<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1148/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>عباس صفاری</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1148/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>عباس صفاری: «مدتی طول می‌کشد تا بازتاب گرانی کاغذ را ببینیم»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/10/07/20361</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/10/07/20361&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌و گو با عباس صفاری پیرامون بحران کاغذ، در محاق افتادن روزنامه شرق، سانسور در ایران و ادبیات خارج از کشور        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گروه فرهنگ        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;185&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/abbsif01.jpg?1350064923&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;گروه فرهنگ &amp;ndash; هستند شاعران و نویسندگانی که بین دو دنیا زندگی می&amp;zwnj;کنند. زیستن در دو دنیای متفاوت به قول چینی&amp;zwnj;ها مثل ایستادن بین دو درخت است. عباس صفاری یکی از شاعران ماست که بین دو درخت ایستاده.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;او بیش از چهار دهه است که در آمریکا زندگی می&amp;zwnj;کند، و با این&amp;zwnj;حال نه تنها شعرش در ایران مخاطبان بسیار دارد، بلکه هر چند سال یک بار به ایران سفر می&amp;zwnj;کند و سفرهایش هم معمولاً خبرساز است: گاهی خبر انتشار یک مجموعه شعر تازه، یا خبر برگزاری یک نشست ادبی با حضور شاعر، و گاهی هم خبر برگزاری یک نمایشگاه از نقاشی&amp;zwnj;های او یا به گفته خودش: چوب&amp;zwnj;نگاره&amp;zwnj;هایش.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این&amp;zwnj;بار اما سفر عباس صفاری مصادف شد با بحران نشر در ایران و طبعاً در سایه همین بحران، بحث ادبیات خارج از کشور هم مثل سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۶۰ در میان می&amp;zwnj;آید و این بحث&amp;zwnj;ها مثل همیشه با بحث سانسور درآمیخته است. در این زمینه&amp;zwnj;ها با عباس صفاری گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو کرده&amp;zwnj;ایم:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;● گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با عباس صفاری&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آقای صفاری، چند روزی هست که از ایران برگشته&amp;zwnj;اید. فضای شعری ایران در این دوره دشوار را چگونه یافتید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سفر دو ماهه من به ایران برای سر و سامان دادن به پاره&amp;zwnj;ای از امورات شخصی بود که ربط چندانی به ادبیات نداشت. نیمه اول سفر را کمابیش درگیر همین کار&amp;zwnj;ها بودم. اما در نیمه دوم توانستم اوقات آسوده&amp;zwnj;ای را به دیدار دوستان اهل قلم و پرسهگردی در کتابفروشی&amp;zwnj;ها و مطالعه نشریات ادبی اختصاس بدهم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فضای شعر پیش از گران شدن ۷۰ درصدی کاغذ هم مشکلاتی داشته که زمینه را برای کار خلاق به ویژه برای نوآمدگان تنگ و دشوار کرده بود. دشواری&amp;zwnj;های معیشتی و سختگیری غالباً بی&amp;zwnj;دلیل وزارت ارشاد در ارایه مجوز را می&amp;zwnj;توان در رأس این مشکلات قرار داد. اما تعطیل کردن نشر چشمه و تنگ کردن عرصه بر ناشرانی که در حوزه شعر جوان فعالیت می&amp;zwnj;کنند ضربه&amp;zwnj;های جدیدی بوده است که صدمات جبران&amp;zwnj;ناپذیری بر پیکر شعر امروز وارد کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آقای حسن&amp;zwnj;زاده، مدیر انتشارات مروارید که ناشر شما هم هست، چندی پیش اعلام کرده بود که به دلیل گرانی کاغذ نمی&amp;zwnj;تواند کتاب تازه&amp;zwnj;ای منتشر کند.&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آقای حسن&amp;zwnj;زاده را در دو نوبت در دفتر کارشان دیدم. طبعاً بخشی از گفت&amp;zwnj;وگوی ما پیرامون گرانی کاغذ و دیگر مواد لازم در صنعت چاپ بود. نگرانی آقای حسن&amp;zwnj;زاده بیشتر از این بابت بود که خریدار کتاب&amp;zwnj;های شعر و رمان بیشتر قشر جوان جامعه است که گرانی غیر منتظره کتاب قدرت خریدشان را کاهش می&amp;zwnj;دهد.&lt;br /&gt;
	ناشران با تجربه ایرانی طی دهه&amp;zwnj;های ماضی از تنگناهای بسیاری گذشته&amp;zwnj;اند و شکی نیست که این تنگنا را نیز تاب خواهند آورد. صدمه اصلی را بیشتر جوانان با استعدادی می&amp;zwnj;بینند که دشواری&amp;zwnj;های نشر و رساندن کتاب به&amp;zwnj;دست خواننده سبب می&amp;zwnj;شود که راه دیگری را در زندگی برگزینند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;الان شمارگان کتاب شعر در چه حد است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/abbsif02.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 147px;&quot; /&gt;از راست به چپ: احمد پوری، گروس عبدالملکیان، حافظ موسوی، عباس مخبر، عباس صفاری، شمس لنگرودی، شهاب مقربین.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;تیراژ چاپ اول غالباً هزار و صد نسخه است که آن را نیز ناشر با ترس و لرز چاپ می&amp;zwnj;کند و چه بسا که همین تعداد اندک نیز روی دست ناشر می&amp;zwnj;ماند و به&amp;zwnj;سادگی فروش نمی&amp;zwnj;رود. این را نیز بیفزایم که در رابطه با تیراژ اندک نمی&amp;zwnj;توان یکسره دولت و دشواری&amp;zwnj;های اقتصادی را سبب&amp;zwnj;ساز دانست. رستوران&amp;zwnj;ها و لباس&amp;zwnj;فروشی&amp;zwnj;ها و لوکس&amp;zwnj;فروشی&amp;zwnj;ها پر مشتری است و در بسیاری از اماکن جای سوزن انداختن نیست. بسیاری از جوانان به&amp;zwnj;راحتی پنج هزار تومان برای یک فنجان قهوه آب زیپو پرداخت می&amp;zwnj;کنند. اما زورشان می&amp;zwnj;آید پنج هزار تومان کتاب بخرند. هفتاد میلیون جمعیت اگر قحطی&amp;zwnj;زده هم باشند باید بیش از هزار و دویست نسخه کتاب بخرند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آیا بساطی&amp;zwnj;های خیابان انقلاب و کهنه&amp;zwnj;فروشان کارشان با توجه به مشکلات نشر رونق پیدا کرده؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گرانی کاغذ مدتی طول می&amp;zwnj;کشد تا بازتابش را در جامعه نشان بدهد. کتاب&amp;zwnj;هایی که با کاغذ گران چاپ می&amp;zwnj;شوند هنوز وارد بازار نشده&amp;zwnj;اند. مهر ماه نیز مختص کتاب&amp;zwnj;های درسی است که سوبسید دولتی می&amp;zwnj;گیرند. اما گمان نمی&amp;zwnj;کنم گرانی کاغذ تأثیر چندانی در کار دستفروش&amp;zwnj;ها بگذارد. به این دلیل که دستفروش&amp;zwnj;ها به قیمت پشت جلد پایبند نیستند و کتاب را خودشان قیمت می&amp;zwnj;زنند. اما کتابفروشی&amp;zwnj;ها که موظف هستند کتاب را با قیمت پشت جلد بفروشند مشتری بیشتری برای کتاب&amp;zwnj;های گذشته خواهند داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;استقبال خوانندگان از تاریکروشنای حضور، آخرین مجموعه&amp;zwnj;ای که از شما در ایران منتشر شده چگونه بود؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تاریکروشنای حضور را که پیش از این در آمریکا انتشار داده بودم در ایران با عنوان مختصر شده تاریکروشنا به بازار آمد که در بدو انتشار برای خواننده آشنا با آثار من غیر منتظره بود. خوانندگانی که با شعر من از طریق آثار چاپ&amp;zwnj;شده در ایران آشنا بودند غالباً خبر نداشتند که پیش از مجموعه &amp;laquo;دوربین قدیمی&amp;raquo; شعرم لحن و حال و هوای دیگری داشته است و دغدغه&amp;zwnj;هایم از جنس دیگری بوده است. زبان نیمه&amp;zwnj;فاخر و ایماژیستی مجموعه نیز برایشان غافلگیرکننده بود. به همین سبب نقد&amp;zwnj;هایی که در آغاز انتشار گرفت ضد و نقیض بودند. در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت اما جایگاه خودش را باز کرد و در فاصله اندکی به چاپ دوم رسید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آیا مجموعه تازه و قابل تأملی به چشم شما آمد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کتاب&amp;zwnj;های زیادی در این سفر هدیه گرفتم. چندین متن چاپ&amp;zwnj;نشده را نیز سرایندگان آن&amp;zwnj;ها در اختیارم قرار دادند. هنوز فرصت مطالعه و بررسی آن&amp;zwnj;ها دست نداده است. به&amp;zwnj;رغم اینکه شعر کار طاقت&amp;zwnj;فرسا و بی&amp;zwnj;جیره و مواجبی است اما نسل جوان شور و شوق فراوانی برای سرودن و خلاقیت به خرج می&amp;zwnj;دهد. قبل از سفر نیز کتاب چاپ&amp;zwnj;نشده&amp;zwnj;ای از خانم آزاده بشارتی برایم &amp;zwnj;ای میل شده بود که مورد پسندم بود. شاعر بسیار جوانی است و راه درازی در پیش دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;از شما در ایسنا خواندیم که گفته بودید &amp;laquo;ادبیات مهاجرت&amp;raquo; به نظر شما آثار ارزشمندی نداشته. آیا واقعاً اینطور فکر می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در رابطه با این جمله باید بگویم که از فرمایشات اینجانب نبوده و خلاصه&amp;zwnj; ماجرا اینکه نظر یکی دیگر از دوستان شرکتکننده در نشست &amp;laquo;عصر روشن&amp;raquo; بود و نهایتاً تبدیل شد به تیتر خبر این برنامه در خبرگزاری ایسنا. اما با توضیحاتی که داده شد نام من به عنوان ابرازکننده این نظر از تیتر خبر حذف کردید. نظر خود من اما این بود که چه در خارج و چه در داخل آثار فارسی&amp;zwnj;زبانی که ارزش جهانی داشته باشد خلق نکرده&amp;zwnj;ایم. نا&amp;zwnj;گفته نماند که آنجا صحبت از آثاری بود که در سال&amp;zwnj;های اخیر تولید شده&amp;zwnj;اند، نه مثلاً بوف کور که همه می&amp;zwnj;دانند پس از گذشت نیم قرن هنوز از گردونه چاپ مغرب زمین خارج نشده است و آن را در رده یکی از صد کتاب مهم ادبیات جهان قرار داده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;خب، حالا با این تفاصیل نظر شما درباره ادبیات فارسی در خارج از ایران، ادبیاتی که رسمیت ندارد، اما حضور دارد چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گمانم بخش خلاق و تاثیرگذار این ادبیات که از طریق کانال&amp;zwnj;های رایج وارد بازار نشر شده به&amp;zwnj;رغم مخالفت&amp;zwnj;ها و سخت&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;ها نهایتاً رسمیت نیز یافته است. آثار دیگر همکارانی که کتابشان در دو سوی مرز منتشر و با استقبال روبرو شده از این جمله&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/abbsif03.jpg&quot; style=&quot;width: 196px; height: 293px;&quot; /&gt;تاریکروشنا، عباس صفاری&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اما هستند بسیاری از آثار با ارزش مثل رمان&amp;zwnj;های خانم مهشید امیرشاهی، یا سوره&amp;zwnj;الغراب محمود مسعودی یا داستان&amp;zwnj;های اکبر سردوزامی، اشعار مجید نفیسی و منصور خاکسار که در ایران هرگز به دلیل سانسور فرصت انتشار پیدا نمی&amp;zwnj;کنند. آیا رسمیت داشتن به معنای تن دادن به سانسور نیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر قرار باشد لیست کاملی ارایه دهیم نام&amp;zwnj;های بسیاری را به این لیست می&amp;zwnj;توان اضافه کرد که تعدادی از آن&amp;zwnj;ها در دو سوی مرز کتاب چاپ کرده&amp;zwnj;اند. من نه به سانسور تن داده&amp;zwnj;ام نه آن را تأئید می&amp;zwnj;کنم. اگر ارشاد به کلمه یا جمله&amp;zwnj;ای در شعر ایراد بگیرد، کل شعر را از مجموعه حذف کرده و شعر دیگری را جایگزین می&amp;zwnj;کنم. در رابطه با داستان و رمان می&amp;zwnj;دانم کار دشوار&amp;zwnj;تر است اما از نام&amp;zwnj;هایی که شما عنوان کردید سه نفر اول مورد&amp;zwnj;های استثنائی هستند که متأسفانه انتشار کتاب&amp;zwnj;هایشان در ایران و در این سال و زمانه&amp;zwnj;ها میسر نخواهد بود. تا آنجا که خبر دارم خانم امیرشاهی به خاطر فعالیت&amp;zwnj;های سیاسی&amp;zwnj;شان ممنوع&amp;zwnj;الانتشار هستند و این حکم ربطی به داستان&amp;zwnj;هایشان ندارد. رمان سوره&amp;zwnj;الغراب نیز به این دلیل که پای یکی از سوره&amp;zwnj;های قران را به میان کشیده طبیعی است که اجازه انتشار به آن نخواهند داد. اکبر سردوزامی نیز آگاهانه و با جسارتی ستودنی یک زبان وولگار آکنده از ناسزاهای جنسی را وارد متن داستانی کرده است؛ زبانی که تحمل آن برای منتقد خارج از کشوری نیز دشوار است. مسلم است رژیمی که از به یادآوری ابروی یار حالی به حالی می&amp;zwnj;شود چنین لحن و زبانی را بر نمی&amp;zwnj;تابد. ارزش کار سردوزامی در آینده شناخته خواهد شد. اما مجید نفیسی و مرحوم منصور خاکسار هیچ مشکل ممیزی ندارند. تعدادی از اشعار هر دوی آن&amp;zwnj;ها را من پیش از این به ایران بردم و در دو آنتالوژی که مهین خدیوی و بابا چاهی تدوین کرده بودند به چاپ سپردم. در حال حاضر نیز نفیسی اشعارش را در نشریه زنده&amp;zwnj;رود که در شهرشان منتشر می&amp;zwnj;شود به چاپ می&amp;zwnj;رساند. اگر ناشری کتاب آن&amp;zwnj;ها را چاپ نمی&amp;zwnj;کند دلایلی سوای سانسور و ممیزی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;سانسور در ایران یک واقعیت است. اما بحث ما فقط بر سر سانسور نیست. بحث بر سر این است که عده&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;خواهند بخشی از ادبیات معاصر ایران را که زیر سقف سانسور پدید نیامده از رسمیت بیندازند.&amp;nbsp; آیا ادبیات فارسی در خارج از ایران بخشی از پیکره ادبیات معاصر ایران نیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر خارج از کشور را با این دو سه میلیون جمعیتی که دارد، به مثابه یکی از شهرهای ایران در نظر بگیریم و بخواهیم ادبیات فارسی&amp;zwnj;زبانش را با آنچه طی دو دهه گذشته در تهران و کلان&amp;zwnj;شهرهای دیگر کشور تولید شده بسنجیم به گمانم با چندین اثر تأثیرگذار کارنامه درخشانی برای خود رقم زده است. اما در عرصه بین&amp;zwnj;المللی و بازار جهانی کتاب از موقعیتی کمابیش شبیه ادبیات داخل کشور برخوردار است. این را نیز بیفزایم که ما تازه ۱۰ &amp;ndash; ۱۵ سال است که از ادبیات آرمانخواه و آلوده به سیاست فاصله گرفته&amp;zwnj;ایم و نمی&amp;zwnj;توان توقع داشت که در این فرصت اندک خود را به سطح قله&amp;zwnj;های رفیع ادبیات جهان رسانده باشیم. به یاد داشته باشیم که فرضاً وقتی بورخس داشت ویرانه&amp;zwnj;های مدور را می&amp;zwnj;نوشت متن&amp;zwnj;های ما هنوز پر از خشم و خون و خنجر بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;شما یک روز هم مهمان تحریریه شرق بودید. شرق الان توقیف شده. فضای تحریریه شرق را چگونه دیدید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از شنیدن خبر تعطیلی شرق خیلی غصه&amp;zwnj;ام شد. تصور اینکه آن شور و شوق خلاق با یک دستور از کار بماند دشوار است. یکی از اعضای آن هیئت تحریریه پس از تعطیلی برایم نوشت که حدود ۶۰ نفر کارشان را از دست داده&amp;zwnj;اند. خوشبختانه تجربه نشان داده است که اکثر این افراد جذب بازار کار در نشریات و رسانه&amp;zwnj;های دیگر می&amp;zwnj;شوند و چه بسا که همین تیم نشریه دیگری راه بیندازد با نام دیگری. مردم هم یاد گرفته&amp;zwnj;اند که به جای توجه به نام نشریه تیم گرداننده آن را دنبال کنند که هر روز به نامی دیگر روی کیوسک قرار می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;دلتان برای ایران تنگ نشده؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نه هنوز. اما شش ماه دیگر اگر بپرسید پاسخ دیگری خواهم داشت&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آیا حاضرید برای همیشه برگردید ایران؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من پس از نزدیک به ۴۰ سال اقامت در خارج از کشور هنوز تبعه ایران هستم و تابعیت کشور دیگری را نپذیرفته&amp;zwnj;ام. اما وفق دادن خودم با شرایط ایران به&amp;zwnj;ویژه در رابطه با سیستم اداری آن برایم حالت کابوس&amp;zwnj;واری دارد که باعث می&amp;zwnj;شود فکر بازگشت را از سر به در کنم. با این همه ضرب&amp;zwnj;المثل &amp;laquo;هرگز نگو هرگز&amp;raquo; را هم در پس ذهن دارم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;قرار بود یک نمایشگاه نقاشی هم از آثارتان برگزار کنید. این نمایشگاه به کجا کشید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در رابطه با نمایشگاه فرصتی دست داد که با یکی دو گالری معتبر به گفت&amp;zwnj;وگو بنشینم که نتیجه&amp;zwnj;اش قول و قراری شد برای برگزاری نمایشگاه در سال آینده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;الان کار تازه چی دست گرفته&amp;zwnj;اید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در حال حاضر دارم روی مقدمه&amp;zwnj;ای کار می&amp;zwnj;کنم برای اولین منتخب اشعارم که به&amp;zwnj;وسیله مروارید منتشر خواهد شد. در این سفر هم مجموعه شعری از اعراب آندلوس که دو سه سالی بود روی آن کار می&amp;zwnj;کردم به مروارید تحویل دادم که قرار است همراه با ۱۵ چوب&amp;zwnj;نگاره از کارهای خودم به صورت مصور منتشر شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آقای صفاری، سپاسگزاریم که وقت دادید به ما.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/10/07/20361#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2992">ادبیات تبعید</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3103">ادبیات مهاجرت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4496">بحران نشر</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1">سانسور</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4093">شعر معاصر ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-3">عباس صفاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Sun, 07 Oct 2012 21:57:12 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">20361 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>عاشقانه‌های کامینگز</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/09/05/19204</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/09/05/19204&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پنجاهمین سالگرد درگذشت ای. ای. کامینگز        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    عباس صفاری        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/eecusaf01.jpg?1347209574&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;عباس صفاری &amp;ndash; شورشگر، ماجراجو، نجیب، فحاش، اشراف&amp;zwnj;زاده، چپ غیر سیاسی، مرتجع، جنتلمن واقعی. این همه بخشی از صفاتی است که در زمان حیات&amp;zwnj; ای.&amp;zwnj;ای. کامینگز به او نسبت داده&amp;zwnj;اند. اما به&amp;zwnj;رغم این توصیفات ضد و نقیض او را بزرگ&amp;zwnj;ترین شاعر تغزلی آمریکا نام نهاده&amp;zwnj;اند؛ شاعری که با چاپ اولین مجموعه شعرش در سال ۱۹۹۲ نشان داد که به راهی کاملاً مجزا و متفاوت از شاعران هم&amp;zwnj;عصرش پای نهاده است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;ادوارد استیلن کامینگز به سال ۱۸۹۴ در کامبریج ماساچوست به دنیا آمد. پدرش استاد دانشگاه هاروارد و رهبر &amp;laquo;منزه&amp;zwnj;طلبان&amp;raquo; نیوانگلند بود. او تحصیلات دانشگاهی&amp;zwnj;اش را در سال ۱۹۱۶ با دریافت فوق لیسانس ادبیات از دانشگاه هاروارد به پایان رسانید و یک سال بعد عازم فرانسه شد. در پاریس، زمان جنگ جهانی اول به خدمت یک شرکت اورژانس درآمد و پس از مدتی به جرم خدمت در ارتش بیگانه به سه ماه زندان محکوم شد. اولین مجموعه شعرش با عنوان &amp;laquo;اتاق عظیم&amp;raquo; در سال ۱۹۲۲ منتشر شد که حاصل تجربیات این دوره از زندگی اوست. پس از آزادی از زندان به خدمت ارتش آمریکا درآمد و سپس همراه با همسرش ماریون مورهاوس به نیویورک کوچ کرد و شیوه زندگی بوهیمایی را برگزید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شعر کامینگز را از نظر ساختار می&amp;zwnj;توان کاملاً فرمالیستی دانست. او با عدم استفاده از نقطه&amp;zwnj;گذاری، سرپیچی از قواعد دستور زبان، ایجاد فواصل غیر منتظره، پرت افتادن مکرر و عمدی از موضوع شعر و توضیحاتی ظاهراً مُخل که در پرانتژ می&amp;zwnj;آورد، و نشانه&amp;zwnj;های حاشیه&amp;zwnj;ای دیگری که به قول یکی از شارحین آثارش به توضیحات نحوه اجرایی در کنار نت&amp;zwnj;های موسیقی می&amp;zwnj;ماند، دست به خلق شعری می&amp;zwnj;زند که در نگاه نخست شاید به متنی جنون&amp;zwnj;آمیز شباهت داشته باشد. اما با تأمل و دقت در شعر او درمی&amp;zwnj;یابیم که این شیوه مشکل و نامتعارف نگارش را به این قصد برگزیده است تا خواننده مجبور باشد از شعر او اجرایی شاعرانه به&amp;zwnj;دست دهد تا دکلمه نثری زیبا.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/eecusaf03.jpg&quot; /&gt;خودپرستی کامینگز ریشه در مدرنیسم و فروپاشی ارزش&amp;zwnj;های انسانی دارد؛ خودپرستی ناشی از غم غربت در جهانی که رفته رفته با خود بیگانه می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;کامینگز از نظر موضوع و مفهوم شاعری رمانتیک است؛ اما رمانتیسمی کاملاً متفاوت با رمانتیسم سنتی و حتی رمانتیسمی از نوع ویتمن. از این نظر او را احیاگر کلیشه و آخرین شاعر &amp;laquo;رمانتیک خودپرستانه&amp;raquo; نیز نامیده&amp;zwnj;اند. اما خودپرستی او ریشه در مدرنیسم و فروپاشی ارزش&amp;zwnj;های انسانی دارد؛ خودپرستی ناشی از غم غربت در جهانی که رفته رفته با خود بیگانه می&amp;zwnj;شود. برای مثال &amp;laquo;من&amp;raquo; ویتمن هرچند که تنهاست اما خود را بخشی از کل می&amp;zwnj;داند و یا آرزوی پیوستن به جامعه را دارد. این&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان من خوشبین متفکران غربی است تا اواخر قرن نوزدهم که هنوز امید به انسانیت و ارزش&amp;zwnj;های والای آن آسیب ندیده بود؛ منی که می&amp;zwnj;خواست و فکر می&amp;zwnj;کرد می&amp;zwnj;تواند تأثیرگذار باشد. اما من مدرن کامینگز خود را از کل که در گمان او از عشق بهره برده است جدا می&amp;zwnj;کند و در این رابطه می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;این اشعار برای من و تو سروده شده&amp;zwnj;اند، نه برای اکثریت. من و تو انسانیم. اما اکثریت فقط خودخواهند و مغرور.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و اینجا روی سخنش انگار با یک خواننده واحد است؛ خواننده&amp;zwnj;ای که همانند او تنهاست و امید و علاقه&amp;zwnj;ای نیز به پیوستن به جمع ندارد. او معمولاً و به عمد برای اشعارش موضوع&amp;zwnj;های ساده&amp;zwnj;ای را برمی&amp;zwnj;گزیند. موضوع&amp;zwnj;های پیش&amp;zwnj;پاافتاده و دستمالی&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ای مانند &amp;laquo;بهار&amp;raquo;، &amp;laquo;عشق جوانی&amp;raquo;، &amp;laquo;مادر&amp;raquo; و &amp;laquo;خاطرات کودکی&amp;raquo; اما در بوته زبان مدرن و نامتعارف او همین عنوان&amp;zwnj;های پیش&amp;zwnj;پاافتاده آن&amp;zwnj;چنان متحول می&amp;zwnj;شوند که پنداری اولین بار است شعری درباره بهار یا عشق جوانی را می&amp;zwnj;خوانی؛ و از همین طریق او به زوایای ناشناخته و نامکشوفی پای می&amp;zwnj;نهد که تازگی و عمق اشعار الیوت و استیونس را به یاد می&amp;zwnj;آورد.&lt;br /&gt;
	کامینگز جدا از کار شعر در نمایشنامه&amp;zwnj;نویسی و نقاشی نیز مهارت داشت. از این&amp;zwnj;رو همانند شاعران فرانسوی مورد علاقه&amp;zwnj;اش، آپولینر و ژان کوکتو از تخیل تصویری در شعرش بسیار سود جسته است.&lt;br /&gt;
	اشعاری که اکنون می&amp;zwnj;خوانید از مجموعه صد شعر کامینگز، چاپ ۱۹۶۵ از انتشارات &amp;laquo;&amp;raquo; انتخاب و ترجمه شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;سه شعر عاشقانه از ای. ای. کامینگز به ترجمه عباس صفاری&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;●&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر من تو را دوست داشته باشم&lt;br /&gt;
	غلظت یعنی:&lt;br /&gt;
	پریان شفاف سرگردان&lt;br /&gt;
	در کلمات خانه کرده&amp;zwnj;اند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر تو مرا دوست بداری&lt;br /&gt;
	فاصله خیالی است که در کمال دقت&lt;br /&gt;
	با جن&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;شمار خوابی کامل&lt;br /&gt;
	روشن می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر ما (شرمگنانه) دیگر را&lt;br /&gt;
	دوست بداریم&lt;br /&gt;
	رفتار خموشانه ابرها و گل&amp;zwnj;ها&lt;br /&gt;
	بازتاب زیبایی خواهد بود؛&lt;br /&gt;
	اما کمتر از نفس&amp;zwnj;های ما&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;●●&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/eecusaf02.jpg&quot; style=&quot;float: left;&quot; /&gt;کسی چه می&amp;zwnj;داند.&lt;br /&gt;
	شاید ماه بالن بزرگی است&lt;br /&gt;
	آمده از شهری پراشتیاق&lt;br /&gt;
	در آسمان&lt;br /&gt;
	که مردمانی زیباروی&lt;br /&gt;
	در آن می&amp;zwnj;زیند.&lt;br /&gt;
	چه کسی می&amp;zwnj;داند&lt;br /&gt;
	اگر زیبارویان من و تو را&lt;br /&gt;
	پذیرا شوند&lt;br /&gt;
	شاید من و تو&lt;br /&gt;
	بر آن سوار شویم&lt;br /&gt;
	و پرواز کنیم&lt;br /&gt;
	بر فراز خانه&amp;zwnj;ها&lt;br /&gt;
	اصطبل&amp;zwnj;ها&lt;br /&gt;
	و ابرها&lt;br /&gt;
	دور&lt;br /&gt;
	و دور&lt;br /&gt;
	تا آن شهر پر اشتیاق&lt;br /&gt;
	در آسمان&lt;br /&gt;
	که هرگز غریبه&amp;zwnj;ای&lt;br /&gt;
	پای بر خاکش ننهاده است.&lt;br /&gt;
	جایی که&lt;br /&gt;
	سرتاسر بهار است&lt;br /&gt;
	همه همدیگر را دوست می&amp;zwnj;دارند&lt;br /&gt;
	و گل&amp;zwnj;ها خودشان&lt;br /&gt;
	خودشان را می&amp;zwnj;چینند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;●●●&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید اوضاع همیشه بر این منوال نباشد.&lt;br /&gt;
	من می&amp;zwnj;گویم اگر لبان تو&lt;br /&gt;
	که همواره دوستشان داشته&amp;zwnj;ام&lt;br /&gt;
	روزی&lt;br /&gt;
	بر لبان دیگری فشرده شود&lt;br /&gt;
	و انگشتان نازنین و نیرومندت&lt;br /&gt;
	بر قلب دیگری چنگ بیندازند&lt;br /&gt;
	همچنان که زمانی بر قلب من&lt;br /&gt;
	و اگر گیسوان تو&lt;br /&gt;
	بر چهره دیگری پریشان شود،&lt;br /&gt;
	(گیسوانی که رها می&amp;zwnj;شود&lt;br /&gt;
	در آرامشی که من می&amp;zwnj;شناسم)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یا کلمات نامه&amp;zwnj;ای&lt;br /&gt;
	درمانده در ساحل خلیج&lt;br /&gt;
	رو در روی روح&lt;br /&gt;
	بایستند&lt;br /&gt;
	و ناگفته&amp;zwnj;ای را برملا کنند؛&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر چنین پیش&amp;zwnj;آمدی در کار باشد&lt;br /&gt;
	و من می&amp;zwnj;گویم &amp;laquo;اگر&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تو محبوب من آن&amp;zwnj;گاه&lt;br /&gt;
	پیغام کوچکی برایم بفرست&lt;br /&gt;
	و از من بخواه&lt;br /&gt;
	که به دیدارش بروم&lt;br /&gt;
	دستانش را به دست بگیرم&lt;br /&gt;
	و تمام خوشبختی&amp;zwnj;ام را&lt;br /&gt;
	تقدیم او کنم&lt;br /&gt;
	آن&amp;zwnj;گاه به راه خویش بروم&lt;br /&gt;
	و به آواز اندوهگین پرنده&amp;zwnj;ای دور&lt;br /&gt;
	گوش بسپارم&lt;br /&gt;
	که در سرزمین گمشده&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;خواند.&lt;br /&gt;
	&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;em&gt;برگرفته از فصل&amp;zwnj;نامه سنگ، شماره چهارم، پاییز ۱۳۷۶، &lt;/em&gt;&lt;em&gt;۱۹۹۷&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ویدئو: یکی از عاشقانه&amp;zwnj;های کامینگز با صدای شاعر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-emvideo field-field-maghaleh-video&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;div class=&quot;emvideo emvideo-video emvideo-youtube&quot;&gt;&lt;iframe id=&quot;media-youtube-html5-1&quot; title=&quot;YouTube video player&quot; class=&quot;media-youtube-html5&quot; type=&quot;text/html&quot; width=&quot;425&quot; height=&quot;350&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/4Xcc2Hm_I-o?hd=1&quot; frameborder=&quot;0&quot;&gt;&lt;/iframe&gt;
&lt;/div&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/09/05/19204#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15174">ای. ای. کامینگز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/15173">شعر آمریکا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-3">عباس صفاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <media:content url="http://youtube.com/v/4Xcc2Hm_I-o" fileSize="1210" type="application/x-shockwave-flash"> <media:thumbnail url="http://img.youtube.com/vi/4Xcc2Hm_I-o/0.jpg" />
</media:content>
 <enclosure url="http://youtube.com/v/4Xcc2Hm_I-o" length="1210" type="application/x-shockwave-flash" />
 <pubDate>Tue, 04 Sep 2012 23:31:23 +0000</pubDate>
 <dc:creator>hosseinn</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">19204 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>عباس صفاری: &quot;جامعه به شدت و در ابعاد مختلف بحران‌زده است&quot;</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/02/21/10212</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/02/21/10212&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌و‌گو با عباس صفاری پیرامون بحران مرجعیت، سرکوب نهادهای مدنی، جنبش زنان و ادبیات معترض در سایه نهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفند ماه ۱۳۹۰        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    دفتر خاک        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;197&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/abbssafin02.jpg?1329792137&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;دفتر خاک در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با عباس صفاری به مناسبت انتخابات مجلس شورای اسلامی &amp;ndash; عباس صفاری نامی شناخته&amp;zwnj;شده در ادبیات معاصر ایران است و از او به عنوان &amp;quot;پرمخاطب&amp;zwnj;ترین شاعر ایران&amp;quot; یاد می&amp;zwnj;کنند. عباس صفاری در یزد پرورش پیدا کرده و سالیان دراز است که در آمریکا زندگی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;او دیر به شعر روی آورد، اما وقتی نخستین دفترش در شعر را با عنوان &amp;quot;در ملتقای دست و سیب&amp;quot; منتشر کرد خوش درخشید. از مهم&amp;zwnj;ترین ویژگی&amp;zwnj;های شعری او خاصیت تصویری و مضامین جهان&amp;zwnj;وطن و فلسفی است. &amp;quot;یک دوربین قدیمی&amp;quot; با اقبال گسترده خوانندگان در ایران مواجه شد و چاپ پنجم آن هم به بازار آمد. &amp;quot;تاریکروشنا&amp;quot; تازه&amp;zwnj;ترین مجموعه شعر صفاری&amp;zwnj;ست که اخیراً نشر مروارید آن را روی پیشخوان کتاب&amp;zwnj;فروشی&amp;zwnj;ها قرار داده است.   &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مجموعه&amp;zwnj;ای که در رادیو زمانه به مناسبت انتخابات مجلس شورای اسلامی در نهمین دوره آن در اسفندماه ۱۳۹۰ خورشیدی تدارک دیده&amp;zwnj;ایم، با جمعی از نویسندگان، منتقدان و هنرمندان ایرانی گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوهایی انجام داده&amp;zwnj;ایم. توجه شما را به گفت&amp;zwnj;و گو با عباس صفاری جلب می&amp;zwnj;کنیم:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;آقای صفاری، آیا الان در شعر فارسی مرجعی وجود دارد برای تشخیص خوب از بد، زشت از زیبا؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مرجع واحدی که اکثریت دست&amp;zwnj;اندرکاران شعر و منتقدان و ناشران بر سر آن به توافق رسیده باشند وجود ندارد. در حال حاضر چندین گروه مختلف از غزل&amp;zwnj;سرا و دوبیتی&amp;zwnj;نویس تا اولترا مدرن و آوانگارد درحوزه شعر فارسی فعالیت می&amp;zwnj;کنند و طبیعی است که هر گروه در چشم&amp;zwnj;انداز شعر فارسی اشعار خودش را پیشتاز می&amp;zwnj;بیند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;علت این اغتشاش و سردرگمی در چیست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از سوی دیگر فقدان مرجعیتی که زیبائی&amp;zwnj;شناسی مشخصی را ترویج کند به گمانم حاصل تضعیف چشم&amp;zwnj;انداز آرمانی &amp;ndash; شهرت&amp;zwnj;طلبی به هر قیمت و دشواری&amp;zwnj;های ریشه کن شدن از مناطق مأنوس آبا اجدادی و پراکندگی ذهنی و فیزیکی در کلان&amp;zwnj;شهر&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;ترحمی است که یافتن نمونه&amp;zwnj;اش حتی در آثار اغراق شده سینمایی هم دشوار است. اغتشاش و سر درگمی که شما به آن اشاره کردید نیز ریشه در همین معضلات دارد. خانم مریل استریب در فیلم جدیدش (بانوی آهنین) جمله&amp;zwnj;ای را از مارگارت تاچر که هرگز شخصیت محبوبی نبود ایراد می&amp;zwnj;کند به این مضمون که در گذشته آدم&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;خواستند کاری انجام بدهند اما امروزه می&amp;zwnj;خواهند کسی باشند و سری توی سر&amp;zwnj;ها دربیاورند. به گمانم این جمله را می&amp;zwnj;توان به آسیب&amp;zwnj;شناسی شعر و هنر ما نیز تعمیم داد. اما ناگفته نماند که از میان سبک&amp;zwnj;های فعال و نیمه فعال شعر حاضر که هر کدام ساز خودشان را می&amp;zwnj;زنند سبکی که به (ساده نویسی) شهرت یافته با فاصله چشمگیری موفق&amp;zwnj;تر از ژانرهای دیگر است و پیروان بیشتری هم دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/abbsaffel01.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;عباس صفاری: جامعه کماکان به شدت و در ابعاد مختلف بحران&amp;zwnj;زده است و طبیعی است که مقداری از تنش&amp;zwnj;های آن وارد شعر و متون ادبی می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;انبوهی از دفترهای شعر منتشر می&amp;zwnj;شود. آیا انبوه&amp;zwnj;سازی کتاب در زمینه ادبیات خلاق ایجاد تورم نمی&amp;zwnj;کند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انبوه&amp;zwnj;سازی به ویژه وقتی بازار جذب&amp;zwnj;کننده&amp;zwnj;ای برایش آماده نباشد به تورم می&amp;zwnj;انجامد. روند تولید شتابزده و نسنجیده کیفیت کالا را نیز پائین می&amp;zwnj;آورد که به نوبه خود مشکل بزرگی است و دامن می&amp;zwnj;زند بر این باور عوامانه که شعر تفننی بیش نیست و استفاده از آن نیز در زمره تفریحات سالم اما نه چندان لازم است. اما در ردیابی علت تورم و ضایعات آن باید پای افراد و نهادهایی را از مرحله تولید تا فروش به میان کشید. در درجه اول شاعر یا مؤلف قرار دارد که غالباً می&amp;zwnj;خواهد یک شبه ره صد ساله برود و در نتیجه دنبال راه آسان و میانبر می&amp;zwnj;گردد. در مرحله بعدی حاصل کار مؤلف در دست ناشر است و از آنجا که ناشران پرتجربه و سابقه&amp;zwnj;دار در حوزه انتشار شعر انگشت&amp;zwnj;شمارند چه بسا که اکثر این کتاب&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;افتد در دست ناشران تازه کار و کم تجربه&amp;zwnj;ای که شناخت چندانی از تحولات شعر و سلیقه روز خوانندگان ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تا همین دو سه سال پیش بسیاری از این ناشران می&amp;zwnj;پنداشتند این نسل جدیدی که اصطلاحا به آن&amp;zwnj;ها (دهه شصتی) می&amp;zwnj;گویند سرشان به موسیقی وارداتی و فیلم و دی وی دی گرم است و خریدار کتاب شعر نیستند. واقعیت این است که برای نزدیک به دو دهه بخش شعر مدرن بسیاری از ناشران به حالت نیمه&amp;zwnj;تعطیل در آمده بود. ناشران دولتی نیز منحصراً کتاب&amp;zwnj;های شاعران وابسته و متعهد به اصول و اهداف خودشان را منتشر می&amp;zwnj;کردند. نهایتاً اما استقبال همین نسل جدید از چند مجموعه شعر متفاوت و چاپ&amp;zwnj;های مکرر همین کتاب&amp;zwnj;ها ناشران جدیدی را به سرمایه&amp;zwnj;گذاری در حوزه شعر راغب و تشویق کرد. اما شعر خوب در یک ژانر جدید که مورد پسند قرار بگیرد چیزی نیست که بشود تولید انبوه کرد و نسبت به نیاز بازار آن را به شاعران سفارش داد. نتیجه&amp;zwnj;اش نیز می&amp;zwnj;شود تورمی که به آن اشاره کردید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;آیا به نظر شما شعر می&amp;zwnj;تواند از یک سویه اعتراضی هم برخوردار باشد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;واقعیت این است که شعر در انحصار هیچ فرد و گروه و نهادی نیست و هر کسی می&amp;zwnj;تواند برای هر منظور و هدفی و در هر سبک و سیاقی کلمه را به شعر تبدیل کند. نهایتاً اما خواننده و گذر زمان است که به این تولیدات نمره می&amp;zwnj;دهد و جایگاه&amp;zwnj;شان رادر صورتی که سزاوار جایگاهی باشند تعیین می&amp;zwnj;کند. از این میان اما شعری که فقط به قصد اعتراض سروده شده باشد و کلمات در آن در حد وسیله&amp;zwnj;ای باشند برای انتقال خشم و اعتراض شاعر تاریخ مصرف بلندبالایی نخواهد داشت و به سرنوشت اکثر اشعار سیاسی و انقلابی دچار خواهد شد. از سوی دیگر اما اعتراض در ابعاد مختلفش همواره در طول تاریخ بخش تفکیک&amp;zwnj;ناپذیری از اشعار ناب و ماندگار بوده است. اعتراضی که ابعادی گسترده&amp;zwnj;تر از شکایت از یک پدیده مشخص یا وضعیت حاکم بر اوضاع زمانه&amp;zwnj;ای محدود را دارد. بسیاری از اشعار حافظ و مولوی نمونه&amp;zwnj;های کلاسیک آن&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;الان کانون شعر معترض کجاست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من همیشه اعتقاد داشته&amp;zwnj;ام که بخشی از شعر مدرن دیر یا زود به سمت اعتراض خواهد رفت. گاهی روند حوادث آن را مانند آتش زیر خاکستری ناگهان شعله&amp;zwnj;ور می&amp;zwnj;کند. قصدم از اعتراض نیز فقط اعتراض سیاسی و ضد دولتی نبوده است. اعتراض در شکل جدیدش ابعاد گوناگونی از جامعه مدنی را در برمی&amp;zwnj;گیرد. اعتراض به جهان&amp;zwnj;نگری مسلط - بازمانده باورهای قومی و قبیله&amp;zwnj;ای و روابط سودطلبانه از آن جمله است. آنچه در غرب به آن (ضد استابلیشمنت) می&amp;zwnj;گویند. من هنوز هم بر این باورم. در حال حاضر نیز مرکزی اگر قرار باشد برایش در نظر بگیرم ترانه&amp;zwnj;هایی است که در داخل ایران و به وسیله جوانان اکثراً محروم و نا&amp;zwnj;راضی سروده می&amp;zwnj;شود. اما چون اکثر این آثار بدون مجوز ضبط و منتشر می&amp;zwnj;شوند بازتاب محبوبیت و دامنه گسترش آن را در رسانه&amp;zwnj;ها نمی&amp;zwnj;بینیم. در رابطه با شعر و متونی که پخش تاثیرگذار آن بدون مجوز دولتی تقریباً غیر ممکن است، این اعتراض ظاهر کم&amp;zwnj;رنگ&amp;zwnj;تری دارد و عمق و ماندگاری بیشتری.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/abbsaffel02.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&amp;nbsp;انفعال نویسندگان و شاعران در برابر شور مردم. عباس صفاری می&amp;zwnj;گوید: تضعیف و فروپاشی اخلاق و دیگر باورهای قومی و مذهبی است که راه را بر بسیاری از کنش&amp;zwnj;ها و اعمال نادرست باز گذاشته است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;کانون نویسندگان ایران عملاً منحل شده. اخیراً دولت خانه سینما را هم منحل کرده. فصل&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;های ادبی تأثیرگذار هم پس از در محاق افتادن نشریه کارنامه وجود ندارند. نبود نهادهای مستقل فرهنگی چه تأثیری به نظر شما در کیفیت ادبیات خلاق خواهد گذاشت؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تأثیرش این خواهد بود که نهایتاً منجر به پراکندگی نیروهای خلاق و استعدادهای جوان می&amp;zwnj;شود و انزوای نا&amp;zwnj;خواسته&amp;zwnj;ای که می&amp;zwnj;تواتد به روند خلاقیت صدمه بزند. اگر تعدادی نویسنده و شاعر به قصد کشف استعدادهای نو ظهور و ارتقای فرهنگ و ادب زیر سقف یک نشریه جمع شده بودند، پیامد تعطیل کردن آن نشریه پراکنده شدن آنهاست که از آن میان امکان دارد چند نفری مجدداً جذب نشریات دیگری شوند که اهداف دیگری را دنبال می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کانون نویسندگان در زمان آقای خاتمی که بزرگ&amp;zwnj;ترین صدمه را دید شانس این را هم داشت که از نظر قانونی رسمیت پیدا کند و به شکل علنی به تشکیل جلسه و فعالیت بپردازد. اما مخالفان سرسخت آن با استفاده از ابزار خشونت راه را برای رسمیت یافتن آن صد کردند. در مورد انحلال خانه سینما اما به نظر می&amp;zwnj;رسد - یا دست&amp;zwnj;کم ظواهر امر این&amp;zwnj;طور نشان می&amp;zwnj;دهد که اختلاف را شکر آب شدن روابط داخلی - مسائل صنفی و حسادت&amp;zwnj;های حرفه&amp;zwnj;ای دامن زده است. صرف&amp;zwnj;نظر از اینکه این اختلافات از کجا آب می&amp;zwnj;خورد و چه نیروهایی پشت صحنه&amp;zwnj; آن را رهبری می&amp;zwnj;کنند باید در دادگاه و با پشتوانه قانون حل شود. هیچ نهاد یا فردی بالا&amp;zwnj;تر از قانون نیست که بتواند قبل از رسیدگی به شکایتش در دادگاه حکم به انحلال یک نهاد فرهنگی بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;عده&amp;zwnj;ای اعتقاد  دارند که دست&amp;zwnj;کم در ده سال گذشته ما با یک فترت فراگیر ادبی مواجه هستیم. آیا به نظر شعر معاصر بحران دارد امروز؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گمان من بحران را در رابطه با ماهیت و هدف نهایی شعر مدتی&amp;zwnj;ست پشت سر گذاشته&amp;zwnj;ایم. اما جامعه کماکان به شدت و در ابعاد مختلف بحران&amp;zwnj;زده است و طبیعی است که مقداری از تنش&amp;zwnj;های آن وارد شعر و متون ادبی می&amp;zwnj;شود. شعر دهه ۷۰ به باور بسیاری یک شعر بحران&amp;zwnj;زده بود. جوانانی پا به عرصه گذاشته بودند که آموزش و تعلیمات بودار و هدفمندی دیده بودند. در نتیجه با بخشی از فلسفه - تئوری&amp;zwnj;ها و آرا و عقاید فلاسفه پست&amp;zwnj;مدرن آشنا بودند اما شیوه اجرای شاعرانه و هنرمندانه آن را نمی&amp;zwnj;شناختند. ترجمه و انتشار شعر تعدادی از شاعران پست&amp;zwnj;مدرن غربی در اواخر دهه ۷۰ همه چیز را تعغیر داد. به گمان من شاعران دهه ۸۰ از جهاتی پست مدرن&amp;zwnj;تر از شاعران دهه ۷۰  و نزدیک&amp;zwnj;تر به شاعران نسل بیت هستند و ناگفته نماند که ترکیب پست&amp;zwnj;مدرن را من اینجا به عنوان ارزش به کار نمی&amp;zwnj;برم. در مجموع باید بگویم به نظرم بحران را پشت سر گذاشته&amp;zwnj;ایم اما تعادل لازم را هنوز به دست نیاورده&amp;zwnj;ایم و خطر اینکه از آن&amp;zwnj;سوی بام فرو بیفتیم نیز شعر را تهدید می&amp;zwnj;کند. تعدادی از شاعران جوان، ساده&amp;zwnj;لوحی و ساده&amp;zwnj;انگاری را با ساده&amp;zwnj;نویسی اشتباه گرفته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;نقش انفعال اجتماعی در این جریان&amp;zwnj;های انحرافی مانند ساده&amp;zwnj;نویسی یا پیچیده&amp;zwnj;گویی&amp;zwnj;های پست مدرن چیست؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گمانم ریشه انفعال را می&amp;zwnj;بایست در مسائلی خارج از خلاقیت ادبی جست&amp;zwnj;وجو کرد. خطر بزرگ که هیچکس در جامعه در برابرش مصونیت ندارد تضعیف و فروپاشی اخلاق و دیگر باورهای قومی و مذهبی است که راه را بر بسیاری از کنش&amp;zwnj;ها و اعمال نادرست باز گذاشته است. تضعیف باورهای عمیق اخلاقی در جامعه&amp;zwnj;ای که عوام با اندیشه پویا و خرد مدرن و انتقادی بیگانه است و با جمعیتی نزدیک به هفتاد ملیون تیراژ کتابش در حد دو سه هزار تاست (مقایسه کنید با فروش بیش از ۳۰ ملیون نسخه از رمان موفق در آمریکا) معضلی است که موجش به دامن نویسنده و هنرمند نیز خواهد رسید. در نتیجه حتی گروهی از شعرا و نویسندگان ما هم که به غرب مهاجرت کرده&amp;zwnj;اند و دست سانسور به&amp;zwnj;شان نمی&amp;zwnj;رسد و از آسایش و آرامشی نسبی بر خوردارند کاری بهتر از آنچه در ایران خلق کرده بودند نتوانستند به ثمر برسانند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;به نظر شما الان فضای کلی شعر ما اجتماعی&amp;zwnj;ست بیشتر یا یک شعر فردمحور؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شعر در دهه ۷۰ همواره با گوشه&amp;zwnj;چشمی به تئوری&amp;zwnj;های رایج و فاصله گرفتن از خوب و بد اجتماع و سیاست سروده می&amp;zwnj;شد. اما در دهه ۸۰ شعر سمت و سویی دیگر به خود گرفت. در آغاز شاید بتوان گفت مسائل فردی و بیشتر از منظری هستی&amp;zwnj;شناسانه عمده شد و انتشار آن در چندین مجموعه شعر بازار جدیدی برای این کالای قدیمی ایجاد کرد. به مرور زمان اما در کنار مضامین فردی دریچه&amp;zwnj;ای نیز به سمت اجتماع و نقاط قوت و ضعف آن گشوده شد. در دوران انتخابات نیز به رغم اینکه این نوع شعر ذاتاً چهره&amp;zwnj;ای ضد سیاسی یا بهتر است بگویم ضد شعاری دارد با اعتراض خوانندگانش به نتیجه انتخابات هم&amp;zwnj;صدا شد و پس از زلزله بم برای نخستین بار شاعرانی با دیدگاهای مختلف مضمون واحدی را که همدردی با غم و اندوه و نگرانی مردم باشد موضوع کار قرار داند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;آیا به نظر شما و در مقایسه با شاعران سرزمین&amp;zwnj;هایی که تجربه دیکتاتوری را از سر گذرانده&amp;zwnj;اند، شاعران می&amp;zwnj;بایست مسئولیت فردی بپذیرند در پیوند با رویدادهای تاریخی که الان دارد در ایران اتفاق می&amp;zwnj;افتد؟ یا اینکه به عنوان شاعر نسبت به تاریخ موظف نیستند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وظیفه معمولاً بر دوش کسی است که کاری از دستش ساخته است. شعر یا هر متن هنری دیگری قادر نیست مسیر تاریخ را تعغیر دهد یا تحولی بنیادی در جامه ایجاد کند. شاعر نیز مانند هر فرد دیگری از مسائل و تحولات جامعه&amp;zwnj;ای که در آن زندگی می&amp;zwnj;کند تأثیر می&amp;zwnj;گیرد و شعرش خواه&amp;zwnj;نا&amp;zwnj;خواه بخش&amp;zwnj;هایی از همین تأثرات را بازتاب می&amp;zwnj;دهد. شاید هیچ شاعری در اروپا نباشد که در بطن جنگ دوم بوده باشد و بگوید جنگ هیچ تأثیری در آنچه او در آن دوره نوشته نداشته است. حتی در مورد مثال مشخصی مثل رویدادهای چند سال گذشته که به آن اشاره کردید، کمتر شاعری بی&amp;zwnj;تفاوت بوده است. در واقع بی&amp;zwnj;تفاوتی در رابطه با آن رویداد&amp;zwnj;ها به نوبه خود نوعی اعلام موضع است. نمونه قبل از انقلاب آن نیز بی&amp;zwnj;آنکه بخواهم داوری کرده باشم شاعر شیرین سخنمان نادر نادر&amp;zwnj;پور است که تا در ایران بود نسبت به مسائل سیاسی بی&amp;zwnj;تفاوت بود و کاری به آن نداشت اما به محض اینکه به غرب آمد دیدیم سلطنت&amp;zwnj;طلب است. در این میان رقابت&amp;zwnj;های پنهان و آب زیر&amp;zwnj;کاه - خصلت محافظه&amp;zwnj;کارانه و رودربایستی نیز مشکلی به مشکلات دیگر می&amp;zwnj;افزاید. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/taxonomy/term/9182&quot;&gt; ::ویژه&amp;zwnj;نامه &amp;quot;بحران و تحریم&amp;quot; در رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/definition-tags-3&quot;&gt;::عباس صفاری در رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/02/21/10212#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9818">انتخابات، تحریم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9182">بحران و تحریم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-3">عباس صفاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Mon, 20 Feb 2012 23:47:11 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">10212 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>از نشر تک چاپی تا نقش تازه اداره ممیزی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2012/01/12/9869</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2012/01/12/9869&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت‌و‌گو با عباس صفاری پیرامون نشر الکترونیک، نشر تک‌چاپی و نقش تازه اداره ممیزی          &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سارا شاد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/abbsafsr01a.jpg?1326652543&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سارا شاد &amp;ndash; با وجود محدودیت&amp;zwnj;ها و اعمال سانسور، بسیاری از نویسندگان و شاعران فارسی&amp;zwnj;زبان هنوز تردید دارند که کتاب&amp;zwnj;شان را در اینترنت منتشر کنند. عباس صفاری که مجموعه اشعارش را در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۷۰ در خارج از ایران منتشر می&amp;zwnj;کرد و از آن پس در ایران کتاب&amp;zwnj;هایش را انتشار داد و با اقبال خوانندگان هم مواجه شد، در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با بخش فرهنگ رادیو زمانه از جریان دیگری با عنوان نشر&amp;quot;تک چاپی&amp;quot; یا &amp;quot; ناشرمؤلف&amp;quot; حرف می&amp;zwnj;زند&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;او تأکید می&amp;zwnj;کند که این شیوه می&amp;zwnj;تواند در آینده جایگزین شیوه های دیگر نشر  شود. جریانی که طی آن نه میلیون&amp;zwnj;ها کتاب در انبارها می پوسند و از بین می&amp;zwnj;روند و نه خالق یک اثر، کاری بیشتر از سفارش برای صفحه&amp;zwnj;بندی، صحافی و چاپ یک جلد از کتابش را انجام می&amp;zwnj;دهد. در عوض او از طریق اینترنت به خبررسانی درباره چاپ مجموعه اش دست می&amp;zwnj;زند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صفاری ، خالق آثاری همچون &amp;quot;کبریت خیس&amp;quot; ،&amp;quot;خنده در برف&amp;quot; و &amp;quot;تاریکروشنا&amp;quot; که در حال حاضر با عنوان پرمخاطب&amp;zwnj;ترین شاعر فارسی زبان شناخته می&amp;zwnj;شود، اعتقاد دارد که چاپ کتاب با سد سانسور مواجه شده و نشر اینترنتی هم هنوز به یک جریان تبدیل نشده و هر نظری که دراین&amp;zwnj;باره ارائه شود، بیشتر در حد گمانه&amp;zwnj;زنی خواهد بود. توجه شما را به گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گویی که با عباس صفاری پیرامون نشر الکترونیکی انجام دادم، جلب می&amp;zwnj;کنم:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;-----&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;آقای صفاری، بحث چاپ کتاب یا نشر اینترنتی و انتخاب بین این دو یک موضوع قابل بررسی است.&amp;zwnj; گاهی نویسندگان بر اهمیت کتاب تأکید می&amp;zwnj;کنند و گاهی هم از ضرورت انتشار کتاب در اینترنت سخن می&amp;zwnj;گویند. شما چه نظری دارید درین&amp;zwnj;باره؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عباس صفاری - &lt;/strong&gt;پیش از آنکه وارد این بحث بشویم، مایلم به نکته&amp;zwnj;ای در رابطه با اینترنت اشاره کنم و آن این است که تعدادی از متفکران معاصر معتقدند تعریف کلاسیکی که ما از متن داریم شامل متن اینترنتی نمی&amp;zwnj;شود. به زبان ساده&amp;zwnj;تر آن&amp;zwnj;ها متن را تا زمانی که به روی کاغذ یا هر سطح جامد دیگری منتقل نشده است به عنوان متن قبول ندارند. اگر بخواهیم نگاه انتقادی آن&amp;zwnj;ها را قدری گسترش بدهیم به این واقیت می&amp;zwnj;رسیم که متون کاغذی چه یک برگ نامه خصوصی باشد یا یک کتاب مصور شاهنامه به هرحال در مالکیت افراد یا نهادهایی هستند (ناگفته نماند که در این مرحله داریم از مالکیت شئ حرف می&amp;zwnj;زنیم و نه حقوق اثر).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دوران مدرن بسیاری از این متن&amp;zwnj;ها مثل روزنامه و مجله و مراسلات اداری دور ریخته یا خمیر می&amp;zwnj;شوند. اما کتاب&amp;zwnj;ها و نامه&amp;zwnj;هایی که به فرض از میدان جنگ به خانه می&amp;zwnj;رسند گنجینه مادی و معنوی گرانبهایی را تشکیل می&amp;zwnj;دهند. از آن میان مراسلات بزرگان و شخصیت&amp;zwnj;های تاریخ&amp;zwnj;ساز مانند نامه&amp;zwnj;های میلان کوندرا به کارلوس فوئنتس ارزش میلیونی پیدا می&amp;zwnj;کند. ممکن است در رد این عقیده گفته شود از هر متن موجود در اینترنت چه شعر و داستان باشد و چه عکس و نامه می&amp;zwnj;توان پرینت گرفت و مالک آن شد. اما طی این چند سال که بسیاری از مصرف&amp;zwnj;کنندگان کامپیو&amp;zwnj;تر به چاپگر مجهز شده&amp;zwnj;اند تجربه نشان داده است که از درصد بسیار کمی از متن&amp;zwnj;های موجود پرینت گرفته شده است. پس ما مالک آن چیزی که در اینترنت می&amp;zwnj;خوانیم نیستیم و هیچ تضمینی هم وجود ندارد که در صورت نیاز مجدد به سهولت در اختیارمان باشد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این یک روی سکه و حرف به قاعده&amp;zwnj;ای است که نمی&amp;zwnj;توان به راحتی به آن نمره مردودی داد. اشکالش اما این است که در حد خرده گیری و مخالفت باقی می&amp;zwnj;ماند و راه چاره و پیشنهادی ارایه نمی&amp;zwnj;دهد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;و نظر شما درباره روی دیگر سکه چیست؟ &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بر روی دیگر سکه انقلابی رخ داده است که اگر بزرگ&amp;zwnj;تر از انقلاب صنعتی نباشد دست کمی از آن ندارد. به گمانم هیچ پدیده و اختراع و رویدادی از زمان انقلاب صنعتی تاکنون نتوانسته است در این ابعاد گسترده در زندگی مردم به صورت روزمره و در چگونگی انجام کار جهان نقش داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/abbsafsr02.jpg&quot; /&gt;عباس صفاری شعر بلند &amp;quot;حکایت ما را&amp;quot; با امکانات خانگی صحافی و منتشر کرد. بعدها این شعر به کتاب درسی دانش&amp;zwnj;آموزان آمریکا راه یافت&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;صنعت نشر و چاپ کتاب به خاطر تسهیلاتی که کامپیو&amp;zwnj;تر عرضه می&amp;zwnj;کرد یکی از اولین استفاده&amp;zwnj;کنندگان صنایع دیجیتال و الکترونیک محسوب می&amp;zwnj;شود. اما از امکانات گسترده آن در کلیه مراحل نشر از تایپ متن تا رساندن به دست خواننده استفاده نمی&amp;zwnj;شود. دلیل آن نیز نه مدیریت غلط بلکه ناشی از عادات سخت&amp;zwnj;جان آدمی است که ترک آن موجب مرض می&amp;zwnj;شود. به رغم اینکه تمامی اخبار روزنامه&amp;zwnj;های غربی بر روی اینترنت موجود هستند اما تیراژ میلیونی روزنامه&amp;zwnj;هایی مانند نیویورک تایمز و لس&amp;zwnj;آنجلس تایمز کماکان به قوت خود باقی&amp;zwnj;ست و اینترنت از تعداد آن نکاسته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در رابطه با انتشار کتاب اما اینترنت نقش بزرگ&amp;zwnj;تر و حائز اهمیتی را به عهده گرفته که سال به سال شاهد گسترش ابعاد آن هستیم اگر چه در عرصه نشر فارسی این روند سرعت لازم را نداشته است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;فکر نمی&amp;zwnj;کنید یکی از دلیل&amp;zwnj;های کند بودن این جریان می&amp;zwnj;تواند غیرحرفه&amp;zwnj;ای بودن نشر اینترنتی در زمینه کتاب&amp;zwnj;های فارسی&amp;zwnj;زبان باشد؟ &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر منظور از حرفه&amp;zwnj;ای، کاری باشد که ما از آن کسب در آمد می&amp;zwnj;کنیم و دست&amp;zwnj;کم بخشی از قرض&amp;zwnj;ها و قبض&amp;zwnj;هایمان را با آن می&amp;zwnj;پردازیم حرف شما درست است. در واقع نشر اینترنتی به زبان فارسی و در داخل کشور هنوز حرفه&amp;zwnj;ای نشده. البته آثار زیادی به فارسی به صورت اینترنتی منتشر شده&amp;zwnj;اند اما متأسفانه تا به حال آماری از استقبال دانلودی یا فروش اینترنتی آثار فارسی که با استقبال زیادی هم مواجه شده&amp;zwnj;اند ارائه نشده تا ما بتوانیم دست به مقایسه بزنیم. در مواردی مانند کتاب رضا قاسمی و به واسطه نظراتی که خوانندگان ارایه داده&amp;zwnj;اند می&amp;zwnj;دانیم این&amp;zwnj;کار با استقبال مواجه شده. یکی دو ناشر نیز مدتی است به نشر تک&amp;zwnj;چاپی آمازون روی آورده&amp;zwnj;اند. کتاب&amp;zwnj;های این بخش دوم از هر نقطه از جهان که مشکل تفتیش و سانسور نداشته باشد قابل سفارش و دریافت هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;دقیقاً همین منظور را دارم. هنوز بسیاری از شاعران و نویسندگان ایرانی مجموعه آثارشان را به صورت رایگان در اینترنت منتشر می&amp;zwnj;کنند. در حالی که در بقیه کشورهای دنیا نشر اینترنتی الزاماً با انتشار رایگان اثر همراه نیست. با این&amp;zwnj;همه هنوز آثار فارسی زبان بیشتر از هراس سانسور و عبور از سدمجوز به صورت اینترنتی منتشر می&amp;zwnj;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در رابطه با ممیزی و سانسور باید بگوییم که اینترنت به سلاح برنده و کارآمدی تبدیل شده که غلبه بر آن نا&amp;zwnj;ممکن است و به زبان ساده&amp;zwnj;تر جلویش را نمی&amp;zwnj;توان گرفت. اینترنت می&amp;zwnj;تواند یک&amp;zwnj;شبه کتابی را که اجازه انتشار ندارد در اختیار میلیون&amp;zwnj;ها خواننده قرار بدهد. در نتیجه اتفاقی که طی این دوره افتاده و کمتر به آن اشاره می&amp;zwnj;شود نقش جدید اداره ممیزی است. مسئولان این اداره دیگر در تلاش نیستند که فلان جمله مستهجن به دست خواننده نرسد. چون بهتر از من و شما خبر دارند که میلیون&amp;zwnj;ها تلویزیون ماهواره&amp;zwnj;ای کانال&amp;zwnj;های پخش پورنو دارند که می&amp;zwnj;تواند در دسترس تماشاگران ایرانی باشد. در چنین شرایطی پافشاری بر تغییر جمله&amp;zwnj;ای که در صورت چاپ فقط هزارتا خواننده دارد ظاهراً مضحک به نظر می&amp;zwnj;رسد. اما هدف مسئولان که هزینه&amp;zwnj;ها و بودجه&amp;zwnj;های میلیونیشان را توجیه می&amp;zwnj;کند نه حذف فلان جمله یا عکس بلکه اعمال قدرت است و نوعی زورگویی که نشان بدهد حرف آخر را آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;زنند. اگر چه حرف بی&amp;zwnj;مصرف و ابلهانه&amp;zwnj;ای باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;فکر می&amp;zwnj;کنید نشر اینترنتی آثار ادبی فارسی می&amp;zwnj;تواند سد سانسور و و ممیزی را بشکند و با ترویج آثار ادبی و در دسترس قرار دادن آن&amp;zwnj;ها بر تعداد مخاطبان آثار ادبی فارسی اضافه کند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مشکل اینجاست که هنوز شیوه انتشار اینترنتی به یک جریان تبدیل نشده است. بنابراین هر نظری در این رابطه ارایه شود در حد تئوری یا حدس و گمان است و پشتوانه آن همان&amp;zwnj;شناختی است که من و شما از کامپیو&amp;zwnj;تر داریم. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گمان من در شرایط فعلی اگر کتابی به صورت انحصاری در اینترنت منتشر شود در مقایسه با چاپ کاغذی آن مورد استقبال چندانی قرار نخواهد گرفت. یکی دو کتاب اینترنتی هم که موفق بوده&amp;zwnj;اند بیشتر ناشی از شهرت نویسنده بوده. اینکه نویسنده تازه کاری بتواند در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حد دیده و خوانده شود احتمالش اندک است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/abbsafsr04.jpg&quot; /&gt;عباس صفاری نخستین دفتر شعرش را با نام &amp;quot;در ملتقای دست و سیب&amp;quot; ابتدا به شکل  پلی&amp;zwnj;کپی در شمارگانی اندک منتشر کرد. امروز از او به عنوان پرمخاطب&amp;zwnj;ترین  شاعر ایران یاد می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;این جریان هنوز کار زیاد دارد تا خوب جا بیفتد و خواننده به آن خو بگیرد. اما به رغم تمام کمبود&amp;zwnj;هایش درمقابل اینکه مؤلف تازه&amp;zwnj;کار ار سر اجبار به ناشر غیر قابل اطمینانی روی می&amp;zwnj;آورد و هزینه&amp;zwnj;ای را به گردن می&amp;zwnj;گیرد، من نشر اینترنتی را توصیه می&amp;zwnj;کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;شما در بخشی از حرف&amp;zwnj;هایتان به نشر تک چاپی اشاره کردید. چرا فکر می&amp;zwnj;کنید این شیوه به نشر اینترنتی برتری دارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به نظرم این اتفاق خجسته&amp;zwnj;ای که در حوزه نشر و به یاری امکانات بی&amp;zwnj;نظیر کامپیو&amp;zwnj;تر به وقوع پیوسته و روز به روز ابعاد گسترده&amp;zwnj;تری به خود می&amp;zwnj;گیرد.&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان جریانی که تا به حال تحت عنوان (ناشر مؤلف) از آن نام می&amp;zwnj;بردیم. من خیال ندارم به جزئیات و تاریخ این پدیده عظیم بپردازم که ما همواره از حجم بزرگ آن مانند کوه یخ شناوری فقط بخش قابل روئیتش را دیده&amp;zwnj;ایم. یعنی آن ده در صدی را که مؤلف توانسته به دست خواننده برساند. طبق یک آمار نسبی قریب نود در صد این کتاب&amp;zwnj;ها در زیرزمین&amp;zwnj;ها و کمد&amp;zwnj;ها و انبار&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;پوسند و به دست خواننده نمی&amp;zwnj;رسند. این یعنی سالانه میلیون&amp;zwnj;ها نسخه کتاب در سطح جهانی که هدردادن بزرگ و دردسرسازی بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چاپگرهای عظیمی که تمام مراحل چاپ یک کتاب را به&amp;zwnj;طور خودکار انجام می&amp;zwnj;دهند، اولین بار در انگلستان به کار افتادند و در حال حاضر یکی از بخش&amp;zwnj;های پرکار (آمازون) و چندین کمپانی دیگر هستند. کار مؤلف در این مورد با دانلود کتابش و انتخاب یا طراحی جلد که هیچکدام هیچ هزینه&amp;zwnj;ای برایش ندارد به پایان می&amp;zwnj;رسد. او دیگر مجبور نیست حداقل پانصد یا هزار نسخه سفارش بدهد. او می&amp;zwnj;تواند نسبت به نیازش یک نسخه سفارش بدهد. چاپگر&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان یک نسخه را چاپ و صفحه&amp;zwnj;بندی، صحافی و جلد می&amp;zwnj;کند. آن را در پاکتی قرار داده آدرس و تمبر می&amp;zwnj;زند و می&amp;zwnj;سپرد به پست. کار مؤلف از آن پس خبررسانی است و تبلیغ کتابش در وبلاگ یا هر وسیله&amp;zwnj;ای که در اختیار دارد. حدس من این است که این شیوه انتشار که دعای خیر سبز&amp;zwnj;ها و طرفداران محیط زیست نیز بدرقه راهش است در آینده بر نشر اینترنتی و غیر کاغذی هم پیشی خواهد گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;absBottom&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;اجازه بدهید برگردیم به نشر اینترنتی و این نقد که می&amp;zwnj;گوید نشر اینترنتی یک اثر، امکان ماندگاری را برای آن فراهم نمی&amp;zwnj;کند و فقط مدتی نام یک نویسنده را بر سر زبان می&amp;zwnj;اندازد. شما در این&amp;zwnj;باره چه نظری دارید؟ &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;متون مختلف چه کاغذی باشد و چه عرضه شده در دنیای مجازی تا زمانی از اهمیت بر خوردارند و خوانده می&amp;zwnj;شوند که خودشان - یا اخبارشان و یا ارجاع به آن&amp;zwnj;ها در معرض دید قرار داشته باشد. مطالب و فهرست&amp;zwnj;های موجود در اینترنت به علت محدودیت مانیتور و کثرت و حجم مطالب ارسالی همواره در حال تعغیر و نو شدن هستند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زمانی که کتابی به آخر لیست می&amp;zwnj;رسد در عمل دیگر در برابر چشم خواننده نیست و چه بسا که با گذر زمان کاملاً فراموش شود. اگر چه هنوز در حافظه کامپیو&amp;zwnj;تر موجود است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنابراین کتاب&amp;zwnj;ها در اینترنت هم می&amp;zwnj;توانند به سر نوشت سایت&amp;zwnj;ها و وبلاگ&amp;zwnj;هایی دچار شوند که تعدادی از آن&amp;zwnj;ها زمانی محبوب ما بوده&amp;zwnj;اند و روزانه به آن&amp;zwnj;ها مراجعه می&amp;zwnj;کرده&amp;zwnj;ایم. و حالا پس از گذشت پنج یا شش سال نامشان را حتی ممکن است فراموش کرده باشیم. فرق بزرگ یک کتابخانه شخصی یک کتابخوان با کامپیوترش در این است که کتاب&amp;zwnj;های او همواره در برابر دیدگانش هستند و کتاب&amp;zwnj;های اینترنتی فقط برای مدت محدودی. نظر نهایی من در حال حاضر و تا زمانی که راه و روش&amp;zwnj;های دیگری ارایه نشده این است که مؤلف تازه&amp;zwnj;کار باید از اینترنت به مثابه سکوی پرتاب اثرش استفاده کند اما خودش را به آن محدود نکند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7511&quot;&gt; ::گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوهای سارا شاد در کتاب زمانه پیرامون نشر الکترونیک::&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2012/01/12/9869#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7511">سارا شاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-3">عباس صفاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8302">نشر الکترونیک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review">کتاب زمانه</category>
 <pubDate>Thu, 12 Jan 2012 02:22:25 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">9869 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>عباس صفاری: &quot;به کتابم دستبرد زدند&quot;</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2011/12/01/8680</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2011/12/01/8680&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                     گفت‌و‌گو با عباس صفاری به مناسبت انتشار مجموعه &amp;quot;تاریکروشنا&amp;quot; و چاپ ششم &amp;quot;کبریت خیس&amp;quot;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نازنین اعتمادی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/abbassaf01.jpg?1322946892&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;نازنین اعتمادی - به&amp;zwnj;تازگی مجموعه شعر &amp;quot;تاریکروشنا&amp;quot; از عباس صفاری توسط انتشارات مروارید در تهران منتشر شده است. در همان حال مجموعه &amp;quot;کبریت خیس&amp;quot; که از موفق&amp;zwnj;ترین آثار عباس صفاری و خوش&amp;zwnj;اقبال&amp;zwnj;ترین کتاب&amp;zwnj;های شعر در سال&amp;zwnj;های اخیر به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آید، به چاپ ششم رسید.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;اما در کنار این خبرهای خوب، یک اتفاق نه چندان خوشایند هم برای عباس صفاری روی داد: نمایشی در تالار شهر به صحنه آمد با عنوان &amp;quot;صد سال پیش از تنهایی ما&amp;quot;. عنوان این نمایش از یکی از اشعار &amp;quot;کبریت خیس&amp;quot; برگرفته شده. عباس صفاری می&amp;zwnj;گوید نویسنده به همین اکتفا نکرده و برخی از اشعار بلند و روایی این کتاب را نیز در نمایشنامه&amp;zwnj;اش بدون ذکر نام نویسنده و منبع به کار گرفته است. شاعر نامه&amp;zwnj;ای به مسئولان نوشته و آن&amp;zwnj;ها هم قول رسیدگی داده&amp;zwnj;اند. بهاره رهنما، بازیگر سینما هم در روزنامه شرق نظرش را در این&amp;zwnj;باره نوشته است. باری، درباره ویژگی تصویری اشعار عباس صفاری، غیبت و حضور یک شاعر، و این چند رویداد تلخ و شیرین با او گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گویی انجام داده&amp;zwnj;ایم که اکنون در دفتر &amp;quot;خاک&amp;quot; از نظر خوانندگان می&amp;zwnj;گذرد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;آقای صفاری، مجموعه تازه&amp;zwnj;ای از اشعار شما با عنوان &amp;quot;تاریکروشنا&amp;quot; به تازگی توسط انتشارات مروارید منتشر شده و بر اساس خبرهایی که به دست ما رسیده، از کتاب&amp;zwnj;های پرفروش فصل است. آیا این دفتر،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان مجموعه&amp;zwnj;ای نبود که سال&amp;zwnj;ها پیش با عنوان &amp;quot;تاریکروشنای حضور&amp;quot; در خارج از ایران توسط انتشارات تصویر در آمریکا منتشر شد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عباس صفاری&lt;/strong&gt; - درست می&amp;zwnj;فرمائید. چاپ اول این مجموعه حدود ۱۵سال پیش با عنوان &amp;quot;تاریکروشنای حضور&amp;quot; در لس&amp;zwnj;آنجلس منتشر شد. طرح جلد این کتاب کار فرشید مثقالی بود و ناشرش انتشارات تصویر. در چاپ اول حدود ۶۰ شعر که در فاصله زمانی ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۴ سروده شده بودند به چاپ رسیده بود. این دومین مجموعه شعر من است و در زمان انتشارش چندین نقد و بررسی پیرامون آن انتشار یافت و آقای محمد رحیم اخوت نیز نقد بلند&amp;zwnj;بالایی بر آن نوشت که در فصل&amp;zwnj;نامه بررسی کتاب، در آمریکا منتشر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/abbassaf02.jpg&quot; /&gt;عباس صفاری: آن زبان آرکائیک و نیمه فاخری که در مجموعه اولم برگزیده بودم در &amp;quot;تاریکروشنا&amp;quot; قوام آمد و با مضمون هماهنگ شد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;درین مدت دنیای شعری شما اندکی دگرگون شده که خیلی هم طبیعی&amp;zwnj;ست، چه انگیزه&amp;zwnj;ای باعث شد &amp;quot;تاریکروشنا&amp;quot; را مجدداً به چاپ بسپرید؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به چند دلیل غیر موجه. در درجه اول من همیشه بر این باور بوده&amp;zwnj;ام که آنچه ما در خارج از کشور و به زبان فارسی تولید می&amp;zwnj;کنیم بخشی از ادبیات ایران است و از آن میان آنچه از اهمیتی بر خوردار باشد نهایتاً باید به ایران که جایگاه فرهنگ مادر است بازگردد. &amp;quot;تاریکروشنا&amp;quot; در کارنامه شعری من جایگاهی دارد که از بعضی جهات دست&amp;zwnj;کم برای خودم حائز اهمیت است. آن زبان آرکائیک و نیمه فاخری که در مجموعه اولم برگزیده بودم در &amp;quot;تاریکروشنا&amp;quot; قوام آمد و با مضمون هماهنگ شد. علاوه بر این از طریق&amp;zwnj; ایمیل&amp;zwnj;ها و پیغام&amp;zwnj;های خوانندگان پی&amp;zwnj;گیر شعرم در داخل کشور دریافتم که تعدای از آن&amp;zwnj;ها علاقمند هستند که کتاب&amp;zwnj;های دیگرم را نیز داشته باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;زندگی شما به عنوان یک شاعر مهاجر در غیبت اتفاق می&amp;zwnj;افتد یا در حضور؟ این را می&amp;zwnj;پرسیم، چون می&amp;zwnj;دانید که نیما بعد از آنکه از محیط رنجیده&amp;zwnj;خاطر شد و به یوش پناه آورد، به ظاهر غایب بود، اما حضورش در فضای فرهنگی و شعری ما بسیار سنگین بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سئوال شما مرا یاد کتاب &amp;quot;جشن بی&amp;zwnj;کران&amp;quot; نوشته ارنست همینگوی انداخت که به گمانم آخرین کتاب اوست و سال&amp;zwnj;ها پس از ترک پاریس نوشته شده. گویا در مورد این کتاب گفته شده که دور از پاریس او توانسته تصویر دقیق&amp;zwnj;تری از پاریس ارائه دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یکی از عوالم و حس&amp;zwnj;هایی که مرا تحریک می&amp;zwnj;کند و به نوشتن وا می&amp;zwnj;دارد حس نوستالژیاست. محیط و یادآوری آن همیشه نقش مهمی در عوالم نوستالژیک ما دارد. من دقیقاً نمی&amp;zwnj;توانم بگویم. اما گاهی فکر می&amp;zwnj;کنم اگر در ایران مانده بودم به شعر برنمی&amp;zwnj;گشتم .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/abbassaf03.jpg&quot; /&gt;&amp;quot;کبریت خیس&amp;quot; نوشته عباس صفاری، دفتری در شعر که به چاپ ششم رسید.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;آقای صفاری، یک نمایشی در ایران روی صحنه آمده با عنوان &amp;quot;صد سال پیش از تنهایی ما&amp;quot;. شما هم شعری دارید با همین عنوان در مجموعه &amp;quot;کبریت خیس&amp;quot; که الان چاپ ششمش به بازار آمده. چطور ممکن است عنوان یک نمایش با عنوان شعر شما یکسان باشد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اسم این نمایش که در حال حاضر در یکی از سالن&amp;zwnj;های تئا&amp;zwnj;تر شهر بر صحنه است مستقیماً از روی شعر من برداشته شده. اما این دستبرد به همین یک مورد ظاهراً بی&amp;zwnj;اهمیت که می&amp;zwnj;توانستم به&amp;zwnj;راحتی از آن چشم بپوشم ختم نمی&amp;zwnj;شود. تعدادی از اشعار بلند و روایی &amp;quot;کبریت خیس&amp;quot; را نیز نویسنده تازه&amp;zwnj;کار این نمایش بدون اطلاع و آگاهی من در نمایشش گنجانده است. اما آنچه بیش از این دو مورد برای من آزاردهنده است تکه پاره کردن اشعار &amp;quot;کبریت خیس&amp;quot; است که جابه&amp;zwnj;جا در منولوگ این نمایش زورتپان شده است. در حال حاضر تنها کاری که از راه دور از من برمی&amp;zwnj;آید این است که معترض باشم و از مسئولان تئا&amp;zwnj;تر شهر بخواهم که به اعتراض من پاسخ منطقی بدهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;شعر شما یک شعر ایماژیستی (تصویری) &amp;zwnj;ست. فکر نمی&amp;zwnj;کنید همین ویژگی تصویری باعث شود که عده&amp;zwnj;ای وسوسه شوند و پای شعر شما را به صحنه&amp;zwnj;های نمایش هم باز کنند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/abbassaf04.jpg&quot; /&gt;نمایش &amp;quot;صد سال پیش از تنهایی ما&amp;quot;&amp;nbsp;و دست&amp;zwnj;درازی به دنیای یک شاعر.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;جنبه&amp;zwnj;های تصویری شعرم را من ویژگی مثبت آن می&amp;zwnj;دانم. اشکالی هم نمی&amp;zwnj;بینم که در تآ&amp;zwnj;تر یا سینما استفاده درست و به جایی از آن بشود. &amp;quot;گربه&amp;zwnj;های اشرافی&amp;quot;ِ تی. اس. الیوت در شکل یک نمایش موزیکال ۲۰ سال است که روی صحنه است. از شعر من پیش از این نیز هم در آمریکا و هم در یک فیلم کوتاه که در ایران ساخته شده استفاده کرده&amp;zwnj;اند. اما در پوستر فیلم نام شاعر قید شده است و چنانچه فروشی داشته باشد حق&amp;zwnj;التألیف نیز باید به من تعلق بگیرد. اعتراض من به این نمایش و نویسنده&amp;zwnj;اش این است که این کار یک سرقت ادبی است که بدون اطلاع و موافقت من انجام شده و از آن بد&amp;zwnj;تر نویسنده با نیاوردن نام من در پوستر و بروشور به تماشاگر وانمود کرده که نویسنده آن اشعار اوست. از آن گذشته آنچه من و شما در عرصه ادب به شکل کتاب تولید می&amp;zwnj;کنیم خوانندگان مشخصی دارد که اصطلاحاً به آن&amp;zwnj;ها قشر کتابخوان می&amp;zwnj;گویند. تماشاگران فیلم و تآ&amp;zwnj;تر و شنوندگان موسیقی لزوماً کتابخوان نیستند. وقتی فیلمی با استفاده از یک کتاب یا ترانه&amp;zwnj;ای با استفاده از شعر من ساخته می&amp;zwnj;شود امکانی برایمان ایجاد می&amp;zwnj;کند که دایره محدود کتابخوان را گسترش بدهیم و افراد جدیدی را به خواندن تشویق کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;یکی از بحث&amp;zwnj;های مهم در قلمرو حقوق مؤلف و مسأله &amp;quot;بینامتنیت&amp;quot; که پست&amp;zwnj;مدرنیست&amp;zwnj;ها به آن ظاهراً بسیار علاقه دارند، این است که آیا مؤلف در عصر اینترنت اصولاً حقی دارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در رابطه با اینترنت و فضای مجازی اشکالاتی بوجود آمده که کنترل استفاده&amp;zwnj;کنندگان از به فرض یک قطعه موسیقی را مشکل کرده است و ایجاد نرم&amp;zwnj;افزاری که این&amp;zwnj;ها را کنترل کنند لازمه&amp;zwnj;اش بیلون&amp;zwnj;ها دلار سرمایه است که من معتقدم نهایتاً فکری به حالش خواهند کرد. اما داستانی که کتاب می&amp;zwnj;شود و فیلم می&amp;zwnj;شود و میلیون&amp;zwnj;ها دلار در گیشه فروش می&amp;zwnj;کند حساب و کتابی دارد که نمی&amp;zwnj;توان زیر پا گذاشت. به زبان دیگر بدون سود تولید حرفه&amp;zwnj;ای و متداوم در عرصه ادب و هنر غیر ممکن است .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://www.zamaaneh.com/pictures-new/Communicate-icon.png&quot; /&gt;چه باید کرد به نظر شما که مؤلف ایرانی از نظر قانونی &amp;quot;محق&amp;quot; باشد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در رابطه با حقوق مؤلف ما قوانین محکم و نسبتاً دقیقی در ایران داریم. مشکل اما سیستم قضایی ماست که پایبندی و اجرای آن را جدی نمی&amp;zwnj;گیرند و این امر محیط دادگاه&amp;zwnj;هایمان را تبدیل کرده است به صحنه لابیرنت فرار&amp;zwnj;دهنده&amp;zwnj;ای در داستان&amp;zwnj;های قضایی کافکا. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://zamaaneh.com/khaak/2010/02/publish_at_1302_2010.html&quot;&gt;::پرنده، پرنده است::&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2011/12/01/8680#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-5">انتشارات مروارید</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7630">تاریکروشنا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-3">عباس صفاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7631">کبریت خیس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Thu, 01 Dec 2011 09:12:49 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">8680 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>تازه‌های انتشارات مروارید</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-first-news&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    no        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;271&quot; height=&quot;204&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/saramago.jpg?1320078969&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;در میان آثاری که نشر مروارید تا ماه آینده روی پیشخوان کتاب&amp;zwnj;فروشی&amp;zwnj;ها قرار می&amp;zwnj;دهد، &amp;quot;دفتر یادداشت&amp;quot; اثر ژوزه ساراماگو همراه با رمان &amp;quot;سناتور&amp;quot; نوشته جان آپدایک به چشم می&amp;zwnj;خورد. همچنین مجموعه شعر &amp;quot;تاریکروشنای حضور&amp;quot; اثر عباس صفاری فروش بسیار چشمگیری داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;به گزارش بخش فرهنگ رادیو زمانه، انتشارات مروارید در تهران چندین عنوان کتاب زیر چاپ دارد و تا ماه آینده وارد بازار کتاب می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رمان &amp;quot;سمرقند&amp;quot; اثر امین معلوف با ترجمه دکتر عبدالرضا هوشنگ مهدوی، رمان &amp;quot;سنتائور&amp;quot; اثر جان آپدایک با ترجمه سهیل سُمی همراه با رمان &amp;quot;گزارش محرمانه&amp;quot; اثر راب اسمیت با ترجمه نادر قبله&amp;zwnj;ای از رمان&amp;zwnj;هایی هستند که توسط انتشارات مروارید منتشر می&amp;zwnj;شوند و ماه آینده روی پیشخوان کتاب&amp;zwnj;فروشی&amp;zwnj;ها قرار خواهند گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;quot;سناتور&amp;quot; از نخستین آثار جان آپدایک، نویسنده سرشناس آمریکایی&amp;zwnj;ست. آپدایک این رمان را به عنوان دومین رمان&amp;zwnj;اش در سال ۱۹۶۳ منتشر کرد. او در این اثر، داستان زندگی معلمی به نام کالدول و رابطه بسیار عاطفی و نزدیک او با پسرش را روایت می&amp;zwnj;کند و به این تمهید ما را با زندگی روزانه مردمان خرده&amp;zwnj;پا در ایالت متحده آمریکا آشنا می&amp;zwnj;سازد. وقایع به&amp;zwnj;ظاهر پیش پاافتاده و روزانه زندگی کالدول به&amp;zwnj;تدریج در مسیر داستان به حوادثی سرنوشت&amp;zwnj;ساز تبدیل می&amp;zwnj;شوند و زندگی او فرزندش را از اساس دگرگون می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/morvsarhz02.jpg&quot; /&gt;جان آپدایک، نویسنده رمان &amp;quot;سناتور&amp;quot;. او در این رمان هم به زندگی مردمان خرده&amp;zwnj;پا می&amp;zwnj;پردازد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;آپدایک در &amp;quot;سناتور&amp;quot; به مهم&amp;zwnj;ترین چالش&amp;zwnj;های انسان غربی در قرن بیستم می&amp;zwnj;پردازد و احساس سرگشتگی او را همراه با غرایز سرکش و تمناهای جسمی قهرمانان خرده&amp;zwnj;پای&amp;zwnj;اش را به خوبی نمایان می&amp;zwnj;کند. &amp;quot;سناتور&amp;quot; که تا ماه آینده توسط انتشارات مروارید و به ترجمه سهیل سُمی در اختیار خواننده فارسی&amp;zwnj;زبان قرار می&amp;zwnj;گیرد، برای درک جهان ذهنی آپدایک و آثار متأخرتر او اهمیت دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جان آپدایک سال&amp;zwnj;های متمادی کاندید نوبل ادبی بود، اما هرگز این جایزه به او تعلق نگرفت. این نویسنده نام&amp;zwnj;آشنا و خنده&amp;zwnj;رو و خوش&amp;zwnj;مشرب در ۲۷ ژانویه ۲۰۰۹ درگذشت.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از سهیل سُمی پیش از این &amp;quot;چشم گربه&amp;quot; نوشته مارگرت اتوود توسط انتشارات مروارید منتشر شده بود. به گزارش بخش فرهنگ رادیو زمانه این کتاب با اقبال خوانندگان کتاب در ایران مواجه شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اهمیت انتشارات مروارید نه تنها در ترجمه&amp;zwnj;هایی است که عرضه می&amp;zwnj;کند، بلکه از سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۴۰ به این سو، در زمینه شعر فارسی نیز یک نشر معیار در ایران به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از میان دفترهای شعری که انتشارات مروارید منتشر کرده است، باید از &amp;quot;تاریکروشنا&amp;quot; اثر عباس صفاری نام برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این دفتر که پیش از این برای نخستین بار در سال&amp;zwnj;های دهه ۱۳۷۰ در آمریکا توسط انتشارات تصویر منتشر شده بود، دومین دفتر شعر عباس صفاری&amp;zwnj;ست. به گفته انتشارات مروارید فروش این کتاب بسیار چشمگیر بوده و احتمال دارد که تا آذر ماه نسخه&amp;zwnj;های چاپ اول آن به فروش برسد و دومین چاپ آن به بازار بیاید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;quot;کل باران هزار روزه&amp;quot; از علی باباچاهی و &amp;quot;نام تو زخم من&amp;nbsp;است&amp;quot; از آزاده طاهایی از دیگر مجموعه اشعاری&amp;zwnj;اند که انتشارات مروارید در اختیار شعردوستان قرار داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;quot;نام تو زخم من است&amp;quot; تازه از چاپ بیرون آمده و تا آخر این هفته روی پیشخوان کتاب&amp;zwnj;فروشی&amp;zwnj;ها قرار می&amp;zwnj;گیرد. این مجموعه دومین دفتر شعر آزاده طاهایی&amp;zwnj;ست. پیش از این &amp;quot;روی پل آلما چه می&amp;zwnj;کنید خانم&amp;quot; از همین شاعر توسط توسط انتشارات آهنگ دیگر منتشر شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;quot;دفتر یادداشت&amp;quot; از ژوزه ساراماگو با ترجمه علی قادری و مجموعه &amp;quot;داستان خوب شد شناختمت&amp;quot; از جویس کرول اوتس با ترجمه فریده اشرفی از آثار دیگری&amp;zwnj;ست که انتشارات مروارید به تازگی منتشر کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انتشارات مروارید از سال ۱۳۴۱ در زمینه نشر کتاب فعالیت می&amp;zwnj;کند و از ناشران قابل تأمل و مهم ایران به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6979">آزاده طاهایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-5">انتشارات مروارید</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2708">جان آپدایک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6980">ساراماگو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5017">سهیل سمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-3">عباس صفاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6978">علی باباچاهی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6977">ناشران ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/cultural">اخبار فرهنگی هنری</category>
 <pubDate>Mon, 31 Oct 2011 15:13:34 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">8011 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>اشعار کهن چین به ترجمه عباس صفاری منتشر می‌شود</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/02/09/1594</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/02/09/1594&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;159&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/abbas-safari.jpg?1297329711&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;مجموعه&amp;zwnj;ای از اشعار کهن چین که سرچشمه&amp;zwnj; شعر غنایی در چین به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;آیند به ترجمه عباس صفاری توسط انتشارات مروارید در تهران منتشر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;
به گزارش بخش فرهنگی رادیو زمانه، مجموعه&amp;zwnj;ای از اشعار کهن و غنایی چین به ترجمه عباس صفاری منتشر می&amp;zwnj;شود. این کتاب تحت عنوان &amp;laquo;کوچه فانوس&amp;zwnj;ها&amp;raquo; توسط انتشارات مروارید در تهران منتشر می&amp;zwnj;گردد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عباس صفاری، شاعر و مترجم مقیم آمریکا اعتقاد دارد یکی از گنجینه&amp;zwnj;های عظیم و شگفت&amp;zwnj;انگیز شعر جهان با قدمتی بیش از سه هزار سال به چین تعلق دارد. مترجم در مقدمه این کتاب شعر غنایی چین را از نظر درونمایه&amp;zwnj;های تغزلی و زبان بررسی کرده است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;کوچه فانوس&amp;zwnj;ها&amp;raquo; ۱۹۵ صفحه دارد و از شش فصل تشکيل شده. فصل&amp;zwnj;های اين کتاب عبارت&amp;zwnj;اند از: &amp;laquo;آن سوی ديوار&amp;raquo; (مقدمه)، &amp;laquo;کهن&amp;zwnj;ترين&amp;zwnj;ها&amp;raquo;، &amp;laquo;سرايندگان زن&amp;raquo;، &amp;laquo;از کتاب ترانه&amp;zwnj;ها&amp;raquo;، &amp;laquo;از مجموعه ۱۹ شعر کهن&amp;raquo;، &amp;laquo;از آرشيو اداره موسيقی&amp;raquo;، و &amp;laquo;کوچه فانوس&amp;zwnj;ها&amp;raquo;.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گفته انتشارات مروارید، مجوز این کتاب صادر شده و اکنون مراحل انتشار را می&amp;zwnj;گذراند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;165&quot; height=&quot;250&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/images7.jpg&quot; /&gt;عباس صفاری از شاعران مطرح ایران است. از او در ایران، پیش از این مجموعه&amp;zwnj;های &amp;laquo;کبریت خیس&amp;raquo;، &amp;laquo;دوربین قدیمی&amp;raquo; و &amp;laquo;خنده در برف&amp;raquo; و در خارج از ایران مجموعه&amp;zwnj;های &amp;laquo;در ملتقای دست و سیب&amp;raquo;، &amp;laquo;تاریک&amp;zwnj;روشنای حضور&amp;raquo; و شعر بلند &amp;laquo;حکایت ما&amp;raquo; منتشر شده است.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ترجمه&amp;zwnj; شعر بلند &amp;laquo;حکايت ما&amp;raquo; سروده&amp;zwnj; عباس صفاری برای چهارمين سال متوالی در چاپ جديد کتاب درسی دانشگاه&amp;zwnj;های آمريکا قرار گرفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اين منظومه يک پارودی مدرن است بر اساس داستان آدم و حوا که اولين&amp;zwnj;بار در سال ۲۰۰۴ با ترجمه&amp;zwnj; الهام راثی در نشريه&amp;zwnj; اينترنتی &amp;laquo;کلمات بدون مرز&amp;raquo; وابسته به کالج بارد نيويورک انتشار يافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ضميمه&amp;zwnj;ی ادبی روزنامه&amp;zwnj;ی نيويورک&amp;zwnj;تايمز نيز در همان سال در بررسی نشريات ادبی آنلاين از اين شعر با عنوان اثری رندانه ياد کرد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عباس صفاری اواخر دهه&amp;zwnj; ۷۰ میلادی به آمریکا مهاجرت کرد و در حال حاضر قریب ۳۳ سال است که در آمریکا زندگی می&amp;zwnj;کند.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عباس صفاری در گفت&amp;zwnj;وگو با رادیو زمانه درباره تجربه مهاجرت به آمریکا می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;آمریکا گاهی هنرمندان را به دو گروه زود&amp;zwnj;شکفته&amp;zwnj;ها و دیرشکفته&amp;zwnj;ها تقسیم می&amp;zwnj;کنند. زندگی من طوری رقم خورده که در هر دو گروه جا می&amp;zwnj;گیرم. اولین مطالب من در مجله &amp;quot;رنگین کمان&amp;quot; زمانی که ۱۵ سال داشتم چاپ شد. هنگامی هم که ایران را ترک کردم قریب ۱۰ ترانه که اکثراً خوانندگان معروف آن زمان خوانده بودند در کارنامه&amp;zwnj;ام داشتم. پس از آن اما برای ۱۵ سال دست به قلم نزدم. نویسنده&amp;zwnj;ای گفته است &amp;quot;من از نوشتن بدم می&amp;zwnj;آید. اما تعجب می&amp;zwnj;کنم که می&amp;zwnj;نویسم.&amp;quot; این استاد به نوعی حرف دل من را هم زده است. من نیز از شاعرانی هستم که از نوشتن لذتی نصیبم نمی&amp;zwnj;شود. شاید به خاطر تنبلی شکست ناپذیرم باشد. از سوی دیگر سال&amp;zwnj;هاست پی برده&amp;zwnj;ام تنها کاری که در سطح حرفه&amp;zwnj;ای بلدم انجام دهم کار نوشتن است. کارهای دیگر را فقط ادای انجام دادن&amp;zwnj;اش را درمی&amp;zwnj;آورم. با این حساب وقتی برای دومین بار قلم به دست گرفتم که چیزی بنویسم نزدیک به ۳۵ سال از عمرم گذشته بود و چند سالی هم طول کشید تا به حد یک کتاب برسد که نهایتاً در سال ۹۲ میلادی با عنوان &amp;quot;در ملتقای دست و سیب&amp;quot; انتشار یافت.&amp;raquo;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیش از این از مجموعه اشعار غنایی در فرهنگ جهان، &amp;laquo;عاشقانه&amp;zwnj;های مصر باستان&amp;raquo; به ترجمه عباس صفاری منتشر شده. این کتاب را هم انتشارات مروارید منتشر کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2011/02/09/1594#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-4">اشغار غنایی چین باستان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-5">انتشارات مروارید</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-3">عباس صفاری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/definition-tags-6">کوچه فانوس ها</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/cultural">اخبار فرهنگی هنری</category>
 <pubDate>Wed, 09 Feb 2011 18:34:13 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">1594 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>