<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>دوسیه ۲۲ خرداد</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>پرهام شهرجردی: «بخش عمده‌ ادبیات فارسی در زیرزمین‌ها تولید می‌شود.»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/06/20/15793</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/06/20/15793&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سارا روشن        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;185&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/parhshs01.jpg?1340642258&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سارا روشن - ۲۲ خرداد و رویدادهای پس از آن، نه تنها فضای سیاسی کشور را دگرگون کرد، بلکه از نظر فرهنگی هم پیامدهای بسیاری داشت. تا پیش از این تاریخ، نویسندگان، روزنامه&amp;zwnj;نگاران و ناشران در کشور، زیر سقف سانسور و در چهارچوب قانون فعالیت می&amp;zwnj;کردند. نهادهای ادبی مستقل، هرچند از امکانات کافی برخوردار نبودند، اما می&amp;zwnj;توانستند از میان آثار شاخص ادبی، اثری را انتخاب کنند و به نویسنده&amp;zwnj; آن جایزه بدهند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;برخی از این جوایز مانند &amp;quot;جایزه&amp;zwnj; ادبی مهرگان&amp;quot;، &amp;quot;روزی روزگاری&amp;quot; و همچنین &amp;quot;جایزه&amp;zwnj; گلشیری&amp;quot; از اعتبار برخوردار بودند و این اعتبار را به نویسندگان جوان می&amp;zwnj;بخشیدند و خواننده&amp;zwnj;ها هم به همان اعتبار، متوجه آثار تازه در زمینه&amp;zwnj; شعر و داستان می&amp;zwnj;شدند. بعد از ۲۲ خرداد اما سانسور به شکل هوشمندانه&amp;zwnj;تر و شدیدتری اعمال شد و کیفیت و کمیت آثار ادبی کاهش پیدا کرد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیا ۲۲ خرداد باعث یک مکث و حتی یک توقف فرهنگی در کشور ما شد؟ آیا ما می&amp;zwnj;توانیم اکنون که مدت کوتاهی از این رویداد سیاسی می&amp;zwnj;گذرد، به آسیب شناسی پیامدهای فرهنگی آن بپردازیم؟ آیا ممکن است که ما بیش از حد بدبین باشیم و در واقع ادبیات و فرهنگ و هنر ایرانی در این سال&amp;zwnj;ها به آن حد از رشد رسیده که دیگر حتی سانسور هم نتواند رشد آن را متوقف کند؟&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سالگرد ۲۲ خرداد این پرسش&amp;zwnj;ها را با گروهی از نویسندگان و کارشناسان فرهنگی در میان گذاشتیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;مهمان امروز ما پرهام شهرجردی، نویسنده، منتقد و نظریه&amp;zwnj;پرداز ادبی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120613_22khordad_ParhamShahrjerdi_SaraRushan.mp3&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;(فایل صوتی با متن تفاوت دارد)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;آقای شهرجردی، به نظر شما، اتفاق&amp;zwnj;های بعد از ۲۲ خرداد و روند سانسور و بازداشت&amp;zwnj;ها چه تأثیری در ادبیات و دنیای فرهنگ و هنر ایران داشت؟&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من معتقد نیستم که رویدادهای ۲۲ خرداد چیزی را متوقف کرده باشد و یا باعث از بین رفتن زمینه&amp;zwnj;های فرهنگی و هنری شده باشد.  نسل ما از بدو امر با مشکلات عدیده&amp;zwnj;ای روبرو بوده است. برای ما هیچ&amp;zwnj;وقت وضعیت مساعد نبوده و هیچ&amp;zwnj;وقت فضایی وجود نداشته که بتوانیم کارمان را بدون متحمل شدن فشارهای بیرونی ارائه دهیم. این مسأله سابقه&amp;zwnj; بسیار طولانی دارد و خیلی پیش&amp;zwnj;تر از ۲۲ خرداد اتفاق افتاده است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به یک معنا،۲۲ خرداد  بیرونی شدن،  ظهور و بروز وضعیتی درونی و عمیق بود که دست&amp;zwnj;کم سه دهه سابقه دارد. به بیان دیگر، بیش از سه دهه است که ما با فاجعه سر و کار داریم. باهاش سر و کار داریم. درش زندگی می&amp;zwnj;کنیم. حتا وقتی که ملموس نیست. حتا وقتی که جنبه&amp;zwnj;ی بیرونی ندارد. چون فاجعه&amp;zwnj;ای در کار است، تبعات و تأثیر فاجعه هم در میان است. حالا با فاجعه چه باید کرد؟ می&amp;zwnj;شود در بطن فاجعه تحت تأثیر فاجعه قرار گرفت. و نیز، می&amp;zwnj;شود به استقبال فاجعه رفت. پیش از آن که فاجعه ما را ریشه&amp;zwnj;کن کند، پیش از آن که ملموس شود، حس&amp;zwnj;اش کنیم، پیش از آن که دیدنی شود ببینیم&amp;zwnj;اش. یعنی همیشه قبل از این که دیر شود، زود باشیم. یعنی منتظر نماندن. یعنی از قبل به فکر بعد بودن. آنتی&amp;zwnj;سیپاسیون (Anticipation) را اجرا کردن.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در زمینه&amp;zwnj;ی اندیشه، علوم انسانی، ادبیات یا شعر، ۲۲ خرداد باعث توقف و ایستایی نشد. چرا؟ به این دلیل که ما با وضعیت رسمی نیست که وضعیت را می&amp;zwnj;سنجیم. مثل این می&amp;zwnj;ماند که بیاییم و کتاب&amp;zwnj;هایی که وزارت سانسور اجازه&amp;zwnj;ی انتشارش را می&amp;zwnj;دهد، ملاک قرار دهیم و وضعیت را به دو دوره&amp;zwnj;ی پیش و پس از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ تقسیم کنیم. ما سال&amp;zwnj;هاست می&amp;zwnj;نویسیم و ناشر نداریم. می&amp;zwnj;نویسیم و کتاب&amp;zwnj;مان در هیچ کتاب&amp;zwnj;فروشی پیدا نمی&amp;zwnj;شود. فکر می&amp;zwnj;کنیم و فکرمان از مجراهای قانونی و رسمی قابل عرضه نیست. نسل ما نسلی&amp;zwnj;ست که از وقتی چشم باز کرده فقط سانسور دیده، فقط سانسور شده، فقط حذف شده، با خفه&amp;zwnj;ترین وضع ممکن روبرو بوده. آیا ما قبل از ۲۲ خرداد۱۳۸۸ جایی، فضایی، تریبونی داشتیم؟ کافی&amp;zwnj;ست به طور دقیق وضعیت را بررسی کنیم. می&amp;zwnj;بینیم که ادبیات مستقل، پیش&amp;zwnj;رونده و حرفه&amp;zwnj;ای، مشغله&amp;zwnj;ی رژیم حاکم نبوده، همان&amp;zwnj;طور که مشغله&amp;zwnj;ی رسانه&amp;zwnj;ها نبوده، همان&amp;zwnj;طور که مشغله&amp;zwnj;ی ناشرها نبوده. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/parhshs02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;پرهام شهرجردی، نویسنده، منتقد و نظریه&amp;zwnj;پرداز ادبی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در مقابل این وضعیت، به نظر من، دو شیوه را می&amp;zwnj;توان اتخاذ کرد. یکی این&amp;zwnj;که ما می&amp;zwnj;پذیریم این فضا وجود دارد و در فضای معینی که دولت، رژیم، ناشرها و رسانه&amp;zwnj;ها به وجود آورده&amp;zwnj;اند، حضور پیدا می&amp;zwnj;کنیم و تلاش می&amp;zwnj;کنیم کاری کنیم، کتابی چاپ کنیم، توجهی جلب کنیم. اگر واقع&amp;zwnj;بینانه به مسأله نگاه کنیم می&amp;zwnj;بینیم که این قبیل تلاش&amp;zwnj;ها از بدو امر محکوم به شکست است: در فضایی که فضای ما نیست، کار ما، حرف ما، فکر ما، مدام نفی می&amp;zwnj;شود. مدام بیرون رانده می&amp;zwnj;شود. مدام سانسور می&amp;zwnj;شود. و بعد، مدام خودمان را سانسور می&amp;zwnj;کنیم تا در همین فضا جا شویم. تا در همین فضا پذیرفته شویم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اتفاقی که افتاده این است که حداقل در سه دهه&amp;zwnj;ی گذشته وجود موانعی از جمله وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی و وجود نهادهایی که لزوماً ربطی به رژیم ندارند، ولی ریشه در وضعیت&amp;zwnj;های سنتی و مذهبی و در واقع یک جور اندیشه&amp;zwnj;ی گذشته&amp;zwnj;خواه و اینرسی&amp;zwnj;ساز دارند، باعث شده که فضای کاملاً بسته&amp;zwnj;ای حاکم باشد و چه در داخل کشور و چه در خارج از آن، فضای لازم برای فعالیت، برای حرکت، برای نشر، برای بودن آماده نباشد. به همین دلیل وظیفه&amp;zwnj;ای که هرکدام از ما داشته و داریم، این است که قبل از ارائه&amp;zwnj;ی کار، به فکر فضایی باشیم که بتواند کار ما را در خودش بپذیرد و بدون این&amp;zwnj;که به کار ما فشار بیاورد، محدود یا مخدوش&amp;zwnj;اش کند، فقط پذیرایی از کار ما را  بر عهده داشته باشد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;راه دیگر این است که فضا را بشناسیم. ناتوانی&amp;zwnj;اش را درک کنیم. و به فکر فضای دیگری باشیم که در دسترس نیست. آماده نیست. وقتی به وضعیت خودمان آگاه می&amp;zwnj;شویم و می&amp;zwnj;فهمیم که راهی جز گسست، جز بیرون شدن، جز چیز دیگری ساختن نداریم، از صفر و از پیش از صفر شروع می&amp;zwnj;کنیم. فضای دیگری می&amp;zwnj;سازیم که ما را همین&amp;zwnj;طور که هستیم بپذیرد. خیلی از ما دست کم یک دهه است که برای ساخت فضای دیگری کار کرده&amp;zwnj;ایم. فکر کرده&amp;zwnj;ایم. خودمان را صرف کرده&amp;zwnj;ایم. ایده&amp;zwnj;آل این بود که از بدو امر همه چیز مهیا بود و برای بدیهی&amp;zwnj;ترین&amp;zwnj;ها، برای حیاتی&amp;zwnj;ترین&amp;zwnj;ها، سال&amp;zwnj;های آزگار مصرف نمی&amp;zwnj;شدیم. ولی ایده&amp;zwnj;آل مهیا نبود. نبرد بود و ما بودیم و فضای تازه&amp;zwnj;ای که خودش را بیرون از فضای رسمی و حاکم تعریف کرد. فضایی که مستقل است. تحت حکومت نیست و به دنبال نا-ممکن می&amp;zwnj;رود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;بعد از ۲۲ خرداد، ما با موج وسیع&amp;zwnj;تر و نمایان&amp;zwnj;تری از سانسور، بازداشت&amp;zwnj;ها و همین&amp;zwnj;طور موج مهاجرت&amp;zwnj;ها مواجه هستیم. این&amp;zwnj;ها چه تأثیری در ادبیات امروز ما دارد، ادبیاتی که بعد از ۲۲ خرداد ۸۸ به وجود آمده؟ و چه تأثیری می&amp;zwnj;تواند روی ادبیاتی که الان نوپاست و باید شکل بگیرد، داشته باشد؟ پیش از ۲۲ خرداد، هنوز فضایی برای حرکت وجود داشت، هنوز یک سری سازمان&amp;zwnj;ها و انجمن&amp;zwnj;های نویسندگی وجود داشت، ولی الان همه&amp;zwnj;ی این انجمن&amp;zwnj;ها و سازمان&amp;zwnj;ها از بین رفته&amp;zwnj;اند. تأثیر این شرایط را چگونه می&amp;zwnj;بینید؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کافی است کمی به کارنامه&amp;zwnj;ی ادبیات ۳۰ سال گذشته یا اصلاً به کل ادبیات فارسی نگاه کنیم؛ نمی&amp;zwnj;توانیم منکر شویم که همین  فضای محدودی که قبل از ۲۲ خرداد وجود داشته، موظف بوده با بسیاری از قواعدی که خودش تعیین نکرده و طرف مقابلش - یعنی وزارت ارشاد و سانسور اسلامی و رسانه&amp;zwnj;های زبان فارسی و اصحاب مطبوعاتی که همگی  با مجموعه&amp;zwnj;ای از قواعد کنار آمده&amp;zwnj;اند و حتی آنها را اشاعه می&amp;zwnj;دهند و تبلیغ می&amp;zwnj;کنند- نوعی سازش یا همکاری داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فراموش نکنیم که در تمام این سال&amp;zwnj;ها، در تمام دوره&amp;zwnj;ها،  در دوره&amp;zwnj;ی سازندگی، در زمان اصلاحات و بعد در زمان محافظه&amp;zwnj;کارها، در  هیچ&amp;zwnj;یک از این دوره&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;توانیم حرف از ادبیات به معنای واقعی کلمه بزنیم. این&amp;zwnj;که پیشتر ادبیات نصف و نیمه&amp;zwnj;ای داشتیم و الان همان ادبیات دیگر به صورت رسمی نمی&amp;zwnj;تواند منتشر شود، قبل از هرچیز باید ما را متوجه این قضیه کند که در بهترین حالت، ادبیاتی که به صورت رسمی منتشر و تبلیغ شده ادبیاتی نیمه&amp;zwnj;جان بوده و همیشه مجبور بوده بخشی از خودش، بخش زنده&amp;zwnj;ی خودش را فراموش کند. می&amp;zwnj;توانیم از یک سانسور درونی&amp;zwnj;شده یا همان خودسانسوری صحبت کنیم و این&amp;zwnj;که  بخشی از زندگی اصلاٌ در این ادبیات جایی نداشته است.  این نبودن، این غیبت باعث شده که اندیشه و فکر ما، در تمامی&amp;zwnj; عرصه&amp;zwnj;ها و حوزه&amp;zwnj;ها، از  ادبیات گرفته تا سیاست،  اجتماع،  حقوق، جنبش&amp;zwnj;های اعتراضی، برخی از مسائل، مفاهیم و اصول را اصلاً دغذغه&amp;zwnj;ی خود نداند و با بی&amp;zwnj;تفاوتی از کنارش عبور کند.  &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حال می&amp;zwnj;رسیم به این&amp;zwnj;جا که ۲۲ خرداد اتفاق افتاد و بعد از آن، فضاهای محدودی  که در داخل کشور وجود داشت، رفته&amp;zwnj;رفته  از بین رفت. مثل بعضی از انجمن&amp;zwnj;ها، کانون&amp;zwnj;ها، فرهنگسراها و یا حتی ناشران و نشریات. یک بار دیگر به این مسأله اشاره کنیم که در دوران حاضر، ادبیات، هنر و یا فرهنگ، قبل از این که بتواند در انجمن&amp;zwnj;هایی ازین دست ظاهر شود، در یک فضای زیرزمینی حضور داشته و دارد. به این معنا، کسانی که به صورت جدی به دنبال ادبیات، هنر، موسیقی و یا فلسفه هستند، تا وقتی که اوضاع به همین منوال پیش برود، امکان ارائه&amp;zwnj;ی کارهای&amp;zwnj;شان را در یک فضای رسمی نداشته&amp;zwnj;اند، ندارند و نخواهند داشت. نهادهایی که شما از آن نام می&amp;zwnj;برید، در طول زمان تجربه شده&amp;zwnj;اند و محدودیت&amp;zwnj;های خودشان را نشان داده&amp;zwnj;اند. نهاد، کانون یا انجمنی که می&amp;zwnj;خواهد علیه سانسور مبارزه کند و از آزادی&amp;zwnj; بیان حمایت کند، گاهی بخشی از صورت مسأله را فراموش می&amp;zwnj;کند: آزادی بیان بدون آزادی اندیشه معنایی ندارد. نهادی که می&amp;zwnj;خواهد نویسندگان را گردهم بیاورد و از آن&amp;zwnj;ها دفاع کند، موظف است که کشتار دسته&amp;zwnj;جمعی کلمات را نشانه رود. موضع صریح داشته باشد. هیچ نویسنده، هیچ کتاب، هیچ اثری را فراموش نکند. جمع کردن چند نفر دور هم و تخطئه&amp;zwnj;ی هر چیز متفاوت، اتفاقی&amp;zwnj;ست که تازگی ندارد و بودن و نبودن این&amp;zwnj;جور نهادها و کانون&amp;zwnj;ها به واقع برای ادبیات کوچکترین فایده&amp;zwnj;ای ندارد. اگر فایده&amp;zwnj;ای داشت ظرف این همه سال و این چند دهه متوجه می&amp;zwnj;شدیم که نشدیم. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مهاجرت، تبعید و جلای وطن از ۲۲ خرداد نبود که آغاز شد. این مسائل سابقه&amp;zwnj;ی طولانی دارد و گمان می&amp;zwnj;کنم از سال&amp;zwnj;ها پیش به فکر مفهوم پساتبعید بودیم. تبعیدی که در دوری از وطن به دنبال هویت از دست رفته&amp;zwnj;اش نمی&amp;zwnj;گردد. در فضایی که در این گسست و شکاف بوجود آمده، مثل فضایی که پس از زمین&amp;zwnj;لرزه ایجاد می&amp;zwnj;شود و دو قطعه از زمین از هم فاصله می&amp;zwnj;گیرند، در گسل به دنبال آفرینش می&amp;zwnj;گردد. در حدفاصل کشوری که از دست داده و کشوری که او را در برگرفته یا پذیرفته، فضای تازه&amp;zwnj;ای را خلق می&amp;zwnj;کند که نه فضای کشور قبلی&amp;zwnj;ست و نه فضای کشور فعلی. بینابین است. این شاید یکی از مهم&amp;zwnj;ترین شانس&amp;zwnj;های هر حرکت فکری یا ادبی باشد که نمونه&amp;zwnj;های مختلفش را در زمان&amp;zwnj;ها و زبان&amp;zwnj;های مختلف دیده&amp;zwnj;ایم. امروز دغدغه&amp;zwnj;ی ما این است که چطور این&amp;zwnj; قبیل گسل&amp;zwnj;ها را تشدید کنیم. چطور امکانات تازه بسازیم و این امکانات را در دسترس همگان بگذاریم. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با توجه به مسائل است که می&amp;zwnj;گویم ما باید به دنبال فضاهای دیگری باشیم و فضاهای دیگر  به صورت&amp;zwnj;های دیگر، به صورت مجازی -به صورت موازی- شکل گرفته، وسعت گرفته، ممکن شده. ما نمی&amp;zwnj;توانیم ادبیات فارسی را  به کتاب&amp;zwnj;ها و محصولاتی محدود کنیم از زیر دست وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی بیرون می&amp;zwnj;آید. این فقط بخشی از ادبیات فارسی&amp;zwnj;ست. بخش عمده&amp;zwnj;ی ادبیات فارسی در زیرزمین&amp;zwnj;ها تولید می&amp;zwnj;شود. کتاب&amp;zwnj;های ممنوعه&amp;zwnj;ای که به صورت الکترونیکی پخش می&amp;zwnj;شود و افق&amp;zwnj;های تازه&amp;zwnj;ای را پیش می&amp;zwnj;کشد. مجله&amp;zwnj;هایی که بی&amp;zwnj;مجوز و تشریفات دولتی، یک&amp;zwnj;سره به ادبیات، یعنی به ناممکن می&amp;zwnj;پردازند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;فکر می&amp;zwnj;کنید این فضایی که از آن نام می&amp;zwnj;برید -فضای مجازی- اگر امکان بروز در صحنه&amp;zwnj;ی عمومی را نداشته باشد، امکان رشد دارد؟ از نظر تکنیکی، از نظر ادبیاتی؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به دلیل دغدغه و توقعی که هر یک  از ما، به خصوص نسل ما، از ادبیات و فکر داشته&amp;zwnj; و دارد، این فضا به وجود آمده تا  نبودها را تکمیل کند. تا کمبودهایی که در فضای رسمی وجود داشته و دارد، به نحوی برطرف شود. برای برطرف کردن کمبود باید به وجود کمبود آگاه باشیم.  پیش از هر چیز بیاییم و  این کمبودها را نشان دهیم. بگوییم که ادبیات هیچ&amp;zwnj;وقت آن چیزهای سطحی، جزیی، آن اشاره&amp;zwnj;ها و استعاره&amp;zwnj;ها و چشم&amp;zwnj;پوشی&amp;zwnj;ها نبوده و نیست. ادبیات ترفند و شعبده&amp;zwnj;بازی نیست که فقط با رعایت قواعد و استفاده از شگردهای همیشگی سانسور را دور بزند و خودش را در کتاب&amp;zwnj;فروشی&amp;zwnj;های تهران و دیگر شهرها به نمایش بگذارد و به همین راضی شود. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من از نسلی می&amp;zwnj;گویم که از خفقان، از خفگی، از سانسور، از نبود فضا و از نبود امکانات به ستوه آمده و سعی کرده وسائل، ابزار و امکانات خود را بسازد. ما برای کارهایمان، برای فکرهایمان، برای حرف&amp;zwnj;هایمان ناشر نداریم، سعی می&amp;zwnj;کنیم ناشر خودمان باشیم. ما فاقد رسانه هستیم و سعی می&amp;zwnj;کنیم رسانه&amp;zwnj;ی خودمان باشیم. از هیچ حمایتی،  نه در داخل و نه از خارج، برخوردار نیستیم. حرکت می&amp;zwnj;کنیم و حرکت ما نفی می&amp;zwnj;شود. می&amp;zwnj;نویسیم و سانسور می&amp;zwnj;شویم. یک&amp;zwnj;بار با سانسور دولتی مواجه می&amp;zwnj;شویم و یک&amp;zwnj;بار با همه&amp;zwnj;ی دستگاه&amp;zwnj;هایی که خودشان را همدست دولت نمی&amp;zwnj;دانند و در عمل، با نفی، با سکوت، با کتمان، در نهایت کاری جز سانسور نمی&amp;zwnj;کنند. ما به ریشه&amp;zwnj;ها فکر کرده&amp;zwnj;ایم. اگر به شعر دست می&amp;zwnj;زنیم قبل از هر چیز به ریشه&amp;zwnj;هایش دست می&amp;zwnj;زنیم و هستی تازه&amp;zwnj;ای را زنده می&amp;zwnj;کنیم. آنچه به دنیا می&amp;zwnj;آید، قد می&amp;zwnj;کشد و رشد می&amp;zwnj;کند، دیگر فراسوی هر نفی و کتمانی است. به این پدیده&amp;zwnj;ها فکر کنیم. مشاهده&amp;zwnj;ی پدیده را در نظر بگیریم. وقتی پدیده&amp;zwnj;ای را مشاهده می&amp;zwnj;کنیم، آنچه خودمان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می&amp;zwnj;خواهیم در آن ببینیم &amp;ndash; و در آن نیست -  را نبینیم. آنچه بقیه از ما خواسته&amp;zwnj;اند در آن ببینیم &amp;ndash; و باز هم ربطی به خود پدیده ندارد - را نبینیم. خود خود پدیده را ببینیم.   &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من فکر می&amp;zwnj;کنم ادبیاتی که دست&amp;zwnj;کم ظرف ۱۰ سال گذشته در فضاهای خارج از سانسور رشد کرده و دچار فعل و انفعال و جهش&amp;zwnj;های ژنتیکی شده، به دلیل نگرش، فضا، زبان، خیال و امکاناتی که  به خدمت گرفته و همگی را در اختیار گذاشته،  بی&amp;zwnj;سابقه است. این اجتماع، این شبکه، این کمونیسم ادبی، دقیقن کسانی را مجموع کرده که از هرجا و همه جا رانده شده&amp;zwnj;اند. حالا این اجتماع، با سیاستی که در نشر دارد، با سیاستی که در نوشتار پیاده می&amp;zwnj;کند، در یک کلام،  با سیاستی که اجرا می&amp;zwnj;کند، دیگر چیزی جلودارش نیست، یعنی هیچ سدی نمی&amp;zwnj;تواند مانع حرکت&amp;zwnj;&amp;zwnj;اش شود، مانع اشاعه&amp;zwnj; و مانع نشرش شود امروز، کتاب&amp;zwnj;هایی که نباید خوانده شوند، خوانده می&amp;zwnj;شوند. در سراسر دنیا، هر فارسی زبان می&amp;zwnj;تواند بخش مهمی از ادبیات ممنوع و زیرزمینی را در اختیار داشته باشد و زندگی این ادبیات را پیگیری کند. در زمینه&amp;zwnj;ی نشریه، به تجربه&amp;zwnj;هایی فکر کنیم که در فضای &amp;laquo;مجازی&amp;raquo; شکل گرفته و به مثابه آزمایش&amp;zwnj;گاه عمل کرده است. جایی برای تجربه کردن. مدیوم&amp;zwnj;های مختلف را به خدمت گرفتن. راه&amp;zwnj;های نرفته را امتحان کردن. ترجمه کردن. فکر کردن و مسلمن، آزادانه نوشتن. این قبیل تجربیات همین دیروز اتفاق نیفتاده است. این&amp;zwnj; اتفاق&amp;zwnj;ها، این فضاها، بازند. در دسترس&amp;zwnj;اند و فقط یک منطقه یا یک کشور را در برنمی&amp;zwnj;گیرد. جهانشمول است. همزمان در جای جای ایران مثل جای جای افغانستان خوانده می&amp;zwnj;شود. در جای جای زبان فارسی تأثیرش را می&amp;zwnj;گذارد. نامش را دنیای مجازی گذاشته&amp;zwnj;اند ولی شاید همین دنیای وارونه&amp;zwnj;ی رسمی&amp;zwnj;ست که از حقیقت عاری&amp;zwnj;ست. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517&quot;&gt;&amp;nbsp;::دوسیه ۲۲ خرداد در زمانه ::&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2892&quot;&gt;::سارا روشن در رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7696&quot;&gt;::پرهام شهرجردی در زمانه::&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/06/20/15793#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2892">سارا روشن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7696">پرهام شهرجردی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Wed, 20 Jun 2012 07:41:44 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15793 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>چه باید کرد؟</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/19/15939</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/19/15939&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    امین بزرگیان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/iran-protest_question.jpg?1340385497&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;امین بزرگیان &amp;minus; سه سال از جنبش سبز گذشته است. خیابان&amp;zwnj;ها خالی شده و به گونه&amp;zwnj;ای پیش از جنبش باز پر شده است. جنبش سبز در آستانه تبدیل شدن به &amp;quot;خاطره&amp;quot; است. وقتی چیزی خاطره می&amp;zwnj;شود و به موزه می&amp;zwnj;رود، یعنی در واقع منقرض شده است.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سؤال تاریخی مهمی وجود دارد که همواره شنیده ایم: چه باید کرد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این سؤال را لنین در آستانه انقلاب پرسید. این سؤال را در آستانه فروکش کردن می&amp;zwnj;پرسیم: چه باید کرد؟ پاسخ به این سؤال به راحتی ممکن نیست پس آنچه در پی می&amp;zwnj;آید تنها بازکردن مسیرهایی است برای تأمل بیشتر.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پاسخ این نوشته به طور خلاصه این است: هیچ. در این وضعیت است که به واقع می&amp;zwnj;توان کاری کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;الف) &lt;/b&gt;&lt;b&gt;تفاوت مهمی وجود دارد بین هیچ کاری کردن و هیچ کاری نکردن. &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در شرایط کنونی که سیستم در حد اعلای خود برای تسویه حساب با هر نوع دیگری، قرار دارد دو مدل و برنامه در جنگ است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; یک مدل هنوز به دنبال کاری کردن در وضعیت کنونی است. اینها در انتخابات به دنبال بازی سیاسی اند/فکر می&amp;zwnj;کنند می&amp;zwnj;توانند امتیازی بگیرند/ منتظر نرمش حاکم یا اصلاح اویند....&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; مدل دوم کسانی&amp;zwnj;اند که معتقدند هیچ کاری نباید کرد. مبنای فکری آنها این است که: &amp;quot;نگاه کن! مگه مغز خر خوردم که بخواهم کاری کنم.&amp;quot; این مدل صدای چندانی تولید نمی&amp;zwnj;کند اما عملا بسیار فربه تر از گروه اول است ودر وضعیت کنونی حامیان بیشتری دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک مدل حاشیه&amp;zwnj;ای هم وجود دارد که متوهم هایند. می&amp;zwnj;توان نامشان را دون کیشوت&amp;zwnj;ها گذاشت. از نظر آنها فردا حکومت در ایران عوض خواهد شد. به این مدل چندان نمی&amp;zwnj;توان کاری داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به طور خلاصه:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدل اول قائلان به این&amp;zwnj;اند که باید کاری کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدل دوم کسانی&amp;zwnj;اند که می&amp;zwnj;گویند هیچ کاری نباید کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ذهن ما عملا بین این دو روایت کلان منگنه شده است. میل تغییر مارا به سمت مدل اول و واقعیت انضمامی ما را به سمت مدل دومی می&amp;zwnj;کشاند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چه باید کرد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید بتوان به مدل دیگری اندیشید: هیچ کردن.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;222&quot; height=&quot;125&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ghadiani.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;استبداد، فرصت خوبی است برای رادیکال کردن اندیشه. این تنها راه مقابله با خاطره شدن جنبش سبز و انقراض آن است......&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کاری که ابوالفضل -های- قدیانی می&amp;zwnj;کنند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای آنکه معلوم شود هیچ کردن به چه معناست بهتر است از معضلات دومدل بالا و بی حاصلی آنها سخن گفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدل اول را &amp;minus; که معمولا پس از شکست&amp;zwnj;های سیاسی خود را نشان می&amp;zwnj;دهد &amp;minus; به طور خلاصه می&amp;zwnj;توان &amp;quot;پوزه بند&amp;quot; نام&amp;zwnj;گذاری کرد. تاکتیک حامیان این مدل این است که :&amp;quot;تند نروید تا ما بتوانیم مفری باز کنیم. غیر از این راهی نیست.&amp;quot; وقتی هم می&amp;zwnj;گویند تند نروید چون اساسا رفتنی ممکن نیست منظورشان بیشتر ناظر براین است که رادیکال فکر نکنید. در فکر وبیان افکار تند نروید. پوزه بند بزنید تا حاکم به سکوت شما غمزه&amp;zwnj;ای نشان دهد وبازی تان دهد. در اینجا برای جلوگیری از دعوای حیدری- نعمتی از نام تئوریسین&amp;zwnj;های پوزه بند نامی برده نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این ایده عملا در وضعیتی که اکنون قرار دارد (فرودستی و سرکوب سیاسی شدید) نه کمکی به گسترش امیدهای ما برای تغییر می&amp;zwnj;کند (چون نمی&amp;zwnj;تواند چیزی را تغییر دهد/ چون دلیلی ندارد حاکم دوباره اورا که با زحمت از بازی بیرون انداخته دوباره بازی دهد/چون که همبستگی سال&amp;zwnj;های گذشته را بین نیروهایش از دست داده/ چون که اساسا کس قابل اعتنایی را بیرون از زندان و تبعید ندارد که بخواهد بوسیله آنها بازی کند/چون که....) و نه عملا می&amp;zwnj;تواند کاری انجام دهد. درواقع نه انتقادی است نه پراتیک. هیچی نیست. به تنها ابزار قابل اعتنایش برای بازی سیاسی (یعنی مردم) هم اتکا نمی&amp;zwnj;کند. چرا؟ چون &amp;quot;مردم&amp;quot; اساسا رادیکال&amp;zwnj;اند وچنانچه سیاسی شوند ازدست و کنترل، در می&amp;zwnj;روند. حتی پفیوزترین شان وقتی حرف سیاسی می&amp;zwnj;زنند، چنان رادیکال&amp;zwnj;اند که سایت&amp;zwnj;های خارج از کشور هم برای انتشار حرف هایشان دودل می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدل دوم هم خطابش همه امیدهاست. او هم می&amp;zwnj;گوید چون هیچ کاری ممکن نیست و همه کارها سرکوب می&amp;zwnj;شود، زندگی خودتان را بکنید. درستان را بخوانید و برجتان را بسازید. تا می&amp;zwnj;توانید شمال بروید. ذهن و زبانتان را اخته کنید تا به سرتان کاری نیاید که دودمان&amp;zwnj;تان را بر باد دهد.این مدل در نهایت چیزی جز امام زمان یا آمریکا را پیشنهاد نمی&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;ب) مسئله پیدا کردن راهی جدید است.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;هر موقعیتی چشم اندازهای خاص خودرا طلب می&amp;zwnj;کند. چنانچه نظریه با موقعیت انضمامی همراه نشود عملا تفکر استراتژیک ناممکن می&amp;zwnj;شود. گرامشی در یادداشت&amp;zwnj;های زندانش می&amp;zwnj;نویسد:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;quot;وضعیت انسدادسیاسی وجودندارد. انسداد از ماست.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;بیاییم مدل دوم را بیشتر بشکافیم. واقعیتی را نمی&amp;zwnj;توان انکار کرد. سرکوب در حد اعلای خودش است.هرچند جنبش سبز ازدرون طبقه متوسط شهری بیرون زد وداشته&amp;zwnj;های فرهنگی واقتصادی این طبقه بود که به آن صدا داد، اما سویه&amp;zwnj;های دیگری ازخصلت&amp;zwnj;های همین طبقه که درسبک زندگی اش تبلوریافته در این وضعیت تشدید شده سرکوب و خوف انگیزبا بازسازی اینکه &amp;quot;این مملکت درست بشو نیست&amp;quot; یا &amp;quot;دست همشون تویک کاسه است&amp;quot;، سبد خریدش را برمی دارد و خیابان&amp;zwnj;ها را دوباره به گونه&amp;zwnj;ای تام به منطق کالا ومعیشت تقدیم می&amp;zwnj;کند. در واقع جنبش سبز مستعد این است که در نتیجه این فضا به دست خالقانش نابودشود. ساختار دوگانه طبقه متوسط به گونه&amp;zwnj;ای است که از یک سو به سبب برخورداری ازسرمایه&amp;zwnj;های فرهنگی واقتصادی امکان کنش در میدان سیاسی را به مثابه سوژه&amp;zwnj;ای معترض می&amp;zwnj;گشاید و ازسویی دیگرهمین سرمایه&amp;zwnj;ها سوژه&amp;zwnj;ها را به درون سبک زندگی ای راهنمایی می&amp;zwnj;کنند که سیاست به عنوان کنشی برای تغییرات بنیادین، مخاطره آمیزمی شود. در وضعیت جدید که کنش در مخاطره&amp;zwnj;آمیز&amp;zwnj;ترین وضعیت خود قرار گرفته، تاجایی که حتی کم&amp;zwnj;حجابی سوپراستارهای سینما تحمل نمی&amp;zwnj;شود، بستر برای بازگشت تام به وضعیت قبلی و اغمای جنبش سبز مهیاست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;برای بازگشت سیاست به کما، پلیس و آرمان رفاه شخصی همکارند. پلیس، با همه ساختار، ابزار وتکنیک&amp;zwnj;های هژمونیک وعریانش از سیستم محافظت کرده ودراین راه به متعرضانش &amp;quot; آسیب&amp;quot; می&amp;zwnj;زند، تهدید می&amp;zwnj;کند ومی ترساند؛ ازسویی دیگر، سبک زندگی فتیشیستی به عنوان مأوایی امن که ازبدن دربرابر آسیب&amp;zwnj;ها مراقبت می&amp;zwnj;کند، با آغوشی باز منتظربازگشت سوژه&amp;zwnj;های خود نشسته است. این بازگشت &amp;ndash; تبدیل تن سیاسی به تن رام &amp;ndash; تنها با &amp;quot;ناامیدی&amp;quot; او ممکن است. هر چقدرهم نظام سرکوب منظم، دقیق وموثر باشد، لازمه نابود ساختن سوژه سیاسی، نابودی امید اوست. در واقع پلیس محلی، سوژه&amp;zwnj;ها را ازامکان سیاست درحوزه عمومی ناامید کرده، سپس سرمایه داری جهانی، چاله امید را با کالا ومنزلت&amp;zwnj;های نمادین پر می&amp;zwnj;کند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;از سویی دیگر مدل اول یا همان پوزه بندها سیاست را تنها بازی در مدیریت سیاسی تعریف می&amp;zwnj;کنند. این نگاه در وضعیت سرکوب عملا آب در هاون توهماتش می&amp;zwnj;کوبد؛ چیزی شبیه همان دون کیشوت&amp;zwnj;ها به گونه&amp;zwnj;ای برعکس.&amp;quot;هخا&amp;quot;&amp;zwnj;های پوزیسیون، در وضعیت جدید تنها تکنیک&amp;zwnj;های پوزه بندی را ارتقا می&amp;zwnj;دهند چونکه نتوانستند نظریه شان را همراستا با موقعیت موجود و فهم عمومی تغییر دهند.در واقع با نوعی تأخر سیاسی نسبت به جنبش سبز کورنگی دارند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;حالا مسئله سر این است چگونه می&amp;zwnj;توان دربرابر هجوم پلیس و ایدئولوژی تابعش - یعنی هیچ کاری نبایدکرد- همچنان سیاست ورزید (به معنای اینکه دغدغه جمعی داشت) ودرعین حال متوهم نبود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;هیچ کاری کردن اولا خطابش به قائلین هیچ کاری نکردن و حمله به آنها و نگه داشتن امید تغییر است. این مدل البته زیر چشمی به دون کیشوت&amp;zwnj;ها هم تلخند می&amp;zwnj;زند. دوم اینکه هیچ کردن به برداشتن پوزه بندها فکر می&amp;zwnj;کند درعین حال که زنجیرها بر پاها را می&amp;zwnj;بیند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خلاصه می&amp;zwnj;کنیم :هیچ کردن به چه معناست؟ این مدل خطابش از یکسو به شبه کنش هاست. کسانی که فکر می&amp;zwnj;کنند دارند کاری انجام می&amp;zwnj;دهند، چه آنها که مقدمات انقلاب در هفته آینده را دارند تدارک می&amp;zwnj;بینند و چه آنهایی که فرستادن علی مطهری و کواکبیان را به مجلس تضعیف قدرت حاکم ارزیابی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سویی دیگر خطاب این مدل به آنهایی است که می&amp;zwnj;گویند هیچ کاری نباید کرد و عملا در فرورفتن جامعه به کثافت همه کار می&amp;zwnj;کنند. زالوها. سواستفاده کنندگان از وضعیت استبداد. آنها که بلدند چگونه تمام امیدهای جمعی را به سمت منفعت&amp;zwnj;های شخصی رهنمون کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;جنبش سبز بیش از هرچیز به حفظ امیدواری ما برای تغییر واقعیت نیازمند است: حفظ آن حلاوت بی&amp;zwnj;بدیل راهپیمایی &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۲۵&lt;/span&gt;&lt;span&gt; خرداد.آن صفوف به هم فشرده وهمبستگی ، آن شب&amp;zwnj;هایی که باچشمانی بازبه شوق فردا گذشت، اشک&amp;zwnj;هایی که برای اولین بار ازباهم بودن جاری شدند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;نگه داشتن امید در واقع نگه داشتن سیاست است، هجمه پلیس وپول به یوتوپیاهای ماست. مقاومت، حفظ خواب دیدن دربیداری است: رویا پردازی دردرون مناسبات واقعیت. این توانایی به واسطه ساختن &amp;quot;زبان&amp;quot; برای جنبش سبزممکن است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;حفظ نمادهای جنبش وفربه ساختن سرمایه فرهنگی مهم&amp;zwnj;ترین اقدام است. اندیشیدن رادیکال به تمامی اشکال فاشیستی در دولت، قانون، فرهنگ و خود مردم. اندیشیدن به مردسالاری، اقلیت ستیزی و خشونت خود، جامعه و دولت؛ و صورتبندی مسئولیت هایمان نسبت به این وضعیت. اندیشیدن به اینکه فارغ از دولت، چه چیزهایی رای &amp;ndash; یا زندگی همدلانه- ما را مدام می&amp;zwnj;دزدند؟ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هیچ کردن در زبان خانه می&amp;zwnj;کند. گسترش دامنه&amp;zwnj;های اندیشه رادیکال و انتقادی به تمام زوایایی که تا به حال مجال اندیشیده شدن نیافته است. نقد نقد نشده ها. نقد راس&amp;zwnj;ها (نقد حاکم بزرگ/قوانین بزرگ/و فرهنگ حاکم). خواندن دوباره تاریخ و اجازه سخن دادن به کشته شدگان و ستمدیدگان. سخن گفتن از حذف&amp;zwnj;شدگان به گونه&amp;zwnj;ای دقیق و ریشه ای. در مجموع گسترش دامنه&amp;zwnj;های اندیشه و افق&amp;zwnj;های فکری به جاهایی که برای پرداختن به آن مجالی نبوده است.نوعی اندیشیدن جمعی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;استبداد، فرصت خوبی است برای رادیکال کردن اندیشه. این تنها راه مقابله با خاطره شدن جنبش سبز و انقراض آن است......&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;کاری که ابوالفضل -های- قدیانی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/19/15939#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3012">امین بزرگیان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Tue, 19 Jun 2012 20:50:28 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15939 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>خرد، احساسات و سیاست‌ورزی  </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/06/17/15822</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/06/17/15822&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در گفت‌وگو با حسین قاضیان، جامعه‌شناس         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بهنام دارایی‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;283&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/hosseineghazian.jpg?1340302823&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده - این روز&amp;zwnj;ها در سومین سالگرد شکل&amp;zwnj;گیری جنبش سبز و حرکت&amp;zwnj;های اعتراضی پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری در ایران، در میان ایرانیان داخل و خارج از کشور و بیشتر هم در بین کاربران شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی، شاهد نوعی فضای سانتیمانتال و نوستالژیک هستیم.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بسیاری از کسانی که دل در گرو جنبش سبز دارند، یا در آن حضور فعالی داشته&amp;zwnj;اند، در این روز&amp;zwnj;ها در فضایی احساسی که تا اندازه&amp;zwnj;ای نیز توام با یاس و حسرت شده است، به مرور رویدادهای سه سال پیش ایران می&amp;zwnj;&amp;zwnj;پردازند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گفته &amp;zwnj;می&amp;zwnj;شود سیاست عرصه خردورزی و رویارویی با موقعیت&amp;zwnj;های عینی است. با در نظر داشتن این ملاحظه محوری، تقویت و تداوم این نوع نگاه آمیخته با نوستالژی را در جامعه ایران و در شرایط کنونی، چگونه باید تعبیر کرد و استمرار آن&amp;zwnj; چه پیامدهایی برای جنبش اعتراضی در ایران دارد؟ این پرسش&amp;zwnj;ها را با حسین قاضیان، جامعه&amp;zwnj;شناس در آمریکا، در میان گذاشته&amp;zwnj;ایم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;به&amp;zwnj;کارگیری یک ادبیات &lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;هیجان&amp;zwnj;زده&lt;/span&gt;&lt;/b&gt; و احساسی در مواجهه با رویداد&amp;zwnj;ها و جریان&amp;zwnj;های سیاسی، نشان چیست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;حسین قاضیان&lt;/b&gt;: به نظرم نشانه چندین و چند مسئله است؛ اول و ساده&amp;zwnj;تر از هرچیز، نشانه این است که آدم&amp;zwnj;ها احساس دارند و احساس&amp;zwnj;شان را بیان می&amp;zwnj;کنند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;حسین قاضیان: هرجا احساسات حرف اول را بزند، عرصه عمومی که محل سیاست&amp;zwnj;ورزی است، از خرد خالی خواهد شد و به این معنی، سیاست همیشه امکان مبتذل شدن را پیدا می&amp;zwnj;کند. از سویی دیگر، در فضایی احساسی که از نفرت انباشته باشد، همیشه این امکان وجود دارد که خشونت در ابعاد گسترده&amp;zwnj;ای تجربه شود و ما را با آینده خونینی مواجه سازد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوم اینکه&amp;zwnj; اگر آدم&amp;zwnj;ها با یک رویداد سیاسی به نحو &amp;laquo;وجودی&amp;raquo; پیوند خورده باشند، انتظار می&amp;zwnj;رود که از نظر &amp;laquo;احساسی&amp;raquo; نیز با آن پیوند بخورند و کنش و واکنش احساسی نسبت به آن داشته باشند. حال ممکن است این رویداد برگزاری یک انتخابات معمولی باشد یا یک جنبش سیاسی- اجتماعی جدی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نکته دیگری که باید به آن توجه داشت این است که هم&amp;zwnj;اکنون &amp;laquo;فضای مجازی&amp;raquo; تا اندازه&amp;zwnj; زیادی نقش &amp;laquo;رسانه&amp;zwnj;ای&amp;raquo; پیدا کرده است و به این ترتیب، این امکان وجود دارد که شمار بیشتری از آدم&amp;zwnj;ها خود را در این فضا بیان کنند؛ عده&amp;zwnj;ای که در رسانه&amp;zwnj;های اصلی معمولاً فرصت بیان خودشان را نمی&amp;zwnj;یابند. به علاوه، رسانه&amp;zwnj;های اصلی و عمده به شیوه&amp;zwnj;ای عمل می&amp;zwnj;کنند و با استانداردهایی کار می&amp;zwnj;کنند که جای کمی را برای بیان احساس باقی می&amp;zwnj;گذارد یا باید بگذارد، به&amp;zwnj;ویژه در حوزه &amp;laquo;سیاست&amp;raquo;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حال حاضر، فضای مجازی تبدیل شده است به یک رسانه جایگزین که به فرد امکان می&amp;zwnj;دهد این احساسات را به خام&amp;zwnj;ترین شکل ممکن، بدون در نظر داشتن هیچ آداب و ترتیب خاصی، بیان کند و به اصطلاح آنچه دل تنگش می&amp;zwnj;خواهد را بگوید. البته شاید به همین علت هم خریدار دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در نهایت هم با توجه به اینکه&amp;zwnj; در جامعه ما این نوع از &amp;laquo;بیان احساسی&amp;raquo; در فضای مجازی یا حتی در برخی از رسانه&amp;zwnj;های عمده، هنوز به چشم می&amp;zwnj;خورد و جای عمده&amp;zwnj;ای را اشغال کرده است، می&amp;zwnj;تواند نشان&amp;zwnj;دهنده جامعه&amp;zwnj;ای باشد که با &amp;laquo;احساس و هیجان و عاطفه&amp;raquo; بیشتر سر و کار دارد تا بررسی&amp;zwnj;های پیچیده، پرزحمت و &amp;laquo;عقلانی&amp;raquo;. واقعیت این است در جامعه&amp;zwnj;ای که با خرد سر مهر داشته باشد، آن&amp;zwnj;قدر&amp;zwnj;ها به احساسات بها داده نمی&amp;zwnj;شود که ما بها می&amp;zwnj;دهیم. بر پایه همین ملاحظه کلی است که فضاهای رسانه&amp;zwnj; جامعه ما نیز جای زیادی برای &amp;laquo;احساس&amp;raquo; می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;به نظر شما، تداوم و تقویت این رویکرد در فضای مجازی و شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی، چه پیامدی می&amp;zwnj;تواند برای جنبش عینی سیاسی- اجتماعی در ایران داشته باشد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آن حد که آدم&amp;zwnj;ها احساسات&amp;zwnj;شان را بیان می&amp;zwnj;کنند و نمی&amp;zwnj;گذارند اینها بخوابد، اتفاقاً می&amp;zwnj;تواند هم مفید باشد. چون انباشت این احساسات و عدم بیان آن، گاهی اوقات وضعیت مخرب&amp;zwnj;تری را به وجود می&amp;zwnj;آورد؛ به&amp;zwnj;ویژه هنگامی که این احساسات خیلی یأس&amp;zwnj;آلود شده باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;179&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jonbesh.sabz_.tarh_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نیروهای سیاسی برای اینکه مخاطب&amp;zwnj;شان را از دست ندهند، در فضای احساسیِ پرهیجان، به سراغ برنامه&amp;zwnj;های بلندپروازانه و حتی ماجراجویی&amp;zwnj;های سیاسی می&amp;zwnj;روند که در عمل ره به به جایی نمی&amp;zwnj;برد، ولی از آنجا که غیر مسئولانه بیان می&amp;zwnj;شود و احساس برانگیز است، عده زیادی را در این فضا به دنبال خودش می&amp;zwnj;کشاند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;یاس همسایه دیوار به دیوار &amp;laquo;نفرت&amp;raquo; هم هست. چراکه یأس، حاکی از استیصال فرد است در رسیدن به آمال و آرزوهایی که برایش به نوعی نقشه داشته است. وقتی فرد احساس می&amp;zwnj;کند طرف مقابلش آن&amp;zwnj; قدر پرزور است که نمی&amp;zwnj;تواند به برنامه&amp;zwnj;ها و آمال&amp;zwnj;های تعریف شده&amp;zwnj;اش برسد، این احساسات ممکن است خود را در قالب کینه نشان دهد و از این نظر بهتر است بیان بشود.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین من فکر می&amp;zwnj;کنم در حد بیان صرف، شاید ایرادی نداشته باشد، اما &lt;span&gt;اگر این درگیری با احساسات جای خِرد را بگیرد و نگذارد ما رویدادهای سیاسی- اجتماعی، بازیگران این رویداد&amp;zwnj;ها، مواضع آن&amp;zwnj;ها، هدف&amp;zwnj;های سیاسی- اجتماعی و روش&amp;zwnj;های وصول به آن هدف&amp;zwnj;ها را به گونه&amp;zwnj;ای عقلانی ارزیابی کنیم، آن وقت است که این رویکرد احساسی مشکل&amp;zwnj;ساز می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چیزی که الان در فضای رسانه&amp;zwnj;ای ما، به ویژه در فضای مجازی، جا را تنگ کرده، این است که این احساسات جای ارزیابی&amp;zwnj;های عقلانی را گرفته است. در نتیجه، برنامه و دستور کار نیروهای سیاسی- اجتماعی در بهترین حالت، بر مبنای همین احساسات دارد تنظیم می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;چراکه همین کسانی که این فضاهای احساسی را تقویت می&amp;zwnj;کنند، مخاطب آن گروه&amp;zwnj;های هدف&amp;zwnj;گذار و برنامه&amp;zwnj;ریز هستند و از آنجایی که احساسات همیشه مانع از دیدن درست واقعیت&amp;zwnj;ها و ارزیابی واقع&amp;zwnj;بینانه امور می&amp;zwnj;شود، برنامه&amp;zwnj;ای هم که آنها بر مبنایش تنظیم می&amp;zwnj;کنند، بی&amp;zwnj;خاصیت و ناکارآمد از کار در می&amp;zwnj;آید و به جایی نمی&amp;zwnj;رسد؛ کما اینکه تا حالا هم به جایی نرسیده است. ضمن اینکه در چنین فضاهایی که احساسات غلبه &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;کند&lt;/span&gt;، ماجراجویی سیاسی و غیر مسئولانه، برنامه&amp;zwnj;های سیاسی بلندپروازانه و امثال آن نسبت به برنامه&amp;zwnj;های سیاسی&amp;zwnj; جدی&amp;zwnj;تر، خریداران بیشتری پیدا می&amp;zwnj;کند تا برنامه&amp;zwnj;های سیاسی&amp;zwnj;ای که کمتر بلندپروازانه اما ممکن هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چنین شرایطی &lt;span&gt;نیروهای سیاسی برای اینکه مخاطبشان را از دست ندهند، در فضای احساسیِ پرهیجان، به سراغ برنامه&amp;zwnj;های بلندپروازانه و حتی ماجراجویی&amp;zwnj;های سیاسی می&amp;zwnj;روند که در عمل ره به به جایی نمی&amp;zwnj;برد، ولی از آنجا که غیر مسئولانه بیان می&amp;zwnj;شود و احساس برانگیز است، عده زیادی را در این فضا به دنبال خودش می&amp;zwnj;کشاند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چنین فضایی، معمولاً آن رهبرانی رشد می&amp;zwnj;کنند که می&amp;zwnj;توانند بر دوش احساس&amp;zwnj;های مردم سوار شوند. این رهبران در صورت توفیق هم مجبورند به همین احساسات جواب بدهند. در نتیجه چنین وضعیتی، سیاست که عبارت باشد از عرصه عمومی برای بررسی و ارزیابی و تصمیم&amp;zwnj;گیری عمدتاً عقلانی و خِردورزانه درباره مسائل جمعی، آکنده و آلوده به احساسات بی&amp;zwnj;شماری می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود که قادر نیست مسائل عمومی را به خوبی سازمان بدهد. بنابراین، در چنین فضایی سیاست به یک معنی &amp;laquo;مبتذل&amp;raquo; می&amp;zwnj;&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا با ارجاع به رویدادهای تاریخ معاصر ایران، نظیر شهریور ۱۳۲۰، کودتای ۲۸ مرداد و جنبش سیاهکل، می&amp;zwnj;توان فضای کنونی جامعه ایران را از حیث &amp;laquo;تجربه شکست&amp;raquo;، با آن رویدادها مشابه دید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از یک جهت شباهت دارد و آن این است که این فضا، یأس&amp;zwnj;آلود، سرخورده و مستأصل است. یأس و سرخوردگی هم همیشه می&amp;zwnj;تواند مولد و منبع تغذیه &amp;laquo;نفرت&amp;raquo; باشد.&amp;zwnj;&amp;zwnj; نفرتی از آن دست که برای نمونه در انباشت ۵۰ ساله خودش، سر از انفجار بهمن ۵۷ درآورد. البته حاصل آن نوع احساس&amp;zwnj;ها و کینه&amp;zwnj;ها را در خشونتی که پس از انقلاب بروز کرد هم می&amp;zwnj;توان دید؛ چه خشونتی که از سوی حاکمان رخ داد و چه خشونتی که از سوی مخالفان بروز کرد (البته در حد و اندازه دیگری). مهم&amp;zwnj;تر از آن، &amp;laquo;خشونتی&amp;raquo; بود که در فضای عمومی و گفتار غالب تجربه می&amp;zwnj;شد و همگان داشتند در آن فضا نفس می&amp;zwnj;کشیدند. از این جهت شباهتی هست، اما شدت این شباهت بستگی به میزان تداوم این فضا دارد و این که یاس و سرخوردگی چقدر و چگونه ابراز می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر درگیری با احساسات جای خِرد را بگیرد و نگذارد ما رویدادهای سیاسی- اجتماعی، بازیگران این رویداد&amp;zwnj;ها، مواضع آن&amp;zwnj;ها، هدف&amp;zwnj;های سیاسی- اجتماعی و روش&amp;zwnj;های وصول به آن هدف&amp;zwnj;ها را به گونه&amp;zwnj;ای عقلانی ارزیابی کنیم، آن وقت است که این رویکرد احساسی مشکل&amp;zwnj;ساز می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خوشبختانه الان با وجود فضای عمومی بازتری که نسبت به گذشته وجود دارد، امکان بیان، بررسی و تبادل آرا و باورها بیشتر است. گرچه چون خود این فضا تحت سیطره احساسات است، بازهم اجازه نمی&amp;zwnj;دهد که همه چیز به نحو عمدتاً عقلانی و خردورزانه بررسی شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چنین فضایی، شما همه جور &amp;laquo;روضه سیاسی&amp;raquo; که از مخاطب اشک و آه و حسرت می&amp;zwnj;خواهند را می&amp;zwnj;توانید ببینید؛ حال چه روضه&amp;zwnj;های مذهبی باشد چه روضه&amp;zwnj;های سکولار. یعنی می&amp;zwnj;بینید که آدم&amp;zwnj;های سکولار نیز گاهی وقت&amp;zwnj;ها برای اینکه اشک مخاطب را در بیاورند و حرف خودشان را پیش ببرند روضه می&amp;zwnj;خوانند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;طبیعی است در چنین فضایی، آدم&amp;zwnj;هایی که بتوانند عواطف مردم را خوب تحریک و با آن&amp;zwnj; خوب بازی کنند، حرف&amp;zwnj;شان بهتر پیش می&amp;zwnj;رود تا کسانی که می&amp;zwnj;خواهند با زحمت و وسواس جزئیات مسائل را بررسی کنند، در هر چیزی چون و چرا کنند و چیزهایی رو که بدیهی پنداشته شده مورد تردید عقلانی قرار بدهند. واقعیت این است که در چنین فضایی، حرف این دست از آدم&amp;zwnj;ها خریدار ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانطور که می&amp;zwnj;بینید، اینگونه آدم&amp;zwnj;ها هستند که فضای عمومی جامعه ما را به ویژه در حوزه رسانه&amp;zwnj;ای (عمدتاً هم در فضای مجازی) شکل داده&amp;zwnj;اند و موج&amp;zwnj;آفرینی می&amp;zwnj;کنند نه نیرو&amp;zwnj;ها، جریان&amp;zwnj;ها و آدم&amp;zwnj;های خردورزی که توی حاشیه&amp;zwnj; قرار گرفته&amp;zwnj;اند و کسی نیز حال و حوصله گوش کردن به حرف&amp;zwnj;شان را ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این اتفاق پیش از انقلاب هم رخ داد و هم فضای روشنفکری ما را متأثر کرد و هم فضایی که نیروهای سیاسی در آن نفس می&amp;zwnj;کشیدند و تأثیرش را در رویدادها و خط&amp;zwnj; مشی&amp;zwnj;های پس از انقلاب هم می&amp;zwnj;شود دید. با این حساب البته که ما هنوز هم باید نگران غلبه چنین فضایی باشیم که ممکن است گذشته را دوباره در جامعه ما تکرار کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به هرحال، به نظر می&amp;zwnj;رسد &lt;span&gt;هرجا احساسات حرف اول را بزند، عرصه عمومی که محل سیاست&amp;zwnj;ورزی است، از خرد خالی خواهد شد و به این معنی، سیاست همیشه امکان مبتذل شدن را پیدا می&amp;zwnj;کند. از سویی دیگر، در فضایی احساسی که از نفرت انباشته باشد، همیشه این امکان وجود دارد که خشونت در ابعاد گسترده&amp;zwnj;ای تجربه شود و ما را با آینده خونینی مواجه سازد.&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در همین زمینه:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوسیه &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۲&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; خرداد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/06/17/15822#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2467">بهنام دارایی‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12923">حسین قاضیان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban">خیابان</category>
 <pubDate>Sun, 17 Jun 2012 12:19:53 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15822 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>بزرگداشت سالگرد جنبش سبز در خارج از ایران </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/16/15792</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/16/15792&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نعیمه دوستدار        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;500&quot; height=&quot;300&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/green_movement.jpg?1339870484&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;نعیمه دوستدار &amp;minus; سومین سالگرد جنبش اعتراضی مردم ایران که به دنبال جنجال بر سر دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شکل گرفت، هرچند در فضای داخلی ایران به دلیل محدودیت رسانه&amp;zwnj;ها و سرکوب سنگین حکومت مجالی برای گرامیداشت نداشت، در خارج از ایران به شکل&amp;zwnj;های مختلف برگزار شد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از ایرانیانی که در فضاهای مجازی با به اشتراک گذاشتن عکس&amp;zwnj;ها و خاطرات&amp;zwnj;شان از آن یاد کردند تا رسانه&amp;zwnj;های فارسی زبان که برنامه&amp;zwnj;هایی درباره آن تهیه کردند و تشکل&amp;zwnj;های بزرگ و کوچکی که فراخوان دادند و نشست و تجمع برپا کردند، همه کوشیدند تا فرصتی برای جلب توجه افکار عمومی به این جریان فراهم کنند. برخی از این تلاش&amp;zwnj;ها به یاد&amp;zwnj;&amp;zwnj;آوری رنج خانواده&amp;zwnj;های زندانیان سیاسی و کشته&amp;zwnj;شدگان و آسیب&amp;zwnj;دیدگان اختصاص داشت و بخشی به نقد و تحلیل شرایط گذشته و پیش رو. در چنین روزهایی، بیشتر برنامه&amp;zwnj;ها و مراسم مربوط به جنبش سبز یا در حال برگزاری است یا به پایان رسیده است. اندک برنامه&amp;zwnj;هایی هم هستند که در روزهای آینده برگزار خواهند شد. به همین بهانه، نگاهی داشته&amp;zwnj;ایم به سالگرد جنبش سبز در خارج از ایران.&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;همبستگی با مردم ایران&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;در آستانه سومین سالگرد جنبش سبز در ایران، بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید که روز جمعه ۱۹ خرداد منتشر شد، شاید خبرسازترین بیانیه در زمینه برگزاری مراسم در داخل ایران بود که واکنش&amp;zwnj;های گوناگونی را برانگیخت و اظهار نظرهای متفاوتی درباره آن ارائه شد. این بیانیه به عنوان فراخوانی از خارج ایران، برای داخل ایران، پرسش&amp;zwnj;هایی درباره نقش و جایگاه تشکل&amp;zwnj;های خارج کشور در برنامه&amp;zwnj;ریزی برای مردم داخل کشور و میزان اعتبار و جایگاه آنان ایجاد کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;شورای هماهنگی راه سبز امید با صدور این بیانیه از مردم خواست بین ساعت ۷ تا ۹ شب پنج&amp;zwnj;شنبه ۲۵ خرداد، در اماکن عمومی و به&amp;zwnj;خصوص پارک&amp;zwnj;های اصلی شهرها تجمع اعتراضی &amp;quot;سکوت&amp;quot; برگزار کنند؛ خواسته&amp;zwnj;ای که هرچند استقبال پرشوری از آن نشد، اما نیروهای امنیتی و ضدشورش را واداشت که بار دیگر در خیابان&amp;zwnj;های تهران مستقر شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;این شورا که خود را تشکلی اصلاح&amp;zwnj;طلب می&amp;zwnj;داند، در بیانیه خود تاکید کرده که جنبش سبز &amp;quot;یک جنبش است و نه یک حزب&amp;quot; و افزوده که بنابراین &amp;quot;انتظار شکل&amp;zwnj;گیری تشکیلات و سازماندهی هرمی که در اغلب احزاب به کار گرفته می&amp;zwnj;شود، برای ساماندهی تشکیلاتی جنبش نابه&amp;zwnj;جاست.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;در میان ایرانیان ساکن کشورهای اروپایی و آمریکایی اما سالگرد جنبش سبز نمود عینی&amp;zwnj;تری داشت. گروهی از ایرانیان مقیم تورنتو، روز ۱۰ ژوئن، ۲۱ خرداد، در خیابان&amp;zwnj;های تورنتو یک راهپیمایی را سازمان دادند. دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر در ایران و سومین سالگرد جنبش سبز محورهای اصلی برگزاری این راهپیمایی بودند. این برنامه را سازمان عفو بین&amp;zwnj;الملل در مقابل موزه رویال انتاریو برگزار کرد. در این راهپیمایی، تعدادی از اعضا و حامیان عفو بین&amp;zwnj;الملل به صورت نمادین ماسک&amp;zwnj;های سکوت بر دهان زدند و پلاکاردهایی را در رابطه با نقض حقوق بشر و زندانیان سیاسی در دست گرفتند و توجه عابران را به خود جلب کردند. شرکت&amp;zwnj;کنندگان در این راهپیمایی به زبان انگلیسی شعارهایی با مضمون آزادی زندانیان سیاسی، دموکراسی برای ایران و آزادی برای ایران سر دادند.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;300&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/img_8091-200x300.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;راهپیمایی سالگرد تظاهرات مردمی پس از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ در ایران و با پیام &amp;nbsp;اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران؛&amp;nbsp;روز ۲۱ خرداد&amp;nbsp;در شهر تورونتو&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div&gt;امضای کارت پستال&amp;zwnj;هایی برای نسرین ستوده، سعید ملک&amp;zwnj;پور، حمید قاسمی&amp;zwnj;شال، سعید متین&amp;zwnj;پور و دیگر زندانیان سیاسی ایران از سوی عابران از دیگر برنامه&amp;zwnj;های این سازمان بود. قرار است این کارت&amp;zwnj;ها برای این زندانیان به ایران پست شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;همچنین طومارهایی به رهگذران داده شد تا در حمایت از زندانیان سیاسی آنها را امضا کنند. بعد&amp;zwnj;از&amp;zwnj;ظهر همان روز، گروه&amp;zwnj;های &amp;quot;اتحاد برای پیشبرد سکولار دموکراسی در ایران ـ تورنتو&amp;quot; و &amp;quot;کمیته همبستگی با مردم ایران&amp;quot;، مقابل موزه رویال انتاریو تجمعی برگزار کردند و پس از اجرای یک نمایش خیابانی توسط گلوریا یزدانی، به سوی میدان دانداس راهپیمایی کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;در برنامه دیگری در کلن آلمان برای بزرگداشت سومین سالگرد آغاز جنبش سبز که ۲۱ خرداد برگزار شد، یاد عزت&amp;zwnj;الله سحابی، هاله سحابی، و هدی صابر گرامی داشته شد و نوشابه امیری، بهروز خلیق، بیژن حکمت، تقی رحمانی، محمد صادقی، فرزانه عظیمی، حسن فرشتیان، علی مزروعی، خدیجه مقدم و عمار ملکی سخنرانی کردند. این مراسم که توسط حامیان جنبش سبز برگزار شده بود در دو بخش اجرا شد و در آن فیلم روزهای سبز حنا مخلباف نیز به نمایش در&amp;zwnj;آمد.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;گروهی از فعالان ایرانی مقیم فرانسه نیز با صدور فراخوانی، از عموم ایرانیان و فعالان خواستند در میدان &amp;quot;آزادی&amp;zwnj;ها و حقوق بشر&amp;quot; (تروکادرو) جمع شوند. تشکلی با نام &amp;quot;کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی&amp;quot;، در پاسخ به فراخوان شبکه سراسری &amp;quot;همبستگی برای حقوق بشر در ایران&amp;quot; نیز اعلام کرده است که برای تبدیل هفته آخر خرداد به هفته همبستگی با مبارزات مردم ایران، روز یکشنبه ۱۷ ژوئن، ۲۸ خرداد، در میدان آزادی&amp;zwnj;ها و حقوق بشر (تروکادرو) پاریس یک گردهمایی اعتراضی برگزار می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;در این مراسم، عبدالکریم لاهیجی، نایب رئیس فدراسیون جوامع حقوق بشر، سوده راد، کنشگر حقوق زنان، آیدا قجر، روزنامه&amp;zwnj;نگار، رضا علیجانی، کنشگر سیاسی و رسول آذرنوش، کنشگر سیاسی حضور خواهند داشت. برگزارکنندگان در بیانیه فراخوان این برنامه نوشته&amp;zwnj;اند: &amp;quot;همبستگی برای حقوق بشر در ایران، از تمام آزادیخواهان و نهادهای حقوق بشری دعوت می&amp;zwnj;کند با برگزاری مراسم گوناگون، صدای اعتراض هموطنان ما را به گوش جهانیان برسانند. هم اکنون صدها تن از بهترین فرزندان ایران با اتهام&amp;zwnj;های پوچ و بی&amp;zwnj;اساس در زندان&amp;zwnj;های جمهوری اسلامی اسیرند. بسیاری از آنان با شکنجه&amp;zwnj;های روحی و جسمی و انواع بیماری&amp;zwnj;ها دست به گریبانند. ما از تمام آزادیخواهان، نهادهای حقوق بشری و دولت&amp;zwnj;های دموکراتیک خواستاریم در همبستگی با مبارزه مردم ایران برای آزادی و دمکراسی و با تاکید بر آزادی بی&amp;zwnj;قید و شرط تمام زندانیان سیاسی-&amp;zwnj;عقیدتی، به ویژه زندانیان بیمار، همراه و هم&amp;zwnj;دوش ما باشند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;گروهی از فعالان و حامیان جنبش سبز در برلین آلمان، هم مراسمی را برگزار کردند. در این مراسم که روز شنبه ۲۰ خرداد ماه ۹ ژوئن برگزار شد، رضا علیجانی، فعال ملی &amp;ndash; مذهبی سخنرانی کرد و جلسه پرسش و پاسخی نیز برگزار شد.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;روز ٢٢ خرداد ماه کمیته همبستگی برای ایران در فرانکفورت آلمان هم برنامه&amp;zwnj;ای برگزار کرد. در این برنامه، تقی رحمانی، زندانی سیاسی سابق و همسر نرگس محمدی، فعال حقوق بشر، به&amp;zwnj;عنوان سخنران حضور داشت و پس از این سخنرانی، با برگزاری یک برنامه&amp;zwnj; پرسش و پاسخ، گفت&amp;zwnj;وگو درباره مشاهدات امروز و ارزیابی آینده&amp;zwnj; جنبش آزادیخواهانه&amp;zwnj; مردم ایران برگزار شد.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;با گذشتن از روزهای سالگرد ۲۲ خرداد اما برنامه&amp;zwnj;های پیش&amp;zwnj;بینی شده برای آن پایان نیافته&amp;zwnj;اند و قرار است برنامه&amp;zwnj;های دیگری هم در روزهای آینده برگزار شود. از جمله این برنامه&amp;zwnj;ها، میزگرد &amp;quot;جامعه مدنی ایران، سه سال پس از آغاز جنبش سبز&amp;quot; است که سوم تیر ماه در کلن آلمان برگزار خواهد شد و موضوع آن ادامه بحث و گفت وگوها در مورد شرایط و چشم&amp;zwnj;انداز جنبش اجتماعی-&amp;zwnj;مدنی مردم ایران است.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;برگزار کنندگان این برنامه اعلام کرده&amp;zwnj;اند که این میزگرد با حضور منصوره شجاعی، پژوهش&amp;zwnj;گر و فعال جنبش زنان، سهراب رزاقی، پژوهش&amp;zwnj;گر و فعال مدنی و کاظم کردوانی، جامعه&amp;zwnj;شناس، برگزار خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;strong&gt;بیانیه&amp;zwnj;ها و پیام&amp;zwnj;ها در سالگرد تولد جنبش&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;به جز برنامه&amp;zwnj;های مختلفی که به مناسبت سالگرد جنبش سبز در خارج از ایران برگزار شد، فعالان سیاسی هم در حرکت&amp;zwnj;های مستقل پیام&amp;zwnj;هایی را خطاب به مردم منتشر کردند. به عنوان نمونه، فرخ نگهدار، فعال سیاسی حامی این جنبش، در پیامی خواستار همگرایی نیروها و ادامه پیدا کردن مبارزات مسالمت&amp;zwnj;آمیز شد. او در پیام خود نوشته است: &amp;quot;همیشه با پراکنده کردن مردم، با رو در رو کردن آنها با یکدیگر، با خودی و غیر&amp;zwnj;خودی کردن شهروندان مقابله کرده&amp;zwnj;ایم؛ امروز هم مقابله خواهیم کرد تا پیروزی. مردمی که با تاسیس جمهوری اسلامی ایران به دو گروه خودی و غیر خودی تقسیم شدند، جنبش سبز به آنها فرصت داد که این مرز را بشکنند و یکدیگر را شهروند بینند. جنبش سبز قشرهای مذهبی&amp;zwnj;تر جامعه ما را با قشرهای مدرن&amp;zwnj;تر جامعه ما پیوند داد. ما نمی&amp;zwnj;خواهیم رهبران جنبش را در مقابل هم قرار دهیم؛ جنبش را دو پاره کنیم؛ خوب و بد کنیم. بگذار هر کس با گام&amp;zwnj;های خود با جنبش ما همراه شود.&amp;quot;او همچنین نوشت: &amp;quot;ما معتقدیم ایران برای همه ایرانیان است. جنبش سبز نیاز به مقابله با هیچ نیرویی ندارد. امیدواریم چهارمین سال جنبش سبز سالی باشد که ما را یک گام بزرگ به آرزوی همیشگی&amp;zwnj;مان -&amp;zwnj;ساختن ایرانی بدون تبعیض، که در آن زن و مرد، هر دو به یک سان، حق داشته باشند، همه در آزادی به سر برند- نزدیک&amp;zwnj;تر کند: ایرانی برای همه ایرانیان.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;علاوه بر رضا پهلوی که در پیامی بر حمایت خود از جنبش مردم ایران تاکید کرد، بیش از ۱۵۰ نفر از فعالان مطبوعاتی، دانشگاهی و سیاسی نیز با انتشار بیانیه&amp;zwnj;ای به عوامل ظهور جنبش اعتراضی سبز اشاره کردند و با یادآوری اعتراضات مردمی پس از انتخابات ریاست جمهوری دور دهم، به حاکمیت هشدار دادند که: &amp;quot;نگاه داشتن رهبران جنبش سبز در حصر و سرکوب و زندان فعالان این جنبش، نخواهد توانست بر این حرکت گسترده غالب آید.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;آنها در این بیانیه خواستار آزادی زندانیان سیاسی، رهایی رهبران جنبش سبز از حصر، رفع ممنوعیت فعالیت احزاب، گشایش فضای مدنی و اجتماعی و احترام به حقوق بنیادین و قانونی شهروندان و فراهم شدن مقدمات تحقق خواست&amp;zwnj;های ملت و برقراری همزیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز و برخورداری از حقوق برابر همه ایرانیان شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;strong&gt;تصویر داخل متن&lt;/strong&gt;: گردهمایی راهپیمایی برای حقوق بشر در ایران در شهر تورونتو؛ منبع: &lt;a href=&quot;http://bahare.ca/?p=514&quot;&gt;بهاره فوتوز&lt;/a&gt;.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/16/15792#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6029">نعیمه دوستدار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Sat, 16 Jun 2012 17:46:53 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">15792 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>علی هنری: &quot;حضور در قدرت نباید هدف ما باشد &quot;</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/15/15722</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/15/15722&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بیانیه گروهی از کنشگران سیاسی در سومین سالگرد جنبش سبز در گفت‌و‌گو با علی هنری، فعال سیاسی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سراج‌الدین میردامادی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/alihsm01.jpg?1339753360&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سراج&amp;zwnj;الدین میردامادی - این&amp;zwnj;روزها سومین سالگرد شکل&amp;zwnj;گیری جنبش اعتراضی، موسوم به &amp;quot;جنبش سبز&amp;quot; است. جمعی از کنشگران سیاسی، با &lt;a href=&quot;http://www.rahesabz.net/story/54343/&quot;&gt;صدور بیانیه&amp;zwnj;ای،&lt;/a&gt; بار دیگر بر مطالبات مردم در سالگرد تولد جنبش سبز پافشاری کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;در گفت&amp;zwnj;وگویی با علی هنری، فعال سیاسی مقیم هلند و یکی از امضاکنندگان این نامه، ابتدا از ایشان پرسیده&amp;zwnj;ایم:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120610_Siasi_Seraj_Honari.mp3&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;هدف از انتشار چنین نامه&amp;zwnj;ای در سالگرد جنبش سبز چه بوده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علی هنری: هدف از این&amp;zwnj;کار مشترک نیروهای متنوع سیاسی و دانشجویی و دانشگاهیان این بود که در سه سالگی جنبش سبز، یک بار دیگر بر میثاق خودمان با همراهان جنبش سبز تاکید کنیم و مجدداً یادآور بشویم که راه حلی که جنبش سبز برای برون&amp;zwnj;رفت از بحران&amp;zwnj;های حکومت، جامعه و کشور ارائه داده که به باور ما آزادی زندانیان سیاسی، رفع حصر رهبران جنبش، رفع ممنوعیت فعالیت احزاب و به طور کلی گشایش در فضای سیاسی و اجتماعی ایران است، مقدمات تحقق خواسته&amp;zwnj;های ملت را فراهم خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;راهکارهای رسیدن به این اهداف&amp;zwnj; را با توجه به تجربه&amp;zwnj;هایی که به دست آورده&amp;zwnj;اید چه می&amp;zwnj;دانید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مسئله&amp;zwnj; اصلی جنبش سبز، گذار دمکراتیک با کمترین هزینه و با پشتیبانی نیروهای سیاسی و اجتماعی داخل کشور است. حال اینکه راهکار آن چگونه است، در زمان خودش باید تصمیم&amp;zwnj;گیری بشود. آن گذار بدون خشونت و آرامی که ما دنبالش هستیم، تصورمان این است که در انتها با سازش بخشی از اپوزیسیون و پوزیسیون صورت خواهد گرفت. ما با حضور و پشتیبانی مردم در صدد تحقق فراهم کردن زمینه&amp;zwnj;های این گذار هستیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آنچه برای ما روشن است، حضور و مشارکت همراهان جنبش و مشی اصلاح&amp;zwnj;طلبانه و خشونت پرهیزی ماست، ولی اینکه این امر چگونه، با حضور در قدرت یا بیرون آن محقق می&amp;zwnj;شود، نیاز به زمان دارد، نیاز به تصمیم&amp;zwnj;گیری در زمان دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اصولاٌ حضور در قدرت نباید هدف ما باشد. حضور در قدرت با حذف مردم و همراهان جنبش اصلاحات، یک&amp;zwnj;بار تجربه شد و شکست خورد. اگر ما حتی زمانی هم بخواهیم داخل ساختارهای حقوقی قدرت بشویم، حضور و پشتیبانی و خواست و تأیید همراهان جنبش سبز را باید حتماٌ در نظر داشته باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;به جنبش اصلاحات اشاره کردید؛ جنبشی که از دوم خرداد سال۷۶ وجود داشت. نسبت جنبش سبز با جنبش اصلاحات چیست؟ آیا این دو با هم پیمان&amp;zwnj;های موقتی داشته&amp;zwnj;اند و اهداف موقتی برای آن تعریف شده است یا در مواردی از هم جدا شده&amp;zwnj;اند و هر کدام راه خودشان را رفته&amp;zwnj;اند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به باور من، جنبش سبز به نوعی برآمده از جنبش اصلاحات است. مسلماٌ نمی&amp;zwnj;توانیم آن را از هم مجزا کنیم، ولی ویژگی&amp;zwnj;ها و خصوصیت&amp;zwnj;هایی را بر جنبش اصلاحات افزون کرد و همانطور که گفتم این حضور و باور مردم بود که به جنبش اصلاحات تزریق شد و جنبش سبز و نوعی جنبش اصلاح&amp;zwnj;طلبی دیگر را در ۲۲ خرداد یا ۲۵ خرداد ۸۸ به وجود آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این دو، هم عاملان مشترکی و هم باورهای مشترکی دارند؛ و البته هم تاکتیک&amp;zwnj;های مشترک و دورنمای مشترکی دارند. به هرحال جنبش سبز شاید گامی مثبت و ارتقایی در جنبش اصلاح&amp;zwnj;طلبی بود و ما نمی&amp;zwnj;توانیم به روشنی این دو را از هم تفکیک کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;جنبش اصلاحات، راه اصلاح نظام از طریق صندوق رأی و انتخابات را انتخاب کرده بود، اما جنبش سبز اعتراض و فریاد کشیدن در برابر حاکمیت و حضور خیابانی را برگزید. این تفاوت مهم را چگونه ارزیابی می&amp;zwnj;کنید؟ آیا ممکن است جنبش اصلاحات یا جنبش سبز، هرکدام از روشی که داشتند دست بردارند و به روش سومی برسند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن اصلاح نظام از طریق صندوق رأی و انتخابات، تعبیری از جنبش اصلاحات بود. در دوره&amp;zwnj; اصلاحات هم ما منتقدانی نسبت به اصلاح&amp;zwnj;طلبی داشتیم که تاکید داشتند باید به بسیج مردم باور داشته باشیم و تنها با اینکه حضور در ساختارهای حقوقی قدرت را هدف قرار بدهیم، امکان&amp;zwnj;پذیر نیست که تغییراتی را در راه گذار به دمکراسی داشته باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;تصور می&amp;zwnj;کنم جنبش سبز راهکار دیگری را بر آن راهکار پیشین اضافه کرد. مسلماٌ کسانی که بخواهند مجدداً تاکیدشان بر تنها گذار از طریق صندوق رأی باشد، نمی&amp;zwnj;توانند همراهان جنبش سبز باشند، چرا که جنبش سبز شاید زمانی تصمیم بگیرد که حضور خیابانی را دنبال کند. زمانی حتی آن حضور خیابانی می&amp;zwnj;تواند منجر به شرکت در انتخابات یا دستیابی به کرسی&amp;zwnj;های قدرت حقوقی بشود، ولی من فکر می&amp;zwnj;کنم اینطور نیست که بگوییم این دو راه جدا هستند. بلکه جنبش سبز وسیله&amp;zwnj;ای افزون بر جنبش اصلاح&amp;zwnj;طلبی برای تحقق خواسته&amp;zwnj;های ما پیش آورده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آیا امکان و احتمال حضور جنبش سبز در رقابت سیاسی درون نظام وجود دارد؟ آیا ممکن است جنبش سبز مثلاٌ در آستانه&amp;zwnj;ی انتخابات ریاست جمهوری آینده از نامزدی حمایت کند و راهکار حضور در رقابت سیاسی درون نظام را بپذیرد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حضور در انتخابات به هرحال شرط و شروطی دارد و باید زمینه&amp;zwnj;های آزادی&amp;zwnj;های سیاسی- مدنی فراهم شده باشد. زندانیانی که در حصر داریم باید آزاد باشند، رهبران جنبش باید حضور داشته باشند. اینها پیش&amp;zwnj;شرط&amp;zwnj;های حضور در انتخابات است. من تصور می&amp;zwnj;کنم که جنبش سبز بر این پیش&amp;zwnj;شرط&amp;zwnj;ها ایستاده است؛ ضمن این&amp;zwnj;که به هرحال نسبت به زمان، تصمیم&amp;zwnj;گیری خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;فکر می&amp;zwnj;کنم نه شرکت در انتخابات اصل لایتغیر جنبش سبز است (بعد از جنبش اصلاح&amp;zwnj;طلبی دوم خردادی که این گونه بود)، نه شرکت نکردن در انتخابات. تنها کرنش حکومت در مقابل خواست&amp;zwnj;های حامیان جنبش سبز، برای ما اصل است.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/15/15722#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3262">سراج‌الدین میردامادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9863">علی هنری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Fri, 15 Jun 2012 09:41:55 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15722 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>یادمان ۲۵ خرداد در شبکه‌های اجتماعی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/06/15/15721</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/06/15/15721&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    لیدا حسینی‌نژاد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;301&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/mousavi25khordad123.jpg?1340132542&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;لیدا حسینی&amp;zwnj;نژاد&lt;b&gt; - &lt;/b&gt;۲۵خرداد سال ۱۳۸۸ یعنی سه روز پس از اعلام نتایج دهمین انتخابات ریاست جمهوری تظاهرات اعتراضی با حضور میلیون&amp;zwnj;ها ایرانی در تهران و شهرهای بزرگ ایران برگزار شد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120614_25Khordad_lida_link.mp3&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کسانی که به نتایج انتخابات معترض بودند و میرحسین موسوی را برنده انتخاباتی می&amp;zwnj;دانستند، کسانی که باور داشتند در انتخابات تقلب صورت گرفته و محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد را رئیس&amp;zwnj;جمهور منتخب خود نمی&amp;zwnj;دانستند برای بیاتن اعتراض خود به خیابان&amp;zwnj;ها آمده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شب پیش از آن نیروهای لباس&amp;zwnj;شخصی و پلیس به کوی دانشگاه تهران حمله کرده و طی آن شمار زیادی از دانشجویان مجروح و چند نفر کشته شده بودند. خسارت زیادی هم به اموال دانشجویان وارد شده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از شاهدان در وبلاگی با عنوان &amp;laquo;&lt;a href=&quot;http://25khordad.wordpress.com/&quot;&gt;کوی دانشگاه تهران در آتش و خون&lt;/a&gt;&amp;raquo; در همان زمان یعنی ۲۵ خرداد ۸۸ نوشته بود: &amp;laquo;پس از تجمع اعتراض&amp;zwnj;آمیز دانشجویان دردانشگاه تهران دیشب ۲۴ خرداد ۸۸ پس از متفرق کردن دانشجویان به وسیله گارد ویژه و گاز اشک&amp;zwnj;آور دانشجویان به سمت خوابگاه و منازل خود روانه شدند و در ساعت ۱۰ شب در پی شعارهای پیاپی دانشجویان نیروهای امنیتی، کوی دانشگاه را محاصره کرده و پس از مدتی کوتاه به داخل کوی نفوذ کرده، درها را شکسته نیروهای موسوم به انصار و لباس شخصی ها یورش برده و بی&amp;zwnj;دلیل اقدام به ضرب و جرح دانشجویان به وسیله باتوم، تبر، قمه و پنجه بوکس کردند. علاوه براین به بسیاری از اموال عمومی هم خسارات سنگینی وارد کردند. بر طبق گزارشات شاهدان عینی تعدادی در حدود 3 اتوبوس از دانشجویان، دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شدند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;روز بی&amp;zwnj;پایان &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;صبح روز بعد از آن، مردم به خیابان&amp;zwnj;های تهران آمدند و اعتراض&amp;zwnj;های آرام خودشان را شروع کردند. اعتراض به همراه سکوت یکی از ویژگی&amp;zwnj;های تظاهرات ۲۵ خرداد در تهران بود، اما در پایان این حرکت اعتراضی آرام، نیروهای بسیجی اقدام به شلیک به سوی مردم کردند که موجب کشته شدن تعدادی از تظاهرکنندگان شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;پروین فهیمی&amp;raquo;، که از فعالان صلح و عضو گروه مادران صلح است می&amp;zwnj;گوید پسرش &amp;laquo;سهراب اعرابی&amp;raquo; در راهپیمایی دوشنبه ۲۵ خرداد از وی جدا شد و شب به خانه بازنگشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حالا پس از سه سال که از این وقایع گذشته، تعدادی از فعالان و وبلاگ&amp;zwnj;نویسان شروع به نوشتن خاطرات و مشاهدات&amp;zwnj;شان از آن روزها کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/000_nic369935.jpg&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;140&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی عبدی از هجوم مردم عصبانی به نرده&amp;zwnj;های دانشگاه می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;نرده&amp;zwnj;های دانشگاه اومد پایین. دومین&amp;zwnj;بار بود که نرده&amp;zwnj;های دانشگاه پایین می&amp;zwnj;اومد. اولی بیست&amp;zwnj;ودوی اسفند هشتاد و چهار بود که بسیج با زور باتوم، شهید دفن کرد. زنجیر انسانی درست کردیم جلوی در که کسی وارد نشه. درست مثل چهار سال پیش. نرده&amp;zwnj;ها رو دوباره بالا آوردیم. بسیجی&amp;zwnj;ها نموندن. سر درِ دانشگاه مال ما شده بود. سبز. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;علی عبدی&amp;raquo;، فعال حقوق بشر در صفحه فیس&amp;zwnj;بوک و گوگل&amp;zwnj;پلاس خودش &lt;a href=&quot;https://plus.google.com/u/0/104239632822744282249/posts&quot;&gt;نوشته است&lt;/a&gt;: &amp;laquo;صبح بیست و پنج خرداد، داخل دانشگاه شریف، پشت درب ورودی خیابون آزادی جمع شده بودیم. دو تا بیانیه&amp;zwnj; میرحسین رو پرینت گرفته بودیم و بین بچه&amp;zwnj;ها تقسیم می&amp;zwnj;کردیم... با بچه&amp;zwnj;ها بحث می&amp;zwnj;کردیم که از دانشگاه بریم بیرون یا نه. یه عده که دیروز رفته بودن دانشگاه تهران، خبر آورده بودن که این&amp;zwnj;ها حکمِ تیر دارن و خانم رهنورد از مردم خواسته بیرون نیان. می&amp;zwnj;گفتن دیشب چند نفر توی کوی کشته شدن. یه عده&amp;zwnj; دیگه نظرشون این بود که باید از دانشگاه رفت بیرون. می&amp;zwnj;گفتن میرحسین قراره بیاد سر بهبودی یا جیحون. اگه زیاد باشیم کاری نمی&amp;zwnj;تونن بکنن. با مشورتی که کردیم بالاخره قرار شد یه عده&amp;zwnj;مون از دانشگاه بریم بیرون... رسیدیم جلوی مسجد سر حبیب&amp;zwnj;اللهی. یکی گفت یا حسین. همه پشت سرش گفتیم میرحسین. دوباره گفت یا حسین. دوباره گفتیم میرحسین. قلب&amp;zwnj;هامون تند تند می&amp;zwnj;زد. مجوزی دیگه در کار نبود. انتخابات تموم شده بود و واسه اولین&amp;zwnj;بار بود که خارج دانشگاه با مردم تظاهرات می&amp;zwnj;کردیم. یه آقایی پشت&amp;zwnj;بوم ساختمون&amp;zwnj;ها رو نشون می&amp;zwnj;داد. می&amp;zwnj;گفت حتمن تک&amp;zwnj;تیرانداز گذاشتند. مراقب باشید. اون یکی می&amp;zwnj;گفت دلتون قرص. چیزی نمی&amp;zwnj;شه. خدا با ماست.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی عبدی در ادامه از مشاهدات خودش تعریف می&amp;zwnj;کند که در خیابان&amp;zwnj;های مختلف &amp;laquo;ابطحی&amp;raquo;، &amp;laquo;کرباسچی&amp;raquo; و &amp;laquo;مهدی کروبی&amp;raquo; سخنرانی می&amp;zwnj;کردند: &amp;laquo;مردم قرار می&amp;zwnj;گذاشتند واسه فردا. ساعت پنج میدون ولیعصر. هر چند دقیقه یک بار یکی می&amp;zwnj;گفت میرحسین داره میاد، میرحسین داره میاد. راه رو باز کنید. وسط جمعیت یه تونل باز می&amp;zwnj;شد. مثل عصای حضرت موسی که می&amp;zwnj;زد به دریا. اسم میرحسین، عصای موسی شده بود.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی عبدی سپس از هجوم مردم عصبانی به نرده&amp;zwnj;های دانشگاه می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;نرده&amp;zwnj;های دانشگاه اومد پایین. دومین&amp;zwnj;بار بود که نرده&amp;zwnj;های دانشگاه پایین می&amp;zwnj;اومد. اولی بیست&amp;zwnj;ودوی اسفند هشتاد و چهار بود که بسیج با زور باتوم، شهید دفن کرد. زنجیر انسانی درست کردیم جلوی در که کسی وارد نشه. درست مثل چهار سال پیش. نرده&amp;zwnj;ها رو دوباره بالا آوردیم. بسیجی&amp;zwnj;ها نموندن. سر درِ دانشگاه مال ما شده بود. سبز. رفتیم روی پشت بام دانشگاه. برای مردم دست تکون می&amp;zwnj;دادیم. اونا دست تکون می&amp;zwnj;دادن. می&amp;zwnj;خندیدند. نیازی به حرف زدن نبود.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در پایان می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;توی اون روز آفتابی و بدون ابر. چند ساعت بعد با ماشین از روی پل یادگار رد شدم. مردم هنوز داشتند برمی&amp;zwnj;گشتند. یکی پیراهنِ خونی&amp;zwnj;اش رو گذاشت روی شیشه. گفت کشتند. دم&amp;zwnj;دمای غروب بود.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نمایش تقدیر یا تجلی روح جامعه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ع. ایماگر، در سومین سالگرد جنبش سبزدر &lt;a href=&quot;http://imayan.blogspot.com.au/2012/06/blog-post.html&quot;&gt;وبلاگ &amp;laquo;ایمایان&amp;raquo;&lt;/a&gt;، اعتراض مردم ایران در سال ۸۸ را رخدادی می&amp;zwnj;داند که &amp;laquo;بیش از آنکه محصول برنامه، محاسبه و دورخیز فکری باشد، واکنشی جوششی و طبیعی به ادامه&amp;zwnj; رعیت&amp;zwnj;خواهی و لقب&amp;zwnj;بازی حاکمان و تحقیر منسوب به شرع بود؛ چیزی شبیه نمایش تقدیر یا تجلی روح جامعه مانند پایان انقلاب پنجاه&amp;zwnj;وهفت که یک سال قبل از آن، حتی امیدوارترین&amp;zwnj;ها نیز فکر نمی&amp;zwnj;کردند که شاه فراری شود و حکومت به دست آنها بیفتد.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نویسنده وبلاگ ایمایان می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;با قصور یا تقصیری که در این سه ساله کم نبوده، باید تا به حال از بین می&amp;zwnj;رفت. پس نمی&amp;zwnj;توان موجودیت آن را زیر سئوال برد ولی می&amp;zwnj;توان راهکارها و اهداف آن را نقد کرد.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته این وبلاگ&amp;zwnj;نویس معتقد است که &amp;laquo;جنبش سبز را اول باید به عنوان پدیده&amp;zwnj;ای زنده پذیرفت، بعد در آن چون&amp;zwnj;وچرا کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;آلوچه خانم&amp;raquo;، خرداد را &amp;laquo;روزگار وصل&amp;raquo; &lt;a href=&quot;http://aloochehkhanoom.blogspot.fr/2012/06/blog-post_11.html&quot;&gt;می&amp;zwnj;داند و می&amp;zwnj;نویسد&lt;/a&gt;: &amp;laquo;در اوج درماندگی حتی، با هم بودن&amp;zwnj;هایمان را یادمان می&amp;zwnj;آورد . یک عالمه عکس دست جمعی برایمان مانده که تویشان امید موج می&amp;zwnj;زند، حتی اگر سالمرگ عزیزان مادران عزادار را توی خودش داشته باشد.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مرور خاطرات روز مردم&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حمزه غالبی، فعال سیاسی و وبلاگ&amp;zwnj;نویس دیگری است که به شرح خاطرات خود از روز ۲۵ خرداد ۸۸ پرداخته است. او این روز را &amp;laquo;&lt;a href=&quot;http://blog.ghalebi.ir/?p=943&quot;&gt;روز مردم&lt;/a&gt;&amp;raquo; می&amp;zwnj;داند و بعد از شرح آنچه در آن روز گذشته در &amp;laquo;بعد از تحریر&amp;raquo; می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;این چند روز که به خاطره ۲۵ خرداد فکر می&amp;zwnj;کردم. متوجه یک چیزی شدم. ما&amp;zwnj; به طرز عجیبی بعد از دور شدن از رخداد ۲۵ خرداد حقیقت ماجرا را فراموش کردیم و کم&amp;zwnj;کم روایت&amp;zwnj;هایی پر رنگ شدند که وقتی به خاطره&amp;zwnj;های آن روز&amp;zwnj;ها رجوع می&amp;zwnj;کنیم اصلا همخوانی ندارند. اول اینکه به نظرم توهم تیم امنیتی و بازجو&amp;zwnj;ها و تحلیل&amp;zwnj;های امنیتی طرفداران آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای را خودمان هم کم&amp;zwnj;کم باور کردیم. اینکه فعالان سیاسی بودند که آن حضور&amp;zwnj;های شگفت&amp;zwnj;انگیز را سازماندهی کردند و حتی به خاطر میرحسین بود که مردم به خیابان آمدند. در حالی که یادآوری بی&amp;zwnj;واسطه آن روز&amp;zwnj;ها نشان می&amp;zwnj;دهد که حضور عظیم مردم که شاید یکی از نقاط درخشانش ۲۵ خرداد بود، این چنین نبود. هر بار مردم فعالین را شگفت&amp;zwnj;زده می&amp;zwnj;کردند. این مردم بودند که صاحب یک روح جمعی شده بودند که می&amp;zwnj;توانست تصمیم بگیرد و اجرا کند. ۲۵ خرداد را هیچ گروه سیاسی و ستاد متمرکزی سازماندهی نکرد. حتی خانم رهنورد و میرحسین اعلام کردند که برنامه لغو است.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;150&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/25khordad.2.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حمزه غالبی: &amp;laquo;این مردم بودند که صاحب یک روح جمعی شده بودند که می&amp;zwnj;توانست تصمیم بگیرد و اجرا کند. ۲۵ خرداد را هیچ گروه سیاسی و ستاد متمرکزی سازماندهی نکرد. حتی خانم رهنورد و میرحسین اعلام کردند که برنامه لغو است.&amp;raquo;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;او در ادامه به دوگانه&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;پردازد که بعدها برای توضیح رخداد ۲۵خرداد به کار گرفته می&amp;zwnj;شد. او این دوگانه&amp;zwnj;ها را غیر&amp;zwnj;واقعی می&amp;zwnj;داند. ازجمله&amp;zwnj; آن&amp;zwnj;ها &amp;laquo;موافق نظام- مخالف نظام&amp;raquo; است که به عقیده وی، &amp;laquo;صرف نظر از اینکه عده&amp;zwnj;ای واژه نظام را به عنوان اسم مستعار آیت&amp;zwnj;الله خامنه&amp;zwnj;ای بکار می&amp;zwnj;برند ولی دوگانه نظام- مخالف نظام به معنای جمهوری اسلامی هیچ کمکی برای فهم ما از شکاف&amp;zwnj;های فعال نمی&amp;zwnj;کند. در هر دو طرف مخالفان و موافقان نظام حضور داشتند. بخش عمده&amp;zwnj;ای از اصلاح&amp;zwnj;طلبان و نیروهای اصولگرا که موافق نظام بودند درگیری مایی بودند که بعد&amp;zwnj;ها اسمش جنبش سبز شد و البته حتماً مخالفان نظام حضور داشتند. در سمت احمدی&amp;zwnj;نژاد هم همینطور هم موافق نظام وجود داشت هم مخالف نظام.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوگانه&amp;zwnj; دیگر &amp;laquo;مذهبی- غیر مذهبی&amp;raquo; است که آقای غالبی در این خصوص می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;یادم هست تیپ&amp;zwnj;هایی از احمدی&amp;zwnj;نژاد حمایت می&amp;zwnj;کردند که اصلاً نمی&amp;zwnj;شد باور کرد این&amp;zwnj;ها با این سبک پوشش حامی احمدی&amp;zwnj;نژاد باشند... بخش&amp;zwnj;های بزرگی از طبقات سنتی و مذهبی جامعه هم طرفدار میرحسین موسوی بودند، در کنار بخش&amp;zwnj;های غیر مذهبی&amp;zwnj;تر یا قسمت&amp;zwnj;های سکولار جامعه.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوگانه&amp;zwnj;های دیگر که این وبلاگ&amp;zwnj;نویس مطرح می&amp;zwnj;کند &amp;laquo;اصلاح- انقلاب&amp;raquo;، &amp;laquo;سیاست مردمی- سیاست حرفه&amp;zwnj;ای&amp;raquo; و &amp;laquo;طبقه متوسط- غیر طبقه متوسط&amp;raquo;است. او در خصوص مورد آخر نوشته است: &amp;laquo;در این زمینه خیلی نوشته شده و آنقدر گفته شده است که تبدیل شده به یک اسطوره. در خیابان را که نمی&amp;zwnj;توانم دقیق بگویم چون همه بودند هیچ رنگ خاص و سبک خاصی غالب نبود. بافت بدن&amp;zwnj;های مردم کنار هم آینه&amp;zwnj;ای بافت جامعه بود، اما یک تجربه محدودتری دارم که حداقل این اسطوره طبقه متوسط را تایید نمی&amp;zwnj;کند. مدت کوتاهی از ایام بازداشت را در قرنطینه اندرزگاه بند هفت گذراندم. در آن زمان بخشی از کسانی که در تجمعات و اعتراضات خیابانی بازداشت می&amp;zwnj;شدند را آنجا نگهداری می&amp;zwnj;کردند. غالب کسانی که آنجا بودند کسانی بودند که ساکن محله&amp;zwnj;هایی بودند که به آن&amp;zwnj;ها پایین شهر می&amp;zwnj;گویند. اکثریت با کسانی بودند که طبقه مستضعف نامیده می&amp;zwnj;شوند. تنها فعالین سیاسی بازداشتی رو می&amp;zwnj;شد جزو طبقه متوسط حساب کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;توسل به قوانین ناعادلانه&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ابوالفضل قدیانی، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که بیش از یک سال و نیم است که در بند ۳۵۰ اوین زندانی است، &lt;a href=&quot;http://www.kaleme.com/1391/03/25/klm-103604/&quot;&gt;در پیامی به مناسبت سالگرد &lt;span&gt;۲۵ خرداد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ۸۸ تاکید کرده که &amp;laquo;دردمندانه معتقد است که انقلاب اسلامی گرچه مرض سلطنت را با جراحی درمان کرد، اما متاسفانه ویروس استبداد چندی بعد یکبار دیگر به جان این ملت افتاد&amp;raquo;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او در نامه&amp;zwnj;اش نوشته است: &amp;laquo;اهمیت این روز در آن بود که جریان اصلاحات تولدی دوباره یافت و تکیه&amp;zwnj;گاه اصلی خود یعنی قدرت نیروی مردمی را بازیافت. در ۲۵ خرداد هر چند که حاکمیت بارها اعلام می&amp;zwnj;کرد که حضور در خیابان&amp;zwnj;های آزادی و انقلاب غیر قانونی است، اما دیگر این قبیل توسل&amp;zwnj;های موذیانه به قوانین ناعادلانه گوشی برای شنیدن پیدا نمی&amp;zwnj;کرد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;قدیانی در این نامه در واقع ۲۵ خرداد را نقطه پایانی دانسته است: &amp;laquo;بر تفکری که می&amp;zwnj;پنداشت اصلاحات بدون تکیه بر نیروی جنبش اجتماعی و صرفاً از طریق مذاکره و چانه&amp;zwnj;زنی می&amp;zwnj;تواند به جایی برسد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در همین زمینه:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوسیه &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۲&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; خرداد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/06/15/15721#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6908">شبکه‌های اجتماعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11824">لیدا حسینی‌نژاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12853">۲۵ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban">خیابان</category>
 <pubDate>Fri, 15 Jun 2012 08:45:55 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15721 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>محمد رضا مرتضوی: «هیچ بایدی وجود ندارد!»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/music/2012/06/15/15689</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/music/2012/06/15/15689&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌و‌گو با محمد رضا مرتضوی، نوازنده دف و تنبک در سومین سالگرد ۲۲ خرداد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    ترنج ماهان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-azdastnadahid&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    no        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;288&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/tormmm01.jpg?1340209016&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ترنج ماهان - سه سال از انتخابات سال ۸۸ و آغاز جنبش سبز می&amp;zwnj;گذرد. به مناسبت سالگرد ۲۲ خرداد، گفت&amp;zwnj;وگویی داشتم با محمد رضا مرتضوی، نوازنده&amp;zwnj; ایرانی دف و تنبک. این هنرمند  در جریان اعتراضات سال ۸۸ با آلبوم &amp;quot;دستان سبز&amp;quot; همبستگی&amp;zwnj;اش با مردم ایران را نشان داد و به این وسیله توجه رسانه&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی و مخاطبان خود را که اغلب اروپایی هستند، به وضعیت ایران جلب کرد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;محمد رضا مرتضوی به گفته خودش سیاسی نیست، بلکه انسان و هنرمندی است آزاداندیش و به همین دلیل با مرزها، ساختارها و چارچوب&amp;zwnj;هایی که انسان را به هر گونه در بند می کشند مخالف است. به گفته او همین آزاداندیشی و مخالفت با اصل دیکتاتوری بود که حدود ۱۲ سال پیش دلیل مهاجرت او به آلمان شد. او معتقد است که تفکر دیکتاتوری تنها خاص دنیای سیاست نیست و در هر جایی می&amp;zwnj;تواند رسوب کند. به همین دلیل، سبک پیشروی او که از ساختارهای موسیقی سنتی ایران پیروی نمی&amp;zwnj;کند، با مخالفت اساتید  این سبک در ایران مواجه شده و عرصه فعالیت هنری را بر او تنگ کرده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از محمد رضا مرتضوی می&amp;zwnj;پرسم:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120613_mortazavi_Toranj_Mahan.mp3&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;آقای مرتضوی، شما حدود ۱۲ سال است که از ایران خارج شده&amp;zwnj;اید و کار هنری خود را در آلمان ادامه می&amp;zwnj;دهید. امروز از چه زاویه&amp;zwnj;ای به کار هنری&amp;zwnj;تان در ایران نگاه می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/tormmm02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;آلبوم &amp;laquo;دستان سبز&amp;raquo; اثر محمد رضا مرتضوی، هنرمندی که یک تنه کار یک کنسرت را انجام می&amp;zwnj;دهد&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;من وقتی وارد اروپا شدم، به این نتیجه رسیدم که دردها و مرزهایی که در ایران داشتم، باعث پیشرفت من شد. یعنی مخالفت&amp;zwnj;ها، نه صرفاً از سمت رژیم، بلکه از سوی همکاران هنرمند و مافیای موسیقی سنتی، همان&amp;zwnj;هایی که کلیشه&amp;zwnj;ای فکر می&amp;zwnj;کنند و فکر می&amp;zwnj;کنند خدایی در هر سازی وجود دارد و همه باید جلوی آن شخص خواننده یا نوازنده تعظیم کنند. چون من دوست داشتم به عنوان یک انسان آزاداندیش بتوانم تفکر خودم را از طریق ساز بیان کنم و چون این مرزها بود، اتفاقاً خیلی صادقانه&amp;zwnj;تر نوآوری شد و موسیقی خیلی صادقانه&amp;zwnj;تر راه خود را پیش گرفت. چون کسی که بداند چه می&amp;zwnj;خواهد، چرا نوازنده می&amp;zwnj;شود، کسی که به مرزی می&amp;zwnj;رسد، دیگر نمی&amp;zwnj;تواند به خودش دروغ بگوید؛ یا خالصانه تا ته خط می&amp;zwnj;رود یا این&amp;zwnj;که تفکر خودش را می&amp;zwnj;فروشد، حال یا به پول درآوردن و یا زیر بار خیلی مسائل رفتن.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;خُب، این یعنی اینکه این چارچوب&amp;zwnj;ها و مرزها مثبت&amp;zwnj;اند و باعث پیشرفت می&amp;zwnj;شوند. اگر چنین است، پس چه اصراری به شکستن این چارچوب&amp;zwnj;ها داشتید و این مرزی که از آن صحبت می&amp;zwnj;کنید، کلاً چه تأثیری روی جامعه&amp;zwnj; موسیقی سنتی ایران دارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باعث می&amp;zwnj;شود که تناقض بسیار بزرگی در جامعه&amp;zwnj; موسیقی سنتی مطرح بشود. این تناقض که چرا از یک طرف حرف از رهایی می&amp;zwnj;زنید و از طرف دیگر می&amp;zwnj;گویید که تحریر حتماً باید این&amp;zwnj;طوری زده شود، حتماً باید ردیف این&amp;zwnj;گونه نواخته شود و...  اما نه! من از راه دور به نسل خودم این پیام را می&amp;zwnj;دهم که نه، هیچ بایدی وجود ندارد. اتفاقاٌ این نوع تفکر باید باعث می&amp;zwnj;شود که استعدادها کشته شوند و در بطن خود یک ذهنیت دیکتاتوری دارد. یعنی کسی که بخواهد آزاد ساز بزند، نمی&amp;zwnj;تواند. کسی که بخواهد آزاد فکر کند،  بیندیشد و ساز بزند، در ایران نمی&amp;zwnj;تواند این&amp;zwnj;کار را بکند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;شما پس از انتخابات ۸۸، آلبومی را در آلمان منتشر کردید، به اسم &amp;quot;دستان سبز&amp;quot; و در مصاحبه&amp;zwnj;ای هم اشاره کرده بودید که این آلبوم در حمایت از جنبش سبز منتشر شده است. هنگام ضبط این آلبوم، از لحاظ روانی و احساسی&amp;zwnj; در چه موقعیتی قرار داشتید؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من احساس امیدواری زیادی داشتم. ولی دلتنگی هم در آن بود. درد از آنچه از اخبار ایران می&amp;zwnj;شنیدیم هم در آن بود. ولی وقتی آلبوم را گوش می&amp;zwnj;کنید، می&amp;zwnj;بینید که حس امیدواری هم در آن هست، انرژی&amp;zwnj;ای که هرچه که هست، آخرش باید مثبت جلو برود هم در آن هست. می&amp;zwnj;توانم احساسم را این&amp;zwnj;گونه تشریح کنم: من اینجا بودم و نمی&amp;zwnj;توانستم در ایران باشم. این تنها راهی بود که از آن طریق می&amp;zwnj;توانستم همدردی خودم را نشان بدهم و در عین حال می&amp;zwnj;دانستم انرژی&amp;zwnj;ای که از طریق این آهنگسازی و نوازندگی بیرون می&amp;zwnj;آید، چون صادقانه است، تأثیر خیلی خوبی خواهد گذاشت و تأثیر خیلی خوبی در رسانه&amp;zwnj;های بین&amp;zwnj;المللی و اروپایی داشت و همان&amp;zwnj;طوری شد که فکر می&amp;zwnj;کردم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;به نظر شما، تلاش&amp;zwnj;ها و اعتراض&amp;zwnj;های مردم در طی سه سال اخیر، تا چه حدی به نتیجه رسیده و مثبت بوده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من فکر می&amp;zwnj;کنم که تلاش صادقانه&amp;zwnj; اکثریت مردم ایران به نتیجه&amp;zwnj; خودش رسید. ممکن است باز کمی طول بکشد، اما تأثیری که گذاشت، همان موقع به جواب خودش رسید و خیلی مثبت بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;وضعیت کنونی ایران را چگونه می&amp;zwnj;بینید و تا چه حد به آینده&amp;zwnj; ایران امیدوارید؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چیزی که برایم کاملاً مشخص و واضح است، این است که نسل جوان در ایران، نسلی است که آگاهی دارد، باسواد است و گول نمی&amp;zwnj;خورد. حتی از غرب، یا از رژیم خودش. از نظر من این خیلی مثبت است و مهم این است که مردم می&amp;zwnj;بینند و این چیزی است که نه ایران می&amp;zwnj;خواست و نه کل دنیا می&amp;zwnj;خواست. این هشیاری برای من خیلی مهم و امیدوار کننده است.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517&quot;&gt; :: دوسیه ۲۲ خرداد در زمانه::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/music/2012/06/15/15689#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12830">تنبک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12831">دستان سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12829">دف</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12828">محمد رضا مرتضوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4172">موسیقی سنتی ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4873">موسیقی ملی ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/music">آهنگ زمانه</category>
 <pubDate>Thu, 14 Jun 2012 22:50:37 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15689 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>جنبش سبز و گذار به دموکراسی: تحلیلی از منظر لیبرالیسم سیاسی رالز</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/06/14/15694</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/06/14/15694&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    میثم بادامچی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;499&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/iran-protest_1.jpg?1340132476&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;میثم بادامچی &amp;minus; در یک ساده سازی و تقسیم&amp;zwnj;بندی کلان شاید بتوان مهم&amp;zwnj;ترین جریان&amp;zwnj;های سیاسی در ایران را به دو قسمت تقسیم کرد:&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دموکراسی&amp;zwnj;خواهان (جنبش سبز با تمام طیف بندی&amp;zwnj;های آن اعم از اصلاح طلبان مذهبی، چپ&amp;zwnj;های قدیم، جمهوری خواهان، طرفداران سلطنت مشروطه، فمینیست&amp;zwnj;ها، جنبش کارگری، مدافعان حقوق اقلیت&amp;zwnj;های مذهبی، جنبش&amp;zwnj;های احقاق حقوق اقلیت&amp;zwnj;های قومی/ملی در یک چارچوب لیبرال دموکراتیک)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;و اصول&amp;zwnj;گرایان (یعنی طرفداران نظریه ولایت فقیه که&amp;nbsp;عمده آنها طرفداران شخص آقای خامنه ای هستند و قسمت&amp;zwnj;های مهمی از فرماندهان سپاه پاسداران و بدنه بسیج و سایر طیف&amp;zwnj;های اصول&amp;zwnj;گرا و حتی طیف احمدی نژاد در این رده هستند).&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; href=&quot;#_ftn1&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;اصول&amp;zwnj;گرایان در حال حاضر در ایران به واسطه نظریه ولایت فقیه کنترل نهادهای اصلی حکومت را در دست دارند و در عوض دموکراسی&amp;zwnj;خواهان در جامعه مدنی بسیار پرفعالیت هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سئوال اساسی&amp;zwnj;ای که این مقاله در پی پاسخ دادن به آن است این است که چگونه برآیند نیروهای اجتماعی اصول&amp;zwnj;گرایان و جنبش سبز می&amp;zwnj;تواند به استقرار دموکراسی در ایران بینجامد؟ در این تحلیل &amp;minus; که به مناسبت سومین سالگرد جنبش سبز نوشته شده است &amp;minus; خواهم کوشید بر اساس فلسفه سیاسی رالز &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(John Rawls)&lt;/span&gt; متاخر در کتاب &amp;quot;لیبرالیسم سیاسی&amp;quot;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; href=&quot;#_ftn2&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به این پرسش پاسخ دهیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دو مرحله در گذار به دموکراسی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نظر رالز عبور از یک نظام غیر دموکراتیک (در بحث ما یک حکومت دینی) به یک نظام لیبرال دموکراتیک معمولا در دو مرحله رخ می&amp;zwnj;دهد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرحله اول مودوس ویوندی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(modus vivendi)&lt;/span&gt; یا سازش میان طرفین درگیر به دلایل پراگماتیستی است. در این مرحله طرفین متخاصم یک قانون اساسی لیبرال، نظام صوری سیاسی مبتنی بر آن را ، برای کسب سودهای عقلانی شان&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; href=&quot;#_ftn3&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، از قبیل حفظ منافع اقتصادی یا شخصی شان و غیره قبول می&amp;zwnj;کنند.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref4&quot; href=&quot;#_ftn4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرحله بعدی مرحله اجماع همپوشان است. در این مرحله که از نظر رالز بازتاب دهنده شکل ایده&amp;zwnj;آل و اخلاقی دموکراسی است و در دموکراسی&amp;zwnj;های به بلوغ رسیده، نه دموکراسی&amp;zwnj;های جوان، نمود دارد، اکثریت ساکنان یک جامعه ارزش&amp;zwnj;هایی چون رواداری و دموکراسی را برای با ارزش دانستن ذاتی آنها، و نه رسیدن به سود شخصی، خانوادگی یا گروهی، می&amp;zwnj;پذیرند. بر این اساس در ایران هم در فرآیند گذار به دموکراسی محتملا در مرحله اول باید به طریقی اصول&amp;zwnj;گرایان متقاعد شوند برای حفظ منافع شخصی و اقتصادی شان و خروج از بحران باید به یک قانون اساسی لیبرال دموکراتیک، که در آن حقوق ایشان هم محفوظ خواهد بود، تن دهند. اگر چنان مرحله مهمی در ایران اتفاق بیفتد، می&amp;zwnj;توان امیدوار بود نسل&amp;zwnj;های آینده در ایران دموکراسی را به ارزشی درونی بدل کنند و نوعی اجماع همپوشان در ایران شکل بگیرد.&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;left&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/rawls.gif&quot; style=&quot;width: 208px; height: 323px;&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مودوس ویوندی یا سازش&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رالز اصطلاح مودوس ویوندی را در فرآیند گذار به دموکراسی از واژه شناسی مربوط به روابط بین الملل برگرفته است. در بحث&amp;zwnj;های مربوط به روابط بین الملل کلاسیک، اصلاح سازش (مودوس ویوندی) به معاهده ای اطلاق می&amp;zwnj;شود که میان دو حکومت ضد هم برقرار می&amp;zwnj;شود. در چنین حالتی منافع عقلانی و سودسنجی هر یک از دو طرف ایجاب می&amp;zwnj;کند که شرایط قرارداد را نقض نکنند و به اصول صلح پایبند بمانند. در لیبرالیسم سیاسی رالز &lt;i&gt;سازش&lt;/i&gt; به حوزه روابط داخلی تعمیم داده شده و به حالتی اطلاق می&amp;zwnj;شود که در آن یک گروه سیاسی اصل رواداری و به تبع آن لیبرال دموکراسی را بر اساس محاسبات عقلانی و برای حفظ منافع شخصی یا گروهی اش بپذیرد (رالز، &lt;i&gt;لیبرالیسم سیاسی&lt;/i&gt;، 147). از زبان رالز مودوس ویوندی اینگونه رخ می&amp;zwnj;دهد، در یک جامعه معین:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;در زمان مشخصی ، به سبب رخدادها و پیشامدهای محتمل مختلف، اصول مشخص عدالت صرفا بر اساس مودوس ویوندی مورد قبول [گروه&amp;zwnj;های متخاصم] قرار می&amp;zwnj;گیرند و اساس کار نهادهای سیاسی موجود می&amp;zwnj;شوند. این کار محتملا در فرآیندی شبیه پذیرش اصل رواداری پس از جنبش اصلاح دینی&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref5&quot; href=&quot;#_ftn5&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; [و وقوع جنگ&amp;zwnj;های مذهبی میان کاتولیک&amp;zwnj;ها و پروتستان ها] رخ می&amp;zwnj;دهد: در آغاز از روی ناچاری و اکراه و به عنوان تنها راه برون رفت از جنگ و بحران داخلی بی پایان و مخرب. پرسش ما در این مرحله این است: چگونه ممکن است در طول زمان تن دادن اولیه به یک قانون اساسی که منطبق بر این اصول عدالت است تبدیل به یک اجماع قانون اساسی [و سپس اجماع همپوشان] شود که در آن اصول عدالت فی نفسه مطلوب محسوب می&amp;zwnj;شوند و مورد پذیرش قرار می&amp;zwnj;گیرند؟&amp;quot; (&lt;i&gt;لیبرالیسم سیاسی&lt;/i&gt;، 159)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مثالی که رالز در مورد مودوس ویوندی یا سازش می&amp;zwnj;زند موقعیت کاتولیک&amp;zwnj;ها و پروتستان&amp;zwnj;ها در قرون شانزدهم و هفدهم میلادی و بلافاصله پس از پایان جنگ&amp;zwnj;های مذهبی است. او بر اساس قرائتش از تاریخ لیبرالیسم در اروپا معتقد است درنظام&amp;zwnj;های لیبرال دموکراتیک معمولا خیلی از گروه&amp;zwnj;ها در مراحل آغازین تشکیل خود اصل رواداری را بر اساس سازش می&amp;zwnj;پذیرند و نه اجماع همپوشان. در طول سالیان پس از استقرار نهادهای دموکراتیک است که پذیرش دموکراسی از سوی اکثریت مردم بر اساس سازش جای خود را به قبول آن بر اساس اجماع همپوشان می&amp;zwnj;دهد و تعبیر دیگر رواداری به عنوان یک فضیلت ذاتی سیاسی مورد طرفدارای اعضای جامعه قرار می&amp;zwnj;گیرد. می&amp;zwnj;توان گقت این مرحله ای است که در آن فرهنگ دموکراتیک در جامعه عمیق تر شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در فرازی دیگر رالز می&amp;zwnj;گوید معنای پذیرش اصل رواداری&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref6&quot; href=&quot;#_ftn6&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; پس از پایان جنگ&amp;zwnj;های مذهبی میان کاتولیک&amp;zwnj;ها و پروتستانها در قرن شانزدهم بر اساس مودوس ویوندی یا سازش آن بود که طرفین درگیر همچنان پس از صلح هم &amp;quot;معتقد بودند که تکلیف حکمران پشتیبانی از دین حق و جلوگیری از گسترش بددینی و عقاید باطل است.&amp;quot; این شرایط از نظر رالز بدان معنی است که یکی یا دو طرف دعوا اگر به هر علتی دوباره قدرت یابند و امکان آن را به دست بیاورد که حریف را بر جایش بنشانند، دیگر روادار نخواهند بود، بلکه سلطه دین خود را که آن را حق مطلق می&amp;zwnj;داند بر سایر اعضای جامعه محقق خواهد کرد. در دموکراسی ای که مبنای آن مودوس ویوندی یا سازش است با تغییر بالانس قوا و نیروهای سیاسی-نظامی هر آن ممکن است نظام دموکراتیک به یک سیستم غیر دموکراتیک، مثلا یک حکومت دینی، دوباره مبدل شود. به تعبیر دیگر &amp;quot;ثبات مستقل از توزیع قوا میان دیدگاه&amp;zwnj;ها [ی دینی و غیر دینی] وجود ندارد&amp;quot; (رالز، &lt;i&gt;لیبرالیسم سیاسی&lt;/i&gt;، 148).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این حال لیبرالیسم سیاسی بر اساس این پیش&amp;zwnj;فرض خوش&amp;zwnj;بینانه بنا شده که با استقرار ساختارهای لیبرال دموکراتیک برای اولین بار به تدریج پذیرش از سر اکراه رواداری در مودوس ویوندی یا سازش با آمدن نسل&amp;zwnj;های جدیدی که آموزش دموکراتیک دیده اند بدل به پذیرش رواداری به عنوان فضیلتی اخلاقی که فی نفسه نیکوست می&amp;zwnj;شود. این مرحله است که رالز آن را اجماع همپوشان نام می&amp;zwnj;نهد.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref7&quot; href=&quot;#_ftn7&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ولی قبل از توضیح اجماع همپوشان لازم است یکی دیگر از واژه&amp;zwnj;های مورد استفاده در لیبرالیسم سیاسی رالز را شرح دهیم و آن مفهوم آموزه جامع&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref8&quot; href=&quot;#_ftn8&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آموزه جامع&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در لیبرالیسم سیاسی هر فردی دارای یک آموزه جامع (یا نیمه جامع) است. آموزه جمع یعنی دیدگاهی که &amp;quot;جنبه&amp;zwnj;های اصلی دینی، فلسفی، و اخلاقی زندگی انسان را در یک روش منسجم و سازگار پوشش می&amp;zwnj;دهد&amp;quot; (لیبرالیسم سیاسی، 59). آموزه جامع در تعریف جان رالز تبلور دهنده ارزشهای نهایی یک فرد است، روش ارتباط و انسجام این ارزشهای متنوع را با یکدیگر نشان می&amp;zwnj;دهد و در نهایت دیدگاهی فهم پذیر از جهان برای فرد باورمند ترسیم می&amp;zwnj;کند.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref9&quot; href=&quot;#_ftn9&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;به عنوان مثال اسلام شیعی دوازده امامی در تعریف رالز یک آموزه جامع است و مانند هر آموزه جامعی متشکل از ارزشهای سیاسی و غیر سیاسی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ارزشهای سیاسی ارزشهایی هستند که دیدگاه&amp;zwnj;های شخص را در مورد نهادهای پایه جامعه، نهادهایی که در قانون اساسی هر کشوری متجلی هستند، مشخص می&amp;zwnj;کند. در قانون اساسی موجود ایران نهاد رهبری و نهادهای زیر دست آن مانند نهادهای نظامی، قوه قضائیه، و شورای نگهبان قدرتمند ترین نهادهای پایه کشور را تشکیل می&amp;zwnj;دهند. ریاست جمهوری، قوه ومجلس شورای اسلامی، و سایر نهادهای مندرج در قانون اساسی دیگر نهادهای پایه در جمهوری اسلامی ایران هستند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اجماع همپوشان&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با توصیفاتی که در مورد مودوس ویوندی آورده شد عجیب نیست که بدانیم از نظر رالز پذیرش اصل رواداری بر اساس سازش (مودوس ویوندی) ایده&amp;zwnj;آل ترین شکل رواداری در یک نظام دموکراتیک نیست. در عوض شکل ایده&amp;zwnj;آل رواداری در یک جامعه وقتی غالب می&amp;zwnj;شود که در آن جامعه و در میان مردم اجماع همپوشان رخ داده باشد. در یک اجماع همپوشان، به عنوان نقطه ایده&amp;zwnj;آل یک نظام دموکراتیک در نظر رالز، هرقدر هم توزیع قوا میان صاحبان دیدگاه&amp;zwnj;های دینی و اخلاقی مختلف تغییر کند، اکثریت مردم بر اساس آموزه&amp;zwnj;های جامع دینی، اخلاقی یا سیاسی شان مفهوم سیاسی عدالت را کماکان به عنوان مفهومی صادق یا معقول می&amp;zwnj;پذیرند. (&lt;i&gt;لیبرالیسم سیاسی&lt;/i&gt;، 147)&amp;nbsp;به یاد بیاوریم که در سازش یا مودوس ویوندی با تغییر تعادل قوا ممکن بود عده ای از مردم دیگر اصول عدالت را درست ندانند و آنها را رد کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به تعبیر رالز در یک جامعه اجماع همپوشان وقتی پدید می&amp;zwnj;آید که در آن &amp;quot;شهروندانی که با آزادی فکر و عقیده به آموزه&amp;zwnj;های جامع خود می&amp;zwnj;نگرند، مفهوم سیاسی عدالت را قابل استنتاج از آموزه جامع شان می&amp;zwnj;یابند، یا معتقدند مفهوم سیاسی عدالت با آموزه جامع شان سازگار است، یا حداقل در تضاد با ارزشهای آن نیست&amp;quot; (&lt;i&gt;لیبرالیسم سیاسی&lt;/i&gt;، 11). به تعبیر دیگر پذیرش مفهوم سیاسی عدالت از نظر یک فرد متدین یا غیر دیندار آن است که او مفهوم سیاسی عدالت را نا سازگار با آموزه جامع خویش نیابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر بخواهیم باز نقل قول کنیم، در یک اجماع همپوشان &amp;quot;هریک از طرفین مفهوم سیاسی [عدالت] را به خاطر خود آن مفهوم، وبه خاطر ارزشمندی خود عدالت می&amp;zwnj;پذیرند.&amp;quot; تست این مدعا از نظر رالز آن است که &amp;quot;آیا اجماع پس آنکه توزیع قوا در میان صاحبان جهان بینی&amp;zwnj;های مختلف تغییر می&amp;zwnj;کند همچنان با ثبات باقی می&amp;zwnj;ماند یا نه [و نابود می&amp;zwnj;شود]. این ویژگی اجماع همپوشان است که آن را در نقطه مقابل مودوس ویوندی، یعنی نوعی از ثبات که نتیجه موقعیت اتفاقی و تعادل نسبی در قوا است، قرار می&amp;zwnj;دهد.&amp;quot; (&lt;i&gt;لیبرالیسم سیاسی&lt;/i&gt;، 148) به عنوان مثال یک کاتولیک و یک پروتستان وقتی دموکراسی را از روی اجماع همپوشان پذیرفته اند که چه در جامعه مذهب شان در اکثریت باشد و چه در اقلیت، با کسانی را مانند آنها فکر نمی&amp;zwnj;کنند با تسامح و رواداری برخورد کنند. همین مثال را می&amp;zwnj;توان در مورد جامعه ای که از شیعیان و سنی&amp;zwnj;ها و بهائیان و غیره تشکیل یافته است زد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در شرایط ایران گذار به دموکراسی چگونه ممکن است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این مقدمه تئوریک ابزاری در دست داریم که بر اساس آن می&amp;zwnj;توانیم شرایط ایران را در کشتی&amp;zwnj;گیری میان جنبش دموکراسی&amp;zwnj;خواهی سبز و اصول&amp;zwnj;گرایان بررسی کنیم. اصول&amp;zwnj;گرایان بنا بر تعریف باورمند به ولایت فقیه معتقدند که باید با استفاده از ابزار حکومت دین حق شیعی را بر تمام جامعه مسلط کرد. دیدگاه&amp;zwnj;های این طیف سیاسی در ایران بسیار شبیه دیدگاه&amp;zwnj;های کاتولیک&amp;zwnj;ها و پروتستان اروپایی در قرن شانزدهم اروپا در خلال جنگ&amp;zwnj;های مذهبی است که بنا داشتند با استقرار حکومت دینی و نابودی فرق باطل پرچم خداوند را در سرزمین شان مستقر سازند. در این میان جنبش سبز هم که در واکنش به کودتای انتخاباتی 22 خرداد 88 با شعار &amp;quot;رای من کو&amp;quot; شکل گرفت خیلی زود شکل یک جنبش دموکراسی خواهی تمام عیار برای استقرار مردم سالاری و آزادی&amp;zwnj;های مدنی در نظام سیاسی ایران را به خود گرفت. گروهی که در برابر دموکراسی ایستاده اند اصول&amp;zwnj;گرایان هستند، نه جنبش سبز.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصول&amp;zwnj;گرایان چون معتقد به ولایت فقیه و حکومت دینی هستند، بنا بر تعریف رواداری و برابری را به عنوان یک ارزش سیاسی که در ذات خود مطلوب است قبول ندارند. همان&amp;zwnj;گونه که مرحوم مهدی حائری یزدی در کتاب حکمت و حکومت و در تئوری &amp;quot;حکومت به مثابه وکالت مالکان مشاع&amp;quot; به خوبی نشان داده است، ولایت فقیه با قبول رواداری به عنوان یک ارزش سیاسی کاملا ناسازگار است. از این رو اصول&amp;zwnj;گرایان محتملا تنها بر اساس سازش/تعادل قوا/ تامین منافع عقلانی و اقتصادی شان، دموکراسی را بپذیرند. البته می&amp;zwnj;توان حدس زد پس از استقرار یک نظام دموکراتیک و گذار به یک جامعه باز با ساختارهای پایه &amp;nbsp;دموکراتیک محتملا بسیاری از فرزندان و نسل&amp;zwnj;های بعدی همان اصول&amp;zwnj;گرایان دموکراسی را به عنوان یک ارزش ذاتی خواهند پذیرفت.&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref10&quot; href=&quot;#_ftn10&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر می&amp;zwnj;رسد که جنبش سبز&amp;nbsp;و فعالان آن باید بکوشند سیاست ایران را به سمتی هدایت کنند که در آن به قول رالز اصول&amp;zwnj;گرایان مجبور به پذیرش اصول دموکراسی بر اساس یک مودوس ویوندی یا سازش شوند. به تعبیر دیگر مطالبه دموکراسی باید آنقدر در جامعه ایران رشد کند که در نهایت اصول&amp;zwnj;گرایان را مجبور کند بنا بر دلایل پراگماتیستی و برای حفظ منافع خویش یک قانون اساسی لیبرال دموکراتیک را به عنوان اساسی برای نظام سیاسی ایران قبول کنند. بر این اساس در مرحله کنونی جنبش سبز محتملا استراتژی دموکراسی&amp;zwnj;خواهان باید تقویت نیروی خود در جامعه برای فشار به اصول&amp;zwnj;گرایان برای تن دادن به قواعد دموکراسی&amp;zwnj;خواهی باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دموکراسی&amp;zwnj;خواهان در این وضعیت وظیفه دارند تصویری از دموکراسی ترسیم کنند که در آن حرمت اصول&amp;zwnj;گرایان به عنوان انسان پاس داشته می&amp;zwnj;شود و اصول&amp;zwnj;گرایان هم به شرط تن دادن به قواعد بازی از فوائد همکاری اجتماعی در یک نظام دموکراتیک بهره مند خواهند شد. اجماع دموکراسی&amp;zwnj;خواهان بر لغو مجازات اعدام و تاکید آنها بر بخشش بجای انتقام پس از گذار به دموکراسی حقیقتا می&amp;zwnj;تواند اصول&amp;zwnj;گرایان را در پذیرش دموکراسی و مصالحه ترغیب کند. به علاوه محتملا تفاوت قائل نشدن میان اصول&amp;zwnj;گرایان خاطی یا مهم تر و رده&amp;zwnj;های پائین تری که صرفا از روی اعتقاد قلبی جلب این جریان شده اند و همه آنها را با یک چوب راندن از سوی دموکراسی&amp;zwnj;خواهان می&amp;zwnj;تواند فرآیند گذار به دموکراسی را در ایران دچار تاخیر کند. بگذارید مثالی از بسیج بزنیم و رویکرد سنجیده میرحسین موسوی به این نهاد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;میرحسین موسوی و ترغیب اصول&amp;zwnj;گرایان برای پیوستن به دموکراسی خواهی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جملات میرحسین موسوی در بیانیه پانزدهم به خوبی دال بر وجود استراتژی ای از سوی جنبش سبز در جلب بسیجی&amp;zwnj;ها و نیروهای اصول&amp;zwnj;گرا به حرکت دموکراسی&amp;zwnj;خواهی بود. موسوی در بیانیه پانزدهم خود در سالروز تشکیل بسیج مستضعفان نوشته بود که زمانی که آیت الله خمینی گفت &amp;laquo;کشوری که بیست میلیون جوان دارد، باید بیست میلیون بسیجی داشته باشد&amp;raquo; هرگز نمی&amp;zwnj;خواست بسیج به یک سلیقه یا نحله یا فرقه یا قشر تقلیل یاد. در نظر موسوی &amp;quot;بلکه مقصود او [آقای خمینی] از ارتش بیست میلیونی ایجاد &amp;zwnj;آن ظرفی و رنگی بود که بتواند تمام، یا لااقل اکثریت عظیمی از رنگ&amp;zwnj;های جامعه را در خود جمع کند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تاکید همدلانه موسوی بر اینکه بسیج (قسمت مهمی از نیروی&amp;zwnj;های نظامی در ایران) به عنوان یکی از نهادهای پایه در جامعه باید ظرف و رنگی باشد که بتواند تمام، یا اکثریت عظیمی از رنگ&amp;zwnj;های جامعه را در خود جمع کند، ما با به یاد تاکید رالز بر تکثر در نظریه اجماع همپوشان می&amp;zwnj;اندازد به عنوان یکی از مبانی لیبرالیسم سیاسی. موسوی با نقدی همدلانه می&amp;zwnj;کوشد به درستی نشان دهد فرقه ای و قشری شدن بسیج و منفور شدن این نهاد در نزد مردم با منافع این نهاد در تضاد است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;بسیج چه بود و چه خواهد بود اگر به مسیری که پیش&amp;zwnj;رویش گذاشته شده است ادامه دهد؟ آن نیرویی که یک زمان نماینده شجاعت ملت ما بود آیا اینک به کار گرفته شود تا ایرانیان را بترساند؟ ....بسیج در تاریخ معاصر ما نه فقط یک نام، بلکه یک عملکرد بود که هرگز از آن بی&amp;zwnj;نیاز نمی&amp;zwnj;شویم؛ تا جایی که اگر معدودی از متصدیان این عملکرد ماموریت&amp;zwnj;های خود را فراموش کنند لازم است ما مردم خود آنها را بر عهده بگیریم.&amp;quot;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftnref11&quot; href=&quot;#_ftn11&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ناسازگاری شعار اجرای بی تنازل با لیبرالیسم سیاسی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نظر رالز مهم ترین پرسش لیبرالیسم سیاسی (نظریه سیاسی او در حوزه سیاست داخلی در دهه&amp;zwnj;های آخر عمرش که به بخش&amp;zwnj;هایی از آن در قسمت اول مقاله اشاره شد) از قرار زیر است: &amp;quot;چگونه ممکن است در دراز مدت جامعه ای داشت که [اولا] عادلانه باشد، [ثانیا] با ثبات باشد و [ثالثا] از شهروندان آزاد و برابری دارای آموزه&amp;zwnj;های دینی، فلسفی و اخلاقی عمیقا متنوع و متکثر تشکیل شده باشد؟&amp;quot; (رالز، &lt;i&gt;لیبرالیسم سیاسی&lt;/i&gt;، 4).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نقدی که بر اساس پرسش بنیادین فوق و از منظری رالزی بر نوشته&amp;zwnj;های موسوی می&amp;zwnj;توان وارد کرد تاکید او برای اجرای بی تنازل قانون اساسی جمهوری اسلامی است، اگر این تاکید را به عنوان هدف، نه استراتژی جنبش سبز از منظر ایشان بدانیم. موسوی در انتهای بیانیه فوق خطاب به بسیجیان می&amp;zwnj;نویسد: &amp;quot;روزی که از مخالفان خود بپرسید آیا پرچم&amp;zwnj;های رنگارنگ شما نیز به معنای اصرار بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی است، و اگر آری گفتند آنها را بپذیرید. آن روز وقتی است که همه با هم سبز می&amp;zwnj;شویم.&amp;quot; (بیانیه پانزدهم)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این شعار مهندس موسوی با نظرات ایشان در مورد قبول تکثر در جنبش سبز که نمونه ای از آنها را در سطور بالا به نقل از ایشان آوردیم سازگار نیست. این تضاد در ویراست دوم منشور جنبش سبز هم تکرار شده است. از منظر فیلسوفی چون جان رالز همان تکثری که موسوی در بیانیه هایش و منشور جنبش سبز بدان تاکید دارد مستلزم هدف قرار دادن یک قانون اساسی لیبرال-دموکراتیک، نه قانون اساسی جمهوری اسلامی، است که در آن آزادی&amp;zwnj;های پایه برای تمام شهروندان فارغ از عقیده، جنسیت، دین و قومیت شان تضمین شده باشد. چنانکه منتقدان به درستی گفته اند قانون اساسی موجود با محور قرار دادن ولایت مطلقه فقیه و تعریف کردن تشیع به عنوان دین رسمی کشور نابرابری حقوقی در ایران و تقسیم شهروندان به درجه یک و دو و سه را نهادینه و قانونی می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با این حال شعار اجرای بی تنازل قانون اساسی، اگر به عنوان نه هدف که تاکتیک برای گذار به لیبرال دموکراسی مطرح شود، شاید بتوان آن را با لیبرالیسم سیاسی رالزی یا هر نظریه دیگری برای دموکراسی سازگار دانست. با این حال اگر چنین تفسیری روا است و شعار اجرای بی تنازل قانون اساسی موجود صرفا یک روش و تاکتیک برای عبور مسالمت آمیز به دموکراسی و تغییر ساختارهای پایه به نفع یک قانون اساسی لیبرال از سوی جنبش سبز است، چه بسا به این مساله باید از سوی نمایندگان رهبران در بند جنبش سبز تصریح شود. یعنی صریح گفته شود اجرای بی تنازل به عنوان هدف مطرح نیست و صرفا به عنوان استراتژی گذار مسالمت آمیز بر آن تاکید می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در هر صورت به نظر می&amp;zwnj;رسد از منظری رالزی جنبش سبز باید جایگزین کردن قانون اساسی موجود جمهوری اسلامی با یک قانون اساسی لیبرال دموکراتیک در سرلوحه شعارهای خود قرار دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پانویس&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn1&quot; href=&quot;#_ftnref1&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;البته جنبش&amp;zwnj;های اقوام غیر فارس زبان (به عنوان مثال حرکت ملی آذربایجان) چه بسا در هیچ کدام از دو تقسیم بندی فوق نگنجند. برای رعایت ایجاز و به منظور پیچیده تر نشدن بحث من در این مقاله تنها بر روی جنبش&amp;nbsp;سبز و اصول&amp;zwnj;گرایان متمرکز می&amp;zwnj;شوم و بحثی با چارچوب نظری مشابه در مورد جنبش&amp;zwnj;های اقوام غیر فارس زبان را به نوشته ای جداگانه موکول می&amp;zwnj;کنم.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;div class=&quot;rteright&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn2&quot; href=&quot;#_ftnref2&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; John Rawls, &lt;i&gt;Political Liberalism&lt;/i&gt;, Columbia University Press, 1996&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;div&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn3&quot; href=&quot;#_ftnref3&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;Rational interest&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn4&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn4&quot; href=&quot;#_ftnref4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[4]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;دقت شود که رالز میان عقلانی(&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;rational&lt;/span&gt;) و معقول (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;reasonable&lt;/span&gt;) تفکیک قائل می&amp;zwnj;شود. برای توضیح این تفاوت رجوع کنید به لیبرالیسم سیاسی، صص 54-47&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn5&quot;&gt;
&lt;div&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn5&quot; href=&quot;#_ftnref5&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[5]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; Reformation&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn6&quot;&gt;
&lt;div&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn6&quot; href=&quot;#_ftnref6&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[6]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; toleration&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn7&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn7&quot; href=&quot;#_ftnref7&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[7]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;در نظر رالز تا زمانی که دیدگاه&amp;zwnj;هایی چون کاتولیک&amp;zwnj;ها و پروتستانهای قرن شانزدهم، که در پی استقرار حکومت دینی و اشاعه دین حق از نظر خودشان بر سایرین بودند، در جامعه ای در اقلیت باشند، وجود شان ثبات دموکراسی را با خطر مواجه نمی&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn8&quot;&gt;
&lt;div&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn8&quot; href=&quot;#_ftnref8&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[8]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; Comprehensive doctrine&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn9&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn9&quot; href=&quot;#_ftnref9&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[9]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;رالز ویژگی&amp;zwnj;های دیگری هم برای آموزه&amp;zwnj;های جامع ذکر می&amp;zwnj;کند. رجوع کنید به &lt;i&gt;لیبرالیسم سیاسی&lt;/i&gt;، صص 66-58.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn10&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn10&quot; href=&quot;#_ftnref10&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[10]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;بحث ما اصولگرایانی که تغییر موضع حقیقی می&amp;zwnj;دهند و از کمپ اصولگرایی به کمپ دموکراسی خواهی می&amp;zwnj;پیوندند نیست. تجربه نشان داده این امر کاملا ممکن است که رخ دهد. محمد نوریزاد به عنوان یکی از تاثیر گذارترین فعالین دموکراسی خواهی داخل کشور بهترین مصداق امکان چنین چرخشی است. بحث ما در در مورد اصولگرایانی است که به خاطر معتقدات دینی و غیر دینی شان حاضر نیستند دموکراسی، تکثر و رواداری را به عنوان یک ارزش ذاتی قبول کنند.&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn11&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a title=&quot;&quot; name=&quot;_ftn11&quot; href=&quot;#_ftnref11&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;[11]&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;a href=&quot;http://www.kaleme.com/1388/09/04/klm-4075/&quot;&gt;بیانیه شماره پانزده میرحسین موسوی در سالگرد تشکیل بسیج&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/06/14/15694#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12839">جان رالز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12840">لیبرالیسم، موسوی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12472">میثم بادامچی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1285">میرحسین موسوی</category>
 <pubDate>Thu, 14 Jun 2012 16:22:41 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15694 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>هیچ قشری در جامعه به تنهایی آرمان‌ساز نیست</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/14/15687</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/14/15687&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگو با محمدرفیع محمودیان، جامعه‌شناس و پژوهشگر        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سپیده شایان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;610&quot; height=&quot;406&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/greenmovementwomeniniranmasjid.jpg?1357581710&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سپیده شایان - &amp;laquo;آزادی&amp;raquo;، &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;همبستگی&amp;raquo; سه ارزش- آرمان دوران مدرن به شمار می&amp;zwnj;آیند و از دوران روشنگری در تفکر و زندگی مدرن جایگاهی ویژه داشته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخی از صاحب&amp;zwnj;نظران اما معتقدند این سه ارزش بنیادین دیگر اهمیت گذشته را ندارند؛ ازجمله محمدرفیع محمودیان که چندی پیش از او مقاله&amp;zwnj;ای در پنج بخش تحت عنوان &amp;laquo;ارزش&amp;zwnj;های کلاسیک آزادی، برابری و همبستگی و اعتبار کنونی آنها&amp;raquo; در وب&amp;zwnj;سایت رادیو زمانه منتشر شد که در آن ضمن طرح نظریه فروپاشی اهمیت و اعتبار ارزش- آرمان&amp;zwnj;های کلاسیک دوران مدرن (یعنی آزادی، برابری و همبستگی)، به معرفی سه ارزش- آرمان جدید &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo;، &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;دلبستگی&amp;raquo; پرداخته بود. در بخش انتهایی مقاله نیز واگرایی به&amp;zwnj;سان بدیل انقلاب و راهکردی برای ایجاد حوزه&amp;zwnj;های نوین کنش و زندگی اجتماعی و تجربه سرزندگی، پویندگی و دلبستگی مطرح شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به بهانه سالگرد ۲۲ خرداد و سومین سالگرد جنبش اعتراضی مردم ایران در پی دهمین انتخابات ریاست جمهوری، با این پژوهشگر و جامعه شناس گفت&amp;zwnj;وگویی کرده&amp;zwnj;ایم تا نظرش را با توجه به تعریفی که از فروپاشی ارزش&amp;zwnj;های کلاسیک مدرن دارد، درباره انقلاب ایران و جنبش سبز بپرسیم.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;در سلسله مقالاتی که به تازگی از شما در وب&amp;zwnj;سایت رادیو زمانه منتشر شد، مطرح کرده بودید که سه مفهوم &amp;laquo;آزادی&amp;raquo;، &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;همبستگی&amp;raquo; که جایگاهی مهم در تفکر و زندگی مدرن داشته&amp;zwnj;اند و از دوران روشنگری تاکنون آرمانی والا شمرده می&amp;zwnj;شدند، امروز دیگر آن اهمیت گذشته را ندارند. این موضوع را فقط در پیوند با تفکر اروپایی گفته&amp;zwnj;اید یا آنچه گفته&amp;zwnj;اید به جایی چون ایران هم مربوط می&amp;zwnj;شود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;177&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mohammad-rafia-mahmoodian.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		محمدرفیع محمودیان&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;محمدرفیع محمودیان&lt;/b&gt;- جامعه&amp;zwnj; ایران امروز تا حد زیادی در جامعه یگانه جهانی ادغام شده است. آنچه در مورد گرایش&amp;zwnj;های اجتماعی در غرب می&amp;zwnj;توان گفت قابل تعمیم به ایران نیز هست. گروه&amp;zwnj;های مهمی در ایران، از صنعتگران و تکنوکرات&amp;zwnj;ها گرفته تا دانشجویان و جوانان، در ارتباط مداوم با غرب قرار دارند و شیوه زندگی اقتصادی و اجتماعی آنها بیش از پیش شبیه دیگر جهانیان شده است. در ایران نیز مسائل و خواست&amp;zwnj;هایی همچون آزادی سیاسی، برابری اقتصادی و همبستگی اجتماعی در گستره دولت- ملت که تا چند دهه پیش از اهمیت برخوردار بودند دیگر آن اهمیت و اعتبار گذشته را ندارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	دو عامل ایران را از دیگر جوامع جهان متمایز می&amp;zwnj;سازد. یکی اینکه ایران معاصر، بستر جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی - فرهنگی گسترده و عمیقی بوده است که پی&amp;zwnj;درپی گروه&amp;zwnj;ها و نیروها را در گستره جامعه فعال ساخته است. به این دلیل گرایش&amp;zwnj;ها و تحولات نوین اجتماعی به شکل شفاف&amp;zwnj;تری جلوه پیدا می&amp;zwnj;کنند. آنچه در جوامع دیگر پس از چند یا چندین دهه فرصت بروز پیدا می&amp;zwnj;کند، در ایران به سرعت خود را آشکار می&amp;zwnj;سازد، ولی عامل دومی در راه مورد توجه قرار گرفتن تحول، مانع ایجاد می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آن عامل چیست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	کنشگران اجتماعی و سیاسی ایران کمتر از خود، از تمایلات خود و از کنش&amp;zwnj;های خود سخن می&amp;zwnj;گویند. آنها تاحدی بیگانه با بازاندیشی موقعیت خود هستند. این نکته درباره پژوهش اجتماعی در ایران نیز صدق می&amp;zwnj;کند. ما هنوز دارای سنت قوی پژوهش علمی و فلسفی نیستیم تا بتوانیم پدیده&amp;zwnj;ها و گرایش&amp;zwnj;های جدید را فوری مورد بازشناسی و بررسی قرار دهیم. با اینهمه ما امروز از چنان جامعه سرزنده و پوینده&amp;zwnj;ای برخوردار هستیم که مجبوریم در کارهای پژوهشی یا شبه پژوهشی خود اشاره&amp;zwnj;هایی به تحولات اجتماعی و فرهنگی روی داده در جامعه داشته باشیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا نشانه&amp;zwnj;های کاهش اهمیت سه مفهوم &amp;laquo;آزادی&amp;raquo;، &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;همبستگی&amp;raquo; را می&amp;zwnj;توان در انقلاب سال ۱۳۵۷ نیز&lt;/b&gt; &lt;b&gt;ارزیابی&amp;zwnj; کرد؟ فکر می&amp;zwnj;کنید این انقلاب در ادامه روند انقلاب کبیر فرانسه بوده است و در آن آرمان&amp;zwnj;های &amp;laquo;آزادی&amp;raquo; و &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;برادری&amp;raquo; برانگیزانده بوده&amp;zwnj;اند یا این انقلاب به دلیل رهبری و شعارهای مذهبی&amp;zwnj;اش باید به گونه&amp;zwnj;ای دیگر تحلیل شود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;می&amp;zwnj;توان این نشانه&amp;zwnj;ها را در انقلاب ۵۷ و سپس در جنبش سبز و زوال آن یافت. انقلاب ۵۷ را بسیاری انقلابی فرهنگی و نه سیاسی و اجتماعی دانسته&amp;zwnj;اند. ادعانامه این انقلاب، نه سیاسی و اجتماعی که بیشتر فرهنگی بود. توده مردم دو مشکل در یکدیگر تنیده را در زندگی روزمره خود تجربه می&amp;zwnj;کردند و خواهان برطرف شدن آنها بودند. از یکسو آنها زیست- جهان سنتی خود را در حال فروپاشی می&amp;zwnj;دیدند. فرهنگ مصرفی، دیدگاه&amp;zwnj;های فرهنگی غربی و شیوه&amp;zwnj;های زیست مدرن در حال متحول ساختن سریع زندگی آنها بودند. اینها اموری بیگانه با آنها، با افق دید و شیوه زندگی آنها بود. این مشکل را بیشتر گروه&amp;zwnj;های سنتی&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای همچون روحانیون و بازاری&amp;zwnj;ها و لایه&amp;zwnj;های پایین جامعه، یا به عبارتی حاشیه&amp;zwnj;نشینان شهرهای بزرگ داشتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rtecenter&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;209&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/meposters-0004-175.jpg&quot; width=&quot;420&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteright&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	از سوی دیگر فرهنگ جدید با آنکه وعده آزاد ساختن توده&amp;zwnj;ها را از قید سنت و اقتدار نهادهای سنتی می&amp;zwnj;داد بخشی از آنها را، بخصوص نیروهای برخوردار از اقتدار سنتی را، از سرزندگی و پویندگی دور می&amp;zwnj;ساخت. توده&amp;zwnj;ها خود را مورد هجوم فرهنگ جدید می&amp;zwnj;دیدند. آنها خود را نه کنشگر حوزه&amp;zwnj;ها و گرایش&amp;zwnj;های فرهنگی جدید که قربانی و اسیر آن می&amp;zwnj;دیدند. در خانواده سنتی، در بازار و در حسینیه آنها شاید سرکوب و تحقیر شده بودند، ولی حدی از &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; را تجربه کرده بودند. در فرهنگ نو، در حوزه&amp;zwnj;های گوناگون آن، آنها جایی را برای ایفای نقش و تأثیرگذاری نمی&amp;zwnj;یافتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;توده&amp;zwnj;های مبارز در انقلاب دنبال چه بودند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	آنها به دنبال زنده ساختن سنت فرهنگی بودند. آنها می&amp;zwnj;خواستند با کنشگری و سرزندگی خود، سنت فرهنگی&amp;zwnj;ای را زنده سازند که به آنها اجازه دهد تا سرزنده و پویا زندگی کنند. انقلاب همچنین برای آنها به معنای بازآفریدن جامعه (همبستگی) به وسیله تجربه دلبستگی به یکدیگر در فرایند مبارزه انقلابی بود. با اینهمه انقلاب ایران تاحدی در چهارچوب ارزش- آرمان&amp;zwnj;های کلاسیک دوران مدرن رخ می&amp;zwnj;داد. آزادی یکی از خواست&amp;zwnj;های اصلی بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا ویژگی مشخصی نیز بدان نسبت داده می&amp;zwnj;شد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نه. معلوم نبود آنها خواهان آزادی از چه و آزادی برای چه هستند. &lt;span&gt;بدون تردید آزادی سیاسی یا بهره&amp;zwnj;مندی از آزادی&amp;zwnj;های بنیادینی همانند &amp;laquo;آزادی بیان&amp;raquo;، &amp;laquo;آزادی از اقتدار نهادهای سیاسی&amp;raquo; و &amp;laquo;آزادی تشکل&amp;raquo;، جایگاهی ویژه در خواست آزادی داشت ولی این را انقلابیون دقیق و باز بیان نمی&amp;zwnj;کردند. از سوی دیگر، خواست جمهوری هرچند با پسوند اسلامی همراه بود، اما اشاره به &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;همبستگی&amp;raquo; داشت. برابری مورد نظر اینجا برابری حقوقی و سیاسی افراد در سازماندهی سیاسی جامعه بود و همبستگی نگاه به تبدیل جامعه به جمهور مردم داشت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rtecenter&quot; dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;264&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/iranian1979revolution12.jpg&quot; width=&quot;400&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;در این صورت پسوند اسلامی چه نقشی داشت؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	پسوند اسلامی، بیشتر تأکیدی بر سنت برابری تمامی مؤمنان در امت اسلامی و نقش فعال یکایک آنها در سازماندهی امت اسلامی بود، ولی در هر دو مورد هیچ مشخص نبود جمهوری به چه خواست معینی اشاره دارد و از اسلام چه انتظاری می&amp;zwnj;رود. تفاوت بین برداشت کهنه و گنگ از برابری مؤمنان با درک دقیق مدرن از برابری&amp;zwnj;های حقوقی و سیاسی نیز مورد توجه کمتر کسی قرار داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;همانطور که اشاره کردید در میان شعارهای مردم خواهان تغییر در دهه &lt;/b&gt;&lt;b&gt;۱۳۵۰،&lt;/b&gt;&lt;b&gt; خواست استقلال جایگاه ویژه&amp;zwnj;ای داشت. این خواست چه نسبتی با آزادیخواهی و برابری داشت و &lt;/b&gt;&lt;b&gt;بر چه تاکید می&amp;zwnj;کرد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	استقلال تأکیدی دوباره بر اهمیت دو خواست آزادی و برابری در زمینه زیست کلان سیاسی بود. &lt;span&gt;استقلال نوید آزادی از سلطه قدرت&amp;zwnj;های استعمار، امپریالیسم می&amp;zwnj;داد. زیستن به سان ملتی آزاد، خودانگیخته و خودتصمیم&amp;zwnj;گیر در خواست استقلال پژواک می&amp;zwnj;یافت. استقلال همچنین برابری در خانواده ملت&amp;zwnj;ها، با توان تصمیم&amp;zwnj;گیری، اقتدار و حرمت برابر با دیگر ملت&amp;zwnj;ها بود. با این حال هیچ مشخص نبود که ملت به اتکای چه نیرویی باید به استقلال دست می&amp;zwnj;یافت و آیا اساساً می&amp;zwnj;شد به استقلال اقتصادی و فرهنگی در جهانی بیش از پیش یگانه دست یافت؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا آن موقع فعالان سیاسی متوجه نبودند که مطالبات&amp;zwnj;شان شفاف نیست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;138&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mossadeghonthewall.jpg&quot; style=&quot;font-family: arial; font-size: 16px; font-weight: bold; &quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		پسوند اسلامی تأکیدی بر سنت برابری تمامی مؤمنان و نقش فعال یکایک آنها در سازماندهی امت اسلامی بود، ولی مشخص نبود جمهوری به چه خواست معینی اشاره دارد و از اسلام چه انتظاری می&amp;zwnj;رود.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	متوجه نبودند. امروز، کنشگران سیاسی و اجتماعی، خشمگین از فرایند انقلاب، با نگاه به گذشته از همین نکته شکایت دارند. به عقیده آنها در هریک از سه مورد &amp;laquo;آزادی&amp;raquo;، &amp;laquo;استقلال&amp;raquo; و &amp;laquo;جمهوری اسلامی&amp;raquo;، خواست توده&amp;zwnj;ها از دقت و شفافیت برخوردار نبوده است. این انتقاد را ولی نمی&amp;zwnj;توان فقط متوجه انقلابیون ایران ساخت. &lt;span&gt;به طور کلی خواست&amp;zwnj;های مرتبط با &amp;laquo;آزادی&amp;raquo;، &amp;laquo;برابری&amp;raquo; و &amp;laquo;همبستگی&amp;raquo; چنان گسترده و همزمان نامشخص هستند که نمی&amp;zwnj;توان هیچ بار معنایی مشخصی به آنها نسبت داد. شاید بتوان با استفاده از نظریه ارنستو لاکلو آنها را دال تهی خواند و امتیاز اصلی آنها را آمادگی مداوم برای جدال گفتمانی و پذیرش معناهای مشخص گوناگون دانست. نباید اما فراموش کرد که این سه مفهوم آنقدر مجرد ولی در عین حال دارای کاربردی جهانشمول هستند که هر معنایی را در آنها تعبیه کنید باز کلی&amp;zwnj;تر از آن هستند که معنای مشخصی پیدا کنند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا این عدم شفافیت تنها دلیل شکست انقلاب بود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نه، چون شکست انقلاب ۵۷ اگرچه امری تصادفی نبود و نهفته در خود رخداد، خود انقلاب بود، اما تنها بخشی از مسئله را می&amp;zwnj;توان با نامشخص و گنگ بودن خواست&amp;zwnj;هایی چون &amp;laquo;آزادی&amp;raquo; و &amp;laquo;جمهوری اسلامی&amp;raquo; توضیح داد. در واقع دو عامل دیگر نقشی اساسی در این شکست داشتند. اولی ناهمخوانی ادعانامه فرهنگی با پدیده انقلاب است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	سرنگون ساختن قدرت سیاسی تضعیف شده&amp;zwnj; و سپردن تمامی قدرت به دولتی نوین چه کمکی می&amp;zwnj;تواند به زنده ساختن سنت کند؟ فیل را به گلخانه چکار؟ دولت مقتدر به کار درکی قدیمی از رابطه دولت و جامعه می&amp;zwnj;آید. دولت را می&amp;zwnj;توان عاملی مهم در تغییر ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه در جهت بازتوزیع امکانات مادی و گشودن- بستن عرصه&amp;zwnj;های نوین- کهنه اقتصادی شمرد. در انقلاب فرانسه از دولت مدرن بورژوایی و در انقلاب روسیه از دولت سوسیالیستی چنین انتظاری می&amp;zwnj;رفت، ولی حتی در این دو انقلاب نیز دولت جدید، نقشی تخریبی در زمینه نوآوری&amp;zwnj;های اقتصادی و اجتماعی ایفا کردند. در ایران&lt;span&gt;، دولت برآمده از انقلاب باید به ضرورت، مقابل پویایی فرهنگی جامعه قرار می&amp;zwnj;گرفت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;یعنی دولت خود را مسئول حراست از فرهنگ و سنت می&amp;zwnj;دانست؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	بله و در این رابطه خود را موظف می&amp;zwnj;دانست که از تمام اقتدار و توان خود بهره جوید. این وظیفه&amp;zwnj;ای بود که جامعه یا دست کم توده&amp;zwnj;های انقلابی بدان محول کرده بودند. دولت نوین حتی مبارزه سیاسی را مبارزه&amp;zwnj;ای فرهنگی می&amp;zwnj;دید. برای آن لیبرالیسم نه آزادی&amp;zwnj;جویی که سنت&amp;zwnj;گریزی (بی بند و باری) بود و سوسیالیسم نه برابری&amp;zwnj;خواهی که سنت&amp;zwnj;ستیزی بود. جمهوری اسلامی ادعا داشت و هنوز دارد که این وظیفه&amp;zwnj;ای است که انقلاب بدان محول کرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;عامل دوم شکست انقلاب چه بود؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	عامل دوم، موقعیت واگرایی&amp;zwnj;های رخ داده در جامعه بود. نوآوری&amp;zwnj;های فرهنگی در جامعه برخلاف ادعانامه صادر شده علیه آن (که امضای بسیاری از نوآوران فرهنگی را پای خود داشت) امری آمرانه و صاداراتی نبود. کنشگرانی خودی و آشنا و دلبسته به فرهنگ سنتی آن را دنبال می&amp;zwnj;کردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	آنها حوزه&amp;zwnj;هایی را خاص تفکر و شیوه زیست خود برقرار کرده بودند. غرب یا جهان بیرون از ایران برای آنها نه عرصه اقتدار و شکوه که یکی از عرصه&amp;zwnj;های رسیدن به دیدگاه&amp;zwnj;های جدید بود. برخی از این حوزه&amp;zwnj;های جدید از چشم توده&amp;zwnj;های مردم پنهان بود، ولی برخی دیگر برای آنها آشکار و ملموس بود. هنر جدید نقاشی و مجسمه&amp;zwnj;سازی که امروز شکوفایی خاصی را تجربه می&amp;zwnj;کند، حوزه&amp;zwnj;ای پنهان از دید بود، ولی حوزه تبلیغ دینی حوزه&amp;zwnj;ای ملموس و آشکار بود. علی شریعتی در مدتی کوتاه در حسینیه ارشاد کل پدیده تبلیغ (و در نتیجه تجربه) دین را مورد نوآوری قرار داد. شریعتی به&amp;zwnj;سان مردی غیر روحانی، استاد دانشگاه، مسلط به علوم اجتماعی زمان خود و مجهز به گفتمان دینی مدرن، حوزه نوینی در گستره دین گشود. هیچ بخشی از شخصیت و کار او با دین سنتی سازگاری نداشت. با این حال اصلاً نمی&amp;zwnj;توان شریعتی را متهم به سرسپردگی به امپریالیسم یا تهاجم فرهنگی ساخت. مشکل امر دیگری بود. جامعه نه با خاستگاه نوآوری&amp;zwnj;های فرهنگی که با خود آن مشکل داشت. شتاب و گستردگی تحولات، آرامش، ثبات و قوام جامعه را در هم شکسته بود و انقلاب باید این گرایش را درهم می&amp;zwnj;شکست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;یعنی انقلاب نه برای نوآوری که برای مبارزه با نوآوری رخ داده بود و حالا می&amp;zwnj;بایست به جنگ بنیادهای خود یعنی نیروهای تحول جو می&amp;zwnj;رفت؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	بله و در چنین زمینه&amp;zwnj;ای، انقلاب برای دوره&amp;zwnj;ای موفق بود، ولی این به مثابه شکست آن و ستیز با آرمان&amp;zwnj;های اولیه&amp;zwnj;اش بود. انقلاب ایران دوبار شکست خورد. یک&amp;zwnj;بار آنگاه که دولتی قدرتمند برساخت و به ستیز با حوزه&amp;zwnj;های جدید فرهنگی و اجتماعی برخاست. &lt;span&gt;انقلاب شکست خورد چون انقلاب نه برای ستیز با نوآوری که برای زنده ساختن سنت رخ داده بود، ولی مجبور بود برای بازتثبیت سنت به جنگ نوآوری&amp;zwnj;های فرهنگی و اجتماعی برود. بار دیگر آنگاه انقلاب شکست خورد که مشخص شد ستیزش با نوآوری&amp;zwnj;های فرهنگی و اجتماعی راه به جایی نبرده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;150&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/shriatiali.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		علی شریعتی در مدتی کوتاه در حسینیه ارشاد کل پدیده تبلیغ (و در نتیجه تجربه) دین را مورد نوآوری قرار داد. شریعتی به&amp;zwnj;سان مردی غیر روحانی، استاد دانشگاه، مسلط به علوم اجتماعی زمان خود و مجهز به گفتمان دینی مدرن، حوزه نوینی در گستره دین گشود. هیچ بخشی از شخصیت و کار او با دین سنتی سازگاری نداشت.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	در عمیق&amp;zwnj;ترین لایه، رخداد و شکست انقلاب ایران ناشی از تصادم دو گرایش قدرتمند زندگی اجتماعی مدرن است. نهادهای کلان و قدرتمند اجتماعی همچون بازار، صنعت و دولت، مسئول و موظف به برقراری امکان دستیابی به سرزندگی و پویندگی دانسته می&amp;zwnj;شوند. برای این کار توده&amp;zwnj;ها، توده&amp;zwnj;هایی که دست&amp;zwnj;شان از بسیاری از امکان کوتاه است، دست به انقلاب می&amp;zwnj;زنند و کوشش می&amp;zwnj;کنند چنین نهادهایی را یا ایجاد کنند یا در راستای آرمان&amp;zwnj;های خود بازساماندهی کنند، ولی سرزندگی و پویندگی در عرصه&amp;zwnj;های خرد زندگی تحقق می&amp;zwnj;یابند. آنگاه که انسان&amp;zwnj;ها خود زندگی اجتماعی خود را ساماندهی کنند می&amp;zwnj;توانند به سرزندگی و پویندگی دست یابند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نهادهای کلان عرصه سرزندگی و پویندگی توده&amp;zwnj;ها نیستند. آنجا منطق تولید، تجارت و قدرت حکمفرمایی می&amp;zwnj;کند و انسان به نقش و کارکردی معین فروکاسته می&amp;zwnj;شوند. توده&amp;zwnj;ها در انقلاب با هجوم به عرصه&amp;zwnj;های عمومی جامعه&amp;zwnj;ها نهادهایی را برپا می&amp;zwnj;دارند یا قدرتمند می&amp;zwnj;سازند که در نهایت آنها را از عرصه&amp;zwnj;های عمومی دور می&amp;zwnj;کند. واگرایی، به سان تلاش مداوم و همه&amp;zwnj;جانبه در جهت ایجاد حوزه&amp;zwnj;های نوین کنش و زیست اجتماعی، بدیلی در مقابل گرایش و فرجام تراژدیک انقلاب است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;با توجه به ۳۱ سال فاصله بین انفلاب ایران و اعتراض&amp;zwnj;های مردمی در پی دهمین انتخابات ریاست جمهوری، آرمان&amp;zwnj;های جنبش سبز را چگونه ارزیابی می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	در ظاهر جنبش سبز جنبشی محدود و سیاسی به نظر می&amp;zwnj;رسید و همانطور که مطرح کردید پیرامون انتخابات ریاست جمهوری شکل گرفت و در اعتراض به تقلب رویداد و در این مسیر تکوین یافت. در نهایت نیز زمانی که امر انتخابات به تاریخ پیوست از تک و تاب افتاد. ویژگی&amp;zwnj;های آن اما از مسائل دیگری حکایت دارند. نیروی شرکت&amp;zwnj;کننده در این جنبش جوانان شهرهای بزرگ بودند. با نگاهی به مناطقی که حرکت&amp;zwnj;های اعتراضی این جنبش رخ می&amp;zwnj;داد، می&amp;zwnj;توان گفت این جوانان به طور عمده به طبقه متوسط تعلق داشتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	جوانان طبقه متوسط شهرهای ایران (به اختصار) گروهی کم و بیش جدید در جامعه ایران هستند. مهم&amp;zwnj;ترین ویژگی آنها دارامندی و توانمندی فوق&amp;zwnj;العاده آنها است. آنها از سرمایه فرهنگی و اجتماعی به نسبت بالایی برخوردار هستند. به خاطر شهرنشینی مهارت اجتماعی آنها در زمینه ایجاد رابطه و سازگاری با محیط&amp;zwnj;های جدید فوق&amp;zwnj;العاده است. بخشی از آنها که امروز شهرت جهانی پیدا کرده&amp;zwnj;اند در جهان بیش از پیش یگانه شده امروز، همه جهان را به سان خانه خود احساس و تجربه می&amp;zwnj;کنند. از شیراز و تهران، از دانشگاه شریف یا یکی از شعبه&amp;zwnj;های دانشگاه آزاد رهسپار لندن، دبی، لیون و مریلند می&amp;zwnj;شوند و آنجا با موفقیت درس می&amp;zwnj;خوانند و کار می&amp;zwnj;کنند. آنها پیشاپیش در همان خانه و شهر خود آماده زیست فرهنگی و اجتماعی جهانی شده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا آنها که در جنبش سبز حضور داشتند، عمدتاً از طبقه متوسط با خصوصیاتی هستند که شما برشمردید؟ آیا طبقه&amp;zwnj;ای که در ایران تحت عنوان طبقه متوسط شناسایی می&amp;zwnj;شوند درگیر با انواع ناامنی اقتصادی نیستند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	طبقه متوسط، طیف بسیار وسیعی را در جامعه در بر می&amp;zwnj;گیرد. برخی لایه&amp;zwnj;های آن به طبقه کار نزدیک هستند و برخی به طبقه بالا. در ایران به خاطر رشد بوروکراسی و شهرنشینی، این طبقه در چند دهه رشد وسیعی داشته است. شاید از لحاظ درآمدی و حرفه&amp;zwnj;ای، برخی از کارمندان و سوداگران را نتوان متعلق به صف طبقه متوسط دانست، ولی شکل اشتغال و شیوه زندگی از آنها گروه&amp;zwnj;هایی وابسته به طبقه متوسط می&amp;zwnj;سازد. آنها دارای قدرت تصمیم&amp;zwnj;گیری زیادی در مورد کار خود هستند، کاری می&amp;zwnj;کنند که دارای منزلت اجتماعی است و دارای حدی از تخصص در مورد کار خود هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;142&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/greenwomen1234.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		جوانان قشر متوسط به سیاست همچون وسیله و نه به معنای کلاسیک آن یعنی گستره زیست اجتماعی می&amp;zwnj;نگرند. در انتخابات ریاست جمهوری گرد میرحسین موسوی و تا حدی مهدی کروبی آمده بودند تا به وسیله آن دو آنچه را که خود می&amp;zwnj;خواستند به انجام برسانند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	آنها همچنین به زندگی همچون عرصه سرمایه&amp;zwnj;گذاری و پیشرفت می&amp;zwnj;نگرند. به هنگام کار درس می&amp;zwnj;خوانند، به دنبال مقام&amp;zwnj;های والاتر هستند و خود را گرفتار چهارچوب&amp;zwnj;های زندگی نمی&amp;zwnj;کنند. فرزندان آنها نیز با چنین نگرشی وارد نظام آموزشی و بازار کار می&amp;zwnj;شوند. من از آن&amp;zwnj;رو جنبش سبز را بیشتر جنبشی از آن طبقه متوسط می&amp;zwnj;دانم که:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	الف: حرکات اعتراضی آن کمتر و شاید هیچگاه در مناطق محروم شهرها همچون جنوب شهر تهران رخ نداد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	ب: در ترکیب جمعیتی آن نشان کمی از چهره&amp;zwnj;های کارگر، زحمتکش و حاشیه&amp;zwnj;نشینان شهری یا روستانشینان به چشم می&amp;zwnj;خورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	ج: در زمینه هویت سیاسی و فرهنگی آن جالب است که همانگونه که بارها اشاره شده، این جنبش توجهی به خواست&amp;zwnj;های مرتبط با منافع گروه&amp;zwnj;های محروم جامعه نداشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;د: دموکراسی پارلمانی و انتخابات در جهان معاصر بیشتر و بیشتر مسئله و دغدغه سیاسی- اجتماعی طبقه متوسط، با وقت، توان اطلاعاتی و حوصله لازم در آن مورد است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	ه: &lt;span&gt;در چند دهه اخیر در سطح جهان با کمتر جنبشی که آن را جنبشی از آن طبقه کارگر یا کارگری بنامیم روبه&amp;zwnj;رو بوده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ایم. خواست&amp;zwnj;هایی که پیش از این مهر و نشان کارگری را بر خود داشتند امروز به حاشیه خواست&amp;zwnj;ها و تمایلات جهانیان رانده شده&amp;zwnj;اند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;طبقه متوسط در ایران چه ویژگی&amp;zwnj;هایی دارد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	به طور کلی &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; برای آنها ارزش- آرمان&amp;zwnj;هایی مشخص و مطرح هستند. آنها آموخته&amp;zwnj;&amp;zwnj;اند و می&amp;zwnj;خواهند که سرزنده باشند. در حوزه&amp;zwnj;های گوناگون زیست فرهنگی حضور داشته باشند. تحصیل کنند، مد روز را دنبال کنند، وبلاگ داشته باشند، زبان خارجی بیاموزند و مهارتی در یکی از شاخه&amp;zwnj;های هنر (موسیقی، نقاشی و ادبیات) به دست بیاورند. آنها همچنین متمایل هستند که در حوزه زندگی اجتماعی سرزنده رفتار کنند. خود یار عشقی خویش را برگزینند، دوستانی توانمند داشته باشند و شبکه ارتباطی مؤثر و مفیدی پیرامون خود ایجاد کنند. &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo;، ارزش-آرمانی مهم برای آنهاست. آنها می&amp;zwnj;خواهند در زمینه تحصیل، زندگی شخصی و زندگی اجتماعی مدام از یک سطح یا مرحله به سطح و مرحله&amp;zwnj;ای بالاتر بروند. در این مورد نیز حاضر هستند که به سادگی جابه&amp;zwnj;جا شوند و خانه، فرهنگ و وابستگی&amp;zwnj;های خود را تغییر دهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;از دیدگاه شما بینش سیاسی در این قشر چه جایگاهی دارد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	چون در این گفت و گو نگاه ما متوجه جوانان است، به این سئوال اینطور می&amp;zwnj;توانم پاسخ بدهم که برداشت این جوانان از سرزندگی و پویندگی کاملاً محدود است. در زمینه زیست اجتماعی و سیاسی آنها نه دغدغه و نه حساسیت قابل توجهی دارند. دلبستگی آنها به امور اجتماعی و سیاسی در کمترین حد ممکن است. فعالیت&amp;zwnj;های مدنی یا سیاسی، حساسیت و شور آنها را برنمی&amp;zwnj;انگیزد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	این مسئله بدون تردید تا حد زیادی به خاطر شرایط خاص جامعه ایران ولی تاحدی نیز به خاطر محاسبه عقلایی است که آنها انجام می&amp;zwnj;دهند. آنها احساس می&amp;zwnj;کنند که با سرمایه فرهنگی و اجتماعی کلان خود پیروز میدان&amp;zwnj;های رقابت در جامعه مدرن هستند و دیگر نیازی به سرمایه&amp;zwnj;گذاری در حوزه&amp;zwnj;های دیگر ندارند. آنها خود را شهروند جامعه ایران یا حتی جامعه جهانی نمی&amp;zwnj;شمرند که به مسائل مرتبط با آن حساسیت نشان دهند. آنها خود را افرادی ابرانسان می&amp;zwnj;بییند که می&amp;zwnj;توانند به خاطر موقعیت ویژه خود از تمامی امکانات اجتماعی برای رسیدن به اهداف خود بهره جویند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;به راستی عقیده دارید جوان امروز قشر متوسط خود را ابرانسان می&amp;zwnj;داند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	بله و به این خاطر آنها گروهی خطرناک در جهان هستند. آنها هم توان و سرمایه فرهنگی و اجتماعی پیروزی در میدان&amp;zwnj;های رقابت در تمامی جهان را دارند، هم به سان یک گروه جهانی با دیدگاه&amp;zwnj;ها و منافع مشترک رفتار می&amp;zwnj;کنند و هم با اعتماد به نفسی فوق&amp;zwnj;العاده پا به عرصه&amp;zwnj;های آموزش، کار و زندگی اجتماعی می&amp;zwnj;نهند. آنها به جهان همچون گستره رقابت و کسب پیروزی می&amp;zwnj;نگرند. با کسی در این مورد شوخی ندارند و با هیچکسی نیز احساس دلبستگی عمیق عاطفی و اجتماعی ندارند. دلبستگی آنها به کسی دیگر یا دلبستگی برخاسته از خوشایندی رابطه با او یا تجربه وابستگی دوجانبه در زمینه برآوردن خواست&amp;zwnj;ها و انتظارات&amp;zwnj;شان است. آنها شاید به دلیل توانمندی و قدرت یا شاید به دلیل روحیه رقابت&amp;zwnj;گرا، خود را قرار گرفته در ورای دیگر گروه&amp;zwnj;ها و نهادهای اجتماعی می&amp;zwnj;بینند و به آنها همچون وسیله&amp;zwnj;ای برای رسیدن به اهداف خود می&amp;zwnj;نگرند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;133&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/000_nic369386.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		هیچ قشری در جامعه به تنهایی آرمان&amp;zwnj;ساز و فرهنگ&amp;zwnj;ساز نیست. جامعه در کلیت خود، با ساختار خود و کنش و کناکنش مجموع اعضای خود آرمان و فرهنگ می&amp;zwnj;سازد؛ ولی فرهنگ یک دوران یا آرمان&amp;zwnj;های یک عصر در شور و کنش&amp;zwnj;های قشرهای معینی تبلور یا پژواک کمرنگ- روشن&amp;zwnj;تری می&amp;zwnj;یابند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	جوانان قشر متوسط به سیاست همچون وسیله و نه به معنای کلاسیک آن یعنی گستره زیست اجتماعی می&amp;zwnj;نگرند. در انتخابات ریاست جمهوری گرد میرحسین موسوی و تا حدی مهدی کروبی آمده بودند تا به وسیله آن دو آنچه را که خود می&amp;zwnj;خواستند به انجام برسانند. آنها ولی حاضر نبودند خود در میدان&amp;zwnj;های اصلی نبرد حاضر شوند یا خواست&amp;zwnj;های معینی را طرح کنند. دارای وجوه اشتراک چندانی با میرحسین موسوی و مهدی کروبی نبودند. بین آنها به&amp;zwnj;سان یک نیروی جهانی با نگرشی باز و به طور عمده فرصت&amp;zwnj;طلبانه به امور و میرحسین موسوی و مهدی کروبی با ایدئولوژیک خط امامی وفادار به انقلابی از یادرفته، چه شباهت&amp;zwnj;هایی می&amp;zwnj;شد یافت؟ ولی این مسئله برای آنها مهم نبود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای آنها دستگاه کنترل از راه دور برای تغییر سیاست&amp;zwnj;های حاکمیت و شرایط زندگی اجتماعی بودند. عرصه اصلی زیست و قدرت&amp;zwnj;نمایی آنها نظام آموزشی و فرهنگی و اشتغال جهانی بود. در تظاهراتی که می&amp;zwnj;کردند نیز مهم برایشان به رخ کشیدن توان فنی و فرهنگی خود بود. انتطارات آنها از میرحسین موسوی و مهدی کروبی نیز مشخص بود. هرچقدر می&amp;zwnj;خواهید از دوران طلایی امام بگویید، هرچه می&amp;zwnj;خواهید از وفاداری به نظامی سخن بگویید که برای سه دهه با ما ستیزیده است، ولی آنگاه که به قدرت می&amp;zwnj;رسید حوزه&amp;zwnj;های زیست فرهنگی و اجتماعی ما را به حال خود واگذارید. نظام آموزشی را کاراتر و آزادتر سازید، از آزار وجود نمایشی ما در کوچه و خیابان دست بردارید، از دخالت در حوزه&amp;zwnj;های ابراز &amp;laquo;دلبستگی&amp;raquo; ما بپرهیزید و راه ما را برای &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; هر چه بیشتر باز بگذارید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	آرمان&amp;zwnj;های جنبش سبز در حرکت کسانی پژواک می&amp;zwnj;یافت که با آن بیگانه بودند. میرحسین موسوی و مهدی کروبی نه نماینده، نه دلبسته و نه متحد جوانان طبقه متوسط شهری بودند. به این خاطر نیز آنها خود را نمی&amp;zwnj;توانستند رهبر یا حتی گاه سخنگوی آنها بشمارند. جوانان نیز بیشتر شیفته &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; خود در عرصه مبارزه بودند. آنها به شکلی نارسیستی شیفته نمایش حضور خود در خیابان&amp;zwnj;ها و میدان&amp;zwnj;های شهر بودند. مدام از خود عکس و فیلم می&amp;zwnj;گرفتند و روی اینترنت به نمایش می&amp;zwnj;گذاشتند. پیشبرد و هدایت مبارزه سیاسی آخرین چیزی بود که آنها به آن می&amp;zwnj;اندیشیدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;این نکاتی که روی آن انگشت می&amp;zwnj;گذارید، چه تاثیری بر روند جنبش اعتراضی مردم ایران یا جنبش سبز داشتند؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;شاید به دلیل همین وجوه، جنبش سبز زودتر از آنچه حدس زده می&amp;zwnj;شد، شکست خورد. جنبش سبز در شکل&amp;zwnj;گیری، شکوفایی و پژمردگی خود حکایت از وجود دو گرایش در جامعه دارد. یکی آنکه سه ارزش- آرمان نوین &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo;، &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;دلبستگی&amp;raquo; دارای موضوعیتی مشخص برای گروه&amp;zwnj;هایی معین است. برخی گروه&amp;zwnj;ها بر مبنای این سه ارزش به جهان می&amp;zwnj;نگرند و در گستره کنش سیاسی- اجتماعی حضور می&amp;zwnj;یابند. دوم آنکه هر گروه بر اساس موقعیت خود درکی معین و در نتیجه محدود از سه ارزش- آرمان &amp;laquo;سرزندگی&amp;raquo;، &amp;laquo;پویندگی&amp;raquo; و &amp;laquo;دلبستگی&amp;raquo; دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;به&amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسد در بررسی&amp;zwnj;هایتان، چه در پیوند با غرب، چه در پیوند اروپا، بیشتر به قشرهای مرفه توجه دارید؟ آیا قشرهایی مرفه را قشرهای آرمان&amp;zwnj;ساز و در کل فرهنگ&amp;zwnj;ساز می&amp;zwnj;دانید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	به قشرهای مرفه نه، ولی به قشرهای قدرتمند بله. این گروه&amp;zwnj;های قدرتمند و کوشنده هستند که ارزش-آرمان&amp;zwnj;های مهم یک عصر را مطرح می&amp;zwnj;کنند. آنها از توان و حساسیت درک شرایط جدید برخوردارند. دارای منافع، علایق و حضوری در حوزه&amp;zwnj;های گوناگون اجتماعی هستند که واکنش به شرایط و تغییر شرایط را ضروری می&amp;zwnj;سازد و توان و مهارت طرح برداشت و خواست&amp;zwnj;های خود را دارند. ارزش-آرمان&amp;zwnj;های مهم یک عصر، نه از بخش&amp;zwnj;هایی از جامعه که از آن همگان است، ولی برخی گروه&amp;zwnj;ها اهمیت بیشتری برای آن ارزش- آرمان&amp;zwnj;ها تا گروه&amp;zwnj;های دیگر قائل هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;124&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/91012508.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		نمونه سوم و باز پرهیاهوی دیگرِ واگرایی پدیده مداحی دینی است. در این مورد باید گفت واگرایی تا حد زیادی با موفقیت روبه&amp;zwnj;رو شده و به همگرایی رسیده است. مداحی شکل برگزاری تهییجی و توده&amp;zwnj;ای مراسم آیینی است. آز آنجا که نشانه&amp;zwnj;هایی از موسیقی عامیانه نیمه غربی وام گرفته است و بیشتر به تهییج لذتجویانه توده&amp;zwnj;های مخاطب توجه دارد مورد انتقاد مراجع سنتی و رسمی دین بوده است؛ ولی می&amp;zwnj;دانیم که اکنون به شکلی جاافتاده از برگزاری مراسم دینی تبدیل شده است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نقشی که مارکس برای پرولتاریا در متحول ساختن جامعه بورژوائی قائل بود، اینجا به روشن ساختن مسئله کمک می&amp;zwnj;کند. مارکس پرولتاریا را به آن خاطر دوران&amp;zwnj;ساز و مطرح کننده ارزش- آرمان&amp;zwnj;های جدید نمی&amp;zwnj;دانست که استثمار و سرکوب می&amp;zwnj;شود یا در حاشیه زندگی اجتماعی قرار می&amp;zwnj;گیرد. او پرولتاریا را به خاطر نقش کلیدی در فرایند تولید، حضور جهانی، قدرت&amp;zwnj;یابی هرچه بیشتر، هوشیاری سیاسی و برخورداری از آینده&amp;zwnj;ای روشن، طبقه&amp;zwnj;ای دوران&amp;zwnj;ساز و نابودسازنده جامعه طبقاتی می&amp;zwnj;دانست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	ماکس وبر نیز چنین برداشتی از سوداگران پروتستان داشت. او برای آنها نه به دلیل برخورداری از رفاه یا عدم برخورداری از امکانات که به خاطر برخورداری از جایگاهی مهم در جامعه نقشی اساسی در مطرح ساختن نظام ارزش جدیدی قائل بود. به باور وبر تحول در جایی دیگر، در پیدایش پروتستانتیسم رخ داده بود، ولی سوداگران به خاطر جایگاه خود در جامعه به زودی حامل و نمود بارز کنش بر مبنای دیدگاه&amp;zwnj;های نو پروتستانتیستی شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	هیچ قشری در جامعه به تنهایی آرمان&amp;zwnj;ساز و فرهنگ&amp;zwnj;ساز نیست. جامعه در کلیت خود، با ساختار خود و کنش و کناکنش مجموع اعضای خود آرمان و فرهنگ می&amp;zwnj;سازد؛ ولی فرهنگ یک دوران یا آرمان&amp;zwnj;های یک عصر در شور و کنش&amp;zwnj;های قشرهای معینی تبلور یا پژواک کمرنگ- روشن&amp;zwnj;تری می&amp;zwnj;یابند. برخورداری از سرزندگی خواست همگانی است، ولی برای گروه&amp;zwnj;هایی که هم اکنون از توان و امکانات سرزندگی برخوردارند امری عاجل است. آنها از یکسو خواهان برداشته شدن موانعی همچون هنجارهای بازنیندیشیده شده، انحصار حضور در نهادهای گوناگون و از سوی دیگر اتخاذ سیاست&amp;zwnj;ها و استقرار نهادهای یاری دهنده حضور در حوزه&amp;zwnj;های مختلف زندگی اجتماعی هستند. پویندگی نیز امری مرتبط به همگان است، ولی کسانی بیشتر توجه بدان دارند که هم اکنون خود را برخوردار از امکان پویایی، به سان حضور در حوزه&amp;zwnj;های نوین زندگی اجتماعی، ارتقای سطح آموزشی و فراگیری از تجربه&amp;zwnj;های خود می&amp;zwnj;بینند. دلبستگی هم نزد همگان رویکردی مهم است. همه می&amp;zwnj;خواهند که زندگی شخصی و اجتماعی خود را بر بیناد آن سازماندهی کنند، ولی کسانی&amp;zwnj;که دارای مهارت&amp;zwnj;ها و امکانات لازم در آن زمینه هستند خواهان پاسخگویی جامعه به خواست&amp;zwnj;های خود در آن باره هستند. آنها خواهان برچیده شدن نهادهای کهنه اجتماعی و ساماندهی نهادهای اجتماعی و همچنین همبستگی اجتماعی بر اساس دلبستگی افراد به یکدیگر هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;شما در بخش پنجم مقاله&amp;zwnj;تان به &amp;laquo;واگرایی&amp;raquo;، بسان بدیل انقلاب و راهکردی برای ایجاد حوزه&amp;zwnj;های نوین کنش و زندگی اجتماعی و تجربه سرزندگی، پویندگی و دلبستگی پرداخته&amp;zwnj;اید. لطفاً این نکته را در مورد ایران پیاده کنید و آن را در پیوند با ایران شرح دهید.&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; height=&quot;147&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/greenmovementiranyouth.jpg&quot; width=&quot;200&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
		&amp;laquo;پویندگی&amp;raquo;، ارزش-آرمانی مهم برای جوانان قشر متوسط است. آنها می&amp;zwnj;خواهند در زمینه تحصیل، زندگی شخصی و زندگی اجتماعی مدام از یک سطح یا مرحله به سطح و مرحله&amp;zwnj;ای بالاتر بروند. در این مورد نیز حاضر هستند که به سادگی جابه&amp;zwnj;جا شوند و خانه، فرهنگ و وابستگی&amp;zwnj;های خود را تغییر دهند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	واگرایی به معنی خروج صرف نیست بلکه به معنای خروج به علاوه اعتراض (صدا) است. واگرایی راهبردی بدیل انقلاب است. آن هنگام اتفاق می&amp;zwnj;افتد که یک گروه&amp;zwnj; اجتماعی در شیفتگی به امری، به صورت اشخاصی مجزا یا یک گروه دلبسته به یکدیگر، حوزه جدیدی از کنش و زندگی فرهنگی و اجتماعی برپا می&amp;zwnj;دارد. قصد نهائی اینجا حاشیه&amp;zwnj;گرایی و دوری جستن از حوزه&amp;zwnj;های اصلی کنش و زیست نیست، بلکه پرورش حوزه&amp;zwnj;ای متفاوت و سپس وادار ساخت جامعه به پذیرش آن حوزه به سان حوزه&amp;zwnj;ای هم ارزش ولی متفاوت با دیگر حوزه&amp;zwnj;های زیست است. واگرایی در نهایت همگرایی را می&amp;zwnj;جوید. نمونه بارز آن در جهان حوزه کنش و زیست هنرمندان در برخی از شهرهای بزرگ جهان یا حوزه کنش و زیست گروه&amp;zwnj;های بدیل&amp;zwnj;جویی مانند مدافعان حقوق حیوانات، نجات دهندگان محیط زیست یا بازپس&amp;zwnj;گیران (سرزندگی) شهر (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Reclaim the City&lt;/span&gt;) است. در ایران گروه&amp;zwnj;هایی گوناگونی این راهبرد را پیش&amp;zwnj;گرفته&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;فعالیت فرهنگی زنان در عرصه ادبیات داستانی یک نمونه جالب واگرایی است. زنان اکنون توانسته&amp;zwnj;اند حوزه خاصی را در ادبیات داستانی برای خود بیافرینند، ولی جامعه هنوز بدان حوزه همچون یک حوزه خاص حاشیه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;نگرد. برخی به کارهای چنین زنانی عنوان تحقیرگرای واقع&amp;zwnj;گرایی آشپزخانه&amp;zwnj;ای داده&amp;zwnj;اند. خود من جایی آن را ادبیات فراغت نامیده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ام، ولی خود زنان نویسنده و گروه&amp;zwnj;های همراه با آنها در تلاشند تا جامعه را وادار سازند حوزه فعالیت&amp;zwnj;شان را به سان حوزه&amp;zwnj;ای مستقل ولی هم ارزش با حوزه&amp;zwnj;های دیگر فعالیت فرهنگی بپذیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نمونه پرهیاهیوی دیگر مدگرایی رادیکال جوانان شهری است. جوانان هم اکنون بیشتر در حاشیه زندگی اصلی اجتماعی مدگرایی را پیش می&amp;zwnj;برند. آنها هنوز در کلاس درس، سربازخانه و احتمالاً برخی مهمانی&amp;zwnj;های خانوادگی نمی&amp;zwnj;توانند مدگرای رادیکال باشند، ولی مشخص است که می&amp;zwnj;خواهند جامعه را مجبور به پذیرش حضور خود در تمامی عرصه&amp;zwnj;های زندگی اجتماعی کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	نمونه سوم و باز پرهیاهوی دیگرِ واگرایی پدیده مداحی دینی است. در این مورد باید گفت واگرایی تا حد زیادی با موفقیت روبه&amp;zwnj;رو شده و به همگرایی رسیده است. مداحی شکل برگزاری تهییجی و توده&amp;zwnj;ای مراسم آیینی است. آز آنجا که نشانه&amp;zwnj;هایی از موسیقی عامیانه نیمه غربی وام گرفته است و بیشتر به تهییج لذتجویانه توده&amp;zwnj;های مخاطب توجه دارد مورد انتقاد مراجع سنتی و رسمی دین بوده است؛ ولی می&amp;zwnj;دانیم که اکنون به شکلی جاافتاده از برگزاری مراسم دینی تبدیل شده است. در مقایسه در چپ ایران با جوانه&amp;zwnj;های واگرایی روبه&amp;zwnj;رو هستیم. چپ ایران تا دهه شصت یکی از قوی&amp;zwnj;ترین گروه&amp;zwnj;های سیاسی با دستاوردهای سترگ فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بود. بار سنگین کار فکری فرهنگی را نیز بر دوش می&amp;zwnj;کشید. امروز دیگر نشان چندانی از آن سرزندگی دیده نمی&amp;zwnj;شود، ولی مشخص است گروه&amp;zwnj;هایی پیرامون برخی اعضای کانون نویسندگان یا حلقه رخداد در صدد به راه اندختن جریانی نو در چپ هستند؛ چپی که شاید دیگر با تفکر، روشنفکران و کنشگرانی متفاوت در جامعه حضور پیدا کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;آیا اینجا ما با شکلی از واگرایی روبه&amp;zwnj;رو هستیم که در آینده به همگرایی چه در میان چپ گرایان و چه در کلیت جامعه خواهد انجامید؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	این را اکنون نمی&amp;zwnj;توان گفت. در مجموع واگرایی در تمامی عرصه&amp;zwnj;های جامعه در جریان است. همه به نوعی خود را فراخوانده و ملزم به واگرایی می&amp;zwnj;بینند. فعالیت متعارف، بهنجار دیگر برای کسی منزلت به همراه نمی&amp;zwnj;آورد. همزمان جامعه یا هر یکی از بخش&amp;zwnj;های آن پیچیده&amp;zwnj;تر، قدرتمندتر و دور از دسترس&amp;zwnj;تر از آن است که بتوان در پی دگرگونی بینادین و انقلابی آن بر آمد. راهکار اکنون واگرایی است. اگر در این حوزه نشد، در آن حوزه. اگر امروز به موفقیت دست نیافت روزی دیگر. اگر این شگرد کارآیی نداشت شگردی دیگر. مهم سرزندگی مدام همه جانبه، پویندگی در آموختن از تجربه&amp;zwnj;ها و دلبستگی به همراهان است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;درهمین زمینه:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;b&gt;سلسله مقالات محمدرفیع محمودیان در مورد ارزش-آرمان&amp;zwnj;های جدید در وب&amp;zwnj;سایت زمانه:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	۱) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/04/29/13762&quot;&gt;ارزش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;های کلاسیک آزادی، برابری وهمبستگی و اعتبار کنونی آنها&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	۲) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/05/07/14067&quot;&gt;ابهام معنایی ارزش&amp;zwnj;های کلاسیک آزادی، برابری و همبستگی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	۳) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/05/14/14286&quot;&gt;سرزندگی همچون ارزشی بنیادی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	۴) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/05/21/14570&quot;&gt;پویندگی و دلبستگی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	۵) &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/14897&quot;&gt;بدیل انقلاب و راهکردی برای ایجاد حوزه&amp;zwnj;های نوین کنش و زندگی اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517&quot;&gt;&lt;b&gt;دوسیه &lt;/b&gt;۲۲&lt;b&gt; خرداد&lt;/b&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/14/15687#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2474">انقلاب ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13779">سپیده شایان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2274">محمدرفیع محمودیان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Thu, 14 Jun 2012 14:38:22 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15687 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تینوش نظم‌جو: «محدودیت الزاماً به خلاقیت نمی‌انجامد»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/06/14/15624</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/06/14/15624&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌و‌گوی سارا روشن از رادیو زمانه با نویسندگان و هنرمندان ایران در سومین سالگرد ۲۲ خرداد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سارا روشن        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;185&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/tkinnasa01.jpg?1340123280&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سارا روشن - ۲۲ خرداد و رویدادهای پس از آن نه تنها فضای سیاسی کشور را دگرگون کرد، بلکه از نظر فرهنگی هم پیامدهای بسیاری داشت. تا پیش از این تاریخ نویسندگان، روزنامه&amp;zwnj;نگاران و ناشران در کشور زیر سقف سانسور و در چارچوب قانون فعالیت می&amp;zwnj;کردند. نهادهای ادبی مستقل هرچند از امکانات کافی برخوردار نبودند، اما می&amp;zwnj;توانستند از میان آثار شاخص ادبی اثری را انتخاب کنند و به نویسنده&amp;zwnj; آن جایزه دهند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;برخی از این جوایز مانند جایزه&amp;zwnj;ی ادبی &amp;laquo;مهرگان&amp;raquo; و &amp;laquo;روزی روزگاری&amp;raquo; و همچنین جایزه&amp;zwnj; &amp;laquo;گلشیری&amp;raquo; از اعتبار برخوردار بودند و این اعتبار را به نویسندگان جوان می&amp;zwnj;بخشیدند و خوانندگان هم به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان اعتبار متوجه آثار تازه در زمینه&amp;zwnj; شعر و داستان می&amp;zwnj;شدند. بعد از ۲۲ خرداد اما سانسور به شکل هوشمندانه&amp;zwnj;تر و شدیدتری اعمال شد و کیفیت و کمیت آثار ادبی کاهش پیدا کرد. آیا ۲۲ خرداد باعث یک مکث و حتی یک توقف فرهنگی در کشور ما شد؟ آیا ما می&amp;zwnj;توانیم اکنون که مدت کوتاهی از این رویداد سیاسی می&amp;zwnj;گذرد، به آسیب&amp;zwnj;شناسی پیامدهای فرهنگی آن بپردازیم؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120611_22khordad_TinushNazmjo_Sara.mp3&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امروز رفتیم به سراغ تینوش نظم&amp;zwnj;جو مترجم، نویسنده&amp;zwnj; و سردبیر تارنمای ادبی &amp;laquo;ناکجا&amp;raquo;. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
&lt;o:OfficeDocumentSettings&gt;
&lt;o:RelyOnVML /&gt;
&lt;o:AllowPNG /&gt;
&lt;/o:OfficeDocumentSettings&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
&lt;o:OfficeDocumentSettings&gt;
&lt;o:RelyOnVML /&gt;
&lt;o:AllowPNG /&gt;
&lt;/o:OfficeDocumentSettings&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
&lt;w:WordDocument&gt;
&lt;w:View&gt;Normal&lt;/w:View&gt;
&lt;w:Zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;
&lt;w:TrackMoves /&gt;
&lt;w:TrackFormatting /&gt;
&lt;w:PunctuationKerning /&gt;
&lt;w:ValidateAgainstSchemas /&gt;
&lt;w:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;
&lt;w:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;
&lt;w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;
&lt;w:DoNotPromoteQF /&gt;
&lt;w:LidThemeOther&gt;EN-US&lt;/w:LidThemeOther&gt;
&lt;w:LidThemeAsian&gt;X-NONE&lt;/w:LidThemeAsian&gt;
&lt;w:LidThemeComplexScript&gt;AR-SA&lt;/w:LidThemeComplexScript&gt;
&lt;w:Compatibility&gt;
&lt;w:BreakWrappedTables /&gt;
&lt;w:SnapToGridInCell /&gt;
&lt;w:WrapTextWithPunct /&gt;
&lt;w:UseAsianBreakRules /&gt;
&lt;w:DontGrowAutofit /&gt;
&lt;w:SplitPgBreakAndParaMark /&gt;
&lt;w:DontVertAlignCellWithSp /&gt;
&lt;w:DontBreakConstrainedForcedTables /&gt;
&lt;w:DontVertAlignInTxbx /&gt;
&lt;w:Word11KerningPairs /&gt;
&lt;w:CachedColBalance /&gt;
&lt;/w:Compatibility&gt;
&lt;m:mathPr&gt;
&lt;m:mathFont m:val=&quot;Cambria Math&quot; /&gt;
&lt;m:brkBin m:val=&quot;before&quot; /&gt;
&lt;m:brkBinSub m:val=&quot;&amp;#45;-&quot; /&gt;
&lt;m:smallFrac m:val=&quot;off&quot; /&gt;
&lt;m:dispDef /&gt;
&lt;m:lMargin m:val=&quot;0&quot; /&gt;
&lt;m:rMargin m:val=&quot;0&quot; /&gt;
&lt;m:defJc m:val=&quot;centerGroup&quot; /&gt;
&lt;m:wrapIndent m:val=&quot;1440&quot; /&gt;
&lt;m:intLim m:val=&quot;subSup&quot; /&gt;
&lt;m:naryLim m:val=&quot;undOvr&quot; /&gt;
&lt;/m:mathPr&gt;&lt;/w:WordDocument&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
&lt;w:WordDocument&gt;
&lt;w:View&gt;Normal&lt;/w:View&gt;
&lt;w:Zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;
&lt;w:TrackMoves /&gt;
&lt;w:TrackFormatting /&gt;
&lt;w:PunctuationKerning /&gt;
&lt;w:ValidateAgainstSchemas /&gt;
&lt;w:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;
&lt;w:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;
&lt;w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;
&lt;w:DoNotPromoteQF /&gt;
&lt;w:LidThemeOther&gt;EN-US&lt;/w:LidThemeOther&gt;
&lt;w:LidThemeAsian&gt;X-NONE&lt;/w:LidThemeAsian&gt;
&lt;w:LidThemeComplexScript&gt;AR-SA&lt;/w:LidThemeComplexScript&gt;
&lt;w:Compatibility&gt;
&lt;w:BreakWrappedTables /&gt;
&lt;w:SnapToGridInCell /&gt;
&lt;w:WrapTextWithPunct /&gt;
&lt;w:UseAsianBreakRules /&gt;
&lt;w:DontGrowAutofit /&gt;
&lt;w:SplitPgBreakAndParaMark /&gt;
&lt;w:DontVertAlignCellWithSp /&gt;
&lt;w:DontBreakConstrainedForcedTables /&gt;
&lt;w:DontVertAlignInTxbx /&gt;
&lt;w:Word11KerningPairs /&gt;
&lt;w:CachedColBalance /&gt;
&lt;/w:Compatibility&gt;
&lt;m:mathPr&gt;
&lt;m:mathFont m:val=&quot;Cambria Math&quot; /&gt;
&lt;m:brkBin m:val=&quot;before&quot; /&gt;
&lt;m:brkBinSub m:val=&quot;&amp;#45;-&quot; /&gt;
&lt;m:smallFrac m:val=&quot;off&quot; /&gt;
&lt;m:dispDef /&gt;
&lt;m:lMargin m:val=&quot;0&quot; /&gt;
&lt;m:rMargin m:val=&quot;0&quot; /&gt;
&lt;m:defJc m:val=&quot;centerGroup&quot; /&gt;
&lt;m:wrapIndent m:val=&quot;1440&quot; /&gt;
&lt;m:intLim m:val=&quot;subSup&quot; /&gt;
&lt;m:naryLim m:val=&quot;undOvr&quot; /&gt;
&lt;/m:mathPr&gt;&lt;/w:WordDocument&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
&lt;w:LatentStyles DefLockedState=&quot;false&quot; DefUnhideWhenUsed=&quot;true&quot;
DefSemiHidden=&quot;true&quot; DefQFormat=&quot;false&quot; DefPriority=&quot;99&quot;
LatentStyleCount=&quot;267&quot;&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;0&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Normal&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 7&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 8&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 9&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 7&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 8&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 9&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;35&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;caption&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;10&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Title&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; Name=&quot;Default Paragraph Font&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;11&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtitle&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;22&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Strong&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;20&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;59&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Table Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Placeholder Text&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;No Spacing&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Revision&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;34&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;List Paragraph&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;29&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Quote&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;30&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Quote&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;19&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;21&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;31&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Reference&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;32&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Reference&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;33&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Book Title&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;37&quot; Name=&quot;Bibliography&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;TOC Heading&quot; /&gt;
&lt;/w:LatentStyles&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
&lt;w:LatentStyles DefLockedState=&quot;false&quot; DefUnhideWhenUsed=&quot;true&quot;
DefSemiHidden=&quot;true&quot; DefQFormat=&quot;false&quot; DefPriority=&quot;99&quot;
LatentStyleCount=&quot;267&quot;&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;0&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Normal&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 7&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 8&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;9&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;heading 9&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 7&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 8&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; Name=&quot;toc 9&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;35&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;caption&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;10&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Title&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; Name=&quot;Default Paragraph Font&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;11&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtitle&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;22&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Strong&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;20&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;59&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Table Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Placeholder Text&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;1&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;No Spacing&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Revision&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;34&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;List Paragraph&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;29&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Quote&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;30&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Quote&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 1&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 2&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 3&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 4&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 5&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;60&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Shading Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;61&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;62&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Light Grid Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;63&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;64&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Shading 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;65&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;66&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium List 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;67&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 1 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;68&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 2 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;69&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Medium Grid 3 Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;70&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Dark List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;71&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Shading Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;72&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful List Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;73&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; Name=&quot;Colorful Grid Accent 6&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;19&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;21&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Emphasis&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;31&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Subtle Reference&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;32&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Intense Reference&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;33&quot; SemiHidden=&quot;false&quot;
UnhideWhenUsed=&quot;false&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;Book Title&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;37&quot; Name=&quot;Bibliography&quot; /&gt;
&lt;w:LsdException Locked=&quot;false&quot; Priority=&quot;39&quot; QFormat=&quot;true&quot; Name=&quot;TOC Heading&quot; /&gt;
&lt;/w:LatentStyles&gt;
&lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt;
&lt;style&gt;
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:&quot;&quot;;
mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
mso-para-margin-top:0cm;
mso-para-margin-right:0cm;
mso-para-margin-bottom:10.0pt;
mso-para-margin-left:0cm;
line-height:115%;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
&lt;/style&gt;
&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt;
&lt;style&gt;
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:&quot;&quot;;
mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
mso-para-margin-top:0cm;
mso-para-margin-right:0cm;
mso-para-margin-bottom:10.0pt;
mso-para-margin-left:0cm;
line-height:115%;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:&quot;Calibri&quot;,&quot;sans-serif&quot;;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
&lt;/style&gt;
&lt;![endif]--&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;آقای نظم&amp;zwnj;جو آیا با توجه به شدت گرفتن سانسور در ایران مخصوصاً پس از ۲۲ خرداد، این به این معناست که یک مکث و یا یک توقف فرهنگی در تاریخ ایران به&amp;zwnj;وجود آمده؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/tkinnasa02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt; تینوش نظم&amp;zwnj;جو، مترجم، نویسنده&amp;zwnj; و سردبیر تارنمای ادبی &amp;laquo;ناکجا&amp;raquo;.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;من فکر می&amp;zwnj;کنم مکث یا توقف در زمینه&amp;zwnj; فرهنگی ربط مستقیمی با اتفاقات اخیر ندارد و این مکث خیلی وقت&amp;zwnj; است که اتفاق افتاده، یعنی بیش از چند دهه است که اتفاق افتاده و می&amp;zwnj;توان گفت از آن لحظه&amp;zwnj;ای که هنرمند یا نویسنده دیگر آزاد نیست که بتواند هر چیزی را که می&amp;zwnj;خواهد به زبان و یا به قلم بیاورد، این مکث در تهیه و تولید آثار هنری و ادبی به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آید و بر عکس آنچه که عده&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;گویند محدودیت خلاقیت به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آورد، من اصلاً چنین تصوری ندارم و فکر نمی&amp;zwnj;کنم که با محدود کردن مشخص هنرمند، او بتواند خلاقانه&amp;zwnj;تر عمل کند. یعنی اگر هنرمند یا نویسنده بخواهد در اثر خودش محدودیتی به&amp;zwnj;وجود آورد، برای اینکه یک خلاقیت تازه پیش بیاید، باید خودش محدودیت&amp;zwnj;های خودش را تعیین کند. این محدودیت خودخواسته توأم با آزادی در انتخاب است که خلاقیت را به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آورد و در نوشته&amp;zwnj;ها و در فیلم&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;توانیم ببینیم. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حال اگر یک قدرت بیرونی بیاید و این محدودیت را در طی سال&amp;zwnj;ها به وجود آورد، این هیچ خلاقیت جدیدی به نظر من به&amp;zwnj;وجود نمی&amp;zwnj;آورد. فکر می&amp;zwnj;کنم ما متأسفانه تنها کشوری نیستیم که اسیر این بند هستیم و همین مشکل یکی از مشکلات بزرگ ماست برای اینکه بتوانیم پیش برویم، جهانی شویم و یا آثار بزرگی را تولید کنیم و بخوانیم. چون این محدودیت فقط مشکل هنرمند یا نویسنده نیست، مشکل اساسی&amp;zwnj;اش مشکل مخاطب است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;فکر می&amp;zwnj;کنید که دنیای ادبیات ایران به آن حد از رشد رسیده که سانسور در آن هیچ نقشی نداشته باشد؟ یعنی از نظر تکنیکی و از نظر فضایی که کار نویسندگانی در ایران، از نظر تکنیک نوشتن آن قدر رشد کرده&amp;zwnj;ایم که سانسور یا یک عامل بیرونی نتواند آن&amp;zwnj;قدر تأثیر داشته باشد در آفرینش ادبی و هنری؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نه. اصلاً. فکر می&amp;zwnj;کنم مشکل جای دیگری&amp;zwnj;ست. یعنی مشکل حتی خود سانسور هم نیست. بیشتر از سانسور، مشکل در خودسانسوری&amp;zwnj;ست. اتفاقاً ما به جایی رسیده&amp;zwnj;ایم  که قبل از آنکه کسی به ما بگوید که این&amp;zwnj;کار را بکنید و این&amp;zwnj;کار را نکنید، در ناخودآگاه خودمان (حالا بعضی&amp;zwnj;ها در ناخودآگاه&amp;zwnj;شان و بعضی&amp;zwnj;ها در خودآگاه&amp;zwnj;شان) این اتفاق می&amp;zwnj;افتد، و این  خیلی تراژیک&amp;zwnj;تر است. مثل این است که این خودسانسوری در ژن&amp;zwnj;های ما وارد شده و حتی می&amp;zwnj;توان گفت اگر یک روزی هم این سانسور بیرونی وجود نداشته باشد، تازه ما باید شروع کنیم به تراشیدن و شکستن خودسانسوری&amp;zwnj;های درونمان و ببینیم چگونه از دست آن&amp;zwnj;&amp;zwnj; می&amp;zwnj;توانیم رها شویم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به همین دلیل نه تنها فکر می&amp;zwnj;کنم به آنجایی که شما می&amp;zwnj;گویید نرسیده، بلکه پس&amp;zwnj;رفت وحشتناک هم داریم و این چون به صورت ناخودآگاه است، یعنی کسی نیست که این خودسانسوری را به ما دیکته کند و خودمان به خودمان داریم دیکته می&amp;zwnj;کنیم، حتی جاهایی این خودسانسوری یک عمل کاملاً عادی شده. یعنی فکر می&amp;zwnj;کنیم که عادی&amp;zwnj; است دیگر، من این چیزی را که می&amp;zwnj;خواستم اول بنویسم نمی&amp;zwnj;نویسم، ولی عادی است که ننویسم. این خودسانسوری ضربه&amp;zwnj; وحشتناکی به نوشته&amp;zwnj;ها زده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;بعد از ۲۲ خرداد ما با موج وسیعی از بازداشت&amp;zwnj;ها و مهاجرت&amp;zwnj;ها مواجه بودیم. اعم از روزنامه&amp;zwnj;نگاران و نویسندگان ایرانی تا فعالان در تئا&amp;zwnj;تر و سینمای ایران. آیا فکر نمی&amp;zwnj;کنید این موج بزرگ بازداشت&amp;zwnj;ها و مهاجرت&amp;zwnj;ها آسیب می&amp;zwnj;رساند به رشد فرهنگی جامعه ایران؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فکر می&amp;zwnj;کنم یک تحول است. مهم این است که از آنجا به بعد چه اتفاقی بیفتد! مهم این است که شما ببینید کسانی که از کشور بیرون می&amp;zwnj;روند یا کسانی که دستگیر می&amp;zwnj;شوند، بعدش تصمیمشان چیست. آیا تصمیم دارند&amp;zwnj; کار فرهنگیشان را ادامه دهند یا تصمیم گرفته&amp;zwnj;اند که به طور موقت در خارج از ایران بمانند که بعد یک روز به ایران برگردند.  یعنی با این هدف دارند زندگی و کار می&amp;zwnj;کنند که یک روزی قرار است برگردند و دوباره آن چیزی که قرار است در کشور ساخته شود را بسازند یا اینکه به جایی می&amp;zwnj;رسند که کاملاً ناامید می&amp;zwnj;شوند و تصمیم می&amp;zwnj;گیرند زندگیشان را جای دیگری ادامه دهند. وقتی این تصمیم&amp;zwnj;ها شکل گرفت می&amp;zwnj;توانیم بگوییم که آیا به جامعهی فرهنگی ما آسیبی وارد آمده یا نه. امروز خیلی نمی&amp;zwnj;شود درباره&amp;zwnj;اش تصمیم گرفت و یا اینکه فکر کرد و یا مشخص کرد حدود این آسیب&amp;zwnj;های احتمالی را. فکر می&amp;zwnj;کنم باید فاصله&amp;zwnj; بیشتری داشته باشیم و ببینیم در این مدت چه اتفاقی خواهد افتاد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517&quot;&gt;::دوسیه ۲۲ خرداد در رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2892&quot;&gt; ::سارا روشن در رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/06/14/15624#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12789">تینوش نظم جو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2892">سارا روشن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Wed, 13 Jun 2012 23:10:32 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15624 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>«جنبش سبز می‌تواند به یک نقطه عطف تبدیل شود»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/13/15586</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/13/15586&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگو با تقی رحمانی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    ایرج ادیب زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;301&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/green1234.jpg?1339951069&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;ایرج ادیب&amp;zwnj;زاده &amp;minus; سه سال از انتخابات جنجالی ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ در ایران و رویدادهای اعتراضی پس از آن گذشت؛ رویدادهایی که به جنبش سبز معروف شد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120611_PM_salgarde_jonbesh_sabz_T_Rahmani.mp3&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;به مناسبت سومین سال تولد جنبش سبز، گروهی از فعالان سیاسی و دانشجویی، استادان و پژوهشگران دانشگاهی &lt;a href=&quot;http://news.gooya.com/politics/archives/2012/06/141865.php&quot;&gt;بیانیه&amp;zwnj;ای&lt;/a&gt; منتشر کرده&amp;zwnj;اند که در آن حاکمان جمهوری اسلامی را به فراهم آوردن مقدمات خواست&amp;zwnj;های ملت و شرایط همزیستی مسالمت&amp;zwnj;آمیز، آزادی زندانیان سیاسی، آزادی فعالیت احزاب، گشایش فضای مدنی و اجتماعی برای پاسخگویی به حقوق بنیادین و قانونی شهروندان فراخوانده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;در این بیانیه آمده است: &amp;laquo;نتیجه&amp;zwnj;ی سه سال تلاش برای حذف مردم از صحنه، چیزی جز گسترش روزافزون فساد، افت شتابان اخلاق و معنویت در کشور، افزایش گسترده قانون گریزی و دست&amp;zwnj;اندازی بر ثروت کشور، تاراج منابع ملی، نابودی دستگاه های اجرایی و قانونگذاری و نظارتی و سقوط جایگاه بین&amp;zwnj;المللی ایران نداشته است.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;در مورد مفاد این بیانیه با تقی رحمانی، روزنامه&amp;zwnj;نگار، نویسنده، زندانی سیاسی پیشین، فعال سیاسی و عضو شورای فعالان ملی&amp;zwnj;ـ مذهبی گفت&amp;zwnj;وگو کرده&amp;zwnj;ایم.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;خواسته&amp;zwnj;های طرح شده در بیانیه&amp;zwnj; فعالان سیاسی و دانشجویی در مورد آزادی زندانیان سیاسی، آزادی فعالیت احزاب، گشایش فضای مدنی و اجتماعی، با توجه به آن چیزی که این روزها در فضای سیاسی جمهوری اسلامی می&amp;zwnj;گذرد، چقدر می&amp;zwnj;تواند عملی باشد؟&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;&lt;strong&gt;تقی رحمانی&lt;/strong&gt;: این خواسته&amp;zwnj;ها یک نوع اعلام موضع است. این که چقدر بتواند عملی باشد در حال حاضر، بی&amp;zwnj;شک جمهوری اسلامی به این خواسته&amp;zwnj;ها اصلاً تن نمی&amp;zwnj;دهد. اگر به این خواسته&amp;zwnj;ها تن می&amp;zwnj;داد، بسیاری از مشکلات حل شده بود. الان سیاست این است که نباید به هیچ خواسته&amp;zwnj;&amp;zwnj; حتی حداقلی هم تن داد. منتهی تأکید بر خواسته&amp;zwnj;ها یک نوع پیمان و یک نوع یادآوری خواسته&amp;zwnj;های مردمی است، ولی این که الان جمهوری اسلامی حاضر باشد این خواسته&amp;zwnj;ها را انجام دهد، اصلاً احتمال زیادی برایش نیست. شاید یک نوع توضیح است برای کسانی که این را می&amp;zwnj;خوانند و یک نوع یادآوری برای کسانی که الان در بیرون یا داخل ایران هستند و امکان دارد که بخشی&amp;zwnj;شان این را فراموش کرده باشند و یا فشارهای گوناگون باعث شده باشد که توجه&amp;zwnj;شان به این خواسته&amp;zwnj;ها کم شده باشد. صرفاً می&amp;zwnj;توان گفت که این یک نوع اعلام موضع است و به نوعی تجدید عهد است.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;strong&gt;دستاوردهای مثبت جنبش اعتراضی مردم ایران را در سالروز سومین سال تولد آن در چه چیزهایی می&amp;zwnj;دانید؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div&gt;&lt;img height=&quot;133&quot; align=&quot;middle&quot; width=&quot;200&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/000_nic410934.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;تقی رحمانی:&amp;nbsp;اگر بخواهیم خون را با خون نشوریم، باید روی حداقل&amp;zwnj;های یک دموکراسی که برگشت ناپذیر است و برای هیچ ایرانی هم به نظر من استثنا بردار نیست به توافق رسید&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div&gt;جنبش سبز می&amp;zwnj;تواند تبدیل به یک نقطه عطف در تاریخ ایران شود. می&amp;zwnj;تواند. به چه معنی؟ اگر استبداد و فضای بسته در جامعه ما طولانی نشود. چرا؟ به خاطر این که جنبش سبز توانسته اقشار متوسط را به میدان بیاورد. این اقشار متوسط متأسفانه نتوانسته&amp;zwnj;اند با اقشار دیگر پیوند برقرار کنند، ولی خوبی این اقشار متوسط این است که یک خواسته مدنی دارند. از زندگی به طرف سیاست رفته&amp;zwnj;اند. یعنی خواسته&amp;zwnj;هایی دارند و به عبارتی این اقشار، شخصیتی مدنی دارند و از آن دفاع می&amp;zwnj;کنند. دموکراسی از اینجا شروع می&amp;zwnj;شود. این بزرگترین ویژگی جنبش سبز است که در تاریخ ما امثال این شکل گرفته، منتهی این بار با گسترش جامعه&amp;zwnj; شهرنشین.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;حضور این اقشار متوسط به لحاظ کمی و کیفی در جامعه به خوبی به نظر می&amp;zwnj;آید. آنها تحصیلکرده هستند و ادبیات و فرهنگ آن را تولید &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;کرده&amp;zwnj;اند&lt;/span&gt;. بدین خاطر این شاید بزرگترین نقطه&amp;zwnj; عطف این جنبش است.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;بزرگ&amp;zwnj;ترین ویژگی جنبش سبز هم این است که مردم در اقشار مختلف، به کاندیداهایی رای دادند که حتی ممکن بود آنها را کاملا قبول نداشته باشند. این هم یک نوع رشد مدنی است. یعنی شما در حیطه&amp;zwnj; ممکنات و امکانات موج و حرکت ایجاد کنید و در عین حال این موج و حرکت به شکلی باشد که تمام ساختارهای حاکمیت را دچار بحران کند. هنوز بعد از سه سال بحرانی که جنبش در بین آقای هاشمی و آقای خامنه&amp;zwnj;ای ایجاد کرده حل نشده است که این&amp;zwnj;ها قدرتمندترین افراد حاکمیت هستند و از طرف دیگر هنوز مسئله روانی جنبش یک مسئله است و زندانیان جنبش مقاومت می&amp;zwnj;کنند و در عین حال بسیاری از نیروهایی که خارج از کشورند به جنبش وفادارند. این&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;تواند ویژگی&amp;zwnj;های مثبت جنبش سبز قلمداد شود، منتهی با آن پیش&amp;zwnj;شرطی که اول مطرح کردم.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا این جنبش ویژگی&amp;zwnj;های منفی هم داشت؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div&gt;&lt;img height=&quot;119&quot; align=&quot;middle&quot; width=&quot;200&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/taghi-rahmani1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;تقی رحمانی:&amp;nbsp;جنبش سبز توانسته اقشار متوسط را به میدان بیاورد. این اقشار متوسط متأسفانه نتوانسته&amp;zwnj;اند با اقشار دیگر پیوند برقرار کنند. ولی خوبی این اقشار متوسط این است که یک خواسته&amp;zwnj;ی مدنی دارند. از زندگی به طرف سیاست رفته&amp;zwnj;اند. یعنی خواسته&amp;zwnj;هایی دارند و به عبارتی این اقشار، شخصیتی مدنی دارند و از آن دفاع می&amp;zwnj;کنند. دموکراسی از اینجا شروع می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div&gt;جنبش مدنی باید جنبشی باشد باحوصله. جنبش&amp;zwnj;های بزرگ جامعه&amp;zwnj; ایرانی معمولاً تا رسیدن به آن صحنه&amp;zwnj; فینال یا مسابقه&amp;zwnj; نیم نهایی، یکساله بوده. مشروطیت، نهضت ملی و حتی انقلاب. در حالی که برعکس، جنبش مدنی یک جنبش حوصله&amp;zwnj;بری&amp;zwnj; است که باید مردمش حوصله هم داشته باشند. مثلاً خانم &amp;nbsp;آن سون سوکی، یک دهه تبعید می&amp;zwnj;ماند، دو دهه تبعید می&amp;zwnj;ماند، ولی هوادارانش در آن بزنگاه برمی&amp;zwnj;گردند. باید دید که آیا دولت نفتی از یک طرف، روحیه انفجاری ایرانی از طرف دیگر، این حوصله را دارد که در بزنگاهی که در آینده خواهد بود بیآید به میدان و با همان درایت، حوصله&amp;zwnj; بیشتری به&amp;zwnj;خرج دهد تا بتواند به دستاوردهای پایداری از دموکراسی برسد؟&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;پس یکی این مسئله است. مسئله&amp;zwnj; دیگر برای این جنبش، به عبارتی مسابقه&amp;zwnj;ای که درگرفته این است: حکومت داور بازی را بیرون کرده و یکسری از بازیکنان را لت و پار کرده و یکسری بازیکنان را هم سر نیمکت&amp;zwnj;ها نشانده و یکسری از تماشاچی&amp;zwnj;ها را هم به اصطلاح از استادیوم بیرون کرده. در چنین شرایطی مصافی درگرفته است که این مصاف هنوز به نتیجه&amp;zwnj;ای پایانی نرسیده. البته شرایط جامعه بسیار بسته&amp;zwnj;تر شده است. باید دید آیا جنبش می&amp;zwnj;تواند انسجام خودش را حفظ کند و انتخابات ریاست جمهوری آینده را که بسیار برای جنبش پرخطر خواهد بود- من تأکید می&amp;zwnj;کنم که پرخطر خواهد بود و انسجامش را تهدید خواهد کرد- را از سر بگذارند یا خیر؟&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;همه این&amp;zwnj;ها در کنار اشتباهاتی قرار می&amp;zwnj;گیرد که بخشی از جریان ها در درون جنبش انجام دادند و پرداختن به آنها بحث مفصلی می&amp;zwnj;طلبد. یکی از شائبه ها همان رادیکالیزم شعاری بدون پشتوانه بود و دوم این که توان اقشار حامی را در نظر نگرفتند؛ اقشار حامی جنبش که در شهرهای بزرگ بودند، در عین این که شخصیت داشتند و مدنی بودند. نانخوار دولت هم بودند و این وابستگی آنها را در جاهایی محافظه&amp;zwnj;کار می&amp;zwnj;کرد و این مسئله&amp;zwnj;&amp;zwnj; مهمی بود. از طرف دیگر آن روحیه&amp;zwnj; استمرار مغلوب روحیه&amp;zwnj; رادیکال حضور مدام در خیابان شد. یکهو انگاری آن انرژی به پایان رسید. البته گفتم عاملش درآمد نفتی و سازمان حکومت است. این&amp;zwnj;ها عوامل نقصان جنبش سبز است که خودش را نشان داد.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;strong&gt;بسیاری از فعالان اصلاح&amp;zwnj;طلب اعتراض&amp;zwnj;های خودشان را به همین دور دوم انتخابات محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد محدود کردند. خود شما یک سوم از عمرتان را در زندان&amp;zwnj;های جمهوری اسلامی به سر برده&amp;zwnj;اید. آیا پیش از دور دوم انتخابات، سرکوب و از میان بردن آزادی&amp;zwnj;ها طی ۳۲ سال در جمهوری اسلامی وجود نداشت؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div&gt;&lt;img height=&quot;132&quot; align=&quot;middle&quot; width=&quot;200&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/iranprotestwomengreen.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;تقی رحمانی:همین آقایان دوستان اصلاح&amp;zwnj;طلب و هم دوستان دیگر باید توافق را در جای دیگری بگذارند. توافق در آن پنج اصلی&amp;zwnj;ست که آقای موسوی هم تأکید می&amp;zwnj;کند که نباید استثنابردار باشد و خودی&amp;zwnj; و غیرخودی&amp;zwnj; بردار باشد و آن آزادی بیان، آزادی عقیده و حق تجمع و حق تشکل است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div&gt;ببینید داستان ما از سال ۵۸ تقریباً پنجاه و هفت آغاز شد؛ ما با این&amp;zwnj;ها یک بحث تاریخی داریم. یک بحث به اصطلاح راهبردی و کارکردی داریم. اگر بخواهیم خون را با خون نشوییم، باید روی حداقل&amp;zwnj;های یک دموکراسی که برگشت ناپذیر است و برای هیچ ایرانی هم به نظر من استثنابردار نیست به توافق رسید؛ البته اگر در چارچوب آن قوانین کار کند و توافق ملی صورت گیرد. ولی در عین&amp;zwnj;حال یکسری بحث&amp;zwnj;های تاریخی همواره خواهد ماند و این بحث&amp;zwnj;های تاریخی و در کنار آن بحث&amp;zwnj;های نظری بحث&amp;zwnj;هایی است که سرجای خودش است. از نظر من این داستان از سال ۵۸ و مدام ادامه پیدا کرده و حتی سال های سخت&amp;zwnj;ترش به نظر من در دهه&amp;zwnj; شصت بود و اتفاقی مثل اعدام های سال ۶۷ که به قول خانم زهرا رهنورد با آب کوثر هم نمی&amp;zwnj;شود داستان اعدام های ۶۷ را شست.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;این یک مسئله است که بحث حافظه تاریخی است، ولی به یک بحث هم باید دقت داشت که دموکراسی اگر در یک کشور بخواهد پا گیرد، همین آقایان دوستان اصلاح&amp;zwnj;طلب و هم دوستان دیگر باید توافق را در جای دیگری بگذارند. توافق در آن چند اصلی است که آقای موسوی هم تأکید می&amp;zwnj;کند که نباید استثنابردار باشد و خودی&amp;zwnj; و غیرخودی&amp;zwnj;بردار باشد و آن آزادی بیان، آزادی عقیده و حق تجمع و حق تشکل است. حتی اگر این بخواهد تبعیضی باشد، باید آرام آرام بسترش به سوی یک نوع پذیرش همگانی در جامعه برود. ضمن این که اختلاف نظرها و اختلاف باورها و اختلاف حتی درک از تاریخ نمی&amp;zwnj;تواند آن اصول بنیادی دموکراسی و آزادی را محدود کند.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;strong&gt;پرسش پایانی&amp;zwnj;ام به عنوان سخنرانی خودتان برمی گردد که قرار است به مناسبت تولد سه سالگی جنبش سبز در آلمان انجام شود: &amp;laquo;آتش زیر خاکستر&amp;raquo;. این آتش زیر خاکستر چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;به طور کلی به سه دلیل معتقدم که خواسته&amp;zwnj; اقشار اجتماعی جامعه این است که این&amp;zwnj;ها بخش&amp;zwnj;هایی از آزادی&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;خواهند و اساساً به کمتر از آن&amp;zwnj;ها راضی نمی&amp;zwnj;شوند. دو، مشکلات مدیریتی حاکمیت و سه، مجموع فشارهای خارجی.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;بحث من این است اگر یک روز دوباره این فضا آماده شد، ما چه خواهیم کرد؟ و چگونه می&amp;zwnj;توانیم طوری حرکت کنیم که اشتباهات گذشته را تکرار نکنیم و جامعه را به مرحله&amp;zwnj;ای از آزادی برسانیم که این مرحله برگشت&amp;zwnj;ناپذیر باشد؟ این مهم&amp;zwnj;ترین مسئله و دغدغه فکری من است که به نظر من هم این چیزی نیست که فقط بتواند یک نفر و یا یک جریان مطرح کند. این چیزی&amp;zwnj;ست که باید به گفتگو گذاشته شود و در یک پروسه عقل جمعی بشود به راهکاری منتهی شود که همگان را راضی کند یا بخشی از دموکراسی&amp;zwnj;خواهان را در جامعه راضی کند.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه&lt;/strong&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;گزارش لیدا حسینی&amp;zwnj;نژاد از &lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120612_Report_Taghi_Rahmani_Lida.mp3&quot;&gt;سخنرانی تقی رحمانی&lt;/a&gt; (هلند)&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120612_Report_Taghi_Rahmani_Lida.mp3&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/13/15586#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3079">ایرج ادیب‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-1">تقی رحمانی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Wed, 13 Jun 2012 11:49:58 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">15586 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>شکست هرگونه خط اصلاح رژیم</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/12/15591</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/12/15591&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمدرضا نیکفر        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;600&quot; height=&quot;388&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/pasdaran-saluting-with-ali-khamenei-in-iran.jpg?1339864231&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;محمدرضا نیکفر &amp;minus; با انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ۱۳۸۸ بخت اصلاح، با سبک و سیاقی شبیه سیاست خاتمی، دوباره به جمهوری اسلامی رو آورد. دیگر چندان مهم نیست درنگریم که اگر رژیم از این فرصت بهره می&amp;zwnj;جست، چه پیش می&amp;zwnj;آمد. این موضوع در سایه آن چیزی قرار دارد که رخ داد. کانون قدرت از فرصت استفاده نکرد؛ و این امر اتفاقی نبود. از شر اصلاح&amp;zwnj;طلبان جمع شده گرد محمد خاتمی راحت شده بود و در دوره اینان نشان داده بود که نمی&amp;zwnj;گذارد در سبک و سیاق حکومت&amp;zwnj;گری فقاهتی تغییر چندانی صورت گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اصل نظام یعنی ولی فقیه و اصول&amp;zwnj;گرایان فدایی او در پایان دوره خاتمی بسیار خودآگاه&amp;zwnj;تر از آغاز آن دوره بودند. عزم جزمشان را برای حفظ کیان ولایت و بالا بردن شأن آن، از انتخابات مجلس هفتم به نمایش گذاشته بودند، با نشستن احمدی&amp;zwnj;نژاد بر تخت ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۴ سنگرهای عمده از دست رفته را دوباره تصرف کرده بودند و دیگر نمی&amp;zwnj;خواستند هیچ یک از آنها را از دست بدهند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با وجود همه اینها پا پیش گذاشتن میرحسین موسوی و مهدی کروبی و جنبشی که در پشتیبانی از آنان در دوره مبارزات انتخاباتی شکل گرفت، آنان را گیج کرد و این گیجی تا مدتی پس از برآمد جنبش &amp;quot;رأی من کو&amp;quot; ادامه یافت. این گونه شوک و سرگشتگی، که بازهم تکرار خواهد شد، نشان&amp;zwnj;دهنده آن است که رژیم، فاقد مغزی است که بتواند برنامه دقیقی بریزد و بر همه چیز کنترل داشته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با سرکوب جنبش ارگان&amp;zwnj;های اطلاعاتی و امنیتی تمرکز بیشتری یافتند، اما هنوز گیج&amp;zwnj;گاه&amp;zwnj;ها و نقطه&amp;zwnj;های کور بسیاری دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشکل بزرگ رژیم این است که هر چه می&amp;zwnj;گذرد بیشتر دچار ناشنوایی می&amp;zwnj;شود، آن هم به این دلیل ساده که صدای خودش چنان بلند است که صدای دیگران را نمی&amp;zwnj;شنود. رژیم، سیستمی است عمل&amp;zwnj;کننده در محیطی که مدام پیچیده&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود. برای حرکت، یعنی انتخاب راه باید از مجموعه&amp;zwnj;ی پیچیدگی&amp;zwnj;ها بکاهد و این کار را با ساده&amp;zwnj;سازی به شیوه فیلترینگ انجام می&amp;zwnj;دهد. پیام&amp;zwnj;های نامطلوب حذف شده یا به سیگنالی که برچسب &amp;quot;دشمن&amp;quot; به آن می&amp;zwnj;خورد، فرو کاسته می&amp;zwnj;شوند. در دوره&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;توان به این شیوه پرتحرک شد و واکنش سریع نشان داد، اما این رویه به قیمت خوگیری به تشدید فیلترینگ تمام می&amp;zwnj;شود، چیزی که رژیم در هنگامه&amp;zwnj;های پیش رو جزای آن را خواهد داد. سانسور دو سویه دارد: هم ما را از دست&amp;zwnj;یابی به اطلاعات محروم می&amp;zwnj;کند، هم خود سانسورچی را. و جایی می&amp;zwnj;رسد که میزان محرومیت سانسورچی بیشتر از ماست. جمهوری اسلامی مدتهاست که از این مرز گذاشته است. امتیاز مردم این است که &amp;quot;فیلتر&amp;quot;شکن دارند، رژیم ندارد. ممکن است در بولتن&amp;zwnj;های امنیتی آن بسی خبرهای درست برای اطلاع مسئولان بیاید. اما تجربه همه رژیم&amp;zwnj;های استبدادی نشان می&amp;zwnj;دهد که بولتن&amp;zwnj;های امنیتی حتا در راست&amp;zwnj;نمایی&amp;zwnj;هایشان مسئولان را دچار کژبینی می&amp;zwnj;کنند. در پایان بازی از مغزهای اطلاعاتی به عنوان مظهر نهایت بی&amp;zwnj;شعوری پرده&amp;zwnj;برداری می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باری، دوره اصلاح با پیچیدگی&amp;zwnj;هایی همراه بود که رژیم بر آن شد آنها را فیلتر کند. چیزی را که در نظر نگیرند، لازم نیست ملاحظه آن را کنند یا احیانا به آن امتیازی دهند. و موضوع فقط به در نظر گرفتن یا نگرفتن برنمی&amp;zwnj;گردد. برای اصلاح،&amp;zwnj; هم مکانیسم&amp;zwnj;های آگاهی را باید دگرگون کرد، هم رویه&amp;zwnj;ها را و هم عوامل را. باید مرز سیستم و محیط را از نو تعریف کرد و قاعده&amp;zwnj;های تازه&amp;zwnj;ای را برای تأثیرگیری و تأثیرگذاری پیش گذاشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سیستم جمهوری اسلامی از اصلاح سرباز نمی&amp;zwnj;زند، اما کُدبندی آن چنان است که اصلاح خود را در فروبستگی بیشتر خود می&amp;zwnj;بیند، نه در گشایش خود. کد دوگانه سیاست را اگر به پیروی از نیکلاس لومن، قطبِ نظریۀ سیستمی در جامعه&amp;zwnj;شناسی، قدرت / ضعف در نظر گیریم، یعنی سنجۀ کارآیی سیستم سیاسی را در آن دانیم که بر قدرت خود می&amp;zwnj;افزاید یا به ضعف می&amp;zwnj;گراید و همین کد را سنجۀ تصمیم&amp;zwnj;گیری در سیستم بدانیم (تصمیم بر پایه این معیار که با این یا آن کار بر قدرت افزوده می&amp;zwnj;شود، یا از آن کاسته می&amp;zwnj;شود)، بایستی در مورد حکومت کنونی ایران آن را مشخص&amp;zwnj;تر کنیم: سیستم، کدِ قدرت / ضعف را به کد ولایت / ضد ولایت و به بیانی دیگر ولایت&amp;zwnj;پذیری / ولایت&amp;zwnj;گریزی ترجمه می&amp;zwnj;کند و بر این مبنا کارآیی یعنی افزایش قدرت خود را در این می&amp;zwnj;بیند که قطبِ ولایت و ولایت&amp;zwnj;پذیری را تقویت کند و در مقابل، هر چه را که ناخودی است به عنوان ولایت&amp;zwnj;گریز و ضد ولایت فقیه بکوبد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشی اصلاح&amp;zwnj;طلبی خاتمی و پیروانش این بود که از ترجمۀ تنگ&amp;zwnj;نظرانۀ کُد قدرت /&amp;nbsp;ضعف به کُد ولایت / ضد ولایت جلوگیری کنند و با این کار بر قدرت جمهوری اسلامی بیفزایند. آنان چاره را در آن می&amp;zwnj;دیدند که در تقسیم&amp;zwnj;بندی خودی / غیر خودی تجدید نظر کنند و دایره خودی&amp;zwnj;ها را گسترش دهند. این به معنای توزیع قدرت بود، به هم زدن ساختار عادت&amp;zwnj;شدۀ شرکت سهامی جمهوری اسلامی و توزیع بخشی از سهام آن در میان دیگران و جلوگیری از اِعمال نفوذ ویژۀ بخشی از سهامداران بود. ساختار قدرت چنین بازسازی&amp;zwnj;ای را برنتابید و به همین دلیل، و به شکلی اکیدتر با نظر به تجربۀ پیشین، در برابر موسوی جبهه گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;موسوی هم می&amp;zwnj;خواست همان کاری را انجام دهد که در برنامۀ خاتمی بود: ترجمان اصلاح&amp;zwnj;طلبانۀ کد قدرت / ضعف با هدف افزودن بر قدرت جمهوری اسلامی. ولی ساختار اصلی قدرت در جمهوری اسلامی در این ترجمان نه نیرویابی، بلکه نیرودهی می&amp;zwnj;دید. یک بار دیگر فرصت اصلاح از دست رفت. تا جایی که بتوان آینده را پیش&amp;zwnj;بینی کرد، می&amp;zwnj;توان گفت که اگر رژیم زمانی به یک سیاست اصلاح در جهت ترسیم شده توسط کسانی چون خاتمی و موسوی و کروبی تن دهد، برای آن بسیار پردردسر و پرهزینه خواهد بود، تا جایی که ممکن است در بازتوزیع قدرت، حتا به میزانی محدود، کنترل از دست مرکز قدرت خارج شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پدیده احمدی&amp;zwnj;نژاد، یک فرصت از دست رفته دیگر&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;quot;اصلاح&amp;quot; را می&amp;zwnj;توانیم در بحث سیاسی روز در ایران در دو معنای خاص و عام در نظر گیریم. در معنای ویژۀ آن سیاستی است که با نام &amp;quot;دوم خرداد&amp;quot; و پیامدهای آن گره خورده است. اما &amp;quot;اصلاح&amp;quot; در معنای عام سیستمی آن، می&amp;zwnj;تواند عنوانی باشد برای هر تلاشی که سیستم سیاسی برای افزایش قدرت خویش و انطباق بر الزام&amp;zwnj;های کناکنش &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(interaction)&lt;/span&gt; با محیط به کار می&amp;zwnj;بندد. بر این پایه پدیده احمدی&amp;zwnj;نژاد هم فرصتی برای اصلاح بوده است. این فرصت هم از دست رفت. مشکل است پاسخ دادن به این پرسش که تا چه حد؛ اما می&amp;zwnj;توان گفت تا حد زیادی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمدی&amp;zwnj;نژاد هم آمد که بر قدرت جمهوری اسلامی بیفزاید، ولی بدون اینکه کد ولایت / ضد ولایت را به شیوه&amp;zwnj;ای نامطلوب برای ولایت، یعنی به شیوۀ خاتمی، تعدیل کند. او با ادعای تقویت ولایت آمد و بر آن شد مانع&amp;zwnj;های پیوند ولایت با مستضعفان را از میان بردارد تا پایۀ حکومت را تقویت کند. بروز پدیدۀ احمدی&amp;zwnj;نژاد یک نماد بازتوزیع قدرت بود: هم اصلاح&amp;zwnj;طلبان تعدیل&amp;zwnj;کننده کد ولایت / ضد ولایت کنار گذاشته شدند، و هم بخشی از سهامداران سنتی شرکت سهامی جمهوری اسلامی، که از یاران قدیم بنیان&amp;zwnj;گذار دستگاه بودند، در موضع ضعیف&amp;zwnj;تری از پیش قرار گرفتند؛ و ولی فقیه از این آرایش جدید خرسند بود، چون فکر می&amp;zwnj;کرد اینک شمایلش در چشم مردم جلوه بیشتری می&amp;zwnj;یابد. برنامۀ احمدی&amp;zwnj;نژاد این بود که انقلاب اسلامی را از مرحله بوروکراتیک آن بُرون برد و به مرحلۀ جنبشی آن بازگرداند. برای جنبش برانگیختن، تنها به شعار نیاز نداشت؛ می&amp;zwnj;بایست پول هم پخش کند؛ و چنین کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پوپولیسم احمدی&amp;zwnj;نژاد اگر در راستای طبیعی خود پیش می&amp;zwnj;رفت، یعنی دستگاه با آن همراهی کاملی نشان می&amp;zwnj;داد و نیروی ماند رژیم مانع پویش آن نمی&amp;zwnj;شد، می&amp;zwnj;بایست به نوعی نظم فاشیستی منجر شود. (در اینجا اصطلاح &amp;quot;فاشیسم&amp;quot; را بدون سخت&amp;zwnj;گیری تئوریک در تعریف آن به کار می&amp;zwnj;بریم و بیشتر منظورمان پوپولیسم راست است.) &amp;nbsp;او پایگاه توده&amp;zwnj;ای رژیم را تقویت کرد و در آن شوق و امید برانگیخت، نیروهای سرکوب را تقویت کرد و یاری&amp;zwnj;رسان تبدیل پاسداران به یک همتافتۀ نظامی-اقتصادی شد، و همچنین ایدئولوژی را ساده&amp;zwnj;تر، ستیزنده&amp;zwnj;تر و دارای شمایل&amp;zwnj;هایی نزدیک&amp;zwnj;تر و قابل لمس&amp;zwnj;تر کرد. ولی او در همان حال بخشی از نظمی را که ایجاد شده بود، به هم زد، بی&amp;zwnj; آنکه بدیل کارآمدی برای آن داشته باشد. او آشفته&amp;zwnj;تر از آن بود که بتواند نظم جانشینی ایجاد کند. ادعا کرد در جایگاه قدرت کسان بسیاری را از روی صندلی&amp;zwnj;هایشان برمی&amp;zwnj;دارد و جاهای خالی را به نیروهای لایق تازه&amp;zwnj;نفس می&amp;zwnj;دهد. بخشی از نوکیسه&amp;zwnj;ها، بوروکرات&amp;zwnj;های رده میانی و دون&amp;zwnj;پایه&amp;zwnj;ها &amp;minus; که در نظم تا آن هنگام مستقر، دیگر شانسی برای ارتقای خود نمی&amp;zwnj;دیدند &amp;minus; وعدۀ او را جدی گرفتند و از او هواداری کردند. صندلی&amp;zwnj;ها نصیب تعداد به نسبت اندکی شد؛ همه نصیب نبردند و بیشتر امید&amp;zwnj;-بستگان ناکام ماندند. ناکامی آنان، این روزها برای احمدی&amp;zwnj;نژاد مسئله&amp;zwnj;ساز شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحرک احمدی&amp;zwnj;نژاد در عرصۀ سیاست خارجی کاملا به ضرر رژیم تمام شد. جر زدن او در پیروی کامل از ولی فقیه در کشمکش اتمی به انزوای بیشتر رژیم راه برد. اکنون اورانیوم دارند، اما در فروش نفت دچار مشکل شده&amp;zwnj;اند. فکر می&amp;zwnj;کردند در کشمکش اتمی دست بالا را که بگیرند، اگر بخواهند در نهایت بر سر چیزی معامله کنند، باقی&amp;zwnj;مانده مطلوب اصلی&amp;zwnj;شان خواهد بود. با این کار فقط شدت نزاع را بالا بردند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دست بالا را گرفتن، آن هم به صورت بی&amp;zwnj;پشتوانه&amp;zwnj;ای که به آن در بیانی گویا &amp;quot;خالی&amp;zwnj;بندی&amp;quot; می&amp;zwnj;گویند، &amp;nbsp;منش احمد&amp;zwnj;ی&amp;zwnj;نژاد است. تلاش او برای احیای حالت جنبشی &amp;quot;انقلاب اسلامی&amp;quot; همه&amp;zwnj;جانبه بود، به گونه&amp;zwnj;ای که حوزه ایدئولوژی را هم می&amp;zwnj;پوشاند. خواست در اینجا نیز دست بالا را بگیرد و از رقیبان پیش افتد. مهدی&amp;zwnj;گری و ایرانیت و ادعای رسالت جهانی را با هم مخلوط کرد&amp;zwnj; و نگاه به قاعده را به صورت بالا کشیدن پامنبری&amp;zwnj;ها درآورد، به طوری که صدای منبری&amp;zwnj;ها درآمد. حاصل انقلاب ایدئولوژیک سالهای اخیر این شده است که ایدئولوژی ساده&amp;zwnj;تر و عامیانه&amp;zwnj;تر شده، و هر چه عوام&amp;zwnj;گراتر شده نخبه&amp;zwnj;آزارتر شده است، چیزی که فکر عاقبت&amp;zwnj;اندیش سرسپرده دستگاه را نگران کرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بازجنباندن ایدئولوژی، یعنی حالت جنبش&amp;zwnj;انگیز آن را زنده کردن، ایجاب می&amp;zwnj;کرد که از خود احمدی&amp;zwnj;نژاد هم شمایلی ایدئولوژیک ساخته شود، چیزی که در خور پادوی ولی فقیه نیست. هیچ کدام از مقامات قرار نیست شخصیتی باشند، آن هم در جایی که شخصیت ولی فقیه پیوسته در حال افول است. پیروانش می&amp;zwnj;گویند که او مظلوم است و قدرش ناشناخته مانده. وقتی قدر ولی فقیه ناشناخته مانده، قرار نیست همه قدرشناس یک مقام زیردست او شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;احمدی&amp;zwnj;نژاد هم نتوانست &amp;quot;اصلاح&amp;quot; لازم را در دستگاه صورت دهد، &amp;quot;اصلاح&amp;quot;ی که هدف آن تقویت قدرت جمهوری اسلامی از راه تزریق کارمایه جنبشی به آن بود. احمدی&amp;zwnj;نژاد هم شاخص یک فرصت از دست رفته برای جمهوری اسلامی است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;جمهوری اسلامی در آیینه دو خط مشی &amp;quot;اصلاح&amp;quot;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آیینه ناکامی خط رفرمیستی خاتمی و خط فاشیست&amp;zwnj;مآب احمدی&amp;zwnj;نژاد خصوصیت&amp;zwnj;هایی از جمهوری اسلامی پرنمود شده&amp;zwnj;اند که برای اکنون و آینده آن تعیین&amp;zwnj;کننده هستند. آنها را برمی&amp;zwnj;شمریم:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- رژیم &amp;quot;اصلاح&amp;zwnj;&amp;quot;شدنی نیست، در هیچ جهتی &amp;quot;اصلاح&amp;quot; شدنی نیست. این شانس را ندارد که کارآ شود و همزمان پایه توده&amp;zwnj;ای خود را تقویت کند یا دست کم آن را حفظ کند. اگر به سیاست آزادی&amp;zwnj;دهی محدود و کنترل شده بگرود، کارآیی امنیتی خود را از دست می&amp;zwnj;دهد. یک گام پس بنشیند، مردم ده گام به پیش می&amp;zwnj;آیند، و باز گرداندن آنان به سر جای اول پرهزینه است. اگر بخواهد به لحاظ اقتصادی و اداری کارآ شود، باید کار را به کاردان بسپارد، ولی با این کار پشتیبانان اصلی خود را ناخرسند می&amp;zwnj;کند. پشتیبانان آن می&amp;zwnj;خواهند که امور در دست &amp;quot;خودی&amp;zwnj;ها&amp;quot; باشد، در دست ولایت&amp;zwnj;مداران و آنان بتوانند به راحتی از خزانه برداشت کنند و برای حفظ پایه توده&amp;zwnj;ای نظام، اینجا و آنجا پول پخش کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; رژیم دیگر نمی&amp;zwnj;تواند به مرحله جنبشی انقلاب اسلامی بازگردد، و نمی&amp;zwnj;تواند مرحله تازه&amp;zwnj;ای از شورانگیزی و بسیج را آغاز کند. هم خاتمی و هم احمدی&amp;zwnj;نژاد خواستند نظام را تر و تازه کنند؛ برخی موفقیت&amp;zwnj;های موضعی به دست آوردند، اما در مجموع ناکام ماندند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; از زیر چتر ایدئولوژیک رژیم گریز وجود دارد؛ خیمه ولایت را نمی&amp;zwnj;توانند جذاب کنند، نه به لحاظ فکری، نه به لحاظ استتیک. نظام هر چه می&amp;zwnj;گذرد مبتذل&amp;zwnj;تر و بدسلیقه&amp;zwnj;تر و زننده&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;minus; هر چه ولایت&amp;zwnj;مداری تقویت می&amp;zwnj;شود، رابطه با جهان خارج پرتنش&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;گردد. رژیم ظرفیت پذیرش عقلانیتی در حد عقلانیت خاتمی در سیاست خارجی را ندارد. انزوا را نمی&amp;zwnj;تواند با تهاجم به شکل احمدی&amp;zwnj;نژاد جبران کند، زیرا سیاست خارجی به شکل آوازه&amp;zwnj;گری و پخش پول برای جذب متحد، پرهزینه است و هر چه می&amp;zwnj;گذرد توانایی نظام برای پرداخت این گونه هزینه&amp;zwnj;ها پایین&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;آید. نظام اکنون به جایی رسیده که کل سیاست خارجی خود را باید به صورت دفاعی درآورد و آن را بویژه در خدمت دفاع تسلیحاتی قرار دهد. مدیران نظامی عهده&amp;zwnj;دار سیاست خارجی می&amp;zwnj;شوند. آنان نیز طبعا نمی&amp;zwnj;توانند و نمی&amp;zwnj;خواهند تنش&amp;zwnj;زدایی کنند. اگر نخواهند &amp;quot;بسیجی&amp;quot;وار عمل کنند، باید به سنگربندی بپردازند. به هر حال دیوار جدایی با جهان خارج مدام قطورتر می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با فرض تعیین&amp;zwnj;کننده بودن این خصوصیت&amp;zwnj;ها، محتمل&amp;zwnj;ترین عاقبتی که در چشم&amp;zwnj;انداز نزدیک می&amp;zwnj;توان برای رژیم متصور شد، بی&amp;zwnj;حرکتی است، راکد نگه داشتن است، کنترل است، پی گرفتن سیاستی انقباضی است. در این مرحله نظام می&amp;zwnj;کوشد برای مهار بحران&amp;zwnj;هایی که سیاست&amp;zwnj;های جنبشی گره خورده با نام احمدی&amp;zwnj;نژاد برانگیخت، به کادرها و برنامه&amp;zwnj;هایی رو آورد که خود را ضمن ولایت&amp;zwnj;مداری با یک سنجیدگی بوروکراتیک معرفی می&amp;zwnj;کنند. این کار رژیم رژیم را لَخت&amp;zwnj;تر، عبوس&amp;zwnj;تر و خسته&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;تر از پیش می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کار به جایی رسیده که کنترل بحران&amp;zwnj;های داخلی سیستم، دیگر تأثیر چندانی بر رابطۀ بحرانی سیستم با محیط&amp;nbsp;ندارد. اما در مقابل بحران بیشتر در درون سیستم تأثیر آشکارا تشدیدکننده&amp;zwnj;ای بر بحران رابطه آن با محیط می&amp;zwnj;گذارد. این امر به معنای تعیین&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;تر شدن نقش جامعه در رابطه جامعه&amp;minus;سیستم است.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2012/06/12/15591#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10099">اصلاح‌طلبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1935">محمدرضا نیکفر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1555">ولایت فقیه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Tue, 12 Jun 2012 18:58:11 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15591 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>دیه بگیرید! قاتل شناسایی نشد...</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/12/15575</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/12/15575&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نگاهی به وضعیت پرونده کشته شدگان جنبش اعتراضی سال ۱۳۸۸        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    فرشته قاضی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;267&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/000_nic370756.jpg?1340208712&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;فرشته قاضی - با نزدیک شدن به سالگرد دهمین انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸، خانواده&amp;zwnj;های جانباختگان اعتراض&amp;zwnj;های مردمی نسبت به اعلام نتایج این انتخابات، می&amp;zwnj;گویند به شکایت&amp;zwnj;های آنها برای معرفی قاتلان فرزندانشان رسیدگی نشده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120619_30Khordad_Lida.mp3&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این خانواده&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گویند تنها پاسخی که در قبال شکایت&amp;zwnj;هایشان دریافت کرده&amp;zwnj;اند، این است که با گرفتن دیه از بیت&amp;zwnj;المال، شکایت&amp;zwnj;های خود را مختومه اعلام کنند. این در حالی است که هیچ دادگاهی برای بررسی شکایت&amp;zwnj;های آنها تشکیل نشده است که حکم بر پرداخت دیه صادر کرده باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ده&amp;zwnj;ها تن در جریان اعتراض&amp;zwnj;های مردمی در طی سه سال گذشته جانباخته&amp;zwnj;اند؛ برخی با اصابت مستقیم گلوله در خیابان&amp;zwnj;ها، برخی بر اثر ضربه باتوم و برخی دیگر در پی بازداشت و در زندان و زیر شکنجه.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آمار دقیقی از تعداد جانباختگان وجود ندارد و حکومت تاکنون مسئولیت این کشتارها را برعهده نگرفتهاست، اما خانواده&amp;zwnj;های نزدیک به ۶۰ تن از این جانباختگان در مصاحبه&amp;zwnj;هایی رسمی از کشته شدن فرزندان و اعضای خانواده شان سخن گفته&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این خانواده&amp;zwnj;ها که با طرح شکایت&amp;zwnj;های رسمی خواهان معرفی قاتل یا قاتلان اعضای خانواده&amp;zwnj;های خود شده&amp;zwnj;اند تاکنون و در طی سه سال گذشته تنها یک پاسخ دریافت کرده&amp;zwnj;اند: قاتل شناسایی نشد. درخواست دیه کنید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۲۳ خرداد &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;140&quot; height=&quot;198&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/meysam.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خانواده میثم عبادی از پی&amp;zwnj;گیر&amp;zwnj;ترین خانواده&amp;zwnj;های جانباختگان بعد از انتخابات بودند، اما هیچ پاسخی نگرفتند.&lt;b&gt; &amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;میثم عبادی تاکنون به عنوان اولین جانباخته بعد از انتخابات ۸۸ شناخته شده است؛ نوجوانی که به گفته پدرش هنوز ۱۷ ساله نیز نشده بود. او ۲۳ خرداد ۸۸ یعنی یک روز پس از انتخابات بحث برانگیز بر اثر شلیک گلوله جان باخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خانواده میثم عبادی از پی&amp;zwnj;گیر&amp;zwnj;ترین خانواده&amp;zwnj;های جانباختگان بعد از انتخابات بودند، اما هیچ پاسخی نگرفتند. اصغر عبادی، پدر میثم می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;میثم برای کمک به دختری که توسط بسیجی&amp;zwnj;ها مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود رفت، اما گلوله را در شکم او خالی کردند. ما شکایت کردیم و همان اوایل قاتل را بازداشت کردند و گفتند که بسیجی هست. خیلی امیدوار بودیم که او را می&amp;zwnj;آورند دادگاه و محاکمه می&amp;zwnj;شود ولی قاضی پرونده را عوض کردند، قاتل را آزاد کردند و در پاسخ به اعتراض ما گفتند که اشتباه بازداشت کرده بودند. پس از آن هم دیگر جواب ما را ندادند.&amp;quot; او می&amp;zwnj;افزاید: &amp;quot;بازهم پی&amp;zwnj;گیری کردم، اما گفتند که قاتل شناسایی نشده و پرونده مختومه است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۲۵ خرداد&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲۵ خرداد ۸۸ و سه روز پس از انتخابات که جمعیت میلیونی مردم دست به راهپیمایی مسالمت&amp;zwnj;آمیز زدند، از پایگاه بسیج در خیابان آزادی به مردم شلیک شد. ده&amp;zwnj;ها نفر گلوله خوردند و از جانباختگان این روز آمار دقیقی وجود ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;133&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/000_nic370802.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;لادن مصطفایی، همسر علی حسن&amp;zwnj;پور می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;آخرین جوابی که به ما دادند این بود که درخواست دیه کنید و پرونده مختومه خواهد شد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کیانوش آسا، رامین رمضانی، علی حسن&amp;zwnj;پور، سهراب اعرابی، مصطفی غنیان، مسعود خسروی دوست محمد، حسام حنیفه، محرم چگینی، ناصر امیرنژاد، علیرضا افتخاری، محمود رئیسی نجفی، فاطمه رجب پور، سرور برومند، داوود صدری، حسین طهماسبی، مهدی کرمی، امیرحسین طوفان&amp;zwnj;پور، حسین اخترزند و احمد نعیم&amp;zwnj;آبادی از جمله جانباختگان این روز هستند. شکایت&amp;zwnj;های خانواده&amp;zwnj;های آنها نیز نتیجه&amp;zwnj;ای نداشته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;لادن مصطفایی، همسر علی حسن&amp;zwnj;پور می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;آخرین جوابی که به ما دادند این بود که درخواست دیه کنید و پرونده مختومه خواهد شد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این پاسخی است که به همه خانواده&amp;zwnj;های جانباختگان داده&amp;zwnj;اند. خانم مصطفایی می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;گفته&amp;zwnj;اند درخواست دیه کرده رضایت دهید تا دادگاه تشکیل دهیم. در غیر این صورت پرونده را مختومه می&amp;zwnj;کنیم. این جوابی است که بعد از سه سال به من می&amp;zwnj;دهند و تاکید هم دارند که علی بی گناه بوده.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۳۰ خرداد&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ندا آقاسلطان، فاطمه سمسارپور، سجاد سبزعلی&amp;zwnj;پور، بهمن جنابی، عباس دیسناد، اشکان سهرابی، مسعود هاشم&amp;zwnj;پور، بهزاد مهاجر، مریم سودبر، سیدرضا طباطبایی، ایمان هاشمی، محسن حدادی، واحد اکبری، ابوالفضل عبدالهی، سالار طهماسبی، فرزاد جشنی، نادر ناصری، سعید عباسی&amp;zwnj;فر گلچینی، حامد بشارتی، مریم مهرآذین، میلاد یزدان&amp;zwnj;پناه، تینا سودی و بابک سپهر ازجمله جانباختگان در روز ۳۰ خرداد ماه هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot; class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;img width=&quot;400&quot; height=&quot;404&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/1388-1389iran.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علی مطهری، نماینده اصولگرای مجلس شورای اسلامی اعلام کرده که بین ۳۰ تا ۵۰ نفر در این روز کشته شده&amp;zwnj;اند. خانواده&amp;zwnj;های تعدادی از آنها بارها در مصاحبه&amp;zwnj;های مختلف از پی&amp;zwnj;گیر&amp;zwnj;ی&amp;zwnj;ها و بی&amp;zwnj;نتیجه ماندن شکایت&amp;zwnj;هایشان سخن گفته&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عباس دیسناد، جانبازی است که بر اثر ضربات باتوم به شدت مصدوم شد و چندروز بعد جان باخت. مریم خانی ، همسر آقای دیسناد می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;از همان ابتدا گفتند که او بر اثر سکته قلبی فوت کرده. حتی جنازه را با این شرط به ما دادند که بگوییم سکته قلبی کرده، اما ما شکایت کردیم و خواهان معرفی قاتل همسرم هستیم. گفتند که همزمان با ضربات باتوم سکته قلبی کرده است و در نهایت هم پرونده را مختومه کردند. پی&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های ماهم نتیجه&amp;zwnj;ای نداشت و ضربات باتوم را کاملاً نادیده گرفتند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فاطمه سمسارپور اما در همین روز در مقابل منزل مسکونی&amp;zwnj;اش در حالی بر اثر اصابت گلوله جان باخت که پسر دانشجویش نیز همراه با او گلوله خورد. فرزند خانم سمسارپور زنده ماند، اما شکایت خانواده او نیز به جایی نرسید. حسن میراسدالهی، همسر خانم سمسارپور می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;هر از چندگاهی ما را احضار می&amp;zwnj;کردند و به نوعی سر می&amp;zwnj;دواندند. در نهایت گفتند دیه بگیرید. گفتیم ما دیه نمی&amp;zwnj;خواهیم، قاتل را معرفی کنید. ما اصلاً دنبال قصاص هم نیستیم. فقط سئوال داریم. به ما بگویید به چه گناهی همسر من کشته شد؟&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او می&amp;zwnj;افزاید: &amp;quot;هیچ دادگاهی برگزار نشد و حکم بر دیه از بیت&amp;zwnj;المال صادر شد. ما هم که از ابتدا گفته&amp;zwnj;ایم دیه نمی&amp;zwnj;خواهیم. حال برخی خانواده&amp;zwnj;ها دیه گرفتند. دیه حق آنها بود و کسی لطفی به آنها نکرده. دیه گرفتند و پرونده مختومه شد. ما دیه نگرفتیم و هیچ خبری از وضعیت پرونده نداریم که باز است یا خیر؟ مختومه شده؟ هیچ خبری نیست. پی گیری هم که می&amp;zwnj;کنیم جوابی نمی&amp;zwnj;گیریم.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;127&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/000_par2639100.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در میان جانباختگان این روز ، پرونده ندا آقاسلطان که فیلم جانباختن او را جهانیان به نظاره نشستند، تنها پرونده&amp;zwnj;ای است که روندی متقاوت از سایر جانباختگان طی کرده است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آقای میراسدالهی می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;وقتی مسئولان حاضر به پرداخت دیه هستند، پذیرفته&amp;zwnj;اند که عزیزان ما کشته شده&amp;zwnj;اند، اما سئوال این است که این افرادی که کشته شده&amp;zwnj;اند را چه کسی کشته که از بیت&amp;zwnj;المال دیه می&amp;zwnj;دهند و چرا قاتل را معرفی نمی&amp;zwnj;کنند؟&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;زهرا نیک پیما، مادر اشکان سهرابی اما می&amp;zwnj;گوید که دیگر برای پیگیری پرونده هم نمی&amp;zwnj;رود. او می&amp;zwnj;افزاید: &amp;quot;گفتند بیایید دیه بگیرید. من که برای دیه شکایت نکرده بودم. من قاتل بچه ام را می&amp;zwnj;خواهم معرفی کنند و به من بگویند چرا بچه مرا کشتند. دیگر نمی&amp;zwnj;روم و پی&amp;zwnj;گیری هم نمی&amp;zwnj;کنم. پرونده همینطور بماند. شاید هم مختومه کرده باشند. اگر قبول دارند که بچه&amp;zwnj;های ما را کشته&amp;zwnj;اند دادگاه تشکیل دهند و قاتل را معرفی کنند. اگر هم قبول ندارند پس چرا می&amp;zwnj;خواهند به ما دیه بدهند؟&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در میان جانباختگان این روز ، پرونده ندا آقاسلطان حکایت دیگری دارد. پرونده این زن ۲۶ ساله که فیلم جانباختن او را جهانیان به نظاره نشستند، تنها پرونده&amp;zwnj;ای است که روندی متقاوت از سایر جانباختگان طی کرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هاجر رستمی مطلق، مادر ندا آقاسلطان در مصاحبه با سایت &amp;quot;روز&amp;quot; اعلام کرده بود که: &amp;quot; متهم به قتل را احضار کرده&amp;zwnj;اند و تاکنون سه جلسه بازپرسی با حضور سه مظنون به قتل ندا در دادسرای جنایی تشکیل شده است که ما و وکیلمان نیز در این جلسات حضور یافتیم و منتظریم که تحقیقات به پایان برسد و پرونده به دادگاه ارسال شود. از سوی دیگر به ما گفته&amp;zwnj;اند باید بازسازی صحنه قتل صورت بگیرد و ما منتظریم برای بازسازی صحنه به ما خبر بدهند&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عباس کارگر جاوید، مظنون اصلی پرونده، از اعضای بسیج است که مردم او را بلافاصله بعد از اصابت گلوله به ندا، گرفتند. به گفته آرش حجازی، پزشکی که هنگام جان باختن ندا بالای سر او بود، این عضو بسیج فریاد می&amp;zwnj;زد: &amp;quot;نمی&amp;zwnj;خواستم بکشمش.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به فاصله چند هفته، عکس&amp;zwnj;ها و مشخصات عباس کارگر جاوید در &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;رسانه&amp;zwnj;های&lt;/span&gt; اینترنتی و در سطح وسیعی منتشر شد و خانواده ندا به عنوان مظنون به قتل دخترشان از او شکایت کردند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تیر ۸۸&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پرونده جانباختگان بازداشتگاه کهریزک، تنها پرونده&amp;zwnj;ای است که در دادگاه مورد رسیدگی قرار گرفته و منجر به صدور حکم شد؛ آن هم برای عاملان این رونده نه آمران آن.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رامین آقازده قهرمانی و احمد نجاتی کارگر، دو جانباخته&amp;zwnj;ای که پس از آزادی از زندان بر اثر شکنجه&amp;zwnj;های صورت گرفته جان باختند، از پرونده کهریزک کنار گذاشته شدند و پرونده سه جانباخته دیگر یعنی امیر جوادی فر، محمد کامرانی و محسن روح الامینی در دادسرای نظامی مورد بررسی قرار گرفت و برای عوامل بازداشتگاه کهریزک حکم صادر شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;168&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/kahrizak12.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;خانواده&amp;zwnj;های جانباختگان کهریزک از قصاص گذشت کردند و خواستار محاکمه آمران این بازداشتگاه شدند. سعید مرتضوی، حداد دهنوی و علی اکبر حیدری&amp;zwnj;فر سه قاضی متهم در این پرونده هستند که خانواده&amp;zwnj;های جانباختگان از آنها شکایت کرده&amp;zwnj;اند. &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;براساس اعلام اطلاعیه روابط عمومی سازمان قضایی نیروهای مسلح، برای دو تن از عوامل کهریزک به اتهام ضرب و جرح منجر به قتل، حکم قصاص صادر شد و دیگر عوامل این بازداشتگاه به انفصال موقت از خدمت، حبس ، شلاق و جریمه نقدی محکوم شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;خانواده&amp;zwnj;های جانباختگان کهریزک از قصاص گذشت کردند و خواستار محاکمه آمران این بازداشتگاه شدند. سعید مرتضوی، حداد دهنوی و علی اکبر حیدری&amp;zwnj;فر سه قاضی متهم در این پرونده هستند که خانواده&amp;zwnj;های جانباختگان از آنها شکایت کرده&amp;zwnj;اند. تاکنون به اتهامات آنها رسیدگی نشده، اما علی کامرانی، پدر محمد کامرانی به خبرگزاری مهر گفته است: &amp;quot;&lt;span&gt;اخیراً حیدری فرد، معاون مرتضوی و یکی از متهمان پرونده بازداشت شده&amp;nbsp;و&amp;nbsp;دادسرا هم&amp;nbsp;قول داده&amp;nbsp;است که&amp;nbsp;تا پایان این ماه و یا اوایل ماه آینده کیفرخواست سعید مرتضوی صادر می&amp;zwnj;شود.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;بازداشت علی اکبر حیدری&amp;zwnj;فرد نه در ارتباط با پرونده کهریزک که به دلیل اسلحه&amp;zwnj;کشی او در یک پمپ بنزین صورت گرفته است. آقای کامرانی گفته است: &amp;quot;پرونده&amp;nbsp;ابتدا در&amp;nbsp;دادسرای قضات تشکیل و&amp;nbsp;برای&amp;nbsp;تکمیل به دادسرای کارمندان ارجاع داده شد و در نهایت در دادگاه عمومی نیز رسیدگی شد. به زودی نیز با صدور کیفرخواست، پرونده به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده خواهد شد.&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سعید مرتضوی از سوی محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد به سمت ریاست صندوق تامین اجتماعی منصوب شده و همزمان ریاست ستاد مبارزه با قاچاق ارز و کالا را نیز عهده&amp;zwnj;دار است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;براساس گزارش خبرگزاری مهر، &lt;span&gt;دادستان سابق تهران&amp;nbsp;که در پرونده حادثه کهریزک متهم بود، بیش از این&amp;nbsp;در زمینه&amp;zwnj;های معاونت در قتل، نقض حقوق شهروندی و هتک حیثیت ناجا تفهیم اتهام شده و پرونده کهریزک هنوز مفتوح است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رامین پوراندرجانی، دیگر جانباخته مرتبط با کهریزک است که پرونده شکایت خانواده&amp;zwnj;اش مسکوت مانده است. او پزشک وظیفه&amp;zwnj;ای بود که قربانیان کهریزک را معاینه کرده بود. رضاقلی پوراندرجانی، پدر رامین می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;پرونده را مسکوت گذاشتند. بارها به دادسرای جنایی تهران رفتم و کسی پاسخگو نبود. در دادگاه کهریزک هم شکایت ما را نادیده گرفتند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علت جان باختن رامین پوراندرجانی را ابتدا سکته قلبی و سپس خودکشی عنوان کردند، اما در نهایت گفتند پزشکی قانونی علت مرگ را مسمومیت تشخیص داده است. به گفته پدر رامین پوراندرجانی هیچ دادگاهی برای بررسی علت مرگ او تشکیل نشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;عاشورای ۸۸&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سیدعلی موسوی، شهرام فرج&amp;zwnj;زاده، امیرارشد تاجمیر، شاهرخ رحمانی، شبنم سهرابی، مصطفی کریم&amp;zwnj;بیگی، مهدی فرهادی&amp;zwnj;راد، محمدعلی راسخی&amp;zwnj;نیا و جهانبخت پازوکی جانباختگان عاشورای ۸۸ هستند. خانواده&amp;zwnj;های آنها نیز همان پاسخی را دریافت کرده&amp;zwnj;اند که سایر جانباختگان پس از انتخابات.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;133&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/000_nic415598.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;سیدعلی موسوی، شهرام فرج&amp;zwnj;زاده، امیرارشد تاجمیر، شاهرخ رحمانی، شبنم سهرابی، مصطفی کریم&amp;zwnj;بیگی، مهدی فرهادی&amp;zwnj;راد، محمدعلی راسخی&amp;zwnj;نیا و جهانبخت پازوکی جانباختگان عاشورای ۸۸ هستند. &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;راحله فرج&amp;zwnj;زاده، خواهر شهرام فرج&amp;zwnj;زاده می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;برادر من خیلی پی&amp;zwnj;گیری می&amp;zwnj;کرد. می&amp;zwnj;گفت وکیل خیلی خوبی گرفته&amp;zwnj;ام و خیلی امیدوار بود که حداقل مسولان مسئولیت را برعهده خواهند گرفت و لااقل ابراز تاسف خواهند کرد، اما متاسفانه طوری رفتار کردند که او نیز ناامید شد. می&amp;zwnj;گفت یواش یواش متوجه شدم پشت من می&amp;zwnj;ایستند و مسخره می&amp;zwnj;کنند. نیشخند می&amp;zwnj;زنند و بی&amp;zwnj;احترامی می&amp;zwnj;کنند. عاقل اندر سفیه نگاه می&amp;zwnj;کنند که اگر باور کرده&amp;zwnj;ای به نتیجه می&amp;zwnj;رسی احمق هستی و ...&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;او می&amp;zwnj;افزاید: &amp;quot;پدر من ویلچرنشین است. یک روز آمدند و او را با خود بردند. نمی&amp;zwnj;دانم چه گفته&amp;zwnj;اند و او را چگونه ترسانده&amp;zwnj;اند که دیگر هیچ حرفی نمی&amp;zwnj;زند. حتی به ما نمی&amp;zwnj;گوید که چه گفته&amp;zwnj;اند. این پاسخی هست که خانواده من دریافت کرده. برادرم می&amp;zwnj;گفت فقط ما را سر دواندند و اذیت کردند. بعد هم گفتند که برای چی پی&amp;zwnj;گیری می&amp;zwnj;کنید؟ هیچ جوابی هم ندادند.&amp;quot; شهرام فرج زاده، روز عاشورای ۸۸ توسط ماشین نیروی انتظامی زیر گرفته شد و جان باخت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصطفی کریم&amp;zwnj;بیگی، دیگر جانباخته این روز است که با اصابت گلوله بر پیشانی&amp;zwnj;اش جان باخته است. مادرش می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;گفتند بیا دیه بگیر. گفتم من از روز اول هم اعلام کرده بودم دیه نمی&amp;zwnj;خواهم. دیه به چه درد من می&amp;zwnj;خورد من قاتل پسرم را می&amp;zwnj;خواهم، اما پرونده را دیگر مسکوت گذاشتند. به همه خانواده&amp;zwnj;ها همین را گفته&amp;zwnj;اند که بیایید دیه بگیرید. دیه حق ماست، اما ما قاتل فرزندانمان را می&amp;zwnj;خواهیم. بچه&amp;zwnj;های ما با دست خالی رفتند. آنها فقط اعتراض داشتند، اما پاسخ&amp;zwnj;شان را با گلوله دادند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۲۵ بهمن ۸۹&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد مختاری و صانع ژاله، دو جانباخته ۲۵ بهمن ۸۹ هستند که هر دو با اصابت گلوله جان باخته&amp;zwnj;اند. مجید مختاری ، برادر محمد می&amp;zwnj;گوید که پرونده شکایت آنها در دادسرای اوین است: &amp;quot;هربار پدرم برای پی گیری رفته، گفته&amp;zwnj;اند که در حال تحقیقات هستیم و هنوز قاتل پیدا نشده است. یعنی پرونده مسکوت مانده است و رسیدگی نمی&amp;zwnj;کنند&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;127&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/zhalehmokhtari.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد مختاری و صانع ژاله از سوی مسئولان به عنوان بسیجی معرفی شدند، اما خانواده&amp;zwnj;های این دو جانباخته در مصاحبه با رسانه این امر را تکذیب کرده&amp;zwnj;اند و رسماً اعلام کردند که آنها معترض بوده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از نزدیکان صانع ژاله نیز می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;پرونده خانواده صانع نیز در دادسرای اوین است. چندبار با آنها تماس گرفته&amp;zwnj;اند که به این دادسرا بروند، اما آنها نرفتند و سکوت کردند. چون خوب می&amp;zwnj;دانند که قاتل معرفی نخواهد شد و در نهایت به یک دیه بسنده خواهد شد. آنها هم که دیه نمی&amp;zwnj;خواهند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;محمد مختاری و صانع ژاله از سوی مسئولان به عنوان دو بسیجی معرفی شدند و جنازه آنها بر دستان لباس شخصی&amp;zwnj;ها و نیروهای امنیتی تشییع شد، اما خانواده&amp;zwnj;های این دو جانباخته در مصاحبه با رسانه این امر را تکذیب کرده&amp;zwnj;اند و رسماً اعلام کردند که آنها معترض بوده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینها تنها نمونه&amp;zwnj;هایی از جانباختگان بعد از انتخابات هستند و بسیاری از خانواده&amp;zwnj;های جانباختگان به دلیل فشارهای امنیتی سکوت اختیار کرده&amp;zwnj;اند. از سوی دیگر حکومت تاکنون حاضر به پذیرش مسئولیت این قتل&amp;zwnj;ها و یا توضیحی درباره تعداد جانباختگان و علت مرگ آنها نشده است لذا هیچ آمار دقیقی در این زمینه وجود ندارد.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در همین زمینه:&lt;/b&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/15344&quot;&gt;جنبش کارگری و تردید نسبت به رهبران جنبش سبز&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/05/15224&quot;&gt;اقلیت&amp;zwnj;ها و ظرف محدود جنبش سبز&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/06/15228&quot;&gt;خاستگاه اجتماعی جنبش سبز&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/15429&quot;&gt;&amp;nbsp;نقش رسانه&amp;zwnj;ها در جنبش اعتراضی مردم ایران&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/15383&quot;&gt;جنبش سبز و آرمان&amp;zwnj;های جوان ایرانی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/10/15485&quot;&gt;جنبش سبز و اعتماد کارگران&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/15530&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا جنبش زنان مرده است؟&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/12/15575#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12761">اسامی جانباختگان جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12759">خانواده جانباختگان جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12641">دهمین انتخابات ریاست جمهوری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12760">فرشته قاضی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Tue, 12 Jun 2012 11:35:18 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15575 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>آیا جنبش زنان مرده است؟</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/06/11/15530</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/06/11/15530&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مریم حسین‌خواه        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;163&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/21.jpg?1339606376&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مریم حسین&amp;zwnj;خواه - آیا جنبش زنان ایران در پی حوادث پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ دچار افول شده است؟ این سئوالی است که در سه سال گذشته و با شدت گرفتن سرکوب&amp;zwnj;ها در ایران بار&amp;zwnj;ها مطرح شده و&amp;zwnj; گاه تا آنجا پیش رفته که برخی، از &amp;quot;مرگ جنبش زنان&amp;quot; سخن گفته&amp;zwnj;اند و مدعی شده&amp;zwnj;اند که عواملی همچون سرکوب&amp;zwnj;های گسترده و مهاجرت اجباری شمار زیادی از اعضای این جنبش، فعالیت آن را &amp;quot;متوقف و بدون تاثیر&amp;quot; کرده است.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پاسخ دادن به این سئوال اما از سویی نیازمند شناخت ساختار جنبش زنان و شیوه&amp;zwnj;های مختلف آن است و از سوی دیگر نیازمند درک وضعیتی که نه تنها این جنبش، بلکه جامعه مدنی ایران در سال&amp;zwnj;های اخیر دچار آن شده است. با تعریف کلاسیک از یک جنبش اجتماعی و زیر ذره&amp;zwnj;بین گذاشتن آن بخش از فعالیت&amp;zwnj;های جنبش زنان که در رسانه&amp;zwnj;ها منعکس شده است، شاید به آسانی بتوان حکم مرگ یا تضعیف نزدیک به موت این جنبش را اعلام کرد، اما نگاهی فرا&amp;zwnj;تر از این چارچوب&amp;zwnj;ها، شاید پاسخی دیگر به این پرسش داشته باشد و بتواند تصویری روشن&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تر از وضعیت فعلی جنبش زنان و تاثیر رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ بر آن، نشان بدهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تصویری که از جنبش زنان دیده می&amp;zwnj;شود&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سه سال پیش در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، با وجود آنکه فعالیت بسیاری از نهادهای مدنی مستقل زنان در اثر فشارهای مستقیم و غیرمستقیم حاکمیت متوقف شده بود و نهادهای باقی مانده بیشتر در قالب کمپین&amp;zwnj;ها و ائتلاف&amp;zwnj;های میان گروهی بودند و زیر سایه تهدیدهای مداوم امنیتی به کار خود ادامه می&amp;zwnj;دادند، جنبش زنان هنوز آنقدر قدرت داشت که بتواند یکی از فراگیرترین ائتلاف&amp;zwnj;های خود را برای مخالفت با&amp;nbsp; لایحه حمایت از خانواده تشکیل دهد و در نهایت آن را از دستور کار مجلس خارج کند، به حضور خیابانی خود برای گفت&amp;zwnj;وگوی چهره به چهره با مردم درباره نابرابری&amp;zwnj;های حقوقی ادامه دهد و حتی در روزهای تبلیغات انتخاباتی &amp;nbsp;با راه&amp;zwnj;اندازی &amp;quot;همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات درانتخابات&amp;quot; در خیابان&amp;zwnj;های شهر به طرح مطالبات زنان بپردازد. &amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;200&quot; vspace=&quot;10&quot; hspace=&quot;10&quot; height=&quot;126&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/22xordad3.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جلوه &amp;nbsp;جواهری:&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادامه فعالیت در قالب گروه&amp;zwnj;های کوچک و پراکنده&amp;zwnj;ای است که سعی در ارتباط با هم دارند&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;؛&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;از همین رو شاید داوری کلی در مورد جنبش زنان- که عموماً براساس گزارش&amp;zwnj;های رسانه&amp;zwnj;ای صورت می&amp;zwnj;گیرد- این است که جنبش دچار رکود و سکون شده است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کمی پیشتر از آن در نخستین سال&amp;zwnj;های روی کار آمدن محمود احمدی&amp;zwnj;نژاد، تجمع&amp;zwnj;های خیابانی جنبش زنان همچنان ادامه داشت و با توقف این حضور خیابانی گسترده به خاطر بازداشت&amp;zwnj;ها و فشار متمرکز نیروهای امنیتی، فعالیت کمپین&amp;zwnj;های زنان هیچ&amp;zwnj;گاه متوقف نشد و در مقاطعی موفق به تحقق حداقلی برخی خواسته&amp;zwnj;های خود نیز شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکنون، با گذشت سه سال از آغاز سرکوب&amp;zwnj;های فراگیر جامعه مدنی در ایران، کمتر نشانی از فعالیت&amp;zwnj;های جمعی، فراگیر و علنی از سوی جنبش زنان دیده می&amp;zwnj;شود و این شاید محوری&amp;zwnj;ترین استدلال افرادی باشد که قائل به افول جنبش زنان در ایران هستند. علاوه بر برخی افراد خارج از جنبش زنان که به صراحت از تضعیف و افول جنبش زنان سخن می&amp;zwnj;گویند، برخی فعالان جنبش زنان از جمله افرادی که همچنان به فعالیت&amp;zwnj;های خود در ایران ادامه می&amp;zwnj;دهند نیز به تغییر شرایط فعالیت در جنبش زنان و نحوه عملکرد آن اذعان دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نفیسه آزاد، از فعالان کمپین یک میلیون امضا که در ایران به فعالیت خود در حوزه زنان ادامه می&amp;zwnj;دهد در &lt;a href=&quot;http://www.1millionchange.info/spip.php?article8472&quot;&gt;یادداشتی&lt;/a&gt; که شهریورماه سال ۱۳۹۰ نوشته است، می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;مدت&amp;zwnj;هاست در حوزه زنان، اثری از فعالیت درخور، موضع&amp;zwnj;گیری به جا و موثر، یا از همه مهم&amp;zwnj;تر عمل جمعی که معنای جنبش را در ذهن تداعی کند، نمی&amp;zwnj;بینیم.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینگونه انتقادات درونی اگرچه با انتقادات برخی فعالان سیاسی همچون &lt;a href=&quot;http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2011/march/13/article/-af9724ad05.html&quot;&gt;علی افشاری&lt;/a&gt; که شکل نگرفتن اعتراض&amp;zwnj;های خیابانی از سوی جنبش زنان در روز هشتم مارس را نشانه &amp;quot;رکود&amp;quot; این جنبش دانسته و &amp;nbsp;اقداماتی همچون &amp;nbsp;ظرفیت&amp;zwnj;سازی، برگزاری کارگاه&amp;zwnj;های آموزشی، آگاهی&amp;zwnj;رسانی و ادامه انتشار رسانه&amp;zwnj;های اینترنتی را &amp;quot;به منزله وجود جنبش اجتماعی&amp;quot; نمی&amp;zwnj;دانند، متفاوت است، اما در هرحال نشان از تغییر در وضعیت جنبش زنان دارد. حتی اگر دلیل این تغییر چنان که نسیم سرابندی&amp;zwnj;زاده، دبیر سابق کمیسیون زنان دفتر تحکیم می&amp;zwnj;گوید، رسانه&amp;zwnj;ای نکردن فعالیت&amp;zwnj;ها باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کم نیستند افرادی همچون محمد مالجو، اقتصاددان و استاد دانشگاه که &amp;quot;مهاجرت انبوهی از فعالان جنبش زنان&amp;quot; در سال&amp;zwnj;های اخیر&amp;nbsp; را موجب &amp;quot;تضعیف جنبش زنان در داخل کشور&amp;quot; می&amp;zwnj;دانند و معتقدند: &amp;quot;صدای مخالف مهاجران معترض در بهترین حالت فقط در فضای مجازی طنین می&amp;zwnj;یابد  &amp;nbsp;که فضایی مناسب برای آگاهی&amp;zwnj;رسانی است و برای سازماندهی که مشکل فعلی جنبش  زنان است، کارساز نیست.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نسیم سرابندی&amp;zwnj;زاده که پس از وقایع سال ۱۳۸۸ در دانمارک اقامت دارد، چندی پیش به &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/women/2012/03/06/11707&quot;&gt;رادیو زمانه&lt;/a&gt; گفت: &amp;quot;حرکت&amp;zwnj;های خردی که همچنان در داخل شبکه&amp;zwnj;های زنان وجود دارد، در شرایط فعلی چندان نشانه و فرصت بروز ندارد و اگر فعالیتی باشد مثلاً در حد کتابخوانی و پخش بروشور، فعالان صلاح می&amp;zwnj;بینند آن را رسانه&amp;zwnj;ای نکنند تا از سرکوب بگریزند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;منتشر نکردن خبر برگزاری کارگاه&amp;zwnj;های آموزشی از سوی فعالان کمپین یک میلیون امضا برای ۴۰۶ نفر در فاصله شهریور ۱۳۸۸- ۱۳۸۹ در شهرهای تهران، رشت، اصفهان و ساری، یکی از همین فعالیت&amp;zwnj;ها بود که برای تضمین ادامه کار، تنها پس از اتمام کارگاه&amp;zwnj;ها در یک گزارش کوتاه از آن یاد شد. این&amp;zwnj;گونه فعالیت&amp;zwnj;ها که با چراغ خاموش و به منظور کادرسازی و حفظ ارتباطات موجود انجام می&amp;zwnj;شود اما فقط بخشی از تصویری است که می&amp;zwnj;تواند وضعیت کنونی جنبش زنان را نشان دهد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخش دیگری از این تصویر چنانکه جلوه جواهری، از دیگر فعالان مقیم ایران کمپین یک میلیون امضا در گفت&amp;zwnj;وگو با رادیو زمانه می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;ادامه فعالیت در قالب گروه&amp;zwnj;های کوچک و پراکنده&amp;zwnj;ای است که سعی در ارتباط با هم دارند؛ گروه&amp;zwnj;هایی که برخی اعضای آن&amp;nbsp; به کلی ارتباط خود را با فعالان پیشین از دست داده&amp;zwnj;اند یا افراد جدیدی هستند که هرگز با این فعالان &amp;nbsp;قدیمی ارتباط &amp;nbsp;نداشته&amp;zwnj;اند، از همین رو شاید داوری کلی در مورد جنبش زنان- که عموماً براساس گزارش&amp;zwnj;های رسانه&amp;zwnj;ای صورت می&amp;zwnj;گیرد- این است که جنبش دچار رکود و سکون شده است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در حالیکه جلوه جواهری نسبت به ادامه فعالیت این گروه&amp;zwnj;های کوچک و جذب نیروهای جدید از سوی آنها اظهار خوش&amp;zwnj;بینی می&amp;zwnj;کند و آن را نشانه&amp;zwnj;ای از &amp;quot;روشن بودن خواسته&amp;zwnj;های جنبش زنان&amp;quot; می&amp;zwnj;داند، این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که نبود&amp;nbsp; واکنش جدی و فراگیر&amp;nbsp; نسبت به بسیاری از رخدادهای حوزه زنان همچون تبعیض&amp;zwnj;های جنسیتی مستتر در قانون جدید مجازات اسلامی، تفکیک&amp;zwnj;ها و تبعیض&amp;zwnj;های جنسیتی اعمال شده در دانشگاه&amp;zwnj;ها، ابلاغ محدودیت&amp;zwnj;های جدی برای اشتغال زنان و حتی بازداشت گسترده فعالان جنبش زنان &amp;nbsp;و ده&amp;zwnj;ها مورد دیگری که پیش از این به طور حتم واکنش گسترده فعالان زن را در پی داشت، در ساختن تصویر کنونی جنبش زنان لااقل برای مخاطبان بیرونی که حرکت جنبش زنان را از نگاه رسانه&amp;zwnj;ها دنبال می&amp;zwnj;کند، تاثیرگذار بوده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حرکت&amp;zwnj;های مقطعی همچون اعتراض به گسترش خشونت&amp;zwnj; علیه زنان در جامعه، راه&amp;zwnj;اندازی کمپین مبارزه با اسیدپاشی، انتشار بیانیه&amp;zwnj;های جمعی از سوی فعالان داخل و خارج از کشور در آستانه روز جهانی زن یا اعتراض به بازداشت اعضای جنبش زنان و... نیز &amp;nbsp;با تمام تاثیرگذاری خود موفق به ترمیم این تصور نشده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;زندان، سکوت، مهاجرت یا چراغ&amp;zwnj;ها خاموش&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سرکوب&amp;zwnj;های اعمال شده از سوی حاکمیت، از مهم&amp;zwnj;ترین عوامل تاثیرگزار در وضعیت فعلی جنبش زنان است و چنانکه &lt;a href=&quot;http://ir-women.com/spip.php?article10073&quot;&gt;آسیه امینی&lt;/a&gt; اردیبهشت ۱۳۹۰ به کانون زنان ایرانی می&amp;zwnj;گوید، &amp;quot;جنبش زنان یک سازمان سیاسی نیست که انتظار داشته باشیم در برابر سرکوب سیاسی رفتارهای پارتیزانی از خودش نشان بدهد. بنابراین طبیعی است که تا مدتی در برابر برخوردهای شدید حکومت دچار شوک می&amp;zwnj;شود&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در سه سال گذشته ده&amp;zwnj;ها نفر از فعالان شناخته شده و اعضای جوان جنبش زنان بازداشت شدند و تنها در یک سال نخست پس از انتخابات بیش از ۵۰ نفر از آنان راهی زندان شد. این روند با گذشت سه سال هنوز متوقف نشده است و علاوه بر آن نمی&amp;zwnj;توان احضار&amp;zwnj;ها، بازجویی&amp;zwnj;ها و تهدیدهای مدام نیروهای امنیتی علیه فعالان جنبش زنان را نادیده گرفت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این سرکوب&amp;zwnj;ها از سویی برخی فعالان را روانه زندان یا خانه نشین کرده و از سوی دیگر برخی را به مهاجرت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;های اجباری کوچ داده است. با وجود اینکه بخش دیگری از جنبش زنان علی&amp;zwnj;رغم همه این فشار&amp;zwnj;ها به فعالیت خود هرچند به شکلی متفاوت با قبل ادامه می&amp;zwnj;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;lrm;&lt;/span&gt;دهد، اما خروج بخشی از فعالان زن که شمار زیادی از آن&amp;zwnj;ها از چهره&amp;zwnj;های سر&amp;zwnj;شناس و سازمان&amp;zwnj;دهندگان جنبش زنان هستند، یکی از فاکتورهای مهمی است که در بررسی وضعیت کنونی این جنبش باید به آن توجه شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; vspace=&quot;10&quot; hspace=&quot;10&quot; height=&quot;122&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/22xordad1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در سه سال گذشته ده&amp;zwnj;ها نفر از فعالان جنبش زنان بازداشت شدند و تنها در یک سال نخست پس از انتخابات بیش از ۵۰ نفر از آنان راهی زندان شد،&amp;nbsp;این سرکوب&amp;zwnj;ها از سویی برخی فعالان را روانه زندان یا خانه نشین کرده و از سوی دیگر برخی را به مهاجرت&amp;nbsp;&amp;lrm;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;های اجباری کوچ داده است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;کم نیستند افرادی همچون &lt;a href=&quot;http://www.1millionchange.info/spip.php?article9335&quot;&gt;محمد مالجو&lt;/a&gt;، اقتصاددان و استاد دانشگاه که &amp;quot;مهاجرت انبوهی از فعالان جنبش زنان&amp;quot; در سال&amp;zwnj;های اخیر&amp;nbsp; را موجب &amp;quot;تضعیف جنبش زنان در داخل کشور&amp;quot; می&amp;zwnj;دانند و معتقدند: &amp;quot;صدای مخالف مهاجران معترض در بهترین حالت فقط در فضای مجازی طنین می&amp;zwnj;یابد &amp;nbsp;که فضایی مناسب برای آگاهی&amp;zwnj;رسانی است و برای سازماندهی که مشکل فعلی جنبش زنان است، کارساز نیست.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این حضور مجازی اما تمامی ماجرا نیست و تجربه&amp;zwnj;های پیشین این جنبش در ارتباط با فعالان حقوق زنان ایرانی مقیم خارج از کشور نشان می&amp;zwnj;دهد که اعضای این جنبش می&amp;lrm;توانند با فعالیت بر مبنای مدل دوی امدادی، هرکدام&amp;nbsp; بخشی از کار را انجام داده و مرحله بعدی را به عهده آن بخش از جنبش بگذارند که دسترسی مناسب&amp;zwnj;تری به ابزارهای لازم دارد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علاوه بر این، حرکت بر پایه ظرفیت&amp;zwnj;سازی&amp;zwnj;هایی که از سال&amp;zwnj;ها پیش در جنبش زنان انجام شده است،&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;&lt;/span&gt;تواند مانعی دیگر بر فروپاشی و تضعیف آن در شرایط خروج بخشی از اعضای آن از ایران باشد و چنانکه مینو مرتاضی لنگرودی، از اعضای مادران صلح اسفند ۱۳۹۰ در &lt;a href=&quot;http://www.ir-women.com/spip.php?article9996&quot;&gt;مصاحبه&lt;/a&gt; با کانون زنان ایرانی می&amp;zwnj;گوید این جنبش می&amp;zwnj;تواند به مثابه &amp;quot;موجود زنده&amp;quot; موفق به &amp;quot;ترمیم و بازسازی&amp;quot; خود شود. به گفته او که همچنان از تهران پیگیر فعالیت&amp;zwnj;هایش در حوزه زنان است، &amp;quot;وقتی محدودیت&amp;zwnj;های امنیتی پیش آمد بخشی از فعالان جنبش زنان مجبور به مهاجرت شدند و وقفه&amp;zwnj;ای کوتاه در روند فعالیت&amp;zwnj;های برابری خواهانه زنان ایجاد شد. در حالی که در واقعیت، فضاسازی&amp;zwnj;های سال&amp;zwnj;های قبل و بذری که نخبگان کاشته بودند به بار نشست.&amp;nbsp; هر چند نقش آوانگارد زنان نخبه کمتر شده، اما در بدنه و متن اجتماع زن باوری به مدد زنان کنشگر جنبش زنان در دیگر خرده جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی نهادینه&amp;zwnj;تر شده است&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اعضای جدیدی که در همین دوران سرکوب، کم کم به جنبش زنان اضافه شده&amp;zwnj;اند و گهگاه نام&amp;zwj;شان از گوشه و کنار شنیده می&amp;zwnj;شود و یا بدون شنیده شدن نامشان، کارشان دیده می&amp;zwnj;شود، نشانه&amp;zwnj;ای از روند رو به ترمیم بدنه جنبش زنان است که می&amp;zwnj;تواند خلاء خروج بخشی از نیروهای این جنبش را پر کند، آنچه اما همچنان بر جنبش زنان تاثیر منفی خواهد گذاشت، مرزبندی بین اعضای داخل و خارج از کشور در این جنبش است. این مرزبندی و آنچه گهگاه&amp;nbsp; در&amp;nbsp; شیوه&amp;zwnj;های ارتباطی &amp;nbsp;فعالان داخل ایران و فعالان خارج شده از ایران &amp;nbsp;دیده می&amp;zwnj;شود، &amp;nbsp;حاکی از بی&amp;zwnj;تجربگی هر دو طرف در یافتن راه&amp;zwnj;های جدید برای واکنش هماهنگ و مشترک است و چنانکه &lt;a href=&quot;http://www.1millionchange.info/spip.php?article8472&quot;&gt;نفیسه آزاد&lt;/a&gt; نیز معتقد است: &amp;quot;در جنبش زنان هنوز این ابتکار یا خلاقیت وجود ندارد که این پراکندگی جغرافیایی را به ابزار قدرت تبدیل کند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;جنبش سبز و جنبش زنان: همکاری یا استحاله؟ &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با وجود اهمیت سرکوب جنبش زنان و مهاجرت اجباری شماری از اعضای آن که یکی دیگر از تبعات این سرکوب بود، آنها را نمی&amp;zwnj;توان تنها عوامل موثر در وضعیت فعلی جنبش زنان دانست و بخش دیگر از اتفاق&amp;zwnj;های رخ داده در بدنه جنبش زنان، به فراگیر شدن جنبش سبز، به مثابه یک جنبش سیاسی و چگونگی برخورد زنان جوان فعال در جنبش زنان با آن برمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; vspace=&quot;10&quot; hspace=&quot;10&quot; height=&quot;134&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/22xordad2.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به &amp;quot;حاشیه&amp;quot; رفتن برخی فعالیت&amp;zwnj;های جنبش زنان، نقطه مشترک بسیاری از تحلیل&amp;zwnj;هایی است که وضعیت فعلی این جنبش را رصد می&amp;zwnj;کنند. اما آیا همانگونه که برخی اعلام کرده&amp;zwnj;اند، این حاشیه&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان &amp;quot;افول&amp;quot; &amp;nbsp;جنبش زنان است، یا آنگونه که فعالان این جنبش می&amp;zwnj;گویند تنها شاهد تغییری در &amp;quot;نقشه نیروهای جنبش&amp;quot; هستیم&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پروین اردلان، در گفت&amp;zwnj;وگو با &lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/03/14/11973&quot;&gt;رادیو زمانه&lt;/a&gt; بخشی از این مواجهه را &amp;quot;استحاله&amp;quot; جنبش زنان در جنبش سبز می&amp;lrm;داند و معتقد است که این امر در عمل به استقلال جنبش ضربه وارد کرده است. این فعال حقوق زنان، مارس ۲۰۱۱ نیز در مصاحبه با &lt;a href=&quot;http://www.foroneiran.com/index.php/interview/more/8131/&quot;&gt;سایت دانشجو نیوز&lt;/a&gt;، &amp;quot;توقف فعالیت اکثر گروه&amp;zwnj;های زنان در پیش از انتخابات ۱۳۸۸ به خاطر شرایط سرکوب&amp;quot;، &amp;quot;وجود تنوع و اختلاف آرای بالا در جنبش زنان&amp;quot;، &amp;quot;رویکرد معطوف به کاندیدا به جای مطالبات در انتخابات ۱۳۸۸&amp;quot; و &amp;quot;هیجان بالای سیاسی در دوران انتخابات&amp;quot; را از جمله عواملی عنوان کرده بود که &amp;nbsp;جنبش زنان را در روزهای پس از انتخابات در حاشیه قرار دادند؛ در حاشیه قرار گرفتنی که در واکنش&amp;zwnj;های بعدی جنبش زنان در رخدادهای پس از انتخابات تاثیرگذار بود و تا مدتی آن را دچار شوک و سکوت کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;محبوبه عباسقلی&amp;zwnj;زاده نیز اسفند ۱۳۸۸ در &lt;a href=&quot;http://www.jensedigar.net/home/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=76:2010-03-06-18-33-06&amp;amp;catid=37:2009-11-01-22-58-40&amp;amp;Itemid=54&quot;&gt;مقاله&amp;zwnj;ای&lt;/a&gt; &amp;nbsp;که به بررسی چگونگی مواجهه جنبش زنان با جنبش سبز پرداخته است، می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;مهم&amp;zwnj;ترین تغییری که جنبش زنان در سال ۸۸ با آن مواجه شد، ظهور بدنه اجتماعی جنبش زنان در بستر حرکت&amp;zwnj;های اعتراضی سبز، پیشی جستن آن&amp;zwnj;ها از رهبران متعارف جنبش زنان و مرئی شدن نوعی عاملیت مستقل و معطوف به تغییرات دمکراتیک در بین آن&amp;zwnj;ها بوده است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی اما از این تغییرات با عنوان &amp;quot;تغییر نقشه نیروهای جنبش زنان&amp;quot; یاد می&amp;zwnj;کند و معتقد است که از یکسو، جنبش سبز باعث &amp;quot;مرئی&amp;quot; شدن نقش زنان در &amp;quot;کاهش خشونت&amp;zwnj;های خیابانی و یا شکستن کلیشه&amp;zwnj;های جنسیتی در کنش&amp;zwnj;های اعتراضی&amp;quot; شد و از سوی دیگر سرکوب&amp;zwnj;های حکومت، &amp;quot;نیروهای مدنی جنبش زنان&amp;quot; را به حاشیه برد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;حرکت با چراغ خاموش&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به &amp;quot;حاشیه&amp;quot; رفتن برخی فعالان و فعالیت&amp;zwnj;های جنبش زنان، نقطه مشترک بسیاری از تحلیل&amp;zwnj;هایی است که وضعیت این جنبش را پس از اعتراض&amp;zwnj;های سه سال پیش رصد می&amp;zwnj;کنند. اما آیا همانگونه که برخی روزنامه&amp;zwnj;نگاران، فعالان سیاسی و افراد دانشگاهی اعلام کرده&amp;zwnj;اند، این حاشیه&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان &amp;quot;افول&amp;quot; یا &amp;quot;مرگ&amp;quot; جنبش زنان است، یا آنگونه که فعالان این جنبش می&amp;zwnj;گویند تنها شاهد تغییری در &amp;quot;نقشه نیروهای جنبش&amp;quot; هستیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جلوه جواهری در گفت&amp;zwnj;وگو با زمانه با اشاره به اینکه در حال حاضر جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی در ایران از جمله جنبش زنان به دلیل شرایط فشار در &amp;quot;شکلی پنهان&amp;zwnj;تر&amp;quot; به حرکت ادامه دهند، می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;با این وجود شکل پنهان فعلی جنبش زنان به هیچ وجه قابل قیاس با شکلی که در دهه ۶۰ داشته نیست. یعنی این شکل فعالیت نوعی سکون نیست، چرا که شرایط کنونی و حرکتی که زنان پیش برده&amp;zwnj;اند با شرایط قبل از باز شدن نسبی فضا در نیمه دوم دهه ۷۰ و نیمه اول دهه ۸۰ فرق می&amp;zwnj;کند. جنبش زنان همچنان در حال پیشروی است و پروژه&amp;zwnj;هایی را در دست انجام دارد و سعی می&amp;zwnj;کند به جذب نیرو و هدایت این پروژه&amp;zwnj;ها بپردازد، اما با شکلی متفاوت از سال&amp;zwnj;های گذشته یعنی به نوعی با دست&amp;zwnj;های بسته&amp;zwnj;تر در رسانه&amp;zwnj;ای کردن فعالیت&amp;zwnj;ها.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;quot;تغییر عمده&amp;zwnj;ای که در شکل فعالیت ایجاد شده بیش از همه در اندازه حرکت&amp;zwnj;ها و ائتلاف&amp;zwnj;های درون جنبش برای پیگیری مطالبات نمایان است. اگر در نیمه اول دهه ۸۰ به این ضرورت و توانایی رسیده بودیم که می&amp;zwnj;بایست با خرد جمعی و ائتلاف&amp;zwnj;های بزرگ حول محورهای مشترک به فعالیت بپردازیم اکنون می&amp;zwnj;دانیم که چنین چیزی در شرایط کنونی ممکن نیست حداقل به دو دلیل؛ اول آنکه به قدری فشارهای امنیتی و از بالا بر جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی در ایران بالاگرفته که هم به تضعیف یا از بین رفتن نهادهای زنان، چه دولتی چه نیمه دولتی و چه مستقل از دولت منجر شده است و هم بسیاری از نیروهای جنبش در سال&amp;zwnj;های گذشته یا به زندان افتاده&amp;zwnj;اند یا تحت فشارهای موجود، به خارج از ایران مهاجرت کرده&amp;zwnj;اند و پناهنده شده&amp;zwnj;اند. از طرف دیگر این فشار&amp;zwnj;ها در عمل فرصتی را برای جمع شدن در اشل بزرگ فراهم نمی&amp;zwnj;کند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; vspace=&quot;10&quot; hspace=&quot;10&quot; height=&quot;134&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/22xordad4.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پروین اردلان:&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از آموزه&amp;zwnj;های فعالیت در جنبش زنان برای من، باز نایستادن در هر حالتی بوده است. به عبارتی حفظ نیرو از یک سو و استراتژی از سوی دیگر. اگر فعالیت&amp;zwnj;های محفلی پاسخگو نبود، به تشکیل گروه روی آوردیم. اگر اجازه تشکیل گروه نداشتیم در گروه&amp;zwnj;های دیگر فعال شدیم. اگر امتیاز نشریه نداشتیم، خبرنامه منتشر کردیم. اگر خبرنامه را می&amp;zwnj;گرفتند به سایت و شبکه&amp;zwnj;های مجازی برای ارتباط روی آوردیم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.foroneiran.com/index.php/interview/more/8131/&quot;&gt;پروین اردلان&lt;/a&gt; نیز بدون وارد شدن به استدلال&amp;zwnj;های نظری از منظری دیگر و با یادآوری تجربه چندین و چند ساله خود در جنبش زنان، درباره &amp;quot;افول یا صعود&amp;quot; آن سخن می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;یکی از آموزه&amp;zwnj;های فعالیت در جنبش زنان برای من، طی سی سال گذشته، باز نایستادن در هر حالتی بوده است. به عبارتی حفظ نیرو از یک سو و استراتژی از سوی دیگر. اگر فعالیت&amp;zwnj;های محفلی پاسخگو نبود، به تشکیل گروه روی آوردیم. اگر اجازه تشکیل گروه نداشتیم در گروه&amp;zwnj;های دیگر فعال شدیم. اگر امتیاز نشریه نداشتیم، خبرنامه منتشر کردیم. اگر خبرنامه را می&amp;zwnj;گرفتند به سایت و شبکه&amp;zwnj;های مجازی برای ارتباط روی آوردیم. اگر مانع تجمع و ارتباطمان با مردم شدند به اقدامات چهره به چهره پرداختیم. اگر مانع تشکیل گروه و ارتباط با فعالان جنبش&amp;zwnj;های دیگر در ایران و خارج از ایران شدند به تشکیل ائتلاف و کمپین و شبکه پرداختیم. اگر شبکه&amp;zwnj;ها ضعیف می&amp;zwnj;کنند گروه&amp;zwnj;هایی را که دردل این شبکه&amp;zwnj;ها شکل گرفته&amp;zwnj;اند عینیت بخشیم&amp;hellip; واقعاً نهادینه کردن ایستایی تنها خطر بزرگ ما در جنبش زنان بوده است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سکوت جنبش زنان در برابر وقایعی همچون تصویب قوانین جدید تبعیض&amp;zwnj;آمیز یا انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفندماه گذشته، از دیگر موارد محل مناقشه درباره علائم حیات این جنبش است، اما باید توجه داشت که علاوه بر مشکلات ساختاری و موانع ناشی از سرکوب، شیوه مواجهه با دولت نیز در دوران پس از انتخابات ریاست جمهوری تبدیل به یکی از مسائل قابل بحث در نهادهای مدنی و سیاسی مخالف دولت شده و تا تحریم انتخابات مجلس از سوی احزاب سیاسی مخالف دولت که پیش از این دستی در قدرت داشته&amp;zwnj;اند پیش رفته است. در واقع اگر در شرایط پیش از انتخابات فضای حداقلی برای طرح مطالبات از دولت و مجلس وجود داشت، در دوران پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، بسیاری از خواسته&amp;zwnj;های مدنی به تغییرات اساسی&amp;zwnj;تر و بنیادین سیاسی گره خورده است؛ گرهی که لزوماً به نفع جنبش زنان نیست و دست حاکمیت را برای تدوین و اجرایی کردن قوانین نابرابر باز خواهد گذاشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فعالیت علنی و شفاف که تا پیش از این شیوه کار تعریف شده و پذیرفته شده در جنبش زنان بود و چالش&amp;zwnj;های موجود در کارایی آن در نظم نوین سیاسی حاکم بر ایران، از دیگر مسائل مورد مناقشه در این زمینه است. &lt;a href=&quot;http://we-change.org/spip.php?article9335&quot;&gt;محمد مالجو&lt;/a&gt;، اقتصاددان و استاد دانشگاه اسفندماه سال ۱۳۹۰ به سایت تغییر برای برابری می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;هنوز در فضای جدید به این پرسش پاسخ داده نشده است که آیا استراتژی جنبش زنان کماکان بازی در زمین قانون است یا معطوف به فراتررفتن از نظم موجود سیاسی و اقتصادی. ایضاً هیچ مشخص نیست که جنبش زنان کماکان برای تحقق تغییرات حقوقی تلاش می&amp;zwnj;کند یا از گفت&amp;zwnj;وگو با تالارهای قدرت به تمامی مأیوس شده است.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با وجود ابهام موجود در تعیین چگونگی و محدوده ارتباط با حاکمیت، به عنوان تنها نهادی که قدرت تغییر قوانین نابرابر، به عنوان یکی از اساسی&amp;zwnj;ترین خواسته&amp;zwnj;های جنبش زنان را دارد و تاثیری که این مسئله در همکاری&amp;zwnj;های مشترک فعالان زن داخل و خارج از ایران می&amp;zwnj;گذارد، یک مسئله همچنان شفاف است و آن اینکه جنبش زنان یا حداقل بخشی از آن که پیش از این نیز کار در بدنه جامعه و گفت&amp;zwnj;وگوی چهره به چهره با مردم را در دستور کار خود قرار بود، همچنان و با همه محدودیت&amp;zwnj;های پیش رو، به این شیوه خود پایبند است و با چراغی که گاه روشن، گاه خاموش و گاه سوسو می&amp;zwnj;زند، قدم به قدم جلو می&amp;zwnj;رود. پخش بروشور در خیابان&amp;zwnj;های رشت در آستانه هشتم مارس امسال، اعتراض به خشونت علیه زنان در روز بیست و پنجم نوامبر سال گذشته در خیابان&amp;zwnj;های تهران، دیدار با خانواده&amp;zwnj;های زندانیان سیاسی، کارهای میدانی و حتی عمومی که رسانه&amp;zwnj;ای نمی&amp;zwnj;شوند و واکنش&amp;zwnj;های جنبش زنان ایران در مخالفت با خطر جنگ احتمالی، همه و همه نشانه&amp;zwnj;هایی کوچک اما امید بخش از ادامه این راه است. در خارج از ایران نیز با وجود اینکه هنوز راهی برای همکاری&amp;zwnj;های مشترک و مستمر در بین فعالان جنبش زنان پیدا نشده است، اما شکل&amp;zwnj;گیری نهادهای مدنی همچون &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://justiceforiran.org/&quot;&gt;عدالت برای ایران&lt;/a&gt;&amp;quot; و رسانه&amp;zwnj;هایی همچون &lt;a href=&quot;http://www.bridgesforwomen.org/&quot;&gt;&amp;quot;پل&amp;zwnj;هایی برای زنان&amp;quot;&lt;/a&gt;، &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://zannegaar.net/&quot;&gt;زن&amp;lrm;نگار&lt;/a&gt;&amp;quot; و &amp;quot;&lt;a href=&quot;http://www.zanantv.org/home/&quot;&gt;زنان تی&amp;zwnj;وی&lt;/a&gt;&amp;quot;گواهی دیگر بر &amp;nbsp;تلاش این بخش از جنبش برای پیگیری اهدافی است که در ایران نیز با دستانی بسته&amp;zwnj;تر آن را دنبال می&amp;zwnj;کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در همین زمینه:&lt;/b&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/15344&quot;&gt;جنبش کارگری و تردید نسبت به رهبران جنبش سبز&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/05/15224&quot;&gt;اقلیت&amp;zwnj;ها و ظرف محدود جنبش سبز&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/06/15228&quot;&gt;خاستگاه اجتماعی جنبش سبز&lt;/a&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/15429&quot;&gt;&amp;nbsp;نقش رسانه&amp;zwnj;ها در جنبش اعتراضی مردم ایران&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/15383&quot;&gt;&lt;span&gt;جنبش سبز و آرمان&amp;zwnj;های جوان ایرانی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/06/10/15485&quot;&gt;جنبش سبز و اعتماد کارگران&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/06/11/15530#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2484">آسیه امینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12729">جلوه جواهری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1626">جنبش زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2">جنبش سبز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3169">علی افشاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3752">محبوبه عباسقلی‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12728">محمد مالجو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3754">مریم حسین‌خواه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12730">نسیم سرابندی‌زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6696">نفیسه آزاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%84%D8%A7%D9%86">پروین اردلان</category>
 <pubDate>Mon, 11 Jun 2012 12:29:34 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">15530 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>نیلوفر بیضایی: «پیش از ۲۲ خرداد هم فضا باز نبود»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/06/11/15491</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/06/11/15491&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌و‌گوی سارا روشن از رادیو زمانه با نویسندگان و هنرمندان ایران در سومین سالگرد ۲۲ خرداد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سارا روشن        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/nbeizsa01.jpg?1339950529&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سارا روشن در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با نیلوفر بیضایی- ۲۲ خرداد و رویدادهای پس از آن، نه تنها فضای سیاسی کشور را دگرگون کرد، بلکه از نظر فرهنگی هم پیامدهای بسیاری داشت.تا پیش از این تاریخ، نویسندگان، روزنامه&amp;zwnj;نگاران و ناشران در کشور، زیر سقف سانسور و در چهارچوب قانون فعالیت می&amp;zwnj;کردند. نهادهای ادبی مستقل، هرچند از امکانات کافی برخوردار نبودند، اما می&amp;zwnj;توانستند از میان آثار شاخص ادبی، اثری را انتخاب کنند و به نویسنده&amp;zwnj; آن جایزه بدهند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;برخی از این جوایز مانند &amp;laquo;جایزه&amp;zwnj; ادبی مهرگان&amp;raquo;، &amp;laquo;روزی روزگاری&amp;raquo; و هم&amp;zwnj;چنین &amp;laquo;جایزه&amp;zwnj;ی گلشیری&amp;raquo; از اعتبار برخوردار بودند و این اعتبار را به نویسندگان جوان می&amp;zwnj;بخشیدند و خواننده&amp;zwnj;ها هم به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان اعتبار، متوجه آثار تازه در زمینه&amp;zwnj; شعر و داستان می&amp;zwnj;شدند. بعد از ۲۲ خرداد اما سانسور به شکل هوشمندانه&amp;zwnj;تر و شدیدتری اعمال شد و کیفیت و کمیت آثار ادبی کاهش پیدا کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.zamahang.com/podcast/2010/20120610_22khordad_NilofarBeizaie_Sara.mp3&quot;&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon_14.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیا ۲۲ خرداد باعث یک مکث و یا حتی یک توقف فرهنگی در کشور ما شد؟ آیا ما می&amp;zwnj;توانیم اکنون که مدت کوتاهی از این رویداد سیاسی می&amp;zwnj;گذرد، به آسیب&amp;zwnj;شناسی پیامدهای فرهنگی آن بپردازیم؟ آیا ممکن است که ما بیش از حد بدبین باشیم و در واقع ادبیات و فرهنگ و هنر ایرانی در این سال&amp;zwnj;ها به آن حد از رشد رسیده که دیگر حتی سانسور هم نتواند رشد آن را متوقف کند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سومین سالگرد ۲۲ خرداد این پرسش&amp;zwnj;ها را با گروهی از نویسندگان و کار&amp;zwnj;شناسان فرهنگی در میان گذاشتیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/nilofar_bayzaee.jpg&quot; /&gt;نیلوفر بیضایی، کارگردان تئاتر و نمایشنامه&amp;zwnj;نویس&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در این زمینه گفت&amp;zwnj;وگویی داشتیم با نیلوفر بیضایی، نمایش&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;نویس و کارگردان تئا&amp;zwnj;تر ساکن آلمان.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;خانم بیضایی، با توجه به شدت گرفتن سانسور در ایران، آیا ۲۲ خرداد به معنای یک مکث و یا حتی یک توقف فرهنگی در تاریخ ماست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نیلوفر بیضایی &lt;/strong&gt;- جریان فرهنگ، کار فرهنگی و در حقیقت فعالیت در این جهت، جریانی نیست که بتواند متوقف بشود - در هیچ شرایطی و در هیچ زمانی. اتفاقات ۲۲ خرداد و بعد از آن و در حقیقت به خیابان آمدن میلیون&amp;zwnj;ها نفر در اعتراض به بسته بودن کلیه&amp;zwnj; فضاهای موجود در ایران، به نظر من، خود نشانه&amp;zwnj;ای از تأثیری است که فعالیت فرهنگی و اجتماعی در تمام این سالیان بر جامعه&amp;zwnj; ایران گذاشته و با وجود فضای سرکوبی که بسیار شدید است و&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان موقع هم بود، نوعی اعتراض همگانی را باعث شده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته بعد از ۲۲ خرداد و بعد از آن سرکوب&amp;zwnj;ها امکان فعالیت برای بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر در ایران محدود&amp;zwnj;تر شده است. ولی فضایی که پیش از آن هم بود، فضای چندان بازی نبود. ما مقایسه&amp;zwnj; خیلی عجیبی نمی&amp;zwnj;کنیم، ما داریم در چهارچوب یک نظام توتالیتر صحبت می&amp;zwnj;کنیم که در همه&amp;zwnj; زمان&amp;zwnj;های خودش، این انحصار&amp;zwnj;طلبی و محدود کردن فضای فرهنگی را به ما تحمیل کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فکر می&amp;zwnj;کنم طرح این سئوال با توجه به نظامی که داریم درباره آن صحبت می&amp;zwnj;کنیم، مقداری مشکل&amp;zwnj;زا است. چون این سوء&amp;zwnj;تفاهم را ایجاد می&amp;zwnj;کند که گویا پیش از ۲۲ خرداد فضا باز بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;ولی با این مسئله مواجه هستیم که بعد از ۲۲ خرداد توقیف روزنامه&amp;zwnj;ها، بازداشت روزنامه&amp;zwnj;نگاران و مهاجرت عظیم روزنامه&amp;zwnj;نگاران و فعالان فرهنگی، از نویسندگان گرفته تا کارگردانان تئا&amp;zwnj;تر و کارگردان سینما و بازیگران، یک رکود فرهنگی را در ایران به وجود آورده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بله از این نظر حرف شما درست است و پرسشتان هم درست است. این اتفاق افتاده و متأسفانه نسل جدیدی از تبعیدیان مجبور شده&amp;zwnj;اند ایران را ترک کنند، تعداد زیادی هنوز در زندان هستند و کل این فضا و حرکت در این فضا سخت&amp;zwnj;تر شده است.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما باید این را هم در نظر بگیریم که چنین فضایی نمی&amp;zwnj;تواند تا ابد باقی بماند. در ایران ما این تجربه را داشته&amp;zwnj;ایم که در دهه&amp;zwnj;های گوناگون، حتی سیاه&amp;zwnj;ترین دوران&amp;zwnj;ها، دوران&amp;zwnj;هایی گذرا بوده&amp;zwnj;اند. برای اینکه جامعه&amp;zwnj; ایران جامعه&amp;zwnj;ی ایستایی نیست. به اهالی فرهنگ و هنر در ایران، از این دوره به بعد بسیار سخت  گذشته است، بسیاری مجبور شده&amp;zwnj;اند سکوت کنند و بسیاری در این سال&amp;zwnj;ها نتوانسته&amp;zwnj;اند کار کنند، اما تمام این&amp;zwnj;ها دلیل بر آن نیست که فعالیت آن&amp;zwnj;ها متوقف شده باشد. آن&amp;zwnj;ها حتماً در حال آفرینش هنری خودشان بوده&amp;zwnj;اند و آن را در زمان مناسبی حتماٌ به جامعه ارائه می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مسئله در این است که جامعه&amp;zwnj; ایران، جامعه&amp;zwnj; ایستایی نبوده و نخواهد بود. در نتیجه&amp;zwnj; فرهنگ و هنر ایران که بخشی از اینجامعه است هم به عنوان بخش بسیار مهم این جامعه نمی&amp;zwnj;تواند این سکوت و سکون را بپذیرد، بلکه سعی می&amp;zwnj;کند راه&amp;zwnj;های تازه&amp;zwnj;ای برای بیان خودش پیدا کند. کما اینکه می&amp;zwnj;بینیم بسیاری از کسانی که مجبور شده&amp;zwnj;اند از ایران خارج شوند، فعالیت مطبوعاتیشان متوقف نشده است، یا آن&amp;zwnj;هایی هم که در ایران بوده&amp;zwnj;اند، اگر در دوره&amp;zwnj;هایی سکوت کرده&amp;zwnj;اند، تلاش خودشان را برای ادامه&amp;zwnj; کار در عرصه&amp;zwnj;ی عمومی متوقف نکرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517&quot;&gt;::دوسیه ۲۲ خرداد در رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2892&quot;&gt; ::سارا روشن در رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3074&quot;&gt; ::نیلوفر بیضایی در رادیو زمانه:: &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/06/11/15491#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12517">دوسیه ۲۲ خرداد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2892">سارا روشن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3074">نیلوفر بیضایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Sun, 10 Jun 2012 23:30:54 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15491 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>