<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10672/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>دندیل</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10672/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>مردمانی گرسنه، یک دختر باکره، و یک استوار آمریکایی در «دندیل»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2012/03/30/12549</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2012/03/30/12549&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    بررسی جامعه‌شناختی داستان «دندیل» نوشته زنده‌یاد غلام‌حسین ساعدی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    وحید ولی‌زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/saedi01.jpg?1333300016&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;وحید ولی&amp;zwnj;زاده &amp;ndash; دهه&amp;zwnj;ی ۴۰ و ۵۰ خورشیدی و (۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی) ، دهه&amp;zwnj;های تضادهای حاد در کشورهای پیرامونی بود. موج انقلابی از یکسو و کودتا&amp;zwnj;ها و دیکتاتوری&amp;rlm;&amp;zwnj;ها از سوی دیگر. آفریقا، نیمی از آسیا و آمریکای لاتین در التهاب مبارزات رهایی&amp;zwnj;بخش ملی می&amp;zwnj;&amp;rlm;سوختند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;مبارزات مردم این جوامع برای رهایی و عدالت اجتماعی به مبارزه با حاکمان بومی محدود نمی&amp;zwnj;شد. این مبارزات سلطه&amp;zwnj;ی مستقیم امپریالیسم را نیز هدف قرار داده بودند. شاید امروزه در ایران که بیش از سه دهه است از حضور مرئی و ملموس نیروهای نظامی آمریکایی می&amp;zwnj;گذرد و تقریباً چهل تا پنجاه میلیون نفر از جمعیت امروزینش خاطره&amp;zwnj;ی مستقیمی از آن ندارند، فهم آن موج رهایی&amp;zwnj;بخش و استقلال&amp;zwnj;طلب بسیار دشوار باشد. اینجاست که ادبیات به عنوان حافظه&amp;zwnj;ی جمعی یک جامعه نقش خود را ایفا می&amp;zwnj;کند. در لابه&amp;zwnj;لای متن&amp;zwnj;های ادبی است که نه تنها می&amp;zwnj;توان با واقعیات یک دوره&amp;zwnj;ی تاریخی سپری شده ملاقات کرد، بلکه درک&amp;zwnj;ها و دریافت&amp;zwnj;های مسلط را نیز بازشکافت. داستان &amp;laquo;دندیل&amp;raquo; اثر غلامحسین ساعدی از تأثیرگذار&amp;zwnj;ترین آفرینش&amp;zwnj;های ادبی است که از جمله، واقعیت&amp;zwnj;های مهمی از دهه&amp;zwnj;ی ۴۰ و ۵۰ خورشیدی را بازنمایی می&amp;zwnj;کند که در روایت&amp;zwnj;های رسمی شاهنشاهی قلم گرفته می&amp;zwnj;شد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;گرسنه&amp;zwnj;گان &amp;laquo;دندیل&amp;raquo;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دندیل چند روز از زندگی حاشیه&amp;zwnj;نشینان تهران را تعریف می&amp;zwnj;کند. داستان از آنجا آغاز می&amp;zwnj;شود که صاحب یکی از جنده&amp;zwnj;خانه&amp;zwnj;های محله دختری بسیار کم&amp;zwnj;سن و سال و زیباروی را که باکره است به جنده&amp;zwnj;خانه می&amp;zwnj;آورد. در محله&amp;zwnj;ی کثیف، خراب&amp;zwnj;آباد و دورافتاده&amp;zwnj;ای چون &amp;laquo;دندیل&amp;raquo; خبر به زودی نقل دهان همگان می&amp;zwnj;شود. صاحب جنده&amp;zwnj;خانه که زنی است مسن، دندان تیز کرده است که از اولین مشتری دختر، پول درمان مریضی&amp;zwnj;های خود را درآورد. جاکش&amp;zwnj;های محله به تکاپو می&amp;zwnj;افتند تا مشتری&amp;zwnj;های حسابی بیابند. به پیشنهاد پاسبان محله قرار می&amp;zwnj;شود دختر را برای یک استوار آمریکایی بازاریابی کنند. تمام محله ذوق&amp;zwnj;زده هستند و در انتظار آن&amp;zwnj;اند که از ریخت و پاش&amp;zwnj;های استوار آمریکایی سهمی هم به آن&amp;zwnj;ها برسد. استوار به جنده&amp;zwnj;خانه می&amp;zwnj;&amp;rlm;آید و بکارت دختر را برمی&amp;zwnj;دارد، اما بدون آنکه پولی بدهد به سمت پادگانش راه می&amp;zwnj;افتد. هیچ&amp;rlm;کس جرأت نمی&amp;zwnj;کند از او پول بخواهد. مال&amp;zwnj;باختگان تنها در سکوت و لرز، اشک می&amp;zwnj;&amp;rlm;ریزند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;چند جاکش و یک دختر باکره&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/saedi02.jpg&quot; /&gt;زنده&amp;zwnj;یاد غلام&amp;zwnj;حسین ساعدی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;شخصیت&amp;zwnj;های اصلی داستان قهوه&amp;zwnj;چی، چند جاکش، روسپی نوجوان، صاحب جنده&amp;zwnj;خانه، پاسبان و استوار آمریکایی هستند و چند شخصیت فرعی دیگر نیز در داستان حضور دارند. اما شاید مهم&amp;zwnj;ترین کاراکتر داستان خود دندیل است. محله&amp;zwnj;ای با یک میدانچه و تعدادی خانه&amp;zwnj;های پراکنده، در کنار تلی از زباله و در مجاورت یک پادگان نظامی. دندیل در گفت&amp;zwnj;وگوهای ساکنان محله حضوری زنده دارد، همچون شخصی صمیمی اما جذامی. دندیل اگر چه شاید چون دژآبادی دیستوپیک در ناکجاآباد به&amp;rlm;نظر برسد، اما نمونه&amp;zwnj;ای از بی&amp;zwnj;شمار محله&amp;zwnj;هایی است که در تمام کشورهای پیرامونی شکل گرفته و وجود دارد. مکان انباشت فقر، سیاهی، تباهی و عفونت، که به صورت سیستماتیک در حاشیه&amp;zwnj;های جوامع پیرامونی رشد می&amp;zwnj;کنند. در فاصله&amp;zwnj;ای نه چندان طولانی با مراکز پررونق و ثروتمند شهری، با بوتیک&amp;zwnj;ها و اتومبیل&amp;zwnj;ها و خانه&amp;zwnj;های گران&amp;zwnj;قیمت، دندیل&amp;rlm;&amp;zwnj;ها دور از چشم&amp;rlm;&amp;zwnj;ها وجود دارند و رشد می&amp;zwnj;کنند. نظریه&amp;zwnj;ی مارکسیستی توسعه&amp;rlm;&amp;zwnj;ی ناموزون و مرکب، درافزوده&amp;rlm;ی تروتسکی به نظریه&amp;zwnj;ی عمومی امپریالیسم است و نشان می&amp;zwnj;&amp;rlm;دهد که چگونه در کشورهای تحت سلطه&amp;zwnj;ی امپریالیسم، رشد موزون جامعه به هم می&amp;zwnj;خورد و مناطقی به شدت توسعه&amp;zwnj;یافته، به گونه&amp;rlm;ای که به سختی می&amp;zwnj;توان تفاوت آن را از مناطق و مراکز کشورهای امپریالیستی بازشناخت شکل می&amp;zwnj;گیرد، و در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان، مناطق و مراکزی از ریخت&amp;zwnj;افتاده، کنارمانده از توسعه، و خرابه، تولید می&amp;zwnj;شود. دندیل جغرافیای ویرانی در عصر امپریالیسم است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;یک استوار آمریکایی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کاراکتر آمریکایی داستان یک انسان معمولی نیست. او را هیچ&amp;rlm;کس در دندیل به عنوان یک فرد در نظر نمی&amp;zwnj;گیرد. او از پیش به تصویر جهانی که او از آن آمده، و نیز واقعیت رابطه&amp;zwnj;ی آن جهان و جهان مردم دندیل گره خورده است. اسدلله پاسبان که اولین بار به جاکش&amp;zwnj;ها پیشنهاد می&amp;zwnj;کند که به سراغ آمریکایی بروند، نخستین توصیفش از او چنین است: &amp;laquo;یادتون باشه که اون یک آمریکاییه. با این آشغال&amp;zwnj;کله&amp;rlm;های خودمون خیلی فرق داره.&amp;raquo; و کمی جلو&amp;zwnj;تر او را در تصویری کلی&amp;zwnj;تر نشان می&amp;zwnj;دهد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;اونا که مث ما گشنه گدا نیستن. همیشه&amp;rlm; خدا تو پول غلت می&amp;zwnj;زنن. هر جا برن مث ریگ پول خرج می&amp;zwnj;کنن، پول می&amp;zwnj;دن، می&amp;zwnj;خوان خوش باشن. اما یه چیزی هم هس، باید وقتی می&amp;zwnj;آد اینجا همه چی موافق میلش باشه. از بابت مخارج هم هیچ مضایقه&amp;zwnj;ای نداره. فکرشو بکن، یارو یه استواره، اما سه برابر رئیس ما مواجب داره. برو تو پادگان و خونه زندگیشو ببین، آدم مبهوت می&amp;zwnj;مونه. اون گنده&amp;zwnj;گنده&amp;zwnj;ها جلوش خبردار وامیسن. خب، حالا یک همچو آدمی می&amp;zwnj;خواد بیاد اینجا. می&amp;zwnj;دونی بعداً چقدر دندیل رو می&amp;zwnj;یاد؟ دیگه نون همه&amp;zwnj;تون تو روغنه، اما اینجوری نمی&amp;zwnj;شه، با این همه کثافت... می&amp;zwnj;شه از تو تاریکی آوردش؟ اونا عادت ندارن. مملکت خودشون شب و روزش یکیه. اصلاً شباش از روزاشم روشن&amp;rlm;تره. من عکس شهراشونو دیدم. عمارتا شیشه&amp;rlm;ایه و خیابونا عین بلور برق می&amp;zwnj;زنه... همین جور بانک بغل بانک و همه&amp;zwnj;شون هم پر پول. اونا که مثل ما گدا نیستن. همه&amp;zwnj;شون ماشین شخصی دارن، جنده&amp;rlm;هاشون روزی چهار پنج ساعت تو سلمونیا با خودشون ور می&amp;zwnj;رن، حالا شما می&amp;zwnj;خوایین یه همچو آدمی رو بیارین دندیل.&amp;raquo; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/images/saedi03.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;پس &amp;laquo;همچو آدمی&amp;raquo; مثل بقیه نمی&amp;zwnj;تواند باشد. چون صرفاً یک فرد نیست، فردی است که با خود مجموعه&amp;rlm;ای از قدرت&amp;rlm;&amp;zwnj;ها را حمل می&amp;zwnj;&amp;rlm;کند و برای دندیلیان هم جذاب و هم مهیب است. این چنین است که صحنه&amp;rlm;ی عجیب ورود آمریکایی به دندیل شکل می&amp;zwnj;&amp;rlm;گیرد. از آمریکایی نه چون یک مشتری جنده&amp;rlm;خانه، بلکه چون دامادی برای نوعروس ایرانی استقبال می&amp;zwnj;&amp;rlm;شود. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دربازکن آمد و نگاه کرد و گفت: &amp;laquo;دارن میارنش!&amp;raquo; و شلنگ&amp;zwnj;اندازان دوید توی حیاط و داد زد: &amp;laquo;تامارا خانوم، تامارا خانوم! دارن میارنش!&amp;raquo; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;با او مثل مشتریان دیگر تا نمی&amp;zwnj;&amp;rlm;شود. در پاسخ به دلنگرانی&amp;rlm;&amp;zwnj;ها نسبت به اینکه هنوز پولش را نداده است، اسدالله می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;چه خبرته؟ می&amp;zwnj;ترسی در بره؟ اون که مثل ما نیس، اون تمدن داره، آمریکاییه، مثل من و تو وحشی و گدا که نیس.&amp;raquo; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و حتی زمانی که مشخص می&amp;zwnj;شود که تمام بنای تخیلات آدم&amp;rlm;های دخیل در داستان بر باد رفته است، و آمریکایی بدون اینکه پولی بدهد، ترتیب باکره را داده است و دارد می&amp;zwnj;&amp;rlm;رود، اسدالله هراس همگانی را این&amp;zwnj;گونه بازتاب می&amp;zwnj;&amp;rlm;دهد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;نه پنجک، نمی&amp;zwnj;شه چیزی بهش گفت، نمی&amp;zwnj;شه ازش پول خواست. این مثل من و تو نیس، این آمریکاییه. اگه بدش بیاد، اگه دلخور بشه، همه دندیلو به هم می&amp;zwnj;ریزه، همه رو به خاک و خون می&amp;zwnj;کشه.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پاسبانی در محله&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در صحنه&amp;zwnj;ای در دندیل زمانی که استوار آمریکایی به سوی جنده&amp;zwnj;خانه می&amp;zwnj;رود، مردم زیادی برای تماشا جمع شده&amp;zwnj;اند و هو می&amp;zwnj;کنند. اسدالله پاسبان که مسئولیت حفظ نظم را بر عهده دارد طپانچه&amp;zwnj;اش را بیرون می&amp;zwnj;آورد و مردم را تهدید می&amp;zwnj;کند. وقتی یکی از میان جمعیت می&amp;zwnj;گوید که می&amp;zwnj;خواهند خشتک آمریکایی را پاره کنند و پوستش را بکنند، او می&amp;zwnj;گوید که: &amp;laquo;تا من هستم هیچ گهی نمی&amp;zwnj;تونین بخورین. خیال کردین، مملکت حساب و کتاب داره.&amp;raquo; و یکی از میان جمعیت می&amp;zwnj;&amp;rlm;گوید: &amp;laquo;راست می&amp;zwnj;&amp;rlm;گه تا اینا هستن هیچ کاریشون نمی&amp;zwnj;تونیم بکنیم.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ساعدی در داستان خود با تیزبینی و طنز، این&amp;zwnj;گونه نقش پاسبانان دندیل را به تصویر می&amp;zwnj;کشد. نظم سیاسی پلیسی در کشورهای تحت سلطه امپریالیسم تنها دست اندرکار پاسبانی از &amp;laquo;خشتک&amp;raquo; منافع مادی نیروها و منابع امپریالیستی است، نه پاسبانی از حرمت، حقوق پایه&amp;zwnj;ای و زیست شرافتمندانه&amp;zwnj;ی مردمانش. داستان گروتسک ساعدی، که خواننده را در بسیاری از لحظات می&amp;zwnj;خنداند، سرشار از تباهی و اندوه است. مردمان بی&amp;zwnj;طبقه&amp;zwnj;ای که برای سیر کردن شکم خود به جاکشی و تن&amp;zwnj;فروشی تن می&amp;zwnj;دهند، بچه&amp;zwnj;هایی که به جای مدرسه&amp;zwnj;ها در تل زباله&amp;zwnj;ها بزرگ می&amp;zwnj;شوند، و سازمان مخدوش اجتماعی که بوی تند آن در داستان، دل آدم را به هم می&amp;zwnj;زند.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2012/03/30/12549#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10672">دندیل</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5757">غلام حسین ساعدی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2184">وحید ولی زاده</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review">کتاب زمانه</category>
 <pubDate>Fri, 30 Mar 2012 07:40:46 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">12549 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>