<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12796/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>اردشیر بابکان</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12796/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>سنگ‌نگاره‌های ایران: نقش‌هایی که بر باد می‌روند</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/cultural-heritages/2012/09/11/19412</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/cultural-heritages/2012/09/11/19412&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بیژن روحانی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;181&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/01_tang-ghandil.jpg?1347821564&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بیژن روحانی - نبود برنامه&amp;zwnj;ای جامع برای حفاظت از سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;های ایران باستان، بسیاری از این اسناد تاریخی و فرهنگی را در معرض نابودی قرار داده است. هشدار در مورد وضعیت بحرانی سنگ&amp;zwnj;نگاره عظیم فیروزآباد و آسیب به یک سنگ&amp;zwnj;نگاره ساسانی دیگر در تنگ قندیل تنها دو مورد از اخباری است که به&amp;zwnj;تازگی در خصوص نقش&amp;zwnj;برجسته&amp;zwnj;های ایران منتشر شده است؛ اخباری که گرچه نگران&amp;zwnj;کننده است اما شنیدن آن&amp;zwnj;ها در سال&amp;zwnj;های اخیر اصلاً بی&amp;zwnj;سابقه نیست.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;در اواسط شهریورماه امسال اعلام شد که به بخشی از سنگ&amp;zwnj;نگاره تنگ قندیل توسط افرادی ناشناس و ظاهراً به قصد به دست آوردن گنج آسیب&amp;zwnj;هایی وارد شده است. این سنگ&amp;zwnj;نگاره صحنه ازدواج پادشاه ساسانی، شاپور اول، را با ملکه آناهیتا تصویر می&amp;zwnj;کند. علیرغم انتشار تصاویری از آسیب&amp;zwnj;های وارده به این نقش&amp;zwnj;برجسته، مدیر کل میراث فرهنگی استان فارس تخریب آن را تکذیب کرد، اما پذیرفت که در سال&amp;zwnj;های گذشته بر اثر عوامل طبیعی این سنگ&amp;zwnj;نگاره دچار فرسایش شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120909_Heritage_SangNegareh_Rouhani.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین حال در هفته گذشته اعلام شد سنگ&amp;zwnj;نگاره عظیم فیروزآباد نیز در معرض فرسایش جدی است و احتمال نابودی آن وجود دارد. سنگ&amp;zwnj;نگاره فیروزآباد نیز اثری از دوران ساسانی است و صحنه نبرد و پیروزی اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانی بر اردوان پنجم، پادشاه اشکانی، را نشان می&amp;zwnj;دهد و جابه&amp;zwnj;جایی قدرت را به&amp;zwnj;خوبی تصویر کرده است. به گفته&amp;zwnj; علیرضا بهر&amp;zwnj;ه&amp;zwnj;مان، کارشناس مرمت سنگ، روند فرسایش این اثر به شدت در حال افزایش است و قسمت&amp;zwnj;های پایین&amp;zwnj;تر آن به شکل ورقه ورقه درآمده و در حال از بین رفتن است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;گستردگی آسیب&amp;zwnj;ها در اسناد صخره&amp;zwnj;ای ایران&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/02_bahram_tang_chogan.jpeg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 200px; float: left;&quot; /&gt;در خردادماه سال &amp;zwnj;جاری نیز اعلام شد نقش&amp;zwnj;برجسته&amp;zwnj; عیلامی کورانگون در آستانه ریزش قرار دارد. باستان&amp;zwnj;شناسان اعلام کردند عوامل طبیعی از جمله باد و باران و همچنین رانش کوه باعث شده بخش&amp;zwnj;هایی از این نقش&amp;zwnj;برجسته بسیار کهن از قاب اصلی خود در کوه جدا شود و احتمال فروریختن آن وجود دارد. نقش عیلامی کورانگون با حدود پنج هزار سال قدمت، به عنوان کهن&amp;zwnj;ترین سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj; ایران شناخته می&amp;zwnj;شود و در منطقه نورآباد فارس قرار دارد. این سنگ&amp;zwnj;نگاره دارای دو رب&amp;zwnj;النوع مرد و زن است (یا به روایتی پادشاه و ملکه) که در میان خادمان یا پرستندگان خود نشسته&amp;zwnj;اند. رب&amp;zwnj;النوع در حالی که تاجی شاخ&amp;zwnj;دار بر سر دارد روی ماری چنبره&amp;zwnj;زده نشسته و سر مار را در دست چپ دارد و با دست دیگر خود ظرفی را نگاه داشته که از میان آن آب فواره می&amp;zwnj;زند و ماهیانی در آن شنا می&amp;zwnj;کنند. این نقش برجسته به آیینی بسیار کهن و از یادرفته اشاره دارد، اما فرسایش&amp;zwnj; فراوان بخش&amp;zwnj;هایی از آن را از بین برده و بخش&amp;zwnj;های دیگر نیز در معرض خطر قرار دارد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال ۱۳۹۰ نیز خبر تخریب عمدی بخشی از سنگ&amp;zwnj;نگاره ساسانی در تنگ چوگان در نزدیکی شهر باستانی بیشاپور واکنش&amp;zwnj;های فراوانی را برانگیخت. قسمت&amp;zwnj;هایی از این اثر باستانی توسط افرادی ناشناس و با پتک تخریب شد. این سنگ&amp;zwnj;نگاره پیروزی بهرام دوم پادشاه ساسانی را بر اعراب نشان می&amp;zwnj;دهد. اما به جز تخریب آن توسط افرادی ناشناس، عوامل طبیعی نیز به این سند تاریخی آسیب&amp;zwnj;های &lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/03_kurangun-relief_0.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 166px; float: left;&quot; /&gt;فراوانی وارد کرده&amp;zwnj;اند. درست در میان این نقش برجسته یک بریدگی عمیق در سرتاسر طول آن وجود دارد که نشانی از فرسایش جدی بر اثر جریان آب در طول سالیان دراز است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در منطقه تنگ چوگان در بیشاپور، شش سنگ&amp;zwnj;نگاره بسیار ارزشمند از دوران ساسانی وجود دارد. همچنین در غاری که بر فراز این تنگه قرار دارد، یکی از آثار بسیار نادر دوران ساسانی، یعنی مجسمه تمام&amp;zwnj;قد شاپور تراشیده شده است. دیگر سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;های تنگ چوگان نیز در وضعیت خوبی قرار ندارند. پیش&amp;zwnj;تر اعلام شده بود که سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;ای که پیروزی شاپور اول بر والرین امپراتور روم را نشان می&amp;zwnj;دهد به دلیل نفوذ آب از صخره&amp;zwnj;های بالاسر در معرض فرسایش است. به جز ویژگی&amp;zwnj;های تاریخی بسیار ارزشمند، این سنگ&amp;zwnj;نگاره به صورت مقعر در دل کوه تراشیده شده و از این نظر بی&amp;zwnj;نظیر است. نفوذ آب و همچنین رویش گیاهان جزئیات فراوانی از نقش&amp;zwnj;های آن را اکنون محو کرده است. پس از تخریب سنگ&amp;zwnj;نگاره بهرام دوم با پتک، حصارکشی بخشی از محوطه تنگ چوگان توسط سازمان میراث فرهنگی آغاز شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;راویان خاموش تاریخ&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/04_firuzabad.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 235px; float: left;&quot; /&gt;آسیب&amp;zwnj;هایی که به سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;های باستانی در ایران وارد می&amp;zwnj;شود بسیار گسترده&amp;zwnj;تر از موارد بالاست. این آسیب&amp;zwnj;ها توسط عوامل طبیعی یا انسانی وارد می&amp;zwnj;شود. اما در اکثر موارد می&amp;zwnj;توان با مراقبت و به کار بستن اصول حفاظتی جلو وارد شدن آسیب را گرفت و یا آن را به حداقل رساند. مرمت به&amp;zwnj;موقع نیز از گسترده&amp;zwnj;شدن آسیب&amp;zwnj;ها جلوگیری می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;های ایران باستان اسناد با ارزشی هستند که اطلاعات مختلفی را در اختیار پژوهشگر امروزی می&amp;zwnj;گذارند. این سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;ها در نقاط مختلف ایران به خصوص در مناطقی مانند فارس و خوزستان و کرمانشاه و ایلام و لرستان پراکنده&amp;zwnj;اند و حاوی اطلاعات تاریخی، تصویرگر پیروزی&amp;zwnj;ها و شکست&amp;zwnj;ها، جابه&amp;zwnj;جایی قدرت، ائتلاف&amp;zwnj;ها و پیمان&amp;zwnj;ها، مراسم آیینی و یا تاجگذاری پادشاهان هستند. این نقش&amp;zwnj;ها همچنین اطلاعات مهمی در خصوص برخی آداب اجتماعی و یا آیینی، لباس&amp;zwnj;، سلاح، آرایش مو، زیورآلات، زین وبرگ اسب&amp;zwnj;ها و همچنین سبک&amp;zwnj;ها و ترکیب&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;های هنری و تصویری در دوران مختلف تاریخی با خود دارند. سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;ها همچنین تبادلات فرهنگی و هنری با ملل و اقوام دیگر و تأثیرپذیری&amp;zwnj;های مختلف را نشان &amp;zwnj;می&amp;zwnj;دهند. برخی از این سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;ها با کتیبه با نوشته&amp;zwnj;هایی نیز همراه هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از جمله کهن&amp;zwnj;ترین سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;های ایران، به جز نقش کورانگون، می&amp;zwnj;توان به سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj; آنوبانی&amp;zwnj;&amp;zwnj;نی متعلق به ۴۵۰۰ سال پیش اشاره کرد که در نزدیکی سرپل ذهاب قرار دارد. این سنگ&amp;zwnj;نگاره مربوط به دوران پادشاهی &lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/05_tang-chogan_shapur.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 188px; float: left;&quot; /&gt;لولوبیان است. در این سنگ&amp;zwnj;نگاره پیروزی بر دشمن به صورت نمادین و با نشان دادن پادشاه که پای خود را روی سینه دشمن گذاشته تصویر شده است. این موضوع بعدها در سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;های دیگر از جمله در دوران هخامنشی و در سنگ&amp;zwnj;نگاره بیستون نیز تکرار شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از دوران عیلامی نیز تعدادی سنگ&amp;zwnj;نگاره مهم بر جای مانده اما بیشتر آ&amp;zwnj;نها در طول سالیان آسیب&amp;zwnj;های فراوانی دیده&amp;zwnj;اند. در کول فرح در نزدیکی شهرستان ایذه شش سنگ&amp;zwnj;نگاره عیلامی وجود دارد که دوتای آن&amp;zwnj;ها مراسم قربانی را به تصویر کشیده&amp;zwnj;اند. یکی دیگر از این نقوش را نیز الگوی برخی از سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;های تخت جمشید می&amp;zwnj;دانند. در مکانی دیگر به نام خونگ اژدر در ۱۵ کیلومتری ایذه نقش دیگری از دوره عیلامی است که تقریباً از میان رفته و محو شده است. در نقش رستم، اشکفت سلیمان، قلعه تول، شاهسوار و حاجی آباد نیز سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;های عیلامی وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از دوران هخامنشی سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;های فراوانی به جای مانده است که نشان&amp;zwnj;دهنده تکامل فنی،&amp;nbsp; ورود برخی &lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/06_0.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 333px; float: left;&quot; /&gt;عناصر جدید بصری، و&amp;nbsp; ترکیب و گزینش از هنر اقوام دیگر است. از جمله مشهور&amp;zwnj;ترین سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;های این دوره می&amp;zwnj;توان از &amp;laquo;کتیبه بیستون&amp;raquo; نام برد. این کتیبه که اکنون در فهرست میراث جهانی یونسکو نیز ثبت شده است، تصویرگر پیروزی داریوش یکم هخامنشی&amp;nbsp; بر گئومات مغ است. در زیر این سنگ&amp;zwnj;نگاره، به خط میخی و به سه زبان فارسی باستان، عیلامی و اکدی یا بابلی نو، مطالب مهمی در خصوص دودمان داریوش، شرح حکومت&amp;zwnj;داری و پیروزی&amp;zwnj;های او نوشته شده است. بخش زیادی از سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;های دوره هخامنشی در مجموعه پارسه یا تخت جمشید قرار دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از دوران اشکانی و مخصوصاً ساسانی سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;های مختلفی موجود است. عمده&amp;zwnj;ترین نقش&amp;zwnj;های ساسانی در بیشاپور، نقش رستم، تاق بستان، نقش رجب و فیروز آباد است. در نقاط دیگری مانند داراب، اقلید، مشکین شهر، سراب بهرام، برم دلک، سر مشهد، سلماس و داراب گرد نیز سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;ها و سنگ&amp;zwnj;نوشته&amp;zwnj;های مهم ساسانی وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پراکندگی این سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;ها که اغلب آن&amp;zwnj;ها دور از مراکز سکونتی و روی کوه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها و صخره&amp;zwnj;ها قرار دارند، امر حفاظت از آن&amp;zwnj;ها را دشوار کرده است.&amp;nbsp; اکثر این سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;ها بدون وجود هرگونه حفاظی در برابر تهدیدات مختلف انسانی و طبیعی قرار دارند. عوامل جوی مانند باد و باران و یا رانش کوه در گذار هزاره&amp;zwnj;ها این اسناد تاریخی و فرهنگی ارزشمند را به شدت فرسوده است. گنج&amp;zwnj;یابان و یا کسانی که به دلایل گوناگون به تخریب عمدی این آثار می&amp;zwnj;پردازند نیز جزو تهدیدات جدی به شمار می&amp;zwnj;آیند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بسیاری از این نقش&amp;zwnj;ها حتی به&amp;zwnj;درستی مستند&amp;zwnj;نگاری نیز نشده&amp;zwnj;اند تا اگر به هر علتی باز هم صدمه دیدند، بتوان به تصاویر دقیق آ&amp;zwnj;نها مراجعه کرد. با پیشرفت روش&amp;zwnj;های اسکن و مستند&amp;zwnj;نگاری، تهیه تصاویر سه&amp;zwnj;بعدی از این آثار به&amp;zwnj;راحتی امکان&amp;zwnj;پذیر شده است. باستان&amp;zwnj;شناسان ایرانی مدت&amp;zwnj;هاست که بر ضرورت طرح&amp;zwnj;هایی جامع برای حفاظت و مرمت این سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;ها تأکید می&amp;zwnj;کنند. نقش&amp;zwnj;هایی که راویان خاموش تاریخ&amp;zwnj;اند اما اکنون صدای بلند تخریب شدن&amp;zwnj;&amp;zwnj;شان به گوش می&amp;zwnj;رسد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عکس&amp;zwnj;ها:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تصویر اول: سنگ&amp;zwnj;نگاره تنگ قندیل&lt;br /&gt;
	تصویر دوم: نقش بهرام دوم در تنگ چوگان&lt;br /&gt;
	تصویر سوم: سنگ&amp;zwnj;نگاره عیلامی در کورانگون&lt;br /&gt;
	تصویر چهارم: بخشی از نقش ساسانی در فیروزآباد که به شدت آسیب دیده است&lt;br /&gt;
	تصویر پنجم: پیروزی شاپور اول بر دشمنان رومی در تنگ چوگان. این سنگ&amp;zwnj;نگاره به صورت مقعر تراشیده شده است&lt;br /&gt;
	تصویر ششم: بخشی از سنگ&amp;zwnj;نگاره شاپور در تنگ چوگان&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://zamaaneh.com/rohani/2008/10/post_19.html&quot;&gt;ترکیب&amp;zwnj;بندی در نقش&amp;zwnj;برجسته&amp;zwnj;های ساسانی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href=&quot;http://zamaaneh.com/rohani/2009/10/post_290.html&quot;&gt;مفهوم میترا یا پیمان در سنگ&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;های ساسانی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/cultural-heritages/2012/09/11/19412#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15313">آناهیتا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15316">آنوبانی ‌‌نی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12796">اردشیر بابکان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15314">اردوان پنجم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15319">اشکفت سلیمان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15328">اقلید</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2815">بیژن روحانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15326">تاق بستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15311">تنگ قندیل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15322">حاجی آباد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15318">خونگ اژدر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13749">داراب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15330">سراب بهرام</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15309">سنگ نگاره</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15308">سنگ نگاره های ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15323">سنگ‌ نگاره ‌های عیلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15321">شاهسوار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15312">شاپور اول</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15310">فیروزآباد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15320">قلعه تول</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15325">مجموعه پارسه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15329">مشکین شهر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15327">نقش رجب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8219">نقش رستم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15315">نقش‌ برجسته‌ عیلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15317">پادشاهی لولوبیان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15324">کتیبه بیستون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12210">کورانگون</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9267">کول فرح</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/cultural-heritage">میراث فرهنگی و رسوم ملل</category>
 <pubDate>Tue, 11 Sep 2012 07:02:57 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">19412 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>بنیان‌های فرهنگی حاکمیت و درنده‌خویی در ایران</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/06/19/15635</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/06/19/15635&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    شکوفه تقی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/shotaghm01.jpg?1340467072&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;شکوفه تقی - رقابت و میل غلبه بر رقیب، یکی از عوامل ظهور درنده&amp;zwnj;خویی در انسان است. در قصه&amp;zwnj;ها و تاریخ می&amp;zwnj;توان دید زن یا مرد با رقیب جنسی، عاطفی، یا رقیب قدرت خود، به شرط احساس خطر، می&amp;zwnj;تواند به سبع&amp;zwnj;ترین شکل رفتار کند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;این میل که با تنازع برای بقا مربوط است، در ترس مفرط انسان و احساس ضعف او ریشه دارد. از این&amp;zwnj;رو هر چقدر احساس ترس بزرگ&amp;zwnj;تر باشد، ددمنشی هم می&amp;zwnj;تواند بزرگتر باشد. اما آدمی برای مشروعیت دادن به این درنده&amp;zwnj;خویی، همواره دنبال عواملی می&amp;zwnj;گردد تا به آن لباس تقدس و خیرخواهی بپوشاند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای اثبات ارتباط بین میل رقابت و فعال شدن خصلت درنده&amp;zwnj;خویی در انسان، مثال&amp;zwnj;های عدیده&amp;zwnj;ای در همه&amp;zwnj;ی زمینه&amp;zwnj;ها وجود دارد. در این مقاله مثال&amp;zwnj;هایی از تاریخ ساسانیان آورده می&amp;zwnj;شود، تا نشان داده شود کسی که در رأس قدرت نشسته، یا می&amp;zwnj;خواهد بنشیند، چگونه با درنده&amp;zwnj;خویی با رقیبان  سیاسی خود برخورد می&amp;zwnj;کند. و برای توجیه آن از دین و عاملان دین مدد می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علت انتخاب ساسانیان نحوه&amp;zwnj;ی شکل&amp;zwnj;گیری و تأسیس حکومت به وسیله&amp;zwnj;ی اردشیر بابکان است، که  به استناد منابع تاریخی، پادشاهی صاحب فره ایزدی قلمداد شده و دین زرتشتی را دین رسمی ایرانیان کرده است. همچنین ادعا کرده که حکومت ملوک&amp;zwnj;الطوایف اشکانیان بت&amp;zwnj;پرست یا بی&amp;zwnj;دین بوده. او در ایرانشهر بنیان یکتاپرستی را گذاشته است. اما اردشیر کسی&amp;zwnj;ست که اردوان آخرین شاه اشکانی را کشته، فرزندانش را زندانی، اسیر، و تبعید کرده و با دختر اردوان ازدواج کرده است. سپس دختر باردار را به&amp;zwnj;دست وزیر یا موبدان&amp;zwnj;موبد سپرده، تا طعمه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی مرگ شود. علاوه بر آن رقیبان سیاسی خود را دیو نامیده. با کمک روحانیونی که همدست او بودند، دست به قلع و قمع رقیبان و مخالفان &amp;zwnj;زده تا اینکه سرانجام بر قله&amp;zwnj;ی قدرت نشسته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این مقاله برای نشان دادن ارتباط بین ترس از رقیب سیاسی دینی و اعمال خشونت شدید و تقدیس جنایت به نام دین، سه مثال از تاریخ ساسانیان آورده می&amp;zwnj;شود؛ یکی از اردشیر بابکان و برخوردش با اردوان و  اشکانیان و مردمی که دین اردشیر را نمی&amp;zwnj;پذیرفتند. دیگر در رابطه با برخوردی که بهرام اول به هنگام رسیدن به قدرت با مانی و طرفدارانش کرد. سوم رفتاری که خسرو انوشیروان برای رسیدن به قدرت و تثبیت خود با مزدک و مزدکیان کرد. شواهد مثال از کارنامه&amp;zwnj;ی ارشیر بابکان و نامه&amp;zwnj;ی تنسر آورده شده. در سایر موارد به فارسنامه و تاریخ طبری مراجعه شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top:0cm;margin-right:8.5pt;margin-bottom:&lt;br /&gt;
0cm;margin-left:8.5pt;margin-bottom:.0001pt;text-align:justify;direction:rtl;&lt;br /&gt;
unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family:&amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&lt;br /&gt;
mso-bidi-language:FA&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin: 0cm 8.5pt 0.0001pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/shokutaghmw05.jpg&quot; /&gt;دکتر  شکوفه تقی، نویسنده، شاعر و مردم&amp;zwnj;شناس&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;تنسر روحانی و وزیر قدرتمند معروف اردشیر پاپکان، بوده است، که در به قدرت رسیدن اردشیر نقش مؤثری داشته است.[۱] گفته می&amp;zwnj;شود او کسی بوده، که از ابتدا مژده&amp;zwnj;ی ظهور اردشیر را می&amp;zwnj;داده است. تا اینکه اردشیر به تخت سلطنت تکیه می&amp;zwnj;زند و در قدرت سیاسی مذهبی ابقاء می&amp;zwnj;شود.[۲] در زمانی که اردشیر به قدرت کامل رسیده و داعیه&amp;zwnj;ی درستکاری و ظاهرالصلاحی او همه جا را پر کرده، شکایت از مظالمی که در حق مردم روا داشته، همه جا را پر می&amp;zwnj;کند. این با چهره&amp;zwnj;ی مذهبی و صاحب فرهی که می&amp;zwnj;کوشد از خود به مردم نشان دهد فرق دارد. از آن جمله شاه طبرستان به اردشیر نامه می&amp;zwnj;نویسد. آنچه از مردم شنیده و سؤال و درد مردم است را برای اردشیر مطرح می&amp;zwnj;کند. اردشیر به تنسر دستور می&amp;zwnj;دهد برای او پاسخ بنویسد. پاسخ مزبور امروزه به صورت کتابی کوچک به نام نامه&amp;zwnj;ی تنسر در اختیار ماست. این کتاب که به&amp;zwnj;وسیله&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی ابن&amp;zwnj;المقفع به عربی و سپس در قرن هفتم هجری به فارسی ،ترجمه شده است، از مستندات تاریخی است، که اشاره به نحوه&amp;zwnj;ی مجازات رقیبان و مخالفان سیاسی و مذهبی، به منظور برقراری حکومت مطلقه&amp;zwnj;ی دیکتاتوری دارد. تنسر به عنوان خط&amp;zwnj;دهنده و نظریه&amp;zwnj;پرداز حکومت، ضمن اشاره به مواردی که نتیجه در خونریزی بسیار داده، بی آنکه شدت خونریزی را انکار کند، در توجیه &amp;laquo;اسراف اردشیر در ریختن خون مردم&amp;raquo; می&amp;zwnj;گوید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;quot;و نمودی که &amp;laquo;زبان&amp;zwnj;های مردم بر خون&amp;zwnj;ریختن شهنشاه دراز شد.&amp;raquo; جواب آنست که بسیار پادشاهان باشند، که اندک قتل ایشان  اسراف بود. اگر ده تن بکشند. و بسیار باشند که هزار هزار  را بکشند، هم  زیادت باید کشت.&amp;quot;[۳]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;quot;دیگر  آنچه یاد کردی که &amp;laquo;شهنشاه آتش&amp;zwnj;ها از آتشکده&amp;zwnj;ها برگرفت و بکشت و نیست کرد. و چنین دلیری هرگز در دین، کسی نکرد.&amp;raquo; بداند که این حال بدین صعبی نیست. ترا بخلاف راستی معلوم است. چنانست، که بعد از دارا، ملوک&amp;zwnj;الطوایف هر یک برای خویش آتشگاه ساخته. و آن همه بدعت بود، که بی فرمان شاهان قدیم نهادند. شاهنشاه باطل گردانید.&amp;quot;[۴]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در واقع نشان داده می&amp;zwnj;شود در زمان اردشیر، نه تنها هر دینی غیر از دین زرتشت باطل به حساب می&amp;zwnj;آمده، که هر برداشتی از دین زرتشت هم اگر خلاف برداشت اردشیر و تنسر از دین بوده، باطل بوده است. از این&amp;zwnj;رو باید همه&amp;zwnj;ی آتش&amp;zwnj;هایی که غیر دولتی بودند، خاموش و آتشکده&amp;zwnj;ها ویران می&amp;zwnj;شدند. به گفته&amp;zwnj;ی تنسر برای ارعاب مردم مجازات&amp;zwnj;های بسیاری باب شده بود. از آن جمله: &amp;laquo;بر درگاه شهنشاه پیلان بپای كردند و گاوان و درازگوش و درخت بفرمود زدن.&amp;laquo; و می&amp;zwnj;گوید همه را اردشیر به فرمان دین کرده است، تا اگر کسی در دین &amp;laquo;تأویلی نامشروع&amp;raquo; کند به مکافات عملش برسد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر تفسیر تنسر از متن نبود امروزه درك مطلب بسیار دشوار می&amp;zwnj;شد. اما با خواندن مطلب تنسر می&amp;zwnj;توان دریافت كه &amp;laquo;درخت بفرمود زدن&amp;raquo; همان دار زدن است. در مجازات &amp;laquo;پیل بپای کردن&amp;raquo; می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;پیل آنست كه راهزن و مبتدع را در پای پیل می&amp;zwnj;فرمود انداخت. گاو دیگی بود، بر صورت گاو ساخته. ارزیر درو می&amp;zwnj;گداختند، آدمی درو می&amp;zwnj;افكندند و درازگوشی بود از آهن به سه پایه، بعضی را از پا بیآویخته، آنجا می&amp;zwnj;داشتند، تا هلاك شود،  درخت چهار میخ را بر راست كرده بودند. این عقوبات جز جادو و راهزن را نكردی&amp;raquo;.[۵]&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin: 0cm 8.5pt 0.0001pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/shotaghm02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;در نامه&amp;zwnj;ی تنسر می&amp;zwnj;توان دید که یکی از مصادیق دیو، کسی است که &amp;laquo;در دین تأویل&amp;zwnj;های نامشروع نهد&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top:0cm;margin-right:8.5pt;margin-bottom:&lt;br /&gt;
0cm;margin-left:8.5pt;margin-bottom:.0001pt;text-align:justify;direction:rtl;&lt;br /&gt;
unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family:&amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&lt;br /&gt;
mso-ascii-font-family:&amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;mso-hansi-font-family:&amp;quot;Times New Roman&amp;quot;;&lt;br /&gt;
color:black&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تنسر می&amp;zwnj;گوید این مجازاتی بوده، که در حق جادوگران و دزدان اعمال می&amp;zwnj;کرده&amp;zwnj;اند. اما با خواندن تاریخ ساسانیان، می&amp;zwnj;توان دید، که پادشاه بر هر که می&amp;zwnj;خواسته&amp;zwnj; تهمت دزدی و جادوگری می&amp;zwnj;زده و او را به همین ترتیب مجازات می&amp;zwnj;کرده است. در واقع این شاه بوده که مخالفان و رقیبان خود را به هر نامی که می&amp;zwnj;خواسته، می&amp;zwnj;خوانده و مجازات می&amp;zwnj;کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به طور مثال در تاریخ ساسانیان می&amp;zwnj;خوانیم انوشیروان فرستاده بود كه ماهبوذ را به نزدش بیاورند. او از فرماندهان بزرگ ارتش خسرو بود، که به كار لشکری اشتغال داشت. ماهبوذ به فرستاده گفته بود كه پس از انجام كار بیدرنگ به حضور پادشاه خواهد شتافت. انوشیروان این جواب را بهانه كرد و دستور داد به روی سه پایه بنشیند، در همانجا هم س از چندین روز اعدام شد. این مطلب نشان می&amp;zwnj;دهد مجازات مذكور نه تنها مخصوص جادوگران یا دزدان نبوده، که هر مجازاتی که در زمان اردشیر گذاشته شده، تا زمان انوشیروان ادامه داشته است. اتهام دیو و جادو، به هركسی كه مقابل شاه، قانون یا دین او قرار می&amp;zwnj;گرفته، زده می&amp;zwnj;شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نامه&amp;zwnj;ی تنسر می&amp;zwnj;توان دید که یکی از مصادیق دیو، کسی است که &amp;laquo;در دین تاویل&amp;zwnj;های نامشروع نهد&amp;raquo;. از این رو به نظر او این &amp;laquo;گمراهی&amp;zwnj;ها و خیره سری&amp;zwnj;ها&amp;raquo; را تنها می&amp;zwnj;توان با &amp;laquo;شكافتن و داغ نهادن&amp;raquo; درمان كرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تنسر در نامه&amp;zwnj;اش به شاه طبرستان كار اردشیر را به كار طبیبی تشبیه می&amp;zwnj;كند كه ناچار از داغ زدن بر زخم و دادن دواهای تلخ به منظور بهبود فرد است. هرچند كه فغان و گریه&amp;zwnj;ی طفل دل مادر را بسوزاند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نظام سیاسی و اجتماعی ساسانی داغ و درفشی كه استفاده می&amp;zwnj;كردند، حتی زنده سوزاندن مردمی كه مخالف شاه بودند، چنین توجیه می&amp;zwnj;شده که قصد دیودرمانی فرد بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی تنسر می&amp;zwnj;خواهد جرایم مردمی که در زمان اردشیر خونشان ریخته شده و مجازات&amp;zwnj;های سنگین شده&amp;zwnj;اند را بشمارد می&amp;zwnj;گوید: &amp;raquo;همچو دیو كه از بند بگشایند، كارها فروگذاشتند، به شهرها بدزدی و فتنه و عیاری و شغل&amp;zwnj;های بد پراگنده شده، تا بدان رسید كه بندگان بر خداوندگاران دلیر شده&amp;zwnj;&amp;zwnj;اند و زنان بر شوهران فرمانفرمای&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همان جا می&amp;zwnj;آید كه در روزگار گذشته رسم بود كه &amp;raquo;زننده را زنند و خسته را خسته كنند و غاصب و سارق را مثله كنند و زانی.&amp;raquo; رسمی كه اردشیر بر آن می&amp;zwnj;افزاید بریدن بینی زانی است. اما می&amp;zwnj;گوید عضو دیگر او را ناقص نكنند. در ادامه توجیه می&amp;zwnj;شود که فرد می&amp;zwnj;بایست بعد از آن، هم قادر به ادامه&amp;zwnj;ی كار كردن باشد، هم با حضور در مجامع عام، شرمنده و خجالت &amp;zwnj;زده شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از كارهای دیگری كه اردشیر می&amp;zwnj;كند ،گذاشتن یا محكم كردن طبقات در جامعه است. اینكه هركس فقط باید با هم&amp;zwnj;طبقه&amp;zwnj;ی خود وصلت كند. تنسر می&amp;zwnj;گوید طبقات و رعایت مراتب هر طبقه مثل اركان یك ساختمان است. بدون آن اركان، خانه ویران می&amp;zwnj;شود. منظور از خانه از نظر او خانه و خانواده است. چرا كه می&amp;zwnj;گوید از رعایت نكردن این اصول اعقاب ناخلف درست می&amp;zwnj;شود. آنها وقار و عظمت پدرانشان را پیش عامه از بین می&amp;zwnj;برند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تنسر سپس در تأیید كاری كه اردشیر كرده، می&amp;zwnj;گوید هیچ پادشاهی مانند او به استحكام طبقات و نظام طبقاتی كمك نكرده. و به آن اهمیت نداده است. همان جا میگوید: &amp;laquo;میان اهل درجات و عامه تمییزی ظاهر و عام بادید آورد، به مركب و لباس و سرای و بستان و زن و خدمتگار.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد اشاره دارد كه چگونه حتی میان ارباب درجات هم به لباس و نحوه&amp;zwnj;ی تغذیه و اشربه و مساكن تفاوت گذاشت. قانون وضع کرد كه اگر كسی بعد از او این مراتب و درجات را بهم بریزد و یا مرتبه نویی ایجاد کند، باید خونش ریخته، اموالش غارت شود. بازماندگانش یا خودش، در صورت زنده ماندن، جلای وطن كنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اردشیر در سال ٢٤١ میلادی بدرود زندگی می&amp;zwnj;گوید. پسرش شاپور اول به جای او به تخت می&amp;zwnj;نشیند.[۶] شاپور در سال ٢٤٢ تاجگذاری می&amp;zwnj;کند. با استناد به ابن&amp;zwnj;الندیم در روز تاجگذاری او یکشنبه اول نیسان مطابق با مارس ٢٤٢  میلادی، مانی[۷] اولین خطبه&amp;zwnj;ی خود را ایراد می&amp;zwnj;کند.[۸] مانی کتاب شاپورگان خود را به نام همین پادشاه کرده است. منابع مانوی و اشعاری که از مانی به جا مانده، گواه اند که شاپور رابطه&amp;zwnj;ی بسیار خوبی با مانی داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به شهادت تاریخ و آثار به جا مانده از مانویان، دعوت مانی، در آغاز چنان پیشرفتی داشته، که تمام بابل و سرزمین ایران را فرا گرفته بوده است. دربار شاپور هم با او در همراهی کامل بوده است. در کتاب کفلایه، وقتی مانی شرح حال خود را می&amp;zwnj;نویسد، از روابطش با شاپور خبر می&amp;zwnj;دهد. با استناد به همان کتاب او سال&amp;zwnj;ها در رکاب شاه بوده و با اجازه&amp;zwnj;ی او دین خود را تبلیغ کرده. و به هند و روم سفر کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال ٢٧٢ میلادی شاپور فوت می&amp;zwnj;کند.[۹] پسرش هرمزد اول به سلطنت می&amp;zwnj;رسد. او نیز یک سال بیشتر زندگی نمی&amp;zwnj;کند. پس از او برادر هرمزد، ورهرام اول، به سلطنت می&amp;zwnj;رسد. در زمان او اختلاف روحانیون زرتشتی با مانی بالا می&amp;zwnj;گیرد. تا جایی که بزرگترین دشمن او، موبدان موبد، که قاضی&amp;zwnj;القضات هم بوده، او را به خروج از دین زرتشتی محکوم می&amp;zwnj;کند. گزارش شیوه&amp;zwnj;ی کشتن مانی یادآور بردار کردن حلاج است. به این ترتیب که نخست مانی را مصلوب می&amp;zwnj;کنند. سپس زنده زنده پوست می&amp;zwnj;کنند. بعد سرش را می&amp;zwnj;برند و پوست او را از کاه پر می&amp;zwnj;کنند. بر یکی از دروازه&amp;zwnj;های گندی&amp;zwnj;شاپور خوزستان می&amp;zwnj;آویزند. این واقعه در سال ٢٧٦ میلادی یعنی همان سال&amp;zwnj;های اولیه&amp;zwnj;ی پادشاهی ورهرام یا بهرام، اتفاق می&amp;zwnj;افتد. این دروازه است که به نام &amp;laquo;باب مانی&amp;raquo; موسوم می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-top:0cm;margin-right:8.5pt;margin-bottom:&lt;br /&gt;
0cm;margin-left:8.5pt;margin-bottom:.0001pt;text-align:justify;direction:rtl;&lt;br /&gt;
unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family:&amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&lt;br /&gt;
color:black&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin: 0cm 8.5pt 0.0001pt; text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; color: black;&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/shotaghm04.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/span&gt;خسرو انوشیروان جوان رقیبان سیاسی خود را به فجیع&amp;zwnj;ترین شکل قلع و قمع کرد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در فارسنامه می&amp;zwnj;آید وقتی بهرام به جای پدر نشست، چون در دین بسیار متعصب بود. حیله&amp;zwnj;های بسیاری اندیشید تا &amp;laquo;مانی زندیق&amp;raquo; را بدست آورد.  برای اینکه به خواستش برسد، زر و زور و تزویر به کار گرفت، تا پیروان او را شناخت. با موبدان&amp;zwnj;موبد ساخت. تا مجلس مناظره&amp;zwnj;ای برای محکوم کردن مانی تشکیل بدهد. چنین گفت که اگر در آن مناظره، مانی اقرار به بطلان دینش کند و توبه از باورهایش، او را حبس ابد کنند. اما اگر توبه نکرد، او را چنان بکشند، تا عبرت همه&amp;zwnj;ی مردم دنیا بشود. اما مانی در آن مجلس توبه نکرد: &amp;laquo;و آنگاه بهرام بفرمود، تا پوست او بیرون کردند، و بکاه بیاگندند و اول کسی که پوست او پر کاه کردند مانی زندیق بود. از این جهت هر کی سر ملحدان و زندیقان باشد، پوست او پر کاه کنند&amp;raquo;[۱۰]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مانند ورهرام اول، که با کمک موبدان موبد زرتشتی، در ظاهر به نام حفظ دین، اما در باطن برای کسب قدرت و بسط آن، به جنگ مانی رفت و به قلع و قمع مانویان پرداخت، انوشیروان نیز به جنگ مزدک و پیروان او رفت. به این ترتیب که در زمان پدرش قباد یا کواذ، مردم از وجود طبقات و شرایط مذهبی که بر جامعه حاکم بود، به آزار آمده، بر علیه سلطه&amp;zwnj;ی روحانیت زرتشتی که قدرت سیاسی و مذهبی را در قبضه&amp;zwnj;ی خود داشت طغیان کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مزدک با پیامِ برداشتن فواصل میان مردم، و تقسیم نعمات اجتماعی، که در انحصار گروهی خاص بود، به صحنه&amp;zwnj; آمد. و قباد را با خود همراه کرد. پادشاه که خود از مداخله&amp;zwnj;ی بیش از حد اشراف و روحانیت در کار سلطنت احساس ضعف کرده بود، با قدرت بخشیدن به مزدک، &amp;zwnj;کوشید خود را از یک طرف به مردم نزدیک کند، از طرف دیگر رقیبی در برابر قدرت معاندی بتراشد که مانع به قدرت کامل رسیدن او بود می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خسرو انوشیروان جوان، برای سوار شدن بر اریکه&amp;zwnj;ی قدرت و حفظ مقام ولایت&amp;zwnj;عهدی، نخست رقیبان سیاسی خود را به فجیع&amp;zwnj;ترین شکل قلع و قمع کرد. سپس به دستیاری روحانیون، مزدک را کشت. یک به یک مزدکیان را نابود کرد. سپس به تحکیم طبقات پرداخت.[۱۱] اموالی که به گفته&amp;zwnj;ی او مزدکیان از اشراف گرفته بودند و بین مردم تقسیم کرده بودند، و زنانشان را به آنان باز &amp;zwnj;گرداند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ارتباط با قیام مزدک طبری و بسیاری از تاریخ نویسان از جمله مسعودی، مفصل نوشته&amp;zwnj;اند. و نظام&amp;zwnj;الملک در تایید همان مطالب می&amp;zwnj;گوید که مزدک موبدان&amp;zwnj;موبد بوده، می&amp;zwnj;خواسته &amp;laquo;کیش گبرگی&amp;raquo; را زیان برساند. و &amp;laquo;راهی نو در جهان گسترد&amp;raquo;. در ادامه همه&amp;zwnj;ی تاکید، بر کیش نو آوردن، و &amp;laquo;زندقه&amp;raquo; در زمان انوشیروان است. او اشاره به آن دارد که انوشیروان از اینکه مزدک در پدرش و مردم نفوذ بسیار داشته، در رنج بوده است. پس نیرنگی فراهم می&amp;zwnj;کند تا به آن وسیله مزدک و همه&amp;zwnj;ی طرفدارانش را نابود کند. تا خودش قدرت را بی معارض بدست بگیرد. برای رسیدن به مقصود، یک میهمانی بزرگ ترتیب می&amp;zwnj;دهد و خود را میزبان مزدک و طرفدارانش نشان می&amp;zwnj;دهد. دوازده هزار نفر از مزدکیان را به جشنی می&amp;zwnj;خواند. روز قبل از جشن دستور می&amp;zwnj;دهد تا دوازده هزار چاله بکنند. و آماده بگذارند. روز موعود همه را بیست تا بیست تا به پشت قصر می&amp;zwnj;فرستد. روستائیان که از روز قبل در حیاط قصر برای کندن چاله&amp;zwnj;ها جمع شده بودند، آنها را می&amp;zwnj;گیرند، با سر در گودال فرو می&amp;zwnj;کنند و پایشان را بیرون بگذارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گفته&amp;zwnj;ی سیاست&amp;zwnj;نامه وقتی هر دوازده هزار را در خاک می&amp;zwnj;کنند، انوشیروان به پدرش و مزدک خبر می&amp;zwnj;دهد که همه را خلعت پوشانده&amp;zwnj;اند. و منتظر ایستاده&amp;zwnj;اند. از مزدک  و پدرش می&amp;zwnj;خواهد به آنها که گوش به فرمانند نگاه کند. بعد مزدک را می&amp;zwnj;گیرد و او را از پای در خاک می&amp;zwnj;کند. به مردمی که از روستاها برای کندن چاه جمع کرده بود، می&amp;zwnj;گوید بروند به مزدک بی احترامی کنند. ریش و سبیل او را بکنند. آنقدر به شکنجه&amp;zwnj;ی او ادامه می&amp;zwnj;دهند تا می&amp;zwnj;میرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به این ترتیب انوشیروان از محبوبیت و قدرتی که مزدک داشته و او در مقابلش احساس حقارت و ضعف می&amp;zwnj;کرده انتقام می&amp;zwnj;گیرد. همچنین از مردم در ابتدای به قدرت رسیدن خود نسق می&amp;zwnj;کشد. تا بدانند با چه کسی طرف هستند. و پایشان را از گلیمشان فراتر نبرند. سپس برای جلب طرفداری اشراف و بزرگان به آنها خلعت و مقام می&amp;zwnj;بخشد، تا او را در نشستن بر تخت سلطنت حمایت کنند.[۱۲]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;واقعه قلع و قمع مزدکیان که در عموم تواریخ مربوط به آن اشاره شده است بین سال های ٥٢٨ و ٥٢٩ میلادی صورت گرفته است. کریستنسن می&amp;zwnj;گوید یکی از دلایل بزرگ نفرت انوشیروان از مزدک، انتخاب پسر دیگر کواذ، کاوس،&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای ولیعهدی بوده و انوشیروان موقعیت خود را در خطر می&amp;zwnj;دیده است.[۱۳]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در رفتار اردشیر، موسس سلسله&amp;zwnj;ی ساسانیان، با رقبای خود، می&amp;zwnj;توان دید ترس از دست دادن قدرت، چه سبعیتی را می&amp;zwnj;تواند در یک حاکم و یاران او ایجاد کند. در عین حال می&amp;zwnj;توان دید هر چقدر این حاکم میدان عملش بیشتر باشد، سبعیتی هم که اعمال می&amp;zwnj;کند در رابطه با ترسش و غلبه بر ضعفی که در خود احساس می&amp;zwnj;کند بزرگ&amp;zwnj;تر است. برای اینکه این احساس وحشت شدید را از خود و دیگران پنهان کند، و آن را از انتقاد دور نگه دارد و به وسیله&amp;zwnj;ی آن برای خود آبرو و اعتبار هم بخرد، به سبعیت خود لباس خیرخواهی و تقدس می&amp;zwnj;پوشاند. میل جنایت و حذف بی رحمانه&amp;zwnj;ی رقیب را ترویج دین، اشاعه&amp;zwnj;ی حکم خدا و دفاع از حریم الهی، یا هر اسم عامه پسند دیگری می&amp;zwnj;گذارد. در همان حال با شیطانی قلمداد کردن رقیب، مجال هر خشونتی را نسبت به دشمن یا رقیب به هوادارن خود می&amp;zwnj;دهد. علاوه بر آن برای اعمال آن خشونت، پاداش دنیایی و اخروی نیز وضع می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در نامه&amp;zwnj;ی تنسر به وضوح می&amp;zwnj;توان خواند، تنسر منکر خونریزی در دوران اردشیر نیست. اما آن را برای حفظ دین و برقراری حکومت دین لازم می&amp;zwnj;داند. باور دارد اردشیر از آن بیشتر هم خون می&amp;zwnj;ریخت، روا بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دوران قباد انوشیروان جوان، که خود را در آستانه&amp;zwnj;ی حذف شدن می&amp;zwnj;بیند، برای رسیدن به قدرت، با خشونت دست به خونریزی، برای حذف رقیبان سیاسی خود می&amp;zwnj;زند. برای از میان بردن آنها خشن&amp;zwnj;ترین و حتی ناجوانمردانه&amp;zwnj;ترین روش&amp;zwnj;ها را بکار می&amp;zwnj;گیرد؛ به این بهانه که مزدک از دین خارج شده است. طبقات جامعه به هم ریخته و منافع اشراف به خطر افتاده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انوشیروان هم مانند اردشیر، برای اجرای نقشه&amp;zwnj;های سبع و قدرت&amp;zwnj;پرستانه&amp;zwnj;ی خود، از روحانیون و روستائیان کمک می&amp;zwnj;گیرد. یک دسته را در جایگاه برنامه&amp;zwnj;ریز و هدایت کننده&amp;zwnj;ی اهداف خود قرار می&amp;zwnj;دهد. دسته&amp;zwnj;ی دیگر را عمله&amp;zwnj;ی فکری خود می&amp;zwnj;کند. شاهزادگان و قدرتمدارن را هم با پول، خلعت و زن می&amp;zwnj;خرد. و دهانشان را بسته نگاه می&amp;zwnj;دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منابع:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
ایران در زمان ساسانیان، آرتور کریستینسن، ترجمه رشید یاسمی، تهران ١٣٧٠.&lt;br /&gt;
سیرالملوک یا سیاست&amp;zwnj;نامه، خواجه نظام&amp;zwnj;الملک، به تصحیح هیوبرت دارک، تهران ١٣٧٨.&lt;br /&gt;
فارسنامه، ابن بلخی، تصحیح رونالد نیکلسون، کمبریج ١٩٢١.&lt;br /&gt;
نامه&amp;zwnj;ی تنسر، متن فارسی تصحیح مجتبی مینوی، تهران ١٣١١.&lt;br /&gt;
تاریخ طبری، محمد جریر طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج. ٢، تهران ١٣٦٦.&lt;br /&gt;
شاهنامه فردوسی، ابوالقاسم فردوسی، پادشاهی اردشیر بابکان، تصحیح عثمانوف، ج. ٧، مسکو ١٩٦٨.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;١) اردشیر که در حدود سال ٢١٢ میلادی بر اردوان آخرین پادشاه اشکانی خروج کرد. برای برقراری حکومتش چهارده سال زدوخورد کرد. تا بالاخره توانست در سال ٢٢٦ میلادی بر تخت ایران بنشیند. و ایرانشهر را به صورت &amp;laquo;یک خدایی&amp;raquo; &amp;laquo;یک پادشاهی&amp;raquo; در آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;٢) بنا به روایات متعدد پهلوی، عربی و فارسی، او از زادگان ملوک&amp;zwnj;الطوایف بوده، که شاهی را از پدرش به ارث برده. اما آن را واگذاشته، تا همه&amp;zwnj;ی زندگیش را وقف به قدرت رسیدن اردشیر کند. دینکرد، چاپ پشوتن سنجانا، ج ٩، صص ٤٥٠-٤٥٦ ترجمه صص. ٥٦٩-٥٧٨.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;٣) نامه&amp;zwnj;ی تنسر ١٦.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;٤) نامه&amp;zwnj;ی تنسر ٢٢.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۵) نامه&amp;zwnj;ی تنسر ٢٣.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;٦) با استناد به کارنامه&amp;zwnj;ی اردشیر بابکان، اردشیر که دستور قتل همسر باردارش، دختر اردوان پنجم، را به تنسر داده بود، سال&amp;zwnj;ها بعد که در حسرت داشتن فرزندی است از وزیرش می&amp;zwnj;شنود که مادر و فررند زنده هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;٧)مانی از نجبای ایران بوده که بنابر روایات موجود مادرش از خاندان شاهان اشکانی بوده که هنگام تولد مانی سلطنت ایران را داشتند. تولد او در سال ٢١٥-٢١٦میلادی بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;٨) نقش برجسته&amp;zwnj;ای در نقش رجب، شاپور را سوار بر اسب نشان می&amp;zwnj;دهد، که بزرگان دولت شاهنشاهی به دنبال او هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;٩) در بسیاری منابع هم می&amp;zwnj;آید که مانی در زمان شاپور به دلیل آنکه نتوانست پسر شاپور را درمان کند و او مرد. مورد بی مهری شاپور قرار گرفت. از این رو ناچار از ترک وطن شد. به هند رفت و بعد از مرگ شاپور دوباره بازگشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۱۰) فارسنامه&amp;zwnj;ی ابن بلخی ٦٤.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;١١ ) قصه&amp;zwnj;ای است در این باره نقل می&amp;zwnj;شود؛ انوشیروان در جنگی نیاز به پول، برای تامین مخارج لشکر داشت. یک کفشگر راضی به پرداخت آن شد. به شرطی که فرزندش بتواند باسواد بشود. انوشیروان با همه&amp;zwnj;ی احتیاجی که به آن پول بود از دریافت کمک صرفنظر کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;١٢) خواجه نظام الملک، سیاست نامه ٢٧٥-٢٧٨.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;١٣) ایران در زمان ساسانیان، کریستینسن، ترجمه یاسمی، نهضت مزدکیه، ٤٨٠-٤٨٣&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شرح بلاهایی که بر سر مزدک و یارانش آمده را طبری و مورخین عرب و فردوسی هر کدام جدا جدا و مفصل نوشته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1398&quot;&gt;::مقالات دکتر شکوفه تقی در دفتر &amp;laquo;خاک&amp;raquo;، زمانه::&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/06/19/15635#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12796">اردشیر بابکان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12795">بنیان های قدرت سیاسی در ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1398">شکوفه تقی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-24">قدرت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12794">قدرت سیاسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Tue, 19 Jun 2012 07:09:17 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15635 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>