<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10510/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>نشر باران</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10510/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>راهی برای آمیزش «اثر» با «متن»</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/08/16/18116</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/08/16/18116&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گفت گو با بهروز شیدا، پژوهشگر و منتقد ادبی به مناسبت انتشار اثر پژوهشی «زنبور مست آنجا است»        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    گروه فرهنگ، رادیو زمانه        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;183&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/2009_11_00_werk_04.jpg?1345566839&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;گروه فرهنگ -به&amp;zwnj;تازگی تازه&amp;zwnj;ترین کتاب بهروز شیدا با عنوان &amp;laquo;زنبور مست آن&amp;zwnj;جا است&amp;raquo;، مجموعه&amp;zwnj; ۱۰ جستار و ترجمه&amp;zwnj; ۱۰ شعر از شاعر لهستانی، آدام زاگایوسکی، توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است. برای نخستین بار است که ترجمه ۱۰ شعر از آدام زاگایوسکی به زبان فارسی یک&amp;zwnj;جا در کتابی منتشر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;بهروز شیدا این اشعار را از منتخب اشعار این شاعر لهستانی که با نام &amp;laquo;آنتن&amp;zwnj;ها در باران&amp;raquo; منتشر شده، برگزیده و هر شعر را مانند پیش&amp;zwnj;گفتاری بر جستارهای این کتاب آورده است. از مهم&amp;zwnj;ترین ویژگی&amp;zwnj;های آثار بهروز شیدا این است که با زبانی شاعرانه اما علمی و دقیق و با اتکاء به نظریه&amp;zwnj;های ادبی به بررسی ادبیات معاصر ایران از انقلاب مشروطه به این&amp;zwnj;سو می&amp;zwnj;پردازد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بهروز شیدا، پژوهشگر و منتقد ادبی، ساکن سوئد است. &amp;laquo;زنبور مست آن&amp;zwnj;جا است&amp;raquo;، شانزدهمین کتاب اوست. به مناسبت انتشار این کتاب با آقای شیدا گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو کرده&amp;zwnj;ایم. این گفت&amp;zwnj;وگو را می&amp;zwnj;خوانید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;● &lt;strong&gt;آغاز گفت&amp;zwnj;و گو&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اثر پژوهشی شما &amp;laquo;زنبور مست آنجا است&amp;raquo;،&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; مانند کتاب پیشین&amp;zwnj;تان &amp;laquo;هفت دات کام&amp;raquo; ماحصل همنشینی تصویر و شعر و مقاله است. آیا به&amp;zwnj;راستی یک کتاب می&amp;zwnj;تواند &amp;laquo;چندرسانه&amp;zwnj;ای&amp;raquo; باشد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیش از هر چیز به من اجازه دهید، به بهانه&amp;zwnj; پرسش چند وجهی&amp;zwnj; شما تعریف&amp;zwnj;هایی کوتاه به دست دهم از سه مفهوم رسانه، ژانر، ژانر فرعی و رابطه&amp;zwnj;ی این سه با یک دیگر. و البته با تأکید بر این نکته&amp;zwnj; بدیهی که این تعریف&amp;zwnj;ها تنها یک پیش&amp;zwnj;نهاد است و هم&amp;zwnj;چون هر پیش&amp;zwnj;نهاد دیگری موضوع جدل&amp;zwnj;ها.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رسانه ظرفی است که از موادی خاص برای بیان انواع گوناگون سخن ساخته شده است. عکس، سینما، روزنامه، تلویزیون، رسانه هستند؛ ظرف&amp;zwnj;هایی که تنها به اعتبار مواد سازنده&amp;zwnj;شان، تعریف می&amp;zwnj;شوند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ژانر اما تنها بر مبنای مواد سازنده&amp;zwnj;اش تعریف نمی&amp;zwnj;شود، که بر مبنای فورم&amp;ndash; سخن&amp;zwnj;اش ویژه&amp;zwnj;گی می&amp;zwnj;یابد. &lt;br /&gt;
ژانر فرعی نیز بر مبنای فورم&amp;ndash; سخن خاصی تعریف می&amp;zwnj;شود که در چهارچوب ژانر اصلی جا می&amp;zwnj;گیرد. &lt;br /&gt;
برمبنای این تعریف&amp;zwnj;ها در کتابِ&lt;strong&gt; زنبور مست آن&amp;zwnj;جا است &lt;/strong&gt;ما ژانرهایی از سه رسانه&amp;zwnj; عکس، شعر، نقد ادبی را به دو قصد کنار هم چیده&amp;zwnj;ایم: نخست به این قصد که بر مبنای تداخل ژانر&amp;zwnj;ها، فورم دیگری به نمایش بگذاریم. دوم به این قصد که بر مبنای نوعی رابطه&amp;zwnj; بینامتنی پاسخ&amp;zwnj;های یک&amp;zwnj;سان ژانرهای گوناگون به پرسش&amp;zwnj;های یک&amp;zwnj;سان را به نمایش بگذاریم. &amp;laquo;مزیتی&amp;raquo; اگر در این کتاب هست شاید در همین دو نمایش است؛ نمایش هم&amp;zwnj;صدایی&amp;zwnj; ژانر&amp;zwnj;ها در فورمی که از گفت&amp;zwnj;وگوی آن&amp;zwnj; ژانر&amp;zwnj;ها فراز آمده است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و بعد گمان می&amp;zwnj;کنم که یک کتاب البته می&amp;zwnj;تواند چندرسانه&amp;zwnj;ای باشد؛ و میزان &amp;laquo;مزیت&amp;raquo; یا نقص هر کتاب چندرسانه&amp;zwnj;ای را نیز تنها با نگاه به خود آن کتاب می&amp;zwnj;توان سنجید؛ چه هیچ فورمی آخرِ ماجرا نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اشعار آدام زاگایوسکی با این قصد که هر شعر با جستاری که پس از آن می&amp;zwnj;آید در گفت&amp;zwnj;و گو باشد ترجمه و منتشر شده. چرا آدام زاگایوسکی و نه شاعر دیگری؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گمان می&amp;zwnj;کنم که شعر آدام زاگایوسکی از جمله شعرهایی است که با متن&amp;zwnj;های گوناگون سخن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گوید. در شعر آدام زاگایوسکی عناصر &amp;laquo;متناقض&amp;raquo; بسیاری در هم آمیخته&amp;zwnj;اند؛ اسطوره و تاریخ؛ گذشته و اکنون؛ فرد و جمع؛ شهر و جهان؛ فلسفه و روزمره&amp;zwnj;گی؛ جنگ و صلح. گمان می&amp;zwnj;کنم شعر او برای بسیاری از متن&amp;zwnj;های ما آینه&amp;zwnj;ای &amp;laquo;نیک&amp;zwnj;پرداخته&amp;raquo; است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;در &amp;laquo;زنبور مست آنجا است&amp;raquo; هم آثاری را پیرامون یک اندیشه محوری مانند &amp;laquo;تصویر روشنفکران در دوازده رمان&amp;raquo; در کنار یکدیگر می&amp;zwnj;نهید و به بررسی آن&amp;zwnj;ها در سایه آن گفتمان محوری می&amp;zwnj;پردازید. ممکن است این آثار از نظر ادبی در یک سطح قرار نداشته باشند. معیار گزینش شما چیست؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; width=&quot;196&quot; height=&quot;270&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/zanbsheb01.jpg&quot; /&gt;&amp;quot;زنبور مست آنجا است&amp;quot;، ۱۰ جستار، ۱۰ شعر از بهروز شیدا&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;در حوزه&amp;zwnj; نقد یا پژوهش ادبی هنگامی که یک اثر را گرد یک موضوع مشخص سازمان می&amp;zwnj;دهیم، تنها به جست&amp;zwnj;وجوی یک چیز می&amp;zwnj;رویم؛ به جست&amp;zwnj;وجوی پاسخ&amp;zwnj;های مشابه، متفاوت یا متناقضی که به موضوع مورد بحث در یک دوران تاریخی یا دوران&amp;zwnj;های گوناگون تاریخی و دریک سرزمین یا سرزمین&amp;zwnj;های گوناگون داده شده است. در اینجا کیفیت آثار معیار نیست؛ سخن آثار معیار است. متن معیار نیست؛ جهان خارج از متن معیار است؛ هُنریت معیار نیست؛ گفتمان معیار است. به عنوان نمونه در همین جستار پرسش&amp;zwnj;ها باقی است: پاسخ به هفت پرسش: تصویر &amp;laquo;روشن&amp;zwnj;فکران&amp;raquo; در دوازده رمان، در رمان&amp;zwnj;های سیاحت&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj; ابراهیم بیک، حاجی&amp;zwnj;آقا، ملکوت، همسایه&amp;zwnj;ها، مفهوم &amp;laquo;روشن&amp;zwnj;فکر&amp;raquo; در چهار دوران تاریخی در ایران، از مشروطیت تا سقوط رژیم پهلوی جست&amp;zwnj;وجو می&amp;zwnj;شود؛ در رمان&amp;zwnj;های آینه&amp;zwnj;های دردار، کوچه&amp;zwnj; اشباح، شاه کلید، مفهوم &amp;laquo;روشن&amp;zwnj;فکر&amp;raquo; در سه رمان بعد از انقلاب در داخل کشور؛ در رمان&amp;zwnj;های در آنکارا باران می&amp;zwnj;بارد، فریدون سه پسر داشت، چاه بابل، مفهوم &amp;laquo;روشن&amp;zwnj;فکر&amp;raquo; در سه رمان بعد از انقلاب در خارج از کشور؛ در رمان بوزینه و ذات مفهوم &amp;laquo;روشن&amp;zwnj;فکر&amp;raquo; در جهان غرب در سال&amp;zwnj;های پس از جنگ جهانی&amp;zwnj; دوم؛ در رمان شهر شیشه&amp;zwnj;ای مفهوم &amp;laquo;روشن&amp;zwnj;فکر&amp;raquo; در ایالات متحده&amp;zwnj;ی آمریکا در سال&amp;zwnj;های ۱۹۸۰ میلادی. &lt;br /&gt;
معیار گزینش همه&amp;zwnj; این رمان&amp;zwnj;ها تنها حضور یا غیاب مفهوم &amp;laquo;روشن&amp;zwnj;فکر&amp;raquo; در زمان&amp;zwnj;ها و مکان&amp;zwnj;های متفاوت است.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;از این اثر پیداست که شما افزون بر ادبیات داستانی و شعر به سینما و به ورزش نیز بسیار علاقه دارید. این جهان&amp;zwnj;های متفاوت و&amp;zwnj; گاه بسیار متناقض و دست&amp;zwnj;کم دور از هم را چه خطی به هم پیوند می&amp;zwnj;دهد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چیزی که بسیاری از رشته&amp;zwnj;های ورزشی، از آن میان فوتبال، را به سینما و ادبیات پیوند می&amp;zwnj;دهد شاید این است که هر سه هنر&amp;zwnj;اند. فوتبال و سینما و ادبیات مانند هر هنر دیگری در حوزه&amp;zwnj; متن ما را به سوی فهم زیبایی&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;کشند؛ در حوزه&amp;zwnj; خارج از متن به سوی فهم گفتمان&amp;zwnj;ها.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این هر سه هم ما را به سوی تعریف&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;کشند هم تعریف&amp;zwnj;شکنی&amp;zwnj;ها؛ هم ساختار&amp;zwnj;ها هم ساختارشکنی&amp;zwnj;ها؛ هم پیش&amp;zwnj;بینی&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ها؛ هم غیرمنتظره&amp;zwnj;ها؛ به سوی هنر.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;جناب شیدا، عدالت به نظر شما چیست و در متن چگونه معنا پیدا می&amp;zwnj;کند؟ و آیا عدالت را می&amp;zwnj;توان با آزادی آشتی داد؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پرسش سختی است؛ بسیار سخت؛ به سختی&amp;zwnj; تاریخ انسان. عدالت ایده&amp;zwnj;ای است که انگار در &amp;laquo;ظن هر کس&amp;raquo; معنایی دارد. به عنوان نمونه: افلاطون تفاوت جایگاه انسان بر&amp;zwnj;تر و فرو&amp;zwnj;تر را نشان عدالت می&amp;zwnj;داند. در مدینه&amp;zwnj; فاضله&amp;zwnj; افلاطون برده&amp;zwnj;گان حضور دارند؛ پیشه&amp;zwnj;وران نماینده&amp;zwnj; تحتانی&amp;zwnj;ترین بخش وجود انسان، یعنی میل، هستند؛ فیلسوفان که نماینده&amp;zwnj; بالا&amp;zwnj;ترین بخش وجود انسان، یعنی عقل، هستند به کمک قوای نظامی که نماینده&amp;zwnj; اراده&amp;zwnj; وجود انسان هستند، بر جامعه حکومت می&amp;zwnj;کنند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;توماس هابز عدالت را در وجود دولتی مقتدر جست&amp;zwnj;وجو می&amp;zwnj;کند که طبیعت ویرانگر انسان را کنترل می&amp;zwnj;کند؛ جنگ همه علیه همه را کنترل می&amp;zwnj;کند؛ یعنی فردیت را پاس می&amp;zwnj;دارد؛ مالکیت را پاس می&amp;zwnj;دارد. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جان لاک عدالت را به معنای حرمت تمام به حق مالکیت می&amp;zwnj;داند. بالا&amp;zwnj;ترین وظیفه&amp;zwnj; دولت این است که از این حق طبیعی دفاع کند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کارل مارکس عدالت را نفی مالکیت بر ابزار تولید، نفی طبقات، حرکت به سوی انحلال دولت می&amp;zwnj;داند. &lt;br /&gt;
در همه&amp;zwnj; این روایت&amp;zwnj;ها اما، فارغ از انگیزه، سمت&amp;zwnj;وسو یا اعتبار روایت، عدالت شاید یعنی تعیین جایی &amp;laquo;درخور&amp;raquo; برای پدیده&amp;zwnj;ها؛ یعنی محدودیت &amp;laquo;من&amp;raquo; به بهای احقاق حقِ &amp;laquo;دیگری&amp;raquo;. آزادی اما حرکتی است در جهت گریزِ &amp;laquo;من&amp;raquo; از محدودیتی که حضورِ &amp;laquo;دیگری&amp;raquo; می&amp;zwnj;سازد؛ گریز از محدودیتِ جامعه&amp;zwnj;، فردِ دیگر، ارزش&amp;zwnj;های دیگر. &lt;br /&gt;
و عدالت در متن؟ هنر شاید تنها جایی است که در آن آزادی&amp;zwnj; و عدالت به&amp;zwnj;تمامی &amp;laquo;آشتی&amp;raquo; می&amp;zwnj;کنند. در این&amp;zwnj;جا عدالت امکان حضور همه&amp;zwnj; صداهای انسانی است تا مخاطب آن&amp;zwnj;چه را که می&amp;zwnj;خواهد بشنود. هنر به ابزارِ خیال تصویر همه&amp;zwnj; &amp;laquo;گفت&amp;zwnj;وگو&amp;raquo; را ممکن می&amp;zwnj;کند؛ تصویر ناممکن&amp;zwnj;ها را ممکن می&amp;zwnj;کند. در این&amp;zwnj;جا عدالت شاید&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان آزادی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;شما در این کتاب یک کار تازه دیگر هم انجام می&amp;zwnj;دهید: بازخوانی نظریه&amp;zwnj;ای که سال&amp;zwnj;ها پیش آورده بودید با بازنویسی بخش&amp;zwnj;هایی از یک گفت&amp;zwnj;گو و ده جستار به قلم خودتان که پیش ازین منتشر شده بود. ضرورت بازخوانی و بازنویسی آنچه که گفته آمده بود، چیست؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بازهم به من اجازه دهید بازهم به بهانه&amp;zwnj; پرسش شما به تفاوتی که به نظر می&amp;zwnj;رسد میان بازخوانی وبازنویسی&amp;zwnj; یک متن وجود دارد به کوتاهی اشاره کنم. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بازخوانی&amp;zwnj; یک متن از منظر خواننده&amp;zwnj; آن متن صورت می&amp;zwnj;گیرد؛ در بازخوانی&amp;zwnj; یک متن، &amp;zwnj;خواننده متنی را که نویسنده&amp;zwnj;ای دیگر نوشته است به متنی دیگر تبدیل می&amp;zwnj;کند، بی&amp;zwnj;آنکه از موادی که در متن اول وجود دارد استفاده کند؛ در این&amp;zwnj;جا سازوکارِ تأویل عمل می&amp;zwnj;کند. نویسنده&amp;zwnj;ای که متن خود را بازمی&amp;zwnj;خواند، در موقعیت خواننده قرار می&amp;zwnj;گیرد؛ متن خود را تأویل می&amp;zwnj;کند، بازمی&amp;zwnj;خواند، متنی دیگر می&amp;zwnj;نویسد که به&amp;zwnj;تمامی با متن اول&amp;zwnj;اش متفاوت است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در بازنویسی اما اتفاق دیگری رخ می&amp;zwnj;دهد. در بازنویسی، مواد متن پیش رو به شکل دیگری استفاده می&amp;zwnj;شود؛ به قصد دیگری باز نوشته می&amp;zwnj;شود. در این&amp;zwnj;جا متنِ جدید به بهانه&amp;zwnj; متن قدیم نوشته نمی&amp;zwnj;شود؛ که متن جدید از مواد متن قدیم سود می&amp;zwnj;جوید. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در جستار از اضلاع اثر تا قاره&amp;zwnj;های وجود: بازنویسی&amp;zwnj; بخش&amp;zwnj;هایی از یک گفت&amp;zwnj;وگو و ده جستار بهروز شیدا که موضوع پرسش شما است، نویسنده&amp;zwnj; از تکه&amp;zwnj;های تئوریک ده متن دیگرِ خود سود می&amp;zwnj;جوید تا متن تئوریک دیگری بنویسد؛ نوعی بازنویسی تا هم بگوید بر مبنای مواد تئوریک یک&amp;zwnj;سان می&amp;zwnj;توان جستار&amp;zwnj;ها نوشت هم نظریه&amp;zwnj;ای را که در گفت&amp;zwnj;وگویی مطرح کرده است مستند کند هم بر مبنای بازنویسی متن&amp;zwnj;هایی که خود پیش از این نوشته است، فورمی دیگر پیش&amp;zwnj;نهاد کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نام&amp;zwnj;هایی که برای آثارتان برمی&amp;zwnj;گزینید طنینی شاعرانه دارد. موضوعاتی که بدان می&amp;zwnj;پردازید به قلمرو نقد و پژوهش ادبی تعلق دارد. آیا به&amp;zwnj;راستی می&amp;zwnj;توان زبان نقد را که زبان عقل است، با زبان شعر که زبان حس است درآمیخت؟ فایده این آمیزش چیست؟ &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بله! به گمان من می&amp;zwnj;توان &amp;laquo;زبان نقد&amp;raquo; را با &amp;laquo;زبان شعر&amp;raquo; درآمیخت؛ یعنی نقدی به زبان شاعرانه نوشت. به گمان من &amp;laquo;مسئله&amp;zwnj;&amp;raquo; نقد ادبی فورم هم هست. تیتر شاعرانه بخشی از فورم است؛ میل به گشایش ایجاد می&amp;zwnj;کند؛ اما خود گشوده نیست؛ فهم را به تأخیر می&amp;zwnj;اندازد؛ برای تأویل&amp;zwnj;ها امکان می&amp;zwnj;سازد. آمیختن &amp;laquo;زبان عقل&amp;raquo; با &amp;laquo;زبان حس&amp;raquo;، آمیزش زبان ارجاعی با &amp;laquo;زبان شعر&amp;raquo; شاید راهی است برای آفرینش فورمی دیگر در نقد ادبی؛ راهی برای آمیزش &amp;laquo;اثر&amp;raquo; با &amp;laquo;متن&amp;raquo;.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/08/16/18116#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3236">ادبیات معاصر ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9971">بهروز شیدا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11605">زنبور مست آنجا است</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10510">نشر باران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4693">نقد ادبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/14421">پژوهش ادبی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/khaak">خاک</category>
 <pubDate>Thu, 16 Aug 2012 09:16:11 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">18116 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>۱۰ جستار، ۱۰ شعر</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2012/05/03/13926</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2012/05/03/13926&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-article-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_article_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;159&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/adam-zagajewski.jpg?1344467367&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;نشر باران در سوئد اثر تازه&amp;zwnj;ای از بهروز شيدا، منتقد و پژوهشگر ادبی منتشر کرد. اين کتاب که مجموعه&amp;zwnj;ای است از ۱۰ جستار در نقد ادبی &amp;quot;زنبور مست آن&amp;zwnj;جاست&amp;quot; نام دارد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;
به گزارش گروه فرهنگ راديو زمانه، تازه&amp;zwnj;ترين کتاب بهروز شيدا با عنوان &amp;quot;زنبور مست آن&amp;zwnj;جاست&amp;quot;، مجموعه&amp;zwnj; ۱۰ جستار و ترجمه&amp;zwnj; ۱۰ شعر از شاعر لهستانی، آدام زاگايوسکی، توسط نشر باران در سوئد منتشر شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
برای نخستين بار است که ترجمه ۱۰ شعر از آدام زاگايوسکی به زبان فارسی يک&amp;zwnj;جا در کتابی منتشر می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
بهروز شيدا اين اشعار را از منتخب اشعار اين شاعر لهستانی که با نام &amp;quot;آنتن&amp;zwnj;ها در باران&amp;quot; منتشر شده، برگزيده است. نويسنده هر شعر را مانند پيش&amp;zwnj;گفتاری بر جستارهای اين کتاب آورده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
بهروز شيدا می&amp;zwnj;گويد هدفش از هم&amp;zwnj;نشينی شعرهای زاگايوسکی با جستارهای &amp;quot;زنبور مست آنجاست&amp;quot; اين بوده که آن شعر با آن جستار در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو باشد و شايد آن جستار را در ابهام محض منعکس، تکميل، تأييد، مکرر يا پيچيده &amp;zwnj;کند؛ نوعی رابطه&amp;zwnj; بينامتنی.&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img width=&quot;196&quot; height=&quot;270&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/behrouz-sheida.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&amp;quot;زنبور مست آن&amp;zwnj;جا است&amp;quot;، ۱۰ جستار، ۱۰ شعر از بهروز شيدا&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;جستارهای اين کتاب عبارتند از: &amp;quot;پرسش&amp;zwnj;ها باقی است&amp;quot;: پاسخ به هفت پرسش؛ تصوير روشنفکران در ۱۲ رمان، &amp;quot;سَحر پرستوهای جوان&amp;quot;: نگاهی کوتاه به ۱۵ ترانه&amp;zwnj; جنبش اين دوران در آينه&amp;zwnj; دو ترانه&amp;zwnj; دوران مشروطيت و سه ترانه&amp;zwnj; دوران انقلاب اسلامی، &amp;quot;دست&amp;zwnj;های خويش را بنگريم&amp;quot;: حاشيه&amp;zwnj;ای سخت کوتاه بر کتاب از سحرخيزانِ منصور خاکسار، &amp;quot;صدای متن&amp;zwnj;ها را دريابيم&amp;quot;: نگاهی کوتاه به تناقض صدای نويسنده و صدای متن در مجموعه شعرِ و چند نقطه&amp;zwnj; ديگر، &amp;quot;منظومه&amp;zwnj; از سحرخيزان&amp;quot;، وصيت&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj; منصور خاکسار، &amp;quot;زنبور مست آن&amp;zwnj;جا است&amp;quot;: چند پرسش در گذر از رمانِ داستان مادری که دختر پسرش شد، نوشته&amp;zwnj; قلی خياط، &amp;quot;فصل&amp;zwnj;ها از فاصله&amp;zwnj; متن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;آيند&amp;quot;: گفت&amp;zwnj;وگوی رمان بهار ۶۳ و رمان زمستان ۶۲ از منظر بينامتنی، &amp;quot;از قاره&amp;zwnj;های وجود تا اضلاع اثر&amp;quot;: بازنويسی&amp;zwnj; بخش&amp;zwnj;هايی از يک گفت&amp;zwnj;وگو و ۱۰ جستارِ بهروز شيدا، &amp;quot;در زمين از بهشت گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو&amp;zwnj;ها است&amp;quot;: پنج خوانش مينی&amp;zwnj;ماليستی و ترجمه&amp;zwnj;ی دو شعر کوتاه، &amp;quot;يک بار ديگر می&amp;zwnj;پرسد نقال&amp;quot;: تابلوهای خشونت جسمانی در ۱۰ رمان و اشاره&amp;zwnj;ای به دو رمان ديگر، &amp;quot;ببينيم&amp;quot;: گفتاری برای فيلمی خيالی؛ تکه&amp;zwnj;هايی به هم پيوسته از متن و حاشيه&amp;zwnj; جام جهانی&amp;zwnj; ۲۰۱۰.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
از مهم&amp;zwnj;ترين ويژگی&amp;zwnj;های آثار شيدا اين است که با زبانی شاعرانه اما علمی و دقيق در قلمرو نقد تطبيقی و با اتکاء به نظريه&amp;zwnj;های ادبی به بررسی ادبيات معاصر ايران از انقلاب مشروطه به اين&amp;zwnj;سو می&amp;zwnj;پردازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
بهروز شيدا، پژوهشگر و منتقد ادبی، ساکن سوئد است. &amp;quot;زنبور مست آن&amp;zwnj;جاست&amp;quot;، شانزدهمين کتاب او است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
نشر باران پيش از اين از بهروز شيدا منتشر کرده است: در سوک آبی&amp;zwnj; آب&amp;zwnj;ها (جستارهای ادبی)، از تلخی&amp;zwnj; فراق تا تقدس تکليف (نگاهی به عناصر فرهنگ ايرانی بر ۱۴ رمان پس از انقلاب)، گم&amp;zwnj;شده در فاصله&amp;zwnj; دو اندوه (مجموعه جستار&amp;zwnj;ها)، کابوس بلند تيز دندان (ويراستاری&amp;zwnj; خاطرات زندان)، تراژدی&amp;zwnj;های ناتمام در قاب قدرت (خوانش&amp;zwnj;ها و پژوهش&amp;zwnj;ها)، پنجره&amp;zwnj;ای به بيشه&amp;zwnj; اشاره (يافته&amp;zwnj;ها و نگاه&amp;zwnj;ها)، مخمل سرخ رؤيا (يک برگ از هزاران)، می&amp;zwnj;نويسم توقف به فرمان نشانه&amp;zwnj;ها (از هردری سخنی)، هفت دات کام (يک وبلاگِ فرضی).&lt;br /&gt;
بهروز شيدا به خاطر مخالفتش با سانسور و مميزی آثار ادبی در ايران تاکنون هيچ&amp;zwnj;يک از کتاب&amp;zwnj;هايش را در ايران منتشر نکرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
شيدا با فصل&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;ها و نشرياتی که در خارج از ايران منتشر می&amp;zwnj;گردند، همکاری گسترده دارد. او به همراه عباس صفاری فصل&amp;zwnj;نامه &amp;quot;سنگ&amp;quot; را منتشر می&amp;zwnj;کرد، و سردبيری برخی شماره&amp;zwnj;های فصل&amp;zwnj;نامه &amp;quot;باران&amp;quot; را هم به عهده داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همين زمينه:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.baran.st/index.php/%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86.html&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;تازه&amp;zwnj;های نشر باران در سوئد&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2012/05/03/13926#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11612">آدام زاگايوسکی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11613">ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11609">بهروز شيدا</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5879">ترجمه</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11611">زنبور مست آنجاست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/11610">زنبور مست آن‌جاست</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10510">نشر باران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/cultural">اخبار فرهنگی هنری</category>
 <pubDate>Thu, 03 May 2012 09:37:50 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">13926 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>زیستن برای گفتن و بازگفتن</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2012/03/24/12331</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2012/03/24/12331&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    یادداشتی بر زنان در بند ۲۰۹ اوین، نوشته ژیلا بنی‌یعقوب        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    زهرا باقری‌شاد        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;159&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/jila-baniyaghoub_0.jpg?1332876127&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;زهرا باقری&amp;zwnj;شاد- &amp;laquo;زنان در بند ۲۰۹ اوین&amp;raquo; اوین یک روایت کوتاه و واقعی است به قلم روزنامه&amp;zwnj;نگاری که ۳۰ سال از روزنامه&amp;zwnj;نگاری محروم شده اما از نوشتن نه. ژیلا بنی&amp;zwnj;یعقوب نه یک رمان خلق کرده و نه یک داستان کوتاه.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;او دقیقاً به شیوه همیشگی، مثل نوشتن برای روزنامه نوشته است؛ با&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زبان ساده ژورنالیستی اما دقیق و پرسشگر. اما این&amp;zwnj;بار توانسته سؤال&amp;zwnj;های بیشتری بپرسد. شاید برای اینکه دست&amp;zwnj;کم به خودش بگوید که از نوشتن محروم نیست حتی اگر نتواند در روزنامه قلم بزند؛ و این&amp;zwnj;بار نه مجبور است در برابر سانسور صبوری پیشه کند و نه در چارچوب مرزهایی که برای روزنامه&amp;zwnj;نگاران در داخل ایران تعیین شده بنویسد. او &amp;laquo;در زنان در بند ۲۰۹ اوین&amp;raquo; می&amp;zwnj;تواند کامل&amp;zwnj;تر از همیشه روایت کند هرچند از یک دوره زمانی بسیار کوتاه.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;زنان در بند ۲۰۹ اوین&amp;raquo; در بحبوحه روزهایی نوشته و منتشر شده که هنوز تب جنبش و اعتراض علیه  جمهوری اسلامی داغ است. نه سال&amp;zwnj;ها از وقوع یک انقلاب گذشته و نه کسی روزهای پرتنش سال&amp;zwnj;های اخیر ایران را از یاد برده. از سوی دیگر، صداقت نویسنده این اثر در تک تک جمله&amp;zwnj;ها و پاراگراف&amp;zwnj;های این کتاب آشکار است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/jila-zendan.jpg&quot; /&gt;با زبانی ساده، اما پرسشگر. روایتی از مبارزه زنان ایرانی&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;نویسنده هنوز در ایران زندگی می&amp;zwnj;کند و هنوز از پیامدهای مبارزات آزادی&amp;zwnj;خواهانه&amp;zwnj;اش در امان نمانده، بلکه مجبور است به مدت ۳۰ سال روزنامه&amp;zwnj;نگاری را کنار بگذارد. حالا و در این برهه زمانی او بیش از هر زمان دیگری می&amp;zwnj;تواند به روایت شرایطی که در آن قلم زده و به کار خبری مشغول بوده بپردازد و بهتر از ژیلای ۳۰ سال بعد می&amp;zwnj;تواند همه چیز را خوب به یاد بیاورد. از رنگ شلوار بازجو&amp;zwnj;ها که آن&amp;zwnj;ها را از زیر چشم&amp;zwnj;بند می&amp;zwnj;دیده تا لیوان&amp;zwnj;های پلاستیکی یک&amp;zwnj;بار مصرف بند ۲۰۹. از درد هولناکی که در روزهای انفرادی به وجودش چنگ می&amp;zwnj;زده تا صدای شادی صدر و دیگر هم&amp;zwnj;بندی&amp;zwnj;هایش. او حالا بهتر از هر زمان دیگری می&amp;zwnj;توانسته بنویسد و چه خوب که این کار را کرده، و چه خوب که در لاک سکوت و تسلیم فرو نرفته است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;زنان در بند ۲۰۹ اوین&amp;raquo; اگرچه روایت مبارزه زنان است اما فقط یک اثر زنانه نیست. نویسنده این کتاب، روزنامه&amp;zwnj;نگاری است که به برابری باور دارد و صادقانه به روایت مبارزه زنان و مردان در راه دست&amp;zwnj;یابی به حقوق برابر پرداخته. حضور علی اکبر موسوی خوئینی&amp;zwnj;ها، نماینده مجلس و بهمن احمدی امویی، روزنامه&amp;zwnj;نگار در تجمع روز زن و نیز زندان اوین، گویای نگاه برابرخواهانه ژیلا بنی یعقوب است که در تمام اثر خود را نمایان ساخته. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ژیلا بنی یعقوب، اتفاقاً فقط به روایت زندگی خودش در این برهه کوتاه در زندان نپرداخته و شاید بیشتر از خودش به شرایط خاص و دشوار زندان اشاره کرده است. بازجویی&amp;zwnj;ها، وضعیت روانی زنان زندانی و اینکه حتی در پشت میله&amp;zwnj;های زندان هم امیدشان را برای دست&amp;zwnj;یابی به حقوق برابر و آزادی از دست نمی&amp;zwnj;دهند؛ آواز می&amp;zwnj;خوانند، می&amp;zwnj;خندند و بحث می&amp;zwnj;کنند. حتی جایی که محور ماجرا ژیلا می&amp;zwnj;شود باز فرد دیگری هست که از او هم بخوانیم و بدانیم. یک بازجو که همیشه هم بی&amp;zwnj;ادب و خشن نیست، بلکه گاهی می&amp;zwnj;تواند با معلومات و مؤدب باشد، یک زن که ژیلا به شجاعت و استقامت او غبطه می&amp;zwnj;خورد، یک زندانبان مهربان و یک پزشک یا یک نماینده مجلس که به خاطر حضور در تظاهرات روز زن دستگیر و روانه اوین شده است. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;laquo;زنان در بند ۲۰۹ اوین&amp;raquo; یک شاهکار ادبی نیست، اما روایت مستند ارزشمندی است که نمی&amp;zwnj;توان آن را فراموش کرد؛ روایتی مستند که صداقت و صحت آن را بسیاری می&amp;zwnj;توانند مورد تأیید قرار بدهند چرا که این اثر، تنها داستان ژیلا نیست؛ داستان واقعی زنانی است که به خاطر حمایت از حقوق زنان روانه زندان می&amp;zwnj;شوند. زنان فعال حقوق بشر، زنان روزنامه&amp;zwnj;نگار، زنان خانه&amp;zwnj;دار، زنانی که از همسرانشان می&amp;zwnj;ترسند و حتی داستان واقعی زندگی زنان زندانبان که به حقوق خودشان آگاه نیستند و حتی نمی&amp;zwnj;دانند نگهبان زندان چه افرادی شده&amp;zwnj;اند. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همیشه خسته بودم از روایت&amp;zwnj;های شل و وارفته&amp;zwnj;ای که به اسم خاطرات زندان و انقلاب در ایران می&amp;zwnj;خواندم. واقعی و شفاف نبودن بیشتر آثاری که دراین&amp;zwnj;باره خوانده بودم مرا به روایت&amp;zwnj;هایی از این دست بدبین کرده بود. نمی&amp;zwnj;گویم همه آن&amp;zwnj;ها، اما دست کم آثار و خاطراتی که با آن&amp;zwnj;ها مواجه شده بودم تنها شمه&amp;zwnj;ای از واقعیت را بازگو می&amp;zwnj;کردند با رنگ و لعاب تلخی و گزندگی بسیار؛ &amp;zwnj;گاه تا حد شکنجه زجرآور و&amp;zwnj;گاه در سطح یک خواب، غیر قابل قبول و باورنکردنی. &amp;laquo;زنان در بند ۲۰۹ اوین&amp;raquo; نوشته ژیلا بنی یعقوب اما این تصویر را در ذهن من دگرگون کرد. در کافه&amp;zwnj;ای نشسته بودم و کتاب را در دست داشتم و تا به خودم آمدم نزدیک به ۴۰ صفحه از آن را یک&amp;zwnj;نفس خوانده بودم. &lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شناسنامه کتاب:&lt;br /&gt;
زنان در بند ۲۰۹ اوین، نوشته ژیلا بنی&amp;zwnj;یعقوب، نشر باران&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در همین زمینه:&lt;br /&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.radiozamaneh.com/news/iran/2012/02/13/11025&quot;&gt;:: زنان در بند ۲۰۹ اوین به روایت ژیلا بنی&amp;zwnj;یعقوب، بخش خبر، رادیو زمانه::&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review/2012/03/24/12331#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9634">بهمن احمدی امويی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86">روزنامه نگاران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86">روزنامه‌نگاران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10509">زهرا باقری شاد</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10510">نشر باران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9633">ژیلا بنی‌ یعقوب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/9632">ژیلا بنی‌یعقوب</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture/book-review">کتاب زمانه</category>
 <pubDate>Sat, 24 Mar 2012 07:53:15 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">12331 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>