<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12971/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>مژگان کاهن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12971/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>سکس، شادی و حقوق بشر</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/26/23962</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/26/23962&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگو با مژگان کاهن، روان‌شناس        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;341&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/ravabetejensi7.jpg?1361819903&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اسماعیل جلیلوند - از زمانی که زیگموند فروید از اثر گرانقدر کوه یخ معروفش، که&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان ضمیر ناخودآگاه انسان بود رونمایی کرد و اظهار داشت که عنصر اصلی سازنده این کوه، میل جنسی انسان است تا به امروز، پژوهش&amp;zwnj;های گسترده&amp;zwnj;ای در پیوند با اثر امیال جنسی انسان بر سلامت رفتاری و افسردگی و شادمانی او در جامعه طرح شده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;راستی حق برخورداری انسان از شادمانی چه ارتباطی با نگرش&amp;zwnj;های اجتماعی و فردی به روابط جنسی دارد و جامعه با باور&amp;zwnj;ها و قوانین خود در زمینه رابطه جنسی، چگونه می&amp;zwnj;تواند موجب افسردگی یا شادمانی فرد شود؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چهارچوب سلسله گفت&amp;zwnj;وگوهای رادیو زمانه در زمینه حق شادی، درباره پیوند مسئله شادمانی انسان به عنوان یک حق با نوع برخورد فرد و جامعه با مسائل جنسی و عناصر سازنده این برخورد&amp;zwnj;ها، گفت&amp;zwnj;وگویی با مژگان کاهن، روان&amp;zwnj;شناس مقیم بلژیک انجام داده&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;گفت&amp;zwnj;وگو با مژگان کاهن را &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;توانید از طریق فایل صوتی زیر گوش کنید&lt;/span&gt;:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130125_Happiness_06_Sexuality_MojganKahen_IsmaielJalilvand.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot; http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آیا در اعلامیه&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی حقوق بشر در پیوند با روابط جنسی فرد و ارتباط این مسئله با حق شادمانی انسان، مسئلهٔ قابل توجهی طرح شده است؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مژگان کاهن&lt;/strong&gt;: یکی از نکاتی که فکر می&amp;zwnj;کنم در اعلامیه حقوق بشر روی آن تاکید شده است، مسئله اهمیت و احترامی است که برای حریم خصوصی قائل شده&amp;zwnj;اند. همانطور که می&amp;zwnj;دانید لذت جنسی یکی از ابعاد مهم زندگی و حریم خصوصی افراد است و می&amp;zwnj;بینیم در برخی از کشور&amp;zwnj;ها یکی از اشکال نقض حقوق بشر همین دخالت و کنترل در حوزه جنسی زندگی اشخاص و همچنین وضع قوانینی است که برای شخصی&amp;zwnj;ترین تجربیات افراد محدودیت ایجاد می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mojgan.kahen_.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 221px; float: right;&quot; /&gt;مژگان کاهن: کشف رابطه جنسی توسط نوجوانان اگر با اطلاعات صحیح علمی همراه نباشد، می&amp;zwnj;تواند در فرد با احساس تنفر از خود یا بدنش همراه شود و همین که بدنش را به عنوان منشا گناه تجربه کند، می&amp;zwnj;تواند موجب احساس افسردگی شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دیگر اینکه از مفاد حقوق بشر که به بعد جنسی زندگی افراد ربط پیدا می&amp;zwnj;کند، ممنوعیت تبعیض است که می&amp;zwnj;بینیم در برخی از کشورهایی که نقض حقوق بشر داخل آن&amp;zwnj;ها رایج است، نه تنها حریم خصوصی افراد را کنترل می&amp;zwnj;کنند بلکه نوع این کنترل نسبت به اینکه شخص زن یا مرد باشد متفاوت است. بعد مهم رابطه جنسی - در رابطه دگرجنسگرای مردسالار- برای زن،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان انجام وظیفه است و زن تکلیف دارد که حتی اگر لذتی هم از نظر جنسی نبرد، به عنوان انجام وظیفه به این کار در قبال شوهرش تن دهد. این می&amp;zwnj;تواند حالت سکس تحمیلی را پیدا کند و همین می&amp;zwnj;تواند در تناقض با حقوق بشر قرار بگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مورد سوم که در بیانیه حقوق بشر هم در پیوند با آن صحبت شده، مسئله اهمیت عدم آزار و شکنجه هست که این نوع آزار جنسی را می&amp;zwnj;توان در ختنه کردن دختران مشاهده کرد که در برخی از کشور&amp;zwnj;ها انجام می&amp;zwnj;شود و نه تنها باعث شوک روحی دختران، بلکه حتی باعث می&amp;zwnj;شود که یکی از ارگان&amp;zwnj;های جنسی زن که در ارگاسم و لذت جنسی او نقش عمده&amp;zwnj;ای بازی می&amp;zwnj;کند، دچار آسیب&amp;zwnj;های شدید شود. این مسئله زندگی جنسی زن را برای تمام عمر با اختلال مواجه می&amp;zwnj;کند. در مجموع اگر بخواهیم خیلی کلی به این سئوال پاسخ دهیم، من فکر می&amp;zwnj;کنم که در بیانیه حقوق بشر تاکید شده است که امکاناتی باید فراهم شود تا افراد بتوانند در سلامت روحی و جسمی به سر ببرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنطور که تحقیقات بیولوژیک و روان&amp;zwnj;شناسی به ما نشان می&amp;zwnj;دهد، تجربه ارضای جنسی و نتایج و تاثیراتی که از آن حاصل می&amp;zwnj;شود بر جسم و روان ما تاثیر بسزایی دارد. در همین زمینه حق برخورداری از آموزش هم در حقوق بشر قابل طرح است که آموزش جنسی هم بعدی از آموزش محسوب می&amp;zwnj;شود و در ارتباط با اینکه افراد بتوانند یک زندگی جنسی خوب داشته باشند، موثر است و این مسئله می&amp;zwnj;تواند در روابط عاطفی&amp;zwnj;ای که فرد با دیگران برقرار می&amp;zwnj;کند، خیلی تاثیرگذار باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما آیا احساس افسردگی یا شادمانی در فرد پیوندی با نیاز جنسی وی دارد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فکر می&amp;zwnj;کنم که افسردگی و زندگی جنسی فرد روی هم تاثیر متقابل و دوجانبه دارند. بیماری&amp;zwnj;های روحی می&amp;zwnj;توانند به شکل مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر بحران&amp;zwnj;هایی باشند که فرد در پاسخگویی به مسائل جنسی با آن مواجه می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ravabetejensi.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 174px; float: right;&quot; /&gt;شکل&amp;zwnj;گیری هویت جنسیتی بخش مهمی از روند اجتماعی شدن و نیز شکل&amp;zwnj;گیری دستگاه روانی است. جامعه از همان ابتدا نقش&amp;zwnj;های جنسیتی را در قالب&amp;zwnj;های مختلف به کودکان می&amp;zwnj;آموزد و بدینگونه نه تنها شکل&amp;zwnj;دهنده تصویری است که فرد از جنسیت خود دارد، بلکه با قرار دادن او در معرض محرک&amp;zwnj;های متفاوت، توان این را دارد که قابلیت&amp;zwnj;های متفاوتی را نیز در آنها پرورش دهد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خود مسئله کشف رابطه جنسی توسط نوجوانان اگر با اطلاعات صحیح علمی همراه نباشد، می&amp;zwnj;تواند در فرد با احساس تنفر از خود یا بدنش همراه شود و همین که بدنش را به عنوان منشا گناه تجربه کند، می&amp;zwnj;تواند موجب احساس افسردگی شود. نکته&amp;zwnj;ای دیگری هم که می&amp;zwnj;خواستم به آن اشاره کنم این است که حالات روحی ما نه تنها در میل جنسی ما، بلکه در کیفیت رابطه جنسی ما هم اثرگذار است و زندگی جنسی ما هم می&amp;zwnj;تواند روی روحیات&amp;zwnj;مان اثرگذار باشد. بیولوژیست&amp;zwnj;ها نشان داده&amp;zwnj;اند که در زمان ارگاسم، هورمون&amp;zwnj;هایی مثل &amp;laquo;اکسی توسین&amp;raquo; در بدن انسان ترشح می&amp;zwnj;شود که این هورمون به شکل ناخودآگاه و اتوماتیک تجربه شادی و آرامش را در فرد به وجود می&amp;zwnj;آورد و حس دلبستگی به فرد مقابل را در درونش ایجاد می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;رابطه سالم جنسی که متضمن سلامتی و شادابی روحی و جسمی فرد باشد به چه رابطه&amp;zwnj;ای گفته می&amp;zwnj;شود؟ این رابطه چه تاثیری در ایجاد یک جامعه با نشاط دارد و در همین زمینه، چگونه رفتارهایی به لحاظ جنسی بیمارگونه تلقی می&amp;zwnj;شوند؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابطه جنسی سالم رابطه&amp;zwnj;ای است که در آن هر یک از افراد بتوانند ابتدا نسبت به نیاز&amp;zwnj;ها و خواهش&amp;zwnj;های جنسی خود آگاهی داشته باشند و آن را به طرف مقابل هم منتقل کنند و در مقابل وارد دنیای طرف مقابل بشوند، چون هر یک از ما انسان&amp;zwnj;ها تفاوت&amp;zwnj;هایی داریم و در این زمینه&amp;zwnj;ها تفاوت&amp;zwnj;های جنسی هم می&amp;zwnj;تواند مطرح باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهم این است که فرد بتواند وارد دنیای طرف مقابل هم بشود و همزمان بدن خود و طرف مقابلش را بشناسد و اینکه دو طرف بتوانند هم خودشان به لذت جنسی برسند و هم اینکه به دیگری کمک کنند که لذت جنسی را تجربه کند و خوب به طور مشخص اگر بخواهیم بعد اجتماعی این مسئله را در نظر بگیریم، خیلی مشخص است این نکته که آدم&amp;zwnj;ها وقتی از لحاظ رابطه جنسی به ارضا می&amp;zwnj;رسند، در بعد خانواده نیز موفق&amp;zwnj;تر عمل می&amp;zwnj;کنند و این تاثیر خیلی زیادی می&amp;zwnj;تواند در نوع ارتباط و دیالوگ برقرار کردن آنها داشته باشد. چنین افرادی آرامش بیشتری دارند، بیشتر می&amp;zwnj;توانند با هم گفت&amp;zwnj;وگو کنند و زندگی بهتری داشته باشند. در جامعه و در محیط کار آرام&amp;zwnj;تر هستند و احساس شادی بیشتری دارند و همینطور این مسئله در ارتباط با پدیده&amp;zwnj;های اجتماعی مثل فساد و فحشا هم حتما اثرگذار است. بیماری&amp;zwnj;های جنسی هم انواع و دلایل خیلی مختلفی دارند. انواع گرایش&amp;zwnj;های خودآزارانه و دیگر آزارانه، یک نوع از این بیماری&amp;zwnj;ها هستند، چرا که فرد با آزار دادن دیگری یا خودش احساس ارضای جنسی پیدا می&amp;zwnj;کند، پدوفیلی یا گرایش به رابطهٔ جنسی با کودکان نیز در همین زمینه قابل طرح است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;شکل&amp;zwnj;گیری هویت جنسی یک فرد تا چه حد از باور&amp;zwnj;ها و قوانین یک جامعه اثر می&amp;zwnj;پذیرد و بحران در شکل&amp;zwnj;گیری هویت جنسی یا عدم سازگاری یک شخص با جنسیت خود چه اثراتی را می&amp;zwnj;تواند بر افسردگی یا شادمانی شخص و جامعه داشته باشد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من ترجیح می&amp;zwnj;دهم اصطلاح &amp;quot;هویت جنسیتی&amp;quot; را به کار ببرم چون به طور مشخص در بر گیرنده نقش هنجارهای اجتماعی نیز هست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ravabetejensi2.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 139px; float: right;&quot; /&gt;اگر یکی از دو جنس علایق خود را به سمت نقش&amp;zwnj;هایی که به جنس مخالف نسبت داده می&amp;zwnj;شود، بروز دهد در بسیاری ازموارد می&amp;zwnj;تواند باعث انگشت&amp;zwnj;نما شدن فرد و حتی ایزوله شدن او شود و ما شاهد بروز افسردگی و اضطرابی هستیم که در این افراد از نگاه منفی محیط اطراف نشئت می&amp;zwnj;گیرد. این مسئله در مورد گرایش&amp;zwnj;های جنسی فرد به همجنسش نیز به میزان زیادی به چشم می&amp;zwnj;خورد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هویت جنسیتی تحت تاثیر شدید محیطی است که کودک در آن به دنیا آمده است و رشد می&amp;zwnj;کند؛ به خاطر اینکه در خانواده و اجتماعی که در آن به دنیا می&amp;zwnj;آییم، حتی پیش از تولد ما ، یکسری تصورهایی از دختر بودن یا پسر بودن وجود دارد و زمانی که متولد می&amp;zwnj;شویم پدر و مادر این تصورات را به شکل خودآگاه یا ناخودآگاه به ما منتقل می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روان&amp;zwnj;شناسان اجتماعی تحقیقات زیادی در این زمینه انجام داده&amp;zwnj;اند و معتقدند که هویت جنسیتی بیشتر محصول جامعه است. شکل&amp;zwnj;گیری هویت جنسیتی بخش مهمی از روند اجتماعی شدن و نیز شکل&amp;zwnj;گیری دستگاه روانی است. جامعه از همان ابتدا نقش&amp;zwnj;های جنسیتی را در قالب&amp;zwnj;های مختلف به کودکان می&amp;zwnj;آموزد و بدینگونه نه تنها شکل&amp;zwnj;دهنده تصویری است که فرد از جنسیت خود دارد، بلکه با قرار دادن او در معرض محرک&amp;zwnj;های متفاوت، توان این را دارد که قابلیت&amp;zwnj;های متفاوتی را نیز در آنها پرورش دهد. بدینگونه تفاوت&amp;zwnj;های این محرک&amp;zwnj;ها و نیز تفاوت انتظاراتی که از افراد بر اساس جنسیت&amp;zwnj;شان وجود دارد، به میزان زیادی در بروز تفاوت&amp;zwnj;های جنسیتی آن&amp;zwnj;ها نقش بازی می&amp;zwnj;کند. بدین ترتیب در روند اجتماعی شدن، کودک برای اینکه در اجتماع و گروه پذیرفته شود به طور خودآگاه و ناخودآگاه شبیه نرم&amp;zwnj;های اجتماع می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شکل&amp;zwnj;گیری هویت جنسیتی از طریق انتقال این رفتارهای اجتماعی و نیز تصاویر ذهنی است که در اجتماع در قبال جنسیت وجود دارد و در ابعاد ذهنی، عاطفی، بیانی و سایر ابعاد شخصیتی خود را بروز می دهد. در بسیاری از جوامع، تصاویری کلیشه&amp;zwnj;ای از نقش&amp;zwnj;های جنسیتی [به خصوص هویت دوگانه زن و مرد] وجود دارد و اگر یکی از دو جنس علایق خود را به سمت نقش&amp;zwnj;هایی که به جنس مخالف نسبت داده می&amp;zwnj;شود، بروز دهد در بسیاری ازموارد می&amp;zwnj;تواند باعث انگشت&amp;zwnj;نما شدن فرد و حتی ایزوله شدن او شود و ما شاهد بروز افسردگی و اضطرابی هستیم که در این افراد از نگاه منفی محیط اطراف نشئت می&amp;zwnj;گیرد. این مسئله در مورد گرایش&amp;zwnj;های جنسی فرد به همجنسش نیز به میزان زیادی به چشم می&amp;zwnj;خورد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ولی در پیوند با اینکه زن بودن یا مرد بودن چه تاثیری می&amp;zwnj;تواند روی تصویری که فرد از بدنش و به طور مشخص بخش سکسوالیته و تجربه&amp;zwnj;ای که از خود و بدنش دارد، داشته باشد، باید گفت خصوصا در جوامع سنتی نقش جنسیت فرد در بروز مشکلات روحی و جنسی انکارناپذیر است. این قضیه در نوجوان&amp;zwnj;ها خیلی بارز است، چرا که خیلی مهم است که نوجوان بتواند از بدن خود تصویری هماهنگ و مثبت داشته باشد، ولی ما می&amp;zwnj;بینیم که در بین دختران در جوامع سنتی این قضیه داشتن تصویر مثبت از بدن خیلی پیچیده می&amp;zwnj;شود. در این جوامع تصویری منفی و آلوده از زن و ارگان تناسلی او ارائه می&amp;zwnj;دهند، خصوصا برای دختران، مسئله عادت ماهانه نیز می&amp;zwnj;تواند به این نکته دامن بزند چرا که خونریزی زن، تصویری ذهنی مثبتی را در خانواده و جامعه ارائه نمی&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;با توجه به نگرش&amp;zwnj;های منفی و محدودیت&amp;zwnj;هایی که در پیوند با برخورد علمی و منطقی با روابط جنسی شهروندان در ایران وجود دارد، اثر این نگرش&amp;zwnj;ها را بر شادمانی یا افسردگی نوجوانان و جوانان ایرانی چگونه ارزیابی می&amp;zwnj;کنید؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ravabetejensi6.jpg&quot; style=&quot;width: 150px; height: 150px; float: right;&quot; /&gt;سرکوب&amp;zwnj;های جنسی می&amp;zwnj;تواند قابلیت&amp;zwnj;های کاری و تحصیلی فرد را تحت تاثیر قرار دهد و به حالت وسواس ذهنی تبدیل شود. معمولا گروه&amp;zwnj;هایی که در آن دو جنس وجود دارند، خیلی دینامیک&amp;zwnj;تر هستند و می&amp;zwnj;شود تصور کرد که جداسازی دختران و پسران در مدارس و محیط&amp;zwnj;های کاری، جدای از اینکه باعث می&amp;zwnj;شود از دنیای جنس مخالف به دور بمانند، تاثیر خوبی روی فضای محیط نمی&amp;zwnj;گذارد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من فکر می&amp;zwnj;کنم که خیلی موثر است، به این خاطر که وقتی خصوصاً نسل جوان در محرومیت جنسی به سر می&amp;zwnj;برد، می&amp;zwnj;تواند در ابعاد مختلف، سلامت جامعه را تحت تاثیر خودش قرار دهد، به خاطر اینکه باعث می&amp;zwnj;شود از یک طرف، تعداد جوان&amp;zwnj;هایی که به دلیل محرومیت&amp;zwnj;های جنسی دچار اختلال&amp;zwnj;های روحی می&amp;zwnj;شوند افزایش یابد (سکسولوژیست&amp;zwnj;ها هم به ما می&amp;zwnj;گویند که محرومیت جنسی، سلامت فرد را با مشکل مواجه می&amp;zwnj;کند که افسردگی یکی از این مشکلات است. اضطراب&amp;zwnj;های شدید و خصوصاً اختلال&amp;zwnj;های روحی در جوان&amp;zwnj;ها نیز از نتایج چنین وضعیتی هستند)، نکته دیگر اینکه وقتی محرومیت جنسی در جامعه زیاد باشد، عدم سلامت در روابط جنسی مطرح می&amp;zwnj;شود، چرا که فرد در مواجهه با شریک جنسی، فقط بعد جنسی این رابطه را در نظر می&amp;zwnj;گیرد و این محرومیت جنسی می&amp;zwnj;تواند باعث این شود که جنبه&amp;zwnj;های دیگر این فرد مورد توجه قرار نگیرد یا اینکه می&amp;zwnj;تواند باعث احساس وحشت نسبت به شریک جنسی شود، چرا که در او احساسات آمیخته به گناه ایجاد می&amp;zwnj;کند. مسئله دیگر این است که سرکوب&amp;zwnj;های جنسی می&amp;zwnj;تواند قابلیت&amp;zwnj;های کاری و تحصیلی فرد را تحت تاثیر قرار دهد و به حالت وسواس ذهنی تبدیل شود. معمولا گروه&amp;zwnj;هایی که در آن دو جنس وجود دارند، خیلی دینامیک&amp;zwnj;تر هستند و می&amp;zwnj;شود تصور کرد که جداسازی دختران و پسران در مدارس و محیط&amp;zwnj;های کاری، جدای از اینکه باعث می&amp;zwnj;شود از دنیای جنس مخالف به دور بمانند، تاثیر خوبی روی فضای محیط نمی&amp;zwnj;گذارد، برای اینکه با هم بودن، می&amp;zwnj;تواند موجب ایجاد فضایی پر انرژی&amp;zwnj;تر و دینامیک&amp;zwnj;تر شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما در ارتباط با نقش آموزش در پیشگیری از افسردگی و بیماری&amp;zwnj;های جنسی، چه مواردی باید مورد توجه قرار بگیرد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من فکر می&amp;zwnj;کنم که زمینه&amp;zwnj;های مسئله آموزش جنسی به قبل از دوران مدرسه بازمی&amp;zwnj;گردد، چرا که باید بعد فرهنگی را در نظر بگیریم. اینکه خیلی از خانواده&amp;zwnj;ها با سکوت درباره مسائل جنسی، این مسائل را به تابو تبدیل می&amp;zwnj;کنند، بچه&amp;zwnj;ها خیلی زود می&amp;zwnj;فهمند که نه تنها سئوال کردن در این زمینه&amp;zwnj;ها ممنوع است، بلکه هر عملی که به نوعی در ارتباط با سکسوالیته، حتی اگر در حوزه ذهنی هم باشد به شدت وقیح است و تمام این&amp;zwnj;ها باعث می&amp;zwnj;شود که تصویر شنیعی از امیال جنسی ارائه شود و به خاطر این من روی این مسئله تاکید می&amp;zwnj;کنم که نقش خانواده در این زمنیه مهم است و همزمان که روی کودک کار می&amp;zwnj;شود باید روی خانواده&amp;zwnj;ها هم کار شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آیا بروز تخیلات جنسی در افراد، می&amp;zwnj;تواند ناشی از افسردگی و بیماری جنسی یک فرد باشد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تخیلات جنسی لزوماً منفی نیستند و در روان&amp;zwnj;شناسی این مسئله برعکس است؛ به خاطر اینکه این تخیلات بخش عمده&amp;zwnj;ای از زندگی جنسی ما هستند. نکته&amp;zwnj; مهمی که در اینجا لازم است تذکر دهیم این است که تخیلات جنسی را باید از&amp;laquo; هذیان&amp;raquo; و &amp;laquo;توهم&amp;raquo; که از عوارض بعضی بیماری&amp;zwnj;های روحی است، متمایز کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; تخیلات جنسی در انسان امری طبیعی است که نقش آماده&amp;zwnj;سازی او را برای رابطه&amp;zwnj; جنسی و همینطور برآورده کردن یک سری از نیازهای دیگر، برعهده دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این ولی به معنای این نیست که هرچه که در ذهن یک فرد می&amp;zwnj;گذرد، بخواهد آن را در واقعیت هم انجام دهد. اینکه فردی بخواهد تمام خواهش&amp;zwnj;های جنسی خود را در واقعیت پیاده کند می تواند نشانی از بیماری باشد. در صورتی که ذهن انسان این قابلیت را دارد که با تصویرهایی که از رابطه&amp;zwnj;های غیر قابل پذیرش در جامعه از رابطه جنسی می&amp;zwnj;سازد، این مسئله را در روانش حل و فصل کند، ولی خب مهم این است که فرد بداند که این در ذهنش می&amp;zwnj;گذرد و نباید آن را به دنیای واقعی ببرد. در جوامعی که فشار جنسی زیاد است، می&amp;zwnj;شود تصور کرد که این تخیلات جنسی برای فرد کافی نباشند و چنین فشاری بر رفتار اجتماعی انسان اثرگذار شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;پرونده &amp;laquo;حق شادی&amp;raquo; در گروه جامعه زمانه، زیر نظر سپیده شایان و با مشارکت و همکاری اسماعیل جلیلوند (در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، حسن مکارمی، حسن یوسفی اشکوری، مژگان کاهن و بهروز شیدا)، آیدا قجر(در گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، شهلا شفیق و سعید پیوندی)، بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده (در گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی و مانا نیستانی)، نعیمه دوستدار (در گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی)، حسین نوش&amp;zwnj;آذر (مقاله شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان)، سارا روشن (در گفت&amp;zwnj;و گو با محمدرضا نیکفر) و اکبر فلاحیان (ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر) تهیه شده است.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;گفت و گوهای حق شادی را می توانید از طریق لینک های زیر بخوانید:&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22464&quot;&gt;ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23401&quot;&gt;حقوق بشر و افق دید ما- در گفت&amp;zwnj;وگو با محمدرضا نیکفر، نویسنده و پژوهشگر- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق شادی- در گفت&amp;zwnj;وگوبا محمدرضا نیکفر، بخش دوم و پایانی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23521&quot;&gt;اندوهباری نظام آموزشی در ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با سعید پیوندی، جامعه&amp;zwnj;شناس و استاد دانشگاه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/01/15/23554&quot;&gt;شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23679&quot;&gt;مرگ&amp;zwnj;پرستی حکومت ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با شهلا شفیق، جامعه&amp;zwnj;شناس، پژوهشگر و فعال حقوق زنان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;پیوند شادی با محیط زیست سالم &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی، استاد دانشگاه وکارشناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;محیط زیست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23510&quot;&gt;شادی در سکوت ممکن نیست- گفت&amp;zwnj;وگو با بهروز شیدا، منتقد، نویسنده و پژوهشگر ادبی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/02/24138&quot;&gt;حق شادی و زخم&amp;zwnj;های تاریخی - در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، پژوهشگر تاریخ ایران&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/26/23962&quot;&gt;سکس، شادی و حقوق بشر- گفت&amp;zwnj;وگو با مژگان کاهن، روان&amp;zwnj;شناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/09/24336&quot;&gt;حق شادی، حق انتقاد - در گفت&amp;zwnj;وگو با مانا نیستانی، کاریکاتوریست ساکن فرانسه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442&quot;&gt;جامعه ایران و زخم&amp;zwnj;های روحی - در گفت&amp;zwnj;وگو با حسن مکارمی، روانشناس، پژوهشگر و فعال اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/18/24622&quot;&gt;افسردگی، تورم و بحران اقتصادی - گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی، اقتصاد&amp;zwnj;دان و پژوهشگر علوم اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24665&quot;&gt;رقص، شادی و اعتراض- گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، رقصنده باله&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780&quot;&gt;حق شادی، دین و دینداری- گفت&amp;zwnj;وگو با حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر امور دینی و فعال ملی مذهبی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/26/23962#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86">ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18347">حق شادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%DA%A9%D8%B3">سکس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18795">مشکلات روحی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12971">مژگان کاهن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8590">نیاز جنسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Sat, 26 Jan 2013 15:10:35 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23962 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>نفس مهاجرت و ساختار روان</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/06/19/15924</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/06/19/15924&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حسن مکارمی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;279&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/3124644322_cb8e276d66.jpg?1340209505&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;گروه جامعه - &amp;laquo;مهاجرت، تبعید و روان ما&amp;raquo;، عنوان نخستین همایش روان پژوهان ایرانی در خارج از ایران بود که چندی پیش، طی دو روز&amp;nbsp;دوم و سوم &amp;nbsp;&lt;i&gt;ژوئن&lt;/i&gt;&lt;i&gt; سال جاری (۲۰۱۲) &lt;/i&gt;در شهر کلن در آلمان برگزار شد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;نفس مهاجرت و ساختار نهان آن&amp;raquo;، &amp;laquo;زن، مهاجرت و طلاق&amp;raquo;، &amp;laquo;نوجوانان و هويت فرهنگی آنها&amp;raquo;، &amp;laquo;چگونه &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;توان&lt;/span&gt; سالم ماند؟&amp;raquo;، &amp;laquo;سلامت روابط زن و مرد در آستانه قرن بيست و يکم&amp;raquo; و &amp;laquo;نقش و اهميت فرهنگ در روان درمانی مهاجران&amp;raquo; از جمله موضوعاتی بودند که در همايش یادشده مورد بررسی قرار گرفتند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این همایش ناهید کشاورز، حسن مکارمی، مژگان کاهن، عباس ابطحی، سیامک ظریف&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;کار و &amp;nbsp;رضا کاظم&amp;zwnj;زاده در پیوند با نکات یادشده برای حاضران در جلسه سخن گفتند. آنچه &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;&lt;/span&gt;خوانید سخنرانی حسن مکارمی، روانکاو بالینی و پژوهشگر در همایش &amp;laquo;مهاجرت، تبعید و روان ما&amp;raquo; است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;حسن مکارمی&lt;/b&gt;- بیش از یکصد و پنجاه هزارسال پیش نخستین مهاجرت بزرگ آدمی آغاز شد. از ۱۳میلیارد آدم تولد یافته تا به امروز، اکنون هفت میلیارد زنده&amp;zwnj;ایم که همگی محصول مهاجرت هستیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا ۹۰ هزار سال پیش از ما، مهاجرت&amp;zwnj;ها در داخل آفریقا بودند؛ سپس تا ۵۰ هزار سال پیش، به پیرامون هند امروز آمدیم. تا ۳۰ هزارسال پیش آسیا، اروپا و استرالیا را درنوردیدیم و از آن روز تا به امروز، آمریکا و بقیه جهان را زیر پا گذاشته&amp;zwnj;ایم. تغییر شرایط زیست محیطی، گرما، سرما و خشکسالی از یکسو و جست&amp;zwnj;وجوی شرایط مناسب&amp;zwnj;تر زندگی از دیگر سو مهاجرت را به اجبار تبدیل می&amp;zwnj;کند. در راستای این مهاجرت&amp;zwnj;ها آدمی خود را با تازه&amp;zwnj;ها تطبیق می&amp;zwnj;دهد و تازه&amp;zwnj;ها او را می&amp;zwnj;سازند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آدمی با نماد&amp;zwnj;پردازی (سمبولیزاسیون) فاصله خود را با پدران خود، انسان&amp;zwnj;های اولیه، زیاد&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;کند. نماد&amp;zwnj;پردازی به نامگذاری می&amp;zwnj;رسد و انتقال تجربیات زندگی از نسلی به نسل دیگر دو بعد می&amp;zwnj;یابد: از سویی، مشاهده و سعی و خطا و از سویی دیگر انتقال با زبان و رسم و سنت و مراسم سنتی. به آرامی فرهنگ&amp;zwnj;ها شکل می&amp;zwnj;گیرند. هویت آدمی و ابعاد گوناگون آن &amp;zwnj;زاده می&amp;zwnj;شوند. هویت فرهنگی به بارز&amp;zwnj;ترین ستون ساختار آدمی تبدیل می&amp;zwnj;شود. مهاجرت و جنگ به دو عامل اساسی درهم&amp;zwnj;رفتگی فرهنگ&amp;zwnj;ها تبدیل می&amp;zwnj;شوند. درهم&amp;zwnj;رفتگی فرهنگ&amp;zwnj;ها به غنای دو چندان آن&amp;zwnj;ها منجر می&amp;zwnj;شود و واژه&amp;zwnj;های تازه&amp;zwnj;ای ساخته می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;هویت فرد در خانواده&lt;/b&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هویت فردی در خانواده شکل می&amp;zwnj;گیرد. هر فرد چون عضوی از خانواده وظایف و حقوقی پیدا می&amp;zwnj;کند. برای نخستین&amp;zwnj;بار هویت فردی با موقعیت فردی کمال می&amp;zwnj;یابد. هر فرد نامی دارد و موقعیتی در خانواده. انسان به دو دسته از باید&amp;zwnj;ها و نباید&amp;zwnj;ها مجبور می&amp;zwnj;شود تا شکل اجتماعی و کوچک&amp;zwnj;ترین واحد آن خانواده پایدار بماند. همخوابگی با نزدیکان، به یکی از نباید&amp;zwnj;های اساسی تبدیل می&amp;zwnj;شود و همین سنت مبنای سومی برای ترک یار و دیار می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;188&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/hasan.makaremi.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حسن مکارمی: هر ملت خود را در مجموعه&amp;zwnj;ای از ملت&amp;zwnj;ها &amp;zwnj;می&amp;zwnj;بیند. هر قوم در مجموعه&amp;zwnj;ای از اقوام و ملت&amp;zwnj;ها، هر فرد خود را قطره&amp;zwnj;ای از دریای آدمیان و هر &amp;laquo;واحد&amp;raquo; انسانی، قومی، ملی، قاره&amp;zwnj;ای، خود را در رابطه با واحدهای دیگر تعریف می&amp;zwnj;کند. حضور &amp;laquo;دیگری&amp;raquo; به اصل تبدیل می&amp;zwnj;شود. در رابطه با فرهنگ و زبان که پدیده&amp;zwnj;هایی بسیار قدیمی&amp;zwnj;اند، نقش زبان مادری و ساختار ناخودآگاه چنان ویژه و اساسی است که نمی&amp;zwnj;توان این پدیده را چون دیگر پدیده&amp;zwnj;های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی تحلیل کرد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خانواده به مرز اشباع رسیده است و برای یافتن همسری جدید مهاجرت الزامی می&amp;zwnj;شود. درهم&amp;zwnj;رفتگی ژن&amp;zwnj;ها به تنوع دامن می&amp;zwnj;زند و همین تنوع است که دامنه امکانات جسمی و روانی آدمی را افزایش می&amp;zwnj;دهد. آدمی در هماهنگی میان دو نیرو از زندگی نیمه حیوانی در غار تا پای گذاری بر کره ماه پیش می&amp;zwnj;رود. نیروی نخست&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حفظ و توسعه و باروری فرهنگ خود است تا آیندگان از تجربیات گذشتگان بهره&amp;zwnj;مند شوند و نیروی دیگر ادغام و درهم&amp;zwnj;آمیزی فرهنگ&amp;zwnj;هاست که به غنای آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;انجامد؛ و از همینجاست که بحران هویت زاده می&amp;zwnj;شود. فرهنگ&amp;zwnj;ها پیچیده&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شوند. آدمیان بیشتر می&amp;zwnj;شوند. جهان زیست گسترش می&amp;zwnj;یابد و حفظ هویت آدمی دشوار&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود. دامنه آسیب&amp;zwnj;های روانی حاصل از ضربه&amp;zwnj;هایی که بر آدمی وارد می&amp;zwnj;شود به مراتب افزایش می&amp;zwnj;یابد. دانش، شناخت، صنعت، هنر و ادبیات، دامنه دستاوردهای آدمی را چندین برابر می&amp;zwnj;کنند و در همین حال بر پیچیدگی روابط آدمی با خویشتن و دیگری می&amp;zwnj;افزایند. از همینجاست که پیچیدگی رابطه روان آدمی و مهاجرت آغاز می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای نخستین بار زیگموند فروید، روانپزشک اتریشی در ابتدای قرن بیستم در نوشته خود به نام &amp;laquo;توتم و تابو&amp;raquo; دو نظریه بنیانی را بر اساس مطالعات قوم&amp;zwnj;شناسان معتبر زمان خود مطرح کرد. نخست اینکه آدمی در سیر سال&amp;zwnj;های نخستین زندگی خود، تمامی مراحل رشد و تکامل نوع انسان را سپری می&amp;zwnj;کند. بدینگونه که در کمتر از ۱۲ ماهگی هجا&amp;zwnj;ها (سیلاب&amp;zwnj;ها) را می&amp;zwnj;آموزد، در کمتر از ۱۸ ماهگی واژه&amp;zwnj;ها را، در سه سالگی از چند واژه جمله می&amp;zwnj;سازد و ضمیر من را می&amp;zwnj;آموزد. در حدود پنج یا شش سالگی آماده آموختن خواندن و نوشتن می&amp;zwnj;شود و حدود پانزده سالگی شروع مسئولیت&amp;zwnj;پذیری اوست. هرکدام از این مراحل با رشد و حرکت نوع آدمی همزمانی دارد. شاید شش سالگی را بتوان معادل شش هزار سال پیش گرفت&amp;zwnj;؛&amp;zwnj; همان اختراع خط و نوشتن، آنگاه یکسالگی کودک معادل تحول نوع آدمی در پانصدهزار سال پیش می&amp;zwnj;شود: شروع کاربرد هجا. با استفاده از همین نظریه است که امروزه زبان&amp;zwnj;شناسان به جست&amp;zwnj;وجوی زبان&amp;zwnj;های نخستین می&amp;zwnj;روند. دو عامل دیگر که زبان&amp;zwnj;شناسان را یاری می&amp;zwnj;دهد، یکی اثر مستقیم مهاجرت است و دیگری پژوهش در زبان&amp;zwnj;های نخستین موجود. در مهاجرت، آدمیان نام قوم و قبیله و خانواده خود را بر مکان&amp;zwnj;ها، کوه&amp;zwnj;ها و رود&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گذراند و مهاجران بعدی در سرزمین&amp;zwnj;های تازه نام این عوامل زیستی را بر قوم خود می&amp;zwnj;نهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نظریه دیگر فروید در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان نوشته اما برقراری رابطه میان روان&amp;zwnj;نژندی&amp;zwnj;های آدمی در طول پیدایش خود است تا امروز و آسیب&amp;zwnj;های روانی امروزین ما. بدینگونه هسته&amp;zwnj;های نخستین روان&amp;zwnj;نژندی&amp;zwnj;های ما (نوروزهای ما) از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان آسیب&amp;zwnj;های نخستین نطفه گرفته&amp;zwnj;اند. نابسامانی&amp;zwnj;های ما در هنگامه ترس و اضطراب، از نا&amp;zwnj;شناختی آن همه پدیده زیست محیطی، هسته&amp;zwnj;های امروزین روان نژندی&amp;zwnj;ها را ساخته&amp;zwnj;اند و نخستین پایه&amp;zwnj;های ترس و اضطراب جدایی و دوری از مادر است. چه تولد را می&amp;zwnj;توان نخستین آسیب روانی دانست؛ آنچه نخستین پاگذاری آدمی است به عرصه آشنایی نسبت به حضور خود در هستی. تولد فرایندی است طولانی. ژاک لکان، روانپزشک و روانکاو فرانسوی تولد سوژه آدمی را همزمان با&amp;zwnj; زاده شدن و به&amp;zwnj;کار گیری نماد و حضور تخیل می&amp;zwnj;داند. سوژه آدمی در مدار پیچیده&amp;zwnj;ای با دو عامل مادر و نقش پدر شکل می&amp;zwnj;گیرد. زبان زاده می&amp;zwnj;شود، اشراف بر حضور مجرد و فردیت حاصل می&amp;zwnj;شود و هویت جنسی، هویت روانی، هویت موقعیت در خانواده و رابطه با پدر و مادر، خواهران و برادران ساخته می&amp;zwnj;شوند. مهر و عشق و محبت از رابطه فرزند با مادر الگو می&amp;zwnj;گیرد و روابط با دیگران و پایه&amp;zwnj;گذاری آن در میان خواهران و برادران زاده می&amp;zwnj;شود. پدر دو بسته باید&amp;zwnj;ها و نباید&amp;zwnj;ها و روابط سلسه مراتبی را نمایندگی می&amp;zwnj;کند. بدینگونه زبان و آن&amp;zwnj;هم زبان مادری به پایه بنیانی رابطه انسان سخنگو با دنیای واقعیت&amp;zwnj;های نمادپذیر و خیال&amp;zwnj;آفرین تبدیل می&amp;zwnj;شود. به گونه&amp;zwnj;ای دیگر زبان مادری انسان می&amp;zwnj;آفریند و هم این زبان است که به او امکان می&amp;zwnj;دهد تا روابط خود را با هستی، با خود و با دیگری تنظیم کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;جهان واقعیت، پدیده&amp;zwnj;ها و اشیا&lt;/b&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیچیدگی نگاه به انسان در گام نخست،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان تعیین زاویه نگاه است. برد، ژرفنای و دقت نگاه ما نمی&amp;zwnj;تواند در همزمان دور و نزدیک، بالا و پایین، درون و بیرون، جزء و کل را بنگرد. به همین دلیل جهان واقعیت، پدیده&amp;zwnj;ها و اشیا را نام می&amp;zwnj;نهیم و در حوزه&amp;zwnj;های گوناگون بررسی می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با جهان خارج تنها از طریق امر واقع یعنی بدن و دریافت&amp;zwnj;های حسی آن مربوط می&amp;zwnj;شویم، و این از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان تولد و با فراگیری اثر متقابل دال و مدلول است. با&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان نخستین فریاد و طرح درخواست و رابطه&amp;zwnj;اش با پاسخ آن درخواست. جهان فردی ما در حوزه گسترش این دال و مدلول&amp;zwnj;ها، واژه&amp;zwnj;ها و مفاهیم پشت آن&amp;zwnj;ها، گسترش می&amp;zwnj;یابد و زبان مادری زاده می&amp;zwnj;شود و مادر و زبان و جهان در فرایندی پیچیده&amp;zwnj;، نوزاد را به فرد تبدیل می&amp;zwnj;کند. سه عامل &amp;laquo;مادر&amp;raquo;، &amp;laquo;زبان&amp;raquo; - بگوییم نماد&amp;zwnj;پردازی - و &amp;laquo;واقعیت نیاز بدن نوزاد&amp;raquo;، به آرامی حضور نوزاد را به او می&amp;zwnj;قبولاند، و پدر با بازگیری مادر از نوزاد، او را از نظر ساختار روانی به دنیا می&amp;zwnj;آورد. کودک در جامعه با ارتباط با دیگری - با غیر خود- که دارای&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان ابزار دال&amp;zwnj;های زبانی اوست، به عاملی اجتمایی تبدیل می&amp;zwnj;شود و قانون می&amp;zwnj;پذیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;کارگیری دانسته&amp;zwnj;های روانکاوی بالینی و انسان&amp;zwnj;شناسی در همین جا به&amp;zwnj;کار می&amp;zwnj;آیند. فرهنگ یا ساده&amp;zwnj;تر زبان آنهم زبان مادری، ساختار آن و واژه&amp;zwnj;های آن به گونه&amp;zwnj;ای که از حوصله این بحث خارج است &amp;laquo;ناخودآگاه&amp;raquo; فردی، منطق، کارکرد و چگونگی شکل&amp;zwnj;گیری آن را می&amp;zwnj;سازند. انتخاب&amp;zwnj;های پنهان و عمیق ما چون فرد انسانی سخنگو به ساختار &amp;laquo;ناخودآگاه&amp;raquo; ما مربوط است. تمامی تلاش&amp;zwnj;های صدساله فروید و پیروان او در آن است که نشان دهند آدمی را ناخودآگاهی است در درون چون بیگانه&amp;zwnj;ای که انتخاب&amp;zwnj;های اساسی و پنهانی او را انجام می&amp;zwnj;دهد. به گونه&amp;zwnj;ای ناخودآگاه عشق و مهر و نفرت، پیروزی و شکست و تعابیر آن، تمایلات سیاسی و اجتماعی و جهت&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های ما را در درون خود می&amp;zwnj;سازند. در موارد بسیاری از خود می&amp;zwnj;پرسیم در درون من کیست که مرا به این سمت و سوی یا این آرزو و میل می&amp;zwnj;کشاند؟ &amp;laquo;در اندرون من خسته دل ندانم کیست، که من خموشم و او در فغان و غوغاست.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با باور بر اینکه ناخودآگاه منطق و ساختاری ویژه دارد، در تجزیه و تحلیل&amp;zwnj;های خود، فرد آدمی را دوگانه خواهیم دید: فرد و &amp;laquo;ناخودآگاه&amp;raquo; فرد. این گونه بررسی ما را به ژرفنای چگونگی &amp;laquo;انتخاب&amp;raquo; آدمی می&amp;zwnj;کشاند. ناخودآگاه این پاره&amp;zwnj;ای از ما که بارِ &amp;laquo;زبان&amp;raquo; را به نوعی بر دوش دارد، در خود، گذشته فرهنگی و زبانی و قومی و خانوادگی ما را به همراه می&amp;zwnj;آورد. نگاه به ناخودآگاه آنطور که فروید به ما نشان می&amp;zwnj;دهد، صحنه نگرش ما را بزرگ&amp;zwnj;تر و ژرف&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;سازد. به گونه&amp;zwnj;ای که در تجزیه و تحلیل مسائل اجتماعی، حقوقی، اقتصادی و... تا عمق چهل هزار سال زندگی هموسپین ـ سپین&amp;zwnj;ها رفته، ژرفنای سیزده میلیارد انسانی را که تاکنون متولد شده&amp;zwnj;اند در پیش روی می&amp;zwnj;گذاریم و انسان را در قالب بیش از یکصد و نود کشور با بیش از شش هزار زبان زنده و اقوام گوناگون کوچک و بزرگ خواهیم دید. چنین نگرشی را می&amp;zwnj;توان نگرشی انسان&amp;zwnj;شناسانه و عمیقاً لائیک خواند. می&amp;zwnj;توان تأثیر این نگرش را در حوزه مورد بحث ما چنین خلاصه کرد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ـ هر ملت خود را در مجموعه&amp;zwnj;ای از ملت&amp;zwnj;ها &amp;zwnj;می&amp;zwnj;بیند و هر قوم در مجموعه&amp;zwnj;ای از اقوام و ملت&amp;zwnj;ها. هر فرد خود را قطره&amp;zwnj;ای از دریای آدمیان و هر &amp;laquo;واحد&amp;raquo; انسانی، قومی، ملی، قاره&amp;zwnj;ای، خود را در رابطه با واحدهای دیگر تعریف می&amp;zwnj;کند. حضور &amp;laquo;دیگری&amp;raquo; به اصل تبدیل می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ـ در رابطه با فرهنگ و زبان که پدیده&amp;zwnj;هایی بسیار قدیمی&amp;zwnj;اند، نقش زبان مادری و ساختار ناخودآگاه چنان ویژه و اساسی است که نمی&amp;zwnj;توان این پدیده را چون دیگر پدیده&amp;zwnj;های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی تحلیل کرد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;خط تیره یگانگی میان دو پدیده&lt;/b&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;170&quot; height=&quot;239&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/immigration1234.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;زبان مادری هم در درون است و هم در بیرون، هم پایه&amp;zwnj;های ساختار سیستم بایگانی ما را می&amp;zwnj;سازد و هم نام&amp;zwnj;های چسبیده به موجودات و مفاهیم - چون خط تیره یگانگی میان دو پدیده - را به ما می&amp;zwnj;دهد. نقش زبان مادری در هر مهاجرتی، از خانه به کوچه، از کوچه به محله از روستا به شهر، از منطقه&amp;zwnj;ای با زبان مادری متفاوت به منطقه دیگر یا در قالب مهاجرت از زادگاه خود به مملکتی دیگر جلوه&amp;zwnj;گر می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;انسان سخنگو که رابطه&amp;zwnj;اش با خود، دیگری و واقعیت در سایه&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان دال&amp;zwnj;های نخستین زبان مادری می&amp;zwnj;گذرد، در جهانی مجازی، درونی - بیرونی، زیست می&amp;zwnj;کند که در نهایت، همین زنجیره دال&amp;zwnj;ها، چون هوایی، روان او را می&amp;zwnj;پوشاند و امکان تنفس و پیشرفت او را می&amp;zwnj;دهد. از اینجاست که زبان مادری برای هر فرد اختلافی بنیانی با زبان&amp;zwnj;های دیگر دارد. به گونه&amp;zwnj;ای زبان مادری هم در درون است و هم در بیرون. هم پایه&amp;zwnj;های ساختار سیستم بایگانی ما را می&amp;zwnj;سازد و هم نام&amp;zwnj;های چسبیده به موجودات و مفاهیم - چون خط تیره یگانگی میان دو پدیده - را به ما می&amp;zwnj;دهد. به گونه&amp;zwnj;ای دیگر زبان&amp;zwnj;های دیگر به هر حال از صافی زبان مادری می&amp;zwnj;گذرند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نقش زبان مادری در هر مهاجرتی، از خانه به کوچه، از کوچه به محله، از روستا به شهر، از منطقه&amp;zwnj;ای با زبان مادری متفاوت به منطقه دیگر یا در قالب مهاجرت از زادگاه خود به مملکتی دیگر جلوه&amp;zwnj;گر می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروزه به زبان جوانان محصول مهاجرت چون گنجینه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;نگرند. مطالعات اخیر به ویژه زبان&amp;zwnj;شناس به نام معاصر فرانسوی کلود هجج، به خوبی نشان می&amp;zwnj;دهد همانگونه که خود می&amp;zwnj;گوید:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;-&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;تحمیل زبان&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان تحمیل اندیشه است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;-&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;زبان واحد از گستردگی و تنوع فکر جلوگیری می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;-&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;زبان واحد علمی ابتکار را خفه می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در طول این سلسله مهاجرت&amp;zwnj;ها آدمی تجربه خود را غنی می&amp;zwnj;سازد و به همنسلان خود در همسایگی و به نسل&amp;zwnj;هایی بعدی انتقال می&amp;zwnj;دهد. بدین&amp;zwnj;گونه تمام دستاوردهای او به گونه&amp;zwnj;ای چون شاخه&amp;zwnj;های درخت یکتایی درآمده است؛ همچون تکامل باکتری تا آدمی. به درخت زبان&amp;zwnj;ها بنگریم، به درخت پیدایش خط&amp;zwnj;ها نگاه کنیم؛ چون مهاجرتی پنهان و آشکار. برای سادگی مهاجرت را می&amp;zwnj;توان از زاویه حضور روان در جدولی سه بعدی نشان داد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;الف: تفاوت&amp;zwnj;ها &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- تفاوت زبان گفتاری از مادری به زبانی دیگر&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- تفاوت فرهنگی و سنتی&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- تفاوت در میزان و حجم نوآمده&amp;zwnj;های ناشنا برای مهاجر در جامعه جدید&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- تفاوت در حجم و ابعاد شناخت علمی و فرهنگی دو جامعه&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- تفاوت امکانات محیط زیستی دو جامعه&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ب: امکانات و شرایط پیرامون &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- سن و امکانات تدارکاتی مهاجران، میزان آموزش&amp;zwnj;های اولیه، آشنایی با زبان&amp;zwnj;های کشور میزبان یا زبان قابل درک در کشور میزبان، موقعیت جسمی مهاجر، آشنایی با کشور میزبان پیش از مهاجرت، شیوه تربیت خانوادگی مهاجر (باز یا بسته) و شرایط فرهنگی و اقتصادی جامعه میزبان&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- امکان رفت و برگشت به سرزمین مادری تبعید یا مهاجرت&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- گریز ناگریز و انگیزه&amp;zwnj;های گوناگون اجتماعی، عقیدتی و سیاسی&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ج: هویت روانی فرد مهاجر &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- ساختار روان&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- امکانات و قدرت و ضعف، شخصیت&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- زخم&amp;zwnj;های روانی&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فرهنگ به همه محیط&amp;zwnj;هایی که فرد از بدو تولد از آن عبور می&amp;zwnj;کند وابسته است. محیط خانواده، مدرسه، اماکن تربیت اجتماعی، محل&amp;zwnj;های تجمع و گردهمایی، انجمن&amp;zwnj;ها، اماکن گردهمایی مذهبی... فرهنگ شفاهی یا بنیانی چون می&amp;zwnj;گویند، گفته&amp;zwnj;اند، بدون شک... همراه است ولی در فرهنگ کتبی، مرجع یک خبر و اطلاع با اطلاعات دقیقی از چه کسی، چگونه، در چه فضایی، چرا، چه زمانی، چه مرجعی و با شهادت چه مرجع خبری همراه است. &amp;laquo;شهروند&amp;raquo; در جامعه&amp;zwnj;ای که به سوی فرهنگ کتبی پای می&amp;zwnj;سپرد، ارزش &amp;laquo;دیگری&amp;raquo; و ارتباط با &amp;laquo;دیگری&amp;raquo; به عنوان شهروند را می&amp;zwnj;شناسد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کافی است به مجموعه&amp;zwnj;ای از سخنرانی&amp;zwnj;ها یا گفتار سیاسی ـ اجتماعی در سال&amp;zwnj;های اخیر در رسانه&amp;zwnj;های جمعی در ایران توجه کنیم؛ ارقام و اعدادی که در باور عامه جای خود را باز کرده است بدون آنکه رد پای آن&amp;zwnj;ها در فرهنگ و باورهای صدر اسلام موجود باشد، چون یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر، یا طبقات و خانه&amp;zwnj;ها و اتاق&amp;zwnj;های جهنم که مشتی از خروار آن را از کتاب حق&amp;zwnj;الیقین ملامحمد باقر مجلسی در اینجا می&amp;zwnj;آوریم: &amp;laquo;جهنم را هفت طبقه می&amp;zwnj;باشد، جهنم، سعیر، سقر، حجیم، لظی، حطمه، هاویه، شراب جهنم حمیم گرم و قطران و طعامش زقوم است. حمیم گرم عبارت از چرک و ریم است. این حمیم گرم چنان چیزی است که اگر قطره&amp;zwnj;ای از آن با آب دنیا مخلوط شود از تعفن آن تمامی اهل دنیا هلاک می&amp;zwnj;گردند. در جهنم دره&amp;zwnj;ای است که در میان آن هفتادهزار خانه هست و در میان هر خانه هفتاد هزار حجره و در هر حجره هزار افعی سیاه و در شکم هر افعی هفتاد هزار سبوی زهردار، شدت گرمی آتش جهنم هفتاد درجه از آتش این دنیا زیاده&amp;zwnj;تر است... در پای هر یک از اهل جهنم نعل&amp;zwnj;های آتشین می&amp;zwnj;باشد که از شدت حرارت آن&amp;zwnj;ها مغز ایشان در کله می&amp;zwnj;جوشد.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تلاش خواهم کرد با دنبال کردن زندگی یکی از مهاجرین مطالب بالا را مشخص تر بیان کنم و نشان دهم که عبور از زبان مادری در مهاجرت، خود گشایشی است به افزایش امکانات حضور انسان در هستی. به نوعی مهاجرت بریدن نافی است که می&amp;zwnj;تواند آدمی را از سرزمین مادری به جهانی خارج پرتاب کند و به او جانی دوباره ببخشد و یا زخم&amp;zwnj;های پیشین را بخراشد و با خود به پرتگاه ببرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;داستان بهرام&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بد نیست باهم داستان یکی از مهاجران سال&amp;zwnj;های نخستین پس از انقلاب را که به اروپا گریز نا&amp;zwnj;گزیرداشت، دنبال کنیم. او در زمان گریز بیست سال داشت. دانشجوی رشته مهندسی و طرفدار یکی از جریان&amp;zwnj;های شناخته شده غیر مذهبی بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/diversity-detail.jpg&quot; width=&quot;190&quot; height=&quot;106&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بهرام دیوار بزرگ ورودی آخرین محل کارش را با تصاویر مردان و زنان تاریخ&amp;zwnj;ساز جهان خود آراسته است؛ از گاندی تا چه&amp;zwnj;گوارا، از لنین تا نلسون ماندلا، از ام کلثوم تا نیما یوشیج و&amp;nbsp;در پاسخ پرسش دیگران تکرار می&amp;zwnj;کند: کارهای سیاسی دیگر راهگشا نیستند، تنها با فرهنگ می&amp;zwnj;توان انسان&amp;zwnj;ها را به هم نزدیک کرد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بیست سال بعد از مهاجرت به من مراجعه کرد. در آن زمان، همسر و چهار فرزند داشت و در کار خود موفق بود. بهرام در اوایل مهاجرت از افراد هم گروه خود جدا می&amp;zwnj;شود. مدتی بعد با خانمی از اهالی اروپای شمالی آشنا می&amp;zwnj;شود و باهم عهد ازدواج می&amp;zwnj;بندند. در این فاصله پدر دختر به آفریقای جنوبی می&amp;zwnj;رود و بهرام و یارش نیز بار سفر می&amp;zwnj;بندند. دوسالی در آنجا اقامت می&amp;zwnj;کنند، بهرام به کار می&amp;zwnj;پردازد و البته یادگیری زبان. در سفری آنهم در راه بازگشت، یارش او را در فرودگاهی در میانه راه جای می&amp;zwnj;گذارد و با قرار قبلی با نامزد پیشین خود به کشورش بازمی&amp;zwnj;گردد. بهرام تنها و سرخورده، مهاجرت سوم خود را آغاز می&amp;zwnj;کند و به کشور محل مهاجرت نخست بازمی&amp;zwnj;گردد. به این ترتیب چندین تلاش او برای راه&amp;zwnj;اندازی خانواده ناموفق می&amp;zwnj;ماند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ناگهان بهرام به یادش می&amp;zwnj;آید که هنوز عاشق دختر عموی خویش است؛ دانشجویی که در ایران زندگی می&amp;zwnj;کند. کار&amp;zwnj;ها جور می&amp;zwnj;شوند. زندگی زوج تازه آغاز می&amp;zwnj;شود و فرزندان یکی پس از دیگری به دنیا می&amp;zwnj;آیند. حرفه بهرام رونق می&amp;zwnj;گیرد، همسرش نیز در کار به او کمک می&amp;zwnj;کند. بهرام پس از مدتی سر به راهی به کناری می&amp;zwnj;نهد و قید خانواده از پای باز می&amp;zwnj;کند. بهرام به تنهایی زندگی می&amp;zwnj;کند و با امکانات خود به مسافرت&amp;zwnj;های طولانی می&amp;zwnj;رود. در یکی از این سفر&amp;zwnj;ها عاشق فرهنگ هند می&amp;zwnj;شود و در آنجا به سرمایه&amp;zwnj;گذاری در فرهنگ و اقتصاد می&amp;zwnj;پردازد. بهرام به تاجری تبدیل می&amp;zwnj;شود که زندگی&amp;zwnj;اش را سه بخش تشکیل می&amp;zwnj;دهد. کار در دو کشور، بسیار دور از هم، خانواده و فرزندان و فعالیت&amp;zwnj;های فرهنگی حول سازماندهی ارتباط گروه&amp;zwnj;های تئا&amp;zwnj;تر میان ایران، اروپا و هندوستان.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بهرام خود را جهان وطن می&amp;zwnj;داند. گلیم خود را در مکالمه با چند زبان از آب بیرون می&amp;zwnj;کشد. او فکر می&amp;zwnj;کند که چون قلبش پاک است و به دیگر پناهندگان یاری می&amp;zwnj;رساند، در مقابل مشکلات نوعی مصونیت دارد. بهرام آگاه است که مهاجرت اجباری از او انسانی دیگر ساخته است. ترکیب فرهنگ&amp;zwnj;ها به او نگاهی دیگر داده است، او می&amp;zwnj;داند که با ابزار مدارا می&amp;zwnj;تواند فشار زندگی را بکاهد. بهرام دیوار بزرگ ورودی آخرین محل کارش را با تصاویر مردان و زنان تاریخ&amp;zwnj;ساز جهان خود آراسته است؛ از گاندی تا چه&amp;zwnj;گوارا، از لنین تا نلسون ماندلا، از ام کلثوم تا نیما یوشیج و&amp;nbsp;در پاسخ پرسش دیگران تکرار می&amp;zwnj;کند: کارهای سیاسی دیگر راهگشا نیستند، تنها با فرهنگ می&amp;zwnj;توان انسان&amp;zwnj;ها را به هم نزدیک کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
از داستان بهرام به نقش فرهنگ باز گردیم. به روان آدمی بازگردیم. نمی&amp;zwnj;توان دنباله طبیعی حیات، حرکت از منش حیوانی به انسانی را یک روزه پیمود. آدمی در شدن خویشتن است؛ مسیری طولانی. به گونه&amp;zwnj;ای تمثیلی می&amp;zwnj;توان گفت که دو نیرو در آدمی در جنگ هستند. همان که زیگموند فروید آنها را غرایز دوگانه می&amp;zwnj;نامد. در پاسخ نامه انیشتین که از او می&amp;zwnj;پرسد: آقای &amp;nbsp;فروید عزیز آیا در مقابل فاجعه شوم جنگ راه نجاتی برای &amp;nbsp;بشریت وجود دارد؟ چرا باید انسان&amp;zwnj;ها اینطور بی&amp;zwnj;رحمانه همدیگر را بكشند؟ چرا تمام كوشش&amp;zwnj;ها برای &amp;nbsp;یك صلح پایدار به شكست منجر شده است؟ او پاسخ می&amp;zwnj;دهد به طور كلی &amp;nbsp;تضاد میان انسان&amp;zwnj;ها و حیوانات با توسل به قدرت و خشونت خاتمه پیدا می&amp;zwnj;&amp;zwnj;كند. در انسان&amp;zwnj;ها چون اختلاف عقیده هم وجود دارد این تضاد به بالاترین حد از انتزاع می&amp;zwnj;&amp;zwnj;رسد. برای انسان&amp;zwnj;های &amp;nbsp;غارنشین كه به صورت گله حیوانات زندگی &amp;nbsp;می&amp;zwnj;&amp;zwnj;كردند قدرت بازو و مشت تعیین&amp;zwnj;كننده مالكیت بود. با پیدایش اسلحه و استراتژی جنگ، برتری فكری، جای زور بازو را گرفت. به طور كلی&amp;nbsp;كشتن دشمن سبب ارضای یكی از غرایز انسانی است، اما به تدریج در نظام&amp;zwnj;های بشری تغییراتی صورت گرفت و شیوه&amp;zwnj;های توسل به زور به نفع حاكمیت حقوق تغییر كرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;غرایزی برای مرگ و زندگی&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;غرایز انسانی &amp;nbsp;به دوگونه هستند: غرایزی كه خواهان صیانت نفس و وحدت زندگی هستند. این غرایز را عشقی و تمایلات جنسی می&amp;zwnj;&amp;zwnj;نامند و غرایزی &amp;nbsp;كه خواهان نابودی &amp;nbsp;و مرگ هستند. ما آنها را به غریزه پرخاشگری &amp;nbsp;و غریزه تخریب خلاصه می&amp;zwnj;كنیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهاجرت به گونه&amp;zwnj;ای نمادین همان نقش پدر را بازی می&amp;zwnj;کند در بریدن بند ناف روانی، ولی این بار بند نافی که انسان را با سرزمین فرهنگی او پیوند می&amp;zwnj;زند. نه تنها فرهنگ راه تعالی آدمی به تنهایی و گروهی است، بلکه تنها راه درهم&amp;zwnj;آمیختگی هماهنگ و متعادل مهاجر و میهمان است. از نظر تبادل فرهنگی، مهاجر و میزبان در دو کفه عادلانه ترازوی داد و ستدی هستند که به غنای هر دو می&amp;zwnj;انجامد.&amp;nbsp;مهاجرت اشراف به فردیت فرد است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;به نظر می&amp;zwnj;&amp;zwnj;رسد هیچ یك از این غرایز به تنهایی، فعالیت نمی&amp;zwnj;&amp;zwnj;كنند. به طور مثال شخصی كه عاشق می&amp;zwnj;شود، غریزه تصاحب و مالكیت و پرخاشگری هم در او تشدید می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود، اما غریزه تخریب یا مرگ و ویرانگری در درون هر موجود زنده&amp;zwnj;ای فعال است و می&amp;zwnj;&amp;zwnj;كوشد موجود زنده را به تدریج ویران و متلاشی كند و حیات را به حالت بی&amp;zwnj;&amp;zwnj;جان برگرداند. در حالیكه غریزه عشق شهوانی&amp;nbsp;قطب مخالف آن هستند كه معرف كوشش&amp;zwnj;های زندگی هستند و امیدی &amp;nbsp;به محو تمایلات پرخاشگرانه انسان&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;&amp;zwnj;توان داشت. تا چه زمانی باید انتظار داشت تا مردم دنیا صلح طلب شوند؟ نمی&amp;zwnj;&amp;zwnj;دانم. تنها امید من به نگرش فرهنگی و ترس موجه از تاثیرات و پیامدهای جنگ است. هرچیزی كه به تكامل فرهنگی یاری رساند و آن را تقویت و تسریع كند، بی &amp;zwnj;گمان كاربردی&amp;nbsp;مثبت علیه جنگ دارد.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
فروید در نهایت و غایت، فرهنگ را راه تعالی آدمی می&amp;zwnj;داند و این پدیده را &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;subimation&lt;/span&gt; یا تصاعد، بالا رفتن، می&amp;zwnj;نامد؛ به نوعی بالابر شدن فرهنگی. بالابر شدن را در برابر واژه تصاعد به کار گرفتم. چه واژه به&amp;zwnj;مفهوم بالابر شدن چه در کاربرد علمی خود در میدان&amp;zwnj;های شیمی و علوم وابسته و چه در زمینه کار روانکاوی بالینی به&amp;zwnj;کار برده می&amp;zwnj;شود. از سوی ی خود واژه فرهنگ در زبان پارسی به&amp;zwnj;تنهایی مفهوم بالابر شدن شناخت را می&amp;zwnj;رساند. نخستین بار فروید از این واژه برای آن سود برد تا نشان دهد در مراحل گوناگون روانکاوی، فرد به مرحله &amp;laquo;بالابر شدن&amp;raquo; می&amp;zwnj;رسد، به&amp;zwnj;گونه&amp;zwnj;ای که نیازهای جسمی او - جنسی، خوراکی و ...- جای خود را به نیازهای بالاتر یا به&amp;zwnj;گونه&amp;zwnj;ای فرهنگی می&amp;zwnj;دهند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;زیگموند فروید در شکافتن پدیده &amp;laquo;تصاعد&amp;raquo; می&amp;zwnj;گوید که این فعالیتی است که ریشه در جنسیت دارد ولی از آن خالی شده است. از خودشیفتگی گذشته و به&amp;zwnj;سوی ایده&amp;zwnj;آل من یا نهایت من می&amp;zwnj;رود. نیازهای کالبدی به بالاتر می&amp;zwnj;روند و به&amp;zwnj;سوی آن نهایتی که &amp;laquo;من&amp;raquo; در تخیل خود پرورده است. آن نمونه و مورد پرسش و خواسته شده&amp;zwnj;ای دور از دسترس که در حالت کمال من به او خواهم رسید و بی&amp;zwnj;گمان چنین موجودی در تخیل است نه در واقع. گویی کالبد و نیازهای آن جای خود را در دو مرحله، به خودشیفتگی و سپس به شیفتگی والاتر و نهایی می&amp;zwnj;دهد، چون تجربه نرگس (نارسیس) که شیفته تصویر خود در آب می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;بیهوده نیست که فرهنگ و حضور انسان مدرن هموسپین - سپین، محصول کامل مهاجرت&amp;zwnj;های آدمی به دور کره خاکی ما است. مهاجرت به گونه&amp;zwnj;ای نمادین همان نقش پدر را بازی می&amp;zwnj;کند در بریدن بند ناف روانی، ولی این بار بند نافی که انسان را با سرزمین فرهنگی او پیوند می&amp;zwnj;زند. نه تنها فرهنگ راه تعالی آدمی به تنهایی و گروهی است، بلکه تنها راه درهم&amp;zwnj;آمیختگی هماهنگ و متعادل مهاجر و میهمان است. از نظر تبادل فرهنگی، مهاجر و میزبان در دو کفه عادلانه ترازوی داد و ستدی هستند که به غنای هر دو می&amp;zwnj;انجامد.&amp;nbsp;مهاجرت اشراف به فردیت فرد است.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/06/19/15924#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3077">حسن مکارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12974">رضا کاظم‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12973">سیامک ظریفکار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12972">عباس ابطحی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4726">مهاجرت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12971">مژگان کاهن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12970">ناهید کشاورز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12969">همایش مهاجرت، تبعید و روان ما</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban">خیابان</category>
 <pubDate>Tue, 19 Jun 2012 21:00:07 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15924 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>