<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?><rss version="2.0" xml:base="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1032/all" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
  <channel>
    <title>سکسوالیته</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1032/all</link>
    <description></description>
    <language>fa</language>
          <item>
    <title>بدن عریان هنرمند در میان قضاوت‌ها </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/01/20/10224</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/01/20/10224&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    المیرا حسینی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;160&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/goli.jpg?1327350423&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;المیرا حسینی- در سال ۱۹۷۴ هنرمند صرب، ماریانا آبراموویچ&amp;nbsp; در یک اجرای نمایشی به نام ریتم، در برابر تماشاکنندگان ایستاد، ابزارهایی را فراهم کرد و تماشاگران را واداشت تا به اختیار ابزار&amp;zwnj;ها را انتخاب و با بدنش ارتباط برقرار کنند. ابزار&amp;zwnj;ها شامل طیف متفاوتی از آن چیزهایی بودند که تماشاچیان می&amp;zwnj;توانستند با آنها نقشی از لذت و مهر تا خشونت و زخم بر بدن بازیگر بزنند؛ از چاقو، قیچی و اسلحه گرفته تا شاخه&amp;zwnj;ای رز، پر و پنبه.&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تماشاگران به&amp;zwnj;تدریج لباس&amp;zwnj;ها را بریدند و هریک به سهم خود نقشی بربدن منفعل هنرمند ایستاده بر کف گالری، حک کردند. بعد از گذشت شش ساعت، نمایش به پایان رسید. آبراموویچ، با تنی پر از زخم و چشم&amp;zwnj;هایی پر از اشک صحنه را ترک کرد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروز تصویر گلشیفته برای من، شکل دیگری از اجرای آبراموویچ را یادآوری می&amp;zwnj;کند: بدن عریان هنرمند ایستاده در میان انبوه قضاوت&amp;zwnj;ها؛ در میان انبوه تماشاچی&amp;zwnj;ها. هریک از ما، مخاطب&amp;zwnj;های این نمایش، با ابزارهایی که سایت&amp;zwnj;های اینترنتی به مثابه گالری&amp;zwnj;های مجازی در اختیارمان قرار می&amp;zwnj;دهند، به نحوی با بدن هنرمند رابطه برقرار می&amp;zwnj;کنیم. تنها فرق در این است که اینجا خبری از قیچی و پونز و چاقو نیست. به جایش ما لایک می&amp;zwnj;زنیم و استتوس و کامنت می&amp;zwnj;گذاریم و پخش می&amp;zwnj;کنیم.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;این دو اثر را می&amp;zwnj;توان به نحوی بازگوکننده تجربه زیست بدن زنانه دانست. آنچه امروز گلشیفته فراهانی تجربه می&amp;zwnj;کند شاید اغراق شده حسی است که تک&amp;zwnj;تک زنان در جامعه ما هر روزه تجربه می&amp;zwnj;کنند: بدنی ایستاده در معرض نگاه&amp;zwnj;ها؛ در معرض قضاوت&amp;zwnj;ها. بدنی ایستاده در میدان کشمکش&amp;zwnj;ها. عده&amp;zwnj;ای گلشیفته را لخت&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;خواهند، بدون حضور دست&amp;zwnj;هایش در برابر آن عضو مگو. عده&amp;zwnj;ای او را پوشیده، یادآور قداست مادری فداکار و این قصه، قصه همه زنان است. قصه بدن&amp;zwnj;هایی که روزی عریان خواسته می&amp;zwnj;شوند و روزی پوشیده در حجاب. بدن&amp;zwnj;هایی که با معیارهای زیبایی قضاوت می&amp;zwnj;شوند، بر اساس معیار&amp;zwnj;های زیبایی زیر چاقوی جراحان می&amp;zwnj;روند، عوض می&amp;zwnj;شوند و به فرم دلخواه در می&amp;zwnj;آیند: چاق، لاغر، سینه&amp;zwnj;های بزرگ، کپل&amp;zwnj;های کوچک، گونه&amp;zwnj;های برجسته و ...&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;blockquote&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;img width=&quot;200&quot; height=&quot;128&quot; vspace=&quot;10&quot; hspace=&quot;10&quot; border=&quot;10&quot; align=&quot;right&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;http://radiozamaneh2.vps.redbee.nl/sites/default/files/%25b%25f/userfiles/%25u/large_sd.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp; آن&amp;zwnj;چه امروز گلشیفته فراهانی تجربه می&amp;zwnj;کند، شاید اغراق شده حسی است که تک&amp;zwnj;تک زنان در جامعه ما هر روزه تجربه می&amp;zwnj;کنند: بدنی ایستاده در معرض نگاه&amp;zwnj;ها؛ در معرض قضاوت&amp;zwnj;ها. بدنی ایستاده در میدان کشمکش&amp;zwnj;ها&lt;/div&gt;
&lt;/blockquote&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;نگاه&amp;zwnj;هایی که امروز به بدن عریان گلشیفته دوخته می&amp;zwnj;شوند و تن و ذهن او را به قضاوت می&amp;zwnj;نشینند&amp;zwnj;&amp;zwnj;، همان نگاه&amp;zwnj;هایی هستند که همه زنان هر روزه در خیابان&amp;zwnj;های شهر سایه سنگین&amp;zwnj;شان را حس می&amp;zwnj;کنند. نگاه&amp;zwnj;هایی که تن تو را در اتوبوس و مترو، در حال راه رفتن وهنگام بستن بند کفش ابژه می&amp;zwnj;کنند، بدون آن&amp;zwnj;که تو اراده کرده باشی. نگاه&amp;zwnj;هایی که صاحبان&amp;zwnj;شان تو را در خیال لخت می&amp;zwnj;کنند و به تماشا و قضاوت می&amp;zwnj;نشینند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;آیا باید تعجبی از این استتوس فیس&amp;zwnj;بوکی داشت: &amp;quot;عزیزم من با لخت&amp;zwnj;شدنت مشکلی نداشتم... اینو دارم به عنوان درد دل می&amp;zwnj;گم، ناراحت نشی. ببین من فقط ترجیح می&amp;zwnj;دادم یه وقتی باشه که آلت به دست دنبال سوژه می&amp;zwnj;گردم لابه&amp;zwnj;لای فانتزی&amp;zwnj;ها و فتیش&amp;zwnj;هام، اما این&amp;zwnj;جوری، الآن تو، تو اذهان عمومی لخت شدی.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عمل گلشیفته به نظرم مهم و تاثیرگذار است، از این منظر که بسیاری از پیش&amp;zwnj;فرض&amp;zwnj;ها را زیر سئوال می&amp;zwnj;برد. بسیاری از پایه&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;لرزاند. بعضی&amp;zwnj;ها نوشتند که چرا این قضیه بی&amp;zwnj;اهمیت را با جار و جنجال مهم می&amp;zwnj;کنید؟ دوستی نوشته بود: &amp;quot;وقعا نمی&amp;zwnj;دونم در این وضعیت که باید مردم رو آگاه کرد و از بسیاری مسائل که آگاه نیستند، باخبر کرد، انتشار این عکس&amp;zwnj;ها به چه معناست؟ آیا معنایی جز انحراف اذهان عمومی از مسائل اصلی جامعه دارد؟ بی&amp;zwnj;خود دفاع نکنیم از هر حرکتی.&amp;quot;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;به نظر من اهمیت کار گلشیفته را می&amp;zwnj;توان از همین حجم وسیع بازتاب آن فهمید. عکس در عرض چند ساعت، چندیدن هزاربار پخش و لایک شده و باعث نوشتن چندین&amp;zwnj;هزار استتوس و جوک و موضع&amp;zwnj;گیری&amp;zwnj;های مختلف شده است. آیا این مجادلات&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان حوزه عمومی نیست؟ آیا همین بحث&amp;zwnj;ها نشانگر این نیست که مسئله بدن و سکسوالیته یکی از &amp;quot;مسائل اصلی&amp;quot; جامعه ماست؟ آیا این حجم عظیم بازتاب&amp;zwnj;ها نشانگر این نیست که عکس گلشیفته آنجایی از فرهنگ مسلط ما را به چالش می&amp;zwnj;گیرد که باید؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عکس &amp;quot;لخت&amp;quot; گلشیفته فراهانی، بازیگر جوان زیر درخت گلابی، دختر هنرپیشه&amp;zwnj;ای بزرگ از خانواده&amp;zwnj;ای به نام و شناخته شده، همسر رسمی مردی ایرانی و بازیگر محبوب نقش مقدس مادری که اشک&amp;zwnj;های بسیاری را به چشم&amp;zwnj;ها آورد، از این منظر می&amp;zwnj;تواند بسیاری از مرزهای سیستم را به عقب براند، بسیاری را بر آشوباند و بسیاری را به فکر وادارد، اما به نظر می&amp;zwnj;آید سیستم چنان هم ساده نیست و فرا&amp;zwnj;تر رفتن از مرزهای سیستم، آنطور&amp;zwnj;ها هم که به نظر می&amp;zwnj;آید آسان نیست. تن زنانه عریانی که با نمایش عریانی&amp;zwnj;اش به دنبال بازتعریف خویش، بازتعریف سبک زندگی انتخابی خویش بدون تبعیت از قوانین سیستم بوده است را به راحتی می&amp;zwnj;توان به چنگ انداخت. ساز و کارهای سیستم به راحتی می&amp;zwnj;تواند آن را در منطق خود هضم کند، بپذیرد و حتی از آن استقبال کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;در نوشته&amp;zwnj;های &amp;quot;طنز&amp;quot; بسیاری از دوستان مذکر سیاسی و سبز و غیره خواندم که &amp;quot;بی&amp;zwnj;صبرانه&amp;quot; از همه زنان روشنفکر خواسته بودند که چنین کنند تا آن&amp;zwnj;ها از دیدن آنچه در همه این سال&amp;zwnj;ها از دیدنش محروم بوده&amp;zwnj;اند، بی&amp;zwnj;نصیب نمانند. بسیاری دیگر با شادی از برآورده شدن آرزوی روزهای بلوغ&amp;zwnj;شان نوشته بودند. این یعنی عمل زن در قبال بدنش، به راحتی می&amp;zwnj;تواند به امری فرونشاننده فانتزی&amp;zwnj;های جنسی مردانه تبدیل شود. مکانیسم&amp;zwnj;های سیستم، زن یاغی را دوباره به درون مرزهای خویش بازمی&amp;zwnj;گرداند، به&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان جایگاه همیشگی&amp;zwnj;اش. به آن سهم تاریخی که در منطق سیستم مردسالار از آن زن بوده است: به بدن. به ابژه&amp;zwnj;ای در خدمت لذت مرد- ذهن.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;تن زنی که می&amp;zwnj;خواست طغیان کند، می&amp;zwnj;شود ابژه نگاه فالیک. او نیز به درون فرایند تقلیل تن به بت&amp;zwnj;واره&amp;zwnj;ای لذت&amp;zwnj;آفرین فروغلتید و اینجاست که نمایش به پایان می&amp;zwnj;رسد. گلشیفته از درخت گلابی بالا می&amp;zwnj;رود و آبراموویچ، با تنی پر از زخم و چشم&amp;zwnj;هایی پر از اشک صحنه را ترک می&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;داستان تمام شد به خانه&amp;zwnj;های&amp;zwnj;تان برگردید.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://radiozamaneh.com/video/10173&quot;&gt;ویدئوی مکاشفات روح- جسم با ترجمه فارسی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;h2 class=&quot;art-postheader&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/h2&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2012/01/20/10224#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8971">المیرا حسینی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%D9%87">سکسوالیته</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/8972">فیگارو</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2044">گلشیفته فراهانی</category>
 <pubDate>Fri, 20 Jan 2012 11:31:15 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">10224 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>همخوابه متجاوز   </title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/06/29/4989</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/06/29/4989&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پریسا کاکائی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;166&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/sexual-violence1.jpg?1309392519&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:42.55pt;text-align:justify;&lt;br /&gt;
line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;span style=&quot;font-size:10.0pt;&lt;br /&gt;
line-height:150%;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;&quot;&gt;پریسا کاکائی&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size:10.0pt;line-height:150%;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;&quot;&gt;- &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size:10.0pt;&lt;br /&gt;
line-height:150%;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;&quot;&gt;&amp;laquo;برای زنی که قربانی تجاوز، ارتباط جنسی با محارم، سوختگی با اسید یا بریده شدن آلت تناسلی است، باقی زندگی، صرف بهبود یافتن از آن تجربه خواهد شد. اگر شما یک زن نیستید، نمی&amp;zwnj;توانید آن را درک کنید. همچنین ما در سیستم خاصی زندگی می&amp;zwnj;کنیم که جرایم علیه زنان به&amp;zwnj;&amp;zwnj;همان اندازه جرایم علیه مردان جدی تلقی نمی&amp;zwnj;شوند. در دنیا جاهایی وجود دارد که از توانمندی زنان می&amp;zwnj;ترسند. این توانمندی صاحبان قدرت را تهدید می&amp;zwnj;کند. خشونت راهی برای ادامه بقای سیستم مز&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size:10.0pt;line-height:150%;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;&quot;&gt;بور است.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt;line-height:150%;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;&quot;&gt;[1]&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;margin-left:42.55pt;text-align:justify;&lt;br /&gt;
line-height:150%;direction:rtl;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;خشونت جنسی موضوعی وابسته به فرهنگ است.&amp;zwnj;گاه آن&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;چه در یک فرهنگ، خشونت محسوب می&amp;zwnj;شود در فرهنگی دیگر بخشی از ارتباط و لازمه آن به حساب می&amp;zwnj;آید. همچنین در نظر گرفتن تعریف&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;های&lt;/span&gt;&lt;span&gt; قانونی هر کشور از خشونت جنسی و رویکرد مذهبی به آن نیز در پیدا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ش تفاوت مفهومی موثر است. این تفاوت، نسل&amp;zwnj;ها را نیز در برمی&amp;zwnj;گیرد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;؛&lt;/span&gt;&lt;span&gt; چرا که نسل جدید، با مفاهیمی چون حقوق انسانی، بیشتر مواجه &lt;/span&gt;&lt;span&gt;می&amp;zwnj;شود&lt;/span&gt;&lt;span&gt; و منابع اطلاعاتی زیادتری را برای دستیابی به آگاهی در اختیار دارد. گرچه توانمند شدن در جهت استفاده عملی از اطلاعات موجود، خود مبحث دیگری است&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;در این&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;جا هدف بر این نیست که به تعریف دقیق خشونت جنسی پرداخته شود و تنها به ذکر مواردی از آن بسنده می&amp;zwnj;شود. خشونت جنسی، می&amp;zwnj;تواند به صورت فیزیکی و دربرگیرنده تجاوز و تهدید، یا کلامی و یا اشکال دیگری از سوء استفاده جنسی باشد. لمس و نوازش کردن، بوسیدن و یا هر گونه تماس ناخواسته، داخل کردن انگشت، زبان، آلت تناسی یا یک شی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ئی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; در واژن در حالی که فرد خواهان آن نیست، اجبار به استمنا خود یا دیگری، اجبار به انجام سکس دهانی، اجبار به تماشای فیلم پورنو، اجبار به موضوع عکس&amp;zwnj;های سکسی قرار گرفتن، به نمایش گذاشتن اندام جنسی به منظور آزار و تهدید، معاین&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ه&amp;zwnj;های&lt;/span&gt;&lt;span&gt; غیر&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ضروری و ناراحت&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;کننده توسط کادر پزشکی، فحش&amp;zwnj;های جنسی، تهدید به تجاوز، مزاحمت&amp;zwnj;های کلامی جنسی، همه و همه از مصادیق خشونت جنسی هستند&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;چند اشتباه رایج&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;وقتی صحبت از خشونت می&amp;zwnj;شود بسیاری بر این باورند که خشونت جنسی صرفا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ً&lt;/span&gt;&lt;span&gt; به معنای تجاوز یک فرد نا&amp;zwnj;شناس به یک زن است. روایت&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;هایی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;مانند این&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;که خشونت جنسی تنها فیزیکی است و کلام را شامل نمی&amp;zwnj;شود، مردان هیچ وقت قربانی خشونت جنسی و تجاوز نیستند، زنانی که مورد تجاوز قرار می&amp;zwnj;گیرند خود اغواگری کرده و موجب این اتفاق می&amp;zwnj;شوند و یا هیچ مردی به همسرش تجاوز نمی&amp;zwnj;کند، از جمله تصورات غلطی هستند که نسل به نسل منتقل و همچنان حتی در جوامع پیشرفته مطرح هستند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;نگار، &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۳۰&lt;/span&gt;&lt;span&gt; ساله از تهران، معتقد است: &amp;laquo;ما زنان ایرانی، در جامعه هر روز با خشونت جنسی کلامی و روانی سرو کار داریم&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt; البته لازم به توضیح هست که من اطلاعاتی در خصوص کشورهای دیگر ندارم برای همین فقط زن ایرانی را مثال می&amp;zwnj;زنم. گاهی وقتی مردی از زنی ناراحت است، فرقی نمی&amp;zwnj;کند ناراحتی سطحی و یا کینه&amp;zwnj;ای قدیمی، چنین ناسزا می&amp;zwnj;گوید: &amp;quot;زنیکه رو باید کر... یا باید گا...، مادرتو...، خواهرتو....&amp;quot; شاید در بسیاری مواقع ما این الفاظ را بشنویم. چه زمانی که عابر پیاده هستی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;م&lt;/span&gt;&lt;span&gt; و حق عبور با &lt;/span&gt;&lt;span&gt;ماست&lt;/span&gt;&lt;span&gt; و در حال عبور از خیابان، راننده فحش&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;گویان آن هم با صدای بلند از کنارت رد می&amp;zwnj;شود چه زمانی که پشت فرمان رانندگی می&amp;zwnj;کنی و برای عابرین می&amp;zwnj;ایستی تا حق&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;شان را رعایت کنی، باز از آینه می&amp;zwnj;بینی که از فحش&amp;zwnj;های راننده پشت سری بی&amp;zwnj;بهره نمانده&amp;zwnj;ای. این قضیه مختص آدم&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;های بی&amp;zwnj;سواد و یا سطح خاصی از جامعه نیست و به صورت امری عمومی در آمده است. قرار است با رابطه جنسی، جسم و روح به اوج برسد در صورتی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;که چه همسر خودت و چه دیگری از آن به عنوان کلامی برای توهین و تحقیر دیگران استفاده می&amp;zwnj;کنند.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;از سوی دیگر نیز، برخلاف تصور اشتباه رایج، خشونت خانگی یکی از خشونت&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;هاست که طی آن زنان به اشکال مختلف توسط همسر خود مورد آزار و اذیت جنسی قرار می&amp;zwnj;گیرند. تاکید جامعه و تفاسیر چندگانه از دین بر لزوم تمکین مرد از زن و محق بودن مرد برای درخواست ارتباط جنسی از همسرش در هر زمان بدون درنظر گرفتن شرایط و نظر وی، بر این مشکل دامن &lt;/span&gt;&lt;span&gt;می&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ز&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ن&lt;/span&gt;&lt;span&gt;د و مشکلات زیادی را موجب می&amp;zwnj;شود. جامعه، قانون، دین و فرهنگ برای مردی که توسط همسرش به اندازه&amp;zwnj;ای که خود آن را کافی می&amp;zwnj;داند، ارضا نمی&amp;zwnj;شود حق ارتباط با زن دیگر را قائل &lt;/span&gt;&lt;span&gt;می&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ش&lt;/span&gt;&lt;span&gt;و&lt;/span&gt;&lt;span&gt;د و زن را مقصر می&amp;zwnj;داند. این رویکرد نادرست به دلیل افسانه اشتباه دیگری &lt;/span&gt;&lt;span&gt;ا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ست که غریزه جنسی مرد را از زن قوی&amp;zwnj;تر &lt;/span&gt;&lt;span&gt;می&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;دان&lt;/span&gt;&lt;span&gt;د&lt;/span&gt;&lt;span&gt; تا جایی که از کنترل او خارج می&amp;zwnj;شود. این افسانه در نفس خود، ماهیت انسانی مردان و کنترل بر رفتار را زیر س&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ئ&lt;/span&gt;&lt;span&gt;وال &lt;/span&gt;&lt;span&gt;می&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;برد و توهینی برای آن&amp;zwnj;ها محسوب می&amp;zwnj;شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;نگار می&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;گوید: &amp;laquo;من از بسیاری زنان شنیده&amp;zwnj;ام که به طور مثال زن در بستر بیماری بوده و به شدت تب داشته است، با این حال همسرش از او درخواست آمیزش کرده و وقتی پاسخ منفی شنیده است که &amp;quot;مریض هستم&amp;quot; مرد بر درخواست خود اصرا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ر&lt;/span&gt;&lt;span&gt; ورزیده و &lt;/span&gt;&lt;span&gt;گفته&lt;/span&gt;&lt;span&gt;: &amp;quot;تو بخواب من کارم را می&amp;zwnj;کنم&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;quot; یا زن به خاطر خستگی و هر چیز دیگر تمایل به سکس ندارد و امتناع می&amp;zwnj;کند و با واکنش شوهرش مواجه می&amp;zwnj;شود که: &amp;quot;وقتی تو نمی&amp;zwnj;خواهی و مانع می&amp;zwnj;شوی بیشتر به من خوش می&amp;zwnj;گذرد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;quot; در این لحظه زن احساس می&amp;zwnj;کند مورد تجاوز قرار گرفته است.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;ویژگی&amp;zwnj;های شخصیتی فرد قربانی&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;اشاره به این ویژگی&amp;zwnj;ها به معنای آن نیست که فرد قربانی از پیش دارای ویژگی&amp;zwnj;هایی است که او را مستعد خشونت می&amp;zwnj;کند، بلکه در نظر گرفتن خصوصیاتی است که موجب می&amp;zwnj;شود فرد قربانی به هنگام وقوع خشونت توان مقابله با آن را نداشته باشد. آن&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;چه ما در تئوری به آن باور داریم یا حتی در گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گو&amp;zwnj;های&amp;zwnj;مان دیگران را به آن دعوت می&amp;zwnj;کنیم، با آن&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;چه ما در زندگی &lt;/span&gt;&lt;span&gt;واقعی&lt;/span&gt;&lt;span&gt; مقابله با خشونت جنسی معنا می&amp;zwnj;کنیم &lt;/span&gt;&lt;span&gt;تفاوت&lt;/span&gt;&lt;span&gt; دارد. ترس از تنها شدن، باورهای مذهبی و یا فرهنگی، نصایح بزرگ&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;تر&amp;zwnj;ها و یا گروه&amp;zwnj;های همسالان، همه و همه می&amp;zwnj;توانند&amp;nbsp;باعث شوند در آن لحظه&amp;zwnj;ای که باید به چنین خشونتی نه بگوییم، آن را &lt;/span&gt;&lt;span&gt;ب&lt;/span&gt;&lt;span&gt;پذیر&lt;/span&gt;&lt;span&gt;یم&lt;/span&gt;&lt;span&gt; و درد و رنج فیزیکی و روانی&amp;zwnj;اش را تحمل کنیم. پذیرش خشونت به هر شکل و از هر نوعش به&amp;zwnj; اندازه مقابله با آن دشوار است. آیا در آن لحظه هیچ فرصت و امکانی برای مقابله هست؟ آیا نیاز به حمایت داریم؟ آیا مفهوم و روش مقابله را می&amp;zwnj;دانیم؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;قربانی خشونت می&amp;zwnj;تواند برخاسته از&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;نژاد، طبقه اجتماعی، سطوح مختلف تحصیلی و شغلی باشد. این افراد به دلیل احساس بی&amp;zwnj;کفایتی، توان تاثیر و تغییر در زندگی و محیط اطراف را در خود نمی&amp;zwnj;بینند. آن&amp;zwnj;ها در اغلب موارد منبع تغییر را در بیرون از خود جست&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;و&lt;/span&gt;&lt;span&gt;جو می&amp;zwnj;کنند. اعتماد به نفس ناکافی، خجالت، احساس گناه، ناامیدی&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; تنهایی و&amp;zwnj;گاه خود تنبیه&amp;zwnj;گری، از عواملی هستند که افراد را در مقابل خشونت به انفعال می&amp;zwnj;کشانند. در بسیاری موارد ترس از تنها شدن و وابستگی شدید، فرد قربانی را همچنان در کنار آزارگر نگه می&amp;zwnj;دارد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ویژگی&amp;zwnj;های فوق را در مورد انسان&amp;zwnj;هایی که از آن&amp;zwnj;ها انتظار مقابله می&amp;zwnj;رود می&amp;zwnj;توان برشمرد اما کودکان، افرادی با معلولیت&amp;zwnj;های جسمی و ذهنی، اشخاصی که در بیهوشی به سر می&amp;zwnj;برند، قربانیان سوانح طبیعی یا بشری را باید از این موضوع مستثنی کرد. همچنین،&amp;zwnj;گاه &lt;/span&gt;&lt;span&gt;دادن &lt;/span&gt;&lt;span&gt;پاسخ منفی &lt;/span&gt;&lt;span&gt;به فرد&lt;/span&gt;&lt;span&gt; در حالتی که راه گریزی وجود ندارد و عامل خشونت می&amp;zwnj;تواند تهدید جانی محسوب شود خطری به مراتب بیشتر در پی دارد و نمی&amp;zwnj;توان از قربانی انتظار مقابله داشت&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;اگرچه برخورداری از توانایی&amp;zwnj;های شخصی و روانی از عوامل لازم در مقابله با خشونت به شمار می&amp;zwnj;آیند اما کافی نیستند. داشتن دانش و آگاهی نسبت به مفهوم خشونت، اشراف کامل به حق مقابله با خشونت، دانستن چگونگی آن و همچنین وجود سیستم&amp;zwnj;های حمایتی اجتماعی و قانونی از دیگر ملزومات مقابله با خشونت هستند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;پیمانه &lt;/span&gt;&lt;span&gt;۳۲&lt;/span&gt;&lt;span&gt; ساله، در مورد آگاهی خود نسبت به مفهوم خشونت می&amp;zwnj;گوید: &amp;laquo;چیزی که در خشونت جنسی به چشم نمی&amp;zwnj;آید، تجاوز زناشویی و یا از طرف دوست پسر است. من هر دوی این&amp;zwnj;ها را تجربه کردم. منظورم از تجاوز در زناشویی، تحمیل رابطه جنسی است تا جایی که با خشونت کلامی یا حتی جسمی صورت می&amp;zwnj;گیرد. در دوران زناشویی متوجه این نبودم که این مس&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ئ&lt;/span&gt;&lt;span&gt;له تجاوز محسوب می&amp;zwnj;شود، ولی بعد&amp;zwnj;ها در ارتباط با دوست پسرم با او صحبت کردم. او این مس&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ئ&lt;/span&gt;&lt;span&gt;له را ابدا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ً&lt;/span&gt;&lt;span&gt; قبول نداشت. از این&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;که &amp;quot;زیادی اصرار کرده&amp;quot; عذر خواهی کرد ولی این را تحمیل نمی&amp;zwnj;دانست و مطلقا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ً&lt;/span&gt;&lt;span&gt; فکر نمی&amp;zwnj;کرد آن&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;چه قصد انجامش را داشته اگر موفق می&amp;zwnj;شد، تجاوز به حساب می&amp;zwnj;آمد.&amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;ویژگی&amp;zwnj;های آزارگر&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;آیا خشونت، قابل پیشگیری &lt;/span&gt;&lt;span&gt;ا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ست؟ اگرچه خشونت همیشه در خانه و یا میان افراد آشنا اتفاق نمی&amp;zwnj;افتد اما برای آن دسته از خشونت&amp;zwnj;های خانگی و یا بین آشنایان، توجه به برخی نشانه&amp;zwnj;های شخصیتی و رفتاری می&amp;zwnj;تواند مفید واقع شود. شخص آزارگر معمولا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ً&lt;/span&gt;&lt;span&gt; پس از مدتی بسیار کوتاه، به طور مثال در کمتر از سه ماه، &lt;/span&gt;&lt;span&gt;با &lt;/span&gt;&lt;span&gt;ابراز علاقه عمیق&lt;/span&gt;&lt;span&gt;،&lt;/span&gt;&lt;span&gt; می&amp;zwnj;خواهد که رابطه نزدیک&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;تری &lt;/span&gt;&lt;span&gt;با فرد مورد نظر خود &lt;/span&gt;&lt;span&gt;داشته باشد به گونه&amp;zwnj;ای بیان می&amp;zwnj;کند که اگر پاسخ منفی دریافت کند راه دیگری برای زندگی او باقی نخواهد ماند. پس از آغاز رابطه&amp;zwnj;ای نزدیک توقعات غیرمعقول فرد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;آزاردهنده آغاز می&amp;zwnj;شوند. تمام نیازهای احساسی، فیزیکی و زندگی او اعم از وظایف شخصی&amp;zwnj;اش باید توسط فرد مقابل برآورده شوند و این به عقیده او راهی برای اثبات عشق است. اگر چه برای چنین شخصیتی، در بهترین حالت باز هم شریک زندگی&amp;zwnj;اش به میزان کافی خوب نیست. او اعمال کنترل را به بهانه حفظ امنیت و مراقبت و پیشگیری از مواجهه با خطرهای موجود در جامعه که زن از آن مطلع نیست آغاز می&amp;zwnj;کند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt; تمام روابط دوستی او را قطع و سعی می&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ک&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ند وی را در یک محیط کاملا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ً&lt;/span&gt;&lt;span&gt; منزوی قرار دهد، نسبت به همه چیز حسادت می&amp;zwnj;کند و دیگران را مسئول مشکلات خودش می&amp;zwnj;داند. رفتار بی&amp;zwnj;رحمانه با حیوانات دارد. تحمل کودکان را ندا&lt;/span&gt;&lt;span&gt;رد&lt;/span&gt;&lt;span&gt; و آن&amp;zwnj;ها را تنبیه می&amp;zwnj;کند. از کلمات توهین&amp;zwnj;آمیز، سرزنش&amp;zwnj;کننده و حقارت&amp;zwnj;آور استفاده می&amp;zwnj;کند. به سرعت از خلقی به خلق دیگر تغییر می&amp;zwnj;کند. گاهی آرام و مهربان است و به لحظه&amp;zwnj;ای عصبانی و پرخاشگر می&amp;zwnj;شود&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&amp;nbsp;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;راه&amp;zwnj;های مقابله&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;خشونت جنسی تنها در محیط&amp;zwnj;های خصوصی اتفاق نمی&amp;zwnj;افتد&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt; بنابراین در پیش گرفتن روش&amp;zwnj;هایی برای پرهیز از قرار گرفتن در موقعیت&amp;zwnj;های خطرناک می&amp;zwnj;تواند این خطر را کاهش دهد. آگاهی فرد در مورد مکانی که در آن قرار دارد، پرهیز از رفتن به جاهای دورافتاده، همراه داشتن تلفن همراه، عدم استفاده از هدفون در موقعیت&amp;zwnj;های مورد تردید و توانایی شنیدن صداها، اعتماد به احساس ناآرامی و ناراحت بودن در مکان و ترک فوری آن، کنترل میزان مصرف الکل و عدم از دست دادن هوشیاری، گروهی رفتن به مهمانی و یا &lt;/span&gt;&lt;span&gt;مکان&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;هایی که آشنایی قبلی &lt;/span&gt;&lt;span&gt;نسبت به آن&amp;zwnj;ها &lt;/span&gt;&lt;span&gt;وجود ندارد، عدم قبول نوشیدنی و یا خوراکی از افراد ناآشنا ازجمله این روش&amp;zwnj;ها هستند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;اما برای افرادی که در یک موقعیت خصوصی در معرض خشونت جنسی قرار می&amp;zwnj;گیرند نیز راهکارهایی پیشنهاد می&amp;zwnj;شود&lt;/span&gt;&lt;span&gt;:&lt;/span&gt;&lt;span&gt; عدم سرزنش خود برای قرار گرفتن در چنین موقعیتی، روراستی با خود و عدم احساس اجبار در پذیرفتن درخواست فرد مقابل، پیدا کردن یک دلیل دروغین برای خروج از موقعیت بدون ایجاد تنش و ضربه زدن به احساس دیگری و در نتیجه برافروخته شدن وی، تمرکز فکری بدون کلام روی راه&amp;zwnj;های خروجی ممکن برای فرار با حفظ کنترل بر ظاهر خود و حفظ هوشیاری خلاصه&amp;zwnj;ای از راه کارهای ممکن هستند که البته نمی&amp;zwnj;توان انتظار داشت همیشه موثر واقع شوند&lt;/span&gt;&lt;span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;یکی از مهم&amp;zwnj;ترین واکنش&amp;zwnj;ها در مورد خشونت به ویژه خشونت جنسی، شکستن سکوت است. این اقدام در دو سطح جامعه و فرد قربانی باید صورت گیرد. همسایگان، آشنایان و آگاهان از این خشونت به محض اطلاع باید پلیس را در جریان قرار دهند. تصور این&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;که خشونت در داخل خانه یا بین دو دوست اتفاق افتاده و دیگر تکرار نخواهد شد تنها یک اشتباه است. این تنها یک آغاز است و عدم تلاش فرد قربانی برای دریافت کمک از سرویس&amp;zwnj;های اجتماعی، قانونی، گروه&amp;zwnj;های حامی دوستان و یا خانواده به تکرار خشونت کمک خواهد کرد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span&gt; همچنین لزوم تغییر نگرش سیاستگذاران و مس&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ئ&lt;/span&gt;&lt;span&gt;ولان نسبت به موضوع خشونت و دلایل آن، تغییرات قانونی، ایجاد سرویس&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;های حمایتی اجتماعی و آموزش به نیروی انتظامی از جمله مواردی هستند که در کشوری مانند ایران برای کاهش خشونت، از اقدامات ضروری محسوب می&lt;/span&gt;&lt;span&gt;&amp;zwnj;&lt;/span&gt;&lt;span&gt;شوند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;پی&amp;zwnj;نوشت:&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;1.&lt;/span&gt;&lt;span&gt; ایو انسلر&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/06/29/4989#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2">تجاوز</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%D9%87">سکسوالیته</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3741">پریسا کاکائی</category>
 <pubDate>Wed, 29 Jun 2011 15:24:10 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">4989 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>نخستین تجربه‌ جنسی، لذتی که به کابوس بدل می‌شود</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/05/16/4019</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/05/16/4019&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پریسا کاکایی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;285&quot; height=&quot;232&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/4_6.jpg?1305562205&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پریسا کاکایی- آیا نخستین رابطه جنسی&amp;zwnj;تان را به خاطر می&amp;zwnj;آورید؟ اغلب کسانی که با آنها در این مورد گفت&amp;zwnj;وگو کرده&amp;zwnj;ام، می&amp;zwnj;گویند پیش از آن، همه چیز در مورد این رابطه یک تصویر مبهم بود. &amp;zwnj;&amp;zwnj;گاه بنا بر امکانات موجود، دیدن صحنه&amp;zwnj;هایی از این دست در پاره&amp;zwnj;ای فیلم&amp;zwnj;ها ممکن می&amp;zwnj;شد. در آن فیلم&amp;zwnj;ها همیشه مردی با اندامی ورزیده و جذاب حضور داشت که زنی را به&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان اندازه دلپسند، در مدت کوتاهی به اوج لذتی می&amp;zwnj;رساند که تنها حالت و صدای آن زن گواه چنین اوجی بود. لذتی ناشناخته و دنیایی که بسیار دور به نظر می&amp;zwnj;آمد؛ دنیایی که اغلب پیش از تصور کردن آن، لباس بلند و سفید عروسی و خانه&amp;zwnj;ای برای ابد، پیش رویت قرار می&amp;zwnj;گرفت و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت نیز آن شب که هزاران افسانه در موردش گفته و شنیده شده صحنه پایانی را شکل می&amp;zwnj;داد.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;
دوران دبیرستان و دانشگاه بهترین زمان به اشتراک گذاشتن دانسته&amp;zwnj;ها و ندانسته&amp;zwnj;ها درباره این دنیای ناشناخته است. زمان گفتن از شنیده&amp;zwnj;ها و دیده&amp;zwnj;های مخفیانه و آشکارا؛ زمانی که تفکرات زنانه کم&amp;zwnj;کم عمیق&amp;zwnj;تر شده و افسانه&amp;zwnj;ها سینه به سینه نقل می&amp;zwnj;شوند و زبان به زبان می&amp;zwnj;چرخند. از&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان است که به مرور، &amp;zwnj;برخی تصمیم می&amp;zwnj;گیرند قدم به دنیای ناشناخته بگذارند و برخی هم صبر و انتظاری طولانی و شاید کوتاه برای آن روز موعود پیشه می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;em&gt;&amp;laquo;من به خاطر مطالعات زیادی که در زمینه رابطه جنسی داشته&amp;zwnj;ام، اطلاعات خوبی در این مورد به دست آورده&amp;zwnj;ام. با این حال از آنجایی که هیچوقت هیچ کس به طور روشن و واضح در مورد اولین تجربه جنسی خود صحبتی نمی&amp;zwnj;کند، اولین شب آمیزش جنسی در نظر دختران ایرانی تقریباً چیزی بسیار دلهره&amp;zwnj;آور و ترسناک است، اکثراً در توضیح آن می&amp;zwnj;گویند: خیلی درد داشت و به نظر می&amp;zwnj;رسد تعداد کسانی که از اولین آمیزش جنسی خود لذت برده یا حتی درد نکشیده&amp;zwnj;اند بسیار اندک است، پرس و جو در این زمینه ترس را بیشتر می&amp;zwnj;کند. مشکل دیگر هم بی&amp;zwnj;تجربگی مردان است. اگر نگوییم همه، اما بسیاری از مردان جامعه ما کاملاً بی&amp;zwnj;تجربه&amp;zwnj;اند و این مشکل را دوچندان می&amp;zwnj;کند. بر اساس مطالعاتی که در فروم&amp;zwnj;های ایرانی داشتم، مشکل ترس به همراه بی&amp;zwnj;تجربگی زوجین باعث شده برخی زنان تا دو یا سه سال پس ازازدواج همچنان باکره بمانند و گاهی هم کار به جراحی بکشد. خود من به شخصه از همین حالا از آن شب می&amp;zwnj;ترسم.&amp;raquo;&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
تجربه&amp;zwnj;ای دیرهنگام&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
تصمیم گیری درباره این مسئله بسیار شخصی، در جوامعی مثل ایران بسیار دشوار است. از یک سو ترس از &amp;laquo;اجتماع&amp;raquo; و &amp;laquo;خانواده&amp;raquo; و همچنین قضاوت&amp;zwnj;&amp;zwnj;ها و برخوردهای آن&amp;zwnj;ها و احتمال طرد شدن و از سوی دیگر هراس از دست دادن امکان ازدواج، از نخستین عوامل موثر در تصمیم&amp;zwnj;گیری در این زمینه هستند. ناشناخته بودن روابط جنسی به ویژه در عمل برای بسیاری از دختران ایرانی، عدم شناخت کافی از بدن یا مفهومی به نام پرده بکارت، ترس از تجربه دردی ناآشنا، احتمال بارداری و مسائلی از این دست نیز از دیگر موارد بازدارنده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;em&gt;&amp;laquo;وقتی می&amp;zwnj;خواهی شروع کنی به نوشتن، مسئله دیگر تنها از آن لحظه سخن گفتن نیست. باید از روزهای دیگری هم که می&amp;zwnj;خواستی خودت را برای این کار آماده کنی سخن گفت. از آماده شدن برای گذر از تابو. برای خیلی از زنان این اتفاق به راحتی پیش می&amp;zwnj;آید و برای بعضی&amp;zwnj;ها نه. بسیاری از دختران&amp;nbsp; نمی&amp;zwnj;فهمند چه شد و در یک لحظه بی&amp;zwnj;خبری، گیجی در نوازش و عشق و... از این مرحله گذر می&amp;zwnj;کنند. من که در سنی متفاوت با دیگر دختران، در سنی که باید مادری را تجربه می&amp;zwnj;کردم از این مرز گذشتم، آن هم&amp;nbsp; نه با همسرم بلکه با یک دوست، هنوزبرای گذر از این تابوی بسیار ترس&amp;zwnj;آلود دارم.&amp;raquo; &lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آگاهی جنسی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
پرسش&amp;zwnj;های جنسی بی&amp;zwnj;جواب مخصوص دوران کودکی و &amp;zwnj;&amp;zwnj;گاه مواجه شدن زودهنگام با مسائل جنسی تغییرات و تجربه&amp;zwnj;هایی هستند که بخشی از بلوغ جنسی انسان&amp;zwnj;ها را تشکیل می&amp;zwnj;دهند و میل به تجربه را ناگریز می&amp;zwnj;کنند. تجربه عاشقانه&amp;zwnj;های ساده خاص دوران نوجوانی و احساس تغییرات فیزیکی و روانی در برخورد با جنس دیگر نیز ازجمله عواملی هستند که&amp;nbsp; به گرایشی به نام میل جنسی، صورت واقعی می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رفتن به سوی&amp;nbsp; این تجربه و مرحله&amp;zwnj;ای که تصمیم بر عبور از مرز دخترانگی گرفته می&amp;zwnj;شود، برای برخی آسان می&amp;zwnj;گذرد و برای عده&amp;zwnj;ای دیگر لحظه&amp;zwnj;ای سرشار از تردید، ترس، درد و در نهایت&amp;zwnj;&amp;zwnj; گاه لذت و &amp;zwnj;گاه سرخوردگی است. این تجربه شاید به شمار زن&amp;zwnj;ها و مرد&amp;zwnj;ها، متفاوت باشد. می&amp;zwnj;تواند با فردی باشد که بعد&amp;zwnj;ها زندگی مشترکی&amp;nbsp; با او آغاز می&amp;zwnj;شود؛ می&amp;zwnj;تواند تنها برای یک ارتباط یک روزه باشد و می&amp;zwnj;تواند در یک رابطه جدی اتفاق بیافتد. اما در بسیاری موارد آگاهی و شناخت نسبت به کیفیت رابطه یا بدن هر دو جنس پشتوانه آن نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;em&gt;&amp;laquo;اولین بار هیچ از این رابطه نمی&amp;zwnj;دانستم. هجده ساله بودم. دوست پسرم ناتوانی جنسی داشت. آلتش برانگیخته نمی&amp;zwnj;شد و همانطور شل می&amp;zwnj;ماند تا ارضا شود. من حتی نمی&amp;zwnj;دانستم که این طبیعی نیست. بعد از چندین ماه تازه به زبان آوردم که هیچ چیز احساس نمی&amp;zwnj;کنم... با این حال دو سال با همین آدم، ارتباط جنسی داشتم. پرده بکارتم را هم&amp;zwnj;&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان زمان برداشتم. بی&amp;zwnj;هیچ دردی، بی&amp;zwnj;هیچ حسی. بار دوم با دوست پسر بعدی&amp;zwnj;ام بود که سکس کامل را تجربه کردم. از نظر خودم تنها پرده نیست که ارزش دارد بلکه احساس زن به سکس است که مهم است. به همین دلیل من این رابطه را اولین رابطه جنسی&amp;zwnj;ام حساب می&amp;zwnj;کنم. اگر بخواهم دوباره این تجربه را داشته باشم و خودم انتخاب کنم، قطعاً شکل دیگری رفتار خواهم کرد؛ به خصوص که حالا خیلی چیز&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;دانم و ارزشی که برای تنم قائلم با آن زمان بسیار تفاوت دارد.&amp;nbsp; حالا در طول سال&amp;zwnj;ها با آگاهی بیشتر و با فکر به سکس، تن و آن&amp;zwnj;چه می&amp;zwnj;خواهم، توانسته&amp;zwnj;ام سکس&amp;zwnj;ام را عمیق&amp;zwnj;تر کنم و بسیار بیشتر لذت ببرم.&amp;raquo; &lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;حذف آموزه&amp;zwnj;های غلط&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
گاه ارتباط جنسی به خصوص در سنین پایین، یک انتخاب مبتنی بر ترس از دست دادن طرف مقابل یا حتی عقب ماندن از گروه همسالان است. احساس تنهایی و تصور امتحان راهی برای حفظ یک رابطه، گاهی در روابط بزرگسالان نیز تکرار می&amp;zwnj;شود و زن به جای لذت بردن از رابطه، برای حفظ شوهر و ازدواجش خود را موظف به انجام آن می&amp;zwnj;داند؛ چرا که جامعه به او آموخته اگر مردی به سوی زن دیگری رفت مشکل از زن است که نمی&amp;zwnj;تواند همسر خود را به اندازه کافی ارضا کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;em&gt;&amp;laquo;اولین رابطه جنسی&amp;zwnj;ام را خوب به یاد می&amp;zwnj;آورم. نوزده ساله بودم. تقریبا می&amp;zwnj;شود گفت اولین دوست پسر جدی&amp;zwnj;ام بود. اصرار داشت که رابطه جنسی داشته باشیم اما من با توجه به محیطی که در آن بزرگ شده بودم این درخواست را رد می&amp;zwnj;کردم. تا بالاخره راضی شدم. حتی یک&amp;zwnj;بار به خاطر این قضیه رفت و دوباره برگشت. به&amp;zwnj;هر حال خودم هم احتمالاً تصمیم به تجربه گرفته بودم. آن موقع فکر می&amp;zwnj;کردم آن رابطه را می&amp;zwnj;خواهم، البته چون اولین رابطه جدی بود نمی&amp;zwnj;شود گفت که خیلی می&amp;zwnj;خواستم. چیز جدیدی بود که در حال تجربه کردنش بودم. به بدنم هیچ آگاهی نداشتم. مطلقاً هیچ. حتی از او خواستم که اندام جنسی&amp;zwnj;ام را نگاه نکند. از کیفیت و چند و چون رابطه جنسی هم اطلاعی نداشتم و برای اولین&amp;zwnj;بار اتفاق افتاد. البته به دلیل محدودیت&amp;zwnj;هایی که خودم گذاشته بودم خیلی سطحی و بدون&amp;nbsp; دخول واژینال بود، اما هر دو ارگاسم شدیم.&amp;nbsp; او خیلی بیشتر از من با رابطه جنسی آشنا بود و در مورد آن اطلاعات و تجربیاتی کامل داشت. این اتفاق خیلی در شناخت من از بدنم و از رابطه جنسی تاثیر گذاشت. انگار که برای اولین بار دریچه&amp;zwnj;ای به رویم باز شد و حسی را تجربه کردم که خواستنی بود. من&amp;nbsp; به خاطر آموزه&amp;zwnj;های غلطی که پیش از آن درباره رابطه جنسی&amp;nbsp; گرفته بودم، اصلاً نمی&amp;zwnj;توانستم تصور کنم که&amp;nbsp; چنین رابطه&amp;zwnj;ای چقدر می&amp;zwnj;تواند خوب باشد. بعد از آن با دوست پسر جدی بعدی هم رابطه جنسی داشتم و با دوست پسر ثابت فعلی تصمیم گرفتم که پرده بکارت نداشته باشم و رابطه جنسی واژینال را تجربه کردم.&amp;raquo; &lt;/em&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;
تلخی تجربه ناخواسته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
در عین حال&amp;zwnj;&amp;zwnj;گاه اولین تجربه می&amp;zwnj;تواند تنها محصول یک تجاوز باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;em&gt;&amp;laquo;چهارده ساله بودم. نسبت به این رابطه آگاهی نداشتم. الان می&amp;zwnj;فهمم که شکلی از تجاوز بود. شاید به خاطر کمبود اعتماد به نفسم بود که نجنگیدم و تنها به درد تن دادم. از آن روز سال&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;گذرد، اما هنوز اشک&amp;zwnj;های پانزده سالگی&amp;zwnj;ام را به خاطر دارم.&amp;raquo;&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما هرچه هست هرکدام از این تجربه&amp;zwnj;ها هم بر آینده زندگی جنسی فرد و هم احساس و اعتمادش به جنس دیگر تاثیر خاص خود را خواهند داشت. شاید اگر نوجوانان و جوانان ایرانی به منابع آموزشی رابطه جنسی و همچنین شناخت بدن خود دسترسی بیشتری داشته یا از امکان مشاوره با فردی کار&amp;zwnj;شناس، بدون ترس از قضاوت یا احتمال در جریان قرار گرفتن اطرافیان برخوردار باشند این تجربه به گذری آسوده و لذتبخش از مرحله&amp;zwnj;ای به مرحله دیگر زندگی تبدیل شود. برای این&amp;zwnj;که چنین تجربه&amp;zwnj;هایی چه خواسته و چه ناخواسته، تبدیل به یک آسیب اجتماعی و یا شخصیتی نشوند و بحران&amp;zwnj;زا نباشند، حضور کار&amp;zwnj;شناسان با هدف آگاهی&amp;zwnj;رسانی و آموزش به خانواده و جوانان ضروری است. همچنین امکان مشارکت فعال نوجوانان و جوانان در جریان آگاه&amp;zwnj;سازی و آموزش به دلیل تاثیر خاصی که گروه همسالان بر یکدیگر دارند می&amp;zwnj;تواند نقطه عطفی در تجربه&amp;zwnj;ای امن، سالم، دلنشین و لذتبخش نخستین رابطه جنسی باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;پی نوشت:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
تمامی مطالبی که در گیومه آورده شده&amp;zwnj; به نقل از زنان ایرانی است که تجربه&amp;zwnj;های خود از نخستین رابطه جنسی&amp;zwnj;شان را در وبلاگ زمانی برای گفتن، با نویسنده به اشتراک گذاشته&amp;zwnj;اند. برای اطلاع از مطلب بعدی و مشارکت در نگارش آن لطفا به &lt;a href=&quot;http://ourfemininity.blogspot.com/&quot;&gt;وبلاگ&lt;/a&gt; مراجعه کنید.&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/05/16/4019#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%D9%87">سکسوالیته</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/2818">پریسا کاکایی</category>
 <pubDate>Mon, 16 May 2011 11:02:29 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">4019 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>روسپیان تهران، سکسوالیته و جمهوری اسلامی</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/03/26/2791</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/03/26/2791&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-sartitr&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    در تحلیل  مجموعه‌ی «روسپی‌های تهران»، از شیرین فخیم در گالری ساچی، لندن        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    وحید ولی زاده        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;277&quot; height=&quot;177&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/valizshfakh01.jpg?1317118938&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;وحید ولی&amp;zwnj;زاده&amp;nbsp; ـ مجموعه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;روسپی&amp;zwnj;های تهران&amp;raquo; از شیرین فخیم مجموعه&amp;zwnj;ای است فرا&amp;zwnj;تر از بازنمائی هنری زنانی که در جمهوری اسلامی، آن بخش از واقعیت هستند که دیدگان رسمی آن&amp;zwnj;ها را ناموجود، قانون آن&amp;zwnj;ها را غیرقانونی، و هنر رسمی آن&amp;zwnj;ها را غیرقابل بازنمائی می&amp;zwnj;دانند. روسپی&amp;zwnj;های تهران، مفهوم&amp;zwnj;هایی هستند که با خرت و پرت&amp;zwnj;های دمدستی مادیت یافته&amp;zwnj;اند، اما واقعگرایانه&amp;zwnj;تر از هر هنر رئالیستی روایت زیر پوست شهر تهران را بازمی&amp;zwnj;گویند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;شهر نو، روسپیان تهران و آتش اسلام سیاسی&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
در&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان روزهایی که انقلاب ۵۷ در حال پیروزی بر رژیم سرکوبگر شاه بود، شکست آتی آن توسط جمهوری اسلامی نیز در حال نضج گرفتن بود. در بهمن ماه ۱۳۵۷ ائتلاف خرده بورژوازی سنتی و لمپن پرولتاریای شهری و روحانیان به شهر نو، محله&amp;zwnj;ی روسپیان تهران حمله کردند و آنجا را به آتش کشیدند. تمام محله همراه با تمام دار و ندار و محل زیست و کار کارگران جنسی در آتش سوخت و از بین رفت. ده&amp;zwnj;ها کارگر جنسی در میان شعله&amp;zwnj;های آتش سوختند. بلوکی که قدرت سیاسی را در دستان خود می&amp;zwnj;گرفت رژیم نوینی از سیاست و تأدیب را در پیش می&amp;zwnj;گرفت که مبتنی بر آموزه&amp;zwnj;های اسلام سیاسی بود. طبقه کارگر نتوانست همراه با متحدانش در برابر این هجوم دوام آورد. عدم انجام وظیفه&amp;zwnj;ی کارگران آتش&amp;zwnj;نشانی تهران در اطفای حریق، به بهانه&amp;zwnj;ی همبستگی با &amp;laquo;مردم مسلمان&amp;raquo;، خود گویای کاستی&amp;zwnj;های جدی در آگاهی طبقاتی طبقه کارگر آن روز ایران بود. رژیم تازه، روسپیگری را از میان نبرد، بلکه نظامی از تنظیمات و قواعد را با نظام دیگری جایگزین کرد. تن زن همچنان در معرض معامله، خشونت و رقابت تحلیل رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;375&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/valizshfakh02.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;چکمه&amp;zwnj;های چرمی، تبرج، ارگاسم و پوشش&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
آیت الله صانعی، روحانی محبوب برخی فعالان اصلاح&amp;zwnj;طلب جنبش زنان در گفت&amp;zwnj;وگویی تبرج را به&amp;zwnj;عنوان &amp;laquo;آرایشی که ممکن است زنی بکند و نعوذبالله بخواهد روسپی&amp;zwnj;گری کند&amp;raquo; تعریف می&amp;zwnj;کند. در زمستان چند سال پیش سردار رادان، رئیس نیروی انتظامی تهران بزرگ پوشیدن چکمه زنانه را که روی شلوار پوشیده باشد &amp;laquo;تبرج&amp;raquo; نامید و برخورد با آن را همانند برخورد با بدحجابی خواند. پرجلوه&amp;zwnj;ترین شیء در چیدمان شیرین فخیم نیز چکمه&amp;zwnj;های زنانه است. اندام&amp;zwnj;های جنسی روسپیان در آثار فخیم به مجموعه&amp;zwnj;ی تلنبار شده&amp;zwnj;ای از اشیاء و تکه&amp;zwnj;های &amp;laquo;پوشیدنی&amp;raquo; تقلیل یافته است. چیدمان نه اندام&amp;zwnj;های سکسی روسپیان بلکه &amp;laquo;پوشش&amp;raquo; را در معرض چشم&amp;zwnj;چرانی تماشاگران قرار می&amp;zwnj;دهد. روسپیان تهران فاقد بدن هستند، چرا که تن زنان در ایران دهه&amp;zwnj;هاست انکار شده است. بدون بدن و اندام، سکس در پیکره&amp;zwnj;های بدیع و نوپیدایی جسمیت می&amp;zwnj;یابد. روسپی تهرانی تن&amp;zwnj;فروش نیست، بلکه کولاژی از پوشاک، آرایش، زیورآلات و افزودنی&amp;zwnj;ها را که به شیوه&amp;zwnj;های خلاقانه و ابداعی در زیرزمین&amp;zwnj;های فرهنگ غیررسمی انتخاب و تلفیق شده است را به فروش می&amp;zwnj;رساند. هنگامی که برهنگی ممنوع می&amp;zwnj;شود، زمانی که تن عریان با مجازات اسلامی کیفر داده می&amp;zwnj;شود، عاملیت دختران و زنان جوان و لیبیدوی طغیان کننده&amp;zwnj;ی آن&amp;zwnj;ها&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان &amp;laquo;پوشش&amp;raquo;&amp;zwnj;ی را که اجبار فرهنگ رسمی و قوانین مدنی و دستگاه&amp;zwnj;های کیفری بر تن آن&amp;zwnj;ها کشیده شده است را مورد دستکاری، بازسازی، و چیدمان مجدد قرار می&amp;zwnj;دهد تا تن خود را در پیکره&amp;zwnj;ای نوین و مصنوعی بازسازی کند. ارگاسم که پیش از این در اتاق&amp;zwnj;های خلوت و از آمیزش آلت جنسی مرد و آلت جنسی زن رخ می&amp;zwnj;داد، حالا در عرصه&amp;zwnj;ی عمومی و از آمیزش نگاه جنسی مرد و پوشش جنسی زن رخ می&amp;zwnj;دهد. قانون زیر پا گذاشته نشده است، نشانه&amp;zwnj;گذاری جرم توسط سیستم حکومتی ناممکن است، و سکس صورت می&amp;zwnj;گیرد، در پیش چشم همگان.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;سکسوالیته، سیاست و بدن&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
چیدمان روسپیان تهران از برخورد هنرمندانه&amp;zwnj;ی هنرمند به مسئله روسپی&amp;zwnj;گری در تهران فرا&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;رود و سکسوالیته، زن، جامعه معاصر، سیاست و بدن را مورد واکاوی قرار می&amp;zwnj;دهد. بدن زنان همواره از مهم&amp;zwnj;ترین میدان&amp;zwnj;های نبرد گفتمان&amp;zwnj;های فرهنگی متفاوت بوده است. اسلام سیاسی، به&amp;zwnj;عنوان گفتمان مسلط در سه دهه&amp;zwnj;ی اخیر بر ایران تلاش داشته است تا با مجموعه&amp;zwnj;ای از تنظیمات، قوانین، اعمال خشونت&amp;zwnj;ها، و... شهروندان زن جامعه را به&amp;zwnj;سان صفوفی از سربازان خدا آرایش دهد. اندام جنسی زنان به&amp;zwnj;عنوان عرصه&amp;zwnj;هایی جهنمی شناسایی شده و به طور سیستماتیک از منظره&amp;zwnj;ی حیات اجتماعی ریشه کن شده است. پوشش، آن کجاوه&amp;zwnj;ی مورد تأییدی است که قرار است تن زمینی و پست زنان را به ملکوت بهشت برساند. زنان زمینی اما ناتوان از به زیر کشیدن اسلام سیاسی، مانوری طولانی را برای دور زدن و خنثی کردن قوانین و مقررات تحمیلی به&amp;zwnj;پیش می&amp;zwnj;برند. بدن زنان ایرانی تحت حاکمیت اسلام سیاسی، از شکل و ریخت طبیعی و انسانی خود خارج شده و به صورت اندام&amp;zwnj;هایی فرعی و مصنوعی، از چرم و پارچه و پودر و رنگ، از نو سامان یافته است. چیدمان &amp;laquo;روسپیان تهران&amp;raquo; نه تنها فاش&amp;zwnj;سازی بُعدی از حقیقت اجتماعی امروز ما، بلکه ادعانامه&amp;zwnj;ای علیه از ریخت&amp;zwnj;افتادگی تن زن ایرانی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img alt=&quot;&quot; align=&quot;left&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;163&quot; src=&quot;http://www.radiozamaneh.com/sites/default/files/valizshfakh04.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;strong&gt;بدن به مثابه محصول صنعت پورنو&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
اگر چیدمان&amp;zwnj;های شیرین فخیم، معامله&amp;zwnj;ی سکس در جامعه&amp;zwnj;ی اسلام&amp;zwnj;زده&amp;zwnj;ی ایران را به&amp;zwnj;عنوان مضمونی برای نگاه هنرمندانه&amp;zwnj;ی انتقادی خویش برگزیده است، اما سیندی شرمن، عکاس برجسته&amp;zwnj;ی آمریکایی نیز در مجموعه&amp;zwnj;ای از عکس&amp;zwnj;های خود، سکسوالیته، تن زنانه، و قدرت را در جامعه&amp;zwnj;ی سرمایه&amp;zwnj;داری غربی مورد کنکاش قرار می&amp;zwnj;دهد. در این مجموعه، شرمن عروسک&amp;zwnj;های برهنه&amp;zwnj;ای را عکاسی می&amp;zwnj;کند که اندام&amp;zwnj;های جنسی آن&amp;zwnj;ها در کانون عکس برجسته می&amp;zwnj;شوند. زنانی که در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی در پایان دهه&amp;zwnj;ی شصت و هفتاد با انقلابی اجتماعی و فرهنگی بسیاری از قید و بندهای فرهنگ مردسالارانه، سنتی و مذهبی جوامع خود را درهم شکسته بودند، در دهه&amp;zwnj;ی هشتاد میلادی با تعرض تاچریسم و ریگانیسم، و موج نوینی از ارتجاع جهانی روبرو شدند. سکس که در دهه&amp;zwnj;ی هفتاد دموکراتیزه، همگانی، و&amp;zwnj;&amp;zwnj; رها شده بود، در دهه&amp;zwnj;ی هشتاد سرمایه&amp;zwnj;داریزه شد. بنگاه&amp;zwnj;های بزرگ سوداندوز، سکس را به صورت کالاهایی قابل فروش، در اشکال متفاوت&amp;zwnj;تری همچون مجلات، ویدئو، و... بسته&amp;zwnj;بندی کرده و در بازاری که اکنون به شدت جهانی شده بود، بازاریابی کردند. معماری برهنه&amp;zwnj;ی بدن زن منفجر شده و ریخت جدیدی مبتنی بر منطق بازار جایگزین آن شد. عکس&amp;zwnj;های سیندی شرمن، نه زنانی برهنه، که عروسک&amp;zwnj;هایی برهنه را ترسیم می&amp;zwnj;کنند که آلت&amp;zwnj;های جنسی غلو شده، از شکل افتاده و هراسناکی یافته&amp;zwnj;اند که چون دهانی برای بلعیدن گشوده&amp;zwnj;اند. سیندی شرمن در این مجموعه&amp;zwnj;ی خود، در عکس&amp;zwnj;های به ظاهر غیرواقع&amp;zwnj;گرایانه، طراحی شده و مصنوع خود، واقعیت از ریخت&amp;zwnj;افتادگی بدن زن را در سرمایه&amp;zwnj;داری متأخر به صورتی صریح و زننده مورد انتقاد قرار می&amp;zwnj;دهد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;strong&gt;در همین زمینه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;a href=&quot;http://www.faravarde.biz/pars/galery_muse/satchi_shirin_fakhim.html&quot;&gt;روسپیان تهران، شیرین فخیم، گالری ساجی، لندن&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/culture/goonagoon/2011/03/26/2791#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C">جمهوری اسلامی</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1947">روسپی گری</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%D9%87">سکسوالیته</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1948">شیرین فخیم</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/culture">فرهنگ, هنر و ادبيات</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/3203">وحید ولی‌زاده</category>
 <pubDate>Sat, 26 Mar 2011 10:53:40 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Babak M</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">2791 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title> واژن خود را پس بگیریم</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/02/27/2075</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/02/27/2075&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پریسا کاکایی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;158&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/vagina1.jpg?1298928017&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;پریسا کاکایی ـ سال&amp;zwnj;ها پیش هنگامی که می&amp;zwnj;خواستیم از این عضو ممنوعه صحبت کنیم هیچ نامی برای آن نداشتیم.&lt;/p&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;div&gt;
&lt;div&gt;اشارات مختلفی چون &amp;laquo;آنجا، ناز، شرمگاه و...&amp;raquo; همه اشاراتی بودند که مادران و خواهران&amp;zwnj;مان در کودکی و بزرگسالی به کار می&amp;zwnj;بردند تا ما نیز با پیروی از آن&amp;zwnj;ها به دنیای واژه&amp;zwnj;های مبهم بپیوندیم. شرمی که نسل به نسل منتقل شده است و هیچ انقلاب و تحولی در دنیا، آن را متاثر نمی&amp;zwnj;کند.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;حتی در سال&amp;zwnj;های اخیر، عصر اینترنت، ماهواره و سفرهای فضایی هنوز وقتی به سالن&amp;zwnj;های اپیلاسیون می&amp;zwnj;رویم از همه اندام نام می&amp;zwnj;بریم و اندام جنسی را &amp;laquo;اضافه&amp;raquo; می&amp;zwnj;نامیم. &amp;zwnj;گاه نام&amp;zwnj;های بی&amp;zwnj;پروایی نیز برای این اندام به کار رفته&amp;zwnj;اند که بیش از بازی نقشی برای کشف زبانی زنانه، تبدیل به کلامی برای تحقیر و توهین توسط جامعه&amp;zwnj;ای مردانه شده&amp;zwnj;اند تا جایی که شنیدن نام دو حرفی &amp;laquo;کُس&amp;raquo; موجی از نا&amp;zwnj;امنی، خشونت&amp;zwnj;های خیابانی و فحاشی&amp;zwnj;هایی در پایین&amp;zwnj;ترین سطح فرهنگی را به یاد می&amp;zwnj;آورد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما این شرم موروثی تنها گفتمان زندگی شخصی&amp;zwnj;مان را در بر نمی&amp;zwnj;گیرد. ما حتی در موقعیت&amp;zwnj;های خاص زندگیمان که حق داریم آزادانه&amp;zwnj;تر سخن بگوییم خود را سانسور می&amp;zwnj;کنیم. در مطب دکتر نمی&amp;zwnj;دانیم چگونه سخن را بی&amp;zwnj;شرم آغاز کنیم و&amp;zwnj;گاه برای معاینه، به خصوص اگر پزشک مرد باشد، زمان سخت و طاقت فرسایی را پشت سر می&amp;zwnj;گذاریم. تجربه معاینه پستان&amp;zwnj;ها توسط پزشک کار ساده&amp;zwnj;ای نیست. پذیرش معاینه دندان، چشم، دست و پا آنقدر دشوار نیست که عریان شدن و خصوصی&amp;zwnj;ترین عضو بدن را به دست پزشکی سپردن. اما پرسش همین جا آغاز می&amp;zwnj;شود. چرا این عضو، خصوصی&amp;zwnj;ترین بخش است؟ احساس مالکیت ما نسبت به این عضو در مقایسه با دیگر اعضای بدن چگونه است؟&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;بیایید پرسش را به تصویر کشیده و از نگاه زنانه بنگریم. تصویری توام با اولین همخوابگی. لحظه&amp;zwnj;ای که هر دو طرف به نوعی همه اندامشان را به اشتراک می&amp;zwnj;گذارند. در آن لحظه بوسیدن، لمس صورت، دست و حتی پستان آنقدر دشوار نیست. چه بسا بسیاری از دختران جوان جامعه&amp;zwnj;مان که بر اساس باورهای خود و یا سنت و فرهنگ غالب جامعه برای حفظ پرده بکارت حاضر به تجربه&amp;zwnj;های سطحی و به قولی، تماس&amp;zwnj;های بالاتنه&amp;zwnj;ای هستند اما خط قرمز، همیشه واژن و پرده بکارت است. در این تصویر، دختر سعی در حفظ چیزی ارزشمند و گرانبها دارد که سال&amp;zwnj;ها به حفظ آن تشویق شده است. ورود به آن و رد شدن از این خط قرمز به معنای از دست دادن هویتی است که فرد را از دنیایی دخترانه به دنیایی زنانه پرتاب می&amp;zwnj;کند. در اصل اتفاق خاصی نیافتاده است. تنها واژه&amp;zwnj;ها دنیای دیگری را به نمایش می&amp;zwnj;گذارند. زنی بدون مرد که زن شدن و زن بودنش معنا ندارد.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;در حقیقت زن تا آنجا که مسوولیت نگهداری از این عضو با او همراه بوده است &amp;laquo;امانتدار&amp;raquo; و نه &amp;laquo;صاحب&amp;raquo; آن است. پس از آن باید مردی باشد که آن را به تملک درآورده و محافظت کند. ترس از طرد شدن توسط مردان به دلیل رد شدن از این خط قرمز، ترس از تنهایی، قضاوت دوستان و جامعه، برخورد خانواده و تجربه سرنوشتی متفاوت نسبت به دختران دیگر، همه و همه دلیل آن هستند که اساسا ما نه احساس مالکیت که تنها احساس امانت&amp;zwnj;داری را نسبت به این عضو بدنمان داشته باشیم و باید تلاش کنیم تا امانت را سالم و بی&amp;zwnj;تجربه به دست صاحبش برسانیم&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;اما این پایان راه نیست. محفوظ نگه داشتن آنچه امانت می&amp;zwnj;خوانیمش آن را سربسته و ناشناخته باقی می&amp;zwnj;گذارد و فرصت کشف&amp;nbsp;&amp;nbsp;آن را می&amp;zwnj;رباید. بنابراین زن حتی پس از واگذاری امانت نمی&amp;zwnj;داند قدم در چه راهی می&amp;zwnj;گذارد و چه در تجربه&amp;zwnj;ای در انتظارش است. دشواری دسترسی به منابع آگاه، اطلاعات غلط و افسانه&amp;zwnj;ها بیشتر فضایی از ترس و حرکت در تاریکی را ایجاد می&amp;zwnj;کنند. تصمیم لذت بردن یا نبردن، آرایش ظاهری این عضو، چگونگی واگذاری&amp;zwnj;اش همه و همه از اراده او خارج است. مرد هم در بسیاری موارد یک هیولای تخریب گر نیست. او هم بخشی از جامعه&amp;zwnj;ای ناآگاه است که حتی اغلب خود نیز نسبت به کاری که می&amp;zwnj;کند شناخت کافی ندارد و از این رو هر دو آسیب&amp;zwnj;پذیرند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;عدم احساس مالکیت بر آنچه تنمان می&amp;zwnj;خوانیم، و قائل نشدن حقی برای خود، برای تصمیم&amp;zwnj;گیری در مورد باید&amp;zwnj;ها ونبایدهای بدن&amp;zwnj;مان، گویا چیزی را، بخشی را از ما جدا کرده است. پاره&amp;zwnj;ای از تن&amp;zwnj;مان را در فرهنگ و سنت جا گذاشته&amp;zwnj;ایم. پاره&amp;zwnj;ای که قسمتی از هویت و زنانگی&amp;zwnj;مان است. کسی برای بازگرداندن آن بخش کمک نخواهد کرد. قرار هم نیست کسی کمک کند جز صداهای زنانه&amp;zwnj;ای که صدای واژن خود باشند. واژنی که همیشه ممنوع،&amp;zwnj; گاه کثیف و زشت و &amp;zwnj;گاه منفور خوانده شده است باید لب به سخن بگشاید. داستان آغاز زنانگی، داستان زندگی&amp;zwnj;مان است. درست از همان&amp;zwnj;جایی که اتفاق افتاد و مرز&amp;zwnj;ها شکستند،&amp;zwnj; گاه به خشم و&amp;zwnj; گاه به مهر&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;سینه به سینه نقل این داستان&amp;zwnj;ها، گفتن از تجربه&amp;zwnj;های جنسی بهانه&amp;zwnj;ای برای درک و پذیرش بدن و باز پس گرفتن بخشی از آن است که به تاراج رفته است. لزوم چنین پذیرشی حتی می&amp;zwnj;تواند گذر از خاطرات حوادثی تلخ باشد که رنج زنانگی و نفرت از خود را بر جا گذاشته است. گفتن از تجارب، گامی به سوی گروه درمانی زنانه است. گروهی که پیش از این گفتن آغاز کرده است و آرام آرام شکل می&amp;zwnj;گیرد و به جلو می&amp;zwnj;رود. زنانی چون ایو انسلر، نویسنده امریکایی، که سال&amp;zwnj;ها پیش، نمایشنامه &amp;laquo;تک گویی&amp;zwnj;های واژن&amp;raquo; را به نمایش گذارد. تک گویی&amp;zwnj;های واژن زنانی از بیش از&amp;nbsp;۱۴&amp;nbsp;کشور در سراسر جهان در مورد تجارب جنسی، خاطرات و نگاهشان به موضوعی که طرحش تازه و عجیب بود.&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;حال نیز نسل&amp;zwnj;ها دگرگون شده&amp;zwnj;اند. نسل جدید، رویکردهای تابوشکنانه و طغیان بر علیه آنچه سنت و یا فرهنگ مردسالارانه تعبیر می&amp;zwnj;شود را نمی&amp;zwnj;توان نادیده گرفت اما هنوز آلت تناسلی ما ملکی ست که مردان بی&amp;zwnj;شماری تمایل به فتح آن دارند. مردانی که&amp;zwnj;گاه برای چنین فتحی، تن به جنگ می&amp;zwnj;دهند و قربانی می&amp;zwnj;گیرند. خشونتی که بسیاری از مردان آگاه دیگر را به مقابله و مبارزه برای رفع آن علیه زنان، در کنار زنان وا داشته است. ولی ما هنوز نیازمند مبارزه برای بازپس گرفتن بدنمان هستیم و این مبارزه جز بر پایه جسارت، آگاهی و تقسیم دانسته&amp;zwnj;هایمان اتفاق نخواهد افتاد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span&gt;&lt;em&gt;اولین مطلب&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;از سلسله مطالبی که درباره سکسوالیته نوشته خواهد شد، ماه گذشته با عنوان &amp;laquo;نوشتن از تن و شکستن تابوهای قدرت&amp;raquo; منتشر شد. این مبحث برای اینکه بتواند با بستر جامعه ارتباط برقرار کند نیاز به مشارکت دارد. از همین رو می&amp;zwnj;توانید پیشنهادات خود را در زیر مطالبی که منتشر می&amp;zwnj;شوند ارائه دهید. از سوی دیگر &amp;nbsp;وبلاگی به نام &amp;laquo;&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span&gt;&lt;a href=&quot;http://www.ourfemininity.blogspot.com/&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;زمانی برای گفتن&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&amp;raquo; در راستای به اشتراک گذاشتن تجارب شخصی در مورد موضوعاتی که در این سری مقالات در رادیو زمانه مطرح می&amp;zwnj;شوند، شکل گرفته است که بنابر موضوعی که در وبلاگ پست می&amp;zwnj;شود می&amp;zwnj;توانید به صورت نا&amp;zwnj;شناس &amp;nbsp;تجربه خود را در میان گذاشته و در نگارش مطالب کمک کنید. &lt;br /&gt;
&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/society/women/2011/02/27/2075#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1476">بکارت</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%D9%87">سکسوالیته</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/taxonomy/term/1477">واژن</category>
 <pubDate>Sat, 26 Feb 2011 22:58:51 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">2075 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  <item>
    <title>نوشتن از تن و شکستن تابوهای قدرت</title>
    <link>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%86-%D9%88-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA</link>
    <description>&lt;div class=&quot;fb-social-like-widget&quot;&gt;&lt;fb:like  href=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/content/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%86-%D9%88-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA&quot; send=&quot;false&quot; layout=&quot;box_count&quot; show_faces=&quot;false&quot; width=&quot;500&quot; action=&quot;like&quot; font=&quot;arial&quot; colorscheme=&quot;light&quot;&gt;&lt;/fb:like&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class=&quot;field field-type-text field-field-nevisandeh&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    پریسا کاکایی        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;field field-type-filefield field-field-maghaleh-image&quot;&gt;
    &lt;div class=&quot;field-items&quot;&gt;
            &lt;div class=&quot;field-item odd&quot;&gt;
                    &lt;img  class=&quot;imagefield imagefield-field_maghaleh_image&quot; width=&quot;250&quot; height=&quot;169&quot; alt=&quot;&quot; src=&quot;https://archive.radiozamaneh.com/sites/default/files/zanane2.jpg?1297022992&quot; /&gt;        &lt;/div&gt;
        &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%;&quot;&gt;این نوشتار مقدمه&amp;zwnj;ای است بر سلسه مطالبی که به مساله جنسیت و تمایلات جنسی با بیانی زنانه خواهند پرداخت. موضوعی که اگرچه جدید نیست اما به دلیل پیچیدگی، دریافت&amp;zwnj;های متعدد و در بسیاری مواقع جدیدی از آن را شاهد هستیم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;!--break--&gt;&lt;!--break--&gt;&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;سکسوالیته و اینکه انسان چگونه خود را به عنوان موجودی که دارای اندام جنسی &amp;nbsp;است تجربه و بیان می&amp;zwnj;کند از جهات گوناگونی قابل بررسی است. در عین حال ارتباط تمایلات جنسی با جنسیت چنان تنگاتنگ است که مباحث و نظریه&amp;zwnj;های متفاوتی را شامل می&amp;zwnj;شود. سکسوالیته را اگر به دید بیولوژیکی بنگریم تنها مقاربت و تماس جنسی را می&amp;zwnj;توانیم مورد بحث قرار دهیم حال آنکه رویکرد پزشکی، جنبه&amp;zwnj;های فیزیولوژیکی و روان&amp;zwnj;شناسی این رفتار و نگاه جامعه&amp;zwnj;شناسی ابعاد فرهنگی، سیاسی و قانونی و در &amp;zwnj;&amp;zwnj;نهایت تحلیل فلسفی جنبه&amp;zwnj;های مفهومی، متافیزیکی و هنجاری آن را بررسی می&amp;zwnj;کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;سکسوالیته موضوعی است که به نحوی در بسیاری از علوم انسانی جای خود را برای ایجاد یک مباحثه جدید اما نه مستقل باز می&amp;zwnj;کند و&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان طور که پیش&amp;zwnj;تر نیز اشاره شد در کنار تمامی این رویکرد&amp;zwnj;ها، چگونگی شرح این رفتار غریزی در مورد زن و مرد را به صورت جداگانه نیز باید در نظر گرفت. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;وقتی از تجربه جنسی سخن می&amp;zwnj;گوییم و آن هم در قالب زنانه، فاکتورهای متعددی تعیین&amp;zwnj;کننده چگونگی پیدایش این رفتار، جریان و پایان یافتن آن هستند. این عوامل در دنیای مردانه آنقدر پیچیده و یا ناگفته باقی نمانده&amp;zwnj;اند. چرا که اصولا گفتن از تن زن و از تمایلات زن امر آسانی نبوده و نیست. گذشته از نگاه فرهنگی و اجتماعی جوامعی مثل جامعه ایران، فضای سیاسی حاکم نیز تعیین&amp;zwnj;کننده بوده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;همانطور که جنبش زنان و مطالبات آن&amp;zwnj;ها همیشه مورد نقد بوده که می&amp;zwnj;تواند خواسته&amp;zwnj;ای بعد از آزادی&amp;zwnj;های عمومی، سیاسی و پیدایش دموکراسی باشد یا زمانی که گفتن از حقوق زنان امری لوکس محسوب می&amp;zwnj;شود دیگر گفتن از تن زن برای خود جنبش زنان نیز جسارتی دو چندان است و می&amp;zwnj;توان این عقب&amp;zwnj;نشینی به حق، از پرداختن به چنین مبحثی را در زمانه دشوار آزاد سخن گفتن درک کرد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;بر همین اساس شاید از تن زن و تمایلات او گفتن حرکتی فردی شود که دیگر وابسته به گروه و تشکلی نیست و تنها آغازی برای شکستن تابوهای قدرت&amp;zwnj;مدار مردسالارانه است که این تلاش&amp;zwnj;های فردی را نیز از سال&amp;zwnj;ها پیش شاهدیم و در گوشه و کنار هنوز می&amp;zwnj;توان بقایایی از نوشتارهای تن محور را یافت. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;چرا سخن از تن؟ &lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;از اصلی&amp;zwnj;ترین دلایل آن می&amp;zwnj;توان به این موضوع اشاره کرد که موانع بی&amp;zwnj;شمار مقابل&amp;zwnj;مان در صحبت از تن، موجب آن شده است که حتی به درستی ندانیم چه چیز هنجار و طبیعی است و چه چیز نیست. برای مثال تا سال&amp;zwnj;ها زنان ارضا شدن را تنها بهره مردان از ارتباط جنسی می&amp;zwnj;دانستند و حتی هنوز نیز این تفکر اشتباه در جریان است. بعد از آن هم به دلیل در دسترس نبودن منابع کافی چه مردان و چه زنان راه تغییر این الگو را یا با آزمون و خطا می&amp;zwnj;یابند و یا از تلاش خود دست برداشته و به نقطه آغاز باز می&amp;zwnj;گردند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;تجربه&amp;zwnj;های زنانه را به میان آوردن، جایگاه قدرت را در این رابطه کشف کردن و آن را به اشتراک گذاشتن و حتی قدمی برای کشف تن خود به دست خود برداشتن،&amp;zwnj;&amp;zwnj; همان گفت&amp;zwnj;و&amp;zwnj;گوهایی است که جامعه ایرانی ما حتی در بهترین وضعیت سیاسی نیز نیازمند ریسک آغاز کردن است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;گفتن از تن و نیازهای تن، نیاز همه طبقات اجتماعی و نه امری تزئینی و مختص سرمایه&amp;zwnj;داری است. طبقه مرفه و متوسط با توجه به منابع در دسترس امکانات بیشتری برای پر کردن خلاء گفتمان جنسی دارند تا بخش عمده&amp;zwnj;ای &amp;nbsp;از طبقه کارگر که هنوز نمی&amp;zwnj;داند چگونه باید نیاز تنش را برآورده کند بدون آنکه فرزندی بر فرزندانش اضافه کند و یا اساسا این رابطه را چیزی فرا&amp;zwnj;تر از نیاز تن و راهی برای تولید مثل تلقی کند و نگاهی عمیق&amp;zwnj;تر به آن داشته باشد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;گفتمان تنانه نیاز امروز است تا زن پرورش یافته در جامعه مردسالار بیاموزد مانند مادران و &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;مادربزرگان&amp;zwnj;مان خود را نه زمین مرد که صاحب بدن خود و شریک وی بداند. مفهوم لذت جنسی، حق تصمیم، رابطه قدرت و سکس، حق انتخاب شریک جنسی و تجربه جنسی بدون آنکه مقهور آن شود را شناخته و درک کند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;با سخن گفتن از جنسیت و ارتباط جنسی&amp;zwnj;مان است که می&amp;zwnj;توانیم دریابیم چه رفتاری احساس مثبت و خوبی را موجب می&amp;zwnj;شود و چه رفتاری افراط یا تفریط است؟ چه چیزی زنانه است و کدام مردانه و آیا اساسا زنانه&amp;zwnj;گی یا مردانه&amp;zwnj;گی در این مقوله معنا و جایگاه خاصی دارد؟ چگونه می&amp;zwnj;شود میان این تفاوت&amp;zwnj;ها خطوط مشترکی پیدا کرد یا آن&amp;zwnj;ها را همانگونه که هست پذیرفت؟ چه چیزهایی افسانه&amp;zwnj;های جنسی هستند و چه مواردی واقعیت&amp;zwnj;ها؟ &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;تنها از طریق همین مباحث است که می&amp;zwnj;شود به نیاز طبیعی وجود انسان و احساسات متنوع همراه آن، طبیعی نگاه کرد و آن را به مثابه امری از امور جاری زندگی بررسی و تحلیل کرد. منزوی کردن این مبحث و نپرداختن به آن نه تنها ناآگاهی بیشتری را در سطح جامعه موجب می&amp;zwnj;شود که جریان آن در زیر پوسته&amp;zwnj;ای ناآرام به انفجاری می&amp;zwnj;انجامد که دشواری حل عواقب آن دو چندان است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span&gt;شرم و تصویر زنانه&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;شرم احساسی است که در نهانی&amp;zwnj;ترین بخش وجودی ما مخفی شده است و به ویژه وقتی زمان گفتن از بدن زن و لذت جنسی او فرا می&amp;zwnj;رسد و به حسی مشترک میان زنان تبدیل می&amp;zwnj;شود. آن&amp;zwnj;ها حتی از به زبان آوردن نام اعضای بدن خود نیز شرمگین هستند زیرا در طول سال&amp;zwnj;ها آموخته&amp;zwnj;اند که زنانگی و بدن زن امری شخصی نیست و می&amp;zwnj;تواند تاثیرگذار بر سلامت یک جامعه باشد. سخن نگفتن از بدن و احساسات خود و پوششی بر هر دو گذاشتن تصمیمی است که یک فرهنگ، یک جامعه و البته یک نظام سیاسی برای زن اتخاذ می&amp;zwnj;کند و تخطی از آن&amp;zwnj;گاه به قیمتی گزاف تمام می&amp;zwnj;شود. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;شرم زنانه، بیش از آنکه یک تجربه روانی باشد یک آموخته اجتماعی درباره وجودی انسانی است. این شرم تا آنجا پیش می&amp;zwnj;رود که زن شرمگین&amp;zwnj;تر، ترس به اندازه کافی خوب و زیبا نبودن را نیز با این حس همراه می&amp;zwnj;کند و جسارت به اشتراک گذاشتن آن را هم ندارد تا دریابد بسیاری دیگر نیز در تجربه این حس با او همراهند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;سخن گفتن از تن به ویژه تن زن، نه تنها برای شکستن تابوی جوامعه سنتی بلکه برای از بین بردن تصویر زن ایده&amp;zwnj;آل جوامع پیشرفته نیز هست. این تنها امکانی است که اشتهای سیری ناپذیر جامعه درمانده جنسی را که زنانی بی&amp;zwnj;مثال را تخیل کرده و حسرت همیشه زیبا، سکسی، جذاب و جوان بودن را همراه دائمی آنان کرده، در معرض نمایش می&amp;zwnj;گذارد و غیرواقعی بودن آن را به چالش می&amp;zwnj;کشد. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div dir=&quot;RTL&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;span&gt;از همین روست که ما زنان باید به شهامت از تن گفتن و به اشتراک گذاشتن داستان&amp;zwnj;های شخصی&amp;zwnj;مان دست یابیم و سخن گفتن از زنانگی را آغاز کنیم تا با همدلی، صلح و دوستی با بدن&amp;zwnj;مان را به گونه&amp;zwnj;ای نوین تجربه کنیم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
</description>
     <comments>https://archive.radiozamaneh.com/content/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%86-%D9%88-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA#comments</comments>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/society/women">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86">زنان</category>
 <category domain="https://archive.radiozamaneh.com/category/tags/%D8%B3%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%D9%87">سکسوالیته</category>
 <pubDate>Fri, 04 Feb 2011 15:01:45 +0000</pubDate>
 <dc:creator>Maryam</dc:creator>
 <guid isPermaLink="false">1452 at https://archive.radiozamaneh.com</guid>
  </item>
  </channel>
</rss>