<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11622/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>نازنین سیاوشی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11622/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>ماشین سواری زنان و حضور در شهر</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/05/26/14767</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/05/26/14767&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نازنین سیاوشی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;157&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/machin2.jpg?1338236085&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نازنین سیاوشی &lt;b&gt;- &lt;/b&gt;تصویر این روزهای تهران را اگر بخواهی، لازم است درست مثل یک پازل، قطعات ریز و درشت آن را کنار هم بچسبانی؛ قطعاتی که هرکدام بخشی از تصویر تهران یا واقعیت امروز تهران هستند و همه در کنار هم کل تهران را شکل می&amp;shy;دهند.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از این تصاویر، تصویر جوانانی است که سوار بر اتومبیل&amp;shy;های خود، به دنبال گذران اوقات فراغت در سطح شهر هستند، اما در این میان سهم زنان جوان شاید بیشتر باشد؛ زنانی که به اصطلاح &amp;laquo;ماشین بازی&amp;raquo; یا &amp;laquo;ماشین سواری&amp;raquo; تفریح محبوب&amp;zwnj;شان است. برای این زنان شاید اتومبیل چارچوبی فلزی باشد که به شکل یک حصار عمل می&amp;shy;کند؛ حصاری که فضای امن آن، گرمای خوشایند حضور در گروهی همسن و همدل را دور از اجتماع خشمگین در خود دارد؛ دخترانی جوان و خندان که حضور آن&amp;shy;ها در این حلقه&amp;zwnj;های کوچک دوستانه و در این چارچوب&amp;shy;های فلزی، نقش پررنگی در انتخاب این شیوه از گذران فراغت در نزد آنها دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;شهری از آن خود&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;هانری لفور، فیلسوف فرانسوی، در تعریف خود از فضا، دسته&amp;shy;بندی&amp;shy;ای از آن ارائه می&amp;shy;کند که در میان این دسته&amp;shy;بندی، دسته&amp;shy;ای به عنوان &amp;laquo;فضاهای بازنمایی&amp;raquo; دیده می&amp;shy;شود. فضاهای بازنمایی در واقع گفتمان&amp;shy;هایی از فضاست. به عبارتی دیگر، تعریفی که محتوای یک فضا به آن می&amp;shy;دهد.&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;img width=&quot;200&quot; vspace=&quot;10&quot; hspace=&quot;10&quot; height=&quot;134&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/machi3.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;الهام محمدی، انسان&amp;zwnj;شناس: زنان در داخل اتومبیل خود با چارچوب فرهنگی و نظم نشانه&amp;zwnj;شناختی موجود مسلط، مبارزه می&amp;zwnj;کنند و با تغییر در برخی از نشانه&amp;zwnj;ها (مثلاً داشتن حجاب اسلامی اما به سبک خود) مقاومت خویش را در برابر تحمیل&amp;zwnj;های اجتماعی- سیاسی نشان می&amp;zwnj;دهند&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از نظر لوفور این فضا، فضایی است که &amp;quot;باید باشد&amp;quot;؛ یعنی فضای زیسته؛ فضایی که فرد را با &amp;quot;خلق لحظه&amp;shy;ها&amp;quot; به سمت مفهوم تازه&amp;zwnj;ای از زندگی اجتماعی می&amp;zwnj;برد. شهر فضایی عمومی است برای قدم زدن و طی کردن اوقات فراغت و برای حضور داشتند، بودن در کنار دیگری، زیستن با افراد ناآشنا و تجربه&amp;shy;های آشنایی با بیگانه&amp;shy;ها. چیزی که گفتمان ایدئولوژیک مسلط آن را از جوانان دریغ می&amp;shy;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حال با این شرح مختصر بر تقسیم بندی لفور از فضا، می&amp;shy;توانیم به این موضوع اشاره کنیم که &amp;quot;پدیده ماشین بازی&amp;quot; برای جوانان در واقع شکلی است از همین خلق لحظه&amp;shy;ها در دل شهر یا همان خلق فضاهای بازنمایی. فضاهایی که با این پر و خالی شدن&amp;shy;های مدام، گفتمان دیگری را در دل شهر حک می&amp;shy;کنند، اما در این میان این موضوع برای زنان معنای مضاعفی هم می&amp;shy;یابد که باید به آن اشاره شود. این پدیده برای زنان جوان نه تنها شکلی از گذران اوقات فراغت است که در دل خشونت شهر، که هم به شکل مزاحمت&amp;zwnj;های خیابانی و هم در سیمای &amp;quot;گشت&amp;shy;های ارشاد&amp;quot; خود را نشان می&amp;shy;دهد، به منزله&amp;shy; ایجاد نوعی فضای امن هم هست.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رکسانای ۲۵ ساله در این باره می&amp;shy;گوید: &amp;quot;من راستش اصلاً دیگر نمی&amp;shy;توانم بدون ماشین از خانه خارج شوم. از یک طرف همه&amp;shy;اش باید نگران کوتاهی و بلندی لباسم باشم و از طرف دیگر هم که توی تاکسی و اتوبوس مدام باید نگران مزاحمت&amp;zwnj;هایی نظیر دستمالی احتمالی و این حرف&amp;shy;ها باشم.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از رکسانا درباره گشت و گذار با ماشین در سطح شهر می&amp;shy;پرسم و بعد از خنده&amp;shy;ای که می&amp;shy;کند این&amp;shy;طور جواب می&amp;shy;دهد: &amp;quot;به این مدل گشت و گذار می&amp;shy;گویند دُر دُر کردن؛ من هم دُر دُر را دوست دارم و راستش گاهی سراغش هم می&amp;shy;روم. یک حس خوبی است. فرصت آشنایی با مردان متفاوت و تجربه این تفاوت برای آدم فراهم می&amp;shy;شود. ضمن اینکه در جایی و شهری که به آدم فرصت نفس کشیدن هم نمی&amp;shy;دهند، اینجور در رفتن از زیر زور، حس خوبی به آدم می&amp;shy;دهد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;رکسانا ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;quot;مثلا یادم هست یک بار با دکمه&amp;shy;های باز و مانتوی کوتاه رفتم توی یکی از فروشگاه&amp;zwnj;های زنجیره&amp;shy;ای که جلوی درش نوشته شده بود که مثلاً اگر حجابتان خوب نیست قبل از این&amp;shy;که ما شما را بیرون کنیم، خودتان اصلاً نیایید داخل. بعد من از این&amp;shy;که از زیر این تابلو رد شده بودم احساس پیروزی می&amp;shy;کردم.&amp;quot; به نظر می&amp;zwnj;رسد که همان&amp;shy;طور که در فلسفه هانری لفور توضیح داده شد، حضور زنان در فضاهای شهری، با ظاهری که خارج از چارچوب ایدئولوژیک اجتماعی است، به نوعی ایجاد گفتمان فضایی می&amp;shy;انجامد. یعنی فضای دیگری به این شکل در شهر تعریف می&amp;shy;شود و فضاهای شهری از آن شهروندان خود می&amp;shy;شود که در این گزارش در واقع همان زنان هستند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;زیر نگاه خیره&amp;shy; زنان&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر می&amp;shy;رسد مسئله تنها این نباشد که سوار بر اتومبیل در سطح شهر بگردی و فضاهایی را درست کنی که متعلق به خودت باشد، بلکه این فضاها به دلیل امنیتی که برای زنان ایجاد می&amp;shy;کنند، این فرصت را برای آن&amp;shy;ها فراهم می&amp;shy;آورد تا از زیر نگاه خیره&amp;shy; مردان بیرون بیایند و به زعم خود &amp;quot;انتخابگر&amp;quot; باشند. به این معنی که خود در اولین حلقه از ارتباط، تصمیم بگیرند با چه کسی ارتباط برقرار کنند و البته از سویی دیگر نیز این فرصت را برای آن&amp;shy;ها فراهم می&amp;shy;کند که در این ارتباط نقشی فعال داشته باشند و به عنوان مثال شوخی پسران همسن و سال خود را با شوخی پاسخ دهند، چرا که به گمان خودشان در چهارچوب اتومبیل کمتر در معرض خطر قرار می&amp;shy;گیرند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; vspace=&quot;10&quot; hspace=&quot;10&quot; height=&quot;108&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;right&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/machin.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp; &amp;quot;به این مدل گشت و گذار می&amp;shy;گویند دُر دُر کردن؛ یک حس خوبی است که فرصت آشنایی با مردان متفاوت و تجربه این تفاوت برای آدم فراهم می&amp;shy;شود. ضمن اینکه در جایی و شهری که به آدم فرصت نفس کشیدن هم نمی&amp;shy;دهند، اینجور در رفتن از زیر زور، حس خوبی به آدم می&amp;shy;دهد&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به عبارت دیگر شیشه&amp;shy;های اتومبیل به منزله&amp;shy; لنز دوربینی می&amp;shy;شود که از پشت آن می&amp;shy;شود سوژه را آنطور ببینی که دوست داری ببینی و خودت می&amp;shy;خواهی و در رفتار آنگونه باشی که دلت می&amp;shy;خواهد. در چنین فضاهایی است که در&amp;shy;می&amp;shy;یابی دختران نیز به اندازه پسران در نظربازی فعال هستند و در چنین فضاهایی منفعل نیستند و این در تقابل با برخی از نظریات فمینیستی قرار دارد که زنان را منفعل و سوژه نگاه خیره مردانه فرض می&amp;shy;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از رکسانا در این زمینه می&amp;shy;پرسم و او باز خنده&amp;shy;ای می&amp;shy;کند و می&amp;shy;گوید : &amp;quot;بله. واقعا هم اینطور است که می&amp;zwnj;گویی. من نمی&amp;shy;گویم باید دید زدن مردها را تلافی کرد، اما خوب این هم لذتی به آدم می&amp;shy;دهد. اینکه همه در حرکت هستند و کسی برای آشنایی با یک مرد اجباری در کارش نیست. یعنی قشنگ می&amp;shy;توانی نگاه کنی و اگر خوشت آمد با طرف حرف بزنی.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ماشین بازی؛ پدیده جدید فرهنگی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آیا ماشین بازی را می&amp;shy;توان یک پدیده فرهنگی جدید دانست؟ در این زمینه، الهام محمدی، انسان&amp;zwnj;شناس و کارشناس مطالعات فرهنگی می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;اگر بخواهیم به پدیده ماشین بازی که این روزها به تفریح رایج در خیابان&amp;zwnj;های شهر در ساعت&amp;zwnj;ها و روزهای مختلف تبدیل شده، نگاهی بیاندازیم نباید از چند نکته که می&amp;zwnj;تواند در پس این پدیده فرهنگی وجود داشته باشد غافل بمانیم. شهر و فضای شهری مفهومی چندوجهی است که می&amp;zwnj;بایست از زوایای مختلف چون فرهنگ، زمان، خشونت، نشانه&amp;zwnj;شناسی، فراغت و غیره به آن نگاه کرد.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;الهام محمدی در ادامه توضیح می&amp;zwnj;دهد: &amp;quot;هر فضایی در شهر کارکردهای چندگانه دارد که در کالبد شهر تبلور می&amp;zwnj;یابد. یکی از این عرصه&amp;zwnj;ها و فضاها عرصه فراغت است؛ عرصه&amp;zwnj;ای که فضای مناسبی را در اختیار انسان&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گذارد تا با آزادی و اختیاری که در آن برایشان مهیا می&amp;zwnj;شود به گونه&amp;zwnj;ای به مقاومت در برابر رویه&amp;shy;های فرهنگی جا افتاده بپردازند. زندگی روزمره عرصه خلاقیت&amp;zwnj;های فزاینده جهت رهایی از الزام&amp;zwnj;های نظم نشانه&amp;zwnj;شناختی- کارکردی مسلط و گشایش امکانات فراخ&amp;zwnj;تر کنش است.&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;quot;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به اعتقاد این کارشناس مطالعات فرهنگی، زنان با ماشین&amp;zwnj;های خود در فضاهای شهری نظم موجود را به چالش می&amp;zwnj;کشند و با شیوه جدیدی از فراغت که به وجود می&amp;zwnj;آورند هویت خود را آشکار می&amp;zwnj;کنند. آن&amp;shy;ها در خیابان و پشت فرمان، فضایی برای حضوری مداوم&amp;zwnj;تر در حوزه عمومی خلق می&amp;zwnj;کنند و بدین&amp;zwnj;گونه با نظم نشانه&amp;zwnj;شناختی مسلط و چارچوب فرهنگی خود- آگاه یا ناآگاه- مبارزه می&amp;zwnj;کنند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;الهام محمدی هم&amp;shy;چنین معتقد است: &amp;quot;زنان در این زمینه تا حدی هم موفق بوده&amp;zwnj;اند. آن&amp;shy;ها در داخل اتومبیل خود با چارچوب فرهنگی و نظم نشانه&amp;zwnj;شناختی موجود مسلط، مبارزه می&amp;zwnj;کنند و با تغییر در برخی از نشانه&amp;zwnj;ها (مثلاً داشتن حجاب اسلامی اما به سبک خود) مقاومت خویش را در برابر تحمیل&amp;zwnj;های اجتماعی- سیاسی نشان می&amp;zwnj;دهند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;در یک جمع بندی کلی، باید گفتاز آن&amp;shy;جا که با بررسی نحوه گذران فراغت در یک جامعه می&amp;shy;توان به فرهنگ آن جامعه پی برد سبک جدید فراغت که به واسطه اتومبیل شخصی در خیابان&amp;zwnj;ها شکل می&amp;zwnj;گیرد، گویای اعتراضی است که فضاهای شهری موجود و نگرش&amp;zwnj;های حاکم بر آن به وجود آورده و طی سالیان دراز در اذهان رسوب کرده است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; اختلال در نظم عادی خیابان&amp;shy;ها و استفاده&amp;shy;&amp;shy;ای غیر از رفت و آمد از خیابان پدیده معناداری است. شاید بتوان گفت که اختلال در رویه&amp;shy;های عادی حضور در خیابان، به شکل &amp;quot;ماشین بازی&amp;quot; و &amp;quot; دُر دُر کردن&amp;quot;، نوعی مقاومت است. مقاومت علیه هر نوع نظمی که زندگی روزمره را به کسالت و روزمرگی سوق می&amp;shy;دهد و آن را تحت سیطره گفتمان ایدئولوژیک تعریف می&amp;zwnj;کند.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/05/26/14767#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11040">اوقات فراغت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12273">ماشین سواری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11622">نازنین سیاوشی</category>
 <pubDate>Sat, 26 May 2012 16:32:06 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">14767 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>معلم و کلیشه‌زدایی از اسطوره جنسیت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/05/03/13949</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/05/03/13949&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نازنین سیاوشی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;161&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/roshdnews.ir25.jpg?1336116423&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نازنین سیاوشی&lt;b&gt;- &lt;/b&gt;شاید هیچ&amp;zwnj;چیز نتواند به اندازه&amp;shy; ساختار آموزشی جوامع مختلف و مشخص&amp;zwnj;تراز آن &amp;quot;مدرسه&amp;quot;، در شکل دادن به ذهنیت و شخصیت کودکان نقش داشته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بخشی از شخصیت و فردیت کودک تا شش سالگی تنها در خانواده شکل می&amp;zwnj;گیرد و این نقش البته تأثیری بنیادین بر سراسر زندگی او دارد. از شش سالگی به بعد است که ساعت&amp;zwnj;های زیادی از زندگی کودک در مدرسه سپری می&amp;zwnj;شود؛ جایی که بی&amp;shy;شک در رشد و پرورش او و نوع نگاهش به جهان نقش بزرگ، مهم و پررنگی خواهد داشت.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;بسیاری از نظریه&amp;zwnj;پردازان حوزه جامعه&amp;zwnj;شناسی، معتقدند که &amp;quot;مدرسه&amp;quot; به نوعی ساز و &amp;zwnj;برگ ایدئولوژیک دولتی است. به این معنی که مدرسه خود خرده ساختاری است که در مسیر تثبیت آن نگرشی می&amp;zwnj;کوشد که کل نظام حاکم بر یک جامعه آن را اشاعه می&amp;zwnj;دهد. البته واضح است که تنها &amp;quot;مدرسه&amp;quot; نیست که می&amp;zwnj;تواند نهادی برای تثبیت و هژمونی ایدئولوژی&amp;zwnj;های دولتی باشد. &amp;quot;خانواده&amp;quot;، &amp;quot;رسانه&amp;zwnj;ها&amp;quot; و بسیاری دیگر نیز چنین کارکردی دارند و در شکل دادن و هویت بخشیدن به انسان مؤثر هستند.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جامعه&amp;zwnj;ای که همه سعی داشتند ما را به این باور برسانند که شما دختر هستید و لیسانسی بگیرید که لابد یکجور سرجهازی هم باشد،  معلم من با وجود اینکه خودش ریاضی خوانده بود، ما را تشویق می&amp;zwnj;کرد که حتماً برویم سراغ رشته&amp;zwnj;های قوی مهندسی و دانشگاه&amp;zwnj;های دست بالا&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;قطعاً اشاعه &amp;quot;کلیشه&amp;zwnj;های جنسیتی&amp;quot; و برداشت ایدئولوژیک از جنسیت نیز در این قسم ایدئولوژی&amp;zwnj;ها جای می&amp;zwnj;گیرند، اما چه چیز می&amp;zwnj;تواند این کارکرد ایدئولوژیک را خدشه&amp;zwnj;دار کند؟ قطعاً &amp;quot;معلم&amp;quot; اگر بخواهد می&amp;zwnj;تواند تصویری دیگرگون از &amp;quot;جنسیت&amp;quot; بسازد و در کلیشه&amp;zwnj;زدایی از آن نقش داشته باشد.&lt;br /&gt;
این موضوع تنها شامل حال معلمان مدارس دخترانه نمی&amp;zwnj;شود و معلمان مدارس پسرانه را نیز در بر می&amp;zwnj;گیرد و آنها نیز می&amp;zwnj;توانند تصویری دیگر از جنسیت به اصطلاح &amp;quot;مردانه&amp;quot; ارائه کنند.&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;آن معلم دیگر&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در طول دوران تحصیل کدام معلم بوده که تصویری متفاوت از معلم را برای شما ساخته است؟ تصویری که توانسته بازتابی متفاوت از &amp;quot;خود&amp;quot;تان را به شما ارائه کند و نقشی در زندگی&amp;shy;تان داشته باشد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مرضیه که حالا ۲۴ ساله است و دوران تحصیل خود را سپری کرده و در رشته&amp;shy; مهندسی صنایع از دانشگاه&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;فارغ&amp;zwnj;التحصیل شده است، در پاسخ به این پرسش، معلم ریاضی دوران دبیرستان خود را به خاطر می&amp;zwnj;آورد. مرضیه می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;تصویری که از معلم ریاضی&amp;zwnj;ام به خاطر دارم تصویر زنی است جدی و معلمی که اصول خاص خودش را داشت. اصولاً تصورش این نبود که شما دختر هستید و حالا یک رشته&amp;zwnj;ای را انتخاب کنید برود پی کارش... یادم هست حتی می&amp;zwnj;گفت اگر می&amp;not;خواهید بروید دانشگاه و مثلاً ریاضی کاربردی و این حرف&amp;zwnj;ها بخوانید همان بهتر که همین حالا کنکور را فراموش کنید.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرضیه که میان حرف&amp;zwnj;ها خنده به صورتش می&amp;not;آید و خودش می&amp;zwnj;گوید که هنوز هم از یادآوری معلم ریاضی احساس خوبی دارد، اضافه می&amp;zwnj;کند: &amp;quot;می&amp;zwnj;خواهم بگویم در جامعه&amp;not;ای که همه سعی داشتند ما را به این باور برسانند که شما دختر هستید و لیسانسی بگیرید که لابد یک&amp;zwnj;جور سرجهازی هم باشد، او با وجود اینکه خودش ریاضی خوانده بود، ما را تشویق می&amp;zwnj;کرد که حتماً برویم سراغ رشته&amp;zwnj;های قوی مهندسی و دانشگاه&amp;zwnj;های دست بالا. خوب شاید من حالا خیلی خودآگاه این تأثیر را نفهمم، اما قطعاً حضور ایشان نقش پررنگی در دوران کنکور من داشته است.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;در مدارس پسرانه نیز معلمان می&amp;zwnj;توانند برخلاف کلیشه&amp;zwnj;ها و باورهای عمومی سخن بگویند. علی ۲۵ ساله و فارغ&amp;zwnj;التحصیل مترجمی زبان انگلیسی، در این زمینه معلم پرورشی خود را به خاطر می&amp;zwnj;آورد: &amp;quot;شاید خیلی&amp;zwnj;ها باور نکنند که یک معلم پرورشی چقدر می&amp;zwnj;تواند در نوع تفکر آدم مؤثر باشد، اما واقعاً معلم پرورشی ما خیلی در من تأثیر داشت. خیلی وقت&amp;zwnj;ها ما می&amp;zwnj;نشستیم سر کلاس و اصلاً جای کلاس پرورشی می&amp;zwnj;شد کلاس ادبیات و کلی شعر و داستان می&amp;zwnj;خواندیم. حتی یادم هست که بعضی از بچه&amp;zwnj;ها که علاقه داشتند شعر یا داستان بنویسند، اینقدر که متن&amp;zwnj;هایشان را به این معلم پرورشی می&amp;zwnj;دادند به معلم ادبیات نمی&amp;zwnj;دادند. در واقع اصلاً معلم ادبیات فقط همان کارهای روزمره و کلیشه&amp;zwnj;&amp;not;ای معمول را انجام می&amp;zwnj;داد، اما معلم پرورشی اینطور نبود.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علی اینطور ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;quot;می&amp;zwnj;دانم خیلی&amp;zwnj;ها باور نمی&amp;zwnj;کنند و تصویر معلم پرورشی برایشان آدمی است که همان ایدئولوژی&amp;zwnj;های مذهبی را به خورد بچه ها می&amp;zwnj;دهند. معلم ما تصور می&amp;zwnj;کنم که مذهبی بود، اما واقعاً برای ما جور دیگری بود. تقریباً جوان بود و مدام به ما این نکته را منتقل می&amp;zwnj;کرد که زن و مرد هیچ فرقی باهم ندارند و مرد بودن به خشونت و زور و این حرف&amp;not;ها نیست. حتی بچه&amp;zwnj;هایی که دوست دختر داشتند با ایشان صحبت می&amp;zwnj;کردند و ایشان اصلاً تصویر دیگری از عشق و این چیزها ارائه می&amp;zwnj;داد و می&amp;zwnj;گفت که هیچ وقت دختری را با زور نگه ندارید.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;معلمی یعنی نگاه متفاوت داشتن&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همیشه مکانی به نام مدرسه یا دانشگاه نمی&amp;shy;تواند جایگاه نقشی به نام &amp;quot;معلم&amp;quot; باشد. فرناز که ۲۷سال دارد و فارغ&amp;zwnj;التحصیل جامعه&amp;zwnj;شناسی است از نقش اولین استاد جامعه&amp;zwnj;شناسی خود در تغییر مسیر نگاه و باورهایش در سن ۱۸سالگی و در بدو ورود به دانشگاه یاد می&amp;zwnj;کند: &amp;quot;شیوه تدریس این استاد ما در کلاس به همان روش رایج و معمول نبود و بیشتر گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گویی بود. ایشان از دانشجویانی که کمی کوشش بیشتری از خود نشان می&amp;zwnj;دادند و علاقمند بودند دعوت می&amp;zwnj;کرد که یک حلقه مطالعاتی خارج از دانشگاه تشکیل بدهند و دور هم متون متفاوتی بخوانند که خیلی از این متون هم در راستای جامعه&amp;zwnj;شناسی جنسیت بودند.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;
فرناز استاد خود را استادی جوان معرفی می&amp;zwnj;کند که رویکردش نسبت به استادان کهنه&amp;zwnj;کار دانشگاه متفاوت بود. او می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;در آن سن که ما تازه از مدرسه پا به دانشگاه گذاشته بودیم قطعاً خواندن این متون و نگاه متفاوتی که در بحث و گفت&amp;zwnj;وگو با بچه&amp;not;ها و ایشان نصیب ما می&amp;zwnj;شد، زاویه&amp;not; دید ما را از چیزی به اسم زن یا مرد تغییر داد و این مسئله در شکل&amp;zwnj;گیری دیدگاه ما خیلی مؤثر بود. من متأسفانه در دوران مدرسه معلم متفاوتی را به خاطر نمی&amp;zwnj;آورم، اما در دوران دانشگاه که خیلی هم جو تاز&amp;zwnj;ه&amp;zwnj;ای برایمان بود، ایشان تأثیر زیادی بر من گذاشتند.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرناز همچنین اضافه می&amp;zwnj;کند: &amp;quot;من تصور می&amp;zwnj;کنم که دید و تفکر معلمان باید کمی فرق کند. آنها باید بدانند که امروز دیگر نباید آن چیزی را به بچه ها یاد داد که مدرسه و کل سیستم می&amp;zwnj;خواهد. امروز معلمی یعنی نگاه متفاوت داشتن. نگاهی که سعی کند از نسل دیگر، نسلی پرسشگر بسازد که تن به هر دستوری که سیستم بخواهد نمی&amp;zwnj;دهد.&amp;quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/05/03/13949#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11621">معلم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11622">نازنین سیاوشی</category>
 <pubDate>Thu, 03 May 2012 14:55:56 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">13949 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>