<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10359/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>مهشب تاجیک</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10359/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>خشونت در سایه  </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/11/24/21932</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/11/24/21932&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    نگاهی به خشونت علیه زنان        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/khoshonat22.jpg?1353866653&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهشب تاجیک - یکی از تناقض&amp;rlm; های عریان تمدن در زمان حاضر، خشونتی است که در بسته&amp;zwnj;های دلفریب و زیبا افراد را به&amp;zwnj;سوی خود فرامی&amp;zwnj;خواند و از طریق گفتمان&amp;zwnj;های رسمی و&amp;zwnj; گاه غیر رسمی تلاش می&amp;zwnj;کند تا هر شکلی از خشونت را پدیده&amp;rlm; ای نابه&amp;zwnj;هنجار بنمایاند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;واقعیت اما گونه&amp;zwnj;ها و شکل&amp;zwnj;های بسیار متفاوتی از خشونت را فراروی ما می&amp;zwnj;نشاند و تا جایی پیش می&amp;zwnj;&amp;zwnj;رود که به&amp;zwnj;درستی نمی&amp;zwnj;توان یک رفتار واحد در شرایط گوناگون را در یک&amp;zwnj;سوی مرز قرار داد. برای نمونه نمی&amp;zwnj;توان رفتار یک مرد را در برابر یک زن، به&amp;zwnj;منظور حفاظت از او لزوماً رفتاری خیرخواهانه و دور از خشونت محسوب کرد؛ چراکه این کار به&amp;zwnj;طور قطع و در شرایط به&amp;zwnj;سامان نباید بر عهده فرد دومی باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;laquo;خشونت علیه زنان&amp;raquo; اصطلاحی تخصصی برای توصیف اعمال خشونت&amp;zwnj;آمیز علیه زنان است. این اصطلاح اگرچه طبق تعریف خود می&amp;zwnj;تواند انواع ملموسی از خشونت را در بر بگیرد ولی نمی&amp;zwnj;تواند تعریفی جامع برای تمامی شکل&amp;zwnj;های خشونت باشد. این شکل از خشونت علیه گروهی از مردم اعمال می&amp;zwnj;شود که جنسیت ایشان در آن نقش مهمی ایفا می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر اساس آ&amp;zwnj;نچه در اعلامیه ۲۰ دسامبر ۱۹۹۳ آمده است، هرگونه عمل خشونت&amp;zwnj;آمیز مبتنی &amp;zwnj;بر جنسیت که باعث بروز یا احتمال بروز صدمات و آسیب&amp;zwnj;های جسمی &amp;ndash; جنسی یا روانی شود، مصداق خشونت شناخته می&amp;zwnj;شود. در واقع، آنچه در این تعریف آمده است دربرگیرنده&amp;zwnj; این معنی می&amp;zwnj;تواند باشد که هر نوع آزار زنان چه در شکل فیزیکی آن و چه به&amp;zwnj;شیوه&amp;zwnj; تهدید و تحقیر و توهین یا حتی جلوگیری از ورود آن&amp;zwnj;ها به محیط&amp;zwnj;های اجتماعی، مصداق کامل خشونت به شمار می&amp;zwnj;آید. این بیانیه خواستار حذف خشونت علیه زنان است و در آن، مسئله خشونت علیه زنان به&amp;zwnj;عنوان خشونت علیه بشر و گونه&amp;zwnj;ای از جنایت علیه زنان به حساب می&amp;zwnj;آید. آنچه در کنفرانس جهانی زنان به سال ۱۹۹۵ تصویب شد، مسئله خشونت علیه زنان را به&amp;zwnj;مثابه یکی از ۱۲ مسئله بحرانی برشمرد که نیاز به توجه ویژه دولت&amp;zwnj;ها و مجامع بین&amp;zwnj;المللی دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;گونه&amp;zwnj;های متفاوت خشونت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر بخواهیم گونه&amp;zwnj;های متفاوت خشونت را در یک تقسیم&amp;zwnj;بندی کلی بیاوریم، می&amp;zwnj;توانیم از خشونت جسمی، جنسی، روانی، مالی و سیاسی نام ببریم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/khoshonat.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 133px;&quot; /&gt;گاهی خشونت به زبان&amp;zwnj;های گوناگونی به سخن می&amp;zwnj;آید. درست&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان که ما قادر نیستیم خود را برای مقابله یا خنثی کردن راه&amp;rlm; های رفته تجهیز کنیم؛ درست&amp;zwnj;&amp;zwnj; در همان زمان که مرزهای حافظه&amp;zwnj; موروثی، ما را تنها می&amp;zwnj;گذارند، خشونت دست به کار می&amp;zwnj;شود. در خانه&amp;zwnj;ها، در مدرسه&amp;zwnj;ها، در خیابان&amp;zwnj;ها و حتی هنگام عشق&amp;zwnj;ورزی&amp;zwnj;های شبانه هم همیشه خشونت حضور خود را آشکار ساخته است.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هرکدام از این عنوان&amp;zwnj;ها تعریفی را شامل می&amp;zwnj;شوند و لزوما این دسته&amp;zwnj;بندی به معنی آن نیست که خشونت دیگری با شیوه&amp;zwnj; دیگری و در دسته&amp;zwnj;بندی متفاوتی اعمال نمی&amp;zwnj;شود. آنچه در این مقاله زیر عنوان &amp;laquo;خشونت در سایه&amp;raquo; از آن نام برده می&amp;zwnj;شود، می&amp;zwnj;تواند در نقطه&amp;zwnj;هایی با هرکدام از انواع خشونت همپوشانی و اشتراک داشته باشد. منظور از خشونت در سایه در این نوشتار، لزوماً گونه&amp;zwnj;ای از خشونت پنهان نیست. هرچند می&amp;zwnj;تواند در آن طبقه&amp;zwnj;بندی هم جای گیرد ولی هدف از این تفکیک، سخن گفتن از نوعی خشونت هست که فرد خشونت&amp;zwnj;دیده به&amp;zwnj;لحاظ جایگاه اجتماعی و مواردی دیگر که ذکر آن خواهد رفت، دست به روشنگری درباره آن نمی&amp;zwnj;زند. به همین دلیل این نوع از خشونت را جدا کردیم؛ چراکه فرد خشونت&amp;zwnj;دیده نسبت به خشونت روا داشته&amp;zwnj;شده بر خود آگاه است. علاوه&amp;zwnj; بر آن فرد مذکور برای رفع خشونت و آثار آن در جایی خارج از زیست فردی خود کوشش می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در هر حال، گزارش سازمان بهزیستی ایران حکایت از خشونتی فراگیر دارد که سهم زنان از آن بیشتر از هر گروه دیگری در اجتماع است. این خشونت، هیچ مرزی از طبقه گرفته تا تحصیلات و فرهنگ و شغل و فعالیت حقوق بشری نمی&amp;zwnj;شناسد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;انسان امروزی گاهی با واقعیت&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;پرده&amp;zwnj;ای سروکار دارد که در دنیای کنونی لزوماً خاستگاه مشترکی با حقیقت ندارند. واقعیت برحسب ماهیت خود، پرداخته ذهن الگوپذیر ماست و حقیقت در مرتبه&amp;zwnj;ای متمایز از واقعیت&amp;rlm;&amp;zwnj;ها پدیدار می&amp;zwnj;شود. گاهی خشونت به زبان&amp;zwnj;های گوناگونی به سخن می&amp;zwnj;آید. درست&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان که ما قادر نیستیم خود را برای مقابله یا خنثی کردن راه&amp;rlm; های رفته تجهیز کنیم؛ درست&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان که مرزهای حافظه&amp;zwnj; موروثی، ما را تنها می&amp;zwnj;گذارند، خشونت دست به کار می&amp;zwnj;شود. در خانه&amp;zwnj;ها، در مدرسه&amp;zwnj;ها، خیابان&amp;zwnj;ها و حتی هنگام عشق&amp;zwnj;ورزی&amp;zwnj;های شبانه هم همیشه خشونت حضور خود را آشکار ساخته است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;ریشه&amp;zwnj;یابی خشونت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پرداختن به ریشه&amp;zwnj; بسیاری از خشونت&amp;zwnj;ها، تعارض&amp;zwnj;ها و بی&amp;zwnj;ثباتی&amp;zwnj;ها بیش از روند و فرآیند جاری شدن آن&amp;zwnj;ها در جامعه، دارای اهمیت است و به ما کمک می&amp;zwnj;کند تا هر نوع خشونت را ردیابی کنیم و بدانیم معضل اصلی پیرامون آسیب&amp;zwnj;پذیری در برابر خشونت و ناتوانی در پیوند با جلوگیری از بروز آن، &amp;quot;ساده&amp;rlm; انگاری&amp;quot;، &amp;quot;سطحی&amp;rlm; نگری&amp;quot; و &amp;quot;یک&amp;zwnj;سویه&amp;rlm; نگری&amp;quot; چه در مقام طرح مسئله و چه در مقام توصیف و تحلیل آن است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/khoshonat2.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 259px;&quot; /&gt;خشونت نخست در ذهن شکل می&amp;zwnj;گیرد و بر اساس گفتمان فرهنگی جامعه بنیان نهاده می&amp;zwnj;شود. در واقع هویت و ریشه&amp;zwnj;یابی خشونت&amp;zwnj;ورزی را باید در ساختار فکری&amp;zwnj; و &amp;zwnj;فرهنگی جامعه ردیابی کرد. اگرچه خشونت در مناسبات اجتماعی و فردی انسان&amp;zwnj;ها خود را نشان می&amp;zwnj;دهد، اما بیش از آن در الگوی رفتاری و ساختار فرهنگی جامعه به رسمیت شناخته می&amp;zwnj;شود و بر پایه&amp;zwnj; انسان&amp;zwnj;شناسی و فلسفه&amp;zwnj; اجتماعی هر جامعه و البته تجربیات تاریخی یک تمدن خاص بنا می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خشونت نخست در ذهن شکل می&amp;zwnj;گیرد و بر اساس گفتمان فرهنگی جامعه بنیان نهاده می&amp;zwnj;شود. در واقع هویت و ریشه&amp;zwnj;یابی خشونت&amp;zwnj;ورزی را باید در ساختار فکری&amp;zwnj; و &amp;zwnj;فرهنگی جامعه ردیابی کرد. اگرچه خشونت در مناسبات اجتماعی و فردی انسان&amp;zwnj;ها خود را نشان می&amp;zwnj;دهد، اما بیش از آن در الگوی رفتاری و ساختار فرهنگی جامعه به رسمیت شناخته می&amp;zwnj;شود و بر پایه&amp;zwnj; انسان&amp;zwnj;شناسی و فلسفه&amp;zwnj; اجتماعی هر جامعه و البته تجربیات تاریخی یک تمدن خاص بنا می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;تفاوت خشونت&amp;zwnj;های تدافعی، مجازات&amp;zwnj;های قانونی و غیر قانونی، رفتارهای اجباری، اعمال نمادین و نارسایی&amp;zwnj;ها در تفکیک بحث و نتایج آن است. به&amp;zwnj;علاوه اینکه کنشگران در این زمینه، همواره گرفتار ضعف&amp;rlm; نگرش استراتژیک به مسئله هستند و درست به همین دلایل، گفتمان علمی و عملی و حتی ژورنالیستی در حوزه&amp;zwnj; مربوط به خشونت و نقد شیوه&amp;zwnj; آن، با سهل&amp;zwnj;انگاری و ساده&amp;zwnj;گیری مواجه است و گاهی این شیوه&amp;zwnj; عملکرد از سوی جامعه و نهادهای مربوط به آن، مشروعیت می&amp;zwnj;یابد و گاهی هم افراد تک&amp;zwnj;به&amp;zwnj;تک در پدیداری زمینه&amp;zwnj; این شقاوت مسئول هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;درحالی&amp;zwnj;که آمار اعدام در ایران، به&amp;zwnj;عنوان یک نوع از خشونت حکومتی در رتبه&amp;zwnj;های آغازین جدول جهانی قرار دارد، درحالی&amp;zwnj;که خشونت علیه زنان در دین اسلام موجه دانسته می&amp;zwnj;شود و به تجاوز خانگی با عنوان حق تمکین، مشروعیت داده شده است و خشونت به&amp;zwnj;طور سازمان&amp;zwnj;یافته و نظام مند از سوی حاکمیت بر بدنه&amp;zwnj; نحیف اجتماع فرود می&amp;zwnj;آید، هنوز کنشگران مدنی و فعالان حقوق بشر بر سر بسیاری از مسائل به اجماع نرسیده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;به دلیل فرهنگ پنهانکاری در جامعه ما، نمی&amp;zwnj;توان مستنداتی دقیق درباره خشونت علیه زنان به دست آورد ولی بر پایه یافته&amp;zwnj;های تحقیق ملی &amp;laquo;بررسی پدیده خشونت خانگی بر زنان در ۲۸ مرکز استان کشور&amp;raquo; انجام شده در سال ۱۳۸۲، ۸۳۷ درصد زنان ایرانی از اول زندگی مشترک خود خشونت فیزیکی را تجربه کرده&amp;zwnj;اند و ۵۲/۷ درصد از اول زندگی مشترک تا زمان تحقیق تحت خشونت&amp;zwnj;های روانی و کلامی قرار گرفته&amp;zwnj;اند. همچنین ۲۷/۷ درصد تحت خشونت&amp;zwnj;های ممانعت از رشد اجتماعی، فکری و آموزشی بوده&amp;zwnj;اند.[۱]&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;خشونت در سایه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پذیرش مسئولیت و ره&amp;zwnj;آورد تقسیم&amp;zwnj;بندی این مسئولیت در قبال پدیده&amp;zwnj; خشونت، بایستی همیشه در همه افراد یک جامعه در جریان باشد، یعنی اینکه هر فرد انسانی در هر اجتماعی، پیش از هر کنش جمعی و حق&amp;zwnj;خواهی مدنی، باید به خود نگاه کند و از چشم&amp;zwnj;انداز هستی خود، به آسیب&amp;zwnj;شناسی زیست فردی&amp;zwnj;اش بپردازد تا نسبت به پیشبرد سلامت رفتاری خود اقدام کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;https://encrypted-tbn2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQG33CPsbEFURQXp4dfoH8qMKbNzTcHPC0ehkqUk0yu_GXog9aZ&quot; style=&quot;width: 180px; height: 139px;&quot; /&gt;گاهی ما فکر می&amp;zwnj;کنیم، پدیده&amp;zwnj; خشونت همواره و به ضرورت به&amp;zwnj;صورت شفاف و علنی مانند ضرب و شتم، خشونت&amp;zwnj;های کلامی و برخوردهای فیزیکی بازنمود پیدا می&amp;zwnj;کند، ولی مسئله این است که خشونت سازمان&amp;zwnj;یافته و رایج در یک جامعه به&amp;zwnj;خصوص در جامعه&amp;zwnj;ای با گفتمان&amp;zwnj; ریشه&amp;zwnj;ای و دیرپای مردسالارانه همچون کلیتی پاره&amp;zwnj;پاره و چند تکه است که اگر تکه&amp;zwnj;های آن کنار هم جمع شوند، پازل خشونت تکمیل می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;حقیقت این است که این وظیفه هیچ&amp;zwnj;گاه از انسان&amp;zwnj;ها ساقط نمی&amp;zwnj;شود. گاهی ما فکر می&amp;zwnj;کنیم، پدیده&amp;zwnj; خشونت همواره و به ضرورت به&amp;zwnj;صورت شفاف و علنی مانند ضرب و شتم، خشونت&amp;zwnj;های کلامی و برخوردهای فیزیکی بازنمود پیدا می&amp;zwnj;کند، ولی مسئله این است که خشونت سازمان&amp;zwnj;یافته و رایج در یک جامعه به&amp;zwnj;خصوص در جامعه&amp;zwnj;ای با گفتمان&amp;zwnj; ریشه&amp;zwnj;ای و دیرپای مردسالارانه همچون کلیتی پاره&amp;zwnj;پاره و چند تکه است که اگر تکه&amp;zwnj;های آن کنار هم جمع شوند، پازل خشونت تکمیل می&amp;zwnj;شود و ما خواهیم دید که تا چه اندازه خشونت&amp;zwnj;های روا شده در قبال افراد جامعه، خشونت&amp;zwnj;های در سایه&amp;zwnj;ای بوده&amp;zwnj;اند که در درازمدت آشکار شده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پرداختن به خشونت در سایه آنجا اهمیت پیدا می&amp;zwnj;کند که در مورد این خشونت سعی در ندیدن آن و پنهانکاری با خشونت پنهان متفاوت است و درست به همین خاطر است که جماعت فعال در حوزه&amp;zwnj; زنان مدام سعی دارد تا آن را به دیگری، به خارج از هستی خود ارجاع دهد و اگر درمانی سراغ دارد، آن درمان را بیرون از مرزهای زیست خود امتحان کند چرا که نمی&amp;zwnj;تواند و نمی&amp;zwnj;خواهد درد را در جایی در مرزهای زیست خود بیابد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;عدم توجه به بستر بروز اعمال خشونت&amp;zwnj;آمیز &amp;zwnj;از عواملی است که منجر به تحلیلی ناقص از این پدیده&amp;zwnj; می&amp;zwnj;شود که در واقع باید با توجه به شرایط مکانی و زمانی و همچنین با توجه به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمینه معنا شود و چنانچه در شرایطی خاص، این معناپذیری تغییر پیدا کند، مصداق&amp;zwnj;های بارز آن و همینطور گونه&amp;zwnj;های خشونت تعریف&amp;zwnj;پذیر در این دایره&amp;zwnj; معنایی تغییر پیدا خواهند کرد. برای لمس بهتر ضرورت در نظر گرفتن زمینه، می&amp;zwnj;توان به آسیب&amp;zwnj;پذیری قشرهای مختلف یک جامعه در برابر یک خشونت واحد اشاره کرد؛ اینکه مثلاً خشونت کلامی در سطح&amp;zwnj;های گوناگون اجتماعی چگونه بارز می&amp;zwnj;شود و در هر سطح چه معنایی دارد، به ضرورت به ماهیت خشونت وارده برنمی&amp;zwnj;گردد؛ اگرچه ماهیت خشونت هم به&amp;zwnj;خودی&amp;zwnj;خود موثر است، ولی بیش از آن، خاستگاه بروز چنین خشونتی مطرح است؛ چراکه معناپذیری و تاثیر آن، در همه&amp;zwnj; گروه&amp;zwnj;ها و شرایط یکسان نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر تجربه&amp;zwnj;ها را کنار هم بگذاریم و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت به یک بسته&amp;zwnj; آگاهی&amp;zwnj;دهنده برسیم، به این نتیجه خواهیم رسید که خشونت به&amp;zwnj;مثابه استثمار و برده&amp;zwnj;کشی است و فرد مورد خشونت قرار گرفته، دچار نوعی سرسپردگی و عدم باور به خود است. این فرد در جایگاهی قرار گرفته است که بدون تهاجم یا حتی دفاع با خنثی بودن مطلق و در واقع به&amp;zwnj;نوعی حذف خود، از زندگی در محور خشونت بسنده می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;قشرهای آسیب&amp;zwnj;پذیر و گروه&amp;zwnj;های اجتماعی کم&amp;zwnj;توان&amp;zwnj;تر&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خشونت در شرایط مختلف معنا&amp;zwnj;ها و شکل&amp;zwnj;های گوناگون دارد. خشونت در جامعه&amp;zwnj; ما چنان پررنگ و انکارناپذیر است که اگر بخواهیم هم نمی&amp;zwnj;توانیم بر آن چشم فروببندیم. انواع خشونت در میان قشرهای آسیب&amp;zwnj;پذیر و گروه&amp;zwnj;های اجتماعی کم&amp;zwnj;توان&amp;zwnj;تر بیشتر جلوه می&amp;zwnj;کند، ولی شکل&amp;zwnj;هایی از خشونت هستند که از چشم پنهان می&amp;zwnj;مانند و حول محور آنها یکی از مواردی که نیاز به بررسی دارد، پیگیری چرایی سکوت در برابر آن&amp;zwnj;هاست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/xlarge.jpg&quot; style=&quot;width: 180px; height: 101px;&quot; /&gt;خشونت در شرایط مختلف معنا&amp;zwnj;ها و شکل&amp;zwnj;های گوناگون دارد. خشونت در جامعه&amp;zwnj; ما چنان پررنگ و انکارناپذیر است که اگر بخواهیم هم نمی&amp;zwnj;توانیم بر آن چشم فروببندیم. انواع خشونت در میان قشرهای آسیب&amp;zwnj;پذیر و گروه&amp;zwnj;های اجتماعی کم&amp;zwnj;توان&amp;zwnj;تر بیشتر جلوه می&amp;zwnj;کند، ولی شکل&amp;zwnj;هایی از خشونت هستند که از چشم پنهان می&amp;zwnj;مانند و حول محور آنها یکی از مواردی که نیاز به بررسی دارد، پیگیری چرایی سکوت در برابر آن&amp;zwnj;هاست.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید صحبت از خشونت جاری و ساری در میان گروهی که خود از فعالان مبارزه با خشونت علیه زنان هستند، غریب به نظر برسد، اما این موضوع هم از آن&amp;zwnj; دسته حقیقت&amp;zwnj;هایی است که عموماً از آن غفلت می&amp;zwnj;شود. این مهم را می&amp;zwnj;توان از نبود آمار دقیق و قابل پیگیری دریافت. آیا سکوت پیرامون این مسئله، اتفاقی است یا اینکه از یک قاعده&amp;zwnj; حذف و تعدیل پیروی می&amp;zwnj;کند؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این پرسش زمانی مطرح می&amp;zwnj;شود که نخستین گروه منکر چنین خشونتی یا کسانی که این خشونت را فرو می&amp;zwnj;کاهند و صحبت از آن را به تعویق می&amp;zwnj;اندازند تا باقی خشونت&amp;zwnj;ها از میان برود، خود گروهی از بدنه&amp;zwnj; مردم هستند که در گروه&amp;zwnj;های دفاع از حقوق بشر و کنشگران مبارزه علیه خشونت فعال هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;سکوت فعالان مدنی و اجتماعی و جامعه&amp;zwnj;شناسان درباره&amp;zwnj; خشونت در این طبقه&amp;zwnj; خاص، می&amp;zwnj;تواند حاکی از پنهان کردن چیزی باشد که نباید به دید غیر آید و از طرفی می&amp;zwnj;تواند اصرار بر ادامه این توهم همیشگی باشد که همواره این قشر از چنین مواردی مصون دانسته شده&amp;zwnj;اند. تحلیل این رویکرد به مسئله&amp;zwnj; حاضر، از اتفاق آن&amp;zwnj;چنان دارای اهمیت است که تا به این نوع از خشونت نپردازیم، در لایه&amp;zwnj;های دیگر اجتماعی نمی&amp;zwnj;توان گونه&amp;zwnj;های دیگر چنین رفتاری را آسیب&amp;zwnj;شناسی کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسائل یاد شده در مورد طبقه الیت یا برجسته&amp;zwnj; جامعه، به این &amp;zwnj;دلیل ساده&amp;zwnj; در پرده قرار می&amp;zwnj;گیرد که انتظار خشونت از ایشان، امری غیرقابل درک و تصور است و از طرفی، این طبقه همیشه در مورد بازگویی خشونت و ارزیابی رفتار خود محتاط عمل کرده است. این احتیاط چه از سوی فرد در معرض خشونت و چه از سوی فرد اعمال&amp;zwnj;گر خشونت، به پایداری و گسترش این پدیده یاری رسانیده است. این&amp;zwnj;گونه است که بازخورد طرح هر نوعی از خشونت پیرامون این قشر و همچنین در میان گذاشتن این مسئله با دیگر افراد، مدارا و گاهی ناباوری و طرد را در فضای عمومی در پی خواهد داشت.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;افراد جاگیرشده در یک رابطه خشونت&amp;zwnj;آمیز این&amp;zwnj;چنینی، در پاره&amp;zwnj;ای از موارد، به&amp;zwnj;راستی قادر به درک خشونت موجود در رابطه نیستند چراکه ایشان هم مانند عموم مردم، نمی&amp;zwnj;&amp;zwnj;دانند که خشونت لزوماً در لایه&amp;zwnj;های بیرونی جریان پیدا نمی&amp;zwnj;کند و صرفاً در قالب&amp;zwnj;های کلیشه&amp;zwnj;ای سابق بر این نمی&amp;zwnj;گنجد؛ چراکه این طبقه در مقابل خود و آن تصویری که از خود برای خویش برساخته است، گاهی چنان متعصبانه و جزم&amp;zwnj;اندیش برخورد می&amp;zwnj;کند که یادآور تصویر کاملا شناخته&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ای از سرحد افتراق و تولیدکننده بیگانگی بین طبقاتی است، چنان&amp;zwnj;چه نوعی تفکر را به وجود می&amp;zwnj;آورد که ریشه&amp;zwnj;های یکسان طبقات را از اساس نفی می&amp;zwnj;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;این ایده که خشونت در اعماق طبقه&amp;zwnj;های فرودست جامعه ریشه دوانیده است، می&amp;zwnj;تواند سبب این شود که طبقه&amp;zwnj; به اصطلاح روشنفکر، نشانه های آن را در میان طبقه خود نفی کند. به همین دلیل است که خشونت و تبعات آن در این قشر خاص از اجتماع همواره در لایه&amp;zwnj; احتیاط، از تیررس نگاه دیگری مصون بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;جنبش&amp;zwnj;های اعتراضی در مواجهه با خشونت&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هر کدام از جنبش&amp;zwnj;های اعتراضی در مواجهه با خشونت، درجه&amp;zwnj;ای از رواداری را لحاظ می&amp;zwnj;کنند و سطح برنامه&amp;zwnj;ها، خواسته&amp;zwnj;ها، اولویت&amp;zwnj;ها و حتی آکسیون&amp;zwnj;هایشان در مرزی نامرئی تعیین سطح می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;زنان طبقه&amp;zwnj; روشنفکر که گاهی در نقش یک کنشگر ظاهر می&amp;zwnj;شوند، وقتی خود را در طبقات دیگر با تصویر قرینه&amp;zwnj; خشونت از جمله، خشونت&amp;zwnj;های بدنی، کلامی و فرم&amp;zwnj;های این&amp;zwnj;چنینی روبه&amp;zwnj;رو می&amp;zwnj;بینند، خشونت&amp;zwnj;های خاص طبقه خود را پنهان می&amp;zwnj;کنند؛&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان خشونت&amp;zwnj;های برگرفته از ذهن مردسالارانه&amp;zwnj;، باعث می&amp;zwnj;شود خود و خشونت&amp;zwnj;های روا رفته بر خویش را به فراموشی بسپارند.&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پیوستگی&amp;zwnj; در این جنبش&amp;zwnj;ها معنایی ندارد و کم کم هدف&amp;zwnj;ها متفاوت می&amp;zwnj;شوند و زنان طبقه&amp;zwnj; روشنفکر که گاهی در نقش یک کنشگر ظاهر می&amp;zwnj;شوند، وقتی خود را در طبقات دیگر با تصویر قرینه&amp;zwnj; خشونت از جمله، خشونت&amp;zwnj;های بدنی، کلامی و فرم&amp;zwnj;های این&amp;zwnj;چنینی روبه&amp;zwnj;رو می&amp;zwnj;بینند، خشونت&amp;zwnj;های خاص طبقه خود را پنهان می&amp;zwnj;کنند؛&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان خشونت&amp;zwnj;های برگرفته از ذهن مردسالارانه&amp;zwnj;، باعث می&amp;zwnj;شود خود و خشونت&amp;zwnj;های روا رفته بر خویش را به فراموشی بسپارند. این&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان دید از بالا به پایینی است که همواره تمام مصائب را متوجه به قشر فرودست می&amp;zwnj;داند. این مقایسه باعث می&amp;zwnj;شود حقایق هرگز افشا نشوند. از طرف دیگر، این شیوه&amp;zwnj; رفتاری به کنار زدن مطالبات این گروه می&amp;zwnj;انجامد و آنچه جایگزین این حق گمشده می&amp;zwnj;شود، متصل&amp;zwnj;سازی بی&amp;zwnj;اصول یک&amp;zwnj;سری کنش&amp;zwnj;ها و رفتار&amp;zwnj;ها برای حصول امر موهوم است.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;خواه&amp;rlm; ناخواه در هر جامعه&amp;zwnj;ای &amp;laquo;تناقض&amp;zwnj;های طبقاتی&amp;raquo; حضور دارند. همه&amp;zwnj; جنبش&amp;zwnj;ها و فعالان بسته به کنترل قدرتی که می&amp;zwnj;توان در آن&amp;zwnj;ها سراغ گرفت، رفتارهایی از خود بروز می&amp;zwnj;دهند که که خاستگاه&amp;zwnj;شان بر فرد پوشیده می&amp;zwnj;ماند. در نتیجه بیانیه&amp;zwnj;های مختلف، خواست&amp;zwnj;ها و کنش&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;جای تولید راهکار و رسیدن به نتیجه&amp;zwnj; مطلوب، زنجیره&amp;zwnj;ای از فرم&amp;zwnj;های صوری را به&amp;zwnj;هم می&amp;zwnj;بافند. واقعیت این&amp;zwnj;گونه برخورد&amp;zwnj;ها، جز یک مفصل&amp;zwnj;بندی ناقص چیز دیگری نمی&amp;zwnj;تواند باشد؛ آن&amp;zwnj;گونه که نمی&amp;zwnj;توان به&amp;zwnj;هیچ عنوان تعادل چیدمانی استانداردی برقرار کرد. اصلاح درک&amp;zwnj;ها، فرم&amp;zwnj;ها و جنبش&amp;zwnj;ها، به اثرگذاری مستقیم و بدون واسطه نیاز دارد و گاهی تغییر علیت&amp;zwnj;هایی که ما را به&amp;zwnj;سمت یک کلیت رهنمون می&amp;zwnj;کنند، یاری&amp;zwnj;رسان خواهد بود. به&amp;zwnj;واقع مسئله&amp;zwnj; دارای اهمیت، قرار داشتن در مکان احراز حق است نه در توهم موقعیت خود در برابر دیگری. به این معنی که فرد کنشگر خود را در جایگاه آسیب&amp;zwnj;ناپذیری نگذارد و بتواند و اجازه داشته باشد تا به مسائل خود نیر نگاهی بیندازد، بدون آن&amp;zwnj;که ترس از این داشته باشد که قدرت و مسئولیتش با برون&amp;zwnj;آیی و آشکارسازی، از میان برود و به این طریق از صلاحیت ساقط شود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;پانویس&lt;/strong&gt;:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پروژه مشترک مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری و معاونت اجتماعی وزارت کشور با همکاری وزارت علوم در سال ۱۳۸۲&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/11/24/21932#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AE%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AA">خشونت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/5994">زنان ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10359">مهشب تاجیک</category>
 <pubDate>Sat, 24 Nov 2012 13:24:41 +0000</pubDate>
 <dc:creator>society</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">21932 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>در جست‌وجوی قطعه گمشده</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2012/07/23/17347</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2012/07/23/17347&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهشب تاجیک        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;145&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/women_0_0.jpg?1343322409&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مهشب تاجیک - وقتی از زن و حقوق بدیهی زنان حرف می&amp;zwnj;زنیم، به&amp;zwnj;تحقیق از کدام زن و از کدام حقوق سخن می&amp;zwnj;گوییم؟&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید این پرسشی است که برای گروهی از فعالان حوزه&amp;zwnj; زنان، آنقدرها دارای اهمیت نباشد، ولی واقعیت این است که در هیچ زمانی، جنبش&amp;zwnj;های زنان در سطح جهان با این خوشبینی همراه نبوده&amp;zwnj;اند که بتوانند زنان به معنای تمامی زنان را در خود جمع کنند. به عبارت دیگر، آنچه زیر عنوان جنبش&amp;zwnj;های حق&amp;zwnj;خواهی زنان در مسیر برابری&amp;zwnj;خواهی حرکت کرده است، دستاوردی جز برای گروه&amp;zwnj;های تعیین&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ای از زنان نداشته است.
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهرانگیز کار در مصاحبه&amp;zwnj;ای چنین می&amp;zwnj;گوید که &amp;laquo;در شرایط کنونی به فرض که ۹۹ درصد زنان ایران دوستدار و پایبند به حجاب باشند،&amp;nbsp;&lt;a href=&quot;http://melimazhabi.com/?maghalat=%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86&quot;&gt;&lt;b&gt;حق آن یک درصد&lt;/b&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;غیر پایبند چه &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;شود&lt;/span&gt;؟&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اینکه رسیدن به یک نقطه&amp;zwnj; مشخص در یک جنبش بتواند ما را همزمان نسبت به دستیابی به نقطه&amp;zwnj;هایی از این دست که با نقطه&amp;zwnj; مذکور همپوشانی دارند توانا سازد، آن&amp;zwnj;چنان امیدوارکننده نخواهد بود. به&amp;zwnj;عبارت&amp;zwnj;دیگر، گروهی از حقوق، زیرمجموعه&amp;zwnj; گروهی دیگر هستند و دستیابی به زیرمجموعه&amp;zwnj;ها لزوماً ارزشگذاری نمی&amp;zwnj;شود؛ چراکه به&amp;zwnj;طور خودبه&amp;zwnj;خودی با دستیابی به سرشاخه&amp;zwnj;ها حاصل خواهند شد. بنابراین نمی&amp;zwnj;توان چنین استنباط کرد که اگر دریافت حقی برای قشری از زنان به دست آمده است و قشرهای دیگر زنان نیز ذی&amp;zwnj;حق بوده&amp;zwnj;اند، لزوماً این به معنی در شمار آوردن قشرهای دیگر است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بر عکس، به این معنی می&amp;zwnj;تواند باشد که ایشان را چونان در شمار نیاورده&amp;zwnj;ایم که حق&amp;zwnj;شان زیرمجموعه&amp;zwnj; دیگری قرار گرفته است. برای نمونه، اگرچه حق اختیار تن را برای زنان دریافت کرده باشیم، این به ضرورت، به معنی درخواست چنین حقی برای تن زنان روسپی نیست، چراکه از همان آغاز آنها را در تعریف زن در معنای همان زنی که حقوق انسانی دارد، نیاورده&amp;zwnj;ایم. پس ایشان را زیرمجموعه&amp;zwnj;ای قرار داده&amp;zwnj;ایم که از مجموعه&amp;zwnj; مادر تغذیه می&amp;zwnj;کند بدون اینکه لزومی به اثبات رابطه&amp;zwnj; خونی باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;احقاق حقوق زنانی از نوع دیگر&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سال&amp;zwnj;ها فعالیت جنبش زنان در راه آزادی&amp;zwnj;های جنسی، کمتر راهبردی برای زنان همجنسگرا در خود داشته است تا اینکه&amp;nbsp;خود آنها در بدنه&amp;zwnj;&amp;nbsp;جنبشی دیگر در پی احقاق حقوق خود به عنوان&amp;nbsp;زنانی از نوع دیگر برآمدند. &lt;span&gt;درواقع همجنسگرایان وقتی توانستند به حقوق خود بیاندیشند که در مقابل جنبش زنان خود را به یک دیگری بدل سازند و برای تعریف خود به&amp;zwnj;جای قرار گرفتن در مجموعه کلان، به یک عبارت اضافی بسنده کنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;زنان کارگر، زنان خانه&amp;zwnj;دار، زنان معلول، زنان آسیب&amp;zwnj;دیده&amp;zwnj; جنسی و زنانی از این دست که به عبارت&amp;zwnj;های اضافی کوچانده شدند، کمتر در فعالیت&amp;zwnj;های کلان جایی داشته&amp;zwnj;اند. مسئله بر سر در شمار آمدن نیست، مسئله به&amp;zwnj;طور خاص پیگیری تولید &amp;laquo;دیگری&amp;zwnj;&amp;raquo;هایی در دل &amp;laquo;نیروهای هم&amp;zwnj;بسته&amp;raquo; است؛ آن&amp;zwnj;زمان که در دل همین نیروهای هم&amp;zwnj;بسته فرد یا جمعی از افراد، حس بیگانگی و دور افتادگی می&amp;zwnj;کنند &lt;span&gt;و نمی&amp;zwnj;توانند با کلیت تشکل اجتماعی موجود، همذات&amp;zwnj;پنداری و هم&amp;zwnj;دردی داشته باشند مانند زمانی که زنان محجبه و متدین نمی&amp;zwnj;توانند جای خود را در تشکل زنان ترقی&amp;zwnj;خواه بیابند خود را از مجموعه پیشرو به مجموعه دیگری روانه می&amp;zwnj;کنند تا بتوانند زیر عنوان روشن&amp;zwnj;تری به خواسته&amp;zwnj;های خود دست یابند.&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;235&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/women.iran_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;زنان کارگر، زنان خانه&amp;zwnj;دار، زنان معلول، زنان آسیب&amp;zwnj;دیده&amp;zwnj; جنسی و زنانی از این دست کمتر در فعالیت&amp;zwnj;های کلان جایی داشته&amp;zwnj;اند. مسئله بر سر در شمار آمدن نیست، مسئله به&amp;zwnj;طور خاص پیگیری تولید دیگری&amp;zwnj;هایی در دل نیروهای هم&amp;zwnj;بسته است؛ آن&amp;zwnj;زمان که در دل همین نیروهای هم&amp;zwnj;بسته فرد یا جمعی از افراد، حس بیگانگی و دور افتادگی می&amp;zwnj;کنند و نمی&amp;zwnj;توانند با کلیت تشکل اجتماعی موجود، همذات&amp;zwnj;پنداری و هم&amp;zwnj;دردی داشته باشند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به همین دلیل به نظر می&amp;zwnj;رسد لازم است فعالان جنبش زنان در ایران &amp;zwnj;دقت بیشتری روی گفتار خود به&amp;zwnj;منظور جلوگیری از تولید و تکثیر &amp;laquo;دیگری&amp;zwnj;&amp;raquo;ها داشته باشند. برای نمونه، شیرین عبادی در گفت&amp;zwnj;وگویی در پاسخ به اینکه &amp;laquo;شما سال&amp;zwnj;ها در مورد حقوق زنان فعالیت کرده&amp;zwnj;اید. جایگاه زنان کارگر در فعالیت&amp;zwnj;های شما کجا بوده؟&amp;raquo;، چنین پاسخ می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;زنان کارگر یکی از&amp;nbsp;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://10mehr.org/wordpress291/?p=197&quot;&gt;محروم&amp;zwnj;ترین زنان این اجتماع&amp;nbsp;&lt;/a&gt;هستند برای اینکه هم زن هستند و هم کارگر. درواقع واجد دو صفت محرومیت هستند. هم زن هستند و باید تمام تبعیضات قانونی یک زن را تحمل کنند و هم&amp;hellip;&amp;raquo; &lt;span&gt;درواقع او با اعتبار دو گزاره&amp;zwnj; جدا از هم، به تولید یک گزاره&amp;zwnj; دو وجهی کمک می&amp;zwnj;کند. او با قسمت کردن زنی که کارگر است به یک کارگر و یک زن، او را از هر دوی این&amp;zwnj;ها ساقط می&amp;zwnj;کند و به این ترتیب زن کارگر در جداافتادگی ماهیتی از جنبش عمده&amp;zwnj; زنان سبقت می&amp;zwnj;گیرد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;این حقوقدان و فعال حقوق زنان سپس اضافه می&amp;zwnj;کند: &amp;laquo;قانون کار امتیازات خاصی برای زنان کارگر قائل شده. مثلاً مرخصی زایمان یا اینکه پیش&amp;zwnj;بینی شده در کارگاه&amp;zwnj;هایی که تعداد کافی کارگر زن دارند کارفرما باید حتماً مهدکودک دائر کند و حتی اگر زنانی از اقلیت&amp;zwnj;ها باشند باید مربیان مهدکودک&amp;zwnj;ها از اقلیت&amp;zwnj;ها باشند. زنانی که بچه شیرخوار دارند باید هر سه ساعت به آنها&amp;nbsp;مرخصی داده شود تا بچه را شیر بدهند. اینها&amp;nbsp;در مجموع امتیازات خوبی است که ظاهراً قانون کار برای زنان کارگر درنظر گرفته...&amp;raquo; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;او به درستی از ظرفیت&amp;zwnj;های حقوقی یاد کرده است، اما این را درحالی می&amp;zwnj;گوید که اشاره&amp;zwnj;ای به این نکته&amp;zwnj; مهم نمی&amp;zwnj;کند که وجود قانون آن هم در این سطح که کف خواسته&amp;zwnj;ها را دربر می&amp;zwnj;گیرد، تضمینی برای عملی شدن آن نیست. &lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خانم عبادی همه این نکات را مطرح می&amp;zwnj;کند بدون اینکه به این نکته نظر داشته باشد که ضرورت ایجاد کمپین یک میلیون امضا در حکومت اسلامی، ازجمله آشنا کردن مسئولان و مجریان قانون، با قوانینی بود که خود وضع کرده بودند و از سوی دیگر، آگاهی&amp;zwnj;رسانی به زنانی بود که حتی به قوانین حداقلی هم دسترسی نداشتند. حال در چنین شرایطی ایشان امایی که برای ضمانت اجرایی حقوق زنان کارگر می&amp;zwnj;آورد این است که توجه ما را به این نکته جلب کند که &amp;laquo;تمام این امتیازات را قانون می&amp;zwnj;خواهد از جیب کارفرما به زنان کارگر بدهد در نتیجه کارفرمایان (که معمولاً فقط به سود می&amp;zwnj;اندیشند) ترجیح می&amp;zwnj;دهند که کارگر زن استخدام نکنند و فقط از مردان استفاده کنند که درگیر چنین مشکلاتی نشوند&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در صورتی که در بسیاری از موارد کارفرمایان از کارگران و کارمندان زن استفاده می&amp;zwnj;کنند صرفاً به این دلیل که حقوق ایشان به همان دلیل مضاعفی که خانم عبادی در آغاز مطرح می&amp;zwnj;کند، قابلیت پایمال شدن&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ساده&amp;zwnj;تری دارد و از آن گذشته &amp;laquo;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://n-atash.blogspot.com/2012/04/blog-post_27.html&quot;&gt;تعداد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;زیادی&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;از&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;شاغلان&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;زن&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;wbr&gt;&lt;/wbr&gt;خارج&amp;nbsp;از&amp;nbsp;چارچوب مشخص&amp;nbsp;قوانین&amp;nbsp;و قراردادهای&amp;nbsp;كار&amp;nbsp;قرار&amp;nbsp;دارند&amp;nbsp;و&amp;nbsp;&lt;wbr&gt;&lt;/wbr&gt;معمولاً&amp;nbsp;در آمارهای&amp;nbsp;اقتصادی&amp;nbsp;از&amp;nbsp;آنان&amp;nbsp;تحت عنوان خانه&amp;zwnj;دار&amp;nbsp;و غیر&amp;nbsp;شاغل یاد&amp;nbsp;می&amp;zwnj;شود&amp;raquo;.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;بحث در اینجا پیرامون آنانی نیست که به شغل&amp;zwnj;های سیاه مشغول هستند؛ بلکه حتی در بدنه&amp;zwnj; رسمی کار نیز زنان شاغل با توجه به قوانین موجود مورد استثمار قرار می&amp;zwnj;گیرند. بر اساس &amp;laquo;آمار دولتی، زنان حدوداً&amp;nbsp;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://n-atash.blogspot.se/2012/04/blog-post_27.html&quot;&gt;۱۳ درصد نیروی کار&lt;/a&gt;&amp;nbsp;شاغل در ایران را تشکیل می&amp;zwnj;دهند که این شامل کارگران شرکت&amp;zwnj;های تولید مواد غذایی فراوری&amp;zwnj;شده، داروسازی&amp;zwnj;ها، صنایع مونتاژ کالاهای الکتریکی و الکترونیکی و تولید پوشاک و غیره می&amp;zwnj;شود&amp;raquo;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;واقعیت این است که اگر نخواهیم به هر بهانه&amp;zwnj;ای جماعت زنان را در یک کلیت بی&amp;zwnj;شکل غیر قابل تعریف، در یک ظرف نامتعین بگنجانیم، ضرورت حضور هرکدام از بخش&amp;zwnj;های متعین در این مجموعه را از دست می&amp;zwnj;دهیم و به تکثیر دیگری&amp;zwnj;های نادیده&amp;zwnj;انگاشته&amp;zwnj;شده می&amp;zwnj;پردازیم. مسئله&amp;zwnj; زنان کارگر تنها به عنوان یک نمونه، به چگونگی رشد دیگری&amp;zwnj;ها در ساز و کار درون&amp;zwnj;گروهی جنبش زنان اشاره دارد. درواقع پرسش اساسی اینجاست که چقدر جنبش زنان با گروه&amp;zwnj;های این&amp;zwnj;چنین جداافتاده از خود فاصله دارد که نمی&amp;zwnj;تواند به توضیح و تشریح موقعیت این&amp;zwnj;زمانی آن&amp;zwnj;ها بپردازد و با ایشان همدردی و هم&amp;zwnj;ذات&amp;zwnj;پنداری داشته باشد؟&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پاک شدن صورت مسئله&amp;zwnj;ها&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شیرین عبادی مسئولیت را متوجه دولت می&amp;zwnj;داند بدون اینکه مسائل یک زن در محیط کار را با مسائل یک زن به مثابه زن، دارای هم&amp;zwnj;پوشانی فرض کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;خانم عبادی در &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;سال ۱۳۸۵ در گزارشی نوشته توماس اردبرینک&lt;/span&gt; (Thomas Erdbrink) &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;درباره &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;a href=&quot;http://news.gooya.com/politics/archives/045783.php&quot;&gt;وضعیت همجنسگرایان در ایران&lt;/a&gt;&lt;/b&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; که در روزنامه هلندی&lt;/span&gt; NRC HANDELSBLAD منتشر و توسط صبا راوی به فارسی ترجمه شد، پیرامون اینکه آیا همجنسگرایان ایرانی می&amp;zwnj;توانند بدون مشکل به ایران مراجعه کنند، &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;گوید&lt;/span&gt;:&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&amp;quot;اگر من به قانون ایران نگاه کنم،&amp;zwnj; امکانش هست. دست کم در صورتی که توسط یک دادگاه در ایران ثابت نشده باشد که عمل دخول انجام گرفته. اگر دخول اثبات نشده باشد،&amp;zwnj; آنها به&amp;zwnj;راحتی امکان بازگشت دارند... آنها با اینکار هیچ قانونی را زیر پا نگذاشته&amp;zwnj;اند.&amp;raquo;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگرچه او در این گزارش به نسبت قدیمی، از ظرفیت&amp;zwnj;های قانونی سخن می&amp;zwnj;گوید و&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; نه از نگاه شخصی&amp;zwnj;اش به مسئله، اما &lt;/span&gt; &lt;/span&gt;در این نوع برخورد با&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;رسانه&amp;zwnj;ها&lt;/span&gt; گاه صورت&amp;zwnj;مسئله&amp;zwnj;ها پاک می&amp;zwnj;شوند و نه در بافت جنبش زنان، بلکه در تشریک مساعی این جنبش با هر جنبش حق&amp;zwnj;خواهی پیش از هر چیز- خواسته یا ناخواسته- دیگری&amp;zwnj;هایی جان می&amp;zwnj;گیرند و رونمایی می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;شاید جست&amp;zwnj;وجوی قطعه گمشده در هر مسیر حق&amp;zwnj;خواهی&amp;zwnj;، بتواند افتادگی&amp;zwnj;های جنبش زنان را پیش روی نهد و شاید این امر ما را به&amp;zwnj;سوی این حقیقت رهنمون کند که دادن تعریف حداقلی به ماهیتی به نام زن، می&amp;zwnj;تواند عرصه را برای دیدار این افتادگی&amp;zwnj;ها تنگ کند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن دیگری قابل ذکر، اگرچه برای هر یک از زیرمجموعه&amp;zwnj;های خود برسازنده&amp;zwnj; دیگری&amp;zwnj; دیگرگونه است، ولی از یکسو در ماهیت امر، یک توده&amp;zwnj; ناشناخته و ناکامل را می&amp;zwnj;ماند که هیچگاه زن را درون خود آنطور که هست جای نداده است و از سوی دیگر، در هر جداسازی، دیگری&amp;zwnj;ای را برمی&amp;zwnj;سازد که می&amp;zwnj;تواند طیفی از موجودیت زنانه را به نمایش بگذارد که سویه&amp;zwnj;ای از او در هر جهت&amp;zwnj;گیری دچار افتادگی شده است. به&amp;zwnj; این&amp;zwnj;ترتیب، شاید جست&amp;zwnj;وجوی قطعه گمشده در هر مسیر حق&amp;zwnj;خواهی&amp;zwnj;، بتواند افتادگی&amp;zwnj;های جنبش زنان را پیش روی نهد و شاید این امر ما را به&amp;zwnj;سوی این حقیقت رهنمون کند که دادن تعریف حداقلی به ماهیتی به نام زن، می&amp;zwnj;تواند عرصه را برای دیدار این افتادگی&amp;zwnj;ها تنگ کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر ما آن دال متکثر و جامع&amp;zwnj;الشرایطی که چتر معنابخشی را بر سر هر مصداق خود نگاه داشته است، صورت مثالی زن بنامیم و از آن&amp;zwnj;طرف، آن مصداق جدامانده از قافله&amp;zwnj; حق&amp;zwnj;خواهی و تظلم را که قربانی برسازی یک دال همگن شده است، قطعه&amp;zwnj; گمشده بنامیم، در واقع، دیگر با صورت مثالی از پدیده&amp;zwnj; مشمول حق&amp;zwnj;خواهی روبه&amp;zwnj;رو نیستیم، ما با صورت ناکامل و ثانویه&amp;zwnj;ای روبه&amp;zwnj;رو هستیم که برای انطباق با آنچه می&amp;zwnj;خواهد، می&amp;zwnj;باید در هر رهگذر، به&amp;zwnj;دنبال قطعه&amp;zwnj; گمشده خود بگردد؛ البته اگر قائل به این باشیم که این تلاش هیچ مازاد یا فقدانی را در پی نخواهد داشت. در حقیقت قبول کمال پس از نزدیکی به قطعه&amp;zwnj; گمشده، می&amp;zwnj;تواند نقطه&amp;zwnj; خروج از رویکرد اندیشگانی&amp;zwnj;ای باشد که مصادیق را الزاماً در تبعیت از دال خود معنی نمی&amp;zwnj;کند و آن&amp;zwnj;ها را بیش از آن&amp;zwnj;که می&amp;zwnj;خواهد یا می&amp;zwnj;پندارد، سیال و در نوسان می&amp;zwnj;یابد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این سیالیت بسته به خواسته&amp;zwnj; ما از کلیت این ساختار، می&amp;zwnj;تواند ارزشگذاری شود و ماهیت کارکردی خود را آشکار سازد، ولی همواره باید این موضوع را تذکر دهد که نمی&amp;zwnj;توان انتظار کمال را از خود دور کرد مادامی که مازاد هر ساختار را فراموش کنیم. این پدیده لزوماً به این علت اتفاق نمی&amp;zwnj;افتد که ساختار موجود، مدام زیرمجموعه&amp;zwnj;های خود را در مسیر در عقب و یا در جلو نگاه می&amp;zwnj;دارد، بلکه ضرورت چنین زیستی، اینگونه ایجاب می&amp;zwnj;کند که مازاد را در نظر بگیریم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;جزئی از کل&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;قطعه&amp;zwnj; گمشده از آنجایی که جزئی از کل تلقی می&amp;zwnj;شود، کم اتفاق می&amp;zwnj;افتد که نبود کلیت را در نظر آورد و به آن آگاه باشد، از سویی دیگر، به این دلیل که نقصان را درنمی&amp;zwnj;یابد، در نتیجه به&amp;zwnj;دنبال کلیت نقصان&amp;zwnj;یافته نیز نمی&amp;zwnj;گردد، ولی آن صورت مثالی نقصان&amp;zwnj;یافته، همواره چه خودآگاه و چه به&amp;zwnj;صورت ناخودآگاه، از نبود قطعه&amp;zwnj; گمشده دچار سرگردانی است و تضمین حیات خود را در اضطرار یافتن آن قطعه می&amp;zwnj;داند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;148&quot; align=&quot;middle&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/zananekaregar.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سال&amp;zwnj;ها فعالیت جنبش زنان در راه آزادی&amp;zwnj;های جنسی، کمتر راهبردی برای زنان همجنسگرا در خود داشت تا اینکه خود آنها در بدنه&amp;zwnj; جنبشی در پی احقاق حقوق خود به عنوان زنانی از نوعی دیگر برآمدند. هیچ گاه زنان کارگر یا زنان خانه&amp;zwnj;دار، زنان معلول، زنان آسیب&amp;zwnj;دیده&amp;zwnj; جنسی و زنانی از این دست در فعالیت&amp;zwnj;های کلان جایی نداشته&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;البته کم اتفاق می&amp;zwnj;افتد که قطعه را بیابد و در اغلب موارد سازه&amp;zwnj; اضافه&amp;zwnj;شده، عدم قطعیت در کمال را برای همیشه با خود به ارمغان می&amp;zwnj;آورد. بگذارید از زاویه&amp;zwnj; دیگری به موضوع نگاه کنیم؛ از آنجا که باید نسبت به این مسئله آگاه بود که هیچ سازوکار کاملی نمی&amp;zwnj;تواند موجودیت مطلق و نامتناهی داشته باشد و اگر هم چنین بوده باشد، همواره در هراس عدم قطعیتی است که انگاره&amp;zwnj; همان نبود تکامل است. در هر حال، اگر بخواهیم به گونه&amp;zwnj; عینی&amp;zwnj;تری به سوژه&amp;zwnj; مورد نظر بپردازیم، باید چنین در نظر بگیریم که زن&amp;zwnj;بودگی در بدو امر می&amp;zwnj;تواند محل اختلاف قرار بگیرد چراکه این دال، مصداق&amp;zwnj;های عینی و دقیقی پیرامون خود ندارد و اگر چنین تصور کنیم، راه به خطا رفته&amp;zwnj;ایم، دوم اینکه آنچه در حوزه&amp;zwnj; جنبش زنان به آن پرداخته می&amp;zwnj;شود، همواره دچار افتادگی قطعه&amp;zwnj;هایی است که در هر زمان هراس از نبود این قطعه&amp;zwnj;ها، سازه موجود را دچار بحران هویت می&amp;zwnj;کند و از سوی دیگر، قطعه&amp;zwnj;های جایگزین، مازادها یا خلاهایی را تولید می&amp;zwnj;کنند که کلیت امر به&amp;zwnj;واسطه&amp;zwnj; برهم&amp;zwnj;کنش با آنها دچار بحران&amp;zwnj;های گوناگونی می&amp;zwnj;شود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئله&amp;zwnj; بعدی، کارکرد سازوکار در جهت رسیدن به هدف&amp;zwnj;های تعیین&amp;zwnj;شده یا مقطعی است که به&amp;zwnj;واسطه حضور و یا غیاب قطعه&amp;zwnj;های برسازنده کلیت، می&amp;zwnj;تواند دچار آشفتگی شود و سرانجام مسئله&amp;zwnj; فهم کلی از موضوع دارای تداخل با سایر حوزه&amp;zwnj;هایی قرار می&amp;zwnj;گیرد که از قرار قبلی کلیت نامبرده به&amp;zwnj;مثابه یک جنبش با آن&amp;zwnj;ها تولید موضع کرده است. باید دانست برای فعالیت در هر زمینه&amp;zwnj;ای پیش از هر کاری، تولید زبان و تعاریف راهبردی راهگشا خواهد بود چراکه عمل استوار بر پایه تئوری پیش&amp;zwnj;رو می&amp;zwnj;نشیند به معنایی دیگر، لزوم صحبت از معضل&amp;zwnj;ها و تولید راهکار و رفتار در جهت عمل، نمی&amp;zwnj;تواند و نباید ما را به مقصد برساند، بلکه هر رفتار منجر به نتیجه&amp;zwnj;ای باید بر پایه&amp;zwnj;های نظری پویا و قدرتمند استوار باشد.&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2012/07/23/17347#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1626">جنبش زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">حقوق زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1412">شیرین عبادی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/7518">مهرانگیز کار</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10359">مهشب تاجیک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/haft-koocheh">هفت کوچه</category>
 <pubDate>Mon, 23 Jul 2012 15:45:16 +0000</pubDate>
 <dc:creator>arezoo</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">17347 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>حجاب، همچون اهرم مهار</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/07/03/16555</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/07/03/16555&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهشب تاجیک        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;302&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/hejab1.jpg?1341595698&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;مهشب تاجیک - تاریخ نشان می&amp;zwnj;دهد که زنان و فعالان حقوق زن، با وجود تمام تلاش&amp;zwnj;ها و کنش&amp;zwnj;هایشان هیچگاه نتوانسته&amp;zwnj;اند برای زنان وضعیتی با&amp;zwnj; ثبات فراهم بیاورند و حقوق آن&amp;zwnj;ها را تفویض کنند.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آن&amp;zwnj;ها موفق به برون&amp;zwnj;رفت از معضل اعاده&amp;zwnj; حق نشده&amp;zwnj;اند، زیرا نتوانسته&amp;zwnj;اند ایفای حقوق خود و همچنین کارکرد عام آن را به&amp;zwnj;عنوان نقطه&amp;zwnj; اتصالی به هزار و یک موقعیت گوناگون دیگر ثابت کنند. هرچند نوع نگاه مرسوم به مسائل مرتبط با زنان براساس آنچه تاکنون وجود داشته همواره متضمن نوعی از ارتجاع در برابر وضعیت&amp;zwnj;های موجود بوده است، به این دلیل که ضرورت هر اتصال به موقعیت زن&amp;zwnj;بودگی مبتذل شمرده می&amp;zwnj;شود و امور در پیوست با زنان، همیشه امر جزئی و خصوصی برشمرده شده و رسیدگی به آن&amp;zwnj;ها در برابر امور کلی و جهان&amp;zwnj;شمول مفروض در زیست مردانه، از درجه&amp;zwnj; اعتبار کمتری برخوردار بوده است. در همین زمینه، اگر زنانی حتی به&amp;zwnj;دنبال بیان مسائل خود بودند زمانی موفق به این کار می&amp;zwnj;شدند که خود را وارد گفتمان عقلانی متعلق به زیست مردانه کنند؛ اگرچه در این مسیر همیشه از اولویت دوم یا چندم برخوردار می&amp;zwnj;شدند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;حجاب در چشم&amp;zwnj;انداز و افق&amp;zwnj;های گوناگون&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حجاب در جامعه&amp;zwnj; امروز ما یکی از مباحث پررنگی است که از چشم&amp;zwnj;انداز و افق&amp;zwnj;های گوناگونی می&amp;zwnj;تواند مطرح شود، ولی نباید فراموش کرد که این بحث هم مانند هر بحثی که بویی از زنانگی را با خود دارد، دچار فروکاهیدگی در اهمیت و موجودیت شده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امور در پیوست با زنان، همیشه امر جزئی و خصوصی برشمرده شده و رسیدگی به آن&amp;zwnj;ها در برابر امور کلی و جهان&amp;zwnj;شمول مفروض در زیست مردانه، از درجه&amp;zwnj; اعتبار کمتری برخوردار بوده است. در همین زمینه، اگر زنانی حتی به&amp;zwnj;دنبال بیان مسائل خود بودند زمانی موفق به این کار می&amp;zwnj;شدند که خود را وارد گفتمان عقلانی متعلق به زیست مردانه کنند؛ اگرچه در این مسیر همیشه از اولویت دوم یا چندم برخوردار می&amp;zwnj;شدند.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;گروه&amp;zwnj;های مختلف در برابر حجاب، مواضعی گرفته&amp;zwnj;اند که اگرچه متفاوت به نظر می&amp;zwnj;رسد ولی همه&amp;zwnj; این گروه&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;اتفاق در یک راستا عمل کرده&amp;zwnj;اند. برای نمونه می&amp;zwnj;توان مواضع روحانیت و روشنفکران به&amp;zwnj;ویژه چپ&amp;zwnj;ها را در سیر تاریخی از مشروطیت تا به امروز مورد بررسی قرار داد و آنگاه به این واقعیت آشکار رسید که این دو گروه به&amp;zwnj;ظاهر متخاصم به&amp;zwnj;طور خاص در مورد مسئله&amp;zwnj; زنان و به&amp;zwnj;طور عام در بسیاری از موارد با هم اتفاق نظر دارند. این اتفاق نظر ضرورتاً آگاهانه یا با موضعگیری آشکار نبوده است، بلکه گاه ضرورت خارج از دسترس مشترکات فکری هر دو گروه به&amp;zwnj;طور ناآگاهانه آن&amp;zwnj;ها را به پشت یک خاکریز فرا می&amp;zwnj;خواند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;نخستین اعتلاف عمده&amp;zwnj; این دو قشر مربوط به سال ۱۲۷۰ خورشیدی است که بر سر بحران تنباکو به اتفاق نظر رسیدند. نمونه&amp;zwnj; بعدی مربوط به حوزه&amp;zwnj; زنان را می&amp;zwnj;توان سال ۱۲۸۵ مصادف با تصویب قانون اساسی&amp;zwnj;ای دانست که زنان را فاقد حق رای می&amp;zwnj;دانست و ایشان را در این قانون، در کنار مجنونان و نابالغان می&amp;zwnj;نشاند. اینگونه زیست متداخل در مرحله&amp;zwnj;های دیگری از تاریخ معاصر ایران نیز خود را نشان داده است و همچنان این هشدار را زنده نگاه می&amp;zwnj;دارد که تخفیف موقعیت سرکوب زنان، تضییع حق و اعمال خشونت&amp;zwnj; علیه ایشان هیچ چاره&amp;zwnj;ای میان این دو گروه باقی نمی&amp;zwnj;گذارد و هیچ راهکاری به کمک ایشان نمی&amp;zwnj;تواند بیابد، مادامی که هر دوی آنها از حیث زاویه نگاه و اندیشه از یک آبشخور تغذیه می&amp;zwnj;کنند درحالی&amp;zwnj;که چیزی جز این جلوه کرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;ضرورت پیوستن به گفتمان مسئله&amp;zwnj; حجاب&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ضرورت پیوستن به گفتمان مسئله&amp;zwnj; حجاب آنجا رخ می&amp;zwnj;نمایاند که نقطه&amp;zwnj;های تمایز دیدگاه&amp;zwnj;های افراد مختلف در بازه&amp;zwnj;های زمانی متفاوت آشکار می&amp;zwnj;شوند. برای نمونه می&amp;zwnj;توان به سکوت محمد مصدق در برهه&amp;zwnj;ای از تاریخ و پیگیری مسئله&amp;zwnj; حق رای در زمانی دیگر اشاره کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; align=&quot;middle&quot; height=&quot;133&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/zananokok.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهم&amp;zwnj;ترین گفتمان همیشه غایب در مباحث مربوط به جنبش&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;ویژه جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی عدم شفافیت در مواضع هر حوزه&amp;zwnj;ای و وجود سیستم&amp;zwnj;های تهاجمی به&amp;zwnj;منظور نفی و انکار هر برنهاده&amp;zwnj;ای در مقابل آنهاست. در این میان، جنبش زنان یکی از آن برنهاده&amp;zwnj;های همیشه دچار آسیب و تهاجم و سوء استفاده است که همواره مورد بی&amp;zwnj;مهری&amp;zwnj; دو چندان واقع شده است.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;می&amp;zwnj;توان برخورد چندین و چندگونه&amp;zwnj; شیرین عبادی را پیرامون مسئله&amp;zwnj; حجاب به یاد آورد. آن زمانی که او بر سر پوشش خود هم درمانده می&amp;zwnj;نمود چگونه انتظار می&amp;zwnj;رفت موضع قاطع و صریحی پیرامون یک مسئله&amp;zwnj; بسیار مهم صادر کند. چه رویکردهایی را باید برای هر فعال و کنشگری در این زمینه متصور شد تا با توجه به مفاهیمی چون عرف، قانون، اسلام و یا قانون&amp;zwnj;شکنی و حبس و گفتار سرکوبگرانه&amp;zwnj;ای که همیشه در پس مقوله حجاب و زنان جاری بوده است با این مضامین متداخل، امکان پاسخگویی به این مسئله را پیدا کند و با دیرینه&amp;zwnj;&amp;zwnj;شناسی اجزای این مقوله، کلیت این مفاهیم را در شرایط خاص بررسی کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهم&amp;zwnj;ترین گفتمان همیشه غایب در مباحث مربوط به جنبش&amp;zwnj;ها به&amp;zwnj;ویژه جنبش&amp;zwnj;های اجتماعی عدم شفافیت در مواضع هر حوزه&amp;zwnj;ای و وجود سیستم&amp;zwnj;های تهاجمی به&amp;zwnj;منظور نفی و انکار هر برنهاده&amp;zwnj;ای در مقابل آنهاست. در این میان، جنبش زنان یکی از آن برنهاده&amp;zwnj;های همیشه دچار آسیب و تهاجم و سوء استفاده است که همواره مورد بی&amp;zwnj;مهری&amp;zwnj; دو چندان واقع شده است و با این&amp;zwnj;که حدود صد و پنجاه سال از هستی مبارزات برابری&amp;zwnj;خواهانه&amp;zwnj; زنان ایران می&amp;zwnj;گذرد، دست کم در آغاز چنین به نظر آورده می&amp;zwnj;شود که این نـوع از برابری&amp;zwnj;خواهی زنان، اهدافی را دنبال می&amp;zwnj;کند که طرفداری در میان مردم ندارد و هم&amp;zwnj;چنین به درد عموم مردم نمی&amp;zwnj;خورد. آنان به&amp;zwnj;صورت عمده با طرح این ادعا که زنان در دل پروژه&amp;zwnj;های مدرنیزاسیون واقع شده&amp;zwnj;اند، به&amp;zwnj;راحتی زنان را به حاشیه می&amp;zwnj;رانند و به&amp;zwnj;وسیله&amp;zwnj; سازوکارهای چندگانه&amp;zwnj; حبس و امتناع و نفی، ابژه&amp;zwnj;های این گفتمان را از تمرکز در می&amp;zwnj;آورند و به تملک خود می&amp;zwnj;رسانند. مثال چنین رویکردی نسبت به جنبش زنان، در تاریخ سده&amp;zwnj; معاصر به فراوانی وجود دارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در آغاز انقلاب سال ۱۳۵۷ که هنوز حجاب اجباری نشده&amp;zwnj;بود، رویارویی ساخت انقلابی موجود با زنان و ساخت فرهنگی برساخته&amp;zwnj;شده تا به آنجا، چنان سطحی، کم&amp;zwnj;مایه و مبتذل بود که با شعارهای عوامفریبانه و پارانوئیکی مانند زن غربی و عروسک&amp;zwnj;های خانگی شکل گرفت و یا تحت لوای رهایی بخشیدن به بازتولید ایدئولوژی نگاه جنسی به زنان، کارکرد پدرسالارانه خود را مشروعیت می&amp;zwnj;داد. اینگونه بود که رابطه میان سوژه جنسی و سرکوب زنان، نوعی بیماری همه&amp;zwnj;گیر شد و در این راستا، آرای انقلابیون و چپگرایان (به عنوان ابزار درهم&amp;zwnj;تنیده&amp;zwnj; انقلابی که از قضا اسلامی هم شد و موتور محرکه&amp;zwnj;اش مبارزه با فساد و دفاع از ازدست&amp;zwnj;رفته&amp;zwnj;ها بود)، به یک هدف رهنمون شده بودند. در این رهگذر، بایسته بود تا زنان نیز در جایگاه نخستین قربانیان قرار گیرند تا باز هم تاریخ، درس خود را داشته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;آنگاه که زنان برای حق خود مبنی بر آزادی انتخاب پوشش به خیابان&amp;zwnj;ها آمدند همه متفق بودند که زنان برای اعاده حق خود منتظر بمانند چراکه مسائل مهم&amp;zwnj;تری در راس امور قرار دارد اگرچه حکایت انتظار و اتفاق نظر بر آن، در خفا به وفاق بر سر فقدان حقی به نام زن تبدیل شده بود. چه خامدستانه شور انقلاب چشم&amp;zwnj;ها را بار دیگر بست تا تداخل حقوق حقه زنان با حقوق شهروندی و سایر موارد به چشم نیاید، به&amp;zwnj;ویژه در ساختاری که تفاوت&amp;zwnj; میان عینیت و ذهنیت در مورد زنان در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زیست&amp;zwnj;بوم حجاب است که خود را در سازوکارهای دیگر اجتماعی تکثیر می&amp;zwnj;کند؛ چنان&amp;zwnj;چه این تکثر به بازتولید مضاعف می&amp;zwnj;انجامد و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت خود را به&amp;zwnj;صورت تعبیرهای&amp;zwnj; تازه&amp;zwnj;ای به جامعه و به&amp;zwnj;ویژه زنان تحمیل می&amp;zwnj;کند و نمودار تـازه&amp;zwnj;ای بـا رویـه&amp;zwnj;های زن&amp;zwnj;ستیزانه&amp;zwnj;، رویکردهـای تحلیـل&amp;zwnj;های سنتی اسلامی و ارزیابی&amp;zwnj;های زن&amp;zwnj;ستایانه با نگاهی فرازمینی نمایا&amp;zwnj;نگر سقوط از وجوه انسانی می&amp;zwnj;شود. در همین نمودار است که فمینیسم اسلامی تعریف می&amp;zwnj;شود به گونه&amp;zwnj;ای که زنان را باز هم به حاشیه می&amp;zwnj;راند و مبحث پیش&amp;zwnj;پا&amp;zwnj;افتاده&amp;zwnj;ای مانند حجاب، در لوای این&amp;zwnj;گونه&amp;zwnj; عجیب&amp;zwnj;الخلقه&amp;zwnj; فمینیسم مانند بهمنی بر سر مردم گرم از انقلاب فرو می&amp;zwnj;نشیند که اصل اساسی امر خصوصی در مواجه با امر کلی زایل می&amp;zwnj;شود. این در حالی است که برای مسئله&amp;zwnj; زنان و به&amp;zwnj;خصوص آزادی پوشش ایشان هرگز زمان و موقعیتی موجود نبوده است و اگر هم بوده بافتن مهملات و بازنگری در اصول اساسی بیراهه ساخته است و مدام به بازتولید مکرر فرآیند تجدید نظرطلبی و جابه&amp;zwnj;جا کردن و پس&amp;zwnj; و پیش کردن اعتباردهی به مقوله زن و حجاب مشغول بوده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;واکنش&amp;zwnj;های محافظه&amp;zwnj;کارانه و بی&amp;zwnj;ربط&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;واکنش&amp;zwnj;های محافظه&amp;zwnj;کارانه و یا بی&amp;zwnj;ربط به چنین مقوله نه آن&amp;zwnj;چنان پیچیده&amp;zwnj;ای به&amp;zwnj;لحاظ لزوم تعیین موضع، از سوی روشنفکران و فعالان مدنی قرنطینه&amp;zwnj;ای به&amp;zwnj;وجود آورد که امروزه نه&amp;zwnj;تن&amp;zwnj;ها گریبانگیر زنان این سرزمین شده، بلکه معضل را در تمامی ساخت&amp;zwnj;های اجتماعی متکثر کرده است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; align=&quot;middle&quot; height=&quot;244&quot; src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/hejab.okok_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در آغاز انقلاب سال ۱۳۵۷ که هنوز حجاب اجباری نشده&amp;zwnj;بود، رویارویی ساخت انقلابی موجود با زنان و ساخت فرهنگی برساخته&amp;zwnj;شده تا به آنجا، چنان سطحی، کم&amp;zwnj;مایه و مبتذل بود که با شعارهای عوامفریبانه و پارانوئیکی مانند زن غربی و عروسک&amp;zwnj;های خانگی شکل گرفت و یا تحت لوای رهایی بخشیدن به بازتولید ایدئولوژی نگاه جنسی به زنان، کارکرد پدرسالارانه خود را مشروعیت می&amp;zwnj;داد.&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;همواره پرداختن به مقوله حجاب به&amp;zwnj;منظور گزافه&amp;zwnj;گویی&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;شمار مورد توجه دو گروه به&amp;zwnj;ظاهر متخاصم و متمایز بوده است؛ گروه نخست به اسلام یا جمهوری&amp;zwnj;اسلامی معتقدند و خواهان خوانشی جدید از حجاب و حقوق مربوط به زنان در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان راستای مورد عنایت خود هستند. این گروه با تفسیر حجاب به ارزش&amp;zwnj;های نمایشی، آیینی و قومی دست به عایق&amp;zwnj;سازی بدنه تقوای خود می&amp;zwnj;زند و یا به تفسیری دیگر، در صدد تهیه روکشی برای پوشاندن مفصل&amp;zwnj;های پوسیده خود بر می&amp;zwnj;آید. گروه دوم اما افرادی را در خود جای می&amp;zwnj;دهد که لزوماً به اسلام یا جمهوری اسلامی معتقد و ملتزم نیستند، ولی برای ماندگاری در ساخت قدرت و تداوم حیات، در محدوده&amp;zwnj;ای قدم می&amp;zwnj;گذراند که حکم بی&amp;zwnj;چون و چرای روابط حاکم بر جامعه&amp;zwnj;ای اسلامی آن محدوده را تعیین می&amp;zwnj;کند. گروه نخست با انتظار یک زیست معنوی در لوای ساحت اجتماعی امروزین، پدیده حجاب را واقعیتی گاه روشن و &amp;zwnj;گاه نهفته برای رستگاری تعریف می&amp;zwnj;کنند و با تمام حس تصاحبی که در آئین&amp;zwnj;مند کردن این موضوع دارند، مواضع شفاف و روشنی اتخاذ می&amp;zwnj;کنند، اما گروه دوم با آگاهی عمیقی که نسبت به این مسئله دارند، در فعالیت&amp;zwnj;های عملی و تئوریک خود چنان کنش منفعلی از خود نشان می&amp;zwnj;دهند که از سهل&amp;zwnj;انگاری یا نبودن مسئله&amp;zwnj;ای به نام حقوق زنان خبر می&amp;zwnj;دهند؛ آن&amp;zwnj;ها به گونه&amp;zwnj;ای به جابه&amp;zwnj;جایی واقعیت و میل می&amp;zwnj;پردازند که گویی تنها مهارتشان در بازنمون واقعیت به&amp;zwnj;سوی فروکاهیده شدن مداوم است.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;ایـن گروه در این راستا با چنان شتابی حرکت می&amp;zwnj;کنند که خود نخستین احکام بی&amp;zwnj;چون و چرای ایدئولوژی جاری را به اجرا در می&amp;zwnj;آورند. برخلاف تصور و برداشت&amp;zwnj; متداول، زنان ایران از سال&amp;zwnj;های آغازین قرن بیستم برای احقاق حقوق خود در تلاش بوده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مدارک تاریخی در دسترس خبر از این تلاش می&amp;zwnj;دهد. زنان در آغاز انقلاب امیدهای خود را برباد رفته یافتند و تلاش&amp;zwnj;های آنـان با یاس و سرخوردگی روبه&amp;zwnj;رو شد. اکنون تنها امید رهایی از بن&amp;zwnj;بست موجود حرکت از سویه فعالیت&amp;zwnj;های تئوریک به&amp;zwnj;جانب واقعیت برهنه&amp;zwnj;ای است که نه&amp;zwnj;تن&amp;zwnj;ها حق زنان را از او گرفته است، بلکه قصد دارد موجودیت زن را بی&amp;zwnj;اعتبار کند و پیرامون شناخت زمان، هم&amp;zwnj;اندیشی و هم&amp;zwnj;سویی مدنی و عملکرد بازآفرینی انسان ازدست&amp;zwnj;رفته اغتشاش بیافریند. اتمسفر مذهبی جامعه ما از ما می&amp;zwnj;خواهد تا بر جامعه&amp;zwnj; حجاب بپوشانیم، چراکه آن&amp;zwnj;چه به دیده نیاید، امر متصور است و دیری است تولید ذهنیت را نهادهایی بر عهده گرفته&amp;zwnj;اند که با تولید ناموس، غیرت و ضرورت حجاب اهرم&amp;zwnj;های قدرت مهار را در دست گرفته&amp;zwnj;اند. انگیزه&amp;zwnj;های مبهم فعالیت در هر سازوکاری از&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان مواردی است که اهرم&amp;zwnj;ها را در دستان سرکوبگر استوار می&amp;zwnj;کنند، فعالیت&amp;zwnj;های انفرادی و تک&amp;zwnj;روی با شکستی بی&amp;zwnj;چون و چرا مواجه خواهد شد. الگوی همسان&amp;zwnj;سازی بسیاری از حرکت&amp;zwnj;ها شکاف&amp;zwnj;های ریشه&amp;zwnj;ای را هم از بین خواهد&amp;zwnj; برد و ما را برای چرخشی که باید، مهیا خواهد ساخت؛ درست همان&amp;zwnj;چیزی که انسان را برمی&amp;zwnj;گرداند.&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/humanrights/2012/07/03/16555#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10300">جنبش زنان ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">حقوق زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13398">روشنفکران ایران</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10359">مهشب تاجیک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/13397">پوشش زنان</category>
 <pubDate>Tue, 03 Jul 2012 11:15:00 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">16555 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>اغواگری کالا</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/06/03/15203</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/06/03/15203&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهشب تاجیک        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;301&quot; height=&quot;200&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/nikefactory.jpg?1339089823&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مهشب تاجیک - سرمایه&amp;zwnj;داری و جهان کالامحور، این توانایی و پتانسیل را دارد تا هر چیزی را در خود فرو ببرد و از طرفی وارد چرخه عرضه و تقاضا و تولید و مصرف کند. این واقعیتی است که حتی دشمنان و رقبای سرمایه&amp;zwnj;داری را نیز در بر می&amp;zwnj;گیرد و در این ساختار مبتنی &amp;zwnj;بر پسند بازار گرفتار می&amp;zwnj;آورد.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بیهوده نیست که هر ایدئولوژی یا ساختاری در هر زمان که پا به میدان نظر یا عمل می&amp;zwnj;گذارد، پیش از هر کار یا اتخاذ هر رویکردی، در آغاز به&amp;zwnj;اجبار در صدد رفع اتهام از خود برمی&amp;zwnj;آید تا دامن خود را از آلودگی به این چرخه پاک بداند. در هرحال، سرمایه&amp;zwnj;داری این قابلیت را در خود دارد تا هر مقوله&amp;zwnj;ای را مادامی که به&amp;zwnj;سوی قدرتمندی پیش می&amp;zwnj;تازد در خود فرو ببرد و قواعد خود را بر آن تحمیل کند و اگر آن مقوله از چرخه قدرت فاصله بگیرد، بنا بر قواعد دنیای سرمایه، زیست خود را در این چهارچوب از دست می&amp;zwnj;دهد. گویی در مسیری قرار داده شده است که چاره&amp;zwnj;ای جز تن&amp;zwnj; در دادن به جهان سرمایه وجود ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;دنیا کوچک شده است&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;p&gt;جهان سرمایه&amp;zwnj;داری برای هرچه قدرتمند&amp;zwnj;تر شدن، وابسته به بازتعریف مداوم تعریف&amp;zwnj;های خود است تا از این رهگذر بتواند تا آنجایی که می&amp;zwnj;تواند پیش برود و هر آنچه را که مقدور است به کالای مصرفی یا مصرف&amp;zwnj;کننده کالا تبدیل کند. حال اگر کالای مصرفی به حوزه وجودی فرد بازگردد، خود می&amp;zwnj;تواند در عین حال مصرف&amp;zwnj;کننده کالا هم باشد. این فرآیند پیچیده تا به آنجا هدایت می&amp;zwnj;شود که فرد مصرف&amp;zwnj;کننده خود را به&amp;zwnj;مثابه کالا مورد استفاده قرار دهد و بدون اینکه نسبت به آن آگاه باشد، بهای آن را نیز پرداخت کند. کار به این&amp;zwnj;جا ختم نمی&amp;zwnj;شود و حتی باور&amp;zwnj;ها، سبک زندگی و هویت فرد نیز در دست &amp;laquo;تولید&amp;raquo; و &amp;laquo;مصرف&amp;raquo; قرار می&amp;zwnj;گیرد و اینگونه است که فرهنگ&amp;zwnj;سازی مصرف، از حیطه قدرتمند تبلیغات و ارزشگذاری&amp;zwnj;های رسانه&amp;zwnj;ای پا را فرا&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;نهد و خود را از هر فرد انسانی به فرد دیگر در اجتماع انتقال می&amp;zwnj;دهد. در همین زمان است که چیستی حضور فردی و به&amp;zwnj;تبع آن، حضور هر فرد در اجتماع، به چگونگی و استمرار مصرف آن فرد بازمی&amp;zwnj;گردد و اینگونه القا می&amp;zwnj;شود که تداوم این چرخه، تعادل اجتماع را تنظیم خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/fastfood.jpg&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;118&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;جهان سرمایه&amp;zwnj;داری برای هرچه قدرتمند&amp;zwnj;تر شدن، وابسته به بازتعریف مداوم تعریف&amp;zwnj;های خود است تا از این رهگذر بتواند تا آنجایی که می&amp;zwnj;تواند پیش برود و هر آنچه را که مقدور است به کالای مصرفی یا مصرف&amp;zwnj;کننده کالا تبدیل کند.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در روزگاری که دنیا به دلایل گونا&amp;zwnj;گون کوچک&amp;zwnj;تر جلوه می&amp;zwnj;کند و مردمانش قرابت بیشتری با هم حس می&amp;zwnj;کنند و از دیگر سو امکان ارتباطی و تبادل اطلاعاتی بیش از پیش میسر شده است، پی&amp;zwnj;ریزی الگوهای همگن برای تسلط بیشتر روی بازار جهانی مقرون به صرفه خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;حتی اگر سطح مصرف در کشورهای مختلف متفاوت باشد، بازهم ضرورت کار، لزوم توجه به تغییر ساختارهای فکری- روانی و کنترل عملکرد به&amp;zwnj;صورت خودبه&amp;zwnj;خودی است. جهانی شدن الگوهای مصرف به&amp;zwnj;منظور ایجاد تغییر در فرهنگ ملت&amp;zwnj;ها در جهت هموار کردن مسیر سرمایه&amp;zwnj;داری برنامه&amp;zwnj;ریزی می&amp;zwnj;شود؛ چراکه از طریق فرآیند مصرف می&amp;zwnj;توان قدرت را در جهان چنان تقسیم کرد که اگرچه تولید و مصرف در همه&amp;zwnj;جا امکان حضور دارد، ولی انباشت سرمایه در یک مکان اتفاق می&amp;zwnj;افتد. به این شکل، مصرف&amp;zwnj;کنندگان و تولیدکنندگان بدون اینکه خود نیز آگاه باشند، به تابعی برای تولید قدرت و ثروت بدل می&amp;zwnj;شوند بدون اینکه از این دو سود جویند و از طرفی برای ادامه حضور تجهیز می&amp;zwnj;شوند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;پیام&amp;zwnj;های اغواکننده نظام سرمایه&amp;zwnj;داری &lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;با وجود پیشفرض&amp;zwnj;های طرح&amp;zwnj;شده، افراد اجتماع در این نظام نه تنها به مصرف تشویق می&amp;zwnj;شوند، بلکه از سویی مصرف تمام زاویه&amp;zwnj;ها و گوشه&amp;zwnj;کنارهای زندگیشان را پر می&amp;zwnj;کند و از سوی دیگر، این عمومیت مصرف کالای خودبه&amp;zwnj;خودی، &amp;rlm; کیفیت ذاتی و ارزش زیبایی&amp;zwnj;شناختی کالا&amp;zwnj;ها را در یک جامعه به زیر سئوال می&amp;zwnj;برد. این عام&amp;zwnj;بودگی چیزی را از قلم نمی&amp;zwnj;اندازد؛ حتی اگر کالای مورد نظر در آغاز در ذات هستی&amp;zwnj;شناختی خود، فرآورده&amp;zwnj;ای علمی یا هنری بوده باشد و کارکردش چیزی نه در مسیر چرخه بیمار می&amp;zwnj;نمود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فرآیندی که طی آن فرهنگ مصرف&amp;zwnj;گرایی جهانی می&amp;zwnj;شود تابعی از فرآیند جهانی&amp;rlm;شدن نظام سرمایه&amp;rlm;داری جهانی است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; نظام سرمایه&amp;zwnj;داری با کمک رسانه&amp;zwnj;ها با پیام&amp;zwnj;های اغواکننده خود، مردم را به سمت فرهنگ مصرفی سوق می&amp;zwnj;دهد و آن&amp;zwnj;ها را تشویق می&amp;zwnj;کند که بیش از نیازهای زیستی خود مصرف کنند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;تحت تاثیر این القائات و تاثیر رسانه&amp;zwnj;ها موج عظیمی به راه افتاده است که به همین سادگی قابل کنترل نیست و با نگاهی صادقانه&amp;zwnj;تر کسی هم درصدد نیست که بخواهد آن را کنترل کند. مردم هویت زیستی خود را در لابه&amp;zwnj;لای خرید کالا&amp;zwnj;ها و خدماتی می&amp;zwnj;بینند که هر روز با گستره بیشتری به آن&amp;zwnj;ها عرضه می&amp;zwnj;شود. این نگرش افتخار زندگی خاصی است که شروع کرده&amp;zwnj;اند، بدین معنی که چیزهایی را می&amp;zwnj;&amp;zwnj;خرند که نیازی به آن&amp;zwnj;ها ندارند و صرفاً بر اساس نیاز کاذبی که در فرهنگ آن&amp;zwnj;ها به وجود آمده است دست به خرید می&amp;zwnj;زنند. نیازهای واقعی و کاذب انسان&amp;zwnj;ها بر اساس آنچه &amp;laquo;هربرت مارکوزه&amp;raquo; بین آن&amp;zwnj;ها تفاوت قایل شد و گزند رسانه&amp;zwnj;ها را در این زمینه و نفوذ بلامنازع آن&amp;zwnj;ها یادآور شد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;زنان و مصرف&amp;zwnj;گرایی&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مسئله مهمی که همیشه در مصرف&amp;zwnj;گرایی نادیده گرفته می&amp;zwnj;شود، نوک پیکانی است که در اکثر مواقع به سمت زنان نشانه رفته است. آیا واقعاً تفاوت&amp;zwnj;های رفتاری معناداری بین زنان و مردان در حیطه مصرف&amp;zwnj;گرایی وجود دارد؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://radiozamaneh.com/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/capitalist-wave.jpg&quot; width=&quot;200&quot; height=&quot;222&quot; align=&quot;middle&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;نظام سرمایه&amp;zwnj;داری با کمک رسانه&amp;zwnj;ها با پیام&amp;zwnj;های اغواکننده خود، مردم را به سمت فرهنگ مصرفی سوق می&amp;zwnj;دهد و آن&amp;zwnj;ها را تشویق می&amp;zwnj;کند که بیش از نیازهای زیستی خود مصرف کنند. تحت تاثیر این القائات و تاثیر رسانه&amp;zwnj;ها موج عظیمی به راه افتاده است که به همین سادگی قابل کنترل نیست و با نگاهی صادقانه&amp;zwnj;تر کسی هم درصدد نیست که بخواهد آن را کنترل کند&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اگر مصرف به عنوان نهایی&amp;zwnj;ترین دال در درون اقتصاد سرمایه محور در جریان باشد، این اسراف&amp;zwnj;کاری در یک بازی خواست قدرت و تن در دادن رضایتمندانه به آن به سمت جلو حرکت خواهد کرد. اگر در تفاوت میان مصرف&amp;zwnj;گرایی زنان و مردان به معنا&amp;zwnj;ها و محتواهای این رفتار توجه کنیم، متوجه خواهیم شد نوک پیکان ما ممکن است در این وادی معکوس نیز عمل کند. تفاوت&amp;zwnj;ها و هویت&amp;zwnj;های مصرف&amp;zwnj;گرای غیر یکپارچه&amp;zwnj;ای که تناقض&amp;zwnj;های رفتاری را به&amp;zwnj;وجود می&amp;zwnj;آورد، به نوعی پیش&amp;zwnj;آمدی است که در هویت به وجود آمده در مصرف بدون وانمودهای جنسیتی رنگ می&amp;zwnj;بازد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;فریب، تغییر اذهان و مسئله گستردگی قدرت پنهان اقناع کردن مردم در زمینه مصرف به حدی گسترده است که مولدان این پیامد خود را از قید هرگونه زمان و مکانی آزاد کرده&amp;zwnj;اند و به سوی جلو پیش می&amp;zwnj;روند. این خصلت اما توده&amp;zwnj;ای است و دخلی به جنسیت ندارد. این فرهنگ بر کیفیت زندگی ما اثر می&amp;zwnj;گذارد، به این معنی که نتیجه&amp;zwnj;ای اجتناب&amp;zwnj;ناپذیر در این زمینه حاصل می&amp;zwnj;شود که کیفیت زندگی به داشتن درآمد بالا و نداشتن آن به درآمدی پایین مربوط است هر چند که زندگی مصرفی برای تمام سطوح درآمد برنامه&amp;zwnj;ریزی می&amp;zwnj;کند، اما این مسئله همیشه به احساس داشتن کمتر منتج می&amp;zwnj;شود. پس به دنبال آن افراد سخت&amp;zwnj;تر و بیشتر کار خواهند کرد تا زندگی را به سطحی که از نظر آن&amp;zwnj;ها استاندارد یک زندگی است وارد کنند، غافل از اینکه این توهم گریبان آن&amp;zwnj;ها را خواهد گرفت که با هر قدمی به سمت استانداردسازی زندگی، این استاندارد یک قدم به عقب&amp;zwnj;تر خواهد رفت که نتیجه آن تلاش سخت&amp;zwnj;تر و طاقت&amp;zwnj;فرسا&amp;zwnj;تر خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;مصرف&amp;rlm;گرایی، پیامد زندگی مدرن&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;مصرف&amp;rlm;گرایی یکی از پیامدهای زندگی مدرن و بر اساس&amp;rlm; زیاده&amp;zwnj;خواهی&amp;zwnj;های فردگرایانه انسان است که به سرعت به مفاهیم رفتارهای&amp;rlm; اجتماعی پیوند می&amp;zwnj;خورد&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروز بسیاری از مفاهیم سیاسی در گرو این رفتارهای مصرف&amp;zwnj;گرایانه و خواهندگی بیشتر و بیشتر است. بد نیست به شعارهای تبلیغاتی نامزدهای مختلف در احزاب متفاوت نگاهی بیندازیم. پس همانطور که در بالا گفته شد، اعلام آمار و ارقام مصرف&amp;zwnj;گرایی، خریدهای حرص&amp;zwnj;آلود و عدم ممانعت&amp;zwnj;های ارادی سیستم&amp;zwnj;ها به هیچ عنوان جنسیت را در برنمی&amp;zwnj;گیرد. این ارتباطات برای بسیاری از مردم کاملاً عادی شده است و ذره&amp;zwnj;ای نسبت به این روابط مشکوک نیستند و با طیب خاطر به آن می&amp;zwnj;پردازند. این پندار فرا&amp;zwnj;تر از همه چیز ما را در خطر قرار می&amp;zwnj;دهد، اگر ما چنین بی&amp;zwnj;محابا به مصرف&amp;zwnj;گرایی ادامه دهیم، نتیجه&amp;zwnj;ای جز &amp;laquo;در خطر قرار گرفتن&amp;raquo;، &amp;laquo;ناامنی بیشتر جهان&amp;raquo; و &amp;laquo;استفاده بیشتر و بیشتر از منابع&amp;raquo; نخواهد داشت و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت این فرایند به نابودی بشر می&amp;zwnj;انجامد. حیطه پیش&amp;zwnj;آمده برملاکننده دگردیسی بیرونی است که بشر به آن مبتلا شده است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban/2012/06/03/15203#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12531">جهان سرمایه‌داری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/4744">جهانی شدن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/12530">مصرف گرایی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10359">مهشب تاجیک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/khiyaban">خیابان</category>
 <pubDate>Sun, 03 Jun 2012 16:46:52 +0000</pubDate>
 <dc:creator />
 <guid isPermaLink="false">15203 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>قطعه اما تمام</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/03/16/12052</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/03/16/12052&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    مهشب تاجیک        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;160&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/8march.jpg?1331924599&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;نیمی از روزهای هر سال به عنوان&amp;zwnj;هایی مزین شده&amp;zwnj;اند که تاریخمان را به ما یادآور می&amp;zwnj;شوند. این روز&amp;zwnj;ها، تاریخی را به یاد ما می&amp;zwnj;آورند که رویدادهایی را در خود گنجانده &amp;zwnj;است.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عنوان این روز&amp;zwnj;ها بسته به شرایط فرهنگی- سیاسی و پیشینه&amp;zwnj;مذهبی هر کشور و اجتماعی تغییر می&amp;zwnj;کند. برای نمونه در کشورهای اسلامی، بسیاری از برگ&amp;zwnj;های تقویم به وقایع دینی اختصاص دارند، در حالی&amp;zwnj;که روزهای ملی انگشت&amp;zwnj;شمارند و رویدادهای بین&amp;zwnj;المللی به هیچ بخشی از این تقویم&amp;zwnj;ها تعلق ندارند. چراکه حکومت&amp;zwnj;های دینی، حکومت&amp;zwnj;های بسته&amp;zwnj;ای هستند که تقویم و مناسبت&amp;zwnj;های خودشان را دارند. در این تقویم&amp;zwnj;ها اگر روز مرد، روز زن و روز کودکی وجود داشته باشد طبق تعریف آن&amp;zwnj;ها در تقویم جای گرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: arial; font-size: 15px; font-weight: bold; &quot;&gt;همانقدر که تصور ما از زنانگی تحت تاثیر جنبه&amp;zwnj;های زایندگی، مادرانگی و لطافت جنس مونث قرار گرفته است، به&amp;zwnj;&amp;zwnj;همان میزان موجودیت زنانه را فارغ از پتانسیل&amp;zwnj;های موجود در آن غیر قابل تصور کرده است&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;هر حکومت بسته&amp;zwnj;ای خواه دینی یا غیر دینی از خوانش&amp;zwnj;های جهانی فاصله می&amp;zwnj;گیرد و دنیا را مطلقاً از دریچه&amp;zwnj;چشمان خود می&amp;zwnj;نگرد.&amp;nbsp;در نقاطی از جهان که دنیا را از دریچه&amp;zwnj;دیگری نگاه می&amp;zwnj;کنند، روزهایی پاسداشته می&amp;zwnj;شوند که مورد توافق جمع بیشتری از ساکنان زمین باشند. روزهایی که از تلاطم تاریخ گذشته&amp;zwnj;اند و حالا روی برگ&amp;zwnj;های تقویمی جهانی و نه فقط برای کشوری خاص آرام گرفته&amp;zwnj;اند. روزهایی که جدا از دلبستگی&amp;zwnj;های ملی&amp;zwnj;گرایانه و تعصب&amp;zwnj;های مانده در گذشته&amp;zwnj;خواست&amp;zwnj;ها و دغدغه&amp;zwnj;های افراد بیشتری از هر ملیت و هر زبان را در برمی&amp;zwnj;گیرند و خاستگاهی ژرف&amp;zwnj;تر و پایه&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;تر را در مسیر رشد بشر به سمت زندگی بهتر پی می&amp;zwnj;گیرند. لازم به یادآوری است که آن&amp;zwnj;چه مورد توافق اکثریت یک جامعه، حتی جامعه&amp;zwnj;جهانی قرار می&amp;zwnj;گیرد، صرفاً بهترین گزینه&amp;zwnj;انتخاب نخواهد بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;شبحی از یک پری&amp;zwnj;واره&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هشتم مارسِ هرسال را به عنوان نمونه بسیاری از فعالان حقوق بشر به مناسبت روز زن گرامی می&amp;zwnj;دارند و برای این روز برنامه&amp;zwnj;ریزی می&amp;zwnj;کنند. آن&amp;zwnj;ها هر سال که این روز از راه می&amp;zwnj;رسد، بیانیه&amp;zwnj;ها، نشست&amp;zwnj;ها و تجمع&amp;zwnj;های اعتراضی خودشان را دارند. در حالی&amp;zwnj;که بسیاری از زنان در هر گوشه&amp;zwnj;دنیا با هر هشت مارسی که از راه می&amp;zwnj;رسد، این سئوال را می&amp;zwnj;پرسند که اصلاً چرا روزی به نام روز زن وجود دارد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ضرورت پاسخ به این پرسش برای هر نهادی که در مسیر احقاق حقوق زنان فعالیت می&amp;zwnj;کند راهگشا خواهد بود. اگرچه در پی این پرسش نقطه&amp;zwnj;های مبهم دیگری آشکار خواهند شد که شاید این قدرت را داشته باشند تا تاریخچه&amp;zwnj;جنبش&amp;zwnj;های فمینیستی را به زیر سئوال ببرند. شاید تلاش برای آزادی زنان به حرکتی اگزیبیسیونیستی و نمایشی خامدستانه تبدیل شده است تا واقعیتی که توان تغییر را فراهم سازد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آیا آن زن که در هشت مارس حضورش پاسداشته می&amp;zwnj;شود، از&amp;zwnj;&amp;zwnj;همان دست زنانی است که ما در اطراف خود می&amp;zwnj;بینیم یا از آن دسته&amp;zwnj;دیگری است که ما کمتر آن&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;بینیم ولی بیش از حضور در خیابان&amp;zwnj;ها، رسانه&amp;zwnj;ها و خانه&amp;zwnj;ها در جایی حضور دارند که صرفاً ویترینی برای نگهداشتن زن در یک قالب خاص است؟ بهتر است پرسش را این&amp;zwnj;گونه مطرح کنیم: آیا با تلاش برای فراروی از جامعه در شکل سنتی آن هنوز هم به دوتایی&amp;zwnj;های زن- مرد و زنانگی- مردانگی احتیاج داریم یا نه؟ آیا آن دال که ما تمامی گونه&amp;zwnj;ای از بشر را در آن جمع کرده&amp;zwnj;ایم، می&amp;zwnj;تواند مصداق&amp;zwnj;های گوناگون آن&amp;zwnj;گونه را در خود جای دهد یا فقط شبحی از پری&amp;zwnj;واره&amp;zwnj;ای را پیش روی ما قرار می&amp;zwnj;دهد که رویای زن اثیری را در ذهن&amp;zwnj;ها زنده نگه می&amp;zwnj;دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همانقدر که تصور ما از زنانگی تحت تاثیر جنبه&amp;zwnj;های زایندگی، مادرانگی و لطافت جنس مونث قرار گرفته است، به&amp;zwnj;&amp;zwnj;همان میزان موجودیت زنانه را فارغ از پتانسیل&amp;zwnj;های موجود در آن غیر قابل تصور کرده است. به عبارتی دیگر ما برای زن دانستن یک فرد انسانی خارج از فیزیولوژی او نقش&amp;zwnj;پذیری او به عنوان جفت مکمل مرد، زاینده&amp;zwnj;هستی و عضو ضعیف و لطیف اجتماع را متصور می&amp;zwnj;شویم و اگر وجود یک زن چنین مصداق&amp;zwnj;هایی را تایید نکند او را از دایره&amp;zwnj;زنانگی به بیرون پرتاب می&amp;zwnj;کنیم. با همه&amp;zwnj;این تفاصیل و جدا از مسئله&amp;zwnj;ای که مطرح شد، جستن زنانگی صرفاً در تنانه&amp;zwnj;یک زن محل سئوال است. چه برسد به این&amp;zwnj;که در تنانه&amp;zwnj;یک زن نقش&amp;zwnj;های برساخته&amp;zwnj;و نسبت داده شده به زنانگی را بجوییم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;اقتصاد و قدرت&lt;/strong&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای ذهن&amp;zwnj;هایی که هنوز زنانگی را در تنانه&amp;zwnj;یک زن به &amp;quot;اثیری&amp;quot; و &amp;quot;لکاته&amp;quot; تقسیم می&amp;zwnj;کنند و در این راستا سود و زیان خود را دنبال می&amp;zwnj;کنند، راه زیادی برای پذیرش جریان زنانه&amp;zwnj;هستی در هر زیست ذی&amp;zwnj;حیاتی در پیش است، اما فقط این پذیرش نیست که یک فرد با چنین تفکری به آن نیازمند است. در دنیایی که ما در آن به سر می&amp;zwnj;بریم هر مقوله&amp;zwnj;ای با دو پارامتر &amp;quot;قدرت&amp;quot; و &amp;quot;اقتصاد&amp;quot; سنجیده می&amp;zwnj;شود و در جایگاه خود قرار می&amp;zwnj;گیرد. بنابراین با نگاهی دقیق&amp;zwnj;تر به رویکرد جوامع واپس&amp;zwnj;گرا از یکسو، از سویی دیگر جوامع پیشرفته و در کنار آن&amp;zwnj;ها جنبش&amp;zwnj;های آزادی&amp;zwnj;خواه و مردمان برابری&amp;zwnj;طلب و مدافع حقوق زنان خواهیم دید که همه&amp;zwnj;آن&amp;zwnj;ها با وجود تفاوت در شکل ظاهری رفتار و نتیجه&amp;zwnj;رفتارشان یک راه را در پیش گرفتند. آن&amp;zwnj;ها هر کالایی را در چرخه&amp;zwnj;مصرف و تولید قرار می&amp;zwnj;دهند و از این &amp;quot;چرخه&amp;zwnj;اقتصاد&amp;quot; در پی تولید &amp;quot;قدرت و سودجویی&amp;quot; در نزد خود هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;p&gt;اجتماع بشر برای ایجاد نظم&amp;zwnj;های بیرونی سعی در دسته&amp;zwnj;بندی و تقسیم&amp;zwnj;بندی خود طبق نُرم&amp;zwnj;های سازگار با بافت قدرت دارد که در این رهگذر ناگزیر از تولید مازاد خود است&lt;/p&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;p&gt;واقعیت این است که ما در هر جایگاهی و با توجه به زندگی در هر اجتماعی این روز را برای کنترل یک نوع قدرت در نظر می&amp;zwnj;گیریم تا به این وسیله تسلط زنانگی دیگر حوزه&amp;zwnj;ها را محدود کنیم. زنانگی اما بی&amp;zwnj;کار نمی&amp;zwnj;نشیند چرا که قدرت زنانگی از جنس دیگری است. زنانگی چه در تن&amp;zwnj;های همجنس&amp;zwnj;گرا&amp;zwnj;ها، روسپی&amp;zwnj;ها، زنان معلول و حتی هرمافرودیت&amp;zwnj;ها و تن&amp;zwnj;های از شکل افتاده&amp;zwnj;ای چون قربانیان خشونت&amp;zwnj;های جنسی و کارگر&amp;zwnj;ها که به نوعی در حوزه&amp;zwnj;تنانه&amp;zwnj;زنانه تعریف می&amp;zwnj;شوند خود را پخش می&amp;zwnj;کنند و تسلط را از شبح پری&amp;zwnj;واره&amp;zwnj;ای که سعی در پاسداشت آن می&amp;zwnj;شود، سلب می&amp;zwnj;کنند. زنانگی چه در تن&amp;zwnj;های زنانه و چه در اندام&amp;zwnj;واره&amp;zwnj;های خارج از تعریف زنانه خود را تکثیر می&amp;zwnj;کنند و از موجودیت خود قدرت می&amp;zwnj;گیرند. چرا که این قدرت با قدرت غالب در اجتماع چه در ساخت و چه در رفتار تفاوت دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر تقسیم&amp;zwnj;بندی، جداسازی و یا ایجاد نظم بیرونی در یک زیست چاره&amp;zwnj;ای جز تولید مازاد ندارد. اجتماع بشر برای ایجاد نظم&amp;zwnj;های بیرونی سعی در دسته&amp;zwnj;بندی و تقسیم&amp;zwnj;بندی خود طبق نُرم&amp;zwnj;های سازگار با بافت قدرت دارد که در این رهگذر ناگزیر از تولید مازاد خود است. تفاوتی ندارد که شما چه چیز را تقسیم&amp;zwnj;بندی می&amp;zwnj;کنید. شما می&amp;zwnj;توانید در ساختار یک اجتماع به تقسیم ثروت دست بزنید. می&amp;zwnj;توانید شهروندان یک کلونی انسانی را طبقه&amp;zwnj;بندی کنید و حتی می&amp;zwnj;توانید برگ&amp;zwnj;های یک تقویم را میان مناسبت&amp;zwnj;ها و بزرگداشت&amp;zwnj;ها تقسیم کنید. اختصاص یک روز به زنان به ایشان قدرت نمی&amp;zwnj;دهد و لزوماً حقی را در دسترس آنها نمی&amp;zwnj;نهد. واگذاری روزی چون هشتم مارس به قسمت انتخاب شده&amp;zwnj;ای از یک جامعه به منظور کنترل و مدیریت رفتار آن در جهت مطالبه&amp;zwnj; حقوقشان در مسیری ویژه برنامه&amp;zwnj;ریزی می&amp;zwnj;شود تا قسمت&amp;zwnj;های جدا از هم افتاده&amp;zwnj; یک جامعه خود را در هر روز تقویم پراکنده نکنند.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/03/16/12052#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10358">بزرگداشت روز زن</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10360">تقویم سال</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10361">صفحه زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/10359">مهشب تاجیک</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1420">هشت مارس</category>
 <pubDate>Fri, 16 Mar 2012 09:03:45 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">12052 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>