیم علاوه بر گرفتن تصاویری زیبا، بازی خوب و باورپذیر و پراحساسی نیز از آن&amp;zwnj;ها بگیریم و برای این&amp;zwnj;کار برخی روز&amp;zwnj;ها بیش از چهار ساعت زمان نداشتیم. همچنین من به زبانی خارجی فیلم می&amp;zwnj;ساختم، برای همین خیلی کار چالش&amp;zwnj;برانگیزی بود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما منتقدان نیز &amp;laquo;لوره&amp;raquo; را بسیار پسندیده&amp;zwnj;اند و نقدهای مثبت و خوبی بر آن نوشته&amp;zwnj;اند. استیون بون، منتقد &amp;laquo;شیکاگو سان&amp;zwnj;تایمز&amp;raquo; با دادن چهار ستاره کامل به فیلم اگرچه داستان فیلم را ساده و قابل پیش&amp;zwnj;بینی می&amp;zwnj;داند، اما اعتقاد دارد فیلم به اندازه کافی پیچیده و دارای گره هست که تماشاگر را تا آخر همراه خود نگاه دارد. کنت توران، منتقد &amp;laquo;لس&amp;zwnj;آنجلس تایمز&amp;raquo; فیلم را اثری محکم و پراحساس توصیف می&amp;zwnj;کند که توانسته سویه متفاوتی از جنگ را به تصویر بکشد و تماشاگرانش را در تجربه آن شریک کند. ریچارد کویپرز منتقد &amp;laquo;ورایتی&amp;raquo; نیز فیلم را اثری تازه و موفق در پرداخت اثرات جنگ و تأثیر آن بر آلمان و مردمانش پس از درگیری در جنگ جهانی دوم دانسته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/07/24998#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/ekran">اکران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19721">لوره</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3166">مجتبا یوسفی پور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19722">کیت شورتلند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Thu, 07 Mar 2013 17:46:41 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24998 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>دگردیسی زامبی‌ها</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/01/24864</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/01/24864&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    برنامه رادیویی «اکران»        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مجتبا یوسفی‌پور        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/warmbmj01.jpg?1362093304&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مجتبا یوسفی&amp;zwnj;پور - این روزها فیلم &amp;laquo;بدن&amp;zwnj;های گرم&amp;raquo; ساخته جاناتان لوین، فیلمساز جوان آمریکایی در بسیاری از کشورهای جهان بر روی پرده رفته است. در اکران این هفته می&amp;zwnj;پردازیم به معرفی این فیلم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکران جهانی فیلم &amp;laquo;بدن&amp;zwnj;های گرم&amp;raquo; که در فارسی به &amp;laquo;جسدهای گرم&amp;raquo; نیز ترجمه شده از اول ماه فوریه با نمایش در سینماهای آمریکا آغاز شده است. این فیلم از دو هفته گذشته در سینماهای برخی از کشورهای اروپایی چون انگلستان، ایرلند، دانمارک و ایتالیا به روی پرده رفته است و در دو ماه آینده در دیگر کشورهای اروپایی نیز به نمایش درخواهد آمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;بدن&amp;zwnj;های گرم&amp;raquo; از دسته فیلم&amp;zwnj;هایی است که با ترکیب ژانرهای مختلفی چون ترسناک، کمدی و رمانس سعی دارد عامه تماشاگران را به سینما بکشاند. این فیلم داستان &amp;laquo;آر&amp;raquo; یک زامبی جوان است که در محوطه فرودگاهی به همراه گروه دیگری از زامبی&amp;zwnj;ها زندگی می&amp;zwnj;کند و همانند دیگر زامبی&amp;zwnj;ها با شکار انسان&amp;zwnj;ها و خوردن آنها روزگار می&amp;zwnj;گذراند. اما روزی با دختری به نام جولی برخورد می&amp;zwnj;کند و این اتفاق باعث زنده شدن حس انسانی در وجودش شده و رابطه&amp;zwnj;ای میان آنها شکل می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/warmbmj02.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 153px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●&lt;strong&gt;بدن&amp;zwnj;های گرم&lt;/strong&gt; ساخته جاناتان لوین&lt;br /&gt;
					با فیلم&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;ای هوشمندانه&amp;zwnj;تر از فیلم&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;های مرسوم در ژانر وحشت&lt;br /&gt;
					و با قهرمانی نامتعارف:&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;یک زامبی از جنس و جنم&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;آدم&amp;zwnj;های کوچه و بازار&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;که بی&amp;zwnj;عرضه و محجوب است&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و لکنت&amp;zwnj;زبان هم دارد.&lt;br /&gt;
					نام او &amp;laquo;آر&amp;raquo; (R) است.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;اولین حرف نام واقعی&amp;zwnj;اش،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;پیش از آنکه انسانیت در اثر شیوع یک ویروس رو به انقراض بگذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;laquo;بدن&amp;zwnj;های گرم&amp;raquo; روایتی&amp;zwnj;ست&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;از مسخ یک زامبی بی&amp;zwnj;دست&amp;zwnj;وپا به یک انسان در اثر معجزه عشق&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;۹۸ دقیقه، ۲۰۱۳، آمریکا. نیکلاس هالت، ترزا پالمر، جان مالکوویچ&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;برنامه رادیویی &amp;laquo;اکران&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;در معرفی این فیلم را بشنوید:&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130219_Farhangi_EkranCinema_M_Yousefipour.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 26px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;بدن&amp;zwnj;های گرم&amp;raquo; بر اساس رمانی به همین نام نوشته ایزاک ماریون ساخته شده است. ماریون نخستین&amp;zwnj;بار این داستان را در قالب یک داستان کوتاه نوشت و در اینترنت منتشر کرد و داستانش هم با استقبال گسترده خوانندگان روبرو شد و این موفقیت باعث شد که او داستان را به صورت یک رمان بازنویسی کرده و منتشر کند. جاناتان لوین، فیلمساز جوان آمریکایی که نخستین&amp;zwnj;بار با ساخت فیلم &amp;laquo;وکنس&amp;raquo; (The Wackness)&amp;nbsp; یا &amp;laquo;چرند&amp;raquo; در سال ۲۰۰۸ موفق شد جایزه تماشاگران جشنواره فیلم ساندنس را از آن خود کند فیلمنامه فیلم را نوشته و آن را کارگردانی کرده است. او در سال ۲۰۱۱ فیلم موفق &amp;laquo;۵۰/۵۰&amp;raquo; را ساخت که علاوه بر نظر مثبت منتقدان، نامزد دو جایزه گلدن گلوب از جمله جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم شد. لوین قصد داشت که &amp;laquo;بدن&amp;zwnj;های گرم&amp;raquo; را پیش از فیلم &amp;laquo;۵۰/۵۰&amp;raquo; بسازد، اما درگیری او با ساخت آن پروژه باعث شد که ساخت فیلم به تعویق بیفتد و در روزهایی که نمایش عمومی فیلم &amp;laquo;۵۰/۵۰&amp;raquo; آغاز شده بود، فیلمبرداری &amp;laquo;بدن&amp;zwnj;های گرم&amp;raquo; را شروع کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جاناتان لوین درباره انگیزه&amp;zwnj;اش از ساخت فیلم &amp;laquo;بدن&amp;zwnj;های گرم&amp;raquo; می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;راستش همه چیز از خود کتاب شروع شد. یادم هست که از همان صفحه اول مرا مجذوب کرده بود. برایم خیلی جالب و درگیرکننده بود که داستان از زاویه دید یک زامبی تعریف می&amp;zwnj;شود. واقعاً توانستم حس و حال ویژه رمان را درک کنم و فکر کردم عالی می&amp;zwnj;شود اگر داستان را به روی پرده سینما بیاوریم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حال، جاناتان لوین در این تازه&amp;zwnj;ترین ساخته&amp;zwnj;اش به سراغ داستانی رفته که در پس ظاهر تجاری آن پیامی انسانی نهفته است. جاناتان لوین آنچه در فیلم اتفاق می&amp;zwnj;افتد، به&amp;zwnj;ویژه بخش عمده&amp;zwnj;ای از داستان را که در یک فرودگاه اتفاق می&amp;zwnj;افتد تجسمی از شرایط امروز جامعه توصیف می&amp;zwnj;کند. در باور او انسان&amp;zwnj;ها در جامعه نیز همانند زامبی&amp;zwnj;ها بدون توجه به اطرافشان زندگی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او پیام و تم اصلی فیلم را این&amp;zwnj;گونه توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;تم اصلی و مرکزی فیلم این است که آدم&amp;zwnj;ها فراموش کرده&amp;zwnj;اند که انسان بودن چه معنایی دارد. در طول فیلم و بر اثر اتفاق&amp;zwnj;هایی که برای دو شخصیت اصلی می&amp;zwnj;افتد همه متوجه می&amp;zwnj;شوند که برای انسان بودن می&amp;zwnj;بایست چگونه بود. این&amp;nbsp; نه&amp;nbsp; تنها برای خود آنها و زامبی&amp;zwnj;ها، بلکه برای دیگر آدم&amp;zwnj;ها مانند شخصیت گروجیو با بازی جان مالکوویچ نیز اتفاق می&amp;zwnj;افتد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقش&amp;zwnj;های اصلی فیلم را نیکلاس هالت و ترزا پالمر، دو بازیگر جوان بازی&amp;zwnj; کرده&amp;zwnj;اند که اولی انگلیسی و دومی استرالیایی است و هر دو مجبور بودند برای بازی در این فیلم با لهجه آمریکایی صحبت کنند. اما نکته دیگر در مورد این فیلم شخصیتی است که هالت نقش او را بازی می&amp;zwnj;کند. بر خلاف روال معمول در این دسته از فیلم&amp;zwnj;ها یعنی تبدیل یک انسان به زامبی، در اینجا داستان بر عکس است و یک زامبی در جهت بازگشت به دنیای انسانی حرکت می&amp;zwnj;کند. هالت درباره چگونگی کار کردن بر روی این نقش و دگردیسی شخصیت در فیلم می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;خیلی درباره&amp;zwnj;اش فکر کردم. من و جاناتان چیزی مانند یک نقشه از روند حرکتی این شخصیت در فیلم برای خودمان ترسیم کردیم و در آن نقاط مهمی را که این شخصیت دچار تغییر می&amp;zwnj;شود مشخص کردیم. مثلاً در حرکت شخصیت تغییر رخ می&amp;zwnj;دهد و سریع&amp;zwnj;تر حرکت می&amp;zwnj;کند. البته فیلمنامه خیلی روشن و واضح بود و کار را بسیار ساده می&amp;zwnj;کرد. ما فقط تلاش کردیم این تغییر خیلی سریع و غیرقابل باور رخ ندهد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;iframe allowfullscreen=&quot;&quot; frameborder=&quot;0&quot; height=&quot;250&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/embed/07s-cNFffDM&quot; width=&quot;230&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;ویدئو: &lt;/strong&gt;پیش&amp;zwnj;پرده &amp;laquo;بدن&amp;zwnj;های گرم&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ساخته جاناتان لوین&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;در کنار این بازیگران جوان، بازیگران کارکشته&amp;zwnj;ای چون جان مالکوویچ و راب کوردری دیگر نقش&amp;zwnj;های اصلی فیلم را بازی کرده&amp;zwnj;اند. جان مالکوویچ درباره دلیل پیوستنش به این پروژه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;راستش بیشترش مربوط به این می&amp;zwnj;شد که من با جاناتان، کارگردان فیلم دیدار داشتم و از او خوشم آمد. به نظرم خیلی ذهن روشنی دارد،&amp;nbsp; فیلمنامه&amp;zwnj;نویس خوب و فیلمساز جوان و باهوشی است. همچنین فیلمنامه را که خواندم دیدم مصالح جذابی در آن وجود دارد. و البته جاناتان خیلی هم در هنگام کار خوب با دیگران همکاری می&amp;zwnj;کند و این خیلی بیشتر از دیگر چیزها مهم است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;بدن&amp;zwnj;های گرم&amp;raquo; فعلاً از نظر تماشاگران موفق بوده و در نخستین هفته اکران در صدر پرفروش&amp;zwnj;های جدول قرار گرفته است. منتقدان نیز فیلم را نسبتاً پسندیده&amp;zwnj;اند و در بیشتر مواد آن را به عنوان یک اثر سرگرم&amp;zwnj;کننده خوب توصیه کرده&amp;zwnj;اند، هر چند برخی نیز آن را با مجموعه فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;گرگ و میش&amp;raquo; مقایسه کرده&amp;zwnj;&amp;zwnj;اند. هلن اوهارا، منتقد مجله &amp;laquo;امپایر&amp;raquo; با دادن چهار ستاره به فیلم آن را اثری گرم توصیف می&amp;zwnj;کند و اعتقاد دارد نیمه&amp;zwnj; اول فیلم بهتر از نیمه دوم آن است. پیتر برادشاو، منتقد &amp;laquo;گاردین&amp;raquo; نیز با دادن سه ستاره به فیلم با اشاره به تأثیرپذیری داستان فیلم از نمایشنامه معروف &amp;laquo;رومئو و ژولیت&amp;raquo; و ارجاع به آن در فیلم، در مجموع فیلم را اثری هوشمندانه، سرگرم&amp;zwnj;کننده و در برخی قسمت&amp;zwnj;ها با فیلمنامه&amp;zwnj;ای عالی معرفی می&amp;zwnj;کند. در نقطه مقابل پیتر تراورس، منتقد &amp;laquo;رولینگ استونز&amp;raquo; با دادن تنها دو ستاره به فیلم آن را به مثابه تلاش هالیوود برای جایگزین کردن فیلم&amp;zwnj;هایی با شخصیت&amp;zwnj;های زامبی به جای فیلم&amp;zwnj;های موفق با شخصیت&amp;zwnj;های خون&amp;zwnj;آشام معرفی می&amp;zwnj;کند و در مجموع آن را فیلم خوبی نمی&amp;zwnj;داند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/03/01/24864#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/ekran">اکران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19589">بدن های گرم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3166">مجتبا یوسفی پور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Thu, 28 Feb 2013 23:15:05 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24864 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>بهترین‌ها و بدترین‌های اسکار </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/27/24870</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/27/24870&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در تحلیل اسکار ۲۰۱۳        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/oscar201301_0.jpg?1361997201&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - سرانجام آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا، از میان ۹ فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم سال، فیلم &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; ساخته بن افلک را برگزید. انتخابی سؤال&amp;zwnj;برانگیز که بحث&amp;zwnj;های بسیاری را در مورد ماهیت این جایزه و تصمیم اعضای آکادمی پیش کشیده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از آنجا که انتخاب&amp;zwnj;های اسکار، روندی دمکراتیک است و بر اساس آرای تعداد زیادی از عوامل حرفه&amp;zwnj;ای درگیر در صنعت سینمای هالیوود شکل گرفته، به&amp;zwnj;سختی می&amp;zwnj;توان ادعاهایی از قبیل لابی کردن برای برنده شدن یک فیلم یا توطئه&amp;zwnj;هایی از این دست را پذیرفت. با این حال اگرچه این یک واقعیت است که در اسکار، اعضای آکادمی مثل داوران یک جشنواره کنار هم نمی&amp;zwnj;نشینند و در تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها و دادن جوایز با هم مشورت نمی&amp;zwnj;کنند اما همین روند رأی&amp;zwnj;گیری دمکراتیک، مکانیسم پیچیده&amp;zwnj;تری دارد و عوامل سینمایی و غیر سینمایی زیادی بر تصمیم فردی رأی&amp;zwnj;دهندگان تأثیر گذاشته و در انتخاب آن&amp;zwnj;ها دخالت دارد. در این میان بدون شک نباید نقش تبلیغات کمپانی&amp;zwnj;های فیلمسازی برای کسب رأی برای فیلمشان در دوره&amp;zwnj;ای از سال را که &amp;laquo;فصل اسکار&amp;raquo; نامیده می&amp;zwnj;شود، نادیده گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما حالا فارغ از همه تئوری&amp;zwnj;های توطئه موجود و ارزیابی&amp;zwnj;های سیاسی و ایدئولوژیک برای کشف انگیزه&amp;zwnj;های اعضای آکادمی برای انتخاب &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; به عنوان بهترین فیلم سال، باید پرسید که آیا &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; واقعاً از نظر سینمایی، مستحق و شایسته دریافت این جایزه بود؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کافی است به رقبای آرگو نگاه کنیم تا بفهمیم که آیا واقعا این فیلم، بهترین گزینه برای دریافت جایزه اسکار بود یا خیر.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/8_12.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 153px; float: left;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●بن افلک سر صحنه &amp;laquo;آرگو&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●پرویز جاهد: در آرگو همه چیز&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت فاتحانه است،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;حماسه&amp;zwnj;ای هالیوودی که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;نشان می&amp;zwnj;دهد همکاری هالیوود&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;با سازمان سیا، چگونه می&amp;zwnj;تواند مؤثر و رهایی&amp;zwnj;بخش باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;آرگو&amp;raquo;، به عنوان یک تریلر سیاسی خوش&amp;zwnj;ساخت با بازی&amp;zwnj;های خوب و فیلمنامه&amp;zwnj;ای پرکشش و جذاب با تعلیق&amp;zwnj;های نفس&amp;zwnj;گیر، فیلم قابل قبولی است اما به گمان من وقتی در کنار فیلم&amp;zwnj;هایی مثل &amp;laquo;عشق&amp;raquo; میشل هانکه و یا &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; اسپیلبرگ و یا &amp;laquo;جانگوی&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها شده&amp;raquo; تارانتینو و یا حتی &amp;laquo;جانوران جنوب وحشی&amp;raquo; بن زیتلن، قرار می&amp;zwnj;گیرد، جایی برای مطرح شدن ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;افلک، از همه کلیشه&amp;zwnj;های رایج ژانر تریلر سیاسی هالیوودی بهره برده و فیلم پرماجرای سرگرم&amp;zwnj;کننده و قهرمان&amp;zwnj;پردازانه نسبتاً جذابی درباره فرار گروگان&amp;zwnj;های آمریکایی از چنگ انقلابیون خطرناک (ملت ایران) ساخته که مورد پسند آمریکایی&amp;zwnj;هاست اما می&amp;zwnj;تواند برای ایرانی&amp;zwnj;ها، آزاردهنده باشد چرا که این فیلم هم مثل اغلب فیلم&amp;zwnj;های آمریکایی، تصویر مخدوشی از ایران و ایرانی&amp;zwnj;ها نشان می&amp;zwnj;دهد که مطابق میل تماشاگر آمریکایی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگرچه آرگو درباره یک رویداد تاریخی تروماتیک در حافظه ذهنی مردم آمریکاست اما اینکه این فیلم، بازسازی دقیق این رویداد تاریخی است، ادعایی باورنکردنی است چرا که حتی اگر این فیلم، عیناً بر مبنای اسناد و مدارک تاریخی ساخته می&amp;zwnj;شد، باز هم در سندیت تاریخی&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;شد تردید کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نظر گرفتن آرگو به عنوان یک فیلم تاریخی،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان&amp;zwnj;قدر نادرست و ساده&amp;zwnj;انگارانه است که بخواهیم &amp;laquo;بن هور&amp;raquo; یا &amp;laquo;ال سید&amp;raquo; یا &amp;laquo;چنگیزخان&amp;raquo; به روایت هالیوود را فیلم&amp;zwnj;هایی تاریخی حساب کنیم. الان حتی در انطباق صد درصد وقایع فیلمی مثل &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; یا &amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه شب&amp;raquo; که کارگردان آن مدعی است بر اساس اسناد و شواهد موجود در سازمان سیا ساخته شده، با تاریخ نیز تردید وجود دارد چه رسد به فیلمی مثل &amp;laquo;آرگو&amp;raquo;، که اساساً هدفش، جز سرگرمی چیز دیگری نبوده و نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;آرگو&amp;raquo;، روایت بن افلک و فیلمنامه&amp;zwnj;نویس&amp;zwnj;اش کریس تریو از کتاب خاطرات تونی مندز، مأمور سابق سازمان سیا است که خیلی هم به کتاب مندز و روایت او وفادار نیست بلکه آن&amp;zwnj;ها برای ایجاد جذابیت و کشش سینمایی بیشتر، مثل همیشه به دراماتیزه کردن آن رویداد&amp;zwnj;ها پرداخته&amp;zwnj;اند.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از زاویه انطباق &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; با تاریخ، این فیلم پر از اشتباهات مسلم تاریخی است. مثلاً بر خلاف آن چیزی که در &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; می&amp;zwnj;بینیم، آمریکایی&amp;zwnj;ها هیچ&amp;zwnj;گاه با ایده نجات اعضای سفارت در قالب یک پروژه هالیوودی مخالف نبوده&amp;zwnj;اند. یا اینکه گروگان&amp;zwnj;های آمریکابی، هرگز پا به بازار تهران نگذاشتند و در محاصره مردم خشمگین و انقلابی قرار نگرفتند، بلیط آن&amp;zwnj;ها هرگز در دقیقه آخر کنسل نشد و آن&amp;zwnj;ها هرگز در فرودگاه مهرآباد، موقع ترک خاک ایران، بازجویی نشدند و آن پاسدار ساده&amp;zwnj;لوح، به دفتر تولید فیلم آرگو در آمریکا تلفن نکرد و پاسداران با کلاشینکوف به دنبال هواپیما ندویدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنابراین، همه این&amp;zwnj;ها، فقط و فقط برای ایجاد جذابیت و هیجان بیشتر در فیلم قرار گرفتند. مهم این بود که این فیلم به گونه&amp;zwnj;ای ساخته شود که بن افلک در آن به عنوان یک ناجی و قهرمان آمریکایی، بیشتر از همه آن دولتمردان آمریکایی و کانادایی که پشت پرده نشستند و نقشه فرار گروگان&amp;zwnj;ها را در قالب یک فیلم علمی تخیلی هالیوودی پیاده کردند، به چشم بیاید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنابراین، &amp;laquo;آرگو&amp;raquo;، فیلمی تبلیغاتی درباره قدرت سازمان سیا و مأموران امنیتی شجاع و باهوش آمریکایی است و از این نظر هیچ تفاوتی با فیلم&amp;zwnj;هایی از نوع &amp;laquo;جان سخت&amp;raquo;، &amp;laquo;جیمزباند&amp;raquo; و یا حتی &amp;laquo;رمبو&amp;raquo; ندارد وگرنه اصلاً چرا باید بن افلک سفیدپوست، نقش تونی مندز مکزیکی&amp;zwnj;تبار را بازی کند؟ همه چیز در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت فاتحانه است، حماسه&amp;zwnj;ای هالیوودی که نشان می&amp;zwnj;دهد همکاری هالیوود با سازمان سیا، چگونه می&amp;zwnj;تواند مؤثر و رهایی&amp;zwnj;بخش باشد. در پایان فیلم، تونی مندز را می&amp;zwnj;بینیم که سرمست از مأموریت غرورآمیزش، در کانون گرم خانوادگی دیده می&amp;zwnj;شود در حالی که پرچم آمریکا، در پس&amp;zwnj;زمینه قاب، فاخرانه در اهتزاز است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/2_31.jpg&quot; style=&quot;width: 220px; height: 326px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●&amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه شب&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ساخته کاترین بیگلو&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●پرویز جاهد: آنچه که در اسکار&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;امسال بیش از انتخاب آرگو&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;به عنوان بهترین فیلم،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;سؤال&amp;zwnj;برانگیز بود، این نکته است&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;که چرا فیلم&amp;zwnj;هایی مثل &amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه شب&amp;raquo;،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;laquo;جانگوی&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها شده&amp;raquo; و &amp;laquo;بینوایان&amp;raquo;،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;هر سه به عنوان بهترین فیلم، نامزد شدند اما سازندگان آن&amp;zwnj;ها&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;در لیست نامزدهای&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;بهترین کارگردانی قرار نگرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●سی دقیقه پس از نیمه شب&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;از نظر کارگردانی و ساختار روایی، خیلی بهتر از فیلمی مثل آرگوست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;اما آنچه که در اسکار امسال بیش از انتخاب آرگو به عنوان بهترین فیلم، سؤال&amp;zwnj;برانگیز بود، این نکته است که چرا فیلم&amp;zwnj;هایی مثل &amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه شب&amp;raquo;، &amp;laquo;جانگوی&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها شده&amp;raquo; و &amp;laquo;بینوایان&amp;raquo;، هر سه به عنوان بهترین فیلم، نامزد شدند اما سازندگان آن&amp;zwnj;ها در لیست نامزدهای بهترین کارگردانی قرار نگرفتند. چگونه می&amp;zwnj;توان فیلمی را به عنوان بهترین فیلم، شایسته دریافت جایزه دانست اما کارگردان آن را حتی برای دریافت جایزه، نامزد ندانست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من با این حرف &amp;laquo;زَن بروکس&amp;raquo; منتقد فیلم روزنامه گاردین کاملاً موافق&amp;zwnj;ام که در برنامه ویژه اسکار در بی&amp;zwnj;بی سی گفت: &amp;laquo;وقتی به فیلمی اسکار بهترین فیلم را می&amp;zwnj;دهند اما کارگردانش را حتی نامزد دریافت جایزه نمی&amp;zwnj;کنند، یعنی می&amp;zwnj;خواهند بگویند آن آدم پشت دوربین یک احمق بیش نیست.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته این موضوع در دوره&amp;zwnj;های قبل اسکار هم سابقه دارد و پیش&amp;zwnj;تر نیز فیلمی مثل &amp;laquo;رانندگی برای خانم دیزی&amp;raquo; بدون نامزد شدن برای بهترین کارگردانی، موفق شد جایزه اسکار بهترین فیلم سال ۱۹۸۹ را دریافت کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هم بن افلک و هم کا&amp;zwnj;ترین بیگلو و تام هوپر، هر سه، از سوی اتحادیه کارگردان&amp;zwnj;های آمریکا که ۱۵۰۰۰ عضو دارد، نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردان بودند اما اعضای آکادمی اسکار که تنها ۳۶۹ نفر از آن&amp;zwnj;ها کارگردان&amp;zwnj;اند، آن&amp;zwnj;ها را شایسته دریافت اسکار بهترین کارگردانی ندانستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عجیب&amp;zwnj;تر از همه بی&amp;zwnj;توجهی اعضای آکادمی به فیلم &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; اسپیلبرگ بود. فیلمی که در ۱۲ رشته نامزد دریافت اسکار بود و بسیاری پیش&amp;zwnj;بینی می&amp;zwnj;کردند، جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردانی به آن تعلق می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; اسپیلبرگ، در میان کارهای او فیلم متفاوتی است و از نظر سبک کارگردانی و ریتم، به &amp;laquo;فهرست شیندلر&amp;raquo; او نزدیک است. درامی تاریخی و پر دیالوگ، با ضرباهنگی آرام و سنگین که بدون هیجان&amp;zwnj;های کاذب هالیوودی، یکی از مهم&amp;zwnj;ترین دوره&amp;zwnj;های تاریخ آمریکا را روایت می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; اسپیلبرگ نیز شاید مانند همه فیلم&amp;zwnj;های مشابه دیگر که بر اساس زندگی شخصیت&amp;zwnj;های تاریخی ساخته شدند، از اسکندر گرفته تا نیکسون و دبلیو، عیناً و دقیقاً با واقعیت&amp;zwnj;های زندگی و شخصیت این سیاستمدار برجسته تاریخ آمریکا همخوانی نداشته باشد و از این نظر خیلی از مورخان را ناامید کند، اما به عنوان یک اثر سینمایی، که روزهای آخر لینکلن را به شکل فشرده و دراماتیکی روایت می&amp;zwnj;کند، قابل توجه است. اسپیلبرگ در &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo;، چالش مردی خردمند و آزاداندیش را با جامعه&amp;zwnj;ای نژادپرست، تاریک&amp;zwnj;اندیش و جاهل به نمایش می&amp;zwnj;گذارد. او به ما نشان می&amp;zwnj;دهد که دمکراسی در آمریکا به سادگی ثمر نداده و حاصل مبارزات سخت و بی&amp;zwnj;امان اندیشه&amp;zwnj;های محافظه&amp;zwnj;کارانه و پیشرو بوده است. سکانس رأی&amp;zwnj;گیری در کنگره آمریکا بر سر متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده و لغو بردگی سیاهان در این کشور، یکی از دراماتیک&amp;zwnj;ترین و نفس&amp;zwnj;گیر&amp;zwnj;ترین سکانس&amp;zwnj;های سینمایی است که در فیلم&amp;zwnj;هایی از این نوع تصویر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه شب&amp;raquo; کا&amp;zwnj;ترین بیگلو، اگرچه به قدرت فیلم قبلی&amp;zwnj;اش یعنی مهلکه (هِرت لاکر) که جایزه اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را دریافت کرد، نبود اما از نظر کارگردانی و ساختار روایی، خیلی بهتر از فیلمی مثل آرگوست. می&amp;zwnj;توانیم با ایدئولوژی فیلم و سازنده آن مخالف باشیم اما قدرت او را در کارگردانی و بازسازی یک موضوع تاریخی و مستند از زاویه دید آمریکایی&amp;zwnj;ها و سیا نمی&amp;zwnj;توانیم انکار کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حرف هم که بیگلو در این فیلم، استفاده از شکنجه را برای مبارزه با تروریسم توجیه می&amp;zwnj;کند، مخالفم چرا که او تنها شکنجه را به عنوان یک واقعیت و روشی که از سوی سازمان سیا و مأموران امنیتی آمریکا برای یافتن مخفی&amp;zwnj;گاه بن لادن به کار گرفته شد، نشان می&amp;zwnj;دهد و مطلقاً قصد توجیه آن را ندارد، ضمن اینکه مشارکت جسیکا چستین (مأمور سیا در فیلم)، در شکنجه متهمان به تروریسم، با اینکه همذات&amp;zwnj;پنداری ما با این زن را خدشه&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;کند اما بیانگر نگاه رئالیستی و غیر کلیشه&amp;zwnj;ای بیگلو به موقعیت یک زن به عنوان یک عامل در درون یک سیستم مبتنی بر خشونت است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/janmy02.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 298px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●پرویز جاهد: فیلم تارانتینو،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;با اینکه تخیلی است اما شقاوت برده&amp;zwnj;داری در آمریکا را خیلی بهتر از نمونه&amp;zwnj;های تاریخی/ سینمایی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;آن نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;برده سیاه هویت&amp;zwnj;باخته چاپلوسی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;(ساموئل جکسن) که نسبت به بردگان هم&amp;zwnj;نژادش، بی&amp;zwnj;رحم&amp;zwnj;تر از سفیدپوستان است، بخشی از رویکرد آشنازدایانه تارانتینو با مفهوم بردگی سیاهان از یک سو و ژانر وسترن است.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;جانگوی&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها شده&amp;raquo;، اگرچه موفق شد جایزه بهترین فیلمنامه ارژینال را نصیب کوئنتین تارانتینو کند اما استحقاق بیشتری برای دریافت جایزه بهترین کارگردانی داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;جانگوی&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها شده&amp;raquo;، وسترن اسپاگتی پست&amp;zwnj;مدرنی است که تنها تارانتینو می&amp;zwnj;توانست آن را بسازد و بسیاری از نشانه&amp;zwnj;ها و عناصر فرمی سینمای او را در بر دارد. به نظرم حرف&amp;zwnj;های اسپایک لی در مورد اینکه در این فیلم به اجداد سیاهش توهین شده، چرند است. فیلم تارانتینو، با اینکه تخیلی است اما شقاوت برده&amp;zwnj;داری در آمریکا را خیلی بهتر از نمونه&amp;zwnj;های تاریخی/ سینمایی آن نشان می&amp;zwnj;دهد. برده سیاه هویت&amp;zwnj;باخته چاپلوسی (ساموئل جکسن) که نسبت به بردگان هم&amp;zwnj;نژادش، بی&amp;zwnj;رحم&amp;zwnj;تر از سفیدپوستان است، بخشی از رویکرد آشنازدایانه تارانتینو با مفهوم بردگی سیاهان از یک سو و ژانر وسترن است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گمان من انتخاب آنگ لی، به عنوان بهترین کارگردان برای فیلم &amp;laquo;زندگی پای&amp;raquo; یکی از بد&amp;zwnj;ترین انتخاب&amp;zwnj;های اسکار امسال بود. انگ لی، کارگردان ماهری است اما فاقد دید و هویت سینمایی مشخص و قابل استنادی است. او بیش از هر چیز، یک کارگردان غیر مؤلف هالیوودی است و در کارنامه&amp;zwnj;اش، تولید همه نوع فیلم دیده می&amp;zwnj;شود، از ملودرام&amp;zwnj;های تاریخی مثل &amp;laquo;عقل و احساس&amp;raquo; گرفته تا فیلم رزمی &amp;laquo;ببر خیزان و اژدهای پنهان&amp;raquo; تا وسترن همجنس گرایانه &amp;laquo;کوهستان بروک بک&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;زندگی پای&amp;raquo; نیز همانند کارهای دیگر انگ لی، هیجان&amp;zwnj;انگیز و سرگرم&amp;zwnj;کننده و از نظر بصری زیباست، به شرطی که تمثیل&amp;zwnj;پردازی&amp;zwnj;های آن را جدی نگیرید و به قول حسین نوش&amp;zwnj;آذر، نخواهید خوانش روانکاوانه از آن داشته باشید. در این مورد با میشل سیمون (منتقد برجسته فرانسوی) نیز هم عقیده&amp;zwnj;ام که یک&amp;zwnj;بار در جشنواره کارلو وی واری در مورد انگ لی گفت که او را نباید خیلی جدی گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بخش بازیگری نیز به گمان من، انتخاب دنیل دی لوئیس ۵۵ ساله، به عنوان بهترین بازیگر مرد برای ایفای استادانه نقش لینکلن، بهترین انتخاب اعضای آکادمی بود اگرچه هواکین فینیکس با بازی خیره&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;اش در فیلم &amp;laquo;استاد&amp;raquo; (مستر) پل تامس آندرسن، نیز تنها رقیب قدرتمند دی لوئیس به شمار می&amp;zwnj;رفت. دی لوئیس، شخصیت آرام، با وقار، بذله&amp;zwnj;گو و نافذ لینکلن را با قدرت آفرید و بی&amp;zwnj;تردید مستحق دریافت این جایزه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جنیفر لورنس جوان هم که برای بازی تأثیرگذارش در فیلم &amp;laquo;دفترچه امیدبخش&amp;raquo;، دیوید اُ راسل، جایزه بهترین بازیگر زن نقش اول را دریافت کرد، بازیگر خلاق و توانایی است که تقریباً بار اصلی این فیلم بر روی دوش او بود. هرچند امانوئل ریوای ۸۶ ساله برای بازی به یاد ماندنی&amp;zwnj;اش در فیلم &amp;laquo;عشق&amp;raquo; میشل هانکه و جسیکا چستین برای بازی خوبش در &amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه شب&amp;raquo;، رقبای جدی و قدرتمندی برای او محسوب می&amp;zwnj;شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جسیکا چستین، که در مدت کوتاه فعالیت سینمایی&amp;zwnj;اش، در نقش&amp;zwnj;های متفاوتی ظاهر شده و در اغلب آن&amp;zwnj;ها، نقش زنی قربانی و آسیب&amp;zwnj;پذیر را بازی کرده، (از مادرِ داغدیده &amp;laquo;درخت زندگی&amp;raquo; تا همسر رنج&amp;zwnj;کشیده &amp;laquo;پناه بگیر&amp;raquo; و زن کافه&amp;zwnj;چی زخم&amp;zwnj;خورده &amp;laquo;بی&amp;zwnj;قانون&amp;raquo;)، این&amp;zwnj;بار نیز در قالبی متفاوت، در نقش مأمور خشن و کارکشته سازمان سیا در فیلم &amp;laquo;سی دقیقه بعد از نیمه شب&amp;raquo; کا&amp;zwnj;ترین بیگلو، بازی چشمگیری ارائه کرده و به اعتقاد من بیش از جنیفر لارنس، سزاوار دریافت این جایزه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کریستف والتس نیز با بازی درخشان و سمپاتیک&amp;zwnj;اش در نقش دکتر شولتز، آدمکش حرفه&amp;zwnj;ای، خونسرد و شوخ&amp;zwnj;طبع با شگردهای غافلگیرکننده، بیش از رابرت دو نیرو در &amp;laquo;دفترچه امیدبخش&amp;raquo;، تامی لی جونز در &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; و فیلیپ سیمور هافمن در &amp;laquo;استاد&amp;raquo;، و همچنین آلن آرکین در آرگو، شایستگی دریافت حایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را داشت که به حق نصیب او گردید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رابرت دونیرو، متأسفانه این سال&amp;zwnj;ها دیگر از آن دوران اوجش فرود آمده و تنها در ملودرام&amp;zwnj;ها و کمدی&amp;zwnj;های رمانتیک سبک در نقش مردان میان&amp;zwnj;سال بازنشسته بازی می&amp;zwnj;کند و این&amp;zwnj;بار هم کم و بیش&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان نقش را در فیلم &amp;laquo;دفترچه امیدبخش&amp;raquo; بازی کرده است، منتها دیوید او راسل درملودرام رئالیستی پر تنش&amp;zwnj;اش، شخصیت قوی&amp;zwnj;تری برای او ساخته تا بار دیگر قدرت بازیگری&amp;zwnj;اش را به نمایش بگذارد هرچند اصلاً متقاعدکننده نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت جایزه اسکار برای ان هاتاوی به عنوان بهترین بازیگر زن نقش مکمل در بینوایان، کاملاً قابل پیش&amp;zwnj;بینی بود و او نیز همانند کریستف والتس، سزاوار دریافت این جایزه بود. او که پیش&amp;zwnj;تر در سال ۲۰۰۸ برای بازی در فیلم مستقل &amp;laquo;ریچل ازدواج می&amp;zwnj;کند&amp;raquo; جاناتان دمی، نامزد اسکار بود، این&amp;zwnj;بار موفق شد با شکست دادن رقبای ضعیفی چون سالی فیلد (لینکلن)، هلن هانت، جکی ویور و ایمی آدامز، این جایزه را از آنِ خود کند. او در موزیکال مدرن بینوایان، در نقش فانتین، زن فقیر و دردمندی که برای سیر کردن شکم بچه&amp;zwnj;اش مجبور به تن&amp;zwnj;فروشی و تحقیر می&amp;zwnj;شود، عالی ظاهر شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/27/24870#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15687">اسکار 2013</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Wed, 27 Feb 2013 20:31:58 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24870 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>جشنواره بین‌المللی فیلم زنان در هرات</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/23/24727</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/23/24727&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در گفت‌و‌گو با رویا سادات، فیلم‌ساز افغان و گیسو جهانگیری، مدیر سازمان آرمان‌شهر        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    شهزاده سمرقندی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/royassh01.jpg?1361700587&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;شهزاده سمرقندی - شهر هرات، در افغانستان قرار است از این پس هر سال یک&amp;zwnj;بار میزبان جشنواره فیلم زنان باشد. نخستین دور جشنواره بین&amp;zwnj;المللی زنان در هرات در روز جهانی زن (هشتم مارس) برگزار می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هدف برگزارکنندگان این جشنواره گرد هم آوردن زنان فیلم&amp;zwnj;ساز و در مجموع فیلم&amp;zwnj;سازانی&amp;zwnj;ست که به موضوع زن، مشکلات زنان و حقوق بشر توجه ویژه دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این جشنواره مدتی است که با به راه انداختن صفحه&amp;zwnj;ای در شبکه اجتماعی &amp;laquo;فیسبوک&amp;raquo; به علاقمندان به مسائل زنان و موضوعات حقوق بشری و همچنین به علاقمندان به سینما موجودیتش را اعلام کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زنان فیلمساز و پیشگام افغانستان پشتیبان این جشنواره&amp;zwnj;اند. آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;خواهند از نزدیک با تجربه فیلمسازان دیگر کشورها آشنا شوند و همچنین تجربه&amp;zwnj;های خودشان را به دیگران انتقال دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/royassh03.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 115px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;رویا سادات، فیلمساز&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و گیسو جهانگیری، مدیر سازمان آرمان&amp;zwnj;شهر&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با رویا سادات و گیسو جهانگیری را بشنوید:&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130220_International_Film_Festival_Herat_Shahzadeh.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 26px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;رویا سادات از فیلم&amp;zwnj;سازان باسابقه و از نخستین مستندسازان افغان و یکی از حامیان این جشنواره است. به مناسبت برپایی نخستین جشنواره فیلم زنان در هرات با او گفت و&amp;zwnj;گویی انجام دادم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خانم سادات در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با رادیو زمانه گفت نخستین دور جشنواره فیلم زنان در هرات بدون بخش رقابتی برگزار خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سازمان غیر دولتی آرمان&amp;zwnj;شهر که سال&amp;zwnj;هاست در افغانستان به یکی از پشتیبان&amp;zwnj;های محکم فرهنگی بدل شده و در راه گسترش آشنایی و همزیستی فارسی&amp;zwnj;زبانان با یکدیگر خدمات ارزنده&amp;zwnj;ای انجام داده، یکی دیگر از برگزارکنندگان و حامیان اصلی این جشنواره است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با کمک سازمان آرمان&amp;zwnj;شهر برنامه&amp;zwnj;های متعدد فرهنگی در افغانستان و همچنین در تاجیکستان برگزار شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گیسو جهانگیری مدیر این سازمان در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با رادیو زمانه می&amp;zwnj;گوید این اولین بار است که این سازمان توانسته توجه فیلمسازان ایرانی را نیز جلب کند و از همکاری و همراهی سینماگران داخل ایران نیز بهره&amp;zwnj;مند شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گیسو جهانگیری معتقد است که تاکنون جای جشنواره&amp;zwnj;ای که بتواند فیلم&amp;zwnj;سازان زن، به&amp;zwnj;خصوص فیلم&amp;zwnj;سازان فارسی&amp;zwnj;زبان را دور هم جمع کند و تجربه های آن&amp;zwnj;ها را به همدیگر برساند خالی بوده و امید دارد که جشنواره بین&amp;zwnj;المللی فیلم زنان در هرات بتواند این خلا را پر کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خانم جهانگیری در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با رادیو زمانه همچنین اطلاعاتی&amp;nbsp; از شیوه برگزاری جشنواره، اهداف و انتظارات برگزارکنندگان آن در اختیار ما گذاشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;https://www.facebook.com/groups/154726364682838/?fref=ts&quot;&gt;فیسبوک جشنواره بین&amp;zwnj;المللی فیلم زنان در هرات&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/23/24727#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19498">جشنواره بین المللی فیلم زنان در هرات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19497">رویا سادات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2147">شهزاده سمرقندی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2833">گیسو جهانگیری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Fri, 22 Feb 2013 23:57:56 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24727 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>هیچکاک، استاد تعلیق بر پرده سینما</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/21/24710</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/21/24710&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    برنامه رادیویی «اکران»        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مجتبا یوسفی‌پور        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/mojthich01.jpg?1361487269&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مجتبا یوسفی&amp;zwnj;پور &amp;ndash; هفته گذشته نمایش عمومی فیلم &amp;laquo;هیچکاک&amp;raquo; ساخته ساشا گرواسی، فیلمساز انگلیسی در بسیاری از کشورهای اروپایی آغاز شد. در اکران این هفته می&amp;zwnj;پردازیم به معرفی این فیلم.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;هیچکاک&amp;raquo; از نیمه دسامبر سال گذشته در سینماهای آمریکا به روی پرده رفت و از اول ژانویه نیز نمایش جهانی فیلم آغاز شده است و در کشورهایی چون استرالیا، سوئد و اسپانیا به نمایش در آمده است. فیلم در بخش بهترین بازیگری زن نامزد جایزه گلدن گلوب امسال بود و برای جایزه اسکار بهترین گریم سال نیز نامزد شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;داستان فیلم همانگونه که از نامش پیداست به برهه&amp;zwnj;ای از زندگی آلفرد هیچکاک، کارگردان مشهور انگلیسی که از او به عنوان سلطان دلهره و تعلیق در سینما نام می&amp;zwnj;برند پرداخته است. داستان در سال ۱۹۵۹ میلادی اتفاق می&amp;zwnj;افتد؛ زمانی که هیچکاک ساخت فیلم مشهورش &amp;laquo;شمال از شمال&amp;zwnj;غربی&amp;raquo; را به پایان برده است و با رد کردن پیشنهاد ساخت فیلم &amp;laquo;کازینو رویال&amp;raquo;، رمان &amp;laquo;روانی&amp;raquo; را برگزیده و قصد ساخت آن را دارد، فیلمی که بعد&amp;zwnj;ها به یکی از مشهور&amp;zwnj;ترین ساخته&amp;zwnj;های این فیلمساز تبدیل شد. بسیاری با ساخت این فیلم مخالف بودند و هیچکاک که در آستانه شصت&amp;zwnj;سالگی قرار داشت مجبور بود برای ساخت این فیلم مشکلات بسیاری را تحمل کند و اعتبار حرفه&amp;zwnj;ای و دارایی&amp;zwnj;اش را پای ساخت این فیلم بگذارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mojthich02.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 341px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;laquo;هیچکاک&amp;raquo;&lt;/strong&gt;، ساخته ساشا گرواسی&lt;br /&gt;
					نویسنده: جان مک&amp;zwnj;لافلین، استفن ربلو&lt;br /&gt;
					بازیگران: آنتونی هاپکینز، هلن میرن، اسکارلت جوهانسون، جیمز دی&amp;zwnj;آرسی&lt;br /&gt;
					&amp;nbsp; ۹۸ دقیقه، آمریکا، ۲۰۱۲&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;برنامه &amp;laquo;اکران&amp;raquo; درباره&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;این فیلم را بشنوید:&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130212_Farhangi_EkranCinema_M_Yousefipour.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 26px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;فیلمنامه فیلم توسط جان مک&amp;zwnj;لافلین، فیلمنامه&amp;zwnj;نویسی که فیلمنامه آثاری چون &amp;laquo;قوی سیاه&amp;raquo; و &amp;laquo;پارکر&amp;raquo; را در کارنامه خود دارد بر اساس کتاب &amp;laquo;آلفرد هیچکاک و ساختن فیلم روانی&amp;raquo; نوشته استفن ربلو نوشته شده است. کتاب اثری غیر داستانی است که ربلو با تحقیق گسترده و مراجعه به نوشته&amp;zwnj;های شخصی هیچکاک و آرشیو خصوصی او و همچنین گفت&amp;zwnj;وگو با عوامل فیلم &amp;laquo;بیمار روانی&amp;raquo; چگونگی ساخت این فیلم را مکتوب کرده است. کتاب نخستین&amp;zwnj;بار در سال ۱۹۹۰ میلادی منتشر شد. نخست در سال ۲۰۰۵ میلادی اعلام شد که قرار است بر اساس کتاب یک فیلم تلویزیونی و یا یک مجموعه تلویزیونی ساخته شود، اما بعد&amp;zwnj;تر با ورود کمپانی&amp;zwnj;های فیلمسازی &amp;laquo;پارامونت&amp;raquo; و سپس کمپانی &amp;laquo;فوکس سرچ&amp;zwnj;لایت&amp;raquo; به پروژه، تصمیم به تبدیل آن به یک نسخه سینمایی گرفته شد. در این زمان مک&amp;zwnj;لافلین که یکی از نویسندگان فیلم تحسین&amp;zwnj;شده &amp;laquo;قوی سیاه&amp;raquo; بود برای نوشتن فیلمنامه استخدام شد. بعد از نوشتن نخستین نسخه از فیلمنامه توسط مک&amp;zwnj;لافلین، فیلمنامه به استفن ربلو سپرده شد و او با انجام تغییراتی در جزئیات فیلمنامه و همچنین برجسته کردن بخشی از خط داستانی پیرامون رابطه هیچکاک با همسرش فیلمنامه نهایی فیلم را آماده کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگرچه فیلمنامه فیلم بر اساس مدارک مستند نوشته شده است، اما با این حال نویسندگان فیلمنامه صحنه&amp;zwnj;هایی را ساخته و گفت&amp;zwnj;وگوهایی را نوشته&amp;zwnj;اند که زندگی خصوصی هیچکاک را تصویر کرده و هیچ کجا ثبت نشده&amp;zwnj; و تنها زائیده ذهن آنان است. مک&amp;zwnj;لافلین، یکی از نویسندگان فیلمنامه درباره این موضوع و همچنین درباره همکاری&amp;zwnj;اش با استفن ربلو می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;من فیلمنامه می&amp;zwnj;نویسم نه متون مستند تاریخی. در چنین شرایطی شما کلیتی از رنگ و بوی گفت&amp;zwnj;وگوهایی که میان افراد رد و بدل می&amp;zwnj;شود را در ذهن دارید و می&amp;zwnj;توانید آنگونه که می&amp;zwnj;خواهید آن را بازسازی کنید. من زندگی&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;هایی را که تنها بر اساس مدارک مستندی که مثلاً از نامه&amp;zwnj;های افراد و مدارکی مانند آن نوشته شده&amp;zwnj;اند را دوست ندارم. برای نوشتن &amp;quot;هیچکاک&amp;quot; ما از همکاری استفن ربلو که هیچکاک را به خوبی می&amp;zwnj;شناخت و یک دهه بر روی کتابش درباره فیلم &amp;laquo;بیمار روانی&amp;raquo; کار کرده بود، برخوردار بودیم. او هر اطلاعاتی که لازم داشتیم می&amp;zwnj;دانست و من هر زمان نیاز به چیزی داشتم با او تماس می&amp;zwnj;گرفتم و او به من می&amp;zwnj;گفت. مثلاً می&amp;zwnj;پرسیدم در آشپزخانه خانه هیچکاک دستگاه آب&amp;zwnj;میوه&amp;zwnj;گیری هم بود و او می&amp;zwnj;گفت آره بود و درست&amp;zwnj;ترش این است که دو تا در آنجا وجود داشت.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کارگردانی فیلم را ساشا گرواسی، روزنامه&amp;zwnj;نگار، فیلمنامه&amp;zwnj;نویس و کارگردان انگلیسی بر عهده داشته است. این کارگردان برنده جوایز &amp;laquo;اسپریت&amp;raquo; و &amp;laquo;امی&amp;raquo;، همکاری با استیون اسپیلبرگ در نوشتن فیلمنامه فیلم &amp;laquo;ترمینال&amp;raquo; را در کارنامه خود دارد و در کنار ساختن یک مستند بلند، این نخستین تجربه کارگردانی او است. او در این نخستین ساخته&amp;zwnj;اش داستان و شخصیتی واقعی و شناخته&amp;zwnj;شده را دستمایه فیلمش قرار داده و همین نکته کارش را دشوار&amp;zwnj;تر کرده است. خود او درباره میزان وفاداری به واقعیت و ساخت تصویری حقیقی از هیچکاک در فیلمش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;البته ما می&amp;zwnj;خواستیم که فیلممان تا آنجایی که ممکن است بر&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;iframe allowfullscreen=&quot;&quot; frameborder=&quot;0&quot; height=&quot;250&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/embed/tz0g-uYcEkU&quot; width=&quot;230&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ویدئو: پیش&amp;zwnj;پرده &amp;laquo;هیچکاک&amp;raquo;،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ساخته ساشا گرواسی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;پایه مستندات باشد. ما بخت استفاده از کتاب ربلو را داشتیم که می&amp;zwnj;شود گفت دقیقه به دقیقه ساخت شاهکار هیچکاک یعنی فیلم &amp;quot;روانی&amp;quot; در آن توصیف شده است. اما از سوی دیگر می&amp;zwnj;خواستیم فیلممان با کتاب تفاوت داشته باشد. فیلم در اصل درباره رابطه هیچکاک و همسرش است، چیزی که ما هم پیشتر با آن آشنا نبودیم و درباره&amp;zwnj;اش تحقیق کردیم. همچنین بخش&amp;zwnj;هایی خیال&amp;zwnj;پردازانه نیز در فیلم وجود دارد. همانگونه که خود هیچکاک عادت داشت بگوید ما می&amp;zwnj;خواستیم یک &amp;quot;فیلم&amp;quot; بسازیم؛ می&amp;zwnj;خواستیم تماشاگران بدانند که این فیلم تا آنجایی که ممکن بوده بر اساس واقعیت است، اما در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت در برخی قسمت&amp;zwnj;ها یک فیلم داستانی است. چرا که مثلاً هیچکس نمی&amp;zwnj;داند هیچکاک در اتاق خواب به همسرش چه می&amp;zwnj;گفته و یا واقعاً در زمان ساخت فیلم&amp;nbsp; &amp;quot;روانی&amp;quot; و فیلمبرداری صحنه معروف حمام چه اندیشه&amp;zwnj;ای در سر داشته. پس ما مجبوریم این قسمت&amp;zwnj;ها را خیال&amp;zwnj;پردازی کنیم. برای همین فیلم ترکیبی از این&amp;zwnj;هاست. قسمت&amp;zwnj;هایی که به ماجرای ساختن فیلم و تلاش&amp;zwnj;های هیچکاک و جنگیدن با کمپانی&amp;zwnj;های فیلمسازی می&amp;zwnj;پردازد از مدارک و مستندات می&amp;zwnj;آید و بخش&amp;zwnj;های زندگی شخصی بیشتر خیال&amp;zwnj;پردازی است. ما امیدواریم تماشاگران این نکته را در طول فیلم درک کنند و بفهمند که قصد ما ساختن یک فیلم مستند نبوده است. این یک فیلم داستانی است و کار من این است که داستانگویی کنم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در &amp;laquo;هیچکاک&amp;raquo; آنتونی هاپکینز و هلن میرن، دو بازیگر سر&amp;zwnj;شناس انگلیسی نقش&amp;zwnj;های اصلی یعنی نقش آلفرد هیچکاک و همسرش آلما رویل را بازی کرده&amp;zwnj;اند. در کنار آن&amp;zwnj;ها اسکارلت جوهانسون و جیمز دی&amp;zwnj;آرسی نقش&amp;zwnj;های بازیگران فیلم &amp;laquo;روانی&amp;raquo; یعنی جنت لی و آنتونی پرکینز را بازی می&amp;zwnj;کنند. فیلمبرداری فیلم در آمریکا و عمدتاً در شهر لس&amp;zwnj;آنجلس انجام شد و دنی الفمن، آهنگسازی که پیشتر در بازسازی نسخه سال ۱۹۹۸ فیلم &amp;laquo;روانی&amp;raquo; مسئولیت اجرای دوباره موسیقی فیلم را بر عهده داشت کار آهنگسازی فیلم را انجام داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما بر خلاف انتظار، منتقدان نظرات متفاوت و&amp;zwnj; گاه متضادی درباره فیلم داشته&amp;zwnj;اند. راجر ایبرت، منتقد &amp;laquo;شیکاگو سان&amp;zwnj;تایمز&amp;raquo; با دادن سه ستاره به فیلم آن را فیلمی بیشتر درباره پشت صحنه ساخته شدن فیلم &amp;laquo;بیمار روانی&amp;raquo; با تمرکز بر شخصیت آلما، همسر هیچکاک معرفی می&amp;zwnj;کند. به اعتقاد او بیشتر علاقمندان سینما شاید ترجیح می&amp;zwnj;داده&amp;zwnj;اند که در چنین فیلمی بیشتر به چگونگی ساخت فیلم &amp;laquo;روانی&amp;raquo; پرداخته می&amp;zwnj;شد. او همچنین اعتقاد دارد اگرچه برخی از بازیگران شباهت کاملی به شخصیت&amp;zwnj;های اصلی ندارند، اما در مجموع از پس انتقال حس و حال شخصیت&amp;zwnj;ها برآمده&amp;zwnj;اند. یان ناتان منتقد &amp;laquo;امپایر&amp;raquo; نیز با دادن سه ستاره به فیلم آن را اثری ساده با بازی&amp;zwnj;هایی خوب توصیف می&amp;zwnj;کند. در نقطه مقابل پیتر برادشاو، منتقد &amp;laquo;گاردین&amp;raquo; با دادن تنها دو ستاره به فیلم آن را گردشی ناامیدکننده در تاریخ سینما خوانده است.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/21/24710#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/ekran">اکران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2750">مجتبا یوسفی‌پور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19467">هیچکاک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Thu, 21 Feb 2013 22:54:30 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24710 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>پیش به سوی اسکار ۲۰۱۳</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/18/24597</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/18/24597&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مجتبا یوسفی‌پور        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/oscar201301.jpg?1361176008&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مجتبا یوسفی&amp;zwnj;پور - بعد از ظهر یکشنبه ۲۴ فوریه ۲۰۱۳ اعضای آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا برگزیدگان سینمایی سال ۲۰۱۲ را معرفی خواهند کرد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;به همین مناسبت نگاهی داریم به نامزدهای امسال و احتمال برنده شدن آن&amp;zwnj;ها در هشتادوپنجمین دوره برگزاری جوایز اسکار.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مراسم امسال در سالن &amp;laquo;دالبی تیا&amp;zwnj;تر&amp;raquo; در هالیوود لس&amp;zwnj;آنجلس برگزار می&amp;zwnj;شود. امسال ست مک&amp;zwnj;فارلین، فیلمنامه&amp;zwnj;نویس و بازیگر آمریکایی برای نخستین&amp;zwnj;بار این مراسم را اجرا می&amp;zwnj;کند. کریگ زدن و نیل میرن، دو تهیه&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;ای که در بسیاری از پروژه&amp;zwnj;ها مانند فیلم موزیکال &amp;laquo;شیکاگو&amp;raquo; با یکدیگر همکاری کرده&amp;zwnj;اند تهیه&amp;zwnj;کنندگی مراسم امسال را بر عهده دارند، به گفته آن&amp;zwnj;ها مراسم امسال با نگاهی به پنجاه&amp;zwnj;سالگی مجموعه فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;جیمز باند&amp;raquo; برگزار می&amp;zwnj;شود. در بخشی از مراسم قرار است ادل آهنگ خود برای فیلم &amp;laquo;اسکای&amp;zwnj;فال&amp;raquo; را اجرا کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این دوره فیلم &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; ساخته استیون اسپیلبرگ با نامزدی در ۱۲ رشته پیشتاز است. &amp;laquo;زندگی پی&amp;raquo; ساخته آنگ لی با نامزدی در ۱۱ رشته در رتبه دوم قرار دارد و &amp;laquo;بینوایان&amp;raquo; ساخته تام هوپر و &amp;laquo;کتاب بارقه امید&amp;raquo; ساخته دیوید اُ راسل با نامزدی در هشت رشته و &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; ساخته بن افلک با نامزدی در هفت رشته در رده&amp;zwnj;های بعد قرار دارند. از نکات جالب مراسم امسال نامزدی فیلم غیر انگلیسی&amp;zwnj;زبان &amp;laquo;عشق&amp;raquo; ساخته میشائیل هانکه در پنج رشته است. معمولاً در اسکار فیلم&amp;zwnj;های غیر انگلیسی&amp;zwnj;زبان کمتر به نامزدی در بخش&amp;zwnj;های اصلی راه پیدا می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما نامزدهای امسال:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهترین فیلم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۹ فیلمی که امسال برای بردن اسکار بهترین فیلم سال رقابت می&amp;zwnj;کنند عبارتند از:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;iframe allowfullscreen=&quot;&quot; frameborder=&quot;0&quot; height=&quot;230&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/embed/w918Eh3fij0&quot; width=&quot;230&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;●پیش&amp;zwnj;پرده فیلم آرگو، ساخته بن افلک&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;این فیلم در اسکار ۲۰۱۳ بخت خودش را در هفت رشته می&amp;zwnj;آزماید.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;laquo;آرگو&amp;raquo;:&lt;/strong&gt; در هفت رشته بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترین موسیقی، بهترین تدوین صدا، بهترین ترکیب صدا و بهترین تدوین نامزد است. &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; به داستان واقعی فرار پنج کارمند سفارت آمریکا در جریان حمله به این سفارت در تهران در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ خورشیدی پرداخته و از فیلم&amp;zwnj;هایی است که برای مخاطبان ایرانی نیاز چندانی به معرفی ندارد. این فیلم امسال در جوایز گلدن گلوب از رقبایش پیشی گرفت و جایزه بهترین فیلم درام و بهترین کارگردانی را از آن خود کرد. اگرچه &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; در بخش کارگردانی نامزد نشده است، اما با این&amp;zwnj;حال با توجه به موفقیت&amp;zwnj;های قبلی&amp;zwnj;اش برخی امید دارند بتواند جایزه این بخش را از آن خود کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;laquo;بینوایان&amp;raquo;: &lt;/strong&gt;در هشت رشته بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین بازیگر نقش مکمل زن، بهترین طراحی لباس، بهترین طراحی صحنه، بهترین گریم، بهترین موزیک و بهترین ترکیب صدا نامزد شده است. &amp;laquo;بینوایان&amp;raquo; نسخه موزیکال کتاب معروف ویکتور هوگو، نویسنده فرانسوی است که بر اساس نمایش موزیکال موفقی به همین نام توسط تام هوپر، کارگردان انگلیسی که دو سال قبل با فیلم &amp;laquo;سخنرانی پادشاه&amp;raquo; موفق به بردن جوایز اصلی اسکار شد ساخته شده است. این فیلم امسال جوایز گلدن گلوب بهترین فیلم کمدی یا موزیکال، بهترین بازیگر نقش اول مرد و بهترین بازیگر نقش مکمل زن را به&amp;zwnj;دست آورد و نامزد ۹ جایزه بفتا نیز شده است.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;laquo;جانگوی رهاشده&amp;raquo;:&lt;/strong&gt; در پنج رشته بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، بهترین فیلمبرداری و بهترین تدوین صدا نامزد است. فیلم یک وسترن حادثه&amp;zwnj;ای است و داستانش هم درباره یک برده سیاه&amp;zwnj;پوست است که در جست&amp;zwnj;وجوی زنش است. این فیلم امسال جوایز گلدن&amp;zwnj;گلوب در دو رشته بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از آن خود کرد و در پنج رشته نیز نامزد جوایز بفتا است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;laquo;جانوران سرزمین جنوبی&amp;raquo;:&lt;/strong&gt; از شگفتی&amp;zwnj;های اسکار امسال حضور این فیلم مستقل و کم&amp;zwnj;هزینه در میان نامزدهای رشته&amp;zwnj;های اصلی است. فیلم در چهار رشته بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین بازیگر نقش اول زن نامزد شده است. این فیلم نخستین&amp;zwnj;بار سال گذشته در جشنواره فیلم ساندنس به نمایش درآمد و مورد استقبال قرار گرفت و جایزه ویژه هیأت داوران و جایزه بهترین فیلمبرداری این جشنواره را به&amp;zwnj;دست آورد. &amp;laquo;جانوران سرزمین جنوبی&amp;raquo; که تنها با بودجه&amp;zwnj;ای حدود دو میلیون دلار ساخته شده، داستانی فانتزی را دستمایه قرار داده است. داستان در جنوب لوئیزیانا اتفاق می&amp;zwnj;افتد. با بالا آمدن سطح آب و امواج، هوشپاپی، یک دختربچه پنج ساله و پدر بیمارش برای حفظ زندگی و آینده خود تلاش می&amp;zwnj;کنند و با ساختن سدی در جلوی خانه، سعی دارند از نفوذ آب به خانه&amp;zwnj;شان جلوگیری کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;iframe allowfullscreen=&quot;&quot; frameborder=&quot;0&quot; height=&quot;250&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/embed/sNZPG2pacsE&quot; width=&quot;230&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●پیش&amp;zwnj;پرده&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه&amp;zwnj;شب&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ساخته کا&amp;zwnj;ترین بیگلو&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;نامزد پنج جایزه اسکار&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;laquo;زندگی پی&amp;raquo;:&lt;/strong&gt; این تازه&amp;zwnj;ترین ساخته آنگ لی در ۱۱ رشته بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمبرداری، بهترین تدوین، بهترین موسیقی، بهترین آواز، بهترین طراحی صحنه، بهترین تدوین صدا، بهترین ترکیب صدا و بهترین جلوه&amp;zwnj;های ویژه نامزد است. فیلم بر اساس رمان موفقی به همین نام نوشته یان مارتل ساخته شده و داستان یک پسر نوجوان هندی است که در میانه سفر به کانادا کشتیشان دچار طوفان شده و به همراه خانواده&amp;zwnj;اش غرق می&amp;zwnj;شود و او خود را در یک قایق نجات می&amp;zwnj;یابد در حالی که همراهانش یک گورخر زخمی، یک اورانگوتان، یک کفتار و یک ببر بنگال هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه&amp;zwnj;شب&amp;raquo;: &lt;/strong&gt;نامزد پنج جایزه اسکار در رشته&amp;zwnj;های بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین تدوین و بهترین تدوین صدا است. کاترین بیگلو در این تازه&amp;zwnj;ترین ساخته&amp;zwnj;اش به سراغ یک دهه تلاش سازمان سیا برای یافتن و کشتن بن&amp;zwnj;لادن، رهبر سابق گروه القاعده رفته است. این فیلم مورد توجه منتقدان قرار گرفته است و جوایز بهترین فیلم و یا کارگردانی حلقه منتقدان بوستون، لاس&amp;zwnj;وگاس، لس&amp;zwnj;آنجلس، نیویورک و واشنگتن را به&amp;zwnj;دست آورده است. &amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه&amp;zwnj;شب&amp;raquo;&amp;nbsp; در پنج رشته نیز نامزد جایزه بفتا شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;laquo;عشق&amp;raquo;:&lt;/strong&gt; این فیلم اتریشی امسال در پنج رشته بهترین فیلم، بهترین فیلم غیر انگلیسی&amp;zwnj;زبان، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر نقش اول زن نامزد جایزه اسکار است. فیلم پیش از این جوایز معتبری چون نخل طلا جشنواره فیلم کن و گلدن گلوب بهترین فیلم غیر انگلیسی&amp;zwnj;زبان را برده و نامزد چهار جایزه بفتا نیز شده است. میشائیل هانکه، فیلمساز اتریشی در این آخرین ساخته&amp;zwnj;اش عشق یک زن و مرد سالخورده به یکدیگر را دستمایه قرار داده است. &amp;laquo;ژرژ&amp;raquo; و &amp;laquo;آن&amp;raquo; زوجی ۸۰ ساله و بازنشسته هستند. آن&amp;zwnj;ها معلم موسیقی بوده&amp;zwnj;اند و دخترشان، ایوا نیز موسیقیدانی&amp;zwnj;ست که در خارج از کشور زندگی می&amp;zwnj;کند. &amp;laquo;آن&amp;raquo; سکته می&amp;zwnj;کند و بیماری و از کارافتادگی او، عشق این زوج سالخورده را در معرض آزمونی تازه قرار می&amp;zwnj;دهد. پیش از این در سال ۲۰۰۰ فیلم &amp;laquo;ببر خیزان، اژدهای پنهان&amp;raquo; نیز موفق شده بود در دو بخش بهترین فیلم سال و بهترین فیلم خارجی نامزد شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;laquo;کتاب بارقه امید&amp;raquo;: &lt;/strong&gt;در هشت رشته بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه اقتباسی، بهترین تدوین، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین بازیگر نقش مکمل زن نامزد شده است.&amp;nbsp; فیلم بر اساس رمانی به همین نام نوشته ماتیو کوئیک ساخته شده است و موضوع آن دشواری&amp;zwnj;های مردی&amp;zwnj;ست که بعد از یک بحران روانی تلاش می&amp;zwnj;کند با همسرش ارتباط برقرار کند و زندگی&amp;zwnj;اش را از نو سامان بدهد. این فیلم اولین فیلمی است که در سه دهه گذشته موفق شده است در چهار بخش بازیگری اسکار نامزد شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;iframe allowfullscreen=&quot;&quot; frameborder=&quot;0&quot; height=&quot;250&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/embed/qiSAbAuLhqs&quot; width=&quot;230&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●پیش&amp;zwnj;پرده فیلم &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ساخته استیون اسپیلبرگ&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;احتمالاً اسکار بهترین فیلم را به دست خواهد آورد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;laquo;لینکلن&amp;raquo;: &lt;/strong&gt;آخرین فیلم این بخش، تازه&amp;zwnj;ترین ساخته استیون اسپیلبرگ است که در ۱۲ رشته بهترین فیلم، کارگردانی، فیلمنامه اقتباسی، بازیگر نقش اول مرد، بازیگر نقش مکمل مرد، بازیگر نقش مکمل زن، تدوین، فیلمبرداری، طراحی صحنه، طراحی لباس، موسیقی و ترکیب صدا نامزد شده است.&amp;nbsp; &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; داستان ماه&amp;zwnj;های آخر رئیس&amp;zwnj;جمهوری آبراهام لینکلن، رئیس&amp;zwnj;جمهور سرشناس و خوش&amp;zwnj;نام آمریکایی و تلاش او برای لغو قانون برده&amp;zwnj;داری و همچنین مشکلاتش به خاطر درگیری در جنگ داخلی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما پیش&amp;zwnj;بینی این بخش: گمان نمی&amp;zwnj;رود اعضای آکادمی اشتباه داوران گلدن گلوب را تکرار کنند، برای همین می&amp;zwnj;توان گفت &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; رقیب تقریباً بلامنازع این بخش است. اما با این حال اگر قرار باشد در این بخش شاهد یک شگفتی باشیم می&amp;zwnj;توان حدس زد فیلم&amp;zwnj;هایی چون &amp;laquo;زندگی پی&amp;raquo;، &amp;laquo;کتاب بارقه امید&amp;raquo; و یا شاید &amp;laquo;عشق&amp;raquo; به عنوان دیگر رقیبان اصلی این بخش به&amp;zwnj;شمار آیند. البته یک نکته را نیز باید در نظر داشت، &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; امسال علاوه بر بردن جایزه گلدن گلوب، جایزه بهترین فیلم اتحادیه تهیه&amp;zwnj;کنندگان را نیز به دست آورده است. در بیشتر موارد فیلم&amp;zwnj;هایی که موفق به بردن این جایزه شده&amp;zwnj;اند در اسکار نیز به موفقیت&amp;zwnj;هایی دست یافته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهترین کارگردانی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;میشائیل هانکه (عشق)، بن زیتلین (جانوران سرزمین جنوبی)، استیون اسپیلبرگ (لینکلن)، آنگ لی (زندگی پی) و دیوید اُ راسل (کتاب بارقه امید) نامزدهای این بخش هستند. به جز بن زیتلین، فیلمساز جوان آمریکایی که با این اولین فیلم بلند خود نامزد دو جایزه اسکار شده و تا همین&amp;zwnj;جا موفقیت بسیاری به&amp;zwnj;دست آورده، دیگر رقبای این بخش همه از مدعیان هستند. با این حال رقابت اصلی بین اسپیلبرگ و آنگ لی است و به احتمال زیاد در نهایت اسپیلبرگ پیروز این میدان خواهد بود و در چهاردهمین نامزدی خود برای این جایزه، آن را برای سومین&amp;zwnj;بار به خانه خواهد برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;1&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;3&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td class=&quot;rtecenter&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/oscar201302.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 110px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;بخت&amp;zwnj;های اسکار ۲۰۱۳ در برنامه &amp;laquo;اکران&amp;raquo;، رادیو زمانه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteright&quot;&gt;●&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/22/21912&quot;&gt;&amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; ساخته استیون اسپیلبرگ در ۱۲ رشته&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
					&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/06/22343&quot;&gt;●زندگی پی، ساخته آن لی در ۱۱ رشته&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
					&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/29/22959&quot;&gt;●بینوایان، ساخته تام هوپر در هشت رشته&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
					&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/10/12/20542&quot;&gt;●آرگو ساخته بن افلک، در هفت رشته&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
					&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/01/10/23490&quot;&gt;●&amp;laquo;کتاب بارقه امید&amp;raquo; ساخته دیوید اُ راسل در هشت رشته&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
					&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/01/25/23822&quot;&gt;●&amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه&amp;zwnj;شب&amp;raquo; ساخته کاترین بیگلو در پنج رشته&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
					&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/12/06/22343&quot;&gt;●جانگوی رها&amp;zwnj;شده، ساخته کوئنتین تارانتاینو در پنج رشته&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
					&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/30/22127&quot;&gt;●عشق ساخته میشائیل هانکه در پنج رشته&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
					&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/07/24217&quot;&gt;●جانوران سرزمین جنوبی ساخته بن زیتلین در چهار رشته&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;کوئنتین تارانتینو (جانگوی رهاشده)، میشائیل هانکه (عشق)، جان گیتینس (پرواز)، وس اندرسون و رومان کاپولا (قلمرو طلوع ماه) و مارک بول (سی دقیقه پس از نیمه&amp;zwnj;شب) نامزدهای این بخش هستند. با نگاهی به فیلم&amp;zwnj;های این بخش شاید بتوان گفت &amp;laquo;جانگوی رهاشده&amp;raquo; یکی از آخرین گزینه&amp;zwnj;ها برای بردن این جایزه است اما معمولاً اعضای آکادمی مانند داوران گلدن گلوب شیوه فیلمنامه&amp;zwnj;نویسی تارانتینو را دوست دارند، برای همین اگر او این جایزه را ببرد نباید زیاد تعجب کرد. اما شاید اگر اعضای آکادمی نخواهند سلیقه&amp;zwnj;ای انتخاب کنند، آن وقت می&amp;zwnj;توان امید داشت که میشائیل هانکه و یا مارک بول این جایزه را از آن خود کنند. تارانتینو و بول هر دو پیش از این اسکار بهترین فیلمنامه را برده&amp;zwnj;اند و میشائیل هانکه برای اولین&amp;zwnj;بار است که نامزد این بخش شده است. البته از آنجا که اعضای آکادمی می&amp;zwnj;دانند او بی شک اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی&amp;zwnj;زبان را می&amp;zwnj;برد، احتمال اینکه جایزه این بخش را به او ندهند افزایش می&amp;zwnj;یابد.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهترین فیلمنامه اقتباسی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک رقابت سخت میان دیوید مگی (زندگی پیی)، کریس تریو (آرگو)، تونی کوشنر (لینکلن)، دیوید اُ راسل (کتاب بارقه امید) و لوسی آلیبار و بن زیتلین (جانوران سرزمین جنوبی) در این بخش وجود دارد اما رقابت اصلی میان کوشنر و اُ راسل است و به نظر می&amp;zwnj;آید کوشنر برای فیلم &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; اسکار این بخش را ببرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهترین بازیگر نقش اول مرد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برادلی کوپر (کتاب بارقه امید)، دنیل دی&amp;zwnj;لوئیس (لینکلن)، یواکین فونیکس (مرشد)، دنزل واشنگتن (پرواز) و هیو جکمن (بینوایان) پنج نامزد امسال اسکار بهترین بازیگری مرد هستند. کوپر و جکمن برای اولین&amp;zwnj;بار است که نامزد این جایزه شده&amp;zwnj;اند. یواکین فونیکس نیز سومین&amp;zwnj;بار است که نامزد می&amp;zwnj;شود. از نامزدهای این بخش دی&amp;zwnj;لوئیس و واشنگتن هر کدام پیشتر دو بار موفق به بردن این جایزه شده&amp;zwnj;اند. اگرچه فونیکس امسال با بازی در فیلم &amp;laquo;مرشد&amp;raquo; یکی از بهترین بازی&amp;zwnj;های خود را ارائه داده است و رقیبی جدی محسوب می&amp;zwnj;شود، اما با این حال پیش&amp;zwnj;بینی برنده امسال زیاد سخت نیست: دانیل دی&amp;zwnj;لوئیس برای فیلم &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo;. او امسال گلدن گلوب بهترین بازیگری را نیز به خاطر این نقش به&amp;zwnj;دست آورده و هر انتخاب دیگری بی&amp;zwnj;شک از شگفتی&amp;zwnj;های اسکار امسال خواهد بود.&lt;br /&gt;
	(ن. ک معرفی فیلم &amp;laquo;پرواز&amp;raquo; در برنامه &amp;laquo;اکران)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهترین بازیگر نقش اول زن&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از جالب&amp;zwnj;ترین بخش&amp;zwnj;های امسال که رکوردهای اسکار را تغییر داده است؛ از یک بازیگر ۹ ساله تا بازیگری ۸۶ ساله در این بخش رقابت می&amp;zwnj;کنند. جسیکا چستین (سی دقیقه پس از نیمه&amp;zwnj;شب)، جنیفر لارنس (کتاب بارقه امید)، امانوئل ریوا (عشق)، کوونژانه والیس (جانوران سرزمین جنوبی) و ناومی واتس (غیرممکن) نامزدهای این بخش هستند. اگرچه از جسیکا چستین، بازیگری که امسال گلدن گلوب این بخش را از آن خود کرد و جنیفر لارنس، بازیگری که علاوه بر بردن جایزه گلدن گلوب، جایزه بهترین بازیگر زن سال انجمن بازیگران آمریکا را برده است به عنوان گزینه&amp;zwnj;های اصلی نام می&amp;zwnj;برند، اما اگر امانوئل ریوا این جایزه را برد زیاد تعجب نکنید. ریوا با ۸۵ سال سن مسن&amp;zwnj;ترین و والیس با تنها ۹ سال سن کم&amp;zwnj;سن&amp;zwnj;ترین بازیگرانی هستند که تاکنون نامزد اسکار شده&amp;zwnj;اند. جنیفر لارنس ۲۲ ساله نیز جوان&amp;zwnj;ترین بازیگری است که تاکنون دو بار نامزد اسکار شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهترین بازیگر نقش مکمل مرد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;iframe allowfullscreen=&quot;&quot; frameborder=&quot;0&quot; height=&quot;250&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/embed/_eOI3AamSm8&quot; width=&quot;230&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●&amp;laquo;قلمرو طلوع ماه&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ساخته وس اندرسون&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;کاندید بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/05/24/14691&quot;&gt;لینک: معرفی این فیلم در برنامه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/05/24/14691&quot;&gt;&amp;laquo;اکران&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;شاید بتوان این بخش را سخت&amp;zwnj;ترین بخش جوایز امسال نامید. رابرت دونیرو (کتاب بارقه امید)، آلن آرکین (آرگو)، کریستف والتز (جانگوی رهاشده)، تامی لی&amp;zwnj;جونز (لینکلن) و فیلیپ سیمور هافمن (مرشد)، پنج نامزد این بخش هستند که همه آنها پیش از این موفق به بردن این جایزه شده&amp;zwnj;اند و این اولین&amp;zwnj;بار در تاریخ جایزه اسکار است که پنج بازیگر که پیشتر برنده این جایزه شده&amp;zwnj;اند در این بخش نامزد می&amp;zwnj;شوند. از سویی امسال اعضای آکادمی فیلم &amp;laquo;کتاب بارقه امید&amp;raquo; را بسیار پسندیده&amp;zwnj;اند و این بخت دونیرو برای بردن جایزه را افزایش می&amp;zwnj;دهد، از سوی دیگر کریستف والتز امسال جوایز معتبری چون گلدن گلوب را به دست آورده و بالطبع رقیبی جدی است. با این حال می&amp;zwnj;توان به ترتیب از لی&amp;zwnj;جونز، والتز و سیمور هافمن به عنوان بخت&amp;zwnj;های این بخش نام برد، به&amp;zwnj;ویژه که لی&amp;zwnj;جونز امسال جایزه انجمن بازیگران آمریکا در همین بخش را نیز برده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهترین بازیگر نقش مکمل زن&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر کسی غیر از آن هاتاوی برای فیلم &amp;laquo;بینوایان&amp;raquo; جایزه این بخش را برد آن را به حساب شگفتی&amp;zwnj;های اسکار امسال بگذارید. او امسال برای این نقش جایزه گلدن گلوب را از آن خود کرد و نامزد بفتا نیز شده است. امی آدامز برای فیلم &amp;laquo;مرشد&amp;raquo;، سالی فیلد برای &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo;، جکی ویویر برای &amp;laquo;کتاب بارقه امید&amp;raquo; و هلن هانت برای &amp;laquo;جلسات&amp;raquo; دیگر نامزدهای این بخش هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهترین فیلم غیر انگلیسی&amp;zwnj;زبان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اسکار این بخش تعلق می&amp;zwnj;گیرد به &amp;laquo;عشق&amp;raquo; ساخته میشائیل هانکه.&lt;br /&gt;
	اگرچه دیگر فیلم&amp;zwnj;های این بخش نیز قابلیت مطرح شدن را دارند، اما گمان نمی&amp;zwnj;رود بتوانند از رقیبی چون &amp;laquo;عشق&amp;raquo; پیشی بگیرند. &amp;laquo;کون-تیکی&amp;raquo; از نروژ، &amp;laquo;نه&amp;raquo; از شیلی، &amp;laquo;جادوگر جنگ&amp;raquo; از کانادا و &amp;laquo;یک ارتباط سلطنتی&amp;raquo; از دانمارک دیگر نامزدهای این بخش هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهترین فیلم انیمیشن&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگرچه تیم برتون با انیمیشن &amp;laquo;فرانکن وینی&amp;raquo; نتوانست جایزه گلدن گلوب را به دست آورد و آن را به انیمیشن &amp;laquo;شجاع&amp;raquo; واگذار کرد، اما می&amp;zwnj;توان امید داشت در اسکار پیروز باشد و بر رقبای خود پیشی بگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;شجاع&amp;raquo; محصول مشترک کمپانی&amp;zwnj;های &amp;laquo;والت دیزنی&amp;raquo; و &amp;laquo;پیکسار&amp;raquo;، &amp;laquo;خرابش کن رالف&amp;raquo; محصول کمپانی &amp;laquo;والت&amp;zwnj;دیزنی&amp;raquo;، &amp;laquo;پارانورمن&amp;raquo; محصول کمپانی &amp;laquo;لایکا&amp;raquo; و &amp;laquo;دزدان دریایی! گروه نامناسب&amp;raquo; محصول کمپانی&amp;zwnj;های &amp;laquo;آردمن انیمیشن&amp;raquo; و &amp;laquo;سونی&amp;raquo; دیگر نامزدهای این بخش هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهترین فیلمبرداری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سیموس مک&amp;zwnj;گاروی با فیلم &amp;laquo;آناکارنینا&amp;raquo; و کلودیو میراندا با فیلم &amp;laquo;زندگی پی&amp;raquo; برای دومین&amp;zwnj;بار، رابرت ریچاردسون برنده سه جایزه اسکار با &amp;laquo;جانگوی رهاشده&amp;raquo; برای هشتمین&amp;zwnj;بار، یانوش کامینسکی فیلمبرداری برنده دو جایزه اسکار با فیلم &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; برای ششمین&amp;zwnj;بار و بالاخره راجر دیکینز با فیلم &amp;laquo;اسکای&amp;zwnj;فال&amp;raquo; برای دهمین&amp;zwnj;بار نامزدی برای اسکار بهترین فیلمبرداری را تجربه می&amp;zwnj;کنند. رقابت در این بخش بسیار نزدیک است و بالطبع پیش&amp;zwnj;بینی آن سخت، اما فیلمبرداری سه&amp;zwnj;بعدی کلودیو میراندا در فیلم &amp;laquo;زندگی پی&amp;raquo; تا اینجا بسیار مورد توجه قرار گرفته و او از بخت بیشتری برای بردن این جایزه برخوردار است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهترین تدوین&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;iframe allowfullscreen=&quot;&quot; frameborder=&quot;0&quot; height=&quot;250&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/embed/fJ1O1vb9AUU&quot; width=&quot;230&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●&amp;laquo;مرشد&amp;raquo; ساخته پل توماس اندرسون&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;فیلیپ سیمور هافمن&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;برای بازی در این فیلم&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;بخت به دست آوردن&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;را دارد&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/09/21507&quot;&gt;لینک: معرفی این فیلم &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/11/09/21507&quot;&gt;در برنامه &amp;laquo;اکران&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;ویلیام گلدنبرگ (آرگو)، مایکل کان (لینکلن)، تیم اسکوایرز (زندگی پای)، دایلن تیچنور و ویلیام گولدنبرگ (سی دقیقه پس از نیمه&amp;zwnj;شب) و جی کسیدی و کریسپین استراترز (کتاب بارقه امید) نامزدهای این بخش هستند. گلدنبرگ برای دو فیلم نامزد است و به احتمال زیاد یکی از برندگان امسال خواهد بود چرا که &amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه&amp;zwnj;شب&amp;raquo; و &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; هر دو از فیلم&amp;zwnj;هایی هستند که امید می&amp;zwnj;رود یکی از آنها جایزه این بخش را از آن خود کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهترین طراحی لباس&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;آنا کارنینا&amp;raquo;، &amp;laquo;بینوایان&amp;raquo;، &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo;، &amp;laquo;آینه، آینه&amp;raquo; و &amp;laquo;سفید برفی و شکارچی&amp;raquo; پنج نامزد این بخش هستند. رقابت اصلی میان سه فیلم اول است و بخت &amp;laquo;آنا کارنینا&amp;raquo; و &amp;laquo;بینوایان&amp;raquo; برای بردن این جایزه بیش از دیگر فیلم&amp;zwnj;هاست.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهترین طراحی صحنه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نامزدهای این بخش عبارتند از: &amp;laquo;آنا کارنینا&amp;raquo;، &amp;laquo;هابیت: یک سفر غیرمنتظره&amp;raquo;، &amp;laquo;بینوایان&amp;raquo;، &amp;laquo;زندگی پای&amp;raquo; و &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo;. فیلم &amp;laquo;هابیت&amp;raquo; تازه&amp;zwnj;ترین ساخته پیتر جکسون اگرچه در بخش&amp;zwnj;های اصلی نتوانسته جایی در میان نامزدها بیابد، اما امید دارد که در این بخش بتواند بر رقبای خود پیشی بگیرد، هرچند دیگر فیلم&amp;zwnj;های این بخش نیز همه رقبایی جدی محسوب می&amp;zwnj;شوند و پیش&amp;zwnj;بینی برنده نهایی چندان آسان نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهترین موسیقی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;اسکای&amp;zwnj;فال&amp;raquo;، &amp;laquo;آرگو&amp;raquo;، &amp;laquo;زندگی پای&amp;raquo;، &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo; و &amp;laquo;آنا کارنینا&amp;raquo; پنج فیلمی هستند که برای بردن اسکار این بخش رقابت می&amp;zwnj;کنند. &amp;laquo;زندگی پای&amp;raquo; پیشتر موفق شده در جوایز گلدن گلوب بر رقبای خود پیروز شود و اینجا نیز بیشترین بخت را برای بردن این جایزه دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهترین آواز&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;iframe allowfullscreen=&quot;&quot; frameborder=&quot;0&quot; height=&quot;230&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/embed/1byZkbNB3Jw&quot; width=&quot;230&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●&amp;laquo;پرومته&amp;raquo; ساخته ریدلی اسکات&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;laquo;زندگی پی&amp;raquo;، &amp;laquo;هابیت: یک سفر غیرمنتظره&amp;raquo;، &amp;laquo;مارول انتقامجو&amp;raquo;، &amp;laquo;پرومته&amp;raquo; و &amp;laquo;سفیدبرفی و شکارچی&amp;raquo; برای به دست آوردن اسکار بهترین جلوه&amp;zwnj;های ویژه با هم رقابت می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/06/07/15318&quot;&gt;لینک: معرفی این فیلم &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2012/06/07/15318&quot;&gt;در برنامه &amp;laquo;اکران&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;بینوایان&amp;raquo;، &amp;laquo;اسکای&amp;zwnj;فال&amp;raquo;، زندگی پای&amp;raquo;، &amp;laquo;تد&amp;raquo; و &amp;laquo;به دنبال یخ&amp;raquo; نامزدهای این بخش هستند. ادل، خواننده انگلیسی که امسال برای فیلم &amp;laquo;اسکای&amp;zwnj;فال&amp;raquo; جایزه گلدن گلوب این بخش را از آن خود کرد جدی&amp;zwnj;ترین رقیب برای اسکار امسال محسوب می&amp;zwnj;شود، جدا از همه اینها بالاخره در پنجاه&amp;zwnj;سالگی مجموعه فیلم&amp;zwnj;های جیمزباند نمی&amp;zwnj;توان آخرین فیلم از این سری را دست خالی گذاشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;تدوین صدا&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پنج فیلم &amp;laquo;زندگی پی&amp;raquo;، &amp;laquo;اسکای فال&amp;raquo;، &amp;laquo;سی دقیقه پس از نیمه&amp;zwnj;شب&amp;raquo;، &amp;laquo;آرگو&amp;raquo; و &amp;laquo;جانگوی رهاشده&amp;raquo; نامزدهای اسکار بهترین تدوین صدا هستند و می&amp;zwnj;شود گفت به همین ترتیب نیز بخت بردن جایزه را دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ترکیب صدا&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;آرگو&amp;raquo;، &amp;laquo;بینوایان&amp;raquo;، &amp;laquo;لینکلن&amp;raquo;، &amp;laquo;اسکای&amp;zwnj;فال&amp;raquo; و &amp;laquo;زندگی پی&amp;raquo; نامزدهای این بخش هستند. انتخاب در این بخش بسیار سخت است اما با این&amp;zwnj;حال می&amp;zwnj;شود به &amp;laquo;زندگی پای&amp;raquo; و &amp;laquo;اسکای&amp;zwnj;فال&amp;raquo; برای بردن این جایزه امید بست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;جلوه&amp;zwnj;های ویژه تصویری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;زندگی پی&amp;raquo;، &amp;laquo;هابیت: یک سفر غیرمنتظره&amp;raquo;، &amp;laquo;مارول انتقامجو&amp;raquo;، &amp;laquo;پرومته&amp;raquo; و &amp;laquo;سفیدبرفی و شکارچی&amp;raquo; فیلم&amp;zwnj;هایی هستند که برای به دست آوردن اسکار بهترین جلوه&amp;zwnj;های ویژه رقابت می&amp;zwnj;کنند. در این بخش رقابت اصلی میان &amp;laquo;زندگی پای&amp;raquo; و &amp;laquo;هابیت&amp;raquo; است و بعد از این دو، فیلم &amp;laquo;پرومته&amp;raquo; ساخته ریدلی اسکات که ترکیبی از جلوه&amp;zwnj;های ویژه کامپیوتری و جلوه&amp;zwnj;های ویژه ایجاد شده در سر صحنه را استفاده کرده است رقبای اصلی این بخش هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;گریم و آرایش مو&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سه فیلم &amp;laquo;هیچکاک&amp;raquo;، &amp;laquo;هابیت: یک سفر غیرمنتظره&amp;raquo; و &amp;laquo;بینوایان&amp;raquo; نامزدهای این بخش هستند. با توجه به حجم بالای کار می&amp;zwnj;توان حدس زد &amp;laquo;هابیت: یک سفر غیرمنتظره&amp;raquo; از بخت بیشتری برای بردن این جایزه برخوردار است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهترین مستند بلند&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;پنج دوربین شکسته&amp;raquo; با موضوع مقاومت مردم فلسطین در برابر شهرک&amp;zwnj;سازی در اسرائیل ساخته عماد برنت و گای دیویدی، &amp;laquo;دژبانان&amp;raquo; ساخته درور موره با موضوع گفتگو با روسای &amp;laquo;شین بت&amp;raquo;، سازمان امنیت اسرائیل، &amp;laquo;چگونه با یک مرض زندگی باید کرد&amp;raquo; ساخته دیوید فرانس با موضوع ایدز و تلاش یک گروه درمانی در ارتباط با این بیماری، &amp;laquo;جنگ نامرئی&amp;raquo; ساخته کربی دیک با موضوع آزار جنسی و تجاوز به سربازان در ارتش آمریکا و &amp;laquo;در جستجوی شوگرمن&amp;raquo; ساخته مالیک بنجلولی با موضوع جستجو برای یافتن یک خواننده مرموز راک در دهه هفتاد پنج نامزد این بخش هستند. شاید بتوان گفت رقابت اصلی در این بخش میان دو فیلم &amp;laquo;در جستجوی شوگرمن&amp;raquo; و &amp;laquo;پنج دوربین شکسته&amp;raquo; است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم&amp;zwnj;های &amp;laquo;اسد&amp;raquo;، &amp;laquo;پسران بزکشی&amp;raquo;، &amp;laquo;ساعت منع عبور و مرور&amp;raquo;، &amp;laquo;مرگ یک سایه&amp;raquo; و &amp;laquo;هنری&amp;raquo; نیز در بخش بهترین فیلم کوتاه زنده، &amp;laquo;آدام و سگ&amp;raquo;، &amp;laquo;سر روی پاشنه&amp;raquo;، &amp;laquo;کاکامول تازه&amp;raquo;، &amp;laquo;مگی سیمپسون در طولانی&amp;zwnj;ترین روز در مهدکودک&amp;raquo; و &amp;laquo;مرد کاغذی&amp;raquo; نامزدهای بخش بهترین انیمیشن کوتاه و پنج فیلم &amp;laquo;بیگناه&amp;raquo;، &amp;laquo;نقطه شاهان&amp;raquo;، &amp;laquo;دوشنبه&amp;zwnj;ها در راسین&amp;raquo;، &amp;laquo;قلب گشوده&amp;raquo; و &amp;laquo;رستگاری&amp;raquo; نامزدهای بخش مستند کوتاه هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مراسم اهدای جوایز روز یکشنبه ۲۴ فوریه ساعت ۷ بعدازظهر به وقت لس&amp;zwnj;آنجلس در آمریکا برگزار می&amp;zwnj;شود و به شکل زنده از شبکه &amp;laquo;ای&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی&amp;raquo; پخش می&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/18/24597#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1">اسکار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15687">اسکار 2013</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/ekran">اکران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3166">مجتبا یوسفی پور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Mon, 18 Feb 2013 08:26:49 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24597 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>یک خرس طلایی برای رومانی، یک خرس نقره برای پناهی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/17/24588</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/17/24588&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    شصت و سومین جشنواره فیلم برلین        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بهجت امید        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/berlina01_0.jpg?1361062407&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بهجت امید - خرس طلایی در اروپا می&amp;zwnj;ماند، هر چند این بار این مهم&amp;zwnj;ترین جایزه برلیناله از غرب (&amp;laquo;سزار باید بمیرد&amp;raquo;، ساخته برادران تاویانی ـ ایتالیا) به شرق این قاره منتقل شده است: فیلم &amp;laquo;موضع بچه&amp;raquo; از رومانی، ساخته کالین پتر نیتزر، خرس طلایی شصت وسومین دوره جشنواره فیلم برلین را از آن خود ساخت.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;داستان عشق بیمارگونه مادری به تنها فرزندش، باربو، دستمایه اصلی فیلم &amp;laquo;موضع بچه&amp;raquo; است. کورنلیا، این مادر دلسوز، متمول و با نفوذ می&amp;zwnj;کوشد با دادن رشوه به مأموران پلیس امنیتی، پسر خود باربو را که تازه با همسرش زندگی مستقلی را آغاز کرده است، از اتهام قتل مبرا کند. باربو در تاریکی شب، هنگامی که با سرعت غیرمجاز عازم خانه بوده، با پسر کوچک خانواده&amp;zwnj;ای تهی&amp;zwnj;دست تصادف می&amp;zwnj;کند و او را به قتل می&amp;zwnj;رساند. کالین پتر نیتزر، در این فیلم فساد دستگاه امنیتی و حقوقی جامعه پس از نظام سوسیالیستی رومانی را به نمایش می&amp;zwnj;گذارد؛ جامعه&amp;zwnj;ای که بر آن تنها پول و قدرت تازه به دوران رسیده&amp;zwnj;ها حاکم است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نامه اعتراضی سرگشوده سینماگران آلمانی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم مشترک جعفر پناهی و کامبوزیا پرتوی، &amp;laquo;پرده&amp;raquo; نیز&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان&amp;zwnj;گونه که انتطار می&amp;zwnj;رفت، خرس نقره&amp;zwnj;ای برای بهترین فیلمنامه را در این دوره جشنواره به دست آورد. این فیلم در برلیناله در حالی به نمایش درآمد که جعفر پناهی بر اساس حکم دادگاهی در تهران، از تولید هرگونه محصول فکری تا بیست سال منع شده است. صحنه ابتدای این فیلم که از درون اتاقی، نرده&amp;zwnj;های آهنین خانه&amp;zwnj;ای رو به دریا را نشان می&amp;zwnj;دهد، نمایانگر شرایط دشوار زندگی و کار کارگردان در ایران ارزیابی شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/berlina02.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 170px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;●جای خالی جعفر پناهی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;اریس بربل:&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;laquo;شدیداً علیه این حرکت خودسرانه اعتراض می&amp;zwnj;کنیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;در روز نمایش فیلم &amp;laquo;پرده&amp;raquo;، در کنار اعتراض سرپایی گروهی از سینماگران آلمان و اعضای هیأت داوران جایزه صلح برلیناله، نامه سرگشوده&amp;zwnj;ای نیز از سوی چند تن از بازیگران آلمانی، تسلیم سفارت جمهوری اسلامی در برلین شد. اریس بربل، به نام رییس آکادمی فیلم آلمان این نامه اعتراضی را امضاء کرده است. بربل در این نامه، ضمن اشاره به پیشینه فرهنگی غنی ایران و تأکید بر اینکه فرهنگ&amp;zwnj;آفرینان به&amp;zwnj;طور کلی بدون آزادی بیان و اندیشه و سفر برای معرفی و توضیح آثار خود، قادر به خلاقیت نیستند، به جایگاه برجسته پناهی در گستره جهانی فیلم اشاره کرده و فعالیت&amp;zwnj;های هنری او را مورد پشتیبانی قرار داده است. در این نامه که خطاب به احمدی&amp;zwnj;نژاد نوشته شده، آمده است: &amp;laquo;ما قصد نداریم درباره اسلام به شما درس بدهیم. ولی آیا آزادی بدون قید شرط سفر از جمله حقوق اصلی مسلمانان نیست؟&amp;raquo; اریس بربل، نامه خود را با این جمله به پایان برده است: &amp;laquo;ممنوعیت سفر جعفر پناهی نمونه بارز نقض این حق اساسی است. ما شدیداً علیه این حرکت خودسرانه اعتراض می&amp;zwnj;کنیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منقدان فیلم آلمانی در اغلب رسانه&amp;zwnj;های این کشور به چگونگی ساخت فیلم &amp;laquo;پرده&amp;raquo; و دشواری&amp;zwnj;هایی که جعفر پناهی در ایران با آن&amp;zwnj;ها دست به گریبان است، پرداخته&amp;zwnj;اند. بر اساس جدول ارزیابی هنری مجله سینمایی &amp;laquo;اسکرین&amp;raquo;، فیلم &amp;laquo;پرده&amp;raquo; با معدل ۱، ۲ در ردیف فیلم&amp;zwnj;های متوسط قرار گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مراسم برگزاری جشن پایانی این جشنواره، شیرین نشاط به عنوان یکی از اعضای هیأت داوران بخش مسابقه، جایزه شیر نقره&amp;zwnj;ای را برای بهترین فیلمنامه اعلام کرد و کامبوزیا پرتوی را به روی صحنه فراخواند. پرتوی در سخنرانی کوتاه خود پس از دریافت جایزه گفت که &amp;laquo;تاکنون انکار هنرمند و اندیشمند در هیچ دوره&amp;zwnj;ای از تاریخ و در هیچ کشوری ممکن نبوده است.&amp;raquo; و آرزو کرد که &amp;laquo;همه هنرمندان و اندیشمندان در همه کشورهای جهان بتوانند آثار خود را در خدمت صلح و انسانیت بیافرینند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;جشنواره سیاسی برلیناله&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مسئولان برلیناله، امسال هر چند کوشیده&amp;zwnj;اند با گزینش تازه&amp;zwnj;ترین فیلم&amp;zwnj;های کارگردانان مطرح و هنرپیشگان پرآوازه جهان از شهرت &amp;laquo;جشنواره بر&amp;zwnj;تر&amp;raquo; بودن خود دفاع کنند، ولی کیفیت سینمایی ۱۹ فیلم به نمایش درآمده در بخش مسابقه نشان می&amp;zwnj;دهد که این تلاش چندان با موفقیت همراه نبوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال گردانندگان این جشنواره توانسته&amp;zwnj;اند ویژگی &amp;laquo;سیاسی بودن&amp;raquo; آن را که از سال ۲۰۱۱ با گزینش برخی از فیلم&amp;zwnj;های غیر سیاسی مخدوش شده بود، به&amp;zwnj;خوبی برجسته کنند: مسایل زنان از زوایای گوناگون، مسئله حفظ محیط زیست، (خون تاریک، سرزمین موعود، یک روز بلند و شاد، شاهزاده آوالانچ)، هم&amp;zwnj;جنس&amp;zwnj;گرایی (به نام...، ویکی و فلو یک خرس دیدند) انتقاد به نهاد کلیسا (راهبه، به نام...) و اقلیت روما (گوشه&amp;zwnj;ای از زندگی یک آهن&amp;zwnj;فروش)، از جمله این فیلم&amp;zwnj;های انتقادی ـ اجتماعی ـ سیاسی&amp;zwnj;اند که به سبک&amp;zwnj;های متفاوت پرداخت شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;خرس نقره&amp;zwnj;ای برای یک آهن&amp;zwnj;فروش&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هیأت داوران برلیناله نیز به پیروی از این سنت، خرس نقره&amp;zwnj;ای (جایزه بزرگ هیأت داوران) را به به فیلم &amp;laquo;گوشه&amp;zwnj;ای از زندگی یک آهن&amp;zwnj;فروش&amp;raquo; به کارگردانی دنیس تانویچ از بوسنی هرزگوین اهدا کرد که به وضعیت نابسامان زندگی اقلیت روما در این کشور می&amp;zwnj;پردازد: خانواده چهار نفره نظیف موجیچ (پدر، سنادا، مادر حامله و دو دختر کوچک) در کلبه&amp;zwnj;ای محقر زیر خط فقر زندگی می&amp;zwnj;کنند. نظیف به عنوان شاگرد آهنگر از اسقاط خودروهای قراضه که پس از جنگ در گوشه و کنار این و آن مزرعه زنگ می&amp;zwnj;زنند، هزینه خانواده را تأمین می&amp;zwnj;کند. این زندگی دشوار هنگامی که بچه سوم در شکم سنادا می&amp;zwnj;میرد و مسئولان بیمارستان از جراحی او به دلیل نداشتن دفترچه بیمه سرباز می&amp;zwnj;زنند، به نقطه اوج خود می&amp;zwnj;رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دنیس تانویچ، این فیلم را با بازیگران غیر حرفه&amp;zwnj;ای، یعنی خانواده واقعی نظیف موجیچ، فیلم&amp;zwnj;برداری کرده است. هیأت داوران، از این گذشته، از این پدر سخت&amp;zwnj;کوش قدردانی کرد و خرس نقره&amp;zwnj;ای برای بهترین بازیگر مرد را نیز به نظیف موجیچ اهداء کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ستاره&amp;zwnj;ای از شیلی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/berlina03.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 130px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●پائولینا گارسیا در فیلم &amp;laquo;گلوریا&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;خرس نقره&amp;zwnj;ای برای بهترین بازیگر زن به پائولینا گارسیا به خاطر بازی در فیلم &amp;laquo;گلوریا&amp;raquo; ساخته سباستین للیو از شیلی رسید. از نخستین نمایش این فیلم در روز سوم جشنواره، همه منتقدان رسانه&amp;zwnj;های آلمانی یک صدا پاولینا گارسیا را نامزد دریافت این جایزه کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پائولینا گارسیا که به &amp;laquo;مریل استریپ آمریکای لاتین&amp;raquo; معروف است، در این فیلم نقش زن ۵۸&amp;zwnj;ساله موفقی را بازی می&amp;zwnj;کند که در جست&amp;zwnj;وجوی معنی زندگی و خوشبختی است. آشنایی با مردهای متفاوت در کلوپ &amp;laquo;مجرد&amp;zwnj;ها&amp;raquo;ی محل زندگی گلوریا و گذران شبی با آنان، او را از نظر روحی ارضاء نمی&amp;zwnj;کند. جست&amp;zwnj;وجوی این زن بی&amp;zwnj;تاب که مادر پسر و دختری بزرگسال و تحصیلکرده هم هست، پس از چندی با درک این مهم که برای خوشبخت بودن، عشق تنها راه نیست، پایان می&amp;zwnj;گیرد. سباستین للیو، در این فیلم تراژدی ـ کمدی جست&amp;zwnj;وجوی گلوریا را در متن رویدادهای سیاسی ۴۰ سال گذشته و ناآرامی&amp;zwnj;های اجتماعی چند سال اخیر شیلی قرار داده است. این فیلم که سرشار از نیروی زندگی، نشاط و موسیقی است، سرانجام با نمایش قدرت درونی فرد در هماهنگی با دنیای انسانی دیگران پایان می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم &amp;laquo;شاهزاده آوالانچ&amp;raquo; از این انسان&amp;zwnj;ها و دنیای روابط انسانی، به&amp;zwnj;کلی خالی است: آنان همگی در نتیجه آتش&amp;zwnj;سوزی سال ۱۹۸۸ از بین رفته یا نقل مکان کرده&amp;zwnj;اند. تنها آلوین و لانس، دو کارگر اداره راهنمایی و رانندگی که مسئول خط&amp;zwnj;کشی جاده&amp;zwnj;های خالی از خودرو و انسان است، باقی مانده&amp;zwnj;اند. این دو با شعار &amp;laquo;زندگی ادامه دارد&amp;raquo;، به&amp;zwnj;گونه&amp;zwnj;ای زندگی می&amp;zwnj;کنند که گویا اتفاقی رخ نداده و همه چیز مانند پیش در حال جریان است. خرس نقره&amp;zwnj;ای برای بهترین کارگردان، به دیوید گوردون گرین، کارگردان آمریکایی این فیلم اهداء شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;خرس نقره&amp;zwnj;ای برای بهترین فیلم&amp;zwnj;بردار&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عزیز زامباکیف، فیلمبردار فیلم &amp;laquo;درس&amp;zwnj;های هارمونی&amp;raquo; ساخته امیر بایگازین، کارگردان ۲۸ ساله&amp;zwnj;ای از قزاقستان، جایزه خرس نقره&amp;zwnj;ای برای بهترین فیلم&amp;zwnj;برداری را از آن خود کرد. این فیلم یک روز پس از نمایش، در صدر جدول فیلم&amp;zwnj;های برگزیده منتقدان اغلب رسانه&amp;zwnj;های آلمان قرار گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/mohasmfo2.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 129px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;●&amp;laquo;فیفی از خوشحالی زوزه می&amp;zwnj;کشد&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ساخته میترا فراهانی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;عزیز زامباکیف درابتدای فیلم، پسرکی نحیف را نشان می&amp;zwnj;دهد که در حیات بی&amp;zwnj;دار و درخت و لخت دهی دورافتاده در سرمای گزنده یک روز زمستانی گوسفندی را به دام می&amp;zwnj;اندازد و مشغول ذبح آن می&amp;zwnj;شود. دوربین با حوصله جزئیات این سلاخی بی&amp;zwnj;سر و صدا را در نماهایی طولانی و آرام دنبال می&amp;zwnj;کند. تماشاگر با توجه به اینکه امیر بایگازین، در ساختن این فیلم از امکانات &amp;laquo;برنامه&amp;zwnj;های استعدادهای جوان&amp;raquo; برلیناله و جشنواره فیلم لوکارنو بهره گرفته، تصور می&amp;zwnj;کند که با فیلمی مردم&amp;zwnj;شناسانه از زندگی عادی قزاق&amp;zwnj;ها روبروست. در صحنه&amp;zwnj;های بعدی که به کندی آهنگ فیلم&amp;zwnj;های مکتب برلین جریان می&amp;zwnj;یابد، این تصور ولی محو می&amp;zwnj;شود و خط اصلی داستان که نمایش خشونت و سنگدلی در تمامی ابعاد آن و در گستره&amp;zwnj;های گوناگون است، مشخص می&amp;zwnj;شود: اسلان شاگرد مدرسه ۱۳ ساله&amp;zwnj;ای است که در مدرسه از سوی همکلاسی&amp;zwnj;های خود مورد آزار و اذیت و تمسخر قرار می&amp;zwnj;گیرد. رهبر یکی از باندهای باج&amp;zwnj;گیر مدرسه که حاصل &amp;laquo;عملیات&amp;raquo; سبعانه خود را در اختیار باندهای بزرگ&amp;zwnj;تر خارج از این محیط آموزشی قرار می&amp;zwnj;دهد، سر دسته این عملیات دوره&amp;zwnj;ای است. هنگامی که اسلان و دوستش به اتهام قتل رهبر باند باج&amp;zwnj;گیر مدرسه دستگیر می&amp;zwnj;شوند و به زندان می&amp;zwnj;افتند، مأموران پلیس برای اعتراف&amp;zwnj;گیری به تنها وسیله&amp;zwnj;ای که متوسل می&amp;zwnj;شوند، اعمال خشونت و شکنجه&amp;zwnj;های طاقت&amp;zwnj;فرسای روحی و جسمی است....&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بهمن محصص در برلین&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بخش پانورامای برلیناله ۲۰۱۳ مستندی از میترا فراهانی، فیلم&amp;zwnj;ساز جوان ایرانی با عنوان &amp;laquo;فیفی از خوشحالی زوزه می&amp;zwnj;کشد&amp;raquo; نیز به نمایش گذاشته شد. در این مستند موفق، بهمن محصص، نقاش و تندیس&amp;zwnj;ساز نام&amp;zwnj;آشنای ایرانی از زندگی، آثار و دیدگاه&amp;zwnj;های خود سخن می&amp;zwnj;گوید. آن&amp;zwnj;طور که در فیلم نشان داده می&amp;zwnj;شود، محصص خود ساختار فیلم، آغاز و پایان آن را تعیین کرده است: چشم&amp;zwnj;اندازهایی از شمال ایران (محصص،&amp;zwnj;زاده رشت است)، دریای خزر و گفته&amp;zwnj;ای از شاعر محبوب نقاش، آغاز فیلم است و در پایان آن، باز هم این صدای محصص است که کلام آخر را بر زبان می&amp;zwnj;آورد: &amp;laquo;بعد هم می&amp;zwnj;نویسی فین و تمام.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بهمن محصص، خود پیش از پایان فیلم و آغاز کار بر روی آخرین اثرهنری&amp;zwnj;اش، این &amp;laquo;دنیای ویران را که پر از آدم&amp;zwnj;های احمق و فاجعه است&amp;raquo;، ترک گفته است: &amp;laquo;مرگ به نظر من یک روند طبیعی پس از زندگی است.&amp;raquo; او در فیلم فراهانی مردی است از نظر جسمی ضعیف و از نظر روحی سرزنده، بذله&amp;zwnj;گو و خوش&amp;zwnj;مشرب که مشتری&amp;zwnj;های پولدارش را (دو برادر هنردوست ایرانی مقیم دوبی که به او سفارش کار می&amp;zwnj;دهند و چند اثر باقیمانده از او را &amp;laquo;همین طور چکی&amp;raquo; می&amp;zwnj;خرند) با لطیفه&amp;zwnj;های درست و نادرست درباره پیکاسو و دالی و دیگر هنرمندان می&amp;zwnj;خنداند و همچون تاجری ماهر، با آنان بر سر اندازه و بهای تابلو&amp;zwnj;ها چانه می&amp;zwnj;زند: &amp;laquo;آقای محصص، می&amp;zwnj;شه تابلو ۲ در ۵، ۱ بشه؟&amp;raquo; محصص جواب می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;چرا نمی&amp;zwnj;شه. منتها قیمتش هم فرق می&amp;zwnj;کنه.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فراهانی در &amp;laquo;فیفی از خوشحالی زوزه می&amp;zwnj;کشد&amp;raquo;، موفق شده است با کمک ساختاری منسجم، تصاویری گویا، موسیقی&amp;zwnj;ای درخور و مناسب، زوایای &amp;laquo;خوب و بد&amp;raquo; شخصیت این هنرمند برجسته را در واپسین روزهای زندگی&amp;zwnj;اش، به نمایش درآورد و آثار او را که بخش اعظم آن&amp;zwnj;ها به دست خود محصص نابود شده است، دست&amp;zwnj;کم در این فیلم جاودانه کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در برلیناله ۲۰۱۳ که در شامگاه روز ۱۶ فوریه با اهدای جوایز به بهترین&amp;zwnj;های سینما به پایان رسید، در مجموع ۴۰۴ فیلم به نمایش در آمد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;●&lt;strong&gt;برلیناله ۲۰۱۳ در رادیو زمانه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24568&quot;&gt;&amp;nbsp;فیفی از خوشحالی زوزه می&amp;zwnj;کشد &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24504&quot;&gt;جعفر پناهی پشت پرده سانسور&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/content/%D8%AE%D8%B1%D8%B3-%D9%86%D9%82%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1-%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87%DB%8C&quot;&gt;خرس نقره&amp;zwnj;ای برلیناله برای جعفر پناهی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/17/24588#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19302">برلیناله 2013</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3832">بهجت امید</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19355">شصت و سومین جشنواره فیلم برلین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Sun, 17 Feb 2013 00:53:28 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24588 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>فیفی از خوشحالی زوزه می‌کشد</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24568</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24568&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مستند «فیفی از خوشحالی زوزه می‌کشد» ساخته میترا فراهانی در جشنواره فیلم برلین        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    الاهه نجفی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/fmohasef01.jpg?1361029931&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;الاهه نجفی &amp;ndash; میترا فراهانی پس از سال&amp;zwnj;ها بهمن محصص را که بعد از انقلاب در تبعید به&amp;zwnj;سر می&amp;zwnj;برد و گوشه&amp;zwnj;گیری اختیار کرده بود، پیدا می&amp;zwnj;کند. مستند &amp;laquo;فیفی از خوشحالی زوزه می&amp;zwnj;کشد&amp;raquo; در تجلیل از بهمن محصص ساخته شده. محصص در سال ۶ مرداد ۱۳۸۹ در رم جهان ما را ترک کرد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ماجرای شکل&amp;zwnj;گیری این مستند ساده است: یک هنرمند و سینماگر تبعیدی جوان به جست&amp;zwnj;و&amp;zwnj;جوی بهمن محصص، هنرمند و مجسمه&amp;zwnj;ساز شناخته&amp;zwnj;شده کشورش در تبعید برمی&amp;zwnj;آید و سرانجام هم او را می&amp;zwnj;یابد. محصص در تنهایی و انزوا در هتلی در رم زندگی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;فیفی از خوشحالی زوزه می&amp;zwnj;کشد&amp;raquo; حاصل دیدار دو هنرمند تبعیدی از دو نسل است که یک چیز آن&amp;zwnj;ها را به هم پیوند می&amp;zwnj;دهد: تبعید و تاریخ و زبان مشترک. در این میان بهمن محصص که به نسلی دیگر تعلق دارد و در ۹ اسفند ۱۳۱۰ در رشت به دنیا آمده، به&amp;zwnj;هیچ وجه یک پیرمرد خوش&amp;zwnj;مشرب و خوش&amp;zwnj;اخلاق نیست. او مردی&amp;zwnj;ست سالخورده، با یک &amp;laquo;من&amp;raquo; بسیار بزرگ، عبوس اما خوش&amp;zwnj;سخن که درباره خودش می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;من فردی هستم با یک اهمیت تاریخی.&amp;raquo; او همچنین تصورات کاملاً مشخصی دارد از مستندی که میترا فراهانی قصد دارد درباره او و شخصیتش بسازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/fmohasef02.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 307px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;میترا فراهانی&lt;/strong&gt;،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;فیلمساز ایرانی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;در جشنواره فیلم برلین&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;محصص دوران اوج هنری&amp;zwnj;اش را که به سال&amp;zwnj;های دهه ۱۹۶۰ برمی&amp;zwnj;گردد، مدتی&amp;zwnj;ست پشت سر گذاشته. در آن سال&amp;zwnj;ها نقاشی&amp;zwnj;ها و مجسمه&amp;zwnj;های او که تصویری متفاوت از واقعیت را عرضه می&amp;zwnj;کردند، در غرب و در ایران مورد اقبال قرار گرفته بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این فیلم ما با بهمن محصصی آشنا می&amp;zwnj;شویم که یک هنرمند هم&amp;zwnj;جنسگراست و به عقاید و نظرات و شیوه زندگی&amp;zwnj;اش همچنان پایبند است. او در رم یک زندگی بوهیمایی در پیش گرفته و ظاهراً از زندگی&amp;zwnj;اش لذت می&amp;zwnj;برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فراهانی برای بازآفرینی زندگی محصص در رم از تصاویر آرشیوی هم استفاده می&amp;zwnj;کند. در این تصاویر محصص جوان را می&amp;zwnj;بینیم که از قدیم به شهر رم آمد و شد داشته و به سخنان پرشور و به &amp;laquo;فالوس&amp;raquo; علاقمند بوده. او طبعاً پس از انقلاب زندگی در رم را برمی&amp;zwnj;گزیند و تا پایان زندگی&amp;zwnj;اش هم در همین شهر می&amp;zwnj;ماند. به&amp;zwnj;راستی نمی&amp;zwnj;توان تصور کرد که یک هنرمند هم&amp;zwnj;جنسگرا که به عقایدش هم سخت پایبند است، در کشوری که روحانیون بر آن حکم می&amp;zwnj;رانند، در آرامش زندگی کند. اتفاقاً به همین دلیل عقاید او پیرامون هم&amp;zwnj;جنسگرایی در غرب قابل تأمل است. محصص می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;اگر همه چیز مجاز باشد، پس تکلیف لذت بردن از یک کار خلاف چه می&amp;zwnj;شود؟&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به&amp;zwnj;راستی شگفت&amp;zwnj;انگیز است که چگونه میترا فراهانی و بهمن محصص، دو هنرمند از دو نسل متفاوت با هم خوب کنار می&amp;zwnj;آیند. آن&amp;zwnj;ها با هم صحبت می&amp;zwnj;کنند، سیگار می&amp;zwnj;کشند و فیلم&amp;zwnj;های ویسکونتی را تماشا می&amp;zwnj;کنند. فراهانی مدام به دیدار محصص در هتل محل اقامتش می&amp;zwnj;شتابد و در این میان موفق می&amp;zwnj;شود توجه دو خریدار آثار هنری را که از ابوظبی به رم آمده&amp;zwnj;اند به آثار محصص جلب کند. آن&amp;zwnj;ها مایل&amp;zwnj;اند برای آثار تازه محصص مبلغ گزافی بپردازند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محصص که قصد نداشت از خودش بعد از مرگش چیزی به جای بگذارد، بسیاری از آثارش را نابود کرد. بسیاری از آثار محصص اکنون فقط به شکل تصاویری در کاتالوگ نمایشگاه&amp;zwnj;ها موجود است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اثری که محصص قصد داشت بیافریند و به آن خریداران از ابوظبی بفروشد، اما هرگز پدید نمی&amp;zwnj;آید. محصص که بیمار است، در مستند میترا فراهانی از کارش و از نگاهش به جهان سخن می&amp;zwnj;گوید. هر دقیقه این فیلم مهیج است. این فیلم به همان شکلی به پایان می&amp;zwnj;رسد که محصص پیشنهاد داده بود.&lt;br /&gt;
	از بهمن محصص بهتر از این نمی&amp;zwnj;توان تجلیل کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;center&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 550px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;embed allowfullscreen=&quot;true&quot; allowscriptaccess=&quot;always&quot; flashvars=&quot;&amp;amp;file=http://www.critic.de/typo3conf/ext/critic_de/pi1/flash/flv_stream.php?file=63494&amp;amp;logo.file=http://www.critic.de/fileadmin/templates/images/critic_trailer.png&amp;amp;logo.link=http://www.critic.de&amp;amp;stretching=uniform&amp;amp;plugins=gapro-1&amp;amp;gapro.accountid=UA-3166882-1&amp;amp;skin=http://www.critic.de/typo3conf/ext/critic_de/pi1/flash/skewd/skewd.zip&amp;amp;provider=video&quot; height=&quot;290&quot; src=&quot;http://www.critic.de/typo3conf/ext/critic_de/pi1/flash/player.swf&quot; width=&quot;480&quot;&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;ویدئو: &lt;/strong&gt;چند صحنه از &amp;laquo;فیفی از خوشحالی زوزه می&amp;zwnj;کشد&amp;raquo;، ساخته میترا فراهانی&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;center&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 550px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;embed allowfullscreen=&quot;true&quot; allowscriptaccess=&quot;always&quot; flashvars=&quot;&amp;amp;file=http://www.critic.de/typo3conf/ext/critic_de/pi1/flash/flv_stream.php?file=63500&amp;amp;logo.file=http://www.critic.de/fileadmin/templates/images/critic_trailer.png&amp;amp;logo.link=http://www.critic.de&amp;amp;stretching=uniform&amp;amp;plugins=gapro-1&amp;amp;gapro.accountid=UA-3166882-1&amp;amp;skin=http://www.critic.de/typo3conf/ext/critic_de/pi1/flash/skewd/skewd.zip&amp;amp;provider=video&quot; height=&quot;290&quot; src=&quot;http://www.critic.de/typo3conf/ext/critic_de/pi1/flash/player.swf&quot; width=&quot;480&quot;&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ویدئو: چند صحنه دیگر از &amp;laquo;فیفی از خوشحالی زوزه می&amp;zwnj;کشد&amp;raquo;، ساخته میترا فراهانی&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.berliner-zeitung.de/berlinale/panorama-menschen-im-hotel,11463210,21848148.html&quot;&gt;منبع ترجمه و تلخیص: برلینر تسایتونگ&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.critic.de/film/fifi-howls-from-happiness-5239/trailer/&quot;&gt;منبع ویدئوها: کریتیک دی ای&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://www.berlinale.de/en/programm/berlinale_programm/datenblatt.php?film_id=20137723&quot;&gt;عکس نخست: بهمن محصص در جوانی، سایت برلیناله&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24568#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10785">الاهه نجفی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19302">برلیناله 2013</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1537">بهمن محصص</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D9%84%DB%8C%D9%86">جشنواره فیلم برلین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19349">میترا فراهانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Sat, 16 Feb 2013 15:38:03 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24568 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>زيبایی‌شناسی قتل و خشونت در « قيصر»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24444</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24444&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بازخوانی فیلمفارسی، قسمت دوازدهم        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرویز جاهد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/parvjahgh01.jpg?1360973354&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پرویز جاهد - زیبایی&amp;zwnj;شناسی قتل در فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; قابل توجه است. صحنه&amp;zwnj;های قتل با دقت و مهارت خاصی طراحی و اجرا شده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;صحنه قتل در حمام با تیغ دلاکی (کشتن نخستین قربانی)، بسیار خشونت&amp;zwnj;آمیز و تکان&amp;zwnj;دهنده است و همانند صحنه قتل جنت لی زیر دوش آب درفیلم &amp;laquo;روانی&amp;raquo; هیچکاک پرداخت شده است. کریم آب منگل زیر دوش نمره قرار دارد. قیصر وارد دوش می&amp;zwnj;شود. دو مرد به هم می&amp;zwnj;پیچند. دوربین از بالا شاهد درگیری آن دو است. در نمایی بسیار نزدیک، قیصر با تیغ، ضربات تندی بر سر و صورت کریم وارد می&amp;zwnj;آورد. نمایی از صورت پر از خون کریم نشان داده می&amp;zwnj;شود که از درد فریاد می&amp;zwnj;کشد اما تنها صدای آب دوش شنیده می&amp;zwnj;شود. نمای کلوزآپی از دست قیصر که تیغ خونین را بالای دیوار دوش می&amp;zwnj;گذارد. به دنبال آن نمای دست خون&amp;zwnj;آلودی می&amp;zwnj;آید که بر روی کاشی&amp;zwnj;های سفید کشیده می&amp;zwnj;شود و پس از آن نمایی از کف حمام نشان داده می&amp;zwnj;شود که آب و خون بر آن جاری است. در تک تک نماهای این صحنه، خشونت موج می&amp;zwnj;زند. در صحنه سلاخ&amp;zwnj;خانه نیز با اینکه کیمیائی از نمایش مستقیم کشتن رحیم آب منگل می&amp;zwnj;پرهیزد اما حرکت قیصر در میان لاشه&amp;zwnj;های آویخته گوشت و مونتاژ موازی با ضربه&amp;zwnj;های کارد که لاشه گاو را تکه تکه می&amp;zwnj;کند، خشونت صحنه را دو چندان می&amp;zwnj;سازد؛ و سرانجام در سکانس نهایی نیز که در ایستگاه متروکه راه آهن می&amp;zwnj;گذرد، خشونت شکل عریان&amp;zwnj;تر و بی&amp;zwnj;رحمانه&amp;zwnj;تری می&amp;zwnj;یابد. ضربه&amp;zwnj;های چاقوی قیصر و قربانی&amp;zwnj;اش (منصور آب منگل) شکم هر دو را دریده و نمایشی خونین و دلخراش از خشم و نفرت و انتقام به راه می&amp;zwnj;اندازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parvjahgh02.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;پرویز جاهد: &lt;/strong&gt;انتقام فردی قیصر&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;جنبه&amp;zwnj;ای سیاسی یافت&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و به عنوان نشانه&amp;zwnj;ای&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;از یک اعتراض و شورش عمومی &amp;zwnj;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;بر علیه دستگاه حاکم تعبیر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;از مجموع هفت مرگی که در قیصر اتفاق می&amp;zwnj;افتد، پنج تای آن&amp;zwnj;ها با ضربه&amp;zwnj;های چاقوست. از این نظر، فیلم قیصر یکی از خشن&amp;zwnj;ترین آثاری است که تاکنون در سینمای ایران ساخته شده است. خشونتی که بازتاب خشونت جاری در جامعه ایران در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۴۰ و پیش&amp;zwnj;گویی خشونت&amp;zwnj;هایی است که در دهه&amp;zwnj;های بعد در فضای سیاسی ایران رخ می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به اعتقاد احمد میر احسان، منتقد فیلم &amp;laquo;چاقوی قیصر، تفسیری هم&amp;zwnj;نوا با روحیه و تجربه زمانه و روان&amp;zwnj;شناسی نسل جوان آن سال&amp;zwnj;ها و راه حل روشنفکران آن دوران داشت. این یک نماد کاملاً ایرانی بود که به همه آن تئوری&amp;zwnj;های مبارزه قهرآلود و جان بر کف رسالات مخفی، مشروعیت ریشه&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;داد. با قیصر، نوجوان اهل کتاب و اعلامیه، از قتل آشنازدایی می&amp;zwnj;کرد و به آن هویتی روشنفکرانه می&amp;zwnj;داد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; در گفتمان سنت و مدرنیته در ایران نیز یک نمونه اثری شاخص و قابل توجه است که فضای سیاسی و اجتماعی ایران دهه ۱۳۴۰ و تضادهای جامعه ایرانی در آن بازتاب یافته است. اگر قیصر را در کانتکست سیاسی، اجتماعی دوره تاریخی خاص آن یعنی دهه ۱۳۴۰ ایران بررسی کنیم آن را در ظاهر حامل ایدئولوژی سنتی، مردسالار، خشن و واپس&amp;zwnj;گرایی خواهیم یافت که در برابر روند پرشتاب مدرن شدن و به عبارتی بهتر، غربی شدن جامعه مقاومت می&amp;zwnj;کند. از این منظر قیصر مبلغ و مدافع تمام ارزش&amp;zwnj;های سنتی و ضد مدرن و بیانگر دیدگاه&amp;zwnj;های جزمی &amp;zwnj;و ایدئولوژیک روشنفکران آن عصر خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما از سوی دیگر، دهه ۱۳۴۰، دهه&amp;zwnj;ای است که پروژه مدرنیزه کردن و غربی کردن جامعه به شدت از بالا یعنی از سوی حکومت شاه دنبال می&amp;zwnj;شود و به دلیل بافت و ساختار سیاسی جامعه، مقاومت&amp;zwnj;هایی را نیز در پایین یعنی در مردم سبب شده است. دوره&amp;zwnj;ای که استبداد سیاسی، اختناق و سانسور شدید سیاسی، راه را بر هرگونه دیالوگی بین حکومت و مخالفان آن بسته است. در چنین شرایطی، مخالفان حکومت با خاستگاه&amp;zwnj;ها و ایدئولوژی&amp;zwnj;های مختلف از نیروهای مارکسیستی گرفته تا تندروهای اسلامی &amp;zwnj;در مخالفت با ایده&amp;zwnj;ها و برنامه&amp;zwnj;های حکومت به خشونت و ترور روی آورده&amp;zwnj;اند. قیصر محصول نگاه چنین دوره&amp;zwnj;ای است. فضا و دنیای ظلم&amp;zwnj;ستیز و عدالت&amp;zwnj;طلبانه قیصر و قانون&amp;zwnj;شکنی عصیان&amp;zwnj;گرایانه قهرمان آن دقیقاً با خواست&amp;zwnj;ها و تمایلات روشنفکران معترض از یک سو و آرزوهای سرکوب شده جوانان عاصی از سوی دیگر، همخوانی داشت. به این ترتیب، انتقام فردی قیصر جنبه&amp;zwnj;ای سیاسی یافته و به عنوان نشانه&amp;zwnj;ای از یک اعتراض و شورش عمومی &amp;zwnj;بر علیه دستگاه حاکم تعبیر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;احمد میراحسان، در تحلیل خود از فیلم قیصر معتقد است که بدون درک روحیه زمانه نمی&amp;zwnj;توان موفقیت کم&amp;zwnj;نظیر و کارکرد اجتماعی و اخلاقی قیصر را درک کرد. وی می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;در پایان دهه چهل، بد یا خوب، فیلم قیصر، رؤیای مخفی مردم یک دوران، رؤیای آفریننده و سازنده و روشنفکران جوان و رؤیا&amp;zwnj;های عاصی زمانه را با هم بازمی&amp;zwnj;گفت؛ زمانه&amp;zwnj;ای با پرسش&amp;zwnj;هایی که تنها با رجوع به متن آن دهه می&amp;zwnj;توان آن&amp;zwnj;ها را به درستی درک کرد. بدون یادآوری آن فضا، آن روحیات، آن اعتقادات و عواطف و آن یأس&amp;zwnj;ها و دلمردگی&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توان متوجه رؤیای فیلم قیصر شد. رؤیای خواهر تجاوز شده و ضرورت کاربرد چاقو و در کف نهادن جان که حاصل سرخوردگی و بی&amp;zwnj;اعتمادی از فرهنگ بی&amp;zwnj;ریشه&amp;zwnj;ای بود که عناصر سنتی اخلاقیات گذشته و مفاهیمی نظیر مردانگی، غیرت وناموس&amp;zwnj;پرستی را با لاقیدی و عشرت&amp;zwnj;طلبی آزادانه خود به سخره می&amp;zwnj;گرفت.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parvjahgh03.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 144px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;نجف دریابندری:&lt;/strong&gt; قیصر به هیچ وجه امکان ادامه حیات ندارد،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;یا باید وجود خود را نفی کند&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و با آنچه بوده و هست وداع گوید،&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;یعنی به یک معنی حقیقی بمیرد&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و یا آنکه در واقع&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;به پیشباز مرگ برود.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;به نظر میراحسان، جوان عصیانگر ایرانی &amp;laquo;قیصر را تمثیل مردانگی و غیرتمندی یافت. از انتقام او خشمش فرومی&amp;zwnj;نشست و سرشار از احساسات پاک و منزه&amp;zwnj;طلبانه نفی شر می&amp;zwnj;شد. در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حال که عاشق هنر و ادبیات و سینمای آوانگارد غربی بود. البته در این هوا، نه قیصر بلکه حادثه سیاهکل، رادیو میهن&amp;zwnj;پرستان، اعلامیه&amp;zwnj;های سازمان&amp;zwnj;های چریکی، چه&amp;zwnj;گوارا، ساواک، شکنجه، اخبار مقاومت کتیرائی و آیت&amp;zwnj;الله طالقانی و حنیف&amp;zwnj;نژاد و اندکی لنین و خیلی استالین و بیشتر از آن&amp;zwnj;ها مائو و کاسترو و ماریگلا که تضاد کافکا و گوگن و پیکاسو را با هوشی مینه و احمد&amp;zwnj;زاده... به سود مشی چریکی حل می&amp;zwnj;کرد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رویکرد اخلاقی قیصر، کاملاً سنتی و ضد مدرن است و در فرهنگ بدوی و قبیله&amp;zwnj;ای- عشیره&amp;zwnj;ای ریشه دارد. قیصر مدافع ارزش&amp;zwnj;ها و اخلاقیات و فرهنگی است که در آن شرافت، ناموس&amp;zwnj;پرستی، مردانگی، غیرت و حق&amp;zwnj;طلبی اهمیت داشته و ستایش می&amp;zwnj;شود. احمد میراحسان در انتقاد از فردگرایی قیصر می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;حرکت فردی قیصر و خشونت و قتل و عملکرد ضد قانونی او و موجودیت سطحی&amp;zwnj;اش، از منظر مدرنیته، غیر قابل دفاع و بد&amp;zwnj;ترین جلوه فرهنگ مردسالار عشیره&amp;zwnj;ای است که مفاهیمی چون غیرت، ناموس و شرافت، ارزش&amp;zwnj;های مقدس اخلاقی او به شمار می&amp;zwnj;آیند. انتقاد از این حرکت، به معنی تأیید تجاوز به خواهر قیصر نیست که آن هم از نظر تلقی مدرن، تجاوز آشکار به حقوق فردی است و مستوجب مجازات قانونی. اما از سوی دیگر، مقابله با تجاوز، به معنی تأئید اقدام به جرم قیصر نمی&amp;zwnj;تواند باشد، حتی با قبول تفسیر دور و دراز روشنفکران موافق که خارج از ظرفیت واقعی قیصر بود، اگر این فیلم، قصد مقابله با نظم فاسد موجود را داشت، باز راه حل بیهوده، خشن و عشیره&amp;zwnj;ای را پیشنهاد می&amp;zwnj;کرد که نه به حفظ شرافت بلکه به کشت و کشتار ختم می&amp;zwnj;شد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما پرویز دوایی در نقد مشهور خود که در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان منتشر شد، از منظری متفاوت به فیلم قیصر نگاه کرده است. دوایی در نقد ستایش&amp;zwnj;گرانه خود بر &amp;laquo;قیصر&amp;raquo;، با رویکردی اخلاق&amp;zwnj;گرایانه به دفاع از ارزش&amp;zwnj;های اخلاقی فیلم برخاست. وی با صراحت، اقدام عصیان&amp;zwnj;گرایانه و فردی قیصر را ستود و آن را حماسه &amp;laquo;شکست&amp;raquo; نامید. دوایی حرکت قیصر را مبتنی بر &amp;laquo;مردی و مردانگی و غیرت و جوانمردی&amp;raquo; ارزیابی کرده و آن را &amp;laquo;انسانی&amp;zwnj;ترین، سالم&amp;zwnj;ترین، لذت&amp;zwnj;بخش&amp;zwnj;ترین عملی&amp;raquo; دانست که از &amp;laquo;مردی چون او (قیصر) می&amp;zwnj;توان انتظار داشت. گیرم این عمل منطقی و قانونی و مذهبی نیست.... گو نباشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوایی در نوشته خود، بر ارزش&amp;zwnj;های منسوخ شده زمانه حسرت &amp;zwnj;خورده و قیصر را مرگ این ارزش&amp;zwnj;ها دانسته است. به نظر دوایی: &amp;laquo;قیصر، مرثیه مرگ آدم&amp;zwnj;هایی است که ارزش&amp;zwnj;های دنیای &amp;quot;فرمان&amp;quot; و قیصر آن&amp;zwnj;چنان برایشان مهجور شده که تجلی این جور غیرت&amp;zwnj;ها و ناموس&amp;zwnj;پرستی&amp;zwnj;ها نه فقط به نظرشان تعجب&amp;zwnj;آور بلکه خنده&amp;zwnj;دار می&amp;zwnj;نماید و تقصیری هم ندارند. این روزگار، نظام روزگار، وضع را طوری چرخانده که نوجوانان خود، همشیرگان محترم را به پارتی&amp;zwnj;های شوخ و شنگ می&amp;zwnj;برند تا با همشیره محترم دوستان آشنایی به هم برسانند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parvjahgh04.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 173px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;ابراهیم گلستان:&lt;/strong&gt; در حجم جسمی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;این فیلم، آدم&amp;zwnj;ها در یک سطح ساده&amp;zwnj;اند. کمتر توجهی به زندگی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;حسی و روح فردی آن&amp;zwnj;ها شده است، هر چند در ظاهر ناموس و انتقام آن&amp;zwnj;ها را به حرکت درآورده است.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;em&gt;عکس: پرویز جاهد&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;در واقع دوایی قیصر را بهانه کرده و به انگیزه نقد آن، با رویکردی مشابه رویکرد آل&amp;zwnj;احمد در &amp;laquo;غرب&amp;zwnj;زدگی&amp;raquo; و &amp;laquo;در خدمت و خیانت روشنفکران&amp;raquo;، سیاست فرهنگی نظام حاکم و غربزده شدن جامعه را به باد انتقاد می&amp;zwnj;گیرد، غافل از آنکه خروش قیصر در فیلم علیه کسانی صورت می&amp;zwnj;گیرد که اگرچه از نظر شخصیت&amp;zwnj;پردازی، هویت دقیق و روشنی ندارند اما هیچ نشانی از غرب&amp;zwnj;زدگی در ظاهر و رفتار آن&amp;zwnj;ها دیده نمی&amp;zwnj;شود و بیشتر به تیپ&amp;zwnj;های سنتی از نوع قیصر شباهت دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نظر نجف دریابندری نیز &amp;laquo;قیصر، جوان پاکیزه&amp;zwnj;ای است و خونخواهی و قتل جزو ذات او نیست، فقط عارض بر زندگی اوست (...) قیصر جنایتکار نیست. قیصر حتی نازک&amp;zwnj;دل است، چنانکه نمی&amp;zwnj;تواند جان دادن دو ماهی کوچک در یک تنگ آب را تحمل کند، ولی خیلی راحت می&amp;zwnj;تواند تن کریم آب منگل را با تیغ دلاکی&amp;zwnj;اش آش و لاش کند.&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دریابندری این تناقض را ناشی از وضعیتی می&amp;zwnj;داند که قیصر در آن گرفتار است. به اعتقاد دریابندری &amp;laquo;اساس حیات و هستی قیصر نفی شده است. قیصر به هیچ وجه امکان ادامه حیات ندارد، یا باید وجود خود را نفی کند و با آنچه بوده و هست وداع گوید، یعنی به یک معنی حقیقی بمیرد و یا آنکه در واقع به پیشباز مرگ برود.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما ابراهیم گلستان نیز با اینکه از مدافعان قیصر به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رود اما نگاه او به قیصر فارغ از این&amp;zwnj;گونه داوری&amp;zwnj;ها و ارزش&amp;zwnj;گذاری&amp;zwnj;های اخلاقی است. از نظر گلستان، &amp;laquo;قیصر آدمی&amp;zwnj; سطحی است. یک قهرمان روحی نیست (...) در حجم جسمی این فیلم، آدم&amp;zwnj;ها در یک سطح ساده&amp;zwnj;اند. کمتر توجهی به زندگی حسی و روح فردی آن&amp;zwnj;ها شده است، هر چند در ظاهر ناموس و انتقام آن&amp;zwnj;ها را به حرکت درآورده است. در واقع آن&amp;zwnj;ها نه عامل&amp;zwnj;اند و نه زیر نفوذ. بازیگراند، می&amp;zwnj;چرخند، تنها برای سرگرمی تماشاگر.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اکنون بیش از ۴۰ سال از نخستین نمایش فیلم &amp;laquo;قیصر&amp;raquo; می&amp;zwnj;گذرد. در این فاصله نقد&amp;zwnj;ها و نظرهای زیادی درباره این فیلم نوشته و منتشر شده است، اما نظر به اهمیت آن در تاریخ سینمای ایران، هنوز می&amp;zwnj;توان آن را با رویکردهای مختلف، از نظر تماتیک یا سبکی، بررسی و تجزیه و تحلیل کرد و جنبه&amp;zwnj;های متنی و فرامتنی آن را شکافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منابع:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، سرمشق کاملی از مسعود کیمیائی برای مسعود کیمیائی. ابراهیم گلستان. نقل از مجموعه مقالات در نقد و معرفی آثار مسعود کیمیائی. ۱۳۶۴.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، مرثیه&amp;zwnj;ای برای ارزش&amp;zwnj;های از دست رفته. پرویز دوائی. (نقل از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان منبع)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر، پس از بیست سال سیاه مشق. نجف دریابندری. (نقل از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان منبع)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قیصر را فراموش کنیم. احمد میر احسان. فیلم و سینما. شماره ۷. تیر ماه ۱۳۷۷.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;●بازخوانی فیلمفارسی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/18835&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19339&quot;&gt;فیلمفارسی و گفتمان انتقادی فیلم در ایران - بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/19689&quot;&gt;طبقه&amp;zwnj;بندی مخاطبان فیلمفارسی، بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/20207&quot;&gt;فیلمفارسی و مخاطبان آن، بخش چهارم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/21209&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلفارسی - ۱، بخش پنجم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21355&quot;&gt;تضاد سنت و مدرنیته در فیلمفارسی - ۲- بخش ششم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/21961&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی - ۱&lt;/a&gt;، بخش هفتم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/22257&quot;&gt;تصویر شهر در فیلمفارسی &amp;ndash; ۲، بخش هشتم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22804&quot;&gt;تصویر زن ایرانی در فیلمفارسی، بخش نهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/23998/&quot;&gt;لمپنیسم در فیلمفارسی، بخش دهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24281&quot;&gt;&amp;laquo;قیصر&amp;raquo; و ظهور قهرمانان ستیزه&amp;zwnj;جو و تیره&amp;zwnj;بخت، بخش یازدهم&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/16/24444#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86">ابراهیم گلستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6158">فیلمفارسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17582">قیصر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17371">نجف دریابندری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14635">پرویز جاهد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15273">پرویز دوایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Sat, 16 Feb 2013 00:09:15 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24444 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>جعفر پناهی پشت پرده سانسور</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/14/24504</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/14/24504&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    فیلم «پرده» ساخته جعفر پناهی در جشنواره فیلم برلین        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اکبر فلاح‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/jpanahp01.jpg?1360844792&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;اکبر فلاح&amp;zwnj;زاده - جعفر پناهی نتوانست بیاید. مسئولان برلیناله هر چه تلاش کردند او را به برلین بیاورند تا هنگام نمایش فیلم &amp;laquo;پرده&amp;raquo; حاضر باشد، به جایی نرسیدند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;
	مقابل محل برگزاری جشنواره فیلم برلین نمایندگان جایزه صلح جشنواره با تصویر تمام&amp;zwnj;قدی از پناهی ایستاده&amp;zwnj;اند. زیر تصویر او به زبان&amp;zwnj;های مختلف نوشته&amp;zwnj; شده: &amp;laquo;او باید اینجا باشد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اعضای آکادمی فیلم آلمان در آستانه نمایش فیلم پناهی یادداشت اعتراضی به سفیر دولت جمهوری اسلامی می&amp;zwnj;دهند. روز قبل از این اقدام، دولت آلمان از جمهوری اسلامی خواسته بود به پناهی اجازه سفر به برلین بدهد اما با کله&amp;zwnj;شقی آن&amp;zwnj;ها روبرو شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر چه هست فیلم پناهی در غیاب او نمایش داده می&amp;zwnj;شود. جعفر پناهی بنا به حکم دادگاه جمهوری اسلامی به ۲۰ سال محرومیت از فیلمسازی و شش سال حبس تعزیری محکوم شده است.&lt;br /&gt;
	پناهی در مورد فیلمش نوشته است: &amp;laquo;خیال و افسردگی در بستر داستان جاری است.&amp;raquo; در این فیلم هر یک از اشخاص در دیگری بازتاب می&amp;zwnj;یابد و مرز داستان و واقعیت از بین می&amp;zwnj;رود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نوشته پناهی، فیلم &amp;laquo;پرده&amp;raquo;، داستان زندان است، نوعی خوددرمانی برای رهایی از افسردگی. این فیلم به یک معنا بیانیه مبارزه&amp;zwnj;جویانه فرهیختگان ایرانی از جمله فیلمسازان، هنرمندان و مبارزان سیاسی است که رژیم ایران می&amp;zwnj;خواهد دهانشان را ببندد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گفته کامبوزیا پرتوی (کارگردان فیلم &amp;laquo;کافه ترانزیت&amp;raquo;) که در این فیلم با پناهی همکاری دارد: &amp;laquo;کار کردن در این شرایط دشوار، سخت است. اما از آن سخت&amp;zwnj;تر این است که آدم کار نکند.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/jpanahp02.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 129px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;●نمایی از&lt;strong&gt; &amp;laquo;پرده&amp;raquo; &lt;/strong&gt;ساخته جعفر پناهی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;در این فیلم هر یک از اشخاص&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;در دیگری بازتاب می&amp;zwnj;یابد&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;و مرز داستان و واقعیت&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;از بین می&amp;zwnj;رود.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;برای آنکه بتوانند هر جور که شده کار کنند، پناهی و پرتوی و خانم بازیگری به نام مریم مقدم به خانه دورافتاده&amp;zwnj;ای در ساحل دریای خزر می&amp;zwnj;روند. پرده&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;کشند و شروع به کار می&amp;zwnj;کنند. کشیدن پرده&amp;zwnj;ها برای آن است که آن&amp;zwnj;ها هنگام فیلمبرداری از بیرون دیده نشوند.فیلمی در شرایط غیر ممکن، یک فیلم غیر ممکن، شبیه &amp;laquo;این یک فیلم نیست&amp;raquo; که پناهی در سال ٢٠١١ در مورد حبس خودش ساخت.&lt;br /&gt;
	فیلم &amp;laquo;پرده&amp;raquo; با نمایی از دریا از پشت پنجره&amp;zwnj;ای که مانند سلول زندان میله&amp;zwnj;های آهنی دارد، شروع می&amp;zwnj;شود. خیال و واقعیت در هم می&amp;zwnj;آمیزند. پناهی باشد یا نباشد، در هر صحنه حضورش حس می&amp;zwnj;شود. او نیست، وقتی مرد (کامبوزیای پرتوی) در ساحل از تاکسی پیاده می&amp;zwnj;شود و با چمدان و کیف به سمت ویلا می&amp;zwnj;آید. مرد که وارد ویلا می&amp;zwnj;شود، پناهی هم هست. مرد سگ کوچکی از کیفش بیرون می&amp;zwnj;آورد و دست به کار سر هم کردن یک توالت کوچک برای سگ می&amp;zwnj;شود. چون برای سگ هم بیرون رفتن خطرناک است. در ایران سگ را نجس می&amp;zwnj;دانند و او را می&amp;zwnj;کشند. به همین دلیل باید پنهانی نگه&amp;zwnj;شان داشت. مرد سگش را که جلوی تلویزیون لم داده از دیدن اخبار هولناک در مورد وضع حیوانات در ایران منع می&amp;zwnj;کند. او صدای تلویزیون را که خبر نابودی سگ&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;دهد، خاموش می&amp;zwnj;کند.&lt;br /&gt;
	دارند فیلمنامه می&amp;zwnj;نویسند که یک دفعه یک خواهر و برادر جوان به خانه&amp;zwnj;شان پناه می&amp;zwnj;آورند. آن&amp;zwnj;ها مهمانان یک پارتی بوده&amp;zwnj;اند که از چنگ پلیس در رفته&amp;zwnj;اند. دختر (مریم) روزنامه&amp;zwnj;نگار است، برادرش می&amp;zwnj;خواهد مدت کوتاهی او را اینجا در این خانه بگذارد تا بعد بیاید ببردش. دختر افسرده است و خیال خودکشی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پلیس به در می&amp;zwnj;کوبد، از دوردست&amp;zwnj;ها صدای موزیک و پایکوبی و دیگر نواهای زندگی به خانه راه می&amp;zwnj;یابد. سگ با توپ بازی می&amp;zwnj;کند، پنجره خانه را از بیرون می&amp;zwnj;شکنند. در همه این احوال پناهی در خانه است و خودش هم جایی در حال فیلم&amp;zwnj;برداری دیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;right&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/jpanahp03.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 173px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;مریم مقدم: &lt;/strong&gt;&amp;laquo;من در این فیلم قسمت تاریک زندگی پناهی&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;را مجسم می&amp;zwnj;کنم،&amp;zwnj;&amp;zwnj;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;همان قسمتی از او که&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;دیگر از امید خالی شده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;ترکیبی از نماهای میله&amp;zwnj;های آهنی، پرده&amp;zwnj;ها، درهای چوبی، و نگاه&amp;zwnj;های وحشت&amp;zwnj;زده کسانی که به این خانه پناه آورده&amp;zwnj;اند، قسمت نخست فیلم را تشکیل می&amp;zwnj;دهد. این نماهای گذرا از شرایط محبوس بودن، دست&amp;zwnj;مایه فیلم&amp;zwnj;های قدیمی جعفر پناهی هم بوده&amp;zwnj;اند: به یاد آوریم فیلم &amp;laquo;آفساید&amp;raquo; (برنده جایزه خرس نقره&amp;zwnj;ای جشنواره فیلم برلین در سال ٢٠٠۶) را که دختران جوان خود رابه شکل مرد&amp;zwnj;ها درآورده&amp;zwnj;اند تا بتوانند برای تماشای بازی وارد استادیوم شوند. دختر&amp;zwnj;ها گیر می&amp;zwnj;افتند، بیرون درهای استادیوم نگه داشته می&amp;zwnj;شوند و از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان بیرون همراه نگهبانانشان بازی را با شنیدن فریاد تماشاگران دنبال می&amp;zwnj;کنند.&lt;br /&gt;
	فیلم &amp;laquo;دایره&amp;raquo; (برنده شیر طلایی جشنواره ونیز ٢٠٠٠) هم روایت داستان هفت دختر زندانی در یک جامعه مردسالار است. در فیلم &amp;laquo;آینه&amp;raquo; (برنده یوزپلنگ طلایی جشنواره لوکارنو ١٩٩٧) نیز با اعتراض یک دختر بچه شش ساله در بلبشوی خیابان&amp;zwnj;های تهران روبروییم: این فیلم روایتگر داستان دخترک خردسالی به نام بهاره است که مادر او پس از تعطیل شدن مدرسه، به دلیل نامشخصی، برای بردن او از مدرسه نیامده است. به همین دلیل دخترک پس از مدتی انتظار تصمیم می&amp;zwnj;گیرد به&amp;zwnj;تنهایی به سمت خانه حرکت کند که در راه گم می&amp;zwnj;شود. در نیمه&amp;zwnj;های فیلم، بازیگر نقش بهاره، یک&amp;zwnj;باره از ادامه بازی طفره می&amp;zwnj;رود و فیلمبرداری قطع می&amp;zwnj;شود. از این پس ظاهراً داستان قطع و واقعیت شروع می&amp;zwnj;شود و به چگونگی رسیدن دخترک به خانه&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;پردازد. به این ترتیب دخترک که خودش را اسیر نقش می&amp;zwnj;بیند با رفتن به خانه، خودش را از قید و بند داستان رهامی کند. درست همین کار را بازیگران فیلم &amp;laquo;پرده&amp;raquo; می&amp;zwnj;کنند. آن&amp;zwnj;ها هم یک&amp;zwnj;باره زیر کاسه و کوزه فیلمنامه می&amp;zwnj;زنند و از نقششان بیرون می&amp;zwnj;آیند: دختر از سر اعتراض تمام پوشش&amp;zwnj;های بنجره&amp;zwnj;ها را پاره می&amp;zwnj;کند و زندگی بیرون خانه را به درون می&amp;zwnj;کشاند. پناهی هم او را به ساحل دریا می&amp;zwnj;فرستد. اما دوباره دختر نشسته روی مبل دیده می&amp;zwnj;شود و خود پناهی به ساحل می&amp;zwnj;رود. باز خیال و واقعیت در هم می&amp;zwnj;آمیزند و پایان فیلم جوری است که می&amp;zwnj;تواند آغاز آن هم باشد.&lt;br /&gt;
	مریم مقدم در نشست نقد فیلم در جشنواره می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;من در این فیلم قسمت تاریک زندگی پناهی را مجسم می&amp;zwnj;کنم،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان قسمتی از او که دیگر از امید خالی شده است.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;left&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 230px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/jpanahp04.jpg&quot; style=&quot;width: 230px; height: 129px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;strong&gt;پرتوی &lt;/strong&gt;به خبرنگاران می&amp;zwnj;گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;laquo;شاید هم من خودم خودم را حبس کرده&amp;zwnj;ام؟&amp;raquo;&lt;br /&gt;
					پرسشی زجر آور&amp;zwnj;تر و شورش&amp;zwnj;گرانه&amp;zwnj;تر&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;از این نمی&amp;zwnj;شود پیدا کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;همسایه&amp;zwnj;ای که چشمش به چراغ&amp;zwnj;های روشن خانه می&amp;zwnj;افتد، و در پی آن زن همسایه مهربانی که غذا می&amp;zwnj;آورد، تعمیرکاری که پنجره نو را به جای پنجره شکسته کار می&amp;zwnj;گذارد، این&amp;zwnj;ها همه آیا خیال یا واقعیت&amp;zwnj;اند؟ آیا &amp;laquo;پرده&amp;raquo; فیلم سینمایی یا یک&amp;zwnj;جور مستند از نوع خود است یا ترکیب خاصی از این دو است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرد هم در این فیلم مانند پناهی با تلفن هوشمند فیلم می&amp;zwnj;گیرد و خود پناهی و پرتوی هم در حال بازی در اتاقی که پرده&amp;zwnj;هایش را از ترس کشیده&amp;zwnj;اند، دیده می&amp;zwnj;شوند. آدم از این شرایط وحشت می&amp;zwnj;کند، که کار ساده&amp;zwnj;ای مانند کشیدن پرده&amp;zwnj;ها هم گاهی دل می&amp;zwnj;خواهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پرسیدنی است که آیا فیلمسازی که از فیلم ساختن منع شده، می&amp;zwnj;تواند در چهاردیواری خانه&amp;zwnj;اش بر واقعیت چیره شود؟ پناهی معتقد است که می&amp;zwnj;تواند. آیا خیال هم در این فیلم زیر فشار سانسور خود را حبس کرده است؟ در مورد معمای کلید در این فیلم، پرتوی به خبرنگاران می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;شاید هم من خودم خودم را حبس کرده&amp;zwnj;ام؟&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پرسشی زجر آور&amp;zwnj;تر و شورش&amp;zwnj;گرانه&amp;zwnj;تر از این نمی&amp;zwnj;شود پیدا کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فیلم &amp;laquo;پرده&amp;raquo; در یک کلام داستان پژمرده شدن هنر است هنگامی که در بند باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در پاسخ به این پرسش یک خبرنگار که آیا برای ساختن این فیلم ممکن است به دردسر بیافتند، پرتوی پاسخ داد: &amp;laquo;فعلاً که خبری نشده.&amp;raquo; او گفت نکته مثبت این است که این فیلم در بخش مسابقه، و نه خارج از آن نمایش داده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با این حال خوب&amp;zwnj; &amp;zwnj;بود که دیتر کوسلیک (Dieter Kosslick) رئیس جشنواره فیلم برلین در مورد این فیلم استثنایی یک استثناء هم قائل می&amp;zwnj;شد و از مهمانان ایرانی مقابل خبرنگاران استقبال می&amp;zwnj;کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.tagesspiegel.de/kultur/parde-jafir-panahi-und-der-geschlossene-vorhang/7774154.html&quot;&gt;منبع ترجمه: تاگس اشپیگل&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen/2013/02/14/24504#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19302">برلیناله 2013</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D9%84%DB%8C%D9%86">جشنواره فیلم برلین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1-%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87%DB%8C">جعفر پناهی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18476">پرده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/silver-screen">پرده نقره اي</category>
 <pubDate>Thu, 14 Feb 2013 12:11:57 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24504 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>