<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1182/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>محمد رضا نیکفر</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1182/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>میزگرد «چشم‌انداز ایران در سال ۱۳۹۲» </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/video/25349</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/video/25349&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-videoembeded&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-vimeo&quot;&gt;&lt;div id=&quot;media-vimeo-1&quot; class=&quot;media-vimeo&quot;&gt;
    &lt;iframe src=&quot;http://player.vimeo.com/video/62053435?fullscreen=1&amp;show_title=0&amp;show_byline=0&amp;show_portrait=0&amp;autoplay=1&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;دومین دور از مجموعه گفت&amp;zwnj;وگوهای زمانه با موضوع &amp;laquo;چشم&amp;zwnj;انداز ایران در سال ۱۳۹۲&amp;raquo;&amp;nbsp; ۲۶ اسفند ۱۳۹۱( ۱۶ مارس۲۰۱۳ ) در آمستردام در هلند برگزار شد. در این میزگرد شهلا فرید، فعال سیاسی و کنشگر حقوق زنان، بهزاد کریمی، فعال سیاسی، علی مزروعی، فعال سیاسی و نماینده سابق محلس در دوران اصلاحات و امین قضایی، نویسنده و مترجم شرکت داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محمدرضا نیکفر، سردبیر رادیو زمانه گرداننده این میزگرد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گزارش ویدیویی شهزاده سمرقندی، همکارمان در رادیو زمانه از این میزگرد، همراه با پرسش و پاسخ شرکت&amp;zwnj;کنندگان و مخاطبانشان که در محل برگزاری این نشست حضور داشتند، اکنون مقابل دیدگان شما قرار دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/25329&quot;&gt;چشم&amp;zwnj;انداز ایران در سال ۱۳۹۲، لیدا حسینی&amp;zwnj;نژاد&lt;/a&gt; (وبلاگ زمانه)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/video/25349#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14458">امین قضایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2147">شهزاده سمرقندی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13593">شهلا فرید</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2131">علی مزروعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10922">لیدا حسینی نژاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-37">محمد رضا نیکفر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/20012">چشم انداز ایران در سال ۱۳۹۲</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19597">گردش سال ۱۳۹۲</category>
 <pubDate>Mon, 18 Mar 2013 12:58:38 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25349 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>چشم‌انداز ایران در سال ۱۳۹۲ </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/zamblog/2013/03/17/25329</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/zamblog/2013/03/17/25329&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-blogwiter&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    لیدا حسینی‌نژاد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;دومین دور از مجموعه گفت&amp;zwnj;وگوهای زمانه با موضوع &amp;laquo;چشم&amp;zwnj;انداز ایران در سال ۱۳۹۲&amp;raquo;&amp;nbsp; ۲۶ اسفند ۱۳۹۱( ۱۶ مارس۲۰۱۳ ) در آمستردام برگزار شد. در این میزگرد شهلا فرید، فعال سیاسی و کنشگر حقوق زنان، بهزاد کریمی، فعال سیاسی، علی مزروعی، فعال سیاسی و نماینده سابق محلس در دوران اصلاحات و امین قضایی، نویسنده و مترجم شرکت داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محمدرضا نیکفر، سردبیر رادیو زمانه گرداننده این میزگرد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ابتدای این میزگرد به شاخص های سال ۱۳۹۲ و شروع فصل تازه&amp;zwnj;ای از درگیری&amp;zwnj;های میان حاکمیت و ژرفا یافتن مسائل مختلف در درون جامعه اشاره شد. سپس با توجه به این شاخص ها این پرسش مطرح شد که آیا در سال پیش روی انتظار تحول بزرگی در ایران می&amp;zwnj;رود یا خیر و به چه اعتباری سال ۱۳۹۲ مهم خواهد بود؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شهلا فرید در پاسخ به این پرسش سه مسأله را مهم دانست: انتخابات ریاست جمهوری آینده،&amp;zwnj; رابطه بین&amp;zwnj;المللی ایران با غرب، و مذاکرات هسته&amp;zwnj;ای و تحریم&amp;zwnj;های موجود که به نظر او اگر ادامه پیدا کند، این امکان وجود دارد که به شورش&amp;zwnj;های توده&amp;zwnj;ای بینجامد. او همچنین درگیری&amp;zwnj;های درون حاکمیت را بسیار تعیین&amp;zwnj;کننده دانست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علی مزروعی بر نحوه به&amp;zwnj;کارگیری واژه&amp;zwnj;هایی مانند &amp;laquo;مهم&amp;raquo; یا &amp;laquo;حساس&amp;raquo; تأکید داشت. این فعال سیاسی رفتار مردم ایران را در قبال مسائل مختلف غیرقابل پیش&amp;zwnj;بینی دانست. به نظر او صحنه ایران، ۷۵ میلیون بازیگر دارد و بازی آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;تواند تعیین&amp;zwnj;کننده باشد. علی مزروعی با اشاره به رفتار حاکمیت در مقابل برگزاری انتخابات و بستن یا باز کردن فضای سیاسی، انتخابات آینده ریاست جمهوری را نقطه&amp;zwnj; تعیین&amp;zwnj;کننده دانست. همچنین به نظر این نماینده سابق مجلس در دوران اصلاحات، عواملی مثل امنیت، شرایط اقتصادی و بهبودخواهی، عواملی تعیین&amp;zwnj;کننده در رفتار مردم خواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mizdial03.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 167px; float: left;&quot; /&gt;به&amp;zwnj;نظر بهزاد کریمی ایران با یک وضعیت &amp;laquo;خودویژه&amp;raquo; روبروست؛ وضعیتی با مجموعه تضادها که حل آن را مشکل می&amp;zwnj;کند. او در میان تضادهای موجود، مناسبات میان جمهوری اسلامی و دولت&amp;zwnj;های غربی بر سر مسائل هسته ای را عامل مهم&amp;zwnj;تر و موتور تحولات در ایران دانست . کریمی سپس به مسأله جنگ پرداخت و آن را به شیوه کلاسیک بعید دانست و تأکید داشت که در ایران جنگ اقتصادی آغاز شده است. او جمهوری اسلامی را بازنده این جنگ دانست که تنها می&amp;zwnj;تواند باخت این جنگ را مدیریت کند.&lt;br /&gt;
	به اعتقاد امین قضایی،&amp;nbsp;جامعه ایران یک توده&amp;nbsp;منفعل نیست؛ افراد و گروه&amp;zwnj;ها بر اساس منافع خود عمل می&amp;zwnj;کنند. او سپس موضوع تضاد بین بورژوازی ملی و جهانی را مطرح کرد که در خاورمیانه و در ایران نیز با کمک ایدئولوژی مذهبی در مقابل بورژوازی جهانی سنگربندی شده است. قضایی نیروهای موجود در ایران را به اصول&amp;zwnj;گرایان، اصلاح&amp;zwnj;طلبان، اپوزیسون و نیروی سوم یعنی مردم تقسیم کرد. به نظر او این نیروی سوم به دلیل خفقان سیاسی امکان سازمان&amp;zwnj;دهی نداشته و تنها پاسخ این نیرو به وضع موجود، شورش&amp;zwnj;های کور می&amp;zwnj;تواند باشد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ادامه&amp;zwnj; این میزگرد، شرکت&amp;zwnj;کنندگان به بحث حاکمیت پرداختند.&amp;nbsp;در آغاز این بحث گفته شد که به نظر می&amp;zwnj;رسد رهبری جمهوری اسلامی به دنبال یک نیروی بوروکراتِ مدیر، مدبر و مطیع به عنوان جانشین احمدی&amp;zwnj;نژاد باشد. محمدرضا نیکفر با درنظر گرفتن این موضوع این پرسش را با شرکت&amp;zwnj;کنندگان در میزگرد در میان گذاشت که آیا به نظر آنها پایان دوران احمدی&amp;zwnj;نژاد به معنای پایان دوره&amp;zwnj;ای کیفی در حیات جمهوری اسلامی است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mizdial04.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 167px; float: left;&quot; /&gt;شهلا فرید در پاسخ به این پرسش بر این موضوع تأکید داشت که با توجه به امکان کاندیداتوری خاتمی یا رفسنجانی، نامزدی هرکدام از این افراد باید در راستای تحول&amp;zwnj;خواهی و دموکراسی&amp;zwnj;خواهی باشد و نه کمک به پایداری حاکمیت. از نظر او در غیر این&amp;zwnj;صورت مشکلی از مشکلات مردم ایران حل نخواهد شد.&lt;br /&gt;
	علی مزروعی دولت ایران را در دوره&amp;zwnj;های مختلف، به دلیل در اختیار داشتن منابع اقتصادی و درآمد حاصل از نفت، موتور تحولات دانست. به نظر او ایران فاقد جامعه مدنی است. جامعه ایران منفعل است و در برخی از دوران&amp;zwnj;ها به یک&amp;zwnj;باره به جنبش و خروش درمی&amp;zwnj;آید. او سپس بوروکراسی و قدرت نظامی را دو رکن مهم دانست که در اختیار دولت قرار گرفته&amp;zwnj;اند. به اعتقاد مزروعی مردم ایران نظاره&amp;zwnj;گر میدان&amp;zwnj;اند و منتظر فرصت تا دولت را در اختیار خود درآورند. او انتخابات ایران را در دوره&amp;zwnj;های هشت ساله مختلف، سرآغاز یک دوره تازه دانست و به نقش تعیین&amp;zwnj;کننده رهبری اشاره کرد که به نظر او تا به امروز موضع سکوت داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بهزاد کریمی بر این عقیده بود که حکومت ایران را نباید ساده فرض کرد. او سپس حکومت&amp;zwnj;های ایدئولوژیک را محکوم به فروپاشی دانست، هرچند معتقد بود که به راحتی نمی&amp;zwnj;توان از مرگ جمهوری اسلامی صحبت کرد. به نظر کریمی حکومت&amp;zwnj;های ایدئولوژیک منافذ را می&amp;zwnj;بندند و نیروها را حذف می&amp;zwnj;کنند ولی جامعه بیکار نمی&amp;zwnj;نشیند و خواسته&amp;zwnj;های خود را مطرح می&amp;zwnj;کند و در برخی موارد هم این خواسته&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها در کادرهای حکومتی&amp;nbsp; بازتاب می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mizdial05.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 167px; float: right;&quot; /&gt;امین قضایی در پاسخ به این پرسش که آیا جامعه کوشش می&amp;zwnj;کند انبوه مسائل را از راه درگیری&amp;zwnj;های درون حاکمیت پیش ببرد یا خیر، رفتار جامعه را قابل پیش&amp;zwnj;بینی ندانست. او بر فقدان عواملی چون نماینده&amp;zwnj; مردم در درون جکومت، سازمان&amp;zwnj;های غیر دولتی، جنبش&amp;zwnj;های دانشجویی و زنان، سندیکاها و رسانه&amp;zwnj;های آزاد تأکید داشت. قضایی پدید آمدن قیام&amp;zwnj;های واکنشی و جنبش&amp;zwnj;های ناگهانی و کور را نتیجه عدم آگاهی و فقدان عوامل نام&amp;zwnj;برده دانست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بخش دوم میزگرد &amp;laquo;چشم&amp;zwnj;انداز ایرن در سال ۱۳۹۲&amp;raquo; به نقش جامعه در تحولات پیش روی پرداخته شد. در این بخش حاضران در سالن، پرسش&amp;zwnj;ها و نظراتشان را بیان کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نقش مذهب در جامعه ایران، یکی از مسائلی بود که در این بخش از نشست مطرح شد. به&amp;zwnj;نظر علی مزروعی، مذهب همچنان عامل بسیار مهم در جامعه ایران و همچنین در حاکمیت به شمار می&amp;zwnj;رود. امین قضایی مذهب را عامل پیوندی میان گروه&amp;zwnj;های مختلف در جامعه ایران دانست و در عین حال تأکید داشت که جمهوری اسلامی مشروعیت خود را از دست داده و نسل جدید به دنبال فردی کردن اسلام است. شهلا فرید مذهب را عامل مهمی برای بسیج کردن مردم از سوی حکومت دانست و در عین حال دوقطبی شدن در جامعه را نیز در نظر داشت. بهزاد کریمی مذهب را پدیده&amp;zwnj;ای تاریخی دانست که به راحتی از مردم جدا نخواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/mizdial02.jpg&quot; style=&quot;width: 250px; height: 167px; float: left;&quot; /&gt;کاندیداتوری محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری آینده یکی دیگر از موضوعات مطرح شده در این بخش از میزگرد بود. به اعتقاد علی مزروعی نگاه جامعه باید نگاهی پویا باشد. به&amp;zwnj;نظر او محمد خاتمی امروز با ۱۶ سال پیش بسیار متفاوت خواهد بود و قطعاً در این میان به شناختی واقعی&amp;zwnj;تر از وضعیت امروز ایران دست یافته است. البته مزروعی تأکید داشت که برای شرکت خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری باید شرایط مناسب مهیا شود و میان نیروهای اصلاح&amp;zwnj;طلب از جمله میرحسین موسوی و مهدی کروبی در این&amp;zwnj;باره اجماع صورت بگیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در ادامه&amp;zwnj; این بحث، محمدرضا نیکفر بار دیگر به اهمیت سال ۱۳۹۲ اشاره کرد. او شکاف&amp;zwnj;های عظیم طبقاتی، شکاف&amp;zwnj; بین نسل&amp;zwnj;ها، تکه&amp;zwnj;پاره شدن جامعه ایران، بیکاری وسیع میان جوانان و افسردگی عمیق اجتماعی را عوامل مهمی&amp;nbsp; دانست که سرنوشت کشور را تعیین می&amp;zwnj;کنند.. امین قضایی در این رابطه&amp;nbsp;معتقد بود که در این میان شکاف بین نسل&amp;zwnj;ها و افسردگی اجتماعی عامل ایجاد تغییر و تحول اجتماعی و سیاسی نیست. او بر بالابردن سطح سازماندهی، آگاهی و امید به عنوان عامل محرکه مردم تأکید داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شهلا فرید انتخابات و تأثیر تحریم&amp;zwnj;ها بر جامعه را به عنوان دو عامل مهم در سال ۹۲ مطرح کرد. به&amp;zwnj;نظر او انتخابات در هر شرایطی فرصتی برای طرح مطالبات است. او سپس تأکید کرد که تیم احمدی&amp;zwnj;نژاد بر سر دستاوردهای خود خواهد جنگید و مرجعیت خامنه&amp;zwnj;ای را به چالش خواهد برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بهزاد کریمی با تأکید بر عامل شکاف بین نسل&amp;zwnj;ها در جامعه جوان ایران،بر آن بود که جمهوری اسلامی در ذهن جوانان پیر و فرتوت جلوه می&amp;zwnj;کند و تأکید داشت که پتانسیل جامعه را نباید نادیده گرفت. کریمی در پایان برنامه&amp;zwnj;های محمد خاتمی را در انتخابات آینده بسیار مهم دانست. به اعتقاد او مسائلی مانند رفع حصر از موسوی، کروبی و رهنورد، آزادی زندانیان سیاسی و تغییر قانون اساسی را از جمله انتظاراتی&amp;zwnj;ست که از&amp;nbsp; خاتمی می&amp;zwnj;رود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در پایان میزگرد، بحث اصلاح&amp;zwnj;طلبی مطرح شد. محمدرضا نیکفر از اصلاح&amp;zwnj;طلبی و تفاوت آن با جنبش سبز صحبت کرد و تأکید داشت که اصلاح&amp;zwnj;طلبی نمی&amp;zwnj;تواند از جنبش سبز برائت جوید، جنبشی که اصلاح&amp;zwnj;طلبی با آن یکی نیست، در عین حال که این دو با هم هم&amp;zwnj;پوشی&amp;zwnj;هایی دارند. او همچینن احمدی&amp;zwnj;نژاد را نوعی اصلاح&amp;zwnj;طلب دانست، به این دلیل که احمدی&amp;zwnj;نژاد قصد بازگشت به فاز جنبشی خمینیسم را داشت و از این طرق می&amp;zwnj;خواست رژیم را به شیوه خود اصلاح کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علی مزروعی در پاسخ، بر تعریف مشخص از اصلاح&amp;zwnj;طلبی تأکید کرد. به&amp;zwnj;نظر او در عرصه سیاست در ایران سه راهبرد محافظه&amp;zwnj;کاری، اصلاحات و براندازی وجود دارد و اصلاح&amp;zwnj;طلبان به هیچ&amp;zwnj;وجه به دنبال تعییر نظام و براندازی نیستند بلکه هدف&amp;zwnj;شان ایجاد تغییر تدریجی در جامعه است که شامل تغییر قانون اساسی نیز می&amp;zwnj;شود. به نظر مزروعی در این میان احمدی&amp;zwnj;نژاد فقط فساد کرده و هیچ اصلاحی صورت نداده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مجموعه گفت&amp;zwnj;وگوهای زمانه در ماه&amp;zwnj;های آینده ادامه خواهد داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;table align=&quot;center&quot; border=&quot;0&quot; cellpadding=&quot;1&quot; cellspacing=&quot;1&quot; style=&quot;width: 500px;&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p&gt;&lt;iframe allowfullscreen=&quot;&quot; frameborder=&quot;0&quot; height=&quot;281&quot; mozallowfullscreen=&quot;&quot; src=&quot;http://player.vimeo.com/video/62053435&quot; webkitallowfullscreen=&quot;&quot; width=&quot;500&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;ویدئو: میزگرد چشم&amp;zwnj;انداز ایران در سال ۱۳۹۲&lt;/p&gt;
&lt;p class=&quot;rtecenter&quot;&gt;تهیه و تدوین: شهزاده سمرقندی&lt;/p&gt;
&lt;/td&gt;
&lt;/tr&gt;
&lt;/tbody&gt;
&lt;/table&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/zamblog/2013/03/17/25329#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14458">امین قضایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13593">شهلا فرید</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2131">علی مزروعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10922">لیدا حسینی نژاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-37">محمد رضا نیکفر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/20012">چشم انداز ایران در سال ۱۳۹۲</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19597">گردش سال ۱۳۹۲</category>
 <pubDate>Sun, 17 Mar 2013 15:16:49 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">25329 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>ماندلا، شخصیتی الهام‌بخش</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/05/16/4035</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/05/16/4035&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سارا روشن        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/0.474823001294612715_taknaz_ir.jpg?1305798461&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;سارا روشن&amp;minus; زمانی که خیلی کوچک بودم، همیشه اسم نلسون ماندلا، چه&amp;rlm;گوارا و گاندی را کنار هم می&amp;rlm;شنیدم. بعدها با هرسه شخصیت بیشتر آشنا شدم، بیشتر در مورد آن&amp;rlm;ها خواندم، شنیدم و دیدم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بین این رهبران جهانی، فقط ماندلا است که هنوز زنده است و ما هرازگاهی چیزی از او می&amp;rlm;شنویم. این احساس بسیار خوبی است که یکی از قهرمانان جهان که الهام&amp;rlm;بخش بسیاری از آزادی&amp;rlm;خواهان دنیا بوده، در دوره&amp;rlm;ی ما زندگی می&amp;rlm;کند. شخصیت او هنوز امیدبخش است و شاید مهم&amp;rlm;تر این&amp;rlm;که، این تصور که قهرمانان افسانه هستند را کم&amp;rlm;رنگ&amp;rlm;تر می&amp;rlm;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته قهرمانان گمنام در دنیا زیاد هستند که ما خیلی در مورد آنان نمی&amp;rlm;شنویم. مانند آزادی&amp;rlm;خواهان مصر، لیبی، سوریه، اردن و&amp;hellip;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به بهانه&amp;rlm;ی دهم مه، روزی که نلسون ماندلا، ۱۶ سال پیش در سال ۱۹۹۴، رییس جمهور آفریقای جنوبی شد، در رادیو &amp;quot;زمانه&amp;quot; دوباره به موضوع ماندلا پرداختم. من دهه&amp;zwnj; شصتی هستم. برای نسل من، ماندلا، چهره شناخته&amp;zwnj; شده&amp;zwnj;ای است. ولی نمی&amp;rlm;دانم که دهه&amp;rlm;ی هفتادی&amp;rlm;ها و هشتادی&amp;rlm;ها چقدر او را می&amp;rlm;شناسند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;quot;پدر بزرگ&amp;quot;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نلسون ماندلا از دوران نوجوانی، دوران تحصیل و بعد از آن، برای رفع تبعیض نژادی و رعایت تساوی حقوق مبارزه کرد. از سال ۱۹۶۲ به مدت ۲۷ سال زندان بود و در این دوران بود که یک رهبر جهانی شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او را در آفریقای جنوبی اغلب &amp;quot;مادیبا&amp;quot; صدا می&amp;rlm;کنند. این لقبی افتخاری است که بزرگان خاندان ماندلا به او داده&amp;rlm;اند. این عنوان دیگر مترادف شده با اسم او. بسیاری از مردم آفریقای جنوبی هم، او را به نشانه&amp;rlm;ی احترام &amp;quot;مخولو&amp;quot; (پدربزرگ) صدا می&amp;rlm;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ماندلا پس از آزادی، در سال ۱۹۹۳، جایزه&amp;rlm;ی نوبل صلح را دریافت کرد. در ۲۷ آوریل ۱۹۹۴، برای اولین بار در آفریقای جنوبی انتخاباتی که همه می&amp;rlm;توانستند در آن شرکت کنند، برگزار شد و روز دهم مه همان سال، ماندلا، رییس جمهور آفریقای جنوبی شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او از همان ابتدا تلاش کرد که بین سفید&amp;rlm;پوستان و سیاه&amp;rlm;پوستان برابری ایجاد کند و از خشونت به&amp;rlm;شدت پرهیز کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زمانی که آفریقای جنوبی، میزبانی جام جهانی راگبی ۱۹۹۵ را بر عهده داشت، نلسون ماندلا، شهروندان غیر سفید&amp;rlm;پوست آفریقای جنوبی را به حمایت از تیم &amp;quot;اتحادیه&amp;rlm;ی ملی راگبی آفریقای جنوبی&amp;quot; که پیش از آن، مورد نفرت همه بود، دعوت کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بعد از این&amp;rlm;که این تیم با پیروزی بر نیوزیلند به قهرمانی رسید، ماندلا با پوشیدن لباس این تیم، جام قهرمانی را به کاپیتان سفیدپوست تیم داد. این اقدام ماندلا، گامی مهم در راستای برقراری آشتی بین سیاه&amp;rlm;پوست&amp;rlm;ها و سفید&amp;rlm;پوستان آفریقای جنوبی محسوب می&amp;rlm;شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;گفت&amp;zwnj;وگو درباره ماندلا&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای آشنایی بیشتر با ماندلا، با محمدرضا نیکفر، فیلسوف سیاسی، گفت&amp;rlm;وگویی انجام داده&amp;rlm;ام.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آقای نیکفر، ماندلا چه شخصیتی داشت که به یک قهرمان جهانی تبدیل شد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ماندلا یکی از چهره&amp;rlm;های بسیار مهم قرن بیستم است. نام او در میان مجموعه&amp;rlm;ای از شخصیت&amp;rlm;ها قرار می&amp;rlm;گیرد که به&amp;rlm;هر دلیل، چه خوب و چه بد، باعث یک تحول بزرگ در جهان شده&amp;rlm;اند. ماندلا از آن چهره&amp;rlm;هایی است که تشعشع&amp;rlm;اش تا قرن بیست و یکم (قرن فعلی) هم ادامه پیدا می&amp;rlm;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نلسون ماندلا از چند نظر مهم است؛ یکی این&amp;rlm;که او جزو رهبران سیاه&amp;rlm;پوستی در ردیف کسانی مانند مارتین لوترکینگ یا مالکم ایکس است که راه رهایی سیاه&amp;rlm;پوستان را هموار کردند. نلسون ماندلا، به&amp;rlm;طور مشخص راه رهایی آفریقا را هموار کرد. او نماد خودآگاهی تازه&amp;rlm;ای است. امید تازه&amp;rlm;ای به تغییر و یک اراده به تغییر را در این نماد می&amp;rlm;دیدیم و هم&amp;rlm;چنان می&amp;rlm;بینیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img height=&quot;150&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;200&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/dsc05606.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولی محبوبیت و دامنه&amp;rlm;ی تأثیر نلسون ماندلا فراتر از مجموعه&amp;rlm;ی سیاهان یا آفریقاست. او یک انسان تحول&amp;rlm;خواه است. او یک شیوه&amp;rlm;ی هدایت و رهبری ستودنی را نشان داد. در حالی&amp;rlm;که سمبل بسیار محبوبی بود، هیچ&amp;rlm;گاه خود را نوعی مسیح و یا مهدی موعود ندید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;او همواره متواضع و مردمی ماند، چیزی برای خودش نخواست ... و نخواست سلسله&amp;rlm;ای درست کند و چیزی را موروثی کند. از این نظر، به لحاظ اخلاقی، انسان منزهی بود و بسیار محبوب.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;می&amp;rlm;توانیم خیلی کوتاه بگوییم، شخصیتی انسانی و زمینی داشت که آرمان&amp;rlm;های دمکراسی را که داشت در زندگی خودش هم اجرا می&amp;rlm;کرد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دقیقا! یعنی خودش را بهتر نمی&amp;rlm;داند. تنها چیزی را که خواست، این بود که امر آزادی را پیش ببرد، مبارزه&amp;rlm;ای را که از نوجوانی شروع کرده بود، پیش ببرد و آن&amp;rlm;گونه پیش ببرد که با کم&amp;rlm;ترین تلفات همراه باشد. او به&amp;rlm;هیچ&amp;rlm;وجه از خشونت، امر مقدسی نساخت و هیچ راهی را مطلق نکرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ماندلا همواره به این اندیشید که چه&amp;rlm;کار کند که&lt;br /&gt;
یک: آزادی سیاهان متحقق بشود و&lt;br /&gt;
دو: دگرگونی همراه باشد با سازندگی. یعنی دگرگونی به قیمت تقدیس تخریب یا ویران&amp;rlm;سازی تبدیل نشود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چه خصوصیات شخصیتی دیگری از ماندلا می&amp;rlm;توانید نام ببرید که متفاوت بود از شخصیت&amp;rlm;های مهم دنیا که او را تا امروز که امروز است، به یک شخصیت &amp;quot;قهرمان&amp;quot; تبدیل کرده، قهرمانی که خیلی هم به آدم&amp;rlm;ها نزدیک است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چیزی که در وجود نلسون ماندلا نیست، حس انتقام است. اصلاً انگیزه&amp;rlm;ی انتقام&amp;rlm;جویی ندارد. در این شخصیت کینه وجود ندارد. این شخصیت می&amp;rlm;خواهد سختی&amp;rlm;هایی را که بر مردم&amp;rlm;اش گذشته، جبران کند و معتقد است که باید تحول صورت بگیرد. این تحول باید عادلانه باشد و حق سیاهان که اکثریت مردم آفریقای جنوبی را تشکیل می&amp;rlm;دهند به آن&amp;rlm;ها برسد، ولی این گذار نباید با رفتن از روی اجساد، با اعدام، خشونت، انحصار&amp;rlm;طلبی و خواستن حق ویژه برای خود همراه باشد. مهم&amp;rlm;تر از هرچیز: او یک آپارتاید را به جای آپارتاید دیگری نگذاشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ماندلا چه روشی را در پیش گرفت، برای&amp;rlm; این&amp;rlm;که بتواند تبعیضی که آن جامعه با آن بزرگ شده بود را تغییر بدهد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ماندلا می&amp;rlm;دانست قدرتی که با تفنگ پاسداری بشود، یک قدرت متزلزل است. کاری که ماندلا کرد، این است که سیاهان را متحد کرد و به آن&amp;rlm;ها امید داد و این اساس قدرتی شد که به آن تکیه کرد. در نتیجه، در مذاکرات می&amp;rlm;توانست منافع&amp;rlm; را پیش ببرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوم این&amp;rlm;که می&amp;rlm;دانست باید جمع کند، به جای این&amp;rlm;که پراکنده کند. یعنی دست به انتگراسیون بزند. ماندلا می&amp;rlm;دانست که هیچ سفید&amp;rlm;پوستی را که حاضر به&amp;rlm;همکاری با حکومت تازه در جهت سازندگی باشد، نباید به خاطر کینه&amp;rlm;های قدیمی فراری بدهد، نباید کاری کند که او سرمایه خود را از کشور خارج کند، تخصص خود را بیرون ببرد و احیاناً دست به خراب کاری بزند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ماندلا می&amp;rlm;دانست که آفریقای جنوبی نیاز دارد به سرمایه و تخصص سفیدپوست&amp;rlm;ها. این یک عامل بود و از طرف دیگر، سیاست را پی&amp;rlm;گیر به&amp;rlm;کار برد. در اطراف نلسون ماندلا کسانی هم بودند که او را تشویق به سیاست&amp;rlm;های خشن می&amp;rlm;کردند یا فضایی در این جهت ایجاد می&amp;rlm;کردند، ولی ماندلا این توانایی را داشت که تحت تأثیر قرار نگیرد و منافع تمام مردم آفریقای جنوبی را درنظر بگیرد، نه منافع یک گروه خاص را.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چه چیزی، کسی مانند ماندلا را ماندلا می&amp;rlm;کند؟ پی&amp;rlm;گیری و پی&amp;rlm;گیری و پی&amp;rlm;گیری، ولایت مطلقه نخواستن برای خود، یعنی دمکرات بودن، در نظر گرفتن منافع کوتاه &amp;rlm;مدت و درازمدت جنبش و این منافع را به&amp;rlm;صورت پی&amp;rlm;گیر به&amp;rlm;کار بستن، نشان دادن این مقاومت و دادن امید به مردم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مجموعه&amp;rlm;ای از این خصایل و چیزهای دیگری که به فرد و روان&amp;rlm;شناسی یک فرهنگ برمی&amp;rlm;گردد است که از یک چهره&amp;rlm;، چهره&amp;rlm;ی پرفروغ امیدبخشی مانند ماندلا می&amp;rlm;سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;من در دوروبرم، خیلی از دوستان هلندی و غیرهلندی&amp;rlm;ام، از سراسر دنیا را می&amp;rlm;بینم که مجله&amp;rlm;ی &amp;quot;اکونومیست&amp;quot; را می&amp;rlm;خوانند. یکی از دلایلی که آن&amp;rlm;ها در چند سال گذشته شروع به خواندن این مجله کردند، این بوده که نلسون ماندلا در دوره&amp;rlm;ی زندان، تنها مجله&amp;rlm;ای که اجازه داشته بخواند، همین مجله&amp;rlm;ی &amp;quot;اکونومیست&amp;quot; بوده و اعتقاد دارد که نگاه اقتصادی به مسائل اجتماعی و فرهنگی باعث پیشرفت جامعه می&amp;rlm;شود.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نلسون ماندلا از روز اول به سازندگی فکر کرد. یعنی فکر نکرد که ما ابتدا می&amp;rlm;آییم تخریب می&amp;rlm;کنیم و بعد شروع می&amp;rlm;کنیم به ساختن. از ابتدا فکر می&amp;rlm;کرد که شما نمی&amp;rlm;توانید یک دمکراسی برپا کنید، بدون رفاه، بدون زدودن فقر. به این خاطر، می&amp;rlm;بایست به لحاظ اقتصادی هم سازنده باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جامعه&amp;rlm;ای که دچار کمبودهای عمیقی مانند نان، مسکن و شغل هست، خشن می&amp;rlm;شود و در جامعه&amp;rlm;ای که با خشونت همراه است (که مشکلی است که آفریقای جنوبی هنوز نتوانسته آن را به&amp;rlm;طور کامل حل کند، با این&amp;rlm;که امید&amp;rlm;های بسیاری می&amp;rlm;رود که بالاخره این مشکل را حل کند)، تا جایی که این کمبود وجود دارد، نمی&amp;rlm;توانیم یک دمکراسی پایدار و باثبات را که با عدالت همراه است و قدرت دارد، ایجاد کنیم. &lt;br /&gt;
در نتیجه، این کار ماندلا درست بوده که از ابتدا متوجه نقش اقتصاد بوده و این&amp;rlm;که می&amp;rlm;بایست بسازند تا این کمبودها را جبران کنند.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/politics/2011/05/16/4035#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2840">افریقای جنوبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-37">محمد رضا نیکفر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2839">نلسون ماندلا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2841">نژاد پرستی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/politics">گوی سیاست</category>
 <pubDate>Mon, 16 May 2011 14:50:58 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">4035 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>اندیشیدن همچون فعالیتی اجتماعی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/02/11/1628</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/02/11/1628&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در نقد آرامش دوستدار − ۲۸        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    محمدرضا نیکفر        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;160&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/idea-logo-2_1_0_1_0_0_0_0_0.jpg?1297417616&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;محمدرضا نیکفر &amp;ndash; هرگاه بخواهیم نقش فلسفه، شکل&amp;zwnj;های دیگری از دانش و کلاً اندیشیدن در تاریخ یک جامعه را بررسی کنیم، بایستی آنها را همچون فعالیت&amp;zwnj;های اجتماعی در نظر گیریم. اندیشه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی ناب مفهومی انتزاعی است که نقشی در تاریخ ندارد. آنچه نقشی ایفا می&amp;zwnj;کند فعالیت انضمامی اندیشیدن است که زمینه&amp;zwnj;ی اجتماعی خود را دارد و از کانال&amp;zwnj;های اجتماعی تأثیر خود را به جا می&amp;zwnj;گذارد. انتقادی که در این بخش به آرامش دوستدار می&amp;zwnj;شود، این است که او اندیشه را جدا از بستر اجتماعی آن در نظر می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;این نکته از نتایج بحث&amp;zwnj;های طرح&amp;zwnj;شده در فصل سوم این نوشته است. در این فصل که مضمونی روش&amp;zwnj;شناسانه داشت و با این بخش به پایان می&amp;zwnj;رسد، به مقایسه&amp;zwnj; میان شیوه&amp;zwnj;ی کار دوستدار و شیوه&amp;zwnj;ی کار ماکس وبر پرداختیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;مسئله&amp;zwnj;ی توضیح عِلّی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۷۶. بحث با کسی که پژوهشی را روشمندانه پیش برد و مراحل کارش و پرسش مرکزی هر مرحله&amp;zwnj;ی آن، روشن باشد، به نسبت ساده است. بحث&amp;zwnj;ها درهم نمی&amp;zwnj;پیچند و موارد اختلاف به خوبی روشن می&amp;zwnj;شوند. عکس قضیه را در مورد دوستدار می&amp;zwnj;توان دید. بایستی ابتدا فکر او را ساختارمند کرد &amp;minus; چنانکه این نوشته از ابتدا بر این قرار پیش رفت &amp;minus; سپس به نقد نکات و آنات آن پرداخت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن&amp;zwnj;گونه که در بند پیش آمد، اگر دوستدار گام به گام پیش می&amp;zwnj;رفت، در جایی می&amp;zwnj;بایست به اثبات این نظر بپردازد که ناپرسایی فلسفی ما علت عقب&amp;zwnj;ماندگی ماست. عکس این موضوع را نیز می&amp;zwnj;بایست ثابت می&amp;zwnj;کرد: اروپا به دلیل توانایی&amp;zwnj;اش در پرسشگری فلسفی اروپا شده است. چنین سخنی یا سخت ساده&amp;zwnj;نگرانه است یا سخت انتزاعی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بررسی مشخص بایستی از هرگونه برقراری رابطه&amp;zwnj;ی عِلّی میان &amp;quot;روح&amp;quot; با &amp;quot;جامعه&amp;quot;، مثلاً فلسفه با عقب&amp;zwnj;ماندگی یا زوال اندیشه&amp;zwnj;ی سیاسی با فتور حکومتی و تمدنی (در نوشته&amp;zwnj;های سید جواد طباطبایی)، اجتناب کرد. روا نیست که بیان ممکنی از حاصل یک روند پیچیده&amp;zwnj;ی تاریخی بیان رابطه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای علی تلقی شده و به آن باری توضیح&amp;zwnj;گر داده شود. پرسشگری، به عنوان مثال، حاصل مجموعه&amp;zwnj;ای از رخدادها، دستاوردها، موقعیت&amp;zwnj;های مناسب،&amp;zwnj; ساختارها، فرصت&amp;zwnj;ها و امکان&amp;zwnj;های مناسب است. روا نیست خود آن را عاملی خودبنیاد درنظر گیریم و در پاسخ به این پرسش که &amp;quot;چرا عقب&amp;zwnj;مانده&amp;zwnj;ایم&amp;quot;، مثلاً بگوییم &amp;quot;چون پرسشگر نیستیم&amp;quot; و تصور کنیم، پرسشگری پدیده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای است مثل &amp;quot;آب&amp;quot; در این پرسش و پاسخ:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;quot;چرا اقتصاد کشاورزی ما اضافه&amp;zwnj;تولیدی ثروت&amp;zwnj;زا نداشته است؟&amp;quot;&lt;br /&gt;
&amp;quot;چون آب کم داریم.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این پرسش و پاسخ دو فاکت مشخص در رابطه با هم قرار می&amp;zwnj;گیرند. یکی دیگری را توضیح می&amp;zwnj;دهد و آن عامل توضیح&amp;zwnj;دهنده یک عامل ساده است، یعنی در حوزه&amp;zwnj;ی دانشی ما، نیازی نیست، آن را به چیز دیگری برگردانیم، که اگر چنین کنیم از آن حوزه خارج می&amp;zwnj;شویم. مثلاً اگر پی&amp;zwnj;جوی پرسش &amp;quot;چرا آب کم داریم؟&amp;quot; شویم، پاسخمان را در اصل در حوزه&amp;zwnj;ی اقلیم&amp;zwnj;شناسی می&amp;zwnj;گیریم نه حوزه&amp;zwnj;ی دانش&amp;zwnj;های اجتماعی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با استفاده از یک اصطلاح ویتگنشتاین می&amp;zwnj;توانیم بگوییم &amp;quot;آب کم داریم&amp;quot; در حوزه&amp;zwnj;ی دانشی ما یک &amp;quot;جمله&amp;zwnj;ی ساده&amp;quot; یا &amp;quot;گزاره&amp;zwnj;ی بن&amp;zwnj;پاری&amp;quot; [۱] است. ولی &amp;quot;ما پرسشگر نیستیم&amp;quot; جمله&amp;zwnj;ای این گونه ساده نیست. این گزاره به همتافته&amp;zwnj;ای از عامل&amp;zwnj;ها اشاره دارد، که اصلی&amp;zwnj;ترینشان، خودشان با عقب&amp;zwnj;ماندگی توضیح داده می&amp;zwnj;شوند؛ چنانکه می&amp;zwnj;توانیم بگوییم ما پرسشگر نیستیم، چون نظام آموزشی خوبی نداریم. و در توضیح اینکه چرا نظام آموزشی خوبی نداریم، می&amp;zwnj;توانیم &amp;quot;هفتاد دلیل&amp;quot; بیاوریم، هفتاد دلیلی که از داستان مشهور آن توپچی، می&amp;zwnj;دانیم که یکی&amp;zwnj;شان هم به تنهایی توضیح&amp;zwnj;گر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;بی&amp;zwnj;توجهی به محیط زیست فرهنگ&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوستدار در مورد کلیت یک فرهنگ در طول تاریخ آن نظر می&amp;zwnj;دهد، بی آنکه یک بار به محیط زیست این فرهنگ اشاره&amp;zwnj;ای کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ممکن است در یک مقطع معین، نیازی به رجوع به واقعیت&amp;zwnj;های بنیادی، که در گزاره&amp;zwnj;های بن&amp;zwnj;پاری به بیان درمی&amp;zwnj;آیند، نباشد. چنانکه پیش می&amp;zwnj;آید بتوانیم به صورتی مکفی تحولی در فکر فلسفی را مثلاً در یک فاصله&amp;zwnj;ی بیست&amp;zwnj;-سی ساله توضیح دهیم، بی آنکه هیچ نیازی به خروج از دنیای فلسفه داشته باشیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بررسی&amp;zwnj;های تاریخی بلندمدت، بویژه آنگاه که کلی دربرگیرنده&amp;zwnj;ی جزءهای گوناگون موضوع کارمان است، پیش&amp;zwnj; رفتن به این شیوه نادرست است. برای آنکه غلوی کنیم، که مسئله را به خوبی نمایان می&amp;zwnj;کند، می&amp;zwnj;توانیم، چنانکه پیشتر کردیم (بند ۲۸)، اسکیموها را مثال زنیم: هر گزاره&amp;zwnj;ای در مورد فرهنگ اسکیموها بایستی مبتنی بر گزاره&amp;zwnj;ی بن&amp;zwnj;پاری در مورد محیط زیست پر از یخ و برف آنان باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نقد درک انتزاعی از اندیشیدن&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;۷۷. هرگاه از نقش فلسفه یا هر اندیشه&amp;zwnj;ی دیگری در جامعه سخن می&amp;zwnj;گوییم، لازم است توجه خود را به راه&amp;zwnj;های امکان تأثیرگذاری آن معطوف کنیم و پیش از آن به زمینه&amp;zwnj;های اجتماعی بودِش و رشد آن. در این حال بایستی به عنوان نمونه به فلسفیدن همچون فعالیتی اجتماعی بنگریم. این فعالیت مثل هر فعالیت دیگری امکان&amp;zwnj;هایی را می&amp;zwnj;طلبد. فلسفه به مدرسه نیاز دارد. باید آموزانده و آموخته شود. دیگر فعالیت&amp;zwnj;های علمی نیز چنین&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;موضوع را کلی&amp;zwnj;تر بررسی کنیم: خود اندیشیدن را می&amp;zwnj;توانیم هم به عنوان یک فعالیت دِماغی ناب در نظر گیریم، هم به عنوان فعالیتی اجتماعی. دکارت، به عنوان نمونه، در تأملاتش، هنگامی که به شک می&amp;zwnj;آغازد، به درکی از اندیشه می&amp;zwnj;رسد که برکنده از جهان و طبعاً جامعه است. اندیشه&amp;zwnj;ای نیز که حاصل تأملات دکارتی ادموند هوسرل است، چنین است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روا نیست که این اندیشه&amp;zwnj;ی ناب، در تحلیل اجتماعی همچون باشنده&amp;zwnj;ی خودبنیاد کنش&amp;zwnj;مندی در نظر گرفته شود، یعنی به مثابه عاملی که درباره&amp;zwnj;ی آن توان گفت، بودن یا نبودن&amp;zwnj;اش، نیرومندی یا سستی&amp;zwnj;اش باعث می&amp;zwnj;شود جامعه&amp;zwnj;ای چنین یا چنان شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اندیشیدن به عنوان فعالیتی اجتماعی می&amp;zwnj;تواند از این نظر موضوع بررسی قرار گیرد که بر دیگر فعالیت&amp;zwnj;های اجتماعی چه تأثیری دارد. در این بررسی، روا نیست که مفهوم انتزاعی اندیشه، به جای مفهوم اجتماعی آن بنشیند. اگر چنین شود، &amp;quot;اندیشیدن&amp;quot; باری می&amp;zwnj;یابد همانند یک استعداد ذاتی، که کسانی یا آن را دارند یا ندارند، یا از آن پربهره&amp;zwnj;اند، یا کم&amp;zwnj;بهره. در نوشته&amp;zwnj;های آرامش دوستدار &amp;quot;اندیشیدن&amp;quot; و &amp;quot;پرسیدن&amp;quot; چنین باری دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;فهم و توضیح&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;quot;اندیشیدن&amp;quot; را اگر به عنوان فعالیتی اجتماعی در نظر گیریم، طبعا می&amp;zwnj;توانیم در جایی تحلیل خود را بر عاملیت آن مبتنی کنیم، یعنی برنهیم نیرومندی یا سستی آن چه پیامدهایی در جامعه&amp;zwnj;ی معینی دارد. این تحلیل، نبایستی خود را به عنوان توضیحی علی معرفی کند یا از آن چنین برداشتی شود. به کمک آن می&amp;zwnj;توان چیزهایی را &amp;quot;فهمید&amp;quot;، اما هیچ چیزی را نمی&amp;zwnj;توان &amp;quot;توضیح&amp;quot; داد، اگر منظور از توضیح، تبیین رابطه&amp;zwnj;های علی واقعی باشد.[۲]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آتن را در نظر گیریم. می&amp;zwnj;توان با عزیمت از فلسفه، دموکراسی یونانی را مفهوم کرد. پرسش&amp;zwnj;گری فلسفی و دموکراسی در یک پیوند معنایی قرار می&amp;zwnj;گیرند، یکی دیگری را مفهوم می&amp;zwnj;کند. به همانسان که فلسفه&amp;zwnj;ی آتنی، دموکراسی آتنی را مفهوم می&amp;zwnj;کند، دموکراسی آتنی نیز متنی را می&amp;zwnj;گشاید که فعالیتی به نام فلسفیدن در آتن را به فهم درمی&amp;zwnj;آورد. فلسفه&amp;zwnj;ی آتنی اما دموکراسی آتنی را &amp;quot;توضیح&amp;quot; نمی&amp;zwnj;دهد؛ خطاست اگر فلسفه را علت دانیم، دموکراسی را معلول.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آتن یک تمامیت است و به این تمامیت هم فلسفه تعلق دارد، هم دموکراسی. برده&amp;zwnj;داری هم جزئی از این تمامیت است؛ و رخدادی در تاریخ این تمامیت، محکوم کردن سقراط به نوشیدن جام شوکران است. عنصری از یک تمامیت، توضیح&amp;zwnj;دهنده&amp;zwnj;ی هستی تاریخی آن تمامیت نیست، ساختار و پویش ساختاری آن را از زاویه&amp;zwnj;ای خاص مفهوم می&amp;zwnj;کند، اما کلیت آن را توضیح نمی&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عامل&amp;zwnj;های توضیح&amp;zwnj;دهنده&amp;zwnj;ای چون وضعیت اقلیمی یا کنش و واکنش با جامعه&amp;zwnj;ها و فرهنگ&amp;zwnj;هایی دیگر، خود بر زمینه&amp;zwnj;ی تاریخ کلیت، به پدیدارهایی مفهوم&amp;zwnj;کننده تبدیل می&amp;zwnj;شوند. کلیت یا تمامیت را در همه حال بایستی به صورت مشخص آن در نظر گرفت. تمامیت ممکن است قوی و به این اعتبار بسته تصورشود، یا ضعیف و باز. روا نیست که تمامیت از پیش، با تعینی فرسخت در نظر گرفته شود. تمامیت، به دلیل پویشش هیچ&amp;zwnj;گاه تعینی تام ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نمونه&amp;zwnj;ی شیوه کار ماکس وبر&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در جامعه&amp;zwnj;شناسی مفهوم&amp;zwnj;ساز ماکس وبر، پروتستانتیسم نه به عنوان عامل توضیح&amp;zwnj;دهنده&amp;zwnj;ی سرمایه&amp;zwnj;داری، یعنی چونان چیزی که گویا علت برانگیزاننده&amp;zwnj;ی سرمایه&amp;zwnj;داری است، بلکه به عنوان عاملی مطرح است که انگیزه&amp;zwnj;های انسانی را در داشتن نگاهی ویژه به کار، زندگی، صرفه&amp;zwnj;جویی و مال&amp;zwnj;اندوزی مفهوم می&amp;zwnj;سازد، نگاه ویژه&amp;zwnj;ای که نه پیشاپیش، بلکه پساتر سرمایه&amp;zwnj;دارانه خوانده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ماکس وبر نمی&amp;zwnj;گوید که سرمایه&amp;zwnj;داری اختراع پروتستانتیسم است، یا بنابر اصطلاحی قدمایی علت تامه یا حقیقیه آن است. توجه او به پروتستانتیسم در نوع کالونی آن توجه به منشی است در زندگی که وجهی از آن عقلانیت اقتصادی&amp;zwnj;ای است که در اصل غیر عقلانی است، چون مال&amp;zwnj;اندوزی&amp;zwnj;ای است بدون انگیزه&amp;zwnj;ی مصرف، حسابگری&amp;zwnj;ای است که کامجویی فردی در آن به حساب نیامده است. ماکس وبر در ریاضت و سخت&amp;zwnj;کوشی و امساک کالونی، آن &amp;laquo;عنصر غیرعقلانی&amp;raquo;&amp;zwnj;ای را می&amp;zwnj;بیند، که پیش&amp;zwnj;تازاننده&amp;zwnj;ی عقلانیت سنخ&amp;zwnj;نمای سرمایه&amp;zwnj;داری مدرن می&amp;zwnj;شود. [۳]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نظریه&amp;zwnj;ی ماکس وبر در مورد رابطه&amp;zwnj;ی سرمایه&amp;zwnj;داری و پروتستانتیسم را می&amp;zwnj;توانیم این گونه خلاصه کنیم: از عقلانیت مدرن نمی&amp;zwnj;توان سخن گفت، مگر آنکه به سرمایه&amp;zwnj;داری توجه کرد. سرمایه&amp;zwnj;داری را نمی&amp;zwnj;توان درک کرد، مگر به آن عقلانیتی که در کنه آن است پی برد. این عقلانیت تاریخ&amp;zwnj;مند است، با نوعی خاص از ذهنیت آغاز می&amp;zwnj;شود، نه با نظریه&amp;zwnj;ی فلسفی خاصی، بلکه با منش خاصی در زندگی که تجسم کامل آن را در پروتستانتیسم نوع کالونی می&amp;zwnj;بینیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;br type=&quot;_moz&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;دین، موضوع زندگی عملی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر آن واقعیت&amp;zwnj;هایی را که توجه آرامش دوستدار را برانگیخته و او را به برنهشت امتناع تفکر در فرهنگ دینی ایرانی رسانده، در نظر گیریم و به موضوع رویکردی داشته باشیم با درس&amp;zwnj;گیری از شیوه&amp;zwnj;ی کار ماکس وبر، می&amp;zwnj;توانیم بگوییم که: رخدادهایی در تاریخ خطه&amp;zwnj;ی فرهنگی ما وجود دارند که آنها را نمی&amp;zwnj;توان درک کرد، مگر آنکه سبقه&amp;zwnj;ی دینی فرهنگ را در نظر گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در این حال نبایستی دین را به مجموعه&amp;zwnj;ای از باورها در باره&amp;zwnj;ی موضوع&amp;zwnj;هایی فروکاست که دانش برمی&amp;zwnj;آید تا در مورد آنها حقیقت را بگوید و تنها از دانش برمی&amp;zwnj;آید که چنین کند. روا نیست که دین را پیشاپیش  مظهر نادانی بخوانیم، پس آنگاه بپرسیم که آیا تقویت کننده&amp;zwnj;ی دانایی است یا نه. طبعاً نیست. موضوع دین، موضوع زندگی عملی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته در این مورد که ذهنیت سرمایه&amp;zwnj;دارانه&amp;zwnj;ای که ماکس وبر در نظر گرفته، با این تعبیر ماهیتی عملی داشته است، بسیار می&amp;zwnj;توان بحث کرد. به هر حال در آن چیزی غیر عملی می&amp;zwnj;ماند، اگر روح سرمایه&amp;zwnj;داری از سیستم سرمایه&amp;zwnj;داری جدا پنداشته شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
ادامه دارد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پانویس&amp;zwnj;ها&amp;zwnj;:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۱]Elementarsatz . در ترجمه&amp;zwnj;ی فارسی&amp;quot; رساله&amp;zwnj;ی منطقی-فلسفی&amp;quot; لودویگ ویتگنشتاین به قلم میرشمس&amp;zwnj;الدین ادیب&amp;zwnj;سلطانی (تهران: امیرکبیر، ۱۳۷۱) در برابر این اصطلاح، &amp;quot;گزاره&amp;zwnj;ی بدوی&amp;quot; نیز گذاشته شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۲] تفاوت&amp;zwnj;گذاری صریح میان &amp;quot;فهمیدن&amp;quot; (Verstehen) و &amp;quot;توضیح دادن&amp;quot; (Erkl&amp;auml;ren) کار ویلهلم دیلتای است. او این بحث را گشود تا فرق میان علوم انسانی و علوم طبیعی را بنمایاند. علوم انسانی از نظر او به فهم  درمی&amp;zwnj;آورند، به این صورت که چیزی را در متن چیزی می&amp;zwnj;بینند و تفسیر می&amp;zwnj;کنند، در حالی که علوم طبیعی توضیح می&amp;zwnj;دهند؛ توضیحشان بیان یک رابطه&amp;zwnj;ی قانون&amp;zwnj;مند علی میان دو پدیده است. فهمیدن از نظر دیلتای در نهایت به آزمونی بر می&amp;zwnj;گردد که به جان آزمودن است (Erlebnis)، توضیح ولی بر پایه&amp;zwnj;ی فرضیه&amp;zwnj;گذاری، محاسبه، آزمایش  و مشاهده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی خونسردانه&amp;zwnj;ی عینی است. در مورد پرسمان &amp;quot;فهم&amp;quot; و &amp;quot;توضیح&amp;quot; بویژه در آلمان بحث&amp;zwnj;های مفصلی درگرفته است. آخرین دور مهم بحث در دهه&amp;zwnj;ی ۱۹۷۰ بوده است. اینک دیگر کمتر کسی مرزکشی قاطع دیلتای را می&amp;zwnj;پذیرد. امروزه نظر جاافتاده در علوم انسانی مکمل بودن روش&amp;zwnj;های &amp;quot;فهم&amp;quot;گرا و روش&amp;zwnj;های &amp;quot;توضیح&amp;quot;گرا است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[۳]&lt;br /&gt;
cf. Max Weber, Die protestantische Ethik und der Geist des Kapitalismus, in: Gesammelte Aufs&amp;auml;tze zur Religionssoziologie, Bd. 1, S. 62&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;بخش پیشین:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/content/%D9%85%D8%A7%DA%A9%D8%B3-%D9%88%D8%A8%D8%B1-%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%E2%80%93-%D8%AF%D9%88-%D8%B4%DB%8C%D9%88%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%B6%D8%A7%D8%AF&quot;&gt;ماکس وبر و دوستدار &amp;ndash; دو شیوه&amp;zwnj;ی کار متضاد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/reflections/2011/02/11/1628#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B1">آرامش دوستدار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D9%85%D8%A7%DA%A9%D8%B3-%D9%88%D8%A8%D8%B1">ماکس وبر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-37">محمد رضا نیکفر</category>
 <pubDate>Fri, 11 Feb 2011 09:46:58 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1628 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>