<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12208/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>اجراگری</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12208/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>رویکردهای جامعه شناختی به جنسیت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/degarbash/2013/01/09/23462</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/degarbash/2013/01/09/23462&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    امین قضایی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;380&quot; height=&quot;228&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/raminhaerinejad02.jpg?1358056957&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;امین قضایی - این مقاله قصد دارد رویکرد ساختگرایی به مقوله جنسیت را بررسی و نقد کند. برای بررسی ساختگرایی در باب جنسیت، آرای جودیت باتلر در کتاب معضل جنسیتی را به عنوان یک نمونه بارز انتخاب کرده&amp;zwnj;ام.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ساختگرایی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;constructivism&lt;/span&gt;) بر این عقیده استوار است که پدید&amp;zwnj;ه&amp;zwnj;های اجتماعی (یا دست کم برخی از آنها و در این مورد مقوله جنسیت &amp;nbsp;(&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;gender&lt;/span&gt;) و نه جنس) ذاتی و ابژکتیو نبوده، بلکه در طی فرآیند معنابخشی در تعامل میان انسان&amp;zwnj;ها ساخته می&amp;zwnj;شوند. ذکر این نکته ضروری است که ساختگرایی را نباید با ساختارگرایی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;structuralism&lt;/span&gt;) اشتباه گرفت؛ چه بسا این دو در بسیاری از موارد در تقابل با یکدیگر قرار می&amp;zwnj;گیرند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;درک و نقد این رویکرد پیش از بحث در باب ماهیت و ویژگی پدیده اجتماعی ممکن نیست. اساساً سه نوع ابژه یا موضوع مورد مطالعه قابل تصور است: موضوع مورد مطالعه می&amp;zwnj;تواند اشیای طبیعی، مفاهیم و برساخته&amp;zwnj;های ذهنی یا در نهایت پدیده&amp;zwnj;ها و رخدادهای اجتماعی باشند. در نتیجه هر پژوهشگری پیش از مطالعه موضوع مورد نظر خود باید مشخص سازد که موضوع وی به کدامیک از قلمروهای ذهن، طبیعت یا جامعه تعلق دارد. ما به خوبی می&amp;zwnj;دانیم که مفاهیم ذهنی کاملاً ساختگی هستند و کسی انتظار ندارد اشکال هندسی یا مفاهیمی مانند آزادی، حقیقت و عدالت را به مانند درخت و صندلی در جهان خارجی بیابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/raminhaerinejad10.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 127px;&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12px;&quot;&gt;یک نمونه از رویکرد سوبژکتیویستی به مقوله جنسیت را می&amp;zwnj;توان در آرای اگزیستانسیالیستی سیمون دوبوآر&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12px;&quot;&gt;یافت. دوبوآر جنسیت را پدیده&amp;zwnj;ای نه ذاتی بلکه فرهنگی می&amp;zwnj;داند، اما در عین حال متاثر از ژان پل سارتر معتقد است که فرد با انتخاب آزادانه خود قادر به شکستن قیود جنسیتی است که جامعه سنتی بر او تحمیل می&amp;zwnj;کند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;همچنین دانشمند علوم طبیعی نیز تا حد نسبتاً قابل پذیرشی حق دارد که پدیده&amp;zwnj;های مورد مطالعه خود را ذاتی بداند. ابژه&amp;zwnj;های طبیعی از قوانین طبیعت پیروی می&amp;zwnj;کنند و بنابراین با مفاهیم برساخته ذهنی قابل تمیز هستند و اگر نباشند دست کم می&amp;zwnj;توان به انجام این تمایز امیدوار بود، اما علوم اجتماعی در مقابل این معما قرار گرفته است که پدیده&amp;zwnj;های اجتماعی به راستی از چه نوعی هستند. تا چه حد آنها ساخته ذهن ما هستند و تا چه حد ما ساخته دست آنها؟ تا چه اندازه ذهنی هستند و تا چه اندازه ذاتی؟ برای مثال، مراسم عروسی به عنوان یک پدیده اجتماعی، بی شک توسط انسان&amp;zwnj;ها ابداع شده است، اما در عین حال خارج از ذهن انسان&amp;zwnj;ها قرار دارد به گونه&amp;zwnj;ای که اعمال و رفتار افراد را طی مراسم محدود و مقید می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تقریباً این توافق کلی وجود دارد که پدیده&amp;zwnj;های اجتماعی نه مطلقاً ذهنی هستند و نه مطلقاً ذاتی و طبیعی، اما در اینکه تا چه حد ذهنی یا عینی هستند، به ترتیب دو رویکرد سوبژکتیویستی و ابژکتیویستی در نظریات اجتماعی حکمفرماست. حساسیت در این&amp;zwnj; زمینه را می&amp;zwnj;توان با ذکر دو مثال در باب جنسیت شرح داد، چرا که هر دو رویکرد می&amp;zwnj;تواند به نتایج غلطی بیانجامد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یک نمونه از رویکرد سوبژکتیویستی به مقوله جنسیت را می&amp;zwnj;توان در آرای اگزیستانسیالیستی سیمون دوبوآر &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;(Simone de Beauvoir)&lt;/span&gt;یافت. دوبوآر جنسیت را پدیده&amp;zwnj;ای نه ذاتی بلکه فرهنگی می&amp;zwnj;داند، اما در عین حال متاثر از ژان پل سارتر معتقد است که فرد با انتخاب آزادانه خود قادر به شکستن قیود جنسیتی است که جامعه سنتی بر او تحمیل می&amp;zwnj;کند. رویکرد ذهن&amp;zwnj;گرایانه دوبوآر وی را دچار این اشتباه می&amp;zwnj;کند که اگر جنسیت ساختگی است، پس اختیاری و انتخابی نیز هست، اما واقعیت نشان می&amp;zwnj;دهد که با وجود ساختگی بودن جنسیت، در اغلب موارد رفتارهای جنسیتی تحمیلی هستند و صرفاً با یک اراده آزاد ذهنی نمی&amp;zwnj;توان بر آنها فائق آمد. این رویکرد اشتباه، به دست کم گرفتن مشکلات پیشا&amp;zwnj;روی زنان در مقابله با نقش&amp;zwnj;های جنسیتی خواهد انجامید.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/raminhaerinejad09.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 120px;&quot; /&gt;در رویکرد جودیت باتلر، یک پدیده اجتماعی مانند جنسیت در تعامل زبانی میان انسان&amp;zwnj;ها به وجود می&amp;zwnj;آید. ما در تعامل با یکدیگر به رفتارهای خود معنا و تفسیر می&amp;zwnj;بخشیم و رفتار جنسیتی، یعنی مردانه و زنانه رفتار کردن، نیز طی همین فرآیند معنابخشی به وجود می&amp;zwnj;آید. (اثر رکنی حائری&amp;zwnj;زاده)&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;جودیت باتلر &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;(Judith Butler)&lt;/span&gt;همین نقد را به صورت دیگر بیان می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;نزد دوبوآر، جنسیت برساخته است، اما در فرمول&amp;zwnj;بندی وی به یک عامل یا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;cogito&lt;/span&gt; یا کسی اشاره می شود که به طریقی آن جنسیت را قبول کرده و یا مختص خود ساخته است و در اصل می&amp;zwnj;توانسته جنسیت دیگری را برای خود تصور کند. آیا جنسیت تا این حد متغیر و ارادی است که دوبوآر بیان می&amp;zwnj;کند؟ آیا ساختار در چنین حالتی می&amp;zwnj;تواند به یک شکل گزینشی فروکاسته شود؟ &amp;raquo;(معضل جنسیتی.۱۳۸۵ جودیت باتلر صفحات ۵۴ و ۵۵، نشر پاریس. &lt;a href=&quot;http://gendertrouble.poetrymag.ws/GENDERTROUBLE.pdf&quot;&gt;&lt;strong&gt;لینک&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;از طرف دیگر، روانکاوی و به خصوص روانکاوی لاکان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; (Jacques Lacan) &lt;/span&gt;و فمینیست&amp;zwnj;های متاثر از وی، با تعریف جنسیت به عنوان نتیجه ضروری درام روانی فرد در دوران کودکی (که بیرون از خودآگاهی او رخ می&amp;zwnj;دهد) به دام نوع خاصی از ابژکتیویسم و دترمینیسم می&amp;zwnj;افتد. اگر دوبوآر تصور می&amp;zwnj;کرد که زنان با خودآگاهی قدرتمند و تقدم اصالت وجود بر ماهیت، قادر به انتخاب آزاد و کنار زدن کلیشه&amp;zwnj;های جنسیتی هستند، فمینیست&amp;zwnj;های روانکاو از آن سوی بام می&amp;zwnj;افتند. هرچند آنان جنسیت را ساخته زبان می&amp;zwnj;دانند، اما برای زبان ساختار صلبی قائلند که قوانین حاکم بر ناخودآگاهی و نه خودآگاهی بر آن حکم می&amp;zwnj;راند. رویکرد جبرگرایانه به این حکم شکست&amp;zwnj;طلبانه می&amp;zwnj;انجامد که مبارزه زنان کاری از پیش نخواهد برد چرا که سرکوب جنسیتی دوباره در زبان خود را بازتولید خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این بار باتلر در نقد این رویکرد جبرگرا می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;از این تحلیل های روانکاوانه که تاکنون ملاحظه کردیم چه راهبردها و منابعی برای واژگونی آشکار می&amp;zwnj;شود؟ ارجاع به ناخودآگاه به منزله منبعی از واژگونگی، به نظر فقط وقتی معنایی دارد که قانون پدرانه را جبری عام و صلب تصور کنیم که از هویت، امری خیالی و ثابت می&amp;zwnj;سازد. حتی اگر ظرفیت خیالی هویت را بپذیریم، هیچ دلیلی وجود ندارد که تصور کنیم قانونی که شرایط این فانتزی را استوار می&amp;zwnj;گرداند در مقابل تغییر و امکان تاریخی نفوذناپذیر است.&amp;raquo; (معضل جنسیتی.۱۳۸۵ جودیت باتلر صفحه ۱۳۷، نشر پاریس. &lt;a href=&quot;http://gendertrouble.poetrymag.ws/GENDERTROUBLE.pdf&quot;&gt;&lt;strong&gt;لینک&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/raminhaerinejad06.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 242px;&quot; /&gt;اگرچه ما جنسیت را با سخن گفتن به وجود می&amp;zwnj;آوریم اما ابزارها و نیازمندی&amp;zwnj;های معنابخشی و استدلال را شخصاً ابداع نمی&amp;zwnj;کنیم، بلکه آن را از گفتمان اخذ می&amp;zwnj;کنیم. به این ترتیب اگرچه جنسیت در زبان رخ می دهد، اما اختیاری و دلبخواهی نیست چرا که زبان در گفتمان وارد عمل می&amp;zwnj;شود. در مورد جنسیت، گفتمان جنسیتی پدرسالار مسلط بوده و سرنوشت زنان را تعیین می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر می&amp;zwnj;آید که در جدال میان رویکرد ذهنی و عینی، بار دیگر به دوگانه قدیمی اختیار و جبر بازگشته&amp;zwnj;ایم. در این میان، رویکرد ساختگرایی و به خصوص باتلر چه موضعی دارند؟ همانطور که پیشتر اشاره کردیم، در این رویکرد، یک پدیده اجتماعی مانند جنسیت در تعامل زبانی میان انسان&amp;zwnj;ها به وجود می&amp;zwnj;آید. ما در تعامل با یکدیگر به رفتارهای خود معنا و تفسیر می&amp;zwnj;بخشیم و رفتار جنسیتی، یعنی مردانه و زنانه رفتار کردن، نیز طی همین فرآیند معنابخشی به وجود می&amp;zwnj;آید. بنابراین باتلر در این باب موضع کاملاً سوبژکتیویستی دارد، اما برای اینکه از ذهنی و ساختگی بودن جنسیت، اختیاری و دلبخواهی بودن آن استنباط نشود، او با رجوع به بحث فوکو ادعا می&amp;zwnj;کند که جنسیت طی یک گفتمان (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Discourse&lt;/span&gt;) به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آید. گفتمان، مقوله&amp;zwnj;ها، دسته&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;ها، استعاره&amp;zwnj;ها و به طور کلی تمامی ابزارهای معنابخشی را در اختیار ما قرار می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به عنوان نمونه دوگانگی زنانگی و مردانگی با دسته&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;های منفعل/ فعال، درون/ بیرون، زایش/ آفرینش، احساس/ عقل، اصطلاحاً چارچوب مشخص به خود می&amp;zwnj;گیرد (منظور از چارچوب اینجا &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;framing&lt;/span&gt; است). اگرچه ما جنسیت را با سخن گفتن به وجود می&amp;zwnj;آوریم اما ابزارها و نیازمندی&amp;zwnj;های معنابخشی و استدلال را شخصاً ابداع نمی&amp;zwnj;کنیم، بلکه آن را از گفتمان اخذ می&amp;zwnj;کنیم. به این ترتیب اگرچه جنسیت در زبان رخ می دهد، اما اختیاری و دلبخواهی نیست چرا که زبان در گفتمان وارد عمل می&amp;zwnj;شود. در مورد جنسیت، گفتمان جنسیتی پدرسالار مسلط بوده و سرنوشت زنان را تعیین می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اجازه دهید بپذیریم که باتلر برخلاف دوبوآر توانسته به ایراد دلبخواهی و اختیاری بودن رفتارهای جنسیتی پاسخ دهد. بنابراین جنسیت در زبان رخ می&amp;zwnj;دهد ولی نه کاملاً جبرگرایانه است (روانکاوی لاکانی) و نه کاملاً انتخابی (دوبوآر). این سئوال اما باقی می&amp;zwnj;ماند که چه راه حلی برای شکستن یک گفتمان مسلط و به چالش کشیدن کلیشه&amp;zwnj;های جنسیتی وجود دارد؟ برای پاسخ به این سئوال، باتلر از یک نظریه در زبان&amp;zwnj;شناسی (اوستین و شاید ویتگنشتاین) استفاده می&amp;zwnj;کند، اما در نهایت پاسخ او نه واضح و نه قانع کننده باقی می&amp;zwnj;ماند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/untitledtri-2012-ramin-haerizadeh-photo-credit-xavier-ansart.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 149px;&quot; /&gt;آنچه فمینیسم و به طور کل مبارزه برای رهایی زنان، دگرباشان جنسی یا هر اقلیت جنسیتی دیگری نیاز دارد، اصول، مطالبات و استراتژی&amp;zwnj;های مشخص است، نه اینکه فمینیست&amp;zwnj;ها را به این دل خوش کنیم که خواهند توانست در زمین حریف و از امکان&amp;zwnj;های خود گفتمان مسلط علیه خودش استفاده کنند! این مشکل نظریه باتلر را به لحاظ سیاسی و مبارزاتی بی&amp;zwnj;ارزش ساخته و در مقابل آن را تنها برای هنر و فرهنگ نخبه&amp;zwnj;گرایانه کوئیر مفید می&amp;zwnj;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در زبان&amp;zwnj;شناسی دو نوع استفاده از زبان قابل تصور است: نخست، استفاده رایج از زبان یعنی بازنمایی اشیا و رخدادهای جهان اطراف. اگر کسی به شما بگوید که &amp;laquo;لطفاً در اتاق را ببندید&amp;raquo; به وضوح می&amp;zwnj;دانید که هدف او اشاره به یک شیئی خارجی در محیط است. دومین استفاده از زبان اجراگری (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;performance&lt;/span&gt;) است. گاهی ما زبان را برای اشاره به چیز مشخصی در جهان خارج به کار نمی&amp;zwnj;بریم، بلکه زبان در اینجا تنها برای بازی و ایفای نقش به کار می&amp;zwnj;رود. مثال مراسم عروسی را به یاد آورید. خطبه عقد، سخنان کشیش یا آنچه طرفین ازدواج در مراسم عروسی بر زبان می&amp;zwnj;رانند، بخشی از یک اجرای تئاترگونه است و به هیچ چیزی در جهان خارج اشاره ندارد. باتلر ادعا می&amp;zwnj;کند که راه حل ما نیز در اینجاست که جنسیت را به عنوان یک اجرای زبانی بفهمیم و نه اشاره به ویژگی&amp;zwnj;های فیزیولوژیکی یا ذاتی در بیرون از زبان. اگر چنین کنیم و اگر دریابیم که برای مثال رفتار و گفتار زنانه به چیزی در خارج از زبان مانند بدن زن اشاره نمی&amp;zwnj;کند بلکه تنها بخشی از یک اجرای زبانی در درون یک گفتمان است، هم قادر خواهیم شد که جنسیت را سیال کنیم و هم امکان&amp;zwnj;های بیشتری را برای مقاومت و مخالفت در درون یک گفتمان بیابیم. همچنان که در یک تئاتر این امکان وجود دارد که هر هنرپیشه&amp;zwnj;ای هر نقشی را بازی کند و هیچ رابطه جبری میان یک نفر و نقشش در کار نیست، اگر جنسیت نیز یک نقش تصور شود که فرد آن را بازی می&amp;zwnj;کند، هرکسی می&amp;zwnj;تواند هر نقش جنسیتی را بازی کند و بدین&amp;zwnj;ترتیب جنسیت امری سیال خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;باتلر قبول می&amp;zwnj;کند که سیال&amp;zwnj;سازی جنسیت به این راحتی&amp;zwnj;ها نیست. در واقع این دیدگاه به همین شکلی که من مطرح کردم با نظریه گفتمان در تضاد قرار می&amp;zwnj;گیرد. چرا که گفتمان است که ابزارهای لازم برای معنابخشی یا ایفای نقش جنسیتی را در اختیار افراد قرار می&amp;zwnj;دهد. در استعاره تئاتر می&amp;zwnj;توانیم تصور کنیم که گفتمان سناریو از پیش نوشته شده و کارگردانی است که مانع انتخاب اختیاری نقش جنسیتی می&amp;zwnj;شود. به همین خاطر، باتلر می&amp;zwnj;پذیرد که این ایده او از جنسیت به عنوان یک نقش اجراگرانه، تنها تذکری است تا جنسیت را بازنماینده چیزی در جهان بیرونی ندانیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رویکرد ساختارگرایانه معتقد است&amp;nbsp;پدیده های اجتماعی ساختارهایی هستند که افراد در درون آنها قرار می&amp;zwnj;گیرند و کارکرد و نقش ایفا می&amp;zwnj;کنند، اما اعمال این افراد ساختار را به خودی خود شکل نمی&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;راه حل واقع بینانه&amp;zwnj;تر باتلر با رجوع به خود نظریه گفتمان پیشنهاد می&amp;zwnj;شود. برخلاف فوکو که گفتمان را همیشه امری موفق تصور می&amp;zwnj;کند، (برای مثال رجوع کنید به نقد نیکولاس رز در &lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://papers.ssrn.com/sol3/papers.cfm?abstract_id=1474131&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;) باتلر ادعا می&amp;zwnj;کند که گفتمان گاهی در پروسه معنابخشی خود موفق نیست. گفتمان همواره در عمل، شرایط و امکاناتی برای مقاومت و مخالفت با استدلال یا ایده مسلط در اختیار فرد قرار می&amp;zwnj;دهد. (برای یک نمونه رجوع کنید به کتاب &amp;laquo;ادعای آنتیگونه&amp;raquo; ترجمه امین قضایی، بابک سلیمی&amp;zwnj;زاده و مهدی سلیمی در &lt;strong&gt;&lt;a href=&quot;http://www.nosabooks.com/WebUI/book.aspx?simorgh=1&amp;amp;marckey=1583654&amp;amp;marckind=3&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;)&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;راه حل نخست، همانطور که خود باتلر نیز اذعان دارد، قانع&amp;zwnj;کننده و راه حل دوم واضح نیست. آنچه فمینیسم و به طور کل مبارزه برای رهایی زنان، دگرباشان جنسی یا هر اقلیت جنسیتی دیگری نیاز دارد، اصول، مطالبات و استراتژی&amp;zwnj;های مشخص است، نه اینکه فمینیست&amp;zwnj;ها را به این دل خوش کنیم که خواهند توانست در زمین حریف و از امکان&amp;zwnj;های خود گفتمان مسلط علیه خودش استفاده کنند! این مشکل نظریه باتلر را به لحاظ سیاسی و مبارزاتی بی&amp;zwnj;ارزش ساخته و در مقابل آن را تنها برای هنر و فرهنگ نخبه&amp;zwnj;گرایانه کوئیر مفید می&amp;zwnj;سازد، اما جدا از پاسخ نابسنده به سئوال فوق و عدم ارائه یک راهکار سیاسی مشخص، نقد من به آرای جودیت باتلر به بحث پیشین یعنی ماهیت پدیده اجتماعی باز می&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر ما دیدگاه ساختگرایی را نقد کنیم، همزمان آرای فوکو و باتلر را نیز نقد کرده&amp;zwnj;ایم، چرا که تمام ایده&amp;zwnj;های آنان بر فروض ساختگرایی استوار است. در مقابل رویکرد ساختگرایانه به ماهیت پدیده&amp;zwnj;های اجتماعی دو دیدگاه دیگر نیز وجود دارد:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/raminhaerinejad07.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 254px;&quot; /&gt;رویکرد مارکسیستی و تاریخ&amp;zwnj;گرایی معتقد است&amp;nbsp;پدیده&amp;zwnj;های اجتماعی نه ذهنی هستند (ساختگرایی) و نه عینی (ساختارگرایی)، بلکه هم ذهنی هستند و هم عینی. به بیان دیگر، پدیده&amp;zwnj;های اجتماعی از انعکاس و رابطه دیالکتیکی ذهن و عین در طی فرآیند تاریخی ساخته می&amp;zwnj;شوند. انسان&amp;zwnj;ها نه صرفا با معنابخشی و بیان عقاید، بلکه با تغییر واقعی در محیط اجتماعی خود، عینیت را تغییر داده و سپس عینیت نیز انسان&amp;zwnj;ها را محدود و مقید می&amp;zwnj;کند و روی ذهنیت آنها تاثیر می&amp;zwnj;گذارد. همین تغییر در ذهنیت در مقابل باعث تغییر دوباره محیط اجتماعی می&amp;zwnj;شود. بنابراین ما با تغییر دیالکتیکی و مدوام ذهن و عین مواجه هستیم. مطالعه پدیده اجتماعی به معنای درک فرآیند تاریخی است که هم در ذهنیت و هم در عینیت اثر می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱. &lt;strong&gt;رویکرد ساختارگرایانه &lt;/strong&gt;(&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;structuralism&lt;/span&gt;): پدیده های اجتماعی ساختارهایی هستند که افراد در درون آنها قرار می&amp;zwnj;گیرند و کارکرد و نقش ایفا می&amp;zwnj;کنند، اما اعمال این افراد ساختار را به خودی خود شکل نمی&amp;zwnj;دهد. به همان مثال مراسم عروسی و خواستگاری و... باز می&amp;zwnj;گردیم: مطابق دیدگاه ساختارگرا، سطحی&amp;zwnj;نگری است که تصور کنیم نقش جنسیتی منفعل و منتظر شوهر برای زن در مراسم خواستگاری و عروسی، در گفتمان و طی انجام مراسم عروسی شکل می&amp;zwnj;گیرد. برخلاف نظر ساختگرایی و همانطور که لوی استروس (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Claude L&amp;eacute;vi-Strauss&lt;/span&gt;) نشان می&amp;zwnj;دهد، این یکی از لوازم ساختار خویشاوندی است که طی آن زن به عنوان یک ابژه بین دو خانواده خرید و فروش شود تا وصلت و انسجام بین آن دو موجب تحکیم ساختار خویشاوندی شود. بنابراین نه گفتمان مراسم عروسی و خواستگاری بلکه ساختار خویشاوندی است که نقش منفعل زن را باعث می&amp;zwnj;شود. ساختارگرایی، ساختگرایی را به ظاهربینی، جزء&amp;zwnj;نگری و عدم توجه به کلیت، واقعیات ابژکتیو و کارکردهای ضروری (برای مثال رجوع کنید به نقدهای لوی استروس، پارسونز و مالینوفسکی) متهم می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲. &lt;strong&gt;رویکرد مارکسیستی و تاریخ&amp;zwnj;گرایی&lt;/strong&gt;: پدیده&amp;zwnj;های اجتماعی نه ذهنی هستند (ساختگرایی) و نه عینی (ساختارگرایی)، بلکه هم ذهنی هستند و هم عینی. به بیان دیگر، پدیده&amp;zwnj;های اجتماعی از انعکاس و رابطه دیالکتیکی ذهن و عین در طی فرآیند تاریخی ساخته می&amp;zwnj;شوند. انسان&amp;zwnj;ها نه صرفا با معنابخشی و بیان عقاید، بلکه با تغییر واقعی در محیط اجتماعی خود، عینیت را تغییر داده و سپس عینیت نیز انسان&amp;zwnj;ها را محدود و مقید می&amp;zwnj;کند و روی ذهنیت آنها تاثیر می&amp;zwnj;گذارد. همین تغییر در ذهنیت در مقابل باعث تغییر دوباره محیط اجتماعی می&amp;zwnj;شود. بنابراین ما با تغییر دیالکتیکی و مدوام ذهن و عین مواجه هستیم. مطالعه پدیده اجتماعی به معنای درک فرآیند تاریخی است که هم در ذهنیت و هم در عینیت اثر می&amp;zwnj;گذارد. برای مثال، مراسم عروسی نه گفتمانی است که در آن نقش جنسیتی زن ساخته شود و نه ساختاری صلب و پیشینی که از بدویت تا اکنون وجود داشته باشد و همیشه یک کارکرد مشخص را ایفا کرده باشد. برای مطالعه مراسم عروسی، باید آن را به صورت تاریخی مطالعه کرد. مراسم عروسی، در ساختار خویشاوندی و خانواده صورت می&amp;zwnj;گیرد، اما این مراسم نه یک کارکرد مشخص و از پیش تعریف شده مانند انسجام اجتماعی، بلکه در هر دوره&amp;zwnj;ای کارکرد تاریخی خاصی دارد. کارکرد عروسی و تشکیل خانواده برای دوره کشاورزی را می توان تولید مثل زیاد و افزایش نیروی کار مذکر دانست و این با کارکرد خانواده برای دوره سرمایه&amp;zwnj;داری متفاوت است، اما این تغییرات کارکردی، خود را به شکل تغییر گفتمانی در مراسم عروسی و تغییر معانی و آرای انسان&amp;zwnj;ها نشان می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین مطابق رویکرد تاریخی و مارکسیستی، جزء را باید در پیوند با کل و در مقابل کل را با انعکاسش در جزء مطالعه کرد. پژوهشگران فوکویی، تغییرات گفتمانی را در طول تاریخ بررسی می&amp;zwnj;کنند، بدون آنکه چرایی و کارکرد خاص این گفتمان&amp;zwnj;ها را مطالعه و توضیح دهند. اگر از باتلر بپرسیم که چرا جنسیت در گفتمان به این شکل و نه اشکال دیگری ساخته شده است، هیچ پاسخی برای آن نخواهد داشت مگر آنکه بنا بر پاسخ ناامید کننده فوکو آن را تصادفی بداند. اگر زنان در طول تاریخ سرکوب شده و نقش منفعل جنسیتی را ایفا می&amp;zwnj;کنند به خاطر این است که در نهاد خانواده، در هر دوره تاریخی کارکرد خاصی را ایفا کرده&amp;zwnj;اند و این کارکرد موقعیت فرودست آنان را به خوبی توضیح می&amp;zwnj;دهد. رویکرد ساختگرایی باتلر به طور کلی از توضیح این چرایی ناتوان است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;منابع : &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;معضل جنسیتی.۱۳۸۵ جودیت باتلر، مترجم: امین قضایی، نشر پاریس.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ادعای آنتیگونه. ۱۳۹۰. جودیت باتلر، مترجمین: امین قضایی، بابک سلیمی زاده و مهدی سلیمی. نشر مایندموتور&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot;&gt;Rose, N., O&amp;rsquo;Malley, P., Valverde, M., 2006 &amp;lsquo;&lt;em&gt;Governmentality&amp;rsquo; &lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تصاویر&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تمام کلاژهای استفاده شده در این مقاله، اثر رامین حائری&amp;zwnj;زاده و تنها نقاشی، اثر رکنی حائری&amp;zwnj;زاده است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/05/22/14684&quot;&gt;اندیشه زمانه: جودیت باتلر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;با نظریه&amp;zwnj;های این مقاله به اجراگری&amp;zwnj;های جنسیتی این ویدئو نگاه کنید:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;media_embed&quot; height=&quot;315px&quot; width=&quot;560px&quot;&gt;
	&lt;iframe allowfullscreen=&quot;&quot; frameborder=&quot;0&quot; height=&quot;315px&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/embed/wBu5F9jrLkU?rel=0&quot; width=&quot;560px&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/degarbash/2013/01/09/23462#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12208">اجراگری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14458">امین قضایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2445">جنسیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12206">جودیت باتلر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9307">ساختارگرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18410">ساختگرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2646">مارکسیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14213">گفتمان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/degarbash">دگر باش</category>
 <pubDate>Wed, 09 Jan 2013 17:56:44 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">23462 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>جودیت باتلر</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/05/22/14684</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/05/22/14684&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    ویلیام دیل و تیموتی بیل        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-motarjem&quot;&gt;
      &lt;div class=&quot;field-label&quot;&gt;برگردان:&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حمید پرنیان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;464&quot; height=&quot;300&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/butler.jpg?1338055950&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;ویلیام دیل و تیموتی بیل &amp;ndash;جودیت باتلر (۱۹۵۶ - ) در گروه بلاغت و ادبیات تطبیقی دانشگاه کالیفرنیا تدریس می&amp;zwnj;کند. دکترای فلسفه&amp;zwnj;اش را در سال ۱۹۸۴ از دانشگاه ییل گرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علاقه&amp;zwnj;ی باتلر به فلسفه تا حدودی به تجربیاتی برمی&amp;zwnj;گردد که در دوران کودکی و در مراسم&amp;zwnj;های کنیسه داشت. وی می&amp;zwnj;نویسد در آن دوران &amp;laquo; برایم پرسش&amp;zwnj;هایی درباره&amp;zwnj;ی اخلاق و زندگی انسان و هم&amp;zwnj;چنین خشونتی که در بافتِ آموزش&amp;zwnj;های یهودیان پسا-هولوکاستی وجود داشت مطرح شد. بسیاری از تحلیل&amp;zwnj;هایی متمرکزی که بر روی متن&amp;zwnj;ها انجام می&amp;zwnj;دهم از فهمی منبعث می&amp;zwnj;شود که از خوانشِ تورات دارم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;فلسفه&amp;zwnj;ی باتلر&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باتلر را بیش&amp;zwnj;تر نظریه&amp;zwnj;پرداز جنسیت و هویت و قدرت می&amp;zwnj;دانند. کتاب تاثیرگذار وی، &amp;laquo;معضل جنسیت&amp;raquo; (۱۹۹۰) این بحث انقلابی را مطرح می&amp;zwnj;کند که نه جنسیت (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;gender&lt;/span&gt;) و نه جنس (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;sex&lt;/span&gt;) و نه هیچ&amp;zwnj;یک از مقوله&amp;zwnj;های هویت انسانی، طبیعی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;natural&lt;/span&gt;) نیستند. این بحث در آن زمان چالش عمده&amp;zwnj;ای برای فمینیست&amp;zwnj;ها ایجاد کرد. باور معمولِ فمینیست&amp;zwnj;های آن زمان این بود که جنسیت (مردانه و زنانه) برساخته&amp;zwnj;ای فرهنگی است اما جنس (مذکر و مونث) طبیعی است و از-پیش-مسلم. باتلر در &amp;laquo;معضل جنسیت&amp;raquo; و بعدها در &amp;laquo;بدن&amp;zwnj;هایی که مسئله می&amp;zwnj;شوند&amp;raquo; (۱۹۹۳) می&amp;zwnj;گوید &amp;laquo;جنسیت باید به همان دستگاه تولیدمثلی اختصاص یابد که جنس&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;موجبِ آن &amp;nbsp;گماشته شده&amp;zwnj;اند. در نتیجه، این گونه نیست که جنسیت مربوط به فرهنگ باشد و جنس مربوط به طبیعت؛ جنسیت هم ابزار گفتمانی/فرهنگی است که &amp;laquo;طبیعتِ جنسی&amp;zwnj;شده&amp;raquo; یا &amp;laquo;جنسِ طبیعی&amp;zwnj;شده&amp;raquo; را تولید می&amp;zwnj;کند و آن را مقدم بر فرهنگ می&amp;zwnj;گمارد، [یعنی جنس را] زمینی [می&amp;zwnj;شمارد] که از نظر سیاسی بی&amp;zwnj;طرف است و فرهنگ روی آن [زمین] فعال است&amp;raquo;. (معضل جنسیت، ص ۷) به زبانی دیگر، هیچ مذکر و مؤنثی مقدم بر فرهنگی که این دو مقوله&amp;zwnj;ی هویتی را تولید کرده، وجود ندارد. ما نمی&amp;zwnj;توانیم بیرون از فرهنگ بیندیشیم، و هویت&amp;zwnj;های &amp;laquo;مذکر&amp;raquo; و &amp;laquo;مونث&amp;raquo; مانند هویت&amp;zwnj;های &amp;laquo;مردانگی&amp;raquo; و &amp;laquo;زنانگی&amp;raquo; برساخته&amp;zwnj;هایی فرهنگی هستند. این ایده که هویت جنسی طبیعی است یا دو جنس در طبیعت وجود دارد، ایده&amp;zwnj;ای فرهنگی است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باتلر می&amp;zwnj;گوید این مقوله&amp;zwnj;های هویتی از طریق کنشِ&amp;zwnj; تکرار در یک فرهنگ، شکلِ اجتماعی و نمادین پیدا کرده&amp;zwnj;اند. هویت جنسی &amp;laquo;اجراگری&amp;raquo; است. &amp;laquo;ورای نمودهای جنسیت، هیچ هویتِ جنسیتی&amp;zwnj;ای وجود ندارد. ... هویت برساخته&amp;zwnj;ای اجراگرانه است که همین &amp;laquo;نمودها&amp;raquo; می&amp;zwnj;سازندش، همین نمودهایی که گفته می&amp;zwnj;شود اثرات یا پی&amp;zwnj;آمدهای آن [هویت] هستند&amp;raquo; (معضل جنسیت، ص ۲۵). جنسیت، بودنی نیست، کردنی است؛ جنسیت این نیست که شما چه&amp;zwnj;کسی هستید، بل این است که چه کار می&amp;zwnj;کنید. به زبان دیگر، جنسیت شما را واژه&amp;zwnj;ها و کنش&amp;zwnj;ها و پوشاک و حالتِ رفتاری شما (یعنی نحوه&amp;zwnj;ی بیانِ هویت&amp;zwnj;تان) مشخص می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باتلر منتقد آن دیدگاه فمینیستی&amp;zwnj;ای است که می&amp;zwnj;گوید &amp;laquo;زنان&amp;raquo; گروهی هستند با هویتی متمایز، یا با علایق سیاسی مشخص، یا با عاملیت اجتماعی معین، و مانند آن. باتلر ادعا می&amp;zwnj;کند که فمینیسم با داشتنِ چنین دیدگاه&amp;zwnj;هایی دارد تصورِ دوتایی (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;binary&lt;/span&gt;) از جنسیت را تقویت می&amp;zwnj;کند و امکان&amp;zwnj;های نامحدودی را که برای انسان در زمینه&amp;zwnj;ی هویتِ اجتماعی وجود دارد به دو مقوله (مرد و زن) فرومی&amp;zwnj;کاهد و آن دو را در تضاد با یک&amp;zwnj;دیگر می&amp;zwnj;نشاند. باتلر برای مخالفت با این دیدگاه، به اجراگری&amp;zwnj;هایی اشاره می&amp;zwnj;کند که در این نظم اجتماعی و نمادین [و دوتایی] موجب &amp;laquo;معضل جنسیت&amp;raquo; می&amp;zwnj;شوند: به تناقض&amp;zwnj;ها و مازادهای درونی (یعنی آن بخش&amp;zwnj;هایی که در یک خویشتنِ کامل و متحد &amp;laquo;جمع&amp;zwnj;آمدنی&amp;raquo; نیستند) اجازه&amp;zwnj;ی بروز و بیان بدهیم و بر اساس چندگانگی هویت&amp;zwnj;های جنسیتی و جنسی عمل کنیم. اگر چنین چندگانگی هویت&amp;zwnj;های جنسیتی و جنسی تولید شود، می&amp;zwnj;تواند دوتایی&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها را دچار معضل سازد (دوتایی&amp;zwnj;هایی که زن را به دیگریِ مرد فرو می&amp;zwnj;کاهد و مرد را به دیگریِ زن) و اَشکال جدیدی از عاملیتِ اجتماعی و نحوه&amp;zwnj;های جدیدی از بودن در این جهان به روی ما بگشاید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باتلر برای پیش&amp;zwnj;برد نظریه&amp;zwnj;ی اجراگریِ جنسیت و جنس، از میشل فوکو و مفهوم قدرت او بهره می&amp;zwnj;برد. فوکو برخلافِ برداشتِ فروکاهنده&amp;zwnj;ی قدرت به نیروی مسلطِ قانون، می&amp;zwnj;گوید قدرت &amp;laquo;حوزه&amp;zwnj;ای چندگانه و سیال از روابطِ نیروهاست که هیچ&amp;zwnj;گاه به وضعیتِ ثبات نمی&amp;zwnj;رسد و درون این حوزه است که اثراتِ سلطه تولید می&amp;zwnj;شود&amp;raquo; (تاریخ امور جنسی، جلد یک، ص ۱۰۲). قدرت از طریق مبارزات و مذاکراتِ بی&amp;zwnj;وقفه در جامعه شکل می&amp;zwnj;گیرد. قدرت لزوما از یک جای بالا نمی&amp;zwnj;آید، بل در سراسر جامعه در گردش است. در نقطه&amp;zwnj;ای از این فرآیند، و در نظامِ قدرت/دانشِ سیاسی-اجتماعی مشخصی، مادیت پیدا می&amp;zwnj;کند و &amp;laquo;شکل نهایی&amp;raquo; به خود می&amp;zwnj;گیرد. اما همین &amp;laquo;شکل نهایی&amp;raquo; هیچ&amp;zwnj;گاه ثابت نمی&amp;zwnj;ماند، چراکه نمی&amp;zwnj;تواند همه&amp;zwnj;ی نیروهای حقیقی و بالقوه&amp;zwnj;ی درون خود را در خود گیرد و با خود همراه کند. اگرچه این اشکال نهایی قدرت از دید ما ثابت و نهایی هستند، اما در واقع خیلی موقتی و متزلزل&amp;zwnj;اند. همیشه مقاومت&amp;zwnj;هایی وجود دارد که علیه نظم اجتماعی و لایه&amp;zwnj;بندی قدرت و امتیاز [اجتماعیِ] موجود فعال می&amp;zwnj;شوند و امکان&amp;zwnj;هایی جهتِ سرنگونی فراهم می&amp;zwnj;آورند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باتلر، در &amp;laquo;معضل جنسیت&amp;raquo; و آثار دیگرش، بینش&amp;zwnj;های انتقادی فوکو را به کار می&amp;zwnj;گیرد تا از شکل&amp;zwnj;گیری و تخریب شکل&amp;zwnj;های نهاییِ قدرت در رابطه با سیاست&amp;zwnj;های هویتِ جنسیتی و جنسی بگوید. باتلر، نظمِ اجتماعی-نمادین را همان تثبیتِ انضباطیِ قدرت به معنای فوکویی&amp;zwnj;اش می&amp;zwnj;داند. ممنوعیت&amp;zwnj;ها این نظم را برقرار می&amp;zwnj;کنند و تداوم می&amp;zwnj;بخشند، و اجرای هویت&amp;zwnj;ها را درون این نظم مدام تکرار می&amp;zwnj;کنند. اما با این حال باتلر تاکید می&amp;zwnj;کند که برساخته&amp;zwnj;های چنین نظمِ اجتماعی-نمادینی، معین و ثابت نیستند؛ همیشه امکانِ عاملیت وجود دارد؛ برساخته&amp;zwnj;ها امکانِ آزادانه عمل&amp;zwnj;کردن در سیستم را دارند و تخریب&amp;zwnj;گر و دگرگون&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;ی این سیستم می&amp;zwnj;شوند، زیرا خود جنبه&amp;zwnj;هایی دارند که &amp;laquo;از نظر اجتماعی ناممکن&amp;raquo; هستند، نمی&amp;zwnj;توانند در نظمِ چیزها فروکاسته شوند و فراتر از هویتِ خاصی در آن نظم (مثل هویت جنسیتی و هویت جنسی) هستند. از این رو، توجه&amp;zwnj;ی باتلر به زنانه&amp;zwnj;پوش&amp;zwnj;ها و مردانه&amp;zwnj;پوش&amp;zwnj;ها و دیگر اَشکالِ غیرعادی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(queer)&lt;/span&gt; معضل جنسیتی جلب می&amp;zwnj;شود. باتلر از آن اجراها و نمودهای هویتی&amp;zwnj;ای حرف می&amp;zwnj;زند که از آن جنبه&amp;zwnj;های تخریب&amp;zwnj;گر بهره می&amp;zwnj;برند، و از این رو بودن&amp;zwnj;های جدیدی در جامعه تولید می&amp;zwnj;کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باتلر در کتاب &amp;laquo;زیستِ روانیِ قدرت&amp;raquo;، از فوکو و فروید و لکان و آلتوسر و دیگران بهره می&amp;zwnj;برد تا پارادوکسِ مرتبط با عاملیتِ اجتماعی-نمادین را بکاود. باتلر این پارادوکس را &amp;laquo;پارادوکسِ انقیاد&amp;raquo; &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(paradox of subjection)&lt;/span&gt; می&amp;zwnj;نامد. این پارادوکس مبتنی بر این واقعیت است که سوژگانی &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(subjectivity)&lt;/span&gt; بر انقیاد &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(subjection)&lt;/span&gt; بنا شده است. یعنی، فرد برای این&amp;zwnj;که سوژه&amp;zwnj;ی بازیگری در جامعه شود، باید از نظمِ جامعه (یعنی زبان و قوانین و ارزش&amp;zwnj;های و ...) پیروی کند. ایده&amp;zwnj;ی باتلر از این نظم اجتماعی-نمادین، تعریفِ لوسی ایریگاری از نظم اجتماعی-نمادینِ پدرسالاری را به یاد می&amp;zwnj;آورد که آن را &amp;laquo;بازیِ معینی&amp;raquo; می&amp;zwnj;داند که زن &amp;laquo;هنوز شروع به بازی نکرده اما در این بازی مشارکت کرده&amp;raquo;. پس این مسئله درمورد همه&amp;zwnj;ی اشکالِ سوژگانی مطرح است. فرد درون نظمِ اجتماعی-نمادینِ مشخصی، درون یک &amp;laquo;بازی&amp;raquo; مشخصی بازیگری می&amp;zwnj;کند که قوانین مشخصی دارد و از ابتدا &amp;laquo;به انقیادِ&amp;raquo; این قوانین درآمده است. حتی اگر اجراهای این فرد نهایتا تخریب&amp;zwnj;گرِ این نظم هم باشد، اما نقطه&amp;zwnj;ی آغازینِ سوژگانیِ وی پیروی از این نظم است. برای همین است که باتلر می&amp;zwnj;نویسد: &amp;laquo;انقیاد به دو روند دلالت دارد: روندِ تابعِ قدرت شدن، و روند سوژه شدن&amp;raquo;. وی ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;گرچه انقیاد قدرتی است که بر سوژه اعمال شده، اما قدرتی است که سوژه اتخاذش می&amp;zwnj;کند، و همین اتخاذ است که ابزاری برای سوژه&amp;zwnj;شدن برمی&amp;zwnj;سازد&amp;raquo;. در این&amp;zwnj;جا پارادوکسی هست: برای قدرت&amp;zwnj;داشتن، باید تابعِ آن قدرت بود. باتلر می&amp;zwnj;پرسد &amp;laquo;سوژه یعنی چه وقتی بعضی&amp;zwnj;ها آن را پیش&amp;zwnj;نیازی برای عاملیت می&amp;zwnj;دانند و بعضی دیگر آن را محصولِ انقیاد؟ &amp;raquo;. و جواب می&amp;zwnj;دهد که سوژه به وسیله&amp;zwnj;ی شکلِ نهاییِ مشخصی از قدرت شکل می&amp;zwnj;گیرد یا مشروط می&amp;zwnj;شود اما تثبیت نمی&amp;zwnj;شود. یعنی، عاملیتِ سوژه (این&amp;zwnj;که سوژه بتواند قدرت را به کار بندد) محدود و مقید به شرایطی نیست که سوژه را شکل داده. سوژه &amp;ndash; به یک معنا &amp;ndash; محصولِ قدرت است؛ و قدرت از طریق عاملیتِ خودِ سوژه محصولِ سوژه می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;باتلر و دین&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;باتلر در دوره&amp;zwnj;ی بعد از حملات یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، علاقه&amp;zwnj;ی نظری&amp;zwnj;اش به سیاست&amp;zwnj;های هویتی و سوژگانی و قدرت را در مسائل اخلاق و خشونت به کار بست. وی به&amp;zwnj;خصوص بر بازنمایی&amp;zwnj;های رسانه&amp;zwnj;ای چهره&amp;zwnj;ی دشمن متمرکز شد. این&amp;zwnj;که دشمنان امریکا طوری دیگری می&amp;zwnj;شوند که بدل به غیرانسان &amp;zwnj;شوند و زندگی&amp;zwnj;شان سوگواری&amp;zwnj;پذیر نباشد؛ و بنابراین ما را از این واقعیت دور می&amp;zwnj;کنند که زندگی شکننده و متزلزل است. باتلر این مسئله را در مقاله&amp;zwnj; &amp;laquo;زندگی شکننده&amp;raquo; (۲۰۰۳) می&amp;zwnj;کاود؛ باتلر از مفهومِ لویناسیِ مواجهه&amp;zwnj;ی چهره&amp;zwnj;به&amp;zwnj;چهره به&amp;zwnj;مثابه&amp;zwnj; وضعیتِ نهاییِ اخلاقی بهره می&amp;zwnj;برد (مواجهه&amp;zwnj; چهره&amp;zwnj;به&amp;zwnj;چهره، همان لحظه&amp;zwnj;ای است که مسئولیت در قبال &amp;laquo;دیگری&amp;raquo; ایجاد می&amp;zwnj;شود، دیگری همان کسی است که التماس می&amp;zwnj;کند &amp;laquo;مرا نکش&amp;raquo;). انگاره&amp;zwnj;های رسانه&amp;zwnj;ای، چهره&amp;zwnj;ی دیگری را به دشمن (که هم هدف و هم قربانی جنگ است) فرومی&amp;zwnj;کاهد و از این رو امکانِ مواجهه&amp;zwnj;ی حقیقیِ چهره&amp;zwnj;به&amp;zwnj;چهره (در معنای لویناسی&amp;zwnj;اش) را حذف می&amp;zwnj;کند. &amp;laquo;وضعیتِ نهاییِ&amp;raquo; چهره&amp;zwnj;به&amp;zwnj;چهره، در این بازنمایی&amp;zwnj;های رسانه&amp;zwnj;ای حذف می&amp;zwnj;شود. این&amp;zwnj;جاست که باتلر می&amp;zwnj;پرسد چگونه این چهره&amp;zwnj;های غیرانسانی&amp;zwnj;شده، چهره&amp;zwnj;ی دیگری را حذف می&amp;zwnj;کند؟ وقتی داستانِ این موجودات را به این شکل می&amp;zwnj;گوییم، چگونه امکانِ اخلاقیِ گشوده&amp;zwnj;بودن فرد در قبالِ مسئولیت و سوگِ این موجودات تقویت می&amp;zwnj;شود؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تا به امروز، تاثیر باتلر بر دین&amp;zwnj;پژوهی محدود به حوزه&amp;zwnj;ی دین و جنسیت و فمینیسم باقی مانده است. از یک سو، دین&amp;zwnj;پژوه&amp;zwnj;ها علاقه&amp;zwnj;مند هستند که بدانند گفتمان&amp;zwnj;های دینی (که بخشی از نظمِ اجتماعی-نمادینِ کلان هستند) چگونه هویت&amp;zwnj;های جنسیتی را برمی&amp;zwnj;سازند و محدودشان می&amp;zwnj;کنند، و این گفتمان&amp;zwnj;های دینی چگونه می&amp;zwnj;توانند امکان&amp;zwnj;هایی برای تخریبِ هویت ایجاد کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گرچه کتاب&amp;zwnj;هایی مثل &amp;laquo;معضل جنسیت&amp;raquo; و &amp;laquo;بدن&amp;zwnj;هایی که مسئله هستند&amp;raquo; به آفرینش و تخریبِ هویت&amp;zwnj;های جنسی اختصاص یافته است، اما ایده&amp;zwnj;ی باتلر درباره&amp;zwnj;ی پارادوکسِ انقیاد می&amp;zwnj;تواند برای دانش&amp;zwnj;جویان رشته&amp;zwnj;ی دین&amp;zwnj;پژوهی امکان&amp;zwnj;های بزرگی فرآهم آورد. به&amp;zwnj;خصوص از این نظر که باورها و نهادها و کنش&amp;zwnj;های دینی چه&amp;zwnj;طور در اجتماعات مذهبی یا سنت&amp;zwnj;های مذهبی در خدمتِ روندِ انقیادِ (هر دو جنبه&amp;zwnj;ی انقیاد: یعنی مطیع&amp;zwnj;سازی و قادرسازی) سوژه&amp;zwnj;ی دینی قرار می&amp;zwnj;گیرند؟ شرایطی که سوژه&amp;zwnj;ی دینی را شکل می&amp;zwnj;دهند چگونه درون زندگی روانی آن سوژه تناقض ایجاد می&amp;zwnj;کنند؟ این شرایط چگونه عمل می&amp;zwnj;کنند و مکانیسم&amp;zwnj;های سرکوب و میل را شکل می&amp;zwnj;دهند؟ و میل یا اشتیاقِ دینی در زیستِ دینی چیست؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایده&amp;zwnj;ی باتلر از هویت و اجراگری دانستن آن، می&amp;zwnj;تواند در مطالعه&amp;zwnj;ی آیین&amp;zwnj;ها کمک کند، در پاسخ&amp;zwnj;دهی به پرسش&amp;zwnj;هایی از این دست:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیین&amp;zwnj;ها (که اجراهای تکراری و انضباطی&amp;zwnj;ای هستند) چگونه هویت&amp;zwnj;های اجراگرها را برمی&amp;zwnj;سازند و محدود می&amp;zwnj;کنند (هویت&amp;zwnj;هایی مثل کشیش، برگزارکننده&amp;zwnj;ی مراسم عشاء ربانی، شفادهنده، شمن، نجس، پاک، مقدس، نامقدس، و ...)؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیین&amp;zwnj;ها (به&amp;zwnj;عنوان &amp;laquo;اشکالِ نهایی&amp;raquo; و ضرورتا پویای قدرت) چه&amp;zwnj;قدر نسبت به تخریب و دگرگونی&amp;zwnj;ای که سوژه&amp;zwnj;های بازیگرِ آن آیین&amp;zwnj;ها ایجاد می&amp;zwnj;کنند (مثلا یک کشیش همجنسگرا که مراسم عشاء ربانی را اداره می&amp;zwnj;کند، یا این&amp;zwnj;که یک گروه موسیقیِ راک جایگزینِ ارگ&amp;zwnj;زنِ کلیسا شود) باز و گشوده هستند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;جنبه&amp;zwnj;های مختلفِ سوژه&amp;zwnj;ی دینی چگونه همیشه به&amp;zwnj;شکلی که &amp;laquo;از نظر اجتماعی ناممکن&amp;raquo; است و تخریب&amp;zwnj;گر، فراتر از هویتی که آیین تجویزش کرده می&amp;zwnj;رود؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سنت&amp;zwnj;های آیینی چگونه خودشان را در قبال چنین تخریب&amp;zwnj;گری&amp;zwnj;هایی مصون می&amp;zwnj;کنند و چگونه در برابر آن&amp;zwnj;ها گشوده و باز هستند؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;برای مطالعات بیش&amp;zwnj;تر&lt;span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot; class=&quot;rteright&quot;&gt;از باتلر&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;Gender Trouble: Feminism and the Subversion of Identity. New York and London: Routledge&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; 1990&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;Bodies That Matter: On the Discursive Limits of &amp;ldquo;Sex.&amp;rdquo; New York and London: Routledge, 1993&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;The Psychic Life of Power: Theories of Subjection. Stanford: Stanford University Press, 1997&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;&amp;ldquo;Judith Butler 1.22.02.&amp;rdquo; Interview. Common Sense Winter 2002:9&amp;ndash;12&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;&amp;ldquo;Precarious Life.&amp;rdquo; Meeting of the Consortium of Humanities Centers and Institutes. Harvard&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; University. Cambridge. March 15, 2003&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot; class=&quot;rteright&quot;&gt;درباره&amp;zwnj;ی باتلر&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;Beal, Timothy K. &amp;ldquo;Subversive Excesses.&amp;rdquo; In The Book of Hiding: Gender, Ethnicity, Annihilation, and Esther. London and New York: Roudedge, 1997&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;Boyarin, Daniel. &amp;ldquo;Gender.&amp;rdquo; In Critical Terms for Religious Study, edited by Mark C.Taylor&amp;nbsp;&amp;nbsp; Chicago: University of Chicago Press, 1998&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;Fulkerson, Mary McClintock. &amp;ldquo;Gender&amp;mdash;Being It or Doing It? The Church, Homosexuality, and the&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; Politics of Identity.&amp;rdquo; Que(e)reying Religion: A Critical Anthology, edited by David Comstockand Susan E.Henking. New York: Continuum, 1997&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;Gottschall, M. &amp;ldquo;The Ethical Implications of the Deconstruction of Gender.&amp;rdquo; Journal of the&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; American Academy of Religion 70 (2002): 279&amp;ndash;99&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;Jantzen, Grace M. &amp;ldquo;What&amp;rsquo;s the Difference? Knowledge and Gender in (Post) Modern Philosophy of&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; Religion.&amp;rdquo; Religious Studies 32 (1996): 431&amp;ndash;48&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;Parsons, Susan F. &amp;ldquo;The Boundaries of Desire: A Consideration of Judith Butler and Carter&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp; Heyward.&amp;rdquo;&amp;nbsp; Feminist Theology 23 (2000): 90&amp;ndash;104&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;◄توضیح مترجم:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنچه خواندید فصلی از کتاب &amp;quot;نظریه برای پژوهش&amp;zwnj;های دینی&amp;quot; بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این کتاب فصل به فصل به صورتی آزاد (آزاد با هدف فهم&amp;zwnj;پذیری بیشتر) ترجمه شده و در سایت زمانه منتشر می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فصل&amp;zwnj;های این کتاب مستقل از هم هستند و در نتیجه لازم نیست برای مطالعه&amp;zwnj;ی هر کدام از آنها فصل&amp;zwnj;های پیشین را خوانده باشیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشخصات متن اصلی کتاب چنین است:&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;rteleft&quot;&gt;William E. Deal &amp;amp; Timothy K. Beal: Theory for religious studies, New York 2004&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;بخش&amp;zwnj;های پیشین:&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2011/12/07/8870&quot;&gt;&lt;span&gt;نظریه و اهمیت آن در دین&amp;zwnj;پژوهی&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;/reflections/2011/12/21/9167&quot;&gt;&lt;span&gt;زیگموند فروید&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;/reflections/2012/01/04/9692&quot;&gt;&lt;span&gt;کارل مارکس&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/01/17/10152&quot;&gt;&lt;span&gt;فردریش نیچه&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/01/31/10656&quot;&gt;&lt;span&gt;فردینان دو سوسور&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/02/15/11083&quot;&gt;&lt;span&gt;لویی آلتوسر&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/03/01/11513&quot;&gt;&lt;span&gt;میخائیل باختین&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/03/14/11928&quot;&gt;&lt;span&gt;رلان بارت&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/04/01/12510&quot;&gt;&lt;span&gt;ژرژ باتای&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/04/10/13002&quot;&gt;&lt;span&gt;ژان بودریار&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/04/25/13564&quot;&gt;&lt;span&gt;والتر بنیامین&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/reflections/2012/05/08/14126&quot;&gt;پیر بوردیو&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2012/05/22/14684#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12208">اجراگری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7866">تیموتی بیل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12207">جنس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2445">جنسیت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12206">جودیت باتلر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2241">حمید پرنیان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2334">دین</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1735">فمینیسم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-24">قدرت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7864">نظریه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1322">هویت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7865">ویلیام دیل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7863">پژوهش‌های دینی</category>
 <pubDate>Tue, 22 May 2012 21:54:48 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">14684 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>