<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/128/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>مسیحیت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/128/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>تبلیغ‌کنندگان بهایی و تبلیغ‌شوندگان مسیحی </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/10/26/21076</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/10/26/21076&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نگاهی به عملکرد متفاوت حکومت اسلامی در برابر بازداشت‌شدگان بهایی و مسیحی         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    لوا متحده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;267&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/zendan_14.jpg?1351699805&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;لوا متحده - در مهرماه گذشته شاهد بازداشت&amp;zwnj;های گسترده و محاکمه شمار زیادی از شهروندان مسیحی و بهایی در ایران بوده&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این عملکرد دولت جمهوری اسلامی در حالی صورت گرفت که در ابتدای&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان ماه بازرسان حقوق بشر سازمان ملل اعلام کرده بودند در طی دو سال گذشته بیش از ۳۰۰ شهروند مسیحی در ایران دستگیر شده&amp;zwnj;اند و کلیسا&amp;zwnj;ها بخصوص کلیساهای خانگی تحت فشار حکومت قرار دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بازرسان سازمان ملل از ایران خواستند که به حقوق اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی بخصوص بهاییان، مسیحیان و دراویش احترام بگذارد. در اواخر مهرماه نیز احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر مربوط به امور ایران در سومین گزارش خود بار دیگر به نقض آزادی بیان و حقوق اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی بخصوص بهاییان و مسیحیان تاکید کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;انرژی هسته&amp;zwnj;ای حق مسلم ماست&amp;raquo; شعاری است که می&amp;zwnj;تواند قدرت و برتری ایران را در مواجهه با جهانی که از او می&amp;zwnj;خواهد از غنیسازی اورانیوم دست بکشد، نمایش دهد؛ شعاری که بیشتر مصرف داخلی دارد تا اینکه پاسخ به جهان باشد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفتیش منازل بیش از ۲۰ شهروند بهایی و بازداشت ۱۷ شهروند بهایی در گرگان، بازداشت چهار شهروند بهایی در مشهد، دو شهروند بهایی در یزد، دو شهروند بهایی در سمنان و یک شهروند بهایی در قائم&amp;zwnj;شهر، آغاز محکومیت پنج&amp;zwnj;ساله یک شهروند بهایی در تهران، محکومیت سه سال حبس تعزیری برای یک پیرمرد بهایی ۸۵ ساله ساکن روستایی نزدیک بیرجند و اعلام حکم ۱۷۶ ماه حبس تعزیری جهت پنج شهروند بهایی ساکن سمنان، از طرف دیگر دستگیری گردانندگان چهار کلیسای خانگی در شهرهای شیراز و کوار فارس، محاکمه پنج شهروند مسیحی پس از هشت ماه بازداشت موقت و آزادی به قید وثیقه یک شهروند مسیحی پس از ۱۳۶ روز بازداشت از زندان وکیل&amp;zwnj;آباد مشهد، همه نشانه&amp;zwnj;هایی از دهن&amp;zwnj;کجی&amp;zwnj;های معمولی است که نظام حاکم بر ایران، به طور پی&amp;zwnj;درپی در مقابل گزارش&amp;zwnj;های نقض حقوق بشر از خود بروز می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عدم توجه حکومت ایران به مواضع و بیانیه&amp;zwnj;های مجامع بین&amp;zwnj;المللی سخن تازه&amp;zwnj;ای نیست؛ چراکه طی سه دهه اخیر، شاهد عکس&amp;zwnj;العمل&amp;zwnj;های غیر متعارف و منفی این حکومت به درخواست&amp;zwnj;های جهانی در موارد مختلف هستیم. در واقع حاکمیت ایران دچار این توهم شده است که با بی&amp;zwnj;اعتنایی به خواست&amp;zwnj;های جهان از این طریق خواهد توانست قدرت و برتری خود را به جهانیان نشان دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://1.bp.blogspot.com/-XkGX4HFW_Dc/T9TE9F56x8I/AAAAAAAAAJs/gaE9bWkUb4U/s1600/phpThumb_generated_thumbnailjpg.jpg&quot; style=&quot;width: 500px; height: 244px;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ناکامی در صدور انقلاب اسلامی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ناکامی جمهوری اسلامی ایران در صدور انقلاب پس از گذشت دو دهه از بنیانگذاری آن، موجب آن شد که حاکمان ایران روش&amp;zwnj;های دیگری را برای نشان دادن برتری خود به جامعه جهانی پیش گیرند. رژیم حاکم بر ایران نخست بر این اندیشه بود که مردم جهان از انقلاب اسلامی ایران استقبال خواهند کرد و از این طریق خواهد توانست با صدور انقلاب به کشورهای مختلف نفوذ کند. این پروژه&amp;zwnj; خیلی زود محکوم به شکست شد. پس برای اثبات برتری راه دیگری را پیش گرفت و آن مقاومت و مخالفت با خواست&amp;zwnj;های جهانی در هر زمینه&amp;zwnj;ای بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ناکامی جمهوری اسلامی ایران در صدور انقلاب پس از گذشت دو دهه از بنیانگذاری آن، موجب آن شد که حاکمان ایران روش&amp;zwnj;های دیگری را برای نشان دادن برتری خود به جامعه جهانی پیش گیرند. رژیم حاکم بر ایران نخست بر این اندیشه بود که مردم جهان از انقلاب اسلامی ایران استقبال خواهند کرد و از این طریق خواهد توانست با صدور انقلاب به کشورهای مختلف نفوذ کند. این پروژه&amp;zwnj; خیلی زود محکوم به شکست شد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای اجرای این پروژه جدید، دیگر دنیای خارج از ایران برای رژیم حاکم بر ایران کارآیی نداشت. پس تمام توان خود را معطوف به داخل کرد. &amp;laquo;انرژی هسته&amp;zwnj;ای حق مسلم ماست&amp;raquo; شعاری است که می&amp;zwnj;تواند قدرت و برتری ایران را در مواجهه با جهانی که از او می&amp;zwnj;خواهد از غنی&amp;zwnj;سازی اورانیوم دست بکشد، نمایش دهد؛ شعاری که بیشتر مصرف داخلی دارد تا اینکه پاسخ به جهان باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;راه دیگر افزایش فشار بر شهروندان ایرانی غیر مسلمان- یا بهتر است گفته شود باورمندان به مذاهبی غیر از مذهب حاکمیت- بود تا با این روش بتواند با وجه&amp;zwnj;المصالحه قرار دادن اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی از جهان مدعی حقوق بشر امتیاز بگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این افزایش فشار بر شهروندان ایرانی غیر مسلمان، امتیاز دیگری هم برای رژیم ایران دربردارد و آن همراهی متعصبان مذهبی خارج از حاکمیت با ایشان است. باید گفت در اجرای این نقشه جدید تنها دستگاه&amp;zwnj;های حکومتی نظیر قوه قضائیه و وزارت اطلاعات دخیل نیستند، بلکه متعصب&amp;zwnj;های مذهبی که سخن فلان آیت&amp;zwnj;الله را به عنوان اصول دین می&amp;zwnj;پذیرند نیز دست&amp;zwnj;اندرکار مسئله هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;عملکرد جمهوری اسلامی و افزایش دین&amp;zwnj;گریزی ایرانیان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عملکرد جمهوری اسلامی و این طیف از متعصب&amp;zwnj;ها در طی سه دهه اخیر، موجب &amp;laquo;دین گریزی&amp;raquo; و بی&amp;zwnj;علاقه&amp;zwnj;گی بسیاری از هموطنان ایرانی به آئین اسلام شده است و در این مسیر بسیاری از ایرانیانی که از کودکی و به واسطه تربیت والدین در ضمیرشان نیاز به دینداری نهادینه شده است به ادیان دیگر یعنی زرتشتی، مسیحیت و بهاییت روی آوردند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/bahaicemeterynajafabad_2007.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 135px; &quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عملکرد جمهوری اسلامی و این طیف از متعصب&amp;zwnj;ها در طی سه دهه اخیر، موجب &amp;laquo;دین گریزی&amp;raquo; و بی&amp;zwnj;علاقه&amp;zwnj;گی بسیاری از هموطنان ایرانی به آئین اسلام شده است و در این مسیر بسیاری از ایرانیانی که از کودکی و به واسطه تربیت والدین در ضمیرشان نیاز به دینداری نهادینه شده است به ادیان دیگر یعنی زرتشتی، مسیحیت و بهاییت روی آوردند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس حاکمیت درصدد رفع مشکل فوق می&amp;zwnj;گردد و تنها راهی که در هر زمینه&amp;zwnj;ای به ذهن حاکمان یک نظام دیکتاتوری نظیر ایران می&amp;zwnj;رسد ایجاد فضای رعب و وحشت بین شهروندان آن حکومت است پس شروع به برهم زدن مجامع مذهبی و دستگیری پیروان ادیان دیگر می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;باید توجه داشت بین بازداشت&amp;zwnj;شدگان بهایی و مسیحی تفاوت عمده&amp;zwnj;ای وجود دارد: بهاییان به اتهام تبلیغ آئین بهایی ولی مسیحیان تحت عنوان &amp;laquo;نوکیش مذهبی&amp;raquo; و به اتهام برگشتن از دین اسلام تحت پیگرد قانونی قرار می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;درواقع حکومت ایران با این ترفند مدعی آن است که هیچ فردی در ایران به اتهام عقیدتی بازداشت نمی&amp;zwnj;شود؛ چون با توجه به اینکه دیانت بهایی، دین رسمی و مذکور در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیستt پس تبلیغ آن مصداق تبلیغ علیه قانون و در نتیجه علیه نظام محسوب می&amp;zwnj;شود و بهاییانی که به چنین اقدامی مبادرت می&amp;zwnj;ورزند نه به عنوان فردی بهایی، بلکه به اتهام &amp;quot; تبلیغ علیه نظام تحت تبلیغ بهاییت &amp;quot; محاکمه و زندانی می&amp;zwnj;شوند و از طرفی دیگر مسیحیان در ایران از آزادی برخوردارند و آئین مسیحیت جزو ادیان رسمی و مذکور در قانون اساسی ایران است و حتی از جامعه مسیحیان نمایندگانی جهت ارائه نظر در مجلس قانونگذاری ایران حضور دارند (اگرچه طی این سال&amp;zwnj;ها سخنی از نمایندگان اقلیت&amp;zwnj;های رسمی در مجلس ایران شنیده نشده است) ولی مسلمانانی که به مسیحیت گرایش پیدا کنند، نه به اتهام مسیحی بودن بلکه به دلیل برگشتن از اسلام طبق قانون مجازات اسلامی مورد پیگرد قانونی قرار می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته اینجاست که وزارت اطلاعات همواره سعی در پنهان کردن اسامی شهروندان مسلمانی دارد که توسط بهاییان به آئین بهایی علاقه&amp;zwnj;مند شده&amp;zwnj;اند؛ چون درپی آشکارشدن نام این اشخاص و بیان این مطلب که شماری از مسلمانان بخصوص جوانان پرورش یافته در مکتب سی ساله حکومت اسلامی ایران به آیین بهایی گرایش پیدا کرده&amp;zwnj;اند، ناکارآمدی کلیه برنامه&amp;zwnj;های تبلیغاتی نظام که طی این سال&amp;zwnj;ها علیه بهاییت و پیروانش اجرا شده است، عیان خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;چند نمونه از بازتاب&amp;zwnj;های رسانه&amp;zwnj;ای&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید طی سال&amp;zwnj;های اخیر تنها بتوان به دو مورد اشاره کرد که اسامی این شهروندان مسلمان توسط فعالان حقوق بشر و خبرگزاری&amp;zwnj;ها آشکار شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/bahaiuniversityarrests.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 164px; &quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فشارهای وزارت اطلاعات بر شهروندان بهایی و مسیحی رو به تزاید است، ولی آمارهای اعلام شده توسط &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;NGO&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها یا اشاره&amp;zwnj;های مستقیم و غیر مستقیمی که گهگاه مسئولان یا روحانیون وابسته به حاکمیت در سخنانشان از گرایش بسیاری از ایرانیان به مسیحیت و بهاییت می&amp;zwnj;کنند، همچنین مشاهده کارزاری که رسانه&amp;zwnj;های حکومتی جهت مقابله با این دو آیین به راه انداخته&amp;zwnj;اند، همه نشانگر آن است که دستگیری&amp;zwnj;های شهروندان بهایی و مسیحی نه تنها از گسترش این باورهای مذهبی جلوگیری نکرده بلکه موجب گسترش بیشتر آن&amp;zwnj;ها در بین ایرانیان و همین موجب تقابل بیشتر حکومت با ایشان شده است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مورد اول مربوط به دستگیری یک شهروند بهایی اهل یاسوج به نام &amp;quot;علی بخش بذرافکن&amp;quot; در آبان ماه ۱۳۸۸است که ابتدا دو همکار مسلمان نامبرده به نام&amp;zwnj;های سعید فریدی و ظفر محمدی دستگیر و تحت فشار قرار می&amp;zwnj;گیرند تا اظهار دارند &lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.agahee.org/node/1931&quot;&gt;علی&amp;zwnj;بخش بذرافکن خواسته است آنها را به دین بهایی تبلیغ کند&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;. مورد دوم مربوط به &lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://hra-news.org/1389-01-27-05-24-07/9970-1.html&quot;&gt;پرونده هجده شهروند بهایی و مسلمان ساکن مشهد&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; است که همگی آنها در مهرماه سال ۱۳۹۰ به تناوب به حبس&amp;zwnj;های تعزیری و تعلیقی محکوم شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;درواقع رژیم در برخورد با مسیحیان و بهاییان رفتاری دوگانه اتخاذ کرده است؛ به طوری که در پیوند با مسیحیان، شهروندان مسیحی یا مسیحی&amp;zwnj;&amp;zwnj;زاده دستگیر نمی&amp;zwnj;شوند، بلکه مسیحیانی بازداشت می&amp;zwnj;شوند که پیش از آن مسلمان بوده&amp;zwnj; و طی این سال&amp;zwnj;ها به دیانت مسیح ایمان آورده&amp;zwnj; باشند ولی در رابطه با بهاییان عکس این رفتار را شاهد هستیم؛ چراکه فقط بهاییانی دستگیر می&amp;zwnj;شوند که بهایی&amp;zwnj;زاده هستند نه مسلمانانی که به دیانت بهایی گرایش پیدا کرده&amp;zwnj;اند و اگرهم از اینگونه افراد بازداشت شوند فقط جهت اخذ اعتراف علیه بهاییان دستگیر می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یادآوری می&amp;zwnj;شود این تازه مسیحیان که به نوکیش مسیحی معروفند پس از دستگیری با فشار، تهدید و ارعاب وزارت اطلاعات یا دوباره مسلمان یا مانند کشیش یوسف ندرخانی به اتهام ارتداد به اعدام محکوم می&amp;zwnj;شوند. البته بسیاری هم به دلیل مقاومت&amp;zwnj;های طولانی در برابر پذیرش خواسته اداره اطلاعات به حبس محکوم می&amp;zwnj;شوند؛ از آن جمله می&amp;zwnj;توان به فرشید فتحی که در حال گذراندن محکومیت شش ساله در زندان اوین یا مریم جلیلی و میترا زحمتی که هرکدام به اتهام تغییر دیانت در حال سپری کردن محکومیت دوسال و شش&amp;zwnj;ماه در بند امنیتی زنان زندان اوین هستند، اشاره کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فشارهای وزارت اطلاعات بر شهروندان بهایی و مسیحی رو به تزاید است، ولی آمارهای اعلام شده توسط &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;NGO&amp;zwnj;&lt;/span&gt;ها یا اشاره&amp;zwnj;های مستقیم و غیر مستقیمی که گهگاه مسئولان یا روحانیون وابسته به حاکمیت در سخنانشان از گرایش (یا به زعم ایشان گمراهی) بسیاری از ایرانیان به مسیحیت و بهاییت می&amp;zwnj;کنند، همچنین مشاهده کارزاری که رسانه&amp;zwnj;های حکومتی جهت مقابله با این دو آیین به راه انداخته&amp;zwnj;اند، همه نشانگر آن است که دستگیری&amp;zwnj;های شهروندان بهایی و مسیحی نه تنها از گسترش این باورهای مذهبی جلوگیری نکرده بلکه موجب گسترش بیشتر آن&amp;zwnj;ها در بین ایرانیان و همین موجب تقابل بیشتر حکومت با ایشان شده است. جالب توجه آنجاست که بسیاری از نوکیشان مسیحی و بهایی پس از آزادی به کشورهای دیگر پناهنده شده&amp;zwnj;اند و در آنجا بار دیگر به آیین مسیحی و بهایی برمی&amp;zwnj;گردند.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/10/26/21076#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16623">بهاییت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16624">تبلیغ دینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7601">لوا متحده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA">مسیحیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Thu, 25 Oct 2012 22:19:04 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21076 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>نیچه علیه مسیحیت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/10/22/20896</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/10/22/20896&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    فرشاد نوروزی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;253&quot; height=&quot;164&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/nietzsche_0.jpg?1351359157&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;فرشاد نوروزی &amp;minus; مسیحیتِ قرون وسطی، در پی پدیداری انشعابات انتقادی از خوانش کشیشان، پیش از هر چیز دچار یک رکود درونی گشت. تولد خرد انتقادی که ماحصل پیشروی علمی و اشاعه علم گرایی&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; از یک طرف و فراغت از سنت فلسفی خداباورِ تحریفی&lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; از سوی دیگر بود؛ در این دوران و پس از آن دیگر ضربات سهمگینی را به بدنه اصلی کلیسا وارد آورد که این موضوع در کشاکش خرد و مذهب سویه خرد را فربه تر نمود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خیانت ها&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و فشارهای مذهبی کلیسا در دوران قرون وسطی پیش از هر چیز سبب دین زدگی اجتماعی شد. به عنوان یک فیلسوف منقد اخلاق و فرهنگ نیچه خود را ناگزیر از تجدید نظر در ارزش های مسیحی می داند که سیطره ی آن جهان معاصر را در بر گرفته است. نگاه عمیق نیچه به شناخت بحرانِ اخلاقی می نگرد که سرچشمه تاریخی و فرهنگی این ارزش ها را تهدید می کند. او معتقد است که غایت حقیقت چیزی جز &amp;quot;هیچ&amp;quot; نمی تواند باشد.(&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Al-sharif, 2006&lt;/span&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نیچه در مقام منتقد اخلاقی فرهنگ، به انتقاد صریح از ارزش های مسیحی می پردازد. او در فضای مسیحی زندگی می کند که در آن مسیحیت، خود به ضد ارزشی اخلاقی بدیل شده است و باید به آن به چشم بحرانی نگریست که نابودی بشر و انحطاط اخلاق را رقم خواهد زد. مسیحیت ویرانگر حقیقت تراژیک یونانی است؛ نیچه فهم حقیقت مآبانه تراژیک از دنیا را در تقابل با دو برداشت دیگر قرار می دهد: برداشت دیالکتیکی و برداشت مسیحی. &amp;laquo;تراژدی برای اولین بار با دیالکتیک سقراطی می میرد که این مرگ &amp;laquo;اوریپیدی&amp;raquo; آن است، بار دوم تراژدی با مسیحیت می میرد، و برای سومین بار تحت ترکیب ضربات دیالکتیک مدرن می میرد.&amp;raquo; (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Deleuze,1893, pp.9-10&lt;/span&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/antichrist.jpg&quot; style=&quot;width: 300px; height: 422px; margin: 10px; float: left;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسیحیت با پنهان کردن خود در میان مشتی افسانه چون: خدا، مجازات، گناه و رستگاری سعی کرد جهل و خرافه را جایگزین حقیقت زندگی کند اما در نهایت حقیقت خودساخته آن از میان می رود. افسانه مسیحیت تنها در پرتوی از حقیقت است که پایان می پذیرد و نیهیلیسم حقیقت منطقی و نخستین انکشاف زندگی خواهد بود. نگرانی نیچه از جایگزینی آموزش به جای پرورش است. مردم نسبت به تعابیر مسیحی لاشعور تلقی می شوند باور به &amp;laquo;خدای آویخته به صلیب&amp;raquo; هولناک و مبالغه آمیز است و به تعبیر نیچه &amp;quot;این ساختار واژگونی همه ی ارزش های جهان باستان&amp;quot; را نوید می دهد. در مسیحیت نه اخلاق و نه مذهب هیچ یک با حقیقت ارتباطی ندارد؛ حقیقت همچون ارتشی پیشرو از استعاره ها، بیان علت به جای معلول و اتصاف بشر به ماوراء الطبیعه...که با اغراقی شاعرانه گسترش یافته است و نسل به نسل انتقال یافته است...و چون مدت زمانی دراز به کار گرفته شده است، جاویدان و قانونی و لاینفک یک قوم تلقی می شود. &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;quot;&lt;/span&gt;حقایق، توهماتی هستند که دیگر به آن ها با چشم حقیقت نگریسته نمی شود.&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;quot;&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Frenzel&lt;/span&gt;, 1967, p76)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;نیچه مسیحیت را با بودیسم قیاس می کند، و اعتقاد دارد که آیین بودا واقعگرایانه تر است؛ مسیحیت از &amp;laquo;تنازع با گناه&amp;raquo; صحبت می کند در حالیکه بودیسم از &amp;laquo;تنازع با رنج&amp;raquo; سخن می گوید. رنج یک واقعیت و حقیقت روشن است که در بافتار حیات به طور انکار ناپذیری پرسه می زند. در آیین بودیسم سامسارا&lt;a href=&quot;#_ftn4&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به معنای چرخه ی تولد و مرگ است، موجودات دارای حسی لذت طلبانه و دیدی منفی نسبت به رنج این تکرار می باشند و آموزه های بودا فرآیندی برای مقابله با چنین رنجی است.&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Huston &amp;amp; Novak&lt;/span&gt;, 2003, p116) نیچه معتقد است که مشکل اساسی ارزش های اخلاقی مسیحی این می باشد که وابسته مطلق به ایمان است و ایمان پیش از آنکه بر عقل تکیه کند بر احساس استوار است و این یعنی امتناع از باور عقلانی، از اینرو ارزش های مسیحیت اساساً غیر منطقی و موهوم هستند چراکه بر ایمان بنا شده اند نه بر خرد. (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Al-sharif, 2006&lt;/span&gt;) از سوی دیگر باور به گناه فطری بشر از آغاز حیات می باشد، که بنابر این آموزه انسان در اسارت غرایز و محکوم است. در واقع سیمای تاریخی مسیحیت نمودی است از ظلم و ستم بر انسان و نفرت از کسانی که متفاوت می اندیشند. نیچه نقد صریح و تند خود را در قالب کلماتی قصار بر پیکره ی خودآزار زندگی مسیحی وارد می کند و تأثیری تعیین کننده بر اندیشه معاصر غربی می گذارد.&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Daniel&lt;/span&gt;, 2002, p96) نیچه در حکمت شادان&lt;a href=&quot;#_ftn5&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; چنین می گوید: &amp;laquo;خدا مرده است. خدا مرده باقی می ماند و ما او را کشته ایم!&amp;raquo; &amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Nietzsche&lt;/span&gt;, 1974, n.108) نیچه خدا را به عنوان یک شئ که مورد پرستش واقع می شود مرده می داند. و نه تنها اعتقاد به خدا را ناممکن می شمارد بلکه اساساً نافی وجود آن نیز می باشد.(&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Ibid&lt;/span&gt;) خدا مفهومی خود ساخته از اسطوره و دوره ی باستان است که توسط تخیل بشر تکامل یافته است. وجود خالق تنها سرپوشی دروغین برای انکار حقیقت است، حقیقتی که طبق آن اساساً موجودی تکامل یافته است. نیچه به آراء داروین نظر دارد و معتقد است که او نتوانسته است که اندیشه اش را به منسه ظهور برساند بلکه نیچه است که با تفسیر فلسفی خود به این نظریه جان می بخشد. جهل انسان نخستین نسبت به طبیعت سرآغازی برای آفرینش وجودی ماورائی است. ذهن بشر نسبت به پدیدارهای طبیعی جاهل است و از اینرو به تعاریفی دست می زند که خلاف واقع است و تنها در ظرفیت شناختی پیرامونی اش نمود یافته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مورگان&lt;a href=&quot;#_ftn6&quot; name=&quot;_ftnref6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در اینباره می نویسد: &amp;laquo;فراتر از پرسش، فرض اصلی در فلسفه نیچه خداناباوری&lt;a href=&quot;#_ftn7&quot; name=&quot;_ftnref7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; است.&amp;raquo; نیچه را ممکن است بتوانیم طبیعت گرا&lt;a href=&quot;#_ftn8&quot; name=&quot;_ftnref8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بنامیم؛ او اعتقاد دارد که هیچ چیز فراتر از طبیعت وجود ندارد و باید گفت انسان ها تنها حیوانات تکامل یافته اند. &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Saugstad&lt;/span&gt;, 2002)در جهان بی خدا این انسان است که باید مفاهیم و معانی را به قوانین بدیل سازد و بدین ترتیب چشم اندازهای بسیاری در باب حقیقت وجود خواهد داشت. گاهی وقت ها به نظر می رسد که نیچه از مسیح حمایت می کند و ادعا می کند که کلیسا تصویری از مسیح ساخته است که کاذب و غیر واقعی است.&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Ibid&lt;/span&gt;) در حقیقت باید ارزش های انسانی را جایگزین ارزش های ضعیف مسیحی کرد. ارزش های انسانی ساختاری خود بنیاد از اخلاق دارد، که بر مبنای قوانین عمومی و تعاملی شکل یافته است این در حالی است که قوانین دینی مبتنی بر ارزش هایی است که تحقق آن فراتر از عالم ماده است و غیر شهودی تلقی می شود. در واقع اخلاق مجموعه ای از ارزشگذاری های مبتنی بر زندگی است چنانچه در &lt;em&gt;فراسوی نیک و بد&lt;/em&gt; در تعریف اخلاق می گوید: &amp;laquo;مقصود از اخلاق، نظریه روابط سلطه است که زندگی در ذیل آن قرار می گیرد.&amp;raquo;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(Nietzsche&lt;/span&gt;, 2008: p51) در مسیحیت این ارزش های تأویلیِ رقت آمیز کشیشان است که بر جامعه حکمرانی می کند ارزشگذاری کلیسا در وراء صورت شهودی و رویه زندگی است و متکی بر مصادیق غیر شهودی چون رستگاری، گناه و... می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تنها یک مسیحی واقعی وجود داشته است که آن هم بر روی صلیب مرده است. نیچه به آموزه های اناجیل انتقاد می کند چرا که این آموزه ها ارتباطی مأنوس با رنجش انسان دارد. رنجش به معنای خودآزاری است که احکام مسیحی برای حیات متصور شده است. گناهکاری انسان، و چشم به بخشش الهی و انجام اعمالی که برگرفته از سنت های پیشین است. گئورگ استاث&lt;a href=&quot;#_ftn9&quot; name=&quot;_ftnref9&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و برایان تیونر&lt;a href=&quot;#_ftn10&quot; name=&quot;_ftnref10&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; درباره ی نیچه معتقدند که رنجش مسیحیت در اندیشه نیچه صورتی جدید به خود می گیرند: &amp;quot;انکار اراده و قدرت&amp;quot;. ارزش هایی چون قدرت، ثروت و سخاوت در مسیحیت به شر بدیل شده اند و این موضوع نشأت یافته از این مسئله است که در مسیحیت به جای قرار گرفتن ارزش های انسانی، مطلق های الهی حکمرانی می کنند. پیدایش طبقه ی کشیشان که خود سرچشمه فساد در جامعه تلقی می شود سبب شده است که آموزه های تحریفی و تأویلی ناصحیح در جامعه ریشه دوانده و نور خرد را کور کند. ارزش در نظر نیچه تفکر در متافیزیک غرب و تجدید و بازنگری در آن تعبیر می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;&lt;strong&gt;Bibliography&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;Deleuze, Gilles (1893). &amp;quot;Nietzsche and Philosophy&amp;quot;. Trans. Hugb Tomlinson. New York: Columbia University Press&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;Frenzel, Ivo (1967). &amp;quot; Friedrich Nietzsche, an illustrated biography &amp;quot; . New York: Pegasus&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;Pellerin, Daniel(2002). &amp;quot; Nietzsche&amp;#39;s Affirming Negation of Christianity &amp;quot;. telos. Summer, vol. no. 124, 95-114&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;Saugstad, Andreas(2002). &amp;quot;Nietzsche &amp;amp; Christianity&amp;quot;. Go Inside Magazine. Ratwers Viewed on September 14, 2012&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;Nietzsche, Friedrich(1974). &amp;quot;The Gay Science: With a Prelude in Rhymes and an Appendix of Songs&amp;quot;. Trans. Walter Kaufmann. :Vintage Books&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;Nietzsche, Friedrich(2008). &amp;quot;The Beyond Good and Evil&amp;quot;. Trans. Helen Zimmern. U.K: Serenity Publisher&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;William Al-sharif (2006). &amp;quot;Nietzsche and Christian Values&amp;quot;. &lt;a href=&quot;http://archive.org/details/NietzcheAndChristianValues&quot;&gt;Ratwers Viewed on September 14, 2012&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot;&gt;Smith, Huston &amp;amp; Novak, Philip(2003). &amp;quot;Buddhism: A Concise Introduction&amp;quot;. HarperCollins 2003.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref1&quot; name=&quot;_ftn1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Scientism&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref2&quot; name=&quot;_ftn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; از این جهت که اساساً سنت فلسفی یونانی هیچ بارقه ای از پرستش مفهومی به نام خدا ندارد و این تفسیری از فلسفه نو افلاطونی است که در سنت اسلامی و مسیحی تعبیر به نگره ای الهی شده است. فلسفه در خوانش یونانی بیش از هر چیز اسطوره ای است و تولد مفاهیم دینی از این مضامین در تأویلات دینی کلیسا و مسجد به ظهور رسیده است.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref3&quot; name=&quot;_ftn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; کلیسا تنها در سه قرن نخستین خود به بیزاری از دنیا و نفی مال اندوزی روی آورده بود در حالیکه با گذشت مدتی روی به مال اندوزی افراطی و فساد آورد. علاوه بر این تشکیل دادگاه های تفتیش عقاید و رهبانیت از دیگر مصادیق خیانت هایی بود که با گذشت چند قرن در میان کشیشان پدید آمد. (برای مطالعه بیشتر رجوع شود به: &lt;strong&gt;&lt;em&gt;نگاهی به مواجهه مسیحیت با علم، اقتصاد و سیاست در قرون وسطی&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;، فرشاد نوروزی، ماهنامه تخصصی فلسفه نو شماره چهارم:پرونده فلسفه سیاسی)&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref4&quot; name=&quot;_ftn4&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Samsara&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref5&quot; name=&quot;_ftn5&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;The Gay science&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn6&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref6&quot; name=&quot;_ftn6&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;G.E.Morgan&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn7&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref7&quot; name=&quot;_ftn7&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;atheism&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn8&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref8&quot; name=&quot;_ftn8&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;naturalist&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn9&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref9&quot; name=&quot;_ftn9&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Georg Stauth&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn10&quot;&gt;
&lt;p class=&quot;rteleft&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref10&quot; name=&quot;_ftn10&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Bryan S. Turner&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/10/22/20896#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/16453">فرشاد نوروزی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA">مسیحیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2405">نیچه</category>
 <pubDate>Mon, 22 Oct 2012 09:15:22 +0000</pubDate>
 <dc:creator>politics</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">20896 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>روایتی شخصی از گرایش به مسیحیت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/12/29/9446</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/12/29/9446&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    شهزاده سمرقندی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;270&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/220-mideast_iran_christian_crackdown_sff_standalone_prod_affiliate_58.jpg?1325360281&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;شهزاده سمرقندی -&amp;nbsp;رضا صادقی، ۱۴ سال است که در هلند به&amp;zwnj;سر&amp;zwnj;می&amp;zwnj;برد و چندسالی&amp;zwnj; است&amp;nbsp;که&amp;nbsp;به&amp;nbsp;مسیحیت گرایش پیدا کرده است. او با این که با فرهنگ و مذهب اسلام بزرگ شده و تا به&amp;zwnj;حال نیز رابطه&amp;zwnj;اش را با خانواده&amp;zwnj; خود در داخل ایران ادامه داده است، می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;پیوستن به مسیحیت تغییر عمده&amp;zwnj;ای در زندگی او به&amp;zwnj;وجود نیاورده است.&amp;quot; رضا صادقی نام اصلی او نیست و به&amp;zwnj;خاطر این که خانواده&amp;zwnj;اش در ایران تحت فشار قرار نگیرند، ترجیح می&amp;zwnj;دهد از اسم مستعار استفاده کند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20111226_Reza_Sadeghi_Masehiyat_shahzadeh.mp3&quot;&gt;&lt;img align=&quot;right&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چه عاملی باعث شد که شما به مسیحیت پیوندید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;رضا صادقی: &lt;/b&gt;من وقتی به اینجا آمدم، تنهایی برایم بسیار آزاردهنده بود. خودم را خیلی غریب و تنها حس می&amp;zwnj;کردم و مسیحیت را در واقع پناهگاهی دیدم برای تنهایی&amp;zwnj;هایم. کلام انجیل، کلام مسیح را هم بسیار دلنشین و روحانی دیدم و خیلی زود جذب آن شدم. البته خیلی زود هم نه، چون حدود یک&amp;zwnj;سال طول کشید که انجیل را بتوانم خوب مطالعه و پیامش را دریافت کنم و بعد از آن هم سعی کردم که واقعاً مثل دستورات انجیل عمل کنم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چطور شد کتاب انجیل به دست شما رسید و در چه شرایطی؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من در کمپ پناهندگی بودم. به&amp;zwnj;واسطه&amp;zwnj; دانستن زبان انگلیسی برای خیلی از پناهنده&amp;zwnj;ها ترجمه می&amp;zwnj;کردم. تا این که یک روز دوستان من آمدند و گفتند که یک گروه مبلغ مسیحی آمده&amp;zwnj;اند و دارند با ما صحبت می&amp;zwnj;کنند، ولی ما نمی&amp;zwnj;فهمیم چه می&amp;zwnj;گویند. اگر می&amp;zwnj;شود، تو بیا برای ما ترجمه بکن. آشنایی من با این گروه به این ترتیب انجام شد که من قبول کردم برای&amp;zwnj;شان ترجمه کنم، اما چون پیشینه&amp;zwnj; مذهبی اسلامی هم داشتم، زیر بار نمی&amp;zwnj;رفتم که بخواهم خودم مسیحی شوم. بعد از مدتی که برای این گروه ترجمه کردم، آنها کتابی را به من دادند که همان کتاب انجیل بود و گفتند اگر دوست داشتی، بخوان. مجبور نیستی بپذیری. فقط بخوان، جهت اطلاع خودت. آنجا بود که برای اولین&amp;zwnj;بار این کتاب به دست من رسید و شروع به مطالعه آن کردم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چه چیزی در این کتاب برایتان جالب بود که آن را در قرآن پیدا نمی&amp;zwnj;کردید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن خشکی و جمودی که در دین اسلام بود، آن دستورات زیادی که در دین اسلام هست و حتی خصوصی&amp;zwnj;ترین روابط یک شخص با همسرش را نیز دربر می&amp;zwnj;گیرد در این کتاب نبود. در قرآن حتی برای رفتن به توالت هم قوانینی هست مبنی بر اینکه باید با پای چپ وارد شوی با پای راست بیرون بیایی. یعنی آنقدر قوانین در اسلام زیاد هست که آدم اصلاً مقصد تمام آن دعاها را فراموش می&amp;zwnj;کند. شما وقتی به نماز ایستاده&amp;zwnj;اید، حتی برای اقامه&amp;zwnj; نماز آنقدر قوانین وجود دارد، مکان نمازگزار یا چه می&amp;zwnj;دانم ساعت نماز و وضوح که شما تمام فکرت فقط معطوف به اجرای آن قوانین می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;الان در ایران ما بسیار می&amp;zwnj;شنویم و می&amp;zwnj;خوانیم که گرایش زیادی به مسیحیت پیدا شده است. آیا به نظر تو یکی ازدلایل آن می&amp;zwnj;تواند این باشد که شرط و شرایطی که دین مسیحی برای پیروان خودش می&amp;zwnj;گذارد، آسان&amp;zwnj;تر از شرایط دین اسلام است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی من از انجیل صحبت می&amp;zwnj;کنم منظورم عهد جدید است. چون عهد عتیق همان کتاب موسی است که آن هم به همان اندازه خشک است که اسلام هست. آن هم به همان اندازه قوانین دارد که قرآن دارد، اما کتاب عهد جدید انجیل، کتاب عیسی، تمام قوانین&amp;zwnj;اش خلاصه می&amp;zwnj;شود به محبت کردن. یعنی شما در سرتاسر انجیل عهد جدید با قوانین این&amp;zwnj;چنینی مواجه نمی&amp;zwnj;شوید که چه بخورید و چه نخورید. یا کجا بروید و کجا نروید. یا چه ساعتی با خدا صحبت کنید و چه ساعتی نه. هیچ یک از این قوانین وجود ندارد. تنها قانونی که عیسی از آن می&amp;zwnj;گوید، این است که به همدیگر محبت کنید و از آنجایی که ایرانی&amp;zwnj;ها از طریق کتاب مولانا و حافظ با این محبت و با این صوفی&amp;zwnj;گری و عرفان آشنایی دارند، خیلی زود جذب این کتاب می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;یعنی به نظر شما این گرایشی که الان در داخل ایران به مسیحیت پیدا شده، به همین دلایل است یا دلایل دیگری هم دارد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته باید گفت حکومت فعلی هم بی&amp;zwnj;تأثیر نیست. در زمان سابق به خاطر این که حکومت، حکومتی دینی نبود، هیچ وقت مسائل دینی مورد انتقاد قرار نگرفت. البته هنوزهم که هنوز هست به همین ترتیب است و آن دوران هم به همین ترتیب بود و دقیق و منتقدانه در اختیار مردم قرار داده نمی&amp;zwnj;شد. یعنی کسی نمی&amp;zwnj;آمد دین را واقعاً نقد کند. اگر کسانی هم پیدا می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شدند، مثل مرحوم کسروی یا علی دشتی یا هرکسی که به&amp;zwnj;هرحال جرئت می&amp;zwnj;کرد دین را نقد کند، مورد ضربت چاقوی تندروهای اسلامی قرار می&amp;zwnj;گرفت. به همین ترتیب دین اسلام همیشه نقد نشده باقی ماند و حکومت فعلی هم که اصلاً زاده و پرورده&amp;zwnj; این دین است. به همین ترتیب این دین هیچ وقت واقعیت&amp;zwnj; و ماهیت&amp;zwnj;اش به مردم آشکار نشد و مردم همیشه در ذهن&amp;zwnj;شان یک اسلام من&amp;zwnj;درآوردی داشتند و این که باید به همنوع کمک کرد. ولی واقعاً چهره&amp;zwnj; خشن اسلام هیچ&amp;zwnj;وقت برای مردم آشکار نبود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;به&amp;zwnj;هرحال دین و مذهب بخشی از فرهنگ ما هستند که ما با آن به&amp;zwnj;بار می&amp;zwnj;آییم و بزرگ می&amp;zwnj;شویم. الان چه حسی دارید نسبت به این که به مسیحیت پیوسته&amp;zwnj;اید، اما با فرهنگ ایرانی بزرگ شده&amp;zwnj;اید که آمیخته&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; به باورهای مختلف مذهبی است و در عین حال در هلند زندگی می&amp;zwnj;کنید که به&amp;zwnj;عنوان یک کشور ضد اسلام شناخته شده است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اولاً این که من واقعاً خوشحالم از این بیداری&amp;zwnj;ای که در ذهنم به&amp;zwnj;وجود آمده است و من به واسطه آن توانستم در واقع دنبال گمشده&amp;zwnj;ام بگردم. گمشده&amp;zwnj; من مسیحیت نبود. گمشده&amp;zwnj; من زرتشت نبود. گمشده&amp;zwnj; من خرد بود. امیدوارم روزی برسد که در ایران ما هم آنقدر آزادی وجود داشته باشد که پِیروان ادیان مختلف به راحتی بتوانند حرف&amp;zwnj;های&amp;zwnj;شان را بزنند و مردم نیز به راحتی آنها را نقد کنند. فرق نمی&amp;zwnj;کند چه دینی باشد. چون دین همانطور که شما گفتید، قسمتی از زندگی انسان است و هیچوقت از او دور نیست. وقتی شما تصمیم می&amp;zwnj;گیرید، دین را در نظر می&amp;zwnj;گیرید. وقتی شما می&amp;zwnj;خواهید ازدواج کنید، دین&amp;zwnj;تان را درنظر می&amp;zwnj;گیرید. دین واقعاً در همه&amp;zwnj;ی ابعاد زندگی دیده می&amp;zwnj;شود. پس چگونه است که در انتخاب پدیده&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای چنین مهم، شما هیچ وقت آزادی نداشته باشید! همه&amp;zwnj; مردم باید در انتخاب دین&amp;zwnj;شان آزاد باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بین مسیحیان رسم این است که روزهای کریسمس اعضای یک خانواده&amp;zwnj; دور هم جمع می&amp;zwnj;شوند و به همدیگر هدیه می&amp;zwnj;دهند و ترانه&amp;zwnj;های مذهبی خودشان را می&amp;zwnj;خوانند. شما به مسیحیت پیوسته&amp;zwnj;اید، ولی خانواده&amp;zwnj; شما همچنان مسلمان هستند. اگر شما در چنین روزی دور هم بنشینید، اختلافی بین خودتان نمی&amp;zwnj;بینید، یا جدایی و دوری بین همدیگر احساس نمی&amp;zwnj;کنید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;منظورتان از خانواده&amp;zwnj; من خانواده&amp;zwnj;ای است که در ایران هستند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بله، پدر و مادرتان.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته که تفاوت زیاد است. چون این روند تغییر و انقلاب فکری&amp;zwnj;ای که در من به&amp;zwnj;وجود آمده، حاصل یک شب و دو شب نبوده است. ۱۴-۱۳ سال طول کشید که من به اینجا رسیدم. این انتظار نابه&amp;zwnj;جایی است که من از آنها بخواهم در آن واحد مرا بپذیرند و با من همفکر شوند. ولی خب دوست داشتم که می&amp;zwnj;توانستم حداقل با آنها در رابطه با این باور جدیدم حرف بزنم...&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نمی&amp;zwnj;توانید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به&amp;zwnj;هرحال فضای ایران به حدی فضای بسته&amp;zwnj;ای است که نمی&amp;zwnj;شود. یعنی من آنها را درک می&amp;zwnj;کنم. چون من هم یک ایرانی هستم و آنجا زندگی کرده&amp;zwnj;ام. زمانی که در ایران بودم، فکر می&amp;zwnj;کردم اسلام بهترین دین دنیاست و تمام دین&amp;zwnj;های دیگر در واقع قسمت کوچکی از این دین هستند و دین ما کامل&amp;zwnj;ترین است. بعد آمدم اینجا و دیدم چنین تفکری، اشتباه محض است. چون هرکسی فکر می&amp;zwnj;کند دین&amp;zwnj;اش بهترین دین دنیاست. از یک بودایی هم اگر بپرسید، فکر می&amp;zwnj;کند دین&amp;zwnj;اش بهترین دین دنیاست. اینجا بود که متوجه شدم اینطور نیست و همه می&amp;zwnj;توانند با روش&amp;zwnj;هایی که خودشان دارند، حالا یا از طریق بودا یا از طریق زرتشت، با خدایی که در ذهن&amp;zwnj;شان دارند ارتباط برقرار کنند. البته که دوست داشتم می&amp;zwnj;توانستم با والدینم، با خواهرها و برادرهایم در رابطه با این باور جدید حرف بزنم و امیدوارم که روزی برسد که این کار شدنی باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در روزهایی چون روز کریسمس آیا به کلیسا می&amp;zwnj;روید و عبادت می&amp;zwnj;کنید؟ در آستانه سال نو میلادی چه آرزویی دارید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با توجه به شرایط کنونی ایران، این که به&amp;zwnj;هرحال در شرایط خیلی سختی هستیم و هموطنان&amp;zwnj;مان در ایران دارند شرایط بسیار سختی را می&amp;zwnj;گذرانند، بزرگ&amp;zwnj;ترین آرزوی من این است که درهای بسته باز شود و ملت ایران به آنچه استحقاق&amp;zwnj;شان هست برسند؛ یعنی آزادی. آرزو دارم همه در این کره&amp;zwnj; خاکی آزاد زندگی کنند و برای آینده&amp;zwnj;شان، برای دین&amp;zwnj;شان و برای راه زندگی&amp;zwnj;شان آزادانه تصمیم بگیرند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/12/29/9446#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8422">ایرانیان مسیحی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8421">تغییر مذهب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2147">شهزاده سمرقندی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA">مسیحیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Thu, 29 Dec 2011 18:08:43 +0000</pubDate>
 <dc:creator>behnam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">9446 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>یهودیان و مسیحیان در آیات قرآن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/12/7562</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/12/7562&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    آرش سلیم        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/3religions.gif?1319313811&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;آرش سلیم &amp;minus; درک نادرست از اصطلاح &amp;laquo;اهل کتاب&amp;raquo; در آیات قرآن، موجب ابهامی بس بزرگ شده است، تا جایی که بعضی از فقها پیروان پیامبران دیگر را &amp;laquo;نجس&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانند. طبق قرآن، توحید و نبوت و معاد سه اصلی است که در آیین پیامبران نحله ابراهیمی مشترک است. همچنین آیات زیادی اصل نبوت را ایمان داشتن به تمام پیامبران و کتاب&amp;zwnj;های این نحله و در فرق نگذاشتن بین این پیامبران می&amp;zwnj;داند. قرآن در آیاتی چون بقره:۶۲ و مائده: ۶۹ به روشنی می&amp;zwnj;گوید یهودیان و مسیحیان، همچون کسانی که به حضرت محمد ایمان آوردند، پاداششان نزد پروردگارشان محفوظ است و یا در آخرت رستگارند. در آیات زیادی، بر &amp;laquo;مسلمان&amp;raquo; بودن پیروان سایر پیامبران تاکید شده است. همچنین آیات زیادی از قرآن بیان می&amp;zwnj;کند که این قرآن &amp;laquo;تصدیق کننده&amp;raquo; کتاب&amp;zwnj;های آسمانی پیشین است.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با توجه به این همه تائید و این همه تاکید قرآن بر همه پیامبران و پیروان آن ها، و با ارائه چنین منظومه هماهنگ و ساختار منسجمی از ادیان ابراهیمی و پیروان آن در قرآن:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; چطور می&amp;zwnj;شود پیروان سایر پیامبران را گمراه دانست و از هژمونی یک پیامبر و یک کتاب و یک شریعت حرف زد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; چرا باید بت پرستان تازه ایمان آورده قریش (امیین) برحق باشند، اما پیروان حضرت موسی و حضرت عیسی که قرن&amp;zwnj;ها قبل از آن&amp;zwnj;ها موحد شده بودند و به معاد اعتقاد داشتند، ناحق باشند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; این گونه قضاوت ها، آنهم توسط کسانی که خود پس از دو دهه انکار رسالت پیامبر و ستیز و کینه ورزی و درگیری با پیامبر دست از &amp;laquo;بت پرستی&amp;raquo; برداشتند؛ از کجا می&amp;zwnj;آید؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همان&amp;zwnj;طور که در این نوشتار خواهد آمد، علت ریشه&amp;zwnj;ای آن فهم نادرست از اصطلاح &amp;laquo;اهل کتاب&amp;raquo; در قرآن است. در قرآن دو اصطلاح &lt;b&gt;&amp;laquo;اهل کتاب&amp;raquo;&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;&amp;laquo;امِّيِّين&amp;raquo;&lt;/b&gt; برای دو گروه و یا دو قشر اجتماعی رقیب از جمعیت مقیم سرزمین حجاز در عصر بعثت به کار رفته است. &amp;laquo;امیین&amp;raquo; کتاب نداشته&amp;zwnj;اند در حالی که &amp;laquo;اهل کتاب&amp;raquo; دارای کتاب بوده&amp;zwnj;اند. این طور که از آیات قرآن می&amp;zwnj;توان برداشت کرد اهل کتاب عموما باسوادهای آن سرزمین بوده اند، در حالی که اکثریت قریب به اتفاق امیین که از قریش هم بوده&amp;zwnj;اند بیسواد بوده&amp;zwnj;اند. داشتن کتاب یک کلاس و مرتبه بالای اجتماعی محسوب می&amp;zwnj;شده است، تا جایی که امیین در مقایسه با اهل کتاب از نداشتن کتاب رنج می&amp;zwnj;برده&amp;zwnj;اند و حتی در حسرت داشتن کتابی بوده&amp;zwnj;اند. این دو اصطلاح &amp;laquo;اهل کتاب&amp;raquo; و &amp;laquo;امیین&amp;raquo; در سرزمین حجاز، پیش از رسالت پیامبر مرسوم بوده است. مفهومی نبوده است که قرآن معرفی کرده باشد و بر مبنای آن حکمی داده باشد. پیامبر اسلام خود یک &lt;b&gt;امی&lt;/b&gt; بوده است که طبق قرآن (مثلا جمعه:۲) خداوند او را از &lt;b&gt;میان امیین&lt;/b&gt; و برای هدایت آن&amp;zwnj;ها برانگیخته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بعد از بعثت پیامبر و به ویژه بعد از هجرت پیامبر به مدینه، بین عده&amp;zwnj;ای از یهودیان و مسیحیان و سایر نحله&amp;zwnj;های فکری از یک طرف، و پیامبر و یاران پیامبر از طرف دیگر؛ بحث و مجادله و رقابت و ستیز و در مواردی درگیری&amp;zwnj;های شدیدی وجود داشته است. شرح جدل&amp;zwnj;ها و درگیری&amp;zwnj;های فکری و سیاسی و تنش&amp;zwnj;ها و جنگ&amp;zwnj;های ناشی از آن در آیات زیادی از قرآن بازتاب دارد. در آیات بسیاری اصطلاح &amp;laquo;اهل کتاب&amp;raquo; برای طرف&amp;zwnj;های رقیب و درگیر با پیامبر و یارانش استفاده شده است. البته بیشتر موارد شامل یهودیان مقیم مدینه و اطراف آن است که به نظر می&amp;zwnj;رسد جمعیت قابل توجه&amp;zwnj;ای را تشکیل می&amp;zwnj;داده&amp;zwnj;اند و یا در عقاید خود سرسخت تر بوده&amp;zwnj;اند. طرف&amp;zwnj;های درگیر که با عنوان اهل کتاب از آن&amp;zwnj;ها یاد شده اشت، شامل افراد و گروه&amp;zwnj;هایی بوده است که امی (و قریشی) به حساب نمی&amp;zwnj;آمده اند؛ مانند یهودیان، مسیحیان، مجوسیان، صابئیان، و دیگرانی که در مجموع خودی محسوب نمی&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;اند. در میان مردمی که امی محسوب نمی&amp;zwnj;شدند، کسانی هم بوده&amp;zwnj;اند که کافر و مشرک بوده&amp;zwnj;اند. یعنی آن&amp;zwnj;ها هم مثل کافران و مشرکان امی مخاطب پیامبر، به خدا و معاد و رسالت پیامبر باور نداشتند. برای مثال هم کافر امی داشته&amp;zwnj;اند هم کافر اهل کتاب؛ اما این دو گروه کافر به صرف کافر بودن در یک رده دسته بندی نمی&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;اند. در شرح و توصیف بحث&amp;zwnj;ها و جدل&amp;zwnj;ها و کشمکش&amp;zwnj;های آنان در قرآن، هم برای غیر امییونِ موحد و هم غیر امییون مشرک و یا کافر از اصطلاح اهل کتاب استفاده شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;لازم به یادآوری است که این دو اصطلاح محلی در سایر نقاط دنیا رواج نداشته است. در سایر نقاط دنیا مثل اعراب حجاز به بی کتاب&amp;zwnj;ها که عموما هم بیسواد بودند، امی گفته نمی&amp;zwnj;شده است و شاید کسی هم خارج از آن سرزمین، با این اصطلاح و مفهوم آن آشنایی نداشته است. همچنین است اصطلاح اهل کتاب که برای چنین ملغمه&amp;zwnj;ای از جمعیتِ با دین و بی دین و کافر و مشرک و غیره بکار رفته است. هیچکدام از آیات مربوط به اهل کتاب دلالت بر جدل و درگیری با افراد و گروه&amp;zwnj;هایی خارج از آن سرزمین ندارد. برای روشن تر شدن این موضوع اشاره&amp;zwnj;ای به اصطلاح مانوس &amp;laquo;ملابنویس&amp;raquo; بد نیست. زمانی که در ایران تعداد باسوادان اندک بوده است، به کسانی که برای دیگران کار نوشتن را انجام می&amp;zwnj;داده اند، اصطلاحا &amp;laquo;ملابنویس&amp;raquo; می&amp;zwnj;گفتند. حال درگیری مردم یک شهر با ملابنویس&amp;zwnj;های آن شهر را نمی&amp;zwnj;توان مثلا به درگیری با تمام باسوادهای دنیا تعمیم داد. تمامی آیات مربوط به ستیز و درگیری، درگیری محلی با افراد مقیم است و اشتباه مفسران این بوده است که این آیات را که در جریان درگیری با عده&amp;zwnj;ای خاص از افراد محلی نازل شده است به کل ادیان مسیحیت و یهودیت تعمیم داده&amp;zwnj;اند. وگرنه چطور می&amp;zwnj;شود در قرآن این همه آیات به ظاهر ضد و نقیض درباره &amp;laquo;اهل کتاب&amp;raquo; موجود باشد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هدف این نوشته بررسی تفصیلی موضوع و همه آیات مربوطه نیست. در نوشتاری دیگر به این مهم پرداخته خواهد شد. استدلال این نوشته را برای پرهیز از پیچیدگی (تکنیکی نشدن) به چند محور و با اشاره به چند آیه مربوطه در هر محور محدود می&amp;zwnj;کنیم:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;یکم- چرایی تناقضات در آیه&amp;zwnj;های مربوط به &amp;laquo;اهل کتاب&amp;raquo;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دوم- آیات بقره:۶۲ و مائده:۶۹&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;سوم- اصل نبوت و ضرورت ایمان به همه پیامبران و رسالت و کتاب آن ها&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;چهارم- مسلمان خواندن پیروان سایر پیامبران و سلیم و در سمت خدا بودن! &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پنجم- تصدیق کتاب&amp;zwnj;های آسمانی پیشین توسط قرآن&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ششم- قومی بودن رسالت همه پیامبران و تفاوت در شریعت و منهاج و مناسک اقوام&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بررسی و بحث موارد شش گانه بالا در ادامه می&amp;zwnj;آید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;5&quot;&gt;یکم- چرایی تناقضات در آیه&amp;zwnj;های مربوط به اهل کتاب&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای مثال چند نمونه آیات به ظاهر پارادوکسال و یا ناهمخوان را درباره &amp;laquo;اهل کتاب&amp;raquo; می&amp;zwnj;آوریم. سپس با آیات دیگر قرآن و بحث درباره اصطلاح &amp;laquo;اهل کتاب&amp;raquo; نشان خواهیم داد که دین حضرت موسی و دین حضرت عیسی و کتاب&amp;zwnj;های آن&amp;zwnj;ها همانقدر مهم است که دین حضرت محمد و کتاب او. لازم به یادآوری است که علاوه بر اصطلاح &amp;laquo;اهل کتاب&amp;raquo;، در قرآن از عباراتی چون &amp;laquo;الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ&amp;raquo; و &amp;laquo; الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ&amp;raquo; و &amp;laquo; الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ&amp;raquo; هم استفاده شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;550&quot; height=&quot;1140&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/_tab1.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;حتی با نگاهی گذرا به آیاتی که در جدول ۱ برای نمونه آورده شده است، می&amp;zwnj;توان مشاهده کرد که به هیچ قانونمندی ویژه&amp;zwnj;ای درباره &amp;laquo;کل&amp;raquo; جمعیت &amp;laquo;اهل کتاب&amp;raquo; نمی&amp;zwnj;توان رسید؛ حتی مواردی که آیه دلالت روشن بر بخشی از جمعیت اهل کتاب ندارد. برای مثال از آیه آل عمران:۷۱ که خطاب به اهل کتاب می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;چرا حق را به باطل می&amp;zwnj;آمیزید&amp;raquo;؛ نمی&amp;zwnj;توان نتیجه گرفت که منظور همه جمعیت اهل کتاب بوده است . چرا که در آیات ستون اول حداقل بخشی از جمعیت اهل کتاب مورد تایید و ستایش قرار گرفته&amp;zwnj;اند. در آل عمران:۱۹۹ آن&amp;zwnj;ها را چنین محکم توصیف کرده است:&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;laquo;&lt;i&gt;و از اهل كتاب كسانى هستند كه به خداوند و آنچه براى شما نازل شده و آنچه براى خودشان نازل شده&amp;rlm;، ايمان دارند، در حالى كه در برابر خداوند خاشعند و آيات الهى را به بهاى ناچيز نمى&amp;rlm;فروشند؛ اينان پاداششان نزد پروردگارشان است&lt;/i&gt;.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آیات آل عمران:۱۱۳، ۱۱۴ و ۱۱۵ چنین گفته است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;laquo;آنان يكسان و همسان نيستند؛ از اهل كتاب گروهى درست&amp;rlm;كردارند كه آيات الهى را در دل شب مى&amp;rlm;خوانند و سر به سجده مى&amp;rlm;نهند. به خداوند و روز بازپسين ايمان مى&amp;rlm;آورند و به نيكى فرمان مى&amp;rlm;دهند و از ناشايستى بازمى&amp;rlm;دارند و به نيكوكارى مى&amp;rlm;شتابند و اينان از صالحینند. و هر كار خيرى كه انجام دهند هرگز بدون پاداش و سپاس نخواهند ماند، و خداوند از پرهيزگاران آگاه است.&amp;raquo;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در جایی که می&amp;zwnj;بینیم حداقل گروهی از آنان چنین مورد ستایش قرار گرفته&amp;zwnj;اند چطور می&amp;zwnj;توان &amp;laquo;اهل کتاب&amp;raquo; را کلا رد کرد و جسارت را به آن جایی رساند که آن&amp;zwnj;ها را &amp;laquo;نجس&amp;raquo; نامید! البته عده&amp;zwnj;ای هم نکوهش شده&amp;zwnj;اند. اما نه می&amp;zwnj;توان با رفتار عده&amp;zwnj;ای از یک جمعیت، کل اهل کتاب را رد کرد و یا کل آن&amp;zwnj;ها را تایید کرد. در رابطه با گروه&amp;zwnj;های مختلف بستگی به رویدار مورد نظر (شان نزول) آیه، سخنی گفته شده است و یا توصیه&amp;zwnj;ای شده است و یا شرحی از خود رویداد می&amp;zwnj;باشد. این درباره &amp;laquo;امیین&amp;raquo; هم صادق است. برخی از آن&amp;zwnj;ها دست از بت پرستی و شرک برداشته و &amp;laquo;ایها الذین آمنوا&amp;raquo; خطاب می&amp;zwnj;شده اند، در حالی که عده&amp;zwnj;ای همچنان بر کفر و شرک و ستیز با پیامبر و تکذیب رسالت او پافشاری می&amp;zwnj;کردند. حتی اگر تمامی جمعیتی که در آن سرزمین به اهل کتاب موسوم بوده اند، به هر علتی با پیامبر و یارانش در جنگ قرار می&amp;zwnj;گرفتند، نمی&amp;zwnj;توان به صرف مخالفت آن جمعیت و ستیز آن&amp;zwnj;ها با پیامبر، یهودیت و مسیحیت را به عنوان ادیان ابراهیمی رد کرد و پیروان آن را نجس دانست. فرق است بین &amp;laquo;اهل کتاب&amp;raquo; و مسیحیان یا یهودیان. &amp;laquo;اهل کتاب&amp;raquo; به غیر امییونی گفته می&amp;zwnj;شده است که در آن زمان در آن مکان می&amp;zwnj;زیسته&amp;zwnj;اند و شامل افراد گوناگونی می&amp;zwnj;شدند از موحد گرفته تا بی دین و مشرک و کافر!&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای بحث بیشتر پیرامون &amp;laquo;خطاب&amp;raquo;&amp;zwnj;های قرآن می&amp;zwnj;توان به [۱] و [۲] مراجعه کرد. در این نوشته&amp;zwnj;ها نشان داده شده است که بدون درک ساختاری قرآن، چگونه خطاب&amp;zwnj;های قرآن (مانند يَا أَيُّهَا النَّاس) بر مبنای تک آیه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;تواند منبع خطاهای بزرگ گردد. همچنین نشان داده شده است که قرآن یک متن نیست بلکه حاصل تعامل و گفتمان بین پیامبر و افراد و گروه&amp;zwnj;های گوناگون می&amp;zwnj;باشد. پر است از &amp;laquo;قیل&amp;raquo; و &amp;laquo;قال&amp;raquo; ها! باید دید آیات خطاب کلی در کجا و در چه رابطه&amp;zwnj;ای آمده است. برای مثال خطاب &amp;laquo; يَا أَيُّهَا النَّاس / ای مردم&amp;raquo; گاهی برای یک جمعیت خیلی کوچک به کار برده شده است. اگر بخواهیم آن را به کل مردم دنیا تعمیم بدهیم خطای بزرگی خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;5&quot;&gt;دوم- آیات بقره:۶۲ و مائده:۶۹&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال بیایید آیات جدول ۱ را با دو آیه بقره:۶۲ و مائده:۶۹ در جدول ۲ ، که مشخصا درباره یهودیان و مسیحیان است، مقایسه کنیم. این آیات در یک ردیف می&amp;zwnj;گوید: ایمان آوردگان (امییون تازه ایمان آورده)، یهودیان، مسیحیان، و صابئیان همگی با ایمان به دو اصل توحید و معاد (البته با کنش و یا عمل نیک) رستگارند. اصل نبوت پیش فرض است. در جدول ۳ برخی از آیات نبوت مبنی بر لزوم ایمان مومنین به همه پیامبران آورده شده است. بنابراین باید دید جایی که این چنین و به طور هیچ ابهامی مسیحیان و یهودیان را دارای ارج و قرب نزد خداوند دانسته است، این &amp;laquo;نجس&amp;raquo; بودن از کجا می&amp;zwnj;آید!&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;550&quot; height=&quot;256&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/_tab2.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شبیه به دو آیه بالا، موضوع نبوت و ایمان به صورت کلی در رابطه با رسالت همه پیامبران و پیروان هر پیامبر، در آیه انعام:۴۸ و اعراف:۵۳ چنین بیان شده است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;انعام: ۴۸ &lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ &lt;b&gt;فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و ما پيامبران را جز مژده&amp;rlm;آور و هشداردهنده نمى&amp;rlm;فرستيم&amp;rlm;، آنگاه كسانى كه ايمان آورند و درستكارى كنند نه بيمى بر آنهاست و نه اندوهگين مى شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;اعراف&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt; ۵۳&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي فَمَنِ اتَّقَى &lt;b&gt;وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اى فرزندان آدم&amp;rlm;، چون پيامبرانى از خودتان به سوى شما آمدند و آيات مرا بر شما خواندند (بدانيد كه&amp;rlm;) كسانى كه تقوا ورزند و درستكارى پيشه كنند، نه بيمى بر آنهاست و نه اندوهگين شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته همچنان که در هر چهار آیه مشاهده می&amp;zwnj;شود، ایمان بایددر کنش نیک و یا عمل صالح نمود پیدا کند. اگر به آیات قرآن که موضوع آن ایمان و ایمان آوردن است دقت کنیم، خواهیم دید که در بیشتر این گونه آیات بعد از ایمان، &lt;b&gt;&amp;laquo;عمل صالح&amp;raquo;&lt;/b&gt; آمده است. در واقع عمل صالح می&amp;zwnj;تواند سنجه باشد نه ایمان انتزاعی!&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ناگفته نماند که در آیه حج:۱۷، &amp;laquo;مجوس&amp;raquo; نیز در ردیف چهار گروه: ایمان آوردندگان (امی)، یهودیان، مسیحیان، و صابئیان ذکر شده که در قیامت در مورد آنان داوری قرار خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;5&quot;&gt;سوم- اصل نبوت و ضرورت ایمان به همه پیامبران و رسالت و کتاب آن ها&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جدول ۳ برخی از آیات مربوط به اصل نبوت و ضرورت ایمان به همه پیامبران و رسالت و کتاب آن&amp;zwnj;ها آمده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;550&quot; height=&quot;553&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/_tab3.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته همچنان که در قرآن آمده برخی از پیروان پیامبران دیگر، رسالت حضرت محمد را قبول نداشتند که این بحث خود را دارد. اما آن چه به قرآن و پیروان حضرت محمد مربوط می&amp;zwnj;شود آن&amp;zwnj;ها باید رسالت همه پیامبران را قبول داشته و به تمامی آن&amp;zwnj;ها و کتاب هایشان ایمان داشته باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;5&quot;&gt;چهارم- مسلمان خواندن پیروان سایر پیامبران و در سمت خدا بودن! &lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیات جدول ۳ آنقدر آشکار است که نیاز به توضیحی ندارد. در آیات بقره:۱۳۶ و آل عمران:۸۴ بعد از ایمان به پیامبران عبارت &lt;b&gt;وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ &lt;/b&gt;آمده است. درست است که واژه &amp;laquo;مسلمان&amp;raquo; یا &amp;laquo;مسلم&amp;raquo; برای پیروان حضرت محمد به طور اخص استفاده شده است. اما قرآن به طور عام پیروان تمام پیامبران را مسلم می&amp;zwnj;داند. در آیات زیادی از قرآن مواردی چون مسلمون، مسلمات، مسلم، اسلم، و اسلموا و غیره دلالت دارد بر در جهت خدا بودن و هماهنگ (یا در هارمونی) بودن با سازوکار آفرینش و صلح ناشی از آن. که خود دلیلی است بر این که پیروان همه پیامبران در یک جایگاه و مرتبه در رابطه به خداوند قرار دارند و بر هم مزیت و برتری ندارند همانطور که پیامبرانشان چنین هستند. نظر به اهمیت این موضوع برخی آیات دیگر در جدول ۴ آمده است. در آیه آل عمران:۲۰ آمده است که به اهل کتاب و امیین بگو هر کس مسلم شود، یعنی در سمت خدا قرار گیرد (&lt;b&gt;أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلّهِ&lt;/b&gt;)، هدایت یافته است. آیات دیگری در رابطه با &lt;b&gt;أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلّهِ &lt;/b&gt;و روشن تر شدن مفهوم آن آورده شده است. در این آیات به آیین ابراهیم که پیامبران ابراهیمی در آن راستا هستند و این که این دین او احسن و استوار است اشاره شده است. همچنین عبارت &lt;b&gt;&amp;laquo;فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ&amp;raquo;&lt;/b&gt; در آیه بقره: ۱۱۲ همان عبارتی است که در آیات بقره:۶۲ و مائده:۶۹ (جدول ۲) برای مسیحیان و یهودیان هم به کار رفته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;لازم به یادآوری است که نام و سرگذشت تمام پیامبران در قرآن نیامده است. زیرا که خدا به پیامبر می&amp;zwnj;گوید: پيش از تو پيامبرانى فرستاديم كه داستان بعضى از آنان را با تو گفته&amp;rlm;ايم&amp;rlm;، و داستان بعضى از آنان را با تو نگفته&amp;rlm;ايم. (غافر:۷۸ و نساء: ۱۶۴)&amp;rlm;. آن چه در قرآن آمده درباره پیامبران نحله ابراهیمی است که همه &amp;laquo;مسلم&amp;raquo; خوانده شده&amp;zwnj;اند. شریعت پیامبر اسلام متعلق به این دسته بندی و در چارچوب مفهومی پیامبران نحله ابراهیمی می&amp;zwnj;باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;550&quot; height=&quot;504&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/_tab4.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;5&quot;&gt;پنجم- تصدیق کتاب&amp;zwnj;های آسمانی پیشین توسط قرآن&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیه&amp;zwnj;های زیادی در قرآن به روشنی بیان می&amp;zwnj;کند که کتاب قرآن تایید کننده و همخوان با کتاب&amp;zwnj;های آسمانی پیشین است. آیاتی که با عبارت&amp;zwnj;های چون &lt;b&gt;&amp;laquo;مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ&amp;raquo;&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;&amp;laquo; تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ&amp;raquo;&lt;/b&gt; می&amp;zwnj;گوید تصدیق کننده کتاب&amp;zwnj;های در دست آن هاست (انجیل و تورات). تعداد این آیات زیاد است . در جدول ۵ چند نمونه آورده شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;550&quot; height=&quot;237&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/_tab5.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از طرف دیگر می&amp;zwnj;بینیم که در آیه احقاف:۹ خداوند به پیامبر می&amp;zwnj;گوید به مردم بگو من پدیده بدیعی در میان پیامبران نیستم:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;احقاف: ۹ &lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;قُلْ مَا كُنتُ &lt;b&gt;بِدْعًا&lt;/b&gt; مِّنْ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بگو (من&amp;rlm;) بدعتی در ميان پيامبران نيستم&amp;rlm;، و نمى&amp;rlm;دانم بر من و بر شما چه خواهد رفت&amp;rlm;؛ تنها از وحيى كه به من مى&amp;rlm;شود، پيروى مى&amp;rlm;كنم&amp;rlm;؛ و من جز هشداردهنده&amp;rlm;اى آشكار نيستم&amp;rlm;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین جایی که پیامبر اسلام می&amp;zwnj;گوید من پدیده نوظهوری در میان پیامبران نیستم و از طرف دیگر این همه آیه درباره همخوان بودن کتابش با تورات و انجیل نازل شده است، چگونه می&amp;zwnj;توان گفت یهودیان و مسیحیان را رد کرد و فقط خود را برحق دانست؟ گاهی گفته می&amp;zwnj;شود که کتاب&amp;zwnj;های پیشین تحریف شده بوده&amp;zwnj;اند. حتی اگر در مواردی هم تحریفی بوده است، این همه آیه به طور واضح از تصدیق کتاب موجود &lt;b&gt;&amp;laquo;در دست&amp;raquo;&lt;/b&gt; آن&amp;zwnj;ها سخن گفته و آن&amp;zwnj;ها را تایید کرده است. البته پیرامون مواردی بین پیامبر و اهل کتاب مباحثات فکری در جریان بوده است که در قرآن آمده است. اختلاف در مواری دلیل بر بطلان طرف دیگر نیست!&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آیات انعام: ۱۵۵، ۱۵۶، و ۱۵۷ یکی از دلایل ارسال قرآن بیان شده است: این که قوم پیامبر نگویند چرا برای دو طایفه دیگر (یهودیان و مسیحیان) کتاب فرستاده شده ولی برای ما کتابی نیامده است. یعنی اینجا هم دلیل منطبق است بر مدل و ساختاری که می&amp;zwnj;گوید: پیامبران و شریعت&amp;zwnj;ها و کتاب&amp;zwnj;ها برای اقوام مختلف؛ و نه هژمونی یا برتری یک پیامبر و شریعت و کتابش! از طرف دیگر این آیه&amp;zwnj;ها به روشنی دلالت دارد بر این که مردم مکه و حومه مخاطب پیامبران پیشین و کتاب&amp;zwnj;های آن&amp;zwnj;ها نبوده اند! رسالت آن&amp;zwnj;ها هم جهانی نبوده است وگرنه می&amp;zwnj;بایست شامل این قوم بی کتاب نیز می&amp;zwnj;شده است؛ همین امیین بی کتاب و در حسرت داشتن کتاب در برابر اهل کتاب! جایی هم که در قرآن پیامبر به قوم خودش می&amp;zwnj;گوید امروز دینتان را کامل کردم، در این بستر و چارچوب مفهومی است: کامل کردن شریعت برای قومی خاص و نه کامل کردن دین برای همه بشریت و همه زمان ها!&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;5&quot;&gt;ششم- قومی بودن رسالت همه پیامبران و تفاوت در شریعت و منهاج و مناسک &lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محور دیگری که به طور منظومه&amp;zwnj;ای به این بحث کمک می&amp;zwnj;کند، بحث هدف بعثت پیامبران و قومی بودن رسالت همه پیامبران است که در اینجا آیات آن آورده نمی&amp;zwnj;شود. و آن این است که برای هر قومی پیامبری از میان همان قوم و با زبان همان قوم برای هدایت و آموزش آن قوم آمده است. حضرت محمد برای هدایت قوم خودش و از میان همان قوم مبعوث شده است. کتابش قرآن نیز به زبان قوم خودش که عربی بوده است می&amp;zwnj;باشد. طبق آیات صریح قرآن، مخاطبان قرآن از نظر جغرافیایی مردم مکه و حومه آن بوده&amp;zwnj;اند. برای بحث تفصیلی قومی بودن رسالت پیامبران می&amp;zwnj;توان به [۱]، [۲] و [۴] مراجعه کرد. همچنین مورد دیگر که به استدلال کمک می&amp;zwnj;کند، تفاوت در شریعت و مناسک و منهاج برای اقوام گوناگون است. مثلا جایی که حتی خداوند از حضرت محمد، در مقام داوری بین &amp;laquo;اهل کتاب&amp;raquo; مدینه، از او می&amp;zwnj;خواهد که طبق احکام خودشان داوری کند. آیات ۴۵ تا ۴۹ سوره مائده بیان می&amp;zwnj;کند که خدا برای هر قومی شریعت و منهاجی (راهی) قرار داده و پیروان سایر پیامبران (مردم مقیم) باید احکام کتاب خود را اجرا می&amp;zwnj;کردند. موارد مشخص ذکر شده در این آیات به شرح زیر می&amp;zwnj;باشد: یهودیان باید احکام تورات را اجرا کنند. مسیحیان باید احکام انجیل را اجرا کنند. مسلمانان باید احکام قرآن را اجرا کنند. بعد در آیه مائده:۴۸ چنین جمع بندی کرده است: خداوند برای هر قوم، شریعت و راهی را قرار داده است. خدا همه را یک امت واحده نکرده تا در کارهای خیر رقابت کنید (از هم سبقت بگیرید). تو (حضرت محمد) بین قوم خودت به آنچه به تو فرستاده شده حکم کن. می&amp;zwnj;بینیم که این آیات نه تنها تنوع در شریعت و احکام پیروان سایر پیامبران را مورد تاکید قرار داده، که فلسفه آن را هم رقابت در کارهای خیر بین پبروان شرایع گوناگون بیان کرده است. در همین راستا، آیات ۳۴ و ۶۷ سوره حج می&amp;zwnj;گوید برای هرامتی &lt;b&gt;مناسکی&lt;/b&gt; قرار دادیم (وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;550&quot; height=&quot;261&quot; align=&quot;absMiddle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/_tab6.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font size=&quot;5&quot;&gt;سخن پایانی&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۱. &lt;/b&gt;با توجه به استدلال بالا در شش محور و با استناد به این همه آیات قرآن؛ تمام پیامبران ابراهیمی و شریعت آن&amp;zwnj;ها و پیروان آن&amp;zwnj;ها منجمله یهودیت و مسیحیت بر حق هستند. نحله&amp;zwnj;های دیگر نبوت موضوع قرآن نیست. در نحله ابراهیمی نبوت، سه اصل توحید و نبوت و معاد مشترک است. اما هر پیامبر بر حسب ضرورت و نیاز قوم خودش، به هدایت و آموزش آن&amp;zwnj;ها مبعوث شده است. هیچ پیامبری بر پیامبر دیگر برتریت ندارد و پیروان هر پیامبری باید به دیگر پیامبران ایمان داشته و بین پیامبر قوم خود و دیگر پیامبران فرقی قائل نشوند. غیر از این برساخته&amp;zwnj;هایی چون &amp;laquo;اهل ذمه&amp;raquo; و دیگر موارد استناد قرآنی ندارد. واژه &amp;laquo;نجس&amp;raquo; فقط یک بار در قرآن آمده است که آنهم: اولا در رابطه با مشرکین است، دوما این مشرکین، مشرکین &amp;laquo;امی&amp;raquo; قریش هستند که به مسجداالحرام می&amp;zwnj;آمدند- نه اهل کتاب، سوما مربوط به یک واقعه خاص و زمانی خاص می&amp;zwnj;باشد و با وجود این همه آیات که در بالا به آن اشاره شد، نمی&amp;zwnj;توان ان را تعمیم داد، چهارما کلمه نجس بار مفهومی که از آن استفاده می&amp;zwnj;شود ندارد. خطاب آیه هم &amp;laquo; يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ&amp;raquo; است. همان بت پرستانی امی قریش که ۱۴ قرن سال پیش می&amp;zwnj;زیستند و اکنون در قید حیات نیستند. بهتر است کسانی که به غیر از خودشان و فرقه مذهبی خودشان، تمامی انسان&amp;zwnj;های دنیا را &amp;laquo;نجس&amp;raquo; می&amp;zwnj;دانند به قرآن و آیات و معارف آن برگردند و در پی علت خطاهای خود و بازنگری و حذف منابع خطاهای خود باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;توبه : ۲۸&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا &lt;b&gt;الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ&lt;/b&gt; فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اى کسانی که ایمان آورده اید مشركان پليدند، لذا نبايد پس از امسالشان به مسجدالحرام نزديك شوند؛ و اگر از (ركود تجارت و) تنگدستى مى&amp;rlm;ترسيد، زودا كه خداوند، اگر بخواهد شما را از فضل خويش توانگر گرداند، كه خداوند داناى فرزانه است&amp;rlm;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;b&gt;۲. &lt;/b&gt;طبق آیات زیادی از قرآن ، حوزه ماموریت و&lt;/em&gt; &lt;em&gt;مخاطبان اصلی هر پیامبر، قوم همان پیامبر بوده است [۱]. درست است که در اصول توحید و نبوت و معاد مشترکند، اما هر پیامبر معلم و مربی و هدایت کننده مردم قوم خودش بوده است. به عبارت دیگر هر پیامبر باید این اصول مشترک را به قوم خودش آموزش دهد. سنجه ایمان نیز، عمل صالح فرد است و نه ایمان انتزاعی به این یا آن پبامیر. غایت هم برای پیروان تمام پیامبران سلیم بودن و در جهت خدا و فطرت انسانی قرار گرفتن است که بر آن مبنا آفریده شده&amp;zwnj;اند. پیروان حضرت موسی و حضرت عیسی همانقدر مسلمانند که پیروان حضرت محمد. اما تفاوت&amp;zwnj;هایی در شریعت و منهاج و مناسک اقوام گوناگون وجود داشته است. شریعت شامل احکام و عبادات و همچنین مناسک وسیله بوده است در جهت نیل به اهداف اصول که همان رشد و رستگاری فردی و اجتماعی در این دنیا و رستگاری در آخرت است. به عبارت دیگر احکام و عبادات و مناسک عَرَضی هستند نه ذاتی دین و بر حسب ضرورت زمانی-مکانی و فرهنگ و سنت&amp;zwnj;های هر قوم تفاوت&amp;zwnj;هایی داشته است. &lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&amp;nbsp;&lt;/em&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;b&gt;۳. &lt;/b&gt;بر خلاف درک نادرست رایج، دین و شریعت یک بسته بندی محدود نیست که بدون زمینه و نیاز آمده باشد. پیامبران ابراهیمی هر کدام زمانی که قوم خویش در ظلمت و جهل و شرک و تفرقه و... بوده اند، برای آموزش و هدایت قوم خود به سوی روشنایی آمده&amp;zwnj;اند. یعنی بعثت این پیامبران در وهله اول در پاسخ به نیاز روز آن قوم و آن جامعه بوده است و نه ضرورت نزول بسته&amp;zwnj;ای به نام دین برای همه بشریت و برای همیشه. بگذریم که در زمان آن&amp;zwnj;ها اصلا امکان انتقال پیام به همه بشریت نبوده است. &amp;laquo;کلمات&amp;raquo; خدا که شامل مفاهیم و پدیده&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;شود، نامحدود است. کار بشر کشف و دانستن بیشتر درباره آن هاست. کما این که هدف از نزول قرآن را برای به تعقل واداشتن مخاطبش ذکر می&amp;zwnj;کند. و بخشی از بیشتر سوره&amp;zwnj;های قرآن به بیان آیات آفرینش و تاریخ اختصاص یافته است، هدف برانگیختن مخاطب در نظر کردن و تعقل و تفکر و تدبر در آیات می&amp;zwnj;باشد.&lt;/em&gt; این موضوع خود نیاز به مقاله جداگانه&amp;zwnj;ای دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۴. &lt;/b&gt;با توجه به موارد بالا شاید بتوان گفت علیرغم تلاش&amp;zwnj;های ارزنده فکری توسط نواندیشان دینی، به لحاظ نظری نیاز به غنای بیشتر و یا شاید نیاز به پارادایم دیگری است که بتواند پاسخگوی تناقضات و مشکلات موجود باشد. نظریه &amp;laquo;قبض و بسط شریعت&amp;raquo; و یا رویکرد ذاتی و عَرَضی به آموزه&amp;zwnj;های قرآن، تا حدی پاسخگو بوده است، اما شالوده تئوریک آن بر مبنای مدلی نیست که قرآن ارائه می&amp;zwnj;دهد. اندیشمندانی هم که با ابزار هرمنوتیک به موضوع دین پرداخته اند، تاکنون کاربردی از این ابزار را در مطالعه و برداشت از قرآن و نتیجه گیری از آن ارائه نداده&amp;zwnj;اند. بیشتر به شرح دانش ابزار و کلید مورد نظر خود پرداخته&amp;zwnj;اند نه چگونگی بازکردن قفل! در مجموع شاید بتوان با اندکی تساهل پاسخ مشترک جریانات یا نحله&amp;zwnj;های گوناگون نواندیشان دینی را چنین بیان کرد: می&amp;zwnj;توان تفسیرها و روایت&amp;zwnj;های گوناگون از قرآن و دین داشت و در نتیجه از دین&amp;zwnj;ها و صراط&amp;zwnj;های مستقیم به عنوان معرفت دینی سخن گفت که عنداللزوم ذات دین نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چه در بسیاری از موارد نتیجه بحث آن&amp;zwnj;ها و بحث این نوشتار در رابطه با مصادیق یکی است، اما باید توجه کرد که مغز استدلال نگارنده کاملا متفاوت است و نظر دیگری را طرح می&amp;zwnj;کند. آن چه به عنوان ذات دین از آن یاد می&amp;zwnj;شود؛ به صورت یک بسته با محتوی محدود، توسط هیچکدام از پیامبران و یا مجموع پیامبران، نازل نشده است و قرار هم نبوده و نخواهد بود که نازل شود. به عبارت دیگر معرفت ما از دین، معرفت&amp;zwnj;های گوناگون از یک ذات نامشخص اما متعین &amp;laquo;نازل شده&amp;raquo; نیست. بلکه تکاپوی ما در جهت کشف بیشتر و معرفت بیشتر و نزول بیشتر این ذات است. این تلاش مداوم جستجوگری برای حقیقت خود ذاتی انسان و جامعه انسانی است. به دین داران محدود نمی&amp;zwnj;شود و تمامی هم نخواهد داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به باور نگارنده بسیاری از موارد اختلاف در &amp;laquo;معرفت&amp;zwnj;های دینی&amp;raquo; یا تفسیر قرآن، به نحوه جمع آوری و تدوین آیات و همچنین ابزار و روش ما و خطاهای ناشی از آن برمی گردد [۱] وگرنه آیات قرآن بنا بر خود قرآن باید مبین باشد، به ویژه این که برای مخاطبی کم سواد آمده است. در زمان و مکان نزول هر آیه، مخاطب خطاب هر آیه روشن است؛ برای مثال، مخاطبِ خطابِ &amp;laquo;یا ایهاالناس&amp;raquo; و &amp;laquo;یا اهل الکتاب&amp;raquo;! اما همین تک آیه در خارج زمان و مکان خود یک منبع خطاست نه منبع معرفت؛ چنانچه درک ساختاری از مجموعه آیات کامل نباشد. اینجاست که یک فقیه با صرف یک عمر در راه کسب معرفت، به جایی می&amp;zwnj;رسد که همه انسای&amp;zwnj;های این کره خاکی را نجس فرض می&amp;zwnj;کند جز فرقه خودش! یا مثلا تلاش&amp;zwnj;های معطوف به توجیه و انسانی نشان دادن برخی احکام خشن، از آن جا ناشی شده است که نواندیشان نخواسته&amp;zwnj;اند بپذیرند مخاطب هر پیامبر مردم قوم خودش بوده است و این احکام برای زمان و مکان و مردمی خاص آمده است. به عبارت دیگر نخواسته&amp;zwnj;اند بپذیرند که احکام شریعت ثابت و ذاتی دین نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آشکار است که اگر خداوند می&amp;zwnj;خواست متنی را برای همیشه و برای همه مردم دنیا بفرستد، حتی با فرض سقف تعداد کلمات قرآن، مسلما چنین متنی نبود و چنین ساختاری نداشت. و یا این که دلیلی نداشت آن را در یک جامعه نیمه بدوی عقب مانده از کاروان رشد بشری بفرستد که به ناچار رنگ فرهنگ و برخی سنت&amp;zwnj;های جاهلی آن&amp;zwnj;ها را بگیرد. یا مثلا از بیان تکراری آیات درباره داستان پیامبران و هشدارها و بشارت&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;کاهید و تعداد کلمات صرفه جویی شده را برای توضیح بیشتر درباره ابهاماتی که بعد از ۱۴ قرن هنوز وجود دارد خرج می&amp;zwnj;کرد. از طرف دیگر خداوند رشد نمی&amp;zwnj;کند که بخواهد با اخذ دانش جدید، دین و آموزه&amp;zwnj;های جدید بفرستد. همانطور که بعد مکان برای خدا بی معناست، بعد زمان هم بی معناست. خدا در میلیون&amp;zwnj;ها و بیلیون&amp;zwnj;ها سال آینده در محور زمانی قابل درک کنونی ما حضور دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بگذارید بی پرده گفته شود. به گمان من آخرین سخنرانی مهندس مهدی بازرگان [۴] نقطه عطفی بود که به شایستگی درک نشد و به اندازه و اهمیت تناقضات این پیر نواندیش توجه لازم نشد. با ادامه چرخیدنِ در بر همان پاشنه و در پارادایم کنونی، باید منتظر بازرگان&amp;zwnj;های دیگر بود! او پس از عمری تلاش صادقانه و پیگیرانه و استفاده از ابزار علمی اظهار داشت که دین برای آخرت آمده است؛ و دلیلی ندارد خداوند آموزه&amp;zwnj;هایی را که بشر خود می&amp;zwnj;تواند به آن برسد توسط پیامیران بفرستد! در صورتی که می&amp;zwnj;بینیم غیر از هشدارها و بشارت&amp;zwnj;ها درباره آخرت، آموزه&amp;zwnj;ها و کاربردِ آن&amp;zwnj;ها برای بهتر شدن انسان و زندگی بهتر فرد مخاطب در این دنیاست. حتی بسیاری از بشارت&amp;zwnj;ها و هشدارها درباره آخرت، برای ترغیب به انجام کار نیک و اجتناب از کار بد در این دنیاست. در این آموزه&amp;zwnj;ها از موارد بسیار ابتدایی و بدیهی چون بدون اجازه وارد خانه دیگران نشدن و بر دیگران سلام گفتن تا موارد مهمتر وجود دارد. حتی عبادات و نیاش برای روحیه بهتر و در نتیجه زندگانی بهتر است وگرنه خدا که به چیزی نیاز ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۵. &lt;/b&gt;سخن آخر این که با استناد به آیات قرآن می&amp;zwnj;توان گفت: &amp;laquo;کلمات&amp;raquo; خدا نامحدود است. سنت&amp;zwnj;ها و قوانین آفرینش لایتغیر است. معرفت و دانش بیشتر درباره این سنت&amp;zwnj;ها و قوانین که با مشاهده و تامل و تعقل و تفکر و تدبر در آیات خدا و به کمک برهان حاصل می&amp;zwnj;شود، می&amp;zwnj;تواند به کنش بهتر و مفیدتر انسان در هر مقطع زمانی و متناسب با شرایط و محدودیت&amp;zwnj;های مکانی بیانجامید. و این در حالی است که انسان خود شاید مهمترین و پیچیده&amp;zwnj;ترین آیه است و عقلانیت تنها بعدی از انسان پیچیده است! آن چه از آیات قرآن برداشت می&amp;zwnj;شود با وجود این همه تاکید بر تفکر و تعقل و تدبر...؛ غایت صلح است: صلح با خود، صلح با دیگران، و صلح با طبیعت. سرحلقه همه یگانگی&amp;zwnj;ها و تفارق &amp;laquo;سلم&amp;raquo; و غایت نیز &amp;laquo;سلم&amp;raquo; است ! انسان از امت واحده آغاز کرده است اما مصلحت او در بقا و رشد، در رنگارنگی و اختلاف است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در همین زمینه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;[۱]&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://zamaaneh.com/idea/2010/07/post_759.html&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;ریشه تفسیرهای گوناگون از قرآن کجاست؟ &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;، آرش سلیم، مرداد ۱۳۸۹ ، سایت رادیو زمانه&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;[۲]&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://zamaaneh.com/idea/2010/07/post_757.html&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;قرآن، پیامبر، و جمعیت مخاطب&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;/span&gt;، آرش سلیم، مرداد ۱۳۸۹ ، سایت رادیو زمانه &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;[۳]&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://zamaaneh.com/idea/2010/07/post_758.html&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;قرآن به مثابه گفتمان نه یک متن&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;/span&gt;، آرش سلیم، مرداد ۱۳۸۹ ، سایت رادیو زمانه&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;[۴] &lt;a href=&quot;http://zamaaneh.org/content/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B9%D8%AB%D8%AA%D8%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%8C-%D9%88-%D8%B5%D9%84%D8%AD&quot;&gt;&lt;span&gt;انسان: بعثت، آزادی، و صلح-مروری بر چهار دیدگاه درباره&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی حکومت دینی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ، آرش سلیم، دی ۱۳۸۹ ، سایت رادیو زمانه&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تذکر:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر در خواندن جدول&amp;zwnj;ها مشکل دارید، می&amp;zwnj;توانید فایل پی-دی-اف مقاله را با استفاده از لینک زیر بگشایید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table id=&quot;attachments&quot; class=&quot;sticky-enabled&quot;&gt;
 &lt;thead&gt;&lt;tr&gt;&lt;th&gt;ضمیمه&lt;/th&gt;&lt;th&gt;اندازه&lt;/th&gt; &lt;/tr&gt;&lt;/thead&gt;
&lt;tbody&gt;
 &lt;tr class=&quot;odd&quot;&gt;&lt;td&gt;&lt;a href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/arash_salim.pdf&quot;&gt;فایل PDF مقاله&lt;/a&gt;&lt;/td&gt;&lt;td&gt;437.64 کیلو بایت&lt;/td&gt; &lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/10/12/7562#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6465">آرش سلیم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6466">امی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6467">اهل کتاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2369">قرآن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA">مسیحیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6468">یهودیت</category>
 <enclosure url="https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/arash_salim.pdf" length="448142" type="application/pdf" />
 <pubDate>Wed, 12 Oct 2011 10:39:19 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7562 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>لغو موقت حکم اعدام کشیش ندرخانی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/10/07/7460</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/10/07/7460&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    ایرج ادیب‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;120&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/index.jpg?1318536350&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;در آستانه روز جهانی اعدام و در پی اعتراض&amp;zwnj;های جهانی، حکم اعدام کشیش یوسف ندرخانی توسط دیوان عالی ایران به شرط توبه او و برگشت دوباره&amp;zwnj;&amp;zwnj; به اسلام به&amp;zwnj;طور موقت لغو شده است.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;یوسف ندرخوانی ۳۲ ساله است و دو فرزند دارد. او در ۱۹ سالگی به آیین مسیحیت می&amp;zwnj;گرود. سپس کشیش یک جامعه کوچک مسیحی در رشت به نام کلیسای ایران می&amp;zwnj;شود. دادگاه انقلاب ایران در سال ۲۰۰۹ او را دستگیر و به اتهام ارتداد محکوم به اعدام کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20111006_PM_naderkhani_bahiyeh_Jaylani.mp3&quot;&gt;&lt;img width=&quot;273&quot; height=&quot;31&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در پی محکومیت&amp;zwnj;ها و فشارهای جهانی، به تازگی دیوان عالی کشور پرونده کشیش ندرخوانی را مورد بررسی مجدد قرار داد. به گفته محمدعلی دادخواه، وکیل مدافع یوسف ندرخوانی، پرونده اتهامی این کشیش جوان از نو به دادگاه انقلاب رشت فرستاده&amp;zwnj;اند و خواستار توبه متهم شده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در روزهای اخیر که خطر اعدام کشیش ندرخوانی به اتهام ارتداد وجود داشت، آلمان و لهستان سفیران جمهوری اسلامی را احضار کردند و مقام&amp;zwnj;های مختلف در آمریکا و بریتانیا خواستار لغو حکم اعدام این کشیش ایرانی شده&amp;zwnj;اند. اتحادیه اروپا خواستار توقف همه اعدام&amp;zwnj;ها در ایران شده و در مورد وخامت وضعیت مسیحیان و دیگر اقلیت&amp;zwnj;&amp;zwnj;های مذهبی در ایران، اظهار نگرانی کرده است. حزب اتحاد مسیحیان هلند و گروه مسیحیان کره جنوبی نیز محکوم کردن حکم اعدام کشیش جوان ایرانی به دلیل جدا شدن از اسلام را به حرکت&amp;zwnj;های گسترده اعتراضی مبدل کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جامعه جهانی بهایی نیز به این حکم اعدام از سوی دادگاه انقلاب جمهوری اسلامی اعتراض کرده است. این تشکل بین&amp;zwnj;المللی، طی بیانیه&amp;zwnj;ای به موج جهانی اعتراض به محکومیت کشیش یوسف ندرخانی پیوسته و حکم اعدام او را نمونه دیگری از قساوت مقامات ایرانی علیه مردم این کشور توصیف کرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در بررسی این موضوع با توجه به دیگر اعدام&amp;zwnj;هایی که در چند روز اخیر در ایران انجام گرفته است، با دکتر بهیه جیلانی، جامعه&amp;zwnj;شناس و کارشناس مسائل سیاسی در پاریس گفت&amp;zwnj;وگوی کوتاهی کرده&amp;zwnj;ایم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;آیا پافشاری جمهوری اسلامی برای دادن حکم ارتداد به کشیش ندرخانی را به دلیل جدا شدن از اسلام و ترس از اسلام&amp;zwnj;گریزی و گرویدن مردم به مسیحیت و آیین زرتشتی و ادیان دیگر می&amp;zwnj;دانید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;150&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/index3.jpg&quot; /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بهیه جیلانی: &lt;/b&gt;سئوال شما یک سئوال روز است. من متأسفم که آقای ندرخانی در چنگال&amp;zwnj; جمهوری اسلامی گیر کرده است. زیرا ما آگاه هستیم که جمهوری اسلامی در ۳۳ گذشته تمام مجرمان خود را به یک پیام تبدیل کرده است. ایشان قربانی یک اندیشه هستند. من فکر می&amp;zwnj;کنم که جمهوری اسلامی از مجرمان خود امروز می&amp;zwnj;خواهد پیامی درست کند و آقای ندرخانی امروز یک پیام است و جرمش مسئله&amp;zwnj;ی به مسیحیت گرویدن نیست و مسئله اسلام&amp;zwnj;گریزی امروز برای جمهوری اسلامی مطرح نیست، بلکه می&amp;zwnj;خواهد پیامی بفرستد. این پیام شامل مسیحیت نمی&amp;zwnj;شود، بلکه شامل تمام اقوام و تمام کسانی می&amp;zwnj;شود که کوچک&amp;zwnj;ترین رنگ و بویی از مخالفت با جمهوری اسلامی در خود دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آقای ندرخانی امروز یکی از این قربانیان است که دارد فدای موجودیت جمهوری اسلامی می&amp;zwnj;شود. زیرا جمهوری اسلامی با مخالفین&amp;zwnj;اش امروز با بدترین شرایط که اعدام باشد، برخورد می&amp;zwnj;کند و ما باید این نکته را در نظر بگیریم که مسئله جمهوری اسلامی امروز اسلام&amp;zwnj;گریزی نیست، بلکه ماندگاری و وجود خودش است که مشکل ملت ما شده است. من فکر نمی&amp;zwnj;کنم در این جا مسئله مسیحیت مطرح باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تلویزیون جمهوری اسلامی چهار روز پیش پس از فشارهای جامعه جهانی در محکوم کردن حکم اعدام کشیش ندرخانی یکباره گزارش داد که او به دلایل دیگری ازجمله تجاوز، خشونت، رشوه&amp;zwnj;گیری، اخاذی، تفکرات صهیونیستی و خیانت محکوم شده است. دلیل وارد کردن این اتهام&amp;zwnj;های تازه از سوی رسانه&amp;zwnj;ی دولتی را در چه می&amp;zwnj;دانید، آن هم زمانی که پرونده&amp;zwnj;&amp;zwnj; اختلاس&amp;zwnj;های دولتی جنجال بزرگی برپا کرده است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من فکر می&amp;zwnj;کنم این جرم&amp;zwnj;های تازه که به آقای ندرخانی نسبت داده&amp;zwnj;اند، جرم&amp;zwnj;هایی واهی بیش نیست. زیرا خود جمهوری اسلامی امروز در شرایطی نیست که بتواند به کسی اتهام اختلاس بزند. چون خود جمهوری اسلامی ماهیت&amp;zwnj;اش را نشان داده است و همه دنیا آگاهی بر ذات واقعی جمهوری اسلامی دارند که ۳۳ سال است عده&amp;zwnj;ای مملکت ایران را به تاراج برده&amp;zwnj;اند و دارند آن را غارت می&amp;zwnj;کنند. پس خیلی نابه&amp;zwnj;جاست که آقای ندرخانی را ما محکوم به رشوه&amp;zwnj;خواری کنیم. اگر صحبت رشوه&amp;zwnj;خواری پیش بیاید، باید ما کل حکومت را زیر سئوال ببریم که آیا حکومت رشوه&amp;zwnj;خوار و مجرم و غارتگر است یا آقای ندرخانی؟ اصلاً گیرم که باشد، چقدر توانسته است واز چه کسانی و کجا اختلاس کرده است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا واقعیت دارد؟ نه! این&amp;zwnj;ها همه حرف است برای گذراندن موقتی؛ فرار از واقعیت&amp;zwnj;ها؛ و این&amp;zwnj;ها بهانه&amp;zwnj;ای بیش نیستند. امروز مسئله ایران مسیحیت نیست. کل مخالفان جمهوری اسلامی است. مگر دانشجویان ما مسلمان نیستند؟ امروز اما در زندان به سر می&amp;zwnj;برند. مگر اصلاح&amp;zwnj;طلبانی که دیروز در دل جمهوری اسلامی بودند و امروز مخالف جمهوری اسلامی هستند مسلمان نیستند؟ ولی امروز جای&amp;zwnj;شان در زندان&amp;zwnj;های جمهوری اسلامی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;98&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/ah3.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;من این&amp;zwnj;ها را بهانه&amp;zwnj;ای بیش نمی&amp;zwnj;بینم و سعی می&amp;zwnj;کنم مسئله را به صورت گلوبال ببینم. رفتار جمهوری اسلامی با مخالفانش و این که آقای ندرخانی امروز محکوم به اعدام شده&amp;zwnj;اند، بهانه&amp;zwnj;ای بیش نیست، پیامی بیش نیست. ترساندن ملت است از این که اگر با جمهوری اسلامی مخالفت کنند چه بلایی در انتظارشان خواهد بود. من فکر می&amp;zwnj;کنم این پیام جمهوری اسلامی است و برای این که ملت را بتوانند به سکوت وادارند و بترسانند. بهانه است. این&amp;zwnj;ها بهانه &amp;zwnj;است. اعدام&amp;zwnj;ها بهانه هستند. جمهوری اسلامی مانند تمام آلترناتیوهای سیاسی می&amp;zwnj;خواهد وجود خودش را به تثبیت برساند و همچنان حکومت کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این که امروز فردی را به اتهام حضور در دانشگاه اینترنتی بهاییت محکوم می&amp;zwnj;کند، یا این که دراویش را محکوم می&amp;zwnj;کند چه دلیلی دارد؟ دراویش مگر مسلمان نیستند یا از دل اسلام درنیامده&amp;zwnj;اند؟ چرا آن&amp;zwnj;ها محکوم هستند؟ پس این&amp;zwnj;ها بهانه است. روزی به نام بهاییت، روزی به نام مسیحیت، روزی به نام دراویش و روزی به نام شیطان&amp;zwnj;پرستی. این&amp;zwnj;ها بهانه&amp;zwnj;هایی هستند برای جمهوری اسلامی که تنور موجودیت خودش را داغ نگهدارد. ما باید نگاه&amp;zwnj;مان را به این افراد تغییر دهیم و نگوییم آقای ندرخانی مجرم است، چون مسیحی شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نه! در جمهوری اسلامی هرکسی ساز مخالفت زند، مجرم است و ما باید این مسئله را بیش از این و بزرگ&amp;zwnj;تر از این ببینیم. این که ما آقای ندرخانی را مجرم بدانیم چون مسیحی شده، نه! اصلاً جرم ایشان مسیحیت نیست. جرم ایشان این است که توانسته&amp;zwnj;اند با جمهوری اسلامی مقابله کنند و بگویند چیز دیگری هم به جز اسلام شما وجود دارد. این یک فرد است. در صورتی که جرم بزرگ جمهوری اسلامی کلی است و باید ما مسئله را کلی نگاه کنیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شما به مسئله دانشجویان اشاره کردید. بسیاری از دانشجویان مخالف هم اکنون در زندان به سر می&amp;zwnj;برند. حتی محمدیوسف رشیدی از فعالان دانشجویی که فقط یک کاغذ دستش گرفته بود و روی آن نوشته بود: &amp;quot;رئیس جمهورفاشیست، پلی تکنیک جای تو نیست!&amp;raquo; گزارش&amp;zwnj;های تازه از تحصن دانشجویان دانشگاه امیرکبیر روز چهارشنبه و پنجشنبه هفته جاری خبر می&amp;zwnj;دهد. این تحصن به خاطر چیست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تحصن به خاطر این است که سرمایه&amp;zwnj;های این مملکت، به جای این که به داد ملت برسند متأسفانه جای دیگری هزینه و جابه&amp;zwnj;جا می&amp;zwnj;شوند و دانشگاه&amp;zwnj;ها بودجه&amp;zwnj;ای ندارند تا به دانشجو برسند. امروز مساجد دانشگاهها را کرده&amp;zwnj;اند خوابگاه دانشجویان و دانشجویانی که از شهرستان&amp;zwnj;ها به تهران می&amp;zwnj;آیند، جایی برای خواب ندارند. نتیجه این است که خانم آمنه که در مسجد دانشگاه امیرکبیر بوده و برای حمام مجبور می&amp;zwnj;شده از حمام&amp;zwnj;های کارمندان استفاده کند، بر اثر بخار اسیدی که گویا از کانال حمام بیرون می&amp;zwnj;آمده خفه می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;120&quot; height=&quot;120&quot; align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/index_0.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته این بلا سر خود من هم در زندان اوین آمده است. زیرا این&amp;zwnj;ها برای بهداشت حمام&amp;zwnj;ها موادی را باهم مخلوط می&amp;zwnj;کنند و آن بخاری که از اختلاط این دو ماده به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آید کشنده است و تمام ریه&amp;zwnj; و نارین&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;سوزاند. خانم آمنه به همین علت فوت شده است. در صورتی که می&amp;zwnj;توانستند خوابگاه&amp;zwnj;هایی داشته باشند که طبق اصول ساخته شده باشد و دانشجو دارای حمام دانشجویی باشد. آمنه که دانشجوی فوق لیسانس دانشگاه امیرکبیر بود، می&amp;zwnj;توانست امروز در میان زنده&amp;zwnj;گان باشد نه در میان مردگان.&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/10/07/7460#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6309">تغییر دین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA">مسیحیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Fri, 07 Oct 2011 17:05:11 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">7460 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تئوری‌های الهام متن دینی در کلام مسیحی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/09/05/6718</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/09/05/6718&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    احمد علوی*        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;500&quot; height=&quot;375&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/the_evangelist_matthew_inspired_by_an_ange.jpg?1315196808&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;احمد علوی &amp;minus; منبع بسیاری از توصیه&amp;zwnj;ها، اوامر و نواهی مذهبی متونی است که به وحی یا الهام از جهان برتر مستند هستند. اعتبار متون مذهبی نیز به نوبه خود به چگونگی تبینی که از وحی و الهام می&amp;zwnj;شود، وابسته است. وحی و الهام نیز همچون سایر مفاهیم دینی موضوع تأویل&amp;zwnj;های گوناگونی بوده است. هر جامعه زبانی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Language community&lt;/span&gt;)معین مانند متکلمان، فیلسوفان و محدثان بنا به قوانین گفتگوی خود و قواعد خاص بازی زبانی عرصه تولید معرفت خود به یکی از این تأویل&amp;zwnj;ها گرایش نشان داده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طبیعی است که هر جامعه زبانی احساس می&amp;zwnj;کند که تأویل خود دارای سازگاری درونی، منطق روشن و خوانائی با متون اصلی یا متون مذهبی است، چرا که یک دست بودن زبانی که بر اذهان اعضای جامعه زبانی حکم است به دنبال خود سازگاری تجربه و دانش آنها را به همراه دارد و ناسازگاری درونی دستگاه نظری خودی را می&amp;zwnj;پوشاند. مثلا دستگاه تأویلی یک عضو مذهب کاتولیک برای او که در چارچوب زبان دینی خاصی تربیت شده است، دارای سازگاری درونی است. حال آنکه همین دستگاه زبانی برای دیگری که از لابلای دستگاه زبانی دیگری به آن می&amp;zwnj;نگرد ممکن است ناسازگار به نظر آید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برخی مومنان مذهب&amp;zwnj;ها و فرقه&amp;zwnj;های گوناگون در عین باور به معتقدات خود، تمایل دارند تا پیروان فرقه&amp;zwnj;های دیگر را گمراه و بی باور قلمداد کنند. حال آنکه، برای افرادی که در چارچوب یک مذهب یا فرقه اجتماعی شده به فرهنگ آن خو می&amp;zwnj;گیرند، بسیار دشوار است که سستی&amp;zwnj;های نظری آن را دریابند یا به سادگی به ناسازگارهای درونی باورهای خود پی ببرند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این ادعا در مورد شناخت فرهنگ&amp;zwnj;های گوناگون نیز اعتبار دارد. برخی از رسوم یک فرهنگ ممکن است برای افرادی که در فرهنگ&amp;zwnj;های دیگر اجتماعی شده اند، بی معنا و حتی ناشایست تلقی شوند. حال آنکه افراد انسان و گروه بندی&amp;zwnj;های موجود در خود آن فرهنگ برای توجیه رفتار خود دارای نوعی عقلانیت هستند که بدون شناخت آن، رفتارهای آن مجموعه قابل فهم نیست. برای همین است که شرط ضروری اعتبار هر پژوهش علمی در مورد هر فرهنگ نیز عبور از دیواره ارزشهای خودی و در آمدن به دنیای سوبژکتیو و ارزشی آن فرهنگ است. پژوهشگرانی همچون شلایرماخر (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Schleiermacher 1768- 1834&lt;/span&gt;) ، دیلتای (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Dilthey 1833-1911&lt;/span&gt;) ، وبر (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;1864-1920&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Max &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Weber&lt;/span&gt;) و یوآخیم واخ (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Joachim Wach 1898-1955&lt;/span&gt;) بر همدلی به عنوان شرط شناخت فرهنگ یا خرده فرهنگ&amp;zwnj;های دینی تاکید دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; hspace=&quot;10&quot; height=&quot;400&quot; width=&quot;313&quot; vspace=&quot;10&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/st__matthew_and_the_angel.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دلیل دیگری که این احساس سازگاری درونی تأویل طرفداران یک گرایش خاص مذهبی را توضیح می&amp;zwnj;دهد این است که زبان به کارگرفته شده در فهم متون دینی مذهب کاتولیک برخاسته از خود متون آن مذهب است. بنابراین استفاده از هر زبان دیگر مثلا زبان سایر مذاهب یا فرقه&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;تواند جایگزین دقیقی برای آن باشد. سازگاری و ناسازگاری در اینجا بیش از آنکه محصول تجربه مستقیم گروهی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Collective experiences&lt;/span&gt;) یا حتی تحلیل داده&amp;zwnj;ها باشد، محصول چگونگی رابطه فاعل شناخت با زبان و تجربۀ است که در کادر یک زبان معین فراهم آمده است؛ چون مصداق بسیاری از مدلولات زبانی، قابل تجربۀ همزمان (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Simultaneously&lt;/span&gt;) و مستقیم گروهی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Direct collective experience&lt;/span&gt;) نیستند و ما آنها را در یک دستگاه زبانی خاص و مانوس خود درک می&amp;zwnj;کنیم. بنابراین بررسی و نقد مفاهیم دینی نیز بیش و پیش از آنکه نقدی هستی&amp;zwnj;شناسانه باشد در ابتدا یک بررسی و نقد زبان شناسانه است. به همین دلیل می&amp;zwnj;توان ادعای ویتگنشتاین را در مورد فلسفه &amp;minus; مبنی بر اینکه فلسفه جز نوعی آزمون زبان شناسانه نیست &amp;minus; به بسیاری از مفاهیم دینی نیز تعیمم داد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بررسی بسیاری از تفسیرهای مقبول در نزد مسلمانان ازقرآن، تفسیرهایی همچون مجمع البیان و حتی تفسیر فخررازی و یا حتی فرهنگ&amp;zwnj;های قرآنی همچون مفردات تأیید این مطلب است. بخش قابل توجهی از این کتاب&amp;zwnj;ها به توضیح کلمات و جملات و توضیح مدلولهای آنها، معناهای احتمالی یا مرجح اختصاص یافته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اهمیت تأویل مفهوم وحی و مفاهیم وابسته به آن در این است که چگونگی صدق گزاره&amp;zwnj;های متن دینی به مدلولات آن، و همچنین میزان اعتبار گزاره&amp;zwnj;ها به چگونگی تأویل مفهوم وحی وابسته است. روش تأویلی که مفسران متن دینی بر می&amp;zwnj;گزینند از مفاهیم یاد شده یعنی چگونگی تأویل مفهوم وحی، چگونگی صدق گزاره&amp;zwnj;های متن دینی بر مدلولات آن و میزان اعتبار گزاره&amp;zwnj;ها جدا نیست و رابطه متقابلی میان آنها بر قرار است. مثلا تأویل مفسرانی که وحی را به شکل سنتی و مکانیکی فهم می&amp;zwnj;کنند از متن با تأویل مفسرانی که متن دینی را تجربه معنوی و درونی پیامبر میدانند یکی نیست. مقایسه میان تأویل هائی که از سوی دستگاه کلامی مسیحیان و مسلمانان عرضه شده است، می&amp;zwnj;تواند به شناخت تبار شناسی وحی کمک نموده و آگاهی ما بر این امر را که مباحثه پیرامون وحی اساسا یک تحلیل زبانی است، افزایش دهد. متکلمان مسلمان متاسفانه بررسی قابل تاملی را در این مورد عرضه نکرده&amp;zwnj;اند. همین امر ضرورت بررسی مقایسه&amp;zwnj;ای میان درکی که مسلمانان از وحی و مفاهیم مشابه دارند با پیروان سایر ادیان بیشتر می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;متکلمان مسیحی نیز همچون متکلمان سایر ادیان در مورد چرایی و چیستی وحی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Revelation&lt;/span&gt;)، الهام (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Inspiration&lt;/span&gt;) و اشراق (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Illumination&lt;/span&gt;) همداستان نیستند و تأویل&amp;zwnj;های گوناگونی را از مفاهیم عرضه کرده&amp;zwnj;اند (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Turretin, 1981, Bloesch, 1994&lt;/span&gt;). بنا به کلام مسیحی وحی سخن گفتن خداوند با پیامبر است، منشاء متن دینی اما الهام (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Inspiration&lt;/span&gt;) است. اشراق که مسیری مقابل الهام است همان برداشت خواننده از متن دینی است. به زبان دیگر، متن دینی ابتداء به واسطه الهام به گیرنده (پیامبر) یا حواریون منتقل می&amp;zwnj;شود، آنانی که متن دینی را قرائت می&amp;zwnj;کنند، با اشراقی که از متن دینی می&amp;zwnj;گیرند، محتوای آنرا دریافت می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;وحی و الهام در عهد قدیم و جدید&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنا به نوشته انجیل راهکارهای گفتگوی خدا و انسان فراوان&amp;zwnj;اند (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Hebrews 1:1&lt;/span&gt;). اما مهمترین راهکارها سخن گفتن خدا با انسان (وحی) عبارتند از:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; فرستادن فرشتگان (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Gen. 18; Gen. 19; Dan. 9:21-27; Luke 2:8-14; etc&lt;/span&gt;.)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; ندای آرام و پنهان (1 &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Kings 19:11, 12; Ps. 32:8&lt;/span&gt;)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; نشانه&amp;zwnj;های طبیعی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Rom. 1:20; Ps. 19:1-4; Rom. 10:18; Acts 14:15&lt;/span&gt;)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; گفتار آشکار (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Gen. 3:9-19; Ex. 3:14&lt;/span&gt;).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر اساس تعریفی که متکلمین مسیحی ارائه کرده اند، وحی همان تجلی خداوند بر انسان (پیامبر) در صورت&amp;zwnj;های بالاست. سرچشمه متن دینی اما الهام نام گرفته است. متن دینی آنگاه که بر قلب گروندگان بازتاب میابد ، اشراق نامیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;منظور از الهام در ادبیات کلامی مسیحی عبارت است از فرایندی است که طی آن بنا به خواست خدا کلمات او به نویسندگان انجیل منتقل می&amp;zwnj;شود. کلمه الهام ابتدائا از خود انجیل سر چشمه می&amp;zwnj;گیرد:&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;Omnis scriptura divinitus inspirata &amp;nbsp;(II Tim. iii. 16)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کلمه الهام در عهد قدیم و جدید به گونه&amp;zwnj;های گوناگونی تعبیر شده است. یکی از این تعابیر عبارت است از اینکه الهام نوری از سوی خداست که انسان با دریافت آن قادر به فهم می&amp;zwnj;شود (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Job 32:8&lt;/span&gt;). در جای دیگری الهام به عنوان روشی قلمداد شده که خداوند به وسیله آن متن را به انسان می&amp;zwnj;دهد (2&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Timothy 3:16&lt;/span&gt;). واسطه و رسانه انتقال پیام به پیامبران نیز روح القدس است (1&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Corinthians 2:7-16&lt;/span&gt;). مطالب عهد قدیم و جدید فشرده و با ابهام همراه است. به همین دلیل متکلمان تلاش کرده&amp;zwnj;اند با توجه به پرسشهای زمانه خود، متن را به تفصیل بازگویند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تأویلهای کلامی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هرکدام از تأویل هائی که متکلمان از الهام عرضه کرده&amp;zwnj;اند دارای شناخت شناسی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Epistemology&lt;/span&gt;) و فلسفه زبان (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Philosophy of language&lt;/span&gt;) ویژه خود بوده و دربرگیرنده گزاره&amp;zwnj;هایی در مورد خطاپذیری (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Erroneous&lt;/span&gt;) و اعتبار (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Validity&lt;/span&gt;) و شمول (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Universality&lt;/span&gt;) متون دینی هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در ادبیات کلامی مسیحی الهام (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Inspiration&lt;/span&gt;) دارای معنای محدود تری نسبت به وحی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Revelation&lt;/span&gt;) است. چون الهام تجلی کلمات خداوند در متون دینی از راه الهام است حال آنکه وحی از راه فرستادن فرشتگان، دریافت پیام خدا از کشف نشانه&amp;zwnj;های طبیعی، ندای پنهان، گفتار آشکار و رویا محقق می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; تئوری مکانیکی یا تئوری املائی الهام (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;The mechanical theory or The dictation theory&lt;/span&gt;)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تئوری مکانیکی الهام قدیمی&amp;zwnj;ترین تئوری از منشاء متون مذهبی مسیحی به شمار می&amp;zwnj;آید (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Demarest, 1982; Geisler, 1974&lt;/span&gt;). بنا به این تئوری خداوند متون دین را در چارچوب زبان انسان و مستقیما از طریق صوت و صدا ودر قالب کلمات به پیامبران دیکته نموده است. پیامبران نیز همین سخنان را به شکل نوشته به پیروان خود عرضه نموده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شناخت شناسی تئوری مکانیکی الهام فردگرایانه (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Individualistic&lt;/span&gt;) و واقع گرا (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Realistic&lt;/span&gt;) است. شناخت که امری فردی است محصول عقل بشر قلمداد شده که می&amp;zwnj;تواند با صفت حقیقی (درست) یا غلط (نادرست) توصیف شود. شناخت حقیقی آنی است که با مدلول خود یعنی پدیده&amp;zwnj;های عینی سازگاری دارد. مبنای آزمون شناخت نیز همان عقل و تجربه می&amp;zwnj;باشد. بر همین اساس زبان نیز همچون آئینه است که شناخت و واقعیت را بی کم و کاست بیان می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چنین درک شناخت شناسانه و فلسفه زبانی گزاره&amp;zwnj;های دینی را آزمون پذیر (قابل اثبات و رد) می&amp;zwnj;داند. به همین دلیل دستیابی به &amp;laquo;حقیقت&amp;raquo; یعنی شناخت منطبق بر واقع نه تنها در دسترس است بلکه شرط ایمان تلقی می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این نگاه به وحی خطاپذیری (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Erroneous&lt;/span&gt;) گزارهای متون دینی را بر نمی&amp;zwnj;تابد. چون گزارهای دینی نه تنها از اعتبار (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Validity&lt;/span&gt;) شناخت&amp;zwnj;شناسانه و زبان&amp;zwnj;شناسانه برخوردارند، بلکه دارای شمول (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Universality&lt;/span&gt;) تاریخی، جغرافی و فرهنگی هستند. بر همین اساس آیندگان میتوانند معنای نخستین متن دینی را به خوبی معاصرین نزول وحی دریابند. این تئوری به شکل پنهان بر نوعی انسان انگاری (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Anthropomorphism&lt;/span&gt;) از خداوند استوار است، چه رابطه انسان و خدا نیز بر مبنای تصور و تمثیلی از رابطه میان انسان و انسان ترسیم شده، خداوند نیز دانسته یا نادانسته موقعیتی در فضای سه بعدی می&amp;zwnj;یابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اشاره به خدا به هر شکل دور یا نزدیک، بطور ضمنی به معنی محدود نمودن خدا در فضای سه بعدی و یا حتی محدودیت&amp;zwnj;های ذهن بشر است. روشن است که چنین تصوراتی کم یا بیش به نوعی تجسیم می&amp;zwnj;انجامد. پیامبر در چارچوب چنین درکی نقشی منفعل یعنی تنها گیرنده را در فرایند وحی بازی می&amp;zwnj;کند. هر چند هیچ گیرنده&amp;zwnj;ای بر پیام بی تاثیر نیست. و الا عدم و وجود او در فرآیند یکسان خواهد بود. افزون بر این وحی صریح است و به شکل کلمات و الفاظ از طریق احساس شنوائی به پیامبر منتقل می&amp;zwnj;شود. بنا به این تئوری زبان، فرهنگ، انگاره&amp;zwnj;ها ارزش&amp;zwnj;های تاریخی و محلی تاثیری در چگونگی وحی نداشته گویا در خلا ایجاد می&amp;zwnj;شود و به همین دلیل ادیان فراتاریخی و دارای شمول (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Universality&lt;/span&gt;) جهانی هستند. این تئوری سهم تعامل پیامبران با محیط اجتماعی خود را هم نادیده می&amp;zwnj;گیرد. این تئوری توضیح نمی&amp;zwnj;دهد که اگر بنی اسرائیل فرهنگ و رفتاری دیگری داشتند، آیا شکل و محتوای وحی عرضه شده به موسی متفاوت بود. یا چرا پیامبران علی&amp;zwnj;رغم برخی از شباهت&amp;zwnj;ها چرا مسیرهای گوناگونی را پیموده&amp;zwnj;اند. تاثیر زمینه و زمان بر شکل و محتوای آن نیز از جمله موارد دیگری است که دراین تئوری مورد اغماض قرار می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چگونگی فهم و یا تأویل سخنان خدا از سوی پیامبران نیز در چارچوب این تئوری روشن نیست. توضیح آنکه فهم پیامبر از احساس و در اینجا احساس شنوائی او متفاوت است. کما اینکه فهم انسان&amp;zwnj;های گوناگون از شنیدن یک صدا یا ندا یکسان نیست. فهم تأویل احساس است. حال آنکه احساس جزئی و مرتبط به زمان و مکان و فضای سه بعدی است که با تحریک اثر بیرونی ایجاد می&amp;zwnj;شود. برای فهم یک درک حسی و معنا کردن آن گذر از فرایند تأویل ضروری است. افزون بر این معناکردن امری انسانی است در محدوده ذهن و زبان، امری که به وسیله انسان آفریده می&amp;zwnj;شود و با تجربه او آمیخته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;معناهائی که انسانها از احساس مشابه می&amp;zwnj;سازند نیز به همین دلیل یکسان نیست، کما اینکه معناهای صحابه و حواریون پیامبران نیز علیرغم همزمانی تجربه آنها از پیامبران و متون دینی نیز یکسان نیست. همین تنوع فهم&amp;zwnj;ها نشان از دخالت تجربه شخصی آنها در فهم متون دینی و حتی داده&amp;zwnj;های حسی آنهاست. بنابراین تجربه شخصی حواریون و یا تجربه گروهی نهادهایی همچون کلیسا می&amp;zwnj;تواند در چگونی برداشت از متن دخالت کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر چنین ادعایی در مورد بازتأویل متن دینی صحت داشته باشد، چرا نتوان آنرا به تجربه خود پیامبران تعمیم داد؟ این پرسش البته تنها پرسش بی پاسخ تئوری مکانیکی نیست. یکی دیگر از پرسشهای مربوط به این تئوری انسان انگاری (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Anthropomorphism&lt;/span&gt;) پنهان در بطن این نظریه است. چه بر اساس این تئوری خداوند بواسطه جبریل از آسمان پیام&amp;zwnj;های خود را به پیامبران که بروی زمین هستند، منتقل می&amp;zwnj;کند. گاه واسطه دیگر یعنی صوت و صدا به عنوان واسطه عمل نموده و پلی میان خداوند و پیامبر ایجاد می&amp;zwnj;کند و گاه فردی یا پدیده&amp;zwnj;ای طبیعی واسطه می&amp;zwnj;شود. تصوراتی از قبیل جبرئیل، واسطه، آسمان، پائین، پیام، انتقال پیام از بالا به پائین همه مستلزم تصور و آنهم تصور فیزیکی از خدا، پیام و انتقال پیام به پیامبر است (مقایسه کنید با نهج البلاغه خ:1).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نظریه پردازان تئوری مکانیکی توضیح نمی&amp;zwnj;دهند که آیا زبانی که برای توصیف وحی و الهام به کارمی&amp;zwnj;گیرند چه زبانی است. آیا توصیف مبتنی بر زبان تمثیل و استعاره است یا زبان حقیقت؟ اگر زبان تمثیل مبنای توصیف است، ملاک صحت استفاده از این تمثیل یا استعاره چیست؟ اگر انتخاب زبان تمثیل من عندی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Arbitrarily&lt;/span&gt;) است آیا می&amp;zwnj;توان از زبانهای دیگر تمثیلی استفاده جست؟ و اگر زبان تمثیلی نیست، و زبان حقیقت است، با کدام تجربه میتوان صحت چنین توصیفی را به آزمون گذاشت؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در میان مسلمانان طرفداران مکتب کلامی حشویه، اشعری نزدیک&amp;zwnj;ترین گرایش به این تئوری کلامی مسیحی هستند، اما برخی دیگر از تأویلهای دیگر نیز کم یا بیش بطور پنهان دارای عناصری از برداشت مکانیکی الهام هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ناتوانی تئوری مکانیکی در پاسخ به پرسشهائی که برخی از آن&amp;zwnj;ها اینجا مطرح شد، احتمالا انگیزه مهمی برای تئوری پردازی&amp;zwnj;های بعدی است. تئوری&amp;zwnj;های طبیعی، دینامیکی و معنائی کوشش هائی نظریه پردازان در واکنش به چالش&amp;zwnj;های تئوری مکانیکی الهام به شمار می&amp;zwnj;آید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; تئوری طبیعی یا مکاشفه الهام (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;The natural theory&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; or The intuition theory &lt;/span&gt;)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر اساس این درک متن دینی همچون شعر یا هر متن ادبی دیگر محصول رابطه ذهن-روان انسان با جهان بیرون و به خصوص جهان طبیعت است (همان، &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Geisler, 1986; George, 1995&lt;/span&gt;). رابطه مداوم انسان با محیط فرایند فعالی است که اطلاعات را به او رسانده و او را به واکنش&amp;zwnj;های پیچیده&amp;shy;ای وامی&amp;zwnj;دارد. این واکنش در گام اول نوعی احساس انفعالی است. اما این احساس در ادامه می&amp;zwnj;تواند به شکل یک جرقه در کلمات و کنش گفتاری متبلور شود. آثار شاعران و ادیبان نمونه&amp;zwnj;های گوناگونی از وحی طبیعی است. بر مبنای این نظریه جهان فعل (کار)، مظهر و نشانه خداوند است و بروی ذهن و روان انسان تاثیر می&amp;zwnj;گذارد. انسانها نیز از طریق همین رسانه (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Media&lt;/span&gt;) است که با او ارتباط برقرار می&amp;zwnj;کنند و خداوند به طور مستمر پیام خود را از طریق این رسانه به آنها می&amp;zwnj;رساند. پیامبر نیز دریافت&amp;zwnj;های خود را، که محصول پیوند مداوم با کار خداوند است، به شکل متن دینی عرضه می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;متن دینی از زبان، زمان و زمینه اجتماعی نقش می&amp;zwnj;پذیرد. بنابراین شمول تاریخی و فرهنگی ندارد. گزاره&amp;zwnj;های تاریخی متن دینی نیز که حاصل تجربه پیامبر در زمان و زمینه دیگری است ممکن است با تجربه&amp;zwnj;های دیگر سازگاری نداشته باشد. خطا پذیری به این معنا در همه متون تاریخی که پیدایش آنها محصول تجربه بشری در شرایط معین است، غیر ممکن نیست. چرا که شناخت بشر از جهان شناختی اجتماعی، اعتباری بوده بنابراین سوبژکتیو و نسبی است. اما در مقابل گزاره&amp;zwnj;های اخلاقی متن دینی دارای اعتبار پایدار است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; تئوری دینامیکی الهام (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;The dynamic theory&lt;/span&gt;)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چارچوب این برداشت خداوند نویسندگان متون دینی را بر انگیخته است تا تجربه معنوی خود را بنگارند. پیامبر در چالش با پرسش&amp;zwnj;های اساسی انسان در مورد پاسخ به مسائلی از قبیل چگونگی آفرینش و انجام جهان به تدریج دارای تجربه معنوی می&amp;zwnj;شود (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;George, 1995&lt;/span&gt;). این تجربه محصول تکامل شخصیت پیامبر در نردبان معراج او به سمت کمال مطلق است و او را قادر می&amp;zwnj;کند تا تجربیات منحصر به فردی را کسب کند. در یک زبان تشبیهی گفته می&amp;zwnj;شود که هر چند پیام از سوی خداوند به پیامبران فرستاده می&amp;zwnj;شود، اما از آن روی که این پیام همچون نوری که از شیشه رنگینی عبور می&amp;zwnj;کند، به رنگ پیامبران در آمده با منش او آمیخته می&amp;zwnj;شود. رابطه پیامبران و محیط اجتماعی آنها رابطه متقابل است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیامبران در چارچوب چنین تئوری&amp;zwnj;ای تجربه خود که با زمان، زمین و زمینه خود آمیخته است در محیط فرهنگی معین خود عرضه می&amp;zwnj;کنند. بنابراین تفکیک پیام از پیامبر و زمینه اجتماعی او امر بی حاصلی است. چون نوعی آمیختگی و رابطه متقابل میان این سه مولفه وجود دارد. نقش پیامبر در چارچوب تئوری دینامیکی وحی نقشی خلاق و فعال است. وحی نیز الزاما به شکل گفتار به او القاء نمی&amp;zwnj;شود بلکه احساس&amp;zwnj;های برونی همچون قوه شنوائی و بینائی پیامبر و قوای درونی همچون عقل او به شکل فعال درتولید وحی نقش دارند. تئوری دینامیکی بر شناخت شناسی نسبی&amp;zwnj;گرا بنا شده است. زبان به عنوان جزئی از فرهنگ جامعه امری اعتباری (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Social construction&lt;/span&gt;) بوده و فرازمانی نیست. معنای دلالت&amp;zwnj;های زبانی نیز تابع چگونگی کارکرد آنها در صحنه سیال زندگی اجتماعی است که در رابطه اجتماعی معین و زمینه خاص بوسیله گوینده و گیرنده فهم می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;bull; تئوری معنائی الهام (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;The content theory&lt;/span&gt;)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;معناهای درونی و مدلولات ذهنی-روانی گزاره&amp;zwnj;های متون دینی به پیامبران القاء شده است. آنها اما این معناها را در قالب زبان زمانه خود عرضه کرده&amp;zwnj;اند (همان، &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Trembath, 1997; Turretin, 1981&lt;/span&gt;). پیامبران نقش خلاقی در بیان معناها داشته و درک آنها متاثر از معرفت و زبان دوره تاریخی آنهاست. منظور از معنا نگاه عمومی به هستی و هدف نهائی و جهت گیری غایی است که زندگی انسان را شکل می&amp;zwnj;دهد. طبیعی است که در فرآیند ترجمه به زبان جامعه تاریخی معین، معناها هر چند متعالی از محدودیت&amp;zwnj;های زمانه نقش پذیرفته با جامعه مخاطب همگن (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Isomorphism&lt;/span&gt;) می&amp;zwnj;شوند. همگنی شرط تعامل میان پیام، پیامبر و مخاطبین است. از این روست که پیام خداوند برای اینکه برای انسان قابل گفتگو باشد باید پدیده&amp;zwnj;های جامعه انسانی همگنی پیدا نموده به شکل صوت و صدا و در قالب الفاظ به انسان عرضه شود &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(George, 1995)&lt;/span&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;معناهای متون دینی تابعی از قصد گوینده و کارکرد زبان است. این نظریه با فلسفه زبان روانی- معرفتی و یا کاربردی سازگاری دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; height=&quot;357&quot; width=&quot;540&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/tab1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هیچکدام از تئوریهای الهام متن دینی نسبت به اعتبار گزاره&amp;zwnj;های متن دینی خنثی نیستند. تئوریهای اعتبار متن دینی را میتوان به دودسته تقسیم کرد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تئوری اعتبار کامل لفظی وحی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;The verbal-plenary theory&lt;/span&gt;)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و تئوری اعتبار آموزه&amp;zwnj;های معنوی- اخلاقی وحی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;The spiritual rule only theory&lt;/span&gt;).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طبق نظریه نخست همه گزاره&amp;zwnj;های متن دینی دارای اعتبار ابدی هستند. چون آنها گفته خدا بوده و جزو حقایق پایدار هستی به شمار می&amp;zwnj;آیند. بنا به تئوری اعتبار آموزه&amp;zwnj;های معنوی-اخلاقی، این تنها گزاره&amp;zwnj;های اخلاقی و معنوی متن دینی است که دارای اعتبار پایدار است. اما سایر گزاره&amp;zwnj;ها که مبتنی بر تجربه پیامبران است محدود به فرهنگ دوران کهن هستند و میتوانند با تجربه انسان امروز ناسازگار باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میان این تئوریها تفاوت و شباهت هائی وجود دارد که میتواند مبنای طبقه بندی آنها باشد. مهمترین مبانی طبقه این تئوریها عبارتند از:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نقش گیرنده وحی (پیام آور): فعال یا منفعل&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چگونگی دریافت وحی: به شکل لفظ یا معنا&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شمول دایره وحی: بخشی از متن وحی و بخش دیگر غیر وحی&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اعتبار وحی: اعتبار گزاره&amp;zwnj;ها مطلق ، اعتبار گزاره&amp;zwnj;های اخلاقی مطلق&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; height=&quot;311&quot; width=&quot;540&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/tab2.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نتیجه گیری&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;متکلمان مسیحی متن دینی خود را مستند به نوع خاصی از وحی یعنی الهام می&amp;zwnj;دانند. اما در مورد تبیین الهام همداستان نیستند. تئوری&amp;zwnj;های مکانیکی، دنیامیکی، طبیعی و معنائی الهام متن دینی بیان همین اختلاف نظر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نگاه این تئوری&amp;zwnj;ها بر نقش گیرنده الهام (پیامبر، نویسندگان متن دینی)، نوع پیامی که دریافت شده و همچنین اعتبار گزاره&amp;zwnj;های متن دینی یکسان نیست. در برخی از این تئوریها پیامبر نه تنها گیرنده وحی بلکه تأویلگر آن به زبان بشر هم هست، حال آنکه در مقابل هستند تئوری&amp;zwnj;هائی که برای پیامبر تنها نقشی در حد یک رسانه را قائل هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اعتبار گزاره&amp;zwnj;های متن دینی نیز در چارچوب این تئوری&amp;zwnj;ها متفاوت است. اعتبار گزاره&amp;zwnj;های متن دینی در تئوری&amp;zwnj;های دینامیکی، معنایی و طبیعی دینی محدود به گزاره&amp;zwnj;های اخلاقی متن دینی است، ولی بر اساس تئوری مکانیکی و املائی متن دینی، گزاره&amp;zwnj;های متن دینی شامل حقایق پایدار آفرینش و گفته خدا به معنی اخص کلمه هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&lt;b&gt;منابع:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کلیه ارجاعات به عهد قدیم و جدید، برمبنای &amp;nbsp;نسخه انگلیسی آنهاست.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;Bloesch, D. G. &lt;i&gt;Holy Scripture: Revelation, Inspiration and Interpretation.&lt;/i&gt; Downers Grove, IL: InterVarsity Press, 1994.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;Demarest, B. A. &lt;i&gt;General Revelation: Historical Views and Contemporary Issues.&lt;/i&gt; Grand Rapids, MI: Zondervan Publishing House, 1982.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;Geisler, N. L. and William E. Nix. &lt;i&gt;From God to Us: How We Got Our Bible.&lt;/i&gt; Chicago: Moody Press, 1974.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;Geisler, Norman L. and William E. Nix. &lt;i&gt;A General Introduction to the Bible (Revised and Expanded).&lt;/i&gt; Chicago: Moody Press, 1986.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;George, T., et. al., eds. &lt;i&gt;The Bible Doctrine of Inspiration.&lt;/i&gt; Nashville,  TN: Broadman &amp;amp; Holman, 1995.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;Trembath, K. R.. Evangelical Theories of Biblical Inspiration: A Review and Proposal. London: Oxford University Press, 1997.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;Turretin, F.. &lt;i&gt;The Doctrine of Scripture.&lt;/i&gt; Grand Rapids,  MI: Baker Book House, 1981.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تصویرها&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;Giovanni Girolamo Savoldo: Saint Matthew, inspired by an angel&lt;br /&gt;
Rembrandt: The Evangelist Matthew Inspired by an Angel&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;* احمد علوی، استاد دانشگاه در سوئد&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/09/05/6718#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4359">احمد علوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5543">الهام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5546">انجیل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5545">تأویل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2334">دین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5548">عهد جدید</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5547">عهد قدیم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2369">قرآن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA">مسیحیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5544">وحی</category>
 <pubDate>Mon, 05 Sep 2011 04:20:57 +0000</pubDate>
 <dc:creator>nikfar</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">6718 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>جهان‌بینی دینی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در نقد آرامش دوستدار − ۲۱        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمدرضا نیکفر        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;160&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/idea-logo-2_1.jpg?1293336483&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: Tahoma;&quot;&gt;محمدرضا نیکفر- دوستدار جهان&amp;zwnj;بینی دینی را از یکسو در برابر نگاه فلسفی و از سوی دیگر نگاه علمی به جهان قرار می&amp;zwnj;دهد. آنچه او در این مقایسه در نظر نمی&amp;zwnj;گیرد تفاوت موضوع&amp;zwnj;ها و جایگاه آنها در نگرش است. مثلاً دوستدار تصور می&amp;zwnj;کند که دین در باره&amp;zwnj;ی طبیعت نظر می&amp;zwnj;دهد و به این خاطر در برابر علم قرار می&amp;zwnj;گیرد. او دین را در این مقایسه نوع باطلی از طبیعت&amp;zwnj;شناسی تصور می&amp;zwnj;کند. در این بخش، به طور مشخصی به این موضوع می&amp;zwnj;پردازیم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;
۶۲. نگرش دین به جهان را نباید به جمله&amp;zwnj;ها و بندهایی در کتاب&amp;zwnj;های مقدس در مورد طبیعت خلاصه کرد، به گزاره&amp;zwnj;هایی در این مورد که زمین چه شکلی دارد، نظم ستارگان چگونه است، ابر و باد چیست، جانواران چگونه پدید آمده&amp;zwnj;اند، این یا آن جانور یا گیاه چه خصلت و خاصیتی دارد و همانندهای اینها.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;متن&amp;zwnj;های دینی این گونه گزاره&amp;zwnj;ها را از &amp;quot;دانش&amp;quot; زمانه برگرفته&amp;zwnj;اند و معمولاً حرف چندان تازه&amp;zwnj;ای را به آن &amp;quot;دانش&amp;quot; نیفزوده&amp;zwnj;اند. ولی نفس ثبت شدن یک گزاره در متن دینی کیفیت آفرین است. گزاره ثبت می&amp;zwnj;شود در متنی که شانس بقا دارد و به این دلیل شانس بیشتری برای ترویج می&amp;zwnj;یابد. گزاره مقدس می&amp;zwnj;شود و از این رو قادر می&amp;zwnj;شود از موضع امتیازوری، گزاره&amp;zwnj;های رقیب را پس زند. و سرانجام اینکه گزاره با نشستن در متنی منعطف به لحاظ تفسیری، خود منعطف می&amp;zwnj;شود و هرگاه لازم گردد، خود را رساننده&amp;zwnj;ی معنایی معرفی می&amp;zwnj;کند، یکسر متفاوت با معنای آغازین. گزاره&amp;zwnj; به استعاره تبدیل می&amp;zwnj;شود و هر چه استعاره باشد، خارج از محکمه&amp;zwnj;های تاریخی داوری در مورد راست و ناراست قرار می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;فرعی بودن حکم&amp;zwnj;های طبیعت&amp;zwnj;شناختی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;اگر حکم&amp;zwnj;های طبیعت&amp;zwnj;شناختی دینی جزو گزاره&amp;zwnj;های اصلی دین بودند و آدمیان آنها را با همان گوش و چشمی می&amp;zwnj;شنیدند و می&amp;zwnj;خواندند که مثلاً آثار ارسطو یا نیوتن را، در عصر جدید کار دین ساخته می&amp;zwnj;شد و روشنگران در همان قرن هجدهم دکان آن را می&amp;zwnj;بستند. اما کم&amp;zwnj; اند آدمیانی که آثار دینی را به عنوان آثار مدعی طبیعت&amp;zwnj;شناسی بخوانند. حتّا در قرون وسطا چنین کاری رایج نبوده است. در آثار اصلی طبیعات&amp;zwnj;شناختی این دوران، آثاری چون &amp;quot;طبیعات&amp;quot;  و &amp;quot;قانون&amp;quot; ابن&amp;zwnj;سینا، آیات و احادیث دور زده شده&amp;zwnj;اند و علم، بیشتر به تاریخ و &amp;quot;پارادایم&amp;quot;&amp;zwnj;های یعنی مثالهای راهبر و سرمشق&amp;zwnj;های خود متکی بوده است تا امر و نهی&amp;zwnj;های دینی.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;آنچه بایستی در بحث&amp;zwnj;هایی چون بحث رابطه&amp;zwnj;ی دین و علم مورد توجه ویژه قرار گیرد، نه گزاره&amp;zwnj;های دینی درباره&amp;zwnj;ی کیهان و پدیده&amp;zwnj;های طبیعی، بلکه آن شیوه&amp;zwnj;ی نگاهی است که مَلَکه&amp;zwnj;ی جامعه&amp;zwnj;ی دینی می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;نمونه&amp;zwnj;ی مسحیت&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مسیحیت را در نظر گیریم. این دین ابتدا به عنوان یک آموزه&amp;zwnj;ی نجات مطرح شد. آموزش داده می&amp;zwnj;شد که اگر گناهکارید، در صورت گرویدن به آموزه&amp;zwnj;ی نجا&amp;zwnj;ت&amp;zwnj;بخش بخشوده خواهید شد؛ آموزش داده می&amp;zwnj;شد که این آموزه شما را از گناه دور خواهد ساخت، زندگی را با وجود همه&amp;zwnj;ی سختی&amp;zwnj;ها باصفا خواهد کرد. صفا در عشق به همنوع دیده می&amp;zwnj;شد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;پولس رسول، ایده&amp;zwnj;ی نجات را بسط داد، کاری که برای مسیر بعدی بینش مسیحی تعیین&amp;zwnj;کننده شد: از نظر پولس مسئله&amp;zwnj;ی آمرزش فقط مسئله&amp;zwnj;ی گناهکاران نیست، کل گیتی آغشته به گناه است و نیازمند نجات. موضوع جهان و رابطه&amp;zwnj;ی آن با ماوارای خود برای مسیحیت در سده&amp;zwnj;های میانه، از این زاویه&amp;zwnj;ا&amp;zwnj;ی مطرح است که پولس آن را گشوده است. ماده و جسمانیت پست و پلشت دیده می&amp;zwnj;شود. اندیشه&amp;zwnj;های گنوسی و نوافلاطونی قالبی مسیحی می&amp;zwnj;یابند و این فکر پولسی را تقویت می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;آگوستین قدیس، تقریرکننده پرنفوذ ایده&amp;zwnj;ی پلشتی ذاتی جهان است. جهان در واقعیت جسمانی خود ارزش فکر کردن ندارد، آن را نباید مطالعه کرد، از آن بایستی دوری گزید.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;الاهیات سیاسی&amp;zwnj;ای نیز وضع شد که آن شکل سلطه&amp;zwnj;ای را الاهی می&amp;zwnj;دانست که در مسیر نجات سرانجام به دولت الاهی متصل شود. در این الاهیات سیاسی استفاده&amp;zwnj;ی ابزاری از کاروزار جهان برای تقویت نیروی اتصال به دولت الاهی، آنچنان&amp;zwnj;که در ایده&amp;zwnj;های اگوستین و پس از او توماس آکوینی در مورد &amp;quot;جنگ عادلانه&amp;quot; می&amp;zwnj;بینیم، توجیه می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;رویکرد به واقعیت اما به استفاده&amp;zwnj;ی جنگی از جهان محدود نمی&amp;zwnj;ماند. بحث حقیقت کلیات، که داغترین بحث فلسفه&amp;zwnj;ی قرون وسطایی است، به عنوانی بحثی در مورد رابطه&amp;zwnj;ی واقعیت با دنیای مثالیِ ورای آن، تفسیر شدنی است. بحث بر سر این است که آیا جهان از حقیقت بهره&amp;zwnj;ور است و اگر آری چگونه. چرخش ارسطویی قرن سیزدهم در فلسفه&amp;zwnj;ی قرون وسطای اروپا چرخشی واقع&amp;zwnj;گرایانه است. واقعیت بهره&amp;zwnj;ور از حقیقت می&amp;zwnj;شود. شناخت آن ارج می&amp;zwnj;یابد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;نگاه مسیحی به جهان فقط نگاه از زاویه&amp;zwnj;ی گناه و امکان نجات نیست. یک رکن نگرش مسیحی قدرت&amp;zwnj;گرایی تبیین&amp;zwnj;شده در &amp;quot;عهد عتیق&amp;quot; است. &amp;quot;عهد عتیق&amp;quot; داستان سلطه&amp;zwnj;ی انسان بر جهان و یاری خداوندی در این راستاست. اما صرف مرکزی بودن مقولات قدرت و سلطه برای یک جهان&amp;zwnj;بینی آن را واقع&amp;zwnj;گرا نمی&amp;zwnj;کند، چنانکه در یهودیت و اسلام، با وجود این که تصور از دنیا پیش از هر چیز تصور از چیزی است که در ید قدرت الاهی است و سلطه&amp;zwnj;ی انسان بر آن مقدر و مقدس دانسته می&amp;zwnj;شود، خواست قدرت خودبه&amp;zwnj;خود از گرایش به سلطه گرایش به شناخت به قصد سلطه نمی&amp;zwnj;سازد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;قدرت&amp;zwnj;گرایی اسلام&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;فکر اسلامی به جهان و رابطه&amp;zwnj;ی جهان با ماورای آن از زاویه&amp;zwnj;ی قدرت است. جهان گذراست، اما ذاتا پلشت نیست. الزام گذاشتن از آن به دلیل گذارا بودن آن مطرح است، نه بدسیرتی آن.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;دنیا مزرعه&amp;zwnj;ی آخرت است. در آن خدا حضور دارد و هیچ چیزی رخ نمی&amp;zwnj;دهد، مگر آنکه اراده&amp;zwnj;ی خدایی بدان تعلق گرفته باشد. طبیعت آیتی از آیات الاهی است. آن را اسراری است، که اگر چه در مقایسه با اسرار کبیره&amp;zwnj;ی ماوراء طبیعت صغیر محسوب می&amp;zwnj;شوند، اما آن شایستگی را دارند که مؤمن درباره&amp;zwnj;ی آنها تعقل کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مسئله&amp;zwnj;ی مرکزی مطرح در تفکر در مورد جهان این است که آیا پدیده&amp;zwnj;های آن در رابطه&amp;zwnj;ی عرضی با یکدیگر هستند یا نه. پیروان افراطی مکتب اشعری منکر رابطه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های افقی هستند؛ آنان همه چیز را از زاویه&amp;zwnj;ی نسبت پایین با بالا می&amp;zwnj;بینند. در برابر اینان جریان قوی&amp;zwnj;ای وجود داشته که واقعیت رابطه&amp;zwnj;های عرضی را می&amp;zwnj;پذیرد. مکتب مشا تقریرکننده&amp;zwnj;ی این دیدگاه است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;جریان&amp;zwnj;های فکری اصلی در جهان اسلام جریان&amp;zwnj;های التقاطی بوده&amp;zwnj;اند که کوشش کرده&amp;zwnj;اند هر دو وجه جدایی و اشتراک میان خالق و مخلوق را ببینند. در اسلام افراط یکسان&amp;zwnj;پنداری هستی اعتباری جهان با مجاز مطلق هیچگاه بر کانون&amp;zwnj;های اصلی فکری از جمله در میان عارفان غلبه نکرده است. جهان &amp;quot;منزل&amp;quot; است و فرد تا زنده است در دار دنیاست. شریعت سازوکار منزل دنیوی را تعیین می&amp;zwnj;کند. دار دنیا ارزش درخودی دارد، وگر نه نیازی به شریعت نبوده است. دین مشوق تدبیر عقلانی در امور دنیوی است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;عدالت اسلامی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;در اسلام تدبیر امور دنیوی رعایت حدود است، هر چیزی منزلتی دارد و باید در برخورد با آن مصلحت را در نظر گرفت. همانقدر که در آموزه&amp;zwnj;ی مسیحی بر نوع&amp;zwnj;دوستی تأکید می&amp;zwnj;شود، اسلام بر رعایت قسط و عدالت تأکید می&amp;zwnj;کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;گفتمان قرآنی روزمره نه گفتمان جهادی، بلکه گفتمان تجاری است و مبنای این گفتمان توازن و حدنگه&amp;zwnj;داری است. خدا، سلطان قدر قدرت است، با وجود این با حساب و کتاب کار می&amp;zwnj;کند و امور جهان را در گذران عادی&amp;zwnj;اش تاجرمآبانه سامان می&amp;zwnj;دهد. بندگان نیز با سلطان-تاجر آسمانی حسابگرانه برخورد کرده و با بده&amp;zwnj;بستان رابطه&amp;zwnj;ی&amp;zwnj;شان را با بالا تنظیم می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;عرفان اسلامی از سلطان-تاجر، معشوق و معبود نیز می&amp;zwnj;سازد. رابطه&amp;zwnj;ای که از ترکیب این جنبه&amp;zwnj;های مختلف ایجاد می&amp;zwnj;شود در عمل به هیچ رو تسلیم مطلق بندگان به صورت انفعال محض آنان نیست. خدا خشم می&amp;zwnj;گیرد، جریمه می&amp;zwnj;کند، پاداش می&amp;zwnj;دهد، پاداش می&amp;zwnj;گیرد، ترحم می&amp;zwnj;کند، مدام مایل است ستایش شود، فاصله می&amp;zwnj;گیرد، ناز می&amp;zwnj;کند. و به بنده توصیه این است که نیاز &amp;zwnj;کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مؤمن در همه حال بایستی توکل کند. در فرهنگ ایرانی، بنده واسطه می&amp;zwnj;تراشد، هدیه می&amp;zwnj;دهد، نذر می&amp;zwnj;کند، دخیل می&amp;zwnj;بندد، و خود نیز به نوعی قهر و ناز می&amp;zwnj;کند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;رابطه&amp;zwnj;ی خدا و بنده رابطه&amp;zwnj;ای حقوقی است که به صورت حقوق الله و حقوق الناس مطرح است و همچون هر رابطه&amp;zwnj;ی حقوقی دیگری تفسیربردار است و عرصه&amp;zwnj;ی فراخی برای بازی در اختیار فرهنگ قرار می&amp;zwnj;دهد. فهرست کلک&amp;zwnj;های شرعی به مراتب مفصل&amp;zwnj;تر از احکام شرعی است. مفصل بودن فقه اسلامی به مستثنا کردن&amp;zwnj;ها و تبصره&amp;zwnj;های آن برمی&amp;zwnj;گردد نه به خود احکام آن.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;تبصره&amp;zwnj;ها به خاطر نقش&amp;zwnj;های مختلفی است که مؤمنان ایفا می&amp;zwnj;کنند. آنجایی که جهادگرند و در برابر کسانی به نام کفار، که فاقد هر گونه حقوقی هستند، قرار گرفته&amp;zwnj;اند، دست بازی دارند؛ آنجایی که در صلح به سر می&amp;zwnj;برند، بایستی ملاحظه&amp;zwnj;کار شوند. عدالتِ جنگ با عدالتِ صلح تفاوت دارد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;در فقه، قواعد جنگی و قواعد زندگی مسالمت&amp;zwnj;آمیز در شهر از هم تفکیک نشده&amp;zwnj;اند. فصل&amp;zwnj;بندی فقه بر اساس دو موقعیت رادیکالی که جهان اسلام آنها را خوب می&amp;zwnj;شناسد، یعنی جبهه و بازار، صورت نگرفته است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مسئله&amp;zwnj;ی تعیین&amp;zwnj;کننده در عصر جدید&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;جهان، در هیچ کدام از دو دین مسیحیت و اسلام، موضوع شناخت نیست. در هر دو دین جهان برای در رابطه&amp;zwnj; با یک فراجهان مطرح است، و آن هم در درجه&amp;zwnj;ی نخست از وجه عملی موضوع. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;در عصر جدید هم، چه در فرهنگ مسیحی و چه در  فرهنگ اسلامی، مسئله&amp;zwnj;ی تعیین&amp;zwnj;کننده نه این است که آیا جهان&amp;zwnj;بینی علمی می&amp;zwnj;تواند جای جهان&amp;zwnj;بینی دینی&amp;zwnj;ای را بگیرد که آنان عرضه می&amp;zwnj;کنند، بلکه این است که آیا یک منش سکولار، در قانون&amp;zwnj;گذاری سیاسی-اجتماعی و در حیطه&amp;zwnj;ی اخلاق فردی، تا چه حد با مقاومت منش دینی مواجه می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;سکولاریسم سیاسی-اجتماعی با نوعی سکولاریسم جهان&amp;zwnj;شناختی همراه است که نه با انکار خدا، بلکه با دورسازی خدا از زمین راه خود را می&amp;zwnj;گشاید. بایستی به جای یک کاسه کردن فرهنگ&amp;zwnj;های دینی، جدابینانه استعداد هر یک را برای پذیرش این نوع سکولاریسم بررسی کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;ادامه دارد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;بخش پیشین&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://zamaaneh.com/idea/2010/12/post_869.html&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;ناتوانی عملی، نه ناتوانی فکری&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85">اسلام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C">جهان بینی دینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B1">دوستدار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87">فلسفه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD%DB%8C%D8%AA">مسیحیت</category>
 <pubDate>Fri, 24 Dec 2010 12:36:28 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">275 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>