<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10674/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>جامعه ایران</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10674/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>جامعه ایران و زخم‌های روحی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در گفت‌وگو با حسن مکارمی، روانشناس، پژوهشگر و فعال اجتماعی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    اسماعیل جلیلوند        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;180&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/zakhmhayrroohi.jpg?1361819566&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جامعه ایران که به گواهی آمارهای مربوط به رشد افسردگی و بیماری&amp;zwnj;های روانی، به دشواری می&amp;zwnj;تواند جامعه&amp;zwnj;ای شاد تلقی شود، چه عواملی افسردگی را بازتولید می&amp;zwnj;کنند و بسترهای اجتماعی چگونه می&amp;zwnj;توانند بر تمایل شهروندان یک جامعه به بروز شادمانی اثر گذار باشند؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در چهارچوب سلسله گفت&amp;zwnj;وگوهای رادیو زمانه درباره&amp;zwnj; &amp;laquo;حق شادی&amp;raquo; و جایگاه آن در جامعه&amp;zwnj; ایران، با حسن مکارمی روان&amp;zwnj;شناس، پژوهشگر و فعال اجتماعی مقیم فرانسه در پیوند با اثرپذیری حق شادی از باور&amp;zwnj;ها و ساختارهای اجتماعی، گفت&amp;zwnj;وگویی کرده&amp;zwnj;ایم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;گفت&amp;zwnj;وگو با حسن مکارمی را می&amp;zwnj;توانید از طریق فایل صوتی زیر گوش کنید:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot; http://www.zamahang.com/podcast/2010/20130204_Happiness_9_HassanMakaremi_IsmaielJalilvand.mp3&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot; http://radiozamaneh.com/sites/default/files/musicicon.jpg&quot; style=&quot;width: 273px; height: 31px;&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به اعتقاد شما مهم&amp;zwnj;ترین مشخصات یک جامعه شاد کدامند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حسن مکارمی&lt;/strong&gt;: جامعه شاد یک جامعه طبیعی است. طبیعت در کل شاد است و جوشش و پیدایش و زایش از صفات ویژه آن هستند. به عبارت دیگر، جامعه&amp;zwnj;ای که با زایندگی و زایش و با رشد سر و کار دارد، جامعه&amp;zwnj;ای شاد به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رود و به همین راحتی می&amp;zwnj;توان یک شاخص برای شادی تعیین کرد: آنچه با طبیعت، با سازندگی و زایش و آن چیزی که به آن پیشرفت می&amp;zwnj;گوییم همراه باشد، شاد است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به اعتقاد شما وضعیتی که امروز در پیوند با نگرش و برون داد شادی در جامع ایران وجود دارد تحت تاثیر چه عواملی بوده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینجا باید سه پدیده را از هم جدا کنیم و هرکدام را به طور جدا بنگریم. یکی بحثی به نام تروماتیسم فرهنگی یا زخم فرهنگی حاصل از یک انقلاب و دگرگونی است که به معنای واقعی کلمه آنچه در سال ۱۳۵۷ در ایران اتفاق افتاد، یک انقلاب و دگرگونی بود. وقتی طبقات حاکم، مکانیسم، روابط و روابط فرهنگی در جامعه عوض می شوند، این یک تروماتیسم (زخم فرهنگی) در جامعه ایجاد می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/hasan.makaremi.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 169px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حسن مکارمی: جامعه شاد یک جامعه طبیعی است. طبیعت در کل شاد است و جوشش و پیدایش و زایش از صفات ویژه آن هستند. به عبارت دیگر، جامعه&amp;zwnj;ای که با زایندگی و زایش و با رشد سر و کار دارد، جامعه&amp;zwnj;ای شاد به&amp;zwnj;شمار می&amp;zwnj;رود و به همین راحتی می&amp;zwnj;توان یک شاخص برای شادی تعیین کرد: آنچه با طبیعت، با سازندگی و زایش و آن چیزی که به آن پیشرفت می&amp;zwnj;گوییم همراه باشد، شاد است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئله دوم نوع فرهنگ غالبی است که پیدا شد؛ یعنی فرهنگی که نام شیعه ولایت فقیهی بر خود گذاشت. این نوع فرهنگ چه هست؟ ریشه آن از کجا آمده است و چه اهداف و بینشی دارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سوم جهانی است که در عصر دیجیتال عوض شده است و می&amp;zwnj;دانید که جهان امروز جهان فرهنگ&amp;zwnj;های ارتباطی است؛ جهان اینترنت و ماهواره است و جهانی است که تصور کنید در آن سرعت ارتباطات هر هفت سال دو برابر می&amp;zwnj;شود. این سه موضوع را باید به عنوان سه پایه ساختاری برای پاسخ به سئوال شما تعیین کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;تمایل به شاد بودن تا چه حد در بسترهای فرهنگی ایران قابل مشاهده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینطور که به نظر می&amp;zwnj;رسد، ما یک پایه شادی طبیعی در جامعه ایران داریم که خیلی عمیق است و سمبل&amp;zwnj;های پیوسته و همیشگی آن نوروز، چهارشنبه سوری و سیزده به&amp;zwnj;در بوده&amp;zwnj; است و هست. به عبارتی دیگر اینها هیچگاه تغییر نکرده&amp;zwnj;اند و به طور دائم در فرهنگ ایران حضور داشته&amp;zwnj;اند. اگرچه گاهی کمرنگ یا پررنگ شده&amp;zwnj;اند، اما این خط را به طور دائم در تمام فرهنگ ایران زمین می&amp;zwnj;بینیم؛ از فرهنگ هموطنان کرد و بلوچ تا آسیای مرکزی. خوشبختانه می&amp;zwnj;توان گفت این خمیرمایه اصلی فرهنگ ایرانی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;روی این فرهنگ، یک زخم روانی عمیق داشتیم به نام حمله اعراب که هزار و ۳۰۰ سال پیش اتفاق افتاد و دویست سال سکوت برای ما تولید کرد، ولی با وجود این سکوت، بازهم جشن نوروز غالب ماند و به پیش رفت تا اینکه ما در سال ۱۸۵۰ میلادی یعنی در اواسط قرن نوزدهم با فرهنگ غرب آشنا شدیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آشنایی ما با فرهنگ غرب باعث شد تا مقداری از زمینه&amp;zwnj;های شادی از قبیل تئا&amp;zwnj;تر، شعر نو، ترانه، موسیقی، ارکستراسیون و رقص (رقص&amp;zwnj;های دست جمعی) در جامعه مطرح شوند. این مسئله تا جایی پیش رفت که پیش از انقلاب در شهرهای بزرگ مردم حتی اول ژانویه را هم به شکلی جشن می&amp;zwnj;گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;
	&amp;nbsp;پس از آنکه انقلاب و سکوت دوران جنگ تمام شد به تدریج نسل جدید نیاز خود را به شادی به دو شکل نشان داد: یکی &amp;nbsp;به شکل برپایی جشن مهرگان، سده و شب یلدا (که شب یلدا نمونه بارز آن است و به نظر من شاخص مهمی است و می&amp;zwnj;بینیم که مردم در این شب به هم تبریک می&amp;zwnj;گویند) و دوم اینکه بسیاری از مردم جشن&amp;zwnj;هایی را که در غرب گرفته می&amp;zwnj;شود هم برگزار می&amp;zwnj;کنند. می&amp;zwnj;توان گفت هردوی این&amp;zwnj;ها به شکلی در حال تولد دوباره هستند؛ هم برگزاری جشن&amp;zwnj;های باستانی و هم برپایی جشن&amp;zwnj;هایی که از غرب که ایران آمده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;آیا با توجه به آمارهای رو به افزایش بیماری&amp;zwnj;های روانی و افسردگی و خودکشی در ایران، نباید آنها را نشانه افسردگی جامعه ایران بدانیم؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اولاً لازم است افسردگی را به عنوان یک حالت روانی و فردی از غمگینی جامعه جدا کنیم. این&amp;zwnj;ها شاید هر دو در یک مسیر قرار نگیرند. بهتر است اینطور بگوییم که وقتی از بیرون به جامعه ایران می نگریم، احساس می&amp;zwnj;کنیم جامعه&amp;zwnj;ای که جمعیتی هفتاد و پنج میلیون نفری دارد، از منابع طبیعی فراوان برخوردار است، فرهنگی کهن دارد &amp;nbsp;و همینطور از نیروی انسانی تحصیلکرده قابل توجه بهره&amp;zwnj;مند است که به همراه خود توان تولیدی جامعه را بالا می برند، باید جنبش و جوش بیشتری هم داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/chaharshanbehsoori.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 114px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما یک پایه شادی طبیعی داریم که خیلی عمیق است و سمبل پیوسته و همیشگی آن نوروز، چهارشنبه سوری و سیزده به در بوده&amp;zwnj; است و هست و به عبارتی هیچگاه تغییر نکرده&amp;zwnj;اند و به طور دائم بوده&amp;zwnj;اند. گاهی کمرنگ یا پر رنگ شده&amp;zwnj;اند، اما این خط را به طور دائم در تمام فرهنگ ایران زمین می&amp;zwnj;بینیم؛ از فرهنگ هموطنان کرد و بلوچ تا آسیای مرکزی. خوشبختانه می&amp;zwnj;توان گفت این خمیرمایه اصلی فرهنگ ایرانی است. روی این فرهنگ، یک زخم روانی عمیق داشتیم به نام حمله اعراب که ۱۳۰۰ سال پیش اتفاق افتاد و دویست سال سکوت برای ما تولید کرد.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;آماری که مثلا وزارت بهداشت در مورد افسردگی مردان و زنان ایرانی یا تعداد سکته&amp;zwnj;های افراد ۴۰ تا ۵۰ سال یا اقدام به خودکشی شماری از مردم اعلام می&amp;zwnj;کند، به عنوان شاخص افسردگی یک جامعه در نظر می&amp;zwnj;گیرند. این&amp;zwnj;ها به عنوان نشانه&amp;zwnj;های وجود مسئله در جامعه درست و واقعی است، ولی انتظار ما برای جامعه ایران از این بالا&amp;zwnj;تر است. وقتی می&amp;zwnj;گوییم این جامعه غمگین است، یعنی آن احساس رشد طبیعی را ندارد که دلش می&amp;zwnj;خواهد داشته باشد. در واقع غمگینی یک ضریب بین چیزی است که دل می&amp;zwnj;خواهد و چیزی که فرد می&amp;zwnj;تواند داشته باشد. دل مردم ایران با توجه به فرهنگ آن و شناسایی که از جهان و خودش دارد و می&amp;zwnj;داند که این جامعه در کجای جهان قرار گرفته است، می&amp;zwnj;خواهد جشن و شادی و سازندگی بیشتری داشته باشد و چون نمی&amp;zwnj;تواند، فاصله این خواستن و توانستن مرتب زیاد&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود و این غمگینی حاصل از همین مسئله است. این مسئله با افسردگی فرق می&amp;zwnj;کند. افسردگی مطلق است و این مسئله غم در جامعه ما نسبی است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;شما تاثیر رشد ارتباطات و آشنایی بیشتر ایرانیان با وضعیت جوامع دیگر را بر شادمانی مردم ایران چگونه ارزیابی می&amp;zwnj;کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این یک مسئله دو پهلو است. یک مثال مشخص بزنم: مردم ایران از قدیم&amp;zwnj;الایام خودشان را با ترکیه مقایسه می&amp;zwnj;کردند. اگر مردم ایران به رشد صنعتی ترکیه و مبارزه این کشور با فساد و تمدن و آزادی&amp;zwnj;هایی که در حال شکل&amp;zwnj;گیری هستند توجه کنند و خود را با این کشور مقایسه کنند کمی غمگین می&amp;zwnj;شوند، ولی اگر طرف دیگر را ببینند و توجه کنند که برای ایران هم مقدور است به این پیشرفت&amp;zwnj;ها با کمی تاخیر- حال دیر&amp;zwnj;تر یا زود&amp;zwnj;تر- برسد، آنوقت این حالت غمگینی برطرف می&amp;zwnj;شود. مثلاً در مسائل سه سال پیش مربوط به جنبش سبز که روحیه شاد و پرتحرک در حرکات و رفتار مردم قابل مشاهده بود، نمی&amp;zwnj;شد گفت این روحیه شاد یکباره به وجود آمده، بلکه زمینه&amp;zwnj;های آن از قبل وجود داشته است، ولی اگر فاصله مردم ایران با آمالشان طولانی شود و به دلیل ارتباطات گسترده خیلی سریع بفهمند که در دنیا چه خبر هست و مثلاً در ترکیه چه می&amp;zwnj;گذرد و خودشان ببینند که حتی امکانات دیروز خود را نیز به دلیل تحریم&amp;zwnj;ها دارند از دست می&amp;zwnj;دهند، این مسئله می&amp;zwnj;تواند به تولید غم منجر شود. از سوی دیگر هم اگر حرکت&amp;zwnj;های کوچک اجتماعی به وجود آید، احساس شادی هم در جامعه ایجاد می&amp;zwnj;شود و با خود می&amp;zwnj;گویند ما از شرایط مطلوب هم خیلی دور نیستیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;ما اگر بتوانیم خیلی سریع به سمت جهانی شدن پیش برویم و نیروهای انسانی را که داریم (بیش از نیمی از جامعه ایران زیر ۳۰ سال سن دارد و ۶۰ درصد فارغ التحصیلان دانشگاه&amp;zwnj;ها نیز زن هستند) و خلاصه تمام این جنبه&amp;zwnj;های مثبت اجتماعی را به جلو ببریم، نه تنها از افسردگی بیرون می&amp;zwnj;آییم که به جامعه&amp;zwnj;ای شاد نیز تبدیل می&amp;zwnj;شویم؛ ولی اگر با مسائلی مثل تحریم&amp;zwnj;ها درجا بزنیم و این فاصله را مثل کره شمالی طولانی کنیم، دچار مشکل می&amp;zwnj;شویم &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;و می&amp;zwnj;بینیم که مردم آمال و آرزو&amp;zwnj;هایشان کشته می&amp;zwnj;شود، وقتی مثل مردم کره شمالی خود را با کشوری مثل کره جنوبی مقایسه می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما ممکن است نگرش طبقات مختلف اجتماعی به مسئله شادی متفاوت باشد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;رابطه مستقیمی بین نیاز&amp;zwnj;ها و خواسته&amp;zwnj;های انسان و پاسخی که می&amp;zwnj;تواند از جامعه خود بگیرد، وجود دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/hamrahi.jpg&quot; style=&quot;width: 170px; height: 173px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقتی می&amp;zwnj;گوییم این جامعه غمگین است، یعنی آن احساس رشد طبیعی را ندارد که دلش می&amp;zwnj;خواهد داشته باشد. در واقع غمگینی یک ضریب بین چیزی است که دل می&amp;zwnj;خواهد و چیزی که فرد می&amp;zwnj;تواند داشته باشد. دل مردم ایران با توجه به فرهنگ آن و شناسایی که از جهان و خودش دارد و می&amp;zwnj;داند که در کجای جهان قرار گرفته، می&amp;zwnj;خواهد جشن و شادی و سازندگی بیشتری داشته باشد و چون نمی&amp;zwnj;تواند، فاصله این خواستن و توانستن مرتب زیاد&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;شود و این غمگینی حاصل از همین است. این مسئله با افسردگی فرق می&amp;zwnj;کند، افسردگی مطلق است و این مسئله غم در جامعه ما نسبی است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;خیلی&amp;zwnj;ها هستند که جامعه یا طبیعت یا فرهنگ در مورد آن&amp;zwnj;ها سخاوتمند نبوده، اما در زمینه فرهنگی خود از آئین&amp;zwnj;های مربوط به شکار گرفته تا رقص&amp;zwnj;های دسته جمعی و حرکات شادی&amp;zwnj;آمیز و حتی با موسیقی ابتدایی&amp;zwnj;ای که دارند، فرصتی برای شادی و جشن به وجود می&amp;zwnj;آورند. این مسئله زیاد ارتباطی به فقر و غنا ندارد، ولی شاید بد نباشد مثال مشخصی برای شما بزنم: مثلاً در فاصله سال&amp;zwnj;های ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۸، در فاصله شش سالی که در جریان اصلاحات ارضی، مردم روستا&amp;zwnj;ها و مخصوصاً خوش&amp;zwnj;نشین&amp;zwnj;ها مجبور شدند به حومه شهر&amp;zwnj;ها مهاجرت و در کپر&amp;zwnj;ها زندگی کنند، نمی&amp;zwnj;توانستیم از آنها انتظار خوشی و شادمانی داشته باشیم. در واقع فقر به معنای عدم دسترسی به امکانات نیست که تولید غم می&amp;zwnj;کند، بلکه فاصله بین احساس نیاز و پاسخ به آن نیاز است که غم را تولید می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;حکومت ایران با استفاده از چه ابزارهایی بر تمایل شهروندان به بروز شادی در جامعه اثرگذار بوده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حاکمیت ایران به این مسئله کاملاً واقف هست که باید تا آنجایی که می&amp;zwnj;تواند شاخص&amp;zwnj;های مکتبی و اعتقادی و باوری را به جای شاخص&amp;zwnj;های زندگی روزمره مردم جایگزین کند؛ چرا که محول کردن پاسخ نیازهای انسان ها به بعد از مرگ خیلی راحت&amp;zwnj;تر است. این کار راحتی است چرا که کسی نیامده تا بگوید آنجا چه خبر است. پس به این شکل می&amp;zwnj;توان عده&amp;zwnj;ای را برد به سمت عدم مصرف یا مصرف کمتر؛ ولی این با طبیعت انسان چندان سازگار نیست، مخصوصاً با طبیعت انسان امروزی که تا این حد در جریان اطلاعات دنیا است. این مشکل یعنی پارادوکس و تناقض.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مشکل حاکمیت&amp;zwnj;هایی مثل ایران امروز در این است که از یک طرف نمی&amp;zwnj;تواند جلوی روند جهانی شدن ارتباطات و اطلاعات را بگیرد و از طرف دیگر نمی&amp;zwnj;تواند خودش را تنظیم کند که پاسخ نیازهای جامعه را بدهد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;با توجه به اینکه حدود ۹۰ درصد از جامعه ایران گرایش به مذهب تشیع دارند، این گرایش چه اثری بر بروز شادمانی در جامعه ایران داشته است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;متاسفانه در بطن جامعه ایران و در مذهب شیعه، این نهاد افسردگی و غمگینی وجود دارد؛ به دلیل آن زخم روانی که شیعه با از دست دادن حکومت خورده است و همیشه به دنبال این هست که ناجی برگردد و آن عدل را برایش ایجاد کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این غمگینی و افسردگی به شکلی وجود دارد، ولی ما در برخی از مواقع توانستیم با آن مبارزه کنیم. به همین دلیل هست که می&amp;zwnj;گویم حضور امید در آینده می&amp;zwnj;تواند خیلی قوی&amp;zwnj;تر از افسردگی سنتی باشد. یعنی همانقدر که ما می&amp;zwnj;توانیم با سنت در مسائل دیگر مبارزه کنیم و این کار را کرده&amp;zwnj;ایم و امکانش هم هست، در مسئله افسردگی هم می&amp;zwnj;توانیم در جامعه و در زمینه فرهنگی آن مبارزه کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیش از طرح هر نکته ای اما می خواهم اولاً این بحث را که جامعه ایران شیعه هست، کمی تعدیل کنم، چرا که این مسئله را بسیار می&amp;zwnj;شنویم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/ashoora1.jpg&quot; style=&quot;width: 170px; height: 249px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;	حاکمیت ایران به این مسئله کاملا واقف هست که باید تا آنجایی که می&amp;zwnj;تواند شاخص&amp;zwnj;های مکتبی و اعتقادی و باوری را به جای شاخص زندگی روزمره در زندگی مردم جایگزین کند؛ چرا که خیلی راحت&amp;zwnj;تر است محول کردن پاسخ نیاز انسان ها به بعد از مرگ. این کار راحتی است؛ چرا که کسی نیامده که بگوید آنجا چه خبر هست، پس به این شکل می&amp;zwnj;توان یک عده&amp;zwnj;ای را برد به سمت عدم مصرف یا مصرف کمتر ولی این با طبیعت انسان چندان سازگار نیست&lt;/p&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر منظور این است که مردم ایران از پدر و مادر شیعه به دنیا آمده&amp;zwnj;اند، این یک بحث دیگر است. در پیوند با آن باید گفت در این میان، ۷۵ میلیون جمعیت وجود دارد که نصف&amp;zwnj;شان زیر سی سال سن دارند و می&amp;zwnj;دانیم تعهدات و تعلقات&amp;zwnj;شان با بالای سی&amp;zwnj;ساله&amp;zwnj;ها متفاوت است. روستایی&amp;zwnj;ها و عشایر هم &amp;nbsp;وابستگی خیلی کمتری نسبت به سنت&amp;zwnj;های شیعه دارند و شیعه فرهنگی است که بیشتر در مرکز ایران و در حواشی دو کویر مرکزی کشور شکل گرفته است. پس نسبت به مناطق مختلف و سن افراد باید ارائه چنان آمارهایی را تعدیل کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به گمان من این پیشداوری اغراق&amp;zwnj;آمیزی است که بگوییم ۹۰ درصد از جامعه ما شیعه است، اما اگر بگوییم فرهنگ شیعه فرهنگ غالب جامعه است، این درست است. در همین فرهنگ شیعه می&amp;zwnj;بینیم و می&amp;zwnj;شنویم که از آهنگ&amp;zwnj;های مدرن برای عزاداری در شیعه استفاده می&amp;zwnj;کنند یا خانم&amp;zwnj;ها با زیبا&amp;zwnj;ترین ظاهر به تماشای مراسم عاشورا و تاسوعا می&amp;zwnj;روند. این&amp;zwnj;ها نمونه&amp;zwnj;های کوچکی است، ولی نشان می&amp;zwnj;دهد که خود حرکت عزاداری که باید زمینه&amp;zwnj;های افسردگی شیعه را به مردم ایران تحمیل کند (با توجه به اینکه مردم هم به جشن&amp;zwnj;های سنتی ایران توجه می&amp;zwnj;کنند و هم اینکه هیچ فرصتی را برای بر پا کردن جشن از دست نمی&amp;zwnj;دهند)، به فرصتی برای شادی تبدیل می&amp;zwnj;شود. به این حرکت به نظر من باید از لحاظ روانی ارزش داد؛ اینکه خود مردم این مسئله را کم&amp;zwnj;کم دریافته&amp;zwnj;اند که با طبیعت شادی همساز&amp;zwnj;تر هستند و در این وضعیت، زندگی خوش&amp;zwnj;تر و راحت&amp;zwnj;تر و بهتری دارند تا آن فرهنگ شیعه غمگین.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;رسانه&amp;zwnj;های مدرن و فعالان فرهنگی و اجتماعی چطور می&amp;zwnj;توانند بر تمایل جامعه به شاد بودن اثرگذار باشند؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;من فکر می&amp;zwnj;کنم لازم هست یک مقداری رسانه&amp;zwnj;های جمعی، رادیو&amp;zwnj;ها و تلویزیون&amp;zwnj;ها و فعالان سیاسی بیشتر در پیوند با مسئله حق شادی، سازندگی، پیشرفت و حق بودن صحبت کنند. در این مورد خیلی کم در جامعه حرف می&amp;zwnj;زنیم. مرتب می&amp;zwnj;گوییم آزادی، ولی آزادی برای چه؟ اگر نگوییم آزادی برای چه دچار مشکل می&amp;zwnj;شویم. آزادی برای انسان بودن، برای شاد بودن، برای حرکت کردن، برای دوست داشتن. لازم است راجع به این نکات صحبت کنیم. در جامعه مردان، زنان و خانواده&amp;zwnj;ها حق دارند شاد باشند و جشن بگیرند. مسئله همه هم که مصرف الکل نیست. مسئله شاد بودن و خندیدن و استفاده از طبیعت است. سیزده بدر را ده تا کنیم، اشکالی ندارد. همه با هم بیرون برویم. این وظیفه ماست که آزادی را تفسیر هم بکنیم؛ یعنی آزادی استفاده از همین جهانی که هست؛ همین حالا و امروز و همین جا.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در جوامع سنتی نسبت به جوامع مدرن امکان رشد فردیت اشخاص با محدویت&amp;zwnj;هایی قابل توجه مواجه هست. به اعتقاد شما این مسئله نمی&amp;zwnj;تواند حق شادمانی اشخاص را تحت تاثیر قرار دهد؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;دو مسئله را باید در اینجا از هم تفکیک کرد: یکی مسئله فردیت است که یک حضور فرهنگی است؛ یعنی ما حضور قبیله&amp;zwnj;ای نداریم، بلکه حضور فردی داریم و این حضور فردی از یک طرف به سیستم&amp;zwnj;های تولیدی و به نوع زندگی و میزان آموزش&amp;zwnj;های علمی و هنری و فرهنگی ربط دارد و از سوی دیگر احترام گذاشتن به فرد؛ چه از نظر حق فردیت و چه از نظر آزادی فردی که لازم و ملزوم هم هستند. من نمی&amp;zwnj;توانم آزادی فردی خود را از جامعه بخواهم ولی حقوق فردی خود را در مقابل جامعه اجرا نکنم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/javananeshad.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 112px; float: right;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر عده&amp;zwnj;ای جوان دور هم جمع شوند و این&amp;zwnj;ها حرکاتی را انجام دهند که پدر و مادر درک نکنند و انجام نداده باشند و این برایشان تازه باشد، این تازگی برایشان احساس خطر ایجاد می&amp;zwnj;کند. طوری هم نیست، بعد از مدتی متوجه می&amp;zwnj;شوند که همین که این جوان&amp;zwnj;ها دور هم جمع &amp;zwnj;شوند و بگویند و بخندند خیلی بهتر است از اینکه بروند به سمت غم و درخود فرورفتگی و افسردگی و خودکشی و اسکیزوفرنی. صدالبته نیز باید انتظار داشت که یک نسل نفهمد که نسل بعد چگونه شادی می&amp;zwnj;کند&lt;em&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این یک مرحله است که کمی هم طولانی است، ولی شاد بودن و برگشت به طبیعت انسانی، پدیده&amp;zwnj;ای است که در هر مرحله&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;تواند وجود داشته باشد. مثال خیلی مشخص عشایر ایران هستند که جشن&amp;zwnj;های خیلی مفصلی دارند و خیلی هم شاد هستند و تا به حال کسی نتوانسته جلوی شاد بودن آن&amp;zwnj;ها را بگیرد، ولی این&amp;zwnj;ها در یک ظرف غذا می&amp;zwnj;خورند. از لحاظ انسان&amp;zwnj;شناسی یکی از شاخص&amp;zwnj;های فردیت این است که بشقاب غذای خود را از یک ظرف عمومی جدا کند و هرکس در یک بشقاب غذا بخورد. می&amp;zwnj;توان گفت شناخت و حضور فردی و اینکه هر فرد بشود یک رای و با هر رای بتوانیم یک ساختار اجتماعی بسازیم و در سطوح مختلف، دموکراسی را بیاوریم، یک بحث جدی است که مقداری هم به سیستم تولید و سطح دانش و علم و هنر بستگی دارد. از طرف دیگر مهم این است که ما بتوانیم ذات زندگی&amp;zwnj;خواهی خودمان، تنفس کردن و گفت &amp;zwnj;و شنود کردن و لحظه&amp;zwnj;های خوب داشتن و خندیدن را به زندگی خودمان برگردانیم و این دومی در هر موردی امکان دارد. طبیعتا اگر ما بتوانیم در یک جامعه دموکرات باشیم، این امکان بیشتر هم می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;بروز شادی از جانب جوانان از طرف بخش&amp;zwnj;هایی از جامعه ایران در تضاد با امنیت روانی تعبیر می&amp;zwnj;شود. به اعتقاد شما چرا چنین نگرشی در جامعه به&amp;zwnj;وجود آمده است؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید بیشتر منظور شما این باشد که هر پدیده ی تازه&amp;zwnj;ای ایجاد ترس و نگرانی می&amp;zwnj;کند. می&amp;zwnj;دانید که حتی در زبان چینی، تازگی و خطر یک واژه هستند. اگر عده&amp;zwnj;ای جوان دور هم جمع شوند و حرکاتی انجام دهند که پدر و مادرشان آنها را درک نکنند و انجام نداده باشند و برایشان تازه باشد، احساس خطر می&amp;zwnj;کنند. طوری هم نیست، چرا که بعد از مدتی متوجه می&amp;zwnj;شوند همین که این جوان&amp;zwnj;ها دور هم جمع &amp;zwnj;شوند و بگویند و بخندند خیلی بهتر است از اینکه بروند به سمت غم و درخود فرورفتگی و افسردگی و خودکشی و اسکیزوفرنی. صدالبته نیز باید انتظار داشت که یک نسل نفهمد که نسل بعد چگونه شادی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;پرونده &amp;laquo;حق شادی&amp;raquo; در گروه جامعه زمانه، زیر نظر سپیده شایان و با مشارکت و همکاری اسماعیل جلیلوند (در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، حسن مکارمی، حسن یوسفی اشکوری، مژگان کاهن و بهروز شیدا)، آیدا قجر(در گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، شهلا شفیق و سعید پیوندی)، بهنام دارایی&amp;zwnj;زاده (در گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی و مانا نیستانی)، نعیمه دوستدار (در گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی)، حسین نوش&amp;zwnj;آذر (مقاله شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان)، سارا روشن (در گفت&amp;zwnj;و گو با محمدرضا نیکفر) و اکبر فلاحیان (ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر) تهیه شده است.&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;em&gt;گفت و گوهای حق شادی را می توانید از طریق لینک های زیر بخوانید:&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/22464&quot;&gt;ده پرسش اساسی در مورد حقوق بشر&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23401&quot;&gt;حقوق بشر و افق دید ما- در گفت&amp;zwnj;وگو با محمدرضا نیکفر، نویسنده و پژوهشگر- بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حق شادی- در گفت&amp;zwnj;وگوبا محمدرضا نیکفر، بخش دوم و پایانی&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23521&quot;&gt;اندوهباری نظام آموزشی در ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با سعید پیوندی، جامعه&amp;zwnj;شناس و استاد دانشگاه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/culture/khaak/2013/01/15/23554&quot;&gt;شیللر: &amp;laquo;به راه خود بروید، شادمانه، همچون یک قهرمان&amp;raquo;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23679&quot;&gt;مرگ&amp;zwnj;پرستی حکومت ایران &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با شهلا شفیق، جامعه&amp;zwnj;شناس، پژوهشگر و فعال حقوق زنان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;پیوند شادی با محیط زیست سالم &amp;ndash; گفت&amp;zwnj;وگو با جلال ایجادی، استاد دانشگاه وکارشناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/19/23771&quot;&gt;محیط زیست&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/23510&quot;&gt;شادی در سکوت ممکن نیست- گفت&amp;zwnj;وگو با بهروز شیدا، منتقد، نویسنده و پژوهشگر ادبی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/02/24138&quot;&gt;حق شادی و زخم&amp;zwnj;های تاریخی - در گفت&amp;zwnj;وگو با ناصر مهاجر، پژوهشگر تاریخ ایران&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/01/26/23962&quot;&gt;سکس، شادی و حقوق بشر- گفت&amp;zwnj;وگو با مژگان کاهن، روان&amp;zwnj;شناس&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/09/24336&quot;&gt;حق شادی، حق انتقاد - در گفت&amp;zwnj;وگو با مانا نیستانی، کاریکاتوریست ساکن فرانسه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442&quot;&gt;جامعه ایران و زخم&amp;zwnj;های روحی - در گفت&amp;zwnj;وگو با حسن مکارمی، روانشناس، پژوهشگر و فعال اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/18/24622&quot;&gt;افسردگی، تورم و بحران اقتصادی - گفت&amp;zwnj;وگو با احمد علوی، اقتصاد&amp;zwnj;دان و پژوهشگر علوم اجتماعی&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/node/24665&quot;&gt;رقص، شادی و اعتراض- گفت&amp;zwnj;وگو با شاهرخ مشکین&amp;zwnj;قلم، رقصنده باله&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/node/radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/24/24780&quot;&gt;حق شادی، دین و دینداری- گفت&amp;zwnj;وگو با حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر امور دینی و فعال ملی مذهبی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;a class=&quot;da2a_button&quot; href=&quot;http://www.addtoany.com/share_save#url=http%3A%2F%2Fradiozamaneh.com%2Fnode%2F24336&amp;amp;title=%D8%AD%D9%82%20%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%8C%20%D8%AD%D9%82%20%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%20&amp;amp;description=&quot; id=&quot;da2a_1&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;Share this&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/addtoanyper.png&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2013/02/12/24442#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13480">اسماعیل جلیلوند</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/6561">افسردگی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10674">جامعه ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/19253">جشن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3077">حسن مکارمی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/18347">حق شادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/17251">عزاداری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Tue, 12 Feb 2013 13:33:49 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">24442 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>زیستن در خفقان، مردن در خفا</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/03/29/12550</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/03/29/12550&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    جامعه مردسالار و خودکشی زنان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    سعید راعی         &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;252&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/2009-05-07-kommsuessertod.jpg?1333215588&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;سعید راعی -&amp;nbsp;&amp;quot;هر زمان، نظام&amp;zwnj;های سیاسی نتایج متفاوتی به بار می&amp;zwnj;آورند، زندگی در دیکاتوری&amp;zwnj;ها فلاکت&amp;zwnj;بارتر می&amp;zwnj;شود.&amp;quot; آدام پرزورسکی&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;آیا خودکشی یک &amp;quot;مشکل اجتماعی&amp;quot; است؟ آیا وضعیت&amp;zwnj;های اجتماعی، در خودکشی افراد مؤثر است، یا پایان دادن به زندگی، نتیجه یک وضعیت روانی خاص در افراد است؟ آیا جنسیت در میزان خودکشی تأثیرگذار است؟ اگر چنین است، کدام جنس بیشتر در معرض اقدام به خودکشی است و چرا؟ وضعیت ایران در این بین چگونه است و چگونه می&amp;zwnj;توان این وضعیت را فهم کرد؟&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این&amp;zwnj;ها پرسش&amp;zwnj;هایی است که در این یادداشت تلاش می&amp;zwnj;شود با تکیه بر یک نظریه کلاسیک جامعه&amp;zwnj;شناسانه پاسخی برای&amp;zwnj; آنها ارائه شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;خودکشی همچون یک آسیب اجتماعی &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر اساس خبری که چندماه پیش &lt;a href=&quot;http://www.pana.ir/NSite/FullStory/News/?Id=206679&quot;&gt;خبرگزاری پانا&lt;/a&gt; در ایران منتشر کرد، و گزارشی نیز در &lt;a href=&quot;http://roozegardaily.org/pdf/90-10-20/14.pdf&quot;&gt;شماره ۱۶۰۸&amp;nbsp;روزنامه روزگار&lt;/a&gt; درباره آن منتشر شد، ایران سومین کشور جهان است که نرخ خودکشی زنان در آن، رو به افزایش دارد و در حال پیشی گرفتن از نرخ خودکشی مردان است. رتبه&amp;zwnj;های اول و دوم در این زمینه را کشورهای چین و هندوستان دارند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همچنین بر اساس این گزارش که مستند به نتایج پاره&amp;zwnj;ای از پژوهش&amp;zwnj;هاست، استان&amp;zwnj;های ایلام، کرمانشاه، کردستان و همدان رکورددار نرخ خودکشی در میان زنان هستند و در این استان&amp;zwnj;ها خودکشی زنان بیش از مردان است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حال حاضر، میزان خودکشی ۱۲ نفر در هر هزارنفر است و در استان تهران به&amp;zwnj;طور متوسط، روزانه ۱۰&amp;nbsp;نفر خودکشی می&amp;zwnj;کنند که البته همه خودکشی&amp;zwnj;ها به مرگ منجر نمی&amp;zwnj;شود. همچنین بر اساس گزارشی که &lt;a href=&quot;http://www.etemaad.ir/Released/90-12-15/97.htm#193658&quot;&gt;روزنامه اعتماد&lt;/a&gt; در روزهای پایانی سال ۱۳۹۰ منتشر کرد، مرکز تحقیقات پزشکی قانونی تأیید کرده است که بیشترین فراوانی خودکشی در ایران (اعم از زن و مرد) به ترتیب به استان&amp;zwnj;های تهران با ۴۳۴ نفر، کرمانشاه با ۲۴۷ نفر و لرستان با ۲۲۸ نفر اختصاص دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot; class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;202&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/images/suicide2.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تحلیلگران مسائل اجتماعی بر اساس سنخ&amp;zwnj;شناسی دورکیم از خودکشی، خودکشی زنان در ایران و روند رو به رشد آن را ناظر به شرایط ناهنجاری می&amp;zwnj;دانند که در فقدان نظام&amp;zwnj; هنجارساز سنتی و شکل&amp;zwnj;نگرفتن هنجارهای مدرن ایجاد شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تمامی این آمار و گزارش&amp;zwnj;ها حاکی از این است که خودکشی به مثابه یک واقعیت اجتماعی در ایران وجود دارد و انکارشدنی نیست، اما آنچه به صورت معنادار در این آمارها دیده می&amp;zwnj;شود، روند فزاینده خودکشی زنان در ایران است. این واقعیت ایران را به سومین کشوری تبدیل کرده است که در آن نرخ خودکشی زنان رو به افزایش است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به بیان دیگر ایران یکی از سه کشوری است که هر روز، زنان بیش از روزهای قبل خودکشی می&amp;zwnj;کنند و این موضوع، فارغ از هر تحلیل و بدون استناد به هیچ نظریه&amp;zwnj;ای نشان می&amp;zwnj;دهد که شرایط آنومیک (ناهنجار) است و می&amp;zwnj;توان به عنوان یک آسیب اجتماعی به دنبال چرایی و ریشه&amp;zwnj;یابی آن بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیش از این اما باید اثبات کنیم که روند رو به رشد خودکشی زنان در ایران یک آسیب یا مسئله اجتماعی است. بدین منظور نخست باید نشان دهیم که در اساس،&amp;zwnj; مسئله اجتماعی چیست و آسیب اجتماعی چگونه شناسایی و تعریف می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ویژگی&amp;zwnj;های مسئله اجتماعی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;الف- مسئله یا مشکل اجتماعی همواره یک آسیب اجتماعی قلمداد می&amp;zwnj;شود. یعنی نمی&amp;zwnj;توان یک مسئله اجتماعی داشت که در آن چیزی اشتباه (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;wrong&lt;/span&gt;) و ناساز دیده نشود. دقیقاً به همین دلیل، تحلیل&amp;zwnj;گران مسائل اجتماعی، هرگز به خانواده منسجم و پایدار، گروه&amp;zwnj;های اجتماعی فعال و شاد، همچون یک مسئله اجتماعی نگاه نمی&amp;zwnj;کنند. پس مسئله اجتماعی یک عنصر غلط و اشتباه در واقعیت&amp;zwnj; اجتماعی است که ما را با مشکل و زحمت (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;trouble&lt;/span&gt;) درگیر می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ب- همانطور که از عبارت &amp;quot;مسئله اجتماعی&amp;quot; برمی&amp;zwnj;آید، یک مسئله اجتماعی به مثابه آسیب،&amp;zwnj; جنبه عمومی و فرافردی دارد و اساساً حل کردن آن جدی و دشوار است. برای مثال،&amp;zwnj; مشکل مالی خانواده ما (مادامی که این مشکل، دامن&amp;zwnj;گیر بخش قابل توجهی از جامعه و گروه&amp;zwnj;های اجتماعی نشده باشد) یک مسئله اجتماعی نیست؛ زیرا نه جنبه عمومی دارد و نه حل کردن آن کار دشواری است. اگر بدانیم منشاء و ریشه مشکل کجاست،&amp;zwnj; می&amp;zwnj;توانیم آن را حل کنیم، اما زمانی که همین مشکل، جنبه عمومی می&amp;zwnj;یابد، دشوار و جدی می&amp;zwnj;شود. برای اینکه در چنین شرایطی یافتن منشاء و ریشه اصلی مشکل بسیار دشوار است و بعد، برطرف کردن آن علت یا علل اصلی نیز بسیار دشوار خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ج- یک نکته مهم که وجه تمیز مسئله اجتماعی با سایر واقعیت&amp;zwnj;های جمعی است، این است که یک مسئله و آسیب اجتماعی را می&amp;zwnj;توان حل کرد. برای روشن&amp;zwnj; شدن بحث می&amp;zwnj;توان به واقعه مرگ و مردن انسان&amp;zwnj;ها توجه کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img align=&quot;left&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/images/184suicide_hanging.jpg&quot; /&gt;مرگ یک واقعیت اجتماعی است که هم افراد را با زحمت و رنج درگیر می&amp;zwnj;کند و هم جنبه عمومی دارد، اما هیچ امید و افقی برای حل کردن آن وجود ندارد. بنابراین در واقع مرگ، یک آسیب اجتماعی نیست و باید آن را از فهرست مشکلاتی که سیاستگذاران اجتماعی باید چاره&amp;zwnj;ای برای آن بیندیشند،&amp;zwnj; خارج کرد. درباره خودکشی اما چنین نیست. یعنی می&amp;zwnj;توان چاره&amp;zwnj;ای برای آن اندیشید. بنابراین همواره کورسویی از امید و خوشبینی نسبت به برطرف&amp;zwnj; کردن آسیب&amp;zwnj;ها و مسائل اجتماعی وجود دارد و مادامی که این امیدواری وجود نداشته باشد، واقعیت اجتماعی به شکل مسئله درنیامده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;د- واپسین ویژگی مسئله اجتماعی این است که خرد جمعی و افکار عمومی همصدا با سیاستگذاران و کارشناسان باور داشته باشند که باید آن مشکل و آسیب را برطرف کرد. به بیان دیگر واقعیت اجتماعی مشکل&amp;zwnj;زا،&amp;zwnj; علاوه بر اینکه لازم است قابلیت تغییر داشته باشد، لازم است این توافق نیز درباره آن وجود داشته باشد که باید تغییر کند. این ویژگی جنبه&amp;zwnj;ای اخلاقی&amp;zwnj; و ذهنی دارد. در واقع ملاحظات هنجارین (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;normative&lt;/span&gt;) است که می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;هم لازم هست و هم باید این مسئله را حل کرد&amp;quot;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای مثال، ممکن است حاشیه&amp;zwnj;نشینی، به عنوان یک واقعیت اجتماعی مشکل&amp;zwnj;زا و عمومی در جامعه&amp;zwnj;ای مطرح باشد و مسئله&amp;zwnj;ای جدی برای کلانشهر&amp;zwnj;ها قلمداد شود که البته می&amp;zwnj;توان آن را حل کرد یا حداقل طی مجموعه&amp;zwnj;ای از اقدامات، آن را کنترل کرد، اما در این زمینه که آیا باید برای رفع این مشکل اجتماعی اقدامی انجام شود، توافقی وجود نداشته باشد. شاید اقدام&amp;zwnj;های درنظر گرفته شده هزینه&amp;zwnj;&amp;zwnj;های بیشتری از اصل مسئله بر جامعه تحمیل می&amp;zwnj;کند،&amp;zwnj; یا شاید پاره&amp;zwnj;ای ملاحظات سیاسی و فرهنگی در این خصوص مطرح باشد،&amp;zwnj; یا حتی اولویت&amp;zwnj;های دیگری برای عمل وجود داشته باشد که توافق عمومی درباره مهار حاشیه&amp;zwnj;نشینی را از میان برمی&amp;zwnj;دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;برای روشن&amp;zwnj;تر شدن بحث، مثالی را مطرح می&amp;zwnj;کنیم که در ادامه نیز کاربرد خواهد داشت. امیل دورکیم، جامعه&amp;zwnj;شناس مشهور فرانسوی،&amp;zwnj; در نظریه&amp;zwnj;های خود، بر این موضوع تأکید دارد که میزانی از خودکشی در هر جامعه&amp;zwnj;ای طبیعی و بهنجار (&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;normal&lt;/span&gt;) است. او و بسیاری دیگر از جامعه&amp;zwnj;شناسان کارکردگرا، باور دارند که آسیب&amp;zwnj;های اجتماعی نیز کارکردهایی برای بقای کل سیستم اجتماعی دارند و میزانی از این آسیب&amp;zwnj;ها و مسائل باید در جامعه وجود داشته باشد، تا همچون سوپاپ اطمینان عمل کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنا بر چهار ویژگی مذکور، می&amp;zwnj;توان گفت که مسئله اجتماعی به شرایطی اطلاق می&amp;zwnj;شود که غلط، مشکل&amp;zwnj;زا، شایع و قابل تغییر باشد و معتقد باشیم باید تغییر یابد.[۱]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot; class=&quot;rtecenter&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;400&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/images/fn_rtaylor_29.12.09_pd1659626.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در جامعه&amp;zwnj;ای که ازدواج دختران زیر ۱۵ سال در سال ۱۳۹۰، نسبت به پنج سال قبلش، ۴۵ درصد رشد داشته است، و یازده درصد زنان روسپی،&amp;zwnj; با اطلاع همسران خود تن&amp;zwnj;فروشی می&amp;zwnj;کنند، در جامعه&amp;zwnj;ای که هر روز بر تعداد زنان بیکار افزوده می&amp;zwnj;شود و سهم ایشان در مشارکت&amp;zwnj;های مدنی کاسته می&amp;zwnj;شود، افزایش خودکشی نه بعید است و نه پیش&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;ناپذیر.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;از این منظر می&amp;zwnj;توان پذیرفت که خودکشی اگرچه در سطحی و تاحدی ناشی از یک وضعیت روانی ناسامان و ناهنجار است، اما در سطح اجتماعی و با فراوانی زیاد، اساساً واقعیتی اجتماعی است. بدین معنی که هم وضعیت اجتماعی بر نرخ خودکشی مؤثر است و هم خودکشی بر محیط اجتماعی تأثیر می&amp;zwnj;گذارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همانطور که آمارها نیز نشان می&amp;zwnj;دهند، در شرایط خاص اجتماعی، جنسیت به&amp;zwnj;عنوان یک ویژگی اجتماعی (و نه جنسی)، بر نرخ خودکشی مؤثر است. حال با توجه به این مباحث باید پرسید چرا خودکشی زنان در ایران روندی چنین فزاینده و شتابان دارد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;انواع خودکشی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;دورکیم در کتاب &amp;quot;خودکشی&amp;quot;[۲]، چهار گونه خودکشی را از یکدیگر تفکیک می&amp;zwnj;کند و نشان می&amp;zwnj;دهد در کدام شرایط اجتماعی، کدام نوع از خودکشی به مثابه یک واقعیت اجتماعی ناهنجار رایج می&amp;zwnj;شود. از نظر دورکیم، گونه&amp;zwnj;های خودکشی نسبتی معنادار با انسجام اجتماعی و کنترل اجتماعی دارند. بر این اساس عنوان انواع خودکشی&amp;zwnj; عبارتند از:&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۱. خودکشی خودخواهانه (&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Egoistic&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;): &lt;/b&gt;نرخ این خودکشی در نبود انسجام و همبستگی اجتماعی افزایش می&amp;zwnj;یابد. با کاهش یکپارچگی اجتماعی، نرخ خودکشی خودخواهانه افزایش می&amp;zwnj;یابد، زیرا هنجارهای لازم برای زیستن، رنگ می&amp;zwnj;بازند و افراد از سیستم اجتماعی دور می&amp;zwnj;افتند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۲. خودکشی دیگرخواهانه (&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Altruistic&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;):&lt;/b&gt; اگرچه فقدان انسجام و همبستگی اجتماعی، عامل خودکشی است، اما در مقابل آن، انسجام و یکپارچگی بیش از حد نیز به افزایش خودکشی دامن می&amp;zwnj;زند. البته در این شرایط که نمونة بارز آن در وضعیت جنگی و انسجام ناشی از ملی&amp;zwnj;گرایی و میهن&amp;zwnj;پرستی دیده می&amp;zwnj;شود، خودکشی دیگرخواهانه افزایش می&amp;zwnj;یابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۳. خودکشی آنومیک (&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Anomic&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;):&lt;/b&gt; همانطور که از نام این نوع از خودکشی برمی&amp;zwnj;آید، در شرایطی که هنجارهای اجتماعی دستخوش تحول شدید می&amp;zwnj;شوند و نظارت و کنترل اجتماعی کاهش می&amp;zwnj;یابد و اخلاق اجتماعی دگرگون می&amp;zwnj;شود، خودکشی آنومیک و ناهنجار رشد چشمگیری می&amp;zwnj;یابد. بهترین مثال برای این نوع از خودکشی، شرایط ناهنجار ناشی از بحران&amp;zwnj;های شدید اقتصادی و سیاسی است. شرایطی که زیست اجتماعی آسیب می&amp;zwnj;بیند و هنجارها بر مدار و محوری دیگر از قبل تعریف می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;۴. خودکشی قضا و قدری (&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Fatalistic&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;):&lt;/b&gt; وقتی در یک اجتماع، وجدان جمعی و کنترل اجتماعی، آنقدر زیاد باشد که اساساً هیچ راه فراری از آن وجود نداشته باشد، خودکشی قضا و قدری بیش از هر نوع دیگر دیده می&amp;zwnj;شود. این&amp;zwnj; گونه از خودکشی بیشتر خاص جوامع بسته و سنتی است که نظام اجتماعی سیطره خود را بر همة ساحت&amp;zwnj;های زندگی اجتماعی و فردی گسترده است. نمونه چنین شرایطی را در نظام&amp;zwnj;های استبدادی نیز می&amp;zwnj;توان دید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;زیستن در خفقان&amp;zwnj;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تحلیلگران مسائل اجتماعی بر اساس سنخ&amp;zwnj;شناسی دورکیم از خودکشی، خودکشی زنان در ایران و روند رو به رشد آن را ناظر به شرایط ناهنجاری می&amp;zwnj;دانند که در فقدان نظام&amp;zwnj; هنجارساز سنتی و عدم شکل&amp;zwnj;گیری هنجارهای مدرن ایجاد شده است. در گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن، تحت استیلای ارزش&amp;zwnj;های مردسالارانه،&amp;zwnj; آنچه بیش از هر چیز در خودکشی زنان مؤثر است، بحران&amp;zwnj;های اجتماعی و فشارهای سنتی است. این شرایط به خودکشی آنومیک، و قضا و قدری دامن می&amp;zwnj;زند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگرچه باید پذیرفت که ارزش&amp;zwnj;های مردسالارانه با نسبتی متفاوت در تمامی جوامع حاکم است،&amp;zwnj; اما شرایط برای زنانی که در جوامع &amp;zwnj;سنتی زندگی می&amp;zwnj;کنند، دشوارتر است. خصوصاً اگر سیستم سیاسی حاکم بر این نظام&amp;zwnj;ها دیکتاتوری باشد؛ سیستمی که هرگونه فعالیت مدنی برای احقاق حقوق را در قالب براندازی و جرم سیاسی تعریف می&amp;zwnj;کند. اینجاست که می&amp;zwnj;توان همصدا با آدام پرزورسکی گفت: هر زمان، نظام&amp;zwnj;های سیاسی نتایج متفاوتی به بار می&amp;zwnj;آورند، زندگی در نظام دیکتاتوری&amp;zwnj;ها فلاکت&amp;zwnj;بارتر است. [۳]&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در جامعه&amp;zwnj;ای که &lt;a href=&quot;http://www.tehrooz.com/1390/12/8/TehranEmrooz/842/Page/10/?NewsID=98144&quot;&gt;ازدواج دختران زیر ۱۵ سال&lt;/a&gt; در سال ۱۳۹۰، نسبت به پنج سال قبلش، ۴۵ درصد رشد داشته است&amp;nbsp;و &lt;a href=&quot;http://www.radiofarda.com/content/f3_society_moral_decline_iran/24526923.html&quot;&gt;۱۱&amp;nbsp;درصد زنان روسپی&lt;/a&gt;،&amp;zwnj; با اطلاع همسران خود تن&amp;zwnj;فروشی می&amp;zwnj;کنند؛&amp;nbsp;در جامعه&amp;zwnj;ای که هر روز بر &lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/society/humanrights/2011/12/14/9036&quot;&gt;شمار زنان بیکار&lt;/a&gt; افزوده می&amp;zwnj;شود و سهم ایشان در مشارکت&amp;zwnj;های مدنی کاسته می&amp;zwnj;شود،&amp;nbsp;افزایش خودکشی نه بعید است و نه پیش&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;ناپذیر. در چنین جامعه&amp;zwnj;ای این مردان هستند که قوانین را به نفع خود تصویب می&amp;zwnj;کنند و ایشان هستند که تلاش می&amp;zwnj;کنند، آمار مرگ&amp;zwnj;های ناشی از خودکشی زنان را تکذیب، انکار و پنهان کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پانویس&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۱-&amp;nbsp;برای آشنایی بیشتر با بحث تعریف و ویژگی&amp;zwnj;های مسئله اجتماعی رجوع کنید به&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;: &amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;نگرشی نو در تحلیل مسائل اجتماعی، دانیلین لوزیک، ترجمه سعید معیدفر، انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم، ۱۳۸۸. صفحه ۲۵-۲۳&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۲-&amp;nbsp;خ&amp;zwj;ودک&amp;zwj;ش&amp;zwj;ی، ام&amp;zwj;ی&amp;zwj;ل&amp;zwnj; دورک&amp;zwj;ی&amp;zwj;م&amp;zwnj;، ت&amp;zwj;رج&amp;zwj;م&amp;zwj;ه&amp;zwnj; ن&amp;zwj;ادر س&amp;zwj;الارزاده&amp;zwnj; ام&amp;zwj;ی&amp;zwj;ری، دان&amp;zwj;ش&amp;zwj;گ&amp;zwj;اه&amp;zwnj; ع&amp;zwj;لام&amp;zwj;ه&amp;zwnj; طب&amp;zwj;اطب&amp;zwj;ای&amp;zwj;ی&amp;zwnj;، چاپ نخست، ۱۳۷۸&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;۳- دموکراسی و توسعه، آدام پرزورسکی و دیگران، ترجمعه جعفر خیرخواهان، سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، چاپ نخست، ۱۳۸۴. صفحه ۲۹&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/03/29/12550#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10674">جامعه ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10673">خودکوشی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10675">دورکیم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8086">سعید راعی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/our-human-rights">حقوق انسانی ما</category>
 <pubDate>Thu, 29 Mar 2012 13:30:54 +0000</pubDate>
 <dc:creator>behnam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">12550 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>