<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1066/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>الن بدیو</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1066/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>درباره‌ی تونس</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B3</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B3&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    حمید پرنیان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;654&quot; height=&quot;350&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/badiou2.jpg?1297192937&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;حمید پرنیان&amp;minus; در ۱۹ ژانویه&amp;zwnj;ی ۲۰۱۱، آلن بدیو فیلسوف سرشناس فرانسوی، سمیناری برگزار کرد با عنوان &amp;laquo;&amp;quot;تغییر جهان&amp;quot; چه معنایی دارد؟&amp;raquo;. او در این سمینار سخنرانی&amp;zwnj;ای کرد که مکتوب نبود. فشرده&amp;zwnj;ای از آن به قلم دانیل فیشر انتشار یافته و به &lt;a href=&quot;http://wrongarithmetic.wordpress.com/2011/02/02/alain-badiou-on-tunisia-riots-revolution/&quot;&gt;انگلیسی&lt;/a&gt; ترجمه شده است.  این سخنرانی حاوی نکاتی از نظر بدیو درباره&amp;zwnj;ی شورش و انقلاب است. او شورش را مدخل انقلاب می&amp;zwnj;خواند. بدیو تونس را &amp;laquo;ضعیف&amp;zwnj;ترین حلقه&amp;raquo; در تغییرات کلانی می&amp;zwnj;داند که در خاورمیانه در شرف روی&amp;zwnj;دادن است. ترجمه&amp;zwnj;ی فشرده&amp;zwnj;ی این سخنرانی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;سخنرانی بدیو&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امروز می&amp;zwnj;خواهم درباره&amp;zwnj;ی شورش&amp;zwnj;های تونس حرف بزنم. البته نمی&amp;zwnj;خواهم از موضوع این سمینار - &amp;laquo;&amp;quot;تغییر جهان&amp;quot; چه معنایی دارد؟&amp;raquo; - عدول کنم. قبلا هم گفته&amp;zwnj;ام که &amp;laquo;تغییر جهان&amp;raquo; عبارت مبهمی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر منظور ما از &amp;laquo;شورش&amp;raquo;، کنش&amp;zwnj;های خیابانی&amp;zwnj;ای باشد که در آن مردم می&amp;zwnj;خواهند با استفاده از خشونت حکومت را سرنگون سازند، پس باید تاکید کرد که شورش&amp;zwnj;های تونس از نمونه&amp;zwnj;های نادر آن است: آن&amp;zwnj;ها &amp;laquo;پیروز&amp;raquo; شدند. رژیم تونس ۲۳ سال با امنیت کامل حکومت کرد و حالا به&amp;zwnj;دست مردم سرنگون شده است، اما همین نشان داد که تونس &amp;quot;ضعیف&amp;zwnj;ترین حلقه&amp;quot; است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چرا ما باید این پدیده را بررسی کنیم و چرا صرفا ابراز خوش&amp;zwnj;حالی نکنیم؟ مشکلی در ویژگی خرسندکننده&amp;zwnj;ی این اتفاق هست، ویژگی&amp;zwnj;ای که من آن را ویژگی رضایتی می&amp;zwnj;نامم. این مشکل به&amp;zwnj;رغم غیرقانونی&amp;zwnj;بودنِ ذاتی شورش&amp;zwnj;های مذکور بایستی از بین برود. امروزه راحت نمی&amp;zwnj;شود بیان داشت &amp;laquo;من بن&amp;zwnj;علی را دوست دارم، قلب&amp;zwnj;ام حقیقتا شکست وقتی مطلع شدم که او باید قدرت را ترک کند.&amp;raquo; وقتی فردی چنین چیزی می&amp;zwnj;گوید، خودش را در موقعیت بدی می&amp;zwnj;یابد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آلیوت-ماری، وزیر امورخارجه&amp;zwnj;ی فرانسه، افسوس می&amp;zwnj;خورد چرا دانش پلیس فرانسه را در خدمت بن&amp;zwnj;علی قرار نداده است. ما باید برای آلیوت-ماری احترام قایل شویم، زیرا آن&amp;zwnj;چه او بلند و رسما گفت همانی بود که همکاران سیاسی&amp;zwnj;اش به نجوا و غیررسمی مطرح می&amp;zwnj;کردند. سارکوزی اما، بر خلاف آلیوت-ماری، ریاکار و بزدل است. همه&amp;zwnj;ی کسانی (از راست و چپ) که در چند هفته&amp;zwnj;ی گذشته به بن&amp;zwnj;علی افتخار می&amp;zwnj;کردند و او را خاک&amp;zwnj;ریزی استوار علیه اسلام&amp;zwnj;گرایی و شاگرد غرب می&amp;zwnj;دانستند، امروزه، به&amp;zwnj;خاطر رضایت عمومی، مجبور شده&amp;zwnj;اند دُمشان را بگذارند روی کول&amp;zwnj;شان و وانمود کنند از رفتن او خوشحال&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک&amp;zwnj;بار دیگر: خشونت مردمی (و به&amp;zwnj;ویژه جوانانی که این خشونت را رهبری می&amp;zwnj;کردند) حکومتی را سرنگون کرده است و این در طول سی&amp;zwnj;سال اخیر (یعنی بعد از انقلاب ایرانیان در ۱۹۷۹) رخدادی نادر است. سی&amp;zwnj;سال باوری جزمی شکل گرفته بود که دیگر چنین چیزی ممکن نیست. تز &amp;laquo;پایان تاریخ&amp;raquo; این باور را ایجاد کرده بود. این تز صریحا نمی&amp;zwnj;گفت که هیچ&amp;zwnj;چیز رخ نخواهد داد: &amp;laquo;پایان تاریخ&amp;raquo; یعنی &amp;laquo;پایان رخدادها در تاریخ&amp;raquo;، یعنی پایان دورانی که (به قول تروتسکی) &amp;laquo;توده&amp;zwnj;ها بر صحنه&amp;zwnj;ی تاریخ بیایند&amp;raquo; و سازمان قدرت را سرنگون سازند. نظم هنجارین امور این شده بود: اتحاد اقتصاد بازار و دمکراسی پارلمانی. اتحادی که تنها هنجار پذیرفتنی سوژه&amp;zwnj;گانی (Subjectivit&amp;eacute;) عمومی بود. به همین نحو، &amp;laquo;جهانی&amp;zwnj;سازی&amp;raquo; یعنی: سوژه&amp;zwnj;گانی عمومی بدل به سوژه&amp;zwnj;گانی جهانی می&amp;zwnj;شود. از این گذشته، جهانی&amp;zwnj;سازی سوژه&amp;zwnj;گانی با جنگ&amp;zwnj;های تنبیهی (عراق، افغانستان)، جنگ&amp;zwnj;های مدنی (جنگ&amp;zwnj;هایی که در دولت&amp;zwnj;های فاسد افریقایی رخ داده است)، سرکوب انتفاضه&amp;zwnj;ی فلسطین و غیره قابل مقایسه نیست. آن&amp;zwnj;چه در مورد رخ&amp;zwnj;داد تونس شگفتی&amp;zwnj;آور است، تاریخیتِ آن است؛ آن&amp;zwnj;ها ظرفیتی را نشان دادند که می&amp;zwnj;تواند شکل&amp;zwnj;های کاملا جدیدی از سازمان&amp;zwnj;های جمعی بیافریند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من اثری را که اقتصاد بازار و دمکراسی پارلمانی ایجاد کرده است، اثری را که هنجاری شکست&amp;zwnj;ناپذیر را نهادینه کرده است، &amp;laquo;غرب&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامم &amp;ndash; و خودش هم خودش را با همین نام خطاب می&amp;zwnj;کند. دیگر نام&amp;zwnj;ها عبارتند از: &amp;laquo;جامعه&amp;zwnj;ی بین&amp;zwnj;المللی&amp;raquo; و &amp;laquo;تمدن&amp;raquo; (که علیه آن، شکل&amp;zwnj;های گوناگون بربریت قرار دارد که به معنی &amp;laquo;تصادم با تمدن&amp;zwnj;ها&amp;raquo;ست)، &amp;laquo;قدرت&amp;zwnj;های غربی&amp;raquo; و ... . اگر به یاد داشته باشید، در بیش از سی&amp;zwnj;سال گذشته، تنها گروهی که به این نام - &amp;laquo;مغرب&amp;zwnj;زمین&amp;raquo; - معتقد بود گروه کوچکی از فاشیست&amp;zwnj;ها بود که میله&amp;zwnj;های آهنی بالای سرشان می&amp;zwnj;چرخاندند (و من در دوران جوانی&amp;zwnj;ام با آن&amp;zwnj;ها برخورد داشتم). اما تغییری که در معنی و ارجاع این نام شکل گرفته است نشان می&amp;zwnj;دهد که جهان نیز تغییر کرده است. جهان دیگر آن خصلت ترانسندنتال (متعالی) را ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آیا ما در دوره&amp;zwnj;ی شورش&amp;zwnj;ها به سر می&amp;zwnj;بریم؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;می&amp;zwnj;توانیم به رخ&amp;zwnj;دادهای معاصر نگاه کنیم: یونان، ایسلند، انگلستان، تایلند (پیراهن&amp;zwnj;های رنگی)، شورش گرسنگان در افریقا، شورش کارگران در چین. در فرانسه هم ما چیزی شبیه به شورش داریم؛ این شبه&amp;zwnj;شورش را در اشغال کارخانه&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;بینیم. مردم در لبه&amp;zwnj;ی شورش قرار گرفته&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دوره&amp;zwnj;ی بحران سیستماتیکِ کاپیتالیسم در دو یا سه سال پیش شروع شده است (و برطرف&amp;zwnj;شدن&amp;zwnj;اش بسیار دور است)؛ بن&amp;zwnj;بست&amp;zwnj;های اجتماعی، فقر، و افزایش&amp;zwnj;یافتن این احساس که کاپیتالیسم دیگر مانند قبل شکست&amp;zwnj;ناپذیر نیست: خلأهای رژیم&amp;zwnj;های سیاسی آشکار شده است، و تنها هدف&amp;zwnj;شان خدمت&amp;zwnj;کردن به این سیستم اقتصادی است (&amp;laquo;نجات بانک&amp;zwnj;ها&amp;raquo; نمود همین خدمت&amp;zwnj;کردن است)، و همین&amp;zwnj;هم موجب بی&amp;zwnj;اعتبارشدن آن&amp;zwnj;ها شده است. در همین دوره، چون دولت&amp;zwnj;ها عامل&amp;zwnj;های بقای سیستماتیک هستند، پیاپی در حوزه&amp;zwnj;هایی (راه&amp;zwnj;آهن، اداره&amp;zwnj;ی پست، مدارس، بیمارستان&amp;zwnj;ها و ...) دست به اقدامات ارتجاعی زدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مایلم که این پدیده&amp;zwnj;ها را در چارچوب یک دوره&amp;zwnj;ی تاریخی قرار دهم. به باور من، خواستِ شورشیان در دوره&amp;zwnj;های برزخی ظهور می&amp;zwnj;یابد. دوره&amp;zwnj;ی برزخی چیست؟ توالی&amp;zwnj;ای وجود دارد که [در دوره&amp;zwnj;ای از آن] منطق انقلابی روشن است و خود را با صراحت همچون یک بدیل معرفی می&amp;zwnj;کند. این دوره پی&amp;zwnj;آمد یک دوره&amp;zwnj;ی برزخی است که در آن اندیشه&amp;zwnj; انقلابی هنوز ملکه دهن هر کسی نشده وهنوز فراگیر نگشته؛ هنوز یک امکان بدیل جدید شکل نگرفته است. در این گونه دوره&amp;zwnj;هاست که دقیقا چون ایده&amp;zwnj;ی جایگزین هنوز ضعیف است، مرتجعین می&amp;zwnj;توانند بگویند که امور به دوره&amp;zwnj;ی طبیعی و بهنجارش بازگشته است. چنین چیزی در سال ۱۸۱۵  با احیای &amp;laquo;اتحاد مقدس&amp;raquo; رخ داد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دوره&amp;zwnj;های برزخی، نارضایتی وجود دارد اما نمی&amp;zwnj;تواند سازمان بیابد، چون نمی&amp;zwnj;تواند نیروی&amp;zwnj;اش را از ایده&amp;zwnj;ای مشترک استخراج کند. قدرت&amp;zwnj;اش ضرورتا منفی است (&amp;laquo;بیرون&amp;zwnj;شان کنید&amp;raquo;). برای همین است که شکلِ کنشِ توده&amp;zwnj;ای و جمعی در دوره&amp;zwnj;ی برزخی، شورش است. دوره&amp;zwnj;ی ۱۸۲۰ تا ۱۸۵۰ را نگاه کنید: دوره&amp;zwnj;ی شورش&amp;zwnj;های بزرگی بود (۱۸۳۰، ۱۸۴۸، شورش کارگران ابریشم&amp;zwnj;بافی لیون)؛ اما به این معنی نیست که آن شورش&amp;zwnj;ها عقیم ماند؛ گرچه تصادفی بودند اما بارور بودند. گرایش&amp;zwnj;های سیاسی بزرگ جهانی&amp;zwnj;ای که محور [گرایش&amp;zwnj;های سیاسی] سده&amp;zwnj;ی بعد بودند از همین دوره پدید آمدند. مارکس همین را به&amp;zwnj;خوبی می&amp;zwnj;گوید: جنبش کارگران فرانسه (همراه با فلسفه&amp;zwnj;ی آلمان و اقتصاد سیاسی انگلستان) یکی از سرچشمه&amp;zwnj;های اندیشه&amp;zwnj;ی وی بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;برای ارزشیابی شورش&amp;zwnj;ها چه معیاری داریم؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی شورش قدرت دولتی را به چالش می&amp;zwnj;کشد، مشکل ویژه&amp;zwnj;ای پدیدار می&amp;zwnj;شود؛ گرچه شورش، دولت را در معرض تغییر سیاسی قرار می&amp;zwnj;دهد (یعنی زمینه&amp;zwnj;های فروپاشی دولت را فراهم می&amp;zwnj;کند) اما این تغییر را متجسم نمی&amp;zwnj;کند: آن&amp;zwnj;چه در دولت تغییر می&amp;zwnj;کند قبلا در شورش اندیشیده نشده است. این تفاوت اصلی شورش با انقلاب است؛ انقلاب خودش را به&amp;zwnj;عنوان یک جایگزین مطرح می&amp;zwnj;کند. به همین دلیل است که شورشیان همواره شاکی&amp;zwnj;اند و می&amp;zwnj;گویند رژیم جدید همانند رژیم گذشته است (پس از سقوط ناپلئون سوم، مدل قانون اساسی ۴ سپتامبر، بر اساس مواد سیاسی قدیم نوشته شد). توجه داشته باشید حزبی از سنخی که با حزب سوسیال دمکرات کارگر روسیه و سپس با بولشویک&amp;zwnj;ها خلق شد، ساختاری است که طراحی شده است تا صریحا خود را به عنوان قدرت جایگزین به&amp;zwnj;جای  دولت بنشاند. وقتی چهره&amp;zwnj;ی شورشیان بدل به چهره&amp;zwnj;ای سیاسی می&amp;zwnj;شود، یعنی وقتی در خودش بدنه&amp;zwnj;ی سیاسی&amp;zwnj;ای ایجاد می&amp;zwnj;کند که نیازی به ارجاع به سیاست&amp;zwnj;های پیشین ندارد، ما می&amp;zwnj;توانیم بگوییم که آن لحظه پایان دوره&amp;zwnj;ی برزخی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به مورد شورش تونس بازگردیم: کاملاً محتمل است که شورش ادامه یابد &amp;ndash; و دستخوش تقسیم شود &amp;ndash; با اعلام این که که پیکره&amp;zwnj;ی قدرتی که می&amp;zwnj;خواهد جایگزین شود، چنان از جنبش مردمی جداست که دیگر آن را نمی&amp;zwnj;خواهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس بر اساس چه معیارهایی می&amp;zwnj;توانیم شورش را ارزشیابی کنیم؟ اولا باید با شورش یک&amp;zwnj;دلی قطعی&amp;zwnj;ای داشت. این شرط، ضروری است. معیار دیگر، شناختِ قدرت منفی شورش است. قدرت منفور دست&amp;zwnj;کم نمادین فرو خواهد پاشید. اما با نفی چه چیزی اثبات می&amp;zwnj;شود؟ رسانه&amp;zwnj;ها&amp;zwnj;ی غربی پیش&amp;zwnj;تر پاسخ خود را داده&amp;zwnj;اند و گفته&amp;zwnj;اند آنچه در آنجا ابراز می&amp;zwnj;شود، خواست غرب است. آن&amp;zwnj;چه می&amp;zwnj;توانیم تایید کنیم تمایلی به آزادی است؛ این تمایل، بی&amp;zwnj;شک، وقتی در کشوری که تحت رژیم فاسد و مستبدی مانند رژیم بن&amp;zwnj;علی بیان شود تمایل مشروعی است. اما این&amp;zwnj;که این تمایل، تمایل به غرب باشد بسیار مشکوک است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باید به یاد داشت که غرب به&amp;zwnj;عنوان یک قدرت، تا کنون ثابت نکرده است که هر کجا که مداخله کرده صرفا به&amp;zwnj;دنبال سازمان&amp;zwnj;دادن آزادی بوده است. سخن غرب این است: &amp;laquo;آیا با من هم&amp;zwnj;راه می&amp;zwnj;شوی یا نه؟&amp;raquo;، و عبارت &amp;laquo;با من هم&amp;zwnj;راه شو&amp;raquo; مؤلفه&amp;zwnj;ی مهم اقتصاد بازار است، و اگر نیاز باشد از پلیس ضدشورش نیز استفاده می&amp;zwnj;کند. &amp;laquo;کشورهای دوست&amp;raquo; مانند مصر یا پاکستان نیز درست مانند تونسِ بن&amp;zwnj;علی فاسد و مستبد هستند، اما از غربی&amp;zwnj;ها کم می&amp;zwnj;شنویم که به این موضوع اشاره کنند، اما همین [غربی&amp;zwnj;ها] در مورد رخ&amp;zwnj;دادهای تونس مدافعان دوآتشه&amp;zwnj;ی آزادی بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ما چه&amp;zwnj;طور می&amp;zwnj;توانیم جنبشی مردمی را به &amp;laquo;تمایلی به غرب&amp;raquo; فروبکاهیم؟ می&amp;zwnj;توانیم بگوییم، و این تعریف در مورد همه&amp;zwnj;ی کشورها صادق است، که شورش خودش را شورشی علیه استبداد می&amp;zwnj;داند و قدرت منفی و مردمی&amp;zwnj;اش را از جمعیت مردم گرفته و قدرت مثبت (و تاییدی)اش از هنجارهایی برخوردار نیست که غرب مطالبه می&amp;zwnj;کند. جنبش مردمی&amp;zwnj;ای که مطابق این تعریف باشد با [برگزاری] انتخابات به پایان می&amp;zwnj;رسد و هیچ چشم&amp;zwnj;انداز سیاسی دیگری ندارد تا ادامه یابد. مدعای من این است که در پایان چنین روندی، ما شاهد پدیده&amp;zwnj;ی &amp;laquo;شمول غربی&amp;raquo; هستیم. این پدیده، از منظر &amp;laquo;رسانه&amp;zwnj;های غربی&amp;raquo;، نتیجه&amp;zwnj;ی بی&amp;zwnj;چون&amp;zwnj;وچرای تکامل شورش است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن&amp;zwnj;چه مارکس پیش&amp;zwnj;بینی کرده بود درست از آب درآمد؛ فضایی که&amp;zwnj;اندیشه&amp;zwnj;های رهایی&amp;zwnj;بخش (و سلطه&amp;zwnj;شکن) در آن متحقق خواهد شد فضایی جهانی است (و منحصر به انقلاب&amp;zwnj;های سده&amp;zwnj;ی بیستم نیست)، پس پدیده&amp;zwnj;ی شمول غربی نمی&amp;zwnj;تواند بخشی از تغییر اصیل باشد. اما تغییر اصیل چه خواهد بود؟ جواب این است: گسست از غرب&amp;raquo;، یک جریان &amp;laquo;خلاف غرب&amp;zwnj;گرایی&amp;raquo; (dewesternisation)؛ که شکلِ یک بیرون&amp;zwnj;گذاری [دربرابر شمول] را خواهد گرفت. شما فکر می&amp;zwnj;کنید که این یک رویاست؛ اما این، مشخصا رویای ویژه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;دوره&amp;zwnj;ی برزخی&amp;raquo;&amp;zwnj;ای شبیه عصر ماست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر حرکت تکاملی&amp;zwnj;ای باشد که به سمت شمول غربی نرود، [آن حرکت] گواهِ چیست؟ جواب رسمی و فرمالی نمی&amp;zwnj;توان به این سؤال داد. ما می&amp;zwnj;توانیم صرفا بگوییم که هیچ انتظاری از تحلیلِ روند وضعیت نمی&amp;zwnj;رود، اقداماتی که، بر حسب ضرورتی بلندمدت و طاقت&amp;zwnj;فرسا، دست&amp;zwnj;آخر منجر به انتخابات می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;باید صبورانه بررسی&amp;zwnj;ای دقیق از مردم کرد، بررسی&amp;zwnj;ای که پس از فرآیند ناگزیرِ تفرقه (چون همیشه &amp;laquo;دو&amp;raquo;یی است که حقیقت را حمل می&amp;zwnj;کند، و نه &amp;laquo;یک&amp;raquo;ی) انجام خواهد شد، یعنی: اعلامیه&amp;zwnj;ها. هرچه که [در این اعلامیه&amp;zwnj;ها] بیان شده باشد قطعا به شمول غربی فروکاسته نخواهد شد. اعلامیه&amp;zwnj;ها اگر وجود داشته باشند، به&amp;zwnj;راحتی قابل شناسایی هستند. تحت شرایط این اعلامیه&amp;zwnj;های جدید است که توسعه و پیش&amp;zwnj;بردِ سازمان&amp;zwnj;یافتنِ چهره&amp;zwnj;های کنش جمعی را می&amp;zwnj;توان درک کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بازگردیم به نتیجه&amp;zwnj;گیری، به یک&amp;zwnj;دلی. حداقل درسی که از رخ&amp;zwnj;دادهای تونس می&amp;zwnj;شود گرفت این است که آن&amp;zwnj;چه ایستا و سقوط&amp;zwnj;ناپذیر جلوه می&amp;zwnj;کند می&amp;zwnj;تواند در پایان فروپاشد. و این رضایت&amp;zwnj;بخش است، بسیار رضایت&amp;zwnj;بخش است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;[بدیو در پایان سخنرانی&amp;zwnj;اش شعری از برشت می&amp;zwnj;خواند، شعر &amp;laquo;در ستایش دیالکتیک&amp;raquo;، شعری که خط پایانی&amp;zwnj;اش این است: وان زمان، &amp;laquo;هرگز&amp;raquo;، بی گمان &amp;laquo;امروز&amp;raquo; خواهد شد]&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B3#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%84%D9%86-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%88">الن بدیو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/reflections">انديشه زمانه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8">انقلاب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B3">تونس</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%BA%D8%B1%D8%A8">غرب</category>
 <pubDate>Mon, 07 Feb 2011 09:31:20 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1516 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>