<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10789/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>شب های هند</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10789/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>خودیابی در هند</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2012/04/07/12722</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2012/04/07/12722&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پرسش‌های عرفانی آنتونیو تابوکی در رمان &amp;quot;شب‌های هند&amp;quot;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    الاهه نجفی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;188&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/aliradpar02.jpg?1334001730&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;آنتونیو تابوکی، نویسنده و مترجم نامدار ایتالیایی در ۲۵ مارچ ۲۰۱۲ در شصت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;هشت سالگی در لیسبون درگذشت. تابوکی در بیش از ۳۰ اثری که از خود به جای گذاشته، بیش از هر چیز به نقطه تلاقی خیال و واقعیت و زندگی و ادبیات علاقمند است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;شخصیت&amp;zwnj;های آثار او در هستی گرفتار آمده&amp;zwnj;اند و در پی گشودن معمای هستی هستند. زمان خطی در نظر آن&amp;zwnj;ها ناگهان یک چیز ساختگی جلوه می&amp;zwnj;کند و هم ازین&amp;zwnj;روی تخیل را به دنیای واقعی ترجیح می&amp;zwnj;دهند. تابوکی به اصالت تخیل اعتقاد دارد. این&amp;zwnj;ها همه او را به عرفان شرق نزدیک می&amp;zwnj;کند. هرچند تابوکی با رمان &amp;quot;به روایت پریرا&amp;quot; به شهرت جهانی دست یافت، اما &amp;quot;شب&amp;zwnj;های هند&amp;quot; (به ترجمه سروش حبیبی) از آثار نمونه تابوکی&amp;zwnj;ست و این رمان کم&amp;zwnj;حجم از هر نظر بیانگر دنیای او&amp;zwnj;ست. تابوکی خواننده&amp;zwnj; آثارش را با &amp;quot;تردید&amp;quot; آشنا می&amp;zwnj;کند و او را به بازاندیشی و خودنگری وادارد.&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آنتونیو تابوکی در گفت&amp;zwnj;و گو با ازبل لوپز می&amp;zwnj;گوید: کتاب&amp;zwnj;هایم درباره&amp;zwnj; بازنده&amp;zwnj;ها هستند؛ درباره&amp;zwnj; کسانی که راه&amp;zwnj;شان را گم کرده و در جست&amp;zwnj;وجو&amp;zwnj;اند.کار من برآشفتن مردم و کاشتن تخم تردید است. توانایی شک کردن برای افراد بشر بسیار حیاتی است. شما را به خدا! اگر هیچ شکی نداشته باشیم، کارمان تمام است! یک روشنفکر می&amp;zwnj;خواهد شک کند؛ مثلاً در آموزه&amp;zwnj; بنیادگرایانه&amp;zwnj; مذهبی که به هیچگونه تردیدی راه نمی&amp;zwnj;دهد؛ در نظام سیاسی تحمیل شده&amp;zwnj;ای که اجازه&amp;zwnj; شک کردن به کسی نمی&amp;zwnj;دهد؛ در نظام زیبا&amp;zwnj;شناسانه&amp;zwnj; کاملی که جایی برای تردید باقی نمی&amp;zwnj;گذارد. تردید مثل لکه&amp;zwnj;ای روی پیراهن است. من از پیراهن&amp;zwnj;های لکه&amp;zwnj;دار خوشم می&amp;zwnj;آید؛ &amp;zwnj; بنابراین هنگامی که پیراهنی بسیار تمیز و کاملاً سفید به من داده می&amp;zwnj;شود، بلافاصله به شک می&amp;zwnj;افتم. وظیفه&amp;zwnj; روشنفکران و نویسندگان است که در کمال چیز&amp;zwnj;ها شک کنند. مفهوم کمال، دکترین و دیکتاتور و ایده&amp;zwnj;های تمامیت&amp;zwnj;خواهانه تولید می&amp;zwnj;کند. &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/12788&quot;&gt;( گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو با آنتونیو تابوکی، رادیو زمانه، دفتر خاک)&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در &amp;quot;شب&amp;zwnj;های هند&amp;quot; یک مرد جوان امروزی به بمبئی سفر می&amp;zwnj;کند با این قصد که رد و نشانی از دوست گم&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;اش، گزاویه بیابد. تا پایان داستان نمی&amp;zwnj;دانیم که گزاویه به چه دلیل گم شده و راوی داستان به چه انگیزه&amp;zwnj;ای او را با سرسختی غریبی می&amp;zwnj;جوید. نه جنایتی اتفاق افتاده است و نه کسی راوی را به کمک طلبیده.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;راوی داستان در مسافرخانه&amp;zwnj;ای در بمبئی از طریق معشوقه رفیق مفقودالاثرش پی می&amp;zwnj;برد که او با شرکتی در شهر &amp;quot;مدرس&amp;quot; وارد معاملات مشکوک شده است. در جست&amp;zwnj;و&amp;zwnj;جوی این دوست گم&amp;zwnj;شده از مسافرخانه&amp;zwnj;ای به مسافرخانه دیگر و از شهری به شهر دیگر راه پیدا می&amp;zwnj;کند، و در این مسیر، از بمبئي تا بنگلور و مَدرس تا گوا با عده&amp;zwnj;ای همسفر می&amp;zwnj;شود و در این مسیر با زنان و هندوها و برهمن&amp;zwnj;هایی آشنا می&amp;zwnj;شود. داستان در خط سفر ادامه پیدا می&amp;zwnj;کند و به&amp;zwnj;تدریج راوی نشانه&amp;zwnj;هایی از دوستش به دست می&amp;zwnj;آورد، تا اینکه سرانجام روی تراس هتلی در شهر گوآ به این یقین می&amp;zwnj;رسد که دوست گم&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;اش، گزاویه همان&amp;zwnj;جا، در همان هتل و روی همان تراس در چند قدمی او نشسته است. گزاویه خود اوست و او اکنون پس از طی راه&amp;zwnj;های طولانی خود گم&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;اش را پیدا کرده است. به این ترتیب &amp;quot;راه&amp;quot; در این رمان به آن مقصود نهایی و هدف عالی که همان خودیابی باشد بدل می&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/images/tabantsh01.jpg&quot; /&gt;آسیه نظام شهیدی: آیا &amp;quot;شب&amp;zwnj;های هند&amp;quot; بار دیگر نشانگر تمایل اروپائیان که خویش را در این جهان مدرن گم کرده&amp;zwnj;اند، به یافتن پاسخ&amp;zwnj;های ابدیشان درباره&amp;zwnj; هستی، به سوی مشرق زمین نیست؟&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آنتونیو تابوکی درباره مفهوم جست&amp;zwnj;و&amp;zwnj;جو و خودیابی در &amp;quot;شب&amp;zwnj;های هند&amp;quot; می&amp;zwnj;گوید: این شخصیت&amp;zwnj;ها در دیگران به دنبال خودشان می&amp;zwnj;گردند؛ چرا که گمان می&amp;zwnj;کنم این بهترین راه برای جست&amp;zwnj;وجوی خویشتن است. شخصیت اصلی در &amp;laquo;شب&amp;zwnj;های هند&amp;raquo;، درگیر چنین کنکاشی است؛ او ردپای دوستی را می&amp;zwnj;گیرد که در هند ناپدید شده است. اسپینو، شخصیت رمان &amp;laquo;لبه افق&amp;raquo; نیز که در پی کشف هویت جسدی نا&amp;zwnj;شناس است، این&amp;zwnj;گونه است. نمی&amp;zwnj;دانم که آیا این آدم&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;خواهند خود را بیابند یا نه؛ اما تا هنگامی که زنده&amp;zwnj;اند؛ ناگزیر&amp;zwnj;ند با انگاره&amp;zwnj;ای که دیگران از آنها دارند، روبرو شوند. آنها مجبور&amp;zwnj;ند به خودشان در آینه&amp;zwnj; نگاه کنند؛ و اغلب موفق می&amp;zwnj;شوند که نگاهی سرسری به خودشان بیندازند. &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/12788&quot;&gt;(همان)&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زنان نقش مهمی در زندگی راوی داستان ایفا می&amp;zwnj;کنند. آن&amp;zwnj;ها به او انگیزه می&amp;zwnj;دهند که به راهش ادامه دهد. راوی در اتاق هتلی نشانه&amp;zwnj;های مطمئنی از خیانت یک زن جوان به همسرش به دست می آورد و بعدها با همین زنی که به شوهرش وفادار نبوده آشنا می&amp;zwnj;شود و سرانجام در پایان رمان هم با یک زن عکاس آشنا می&amp;zwnj;شود و اوست که راوی را از &amp;quot;وسوسه&amp;quot; ذهنی جستن یک دوست گم&amp;zwnj;شده نجات می&amp;zwnj;دهد و او را به دنیای واقعی و ملموس برمی&amp;zwnj;گرداند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به بهانه چنین داستانی ما از دریچه چشم یک مسافر اروپایی با زندگی در بمبئی آشنا می&amp;zwnj;شویم. همراه تابوکی جنازه&amp;zwnj;هایی را می&amp;zwnj;بینیم که روی زمین مانده&amp;zwnj;اند و لاشخورها آن&amp;zwnj;ها را تکه پاره کرده&amp;zwnj;اند و حتی آب آشامیدنی برکه&amp;zwnj;ای را که مردم از آن می&amp;zwnj;نوشند، آلوده کرده&amp;zwnj;اند. با نیروگاه&amp;zwnj;های اتمی آشنا می&amp;zwnj;شویم که ویلاهای پولدارها در محلات بالای شهر را غرق در نور می&amp;zwnj;کنند و در همان حال بیمارستان&amp;zwnj;هایی را می&amp;zwnj;بینیم که به خاطر قطعی برق در تاریکی فرومی&amp;zwnj;روند. با گدایان، افلیج&amp;zwnj;ها و ولگردها آشنا می&amp;zwnj;شویم و با پزشکی همسفر می&amp;zwnj;شویم که هرچند متخصص قلب است و در اروپا تحصیل کرده، اما افسوس می&amp;zwnj;خورد که چرا تخصصش را در زمینه&amp;zwnj; قلب گرفته است. چون در هند کسی از بیماری قلبی نمی&amp;zwnj;میرد. مرگ در هند بیشتر بر اثر مسمومیت و اسهال اتفاق می&amp;zwnj;افتد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آسیه نظام شهیدی، منتقد پس از خواندن این کتاب پرسش&amp;zwnj;هایی را با ما در میان می&amp;zwnj;گذارد. او می&amp;zwnj;&amp;zwnj;پرسد: آیا راوی در سفری ذهنی که حاصل بی&amp;zwnj;خوابی شبی&amp;zwnj;ست، به جست&amp;zwnj;وجوی خویشتن بر نیامده؟ آیا او با اشاره&amp;zwnj;هایی به مکتب&amp;zwnj;های گنوسی مغرب زمین و بعضی آیین&amp;zwnj;های مشرق زمین، اشاره به ورود مبلغان مسیحی پرتغالی به هند و رفتن به منطقه&amp;zwnj; عجیب گوآ که ملغمه&amp;zwnj;ای از شرق و غرب است در جست&amp;zwnj;وجوی یافتن راهی به وحدت میان اندیشه&amp;zwnj;های عرفانی ملل و انسان&amp;zwnj;ها نیست؟ آیا &amp;quot;شب&amp;zwnj;های هند&amp;quot; بار دیگر نشانگر تمایل اروپائیان که خویش را در این جهان مدرن گم کرده&amp;zwnj;اند، به یافتن پاسخ&amp;zwnj;های ابدیشان درباره&amp;zwnj; هستی، به سوی مشرق زمین نیست؟ آیا راوی با اشاراتی بسیار مختصر و&amp;zwnj;گاه استعاری و نمادین، سیری در اندیشه&amp;zwnj;های عرفانی و نیز فلسفی جهان نداشته است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در سال ۱۹۸۹ کارگردان فرانسوی آلن کورنو بر اساس این رمان فیلمی ساخت که با عنوان (nocturne indien) به نمایش درآمد و جایزه سزار را هم به&amp;zwnj;خاطر بهترین فیلمبرداری از آن خود کرد. روایت سینمایی از این داستان ساده&amp;zwnj;تر از روایت ادبی آن است و در پایان وقتی راوی داستان - که در فیلم خاویر روسینیول نام دارد- تصادفاً دوستش (در کتاب:گزاویه، در فیلم: یانوتا پینتو) را می&amp;zwnj;بیند، به دلیل نامعلومی انگیزه&amp;zwnj;اش را در یافتن او از دست می&amp;zwnj;دهد. تأکید تابوکی بیشتر بر سویه عرفانی و فلسفی &amp;quot;جست&amp;zwnj;و جو&amp;quot; و &amp;quot;خودیابی&amp;quot;&amp;zwnj; است، در حالی&amp;zwnj;که در روایت سینمایی آلن کورنیو، تأکید بیشتر بر ارائه دادن تصویری متفاوت از هندوستان است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شناسنامه کتاب:&lt;br /&gt;
شب&amp;zwnj;های هند، &amp;zwnj;آنتونیو تابوکی، ترجمه&amp;zwnj; سروش حبیبی، نشر چشمه&amp;zwnj;، چاپ اول: تابستان ۸۳&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/12520&quot;&gt;::شرح دیداد قلی خیاط با آنتونیو تابوکی، دفتر خاک، رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2012/04/07/12722#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C">آنتونیو تابوکی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3813">ادبیات جهان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10789">شب های هند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review">کتاب زمانه</category>
 <pubDate>Sat, 07 Apr 2012 04:34:33 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">12722 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>