<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12243/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>جدایی‌طلبی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12243/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>جدایی‌طلبی یک عقب گرد تاریخی است</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/09/28/20104</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/09/28/20104&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نقد انسان‌شناختی و جامعه‌شناختی قومیت‌گرایی و تجزیه‌طلبی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    کورش عرفانی         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;325&quot; height=&quot;205&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/differenz.jpg?1349632826&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کورش عرفانی &amp;minus; استبداد روح پویش و دورنگری را می&amp;zwnj;کشد و انسان&amp;zwnj;ها را دچار نزدیک&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;های فرهنگی و سیاسی می&amp;zwnj;سازد. دیوارها، فیلترها، ممیزی ها، سانسورها و خط قرمزها سبب می&amp;zwnj;شود که گستره&amp;zwnj;ی دگرواربینی آدم&amp;zwnj;ها محدود باشد و آنان نتوانند شکل&amp;zwnj;های نوتری از حیات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را برای خود و جامعه تصور کنند. استبداد اندیشه و سنجش&amp;zwnj;گری را می&amp;zwnj;خشکاند، دایره&amp;zwnj;ی وجودی فرد و جامعه را تنگ می&amp;zwnj;سازد و مردمان را به حداقل&amp;zwnj;گرایی، عادت&amp;zwnj;گرایی و پیروی از کلیشه&amp;zwnj;های مادونِ عادی وادار می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی استبداد دوام می&amp;zwnj;آورد خصلت&amp;zwnj;های نامبرده در فراخناهای جامعه و بن مایه&amp;zwnj;های ذهن مردم رسوب می&amp;zwnj;کند و چشم انداز هر گونه دگرگونه زیستن را سخت و حتی ناممکن می&amp;zwnj;سازد. دراین موقعیت ها، برخی از آنها که دست به مقاومتی زده&amp;zwnj;اند، با توسل به پاره&amp;zwnj;ای از واکنش&amp;zwnj;های عصبی و احساسی، سعی می&amp;zwnj;کنند تا راه دیگری را در بودن و شدن خویش پیش گیرند، راهی که هر چند در ظاهر برای رهایی از استبداد است، اما اغلب، فاقد تمایز ماهوی و تفکیک ریشه&amp;zwnj;ای از خودِ پدیده&amp;zwnj;ی استبداد است. این راه دیگر، چه بسا شکل و گونه&amp;zwnj;ای دیگر و یا در جه&amp;zwnj;ای متفاوت از همان خودکامگی است که در قالبی انتقام جویانه و خلاص کننده ظهور می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;جدایی&amp;zwnj;طلبی واکنش&amp;zwnj;گرایانه &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ماجرای جدایی&amp;zwnj;طلبی&amp;zwnj;ها و قومیت&amp;zwnj;گرایی&amp;zwnj;های موجود در کشورهای استبداد زده&amp;zwnj;ای مانند ایران در همین چارچوب قابل بررسی است. ستم اعمال شده توسط استبداد و خفقان فضای اندیشه ورزی به میزانی است که قربانیان آن چه بسا طرد کامل هر آن چه نمودی از ظلم حاکم را دارد ابزاری برای ابراز حرکت و تلاش در مسیر رهایی خود می&amp;zwnj;پندارند. آنها در این میان بسیاری از ابعاد و جنبه&amp;zwnj;های دیگر را نمی&amp;zwnj;بینند - یا نمی&amp;zwnj;توانند ببینند و یا در مواردی هم نمی&amp;zwnj;خواهند ببینند. به همین دلیل، آینده&amp;zwnj;ی خود را در طرد گذشته می&amp;zwnj;دانند، نه در بازنگری و بازسازی آن. تصور می&amp;zwnj;کنند که با جدا شدن از یک حکومت مرکزی استبداد گرا می&amp;zwnj;توانند به یک خودمختاری ضد استبدادی دست پیدا کنند. موضوع اما، افسوس، به این سادگی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آیا درد اصلی استبداد نیست؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر چه نگاه ما نسبت به استبداد، ریشه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;تر باشد، پرهیز ما از راهکارهای ساده انگارانه قویتر خواهد بود. به عبارت دیگر، این یک برخورد سطحی با استبداد است که ما را به سوی رهاسازی خام از بند خودکامگی می&amp;zwnj;راند. برخوردی عمیق با پدیده&amp;zwnj;ی استبداد اما راه را باز می&amp;zwnj;کند که دقیق و واقع گرا باشیم. ستم حکومت استبدادی مبنای قومی و مذهبی و منطقه&amp;zwnj;ای ندارد، مبنای ضد انسانی دارد. انسان را هدف قرار می&amp;zwnj;دهد، نه کرد را و آذری را، انسان را هدف قرار می&amp;zwnj;دهد نه شیعه و سنی را، انسان را هدف قرار می&amp;zwnj;دهد نه خوزستانی و بلوچستانی را. درک ماهیت ضد انسانی استبدادگری سبب می&amp;zwnj;شود که فرعی بودن و عرَضی بودن ستم بر کرد و بلوچ و سنی را درک کنیم. وقتی اصل را مبنا قرار دهیم و به تغییر آن نائل شویم فرعیات نیز دگرگون می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;استبداد، آن هم از نوع مذهبی آن، با انسان مشکل دارد، او را دوست ندارد، از بشر به عنوان یک موجود پیچیده متنفر است، از موجودی که به دلیل پیچیدگی خویش، باید مورد تعامل فکری و ارتباطاتی قرار گیرد تا از امری پیروی کند. این برای مستبدین، که خود موجوداتی چندان فرهیخته و پیچیده نیستند، کاری است دشوار و بعضاَ ناممکن. به همین دلیل، نظام استبدادی، ساده سازی عناصر پیچیده&amp;zwnj;ی وجود بشر، یعنی مغز و روان او را، در دستور کار خود قرار می&amp;zwnj;دهد. برای این منظور نیز وی را از داشتن آزادی فکر، آزادی بیان و آزادی سیاسی محروم می&amp;zwnj;سازد، او را قربانی سانسور و کنترل و خفقان می&amp;zwnj;کند. اما یکی از مهمترین راهکارهای مخرب خودکامگان، برای کنترل توده ها، جداسازی آنهاست: جداسازی فیزیکی، جغرافیایی و به ویژه روانی و عاطفی.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;جداسازی: هم تاکتیک و هم استراتژی استبداد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;استبداد می&amp;zwnj;داند که با پراکنده ساختن آدم&amp;zwnj;ها، مانع از تجمیع روح و روان و تجمع فیزیکی آنها می&amp;zwnj;شود &amp;minus; دو امری که به شدت از آنها نگران است و از بابتشان احساس خطر می&amp;zwnj;کند. حاکمیت استبدادی، به دلیل عدم مشروعیت خویش، پیوسته دغدغه&amp;zwnj;ی آن را دارد که مردمی که قبولش ندارند برای به زیر کشیدن او اقدام کنند. از همین روی حداکثر تلاش را می&amp;zwnj;کند که مردم منزوی، جداشده و دور از هم باشند تا راحت تر قابل نظارت و سرکوب شوند. این حرکت، که به طور منظم و برنامه ریزی شده به پیش برده می&amp;zwnj;شود، مردمان جوامع استبدادی را به نوعی خصلت گریز از مرکز خو می&amp;zwnj;دهد. گریز از مرکزِ خانواده، اداره، کارخانه و یا حکومت؛ گریز از جامعه و در واقع امر، گریز از دیگری. انسان استبدادزده در درون خود تباهی حس معاشرت را زندگی می&amp;zwnj;کند و از همین روی، ناخواسته، از جمع و اجتماع فراری است تا در خلوت خویش، در ورای دیگرانی که آینه&amp;zwnj;ی تصویر تحقیر شده وی هستند، خود را با دنیایی خودساخته و ذهنی سرگرم سازد و حیات مفلوک خویش را، تا دم مرگ، قابل تحمل سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;جدایی: راه رهایی؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;استقرار چنین روحیه&amp;zwnj;ای در افراد، در جامعه&amp;zwnj;ی تحت استبداد، زمینه را برای بروز گرایش&amp;zwnj;های رفتاری مشابه در میان تشکل&amp;zwnj;ها نیز تقویت می&amp;zwnj;کند. تشکل&amp;zwnj;های قربانی استبدادِ دولت مرکزی نیز می&amp;zwnj;پندارند که اگر آن بخش از جامعه را که نمایندگی می&amp;zwnj;کنند از کل جامعه جدا سازند و برای آن یک چهاردیواری &amp;laquo;رسمی&amp;raquo;، تحت نام &amp;laquo;اقلیم خودمختار&amp;raquo; یا &amp;laquo;کشور&amp;raquo; یا &amp;laquo;دولت&amp;raquo; بسازند می&amp;zwnj;توانند احساس آرامش و خوشبختی و رفاه داشته باشند. به همین خاطر، گریز از جمع یک ملت و پناه بردن به یک جمع کوچکتر تحت عنوان قومیت را، راهکار مناسبی برای خلاصی خویش از بند استبداد می&amp;zwnj;دانند. گویی با پناه بردن به پشت دیوارها و مرزهاست که امنیت و آرامش را به چنگ خواهند آورد .&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گرایش کنونی در میان برخی از تشکل&amp;zwnj;های کُرد یا بخش&amp;zwnj;هایی از جمعیت آذری در ایران، نمونه&amp;zwnj;های خوبی از این گرایش به منزوی کردن خود از ملت است، ملتی که استبداد نمی&amp;zwnj;گذارد مردمانش، اعم از کردو آذری و فارس و بلوچ و خوزستانی، با هم آزادانه روابط انسانی و اجتماعی عادی برقرار کنند و یاد بگیرند که آن گونه که می&amp;zwnj;خواهند همدیگر را دوست بدارند و در همبستگی و همیاری و رفاقت زیست کنند. استبداد آرزو می&amp;zwnj;کند که مردمان تحت سلطه اش دشمن همدیگر باشند و یکدیگر را خنثی سازند تا ضریب امنیتی حکومت بالاتر رود. در این میان، آن بخش از مردم که متوجه جهت دهی عامدانه&amp;zwnj;ی این مسیر جداساز و دشمن ساز نیستند به دام حاکمیت استبدادی می&amp;zwnj;افتند و با داعیه&amp;zwnj;های جدایی&amp;zwnj;طلبانه هر چه بیشتر جمعیت تحت ستم استبداد را تضعیف و پراکندگی و خصومت را میان مردم دامن می&amp;zwnj;زنند؛ درست همان چیزی که استبداد آرزو می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به این ترتیب می&amp;zwnj;بینیم که جریان&amp;zwnj;های جدایی&amp;zwnj;طلب در کشورهای استبدادی بیش از آن چه به رهایی ملت&amp;zwnj;های استبداد زده یاری رسانند به بقای استبداد کمک می&amp;zwnj;کنند. آنها همان کاری را می&amp;zwnj;کنند که حکومت ستمگر می&amp;zwnj;خواهد: تفرقه و پراکندگی و خصومت هر چه بیشتر میان بخش&amp;zwnj;های مختلف جامعه تحت لوای قومیت و جغرافیا و فرهنگ و زبان. نفع این رفتار برای دولت خودکامه این است که وجه ضد انسانی عملکردش کمرنگ شده و در لابلای غوغای قومیت طلبی&amp;zwnj;های کاذب گم می&amp;zwnj;شود. جریان&amp;zwnj;های تجزیه&amp;zwnj;طلب، با عمده کردن خواست&amp;zwnj;های فرعی مانند قوم و زبان، سبب می&amp;zwnj;شوند که ماهیت انسانی، اجتماعی و طبقاتی ستم سالاری به حاشیه رانده شود و مبارزات شهروندی لایه&amp;zwnj;های مختلف مردم برای مطالبات معیشتی و یا آرمان&amp;zwnj;های عام سیاسی زیر سؤال رود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;خصلت عمومی مبارزه &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حالی که مبارزه علیه استبداد قهار حاکم نیاز مبرمی به همبستگی و همدلی مردم دارد، تجزیه&amp;zwnj;طلبی، تلاش&amp;zwnj;ها و نیروها را به سوی پراکندگی و تفرقه هدایت می&amp;zwnj;کند. در حالی که مبارزه&amp;zwnj;ی مدنی نیاز به بیان آشکار مشخص مطالبات مشترک شهروند-مدار دارد، تجزیه&amp;zwnj;طلبی، محور را بر روی قوم و قبیله و زبان و جغرافیا قرار می&amp;zwnj;دهد. برای نظام استبدادی این یک نعمت بزرگ است که عده&amp;zwnj;ای از قربانیانش توجهات را از علت&amp;zwnj;های بنیادین فقر و ستم و نابرابری به سوی دلایل فرعی و غیرریشه&amp;zwnj;ای کاذب هدایت کنند. بدیهی است که بسیاری از جریان&amp;zwnj;های جدایی&amp;zwnj;طلب نمی&amp;zwnj;خواهند به عنوان همدست نظام استبدادی عمل کنند، اما حاصل کارشان در جهت منافع همان نظام است . سلب خصلت اجتماعی مبارزه&amp;zwnj;ی مردم می&amp;zwnj;تواند به سود حاکمیت استبدادی باشد .&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مبارزه علیه حکومت استبدادی نیازمند ریشه یابی، برنامه ریزی، سازماندهی و همچنین وحدت قوا است. این امر آخرین به معنای قرار دادن توان نیروهای آزادیخواه در کنار یکدیگر است، نیروهایی که درد آزادی و یا درد نان دارند، یعنی قربانیان سرکوب و خفقان و یا غارت و استثمار اند. اما وقتی جریانی خواسته&amp;zwnj;هایی را بر جسته می&amp;zwnj;کند که در آنها، سرکوب و خفقان و استثمار زیاد مهم نیست، - بلکه این مهم است که به چه زبانی تکلم می&amp;zwnj;کنند، در چه منطقه&amp;zwnj;ای زندگی می&amp;zwnj;کنند، یا به چه &amp;laquo;قومی&amp;raquo; تعلق دارند-، مبارزه&amp;zwnj;ی ضد استبدادی ماهیت عوض می&amp;zwnj;کند و تبدیل به یک گروکشی قبیله&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;شود. این قلب ماهیتی است از واقعیت ستم خودکامگان که هزینه&amp;zwnj;ی سنگینی برای جامعه دارد، آن هم جامعه&amp;zwnj;ای که از حق تشکل دهی سیاسی محروم است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;اشتباه محاسباتی تجزیه&amp;zwnj;طلبان &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تقلیل ستم اجتماعی به ستم قومی زیر سؤال بردن ساده سازانه&amp;zwnj;ی علت&amp;zwnj;های ساختاری ستمگری است. با دادن جلوه&amp;zwnj;ای قبیله&amp;zwnj;ای به ستم سالاری طبقاتی، جریان&amp;zwnj;های قومیت&amp;zwnj;گرا و تجزیه&amp;zwnj;طلب، خصلت فراگیر کنش&amp;zwnj;گری علیه دیکتاتوری را زیر سؤال می&amp;zwnj;برند و آن را به مرز تسویه حساب&amp;zwnj;های قومی می&amp;zwnj;کشانند. وقتی زبان و مذهب و منطقه مهم شود دیگر مبارزه شانس ندارد که چهره&amp;zwnj;ی طبقاتی بگیرد. غارتگر و غارت شده به واسطه&amp;zwnj;ی هم قومی در یک جبهه قلمداد می&amp;zwnj;شوند و دو فرد غارت شده، به واسطه تفاوت قومی شان، باید نسبت به هم احساس تفاوت و خصومت داشته باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;گرایش قومیت طلبانه در یک نظام دیکتاتوری مانعی است بر سر راه آزادی، زیرا جامعه را تکه تکه کرده و توان جمعی آن را برای رهایی از استبداد به چند پاره تقسیم می&amp;zwnj;کند. جریان&amp;zwnj;های جدایی&amp;zwnj;طلب توان نیروهای اجتماعی برای دفاع از آرمان&amp;zwnj;های فراقومی را به شدت کاهش می&amp;zwnj;دهند و وقت و انرژی را متوجه عواملی می&amp;zwnj;کنند که سبب ساز بقای غارت و دیکتاتوری است. هم از این روی نمی&amp;zwnj;توان این جریان&amp;zwnj;ها را &amp;ndash; با هر نیتی که پشت آن باشد &amp;ndash; به عنوان جریان&amp;zwnj;هایی مترقی قلمداد کرد. این گونه گرایش&amp;zwnj;ها به شدت عقب گراست و نشانی از تفکر مدرن در آن نمی&amp;zwnj;توان یافت نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;نگاه مدرن به مبارزه &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این نگاه، محور، فرد، یا دقیق تر بگوییم، انسان است. فرق بزرگی است بین اندیشه&amp;zwnj;ی انسان محور و تفکر قبیله محور. در مورد نخستین، آن چه مهم است جان و کرامت بشر است و در دیگری، انسجام و بقای قبیله. اولی هر چیز را فدای حفظ جان و حرمت انسان می&amp;zwnj;کند و دومی، همه چیز را فدای تداوم ساختار قبیله. اولی به حقوق بشر و حقوق مدنی فرد و جهان شمولی آن تکیه دارد و دومی، بر زبان و نژاد و جغرافیا. دغدغه&amp;zwnj;ی نگاه انسان مدار حفظ جان و تامین رفاه و آزادی فرد است و دل مشغولی نگرش قبیله مدار، نگه داشتن پاره&amp;zwnj;ای از ارزش&amp;zwnj;های سنتی به قیمت &amp;ndash; اگر لازم باشد &amp;ndash; جان و جنگ و جدال.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حالی که خصلت جهان شمولِ ارزش&amp;zwnj;های مندرج در مدرنیته اهمیت خاک و نژاد و زبان را به حداقل رسانده است، نگاه کهنه&amp;zwnj;گرای قوم&amp;zwnj;مداری به دنبال احیای مرزها و برافراشتن حصارها با پرچم و زبان و نژاد است. قوم&amp;zwnj;گرایی بازگشتی است قرن بیست و یکمی به جداسازی&amp;zwnj;های عصر بعد از پارینه سنگی با استعانت از فیسبوک و تانک. نفس و ذات امروزی ندارد. به جای پیوند آدم ها، که خصلت گذر بشریت از دوره&amp;zwnj;ی سیاه جنگ&amp;zwnj;ها و کشتارها براساس قومیت و ملیت است، این جریان&amp;zwnj;های جدایی&amp;zwnj;طلب مردم را دعوت می&amp;zwnj;کنند که به نوعی بازگشت تاریخی اقدام کنند و باز هم بشریت را، به سان دوره&amp;zwnj;های کهن تمدن انسانی، تکه تکه کنند تا هر ملت و شبه ملتی در پشت دیوارهای بلند ترس و بی اعتمادی به سایر ملت&amp;zwnj;ها به چشم دشمنان بالقوه و بالفعل خویش بنگرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر درک قوم&amp;zwnj;گرا و جدایی&amp;zwnj;طلب، فرهنگ پیشا-زمینداری تاریخ، سوار است؛ هر چند که گفتمان سیاسی تشکل&amp;zwnj;های مرتبط به آن خود را به زیور واژه&amp;zwnj;هایی چون دمکراسی، برابری و عدالت و امثال آن بیارایند. این جریانات، ناخواسته یا نادانسته، سد گذر تاریخ جوامع استبداد زده به سوی مدرنیته هستند. مدرنیته&amp;zwnj;ای که می&amp;zwnj;تواند در سایه&amp;zwnj;ی مردمسالاری و آزادی، ریشه&amp;zwnj;های نزدیکی مردمان را به هم فراهم سازد و با رجوع دادن همگان به ویژگی&amp;zwnj;های جهان شمول بشری آنها را قادر به زندگی صلح آمیز در کنار هم سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;مسیری خلاف جهان مدرن&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در عصری که اروپا، به عنوان مثال، مجدانه و با هزینه&amp;zwnj;ای بالا سعی دارد تا کشورهای درون خویش را متحدتر و یک پارچه تر سازد، گرایش به سمت از هم جداسازی در خاورمیانه بالا گرفته است&lt;a href=&quot;#_ftn1&quot; name=&quot;_ftnref1&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. چرا در حالی که ۲۷ کشور اروپایی، با تمام پیشینه&amp;zwnj;ی پرخون خود، توانسته&amp;zwnj;اند مرزها را بردارند و به سوی همزیستی نمونه واری دست بزنند درعراق و ایران و سوریه باید ساز جدایی و تجزیه&amp;zwnj;طلبی را ازنو نواخت؟ چه آینده&amp;zwnj;ی درخشانی می&amp;zwnj;تواند در این فرایند کشورک سازی قطعات مختلف جغرافیایی، با بافت&amp;zwnj;های قومی که دیگر یکدست هم نیستند، یافت؟ اقلیم کردستان عراق چه دستاورد بی مانندی برای بشریت به همراه داشته است که قدری بزرگترشده اش بتواند آن را به مرحله&amp;zwnj;ی کمال برساند؟ امنیت بیشتر؟ دوری از دولت مرکزی؟ &lt;a href=&quot;#_ftn2&quot; name=&quot;_ftnref2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;کج بینی&amp;zwnj;های نهادینه شده&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر می&amp;zwnj;رسد بی میلی رهبری جریان&amp;zwnj;های جدایی&amp;zwnj;طلب در نهادینه&amp;nbsp;کردن فرهنگ روابط دمکراتیک مدرن در درون و بیرون تشکیلات، کلیدی برای رمزگشایی وجود این گرایش&amp;zwnj;ها در آنهاست. بافت درونی بسیاری از این تشکل&amp;zwnj;ها بازتولیدی است از ساختار قبیله&amp;zwnj;ای جامعه&amp;zwnj;ای که آنها برای حفظ خصلت قبیله ایش چنین تلاش می&amp;zwnj;کنند. عدم رشد فرهنگ دمکراتیک در روابط درون و برون تشکیلاتی و محدود بودن رهبری آنها به تعدادی قلیل، که نقش رئیس قبیله را در حزب و سازمان ایفا می&amp;zwnj;کنند از جمله دلایل دیگرست. این احزاب توانایی و یا خواست این را نداشته&amp;zwnj;اند که به مبارزه&amp;zwnj;ی خویش خصلت فراقومی یا فرامنطقه&amp;zwnj;ای بدهند. آنها از اجتماعی کردن مبارزه خویش ناتوان بوده&amp;zwnj;اند، نتوانسته&amp;zwnj;اند خصلت طبقاتی کار را برجسته کنند و به همین دلیل، در مقابل یک درجازدن طولانی در عرصه&amp;zwnj;ی سیاست، یگانه ابزار حفظ انسجام تشکیلاتی خویش را در تاکید بر قوم&amp;zwnj;گرایی دانسته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به جای رفتن به سمت گسترده تر کردن افق&amp;zwnj;های کار مبارزاتی در درون جامعه و در ورای منطقه و استان، به یک مبارزه&amp;zwnj;ی صددرصد استانی و منطقه&amp;zwnj;ای با پس زمینه&amp;zwnj;ی قومی و فرهنگی پرداخته&amp;zwnj;اند و به همین خاطر از درک ویژگی&amp;zwnj;های فراقومی حاکم بر مبارزه&amp;zwnj;ی جامعه در ایران و یا درعراق عاجز بوده&amp;zwnj;اند. گویی که عراقی ستمدیده و غارت شده و زجرکشیده&amp;zwnj;ی جنوب و مرکز عراق به همان سان ستم و غارت و زجر را احساس نکرده و نمی&amp;zwnj;کند که به طور مثال کُرد عراقی. و همین برداشت گزینشی درد انسان، که در عراق سر منشاء اختلاف و درگیری و جداسری شده است، می&amp;zwnj;رود که در گفتمان تشکل&amp;zwnj;های کرد ایرانی نیز بازتولید شود. چنان که گویی استثمار کارگر کرد دنیایی است و استثمار کارگر شیرازی اما حدیث دیگری. که گویی زن تن فروش کربلایی همان حقارتی را حس نمی&amp;zwnj;کرده است که تن فروشی در موصل.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;جنبه&amp;zwnj;های دیگری از موضوع&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این &amp;laquo;قوم محوری&amp;raquo;&lt;a href=&quot;#_ftn3&quot; name=&quot;_ftnref3&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[3]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; جدایی&amp;zwnj;طلب اما بعد دیگری از موضوع را نیز در ایران نادیده می&amp;zwnj;گیرد. این که بحث بر سر موزاییکی است از قوم&amp;zwnj;ها و زبان&amp;zwnj;ها و فرهنگ&amp;zwnj;ها که هزاره هاست در کنارهم زیسته&amp;zwnj;اند و بدین وسیله یکی&amp;nbsp;اززیباترین شاهکارهای انسان&amp;zwnj;شناختی تاریخ بشری را ساخته&amp;zwnj;اند، شاهکاری که کرد و آذری و فارس و خراسانی و خوزستانی و بلوچ و گیلانی را در خود دارد و در عین حال، معجونی است که هیچ یک را در چارچوب تعامل فرهنگی میانشان &amp;ndash; و نه زیاده خواهی&amp;zwnj;های اقتصادی و سیاسی &amp;ndash; برتر از دیگری قرار نمی&amp;zwnj;دهد. ایران و بافت متنوع جمعیتی آن میراث بشریت است. نمودی است از توانایی بشر در همزیستی دیرینه، علیرغم همه&amp;zwnj;ی آن چه در یک نگاه سطحی نگر مردمانش را به از هم گسیختن دعوت می&amp;zwnj;کرده و می&amp;zwnj;کند. ایران یک ترکیب قومی و نژادی نیست، یک ترکیب فرهنگی و یک ساختمان تاریخی است که پیام صلح، مسالمت جویی و با هم زیستن را در گوش جهان نجوا می&amp;zwnj;کند. رنگین کمانی است که نشان می&amp;zwnj;دهد وقتی مردمی اراده کنند که به یکدیگر به چشم انسان بنگرند می&amp;zwnj;توانند کارهایی بی مانند کنند: دختر بلوچ همسر خراسانی برگزیند، پسر آذری با دختر خوزستانی ازداوج کند و جوان فارس شریک زندگی خود را از میان کردها برگزیند... این میراث بشریت است در دست ایرانی و حفظ آن با همه&amp;zwnj;ی ایرانیان است، مسئولیتی است که تاریخ بر عهده&amp;zwnj;ی ما گذاشته است و در مقابل آن جغرافیای حضور ما رنگ می&amp;zwnj;بازد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زیبایی ساختار قومی ایران در این است که از دوردست تاریخ خصلتی را با خود داشته است که اروپا هزاران سال بعد، پس از قرن&amp;zwnj;ها جنگ و خونریزی و تنها پس از جنگ جهانی دوم، در دهه&amp;zwnj;های اخیر، به محاق تجربه گذاشته است. ما ایرانیان هزاران سال است که در کنار هم زیسته&amp;zwnj;ایم و صد البته هزاران سال است که شلاق استبداد را در قالب دولت&amp;zwnj;های قدرتمند زورگو بر تن احساس کرده&amp;zwnj;ایم. اما اینک که دانش و تجربه&amp;zwnj;ی انباشته شده در میان ایرانیان فرصتی ساخته است تا به دمکراسی گذر کنیم نباید این پیچ تاریخی را با داعیه&amp;zwnj;های جدایی&amp;zwnj;طلبانه به مرگ گاه ملتی تبدیل کنیم که در فراز و نشیب&amp;zwnj;های پر مخاطره&amp;zwnj;ی چند هزارساله&amp;zwnj;ی خویش موفق به ارائه&amp;zwnj;ی نمونه&amp;zwnj;ای بی مانند و بی نظیر به کل بشریت شده است. نمونه&amp;zwnj;ی از باهم زیستن، با هم دوست بودن و یک تن واحد را تشکیل دادن در عین حال، هزاررنگ بودن و صد فرهنگ و لهجه و زبان داشتن.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به وظیفه&amp;zwnj;ی میراث داری خویش در مقابل بشریت بیاندیشیم! &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جریان&amp;zwnj;های جدایی&amp;zwnj;طلب بهتر است به این بعد از موضوع هم توجه کنند که مسیر پیشرفت بشری در به هم پیوستن و با هم بودن است&amp;nbsp;و&amp;nbsp;نه در&amp;nbsp;هر چه پراکنده تر شدن و قطعه قطعه شدن. یک تشکل سیاسی مدرن که مدعی دمکراسی است می&amp;zwnj;داند که مبنای دمکراسی آزادی فردی است و آزادی فردی نیز با تلاش جمعی حاصل می&amp;zwnj;شود. هر چه این جمع گسترده تر و قویتر باشد می&amp;zwnj;تواند بهتر حقوق خود را احیاء کند. این با در کنارهم بودن است که انسان&amp;zwnj;ها توان بیشتری را کسب کرده و شانس تجربه&amp;zwnj;ی خوشبختی را در معنای عمیق و فراخ آن خواهند داشت، نه در جدایی و حبس خویش در پشت حصارهای مرزهای مصنوعی خصومت آفرین.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ستم باید پایان پذیرد و ستم مضاعف نیز&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این شک نیست که می&amp;zwnj;بایست به ستم مضاعف پایان داد، اما در یک نگاه کلی باید بیاندیشیم که چگونه به ستم&amp;zwnj;سالاری خاتمه دهیم. وقتی بتوانیم سازوکارهای نظام سلطه&amp;zwnj;گرا و خودکامه را زیر سؤال بریم، هم ستم طبقاتی را پایان داده ایم و هم ستم قومی و فرهنگی را. این در یک جامعه&amp;zwnj;ی سازگار با هم و در کنار هم است که بستر رشد تنوع فرهنگی و زبانی پدید می&amp;zwnj;آید و می&amp;zwnj;تواند به تمام مظاهر نابرابری و بی عدالتی پایان دهد. مبارزه&amp;zwnj;ای که در آن، دانشجوی گرگانی برای حقوق دانشجویان عرب زبان خوزستان تلاش می&amp;zwnj;کند و کارگر همدانی به یاری کارگران بندرعباسی می&amp;zwnj;شتابد. ازاین درهم آمیختگی فرهنگ&amp;zwnj;ها و قومیت هاست که پدیده&amp;zwnj;های نوین و زیبای بشری شکل گرفته و در آینده نیز چنین خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بازگشت تشکل&amp;zwnj;های جدایی&amp;zwnj;طلب به روایت اجتماعی مبارزه می&amp;zwnj;تواند آنها را از این عقب گرد آشکار مبتنی بر قوم&amp;zwnj;گرایی کهنه شده معاف سازد. توجه کردن به این نکته که آن چه مهم است بافت اجتماعی و به طور دقیق تر بگوییم، طبقاتی حاکمیت است که اهمیت دارد نه بافت قومی آن. وقتی مردمی بتوانند در سایه&amp;zwnj;ی مبارزات دمکراتیک و تشکل&amp;zwnj;های سیاسی خود مجهز به سازماندهی اجتماعی شوند و نهادهای مدنی و شبکه&amp;zwnj;های همیاری مردمی و اتحادیه&amp;zwnj;های صنفی و سازمان&amp;zwnj;های غیر دولتی خویش را داشته باشند، دیگر از بابت حکومت مرکزی نگرانی چندانی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;جامعه&amp;zwnj;ی دمکراتیک توازن ساختاری خویش را در وجود ضد قدرت می&amp;zwnj;یابد، یعنی قدرت سازمان یافته&amp;zwnj;ی مردم یا همان قدرت اجتماعی. در نبود این عنصر، با یا بدون حصارهای قومی و زبانی، دولت&amp;zwnj;ها همچنان یکه تازند. آن چه که جامعه&amp;zwnj;ی امروز ایران، برای رهایی از استبداد و شکل&amp;zwnj;های مختلف مدیریت خودکامه نیاز دارد، تلاش برای بنای یک قدرت اجتماعی در جامعه است. وجود سندیکاهای کارگری که بتوانند در صورت لزوم و برای دفاع از حق یک طبقه در سطح کشور یا یک لایه از آن در یک منطقه یا استان، کارگران پالایشگاه&amp;zwnj;های سنندج و تبریز و اصفهان و اهواز را به اعتصاب سراسری فرابخوانند و دولت را به زانو درآورند. یا اتحادیه&amp;zwnj;های دانشجویی که بتوانند حرکت&amp;zwnj;های اعتراضی عمومی در تهران و رشت و چابهار و بانه و کرمانشاه و مشهد به راه بیاندازند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پس، چاره&amp;zwnj;ی کار شاید در این نباشد که مردم ایران را هر چه بیشتر از هم دور کنیم، بلکه بهتر است آنها را به هم نزدیک تر و در سازماندهی اجتماعی یاری کنیم تا بتوانند به عنوان انجمن&amp;zwnj;های صنفی، سندیکاهای کارگری، سازمان&amp;zwnj;های مدافع حقوق زنان، تشکل&amp;zwnj;های غیر دولتی مدافع حقوق قشرهای مختلف و نیز اتحادیه&amp;zwnj;های دانشجویی، در صدد دفاع مشترک و هماهنگ از حقوق مدنی و صنفی خویش باشند. بدیهی است که فردا روزی یک کنفدراسیون کارگری قدرتمند در ایران می&amp;zwnj;تواند از وزن خود برای حمایت از کارگران عراق و افغانستان و ترکیه هم استفاده کند و برعکس.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ختم کلام&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آری، رؤیای انسان مدرن، مبتنی بر حقوق بشر و احترام نهادینه به آن، رؤیای با هم بودن است نه از هم دور شدن. رؤیای تشکل&amp;zwnj;های سیاسی کرد ایرانی نیز می&amp;zwnj;تواند در پیوند با این ارزش پیشرو جهانِ نوین باشد که مرزها مصنوعی اند، مرزها دیوارمیان توده&amp;zwnj;های مردمند، مرزها حصار جدایی و دشمنی آفرینی میان ملت&amp;zwnj;ها هستند. می&amp;zwnj;توان به جای جدایی به پیوند اندیشید، پیوند مردم ایران میان هم و قدری دورتر، پیوند مردم ایران و افغانستان، پیوند مردم ایران و تاجیکستان، پیوند مردم ایران و عراق؛ پیوند مردم عراق و سوریه و ... این رؤیای انسانی و پیشرو می&amp;zwnj;تواند به جهانی سرشار از خصومت نافهمی، دیوار بی اعتمادی، حصار بدنگری و مرز دشمن آفرینی پایان دهد و جهانی سرشار از دوستی و تعاون و همیاری و بی دیوار را ترسیم کند، جهانی بی سیم خاردار که در آن انسان&amp;zwnj;ها در رفت و آمد و گزیدن مکان کار و سکونت خویش جز اراده&amp;zwnj;ی خود نیاز به کسب هیچ اجازه&amp;zwnj;ای ندارند. جهانی که اسمش به جای پاکستان و افغانستان و تاجیکستان و سایر نام&amp;zwnj;ها یک چیز باشد: بشرستان و بر سر در تمام شهرهایش نوشته شده باشد: انسان&amp;zwnj;ها، به اینجا خوش آمدید!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آری چنین جهانی ممکن است ،اما برای داشتن آن باید نخست باید شجاعت داشت و رؤیای آن را در سر پروراند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;پانویس&amp;zwnj;ها:&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
	
&lt;div id=&quot;ftn1&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt; اتحادیه ی اروپا در حال حاضر در برگیرنده ی ۲۷ کشور عضو است که در قاره ی اروپا به سرمی برند. یکی از کاندیداهای عضویت در این اتحادیه کشور ترکیه می باشد.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn2&quot;&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref2&quot; name=&quot;_ftn2&quot; title=&quot;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;[2]&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &amp;nbsp;چندی پیش اختلاف میان دولت عراق و دولت اقلیم کردستان بر سر منابع نفتی چنان بالا گرفت که دو طرف اقدام به تجمع نیروهای نظامی کردند و بیم آن می رفت که یک جنگ هر لحظه آغاز شود. آینده ای تیره اینک بر این منطقه حاکم است و هر گونه اقدام یک طرفه می تواند یک جنگ داخلی تمام عیار را در این کشور جرقه بزند. در این جا به نفوذ خاص و استقرار معنی دار برخی قدرت های خارجی در عرصه های اقتصادی و سیاسی یا اطلاعاتی و امنیتی در اقلیم کردستان نمی پردازیم.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div id=&quot;ftn3&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;#_ftnref3&quot; name=&quot;_ftn3&quot; title=&quot;&quot;&gt;[3]&lt;/a&gt; Ethnocentrism&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/09/28/20104#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5248">تجزیه‌طلبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12243">جدایی‌طلبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6542">قومیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15808">قومیت‌گرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15807">قوم‌گرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12686">کورش عرفانی</category>
 <pubDate>Fri, 28 Sep 2012 09:41:38 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">20104 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>دموکراسی یا جدایی؟ </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/08/18/18412</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/08/18/18412&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    خالد توکلی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;298&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/donald-pass-3.jpg?1345566873&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;خالد توکلی - یکی از جنبش&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;های سیاسی و ملی خاورمیانه که بیش از نیم قرن از عمر آن می&amp;zwnj;گذرد، جنبش ملی &amp;laquo;کرد&amp;raquo; است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگرچه در این زمان به نسبت طولانی، جنبش ملی کرد به اهداف، آرمان&amp;zwnj;ها و آنچه می&amp;zwnj;خواسته، &amp;zwnj;آنگونه که شاید و باید نرسیده و به غیر از کردستان عراق، دستاورد چندانی نداشته است، اما هرچه بوده در مقابل سرکوب بیرحمانه و خشن حکومت&amp;zwnj;های مرکزی، &amp;zwnj;گاه در شهر&amp;zwnj;ها و اغلب در کوهستان&amp;zwnj;ها، به تنهایی و به خوبی دوام آورده و همچنان زنده و پویاست؛ به گونه&amp;zwnj;ای که امروزه کرد&amp;zwnj;ها یکی از بازیگران مهم سیاسی در منطقه به شمار می&amp;zwnj;آیند و بسیاری بر این باورند که حل و فصل مسائل خاورمیانه و استقرار دموکراسی و عدالت در کشورهای منطقه، بدون حل مسئله کرد، غیر ممکن و بیهوده به نظر می&amp;zwnj;رسد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تردیدی نیست که یکی از مهم&amp;zwnj;ترین فضیلت&amp;zwnj;ها در زندگی جمعی انسان&amp;zwnj;ها، التزام به اصل عدالت و آزادی و تلاش برای تحقق، حفظ و تضمین آن است. برخی از فعالان سیاسی و روشنفکران بر این باورند که راه رسیدن به این اهداف و آرمان&amp;zwnj;ها و به عبارت دیگر تحقق و تضمین فضیلت عدالت، استقرار دموکراسی در ایران است. &amp;laquo;اکبر گنجی&amp;raquo; تأکید می&amp;zwnj;کند که نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر، عادلانه&amp;zwnj;ترین نظامی است که تاکنون آدمیان برساخته&amp;zwnj;اند (تجزیه&amp;zwnj;طلبی در چهار منظر: سایت گویا). وی همچنین شکاف اصلی اجتماعی و سیاسی در ایران را شکاف دموکراسی و دیکتاتوری می&amp;zwnj;داند (سایت بی&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;134&quot; align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/democracy1246789.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از مهم&amp;zwnj;ترین فضیلت&amp;zwnj;ها در زندگی جمعی انسان&amp;zwnj;ها، التزام به اصل عدالت و آزادی و تلاش برای تحقق، حفظ و تضمین آن است. برخی از فعالان سیاسی و روشنفکران بر این باورند که راه رسیدن به این اهداف و آرمان&amp;zwnj;ها و به عبارت دیگر تحقق و تضمین فضیلت عدالت، استقرار دموکراسی در ایران است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نظر &amp;laquo;علوی&amp;zwnj;تبار&amp;raquo; مسئله&amp;zwnj;آفرین امروز ایران، گذار به مردم&amp;zwnj;سالاری و توسعه سیاسی است (بازاندیشی در مورد راهبرد و اقدام؛ سایت جرس). &amp;laquo;نراقی&amp;raquo; نیز بر این باور است که &amp;laquo;در روزگار ما دموکراسی یکی از مهم&amp;zwnj;ترین و کامیاب&amp;zwnj;ترین شیوه&amp;zwnj;های تأمین و تضمین &amp;laquo;حق مشارکت مؤثر&amp;raquo; یا &amp;laquo;حق تعیین سرنوشت خود&amp;raquo; است.&amp;raquo; (دموکراسی و مسئله حقوق اقلیت&amp;zwnj;های قومی). &amp;laquo;تقی رحمانی&amp;raquo; بر دموکراسی&amp;zwnj;خواهی برای رسیدن به آزادی تأکید دارد و می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;زمانی درخت آزادی در ایران به بار می&amp;zwnj;نشیند که دموکراسی&amp;zwnj;خواهی بستر عملی یابد، بانی خود را بیابد و اقشار و دولت همراه با دموکراسی&amp;zwnj;خواهی پیدا کند.&amp;raquo; (دموکراسی خواهی؛ محور &amp;laquo;اتحاد در عمل&amp;raquo;).&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;رضا علیجانی&amp;raquo; نیز به همین شیوه، دموکراسی&amp;zwnj;خواهی را مخرج مشترکی برای همگرایی می&amp;zwnj;داند: &amp;laquo;به نظر می&amp;zwnj;رسد اینک توجه و تاکید بر دموکراسی&amp;zwnj;خواهی و نیز درون&amp;zwnj;جوشی، ملی و وطن&amp;zwnj;خواهانه بودن پویش دموکراسی&amp;zwnj;طلبی (و عدم وابستگی و یا اتکا به نیروهای بیگانه که دنبال منافع خاص خود هستند) می&amp;zwnj;تواند مخرج مشترک مهمی برای همگرایی بین بسیاری از نیرو&amp;zwnj;ها و گرایشات سیاسی باشد.&amp;raquo; (چرا همگرایی سیاسی ضروری است؟)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تحقق عدالت و آزادی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مقابل، برخی دیگر از روشنفکران و فعالان سیاسی معتقدند که کرد&amp;zwnj;ها به طور خاص و اقلیت&amp;zwnj;های قومی و ملی ساکن در ایران به طور عام، برای دستیابی به اهداف و تحقق آرمان&amp;zwnj;های خویش که همانا تحقق عدالت و آزادی است، در مقابل &amp;laquo;ناسیونالیسم فارسی&amp;raquo; راهی جز جدایی از ایران ندارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایشان استدلال می&amp;zwnj;کنند از آنجایی که کرد&amp;zwnj;ها یا دیگر اقلیت&amp;zwnj;های قومی و ملی به لحاظ جمعیتی در اقلیت هستند، در یک حکومت دموکراتیک که رگه&amp;zwnj;های قدرتمندی از ناسیونالیسم فارسی در آن تسلط دارد و گاهی بر ارزش&amp;zwnj;هایی چون عدالت و به ویژه آزادی می&amp;zwnj;چربد، چاره&amp;zwnj;ای جز تبعیت از رأی اکثریت ندارند و دیکتاتوری اکثریت و دیکتاتوری فردی یا حکومت خودکامه تفاوت چندانی با هم ندارند، لذا شکاف اصلی سیاسی و اجتماعی در ایران شکاف دموکراسی و استبداد نیست بلکه شکاف اصلی، شکاف میان ناسیونالیسم فارس و غیر فارس است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال این پرسش مطرح می&amp;zwnj;شود که آیا در یک نظام دموکراتیک که به گونه&amp;zwnj;ای عادلانه مطالبات و خواسته&amp;zwnj;های اقلیت&amp;zwnj;ها برآورده نمی&amp;zwnj;شود، چاره&amp;zwnj;ای جز جدایی نیست؟ جدایی چگونه و تحت چه شرایطی امکان&amp;zwnj;پذیر و مقبول است؟ تردیدی نیست که در تاریخ اندیشه&amp;zwnj;های سیاسی، انتقادات جدی و بنیادینی از دموکراسی به طور کلی و به ویژه دیکتاتوری اکثریت وجود دارد، لذا نگرانی در مورد آینده یک نظام دموکراتیک به ویِژه از سوی اقلیت&amp;zwnj;ها پربیراه نیست. این نکته آنگاه قابل توجه&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود که به قول &amp;laquo;گنجی&amp;raquo; در تاریخ سیاسی معاصر ایران، برای اولین&amp;zwnj;بار است که دموکراسی و حقوق بشر و آزادی به گفتمان مسلط روشنفکری و مخالفان و [حتی موافقان حکومت] در ایران تبدیل شده است. آنچه تاکنون وجود داشته گفتمان چپ و گفتمان ناسیونالیسم ایرانی بوده که بسیاری از عناصر اصلی خود را از هویت فارسی گرفته است. در این گفتمان&amp;zwnj;ها نه تنها در دفاع از دموکراسی، لیبرالیسم، اصلاح&amp;zwnj;طلبی، خشونت&amp;zwnj;پرهیزی، توافق، آزادی و حقوق بشر سخنی به میان نمی&amp;zwnj;آید، بلکه به کرات از این مفاهیم به مثابه برچسب و انگ برای درهم کوبیدن رقیب بهره گرفته شده است و اکنون نیز می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;209&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/twostatedemocracy.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال این پرسش مطرح می&amp;zwnj;شود که آیا در یک نظام دموکراتیک که به گونه&amp;zwnj;ای عادلانه مطالبات و خواسته&amp;zwnj;های اقلیت&amp;zwnj;ها برآورده نمی&amp;zwnj;شود، چاره&amp;zwnj;ای جز جدایی نیست؟ جدایی چگونه و تحت چه شرایطی امکان&amp;zwnj;پذیر و مقبول است؟&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در طول سالیان گذشته ناسیونالیسم ایرانی آن چنان قوی و فراگیر بوده است که گفتمان های چپ و مذهبی را - که به ظاهر نمی&amp;zwnj;بایست با ناسیونالیسم سر سازگاری داشته باشند - به شدت تحت تأثیر خود قرار داده است؛ به گونه&amp;zwnj;ای که در فرهنگ سیاسی ایران، سیاست&amp;zwnj;ها و مفاهیم خاص خود را آفریده و حتی آن را بر دیگر گفتمان&amp;zwnj;ها تحمیل کرده است. نگرش &amp;laquo;شرق&amp;zwnj;شناسانه&amp;raquo;، &amp;laquo;امنیتی&amp;raquo;، &amp;laquo;یکسان&amp;zwnj;سازی فرهنگی&amp;raquo; و &amp;laquo;تجزیه&amp;zwnj;طلبی&amp;raquo; از این جمله&amp;zwnj;اند که از سوی ناسیونالیست&amp;zwnj;ها در مورد جنبش&amp;zwnj;های سیاسی و فرهنگی قومیت&amp;zwnj;هایی که خواهان تمرکززدایی سیاسی و فرهنگی، حداکثر در حد &amp;laquo;خودمختاری&amp;raquo; بودند، کاربرد یافت. از سوی دیگر، تسلط ناسیونالیسم ایرانی و برنامه&amp;zwnj;ها و اهداف آن در ارکان مختلف قدرت موجب شد تا در مقابل آن نیز ناسیونالیسم قومی که این نیز تأکید چندانی بر دموکراسی و لوازم آن ندارد، شکل بگیرد و بدین وسیله از هر دو سو دموکراسی نادیده گرفته شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علاوه بر این، اکنون که سخن از دموکراسی در ایران می&amp;zwnj;رود و بسیاری از روشنفکران و فعالان سیاسی آن را مسئله اصلی کشور می&amp;zwnj;دانند که می&amp;zwnj;تواند گره از کار فروبسته مردم بگشاید، باز به گونه&amp;zwnj;ای پنهان و تا حدی مبهم رد پای ناسیونالیسم در گزینش دیدگاه و نوع خاصی از دموکراسی از یک سو و واکنش منفی یا نه چندان مثبت در برابر فعالیت سیاسی اقلیت&amp;zwnj;های ملی و قومی از سوی دیگر به چشم می&amp;zwnj;خورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بدینگونه که در ادبیات سیاسی و مفاهیم مربوط به دموکراسی، تعریف و دیدگاهی از آن مقبولیت یافته است که در بهترین حالت مبین و تضمین&amp;zwnj;کننده حکومت اکثریت است. به عبارت دیگر بر اساس این تعریف ویژگی ممتاز دموکراسی، حاکمیت اکثریت بر اقلیت است. اساس این دیدگاه که خصلت پارادوکسیکال دارد مبتنی بر این باور است که اکثریت هیچگاه مرتکب اشتباه نمی&amp;zwnj;شود. لذا باید به عقل و ادراک عامه اعتماد کامل داشت، چراکه عقاید درست در ذهنیت اکثریت مردم تجلی می&amp;zwnj;یابد و عقاید نادرست به حاشیه رانده می&amp;zwnj;شوند و ذهن اقلیت&amp;zwnj;ها را اشغال می&amp;zwnj;کنند.(بشیریه، حسین؛ آموزش دانش سیاسی؛ ۱۳۸۰؛ ص: ۱۳۶)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این حالت، اگرچه از لحاظ ظاهری بر قدرتی که ساختار دوجانبه دارد و امکان مشارکت در آن تحقق می&amp;zwnj;یابد، تأکید می&amp;zwnj;شود، اما در واقع به دلیل قدرت انحصاری اکثریت و نادیده گرفتن اقلیت، ساختار قدرت شکل و صورتی یکجانبه به خود می&amp;zwnj;گیرد و دموکراسی دچار پارادوکس می&amp;zwnj;شود. دلایل دیگری نیز وجود دارد که نگرانی اقلیت&amp;zwnj;های قومی و مذهبی از شکل&amp;zwnj;گیری &amp;laquo;استبداد اکثریت&amp;raquo; را دوچندان می&amp;zwnj;سازد که ازجمله می&amp;zwnj;توان به باور به مطلقگرایی ارزشی و اخلاقی از یک سو و بی&amp;zwnj;اعتقادی نسبت به کثرت&amp;zwnj;گرایی اجتماعی و هویتی از سوی دیگر که از لوازم اصلی انواعی از دموکراسی هستند، اشاره کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا &amp;laquo;جدایی&amp;raquo; بهترین راهکار است؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پرسشی که با آن دست به گریبان هستیم اکنون به گونه&amp;zwnj;ای دیگر خود را نشان می&amp;zwnj;دهد و آن این است که آیا برای پرهیز از استبداد اکثریت که ممکن است از استبداد اقلیت بد&amp;zwnj;تر و خردکننده&amp;zwnj;تر نیز باشد (بشیریه: ۱۳۶)، &amp;laquo;جدایی&amp;raquo; یا به عبارتی دیگر &amp;laquo;تجزیه&amp;raquo; ایران بهترین راهکار است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;گنجی&amp;raquo; در پاسخ به این پرسش و در مخالفت با جدایی&amp;zwnj;طلبی، ضمن اشاره به علل و عوامل مختلف بر این باور است که:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;فرایند تجزیه یک کشور به شدت می&amp;zwnj;تواند خونین و خشن باشد و هزینه و نتیجه آن کشته شدن ده&amp;zwnj;ها هزار و آواره شدن صد&amp;zwnj;ها هزار نفر باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;پای دولت&amp;zwnj;های خارجی به میان کشیده می&amp;zwnj;شود و هریک از آن&amp;zwnj;ها بنابر &amp;laquo;منافع ملی&amp;raquo; خود از یک طرف علیه طرف دیگر حمایت به عمل خواهند آورد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;هویت&amp;zwnj;طلبی و ملی&amp;zwnj;گرایی قوی، می&amp;zwnj;تواند حتی روشنفکران را به جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی بکشاند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;آدم&amp;zwnj;ها چون گرگ و پلنگ و افعی به جان هم خواهند افتاد. (پیامدهای تجزیه طلبی در ایران؛ سایت بی&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;سی)&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;151&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/violenceethnic1234.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اکبر گنجی:&amp;nbsp;فرایند تجزیه یک کشور به شدت می&amp;zwnj;تواند خونین و خشن باشد[...].&amp;nbsp;پای دولت&amp;zwnj;های خارجی به میان کشیده می&amp;zwnj;شود و هریک از آن&amp;zwnj;ها بنابر &amp;laquo;منافع ملی&amp;raquo; خود از یک طرف علیه طرف دیگر حمایت به عمل خواهند آورد.&amp;nbsp;هویت&amp;zwnj;طلبی و ملی&amp;zwnj;گرایی قوی، می&amp;zwnj;تواند حتی روشنفکران را به جنایت علیه بشریت و جنایات جنگی بکشاند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;نراقی&amp;raquo; ضمن اینکه بحث در مورد اقلیت&amp;zwnj;های قومی را دشوار می&amp;zwnj;داند با وجود این گفتمان دموکراسی&amp;zwnj;خواهی و دفاع از حقوق بشر بدون بحث درباره حقوق اقلیت&amp;zwnj;های قومی را ناتمام می&amp;zwnj;داند. وی در برخی از موارد ادعای جدایی&amp;zwnj;طلبی را موجه می&amp;zwnj;داند و معتقد است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;به نظر می&amp;zwnj;رسد که دست کم در سه مورد طلاق سیاسی یکسویه موجه است و نظام حقوق بین&amp;zwnj;الملل موظف است که آن موارد را به رسمیت بشناسد: مورد اول که در قوانین جاری بین&amp;zwnj;الملل نیز به رسمیت شناخته شده است، ناظر به شرایطی است که یک قوم خاص و سرزمین&amp;zwnj;های ایشان به زور و غاصبانه به دولت مرکزی ضمیمه شده باشد. در این شرایط، به رسمیت شناختن طلاق یکسویه مصداق عدالت جبرانی است. مورد دوم ناظر به شرایطی است که دولت مرکزی به نحو گسترده و سیستماتیک حقوق اساسی یک قوم خاص را نقض می&amp;zwnj;کند. در این شرایط، به رسمیت شناختن طلاق یکسویه مصداق عدالت توزیعی است. مورد سوم ناظر به شرایطی است که دولت مرکزی در ضمن قراردادی معین به قومی خاص در قلمرو حاکمیت خویش حق خودگردانی داده و خود را به رعایت آن حق متعهد ساخته است، اما شرایط مورد توافق را به نحو یکسویه مستمراً نقض می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;در شرایط خاصی که دولت مرکزی حق تعیین سرنوشت را به رسمیت نمی&amp;zwnj;شناسد این حق می&amp;zwnj;تواند مبنای توجیه نوعی حق جدایی&amp;zwnj;طلبی یا طلاق سیاسی باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چه زمانی اما حق جدایی&amp;zwnj;طلبی موجه نیست؟ نراقی بر این باور است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;در غالب موارد (و نه لزوماً همیشه) حق جدایی&amp;zwnj;طلبی یا طلاق سیاسی در شرایطی موجه است که قوم جدایی&amp;zwnj;طلب ادعای موجهی نسبت به سرزمین&amp;zwnj;هایی که در آن زیست می&amp;zwnj;کند داشته باشد. اگر حق مالکیت قوم بر سرزمین&amp;zwnj;هایی که در آن زیست می&amp;zwnj;کند روشن و محرز نباشد، جدایی&amp;zwnj;طلبی غالباً (و نه لزوماً همیشه) موجه نخواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;جدایی&amp;zwnj;طلبی در غالب موارد فرآیندی پرهزینه و خونبار برای تمام طرفین درگیر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علاوه بر موارد فوق نگارنده بر این باور است که موارد دیگری نیز می&amp;zwnj;توانند تلاش برای جدایی را موجه سازند:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;اقدام سیستماتیک خشن و اجباری دولت مرکزی برای نفی و زدودن هویت فرهنگی اقلیت&amp;zwnj;های قومی و ملی که خواهان حفظ هویت فرهنگی خاص خود هستند، به عبارت دیگر نقض حقوق گروهی و جمعی اقلیت&amp;zwnj;های قومی و ملی؛&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;اقدام سیستماتیک و عامدانه دولت مرکزی برای تغییر در ترکیب جمعیتی مناطقی که در آنجا به لحاظ جمعیتی، اقلیت&amp;zwnj;ها در اکثریت هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;کوچ اجباری اقلیت&amp;zwnj;ها از سرزمینی که به آن&amp;zwnj;ها تعلق دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با وجود این توجیهات، جدایی&amp;zwnj;طلبی در کل مشکلات خاص خود را دارد و در صورت استقرار نوعی از دموکراسی که در آن اقلیت&amp;zwnj;های قومی و ملی بتوانند بر اساس عدالت و برخورداری از حقوق فردی و گروهی، زندگی خود را سامان بخشند، جدایی&amp;zwnj;طلبی به دلایل زیر ناموجه است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;همچنان که گفته شد فرآیندی پرهزینه و خونبار است؛&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;در یک حکومت غیر دموکراتیک امکان جدایی برای اقلیت&amp;zwnj;ها بسیار ناچیز است، مگر با دخالت نیروی نظامی خارجی که این نیز به نوبه خود، هزینه آن را چند برابر می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;اگر هدف از فعالیت سیاسی تحقق عدالت و رعایت حقوق شهروندان باشد، از آنجایی که آرمان&amp;zwnj;های عمده گروه&amp;zwnj;های جدایی&amp;zwnj;طلب در واکنش به استبداد اکثریت مبتنی بر قومگرایی پدرسالارانه است، لذا هیچ تضمینی وجود ندارد که در جامعه جداشده جدید و نظام سیاسی آن این اهداف و آرمان&amp;zwnj;ها تحقق یابند و حقوق اساسی شهروندان و اقلیت&amp;zwnj;های مختلف تأمین و تضمین شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال اگر این نکته پذیرفته شود که دموکراسی ژاکوبنی در نهایت به استبداد اکثریت منتهی می&amp;zwnj;شود لذا مطلوب و مفید و در عین حال دموکراتیک نیست و عدالت و آزادی به گونه&amp;zwnj;ای شایسته در آنجا تحقق نمی&amp;zwnj;یابد، لذا ممکن است موجب گسترش اندیشه جدایی&amp;zwnj;طلبی در میان اقلیت&amp;zwnj;ها شود و جدایی&amp;zwnj;طلبی نیز به دلیل پرهزینه و خونبار بودن، دخالت نیروهای خارجی، از بین رفتن اخلاق و منش انسانی- حتی در میان روشنفکران- امکان&amp;zwnj;ناپذیری در یک حکومت غیر دموکراتیک و نامشخص بودن نتیجه آن، گزینه مناسبی برای انتخاب و اقدام در آن جهت نیست، آنگاه با پرسش دیگری مواجه خواهیم شد که چه باید کرد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;راهکار&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در یک چارچوب دموکراتیک، رهایی از دیکتاتوری اکثریت چگونه ممکن خواهد شد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به دلایل و علل مختلف از جمله ریشه&amp;zwnj;داری و پایداری ناسیونالیسم و نوپا بودن تفکر دموکراسی&amp;zwnj;خواهی، در ایران انتقاد از دموکراسی اکثریتی و تبیین و تشریح گونه&amp;zwnj;های دیگری از دموکراسی که متضمن تمرکززدایی از قدرت و به رسمیت شناختن تنوع فرهنگی و هویتی باشد، به ندرت انجام&amp;nbsp;پذیرفته است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آرش نراقی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;نراقی&amp;raquo; ضمن اینکه تلاش برای جدایی&amp;zwnj;طلبی را در غالب موارد فرآیندی پرهزینه و خونبار می&amp;zwnj;داند، اما در مورد تلقی &amp;laquo;صوری&amp;raquo; از دموکراسی یا دیکتاتوری اکثریت نیز بر این باور است که اخلاقاً قابل دفاع نیست و بایستی به یک قید مهم مقید شود، لذا تلقی &amp;laquo;دومی&amp;raquo; از دموکراسی را مطرح می&amp;zwnj;نماید که نه تنها منجر به دیکتاتوری اکثریت نمی&amp;zwnj;شود بلکه حقوق اساسی اقلیت&amp;zwnj;ها به نحو مؤثری در آن رعایت می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;142&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/kurdishchidlernrights.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نظر آرش نراقی تمایز روشنی میان &amp;laquo;حق تعیین سرنوشت خود&amp;raquo; و &amp;laquo;حق جدایی&amp;zwnj;طلبی&amp;raquo; وجود دارد. با وجود این، فرزندان اقلیت&amp;zwnj;های قومی با استفاده از حق &amp;laquo;حفظ هویت فرهنگی&amp;raquo; می&amp;zwnj;توانند از حق تحصیل به زبان مادری برخوردار شوند و در جهت اعتلای فرهنگ قومی خود تلاش کنند و با استفاده از حق &amp;laquo;خودگردانی&amp;raquo; می&amp;zwnj;توانند به نحو مؤثر در تعیین سرنوشت خود و تدبیر اموری که بر زندگی آن&amp;zwnj;ها تأثیر جدّی می&amp;zwnj;نهد نقش موثر داشته باشند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این تلقی دوم، دست کم ملتزم به سه شرط است:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱-&amp;nbsp;شرط اول- نظام دموکراتیک نظام ملتزم به منطق گفت&amp;zwnj;وگوی عقلانی در عرصه عمومی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲-&amp;nbsp;شرط دوم- التزام به قاعده اکثریت است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳-&amp;nbsp;شرط سوم- اما قاعده اکثریت باید به یک قید مهم مقید شود: رعایت حقوق اقلیت. به بیان دیگر، اکثریت نمی&amp;zwnj;تواند/ نمی&amp;zwnj;باید قوانین الزام&amp;zwnj;آوری را در عرصه عمومی وضع کند که حقوق اساسی اقلیت (از جمله حق ایشان را برای آنکه بتوانند به اکثریت تبدیل شوند) نقض کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر نراقی دو نوع اقلیت وجود دارد: اقلیت&amp;zwnj;هایی که به صورت بالقوه، امکان تبدیل شدن به اکثریت را دارند و اقلیت&amp;zwnj;های دائمی. این تلقی از دموکراسی (صوری) نیز فقط حقوق بخشی از اقلیت&amp;zwnj;ها که توان تبدیل به اکثریت را دارا هستند، تأمین می&amp;zwnj;کند و در مورد اقلیت&amp;zwnj;های &amp;laquo;دائمی&amp;raquo; قادر به برآورده کردن حقوق گروهی آن&amp;zwnj;ها نیست. به عبارت دیگر این مدل از دموکراسی صرفاً &amp;laquo;حقوق فردی شهروندان را به صفت فردی ایشان تأمین و تضمین می&amp;zwnj;کند، اما احتمالاً نسبت به پاره&amp;zwnj;ای از حقوق گروهی ایشان به مثابه گروه حساسیت کافی نشان نمی&amp;zwnj;دهد&amp;raquo;. وی بدین منظور- نشان دادن حساسیت کافی به پاره&amp;zwnj;ای از حقوق گروهی اقلیت&amp;zwnj;ها- حق تعیین سرنوشت را برای اقلیت&amp;zwnj;های قومی در دو سطح تعریف می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;سطح فردی، که از این حیث هیچ تفاوتی میان شهروندان از آن حیث که شهروند هستند وجود ندارد؛ و سطح گروهی، که از این حیث اقوام به صفت گروهی خود باید واجد حقوق ویژه&amp;zwnj;ای باشد که لزوماً از طریق تأمین حقوق فردی افراد آن قوم به مثابه شهروندان احقاق نمی&amp;zwnj;شود.&amp;raquo; در سطح گروهی، حق تعیین سرنوشت، مستلزم حق &amp;laquo;حفظ هویت فرهنگی&amp;raquo; و حق &amp;laquo;خودگردانی&amp;raquo; است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نظر نراقی تمایز روشنی میان &amp;laquo;حق تعیین سرنوشت خود&amp;raquo; و &amp;laquo;حق جدایی&amp;zwnj;طلبی&amp;raquo; وجود دارد. با وجود این، فرزندان اقلیت&amp;zwnj;های قومی با استفاده از حق &amp;laquo;حفظ هویت فرهنگی&amp;raquo; می&amp;zwnj;توانند از حق تحصیل به زبان مادری برخوردار شوند و در جهت اعتلای فرهنگ قومی خود تلاش کنند و با استفاده از حق &amp;laquo;خودگردانی&amp;raquo; می&amp;zwnj;توانند به نحو مؤثر در تعیین سرنوشت خود و تدبیر اموری که بر زندگی آن&amp;zwnj;ها تأثیر جدّی می&amp;zwnj;نهد نقش مؤثر داشته باشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت، نتیجه کار نیز برای وی مهم است و بر این نکته تأکید می&amp;zwnj;ورزد که حق جدایی&amp;zwnj;طلبی، حق تعیین سرنوشت و سطوح مختلف آن، نباید در راستای تقویت فرهنگ و ارزش&amp;zwnj;های قوم&amp;zwnj;گرایی پدرسالارانه باشد که مبتنی بر افسانه&amp;zwnj;های نژادی و قوم مرکزی است. نراقی اساس ملت را بر این فرض بنا می&amp;zwnj;نهد که مردم بایستی در ضمن یک قرارداد عادلانه (فرضی یا واقعی) تصمیم بگیرند که در کنار یکدیگر کل واحدی را سامان بخشند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مصطفی ملکیان&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ملکیان در مقاله &amp;laquo;سکولاریسم و حکومت دینی&amp;raquo; این احتمال را که امکان دارد اکثریت با سوءاستفاده از قدرت خود عدالت را در مورد اقلیت نادیده بگیرند مورد بررسی قرار می&amp;zwnj;دهد و برای جلوگیری از ظلم اکثریت نسبت به اقلیت، راهکاری عملی ارائه می&amp;zwnj;دهد. وی ابتدا امور را به دو دسته&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;objective&lt;/span&gt;&amp;nbsp;و&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;subjective&lt;/span&gt;&amp;nbsp;یا امور عینی و ذهنی تقسیم می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;253&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/master-healer-of-spiritual-l.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&amp;nbsp;مصطفی ملکیان می&amp;zwnj;گوید برای تحقق عدالت، در امور ذهنی و عینی غیر قابل تحقیق، باید به رأی مردم مراجعه کرد. در این میان، این پرسش را مطرح می&amp;zwnj;کند که چگونه می&amp;zwnj;توان از دیکتاتوری اکثریت و یا سوءاستفاده از اکثریت بودن، پرهیز کرد؟&amp;nbsp;پاسخی که ملکیان ارائه می&amp;zwnj;کند بسیار کوتاه است: &amp;laquo;در انسان&amp;zwnj;ها معنویت رشد کند&amp;raquo;. رشد معنویت موجب می&amp;zwnj;شود افراد به گونه&amp;zwnj;ای پرورش یابند که آگاهانه از قدرت تصمیم&amp;zwnj;گیری خود به زیان دیگران استفاده نکنند که این وضعیت نیز با سلوک درونی و باطنی میسر می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر اساس نظر ملکیان، امور ذهنی یا&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;subjective&lt;/span&gt;&amp;nbsp;اموری غیر قابل ارزیابی منطقی و معرفت&amp;zwnj;شناختی و به عبارت دیگر غیر قابل تحقیق هستند. امور عینی یا&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;objective&lt;/span&gt;&amp;nbsp;ادعاهایی درباره عالم واقع هستند که خود به دو دسته فرعی&amp;zwnj;تر تقسیم می&amp;zwnj;شوند: امور عینی بالقوه قابل تحقیق و امور عینی بالفعل قابل تحقیق.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی می&amp;zwnj;گوید برای تحقق عدالت، در امور ذهنی و عینی غیر قابل تحقیق، باید به رأی مردم مراجعه کرد. در این میان اما به نکته مهمی اشاره می&amp;zwnj;کند که چون تقریباً هیچگاه ممکن نیست که صد در صد مردم در مورد چیزی اجماع داشته باشند و در بهترین حالت ممکن است نود درصد مردم به چیزی رأی بدهند و ده درصد دیگر مخالف آن باشند، بنابراین به خاطر عدم اجماع عام امت، اکثریت نسبت به اقلیت ظلم روا می دارند. به عبارت دیگر، این پرسش را مطرح می&amp;zwnj;کند که چگونه می&amp;zwnj;توان از دیکتاتوری اکثریت و یا سوءاستفاده از اکثریت بودن، پرهیز کرد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پاسخی که ملکیان ارائه می&amp;zwnj;کند بسیار کوتاه است: &amp;laquo;در انسان&amp;zwnj;ها معنویت رشد کند&amp;raquo;. رشد معنویت موجب می&amp;zwnj;شود افراد به گونه&amp;zwnj;ای پرورش یابند که آگاهانه از قدرت تصمیم&amp;zwnj;گیری خود به زیان دیگران استفاده نکنند که این وضعیت نیز با سلوک درونی و باطنی میسر می&amp;zwnj;شود. به گفته ملکیان یکی از وظایف روشنفکران در جامعه تلاش برای رشد معنویت است. در غیر این صورت، این امکان همواره وجود دارد که یک ساختار عقلانی به مخاطره بیفتد و از سوی اکثریت نسبت به اقلیت ظلم روا داشته شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشابه این نظریه را &amp;laquo;عبدالکریم سروش&amp;raquo; در سلسله سخنرانی&amp;zwnj;هایی تحت عنوان &amp;laquo;وجدان شرمگین&amp;raquo; مطرح ساخته است. وی با تأکید بر &amp;laquo;حق&amp;zwnj;محور&amp;raquo; بودن جوامع جدید، بر این باور است که تمامی لوازم و امکانات نظری و عملی در این جوامع در خدمت انسان قرار گرفته است تا بر اساس آن بتواند از حقوق خود بهره ببرد و آن&amp;zwnj;ها را محقق سازد. این امر موجب شده است تا در نظام اجتماعی و حتی زیستی انسان مدرن مشکلات عدیده&amp;zwnj;ای بروز کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;راهکار سروش برای حل اختلالات و معضلاتی که در دنیای مدرن در اثر استفاده حداکثری از &amp;laquo;حق&amp;raquo; به وجود آمده این است که در این جوامع &amp;laquo;شرم&amp;raquo; به مثابه یک فضیلت اخلاقی رواج یابد و این عنصر اخلاقی مانع از آن شود که افراد همواره بر ایفای حقوق خود تأکید بورزند و موجب شود که به صورت داوطلبانه از حقوق خود چشم&amp;zwnj;پوشی کنند. بر این اساس، سروش معتقد است که وجدان&amp;zwnj;های شرمگین، تمایل کمتری به استفاده از حقوق خود دارند و به عبارت دیگر پرهیزکارترند و گوشه چشمی به تکالیف نیز خواهند داشت.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سروش در این سلسله مباحث از استبداد اکثریت و رابطه آن با شرم سخنی به میان نمی&amp;zwnj;آورد، اما می&amp;zwnj;توان آن نظریه را در این مورد نیز به کار بست. بدین گونه که اگر التزام به قاعده اکثریت یکی از شروط مهم تحقق دموکراسی و یکی از حقوق انکارناپذیر افراد است، آنگاه عنصری درونی و اصلی اخلاقی که آن را مقید و محدود می&amp;zwnj;سازد و اکثریت را وامی&amp;zwnj;دارد تا از این حق خود به نفع اقلیت چشم بپوشند شرم یا &amp;laquo;وجدان شرمگین&amp;raquo; است. در واقع می&amp;zwnj;توان این گونه نتیجه گرفت: افرادی که واجد این خصیصه اخلاقی هستند و آن را درونی کرده&amp;zwnj;اند، شرم دارند از اینکه صرفاً و به واسطه اینکه در موضع اکثریت قرار دارند حق تعیین سرنوشت یا حقوق فرهنگی و جمعی اقلیت&amp;zwnj;های ملی و قومی را نادیده بگیرند و مانع از شکوفایی و تحقق آن&amp;zwnj;ها شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ویل کیملیکا&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ویل کیملیکا، فیلسوف سیاسی کانادایی، یکی از نظریه&amp;zwnj;پردازان معاصر در زمینه حقوق اقلیت&amp;zwnj;های ملی/ قومی است. وی در نظریه چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی شهروندی تلاش کرده است در چارچوب فلسفه سیاسی لیبرال، مبنا و نظریه&amp;zwnj;ای جدید برای حقوق اقلیت&amp;zwnj;های قومی/ ملی ارائه دهد و بی&amp;zwnj;توجهی به مسئله حقوق اقلیت&amp;zwnj;های قومی در سنت نظریه سیاسی لیبرال در فاصله سال&amp;zwnj;های پایان جنگ جهانی دوم و ابتدای دهه نود میلادی را با این پروژه جبران کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;174&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/escif_valencia-riot-police-book_feb121.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ویل کیملیکا:&amp;nbsp;چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی زمانی به خوبی عمل می&amp;zwnj;کند، مفید است و اقلیت&amp;zwnj;های ملی و قومی نیز خواهان آن هستند که روابط میان حکومت و اقلیت&amp;zwnj;ها مبتنی بر سیاست اجتماعی باشد نه نگرش امنیتی. امنیتی شدن روابط حکومت با اقلیت&amp;zwnj;های قومی و به ویژه اقلیت&amp;zwnj;های ملی، موجب می&amp;zwnj;شود که این اقلیت&amp;zwnj;ها همواره به عنوان تهدید و ستون پنجم نیروهای نظامی دشمن قلمداد شوند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;وی چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی را بخشی از جنبش فراگیر&amp;zwnj;تر حقوق بشری می&amp;zwnj;داند که تنوع قومی و نژادی را لحاظ می&amp;zwnj;کند. نکات کلیدی نظریه وی در مورد اقلیت&amp;zwnj;ها عبارت است از:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;احقاق حقوق جمعی اقلیت&amp;zwnj;های ملی با اولویت دادن لیبرال- دموکراسی به مسئله حقوق و آزادی&amp;zwnj;های فردی منافاتی ندارد و بلکه با آن کاملاً قابل جمع است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- حقوق گروه- جدایش یافته حقوقی هستند که به گروه&amp;zwnj;ها تعلق می&amp;zwnj;یابند و نه افراد و عبارتند از:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;الف - حقوق خودگردانی؛&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ب - حقوق چندقومی؛&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ج- حقوق نمایندگی ویژه.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- حقوق آخر به معنای سهم ویژه دادن به اقلیت&amp;zwnj;های ملی در نهادهای تصمیم&amp;zwnj;گیری کلان کشور است. از نظر کیملیکا حقوق اول و سوم منحصر به اقلیت&amp;zwnj;های ملی است، و حق دوم متعلق به مهاجران.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- التزام به اصول پایه یک نظام لیبرال- دموکراتیک شرط لازم برای احقاق حقوق اقلیت&amp;zwnj;های ملی، به خصوص حق خودگردانی است و اینکه یک اقلیت ملی بخواهد بر اساس حق خودگردانی، سیستمی غیر لیبرال و ضایع کننده حقوق اقلیت&amp;zwnj;هایی که خود در محدوده قلمرو اقلیت ملی مورد نظر زندگی می&amp;zwnj;کنند بنا کند، غیر قابل پذیرش است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- یک نظریه لیبرال حقوق اقلیت&amp;zwnj;ها بنابراین باید نشان دهد که چگونه حقوق اقلیت&amp;zwnj;ها با حقوق بشر قابل جمع است و چگونه حقوق اقلیت&amp;zwnj;ها محدود و مقید به اصول آزادی فردی، دموکراسی و عدالت اجتماعی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی زمانی که به خوبی عمل می&amp;zwnj;کند، مفید است و اقلیت&amp;zwnj;های ملی و قومی نیز خواهان آن هستند که روابط میان حکومت و اقلیت&amp;zwnj;ها مبتنی بر سیاست اجتماعی باشد نه نگرش امنیتی. امنیتی شدن روابط حکومت با اقلیت&amp;zwnj;های قومی و به ویژه اقلیت&amp;zwnj;های ملی، موجب می&amp;zwnj;شود که این اقلیت&amp;zwnj;ها همواره به عنوان تهدید و ستون پنجم نیروهای نظامی دشمن قلمداد شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی صرفاً بر تفاوت&amp;zwnj;ها و احقاق حقوق فرهنگی تأکید ندارد بلکه تلاش برای رفع نابرابری&amp;zwnj;های اقتصادی و سیاسی را نیز مد نظر دارد. به عبارت دیگر ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- تأکید صرف بر برخی از عناصر فرهنگی متفاوت و پاسداشت آن&amp;zwnj;ها به مثابه سیاست احقاق حقوق و توجه به تنوع فرهنگی به جای تحقق این اهداف، ممکن است منجر به تقویت تعصب، باورهای قالبی و در نتیجه قطبی شدن هرچه بیشتر روابط قومی در جامعه شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- سیاست&amp;zwnj;های چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی، علاوه بر تقویت فرهنگ و هویت خاص مربوط به اقلیت&amp;zwnj;ها، شامل سیاست&amp;zwnj;هایی در جهت دستیابی اقلیت&amp;zwnj;های قومی و ملی به مشارکت در قدرت سیاسی و فرصت&amp;zwnj;های اقتصادی نیز می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;- سیاست چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی نه تنها منکر و مانع تغییر فرهنگی نیست، بلکه در مقابل عمیقاً پروژه انتقال فرهنگی مبتنی بر شهروندی را هم در اقلیت و هم در اکثریت پیگیری می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جان کلام اینکه در پروژه سیاست چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی شهروندی کیملیکا، اجتناب از نگرش امنیتی در روابط میان حکومت و اقلیت&amp;zwnj;ها، رعایت حقوق بشر و عمل در چارچوب لیبرال دموکراسی و تأکید بر چندبعدی بودن چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی نقش اساسی دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نتیجه&amp;zwnj;گیری&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از مباحث فوق چه نتیجه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;توان گرفت؟ آیا باید همچنان بر طبل جدایی و دموکراسی اکثریتی باید کوبید یا راه سوم و دیگری نیز در این میان وجود دارد؟ آیا در میان روشنفکران و فعالان سیاسی، زمینه نظری و عملی و عزم لازم برای پرهیز از دموکراسی ژاکوبنی یا دیکتاتوری اکثریت وجود دارد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به طور خلاصه باید گفت اگر هدف از فعالیت سیاسی و زندگی اجتماعی، تحقق عدالت باشد به دلایل مختلف که ذکر آن رفت، جدایی، بهترین چاره یا مناسب&amp;zwnj;ترین راه حل نیست. در واقع بدون رهایی از دام و پارادوکس دموکراسی، در شرایطی که جدایی نیز میسر و ممکن باشد، امکان دستیابی به فضیلتی به نام عدالت، همچنان دور&amp;zwnj;تر و دشوار&amp;zwnj;تر خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دیکتاتوری اکثریت ما را در برابر دو گزاره پارادوکسیکال قرار می&amp;zwnj;دهد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;الف: پذیرش دیکتاتوری اکثریت عادلانه و در نتیجه دموکراتیک نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ب: عدم پذیرش رأی اکثریت نیز با اصول دموکراسی سازگار نیست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در میان بسیاری از فعالان سیاسی و روشنفکران که شکاف اصلی سیاسی و اجتماعی را شکاف دموکراسی و استبداد می&amp;zwnj;دانند فقط گزاره &amp;laquo;ب&amp;raquo; مورد توجه و تأکید قرار می&amp;zwnj;گیرد و گزاره &amp;laquo;الف&amp;raquo; که دیکتاتوری اکثریت را با دیگر اصول دموکراسی سازگار نمی&amp;zwnj;داند، نادیده می&amp;zwnj;گیرند. بدین ترتیب دموکراسی اکثریتی را پارادوکسیکال نمی&amp;zwnj;دانند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در میان احزاب و جریان&amp;zwnj;های سیاسی موجود در ایران- چه آن&amp;zwnj;ها که اهداف و آرمان&amp;zwnj;های دموکراتیک دارند یا نه- هیچکدام طرح و راهکار مشخصی که عادلانه و مبتنی بر اصول و قواعد حقوق بشر و متضمن احقاق حقوق جمعی و گروهی اقلیت&amp;zwnj;های قومی و ملی باشد، ارائه نداده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;190&quot; height=&quot;244&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/spiritualityandrightsofothers.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر هدف از فعالیت سیاسی و زندگی اجتماعی، تحقق عدالت باشد به دلایل مختلف که ذکر آن رفت، جدایی، بهترین چاره یا مناسب&amp;zwnj;ترین راه حل نیست. در واقع بدون رهایی از دام و پارادوکس دموکراسی، در شرایطی که جدایی نیز میسر و ممکن باشد، امکان دستیابی به فضیلتی به نام عدالت، همچنان دور&amp;zwnj;تر و دشوار&amp;zwnj;تر خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این عدم توجه به گونه&amp;zwnj;ای است که بسیاری از آن&amp;zwnj;ها حتی از قانون اساسی مشروطه که انجمن&amp;zwnj;های ایالتی و ولایتی را به مثابه راه حلی برای تنوع قومی و ملی در ایران در نظر گرفته بود، نادیده می&amp;zwnj;گیرند و حاضر نیستند در آن حد و سطح نیز به حقوق اقلیت&amp;zwnj;ها توجه کنند و از آن حمایت یا حداقل در مورد آن بحث کنند. برای نمونه در میان روشنفکران و در میان فعالان سیاسی از مباحثی که &amp;laquo;نراقی&amp;raquo;، &amp;laquo;ملکیان&amp;raquo; و &amp;laquo;رحمانی&amp;raquo; که به نوعی از حقوق جمعی اقلیت&amp;zwnj;ها حمایت کرده&amp;zwnj;اند یا راهکاری برای پرهیز از دیکتاتوری اکثریت ارائه کرده&amp;zwnj;اند، هیچ استقبالی نشده است. نکته جالب در این میان آن است که عدم استقبال از این گونه مباحث فقط شامل طرفداران دموکراسی ژاکوبنی یا دیکتاتوری اکثریت نمی&amp;zwnj;شود بلکه عدم توجه به منتقدین دیکتاتوری اکثریت و نظریات آنان در میان طرفداران جدایی نیز به وفور دیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حضور پررنگ و سنگین ناسیونالیسم ایرانی در فضای روشنفکری و سیاسی ایران موجب شده است که به جای ترویج سرمایه اجتماعی برون&amp;zwnj;گروهی که مبتنی بر پیوندهای ضعیف میان شهروندان و افراد است و اعتماد عام میان تمام شهروندان فارغ از انواع وابستگی&amp;zwnj;ها را به وجود می&amp;zwnj;آورد، سرمایه اجتماعی درون&amp;zwnj;گروهی که خط&amp;zwnj;کشی&amp;zwnj;ها و مرزهای متعصبانه را ایجاد و شعاع اعتماد را محدود می&amp;zwnj;کند، گسترش یابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای نمونه به توصیفی که از سوی دوستان و همفکران مرحوم وحید میرزاده از وی شده است، اشاره می&amp;zwnj;شود:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;مرتضی کاظمیان: او (میرزاده) یک کرد وطن&amp;zwnj;دوست و طرفدار تمامیت ارضی ایران بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;رضا علیجانی: در جمع&amp;zwnj;ها و جبهه&amp;zwnj;های مختلف کردی فعال بود و در همه جا سخن&amp;zwnj;اش دفاع از حقوق مردم کرد، اما در چارچوب منافع ملی و حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;حسن یوسفی اشکوری: اهل مدارا و همگرایی بود و در این راه می&amp;zwnj;کوشید و اصولاً از ظرفیت ائتلاف خوبی برخوردار بود. به ویژه وی به دلیل کرد بودن نقش خوب و مؤثری در همگرایی&amp;zwnj;های اصلاح&amp;zwnj;طلبانه در میان کردان ایفا می&amp;zwnj;کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این شیوه برخورد و توصیف افراد که مبتنی بر مرزبندی و تقسیم شهروندان به خودی و غیر خودی است به تدریج در نقطه مقابل نیز دیده می&amp;zwnj;شود و آنان نیز شهروندان ایرانی را به طور خاص و انسان&amp;zwnj;ها به طور عام به کرد و غیر کرد تقسیم می&amp;zwnj;کنند. دستیابی به مدال المپیک تنها زمانی موجب افتخار است که یک کرد آن را کسب کند یا کسب رتبه اول کنکور توسط یک دختر کرد، در رسانه&amp;zwnj;ها به مثابه یک عامل هویت&amp;zwnj;بخش مورد توجه قرار می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این میان اما &amp;laquo;تقی رحمانی&amp;raquo; که نگاهی متفاوت به مسئله اقلیت&amp;zwnj;های ملی و قومی دارد در مورد مرحوم وحید میرزاده و تلاش وی برای گفت&amp;zwnj;وگو و تفاهم به گونه&amp;zwnj;ای دیگر سخن می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;او بعد&amp;zwnj;ها تلاش کرد که میان جریان&amp;zwnj;های مدنی و سیاسی کردی با مرکز تفاهم و گفتگو برقرار کند. کاری که جریان ملی- مذهبی با فراز و نشیب&amp;zwnj;هایی در پی آن بوده است. چراکه دموکراسی ملی یعنی دموکراسی برای همه اقوام ایرانی، اصناف و زنان ایرانی است.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حقیقت یکی از علل عدم استقرار دموکراسی در ایران که مغفول مانده است وجود ناسیونالیسم است که بیشتر از گفتمان حقوق بشر و حقوق طبیعی، کنش و مواضع سیاسی طرفداران دموکراسی را تحت تأثیر قرار داده و موجب شده است که روند دموکراسی&amp;zwnj;خواهی را به جای اینکه با اوراق&amp;zwnj;سازی قدرت، عدالت و رعایت حقوق فردی و جمعی شهروندان و اقلیت&amp;zwnj;ها درآمیزند، آن را با &amp;laquo;درون&amp;zwnj;جوشی، ملی و وطن&amp;zwnj;خواهانه بودن&amp;raquo; محدود و تا حد زیادی منحرف سازند تا به مخرج مشترک مهمی برای همگرایی بین بسیاری از نیرو&amp;zwnj;ها و گرایش&amp;zwnj;های سیاسی تبدیل شود. از سوی دیگر اولویت ناسیونالیسم بر دموکراسی در صد سال اخیر موجب شده است که همواره نیروهای دموکراسی&amp;zwnj;خواه با توجیهات ناسیونالیستی از قبیل حفظ تمامیت ارضی و حفظ ایران و... از تقسیم و اوراق قدرت هراس داشته باشند و دموکراسی را در پستوی خانه بگذارند و خود نیز به حاشیه&amp;zwnj;نشینی در فضای سیاسی ایران بسنده کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;علاوه بر این، رگه&amp;zwnj;هایی از نگرش شرق&amp;zwnj;شناسانه نیز در این زمینه به چشم می&amp;zwnj;خورد:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;پیام تسلیت اعضای جبهه ملی:&amp;zwnj; پور سرزمین دلاورخیز کرمانشاهان؛&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;-&amp;nbsp;رضا علیجانی: همیشه ته لهجه شیرین کرمانشاهی&amp;zwnj;اش فرایادمان می&amp;zwnj;آورد خاستگاه او را. به شوخی &amp;laquo;روله پهلوان&amp;raquo; می&amp;zwnj;خواندمش.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برجسته کردن چند عنصر فرهنگی و تقلیل فرهنگ یک قوم یا ملت به آن عناصر و نادیده گرفتن حقوق یا وضعیت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن&amp;zwnj;ها یکی از ویژگی&amp;zwnj;های اصلی نگرش شرق&amp;zwnj;شناسانه است که در اینجا به چشم می&amp;zwnj;خورد. &amp;laquo;کیملیکا&amp;raquo; نیز این شیوه برخورد با اقلیت&amp;zwnj;ها را به مثابه نوعی بدفهمی از چندفرهنگ&amp;zwnj;گرایی تلقی می&amp;zwnj;کند. این نگرش باعث فرسایش سرمایه اجتماعی برون&amp;zwnj;گروهی و گسترش شعاع اعتماد در سطح کشور می&amp;zwnj;شود و با توجه به اینکه شعاع اعتماد را بر اساس مرز&amp;zwnj;ها و خط&amp;zwnj;کشیهای مختلف محدود می&amp;zwnj;سازد تلاش برای دستیابی به تفاهم و گفت&amp;zwnj;وگو و در نتیجه دموکراسی را بسیار دشوار می&amp;zwnj;سازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از سوی دیگر، اگرچه در این نگرش، به ظاهر خشونت و نگرش امنیتی نفی می&amp;zwnj;شود، اما در واقع در بسیاری از موارد در برابر روش&amp;zwnj;ها و برنامه&amp;zwnj;های آن سکوت پیشه می&amp;zwnj;کنند و گاهی از مفاهیمی که نگرش امنیتی به وجود آورده است، بهره نیز می&amp;zwnj;برند. نگرش امنیتی نسبت به اقلیت&amp;zwnj;های قومی و ملی برای توجیه کاربرد روش&amp;zwnj;های خشونت&amp;zwnj;آمیز، به جعل مفاهیم متناسب با آن روش&amp;zwnj;ها نیز می&amp;zwnj;پردازند. مخالفت با سیاست یکسان&amp;zwnj;سازی فرهنگی به واگرایی و موافقت با تقسیم قدرت و تمرکززدایی از آن به تجزیه طلبی تعبیر می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پانویس&lt;/b&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;* خالد توکلی، جامعه&amp;zwnj;شناس و استاد دانشگاه&amp;zwnj;های کردستان است.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;تصاویر&lt;/b&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱ &amp;ndash; اثر دونالد پس، منبع: &lt;a href=&quot;http://beinart.org/artists/donald-pass/gallery/drawings/&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲ &amp;ndash; منبع: &lt;a href=&quot;http://yomgedid.kenanaonline.com/photos/1173779644&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳ &amp;ndash; نقاشی اثر لیناس گارسیس.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴ &amp;ndash; منبع: &lt;a href=&quot;http://arabic.rt.com/news_all_news/news/45412/&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵ &amp;ndash; منبع: &lt;a href=&quot;http://museumvictoria.com.au/immigrationmuseum/whatson/past-exhibitions/survival-of-a-culture-kurds-in-australia/kine-em-we-the-kurds/&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۶ &amp;ndash; منبع: اینجا.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۷ &amp;ndash; اثر هنرمند دیوارنگار اسپانیایی اسکیف، منبع: &lt;a href=&quot;http://www.visualtherapyonline.com/?cat=37&amp;amp;paged=6&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۸ &amp;ndash; اثر اندرو فیلیکس، منبع: &lt;a href=&quot;http://www.design21sdn.com/competitions/21/entries/8299/gallery&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/08/18/18412#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D9%88%D9%85%DB%8C">اقلیت‌های قومی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12243">جدایی‌طلبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9177">خالد توکلی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">دموکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Sat, 18 Aug 2012 02:50:25 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">18412 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>جدایی‌طلبی و اقلیت‌ها</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/05/23/14723</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/05/23/14723&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌وگو با آرش نراقی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محسن کاکارش         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;350&quot; height=&quot;288&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/5462297805_305b6b8d6c_z_350x288.jpg?1337793334&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;محسن کاکارش - مسئله اقلیت&amp;zwnj;ها یکی از پیچیده&amp;zwnj;ترین و بحث&amp;zwnj;برانگیزترین مفاهیم در علوم انسانی و به ویژه در اسناد حقوقی و قوانین داخلی کشورها محسوب می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;از دیرباز، این موضوع در بین فعالان ایرانی و گروه&amp;zwnj;های متعلق به اقلیت&amp;zwnj;های مختلف نیز مطرح بوده است. با این حال به نظر می&amp;zwnj;رسد، هنوز ابهام&amp;zwnj;های حقوقی و نظری فراوانی پیرامون این مفاهیم وجود دارد.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در هفته&amp;zwnj;های اخیر موضوع&amp;zwnj;هایی نظیر &amp;quot;حق تعیین سرنوشت&amp;quot;، &amp;quot;جدایی&amp;zwnj;طلبی&amp;quot;، &amp;quot;حقوق فردی و گروهی&amp;quot; با وجود حساسیت&amp;zwnj;های بسیار در پیوند با مسئله اقلیت&amp;zwnj;های اتنیکی و مذهبی به ویژه در شبکه&amp;zwnj;های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. چالش موجود در این زمینه را با آرش نراقی،&amp;zwnj; استاد دانشگاه در آمریکا مطرح کرده&amp;zwnj;ایم. او در پیوند با حقوق اقلیت&amp;zwnj;ها دارای مقالات و پژوهش&amp;zwnj;های ویژه&amp;zwnj;ای است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;از نظر شما اقلیت&amp;zwnj;های قومی و ملی به چه گروهی اطلاق می&amp;zwnj;شود؟ چه تفاوتی به لحاظ ماهیتی و حقوقی بین این دو یافت می&amp;zwnj;شود؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/262463_10150756654855035_844380034_20486415_3987287_n_350x233_2.jpg&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;133&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آرش نراقی&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آرش نراقی:&lt;/b&gt; نخست آنکه، به نظرم در فضای این بحث، مفهوم &amp;quot;اقلیت&amp;quot; را می&amp;zwnj;توان به دو معنای متفاوت تعبیر کرد: معنای توصیفی و معنای تجویزی. معنای توصیفی &amp;quot;اقلیت&amp;quot; صرفاً ناظر به تعداد است. یعنی اگر در متن یک جامعه متشکل از دو گروه الف و ب، تعداد گروه الف از گروه ب بیشتر باشد، گروه ب را می&amp;zwnj;توان به معنای توصیفی کلمه &amp;quot;اقلیت&amp;quot; دانست، اما معنای دوم &amp;quot;اقلیت&amp;quot; یعنی معنای تجویزی آن، به نظرم از منظر اخلاقی مهم&amp;zwnj;تر است. در معنای تجویزی، &amp;quot;اقلیت&amp;quot; عبارت است از آن گروهی که از متن جامعه سیاسی به حاشیه رانده شده است؛ یعنی حقوق اساسی آن به شایستگی رعایت نمی&amp;zwnj;شود و از جمله قوم از حق مشارکت مؤثر در تنظیم و تدبیر مقدرات خود محروم است. در بسیاری موارد، کسانی که به معنای اول اقلیت به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;روند، به معنای دوم هم اقلیت هستند، اما همیشه اینطور نیست. گاهی افراد به معنای اول در اقلیت نیستند، یعنی شمار آن&amp;zwnj;ها لزوماً از سایر گروه&amp;zwnj;های موجود در ساخت سیاسی کمتر نیست، اما به معنای دوم اقلیت هستند، یعنی از متن تصمیم&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های اساسی مربوط به زندگی خود به حاشیه رانده شده&amp;zwnj;اند و نمی&amp;zwnj;توانند به نحو مؤثر در تدبیر و تنظیم مقدرات خود مشارکت کنند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دوم آنکه، در فضای این بحث، می&amp;zwnj;توان &amp;quot;قوم&amp;quot; یا &amp;quot;ملت&amp;quot; را گروهی از انسان&amp;zwnj;ها دانست که واجد زبان، مذهب، آداب و رسوم، اسطوره&amp;zwnj;ها و ادبیات مشترک و خاص خود هستند و ارزش&amp;zwnj;های خود را از طریق آن قالب&amp;zwnj;ها بیان می&amp;zwnj;کنند و از این راه به زندگی خود هویت و معنا می&amp;zwnj;بخشند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظرم &amp;quot;اقلیت قومی یا ملی&amp;quot; را باید برآیند معنای تجویزی &amp;quot;اقلیت&amp;quot; به علاوه تعریف یاد شده از &amp;quot;قوم&amp;quot; یا &amp;quot;ملت&amp;quot; دانست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا ظرف حقوق بشر برای حل مسئله اقلیت&amp;zwnj;های ملی یا قومی راه حل مناسب و قانع&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;ای را در بردارد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/picasso_peace_dove_scarf10mb_319x350.jpg&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;219&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;اگر ما موجودیت چیزی به نام &amp;quot;حقوق گروهی&amp;quot; را به رسمیت بشناسیم، در آن صورت درکی از حقوق بشر که فقط ضامن حقوق فردی انسان&amp;zwnj;هاست، نارسا خواهد بود و تأمین و تضمین آن حقوق فردی به هیچ وجه نمی&amp;zwnj;تواند ضامن حقوق اقلیت&amp;zwnj;های قومی یا ملی باشد&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر می&amp;zwnj;رسد که فضای غالب در مباحث مربوط به حقوق بشر بیشتر ناظر به حقوق فردی بوده است. به بیان دیگر، در مباحث مربوط به حقوق بشر، فرض ناگفته&amp;zwnj;ای وجود داشته است که گویی اگر حقوق فردی انسان&amp;zwnj;ها برآورده شود، تمام حقوق اساسی ایشان تأمین شده است. به بیان دیگر، فرض ایشان این بوده است که چون به لحاظ متافیزیکی گروه هیچ هویتی مستقل از فرد فرد اعضای آن ندارد، بنابراین، سخن گفتن از حقوق &amp;quot;جمع&amp;quot; یا &amp;quot;گروه&amp;quot; به عنوان هویتی مستقل از اعضای آن مغالطه&amp;zwnj;آمیز و نادرست است. به بیان دیگر، از این فرض متافیزیکی که تنها &amp;quot;فرد&amp;quot; است که هویت و موجودیت واقعی در جهان خارج دارد، این نتیجه اخلاقی و حقوقی را استنتاج کرده&amp;zwnj;اند که بنابراین، &amp;quot;گروه&amp;quot; به صفت &amp;quot;گروه&amp;quot; واجد هیچ حقی مستقل از حقوق فردی اعضای آن نیست. بر این مبنا نتیجه گرفته&amp;zwnj;اند که تأمین حقوق افراد گروه عین تأمین حقوق گروه است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر من اما این استدلال نادرست است. فرد می&amp;zwnj;تواند مدعای متافیزیکی- وجود&amp;zwnj;شناختی این قائلان را بپذیرد، بدون آنکه به پذیرش مدعای حقوقی و اخلاقی ملزم باشد. ما می&amp;zwnj;توانیم تلقی&amp;zwnj;ای از &amp;quot;حقوق گروهی&amp;quot; داشته باشیم که با مدعای متافیزیکی قائلان درباره شأن وجودی &amp;quot;فرد&amp;quot; قابل جمع باشد. در این سیاق &amp;quot;حق گروهی&amp;quot; عبارت است از حقی که دست کم یکی از سه شرط زیر را واجد باشد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شرط اول- صاحب آن حق نه فرد که گروه باشد. برای مثال، در جامعه ما هیچ فردی به تنهایی صاحب نفت کشور نیست، اما فرض بر این است که تمام افراد به صفت ایرانی بودن صاحب این سرمایه ملی هستند. به بیان دیگر، نفت سرمایه مشاع ملت ایران تلقی می&amp;zwnj;شود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شرط دوم- مکانیسم احقاق یا سلب حق فردی نباشد، گروهی باشد؛ یعنی فرد به صفت فردی خود نتواند آن حق را مطالبه کند یا به دیگری واگذارد، بلکه این کار صرفاً به صفت گروهی امکان&amp;zwnj;پذیر باشد. یعنی این گروه یا نمایندگان گروه باشند که واجد این حق باشند که آن را مطالبه کنند یا به دیگری واگذارند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شرط سوم - مبنای توجیه آن حقوق منافع فردی نباشد، بلکه منافع تمام یا اکثریت گروه باشد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; بر این مبنا، می&amp;zwnj;توان ادعا کرد که اقلیت&amp;zwnj;های قومی یا ملی، علاوه بر حقوق فردی که تک تک اعضای ایشان به صفت انسان بودن یا شهروند بودن واجدند، صاحب حقوقی گروهی هم هستند که به حقوق تک تک اعضای آن گروه فروکاستنی نیست&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر ما موجودیت چیزی به نام &amp;quot;حقوق گروهی&amp;quot; را به رسمیت بشناسیم، در آن صورت درکی از حقوق بشر که فقط ضامن حقوق فردی انسان&amp;zwnj;هاست، نارسا خواهد بود و تأمین و تضمین آن حقوق فردی به هیچ وجه نمی&amp;zwnj;تواند ضامن حقوق اقلیت&amp;zwnj;های قومی یا ملی باشد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به همین دلیل است که در مباحث متأخرتری که درباره حقوق بشر جاری است، نسل تازه&amp;zwnj;ای از حقوق به مجموعه حقوق بشر افزوده شده است (حقوقی که به &amp;quot;نسل سوم&amp;quot; حقوق بشر معروف&amp;zwnj;اند)، و از جمله این حقوق نسل سوم به&amp;zwnj;رسمیت شناختن پاره&amp;zwnj;ای از حقوق جمعی یا گروهی است. بنابراین، اگر تلقی ما از حقوق بشر شامل حقوق گروهی هم بشود، در آن صورت به گمانم ظرف حقوق بشر برای صورت&amp;zwnj;بندی و فهم مسائل مربوط به حقوق اقلیت&amp;zwnj;های قومی ظرفیت کافی خواهد داشت&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در نظامی دمکراتیک که موازین حقوق بشری در آن مبنا قرار گیرد و در عین حال کشوری چند ملیتی یا چند قومیتی نیز باشد علاوه بر احقاق حقوق فردی همگان، چه ضمانتی برای احقاق حقوق جمعی نیز وجود دارد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/6879183063_cf431e8fd1_350x232.jpg&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;133&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;می&amp;zwnj;توان &amp;quot;قوم&amp;quot; یا &amp;quot;ملت&amp;quot; را گروهی از انسان&amp;zwnj;ها دانست که واجد زبان، مذهب، آداب و رسوم، اسطوره&amp;zwnj;ها و ادبیات مشترک و خاص خود هستند و ارزش&amp;zwnj;های خود را از طریق آن قالب&amp;zwnj;ها بیان می&amp;zwnj;کنند و از این راه به زندگی خود هویت و معنا می&amp;zwnj;بخشند&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر من دموکراسی به خودی خود از منظر اخلاقی برتری ذاتی بر شیوه&amp;zwnj;های دیگر ندارد، مگر آنکه عادلانه باشد. دموکراسی اگر به قید عادلانه مقید نباشد، به&amp;zwnj;سرعت به دیکتاتوری اکثریت منتهی می&amp;zwnj;شود یا در بهترین حالت نسبت به سرنوشت &amp;quot;اقلیت&amp;zwnj;های دائمی&amp;quot; بی&amp;zwnj;تفاوت می&amp;zwnj;شود. منظور من از &amp;quot;اقلیت&amp;zwnj;های دائمی&amp;quot; گروه&amp;zwnj;هایی در جامعه هستند که گرچه هویت متمایز و ویژه خود را دارند، اما هرگز نمی&amp;zwnj;توانند به اکثریت تبدیل شوند. بنابراین، هرگز نمی&amp;zwnj;توانند از طریق نظام رأی&amp;zwnj;گیری به پاره&amp;zwnj;ای از خواسته&amp;zwnj;های اساسی خود که لزوماً از مصادیق حقوق بشر یا حقوق عمومی شهروندی نیست، اما برای ایشان بسیار مهم و ارزشمند است، دست یابند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شرط لازم عادلانه بودن دموکراسی رعایت حقوق اقلیت، از جمله حقوق گروهی ایشان است. بنابراین، نظام دموکراتیکی که حقوق فردی شهروندان را رعایت می&amp;zwnj;کند، اما نسبت به حقوق گروهی ایشان بی&amp;zwnj;تفاوت است، از منظر اخلاقی نقصان دارد، یعنی عادلانه نیست. بنابراین، در متن یک نظام دموکراتیک عادلانه هر شیوه&amp;zwnj;ای که برای تضمین حقوق فردی شهروندان به کار گرفته می&amp;zwnj;شود باید در مورد تضمین حقوق گروهی ایشان نیز به کار گرفته شود. متأسفانه به نظرم در فضای روشنفکری ما هنوز اهمیت حقوق گروهی و &amp;quot;اساسی&amp;quot; بودن آن به خوبی درک و تصدیق نشده است. بنابراین، گام نخست شاید این باشد که باب این بحث در فضای گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوی عقلانی در عرصه عمومی گشوده شود تا همانطور که جامعه کمابیش نسبت به حقوق فردی آحادش حساسیت بیشتری یافته است، نسبت به حقوق گروهی افراد (خصوصاً گروه&amp;zwnj;های اقلیت) هم آگاهی و حساسیت بیشتری بیابد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;حق تعیین سرنوشت چه تفاوتی با حق جدایی طلبی دارد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر من &amp;quot;حق تعیین سرنوشت خود&amp;quot; از مصادیق بارز حقوق اساسی انسان&amp;zwnj;هاست و تحت هر شرایطی موضوعیت دارد، برخلاف &amp;quot;حق جدایی&amp;zwnj;طلبی&amp;quot; که فقط در شرایطی خاص موضوعیت می&amp;zwnj;یابد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق تعیین سرنوشت ادامه حق خودمختاری یا حق مشارکت مؤثر انسان&amp;zwnj;ها در اموری است که با معیشت و امنیت ایشان سروکار دارد و از این حیث جزو حقوق اساسی انسان&amp;zwnj;هاست و نفی آن تحت هر شرایطی ناقض حرمت و کرامت ذاتی انسان&amp;zwnj;هاست. به عنوان انسان&amp;zwnj;هایی که هویت خود را در متن گروه یا گروه&amp;zwnj;های خاصی تعریف می&amp;zwnj;کنیم، واجد دو نوع &amp;quot;خود&amp;quot; هستیم: &amp;quot;خود فردی&amp;quot; و &amp;quot;خود گروهی&amp;quot;. به این اعتبار است که حق تعیین سرنوشت از دایره &amp;quot;خود فردی&amp;quot; فرا&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;رود و به &amp;quot;خود گروهی&amp;quot; ما هم تعمیم می&amp;zwnj;یابد. حق تعیین سرنوشت &amp;quot;خودگروهی&amp;quot; خصوصاً در ضمن دو حق دیگر آشکار می&amp;zwnj;شود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/5422952638_74df350624_z_350x350.jpg&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;200&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;جدایی&amp;zwnj;طلبی در غالب موارد فرآیندی پرهزینه و خونبار برای تمام طرفین درگیر است و از این&amp;zwnj;رو بهترین شیوه برای پرهیز از مطالبات جدایی&amp;zwnj;طلبانه و رویارویی با گسترش نیروهای گریز از مرکز آن است که حق مشارکت مؤثر اقلیت&amp;zwnj;های قومی در سطح ملی و منطقه&amp;zwnj;ای به معنای واقعی تأمین و تضمین شود&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق نخست، &amp;quot;حق حفظ هویت فرهنگی&amp;quot; است. حفظ هویت فرهنگی، در واقع برای صیانت از &amp;quot;خود گروهی&amp;quot; و تداوم و تعالی بخشیدن به آن است. فرهنگ قوم نقش مهمی در هویت&amp;zwnj;آفرینی و معنا بخشی به زندگی گروهی قوم دارد. از جمله پیامدهای مهم به&amp;zwnj;رسمیت شناختن این حق، حق تحصیل فرزندان به زبان مادری ایشان است. البته هر فرهنگی در خور حفظ و حراست نیست. فرهنگ&amp;zwnj;ها تا آنجا محترم&amp;zwnj;اند که حقوق اساسی انسان&amp;zwnj;ها را پاس بدارند و دست کم به نحو حداقلی با موازین عدالت سازگار باشند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق دوم، &amp;quot;حق خودگردانی&amp;quot; است؛ ازجمله حقوق اساسی &amp;quot;خودگروهی&amp;quot; آن است که بتوانند به نحو مؤثر در تعیین سرنوشت خود و تدبیر اموری که بر زندگی ایشان تأثیر جدی می&amp;zwnj;نهد نقش مؤثر داشته باشند. &amp;quot;حق خودگردانی&amp;quot;، به این معناست که قوم به صفت گروهی بتوانند مقدرات &amp;quot;خودگروهی&amp;quot; خود را آنچنان که با شرایط و ارزش&amp;zwnj;های ویژه ایشان تناسب بیشتری دارد، تدبیر کنند. حق خودگرانی هم تا آنجا موجه است که حقوق انسانی افراد قوم محترم باشد و امکان خروج آزادانه از گروه برای اعضا فراهم باشد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در غالب موارد حق تعیین سرنوشت خود را می&amp;zwnj;توان بدون جدایی&amp;zwnj;طلبی محقق ساخت. به بیان دیگر، حق تعیین سرنوشت لزوماً به معنای حق حاکمیت سیاسی تمام عیار و تأسیس یک حوزه اقتدار سیاسی و قضایی مستقل نیست. برای مثال ممکن است که قانون اساسی یا دولت مرکزی این حق را برای اقوام تحت حاکمیت خود به&amp;zwnj;رسمیت بشناسد که در قلمرو خاص خود زبان محلی&amp;zwnj;شان را به عنوان زبان رسمی به کار برند، یا سرزمین&amp;zwnj;شان به عنوان استان یا ایالتی در یک فدراسیون به&amp;zwnj;رسمیت شناخته شود، یا نمایندگان ایشان نسبت به تغییر قانون اساسی یا وضع و تغییر پاره&amp;zwnj;ای قوانین فدرال حق وتو داشته باشند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در یک کشور در چه شرایطی حق جدایی&amp;zwnj;طلبی موضوعیت پیدا می&amp;zwnj;کند یا از نظر قواعد حقوق بین&amp;zwnj;الملل این خواست مشروعیت دارد؟&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظرم به طور اصولی اصل &amp;quot;حق جدایی&amp;zwnj;طلبی&amp;quot; باید در متن قانون اساسی کشور به&amp;zwnj;رسمیت شناخته شود و شرایط آن به&amp;zwnj;دقت روشن شود. اگر مبنای جامعه سیاسی را نوعی عقد یا قرارداد بدانیم، در متن این قرارداد، مانند هر قرارداد دیگری، باید شرایط فسخ قرارداد هم گنجانیده شود. بنابراین، به نظرم در متن یک قانون اساسی عادلانه همانطور که شرایط عقد سیاسی باید به&amp;zwnj;دقت قید شود شرایط طلاق سیاسی هم باید به روشنی بیان شود، اما اگر شرایط طلاق توافقی در متن قانون اساسی نیامده باشد، باب طلاق سیاسی یکسویه تحت شرایط خاص همچنان گشوده است. امروزه در متن نظام حقوق بین&amp;zwnj;الملل دست کم در سه مورد طلاق سیاسی به نحو یکسویه (یعنی بدون رضایت دولت مرکزی) به&amp;zwnj;رسمیت شناخته شده است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مورد اول، ناظر به شرایطی است که یک قوم خاص و سرزمین&amp;zwnj;های ایشان به زور و غاصبانه به دولت مرکزی ضمیمه شده باشد. در این شرایط، به&amp;zwnj;رسمیت شناختن طلاق یکسویه مصداق عدالت جبرانی است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مورد دوم، ناظر به شرایطی است که دولت مرکزی به&amp;zwnj;نحو گسترده و سیستماتیک حقوق اساسی یک قوم خاص را نقض می&amp;zwnj;کند. در این شرایط، به&amp;zwnj;رسمیت شناختن طلاق یکسویه مصداق عدالت توزیعی است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مورد سوم، ناظر به شرایطی است که دولت مرکزی در ضمن قراردادی معین به قومی خاص در قلمرو حاکمیت خویش حق خودگردانی داده و خود را به رعایت آن حق متعهد ساخته است، اما شرایط مورد توافق را به نحو یکسویه به طور مستمر نقض می&amp;zwnj;کند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر من همیشه باید این واقعیت مهم را به یاد داشته باشیم که جدایی&amp;zwnj;طلبی در غالب موارد فرآیندی پرهزینه و خونبار برای تمام طرفین درگیر است و از این&amp;zwnj;رو بهترین شیوه برای پرهیز از مطالبات جدایی&amp;zwnj;طلبانه و رویارویی با گسترش نیروهای گریز از مرکز آن است که حق مشارکت مؤثر اقلیت&amp;zwnj;های قومی در سطح ملی و منطقه&amp;zwnj;ای به معنای واقعی تأمین و تضمین شود&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;در همین زمینه&lt;/b&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/politics/2012/05/04/13962&quot;&gt;دموکراسی ملی؛ چرا و چگونه&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/politics/2011/08/22/6403&quot;&gt;دموکراسی ، حق تعیین سرنوشت و تجزیه&amp;zwnj;طلبی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/05/04/14000&quot;&gt;ناسیونالیسم ایرانی و حقوق بشر&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تصاویر&lt;/strong&gt;:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱ - &amp;quot;حقوق، دوستی و صلح&amp;quot;، منبع: &lt;a href=&quot;http://www.flickr.com/photos/joeprojekts/5462297805/&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲ &amp;ndash; آرش نراقی.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳ &amp;ndash; صلح اثر پابلو پیکاسو.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۴ &amp;ndash; ترکمنان ساکن دویدوخ در خراسان شمالی، منبع: &lt;a href=&quot;http://www.flickr.com/photos/kerri-jo/6879183063/&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۵ &amp;ndash;&amp;quot;پیش&amp;zwnj;مرگ کردستان&amp;quot; منبع: &lt;a href=&quot;http://www.flickr.com/photos/kurdistan4all/5422952638/&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;.&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/05/23/14723#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12244">آرش نراقی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12240">اقلیت‌‌ها</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12241">جدایی طلبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12243">جدایی‌طلبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12242">حقوق فردی و جمعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4610">دمکراسی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2174">محسن کاکارش</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Wed, 23 May 2012 16:59:05 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">14723 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>